پنجشنبه 5 مرداد 1396

فرش همدان خاک می خورد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،صنایع دستی ،

فرش همدان خاک می خورد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
حسین کندی 68 سال دارد. او بیش از 5 دهه در عرصه مرمت، تولید و صادرات فرش فعالیت کرده است. کندی دبیر اجرایی جشنواره سالیانه فرش استان همدان، نایب رئیس اتحادیه فرش‌فروشان همدان، رئیس شورای فنی فرش استان و از مجموعه‌داران فرش همدان است...
1396/02/03
حسین کندی 68 سال دارد. او بیش از 5 دهه در عرصه مرمت، تولید و صادرات فرش فعالیت کرده است. کندی دبیر اجرایی جشنواره سالیانه فرش استان همدان، نایب رئیس اتحادیه فرش‌فروشان همدان، رئیس شورای فنی فرش استان و از مجموعه‌داران فرش همدان  است. او عضو انجمن طراحان فرش است و25 سال است با سازمان فنی و حرفه‌ای همدان همکاری می‌کند و برگزاری آزمون رفوگران بر عهده اوست او با این سابقه کاری از وضعیت تولید و فروش فرش نگران است. او معتقد است بیشترین آسیب اواخر دهه 80 به این حوزه وارد شده است. برای بررسی وضعیت فرش و قالی‌بافی همدان با حسین کندی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • مهم‌ترین ویژگی فرش همدان چیست؟
بیش از 70درصد تولید فرش استان همدان تجاری است بدین معنی که صادراتی است و خانه‌دارهای ایرانی از آن استقبال نمی‌کنند. فرش همدان ویژگی‌های خاصی دارد؛ اول اینکه پردوام‌ترین فرش ایران است و در گذشته غربی‌ها گرایش بسیاری به خرید این فرش داشته‌اند. دیگر اینکه متنوع‌ترین اندازه ها و سایزهای فرش در همدان هست؛ از فرش کوچک (بی بی)، پشتی زرع چارک، خرک، زرع و نیم، دوزرع، کناره، 6 متری، 12 متری تا 24 متری در همدان بافته می‌شود. شهرهای دیگر 12 و 24متری زیاد دارند اما اندازه‌های دیگر در آنها وجود ندارد.
  • فرش عتیقه و آنتیک چه تفاوتی با هم  دارند؟
آنتیک ممکن است، تازه بافته شده باشد، اما بافت و رنگ و طرح آن درست باشد و ظرافت و نفیس بودن را نیز داشته باشد. این فرش تا 100 سال آنتیک است. اگر شد 101 سال عتیقه می‌شود. در واقع فرش‌هایی که بیش از یک قرن قدمت داشته باشند عتیقه هستند.
  • مهم‌ترین تهدید صنعت فرش همدان را چه می دانید؟
این مسأله عامل مهمی دارد. تورم بیش از حد و تحریم در دولت‌های پیشین باعث شد فرش همدان زمین‌گیر و بیمار شود. پیش از تحریم ما بهترین فرش را با مبلغ 60هزار تومان تولید می‌کردیم حالا با 600هزار تومان نمی‌توانیم تولید کنیم و فرش‌های تولید شده صادر نمی‌شود. در طول چند سال تورم زیادی را شاهد بودیم که باعث شد صادرات و تولید افت کند و فرش ما را نخرند.
  • یکی از تهدیدهای فرش همدان بافت نقشه تبریز با مصالح تبریز در همدان است که بیشتر بافندگان را به سمت خود کشید و طرح‌های استان و حتی فروشندگان مواد اولیه در همدان را دچار ورشکستگی کرد. ارزیابی شما از این تهدید چیست؟
همان تحریم و تورم بود که باعث شد رویکرد تعداد زیادی از نیروهای بافنده جوان و ماهر ما به سمت طرح‌های تبریز و قم برود. البته آنها توفیق چندانی نداشتند و بسیاری از زنان فرش‌باف به سمت بافت تابلو فرش رفتند اما کارشان ضعیف است و کیفیت تابلو فرش‌های تبریز را ندارد. اگر تابلو‌فرش بافت بافندگان تبریزی را 2 میلیون تومان بخرند تابلو‌فرش یک بافنده همدانی را یک میلیون تومان می‌خرند به دلیل اینکه اصلا تابلو فرش کار ما نیست و کار ما قابل رقابت با آنها نیست. بافندگان ما باید فرش همدان را ببافند. کسانی که تابلو فرش می‌بافند به بن بست خورده اند.
  • علت در طرح‌های کامپیوتری نیست؟
مشکلی با نقشه‌های کامپیوتری یا سنتی نداریم، مشکل در خود طرح و نقشه است که متعلق به ما نیست. به طور مثال اگر خودرو ژاپنی را در ایران تولید کنیم هیچ‌وقت آن کیفیت ساخت ژاپن را نخواهد داشت. همدان باید کار خودش را انجام دهد. همدان نمی‌تواند ابریشم عمل بیاورد و ببافد چون ابریشم را ضایع می کند. هر کیلوگرم ابریشم 400هزار تومان است.
  • فرش‌هایی که با مواد ترکیبی تولید می‌شوند چه وضعیتی دارند؟
من مخالفم که ابریشم و پشم مخلوط شود چون عمرشان باهم مطابق نیست. اگر فرش پشمی 200 سال عمر داشته باشد ابریشم 80 سال عمر دارد و باید جدا جدا بافته شوند.
  • فرش همدان از نظر قیمت و ارزش چه تفاوتی با سایر نقاط دارد؟
بافنده ما باید روی طرح‌های بومی کار و نوآوری و ابداع کند. این استان صدها سال سابقه فرش‌بافی و صادرات دارد. فرش همدان بسیار با ارزش است. زرع نیم میشان ملایر اگر پیدا شود 15 میلیون تومان قیمت دارد. استان ما فرش‌های اصیل زیادی دارد مانند فرش سوزن، درجزین و مهربان. مجموعه‌داران همدانی فرش‌های خوبی نگه داشته‌اند.
  • گفته می‌شود یکی دیگر از عوامل رکود کیفیت مواد اولیه است. موضوع کیفیت چیست؟
برخی تولیدکنندگان از پشم خالص استفاده نمی‌کنند و از پلی استر و مرینوس ناخالص استفاده می‌کنند. خریداران خارجی هم تشخیص می‌دهند. تعدادی از همکاران من متاسفانه برای اینکه هزینه کمتری متحمل شوند و سود بیشتری ببرند کارهایی کردند که آسیب زیادی به فرش همدان زد. آنها  چهار نخ بافی را متداول کردند، پود ندادن را شروع کردند و از پشم دباغی ارزان قیمت استفاده کردند که با آهک از پوست گوسفند مرده جدا می‌شود.
 این موضوع خسارت زیادی زد و ما هنوز زیان عملکرد این دوستان را می‌دهیم. من بارها در اتاق بازرگانی، صنعت و معدن اتحادیه فریاد زده‌ام از این مواد استفاده نکنند اما گوش نمی‌دهند و این صنعت را نابود کرده‌اند. امروز نسل جوان ما درگیر تخلف‌های دیروز ما است که از مواد نا مرغوب استفاده کرده‌ایم.
  • چه باید کرد؟
خراب کردن آسان است. یک ساختمان را در 2 روز می‌توان تخریب کرد اما برای ساخت همان ساختمان ممکن است سال‌ها  زمان نیاز باشد. کار فکری، کار عملی، کار اجرایی، سرمایه‌گذاری، به روز شدن، اطلاعات، اتاق فکر و آموزش درست قالی‌بافان لازم است. قالی‌بافان ما همه سنتی هستند. آموزش هم وقت و هم هزینه می‌خواهد. زمان و تجربه پیشکسوتان مانند قالی‌بافان، تولیدکنندگان، رفوگران و قالی‌شویان در حال هدر رفتن است. بنده حاضر هستم همه تجربه‌هایم را رایگان در اختیار مردم قرار دهم اما باید فضا در اختیار ما بگذارند.
  • فاصله عرضه و تقاضا در کجاست؟
امروز بافندگان ما در روستاها خبر ندارند بازار چه چیزی را طلب می‌کند و همان چیزی را تولید می‌کنند که 30 سال پیش تولید می‌کردند. اروپا و سلیقه اروپایی هر روز تغییر می‌کند. آموزش یعنی فکر تولیدکننده را به‌روز کنید. نگاه ما باید تغییر کند تا بتوانیم کالای ارزشمندی مانند فرش را تولید و صادر کنیم.
  • وام هایی که به بافندگان و تولید کنندگان پرداخت شده چه تاثیری در صنعت فرش استان داشته است؟
بیشتر وام‌ها هدر رفت. به هر قالی‌باف 3تا 5 میلیون تومان وام دادند. کسانی که وام گرفتند یا پولدار بودند که به سفر می‌رفتند یا بی‌پول بودند که یک پیکان می‌خریدند، مسافر کشی می‌کردند و دیگر قالی‌بافی نمی‌کردند. به خیلی از مردم وام دادند تا بازار رونق بگیرد اما چون هدف درست نبود اتفاقی نیفتاد. بیکارهایی که وام گرفتند به بیکار بدهکار تبدیل شدند در نتیجه بیشتر وام‌ها بازپرداخت هم نشد.
  • فکر می‌کنید این مشوق‌ها چگونه باید باشد؟
ارزش افزوده این صنعت بسیار بالا است. شما با 200هزار تومان می‌توانید فرش تولید کنید  و 1 تا 2 میلیون تومان بفروشید. سرمایه آنچنانی نمی‌خواهد مگر اینکه یک کارگاه راه‌اندازی کنید که 50 بافنده در آن کار کند.
 ما در کارگاه خودمان52 سهامدار داشتیم. هیچوقت نیاز به وام پیدا نکردیم و دیناری از کسی نگرفتیم. وام‌های پشتیبان به کسانی که بیش از 20 بافنده دارند تعلق می‌گیرد اما کسی استقبال نمی‌کند چون بافنده‌ها از این شغل فاصله گرفته‌اند و فاکتورهای مورد نظر و استانداردهای لازم را ندارند.


برچسب ها: فرش همدان ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

نگاه فانتزی ما به زمین

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،

نگاه فانتزی ما به زمین

نویسنده : حسین زندی

اجتماعی

همزمان با دوم اردیبهشت‌ماه هر سال که روز جهانی زمین پاک نام گرفته است در ایران نیز یادی از زمین و محیط زیست می‌شود اما سؤال مهمی که همچنان بی‌پاسخ مانده تأثیر این نامگذاری در بهبود شرایط محیط زیست کشور است.
چه بپذیریم و چه مخالفت کنیم وضعیت محیط‌زیست ایران بسیار بحرانی است حتی با نامگذاری همه روزهای سال به نام زمین، محیط زیست و درختکاری" مشکل محیط زیست کشور حل نخواهد شد مگر اینکه اراده‌ای جمعی برای رفع این بحران وجود داشته باشد.
کشتار بی‌رحمانه و نابخردانه حیوانات و حیات وحش، قطع درختان و نابودی جنگل‌ها، برداشت بی‌رویه و بدون حساب و کتاب آب سفره‌های زیرزمینی، رهاسازی زباله در طبیعت، آلودگی رودخانه‌ها و چشمه‌ها، افزایش ریزگردها و آلودگی هوا، آلودگی صوتی شهرها و ده‌ها مورد دیگر که این روزها در ایران درگیر آن هستیم، جملگی ره‌آورد نابخردی انسان امروز است، این نابخردی زمانی افزون می‌شود که عامل این اتفاق‌ها و بحران را به قضا و قدر و رویدادهای طبیعی نسبت دهیم و ناکامی و بی‌تدبیری را در سایه عوامل طبیعی پنهان کنیم.
تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که بیشتر این اتفاق‌ها و تخریب‌ها قابل پیشگیری است به شرطی که متولیان بپذیرند محیط‌زیست کشور دچار بیماری است و باید برای درمان آن کوشید. اما چنین رویکردی از سوی مدیران کمتر دیده شده و بیشتر تخریب‌ها در سایه صدور مجوز توسط نهادهای دولتی صورت می‌گیرد. به طور مثال در زمینه مدیریت پسماند، شهرداری‌ها بدترین گزینه را انتخاب می‌کنند؛ در منطقه‌ای زباله‌ها در کنار جاده‌ها رها شده است و در نقطه دیگر پس از تجمیع پسماند هر چند روز یکبار آن را در فضای باز به آتش می‌کشند یا در کنار شهری پس از انباشت زباله آن را در زیر خاک دفن می‌کنند. این اعمال بیشتر توسط عوامل مدیریت شهری و کارکنان شهرداری‌ها انجام می‌شود و در غیاب سازمان‌های مردم‌نهاد، هیچ ‌اعتراض و واکنش اجتماعی‌ را در پی ندارد، مردم نیز آسان‌ترین راه را برمی‌گزینند.
شرایط محیط‌زیست استان همدان نیز از چنین رویه‌ای پیروی می‌کند، خشکسالی، کم‌آبی، نابودی باغ‌ها، تخریب چشمه‌ها، واگذاری‌ منابع‌طبیعی، آلودگی‌هوا‌ و ریزگرد، اذیت و آزار حیوانات توسط جوامع محلی، نبود مدیریت پسماند، وجود نیترات در آب آشامیدنی، صدور مجوز صنایع آلاینده مانند فولادسازی، آمد و شد خودرو‌های غیراستاندارد و مواردی از این دست موجب به وجود آمدن بحران در عرصه محیط‌زیست این استان شده است.
همانطور که اشاره شد گام اول در رفع چنین بحرانی پذیرفتن مشکل از سوی نهادهای حاکمیتی، نهادهای مدنی و مردم است. نقش نهادهای حاکمیتی در نقش قانونگذار و مجری قانون بسیار مهم است به طور مثال در 4 دهه گذشته مجلس کمتر به مسأله محیط زیست پرداخته است وتوجه دولت‌ها به مقوله محیط زیست نیز بنابر گرایش سیاسی نوسان داشته است. هرچند دولت تدبیروامید با شعارهای محیط زیستی وارد کارزار شد اما به دلیل همراه نبودن سایر نهادهای حاکمیتی از جمله مجلس توفیق چندانی در این زمینه نداشته است. البته در روزهای گذشته شاهد بودیم مجلس لایحه هوای پاک را که دولت تنظیم کرده بود با تغییرات کمی تصویب کرد که در صورت اجرایی شدن می‌تواند اتفاق‌های خوبی را در این حوزه رقم بزند اما همانطور که گفته شد کافی نیست.
نبود رشد آگاهی از دیگر موانعی است که راه نابودی زمین و تخریب محیط زیست را هموار کرده است. نقش رسانه‌ها را در این زمینه نمی‌توان نادیده گرفت هرچند برخی روزنامه‌ها و نشریات مستقل این مسأله را به صورت مداوم بازنشر می‌کنند و فضای مجازی نیز مانند ابزاری مهم به کمک آنها آمده است اما رادیو تلویزیون یا رسانه ملی کمترین توجه را به مسأله محیط زیست دارد.
توجه نهادهای آموزشی به مقوله محیط زیست در کنار سایر عناصر یادشده می‌تواند به رفع بحران کمک کند اما به نظر می‌رسد نظام آموزشی کشور موضوع محیط زیست را به رسمیت نمی‌شناسد.
 کارشناسان معتقدند تغییراتی که دولت‌های نهم و دهم در سیستم نظام آموزشی پدید آمد به پسرفت آموزش در کشور انجامید به همین دلیل با نظام فعلی نمی‌توان امیدی به آموزش دانش‌آموزان در تقویت توسعه پایدار داشت.
نهادهای مدنی را می‌توان یکی دیگر از ارکان توسعه پایدار برشمرد اما چه از نظر تعداد و چه از نظر کارکرد تشکل‌های مدنی ایران از نهادهای مدنی افغانستان و شمال عراق ضعیف‌تر هستند هنوز نگاه عمیق به جامعه مدنی از سوی دولت و ملت در ایران وجود ندارد و آنچه امروز با عنوان تشکل‌های مدنی روبه‌رو هستیم محافلی است که در سطح جامعه دست و پا می‌زند. موانع ساختاری در ایجاد تشکل‌ها و دخالت نهادهای حاکمیتی از اصلی‌ترین مشکلات رشد نهادهای غیردولتی در ایران است و زمانی که باور به اصل غیردولتی بودن این نهادها از سوی تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران حکومتی وجود ندارد انتظار معجزه نمی‌توان داشت این مشکلات در استان‌هایی مانند همدان بیشتر از سایر استان‌ها است هرچند گرایش از سوی مردم برای فعالیت نیز در استان بیشتر از دیگر مناطق است.
 اگر رویکرد ایجاد تشکل‌های غیردولتی تغییر کند و تأسیس این نهادها تسهیل شود علاوه بر آموزش جوامع محلی و خانواده ها نظام آموزشی نیز تقویت خواهد شد.
رسیدن به نقطه مطلوب و پشت سر گذاشتن این بحران از عهده یک جریان و نهاد برنمی‌آید، همه ابزارها و نهادها چه دولتی و چه غیردولتی باید همراه شوند و مردم را تشویق کنند تا برای رفع مشکلات زیست‌محیطی تلاش کنند. رسیدن به نقطه مطلوب روزی است که همه شهروندان خود را در برابر زمین مسئول بدانند به طور مثال زباله‌ای تولید نکنند و بر روی زمین نریزند تا عده‌ای آن را جمع‌آوری کنند. با همه مسائل و مشکلاتی که عنوان می‌شود نباید نامید شد و به نظر می‌رسد بهترین رویکرد همگرایی، اراده جمعی برای رفع مشکل با نگاه به آینده است.


پنجشنبه 5 مرداد 1396

تجلیل از صدای خوش آموزش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :موسیقی ،

تجلیل از صدای خوش آموزش

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
جمعه 25 فروردین برنامه موسیقی شب آواز هگمتانه در تالار فجر برگزار شد. این بار این مراسم به بزرگداشت محمدرضا بختیاریان مدرس آواز و خواننده پیشکسوت همدانی اختصاص داشت....
1396/01/29
جمعه 25 فروردین برنامه موسیقی شب آواز هگمتانه در تالار فجر برگزار شد. این بار این مراسم به بزرگداشت محمدرضا بختیاریان مدرس آواز و خواننده پیشکسوت همدانی اختصاص داشت.
در این برنامه گروه موسیقی آوای فاخته به سرپرستی رضا عباسی به اجرای چند تصنیف پرداخت، سپس محمدرضا بختیاریان همراه با نوین خوشنوا و بهنام بیات  یک قطعه آوازی را به میهمانان خود ارائه کرد . همچنین نوین خوشنوا از شاگردان استاد با ارائه زندگینامه و کارنامه هنری او به سخنرانی پرداخت. بختیاریان متولد دی ماه 1323در همدان است. او در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد و به تشویق پدرش به سمت قرائت قرآن کشیده شد و همزمان ردیف آوازی ایران را نیز آموخت و شاگردان زیادی را تربیت کرد. در گفت‌وگوی پیش‌رو کارنامه محمدرضا بختیاریان را از زبان خود او می‌خوانیم.
  • چگونه وارد عرصه موسیقی و آواز شدید؟
 پدرم با شعر و ادبیات مانوس بود و من در کنار شعر و ادب، قرائت قرآن را نیز از پدرم آموختم و این زمینه‌ای برای علاقه من به آواز شد. پدرم قماش فروش بود و در محله بختیاری‌ها زندگی می‌کردیم. بعدها خیابان میرزاده عشقی، رکنی، میدان دانشگاه و خیابان سعیدیه از آن منشعب شد.
  • از دوران تحصیل بگویید.
دوره ابتدایی را به دبستان عارف می‌رفتم که ابتدای سعیدیه قرار دارد. دبیرستان را در دبیرستان پهلوی سابق دیپلم گرفتم و وارد دانشگده دامپزشکی پزشکی دانشگاه تهران شدم. سال 1349 فارغ التحصیل شدم.
  • آموزش آواز از کجا شروع شد؟
پس از آموزش‌های مرحوم پدرم، در دوره دبیرستان با مرحوم فیضی که نام کوچکش را فراموش کرده‌ام و محسن مهاجرانی که او هم از دنیا رفته و صدای خوبی داشتند تمرین می‌کردیم. خارج از دبیرستان البته ما از بزرگانی مانند آقای مغربی بهره می بردیم که شب‌ها در صحرا می‌خواندند. آن زمان متداول بود کسانی که صدای خوبی داشتند در صحرا می‌خواندند. همزمان فلوت را نیز به صورت خودجوش یاد گرفته بودم.  آقای برق لشکری هفته‌ای یک روز به عنوان معلم موسیقی در دبیرستان به ما سلفژ یاد می دادند و سیف‌اله گلپریان معلم نقاشی ما بودند. البته بیشتر در خانواده می‌آموختم و از نوارها و صفحه‌های موسیقی آن زمان مانند  بنان تقلید می‌کردم.
  • با گروه‌های موسیقی همدان ارتباط داشتید؟
با گروه‌های مطرح همدان ارتباط نداشتم تا وقتی که رفتم تهران و اولین برنامه هنری‌ام را در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران اجرا کردم. این کنسرت های دانشگاهی چند نوبت اتفاق افتاد که کمیته فوق برنامه دانشگاه برگزار می‌کرد.
  • از قرائت قرآن بگویید.
آن سال‌ها سازمان اوقاف هر ساله مسابقات قرآنی برگزار می‌کرد که من هم شرکت می‌کردم و هرسال مقام می‌آوردم. چند نوبت نیز به اردوهای اوقاف که در مشهد، شیراز و کردستان برگزار می‌شد، رفتم. اوقاف مسابقات بین‌المللی قرآن را برگزار می‌کرد. دوره لحن، تجوید و صوت و لحن را نزد آقای مولوی در تهران آموختم.
  • چه سالی به همدان برگشتید؟
حدود سال 50 پس از اینکه تحصیلاتم تمام شد به عنوان مسئول دامپزشکی نهاوند منصوب شدم.آن دوره از نوارهای موسیقی و قرائت استفاده می‌کردم چون استادی نبود. سال 1353 رادیو وتلویزیون از قاریان دعوت کردند که نوار کاستی پر کنند و من هم رفتم و نوار پر شد. پس از مدتی نوار من به عنوان دومین اثر آن سال انتخاب شد. مرا به تهران اعزام و تجلیل کردند و مجوزی صادر کردند. سال 61 هم به عنوان قاری ممتاز استان برگزیده شدم که ما را به مکه فرستادند.
  • در تهران به کلاس‌های آواز چه کسانی می‌رفتید؟
در تهران کلاس آواز به صورت حرفه‌ای نرفتم اما در محافلی که شرکت می‌کردم از کسانی که اهل خواندن و نواختن بودند می‌آموختم. از روی آلبوم‌ها ردیف آوازی را فراگرفتم.
  • در همدان چه برنامه‌هایی اجرا کرده‌اید؟
کنسرت‌های من در همدان بیشتر مربوط به همین اواخر است که در کنسرت‌های آموزشگاهی با جواد مرادیان شرکت داشته‌ام و به عنوان یکی از بنیانگذاران انجمن ادبی باباطاهر هر جمعه صبح در آرامگاه باباطاهر به اجرای برنامه می‌پردازم. من در 30 سال گذشته  بیشتر به آموزش مشغول بوده‌ام و همزمان به شاگردانم آواز ایرانی و قرائت قران تدریس می‌کردم. علاقه‌مند بودم مانند قاریان عرب نغمه‌های قرآنی را آموزش دهم. به طور کلی بیشتر کارهای من در محافل بود و من آواز محفلی را دوست دارم .
  • تدریس آواز چطور؟
مدت 3سال در آموزشگاه هزاردستان آواز تدریس می‌کردم اما فقط اکنون در خانه آموزش می‌دهم. معتقدم در کلاس‌های آواز نباید تعداد شاگردان بیشتر از دو یا سه نفر باشد چون جمعیت زیاد باعث می‌شود آموزش غلط شکل بگیرد و تحت تاثیر شاگردان به بیراهه رود. باید فرد فرد آموزش دهیم. این روزها در خانه آواز با علی اصغر طاهری مشغول کار هستیم.
  • سبک آموزشی شما بر اساس کدام ردیف آوازی است؟
تا پیش از انقلاب ما ردیف منسجم و تدوین‌شده‌ای نداشتیم تا اینکه ردیف عبداله خان دوامی با تار مرحوم محمدرضا لطفی منتشر و سال 1362 ردیف مرحوم محمود کریمی منتشر شد. به نظر من بهترین ردیف مربوط به استاد کریمی است. البته ردیف‌های دیگری هم آمد از جمله رضوی سروستانی، حسن گلپایگانی، ادیب خوانساری، اقبال آذر، حسن کسایی، منتشری و طاهرزاده اما کامل‌ترین آن کریمی است و من هم از این کار استفاده کرده‌ام. البته کسی که 40 سال آواز کار می‌کند باید سبک و صوت و لحن خودش را داشته باشد.
  • علاوه بر آواز چه فعالیتی در این حوزه دارید؟
مقاله‌ها و جزوه هایی در زمینه آواز نوشته‌ام که در زمینه صوت و لحن، موسیقی قرآنی و حرمت آن است. تصنیف‌ها و شعرهایی هم ساخته‌ام.
  • وضعیت آواز استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همدان هنرمندان خوب و از نظر هنر جایگاه خوبی دارد اما باید انسجام خوبی بین هنرمندان ایجاد شود. در شهرستان‌ها ارتباط کمتری با مرکز داریم، این ارتباط باید بیشتر شود. افرادی مانند کوثر نژاد، ناصر مهروز، جعفرپور، جمشید صفاریان، علی اصغر طاهری و اصغر بابایی از هنرمندان خوب همدان به شمار می‌روند و ارتباط خوب و خاطرات خوبی داریم. موسیقی پاپ آواز ما را تحت تاثیر قرار داده است. البته آواز میراث فرهنگی ما است و هرگز از بین نخواهد رفت. گذشتگان به ما تحویل داده‌اند ما نیز باید آن را حفظ کنیم.
  • شما ساز هم می‌نوازید؟
پس از مدتی متوجه شدم خواننده بهتر است همراه آواز به یک ساز نیز احاطه داشته باشد. حدود  15 سال پیش شروع به آموختن سه تار کردم و پس از آن همزمان با آموزش آواز، سه تار نیز می‌نوازم.
  • ارتباط قرائت  قرآن و آواز در کجاست؟
خواندن یعنی صدا و آواز دو فاکتور دارد؛ یکی لحن است و دیگری صوت. پس از این دو مورد باید به فن بیان هم آشنا باشیم. به طور مثال در قرائت تجوید مهم است که چگونه بیان می‌کنیم و در آواز شیوه و فن بیان شعر مهم است که چگونه بیان می‌کنیم. کسانی که قرآن را به درستی آموزش می‌بینند می توانند ردیف‌های آوازی را سریع‌تر یاد بگیرند چون قرآن براساس مرکب‌خوانی قرائت می‌شود  و وسعت خوبی از لحاظ صوت و لحن دارد.


برچسب ها: آواز همدان ، موسیقی همدان ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

سیری درشیرین‌سو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،زیست بوم ،

سیری درشیرین‌سو

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
تالاب شیرین‌سو این روزها با بارش نزولات جوی حال و هوای بهتری پیدا کرده است. فصل بهار بهترین فرصت است تا سری به این جاذبه گردشگری و دیگر دیدنی های شهر شیرین سو بزنید....
1396/01/29
  تالاب شیرین‌سو این روزها با بارش نزولات جوی حال و هوای بهتری پیدا کرده است. فصل بهار  بهترین فرصت است تا سری به این جاذبه گردشگری و دیگر دیدنی های شهر شیرین سو بزنید.

دیدنی‌ها
شیرین‌سو علاوه بر تالاب، مناطق و مکان‌های دیدنی زیادی دارد. سنگواره‌های گاو دریایی که گفته می‌شود مربوط به 10 میلیون سال پیش است از آن جمله است که در ساختمان شهرداری شیرین‌سو به نمایش گذاشته شده است. معدن مخروبه شیرین‌سو یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری این شهر است که  سنگوارها نیز آنجا کشف شده است.
روستای اکنلو یکی دیگر از جاذبه‌های منطقه است که آزمایشگاه  پاستور و موزه پروفسور بالتازار در آن قرار دارد. این روستا در فاصله 138 کیلومتری شهر همدان و 30 کیلومتری شهر شیرین‌سو قرار گرفته است.
اکنلو از روستاهای هدف گردشگری استان همدان است. حضور پروفسور بالتازار فرانسوی نیم قرن پیش، وجود مرکز انستیتو پاستور و یک قلعه قدیمی که امروز بزرگ‌ترین کتابخانه روستایی ایران به شمار می‌آید، از اکنلو روستایی ساخته که زبانزد بسیاری از علاقه‌مندان علم پزشکی و گردشگری است. به سخن دیگر می‌توان آن را پایلوت گردشگری سلامت در کشور دانست.
منطقه شیرین‌سو یکی از متنوع‌ترین زیستگاه‌های گیاهان دارویی کشور است و کوه‌های بسیاری از جمله باباخنجر و بوقاطی را در خود جای داده که مورد علاقه کوهنوردان است. همه این موارد در کنار تالاب دائمی، شیرین‌سو را به یک جاذبه مهم گردشگری مبدل کرده است.  

تالاب شیرین‌سو
تالاب شیرین سو از جمله تالاب‌های مصنوعی ایران است که به زیستگاه گونه‌های مختلف جانوری و پرندگان منطقه تبدیل شده است و ده‌ها گونه پرنده در این زیستگاه زندگی می‌کنند. منطقه شیرین‌سو زمستان‌های سردی دارد و گاهی به دلیل یخبندان و سرمای زودرس بیشتر پرندگان مهاجرت می‌کنند. این تالاب در مسیر جاده شهرستان کبودراهنگ به زنجان و در کنار روستای شیرین سو واقع شده است.  آب تالاب از طریق چشمه‌های دائمی و بارندگی‌های فصلی تامین می‌شود و بخشی از آن توسط یک سد کوچک به مصرف کشاورزی می‌رسد. مساحت  کل محوطه اطراف تالاب بیش از 300 هکتار و مساحت دریاچه تالاب حدود 50 هکتار است. البته مساحت این تالاب به تناسب میزان بارندگی در سال‌های مختلف متغیر است. این تالاب دارای منابع آبی متعدد است که به خاطر این حوضه‌های آبریز دائمی، میزان آبدهی بالای آنها، شیب مناسب و رطوبت نسبی براساس مطالعات تخصصی و علمی به لحاظ شاخص‌های اقلیم گردشگری مناسب به‌ویژه در فصل‌های بهار و تابستان است. تالاب شیرین‌سو در محور مواصلاتی همدان – زنجان قرار دارد و با توجه به اینکه تردد مسافران استان‌های شمال غرب و غرب از این مسیر بسیار زیاد است، می‌تواند بهترین مکان برای استراحت و تفریح مسافران و همین‌طور علاقه‌مندان به ماهیگیری و پرنده‌نگری باشد.

گونه‌های جانوری و گیاهی
در تالاب شیرین‌سو 54 گونه پرنده شناسایی شده که جزو پرندگان كم نظیر و ارزشمند ایران به شمار می‌روند. گونه‌هایی چون مرغابی، غاز، چنگر، كشیم بزرگ، خوتكا، لک ‌لک سفید، آووست، چوب پا، حواصیل خاكستری، حواصیل ارغوانی، اگرت بزرگ، كشیم كوچک، سر سبز، اردک نوک‌سبز، كاكایی سر سیاه، سلیم طوقی، تلیله كوچک، پرستوی دریایی نوک کلفت، تنجه، آنقوت، فیلوش باکلان بزرگ، کشیم بزرگ، باکلان کوچک، بوتیمار کوچک، فلامینگو، کاکایی نقره‌ای، دم جنبانک ابلق، گاو چرانک و حواصیل شب از جمله پرندگان این تالاب به شمار می‌آیند. این تالاب همه ساله در فصل مهاجرت پذیرای تعداد زیادی پرندگان آبزی و کنار آبزی است. حداکثر جمعیت پرندگان در تالاب شیرین سو، اردیبهشت ماه است. کارشناسان وجود پرندگان در این منطقه را نشانه‌ای از سلامت محیط پیرامون تالاب می‌دانند. علاوه بر انواع مرغ  و پرندگان، پستاندارانی مانند سنجاب زمینی و خرگوش نیز محوطه اطراف تالاب را به عنوان زیستگاه خود قرار داده‌اند و یکی از کلونی‌های مارها به شمار می‌رود. به لحاظ وضعیت پوشش گیاهی نیز گونه‌های درمنه، گون، خانواده‌های نعنائیان، چتریان، شب بو، گل گاوزبان، گندمیان و بقولات پوشش غالب منطقه است.  تنوع اکولوژیک بالای منطقه نیاز اساسی به برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی دارد. به همین دلیل با پیگیری‌های به‌عمل آمده از اسفند سال 89 تالاب به مدت 5 سال از سوی شورای عالی حفاظت محیط زیست به عنوان منطقه شکارممنوع معرفی شد.
شهرستان کبودراهنگ با دارا بودن منطقه شکارممنوع تنها 4 محیط‌بان دارد و یکی از مشکلات اداره محیط زیست این شهرستان کمبود نیروی انسانی است.

طرحی برای گردشگری شیرین‌سو
حسین زندی
فعال محیط زیست

مقام‌های استانی و شهرستانی از تالاب شیرین‌سو به عنوان یک ظرفیت گردشگری نام می برند اما اقدامی برای جلوگیری از خشک شدن تالاب، و مهاجرت پرندگان انجام نمی‌شود زباله‌هایی که در اطراف تالاب وجود دارد. پوشش گیاهی و جانوری را تهدید می‌کند و فضا و منظر تالاب را تخریب.در آخرین جلسه کارگروه گردشگری مصوب شد شهرداری شیرین‌سو به عنوان متولی واحد به فرماندار معرفی شود.پس از واگذاری مدیریت تالاب به شهرداری، این نهاد در نظر دارد طرحی را برای توسعه شیرین‌سو با رویکرد گردشگری به کارگروه گردشگری ارائه دهد. به نظر می‌رسد بدون در نظر داشتن ضرورت های اقلیمی و موانع توسعه پایدار این مهم امکان‌پذیر نیست.برای رفع این موانع بهتر است این طرح به صورت فازبندی شده اجرا شود.یکی از نگرانی‌های فعالان محیط زیست، مساله جاده شیرین‌سو به زنجان است. این جاده از نزدیکی تالاب می‌گذرد و تردد خودروها در این مسیر تهدیدی برای قلمرو و زیستگاه اصلی سنجاب‌ها که در این منطقه استقرار دارند، به شمار می‌رود. پیشنهاد فعالان محیط زیست انتقال این جاده در قالب  یک کمربندی با فاصله‌ای دورتر به شرق شیرین‌سو است.یکی از مشکلاتی که در اجرای طرح‌های صنعتی و گردشگری وجود دارد، مشکل پسماند و فاضلاب است. این نگرانی نیز درباره طرح گردشگری شیرین‌سو وجود دارد که  انتقال فاضلاب منطقه گردشگری از طریق کانال‌ها و سیستم‌های استاندارد صورت نگیرد و پس از اجرای طرح تالاب آلوده شود.پیش از اجرای این طرح در حاشیه تالاب تعدادی آلاچیق ساخته شده که باید جمع آوری شود و به نقطه دورتری انتقال یابد.
مسئولان باید توجه داشته باشند حساسیت‌هایی که در تالاب شیرین سو وجود دارد بسیار مهم است و باید گردشگرانی جذب شوند که با تعاریف و استانداردهای گردشگری آشنا باشند.در غیر این صورت تالاب شیرین‌سو نیز به مرکزی برای پختن کباب و تجمیع زباله تبدیل خواهد شد. گردشگرپذیری منطقه باید با رویکرد حفاظت از تالاب و پرندگان و سنجاب‌ها باشد و مسئولان باید فکر قایق سواری و ماهیگیری را از سر به در کنند.برای توسعه پایدار گردشگری در منطقه شیرین‌سو پیشنهادهای وجود دارد که از الگوهای موفق در جهان بهره‌گیری می‌شود. ایجاد مرکز بازدیدکنندگان و یک موزه تاریخ طبیعی با استفاده از گونه‌های تاکسیدرمی  شده اکنلو یکی از این موارد است.
اقامتگاه‌ها، هتل‌ها و فروشگاه‌ها باید در داخل یا حاشیه شهر مستقر شود تا علاوه بر ارتباط فرهنگی درآمدزایی مناسبی برای شهروندان داشته باشد.گونه‌هایی مانند گوسفند نژاد مهربان و فرش مهربان که یکی از معروف‌ترین نقشه‌های فرش استان است می‌تواند در قالب این طرح به جهانیان معرفی شود.علاوه بر غارهای کتله خور و علی‌صدر که در شعاع 80 کیلومتری این منطقه قرار دارند، وجود روستاهای تاریخی باشقورتاران و اکنلو همچنین جاذبه‌های طبیعی و تاریخی کبودراهنگ می‌تواند در قالب مسیری برای گردشگری به گردشگران معرفی شود. معدنی که فسیل‌ها در آن کشف شده در غرب تالاب با فاصله چندصد متر در کوه یاستی داغ واقع شده است. این معدن یکی از کم‌نظیرترین معادن ایران است و می‌تواند به یک جاذبه مستقل یا مکمل در شیرین‌سو تبدیل شود و علاقه‌مندان به گردشگری معدن را به شیرین‌سو جذب کند. در نظر گرفتن این محوطه در قالب طرح توسعه گردشگری شیرین‌سو بسیار مهم است و حتی در صورت خشک شدن تالاب به تنهایی می‌تواند گردشگرپذیری شیرین‌سو را تضمین کند. کوه یاستی داغ علاوه بر معدن دارای یک غار کوچک طبیعی به نام ایوان قیه است و انواع فسیل‌های موجود در دامنه این کوه جاذبه‌ای کم‌نظیر را در شیرین‌سو به وجود آورده است.  همچنین کوه‌های ساری قیه و گونای در شمال شرقی تالاب بهتر است به منطقه حفاظت شده تبدیل شود تا بار دیگر گونه‌های جانوری و گیاهی منطقه را پناه دهد. حفاظت از خانه‌های قدیمی شیرین‌سو در قالب اقامتگاه بومگردی و بازسازی حمام تاریخی به عنوان یک جاذبه می‌تواند به ماندگاری گردشگر در منطقه کمک کند.


برچسب ها: شیرین سو ، تالاب شیرین سو ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

از الکترونیک تا روان‌شناسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

از الکترونیک تا روان‌شناسی

نویسنده: حسین زندی / خبرنگار -همدان
امیر بهادر بهاری متولد 1362 در همدان است...
1396/01/28
امیر بهادر بهاری متولد 1362 در همدان است. تحصیلات او در رشته الکترونیک است اما علاقه به روان‌شناسی او را به سمت مطالعه و نوشتن کشاند. اولین کتاب بهاری با عنوان «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» به تازگی روانه بازار شده و خردادماه سال جاری در همدان رونمایی خواهد شد. او در این گفت وگو از کتاب خود می‌گوید.
  • از چه زمانی به نوشتن علاقه‌مند شدید؟
علاقه من از آغاز نوجوانی به کتابها و مقالات روان‌شناسی بود. در دوران دانشگاه به وسیله یکی از استادان دانشگاهی با کتاب «موفقیت نامحدود در 20 روز» آنتونی رابینز آشنا شدم و چون آن استاد گرامی نفوذ زیادی روی بنده داشت به خواست ایشان کتاب را با دقت فراوان خواندم و تاثیرات فوق العاده‌ای در زندگی خودم مشاهده کردم. از آن پس به کتب، فیلم ها، سمینارها و مقالات روان‌شناسی بسیار علاقه مند شدم و به مدت 15 سال هر روزه به اطلاعات خودم در این زمینه افزودم.
  • این آغاز، چطور به انتشار کتاب انجامید؟
رفته رفته هر چه بیشتر با علم روان‌شناسی آشنا شدم و تاثیر آن را در زندگی خود دیدم متوجه شدم که بزرگ‌ترین روان‌شناسان که بیشتر آمریکایی هستند غالب آموزش‌ها و مطالب را برای مردم و فرهنگ مردم آمریکا و کشورهای اروپایی ارائه می دهند. بیشتر این مطالب با فرهنگ و دین مردم ما بیگانه هستند و نمی توانند آن‌طور که باید، در مردم و اقشار مختلف جامعه ما نفوذ کنند. مطالب روان‌شناسی به گونه‌ای هستند که در ابتدا تاثیر بسیار زیاد و خوبی روی انسان می گذارند و شور و انرژی زیادی برای تغییر در روش زندگی و نوع نگرش انسان به زندگی در راستای رسیدن موفقیت ایجاد می کنند اما متاسفانه با گذشت زمان رفته‌رفته به دست فراموشی سپرده می شوند و انسان به همان رفتارها و عادات پیشین خود ادامه می دهد. بنابراین تصمیم گرفتم برای خودم جزوه ای تهیه کنم و مدام مطالب را مرور کنم تا دچار فراموشی و بازگشت به افکار منفی گذشته نشوم. جزوه را که آماده کردم به صورت دوره‌ای (تقریبا ماهانه) مشغول مطالعه شدم و چون استمرار داشت نتایج بسیار خوبی در زندگی و افکار خودم گذاشت. بنابراین تصمیم گرفتم جزوه را کامل‌تر کنم و تمام تلاشم را در راستای ساده‌نویسی و خلاصه‌گویی مطالب کردم تا جزوه را به صورت کتابی کامل به همه مردم ارائه کنم.
  • در این مسیر از چه کسانی تاثیر پذیرفتید؟
بخش عمده ای از آموخته های من از آموزه های روان‌شناسان ایرانی بوده و کمک زیادی به من کرده اند از جمله دکتر احمد حلت، علیرضا آزمندیان، محمود معظمی و مخصوصا استاد گرامی بنده علی محمدیان. همچنین از روا‌ن‌شناسان موفق دنیا آنتونی رابینز، برایان تریسی، فلورانس اسکاول شین و نیز نهج البلاغه حضرت علی (ع) تاثیر بسیار زیادی در افکار و عقاید بنده داشتند.
  • کارهای نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
خیر. متاسفانه در وادی نویسندگان غریبم و با شخص و آثار هم استانی هایم آشنایی ندارم. اما خیلی علاقه دارم که افتخار حضور در جمع آنها را داشته باشم.
  • در مورد کتاب «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» صحبت کنید.
بازرترین نکته در مورد کتاب «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» وجود تمرینات عملی در انتهای فصل و ساده‌گویی و خلاصه‌گویی مهم‌ترین آموزه های روان‌شناسی است. به نظر من بزرگ‌ترین آفت علم روان‌شناسی عملی نکردن آموخته‌هاست چراکه ایجاد تغییر در نوع نگرش، رفتار و روش زندگی کار ساده‌ای نیست و نیاز به تمرین و ممارست فراوان دارد. در سال‌های ابتدایی بنده بعد از مطالعه کتابی در این زمینه شور و انرژی فراوانی در خود احساس می کردم و با تمام وجودم می‌خواستم تغییری در زندگی ام ایجاد کنم اما همیشه این سوال در ذهنم بی جواب می‌ماند که حالا باید چه  کار کنم؟
  • می‌خواهید بگویید کتاب شما مباحث روان‌شناسی را به صورت کاربردی ارائه می‌کند؟
بله. وجود تمرینات عملی در انتهای هر فصل از کتاب  باعث تغییر از حالت شعار دادن و تخیل، به عمل‌گرایی و نتیجه‌گرفتن می‌شود و احتمال فراموش کردن مطالب بسیار کاهش پیدا می کند. از طرفی در برخی کتاب های روان‌شناسی مطالب بسیار خسته‌کننده و پیچیده به نظر می رسد مخصوصا کتب نویسندگان خارجی که بعد از ترجمه مقداری تغییر در محتوای آنها به وجود می آید. در نوشتن این کتاب تمام تلاشم را در ساده‌نویسی و خلاصه‌گویی انجام دادم. فکر می کنم طراحی های هنرمندانه علی حیدریان و فریبا منوچهری و همچنین ویراستاری دقیق معصومه مجد باعث درک بهتر مطالب شده و کتاب را برای مخاطب جذاب کرده است.
  • فکر می‌کنید کار شما چه تاثیری بر روی کسانی که به دنبال موفقیت هستند خواهد گذاشت؟
قطعا در صورتی که خوانندگان به تمرینات کتاب عمل و آن را به صورت دوره ای مطالعه کنند نتایج شگرفی در زندگی خود خواهند دید.
  • مخاطب شما چه طیفی از جامعه است؟
هر فردی که به دنبال رشد و موفقیت باشد، مخاطب این کتاب است و هیچ محدوده سنی و طیفی وجود ندارد. تنها گزینه «خواستن واقعی» است. یک نقطه در زندگی هر انسانی وجود دارد که به آن نقطه عطف می گویند. جایی که انسان واقعا طالب موفقیت باشد و بخواهد تغییری در زندگی خود ایجاد کند. رسیدن به نقطه عطف برای دستیابی به موفقیت واقعی و نامحدود «الزامی» است.
  • کار نوشتن و انتشار کتاب را ادامه خواهید داد؟
بله، کتاب بعدی به صورت تخصصی مربوط به زندگی مشترک و روابط زناشویی و مهارت های همسرداری است که البته با وسواس زیادی که در ارائه مطالب دارم زمان زیادی صرف این کتاب خواهد شد. در آینده نزدیک قصد ساختن سریالی با مضمون مهارت های زندگی را دارم. مدت زمان هر قسمت از سریال 3 تا 5 دقیقه است و به مشکلات و نوع برخورد ما با آنها و همچنین نوع برخورد با افراد مخلتف جامعه در وقایع مختلف می پردازد.
مهارت‌های فردی، اجتماعی و همچنین همسرداری به صورت کاملا عملی و با نمایش داستان در مدت زمان کوتاهی به مردم آموزش داده می شود. در هر قسمت از سریال نوع برخورد غلط و عواقب آن به نمایش در می آید و سپس نوع برخورد صحیح و دستاوردهای ناشی از آن را به نمایش خواهیم گذاشت. بعد از چاپ کتاب دوم، نوشتن فیلمنامه های این سریال را آغاز خواهم کرد.
  • شما کتابتان را به ناشر نسپردید و به صورت ناشر-  مولف منتشر کرده اید. وضعیت نشر استان را چگونه می بینید؟
متاسفانه ناشران شرایط بسیار غیر منصفانه ای به بنده پیشنهاد دادند که منجر به این شد که تصمیم گرفتم کتاب را خودم به صورت ناشر مولف به چاپ برسانم و از طریق وب‌سایت و فضای مجازی به صورت سفارش اینترنتی بفروشم. در خصوص نشر استان بنده در جایگاهی نیستم که نظری بدهم چرا که نویسنده‌ای تازه کار هستم و تجربه و مهارتی در زمینه انتشارات ندارم.
  • برای ترغیب مخاطبان به کتابخوانی چه راهکاری وجود دارد؟
متاسفانه با توجه به هجوم مردم کشورمان به سمت فضای مجازی اغلب مردم زمان بسیار کمتری برای مطالعه دارند. به نظر بنده می توان از همین فضا برای ترغیب مردم به کتابخوانی استفاده کرد. به این صورت که با ایجاد کانال ها و گروه ها در فضای مجازی اقدام به ارائه مطالب مفید و جذاب در زمینه‌های علمی، هنری و روان‌شناسی و حتی تبلیغات برای خرید کتاب به صورت اینترنتی  یا فروش و ارائه کتب صوتی به صورت مجازی کرد.
قطعا این نوع وقت گذرانی در فضای مجازی بسیار بهتر از تلف کردن وقت برای دیدن مطالب بی‌تاثیر است. در حال حاضر کتاب «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» به صورت نرم افزار گوشی موبایل در آمده و در قالب متنی و صوتی (گویا)   به زودی در اختیار مخاطبین قرار می گیرد.


پنجشنبه 5 مرداد 1396

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،کتاب ،

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

نویسنده: حیدر زند خبرنگار -همدان
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد....
1396/01/27
 رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد.
مریم رازانی آذرماه سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد، بخشی از زندگی خود را در زادگاهش گذراند و حدود 3 دهه است به همدان مهاجرت کرده و در این شهر زندگی می‌کند. او یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیگران زن در همدان است و علاوه بر حوزه تئاتر، آثاری را در زمینه شعر، داستان و نقد ادبی منتشر کرده است. به بهانه انتشار کتاب «هنوز هیچکس نیستم» با این نویسنده گفت‌وگو کرده‌ایم که با هم می‌خوانیم.
  • تحصیلات شما در چه حوزه و رشته‌ای است؟ چگونه به نوشتن علاقه‌مند شدید؟
در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تحصیل کرده‌ام. کودکی‌ام سرشار از شنیدن داستان‌های اساطیری، عیاری و بومی با صدای پدر بود که گاه با صدای حزین نی او عجین می‌شد. علاقه به نوشتن از زمان تحصیل در مدرسه ابتدایی در من آغاز شد. از آن هنگام قلم و کاغذ همراهان همیشگی‌ام بوده‌اند اما تا سال‌های زیاد قلم را به کار نگرفتم زیرا عشق به خواندن و شنیدن که از کودکی با من رشد کرده و هنوز در هر لحظه زندگی‌ام حضور دارد، کمتر از علاقه‌ام به نوشتن نبود. حالا هم خودم را بیشتر یک کتابخوان عاشق می‌دانم تا یک نویسنده. مطالعه صدها اثر از نویسندگان، شاعران و تاریخ‌نویسان کشورم و نویسندگان دیگر کشورها موجب ‌شد تا کمتر دست به قلم ببرم. کار نوشتن را به صورت پیگیر از سال 63 آغاز کردم.
  • از چه کسانی تاثیر پذیرفتید؟
هیچکس نمی‌تواند به طور قطع بگوید از چه کسانی تأثیر پذیرفته است. همیشه روح سیالی را که در آثار نویسندگان و شعرا بوده دنبال کرده‌ام. مگر می‌شود در شعر مثلا بگوییم حافظ، یا اخوان و یا در نثر این نویسنده یا آن مترجم؟ «کویر» دکتر علی شریعتی نه تنها در خوانش نخست، بلکه با هربار خوانش، مانند کتابی مقدس مرا به ستایش و سجود واداشته است.
  • بین شعر و داستان کدام جایگاه مهم‌تری برای شما دارد؟
شعر و داستان دو پادشاه خیالم هستند. هر فصل یکی بر تخت می‌نشیند و دیگری با آن به جدال بر می‌خیزد. من هم شادمانه و کودکانه این جدال برابر را به تماشا می‌نشینم.
  • کارهای نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
کارهای نویسندگان همدانی را مشتاقانه دنبال می‌کنم و برای همنوا شدن با ایشان به خود می‌بالم. سال گذشته درباره اثر ارزشمند «... و اما آن شب برفی» حسین صفی، «مادستان» حسین زندی و چند اثر دیگر نقدهایی نوشتم که در روزنامه همشهری همدان به چاپ رسید.
  • اولین کاری که از شما منتشر شد چه بود و در کجا؟
اولین کاری که جرأت کردم برای چاپ بفرستم شعری بود به نام «کشف» که در روزنامه کیهان سال 64 به چاپ رسید.
  • چه کارهایی از شما منتشر شده است؟
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نخستین اثری است که از من به چاپ می‌رسد. سال‌ها نوشته‌هایم را در قالب داستان‌های کوتاه، شعر و مقاله با نام مستعار مریم آزاد و سپس با نام خودم به مجله‌ها و روزنامه‌ها ارسال می‌کردم و اغلب به چاپ می‌رسید. از میان آن‌ها می‌توانم به داستان کوتاه «کابوس» درمجله آدینه سال 67 که با نام مریم آزاد به چاپ رسید و داستان «نگاتیو» در روزنامه آزادگان سال 79 با نام خودم اشاره کنم.
  • موضوع کتاب «هنوز هیچ کس نیستم» چیست ؟
«هنوز هیچ کس نیستم» را با نگاه به داستان «مسخ» فرانتس کافکا نوشتم. می‌خواستم به «گرگوار زامزا یا به قولی سامسا»، شخصیت داستان مسخ فرصتی بدهم تا یک بار دیگر بخت خود را برای زندگی در جهانی که به نظرم دیگر متحول شده بود، بیازماید.
  • این کتاب قرار است چه جایگاهی در ادبیات داستانی ایران داشته باشد؟
جایگاه هر کتاب را نه نویسنده که خود کتاب تعیین می‌کند. می‌شود در یک کتاب به انسان، تاریخ، جامعه، جهان و حتی روان انسان‌ها پرداخت و هیچکدام را انگیزه اصلی یک نویسنده قلمداد نکرد. همه مسائل انسانی چون تار و پود در هم تنیده‌اند. خواننده هم کتاب را با جهان‌بینی خاص خود تحلیل می‌کند. می‌شود در یک شعر عاشقانه کوتاه مانیفست را هم کشف کرد. من هم به قول حافظ سرفرو برده‌ام در این جا تا کجا سر برکنم.
  • مخاطبان این کار چه کسانی هستند؟
 مخاطبان این کتاب جوانانی هستند که به دلایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و یا شخصیتی دچار انفعال شده‌اند و البته کسانی که آگاهانه یا ناخودآگاه این نیروی عظیم را به انفعال کشیده و واداشته‌اند.
  • علت این که کارتان را به ناشر همدانی نسپردید چه بود؟
اول اینکه ناشران همدانی را نمی‌شناختم. چند سال پیش، بعد از شرکت در یک مسابقه به نام «جایزه ادبی این روشنای نزدیک» و چاپ یکی از داستان‌هایم در کتابی به نام «راز کوچه‌های آجری» این کتاب را برای انتشارات سخن گستر- ناشر همان کتاب – فرستادم. انتظارم برای چاپ کتاب از دو سو بیهوده ماند. ظاهرا کتاب در میان آثار بی‌شمار ارسالی که از طریق همان جایزه ادبی ارسال شده بود نا خوانده ماند. خود من هم بیش از یکی دوبار پیگیر نشدم. عزیزترین دوستم ناگهان در بستر بیماری افتاده بود و دیگر به هیچ چیز جز وجود ایشان نمی‌اندیشیدم. پس از 7 سال به خواست خود ایشان دوباره برای چاپ اقدام کردم و این بار به نتیجه رسید.
  • کار بعدی شما چیست؟
کتاب دیگری که آن را هم از سال‌های دور آغاز کرده بودم و نیمه‌تمام مانده بود پس از وقفه‌ای ناگزیر، به پایانش نزدیک می‌شود. فعلا نام «عروسی مگی» را برای آن برگزیده‌ام تا خود چه بخواهد و چه شود.


برچسب ها: مریم رازانی ، انتشارات آرادمان ، هنوز هیچکس نیستم ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

خانه‌های بوم‌گردی؛ جاذبه جدید گردشگری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،

خانه‌های بوم‌گردی؛ جاذبه جدید گردشگری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
هزینه زیاد اقامت در هتل‌های همدان و نبود رقابت در هتل‌داری سال‌هاست وضعیت اسکان و اقامت گردشگران را درهمدان با چالش روبه رو کرده است اما سال 1395 اتفاق خوبی در استان افتاد....
1396/01/27
هزینه زیاد اقامت در هتل‌های همدان و نبود رقابت در هتل‌داری سال‌هاست وضعیت اسکان و اقامت گردشگران را درهمدان با چالش روبه رو کرده است اما سال 1395 اتفاق خوبی در استان افتاد. افتتاح 3 اقامتگاه بومگردی در روستاهای ورکانه، امزاجرد و ملهمدره و استقبال گردشگران از این اماکن اقامتی نشان داد با در نظر گرفتن سلیقه‌های گوناگون می‌توان به گردشگرپذیری استان کمک کرد. علاوه بر خانه‌های بومگردی در برخی روستاها مانند قاسم‌آباد، خانه مسافرهایی ایجاد شده که در کنار کارآفرینی به جذب گردشگر کمک می‌کنند. برای بررسی وضعیت این نوع مکان‌های گردشگری به سراغ مالکان آنها رفته‌ایم.

استقبال از خانه‌ بوم‌گردی امزاجرد
شهرام اسماعیل‌زاده که دومین اقامتگاه بومگردی استان را در روستای امزاجرد افتتاح کرده با اشاره به وضعیت گردشگران این مکان در تعطیلات نوروزی می‌گوید: طبق پیش‌بینی استقبال خوبی داشتیم. مخصوصا تعداد بازدیدکنندگانی که از همدان مراجعه می‌کردند بسیار چشمگیر بود. البته باید در نظر داشته باشیم برای شروع کار، خوب بود اما با توجه به تعطیلات نوروز انتظار می‌رفت بازدید‌کنندگان بیشتری ‌داشته باشیم.
وی ادامه می‌دهد: نقاط قوت کار ما در نوروز، برگزاری برنامه‌های متعدد بود و اگر نقطه ضعفی وجود داشت سعی کردیم در اسرع وقت رفع کنیم که خوشبختانه با مشکلی مواجه نشدیم.
مدیر اقامتگاه بومگردی مزداگرد با اشاره به آمار بازدیدکنندگان می‌گوید: بیش از 900نفر بازدید کننده داشتیم که تعداد زیادی از آنها از همدان آمده  بودند و حدود 50نفر اقامت کننده داشتیم. اقامت، سرو غذا، پذیرایی، گشت وگذار در روستا و بازدید از اماکن دیدنی روستا از خدماتی بود که ارائه و سعی کردیم از تمام بازدیدکنندگانی که برای بازدید آمده بودند با دمنوش پذیرایی کنیم. برنامه‌های اقامتگاه طوری بود که همه میهمان‌ها و بازدید کنندگان که وارد می‌شدند گاهی تا یک ساعت از قسمت‌های مختلف اقامتگاه نظیر موزه یا کارگاه صنایع دستی بازدید می‌کردند.
وی با اشاره به همکاری اهالی روستا می‌گوید: مردم بسیار همکاری می‌کردند. حتی بعضی میهمانان خود را برای بازدید و معرفی اقامتگاه می‌آوردند. در اینجا جا دارد که از همه اهالی روستا، دهیار وتک تک اعضای شورا که صمیمانه ما را حمایت کردند و همه عزیزانی که در پیشرفت کار به ما کمک کردند، سپاسگزاری کنم. از مردم هم دعوت می‌کنم برای تجربه یک زندگی ساده روستایی پر از آرامش و تجربه نوع زندگی گذشتگانمان به مزداگرد سفر کنند.

هجوم گردشگران به ورکانه
 ورکانه در نوروز امسال شرایط متفاوتی را تجربه کرد. گفته می‌شود که پس از پخش سریال «علی‌البدل» در نوروز گردشگران زیادی وارد این روستا شدند و به دنبال آن موضوع اقامت هم به یکی از مسائل روستا تبدیل شد.
نعیمه لشکری از زنان کارآفرین همدانی که اولین اقامتگاه بومگردی استان را در روستای ورکانه راه‌اندازی کرده است در این باره می‌گوید: اقامتگاه بومگردی ورکانه ظرفیت محدودی دارد و با هماهنگی قبلی تعدادی از مسافران را پذیرفت اما به دلیل تعداد زیاد گردشگران مردم محلی نیز ترغیب شدند تعدادی از خانه‌های خود را برای اولین بار به مسافران کرایه دهند.

مشکلات روستا
لسکری با بیان اینکه مشکل روستا آب و سرویس بهداشتی است، ادامه می‌دهد: اسفندماه به بخشداری نامه دادیم که سرویس بهداشتی را بازسازی و آب آن را تامین کنند.بخشدار نیز متقاعد شد و دستور داد دهیار آب آن را تامین کند اما تا هفته دوم فروردین این اتفاق نیفتاد و تمام مسافران به اقامتگاه بومگردی مراجعه می‌کردند که این ما را با چالش اساسی روبه‌رو ‌کرد. از سوی دیگر نمی‌توانستیم پاسخ منفی دهیم و میهمانان اقامتی ما معترض بودند.
لشکری اضافه می کند: وقتی روستایی به عنوان روستای هدف گردشگری انتخاب می‌شود بهتر است ابتدا مشکلات اولیه و زیرساختی آن حل شود. اینکه شما گردشگر را دعوت کنید و آب و سرویس بهداشتی را که نیاز اولیه او است تامین نکنید خوشایند میهمان نیست.

تاثیر سریال برافزایش مسافران
اما این بانوی کارآفرین با بیان اینکه حضور مشتریان و مسافران ما در روستا ارتباطی به سریال علی‌البدل نداشت چون هفته‌های قبل رزرو و هماهنگ شده بود می‌گوید: تاثیر این سریال‌ها مقطعی است و پس از مدتی فراموش می‌شود. دیگر اینکه مخاطبان  و مشتری‌های اقامتگاه‌های بومگردی از طبقه متوسط به بالا هستند که روستاهای بکر و آرام را برای استراحت و تفریح انتخاب می‌کنند بنابراین شلوغی روستا به کار ما آسیب می‌زند. من از مسافران اقامتگاه درباره سریال پرسیدم اما آنها به اتفاق گفتند این سریال را ندیده‌اند. یکی از آنها می‌گفت 2 سال است برنامه‌ریزی کرده تا بیاید ورکانه را ببیند.
وی می‌افزاید: استان همدان در زمینه اماکن اقامتی بسیار ضعیف است و تنها به هتل‌ها، مسافرخانه‌ها و خوابگاه‌های دولتی محدود می‌شود. هزینه هتل‌ها بالا است و مسافرها کمتر به مسافرخانه می‌روند. خانه‌مسافرها نیز استانداردهای اقامتی را ندارند و جایی که متفاوت باشد کم است. به نظر می‌رسد اقامتگاه‌های بومگردی می‌توانند این کمبود را جبران کنند. علاوه بر اسکان، آشنایی با فرهنگ بومی منطقه، بهداشت و غذاهای محلی از خدمات متفاوت اقامتگاه‌هاست.

 اقامتگاه ملهمدره
حسین زارعی مدیر سومین خانه بومگردی استان است که در ملهمدره اسدآباد راه اندازی شده و از نوروز 96 آماده اسکان است. او می‌گوید: از روزهای اول نوروز شروع به کار کردیم. اقامتگاه ما 4 اتاق دارد که در نوروز 400بازدید کننده از همدان، تهران، کرج و شهرهای دیگر داشت. در آینده با توجه به استقبال گردشگران تعداد اتاق‌ها را افزایش خواهیم داد.
زارعی می افزاید: این اقامتگاه دارای موزه محلی است که با اشیای قدیمی و کشاورزی تجهیز شده و با استقبال خوبی مواجه شد. هدف ما حفظ و نگهداری ارزش‌های گذشته، معماری بومی ملهمدره و فرهنگ و رسوم پیشینیان است. روستای ما310 نفرجمعیت دارد که در قالب 102 خانوار ساکن هستند. هدف دیگر بحث اشتغال پایدار است که با عرضه محصولات کشاورزی و صنایع دستی به نتیجه خواهد رسید.

خانه‌مسافر قاسم‌آباد
محمدهاشم پاکیزه دهیار روستای قاسم آباد است که از طرف دهیاری اقدام به راه‌اندازی خانه مسافر کرده است. او می‌گوید: خانه مسافر قاسم‌آباد از تابستان ۱۳۹۵ راه‌اندازی شده است. تعدادی از خانه‌های مسکونی قاسم آباد به‌ علت مهاجرت مالکین آنها به شهر خالی بود و مشاهده می‌شد بعد از مدتی این خانه‌های مسکونی برای استفاده‌های مختلف مانند انبار مواد غذایی یا کالا اجاره داده می‌شد. با توجه به اینکه قاسم‌آباد نسبت به مرکز شهر همدان از موقعیت مکانی مناسبی برخوردار است در قدم اول به‌منظور امکان سنجی جذب گردشگر در قاسم‌آباد وارد کار شدیم. هدف ما ایجاد حس باورپذیری و تغییر نگرش مردم روستا به ‌سمت سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری بود، پاکیزه می‌افزاید: اقامت در این خانه مسافر مورد استقبال گردشگران فرهنگی شهر همدان قرار گرفته و به‌ صورت مستقیم و غیرمستقیم در اشتغال‌زایی مردم روستا موثر واقع شده است. در صورت توسعه اینگونه اقامتگاه‌ها به تناسب منافع بیشتری نصیب جامعه محلی روستا خواهد شد.

 ترغیب سرمایه‌گذاران بومی
دهیار قاسم آباد با بیان اینکه برنامه ما به تاسیس یک اقامتگاه ختم نمی‌شود ادامه می‌دهد: هر چند متاسفانه معماری بومی روستا به ‌عنوان یکی از جاذبه‌های تاثیرگذار در جذب گردشگر طی سال‌های اخیر از بین رفته است اما موقعیت مکانی روستا نسبت به شهر همدان، قنات تاریخی قاسم آباد و جنگل‌های دست کاشت این روستا همگی دلایل توجیهی اولیه ما برای ترغیب سرمایه‌گذاران بومی درحوزه گردشگری است.
خوشبختانه موفق به جذب سرمایه‌گذار شدیم و با حمایت استانداری و فرمانداری همدان موافقت‌های اولیه با طرح‌های اقتصادی دهیاری قاسم آباد انجام شده است که نیاز به اخذ مجوزهای لازم از دستگاه‌های ذیربط نیز دارد.
پاکیزه می‌گوید: اقامتگاه در ایام تابستان سال گذشته و نوروز امسال مورد استقبال گردشگران قرار گرفت. طبیعت، آداب و رسوم ، غذاهای محلی  وبناهای تاریخی در انگیزه پیدا کردن جامعه محلی و مدیران محلی برای جذب گردشگر نقش تعیین کننده‌ای دارند.


برچسب ها: اقامتگاه های بومگردی همدان ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

قصه‌پرداز آیین های کهن شهرها و روستاها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،هنر ،

قصه‌پرداز آیین های کهن شهرها و روستاها

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
حیدر محمودی بیش از 7 دهه به اشاعه هنر ناب عاشیقی مشغول بوده است. عاشیق به خنیاگری گفته می شود که‏ اشعاری حاوی داستان‏های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می خواند. او یکی از کسانی است که این هنر را در استان همدان زنده نگه داشته است. به دیدار محمودی رفتیم و گفت‌وگوی صمیمانه ای با این هنرمند پیشکسوت همدانی انجام دادیم که با هم می خوانیم....
1396/01/26
حیدر محمودی بیش از 7 دهه  به اشاعه هنر ناب عاشیقی مشغول بوده است. عاشیق به خنیاگری گفته می شود که   اشعاری حاوی داستان  های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می  خواند. او یکی از کسانی است که این هنر را در استان همدان زنده نگه داشته است. به دیدار محمودی رفتیم و گفت‌وگوی صمیمانه ای با این هنرمند پیشکسوت همدانی انجام دادیم که با هم می خوانیم.

نسل به نسل عاشیقی
محمودی می‌گوید: شناسنامه من 1312 است، نمی دانم بزرگ‌تر گرفته‌اند یا کوچک‌تر اما خودم فکر می کنم 27 سال بیشتر ندارم (با خنده). نام کامل من حاج حیدرعلی محمودی معروف به عاشیق حیدر است و متولد نوآباد منطقه حاجیلو در شهرستان کبودراهنگ هستم. پدر من «عاشیق مولا» نام داشت که حدود 50 سال عاشیق بود. پدربزرگم عاشیق حسین نام داشت و جدم عاشیق محمود انصاری که حدود 40سال عاشیق بوده است. آنچه من دریافته ام بیش از 7 نسل عاشیق بوده ایم.
از آغاز هنر عاشیقی در وجودش می‌پرسم و او پاسخ می‌دهد: حرف های آنها، شعرهای آنها، شعرهای قدیمی و بهترین و اصیل ترین شعرها بود که همه سینه به سینه به من رسیده است. پس از اینکه پدرم عمرش را به شما داد، من شروع کردم که عاشیق شوم. ساز پدرم خانه بود، ساز را دست گرفتم و به روستایی رفتم که پدرم آنجا دوست و رفیق زیاد داشت. گفتند کودکی آمده که چگور به دست دارد. یکی از بزرگان ده از من پرسید پسر جان تو که هستی؟ گفتم من پسر عاشیق مولا هستم، گفت می توانی ساز بزنی، گفتم کمی بلد هستم. شب مجلسی برپا شد و من کمی نواختم و خواندم و رضایت را در چهره حاضران دیدم. هریک می گفتند یک شب به خانه ما و جشن ما بیا. این دعوت ها و ساز و آوازها باعث شد من تمرین و ترقی کنم. در عین حال کتاب های زیادی از اجدادم مانده بود که می خواندم و استفاده می کردم.
وی ادامه می‌دهد: حدود 14 سال داشتم که کم‌کم شناخته شدم و هرجا اسم مرا شنیده بودند و هرجا آذری‌زبان بود از من دعوت می کردند تا برنامه اجرا کنم.عروسی ها و جشن ها  بدون ساز و آواز من رونق نداشت. آن زمان می گفتند در منطقه همدان عاشیقی ظهور کرده به نام عاشیق حیدر محمودی که با همه عاشیق‌ها متفاوت است چون صدا و رفتار و کردار خوبی دارد.

همکاری با رادیو
محمودی درباره آغاز همکاری‌های خود با رادیو می‌گوید: آن سال ها من در عروسی ها برنامه اجرا می‌کردم تا اینکه رادیو و تلوزیون راه افتاد و  من به آنجا معرفی شدم. مرا دعوت کردند و گفتند هفته ای یک بار در رادیو برنامه محلی اجرا کنم. چندین داستان از جمله «اصلی و کرم» و « تلیم» را در رادیو اجرا کردم. من حدود 36 داستان را حفظ بودم اما بیماری باعث شد  نتوانم به اجرا در رادیو ادامه دهم.
وی می‌افزاید: امروز باید این روایت‌ها، داستان‌ها و اشعار را جمع‌آوری و ثبت و ضبط کنند تا بماند و آیندگان هم از آن استفاده کنند. این ها برای شادی مردم است؛ مردم اگر شاد باشند ترقی می کنند. امیدوارم ایران روزبه روز ترقی کند و مردم خوش باشند.
عاشیق حیدر درباره شیوه اجرای داستان ها توضیح می‌دهد: مهمان‌ها جمع می‌شوند و مجلس برقرار می‌شود. عاشیق که وارد مجلس می‌شود آهنگی به نام گردشی را اجرا می کند و به میهمان ها خوش‌آمد می‌گوید. بعد از اجرای گردشی مهمان ها از عاشیق می‌گویند به اجرای برنامه می‌کنند. رسم است که مهمان ها به عاشیق می‌گفتند عاشیق داستانی بگو و او رو به حاضران می گوید چه داستانی بگویم به طور مثال می‌گویند عاشیق از جوانی یا از پیری بگو و عاشیق باید زبان حال هر دو را بداند. چون داستان هایی که روایت می کنم به زبان آذری است مفهوم آن نیز وقتی آذری  بیان می شود زیباتر است و شنونده بهتر ارتباط می گیرد.
وی اضافه می‌کند: گاهی جمعیت حاضر در برنامه تا 2 هزار نفر می رسید. آنقدر کار من رونق گرفته بود که هفته ای 5 شب برنامه اجرا می‌کردم. در روستاهای آذری‌زبان که با ترکیه هم‌مرز است، روستاهای زنجان، اردبیل، تبریز و همه روستاهای آذری‌زبان برنامه اجرا کرده ام.

مضامین داستان‌ها
می‌پرسم داستان های شما علاوه بر عشق و حماسه چه مضامینی دارد و عاشیق حیدر توضیح می‌دهد: همه اصول اخلاقی در این اشعار بیان می شود. برای مثال وقتی وارد مجلسی شدید ابتدا فکر کنید جایگاهتان کجاست یعنی احترام دیگران و بزرگ‌ترها را در نظر بگیرید.
 وقتی نشستید عاقلانه رفتار کنید. حرفی بزنید که باب پسند مجلس باشد. از مسائل معرفتی بگویید. همچنین مسائل مذهبی را مطرح می‌کنیم. بخش بزرگی از اشعار عاشیقی از احادیث و آیات گرفته شده و در مدح و منقبت پیامبر(ص) و امامان(ع) است.  
محمودی درباره تفاوت موسیقی عاشیقی همدان با سایر نقاط کشور توضیح می‌دهد: تعداد زیادی از روستاهای همدان آذری‌زبان یا ترک زبان هستند. شعر عاشیقی همدان با سایر مناطق متفاوت است چون عاشیق های آن متفاوت هستند و لهجه و گویش هم فرق دارد.
وی ادامه می‌دهد: روایت ها و داستان های من با آنچه در تبریز یا حتی کشور آذربایجان بیان می‌شود، همچنین شیوه اجرا و شیوه بیانشان متفاوت است. زبان و کلام هم یکسان نیست. در بیشتر موارد آنها شاعران خود را دارند و همان شعرها را اجرا می‌کنند اما در همدان کسی نیست که شعر آذری بگوید و در مجالس اجرا شود   یا آهنگساز کمتر داریم و بیشتر داستان ها و افسانه های قدیمی که از گذشته مانده است، اجرا می‌شود. در متن شعرها و داستان‌ها اشاره می‌شود هر کدام از چه منطقه ای است. به طور مثال اصلی و کرم مربوط به ترکیه امروز است. هیچ کدام از داستان هایی که ما در مجالس می خواندیم مربوط به همدان نیست. این داستان ها از طریق عاشیق ها از آذربایجان، ارمنستان و ترکیه امروزی آمده است و مردم همدان یاد گرفته اند.
وی اضافه می‌کند: البته من شعر گفته ام و در مجالس هم اجرا کرده ام. به طور مثال در آغاز مجلس برای خوش‌آمدگویی به حاضران اشعار خودم را می‌خواندم   یا برای مناسبت های کشوری شعر می‌گفتم. بیشتر مردم همدان فارس هستند و روستا ها خالی است و این موضوع هم باعث شده استقبال از موسیقی عاشیقی کم شود.

همراه با شهریار
محمودی درباره اجراهای خود در سایر شهرهای کشور می‌گوید: زمانی که استاد شهریار زنده بود به تبریز رفتم و دو شب خانه او اقامت و آنجا صفحه پر کردم. در گذشته پیش از سی‌دی و نوار کاست برنامه‌ها را روی صفحه گرامافون ضبط می کردند. به استاد شهریار گفته بودند عاشیق حیدر از همدان آمده صفحه پرکند. استاد شهریار گفته بود بعد از اجرای برنامه دعوتش کنید بیاید خانه من. فکر می کنم اوایل دهه 40 بود که به خدمت ایشان رسیدم.
عاشیق حیدر ادامه می‌دهد: اولین بار که صفحه پر کردم در تهران بود اما خاطرم نیست چه سالی این اتفاق افتاد.  جوان بودم، فکر کنم 5 یا 6 مرتبه رفتم و اجرا کردم، نوازنده و خواننده خودم بودم. برخی از شعرها هم از خودم بود.از اجرا در کشورهای دیگر هم باید بگویم به ترکیه و آذربایجان رفته ام.  
در جشنواره هایی که در آذربایجان برگزار می شد از طرف اداره ارشاد معرفی می شدم و شرکت می کردم. در آذربایجان 4 استاد خیلی معروف بودند که از من سوال می‌پرسیدند و جواب می‌دادم. آنهایی که پاسخ می دادند اجازه اجرا داشتند. من نیز نیم ساعت اجرا داشتم که مورد استقبال قرار گرفت.

زندگی با ساز
عاشیق حیدر ارتباط عاطفی عمیقی با سازهایش دارد. وی در این‌باره توضیح می‌دهد: دو تا ساز دارم که بسیار با ارزشند و مدام برای آنها مشتری پیدا می‌شود اما نمی توانم از خودم دورشان کنم. سال ها با این سازها زندگی کرده ام. از محمودی می‌پرسم از داستان هایی مانند کوراغلو، اصلی و کرم و عباس دوخارخانلی کدام بهتر است و او پاسخ می‌دهد: شما زمینی می خرید و می خواهید ساختمان بسازید. بستگی به معمار دارد که چه چیزی روی زمین شما بسازد. پس داستان ها هم بستگی به اجرا کننده دارد، به عاشیقی که آن را بازگو می کند.
خواننده باید مهندس باشد، متخصص باشد، ناطق شعر باشد. قدیم گاهی کدخدا، خان و ارباب در مجالس حضور داشت و برنامه باید بر اساس جایگاه آنان اجرا می شد. گاهی مجالسی می‌رفتم که ده‌ها ارباب در آن حضور داشتند و هر کدام مالک چندین روستا بودند. عاشیق اول باید نکته‌دان و نکته‌سنج باشد بیان و گفتار مناسبی داشته باشد، شأن همه را محترم بداند و شش دانگ عفت کلام داشته باشد و برایش چوپان، رفتگر و حاکم فرقی نداشته باشد.

خط قرمزهای هنر
محمودی می‌گوید: من به همه عاشیق‌های جوان توصیه کرده‌ام عفت کلام داشته باشد. دیگران از عاشیق یاد می گیرند.
 فکر می‌کنم علت علاقه مردم به من هم این موضوع باشد. عاشیق تکمه‌داشی سال‌ها  پیش فوت کرده و من شعرهایش را خوانده ام اما همه اشعار 5 بندی را 4 بند آورده است چون همه جا نمی‌توان آنها را اجرا کرد.
عاشیق‌حیدر به داستان‌هایی که در سینه حفظ کرده اشاره می‌کند و می‌گوید: کرور کرور شعر به یاد دارم اما هیچ‌کدام ضبط نشده است.
 داستان خسته قاسم، محمود، سیدی، کرم، عباس، محمد گرگری و کوراغلو را ماه ها می توانم نقل کنم اما هیچ جایی نیست که تقاضا کند و ضبط کنیم تا حفظ شود.
 از حضرت آدم، حضرت علی (ع) و رستم اشعار زیادی داریم. داستان‌های رستم، حاتم و انوشیروان را حفظ هستم. این داستان‌ها را از فردی به نام عبدالوهاب در یکی از قهوه‌خانه های تهران یاد گرفتم که به ترکی نقل می کرد. در این داستان روز قیامت به حساب این سه شخصیت رسیدگی نمی شود و به بهشت خواهند رفت.

   نمونه‌ای از اشعاری که عاشیق حیدر  اجرا کرده است
«غم یمه غم یمه دیوانه گوینوم / روزگارهچ وعده مرده دار اولماز/ بیر مردین چورگه مین آجی توخ ایلر/ چوخلار جمع ائلر بیر ناهار اولماز/ اصلمن زاده اصلین ایتیرمز/  بد اصیل باش منزله یترمز/ کودو تگکی، تر شمامه گترمز/ گوی سوگودده هیوا اولماز، نار اولماز/  درخت بید انار نمی دهد»
ترجمه: ای دل دیوانه من غم مخور/ که روزگار هرگز برای مرد تنگ نمی‌شود
یک تکه نان مرد هزار گرسنه را سیر می‌کند/ اما افراد زیادی ممکن است جمع شوند و نتوانند یک وعده غذایی تامین کنند
آدم اصیل اصالت خودش را گم نمی‌کند/ آدم بی‌اصل و نسب به سرمنزل نمی‌رسد
بوته کدو و خربزه معطر به بار نمی‌آورد/ درخت بید، به و انار به بار نمی‌آورد


برچسب ها: عاشیق حیدر محمودی ، موسیقی محلی همدان ،

پنجشنبه 24 فروردین 1396

مَتَل‌های همدانی منتشر می‌شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

مَتَل‌های همدانی منتشر می‌شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
مَتَل‌های همدانی منتشر می‌شود
مسعود احمدی (ساعد) متولد 1328 در همدان است. او از اواخر دهه 40 با بازیگری و کارگردانی وارد عرصه هنر شد و در ده‌ها نمایش به عنوان بازیگر یا کارگردان ایفای نقش کرد. احمدی آثاری را در زمینه داستان، نمایشنامه و شعر از جمله دو نمایشنامه «جریره جریره» و «خاکسپاری سهراب» منتشر کرده است....
1396/01/23
مسعود احمدی (ساعد) متولد 1328 در همدان است. او از اواخر دهه 40 با بازیگری و کارگردانی وارد عرصه هنر شد و  در ده‌ها نمایش به عنوان بازیگر یا کارگردان ایفای نقش کرد. احمدی آثاری را در زمینه داستان، نمایشنامه و شعر از جمله دو نمایشنامه «جریره جریره»  و «خاکسپاری سهراب» منتشر کرده است. این نویسنده همدانی این روزها مشغول آماده‌سازی کتاب «متل‌های همدانی» است که به زودی منتشر خواهد شد. به این بهانه با او به گفت‌و گو نشسته‌ایم.
  • موضوع کتاب جدیدتان چیست؟
کتاب درباره متل‌های همدانی است. البته من نمی‌خواستم به این حوزه وارد شوم.
  • شما که قبلا تجربه کار با پژوهشگرانی مانند انجوی شیرازی را داشته‌اید.
کار با انجوی شیرازی به سال‌های 45 تا 50 برمی‌گردد. بعد از آنکه من در حوزه تئاتر فعالیت خودم را آغاز کردم و عاشق سینما شدم دیگر از کار پژوهش فاصله گرفتم.حتی تابستان 1350 که نزد نصراله یگانه که معاون انجوی بود رفتم پیشنهاد این بود که آنجا بمانیم و با ایشان کار کنیم چون حس کرده بود از نظر خط و ربط نوشتن می‌توانیم با او کار کنیم. اما بعد از آنکه من از سپاه دانش برگشتم و به سمت تئاتر کشیده شدم دیگر کار پژوهش خود به خود کنار رفت. بعدها هم که به انستیتو امور هنری رفتم، دیگر به طور کلی به تئاتر و نوشتن تئاتر و قصه‌نویسی پرداختم اما انتظار داشتم که افرادی شبیه پرویز اذکایی - که در مقدمه کتاب فرهنگ مردم همدان می‌گوید: به من می‌گفتند «پرویز متلی» -یا عباس فیضی یا آقایی به اسم وطن‌دوست یا وطن‌پرست که ایشان هم با انجوی شیرازی کار می‌کرد در حوزه متل‌های همدان یا قصه‌های عامیانه همدان یا همان ادبیات فولکلور کارهایی انجام دهند یا داده باشند اما تنها چیزی که کار نشده است متل و قصه‌های همدان است. من احساس کردم که واجب است این کار انجام بشود آن هم از این نظر که ممکن است شما نمونه‌های این قصه‌ها را جاهای دیگر هم داشته باشی مثلا در شیراز یا مشهد.
  • اما روایت‌ها فرق می‌کند.
جدای از تفاوت روایت‌ها مسأله دیگر امثال و حکمی است که داخل اینها به کار برده می‌شود. ضرب‌المثل‌ها و واژه‌های خاصی که مخصوص گویش همدانی است و دارای بار معنایی خیلی خوبی است، جدای از آن می‌تواند به ادبیات کمک کند اما فراموش شده یا در این کار سهل انگاری شده است. این بود که تصمیم گرفتم بنویسم و تلنگر اصلی برای این نوشتن را خانمی به نام نیم‌تاج به من زد  که خدمتکار دکتر ایراندخت میرهادی بود. ما با دکتر میرهادی در خیابان فرهنگ همسایه بودیم. وقتی من اول یا دوم ابتدایی بودم این خانم شب‌ها قصه‌هایی برای من می‌گفت.
  • شما در واقع براساس داستان‌هایی که خانم  نیم‌تاج در حدود 57 سال پیش برای شما روایت کرده نوشته‌اید. فکر می‌کنید چقدر به متنی که او روایت کرده پایبندید؟‌
خب صد در صد که نمی‌شود و اصلا بنا نیست که بشود چون از صافی ذهن من دارد عبور می‌کند. او هم چیزهایی که برای ما گفته بی‌شک از دیگرانی شنیده بوده و هنگام بازگویی برای ما تغییراتی در آنها ایجاد کرده است، البته نه به‌صورت آگاهانه و خودخواسته.اصلا ذهن آدمی قصه‌گو است و قصه را بر اساس وضعیت روحی-روانی خود و آن لحظه‌ای که در آن زندگی می‌کند ممکن است تغییر دهد و این تغییر، گریزناپذیر است.
  • چقدر عمد در این تغییر دخیل است؟
ممکن است مسائلی که در زندگی آدمی پیش می‌آید آنقدر حاد باشد که به عمد قصه را تغییر دهد اما من اینجا سعی کرده‌ام تا آنجایی که می‌شود به گذشته برگشت و اینها را بازنویسی کرد و برای خودم یادآوری ذهنی بکنم تا اصل قصه دربیاید.
مجموعه شامل چند متل است؟
چیزی که من از متل‌هایی که خانم نیم‌تاج برای ما می‌گفت در ذهن دارم شاید بالغ بر  150است که 35 متل را تا به حال نوشته‌ام. سعی می‌کنم 50  متل در کتاب اول منتشر شود.
  • می‌خواهید این کتاب چه تأثیری در فرهنگ عامه بگذارد؟
در اصل هدف من حفظ فرهنگ عامه است. یک سری واژه‌ها و اصطلاحات خاص و در عین حال روایت خاصی که از منظر من بعد از 60 سال هنوز هست، می‌خواهم بماند و ماندگاری آن برمی‌گردد به اینکه کسانی که آن را می‌خوانند چقدر با آن ارتباط برقرار‌ ‌کنند. یک چیز دیگر را هم در نظر دارم؛ می‌خواهم کسانی که روایت‌های دیگری دارند یا چیزهایی دارند که به طور ‌کلی من یا نمی‌دانم یا نشنیده‌ام برای نوشتن و انتشار آن‌ها تشویق شوند. کشورهای اروپایی بعد از رنسانس جمع آوری کارهایشان را آغاز  کرده‌اند مثل افسانه‌های برادران گریم. قصه‌های ما جمع‌آوری نشده و حیف است که از ‌بین برود. در ذهن من هم شمایی از روایت‌هایی که از نیم‌تاج خانم شنیده‌ام هست و سعی کرده‌ام آن‌ها را دوباره به یاد آورده و پیاده کنم. بیشتر دوست دارم خوانندگان هم هرچه شنیده‌اند و به یاد دارند حتی در حد یک پاراگراف یا چند واژه بگویند تا حفظ کنیم و از بین نرود. البته خیلی هم کمک می‌کند که از این روایت‌ها قصه‌های کودکانه را بازنویسی کرد یا از آن‌ها تئاتر درست کرد. یا حتی از آن‌ها برای نوشتن رمان استفاده کرد که این‌ها  برمی‌گردد به کسانی که در آن حوزه‌های خاص کار می‌کنند و درگیر این موضوع می‌شوند. خلاصه فواید این قصه‌ها زیاد است.
  • راجع به ریشه متل و اینکه چرا به آن متل می‌گویند کار کرده‌اید؟
خیر. فکر می‌کنم این کار در تخصص کسانی مانند پرویز اذکایی و نیز آنهایی است که زبانشناسی می‌دانند و واژه ها را ریشه‌یابی می‌کنند. من بیشتر خواسته‌ام که این نوع روایتی که نزد من هست حفظ شود.
  • این روایتی را که شما حفظ کرده‌اید و می خواهید بازگو و منتشر کنید با نمونه‌های شهرها یا استان‌های دیگر مقایسه کرده‌اید؟
اگر آن‌ها را دیده یا پیدا کرده باشم به آن‌ها رجوع کرده‌ام اما یک سری از آن‌ها نیستند یا من ندیده‌ام. اما آن مقایسه که شما می‌گویید باز هم کار فرد دیگری است. این‌که شما انواع روایت‌های مختلف از یک قصه را با هم مقایسه و بررسی کرده و از دل این‌ها آن روایت ریشه‌ای را بیرون بیاوری.
  • عنوان کتاب مشخص است؟
خیر. چون قبلا مجموعه‌ای به اسم گلین‌خانم درآمده نمی‌خواهم اسم این مجموعه را مثلا قصه‌های نیم‌تاج بگذارم که مشابه آن شود. می‌تواند عنوان دیگری داشته باشد اما راوی اول می‌شود نیم‌تاج و راوی دوم منم که بین این دو روایت خیلی تفاوت هست.
  • روایت شما چقدر امروزی شده است؟
سعی کرده‌ام که نشود اما به هر حال زبان تغییرکرده و نوع تعریفی که من می‌کنم در آن هست. سعی کرده‌ام جایی که واژه خاص همدانی در روایت هست آن را به همان شکل بیاورم اما اگر ببینم که مخل درک متن توسط خیلی‌ها می‌شود آن را هم برمی‌دارم. سعی کرده‌ام که روایت مال همدان باشد و اصطلاحات بومی اینجا و حتی نوع گویش شعری در روایت بیاید.با نزدیک به 60 سال دوری من از همدان و از دست دادن گویش همدانی طبیعی است که ایراداتی هم باشد اما من سعی خود را برای حفظ شکل درست و بومی روایت کرده‌ام.


برچسب ها: همشهری همدان ، متل های همدان ، ساعد احمدی ،

یکشنبه 20 فروردین 1396

ورکانه؛ شگفت‌زده از گردشگران نوروزی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،

ورکانه؛ شگفت‌زده از گردشگران نوروزی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
ورکانه؛ شگفت‌زده از گردشگران نوروزی
نوروز سال 1396 سریالی از تلویزیون پخش می‌شد که بخش عمده آن در روستای هدف گردشگری ورکانه همدان و تعدادی از لوکیشن‌ها نیز در روستاهای تاریخی اشتران تویسرکان و روستای شورین همدان گرفته شده بود....
1396/01/19
 نوروز سال 1396 سریالی از تلویزیون پخش می‌شد که بخش عمده آن در روستای هدف گردشگری ورکانه همدان و تعدادی از لوکیشن‌ها نیز در روستاهای تاریخی اشتران تویسرکان و روستای شورین همدان گرفته شده بود. سریال علی البدل به کارگردانی سیروس مقدم و نقش آفرینی بازیگرانی از جمله مهدی فخیم‌زاده، محسن تنابنده و مهدی هاشمی به روی آنتن رفت که از سریال‌های پربیننده نوروز به شمار می‌رفت. اگرچه در متن سریال نامی از روستای ورکانه برده نشده بود اما بر اساس تبلیغات فضای مجازی و با توجه به تیتراژ پایانی سریال انبوهی از گردشگران را از سراسر ایران به این روستا کشاند تا با مردم و بافت سنگی این روستای کم‌نظیر آشنا شوند.
مسیر گردشگری ورکانه و طبیعت و معماری روستا معمولا در ایام تعطیلات میزبان گردشگران است اما این بار هجوم گردشگران مردم روستا را نیز غافلگیر کرد. برخی از آنها خانه‌های خود را برای اسکان به مسافران کرایه دادند و برخی دیگر در بخش ورودی روستا دکه و غرفه فروش خوراکی و محصولات باغداری ایجاد کردند تا از این فرصت برای درآمدزایی استفاده کنند. ورود انبوه گردشگر به ورکانه دیدگاه‌های موافق و مخالف زیادی را به خود معطوف کرد. برخی آن را مثبت ارزیابی می‌کنند و برخی ورود بیش از حد گردشگر را عامل تخریب روستا می‌دانند.

ورود 3 هزار خودرو به ورکانه
داود کزازی دهیار روستای ورکانه در پاسخ به این پرسش که وضعیت گردشگری روستا در نوروز 96 را چگونه ارزیابی می‌کند، می‌گوید: همه مردم روستای ورکانه از زیاد بودن تعداد گردشگران شگفت‌زده شدند. فکر می‌کنم بیشتر گردشگرانی که وارد همدان شدند به ورکانه نیز آمدند. مردم همدان نیز استقبال خوبی داشتند. همدانی‌ها در طول سال به روستا می‌آیند، این روزها هم بیشتر از گذشته می‌آمدند.
وی به آمار ورود گردشگران نوروزی به روستا نیز اشاره کرده و می‌گوید: آماری که داریم  براساس قبض‌های پارکینگ است. تا 12 فروردین بیش از 3هزار قبض پارکینگ صادر شده است. این تعداد مربوط به خودروهایی است که در داخل روستا بعد از ورودی پارک کرده‌اند و حدود 2 برابر این تعداد نیز پیش از ورودی ورکانه پارک می‌کنند و ما نمی‌توانیم قبضی صادر کنیم. اگر تعداد سرنشینان هر خودرو را 4نفر در نظر بگیریم بیش از 30 هزار گردشگر به ورکانه وارد شده‌اند.

مشکل آب
دهیار روستای ورکانه با اشاره به مشکل سرویس بهداشتی در روستا می‌گوید: متاسفانه مشکل اصلی روستا آب است. اگر مشکل آب شرب و فاضلاب روستا حل شود 90درصد مشکلات ما رفع خواهد شد. متولی این حوزه آب و فاضلاب روستایی است. بسیاری از منازل آماده پذیرش گردشگر است اما مشکل فاضلاب دارد. سرویس بهداشتی عمومی روستا توسط بنیاد مسکن ساخته شده و نیاز به تعمیر دارد و متاسفانه هنوز تعمیر نشده است. در ایام نوروز مجبور شدیم تانکری روی آن تعبیه کنیم و آب آن را از هتل در حال احداث روستا تامین کردیم. البته هفته دوم سرویس بهداشتی مدرسه را آماده کردیم و مشکلی نبود. کزازی به برنامه‌های دهیاری در سال 96 نیز اشاره کرده و توضیح می‌دهد: امسال ما یک بوستان تفریحی برای اهالی روستا و مسافران احداث خواهیم کرد. بازارچه محلی احداث خواهیم کرد و ایجاد پاکینگ را در برنامه داریم. امیدواریم مسئولان در زمینه مشکل آب نیز با ما همکاری کنند.

تعامل اهالی روستا و گردشگران
وی با اشاره به استقبال مردم از گردشگران در ایام نوروز می‌گوید: خوشبختانه مردم استقبال خوبی از گردشگران دارند و در تعطیلات نوروز علاوه بر اقامتگاه بومگردی  که اولین اقامتگاه بومگردی استان به شمار می‌رود، حدود 15 خانه آماده پذیرش مسافران بود و مسافران هم استقبال خوبی از این موضوع کردند. مسافران زیادی در این روزها  در منازل مردم اسکان داشتند. ورکانه مردم بسیار میهمان‌نوازی دارد و خوشبختانه امسال نیز استقبال خوبی از مسافران داشتند. من فکر می‌کنم اگر امکانات فراهم شود مردم از پس گردشگری برخواهند آمد.
دهیار ورکانه با انتقاد از ساخت و سازهای ناهماهنگ جدید در بافت تاریخی روستا می‌گوید:  دهیاری توان مقابله با این موضوع را ندارد. ما در سال 95 حدود 30 نفر را برای نوسازی  معرفی کردیم اما متاسفانه امکان دریافت وام نوسازی وجود ندارد. وقتی مشوقی وجود ندارد کنترل بسیار دشوار است. در گذشته بنیاد مسکن برای نماسازی بومی، 3 میلیون وام بلاعوض پرداخت می‌کرد که دیگر پرداخت نمی‌شود و معماری سنگی روستا در حال آسیب است.

 ساماندهی کیوسک‌ها
وی با اشاره به ساماندهی کیوسک‌ها و دکه‌های ورودی روستا می‌گوید: برای این که مردم با درآمدهای حاصل از ورود گردشگران آشنا شوند و متوجه تاثیر اقتصادی آمدن مسافر به روستا باشند هنوز اقدامی نشده است. پس از این که مردم با این مقوله آشنا شدند آنها را به بازارچه های محلی که ایجاد خواهیم کرد انتقال می دهیم.
کزازی در پایان به تاثیر پخش سریال علی البدل به افزایش گردشگران روستای ورکانه اشاره می‌کند و می‌افزاید:  یکی از دلایل افزایش گردشگران پخش سریال علی‌البدل بود این سریال تبلیغ خوبی برای روستای ما بود. اما پیش از آن نیز این روستا به عنوان روستای هدف گردشگری نامگذاری شده بود و گردشگران این روستا را می‌شناختند.

مشکلات زیرساختی
محسن خوانساری یکی از اهالی روستا می گوید: تاکنون چنین چیزی سابقه نداشته است. در هفته دوم نوروز ورکانه بسیار شلوغ بود و گردشگرانی از نقاط مختلف به روستا می‌آمدند. کسانی که با دیدن سریال علی‌البدل به روستای ما آمده‌اند دنبال محله‌هایی می‌گردند که در سریال به آنها اشاره می‌شود اما نام‌هایی مانند چشمه قلقل وجود خارجی ندارد. نشانی غلط دادن مردم را سردرگم می‌کند.
وی اضافه می کند: من نمی‌دانم چرا نامی از روستای ما در سریال برده نشده در حالی که سازندگان این سریال حدود 3 ماه به روستای ما رفت و آمد می‌کردند.
رضا زراعتکار مقدم کارشناس گردشگری در همدان نگاه مثبتی به شلوغی روستا ندارد. او می‌گوید: نکته اول این است که بخش عمده این شلوغی نتیجه هیجان و پخش یک سریال است. پس ماندگاری گردشگر در روستای ورکانه را نمی‌توان تضمین کرد و پس از پایان پخش این سریال ورکانه نیز از سوی مخاطبان تلویزیون مانند بسیاری از فیلم‌ها فراموش می‌شود.  البته نمی‌توان تاثیر آن را انکار کرد اما پایدار نیست.
این فعال گردشگری ادامه می‌دهد: نکته مهم‌تر این است که روستا با مشکل زیرساخت روبه‌رو است. تا هفته اول نوروز سرویس بهداشتی ورکانه تعطیل بود، متولی درستی نداشت و گردشگران را عصبانی کرده بود. این روستا پارکینگ ندارد و در همین روزها صدها اتومبیل سرگردان شدند. ورودی روستا که این روزها به عنوان پارکینگ استفاده می‌شود گنجایش چندانی دارد و منظر ورودی روستا را نامناسب کرده است. گردشگر برای دیدن بافت تاریخی روستا می‌آید اما ورودی روستا تبدیل به پارکینگ شده و گردشگران حتی نمی‌توانند یک تصویر و عکس مناسب از آن ثبت کنند.
زراعتکار مقدم اضافه می کند: مراکزی که به تازگی برای فروش اقلام ایجاد شده موقتی است و تناسبی با معماری روستا ندارد و نظارتی نیز بر این فروشگاه‌ها وجود ندارد. بهتر است محل و بازارچه‌ای با مصالح بومی در کنار روستا ساخته شود تا روستاییان به تولید و فروش صنایع دستی و خوراکی‌های محلی مشغول شوند. این شیوه گردشگرپذیری مطمئنا به هویت روستا آسیب خواهد زد. بهتر است از فرصت ورود گردشگر به ورکانه درست استفاده شود.


برچسب ها: گردشگری همدان ، گردشگری ورکانه ، ورکانه ،

یکشنبه 20 فروردین 1396

دیدار نوروزی و گفت‌وگوی ادبی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،

دیدار نوروزی و گفت‌وگوی ادبی

نویسنده: حیدر زند همدان- خبرنگار
دیدار نوروزی و گفت‌وگوی ادبی
سیزدهمین روز فروردین ماه سال جاری همزمان با روز سیزده ‌به‌در و روز طبیعت، نخستین نشست گردشگری ادبی همدان با حضور تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی حوزه میراث فرهنگی از جمله انجمن پویشگران سفر پاک، نبض سبز حیات، شهر من زنده بمان، سعدی‌پژوهی همدان و انجمن توسعه محلی بهارستان برگزار شد....
1396/01/19
سیزدهمین روز فروردین ماه سال جاری همزمان با روز سیزده ‌به‌در و روز طبیعت، نخستین نشست گردشگری ادبی همدان با حضور تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی حوزه میراث فرهنگی از جمله انجمن پویشگران سفر پاک، نبض سبز حیات، شهر من زنده بمان، سعدی‌پژوهی همدان و انجمن توسعه محلی بهارستان برگزار شد.
در این نشست ابتدا به ظرفیت‌های همدان در زمینه اینگونه گردشگری اشاره و نقاط ضعف و قوت گردشگری ادبی در استان بررسی شد. همچنین در بخش‌هایی از این نشست اهمیت سفرنامه‌نویسی در سفرهای نوروزی و ارتباط آن با گردشگری ادبی مورد تاکید قرار گرفت.

 گردشگری ادبی
معصومه مومنی مدرس دانشگاه و فعال گردشگری در همدان با اشاره به اهمیت گردشگری و نقش این صنعت در توسعه گفت: اهمیت و ارزش و جایگاه گردشگری امروز دیگر بر كسی پوشیده نیست. این صنعت هر روز در حال گسترش است و انواع جدید آن علاوه بر ظهور به مراحل شكوفایی می‌رسد. یكی از این شاخه‌ها گردشگری ادبی است.
وی با تاکید بر ویژگی‌های گردشگری ادبی ادامه داد: غنای تاریخی و فرهنگی بستر مناسبی برای شكل‌گیری این شاخه از گردشگری است. علاوه بر آن علاقه‌مندی انسان به هنر ذاتی است. ادبیات نیز شاخه‌ای از هنر و مورد پسند طیف وسیعی از مخاطبان است. ضمن اینکه جزو میراث مهم هر ملتی نیز به شمار می‌آید. پیوند صنعت گردشگری با میراث ادبی روندی مثبت برای حفظ و تعادل فرهنگ و ادبیات و داشته‌های این حوزه است.

تعیین مسیر
مدیرعامل انجمن پویشگران سفر پاک نیز در این باره گفت: تغییر الگوهای رفتاری با بهره‌گیری از آموزش و توانمندسازی در کنار ایجاد بستر و شرایط اقتصادی برای بومیان در مناطق گردشگرپذیر می‌تواند به توسعه پایدار گردشگری کمک کند.
یلدا خاکباز ادامه داد: بازدید از محل تولد، محل زندگی، محل گردهمایی نویسندگان، فضای داستان و آرامگاه  نویسندگان مختلف می‌تواند به مسیر گردشگری ادبی تبدیل شود و ما این ظرفیت را در شهر و استان همدان داریم. تشکل‌ها می‌توانند به عنوان حلقه واسطه بین مردم و دولت این مسیرها را ایجاد کنند و به گردشگران معرفی کنند.

اهمیت سفرنامه‌نویسی
کاظم سبزی شاعر و روزنامه‌نگار همدانی نیز در این نشست به اهمیت سفرنامه‌نویسی اشاره کرد و گفت: در سفرنامه‌نویسی مهم‌ترین بخش مستندسازی است و نگاه‌ها بنابر تخصص‌ها تفاوت دارد. ما هرچه در سفر ببینیم و بنویسیم در آینده به عنوان سند استفاده خواهد شد. همان‌طور که ما از سفرنامه ناصر خسرو و ابن‌بطوطه استفاده می‌کنیم. چه بسا ما بخواهیم از مسیر این سیاحان به عنوان یک مسیر گردشگری ادبی استفاده کنیم. نصرالله پزشکی مسئول تشکل شهر دوستدار کودک نیز گفت: تشکیل تیم تخصصی برای گردشگری ادبی در همدان بسیار ضروری است. این تیم می‌تواند کمیته‌هایی را برای تحقیق در ایجاد مسیرگردشگری و جذب گردشگر تشکیل دهد. اینگونه گردشگری در همدان مورد غفلت واقع شده است هرچند چندین همایش و برنامه در استان برگزار شده اما نیاز به کار مداوم دارد.
وی افزود: پرداختن به این حوزه علاوه بر ترویج فرهنگ، معرفی مشاهیر و تقویت هویت ملی در ترویج و  رونق صنعت گردشگری نیز اثرات چشمگیری دارد اما لازمه كار فراهم آوردن شرایط و مهیا شدن بستر مناسب است.

 سفر براساس شخصیت‌های شاهنامه
دبیر انجمن «سرو سایه فکن» به تجربه‌های خود در زمینه گردشگری ادبی اشاره کرد و گفت: مسیرهای ادبی در آثار ادبی کهن از جمله تاریخ بیهقی، سفرنامه ناصر خسرو و شاهنامه آمده است. امروز در کنار بازشناسی این مسیرها می‌توان از ادبیات و فرهنگ عامه مردم برای ایجاد جاذبه گردشگری استفاده کرد.
حیدر زندی ادامه داد: انجمن سرو سایه‌فکن حدود 4 سال است سفرهایی را براساس نام مکان‌ها و شخصیت‌های شاهنامه برنامه‌ریزی می کند. ما در این مدت توانسته ایم مسیرهایی را در استان‌های یزد، کرمانشاه و سیستان وبلوچستان به گردشگران معرفی کنیم. همدان نیز می تواند از ظرفیت‌هایی مانند میرسیدعلی همدانی، باباطاهر، عین‌القضات همدانی و بوعلی سینا استفاده کند. می‌توان مسیرهایی را طراحی کرد که باید دوستان متخصص در این حوزه برای تحقق آن پیگیر شوند.
علی اصغر طاهری خواننده پیشکسوت همدانی پس از اجرای تصنیف‌هایی با همراهی اردشیر محرابی در این نشست به اهمیت هنر و ادب در جذب گردشگر اشاره کرد و گفت: ایران کشوری با پیشینه فرهنگی بسیار است و فرهنگ و هنر می‌تواند جاذبه خوبی برای گردشگری باشد. اجرای شعر و موسیقی در سال هزاران گردشگر را به همدان دعوت می‌کند اما مستلزم برنامه‌ریزی و ایجاد زیرساخت است.


برچسب ها: گردشگری ادبی ، گردشگری ادبی در همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از شاعری تا روزنامه‌نگاری
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم....
1395/12/23
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم.
  • در کدام محله به دنیا آمدید؟
سال 1317خورشیدی در کوچه چشمه عبدالعظیم محله «چمن چوپانان» به دنیا آمدم. دوره ابتدایی را در چند مدرسه طی کردم و بعد به تهران آمدم و ضمن ادامه تحصیل در دبیرستان با مشفق همدانی در مجله کاویان همکاری داشتم.
  • چه کار می‌کردید؟
مشفق همدانی در اوایل اعتماد چندانی نداشت که نوجوانی 13 ساله بتواند کارهای مطبوعاتی انجام دهد. طی انجام کار، رفته‌رفته اطمینان خاطر حاصل شد و تصحیح فرم های چاپی در اختیار من گذاشته شد. در همان زمان با کسی که از من 10 سال بزرگ‌تر بود و کارهای سنگین تری به او محول می شد، یعنی هوشنگ ابتهاج (سایه) همکار شدم.
  • مشفق همدانی آثار ترجمه نیز بسیار دارد...
مشفق همدانی کارهایی انجام می داد که همه کسی نمی توانست از پس آنها برآید. آن زمان کتاب‌های داستایوفسکی از جمله «برادران کارامازوف» را ترجمه می کرد که برای همه میسر نبود. با زبان روسی هم آشنا بود اما نه به حدی که بتواند ترجمه کند. چندین کتاب را ترجمه کرد. کتابی را هم به نام «تحصیل‌کرده ها» که نوشته خودش بود منتشر کرد.
  • تا چه زمان با او همکار بودید؟
تا مرداد 1332 که کودتا شد پیش او بودم. بعد از آشفتگی اوضاع، جای دیگر از جمله چاپ میهن همدان و چاپ تجدد ایران در تهران مشغول شدم که کار تصحیح انجام می دادم.به خودم جرات دادم که به عنوان روزنامه‌نگار در مجلات کار کنم. مطالبی با عنوان انگولک را با نام مستعار در مطبوعات می نوشتم.
  • چگونه به سمت نوشتن رفتید؟
دبیری در دبیرستان مولوی تهران به نام دکتر حسن سادات ناصری داشتیم که بعدها استاد دانشگاه شد. ایشان به من جرات داد که بتوانم کتاب شعرم را چاپ کنم. اولین کتاب شعرم به نام «محکوم بی‌گناه» در سال 1335 چاپ شد و به تدریج در راه تالیف و تحقیق قدم برداشتم. در حال حاضر 23 تالیف چاپ‌شده دارم. نام خانوادگی من باب‌الحوائجی بود که به  علت طولانی‌بودن برای روی جلد کتاب با پیشنهاد چندین نام به آژنگ تغییر یافت.
یکی از کتاب های من هم با عنوان باب الحوائجی و هم آژنگ چاپ شده است. به این ترتیب بود که دیپلم را در سال 1336 در دبیرستان مولوی گرفتم و وارد دانشگاه ادبیات شدم. ضمن ادامه تحصیل به همدان رفتم و به‌عنوان آموزگار استخدام شدم. بعدها که مدرک گرفتم از سال 1338 تا 1347 در همدان بودم. چند سال به عنوان معلم در مدارس تدریس کردم و 3 سال به عنوان مسئول نگارش و انتشارات و تبلیغات در آموزش و پرورش کل همدان مشغول به کار شدم. سال 47 به تهران منتقل و در منطقه 12 و 6 و 5 مشغول به تدریس شدم.
  • از خاطرات تحصیل در تهران بگویید.
من در تهران به 3 دبیرستان رفتم. 3 سال اول و دوم و سوم را در دبیرستان نوشیروان طی کردم و سال چهارم و پنجم را در دبیرستان بهبهانی. سال ششم را در دبیرستان مروی گذراندم که یکی از معتبرترین دبیرستان‌های تهران بود.
رئیس دبیرستان هم آقای همایونی برادر آقای همایونی بود که خطاط بود. مدیر زبده و برنده ای بود و استادان خوبی را هم جمع کرده بود که اکثرا نویسنده کتاب های درسی بودند.
  • از دانشگاه بگویید.
من در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تحصیل کردم. با دانشجوهایی هم که اهل کتاب بودند کار می کردم. کتاب پرویز علوی را که دکترای علوم سیاسی، استاد دانشگاه و نویسنده کتابی به نام «چه کسانی در آمریکا حکومت می کنند» بود به انتشارات خرد دادم و در لاله‌زار پاساژ اخوان چاپ شد. چون من با ناشرین آشنا بودم، سعی می‌کردم راهگشا باشم.
  • علت مهاجرت به تهران چه بود؟
دوره تدریس و تحصیلات در تهران بودم و علت تهران رفتنم هم به‌خاطر منتقل شدن خانواده بود. ما هم به ناگزیر باید می آمدیم. برای تامین بهتر معاش مجبور به کار شدم و با مطبوعات آغاز کردم و در گردونه چاپ و نشر افتادم.
  • در آموزش وپرورش تنها در کار تدریس بودید یا مشاغل دیگری هم داشتید؟
در وزارت آموزش و پرورش یک اداره‌کل به نام اداره‌کل نگارش وجود داشت که برادر ذبیح‌الله صفا، دکتر فضل‌الله صفا ریاست این اداره را به عهده داشت.
شعبه هایی در استان ها و شهرستان ها داشت که هرازگاهی سمیناری تشکیل می‌شد و مسئولان اداره‌کل نگارش و ادارات نگارش را در دانشسرای عالی جمع می‌کردند وتبادل افکار و نظر و مشورت و ارائه طریق می کردند. حدود 3 سال در آن اداره مشغول به‌ کار بودم .
  • در دانشگاه هم تدریس داشتید؟
در دبیرستان تدریس می کردم و در فواصل مختلف وقتی که دانشگاه آزاد دایر شد ادبیات تدریس کردم.در دانشکده های علمی کاربردی هم تدریس داشتم. در آنجا ادبیات تدریس می کردم اما اکنون به علت بیماری همسرم تدریس را رها کرده‌ام و تمام کارهای منزل را من انجام می دهم.
  • وقتی همدان بودید با زنده‌یاد قاسم برنا که از روزنامه‌نگاران قدیم بود همکاری داشتید؟
ایشان از دوستان صمیمی من و نویسنده بود. چندین کتاب نوشت و اهل مطالعه بود و کتابخانه بسیار بزرگی هم داشت. ارتباط کاری که با وی پیدا کردم در اولین انجمنی بود که در کتابخانه عمومی همدان سال 1346 شکل گرفت. ما به‌عنوان اعضای انجمن کتابخانه همدان برگزیده شدیم .آن زمان قرار بر این بود که شهرداری‌ها یک و نیم درصد از درآمد خود را برای خرید کتاب و توزیع کتاب اختصاص دهند. 70هزار تومان در اختیار ما قرار دادند که پول زیادی بود. من، ابوالحسن آذری کنگاوری و قاسم برنا چند روز به تهران آمدیم تا کتاب تهیه کنیم. من هم که با کتاب‌فروش‌های تهران آشنا بودم هر جا که ممکن بود با بیشترین تخفیف بهترین کتاب ها را خریداری می‌ کردیم.
  • علاوه بر شهرداری با چه نهادهای دیگری همیاری می‌کردید؟
سراغ ایرج افشار که رئیس کتابخانه دانشگاه تهران و رئیس انتشارات دانشگاه بود، رفتیم و گفتیم قضیه از این قرار است. ما بودجه‌ای نداریم و اگر ممکن است کمکی به ما کنید. ایشان دست خطی نوشتند که هرچه خواستیم از انتشارات دانشگاه نصف قیمت برداریم. گفت اگر پولتان نرسید یا پرداخت نکنید یا دوست داشتید بعد بیاورید. بهترین کتاب ها را به همدان آوردیم. آن زمان کتابخانه در سر رودخانه ای بود که در محل میدان دانشگاه فعلی بود و حالا خراب شده است. سالن و میز مطالعه درست کردیم. من در سال 47 به تهران آمدم و کارها را به عباس زند محول کردم.
  • سرنوشت آذری کنگاوری چه شد؟
آذری کنگاوری در همدان کارمند فرمانداری بود و به‌خاطر همین مقیم همدان بود. کتاب های زیادی نوشت اما چاپ نشد. فهرست کتاب هایش را برای من فرستاد که با ناشرها صحبت کنم که چنانچه تمایل دارند چاپ شود. آذری کنگاوری شعر بی‌نقطه ای درباره هفت سین و عید دارد که برای من فرستاده بود.
  • از کتابخانه های خصوصی همدان بگویید.
کتابخانه های مهمی در همدان بود. آقایی به نام پنبه‌چی بود که کتابخانه بسیار بزرگی داشت و در کوچه استرمردخای زندگی می کرد. بعد از فوت ایشان فرزندانش کتاب ها را نگهداری نکردند. من از چند نفری در همدان که کتابخانه داشتند بهره گرفتم. یکی آقایی به نام نقوی دبیر دینی و فقه و مردی روحانی بود. آقایی هم در روستای یعقوب شاه بود که نامش را فراموش کردم. از کتابخانه برنا و کتاب های آرامگاه بوعلی و اوقاف هم استفاده کردم.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

عرصه تنگ فرهنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

عرصه تنگ فرهنگ

نویسنده: حسین زندی روزنامه نگار
عرصه تنگ فرهنگ
اگرچه انتقادات فراوانی به جریان فرهنگی استان وارد است اما در یک نگاه کلی می‌توان از عملکرد مدیران فرهنگی دفاع کرد و اگر واقع‌نگر باشیم زبان تمجید از زبان نقد کوتاه‌تر است....
1395/12/25
اگرچه انتقادات فراوانی به جریان فرهنگی استان وارد است اما در یک نگاه کلی می‌توان از عملکرد مدیران فرهنگی دفاع کرد و اگر واقع‌نگر باشیم زبان تمجید از زبان نقد کوتاه‌تر است. شهر همدان در جشنواره تئاتر فجر سال 59 مانند سال‌های گذشته حضور نداشت و یکی از غایبان اصلی مهم‌ترین رویداد نمایش کشور بود. جشنواره بین‌المللی تئاترکودک و نوجوان همدان ضعیف‌ترین سال برگزاری را پشت سر گذاشت و انتقادهای علیه برگزارکنندگان منتشر شد.  چندین متن در انتظار مجوز ماندند یا مجوز نگرفتند. گرچه نمایش همدان همیشه از ضعف‌های همیشگی رنج می‌برد.شرایط برای موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان در همدان دشوارتر از سایر هنرها است. چه آنانی که به عنوان هنرمند میهمان به همدان می‌آیند و چه کسانی که در همدان به فعالیت‌های موسیقی می‌پردازند. سختگیری‌ها  در مواجهه با کنسرت‌های موسیقی سنتی بیشتر است. با این حال کنسرت‌های حسین علیزاده و کیهان کلهر از برنامه‌های موفق سال گذشته بود.
یکی از اتفاقات بازگشایی سینما فلسطین و سینما تئاتر الوند بود که حق انتخاب مردم همدان در زمینه تماشای فیلم بیشتر شد. اما همچنان همدان با کمبود سالن سینما درگیر است. شهری که زمانی با 012 هزار نفر جمعیت 6 سینما داشت امروز با 4سینما روزگار می‌گذراند.  در زمینه تولیدات آثار سینمایی نیز همدان هنوز حرفی برای گفتن ندارد اما اتفاق خوبی نیز در این زمینه افتاد آن هم اینکه به نظر می رسد حضور و رفت و آمدهای سینماگران نسل قبل به همدان و برگزاری کارگاه‌های آموزشی بتواند تاثیری در تولید آثار سینمایی شهرداشته باشد.
با اینکه در همدان افراد زیادی در زمینه‌های مختلف هنرهای تجسمی فعالیت می‌کنند اما موفق‌ترین هنرمندان همدانی در این حوزه خارج از همدان زندگی می‌کنند. گالری‌هایی که در آنها آثار هنری به نمایش در می‌آید معمولا دور از دسترس هستند و بیشتر کسانی که کارهای خود را به نمایش می‌گذارند چندان در قید و بند مخاطب و بازخورد عمومی نیستند. اما سال‌جاری نمایشگاه‌های مختلفی با آثار متفاوت در همدان دیده شد و هنرجویان و هنرمندان از هر فرصتی برای ارائه آثار استفاده کردند. اتفاق خوب این حوزه افتتاح  گالری شهر کتاب بود که اولین نمایشگاه آن با نمایش آثار استاد احمد فتوت برگزار شد. اما با اینکه از مراسم کلنگ‌زنی ساختمان انجمن خوشنویسان همدان سال گذشته زمین باعث شده کلنگ این مجموعه همچنان بر زمین بماند.
در شرایطی نه چندان خوب مدیران میراث استان تمام تلاش خود را برای حفاظت از آثار موجود به کار می‌گیرد اما دست خود را در عملیات اجرایی بسته می‌بیند. صنایع دستی استان، حتی سفال و سفالگری، حال و روز خوشی ندارند.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

فرهنگ در کوچه‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،صنایع دستی ،هنر ،موسیقی ،

فرهنگ در کوچه‌های همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
فرهنگ در کوچه‌های همدان
بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم....
1395/12/25
 بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم.

علی اصغر طاهری، رئیس خانه آواز همدان
به ‌طور کلی با  توجه به جو سنگینی که در حوزه موسیقی نقاط مختلف کشور به وجود آمده موسیقی همدان در سال 95 موقعیت خوبی داشت، اما کافی و صد درصد ایده‌آل نبود امیدوارم وضع مناسب‌تری دراین باره به وجودآید. از سوی مسئولان اظهار امیدواری شده که در سال آینده شرایط از سال قبل بهتر و مناسب‌تر شود اما در عین حال هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.
خانه آواز در صدد است بتواند با همبستگی هنرمندان رشته موسیقی به فعالیت خود ادامه دهد، منشا اثر باشد و به جایگاه هنری خود ارتقا بخشد. این امر همفکری و همکاری اعضا را می‌طلبد تا به سوی هدفی واحد پیش روند.

کاظم مرادی، نوازنده و خواننده همدانی
ارزیابی من از وضعیت کنسرت در سال گذشته چه کمی و چه کیفی زیاد مثبت نیست و بازتاب کنسرت‌ها در میان مردم دلیل گویای این مطلب است. وقتی مردم از وضعیت کنسرت‌ها راضی نیستند یعنی ما کیفیت لازم را در نحوه اجرای کنسرت نداشتیم. گروه‌های موسیقی باید تلاش و خلاقیت بیشتری داشته باشند تا مخاطب با شوق و استقبال صندلی‌های سالن را پر کند اما متاسفانه ما این شوق را در مخاطب نمی‌بینیم. امیدوارم سال بعد شاهد بهتر شدن این فضا باشیم. کنسرتی موفق است که مخاطب و بیننده بگوید کنسرت بعدی این گروه کی و کجاست. تنوع در ملودی سازی، تنوع در ارکستراسیون واستفاده از خواننده توانمند ضروری‌ترین بخش است. در غیر این صورت رخوت و خواب مخاطب را فرا می‌گیرد.
مساله بعدی این است که بعضی از ارگان‌های متولی اخذ مجوز چندان با اجراکنندگان کنسرت همکاری نمی کنند که این امر باعث از بین رفتن انگیزه گروه‌های بومی می شود.
سرپرست‌های گروه‌ها در سال گذشته با تنش و استرس مجوز دریافت کردند. از متولیان فرهنگی شهر می‌خواهم اگر حمایتی لااقل سنگ‌اندازی نکنند.

معصومه مومنی مدرس دانشگاه و فعال گردشگری
بهره‌مندی از گردشگری که در سال‌های اخیر قدرتش را بیش از پیش نشان داده است در سال گذشته كم و بیش نصیب استان ما نیز شد و مدیران ارشد ما روی خوشی به سرمایه‌پذیری در این حوزه نشان دادند.
شاید پذیرش این صنعت برای كشورهای جهان سوم كمی زمانبر باشد اما تكیه بر اقتصاد تک‌محصولی و صادرات نفت در دراز مدت توجیه اقتصادی ندارد و جایگزینی آن با صنعت سبز كه همان گردشگری است، امری ضروری است. این مهم در بهبود اقتصاد استان ما نیز واجب‌الاجراست و اهمیت آن در سال‌های اخیر مورد توجه مسئولان قرار گرفت.
مدت‌هاست اقتصاد استان ما بر پایه‌هایی سنتی است. امروز با بحران‌های ایجاد شده این وضعیت نمی‌تواند پاسخگوی شرایط حال و كمی دورتر باشد.  با توجه به طبیعت ارزشمند و پیشینه تاریخی و فرهنگی استان كه هر كدام به نوعی ظرفیت قوی در جذب گردشگر محسوب می‌شود، با فراهم آوری بسترهای مناسب تكیه بر اقتصادی مبتنی بر صنعت گردشگری در استان قابل توجیه است. سال گذشته فراز و فرودهایی در بخش‌های مختلف گردشگری داشتیم اما در نهایت شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه بودیم.  از جمله می‌توان به بالا رفتن آمار گردشگران خارجی نسبت به  سالِ گذشته اشاره کرد یا افتتاح اقامتگاه‌های بومگردی كه گام ارزشمندی در حوزه گردشگری پایدار بود و البته این موارد به‌تنهایی كافی نیست. ما ابتدای راه هستیم و لازم است برنامه‌ریزی‌هایی منسجم برای ارتقا و بهبود كیفیت زیرساخت‌ها داشته باشیم. هم‌افزایی در بخش‌های مختلف و مرتبط با این صنعت امری ضروری است و موفقیت در این حوزه منوط به این امر است.

مهدی کریمی منسوب، مجسمه‌ساز
شاید با پس‌زمینه رویدادهای فرهنگی که به‌ صورت تیتروار در سال گذشته از ذهن می‌گذرد در ظاهر بتوان نتیجه‌گیری مثبتی از رویدادهای فرهنگی هنری و صنایع دستی داشت، به‌خصوص با تاکیدی که برمقوله جهانی شدن سفال لالجین پدید آمد اما به‌عنوان یک فعال هنری در استان آرزوی قلبی ماست که بتوانیم اسامی اینچنینی را با صدای بلند فریاد بزنیم اما نه به‌صورتی که صدای خنده منتقدان و بدخواهان در جواب ادعای ما منطقی‌تر و رساتر شنیده شود.
متاسفانه با همه پیشرفت‌ها در سطح نگاه مسئولان هنوز شمه‌هایی از نوع نگاه صرفا غیرتخصصی وجود دارد که تنها برای پرکردن سیاهه‌ای از فعالیت فرهنگی و هنری سراغ هنر و هنرمند می‌آیند. شهر جهانی سفال عبارتی سه جزئی که شجاعت ادای آن مسئولیت‌پذیری بالایی می‌طلبد.
استانداردهای شهر، پدیده و اتفاقاتی در سطح جهانی و سفال واقعا چند دقیقه ذهن متولیان را مشغول کرد و اگر کسی در این موارد سوالی بپرسد چه کسی جوابگوست؟ تا کی می‌توان مبنای عمل سوال کننده را بر سوء‌نیت و دشمنی قرار داد؟ وقت آن نیست که خودمان خودمان را نقد کنیم تا مورد طعنه و تهمت غریبه و بدخواه نباشیم؟ فارغ از مبحث شهر و استانداردهایش و مبحث جهانی بودن و جهانی شدن فقط در گفتاری مختصر به خود سفال اگر توجه کنیم خواهیم دید مسائل آنقدر گسترده هستند که همچنان نیازمندیم دامنه را کوچک‌تر کنیم.
برای مثال تنها در مورد پدید آورنده اثریا سفالگر استانداردهای لازم فعالیت یک هنرمند واقعا و انصافا چقدر در این اتوپیای فرهنگ و هنر که دلسوزانمان خلق کردند پیش‌بینی شده؟! بطور مثال حاصل 8سال لطف و محبت مسئولان و متولیان مدعی عدالت برای هنرمند سفالگر که عمرش را خرج فرهنگ و هنر خاکش کرده بود بیمه‌ای بود که درگیر و دار سرو صدای تبلیغات بر او منت گذاشته بودند.
اما آنقدر در اختصاص همان بودجه نیز کوتاهی شد تا لاجرم صدایش در دولت فعلی به گوش رسید و بالاخره در اقدامی دردآور شروع به قطع بیمه بیمه‌شدگان گذشته به بهانه های غیرمنطقی و همچنین قطع روند بیمه‌شدگان جدید کردند. کوچک‌ترین سهم هنرمند از رفاه به آسانی به فراموشی سپرده شد و نمایندگان و مسئولان تنها تماشاچی بودند و در تدارک شهر جهانی سفال.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

دوشنبه 23 اسفند 1395

کتاب نگاه نرگسان با حضور دو کارگردان همدانی رونمایی شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :سینما ،

کتاب نگاه نرگسان با حضور دو کارگردان همدانی رونمایی شد
ادبیات در خدمت تاریخ شفاهی

نویسنده : حسین پارسا

فرهنگی

اغراق نیست اگر اتفاق روز پنج شنبه شهر کتاب همدان را نقطه عطفی در کارنامه هنرمندان و فرهنگ دوستان شهر دانست که این بار بدون حمایت بخش دولتی برنامه ای  را با حضورجمع زیادی از مردم و فعالان فرهنگی برقرار کردند. چند روز پیش بود که پوستر مراسمی با عنوان  جشن امضا و رونمایی از کتاب "نگاه نرگسان"  فیلمنامه ای نوشته علی اکبر تمسکی به طور رسمی منتشر شد. مهمانان این مراسم امیرشهاب رضویان و مجید برزگر دو کارگردان  همدانی تراز اول سینمای ایران بودند. علاوه بر این دو نفر حضور گسترده بسیاری از چهره های شناخته شده فرهنگ و ادب همدان نشان می داد اثری که علی اکبر تمسکی خلق کرده آن مقدار مهم است که بسیاری از بزرگان را دور هم گرد آورده است. نگاه نرگسان دو فیلمنامه دارد که در فضایی سورئال قصه هایی را روایت می کند: قصه هایی برای نخوابیدن.
 استقبال و قدردانی
جشن امضا و رونمایی کتاب نگاه نرگسان با حرفهای حسین زندی به عنوان هماهنگ کننده و مسئول برگزاری مراسم آغاز شد. پیش از او هم علی غضنفری نوازنده گیتار قطعه ای را برای حاضران نواخت.زندی با تشکر از همه کسانی که در این مراسم حضور دارند گفت:" چاپ کتاب در ایران  کار دشواری است و اگرمولف خود قصد نشر کتاب را هم داشته باشد مشکلات دوچندان می شود.در این مورد خاص، علی اکبر تمسکی رنج بسیاری برای چاپ این اثر برده و این رنج ناشی از تعهدی است که به مخاطب دارد.بنابراین برای احترام به این تعهد و حرمت به مخاطب، هنرمندان درجه اول همدان همچون امیرشهاب رضویان و مجید برزگر در جشن رونمایی از این کتاب شرکت می کنند." عزت اله الوندی هم چند دقیقه ای صفحاتی از نگاه نرگسان را برای حضار خواند و بعد نوبت رسید به یکی از میهمانان اصلی این مراسم: امیرشهاب رضویان.
  رضویان و نگاه به تاریخ
رضویان کارگردان آثاری مثل تهران ساعت 7 صبح، مینای شهر خاموش و یک دزدی عاشقانه از اهمیت ثبت تاریخ همدان حرف زد. تاریخی که در سینه بسیاری از بزرگان شهر جا دارد و بسیاری از آنها هنوز گفته و نوشته نشده است. وی درباره نگاه نرگسان گفت:" این کتاب در قالب استانداری نوشته و چاپ شده است و من آن را دوسال پیش خواندم و دوست داشتم. اما موضوع مهمتر از دوست داشتن یا نداشتن من و در واقع اهمیت اصلی این کتاب این است که متوجه باشیم در این شهر بسیاری افراد وجود داشتند که زمانی راویان تاریخ این شهر بودند اما حالا اثری از آنها به جا نمانده است. یعنی منابع مکتوبی از این راویان به جا نمانده است." وی به تاریخ همدان و نقش این شهر در مشروطیت اشاره کرد:" در این شهر اتفاقات زیادی در عصر مشروطه اتفاق افتاده اما تفاوت ما با تبریزیان این بود که آنها بعضی تاریخ نویسان بزرگ را داشتند که تاریخشان را مکتوب کند و ما نداشتیم.خیلی از دوستانی که تجربه های خاصی از همدان دارند مثل آقای تمسکی تاریخ گویای این شهر هستند و باید آن را بنویسند و حتی اگر حوصله نوشتن ندارند آن را به صورت صوتی ضبط کنند." رضویان حرف های خود را اینگونه به پایان برد:" میراث فرهنگی فقط ساختمان و کتاب های خطی نیستند، بخشی از میراث فرهنگی قصه ها و روایات قدیمی هم هستند که باید ثبت شوند و این موضوع یکی از علل مهم بودن کتاب نگاه نرگسان است."
 نویسنده زندگی کردن را بلد است
مجید برزگر دیگر سخنران این مراسم بود. او سال گذشته فیلم یک شهروند کاملا معمولی را ساخت و پرویز مهمترین اثر او به مدت دو سال یکی از بهترین آثاری بود که از سینمای ایران در جشنواره های خارجی تقدیر می شد. برزگر با ابراز  خوشحالی از حضور در جمع هنرمندان و فرهنگ دوستان همدانی گفت:" در سالهای دور وقتی ارتباطات جمعی انقدر وجود نداشت پاتوق های کوچک می توانست ادمها را دور هم جمع کند و من شخصا خودم را محصول یکی از آن پاتوق های در همدان می دانم. در همان پاتوق های دوستی من با آقای تمسکی آغاز شد، زمانی که یک نوجوان بودم." این کارگردان درباره کتاب نگاه نرگسان گفت:" علی اکبر تمسکی همواره سلیقه ای منحصر به فرد دارد. نثر پاکیزه و مرتب و ویراست درستی که این کتاب دارد و توصیفات درخشانی که در آن هست نتیجه همین سلیقه نویسنده است." برزگر افزود:" نوع زندگی و رفاقت آقای تمسکی و شناختی که از کوهنوردی و گیاه و گل و انتزاعی که در مواجهه با دنیای اطراف دارد همیشه بر من تاثیر گذاشته است. بنابراین فکر می کنم علی اکبر تمسکی بیش از داستان و سینما، زندگی کردن را بلد است و همین باعث می شود از او بخواهم که نوشتن را، از تک نگاری ها تا نامه هایی که برای من سالها می نوشت، ادامه دهد و چاپ کند زیرا می تواند نگاه جذابش را به دنیا و زندگی و آدم ها، با همه به اشتراک بگذارد."
پایان این مراسم  حرف های علی اکبر تمسکی نویسنده کتاب بود، سرشار از سپاس و قدردانی از کسانی که به این جشن آمدند و بعد، امضای کتاب نگاه نرگسان برای علاقه مندان.


برچسب ها: نگاه نرگسان ،

دوشنبه 23 اسفند 1395

دریای بی کران زبان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

دریای بی کران زبان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
دریای بی کران زبان
دکتر حسین وحیدی پژوهشگر همدانی ساکن تهران، دانش‌آموخته اقتصاد و حقوق است اما عشق بی‌حد و مرز او به فرهنگ ایرانی باعث شده لحظه لحظه عمرش را در راه پژوهش‌ صرف کند و آثار بسیاری در زمینه‌های تاریخ، ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ خلق کند....
1395/12/15
دکتر حسین وحیدی پژوهشگر همدانی ساکن تهران، دانش‌آموخته اقتصاد و حقوق است اما عشق بی‌حد و مرز او به فرهنگ ایرانی باعث شده لحظه لحظه عمرش را در راه پژوهش‌ صرف کند و آثار بسیاری در زمینه‌های تاریخ، ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ خلق کند.
یکی از تخصص‌های وحیدی واژه‌گزینی است و سال‌ها با مجموعه فرهنگستان قدیم همکاری کرده که حاصل آن افزودن صدها واژه جدید به فرهنگ واژگانی فارسی است. وی در این گفت‌وگو از همدان می‌گوید.
 از خودتان بگویید، از کودکی، کوچه‌ها و محله‌های همدان آن روزگار.
من 13 فروردین 1310 در همدان زاده شدم. پدرم محمود وحیدی وکیل دادگستری بود و مادرم صدیقه سجادی از خانواده سجادی‌های همدان بود. بعد از گذران کودکی به مدرسه شرافت رفتم که در خیابان کولانج آن زمان بود. شرافت از مدارس ملی به شمار می‌رفت. منزل ما در منطقه کبابیان بود. باغی داشتیم در نزدیکی فقیره و خورزنه که 3 ماه تابستان را به آنجا می‌رفتیم.
  • در دوره‌ای که همدان بودید تفریح شما چه بود؟
در دوره نوجوانی بیشترسینما بود.
  • موسیقی چطور؟ کسانی که موسیقی را زنده اجرا می‌کردند در خاطرتان هستند؟
کسانی بودند که ویلن یا نی می‌زدند اما اسامی‌شان در خاطرم نیست. در مدارس وقتی جشن می‌گرفتند کسانی برای نواختن تار، نی و ویلن می‌آمدند. در عروسی‌ها و جشن‌ها نیز بودند اما به جز آن چیزی به یاد ندارم.
  • به انجمن‌های ادبی و محافل فرهنگی رفت و آمد داشتید؟
آن موقع من فقط دانش‌آموز بودم و اگر هم از این محافل بود من خاطرم نیست.
  • مشاغلی که درآن زمان مثلا در چمن کبابیان بود خاطرتان هست ؟
کبابیان میدانی بود که دور آن دکان‌هایی مثل نانوایی و خرده‌فروشی بود. آنجا مرکز بازی بچه‌ها هم بود. اما من از آن میدان خاطره تلخی دارم و آن اینکه جنگ جهانی دوم شده بود و بچه‌ها که پسرخاله‌های من هم جزو آنها بودند در آن میدان بازی می‌کردند.
 یکباره هواپیمایی در آسمان همدان پیدا شد و بمبی انداخت و این بمب به میدان کبابیان خورد و پسرخاله من رضا درجا فوت کرد و سایر بچه‌ها هم زخمی شدند. آن موقع حدود 10 یا 12 ساله بودم.
  • برای همدان تا به حال کاری کرده‌اید؟ نوشته یا کتابی دارید؟
خیر. تاکنون کتابی منتشر نکرده‌ام اما مد نظرم هست و مشغول هستم.
  • با توجه به اینکه به شهرهای زیادی سفر کرده‌اید، همدان را چگونه شهری می‌بینید؟
در قدیم تمام اطراف همدان باغ بود اما امروز تمام باغ‌ها ساختمان شده و شهر بزرگ‌تر شده است.
  • در همدان که بودید کوه می‌رفتید؟
بله بیشتر خورزنه می‌رفتم و گاهی گروهی به الوند می‌رفتیم.
  •  حس شما امروز به طبیعت همدان چگونه است؟
آن زمان یکی از زیباترین شهرها همدان بود برای اینکه تمام اطرافش باغ بود. درختان بادام، گردو، مو، سنجد و ده‌ها گونه دیگر که امروز تخریب شده است.
  • خاطره خوش از همدان چه دارید؟
دوران کودکی،فامیل  و بستگان، همه خاطرات خوش من هستند.
  • علاقه شما به کتاب و نوشتن چه زمانی و از کجا سرچشمه گرفت؟
در مدرسه شرافت دبیر ادبیات ما شخصی بود به نام هدایتی که وقتی من انشا می‌خواندم خیلی خوشش می‌آمد طوری‌که همه بچه‌ها را در حیاط جمع می‌کرد و من برای همه انشا می‌خواندم. در دبیرستان پهلوی دبیر ادبیات ما آقای ادبی بود که ایشان هم استاد بزرگی بودند و زبان فرانسه تدریس می‌کردند. ایشان هم انشاهای من را می‌بردند کلاس ششم ادبی می‌خواندند.
  • چه زمانی به تهران مهاجرت کردید؟
فقط تا ششم متوسطه همدان بودم و بعد از آن به تهران آمدم. چون پدرم وکیل دادگستری بود گفتم من هم باید وکیل دادگستری شوم و به دانشکده حقوق رفتم و لیسانس حقوق قضایی گرفتم. 2 سال هم کارآموزی وکالت کردم و جواز وکالت گرفتم. بعد شروع کردم به وکالت اما در دوران دانشجویی موقتا ترک تحصیل کرده و به خدمت وظیفه رفتم. بعدها در وزارت آموزش و پرورش در فیروزکوه استخدام شدم و به تهران آمدم و دبیر شدم.  وکالت هم کردم تا اینکه اتفاقی برایم افتاد که باعث شد کار وکالت را رها کنم و دوباره دبیر شوم. وقتی دکترای اقتصاد در دانشکده حقوق تأسیس شد، من هم آزمون دادم و قبول شدم. پس از گرفتن دکترا از مدرسه قلهک به مدرسه عالی بازرگانی آمدم و استاد آنجا شدم و تا بازنشستگی آنجا بودم.
  • در تهران خبرنگاری هم کردید. درست است؟
روزنامه کیهان آن وقت خبرنگار استخدام می‌کرد. من رفتم و خبرنگار کیهان شدم و در دوره جوانی مدتی با آنها همکاری کردم.
  • آنچه در همدان به آن گفت‌وگو می‌شود گویش است یا لهجه؟
ما همدانی‌ها یک گویش خاص و یک سری واژه‌های مخصوص داریم.
  • افعالی داریم که بین همدان و کرمانشاه مشترک است، برای مثال «گرفتیتمان». اینها را چطور تفسیر می‌کنید؟
همدان از نظر جغرافیایی یک سری ویژگی دارد و آن این که سر راه کرمانشاه و کردستان و مناطق دیگر است.
در طول تاریخ در حملاتی که به ایران شده همدان هم در معرض خطر بوده است. در نتیجه لهجه ما آمیخته‌ای از ترکی، کردی، پهلوی و موارد دیگر است. یکی از شگفتی‌های تاریخ این است که همدان به‌‌رغم همه تهاجمات، همدان باقی ماند.
  • تا چه حد می‌شود از این گویش‌ها و لهجه‌ها در واژه گزینی استفاده کرد؟
ما می‌توانیم ریشه‌ها را پیدا کرده و از ریشه‌ها واژه درست کنیم. مثلا از واژه ایر واژه‌های ایران، ایرلند، ایروان و موارد دیگر درست شده است. من یک کتاب به نام واژگان اقتصادی انگلیسی، عربی و فارسی دارم که برای تجدید چاپ رفته است. چون رشته تخصصی من اقتصاد است در این کتاب تمام واژگان علم اقتصاد را به فارسی و عربی و انگلیسی آورده‌ام.
مثلا همین اقتصاد، «اُی کُنُمُس» است یعنی قانون فرمانروا برخانه که چون واژه پلیس در ابتدایش است یعنی قانون فرمانروا بر شهر. در فارسی قدیم معادل آن تدبیر منزل بود که من به جای آن «کدیوری» را انتخاب کرده‌ام. کدیوری یعنی اقتصاد. یا مثلا واژه رکود که من نوشته‌ام «ارمست» یعنی آرام ایستاده. من تمام واژه‌ها اقتصاد را فارسی کرده‌ام.
  • و گویش همدانی؟
در همدان ما  گویش‌های محلی پرمعنا و زیبای زیادی هست که اینها را باید گردآوری کرد. نه‌تنها همدان بلکه فرهنگ کردستان، کرمانشاه، مازندران، افغانستان و تاجیکستان و ... را هم بایستی رویشان کار کرد و کنار هم گذاشت آن وقت می‌بینیم که این زبان فارسی یک دریای بیکران است.


برچسب ها: همشهری همدان ، حسین وحیدی ،

دوشنبه 23 اسفند 1395

تاریخ در اعماق زمین

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

تاریخ در اعماق زمین

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
تاریخ در اعماق زمین
با نزدیک شدن نوروز بیشتر هموطنان و هم‌استانی‌‌ها به فکر سفر و مقصد سفر هستند....
1395/12/16
 با نزدیک شدن نوروز بیشتر هموطنان و هم‌استانی‌‌ها به فکر سفر و مقصد سفر هستند.
 برای همدانی‌‌ها این فرصت هست که در سفر‌های یک روزه از شهرستان‌‌های اطراف و مناطق دیدنی استان بازدید و  آن‌ها را به مسافران نیز معرفی کنند. یکی از نقاط بکر و دیدنی استان شهر کوچک سامن و آثار کم‌نظیر آن است.
سامن شهر کوچکی است که بین سه شهرستان ملایر، نهاوند و بروجرد قرار گرفته است. سامن از سال  1332 به شهر تبدیل شده و قدمت زیادی دارد اما یک شهر مهاجرفرست است. جمعیت آن چندان رشدی نداشته و حدودا بین 4000 تا 5000 نفر در نوسان است.

درباره سامن
سامن جزو شهر‌های جنوب استان همدان به شمار می‌آید و مراسم شادی، جشن و سوگواری خاص خود را دارد. محصولات محلی این شهر صنایع دستی، سوغات، خشکبار، عسل، خیارشور و شیره است.
سامن از نظر جغرافیایی و آداب و رسوم به ملایر نزدیک است، اما از نظر گویش تفاوت‌‌هایی دارد، اگرچه همخوانی‌‌هایی با فرهنگ ملایر دارد.
آثار تاریخی سامن نشان از قدمت این شهر دارد. علاوه بر شهر زیرزمینی سامن، یک برج قدیمی به نام خانقلی در مرکز شهر قرار دارد و یک امامزاده که قدمت بنای آن به دوره ایلخانی بازمی‌گردد و به نظر می‌رسد دارای سرداب‌‌های تاریخی است؛ بنای سنتی با ضریح گره­‌چینی که حدود سال 1100 بازسازی شده،  یک امامزاده دوقلو به نام‌‌های سام و حام که به باور ا‌هالی فرزندان حضرت نوح هستند. دو سند مربوط به 200 سال پیش به نام خواب‌نامه وجود دارد که در آنها از این امامزاده ‌ها نام برده شده است. برخی گفته‌اند وجه تسمیه سامن امامزاده‌‌ها هستند. گفته می‌شود سلمن همان سامین یا دو سام بوده که بعد‌ها به شکل سامن درآمده است.
مردم محلی افسانه­‌های زیادی را به شهر زیرزمینی سامن نسبت می­‌دهند. از جمله معتقدند در زیر مجموعه باستانی سامن کانال‌‌هایی بوده که از طریق آنها با اسب تا نهاوند می‌رفته‌اند و راهی زیرزمینی از سامن تا کوه یزدگرد که خرابه‌‌هایی از دوران گذشته در آن وجود دارد و مشرف به منطقه است . در گویش محلی به مجموعه زیرزمینی سامن زاغه گفته می‌شود.

شهر زیرزمینی
درباره ویژگی­‌ها و جاذبه­‌های شهر زیرزمینی سامن بار‌ها شنید‌‌ه‌ایم اما تا کسی از این مجموعه بازدید نکند به عظمت و ویژگی­‌های آن پی نمی‌­برد. مجموعه سامن سال 1384 در یکی از حفاری­‌های شرکت مخابرات به طور اتفاقی شناسایی شد. ابتدا راهرو باریکی کشف شد که پر از خاک بود. از همان زمان با حضور زنده‌یاد مسعود آذرنوش محل ایجاد ترانشه که در وسط خیابان قرار داشت مسدود و ایمن‌سازی شد و ورودی به سمت پیاده‌رو انتقال داده و کارگاه اول کنار مخابرات برپا شد.
امروز بخش مرکزی محوطه باستانی شهر زیرزمینی سامن  کاوش شده است و هرچند بدون هماهنگی مسئولان میراث فرهنگی بازدید از آن امکان‌پذیر نیست و عموم مردم نمی‌توانند از این محوطه بازدید کنند اما برای گروه­‌های علمی قابل بازدید است. شهر زیرزمینی سامن مجموعه‌ای شگفت انگیز است.
معماری هزار توی دستکند که از گذشته­‌ها و آیین­‌های آن حکایت می­‌کند، اتاق‌‌ها و فضا‌هایی تودرتو که همگی به هم راه دارند و شبیه هم هستند.
بازدیدکنندگان بدون راهنما گاهی راه را گم می‌کنند و به دلیل شباهت فکر می‌­کنند یک مسیر همان مسیر قبلی است. به نظر می­‌رسد برخی مجموعه‌‌ها قرینه هستند.
مجموعه‌‌ها از طریق تونل‌‌هایی که به زحمت می‌شود در آن ها راه رفت به هم متصل است که باید به صورت نشسته از آن‌ها گذشت. برای مسدود کردن مجموعه­‌ها دریچه‌هایی وجود دارد که مانند تنور است. گفته می‌شود اگر در یک مجموعه روی دریچه یک درپوش سنگی قرار داده شود به هیچ وجه قابل نفوذ نیست. به نظر می­‌رسد برای تامین امنیت، ورود و
 خروج اضطراری از این نقاط صورت می‌گرفته است. این دریچه‌ها مجموعه‌های  بالا را به طبقه پایین وصل می­‌کنند و نقطه تلاقی دو بخش محسوب می‌شوند.

فاضلاب
در کنار بیشتر اتاق‌‌ها سازه‌‌هایی وجود دارد که شباهت زیادی به آخور احشام دارند و اگرچه شبیه آخورند اما هیچ اثری از فضولات حیوانی تاکنون در آن‌ها به‌دست نیامده تا دلیلی بر این مدعا باشد. به درستی نمی‌توان گفت از این سکو‌ها چه استفاد‌‌ه‌ای می­‌شده است.در بخشی از مجموعه بوی رطوبت و فاضلاب بازدیدکنندگان را آزار می‌­دهد. مهم‌ترین کشف در این مجموعه که در سال 1394اتفاق افتاده کشف قنات و وجود آب در زیر زمین است. این مجموعه قنات بسیار سالمی دارد اما متاسفانه فاضلاب شهری را درون این قنات پرآب ر‌ها کرد‌‌ه‌اند و بوی تعفن درزیر زمین پیچیده است. گاهی در برخی اتاق‌‌ها و راهرو‌های کهن با لوله‌‌های فلزی و سیم‌‌های پیچ درپیچ روبه‌رو می­‌شوید که تناسب و زیبایی این فضای کهنه و زیبا را به هم زده‌اند. این عناصر زائد مربوط به سیستم آبرسانی و مخابرات شهر هستند که آسیب بسیاری به این مجموعه زده‌اند. گفته می‌شود محوطه زیرزمینی سامن بیش از 10 هکتار است و به طور کامل شناسایی نشده است.


برچسب ها: همشهری همدان ، سامن ،

دوشنبه 23 اسفند 1395

رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان

نویسنده: فاطمه كاظمی
رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان
کتاب «نگاه نرگسان»، اولین کتاب فیلمنامه در همدان نوشته علی‌اکبر تمسکی در شهر کتاب با حضور جمعی از فرهنگ‌دوستان همدانی رونمایی شد....
1395/12/21
کتاب «نگاه نرگسان»، اولین کتاب فیلمنامه در همدان نوشته علی‌اکبر تمسکی در شهر کتاب با حضور جمعی از فرهنگ‌دوستان همدانی رونمایی شد.
به گزارش همشهری، امیرشهاب رضویان کارگردان همدانی در این مراسم گفت: بخشی از کتاب «نگاه نرگسان» را خوانده‌ام و خوشحالم که این کتاب در یک قالب استاندارد به چاپ رسیده است.
وی افزود: در همدان افرادی بوده‌اند که خاطرات زیادی داشتند و راویان تاریخ این شهر محسوب می‌شدند اما نوشته‌ای از آنها باقی نمانده است. افرادی هم بوده‌اند که این تاریخ را نوشته‌اند اما چیزی که تبدیل به فرهنگ مکتوب این شهر شود، نوشته نشده است.
رضویان ادامه داد: کاری که علی‌اکبر تمسکی کرده ثبت تجربه‌های خاص از همدان است، چون این افراد تاریخ گویای شهر هستند و باید بنویسند و حتی ضبط کنند. اما عده‌ای هم هستند که تاریخ این شهر را به غلط نگاشته و حتی گزینشی کار کرده‌اند. خاطراتی در این شهر وجود دارد که روی کاغذ نیایند و ضبط نشوند، امکان نابودشدن آنها وجود دارد.
این کارگردان همدانی اضافه کرد: امروز به واسطه فناوری‌های نوین حتی لازم نیست این نوشته‌ها چاپ شوند بلکه می‌توان در فضای مجازی نیز آنها را منتشر کرد و باید گفت در این زمینه می‌توان کارهای خوبی انجام داد.کتاب «نگاه نرگسان» برای کسانی که قصد نوشتن فیلمنامه دارند الگوی خوبی است.

 زندگی‌کردن
مجید برزگر مهمان ویژه این مراسم نیز گفت: قصد نقد کتاب را ندارم چون منش و رویه زندگی نویسنده آن را می‌شناسم. فکر می‌کنم چیزی که تمسکی بیش از هر چیزی بلد است، زندگی کردن است. امیدوارم وی تک‌نگاری‌ها و خاطره‌نگاری‌های خود را ادامه دهد چون موارد خیلی خوبی می‌توان در آنها پیدا کرد.
حسین زندی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران همدان نیز در این مراسم گفت: انتشار کتاب در ایران اتفاق خوبی است، حالا اگر کتابی منتشر شود که مورد اقبال همشهریان نویسنده قرار بگیرد، اتفاق بسیار بهتری است. اهل نوشتن می‌دانند نوشتن چقدر سخت است و وقتی نویسنده تصمیم بگیرد خودش کتاب‌هایش را منتشر کند، این سختی بیشتر می‌شود. در گذشته انتشاراتی‌هایی بودند که انتشار کتاب حرفه‌ای عمل می‌کردند اما در حال حاضر انتشاراتی‌ها با موضوع چاپ کتاب خیلی حرفه‌ای برخورد نمی‌کنند.
وی ادامه داد: خالق «نگاه نرگسان» حساس است و این حساسیت به دلیل تعهد او به مخاطب است. به نظر من این کتاب می‌تواند احترامی را که تمسکی برای مخاطب قائل است به خواننده منتقل کند.

 کتابخانه در ورکانه
کتابخانه روستای هدف گردشگری ورکانه که به همت جمعی از اعضای تشکل‌های غیردولتی در این روستا راه‌اندازی شده بود، روز پنجشنبه با حضور امیرشهاب رضویان و مجید برزگر افتتاح شد.
به‌گزارش همشهری، رضویان به کودکان روستای ورکانه قول داد تعدادی از عروسک‌هایی را که خودش ساخته به این کتابخانه هدیه کند و چند نسخه از فیلم‌هایش را به کتابخانه اهدا کرد. عباس عرب‌زاده عکاس شناخته‌شده همدانی نیز قفسه‌های کتابخانه را اهدا کرد  و قول داد یک تابلو از عکس‌های خودش را که 10 میلیون تومان قیمت دارد به این کتابخانه هدیه کند. این کتابخانه نام پروفسور توفیق موسیوند سازنده اولین قلب مصنوعی جهان که زاده روستای ورکانه است به خود گرفته است. همزمان با افتتاح این کتابخانه عزت الله الوندی نویسنده کتاب کودکان اولین باشگاه کتابخوانی همدان را در روستای ورکانه راه‌اندازی کرد.


برچسب ها: نگاه نرگسان ،

دوشنبه 23 اسفند 1395

تمرکززدایی از مراکز درمانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

تمرکززدایی از مراکز درمانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
تمرکززدایی از مراکز درمانی
تبدیل 6 خیابان اصلی در رینگ مرکزی همدان به پیاده‌راه، ماه گذشته با بازگشایی خیابان بوعلی آغاز شد و قرار است به مرور هر 6خیابان به پیاده‌راه تبدیل شود....
1395/12/22
تبدیل 6 خیابان اصلی در رینگ مرکزی همدان به پیاده‌راه، ماه گذشته با بازگشایی خیابان بوعلی آغاز شد و قرار است به مرور هر 6خیابان به پیاده‌راه تبدیل شود. اما در همین گام اول بسیاری از مشاغل و حرفه‌های این خیابان از جمله پزشکان با چالش روبه‌رو شده‌اند.تعداد بسیاری از مجتمع‌های پزشکی و درمانی در 85سال گذشته در  خیابان بوعلی مستقر بوده‌اند و با پیاده‌راه‌شدن این خیابان خدمات‌رسانی به بیماران به سختی صورت می‌گیرد. در کنار رویکرد مثبت بسیاری از شهروندان و مدیران به این پروژه، یکی از انتقادها به این اتفاق نبود برنامه برای جایگزینی این مجتمع‌ها است. تعدادی از پزشکان زمانی که متوجه اجرای این طرح شدند به مکان دیگری نقل مکان کردند اما بسیاری از آنان در نقاط پرترافیک شهر یا به اصطلاح بالای شهر مستقر شدند. کارشناسان و منتقدان، درمان این معضل را در ایجاد یک شهرک سلامت در کنار پایانه‌های شهر می‌دانند. آنان معتقدند برای تسریع خدمات‌رسانی، دوری گزیدن از مشکلات ترافیک شهر و خدمات‌رسانی به مسافران درمانی بهتر است شهرکی با عنوان سلامت در همدان ایجاد شود تا در کنار ارائه خدمات به همشهریان از ظرفیت پزشکی و درمانی استان برای گردشگرپذیری نیز بهره‌گیری شود.

ظرفیت همدان
رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان معتقد است باید شهرداری و شورای اسلامی شهر کمک کنند تا این اتفاق بیفتد. وی به همشهری می‌گوید: ظرفیت همدان در مقوله گردشگری سلامت بسیار بالا است. به دو دلیل مهم می‌توان بر این موضوع پافشاری کرد؛ یکی اینکه متخصصان بسیار خوبی داریم، سبد ارائه خدمات ما کامل است و تقریبا هیچ کمبودی نداریم. دومین علت این است که همدان یک استان گردشگرپذیر است و جاذبه‌های خوبی دارد، آب وهوای آن مساعد است، فرودگاه دارد، راه‌آهن آن در حال راه‌اندازی است و این همه ظرفیت‌های خوبی برای همدان است. اما کمبودهای موجود مهم‌تر است. ما با اینکه همین حالا نیز گردشگری سلامت را در استان داریم اما عملا در این زمینه اقدامی نمی کنیم.
حبیب‌الله موسوی‌بهار می‌افزاید: اگر بخواهیم آماری از بیماران بستری و درمان شده استان ارائه کنیم شاید 40 درصد بیماران ما از استان‌های دیگری هستند که به دلیل وجود امکانات، پزشکان قدیمی و باتجربه که مهاجرت نکرده‌اند و متخصصان خوب استان، همدان را انتخاب می‌کنند. این موارد سرمایه‌های مهمی هستند که خیلی موثر در جذب بیمار است.
وی ادامه می‌دهد: در این زمینه باید از ظرفیت‌های بخش خصوصی استفاده کرد. من قول می‌دهم و تضمین می‌کنم هرکس از بخش خصوصی و تعاونی‌ها وارد این حوزه شود و سرمایه‌گذاری کند درآمد خوبی خواهد داشت چون نیروی انسانی داریم وپزشکان خوبی در استان هستند که آماده خدمات‌رسانی‌اند. ما استقبال می‌کنیم.

شهرک سلامت
به موسوی‌بهار می‌گویم یکی از مشکلات شهری همدان این است که ساختمان‌های پزشکان در مرکز شهر استقرار دارند و همه روزه بیماران استان‌های دیگر برای پیدا کردن نشانی دچارسردرگمی هستند. همچنین ترافیک مرکز شهر باعث ایجاد اختلال در خدمات‌رسانی به بیماران می‌شود، برخی جایگزین‌کردن شهرک‌های پزشکی در بیرون شهر را چاره کار می‌دانند، موسوی معتقد است:  مشابه این طرح را من جایی ندیده‌ام. از طرفی این مسأله دردسرهای خودش را هم دارد. اگر به شیوه بیمارستان میلاد تهران باشد معضلاتی دارد که زمان ورود و خروج کادر بیمارستان ترافیک‌زا می‌شود. اکنون در دنیا تشویق می‌شود بیمارستان‌ها بین 500 تا 1000 تختخوابی باشند اما ساخت شهرک بزرگی که همه کلینیک‌ها، بیمارستان‌ها، رادیولوژی‌ها و آزمایشگاه‌ها در آن یکجا جمع شوند باید کارشناسی شود. از نظر استراتژیک و پدافند غیر عامل هم توصیه نمی‌شود که همه امکانات یک طرف شهر تجمیع شود. رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان اضافه می‌کند: با انتقال مطب پزشکان و خارج شدن ساختمان‌های پزشکان از مرکز شهر من به شدت موافق هستم. در این زمینه پیشگام بوده‌ام و مطبم را به حاشیه شهر در رینگ سوم انتقال داده‌ام تا مراجعان راحت‌تر به آن دسترسی داشته باشند.
وی در پاسخ به این سوال که برای همه‌گیرشدن موضوع و متقاعد کردن پزشکان چکار می‌توان کرد، توضیح می‌دهد: باید شهرداری و شورای اسلامی شهر کمک کنند تا این اتفاق بیفتد. ما در سازمان نظام پزشکی و دانشگاه علوم پزشکی آمادگی داریم و در صورت همراهی شورا و شهرداری استقبال می‌کنیم. اگر پزشکان از رینگ‌های اول و دوم خارج شوند، مخصوصا  اگر از خیابان بوعلی و خیابان‌هایی که جزو میراث فرهنگی شهر هستند دور شوند، هم پزشکان راحت‌تر خدمات‌رسانی می‌کنند و هم مردم و بیماران راحت خواهند شد.موسوی‌بهار اظهار می‌کند: برای تاسیس این مجموعه پزشکی باید مشوق‌هایی از طرف شورای شهر و شهرداری در نظر گرفته شود تا پزشکان با رغبت بیشتری موضوع را پیگیری کنند.

یک گام درست
یکی از شهروندان که برای درمان به پیاده‌راه بوعلی مراجعه کرده می‌گوید: تمرکز مطب پزشکان در مرکز شهر مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد کرده است. با ایجاد پیاده‌راه بهتر است مطب‌ها به مکان دیگری منتقل شود.علیرضا قدیمی یکی از پزشکانی است که سال‌ها در خیابان بوعلی داروخانه داشته اما به دلیل مشکلات یادشده به حاشیه شهر نقل مکان کرده است. او از طرفداران طرح شهرک سلامت است و خود نیز برای به نتیجه رسیدن این طرح تلاش می‌کند.وی به همشهری می‌گوید: من مدت‌هاست پیگیر این طرح و به شدت موافق گردشگری سلامت هستم، اما معتقدم باید درست عمل کنیم. اگر به اشتباه گام برداریم تجربه ناموفقی خواهیم داشت و برای همیشه باید قید این طرح را بزنیم و کسی جرات نخواهد کرد وارد این عرصه شود. در گام اول باید پزشکان خوب را جذب و متقاعد کنیم وارد چنین فعالیتی شوند. قدیمی ادامه می‌دهد: متاسفانه در سال‌های گذشته بسیاری از پزشکان  ما از همدان مهاجرت کردند و به دلیل بی‌مهری‌ها و مشکلاتی که حل آنها بسیار هم ساده بود از این شهر رفتند. پس در این زمینه اولین داشته‌ها سرمایه‌های انسانی است که باید آنان را در این شهر حفظ کنیم. بیشتر پزشکان در خیابان بوعلی متمرکز هستند و با پیاده‌راه‌شدن این خیابان دسترسی به ساختمان‌ها و مراکز درمانی مشکل شده است. پس پزشکان باید از این خیابان خارج شوند و به مکانی بروند که بیماران و همراهانشان به راحتی اتومبیل خود را پارک کنند.

تصویب شورا، انتخاب پزشکان
این پزشک می‌گوید: شورای شهر باید طرحی را تصویب کند و قطعاتی زمین را در اختیار پزشکان قرار دهد. من فکر می‌کنم همکاران من استقبال می‌کنند. امروز ساده‌ترین راه و در دسترس‌ترین گزینه آپارتمان‌های داخل شهر است و پزشکان نیز این راه را انتخاب می‌کنند. اما اگر امکان انتخاب گزینه دیگری مانند فعالیت در شهرک سلامت را داشته باشند حتما تعدادی زیادی از آنان این گزینه را نیز انتخاب خواهند کرد.
دراین باره که اگر شورای اسلامی شهر به چنین درکی برسد کدام منطقه را برای ایجاد شهرک سلامت مناسب می‌دانید، قدیمی توضیح می‌دهد: ما 3 مسیر ورودی مهم به همدان داریم؛ ملایر به همدان، تهران به همدان و کرمانشاه به همدان و بهتر است شهرک سلامت در تقاطع این 3 مسیر ساخته شود. مسیر ملایر در دسترس‌تر است اما کارشناسان باید در این حوزه اظهارنظر کنند.
وی درباره فواید راه‌اندازی شهرک سلامت می‌گوید: اگر شهرک سلامت ایجاد شود بخشی از بیکاری شهروندان نیز حل خواهد شد. بیمارانی که از شهرستان‌ها و استان‌ها به همدان مراجعه می‌کنند، خیلی وقت ها جایی برای استراحت و اقامت ندارند. اما در شهرک خدمات‌رسانی درست صورت می‌گیرد و  این افراد می‌توانند در مکان‌هایی که کنار شهرک ساخته می‌شود اقامت کنند. این اقامت درآمدزایی دارد و شغل ایجاد می‌کند. از قدیمی می‌پرسم از نظر فناوری چقدر می‌توانیم با کشورهایی مثل ترکیه که در حوزه گردشگری سلامت فعال هستند رقابت کنیم و وی پاسخ می‌دهد: به نظر من ترکیه از نظر فناوری چندان جلوتر از ما نیست. اما آنها از نظر تسهیل خدمات‌رسانی جلوتر هستند و با سرمایه‌گذاری راحت‌تر برخورد می‌کنند .کشورهای توسعه‌یافته یک موضوع را رعایت می‌کنند آن­ هم اعتماد به سازمان‌های مردم‌نهاد است. اگر تولید علمی و پیشرفتی صورت می‌گیرد یا دانشگاهی فعالیت می‌کند، تحت نظارت سازمان‌های مردم نهاد است.سیستم‌های دولتی کارآمدی چندانی ندارند و خصوصی‌سازی اصلی‌ترین راه حل مشکلات در حوزه سلامت است.
https://goo.gl/rp6veB


برچسب ها: همشهری همدان ،

دوشنبه 23 اسفند 1395

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید....
1395/12/18
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید.
  • ابتدا از خودتان بگویید.
متولد مرداد ماه سال 69 در همدان هستم. فرزند پنجم و آخر یک خانواده 7 نفره و در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی حقوق هستم.
  • اولین کتاب‌هایی را که خوانده‌اید به خاطر دارید؟
از سنین کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به مطالعه داشتم. مطالعه جدی من با کتاب‌های رویای سبز، برباد رفته و ربه کا از دافنه دوموریه آغاز شد.
  • نوشتن را از کجا آغاز کردید؟
نوشتن را از سن 12- 13 سالگی شروع کردم که مصادف بود با دوره راهنمایی. همان سال‌ها بابت نوشتن چند داستان کوتاه موفق به دریافت جوایزی شدم اما نوشتن جدی را از سن 20 سالگی شروع کردم. در واقع از همان اوایل احساس می‌کردم نوشتن روحم را آرام می‌کند تا اینکه در سن 20 سالگی تصمیم به نوشتن رمان «برایم بمان» را گرفتم.
  • در نوشتن از چه کتاب‌هایی تاثیر گرفته‌اید؟
کتاب‌های بسیاری برمن تاثیرگذار بودندو مرا به نوشتن رمان «برایم بمان» ترغیب کردند. مهم‌ترین آن‌ها کتاب «دالان بهشت» از نازی صفوی و ربه‌کا بود. این علاقه کم‌کم من را به سمت نوشتن سوق داد.
سوژه کار از کجا آمده؟
طرح اصلی داستان الهامات کاملا ذهنی است اما قسمت‌هایی نیز هست که با نگرشی به زندگی افراد نوشته شده است.
  • ایده‌آل شما در نوشتن چیست؟
از سن نوجوانی احساس می‌کردم نوشتن تاثیر فوق‌العاده‌‌ای بر آرامش روحم دارد. گاهی احساس می‌کنم نوشتن التیام‌بخش تشویش درونی‌ام است.
  • بازخورد کار اول شما چگونه بوده است؟
بازخورد اطرافیان اعم از دوستان و خانواده از خواندن این رمان به اندازه‌ای خوب بود که من را ترغیب به چاپ کتاب کرد اما پروژه چاپ این رمان متاسفانه بسیار طولانی و نفس‌گیر بود. بارها و بارها از چاپ ناامید و پشیمان شدم اما بعد از 2 سال دوندگی پی در پی موفق به چاپ آن شدم. البته تشویق خانواده و دوستانم بعد از اتمام نوشتن باعث شد که ترغیب به چاپ نوشته‌هایم شوم.
  • مکان اتفاق‌ها در کتاب واقعی است؟
مکان اتفاق‌ها واقعی است اما به دلیل اینکه اولین تجربه جدی من در نوشتن بود به خوبی نتوانستم  نظر خواننده را تامین کنم.
  • دنبال ادامه راه هستید؟
 بله، حتی اگر بعد از سال‌ها گوشه خانه‌ام پر از دست نوشته‌های چاپ نشده باشد دست از نوشتن برنمی‌دارم. البته تمام سعی خودم را برای چاپ کارهایم خواهم کرد.
  • چه کارهایی در دست انتشار دارید؟
در حال حاضر کار بعدی‌ام یک رمان است که 2 سال پیش کار ویرایش آن را به اتمام رسانده‌ام اما از همان موقع مدام در حال تغییر نوشته‌ها هستم.
  • داستان کتاب برایم بمان چیست؟
داستان کتاب اول من در مورد دختری به نام گلساست که در یک موقعیت نسبتا خوب قرار دارد. طی یک‌سری اتفاقات پیش پا افتاده عاشق پسرخاله خود به نام امیر می‌شود و بدون هیچ مشکلی به عقد هم در می‌آیند اما با بی‌تدبیری هر دو در همان نخستین ماه‌های عقدشان دچار مشکلات زیادی می‌شوند که زندگی و خوشبختی‌شان تا مرز نابودی کشانده می‌شود.
  • چرا به سراغ موضوع عاشقانه رفتید؟
در اصل چیزی فراتر از موضوع عاشقانه فکر من را به خودش معطوف کرده بود. متاسفانه امروز جامعه ما دچار نوعی بی‌خیالی و خوشبختی کاذب شده که تمام جوانب زندگی را در بر می‌گیرد. من قصدم از انتخاب موضوع عاشقانه صحبت درباره مسائل کوچک و پیش پا افتاده اما معضل‌ساز بین همسران بود.
  • دوست دارید به جای کدام نویسنده باشید؟
با احترام به تمام نویسندگان، بنده بسیار دوست دارم که به جای محمود دولت‌آبادی و خالد حسینی باشم. نویسندگان توانایی که بسیار خوب موفق به ترسیم مشکلات زمانه و جامعه خود بودند. به نظر من نویسنده در آثار خود باید درد جامعه را بگنجاند.
  • تا به حال شده سوژه یا داستانی را شروع کنید اما نتوانید تمام کنید؟
بله. نزدیک به یک سال پیش شروع به نوشتن داستانی کردم در مورد دختری که به زور پدر و خواهرش همسر مردی کویتی می‌شود و سالیان دراز به دیدار خانواده‌اش نمی‌آید. ایده جالبی برای ادامه داستان نداشتم و داستان را در چند صفحه اول رها کردم. همیشه براین باورم که هر شکست پله‌ای است برای موفقیت پیش رو.
  • داستان رمان دومتان چیست؟
داستان رمان دوم در مورد دختری است خیرخواه و با تدبیر که به اعضای خانواده‌اش کمک‌های زیادی می‌کند. در پی خواستگاری پسر عمه‌اش مشکلاتی برای این دختر به وجود می‌آید که به گذشته مربوط می‌شود.
  • آثار نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
تمام سعی خودم را می کنم که آثار نویسندگان همشهری را نیز مطالعه کنم.
  • همدان چقدر در آثار شما حضور دارد؟
در رمان اول تقریبا هیچ نقشی ندارد اما در رمان دوم سعی خودم را کرده‌ام که نقش نسبتا خوبی داشته باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

شنبه 14 اسفند 1395

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،فرهنگ عامه ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت...
1395/12/14
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت.
این شناخت تا امروز ادامه داشته و افزون بر کار تئاتر و سرودن شعر یکی از کسانی است که فرهنگ عامه همدان را خوب می‌شناسد.وی در این گفت‌‌‌وگو از خاطراتش از تئاتر همدان می‌گوید.
  • دلبستگی به تئاتر از کجا شروع شد و به کجا ختم شد؟
تئاتر در همدان از اول خیابان عباس‌آباد جایی که الان بانک صادرات است، آغاز شد. در زمانی که من حدودا ده ساله بودم یعنی سال‌‌‌های 27 یا 28 که تئاتر سعدی در تهران فعالیت داشت، عده‌ای از شاگردان عبدالحسین نوشین به همدان آمدند. یکی از آنها کهنمویی بود، مشعشعی و نویدی نیز آمدند و آنجا را نمایش‌خانه اکباتان نامگذاری کردند.
  • مالک نمایش‌خانه اکباتان چه کسی بود؟
بانی آن را اطلاع ندارم اما می‌دانم که این سه بزرگان هنر بودند. من از اینکه چه کسی از این افراد خواست که به همدان بیایند اطلاعی ندارم اما شاید به علت گستره تئاتر بوده یا فردی خواسته که من بی‌اطلاع هستم. فکر می کنم آقایی که نام خانوادگی‌اش نویدی و اهل همدان بود و نامش را به خاطر ندارم، این افراد را به همدان آورد.
سیف‌الله گلپریان و امیر ساسان دهگان هم با این گروه تئاتر هم بازی و همنوازی می‌کردند. اینها آمدند و در همدان تئاتر را شروع کردند. پدرم من و برادرانم را گاهگاهی برای تماشای تئاتر می‌آورد.
  • چه سالی بود؟ نام نمایش را به خاطر دارید؟
من متولد 1316هستم و در آن موقع 10 ساله بودم. چون در آن زمان من سن کمی داشتم خوب به یاد ندارم که موضوع نمایش چه بود. زنده‌یاد مشعشعی، گریمور پرقدرتی بود و چهره‌‌‌ها را طوری تغییر می‌‌‌داد که به هیچ وجه کسی شخص را نمی‌‌‌شناخت.
  • تئاتر اکباتان تا چه سالی برپا بود؟
دقیقا اطلاع ندارم اما فکر می‌کنم دو یا سه سالی بیشتر نبود. بعد از اینکه آن تئاتر به هر دلیلی جمع شد آن مکان به زغال‌فروشی تبدیل شد. مدت‌ها طول کشید تا برای بار دوم همان محل زغال‌فروشی به تئاتر بازگشت. این بار بنیانگذار این تئاتر زنده‌یاد سیدرضا همراه بود که با چند نفر شراکت کرد از جمله مرحوم زین العابدین شاملو که دبیر ریاضی بود و برادران علی و اصغر باب الحوائجی و  تئاتر را شروع کردند.
  • در دوره دوم تئاتر اکباتان چه کارهایی روی صحنه می‌رفت؟
از آنجایی که تئاتر در همدان پایه نداشت ابتدا از هنرمندان سایر نقاط ایران به‌‌‌ خصوص تهران دعوت می‌کردند که  نمایشنامه‌‌‌هایی اجرا کنند. یکی از آن نمایشنامه‌‌‌ها «ماهی طلایی» بود که حدود  سال1334 اجرا شد. این اتفاق همزمان با وقفه 5 ساله در تئاتر همدان بود. نمایش ماهی طلایی برنامه تقریبا کمدی و شیرینی بود که دربار خلیفه و آنچه  را در آنجا می‌‌‌گذشت نشان می‌داد.
  • بازیگران را به خاطر دارید؟
عزیز گرجی برادر نعمت گرجی آن زمان به همدان آمد. زنده‌یاد سیف الله گلپریان در آنجا برنامه تئاتر گذاشت که برنامه زیبایی بود و برای اجرای آن نمایشنامه از همه هنرمندان همدان استفاده کرد. من نبودم اما برادر بزرگ‌ترم پژمان بود و علی بهاری و  نصرالله عبادی و زنده‌یاد جلالی هم بازی می کردند. نمایشنامه بسیار قشنگی بود، موضوع اجتماعی داشت و استقبال شایانی از آن شد.
سیف الله گلپریان نقش بسزایی در تئاتر همدان دارد و اگرچه زنده‌یاد امیرساسان دهگان علاقه فراوانی به تئاتر داشت اما علاقه گلپریان چیز دیگری بود و با تمام وجود برای تئاتر تلاش می‌‌‌کرد. معمولا کارگردان گلپریان بود و دهگان بازی نداشت. من بازی ایشان را ندیدم. گلپریان هم نقش بازی نمی‌کرد و فقط کارگردان بود. آنجا هم به دلایلی تعطیل شد.
  • آقای همراه فقط در راه اندازی تئاتر نقش داشت یا کار نویسندگی و بازی هم می کرد؟
زنده‌یاد رضا همراه هم مترجم بود و هم نویسنده. اما در زمینه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی و بازیگری من چیزی از ایشان ندیدم.
  • بعد از تعطیلی دوباره اکباتان، سرنوشت این گروه چه شد؟
تئاتر در آن مکان تعطیل شد و به اول خیابان بوعلی آمد که مکان فعلی باشگاه بانک تجارت است. طبقه بالا و نمایش‌خانه اکباتان شد تئاتر بوعلی. دیگر گلپریان همکاری نداشت. عده‌‌‌ای که در آن مکان بودند   با مالک آنجا مشکل داشتند و مجبور شدند مکان را عوض کنند و به اول خیابان بوعلی منتقل شدند. رضا همراه ، شاملو و برادران باب‌الحوائجی ادامه تئاتر را در پیش گرفتند و زنده‌یاد امیرساسان دهگان کارگردانی را به عهده گرفت.
در ابتدا که آمده بودند برای انجام برنامه‌‌‌های تئاتر از تهران هنرپیشه می‌‌‌آورند ما که آنجا بودیم اعتراض کردیم و گفتیم اساس تئاتر را به خطر می‌اندازند.
  • مصطفی اسکویی یا کهنمویی آمده بود؟
خیر. مصطفی اسکویی جزو هنرمندان خیلی قدرتمند، همسر مهین اسکویی و از شاگردان مهین اسکویی بود.  مصطفی اسکویی شاید به نمایش‌خانه اکباتان آمده بود که من به خاطر ندارم اما در تئاتر بوعلی نبود.
  • حقوق شما چقدر بود؟
در آن زمان من شبی 2 تومان می‌گرفتم و نقش بازی می‌‌‌کردم. روزهای جمعه که مجبور بودیم 3 سئانس بازی کنیم دستمزدمان 3 تومان می‌شد. نصرالله عبادی هم این طور بود. ما گله می‌‌‌کردیم و آنها هم می‌گفتند که نمی‌چرخد، راست هم می‌گفتند. روز جمعه بعدازظهر و شب شنبه بیننده زیاد می‌شد .در روزهای دیگر بیننده کم بود. هنوز هنر تئاتر در ذهن مردم شکل نگرفته بود و با توجه به اینکه سینما هم در آن زمان تازه داشت پا می‌گرفت، به سینما هم مردم آنچنان گرایشی نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، منصور جمشیدآبادی ،

پنجشنبه 12 اسفند 1395

پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی
روزهای گذشته در بدنه مدیریتی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تغییراتی رخ داده است. یکی از تغییرات جایگزینی احمد ترابی با بهرام توتونچی در معاونت میراث فرهنگی این اداره بود....
1395/12/11
روزهای گذشته در بدنه مدیریتی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تغییراتی رخ داده است. یکی از تغییرات جایگزینی احمد ترابی با بهرام توتونچی در معاونت میراث فرهنگی این اداره بود. تخصص توتونچی معماری بود اما بر اساس سال‌ها حضور در این معاونت یکی از نیروهای کارشناس و با تجربه این حوزه به شمار می‌آمد. ترابی نیز باستان‌شناس است اما از معاونت سرمایه‌‌گذاری آمده است. حال این نیروی تازه نفس می‌‌تواند به کارهای زمین مانده میراث فرهنگی جامه عمل بپوشاند یا نه؟ یا برای جلوگیری از بلندمرتبه‌سازی در رینگ اول شهر چه برنامه‌ای دارد؟ زمان مشخص خواهد کرد. او در این گفت‌وگو به طور مشخص از برنامه‌های خود برای مرمت میراث فرهنگی می‌گوید.
  • از شرایط فعلی معاونت میراث فرهنگی بگویید.
من از خدمات گذشته مهندس بهرام توتونچی تشکر می‌کنم. همانگونه که آگاهی دارید در چند سال گذشته اعتبارات معاونت میراث فرهنگی بسیار بسیار محدود بوده و هرکسی به غیر از مهندس توتونچی با این وضعیت اعتبارات کار خاصی از دستش بر نمی‌آمد.
  •  از مشکلات حوزه مرمت در استان بگویید.
میراث فرهنگی زیرساخت گردشگری تاریخی است. دولت موظف است در جهت توسعه بخش فرهنگی هزینه و بعد بهره‌برداری کند. یکی از ضربه‌هایی که در سال‌‌های اخیر به میراث فرهنگی به ویژه در بحث مرمت وارد شد، پیمانی کردن اجرای پروژه‌ها بود. بدین معنی که پروژه‌های مرمتی را به پیمانکار سپردند، به افرادی که تخصص کافی نداشتند در حالی که باید آثار تاریخی و باستانی توسط کارشناسان زبده خود میراث فرهنگی به صورت امانی مرمت شود و پیمانکاری در میراث فرهنگی سم است.
  • نیروهای امانی چه تفاوتی با نیروهای پیمانی این حوزه دارند؟
برای اینکه کار مرمت به کارشناسان به صورت امانی سپرده ‌شود اداره میراث فرهنگی باید نیروهای انسانی متخصص جذب کند. در گذشته میراث فرهنگی در زمینه مرمت نیروهایی را آموزش داده بود و از آنها استفاده می‌کرد و نظارت درستی هم انجام می‌داد. 4نفر بین نیروهای پیمانی پیدا نمی‌کنید که بتوانند ساروج را که یکی از مصالح قدیمی است تهیه کنند. متاسفانه با پیمانی کردن، نیروهای باتجربه کنار رفتند و جایگزین ندارند.
  • مزیت اصلی کار امانی چیست؟
پیمانکاران از طریق مزایده پروژه‌ای را می‌گیرند و کار می‌کنند و می‌روند. اما وقتی به صورت امانی انجام شود نیروهای متخصص مرمت آثار مردم شناس و باستان‌شناس را در مراحل مرمتی به کار می‌گیرند. کار مرمتی را نمی‌توان به دست غیر داد. حتی من که حدود 27 سال است در میراث خدمت می‌کنم و علاقه بسیاری به این حوزه دارم اگر پس از بازنشستگی بروم دنبال پیمانکاری به سود نگاه می‌کنم و ارزش اثر مد نظر من نیست.
  • شما که 27 سال است در میراث فرهنگی هستید، چرا وقتی اجرای پروژه‌ها از امانی به پیمانی تغییر می‌کرد اعتراض نکردید؟
آن زمان همراه تعدادی از کارشناسان این حوزه نامه‌نگاری و اعتراض کردیم که این کار صورت نگیرد اما متاسفانه ترتیب اثر ندادند. کار فرهنگی را نمی‌توان فروخت، کار فرهنگی را باید دولت برعهده بگیرد. در این سال‌ها ضربه بزرگی به بدنه میراث وارد شده و من با رگ و پوستم آن را لمس می‌کنم. با این روش تا دو دهه بعد نه نیروی متخصص خواهیم داشت نه بنای قدیمی. همه از بین خواهد رفت.
  • برنامه شما در معاونت چیست؟
یکی از مشکلات مهم میراث فرهنگی استان ما در شهرستان‌هایی است که بافت تاریخی داریم.در 4شهرستان دارای بافت تاریخی ما طرح جامع مرمتی نداریم و بر اساس نظر شورای فنی تصمیم می‌گیریم. اما اگر طرح جامعی تهیه شود هر مدیر و معاونی که به این نهاد بیاید بر اساس طرح جامع تصمیم می‌گیرد. یکی از اولویت‌‌های کاری من این است که علاوه بر تهیه طرح جامع مرمتی برای بناها نیز طرح مرمتی داشته باشیم. اگر به طور مثال طرح مرمتی برای بنای آرامگاه بوعلی داشته باشیم هر مسئولی بخواهد آن را مرمت کند بدون اعمال سلیقه شخصی و بر اساس طرح کار خواهد کرد. این طرح در شورای فنی استان تهیه و تایید می‌شود سپس در شورای فنی مرکز تایید و سپس کاربردی می‌شود.
  • در حال حاضر طرح‌های در حال اجرا را چگونه مدیریت خواهید کرد؟
برای اینکه کار دوباره از شیوه پیمانی به شیوه امانی برگردد زمان زیادی لازم است اما تلاش خواهیم کرد بر اساس ظرفیت‌های موجود پروژه‌های خاص را امانی انجام دهیم. به طور مثال گنبد علویان بنای بسیار شاخصی است. این بنا را نمی‌توان به هر مرمتگری سپرد و باید نظارت بسیار دقیقی صورت بگیرد و نیروهای متخصص مورد اعتماد کار کنند. برنامه من این است که معماران حوزه مرمت را به دو بخش مشاوران و معماران باتجربه تقسیم کنیم و بر اساس نیاز پروژه‌ها را به اینان بسپاریم. باز هم دست ما بسته است که از طریق مناقصه پروژه‌ها را واگذار می‌کنیم و هر کس قیمت پایین‌تری داد پیروز می‌شود و کیفیت چندان در این روش مهم نیست. بناهای ما مانند هندوانه نبریده است، وقتی بریده شد و وارد بنا شدیم متوجه می‌شویم چه ویژگی‌هایی دارد و بدون ورود و کار کردن نمی‌توان به نتیجه مطلوب رسید.
  • پایش و نظارت شما بر پروژه چگونه خواهد بود؟
با مدیرکل میراث فرهنگی استان صحبت کرده‌ایم که قرار است چند نیروی باتجربه که در حوزه مرمت تخصص دارند به معاونت ما افزوده شود و هم ناظر و هم کارشناس مرمت در هر شهرستان داشته باشیم.
  • بناهایی که خطر تخریب آنها را تهدید می‌کند و مالکان همراهی نمی‌کنند چه آینده‌ای دارند؟
از لحاظ قانونی بخش حقوقی ما وارد خواهد شد تا بناهایی را که برای آنها احتمال خطر وجود دارد با حکم قضایی مرمت کنیم. البته به دنبال این هستیم که تعامل بیشتری با مالکان داشته باشیم تا این اتفاق نیفتد. همانطور که گفتم نیاز به اعتبار دارد و دولت باید اعتبارات میراث فرهنگی را فرهنگی ببیند و به عنوان زیرساخت به آن توجه کند. بناهای تاریخی از زیرساخت‌های گردشگری هستند و باید توجه بیشتری به آن‌ها شود.
  • برای افزایش تعامل با شهرداری و استانداری چه برنامه‌هایی دارید؟
ما تعامل کمتری با این نهادها داریم و همراه نیستند. ما تلاش می‌کنیم شهرداری بافت شکل بگیرد تا بسیاری از مشکلات حل شود. اما شهرداری می‌گوید در چارت ما پیش‌بینی نشده است. اگر این اتفاق بیفتد تعامل بیشتر می‌شود و بناها نجات پیدا می‌کند. باید شهرداری به مسائل درآمدی کمتر توجه کند تا میراث حفظ شود. میراث فرهنگی متعلق به همه مردم و همه نهادهاست. اداره ما وظیفه برنامه‌ریزی و نظارت دارد اما برای حفظ میراث همه نهادها باید دست به دست هم بدهند.
https://goo.gl/T8jPhx


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث در خطر همدان ، معاونت میراث فرهنگی همدان ،

چهارشنبه 11 اسفند 1395

گردشگران به « امزاجرد» می‌روند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

گردشگران به « امزاجرد» می‌روند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
گردشگران به « امزاجرد» می‌روند
به زودی دومین اقامتگاه بومگردی استان همدان در روستای امزاجرد راه اندازی می‌شود. روستای امزاجرد یکی از روستاهای دهستان هگمتانه از بخش مرکزی شهرستان همدان و در فاصله 15 کیلومتری این شهر است. شهرام اسماعیل زاده از علاقه‌مندان به گردشگری، خانه پدری خود را به اقامتگاه بومگردی تبدیل کرده است که از نوروز 1396 به بهره برداری خواهد رسید. به بهانه راه‌اندازی دومین اقامتگاه بومگردی استان با این جوان کارآفرین گپ و گفتی داشتیم که در پی می‌آید....
1395/12/10
به زودی دومین اقامتگاه بومگردی استان همدان در روستای امزاجرد راه اندازی می‌شود. روستای امزاجرد یکی از روستاهای دهستان هگمتانه از بخش مرکزی شهرستان همدان و در فاصله 15 کیلومتری این شهر است. شهرام اسماعیل زاده از علاقه‌مندان به گردشگری، خانه پدری خود را به اقامتگاه بومگردی تبدیل کرده است که از نوروز 1396 به بهره برداری خواهد رسید. به بهانه راه‌اندازی دومین اقامتگاه بومگردی استان با این جوان کارآفرین گپ و گفتی داشتیم که در پی می‌آید.
  • تاریخچه روستا بگویید.
از تاریخ روستا مدرکی در دست نیست اما به گفته قدیمی‌ها قدمت این روستا به زمان یزدگرد سوم برمی‌گردد که در آن زمان نام روستا مزداگرد بوده، مزدا به معنی خدای خوبی‌ها و گرد در زبان پارسی باستان به معنای شهر است.
  • ظرفیت‌های گردشگری روستا از لحاظ تاریخی و طبیعی چه مواردی هست؟
از لحاظ تاریخی پل قدیمی آق کرپی، حمام قدیمی، مسجد کهنه و بناهای کوره‌های پخت آجر در ورودی روستا و نیز جاذبه‌هایی طبیعی همچون باغ‌های مرغوب، طبیعت و دشت زیبا در فصل بهار جذابیت ویژه‌ای دارد.
  • پدیده اقامتگاه بومگردی در ایران مسأله جدیدی است. شما چگونه با آن آشنا شدید؟
من قبلا طرحی مشابه اقامتگاه بومگردی را داشتم. در مرحله تحقیق بودم که با اقامتگاه‌های بومگردی روستایی آشنا شدم. از آنجا که علاقه زیادی به این نوع زندگی داشتم و از زندگی کردن در طبیعت لذت می‌بردم این علاقه باعث شد بتوانم به احیای بنا و ایجاد اقامتگاه که کار بسیار پرزحمتی هم هست وارد شوم.
  • چه شد که به فکر ایجاد اقامتگاه بومگردی در امزاجرد افتادید؟
از آنجا که روستای امزاجرد روستای پدری‌ام بود یکی از گزینه‌های اصلی من بود. من روستاهای زیادی را گشتم اما خانه‌ یا روستایی را که با معیارهای من همخوانی داشته باشد در آنها پیدا کردم.
  • این دومین اقامتگاه بومگردی استان است. فکر می‌کنید برای توسعه این نوع اقامتگاه چه ضرورت‌هایی وجود دارد؟
البته اولین مساله تامین سرمایه است. از آنجا که این طرح در خانه‌های قدیمی روستایی اجرا می‌شود نیاز به هزینه زیادی برای بازسازی، بهسازی و مقاوم‌سازی دارد و مورد دیگر تسهیل گرفتن مجوز است که بسیار زمانبر است. پرداخت تسهیلات کمک بسیار مهمی است.
  • مراحل و مشکلاتی که در گرفتن مجوز داشتید چه بود؟
طبییعتا مراحلی هست که باید از لحاظ قانونی طی و انجام شود اما زمانبر بودن و ناهماهنگ بودن اتوماسیون اداری باعث طولانی‌تر شدن کار در بعضی ادارات می‌شود که امید است با حمایت‌های مسئولان گرفتن مجوز نیز تسهیل شود.
  • به کسانی که می‌خواهند به دنبال ایجاد خانه بومگردی بروند چه پیشنهادی دارید؟
اگر علاقه دارند وارد این کار بشوند باید برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشند. مثلا مراحل گرفتن مجوز من بیشتر از 6 ماه طول کشید که باعث به‌ هم خوردن برنامه‌های من و ایجاد مشکلاتی شد. به دوستانی که می‌خواهند وارد این کار بشوند این توصیه را دارم که حتما قبل از شروع کار درباره مراحل آن تحقیق کنند و با مسئولان و متخصصان مشورت کنند.
  • فکر می‌کنید مشتریان شما بیشتر گردشگران داخلی هستند یا خارجی؟
در سال‌های اول البته داخلی اما چشم‌انداز ما در کنار گردشگران داخلی جذب گردشگران‌ خارجی نیز هست.
  • آیا استان همدان برای چنین اقامتگاه‌هایی مناسب است؟ چه تفاوت‌هایی با سایر استان‌ها دارد؟
البته. بسیار مناسب است، مشکلاتی هم نسبت به شهرهای دیگر وجود دارد؛ مثلا سرمای زمستان باعث فصلی شدن این صنعت در همدان شده است. برنامه‌ها و زیرساخت‌ها نیز همت و برنامه‌ریزی مدیران شهر را می‌طلبد؛ مثلا برگزاری جشنواره‌ها و جشن‌هایی مثل جشن برداشت محصول که باعث جذب گردشگر می‌شود.
  • تعامل شما با خانه بومگردی ورکانه چگونه است؟
همکاری نزدیکی داریم مثلا در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری غرفه مشترک داشتیم و در آینده نزدیک قرار است همکاری‌های زیادی داشته باشیم.
  • جامعه محلی مردم روستا چه برخوردی با شما دارند؟
برخوردهای دوگانه‌ای وجود دارد. مسئولان روستا (دهیار و شورا‌) بسیار استقبال و کمک‌های فراوانی به من کردند. همچنین خیلی از اهالی روستا کمک و حمایت و در زمینه بازسازی یاری کردند. اما عده‌ای با این صنعت غریبه هستند. البته به رسم روستا بسیار مهمان نوازند و کمک‌های شایانی می‌کنند اما امید است که با تلاش مسئولان و مردم این روستا تبدیل به روستای گردشگری شود.
  • ویژگی اقامتگاه شما چیست؟
ساختمان اقامتگاه بنایی قدیمی و بسیار زیبا است که در محله قدیمی روستا  قرار دارد. بیشتر بناهای قدیمی در روستا حفظ شده است. فاز دوم طرح راه‌اندازی بازارچه محلی است تا محصولات صنایع دستی روستا را مستقیم به ‌فروش برسانیم. ایجاد کارگاه‌های خانگی صنایع دستی در روستا را هم مدنظر داریم که البته در خود اقامتگاه نمونه‌ای برای بافت گلیم ایجاد کرده‌ایم.
  • فکر می‌کنید گردشگران از چه چیز در خانه شما استقبال کنند؟
جنبه‌های متفاوتی وجود دارد؛ مثل نقالی، شاهنامه‌خوانی و برگزاری مراسم‌، چیدن گیاهان دارویی و گرفتن عرقیات گیاهی که هر کدام به تنهایی خود جذابیتی خاص را داراست.
  • خانه بومگردی امزاجرد چقدر می‌تواند در معرفی روستا مفید باشد؟
بسیار موثر است. کسی از من نشانی بخواهد اول اسم روستا را می‌گویم بعد اقامتگاه را معرفی می‌کنم و هر کس یک‌بار به این اقامتگاه بیاید نمونه‌ای از مهمان‌نوازی کل روستا را تجربه می‌کند.
  • آیا ایجاد اقامتگاه در روستا می‌تواند اشتغال‌زایی کند؟
بله، ایجاد یک اقامتگاه در روستا نیازمند نیروهای محلی برای انجام کارهای اقامتگاه است و همچنین در بیرون اقامتگاه اشتغال غیرمستقیم ایجاد می‌کند. به این صورت که یک گردشگر وقتی به روستا می‌آید برخی از نیازهای خود را از بیرون از اقامتگاه تهیه می‌کند مانند سوغاتی و صنایع دستی یا برای گشت و گذار از خودروهای محلی استفاده می‌کند و موارد بسیار زیاد دیگر.
  • در چشم‌انداز شما اقامتگاه بومگردی مزداگرد در کل چند شغل به صورت مستقیم و غیرمستقیم ایجاد می‌کند؟
پیش‌بینی ما پس از اجرای فاز دوم اقامتگاه ایجاد بیش از 20 شغل در قالب کارهای مربوط به اقامتگاه و صنایع دستی است که به‌ صورت کارگاه‌های خانگی صنایع دستی و ایجاد بازارچه فروش محصولات و مانند اینها است.
https://goo.gl/hVIYqy


برچسب ها: همشهری همدان ، دومین اقامتگاه بومگردی همدان ،

دوشنبه 9 اسفند 1395

دستی بر نقش فرش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،صنایع دستی ،

دستی بر نقش فرش

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
دستی بر نقش فرش
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است...
1395/12/08
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است. بیش از 30 سال است در حجره کوچک خود در بازار همدان به این پیشه مشغول است. گیلانی نه‌تنها با مشکلات کنار آمده و درحال نقش آفرینی و نقشه کشی است بلکه تلاش می‌کند شاگردانی را آموزش دهد تا کار او را ادامه دهند. گفت‌وگوی همشهری با این طراح فرش را می‌خوانید.
  • چگونه به این هنر وارد شدید؟
من پدر این  پیشه هستم و 30 سال است در این کار مشغولم.
  • چرا به شما گیلانی می‌گویند؟
ریشه و اصالت ما همدانی است، حال چرا به ما گیلانی می‌گویند، نمی‌دانم اما نسل‌هاست در همدان هستیم.
  • از ابتدا در کار طراحی بودید؟
من طراحی را از کودکی آموختم. به مدت 7 سال از سال 60 تا 67 به صورت حق‌التدریس و مدتی هم پیمانی کار کردم. اما معلمی را رها کردم و به پیشه پدر برگشتم. بعدها مدتی هم از سال 1380تا 84 در دبیرستان دخترانه فرزانگان فامنین طراحی و نقوش درس دادم.
  • هنوز شاگرد دارید؟
دانش‌آموزان هنرستان‌ها باید 120 ساعت کار عملی بگذرانند. تابستان‌ها دانش‌آموزان را به اینجا می‌فرستند تادوره را در اینجا بگذرانند. همکاری با هنرستان تجسمی همدان را ادامه دادم و آنها دانش‌آموزان خود را به اینجا می‌فرستند. من طراحی سنتی می‌کنم و تعدادی شاگرد و کارآموز دارم که به صورت رایگان به آنها آموزش می‌دهم. به شرطی آموزش می‌دهم که بعد از یادگیری برای من کارکنند و حقوق دریافت کنند.
  • پدرتان در همین حجره کار می‌کرد؟
پدر من 50 سال در همین حجره بود. اولین کسی که برق را به این کاروانسرا آورد پدر من بوده است. جدم هم بازاری بوده است.
  • از استادان قدیم این کار یا از استادان پدر کسی را به خاطر دارید؟
استادان پدر من میرزا شهاب کوثری و میرزا اسحاق ایرانپور بودند. پدرم در شرکت فرش هم کار کرده است. وی زمان مستر سیمون آمریکایی در شرکت فرش بود. آن زمان میرزا شهاب کوثری طراح بود و پدر من نقشه‌کشی و رنگ می‌کرد و نقطه چین ماهری بود.پدرم پس از اینکه از شرکت فرش بیرون می‌آید به نزد میرزا اسحاق ایرانپور می‌رود و طراحی، رنگ‌آمیزی و نقطه چینی را نزد او کامل یاد می‌گیرد و مستقل می‌شود. پس از آن افراد زیادی را آموزش می‌دهد، نقشه‌کش‌های معروف همدان از جمله آصادق، علی‌اصغر ملکی که دایی من بود، احمد رحیمی و چند نفر دیگر.
  • منظور از نقطه‌چین در نقشه فرش چیست؟
پس از این که طرح و کسی که مسئول رنگ‌آمیزی است کارش را انجام داد، نقطه‌چین عیب طراح را می‌گیرد. یعنی تمامی خط‌های اضافه را رفع می‌کند و گل و برگ‌ها را به چارچوبی به نام ایلمه هدایت می‌کند تا بافنده بتواند راحت ببافد.
  • از دوران کار با  پدر چه خاطره‌ای دارید؟
آنقدر کار زیاد بود که شاگردها در شب‌های بهار و تابستان به خانه ما می‌آمدند و تا 12 شب کار می‌کردند. خانه ما در محله قاشق‌تراشان بود و حیاط قدیمی و بزرگی به مساحت حدود 300 متر داشت. مادرم پیش از آمدن پدر و شاگردها حیاط را آب‌پاشی می‌کرد، میز پدر را می‌چید و رنگ‌ها را روی میز قرار می‌داد، شام آنها را می‌داد و تا نیمه شب کار می‌کردند. فردا صبح که به کاروانسرا می‌آمدیم مقابل در حجره مثل مطب دکترها مشتری‌ها صف می‌کشیدند تا نقشه ببرند. ماه بهمن که می‌شد مشتری‌ها را جواب می‌کردیم و برای سال بعد سفارش قبول می‌کردیم. اسامی مشتری‌ها را در دفتر جدیدی می‌نوشتیم و سفارش می‌گرفتیم و سال بعد می‌آمدند و کارها را می‌بردند.
  • خودتان هم فرش می‌بافتید؟
آنقدر کار زیاد بود که در هر خانه یک یا چند دار قالی برپا بود. در خانه ما 2 دار قالی بود و مستاجرها هم فروش  می‌بافتند. در روستاها هم که تقریبا همه قالیباف بودند. فرش همدان بنام بود. امروز فقط اسم فرش همدان مانده است. امروز شما نمی‌دانید درجایی که دار قالی برپا شده به چه منظور است. امکان دارد خانمی برای بیمه ثبت‌نام کرده و برای اینکه بیمه او قطع نشود باید دار قالی برپا کند آن ‌هم نه نقشه بزرگ بلکه تابلو فرش یا پشتی یا نیم‌زرع و دو زرعی می‌بافد.
  • علت کمرنگ شدن فرش دستباف همدان چیست؟
چند دلیل باعث شد فرش دستباف از بین برود. آپارتمان‌نشینی و فرش ماشینی مهم ترین آنهاست. دیگر کسی وقتش را برای بافت فرش صرف نمی‌کند، چرا که نتیجه‌اش نخریدن است. من 16 دار فعال دارم که در روستاهای مهدی آباد، برفجین و قهرد سفلی می‌بافند. هرچه بافته اند جمع کرده‌ام و خانه‌ام مثل سمساری شده است.
  • چه طرح‌هایی را می‌بافید؟
نقشه‌ها را خودم طراحی می‌کنم. بیشتر نقشه‌های گلدانی است. هر طرحی می‌زنم 2 تا قالی هم براساس طرح سفارش می‌دهم می‌بافند. نقشه‌های مختلفی از جمله بیجار و نقشه‌های بته کردستانی نیز کار کرده‌ام.
  • مهم‌ترین کارتان از نظر خودتان چیست؟
نقشه فرش پازیریک را کار کردم. فرش پازیریک سال‌ها پیش از زیر برف در شوروی پیدا شد. حالا هم در موزه نگهداری می‌شود. بخشی از این فرش پاره شده و از بین رفته است. از آلمان به من سفارش دادند و عکس فرش را برای من فرستادند. ابعاد آن 2 مترو 5 در 2 متر و 10 سانتی‌متر به صورت مربع است و روی 110 رج بافته شده است. پس از اینکه طراحی کردم، فرستادم مورد قبول واقع شد سپس رنگ‌آمیزی کردم. این اتفاق سال 1372همزمان شد با جشنواره‌ای در موزه فرش تهران که‌من هم کار فرستاده بودم و برگزیده شد. با دخترم به جشنواره رفتیم چشمم به فرشی افتاد که از روی پازیریک توسط تبریزی‌ها بافته شده بود اما ریزبافت بود و اندازه پازیریک نبود. نمی‌توانستیم عکس بگیریم. من و دخترم مشخصات را نوشتیم برگشتیم و نقشه را تکمیل کردم.
  • بافت آن هم در همدان بود؟
این فرش را سفارش دادم گفتند چله آن هم باید پشم باشد. رفتم سراغ حاج آقا ملونی که قدیم ریسندگی هم داشت. چله‌کشی کردند و در محله جوادیه همدان بافتند. تقریبا شبیه پازیریک اصلی شد و فرستادم آلمان بعدها طرح پازیریک را به صورت گرد و مدور کشیدم که در روستای برفجین بافتند و هنوز آن را  نگه داشته‌ام.
  • به جز پازیریک طرح قدیمی دیگری کار کرده اید؟
یک بار تکه‌ای از فرش زرع و نیم قم برای من آوردند که از مواد گیاهی رنگرزی شده بود اما صاحبانش ارزشش را نمی‌دانستند و چون بین وراث افتاده بود تکه‌تکه شده بود. یکی از وارثان این تکه را برای من آورده بود که من نقشه آن را بکشم من طراحی کردم و در اندازه 2 زرع کشیدم که اندازه آن 1/20 در2/20  سانتی‌متر می‌شود. من یک نقشه هم برای خودم کشیدم و سفارش دادم برایم بافتند. معمولا از طرح‌های کمیاب یک نمونه هم برای خودم می‌بافم.

   گذشته فرش همدان
شهر همدان یكی از مراكز اصلی تجارت فرش در منطقه غرب ایران بوده و بسیاری از فرش‌های مركز و غرب ایران به‌ویژه بافته‌های نواحی مختلف استان همدان از این شهر روانه كشورهای عربی و اروپایی می‌شد. به دلیل وجود چنین بازاری هزاران نفر از مردم استان از راه مشاغل مرتبط با فرش بافی و فراورده‌های این صنعت روزگار می‌گذراندند. اما در 3دهه گذشته فرش دستباف همدان در سایه مدیریت و برنامه‌ریزی نادرست در معرض تهدید و تقریبا در حال نابودی است. در سایه همین نگرش بازارهای سنتی كه با شكل‌گیری ساختار و هویت شهری پیوند داشته از بین رفته است.
دوران اوج فرشبافی در همدان روبه فراموشی است.اگر در خانه‌ای روستایی یک دارقالی برپا باشد بر اساس نقشه‌های جدید فرش تبریز و مصالح غیربومی بافته می‌شود که این در کنار فرش ماشینی از اصلی‌ترین دلایل از بین رفتن فرش دستباف همدان است. با کمرنگ شدن صنعت فرش استان حرفه‌های مرتبط با آن نیز در حال از بین رفتن است؛ ریسندگی، چله کشی و نقشه کشی از آن جمله است.
https://goo.gl/fUpXZP


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، فرش همدان ، نقشه فرش همدان ،

شنبه 7 اسفند 1395

«باز باران» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

«باز باران» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
«باز باران» در همدان
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم....
1395/12/07
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • از نمایشنامه « باز باران»  بگویید.
مجموعه نمایشنامه « باز باران»  یک سه‌گانه نمایشی یا تریلوژی است که می‌توان به صورت جداگانه  نیز خواند و اجرا کرد. به این دلیل که هر نمایشنامه ظرفیت اجرای مستقل را دارد و هم می‌تواند به دنبال هم اجرا شود.
  • این نمایشنامه‌ها با چه سبک و سیاقی نوشته شده است؟
به نظرم این 3نمایشنامه تجربه‌ای فرمالیستی در آثار درام نویسی من است. به دلیل این‌که سال‌ها در ژانر اسطوره و حماسه کار کرده بودم و مدت‌ها درباره اساطیر نوشته بودم. مثلا کتاب «جاده لغزنده است» مجموعه 5 نمایشنامه را شامل می‌شود که متاثر از شاهنامه فردوسی است.
در کتاب «باز باران» هم تلاش کردم در فرم، کار متفاوتی کرده باشم. در نوع نگاه نیز منتقدانه به آسیب‌های اجتماعی پرداخته‌ام. این آسیب‌ها از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه را در بر می‌گیرد تا آدم‌ها به عنوان الگوهای این جامعه.
  • کدام یک از کارها پیش از این اجرا شده است؟
هرسه نمایشنامه به صورت جداگانه در همدان اجرا شده است.
  • در اجراها از چه الگویی پیروی می‌کردید؟
در اجراهای خودم تلاش کردم نگاه فرمالیستی بر نگاه محتوایی و متنی اثر غالب شود و خود را نشان دهد. تلاش کردم تجربه‌ای از روایت مدرن را ارائه کنم و فکر می‌کنم کم و بیش موفق بوده ام. البته من قاطعانه نمی‌توانم نظری ارائه کنم.
  • تاکید بر فرم به زیبایی آسیب نمی‌زند؟
در حوزه درام نویسی تلاش شده ساختار و استاتیک کار در نظر گرفته شود و عنصر زیبایی‌شناسانه چاشنی کار بوده است. هرچند حرف‌هایی که در قالب نمایشنامه زده می‌شود اهمیت خود را دارد اما باز هم تأکید می‌کنم بحث فرم برای من مهم‌تر بود.
  • نمایشنامه «باز باران»  چه چیزی را به حوزه نمایشنامه‌نویسی اضافه می‌کند؟
حس کردم با توجه به شرایط جدیدی که به صورت طبیعی به‌وجود آمده و چالش‌های فرهنگی موجود در حوزه رسانه‌ای که در تمامی دنیا حاکم شده و گریبان جامعه ما را هم گرفته است، با قالب‌های قدیمی و ساختار کلاسیک نمی‌توان تاثیرگذار بود پس در این کار نیز تلاش کردم با توجه به شکاف و گسستی که بین نسل‌ها به وجود آمده کار کنم. همیشه یکی از مباحثی که برای من مهم بوده شکاف بین نسل‌ها بوده است و همیشه بر این باور بودم که کشمکش‌های بین نسلی را در قالب نمایشنامه بیاورم. با وجود این شکاف ارتباط به‌سختی برقرار می‌شود. در این کار ساختار ارسطویی و کلاسیک دستکاری شده و همان‌طور که گفتم تجربه جدیدی برای من بوده است.
  •  بازخورد اجراها در همدان چگونه بود؟
خوشبختانه در اجراها بازخورد خوب بود اما هنوز بازخورد چندانی از نمایشنامه‌خوان‌ها ندیدم. در اجرا ما توانستیم آدم‌هایی را برای تماشای این کارها به سالن‌ها بیاوریم که تئاتر را به عنوان یک رسانه اصلا قبول نداشتند. اولین اجرا که در سالن بوعلی بود کف سالن هم پر شد.
  • جذب مخاطب به نمایش از طریق نوشتن چگونه اتفاق می‌افتد تا نمایش از مخاطب‌گریزی فاصله بگیرد؟
عنصری که هنر مدرن امروز به آن می‌پردازد عنصر آشنایی‌زدایی است که به آن غریب‌نمایی یا برجسته‌سازی هم می‌گویند.
 اگر نویسنده و درام‌نویس ما این جسارت را نداشته باشد که از پوسته خود خارج شود نمی‌تواند اثری را ارائه کند که مورد نظر مخاطب قرار بگیرد. مخاطب امروز دنبال آشنایی‌زدایی است و مسائل متعارف و آشنا او را جذب نمی‌کند، این ویژگی هنر مدرن و هنر پسامدرن است. الگوهای کهنه چندان پاسخگوی او نیست به دلیل این‌که مخاطب امروز با حجم زیادی از رسانه‌ها و اطلاعات روبه‌رو است و در واقع مورد هجوم اطلاعات است پس به راحتی نمی‌تواند با الگوهای قدیمی ارتباط برقرار کند و جذب شود. یک نمایش معمولی را به راحتی نمی‌پذیرد.
  • نویسنده باید چه کاری انجام دهد؟
نویسنده باید این جسارت را داشته باشد هرچند این جسارت هزینه هم دارد و ممکن است در گام اول مخاطب نپذیرد اما به هر حال تجربه‌گرایی بهترین ویژگی هنر است که هنرمند جسور می‌تواند داشته باشد.
  • دیالوگ‌های نمایش شما بسیار عامیانه است. علت انتخاب این سبک چه بوده است؟
وقتی شما به حوزه‌های تاریخی وارد می‌شوید طبیعتا زبان شما هم باید کلاسیک باشد آدم‌های شما همان آدم‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنید. باید« باز باران» با همان مردم حرف بزند تا باور کنند و همذات‌پنداری شکل بگیرد پس برای باورپذیری زبان باید هماهنگ باشد.
  • برای این‌که نویسنده به دام عوام‌زدگی نیفتد چه باید کرد؟
این موضوع متفاوتی است و ارتباطی به زبان یا دیالوگ ندارد.بحث نوع استفاده ادبیات و نوع استفاده از زبان محاوره‌ای یا کلاسیک نیست، بیشتر به دلیل پرداخت و انتخاب موضوع یا درونمایه است. سال‌های گذشته این عوام‌فریبی بسیار اتفاق افتاده است. برخی به جای پرداختن به عمق جریان‌های اجتماعی با استفاده از احساسات مردم و ارزش‌های جامعه به مسائل سطحی می‌پردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نویسندگان همدان ،

جمعه 6 اسفند 1395

حیات در قنات‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

حیات در قنات‌های همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
حیات در قنات‌های همدان
مدیر مركز بین المللی قنات و سازه‌های آبی ایران هفته گذشته در سفر به همدان از قنات قدیمی روستای قاسم‌آباد بازدید کرد. علی‌اصغر سمساریزدی در این بازدید عنوان کرد همه قنات‌های همدان که در چند سال گذشته کور شده‌اند قابل احیا هستند اما این اتفاق مهم نیاز به عزم مسئولان و همکاری شهروندان دارد....
1395/12/04
 مدیر مركز بین المللی قنات و سازه‌های آبی ایران هفته گذشته در  سفر به همدان از قنات قدیمی روستای قاسم‌آباد بازدید کرد. علی‌اصغر سمساریزدی در این بازدید عنوان کرد همه قنات‌های همدان که در چند سال گذشته کور شده‌اند قابل احیا هستند اما این اتفاق مهم نیاز به عزم مسئولان و همکاری شهروندان دارد.
سمساریزدی مولف کتاب« قنات زارچ»  است که به تازگی برگزیده بخش بزرگسال در شاخه تاریخ، جغرافیا و باستان‌شناسی جشنواره خوارزمی شد و جایزه خود را از دست رئیس جمهوری دریافت کرد. تلاش‌های سمسار یزدی موجب شد تا پشتوانه لازم برای ثبت قنات زارچ یزد و 10 رشته قنات دیگر در ردیف میراث جهانی فراهم شود.
مسئولان روستای قاسم‌آباد نیز امیدوار هستند با استفاده از تجربه‌های این دانشمند ایرانی شرایط ثبت ملی قنات قاسم آباد فراهم شود. او بر این باور است که قنات قاسم‌آباد ظرفیت خوبی برای گردشگری دارد.گفت‌و‌گوی ما با سمساریزدی را در ادامه می‌خوانید.
  • مرکز بین‌المللی قنات و سازه‌های آبی ایران تنها مربوط به یزد است یا در سایر نقاط هم شعبه دارد و خدمات‌رسانی می‌کند؟
برای آوردن مرکز بین‌المللی قنات و سازه‌های آبی به ایران سال‌ها تلاش کردیم تا یونسکو را متقاعد کردیم این مرکز به ایران بیاید چون مدعیان زیادی از جمله عمان دنبال آن بودند، پول هم خرج می‌کردند اما با پیگیری ما یونسکو پذیرفت که به ایران بیاید. سپس متقاعدشان کردیم مرکز را به یزد ببریم چون در یزد فناوری‌های مرتبط با قنات بیشتر وجود دارد.
  • تفاوت قنات‌های کویری و کوهستانی در چیست؟
چند تفاوت عمده بین قنات‌های کوهستانی با قنات‌های دشتی یا کویری وجود دارد. در قنات‌های دشتی به دلیل این‌که شیب زمین کم است و سطح آب زیرزمینی در عمق بیشتر است، معمولا قنات نیز طول بیشتری دارد. مثلا قنات زارچ در استان یزد که به ثبت جهانی رسیده بیش از 85 کیلومتر طول دارد اما قنات‌های کوهپایه‌ای یا کوهستانی معمولا به علت این‌که زودتر به سفره‌های زیرزمینی می‌رسیدند و شیب بیشتری داشتند، طول کمتری دارند. قنات‌هایی که عمق بیشتری دارند در زمان حفر نیازمند فناوری پیشرفته‌تر و بیشتری بودند اما قنات‌های کوهستانی از نظر سازه ساده‌تر بودند و زودتر به بهره‌برداری می‌رسیدند.
  • در همدان قنات‌هایی داریم که به آنها قنات گبری می‌گویند. این عنوان به دلیل پیشینه و قدمت قنات است؟
 قنات‌های گبری در نقاط دیگر کشور هم وجود دارد و با همین نام از آنها یاد می‌شود به این دلیل که قدمت آنها را به پیش از اسلام منتسب می‌کنند. یکی از ویژگی‌های قنات‌های گبری این است که میله چاه‌هایی با مقطع مستطیلی دارند در حالی که قنات‌های جدید دایره‌ای است. آن زمان هنوز فناوری جهت‌یابی زیرزمین را نداشتند برای این‌که راستای حفاری را از طریق تونل درست تشخیص دهند و درست حفاری کنند چاه‌ها را به صورت مستطیل می‌کندند. بعدها که فناوری‌ها پیشرفت کرد چاه‌ها را به صورت گرد می‌کندند. برای این‌که در حفاری به صورت گرد و مدور مقدار مواد حاصل از حفاری هم کاهش می‌یابد.
  • در همدان تعدادی از قنات‌ها به صورت 2 طبقه بودند. 2 طبقه بودن قنات چه کاربردی دارد؟
 این‌که قناتی به صورت 2 طبقه حفر می‌شده دلایل مختلفی داشته است. یکی از دلایل این بوده که بتوانند بر اساس وضعیت سفره‌های زیرزمینی آب استحصال کنند. یکی دیگر این بوده که ممکن است قنات را با این روش به 2 سفره آبی مجزا می‌رساندندیکی سفره عمیق و دیگری سفره سطحی. در واقع قنات دارای 2 مظهر بوده و از هر 2 مظهر آب خارج می‌شده است. قنات‌هایی نیز وجود دارد که استنباط می‌شود 2 طبقه هستند اما در واقع وقتی سطح آب پایین می‌رفته قنات دیگری در زیر همان قنات حفر می‌کردند و از همان میله چاه‌ها استفاده می‌کردند.
  • در همدان بیشتر قنات‌ها با بتن ریزی و ساختمان‌سازی کور شده‌اند. آیا امکان احیای این قنات‌ها وجود دارد؟
اگر مردم تمایل و همکاری داشته باشند و اگر مسئولان علاقه داشته باشند شدنی است، حتی می‌توان جاهایی  را که بتن‌ریزی شده درست کرد یا مسیری را در کنار نقطه بتن‌ریزی شده و مسدود شده ایجاد کرد. بیشتر اراده و همت نیاز دارد، یعنی مسئولان به این باور برسند که قنات باید احیا شود. به سازه‌ای که امکان دسترسی مردم را از زیر زمین به آب قنات آسان می‌کرده پایاب می‌گفتند و اکنون برخی از پایاب‌ها وجود دارند.
  • در گذشته زمانی که جمعیت همدان حدود 150 هزار نفر بوده آب شرب و کشاورزی تمامی مردم از چشمه‌ها و قنات‌ها بوده است. اکنون هم می‌توان چنین بهره‌ای از آب قنات‌ها برد؟
در سفرنامه ژوبرپاسا آمده که در دوره قاجار همه جمعیت همدان آب شرب خود را از قنات تامین می‌کردند. امروز باید پس از احیای  قنات‌ها فکری برای استفاده از آب آنها بشود. یکی از راه‌ها، استفاده برای فضای سبز شهری است یا اگر قنات آلوده نشده می‌توان از آن برای آب شرب استفاده کرد. همزمان با احیا باید برای مصرف هم فکر کرد.
  • با توجه به بازدیدی که داشتید قنات‌های همدان را چگونه دیدید؟
من قنات قاسم‌آباد را دیدم. لازم است از دهیاری این روستا و عواملی که دهیاری را یاری کردند تا این قنات احیا شود تشکر کنم. کار فوق العاده ارزشمندی است. اما به دلیل این‌که در کوهپایه سطح آب چندان پایین نرفته، امکان احیای اکثریت قنات‌ها وجود دارد.
  • قنات قاسم‌آباد می‌تواند برای جذب گردشگر موثر باشد؟
یکی از بهترین قنات‌هایی است که می‌تواند بدین منظور مورد استفاده قرار گیرد. این قنات معبر بزرگی دارد، آمد و شد  در آن به سهولت انجام می شود و دسترسی به آن هم نسبت به قنات‌های کویری آسان‌تر است. یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که  از باستان شناسان دعوت شود تا قدمت آن را تشخیص دهند.
https://t.me/ruoydadha/231


برچسب ها: همشهری همدان ، قنات های همدان ، قنات قاسم آباد ، گردشگری قنات ،

جمعه 6 اسفند 1395

نهادی برای همدان شناسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،باستان شناسی ،روزنامه همشهری ،

نهادی برای همدان شناسی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نهادی برای همدان شناسی
محسن جانجان کارشناس ارشد باستان‌شناسی و رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان نهاوند است. اما این بار نه سراغ میراث نهاوند را از او گرفتیم و نه مباحث باستان‌شناسی را....
1395/12/04
 محسن جانجان کارشناس ارشد باستان‌شناسی و رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان نهاوند است. اما این بار نه سراغ میراث نهاوند را از او گرفتیم و نه مباحث باستان‌شناسی را. جانجان مدتی است به سمت ریاست شعبه بنیاد ایرانشناسی همدان منتصب شده است. این بنیاد به تازگی مجوز گرفته و به زودی فعالیت رسمی خود را در همدان آغاز می‌کند .به همین بهانه سراغ او رفته‌ایم تا از چند و چون این رخداد با خبر شویم، اتفاقی که هم مردم استان و هم پژوهشگران سال‌ها انتظارش را می‌کشیدند.
  • وظیفه بنیاد ایرانشناسی چیست؟
بنیاد ایرانشناسی با هدف معرفی ایران در زمینه‌های مختلف از جمله تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، فرهنگ، آداب، رسوم و سنن اقوام مختلف تاسیس شده است. به تبع آن با شکل‌گیری شعب استانی و با استفاده از ظرفیت پژوهشگران بومی و منطقه‌ای که در زمینه‌های پیش گفته فعالیت داشته و دارند،برای معرفی استان مربوطه که به عنوان پازلی از کشور محسوب می‌شود، فعالیت می‌کند.
  • چه عاملی باعث شد پیگیر شعبه بنیاد ایرانشناسی در همدان باشید؟
با توجه به این‌که استان همدان یکی از استان‌های تاریخی کشور بوده و دارای ظرفیت‌های فراوانی در این زمینه است، وجود شعبه بنیاد ایرانشناسی در این استان ضروری بود. در طول سال‌های گذشته بارها پیگیر شده بودند و به نتیجه نرسیده بودند.
  • چند وقت است پیگیر این موضوع هستید؟
خوشبختانه با همت محمدناصر نیکبخت استاندار همدان، محمدابراهیم الهی‌تبار معاون سیاسی امنیتی استاندار و مهرداد نادری‌فر مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری که اراده بر تاسیس این شعبه در همدان داشتند، کار پیگیری از طریق بنیاد ایرانشناسی کشور از اواخر سال 93 کلید خورد. خوشبختانه با پیگیری‌های مستمر در نیمه دوم سال 95 مجوز تاسیس این بنیاد در همدان صادر شد.
  • شعبه همدان در چه مرحله‌ای است و چگونه اداره خواهد شد؟
بعد از صدور مجوز تاسیس بنیاد با پیگیری مجدد معاون سیاسی امنیتی استاندار مکانی در خیابان سعیدیه برای فعالیت شعبه به بنیاد ایرانشناسی همدان اختصاص یافت. اکنون مشغول تجهیز این ساختمان هستیم و اواخر سال 95 یا اول سال 96 به بهره‌برداری خواهد رسید.
  • چه کسانی بنیاد ایرانشناسی همدان را اداره می‌کنند؟
بنیاد ایرانشناسی به صورت هیأت امنایی اداره می‌شود. رئیس هیأت امنا استاندار بوده و نماینده ولی فقیه، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مدیرکل آموزش و پرورش، رئیس صداوسیما، رئیس برنامه و بودجه، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس دانشگاه بوعلی سینا به عنوان اعضای حقوقی و 3نفر از شخصیت‌های مطرح استان در زمینه علمی به عنوان اعضای حقیقی از اعضای هیأت امنا هستند.
  • شهرستان‌ها چه جایگاهی دارند؟
با توجه به این‌که فعالیت بنیاد مربوط به کل استان بوده بنابراین از کلیه ظرفیت‌های شهرستان‌ها نیز در این زمینه بهره خواهیم برد.
  • چه تعاملی با سایر نهادهای پژوهشی و دانشگاهی خواهید داشت؟
 در این زمینه دانشگاه‌ها به عنوان یکی از بازوهای بنیاد خواهند بود. به دلیل داشتن سرمایه‌های گرانقدر در زمینه‌های علمی و پژوهشی متکی به دانشگاه هستیم و از آنها نیز نهایت بهره را خواهیم برد.
  • بنیاد ایرانشناسی برای استفاده از ظرفیت‌ها و سرمایه‌های انسانی و پژوهشگران و پیشکسوتان چه برنامه‌ای دارد؟
بعد از افتتاح بنیاد ایرانشناسی در همدان از ظرفیت همه پژوهشگران در زمینه‌های مختلف در چهارچوب برنامه‌های ارسالی از سوی بنیاد ایرانشناسی کشور استفاده خواهیم کرد و تمام تلاش ما معطوف به معرفی هرچه بهتر استان تاریخی همدان خواهد بود. تعیین اولویت‌های مطالعاتی و تحقیقاتی در زمینه تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، گویش و پوشش مردم استان، تعیین عناوین مهم پژوهشی مناسب رسانه‌های دانشگاهی، تمهیدات و تدارک مقدمات، امکانات و تدوین برنامه‌های لازم پژوهشی و غیره از جمله مهم‌ترین فعالیت‌های این بنیاد است.
  • ارتباط این نهاد با نهادهای پژوهشی دیگر چگونه خواهد بود؟
تمام تلاش من این است که با تمام نهادهای پژوهشی در راستای اهداف بنیاد ایرانشناسی همکاری داشته باشیم تا هم از موازی کاری جلوگیری شود هم تمام عقب‌ماندگی‌های این چند سال به واسطه نبود این بنیاد ارزشمند درهمدان جبران شود. ما در بنیاد ایرانشناسی با کمال میل از همه ظرفیت‌ها به شرط دارا بودن شرایط علمی استفاده می‌کنیم و تمایل داریم همه حضور پررنگ داشته باشند.
  • در حوزه همدان‌شناسی کدام موضوع برای شما اولویت دارد؟
البته همه حوزه‌ها مهم هستند اما ابتدا باید بررسی کنیم هرجا کمبود کار پژوهشی صورت گرفته در اولویت بگذاریم. هرچند چهارچوب برنامه‌های سال 96 استان از طریق بنیاد ایرانشناسی کشور به ما ابلاغ شده که باید همگام با سایر استان‌ها انجام شود.
  • وضعیت پژوهش استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما با وجود این همه ظرفیت از استان‌های مجاور خیلی عقب هستیم برای مثال تاریخ تاسیس این بنیاد در لرستان به سال 77 بر می‌گردد یا در کرمانشاه چند سال پیش اما همدان متاسفانه تازه مجوز گرفته است. باز هم امیدواریم به زودی پژوهشگاه رونق بگیرد. ما برای شناساندن و معرفی بنیاد ایرانشناسی به حمایت اصحاب رسانه و تشکل‌های غیردولتی به شدت نیازمندیم.
https://t.me/ruoydadha/232


برچسب ها: همشهری همدان ، بنیاد ایرانشناسی همدان ، همدانشناسی ،

سه شنبه 3 اسفند 1395

یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،گفتگو ،

یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
  یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد
کمتر کسی را در استان همدان می‌توان یافت که جعفر علیزاده بنیانگذار موزه‌های تاریخ طبیعی همدان و موزه مردم شناسی و تاریخ طبیعی آمادای را نشناسد. آوازه تلاش‌های او فراتر از مرزهای استان و کشور است....
1395/12/03
 کمتر کسی را در استان همدان می‌توان یافت که جعفر علیزاده بنیانگذار موزه‌های تاریخ طبیعی همدان و موزه مردم شناسی و تاریخ طبیعی آمادای را نشناسد. آوازه تلاش‌های او فراتر از مرزهای استان و کشور است. او یکی از زیست‌شناسان و گونه‌شناسان برجسته کشور است که ده‌ها گونه جدید گیاهی، جانوری و معدنی را به جامعه علمی کشور معرفی کرده است. آخرین موردی که این دانشمند همدانی شناسایی کرده است پرنده‌ای به نام «کلاغ ابلق سفید» است که در منطقه هویزه استان خوزستان کشف کرده است. با شناسایی این کلاغ تعداد پرنده‌های کشور به 514 گونه رسید. علیزاده از چند و چون این رویداد می‌گوید.
  • نام گونه‌ای که شناسایی کرده‌اید چیست؟
نام انگلیسی آن pied crow، نام خانوادگی پرنده corvidue، نام علمی corvus albus و نام فارسی این گونه کلاغ ابلق سفید یا کلاغ پیسه است.
  • از مشخصات آن بگویید.
طول بدن 46 تا 52 سانتی‌متر، طول بال‌ها 85 تا 98 سانتی مترو  وزن  آن520 گرم است. پرنده‌ای است آفریقایی که شکل ظاهری آن تقریبا شبیه کلاغ ابلق معمولی است اما جایگزین رنگ کلاغ ابلق معمولی خاکستری در این گونه رنگ سفید است. پشت گردن تا نزدیک دم و هم در سینه پیشرفتگی رنگ سفید تا حد دم است. در زیر گردن تا منطقه سینه همانند کلاغ ابلق معمولی قطعه‌ای سیاه رنگ وجود دارد.
  • تفاوت آن با سایر کلاغ ها در چیست؟
اندازه آن به اندازه کلاغ بغدادی است اما نوک آن بلند و کمی روشن است. دم، بال و پاها نیز بلندتر از آن گونه است. غیر از قسمت‌های سفید توضیح داده شده، تمام بدن کلاغ سیاه  است. چشمان گونه بالغ قهوه‌ای تیره و پرهای سفید در پرندگان نابالغ با رنگ سیاه مخلوط می‌شود.
  • طبقه‌بندی این گونه در قالب چه تیره‌هایی است؟
کلاغ ابلق برای اولین‌بار در سال 1776 توسط Stalius Muler توضیح داده شده  و همان طور که از نام علمی آن مشخص می‌شود Albus به معنی سفید است. پراکندگی جهانی این گونه بیشتر در آفریقا گسترده است و در دسته کلاغ‌ها قرار می‌گیرد.
  • پراکندگی آن در کدام نقاط است؟
بیشترین پراکندگی این گونه در کشورهای جنوب صحرای آفریقا و به طور خاص سنگال، سودان، سومالی، اریتره تا دماغه امید نیک، جزیره ماداگاسکار، جزایر کومور، جزایر گروه Aldubra ، زنگبار، پمبا و فرناندویل دیده می‌شود.
  • از نظر رفتاری چه ویژگی‌هایی  دارد؟
کلاغ ابلق به طور کلی به صورت جفت‌جفت با گروه‌های کوچک دیده می‌شود. در صورت وفور غذا، جمعیت این گونه نیز بیشتر می‌شود.
  • رژیم غذایی کلاغ ابلق چگونه است؟
تمام مواد غذایی از زمین تهیه می‌شود. بیشتر از حشرات، بی‌مهرگان کوچک، خزندگان کوچک، پستانداران کوچک، پرندگان جوان و تخم پرندگان تغذیه می‌کند. به بادام زمینی علاقه نشان می‌دهد، از مردار جانوران، میوه و قارچ و گاهی نیز از خفاش‌ها تغذیه می‌کند.
  • تولید مثل آن به چه شکل است؟
لانه‌اش اغلب در بلندی ساخته می‌شود. اصولا از درختان منفرد و به ندرت از درختان کوچک و همچنین از تیر برق و دیرک‌ها هم استفاده می‌کند و هر 2 جنس نر و ماده در ساختن لانه دخالت می‌کنند. تعداد تخم‌ها 3 تا 6 عدد است و از سپتامبر تا نوامبر که بستگی به عرض جغرافیایی دارد تخم‌گذاری می‌کند.رنگ تخم نیز سبز کمرنگ خال‌خال با سایه قهوه‌ای است. مدت زمان خوابیدن روی تخم 18 تا 19 روز است و در نهایت بعد از 45 روز جوجه های جوان پرواز داده می شوند.
  • پراکندگی این کلاغ در ایران به چه شکل است؟
مطالعه این پرنده در ایران احتیاج به فرصت بیشتری دارد و برای اولین بار در هویزه توسط اینجانب دیده شده است. حال آیا این گونه مهاجر است یا خیر و یا با اکوسیستم خوزستان عادت کرده نیز احتیاج به مطالعه بیشتری دارد. در فرصت‌های بعدی امید است با تحقیق بیشتر بتوانیم اطلاعات  بیشتری جمع آوری کنیم اما مسلما با حمایت اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان امید است برنامه‌های حفاظتی و مراقبتی بیشتری برای حفظ این گونه در نظر گرفته شود.
  • مهم‌ترین ویژگی این گونه چیست ؟
همان‌طور که گفتم مشخصات اصلی این پرنده پراکندگی آن است. این گونه در قسمت زیرین منطقه بیابانی آفریقا یعنی در منطقه استوایی زندگی می‌کند. از ادیتره، سومالی و سودان تا زنگبار و سنگال پراکنده است. این گونه با کلاغ‌های معمولی تفاوت دارد و دور از مردم زندگی می‌کند، ممکن است روی پسماند و فضولات انسانی هم بنشیند.
  • چه مشترکاتی بین ایران و آفریقا وجود داردکه این پرنده دراینجا هم دیده شده است؟
تنها نقطه مشترک منطقه هویزه با آفریقا گرمای هواست، منطقه نیزار است و درختان منطقه گرمسیری هم وجود دارد.
  • از مراحل شناسایی پرنده بگویید؟
اولین‌بار که من یکی از این پرنده‌ها را دیدم فکر کردم کلاغی است که دچار عارضه آلبینی است. آلبینی یعنی عارضه سفیدی یا زالی که در انسان هم وجود دارد و برای من جالب بود. وقتی عکس می‌گرفتم متوجه شدم 2 قطعه  هستند و 2 ساعت و نیم زمان برد تا من عکس آنها را گرفتم. متوجه شدم نر و ماده این پرنده شبیه هم هستند.
  • فکر می‌کنید این گونه بومی ایران است؟
ما در دنیا 2 نوع کلاغ شبیه این گونه داریم که در آسیای جنوب شرقی و اروپا زیست می‌کنند اما این گونه متفاوت است. من با ترس می‌توانم بگویم بومی ایران است. بومی بودن این گونه بر اساس تعدد آن است که تعداد بسیاری داشته باشیم. در این باره 2 نظر می‌توان داد یکی اینکه از تنگه باب‌المندب و آفریقا عبور کرده باشند و از طریق عراق وارد ایران شده باشند.
  • چگونه تغییر زیستگاه رخ می‌دهد؟
تغییر زیستگاه سابقه دارد. قمری‌های خانگی قبلا تنها در تهران بودند اما حالا در همه جا وجود دارند. معمولا پرنده‌ها یا بومی هستند یا عبوری یا مهاجر. من در فاصله جغرافیایی 15 کیلومتری 2 گروه از این پرنده‌ها را دیدم که به نظر می‌رسد تعداد آنها در ایران کم است. این احتمال می‌رود که صدها سال است این گونه درایران زندگی می‌کند و کسی اهمیتی به آن نداده است . این پرنده بسیار زیبا و صدای آن با کلاغ متفاوت است.
  • برای حفاظت از آن چه باید کرد؟
خوشبختانه شکارچیان اقبالی به این گونه کلاغ نشان نمی‌دهند وآن را نمی‌شناسند اما با وضعیتی که در هویزه هست باید نگران باشیم. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «همیشه دزد جلوتر از پاسپان است». ماموران محیط زیست دلسوز هستند و امیدوارم برای حفظ این گونه احتیاط لازم و کافی را داشته باشند.
  • سازمان چه کار‌هایی باید بکند؟
یکی از مشکلات محیط زیست صدور بیش از حد مجوز اسلحه شکاری است. به همان اندازه که اسلحه و جمعیت زیاد و تکنولوژی جدید شده است تجهیزات مقابله با شکار کم شده است و سازمان محیط زیست به روز نشده است. در تمامی ادارات کمبود هست اما در محیط زیست بیشتر است وقتی شکارچی با اتومبیل شاسی بلند 250 کیلومتر راه می‌رود و از سرعت بالا هم ابایی ندارد، یک لندرور محیط زیست نمی‌تواند آن را دنبال کند. حداقل سازمان باید به هلی کوپتر مجهز شود.
  • وضعیت پرنده‌نگری در ایران چگونه است؟
برای ایجاد تشکل‌های غیردولتی موانع زیاد است، تورهای گردشگری هم که گران و هزینه‌بر است. طبقه متمول ما دنبال این مسائل نیست، طبقه پایین هم توانایی ندارد. این تورهای جدید هم چندان برای طبقه متوسط جذابیت ندارد و زیربناهای فرهنگی اجازه نمی‌دهد به طرف پرنده نگری برویم. در شیرین سو بیش از 50 گونه عکاسی کرده‌ام اما کسی قدر نمی‌داند.
http://yon.ir/247V


برچسب ها: همشهری همدان ، شناسایی یک پرنده جدید ،

دوشنبه 2 اسفند 1395

« اکو» به سوره رفت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

« اکو» به سوره رفت

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
« اکو» به سوره رفت
امید انصاری متولد ١٣٦٣ درهمدان است...
1395/12/01
 امید انصاری متولد ١٣٦٣  درهمدان است. او به عنوان كارگردان، طراح صحنه و لباس در این شهر فعالیت می‌کند . آخرین اثر نمایشی انصاری در جشنواره سوره پذیرفته شده و از 26 بهمن تا ٣ اسفند در تهران در حال برگزاری است. نمایش «اكو» ساعت 12روز ٢ اسفند در سالن استاد مشایخی به روی صحنه خواهد رفت. در این گفت‌وگو از حضور انصاری در جشنواره‌ها می‌پرسیم.
  • از چگونگی ورودتان به عرصه نمایش بگویید.
بیش از ١٠ سال است فعالیت هنری دارم و كارم را با بازی در چند مجموعه تلویزیونی آغاز كردم.
  • امروز از این‌که وارد عرصه نمایش شدید راضی هستید؟
بارها اتفاق افتاده كه پشیمان شده‌ام اما بار دیگر ناخودآگاه خودم را در محیط هنری دیده‌ام. این نشان‌دهنده علاقه شدید من به تئاتر است. با تمام كاستی‌ها و محدودیت‌ها همچنان مشغول فعالیت هنری هستم.
  • به تئاتر به عنوان شغل نگاه می‌کنید ؟
قطعا درآمدی وجود ندارد و اگر به چشم درآمد وارد شویم چیزی جز شكست نصیب ما نمی‌شود. با این‌که تلاش زیادی می‌كنیم  اما در مقایسه با همكاران تهرانی درآمد بسیار كمتری داریم.
  • کدام شاخه از هنر تئاتر برای شما مهم‌تر است، کارگردانی، طراحی لباس یا صحنه؟
به دلیل علاقه به رشته فیلمسازی بعد از ١٠ سال دوری از تحصیلات دوباره شروع به تحصیل در رشته فیلمسازی كردم. تخصص اصلی من فیلمسازی بود اما به دلیل اینكه بازگشت مالی نداشت و ناچار به اكران رایگان بودم ترجیحا فاصله گرفتم اما هر ٢ سال یک فیلم می‌سازم. طراحی صحنه و لباس علاقه اصلی من است. در بیش از ٣٠ مجموعه تلویزیونی، فیلم و تئاتر طراحی صحنه و لباس کار كردم و جوایز متعددی گرفتم اما به دلیل اینكه رفتار مناسب و حرفه‌ای در همدان با این شاخه از هنر نبود تصمیم گرفتم حرفم را در ساخت تئاتر بزنم كه هم تا حدودی بازگشت مالی داشته باشد و هم نتیجه بهتری برایم داشته باشد.
  • در تئاتر به دنبال چه هستید؟
به دلیل علاقه و اهمیتی كه تئاتر برای من دارد به دنبال این هستم كه حرفم را در قالب نمایش و به صورت زنده عرضه كنم و ارتباط مستقیم با مخاطبانم داشته باشم.
  •  همدان در کجای آثار شماست؟
من در فیلم‌هایی كه ساختم با رویكرد به گویش همدانی و لوكیشن‌های اطراف شهر سعی در نشان دادن توانمندی‌های شهرم به لحاظ گویش و زیبایی محیط داشته ام و برای خلق یک اثر هنری تمام تلاشم را در این زمینه می‌کنم. اما در آثار تئاتری شرایط بسیار متفاوت است و سعی در بیان سخنم به صورت جهانی دارم به‌ طوری كه در ساخت نمایش«اکو» نیز با رایزنی‌هایی كه با كشورهای متعدد داشتم استقبال خوبی از سبک و پیام نمایش داشتند و دنبال اجرای آن در نقاط مختلف هستیم.
  • تحلیل شما از وضع نمایش استان چگونه است؟
نمایش همدان پیشینه‌ای قوی در كشور دارد و اکنون نیز در برخی از بخش‌ها حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما به دلیل نبودن همدلی و همبستگی بین اهالی تئاتر این امر اتفاق نیفتاده و این بسیار ناراحت‌كننده است.
 تا زمانی كه این همدلی رخ ندهد وضعیت به همین شكل باقی می‌ماند. مشكل دیگر ما این است كه بسیاری از افراد در جایگاه خود فعالیت نمی‌كنند و این باعث شده كیفیت برخی كارها بسیار پایین باشد. به‌ طور مثال افرادی كه عمر فعالیت هنری آنها به یک سال هم نرسیده بدون تجربه و گذراندن مراحل ابتدایی روی صحنه می‌روند وحتی اقدام به كارگردانی می‌كنند.

1-1.jpg
  •    از نمایش « اکو»  بدانید
نمایش«  اكو»  بعد از پذیرش متن در جشنواره بین‌المللی تهران مبارک از اسفند سال گذشته تاکنون سومین جشنواره است كه تجربه می كند. بعد از حضور موفق در جشنواره تهران مبارک انتظار می‌رفت كه در جشنواره همدان در بخش رقابت قرار بگیرد كه بنا به ناملایمت‌ها و نامهربانی‌ها به ناحق در بخش جنبی روی صحنه رفت  و مانند  قبل مورد استقبال چشمگیر تماشاچیان قرار گرفت. این بار و در سومین جشنواره یعنی جشنواره تئاتر دانشجویی سوره تهران پذیرفته شده كه یكی از جشنواره‌های معتبر دانشجویی ایران است. امیدوارم نماینده خوبی برای شهر همدان باشیم.
  • داستان این نمایش چیست؟
اسم نمایش اكو و برگرفته از واژه اكوسیستم است و موضوع آن درباره حفاظت از محیط زیست است و به صورتی خلاق و متفاوت روی صحنه می‌رود. این نمایش كاملا به ‌صورت بی‌كلام و به‌ صورت سایه فیزیكال و عروسكی و بازیگری است و به مدت ٣٢ دقیقه با تصاویری زیبا ارائه می‌شود.
  • برای اجرای عمومی در همدان چه برنامه‌ای دارید؟
امیدواریم بتوانیم در آینده نزدیک این نمایش را در شهر همدان به اجرا بگذاریم. این مسأله نیاز به كمک مسئولان و همچنین وجود حامی دارد. امیدواریم محقق شود و قطعا این 2 مورد می‌تواند كمک شایانی برای ساخت نمایش‌های دیگر كند و زیربنای ساخت اثر بعدی من نیز باشد.
https://goo.gl/GWpvW8


برچسب ها: همشهری همدان ،

جمعه 29 بهمن 1395

از نور دردوربین تا نور در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،سینما ،تئاتر ،

از نور دردوربین تا نور در صحنه

نویسنده: حسین زندی/ مسعود احمدی خبرنگار همشهری -همدان
از نور دردوربین تا نور در صحنه
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم ...
1395/11/26
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم و با تاریخچه ورود این حرفه به همدان آشنا شدیم. این بار به سراغ حسن کوثری یکی دیگر از هنرمندان پیشکسوت نورپردازی در همدان رفته‌ایم. کوثری علاوه بر ادامه راه محمودیان اولین کسی است که در تئاتر همدان انتخاب موسیقی را به صورت حرفه‌ای وارد کرده و علاوه بر حوزه تئاتر از اولین فیلمسازان همدان نیز به شمار می‌رود.
از ورودتان به عرصه هنر بگویید.
من فعالیت هنری را از سال 1349 با عکاسی شروع کردم. از پول‌های عیدی آن سال که خانواده و فامیل به من داده بودند یک دوربین آکفا به قیمت 7 تومان و 5 ریال خریدم و عکاسی را آغاز کردم.
  • فرایند چاپ چطور بود؟ همه کارها برعهده خودتان بود؟
سال اول دبیرستان بودم و زنده‌یاد برادرم نیز عکاسی می‌کرد. او یک لابراتوار عکاسی سیاه و سفید داشت که در صندوقخانه خانه پدری درست کرده بود و عکس‌های مرا هم چاپ می‌کرد. اما برای هرعکس 10 شاهی باید به او می‌دادم. برای تهیه این 10شاهی بایستی با هزار دوز و کلک از مرحوم پدرم این پول را می‌گرفتم. چون دستگاه خشک‌کن گران بود و ما هم پول نداشتیم دستگاه بخریم، مجبور بودیم عکس‌ها را به شیشه بچسبانیم تا خشک شود.
  • برای چه جاهایی عکاسی می‌کردید؟
برای دل خودم عکس می‌گرفتم و آن زمان عکس‌هایم را برای نمایشگاه، مجله یا جای دیگری نمی‌فرستادم. در سال‌های اخیر بود که به فکر انتشار عکس‌ها افتادم.
  • علاقه به فیلمسازی چگونه پدید آمد؟
از کودکی و نوجوانی به سینما علاقه داشتم و بیشتر فیلم‌هایی را که در همدان اکران می‌شد، میدیدم. این روند ادامه داشت تا مرکز سینمای آزاد کشور که وابسته به رادیو تلویزیون ملی آن زمان بود راه‌اندازی شد و به دنبال آن این مرکز در همدان نیز آغاز به کار کرد.
  • سینما آزاد را چه کسانی شکل دادند؟
عبدالله باکیده و حوا نیکنام رفتند تهران و این مرکز را به همدان آوردند. من، عبدالله باکیده، حوا نیکنام و سعید بنی‌صدر سینمای آزاد همدان را شکل دادیم. در ابتدای خیابان کرمانشاه دفتری راه‌اندازی کردیم  و ابراهیم نوچی هم به ما پیوست. وقتی سینمای آزاد شکل گرفت رقیبی برای سینمای جوان آن زمان که وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ملی بود و در ساخت فیلم‌های کوتاه فعال بود به شمار می‌رفت.
  • از تجربه‌های فیلمسازی در این دوره بگویید.
آن زمان 12 فیلم 8 میلیمتری ساختم که 2 فیلم من در جشنواره سینما آزاد اصفهان جایزه گرفت و یک فیلم دیگرم بنا به دلایلی توقیف شد. این کار را ادامه دادیم تا زمان گرفتن دیپلم. پس از اینکه دیپلم گرفتیم پراکنده شدیم و گروه از هم پاشید و هرکس به سمتی رفت. من سال 1352 دیپلم گرفتم و به خدمت نظام رفتم.
  • چه زمانی وارد عرصه تئاتر شدید؟
پس از پایان دوران سربازی بار دیگر فعالیت‌ها را آغاز کردم. آن زمان تئاتر وضع خوبی داشت و تئاتر همدان جای خود را باز کرده و شناخته شده بود. صادق آشور پور، مسعود احمدی، عباس نفری، جلال میرزاپور، مهدی فاضلی، احمد بگلریان و رضا کشانی که به عنوان کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر بود، فعالیت‌های خوبی داشتند و من در کنار سینما وارد تئاتر هم شدم.
  • در چه شاخه‌ای از تئاتر کار می‌کردید؟
آن زمان موسیقی متن تئاتر به صورت امروز نبود و نورپردازی تئاتر هم چندان اهمیت نداشت. من در همدان روی موسیقی متن تئاتر بیشتر کار کردم و این شاخه را انتخاب کردم. از روی صفحه‌ها و نوارهای کاست، موسیقی متن برای نمایش‌ها انتخاب می کردم که مورد استقبال دوستان نیز بود.
  • اولین کار را با چه کسی تجربه کردید؟
اولین کار من «آی بی‌کلاه‌آی باکلاه» به کارگردانی استاد نصرالله عبادی بود. پس از آن نیز با دوستان زیادی از جمله صادق آشورپور، رضا کشانی، احمد بگلریان و بسیاری از دوستانی که دست اندرکار تئاتر بودند کار می کردم. آن زمان من و رضا بیابانی بیشتر وقت‌ها باهم کار می‌کردیم. ما آهنگساز نبودیم اما در انتخاب موسیقی همکاری می‌کردیم. بیابانی تئاتر کار نمی‌کرد اما موسیقی و هنر را می‌شناخت.
  • چه شد که به سمت نورپردازی رفتید؟
پس از آن در کنار انتخاب موسیقی نورپردازی را آغاز کردم. مهدی محمودیان پیش از من در این کاربود و غلامرضا مهری هم در زمینه صدابرداری کار می‌کرد. البته آنها به استخدام رادیو وتلویزیون درآمدند و من در کنار آنها برخی کارها را نورپردازی می کردم. همین سال‌ها به استخدام آموزش وپرورش درآمدم. احساس نیاز بود. وقتی می‌دیدم کار دوستانم در یک رشته‌ای ضعف دارد کمک می کردم برطرف شود.
  • تا چه زمانی این روند ادامه داشت؟
همین روال ادامه پیدا کرد اما با فرهنگ و هنر همکاری می کردم. پس از مدتی که سینما جوان اداره فرهنگ و هنر مستقل شد و ساختمانی در خیابان سعیدیه گرفت و حمید شریف‌زاده مسئول سینما جوان شد از ما هم دعوت به همکاری کرد و من در کنار سینمای آزاد با آنها هم کار می‌کردم.
با اهالی تئاتر نیز کار می کردم. این همکاری‌ها ادامه داشت تا سال 1367 که طرحی را به امور تربیتی آموزش وپرورش آن زمان دادم که حالا به عنوان کانون‌های پرورشی از آن اسم می‌برند. این طرح فیلم به وزارتخانه رفت و تصویب شد به صورت یک فیلم ساخته شود.
  • فیلم را خودتان ساختید؟
بودجه فیلم را آموزش وپرورش پرداخت کرد من ساخت این فیلم را آغاز کردم که بلندترین فیلم 16 میلیمتری آماتوری بود و 72 دقیقه زمان داشت. فیلم «تابلو» به جشنواره سراسری کار و کارگر رفت و سپاس‌نامه ویژه را دریافت کرد و به عنوان فیلمی آموزشی تربیتی شناخته شد.
  • شما در استخدام آموزش و پرورش بودید. چگونه از اداره فرهنگ و ارشاد سر درآوردید؟
بنابر همکاری‌های پیشین به وزارت فرهنگ دعوت شدم تا به اداره فرهنگ منتقل شوم. حکم انتقالی من را زدند و به عنوان کارشناس امور سینمایی در این اداره مشغول به کار شدم. همین زمان مسئولیت فنی تالار فجر را پذیرفتم. پس از این دوره بود که صبح‌ها در اداره و بعدازظهرها در خدمت دوستان تئاتر و سینما بودم.
  • در نورپردازی چه نوآوری‌هایی کردید؟
تمرین‌های تئاتر که شروع می‌شد من هم طراحی نور را آغاز می کردم.
نمایش «سوگ جامه» صادق آشورپورکه برنده بهترین نورپردازی در جشنواره منطقه‌ای شد، تلفیقی از نورپردازی تئاتری و سینمایی بود. صحنه تاریک را تبدیل به پلان تئاتر کردیم  متن و  نورپردازی را ادامه دادم.
https://goo.gl/4d78JL


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

تعداد کل صفحات: 29 1 2 3 4 5 6 7 ...