تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ)
جمعه 27 اسفند 1395

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از شاعری تا روزنامه‌نگاری
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم....
1395/12/23
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم.
  • در کدام محله به دنیا آمدید؟
سال 1317خورشیدی در کوچه چشمه عبدالعظیم محله «چمن چوپانان» به دنیا آمدم. دوره ابتدایی را در چند مدرسه طی کردم و بعد به تهران آمدم و ضمن ادامه تحصیل در دبیرستان با مشفق همدانی در مجله کاویان همکاری داشتم.
  • چه کار می‌کردید؟
مشفق همدانی در اوایل اعتماد چندانی نداشت که نوجوانی 13 ساله بتواند کارهای مطبوعاتی انجام دهد. طی انجام کار، رفته‌رفته اطمینان خاطر حاصل شد و تصحیح فرم های چاپی در اختیار من گذاشته شد. در همان زمان با کسی که از من 10 سال بزرگ‌تر بود و کارهای سنگین تری به او محول می شد، یعنی هوشنگ ابتهاج (سایه) همکار شدم.
  • مشفق همدانی آثار ترجمه نیز بسیار دارد...
مشفق همدانی کارهایی انجام می داد که همه کسی نمی توانست از پس آنها برآید. آن زمان کتاب‌های داستایوفسکی از جمله «برادران کارامازوف» را ترجمه می کرد که برای همه میسر نبود. با زبان روسی هم آشنا بود اما نه به حدی که بتواند ترجمه کند. چندین کتاب را ترجمه کرد. کتابی را هم به نام «تحصیل‌کرده ها» که نوشته خودش بود منتشر کرد.
  • تا چه زمان با او همکار بودید؟
تا مرداد 1332 که کودتا شد پیش او بودم. بعد از آشفتگی اوضاع، جای دیگر از جمله چاپ میهن همدان و چاپ تجدد ایران در تهران مشغول شدم که کار تصحیح انجام می دادم.به خودم جرات دادم که به عنوان روزنامه‌نگار در مجلات کار کنم. مطالبی با عنوان انگولک را با نام مستعار در مطبوعات می نوشتم.
  • چگونه به سمت نوشتن رفتید؟
دبیری در دبیرستان مولوی تهران به نام دکتر حسن سادات ناصری داشتیم که بعدها استاد دانشگاه شد. ایشان به من جرات داد که بتوانم کتاب شعرم را چاپ کنم. اولین کتاب شعرم به نام «محکوم بی‌گناه» در سال 1335 چاپ شد و به تدریج در راه تالیف و تحقیق قدم برداشتم. در حال حاضر 23 تالیف چاپ‌شده دارم. نام خانوادگی من باب‌الحوائجی بود که به  علت طولانی‌بودن برای روی جلد کتاب با پیشنهاد چندین نام به آژنگ تغییر یافت.
یکی از کتاب های من هم با عنوان باب الحوائجی و هم آژنگ چاپ شده است. به این ترتیب بود که دیپلم را در سال 1336 در دبیرستان مولوی گرفتم و وارد دانشگاه ادبیات شدم. ضمن ادامه تحصیل به همدان رفتم و به‌عنوان آموزگار استخدام شدم. بعدها که مدرک گرفتم از سال 1338 تا 1347 در همدان بودم. چند سال به عنوان معلم در مدارس تدریس کردم و 3 سال به عنوان مسئول نگارش و انتشارات و تبلیغات در آموزش و پرورش کل همدان مشغول به کار شدم. سال 47 به تهران منتقل و در منطقه 12 و 6 و 5 مشغول به تدریس شدم.
  • از خاطرات تحصیل در تهران بگویید.
من در تهران به 3 دبیرستان رفتم. 3 سال اول و دوم و سوم را در دبیرستان نوشیروان طی کردم و سال چهارم و پنجم را در دبیرستان بهبهانی. سال ششم را در دبیرستان مروی گذراندم که یکی از معتبرترین دبیرستان‌های تهران بود.
رئیس دبیرستان هم آقای همایونی برادر آقای همایونی بود که خطاط بود. مدیر زبده و برنده ای بود و استادان خوبی را هم جمع کرده بود که اکثرا نویسنده کتاب های درسی بودند.
  • از دانشگاه بگویید.
من در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تحصیل کردم. با دانشجوهایی هم که اهل کتاب بودند کار می کردم. کتاب پرویز علوی را که دکترای علوم سیاسی، استاد دانشگاه و نویسنده کتابی به نام «چه کسانی در آمریکا حکومت می کنند» بود به انتشارات خرد دادم و در لاله‌زار پاساژ اخوان چاپ شد. چون من با ناشرین آشنا بودم، سعی می‌کردم راهگشا باشم.
  • علت مهاجرت به تهران چه بود؟
دوره تدریس و تحصیلات در تهران بودم و علت تهران رفتنم هم به‌خاطر منتقل شدن خانواده بود. ما هم به ناگزیر باید می آمدیم. برای تامین بهتر معاش مجبور به کار شدم و با مطبوعات آغاز کردم و در گردونه چاپ و نشر افتادم.
  • در آموزش وپرورش تنها در کار تدریس بودید یا مشاغل دیگری هم داشتید؟
در وزارت آموزش و پرورش یک اداره‌کل به نام اداره‌کل نگارش وجود داشت که برادر ذبیح‌الله صفا، دکتر فضل‌الله صفا ریاست این اداره را به عهده داشت.
شعبه هایی در استان ها و شهرستان ها داشت که هرازگاهی سمیناری تشکیل می‌شد و مسئولان اداره‌کل نگارش و ادارات نگارش را در دانشسرای عالی جمع می‌کردند وتبادل افکار و نظر و مشورت و ارائه طریق می کردند. حدود 3 سال در آن اداره مشغول به‌ کار بودم .
  • در دانشگاه هم تدریس داشتید؟
در دبیرستان تدریس می کردم و در فواصل مختلف وقتی که دانشگاه آزاد دایر شد ادبیات تدریس کردم.در دانشکده های علمی کاربردی هم تدریس داشتم. در آنجا ادبیات تدریس می کردم اما اکنون به علت بیماری همسرم تدریس را رها کرده‌ام و تمام کارهای منزل را من انجام می دهم.
  • وقتی همدان بودید با زنده‌یاد قاسم برنا که از روزنامه‌نگاران قدیم بود همکاری داشتید؟
ایشان از دوستان صمیمی من و نویسنده بود. چندین کتاب نوشت و اهل مطالعه بود و کتابخانه بسیار بزرگی هم داشت. ارتباط کاری که با وی پیدا کردم در اولین انجمنی بود که در کتابخانه عمومی همدان سال 1346 شکل گرفت. ما به‌عنوان اعضای انجمن کتابخانه همدان برگزیده شدیم .آن زمان قرار بر این بود که شهرداری‌ها یک و نیم درصد از درآمد خود را برای خرید کتاب و توزیع کتاب اختصاص دهند. 70هزار تومان در اختیار ما قرار دادند که پول زیادی بود. من، ابوالحسن آذری کنگاوری و قاسم برنا چند روز به تهران آمدیم تا کتاب تهیه کنیم. من هم که با کتاب‌فروش‌های تهران آشنا بودم هر جا که ممکن بود با بیشترین تخفیف بهترین کتاب ها را خریداری می‌ کردیم.
  • علاوه بر شهرداری با چه نهادهای دیگری همیاری می‌کردید؟
سراغ ایرج افشار که رئیس کتابخانه دانشگاه تهران و رئیس انتشارات دانشگاه بود، رفتیم و گفتیم قضیه از این قرار است. ما بودجه‌ای نداریم و اگر ممکن است کمکی به ما کنید. ایشان دست خطی نوشتند که هرچه خواستیم از انتشارات دانشگاه نصف قیمت برداریم. گفت اگر پولتان نرسید یا پرداخت نکنید یا دوست داشتید بعد بیاورید. بهترین کتاب ها را به همدان آوردیم. آن زمان کتابخانه در سر رودخانه ای بود که در محل میدان دانشگاه فعلی بود و حالا خراب شده است. سالن و میز مطالعه درست کردیم. من در سال 47 به تهران آمدم و کارها را به عباس زند محول کردم.
  • سرنوشت آذری کنگاوری چه شد؟
آذری کنگاوری در همدان کارمند فرمانداری بود و به‌خاطر همین مقیم همدان بود. کتاب های زیادی نوشت اما چاپ نشد. فهرست کتاب هایش را برای من فرستاد که با ناشرها صحبت کنم که چنانچه تمایل دارند چاپ شود. آذری کنگاوری شعر بی‌نقطه ای درباره هفت سین و عید دارد که برای من فرستاده بود.
  • از کتابخانه های خصوصی همدان بگویید.
کتابخانه های مهمی در همدان بود. آقایی به نام پنبه‌چی بود که کتابخانه بسیار بزرگی داشت و در کوچه استرمردخای زندگی می کرد. بعد از فوت ایشان فرزندانش کتاب ها را نگهداری نکردند. من از چند نفری در همدان که کتابخانه داشتند بهره گرفتم. یکی آقایی به نام نقوی دبیر دینی و فقه و مردی روحانی بود. آقایی هم در روستای یعقوب شاه بود که نامش را فراموش کردم. از کتابخانه برنا و کتاب های آرامگاه بوعلی و اوقاف هم استفاده کردم.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

عرصه تنگ فرهنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

عرصه تنگ فرهنگ

نویسنده: حسین زندی روزنامه نگار
عرصه تنگ فرهنگ
اگرچه انتقادات فراوانی به جریان فرهنگی استان وارد است اما در یک نگاه کلی می‌توان از عملکرد مدیران فرهنگی دفاع کرد و اگر واقع‌نگر باشیم زبان تمجید از زبان نقد کوتاه‌تر است....
1395/12/25
اگرچه انتقادات فراوانی به جریان فرهنگی استان وارد است اما در یک نگاه کلی می‌توان از عملکرد مدیران فرهنگی دفاع کرد و اگر واقع‌نگر باشیم زبان تمجید از زبان نقد کوتاه‌تر است. شهر همدان در جشنواره تئاتر فجر سال 59 مانند سال‌های گذشته حضور نداشت و یکی از غایبان اصلی مهم‌ترین رویداد نمایش کشور بود. جشنواره بین‌المللی تئاترکودک و نوجوان همدان ضعیف‌ترین سال برگزاری را پشت سر گذاشت و انتقادهای علیه برگزارکنندگان منتشر شد.  چندین متن در انتظار مجوز ماندند یا مجوز نگرفتند. گرچه نمایش همدان همیشه از ضعف‌های همیشگی رنج می‌برد.شرایط برای موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان در همدان دشوارتر از سایر هنرها است. چه آنانی که به عنوان هنرمند میهمان به همدان می‌آیند و چه کسانی که در همدان به فعالیت‌های موسیقی می‌پردازند. سختگیری‌ها  در مواجهه با کنسرت‌های موسیقی سنتی بیشتر است. با این حال کنسرت‌های حسین علیزاده و کیهان کلهر از برنامه‌های موفق سال گذشته بود.
یکی از اتفاقات بازگشایی سینما فلسطین و سینما تئاتر الوند بود که حق انتخاب مردم همدان در زمینه تماشای فیلم بیشتر شد. اما همچنان همدان با کمبود سالن سینما درگیر است. شهری که زمانی با 012 هزار نفر جمعیت 6 سینما داشت امروز با 4سینما روزگار می‌گذراند.  در زمینه تولیدات آثار سینمایی نیز همدان هنوز حرفی برای گفتن ندارد اما اتفاق خوبی نیز در این زمینه افتاد آن هم اینکه به نظر می رسد حضور و رفت و آمدهای سینماگران نسل قبل به همدان و برگزاری کارگاه‌های آموزشی بتواند تاثیری در تولید آثار سینمایی شهرداشته باشد.
با اینکه در همدان افراد زیادی در زمینه‌های مختلف هنرهای تجسمی فعالیت می‌کنند اما موفق‌ترین هنرمندان همدانی در این حوزه خارج از همدان زندگی می‌کنند. گالری‌هایی که در آنها آثار هنری به نمایش در می‌آید معمولا دور از دسترس هستند و بیشتر کسانی که کارهای خود را به نمایش می‌گذارند چندان در قید و بند مخاطب و بازخورد عمومی نیستند. اما سال‌جاری نمایشگاه‌های مختلفی با آثار متفاوت در همدان دیده شد و هنرجویان و هنرمندان از هر فرصتی برای ارائه آثار استفاده کردند. اتفاق خوب این حوزه افتتاح  گالری شهر کتاب بود که اولین نمایشگاه آن با نمایش آثار استاد احمد فتوت برگزار شد. اما با اینکه از مراسم کلنگ‌زنی ساختمان انجمن خوشنویسان همدان سال گذشته زمین باعث شده کلنگ این مجموعه همچنان بر زمین بماند.
در شرایطی نه چندان خوب مدیران میراث استان تمام تلاش خود را برای حفاظت از آثار موجود به کار می‌گیرد اما دست خود را در عملیات اجرایی بسته می‌بیند. صنایع دستی استان، حتی سفال و سفالگری، حال و روز خوشی ندارند.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

فرهنگ در کوچه‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،صنایع دستی ،هنر ،موسیقی ،

فرهنگ در کوچه‌های همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
فرهنگ در کوچه‌های همدان
بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم....
1395/12/25
 بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم.

علی اصغر طاهری، رئیس خانه آواز همدان
به ‌طور کلی با  توجه به جو سنگینی که در حوزه موسیقی نقاط مختلف کشور به وجود آمده موسیقی همدان در سال 95 موقعیت خوبی داشت، اما کافی و صد درصد ایده‌آل نبود امیدوارم وضع مناسب‌تری دراین باره به وجودآید. از سوی مسئولان اظهار امیدواری شده که در سال آینده شرایط از سال قبل بهتر و مناسب‌تر شود اما در عین حال هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.
خانه آواز در صدد است بتواند با همبستگی هنرمندان رشته موسیقی به فعالیت خود ادامه دهد، منشا اثر باشد و به جایگاه هنری خود ارتقا بخشد. این امر همفکری و همکاری اعضا را می‌طلبد تا به سوی هدفی واحد پیش روند.

کاظم مرادی، نوازنده و خواننده همدانی
ارزیابی من از وضعیت کنسرت در سال گذشته چه کمی و چه کیفی زیاد مثبت نیست و بازتاب کنسرت‌ها در میان مردم دلیل گویای این مطلب است. وقتی مردم از وضعیت کنسرت‌ها راضی نیستند یعنی ما کیفیت لازم را در نحوه اجرای کنسرت نداشتیم. گروه‌های موسیقی باید تلاش و خلاقیت بیشتری داشته باشند تا مخاطب با شوق و استقبال صندلی‌های سالن را پر کند اما متاسفانه ما این شوق را در مخاطب نمی‌بینیم. امیدوارم سال بعد شاهد بهتر شدن این فضا باشیم. کنسرتی موفق است که مخاطب و بیننده بگوید کنسرت بعدی این گروه کی و کجاست. تنوع در ملودی سازی، تنوع در ارکستراسیون واستفاده از خواننده توانمند ضروری‌ترین بخش است. در غیر این صورت رخوت و خواب مخاطب را فرا می‌گیرد.
مساله بعدی این است که بعضی از ارگان‌های متولی اخذ مجوز چندان با اجراکنندگان کنسرت همکاری نمی کنند که این امر باعث از بین رفتن انگیزه گروه‌های بومی می شود.
سرپرست‌های گروه‌ها در سال گذشته با تنش و استرس مجوز دریافت کردند. از متولیان فرهنگی شهر می‌خواهم اگر حمایتی لااقل سنگ‌اندازی نکنند.

معصومه مومنی مدرس دانشگاه و فعال گردشگری
بهره‌مندی از گردشگری که در سال‌های اخیر قدرتش را بیش از پیش نشان داده است در سال گذشته كم و بیش نصیب استان ما نیز شد و مدیران ارشد ما روی خوشی به سرمایه‌پذیری در این حوزه نشان دادند.
شاید پذیرش این صنعت برای كشورهای جهان سوم كمی زمانبر باشد اما تكیه بر اقتصاد تک‌محصولی و صادرات نفت در دراز مدت توجیه اقتصادی ندارد و جایگزینی آن با صنعت سبز كه همان گردشگری است، امری ضروری است. این مهم در بهبود اقتصاد استان ما نیز واجب‌الاجراست و اهمیت آن در سال‌های اخیر مورد توجه مسئولان قرار گرفت.
مدت‌هاست اقتصاد استان ما بر پایه‌هایی سنتی است. امروز با بحران‌های ایجاد شده این وضعیت نمی‌تواند پاسخگوی شرایط حال و كمی دورتر باشد.  با توجه به طبیعت ارزشمند و پیشینه تاریخی و فرهنگی استان كه هر كدام به نوعی ظرفیت قوی در جذب گردشگر محسوب می‌شود، با فراهم آوری بسترهای مناسب تكیه بر اقتصادی مبتنی بر صنعت گردشگری در استان قابل توجیه است. سال گذشته فراز و فرودهایی در بخش‌های مختلف گردشگری داشتیم اما در نهایت شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه بودیم.  از جمله می‌توان به بالا رفتن آمار گردشگران خارجی نسبت به  سالِ گذشته اشاره کرد یا افتتاح اقامتگاه‌های بومگردی كه گام ارزشمندی در حوزه گردشگری پایدار بود و البته این موارد به‌تنهایی كافی نیست. ما ابتدای راه هستیم و لازم است برنامه‌ریزی‌هایی منسجم برای ارتقا و بهبود كیفیت زیرساخت‌ها داشته باشیم. هم‌افزایی در بخش‌های مختلف و مرتبط با این صنعت امری ضروری است و موفقیت در این حوزه منوط به این امر است.

مهدی کریمی منسوب، مجسمه‌ساز
شاید با پس‌زمینه رویدادهای فرهنگی که به‌ صورت تیتروار در سال گذشته از ذهن می‌گذرد در ظاهر بتوان نتیجه‌گیری مثبتی از رویدادهای فرهنگی هنری و صنایع دستی داشت، به‌خصوص با تاکیدی که برمقوله جهانی شدن سفال لالجین پدید آمد اما به‌عنوان یک فعال هنری در استان آرزوی قلبی ماست که بتوانیم اسامی اینچنینی را با صدای بلند فریاد بزنیم اما نه به‌صورتی که صدای خنده منتقدان و بدخواهان در جواب ادعای ما منطقی‌تر و رساتر شنیده شود.
متاسفانه با همه پیشرفت‌ها در سطح نگاه مسئولان هنوز شمه‌هایی از نوع نگاه صرفا غیرتخصصی وجود دارد که تنها برای پرکردن سیاهه‌ای از فعالیت فرهنگی و هنری سراغ هنر و هنرمند می‌آیند. شهر جهانی سفال عبارتی سه جزئی که شجاعت ادای آن مسئولیت‌پذیری بالایی می‌طلبد.
استانداردهای شهر، پدیده و اتفاقاتی در سطح جهانی و سفال واقعا چند دقیقه ذهن متولیان را مشغول کرد و اگر کسی در این موارد سوالی بپرسد چه کسی جوابگوست؟ تا کی می‌توان مبنای عمل سوال کننده را بر سوء‌نیت و دشمنی قرار داد؟ وقت آن نیست که خودمان خودمان را نقد کنیم تا مورد طعنه و تهمت غریبه و بدخواه نباشیم؟ فارغ از مبحث شهر و استانداردهایش و مبحث جهانی بودن و جهانی شدن فقط در گفتاری مختصر به خود سفال اگر توجه کنیم خواهیم دید مسائل آنقدر گسترده هستند که همچنان نیازمندیم دامنه را کوچک‌تر کنیم.
برای مثال تنها در مورد پدید آورنده اثریا سفالگر استانداردهای لازم فعالیت یک هنرمند واقعا و انصافا چقدر در این اتوپیای فرهنگ و هنر که دلسوزانمان خلق کردند پیش‌بینی شده؟! بطور مثال حاصل 8سال لطف و محبت مسئولان و متولیان مدعی عدالت برای هنرمند سفالگر که عمرش را خرج فرهنگ و هنر خاکش کرده بود بیمه‌ای بود که درگیر و دار سرو صدای تبلیغات بر او منت گذاشته بودند.
اما آنقدر در اختصاص همان بودجه نیز کوتاهی شد تا لاجرم صدایش در دولت فعلی به گوش رسید و بالاخره در اقدامی دردآور شروع به قطع بیمه بیمه‌شدگان گذشته به بهانه های غیرمنطقی و همچنین قطع روند بیمه‌شدگان جدید کردند. کوچک‌ترین سهم هنرمند از رفاه به آسانی به فراموشی سپرده شد و نمایندگان و مسئولان تنها تماشاچی بودند و در تدارک شهر جهانی سفال.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

کتاب نگاه نرگسان با حضور دو کارگردان همدانی رونمایی شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :سینما ،

کتاب نگاه نرگسان با حضور دو کارگردان همدانی رونمایی شد
ادبیات در خدمت تاریخ شفاهی

نویسنده : حسین پارسا

فرهنگی

اغراق نیست اگر اتفاق روز پنج شنبه شهر کتاب همدان را نقطه عطفی در کارنامه هنرمندان و فرهنگ دوستان شهر دانست که این بار بدون حمایت بخش دولتی برنامه ای  را با حضورجمع زیادی از مردم و فعالان فرهنگی برقرار کردند. چند روز پیش بود که پوستر مراسمی با عنوان  جشن امضا و رونمایی از کتاب "نگاه نرگسان"  فیلمنامه ای نوشته علی اکبر تمسکی به طور رسمی منتشر شد. مهمانان این مراسم امیرشهاب رضویان و مجید برزگر دو کارگردان  همدانی تراز اول سینمای ایران بودند. علاوه بر این دو نفر حضور گسترده بسیاری از چهره های شناخته شده فرهنگ و ادب همدان نشان می داد اثری که علی اکبر تمسکی خلق کرده آن مقدار مهم است که بسیاری از بزرگان را دور هم گرد آورده است. نگاه نرگسان دو فیلمنامه دارد که در فضایی سورئال قصه هایی را روایت می کند: قصه هایی برای نخوابیدن.
 استقبال و قدردانی
جشن امضا و رونمایی کتاب نگاه نرگسان با حرفهای حسین زندی به عنوان هماهنگ کننده و مسئول برگزاری مراسم آغاز شد. پیش از او هم علی غضنفری نوازنده گیتار قطعه ای را برای حاضران نواخت.زندی با تشکر از همه کسانی که در این مراسم حضور دارند گفت:" چاپ کتاب در ایران  کار دشواری است و اگرمولف خود قصد نشر کتاب را هم داشته باشد مشکلات دوچندان می شود.در این مورد خاص، علی اکبر تمسکی رنج بسیاری برای چاپ این اثر برده و این رنج ناشی از تعهدی است که به مخاطب دارد.بنابراین برای احترام به این تعهد و حرمت به مخاطب، هنرمندان درجه اول همدان همچون امیرشهاب رضویان و مجید برزگر در جشن رونمایی از این کتاب شرکت می کنند." عزت اله الوندی هم چند دقیقه ای صفحاتی از نگاه نرگسان را برای حضار خواند و بعد نوبت رسید به یکی از میهمانان اصلی این مراسم: امیرشهاب رضویان.
  رضویان و نگاه به تاریخ
رضویان کارگردان آثاری مثل تهران ساعت 7 صبح، مینای شهر خاموش و یک دزدی عاشقانه از اهمیت ثبت تاریخ همدان حرف زد. تاریخی که در سینه بسیاری از بزرگان شهر جا دارد و بسیاری از آنها هنوز گفته و نوشته نشده است. وی درباره نگاه نرگسان گفت:" این کتاب در قالب استانداری نوشته و چاپ شده است و من آن را دوسال پیش خواندم و دوست داشتم. اما موضوع مهمتر از دوست داشتن یا نداشتن من و در واقع اهمیت اصلی این کتاب این است که متوجه باشیم در این شهر بسیاری افراد وجود داشتند که زمانی راویان تاریخ این شهر بودند اما حالا اثری از آنها به جا نمانده است. یعنی منابع مکتوبی از این راویان به جا نمانده است." وی به تاریخ همدان و نقش این شهر در مشروطیت اشاره کرد:" در این شهر اتفاقات زیادی در عصر مشروطه اتفاق افتاده اما تفاوت ما با تبریزیان این بود که آنها بعضی تاریخ نویسان بزرگ را داشتند که تاریخشان را مکتوب کند و ما نداشتیم.خیلی از دوستانی که تجربه های خاصی از همدان دارند مثل آقای تمسکی تاریخ گویای این شهر هستند و باید آن را بنویسند و حتی اگر حوصله نوشتن ندارند آن را به صورت صوتی ضبط کنند." رضویان حرف های خود را اینگونه به پایان برد:" میراث فرهنگی فقط ساختمان و کتاب های خطی نیستند، بخشی از میراث فرهنگی قصه ها و روایات قدیمی هم هستند که باید ثبت شوند و این موضوع یکی از علل مهم بودن کتاب نگاه نرگسان است."
 نویسنده زندگی کردن را بلد است
مجید برزگر دیگر سخنران این مراسم بود. او سال گذشته فیلم یک شهروند کاملا معمولی را ساخت و پرویز مهمترین اثر او به مدت دو سال یکی از بهترین آثاری بود که از سینمای ایران در جشنواره های خارجی تقدیر می شد. برزگر با ابراز  خوشحالی از حضور در جمع هنرمندان و فرهنگ دوستان همدانی گفت:" در سالهای دور وقتی ارتباطات جمعی انقدر وجود نداشت پاتوق های کوچک می توانست ادمها را دور هم جمع کند و من شخصا خودم را محصول یکی از آن پاتوق های در همدان می دانم. در همان پاتوق های دوستی من با آقای تمسکی آغاز شد، زمانی که یک نوجوان بودم." این کارگردان درباره کتاب نگاه نرگسان گفت:" علی اکبر تمسکی همواره سلیقه ای منحصر به فرد دارد. نثر پاکیزه و مرتب و ویراست درستی که این کتاب دارد و توصیفات درخشانی که در آن هست نتیجه همین سلیقه نویسنده است." برزگر افزود:" نوع زندگی و رفاقت آقای تمسکی و شناختی که از کوهنوردی و گیاه و گل و انتزاعی که در مواجهه با دنیای اطراف دارد همیشه بر من تاثیر گذاشته است. بنابراین فکر می کنم علی اکبر تمسکی بیش از داستان و سینما، زندگی کردن را بلد است و همین باعث می شود از او بخواهم که نوشتن را، از تک نگاری ها تا نامه هایی که برای من سالها می نوشت، ادامه دهد و چاپ کند زیرا می تواند نگاه جذابش را به دنیا و زندگی و آدم ها، با همه به اشتراک بگذارد."
پایان این مراسم  حرف های علی اکبر تمسکی نویسنده کتاب بود، سرشار از سپاس و قدردانی از کسانی که به این جشن آمدند و بعد، امضای کتاب نگاه نرگسان برای علاقه مندان.


برچسب ها: نگاه نرگسان ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

دریای بی کران زبان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

دریای بی کران زبان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
دریای بی کران زبان
دکتر حسین وحیدی پژوهشگر همدانی ساکن تهران، دانش‌آموخته اقتصاد و حقوق است اما عشق بی‌حد و مرز او به فرهنگ ایرانی باعث شده لحظه لحظه عمرش را در راه پژوهش‌ صرف کند و آثار بسیاری در زمینه‌های تاریخ، ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ خلق کند....
1395/12/15
دکتر حسین وحیدی پژوهشگر همدانی ساکن تهران، دانش‌آموخته اقتصاد و حقوق است اما عشق بی‌حد و مرز او به فرهنگ ایرانی باعث شده لحظه لحظه عمرش را در راه پژوهش‌ صرف کند و آثار بسیاری در زمینه‌های تاریخ، ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ خلق کند.
یکی از تخصص‌های وحیدی واژه‌گزینی است و سال‌ها با مجموعه فرهنگستان قدیم همکاری کرده که حاصل آن افزودن صدها واژه جدید به فرهنگ واژگانی فارسی است. وی در این گفت‌وگو از همدان می‌گوید.
 از خودتان بگویید، از کودکی، کوچه‌ها و محله‌های همدان آن روزگار.
من 13 فروردین 1310 در همدان زاده شدم. پدرم محمود وحیدی وکیل دادگستری بود و مادرم صدیقه سجادی از خانواده سجادی‌های همدان بود. بعد از گذران کودکی به مدرسه شرافت رفتم که در خیابان کولانج آن زمان بود. شرافت از مدارس ملی به شمار می‌رفت. منزل ما در منطقه کبابیان بود. باغی داشتیم در نزدیکی فقیره و خورزنه که 3 ماه تابستان را به آنجا می‌رفتیم.
  • در دوره‌ای که همدان بودید تفریح شما چه بود؟
در دوره نوجوانی بیشترسینما بود.
  • موسیقی چطور؟ کسانی که موسیقی را زنده اجرا می‌کردند در خاطرتان هستند؟
کسانی بودند که ویلن یا نی می‌زدند اما اسامی‌شان در خاطرم نیست. در مدارس وقتی جشن می‌گرفتند کسانی برای نواختن تار، نی و ویلن می‌آمدند. در عروسی‌ها و جشن‌ها نیز بودند اما به جز آن چیزی به یاد ندارم.
  • به انجمن‌های ادبی و محافل فرهنگی رفت و آمد داشتید؟
آن موقع من فقط دانش‌آموز بودم و اگر هم از این محافل بود من خاطرم نیست.
  • مشاغلی که درآن زمان مثلا در چمن کبابیان بود خاطرتان هست ؟
کبابیان میدانی بود که دور آن دکان‌هایی مثل نانوایی و خرده‌فروشی بود. آنجا مرکز بازی بچه‌ها هم بود. اما من از آن میدان خاطره تلخی دارم و آن اینکه جنگ جهانی دوم شده بود و بچه‌ها که پسرخاله‌های من هم جزو آنها بودند در آن میدان بازی می‌کردند.
 یکباره هواپیمایی در آسمان همدان پیدا شد و بمبی انداخت و این بمب به میدان کبابیان خورد و پسرخاله من رضا درجا فوت کرد و سایر بچه‌ها هم زخمی شدند. آن موقع حدود 10 یا 12 ساله بودم.
  • برای همدان تا به حال کاری کرده‌اید؟ نوشته یا کتابی دارید؟
خیر. تاکنون کتابی منتشر نکرده‌ام اما مد نظرم هست و مشغول هستم.
  • با توجه به اینکه به شهرهای زیادی سفر کرده‌اید، همدان را چگونه شهری می‌بینید؟
در قدیم تمام اطراف همدان باغ بود اما امروز تمام باغ‌ها ساختمان شده و شهر بزرگ‌تر شده است.
  • در همدان که بودید کوه می‌رفتید؟
بله بیشتر خورزنه می‌رفتم و گاهی گروهی به الوند می‌رفتیم.
  •  حس شما امروز به طبیعت همدان چگونه است؟
آن زمان یکی از زیباترین شهرها همدان بود برای اینکه تمام اطرافش باغ بود. درختان بادام، گردو، مو، سنجد و ده‌ها گونه دیگر که امروز تخریب شده است.
  • خاطره خوش از همدان چه دارید؟
دوران کودکی،فامیل  و بستگان، همه خاطرات خوش من هستند.
  • علاقه شما به کتاب و نوشتن چه زمانی و از کجا سرچشمه گرفت؟
در مدرسه شرافت دبیر ادبیات ما شخصی بود به نام هدایتی که وقتی من انشا می‌خواندم خیلی خوشش می‌آمد طوری‌که همه بچه‌ها را در حیاط جمع می‌کرد و من برای همه انشا می‌خواندم. در دبیرستان پهلوی دبیر ادبیات ما آقای ادبی بود که ایشان هم استاد بزرگی بودند و زبان فرانسه تدریس می‌کردند. ایشان هم انشاهای من را می‌بردند کلاس ششم ادبی می‌خواندند.
  • چه زمانی به تهران مهاجرت کردید؟
فقط تا ششم متوسطه همدان بودم و بعد از آن به تهران آمدم. چون پدرم وکیل دادگستری بود گفتم من هم باید وکیل دادگستری شوم و به دانشکده حقوق رفتم و لیسانس حقوق قضایی گرفتم. 2 سال هم کارآموزی وکالت کردم و جواز وکالت گرفتم. بعد شروع کردم به وکالت اما در دوران دانشجویی موقتا ترک تحصیل کرده و به خدمت وظیفه رفتم. بعدها در وزارت آموزش و پرورش در فیروزکوه استخدام شدم و به تهران آمدم و دبیر شدم.  وکالت هم کردم تا اینکه اتفاقی برایم افتاد که باعث شد کار وکالت را رها کنم و دوباره دبیر شوم. وقتی دکترای اقتصاد در دانشکده حقوق تأسیس شد، من هم آزمون دادم و قبول شدم. پس از گرفتن دکترا از مدرسه قلهک به مدرسه عالی بازرگانی آمدم و استاد آنجا شدم و تا بازنشستگی آنجا بودم.
  • در تهران خبرنگاری هم کردید. درست است؟
روزنامه کیهان آن وقت خبرنگار استخدام می‌کرد. من رفتم و خبرنگار کیهان شدم و در دوره جوانی مدتی با آنها همکاری کردم.
  • آنچه در همدان به آن گفت‌وگو می‌شود گویش است یا لهجه؟
ما همدانی‌ها یک گویش خاص و یک سری واژه‌های مخصوص داریم.
  • افعالی داریم که بین همدان و کرمانشاه مشترک است، برای مثال «گرفتیتمان». اینها را چطور تفسیر می‌کنید؟
همدان از نظر جغرافیایی یک سری ویژگی دارد و آن این که سر راه کرمانشاه و کردستان و مناطق دیگر است.
در طول تاریخ در حملاتی که به ایران شده همدان هم در معرض خطر بوده است. در نتیجه لهجه ما آمیخته‌ای از ترکی، کردی، پهلوی و موارد دیگر است. یکی از شگفتی‌های تاریخ این است که همدان به‌‌رغم همه تهاجمات، همدان باقی ماند.
  • تا چه حد می‌شود از این گویش‌ها و لهجه‌ها در واژه گزینی استفاده کرد؟
ما می‌توانیم ریشه‌ها را پیدا کرده و از ریشه‌ها واژه درست کنیم. مثلا از واژه ایر واژه‌های ایران، ایرلند، ایروان و موارد دیگر درست شده است. من یک کتاب به نام واژگان اقتصادی انگلیسی، عربی و فارسی دارم که برای تجدید چاپ رفته است. چون رشته تخصصی من اقتصاد است در این کتاب تمام واژگان علم اقتصاد را به فارسی و عربی و انگلیسی آورده‌ام.
مثلا همین اقتصاد، «اُی کُنُمُس» است یعنی قانون فرمانروا برخانه که چون واژه پلیس در ابتدایش است یعنی قانون فرمانروا بر شهر. در فارسی قدیم معادل آن تدبیر منزل بود که من به جای آن «کدیوری» را انتخاب کرده‌ام. کدیوری یعنی اقتصاد. یا مثلا واژه رکود که من نوشته‌ام «ارمست» یعنی آرام ایستاده. من تمام واژه‌ها اقتصاد را فارسی کرده‌ام.
  • و گویش همدانی؟
در همدان ما  گویش‌های محلی پرمعنا و زیبای زیادی هست که اینها را باید گردآوری کرد. نه‌تنها همدان بلکه فرهنگ کردستان، کرمانشاه، مازندران، افغانستان و تاجیکستان و ... را هم بایستی رویشان کار کرد و کنار هم گذاشت آن وقت می‌بینیم که این زبان فارسی یک دریای بیکران است.


برچسب ها: همشهری همدان ، حسین وحیدی ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

تاریخ در اعماق زمین

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

تاریخ در اعماق زمین

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
تاریخ در اعماق زمین
با نزدیک شدن نوروز بیشتر هموطنان و هم‌استانی‌‌ها به فکر سفر و مقصد سفر هستند....
1395/12/16
 با نزدیک شدن نوروز بیشتر هموطنان و هم‌استانی‌‌ها به فکر سفر و مقصد سفر هستند.
 برای همدانی‌‌ها این فرصت هست که در سفر‌های یک روزه از شهرستان‌‌های اطراف و مناطق دیدنی استان بازدید و  آن‌ها را به مسافران نیز معرفی کنند. یکی از نقاط بکر و دیدنی استان شهر کوچک سامن و آثار کم‌نظیر آن است.
سامن شهر کوچکی است که بین سه شهرستان ملایر، نهاوند و بروجرد قرار گرفته است. سامن از سال  1332 به شهر تبدیل شده و قدمت زیادی دارد اما یک شهر مهاجرفرست است. جمعیت آن چندان رشدی نداشته و حدودا بین 4000 تا 5000 نفر در نوسان است.

درباره سامن
سامن جزو شهر‌های جنوب استان همدان به شمار می‌آید و مراسم شادی، جشن و سوگواری خاص خود را دارد. محصولات محلی این شهر صنایع دستی، سوغات، خشکبار، عسل، خیارشور و شیره است.
سامن از نظر جغرافیایی و آداب و رسوم به ملایر نزدیک است، اما از نظر گویش تفاوت‌‌هایی دارد، اگرچه همخوانی‌‌هایی با فرهنگ ملایر دارد.
آثار تاریخی سامن نشان از قدمت این شهر دارد. علاوه بر شهر زیرزمینی سامن، یک برج قدیمی به نام خانقلی در مرکز شهر قرار دارد و یک امامزاده که قدمت بنای آن به دوره ایلخانی بازمی‌گردد و به نظر می‌رسد دارای سرداب‌‌های تاریخی است؛ بنای سنتی با ضریح گره­‌چینی که حدود سال 1100 بازسازی شده،  یک امامزاده دوقلو به نام‌‌های سام و حام که به باور ا‌هالی فرزندان حضرت نوح هستند. دو سند مربوط به 200 سال پیش به نام خواب‌نامه وجود دارد که در آنها از این امامزاده ‌ها نام برده شده است. برخی گفته‌اند وجه تسمیه سامن امامزاده‌‌ها هستند. گفته می‌شود سلمن همان سامین یا دو سام بوده که بعد‌ها به شکل سامن درآمده است.
مردم محلی افسانه­‌های زیادی را به شهر زیرزمینی سامن نسبت می­‌دهند. از جمله معتقدند در زیر مجموعه باستانی سامن کانال‌‌هایی بوده که از طریق آنها با اسب تا نهاوند می‌رفته‌اند و راهی زیرزمینی از سامن تا کوه یزدگرد که خرابه‌‌هایی از دوران گذشته در آن وجود دارد و مشرف به منطقه است . در گویش محلی به مجموعه زیرزمینی سامن زاغه گفته می‌شود.

شهر زیرزمینی
درباره ویژگی­‌ها و جاذبه­‌های شهر زیرزمینی سامن بار‌ها شنید‌‌ه‌ایم اما تا کسی از این مجموعه بازدید نکند به عظمت و ویژگی­‌های آن پی نمی‌­برد. مجموعه سامن سال 1384 در یکی از حفاری­‌های شرکت مخابرات به طور اتفاقی شناسایی شد. ابتدا راهرو باریکی کشف شد که پر از خاک بود. از همان زمان با حضور زنده‌یاد مسعود آذرنوش محل ایجاد ترانشه که در وسط خیابان قرار داشت مسدود و ایمن‌سازی شد و ورودی به سمت پیاده‌رو انتقال داده و کارگاه اول کنار مخابرات برپا شد.
امروز بخش مرکزی محوطه باستانی شهر زیرزمینی سامن  کاوش شده است و هرچند بدون هماهنگی مسئولان میراث فرهنگی بازدید از آن امکان‌پذیر نیست و عموم مردم نمی‌توانند از این محوطه بازدید کنند اما برای گروه­‌های علمی قابل بازدید است. شهر زیرزمینی سامن مجموعه‌ای شگفت انگیز است.
معماری هزار توی دستکند که از گذشته­‌ها و آیین­‌های آن حکایت می­‌کند، اتاق‌‌ها و فضا‌هایی تودرتو که همگی به هم راه دارند و شبیه هم هستند.
بازدیدکنندگان بدون راهنما گاهی راه را گم می‌کنند و به دلیل شباهت فکر می‌­کنند یک مسیر همان مسیر قبلی است. به نظر می­‌رسد برخی مجموعه‌‌ها قرینه هستند.
مجموعه‌‌ها از طریق تونل‌‌هایی که به زحمت می‌شود در آن ها راه رفت به هم متصل است که باید به صورت نشسته از آن‌ها گذشت. برای مسدود کردن مجموعه­‌ها دریچه‌هایی وجود دارد که مانند تنور است. گفته می‌شود اگر در یک مجموعه روی دریچه یک درپوش سنگی قرار داده شود به هیچ وجه قابل نفوذ نیست. به نظر می­‌رسد برای تامین امنیت، ورود و
 خروج اضطراری از این نقاط صورت می‌گرفته است. این دریچه‌ها مجموعه‌های  بالا را به طبقه پایین وصل می­‌کنند و نقطه تلاقی دو بخش محسوب می‌شوند.

فاضلاب
در کنار بیشتر اتاق‌‌ها سازه‌‌هایی وجود دارد که شباهت زیادی به آخور احشام دارند و اگرچه شبیه آخورند اما هیچ اثری از فضولات حیوانی تاکنون در آن‌ها به‌دست نیامده تا دلیلی بر این مدعا باشد. به درستی نمی‌توان گفت از این سکو‌ها چه استفاد‌‌ه‌ای می­‌شده است.در بخشی از مجموعه بوی رطوبت و فاضلاب بازدیدکنندگان را آزار می‌­دهد. مهم‌ترین کشف در این مجموعه که در سال 1394اتفاق افتاده کشف قنات و وجود آب در زیر زمین است. این مجموعه قنات بسیار سالمی دارد اما متاسفانه فاضلاب شهری را درون این قنات پرآب ر‌ها کرد‌‌ه‌اند و بوی تعفن درزیر زمین پیچیده است. گاهی در برخی اتاق‌‌ها و راهرو‌های کهن با لوله‌‌های فلزی و سیم‌‌های پیچ درپیچ روبه‌رو می­‌شوید که تناسب و زیبایی این فضای کهنه و زیبا را به هم زده‌اند. این عناصر زائد مربوط به سیستم آبرسانی و مخابرات شهر هستند که آسیب بسیاری به این مجموعه زده‌اند. گفته می‌شود محوطه زیرزمینی سامن بیش از 10 هکتار است و به طور کامل شناسایی نشده است.


برچسب ها: همشهری همدان ، سامن ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان

نویسنده: فاطمه كاظمی
رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان
کتاب «نگاه نرگسان»، اولین کتاب فیلمنامه در همدان نوشته علی‌اکبر تمسکی در شهر کتاب با حضور جمعی از فرهنگ‌دوستان همدانی رونمایی شد....
1395/12/21
کتاب «نگاه نرگسان»، اولین کتاب فیلمنامه در همدان نوشته علی‌اکبر تمسکی در شهر کتاب با حضور جمعی از فرهنگ‌دوستان همدانی رونمایی شد.
به گزارش همشهری، امیرشهاب رضویان کارگردان همدانی در این مراسم گفت: بخشی از کتاب «نگاه نرگسان» را خوانده‌ام و خوشحالم که این کتاب در یک قالب استاندارد به چاپ رسیده است.
وی افزود: در همدان افرادی بوده‌اند که خاطرات زیادی داشتند و راویان تاریخ این شهر محسوب می‌شدند اما نوشته‌ای از آنها باقی نمانده است. افرادی هم بوده‌اند که این تاریخ را نوشته‌اند اما چیزی که تبدیل به فرهنگ مکتوب این شهر شود، نوشته نشده است.
رضویان ادامه داد: کاری که علی‌اکبر تمسکی کرده ثبت تجربه‌های خاص از همدان است، چون این افراد تاریخ گویای شهر هستند و باید بنویسند و حتی ضبط کنند. اما عده‌ای هم هستند که تاریخ این شهر را به غلط نگاشته و حتی گزینشی کار کرده‌اند. خاطراتی در این شهر وجود دارد که روی کاغذ نیایند و ضبط نشوند، امکان نابودشدن آنها وجود دارد.
این کارگردان همدانی اضافه کرد: امروز به واسطه فناوری‌های نوین حتی لازم نیست این نوشته‌ها چاپ شوند بلکه می‌توان در فضای مجازی نیز آنها را منتشر کرد و باید گفت در این زمینه می‌توان کارهای خوبی انجام داد.کتاب «نگاه نرگسان» برای کسانی که قصد نوشتن فیلمنامه دارند الگوی خوبی است.

 زندگی‌کردن
مجید برزگر مهمان ویژه این مراسم نیز گفت: قصد نقد کتاب را ندارم چون منش و رویه زندگی نویسنده آن را می‌شناسم. فکر می‌کنم چیزی که تمسکی بیش از هر چیزی بلد است، زندگی کردن است. امیدوارم وی تک‌نگاری‌ها و خاطره‌نگاری‌های خود را ادامه دهد چون موارد خیلی خوبی می‌توان در آنها پیدا کرد.
حسین زندی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران همدان نیز در این مراسم گفت: انتشار کتاب در ایران اتفاق خوبی است، حالا اگر کتابی منتشر شود که مورد اقبال همشهریان نویسنده قرار بگیرد، اتفاق بسیار بهتری است. اهل نوشتن می‌دانند نوشتن چقدر سخت است و وقتی نویسنده تصمیم بگیرد خودش کتاب‌هایش را منتشر کند، این سختی بیشتر می‌شود. در گذشته انتشاراتی‌هایی بودند که انتشار کتاب حرفه‌ای عمل می‌کردند اما در حال حاضر انتشاراتی‌ها با موضوع چاپ کتاب خیلی حرفه‌ای برخورد نمی‌کنند.
وی ادامه داد: خالق «نگاه نرگسان» حساس است و این حساسیت به دلیل تعهد او به مخاطب است. به نظر من این کتاب می‌تواند احترامی را که تمسکی برای مخاطب قائل است به خواننده منتقل کند.

 کتابخانه در ورکانه
کتابخانه روستای هدف گردشگری ورکانه که به همت جمعی از اعضای تشکل‌های غیردولتی در این روستا راه‌اندازی شده بود، روز پنجشنبه با حضور امیرشهاب رضویان و مجید برزگر افتتاح شد.
به‌گزارش همشهری، رضویان به کودکان روستای ورکانه قول داد تعدادی از عروسک‌هایی را که خودش ساخته به این کتابخانه هدیه کند و چند نسخه از فیلم‌هایش را به کتابخانه اهدا کرد. عباس عرب‌زاده عکاس شناخته‌شده همدانی نیز قفسه‌های کتابخانه را اهدا کرد  و قول داد یک تابلو از عکس‌های خودش را که 10 میلیون تومان قیمت دارد به این کتابخانه هدیه کند. این کتابخانه نام پروفسور توفیق موسیوند سازنده اولین قلب مصنوعی جهان که زاده روستای ورکانه است به خود گرفته است. همزمان با افتتاح این کتابخانه عزت الله الوندی نویسنده کتاب کودکان اولین باشگاه کتابخوانی همدان را در روستای ورکانه راه‌اندازی کرد.


برچسب ها: نگاه نرگسان ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

تمرکززدایی از مراکز درمانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

تمرکززدایی از مراکز درمانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
تمرکززدایی از مراکز درمانی
تبدیل 6 خیابان اصلی در رینگ مرکزی همدان به پیاده‌راه، ماه گذشته با بازگشایی خیابان بوعلی آغاز شد و قرار است به مرور هر 6خیابان به پیاده‌راه تبدیل شود....
1395/12/22
تبدیل 6 خیابان اصلی در رینگ مرکزی همدان به پیاده‌راه، ماه گذشته با بازگشایی خیابان بوعلی آغاز شد و قرار است به مرور هر 6خیابان به پیاده‌راه تبدیل شود. اما در همین گام اول بسیاری از مشاغل و حرفه‌های این خیابان از جمله پزشکان با چالش روبه‌رو شده‌اند.تعداد بسیاری از مجتمع‌های پزشکی و درمانی در 85سال گذشته در  خیابان بوعلی مستقر بوده‌اند و با پیاده‌راه‌شدن این خیابان خدمات‌رسانی به بیماران به سختی صورت می‌گیرد. در کنار رویکرد مثبت بسیاری از شهروندان و مدیران به این پروژه، یکی از انتقادها به این اتفاق نبود برنامه برای جایگزینی این مجتمع‌ها است. تعدادی از پزشکان زمانی که متوجه اجرای این طرح شدند به مکان دیگری نقل مکان کردند اما بسیاری از آنان در نقاط پرترافیک شهر یا به اصطلاح بالای شهر مستقر شدند. کارشناسان و منتقدان، درمان این معضل را در ایجاد یک شهرک سلامت در کنار پایانه‌های شهر می‌دانند. آنان معتقدند برای تسریع خدمات‌رسانی، دوری گزیدن از مشکلات ترافیک شهر و خدمات‌رسانی به مسافران درمانی بهتر است شهرکی با عنوان سلامت در همدان ایجاد شود تا در کنار ارائه خدمات به همشهریان از ظرفیت پزشکی و درمانی استان برای گردشگرپذیری نیز بهره‌گیری شود.

ظرفیت همدان
رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان معتقد است باید شهرداری و شورای اسلامی شهر کمک کنند تا این اتفاق بیفتد. وی به همشهری می‌گوید: ظرفیت همدان در مقوله گردشگری سلامت بسیار بالا است. به دو دلیل مهم می‌توان بر این موضوع پافشاری کرد؛ یکی اینکه متخصصان بسیار خوبی داریم، سبد ارائه خدمات ما کامل است و تقریبا هیچ کمبودی نداریم. دومین علت این است که همدان یک استان گردشگرپذیر است و جاذبه‌های خوبی دارد، آب وهوای آن مساعد است، فرودگاه دارد، راه‌آهن آن در حال راه‌اندازی است و این همه ظرفیت‌های خوبی برای همدان است. اما کمبودهای موجود مهم‌تر است. ما با اینکه همین حالا نیز گردشگری سلامت را در استان داریم اما عملا در این زمینه اقدامی نمی کنیم.
حبیب‌الله موسوی‌بهار می‌افزاید: اگر بخواهیم آماری از بیماران بستری و درمان شده استان ارائه کنیم شاید 40 درصد بیماران ما از استان‌های دیگری هستند که به دلیل وجود امکانات، پزشکان قدیمی و باتجربه که مهاجرت نکرده‌اند و متخصصان خوب استان، همدان را انتخاب می‌کنند. این موارد سرمایه‌های مهمی هستند که خیلی موثر در جذب بیمار است.
وی ادامه می‌دهد: در این زمینه باید از ظرفیت‌های بخش خصوصی استفاده کرد. من قول می‌دهم و تضمین می‌کنم هرکس از بخش خصوصی و تعاونی‌ها وارد این حوزه شود و سرمایه‌گذاری کند درآمد خوبی خواهد داشت چون نیروی انسانی داریم وپزشکان خوبی در استان هستند که آماده خدمات‌رسانی‌اند. ما استقبال می‌کنیم.

شهرک سلامت
به موسوی‌بهار می‌گویم یکی از مشکلات شهری همدان این است که ساختمان‌های پزشکان در مرکز شهر استقرار دارند و همه روزه بیماران استان‌های دیگر برای پیدا کردن نشانی دچارسردرگمی هستند. همچنین ترافیک مرکز شهر باعث ایجاد اختلال در خدمات‌رسانی به بیماران می‌شود، برخی جایگزین‌کردن شهرک‌های پزشکی در بیرون شهر را چاره کار می‌دانند، موسوی معتقد است:  مشابه این طرح را من جایی ندیده‌ام. از طرفی این مسأله دردسرهای خودش را هم دارد. اگر به شیوه بیمارستان میلاد تهران باشد معضلاتی دارد که زمان ورود و خروج کادر بیمارستان ترافیک‌زا می‌شود. اکنون در دنیا تشویق می‌شود بیمارستان‌ها بین 500 تا 1000 تختخوابی باشند اما ساخت شهرک بزرگی که همه کلینیک‌ها، بیمارستان‌ها، رادیولوژی‌ها و آزمایشگاه‌ها در آن یکجا جمع شوند باید کارشناسی شود. از نظر استراتژیک و پدافند غیر عامل هم توصیه نمی‌شود که همه امکانات یک طرف شهر تجمیع شود. رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان اضافه می‌کند: با انتقال مطب پزشکان و خارج شدن ساختمان‌های پزشکان از مرکز شهر من به شدت موافق هستم. در این زمینه پیشگام بوده‌ام و مطبم را به حاشیه شهر در رینگ سوم انتقال داده‌ام تا مراجعان راحت‌تر به آن دسترسی داشته باشند.
وی در پاسخ به این سوال که برای همه‌گیرشدن موضوع و متقاعد کردن پزشکان چکار می‌توان کرد، توضیح می‌دهد: باید شهرداری و شورای اسلامی شهر کمک کنند تا این اتفاق بیفتد. ما در سازمان نظام پزشکی و دانشگاه علوم پزشکی آمادگی داریم و در صورت همراهی شورا و شهرداری استقبال می‌کنیم. اگر پزشکان از رینگ‌های اول و دوم خارج شوند، مخصوصا  اگر از خیابان بوعلی و خیابان‌هایی که جزو میراث فرهنگی شهر هستند دور شوند، هم پزشکان راحت‌تر خدمات‌رسانی می‌کنند و هم مردم و بیماران راحت خواهند شد.موسوی‌بهار اظهار می‌کند: برای تاسیس این مجموعه پزشکی باید مشوق‌هایی از طرف شورای شهر و شهرداری در نظر گرفته شود تا پزشکان با رغبت بیشتری موضوع را پیگیری کنند.

یک گام درست
یکی از شهروندان که برای درمان به پیاده‌راه بوعلی مراجعه کرده می‌گوید: تمرکز مطب پزشکان در مرکز شهر مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد کرده است. با ایجاد پیاده‌راه بهتر است مطب‌ها به مکان دیگری منتقل شود.علیرضا قدیمی یکی از پزشکانی است که سال‌ها در خیابان بوعلی داروخانه داشته اما به دلیل مشکلات یادشده به حاشیه شهر نقل مکان کرده است. او از طرفداران طرح شهرک سلامت است و خود نیز برای به نتیجه رسیدن این طرح تلاش می‌کند.وی به همشهری می‌گوید: من مدت‌هاست پیگیر این طرح و به شدت موافق گردشگری سلامت هستم، اما معتقدم باید درست عمل کنیم. اگر به اشتباه گام برداریم تجربه ناموفقی خواهیم داشت و برای همیشه باید قید این طرح را بزنیم و کسی جرات نخواهد کرد وارد این عرصه شود. در گام اول باید پزشکان خوب را جذب و متقاعد کنیم وارد چنین فعالیتی شوند. قدیمی ادامه می‌دهد: متاسفانه در سال‌های گذشته بسیاری از پزشکان  ما از همدان مهاجرت کردند و به دلیل بی‌مهری‌ها و مشکلاتی که حل آنها بسیار هم ساده بود از این شهر رفتند. پس در این زمینه اولین داشته‌ها سرمایه‌های انسانی است که باید آنان را در این شهر حفظ کنیم. بیشتر پزشکان در خیابان بوعلی متمرکز هستند و با پیاده‌راه‌شدن این خیابان دسترسی به ساختمان‌ها و مراکز درمانی مشکل شده است. پس پزشکان باید از این خیابان خارج شوند و به مکانی بروند که بیماران و همراهانشان به راحتی اتومبیل خود را پارک کنند.

تصویب شورا، انتخاب پزشکان
این پزشک می‌گوید: شورای شهر باید طرحی را تصویب کند و قطعاتی زمین را در اختیار پزشکان قرار دهد. من فکر می‌کنم همکاران من استقبال می‌کنند. امروز ساده‌ترین راه و در دسترس‌ترین گزینه آپارتمان‌های داخل شهر است و پزشکان نیز این راه را انتخاب می‌کنند. اما اگر امکان انتخاب گزینه دیگری مانند فعالیت در شهرک سلامت را داشته باشند حتما تعدادی زیادی از آنان این گزینه را نیز انتخاب خواهند کرد.
دراین باره که اگر شورای اسلامی شهر به چنین درکی برسد کدام منطقه را برای ایجاد شهرک سلامت مناسب می‌دانید، قدیمی توضیح می‌دهد: ما 3 مسیر ورودی مهم به همدان داریم؛ ملایر به همدان، تهران به همدان و کرمانشاه به همدان و بهتر است شهرک سلامت در تقاطع این 3 مسیر ساخته شود. مسیر ملایر در دسترس‌تر است اما کارشناسان باید در این حوزه اظهارنظر کنند.
وی درباره فواید راه‌اندازی شهرک سلامت می‌گوید: اگر شهرک سلامت ایجاد شود بخشی از بیکاری شهروندان نیز حل خواهد شد. بیمارانی که از شهرستان‌ها و استان‌ها به همدان مراجعه می‌کنند، خیلی وقت ها جایی برای استراحت و اقامت ندارند. اما در شهرک خدمات‌رسانی درست صورت می‌گیرد و  این افراد می‌توانند در مکان‌هایی که کنار شهرک ساخته می‌شود اقامت کنند. این اقامت درآمدزایی دارد و شغل ایجاد می‌کند. از قدیمی می‌پرسم از نظر فناوری چقدر می‌توانیم با کشورهایی مثل ترکیه که در حوزه گردشگری سلامت فعال هستند رقابت کنیم و وی پاسخ می‌دهد: به نظر من ترکیه از نظر فناوری چندان جلوتر از ما نیست. اما آنها از نظر تسهیل خدمات‌رسانی جلوتر هستند و با سرمایه‌گذاری راحت‌تر برخورد می‌کنند .کشورهای توسعه‌یافته یک موضوع را رعایت می‌کنند آن­ هم اعتماد به سازمان‌های مردم‌نهاد است. اگر تولید علمی و پیشرفتی صورت می‌گیرد یا دانشگاهی فعالیت می‌کند، تحت نظارت سازمان‌های مردم نهاد است.سیستم‌های دولتی کارآمدی چندانی ندارند و خصوصی‌سازی اصلی‌ترین راه حل مشکلات در حوزه سلامت است.
https://goo.gl/rp6veB


برچسب ها: همشهری همدان ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید....
1395/12/18
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید.
  • ابتدا از خودتان بگویید.
متولد مرداد ماه سال 69 در همدان هستم. فرزند پنجم و آخر یک خانواده 7 نفره و در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی حقوق هستم.
  • اولین کتاب‌هایی را که خوانده‌اید به خاطر دارید؟
از سنین کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به مطالعه داشتم. مطالعه جدی من با کتاب‌های رویای سبز، برباد رفته و ربه کا از دافنه دوموریه آغاز شد.
  • نوشتن را از کجا آغاز کردید؟
نوشتن را از سن 12- 13 سالگی شروع کردم که مصادف بود با دوره راهنمایی. همان سال‌ها بابت نوشتن چند داستان کوتاه موفق به دریافت جوایزی شدم اما نوشتن جدی را از سن 20 سالگی شروع کردم. در واقع از همان اوایل احساس می‌کردم نوشتن روحم را آرام می‌کند تا اینکه در سن 20 سالگی تصمیم به نوشتن رمان «برایم بمان» را گرفتم.
  • در نوشتن از چه کتاب‌هایی تاثیر گرفته‌اید؟
کتاب‌های بسیاری برمن تاثیرگذار بودندو مرا به نوشتن رمان «برایم بمان» ترغیب کردند. مهم‌ترین آن‌ها کتاب «دالان بهشت» از نازی صفوی و ربه‌کا بود. این علاقه کم‌کم من را به سمت نوشتن سوق داد.
سوژه کار از کجا آمده؟
طرح اصلی داستان الهامات کاملا ذهنی است اما قسمت‌هایی نیز هست که با نگرشی به زندگی افراد نوشته شده است.
  • ایده‌آل شما در نوشتن چیست؟
از سن نوجوانی احساس می‌کردم نوشتن تاثیر فوق‌العاده‌‌ای بر آرامش روحم دارد. گاهی احساس می‌کنم نوشتن التیام‌بخش تشویش درونی‌ام است.
  • بازخورد کار اول شما چگونه بوده است؟
بازخورد اطرافیان اعم از دوستان و خانواده از خواندن این رمان به اندازه‌ای خوب بود که من را ترغیب به چاپ کتاب کرد اما پروژه چاپ این رمان متاسفانه بسیار طولانی و نفس‌گیر بود. بارها و بارها از چاپ ناامید و پشیمان شدم اما بعد از 2 سال دوندگی پی در پی موفق به چاپ آن شدم. البته تشویق خانواده و دوستانم بعد از اتمام نوشتن باعث شد که ترغیب به چاپ نوشته‌هایم شوم.
  • مکان اتفاق‌ها در کتاب واقعی است؟
مکان اتفاق‌ها واقعی است اما به دلیل اینکه اولین تجربه جدی من در نوشتن بود به خوبی نتوانستم  نظر خواننده را تامین کنم.
  • دنبال ادامه راه هستید؟
 بله، حتی اگر بعد از سال‌ها گوشه خانه‌ام پر از دست نوشته‌های چاپ نشده باشد دست از نوشتن برنمی‌دارم. البته تمام سعی خودم را برای چاپ کارهایم خواهم کرد.
  • چه کارهایی در دست انتشار دارید؟
در حال حاضر کار بعدی‌ام یک رمان است که 2 سال پیش کار ویرایش آن را به اتمام رسانده‌ام اما از همان موقع مدام در حال تغییر نوشته‌ها هستم.
  • داستان کتاب برایم بمان چیست؟
داستان کتاب اول من در مورد دختری به نام گلساست که در یک موقعیت نسبتا خوب قرار دارد. طی یک‌سری اتفاقات پیش پا افتاده عاشق پسرخاله خود به نام امیر می‌شود و بدون هیچ مشکلی به عقد هم در می‌آیند اما با بی‌تدبیری هر دو در همان نخستین ماه‌های عقدشان دچار مشکلات زیادی می‌شوند که زندگی و خوشبختی‌شان تا مرز نابودی کشانده می‌شود.
  • چرا به سراغ موضوع عاشقانه رفتید؟
در اصل چیزی فراتر از موضوع عاشقانه فکر من را به خودش معطوف کرده بود. متاسفانه امروز جامعه ما دچار نوعی بی‌خیالی و خوشبختی کاذب شده که تمام جوانب زندگی را در بر می‌گیرد. من قصدم از انتخاب موضوع عاشقانه صحبت درباره مسائل کوچک و پیش پا افتاده اما معضل‌ساز بین همسران بود.
  • دوست دارید به جای کدام نویسنده باشید؟
با احترام به تمام نویسندگان، بنده بسیار دوست دارم که به جای محمود دولت‌آبادی و خالد حسینی باشم. نویسندگان توانایی که بسیار خوب موفق به ترسیم مشکلات زمانه و جامعه خود بودند. به نظر من نویسنده در آثار خود باید درد جامعه را بگنجاند.
  • تا به حال شده سوژه یا داستانی را شروع کنید اما نتوانید تمام کنید؟
بله. نزدیک به یک سال پیش شروع به نوشتن داستانی کردم در مورد دختری که به زور پدر و خواهرش همسر مردی کویتی می‌شود و سالیان دراز به دیدار خانواده‌اش نمی‌آید. ایده جالبی برای ادامه داستان نداشتم و داستان را در چند صفحه اول رها کردم. همیشه براین باورم که هر شکست پله‌ای است برای موفقیت پیش رو.
  • داستان رمان دومتان چیست؟
داستان رمان دوم در مورد دختری است خیرخواه و با تدبیر که به اعضای خانواده‌اش کمک‌های زیادی می‌کند. در پی خواستگاری پسر عمه‌اش مشکلاتی برای این دختر به وجود می‌آید که به گذشته مربوط می‌شود.
  • آثار نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
تمام سعی خودم را می کنم که آثار نویسندگان همشهری را نیز مطالعه کنم.
  • همدان چقدر در آثار شما حضور دارد؟
در رمان اول تقریبا هیچ نقشی ندارد اما در رمان دوم سعی خودم را کرده‌ام که نقش نسبتا خوبی داشته باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

شنبه 14 اسفند 1395

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،فرهنگ عامه ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت...
1395/12/14
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت.
این شناخت تا امروز ادامه داشته و افزون بر کار تئاتر و سرودن شعر یکی از کسانی است که فرهنگ عامه همدان را خوب می‌شناسد.وی در این گفت‌‌‌وگو از خاطراتش از تئاتر همدان می‌گوید.
  • دلبستگی به تئاتر از کجا شروع شد و به کجا ختم شد؟
تئاتر در همدان از اول خیابان عباس‌آباد جایی که الان بانک صادرات است، آغاز شد. در زمانی که من حدودا ده ساله بودم یعنی سال‌‌‌های 27 یا 28 که تئاتر سعدی در تهران فعالیت داشت، عده‌ای از شاگردان عبدالحسین نوشین به همدان آمدند. یکی از آنها کهنمویی بود، مشعشعی و نویدی نیز آمدند و آنجا را نمایش‌خانه اکباتان نامگذاری کردند.
  • مالک نمایش‌خانه اکباتان چه کسی بود؟
بانی آن را اطلاع ندارم اما می‌دانم که این سه بزرگان هنر بودند. من از اینکه چه کسی از این افراد خواست که به همدان بیایند اطلاعی ندارم اما شاید به علت گستره تئاتر بوده یا فردی خواسته که من بی‌اطلاع هستم. فکر می کنم آقایی که نام خانوادگی‌اش نویدی و اهل همدان بود و نامش را به خاطر ندارم، این افراد را به همدان آورد.
سیف‌الله گلپریان و امیر ساسان دهگان هم با این گروه تئاتر هم بازی و همنوازی می‌کردند. اینها آمدند و در همدان تئاتر را شروع کردند. پدرم من و برادرانم را گاهگاهی برای تماشای تئاتر می‌آورد.
  • چه سالی بود؟ نام نمایش را به خاطر دارید؟
من متولد 1316هستم و در آن موقع 10 ساله بودم. چون در آن زمان من سن کمی داشتم خوب به یاد ندارم که موضوع نمایش چه بود. زنده‌یاد مشعشعی، گریمور پرقدرتی بود و چهره‌‌‌ها را طوری تغییر می‌‌‌داد که به هیچ وجه کسی شخص را نمی‌‌‌شناخت.
  • تئاتر اکباتان تا چه سالی برپا بود؟
دقیقا اطلاع ندارم اما فکر می‌کنم دو یا سه سالی بیشتر نبود. بعد از اینکه آن تئاتر به هر دلیلی جمع شد آن مکان به زغال‌فروشی تبدیل شد. مدت‌ها طول کشید تا برای بار دوم همان محل زغال‌فروشی به تئاتر بازگشت. این بار بنیانگذار این تئاتر زنده‌یاد سیدرضا همراه بود که با چند نفر شراکت کرد از جمله مرحوم زین العابدین شاملو که دبیر ریاضی بود و برادران علی و اصغر باب الحوائجی و  تئاتر را شروع کردند.
  • در دوره دوم تئاتر اکباتان چه کارهایی روی صحنه می‌رفت؟
از آنجایی که تئاتر در همدان پایه نداشت ابتدا از هنرمندان سایر نقاط ایران به‌‌‌ خصوص تهران دعوت می‌کردند که  نمایشنامه‌‌‌هایی اجرا کنند. یکی از آن نمایشنامه‌‌‌ها «ماهی طلایی» بود که حدود  سال1334 اجرا شد. این اتفاق همزمان با وقفه 5 ساله در تئاتر همدان بود. نمایش ماهی طلایی برنامه تقریبا کمدی و شیرینی بود که دربار خلیفه و آنچه  را در آنجا می‌‌‌گذشت نشان می‌داد.
  • بازیگران را به خاطر دارید؟
عزیز گرجی برادر نعمت گرجی آن زمان به همدان آمد. زنده‌یاد سیف الله گلپریان در آنجا برنامه تئاتر گذاشت که برنامه زیبایی بود و برای اجرای آن نمایشنامه از همه هنرمندان همدان استفاده کرد. من نبودم اما برادر بزرگ‌ترم پژمان بود و علی بهاری و  نصرالله عبادی و زنده‌یاد جلالی هم بازی می کردند. نمایشنامه بسیار قشنگی بود، موضوع اجتماعی داشت و استقبال شایانی از آن شد.
سیف الله گلپریان نقش بسزایی در تئاتر همدان دارد و اگرچه زنده‌یاد امیرساسان دهگان علاقه فراوانی به تئاتر داشت اما علاقه گلپریان چیز دیگری بود و با تمام وجود برای تئاتر تلاش می‌‌‌کرد. معمولا کارگردان گلپریان بود و دهگان بازی نداشت. من بازی ایشان را ندیدم. گلپریان هم نقش بازی نمی‌کرد و فقط کارگردان بود. آنجا هم به دلایلی تعطیل شد.
  • آقای همراه فقط در راه اندازی تئاتر نقش داشت یا کار نویسندگی و بازی هم می کرد؟
زنده‌یاد رضا همراه هم مترجم بود و هم نویسنده. اما در زمینه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی و بازیگری من چیزی از ایشان ندیدم.
  • بعد از تعطیلی دوباره اکباتان، سرنوشت این گروه چه شد؟
تئاتر در آن مکان تعطیل شد و به اول خیابان بوعلی آمد که مکان فعلی باشگاه بانک تجارت است. طبقه بالا و نمایش‌خانه اکباتان شد تئاتر بوعلی. دیگر گلپریان همکاری نداشت. عده‌‌‌ای که در آن مکان بودند   با مالک آنجا مشکل داشتند و مجبور شدند مکان را عوض کنند و به اول خیابان بوعلی منتقل شدند. رضا همراه ، شاملو و برادران باب‌الحوائجی ادامه تئاتر را در پیش گرفتند و زنده‌یاد امیرساسان دهگان کارگردانی را به عهده گرفت.
در ابتدا که آمده بودند برای انجام برنامه‌‌‌های تئاتر از تهران هنرپیشه می‌‌‌آورند ما که آنجا بودیم اعتراض کردیم و گفتیم اساس تئاتر را به خطر می‌اندازند.
  • مصطفی اسکویی یا کهنمویی آمده بود؟
خیر. مصطفی اسکویی جزو هنرمندان خیلی قدرتمند، همسر مهین اسکویی و از شاگردان مهین اسکویی بود.  مصطفی اسکویی شاید به نمایش‌خانه اکباتان آمده بود که من به خاطر ندارم اما در تئاتر بوعلی نبود.
  • حقوق شما چقدر بود؟
در آن زمان من شبی 2 تومان می‌گرفتم و نقش بازی می‌‌‌کردم. روزهای جمعه که مجبور بودیم 3 سئانس بازی کنیم دستمزدمان 3 تومان می‌شد. نصرالله عبادی هم این طور بود. ما گله می‌‌‌کردیم و آنها هم می‌گفتند که نمی‌چرخد، راست هم می‌گفتند. روز جمعه بعدازظهر و شب شنبه بیننده زیاد می‌شد .در روزهای دیگر بیننده کم بود. هنوز هنر تئاتر در ذهن مردم شکل نگرفته بود و با توجه به اینکه سینما هم در آن زمان تازه داشت پا می‌گرفت، به سینما هم مردم آنچنان گرایشی نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، منصور جمشیدآبادی ،

چهارشنبه 11 اسفند 1395

پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی
روزهای گذشته در بدنه مدیریتی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تغییراتی رخ داده است. یکی از تغییرات جایگزینی احمد ترابی با بهرام توتونچی در معاونت میراث فرهنگی این اداره بود....
1395/12/11
روزهای گذشته در بدنه مدیریتی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تغییراتی رخ داده است. یکی از تغییرات جایگزینی احمد ترابی با بهرام توتونچی در معاونت میراث فرهنگی این اداره بود. تخصص توتونچی معماری بود اما بر اساس سال‌ها حضور در این معاونت یکی از نیروهای کارشناس و با تجربه این حوزه به شمار می‌آمد. ترابی نیز باستان‌شناس است اما از معاونت سرمایه‌‌گذاری آمده است. حال این نیروی تازه نفس می‌‌تواند به کارهای زمین مانده میراث فرهنگی جامه عمل بپوشاند یا نه؟ یا برای جلوگیری از بلندمرتبه‌سازی در رینگ اول شهر چه برنامه‌ای دارد؟ زمان مشخص خواهد کرد. او در این گفت‌وگو به طور مشخص از برنامه‌های خود برای مرمت میراث فرهنگی می‌گوید.
  • از شرایط فعلی معاونت میراث فرهنگی بگویید.
من از خدمات گذشته مهندس بهرام توتونچی تشکر می‌کنم. همانگونه که آگاهی دارید در چند سال گذشته اعتبارات معاونت میراث فرهنگی بسیار بسیار محدود بوده و هرکسی به غیر از مهندس توتونچی با این وضعیت اعتبارات کار خاصی از دستش بر نمی‌آمد.
  •  از مشکلات حوزه مرمت در استان بگویید.
میراث فرهنگی زیرساخت گردشگری تاریخی است. دولت موظف است در جهت توسعه بخش فرهنگی هزینه و بعد بهره‌برداری کند. یکی از ضربه‌هایی که در سال‌‌های اخیر به میراث فرهنگی به ویژه در بحث مرمت وارد شد، پیمانی کردن اجرای پروژه‌ها بود. بدین معنی که پروژه‌های مرمتی را به پیمانکار سپردند، به افرادی که تخصص کافی نداشتند در حالی که باید آثار تاریخی و باستانی توسط کارشناسان زبده خود میراث فرهنگی به صورت امانی مرمت شود و پیمانکاری در میراث فرهنگی سم است.
  • نیروهای امانی چه تفاوتی با نیروهای پیمانی این حوزه دارند؟
برای اینکه کار مرمت به کارشناسان به صورت امانی سپرده ‌شود اداره میراث فرهنگی باید نیروهای انسانی متخصص جذب کند. در گذشته میراث فرهنگی در زمینه مرمت نیروهایی را آموزش داده بود و از آنها استفاده می‌کرد و نظارت درستی هم انجام می‌داد. 4نفر بین نیروهای پیمانی پیدا نمی‌کنید که بتوانند ساروج را که یکی از مصالح قدیمی است تهیه کنند. متاسفانه با پیمانی کردن، نیروهای باتجربه کنار رفتند و جایگزین ندارند.
  • مزیت اصلی کار امانی چیست؟
پیمانکاران از طریق مزایده پروژه‌ای را می‌گیرند و کار می‌کنند و می‌روند. اما وقتی به صورت امانی انجام شود نیروهای متخصص مرمت آثار مردم شناس و باستان‌شناس را در مراحل مرمتی به کار می‌گیرند. کار مرمتی را نمی‌توان به دست غیر داد. حتی من که حدود 27 سال است در میراث خدمت می‌کنم و علاقه بسیاری به این حوزه دارم اگر پس از بازنشستگی بروم دنبال پیمانکاری به سود نگاه می‌کنم و ارزش اثر مد نظر من نیست.
  • شما که 27 سال است در میراث فرهنگی هستید، چرا وقتی اجرای پروژه‌ها از امانی به پیمانی تغییر می‌کرد اعتراض نکردید؟
آن زمان همراه تعدادی از کارشناسان این حوزه نامه‌نگاری و اعتراض کردیم که این کار صورت نگیرد اما متاسفانه ترتیب اثر ندادند. کار فرهنگی را نمی‌توان فروخت، کار فرهنگی را باید دولت برعهده بگیرد. در این سال‌ها ضربه بزرگی به بدنه میراث وارد شده و من با رگ و پوستم آن را لمس می‌کنم. با این روش تا دو دهه بعد نه نیروی متخصص خواهیم داشت نه بنای قدیمی. همه از بین خواهد رفت.
  • برنامه شما در معاونت چیست؟
یکی از مشکلات مهم میراث فرهنگی استان ما در شهرستان‌هایی است که بافت تاریخی داریم.در 4شهرستان دارای بافت تاریخی ما طرح جامع مرمتی نداریم و بر اساس نظر شورای فنی تصمیم می‌گیریم. اما اگر طرح جامعی تهیه شود هر مدیر و معاونی که به این نهاد بیاید بر اساس طرح جامع تصمیم می‌گیرد. یکی از اولویت‌‌های کاری من این است که علاوه بر تهیه طرح جامع مرمتی برای بناها نیز طرح مرمتی داشته باشیم. اگر به طور مثال طرح مرمتی برای بنای آرامگاه بوعلی داشته باشیم هر مسئولی بخواهد آن را مرمت کند بدون اعمال سلیقه شخصی و بر اساس طرح کار خواهد کرد. این طرح در شورای فنی استان تهیه و تایید می‌شود سپس در شورای فنی مرکز تایید و سپس کاربردی می‌شود.
  • در حال حاضر طرح‌های در حال اجرا را چگونه مدیریت خواهید کرد؟
برای اینکه کار دوباره از شیوه پیمانی به شیوه امانی برگردد زمان زیادی لازم است اما تلاش خواهیم کرد بر اساس ظرفیت‌های موجود پروژه‌های خاص را امانی انجام دهیم. به طور مثال گنبد علویان بنای بسیار شاخصی است. این بنا را نمی‌توان به هر مرمتگری سپرد و باید نظارت بسیار دقیقی صورت بگیرد و نیروهای متخصص مورد اعتماد کار کنند. برنامه من این است که معماران حوزه مرمت را به دو بخش مشاوران و معماران باتجربه تقسیم کنیم و بر اساس نیاز پروژه‌ها را به اینان بسپاریم. باز هم دست ما بسته است که از طریق مناقصه پروژه‌ها را واگذار می‌کنیم و هر کس قیمت پایین‌تری داد پیروز می‌شود و کیفیت چندان در این روش مهم نیست. بناهای ما مانند هندوانه نبریده است، وقتی بریده شد و وارد بنا شدیم متوجه می‌شویم چه ویژگی‌هایی دارد و بدون ورود و کار کردن نمی‌توان به نتیجه مطلوب رسید.
  • پایش و نظارت شما بر پروژه چگونه خواهد بود؟
با مدیرکل میراث فرهنگی استان صحبت کرده‌ایم که قرار است چند نیروی باتجربه که در حوزه مرمت تخصص دارند به معاونت ما افزوده شود و هم ناظر و هم کارشناس مرمت در هر شهرستان داشته باشیم.
  • بناهایی که خطر تخریب آنها را تهدید می‌کند و مالکان همراهی نمی‌کنند چه آینده‌ای دارند؟
از لحاظ قانونی بخش حقوقی ما وارد خواهد شد تا بناهایی را که برای آنها احتمال خطر وجود دارد با حکم قضایی مرمت کنیم. البته به دنبال این هستیم که تعامل بیشتری با مالکان داشته باشیم تا این اتفاق نیفتد. همانطور که گفتم نیاز به اعتبار دارد و دولت باید اعتبارات میراث فرهنگی را فرهنگی ببیند و به عنوان زیرساخت به آن توجه کند. بناهای تاریخی از زیرساخت‌های گردشگری هستند و باید توجه بیشتری به آن‌ها شود.
  • برای افزایش تعامل با شهرداری و استانداری چه برنامه‌هایی دارید؟
ما تعامل کمتری با این نهادها داریم و همراه نیستند. ما تلاش می‌کنیم شهرداری بافت شکل بگیرد تا بسیاری از مشکلات حل شود. اما شهرداری می‌گوید در چارت ما پیش‌بینی نشده است. اگر این اتفاق بیفتد تعامل بیشتر می‌شود و بناها نجات پیدا می‌کند. باید شهرداری به مسائل درآمدی کمتر توجه کند تا میراث حفظ شود. میراث فرهنگی متعلق به همه مردم و همه نهادهاست. اداره ما وظیفه برنامه‌ریزی و نظارت دارد اما برای حفظ میراث همه نهادها باید دست به دست هم بدهند.
https://goo.gl/T8jPhx


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث در خطر همدان ، معاونت میراث فرهنگی همدان ،

چهارشنبه 11 اسفند 1395

گردشگران به « امزاجرد» می‌روند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

گردشگران به « امزاجرد» می‌روند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
گردشگران به « امزاجرد» می‌روند
به زودی دومین اقامتگاه بومگردی استان همدان در روستای امزاجرد راه اندازی می‌شود. روستای امزاجرد یکی از روستاهای دهستان هگمتانه از بخش مرکزی شهرستان همدان و در فاصله 15 کیلومتری این شهر است. شهرام اسماعیل زاده از علاقه‌مندان به گردشگری، خانه پدری خود را به اقامتگاه بومگردی تبدیل کرده است که از نوروز 1396 به بهره برداری خواهد رسید. به بهانه راه‌اندازی دومین اقامتگاه بومگردی استان با این جوان کارآفرین گپ و گفتی داشتیم که در پی می‌آید....
1395/12/10
به زودی دومین اقامتگاه بومگردی استان همدان در روستای امزاجرد راه اندازی می‌شود. روستای امزاجرد یکی از روستاهای دهستان هگمتانه از بخش مرکزی شهرستان همدان و در فاصله 15 کیلومتری این شهر است. شهرام اسماعیل زاده از علاقه‌مندان به گردشگری، خانه پدری خود را به اقامتگاه بومگردی تبدیل کرده است که از نوروز 1396 به بهره برداری خواهد رسید. به بهانه راه‌اندازی دومین اقامتگاه بومگردی استان با این جوان کارآفرین گپ و گفتی داشتیم که در پی می‌آید.
  • تاریخچه روستا بگویید.
از تاریخ روستا مدرکی در دست نیست اما به گفته قدیمی‌ها قدمت این روستا به زمان یزدگرد سوم برمی‌گردد که در آن زمان نام روستا مزداگرد بوده، مزدا به معنی خدای خوبی‌ها و گرد در زبان پارسی باستان به معنای شهر است.
  • ظرفیت‌های گردشگری روستا از لحاظ تاریخی و طبیعی چه مواردی هست؟
از لحاظ تاریخی پل قدیمی آق کرپی، حمام قدیمی، مسجد کهنه و بناهای کوره‌های پخت آجر در ورودی روستا و نیز جاذبه‌هایی طبیعی همچون باغ‌های مرغوب، طبیعت و دشت زیبا در فصل بهار جذابیت ویژه‌ای دارد.
  • پدیده اقامتگاه بومگردی در ایران مسأله جدیدی است. شما چگونه با آن آشنا شدید؟
من قبلا طرحی مشابه اقامتگاه بومگردی را داشتم. در مرحله تحقیق بودم که با اقامتگاه‌های بومگردی روستایی آشنا شدم. از آنجا که علاقه زیادی به این نوع زندگی داشتم و از زندگی کردن در طبیعت لذت می‌بردم این علاقه باعث شد بتوانم به احیای بنا و ایجاد اقامتگاه که کار بسیار پرزحمتی هم هست وارد شوم.
  • چه شد که به فکر ایجاد اقامتگاه بومگردی در امزاجرد افتادید؟
از آنجا که روستای امزاجرد روستای پدری‌ام بود یکی از گزینه‌های اصلی من بود. من روستاهای زیادی را گشتم اما خانه‌ یا روستایی را که با معیارهای من همخوانی داشته باشد در آنها پیدا کردم.
  • این دومین اقامتگاه بومگردی استان است. فکر می‌کنید برای توسعه این نوع اقامتگاه چه ضرورت‌هایی وجود دارد؟
البته اولین مساله تامین سرمایه است. از آنجا که این طرح در خانه‌های قدیمی روستایی اجرا می‌شود نیاز به هزینه زیادی برای بازسازی، بهسازی و مقاوم‌سازی دارد و مورد دیگر تسهیل گرفتن مجوز است که بسیار زمانبر است. پرداخت تسهیلات کمک بسیار مهمی است.
  • مراحل و مشکلاتی که در گرفتن مجوز داشتید چه بود؟
طبییعتا مراحلی هست که باید از لحاظ قانونی طی و انجام شود اما زمانبر بودن و ناهماهنگ بودن اتوماسیون اداری باعث طولانی‌تر شدن کار در بعضی ادارات می‌شود که امید است با حمایت‌های مسئولان گرفتن مجوز نیز تسهیل شود.
  • به کسانی که می‌خواهند به دنبال ایجاد خانه بومگردی بروند چه پیشنهادی دارید؟
اگر علاقه دارند وارد این کار بشوند باید برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشند. مثلا مراحل گرفتن مجوز من بیشتر از 6 ماه طول کشید که باعث به‌ هم خوردن برنامه‌های من و ایجاد مشکلاتی شد. به دوستانی که می‌خواهند وارد این کار بشوند این توصیه را دارم که حتما قبل از شروع کار درباره مراحل آن تحقیق کنند و با مسئولان و متخصصان مشورت کنند.
  • فکر می‌کنید مشتریان شما بیشتر گردشگران داخلی هستند یا خارجی؟
در سال‌های اول البته داخلی اما چشم‌انداز ما در کنار گردشگران داخلی جذب گردشگران‌ خارجی نیز هست.
  • آیا استان همدان برای چنین اقامتگاه‌هایی مناسب است؟ چه تفاوت‌هایی با سایر استان‌ها دارد؟
البته. بسیار مناسب است، مشکلاتی هم نسبت به شهرهای دیگر وجود دارد؛ مثلا سرمای زمستان باعث فصلی شدن این صنعت در همدان شده است. برنامه‌ها و زیرساخت‌ها نیز همت و برنامه‌ریزی مدیران شهر را می‌طلبد؛ مثلا برگزاری جشنواره‌ها و جشن‌هایی مثل جشن برداشت محصول که باعث جذب گردشگر می‌شود.
  • تعامل شما با خانه بومگردی ورکانه چگونه است؟
همکاری نزدیکی داریم مثلا در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری غرفه مشترک داشتیم و در آینده نزدیک قرار است همکاری‌های زیادی داشته باشیم.
  • جامعه محلی مردم روستا چه برخوردی با شما دارند؟
برخوردهای دوگانه‌ای وجود دارد. مسئولان روستا (دهیار و شورا‌) بسیار استقبال و کمک‌های فراوانی به من کردند. همچنین خیلی از اهالی روستا کمک و حمایت و در زمینه بازسازی یاری کردند. اما عده‌ای با این صنعت غریبه هستند. البته به رسم روستا بسیار مهمان نوازند و کمک‌های شایانی می‌کنند اما امید است که با تلاش مسئولان و مردم این روستا تبدیل به روستای گردشگری شود.
  • ویژگی اقامتگاه شما چیست؟
ساختمان اقامتگاه بنایی قدیمی و بسیار زیبا است که در محله قدیمی روستا  قرار دارد. بیشتر بناهای قدیمی در روستا حفظ شده است. فاز دوم طرح راه‌اندازی بازارچه محلی است تا محصولات صنایع دستی روستا را مستقیم به ‌فروش برسانیم. ایجاد کارگاه‌های خانگی صنایع دستی در روستا را هم مدنظر داریم که البته در خود اقامتگاه نمونه‌ای برای بافت گلیم ایجاد کرده‌ایم.
  • فکر می‌کنید گردشگران از چه چیز در خانه شما استقبال کنند؟
جنبه‌های متفاوتی وجود دارد؛ مثل نقالی، شاهنامه‌خوانی و برگزاری مراسم‌، چیدن گیاهان دارویی و گرفتن عرقیات گیاهی که هر کدام به تنهایی خود جذابیتی خاص را داراست.
  • خانه بومگردی امزاجرد چقدر می‌تواند در معرفی روستا مفید باشد؟
بسیار موثر است. کسی از من نشانی بخواهد اول اسم روستا را می‌گویم بعد اقامتگاه را معرفی می‌کنم و هر کس یک‌بار به این اقامتگاه بیاید نمونه‌ای از مهمان‌نوازی کل روستا را تجربه می‌کند.
  • آیا ایجاد اقامتگاه در روستا می‌تواند اشتغال‌زایی کند؟
بله، ایجاد یک اقامتگاه در روستا نیازمند نیروهای محلی برای انجام کارهای اقامتگاه است و همچنین در بیرون اقامتگاه اشتغال غیرمستقیم ایجاد می‌کند. به این صورت که یک گردشگر وقتی به روستا می‌آید برخی از نیازهای خود را از بیرون از اقامتگاه تهیه می‌کند مانند سوغاتی و صنایع دستی یا برای گشت و گذار از خودروهای محلی استفاده می‌کند و موارد بسیار زیاد دیگر.
  • در چشم‌انداز شما اقامتگاه بومگردی مزداگرد در کل چند شغل به صورت مستقیم و غیرمستقیم ایجاد می‌کند؟
پیش‌بینی ما پس از اجرای فاز دوم اقامتگاه ایجاد بیش از 20 شغل در قالب کارهای مربوط به اقامتگاه و صنایع دستی است که به‌ صورت کارگاه‌های خانگی صنایع دستی و ایجاد بازارچه فروش محصولات و مانند اینها است.
https://goo.gl/hVIYqy


برچسب ها: همشهری همدان ، دومین اقامتگاه بومگردی همدان ،

یکشنبه 8 اسفند 1395

دستی بر نقش فرش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،صنایع دستی ،

دستی بر نقش فرش

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
دستی بر نقش فرش
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است...
1395/12/08
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است. بیش از 30 سال است در حجره کوچک خود در بازار همدان به این پیشه مشغول است. گیلانی نه‌تنها با مشکلات کنار آمده و درحال نقش آفرینی و نقشه کشی است بلکه تلاش می‌کند شاگردانی را آموزش دهد تا کار او را ادامه دهند. گفت‌وگوی همشهری با این طراح فرش را می‌خوانید.
  • چگونه به این هنر وارد شدید؟
من پدر این  پیشه هستم و 30 سال است در این کار مشغولم.
  • چرا به شما گیلانی می‌گویند؟
ریشه و اصالت ما همدانی است، حال چرا به ما گیلانی می‌گویند، نمی‌دانم اما نسل‌هاست در همدان هستیم.
  • از ابتدا در کار طراحی بودید؟
من طراحی را از کودکی آموختم. به مدت 7 سال از سال 60 تا 67 به صورت حق‌التدریس و مدتی هم پیمانی کار کردم. اما معلمی را رها کردم و به پیشه پدر برگشتم. بعدها مدتی هم از سال 1380تا 84 در دبیرستان دخترانه فرزانگان فامنین طراحی و نقوش درس دادم.
  • هنوز شاگرد دارید؟
دانش‌آموزان هنرستان‌ها باید 120 ساعت کار عملی بگذرانند. تابستان‌ها دانش‌آموزان را به اینجا می‌فرستند تادوره را در اینجا بگذرانند. همکاری با هنرستان تجسمی همدان را ادامه دادم و آنها دانش‌آموزان خود را به اینجا می‌فرستند. من طراحی سنتی می‌کنم و تعدادی شاگرد و کارآموز دارم که به صورت رایگان به آنها آموزش می‌دهم. به شرطی آموزش می‌دهم که بعد از یادگیری برای من کارکنند و حقوق دریافت کنند.
  • پدرتان در همین حجره کار می‌کرد؟
پدر من 50 سال در همین حجره بود. اولین کسی که برق را به این کاروانسرا آورد پدر من بوده است. جدم هم بازاری بوده است.
  • از استادان قدیم این کار یا از استادان پدر کسی را به خاطر دارید؟
استادان پدر من میرزا شهاب کوثری و میرزا اسحاق ایرانپور بودند. پدرم در شرکت فرش هم کار کرده است. وی زمان مستر سیمون آمریکایی در شرکت فرش بود. آن زمان میرزا شهاب کوثری طراح بود و پدر من نقشه‌کشی و رنگ می‌کرد و نقطه چین ماهری بود.پدرم پس از اینکه از شرکت فرش بیرون می‌آید به نزد میرزا اسحاق ایرانپور می‌رود و طراحی، رنگ‌آمیزی و نقطه چینی را نزد او کامل یاد می‌گیرد و مستقل می‌شود. پس از آن افراد زیادی را آموزش می‌دهد، نقشه‌کش‌های معروف همدان از جمله آصادق، علی‌اصغر ملکی که دایی من بود، احمد رحیمی و چند نفر دیگر.
  • منظور از نقطه‌چین در نقشه فرش چیست؟
پس از این که طرح و کسی که مسئول رنگ‌آمیزی است کارش را انجام داد، نقطه‌چین عیب طراح را می‌گیرد. یعنی تمامی خط‌های اضافه را رفع می‌کند و گل و برگ‌ها را به چارچوبی به نام ایلمه هدایت می‌کند تا بافنده بتواند راحت ببافد.
  • از دوران کار با  پدر چه خاطره‌ای دارید؟
آنقدر کار زیاد بود که شاگردها در شب‌های بهار و تابستان به خانه ما می‌آمدند و تا 12 شب کار می‌کردند. خانه ما در محله قاشق‌تراشان بود و حیاط قدیمی و بزرگی به مساحت حدود 300 متر داشت. مادرم پیش از آمدن پدر و شاگردها حیاط را آب‌پاشی می‌کرد، میز پدر را می‌چید و رنگ‌ها را روی میز قرار می‌داد، شام آنها را می‌داد و تا نیمه شب کار می‌کردند. فردا صبح که به کاروانسرا می‌آمدیم مقابل در حجره مثل مطب دکترها مشتری‌ها صف می‌کشیدند تا نقشه ببرند. ماه بهمن که می‌شد مشتری‌ها را جواب می‌کردیم و برای سال بعد سفارش قبول می‌کردیم. اسامی مشتری‌ها را در دفتر جدیدی می‌نوشتیم و سفارش می‌گرفتیم و سال بعد می‌آمدند و کارها را می‌بردند.
  • خودتان هم فرش می‌بافتید؟
آنقدر کار زیاد بود که در هر خانه یک یا چند دار قالی برپا بود. در خانه ما 2 دار قالی بود و مستاجرها هم فروش  می‌بافتند. در روستاها هم که تقریبا همه قالیباف بودند. فرش همدان بنام بود. امروز فقط اسم فرش همدان مانده است. امروز شما نمی‌دانید درجایی که دار قالی برپا شده به چه منظور است. امکان دارد خانمی برای بیمه ثبت‌نام کرده و برای اینکه بیمه او قطع نشود باید دار قالی برپا کند آن ‌هم نه نقشه بزرگ بلکه تابلو فرش یا پشتی یا نیم‌زرع و دو زرعی می‌بافد.
  • علت کمرنگ شدن فرش دستباف همدان چیست؟
چند دلیل باعث شد فرش دستباف از بین برود. آپارتمان‌نشینی و فرش ماشینی مهم ترین آنهاست. دیگر کسی وقتش را برای بافت فرش صرف نمی‌کند، چرا که نتیجه‌اش نخریدن است. من 16 دار فعال دارم که در روستاهای مهدی آباد، برفجین و قهرد سفلی می‌بافند. هرچه بافته اند جمع کرده‌ام و خانه‌ام مثل سمساری شده است.
  • چه طرح‌هایی را می‌بافید؟
نقشه‌ها را خودم طراحی می‌کنم. بیشتر نقشه‌های گلدانی است. هر طرحی می‌زنم 2 تا قالی هم براساس طرح سفارش می‌دهم می‌بافند. نقشه‌های مختلفی از جمله بیجار و نقشه‌های بته کردستانی نیز کار کرده‌ام.
  • مهم‌ترین کارتان از نظر خودتان چیست؟
نقشه فرش پازیریک را کار کردم. فرش پازیریک سال‌ها پیش از زیر برف در شوروی پیدا شد. حالا هم در موزه نگهداری می‌شود. بخشی از این فرش پاره شده و از بین رفته است. از آلمان به من سفارش دادند و عکس فرش را برای من فرستادند. ابعاد آن 2 مترو 5 در 2 متر و 10 سانتی‌متر به صورت مربع است و روی 110 رج بافته شده است. پس از اینکه طراحی کردم، فرستادم مورد قبول واقع شد سپس رنگ‌آمیزی کردم. این اتفاق سال 1372همزمان شد با جشنواره‌ای در موزه فرش تهران که‌من هم کار فرستاده بودم و برگزیده شد. با دخترم به جشنواره رفتیم چشمم به فرشی افتاد که از روی پازیریک توسط تبریزی‌ها بافته شده بود اما ریزبافت بود و اندازه پازیریک نبود. نمی‌توانستیم عکس بگیریم. من و دخترم مشخصات را نوشتیم برگشتیم و نقشه را تکمیل کردم.
  • بافت آن هم در همدان بود؟
این فرش را سفارش دادم گفتند چله آن هم باید پشم باشد. رفتم سراغ حاج آقا ملونی که قدیم ریسندگی هم داشت. چله‌کشی کردند و در محله جوادیه همدان بافتند. تقریبا شبیه پازیریک اصلی شد و فرستادم آلمان بعدها طرح پازیریک را به صورت گرد و مدور کشیدم که در روستای برفجین بافتند و هنوز آن را  نگه داشته‌ام.
  • به جز پازیریک طرح قدیمی دیگری کار کرده اید؟
یک بار تکه‌ای از فرش زرع و نیم قم برای من آوردند که از مواد گیاهی رنگرزی شده بود اما صاحبانش ارزشش را نمی‌دانستند و چون بین وراث افتاده بود تکه‌تکه شده بود. یکی از وارثان این تکه را برای من آورده بود که من نقشه آن را بکشم من طراحی کردم و در اندازه 2 زرع کشیدم که اندازه آن 1/20 در2/20  سانتی‌متر می‌شود. من یک نقشه هم برای خودم کشیدم و سفارش دادم برایم بافتند. معمولا از طرح‌های کمیاب یک نمونه هم برای خودم می‌بافم.

   گذشته فرش همدان
شهر همدان یكی از مراكز اصلی تجارت فرش در منطقه غرب ایران بوده و بسیاری از فرش‌های مركز و غرب ایران به‌ویژه بافته‌های نواحی مختلف استان همدان از این شهر روانه كشورهای عربی و اروپایی می‌شد. به دلیل وجود چنین بازاری هزاران نفر از مردم استان از راه مشاغل مرتبط با فرش بافی و فراورده‌های این صنعت روزگار می‌گذراندند. اما در 3دهه گذشته فرش دستباف همدان در سایه مدیریت و برنامه‌ریزی نادرست در معرض تهدید و تقریبا در حال نابودی است. در سایه همین نگرش بازارهای سنتی كه با شكل‌گیری ساختار و هویت شهری پیوند داشته از بین رفته است.
دوران اوج فرشبافی در همدان روبه فراموشی است.اگر در خانه‌ای روستایی یک دارقالی برپا باشد بر اساس نقشه‌های جدید فرش تبریز و مصالح غیربومی بافته می‌شود که این در کنار فرش ماشینی از اصلی‌ترین دلایل از بین رفتن فرش دستباف همدان است. با کمرنگ شدن صنعت فرش استان حرفه‌های مرتبط با آن نیز در حال از بین رفتن است؛ ریسندگی، چله کشی و نقشه کشی از آن جمله است.
https://goo.gl/fUpXZP


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، فرش همدان ، نقشه فرش همدان ،

شنبه 7 اسفند 1395

«باز باران» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

«باز باران» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
«باز باران» در همدان
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم....
1395/12/07
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • از نمایشنامه « باز باران»  بگویید.
مجموعه نمایشنامه « باز باران»  یک سه‌گانه نمایشی یا تریلوژی است که می‌توان به صورت جداگانه  نیز خواند و اجرا کرد. به این دلیل که هر نمایشنامه ظرفیت اجرای مستقل را دارد و هم می‌تواند به دنبال هم اجرا شود.
  • این نمایشنامه‌ها با چه سبک و سیاقی نوشته شده است؟
به نظرم این 3نمایشنامه تجربه‌ای فرمالیستی در آثار درام نویسی من است. به دلیل این‌که سال‌ها در ژانر اسطوره و حماسه کار کرده بودم و مدت‌ها درباره اساطیر نوشته بودم. مثلا کتاب «جاده لغزنده است» مجموعه 5 نمایشنامه را شامل می‌شود که متاثر از شاهنامه فردوسی است.
در کتاب «باز باران» هم تلاش کردم در فرم، کار متفاوتی کرده باشم. در نوع نگاه نیز منتقدانه به آسیب‌های اجتماعی پرداخته‌ام. این آسیب‌ها از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه را در بر می‌گیرد تا آدم‌ها به عنوان الگوهای این جامعه.
  • کدام یک از کارها پیش از این اجرا شده است؟
هرسه نمایشنامه به صورت جداگانه در همدان اجرا شده است.
  • در اجراها از چه الگویی پیروی می‌کردید؟
در اجراهای خودم تلاش کردم نگاه فرمالیستی بر نگاه محتوایی و متنی اثر غالب شود و خود را نشان دهد. تلاش کردم تجربه‌ای از روایت مدرن را ارائه کنم و فکر می‌کنم کم و بیش موفق بوده ام. البته من قاطعانه نمی‌توانم نظری ارائه کنم.
  • تاکید بر فرم به زیبایی آسیب نمی‌زند؟
در حوزه درام نویسی تلاش شده ساختار و استاتیک کار در نظر گرفته شود و عنصر زیبایی‌شناسانه چاشنی کار بوده است. هرچند حرف‌هایی که در قالب نمایشنامه زده می‌شود اهمیت خود را دارد اما باز هم تأکید می‌کنم بحث فرم برای من مهم‌تر بود.
  • نمایشنامه «باز باران»  چه چیزی را به حوزه نمایشنامه‌نویسی اضافه می‌کند؟
حس کردم با توجه به شرایط جدیدی که به صورت طبیعی به‌وجود آمده و چالش‌های فرهنگی موجود در حوزه رسانه‌ای که در تمامی دنیا حاکم شده و گریبان جامعه ما را هم گرفته است، با قالب‌های قدیمی و ساختار کلاسیک نمی‌توان تاثیرگذار بود پس در این کار نیز تلاش کردم با توجه به شکاف و گسستی که بین نسل‌ها به وجود آمده کار کنم. همیشه یکی از مباحثی که برای من مهم بوده شکاف بین نسل‌ها بوده است و همیشه بر این باور بودم که کشمکش‌های بین نسلی را در قالب نمایشنامه بیاورم. با وجود این شکاف ارتباط به‌سختی برقرار می‌شود. در این کار ساختار ارسطویی و کلاسیک دستکاری شده و همان‌طور که گفتم تجربه جدیدی برای من بوده است.
  •  بازخورد اجراها در همدان چگونه بود؟
خوشبختانه در اجراها بازخورد خوب بود اما هنوز بازخورد چندانی از نمایشنامه‌خوان‌ها ندیدم. در اجرا ما توانستیم آدم‌هایی را برای تماشای این کارها به سالن‌ها بیاوریم که تئاتر را به عنوان یک رسانه اصلا قبول نداشتند. اولین اجرا که در سالن بوعلی بود کف سالن هم پر شد.
  • جذب مخاطب به نمایش از طریق نوشتن چگونه اتفاق می‌افتد تا نمایش از مخاطب‌گریزی فاصله بگیرد؟
عنصری که هنر مدرن امروز به آن می‌پردازد عنصر آشنایی‌زدایی است که به آن غریب‌نمایی یا برجسته‌سازی هم می‌گویند.
 اگر نویسنده و درام‌نویس ما این جسارت را نداشته باشد که از پوسته خود خارج شود نمی‌تواند اثری را ارائه کند که مورد نظر مخاطب قرار بگیرد. مخاطب امروز دنبال آشنایی‌زدایی است و مسائل متعارف و آشنا او را جذب نمی‌کند، این ویژگی هنر مدرن و هنر پسامدرن است. الگوهای کهنه چندان پاسخگوی او نیست به دلیل این‌که مخاطب امروز با حجم زیادی از رسانه‌ها و اطلاعات روبه‌رو است و در واقع مورد هجوم اطلاعات است پس به راحتی نمی‌تواند با الگوهای قدیمی ارتباط برقرار کند و جذب شود. یک نمایش معمولی را به راحتی نمی‌پذیرد.
  • نویسنده باید چه کاری انجام دهد؟
نویسنده باید این جسارت را داشته باشد هرچند این جسارت هزینه هم دارد و ممکن است در گام اول مخاطب نپذیرد اما به هر حال تجربه‌گرایی بهترین ویژگی هنر است که هنرمند جسور می‌تواند داشته باشد.
  • دیالوگ‌های نمایش شما بسیار عامیانه است. علت انتخاب این سبک چه بوده است؟
وقتی شما به حوزه‌های تاریخی وارد می‌شوید طبیعتا زبان شما هم باید کلاسیک باشد آدم‌های شما همان آدم‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنید. باید« باز باران» با همان مردم حرف بزند تا باور کنند و همذات‌پنداری شکل بگیرد پس برای باورپذیری زبان باید هماهنگ باشد.
  • برای این‌که نویسنده به دام عوام‌زدگی نیفتد چه باید کرد؟
این موضوع متفاوتی است و ارتباطی به زبان یا دیالوگ ندارد.بحث نوع استفاده ادبیات و نوع استفاده از زبان محاوره‌ای یا کلاسیک نیست، بیشتر به دلیل پرداخت و انتخاب موضوع یا درونمایه است. سال‌های گذشته این عوام‌فریبی بسیار اتفاق افتاده است. برخی به جای پرداختن به عمق جریان‌های اجتماعی با استفاده از احساسات مردم و ارزش‌های جامعه به مسائل سطحی می‌پردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نویسندگان همدان ،

جمعه 6 اسفند 1395

حیات در قنات‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

حیات در قنات‌های همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
حیات در قنات‌های همدان
مدیر مركز بین المللی قنات و سازه‌های آبی ایران هفته گذشته در سفر به همدان از قنات قدیمی روستای قاسم‌آباد بازدید کرد. علی‌اصغر سمساریزدی در این بازدید عنوان کرد همه قنات‌های همدان که در چند سال گذشته کور شده‌اند قابل احیا هستند اما این اتفاق مهم نیاز به عزم مسئولان و همکاری شهروندان دارد....
1395/12/04
 مدیر مركز بین المللی قنات و سازه‌های آبی ایران هفته گذشته در  سفر به همدان از قنات قدیمی روستای قاسم‌آباد بازدید کرد. علی‌اصغر سمساریزدی در این بازدید عنوان کرد همه قنات‌های همدان که در چند سال گذشته کور شده‌اند قابل احیا هستند اما این اتفاق مهم نیاز به عزم مسئولان و همکاری شهروندان دارد.
سمساریزدی مولف کتاب« قنات زارچ»  است که به تازگی برگزیده بخش بزرگسال در شاخه تاریخ، جغرافیا و باستان‌شناسی جشنواره خوارزمی شد و جایزه خود را از دست رئیس جمهوری دریافت کرد. تلاش‌های سمسار یزدی موجب شد تا پشتوانه لازم برای ثبت قنات زارچ یزد و 10 رشته قنات دیگر در ردیف میراث جهانی فراهم شود.
مسئولان روستای قاسم‌آباد نیز امیدوار هستند با استفاده از تجربه‌های این دانشمند ایرانی شرایط ثبت ملی قنات قاسم آباد فراهم شود. او بر این باور است که قنات قاسم‌آباد ظرفیت خوبی برای گردشگری دارد.گفت‌و‌گوی ما با سمساریزدی را در ادامه می‌خوانید.
  • مرکز بین‌المللی قنات و سازه‌های آبی ایران تنها مربوط به یزد است یا در سایر نقاط هم شعبه دارد و خدمات‌رسانی می‌کند؟
برای آوردن مرکز بین‌المللی قنات و سازه‌های آبی به ایران سال‌ها تلاش کردیم تا یونسکو را متقاعد کردیم این مرکز به ایران بیاید چون مدعیان زیادی از جمله عمان دنبال آن بودند، پول هم خرج می‌کردند اما با پیگیری ما یونسکو پذیرفت که به ایران بیاید. سپس متقاعدشان کردیم مرکز را به یزد ببریم چون در یزد فناوری‌های مرتبط با قنات بیشتر وجود دارد.
  • تفاوت قنات‌های کویری و کوهستانی در چیست؟
چند تفاوت عمده بین قنات‌های کوهستانی با قنات‌های دشتی یا کویری وجود دارد. در قنات‌های دشتی به دلیل این‌که شیب زمین کم است و سطح آب زیرزمینی در عمق بیشتر است، معمولا قنات نیز طول بیشتری دارد. مثلا قنات زارچ در استان یزد که به ثبت جهانی رسیده بیش از 85 کیلومتر طول دارد اما قنات‌های کوهپایه‌ای یا کوهستانی معمولا به علت این‌که زودتر به سفره‌های زیرزمینی می‌رسیدند و شیب بیشتری داشتند، طول کمتری دارند. قنات‌هایی که عمق بیشتری دارند در زمان حفر نیازمند فناوری پیشرفته‌تر و بیشتری بودند اما قنات‌های کوهستانی از نظر سازه ساده‌تر بودند و زودتر به بهره‌برداری می‌رسیدند.
  • در همدان قنات‌هایی داریم که به آنها قنات گبری می‌گویند. این عنوان به دلیل پیشینه و قدمت قنات است؟
 قنات‌های گبری در نقاط دیگر کشور هم وجود دارد و با همین نام از آنها یاد می‌شود به این دلیل که قدمت آنها را به پیش از اسلام منتسب می‌کنند. یکی از ویژگی‌های قنات‌های گبری این است که میله چاه‌هایی با مقطع مستطیلی دارند در حالی که قنات‌های جدید دایره‌ای است. آن زمان هنوز فناوری جهت‌یابی زیرزمین را نداشتند برای این‌که راستای حفاری را از طریق تونل درست تشخیص دهند و درست حفاری کنند چاه‌ها را به صورت مستطیل می‌کندند. بعدها که فناوری‌ها پیشرفت کرد چاه‌ها را به صورت گرد می‌کندند. برای این‌که در حفاری به صورت گرد و مدور مقدار مواد حاصل از حفاری هم کاهش می‌یابد.
  • در همدان تعدادی از قنات‌ها به صورت 2 طبقه بودند. 2 طبقه بودن قنات چه کاربردی دارد؟
 این‌که قناتی به صورت 2 طبقه حفر می‌شده دلایل مختلفی داشته است. یکی از دلایل این بوده که بتوانند بر اساس وضعیت سفره‌های زیرزمینی آب استحصال کنند. یکی دیگر این بوده که ممکن است قنات را با این روش به 2 سفره آبی مجزا می‌رساندندیکی سفره عمیق و دیگری سفره سطحی. در واقع قنات دارای 2 مظهر بوده و از هر 2 مظهر آب خارج می‌شده است. قنات‌هایی نیز وجود دارد که استنباط می‌شود 2 طبقه هستند اما در واقع وقتی سطح آب پایین می‌رفته قنات دیگری در زیر همان قنات حفر می‌کردند و از همان میله چاه‌ها استفاده می‌کردند.
  • در همدان بیشتر قنات‌ها با بتن ریزی و ساختمان‌سازی کور شده‌اند. آیا امکان احیای این قنات‌ها وجود دارد؟
اگر مردم تمایل و همکاری داشته باشند و اگر مسئولان علاقه داشته باشند شدنی است، حتی می‌توان جاهایی  را که بتن‌ریزی شده درست کرد یا مسیری را در کنار نقطه بتن‌ریزی شده و مسدود شده ایجاد کرد. بیشتر اراده و همت نیاز دارد، یعنی مسئولان به این باور برسند که قنات باید احیا شود. به سازه‌ای که امکان دسترسی مردم را از زیر زمین به آب قنات آسان می‌کرده پایاب می‌گفتند و اکنون برخی از پایاب‌ها وجود دارند.
  • در گذشته زمانی که جمعیت همدان حدود 150 هزار نفر بوده آب شرب و کشاورزی تمامی مردم از چشمه‌ها و قنات‌ها بوده است. اکنون هم می‌توان چنین بهره‌ای از آب قنات‌ها برد؟
در سفرنامه ژوبرپاسا آمده که در دوره قاجار همه جمعیت همدان آب شرب خود را از قنات تامین می‌کردند. امروز باید پس از احیای  قنات‌ها فکری برای استفاده از آب آنها بشود. یکی از راه‌ها، استفاده برای فضای سبز شهری است یا اگر قنات آلوده نشده می‌توان از آن برای آب شرب استفاده کرد. همزمان با احیا باید برای مصرف هم فکر کرد.
  • با توجه به بازدیدی که داشتید قنات‌های همدان را چگونه دیدید؟
من قنات قاسم‌آباد را دیدم. لازم است از دهیاری این روستا و عواملی که دهیاری را یاری کردند تا این قنات احیا شود تشکر کنم. کار فوق العاده ارزشمندی است. اما به دلیل این‌که در کوهپایه سطح آب چندان پایین نرفته، امکان احیای اکثریت قنات‌ها وجود دارد.
  • قنات قاسم‌آباد می‌تواند برای جذب گردشگر موثر باشد؟
یکی از بهترین قنات‌هایی است که می‌تواند بدین منظور مورد استفاده قرار گیرد. این قنات معبر بزرگی دارد، آمد و شد  در آن به سهولت انجام می شود و دسترسی به آن هم نسبت به قنات‌های کویری آسان‌تر است. یکی از کارهایی که باید انجام شود این است که  از باستان شناسان دعوت شود تا قدمت آن را تشخیص دهند.
https://t.me/ruoydadha/231


برچسب ها: همشهری همدان ، قنات های همدان ، قنات قاسم آباد ، گردشگری قنات ،

جمعه 6 اسفند 1395

نهادی برای همدان شناسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،باستان شناسی ،روزنامه همشهری ،

نهادی برای همدان شناسی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نهادی برای همدان شناسی
محسن جانجان کارشناس ارشد باستان‌شناسی و رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان نهاوند است. اما این بار نه سراغ میراث نهاوند را از او گرفتیم و نه مباحث باستان‌شناسی را....
1395/12/04
 محسن جانجان کارشناس ارشد باستان‌شناسی و رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان نهاوند است. اما این بار نه سراغ میراث نهاوند را از او گرفتیم و نه مباحث باستان‌شناسی را. جانجان مدتی است به سمت ریاست شعبه بنیاد ایرانشناسی همدان منتصب شده است. این بنیاد به تازگی مجوز گرفته و به زودی فعالیت رسمی خود را در همدان آغاز می‌کند .به همین بهانه سراغ او رفته‌ایم تا از چند و چون این رخداد با خبر شویم، اتفاقی که هم مردم استان و هم پژوهشگران سال‌ها انتظارش را می‌کشیدند.
  • وظیفه بنیاد ایرانشناسی چیست؟
بنیاد ایرانشناسی با هدف معرفی ایران در زمینه‌های مختلف از جمله تاریخ، باستان‌شناسی، زبان‌شناسی، فرهنگ، آداب، رسوم و سنن اقوام مختلف تاسیس شده است. به تبع آن با شکل‌گیری شعب استانی و با استفاده از ظرفیت پژوهشگران بومی و منطقه‌ای که در زمینه‌های پیش گفته فعالیت داشته و دارند،برای معرفی استان مربوطه که به عنوان پازلی از کشور محسوب می‌شود، فعالیت می‌کند.
  • چه عاملی باعث شد پیگیر شعبه بنیاد ایرانشناسی در همدان باشید؟
با توجه به این‌که استان همدان یکی از استان‌های تاریخی کشور بوده و دارای ظرفیت‌های فراوانی در این زمینه است، وجود شعبه بنیاد ایرانشناسی در این استان ضروری بود. در طول سال‌های گذشته بارها پیگیر شده بودند و به نتیجه نرسیده بودند.
  • چند وقت است پیگیر این موضوع هستید؟
خوشبختانه با همت محمدناصر نیکبخت استاندار همدان، محمدابراهیم الهی‌تبار معاون سیاسی امنیتی استاندار و مهرداد نادری‌فر مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری که اراده بر تاسیس این شعبه در همدان داشتند، کار پیگیری از طریق بنیاد ایرانشناسی کشور از اواخر سال 93 کلید خورد. خوشبختانه با پیگیری‌های مستمر در نیمه دوم سال 95 مجوز تاسیس این بنیاد در همدان صادر شد.
  • شعبه همدان در چه مرحله‌ای است و چگونه اداره خواهد شد؟
بعد از صدور مجوز تاسیس بنیاد با پیگیری مجدد معاون سیاسی امنیتی استاندار مکانی در خیابان سعیدیه برای فعالیت شعبه به بنیاد ایرانشناسی همدان اختصاص یافت. اکنون مشغول تجهیز این ساختمان هستیم و اواخر سال 95 یا اول سال 96 به بهره‌برداری خواهد رسید.
  • چه کسانی بنیاد ایرانشناسی همدان را اداره می‌کنند؟
بنیاد ایرانشناسی به صورت هیأت امنایی اداره می‌شود. رئیس هیأت امنا استاندار بوده و نماینده ولی فقیه، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، مدیرکل آموزش و پرورش، رئیس صداوسیما، رئیس برنامه و بودجه، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس دانشگاه بوعلی سینا به عنوان اعضای حقوقی و 3نفر از شخصیت‌های مطرح استان در زمینه علمی به عنوان اعضای حقیقی از اعضای هیأت امنا هستند.
  • شهرستان‌ها چه جایگاهی دارند؟
با توجه به این‌که فعالیت بنیاد مربوط به کل استان بوده بنابراین از کلیه ظرفیت‌های شهرستان‌ها نیز در این زمینه بهره خواهیم برد.
  • چه تعاملی با سایر نهادهای پژوهشی و دانشگاهی خواهید داشت؟
 در این زمینه دانشگاه‌ها به عنوان یکی از بازوهای بنیاد خواهند بود. به دلیل داشتن سرمایه‌های گرانقدر در زمینه‌های علمی و پژوهشی متکی به دانشگاه هستیم و از آنها نیز نهایت بهره را خواهیم برد.
  • بنیاد ایرانشناسی برای استفاده از ظرفیت‌ها و سرمایه‌های انسانی و پژوهشگران و پیشکسوتان چه برنامه‌ای دارد؟
بعد از افتتاح بنیاد ایرانشناسی در همدان از ظرفیت همه پژوهشگران در زمینه‌های مختلف در چهارچوب برنامه‌های ارسالی از سوی بنیاد ایرانشناسی کشور استفاده خواهیم کرد و تمام تلاش ما معطوف به معرفی هرچه بهتر استان تاریخی همدان خواهد بود. تعیین اولویت‌های مطالعاتی و تحقیقاتی در زمینه تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، گویش و پوشش مردم استان، تعیین عناوین مهم پژوهشی مناسب رسانه‌های دانشگاهی، تمهیدات و تدارک مقدمات، امکانات و تدوین برنامه‌های لازم پژوهشی و غیره از جمله مهم‌ترین فعالیت‌های این بنیاد است.
  • ارتباط این نهاد با نهادهای پژوهشی دیگر چگونه خواهد بود؟
تمام تلاش من این است که با تمام نهادهای پژوهشی در راستای اهداف بنیاد ایرانشناسی همکاری داشته باشیم تا هم از موازی کاری جلوگیری شود هم تمام عقب‌ماندگی‌های این چند سال به واسطه نبود این بنیاد ارزشمند درهمدان جبران شود. ما در بنیاد ایرانشناسی با کمال میل از همه ظرفیت‌ها به شرط دارا بودن شرایط علمی استفاده می‌کنیم و تمایل داریم همه حضور پررنگ داشته باشند.
  • در حوزه همدان‌شناسی کدام موضوع برای شما اولویت دارد؟
البته همه حوزه‌ها مهم هستند اما ابتدا باید بررسی کنیم هرجا کمبود کار پژوهشی صورت گرفته در اولویت بگذاریم. هرچند چهارچوب برنامه‌های سال 96 استان از طریق بنیاد ایرانشناسی کشور به ما ابلاغ شده که باید همگام با سایر استان‌ها انجام شود.
  • وضعیت پژوهش استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما با وجود این همه ظرفیت از استان‌های مجاور خیلی عقب هستیم برای مثال تاریخ تاسیس این بنیاد در لرستان به سال 77 بر می‌گردد یا در کرمانشاه چند سال پیش اما همدان متاسفانه تازه مجوز گرفته است. باز هم امیدواریم به زودی پژوهشگاه رونق بگیرد. ما برای شناساندن و معرفی بنیاد ایرانشناسی به حمایت اصحاب رسانه و تشکل‌های غیردولتی به شدت نیازمندیم.
https://t.me/ruoydadha/232


برچسب ها: همشهری همدان ، بنیاد ایرانشناسی همدان ، همدانشناسی ،

سه شنبه 3 اسفند 1395

یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،گفتگو ،

یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
  یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد
کمتر کسی را در استان همدان می‌توان یافت که جعفر علیزاده بنیانگذار موزه‌های تاریخ طبیعی همدان و موزه مردم شناسی و تاریخ طبیعی آمادای را نشناسد. آوازه تلاش‌های او فراتر از مرزهای استان و کشور است....
1395/12/03
 کمتر کسی را در استان همدان می‌توان یافت که جعفر علیزاده بنیانگذار موزه‌های تاریخ طبیعی همدان و موزه مردم شناسی و تاریخ طبیعی آمادای را نشناسد. آوازه تلاش‌های او فراتر از مرزهای استان و کشور است. او یکی از زیست‌شناسان و گونه‌شناسان برجسته کشور است که ده‌ها گونه جدید گیاهی، جانوری و معدنی را به جامعه علمی کشور معرفی کرده است. آخرین موردی که این دانشمند همدانی شناسایی کرده است پرنده‌ای به نام «کلاغ ابلق سفید» است که در منطقه هویزه استان خوزستان کشف کرده است. با شناسایی این کلاغ تعداد پرنده‌های کشور به 514 گونه رسید. علیزاده از چند و چون این رویداد می‌گوید.
  • نام گونه‌ای که شناسایی کرده‌اید چیست؟
نام انگلیسی آن pied crow، نام خانوادگی پرنده corvidue، نام علمی corvus albus و نام فارسی این گونه کلاغ ابلق سفید یا کلاغ پیسه است.
  • از مشخصات آن بگویید.
طول بدن 46 تا 52 سانتی‌متر، طول بال‌ها 85 تا 98 سانتی مترو  وزن  آن520 گرم است. پرنده‌ای است آفریقایی که شکل ظاهری آن تقریبا شبیه کلاغ ابلق معمولی است اما جایگزین رنگ کلاغ ابلق معمولی خاکستری در این گونه رنگ سفید است. پشت گردن تا نزدیک دم و هم در سینه پیشرفتگی رنگ سفید تا حد دم است. در زیر گردن تا منطقه سینه همانند کلاغ ابلق معمولی قطعه‌ای سیاه رنگ وجود دارد.
  • تفاوت آن با سایر کلاغ ها در چیست؟
اندازه آن به اندازه کلاغ بغدادی است اما نوک آن بلند و کمی روشن است. دم، بال و پاها نیز بلندتر از آن گونه است. غیر از قسمت‌های سفید توضیح داده شده، تمام بدن کلاغ سیاه  است. چشمان گونه بالغ قهوه‌ای تیره و پرهای سفید در پرندگان نابالغ با رنگ سیاه مخلوط می‌شود.
  • طبقه‌بندی این گونه در قالب چه تیره‌هایی است؟
کلاغ ابلق برای اولین‌بار در سال 1776 توسط Stalius Muler توضیح داده شده  و همان طور که از نام علمی آن مشخص می‌شود Albus به معنی سفید است. پراکندگی جهانی این گونه بیشتر در آفریقا گسترده است و در دسته کلاغ‌ها قرار می‌گیرد.
  • پراکندگی آن در کدام نقاط است؟
بیشترین پراکندگی این گونه در کشورهای جنوب صحرای آفریقا و به طور خاص سنگال، سودان، سومالی، اریتره تا دماغه امید نیک، جزیره ماداگاسکار، جزایر کومور، جزایر گروه Aldubra ، زنگبار، پمبا و فرناندویل دیده می‌شود.
  • از نظر رفتاری چه ویژگی‌هایی  دارد؟
کلاغ ابلق به طور کلی به صورت جفت‌جفت با گروه‌های کوچک دیده می‌شود. در صورت وفور غذا، جمعیت این گونه نیز بیشتر می‌شود.
  • رژیم غذایی کلاغ ابلق چگونه است؟
تمام مواد غذایی از زمین تهیه می‌شود. بیشتر از حشرات، بی‌مهرگان کوچک، خزندگان کوچک، پستانداران کوچک، پرندگان جوان و تخم پرندگان تغذیه می‌کند. به بادام زمینی علاقه نشان می‌دهد، از مردار جانوران، میوه و قارچ و گاهی نیز از خفاش‌ها تغذیه می‌کند.
  • تولید مثل آن به چه شکل است؟
لانه‌اش اغلب در بلندی ساخته می‌شود. اصولا از درختان منفرد و به ندرت از درختان کوچک و همچنین از تیر برق و دیرک‌ها هم استفاده می‌کند و هر 2 جنس نر و ماده در ساختن لانه دخالت می‌کنند. تعداد تخم‌ها 3 تا 6 عدد است و از سپتامبر تا نوامبر که بستگی به عرض جغرافیایی دارد تخم‌گذاری می‌کند.رنگ تخم نیز سبز کمرنگ خال‌خال با سایه قهوه‌ای است. مدت زمان خوابیدن روی تخم 18 تا 19 روز است و در نهایت بعد از 45 روز جوجه های جوان پرواز داده می شوند.
  • پراکندگی این کلاغ در ایران به چه شکل است؟
مطالعه این پرنده در ایران احتیاج به فرصت بیشتری دارد و برای اولین بار در هویزه توسط اینجانب دیده شده است. حال آیا این گونه مهاجر است یا خیر و یا با اکوسیستم خوزستان عادت کرده نیز احتیاج به مطالعه بیشتری دارد. در فرصت‌های بعدی امید است با تحقیق بیشتر بتوانیم اطلاعات  بیشتری جمع آوری کنیم اما مسلما با حمایت اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان امید است برنامه‌های حفاظتی و مراقبتی بیشتری برای حفظ این گونه در نظر گرفته شود.
  • مهم‌ترین ویژگی این گونه چیست ؟
همان‌طور که گفتم مشخصات اصلی این پرنده پراکندگی آن است. این گونه در قسمت زیرین منطقه بیابانی آفریقا یعنی در منطقه استوایی زندگی می‌کند. از ادیتره، سومالی و سودان تا زنگبار و سنگال پراکنده است. این گونه با کلاغ‌های معمولی تفاوت دارد و دور از مردم زندگی می‌کند، ممکن است روی پسماند و فضولات انسانی هم بنشیند.
  • چه مشترکاتی بین ایران و آفریقا وجود داردکه این پرنده دراینجا هم دیده شده است؟
تنها نقطه مشترک منطقه هویزه با آفریقا گرمای هواست، منطقه نیزار است و درختان منطقه گرمسیری هم وجود دارد.
  • از مراحل شناسایی پرنده بگویید؟
اولین‌بار که من یکی از این پرنده‌ها را دیدم فکر کردم کلاغی است که دچار عارضه آلبینی است. آلبینی یعنی عارضه سفیدی یا زالی که در انسان هم وجود دارد و برای من جالب بود. وقتی عکس می‌گرفتم متوجه شدم 2 قطعه  هستند و 2 ساعت و نیم زمان برد تا من عکس آنها را گرفتم. متوجه شدم نر و ماده این پرنده شبیه هم هستند.
  • فکر می‌کنید این گونه بومی ایران است؟
ما در دنیا 2 نوع کلاغ شبیه این گونه داریم که در آسیای جنوب شرقی و اروپا زیست می‌کنند اما این گونه متفاوت است. من با ترس می‌توانم بگویم بومی ایران است. بومی بودن این گونه بر اساس تعدد آن است که تعداد بسیاری داشته باشیم. در این باره 2 نظر می‌توان داد یکی اینکه از تنگه باب‌المندب و آفریقا عبور کرده باشند و از طریق عراق وارد ایران شده باشند.
  • چگونه تغییر زیستگاه رخ می‌دهد؟
تغییر زیستگاه سابقه دارد. قمری‌های خانگی قبلا تنها در تهران بودند اما حالا در همه جا وجود دارند. معمولا پرنده‌ها یا بومی هستند یا عبوری یا مهاجر. من در فاصله جغرافیایی 15 کیلومتری 2 گروه از این پرنده‌ها را دیدم که به نظر می‌رسد تعداد آنها در ایران کم است. این احتمال می‌رود که صدها سال است این گونه درایران زندگی می‌کند و کسی اهمیتی به آن نداده است . این پرنده بسیار زیبا و صدای آن با کلاغ متفاوت است.
  • برای حفاظت از آن چه باید کرد؟
خوشبختانه شکارچیان اقبالی به این گونه کلاغ نشان نمی‌دهند وآن را نمی‌شناسند اما با وضعیتی که در هویزه هست باید نگران باشیم. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «همیشه دزد جلوتر از پاسپان است». ماموران محیط زیست دلسوز هستند و امیدوارم برای حفظ این گونه احتیاط لازم و کافی را داشته باشند.
  • سازمان چه کار‌هایی باید بکند؟
یکی از مشکلات محیط زیست صدور بیش از حد مجوز اسلحه شکاری است. به همان اندازه که اسلحه و جمعیت زیاد و تکنولوژی جدید شده است تجهیزات مقابله با شکار کم شده است و سازمان محیط زیست به روز نشده است. در تمامی ادارات کمبود هست اما در محیط زیست بیشتر است وقتی شکارچی با اتومبیل شاسی بلند 250 کیلومتر راه می‌رود و از سرعت بالا هم ابایی ندارد، یک لندرور محیط زیست نمی‌تواند آن را دنبال کند. حداقل سازمان باید به هلی کوپتر مجهز شود.
  • وضعیت پرنده‌نگری در ایران چگونه است؟
برای ایجاد تشکل‌های غیردولتی موانع زیاد است، تورهای گردشگری هم که گران و هزینه‌بر است. طبقه متمول ما دنبال این مسائل نیست، طبقه پایین هم توانایی ندارد. این تورهای جدید هم چندان برای طبقه متوسط جذابیت ندارد و زیربناهای فرهنگی اجازه نمی‌دهد به طرف پرنده نگری برویم. در شیرین سو بیش از 50 گونه عکاسی کرده‌ام اما کسی قدر نمی‌داند.
http://yon.ir/247V


برچسب ها: همشهری همدان ، شناسایی یک پرنده جدید ،

دوشنبه 2 اسفند 1395

« اکو» به سوره رفت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

« اکو» به سوره رفت

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
« اکو» به سوره رفت
امید انصاری متولد ١٣٦٣ درهمدان است...
1395/12/01
 امید انصاری متولد ١٣٦٣  درهمدان است. او به عنوان كارگردان، طراح صحنه و لباس در این شهر فعالیت می‌کند . آخرین اثر نمایشی انصاری در جشنواره سوره پذیرفته شده و از 26 بهمن تا ٣ اسفند در تهران در حال برگزاری است. نمایش «اكو» ساعت 12روز ٢ اسفند در سالن استاد مشایخی به روی صحنه خواهد رفت. در این گفت‌وگو از حضور انصاری در جشنواره‌ها می‌پرسیم.
  • از چگونگی ورودتان به عرصه نمایش بگویید.
بیش از ١٠ سال است فعالیت هنری دارم و كارم را با بازی در چند مجموعه تلویزیونی آغاز كردم.
  • امروز از این‌که وارد عرصه نمایش شدید راضی هستید؟
بارها اتفاق افتاده كه پشیمان شده‌ام اما بار دیگر ناخودآگاه خودم را در محیط هنری دیده‌ام. این نشان‌دهنده علاقه شدید من به تئاتر است. با تمام كاستی‌ها و محدودیت‌ها همچنان مشغول فعالیت هنری هستم.
  • به تئاتر به عنوان شغل نگاه می‌کنید ؟
قطعا درآمدی وجود ندارد و اگر به چشم درآمد وارد شویم چیزی جز شكست نصیب ما نمی‌شود. با این‌که تلاش زیادی می‌كنیم  اما در مقایسه با همكاران تهرانی درآمد بسیار كمتری داریم.
  • کدام شاخه از هنر تئاتر برای شما مهم‌تر است، کارگردانی، طراحی لباس یا صحنه؟
به دلیل علاقه به رشته فیلمسازی بعد از ١٠ سال دوری از تحصیلات دوباره شروع به تحصیل در رشته فیلمسازی كردم. تخصص اصلی من فیلمسازی بود اما به دلیل اینكه بازگشت مالی نداشت و ناچار به اكران رایگان بودم ترجیحا فاصله گرفتم اما هر ٢ سال یک فیلم می‌سازم. طراحی صحنه و لباس علاقه اصلی من است. در بیش از ٣٠ مجموعه تلویزیونی، فیلم و تئاتر طراحی صحنه و لباس کار كردم و جوایز متعددی گرفتم اما به دلیل اینكه رفتار مناسب و حرفه‌ای در همدان با این شاخه از هنر نبود تصمیم گرفتم حرفم را در ساخت تئاتر بزنم كه هم تا حدودی بازگشت مالی داشته باشد و هم نتیجه بهتری برایم داشته باشد.
  • در تئاتر به دنبال چه هستید؟
به دلیل علاقه و اهمیتی كه تئاتر برای من دارد به دنبال این هستم كه حرفم را در قالب نمایش و به صورت زنده عرضه كنم و ارتباط مستقیم با مخاطبانم داشته باشم.
  •  همدان در کجای آثار شماست؟
من در فیلم‌هایی كه ساختم با رویكرد به گویش همدانی و لوكیشن‌های اطراف شهر سعی در نشان دادن توانمندی‌های شهرم به لحاظ گویش و زیبایی محیط داشته ام و برای خلق یک اثر هنری تمام تلاشم را در این زمینه می‌کنم. اما در آثار تئاتری شرایط بسیار متفاوت است و سعی در بیان سخنم به صورت جهانی دارم به‌ طوری كه در ساخت نمایش«اکو» نیز با رایزنی‌هایی كه با كشورهای متعدد داشتم استقبال خوبی از سبک و پیام نمایش داشتند و دنبال اجرای آن در نقاط مختلف هستیم.
  • تحلیل شما از وضع نمایش استان چگونه است؟
نمایش همدان پیشینه‌ای قوی در كشور دارد و اکنون نیز در برخی از بخش‌ها حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما به دلیل نبودن همدلی و همبستگی بین اهالی تئاتر این امر اتفاق نیفتاده و این بسیار ناراحت‌كننده است.
 تا زمانی كه این همدلی رخ ندهد وضعیت به همین شكل باقی می‌ماند. مشكل دیگر ما این است كه بسیاری از افراد در جایگاه خود فعالیت نمی‌كنند و این باعث شده كیفیت برخی كارها بسیار پایین باشد. به‌ طور مثال افرادی كه عمر فعالیت هنری آنها به یک سال هم نرسیده بدون تجربه و گذراندن مراحل ابتدایی روی صحنه می‌روند وحتی اقدام به كارگردانی می‌كنند.

1-1.jpg
  •    از نمایش « اکو»  بدانید
نمایش«  اكو»  بعد از پذیرش متن در جشنواره بین‌المللی تهران مبارک از اسفند سال گذشته تاکنون سومین جشنواره است كه تجربه می كند. بعد از حضور موفق در جشنواره تهران مبارک انتظار می‌رفت كه در جشنواره همدان در بخش رقابت قرار بگیرد كه بنا به ناملایمت‌ها و نامهربانی‌ها به ناحق در بخش جنبی روی صحنه رفت  و مانند  قبل مورد استقبال چشمگیر تماشاچیان قرار گرفت. این بار و در سومین جشنواره یعنی جشنواره تئاتر دانشجویی سوره تهران پذیرفته شده كه یكی از جشنواره‌های معتبر دانشجویی ایران است. امیدوارم نماینده خوبی برای شهر همدان باشیم.
  • داستان این نمایش چیست؟
اسم نمایش اكو و برگرفته از واژه اكوسیستم است و موضوع آن درباره حفاظت از محیط زیست است و به صورتی خلاق و متفاوت روی صحنه می‌رود. این نمایش كاملا به ‌صورت بی‌كلام و به‌ صورت سایه فیزیكال و عروسكی و بازیگری است و به مدت ٣٢ دقیقه با تصاویری زیبا ارائه می‌شود.
  • برای اجرای عمومی در همدان چه برنامه‌ای دارید؟
امیدواریم بتوانیم در آینده نزدیک این نمایش را در شهر همدان به اجرا بگذاریم. این مسأله نیاز به كمک مسئولان و همچنین وجود حامی دارد. امیدواریم محقق شود و قطعا این 2 مورد می‌تواند كمک شایانی برای ساخت نمایش‌های دیگر كند و زیربنای ساخت اثر بعدی من نیز باشد.
https://goo.gl/GWpvW8


برچسب ها: همشهری همدان ،

جمعه 29 بهمن 1395

از نور دردوربین تا نور در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،سینما ،تئاتر ،

از نور دردوربین تا نور در صحنه

نویسنده: حسین زندی/ مسعود احمدی خبرنگار همشهری -همدان
از نور دردوربین تا نور در صحنه
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم ...
1395/11/26
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم و با تاریخچه ورود این حرفه به همدان آشنا شدیم. این بار به سراغ حسن کوثری یکی دیگر از هنرمندان پیشکسوت نورپردازی در همدان رفته‌ایم. کوثری علاوه بر ادامه راه محمودیان اولین کسی است که در تئاتر همدان انتخاب موسیقی را به صورت حرفه‌ای وارد کرده و علاوه بر حوزه تئاتر از اولین فیلمسازان همدان نیز به شمار می‌رود.
از ورودتان به عرصه هنر بگویید.
من فعالیت هنری را از سال 1349 با عکاسی شروع کردم. از پول‌های عیدی آن سال که خانواده و فامیل به من داده بودند یک دوربین آکفا به قیمت 7 تومان و 5 ریال خریدم و عکاسی را آغاز کردم.
  • فرایند چاپ چطور بود؟ همه کارها برعهده خودتان بود؟
سال اول دبیرستان بودم و زنده‌یاد برادرم نیز عکاسی می‌کرد. او یک لابراتوار عکاسی سیاه و سفید داشت که در صندوقخانه خانه پدری درست کرده بود و عکس‌های مرا هم چاپ می‌کرد. اما برای هرعکس 10 شاهی باید به او می‌دادم. برای تهیه این 10شاهی بایستی با هزار دوز و کلک از مرحوم پدرم این پول را می‌گرفتم. چون دستگاه خشک‌کن گران بود و ما هم پول نداشتیم دستگاه بخریم، مجبور بودیم عکس‌ها را به شیشه بچسبانیم تا خشک شود.
  • برای چه جاهایی عکاسی می‌کردید؟
برای دل خودم عکس می‌گرفتم و آن زمان عکس‌هایم را برای نمایشگاه، مجله یا جای دیگری نمی‌فرستادم. در سال‌های اخیر بود که به فکر انتشار عکس‌ها افتادم.
  • علاقه به فیلمسازی چگونه پدید آمد؟
از کودکی و نوجوانی به سینما علاقه داشتم و بیشتر فیلم‌هایی را که در همدان اکران می‌شد، میدیدم. این روند ادامه داشت تا مرکز سینمای آزاد کشور که وابسته به رادیو تلویزیون ملی آن زمان بود راه‌اندازی شد و به دنبال آن این مرکز در همدان نیز آغاز به کار کرد.
  • سینما آزاد را چه کسانی شکل دادند؟
عبدالله باکیده و حوا نیکنام رفتند تهران و این مرکز را به همدان آوردند. من، عبدالله باکیده، حوا نیکنام و سعید بنی‌صدر سینمای آزاد همدان را شکل دادیم. در ابتدای خیابان کرمانشاه دفتری راه‌اندازی کردیم  و ابراهیم نوچی هم به ما پیوست. وقتی سینمای آزاد شکل گرفت رقیبی برای سینمای جوان آن زمان که وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ملی بود و در ساخت فیلم‌های کوتاه فعال بود به شمار می‌رفت.
  • از تجربه‌های فیلمسازی در این دوره بگویید.
آن زمان 12 فیلم 8 میلیمتری ساختم که 2 فیلم من در جشنواره سینما آزاد اصفهان جایزه گرفت و یک فیلم دیگرم بنا به دلایلی توقیف شد. این کار را ادامه دادیم تا زمان گرفتن دیپلم. پس از اینکه دیپلم گرفتیم پراکنده شدیم و گروه از هم پاشید و هرکس به سمتی رفت. من سال 1352 دیپلم گرفتم و به خدمت نظام رفتم.
  • چه زمانی وارد عرصه تئاتر شدید؟
پس از پایان دوران سربازی بار دیگر فعالیت‌ها را آغاز کردم. آن زمان تئاتر وضع خوبی داشت و تئاتر همدان جای خود را باز کرده و شناخته شده بود. صادق آشور پور، مسعود احمدی، عباس نفری، جلال میرزاپور، مهدی فاضلی، احمد بگلریان و رضا کشانی که به عنوان کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر بود، فعالیت‌های خوبی داشتند و من در کنار سینما وارد تئاتر هم شدم.
  • در چه شاخه‌ای از تئاتر کار می‌کردید؟
آن زمان موسیقی متن تئاتر به صورت امروز نبود و نورپردازی تئاتر هم چندان اهمیت نداشت. من در همدان روی موسیقی متن تئاتر بیشتر کار کردم و این شاخه را انتخاب کردم. از روی صفحه‌ها و نوارهای کاست، موسیقی متن برای نمایش‌ها انتخاب می کردم که مورد استقبال دوستان نیز بود.
  • اولین کار را با چه کسی تجربه کردید؟
اولین کار من «آی بی‌کلاه‌آی باکلاه» به کارگردانی استاد نصرالله عبادی بود. پس از آن نیز با دوستان زیادی از جمله صادق آشورپور، رضا کشانی، احمد بگلریان و بسیاری از دوستانی که دست اندرکار تئاتر بودند کار می کردم. آن زمان من و رضا بیابانی بیشتر وقت‌ها باهم کار می‌کردیم. ما آهنگساز نبودیم اما در انتخاب موسیقی همکاری می‌کردیم. بیابانی تئاتر کار نمی‌کرد اما موسیقی و هنر را می‌شناخت.
  • چه شد که به سمت نورپردازی رفتید؟
پس از آن در کنار انتخاب موسیقی نورپردازی را آغاز کردم. مهدی محمودیان پیش از من در این کاربود و غلامرضا مهری هم در زمینه صدابرداری کار می‌کرد. البته آنها به استخدام رادیو وتلویزیون درآمدند و من در کنار آنها برخی کارها را نورپردازی می کردم. همین سال‌ها به استخدام آموزش وپرورش درآمدم. احساس نیاز بود. وقتی می‌دیدم کار دوستانم در یک رشته‌ای ضعف دارد کمک می کردم برطرف شود.
  • تا چه زمانی این روند ادامه داشت؟
همین روال ادامه پیدا کرد اما با فرهنگ و هنر همکاری می کردم. پس از مدتی که سینما جوان اداره فرهنگ و هنر مستقل شد و ساختمانی در خیابان سعیدیه گرفت و حمید شریف‌زاده مسئول سینما جوان شد از ما هم دعوت به همکاری کرد و من در کنار سینمای آزاد با آنها هم کار می‌کردم.
با اهالی تئاتر نیز کار می کردم. این همکاری‌ها ادامه داشت تا سال 1367 که طرحی را به امور تربیتی آموزش وپرورش آن زمان دادم که حالا به عنوان کانون‌های پرورشی از آن اسم می‌برند. این طرح فیلم به وزارتخانه رفت و تصویب شد به صورت یک فیلم ساخته شود.
  • فیلم را خودتان ساختید؟
بودجه فیلم را آموزش وپرورش پرداخت کرد من ساخت این فیلم را آغاز کردم که بلندترین فیلم 16 میلیمتری آماتوری بود و 72 دقیقه زمان داشت. فیلم «تابلو» به جشنواره سراسری کار و کارگر رفت و سپاس‌نامه ویژه را دریافت کرد و به عنوان فیلمی آموزشی تربیتی شناخته شد.
  • شما در استخدام آموزش و پرورش بودید. چگونه از اداره فرهنگ و ارشاد سر درآوردید؟
بنابر همکاری‌های پیشین به وزارت فرهنگ دعوت شدم تا به اداره فرهنگ منتقل شوم. حکم انتقالی من را زدند و به عنوان کارشناس امور سینمایی در این اداره مشغول به کار شدم. همین زمان مسئولیت فنی تالار فجر را پذیرفتم. پس از این دوره بود که صبح‌ها در اداره و بعدازظهرها در خدمت دوستان تئاتر و سینما بودم.
  • در نورپردازی چه نوآوری‌هایی کردید؟
تمرین‌های تئاتر که شروع می‌شد من هم طراحی نور را آغاز می کردم.
نمایش «سوگ جامه» صادق آشورپورکه برنده بهترین نورپردازی در جشنواره منطقه‌ای شد، تلفیقی از نورپردازی تئاتری و سینمایی بود. صحنه تاریک را تبدیل به پلان تئاتر کردیم  متن و  نورپردازی را ادامه دادم.
https://goo.gl/4d78JL


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

جمعه 29 بهمن 1395

نمایش لباس مردم« مادستان» در قلب تهران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

نمایش لباس مردم« مادستان» در قلب تهران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نمایش لباس مردم« مادستان» در قلب تهران
نمایشگاه بین المللی تهران 18 تا 21 بهمن ماه میزبان آژانس‌های مسافرتی، شرکت‌ها و تولیدکنندگان ادوات گردشگری از ایران و کشورهای مختلف بود....
1395/11/27
نمایشگاه بین المللی تهران 18 تا 21 بهمن ماه میزبان آژانس‌های مسافرتی، شرکت‌ها و تولیدکنندگان ادوات گردشگری از ایران و کشورهای مختلف بود. علاوه بر بخش خصوصی که با چند غرفه از استان در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری حضور داشت، اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان نیز در سالن ٣٨ نمایشگاه بین المللی پذیرای بازدیدكنندگان بود. روز یکشنبه در گزارشی به این رویداد پرداختیم اما به دلیل اهمیت موضوع این بار از نگاه معصومه مومنی كارشناس، مدرس و فعال گردشگری که از نزدیک پیگیر فعالیت های گردشگری در استان است، موضوع را بررسی می‌کنیم. او معرفی لباس باستانی همدان را از دستاوردهای این نمایشگاه می‌داند.
  • با توجه به این‌که در نمایشگاه حضور فعال داشتید، ارزیابی شما از نمایشگاه امسال چگونه است؟
استان‌ها با تقسیم‌بندی‌های انجام شده به صورت منطقه‌بندی در غرفه‌های مشترک حضور پیدا كرده بودند. از جمله اتفاقات مثبت این اقدام تعاملاتی بود كه از ابتدای كار رخ داد. طراحی برای چیدمان غرفه و رسیدن به تصمیم مشترك برای اجرا و نیز روند كار گروهی با تقسیم‌بندی‌های انجام شده به خوبی پیش رفت. استان همدان در كنار استان‌های مركزی، ایلام، كرمانشاه و كردستان در قالب منطقه ٤ فعالیت خود را انجام داد. این اتفاق می‌تواند الگویی برای همکاری‌های منطقه‌ای باشد و خارج از فضای نمایشگاهی نیز این استان‌ها در قالب برنامه کاری مشترک وارد فعالیت شوند.
  • تداوم دستاوردهای برگزاری نمایشگاه در برنامه‌ریزی کلان گردشگری چگونه اتفاق می‌افتد؟
این 5 استان در طرحی مشترک در قالب بسته هدیه به بازدیدكنندگان سوغات استان خود را عرضه كردند كه مورد استقبال قرار گرفت، دمنوش‌های تهیه شده نیز معرفی خوبی را در بر داشت و طراحی روی لیوان‌ها و سوغات متناسب با استان‌ها انجام شده بود. در بسته‌های استان همدان لیوان سفالی لالجین، كتابچه انگلیسی و سررسید سال نو با ارائه تصاویر از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی استان همدان و اطلاعات بخش‌های گردشگری از جمله کارهای مثبت انجام شده بود. همه این اتفاقات، اتحاد استان‌های زاگرس‌نشین را به رخ كشید و انجام كار گروهی در عین انجام كار مستقل استان‌ها اتفاق جالبی بود كه سبب تعاملات مثبت بین این استان‌ها شد. این تعامل را قطعا در برنامه‌ریزی کلان هم خواهیم دید.
  • طرح تکمیل شده لباس مادی هم در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شد. استقبال چگونه بود؟
یکی از جذابیت‌ها و مسائلی که در نمایشگاه بین‌المللی امسال پیگیری شد معرفی لباس باستانی همدان بود که در سال‌های پیش بازآفرینی شده است. پوشش مادی نیز در این دوره مورد استفاده قرار گرفت كه علاوه بر جذابیت، سوالاتی را در برداشت كه پاسخگویی به آن معرفی كهن شهر همدان را دربر داشت. باید توجه داشته باشیم وقتی یک عنصر فرهنگی را احیا می‌کنیم باید معرفی شود. اگر این اتفاق نیفتد نتیجه چندانی ندارد و نمایشگاه یکی از بهترین فضاها برای چنین کاری است. البته در نمایشگاه امسال بخش‌های صنایع دستی، موسیقی، نمایش محلی، تیزر و كلیپ نیز با انتقال مفاهیم فرهنگی، تاریخی و گردشگری مخاطبین زیادی را به خود جلب كردند.
  • با توجه به نزدیکی نوروز، این نمایشگاه چقدر می‌تواند به گردشگرپذیری استان کمک کند؟
این نمایشگاه فرصت مناسبی برای انتقال اطلاعات و ارائه خدمات مناسب به بازدیدكنندگان و انگیزه‌سازی برای انتخاب  همدان در برنامه سفرهای نوروزی بود. به نظر می‌رسد با توجه به فاصله کم استان همدان با پایتخت نوروز امسال شاهد ورود تعداد بیشتری گردشگر باشیم. در چنین نمایشگاهی در کنار ارائه اطلاعات، توجه به مخاطب‌شناسی بسیار حائز اهمیت است؛ اینكه مخاطب ما كیست و چه نوع اطلاعاتی را برای او انتخاب كنیم.
  • برای این‌که در آستانه نوروز در حوزه استقبال از میهمانان نوروزی بهتر عمل شود باید برنامه‌ریزی‌ها زودتر انجام شود. در این زمینه چه پیشنهادی دارید؟
استان همدان با توجه به دارا بودن جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی وطبیعی بی‌نظیر، فاصله زمانی كوتاه تا تهران، آب و هوای جذاب برای استان‌های گرمسیر، پل ارتباطی بین استان‌های شرق و غرب و موارد دیگر در ایام نوروز پذیرای مسافران زیادی است. از این رو لازم است تدابیر و تمهیدات مناسب برای پذیرایی از مسافران نوروزی اندیشیده شود. از لحظه ورود تا خروج تمامی موارد بررسی و با توجه به اولویت‌ها در برنامه‌های اجرایی سازمان‌ها و ارگان‌های مربوط قرار گیرد. ثبت خاطره خوش در ذهن مسافران بهترین تبلیغ است و ماندگاری ارزش‌ها را به دنبال دارد.
  • یکی از مشکلات گردشگری این است که هنوز در استان‌هایی مانند همدان بخش دولتی فعال‌تر از بخش خصوصی است. این مشکل در نمایشگاه هم مشهود بود. برای تقویت عرصه‌های گردشگری در بخش خصوصی چه پیشنهادی دارید؟
در حوزه گردشگری، بخش‌های دولتی و خصوصی جدا از هم نیستند و عدم حضور یكی از آن دو موفقیتی در پی نخواهد داشت. سعی شد درغرفه‌های دولتی همدان تبلیغات بخش‌های خصوصی نیز صورت گیرد. در بخشی از معرفی‌ها نیز به مجموعه‌های گردشگری، هتل‌ها و دیگر زیرساخت‌ها پرداخته شد.  
  • حضور همدان را نسبت به دیگر استان‌ها در این نمایشگاه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
با توجه به برنامه‌ریزی‌های انجام شده، همدان در این برنامه تلاش كرد تا اطلاعات كاملی را در اختیار بازدیدكنندگان قرار دهد. طراحی تابلو در ورودی غرفه و مشخص شدن میزان فاصله به كیلومتر تا تهران برای بازدیدكنندگان جذاب بود. همچنین برگزاری مسابقه در فواصل برنامه‌ها با ارائه سوالاتی درباره استان در قالب شعر و روایت علاوه بر ایجاد فضای شاد و دریافت هدیه، انتقال اطلاعات را در بر داشت. نظرسنجی‌های انجام شده حاكی از رضایت مخاطبان بود.
  • امسال در نمایشگاه گردشگری همدان نسبت به گذشته حضور پررنگ‌تری داشت. حتی در بخش‌های دولتی و نهادهای مدنی تعامل خوبی با استان‌های دیگر دیده می‌شد. این تعامل چقدر می‌تواند در عمل به گردشگری استان کمک کند؟
همواره از گردشگری با عنوان زنجیری با حلقه‌های متصل و مرتبط با هم یاد می‌شود. یكی از پارامترهای موفقیت این صنعت تعاملات مناسب و ارتباط و پیوند با بخش‌های مختلف و فعالان این عرصه است كه هركدام به منزله یكی از حلقه‌هاست. ارتباط مناسب نهادهای مدنی به معرفی داشته‌های استان منجر شد. با توجه به انجام كارهای تیمی و مشترک نهادهای مدنی بستر مناسبی برای برنامه‌های اجرایی فراهم آمد.
https://goo.gl/3MoRGh


جمعه 29 بهمن 1395

خودم را می‌نویسم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

خودم را می‌نویسم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
خودم را می‌نویسم
مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم....
1395/11/27
 مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • در شعر چه چیزی را دنبال می کنید؟
در شعر به دنبال شعر هستم. خود شعر هدف من بوده، هست و خواهد بود. البته این با هنر برای هنر و مفاهیمی از این دست تفاوت دارد. در واقع وقتی شعری می‌نویسم که قابل قبول درمی‌آید احساس می‌کنم هنوز زنده‌ام.
  • مهدی شادمانی‌روشن را در کجای شعرها باید جست‌وجو کرد؟
از عصر زمستانی 17 سالگی که برای اولین بار دست به نوشتن بردم تا همین حالا، هرگز سعی نکردم شعرم جدا از زندگی‌ام باشد. در هر سطری که می‌نویسم خودم را می‌نویسم. در واقع عناصر و ابزار من برای شعر، هر چیزی است که در زندگی‌ام بوده و هست و تا در زمینه‌ای تجربه‌ای نداشته باشم، وارد شعرم نمی‌کنم. مثلا من الان ساکن همدان هستم پس عادی است که همدان در لایه‌های شعر من باشد. زمانی در تهران دانشجو بودم و تهران در شعرم حضور داشت. ادبیات نمایشی خواندم و همین باعث شد که عنصر روایت و حتی دیالوگ نویسی حضور غلیظی در شعرهایم داشته باشند. در روایت شاعرانه، ما بزرگ‌مردی به نام مهدی اخوان ثالث را داریم که خواندن آثارش برای هر شاعری یک کلاس درس است.
  • اگر شعر را از مهدی شادمانی‌روشن بگیرند چه اتفاقی می‌افتد؟
اغلب ممکن است در پاسخ به این سوال بگویند که می‌میرم. من نه. نمی‌میرم. فقط تهی می‌شوم. خالی و پوچ.
  • سال‌هاست مشغول شعر گفتن هستید و بسیاری از اهالی ادبیات شما را به عنوان شاعری متفاوت پذیرفته‌اند. چرا امسال کتاب شما منتشر شد؟ دیر نیست؟
یک بخش این دیرکرد برمی‌گردد به بی دست و پایی خودم. در کنارش این هم هست که هرگز زیر بار این موضوع نرفته و نمی‌روم که بروم پولی تهیه کنم بدهم دست یک ناشر و ناشر هم تعدادی کتاب چاپ کند بدهد دستم و بگوید به سلامت. برای این کتاب با ناشری روبه‌رو شدم که شعر من را پذیرفت. البته باید به پیگیری‌ها و زحمت‌های علی‌رضا نوری هم اشاره کنم که اگر تلاش او نبود این اتفاق نمی‌افتاد. از نشر نصیرا هم تشکر می‌کنم. لزوما هم این اتفاق دیر نیفتاده چون تلاش کرده‌ام همیشه شعری بنویسم که تاریخ مصرف نداشته باشد. حال موفق بوده‌ام یا نه، این را اهل فن باید بگویند. خودم واقعا نمی‌دانم.
  • شما شاعر پرکاری هستید و شعر فراوان گفته‌اید. انتخاب شعرهای این کتاب برچه اساسی صورت گرفت؟
وقت انتخاب، تلاشم بر شعریت شعرها بود و البته کار ساده‌ای نبود چون مثلا می‌دیدم شعرهایی دارم که فقط 2 سطر قوی دارد و طبیعی است که برای مجموعه انتخاب‌شان نکردم. البته می‌توانستم بازنویسی‌شان کنم اما در این صورت تاریخی که زیر شعرها گذاشته‌ام بدل به دروغ می‌شد و شاعر دروغ نمی‌گوید، شعر می‌گوید. راستگویی لازمه‌ شاعری است.
  • اسم کتاب از کجا آمد؟
سطری است از یکی از شعرهای مجموعه اما در واقع دوست داستان نویسم، محمدرضا زهاب بارها این سطر را زمزمه می‌کرد و این در خاطر من ماند تا روزی که خواستم اسم مجموعه را انتخاب کنم. خود سطر به من گفت من را بگذار بالای کتاب. بی‌ربط هم نگفت. خواهرم نیز بر اساس شعرهای مجموعه نقاشی روی جلد را کشید که به نظرم خیلی با متن کتاب هماهنگ شده است.
  • کتاب شما قرار است در فضای کنونی چه اتفاقی را رقم بزند؟
یک کتاب به این همه کتاب شعر اضافه شده. چه اتفاقی می‌تواند رقم بزند؟ نمی‌دانم. به آن فکر نکرده‌ام فقط امید دارم که در بازار داغ شاعری که شاهدیم، کتاب من غیربازاری باشد.
  • بیشتر شعرهای شما سرشار از عشق است و می‌توان گفت بهترین کارهای شما نیز عاشقانه هستند. خودتان به چنین موضوعی قائل هستید؟
بله همین طور است. من شعر عاشقانه را عاشقانه می‌نویسم و خوشحالم که جسارت این کار را دارم.طی این سال‌ها انتقادات فراوانی به من شد اما من را از « عاشقانه»  دور نکرد.
  • برنامه‌‌ای برای انتشار دیگر شعرهایتان دارید؟
منتظرم مدت زمانی از انتشار این کتاب بگذرد. بازخوردها و نقدها را ببینم و بشنوم. بعد باز به ترتیب تاریخ سرودن شعرها دست به انتخاب بزنم. برای کتاب بعدی و شاید کتاب‌های بعدی.
  • فکر می کنید با توجه به وضع نشر در کشور رویکرد مخاطبان حرفه‌ای شعر به کتاب شما چگونه باشد؟
تا اینجا با توجه به پخش محدودی که کتاب داشته و فقط یک فروشگاه کتاب در همدان حاضر به سفارش دادن و آوردن کتاب شده، حس می‌کنم با برخوردهای مثبتی روبه‌رو خواهم شد چون با همین محدودیتی که گفتم، شهر کتاب همدان 2 بار سفارش این کتاب را به پخش‌کننده داد. بار اول در 4 روز تمام شد.
  • با توجه به این‌که بخشی از اوقات خود را در فضای مجازی می‌گذرانید، رابطه شعر و فضای مجازی را چگونه می‌بینید؟
فضاهای مجازی به شعر لطمه زده و شعر را تبدیل به فست‌فود کرده‌اند. شاعرانی هم هستند که از این راه کسب و کار و شهرتی دارند چون چیزهایی می‌نویسند که بی‌شباهت به لقمه‌ جویده شده نیست. کاربرها می‌خوانند و رد می‌شوند چون شاعران مورد اشاره آنها را به ایستادن و دوباره خواندن و تلاش و کشف دعوت نمی‌کنند. فقط لایک می‌خواهند و تعداد زیاد بیننده برای صفحات و کانال‌هایشان. از سویی هم عده‌ای می‌آیند از یک شعر بلند، 4،3سطرش را انتخاب و منتشر می‌کنند و کاربرها با دیدن همان 4،3 سطر خیال می‌کنند فلان شاعر را شناخته‌اند در حالی که غافل هستند از کلکی که خورده‌اند. راحت بگویم،فضاهای مجازی با قدرت تمام دارند سطح سلایق را پایین و پایین‌تر می‌آورند و به کتاب و فرهنگ کتابخوانی لطمه‌ اساسی وارد می‌کنند. امیدوارم این بیماری به شکلی درمان شود.
  • ارزیابی شما از آینده شعر چیست؟
عادت دارم همیشه امیدوار باشم. شعر در کشور ما بسیار زیاد مظلوم واقع شده است. شاعران واقعی که شعر را برای شعر می‌گویند در انبوهی از زیرهم نویس‌ها گم می‌شوند. من خواهش می‌کنم که هر کسی به حرفه‌ خود بپردازد. چه لزومی دارد یک سینماگر یا بازیگر یا رمان‌نویس یا روزنامه‌نگار وقت بیکاری‌اَش بگوید خب فعلا بیکارم، بنشینم چند تا شعر بنویسم، پول که دارم شهرت هم که دارم، صفحات مجازی‌ام هم که کلی دنبال‌کننده دارند پس دراین وقت بیکاری یک مجموعه شعر هم منتشر کنم. شعر ما گرفتار بحرانی ساختگی شده اما این موضوع گذراست و در طی زمان شعر باقی می‌ماند نه دل نوشته و مانند آن.
https://goo.gl/RvZhDl


برچسب ها: شاعران همدان ، همشهری همدان ، مهدی شادمانی روشن ،

سه شنبه 26 بهمن 1395

همدان؛ مرکز گردشگری غرب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

همدان؛ مرکز گردشگری غرب

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ مرکز گردشگری غرب
مدت‌هاست از توسعه گردشگری همدان سخن گفته می‌شود و مسئولان ارشد استان توسعه گردشگری را مهم‌ترین راه توسعه استان می‌دانند اما برنامه‌ریزی جامعی در این باره از سوی تصمیم‌گیران استانی ارائه نشده است....
1395/11/25
مدت‌هاست از توسعه گردشگری همدان سخن گفته می‌شود و مسئولان ارشد استان توسعه گردشگری را مهم‌ترین راه توسعه استان می‌دانند اما برنامه‌ریزی جامعی در این باره از سوی تصمیم‌گیران استانی ارائه نشده است.
بارها همین مدیران از این‌که همدان به عنوان مسیر گردشگری معرفی نشده و مسافران داخلی و خارجی این استان را به عنوان مقصد گردشگری نمی‌شناسند، گله کرده‌اند اما در‌ این زمینه نیز برنامه‌ای ندارند. کارشناسان و فعالان گردشگری در تشکل‌های غیردولتی پیشنهادهایی برای برون‌رفت از وضع فعلی ارائه می‌کنند. برخی معتقدند ابتدا باید گردشگران را برای اقامت‌های کوتاه مدت در استان ترغیب کرد. این روند آرام آرام می‌تواند همدان را به عنوان یک مقصد گردشگری بشناساند برخی از کارشناسان نیز بر این باورند که مدیران باید از مسابقه آمار دهی خارج شوند و نیروی خود را برای تقویت زیرساخت‌ها و توانمندسازی جامعه محلی درمسیرگردشگر پذیری استان معطوف کنند.

مقصد سفر
مجتبی جوادیه کارشناس گردشگری و راهنمای تور در همدان می‌گوید: این روزها گردشگری داخلی نه تنها در تعطیلات تابستان و نوروز بلکه در سراسر سال بسیار مورد توجه است. آمارها نشان می‌دهد توجه به امر سفر در بین هموطنان به عنوان یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های گذران اوقات فراغت بالا رفته و تعطیلات آخر هفته معمولا در بیشتر مناطق کشور حتی در فصل زمستان بازار سفر گرم است. انتخاب مقصد برای کسانی که عزم سفر دارند کمی مشکل است و معمولا از این و آن که تجربه بیشتری در این امر دارند سوال می‌شود که کجا برویم؟
جوادیه می‌افزاید: پاسخ این پرسش که چه مقصدی را برای سفر برگزینیم به بسیاری موارد از جمله مدت سفر، وسیله نقلیه، مکان، میزان هزینه معین شده و موارد دیگر بستگی دارد. برای تعطیلات آخرهفته معمولا یک تا 2 روز باید برنامه‌ریزی کرد و اگر قرار باشد با وسیله نقلیه شخصی سفر کرد باید مسیر کوتاهی را انتخاب کرد.

همدان نزدیک
این کارشناس گردشگری با اشاره به ظرفیت‌ها و موقعیت همدان می‌گوید: همدان در مرکزیت غرب ایران واقع شده است. بر این اساس می‌توان گفت شهر همدان تا مرکز 9 استان با زمانی بین 2تا4 ساعت رانندگی قابل دسترس است پس به دلیل بعد مسافت، می‌تواند اصلی‌ترین گزینه غرب کشور باشد. از طرفی همدان با داشتن جاذبه‌های متنوع می‌تواند سلایق مختلف را برای سفر به خود جذب کند. در این باره می‌توان گفت اگر برنامه‌ریزان گردشگری همدان این موضوع را مورد توجه قرار دهند درصد بالایی از آمار گردشگری داخلی خصوصا در غرب کشور را می‌تواند به خود اختصاص دهد.
این راهنمای گردشگری در استان با تأکید برنقش مجتمع‌های گردشگری و تفریحی همدان ادامه می‌دهد: یکی از موارد قابل تامل آن است که نوآوری و خلاقیت و ایجاد جاذبه‌های نو گردشگری برای انتخاب دوباره یک مقصد بسیار اهمیت دارد. از این رو نقش مجتمع‌های تفریحی و گردشگری همسو با معیارهای گردشگری پایدار و همچنین توسعه پایدار گردشگری روستایی و عشایری که همدان دارای ظرفیت بالایی در این‌هاست، بسیار حائز توجه است.
وی اضافه می‌کند : مدیریت کنونی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان روند مناسبی در تعامل با فعالان گردشگری و سازمان‌های مردم‌نهاد در پیش گرفته و در آمارهای آینده سفر به همدان این موضوع به وضوح احساس خواهد شد. از طرفی توسعه گردشگری استان و شهر همدان نیازمند مشارکت و همکاری دیگر ارگان‌های مرتبط چون شهرداری است و تصمیم‌گیری‌های جداگانه و موازی راه به جایی نخواهد برد.

آمار‌های صادقانه
بابک مغازه‌ای مسئول هماهنگی و برنامه‌ریزی گروه کاری تشکل‌های حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور نیز می‌گوید: آمار گردشگران و میزان ماندگاری آنها یکی از مهم‌ترین مسائلی است که نقشی پایه‌ای در تحلیل وضع واقعی موجود، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری درست برای آینده دارد. میزان تحمل و ظرفیت برد منطقه نیز باید به درستی در این برنامه‌ریزی‌ها و با استفاده از همین آمارها سنجیده شود.
وی ادامه می‌دهد: متاسفانه در سال‌های گذشته به ویژه در مقاطعی خاصی چون نوروز انتشار آمارهای بیشتر از سال پیش همواره به ملاکی برای وزن کشی و قدرت نمایی مدیران بدل شده است. روال نادرستی که در دوره مدیریت پیشین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور باب شد، کار را به جایی رساند که در یکی از سال‌ها جمعیت گردشگران از جمعیت کشور نیز بیشتر شد به صورتی که یک مسافر از تمامی شهرها و استان‌هایی که عبور می‌کرد و هر موزه و مکان دیدنی که بازدید می‌کرد بارها شمارش می‌شد و در آمار می‌آمد.
مغازه‌ای اضافه می‌کند : با توجه به این مسائل و اثرات مخربی که چنین رقابتی در بالاتر بودن کمی و گاه غیرواقعی استان‌ها ایجاد کرده بود همواره فعالان مدنی این حوزه خواستار تهیه و انتشار آمار واقعی از سوی مسئولان ذیربط بودند که با واقعیات و امکانات استان‌ها همخوانی داشته باشد. به جای شمارش تخمینی و یا چند باره گردشگران و اتکا به آمار بلیت فروشی‌ها که ممکن است هر فرد از چند اثر بازدید کرده باشد یا شمارش خودروها که ممکن است خیلی از آنها اساسا اقامتی در آن منطقه نداشته باشند به آمارهای دقیق اقامتی و واقعیت‌ها اشاره شود، هرچند ممکن است در برخی مناطق کاهش سفر نیز داشته باشیم. این امر می‌تواند به دلایل متعددی نظیر وضع اقتصادی، جوی و جغرافیایی مربوط باشد و تنها ناشی از فعالیت یا عدم فعالیت مسئولان مربوطه نباشد. این آمارها در صورت دقت و امانت است که می‌تواند زمینه‌ساز برنامه‌ریزی درست در آینده باشد.

 آمارهای واقعی
این کارشناس گردشگری در استان همدان می‌گوید: با روی کارآمدن مدیران تازه در سازمان میراث فرهنگی نیز این انتظار به شکل‌های مختلف از سوی تشکل‌های مردمی عنوان و پیگیری شد.
 نوروز سال گذشته برای اولین بار شاهد بودیم که چند استان معدود از جمله همدان در حرکتی ستودنی آمارهای واقعی را به دور از توجه و تأکید بر افزایش حتمی تعداد مسافران اعلام کردند. در تمامی اقدام‌های ستاد برنامه‌ریزی سفر استان نیز نمایندگان سازمان‌های غیردولتی حاضر شدند و شفافیت یک مدیریت علمی و مردمی را به نمایش گذاشتند. هر چند متاسفانه برخی دیگر از استان‌ها به رسم سنوات قبل با انتشار آمارهایی عجیب که درنگاهی ساده می‌توان دریافت هیچ همخوانی اجرایی با توان آن استان در زمینه اقامت ندارد همچنان بر ادامه راه‌های پیشین تأکید داشتند.
 مغازه‌ای با اشاره به رابطه توسعه گردشگری و مسابقه آمار می‌گوید: در این شرایط انتظار سازمان‌های غیردولتی به عنوان نمایندگان وجدان اجتماعی از مسئولان استانی و کشوری در مورد استان‌هایی چون همدان این است که با تشویق مدیران و کارشناسانی که صادقانه وضع موجود را به نمایش گذاشته‌اند زمینه افزایش این اقدام‌ها و گام‌های علمی و نه شعاری را درحوزه گردشگری فراهم کنند. نمایندگان بخش‌های مختلف اجتماعی نیز در حد توان خود با چشمان تیزبین و پایشگر مدنی به بررسی این موضوعات می‌پردازند.
وی اضافه می‌کند : امروز بهبود وضع گردشگری کشور و حرکت در مسیر گردشگری پایدار و مسئولانه نیازمند شفافیت، صداقت و برنامه‌ریزی درست و مبتنی بر واقعیت‌هاست و با مسابقه آمار نمی‌توان گردشگری را توسعه داد. بهتر است نهادهای دولتی، خصوصی و کارشناسان واقع‌بینانه با گردشگری برخورد کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 25 بهمن 1395

ظرفیت‌های گردشگری در چشم جهان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،روزنامه همشهری ،

ظرفیت‌های گردشگری در چشم جهان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ظرفیت‌های گردشگری  در چشم جهان
دهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته 18 تا 21 بهمن در محل نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شد. در این نمایشگاه غرفه‌ای به اقامتگاه‌های بومگردی روستایی استان همدان اختصاص داده شد که با استقبال بازدیدکنندگان روبه‌رو شد.در این نمایشگاه 21 کشور شرکت کرده بودند که 12 کشور به عنوان بازارهای هدف ایران در حوزه گردشگری به شمار می‌روند....
1395/11/24
دهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته 18 تا 21 بهمن در محل نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شد. در این نمایشگاه غرفه‌ای به اقامتگاه‌های بومگردی روستایی استان همدان اختصاص داده شد که با استقبال بازدیدکنندگان روبه‌رو شد.در این نمایشگاه 21 کشور شرکت کرده بودند که 12 کشور به عنوان بازارهای هدف ایران در حوزه گردشگری به شمار می‌روند. کشورهای مالزی، تایلند، ترکیه، چین، برزیل، روسیه، اسپانیا، سوئیس، فرانسه، یونان، کره‌جنوبی، ویتنام، قبرس، هند، آلمان، گرجستان، کامبوج، مالدیو، مقدونیه، قزاقستان و یمن در نمایشگاه گردشگری امسال حضور داشتند. این نمایشگاه که همه ساله با هدف معرفی جاذبه‌ها و ظرفیت‌های گردشگری ایران و متنوع کردن حضور بخش‌ خصوصی برپا می‌شود، با مشارکت 381 شرکت داخلی و65 شرکت خارجی همراه بود.

مزایای نمایشگاه‌ها
مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان با اشاره به حضور همدان در این نمایشگاه می‌گوید: تأکید برگزاری نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته بر شناسایی توانمندی‌های هر بخش است و توسعه ظرفیت‌های اقامتی همدان امسال از اهداف مهم ما بود. امسال 4 واحد بومگردی در ورکانه، امزاجرد، همدان و ملهمدره با آماده‌سازی بستر اقامت برای گردشگران ورودی در فضایی متمایز توانست به جذب مسافران با سلایق خاص پاسخ دهد.
علی مالمیر با اشاره به سرمایه‌پذیری استان در زمینه گردشگری ادامه می‌دهد: ترغیب سرمایه‌گذارهای خارجی برای سرمایه‌گذاری در استان از برنامه‌های اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است و نمایشگاه‌ها فرصت خوبی برای فعالان صنعت گردشگری فراهم می‌کنند تا بازدیدکنندگان خارجی به توانمندی‌های استان پی‌ ببرند. برگزاری این نمایشگاه‌ها در تبادل اطلاعات و رشد اقتصادی نیز اثرگذار است. هراندازه بتوانیم خارجی‌ها را برای شناخت بهتر صنایع و ظرفیت‌های کشور به داخل جذب کنیم، نمایشگاه‌های مختلفی در سراسر دنیا برپا کنیم و توانمندی‌های خود را به معرض نمایش بگذاریم، به همان نسبت خواهیم توانست در توسعه گردشگری و بحث سرمایه‌گذاری خارجی در این قسمت تاثیرگذار باشیم.
وی ادامه می‌دهد: برگزاری این نمایشگاه‌ها موجب می‌شود برنامه‌ریزان و متخصصان حوزه گردشگری در بخش‌های دولتی و خصوصی که از این نمایشگاه‌ها دیدن می‌کنند، با توانمندی بخش‌های مختلف کشور از جمله گردشگری بیشتر آشنایی پیدا کنند و به این ترتیب در بحث اختصاص منابع و بودجه، به شیوه مناسب‌تری منابع را به سمت ظرفیت‌هایی که در کشور وجود دارد، سوق دهند. بحث گردشگری به معنای تکیه بر تولیدات و توانمندی‌های داخلی و توجه به استفاده از محصولات داخلی، بومی و محلی مدنظر ما است.

تنها اقامتگاه بومگردی همدان
یکی از غرفه‌های استان همدان در این نمایشگاه مربوط به اقامتگاه بومگردی ورکانه بود. نعیمه لشکری، مدیر این اقامتگاه با معرفی این مکان می‌گوید: اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه به عنوان اولین اقامتگاه بوم‌گردی استان همدان در روستای ورکانه واقع شده است و امکان اقامت (شب‌مانی) و پذیرایی را برای گردشگران فراهم می‌کند. ساختمان اقامتگاه با استفاده از مصالح بومی که اصلی‌ترین آنها سنگ و چوب است و همچنین بهره‌گیری حداکثری از دانش معماری بومی با هدف ترویج معماری بومی بنا شده است.
وی ادامه می‌دهد: در تجهیز کردن ساختمان نیز تلاش شده است تا تجهیزات و وسایل اصیل و سنتی منطقه استفاده شوند. بنابراین ظروف سفالی، سیستم گرمایشی کرسی، چراغ‌های قدیمی، گل‌های طبیعی، گلیم، وسایل خواب سنتی و مانند اینها به کار رفته‌اند و همچنین در خدمت‌رسانی نیز سعی می‌شود به شیوه‌های سنتی و اصیل از مهمانان اقامتگاه پذیرایی شود. در اقامتگاه بوم گردی ورکانه مهمانان با خوراک‌های محلی پذیرایی می‌شوند، در رختخواب‌های سنتی استراحت می‌کنند و سیستم گرمایشی کرسی را تجربه می‌کنند.

برنامه‌های اقامتگاه    
لشکری می‌گوید: اقامتگاه برنامه‌هایی مانند گشت و پیاده روی با راهنمایی بلدهای محلی در مناطق طبیعی بکر پیرامون و برنامه‌های دوچرخه سواری و سوارکاری (در آینده نزدیک) را به مهمانان خود پیشنهاد می‌کند. علاوه بر موارد ذکر شده برنامه‌هایی با همکاری تشکل‌های فعال برای ارتقای آگاهی جامعه محلی در حوزه‌های زیست محیطی و همچنین توانمندسازی زنان روستا در تولید صنایع دستی و محصولات خوراکی خانگی در دست اقدام است. لازم به ذکر است فرایند بازاریابی و فروش محصولات تولیدی روستاییان اعم از صنایع دستی و محصولات خوراکی برای کمک به ایجاد معیشت جایگزین برای جامعه محلی انجام می‌شود.مدیر اقامتگاه بومگردی ورکانه با اشاره به حضور خود در نمایشگاه می‌گوید: با این‌که کمتر از 5 ماه است اقامتگاه بومگردی ورکانه راه اندازی شده در 2 نمایشگاه بین المللی حضور داشتیم و تلاش می‌کنیم این شیوه از اقامت را در گردشگری کشور تبلیغ کنیم. اقامتگاه‌های بومگردی جایگزین هتل‌ها نیستند اما گونه‌ای از مکان‌های اقامتی هستند که در گردشگری فرهنگی جایگاه مهمی دارند و کارکرد اساسی آنها حفظ سنت‌های کهن است. حضور در نمایشگاه می‌تواند به معرفی گردشگری روستایی و بومگردی کمک کند.

حضور تشکل‌های غیردولتی
بابک مغازه‌ای مسئول هماهنگی گروه کاری تشکل‌های حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور یکی دیگر از فعالان مدنی همدان است که در این نمایشگاه حضور داشت. او در این باره می‌گوید: حضور گروه کاری در دهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری مصادف است با دوازدهمین گردهمایی نمایندگان تشکل‌های فعال در این مجموعه و نهمین حضور آنها به صورتی یکپارچه در یک نمایشگاه به شمار می‌آید.
وی اضافه می‌کند : در این نمایشگاه تلاش کردیم تا با 2 موضوع اساسی شرکت کنیم که عبارت است از «معرفی پروژه‌های انجام شده از سوی تشکل‌ها در زمینه توان افزایی جامعه محلی مرتبط با حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی یا گردشگری پایدار و تولیدات صنایع دستی بومی» و «نمایش میراث ناملموس و صنایع دستی تولید شده از سوی جوامع محلی».
 محصولات تولیدی از سوی فعالان تشکل‌ها نیز در نمایشگاه عرضه شد. همچنین در این نمایشگاه تلاش کردیم تا با معرفی اقدام‌های پیشین، زمینه همکاری بیشتر با نهاد تخصصی مرتبط دولتی و دیگر فعالان اقتصادی بخش خصوصی را فراهم کنیم. این فعال مدنی اضافه می‌کند: نمایشگاه امسال از فضای حرفه‌ای‌تری نسبت به سال‌های قبل برخوردار بود و وجود یک مجموعه به عنوان بخش بوم‌گردی از خصوصیات خاص این نمایشگاه محسوب می‌شد و فرصت‌های گسترده‌ای را برای مذاکره فراهم کرد. از همدان نیز تجربه خوبی را با بازدید کنندگان به اشتراک گذاشتیم. مجموعه‌ای از عروسک‌های آیینی سنتی مردم روستای ورکانه که از سوی دانش‌آموزان این روستا ساخته شده هم در معرض بازدید عموم قرار گرفت
https://goo.gl/O1UFQz


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 25 بهمن 1395

مقام برتر موسیقی مقامی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

مقام برتر موسیقی مقامی همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مقام برتر موسیقی مقامی همدان
یکی از گونه‌های موسیقی ایرانی، موسیقی مقامی است. اینگونه موسیقی در همدان نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. گروه موسیقی «آیین» همدان که در حوزه موسیقی مقامی- عرفانی فعالیت می‌کند در روزهای اخیر 2 مقام کسب کرده است....
1395/11/24
یکی از گونه‌های موسیقی ایرانی، موسیقی مقامی است. اینگونه موسیقی در همدان نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. گروه موسیقی «آیین» همدان که در حوزه موسیقی مقامی- عرفانی فعالیت می‌کند در روزهای اخیر 2 مقام کسب کرده است. این گروه در جشنواره استانی فجر همدان به مقام دوم در گروه‌نوازی و در جشنواره نیایش قزوین نیز به رتبه اول دست پیدا کرد. تصنیف «گویا و خموش» با شعر خیام و آهنگسازی پژمان رضوی، تصنیف «خِیل عشقبازان» با شعر غبار همدانی و آهنگسازی مصطفی رشیدی مطلق و تصنیف« ساقیا» با شعر حافظ و آهنگسازی مصطفی رشیدی مطلق از جمله آثاری بودند که گروه موسیقی آیین در این جشنواره اجرا کرد.
مصطفی رشیدی مطلق سرپرست گروه آیین است که امسال علاوه بر درخشش گروهش رتبه دوم تکنوازی را در رشته تنبور جشنواره استانی فجر به دست آورد. او زمستان سال گذشته نیز در جشنواره موسیقی همدان مقام اول را برای تکنوازی ساز تنبور به دست آورد و شهریورماه 1393در جشنواره سراسری موسیقی زاگرس‌نشینان مقام سوم را برای همین ساز کسب کرد.با وی درباره فعالیت‌های خودش و گروهش گفت وگو کرده ایم.
  • چگونه به موسیقی و ساز تنبور علاقه‌مند شدید؟
ساز تنبور همیشه در خانه ما بود و موسیقی به ویژه موسیقی مقامی از گذشته در خانواده ما موروثی بود، در نتیجه من هم آموختن موسیقی را با ساز تنبور شروع کردم. رفته رفته با سازهای سنتی و موسیقی سنتی آشنا شدم. وقتی سن و سالم بالاتر رفت با اهالی موسیقی آشنا شدم و ساز تار را به‌صورت تخصصی ادامه دادم. در عین حال موسیقی مقامی را ادامه می‌دادم تا این‌که رشته موسیقی در دانشکده علمی کاربردی افتتاح شد من هم وارد دانشگاه شدم و در این رشته تحصیل کردم. در تهران هم پیش استادان برجسته ساز عود و تار را آموختم. این روزها در آموزشگاه‌های موسیقی ساز تنبور درس می‌دهم.
  • از پیشینه شکل گیری گروه بگویید.
از آنجا که ساز تنبور جزئی از پیشینه فرهنگی تاریخی استان ماست و یک ساز مقامی به شمار می‌آید نام گروه را آیین گذاشتیم تا اشاره‌ای به موسیقی آیینی این منطقه داشته باشد. این گروه پس از حضور من در جشنواره موسیقی مقامی زاگرس‌نشینان شکل گرفت. شرکت در این جشنواره انگیزه‌ای پدید آورد تا بتوانم دست‌اندرکاران موسیقی مقامی همدان را با سایر استان‌ها مقایسه کنم و به این نتیجه برسم که شرایط و ظرفیت خوبی در این زمینه داریم. وقتی به دوستان و هنرمندان گرامی پیشنهاد دادم استقبال کردند.
  • گروه آیین و موسیقی شما چه شاخصه‌ای دارد؟
کاری که گروه ما ارائه می‌کند سنتی مقامی است. مهم‌ترین شاخصه گروه آیین حضور افراد شناخته شده موسیقی مقامی استان در یک گروه است. بیشتر اعضای گروه افرادی هستند که سال‌ها سرپرستی گروه‌های شناخته شده موسیقی سنتی یا مقامی را در شهر همدان داشتند و دل‌سوخته این ساز و این‌گونه از موسیقی بودند. ما در این گروه دنبال خواننده‌ای بودیم که ایده‌آل‌های مورد نظر ما را داشته باشد و بتواند لحن‌های مقامی را ارائه دهد. این گروه با این اسم اولین بار است که کنسرت و برنامه عمومی برگزار می‌کند اما با اعضای گروه سال‌ها همکاری کرده‌ایم و همان‌طور که گفتم دوستان هریک گروهی را سرپرستی می‌کنند.
  • از حضورتان در جشنواره‌های دیگر بگویید؟
ما در سال‌ جاری 2 کنسرت موفق در همدان و تهران داشتیم و در 2 جشنواره شرکت کردیم. جشنواره فجر همدان و جشنواره نیایش در قزوین. البته تمامی نوازنده‌های این گروه تجربه فراوانی برای شرکت در جشنواره‌های داخلی و خارج از استان را دارند اما با گروه آیین این دومین تجربه جشنواره‌ای است که پشت سر گذاشتیم.
  • از نحوه ارسال آثار به جشنواره استانی موسیقی فجر بگویید.
بحث حضور در جشنواره‌ها چند جنبه دارد. بحث دیده شدن، موضوع رقابت و بالارفتن کیفیت کار گروه‌ها از جمله این موارد است. آثار ابتدا به‌صورت لوح فشرده به دبیرخانه جشنواره ارائه شد و بعد از بازبینی شورای فنی مجوز نهایی اجرای صحنه را پیدا کردیم.
  • با چه آثاری در جشنواره فجر شرکت کردید و جشنواره شامل چه بخش‌هایی بود؟
ما با 3کار متفاوت شرکت کردیم. در فراخوان جشنواره گفته شده بود جشنواره شامل 2 بخش موسیقی سنتی و مقامی است. در بخش موسیقی سنتی تکنوازی، آواز و گروه‌نوازی داشتیم و در بخش موسیقی مقامی تکنوازی ساز تنبور و گروه نوازی مقامی داشتیم که گروه آیین جزو گروه مقامی بود. متاسفانه درروز و هنگام قرائت بیانیه هیأت داوران متوجه شدیم که در یک کار غیراصولی و غیرحرفه‌ای گروه‌های سنتی و مقامی را تفکیک شده داوری نکردند.
  • نحوه داوری‌ها چگونه بود؟
داوران از استادان و داوران شناخته شده و نامی کشور بودند به خصوص استاد مسلم تنبور کیخسرو پورناظری در این جشنواره حضور داشتند.
  • برای بهبود و تقویت چنین جشنواره‌هایی چه باید کرد؟
اولین نیاز موسیقی استان حمایت متولیان امر به‌خصوص اداره ارشاد استان همدان است. برگزار کردن هرچه بیشتر کنسرت‌های موسیقی در استان به خصوص با همکاری هنرمندان بومی می‌تواند راهگشاباشد و استقبال مردم و ایجاد حس انگیزه بین هنرمندان و هنرجویان تازه کار را در پی داشته باشد. جشنواره‌ها به نوبه خود حکم سکوی پرتاب را دارند. به ویژه برای هرچه بهتر دیده شدن نوازندگان مهم هستند.
  • از حضور در جشنواره نیایش بگویید؟ از همدان چه گروه‌هایی شرکت کرده بودند؟
چهارمین جشنواره کشوری نیایش چند روز پیش در استان قزوین برگزار شد. این افتخار نصیب گروه ما شد که بعد از جشنواره فجر استانی در این جشنواره شرکت کرده و به عنوان نماینده استان همدان کارهایی را که در جشنواره همدان اجرا کردیم ارائه کنیم.
تفاوت‌های جشنواره نیایش و جشنواره استانی فجر را در چه مواردی دیدید؟
جشنواره‌ای که فراخوان کشوری دارد در مقایسه با جشنواره‌ای که در استان برگزار می‌شود تفاوت‌ها و گستردگی‌های خاصی دارد. بحث کمیت و کیفیت را داریم و مهم‌تر این‌که حمایت مسئولان از نظر مادی و معنوی در جشنواره‌های کشوری بیشتر است.
  • از کارنامه یکساله گروه رضایت دارید؟
می‌توان گفت در تولد یک سالگی گروه هدیه خوبی گرفتیم. قرار گرفتن بین 3 گروه برتر استان و کسب رتبه دومی جشنواره موسیقی فجر و شرکت در جشنواره نیایش و کسب رتبه در این جشنواره و برگزاری 2 کنسرت در داخل و خارج از استان در آغاز راه امیدبخش است.
  • پیشنهاد شما برای رهایی از مسائلی که در موسیقی استان حاکم است، چیست؟
من پیشنهاد کردم به میزبانی همدان جشنواره موسیقی مقامی برگزار کنیم. سال گذشته اولین جشنواره موسیقی دانشجویی را با همکاری دانشگاه فرهنگ و هنر برگزار کردیم. ما خیلی از دانشجویان را داریم که رشته مرتبط ندارند اما نوازنده هستند باید این استعدادها شناسایی شوند و وارد عرصه شوند. جامعه به نشاط نیاز دارد و موسیقی فاخر ما بهترین ظرفیت را در این زمینه دارد.
  • در این زمینه نقش دولت را پررنگ می‌بینید یا نوازندگان را؟
کم‌کاری همکاران را نمی‌توان نادیده گرفت و این‌که نقدهای غیرمنصفانه در مورد هم دارند. البته حمایت نکردن نهادهای دولتی نیز وجود دارد.
 مثلا من در جشنواره نفر اول می‌شوم و 200 یا 300 هزار تومان به من می‌دهند. این چه مبلغی است؟ با این حمایت من چگونه انگیزه برای کار کردن داشته باشم؟
https://goo.gl/R0IC5w


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، هنرمندان همدان ،

گردشگری همدان از مسیر روستاها می‌گذرد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
گردشگری همدان از مسیر روستاها می‌گذرد
توسعه گردشگری روستایی استان از مواردی است که به مدیریت یکپارچه نیاز دارد. در واقع افزون بر اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نهادهایی مانند بنیاد مسکن، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، آب و فاضلاب روستایی و حفاظت محیط زیست در کنار بخشداری‌ها و دهیاری‌ها دخیلند و بدون رضایت و هماهنگی این نهادها رسیدن به نقطه مطلوب در توسعه پایدار روستایی به ویژه گردشگری روستایی دشوار است....
1395/11/20
توسعه گردشگری روستایی استان از مواردی است که به مدیریت یکپارچه نیاز دارد. در واقع افزون بر اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نهادهایی مانند بنیاد مسکن، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، آب و فاضلاب روستایی و حفاظت محیط زیست در کنار بخشداری‌ها و دهیاری‌ها دخیلند و بدون رضایت و هماهنگی این نهادها رسیدن به نقطه مطلوب در توسعه پایدار روستایی به ویژه گردشگری روستایی دشوار است.
اولین اقامتگاه بومگردی استان را بنیاد مسکن در روستای هدف گردشگری ورکانه راه‌اندازی کرده و از سوی بخش خصوصی اداره می‌شود. این اقامتگاه الگوی خوبی در استان است تا افراد به درآمدزایی از گردشگری به عنوان گونه‌ای از معیشت مکمل فکر کنند. در این گفت‌و‌گو از حسن ظفری مدیرکل بنیاد مسکن استان همدان درباره توسعه اقامتگاه‌های بومگردی استان می‌پرسیم.
  • یکی از مولفه‌های توسعه پایدار روستایی مدیریت یکپارچه و مدیریت مشارکتی است. می‌خواهم بدانم چقدر نهادهای دیگر مانند میراث فرهنگی، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، آب و فاضلاب روستایی و سایر نهادها و حتی نهادهای غیردولتی در حفظ روستاهای هدف همکاری می‌کنند؟
ما تفاهم‌نامه چهارجانبه‌ای را با همکاری بنیاد مسکن، میراث فرهنگی، وزارت کشور و دفتر معاونت توسعه روستایی در زمینه همکاری، حفظ و احیای روستاهای واجد ارزش تنظیم کرده‌ایم. هریک از نهادهای یادشده وظایفی را در این زمینه دارند. ما بسیار خوشحال خواهیم شد که این نهادها ورود پیدا کرده، میزان نقش خود را تقبل و کمک کنند تا آن تاریخی که به آن می‌بالیم، آن فرهنگی که باید حفظ کنیم و آن هنری که برای ما ارزشمند و قابل توجه است به نسل آینده تحویل داده شود.
  • سال‌های گذشته در روستاهای هدف چه عملیاتی صورت گرفته و برنامه شما برای توسعه این روستاها چیست؟
بنیاد مسکن به صورت خودجوش مطالعات 81 روستای واجد شرایط برای گردشگری را در کل‌ کشور انجام داد و 61 روستا به اجرا گذاشته شد. در برنامه ششم توسعه حرکت و اتفاق خوبی افتاده و امروز هدف‌گذاری، شناسایی، مطالعه و شروع عملیات اجرایی حداقل 300 روستا در دستور کار قرار گرفته است. امیدواریم در بودجه سنواتی اعتباری در نظر گرفته شود و هماهنگی‌های لازم در استان فراهم شود تا این برنامه را اجرا کنیم.
  • سهم همدان از این 300 مورد چقدر است؟
قبل از تصویب این برنامه ما با همکاری میراث فرهنگی هماهنگی خوبی انجام داده‌ایم. تلاش می‌کنیم با مدارکی که ارائه می‌کنیم سهم قابل ملاحظه‌ای را برای همدان بگیریم. همه روستاها نیازمند بهسازی هستند و باید فضای کالبدی آنها بهسازی و ساماندهی شود اما برخی روستاها به واسطه ویژگی‌های خاص از منظرهای مختلف قابل توجه هستند. یکی از این منظرها گردشگری است. یکی دیگر واجد ارزش بودن در بناها یا معماری،آداب و رسوم، فرهنگ و نوع ساخت بناهاست که باید با هماهنگی میراث بررسی کنیم و برای هیأت داوران بفرستیم تا به برنامه بودجه کشور برود و تصویب شود. ما پیش از تصویب، برخی روستاها را در نظر گرفتیم، کار را شروع کردیم و جلساتی با تهران داشتیم.
  • تفاهم‌نامه جدید با میراث فرهنگی در چه مرحله‌ای است؟
قانون برنامه ششم از مجلس بیرون نیامده است. ابلاغ و اجرای دستورالعمل اجرایی و مصوبات زمانبر است. نیازهای جامعه روستایی برای ما مهم است و باید داشته‌های جامعه روستایی را صیانت کنیم.
  • رویکرد کلی بنیاد مسکن به گردشگری روستایی چگونه است؟
من اعتقاد دارم از مزیت‌های بارز، برجسته و قابل اهمیت استان، گردشگری به ویژه گردشگری روستایی است که اخیرا بومگردی هم مورد توجه است.
در روستایی مانند ورکانه، بنیاد مسکن تلاش زیادی کرده و بافت تاریخی روستا را احیا کرده است اما به دلیل نبود نظارت بار دیگر بافت دچار آسیب شده و مردم به مصالح جدید روی آورده‌اند. چه نهادی باید نظارت کند؟
هم بنیاد مسکن و هم اداره‌کل میراث فرهنگی تأکیدهای لازم را کرده و دستورالعمل‌هایی را اعلام و ابلاغ کرده‌ایم اما مرجع و مسئول صدور پروانه ساختمانی یعنی دهیاری‌ها و شوراها باید کنترل کنند که متاسفانه بد جا افتاده است و توجه نمی‌کنند. من علاقه‌مند هستم از ظرفیت‌های نهادهای محلی و تشکل‌های غیردولتی استفاده شود.
  • بنیاد چقدر از ظرفیت تشکل‌های غیردولتی استفاده می‌کند؟
از روز اول کارهایی که ما در بنیاد آغاز کردیم مبتنی‌بر نهادهای محلی بوده است. از درون مردم و با کمک مردم کارها را بیرون کشیدیم و با کمک مردم کارها را جلو بردیم. رکن اساسی کارهای زیربنایی ما مردم هستند هرجا مردم را نادیده گرفتیم توفیقی نداشتیم. مصداق بارز آن وقتی است که ما برای کار عمرانی به روستا می‌رویم، اگر با مردم جلسه‌های مشورتی نداشته باشیم و از منظر اجتماعی وارد نشویم، چگونه اجازه می‌دهند خانه‌ای را که مامن، ماوا و محل زیست آنهاست تخریب کنند و بار دیگر با هزینه خود بسازند. کمیته عمرانی که بنیاد در سال 67 ایجاد کرد و امروز به عنوان کمیته فنی فعالیت می‌کند ریش‌سفیدان، شورای روستا و معتمدین روستا بودند یعنی کسانی که پایگاه اجتماعی داشتند. این فرایند همیشه جاری و ساری بوده است.
  • در روستاهایی که بافت قدیم بازسازی و احیا شده دارند مانند ورکانه، فضایی برای عرضه صنایع دستی نیست. رویکرد شما به مشاغل روستایی چگونه است؟
این مورد از شرح خدمات و تکالیف و وظایف بنیاد نیست اما به صورت خودجوش در محور امامزاده کوه مکانی را با عنوان بازارچه محلی راه‌اندازی کرده‌ایم. احداث مشکلی ندارد اما مدیریت آن بازارچه مسأله اصلی است که چه افراد یا نهادی باید از ما درخواست کند، طرح ارائه کند و محل را در اختیار قرار دهیم. اگر دستورالعملی لحاظ شود و موضوع حل شود، این آمادگی را داریم که در همه روستاهای هدف بازارچه محلی ایجاد کنیم. ما باید با توجه به نوع زندگی و سهولت آن بازارچه‌های روستایی را احیا کنیم. گردشگران باید بدون واسطه محصولات کشاورزی و دامی را تهیه کنند و در عین حال روستاگردی هم بکنند؛ به این ترتیب رابطه روستا و شهر را احیا می‌کنیم.
  • بنیاد مسکن برای موزه روستایی چه برنامه‌ای دارد؟
در ورکانه بخشی از خانه پرفسور موسیوند را به عنوان موزه تجدید بنا کردیم. قرار بود از طریق خانواده ایشان این فضا تبدیل به موزه شود و مورد بازدید عموم قرار بگیرد و به نوعی به گردشگری و ماندگاری گردشگر در روستا کمک شود. البته در مورد موزه‌های روستایی هم به یک دستورالعمل کشوری نیاز داریم.

خانه‌های بومگردی زیر ذره‌بین

خانه‌های بومگردی زیر ذره‌بین
اولین نمونه خانه بومگردی استان از سوی بنیاد بنا نهاده شد. برای فراگیر شدن این موضوع چه برنامه‌ای دارید؟...
1395/11/20
  • اولین نمونه خانه بومگردی استان از سوی بنیاد بنا نهاده شد. برای فراگیر شدن این موضوع چه برنامه‌ای دارید؟
بافت بازسازی شده روستای ورکانه یک دهه پیش به بهره‌برداری رسید و خانه بومگردی حدود 2سال است به اتمام رسیده و سال گذشته به بهره برداری رسیده است. نگاه من این است که خانه بومگردی یک مدل و الگویی است برای کسانی که در روستاها زندگی می‌کنند تا بخشی از فضای زندگی را به موضوع اقامتگاه اختصاص دهند.
  •  مسئول اصلی خانه بومگردی در روستا چه نهادی است؟
متولی اصلی مسأله بومگردی خود مردم هستند اما هنوز شناخت کافی ایجاد نشده و هنوز نگاه لازم وجود ندارد.
  • برای ورود مردم چه مشوقی در نظرگرفته شده است؟
ما در روستاهای هدف گردشگری برای تحقق این هدف تلاش می‌کنیم و مشوق‌های خوبی درنظرگرفته‌ایم. مثلا در روستای اشتران با مالکان بناهای  با ارزشی که در این روستا وجود دارد جلسات زیادی داشتیم و تشویق کردیم از این فرصت استفاده کنند. به دنبال این هستیم یک تشکل غیردولتی پیش قدم شود، سایتی بسازد، بناهای با ارزش را شناسایی و یک بانک اطلاعاتی راه‌اندازی کرده و به آژانس‌ها، تورها و گردشگران معرفی کند. ما می‌خواهیم از امکانات و قابلیت‌های استان استفاده کنیم و خود مردم درگیر این کار شوند. در ماسوله این قضیه اتفاق افتاده زیرا فرد معیشت خود را از این طریق تعریف کرده است.
  • برای علاقه‌مندان تسهیلاتی در نظر گرفته‌اید؟
فکر می‌کنم باید موضوع را از یک افق بالاتر نگاه کرد. بسیاری از شهروندان به دنبال این هستند از فضای شهری خارج شوندو به یک محل ساکت و آرام بروند و چند روز استراحت کنند. ما آمادگی داریم در قالب ارائه تسهیلاتی مانند مسکن، مشاوره و مهندسی خدمات ارائه کنیم.
  • چه روستاهایی چنین ظرفیتی دارند؟
«سیمین» که ظرفیت بسیاری در گردشگری دارد و کالبد زیبایش معماران زیادی را به خود جلب می‌کند و طبیعت پیرامونی آن بسیار دیدنی و جذاب است. یکی از جاذبه‌های ورکانه نیز طبیعت آن است که گردشگران بسیاری را جذب می‌کند و بستر طبیعی این روستاها که در دامنه الوند تعریف شده است، ظرفیت بالایی دارد. روستاهای گشانی، حبشی، ملهمدره اسدآباد، مانیزان ملایر، اصله، سراب و علی‌صدر که شهرت جهانی دارد. علی‌صدر این قابلیت را دارد و بومگردی بایددر آنجا تقویت شود. روستاهای ما با تمام سادگی چشم بینندگان را خیره می‌کنند. همچنین روستاهای فارسبان، قلعه‌جوق و پری آمادگی خوبی دارند.
  • در روستاهایی که نام بردید چه کارهایی صورت گرفته است؟
بخش‌های مطالعاتی را انجام می‌دهیم و امید داریم یک اراده جمعی هم ورود پیدا کند تا این موضوع هم در استان و هم در کشور پیگیری شود.
https://goo.gl/yuNHzk


برچسب ها: همشهری همدان ، اقامتگاه های بومگردی همدان ، بنیاد مسکن همدان ،

جمعه 22 بهمن 1395

آموزش، خیران و مدرسه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

آموزش، خیران و مدرسه

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
آموزش، خیران و مدرسه
نظام آموزش و پرورش در کشور این روزها با مشکلات مالی زیادی روبه‌رو است و امور مدارس بیشتر با کمک خیران و سازمان‌های مردم نهاد می‌گذرد...
1395/11/19
 نظام آموزش و پرورش در کشور این روزها با مشکلات مالی زیادی روبه‌رو است و امور مدارس بیشتر با کمک خیران و سازمان‌های مردم نهاد می‌گذرد. آموزش و پرورش ناحیه2 همدان هم از این امر مستثنی نیست و در یک سال گذشته حدود 54میلیون تومان به مدارس روستایی کمک شده است.
رویکرد تعاملی محمد باب الحوائجی رئیس آموزش  وپرورش ناحیه2 همدان باعث شده هم بیشتر معلمان و مدیران مدارس این ناحیه با او همراه شوند و هم برخی انجمن‌های علمی، فرهنگی و اولیای دانش‌آموزان در کنار نیکوکاران به صورت داوطلبانه با معلمان همکاری کنند. باب الحوائجی در گفت‌وگوی پیش‌رو وضع آموزش در مدارس و کمک‌های خیران در این زمینه را تشریح می‌کند.
  • وضعیت استخدام و نیروی انسانی در آموزش و پرورش چگونه است؟
از همه اعتبارات آموزش و پرورش که در بودجه کشور تخصیص پیدا می‌کند حدود 98 درصد به بند «واو» اختصاص می‌یابد یعنی حقوق کارکنان این وزارتخانه. تنها 2درصد به سایر دغدغه‌هایی که آموزش و پرورش دارد مانند کیفیت‌بخشی، مسائل پژوهش و هزینه‌های جاری اختصاص می‌یابد. معمولا نیز همه بودجه اختصاص پیدا نمی‌کند و بخش عمده‌ای از مطالبات همکاران ما به تعویق می‌افتد که هر سال به 6هزار میلیارد می‌رسد. سال 1395 مطالبات فوت و ازدواج سال 1391پرداخت شده است. به همین دلیل دولت در نظر دارد نیروها را تقلیل دهد و ورود نیرو را سخت‌تر کرده تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود و برای ارتقای رفاه فرهنگیان هزینه شود.
نسبت کارکنان به دانش آموزان درآموزش وپرورش کشور یک به 10 است در صورتی که در سایر کشورها یک به 14 است پس این نشان می‌دهد که بدنه یک میلیون نفری آموزش وپرورش می‌تواند به 700 هزار نفر تقلیل پیدا کند.
  • پس چطور در روستاها با کمبود نیرو روبه‌رو هستیم؟
آموزش وپرورش سامانه‌ای با عنوان سنا دارد که نام هر دانش‌آموز پس از ثبت نام باید در این سامانه نیز ثبت شود و پس از به دست آمدن تعداد، سامانه موازی دیگری با عنوان بگفا این آمار را پالایش می‌کند. پس از پالایش براساس آمار دانش‌آموزان به هر مدرسه نیرو اختصاص داده می‌شود. اگر ما خارج از این سامانه معلمی برای مدرسه‌ای بفرستیم حقوق و مزایایی برای او در نظر گرفته نمی‌شود. مثلا در این سیستم آمده اگر مدرسه‌ای کمتر از 150 دانش‌آموز داشته باشد معاون آموزشی به آن مدرسه داده نمی‌شود و تنها یک مدیر دارد. در مدارس روستایی با توجه به ترکیب جمعیتی نیرو تعلق می‌گیرد. به طور مثال اگر در یک روستا 25 دانش‌آموز داشته باشیم یک نیرو تعلق می‌گیرد حال ممکن است این 25 نفر ترکیبی از 6 پایه از دوره ابتدایی باشد.
  • در روستاهایی که مدارس پایه ششم به بعد را ندارند گاهی دانش‌آموزان ترک تحصیل می‌کنند. راه‌حل جلوگیری از این روند چیست؟
در این رابطه برای متوسطه دوره اول و دوم بحث روستامرکزی را داریم بدین معنی که دانش‌آموزان روستاهای اقماری یک منطقه را به یک روستا که توسعه بیشتری دارد انتقال می‌دهیم تا تحصیل‌کنند و حق ایاب و ذهاب به آنها تعلق می‌گیرد. به صورت مکتوب به مدیرکل آموزش وپرورش پیشنهاد داده‌ام که بحث روستامرکزی را در مقاطع ابتدایی پیگیری کنیم.
 این از 2 جنبه برای ما صرفه‌جویی به دنبال دارد؛ برای دانش آموزان ما کیفیت آموزشی و برای والدین آرامش خاطر را در پی دارد. به طور مثال ما روستایی به نام قلی کندی در منطقه جوکار داریم که 3دانش آموز و یک نیرو دارد. این نیرو به صورت میانگین در سال 36 میلیون تومان حقوق و حق بیمه و مزایا دریافت می‌کند.
اگر این مبلغ را تقسیم به تعداد دانش‌آموزان کنیم سرانه هر دانش‌آموز در این روستا 12 میلیون تومان می‌شود در حالی که سرانه هزینه هر دانش‌آموز در حاشیه شهر ما یک میلیون تومان است. پس اگر بتوانیم مدارس زیر 10 نفر را تجمیع کنیم و به یک روستا انتقال دهیم صرفه‌جویی زیادی در پی دارد. این طرح قرار است در شورای عالی آموزش و پرورش دنبال شود.
  • چرا طرح تاکنون اجرا نشده است؟
طرح باید مطالعه و در قانون دیده شود چرا که اگر در طول مسیر اتفاقی برای دانش‌آموزان بیفتد مقصر ما هستیم و جبران‌ناپذیر است.
  • رابطه شما با خیران چگونه است؟
باید از خیران قدردانی کنیم. بیش از 70 درصد مدارس ناحیه ما در بافت قدیمی و تاریخی است. همچنین با توجه به این‌که شهرک‌های اقماری ما در حاشیه شهر مانند شهرک بهشتی، مدنی و اندیشه بدون زیرساخت‌های آموزشی ایجاد شده مشکل فضای آموزشی زیاد داریم. در قانون شوراها آمده هر نهادی می‌خواهد اقدام به ساخت و ساز 180 واحد مسکونی کند ابتدا باید فضاهای آموزشی، درمانی، ورزشی و تفریحی را آماده کند. بعد از این‌که این فضاها ایجاد شد و در اختیار دستگاه‌ها قرار گرفت مجوز ساخت و ساز بناهای مسکونی داده می‌شود. این مسأله در کشورهای توسعه یافته لحاظ می‌شود و این قوانین رعایت می‌شود اما می‌بینیم این همه مسکن مهر ساخته شده اما یک وجب فضای آموزشی درنظر گرفته نشده است. در شهرک بزرگی مانند بهشتی تنها یک هنرستان داریم و بقیه را خیران محترم ساخته‌اند. اگر خیران به داد ما نمی‌رسیدند دولت‌ها در این زمینه توان نداشتند.
  • ورود نیکوکاران به حوزه‌های دیگر غیر از مدرسه‌سازی چه وضعی دارد؟
برخی نیکوکاران توان ساختن مدرسه را ندارند اما می‌توانند در زمینه تجهیز کتابخانه‌ها، تجهیز آزمایشگاه‌ها و کمک به دانش‌آموزان بی‌بضاعت یا دانش‌آموزان دارای بیماری صعب‌العلاج یا در طرحی که جمع نیکوکاران هریک هزینه ساخت یک کلاس را می‌دهند کمک کنند. همچنین خیران آموزشی را داریم که کمک حال ما هستند. همکاران ما در آموزش و پرورش که بیش از 20 سال سابقه کار دارند باید 4ساعت اضافه کار داشته باشند. تعداد زیادی از این همکاران در ناحیه 2 این 4ساعت را به صورت خیریه درس می‌دهند و ریالی از آموزش و پرورش دریافت نمی‌کنند یا آموزگاران بازنشسته به صورت رایگان کار می‌کنند.
  • پس علاوه بر نیکوکاران خارج از آموزش و پرورش، معلمان نیز وارد این عرصه شده‌اند؟
استقبال خوب است. یک صندوق امداد داریم که حدود 620 نفر عضو دارد و همه از همکاران آموزش و پرورشند. این کمک‌ها برای تعمیر و تجهیز مدارس روستایی درنظر گرفته می‌شود. خوشبختانه در یک سال گذشته حدود 54میلیون تومان به مدارس روستایی کمک کردیم.
  • نهادهای دیگراز جمله تشکل‌های غیردولتی چگونه می‌توانند با شما در این زمینه‌ها وارد همکاری شوند؟
آموزش و پرورش عرصه‌ای است که تمامی نهادها و سازمان‌ها چه دولتی و چه غیردولتی می‌توانند با انعقاد تفاهم‌نامه  به آن ورود کنند. به طور مثال دهیاری و شورای روستای قاسم‌آباد یا دهیاری روستای تفریجان 2 مدرسه را با کمک نیکوکاران احیا کردند. یا از ظرفیت‌های انجمن‌های علمی برای تقویت و توانمندسازی همکاران و دوره‌های ضمن خدمت بهره می‌گیریم.
  • برای ایجاد موزه در مناطق محروم هم برنامه‌ای دارید؟
اگر از مسئول موزه آموزش و پرورش سوال کنید، متوجه می‌شوید چقدر همراه هستیم و چقدر استقبال می‌کنیم. امیدواریم افراد علاقه‌مند پیدا شوند و در هر روستا یک موزه ایجاد کنیم.
  • ارتباطتان با معلمان و والدین چطور است؟
هر هفته از یک یا 2 مدرسه بازدید می‌کنیم. مشکلات معلمان و دانش‌آموزان و اولیا را همزمان می‌بینیم و مطالبات را پیگیری می‌کنیم. امیدوارم بتوانیم بخشی از این خواسته‌ها را جامه عمل بپوشانیم.
https://goo.gl/onMjfz


برچسب ها: همشهری همدان ، آموزش پرورش ناحیه2 همدان ،

یکشنبه 17 بهمن 1395

پل‌سازی از گذشته تا امروز

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،روزنامه همشهری ،

پل‌سازی از گذشته تا امروز

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پل‌سازی از گذشته تا امروز
پل‌سازی 4هزار سال پیشینه دارد و ایران نیز از جمله کشورهایی است که این فناوری را به صورت بومی در اختیار داشته و قرن‌ها معماران و هنرمندان ایرانی با استفاده از فناوری بومی آثار زیبایی را خلق کرده اند....
1395/11/17
 پل‌سازی 4هزار سال پیشینه دارد و ایران نیز از جمله کشورهایی است که این فناوری را به صورت بومی در اختیار داشته و قرن‌ها معماران و هنرمندان ایرانی با استفاده از فناوری بومی آثار زیبایی را خلق کرده اند. تعداد زیادی از این آثار از دوران هخامنشیان تا عصر معاصر برجا مانده است. اما با این‌که ایرانی ها سرآمد پل‌سازی بودند و پل‌های باقیمانده در کشور از آثار زیبای معماری ادوار گوناگون به شمار می آید. این روزها در ایران و همدان این فناوری فراموش شده و سازندگان و معماران با روش های وارداتی و با مصالح غیربومی پل سازی را پی می گیرند. برای بررسی این موضوع سراغ مسعود مکارچیان دکترای عمران و عضو هیأت علمی دانشکده مهندسی دانشگاه بوعلی سینای همدان رفتیم.
  • در گذشته ایران پل‌سازی چگونه بوده است؟
ایران یک کشور تاریخی است. به دلیل محل عبورومرور بودن، وجود رودخانه های مختلف و جاده‌های ارتباطی مهم نیاز به احداث پل از دیرباز وجود داشته و این کشور محل احداث پل های قوسی متعددی بوده است. ما راه ارتباطی شاهی را از کنار دریای اژه تا شوش با 2800کیلومتر مسافت داشته‌ایم. جاده ابریشم که از چین تا دریای مدیترانه ادامه داشته و قرار گرفتن ایران در مسیر این جاده در بسیاری از مسیرها نیاز احداث به پل داشته است. مورد دیگر نیازهای اقتصادی و سیاسی است و این‌که ایران به عنوان یک امپراتوری بوده و این فناوری و روش‌های گوناگون بسیار مهم بوده است.
  • چه پیشینه ای برای این فناوری در ایران می‌توان قائل بود؟
قدیمی‌ترین پلی که در کشور وجود دارد پل خداآفرین روی رودخانه ارس است. در دوران ساسانیان نیز پل سازی رواج داشته است. قوس رومی در دوران ساسانیان متداول می شود و والرین قیصر روم که در جنگ های ایران و روم به اسارت امپراتور ایران در می آید پل‌هایی به سبک قوس رومی احداث می کند. از همان زمان اصطلاحی با عنوان شادروان داریم که ترکیبی از پل و سد است. در شوشتر به همین دلیل پلی به نام شادروان داریم که سال 260 بعد از میلاد ساخته شده است. پل خواجوی اصفهان هم ترکیبی است و می توان گفت شادروان است.
  • چند نوع قوس در پل‌سازی وجود دارد؟
بیشتر قوس هایی که در پل‌سازی کشور ما به کار رفته به 2 صورت جناغی و رومی است. این روش پل‌سازی تا عصر حاضر ادامه پیدا کرده است.
  • پیشینه پل سازی در استان همدان به چه زمانی برمی گردد؟
در استان همدان نیز هم‌پای سایر نقاط پل وجود داشته اما از بین رفته است. بیشتر پل های باقی مانده از دوران صفویه است و تعدادی هم از دوران قاجاریه و معاصر باقی مانده است. در شهر نیز پل های زیادی داشته ایم که نابود شده از جمله پل مراد. پل های فرسفج تویسرکان، پل شکسته اسدآباد، پل آبشینه و پل جهان آباد فامنین از جمله پل‌های تاریخی استان هستند.
  • در گذشته از چه موادی در پل سازی استفاده می‌شد؟
ملات ساروج که معرب چاروک است و به آن سیمان ایرانی نیز گفته می شود اصلی ترین ترکیباتی است که در پل‌سازی استفاده می شده است. از مصالح آجر و سنگ نیز برای ساختن پل استفاده می کردند.
علاوه بر مصالح غیربومی موضوعی که در پل سازی امروز فراموش شده زیبایی است. نظر شما در این‌باره چیست؟
بحثی در مهندسی پل با عنوان زیبایی‌شناسی مطرح است. در این زمینه متاسفانه در ایران خیلی کم کار شده است. ما معماران برجسته ای در جهان داریم که در این زمینه کارهای خوبی دارند از جمله کالاتراوا. در زمینه پل سازی ما همزمان باید بحث فنی و مهندسی عمران و مهندسی معماری طرح را آماده و اجرا کنیم اما در ساخت و اجرای پل ها کمتر به مبحث معماری توجه شده است. به همین دلیل ما می بینیم سازه‌ها بسیار خشن هستند و سطح ناصاف بتنی دارند که زیبایی ندارد.
  • تفاوت اصلی پل های قدیم و جدید در چیست؟
پل‌هایی که در منظر و دید مردم قرار دارند کارهای نازیبایی است در حالی که پل های قدیمی و تاریخی مانند پل هایی که در شهر اصفهان و راه های همدان می بینیم بسیار زیباست. گاهی نورپردازی پل های تاریخی زیبایی آن را دوچندان می کند.
  • همدان یک شهر تاریخی است. چرا در شهرسازی و ساخت پل از موضوع زیبایی‌شناسی فاصله گرفته‌ایم؟
ما داخل همدان پل تاریخی نداریم اما در پل‌هایی که اخیرا در شهر کار شده پایه‌ها از حالت قوطی کبریتی و مربعی خارج و از قوس استفاده شده و نسبت به گذشته تغییر کرده است. اگر طرح های عمرانی و فنی همراه با معماری باشد ترکیب بهتری ایجاد خواهد شد.
  • جامعه شناسان بر این باورند که با ساخت اتوبان ها و پل های جدید شهر به جزیره ها و تکه های جدا تبدیل شده، محله ها نابود می شود و سیستم شهرسازی و اجتماعی دچار آسیب می‌شود. شما چه نظری دارید؟
همدان نیز محله های قدیمی زیادی داشت مانند کلپا، کبابیان و ورمزیار که با پل عباس‌آباد و خیابان های عریض جدا شده است. قدیم که 6 خیابان اصلی همدان دردست ساخت بود،گفته می شد چرا خیابان های عریض ساخته می شود اما امروز بلوارها هم پاسخگو نیست. با این بهانه که خیابان ها گنجایش وسایل نقلیه را ندارد محله ها را ایجاد می کنند که موضوع ترافیک را به یک معضل تبدیل کرده است.
  • در این زمینه هم کارشناسان معتقدند عریض کردن خیابان ها راه حل معضل ترافیک نیست بلکه مشکل ترافیک یک مساله مدیریتی است و گاهی انتقال شهر را مطرح می کنند. در همدان ترافیک مدیریت می‌شود ؟
انتقال شهر پروژه‌ای درازمدت است و کار ساده ای نیست و زمان بر است.باید در طرح تفصیلی شهر این مباحث جدی‌تر بررسی و گنجانده شود اما مدیریت اصولی ترافیک یکی از اصلی ترین مباحث مدیریت شهری است و همدان هم نیازمند آن است.


برچسب ها: همشهری همدان ، پل سازی همدان ،

پنجشنبه 14 بهمن 1395

توسعه گردشگری همدان یک شعار است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گردشگری ،میراث فرهنگی ،

کد خبر: ۷۳۵۰۳ | تاریخ : ۱۳۹۵/۱۱/۱۴ - شماره: 860
توسعه گردشگری همدان یک شعار است

گاف بزرگ کنوانسیون گردشگری

حسین زندی گروه سرزمین

مدت‌هاست مدیران ارشد استان به تبعیت از رییس‌جمهور دولت تدبیر و امید، توسعه همدان را همراه، هم‌راستا و درگرو

 توسعه گردشگری برمی‌شمارند و مدام در سخنرانی‌ها و گفت وگوها از توسعه گردشگری دراین استان سخن می گویند. 

گویی حلقه مفقوده توسعه را در این استان یافته‌اند . جای امیدواری دارد که پس از پنج دهه، متوجه خطاهای گذشتگان شده‌اند و از صنایع 

پرمصرف و کشاورزی سخنی نمی‌گویند.آسیب‌هایی که در دوران هشت ساله زمامداری رییس‌جمهور پیشین بر کل کشور و به تبع آن بر

همدان وارد شد، کمتر از آسیب‌های جنگ تحمیلی هشت ساله نبود و صنایع کوچک، کشاورزی و سفره‌های‌ آب زیرزمینی نابود شد. شاید

 همین خسران و آسیب بود که مدیران ارشد را به این صرافت انداخت تا دنباله‌رو زمامداران پیشین نباشند. اما پرسش این است كه از زمانی

 که صنعت گردشگری را به عنوان جایگزین سایر فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی در نظر گرفته‌اند، چه ثمری برای استان به ارمغان آورده 

شده است؟به‌غیر از چند هتل که جانمایی همان ها نیز با مخالفت فعالان مدنی و کارشناسان استان همراه بوده، اتفاقی در توسعه

 زیرساخت های گردشگری استان نیفتاده که باعث گردشگر‌پذیری بیشتر استان شود.

همایش هایی برای کارنامه مدیران

گاهی نشست‌ها و گردهمایی‌هایی با عنوان همایش برگزار می شود که رنگ و لعاب گردشگری دارند و صرفا محافلی هستند برای پربار 

کردن کارنامه مدیران. اگر هم برنامه‌ای باشد که ظرفیت تاثیرگذاری در استان را داشته باشد، با انحصارطلبی افراد قربانی می‌شود.

حضور مهمانان کنوانسیون راهنمایان گردشگری در استان از این دست رویدادهاست. از تاریخ شش تا 18 بهمن‌ماه ایران

 میزبان کنوانسیون راهنمایان گردشگری است و این میزبانی در روزهای ششم، هفتم و هشتم بهمن‌ به استان همدان اختصاص یافته بود. 

برنامه میزبانی از مهمانان‌ کنوانسیون در سه بخش پیش از سفر، پس از سفر و حین سفر طراحی شده است. سفر به همدان 

در قسمت پیش‌تور کنوانسیون قرار داشت و بیش از 140 راهنمای خارجی از 21 کشور در دو مرحله به همدان وارد شدند. 

زمان حضور مهمانان و زمان اقامت آن‌ها بیانگر آن بود که فرصت بسیار محدودی برای این میزبانی در اختیار همدان گذاشته شده است. 

گروه اصلی مهمانان، ظهر روز هفتم بهمن ماه به همدان وارد و ظهر روز هشتم بهمن از استان خارج می‌شدند

 و این به آن معنی است که همدان تنها"24" ساعت فرصت میزبانی داشت. اگر همدان را به‌عنوان یک استان گردشگرپذیر تلقی کنیم 

و اگر حضور گردشگر خارجی را با هرعنوانی در این استان رخدادی خوب تلقی کنیم، باید برنامه درستی برای میزبانی 

از گردشگران نیز داشته باشیم. اما به‌نظر می‌رسد نه‌تنها چنین برنامه‌ای از سوی مسئولان و متولیان گردشگری در استان وجود ندارد 

بلکه به اتفاقاتی مانند حضور مهمانان کنوانسیون، به مثابه یک شوی تبلیغاتی می­‌نگرند. اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم و مهمانان خارجی 

را سفیرانی برای توسعه گردشگری استان قلمداد کنیم، باید بهترین کالاهای گردشگری را به آنان نشان می‌دادیم. آنچه این روزها

 مدیران به‌عنوان نامزد ثبت جهانی معرفی می­‌کنند، غارعلی­صدر، ارگ نوشیجان، محوطه باستانی هگمتانه، دستکندهای سامن 

و ارزانفود است.

غار علیصدر از لیست حذف شد!

هگمتانه با عملکرد غلط شهرداری شانس بسیار کمی برای قرار گرفتن در لیست گردشگری مهمانان خارجی دارد اما چهار مورد

 بعدی چرا در فهرست بازدید این مهمانان نبودند؟ اختلاف مدیران غار علی­صدر و بازاریاب و برگزارکننده این رویداد در همدان 

باعث شد غار علیصدر در فهرست قرار نگیرد و بقیه موارد نیز به‌دلیل ضعف برنامه‌ریزی دیده نشدند. به‌جای مهم‌ترین 

غار آبی جهان، غاری مصنوعی نشان آن‌ها دادند. حال باید از متولیان گردشگری پرسید، از این رویداد چه آورده‌ه­ایی نصیب 

استان شده است و این فرصت‌سوزی را چه کسی و چه نهادی پاسخگوست؟

تنها یک فصل از ثبت جهانی لالجین گذشته است. چه اتفاقی باعث نادیده گرفته شدن شهر جهانی سفال در آنچه

 از آن به‌عنوان مهم‌ترین رویداد گردشگری سال در استان نام برده می­‌شود، شده است؟در دو نشست خبری که پیش و همزمان با حضور

 این راهنمایان درهمدان برگزار شد، متولیان گردشگری استان از ارزآوری مهمانان گردشگری خبر می­‌دادند اما از طرفی اعلام می‌کردند

 50 میلیون تومان اعتبار برای برگزاری این مهمانی در نظر گرفته­‌اند. تناقض‌های بسیاری در گفتار و کردار آنان وجود داشت 

و به نظر می‌رسد ارزآوری آن برای چند راهنمای گردشگری بوده نه برای کل کشور و استان. به‌گفته مسئول کانون انجمن‌های صنفی 

راهنمایان گردشگری، همه راهنمایان خارجی ثبت نام کرده و هزینه سفر را پرداخته‌­اند. پرسش این است این هزینه کجا رفته است؟

کنوانسیون راهنمایان گردشگری بدون راهنما

باتوجه به اینكه هزینه میزبانی این راهنمایان نیز برعهده هتل­‌های استان و برخی اداره‌­های دولتی بوده، چه کسانی سود مالی این برنامه 

را برده‌­اند و کاسبان اصلی این رویداد چه کسانی هستند؟مهم‌ترین دستاوردی که استان می­‌توانست از این رویداد داشته باشد، دیدار

 و تعامل راهنمایان گردشگری همدانی با راهنمایان خارجی بود که به علت حاضر نبودن راهنمایان با سابقه استانی، در این

 رویدادها اتفاق نیفتاد. مسئولان استانی هرگز از خود نپرسیدند چرا بیش از 150 راهنمای گردشگر همدان در چنین رویدادهایی

 غایب هستند و اختیار گردشگری شهر در دست 11 راهنما باعنوان انجمن صنفی افتاده است. به مدیران حوزه گردشگری باید گفت 

اگر توان ایجاد فرصت برای 150 راهنمای گردشگری در استان را نداشته باشید، توان میزبانی 140 گردشگر خارجی را هم مانند 

همین برنامه نخواهید داشت.به‌نظر می­‌رسد مدیران گردشگری استان از مباحث گردشگری اطلاع چندانی ندارند. یا مسحور

 شوهای تبلیغاتی هستند و یا در خواب غفلت به سر می‌­برند. اما بهتر است آدرس غلط به مردم ندهیم. آنچه در این رویداد دیده شد، اگرچه

 برای مدیران و برخی بازاریابان اهمیت زیادی داشت اما برای توسعه گردشگری استان چندان رویداد مهمی نبود که بوق و کرنایش 

گوش مردم را کر کند.

http://yon.ir/KWV8



برچسب ها: روزنامه قانون ، گردشگری همدان ، راهنمایان گردشگری همدان ،

چهارشنبه 13 بهمن 1395

همدان؛ نشان نقاشی ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

همدان؛ نشان نقاشی ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ نشان نقاشی ایران
سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید....
1395/11/13
 سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید.
آخرین نمایشگاه او از 16 دی در گالری شهر کتاب همدان برپاشده و فعلا ادامه دارد. فاضلیان در این نمایشگاه آثاری را با موضوع بناهای تاریخی همدان در کنار نقاشی‌های استادش احمد فتوت به بازدید گذاشته است. به همین بهانه با این نقاش همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • از روزهایی که با بوم نقاشی آشنا شدید بگویید.
نقاشی را از کودکی نزد استاد احمد فتوت آغاز کردم و بعدها به صورت حرفه‌ای نزد استادانی مانند بابک روشنی‌نژاد، علی نصیر و آیدین آغداشلو کار کردم. فکر می‌کنم کسی به آدم نمی‌گوید نقاش خواهی شد بلکه این یک موضوع درونی است. در واقع نقاشی جزئی از وجود من است.
  • منشأ این حس درونی کجاست؟
نقاشی یک امر ناخودآگاه است که در آن درونیات آدمی به زبان تصویری بیان می‌شود. هیچ پدیده خودآگاهی نیست. قبل از این‌که خودآگاه وارد شود، من ناخودآگاه شروع به نقاشی می‌کنم. هنر نیاز و احتیاج درونی انسان است.
  • پس نقاشی کردن برای شما یک مساله فردی است؟
کاملا فردی است و بیان اتفاقاتی که درون خودم می‌افتد جدا از آن که چه نوع و چه موضوعی را نقاشی می‌کنم. خود امرنقاشی برای من مهم است.
  • اگر موضوع فردی است پس بازخورد چقدر برای شما مهم است؟
اگر بگویم مهم نیست حرف نادرستی است اما اگر بدترین بازخورد را هم بگیرم باز ادامه می‌دهم و استقبال می‌کنم. نقاشی کردن برای من احتیاج است. شاید برخی این هنر را به عنوان یک شغل یا وسیله امرار معاش انتخاب کنند اما من ترجیح دادم نقاشی کردن را برای نقاشی انتخاب کنم نه برای درآمدزایی یعنی هنر برای بیان حقیقت.
  • استقبال از آثار شما در این نمایشگاه چگونه بود؟
خوشبختانه استقبال خوبی را شاهد هستیم. در روز افتتاحیه فضا مملو از جمعیت بود و تابلوها دیده نمی‌شدند. به نظر من یک نیاز فرهنگی از طرف مردم همدان بود و باید به این نیاز پاسخ داده می‌شد. مردمی که حتی از نقاشی سررشته‌ای نداشتند در این نمایشگاه یک ساعت به تابلوها با دقت نگاه می‌کردند. پیش‌بینی ما این بود که کارهایی ارائه کنیم که مردم دوست داشته باشند. فروش رفتن کارها نشان می‌دهد مردم با هنر ارتباط خوبی دارند.
  • میزان خرید آثار رضایت بخش بود؟
مردم از کار من استقبال خوبی کردند، اما خرید نقاشی جزو فرهنگ عمومی جامعه نیست. البته به تازگی این مسأله در تهران شروع شده که افزایش تعداد گالری‌ها و مراکز فرهنگی گواه این موضوع است. اقبال به هنرهای دیگر مانند تئاتر،کنسرت و سینما رفتن هم بیشتر شده و کالاهای فرهنگی در سبد خانوارها قرار گرفته است. امیدوارم در شهرستان‌ها نیز شاهد این اتفاقات باشیم.
  • پیش از این هم در نمایشگاه‌ها حضور داشته‌اید؟
نمایشگاه‌های مختلفی از جمله در گالری سین تهران، دانشگاه آزاد همدان و گالری ده هنر داشته ام.این نمایشگاه اخیر هم بخشی از یک پروژه بود که قرار است به صورت یک کتاب کار شود. در نظر دارم فضاهای شهری همدان با یک نگاه نقاشانه در قالب یک کتاب حفظ شود. افتخاری برای من بود که در کنار استاد فتوت قرار بگیرم. موضوع هم همدان بود و یک حرکت فرهنگی در شهر.
  • چرا همدان و چرا بناهای تاریخی در ناخودآگاه شما نقش بسته و به نقاشی بدل شده است؟
بحث معنوی قضیه این است که فضاهای تاریخی و میراث تاریخی شهر همدان درحال از بین رفتن است و اگر به این صورت به آن پرداخته نشود، از بین می‌رود و نابود می‌شود.
  • فضاهای خصوصی مانند شهر کتاب چقدر می‌توانند در همه گیر شدن پدیده هنر اثرگذار باشند؟
به نظرم مهم توسعه و رشد هنر است، فضای دولتی و غیردولتی تفاوتی ندارد. البته در بسیاری از کشورها دولت‌ها از هنرمندان حمایت می‌کنند و آنان را زیر چتر خود می‌گیرند. به نظر من هر دو باید سهم داشته باشند. آمدن شهر کتاب به همدان اتفاق بسیار خوبی بود.
  • وضعیت نقاشی همدان را چگونه می‌بینید؟
همدان در عرصه نقاشی هنرمندان خوب و سابقه درخشانی دارد. در تهران وقتی من می‌گفتم همدانی هستم می‌گفتند همدانی‌ها در نقاشی معاصر یک برند هستند. محمدحسین حلیمی، قباد شیوا، احمد فتوت و در نسل جدید بابک روشنی‌نژاد، علی شایسته، رضا عظیمیان، عادل یونسی و یوسف عبدی‌نژاد شناخته شده‌اند.
  • نقاشی نقاشان همدان چه ویژگی مهمی دارد که یک برند محسوب می‌شود ؟
نقاشی همدانی‌ها معاصر و از نظر تکنیک و محتوا پیشرفته است. نقاشان ما می‌دانند چه کاری انجام می‌دهند. خوشبختانه در گذشته نیز چهره‌های خوبی داشتیم. وجود این پیشینه باعث شده نقاشی حرفه‌ای تداوم داشته باشد و روزبه‌روز بهتر شود.
  • این هنرمندان چه تاثیری بر ذائقه هنری شهروندان دارند؟
شهری که این همه نقاش دارد مردم نیز یاد می‌گیرند که نقاشی ببینند، نقاشی بخرند و با این هنر رابطه برقرار کنند. یک اثر نقاشی که ارزشمند باشد حتما استقبال خواهد شد و خوشبختانه کار با ارزش در شهر ما زیاد است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، نقاشی همدان ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 13 بهمن 1395

پا به توپ از همدان تا گرجستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

پا به توپ از همدان تا گرجستان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پا به توپ از همدان تا گرجستان
سیدآرش رضوی فوتبالیست همدانی متولد 1368 در همدان است. او از کودکی عاشق فوتبال بود و با سختکوشی توانست به موفقیت‌هایی در تیم‌های استان دست یابد...
1395/11/13
 سیدآرش رضوی فوتبالیست همدانی متولد 1368 در همدان است. او از کودکی عاشق فوتبال بود و با سختکوشی توانست به موفقیت‌هایی در تیم‌های استان دست یابد. رضوی این روزها در تیم برجومی گرجستان بازی می‌کند اما نگاهش به فوتبال همدان است. او امیدوار است شرایط فوتبال استان تغییر کند تا علاقه‌مندان این رشته ورزشی به آرزوهایشان برسند. در این گفت‌وگو از رضوی درباره تفاوت‌های فوتبال ایران و گرجستان و تجربه‌های او پرسیده‌ایم.
  • ورزش را از کجا آغاز کردید؟
فوتبال را از مدرسه فوتبال قدس زیر نظر محمد به‌گندم شروع کردم و بعد از آن به بازی فوتسال علاقه‌مند شدم و زیر نظر سید محمد زارعی این ورزش را ادامه دادم. حدود یک سال بعد به تیم مهر وارد شدم و به مربیگری مصطفی امینی و حسین الماسی در رده سنی بزرگسالان، امیدها و جوانان بازی کردم.
  • چه زمانی به مسابقات کشوری راه یافتید؟
سال‌های بعد در تیم هما به مربیگری عبدالرضا آبیار درآمدم. این تیم همان سال در مسابقات امیدهای استانی به مقام اول رسید. پس از آن بود که در سال ۱۳۸۶به مسابقات کشوری راه یافتیم و به مقام سوم رسیدیم.
  • تا چه زمانی با تیم هما همکاری می‌کردید؟
هیچوقت در یک تیم نماندم و تجربه همکاری با مربیان و تیم‌های مختلف استانی را دارم. با تیم هما بعدها در رده سنی بزرگسالان در لیگ شهر به مقام اولی دست یافتیم و بعد از آن به تیم سرهنگ شمسی‌پور (تیم مقاومت) رفتم. بعد از یک سال به تیم مهر در مسابقات لیگ۳‌ کشور به مربیگری مصطفی امینی و حسین سبزی رفتم. بعد از آن هم یک فصل در تیم شهید امینی (دانشگاه بوعلی) بودم. یک فصل هم در یکی از تیم‌های فوتسال ملایر بودم.۶ دوره در مسابقات دانشجویی اعم از فوتسال و فوتبال زیر نظر مربی خوبم مهدی امینی فعالیت داشتم.
  • چه شد که سر از گرجستان درآوردید؟
سال ۱۳۹۵از طریق یکی از بازیکنان گرجستان به یکی از تیم‌های گرجستان معرفی شدم و مورد توجه مربی تیم برجومی قرار گرفتم. با این تیم قرارداد بستم و همکاری آغاز شد.
  • در ورزش به دنبال چه چیزی هستید؟
در فوتبال به دنبال عشقی هستم که از کودکی به آن داشتم. دوست داشتم یک بازیکن خوب و مطرح باشم،به جایگاه بالا برسم و در تیم‌های مطرح بازی کنم. بازی در تیم‌های بزرگ نیز از آرزوهای من است.
  • شما تجربه بازی فوتسال و فوتبال حرفه‌ای را دارید. وضع فوتسال استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ورزش استان همدان ظرفیت سرشاری دارد خصوصا در رشته فوتبال ما بازیکنان توانمندی در عرصه فوتبال از لیگ برتر تا تیم ملی مانند احمد جمشیدیان، مرتضی تبریزی و علی اصغر عاشوری داریم. با تکیه به علم ورزشی، می‌توانیم بازیکنان توانمندی را پرورش دهیم. بی‌دلیل نیست که می‌گویند همدان شهر فوتبال است. در فوتسال هم همین طور است. فوتبال و فوتسال نیاز به توجه دارد.
  • نقاط قوت و ضعف این ورزش در استان کدام است؟
نقاط قوت این رشته ورزشی در استان همدان بازیکنان توانمندی است که می‌توانند قله‌های پیشرفت را فتح کنند چه در بخش بانوان چه آقایان. نمونه‌اش بازیکنان لیگ برتری و خوش‌کارنامه ماست. از نقاط منفی فوتبال استان نبود مدیریت صحیح ورزشی و نداشتن مربیان بزرگ برای لیگ‌های بالاتر است. به نظر من با شواهد موجود استان همدان تا لیگ درعرصه فوتبال پیش رفته اما بازیکن ملی‌پوش و لیگ برتری را تربیت نکرده، مشکل این است که برخی مربیان ما علم‌گرا نیستند.
  • وضعیت تیم برجومی چطور است و تاکنون چند بازی با این تیم داشته‌اید؟
تیم ما در بازی آخر از رفتن به لیگ برتر باز ماند و نتوانستیم به لیگ برویم. در مجموع ١٦ بازی و ٤ بازی پلی‌آف داشتیم كه در بازی آخر نتوانستیم به لیگ صعود كنیم.
  • ارتباط گرفتن با هم‌تیمی‌ها چطور است؟
اولین روزی كه من به تیم بورجومی رفتم و تمرینات را شروع كردیم سخت بود چون زبانشان را نمی‌فهمیدم اما بعد از مدتی با یک بازیكن گامبیایی كه مسلط به زبان انگلیسی بود می‌توانستم ارتباط برقرار كنم و به نوعی مترجم من بود. بعد از مدتی آرام‌آرام درک می‌كردیم چه می‌گویند. هر روز ٢ ساعت تمرین می‌کردیم و مسابقات پرفشاری داشتیم.
  • فوتبال ایران و گرجستان چه تفاوت‌هایی دارند؟
در فوتبال ایران دفاع‌ها هافبك‌ها را حذف می‌كنند،مستقیم توپ را از دفاع به حمله می‌زنند و هافبك‌ها بدون هیچ ثمری به این طرف و آن طرف می‌دوند اما در گرجستان دفاع‌ها همه توپ‌ها را به هافبك‌ها پاس می‌دهند تا آنها بازی‌سازی كنند. کار گروهی و تیمی در فوتبال ایران تعطیل است و همه چیز را فردی می‌بینیم.
  • آینده فوتبال همدان را چگونه می‌بینید و چه نیازهایی دارد؟
بی‌شک اگر بها داده شود و به صورت صحیح مدیریت شود آینده درخشانی در انتظار فوتبال این شهر و جوانان جویای نام فوتبالی است. متاسفانه ما هیچوقت مدیر فوتبالی در فوتبال استان نداشتیم. زیرساخت‌های قابل قبولی داریم اگر مسئولان فوتبال استان به نوسازی آنها اهمیت بدهند. از چمن مصنوعی استادیوم ملت تا ورزشگاه دور افتاده شهید مفتح نیاز به باسازی و دسترسی آسان دارد. با تمام این کمبودها و کاستی‌ها ما جوانان توانمندی در استان داریم که می‌توانند پله‌های پیشرفت را یکی پس از دیگری طی کنند. خیلی از این بازیکنان در خارج از کشور بازی می‌کننند و خیلی‌ها هم برای عموم شناخته‌شده نیستند. به هر حال ظرفیت بالایی برای فوتبال در جوانان این شهر نهفته است و نیاز اصلی همان‌طور که گفتم توجه و مدیریت درست است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86


برچسب ها: ورزش همدان ، فوتبال همدان ، همشهری همدان ،

تعداد کل صفحات: 29 1 2 3 4 5 6 7 ...