دوشنبه 2 اسفند 1395

« اکو» به سوره رفت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

« اکو» به سوره رفت

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
« اکو» به سوره رفت
امید انصاری متولد ١٣٦٣ درهمدان است...
1395/12/01
 امید انصاری متولد ١٣٦٣  درهمدان است. او به عنوان كارگردان، طراح صحنه و لباس در این شهر فعالیت می‌کند . آخرین اثر نمایشی انصاری در جشنواره سوره پذیرفته شده و از 26 بهمن تا ٣ اسفند در تهران در حال برگزاری است. نمایش «اكو» ساعت 12روز ٢ اسفند در سالن استاد مشایخی به روی صحنه خواهد رفت. در این گفت‌وگو از حضور انصاری در جشنواره‌ها می‌پرسیم.
  • از چگونگی ورودتان به عرصه نمایش بگویید.
بیش از ١٠ سال است فعالیت هنری دارم و كارم را با بازی در چند مجموعه تلویزیونی آغاز كردم.
  • امروز از این‌که وارد عرصه نمایش شدید راضی هستید؟
بارها اتفاق افتاده كه پشیمان شده‌ام اما بار دیگر ناخودآگاه خودم را در محیط هنری دیده‌ام. این نشان‌دهنده علاقه شدید من به تئاتر است. با تمام كاستی‌ها و محدودیت‌ها همچنان مشغول فعالیت هنری هستم.
  • به تئاتر به عنوان شغل نگاه می‌کنید ؟
قطعا درآمدی وجود ندارد و اگر به چشم درآمد وارد شویم چیزی جز شكست نصیب ما نمی‌شود. با این‌که تلاش زیادی می‌كنیم  اما در مقایسه با همكاران تهرانی درآمد بسیار كمتری داریم.
  • کدام شاخه از هنر تئاتر برای شما مهم‌تر است، کارگردانی، طراحی لباس یا صحنه؟
به دلیل علاقه به رشته فیلمسازی بعد از ١٠ سال دوری از تحصیلات دوباره شروع به تحصیل در رشته فیلمسازی كردم. تخصص اصلی من فیلمسازی بود اما به دلیل اینكه بازگشت مالی نداشت و ناچار به اكران رایگان بودم ترجیحا فاصله گرفتم اما هر ٢ سال یک فیلم می‌سازم. طراحی صحنه و لباس علاقه اصلی من است. در بیش از ٣٠ مجموعه تلویزیونی، فیلم و تئاتر طراحی صحنه و لباس کار كردم و جوایز متعددی گرفتم اما به دلیل اینكه رفتار مناسب و حرفه‌ای در همدان با این شاخه از هنر نبود تصمیم گرفتم حرفم را در ساخت تئاتر بزنم كه هم تا حدودی بازگشت مالی داشته باشد و هم نتیجه بهتری برایم داشته باشد.
  • در تئاتر به دنبال چه هستید؟
به دلیل علاقه و اهمیتی كه تئاتر برای من دارد به دنبال این هستم كه حرفم را در قالب نمایش و به صورت زنده عرضه كنم و ارتباط مستقیم با مخاطبانم داشته باشم.
  •  همدان در کجای آثار شماست؟
من در فیلم‌هایی كه ساختم با رویكرد به گویش همدانی و لوكیشن‌های اطراف شهر سعی در نشان دادن توانمندی‌های شهرم به لحاظ گویش و زیبایی محیط داشته ام و برای خلق یک اثر هنری تمام تلاشم را در این زمینه می‌کنم. اما در آثار تئاتری شرایط بسیار متفاوت است و سعی در بیان سخنم به صورت جهانی دارم به‌ طوری كه در ساخت نمایش«اکو» نیز با رایزنی‌هایی كه با كشورهای متعدد داشتم استقبال خوبی از سبک و پیام نمایش داشتند و دنبال اجرای آن در نقاط مختلف هستیم.
  • تحلیل شما از وضع نمایش استان چگونه است؟
نمایش همدان پیشینه‌ای قوی در كشور دارد و اکنون نیز در برخی از بخش‌ها حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما به دلیل نبودن همدلی و همبستگی بین اهالی تئاتر این امر اتفاق نیفتاده و این بسیار ناراحت‌كننده است.
 تا زمانی كه این همدلی رخ ندهد وضعیت به همین شكل باقی می‌ماند. مشكل دیگر ما این است كه بسیاری از افراد در جایگاه خود فعالیت نمی‌كنند و این باعث شده كیفیت برخی كارها بسیار پایین باشد. به‌ طور مثال افرادی كه عمر فعالیت هنری آنها به یک سال هم نرسیده بدون تجربه و گذراندن مراحل ابتدایی روی صحنه می‌روند وحتی اقدام به كارگردانی می‌كنند.

1-1.jpg
  •    از نمایش « اکو»  بدانید
نمایش«  اكو»  بعد از پذیرش متن در جشنواره بین‌المللی تهران مبارک از اسفند سال گذشته تاکنون سومین جشنواره است كه تجربه می كند. بعد از حضور موفق در جشنواره تهران مبارک انتظار می‌رفت كه در جشنواره همدان در بخش رقابت قرار بگیرد كه بنا به ناملایمت‌ها و نامهربانی‌ها به ناحق در بخش جنبی روی صحنه رفت  و مانند  قبل مورد استقبال چشمگیر تماشاچیان قرار گرفت. این بار و در سومین جشنواره یعنی جشنواره تئاتر دانشجویی سوره تهران پذیرفته شده كه یكی از جشنواره‌های معتبر دانشجویی ایران است. امیدوارم نماینده خوبی برای شهر همدان باشیم.
  • داستان این نمایش چیست؟
اسم نمایش اكو و برگرفته از واژه اكوسیستم است و موضوع آن درباره حفاظت از محیط زیست است و به صورتی خلاق و متفاوت روی صحنه می‌رود. این نمایش كاملا به ‌صورت بی‌كلام و به‌ صورت سایه فیزیكال و عروسكی و بازیگری است و به مدت ٣٢ دقیقه با تصاویری زیبا ارائه می‌شود.
  • برای اجرای عمومی در همدان چه برنامه‌ای دارید؟
امیدواریم بتوانیم در آینده نزدیک این نمایش را در شهر همدان به اجرا بگذاریم. این مسأله نیاز به كمک مسئولان و همچنین وجود حامی دارد. امیدواریم محقق شود و قطعا این 2 مورد می‌تواند كمک شایانی برای ساخت نمایش‌های دیگر كند و زیربنای ساخت اثر بعدی من نیز باشد.
https://goo.gl/GWpvW8


برچسب ها: همشهری همدان ،

جمعه 29 بهمن 1395

از نور دردوربین تا نور در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،سینما ،تئاتر ،

از نور دردوربین تا نور در صحنه

نویسنده: حسین زندی/ مسعود احمدی خبرنگار همشهری -همدان
از نور دردوربین تا نور در صحنه
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم ...
1395/11/26
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم و با تاریخچه ورود این حرفه به همدان آشنا شدیم. این بار به سراغ حسن کوثری یکی دیگر از هنرمندان پیشکسوت نورپردازی در همدان رفته‌ایم. کوثری علاوه بر ادامه راه محمودیان اولین کسی است که در تئاتر همدان انتخاب موسیقی را به صورت حرفه‌ای وارد کرده و علاوه بر حوزه تئاتر از اولین فیلمسازان همدان نیز به شمار می‌رود.
از ورودتان به عرصه هنر بگویید.
من فعالیت هنری را از سال 1349 با عکاسی شروع کردم. از پول‌های عیدی آن سال که خانواده و فامیل به من داده بودند یک دوربین آکفا به قیمت 7 تومان و 5 ریال خریدم و عکاسی را آغاز کردم.
  • فرایند چاپ چطور بود؟ همه کارها برعهده خودتان بود؟
سال اول دبیرستان بودم و زنده‌یاد برادرم نیز عکاسی می‌کرد. او یک لابراتوار عکاسی سیاه و سفید داشت که در صندوقخانه خانه پدری درست کرده بود و عکس‌های مرا هم چاپ می‌کرد. اما برای هرعکس 10 شاهی باید به او می‌دادم. برای تهیه این 10شاهی بایستی با هزار دوز و کلک از مرحوم پدرم این پول را می‌گرفتم. چون دستگاه خشک‌کن گران بود و ما هم پول نداشتیم دستگاه بخریم، مجبور بودیم عکس‌ها را به شیشه بچسبانیم تا خشک شود.
  • برای چه جاهایی عکاسی می‌کردید؟
برای دل خودم عکس می‌گرفتم و آن زمان عکس‌هایم را برای نمایشگاه، مجله یا جای دیگری نمی‌فرستادم. در سال‌های اخیر بود که به فکر انتشار عکس‌ها افتادم.
  • علاقه به فیلمسازی چگونه پدید آمد؟
از کودکی و نوجوانی به سینما علاقه داشتم و بیشتر فیلم‌هایی را که در همدان اکران می‌شد، میدیدم. این روند ادامه داشت تا مرکز سینمای آزاد کشور که وابسته به رادیو تلویزیون ملی آن زمان بود راه‌اندازی شد و به دنبال آن این مرکز در همدان نیز آغاز به کار کرد.
  • سینما آزاد را چه کسانی شکل دادند؟
عبدالله باکیده و حوا نیکنام رفتند تهران و این مرکز را به همدان آوردند. من، عبدالله باکیده، حوا نیکنام و سعید بنی‌صدر سینمای آزاد همدان را شکل دادیم. در ابتدای خیابان کرمانشاه دفتری راه‌اندازی کردیم  و ابراهیم نوچی هم به ما پیوست. وقتی سینمای آزاد شکل گرفت رقیبی برای سینمای جوان آن زمان که وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ملی بود و در ساخت فیلم‌های کوتاه فعال بود به شمار می‌رفت.
  • از تجربه‌های فیلمسازی در این دوره بگویید.
آن زمان 12 فیلم 8 میلیمتری ساختم که 2 فیلم من در جشنواره سینما آزاد اصفهان جایزه گرفت و یک فیلم دیگرم بنا به دلایلی توقیف شد. این کار را ادامه دادیم تا زمان گرفتن دیپلم. پس از اینکه دیپلم گرفتیم پراکنده شدیم و گروه از هم پاشید و هرکس به سمتی رفت. من سال 1352 دیپلم گرفتم و به خدمت نظام رفتم.
  • چه زمانی وارد عرصه تئاتر شدید؟
پس از پایان دوران سربازی بار دیگر فعالیت‌ها را آغاز کردم. آن زمان تئاتر وضع خوبی داشت و تئاتر همدان جای خود را باز کرده و شناخته شده بود. صادق آشور پور، مسعود احمدی، عباس نفری، جلال میرزاپور، مهدی فاضلی، احمد بگلریان و رضا کشانی که به عنوان کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر بود، فعالیت‌های خوبی داشتند و من در کنار سینما وارد تئاتر هم شدم.
  • در چه شاخه‌ای از تئاتر کار می‌کردید؟
آن زمان موسیقی متن تئاتر به صورت امروز نبود و نورپردازی تئاتر هم چندان اهمیت نداشت. من در همدان روی موسیقی متن تئاتر بیشتر کار کردم و این شاخه را انتخاب کردم. از روی صفحه‌ها و نوارهای کاست، موسیقی متن برای نمایش‌ها انتخاب می کردم که مورد استقبال دوستان نیز بود.
  • اولین کار را با چه کسی تجربه کردید؟
اولین کار من «آی بی‌کلاه‌آی باکلاه» به کارگردانی استاد نصرالله عبادی بود. پس از آن نیز با دوستان زیادی از جمله صادق آشورپور، رضا کشانی، احمد بگلریان و بسیاری از دوستانی که دست اندرکار تئاتر بودند کار می کردم. آن زمان من و رضا بیابانی بیشتر وقت‌ها باهم کار می‌کردیم. ما آهنگساز نبودیم اما در انتخاب موسیقی همکاری می‌کردیم. بیابانی تئاتر کار نمی‌کرد اما موسیقی و هنر را می‌شناخت.
  • چه شد که به سمت نورپردازی رفتید؟
پس از آن در کنار انتخاب موسیقی نورپردازی را آغاز کردم. مهدی محمودیان پیش از من در این کاربود و غلامرضا مهری هم در زمینه صدابرداری کار می‌کرد. البته آنها به استخدام رادیو وتلویزیون درآمدند و من در کنار آنها برخی کارها را نورپردازی می کردم. همین سال‌ها به استخدام آموزش وپرورش درآمدم. احساس نیاز بود. وقتی می‌دیدم کار دوستانم در یک رشته‌ای ضعف دارد کمک می کردم برطرف شود.
  • تا چه زمانی این روند ادامه داشت؟
همین روال ادامه پیدا کرد اما با فرهنگ و هنر همکاری می کردم. پس از مدتی که سینما جوان اداره فرهنگ و هنر مستقل شد و ساختمانی در خیابان سعیدیه گرفت و حمید شریف‌زاده مسئول سینما جوان شد از ما هم دعوت به همکاری کرد و من در کنار سینمای آزاد با آنها هم کار می‌کردم.
با اهالی تئاتر نیز کار می کردم. این همکاری‌ها ادامه داشت تا سال 1367 که طرحی را به امور تربیتی آموزش وپرورش آن زمان دادم که حالا به عنوان کانون‌های پرورشی از آن اسم می‌برند. این طرح فیلم به وزارتخانه رفت و تصویب شد به صورت یک فیلم ساخته شود.
  • فیلم را خودتان ساختید؟
بودجه فیلم را آموزش وپرورش پرداخت کرد من ساخت این فیلم را آغاز کردم که بلندترین فیلم 16 میلیمتری آماتوری بود و 72 دقیقه زمان داشت. فیلم «تابلو» به جشنواره سراسری کار و کارگر رفت و سپاس‌نامه ویژه را دریافت کرد و به عنوان فیلمی آموزشی تربیتی شناخته شد.
  • شما در استخدام آموزش و پرورش بودید. چگونه از اداره فرهنگ و ارشاد سر درآوردید؟
بنابر همکاری‌های پیشین به وزارت فرهنگ دعوت شدم تا به اداره فرهنگ منتقل شوم. حکم انتقالی من را زدند و به عنوان کارشناس امور سینمایی در این اداره مشغول به کار شدم. همین زمان مسئولیت فنی تالار فجر را پذیرفتم. پس از این دوره بود که صبح‌ها در اداره و بعدازظهرها در خدمت دوستان تئاتر و سینما بودم.
  • در نورپردازی چه نوآوری‌هایی کردید؟
تمرین‌های تئاتر که شروع می‌شد من هم طراحی نور را آغاز می کردم.
نمایش «سوگ جامه» صادق آشورپورکه برنده بهترین نورپردازی در جشنواره منطقه‌ای شد، تلفیقی از نورپردازی تئاتری و سینمایی بود. صحنه تاریک را تبدیل به پلان تئاتر کردیم  متن و  نورپردازی را ادامه دادم.
https://goo.gl/4d78JL


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

جمعه 29 بهمن 1395

نمایش لباس مردم« مادستان» در قلب تهران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

نمایش لباس مردم« مادستان» در قلب تهران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نمایش لباس مردم« مادستان» در قلب تهران
نمایشگاه بین المللی تهران 18 تا 21 بهمن ماه میزبان آژانس‌های مسافرتی، شرکت‌ها و تولیدکنندگان ادوات گردشگری از ایران و کشورهای مختلف بود....
1395/11/27
نمایشگاه بین المللی تهران 18 تا 21 بهمن ماه میزبان آژانس‌های مسافرتی، شرکت‌ها و تولیدکنندگان ادوات گردشگری از ایران و کشورهای مختلف بود. علاوه بر بخش خصوصی که با چند غرفه از استان در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری حضور داشت، اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان نیز در سالن ٣٨ نمایشگاه بین المللی پذیرای بازدیدكنندگان بود. روز یکشنبه در گزارشی به این رویداد پرداختیم اما به دلیل اهمیت موضوع این بار از نگاه معصومه مومنی كارشناس، مدرس و فعال گردشگری که از نزدیک پیگیر فعالیت های گردشگری در استان است، موضوع را بررسی می‌کنیم. او معرفی لباس باستانی همدان را از دستاوردهای این نمایشگاه می‌داند.
  • با توجه به این‌که در نمایشگاه حضور فعال داشتید، ارزیابی شما از نمایشگاه امسال چگونه است؟
استان‌ها با تقسیم‌بندی‌های انجام شده به صورت منطقه‌بندی در غرفه‌های مشترک حضور پیدا كرده بودند. از جمله اتفاقات مثبت این اقدام تعاملاتی بود كه از ابتدای كار رخ داد. طراحی برای چیدمان غرفه و رسیدن به تصمیم مشترك برای اجرا و نیز روند كار گروهی با تقسیم‌بندی‌های انجام شده به خوبی پیش رفت. استان همدان در كنار استان‌های مركزی، ایلام، كرمانشاه و كردستان در قالب منطقه ٤ فعالیت خود را انجام داد. این اتفاق می‌تواند الگویی برای همکاری‌های منطقه‌ای باشد و خارج از فضای نمایشگاهی نیز این استان‌ها در قالب برنامه کاری مشترک وارد فعالیت شوند.
  • تداوم دستاوردهای برگزاری نمایشگاه در برنامه‌ریزی کلان گردشگری چگونه اتفاق می‌افتد؟
این 5 استان در طرحی مشترک در قالب بسته هدیه به بازدیدكنندگان سوغات استان خود را عرضه كردند كه مورد استقبال قرار گرفت، دمنوش‌های تهیه شده نیز معرفی خوبی را در بر داشت و طراحی روی لیوان‌ها و سوغات متناسب با استان‌ها انجام شده بود. در بسته‌های استان همدان لیوان سفالی لالجین، كتابچه انگلیسی و سررسید سال نو با ارائه تصاویر از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی استان همدان و اطلاعات بخش‌های گردشگری از جمله کارهای مثبت انجام شده بود. همه این اتفاقات، اتحاد استان‌های زاگرس‌نشین را به رخ كشید و انجام كار گروهی در عین انجام كار مستقل استان‌ها اتفاق جالبی بود كه سبب تعاملات مثبت بین این استان‌ها شد. این تعامل را قطعا در برنامه‌ریزی کلان هم خواهیم دید.
  • طرح تکمیل شده لباس مادی هم در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شد. استقبال چگونه بود؟
یکی از جذابیت‌ها و مسائلی که در نمایشگاه بین‌المللی امسال پیگیری شد معرفی لباس باستانی همدان بود که در سال‌های پیش بازآفرینی شده است. پوشش مادی نیز در این دوره مورد استفاده قرار گرفت كه علاوه بر جذابیت، سوالاتی را در برداشت كه پاسخگویی به آن معرفی كهن شهر همدان را دربر داشت. باید توجه داشته باشیم وقتی یک عنصر فرهنگی را احیا می‌کنیم باید معرفی شود. اگر این اتفاق نیفتد نتیجه چندانی ندارد و نمایشگاه یکی از بهترین فضاها برای چنین کاری است. البته در نمایشگاه امسال بخش‌های صنایع دستی، موسیقی، نمایش محلی، تیزر و كلیپ نیز با انتقال مفاهیم فرهنگی، تاریخی و گردشگری مخاطبین زیادی را به خود جلب كردند.
  • با توجه به نزدیکی نوروز، این نمایشگاه چقدر می‌تواند به گردشگرپذیری استان کمک کند؟
این نمایشگاه فرصت مناسبی برای انتقال اطلاعات و ارائه خدمات مناسب به بازدیدكنندگان و انگیزه‌سازی برای انتخاب  همدان در برنامه سفرهای نوروزی بود. به نظر می‌رسد با توجه به فاصله کم استان همدان با پایتخت نوروز امسال شاهد ورود تعداد بیشتری گردشگر باشیم. در چنین نمایشگاهی در کنار ارائه اطلاعات، توجه به مخاطب‌شناسی بسیار حائز اهمیت است؛ اینكه مخاطب ما كیست و چه نوع اطلاعاتی را برای او انتخاب كنیم.
  • برای این‌که در آستانه نوروز در حوزه استقبال از میهمانان نوروزی بهتر عمل شود باید برنامه‌ریزی‌ها زودتر انجام شود. در این زمینه چه پیشنهادی دارید؟
استان همدان با توجه به دارا بودن جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی وطبیعی بی‌نظیر، فاصله زمانی كوتاه تا تهران، آب و هوای جذاب برای استان‌های گرمسیر، پل ارتباطی بین استان‌های شرق و غرب و موارد دیگر در ایام نوروز پذیرای مسافران زیادی است. از این رو لازم است تدابیر و تمهیدات مناسب برای پذیرایی از مسافران نوروزی اندیشیده شود. از لحظه ورود تا خروج تمامی موارد بررسی و با توجه به اولویت‌ها در برنامه‌های اجرایی سازمان‌ها و ارگان‌های مربوط قرار گیرد. ثبت خاطره خوش در ذهن مسافران بهترین تبلیغ است و ماندگاری ارزش‌ها را به دنبال دارد.
  • یکی از مشکلات گردشگری این است که هنوز در استان‌هایی مانند همدان بخش دولتی فعال‌تر از بخش خصوصی است. این مشکل در نمایشگاه هم مشهود بود. برای تقویت عرصه‌های گردشگری در بخش خصوصی چه پیشنهادی دارید؟
در حوزه گردشگری، بخش‌های دولتی و خصوصی جدا از هم نیستند و عدم حضور یكی از آن دو موفقیتی در پی نخواهد داشت. سعی شد درغرفه‌های دولتی همدان تبلیغات بخش‌های خصوصی نیز صورت گیرد. در بخشی از معرفی‌ها نیز به مجموعه‌های گردشگری، هتل‌ها و دیگر زیرساخت‌ها پرداخته شد.  
  • حضور همدان را نسبت به دیگر استان‌ها در این نمایشگاه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
با توجه به برنامه‌ریزی‌های انجام شده، همدان در این برنامه تلاش كرد تا اطلاعات كاملی را در اختیار بازدیدكنندگان قرار دهد. طراحی تابلو در ورودی غرفه و مشخص شدن میزان فاصله به كیلومتر تا تهران برای بازدیدكنندگان جذاب بود. همچنین برگزاری مسابقه در فواصل برنامه‌ها با ارائه سوالاتی درباره استان در قالب شعر و روایت علاوه بر ایجاد فضای شاد و دریافت هدیه، انتقال اطلاعات را در بر داشت. نظرسنجی‌های انجام شده حاكی از رضایت مخاطبان بود.
  • امسال در نمایشگاه گردشگری همدان نسبت به گذشته حضور پررنگ‌تری داشت. حتی در بخش‌های دولتی و نهادهای مدنی تعامل خوبی با استان‌های دیگر دیده می‌شد. این تعامل چقدر می‌تواند در عمل به گردشگری استان کمک کند؟
همواره از گردشگری با عنوان زنجیری با حلقه‌های متصل و مرتبط با هم یاد می‌شود. یكی از پارامترهای موفقیت این صنعت تعاملات مناسب و ارتباط و پیوند با بخش‌های مختلف و فعالان این عرصه است كه هركدام به منزله یكی از حلقه‌هاست. ارتباط مناسب نهادهای مدنی به معرفی داشته‌های استان منجر شد. با توجه به انجام كارهای تیمی و مشترک نهادهای مدنی بستر مناسبی برای برنامه‌های اجرایی فراهم آمد.
https://goo.gl/3MoRGh


جمعه 29 بهمن 1395

خودم را می‌نویسم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

خودم را می‌نویسم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
خودم را می‌نویسم
مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم....
1395/11/27
 مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • در شعر چه چیزی را دنبال می کنید؟
در شعر به دنبال شعر هستم. خود شعر هدف من بوده، هست و خواهد بود. البته این با هنر برای هنر و مفاهیمی از این دست تفاوت دارد. در واقع وقتی شعری می‌نویسم که قابل قبول درمی‌آید احساس می‌کنم هنوز زنده‌ام.
  • مهدی شادمانی‌روشن را در کجای شعرها باید جست‌وجو کرد؟
از عصر زمستانی 17 سالگی که برای اولین بار دست به نوشتن بردم تا همین حالا، هرگز سعی نکردم شعرم جدا از زندگی‌ام باشد. در هر سطری که می‌نویسم خودم را می‌نویسم. در واقع عناصر و ابزار من برای شعر، هر چیزی است که در زندگی‌ام بوده و هست و تا در زمینه‌ای تجربه‌ای نداشته باشم، وارد شعرم نمی‌کنم. مثلا من الان ساکن همدان هستم پس عادی است که همدان در لایه‌های شعر من باشد. زمانی در تهران دانشجو بودم و تهران در شعرم حضور داشت. ادبیات نمایشی خواندم و همین باعث شد که عنصر روایت و حتی دیالوگ نویسی حضور غلیظی در شعرهایم داشته باشند. در روایت شاعرانه، ما بزرگ‌مردی به نام مهدی اخوان ثالث را داریم که خواندن آثارش برای هر شاعری یک کلاس درس است.
  • اگر شعر را از مهدی شادمانی‌روشن بگیرند چه اتفاقی می‌افتد؟
اغلب ممکن است در پاسخ به این سوال بگویند که می‌میرم. من نه. نمی‌میرم. فقط تهی می‌شوم. خالی و پوچ.
  • سال‌هاست مشغول شعر گفتن هستید و بسیاری از اهالی ادبیات شما را به عنوان شاعری متفاوت پذیرفته‌اند. چرا امسال کتاب شما منتشر شد؟ دیر نیست؟
یک بخش این دیرکرد برمی‌گردد به بی دست و پایی خودم. در کنارش این هم هست که هرگز زیر بار این موضوع نرفته و نمی‌روم که بروم پولی تهیه کنم بدهم دست یک ناشر و ناشر هم تعدادی کتاب چاپ کند بدهد دستم و بگوید به سلامت. برای این کتاب با ناشری روبه‌رو شدم که شعر من را پذیرفت. البته باید به پیگیری‌ها و زحمت‌های علی‌رضا نوری هم اشاره کنم که اگر تلاش او نبود این اتفاق نمی‌افتاد. از نشر نصیرا هم تشکر می‌کنم. لزوما هم این اتفاق دیر نیفتاده چون تلاش کرده‌ام همیشه شعری بنویسم که تاریخ مصرف نداشته باشد. حال موفق بوده‌ام یا نه، این را اهل فن باید بگویند. خودم واقعا نمی‌دانم.
  • شما شاعر پرکاری هستید و شعر فراوان گفته‌اید. انتخاب شعرهای این کتاب برچه اساسی صورت گرفت؟
وقت انتخاب، تلاشم بر شعریت شعرها بود و البته کار ساده‌ای نبود چون مثلا می‌دیدم شعرهایی دارم که فقط 2 سطر قوی دارد و طبیعی است که برای مجموعه انتخاب‌شان نکردم. البته می‌توانستم بازنویسی‌شان کنم اما در این صورت تاریخی که زیر شعرها گذاشته‌ام بدل به دروغ می‌شد و شاعر دروغ نمی‌گوید، شعر می‌گوید. راستگویی لازمه‌ شاعری است.
  • اسم کتاب از کجا آمد؟
سطری است از یکی از شعرهای مجموعه اما در واقع دوست داستان نویسم، محمدرضا زهاب بارها این سطر را زمزمه می‌کرد و این در خاطر من ماند تا روزی که خواستم اسم مجموعه را انتخاب کنم. خود سطر به من گفت من را بگذار بالای کتاب. بی‌ربط هم نگفت. خواهرم نیز بر اساس شعرهای مجموعه نقاشی روی جلد را کشید که به نظرم خیلی با متن کتاب هماهنگ شده است.
  • کتاب شما قرار است در فضای کنونی چه اتفاقی را رقم بزند؟
یک کتاب به این همه کتاب شعر اضافه شده. چه اتفاقی می‌تواند رقم بزند؟ نمی‌دانم. به آن فکر نکرده‌ام فقط امید دارم که در بازار داغ شاعری که شاهدیم، کتاب من غیربازاری باشد.
  • بیشتر شعرهای شما سرشار از عشق است و می‌توان گفت بهترین کارهای شما نیز عاشقانه هستند. خودتان به چنین موضوعی قائل هستید؟
بله همین طور است. من شعر عاشقانه را عاشقانه می‌نویسم و خوشحالم که جسارت این کار را دارم.طی این سال‌ها انتقادات فراوانی به من شد اما من را از « عاشقانه»  دور نکرد.
  • برنامه‌‌ای برای انتشار دیگر شعرهایتان دارید؟
منتظرم مدت زمانی از انتشار این کتاب بگذرد. بازخوردها و نقدها را ببینم و بشنوم. بعد باز به ترتیب تاریخ سرودن شعرها دست به انتخاب بزنم. برای کتاب بعدی و شاید کتاب‌های بعدی.
  • فکر می کنید با توجه به وضع نشر در کشور رویکرد مخاطبان حرفه‌ای شعر به کتاب شما چگونه باشد؟
تا اینجا با توجه به پخش محدودی که کتاب داشته و فقط یک فروشگاه کتاب در همدان حاضر به سفارش دادن و آوردن کتاب شده، حس می‌کنم با برخوردهای مثبتی روبه‌رو خواهم شد چون با همین محدودیتی که گفتم، شهر کتاب همدان 2 بار سفارش این کتاب را به پخش‌کننده داد. بار اول در 4 روز تمام شد.
  • با توجه به این‌که بخشی از اوقات خود را در فضای مجازی می‌گذرانید، رابطه شعر و فضای مجازی را چگونه می‌بینید؟
فضاهای مجازی به شعر لطمه زده و شعر را تبدیل به فست‌فود کرده‌اند. شاعرانی هم هستند که از این راه کسب و کار و شهرتی دارند چون چیزهایی می‌نویسند که بی‌شباهت به لقمه‌ جویده شده نیست. کاربرها می‌خوانند و رد می‌شوند چون شاعران مورد اشاره آنها را به ایستادن و دوباره خواندن و تلاش و کشف دعوت نمی‌کنند. فقط لایک می‌خواهند و تعداد زیاد بیننده برای صفحات و کانال‌هایشان. از سویی هم عده‌ای می‌آیند از یک شعر بلند، 4،3سطرش را انتخاب و منتشر می‌کنند و کاربرها با دیدن همان 4،3 سطر خیال می‌کنند فلان شاعر را شناخته‌اند در حالی که غافل هستند از کلکی که خورده‌اند. راحت بگویم،فضاهای مجازی با قدرت تمام دارند سطح سلایق را پایین و پایین‌تر می‌آورند و به کتاب و فرهنگ کتابخوانی لطمه‌ اساسی وارد می‌کنند. امیدوارم این بیماری به شکلی درمان شود.
  • ارزیابی شما از آینده شعر چیست؟
عادت دارم همیشه امیدوار باشم. شعر در کشور ما بسیار زیاد مظلوم واقع شده است. شاعران واقعی که شعر را برای شعر می‌گویند در انبوهی از زیرهم نویس‌ها گم می‌شوند. من خواهش می‌کنم که هر کسی به حرفه‌ خود بپردازد. چه لزومی دارد یک سینماگر یا بازیگر یا رمان‌نویس یا روزنامه‌نگار وقت بیکاری‌اَش بگوید خب فعلا بیکارم، بنشینم چند تا شعر بنویسم، پول که دارم شهرت هم که دارم، صفحات مجازی‌ام هم که کلی دنبال‌کننده دارند پس دراین وقت بیکاری یک مجموعه شعر هم منتشر کنم. شعر ما گرفتار بحرانی ساختگی شده اما این موضوع گذراست و در طی زمان شعر باقی می‌ماند نه دل نوشته و مانند آن.
https://goo.gl/RvZhDl


برچسب ها: شاعران همدان ، همشهری همدان ، مهدی شادمانی روشن ،

سه شنبه 26 بهمن 1395

همدان؛ مرکز گردشگری غرب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

همدان؛ مرکز گردشگری غرب

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ مرکز گردشگری غرب
مدت‌هاست از توسعه گردشگری همدان سخن گفته می‌شود و مسئولان ارشد استان توسعه گردشگری را مهم‌ترین راه توسعه استان می‌دانند اما برنامه‌ریزی جامعی در این باره از سوی تصمیم‌گیران استانی ارائه نشده است....
1395/11/25
مدت‌هاست از توسعه گردشگری همدان سخن گفته می‌شود و مسئولان ارشد استان توسعه گردشگری را مهم‌ترین راه توسعه استان می‌دانند اما برنامه‌ریزی جامعی در این باره از سوی تصمیم‌گیران استانی ارائه نشده است.
بارها همین مدیران از این‌که همدان به عنوان مسیر گردشگری معرفی نشده و مسافران داخلی و خارجی این استان را به عنوان مقصد گردشگری نمی‌شناسند، گله کرده‌اند اما در‌ این زمینه نیز برنامه‌ای ندارند. کارشناسان و فعالان گردشگری در تشکل‌های غیردولتی پیشنهادهایی برای برون‌رفت از وضع فعلی ارائه می‌کنند. برخی معتقدند ابتدا باید گردشگران را برای اقامت‌های کوتاه مدت در استان ترغیب کرد. این روند آرام آرام می‌تواند همدان را به عنوان یک مقصد گردشگری بشناساند برخی از کارشناسان نیز بر این باورند که مدیران باید از مسابقه آمار دهی خارج شوند و نیروی خود را برای تقویت زیرساخت‌ها و توانمندسازی جامعه محلی درمسیرگردشگر پذیری استان معطوف کنند.

مقصد سفر
مجتبی جوادیه کارشناس گردشگری و راهنمای تور در همدان می‌گوید: این روزها گردشگری داخلی نه تنها در تعطیلات تابستان و نوروز بلکه در سراسر سال بسیار مورد توجه است. آمارها نشان می‌دهد توجه به امر سفر در بین هموطنان به عنوان یکی از اصلی‌ترین گزینه‌های گذران اوقات فراغت بالا رفته و تعطیلات آخر هفته معمولا در بیشتر مناطق کشور حتی در فصل زمستان بازار سفر گرم است. انتخاب مقصد برای کسانی که عزم سفر دارند کمی مشکل است و معمولا از این و آن که تجربه بیشتری در این امر دارند سوال می‌شود که کجا برویم؟
جوادیه می‌افزاید: پاسخ این پرسش که چه مقصدی را برای سفر برگزینیم به بسیاری موارد از جمله مدت سفر، وسیله نقلیه، مکان، میزان هزینه معین شده و موارد دیگر بستگی دارد. برای تعطیلات آخرهفته معمولا یک تا 2 روز باید برنامه‌ریزی کرد و اگر قرار باشد با وسیله نقلیه شخصی سفر کرد باید مسیر کوتاهی را انتخاب کرد.

همدان نزدیک
این کارشناس گردشگری با اشاره به ظرفیت‌ها و موقعیت همدان می‌گوید: همدان در مرکزیت غرب ایران واقع شده است. بر این اساس می‌توان گفت شهر همدان تا مرکز 9 استان با زمانی بین 2تا4 ساعت رانندگی قابل دسترس است پس به دلیل بعد مسافت، می‌تواند اصلی‌ترین گزینه غرب کشور باشد. از طرفی همدان با داشتن جاذبه‌های متنوع می‌تواند سلایق مختلف را برای سفر به خود جذب کند. در این باره می‌توان گفت اگر برنامه‌ریزان گردشگری همدان این موضوع را مورد توجه قرار دهند درصد بالایی از آمار گردشگری داخلی خصوصا در غرب کشور را می‌تواند به خود اختصاص دهد.
این راهنمای گردشگری در استان با تأکید برنقش مجتمع‌های گردشگری و تفریحی همدان ادامه می‌دهد: یکی از موارد قابل تامل آن است که نوآوری و خلاقیت و ایجاد جاذبه‌های نو گردشگری برای انتخاب دوباره یک مقصد بسیار اهمیت دارد. از این رو نقش مجتمع‌های تفریحی و گردشگری همسو با معیارهای گردشگری پایدار و همچنین توسعه پایدار گردشگری روستایی و عشایری که همدان دارای ظرفیت بالایی در این‌هاست، بسیار حائز توجه است.
وی اضافه می‌کند : مدیریت کنونی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان روند مناسبی در تعامل با فعالان گردشگری و سازمان‌های مردم‌نهاد در پیش گرفته و در آمارهای آینده سفر به همدان این موضوع به وضوح احساس خواهد شد. از طرفی توسعه گردشگری استان و شهر همدان نیازمند مشارکت و همکاری دیگر ارگان‌های مرتبط چون شهرداری است و تصمیم‌گیری‌های جداگانه و موازی راه به جایی نخواهد برد.

آمار‌های صادقانه
بابک مغازه‌ای مسئول هماهنگی و برنامه‌ریزی گروه کاری تشکل‌های حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور نیز می‌گوید: آمار گردشگران و میزان ماندگاری آنها یکی از مهم‌ترین مسائلی است که نقشی پایه‌ای در تحلیل وضع واقعی موجود، برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری درست برای آینده دارد. میزان تحمل و ظرفیت برد منطقه نیز باید به درستی در این برنامه‌ریزی‌ها و با استفاده از همین آمارها سنجیده شود.
وی ادامه می‌دهد: متاسفانه در سال‌های گذشته به ویژه در مقاطعی خاصی چون نوروز انتشار آمارهای بیشتر از سال پیش همواره به ملاکی برای وزن کشی و قدرت نمایی مدیران بدل شده است. روال نادرستی که در دوره مدیریت پیشین سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور باب شد، کار را به جایی رساند که در یکی از سال‌ها جمعیت گردشگران از جمعیت کشور نیز بیشتر شد به صورتی که یک مسافر از تمامی شهرها و استان‌هایی که عبور می‌کرد و هر موزه و مکان دیدنی که بازدید می‌کرد بارها شمارش می‌شد و در آمار می‌آمد.
مغازه‌ای اضافه می‌کند : با توجه به این مسائل و اثرات مخربی که چنین رقابتی در بالاتر بودن کمی و گاه غیرواقعی استان‌ها ایجاد کرده بود همواره فعالان مدنی این حوزه خواستار تهیه و انتشار آمار واقعی از سوی مسئولان ذیربط بودند که با واقعیات و امکانات استان‌ها همخوانی داشته باشد. به جای شمارش تخمینی و یا چند باره گردشگران و اتکا به آمار بلیت فروشی‌ها که ممکن است هر فرد از چند اثر بازدید کرده باشد یا شمارش خودروها که ممکن است خیلی از آنها اساسا اقامتی در آن منطقه نداشته باشند به آمارهای دقیق اقامتی و واقعیت‌ها اشاره شود، هرچند ممکن است در برخی مناطق کاهش سفر نیز داشته باشیم. این امر می‌تواند به دلایل متعددی نظیر وضع اقتصادی، جوی و جغرافیایی مربوط باشد و تنها ناشی از فعالیت یا عدم فعالیت مسئولان مربوطه نباشد. این آمارها در صورت دقت و امانت است که می‌تواند زمینه‌ساز برنامه‌ریزی درست در آینده باشد.

 آمارهای واقعی
این کارشناس گردشگری در استان همدان می‌گوید: با روی کارآمدن مدیران تازه در سازمان میراث فرهنگی نیز این انتظار به شکل‌های مختلف از سوی تشکل‌های مردمی عنوان و پیگیری شد.
 نوروز سال گذشته برای اولین بار شاهد بودیم که چند استان معدود از جمله همدان در حرکتی ستودنی آمارهای واقعی را به دور از توجه و تأکید بر افزایش حتمی تعداد مسافران اعلام کردند. در تمامی اقدام‌های ستاد برنامه‌ریزی سفر استان نیز نمایندگان سازمان‌های غیردولتی حاضر شدند و شفافیت یک مدیریت علمی و مردمی را به نمایش گذاشتند. هر چند متاسفانه برخی دیگر از استان‌ها به رسم سنوات قبل با انتشار آمارهایی عجیب که درنگاهی ساده می‌توان دریافت هیچ همخوانی اجرایی با توان آن استان در زمینه اقامت ندارد همچنان بر ادامه راه‌های پیشین تأکید داشتند.
 مغازه‌ای با اشاره به رابطه توسعه گردشگری و مسابقه آمار می‌گوید: در این شرایط انتظار سازمان‌های غیردولتی به عنوان نمایندگان وجدان اجتماعی از مسئولان استانی و کشوری در مورد استان‌هایی چون همدان این است که با تشویق مدیران و کارشناسانی که صادقانه وضع موجود را به نمایش گذاشته‌اند زمینه افزایش این اقدام‌ها و گام‌های علمی و نه شعاری را درحوزه گردشگری فراهم کنند. نمایندگان بخش‌های مختلف اجتماعی نیز در حد توان خود با چشمان تیزبین و پایشگر مدنی به بررسی این موضوعات می‌پردازند.
وی اضافه می‌کند : امروز بهبود وضع گردشگری کشور و حرکت در مسیر گردشگری پایدار و مسئولانه نیازمند شفافیت، صداقت و برنامه‌ریزی درست و مبتنی بر واقعیت‌هاست و با مسابقه آمار نمی‌توان گردشگری را توسعه داد. بهتر است نهادهای دولتی، خصوصی و کارشناسان واقع‌بینانه با گردشگری برخورد کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 25 بهمن 1395

ظرفیت‌های گردشگری در چشم جهان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،روزنامه همشهری ،

ظرفیت‌های گردشگری در چشم جهان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ظرفیت‌های گردشگری  در چشم جهان
دهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته 18 تا 21 بهمن در محل نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شد. در این نمایشگاه غرفه‌ای به اقامتگاه‌های بومگردی روستایی استان همدان اختصاص داده شد که با استقبال بازدیدکنندگان روبه‌رو شد.در این نمایشگاه 21 کشور شرکت کرده بودند که 12 کشور به عنوان بازارهای هدف ایران در حوزه گردشگری به شمار می‌روند....
1395/11/24
دهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته 18 تا 21 بهمن در محل نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شد. در این نمایشگاه غرفه‌ای به اقامتگاه‌های بومگردی روستایی استان همدان اختصاص داده شد که با استقبال بازدیدکنندگان روبه‌رو شد.در این نمایشگاه 21 کشور شرکت کرده بودند که 12 کشور به عنوان بازارهای هدف ایران در حوزه گردشگری به شمار می‌روند. کشورهای مالزی، تایلند، ترکیه، چین، برزیل، روسیه، اسپانیا، سوئیس، فرانسه، یونان، کره‌جنوبی، ویتنام، قبرس، هند، آلمان، گرجستان، کامبوج، مالدیو، مقدونیه، قزاقستان و یمن در نمایشگاه گردشگری امسال حضور داشتند. این نمایشگاه که همه ساله با هدف معرفی جاذبه‌ها و ظرفیت‌های گردشگری ایران و متنوع کردن حضور بخش‌ خصوصی برپا می‌شود، با مشارکت 381 شرکت داخلی و65 شرکت خارجی همراه بود.

مزایای نمایشگاه‌ها
مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان با اشاره به حضور همدان در این نمایشگاه می‌گوید: تأکید برگزاری نمایشگاه بین‌المللی گردشگری و صنایع وابسته بر شناسایی توانمندی‌های هر بخش است و توسعه ظرفیت‌های اقامتی همدان امسال از اهداف مهم ما بود. امسال 4 واحد بومگردی در ورکانه، امزاجرد، همدان و ملهمدره با آماده‌سازی بستر اقامت برای گردشگران ورودی در فضایی متمایز توانست به جذب مسافران با سلایق خاص پاسخ دهد.
علی مالمیر با اشاره به سرمایه‌پذیری استان در زمینه گردشگری ادامه می‌دهد: ترغیب سرمایه‌گذارهای خارجی برای سرمایه‌گذاری در استان از برنامه‌های اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است و نمایشگاه‌ها فرصت خوبی برای فعالان صنعت گردشگری فراهم می‌کنند تا بازدیدکنندگان خارجی به توانمندی‌های استان پی‌ ببرند. برگزاری این نمایشگاه‌ها در تبادل اطلاعات و رشد اقتصادی نیز اثرگذار است. هراندازه بتوانیم خارجی‌ها را برای شناخت بهتر صنایع و ظرفیت‌های کشور به داخل جذب کنیم، نمایشگاه‌های مختلفی در سراسر دنیا برپا کنیم و توانمندی‌های خود را به معرض نمایش بگذاریم، به همان نسبت خواهیم توانست در توسعه گردشگری و بحث سرمایه‌گذاری خارجی در این قسمت تاثیرگذار باشیم.
وی ادامه می‌دهد: برگزاری این نمایشگاه‌ها موجب می‌شود برنامه‌ریزان و متخصصان حوزه گردشگری در بخش‌های دولتی و خصوصی که از این نمایشگاه‌ها دیدن می‌کنند، با توانمندی بخش‌های مختلف کشور از جمله گردشگری بیشتر آشنایی پیدا کنند و به این ترتیب در بحث اختصاص منابع و بودجه، به شیوه مناسب‌تری منابع را به سمت ظرفیت‌هایی که در کشور وجود دارد، سوق دهند. بحث گردشگری به معنای تکیه بر تولیدات و توانمندی‌های داخلی و توجه به استفاده از محصولات داخلی، بومی و محلی مدنظر ما است.

تنها اقامتگاه بومگردی همدان
یکی از غرفه‌های استان همدان در این نمایشگاه مربوط به اقامتگاه بومگردی ورکانه بود. نعیمه لشکری، مدیر این اقامتگاه با معرفی این مکان می‌گوید: اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه به عنوان اولین اقامتگاه بوم‌گردی استان همدان در روستای ورکانه واقع شده است و امکان اقامت (شب‌مانی) و پذیرایی را برای گردشگران فراهم می‌کند. ساختمان اقامتگاه با استفاده از مصالح بومی که اصلی‌ترین آنها سنگ و چوب است و همچنین بهره‌گیری حداکثری از دانش معماری بومی با هدف ترویج معماری بومی بنا شده است.
وی ادامه می‌دهد: در تجهیز کردن ساختمان نیز تلاش شده است تا تجهیزات و وسایل اصیل و سنتی منطقه استفاده شوند. بنابراین ظروف سفالی، سیستم گرمایشی کرسی، چراغ‌های قدیمی، گل‌های طبیعی، گلیم، وسایل خواب سنتی و مانند اینها به کار رفته‌اند و همچنین در خدمت‌رسانی نیز سعی می‌شود به شیوه‌های سنتی و اصیل از مهمانان اقامتگاه پذیرایی شود. در اقامتگاه بوم گردی ورکانه مهمانان با خوراک‌های محلی پذیرایی می‌شوند، در رختخواب‌های سنتی استراحت می‌کنند و سیستم گرمایشی کرسی را تجربه می‌کنند.

برنامه‌های اقامتگاه    
لشکری می‌گوید: اقامتگاه برنامه‌هایی مانند گشت و پیاده روی با راهنمایی بلدهای محلی در مناطق طبیعی بکر پیرامون و برنامه‌های دوچرخه سواری و سوارکاری (در آینده نزدیک) را به مهمانان خود پیشنهاد می‌کند. علاوه بر موارد ذکر شده برنامه‌هایی با همکاری تشکل‌های فعال برای ارتقای آگاهی جامعه محلی در حوزه‌های زیست محیطی و همچنین توانمندسازی زنان روستا در تولید صنایع دستی و محصولات خوراکی خانگی در دست اقدام است. لازم به ذکر است فرایند بازاریابی و فروش محصولات تولیدی روستاییان اعم از صنایع دستی و محصولات خوراکی برای کمک به ایجاد معیشت جایگزین برای جامعه محلی انجام می‌شود.مدیر اقامتگاه بومگردی ورکانه با اشاره به حضور خود در نمایشگاه می‌گوید: با این‌که کمتر از 5 ماه است اقامتگاه بومگردی ورکانه راه اندازی شده در 2 نمایشگاه بین المللی حضور داشتیم و تلاش می‌کنیم این شیوه از اقامت را در گردشگری کشور تبلیغ کنیم. اقامتگاه‌های بومگردی جایگزین هتل‌ها نیستند اما گونه‌ای از مکان‌های اقامتی هستند که در گردشگری فرهنگی جایگاه مهمی دارند و کارکرد اساسی آنها حفظ سنت‌های کهن است. حضور در نمایشگاه می‌تواند به معرفی گردشگری روستایی و بومگردی کمک کند.

حضور تشکل‌های غیردولتی
بابک مغازه‌ای مسئول هماهنگی گروه کاری تشکل‌های حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور یکی دیگر از فعالان مدنی همدان است که در این نمایشگاه حضور داشت. او در این باره می‌گوید: حضور گروه کاری در دهمین نمایشگاه بین‌المللی گردشگری مصادف است با دوازدهمین گردهمایی نمایندگان تشکل‌های فعال در این مجموعه و نهمین حضور آنها به صورتی یکپارچه در یک نمایشگاه به شمار می‌آید.
وی اضافه می‌کند : در این نمایشگاه تلاش کردیم تا با 2 موضوع اساسی شرکت کنیم که عبارت است از «معرفی پروژه‌های انجام شده از سوی تشکل‌ها در زمینه توان افزایی جامعه محلی مرتبط با حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی یا گردشگری پایدار و تولیدات صنایع دستی بومی» و «نمایش میراث ناملموس و صنایع دستی تولید شده از سوی جوامع محلی».
 محصولات تولیدی از سوی فعالان تشکل‌ها نیز در نمایشگاه عرضه شد. همچنین در این نمایشگاه تلاش کردیم تا با معرفی اقدام‌های پیشین، زمینه همکاری بیشتر با نهاد تخصصی مرتبط دولتی و دیگر فعالان اقتصادی بخش خصوصی را فراهم کنیم. این فعال مدنی اضافه می‌کند: نمایشگاه امسال از فضای حرفه‌ای‌تری نسبت به سال‌های قبل برخوردار بود و وجود یک مجموعه به عنوان بخش بوم‌گردی از خصوصیات خاص این نمایشگاه محسوب می‌شد و فرصت‌های گسترده‌ای را برای مذاکره فراهم کرد. از همدان نیز تجربه خوبی را با بازدید کنندگان به اشتراک گذاشتیم. مجموعه‌ای از عروسک‌های آیینی سنتی مردم روستای ورکانه که از سوی دانش‌آموزان این روستا ساخته شده هم در معرض بازدید عموم قرار گرفت
https://goo.gl/O1UFQz


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 25 بهمن 1395

مقام برتر موسیقی مقامی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

مقام برتر موسیقی مقامی همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مقام برتر موسیقی مقامی همدان
یکی از گونه‌های موسیقی ایرانی، موسیقی مقامی است. اینگونه موسیقی در همدان نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. گروه موسیقی «آیین» همدان که در حوزه موسیقی مقامی- عرفانی فعالیت می‌کند در روزهای اخیر 2 مقام کسب کرده است....
1395/11/24
یکی از گونه‌های موسیقی ایرانی، موسیقی مقامی است. اینگونه موسیقی در همدان نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. گروه موسیقی «آیین» همدان که در حوزه موسیقی مقامی- عرفانی فعالیت می‌کند در روزهای اخیر 2 مقام کسب کرده است. این گروه در جشنواره استانی فجر همدان به مقام دوم در گروه‌نوازی و در جشنواره نیایش قزوین نیز به رتبه اول دست پیدا کرد. تصنیف «گویا و خموش» با شعر خیام و آهنگسازی پژمان رضوی، تصنیف «خِیل عشقبازان» با شعر غبار همدانی و آهنگسازی مصطفی رشیدی مطلق و تصنیف« ساقیا» با شعر حافظ و آهنگسازی مصطفی رشیدی مطلق از جمله آثاری بودند که گروه موسیقی آیین در این جشنواره اجرا کرد.
مصطفی رشیدی مطلق سرپرست گروه آیین است که امسال علاوه بر درخشش گروهش رتبه دوم تکنوازی را در رشته تنبور جشنواره استانی فجر به دست آورد. او زمستان سال گذشته نیز در جشنواره موسیقی همدان مقام اول را برای تکنوازی ساز تنبور به دست آورد و شهریورماه 1393در جشنواره سراسری موسیقی زاگرس‌نشینان مقام سوم را برای همین ساز کسب کرد.با وی درباره فعالیت‌های خودش و گروهش گفت وگو کرده ایم.
  • چگونه به موسیقی و ساز تنبور علاقه‌مند شدید؟
ساز تنبور همیشه در خانه ما بود و موسیقی به ویژه موسیقی مقامی از گذشته در خانواده ما موروثی بود، در نتیجه من هم آموختن موسیقی را با ساز تنبور شروع کردم. رفته رفته با سازهای سنتی و موسیقی سنتی آشنا شدم. وقتی سن و سالم بالاتر رفت با اهالی موسیقی آشنا شدم و ساز تار را به‌صورت تخصصی ادامه دادم. در عین حال موسیقی مقامی را ادامه می‌دادم تا این‌که رشته موسیقی در دانشکده علمی کاربردی افتتاح شد من هم وارد دانشگاه شدم و در این رشته تحصیل کردم. در تهران هم پیش استادان برجسته ساز عود و تار را آموختم. این روزها در آموزشگاه‌های موسیقی ساز تنبور درس می‌دهم.
  • از پیشینه شکل گیری گروه بگویید.
از آنجا که ساز تنبور جزئی از پیشینه فرهنگی تاریخی استان ماست و یک ساز مقامی به شمار می‌آید نام گروه را آیین گذاشتیم تا اشاره‌ای به موسیقی آیینی این منطقه داشته باشد. این گروه پس از حضور من در جشنواره موسیقی مقامی زاگرس‌نشینان شکل گرفت. شرکت در این جشنواره انگیزه‌ای پدید آورد تا بتوانم دست‌اندرکاران موسیقی مقامی همدان را با سایر استان‌ها مقایسه کنم و به این نتیجه برسم که شرایط و ظرفیت خوبی در این زمینه داریم. وقتی به دوستان و هنرمندان گرامی پیشنهاد دادم استقبال کردند.
  • گروه آیین و موسیقی شما چه شاخصه‌ای دارد؟
کاری که گروه ما ارائه می‌کند سنتی مقامی است. مهم‌ترین شاخصه گروه آیین حضور افراد شناخته شده موسیقی مقامی استان در یک گروه است. بیشتر اعضای گروه افرادی هستند که سال‌ها سرپرستی گروه‌های شناخته شده موسیقی سنتی یا مقامی را در شهر همدان داشتند و دل‌سوخته این ساز و این‌گونه از موسیقی بودند. ما در این گروه دنبال خواننده‌ای بودیم که ایده‌آل‌های مورد نظر ما را داشته باشد و بتواند لحن‌های مقامی را ارائه دهد. این گروه با این اسم اولین بار است که کنسرت و برنامه عمومی برگزار می‌کند اما با اعضای گروه سال‌ها همکاری کرده‌ایم و همان‌طور که گفتم دوستان هریک گروهی را سرپرستی می‌کنند.
  • از حضورتان در جشنواره‌های دیگر بگویید؟
ما در سال‌ جاری 2 کنسرت موفق در همدان و تهران داشتیم و در 2 جشنواره شرکت کردیم. جشنواره فجر همدان و جشنواره نیایش در قزوین. البته تمامی نوازنده‌های این گروه تجربه فراوانی برای شرکت در جشنواره‌های داخلی و خارج از استان را دارند اما با گروه آیین این دومین تجربه جشنواره‌ای است که پشت سر گذاشتیم.
  • از نحوه ارسال آثار به جشنواره استانی موسیقی فجر بگویید.
بحث حضور در جشنواره‌ها چند جنبه دارد. بحث دیده شدن، موضوع رقابت و بالارفتن کیفیت کار گروه‌ها از جمله این موارد است. آثار ابتدا به‌صورت لوح فشرده به دبیرخانه جشنواره ارائه شد و بعد از بازبینی شورای فنی مجوز نهایی اجرای صحنه را پیدا کردیم.
  • با چه آثاری در جشنواره فجر شرکت کردید و جشنواره شامل چه بخش‌هایی بود؟
ما با 3کار متفاوت شرکت کردیم. در فراخوان جشنواره گفته شده بود جشنواره شامل 2 بخش موسیقی سنتی و مقامی است. در بخش موسیقی سنتی تکنوازی، آواز و گروه‌نوازی داشتیم و در بخش موسیقی مقامی تکنوازی ساز تنبور و گروه نوازی مقامی داشتیم که گروه آیین جزو گروه مقامی بود. متاسفانه درروز و هنگام قرائت بیانیه هیأت داوران متوجه شدیم که در یک کار غیراصولی و غیرحرفه‌ای گروه‌های سنتی و مقامی را تفکیک شده داوری نکردند.
  • نحوه داوری‌ها چگونه بود؟
داوران از استادان و داوران شناخته شده و نامی کشور بودند به خصوص استاد مسلم تنبور کیخسرو پورناظری در این جشنواره حضور داشتند.
  • برای بهبود و تقویت چنین جشنواره‌هایی چه باید کرد؟
اولین نیاز موسیقی استان حمایت متولیان امر به‌خصوص اداره ارشاد استان همدان است. برگزار کردن هرچه بیشتر کنسرت‌های موسیقی در استان به خصوص با همکاری هنرمندان بومی می‌تواند راهگشاباشد و استقبال مردم و ایجاد حس انگیزه بین هنرمندان و هنرجویان تازه کار را در پی داشته باشد. جشنواره‌ها به نوبه خود حکم سکوی پرتاب را دارند. به ویژه برای هرچه بهتر دیده شدن نوازندگان مهم هستند.
  • از حضور در جشنواره نیایش بگویید؟ از همدان چه گروه‌هایی شرکت کرده بودند؟
چهارمین جشنواره کشوری نیایش چند روز پیش در استان قزوین برگزار شد. این افتخار نصیب گروه ما شد که بعد از جشنواره فجر استانی در این جشنواره شرکت کرده و به عنوان نماینده استان همدان کارهایی را که در جشنواره همدان اجرا کردیم ارائه کنیم.
تفاوت‌های جشنواره نیایش و جشنواره استانی فجر را در چه مواردی دیدید؟
جشنواره‌ای که فراخوان کشوری دارد در مقایسه با جشنواره‌ای که در استان برگزار می‌شود تفاوت‌ها و گستردگی‌های خاصی دارد. بحث کمیت و کیفیت را داریم و مهم‌تر این‌که حمایت مسئولان از نظر مادی و معنوی در جشنواره‌های کشوری بیشتر است.
  • از کارنامه یکساله گروه رضایت دارید؟
می‌توان گفت در تولد یک سالگی گروه هدیه خوبی گرفتیم. قرار گرفتن بین 3 گروه برتر استان و کسب رتبه دومی جشنواره موسیقی فجر و شرکت در جشنواره نیایش و کسب رتبه در این جشنواره و برگزاری 2 کنسرت در داخل و خارج از استان در آغاز راه امیدبخش است.
  • پیشنهاد شما برای رهایی از مسائلی که در موسیقی استان حاکم است، چیست؟
من پیشنهاد کردم به میزبانی همدان جشنواره موسیقی مقامی برگزار کنیم. سال گذشته اولین جشنواره موسیقی دانشجویی را با همکاری دانشگاه فرهنگ و هنر برگزار کردیم. ما خیلی از دانشجویان را داریم که رشته مرتبط ندارند اما نوازنده هستند باید این استعدادها شناسایی شوند و وارد عرصه شوند. جامعه به نشاط نیاز دارد و موسیقی فاخر ما بهترین ظرفیت را در این زمینه دارد.
  • در این زمینه نقش دولت را پررنگ می‌بینید یا نوازندگان را؟
کم‌کاری همکاران را نمی‌توان نادیده گرفت و این‌که نقدهای غیرمنصفانه در مورد هم دارند. البته حمایت نکردن نهادهای دولتی نیز وجود دارد.
 مثلا من در جشنواره نفر اول می‌شوم و 200 یا 300 هزار تومان به من می‌دهند. این چه مبلغی است؟ با این حمایت من چگونه انگیزه برای کار کردن داشته باشم؟
https://goo.gl/R0IC5w


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، هنرمندان همدان ،

گردشگری همدان از مسیر روستاها می‌گذرد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
گردشگری همدان از مسیر روستاها می‌گذرد
توسعه گردشگری روستایی استان از مواردی است که به مدیریت یکپارچه نیاز دارد. در واقع افزون بر اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نهادهایی مانند بنیاد مسکن، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، آب و فاضلاب روستایی و حفاظت محیط زیست در کنار بخشداری‌ها و دهیاری‌ها دخیلند و بدون رضایت و هماهنگی این نهادها رسیدن به نقطه مطلوب در توسعه پایدار روستایی به ویژه گردشگری روستایی دشوار است....
1395/11/20
توسعه گردشگری روستایی استان از مواردی است که به مدیریت یکپارچه نیاز دارد. در واقع افزون بر اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نهادهایی مانند بنیاد مسکن، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، آب و فاضلاب روستایی و حفاظت محیط زیست در کنار بخشداری‌ها و دهیاری‌ها دخیلند و بدون رضایت و هماهنگی این نهادها رسیدن به نقطه مطلوب در توسعه پایدار روستایی به ویژه گردشگری روستایی دشوار است.
اولین اقامتگاه بومگردی استان را بنیاد مسکن در روستای هدف گردشگری ورکانه راه‌اندازی کرده و از سوی بخش خصوصی اداره می‌شود. این اقامتگاه الگوی خوبی در استان است تا افراد به درآمدزایی از گردشگری به عنوان گونه‌ای از معیشت مکمل فکر کنند. در این گفت‌و‌گو از حسن ظفری مدیرکل بنیاد مسکن استان همدان درباره توسعه اقامتگاه‌های بومگردی استان می‌پرسیم.
  • یکی از مولفه‌های توسعه پایدار روستایی مدیریت یکپارچه و مدیریت مشارکتی است. می‌خواهم بدانم چقدر نهادهای دیگر مانند میراث فرهنگی، جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، آب و فاضلاب روستایی و سایر نهادها و حتی نهادهای غیردولتی در حفظ روستاهای هدف همکاری می‌کنند؟
ما تفاهم‌نامه چهارجانبه‌ای را با همکاری بنیاد مسکن، میراث فرهنگی، وزارت کشور و دفتر معاونت توسعه روستایی در زمینه همکاری، حفظ و احیای روستاهای واجد ارزش تنظیم کرده‌ایم. هریک از نهادهای یادشده وظایفی را در این زمینه دارند. ما بسیار خوشحال خواهیم شد که این نهادها ورود پیدا کرده، میزان نقش خود را تقبل و کمک کنند تا آن تاریخی که به آن می‌بالیم، آن فرهنگی که باید حفظ کنیم و آن هنری که برای ما ارزشمند و قابل توجه است به نسل آینده تحویل داده شود.
  • سال‌های گذشته در روستاهای هدف چه عملیاتی صورت گرفته و برنامه شما برای توسعه این روستاها چیست؟
بنیاد مسکن به صورت خودجوش مطالعات 81 روستای واجد شرایط برای گردشگری را در کل‌ کشور انجام داد و 61 روستا به اجرا گذاشته شد. در برنامه ششم توسعه حرکت و اتفاق خوبی افتاده و امروز هدف‌گذاری، شناسایی، مطالعه و شروع عملیات اجرایی حداقل 300 روستا در دستور کار قرار گرفته است. امیدواریم در بودجه سنواتی اعتباری در نظر گرفته شود و هماهنگی‌های لازم در استان فراهم شود تا این برنامه را اجرا کنیم.
  • سهم همدان از این 300 مورد چقدر است؟
قبل از تصویب این برنامه ما با همکاری میراث فرهنگی هماهنگی خوبی انجام داده‌ایم. تلاش می‌کنیم با مدارکی که ارائه می‌کنیم سهم قابل ملاحظه‌ای را برای همدان بگیریم. همه روستاها نیازمند بهسازی هستند و باید فضای کالبدی آنها بهسازی و ساماندهی شود اما برخی روستاها به واسطه ویژگی‌های خاص از منظرهای مختلف قابل توجه هستند. یکی از این منظرها گردشگری است. یکی دیگر واجد ارزش بودن در بناها یا معماری،آداب و رسوم، فرهنگ و نوع ساخت بناهاست که باید با هماهنگی میراث بررسی کنیم و برای هیأت داوران بفرستیم تا به برنامه بودجه کشور برود و تصویب شود. ما پیش از تصویب، برخی روستاها را در نظر گرفتیم، کار را شروع کردیم و جلساتی با تهران داشتیم.
  • تفاهم‌نامه جدید با میراث فرهنگی در چه مرحله‌ای است؟
قانون برنامه ششم از مجلس بیرون نیامده است. ابلاغ و اجرای دستورالعمل اجرایی و مصوبات زمانبر است. نیازهای جامعه روستایی برای ما مهم است و باید داشته‌های جامعه روستایی را صیانت کنیم.
  • رویکرد کلی بنیاد مسکن به گردشگری روستایی چگونه است؟
من اعتقاد دارم از مزیت‌های بارز، برجسته و قابل اهمیت استان، گردشگری به ویژه گردشگری روستایی است که اخیرا بومگردی هم مورد توجه است.
در روستایی مانند ورکانه، بنیاد مسکن تلاش زیادی کرده و بافت تاریخی روستا را احیا کرده است اما به دلیل نبود نظارت بار دیگر بافت دچار آسیب شده و مردم به مصالح جدید روی آورده‌اند. چه نهادی باید نظارت کند؟
هم بنیاد مسکن و هم اداره‌کل میراث فرهنگی تأکیدهای لازم را کرده و دستورالعمل‌هایی را اعلام و ابلاغ کرده‌ایم اما مرجع و مسئول صدور پروانه ساختمانی یعنی دهیاری‌ها و شوراها باید کنترل کنند که متاسفانه بد جا افتاده است و توجه نمی‌کنند. من علاقه‌مند هستم از ظرفیت‌های نهادهای محلی و تشکل‌های غیردولتی استفاده شود.
  • بنیاد چقدر از ظرفیت تشکل‌های غیردولتی استفاده می‌کند؟
از روز اول کارهایی که ما در بنیاد آغاز کردیم مبتنی‌بر نهادهای محلی بوده است. از درون مردم و با کمک مردم کارها را بیرون کشیدیم و با کمک مردم کارها را جلو بردیم. رکن اساسی کارهای زیربنایی ما مردم هستند هرجا مردم را نادیده گرفتیم توفیقی نداشتیم. مصداق بارز آن وقتی است که ما برای کار عمرانی به روستا می‌رویم، اگر با مردم جلسه‌های مشورتی نداشته باشیم و از منظر اجتماعی وارد نشویم، چگونه اجازه می‌دهند خانه‌ای را که مامن، ماوا و محل زیست آنهاست تخریب کنند و بار دیگر با هزینه خود بسازند. کمیته عمرانی که بنیاد در سال 67 ایجاد کرد و امروز به عنوان کمیته فنی فعالیت می‌کند ریش‌سفیدان، شورای روستا و معتمدین روستا بودند یعنی کسانی که پایگاه اجتماعی داشتند. این فرایند همیشه جاری و ساری بوده است.
  • در روستاهایی که بافت قدیم بازسازی و احیا شده دارند مانند ورکانه، فضایی برای عرضه صنایع دستی نیست. رویکرد شما به مشاغل روستایی چگونه است؟
این مورد از شرح خدمات و تکالیف و وظایف بنیاد نیست اما به صورت خودجوش در محور امامزاده کوه مکانی را با عنوان بازارچه محلی راه‌اندازی کرده‌ایم. احداث مشکلی ندارد اما مدیریت آن بازارچه مسأله اصلی است که چه افراد یا نهادی باید از ما درخواست کند، طرح ارائه کند و محل را در اختیار قرار دهیم. اگر دستورالعملی لحاظ شود و موضوع حل شود، این آمادگی را داریم که در همه روستاهای هدف بازارچه محلی ایجاد کنیم. ما باید با توجه به نوع زندگی و سهولت آن بازارچه‌های روستایی را احیا کنیم. گردشگران باید بدون واسطه محصولات کشاورزی و دامی را تهیه کنند و در عین حال روستاگردی هم بکنند؛ به این ترتیب رابطه روستا و شهر را احیا می‌کنیم.
  • بنیاد مسکن برای موزه روستایی چه برنامه‌ای دارد؟
در ورکانه بخشی از خانه پرفسور موسیوند را به عنوان موزه تجدید بنا کردیم. قرار بود از طریق خانواده ایشان این فضا تبدیل به موزه شود و مورد بازدید عموم قرار بگیرد و به نوعی به گردشگری و ماندگاری گردشگر در روستا کمک شود. البته در مورد موزه‌های روستایی هم به یک دستورالعمل کشوری نیاز داریم.

خانه‌های بومگردی زیر ذره‌بین

خانه‌های بومگردی زیر ذره‌بین
اولین نمونه خانه بومگردی استان از سوی بنیاد بنا نهاده شد. برای فراگیر شدن این موضوع چه برنامه‌ای دارید؟...
1395/11/20
  • اولین نمونه خانه بومگردی استان از سوی بنیاد بنا نهاده شد. برای فراگیر شدن این موضوع چه برنامه‌ای دارید؟
بافت بازسازی شده روستای ورکانه یک دهه پیش به بهره‌برداری رسید و خانه بومگردی حدود 2سال است به اتمام رسیده و سال گذشته به بهره برداری رسیده است. نگاه من این است که خانه بومگردی یک مدل و الگویی است برای کسانی که در روستاها زندگی می‌کنند تا بخشی از فضای زندگی را به موضوع اقامتگاه اختصاص دهند.
  •  مسئول اصلی خانه بومگردی در روستا چه نهادی است؟
متولی اصلی مسأله بومگردی خود مردم هستند اما هنوز شناخت کافی ایجاد نشده و هنوز نگاه لازم وجود ندارد.
  • برای ورود مردم چه مشوقی در نظرگرفته شده است؟
ما در روستاهای هدف گردشگری برای تحقق این هدف تلاش می‌کنیم و مشوق‌های خوبی درنظرگرفته‌ایم. مثلا در روستای اشتران با مالکان بناهای  با ارزشی که در این روستا وجود دارد جلسات زیادی داشتیم و تشویق کردیم از این فرصت استفاده کنند. به دنبال این هستیم یک تشکل غیردولتی پیش قدم شود، سایتی بسازد، بناهای با ارزش را شناسایی و یک بانک اطلاعاتی راه‌اندازی کرده و به آژانس‌ها، تورها و گردشگران معرفی کند. ما می‌خواهیم از امکانات و قابلیت‌های استان استفاده کنیم و خود مردم درگیر این کار شوند. در ماسوله این قضیه اتفاق افتاده زیرا فرد معیشت خود را از این طریق تعریف کرده است.
  • برای علاقه‌مندان تسهیلاتی در نظر گرفته‌اید؟
فکر می‌کنم باید موضوع را از یک افق بالاتر نگاه کرد. بسیاری از شهروندان به دنبال این هستند از فضای شهری خارج شوندو به یک محل ساکت و آرام بروند و چند روز استراحت کنند. ما آمادگی داریم در قالب ارائه تسهیلاتی مانند مسکن، مشاوره و مهندسی خدمات ارائه کنیم.
  • چه روستاهایی چنین ظرفیتی دارند؟
«سیمین» که ظرفیت بسیاری در گردشگری دارد و کالبد زیبایش معماران زیادی را به خود جلب می‌کند و طبیعت پیرامونی آن بسیار دیدنی و جذاب است. یکی از جاذبه‌های ورکانه نیز طبیعت آن است که گردشگران بسیاری را جذب می‌کند و بستر طبیعی این روستاها که در دامنه الوند تعریف شده است، ظرفیت بالایی دارد. روستاهای گشانی، حبشی، ملهمدره اسدآباد، مانیزان ملایر، اصله، سراب و علی‌صدر که شهرت جهانی دارد. علی‌صدر این قابلیت را دارد و بومگردی بایددر آنجا تقویت شود. روستاهای ما با تمام سادگی چشم بینندگان را خیره می‌کنند. همچنین روستاهای فارسبان، قلعه‌جوق و پری آمادگی خوبی دارند.
  • در روستاهایی که نام بردید چه کارهایی صورت گرفته است؟
بخش‌های مطالعاتی را انجام می‌دهیم و امید داریم یک اراده جمعی هم ورود پیدا کند تا این موضوع هم در استان و هم در کشور پیگیری شود.
https://goo.gl/yuNHzk


برچسب ها: همشهری همدان ، اقامتگاه های بومگردی همدان ، بنیاد مسکن همدان ،

جمعه 22 بهمن 1395

آموزش، خیران و مدرسه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

آموزش، خیران و مدرسه

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
آموزش، خیران و مدرسه
نظام آموزش و پرورش در کشور این روزها با مشکلات مالی زیادی روبه‌رو است و امور مدارس بیشتر با کمک خیران و سازمان‌های مردم نهاد می‌گذرد...
1395/11/19
 نظام آموزش و پرورش در کشور این روزها با مشکلات مالی زیادی روبه‌رو است و امور مدارس بیشتر با کمک خیران و سازمان‌های مردم نهاد می‌گذرد. آموزش و پرورش ناحیه2 همدان هم از این امر مستثنی نیست و در یک سال گذشته حدود 54میلیون تومان به مدارس روستایی کمک شده است.
رویکرد تعاملی محمد باب الحوائجی رئیس آموزش  وپرورش ناحیه2 همدان باعث شده هم بیشتر معلمان و مدیران مدارس این ناحیه با او همراه شوند و هم برخی انجمن‌های علمی، فرهنگی و اولیای دانش‌آموزان در کنار نیکوکاران به صورت داوطلبانه با معلمان همکاری کنند. باب الحوائجی در گفت‌وگوی پیش‌رو وضع آموزش در مدارس و کمک‌های خیران در این زمینه را تشریح می‌کند.
  • وضعیت استخدام و نیروی انسانی در آموزش و پرورش چگونه است؟
از همه اعتبارات آموزش و پرورش که در بودجه کشور تخصیص پیدا می‌کند حدود 98 درصد به بند «واو» اختصاص می‌یابد یعنی حقوق کارکنان این وزارتخانه. تنها 2درصد به سایر دغدغه‌هایی که آموزش و پرورش دارد مانند کیفیت‌بخشی، مسائل پژوهش و هزینه‌های جاری اختصاص می‌یابد. معمولا نیز همه بودجه اختصاص پیدا نمی‌کند و بخش عمده‌ای از مطالبات همکاران ما به تعویق می‌افتد که هر سال به 6هزار میلیارد می‌رسد. سال 1395 مطالبات فوت و ازدواج سال 1391پرداخت شده است. به همین دلیل دولت در نظر دارد نیروها را تقلیل دهد و ورود نیرو را سخت‌تر کرده تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود و برای ارتقای رفاه فرهنگیان هزینه شود.
نسبت کارکنان به دانش آموزان درآموزش وپرورش کشور یک به 10 است در صورتی که در سایر کشورها یک به 14 است پس این نشان می‌دهد که بدنه یک میلیون نفری آموزش وپرورش می‌تواند به 700 هزار نفر تقلیل پیدا کند.
  • پس چطور در روستاها با کمبود نیرو روبه‌رو هستیم؟
آموزش وپرورش سامانه‌ای با عنوان سنا دارد که نام هر دانش‌آموز پس از ثبت نام باید در این سامانه نیز ثبت شود و پس از به دست آمدن تعداد، سامانه موازی دیگری با عنوان بگفا این آمار را پالایش می‌کند. پس از پالایش براساس آمار دانش‌آموزان به هر مدرسه نیرو اختصاص داده می‌شود. اگر ما خارج از این سامانه معلمی برای مدرسه‌ای بفرستیم حقوق و مزایایی برای او در نظر گرفته نمی‌شود. مثلا در این سیستم آمده اگر مدرسه‌ای کمتر از 150 دانش‌آموز داشته باشد معاون آموزشی به آن مدرسه داده نمی‌شود و تنها یک مدیر دارد. در مدارس روستایی با توجه به ترکیب جمعیتی نیرو تعلق می‌گیرد. به طور مثال اگر در یک روستا 25 دانش‌آموز داشته باشیم یک نیرو تعلق می‌گیرد حال ممکن است این 25 نفر ترکیبی از 6 پایه از دوره ابتدایی باشد.
  • در روستاهایی که مدارس پایه ششم به بعد را ندارند گاهی دانش‌آموزان ترک تحصیل می‌کنند. راه‌حل جلوگیری از این روند چیست؟
در این رابطه برای متوسطه دوره اول و دوم بحث روستامرکزی را داریم بدین معنی که دانش‌آموزان روستاهای اقماری یک منطقه را به یک روستا که توسعه بیشتری دارد انتقال می‌دهیم تا تحصیل‌کنند و حق ایاب و ذهاب به آنها تعلق می‌گیرد. به صورت مکتوب به مدیرکل آموزش وپرورش پیشنهاد داده‌ام که بحث روستامرکزی را در مقاطع ابتدایی پیگیری کنیم.
 این از 2 جنبه برای ما صرفه‌جویی به دنبال دارد؛ برای دانش آموزان ما کیفیت آموزشی و برای والدین آرامش خاطر را در پی دارد. به طور مثال ما روستایی به نام قلی کندی در منطقه جوکار داریم که 3دانش آموز و یک نیرو دارد. این نیرو به صورت میانگین در سال 36 میلیون تومان حقوق و حق بیمه و مزایا دریافت می‌کند.
اگر این مبلغ را تقسیم به تعداد دانش‌آموزان کنیم سرانه هر دانش‌آموز در این روستا 12 میلیون تومان می‌شود در حالی که سرانه هزینه هر دانش‌آموز در حاشیه شهر ما یک میلیون تومان است. پس اگر بتوانیم مدارس زیر 10 نفر را تجمیع کنیم و به یک روستا انتقال دهیم صرفه‌جویی زیادی در پی دارد. این طرح قرار است در شورای عالی آموزش و پرورش دنبال شود.
  • چرا طرح تاکنون اجرا نشده است؟
طرح باید مطالعه و در قانون دیده شود چرا که اگر در طول مسیر اتفاقی برای دانش‌آموزان بیفتد مقصر ما هستیم و جبران‌ناپذیر است.
  • رابطه شما با خیران چگونه است؟
باید از خیران قدردانی کنیم. بیش از 70 درصد مدارس ناحیه ما در بافت قدیمی و تاریخی است. همچنین با توجه به این‌که شهرک‌های اقماری ما در حاشیه شهر مانند شهرک بهشتی، مدنی و اندیشه بدون زیرساخت‌های آموزشی ایجاد شده مشکل فضای آموزشی زیاد داریم. در قانون شوراها آمده هر نهادی می‌خواهد اقدام به ساخت و ساز 180 واحد مسکونی کند ابتدا باید فضاهای آموزشی، درمانی، ورزشی و تفریحی را آماده کند. بعد از این‌که این فضاها ایجاد شد و در اختیار دستگاه‌ها قرار گرفت مجوز ساخت و ساز بناهای مسکونی داده می‌شود. این مسأله در کشورهای توسعه یافته لحاظ می‌شود و این قوانین رعایت می‌شود اما می‌بینیم این همه مسکن مهر ساخته شده اما یک وجب فضای آموزشی درنظر گرفته نشده است. در شهرک بزرگی مانند بهشتی تنها یک هنرستان داریم و بقیه را خیران محترم ساخته‌اند. اگر خیران به داد ما نمی‌رسیدند دولت‌ها در این زمینه توان نداشتند.
  • ورود نیکوکاران به حوزه‌های دیگر غیر از مدرسه‌سازی چه وضعی دارد؟
برخی نیکوکاران توان ساختن مدرسه را ندارند اما می‌توانند در زمینه تجهیز کتابخانه‌ها، تجهیز آزمایشگاه‌ها و کمک به دانش‌آموزان بی‌بضاعت یا دانش‌آموزان دارای بیماری صعب‌العلاج یا در طرحی که جمع نیکوکاران هریک هزینه ساخت یک کلاس را می‌دهند کمک کنند. همچنین خیران آموزشی را داریم که کمک حال ما هستند. همکاران ما در آموزش و پرورش که بیش از 20 سال سابقه کار دارند باید 4ساعت اضافه کار داشته باشند. تعداد زیادی از این همکاران در ناحیه 2 این 4ساعت را به صورت خیریه درس می‌دهند و ریالی از آموزش و پرورش دریافت نمی‌کنند یا آموزگاران بازنشسته به صورت رایگان کار می‌کنند.
  • پس علاوه بر نیکوکاران خارج از آموزش و پرورش، معلمان نیز وارد این عرصه شده‌اند؟
استقبال خوب است. یک صندوق امداد داریم که حدود 620 نفر عضو دارد و همه از همکاران آموزش و پرورشند. این کمک‌ها برای تعمیر و تجهیز مدارس روستایی درنظر گرفته می‌شود. خوشبختانه در یک سال گذشته حدود 54میلیون تومان به مدارس روستایی کمک کردیم.
  • نهادهای دیگراز جمله تشکل‌های غیردولتی چگونه می‌توانند با شما در این زمینه‌ها وارد همکاری شوند؟
آموزش و پرورش عرصه‌ای است که تمامی نهادها و سازمان‌ها چه دولتی و چه غیردولتی می‌توانند با انعقاد تفاهم‌نامه  به آن ورود کنند. به طور مثال دهیاری و شورای روستای قاسم‌آباد یا دهیاری روستای تفریجان 2 مدرسه را با کمک نیکوکاران احیا کردند. یا از ظرفیت‌های انجمن‌های علمی برای تقویت و توانمندسازی همکاران و دوره‌های ضمن خدمت بهره می‌گیریم.
  • برای ایجاد موزه در مناطق محروم هم برنامه‌ای دارید؟
اگر از مسئول موزه آموزش و پرورش سوال کنید، متوجه می‌شوید چقدر همراه هستیم و چقدر استقبال می‌کنیم. امیدواریم افراد علاقه‌مند پیدا شوند و در هر روستا یک موزه ایجاد کنیم.
  • ارتباطتان با معلمان و والدین چطور است؟
هر هفته از یک یا 2 مدرسه بازدید می‌کنیم. مشکلات معلمان و دانش‌آموزان و اولیا را همزمان می‌بینیم و مطالبات را پیگیری می‌کنیم. امیدوارم بتوانیم بخشی از این خواسته‌ها را جامه عمل بپوشانیم.
https://goo.gl/onMjfz


برچسب ها: همشهری همدان ، آموزش پرورش ناحیه2 همدان ،

یکشنبه 17 بهمن 1395

پل‌سازی از گذشته تا امروز

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،روزنامه همشهری ،

پل‌سازی از گذشته تا امروز

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پل‌سازی از گذشته تا امروز
پل‌سازی 4هزار سال پیشینه دارد و ایران نیز از جمله کشورهایی است که این فناوری را به صورت بومی در اختیار داشته و قرن‌ها معماران و هنرمندان ایرانی با استفاده از فناوری بومی آثار زیبایی را خلق کرده اند....
1395/11/17
 پل‌سازی 4هزار سال پیشینه دارد و ایران نیز از جمله کشورهایی است که این فناوری را به صورت بومی در اختیار داشته و قرن‌ها معماران و هنرمندان ایرانی با استفاده از فناوری بومی آثار زیبایی را خلق کرده اند. تعداد زیادی از این آثار از دوران هخامنشیان تا عصر معاصر برجا مانده است. اما با این‌که ایرانی ها سرآمد پل‌سازی بودند و پل‌های باقیمانده در کشور از آثار زیبای معماری ادوار گوناگون به شمار می آید. این روزها در ایران و همدان این فناوری فراموش شده و سازندگان و معماران با روش های وارداتی و با مصالح غیربومی پل سازی را پی می گیرند. برای بررسی این موضوع سراغ مسعود مکارچیان دکترای عمران و عضو هیأت علمی دانشکده مهندسی دانشگاه بوعلی سینای همدان رفتیم.
  • در گذشته ایران پل‌سازی چگونه بوده است؟
ایران یک کشور تاریخی است. به دلیل محل عبورومرور بودن، وجود رودخانه های مختلف و جاده‌های ارتباطی مهم نیاز به احداث پل از دیرباز وجود داشته و این کشور محل احداث پل های قوسی متعددی بوده است. ما راه ارتباطی شاهی را از کنار دریای اژه تا شوش با 2800کیلومتر مسافت داشته‌ایم. جاده ابریشم که از چین تا دریای مدیترانه ادامه داشته و قرار گرفتن ایران در مسیر این جاده در بسیاری از مسیرها نیاز احداث به پل داشته است. مورد دیگر نیازهای اقتصادی و سیاسی است و این‌که ایران به عنوان یک امپراتوری بوده و این فناوری و روش‌های گوناگون بسیار مهم بوده است.
  • چه پیشینه ای برای این فناوری در ایران می‌توان قائل بود؟
قدیمی‌ترین پلی که در کشور وجود دارد پل خداآفرین روی رودخانه ارس است. در دوران ساسانیان نیز پل سازی رواج داشته است. قوس رومی در دوران ساسانیان متداول می شود و والرین قیصر روم که در جنگ های ایران و روم به اسارت امپراتور ایران در می آید پل‌هایی به سبک قوس رومی احداث می کند. از همان زمان اصطلاحی با عنوان شادروان داریم که ترکیبی از پل و سد است. در شوشتر به همین دلیل پلی به نام شادروان داریم که سال 260 بعد از میلاد ساخته شده است. پل خواجوی اصفهان هم ترکیبی است و می توان گفت شادروان است.
  • چند نوع قوس در پل‌سازی وجود دارد؟
بیشتر قوس هایی که در پل‌سازی کشور ما به کار رفته به 2 صورت جناغی و رومی است. این روش پل‌سازی تا عصر حاضر ادامه پیدا کرده است.
  • پیشینه پل سازی در استان همدان به چه زمانی برمی گردد؟
در استان همدان نیز هم‌پای سایر نقاط پل وجود داشته اما از بین رفته است. بیشتر پل های باقی مانده از دوران صفویه است و تعدادی هم از دوران قاجاریه و معاصر باقی مانده است. در شهر نیز پل های زیادی داشته ایم که نابود شده از جمله پل مراد. پل های فرسفج تویسرکان، پل شکسته اسدآباد، پل آبشینه و پل جهان آباد فامنین از جمله پل‌های تاریخی استان هستند.
  • در گذشته از چه موادی در پل سازی استفاده می‌شد؟
ملات ساروج که معرب چاروک است و به آن سیمان ایرانی نیز گفته می شود اصلی ترین ترکیباتی است که در پل‌سازی استفاده می شده است. از مصالح آجر و سنگ نیز برای ساختن پل استفاده می کردند.
علاوه بر مصالح غیربومی موضوعی که در پل سازی امروز فراموش شده زیبایی است. نظر شما در این‌باره چیست؟
بحثی در مهندسی پل با عنوان زیبایی‌شناسی مطرح است. در این زمینه متاسفانه در ایران خیلی کم کار شده است. ما معماران برجسته ای در جهان داریم که در این زمینه کارهای خوبی دارند از جمله کالاتراوا. در زمینه پل سازی ما همزمان باید بحث فنی و مهندسی عمران و مهندسی معماری طرح را آماده و اجرا کنیم اما در ساخت و اجرای پل ها کمتر به مبحث معماری توجه شده است. به همین دلیل ما می بینیم سازه‌ها بسیار خشن هستند و سطح ناصاف بتنی دارند که زیبایی ندارد.
  • تفاوت اصلی پل های قدیم و جدید در چیست؟
پل‌هایی که در منظر و دید مردم قرار دارند کارهای نازیبایی است در حالی که پل های قدیمی و تاریخی مانند پل هایی که در شهر اصفهان و راه های همدان می بینیم بسیار زیباست. گاهی نورپردازی پل های تاریخی زیبایی آن را دوچندان می کند.
  • همدان یک شهر تاریخی است. چرا در شهرسازی و ساخت پل از موضوع زیبایی‌شناسی فاصله گرفته‌ایم؟
ما داخل همدان پل تاریخی نداریم اما در پل‌هایی که اخیرا در شهر کار شده پایه‌ها از حالت قوطی کبریتی و مربعی خارج و از قوس استفاده شده و نسبت به گذشته تغییر کرده است. اگر طرح های عمرانی و فنی همراه با معماری باشد ترکیب بهتری ایجاد خواهد شد.
  • جامعه شناسان بر این باورند که با ساخت اتوبان ها و پل های جدید شهر به جزیره ها و تکه های جدا تبدیل شده، محله ها نابود می شود و سیستم شهرسازی و اجتماعی دچار آسیب می‌شود. شما چه نظری دارید؟
همدان نیز محله های قدیمی زیادی داشت مانند کلپا، کبابیان و ورمزیار که با پل عباس‌آباد و خیابان های عریض جدا شده است. قدیم که 6 خیابان اصلی همدان دردست ساخت بود،گفته می شد چرا خیابان های عریض ساخته می شود اما امروز بلوارها هم پاسخگو نیست. با این بهانه که خیابان ها گنجایش وسایل نقلیه را ندارد محله ها را ایجاد می کنند که موضوع ترافیک را به یک معضل تبدیل کرده است.
  • در این زمینه هم کارشناسان معتقدند عریض کردن خیابان ها راه حل معضل ترافیک نیست بلکه مشکل ترافیک یک مساله مدیریتی است و گاهی انتقال شهر را مطرح می کنند. در همدان ترافیک مدیریت می‌شود ؟
انتقال شهر پروژه‌ای درازمدت است و کار ساده ای نیست و زمان بر است.باید در طرح تفصیلی شهر این مباحث جدی‌تر بررسی و گنجانده شود اما مدیریت اصولی ترافیک یکی از اصلی ترین مباحث مدیریت شهری است و همدان هم نیازمند آن است.


برچسب ها: همشهری همدان ، پل سازی همدان ،

پنجشنبه 14 بهمن 1395

توسعه گردشگری همدان یک شعار است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گردشگری ،میراث فرهنگی ،

کد خبر: ۷۳۵۰۳ | تاریخ : ۱۳۹۵/۱۱/۱۴ - شماره: 860
توسعه گردشگری همدان یک شعار است

گاف بزرگ کنوانسیون گردشگری

حسین زندی گروه سرزمین

مدت‌هاست مدیران ارشد استان به تبعیت از رییس‌جمهور دولت تدبیر و امید، توسعه همدان را همراه، هم‌راستا و درگرو

 توسعه گردشگری برمی‌شمارند و مدام در سخنرانی‌ها و گفت وگوها از توسعه گردشگری دراین استان سخن می گویند. 

گویی حلقه مفقوده توسعه را در این استان یافته‌اند . جای امیدواری دارد که پس از پنج دهه، متوجه خطاهای گذشتگان شده‌اند و از صنایع 

پرمصرف و کشاورزی سخنی نمی‌گویند.آسیب‌هایی که در دوران هشت ساله زمامداری رییس‌جمهور پیشین بر کل کشور و به تبع آن بر

همدان وارد شد، کمتر از آسیب‌های جنگ تحمیلی هشت ساله نبود و صنایع کوچک، کشاورزی و سفره‌های‌ آب زیرزمینی نابود شد. شاید

 همین خسران و آسیب بود که مدیران ارشد را به این صرافت انداخت تا دنباله‌رو زمامداران پیشین نباشند. اما پرسش این است كه از زمانی

 که صنعت گردشگری را به عنوان جایگزین سایر فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی در نظر گرفته‌اند، چه ثمری برای استان به ارمغان آورده 

شده است؟به‌غیر از چند هتل که جانمایی همان ها نیز با مخالفت فعالان مدنی و کارشناسان استان همراه بوده، اتفاقی در توسعه

 زیرساخت های گردشگری استان نیفتاده که باعث گردشگر‌پذیری بیشتر استان شود.

همایش هایی برای کارنامه مدیران

گاهی نشست‌ها و گردهمایی‌هایی با عنوان همایش برگزار می شود که رنگ و لعاب گردشگری دارند و صرفا محافلی هستند برای پربار 

کردن کارنامه مدیران. اگر هم برنامه‌ای باشد که ظرفیت تاثیرگذاری در استان را داشته باشد، با انحصارطلبی افراد قربانی می‌شود.

حضور مهمانان کنوانسیون راهنمایان گردشگری در استان از این دست رویدادهاست. از تاریخ شش تا 18 بهمن‌ماه ایران

 میزبان کنوانسیون راهنمایان گردشگری است و این میزبانی در روزهای ششم، هفتم و هشتم بهمن‌ به استان همدان اختصاص یافته بود. 

برنامه میزبانی از مهمانان‌ کنوانسیون در سه بخش پیش از سفر، پس از سفر و حین سفر طراحی شده است. سفر به همدان 

در قسمت پیش‌تور کنوانسیون قرار داشت و بیش از 140 راهنمای خارجی از 21 کشور در دو مرحله به همدان وارد شدند. 

زمان حضور مهمانان و زمان اقامت آن‌ها بیانگر آن بود که فرصت بسیار محدودی برای این میزبانی در اختیار همدان گذاشته شده است. 

گروه اصلی مهمانان، ظهر روز هفتم بهمن ماه به همدان وارد و ظهر روز هشتم بهمن از استان خارج می‌شدند

 و این به آن معنی است که همدان تنها"24" ساعت فرصت میزبانی داشت. اگر همدان را به‌عنوان یک استان گردشگرپذیر تلقی کنیم 

و اگر حضور گردشگر خارجی را با هرعنوانی در این استان رخدادی خوب تلقی کنیم، باید برنامه درستی برای میزبانی 

از گردشگران نیز داشته باشیم. اما به‌نظر می‌رسد نه‌تنها چنین برنامه‌ای از سوی مسئولان و متولیان گردشگری در استان وجود ندارد 

بلکه به اتفاقاتی مانند حضور مهمانان کنوانسیون، به مثابه یک شوی تبلیغاتی می­‌نگرند. اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم و مهمانان خارجی 

را سفیرانی برای توسعه گردشگری استان قلمداد کنیم، باید بهترین کالاهای گردشگری را به آنان نشان می‌دادیم. آنچه این روزها

 مدیران به‌عنوان نامزد ثبت جهانی معرفی می­‌کنند، غارعلی­صدر، ارگ نوشیجان، محوطه باستانی هگمتانه، دستکندهای سامن 

و ارزانفود است.

غار علیصدر از لیست حذف شد!

هگمتانه با عملکرد غلط شهرداری شانس بسیار کمی برای قرار گرفتن در لیست گردشگری مهمانان خارجی دارد اما چهار مورد

 بعدی چرا در فهرست بازدید این مهمانان نبودند؟ اختلاف مدیران غار علی­صدر و بازاریاب و برگزارکننده این رویداد در همدان 

باعث شد غار علیصدر در فهرست قرار نگیرد و بقیه موارد نیز به‌دلیل ضعف برنامه‌ریزی دیده نشدند. به‌جای مهم‌ترین 

غار آبی جهان، غاری مصنوعی نشان آن‌ها دادند. حال باید از متولیان گردشگری پرسید، از این رویداد چه آورده‌ه­ایی نصیب 

استان شده است و این فرصت‌سوزی را چه کسی و چه نهادی پاسخگوست؟

تنها یک فصل از ثبت جهانی لالجین گذشته است. چه اتفاقی باعث نادیده گرفته شدن شهر جهانی سفال در آنچه

 از آن به‌عنوان مهم‌ترین رویداد گردشگری سال در استان نام برده می­‌شود، شده است؟در دو نشست خبری که پیش و همزمان با حضور

 این راهنمایان درهمدان برگزار شد، متولیان گردشگری استان از ارزآوری مهمانان گردشگری خبر می­‌دادند اما از طرفی اعلام می‌کردند

 50 میلیون تومان اعتبار برای برگزاری این مهمانی در نظر گرفته­‌اند. تناقض‌های بسیاری در گفتار و کردار آنان وجود داشت 

و به نظر می‌رسد ارزآوری آن برای چند راهنمای گردشگری بوده نه برای کل کشور و استان. به‌گفته مسئول کانون انجمن‌های صنفی 

راهنمایان گردشگری، همه راهنمایان خارجی ثبت نام کرده و هزینه سفر را پرداخته‌­اند. پرسش این است این هزینه کجا رفته است؟

کنوانسیون راهنمایان گردشگری بدون راهنما

باتوجه به اینكه هزینه میزبانی این راهنمایان نیز برعهده هتل­‌های استان و برخی اداره‌­های دولتی بوده، چه کسانی سود مالی این برنامه 

را برده‌­اند و کاسبان اصلی این رویداد چه کسانی هستند؟مهم‌ترین دستاوردی که استان می­‌توانست از این رویداد داشته باشد، دیدار

 و تعامل راهنمایان گردشگری همدانی با راهنمایان خارجی بود که به علت حاضر نبودن راهنمایان با سابقه استانی، در این

 رویدادها اتفاق نیفتاد. مسئولان استانی هرگز از خود نپرسیدند چرا بیش از 150 راهنمای گردشگر همدان در چنین رویدادهایی

 غایب هستند و اختیار گردشگری شهر در دست 11 راهنما باعنوان انجمن صنفی افتاده است. به مدیران حوزه گردشگری باید گفت 

اگر توان ایجاد فرصت برای 150 راهنمای گردشگری در استان را نداشته باشید، توان میزبانی 140 گردشگر خارجی را هم مانند 

همین برنامه نخواهید داشت.به‌نظر می­‌رسد مدیران گردشگری استان از مباحث گردشگری اطلاع چندانی ندارند. یا مسحور

 شوهای تبلیغاتی هستند و یا در خواب غفلت به سر می‌­برند. اما بهتر است آدرس غلط به مردم ندهیم. آنچه در این رویداد دیده شد، اگرچه

 برای مدیران و برخی بازاریابان اهمیت زیادی داشت اما برای توسعه گردشگری استان چندان رویداد مهمی نبود که بوق و کرنایش 

گوش مردم را کر کند.

http://yon.ir/KWV8



برچسب ها: روزنامه قانون ، گردشگری همدان ، راهنمایان گردشگری همدان ،

چهارشنبه 13 بهمن 1395

همدان؛ نشان نقاشی ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

همدان؛ نشان نقاشی ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ نشان نقاشی ایران
سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید....
1395/11/13
 سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید.
آخرین نمایشگاه او از 16 دی در گالری شهر کتاب همدان برپاشده و فعلا ادامه دارد. فاضلیان در این نمایشگاه آثاری را با موضوع بناهای تاریخی همدان در کنار نقاشی‌های استادش احمد فتوت به بازدید گذاشته است. به همین بهانه با این نقاش همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • از روزهایی که با بوم نقاشی آشنا شدید بگویید.
نقاشی را از کودکی نزد استاد احمد فتوت آغاز کردم و بعدها به صورت حرفه‌ای نزد استادانی مانند بابک روشنی‌نژاد، علی نصیر و آیدین آغداشلو کار کردم. فکر می‌کنم کسی به آدم نمی‌گوید نقاش خواهی شد بلکه این یک موضوع درونی است. در واقع نقاشی جزئی از وجود من است.
  • منشأ این حس درونی کجاست؟
نقاشی یک امر ناخودآگاه است که در آن درونیات آدمی به زبان تصویری بیان می‌شود. هیچ پدیده خودآگاهی نیست. قبل از این‌که خودآگاه وارد شود، من ناخودآگاه شروع به نقاشی می‌کنم. هنر نیاز و احتیاج درونی انسان است.
  • پس نقاشی کردن برای شما یک مساله فردی است؟
کاملا فردی است و بیان اتفاقاتی که درون خودم می‌افتد جدا از آن که چه نوع و چه موضوعی را نقاشی می‌کنم. خود امرنقاشی برای من مهم است.
  • اگر موضوع فردی است پس بازخورد چقدر برای شما مهم است؟
اگر بگویم مهم نیست حرف نادرستی است اما اگر بدترین بازخورد را هم بگیرم باز ادامه می‌دهم و استقبال می‌کنم. نقاشی کردن برای من احتیاج است. شاید برخی این هنر را به عنوان یک شغل یا وسیله امرار معاش انتخاب کنند اما من ترجیح دادم نقاشی کردن را برای نقاشی انتخاب کنم نه برای درآمدزایی یعنی هنر برای بیان حقیقت.
  • استقبال از آثار شما در این نمایشگاه چگونه بود؟
خوشبختانه استقبال خوبی را شاهد هستیم. در روز افتتاحیه فضا مملو از جمعیت بود و تابلوها دیده نمی‌شدند. به نظر من یک نیاز فرهنگی از طرف مردم همدان بود و باید به این نیاز پاسخ داده می‌شد. مردمی که حتی از نقاشی سررشته‌ای نداشتند در این نمایشگاه یک ساعت به تابلوها با دقت نگاه می‌کردند. پیش‌بینی ما این بود که کارهایی ارائه کنیم که مردم دوست داشته باشند. فروش رفتن کارها نشان می‌دهد مردم با هنر ارتباط خوبی دارند.
  • میزان خرید آثار رضایت بخش بود؟
مردم از کار من استقبال خوبی کردند، اما خرید نقاشی جزو فرهنگ عمومی جامعه نیست. البته به تازگی این مسأله در تهران شروع شده که افزایش تعداد گالری‌ها و مراکز فرهنگی گواه این موضوع است. اقبال به هنرهای دیگر مانند تئاتر،کنسرت و سینما رفتن هم بیشتر شده و کالاهای فرهنگی در سبد خانوارها قرار گرفته است. امیدوارم در شهرستان‌ها نیز شاهد این اتفاقات باشیم.
  • پیش از این هم در نمایشگاه‌ها حضور داشته‌اید؟
نمایشگاه‌های مختلفی از جمله در گالری سین تهران، دانشگاه آزاد همدان و گالری ده هنر داشته ام.این نمایشگاه اخیر هم بخشی از یک پروژه بود که قرار است به صورت یک کتاب کار شود. در نظر دارم فضاهای شهری همدان با یک نگاه نقاشانه در قالب یک کتاب حفظ شود. افتخاری برای من بود که در کنار استاد فتوت قرار بگیرم. موضوع هم همدان بود و یک حرکت فرهنگی در شهر.
  • چرا همدان و چرا بناهای تاریخی در ناخودآگاه شما نقش بسته و به نقاشی بدل شده است؟
بحث معنوی قضیه این است که فضاهای تاریخی و میراث تاریخی شهر همدان درحال از بین رفتن است و اگر به این صورت به آن پرداخته نشود، از بین می‌رود و نابود می‌شود.
  • فضاهای خصوصی مانند شهر کتاب چقدر می‌توانند در همه گیر شدن پدیده هنر اثرگذار باشند؟
به نظرم مهم توسعه و رشد هنر است، فضای دولتی و غیردولتی تفاوتی ندارد. البته در بسیاری از کشورها دولت‌ها از هنرمندان حمایت می‌کنند و آنان را زیر چتر خود می‌گیرند. به نظر من هر دو باید سهم داشته باشند. آمدن شهر کتاب به همدان اتفاق بسیار خوبی بود.
  • وضعیت نقاشی همدان را چگونه می‌بینید؟
همدان در عرصه نقاشی هنرمندان خوب و سابقه درخشانی دارد. در تهران وقتی من می‌گفتم همدانی هستم می‌گفتند همدانی‌ها در نقاشی معاصر یک برند هستند. محمدحسین حلیمی، قباد شیوا، احمد فتوت و در نسل جدید بابک روشنی‌نژاد، علی شایسته، رضا عظیمیان، عادل یونسی و یوسف عبدی‌نژاد شناخته شده‌اند.
  • نقاشی نقاشان همدان چه ویژگی مهمی دارد که یک برند محسوب می‌شود ؟
نقاشی همدانی‌ها معاصر و از نظر تکنیک و محتوا پیشرفته است. نقاشان ما می‌دانند چه کاری انجام می‌دهند. خوشبختانه در گذشته نیز چهره‌های خوبی داشتیم. وجود این پیشینه باعث شده نقاشی حرفه‌ای تداوم داشته باشد و روزبه‌روز بهتر شود.
  • این هنرمندان چه تاثیری بر ذائقه هنری شهروندان دارند؟
شهری که این همه نقاش دارد مردم نیز یاد می‌گیرند که نقاشی ببینند، نقاشی بخرند و با این هنر رابطه برقرار کنند. یک اثر نقاشی که ارزشمند باشد حتما استقبال خواهد شد و خوشبختانه کار با ارزش در شهر ما زیاد است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، نقاشی همدان ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 13 بهمن 1395

پا به توپ از همدان تا گرجستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

پا به توپ از همدان تا گرجستان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پا به توپ از همدان تا گرجستان
سیدآرش رضوی فوتبالیست همدانی متولد 1368 در همدان است. او از کودکی عاشق فوتبال بود و با سختکوشی توانست به موفقیت‌هایی در تیم‌های استان دست یابد...
1395/11/13
 سیدآرش رضوی فوتبالیست همدانی متولد 1368 در همدان است. او از کودکی عاشق فوتبال بود و با سختکوشی توانست به موفقیت‌هایی در تیم‌های استان دست یابد. رضوی این روزها در تیم برجومی گرجستان بازی می‌کند اما نگاهش به فوتبال همدان است. او امیدوار است شرایط فوتبال استان تغییر کند تا علاقه‌مندان این رشته ورزشی به آرزوهایشان برسند. در این گفت‌وگو از رضوی درباره تفاوت‌های فوتبال ایران و گرجستان و تجربه‌های او پرسیده‌ایم.
  • ورزش را از کجا آغاز کردید؟
فوتبال را از مدرسه فوتبال قدس زیر نظر محمد به‌گندم شروع کردم و بعد از آن به بازی فوتسال علاقه‌مند شدم و زیر نظر سید محمد زارعی این ورزش را ادامه دادم. حدود یک سال بعد به تیم مهر وارد شدم و به مربیگری مصطفی امینی و حسین الماسی در رده سنی بزرگسالان، امیدها و جوانان بازی کردم.
  • چه زمانی به مسابقات کشوری راه یافتید؟
سال‌های بعد در تیم هما به مربیگری عبدالرضا آبیار درآمدم. این تیم همان سال در مسابقات امیدهای استانی به مقام اول رسید. پس از آن بود که در سال ۱۳۸۶به مسابقات کشوری راه یافتیم و به مقام سوم رسیدیم.
  • تا چه زمانی با تیم هما همکاری می‌کردید؟
هیچوقت در یک تیم نماندم و تجربه همکاری با مربیان و تیم‌های مختلف استانی را دارم. با تیم هما بعدها در رده سنی بزرگسالان در لیگ شهر به مقام اولی دست یافتیم و بعد از آن به تیم سرهنگ شمسی‌پور (تیم مقاومت) رفتم. بعد از یک سال به تیم مهر در مسابقات لیگ۳‌ کشور به مربیگری مصطفی امینی و حسین سبزی رفتم. بعد از آن هم یک فصل در تیم شهید امینی (دانشگاه بوعلی) بودم. یک فصل هم در یکی از تیم‌های فوتسال ملایر بودم.۶ دوره در مسابقات دانشجویی اعم از فوتسال و فوتبال زیر نظر مربی خوبم مهدی امینی فعالیت داشتم.
  • چه شد که سر از گرجستان درآوردید؟
سال ۱۳۹۵از طریق یکی از بازیکنان گرجستان به یکی از تیم‌های گرجستان معرفی شدم و مورد توجه مربی تیم برجومی قرار گرفتم. با این تیم قرارداد بستم و همکاری آغاز شد.
  • در ورزش به دنبال چه چیزی هستید؟
در فوتبال به دنبال عشقی هستم که از کودکی به آن داشتم. دوست داشتم یک بازیکن خوب و مطرح باشم،به جایگاه بالا برسم و در تیم‌های مطرح بازی کنم. بازی در تیم‌های بزرگ نیز از آرزوهای من است.
  • شما تجربه بازی فوتسال و فوتبال حرفه‌ای را دارید. وضع فوتسال استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ورزش استان همدان ظرفیت سرشاری دارد خصوصا در رشته فوتبال ما بازیکنان توانمندی در عرصه فوتبال از لیگ برتر تا تیم ملی مانند احمد جمشیدیان، مرتضی تبریزی و علی اصغر عاشوری داریم. با تکیه به علم ورزشی، می‌توانیم بازیکنان توانمندی را پرورش دهیم. بی‌دلیل نیست که می‌گویند همدان شهر فوتبال است. در فوتسال هم همین طور است. فوتبال و فوتسال نیاز به توجه دارد.
  • نقاط قوت و ضعف این ورزش در استان کدام است؟
نقاط قوت این رشته ورزشی در استان همدان بازیکنان توانمندی است که می‌توانند قله‌های پیشرفت را فتح کنند چه در بخش بانوان چه آقایان. نمونه‌اش بازیکنان لیگ برتری و خوش‌کارنامه ماست. از نقاط منفی فوتبال استان نبود مدیریت صحیح ورزشی و نداشتن مربیان بزرگ برای لیگ‌های بالاتر است. به نظر من با شواهد موجود استان همدان تا لیگ درعرصه فوتبال پیش رفته اما بازیکن ملی‌پوش و لیگ برتری را تربیت نکرده، مشکل این است که برخی مربیان ما علم‌گرا نیستند.
  • وضعیت تیم برجومی چطور است و تاکنون چند بازی با این تیم داشته‌اید؟
تیم ما در بازی آخر از رفتن به لیگ برتر باز ماند و نتوانستیم به لیگ برویم. در مجموع ١٦ بازی و ٤ بازی پلی‌آف داشتیم كه در بازی آخر نتوانستیم به لیگ صعود كنیم.
  • ارتباط گرفتن با هم‌تیمی‌ها چطور است؟
اولین روزی كه من به تیم بورجومی رفتم و تمرینات را شروع كردیم سخت بود چون زبانشان را نمی‌فهمیدم اما بعد از مدتی با یک بازیكن گامبیایی كه مسلط به زبان انگلیسی بود می‌توانستم ارتباط برقرار كنم و به نوعی مترجم من بود. بعد از مدتی آرام‌آرام درک می‌كردیم چه می‌گویند. هر روز ٢ ساعت تمرین می‌کردیم و مسابقات پرفشاری داشتیم.
  • فوتبال ایران و گرجستان چه تفاوت‌هایی دارند؟
در فوتبال ایران دفاع‌ها هافبك‌ها را حذف می‌كنند،مستقیم توپ را از دفاع به حمله می‌زنند و هافبك‌ها بدون هیچ ثمری به این طرف و آن طرف می‌دوند اما در گرجستان دفاع‌ها همه توپ‌ها را به هافبك‌ها پاس می‌دهند تا آنها بازی‌سازی كنند. کار گروهی و تیمی در فوتبال ایران تعطیل است و همه چیز را فردی می‌بینیم.
  • آینده فوتبال همدان را چگونه می‌بینید و چه نیازهایی دارد؟
بی‌شک اگر بها داده شود و به صورت صحیح مدیریت شود آینده درخشانی در انتظار فوتبال این شهر و جوانان جویای نام فوتبالی است. متاسفانه ما هیچوقت مدیر فوتبالی در فوتبال استان نداشتیم. زیرساخت‌های قابل قبولی داریم اگر مسئولان فوتبال استان به نوسازی آنها اهمیت بدهند. از چمن مصنوعی استادیوم ملت تا ورزشگاه دور افتاده شهید مفتح نیاز به باسازی و دسترسی آسان دارد. با تمام این کمبودها و کاستی‌ها ما جوانان توانمندی در استان داریم که می‌توانند پله‌های پیشرفت را یکی پس از دیگری طی کنند. خیلی از این بازیکنان در خارج از کشور بازی می‌کننند و خیلی‌ها هم برای عموم شناخته‌شده نیستند. به هر حال ظرفیت بالایی برای فوتبال در جوانان این شهر نهفته است و نیاز اصلی همان‌طور که گفتم توجه و مدیریت درست است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%AF%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86


برچسب ها: ورزش همدان ، فوتبال همدان ، همشهری همدان ،

با استفاده از ظرفیت‌های بوم‌گردی روستای سنگی ورکانهزادگاه مخترع اولین قلب مصنوعی جهان، قلب گردشگریِ همدان می‌شود

در حدود 18کیلومتری شهر همدان روستایی به نام «ورکانه» قرار دارد که سن خانه‌هایش به 400 سال هم می‌رسد، روستایی که یکی از شش روستای گردشگری همدان است و نامش در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده. این روستا به‌عنوان منطقه ویژه گردشگری کشور نیز معرفی شده اما هنوز بسیاری از گردشگرانی که به همدان سفر می‌کنند این روستا را نمی‌شناسند.

طاهره کوپالی، میراث آریا: هسته‌ اولیه‌ ورکانه که در قسمت جنوب شرقی همدان قرار دارد در اطراف یك قنات شکل گرفته  بود. ورکانه نیز به معنی قرار گرفتن در کنار آب و چشمه است. سابقه تاریخی این روستا به اوایل دوره‌ صفوی می‌رسد و خانه‌های ورکانه که قدمتی 400 ساله دارند از سنگ‌لاشه‌‌هایی ساخته شده‌اند که باعث میشود معماری این روستا در کشور بی‌نظیر باشد. کاربرد سنگ نه‌تنها در پی، بلکه در قسمت اعظم بناها و دیوارها مورد استفاده قرار گرفته است. ورکانه یکی از شش روستای گردشگری همدان است که نامش در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و به‌عنوان منطقه ویژه گردشگری کشور مطرح‌شده است.

این روستا باوجود ظرفیت‌های بسیار زیادش با مشکلاتی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند، به عنوان مثال مکانهایی ازجمله اصطبل و قلعه امیر تومان از دوره قاجار، اصطبل مری لیلی  از دوره پهلوی و خانه پروفسور موسیوند که قابلیت این را دارند که ثبت ملی شوند با شرایط بدی دستوپنجه نرم میکنند حتی متاسفانه قلعه و اصطبل امیرتومان و اصطبل مری لیلی آسیبهای جدی دیده و نیازمند مرمت است. از طرف دیگر با توجه به اینکه بافت روستای ورکانه منحصر به فرد است، در چند سال اخیر تعدادی خانه با مصالح و معماری جدید در این روستا احداث شده‌اند که به هیچ عنوان با بافت این روستای سنگی همخوانی ندارند و میتوانند پتانسیلهای گردشگری این روستا را به چالش بکشند.

نبود آموزش، پاشنه آشیل گردشگری روستایی است

حسین زندی فعال میراثفرهنگی در استان همدان به میراث آریا گفت: «تقریبا همه خانه‌هایی که ظرف 2 سال اخیر ساخته شده با مصالح و معماری جدید است که با بافت روستا همخوانی ندارد، این مسئله از نبود نظارت ناشی میشود. البته از طرفی بخشی از این مسائل به آموزش ندیدن اهالی روستا بر می‌گردد.»

به اعتقاد زندی نبود آموزش، پاشنه آشیل گردشگری روستایی است و روستای ورکانه نیز به عنوان روستای هدف گردشگری ثبت شده اما مردم روستا آموزشهای لازم را به عنوان اهالی روستایی که هدف گردشگری است، ندیده‌اند، وقتی مردم آموزش ببینند متوجه میشوند که اگر خانههای خود را با مصالح جدید احداث کنند، گردشگران را از دست می‌دهند.

او میگوید: «متاسفانه اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری قدرت اجرایی کافی ندارد. باید مدیریت یکپارچه با همکاری استانداری، بخشداری، وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، نیروی انتظامی و... به صورت فرادستگاهی روی این مسئله تمرکز کنند. متاسفانه سایر نهادها درک درستی از میراثفرهنگی ندارند و تنها سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به این مسئله توجه دارد. حل چنین مسائلی نیازمند این است که سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری تفاهم‌نامه‌ای با وزارتخانه‌های مختلف داشته باشد زیرا باید به این مسئله به صورت فرادستگاهی نگاه شود. در واقع میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به تنهایی نمی‌تواند کاری انجام دهد و نیازمند هماهنگی و کمک سایر دستگاه‌ها است.»

علی مالمیر مدیرکل میراث‌فرهنگی،صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان درباره آموزش جامعه روستایی در راستای توسعه گردشگری گفت: «توسعه اکوتوریسم و آموزش روستاییان از جمله اولویت‌های اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری است. البته به صورت تصادفی دوره‌های آموزشی مربوط به اقتصاد و ظرفیت‌های گردشگری و صنایع‌دستی دو دوره اخیر در ورکانه برگزار شد که در آن سعی کردیم آگاهی‌های لازم درباره اکوتوریسم را به شوراها، دهیاران و... روستاهای مختلف این استان دهیم.»

او درباره وجود ساختمان‌های ناهمگون با بافت سنگی این روستا از مکاتبه برای تغییر نمای ظاهری بنا خبر داد و گفت: «باوجود بافت سنگی و زیبای روستا، یکی از ساکنان این روستا اقدام به احداث بنایی با ظاهری متفاوت با بافت روستا کرده که دراین‌باره با بخشداری و دهیار روستا مکاتبه برای تغییر نمای این بنا انجام شده است. با توجه به اینکه نمای بناهای این روستا سنگ است، احداث این بنا با نمایی متفاوت و مصالحی غیر از سنگ به بافت معماری و تاریخی روستا لطمه وارد کرده است.»

مالمیر افزود: «بهعلاوه مکاتباتی با بنیاد مسکن و شهرسازی و استانداری مبنی بر رعایت کردن چارچوبهای مشخصی در صدور مجوز احداث خانه از سوی دهیاری در روستای ورکانه انجام دادیم. در زمینه ساخت‌وساز اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به صورت مستقیم دخیل نیست، بلکه دهیاری‌ و بنیاد مسکن به صورت مستقیم در این زمینه دخیل هستند.»

ثبتملی بافت روستای ورکانه در دستور کار است

او گفت: «ما برای حفظ بافت ورکانه بحث ثبت‌ملی بافت این روستا را در دستور کار داریم، همچنین بناهای مهم این روستا مانند اصطبل مری خانم قرهگوزلو را نیز برای ثبت معرفی کردیم.»

زندی درباره ظرفیتهای میراثی این روستا میگوید که معماری اصطبل مری‌ لیلی که به شکل چلیپا است شاخص و منحصر به فرد است زیرا برخلاف سایر اصطبلها اسب‌ها یکجا نگهداری می‌شدند. مری‌لیلی قره‌گزلو احیاکننده پرورش اسب ایرانی بود، البته شهرت او در خارج از کشور بیشتر از داخل کشور است، این سیستم نیز کاملا با شیوه پرورش ایرانی اسب همخوان است، حتی دیگر اصطبل‌هایی که از توسط قره‌گوزلوها در کردان کرج، و خوزستان ساخته شد از همین شیوه نگهداری اسب پیروی می‌کردند.

او افزود: «برای این 3 بنا پرونده‌های جداگانه تشکیل نشده است، البته بحث مالکیت نیز مطرح می‌شود. بعد از مشکلاتی که برای مری‌خانم قره‌گوزلو در روستای ورکانه بوجود آمد و پیگیری نشدن و در دسترس نبودن خانواده قره‌گوزلو، این اصطبل در اختیار مردم روستا قرار گرفته در صورتی که باید به جای مردم سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری متولی این مسئله باشد، متاسفانه نه تنها مردم از این آثار به خوبی نگهداری نکرده‌اند، بلکه بسیاری از ادوات اسب‌سواری که خانواده قره‌گوزلو از خارج وارد کرده بودند یا در ایران سفارش ساخت آن را داده بودند غارت شد، تحت تملک افراد روستا قرار گرفت یا به فروش رسید.»

تبدیل اصطبل مریلیلی به موزه سوارکاری

زندی پیشنهاد کرد که سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری بعد از مرمت این اصطبل برای آن کاربری تعریف کند و با جمع‌آوری این ادوات و خریداری آن‌ها از مردم این اصطبل را به موزه ادوات سوارکاری، موزه اسب و اسب‌سواری تبدیل کند زیرا این‌کار هم می‌تواند علاوه بر حفظ  بنا و استفاده از ظرفیت‌های آن به جذب گردشگر کمک کند. متاسفانه بی‌توجهی باعث تخریب بسیاری از آثار این روستا شده است و مردم روستا اصلا تلاشی برای حفظ و نگهداری این آثار نمی‌کنند.

مالمیر درباره اصطبل تاریخی مری‌خانم گفت: «این اصطبل ثبت ملی نشده است و همکاران ما در معاونت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در حال بررسی قابلیت این اصطبل برای ثبت در فهرست آثار ملی هستند.»

استفاده از خانههای سنگی ورکانه و توسعه اقامتگاه‌های بومگردی

زندی درباره ظرفیت‌های گردشگری این روستا و اقامتگاه بوم‌گردی روستای ورکانه گفت: «اولین اقامتگاه بومگردی استان همدان در روستای ورکانه با همت یکی از کارآفرینان بهنام نعیمه لشکری که خود نیز فارغالتحصیل رشته گردشگری در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه تهران است ایجاد شد. البته روستای ورکانه این ظرفیت را دارد که دهها خانه بوم‌گردی داشته باشد. در سال‌های اخیر تعدادی از خانواده‌های این روستا به شهر مهاجرت کرده‌اند، با توجه به اینکه روستای ورکانه در 18 کیلومتری شهر همدان واقع است، مرمت و احیای خانههای این روستا  میتواند مهاجرت معکوس را به دنبال داشته باشد.»

او گفت: «با توجه به اینکه قدمت خانه‌های این روستا از قدمت اصطبل و قلعه نیز بیشتر است این قابلیت را دارند که به عنوان یک ظرفیت گردشگری به خانه بوم‌گردی تبدیل و از آن درآمدزایی شود. ورکانه یکی از مهم‌ترین روستاهایی است که می‌توان در این زمینه به آن توجه کرد زیرا این روستا در مسیر گردشگری استان همدان قرار گرفته است، مسیری که محوطه تاریخی و زیرزمینی ارزانفود، روستای تاریخی ورکانه، سد اکباتان و مسیر کوهنوردی ورکانه در آن قرار دارند.»

مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گفت: «ورکانه روستای هدف گردشگری است و سالانه تعداد بسیار زیادی از گردشگران برای بازدید به این روستا سفر میکنند که در همین راستا توسعه بوم‌گردی در این روستای تاریخی را در دستور کار قرار داده‌ایم.»

از طرفی امضای تفاهم‌نامه سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری با بنیاد مسکن انقلاب اسلامی یکی از اقدامات موثر در تامین زیرساخت‌های جذب گردشگر در این روستای تاریخی بود، تفاهم‌نامه‌ای که عدهای معتقدند متوقف شده است. مالمیر اما معتقد است که این همکاری‌ها ادامه دارد و کف‌سازی روستای ورکانه از سوی بنیاد مسکن انجام شده است البته این تفاهم‌نامه ملی است و مسئولان میراث‌فرهنگی استان در صدد بومی‌سازی آن هستند.

مالمیر درباره برنامه‎ها و حمایت‌های اداره‌کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری این استان برای توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی گفت: «ما بارها اعلام کردیم که پیرو تفاهمی که با صندوق کارآفرینی امید داشتیم 100 میلیون تومان وام با کارمزد 4درصد در اختیار افرادی که قصد دارند اقامتگاه‎های بوم‌گردی را توسعه دهند قرار میدهیم. امسال نیز بخش بوم‌گردی استان فعال شد و ما تعهد کردیم که 5 اقامتگاه بوم‌گردی راه‌اندازی کنیم و تاکنون پرونده 3 مورد از این اقامتگاه تشکیل شد.»

 

نیاز شدید به ایجاد تنوع در اماکن اقامتی استان همدان
نعیمه لشکری در اواخر تابستان 95، اولین خانه بومگردی استان همدان را در ورکانه تأسیس کرد؛ اقامتگاهی که مهمانان در آن، با اقامت در فضایی صمیمی شبیه به خانه، فرهنگ  بومی را تجربه می‌کنند با خوراک‌های محلی و به شیوه بومی پذیرایی می‌شوند، او درباره هدف از ایجاد خانه بوم‌گردی در روستای ورکانه گفت: «به‌عنوان فردی که به موضوعات مرتبط با توسعه گردشگری توجه دارم، نیاز شدیدی به ایجاد تنوع در اماکن اقامتی استان مشاهده می‌کردم، می‌توان گفت هدفم کمک به پاسخگویی به نیاز اشاره شده از یک سو و از سوی دیگر راه‌اندازی کسب و کاری در حوزه تخصصی‌ام بود.»

 

او معتقد است که نزدیک بودن ورکانه به همدان این فرصت را فراهم می‌کند که اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه بتواند بازار گردشگران شهر همدان را نیز هدف قرار دهد و خدمات اقامت و پذیرایی این گروه را در ورکانه فراهم کند. علاوه براین، ورکانه ظرفیت خوبی درهر دو بخش جاذبه‌های تاریخی و طبیعی دارد. مسیر دسترسی به روستا با مناظر طبیعی بکر و گذر از دریاچه سد اکباتان، ویژگی‌های طبیعی جذاب برای کوهنوردان و طبیعت‌گردان، وجود اصطبل تاریخی، معماری خاص روستا با استفاده از مصالح بومی، خانه پدری پروفسور موسیوند و موارد دیگر می‌توانند محور توسعه قرار گیرند و هر دو گروه گردشگران فرهنگی و طبیعت گردان را به روستا جذب کنند.

 

درحال حاضر باوجود کاستی‌هایی که در معرفی روستا و جاذبه‌هایش وجود داشته گردشگران به خصوص در روزهای تعطیل به ورکانه به عنوان مقصد گردشگری سفر می‌کنند، البته به این دلیل که تأسیساتی برای نگه‌داشتن هر چه بیشتر آنها در مقصد مهیا نشده است بیشتر این افراد گردشگران گذری هستند. به اعتقاد لشکری هنر برنامه‌ریزان می‌تواند این باشد که به برنامه‌ریزی پایدار ناظر بر ملاحظات زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی بپردازند و با ارائه برنامه‌هایی در قالب خدمات اقامتی، پذیرایی، فروش صنایع دستی و همچنین گشت‌های طبیعت‌گردی، مدت زمان حضور گردشگران را در روستا افزایش دهند و البته در کنار این‌ها از طریق کانال‌های موثر ارتباطی، منطقه را به عنوان مقصد گردشگری معرفی کنند.

 

به اعتقاد لشکری این نوع از کسب و کار، کسانی را می‌طلبد که به لحاظ رفتاری بسیار با‌حوصله باشند چرا‌که نکات بسیار ظریفی دارد که اتفاقا توجه به آنها موفقیت یا شکست را رقم می‌زند، علاقمندان توجه داشته باشند که راه‌اندازی این فعالیت درعین کوچک بودن آن بسیار زمان‌بر است و برای رسیدن به مرحله بهره‌بردای باید صبور باشند، بهعلاوه در انتخاب مکان فعالیت‌شان عجله نکنند و حتما همه جوانب را بسنجند.

 

توسعه اقامتگاههای بومگردی و آشنایی گردشگران با فرهنگ منطقه

در موارد بسیاری آنجایی که ارائه دهندگان بسته‌های گردشگری درنظر دارند اقامت قابل قبولی در بسته خود ارائه دهند، تنها با گزینه هتل روبرو هستند که می‌توان گفت بزرگترین بخش از هزینه‌های بسته گردشگری را به خود اختصاص می‌دهد و باعث بالا رفتن مبلغ کل بسته می‌شود تا جایی‌که بخش بزرگی از مخاطبانش را به علت قیمت بالا از دست می‌دهد، لشکری معتقد است که فراهم کردن اقامت با کیفیت معقول و قیمت مناسب می‌تواند خلئی را که ارائه کنندگان بسته‌های گردشگری همدان با آن روبرو هستند و مانعی زیرساختی بر سر راه توسعه گردشگری استان است، پر کند. اگر مسئولان اماکن اقامتی بتوانند عناصر معماری، فرهنگ و هنر بومی را در دکوراسیون و ارائه خدمات به کار گیرند نه تنها از هزینه‌های غیرضروری خود میکاهند بلکه اقامت را از حالت کاربردی به عنوان مکانی برای استراحت خارج میکنند تا تجربه اقامت در چنین اماکنی تبدیل به جاذبه گردشگری شود.

 

 

در واقع مهم‌ترین تفاوت اقامتگاه بوم‌گردی با سایر مراکز اقامتی این است که علاوه بر کارکرد اقامتی و پذیرایی که همه این مراکز دارند اقامتگاه بوم‌گردی نقش مهمی نیز در آشناسازی گردشگران با  فرهنگ منطقه از طریق ایجاد تجربه‌ای ملموس و عملی برای آنها ایفا می‌کند. لشکری اعتقاد دارد که آینده این کار چیزی بیش از تأکید مدیران ارشد را می‌طلبد و مشروط به اقدامات موثر و عملی مدیران ارشد است در غیر این‌صورت ممکن است فراهم کردن ملزومات برای متقاضیان که اکثراً از نسل جوان هستند و سرمایه چندانی ندارند چنان سخت باشد که از انجام آن منصرف شوند. به طور مشخص در مورد اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه، ما تلاش کردیم تا دو مجموعه بنیاد مسکن و اداره کل میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را متقاعد کنیم و از همراهی آنها برخوردار شویم که خوشبختانه درهر دو مجموعه مسئولین همراهی خوبی با ما داشتند.

 

وقتی روستایی به‌عنوان روستای گردشگری مطرح میشود باید بحث معیشت مردم نیز در آن گنجانده شود و مردم را با مقوله گردشگری پیوند دهیم. احیای خانه‌های قدیمی روستای ورکانه علاوه بر جذب گردشگر می‌تواند منجر به ایجاد بازارچههای محلی با همت اهالی روستا شود زیرا وقتی مردم منفعتی از این قبیل طرح‌ها نداشته باشند، مشارکت نمی‌کنند. در واقع میتوان با آموزش بومیان روستایی و شناسایی ظرفیتهای گردشگری و اقتصاد گردشگری مشارکت آنها را برای توسعه گردشگری در این روستا بالا برد.


برچسب ها: گردشگری همدان ، روستای سنگی ورکانه ، اقامتگاه بومگردی ورکانه ،

ایلنا: ورکانه، روستایی با بافت خاص سنگی یکی از روستاهای هدف گردشگری است که با وجود ظرفیت‌های بسیار برای گردشگری تاکنون برای حضور گردشگران آموزش ندیده و به دلیل برقرار نشدن پیوند میان جامعه محلی و اقتصاد گردشگری در معرض آسیب قرار گرفته است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، روستای ورکانه در استان همدان، در سال ۹۰ به عنوان روستای هدف گردشگری تعیین شده است، این روستا با قدمتی ۴۰۰ ساله ویژگی خاصی دارد که آن را در میان دیگر روستاهای کشور متمایز می‌کند و آن بافت سنگی‌اش است.

اگر ابیانه به دلیل بافت گلی سرخش شهرت یافته، ورکانه نیز با نمای منحصر به فرد سنگی خود دست کمی از این روستا ندارد.

حسین زندی؛ کنشگر مدنی حوزه میراث فرهنگی و گردشگری در این باره می‌گوید: «قبل از ۴۰۰ سال پیش نیز روستای ورکانه وجود داشته، اما به دلیل سرما و بارش برف ریزش سقف خانه‌ها چند بار جابه جا شده و از سمت کوه به دشت آمده ‌است که آخرین مکان آن همین روستای کنونی است.»

وی در ارتباط با جاذبه‌های گردشگری این روستا اظهار می‌کند: «به دلیل اینکه این منطقه بسیار پربرف است، ورکانه برای گردشگری زمستانی مناسب است و بسیاری از کوهنوردان علاقه مندند مسیر گردشگری ورکانه را طی کنند، همچنین بافت این روستا سنگی است و به همین خاطر به آن روستای رنسانی می‌گویند، خانه‌ها در این روستا معماری سنتی دارد و با مصالح نقشه و کارکرد بومی ساخته شده‌است، در روزهای بارانی نیز شاهد تلالوئی بی‌نظیر از سنگ‌هایی هستیم که خانه‌های روستا با آن‌ها ساخته شده که زیبایی خاصی به روستا می‌بخشد و به ویژه گردشگران خارجی به آن بسیار علاقه‌مند هستند.»

ورکانه محل احیای اسب اصیل ایرانی

اما علاوه بر این‌ها ورکانه دلیل محکم دیگری برای گردشگری دارد، ورکانه از گذشته‌ای دور پایگاهی برای سوارکاری بوده و قدمتی طولانی در این زمینه دارد، زندی در این باره توضیح می‌دهد: «ورکانه مرکز احیای اسب اصیل ایرانی (نژاد عرب خوزستان) است، سال‌ها پیش خانم مری لیلی قراگوزلو فرزند امیرتومان قرا‌گوزلو (از ملاکان بزرگ منطقه)‌ نژاد اسب اصیل خوزستان را در ورکانه احیا می‌کند، ایشان که سال‌هاست فوت کرده‌اند از ورکانه‌ای‌های قدیمی و شخصی بسیار معروف در صنعت اسب دنیا هستند.»

4

این پیشینه روستای ورکانه در زمینه سوارکاری و پرورش اسب سبب شده که دو بنای مهم این روستا دو اصطبل قدیمی باشند که یکی از آنها با معماری چلیپایی قدیمی‌ترین اصطبل استان همدان است. زندی ادامه می‌دهد: «هردو اصطبل اکنون مخروبه هستند، اما از آنجا که در این روستا ادوات اسب سواری مربوط به گذشته وجود دارد و با توجه به سابقه این روستا، خوب است که  موزه سوارکاری و ادوات آن در روستا ایجاد شود.

به ویژه یکی از این اصطبل‌ها که به اصطبل مهری خانم معروف است، اگر مرمت شود؛ برای ایجاد موزه بسیار مناسب است.»

3

علاوه بر همه این‌ها، فرهنگ غنی مردم روستا که به یکی از شاخه‌های زبان پهلوی یعنی لکی همدانی صحبت می‌کنند و آداب و رسوم آن‌ها از جاذبه‌های دیگر روستا است، پیشنهاد ایجاد موزه عروسک نیز توسط مدیر مدرسه ابتدایی منطقه ارائه شده که سازمان‌های مردم نهاد نیز از این پیشنهاد استقبال کردند، امیدواریم آموزش و پرورش و میراث فرهنگی نیز کمک کنند تا این موزه ایجاد شود. همچنین این روستا صنایع دستی دارد و یکی از مراکز تولید گردو نیز هست.»

ورکانه، روستای هدف گردشگری؛ گردشگران و میزبانان آماده نیستد!

ورکانه تا سال پیش جایی برای اقامت گردشگران در شب نداشت، اما اکنون یک اقامت‌گاه بوم گردی دارد و اگر گردشگری در اینجا گسترش پیدا کند، مردم محلی نیز می‌توانند؛ بخشی از خانه‌هایشان را به اقامتگاه تبدیل کنند؛ هرچند که برخی مشکلات در این زمینه وجود دارد که افزایش حضور گردشگر در این روستای بکر را با نگرانی همراه می‌کند.

این کنشگر مدنی در این باره توضیح می‌دهد: «یکی از مشکلات روستاهای هدف گردشگری این است که قبل از آموزش و آماده کردن جامعه محلی و پیوند دادن معیشت آن‌ها با گردشگری، اسم آن را روستای گردشگری می‌گذاریم، در حالی که با آموزش، ایجاد بازارچه کوچک صنایع دستی ساخت پارکینگ برای جلوگیری از آسیب رسیدن به باغات روستاییان و همچنین کسب درآمد برای آن‌ها می‌توانیم مشکلات را حل کنیم.»

 علی خاکساری؛ معاون گردشگری استان همدان نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا اظهار می‌کند: « در ۱۰ سال گذشته که گردشگر به ورکانه آمده در ابتدا برخورد مردم با گردشگران چندان مطلوب نبوده، اما اکنون وضعیت فرق کرده و مردم برخورد مناسبی با گردشگران داردند.»

همچنین خانم علی‌زمانی؛ مدیر مدرسه ورکانه نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا تاکید می‌کند: « مردم روستا به شدت به افزایش گردشگری در روستا علاقه‌مند شده‌اند. مردم ورکانه بسیار دوست دارند که گردشگر به روستایشان بیاید و بسیار در این زمینه همکاری می‌کنند، گاهی دانش آموزان ما مانند راهنما مکان‌های دیدنی ورکانه را به گردشگران نشان می‌دهند و مردم اجازه می‌دهند که گردشگران در باغ‌هایشان بنشینند.»

هرچند که ورود گردشگران به اقتصاد روستا رونق می‌دهد، اما این سکه روی دیگری نیز دارد؛ علی‌زمانی می‌گوید: «برخی گردشگران واقعا آسیب می‌زنند، زباله می‌ریزند و با وجود اینکه همه ماشین دارند و می‌توانند با خودشان زباله‌ها را برگردانند، اما آن‌ها را در باغات مردم‌‌ رها می‌کنند، دهیار چند سطل زباله گرفته و با تراکتور این زباله‌ها را از ده خارج می‌کنند، اما این کار گردشگران به روستا آسیب می‌زند.»

وی در برابر این سوال که آیا مردم محلی می‌توانند به لحاظ اقتصادی از حضور گردشگران منتفع شوند، پاسخ می‌دهد: «مردم می‌توانند غذای محلی یا نان‌های محلی به گردشگران بفروشند، اما تجهیزات کافی مانند یخچال و... در اختیار مردم روستا نیست که بتوانند به اندازه کافی یا با کیفیت خوب برای گردشگران چیزی درست کنند.»

تلاش برای ثبت ملی بافت روستا

علی مالمیر؛ مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان در مورد وضعیت این روستا پیش از هرچیز به آغاز فرآیند ثبت ملی بافت تاریخی روستا و همچنین اصطبل مهری خانم اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از مباحث مهم در حوزه گردشگری این است که جامعه محلی باور کند، توسعه گردشگری به نفع آن‌ها است، برخی مردم ممکن است اعتقاد داشته باشند که ورود گردشگر باعث به وجود آمدن برخی مشکلات مانند آسیب رسیدن به باغات یا افزایش ترافیک روستا می‌شود و یا به لحاظ فرهنگی نگرانی ایجاد کند که هویت فرهنگی روستا را دستخوش تغییر کند، اما با برگزاری کارگاه‌های آموزشی تلاش می‌کنیم که برنامه آشناسازی جامعه محلی با گردشگری را داشته باشیم و از NGO‌ها نیز در این زمینه کمک می‌گیریم.»

بافت روستا زیر تیغ است

اما جدا از مشکلات حوزه گردشگری، مشکل بزرگ دیگری که به محض ورود به روستا به چشم می‌خورد؛ خانه‌سازی به سبک جدید است، چندیدن و چند خانه در روستا وجود دارد که دیگر در آن‌ها خبری از دیوارهای سنگی و یا درب‌های چوبی نیست و فلز و نماهای امروزی آن‌ها را پوشانده، ادامه این روند نگران‌کننده قطعا می‌تواند مرگی برای بافت بی‌نظیر روستای رنسانسی ایران به همراه داشته باشد و شاید ثبت ملی هرچه سریع‌تر آن بتواند برای حل این مشکل کمک کننده باشد.

مالمیر در این باره توضیح می‌دهد: «درحال پیگیری این مساله هستیم به دهیاری و فرمانداری نامه زدیم و پیگیر هستیم که دهیاری در زمان ارائه مجوز برای ساخت‌وساز شروطی بگذارد که مصالح سازگار با بافت اینجا استفاده شود.

وی ادامه می‌دهد: «کاری که باید کنیم این است که مردم حس کنند، می‌توانند باحفظ روستا منافع اقتصادی کسب کنند تا دست از این کار بر دارند و بافت روستا را عوض نکنند.»

 



برچسب ها: ورکانه ، گردشگری ورکانه ، اقامتگاه بومگردی ورکانه ،

پنجشنبه 7 بهمن 1395

زنان خانه‌دار همدان هنر خود را به نمایش گذاشتند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،

زنان خانه‌دار همدان هنر خود را به نمایش گذاشتند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
زنان خانه‌دار همدان هنر خود را به نمایش گذاشتند
نگارخانه شهر در همدان از 2 تا 5 بهمن ماه شاهد برگزاری نمایشگاهی بود که در آن کالایی به فروش نرسید و آثار ارائه شده تنها جنبه نمایشی داشت. بیشتر اعضای برگزار‌کننده این نمایشگاه زنان خانه دار و بازنشسته ای بودند که از مواد بازیافتی آثار هنری و صنایع دستی ساخته و در معرض دید عموم قرار داده بودند....
1395/11/06
نگارخانه شهر در همدان از 2 تا 5 بهمن ماه شاهد برگزاری نمایشگاهی بود که در آن کالایی به فروش نرسید و آثار ارائه شده تنها جنبه نمایشی داشت. بیشتر اعضای برگزار‌کننده این نمایشگاه زنان خانه دار و بازنشسته ای بودند که از مواد بازیافتی آثار هنری و صنایع دستی ساخته و در معرض دید عموم قرار داده  بودند.

تجربه‌های به اشتراک گذاشته‌شده
اشرف منطقی فعال مدنی و از برگزارکنندگان این نمایشگاه می گوید: برای سومین بار است که هنرمندان حوزه صنایع دستی را گردهم آوردیم. از یکدیگر تجربه کسب می کنیم، یاد می گیریم و انرژی می گیریم. تجربه‌هایی در حوزه نمایشگاه صنایع دستی و غذاهای سنتی در سال های گذشته از جمله در تالار معلم داشته‌ایم که استقبال خوبی را از سوی همشهریان شاهد بودیم.
وی با اشاره به اعضای گروه می‌گوید: دوستان من بیشتر فرهنگیان بازنشسته هستند. این همراهان برای دل خود کار می کنند و قصد پول درآوردن و کسب درآمد ندارند. برای کارهایی که جنبه نیکو کاری دارد من از این دوستان خواهش می کنم، آنها نیز می پذیرند و مردم هم استقبال می کنند. من همیشه از مسئولان می‌خواهم از افرادی که جنبه مادی فعالیت ها برایشان مهم نیست و موضوع هنر را مدنظر قرار می‌دهند به گرمی استقبال کنند.

توجه به محیط زیست
منطقی ادامه می دهد: از حضور و همکاری همه زنان جامعه استقبال می کنیم تا در فعالیت‌ها ما را همراهی کنند به شرط آن که موارد محیط زیستی را رعایت کنند. بیشتر آثاری که در نمایشگاه ارائه شده تکه‌دوزی، نمد، سفال، ویترای، کار روی چوب، تهذیب و دیگر صنایع‌دستی است. در این نمایشگاه کالایی برای فروش نداشتیم اما اگر کسی بخواهد دوستان سفارش او را می گیرند و بعدا در اختیارش قرار می دهند.
این فعال مدنی در همدان می گوید: در این نمایشگاه جنبه هایی از جمله حس همکاری و آموزش های شهروندی برای ما بسیار مهم بود. در نمایشگاه ما کسی با کیسه پلاستیکی وارد نمی شد، در تولیدات نیز مسائل محیط زیستی رعایت شده مثلا دوستان هنرمند من قالی های پاره شده را ترمیم می کنند، آثاری درست می‌کنند و تزئین می کنند و در معرض دید قرار می‌دهند. خوشبختانه زنان همدان ذوق خوبی دارند اما زمان کمتری صرف این کار می کنند.
 منطقی می گوید: تلفیق محیط زیست و فرهنگ برای ما یک برنامه است و هدف این است که محیط زیست را با تولیدات هنری پیوند دهیم. موادی را که قابل بازیافت است جمع می‌کنیم. به طور مثال خیاط‌ها و پرده دوزها تکه پارچه ها را در اختیار ما قرار می دهند و ما آنها را تبدیل به صنایع دستی قابل استفاده می کنیم و با آنها تکه‌دوزی و ساک دستی درست می کنیم.

تشویق بانوان هنرمند
نیره رنجبر همدانی یکی دیگر از برگزارکنندگان این نمایشگاه می‌گوید: ما پیش تر تشکلی به نام خانه هودانا داشتیم که در سال های قبل غیرفعال شد. پس از این اتفاق در قالب گروه ها و انجمن‌های محیط زیستی فعالیت و پروژه‌هایمان را با همکاری این انجمن‌ها اجرا می‌کنیم. در نمایشگاه ها محصولات و صنایع دستی زنان خانه‌دار را به نمایش می گذاریم تا آنان با بازخورد کارهایشان روبه‌رو شوند و متوجه نقاط قوت و ضعف کارها و ارزش آثارشان باشند.
رنجبر همدانی با اشاره به نمایشگاه اخیر ادامه می دهد: در نمایشگاه امسال کارهای بازیافتی را اضافه کرده‌ایم. با پارچه، کاموا، فرش و موکت آثاری جدید تولید شده که قابل استفاده است. هدف این است که به همراهان بگوییم بیاییم زباله کمتر تولید کنیم.
وی به تاثیر برگزاری این نمایشگاه ها در جامعه اشاره کرده و توضیح می‌دهد: ممکن است تاثیر بسیار اندکی داشته باشد اما ما باید حرکت کنیم و نمی توانیم بی تفاوت باشیم و سکوت کنیم. همیشه فکر می‌کنم حتما کسانی هستند که مقصود ما را متوجه شوند. امروز محیط زیست نیاز به تک تک مردم کشور دارد و همه باید در راه حفظ آن قدم برداریم.

کار فرهنگی
این فعال فرهنگی می‌افزاید: تاثیر کارهای گروهی در همگرایی و حتی زندگی خصوصی ما بسیار است. ما می خواهیم با گروه و جمعی که شکل داده ایم قدم کوچکی برداریم و بگوییم مقصود ما تنها عرضه کردن کارها نیست. می‌خواهیم روحیه همیاری و همکاری را بیشتر تجربه کنیم. فداکاری و گذشت در این کارها تجلی پیدا می کند.
رنجبر همدانی علاوه بر تولید صنایع‌دستی فعالیت های دیگری از جمله فعالیت‌های خیریه را در کارنامه خود دارد. وی در این باره می گوید: ما معتقد به کارهای فرهنگی هستیم. در روستاها کتابخانه ایجاد می‌کنیم، برای برخی زنان روستا با خرید چرخ خیاطی و ابزار کار شغل ایجاد می کنیم و در قالب سفرها به  امور آموزشی  می پردازیم.

تاثیر بر خانواده‌ها
اعظم اصفهانی یکی دیگر از اعضای این گروه می گوید: من از سال 1382 فعالیت مدنی را آغاز کردم   که  با گروه خانه خورشید برنامه ای برای کمک به کودکان بهزیستی داشتیم. با زنانی که برای محک(موسسه حمایت از بیماران سرطانی) کار می‌کردند همیاری داشتم و در نمایشگاه های مختلفی که برای کودکان محک برگزار شده شرکت کرده ام.
در فعالیت‌های فرهنگی و محیط زیستی مختلف روستایی از جمله تاج آباد هم حضور داشته‌ ام.اصفهانی با اشاره به بازخورد چنین کارهایی در جامعه تشریح می‌کند : این فعالیت های کوچک ما در خانواده و فرزندان بی‌تاثیر نبوده و بازخورد آن را بین افراد فامیل و نزدیکان دیده ام. وی ادامه می دهد: من بخش فرهنگی نمایشگاه را بر عهده داشتم و خوشنویسی، فعالیت تبلیغی و اطلاع‌رسانی بر عهده من بود. در نمایشگاه نیز تعدادی از کارهایی که از مواد بازیافتی ساخته ام به نمایش درآمد.

تلفیق محیط زیست و فرهنگ
مریم زیوری عضو انجمن توسعه محلی بهارستان که عروسک های ساخته شده از سوی دانش‌آموزان روستای ورکانه را در این نمایشگاه عرضه کرد، می گوید: هدف ما از حضور در نمایشگاه و به نمایش گذاشتن عروسک های ساخته شده از سوی کودکان روستای ورکانه ایجاد تلفیق و ارتباط محکم تر بین محیط زیست و فرهنگ است.
وی می‌افزاید: در اصل توسعه پایدار و حفظ محیط زیست مدنظر ماست. هدف بعدی استفاده صحیح از مواد بازیافتی موجود در منازل است. ما باید به کودکان آموزش بدهیم که بیشتر اشیای کوچک و بی‌ارزش برای ما قابل استفاده است و این  کار باعث بیشتر شدن خلاقیت ذهن در کودکان می شود. ساخت عروسک، بچه‌ها را متوجه سنت های قدیمی و آداب، رفتار و طرز پوشش گذشتگان می‌کند .
  در قدیم عروسک به غیر از این‌که وسیله بازی بچه ها بوده به  عنوان نماد سنت‌های پیشینیان و آیین های کهن نیز مطرح می‌شده است.


برچسب ها: همشهری همدان ، صنایع دستی همدان ،

دوشنبه 4 بهمن 1395

از بازیگری تا روزنامه‌نگاری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

از بازیگری تا روزنامه‌نگاری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از بازیگری تا روزنامه‌نگاری
کمال شهبازبگیان مدت‌ها در عرصه تئاتر همدان و تهران فعالیت کرده است. پدر وی از زغال‌فروشان مطرح همدان بود اما او شغل آبا و اجدادی را رها کرد...
1395/11/02
کمال شهبازبگیان مدت‌ها در عرصه تئاتر همدان و تهران فعالیت کرده است. پدر وی از زغال‌فروشان مطرح همدان بود اما او شغل آبا و اجدادی را رها کرد و به دنبال هنر رفت. شهبازبگیان بیش از 20 سال با روزنامه کیهان به عنوان روزنامه‌نگار و ویراستار همکاری کرد. وی 43 سال است از همدان مهاجرت کرده اما همچنان به همدان تعلق خاطر دارد و از خانواده و طبیعت تا مزار دکتر میرهادی او را به همدان می‌کشاند. او در این گفت وگو ازفعالیت‌های گذشته اش می‌گوید.
  • از دوران کودکی بگویید.
دوران کودکی من در محله آقاجانی بیگ گذشت. سپس به محله پلویی آمدیم که نشانه ای به نام قبر پلویی داشت و ما در ضلع غربی قبر پلویی زندگی می کردیم. شب های جمعه مردم، به ویژه زن ها، می آمدند و برای گرفتن حاجت دعا می‌کردند. حدود سال های 47 به محوطه بنی صدر آمدیم و تا سال 1352 که من به تهران آمدم منزل پدری ما آنجا بود.
  • دوران تحصیل چطور؟
دوران ابتدایی را در مدرسه علمی که فردی به نام صادق حجازی آن را می گرداند و یک مدرسه پولی بود درس خواندم. متاسفانه مدیریت بسته ای داشت و اختناق شدید در آن حاکم بود. مدیر هم دانش‌آموزان را کم اذیت نمی ‌کرد. سال ششم تا نهم را در مدرسه پهلوی قدیم خواندم. دیپلم را در هنرستان او.آر.تی و و لیسانس را در مدرسه عالی بازرگانی تهران گرفتم.
  • شرایط فرهنگی شهر آن زمان چگونه بود؟
جوان ها با شرایط سخت آن دوران دنبال فضایی بودند که آزادی عمل و فعالیت داشته باشند. یادم هست ابتدا سازمان پیشاهنگی تاسیس و سپس فعالیت خانه جوانان و فرهنگ و هنر آغاز شد. فکر می کنم سال 51 یا 52 بود که روزی به بیرون از خانه آمدم، متوجه شدم کاغذ الوانی به دیوارها نصب شده مبنی بر پذیرش هنرجو. من هم به دنبال آن کاغذ رنگی رفتم.
  • درآموزشگاه ثبت نام کردید؟
اولین برخورد من با رضا کشانی در ساختمان فرهنگ و هنر خیابان سعیدیه بود؛ مردی با موهای بلند و از نظر فیزیکی و حرکات انسانی خاص، متفاوت و هنرمند بود. با هزار جان کندن توانستم بگویم که من علاقه‌مند به هنر هستم. فرمی به من داد که  پرکردم.  یک جزوه به من داد که بخوانم و هفته بعد امتحان بدهم. با شوق و ذوق تمام جزوه را حفظ کردم که چند شعر، چند دیالوگ از اتللو و متن های مختلف بود. در آزمون قبول شدم و ثبت نام آغاز شد. کارت من شماره 3 بود و از اولین کسانی بودم که وارد کلاس‌های فرهنگ و هنر در همدان شدم. روزی که من آنجا بودم خانم دکتر ایراندخت میرهادی نیز آمد که برای من نوجوان شخصیت جالبی بود.
  • با چه کسانی هم‌دوره بودید؟
آقای کشانی اوایل دهه 50 به همدان آمد. همان سال‌ها فرهنگ و هنر همدان شکل گرفت که من جزو اولین هنرجوهای کشانی بودم. با صادق آشورپور، جلال میرزاپور و مهدی چایانی هم دوره بودیم. قاسم زارع‌زاغه و عباس شیخ‌بابایی دوره های بعد آمدند که قاسم زارع‌زاغه به خاطر صدای خاصش در روستاها نقالی هم می کرد. کلاس ها یک روز در میان برگزار می شد. کشانی درس می داد و همزمان با آموزش نمایش هم کار می کردیم.
از اولین اجراها بگویید.
اولین کار ما «صبح طلوع می کند» ابراهیم مکی بود که با قاسم زارع‌زاغه و عباس شیخ‌بابایی بازی کردیم. نمایشنامه «مستاجر»،« شب شولم آش» و چند نمایشنامه دیگر را هم کار کردیم.
  • در دوران مدرسه هم کار می‌کردید؟
من با ناصر جمشیدآبادی «سگی در خرمن‌جا» اثر نصرت‌الله نویدی و «از پا نیفتاد‌ها» اثر غلامحسین ساعدی را در دبیرستان امام(ره) کار کردیم. سگی در خرمن جا فقط پنجشنبه شب ها اجرا می شد که دختر عموی من هم در آن بازی می کرد.
  • در همدان علاوه بر جمشیدآبادی با چه کسانی کار می کردید؟
بین سال‌های 1353 تا 55 کار آزاد داشتم و با روزنامه کیهان به صورت رسمی کار نمی کردم. تابستان ها به همدان بر می‌گشتم. صحبت بود که گروه همدان برای جشنواره ساری کار آماده کند. «اتفاق» را به کارگردانی جلال میرزاپور که نوشته صادق آشورپور بود در ساری اجرا کردیم. سپس «کارد و پیاز» کشانی را بازی کردم. همین باعث شد که من پیگیر اجراهای اسماعیل خلج شوم و با گروه همشهری اسماعیل خلج همکاری کنم.مهدی هاشمی بعدا وارد گروه شد.
  • با قدیمی های تئاتر مانند رضا همراه ارتباط داشتید؟
دهه‌های 40 و 50 دکه ای در خیابان بوعلی بود که مالک آن رحیم نراقی بود و ما با یک ریال هر شب کتابی از آن کرایه می‌کردیم و می خواندیم از جمله ترجمه های رضا همراه از عزیز نسین، اما با خود آقای رضا همراه ارتباط چندانی نداشتم و اجراهای تئاترش را ندیده بودم. وقتی به تهران آمدم تازه به تاریخ تئاتر همدان علاقه‌مند شدم.
  • با دکتر میرهادی کار مشترک داشتید؟
من هربار به همدان بر می گردم بر سر مزار خانم میرهادی می روم. با دکتر میرهادی تقریبا همسایه بودیم. صبح‌ها که به مطب می رفت و عصرها که بر می گشت برای من جالب بود. اولین ساندویچی که من خوردم خانم میرهادی به من داد. آن زمان تنها یک ساندویچی به نام مجلسی در همدان بود که برخی افراد می توانستند به آنجا بروند. شب های مهتابی 2 یا 3تاکسی کرایه می کرد و ما را به کوه های خورزنه می برد، فضایی را انتخاب و تئاتر تمرین می کرد. یک شب ما را دعوت کرد و گرامافونش خراب شد. ما را شب به هتل بوعلی برد و در رستوران سرباز هتل برای ما ساندویچ آوردند. همیشه سر ساعت می آمد و بازی می کرد. زن بزرگی بود، بازیگری به نام حسن ممتازی را که بسیار قوی بود و پسرخوانده او بود آموزش داد که بسیار موفق عمل کرد.
  • از مهاجرت به تهران و کار تئاتر در پایتخت بگویید.
پدر من آدم سرشناسی بود و چند مغازه در خیابان اکباتان داشت اما رضایت نمی داد من به تهران بیایم. علاقه به هنر باعث شد به تهران بیایم، بارها تنبیه شدم اما بالاخره آمدم. از فردای روزی که به تهران آمدم به گروه همشهری و کارگاه نمایش رفتم و وارد کار تئاتر شدم. اولین کاری که همان روزها شروع کردم، تمرین نمایش «کالیگولا» بود که آربی آوانسیان کارگردانی می کرد و من، اصغر همت و حبیب دهقان‌نسب به عنوان بچه هایی که نقش مترسک‌ها را بازی می‌کردیم در آن حضور داشتیم.
  • در تهران آموزش هم دیدید؟
بله در تهران وارد کار روزنامه شدم اما هنر را رها نکردم. دوره‌هایی را در دانشکده هنرهای دراماتیک که دکتر رکن‌الدین خسروی آنجا بود گذراندم. در کلاس‌های آزاد دانشگاه تهران اسماعیل شنگله، سمندریان و رکن‌الدین خسروی تدریس می کردند.
  • تا چه زمانی کار می‌کردید؟
تئاتر را تا دهه 80 ادامه دادم و چند کار در تئاتر شهر اجرا کردم از جمله نمایش « شبدیز» صادق آشورپور که یک ماه اجرا رفت. نمایشنامه های محمدرضا یوسفی  را هم که گاهی به کیهان می‌آمد و با کیهان بچه‌ها کار می‌کرد اجرا کردم. آخرین اجرای من سال 1378 بود و از تئاتر هم مانند روزنامه خداحافظی کردم.
  • کار با روزنامه چطور بود؟
از شهریور 1355 تا دی 1376 در روزنامه کیهان بودم. 2 سال به موسسه رسانه های تصویری رفتم. 3یا 4 سال اول که کیهان بودم تابستان ها 2 ماه به همدان می آمدم اما بعد از رسمی شدن مدام کار می‌کردم و کمتر می‌آمدم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، کمال شهبازبگیان ،

شنبه 2 بهمن 1395

دستی به ‌خط ، دستی بر نقش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

دستی به ‌خط ، دستی بر نقش

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
دستی به ‌خط ، دستی بر نقش
هادی هنردوست، هنرمند خوشنویس همدانی، چند سالی است که به حوزه نقاشی‌خط وارد شده است و از خوشنویسان شناخته شده در این رشته به شمار می‌آید. وی امسال نمایشگاه گروهی نقاشی و نقاشی‌خط را در گالری نیس آرت استانبول برگزار کرد. با هنردوست درباره فعالیت‌هایش، وضع خوشنویسی در همدان و نمایشگاه امسالش در استانبول گفت وگو کرده‌ایم....
1395/10/27
هادی هنردوست، هنرمند خوشنویس همدانی، چند سالی است که به حوزه نقاشی‌خط وارد شده است و از خوشنویسان شناخته شده در این رشته به شمار می‌آید. وی امسال نمایشگاه گروهی نقاشی و نقاشی‌خط را در گالری نیس آرت استانبول برگزار کرد. با هنردوست درباره فعالیت‌هایش، وضع خوشنویسی در همدان و نمایشگاه امسالش در استانبول گفت وگو کرده‌ایم.

پیگیری یک علاقه
این خوشنویس همدانی با اشاره به چگونگی ورودش به عرصه خوشنویسی می‌گوید: در دوره ابتدایی تحت تاثیر شوهرخاله ام که خطی خوش داشت قرار گرفتم و آهسته آهسته به این هنر ایرانی علاقه‌مند شدم.بعد با تشویق دایی و برادر بزرگ‌ترم پیگیر آموختن خوشنویسی شدم.هنردوست ادامه می‌دهد: بعدها به عضویت انجمن خوشنویسان درآمدم و از محضر اساتیدی چون احمد آریامنش، جعفر قهرمانی، سیدعطا سرمدی و حسین فضلی استفاده کردم و خطوط نستعلیق، شکسته و ثلث را فراگرفتم.

نقاشی‌خط
وی از علاقه‌اش به نقاشی‌خط می‌گوید و می‌افزاید: همیشه از این‌که خوشنویسان بیشتر از کاغذ کرم و فقط از مرکب مشکی و قهوه‌ای استفاده می‌کردند ناراحت و به دنبال آثاری رنگی بودم. تا این‌که دیدن آثار نقاشی‌خط دهه 70 استاد آریامنش حالی خوش به من داد و تلاش کردم به سمت این شیوه بروم. اما اساتید سفارش کردند که اصل و زیربنای این کار آموزش خطوط سنتی است و بنده اطاعت کردم و به‌ لطف خدا سال۱۳۷۶موفق به اخذ مدرک ممتاز شدم.این هنرمند همدانی ادامه می‌دهد: با شروع دوره فوق ممتاز به دلیل علاقه شدید به سیاه‌مشق‌های دوره قاجار خصوصا آثار میرزا غلامرضا اصفهانی به پایتخت خوشنویسی ایران، قزوین رفتم و از محضر استاد میرحیدر موسوی استفاده کردم. همزمان در تهران در کلاس ترکیب مواد و شناخت متریال استاد توحید خلیل‌آذر شرکت کردم و پس از پایان این کلاس‌ها به دوره جدید کلاس نقاشی‌خط استاد آریامنش راه پیدا کردم. همچنان در حال تلمذ در زمینه خوشنویسی این هنر ناب ایرانی هستم.

نوآوری
هنردوست با اشاره به ضرورت نوآوری در هنر خوشنویسی می‌گوید: خط نستعلیق هنر شناسنامه‌ای ملت بافرهنگ ایران زمین است و با عنوان عروس خطوط اسلامی معرفی می‌شود.اما با تمام احترام به همه اساتید محترم و هنرمندان عزیز که در این زمینه عاشقانه به سیروسلوک هنری می پردازند باید عرض کنم که ما نمی‌توانیم تا ابد به قالب‌های تکراری خط مانند کتابت و چلیپا اکتفا کنیم بلکه باید با وفاداری به خط نستعلیق و اساتید گذشته و معاصر و پس از فراگیری درست این قالب‌ها به سمت ارائه این هنر در قالب‌هایی نو و همسو با هنر معاصر جهان حرکت کنیم. در واقع فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.
این هنرمند همدانی اضافه می‌کند : در همین راستا یکی از موارد راهگشا، هنر نقاشی‌خط یا خط نقاشی است که هنری چند وجهی است. بدین معنا که 4 رویکرد در نقاشی‌خط معاصر وجود دارد. اول رویکرد نقاشانه که بر اساس اصول نقاشی است، دوم  رویکرد خوشنویسانه که براساس قالب‌های تعریف شده خط است، سوم رویکرد طراحانه یعنی دست آزاد و چهارم رویکرد ترسیمانه  که بر اساس اصول گرافیک شناخته می‌شود.
او با معرفی این شاخه از هنر می‌گوید: به غیر از خط سنتی که پایه و اساس خوشنویسی کلاسیک ماست، ما نیاز به سنت‌شکنی نیز داریم. به این منظور باید گریزی هم به هنر مدرن داشته باشیم. البته هر کاری صورت می‌گیرد باید ریشه اصلی را که خط سنتی است در نظر گرفت.

تفاوت‌ها
هنردوست با اشاره به تفاوت‌های خوشنویسی و نقاشی‌خط می‌گوید: در هنر نقاشی خط باید به عنوان نقاشی توجه کرد چون  در اینجا خوانش متن چندان اهمیتی ندارد و زیبایی مهم‌تر است. نقاشی‌خط را معمولا روی بوم نقاشی کار می‌کنند و زیبایی بصری در این شاخه بیشتر مدنظر است.
این خوشنویس همدانی به شرایط نقاشی‌خط در استان اشاره و اضافه می‌کند : نقاشی‌خط در استان با این‌که تجربه‌ای جدید است و افراد زیادی در این زمینه فعالیت نمی‌کنند اما از ظرفیت‌های خوبی برخوردار است چون هم هنر نقاشی و هم خوشنویسی در استان وضع خوبی دارد و می‌توان از این ظرفیت برای تقویت نقاشی خط بهره گرفت.

حضور در نمایشگاه‌ها
هنردوست با تأکید بر برگزاری بیشتر نمایشگاه‌ها اظهارمی کند: نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها برای هنرجویان بسیار مفید است. حضور هنرمندان جوان در نمایشگاه‌هایی که استادان و اهل فن نیز در آنها هستند باعث می‌شود کارهای خود را با استادان بسنجند و با مواد و نوع کار آشنا شوند و کارشان تقویت ‌شود.
وی ادامه می‌دهد: خرید آثار هنری مهم‌ترین مسأله خوشنویسان استان است و در این زمینه سازمان زیباسازی، معاونت فرهنگی-  اجتماعی شهرداری و اداره فرهنگ و ارشاد باید ورود پیدا کنند اما همکاری نمی‌کنند. همچنین نیاز است که نهادهایی مانند صدا وسیما در این زمینه تبلیغ کنند تا مردم آگاهی پیدا کنند که آثار هنری، کالاهایی فرهنگی و ماندگار و با ارزش‌تر از تابلوهای چینی هستند.

 نیس آرت استانبول
این هنرمند همدانی با اشاره به چگونگی حضورش در نمایشگاه نیس آرت استانبول که چهارم تا سیزدهم نوامبر برگزار شد، می‌گوید: با هزینه شخصی اقدام به برگزاری نمایشگاه گروهی نقاشی و نقاشی‌خط در گالری  نیس‌آرت استانبول کردیم که سال گذشته عنوان بهترین و فعال‌ترین گالری در استانبول را از وزارت فرهنگ ترکیه کسب کرده بود. خوشبختانه در این کشور خرید آثار هنری خصوصا در مورد هنرهایی چون خوشنویسی، تذهیب و نقاشی‌خط رونق خوبی دارد.وی اضافه می‌کند : امیدواریم مسئولان فرهنگی در کشورما نیز به این نتیجه برسند که خرید آثار هنری یعنی سرمایه‌گذاری در هنر، ارزآوری و حمایت از هنرمندان داخلی. این مدیران فرهنگی باید درک کنند که خرید آثار از دست دادن سرمایه نیست.


برچسب ها: همشهری همدان ،

شنبه 2 بهمن 1395

نور، صدا ، نمایش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

نور، صدا ، نمایش

نویسنده: حسین زندی - مسعوداحمدی خبرنگاران همشهری -همدان
نور، صدا ، نمایش
وقتی تئاتر درهمدان رونق گرفت بیشتر علاقه‌مندان این حوزه با هدف بازیگر شدن به این عرصه وارد شدند. معدود افرادی نیز بودند که صرفا بنابر علاقه و مهارتی که داشتند به سمت هنر نمایش کشیده شدند....
1395/10/28
وقتی تئاتر درهمدان رونق گرفت بیشتر علاقه‌مندان این حوزه با هدف بازیگر شدن به این عرصه وارد شدند. معدود افرادی نیز بودند که صرفا بنابر علاقه و مهارتی که داشتند به سمت هنر نمایش کشیده شدند. مهدی محمودیان اولین نورپرداز حرفه‌ای و یکی از قدیمی‌ترین نورپردازان تئاتر همدان از جمله این افراد است. محمودیان برای بیشترنمایش‌هایی که از ابتدای دهه 50 در همدان به روی صحنه رفته نورپردازی و از ابتدای دهه 80 با این حرفه خدا حافظی است. با او در باره تاریخ نورپردازی همدان و فعالیت‌هایش گفت وگو کرده ایم.
  • برای آشنایی با فناوری‌ها شیوه‌های نوین نورپردازی چه‌کار می‌کردید؟
پدیده تئاتر یک حسن مهم دارد؛ کسی که وارد این کار می‌شود ناچار است مطالعه و تحقیق کند. من علاقه زیادی به مطالعه داشتم و نمایشنامه‌ها و کتاب‌های زیادی در زمینه تئاتر خوانده بودم. با طرز کار نمایشنامه نویسان در بخش‌های فنی نیز آشنا شده بودم و این کار به من بسیار کمک می‌کرد. از سوی دیگر آن زمان از طرف اداره فرهنگ وهنر وسایل نورپردازی در اختیارما قراردادند که خیلی کمک کرد. بعدها سالن خانه جوانان وسالن شهرداری را در اختیار ما قرار دادند و ما سیستم نورپردازی و صدابرداری آن‌ها را با کمک اهالی تئاتر به ویژه غلامرضا مهری تجهیز کردیم.
  • با کارگردانان چقدر تبادل اطلاعات داشتید؟ آیا اعمال سلیقه هم می‌کردید؟
رضا کشانی استاد تئاتر ما در اداره فرهنگ و هنرهمدان روشی را پایه‌گذاری کرده بود که هرکسی در همدان تصمیم می‌گرفت نمایشی را به روی صحنه ببرد باید درطول ماه‌ها تمرین هر هفته 2 یا 3جلسه تمامی عوامل را دورهم جمع کند و این گردهم آمدن همه عوامل باعث می‌شد نورپرداز و صدابردار نیز از روزاول متن و حرکت‌ها را حفظ کنند. دراین جلسه‌ها تحلیل و آنالیز نمایش هم بود که باعث می‌شد نظر کارگردان بازیگران و عوامل فنی نیز دراجرا دخیل شود. گاهی در این جلسه‌ها من نظر می‌دادم و مورد قبول واقع می‌شد.
  • اختلاف هم پیش می‌آمد؟
معمولا اختلافی وجود نداشت. همان‌طور که گفتم بیشتر همفکری بود. برخی کارگردانان می‌گفتند می‌خواهیم با سبک‌های خاص نمایش کار کنیم و من می‌رفتم و این سبک‌ها را مطالعه می‌کردم، آشنا می‌شدم و حالت‌ها را اعمال می‌کردم. چون از اول کار با نمایش بودیم می‌دانستم کارگردان چه چیزی را مد نظر دارد. به طور مثال نمایش« چهارصندوق» کاری بود که عروسک گردانی و تعدادی عروسک داشت و  باید دراین نمایش حالت تخیلی به وجود می‌آمد. به همین دلیل نورهایی که استفاده می‌کردیم بیشتر از پشت سر بود نورهای اصلی را رنگی استفاده می‌کردیم که حالت عروسک‌ها زیبا می‌شد و از حالت رئال به حالت سورئال در می‌آمد.
  • چه تعداد نمایش کار کردید و بهترین‌های آن کدام بودند؟
تعداد کارها را به خاطر ندارم اما اوایل دهه 50 جشنواره‌ای با عنوان بزرگداشت آثار علی نصیریان درهمدان برگزار کردند. چند کار از ایشان انتخاب شده بود که در بین این کارها نمایش« لانه شغال» متفاوت بود چون رضا کشانی کارگردان آن بود و زحمت زیادی کشیدیم تا از نظر دکور، نور و لباس حالت سورئال داشته باشد. خوشبختانه در چند جشنواره شرکت کردیم که موفقیت‌هایی نیز داشت.
  • نور چه نقشی درنمایش دارد ؟
نور باعث دیده شدن نمایش می‌شود. به طورمثال وقتی نور تخت یا نور ترنه (هاله ای) به یک نمایشنامه داده می‌شود بعد از چند دقیقه تماشاگر خسته می‌شود و خوابش می‌گیرد.باید نور و صدا طوری استفاده شود تا هیجان کار برای تماشاگر بیشتر شود هرچند برخی نمایش‌ها خود داستان مهیجی دارند.
  • تجهیزات آن زمان کار را سخت نمی‌کرد؟
آن زمان به دلیل این‌که تجهیزات و دستگاه‌ها ابتدایی بود اشتباه‌های زیادی می‌کردیم و مشکلاتی پیش می‌آمد. گاهی نور یا صدا اشتباه پخش می‌شد. نمایشی کار می‌کردیم که در صحنه‌ای باید صدای موش پخش می‌شد. یکی از بازیگران نمایش مهدی چایانی بود. بهترین راه این بود که اگر صدا فراموش می‌شد بازیگر با حرکات نشان دهد که درصحنه موش وجود دارد اما من دستپاچه شدم و با دهان شروع کردم به صدا درآوردن و بازیگران کار را جمع و جور کردند.
  • هیچ گاه دوست نداشتید بازیگر شوید؟
من آنقدر از کار فنی لذت می‌بردم که هیچ وقت دنبال بازیگری نرفتم. بعدها رشته درسی ام را هم فنی انتخاب کردم و سیستم‌های تلویزیون خواندم. هرگاه از من خواستند در تئاتر نقشی بگیرم نتوانستم کار قابل قبولی ارائه کنم و موفق نبودم. به نظر من بازیگری بسیار دشوار است و نشان دادن حالت‌ها کار هر کسی نیست.
  • بازیگر چقدر در انتخاب نور نقش دارد؟
تئاتر یک کار جمعی است. ممکن است در سینما کارگردان یا نویسنده محل دوربین و نور را تنظیم کند اما در تئاتربازیگران هم در چگونگی نورپردازی نقش دارند؛ گاهی آنها پیشنهادهایی می‌دادند که استفاده می‌کردم و بسیار هم کارآمد بود.
  • از خاطرات خوش بگویید.
زمانی که با غلامرضا مهری دوست صدابردارم کار می‌کردیم برای دوستان طنز شده بود به دلیل این‌که گوش‌های من سنگین و چشم‌های آقای مهری ضعیف بود، گاهی مسائلی پیش می‌آمد که باعث خنده دوستان می‌شد.
  • به جز نورپردازی درچه حوزه‌هایی کار کرده‌اید؟
در مدرسه عالی تلویزیون سیستم‌های تلویزیونی خواندم که هم دوربین داشت هم صدا. بعدها در همدان سیستم تلویزیونی همدان را راه اندازی کردم و در رادیو هم به عنوان صدابردار و اپراتور صدا کار می‌کردم. چون تصویربرداری می‌کردم عکاسی بیشتر نمایش‌ها را من انجام می‌دادم. عکاسی تئاتر یک حرفه است اما آن زمان کسی در این حوزه نبود.
  • با تلوزیون همکاری می‌کردید؟
من سال 1356 استخدام رادیو وتلویزیون شدم و سال 1362 از تلویزیون بیرون آمدم اما با دوستان ارتباط خوبی دارم.
  • وضعیت نورپردازی تئاتر همدان نسبت به استان‌های دیگر چگونه بود؟
آن زمان همدان و تهران تنها شهرهایی بودند که درجشنواره‌ها و نمایش‌ها سیستم صدابرداری، افکت و نورپردازی داشتند.ما نورهای سینمایی را در تئاتر هم استفاده می‌کردیم.
  • چه نوآوری‌هایی در این حوزه داشتید؟
تمام کارهای ما ابداعی بود. آن زمان افکت نبود. به طور مثال ما اگر افکت دریا لازم داشتیم باید می‌رفتیم شمال صدای دریا را ضبط می‌کردیم یا با کارتن صدای آوار ایجاد می‌کردیم.موارد دیگر هم همین‌طور بود. حالا دریک سی دی همه این‌ها وجود دارد.
  • کدام کارگردان‌ها به موضوع نور حساس تر بودند؟
رضا کشانی و عباس شیخ بابایی حساس‌ترو جدی‌تر بودند.
  • از چه زمانی با نورپردازی خداحافظی کردید؟
آخرین کار تئاتری من اوایل دهه 80 با جلال میرزاپور بود که یک گروه نمایشی در شهرک فرهنگیان درست کرده بود. به جشنواره کرمانشاه رفتیم و بعد ازآن دیگر کار نکردم.
  • تجهیزات قدیمی را حفظ کرده‌اید؟
دستگاه‌های صدابرداری و نورپردازی داشتم اما چندسال پیش آقای مهری گفت برای تالار شهرداری نیازدارم و من همه را به تالار شهر دادم. البته تجهیزات عکاسی و نگاتیوهای چاپ نشده زیادی دارم.
  • بعد از شما چه کسانی کارشما را ادامه دادند؟
افراد زیادی آمدند اما کارهای بعد از جنگ را آقای حسن کوثری انجام می‌داد.
  • گویا مدتی تاریخ تئاتر درس داده‌اید. ازاین دوره بگویید.
مطالعه من در تاریخ تئاتر باعث شد در اداره ارشاد تاریخ تئاتر جهان را  تدریس کنم. آن زمان که من آغاز کردم تاریخ مدونی ترجمه نشده بود و من با استفاده از مقدمه نمایش‌نامه ها، تاریخچه‌ای گردآوری و از آن استفاده می‌کردم. بعدها کتاب ویل دورانت آمد و کتاب‌های بهرام بیضایی منتشر شد که راهگشا بودند.
  • در نمایشنامه نویسی هم تجربه‌ای دارید؟
نمایشنامه نوشتم اما چون زیاد می‌خواندم نوشته‌های خودم به دلم نمی‌نشست.


برچسب ها: همشهری همدان ، مهدی محمودیان نورپرداز ،

شنبه 2 بهمن 1395

شاید گام آخر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

شاید گام آخر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
شاید گام آخر
آغاز هفته جاری همزمان بود با گشایش نمایشگاه عکس‌های جعفرمحمد علیزاده درگالری عین‌القضات همدان. علیزاده را در ایران با موزه‌هایی که راه‌اندازی کرده می‌شناسند...
1395/10/29
آغاز هفته جاری همزمان بود با گشایش نمایشگاه عکس‌های جعفرمحمد علیزاده درگالری عین‌القضات همدان. علیزاده را در ایران با موزه‌هایی که راه‌اندازی کرده می‌شناسند؛ موزه تاریخ طبیعی همدان، موزه آمادای و موزه محیط زیست و چند کار بزرگ دیگرکه از یادگارهای اوست. اما این بار ده‌ها قطعه عکس از آثارش را به نمایش گذاشته تا به دوستدارانش گوشزد کند که به چند هنر آراسته است. در مراسم گشایش نمایشگاه«شاید گام آخر» که تاپایان  امروز برپاست، هنرمندانی چون ساسان مویدی، عباس عربزاده و مدیر کل حفاظت محیط زیست استان، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و تعدادی از عکاسان و علاقه‌مندان او حضور داشتند. به همین بهانه با وی گفت وگو کرده ایم.
  • چه شد که به سمت عکاسی رفتید؟
مردم همدان از فعالیت‌های من کمتر خبر دارند و فکر می‌کنند تنها موزه تاریخ طبیعی بوعلی و موزه دانشگاه آزاد را راه اندازی کرده‌ام درحالی که در کشور بیش از 10 موزه را یا راه اندازی یا همکاری کرده‌ام تا راه اندازی شود.از جمله موزه اسدآباد و موزه محیط زیست همدان که متاسفانه نتوانستند از آن نگهداری کنند.  تجربه کاری که در کشور دارم باعث شد که احساس کنم ممکن است مانند آب راکدی کم کم بگندم. این موضوع برایم سخت بود کم‌کم به انفعال کشیده شده بودم و اذیت می‌شدم.
  • از چه زمانی شروع به عکاسی کردید؟
حدود 2سال پیش به دختر و پسرم گفتم می‌خواهم بروم جنوب و یک بار دیگر خودم را بسنجم که آیا مانند 4 دهه پیش ازاین انرژی دارم یا نه. سفر من 11روز طول کشید و بازهم مانند گذشته با شرایط سخت پشت فرمان اتومبیل می‌خوابیدم، غذا نمی‌خوردم و کار می‌کردم.از آن زمان دوربین به دست گرفتم.
  • چقدر دیر! مشکل امکانات که نداشتید؟
در خانه ما دوربین آکفا بود و من از 4 سالگی با دوربین آشنا بودم اما عکس نمی‌گرفتم. یادش به خیر زنده یاد یحیی کارگر نقاش بنام همدانی و پدر داریوش کارگر که  اولین بارمرا با عکس طبیعت آشنا کرد. من و دوستانم را که شاگردش بودیم وادار کرد از روی یک سنگ بگذریم تا عکس بگیرد. اولین عکسی را که به نوعی با طبیعت ارتباط داشت زنده یاد کارگر از ما گرفت.
  • چه مشکلی باعث می‌شد عکس نگیرید؟
تا زمان دانشجویی هم دوربین در دسترسم بود اما نمی‌توانستم رابطه عاطفی لازم را با دوربین برقرار کنم و چندان علاقه‌مند نبودم. 2سال پیش به یکی از دانشجویانم گفتم می‌خواهم خودم را در عکاسی محک بزنم و قول می‌دهم تا 2 سال دیگر نمایشگاه برگزار کنم.
  • واکنش و بازخوردهای اولیه چطور بود؟
عکس‌های اولم را برای عباس عربزاده فرستادم که تعجب کرد و امروز هم در مراسم افتتاحیه نمایشگاه گفت چرا عکس‌ها را زودتر ندیدم که جور دیگری درباره شما صحبت کنم.
  • چه عاملی باعث خوب شدن عکس‌های شما بوده؟
کمتر کسی را داریم که طبیعت را به معنای واقعی بشناسد. من تمام زیرو بم ایران را از پرنده و خزنده می‌شناسم و این به من کمک کردعکس‌های بهتری بگیرم. برای گرفتن عکسی از یک پرنده شکاری دوساعت و نیم صبر کردم تا آنچه می‌خواستم اتفاق بیفتد.
  • چرا عنوان« شاید گام آخر»را برای نمایشگاهتان انتخاب کردید؟
روی عمر پوشیده است. من می‌گویم کارهایم را انجام داده‌ام و شاید فردا نباشم.
  • در عکس‌های شما امید جریان دارد. امید در این عنوان کجاست؟
من نمی‌خواهم از یاس صحبت کنم. اما من وقتی جوان بودم گنجشک را در هوا می‌گرفتم اما حالا که دستم به آب سرد می‌خورد عقب می‌کشم. این واقعیتی است که وجود دارد ؛ اینکه  هرچقدر امید هم داشته باشم وقتی می‌خواهم بلند شوم دستم را به چندجا باید بگیرم.
  • یکی از ویژگی‌های نمایشگاه، گوناگونی عکس‌ها است که به نظر من از روحیه میهن پرستی شما سرچشمه می‌گیرد. شما چه فکر می‌کنید؟
ممکن است برای مردم سایر نقاط کشور مانوس نباشد اما من عاشق زادبومم هستم. من خودم را یک مرگانه‌ای (مریانجی) زاده می‌دانم، عاشق همدان و عاشق ایران هستم. حتی در شعرهایم به آن اشاره می‌کنم .اینکه از 11 سالگی فکر موزه در سرم بود به این خاطر  بود که  دوست داشتم استانم همدان شناخته شود. وقتی نمایشگاه« همدان، دروازه تمدن» را راه اندازی می‌کردیم برخی چهره‌های سیاسی برخورد نامناسبی با من داشتند اما به خاطر عشق به همدان سکوت می‌کردم.
  • با این کارنامه بزرگ خودتان را آدم موفقی می‌دانید؟
 ما عادت کرده‌ایم خودمان را کوچک بشماریم.من در تمام عمر تلاش کرده‌ام. البته ارادت من به پدرو مادر باعث این همه تلاش شده است و دعای خیر آنان نیز همراهم  بوده است.
  • شما را بنیانگذار موزه‌های نوین در استان می‌دانند و یک چهره ملی هستید. در شعر هم تجربه‌های خوبی دارید. عکاسی چه چیزی داشت که تجربه‌های قبلی شما نداشت؟
عکاسی جزو هنرهایی است که شما بدون دستکاری، قدرت طبیعت را به بهترین شکل نشان می‌دهید. این‌که می‌توان طبیعت را به همان شکل نشان داد برای من مهم است و فکر می‌کنم هنرهای دیگر چنین ویژگی را کمتر دارند. حتی در شعر هم نمی‌بینید. البته ویرایش عکس‌ها را تغییر می‌دهد اما دربین هنرها عکس تجلی خداوند است.
  • شما همیشه کارنامه خود را در ویترین موزه به بازدید می‌گذارید. این ویترین چه ارتباطی با نمایشگاه عکس دارد؟
به دوران کودکی من بر می‌گردد. ما ایرانی‌ها از تقدیر می‌گوییم و همدانی‌ها از پیشانو( پیشانی) نوشت حرف می‌زنند. از روز اول و از کودکی به این کارعلاقه داشتم. آن زمان کودکان و نوجوانان فیلم یا نگاتیو جمع می‌کردند و اصطلاحا فیلم بازی می‌کردند. من وقتی دنبال فیلم بازی می‌رفتم بهترین و گران‌ترین‌ها را می‌خریدم وجمع می‌کردم. یک فیلم را 3تومان می‌خریدم که مبلغ زیادی بود. اولین مجموعه‌های من عکس‌های رنگی بود که هر کدام یک قران بود.کامل‌ترین دفترچه طبیعی را من داشتم ودبیر ما آن را مدام به بچه‌ها نشان می‌داد. از آن زمان روحیه موزه‌داری در من شکل گرفت و شرایط خوبی که خانواده فراهم کرد به این موضوع کمک  کرد. من همان زمان کودکی وقتی به طبیعت می‌رفتم و پا روی گیاهان می‌گذاشتم یا به سنگ‌ها نگاه می‌کردم زجر می‌کشیدم که چرا این‌ها را نمی‌بینیم و  چرا این سنگ‌ها را نمی‌شناسیم. به طور مثال در مدرسه می‌گفتیم سنگ گرانیت اما نمی‌دانستیم چیست و نمی‌شناختیم. اولین گام‌ها برای شناخت بود.
  • گفته می‌شود مجموعه داری در کودکی منجر به موزه داری در بزرگسالی می‌شود. چگونه می‌توان این سنت را به کودکان آموخت؟
 همیشه می‌گفتم من یک دایناسورم و می‌گفتند این خودبزرگ بینی است اما من در پاسخ می‌گفتم نه، نسل من منقرض شده است. مجموعه دارها خودشان به موزه‌ها رفته‌اند. کودکی که هر صبح انتظار دارد تخم طلا زیر بالشش باشد نمی‌تواند مثل من فکر کند. وقتی کار موزه را آغاز کردم ماهی 200تومان حقوق می‌گرفتم و روزی 22 ساعت کار می‌کردم. جوانان امروز وقتی به هم می‌رسند می‌گویند بی خیالش. این بدترین حرف است که یک فرد می‌تواند بزند، بی‌خیال بودن بدترین درد است. حال با این نسل چه باید کرد؟ من چگونه به این جوان بقبولانم که شعارش بی‌خیال شو است؟ برای نسل من که برای همه چیز جنگیده‌ایم دشوار است. البته من از جوانان ناامید نیستم اما نمی‌دانم چه باید کرد. به نظرم چشمه باید خودش بجوشد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AE%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جعفرمحمدعلی زاده ،

یکشنبه 26 دی 1395

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

نویسنده: مسعود احمدی- حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر
محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود...
1395/10/26
 محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود.مهیمنی نقش مهمی در رشد تئاتر شوشتر داشت و بیشتر اهالی تئاتر شوشتر به طور مستقیم و غیر مستقیم خود را شاگرد او و به همین دلیل خوزستانی‌ها او را بنیانگذار تئاتر نوین شوشتر می‌دانند. همشهری در زمان حیات این نویسنده گفت‌و‌گویی با او داشته که می‌خوانید.
  • چه اتفاقی شما را به سوی شوشتر کشاند؟
تقریبا 18 سال از سنم نگذشته بود که دانشسرای مقدماتی را به پایان رساندم. آن سال همدان از نظر معلم اشباع شده بود. ما هم تعهد داده بودیم 5سال در خدمت آموزش و پرورش باشیم و ما را به خوزستان فرستادند. فکر می‌کردم مرا در اهواز یا آبادان نگه می‌دارند و با این‌که برای من فراهم بود در همدان بمانم اما عشق فضای جنوب مرا ترغیب کرد به خوزستان بروم. وقتی به خوزستان رسیدیم گفتند که باید منتظر باشید قرعه‌کشی کنیم. با خودم فکر کردم اگر مرا به هویزه یا سوسنگرد بفرستند چه کار باید بکنم. گفتند می‌توانید از بین 3 یا 4شهر انتخاب کنید. من در بین 4 شهر با تحقیق شوشتر را انتخاب کردم اما در شوشتر هم من را به روستا فرستادند. نامه‌ای نوشتیم که یا ما را به همدان بفرستید یا در شهر نگه دارید. با همان نامه ما را در شهر شوشتر نگه‌داشتند.
  • کار تئاتر را در شوشتر از چه زمانی آغاز کردید؟
از همان سال اول کار تئاتر را آغاز کردیم. با برداشتی از نمایشنامه‌« ولپن» بن جانسن نمایشی را به نام «عروس قلابی»  تولید کردیم.
  • چه چیزی شما را به سوی تئاتر کشاند؟
من از کودکی عاشق موسیقی و نمایشنامه‌های رادیو بودم اما پدری داشتم که خیلی رادیو و موسیقی دوست نداشت. تابستان‌ها که قصه شب از رادیوی همسایه‌ها پخش می‌شد با عشق دعا می‌کردم که کاش هر شب این اتفاق بیفتد. این عشق در وجود من انباشته شده بود اما مجالی برای بروز آن نبود. در شوشتر فضا را مناسب دیدم و گفتم حالا وقت این کار است و دوستان و همکاران همدانی را دعوت کردم و شروع به کار کردیم.
  • آن موقع شوشتر امکانات اجرای تئاتر را داشت؟
شوشتر امکاناتی نداشت؛ نه سن مناسب داشت و نه سالن درستی. دبیرستان آنجا کارگاهی داشت که ما میزهای کارگاه‌ را تبدیل به سن کردیم.پیش از آن سالن تئاتری ندیده بودم، همه کارها ابتکار خودم بود. در همدان صحنه‌های ابتدایی در دبیرستان دیده بودم که معلمانی به نام شجاعی و شمس نمایش‌هایی را کار می‌کردند. آنها هر سال 2، 3نمایش آموزشی در دبیرستان ابن سینا اجرا می‌کردند.
  • پیش از شما وضع تئاتر این شهر چگونه بود؟
اگر از شوشتری‌ها بپرسید می‌گویند که تا سال‌های 1342-43 تئاتری وجود نداشت. در تمام شهر 2 تاکسی بیشتر نبود. اولین نمایش شوشتر عروس قلابی بود که مناسب فضای آن زمان بود. اگر می‌خواستیم« اتللو» را کار کنیم جواب نمی‌داد. شوشتر اداره فرهنگ و هنر نداشت. ما با استفاده از امکانات آموزش و پرورش کار اجرا می‌کردیم.
  • مضمون کارهایی که اجرا می‌کردید چه بود؟
مثلا «عاقبت قلم‌فرسایی» غلامحسین ساعدی یا«شب» نوشته امین فقیری را اجرا می‌کردیم که کارمان به ساواک کشیده می‌شد. اما کس دیگری را نداشتند که تئاتر کار کند. سال دوم با دانش‌آموزان دبستانی کاری را تمرین کردیم. در یک کلاس کوچک نیمکت‌های کلاس را به هم چسباندیم و ریش‌هایی به صورت بچه‌ها چسباندم و نمایشی به نام «دلاور سیستان» سرگذشت یعقوب لیث صفاری را کار کردیم. این روند هرسال ادامه داشت و گاهی 2 نمایش در سال کار می‌کردیم.
  • هزینه‌ها از کجا تامین می‌شد؟
من غرور خاصی داشتم و نمی‌خواستم به سراغ فرهنگ و هنر خوزستان بروم و کمک بگیرم. برای همان نمایش دلاور سیستان بلیت فروختیم و همه مدارس دانش‌آموزانشان را برای دیدن کار ما آوردند. با بلیت هر نفر 5 ریال یک کتابخانه برای دبستان درست کردیم و حدود 500 جلد کتاب برای کودکان گرفتیم. خیلی عشق به کار معلمی داشتم. شب‌ها بعد از کلاس هم با گچ تابلو درست می‌کردیم و به در و دیوار کلاس‌ها می‌چسباندیم.
  • رابطه شما با سینما چگونه بود؟
من تا 13 سالگی حتی سینما را ندیده بودم و سینما برای من یک دنیای اسرار آمیز بود. چوبی را به زبان می‌گرفتم و صدای تار در می‌آوردم یا با شانه صدای ساز دهنی درمی‌آوردم. دایی من در خانه ما زندگی می‌کرد و بلندگویی به اتاق ما وصل کرده بود. اگر در زمان ورود پدرم بلندگو روشن بود، سیم را می‌کند و بلندگو را به حیاط پرتاب می‌کرد پدرم زمان انقلاب با رادیوو تلویزیون آشتی کرد.
  • عشق به موسیقی را چه کار کردید؟
من به نی علاقه داشتم اما امکان رفتن به اهواز و رفتن به کلاس موسیقی را نداشتم بنابراین جست‌و‌جو کردم و متوجه شدم یک خیاطی هست که نی نوازی هم بلد است.از او خواهش کردم به من آموزش بدهد اما گفت آموزش دادن بلد نیستم، من می‌زنم، گوش بده و یاد بگیر. هرکاری کردم نتوانستم صدای نی را درآورم. رفتم سراغ تار. استادی پیدا کردم که آنقدر مغرور بود که به هرجایی نمی‌رفت. آنقدر اصرار کردم تا پذیرفت و یک جلسه به خانه من آمد و در برخورد اول رابطه خوبی شکل گرفت. چنان به من علاقه‌مند شد که من شدم پسر او و هر وقت به خانه او می‌رفتم همسرش می‌گفت پسرم. من آن زمان گیاهخوار بودم و در تهیه غذا مراعات مرا می‌کرد. استاد عبدالمحمد برجسته نت نمی‌دانست اما گوشه‌ها و دستگاه‌ها را می‌شناخت. وقتی او ساز می‌زد، مثلا سه‌گاه می‌نواخت من نت‌ها را می‌خواندم چون یک پیشینه و شناختی از تار داشتم. من با عشق موسیقی را آموختم.
  • برخورد اداره فرهنگ و هنر با نمایش‌های شما چگونه بود؟
سال 1355یک گروه از اداره فرهنگ و هنر اهواز آمدند و اجرای «سگی در خرمن‌جا» نوشته نصرت الله نویدی را اتفاقی دیدند و گفتند چرا خودت را معرفی نکردی ؟ من‌گفتم وظیفه شما بود که بیایید و مرا پیدا کنید. آنها گفتند برای اداره فرهنگ و هنر کار کنید و گروه تئاتر پژواک آنجا شکل گرفت.
  • آن زمان ازدواج نکرده بودید؟
من سال 1348 ازدواج کردم. 2 پسر اولم در کار سگی در خرمن جا بازی می‌کردند.
  • از چه زمانی نوشته‌های خودتان را اجرا کردید؟
سال 1356 نمایش« مژده ‌ای دل » را نوشتم و در جشنواره استانی در بین رقبایی از اهواز، آبادان، خرمشهر و دزفول اول شدیم و به عنوان جایزه، این کار در تمام شهرهای اصفهان اجرا شد. بعدها خواستیم در تهران اجرا کنیم اما گفتند ممکن است مقامات بیایند ببیند بخشی را حذف کنید. من گفتم دست به نمایش نمی‌زنم مقابل هرکس که می‌خواهد اجرا شود.
  • داستان نمایش چه بود؟
تعدادی معلول در یک اردوگاه کار هستند و یک پزشک ‌آنها را استثمار می‌کند. یک نفر معلول در آنجا بلد است حرف بزند و می‌داند بر سر بقیه چه می‌آید که در نهایت کشته می‌شود.
  • آن زمان به انستیتو امور هنری نرفته بودید؟
سال 1350 به انستیتو رفتم. آنجا با اکبر عاقلان، امامی، هادی گروسین، علی کریمی و یساولیان که از همدان آمده بودند آشنا شدیم. از همه شهرهای ایران می‌آمدند و ما مامور به تحصیل بودیم.
  • از استادان انستیتو بگویید.
در انستیتو استاد موسیقی ما آقای صالحی بود که کار مرا تایید کرد. ایرج زهری استاد دیگر ما بود که خیلی دوست شدیم. جلسه اول از همه خواست شرح حال خود را بنویسیم و من تنها یک خط نوشتم. تا وارد شد گفت مهیمنی کدام شما هستید و من دستم را بالا گرفتم،گفت تنها کسی که حرف درست نوشته مهیمنی است.
  • آن جمله چه بود چه نوشتید؟
نوشتم شرح حال واقعی انسان کار مهمی است که او انجام داده است. من هنوز کاری انجام نداده‌ام که شرح‌حالی داشته باشم. من اسمم را در کلاس‌های فوق برنامه دانشکده هنرهای زیبا هم نوشتم و همه نمایشگاه‌های نقاشی را می‌رفتم. این 2 سال در زندگی من بسیار مهم بود. نوشتن را نیز به صورت حرفه‌ای بعد از انستیتو شروع کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، محمدعلی مهیمنی ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 22 دی 1395

مادر صمیمی سینمای ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،گفتگو ،هنر ،

مادر صمیمی سینمای ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مادر صمیمی سینمای ایران
رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است....
1395/10/22
  رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است. مدنی در زندگی شخصی نیز مادری خوش‌برخورد و زنی شوخ‌طبع و صمیمی است. وی مادر امیرشهاب رضویان سینماگر همدانی است و در برخی از فیلم‌های فرزندش نیز نقش‌آفرینی کرده است. فیلم‌ها و سریال‌های «شمس‌العماره»، «وضع سفید»، «بوسیدن روی ماه« و« پایتخت 2»  از جمله آثاری است که این بازیگر همدانی در آنها نقش‌آفرینی کرده است. مدنی در این گفت وگو از ورود خود به عرصه بازیگری می‌گوید.
  • از کارهای سال گذشته تان بگویید.
سال گذشته چند کار کوتاه با جوانان داشتم. کارکردن با جوانان برای من لذت‌بخش است. در فیلم «خانه دیگری» بازی کردم، در «بغض» که در قزوین ساخته شد. در فیلم
« تعبیر وارونه یک رویا» کار آقای جیرانی هم مادرخوانده سیاوش مشرقی بودم.
  • چرا دوست دارید با جوانان کار کنید؟
آدم وقتی با جوان می‌نشیند سن و سال را فراموش می‌کند و من هم ترجیح می‌دهم با جوانان کار کنم.اگر کاری از دستم بر بیاید و کاری از من بخواهند همکاری می‌کنم. هر کس بخواهد فیلم بسازد به شهاب می‌گوید که به مادرت بگو. او هم می‌گوید مامان بیا و کمک کن و من هم مجبور می‌شوم و نمی‌توانم پاسخ منفی بدهم.
  • اولین کار شما مربوط به چه زمانی است؟
حقیقت این است از روزی که شهاب دانشجوی رشته سینما شد، من هم بازیگر شدم. نه تنها شهاب بلکه هریک از دوستان و همکلاس‌هایش می‌خواست فیلمی بسازد به سراغ من می‌آمد.
  • خیلی از بازیگران از دوره نوجوانی و جوانی به بازیگری علاقه‌مند می‌شوند و وارد این حرفه می‌شوند اما شما خیلی دیر شروع کردید. این اتفاق از روی علاقه بود؟
من بی‌علاقه نبودم اما برایم مسأله و دغدغه هم نبود. امیدوارم سایه همه بزرگان بر سر خانواده باشد اما پس از فوت همسرم زندگی من تهی بود، هنوز هم تهی است. ما 2 نفر معلم بودیم که از زندگی رضایت داشتیم و خوش بودیم. جای خالی همسرم و تهی بودن مرا به بازیگری کشاند. پس از فوت همسرم افسرده بودم و در همین زمان‌ها شهاب از من خواست بازی کنم.‌گفتم من که بازیگر نیستم اما او اصرار کرد و من پذیرفتم. همین کار کردن تاثیر خوبی بر زندگی من گذاشت.
  • زمانی شما به عنوان معلم با کودکان و دانش‌آموزان ارتباط داشتید اما امروز با هنرمندان در صحنه فیلم‌سازی کار می‌کنید. این 2 عرصه چه تفاوت‌هایی دارد؟
من آموزش اولیه را از پدر و مادرم گرفتم. آنها به من آموختند با هر موقعیتی خود را سازگار کنم و وفق دهم. به همین دلیل فکر می‌کنم صحنه بازیگری هم مانند یک موقعیت آموزشی است و روابط من با مردم  چندان تفاوتی نکرده است.
  • رابطه با فرزندان چطور؟
آدم ناشکری نیستم. 3 فرزند خوب دارم که 3فرشته هستند. آنها دوست و رفیق من هستند. همه نگران و مواظب من هستند. البته من نمی‌خواهم بچه‌ها را اذیت کنم.
  • امیرشهاب رضویان امروز یک چهره ملی و یک سینماگر مطرح است. مادر چنین شخصیتی بودن چقدر در شما تاثیر داشته است؟
من اگر نانی می‌خورم به خاطر وجود شهاب است. شهاب مرا وارد عرصه بازیگری کرد،هرچند خودم را هنوز به عنوان بازیگر قبول ندارم.
  • در همدان شما را به عنوان آموزگاری خوب می‌شناسند. این معلمی چقدر در بازیگری شما نقش دارد؟
بسیار موثر بوده است. من مدت‌ها در کودکستان بودم. وقتی در کودکستان برای کودکان قصه می‌گفتم، همان قصه‌ها را بازی می‌کردم و بعد از بچه‌ها می‌خواستم همان را بازی کنند. یک تئاتر سیار داشتیم.
البته این قدر که من مادر هستم بازیگر نیستم. سر صحنه بازیگری هم مدام مواظب دوستان و همکاران هستم به ویژه نگران بچه‌های کوچک هستم که دستشان نسوزد، چای نریزد و ...
  • بیشتر دوست داشتید مثل کدام بازیگر باشید و چه کارهایی را بازی کنید؟
تفاوتی ندارد. هر کاری را بازی می‌کنم و همیشه از جایگاه خودم راضی هستم. کارها مناسب سن من است و کارگردان‌ها مرا و نقش مرا دوست دارند. با این‌که در سینما رقابت زیاد است اما من کاری به کار دیگران ندارم. به همین دلیل گروه با من راحت هستند.
  • دوست دارید یک کار همدانی با لهجه همدانی بازی کنید؟
بله، دوست دارم با لهجه همدانی کار کنم اما پیشنهادی نداشته‌ام. من این لهجه را بسیار دوست دارم. شهر من همدان یکی از بهترین شهرهای سرزمین زیبای ایران است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، رابعه مدنی ، سینماگران همدان ،

غار علیصدر؛ مجموعه‌ای توریستی یا میراثی طبیعی؟

 دوشنبه 20 دی 1395 - 14:03
غار علیصدر

غار علیصدر، یکی از مکان‌هایی است که در ماه‌های اخیر بحث و جدل بر سر آن زیاد بود، غاری که بنا به اهمیت میراثی‌اش سال 87 در فهرست میراث طبیعی ملی به ثبت رسید و با توجه به ماهیتی که سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری دارد انتظار می‌رود این سازمان متولی آثاری که ثبت میراث ‌ملی شده‌اند باشد و بر آن‌ها نظارت کند، اما داستان درباره غار علیصدر اندکی متفاوت است.

ناهید منصوری، گروه فرهنگی خبرگزاری آنا: ماجرای علیصدر از جایی شروع شد که در دهه هفتاد دولت برای پرداخت بدهیهایش بحث واگذاری بخشی از اماکن خود را به بخش خصوصی مطرح کرد، مصوبه‌ای که بعد از مدتی از سوی هیات دولت لغو شد. سال 1371 یک شرکت سیاحتی و خصوصی به‌نام علیصدر، غار علیصدر را ثبت کرد و علیرغم اینکه 40درصد از سهام این شرکت متعلق به اداره میراث فرهنگی و 60درصد از آن به مجموعه شهرداری و شورای شهر اختصاص دارد، در تمامی این 24 سال میراث فرهنگی هرگز نه متولی این غار بود نه از ظرفیتهای گردشگری و میراثی آن بهره برده است.

علی مالمیر مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان با اشاره به آئین‌نامه بهره‌برداری از غارها که سال 1389 مصوب، اما کارگروه‌های آن در دولت حسن روحانی تشکیل شد گفت: « حدود سال 1373 زمانی که سازمان ایرانگردی و جهانگردی زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، غار علیصدر که سهامداران غالبِ آن بخش عمومی یعنی شهرداری، سازمان همیاری‌ها، استانداری و وزارت ارشاد بودند، بهره‌برداری از این غار را تحویل یک شرکت خصوصی دادند. با هماهنگی‌های انجام شده با استانداری و وزارت ارشاد، آن شرکت خصوصی تشکیل شد و بهره‌برداری از غار را بر عهده گرفت.»

وی افزود: «متولی اصلی غار علیصدر باید میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری باشد، البته سازمان میراث‌فرهنگی می‌تواند در صورت نیاز، بخش خصوصی را در این زمینه دخیل کند. غار علیصدر نیز تنها جایی نیست که شرکت علیصدر از آن بهرهبرداری میکند، به عنوان مثال تپه عباس‌آباد یکی از چند موردی است که این شرکت در آنجا فعالیت میکند.»

وی همچنین با تاکید بر این‌که غار علیصدر جزو نفایس ملی است، گفت: «این غار از نظر مالکیت به هیچ‌کس واگذار نمی‌شود، فقط امکان بهره‌برداری از این اثر طبیعی می‌تواند براساس ضوابط قانونی به یک بخش عمومی یا خصوصی واگذار شود که در حدود سال 1370 تا 1373 این اتفاق رخ داد و تملک و مالکیت غار از نظر قانونی به هیچ‌کس واگذار نشد.»

مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان افزود: «40 درصد از سهام این شرکت طبق اساسنامه بهره‌برداری از این غار متعلق به شرکت ایرانگردی و جهانگردی، 40 درصد متعلق به سازمان همیاری شهرداری استان همدان و 20درصد متعلق به شهرداری همدان است البته در مقابل تمام حرف و حدیث‌ها همواره هیات مدیره غار ادعا میکنند که با مشارکت دولت از این مجموعه بهره‌برداری میکنند.»

مالمیر گفت: «در چنین شرایطی سازمان میراث فرهنگی یک طرف موضوع است. با توجه به اینکه این اثر طبیعی و ملی در 15 دی 1387 در فهرست میراث طبیعی ملی به ثبت رسیده، در چارچوب ضوابط مشخص، میراث فرهنگی موظف به نظارت بر آن بود. ما تلاش میکنیم که متولی علیصدر، سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری باشد، این بحث را در دیوان محاسبات نیز مطرح کردیم، کارگروه بهرهبرداری از غارها مصوباتی نیز در این زمینه دارد و منتظر تعیین تکلیف و نحوه بهره‌برداری هستیم. البته این مسئله قدری پیچیده است زیرا شرکت علیصدر در اطراف غار زمین خریده و هزینه‌ها را برای فراهم کردن امکانات پرداخت کرده است.»

وی با تأکید بر این نکته که اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان بحث حریم علیصدر از یک سال‌ونیم پیش دنبال می‌کند گفت: «مشاور عرصه و حریم غار علیصدر را تصویب کرده و بعد از تدوین نهایی، عرصه و حریم این غار اعلام می‌شود.»

وی با تأکید بر این نکته که دولت قصد ندارد بنگاه‌داری کند گفت: «به صلاح دولت است که بعضی از بخش‌ها را به بخش خصوصی واگذار کند. حتی پس از اینکه سامان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری متولی علیصدر شد عزم نداریم از این مجموعه به صورت دولتی بهره‌برداری کنیم، زیرا می‌خواهیم بخش خصوصی را دخیل کرده و خودمان بیشتر نگاه نظارتی داشته باشیم تا نوع خدمات به لحاظ کیفی بالا رود. کارگروه بهره‌برداری از غارها نیز نکات حفاظتی مربوط به این مجموعه را مشخص خمواهد کرد.»

مدیرکل اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان گفت: «این غار در سال 1387 ثبت شد، تا پیش از سال 1389 نیز قانون بهره‌برداری از غارها مصوب نشده بود، در نتیجه محدودیتی از نظر قانونی در زمینه دخل و تصرف در این غار وجود نداشت، این شرکت اوایل دهه هفتاد بهره‌برداری از علیصدر را آغاز کرده بود، اما اکنون در دستورالعمل بهره‌برداری غارها تمهیداتی برای این مسئله در نظر گرفته شده است، پیرو دستورالعمل، با تصویب طرح حفاظتی، هر نوع دخل و تصرف تحت نظارت کارگروه بهره‌بردای است.»

حسین زندی نیز به عنوان فعال میراث فرهنگی و محیط‌زیست همدان می‌گوید: «با سفر اخیر زهرا احمدی پور رئیس سازمان میراث فرهنگی به استان همدان، پیگیری برای بازپس‌گیری 40 درصدی که در اساسنامه شرکت علیصدر برای غار است در حال انجام است اما تاکنون اتفاقی رخ نداده است.»

وی ادامه داد: «شرکت سیاحتی علیصدر به مطالبات گردشگری توجه می‌‌کند و به تازگی تخلفاتی که از سال 1371 انجام داده‌ از جمله سنگفرش را قبول کرده است. این شرکت پیش از این مدعی بود که سنگفرش شدن ورودی غاز و گذرگاه‌ها مشکلی نیست اما در حال حاضر پذیرفته است که این بخش را به حالت پیشین برگرداند.»

وی همچنین در خصوص تعیین حریم و عرصه غار نیز عنوان کرد: «حریم و عرصه هنوز مشخص نشده است اما به تازگی گروهی دعوت به همکاری شده است تا هرچه زودتر این امر اجرایی شود.»

علیرغم کشوقوسهای موجود، کارشناسان میراث، فرهنگی معتقدند اگرچه که سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری فعلا متولی علیصدر نیست، اما از آنجایی‌که این اثر ثبت میراث طبیعی ملی شده است سازمان حق دارد به دلیل اهمیت میراثی این غار بر آن نظارتهای کافی را داشته باشد. از طرفی استفاده از همه ظرفیت‌های کشور برای پیشبرد اهداف اقتصاد مقاومتی یکی از بحث‌های مهمی است که در سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل مطرح می‌شود. در این میان بهره‌گیری از ظرفیت‌های میراثی، صنایع‌دستی و گردشگری و رسیدن به توسعه پایدار همواره یکی از موضوعاتی بود که بر آن تأکید شد. سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری نیز با توجه به نگاه فرابخشی که دارد باید بتواند نظارت و کافی بر مکان‌هایی که اهمیت میراثی دارند، داشته باشد تا بتواند از همه ظرفیت‌ها برای رسیدن به توسعه پایدار استفاده کند.

http://www.ana.ir/news/175951



برچسب ها: محیط زیست همدان ، غارعلیصدر ، مالکیت غارعلیصدر ،

دوشنبه 20 دی 1395

گورخواب های 7هزارساله در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

گورخواب های 7هزارساله در همدان

به نظر می رسد معضل و آسیبی که این روزها عنوان گورخوبی به خود گرفته یک پدیده فراگیر در کشور است و مانند غده ای در گورستان های نصیر آباد شهریار سربازکرده و کم کم به استان ها و شهرهای دیگر نیز کشیده شده است. آخرین مورد این پدیده که رسانه ها از وجود آن پرده برداشتند بی خانمان های تپه پیسا در همدان است.
به گزارش همدان پرس؛ به نظر می رسد معضل و آسیبی که این روزها عنوان گورخوبی به خود گرفته یک پدیده فراگیر در کشور است  و مانند غده  ای در گورستان های نصیر آباد شهریار سربازکرده و کم کم به استان ها و  شهرهای دیگر نیز کشیده شده است. آخرین مورد این پدیده که رسانه ها از وجود آن پرده برداشتند بی خانمان های تپه پیسا در همدان است. 

اما در گزارش های منتشر شده تنها به  حضور بی خانمانها و چگونگی سکونت و مراوده آنان به یکدیگر اشاره شده در حالی که موارد مهم دیگری مورد غفلط قرار گرفته است. درمحوطه باستانی «پیسا»ی همدان ده ها معتاد بی خانمان سکونت دارند. ساماندهی نشدن این افراد علاوه بر تبعات اجتماعی تخریب های میراث باستانی استان و محیط زیست را نیز به دنبال داشته است. 

یک دوستدار میراث فرهنگی در همدان می گوید: تپه «پیسا» را قدیمی‌ترین سکونتگاه استان همدان می‌دانند، محوطه‌ی باستانی تپه «پیسا» سال 1377 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. این محوطه 18 هکتار وسعت دارد و فاصله‌ آن با تپه‌ باستانی «هگمتانه» 5 / 2 کیلومتر است. قدمت نخستین دژ همدان که بنا بر یافته‌های باستان‌شناسی آن را به قوم کاسی نسبت می‌دهند، از تپه باستانی هگمتانه بیشتر است، به همین دلیل آن را نخستین سکونتگاه همدان دانسته‌اند.

حسین زندی می گوید: در این محوطه بیش از 29 لایه‌ باستانی شناسایی شده است و نخستین‌بار «شارل دو فوسه» در سال 1913 میلادی گودبرداری‌هایی را در تپه‌ شرقی آن انجام داد. پس از او «دمورگان» به کاوش در این تپه پرداخت و آثاری از نیمه‌ هزاره‌ سوم پس از میلاد به‌دست آورد که مربوط به دوره‌ «مادی - کاسی» بودند. براساس نتایج کاوش‌های انجام‌ شده دراین تپه، اشکانیان آخرین فرمانروایان این دژ کهن بوده‌اند.


او ادامه می دهد: در سال های گذشته نیز باستان‌شناسانی مانند «محمدرحیم رنجبران»، «محمدی‌فر» و «مترجم» در این محوطه کاوش کردند که دراین کاوش‌ها 29 لایه‌ باستان‌شناسی شناسایی شد. این تپه یکی از مهم‌ترین یافته‌های بازمانده از عصر مفرغ است و می توان آن را مرکز اصلی بقایای عصر مفرغ دانست.

دبیر پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی همدان می گوید: این تپه تاریخی از سال‌های گذشته با مشکلات بسیاری روبه‌رو بوده است، در گذشته، حفاری‌های غیرمجاز و عشایرمعضلات زیادی را برای این تپه‌ تاریخی ایجاد کرده بودند، حضورعشایر گاهی  با چادر زدن روی این محوطه‌ تاریخی و فرو کردن میله‌ آهنی درزمین همراه بود آنان محدوده‌ استقرار خود و چادرهای‌شان را با فنس‌کشی مشخص می کنند که این اقدام آسیب‌های زیادی را به این تپه‌ تاریخی می‌زند. زمین‌های اطراف این تپه که حریم ثانویه‌ این محوطه‌ی تاریخی است، در اختیار بخش خصوصی و زیر کشت کشاورزان است و آنان نیز با تپه خواری بخشی از محوطه را نابود کرده اند.

این فعال میراث فرهنگی در همدان ادامه می دهد: نبود نیروهای حفاظتی در این تپه‌ تاریخی، آسیب زیادی به تپه وارد کرده است. مهمترین چالش در منطقه سکونت معتادان بی خانمان است. در یکی از بخش‌های تپه، تونل‌های عمیقی که برخی از آن‌ها چهار متر عمق دارند توسط معتادان ایجاد شده‌ا است متأسفانه هیچ نیروی حفاظتی و امنیتی از این محوطه‌ تاریخی حفاظت نمی‌کند تا با این مسائل برخورد کند، حتی نهادهایی مانند سازمان عشایر یا منابع طبیعی درباره‌ حق و حقوق عشایر و این‌که در چه نقاطی می‌توانند چادر بزنند، صحبت نمی‌کنند.

او با اشاره به سکونت معتادان همدان در این تپه می گوید: این موضوع ازجنبه های مختلفی قابل بررسی است یکی مسئله انسانی است، ده ها انسان معتاد در حفره های این تپه سکونت دارند و با توجه به سرمای شدید همدان احتمال مرگ تعدادی از آنان تا پایان زمستان بسیار زیاد است. من نمی دانم کدام نهاد دولتی باید به این مسئله رسیدگی کند و این بی خانمان ها که تعداد آنها نیز بسیار زیاد است را ساماندهی کند اما نباید اجازه داد فاجعه انسانی رخ دهد.

زندی می گوید: موضوع دیگر مسئله میراث و هویت تاریخی شهر است حضور افراد بی خانمان و معتاد در یک محوطه باستانی وجه مناسبی برای شهر ندارد استانداری همدان می تواند وارد شود و این افراد را ساماندهی کند چه بسا این افراد بتوانند از اعتیاد رها شوند و به آغوش خانواده برگردند. شهرداری همدان در دایر کردن گرمخانه موفق عمل نکرده است. گرمخانه گنجایش این همه معتاد را ندارد بیش از 30معتاد بی خانمان هرشب درمحوطه تپه پیسا حضوردارند، بیش از ده نفر درخرابه های اطراف امامزاده عبدالله و آرامگاه باباطاهر و گفته می شود تعدادی نیز در اطراف گورستان همدان هستند. 

او ادامه می دهد: شهرداری و مدیران دولتی نوانسته اند این پدیده را ساماندهی کنند و با انتقال آنان به تپه پیسا تنها صورت مسئله را پاک کرده اند و مسئله به جای خود باقی است. روزبه روز تعداد بی خانمان های تپه پیسا بیشتر می شود وجود چنین پدیده ای در کنار یک شهر خطرات و آسیب های مختلف اجتماعی را به دنبال دارد. امروز تپه پیسا به عنوان محل فروش مواد مخدر شناخته شده است و بسیاری از مصرف کنندگان مواد مخدر آنجا را به عنوان مکانی امن می شناسند و به آنجا مراجعه می کنند.
حضور معتادان بی خانمان باعث اعتراض کشاورزان اطراف تپه پیسا را نیز فراهم کرده است. آنها می گویند:« همدای همدان سرد است و معتادان برای گرم کردن خود، درختان باغ مار را می شکنند و می سوزانند. ما گاهی جرات نمی کنیم محصولات کشاورزی را  برداشت کنیم و یا جرات نداریم تنهایی به اراضی سر بزنیم همیشه مجبوریم دسته جمعی به اینجا بیاییم امیدواریم مسئولان فکری به حال آنها و ما بکنند.

گفته می شود بسیاری از معتادان همدان برای خرید و مصرف  مواد مراجعه می کنند و روزانه صدها معتاد به این محوطه مراجعه می کند. در این محوطه استفاده از سرنگ یا آمپول مشترک رواج دارد و متوسط سن زنان و مردانی که به آنجا مراجعه می کنند و در آن محل سکونت دارند کمتر از 25 سال است. بیشتر افراد  تحصیل کرده هستند و به دلیل اعتیاد از سوی خانواده ترد شده اند. به نظر می رسد بهزیستی و کمپ های ترک اعتیاد نتوانسته اند دراستان موفق عمل کنند و عملکرد فعالان مدنی و بنیادهای خیریه نیز نشان می دهد توان ساماندهی این آسیب اجتماعی را ندارند.


برچسب ها: گورخواب های همدان ، بی خانمان های همدان ، تپه پیسا ، میراث همدان ،

شنبه 18 دی 1395

استاد همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

استاد همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
استاد  همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران
غلامحسین مجذوبی یکی از استادان شناخته‌شده دانشگاه بوعلی سینا در همدان است. او این روزها علاوه بر تدریس و پژوهش در دانشگاه ریاست بنیاد نخبگان همدان را نیز برعهده دارد. مجذوبی در حوزه پژوهش مقام‌های زیادی کسب کرده و بارها طرح‌های او در جشنواره‌های بین‌المللی و کشوری مطرح و برگزیده شده است. آخرین موفقیت او کسب مقام پژوهشگر برتر وزارت علوم در سال‌ جاری بود که با کسب 200امتیاز در بخش مقاله به این موفقیت دست یافت. با او درباره کارنامه پژوهشی‌اش و وضع پژوهش در دانشگاه بوعلی گفت‌وگو کرده‌ایم....
1395/10/18
غلامحسین مجذوبی یکی از استادان شناخته‌شده دانشگاه بوعلی سینا در همدان است. او این روزها علاوه بر تدریس و پژوهش در دانشگاه ریاست بنیاد نخبگان همدان را نیز برعهده دارد. مجذوبی در حوزه پژوهش مقام‌های زیادی کسب کرده و بارها طرح‌های او در جشنواره‌های بین‌المللی و کشوری مطرح و برگزیده شده است. آخرین موفقیت او کسب مقام پژوهشگر برتر وزارت علوم در سال‌ جاری بود که با کسب 200امتیاز در بخش مقاله به این موفقیت دست یافت. با او درباره کارنامه پژوهشی‌اش و وضع پژوهش در دانشگاه بوعلی گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • ابتدا از دوره تحصیل بگویید.
تحصیلات را در دبیرستان ابن سینای همدان به پایان رساندم. دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد را در دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم و برای گذراندن دوره دکتری به انگلستان رفتم و پس از بازگشت در دانشگاه بوعلی مشغول به کار شدم.
  • از چه دوره‌ای وارد کار پژوهش شدید؟
زمینه کار پژوهشی من بیشتر درباره رفتار مکانیکی مواد است. این زمینه کار از دوران تحصیلات دکتری یعنی سال1986 آغاز شد و در طول 30 سال گذشته ادامه داشته است.
  • چه تعداد از پژوهش‌های شما به فناوری رسیده و مهم‌ترین آنها چه بوده؟
یکی از کارهای عمده‌ای که من انجام داده‌ام تاسیس یک آزمایشگاه پژوهشی در زمینه علم مواد بوده و به جز یک یا 2 دستگاه سایر دستگاه‌ها و تجهیزات را خودم طراحی کرده‌ام و ساخته‌ام. این آزمایشگاه یکی از بهترین مراکز آزمایشگاهی علم مواد در کشور است و دانشجویان زیادی از سایر دانشگاه‌ها به دانشگاه بوعلی می‌آیند و در آن کارهای آزمایشگاهی انجام می‌دهند.
  • دانشجویان شما در چه زمینه‌ای کار می‌کنند؟
دانشجویان من طبیعتا در همین زمینه کار می‌کنند و مقاله‌هایی که منتشر می‌کنند در زمینه علم مواد است. ده‌ها دانشجوی ارشد و دکترا داشته ام که بیشترشان افراد موفقی هستند.
  • دانشگاه بوعلی از نظر پژوهش چه وضعی دارد؟
آمار دقیقی از فعالیت‌های پژوهشی دانشگاه بوعلی ندارم اما می‌دانم به لحاظ تعداد مقاله و آمار مقاله در بین دانشگاه‌های برتر کشور هستیم. سال گذشته بالاترین درصد رشد تولید مقاله را در کشور داشته‌ایم که در مجله‌های علمی و پژوهشی چاپ شده است.
  • در این بخش دانشجویان بیشتر دخیل هستند یا استادان؟
تولید علم محصول کار هر دو است اما در دانشگاه بوعلی استادان خوبی داریم. این استادان هستند که سرپرستی و هدایت می‌کنند. اگر مقاله‌ای تولید می‌شود تحت تاثیر هدایت استاد است.
کسب عنوان پژوهشگر برتر از سوی شما اعتباری برای استان است. از پیشینه این جایزه بگویید.
جشنواره انتخاب پژوهشگر برتر هر ساله از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت بهداشت و درمان برگزار می‌شود. در این رقابت تعداد 10 نفر از وزارت علوم، 3 نفر از علوم پزشکی و تعدادی هم به عنوان فناور برتر انتخاب می‌شوند. من جزو 10نفری بودم که از سوی وزارت علوم به عنوان پژوهشگر برتر در حوزه فنی مهندسی انتخاب شدم.
  • انتخاب شما بر اساس کدام کارتان بود؟
انتخاب پژوهشگر برتر درباره یک کار نیست بلکه مجموعه فعالیت‌های پژوهشی یک پژوهشگر در 5 سال اخیر است که بر اساس آیین‌نامه امتیازبندی و انتخاب می‌شود. به طور مثال برای مقاله باید 100 امتیاز کسب کند یا 20 امتیاز برای طرح‌های پژوهشی که به فناوری رسیده باشد. پس از انتشار فراخوان هرکس فکر می‌کند شایستگی دارد مدارک را ارائه می‌کند و اگر دارای شرایط بود انتخاب می‌شود.
  • چه تعداد پژوهشگر در این مسابقه شرکت می‌کنند؟
ما در کشور حدود 2800 دانشگاه داریم که 10 نفر از بین این‌ها انتخاب می‌شود. امسال از همدان یک نفر انتخاب شد اما مدت 4سال است که از دانشگاه بوعلی پژوهشگر برتر انتخاب می‌شود و این اعتبار علمی مهمی برای دانشگاه است که از بین این همه دانشگاه انتخاب می‌شود. افتخاری که دانشجویان یا استادان دانشگاه بوعلی کسب می‌کنند هم برای خودشان است هم برای دانشگاه. دانشگاه خوب این ویژگی را دارد که اهالی آن دانشگاه را متعلق به خود می‌دانند و به آن نگاه مثبتی دارند.
  • علاوه بر اعتبار این جایزه ارزش مادی آن چقدر است؟ آیا مانند جایزه‌های بین‌المللی پژوهشگر را تشویق می‌کند طرح‌های آینده را پیگیری کند؟
به آن صورت نیست، یک جایزه شخصی می‌دهند که مقداری پول نقد است اما دانشگاه امتیازهایی قائل می‌شود و گرنت (بودجه) فرد پژوهشگر بالا می‌رود.
  • چندسالی است وقتی دانشجویی می‌خواهد مقاله‌ای منتشر کند اسم استادش نیز همراه او می‌آید. این چه دلیلی دارد؟
چاپ مقاله معمولا تولید دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. به همین دلیل وقتی دانشجو پژوهشی را آغاز می‌کند این استاد است که باید بر کار او نظارت کند و بدون تحصیل خارج از فضای دانشگاه معمولا کمتر کسی به سمت تولید مقاله می‌رود.
  • در همدان پایان‌نامه‌فروشی چه وضعی دارد؟
پایان‌نامه‌فروشی در دانشگاه‌های غیردولتی و آزاد اتفاق می‌افتد چون تعداد دانشجویان زیاد است و قابل کنترل نیست. مدرسان نظارت نمی‌کنند و دلسوز نیستند. در رشته‌های مهندسی و پزشکی این خبرها نیست و بیشتر در رشته‌های علوم انسانی اتفاق می‌افتد. مقاله‌فروشی و پایان‌نامه‌فروشی مقوله مهمی است که به نظر من جداگانه باید به آن پرداخت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%9B-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: دکتر مجذوبی ، بنیادنخبگان همدان ، پژوهشگر برتر ،

چهارشنبه 15 دی 1395

به فکر «کنیسه» همدان نیستند!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

به فکر «کنیسه» همدان نیستند!

کنیسه کلیمیان در همدان

دزدان سال پیش دندان طمع برای باقی مانده‌های «کنیسه کلیمیان» دوختند و امسال کسی به فکر ترمیم بخش‌های فروریخته‌ی دیوار این بنای تاریخی نیست، حتی اعضای انجمن کلیمیان همدان!

به گزارش ایسنا، کنیسه‌ی قاجاری «کلیمیان» در بافت تاریخی بازار همدان، خیابان باباطاهر، کوچه جراحان؛ هرچند ۱۶ بهمن سال ۸۹ درفهرست آثار ملی به ثبت رسید، اما سال‌هاست با وجود داشتن فضایی حدود ۹۰۰ مترمربع، خالی از سکنه و به حال خود رها شده است. این بی‌توجهی این بنا را رو به نابودی برده است.

حسین زندی، فعال میراث‌فرهنگی همدان در این زمینه به ایسنا می‌گوید: سال‌هاست این بنای تاریخی به حال خود  رها شده است که این بی‌توجهی باعث شده تا در طول سال‌های مختلف آسیب‌های زیادی به این بنا وارد شود و حتی بخش‌هایی از دیوار شرقی بنا فرو بریزد.

او با بیان این که هرچند مالکان بنای «کنیسه کلیمیان» این بنای تاریخی را برای فروش گذاشته‌اند، اما با توجه به قیمت بالایی که دارد کسی سمت خرید این بنای تاریخی نمی‌رود، ادامه می‌دهد: چون از یک سو بخش خصوصی باید کاربری مرتبط با میراث فرهنگی را برای این بنای تاریخی انتخاب کند، از سوی دیگر اگر کسی به جز این بخش بخواهد کنیسه را بخرد، دنبال ساخت‌وساز است و قطعا تمایل به تخریب این بنای تاریخی دارد، از سوی دیگر دستگاه‌های دولتی اعتباری برای این تملک و رسیدگی به آن را ندارند.

وی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که نگهبان این بنای تاریخی نیز اهمیت چندانی به این بنا نمی‌دهد و حتی به تخریب‌های هرروزه‌ بنا توجهی نمی‌کند و می‌گوید: از سوی دیگر به دلیل متروکه بودن این بنا، باد به سرعت در فضا و اتاق‌های مختلف آن می‌پیچد و باعث شکسته شدن شیشه‌ها، درها و پنجره‌ها می‌شود.

دیوار شرقی تخریب شده کنیسه کلیمیان

«زندی» راهکارِ جلوگیری از تخریب این بنا را پیشنهاد اعتبار برای مرمت مشارکتی این بنای تاریخی می‌داند تا دست‌کم از طریق مشارکت با میراث فرهنگی بتوان این بنای تاریخی را حفظ کرد.

این فعال میراث‌فرهنگی همچنین با بیان این‌که میراث‌فزهنگی تا امروز قدمی برای مرمت و رسیدگی به این بنا جلو نگذاشته است، ادامه می‌دهد: از سوی دیگر انجمن کلیمیان برای تغییر کاربری این بنای تاریخی کوتاه نمی‌آید و این اتفاق باعث شده تا در توجه به این بنا کوتاهی شود.

او هزینه‌ی برآورد شده برای ساماندهی این بنای ثبت شده در فهرست آثار ملی را حدود ۶۰۰ میلیون تومان اعلام می‌کند و می‌گوید: یا مالک _انجمن کلیمیان_ باید برای کاربری بنا کوتاه بیاید یا این میزان اعتبار را خود برای مرمت «کنیسه کلیمیان» هزینه کند.

وی نابود شدن این بنای تاریخی را به نفع میراث فرهنگی، مردم همدان و حتی انجمن کلیمیان نمی‌داند و نیست، هر چند کسانی که در این بنای تاریخی زندگی می‌کردند از این شهر مهاجرت کرده‌اند، اما مساله مهم این است که خودِ بنا باقی است وبه عنوان یکی از آثار هویت‌بخش همدان هنوز وجود دارد.

اگر فرم مشارکت در مرمت را پر می‌کنند، می‌توان کنیسه را نجات داد

علی مالمیر، مدیر کل میراث‌فرهنگی استان همدان، اما درباره‌ی اقداماتی که اداره کل میراث فرهنگی استان همدان برای حفاظت از این بنای تاریخی انجام داده است، به ایسنا توضیح می‌دهد: به مالکان کنیسه‌ی کلیمیان فرم مشارکت در مرمت دادیم تا با درخواست برای مرمت این بنای تاریخی از سوی آن‌ها، بتوانیم این بنای تاریخی را به صورت مشترک با مالک مرمت کنیم.

او می‌گوید: میراث فرهنگی با توجه به این‌که مالک این بنای تاریخی نیست، فقط می‌تواند در قالب فرم مشارکتی با  مجموعه‌ی نماینده‌ی کلیمیان این بنای تاریخی را مرمت کند، حتی این اقدام می‌تواند علاوه بر کنیسه، برای «حمام کلیمیان» نیز رخ دهد. در واقع اگر مالکان این بنای تاریخی فرم مرمت مشارکتی را امضا کنند، با استفاده از اعتبارات مشارکتی از استان می‌توانیم این دو بنا را مرمت کنیم.

فضای درونی کنیسه قاجاری کلیمیان در همدان

او با تاکید بر این‌که واگذاری این بنا از نظر میراث فرهنگی بلامانع است، ادامه می‌دهد: امسال نیز پیگیری‌هایی را برای نجات این بنای تاریخی انجام داده‌ایم.

به گزارش ایسنا، با وجود اقداماتی که مالمیر می‌گوید اداره کل میراث فرهنگی استان برای حفاظت از این بنای تاریخی انجام داده است، اما صحبت‌های او نشان می‌دهد که در حال حاضر و تا زمانی‌که مالکان این بنای تاریخی _اعضای انجمن کلیمیان_ دست کم قدمی برای امضای فرم مشارکتی نکنند، حتی دیوار شرقی تخریب شده‌ی بنا مرمت هم نمی‌شود!

اما جالب است که بی‌توجهی به این بنای تاریخی به اندازه‌ای است که مرداد ماه امسال چهار دزد با حفر تونلی ۳۰ متری قصد سرقت از کنیسه کلیمیان را کرده بودند که خوشبختانه با آگاهی به موقع نیروی انتظامی این اتفاق که می‌توانست آسیب بیشتری به «کنیسه کلیمیان» وارد کند، رخ نداد.

گزارش از: سمیه ایمانیان

جداره‌ی بیرونی کنیسه کلیمیان
جداره‌ی بیرونی کنیسه کلیمیان
فضای درونی کنیسه کلیمیان
فضای بیرونی کنیسه کلیمیان در همدان
عکس از پریسا زارعی
http://www.isna.ir/news/95101509353/%D8%A8%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF


برچسب ها: میراث در خطر همدان ، میراث فرهنگی همدان ، کنیسه یهودیان همدان ،

سه شنبه 14 دی 1395

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،ادبیات ،

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر
محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است....
1395/10/14
 محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است. وی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه بوعلی دریافت کرده است. صفری تشکلی تخصصی با عنوان انجمن سعدی‌پژوهی همدان را بنیان نهاده، تعدادی از علاقه‌مندان به این شاعر را در شهر همدان گرد هم آورده و نشست‌های هفتگی در جوار آرامگاه باباطاهر برگزار می‌کند. این انجمن ادبی در همدان در مدت کوتاهی که شکل گرفته طرفداران زیادی پیدا کرده است.

استقبال چشمگیر و مشکل مکان
دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان با اشاره به تاریخچه انجمن می‌گوید: 2 سال و نیم است که با توجه به علاقه و اشتیاق وافر چندی از عزیزان فرهنگ‌دوست و ادب‌پرور شهرمان، همچنین با توجه به فراموش شدن آموزه‌های فرهنگ غنی فارسی به خصوص کمرنگ شدن اخلاق در زندگی روزمره، نسبت به تشکیل انجمنی ادبی با محوریت اندیشه‌های سعدی شیرازی اقدام کرده‌ایم. تابستان سال 1393 اولین نشست سعدی‌خوانی و سعدی‌پژوهی برگزار شد.
 صفری ادامه می‌دهد: ابتدا به دلیل ناشناس بودن انجمن و متعاقب آن حضور تعداد انگشت‌شمار اعضا، این جلسات به تناوب در منزل هر یک از اعضا برگزار می‌شد. با وجود این هرگز وقفه‌ای در تشکیل جلسات ایجاد نمی‌شد و همه اعضا با طیب خاطر و رضایت کامل میزبان حضرت سعدی و دیگر دوستان بودند.
این فعال فرهنگی اضافه می‌کند : اکنون مدتی است به دلیل استقبال چشمگیر همشهریان و نبودن فضایی مناسب، به لطف یکی از دوستان فرهنگ‌پرور شهرمان، این نشست‌ها در یک رستوران سنتی و در جوار آرامگاه پیر شوریده، عارف نامدار، باباطاهر عریان برگزار می‌شود. البته با توجّه به پیگیری‌‌های انجام شده برای ثبت این انجمن در قالب یک انجمن رسمی با عنوان «انجمن سعدی پژوهی همدان»، این امیدواری وجود دارد که از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان مکانی درخور شأن شیخ اجل و شرکت کنندگان در این نشست‌ها در نظر گرفته شود.

برگزاری برنامه‌های مختلف
صفری با تأکید بر تداوم نشست‌های این انجمن می‌افزاید: جلسات سعدی‌پژوهی سه‌شنبه هر هفته برگزار می‌شود و 2 اثر بی‌بدیل و اخلاقی حضرت سعدی، یعنی گلستان و بوستان، به تناوب در هر هفته تشریح و خوانده می‌شود. در آغاز هر نشست نیز غزلی از استاد سخن قرائت می‌شود.
وی با اشاره به فعالیت‌های انجمن سعدی پژوهی در 2 سال و نیم گذشته می‌گوید: این انجمن در کارنامه خود فعالیت‌های مختلفی دارد که در رسانه‌ها نیز منعکس شده است. از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به برگزاری بزرگداشت سعدی در یکم اردیبهشت هر سال، برگزاری جشنی به مناسبت ثبت کلیات سعدی در حافظه ادبی یونسکودر مهرماه 94، ارائه مقالات و پژوهش‌های ادبی متعدد با محوریت اندیشه سعدی و برگزاری سفرهای ادبی برای آشناسازی اعضا با ظرفیت‌های ادبی سایر نقاط کشور اشاره کرد.

تلاش برای آشنایی با سعدی
این فعال فرهنگی به تفاوت انجمن سعدی‌پژوهی با سایر انجمن‌های ادبی در همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: می‌توان مزایایی برای این نشست‌ها برشمرد که در انجمن‌های ادبی دیگر به ندرت یافت می‌شود. نخستین مزیت این انجمن تکراری نبودن موضوع آن است. متأسفانه آثار و اندیشه‌های سعدی به‌رغم شایستگی‌ها، غنا و بار اخلاقی و حِکمی بسیار، مطلقا در شهر همدان از سوی هیچ انجمنی مورد پژوهش و تشریح واقع نمی‌شود و در سراسر ایران نیز آن‌چنان که درخور است مورد توجه قرار نگرفته است. اما انجمن سعدی‌پژوهی همدان تلاش می‌کند با استفاده از تمامی امکانات و بهره‌گیری از استادان اهل فن به بررسی هرچه شایسته‌تر آثار سعدی بپردازد.
وی به مشارکت اعضا در نشست‌ها اشاره کرده و می‌افزاید: دیگر مزیت این انجمن، شرکت دادن همه اعضا و شرکت‌کنندگان در تفسیر و تشریح آثار سعدی است. حکایات و بخش‌های منتخب برای تشریح در جلسه، از چند روز قبل به اعضا ارائه می‌شود. اینگونه همه اعضا نتیجه پژوهش‌های خود را در باب آن حکایت در جلسه مطرح می‌کنند و در نهایت، هیأت مؤسس مطالب را دسته‌بندی و نتیجه‌گیری می‌کند.دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان می‌گوید: عضویت رایگان و آزاد بودن شرکت در جلسات برای عموم از دیگر ویژگی‌های این انجمن است و همه علاقه‌مندان می‌توانند در نشست‌ها میهمان شیخ اجل سعدی باشند. به نظر من تفاوتی ندارد سعدی اهل کدام شهر کشور عزیز ایران است. آموزه‌های او آنچنان مهم است که در گوشه‌گوشه این سرزمین باید رواج پیدا کند.

ضعف آموزش و پرورش
وی یکی از دلایل ضعف آموزش زبان و ادب فارسی در آموزش وپرورش را کم‌توجهی به آثار سعدی می‌داند و اضافه می‌کند : نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که یکی از ارکان نظام آموزشی سنتی ایران در گذشته آثار شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بوده و برای تقویت بنیه ادبی دانش‌آموزان در نظام آموزش و پرورش کنونی بهتر است نگاهی عمیق تر به آثار این حکیم بزرگوار بشود.
صفری به اهداف این انجمن اشاره می‌کند و می‌گوید: انجمن سعدی‌پژوهی همدان اهدافی را دنبال می‌کند و در نظر دارد تا با تلاش اعضا و حمایت مسئولان به آنها نائل آید، از جمله ایجاد کتابخانه تخصصی- پژوهشی سعدی، ایجاد مرکزی برای تدوین و نشر آثار معاصران درباره سعدی، انتشار نشریه داخلی و ایجاد وبلاگ برای معرّفی هرچه بیشتر برنامه‌های انجمن و آموزه‌های سعدی، ترجمه آثار متفکرین متأثر از سعدی در حوزه بین‌الملل، برگزاری تورهای ادبی سعدی خوانی در شهرها و استان‌های دیگر و ارائه قابلیت‌های ادبی استان به سایر نقاط کشور.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن سعدی پژوهی همدان ، انجمن های ادبی همدان ،

سه شنبه 14 دی 1395

ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی

نویسنده: حسین زندی
ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی
گردشگری از صنایع اصلی و پرسود جهان به شمار می‌رود و گاهی آن را هم‌پای صنعت خودروسازی و صنایع نفتی می‌دانند. بیشتر کشورها به اهمیت آن پی برده‌اند و در مسیر توسعه آن گام برمی‌دارند....
1395/10/13
 گردشگری از صنایع اصلی و پرسود جهان به شمار می‌رود و گاهی آن را هم‌پای صنعت خودروسازی و صنایع نفتی می‌دانند. بیشتر کشورها به اهمیت آن پی برده‌اند و در مسیر توسعه آن گام برمی‌دارند. ابزارها، فرصت‌ها و ظرفیت‌های این صنعت در کشورهای مختلف متفاوت است. گردشگری فرهنگی، اقتصادی، مذهبی، ورزشی، سلامت و مواردی از این دست می‌تواند در ایران مورد توجه قرار بگیرد و موجب تقویت بنیه اقتصادی کشور شود. کارشناسان برای ایران گردشگری در مسیر توسعه پایدار را توصیه می‌کنند تا جنبه‌های محیط زیستی و ماندگاری آثار و افزایش بهره‌وری، کارآمدی نیروی انسانی، اشتغال و تعامل فرهنگ‌ها را در پی داشته باشد. این نگرش، رویکرد و دغدغه جهان امروز در ایران کمتر مورد توجه قرار دارد.
 گردشگری روستایی از اشکال مردمی گردشگری است که در آن دستاورد مهم، تعامل میان گردشگر و باشندگان روستاست. در کنار این دستاورد رشد اقتصادی روستا، پیشگیری از مهاجرت، ثبات اجتماعی و حفظ خرده فرهنگ‌ها به‌وجود می‌آید و رشد همه جانبه‌ای با رویکرد توسعه پایدار به ارمغان می‌آورد. گفته می‌شود 4 دهه پیش از این بیش از 70 درصد مردم کشور در روستاها سکونت داشتند.
 امروز این نرخ کمتر است و کمتر از 25 درصد در روستاها زندگی می‌کنند. در استان همدان نیز این روند جاری است. با توجه به نابودی منابع آبی در روستاهای استان و شرایط نامطلوب کشاورزی، امیدی به توسعه کشاورزی نمی‌توان داشت. راهی که می‌تواند به مهاجرت معکوس و بازگشت بخشی از مردم به روستاها شود، توسعه گردشگری روستایی است.
 در استان همدان روستاهای بسیاری هست که از نظر موقعیت مکانی و داشتن عناصر مهم جذب گردشگر از جمله منظر طبیعی، آثار تاریخی، آداب و سنن اجتماعی و آب و هوای مناسب زمینه توسعه فعالیت‌های گردشگری را دارند. یکی از این روستاها ورکانه است.
 ورکانه با داشته‌های فرهنگی و طبیعی در سال‌های اخیر به عنوان روستای هدف گردشگری لحاظ شده است، اما چندان تغییری در گردشگرپذیری آن مشاهده نمی‌شود.
 این روستا با 400 سال پیشینه و داشتن 2 اصطبل و یک قلعه تاریخی در کنار معماری سنگی و طبیعت کم نظیر نتوانسته به عنوان یک جاذبه و یک روستای گردشگرپذیر نمود پیدا کند و تغییری در وضع اقتصادی و معیشت ساکنان آن ایجاد شود.
با توجه به پیشینۀ پرورش اسب اصیل ایرانی در این روستا، بازسازی و احیای اصطبل‌های این روستا در کنار ایجاد اصطبل‌های جدید، باشگاه و موزه سوارکاری و تقویت و ایجاد اقامتگاه‌های بوم‌گردی و بازارچه‌های سنتی و محلی تحولی در وضع زندگی مردم روستا ایجاد خواهد شد. گردشگری با اسب می‌تواند نمونه بارزی از ایجاد منبع تامین معیشت جایگزین در این روستا باشد.
 اگر چنین اتفاقی در روستای ورکانه رقم بخورد، می‌تواند به عنوان الگویی دراستان به شمار آید و دیگر روستاهای هدف گردشگری نیز بر اساس داشته‌ها و جاذبه‌های مغفول مانده‌شان به سمت ایجاد فضاهای گردشگری پیش بروند و استان شاهد مهاجرت معکوس باشد.
حسین زندی
روزنامه نگار


برچسب ها: همشهری همدان ، ورکانه ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 13 دی 1395

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی
مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد....
1395/10/13
 مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد.

یادی از یاران
علی اصغر طاهری در این مراسم گفت: حوزه هنری همدان فعالیت‌های خوبی درزمینه موسیقی داشته و با برگزاری برنامه‌های مختلف سهم بسزایی در اشاعه فرهنگ وهنر این سامان دارد. در سال‌های گذشته چند برنامه کنسرت با عنوان « شب آواز هگمتانه»  برگزار کرده و از هنرمندان پیشکسوت نیز تحت عنوان بزرگداشت تقدیر به عمل آورده است.
وی با اشاره به هنرمندانی که در سال گذشته از دنیا رفته‌اند، ادامه داد: از جمله برای هنرمندان فقید همدانی زنده‌یاد ناصر مهرورز و مرحوم رضا جعفرپور که از پیشکسوتان موسیقی استان بودند، مراسم تقدیر برگزار شد اما متاسفانه این 2 هنرمند بزرگوار از میان ما رفتند و ما نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.
این هنرمند موسیقی با انتقاد از عملکرد نهادهای فرهنگی در همدان افزود: در حق این هنرمندان کوتاهی شد و قصوری از طرف نهادهای ذیربط به عمل آمد که در نتیجه از این دوستان آثار برجسته‌ای در آرشیوهای نهادهای فرهنگی همدان باقی نمانده است، هیچ آلبوم تصویری و صوتی که درخور شخصیت آنان باشد تهیه نشده است.
 تهیه چنین آثاری مستلزم حمایت‌های لازم از سوی نهادهای فرهنگی استان است و جای تاسف دارد که چنین اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.
وی در پایان گفت: انتظار داریم از هنرمندانی که در رشته موسیقی منشأ اثر هستند و فعالیت‌های مستمر دارند از آهنگسازان، ترانه سرایان، نوازندگان، خوانندگان، تنظیم‌کنندگان و مخترعان سازهای ابداعی حمایت کنند. باید از سوی تشکیلات مربوطه توجه بیشتری را شاهد باشیم تا رشد و شکوفایی را در این زمینه ببینیم.

 برنامه
برنامه بزرگداشت علی اصغر طاهری با اجرای موسیقی آغاز شد. بخش اول با آواز مرتضی والایی و همنوازی تعدادی از هنرمندان همدانی از جمله مهدی پاک‌نیا، پریسا زارعی، محمدامین امیربیگی و علیرضا زارعی اجرا شد.
پس از معرفی کارهای استاد علی اصغر طاهری و اهدای لوح تقدیر از سوی برگزارکنندگان برنامه به این هنرمند همدانی، علی اصغر طاهری 2 قطعه از ساخته‌های خود را با همنوازی شاهین ترکمان، مرتضی حسابی و فردین قاسمی برای حاضران اجرا کرد.
 در بخش پایانی نیز ترانه‌هایی از  این  هنرمند به خوانندگی علی اصغر طهماسبی و نوازندگی حسین رضازارعی، جواد حسینقلی‌پور، مهدی بیگلری، حسن آقا محمدی و احسان آقا محمدی اجرا شد.

   نگاهی به زندگی علی اصغر طاهری
علی اصغر طاهری متولد سال 1322 در همدان است و شغل او طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی بوده. طاهری علاوه برخوانندگی و ترانه‌سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد. این هنرمند همدانی علاوه بر ترانه‌های فارسی به زبان‌های آذری و ترکی نیز ترانه می‌گوید و می‌خواند.
فعالیت هنری او از زمان تحصیل در دبیرستان با انجمن‌های نمایش و موسیقی و بازیگری آغاز می‌شود. سال 1342 در آزمون خوانندگی رادیو ایران شرکت می‌کند و پذیرفته می‌شود اما به دلیل مشکلات مالی پس از مدتی به همدان باز می‌گردد و نمی‌تواند کلاسها را ادامه دهد.
طاهری سال 1345 پس از پایان تحصیلات بار دیگر به تهران می‌رود و به عضویت انجمن هنرهای ملی و محلی در می‌آید. طاهری از سال 1350 فعالیت هنری را رها میکند و به حرفه و شغل اصلی خود یعنی طراحی داخلی مشغول می‌شود.
او از سال 1376 بار دیگر به دعوت رضا رهبر، مسئول واحد موسیقی صدا و سیمای همدان به رادیو تلویزیون همدان می‌رود و با این واحد همکاری میکند.
طاهری روی برخی از ملودیهای قدیمی که از آثار برجسته موسیقیدانان ایران  به شما می روند  شعر ترکی تنظیم کرده و در سال 2012 بیش از 40 اثر را در اتحادیه حرفهای صاحبان آثار موسیقی (سام) وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ترکیه به ثبت رساند. او اکنون عضو رسمی این تشکل هنری است. طاهری علاوه بر ایران در مراکز هنری و رادیو تلویزیون کشورهای ترکیه و آذربایجان با گروه‌های مختلف برنامه اجرا کرده است. او دارای رتبه هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد است و در حال حاضر به عنوان مدیر مسئول خانه آواز همدان فعالیت می‌کند .
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%E2%80%8C-%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%82%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، موسیقی همدان ، بزرگداشت علی اصغر طاهری ،

یکشنبه 12 دی 1395

پنجمین شب آواز هگمتانه برای استاد علی اصغر طاهری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

 پنجمین شب آواز هگمتانه برای استاد علی اصغر طاهری

پنجمین شب آواز هگمتانه در همدان همراه با بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه سرا و خواننده همدانی در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد | طاهری علاوه بر خوانندگی و ترانه سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد و با زبان های روسی و انگلیسی آشنایی دارد | از هنرمندان فقید همدانی نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.
به گزارش همدان پرس؛ جمعه گذشته با پنجمین شب آواز هگمتانه در همدان همزمان بود برنامه این شب همراه با بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه سرا و خواننده همدانی در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. 

در این مراسم که به همت حوزه هنری همدان برگزار شد تعدادی از اهالی موسیقی، هنرمندان و علاقمندان این خواننده همدانی حضور داشتند.

برنامه با اجرای موسیقی آغاز شد در بخش اول با آواز مرتضی والایی و همنوازی تعدادی از هنرمندان همدانی از جمله مهدی پاک نیا، پریسا زارعی، محمد امین امیر بیگی و علیرضا زارعی اجرا شد پس از معرفی  کارهای استاد علی اصغر طاهری  و اهداء  لوح تقدیر از سوی برگزار کنندگان برنامه به این هنرمند همدانی، علی اصغر طاهری دو قطعه از ساخت های خود را با همنوازی شاهین ترکمان، مرتضی حسابی و فردین قاسمی برای حاضران اجرا کرد. در بخش دپایانی نیز ترانه هایی به خوانندگی علی اصغر طهماسبی و نوازندگی حسین رضا زارعی، جواد حسینقلی پور، مهدی بیگلری، حسن آقا محمدی و احسان آقا محمدی اجرا شد. 

حسین زندی روزنامه نگار و پژوهشگر همدانی در این مراسم با اشاره به کارنامه هنری علی اصغر طاهری گفت: علی اصغر طاهری متولد سال 1322در همدان است. او علاوه بر خوانندگی و ترانه سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد و با زبان های روسی و انگلیسی آشنایی دارد این هنرمند همدانی علاوه بر ترانه های فارسی به زبان های آذری و ترکی نیز ترانه می گوید و می خواند.

این روزنامه نگار ادامه داد: فعالیت هنری او از زمان تحصیل در دبیرستان با تشکیل انجمن نمایش و موسیقی با بازیگری آغاز می شود اما پس از مدتی به موسیقی روی می آورد و از اوایل دهه 1340 با اجرای کنسرت هایی در دبیرستان رسما به عنوان یک خواننده، شناخته می شود. طاهری سال 1345 پس از پایان تحصیلات به عضویت انجمن هنرهای ملی و محلی در می آید در آنجا با هنرمندان بزرگ موسیقی آذری از جمله علی سلیمی آشنا می شود در همین سال ها زنده یاد ایرج گلسرخی از او به خانه جوانان دعوت می کند و مدتی در آن انجمن به فعالیت هنری می پردازد. 

وی ادامه داد: او از سال 1376 بار دیگر به دعوت آقای رضا رهبر، مسئول واحد موسیقی صدا و سیمای همدان به رادیو تلویزیون همدان می رود و با این واحد همکاری می کند دراین دوره علاوه بر خوانندگی و ترانه سرایی، آهنگسازی را نیز در کارنامه استاد علی اصغر طاهری می بینیم.

حسین زندی به ویژگی های شخصیتی و هنری طاهری اشاره کرد و گفت: شخصیت استاد علی اصغر طاهری بسیار صمیمی است و کمتر کسی را می توان سراغ داشت که با او در ارتباط باشد و شیفته رفتار و منش او نشود.

زندی افزود: در گذشته گوسان ها یا خنیاگران بودند که نقش اصلی را در انتقال داستان ها و سنت های ملی داشته اند. در زبان پهلوی گوسان یا کوسان به کسانی گفته می شود که ترانه ملی و مردمی می‌خواند و حماسه سرایی می کند در واقع گوسانان را نخستین راویان فرهنگ شفاهی ایران می دانند. امروزه عاشیق به خنیاگری گفته می شود که‏ اشعاری حاوی داستان‏های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می خواند دراستان همدان عاشیق های معروفی از جمله زنده یاد عاشیق حسین سلطان محمدی، عاشیق ماشالله رسام، عاشیق فرج خوش قیافه، استاد حیدرمحمودی و استاد حق رضا فطری به اشاعه این هنر ناب مشغول بوده اند. استاد علی اصغر طاهری پیوند دهنده بین موسیقی عاشیقی و موسیقی امروز در استان همدان است.

علی اصغر طاهری در این مراسم با تشکر از برگزارکنندگان برنامه گفت: حوزه هنری همدان فعالیت های خوبی در زمینه موسیقی داشته و با برگزاری برنامه موسیقی سهم به سزایی در اشاعه فرهنگ و هنر این سامان دارد. در سال های گذشته چند برنامه کنسرت با عنوان شب آواز هگمتانه برگزار کرده و از هنرمندان پیشکسوت نیز تحت عنوان بزرگداشت تقدیر به عمل آورده است.

طاهری در مراسم بزرگداشت خود با اشاره به هنرمندانی که در سال گذشته از دنیا رفته اند ادامه داد: از جمله برای هنرمندان فقید همدانی زنده یاد ناصر مهرورز و مرحوم رضا جعفرپور که از پیشکسوتان موسیقی استان بودند مراسم تقدیر برگزار شد اما متاسفانه این دو هنرمند بزرگوار از میان ما رفتند و ما نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.

این هنرمند موسیقی در همدان افزود: در حق این هنرمندان کوتاهی شد و قصوری از طرف نهادهای ذیربط به عمل آمد که در نتیجه از این دوستان آثار برجسته ای در آرشیوهای نهادهای فرهنگی همدان باقی نمانده است، هیچ آلبوم تصویری و صوتی که درخور شخصیت آنان باشد تهیه نشده است تهیه چنین آثاری مستلزم حمایت های لازم از سوی نهادهای فرهنگی استان است و جای تاسف دارد که چنین اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.


تعداد کل صفحات: 28 1 2 3 4 5 6 7 ...