آیا لالجین شرایط این­که پایتخت یا قطب سفال ایران باشد را دارد؟

گفتگوی روزگار(حسین زندی) باناصرمقدم پورعضو هیأت علمی دانشگاه و کارشناس سفال

 آقای  مقدم  پایتخت سفال ایران جه ویژگی­هایی باید داشته باشد و یا اصولاً مفهوم پایتخت هنری چیست و چه   معیار­هایی دارد؟  

ابتدا باید گفت که هنر گرفتار مرز و محدوده جغرافیایی خاصی نیست و در هر نقطه­­ای از زمین و توسط هر فردی امکان آفرینش هنری وجود دارد با این حال دسته­ای از هنرها به ویژه آن گروه که به صورت انبوه تولید می­شوند و محل درآمد توده­های مردم هستند کم کم در مناطق جغرافیایی مناسب و مشخصی متمرکز می­شوند، رشد می­کنند و فضای بهتری برای کار پدید می آورند. چنین محل­هایی گاه به صورت مرکز در یک منطقه یا یک کشور و یا در جهان در می آیند. این مرکزیت گاه از چند دهه تا قرن­ها دوام می یابد که نمونه­های آن در انواع هنرها مثل موسیقی، شیشه گری، سینما، مد، طراحی خودرو و زمینه­های دیگر شناخته شده و معروف هستند البته در اینجا بحث دیگری نیز پیش می آید درباره واژه پایتخت و این که آیا به کارگیری این واژه که بیشتر در حوزه سیاسی و حکومتی و در قلمروی متشکل از نهادهای مختلف کاربرد دارد در حوزه هنر و صنایع دستی مناسب است یا نه؟ طبق روال بسیاری از واژ ه­ها و صفت­ها در زبان ما و غلط های مصطلح فراوان دیگر، چندان به این موضوع نمی پردازیم البته اگر بتوان از واژه مرکز یا قطب استفاده کرد صورت بهتری دارد. در هر صورت برای پرهیز از بحث و جدل­های بیهوده و کلی گویی­های متداول و نیز کاستن از تعصبات  موجود در این­که کجا مرکز فلان هنر است  یا نیست،   بهتر است ابتدا ویژگی­ها یا شرایط یک مرکز یا جامعه یا پایتخت هنری را بررسی کنیم برای این کار می توان به این موارد اشاره کرد: سابقه – کمیت کار- موسسات جانبی - کیفیت کار- اشتهار یا شناخته شدگی – تاثیر و نقش – سبک یا هویت – اقتصاد و تجارت- ماندگاری و دوام – هنرمندان و شاغلین. البته می توان موارد دیگری را به این عناوین افزود که من به همین­ها بسنده می کنم.. 

این  ویژگی­ها را درصورت امکان برای مخاطب­های ما توضیح دهید.

  سابقه درهنر سنتی در طول زمانی دراز شکل می گیرد، هنر سنتی حاصل یک ایده فردی یا شخصی نیست بلکه نتیجه فعالیتی است از دل اجتماع و شرایط آن. هر چه سابقه یک هنر بیشتر باشد ساختار اجتماعی آن نیز محکم تر و ریشه­های آن عمیق­تر است و نتیجه یا حاصل کار هم دلنشین­تر خواهد بود. در بسیاری از نقاط سابقه­ای بیش از چند قرن برای یک هنر یا صنایع دستی وجود دارد و به نوعی در بسیاری از مناسبات و فعالیت­های آن منطقه ریشه دوانده است.

 اما درباره ی کمیت کار تولید صنایع دستی امکانات زیادی نیاز ندارد و می توان با سرمایه گذاری نسبتاً کم و محدود به کار پرداخت بنا­­براین بسیاری از رشته­های هنری در قالب کارگاهی کوچک در نقاط مختلف به وجود آمده­اند اما برای اینکه نقط­ه­ ای را به عنوان مرکز یا قطب یک فعالیت هنری شناخت باید تعداد کارگاه­ها و به دنبال آن حجم آثار تولیدی مورد توجه قرار گیرد و گر نه در مقیاس کوچک و تعداد کم هر نقطه یا محلی می تواند قطب یک هنر باشد.

 اما  برای این که یک فعالیت تولیدی در حوزه وسیع شکل بگیرد باید نهادها و سازمان­ها و موسسات وابسته دیگری نیز در کنار کارگاه­های تولیدی وجود داشته باشد مانند شبکه­های توزیع و حمل و نقل، تهیه مواد اولیه، ساخت، تعمیر و نگهداری ماشین آلات یا وسایل کار، فروش، صادرات ، موسسات آموزشی و تحقیقاتی و ... که در کنار فعالیت اصلی و با هدف ارائه خدمات و تکمیل روند تولید قرار می گیرند.

یکی از مهم ترین معیارها در ارزیابی آثار هنری، کیفیت آن است اینکه تا چه اندازه زیباست، خلاقانه است جذابیت دارد و ... . در هر رشته هنری آثاری از پایین ترین حد کیفیت تا بالاترین آن وجود دارد. در یک مرکز یا قطب هنری انواع محصولات با کیفیت­های مختلف تولید می­شوند اما معدل یا برآیند نهایی از کیفیت آثار می­تواند جایگاه آن مرکز را مشخص کند.

اشتهار یا شناخته شدگی خیلی مهم است وقتی مجموعه­ای از محصولات به لحاظ تولید بالا در گستره وسیعی به فروش می­رسند و کیفیت و سابقه قابل توجهی داشته باشند به شهرت می­رسند. بسیاری از آثار صنایع دستی با نام محل ساخت آن­ها شناخته می­شوند و اگر سابقه و کیفیت آثار بالاتر از نمونه­های مشابه مراکز دیگر باشند این شهرت، منحصر به فرد می­شود. در این حوزه معمولا نامی از هنرمند به میان نمی آید و بیشتر به مرکز ساخت اشاره می­شود.

 تاثیر و نقش را هم می توان این طور تعریف کرد که اگر چه در روزگار کنونی از میزان کاربرد صنایع دستی در زندگی روزمره کاسته شده است اما نقش و تاثیر هر گروه از اثار در زندگی و به ویژه در عرصه هنر و زیبایی شناسی باید مورد بررسی قرار گیرد. گسترش ارتباط تجاری، صادرات، تبلیغات، توریسم و .. عواملی هستند که به تاثیر­گذاری یا تاثیر­پذیری در طرح، نقش، رنگ ، مواد و کاربردهای آثار هنری می­انجامند. مطمئناً تاثیر گذاردن بر هنر و فرهنگ­های دیگر نشان از توانمندی و قابلیت مجموعه آثار تولید شده در یک منطقه یا مرکز دارد.

مواردی مثل هویت،درآمد اقتصادی، ماندگاری و سازندگان که اشاره کردید چه؟ بقیه ی موارد چطور؟

هر اثر هنری، هویتی دارد و مجموعه ای از آثار در کنار هم ما را به درک بهتری از ماهیت و هویت آن­ها می­رساند. اثر هنری نشان دهنده شخصیت، اعتقادات، آداب و رسوم و آیین­ها ، مناسبات اجتماعی و فرهنگی هنرمند و جامعه ای است که در آن زندگی می­کند. بنابراین هرچه هنرمند شخصیتی قوی داشته باشد و شرایط اجتماعی و فرهنگی مناسبی را درک کرده باشد می تواند آثار هنری با هویت و شناسنامه دار خلق کند.هویت مستقل و متمایز نشانگر اصولی بودن روند خلق اثر و شخصیت اجتماعی هنرمند و نیز سطح اجتماعی محیطی است که اثر هنری در آن­جا تولید می شود.توجه به این نکات نیز ضروری و مهم است.

اقتصاد و تجارت نیز برای ادامه ی زندگی هنرهای سنتی واجب است.در بیشتر شاخه­های صنایع دستی، محصولات قیمت بالایی ندارند. هنرمند با تلاش فراوان ناچار به تولید تعداد زیادی اثر است، بنابراین مسئله اقتصاد یا فروش و بازار و سود و زیان از مسائل و مهم و   تاثیر­گذار در جریان کار او و هنرمندان دیگر است. بررسی ارزش اقتصادی فعالیت هنری در یک منطقه از   شاخص­های دیگر در موضوع مورد بحث ماست.

به ویژگی سابقه اشاره شد یک ویژگی تقریباً مشابه دیگر در بحث ما دوام و ماندگاری یک شاخه­ی هنری در یک منطقه است. ثبات و دوام یک هنر در یک منطقه نشان می دهد که آن هنر ساختاری محکم و زیربنایی اصولی دارد. باید توجه داشت که می­شود با سرمایه گذاری و جذب سریع گروهی از تولید کنندگان مقدمات تولید صنایع دستی در فضایی جدید را فراهم آورد اما با در نظر گرفتن اصالت و ماهیت ذاتی هنر و صنایع دستی چنین کاری در کوتاه مدت مفید نبوده و به پایداری و ثبات لازم در عرصه صنایع دستی نمی­رسد.

هنر مندان و شاغلین  و نهایتا یکی از مهمترین عوامل یا ویژگی­ها در شناسایی مرکز کار هنری، تعداد هنرمندان یا شاغلین در آن کار است. گذشته از بحث درجه بندی هنرمند و جایگاه شخصیتی او، این ویژگی می­تواند معیار قابل اتکایی در موضوع بررسی ما باشد.

با این تفاسیرآیا لالجین شرایط اینکه پایتخت یا قطب سفال ایران باشد را دارد؟

باید پذیرفت که هیچ مرکز یا مکتب یا منطقه­ای تمامی شرایط را همزمان برای یک فعالیت ندارد و این طبیعی است که هر منطقه­ای توانمندی­ها و ضعف­های مخصوص به خود را داشته باشد. باید لالجین و سفال آن را با مناطق و شهرهای دیگر مقایسه کرد. با توجه به معیارهایی که گفتیم و نیز شرایط مناطق یا شهرهای دیگر من معتقدم در بسیاری از زمینه ها لالجین توانمندی های بسیار بالاتری نسبت به مناطق دیگر دارد ممکن است سفالگری در شهر یا روستایی دیگر از یک یا چند معیار شرایط خوبی داشته باشد و حتی بهتر از لالجین باشد اما وقتی تمامی معیارها را در نظر می گیریم متوجه می شویم که لالجین از مجموع جنبه­ها در حالتی خاص قرار دارد و در حال حاضر تنها جایی که می توان با عنوان مرکز یا قطب یا پایخت خوانده شود لالجین است. آمارها و شواهد و نمونه­های بسیاری در دست است که اشاره به آن­ها فرصت دیگری می خواهد به عنوان مثال وجود نزدیک به 2000 سفالگر ماهر که مهارت کار با چرخ بسیاری از آن­ها در سطح جهانی نیز بی رقیب است موضوع کمی نیست. با این حال مشکلات و نابسامانی­های بسیاری نیز در لالجین و سفال آن دیده می­شود که بسیاری از مواقع ما را نگران می کند که بازتاب آن در همین سوال یا شک شما نسبت به پایتخت سفال ایران آشکار است

لالجین و سفال آن گرفتار چه تهدیداتی هستند ؟  

تهدیدات و مشکلاتی مانند بحران سوخت، ضایعات فراوان، محدودیت مواد اولیه، از بین رفتن کارگاه های سنتی، نابسامانی در بازار، مشکلات صادرات، بسته بندی، مسائل زیست محیطی، مشکلات کار و قوانین مربوط]، شهرک سفال، اجناس تقلبی، لعاب و مشکلات فنی و ... از سوی مردم و مسئولین مطرح می­شود. هر کدام از این موارد به تنهایی می­تواند تمام توانمندی­های مجموعه ای چون لالجین رااز بین ببرد بحث در هر زمینه نیاز به طرح مطالب مختلف از دیدگاه کارشناسی دارد از این رو مایلم تنها به جنبه ای بپردازم که در حیطه کاری بنده است .به نظر من لالجین فراتر از یک منطقه یا شهر سفال شده است. این شهر مرکز توزیع انواع محصولات سرامیکی و صنایع دستی ساخت مناطق دیگر و حتی وارداتی است. بنابر این در نگاه اول هویتی در محصولات نمی بینیم. از دست رفتن هویت و سبک در سفال لالجین تهدید بسیار جدی است. سفال لالجین از نظر طرح و فرم و نقش و رنگ و کاربرد و لعاب ویژگی­های ارزشمندی دارد. هنوز هم تعداد قابل توجهی از کارگاه ها و هنرمندان به سبک اصیل و سنتی وفادارند اما متاسفانه این گروه و آثار آن­ها در میان انبوهی از محصولات بیگانه،  تقلبی، بدون هویت و پرزرق و برق گم        می­شوند. نمی­توان انتظار داشت. از سوی دیگر نمی­توان جلوی واردات را گرفت یا انتظار داشت  تمامی 700 کارگاه لالجین آثار سنتی و بومی تولید کنند اما می توان با تاکید بر ارزش صنایع دستی بومی و ویژگی­های مثبت آن هنر سفال لالجین را حفظ کرد. ضرورت دارد ارزش هنری و زیبایی شناختی هنر لالجین را برای بازدیدکنندگان، توریست­ها و صاحبنظران و مسئولین آشکار کرد تا هم ارزش آثار هنری واقعی شناخته شود و هم خریداران دانا و هنردوست بتوانند به آثار بومی لالجین دسترسی داشته باشند در این صورت راهکارهای صحیح برای رفع خطر یا بحران طرح خواهد شد و دور باطل بحث­های فعلی به پایان می­رسد. در لالجین هنوز هم آثار اصیل و بومی با  ارزش­های بالای هنری تولید می شود اما همانند بسیاری از مراکز هنرهای دیگر این آثار دیده نمی­شوند و به حساب نمی­آیند.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic