جمعه 9 دی 1390

عوامل انسانی اصلی¬ترین عامل تخریب جنگل ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب درشرق ،زیست بوم ،

حسین زندی- فعال حوزه­ی محیط زیست و میراث فرهنگی

عوامل انسانی اصلی­ترین عامل تخریب جنگل­ها

 

"اگر باران به کوهستان نبارد      به سالی دجله گردد خشک رودی"    (سعدی)

دیر سالی است خشکی زمین را به عوامل انسانی نسبت می­دهیم، خود را تبرئه می­کنیم، از زیر بار مسئولیت شانه خالی می­کنیم و خشکسالی و گرم شدن هوا را عامل آتش سوزی جنگل­ها و نابودی منابع طبیعی می­پنداریم.کمتر از خود می­پرسیم علت گرمایش زمین چیست؟ وچه دلیلی باعث خشکسالی شده است؟ ساختن نیروگاه­های آبی در مناطق خشک و نیمه خشک، سدسازی­های بی رویه، حفرچاه­های عمیق، پساب­ها وپسماندهای صنعتی که در تالاب­ها و دریاچه­ها می­ریزد، برداشت بیش از حد از آب رودخانه­ها،قطع درختان و ده­ها عامل انسانی دیگر را نادیده می­گیریم ودر نهایت نیز متوسل به قضا و قدر می­شویم تا حال و روز زمین روز به روز بدتر شود.

-    آتش سوزی جنگل­ها در کنار قطع درختان برای ساخت و سازِ ویلا، گسترش شهرسازی و جاده سازی و مراکز صنعتی مواردی هستند که در چند سال گذشته سیر صعودی داشته و هر روز خبر این حادثه­ی ناگواردر طبیعت ایران، به ویژه غرب کشور تکرار می­شود و کم کم مانند خبری عادی از کنارش می­گذریم.برخی از دوستان این اتفاق را به حاکمیت نسبت می­دهند و معتقدند برای به دام انداختن فلان گروه معاند در جنگل­ها آتش می­افروزند! این تفکر سبب می­شود مسئله به گونه­ی امری سیاسی جلوه کند، که نه تنها به حل مشکل کمک نمی­کند که مشکل را دو چندان خواهد کرد.براساس مشاهدات چند ماهه در جنگل­های استان کرمانشاه به جرأت می­توانم بگویم: علت اصلی آتش سوزی­ها و قطع درختان عامل انسانی و به ویژه مردم بومی این مناطق هستند. مردمی که از نتیجه­ی بلایی که بر سر زمین می­آورند آگاه نیستند و منافع زودگذر شخصی را بر منافع ملی ترجیح می­دهند.

-    با رشد بیش از حد جمعیت کشور در سه دهه­ی اخیر و تحولات اجتماعی و تغییر مناسبات اجتماعی مردم دچار زیاده خواهی شده­اند و در نتیجه  نیازهای جدید پدیدار شده که منجر به مصرف گرایی و بی­اخلاقی در جامعه شده است.

-    گسترش مناطق مسکونی و تقسیم اراضی شهری بین جمعیت و فرزندان بیشتر از عواملی است که هرچه تعداد فرزندان یک زمینداریا کشاورز بیشتر شود در تقسیم زمین­هایش مقدارکمتری به هر یک از فرزندان او می­رسد، در نتیجه فردسعی در گسترش اراضی می­کند و چه بهتر؟؟؟ که اراضی ملی را تصرف کند. از آنجا که در حاشیه­ی رشته­ کوه زاگرس زمین هموار کمتری وجود دارد، کشاورزان به کوه­های اطراف روی آورده­اند. برای تصرف کوه­ها  ابتدا باید پوشش گیاهی و جنگل­های زیبا را از بین برد. راحت­ترین کار آتش زدن جنگل­هاست. در اطراف شهر جوانرود و بلندی­های ثلاث باباجانی، پاوه  و قلخانی آثار زخم تراکتورها و ماشین­های کشاورزی تا نوک قله مشاهده می­شود. جنگل­ها که باعث ذخیره­ی آبهای زیرزمینی و عامل باز دارنده­ی خشکسالی بودند و از آنها به عنوان شش­های تنفسی زاگرس یاد می­شد، تبدیل به کشتزارهای گندم دیم شده است. البته به آن هم بسنده نمی­شود و در پایان فصل برداشت بقایای پوشال­ها و کلش­ها را آتش می­زنند تا برای کشت سال آینده آماده شود.غافل از اینکه این کار سبب سوختن خاک می­شود و ماندن پوشال­ها در دل خاک باعث تنفس زمین و محصول بهتر می­شود. شیب زیاد و فرسایش خاک این زمین­ها مقاومت کافی برای کشاورزی را ندارند و تنها درخت می­تواند در این شیب تند رشد کند.

-    مورد بعدی قطع درختان برای تامین سوخت است که درسایه­ی هدفمندی یارانه­ها و حذف سوبسید سوخت، روستائیان درختان را به عنوان ذخیره­ای برای سوخت مورد نیاز زمستان، از بین می­برند.

-    حفر کانال برای ایجادمسیر لوله­های فشار قوی گاز و آب به وسیله­ی نیروها وپیمانکاران غیر متخصص و عدم مدیریت و نظارت صحیح دولتی از موارد دیگریست که در تخریب کوهستان و قطع درختان نقش دارد.

-    ایجاد انواع معدن سنگ وشن و ماسه زیبایی کوهستان را دچار نقص کرده و هر روز بر تعداد مجوزهای این معادن افزوده می­شود تا بر حجم زباله­های ساختمانی افزوده شود.

-    چرای بی رویه به دلیل مدرن نشدن دامداری کشور، و اینکه گفته می­شود چوپان­ها و عشایر یکی از عوامل آتش سوزی جنگل­های زاگرس است، اختلافات طایفه­ای و قومی در حاسیه­ی زاگرس، بیمارانی که از دیدن آتش سوزی لذت می­برند! شکارچیان، گردشگرانی که بدون برخورداری از آداب سفر و بدون اینکه آموزشی برای گردشگری دیده باشند تشویق به مسافرت کردن می­شوند و جز زباله و آتش سوزی پارکها و جنگل­ها ره آوردی برای زمین ندارند. تغییر کاربری جنگل­ها به مناطق صنعتی و مسکونی و ده­ها مورد دیگر جملگی نشان از نابودی طبیعت به دست انسان دارد و همه­ی این موارد در گرمایش زمین و تغییرات اکولوژیکی تاثیر گذاشته­اند.

اما چه اتفاقی رخ داده؟ مردمی که نزدشان درخت و آب ، هر دو از عناصر مقدس و قابل احترام بوده و هنوز چشمه ها و درختان مقدسی در این سامان وجود دارد که مردم نذوراتشان را به پای آن می­ریزند،  حالا چنین تیشه به ریشه­­ی خویش و طبیعت خویش می­زنند! و نسبت به محیط زیست بی تفاوت شده­اند. مردمی که زمین را چنان گرامی می­داشتند که یک روز از سال را به نام " روز زن و زمین وزایش" جشن می­گرفتند، امروز زخم بر پیکر مادر خود می­زنند. به نظر می­رسد وجدان عمومی جامعه دچار آسیب شده و جامعه دچار سقوط اخلاقی شده است. منافع مالی و فردی بر منافع ملی چیره گشته و خودخواهی و کامجویی از لذت­ها و سودهای آنی و زودگذر جای کرامت انسانی را گرفته است.

-    هزار مورد آتش سوزی در سال 1389 و سوختن سی و چهارهکتار جنگل تنها در مناطق کردستان و یا هفتاد و چهار مورد آتش سوزی در پنج ماهه­ی نخست سال 1390 در لرستان در نتیجه­  از بین رفتن چهل هکتار جنگل در هر روز آمار بسیار وحشتناکی است و نمی­توان به راحتی از کنار آن گذشت، هرچند این تنها آمار رسمی است وآتش سوزی­های کوچک بسیاری رخ می­دهد که گزارش نمی­شود.

از آنجا که بزرگترین بحران امروز و آینده­ی ما بحران آب و محیط زیست است،سکوت جایز نیست .این مشکل یک مسئله-ی فرهنگی است تا سیاسی و برای حل این معضل سه گروه باید بسیج شوند:

1- نهادهای دولتی،که با کم کاری و رعایت نکردن قوانین موجود زیست محیطی تاکنون نقش مثبتی ایفا نکرده اند، می­توانند با برنامه ریزی و مدیریت صحیح منابع آبی،استفاده از رسانه­های جمعی، تامین تجهیزات و فناوری پیشرفته و امکانات مهار آتش در خور مناطق کوهستانی هر چه سریع تر اقدام کنند.

2- انجمن­ها و نهادهای غیر دولتی که پل ارتباطی و عامل آشتی مردم و دولت هستند می­توانند نقش آموزش نیروهای محلی را به عهده بگیرند. سال­هاست که از هر فرصتی برای بیان این پیشنهاد بهره گرفته­ام که فرهنگ سازی و آموزش برای حفظ زیست بوم و میراث فرهنگی باید از کودکی آغاز شود و به عنوان وظیفه­ی اصلی آموزشی مورد توجه قرار گیرد و در تمام مقاطع تحصیلی باید واحد درسی مربوط به حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی اختصاص یابد.امروز نیز از آنجا که آموزش و پرورش، نقش و رسالت آموزشی را از دست داده و مسئولیت نهادهای دیگر را به دوش می­کشد و حفظ محیط زیست هیچ جایی در پس ذهن مدیران ارشد و برنامه ریزان درسی ندارد. این وظیفه بر عهده­ی انجمن ها و نهادهای غیردولتی است که با آموزش و اطلاع رسانی به کمک رسانه­های مستقل  و بر شمردن عواقب چنین تخریب­هایی ، مردم را آگاه سازند. در این  مورد می­توان با گره زدن منافع درازمدت مردم با حفظ محیط زیست تخریب­ها را متوقف کرد.

3- در نهایت مردم، که بازیگران اصلی این حوزه اند باید حس مسئولیت پذیری را در آنها برانگیخت و در تصمیم گیری­های محلی از مشارکت آنان بهره جست. تجربه نشان داده است، هر گاه از جوامع محلی برای حل مشکلات خودشان استفاده شده موفقیت خوبی حاصل شده است.

وباید توجه داشت اعلام کاهش آمار آتش سوزی در سال جاری از جانب مقامات مربوطه مشکلی را حل نخواهد کرد. از بین رفتن حتی یک متر جنگل فاجعه­ای بزرگ است و باید از آن جلوگیری کرد.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic