جمعه 25 بهمن 1392

روزی برای بخشش بخش یکم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

روزی برای بخشش

گفتگو با آمنه بهرامی بخش یکم

حسبن زندی

 حدود یک سال پیش از این توسط رضا مقدم با آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی آشنا شدم ،این آشنایی همزمان با سفر آمنه به زادگاهش همدان اتفاق افتاد.نتیجه این دیدار گفتگوی مفصلی است که در پی می آید .این گفتگو پس از دیدار آمنه بهرامی ،با طاهره بهرامی یکی دیگر از قربانیان اسید پاشی در همدان انجام شد. آنروزها کتاب آمنه منتشر نشده بود.آمنه پیشنهاد کرد در تقویم رسمی روزی به عنوان بخشش نامگذاری شودتا از آمار خشونت در جامعه کاسته شود:

 

·        خانم بهرامی من از آخرشروع می­کنم یعنی اتقاقات اخیر، شما وقتی متهم را بخشیدید یعنی اجازه ندادید فاجعه­ای که برای شما رخ داده بود، تکرار شود. افکار عمومی خیلی به شما نزدیک شد، نظر مردم درباره شما تغییر کرد و با شما همسو شد. نظر خودتان در این باره چیست؟ چه احساسی دارید؟


 
من امروز «گنج نامه» بودم. خیلی برام جالب بود، مردم آنقدر دور من جمع شده بودند که بچه­ها می­گفتند خیلی طرفدار داری، اصلا غافلگیر شده بودم. همه خیلی خوشحال بودند و به من تبریک می­گفتند. همه می­گفتند :حقش بود، ولی کار خیلی بزرگی انجام دادی . خشونتی که در جامعه ما هست و مدام تکرار می­شود، مانند اسیدپاشی به طاهره که در همدان اتفاق افتاد، یا گونه­های دیگرش مانند بریدن دست و پای افراد، یا خودسوزی­هایی که در ایلام اتفاق افتاد می­افتد، بالاترین آمار را در این زمینه داریم. مسئله اسیدپاشی نیز اخیرا در ایران رواج یافته است.

·        حالا برای اینکه این مسایل کمتر شود و اتفاق نیفتد و چنین فاجعه­ای برای دیگران تکرار نشود، شما چه پیشنهادی دارید؟

خوب ببینید من برای همین حکم قصاص گرفتم و آن را تا مرحله اجرا رساندم. ولی خودم که نمی­توانستم این کار را انجام دهم. یا مثلا خانم طاهره بهرامی در عرض یک سال توانست حکم قصاص را بگیرد و به نظر من می­تواند اجرا کند. من این کار را کردم که از این اسیدپاشی جلوگیری کنم. یعنی حالا دیگر اگر کسی بخواهد روی صورت دیگری اسید بپاشد می­داند که حکمش قصاص است. شاید این خودش بازدارنده باشد. حالا درست است که آمنه اجرایش نکرد. این یک چیز شخصی بود. ولی گرفتن حکم و رساندنش تا مرحله اجر وبخشیدن کاری بود که می­توانستم برای مردمم انجام دهم، برای اینکه از اسیدپاشی جلوگیری کنم.

 

·        پیشنهاد شما برای دیگر قربانیانی که چنین اتفاقی برایشان می­افتد چیست؟ 

من پس از بخشش، رفته بودم دیدن طاهره بهرامی. گفت: آمده­ای از من بخواهی که ببخشم؟ گفتم: نه اصلا، من آمده­ام بگویم من پشتت هستم  و تو کسی هستی که پس از من این حکم را می­گیری و من این حکم را حکم خودم می­دانم، برای اینکه تو بتوانی این کار را انجام دهی من پشتت هستم. اگر حکم را بگیری و بگذری که بزرگواری کرده­ای و اگرنه .... در هر دو صورت حق باتوست.

 

·        حالا پیشنهاد شما چیست؟می­خواهید  راه و روش شما را برود یا اینکه...؟

نه نه! من هیچ پیشنهادی ندارم. یک مسئله شخصی است و بستگی به آن شخص و زندگیش  دارد. هر کس با توجه به شرایط ­زندگیش تصمیم می­گیرد.من احساس می­کنم اجرای حکم شخصی است و کسی نمی­تواند بگوید اجرا کن یا نکن. ولی حالا کسی که اسید به دست می­گیرد، می­داند حکمش اعدام یا رهایی نیست و روزی این اسید روی صورت خودش پاشیده  می­شود. این می­تواند تا حدی بازدارنده باشد.

 

·        شما عامل این خشونت را چه می­دانید؟ آیا مثلا عرف جامعه است؟

بی فرهنگی!

·        این بی فرهنگی از طرف کیست؟ مردم یا حاکمیت؟ یا روشنفکرانی که از خود مردمند؟ شما کدام را مقصر می­دانید؟

من احساس می­کنم جامعه ما ریشه­ای آسیب دیده و باید تغییر اساسی داشته باشد. ریشه ما دارد  می پوسد و ما برایش هیچ کاری نمی­کنیم. روز به روز هم بدتر می­شود. ما الان در جامعه خود مروج فرهنگ عربی هستیم که می­گویند پایین­ترین فرهنگ دنیاست، در حالیکه ما ایرانیان فرهنگ غنی چند هزار ساله داریم. همانگونه که می­دانید مسائلی از این دست بسیار است و ما از ریشه رو به ویرانی نهاده­ایم. اسلام با عرب متفاوت است. من نمی­خواهم به اعراب توهین کنم ولی ما فرهنگ عربی را که ارتباطی به ما ندارد،ترویج می­کنیم.

·        مصداق آنچه که می­گویید چیست؟

مصداق­های زیادی دارد مثل همین سفره­ها و مجالس زنانه­ای که در خانه­ها می­گذارند. در آنجا کورکورانه حرف­هایی می­زنند که واقعیت ندارد و متاسفانه عامه مردم آنرا می­پذیرند. در حالیکه وقتی به قرآن مراجعه می­کنی متوجه می­شوی اصلا چنین مسایلی در قرآن نیامده است. مثلا می­گویند: تلویزیون و آهنگ­هایی که پخش می­کند حرام است! عمه خودم هم به این دلیل در خانواده تلویزیون را حرام می­داند. اما در همان مجالس، مثل سفره ابوالفضل، خانمی به سبک آهنگ­های عربی نوحه می­خواند ولی از آنجا که عربیست چندان معلوم نیست که چه می­گوید! آنها فکر می­کنند ثواب است. من یک بار رفتم و به خودم گفتم: واقعا برای ایرانیانی که این فرهنگ را ترویج می­کنند متاسفم. من اصلا فرهنگی که وارد جامعه می­کنیم را قشنگ نمی­بینم. باید از دوره مدرسه، از دبستان ریشه­سازی شود. اجتماع ما آسیب جدی دیده است. ما آنقدر خودخواه شده­ایم، مثلا منِ آمنه می­گویم اول شما عوض شوید من هم عوض می­شوم.

·        یعنی باید از خودمان شروع کنیم؟

 بله. نباید منتظر باشیم همسایه رو به رویی شروع کند! مثلا دوست داریم صبح که بیدار می­شویم به همسایه رو­به­رویی سلام کنیم. ولی منتظر می­شویم اول او به ما سلام کند. 

ادامه دارد.........



برچسب ها: آمنه بهرامی ، اسید پاشی ، همدان ، قربانی خشونت ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic