یکشنبه 30 شهریور 1393

اینجا سنگ ها را به جرم زیبایی و سکوت می کُشند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،زیست بوم ،گردشگری ،

روستای کهنوش در محاصره معادن

نابودی کهنوش در سایه معدن کاوی

اینجا سنگ ها را به جرم زیبایی و سکوت می کُشند

حسین زندی

پوریا گل محمدی کارشناس ارشد مردم شناسی ، شاعر و پژوهشگر مردم شناس است. تاکنون دو مجموعه شعر با عناوین "اینجا هیچ خیابانی بیطرف نیست"(نامزد دریافت جایزه کتاب سال شعر ایران - خبرنگاران) و "شب باش اما کسی را سیاه نکن" از وی به منتشرشده است. همچنین کتابی با عنوان"شعر و شاعری در ایران باستان ومیانه" شامل گفت وگویی بلند با دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور اسطوره شناس و متخصص ادبیات مانوی را منتشر کرده است. در زمینه مردم شناسی نیز کتابی با عنوان "مردم نگاری روستای کهنوش" نوشته است که هم اکنون در دست ویرایش و دو کتاب دیگر با عناوین "فرهنگ لغت لری کهنوشی"،"دستور زبان لری کهنوشی"  درحال نگارش است. او هنگام تحقیقاتش در مورد روستای کهنوش به معدن های سنگی برخورد کرد که در حال از بین بردن طبیعت بکر این روستا است. به اعتقاد او کهنوش از روستاهای استثنایی درایران است که چندین ویژگی جذاب برای گردشگران را یکجا در خود جمع کرده است. کوه، سنگهای تراش خورده و طبیعی، چشمه، گیاهان کوهی، باغات درخت با میوه های متنوع، قنات صخره ای، رودخانه، خانه های قدیمی و کاه گلی، کوچه ها و راههای و خانه خانه های سنتی، گردو و آلوی و عسل شناخته شده در سطح کشور و مردمی مهمان نواز و فرهنگ دوست.

روستای کهنوش در جنگ تحمیلی24 شهید تقدیم  کرده است که مقبره آنها در کوه های همین روستا قرار دارد.  برای همین دست به کار شد تا با کمک اهالی و کهنوشی های ساکن دیگر نقاط و علاقه مندان به محیط زیست این روستا را که ظرفیت مناسبی برای تبدیل شدن به روستایی گردشگری دارد مهیا کند.  در ادامه گفت و گویی با او درمورد این روستا و دلایل مهم بودنش انجام داده ایم که می خوانید.

 

نام روستای مورد نظر کهنوش است ، کهنوش یعنی چیه؟

اهالی روستا سخنان متفاوتی درباره وجه تسمیه نام این روستا ارایه کرده اند که برخی از آنها جالب است.

برخی معتقدند کهنوش سرزمین دوران کودکی کورش کبیر است و نام کهنوش نام تغییر یافته کورُش است. برخی از روستاییان می گویند کورش کبیر دوران کودکی خود را تا سن 12 سالگی در کوهستانهای این روستا به همراه یک چوپان گذرانده است.اهالی می گویند زمانی که کورش بچه بوده است برای آنکه مورد خشم پادشاه قرار می گیرد می آورند اینجا بکشندش که این کار اتفاق نمی افتد. کورش در این کوه ها زندگی می کند تا زمانی که بزرگ می شود و به پادشاهی می رسد. چندین وجه تسمیه دیگر هم دارد مثلا اینکه کهنوش ملک نوش آفرین دختر یزدگر یا امیر ارسلان است ، کهنوش ده عسل،  کهنوش کهن دژ، کهنوش  منطقه ای براق و غیره .

اما مهم ترین دلیل این نام به نظر کوههای پر چشمه است. کهنوش به معنای کوهی که پر از چشمه برای نوشیدن است. کوه های روستا چشمه های زیادی در نقاط مختلف دارد که آبهای آشامیدنی آن خاصیت دارویی هم دارند. حتا در کوههای آن چشمه ای دارد که آن را به نام حضرت علی(ع) چشمعلی نامگذاری شده و برای اهالی مقدس است . 

 

این روستای کهنوش در کجای کوهستان الوند قرار گرفته ؟ چقدر جمعیت دارد و از نظر موقعیت جغرافیای و محدود آن برایمان بگویید؟

کهنوش که در گویش محلی کونوش kunuš گفته می شود، روستایی کوهستانی با جمعیتی 1500 نفری است که در جنوب غربی استان همدان و شمال غربی شهرستان تویسرکان در ارتفاع 2020متری از سطح دریا، در دامنه های رشته كوه"الوند" است. کهنوش شمالی ترین آبادی دهستان خرم رود است که در یک بن بست کوهستانی قرار گرفته و نزدیک ترین همسایه یی که از راه ماشین رو و آسفالته می تواند با آن رفت و آمد داشته باشد در جنوب روستا واقع شده که کُنِر- koner (کُندُر) نام دارد.  کهنوش از شمال به وسیله کوه اُجار- öjâr(آب جاری) با روستای وِینُ- veyno (وهنان)، از شرق به وسیله کوه الیسُ-  eliso(سرزمین آلو) با وَردِوَ بالا-vardeva bâlâ (وردآورد بالا) و از غرب به وسیله کوه کُلو- kolo با شیرَزیلی-širazili (ویرایی) هم مرز و همسایه است. کهنوش تنها به وسیله سه راه آسفالته پر پیچ و خم کوهستانی که همچون مار بر بدن کوهستان الوند حر کت می کند، با استان همدان، شهرستان سعوا-sava (اسدآباد) و شهرستان تویسرکان ارتباط دارد. فاصله کهنوش با نزدیکترین شهرستان یعنی تویسرکان 32 تا 35كیلومتر و با نزدیک ترین استان یعنی همدان40 كیلومتر است. فاصله کهنوش با اسد آباد که بیشتر تردد اهالی در زمستان برای رفتن به همدان از آنجا صورت می گیرد، 50 کیلومتر است. کهنوش بزرگترین و پرجمعیت ترین  روستای دهستان خرم رود است که مردم آن به گویش لری صحبت می کنند و مهمترین منبع در آمد آنها باغداری است که در کنار آن کشاورزی و دامداری ، زنبورداری نیز دیده می شود. فکر می کنم این معرفی برای شناخت کافی باشد.

 

یعنی ما با یک روستا که در محاصر کوه و باغ ها قرار گرفته روبه رو هستیم؟

بله ، دقیقا. این روستا شکلی پلکانی دارد که ازیک طرف در دامنه کوه و ازطرف دیگر به وسیله رودخانه و باغها محاصره شده است. تقریبا در منطقه خرمرود از نظر جایگاه قرار گرفتن خاص است.

 

بیشتر بگویید. یعنی چه که خاص است؟ مگر چه ویژگی هایی دارد که می تواند آن را خاص کند. اینطور که شما می گویید باید برای گردشگران هم خیلی جذاب باشد!

 ببینید شما وقتی می گویید روستا به جایی فکر می کنید که هنوز مردم از چشمه آب آوردند و لباس هایشان را کنار رودخانه و چشمه می شویند. جایی که صبح با طلوع خورشید گله ها راهی کوهستان می شوند و غروب بر می گیرند. صبح صدای پرندگان تو را بیدار می کند و می بینی مردان بیل به دست راهی باغ و مزرعه می شوند. زنان دارند حیاط خاکی را آب و جارو می کنند. سرت را که بلند می کنی کوه می بینی و باغ و آسمانی صاف.  خانه ها گاهگلی و کوچه هنوز خاکی هستند. دالانهایی که وقتی وارد آنها می شوی نمی دانی به خانه دیگری راه پیدا می کنی یا کوچه.

امروزه روستاهای کمی هستند که هنوز این ویژگی ها را در خود نگه داشته باشند. اینها بخشی از ویژگیهای کهنوش است. اما اینها باعث خاص شدن کهنوش نشده است. کهنوش روستایی در بن بست کوهستانی است که چندین ویژگی را باهم دارد. کوه، صخره، سنگ های طبیعی، چشمه های زیاد، رودخانه، باغ ها و درخت های متنوع، حشرات و حیوانات متعلق به منطقه، قنات صخره ای، خانه های قدیمی و سنتی و خشتی، عسل و شیر و پنیر محلی. اینها همه را یکجا داشتن است که باعث می شود کهنوش خاص باشد. شما چند روستا می شناسید که در یک بن بست کوهستانی باشد و همه اینها را یکجا داشته باشد. گردشگری که به منطقه می  آید دنبال هتل نیست. او نمی آید به طبیعت که پیتزا و چلو مرغ بخورد. گردشگر می آید که در یک محیط کوهستانی از سکوت و زیبایی طبیعت و خوراک بومی لذت ببرد. از دیدنی هایی مانند سنگ و صخره  و رودخانه و چشمه و غیره که دست طبیعت برایش فراهم کرده لذت ببرد. اما ما در حال نابود کردن این زیبایی های طبیعی هستیم.       

 

به نظر شما گردشگر پذیر شدن این روستا می تواند در زندگی اهالی هم تاثیر بگذارد؟

صددرصد. نه تنها در زندگی مردم روستا بلکه در منطقه، استان و شهرستان هم تاثیرگذار است. ما هنوز در مورد اهمیت گردشگر روستایی چیز زیادی نمی دانیم. در آمدی که توریست به یک منطقه می آورد خیلی زیاد است. گردشگر از همان لحظه که وارد منطقه می شود برای اقتصاد سود است. گردشگر علاوه بر در آمدی که برای شغل های مختلف می آورد، در برگشت خود اگراز جایی خوشش آمده باشد مثل یک رسانه تبلغاتی عمل می کند. متاسفانه یک انتقاد وارد است به مسوولان استان همدان که بحث گردشگری برای آنها در غارعلیصدر، گنجنامه و چند نقطه تاریخی خلاصه می شود. آنها فکر می کنند گردشگر باید بیاید اینجا ها و در خانه یا هتلی که امکانات مدرن شهری دارد ساکن شود. گویی کسی چیزی از گردشگر طبیعت و روستایی اطلاعی ندارد. گردشگر روستا و طبیعت نیازی به وسایل مدرن و زندگی امروزی ندارد بلکه از این زندگی فرار کرده که دور از هیاهو مدتی را در سکوت و آرامش به خصوص کوهستان استراحت و تفریح کند. او دوست دارد درست مثل یک انسان روستایی در خانه یک روستایی ساکن شود و شاهد فعالیت های او باشد و مدتی را با او زندگی کند. گردشگر علاقه مند به طبیعت و روستا دنبال سکوت می گردد و مناطق کوهستانی سکوت خوبی دارد. این سکوت در روستای کهنوش که یک بن بست کوهستانی است به خوبی وجود دارد. سکوت در کوه های این روستا آرامشی به انسان می دهد که شما در کمتر جایی می توانید به دست بیاورید. می خواهم بگویم گردشگرامروز با توجه به دنیای پر هیاهوبه دنبال سکوت می گردد. او برای سکوت پول می دهد. ما این سکوت را داریم اما آمده ایم به جای اینکه از آن پول در بیاوریم داریم با تخریب طبیعت و ایجاد سرو صدا این سکوت را نابود می کنیم.

چه اتفاقی در کهنوش افتاده است که شما اینقدر نگران شده اید؟

نگوید اتفاق بگویید چه فاجعه رخ داده. نابودی سنگهایی که قرن ها و میلیونها سال برای تولدشان زمان نیاز است در یک یک لحظه و طی چندسال اتقاق نیست، فاجعه  است. عده ای به نام معدن افتاده اند به جان کوهستان و با شکستن سنگهای که در سطح کوهستان هستند می گوید ما داریم سنگ استخراج می کنیم. نمی دانم از کی تا حال نابود کردن سنگ ها و صخره های سطح کوهستان اسمش شده استخراج. آن هم سنگ هایی که زیبایی خاصی به منطقه داده است. سنگهایی که باید گفت شناسنامه روستا محسوب می شود. کوهستانهای کهنوش بدون این سنگ ها یک تپه بیشتر نیست. نابود کردن این صخره ها و سنگهایی که برای مردم روستا شکلی هویتی و گاهی مقدس دارد مساوی نابود کردن روستا است . این خیلی ناراحت کننده است.

وقتی مواد منفجره و مواد شیمیایی برای نفجار یک صخره و کوه استاده می شود حواشی نابود کننده زیادی برای طبیعت و محیط زیست دارد. 1-  تخریب طبیعت بکر و زیبایی صخره ای کوهستانی که ساخته دست طبیعت در طول میلیون ها سال گذر زمان است 2-  تغییر مسیر آب­های زیر زمینی و فرو ریختن کانال برخی قنوات و خشک شدن چشمه ها بر اثر انفجارها و استخراج سنگ­ها 3- آلوده شدن آبها بر اثر مواد حاصل از برش سنگ‌های معدنی که با بارش برف باران وارد چرخه آب می‌شود و در طولانی مدت موجب غیر قابل شرب شدن آب چشمه ‌ها خواهد شد 4-  به خطر افتادن زندگی جانوری و فرار جانوران و پرندگان از محیط طبیعی روستا 5-  خاکه و پودر سنگ حاصل از برش سنگ ها به صورت گرد و غبار بر روی گیاهان و درختان روستا اثر گذاشته و نه فقط باعث خشک شدن درختان باغات و مزارع مجاور شده بلکه سبب ناباروری آنها می شود 6- شکل غارتگرانه استخراج سنگ نه تنها مناظر زیبای روستا را نابوده کرده، بلکه با ایجاد راه­های موقت برای حمل سنگ با ماشین­های سنگین خاک­های طبیعی را به خاک­های مرده تبدیل می کند 7- بسیاری از این معادن نه تنها در بهبود وضع معیشتی مردم کوچکترین نقشی نداشته بلکه باعث ایجاد اختلاف بین مدیران روستایی و مردم و مهاجرت برخی از اهالی از روستا می شود 8- فعالیت شرکت‌های معدنی با تخریب مراتع و امکانات زیست محیطی منطقه پتانسیل‌های دامداری، کشاورزی، گردشگری، منابع غنی و مثمر‌ثمر طبیعی را به ویرانه تبدیل کرده و می کنند
9-  انفجار، سرو صدای بولدزرها و لودر و چکش‌های ضربه زن موجب سلب آسایش و امنیت روحی و روانی ساکنان می شود 10- آلودگی این معادن باعث کاهش و نابودی مشاغل بومی مانند دامداری و زنبور داری می شوند 11- فعالیت غیر استاندارد این معادن گاهی باعث مرگ و آسیب دیدگی کارگران آن می شود.

این نکاتی که اشاره کردم همگی در روستای کهنوش اتفاق افتاده است.

 

پیشنهاد شما برای استفاده بهتر از فضای موجود چیست؟

اول باید معدن را تعطیل کنیم. بعد روستا را با توجه به ظرفیت بالایی که دارد به عنوان روستای هدف گردشگری معرفی کنیم. آن وقت به جای اینکه از شکستن سنگ ها و نابودکردنشان پول در بیاوریم، پول را از سکوت سنگها و زیبایی آنها به دست بیاوریم. این کوهستان و سنگها بسیار برای گردشگری محیط مناسبی است. نکته قابل توجه در این زمینه توجه به آموزش اهالی است. ما باید همراه با تهیه زیرساختهای فیزیکی روستا به آموزش مردم روستا هم توجه کنیم. کشور چین پیش از المپیک چین در یک دوره ای داشت به مردمش آموزش لبخند زدن می داد. چرا ؟ برای اینکه وقتی ورزشکاران با روی خندان میزبان روبه شوند فردا برای دوباره سفر کردن به این کشور مشتاق می شوند. مردم ایران به خصوص همدان و تویسرکان مهمان نواز هستند، اما این به تنهایی کافی نیست. باید به اهالی آموزش های بیشتری بدهیم. این خیلی مهم است.  

 

 

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic