جمعه 8 اسفند 1393

به سوی الگوی ترافیکی سالم در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

به سوی الگوی ترافیکی سالم در همدان

terafik-hamedan1.jpg

 

دکتر رامین کهائی از پزشکان باسابقه و خوشنام همدان است که در کنار فعالیت تخصصی و حرفه پزشکی مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه را نیز رصد می کند و در این حوزه ها به فعالیت گسترده مشغول است.

رامین کهائی متخصص کودکان و مدیر آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی همدان، عضو هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی و معاون آموزشی این سازمان است و بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی اختصاص داده اما در کنار آن به فعالیت های اجتماعی نیز می پردازد؛ نکته ای که کمتر مورد توجه جامعه پزشکان بوده و رغبتی در بسیاری از آن ها برنیانگیخته حال آنکه کهائی آموزش های پزشکی را به فعالیت های مدنی پیوند زده و به تازگی با همکاری تعدادی از دوستانش در تدارک ثبت یک انجمن غیردولتی در زمینه تغییر فرهنگ ترافیکی شهروندان است وبرای فعالیت در این حوزه طرح جامعی را نیز تدوین کرده که به محض ثبت انجمن قصد دارد آن را پیگیری و عملیاتی کند. تدوین این طرح و درخواست اخذ مجوز انجمنی برای تغییر فرهنگ ترافیکی همدان بهانه ای شد تا با دکتر رامین کهائی به گفت و گو بنشینم.

 

جناب دکتر کهائی چرا به رغم تعداد زیاد پزشکان در کشور و توانایی های اعضای این صنف از جمله مقبولیت اجتماعی، تخصص و تمکن مالی کمتر شاهد فعالیت های اجتماعی از جانب پزشکان هستیم؟ چه اتفاقی باعث شد شما جذب چنین فعالیت هایی شوید؟ آیا پیشتر تجربه چنین فعالیت های مدنی را داشته اید؟

ببینید سازمان نظام پزشکی یک NGO است اما آنچه من می خواهم مطرح کنم این که دلیل ورود من به فعالیت های اجتماعی یک مسئله و میل درونی بوده است. می دانید که پدیده ترافیک و حوادث ترافیکی در کشور ما دربرگیرنده تمامی افراد جامعه است یعنی هیچ فردی با هیچ سازمان یا نهادی را در هیچ نقطه از کشور سراغ ندارید که با ترافیک و معضلات آن بی ارتباط باشد. بنده هم مانند بسیاری از مردم همواره این دغدغه را داشته ام که چرا در کشور ما وضعیت ترافیکی به این شکل است و چرا اینقدر آمار تلفات و آسیب های ترافیکی بالاست و موضوعی که کمتر به آن توجه شده فرهنگ و ادب ترافیکی و رانندگی است. یعنی موضوع صرفا این نیست که ما ایده ای را در موضوع ترافیک بپرورانیم تنها به خاطر این که تلفات را کم کنیم، بلکه بخشی از مسئله مربوط به ادب و آداب ترافیک است، این موضوع ممکن است در ظاهر آسیب جسمی و اقتصادی چندانی نداشته باشد - که البته آسیب های زیادی دارد دارد- ولی آسیب های روانی و خدشه ای که از لحاظ فرهنگی به کشور ما وارد می کند را نمی توان نادیده انگاشت. برای خود من این صحنه ها (تصادف و حوادث متعاقب آن) که غالبا منجر به آسیب های جانی و مالی می شوند بسیار ناراحت کننده است. به همین دلیل این مسئله ادب ترافیکی را بسیار مهم می دانم؛ شما وقتی در شهر پیاده روی یا رانندگی می کنید با مشاهده برخی رفتارها که تعدادشان نیز رو به فزونی است از خود می پرسید چرا افرادی که از یک پشتوانه فرهنگی غنی و پرمایه برخوردارند چنین رفتاری از خود بروز می دهند که غالبا مایه تاسف و شرمساری است.

آقای دکتر طرحی که پیشنهاد کرده اید چگونه قابلیت پیاده سازی دارد؟ دیگر اینکه ابزارهای پیاده سازی آن چیست؟

بحث ترافیک البته بسیار تکراری است و باید از منظرهای دیگری به این موضوع نگاه کنیم این طرح را در دو بخش بررسی می کنیم: موضوع اول ما ترافیک و حوادث آن در ایران است که باید به مثابه یک معضل به آن نگریست یا آن را یک فاجعه قلمداد کرد؟ من ترجیح می دهم مسئله ترافیک و حوادث آن را با عنوان فاجعه مداوم نامگذاری کنم. چون احساس می کنم مدام باید در جامعه به ما شوک وارد شود تا بتوانیم عمق مسئله را درک کنیم چون در جامعه معضل فراوان داریم و مسئله عادی به شمار می آید اما وقتی از فاجعه یاد می کنیم بسیارعمیق است فاجعه یعنی قربانیان تصادفات رانندگی، سونامی، کشتار بی گناهان در غزه به دست صهیونیست ها. در ایران البته زمینه تصادف و ترافیک نهادهای مختلف زحمات بسیاری کشیده اند و نباید تلاش های آن ها را نادیده گرفت و باید از کسانی که در شادترین لحظات مردم، بار تلخ ترین حوادث ترافیکی را به دوش کشیده اند تشکر کرد.

آمارها تعدادقربانیان ترافیکی را در سال 92 بین 18 هزار تا 23 هزار نفر اعلام می کنند. که معادل سقوط بیش از 70هواپیمای غول پیکر با ظرفیت 300 نفر است. وقتی این آمار مطرح شد به یاد جنگ غزه افتادم که چند سال پیش اتفاق افتاد. اخیرا هم که در این حادثه دردناک که دل هرانسانی را به درد می آورد درمدت کمتر از یک ماه حدود 2000 کشته در غزه داشته ایم. در اصل می خواهم بگویم ما در هر یک ماه تقریبا به اندازه جنگ غزه قربانی ترافیکی داریم که به صورت مداوم است و دیگر اینکه طول اجساد کشته ها را اگر کنار هم بگذاریم تقریبا به طول جاده همدان تا اسدآباد است. آماری از مرکز فوریت های پزشکی برای من ارسال کردند که نشان می دهد در طول سال 92، 521نفر کشته در استان همدان داشته ایم این آمار سال 1391، 607نفر بوده است آمار مصدومین در کل کشور در سال 92، 800هزارنفر بوده و مصدومین حوادث ترافیکی استان همدان حدود 13هزارنفر بوده است. جالب است بدانید که در سوئد آمار مصدومان از 4500نفر به 450نفر درمدت 15 سال رسیده وآمار فوتی های تصادفی نیز در طول فقط 5سال به صفر رسیده است. کشور ما از لحاظ میزان حوادث جاده ای جزء چهار کشوراول جهان است یک آماری را من داشتم که در کشور ما هر 6ساعت یک موتور سوار کشته می شود. ما یک قانون پنجم توسعه داریم که بنابراین قانون باید سالانه 10درصد آمار تصادفات پایین بیاید که فعلا در بهترین شرایط نتوانسته ایم آن را به 6درصد برسانیم و یک طرح جهانی هم داریم که گفته از سال 2010 تا 2020 آمار حوادث جاده ای باید به 50درصد در کل جهان کاهش پیدا کند.

این طرح از سوی چه نهادی تهیه شده است؟

از سوی سازمان بهداشت جهانی به کشورها تکلیف شده است البته در کشور ما گفته شده که عوامل متعددی وجود دارد از جمله عوامل جاده ای،عوامل شهری، ایمنی خودرو، استانداردهای خودرو، نوسازی ناوگان جاده ای، رفتار پلیس و عوامل موثردیگری که این موارد 20 تا 30درصد در کاهش حوادث موثرند و 70 تا 80درصد عامل اصلی حوادث به خصوص جاده ای خطای انسانی است. پس اگر ماسرمایه گذاری روی فرهنگ داشته باشیم می توانیم مسائل آمارها را تا 80 درصد بهبود ببخشیم.

مسائل و تبعات اقتصادی این حوادث چیست و چگونه می توان هزینه ها را کاهش داد؟

هرمرگ تصادفی حدود بیست میلیارد ریال معادل 2میلیارد تومان هزینه دربردارد. آماری که فوریت ها در اختیار من قرار داده حاکی از این است که حوادث جاده ای و ترافیکی سالانه 6میلیارد دلار هزینه به کشور تحمیل می کند شما ببینید نتیجه مذاکرات 1+5 در این دو ماه گذشته حدود 6میلیارد دلار برای کشور از بدهی ها را زنده کرد و ما هر سال این مبلغ را با رفتار خود هدر می دهیم. بنابر آیه شریفه ای که می فرماید هرکس انسانی را از مرگ نجات دهد انگار همه مردم را زنده کرده است، امیدواریم ما هم مصداق این آیه قرار بگیریم.

این هزینه ها شامل چه مواردی است؟

ببینید برخی فکر می کنند هزینه تنها به قربانی و خانواده قربانی وارد می شود اما مواردی را به صورت مصداق عرض می کنم ممکن است کسی که در یک تصادف کشته می شود یک تحصیل کرده متخصص باشد معلم یا کارگر ماهر باشد چه قدر زمان و هزینه صرف شده تا او به یک نیروی متخصص تبدیل شود که از دست می رود. هزینه از دست رفتن متخصص یک معضل است و از دست دادن نیروی کار انسانی هم چیز دیگری است که یا معلول می شود و یا از دست می رود، هزینه ای که بر دوش دولت تحمیل می شود مثل سرپرستی خانوار، بیمه بازنشستگی و از کار افتادگی نیز یکی دیگر از مشکلات است.

داغ دار شدن خانواده، بروز اختلال در مولد و بروز مشکلات روحی و معنوی خانواده ها نیز موضوع مهمی است. خانواده هایی را داریم که پس از گذشت سال ها هنوز نتوانسته اند با داغ عزیزانشان کنار بیایند و از سوگ خارج شوند.

همچنین هزینه های آسیب های موقتی و معلولیت های دائمی، دور شدن از محیط کار برای مدت طولانی و هزینه های سرسام آوردرمانی را نیز باید به لیست مجموع هزینه ها افزود. ضمن آنکه درگیر شدن نهادهایی مثل بیمارستان ها، نیروی انتظامی، راهنمایی رانندگی، قوه قضاییه و هلال احمر که همه این ها هزینه های هنگفتی بر بیت المال تحمیل می کند.

آقای دکتر آنچه تا حالا گفته شد در بخش اول موضوعی که مطرح کردید جای می گیرد یعنی فاجعه انسانی مداوم که از حوادث ترافیکی ناشی می شود اما موضوع دیگری به نام ترافیک و فرهنگ ترافیکی مطرح کردید. قدری درباره آن هم توضیح دهید؟

به نظرمن این موضوع فراتر از یک مشکل و معضل است، بحرانی است که آسیب زننده به روح و روان شهروندان و مخدوش کننده چهره ایران درجامعه جهانی است. حالا چرا این مثال را زدم شما فکر می کنید ایران از میان کشورهایی مثل ترکیه و چین از نظر گردشگری چه اهمیتی دارد؟ بی نظیر است و شما می دانید که چه علاقه ای در میان گردشگران خارجی وجود دارد اما ما چقدر گردشگر خارجی داریم؟ ترکیه تقریبا به اندازه درآمد نفت ما از گردشگری درآمد کسب می کند در مقابل کشور ما دلخوش به چند صد نفر گردشگر خارجی است و مدام آمار می دهند که امسال ورود گردشگر نسبت به سال گذشته 40درصد افزایش داشته است این 40درصد چه تاثیری بر اقتصاد کشور دارد؟

راه حل پیشنهادی شمادر این طرح برای گردشگر پذیری چیست؟

چند دلیل وجود دارد که گردشگران تمایلی نشان نمی دهند که وارد ایران شوند. یکی به دلیل تبلیغات مسمومی است که از جانب غربی ها علیه ایران عنوان می شود، مورد دیگر شاید محدودیت هایی باشد که برخی گردشگران در ایران احساس می کنند اما یکی از عوامل اصلی ترس از ترافیک ایران است. آمار 18 هزار نفر قربانی ترافیکی را وقتی می شنوند بهتر از ما به موضوع و مشکل پی می برند لذا وقتی خطری احساس می کنند قید سفر را می زنند.

بله اگر توجه کنیم انگار یک نسل کشی در جاده های کشور رخ می دهد اما این ادب ترافیکی را چگونه تشریح می کنید اگر ممکن است چند مثال بزنید تا مفاهیم ملموس تر شوند؟

مثلا نحوه عملکرد رانندگان در زمانی که عابر پیاده از خط کشی عبور می کند، شما هر کشور دیگری که می روید وقتی چنین صحنه ای وجود دارد راننده می گوید: در این لحظه باید پا را از روی گاز برداشته و روی ترمز قرار دهید و چند متر زودتر اجازه بدهید عابر پیاده بگذرد پس به صورت آموزشی قشر مغز، به فرد فرمان می دهد که پا روی ترمز بگذارد اما در کشور ما کاملا برعکس است وقتی عابر پا روی خط عابر پیاده می گذارد راننده پا روی گاز می گذارد و همزمان بوق میزند که راه را بر او ببندد که می دانیم چه کار خطرناکی است! دیگر اینکه چه میزان رانندگان مقید به حرکت بین خطوط هستند رعایت این موضوع نه تنها مسئله فرهنگ ترافیکی است بلکه شاخص هوش ترافیکی نیز هست یعنی کسی که رفتار خطرناک رانندگی بروز می دهد هوش ترافیکی ندارد.

یکی دیگراز این موارد که من بسیار رنج می کشم بوق زدن های ممتد است که پشت چراغ قرمز در مواقع و راه بندان و ترافیک صورت می گیرد. این نوع بوق زدن در تمام دنیا نشانه بی ادبی است وقتی شما پس از سبز شدن چراغ بوق می زنید به راننده جلویی می گویید، نفهم تو نمی فهمی که چراغ سبز شده است زود باش حرکت کن.

حال ببینیم عابران پیاده چقدر مقید هستند که رعایت کنند، مورد دیگر واکنش پلیس است. چقدر پلیس حساسیت دارد و دامن می زند به این مشکلات. موارد بسیار دیگری وجود دارد از جمله برخورد رانندگان با عابر پیاده پس از تصادف وقتی راننده پیاده می شود اولین مسئله رفع اتهام از خود است که این یک ریشه فرهنگی در بین ما دارد که از خود رفع مسئولیت و رفع اتهام کنیم و نفر روبه رو را متهم می کنیم اما یک انسان در کشورهای متمدن اولین موضوعی که به ذهنش می رسد این است که بپرسد آقا یا خانم مشکلی برای شما پیش نیامده؟ آسیب ندیده اید من چه کمکی می توانم برای شما انجام دهم ؟اگر همه چیز مرتب بود آن موقع می گوید بگذارید پلیس بیاید و مشکل را حل کند. نکته بعدی این است که پتانسیل بزهکاری مثل رفتارهای ضد اجتماعی، فرار از قانون، پرخاشگری و عدم رعایت حقوق دیگران واقعا در فرهنگ ترافیکی ما برجسته است. حال من از شما سوال می کنم جامعه ما از نظر ترافیکی جامعه با ادب و با فرهنگی است. اگر نیست جایگاه جهانی آن کجاست؟

آقای دکترقبل از این که به جایگاه جهانی ایران بپردازیم وضعیت همدان را چگونه ارزیابی می کنید؟ و به طور کلی همدان در کجای طرح شما قرار دارد این انجمن در سطح ملی فعالیت خواهد کرد یا جامعه هدف شما همدان است؟

ما یک واقعیت داریم به نام تاریخ همدان، همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران است و این یک واقعیت تاریخی است برای حفظ این جایگاه در مورد موضوع بحث ما یکی از ایده ها طرح و پیشنهادی است که با ایجاد یک تشکل پیگیری می شود البته ما NGO های مختلفی در ارتباط با ایمنی راه ها، سفر ایمن و... داریم اما ایده ما این است که همدان را تبدیل کنیم به پایلوت در کشور به عنوان شهر ترافیکی سالم و ایمن و در این راه مردم را از طریق یک تشکل مردم نهاد وارد فعالیت کنیم تا خود مردم مشکلات را اصلاح کنند. راهکارهایی هم برای تحقق این مطلوب مطرح شده که اولین قدم پذیرفتن وضع موجود است بدون شعار زدگی وتعریف و تمجیدهای بی ارزش. باید گفت جامعه ترافیکی ما جزء بی فرهنگ ترین جوامع است. با شعار دادن راه به جایی نمی بریم. قدم دوم ایجاد دغدغه مشترک بین مردم و نهادهای مدنی و مسئولان است که در این مرحله توضیح عمق فاجعه و قبول عقلانی و احساسی یک فاجعه است به نحوی که همه با هم برای آن قدم های بلند برداریم چون این دغدغه مشترک همه ماست.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84


برچسب ها: همگان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic