رابطه مردم با پزشکان صمیمانه نیست! گفتگو با فخرالدین حیدریان

fakhreddin.jpg

حسین زندی، همگان: از آنجا که در ایران هیچ تلویزیون خصوصی فعالیت نمی‌کند و نمایش دهنده و سفارش دهنده اصلی سریال‌ها سازمان صدا وسیماست، به دلیل همین فقدان فضای رقابتی، کیفیت برنامه‌های این سازمان عریض و طویل روز به روز تنزل یافته و با کاهش مخاطب روبرو می‌شود. به گونه ای که آنچه به عنوان مخاطب صدا و سیما می‌توان برشمرد صرفا بخش محدودی از شهروندانی است که قدرت انتخاب چندانی ندارند و به هر آنچه در دسترس است یعنی آنچه از تلویزیون نمایش داده می‌شود رضایت دارند. با این حال گاهی همین سریال‌ها هم مورد انتقاد و اعتراض اقشاری از جامعه قرار می‌گیرند همانطور که در جدیدترین نمونه، سریال طنز "در حاشیه" آخرین ساخته‌ی مهران مدیری اعتراضات کثیری از پزشکان و وکلا را برانگیخت. ظاهرا در روزهای آغازین نمایش این سریال که زودتر از آنچه انتظار می‌رفت به خط پایان رسید، بیش از هفت هزار پزشک، معترض شدند که البته پس از بیان اعتراض، با انتقاد متقابل جمعی از همکاران پزشک خود نیز مواجه گردیدند که از زاویه‌ی دیگری به موضوع می نگرند. دکتر فخرالدین حیدریان از جمله پزشکانی است که بخشی از نقد خود را متوجه همکاران خود نیز می داند. مشروح گفتگوی همگان با این دندانپزشک و فعال اجتماعی را در ادامه می خوانید.

 

شما به عنوان یک شهروند، طنز را چگونه می‌بینید؟
طنز، بیان غلو آمیز و اغراق شده‌ی یک واقعیت عینی است که ریشه در واقعیات دارد و برای تاثیر گذاری بیشتر و جلب نظر مخاطب در بیان آن از قالب طنز استفاده می‌شود و برای این که افکار عمومی را بیشتر درگیر موضوع کند برجسته سازی می شود و در قالبی خنده دار اما تامل برانگیز به سمع و نظر مخاطب می‌رسد. به عبارتی ساده تر طنز به ما می گوی: از کنار خنده، ساده عبور مکن!
در زندگی شخصی چقدر از طنز بهره می گیرید؟
اگر چه طنز پرداز نیستم اما خیلی رابطه خوبی با طنز دارم و به طنزپردازان احترام خاص می‌گذارم و خیلی عمیق باور دارم که طنز در اجتماع یک ضرورت است و همواره در پس پرده طنز دنبال واقعیات و چالش‌هایی هستم که آن طنز از آن برآمده است. همواره این سوال را برای خودم مطرح می‌کنم که آنچه به صورت طنز مطرح می‌شود به دنبال القای چه پیامی به جامعه و مخاطب است و چه چیزی را می‌خواهد بیان کند؟ به همین دلیل طنز را چه به صورت صحنه ای، تصویری، شنیداری یا مکتوب دنبال می‌کنم و فکر می‌کنم بخش بزرگی از واقعیات امروز جامعه ما به صورت طنز، بهتر و راحتتر بیان می‌شود. معمولا در جوامعی که رسانه‌های مستقل وجود ندارند و یا به اندازه‌ی کافی کارآمد نیستند و یا اینکه فاکتورها و حاشیه‌های تحدید کننده‌ی آزادی‌های اجتماعی زیاد هستند، معمولا زبان طنز برجسته‌تر می‌شود چه بصورت محاوره‌ایی و چه به شکل تدوین یافته!
اگر بخواهیم همین بحث رسانه را دنبال کنیم متوجه می شویم که بهره گیری از طنز در رسانه ها بعد از انقلاب کمتر می شود با اینکه مردم ایران گرایش عجیبی به طنز دارند و هر رخداد و اتفاقی که در جامعه می‌افتد بلافاصله طنزهایی برای آن رویداد تولید می‌شود و به صورت شفاهی و یا حتی کاریکاتور بیان می‌شود آنچه از تلویزیون به نام طنز پخش می‌شود چقدر شما را جذب کرده است؟
همانطور که اشاره کردم هرچند در محدودیت، زبان طنز برجسته می‌شود ولی گاه تحت تاثیر همان محدودیت ها خود طنز هم محدود می‌شود، البته شرایط خاص پس از انقلاب و درگیر شدن کشور در جنگ تحمیلی هم بی تاثیر نبوده است. در مورد برنامه های طنز صدا و سیما باید بگویم من همه‌ی طنزهای تلویزیونی را دنبال نمی‌کنم چرا که بخش بزرگی از آن به دلایل مختلف برای من بعنوان مخاطب، قابل اعتنا نیست.
برنامه هایی که پخش می شود را می توان طنز نامید؟ چرا که اخیرا برخی منتقدان، برنامه‌هایی که با عنوان طنز از رادیو و تلویزیون پخش می ‌شود را نوعی لودگی و مضحکه می‌دانند. شما چه برداشتی دارید؟
با توجه به اینکه نقدهای جدی به عملکرد صدا و سیما وجود دارد و این دید در جامعه غالب است که صدا و سیما جامعیت انعکاس و پوشش همه‌ی دیدگاههای سیاسی، فرهنگی‌، اجتماعی و... را ندارد، قاعدتا برنامه‌هایی هم که با عنوان طنز از صدا و سیما پخش می‌شود از این آسیب بی بهره نمانده‌اند. پس برخی از کارهای صدا و سیما که بنام طنز ساخته و تولید می‌شوند نمی‌توانند در قالب تعریف رایج طنز بگنجند و بعضا شاید به نوعی جهت‌دار و گزینشی هم باشند و این به اعتماد مخاطب آسیب می رساند. به شخصه از آنچه دنبال می‌کنم بخش اندکی را می‌توانم به عنوان برنامه‌ی طنز بپذیرم که قابل توجه و تامل است. از جمله این برنامه ها صبح جمعه با شما بوده است که چند سالی است با نام جمعه‌ی ایرانی، پخش می‌شود که با وجود تنگناهای بسیار، طنزی رادیویی با سابقه و قوی است و شاید دلیل استقبال مردم از آن این بوده که کمتر متاثر از سیاست‌های کلی صدا و سیما بوده است و مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را که برای مردم مساله و اولویت بوده است را مطرح می‌کند.
چقدر فکر می‌کنید که درک درست تهیه‌کنندگان این برنامه‌ها از طنز باعث مخاطب پذیری می‌شود؟
من فکر می‌کنم در برنامه‌هایی مانند "جمعه‌ی ایرانی"، فهم درست از طنز که بیشتر بخاطر پیشینه و قدمت برنامه و انتقال صحیح تجربه‌ی نسل‌های قبلی بوده است، نقش مهمی در موفقیت و تداوم استقبال شنونده و مخاطب داشته و بسیار مهم و تعیین کننده بوده است. موارد دیگر هم مانند قابلیت‌های طنزپردازهای با سابقه ایرانی که درک درستی از طنز داشته‌اند و جنبه‌ی هنری طنز را دنبال کرده و کمتر تحت تاثیر نگاه و خوانش رسمی و از بالا قرار گرفته‌اند، توانسته است مخاطب خود را برای سالیان زیادی حفظ کند.
برسیم به سوال اصلی، این روزها سریالی از شبکه سه تلویزیون در پربیننده‌ترین ساعت شب پخش می‌شد که پزشکان را سوژه و دستمایه قرار می‌داد. ابتدا می‌خواهم بپرسم آیا موافق هستید که پزشکان هم می‌توانند موضوع یک برنامه طنز باشند؟ دیگراینکه اگر پاسختان مثبت است آیا این برنامه توانسته رضایت شما را جلب کند؟
به نظر من نقد، نقادی و پرسشگری از مولفه های دنیای مدرن است و اگرکسی بخواهد درک درستی از دنیای مدرن داشته باشد و با آن به خوبی کنار بیاید ناگزیر باید نگرشی مثبت به نقادی و پرسشگری داشته باشد و آن را به عنوان واقعیات موثر در شکل‌دهی تحولات اجتماعی دنیای امروز بپذیرد.
اگر واقع بینانه به جامعه نگاه کنیم نباید هیچ کس و هیچ طبقه و قشری مبرا از حوزه‌ی نقد و پرسشگری در شکلهای مختلف آن باشد. گاهی این نقد می‌تواند در قالب طنز هم مطرح شود و من موافق طنز نقاد هستم. اما در مورد این سریال باید بگویم هرچند نقد محتوایی بر این سریال و کیفیت آن وجود دارد و می‌توانست به مراتب تاثیر گذارتر و بهتر پرداخته و ساخته شود، اما با توجه به اینکه من عضوی از جامعه‌ی پزشکی هستم و شناخت نزدیکتری از مسایل جامعه پزشکی دارم متاسفانه بخش زیادی از آنچه در این سریال در شکل طنز بیان می شود ریشه در واقعیات جامعه ما دارد.
شکل بیان آن را می پسندید؟
من معتقدم نهایتا آنچه تعیین کننده و جهت دهنده است، قضاوت افکار عمومی است و وقتی افکار عمومی به صورت نسبی از این کار استقبال می‌کند این پیام را در دل خود دارد که انتقادهایی اساسی به عملکرد بخشی از جامعه‌ی پزشکی وجود دارد. باید بدانیم به فرض حتی اگر نگاه نویسندگان و کارگردان سریال نسبتی با امر واقع و عینی جامعه و روابط بیمار و پزشک نداشته باشد و یا به قول برخی از همکاران، تحقیر آمیز و توهین آمیز باشد قطعا افکارعمومی و وجدان جمعی آن را پس خواهد زد و ما نباید با اعمال فشار راه را بر بیان عقایدی که ناخوشایند ماست ببندیم. من معتقدم جای نگرانی نیست حتی اگر شکل بیان مطلوب ما نباشد! یکی از مشکلات بزرگ ما در جامعه‌ی ایرانی این است که آنجا که این قضاوت جمعی همسو و به نفع نگرش ما نباشد به آن احترام نمی‌گذاریم بنابراین پیشنهاد من این است که اگر جایی قضاوت جمعی برخلاف میل ما بود باز هم احترام بگذاریم و بدانیم که برداشت اکثریت یک جامعه، نزدیکتر به واقع است و کمتر اشتباه می‌کند. لذا جامعه‌ی پزشکان ما نباید بیش از حد حساسیت نشان بدهند و از این بابت نگران باشند.
چرا بخش کثیری از جامعه‌ی پزشکان این سریال را توهین آمیز دانسته‌اند؟
منتقدین و معترضین این سریال را باید در دو دسته بررسی کرد؛ دسته‌ی نخست، اقلیتی از همکاران در جامعه پزشکی‌اند که درست یا غلط، شخصیت خود را با کاراکترهای منفی که در این سریال در قالب طنز تصویر شده‌اند تطبیق می‌دهند که البته و متاسفانه برخی از آنها معمولا عملکرد مثبتی در جامعه‌ی پزشکی ندارند. پس این برخوردها و اعتراض ها از طرف آنها تا حدی می‌تواند واکنشی طبیعی باشد. اما گروه دومی هست که با انگیزه‌ای اخلاقی و انسانی، منتقد و معترض این سریال است که آن بخش از جامعه پزشکیِ متعهد است که براساس تحلیل خاص خود، این نوع انتقاد را توهین به جامعه‌ی پزشکی و مخدوش کردن رابطه‌ی بیمار و پزشک و آسیب به اعتماد اجتماعی نسبت به پزشکان می‌دانند. نگرانی گروه دوم، هر چند با نیتی خیرخواهانه و قابل احترام براساس نگرانی از زیر سوال رفتن و صدمه دیدن کلیت جایگاه پزشکی و رابطه‌ی جامعه‌ی پزشکی و شهروندان جامعه است اما نمی‌تواند درست باشد چون یا امری واقعیت دارد و یا نه! اگر واقعیت داشته باشد که نباید به بیان و نقد آن ایراد گرفت و اگر هم واقعیت ندارد که خود به خود و در زمانی کوتاه توسط جامعه، مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
در این سریال چه چیز برجسته ای دیدید؟
واکنش‌های احساسی و گاه کم منطق. ما باید بدانیم که استقبال از این سریال یک پیام داشت که می‌تواند برای جامعه‌ی پزشکی هشدار باشد. اینکه برخلاف نگرش و تصور غالب ما، رابطه‌ی بین توده‌ی مردم و پزشکان صمیمانه نیست و مردم بدلایل مختلف، بین خود و پزشکان شکاف و فاصله‌ی عمیقی حس می‌کنند. مهمترین دستاورد این سریال هم می‌تواند این مسئله باشد که تلنگری به پزشکان بزند تا آسیب شناسی کنیم که چرا مردم بین خود و پزشکان فاصله می‌بینند.
این سریال زودتر از آنچه انتظار می رفت به اتمام رسید. به نظر شما برداشت مردم از این مساله چیست؟
بنظرم تا این حد جنجال و تهدید و ... حول این سریال نه شایسته‌ی پزشکان بود و نه نهادهای صنفی مرتبط با آنها، متاسفانه این به عنوان یک نقطه‌ی ضعف بزرگ در کارنامه پزشکان باقی خواهد ماند و چه بسا به ذهنیت‌ها و فاصله‌ها بیشتر از قبل دامن بزند ما نباید در موضوع طنز استثنا قایل شویم و باید به سمتی حرکت کنیم که همه در معرض نقد به اشکال مختلف آن باشیم تا جامعه با شناخت کاستی‌ها و ضعف‌های خود در حوزه‌های مختلف، با حرکت رو به جلو رشد کند.
با تشکر از وقتی که به "همگان" اختصاص دادید.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/201-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، در حاشیه ، پزشکان همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic