شنبه 13 تیر 1394

خاطرات 50 ساله نمایش در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :موسیقی ،هنر ،روزنامه همشهری ،

خاطرات 50 ساله نمایش در همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
خاطرات 50 ساله نمایش در همدان
نمایش در همدان بیش از یك قرن سابقه دارد و هر یك از فعالان این عرصه خاطرات و صحبت‌های جذابی از دوره‌های مختلف نمایش در همدان دارند....
1394/04/10
نمایش در همدان بیش از یك قرن سابقه دارد و هر یك از فعالان این عرصه خاطرات و صحبت‌های جذابی از دوره‌های مختلف نمایش در همدان دارند. «علی‌اكبر طاهری» نیز یكی از بازیگرانی است كه نیم قرن پیش در سینما و تئاتر به‌صورت حرفه‌ای كار می‌كرد. وی در این گفت‌و‌گو خاطرات 50 ساله خود را بازگو می‌كند.
  • از كودكی خود بگویید. در كدام محله به دنیا آمدید، رشد كردید و به مدرسه رفتید؟
من متولد 14 شهریور 1317 در همدان، خیابان عباس‌آباد محله ورمزیار هستم. در 7 سالگی مادرم مرا به مدرسه زنگنه در كوچه استر برد و ثبت‌نام كرد. اما 3 یا 4 ماه بعد یك بیماری گرفتم كه این بیماری 2 سال طول كشید. آن زمان همدان در این زمینه 2 پزشك بیشتر نداشت و درمان آنها اثر نكرد ؛ پس از 2 سال و نیم با داروهای سنتی درمان شدم.
  • دوباره به مدرسه زنگنه برگشتید؟
بعد از بیماری مشكل این بود كه سن من به 10 سالگی رسیده بود و هیچ مدرسه دولتی مرا ثبت‌نام نمی‌كرد. آشنایی داشتیم كه باعث شد من بروم سواد یاد بگیرم و مرا به مدرسه شرافت در محله بین‌النهرین برد و ثبت‌نام كرد كه به مدیریت آقای محمودی و معاونشان آقای رهبر اداره می‌شد، یاد هر دو گرامی باد. اول و دوم را آنجا خواندم و سوم دبستان را تا ششم در دبستان رازی كه در خیابان بوعلی محل فعلی كوچه كنار پاساژ هما بود، ادامه دادم.
  • ورودتان به عرصه تئاتر از كجا شروع شد؟
از كودكی علاقه زیادی به هنر و نمایش داشتم و با بچه‌های همسن و سال خود كارهایی را انجام می‌دادیم. در دبیرستان ابن‌سینا با كمك همكلاسی‌ها انجمنی هنری تشكیل دادیم و شروع كردیم به كار تئاتر. ورود من به تئاتر از اینجا بود.
  • آن زمان چه كسانی با شما كار می‌كردند؟
كار در دبیرستان در سطح مقدماتی بود. از دبیران آقای گلشن كردستانی كه دبیر ادبیات ما بود خیلی همكاری می‌كرد و گاهی متن‌هایی را می‌نوشت که و من اجرا می‌كردم.
  • اجراهای عمومی شما از چه زمانی شروع شد؟
این مراحل طی شد و در همین سال‌ها یك روز فردی آمد و مرا به دبیرستان دعوت كرد. وقتی رفتم آقای محمدی- همین كسی كه مرا دعوت كرده بود- گفت قرار است ما یك نمایشنامه به نام عاطفه اجرا و شخصیت‌ها و كاراكتر‌ها را انتخاب ‌كنیم. از من هم تست گرفت و نقش اول نمایش عاطفه را به من محول كرد. پس از مدتی تمرین این كار روی صحنه رفت كه خیلی از آن استقبال شد.
  • علت استقبال چه بود؟
چون یك مشكل اجتماعی را بیان می‌كرد،از آن استقبال شد. آن زمان به دلیل مسائل بهداشتی و كمبود دارو، بیماری سل در ایران رواج داشت. این نمایش به زندگی 2 برادر می‌پرداخت كه یكی از آنها به بیماری سل مبتلا بود و پدر خانواده هم توانایی پرداختن هزینه درمان او را نداشت.
من در این نمایش برای تأمین هزینه‌های درمان دست به سرقت می‌زدم. در نهایت برادر مسلول فوت و پلیس مرا دستگیر می‌كرد. یكی از صحنه‌های جذاب و تأثیرگذار این نمایش لحظه دستگیری من بود كه مشكلات جامعه را با لحن تندی به پلیس بازگو می‌كردم.
  • نویسنده نمایشنامه كه بود؟
سروان محمدی بود كه اسم كوچكش را به خاطر ندارم. سروان ارتش بود كه هم كارگردان و هم نویسنده بود.
  • شما دبیرستانی بودید كه فعالیت حرفه‌ای را شروع كردید. پس از پایان درس فعالیتتان را ادامه دادید؟
بله . پس از دبیرستان زمانی كه وارد بازار كار شدم هم فعالیت را ادامه دادم.
  • شما در دبیرستان ابن‌سینا چه روزهایی برنامه داشتید؟
آن زمان سالن عمومی در شهر چندان نبود و بیشتر نمایش‌ها در دبیرستان‌ها برای مردم اجرا می‌شد. دبیرستان كه می‌رفتیم 3 ساعت صبح و 2 ساعت بعد از ظهر باید سر كلاس می‌نشستیم. بعداز ظهرهای پنجشنبه تعطیل بود و بیشتر مواقع این ساعت اجرا داشتیم و گاهی هم جمعه‌ها اجرا می‌كردیم.
  • علاوه بر نمایش چه فعالیت‌های هنری در دبیرستان‌ها بود؟
موسیقی هم بود؛ مثلاً حد فاصل 2 پرده برای اینكه تماشاگران سرگرم شوند، پیش‌پرده می‌خواندند.
  • بعد از دبیرستان كار نمایش را ادامه دادید؟
سرپرست و نماینده روزنامه اطلاعات در همدان به‌عنوان اسپانسر نمایش‌های ما برنامه‌هایی را برگزار می‌كرد و آقایان منزه، پرویز شكری، چاوشی و من نمایش اجرا می‌كردیم. برادر من علی‌اصغر طاهری با استاد كورش ابراهیمی اجرای موسیقی این برنامه‌ها را در گروه بر عهده داشتند. كوروش ابراهیمی آكاردئون خوبی می‌نواخت. نماینده روزنامه اطلاعات برنامه‌هایی را در شهرهای دیگر از جمله كرمانشاه  سنقر و بیجار در نظر گرفته بود كه ما رفتیم و اجرا كردیم، اما از نظر درآمد چندان قابل توجه نبود. در بیجار پس از اجرا فرماندار ما را به شام دعوت كرد و اجرا را هم تمدید كردیم.
  • در آموزش تئاتر از چه اصولی پیروی می‌كردید؟
آن زمان ما سواد تئاتری نداشتیم. نه مكاتب تئاتر را می‌شناختیم و نه با نمایشنامه‌نویسان جهان آشنا بودیم. گاهی كتابی را پیدا می‌كردیم و می‌خواندیم، حتی میكروفون نداشتیم و مدام باید با صدای بلند حرف می‌زدیم. ‌
  • به جز نمایش عاطفه چه كارهایی را روی صحنه بردید؟
با آقای محمود نیك‌انجام یكی از پیشكسوتان تئاتر همدان كه در تئاتر بوعلی به‌صورت حرفه‌ای فعالیت می‌كرد، كار كردم. در نمایش «از فرنگ‌برگشته» من به‌عنوان پسر ایشان اجرا می‌رفتم. در این نمایش پدری هزینه کرد تا پسرش به خارج رفت،اما پسر به جای درس‌خواندن ولگردی می‌کرد. پدر وقتی می‌فهمد با پسر درگیر می‌شود و مسائلی پیش می‌آید. با بیشترگروه‌های نمایشی همدان ارتباط داشتم. البته آن زمان هم یك‌سری از دوستان نمایش روحوضی اجرا می‌كردند كه من علاقه‌ای به آن نداشتم.
  • شما در تئاتر بوعلی كار نكردید؟
خیر؛ اما با زنده‌یاد رضا همراه مدیر تئاتر بوعلی دوست بودم و تا همین اواخر ارتباط خوبی داشتیم. او درمانگاهی ایجاد كرده بود و داروی گیاهی عرضه می‌كرد.
  • دوست داشتید چه نمایشی را بازی كنید كه اتفاق نیفتاده است؟
من سوژه‌هایی را دارم و نوشته‌ام اما اجرا نشده است. بیشتر كارهای من طنز انتقادی است.
  • در نمایش‌ها چقدر از موسیقی استفاده می‌كردید؟
ما موسیقی متن نداشتیم. در فاصله برنامه‌ها كورش ابراهیمی و برادرم علی‌ا‌صغر طاهری كارهایی را به فارسی و تركی اجرا می‌كردند. به گویش همدانی هم نمایشی اجرا نكردیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-50-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، علی اکبر طاهری ، تئاتر همدان ، هنر همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic