یکشنبه 4 بهمن 1394

همدان در سوگ یک بازیگر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

همدان در سوگ یک بازیگر

وداع مظاهر هندی ورکانه

مظاهر هندی ورکانه هنرمند رادیو، تلویزیون و تئاتر عصر روز دوشنبه در سن 36 سالگی در گذشت.

 مظاهر هندی ورکانه متولد 14 مرداد 1358 بود. او از اواخر دهه 70 خورشیدی با هنرمندانی مانند محمدعلی مهیمنی وارد عرصه تئاتر شد و سال­ها به عنوان بازیگر و مدیر صحنه در این عرصه فعالیت کرد همچنین  همزمان فعالیت هنری خود را در رادیو از سال 1379 آغاز كرد و بیش از 15 سال به عنوان بازیگر و اِفكتور در رادیو فعالیت کرد هندی ورکانه  همچنین به عنوان گزارشگر رادیو ، بازیگر ، صدا پیشه ، تصویر بردار و افکتور در صدا و سیمای مرکز همدان فعالیت می کرد .

نمایش «دُرّ و صدق»، «طمع»، «دل و دشنه»، «موج مهربانی»، «فرشته ها»، «صدای سوت باران» و طمع از آثار به جای مانده از این مرحوم است. همچنین از آثار وی در حوزه تئاتر می توان نمایش صبور، من دیگه آدم بشو نیستم، مرگ آمد ما هم مردیم، یک کمی پیاده راه برویم، در راه ماندگان  را نام برد.به همراه تله فیلم غریبه و گزارشگری شب غربی است.
یکی از ویژگی های شخصیتی و رفتاری او مهربانی و خوش برخوردی بود که بیشتر مردم همدان رابطه خوبی با آن مرحوم داشتند. او تحصیلکرده  رشته گرافیك كامپیوتری بود و علاوه بر فعالیت های نمایشی در دوبله و هنرپیشگی صداپیشگی آثاری را از خود برجا گذاشت.
این هنرمندهمدانی از سال 1385در قسمت تولید صداوسیمای همدان به عنوان بازیگر فعالیت کرد و پس از آن در چند سریال به عنوان دستیار کارگردان همکاری می کرد. برخی ازمتن های آثار نمایشی رادیویی را که بازی می کرد خودش می نوشت و تجربه هایی در نمایشنامه‌نویسی و تصویربرداری تلوزیون نیز داشت.

زنده یاد هندی ورکانه مدتی بود که با عارضه قلبی دچار بود و سرانجام شامگاه دوشنبه در بیمارستانی در تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد .پیکر این هنرمند جوان همدانی پس از تشییع بر دستان مردم هنر دوست همدان در باغ بهشت این شهر آرام گرفت.

گفته می شود مسئولان بتغ بهشت همدان و اداره ارشاد اجازه ندادند پیکر این هنرمند در قطعه هنرمندان باغ بهشت به خاک سپرده شود.

پس از مرگ این هنرمند همدانی دوستان، همکاران و شاعران همدانی با سرودن اشعار و مرثیه ابراز احاسات کردند. در اینجا سروده هایی از مهدی شادمانی و مریم رازانی را می خوانیم.

...
.
.

.
نه خودت را به خواب زده‌ای
نه مُرده‌ای، نه.
خواب خودش را به تو زده است که آرام بگیرد
مردن خودش را به تو زده است که خنده‌ دار شود
خنده دار است که باور کنم مظاهر هندی که باور کنم مظاهر هندی که باور کنم...
اما مظاهر هندی آن قدر خندیده است 
که بادهای همیشه‌ی همدان طعمی از به سُخره گرفته شدن پیدا کرده‌اَند در تمام فصول.
.
باور کن باور می‌کنم که تو مرده‌ای
باور می‌کنم که باید بیایم گورستان سر روی شانه‌های سعید باغبانی بگذارم 
چیزی نداشته باشم به مریم رازانی بگویم
چیزی نداشته باشم به نرگس مرادی بگویم
اما خب که چی
برای تو چه فرق می‌کند که دست از سر خندیدن برنمی‌داری آن قدر دست از سر خندیدن برنمی‌داری
که قلب‌َت به این دنیا بگوید: زکّی... 
.
زکّی جهانِ پیش از مظاهر هندی
زکّی جهان پس از مظاهر هندی
زکّی سیگار کشیدن از روی خشم و استیصال
زکّی خندیدن به دهان خندان خاک که باز شده با تو بخندد
وَ بخندد به ما بگوید: زکّی، حالا مظاهر را با تمام خنده‌هایش صاحب شده‌اَم.
.
زکّی
زکّی
زکّی.
نقطه:
اول خط
مظاهر هندی 
نه خودش را به خواب زده
نه مُرده
فقط قلب‌ش را فرو کرده در چشم دنیا./.
.
مهدی شادمانی روشن
سه شنبه 29 / 10 / 94

..........................................................................

گفتم قاصدک قصه ی منی. خندید؟ نه ! چهره ش به تبسم نشست . طوری که نبیند ، پشت ِ یک فال که از قفس مرغ عشقِ توی خیابان خریده بودم نوشتم :
من پریشانیِ یک قاصدک ام
زیر باریدنِ یکریزِ تگرگ 
و خروشیدنِ بی وقفه ی سیل
باد فریادِ مرا خواهد برد؟

زیرش نوشتم: مظاهر

مریم رازانی


برچسب ها: مظاهر هندی ورکانه ، تئاتر همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic