یکشنبه 29 فروردین 1395

به ضیافت مینای نقاشی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،

به ضیافت مینای نقاشی همدان

حسین زندی

«مینا آذرافشان» شاعر و نقاش توانجویی است که از سه سالگی دچار بیماری «تحلیل عضلانی» یا «میوپاتی» شده است او با مادرش زندگی می­کند، عزیز طبایی که اورا «عزیزخانم» می نامند به معنای واقعی واژه، «مادر» است. معلم بازنشسته ای که خود و تنهاییش را وقف فرزندش کرده و دخترش تمام زندگیش شده است.

آذر افشان نقاشی­هایش را ازسال 1391 در گالری کوچکی که به همت مادر و دوستانش در گوشه­ای از خانه ایجاد کرده اند، به نمایش گذاشته است به همین دلیل این گالری را نخستین گالری شخصی نقاشی در همدان می­دانند. بیش از یکصد اثر سیاه قلم ، آبرنگ و مدادرنگی در این گالری به نمایش در آمده است. به گفته این هنرمند به دلیل محدود بودن فضا نمی توان از آثار بیشتری استفاده کرد. در تابلوهای مینا، که اغلب با مدادرنگی و آبرنگ کار شده است نشانی از سیاهی و تاریکی مرسوم در آثار نقاشان امروزی ندارند.

نخستین مجموعه شعر این شاعر همدانی را نشر چنار در سال 1391 با نام «یاد ستاره» در همدان منتشر کرده، در شعرهایش هم مانند نقاشی­هایش، نشانی از تلخی و نومیدی دیده نمی شود او در این مجموعه از پرواز سروده و از رسیدن، این مجموعه شامل 68 شعر است چاپ اول این کتاب به فروش رفته و او در صدد گرداآوری مجموعه سوم خود است و می خواهد هر سه کتاب را به صورت همزمان چاپ و منتشر کند. او اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات پیام نور همدان است و به ادبیات عرفانی ایران علاقه خاصی دارد.

مجموعه شعر «اینجا پاییز قدم می­زند» دومین مجموعه شعر این شاعر همدانی است که زمستان سال گذشته با حضور بسیاری از علاقمندان آثار او، مسئولان ارشد استان همدان و تعدادی از اعضای تشکل­های غیردولتی شهر در منزل این شاعر رونمایی شد. در این مراسم بزرگانی چون دکتر پرویز اذکایی، و اعضای انجمن های توسعه محلی بهارستان، انجمن قلم همدان، انجمن پویشگران سفر پاک، مدیر انتشارات چنار و مدیر کل ارشاد استان، امور بانوان استانداری و رئیس بهزیستی استان حضور داشتند "اینجاپاییزقدم می­زند" 77 قطعه از شعرهای جدید او را در بر می گیرد که  بیشتر مضمون عاشقانه دارد؛ دیشب گلی در باغچه شکفت/ نمی دانستم که باغچه هم/ عاشق تو شده!

یکشنبه گذشته مینا آذر افشان و مادرش میزبان گروهی از اعضای انجمن سعدی پژوهی همدان و توسعه محلی بهارستان و پویشگران سفر پاک بود که او ومادرش در منزل شخصی این هنرمند دیدار کردند. شرکت کنندگان در این برنامه  پس از بازدید از گالری خصوصی مینا آذر افشان، اعضای انجمن سعدی خوانی حکایت­هایی را از گلستان برای حاضران خواندند و تفسیر کردند سپس مینا آذرافشان با خواندن چند شعر حاضران را میهمان کرد.پس از اینکه برای هر یک از میهمانان نسخه ای از مجموعه دوم خود«اینجا پاییز قدم می زند» امضاء کرد و   هریک از حاضران به ترتیب قطعه شعری را از این مجموعه خواندند.

مینا آذر افشان با اشاره به انتخاب عنوان مجموعه دوم خود گفت: پس از سرودن شعرها و انتخاب آن ها در یک مجموعه این اسم را انتخاب کردم  چون احستس می کردم به روح شعرها نزدیک تر است اینجا پاییز قدم می زند عنوان یکی از شعرهای این مجموعه است.

او گفت: در شعر از فروغ فرخزاد سهراب سپهری و مشیری پیروی می کنم شاعر مورد علاقه من در بین شاعران کلاسیک حکیم عمر خیام است اما به غزلیات سعدی نیز علاقمندم.

این نقاش که آخرین نمایشگاه نقاشی­هایش را بهار سال گذشته در همدان برگزار کرده بود گفت: اواخر تابستان آثار جدیدم را به نمایش خواهم گذاشت. سال 94 در زمینه نقاشی پرکار بودم و بیشتر آثاری که سال گذشته کشیده­ام با آبرنگ است.آبرنگ را بیشتر دوست دارم.

آذر افشان ادامه داد: استادان من در نقاشی کمک زیادی کردنداستاد فتوت، رجبی، پاک خو، شبیری، عطااله یوسفی، خانم سروندی و خانم لک از استادانی بودند که  به من آموزش دادند و برخی مثل آقای رجبی برای آموزش به منزل ما می­آمدند در طراحی از آقای شبیری و پاک خو تاثیر پذیرفتم اما هر یک تکنیک خاصی داشتند و از همه آنها آموخته­ام.

 

 

علی نایینی فعال فرهنگی در این مراسم گفت: ما از افرادی مانند مینا یاد می­گیریم و از مادر مینا هم می آموزیم، مادر مینا یک مادر نمونه است او یک فرشته است بهترین هنر، هنر مردم دوستی است که مادر مینا این هنر را دارد و هنرمند بزرگی را در دامن خود پرورده است.

 

عزیز طبایی  مادر مینا آذر افشان گفت: بچه هایی مثل مینا همه چیز دارند چون توانایی او را هرکسی ندارد مینا تاکنون غیبت کسی را نکرده و دوستان زیادی دارد.من همه دوستان مینا را اندازه مینا دوست دارم و مینا را اندازه دنیا دوست دارم.

 

او با اشاره به وضعیت جسمی مینا گفت: سال گذشته مینا بیمار شد و پژشکان بیمارستان تشخیص اشتباه داده بودند و گفته بودند به خاطر سنگ کیسه صفرا باید عمل جراحی شود و اگر عمل کنیم 5درصد احتمال زنده ماندن دارد اما مینا رضایت نداد و خوشبختانه فردای آن روز یکی از پزشکان  متخصص وقتی پاسخ آزمایش ها  و عکس ها را دید گفت تشخیص پزشک قبلی غلط بوده و نیازی به عمل جراحی نیست.

طبایی با اشاره به علاقه مینا به نقاشی با ذکر خاطره­ای گفت: کلاس اول تا سوم راهنمایی در مدرسه ای که خودم آموزگار بودم ثبت نام کردم اما خودم معلمش نبودم  یک روز دبیر حرفه و فن آمد گفت خانم طبایی  به مینا بگو برای همکلاسی هایش نقاشی نکشد نقاشی های بچه ها را او می کشد.

سما احسنی در این مراسم خطاب به مینا آذرافشان گفت: مینای عزیز، نغمه هستی ات را به زیباترین شکل ممکن سروده ای

چرا که خداییتت را به منصه ظهور رسانده ای ، تو همه ی مرزهای غیرممکن را در نوردیده ای و ممکن کرده ای ،ای خورشید بی غروب! انوارت همیشه درخشان خواهد ماند ...

زهرا کبودوند نیز گفت: دیدن مینا و میناهای دیگر که در دنیا کم نیستند به من تلنگر می­زنند، به مانند نوید دهنده  بیداری که به من می­گویند زندگی فراتر ازآن چیزی  است که تو به آن فکر میکنی. هدف  زندگی واقعی را باید از زندگی میناها فهمید! و باز به من گوشزد می کند که تو هم آمدی مانند مینا با همه محدودیت­ها نقش خودت را تا حد توان فکری و جسمی ات اجرا کنی و من را یاد جمله (شاهکار زندگی خودت باش) ‌می­ندازد.دیدن مینا یعنی خواستن توانستن است، یعنی عشق، الگو، انگیزه و امید.

طاهره  قاسمی نیز قطعه را تقدیم این شاعر کرد و گفت: از زمین خسته ام، مرا میهمان آسمانت کن. از تو تا,دوست راهی نیست، ازشعرهایت می توان فهمید، درنقشینه­هایت می­توان دید، چگونه مرز زمین تا آسمان کوتاه می شود؟

سمانه اسکندری گفت: امروز،یک روز خاص بود برای من.یک روز بهاری، ملاقات با دختر زیبای بهار،در اوج خستگی،نمیتوانست تصادفی باشد...

شاید هدیه خداوند برای امروزِ من این باید می­بود...دیدار با دختِ بهار با نگاه مهربانش در کنار مادرِ زلال تر از بارانش...

دیدار با مینا آذر افشانِ نازنینم...

نقاش و شاعر توانمند...

 اسکندری ادامه داد: نقاشی ها بسیار زیبا و بدون برداشت از مدل،و تنها برخاسته از روح حساس و روشن او با تکنیک­های رنگ روغن و آبرنگ که من البته آبرنگ ها را دوست تر می داشتم.کارهای آبرنگ ایشان حال و هوای اوایل بهار که همه ی رنگ ها انگار که کم رنگ تر از تابستانند را برای من داشتند و آرامشی بی نظیر را به جان خسته ی من ریختند.خنک شدم، آنقدر که دلم خواست کفشهایم را بکَنَم و پابرهنه بر بهاری که در نقاشی های مینا آنقدر زنده بود قدم بگذارم و آرزو کردم که آن پرنده که بر شاخه های یکی از نقاشی های مینا نشسته بود بر شانه ی من نیز بنشیند...

او در ادامه گفت: بعد از دیدن نقاشی ها نوبت به سعدی خوانی رسید که بسیار عالی بود و بعد از آن هم اشعار زیبای کتاب جدید مینا هم توسط ایشان هم توسط سایرین خوانده شد

اشعار هایکو گونه هستند و من خیلی زیاد لذت بردم. شاعرکلاسیک مورد علاقه ایشان خیام و شاعر معاصری که مینا اشعارش را دوست تر می دارد سهراب سپهری هستند. جانِ کلام اینکه دیدار امروز با بانو آذرافشان ولوله ای در من انداخته که ساکت نخواهد شد انگار.

محمد صالح صفری دبیر انجمن سعدی خوانی در این مراسم گفت: علی رغم این كه تعدادی از دوستان را نمی­شناختم و برای بار نخست، سعادت دیدار آنها را داشتم، بازهم این مسأله تأثیری در صفا و صمیمیت محفل نگذاشت. علت این همه لطافت چیزی نبود جز صفای باطن و دل دریایی مینا خانم و مادر بزرگوارشان.

صفری ادامه داد: خداوند مِثل ندارد(لیس كمثله شی) اما مٓثٓل یا مثال دارد(و له المٓثٓل الاعلی فی السماوات و الارض). به راستی مینا آذرافشان مثل اعلی و نماد حضرت حق بر روی زمین است. كسی كه از صفات اعظم خداوند بهره برده؛ از عشق و حب تا جود و سخا، از عزت و كرم تا مهر و وفا. و از همه مهم­تر حلم و صبر، كه در این آزمون طاقت فرسا، بسان عارفی دلباخته و عاشقی پاكباخته در راه معشوق خویش نه با پای ناتوان بلكه با بال­های فرشته گونه خود به پرواز درآمده است.

"كوتاه دیدگان، همه راحت، طلب كنند

عارف بلا، كه راحت او در بلای اوست"


برچسب ها: مینا آذرافشان ، نقاشی همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic