یکشنبه 9 آبان 1395

مرجان قهوه ای از پدر معمار خود می گوید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

مرجان قهوه ای از پدر معمار خود می گوید

حسین زندی
ویژگی‌های معمار همدانی از زبان دخترش
س قهوه‌ای و ناهید ارژنگی است. او حرفه پدر را ادامه نداد و رشته حقوق را انتخاب کرده است. وی معتقد است هر کس باید جایگاه خود را داشته باشد و تحت تأثیر کسی نباشد. او این ویژگی را از پدر به ارث برده است.
مرجان قهوه‌ای به ما می‌گوید: گفته می‌شود معمارها به 2 گروه تقسیم می‌شوند؛ معمار خوب 4 چشم و 4 تا دست دارد اما دهان ندارد، در مقابل معمار بد 3 دهان دارد اما دست و چشم ندارد. پدر من از گروه اول بود. کمتر سخن می‌گفت و بیشتر می‌دید و عمل می‌کرد. او معمار بود و کارش نشان معماری‌اش.

همدان؛ شهر غریب‌نواز
وی ادامه می‌دهد: همدان مانند شهرهای شیراز، اصفهان و تبریز نیست که وقتی تحصیلکردگان و نخبگان به زادگاهشان همدان باز می‌گردند استقبال کنند و اجازه بدهند آنان کار کنند. وقتی در شیراز بیمارستانی به نام دکتر خدادادیان که هنوز در قید حیات است نامگذاری شد، بسیار خوشحال شدم اما در اینجا شهردار قول می دهد خیابانی به نام مهندس قهوه‌ای نامگذاری شود و عمل نمی‌کند. در دانشگاه آزاد می‌گویند دانشکده‌ای به نام او ثبت می‌کنیم اما باز عمل نمی‌کنند. فرزند مهندس قهوه‌ای می‌گوید: پدر من تنها معماری بود که وقتی متخصص شد به زادگاه خود برگشت. بیشتر همکاران پدر من پشت میز می‌نشینند و در مسابقات شرکت می‌کنند و مقام اول را به دست می‌آورند اما او  در خود همدان گروه درست کرد وکارگر تربیت ‌کرد. حتی گویش همدانی را دوست داشت و تغییر نمی‌داد. پدرم در شهر خودش ماند و از همین شهر الهام گرفت.

 معماری در همدان
قهوه‌ای می‌افزاید: اگر هر معماری به استان خود بر می‌گشت و کار می‌کرد وضع معماری ایران درست می‌شد اما درآمد در تهران بیشتر است و بیشتر گرایش دارند به تهران بروند.
وی می‌گوید: در گذشته، کار معماری با مردم همدان بسیار دشوار بود به دلیل این‌که بیشتر همدانی‌ها فکر می‌کردند معماری بلد هستند و اظهارنظر می‌کردند.
 پس از این‌که کاری سفارش می‌دادند مدام در کار معمار دخالت می‌کردند، اظهارنظر می‌کردند و از طرفی پول هم خرج نمی‌کردند. در این شرایط مهندس قهوه‌ای کار کرد و برای تقویت معماری شهر از هیچ کوششی فروگذار نبود.

تصور نادرست از مهندس
قهوه‌ای ادامه می‌دهد: دومین مشکلی که پدرم درگیر آن بود معیار و تصوری بود که مردم از او در ذهن خود ساخته بودند.
 مردم در ذهن خود تصویری خاص ساخته بودند اما وقتی می‌دیدند زندگی او با تصورشان تفاوت دارد انتقاد می‌کردند. او هیچ‌وقت پیش کارگرها لباس فاخر نمی‌پوشید و دوست داشت با مردم همراه شود.
دختر مهندس قهوه‌ای می‌گوید: رابطه من با پدر نزدیک بود. اما من دوست ندارم نامم زیر سایه پدر باشد دوست دارم خودم باشم و تلاش خودم را بکنم.

نام نیک پدر
وی به مهم‌ترین ارثیه پدر اشاره می‌کند و می‌گوید: به نظرم نام نیک پدرم مهم‌ترین ارثیه پدرم و سرمایه ما است که با هیچ چیز قابل معاوضه نیست. زمان دانشجویی در شهر شیراز وقتی دانشجویان معماری متوجه می‌شدند من دختر مهندس قهوه‌ای هستم احترامی صدبرابر برای من قائل می‌شدند.
پدرم معتقد بود وقتی انسان عملکرد بسیار مثبتی داشته باشد نام و لقب و فامیلی دیده نمی‌شود. اما درباره شخص من، بیشتر عشقی که به من داشت برایم خیلی مهم بود و هست. انسان وقتی از نظر علمی و عملکرد، کارنامه پرباری داشته باشد نام خود را هم ماندگار می‌کند .
فرزند این معمار همدانی در پایان می‌گوید: پدر من چند بار از آمریکا بورسیه گرفت اما نرفت. به‌خاطر تعلق خاطرش به همدان، انتقال تجربه‌های حرفه‌ای خود در ساخت و آموزش معماری به جوان‌ترها در این شهر ماند. به نظرم باید کارهای پدرم ثبت شود. او می‌خواست شهرش را بسازد.


برچسب ها: مهندس محمد قهوه ای ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic