تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - 5 دهه عکاسی و کوهنوردی
یکشنبه 12 دی 1395

5 دهه عکاسی و کوهنوردی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

5 دهه عکاسی و کوهنوردی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
5 دهه عکاسی و کوهنوردی
جواد قلی‌زاده سال 1333 در همدان متولد شد. از نوجوانی وارد حرفه عکاسی شد و امروز یکی از قدیمی‌ترین عکاسان همدان به شمار می‌رود....
1395/10/11
 جواد قلی‌زاده سال 1333 در همدان متولد شد. از نوجوانی وارد حرفه عکاسی شد و امروز یکی از قدیمی‌ترین عکاسان همدان به شمار می‌رود. کمتر خانواده‌ای را در همدان می‌توان سراغ گرفت که قلی‌زاده عکس یکی از اعضای آن را ثبت نکرده باشد. ده‌ها هزار نگاتیو، محصول 5 دهه عکاسی او است. رفتار خوش او زبانزد است و همه همکاران او را به مهربانی می‌شناسند. همچنان با لهجه زیبای همدانی صحبت می‌کند و هر جمعه با دوستانش به کوهنوردی می‌رود. خاطرات عکاسی و کوهنوردی او را با هم مرور می‌کنیم.
از کودکی و خانواده‌تان بگویید.
در خیابان شهدا، کوچه ضرابی متولد شدم. به دلیل این‌که لقب جد پدری من قلی‌زاده بود همین نام خانوادگی را انتخاب کردند. اجداد ما دباغ بودند و محل کارشان در دباغخانه همدان بود.
  • دوران تحصیل را کجا گذراندید؟
در خیابان شورین یا شهدای امروز کوچه فرخ‌سرشت مدرسه‌ای به همین  نام بود. تا کلاس ششم در آنجا بودم پس از این‌که سال ششم را تمام کردم پسرعمه‌ای داشتم که گفت همسایه ما شاگرد می‌خواهد. مرا به آقای کریم پشم فروش معرفی کرد که در خیابان بوعلی آن زمان عکاسی داشت. من از سال 1348 در این شغل فعالیت می‌کنم.
  • آن موقع آموزش عکاسی چگونه بود؟
باید عاشق بودی تا کار یاد می‌گرفتی، با دیدن باید می‌آموختی. آموزش و آموزشگاهی وجود نداشت. آن زمان فرد باید ابتدا شاگردی می‌کرد یعنی مغازه را آب و جارو می‌کرد. آرام آرام به تاریکخانه می‌رفت و ظهور و چاپ را یاد می‌گرفت و در نهایت می‌توانست پشت دوربین بایستد و عکاسی کند. من همه این مراحل را گذراندم تا عکاسی یاد گرفتم. استادها و عکاس‌ها چیزی به شاگرد یاد نمی‌دادند خود فرد باید یاد می‌گرفت.
  • با چه دوربین‌هایی کار می‌کردید؟
از سال 1351 با دوربین‌های مختلف شامل دوربین فانوسی، لوبیتل و دوربین‌هایی که به 8تایی معروف بود و کارهای معمولی انجام می‌داد عکاسی می‌کردیم.
  • از چه زمانی مستقل شدید؟
آقای پشم فروش اهل تبریز بود مالک عکاسی پر بود و عکس خوب می‌گرفت. تا سال 1352 شاگرد او بودم. آن سال به خدمت سربازی رفتم 2 سال بعد که برگشتم در مغازه عکاسی سورن در خیابان بوعلی مشغول به کار شدم تا 1356 که خودم مغازه گرفتم.
  • گفته می‌شود بیشتر عکاسان آن زمان از هموطنان ارمنی بودند شما چه رابطه‌ای با آنان داشتید؟
بله عکاس‌های قدیم همدان بیشتر ارمنی بودند؛ سورن، ژوراخان، یوتام، یونان و نوشیک. عکاسی هاله در خیابان تختی متعلق به آقای نوشیک بود، ووا در خیابان بوعلی بود. ارامنه  به عکاسی علاقه‌مند بودند و مردم هم به آنها اعتماد داشتند. در شهرهایی مانند تهران، تبریز و اصفهان ارامنه زندگی می‌کردند و عکاسان معروفی داشتند همان‌طور که مکانیک‌های خوبی بودند. همه این عکاسی‌ها تعطیل شدند. ما همکاری خوبی داشتیم و از همدیگر دارو و فیلم می‌گرفتیم.
  • با عکاسی سورن چگونه کار می‌کردید؟
من زمانی که پیش سورن کار می‌کردم 30درصد درآمد را من می‌بردم و 70 درصد او که مالک عکاسی بود. بسیار مرد خوبی بود. سال 1356 با آقای حبیب سلطانی شریک شدیم و تا سال 1380 با هم کار می‌کردیم. او سهم خود را واگذار کرد. البته پیش از مشارکت من با حبیب سلطانی عکاسی لیدو وجود داشت.
  • عکاسان همدانی در عکاسی پرتره تبحر دارند. از این شیوه در عکاسی بگویید.
معمولا کسانی که خوش‌تیپ بودند مراجعه می‌کردند و ما از آنها عکس پرتر می‌گرفتیم. عکس برخی را که زیباتر می‌شد چاپ و در ورودی مغازه نصب می‌کردیم تا مشتری بیشتری جذب کنیم. گاهی هم عکس‌های آدم‌های معروف را نصب می‌کردیم به طور مثال عکس هنرمندان سینما یا خوانندگان را که در همدان برنامه اجرا می‌کردند یا فیلم می‌ساختند می‌گرفتیم و جلو مغازه نصب می‌کردیم. سر صحنه فیلمبرداری می‌رفتیم و از آنها دعوت می‌کردیم به مغازه ما بیایند و عکسشان را بگیریم. مثلا محمدعلی فردین از هنرپیشه‌هایی بود که عکس او را گرفته بودیم.
  • در عرصه عکاسی خبری هم کار می‌کردید؟
در زمینه عکاسی خبری کار نکردم. بیشتر مهدی استعدادی در روزنامه اطلاعات و آقای شیوا نیز با روزنامه کیهان همکاری می‌کردند.
  • علاقه شخصی شما به چه نوع عکس‌هایی است؟
من به پرتره سیاه و سفید علاقه دارم وعکس کوه‌های ایران را بیشتر دوست دارم. البته عکس‌های کوه را گاهی دوستان برای رسانه‌ها می‌خواهند و در نشریات مختلف داخلی و خارجی چاپ می‌شود. برای کوهنوردی به چند کشور خارجی نیز سفر کرده‌ام. تقریبا تمامی کوه‌های ایران را صعود کرده‌ام و عکس‌های زیبایی گرفته‌ام.
  • با ورود فناوری‌های نوین عکاسی شما چه برخوردی با این پدیده داشتید؟
از زمانی که موبایل آمده عکس ارزش خود را از دست داده. فناوری جدید کیفیت را بالا برده اما عکاس باید بداند دوربین چه کاری می‌کند و خودش هم از دوربین آگاهی داشته باشد. کسانی که با دوربین‌های قدیم آشنایی نداشته باشند با دوربین‌های جدید نیز نمی‌توانند عکس خوبی بگیرند. البته به طور کلی با آمدن این فناوری‌ها وضع عکاسی بهتر می‌شود.
  • برخورد شما با دیجیتالی شدن عکس چگونه است؛ این‌که آلبوم‌های کاغذی کم‌کم از بین می‌روند؟
به نظرم باید عکس چاپ شود تا به زیبایی آن پی ‌ببریم. عکس وقتی چاپ می‌شود بهتر خودنمایی می‌کند و ماندگاری بیشتری هم دارد.
  • هیچ‌وقت سعی نکردید مجموعه‌ای از کارهایتان را به صورت کتاب منتشر کنید؟
یکی از همکاران کارهای خود را چاپ کرد اما متاسفانه استقبال نشد و متضرر شد.
  • رابطه عکاسان با همدیگر چگونه است؟
ما عکاس‌ها را با نام عکاسی‌شان می‌شناسیم آقای شیوا، آقای بیتا، همایون، پرستو، افشین، انعکاس، وحدت، سایه، کاخ، موگه و همکاران دیگر. البته عکاسی افشین تعطیل شد. من 50 سال است عکاسی می‌کنم و با همه عزیزان رابطه خوبی دارم.
  • کسانی که عکاسی‌شان را تعطیل می‌کنند، آرشیو نگاتیوها را چه کار می‌کنند؟
عکاسان معمولا آرشیو خود را به همکاران واگذار می‌کنند. البته باید توافق و علاقه دو طرفه باشد و عاشق کار باشند. گاهی کسی مراجعه می‌کند و عکس 50 سال پیش را می‌خواهد. ما می‌دانیم چه عکاسی آرشیو خود را به کدام عکاسی واگذار کرده و به او معرفی می‌کنیم.
  • از عکاسان دوره‌گرد خاطره دارید؟
عکاسان آماتور روزهای جمعه می‌رفتند و در مناطق توریستی عکس می‌گرفتند و شنبه می‌آورند و ما چاپ می‌کردیم. معمولا در مغازه یک نفر کار ظهور را انجام می‌داد و یک نفر وظیفه مرحله یا چاپ را بر عهده داشت.
  • عاقبت ایجاد موزه عکاسی همدان به کجا انجامید؟
با استاندار صحبت شده مکانی به موزه عکاسی اختصاص داده شود و ما هم عکس‌های قدیمی و تجهیزات در اختیار موزه قرار می‌دهیم. ما همه دوربین‌های قدیمی را حفظ کرده‌ایم چون عاشق کارمان هستیم. کسانی که به این موضوع اهمیت نمی‌دهند عشق و علاقه ندارند. امیدوارم این اتفاق بیفتد و آثار برای آیندگان باقی بماند.
  • خانواده شما به عکاسی علاقه دارند؟
پسر من در همین کار است، عکاسی می‌کند و دخترم نیز در تهران مشغول تحصیل است.
  • به سراغ کوهنوردی برویم، در بین کوه‌ها و قله‌هایی که صعود کرده‌اید به کدام یک علاقه بیشتری دارید؟
من الوند را بیشتر از سایر کوه‌ها دوست دارم و عکس‌های خوبی از آن گرفته ام. با مهدی چیت‌سازیان که متاسفانه قطع نخاع شد سال‌ها به کوه می‌رفتیم. از تفتان تا سردشت را با گروه کوهنوردی زاگرس پیمودیم و من عکس‌های این کوه‌ها را ثبت کردم. از سال 54 که از سربازی آمدم مدام کوه می‌روم. هنوز هر جمعه این کار را انجام می‌دهم. یخچال، تخت نادر و امامزاده کوه از مسیرهای همیشگی من است.
  • از این 5 دهه راضی هستید؟
به آنچه می‌خواستم رسیده‌ام و آرزوی من این است که جوانان کشورم به خوشبختی و سعادت برسند
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/5-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: عکاسی همدان ، همشهری همدان ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر