تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی
شنبه 14 اسفند 1395

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،فرهنگ عامه ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت...
1395/12/14
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت.
این شناخت تا امروز ادامه داشته و افزون بر کار تئاتر و سرودن شعر یکی از کسانی است که فرهنگ عامه همدان را خوب می‌شناسد.وی در این گفت‌‌‌وگو از خاطراتش از تئاتر همدان می‌گوید.
  • دلبستگی به تئاتر از کجا شروع شد و به کجا ختم شد؟
تئاتر در همدان از اول خیابان عباس‌آباد جایی که الان بانک صادرات است، آغاز شد. در زمانی که من حدودا ده ساله بودم یعنی سال‌‌‌های 27 یا 28 که تئاتر سعدی در تهران فعالیت داشت، عده‌ای از شاگردان عبدالحسین نوشین به همدان آمدند. یکی از آنها کهنمویی بود، مشعشعی و نویدی نیز آمدند و آنجا را نمایش‌خانه اکباتان نامگذاری کردند.
  • مالک نمایش‌خانه اکباتان چه کسی بود؟
بانی آن را اطلاع ندارم اما می‌دانم که این سه بزرگان هنر بودند. من از اینکه چه کسی از این افراد خواست که به همدان بیایند اطلاعی ندارم اما شاید به علت گستره تئاتر بوده یا فردی خواسته که من بی‌اطلاع هستم. فکر می کنم آقایی که نام خانوادگی‌اش نویدی و اهل همدان بود و نامش را به خاطر ندارم، این افراد را به همدان آورد.
سیف‌الله گلپریان و امیر ساسان دهگان هم با این گروه تئاتر هم بازی و همنوازی می‌کردند. اینها آمدند و در همدان تئاتر را شروع کردند. پدرم من و برادرانم را گاهگاهی برای تماشای تئاتر می‌آورد.
  • چه سالی بود؟ نام نمایش را به خاطر دارید؟
من متولد 1316هستم و در آن موقع 10 ساله بودم. چون در آن زمان من سن کمی داشتم خوب به یاد ندارم که موضوع نمایش چه بود. زنده‌یاد مشعشعی، گریمور پرقدرتی بود و چهره‌‌‌ها را طوری تغییر می‌‌‌داد که به هیچ وجه کسی شخص را نمی‌‌‌شناخت.
  • تئاتر اکباتان تا چه سالی برپا بود؟
دقیقا اطلاع ندارم اما فکر می‌کنم دو یا سه سالی بیشتر نبود. بعد از اینکه آن تئاتر به هر دلیلی جمع شد آن مکان به زغال‌فروشی تبدیل شد. مدت‌ها طول کشید تا برای بار دوم همان محل زغال‌فروشی به تئاتر بازگشت. این بار بنیانگذار این تئاتر زنده‌یاد سیدرضا همراه بود که با چند نفر شراکت کرد از جمله مرحوم زین العابدین شاملو که دبیر ریاضی بود و برادران علی و اصغر باب الحوائجی و  تئاتر را شروع کردند.
  • در دوره دوم تئاتر اکباتان چه کارهایی روی صحنه می‌رفت؟
از آنجایی که تئاتر در همدان پایه نداشت ابتدا از هنرمندان سایر نقاط ایران به‌‌‌ خصوص تهران دعوت می‌کردند که  نمایشنامه‌‌‌هایی اجرا کنند. یکی از آن نمایشنامه‌‌‌ها «ماهی طلایی» بود که حدود  سال1334 اجرا شد. این اتفاق همزمان با وقفه 5 ساله در تئاتر همدان بود. نمایش ماهی طلایی برنامه تقریبا کمدی و شیرینی بود که دربار خلیفه و آنچه  را در آنجا می‌‌‌گذشت نشان می‌داد.
  • بازیگران را به خاطر دارید؟
عزیز گرجی برادر نعمت گرجی آن زمان به همدان آمد. زنده‌یاد سیف الله گلپریان در آنجا برنامه تئاتر گذاشت که برنامه زیبایی بود و برای اجرای آن نمایشنامه از همه هنرمندان همدان استفاده کرد. من نبودم اما برادر بزرگ‌ترم پژمان بود و علی بهاری و  نصرالله عبادی و زنده‌یاد جلالی هم بازی می کردند. نمایشنامه بسیار قشنگی بود، موضوع اجتماعی داشت و استقبال شایانی از آن شد.
سیف الله گلپریان نقش بسزایی در تئاتر همدان دارد و اگرچه زنده‌یاد امیرساسان دهگان علاقه فراوانی به تئاتر داشت اما علاقه گلپریان چیز دیگری بود و با تمام وجود برای تئاتر تلاش می‌‌‌کرد. معمولا کارگردان گلپریان بود و دهگان بازی نداشت. من بازی ایشان را ندیدم. گلپریان هم نقش بازی نمی‌کرد و فقط کارگردان بود. آنجا هم به دلایلی تعطیل شد.
  • آقای همراه فقط در راه اندازی تئاتر نقش داشت یا کار نویسندگی و بازی هم می کرد؟
زنده‌یاد رضا همراه هم مترجم بود و هم نویسنده. اما در زمینه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی و بازیگری من چیزی از ایشان ندیدم.
  • بعد از تعطیلی دوباره اکباتان، سرنوشت این گروه چه شد؟
تئاتر در آن مکان تعطیل شد و به اول خیابان بوعلی آمد که مکان فعلی باشگاه بانک تجارت است. طبقه بالا و نمایش‌خانه اکباتان شد تئاتر بوعلی. دیگر گلپریان همکاری نداشت. عده‌‌‌ای که در آن مکان بودند   با مالک آنجا مشکل داشتند و مجبور شدند مکان را عوض کنند و به اول خیابان بوعلی منتقل شدند. رضا همراه ، شاملو و برادران باب‌الحوائجی ادامه تئاتر را در پیش گرفتند و زنده‌یاد امیرساسان دهگان کارگردانی را به عهده گرفت.
در ابتدا که آمده بودند برای انجام برنامه‌‌‌های تئاتر از تهران هنرپیشه می‌‌‌آورند ما که آنجا بودیم اعتراض کردیم و گفتیم اساس تئاتر را به خطر می‌اندازند.
  • مصطفی اسکویی یا کهنمویی آمده بود؟
خیر. مصطفی اسکویی جزو هنرمندان خیلی قدرتمند، همسر مهین اسکویی و از شاگردان مهین اسکویی بود.  مصطفی اسکویی شاید به نمایش‌خانه اکباتان آمده بود که من به خاطر ندارم اما در تئاتر بوعلی نبود.
  • حقوق شما چقدر بود؟
در آن زمان من شبی 2 تومان می‌گرفتم و نقش بازی می‌‌‌کردم. روزهای جمعه که مجبور بودیم 3 سئانس بازی کنیم دستمزدمان 3 تومان می‌شد. نصرالله عبادی هم این طور بود. ما گله می‌‌‌کردیم و آنها هم می‌گفتند که نمی‌چرخد، راست هم می‌گفتند. روز جمعه بعدازظهر و شب شنبه بیننده زیاد می‌شد .در روزهای دیگر بیننده کم بود. هنوز هنر تئاتر در ذهن مردم شکل نگرفته بود و با توجه به اینکه سینما هم در آن زمان تازه داشت پا می‌گرفت، به سینما هم مردم آنچنان گرایشی نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، منصور جمشیدآبادی ،

foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 12:22 ب.ظ
Undeniably believe that which you stated. Your favorite reason seemed to
be on the internet the easiest thing to be aware of.

I say to you, I certainly get irked while people think about worries that they just do
not know about. You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole
thing without having side effect , people can take a signal.
Will probably be back to get more. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر