تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مَتَل‌های همدانی منتشر می‌شود
پنجشنبه 24 فروردین 1396

مَتَل‌های همدانی منتشر می‌شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

مَتَل‌های همدانی منتشر می‌شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
مَتَل‌های همدانی منتشر می‌شود
مسعود احمدی (ساعد) متولد 1328 در همدان است. او از اواخر دهه 40 با بازیگری و کارگردانی وارد عرصه هنر شد و در ده‌ها نمایش به عنوان بازیگر یا کارگردان ایفای نقش کرد. احمدی آثاری را در زمینه داستان، نمایشنامه و شعر از جمله دو نمایشنامه «جریره جریره» و «خاکسپاری سهراب» منتشر کرده است....
1396/01/23
مسعود احمدی (ساعد) متولد 1328 در همدان است. او از اواخر دهه 40 با بازیگری و کارگردانی وارد عرصه هنر شد و  در ده‌ها نمایش به عنوان بازیگر یا کارگردان ایفای نقش کرد. احمدی آثاری را در زمینه داستان، نمایشنامه و شعر از جمله دو نمایشنامه «جریره جریره»  و «خاکسپاری سهراب» منتشر کرده است. این نویسنده همدانی این روزها مشغول آماده‌سازی کتاب «متل‌های همدانی» است که به زودی منتشر خواهد شد. به این بهانه با او به گفت‌و گو نشسته‌ایم.
  • موضوع کتاب جدیدتان چیست؟
کتاب درباره متل‌های همدانی است. البته من نمی‌خواستم به این حوزه وارد شوم.
  • شما که قبلا تجربه کار با پژوهشگرانی مانند انجوی شیرازی را داشته‌اید.
کار با انجوی شیرازی به سال‌های 45 تا 50 برمی‌گردد. بعد از آنکه من در حوزه تئاتر فعالیت خودم را آغاز کردم و عاشق سینما شدم دیگر از کار پژوهش فاصله گرفتم.حتی تابستان 1350 که نزد نصراله یگانه که معاون انجوی بود رفتم پیشنهاد این بود که آنجا بمانیم و با ایشان کار کنیم چون حس کرده بود از نظر خط و ربط نوشتن می‌توانیم با او کار کنیم. اما بعد از آنکه من از سپاه دانش برگشتم و به سمت تئاتر کشیده شدم دیگر کار پژوهش خود به خود کنار رفت. بعدها هم که به انستیتو امور هنری رفتم، دیگر به طور کلی به تئاتر و نوشتن تئاتر و قصه‌نویسی پرداختم اما انتظار داشتم که افرادی شبیه پرویز اذکایی - که در مقدمه کتاب فرهنگ مردم همدان می‌گوید: به من می‌گفتند «پرویز متلی» -یا عباس فیضی یا آقایی به اسم وطن‌دوست یا وطن‌پرست که ایشان هم با انجوی شیرازی کار می‌کرد در حوزه متل‌های همدان یا قصه‌های عامیانه همدان یا همان ادبیات فولکلور کارهایی انجام دهند یا داده باشند اما تنها چیزی که کار نشده است متل و قصه‌های همدان است. من احساس کردم که واجب است این کار انجام بشود آن هم از این نظر که ممکن است شما نمونه‌های این قصه‌ها را جاهای دیگر هم داشته باشی مثلا در شیراز یا مشهد.
  • اما روایت‌ها فرق می‌کند.
جدای از تفاوت روایت‌ها مسأله دیگر امثال و حکمی است که داخل اینها به کار برده می‌شود. ضرب‌المثل‌ها و واژه‌های خاصی که مخصوص گویش همدانی است و دارای بار معنایی خیلی خوبی است، جدای از آن می‌تواند به ادبیات کمک کند اما فراموش شده یا در این کار سهل انگاری شده است. این بود که تصمیم گرفتم بنویسم و تلنگر اصلی برای این نوشتن را خانمی به نام نیم‌تاج به من زد  که خدمتکار دکتر ایراندخت میرهادی بود. ما با دکتر میرهادی در خیابان فرهنگ همسایه بودیم. وقتی من اول یا دوم ابتدایی بودم این خانم شب‌ها قصه‌هایی برای من می‌گفت.
  • شما در واقع براساس داستان‌هایی که خانم  نیم‌تاج در حدود 57 سال پیش برای شما روایت کرده نوشته‌اید. فکر می‌کنید چقدر به متنی که او روایت کرده پایبندید؟‌
خب صد در صد که نمی‌شود و اصلا بنا نیست که بشود چون از صافی ذهن من دارد عبور می‌کند. او هم چیزهایی که برای ما گفته بی‌شک از دیگرانی شنیده بوده و هنگام بازگویی برای ما تغییراتی در آنها ایجاد کرده است، البته نه به‌صورت آگاهانه و خودخواسته.اصلا ذهن آدمی قصه‌گو است و قصه را بر اساس وضعیت روحی-روانی خود و آن لحظه‌ای که در آن زندگی می‌کند ممکن است تغییر دهد و این تغییر، گریزناپذیر است.
  • چقدر عمد در این تغییر دخیل است؟
ممکن است مسائلی که در زندگی آدمی پیش می‌آید آنقدر حاد باشد که به عمد قصه را تغییر دهد اما من اینجا سعی کرده‌ام تا آنجایی که می‌شود به گذشته برگشت و اینها را بازنویسی کرد و برای خودم یادآوری ذهنی بکنم تا اصل قصه دربیاید.
مجموعه شامل چند متل است؟
چیزی که من از متل‌هایی که خانم نیم‌تاج برای ما می‌گفت در ذهن دارم شاید بالغ بر  150است که 35 متل را تا به حال نوشته‌ام. سعی می‌کنم 50  متل در کتاب اول منتشر شود.
  • می‌خواهید این کتاب چه تأثیری در فرهنگ عامه بگذارد؟
در اصل هدف من حفظ فرهنگ عامه است. یک سری واژه‌ها و اصطلاحات خاص و در عین حال روایت خاصی که از منظر من بعد از 60 سال هنوز هست، می‌خواهم بماند و ماندگاری آن برمی‌گردد به اینکه کسانی که آن را می‌خوانند چقدر با آن ارتباط برقرار‌ ‌کنند. یک چیز دیگر را هم در نظر دارم؛ می‌خواهم کسانی که روایت‌های دیگری دارند یا چیزهایی دارند که به طور ‌کلی من یا نمی‌دانم یا نشنیده‌ام برای نوشتن و انتشار آن‌ها تشویق شوند. کشورهای اروپایی بعد از رنسانس جمع آوری کارهایشان را آغاز  کرده‌اند مثل افسانه‌های برادران گریم. قصه‌های ما جمع‌آوری نشده و حیف است که از ‌بین برود. در ذهن من هم شمایی از روایت‌هایی که از نیم‌تاج خانم شنیده‌ام هست و سعی کرده‌ام آن‌ها را دوباره به یاد آورده و پیاده کنم. بیشتر دوست دارم خوانندگان هم هرچه شنیده‌اند و به یاد دارند حتی در حد یک پاراگراف یا چند واژه بگویند تا حفظ کنیم و از بین نرود. البته خیلی هم کمک می‌کند که از این روایت‌ها قصه‌های کودکانه را بازنویسی کرد یا از آن‌ها تئاتر درست کرد. یا حتی از آن‌ها برای نوشتن رمان استفاده کرد که این‌ها  برمی‌گردد به کسانی که در آن حوزه‌های خاص کار می‌کنند و درگیر این موضوع می‌شوند. خلاصه فواید این قصه‌ها زیاد است.
  • راجع به ریشه متل و اینکه چرا به آن متل می‌گویند کار کرده‌اید؟
خیر. فکر می‌کنم این کار در تخصص کسانی مانند پرویز اذکایی و نیز آنهایی است که زبانشناسی می‌دانند و واژه ها را ریشه‌یابی می‌کنند. من بیشتر خواسته‌ام که این نوع روایتی که نزد من هست حفظ شود.
  • این روایتی را که شما حفظ کرده‌اید و می خواهید بازگو و منتشر کنید با نمونه‌های شهرها یا استان‌های دیگر مقایسه کرده‌اید؟
اگر آن‌ها را دیده یا پیدا کرده باشم به آن‌ها رجوع کرده‌ام اما یک سری از آن‌ها نیستند یا من ندیده‌ام. اما آن مقایسه که شما می‌گویید باز هم کار فرد دیگری است. این‌که شما انواع روایت‌های مختلف از یک قصه را با هم مقایسه و بررسی کرده و از دل این‌ها آن روایت ریشه‌ای را بیرون بیاوری.
  • عنوان کتاب مشخص است؟
خیر. چون قبلا مجموعه‌ای به اسم گلین‌خانم درآمده نمی‌خواهم اسم این مجموعه را مثلا قصه‌های نیم‌تاج بگذارم که مشابه آن شود. می‌تواند عنوان دیگری داشته باشد اما راوی اول می‌شود نیم‌تاج و راوی دوم منم که بین این دو روایت خیلی تفاوت هست.
  • روایت شما چقدر امروزی شده است؟
سعی کرده‌ام که نشود اما به هر حال زبان تغییرکرده و نوع تعریفی که من می‌کنم در آن هست. سعی کرده‌ام جایی که واژه خاص همدانی در روایت هست آن را به همان شکل بیاورم اما اگر ببینم که مخل درک متن توسط خیلی‌ها می‌شود آن را هم برمی‌دارم. سعی کرده‌ام که روایت مال همدان باشد و اصطلاحات بومی اینجا و حتی نوع گویش شعری در روایت بیاید.با نزدیک به 60 سال دوری من از همدان و از دست دادن گویش همدانی طبیعی است که ایراداتی هم باشد اما من سعی خود را برای حفظ شکل درست و بومی روایت کرده‌ام.


برچسب ها: همشهری همدان ، متل های همدان ، ساعد احمدی ،

What is the Ilizarov method?
شنبه 14 مرداد 1396 03:58 ق.ظ
My programmer is trying to convince me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the costs.

But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on a
number of websites for about a year and am worried about switching to another platform.
I have heard very good things about blogengine.net. Is there a way I
can transfer all my wordpress posts into it? Any kind
of help would be really appreciated!
libertysear.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 01:03 ب.ظ
My brother recommended I might like this blog.

He was entirely right. This post actually made my day.
You cann't imagine simply how much time I had spent for this information!
Thanks!
sierraingersol.jimdo.com
جمعه 6 مرداد 1396 07:03 ب.ظ
Wow, superb blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look of your web
site is fantastic, let alone the content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر