تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب بهمن 1393
چهارشنبه 29 بهمن 1393

برگزاری نخستین همایش گردشگری ادبی غرب کشور در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،


برگزاری نخستین همایش گردشگری ادبی غرب کشور در همدان
در آستانه روز جهانی راهنمایان گردشگری همایش گردشگری ادبی همدان از فردا 30 بهمن تا یکم اسفند با حضور ده‌ها تن از شخصیت‌های ادبی، استادان، دانشگاهیان شاعران و فعالان حوزه گردشگری برگزار خواهد شد.
1393/11/29
به گزارش همشهری بازدید از مراکز ادبی فرهنگی و اماکن تاریخی کتابخانه‌های تاریخی، موزه‌هایی که به نوعی با ادبیات ارتباط دارد مانند موزه‌هایی که اشیا و آثار شاعران و نویسندگان را نگهداری می‌کنند.
در روز نخست هنگام بازدید از اماکن تاریخی با اهدای شاخه گل بر مزار بزرگان فرهنگ و ادب همدان از جمله باباطاهر، بوعلی‌سینا، مفتون همدانی و عارف قزوینی یاد مفاخر استان گرامی داشته خواهد شد.
یکی از جاذبه‌هایی که گردشگران زیادی را در دنیا به سمت شهر‌های فرهنگی می‌کشاند حضور گردشگران در رویدادهای فرهنگی یک شهر است. از همین رو در همایش گردشگری همدان تلاش شده به بهانه رونمایی از یک اثر ادبی میهمانانی را از جمله دوستان و علاقه‌مندان یک شاعر را به همدان دعوت کنیم. مسئولان برگزاری همایش امیدوارند ترویج چنین رویکردی بتواند علاوه بر رشد سرانه مطالعه و کتابخوانی در کشور این رویدادها در بهبود گردشگری نیز کمک کند.
برگزاری کارگاه‌های آموزشی در زمینه گردشگری ادبی  و توانمندسازی راهنمایان گردشگری در همدان از جمله برنامه‌های این همایش است که صبح روز یکم اسفند در محل خانه تشکل‌های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری همدان برگزار خواهد شد. این خانه به تازگی با حضور «اسدالله درویش امیری» معاون حقوقی سازمان میراث فرهنگی و اعضای انجمن‌های غیردولتی حوزه میراث فرهنگی و گردشگری همدان گشایش یافت.
همچنین در این همایش نمایندگان انجمن‌های شاهنامه خوانی از استان‌های تهران البرز، کرمانشاه و همدان حضور خواهند داشت و داستان سیاوش را به صورت مشترک اجرا خواهند کرد. هدف از شاهنامه‌خوانی در همایش گردشگری ادبی همدان این است که محافل و انجمن‌های ادبی کوچکی که به صورت تخصصی در یک زمینه مانند شاهنامه‌خوانی و مثنوی‌خوانی می‌کنند، نمود بیرونی داشته باشد و بتوانند افراد زیادی را به این منظور ترغیب کنند  تا دیگر افراد جامعه با این فعالیت‌ها آشنا شوند. همچنین ارائه مقالات همایش نیز در ارتباط با فردوسی و شاهنامه خواهد بود و توسط فعالان عرصه شاهنامه‌خوانی ارائه خواهد شد.
در برنامه نمایشنامه‌خوانی متن ادبی تاریخی مرگ یزدگرد که همخوانی با متون شاهنامه دارد انتخاب شده است و توسط هنرمندان تئاتر همدان اجرا خواهد شد.
در این مراسم فرصتی فراهم خواهد شد تا از تجربه‌های کوچک گردشگری ادبی صحبت شود. یکی از این موارد نمونه‌ای است که توسط «حسین صالحی ابرقویی» شاهنامه‌پژوه یزدی انجام شده است. او مسیر حرکت سیاوش در شاهنامه را بازشناسی کرده  و در کتاب خاستگاه سیاوش گردآوری کرده است. افراد و تورهایی که از این مسیر در استان یزد بازدید کرده‌اند تجربه‌های خود را از این گونه گردشگری ادبی بازگو خواهند کرد تا شرکت‌کنندگان در این همایش با انواع نمونه‌های گردشگری ادبی آشنا شوند.
علاوه بر دیدار میهمانان با مفاخر و بزرگان ادب شهر همدان از راهنمایان گردشگری که بیشتر به موضوع گردشگری ادبی پرداخته‌اند و به صورت تخصصی در این زمینه کار کرده‌اند تجلیل خواهد شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری ادبی ،

ادبیات همدان نیاز به رسانه دارد

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یكی از برنامه‌های همایش گردشگری ادبی در همدان «عصر شعر و موسیقی» است.
1393/11/29
 این مراسم در تالار فجر واقع در آرامگاه‌ بوعلی‌سینا جنب شهرداری همدان ساعت 16 پنج‌شنبه 30 بهمن برگزار می‌شود. در این مراسم از كتاب مجموعه شعر «كلید كوچك جهان» رونمایی می‌شود. مهمان ویژه مراسم علیرضا بهرامی شاعر، روزنامه‌نگار و مستندساز است.
به مناسبت رونمایی از مجموعه «كلید كوچك جهان» با شاعر این كتاب گفت‌وگویی داشتیم.
شكل‌گیری گروه‌های منسجم نقد ادبی
حسن گوهرپور در مورد شكل‌گیری گروه‌های منسجم و داشتن انگیزه فراوان هنری و تلاش برای تغییر سطح و تراز فرهنگی شهر گفت: باید گروه‌های فرهنگی تشكیل منافع جمعی را اولویت قرار دهند. تجربه من در انجمن ادبی اردیبهشت بر همین اساس بود. به همین دلیل پس از تأسیس و در ادامه فعالیت این انجمن به‌عنوان یكی از انجمن‌های ادبی شناخته شده همدان معرفی شد. فاطمه مزجات، انسیه كریمیان، مریم بهمرام، زهره‌ بهنام‌خو، محسن‌ترابی‌كمال، حمید عزیزی، سیدایمان سیدآقایی با مدیریت فاطمه مزجات در اتاق كوچكی در كتابخانه شهیدان حجازی جلسات منظمی برگزار می‌كردند.
من و كاظم سبزی در ادامه به این جمع به‌عنوان هسته اولیه انجمن اضافه شدیم. با تغییر برخی سیاست‌ها و تكیه بر تدبیر و خرد جمعی محل انجمن از كتابخانه شهیدان حجازی به فرهنگسرای ابن‌سینا انتقال یافت و عضوگیری انجمن با شكل و شمایلی كاملا متفاوت آغاز شد.
وی ادامه داد: انگیزه‌های گروهی این‌قدر قوت داشت كه همه این دوستان در برنامه‌ها فعالانه شركت داشتند.
 با همین تلاش‌ها بود كه استادانی همچون جواد مجابی، ضیاء موحد، شمس لنگرودی، حافظ موسوی حسین سناپور، منصوره شریف‌زاده، كامیار عابدی و علی باباچاهی به همدان آمدند.
انجمن‌های ادبی همدان و روزنامه‌های شهر
این شاعر در مورد انجمن‌های ادبی همدان هم گفت: آنچه از همدان و شاعران و نویسندگانش می‌توانم بگویم این است كه كماكان انجمن‌ها به همان روال كارشان را ادامه می‌دهند و این امر خوب و امیدوار‌كننده است. اما آنچه باید روی دهد این است كه همدان به نسبت سابقه فرهنگی خود  و شاعرانی كه دارد باید در كشور به‌عنوان یك قطب مطرح باشد. اكنون جلسات ادبی و نقد ادبی به شكل غیررسمی بیشتر شده‌اند، اما این كارهای جمعی باید نمود بیشتری داشته باشد.
وی ادامه داد: حركت ادبیات اگرچه اساسا ماهیتی درونی دارد اما نیازمند رسانه است. صفحات پویایی باید در رسانه‌های همدان برای ادبیات شكل بگیرد. مثلا ماهانه 2 صفحه مختص ادبیات منتشر شود. لابه لای تمام محتوایی كه آن رسانه سعی در بازتاب دارد، این صفحه‌ها هم حضور داشته باشند.
كلید كوچك جهان
عضو انجمن علمی نقد ادبی ایران درخصوص مجموعه شعر خود گفت: «كلید كوچك جهان» روایت من از جهان خودم است؛ جهانی كه از عرفان و فلسفه می‌آید؛ شعر‌هایم برگردان جهان فلسفی ساخته من است. اما الان شعر‌هایم بیانیه فلسفی نیست، شعر است. به این دلیل تأكید می‌كنم كه این موضوع پیش نیاید كه شعرهای «كلید كوچك جهان» پیش از اینكه شعر باشد فلسفه است.
وی در پاسخ به این سوال كه غیر از این مجموعه شعر آثار دیگری در دست انتشار دارید، گفت: خبر تازه‌ اینكه در حال آماده‌كردن مجموعه سوم هستم. همه اشعار كوتاه است و حتما این كتاب نیز به همراه طراحی خواهد بود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری ادبی ،

چهارشنبه 22 بهمن 1393

تشخیص اشتباه به سرطان مبتلایم کرد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

محمدرضا قادری، معلم مدرسه و قهرمان سابق دوچرخه سواری در گفت‌وگو با «شهروند»:
تشخیص اشتباه به سرطان مبتلایم کرد

حسین زندی| محمدرضا قادری این روز‌ها به یکی از چهره‌ه‌ایی رسانه‌ای تبدیل شده است اما این بار نه به‌دلیل قهرمانی او در دوچرخه سواری بلکه به خاطر حرکت انساندوستانه دانش‌آموزانش، شاگردان این آموزگار همدانی با تراشیدن موهای سرخود بخش قابل توجهی از مردم ایران و جهان را متوجه بیماری معلم خود کردند این دانش‌آموزان نشان دادند روحیه جوانمردی کوچک و بزرگ نمی‌شناسد و کوچکتر‌ها هم توانایی انجام کارهای بزرگ را دارند، قادری ۱۲‌سال است دچار بیماری شده است اما کمتر ازدوسال است که متوجه این موضوع شده است علت طولانی بودن تشخیص این بیماری را از جانب پزشکان می‌داند. محمدرضا قادری ساکن یکی از محله‌های قدیمی همدان و دوچرخه‌سواری است که قهرمانی آسیا را در ویترین افتخارات خود جا داده و این روزها با سرطان ریه دست و پنجه نرم می‌کند. در این گفت‌و‌گو به چگونگی روند درمان خود می‌پردازد.
  چه زمانی متوجه شدید به این بیماری مبتلا شده‌اید؟
حدودا دوازده ‌سال پیش که اواخر ورزش حرفه‌ای من بود، احساس خس خسی در سینه‌ام داشتم، رفتم پیش دکتر کیایی در همدان، ایشان یک نامه برای دکتر س .ت نوشت و من را به ایشان معرفی کرد. دکتر س .ت  یک تست اپرومتری (تست تنفس) از من گرفت و گفت؛ متاسفانه شما دچار آسم هستید و باید اسپری مصرف کنید من خیلی ناراحت شدم و پرسیدم باید چکار کنم آیا خوب می‌شوم؟ ایشان گفتند؛ که کنترلش می‌کنیم آن زمان اسپری‌هایی که استفاده می‌کردم بسیار سخت پیدا می‌شد و من آنها را از آلمان تهیه می‌کردم ولی هرچقدر اسپری‌ها را مصرف می‌کردم هیچ نتیجه‌ای نمی‌گرفتم و تست تنفسم تغییر نمی‌کرد و ایشان می‌گفتند شما به دارو مقاوم هستید. دکتر «س.ت»  تشخیص اشتباه داده بود و سالی سه چهار بار در اثر ناراحتی و غیره حمله خفگی به من دست می‌داد. من با دکتر س .ت رابطه دوستی پیدا کرده بود و هرچقدر به ایشان می‌گفتم که انگار چیزی در گلوی من گیر کرده ایشان فقط لبخند می‌زدند و می‌گفتند چیزی نیست.
  همیشه به یک پزشک مراجعه می‌کردید؟
یازده‌ سال از این ماجرا گذشت و من با هفتصد نسخه توسط دکتر س .ت  که دیگر به تهران رفته بودند ویزیت شدم. برمی‌گردیم به بیست ماه قبل رفتم پیش دکتر س .ت و گفتم وضع من را کنترل کنید و ایشان گفتند خوبی و برو. بعد از یک ماه که ریه من شروع کرد به خونریزی به ایشان زنگ زدم و گفتم و چون احساس می‌کردم الان یکسری داروهای خارجی تجویز می‌کنند و من می‌توانم بنویسم صدای ایشان را ضبط کردم گفتم از گلوی من خون می‌آید و ایشان گفتند که باید داروی کلاسید ۵۰۰ مصرف کنم. در صورتی که با هر دکتری مشورت کردم از این تجویز تعجب کرد شاید برحسب اتفاق یا خواست خدا من این مکالمه را ضبط کردم و فقط می‌خواهم جامعه پزشکی به خودش بیاید.
  پیگیری قانونی نکردید؟
خیر، چون در طی یکسال گذشته هم خودم و هم خانواده‌ام به شدت درگیر بیماری و مسائل و مشکلات آن بودیم و حتی به کارهای روزمره هم نمی‌رسیدیم و حتی فرصت انجام بسیاری از کارهای پزشکی را هم نداشتیم چه برسد به شکایت، خلاصه دکتر گفت که باید کلاسید ۵۰۰ مصرف کنم در صورتی که این قرص یک آنتی‌بیوتیک قوی است که نشانه‌ها را می‌بندد. همین ماه بود که برای بدنسازی به کوه‌های الوند در ارتفاع ۳۰۰۰ متری رفتم، آن‌جا حالم بد شد و با سر به زمین خورد و سرم شکست فقط می‌خواهم به مردم شریف هشدار بدهم که بدانند در جامعه ما چه می‌گذرد. من خودم ورزشکار هستم و یکسری از نشانه‌های حیاتی مثل ضربان فشار خون را کنترل می‌کنم اگر حالت استراحت قلب من ۴۵ تا می‌زد ولی آن روز ۱۱۰ تا بود.
  بازهم به پزشکان متخصص دیگر مراجعه نکردید؟
مراجعه کردم. پس از این حادثه نزد پزشک دیگری به نام دکتر [ه] رفتم و ایشان گفتند مشکلی نیست، اکو هم انجام دادند و گفتند قلب قوی و خوبی داری من را به یک پزشک متخصص مغز معرفی کردند تا از لحاظ عصبی کنترل شوم. از من نوار مغزی و سی تی اسکن مغز گرفتند و گفتند یک تومور توی مغزت هست که مادرزادی است، به‌شدت شوکه شدم. درنهایت گفتند شما به‌شدت مشکل عصبی داری و برای من داروهای شدید افسردگی تجویز کردند. من آنها را مصرف کردم و حالم بد‌تر شد.
یک روز رفتم پیش‌‌ همان دکتر و گفتم که حالم بد‌تر شده و دارو‌ها را قطع کن اکسیژن به مغزم نمی‌رسد و رنگم سیاه شده ولی ایشان دز دارو‌ها را دو برابر کرد. اینها تهمت نیست و قابل اثبات است. تا این‌که رفتیم پیش دکتر شاه نظری، ایشان همه آزمایشات را مانند سونوگرافی و.... برای من انجام دادند و درنهایت عکسی از قفسه سینه من گرفتند و دیدند که یکی از ریه‌های من کلا نیست. ایشان می‌گفتند قادری تو یک تومور داری، چطوری زنده‌ای و این کار یک روز دو روز نیست و من را سریع برای سی‌تی اسکن فرستاد. من به واسطه رابطه دوستی که با دکتر س .ت داشتم با او تماس گرفتم که آقای دکتر چنین مشکلی پیش آمده و او با کمال تعجب گفت مگر می‌شود؟ امکان ندارد. گفتم من چهار ماه پیش آمدم خدمت شما، گفتم برای من سی تی اسکن با تزریق نوشتند، ایشان گفتند که اگر این سی تی اسکن را انجام دهید خطر شوک دارد و برایت بسیار خطرناک است و این جمله را به کسی گفت که فردا صبح باید سی تی اسکن می‌شد، آن شب را تا صبح نخوابیدم فردا رفتم پیش دکتر شاه‌نظری و قضیه را گفتم که ایشان گفتند من این‌جا هستم اصلا نترس. رفتم برای تزریق و سی تی اسکن ولی همه‌اش استرس داشتم که هرلحظه به من شوک وارد می‌شود ولی چیزی نشد.
  من تعجب می‌کنم که در این مدت چرا پزشک معالج را تغییر نمی‌دادید؟
تاکسی دربست گرفتیم تا با خواهرم به تهران برویم نزدیک نیروگاه همدان حالم به شدت بد شد و مرا به سرعت به همدان برگرداندند. فردا دوباره با اکسیژن مرا بردند تهران پیش دکتر س .ت  که به او کاپیتان دکترهای ایران می‌گفتند. ساعت ۷ و نیم، ٨ شب بود که دکتر س .ت مرا معاینه کرد واقعا ترسید که چرا این‌طوری شده و گفت سریع باید بستری شوم من در بیمارستان مدرس تهران بستری شدم من روز چهارشنبه بستری شدم و شنبه صبح دکتر آمد مرا بردند اتاق عمل و یک نمونه‌برداری انجام دادند و گفتند التهاب است خدا رو شکر چیزی نیست و خوب می‌شوی.
دو سه روز دیگر گفتند که تیم جراحی می‌خواهند شما را به اتاق عمل ببرند مرا به اتاق عمل بردند و با چه برخوردهای بدی روبه‌رو شدم، چون آن‌جا بیمارستان دانشگاهی بود مدام مرا آزمایش می‌کردند.
قرار بود دکتر «ج» من را به اتاق عمل ببرد، ولی هرچه پرسیدم دکتر «ج» کجاست می‌گفتند توی راهه، خلاصه به من آمپول زدند و بیهوش شدم. وقتی از اتاق عمل بیرون آمدم متوجه شدم که تخت را شکسته‌ام و می‌شنیدم که می‌گفتند این چقدر زور داره و..... خواهرم را می‌دیدم که توی سرش می‌زند. آن‌جا می‌خواستند از من نمونه‌برداری کنند و بدهند آزمایشگاه، حالم آن‌قدر خراب شد که مرا به سی سی یو منتقل کردند و دو روز در سی‌سی‌یو بودم. روز بعد آمدند و گفتند متاسفیم و باید ریه‌ات را برداریم. وقتی دکتر ج به بالای سرم آمد و گفتم من مریض دکتر س.ت  هستم، او گفت اگر س.ت از تو نمونه‌برداری می‌گرفت چند ‌سال پیش، کار به اینجا‌ها نمی‌رسید. گفتم یعنی می‌خواهی ریه من را برداری یعنی همه چیز تمام شد گفت تمام شد و رفت. ۲۵ اسفند ٩٢، مو‌هایم را زدم تا هشت صبح ریه چپم را کامل بردارند. التماس کردم که حداقل یک مقداری از ریه‌ام را برندارید. خلاصه ناشتا برای عمل رفتم و خدا رو شکرکه این اتفاق نیفتاد...
خب وضع من مناسب نبود و هر احتمالی وجود داشت، یاد آرمسترانگ قهرمان دوچرخه‌سواری آمریکا افتادم زمانی که گفتند باید او را شیمی‌درمانی کنند، شیمی‌درمانی کار بسیار دشواری است، مثل خردل بمب شیمیایی و سم است، نمی‌دانید آدم چه حالی می‌شود. فقط باید خدا کمک کند. شیمی‌درمانی را شروع کردم و دکتری به نام دکتر ابوطالب پزشک معتمد فدراسیون و وزارت ورزش که خیلی از ایشان ممنونم دنبال کار‌هایم بودند. اطراف من خیلی شلوغ بود همه دوستانم و آشنایان می‌آمدند و می‌رفتند و ابراز همدردی می‌کردند. شیمی‌درمانی تمام شد و ۵ روز گذشت گفتند آقای قادری برو خانه. گفتم من نمی‌توانم حالم خوب نیست، گفتند برو شمال مسافرت کن دوستانم برایم ویلا گرفتند ولی ترسیدم اگر برم خانه حالم بد شود و خانواده‌ام بترسند. رئیس بیمارستان بالای سرم آمد و گفت برایت چکار کنم، گفتم کاری کن که مرا همینجا نگه دارند. رئیس بیمارستان به خسرو قمری رئیس فدراسیون گفته بود او یک ماه بیشتر نمی‌ماند، ایشان را ببرید چون بیمارستان خصوصی به هیچ وجه نمی‌خواهد تلفات بدهد، ولی من گفتم می‌خواهم بمانم و درنهایت قبول کردند و هزینه آن‌جا شبی یک‌میلیون تومان بود. پنج شب آن‌جا ماندم. ما همه به دنبال فرشته‌ای به نام دکتر ( م ) بودیم همه‌اش می‌گفتیم او می‌تواند کاری برای من انجام دهد ولی همه می‌گفتند نه، در این مدت رادیوتراپی بسیار سنگینی انجام دادم. الان که درباره‌اش صحبت می‌کنم یک ماه است که رادیوتراپی‌هایم تمام شده است. هرروز رادیوتراپی می‌کردم وقتی تقریبا جلسه بیستم رادیوتراپی را انجام دادم غذا هم نمی‌توانستم بخورم چون بر اثر رادیوتراپی،  مجاری‌ام دچار سوختگی شده بود. باید یک آنتی‌بیوتیک و داروی ضدقارچ به من می‌دادند ولی ندادند به همین خاطر قسمت‌هایی که در معرض پرتو درمانی بود زخم شد. می‌خواستم دکتر (م.ز) را ببینم ولی نبود. یک دکتر دیگر به نام عباسی را پیدا کردیم و به ایشان مشکل را گفتیم ایشان داروهای ضدقارچ دادند بعد رفتیم پیش دکتر عطاریان و ایشان گفت برو بیست روز دیگر بیا یک اسکن انجام بده تا ببینیم وضع تو چطور است اگر مشکل رفع شده باشد که برو و زندگیت را بکن وگرنه تصمیم بگیریم که چکار کنیم.
  ادامه درمان را در آمریکا دنبال خواهید کرد؟
به هر حال آنها پرونده پزشکی مرا دیده‌اند نظر من این است که بروم آن‌جا چون آنها تجهیزات پیشرفته قوی دارند. من حدود یازده نمونه‌برداری دارم و فقط یکی از آنها سرطانی است و بقیه مشکوک است. حالا برویم آن‌جا ببینیم آنها چه می‌گویند...

http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/21085/-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF


دوشنبه 20 بهمن 1393

«صد دانه یاقوت» در بزرگداشت مصطفی رحماندوست

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،


همدان

«صد دانه یاقوت» در بزرگداشت مصطفی رحماندوست

نویسنده: حسین زندی همدان -خبرنگارهمشهری
«صد دانه یاقوت» در بزرگداشت مصطفی رحماندوست
کمتر کسی از متولدین چهار دهه اخیر را می‌توان در ایران سراغ داشت که شعر به یادمادنی «صد دانه یاقوت» را نخوانده و نام شاعر آن را نشنیده باشد.
1393/11/19
 انتشار آثار مصطفی رحماندوست در کتاب‌های درسی پس از انقلاب و حضور او در برنامه‌های تلویزیونی و محافل ادبی دولتی از او شاعری شناخته‌شده ساخته است و به همین دلیل یکی از کسانی است که شمارگان کتاب‌هایش در ایران به 7 میلیون می‌رسد.
رحماندوست  سال 1329 در همدان متولد شد. او پس از انقلاب علاوه بر مشاغل دولتی که بیشتر در وزارت فرهنگ و ارشاد و آموزش و پرورش بود، فعالیت‌های مطبوعاتی خود را با سروش کودکان، مجله رشد دانش آموز، پویه و کیهان بچه‌ها  تا کنون ادامه داده است. به مناسبت گرامیداشت این نویسنده همدانی مراسمی با حضور برخی مقامات شهر همدان از جمله امام جمعه شهر همدان، معاون سیاسی امنیتی استاندار ریاست اداره کل ارشاد، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و جمعی از همکاران و خانواده شاعر در سالن سینما کانون همدان برگزار شد.
«اسد الله شعبانی» یکی از شاعران کودک و نوجوان که از دوستان مصطفی رحماندوست است، گفت: یکی از ویژگی‌های رحماندوست، لحن صدا و اجرای گرم او است و این ویژگی باعث می‌شد وقتی خودش اشعارش را می‌خواند، ما متوجه اشکال‌های شعر او نشویم و برای پی‌بردن به ایرادهای شعر او گاهی اجازه نمی‌دادیم شعر بخواند.
این شاعر ادامه داد: استفاده از اوزان کوتاه، ریتم شاد، بازی با کلمات، ساده‌نویسی و اشعار موردپسند کودکان از ویژگی‌های شعر رحماندوست است. او دنیای بچه ها را رنگین و آهنگین می‌بیند و ادبیات کودکان را همیشه جدی گرفته است.
شعبانی گفت: ما می‌خواهیم ادبیات کودک از عبوس‌بودن بیرون بیاید و شاد باشد. قبل از این که ادبیات کودک آموزشی باشد، باید بتوانیم شعر‌هایی که کودکان دوست دارند، بگوییم. ما از جنگ و زلزله نمی‌توانیم جلو‌گیری کنیم، اما می‌توانیم لبخند بر لبان کودکان بنشانیم. اولین شرط کار‌کردن برای کودک این است که به کودکان احترام بگذاریم.
او افزود: قدیمی‌ها را نباید فراموش کنیم. محمود کیانوش، پروین دولت آبادی ، جبار باغچه‌بان و عباس یمینی‌شریف پیش از انقلاب کارهای بزرگی در زمینه ادبیات کودک انجام دادند. شعبانی در پایان سخنان خود شعری را به رحماندوست تقدیم کرد.
مصطفی رحماندوست با خواندن چند شعر، خاطراتی را از دوران کودکی و نوجوانی‌اش در همدان روایت کرد. او گفت: همدان برای من شهر اولین‌هاست: اولین کارهایم را در همدان انجام داده ام، اولین شعرم را در همدان سروده ام، اولین داستانم را در این شهر منتشر کرده ام، اولین ترانه‌های من در همدان اجرا شده‌است، اولین کتابخانه‌ام را در همدان ایجاد کرده ام و اولین کار نمایشی من در همدان بوده است.
او گفت: حال من خوب است. حال من خوب است که چهل سال برای کودکان نوشته ام. حال من خوب است که تمامی همکاران من در جهان با من هم‌صدا هستند. من امیدوارم همه کودکان جهان بتوانند کتاب بخوانند.
معاون امنیتی-سیاسی استاندار همدان با اشاره به فعالیت های حوزه کودکان در همدان گفت: ما امیدواریم بتوانیم همدان را به قطب فعالیت های فرهنگی کودکان و نوجوانان تبدیل کنیم  و از کمک عزیزانی که در استان و خارج از استان داریم، در این راه بهره و استفاده ببریم.محمد ابراهیم الهی‌تبار گفت: رایزنی‌هایی با وزیر فرهنگ انجام شده و سعی شده است تمامی فعالیت‌ها در این راستا و همسو با این موضوع باشد. در آینده نزدیک جشنواره شعر کودک و نوجوان فجر را خواهیم داشت، پیگیر کتاب سال کودک و نوجوان هستیم و تلاش خواهیم کرد در کنار جشنواره بین الملی تئاتر کودک و نوجوان جشنواره فیلم کودک را بار دیگر به همدان بازگردانیم.


برچسب ها: همشهری همدان ، ادبیات کودک و نوجوان ،

دوشنبه 20 بهمن 1393

«غذاهای خوشمزه» در جشنواره تئاتر فجر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

«غذاهای خوشمزه» در جشنواره تئاتر فجر

نویسنده: حسین زندی/خبرنگار
 «غذاهای خوشمزه»  در جشنواره تئاتر فجر
«نرگس خاك‌كار» با نمایش «غذاهای خوشمزه» در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر حاضر بود. خاك‌كار از هنرمندان تئاتر استان همدان با یک دهه فعالیت موفق در عرصه بازیگری و كارگردانی است.
1393/11/20
در چندین جشنواره برون‌مرزی شركت كرده و از جشنواره‌های مختلف كشوری موفق به كسب مقام شده است. او در جشنواره بین‌المللی تئاتر كودك و نوجوان همدان جایزه اول بازیگری زن و  جایزه اول كارگردانی و طرح و ایده در بخش خیابانی را نیز از آن خود كرد.
اجرای نمایش او در سی و سومین جشنواره با استقبال تماشاگران همراه بود.نمایش «غذا‌های خوشمزه»‌كاری از گروه نمایش «سپید و سیاه» شهرستان ملایر به نویسندگی و كار‌گردانی «نرگس خاك‌كار» و بازیگری «مسعود روستا»، «محمد امین اسماعیلی» و «نرگس خاك‌كار» 2 اجرا در محوطه تئاتر شهر داشت.سرپرستی گروه و طراحی صحنه این نمایش برعهده «مهدی حبیبی» و موسیقی آن از «احمد اسماعیلی» بود‌. «نرگس خاك‌كار» از حضور خود در سی و یكمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر برای ما گفت.
علت انتخاب موضوع نمایش چه بود؟
این نمایش به مسائل روز مردم ما می‌پردازد. داستان یك خانواده است كه به شهر مسافرت كرده‌اند و با كودك خود این كشمكش و اختلاف را دارند كه به یك رستوران بروند و غذای سنتی بخورند یا اینکه به یك فست‌فود بروند و غذای فست‌فودی بخورند.
 این نمایش سعی دارد به غذاهای فست‌فودی كه امروزه به یك معضل تبدیل شده است، بپردازد. به دلیل مشغله‌كاری و كمبود وقت و زمان خانواده‌ها مصرف این غذا‌ها بیش از پیش شده است. در این نمایش سعی كردیم مخاطبان را با عوارض چنین خوراكی‌هایی آشنا كنیم.
تماشاگران هنگام دیدن این نمایش چه برخوردی داشتند؟
خوشبختانه اجراهایی كه در همدان داشت با استقبال خوبی از طرف مخاطبان همراه بود که  همین انتظار را هم داشتیم و در تهران هم در هر2 اجرایی كه در تئاتر شهر داشتیم تماشاگرها استقبال كردند و راضی بودند.
پیش از جشنواره این كار اجرای عمومی داشت؟
«غذاهای خوشمزه» در شهرستان اجرای عمومی داشت. امیدواریم از طرف دبیر جشنواره و مسئولان تئاتر كشور تدبیری اندیشیده شود تا در تهران هم اجرای عمومی داشته باشیم.
این نمایش را در شهر همدان هم به روی صحنه می‌برید یا تنها در ملایر به اجرا می‌گذارید؟
در طول سال اجراهای عمومی زیادی داریم. همیشه تلاش‌مان بر این بوده است كه چراغ تئاتر استان در ملایر و همدان روشن باشد و همه گروه‌های تئاتری در استان به دنبال این هستند،اما موضوع این است كه برای بهتر شدن وضعیت تئاتر نباید تنها به اجراهای استانی بسنده و اكتفا كرد. این اجراها بهتر است در تمام شهر‌های كشور دیده شوند. به‌ویژه تهران چون مركزی بودن تهران را نمی‌توان نادیده گرفت و اجرا در تهران امتیازی است كه همه اهالی تئاتر دوست دارند از آن بهرمند شوند امیدوارم این شرایط فراهم شود.


برچسب ها: تئاتر همدان ، تئاتر ملایر ، همشهری همدان ،

دوشنبه 20 بهمن 1393

آتشی به جان بلوار ارم افتاده

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

آتشی به جان بلوار ارم افتاده

نویسنده: حسین زندی همدان -خبرنگارهمشهری
آتشی به جان بلوار ارم افتاده
آتش روشن كردن در بلوار ارم به یك عادت اجتماعی تبدیل شده است.
1393/11/19
بلوار ارم همدان در انتهای جنوبی‌ترین نقطه شهر همدان و در پای تپه زیبای عباس‌آباد واقع شده است. مسیری كه از میدان قائم(عج) آغاز می‌شود و تا تقاطع خیابان سعیدیه ادامه دارد.
 این بلوار یكی از مسیرهایی است كه همدانی‌ها اوقات بیكاری و روزهای تعطیل را در آن می‌گذرانند و محل قدم زدن جوانان و جویندگان كار است.
مدیران ارشد شهری به‌خصوص مسئولان شهرداری نیز از بلوار ارم به‌عنوان یك منطقه گردشگری یاد می‌كنند. هر چند گردشگران كمتر در آن دیده می‌شوند و بیشتر تفرجگاه شهروندان همدانی است.

چرا ساخت‌وساز در مسیر گردشگری شهر؟
این تفریح و تفرج آسان به‌دست نیامد و همواره با واكنش و چالش همراه بوده  است به طوری که انتقادهای فعالان مدنی ،اعتراض ساكنان منطقه و حتی كسانی كه برای تفریح به این محل می‌آیند را به دنبال داشته است. اعتراض ساكنان حاشیه بلوار ارم به این موضوع است كه اگر این بلوار منطقه گردشگری و تفریحی است پس نباید مجوز ساخت‌وساز بناهای مسكونی صادر می‌شد و اگر غیر از این است برای تفریح شهروندان نیاز به فضای مناسب‌تری است.
ضعف مدیریت یكپارچه شهری
واكنش فعالان مدنی از جنس دیگری است؛ آنان ضعف مدیریت یكپارچه شهری و نبود زیرساخت را در كنار نبود آموزش‌های شهروندی اصلی‌ترین عامل این نابسامانی‌ها و آسیب‌ها می‌دانند. آنها معتقدند اگر برنامه‌ریزی‌ها از استاندارد كافی برخوردار بود، چنین مسائلی پیش نمی‌آمد. آنها بارها به مدیران ارشد شهری پیشنهاد داده‌اند پیشروی شهر را در این منطقه متوقف كنند و شهر بیشتر به سمت شمال همدان كه به‌صورت دشت و هموار است ادامه پیدا كند. هر قشر از جامعه نیاز و ضرورت‌های خاص خود را دارد و تجمیع امكانات و خدمات شهری در یك نقطه آسیب‌زا خواهد بود.
آتش‌سوزی شبانه در بلوار ارم
یكی از مواردی كه این روزها در پیاده‌روهای بلوار ارم مشاهده می‌شود بقایای آتش‌سوزی‌های شبانه است كه منظره زشتی را از شبگردی برخی شهروندان همدانی برجا می‌گذارد. دیوارهای سیاه باغ‌های كنار بلوار این روزها دل فعالان مدنی را به درد آورده است. آنها می‌گویند این كار باعث می‌شود درختان باغ‌ها را بسوزانند و نكته دیگر این است كه تا 5 اسفند که در این شهر جشنواره گردشگری زمستانی درحال برگزاری  است،گردشگران چگونه با این منظره روبه‌رو ‌شوند.
اشرف منطقی یكی از فعالان مدنی همدان در این زمینه گفت: من متوجه نمی‌شوم سوزاندن دیوار چه معنی دارد؟ شهرداری این دیوارها  را با پول مردم رنگ می‌زند؛ آیا كسانی كه دیوار‌های باغ مردم را آتش می‌زنند، هیچ فكر كرده‌اند اگر فردی كنار دیوار خانه آنها آتش روشن كند چه واكنشی نشان می‌دهند؟ قاعدتاً كسانی كه به این نقاط می‌آیند می‌خواهند از زیبایی‌ها لذت ببرند، اما از خود زشتی برجا می‌گذارند. منطقی ادامه می‌دهد: من از نیروهای انتظامی می خواهم  شب‌ها به كسانی كه در اینجا آتش روشن می‌كنند تذكر دهند،  همانطور که به كسی كه صدای سیستم صوتی اتومبیل‌اش آزار‌دهنده است تذكر می‌دهند.
این فعال مدنی در مورد محل تفریح مردم شهر در زمستان‌ گفت: شهرداری باید برای گردشگری و تفریح شهروندان در فصل سرما و روزهای سرد سال چاره‌ای بیندیشد. كمبود فرهنگسرا، سالن كنسرت‌، سالن نمایش و مراكز بازی باعث می‌شود، مردم به چنین كارهایی رو بیاورند.
از طرف دیگر همدان شهری است كه نرخ بیكاری در آن بالاست و بیكاری به این آسیب‌ها دامن می‌زند.
اشرف منطقی ادامه داد: این كار به‌صورت یك عادت و رفتار اجتماعی در بین برخی شهروندان درآمده است؛ برای مقابله با آن باید یك جایگزین پیدا كرد به‌طور مثال اگر روزهای تعطیل و حتی شب‌ها برای كسانی كه به بلوار ارم می‌آیند یك مسابقه پیاده‌روی طراحی و به برندگان آن جایزه داده شودمردم دیگر  خود را با آتش و قلیان سرگرم نمی‌كنند. برای این كار باید از ظرفیت‌های میراث فرهنگی و گردشگری، شهرداری، صدا و سیما و تمامی نهادها استفاده كرد.  
این فعال فرهنگی در پایان گفت: وقتی مكانی را به‌عنوان منطقه تفریحی و گردشگری اطلاق می‌كنیم باید جاذبه داشته باشد؛ یكی از دلایلی كه چنین رفتاری از مردم سر می‌زند این است كه این  تفریحگاه‌ها جاذبه‌ای ندارند و خدماتی به مردم در آنها ارائه نمی‌شود، مسئولان باید به این نكته نیز توجه داشته باشند.

شهرداری باید برای گردشگری و تفریح شهروندان در فصل سرما و روزهای سرد سال چاره‌ای بیندیشد. كمبود فرهنگسرا، سالن كنسرت‌، سالن نمایش و مراكز بازی باعث می‌شود، مردم به چنین كارهایی رو بیاورند.
این كار به‌صورت یك عادت و رفتار اجتماعی در بین برخی شهروندان درآمده است و برای مقابله با آن باید یك جایگزین پیدا كرد به‌طور مثال اگر روزهای تعطیل و حتی شب‌ها برای كسانی كه به بلوار ارم می‌آیند یك مسابقه پیاده‌روی طراحی و به برندگان آن جایزه داده شودمردم دیگر  خودhttp://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AA%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87?magazineid= را با آتش و قلیان سرگرم نمی‌كنند.


برچسب ها: همشهری همدان ، مشکلات شهری همدان ،

شنبه 18 بهمن 1393

سهم هنرمندان تئاتر همدان هنوز ادا نشده است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

سهم هنرمندان تئاتر همدان هنوز ادا نشده است

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
در سال‌های اخیر از ظرفیت‌های همه شهرستان‌ها در برگزاری جشنواره‌های استانی استفاده می‌شود.
1393/11/18
سی و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در حالی برگزار شد كه استان همدان با 5 نماینده در این رویداد فرهنگی حضور داشت. از شهرستان ملایر نیز 4 اثر در كنار نمایشی از شهر رزن به جشنواره رسید. شهر همدان اثری در جشنواره تئاتر فجر نداشت. پیش از این، برخی كارگردانان تئاتر در همدان كم‌توجهی مسئولان و گرایش اهالی تئاتر همدان به نمایش كودك را علت آسیب‌دیدن کل تئاتر در همدان برشمرده‌اند. حسین صفی كارشناس مسئول تئاتر در اداره ارشاد «استان همدان» در گفت و گو با همشهری وضعیت تئاتر همدان در سی و سومین جشنواره را تشریح می‌كند.
  • در جشنواره امسال چند كار حضور دارد؟
امسال 5 كار از همدان داشتیم از جمله‌كاری از محمد قاسمی را در بخش مناطق. كار پری بارانی هم در بخش مرور صحنه‌ای اجرا شد. كارهای مجید قدیمی در بخش خیابانی، نرگس خاك‌كار در بخش مهمان و مهدی حبیبی در بخش مسابقه تئاتر خیابانی در جشنواره حضور داشتند.
  • آثار تولید شده در همدان چگونه انتخاب شده بودند؟
نمایش محمد قاسمی از جشنواره استانی به جشنواره منطقه‌ای رفته بود و پس از داوری در جشنواره منطقه‌ای به جشنواره تئاتر فجر راه پیدا كرد. نمایش خانم پری بارانی از جشنواره مقاومت كه در خرمشهر برگزار می‌شود، برگزیده شد. یك كار هم كه از جشنواره خیابانی مریوان به‌صورت مهمان در بخش خیابانی این جشنواره حضور پیدا کرد.
  • پس شما حضور همدان در جشنواره را مثبت ارزیابی می‌كنید؟
حتماً همین‌طور است. استانی كه با 5 اثر در جشنواره تئاتر فجر حضور پیدا می‌کند به این معناست كه در تئاتر كشور حرفی برای گفتن دارد. من متأسفم كه مسئولان تئاتر كشور نمی‌خواهند این استان را ببینند. اما هرچه نادیده بگیرند، باز هم تئاتر همدان خود را نشان خواهد داد. استانی كه این حجم كار را در یك جشنواره دارد خیلی بیشتر حق و سهم دارد، اما ادا نمی‌شود.
  • از كدام شهرها نمایش داشتیم؟
یك اثر از رزن داشتیم و 4 اثر از ملایر( 2 تا صحنه‌ای و 2 تا هم خیابانی) بودند.
  • علت حضور كمرنگ شهر همدان در جشنواره چه بود؟
من كارشناس مسئول هنرهای نمایشی اداره كل استان هستم و این موضوع را باید از مسئولان شهرستان بپرسید. البته من فكر می‌كنم اتفاق خوبی افتاده و من همه استان را یكپارچه می‌بینم. شهرستان و مركز استان از نظر من تفاوتی ندارد به ماجرا این‌گونه نگاه نمی‌كنم.
  • امسال به جای شهر همدان،دیگر شهرستان‌های این استان حضور پررنگ‌تری داشتند به‌ویژه ملایر؛ اگر به جنبه مثبت این اتفاق نگاه كنیم باید به موضوع تمركز‌زدایی اشاره كنیم كه شهرستان‌ها امكان پیدا كرده‌اند بروز و ظهور خوبی داشته باشند. شما این موضوع را چگونه می‌بینید؟
در گذشته جشنواره‌های استانی سال‌های سال تنها در شهر همدان و مركز استان برگزار می‌شد. پس به شكل طبیعی بهای لازم به شهرستان‌ها داده نمی‌شد، اما در سال‌های اخیر امكانات توزیع شده و از ظرفیت‌های همه شهرستان‌ها در برگزاری جشنواره‌های استانی استفاده می‌شود. شهرستان‌های ما افراد و گروه‌های توانایی دارند. در حوزه‌های كارگردانی بازیگری، نویسندگی و طراحی تلاش شده از این افراد در حد امكان حمایت كنیم.
  • وضعیت تئاتر همدان چگونه است؟
شهر همدان تئاتر پر باری دارد و گاهی 5 یا 6 اجرای همزمان در سالن‌های همدان اجرا می‌شود. اگر به جشنواره‌های مختلف مانند جشنواره بین‌المللی تئاتر كودك و نوجوان، جشنواره بین‌المللی عروسكی جشنواره، جشنواره بین‌الملی رضوی، جشنواره نمایش‌های آیینی سنتی و جشنواره دانشجویی نگاه كنیم، می‌بینیم شهر همدان چه ظرفیت‌هایی دارد. این توانایی‌ها بسیار برجسته است. این جشنواره‌ها همان قدر كه جشنواره فجر اهمیت دارد، مهم هستند. هیچ‌یک اهمیت كمتری از جشنواره فجر را ندارند.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

چهارشنبه 8 بهمن 1393

دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه

نویسنده: دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه
دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه
طباطبایی: در سایكل‌توریست ما به دنبال گردشگری هستیم و این رشته را به‌عنوان ابزاری برای رساندن پیام‌های خود می‌دانیم.
1393/11/07
سید مسعود طباطبایی 46 استان را با دوچرخه گشته است. او سال‌هاست با دوچرخه ایرانگردی و جهانگردی می‌كند . او جانباز 65‌درصد ارتش است و تنها جانبازی است كه در رشته سایكل‌توریست این مسافت را ركاب زده است. طباطبایی پیش از این برای حفظ محیط‌زیست، اهدای خون، صرفه‌جویی و مصرف بهینه آب، اهدای عضو، صلح و دوستی دوچرخه‌سواری و این موضوع را در شعارهای خود مطرح كرده است.
او این بار برای قدردانی از شاگردان یك قهرمان دوچرخه‌سواری پا به ركاب شده است»؛برای دانش‌آموزان محمدرضا قادری علوم، معلم مدرسه آیت‌الله ‌معصومی همدان كه دچار بیماری سرطان شده است و شاگردانش برای همدردی با او موهای سر خود را تراشیده‌اند.
  • علت اینكه تصمیم گرفتید در فصل زمستان این مسافت را ركاب بزنید، چه بود؟
بر اساس دعوت اداره محیط‌زیست استان فارس و اصفهان قرار بود به مناسبت روز هوای پاك از شیراز تا اصفهان را ركاب بزنم اما 2 روز قبل از این برنامه به خبری برخورد كردم كه بر روی من خیلی تأثیر گذاشت؛ مبنی بر اینكه 300 دانش‌آموز برای همدردی با معلمشان كه قهرمان دوچرخه‌سواری آسیاست و دچار بیماری سرطان است، موهای سر خود را در همدان تراشیده‌اند.
با خودم فكر كردم و تصمیم گرفتم مسیر دوچرخه‌سواری را تغییر بدهم و به جای شیراز و اصفهان از استان تهران و قزوین به همدان بروم و برای قدردانی از حركت انسانی این 300 دانش‌آموز در حضور آنان موهای سر خودم را بتراشم تا به جامعه و ایرانیان عزیز نشان بدهیم كه با اندیشه زیبا هم می‌توان زندگی كرد. باید از این دانش‌آموزان درس بگیریم. من هم دوست دارم در این حركت سهیم شوم.
  • این سفر از كجا آغاز می‌شود و چند كیلومتر ركاب خواهید زد؟
این سفر با هماهنگی آموزش پرورش منطقه از شهریار آغاز می‌شود، چون سفر در زمستان است و اولین بار است كه من در زمستان سفر می‌كنم و تجربه‌ای دراین‌باره ندارم، خیلی از مسائل قابل پیش‌بینی نیست.
در این فصل روزها كوتاه است اما در فصل‌های دیگر كه روزها بلندتر است، از 80 تا 120 كیلومتر ركاب می‌زدم كه گاهی تا 160 كیلومتر هم می‌رسد. برای این سفر چون عشق خاصی در وجودم پدید آمده است، فكر می‌كنم احتمالاً چهار‌روزه به همدان برسم. از تهران تا همدان حدود 350 كیلومتر است. در همدان بعد از قدر‌دانی از دانش‌آموزان خدمت آقای محمد‌رضا قادری قهرمان عزیز كشورمان می‌رسم و می‌گویم كه در این مبارزه با شما همراه هستم.
  • دوچرخه‌سواری یك ورزش پاك و یكی از راه‌های گردشگری پاك است. از سویی كشور ما با رشد بیماری‌هایی مانند سرطان روبه‌رو است. برای پیشگیری از بیماری‌ها تا چه اندازه می‌توان از ورزش‌هایی مانند دوچرخه‌سواری بهره‌برد؟
عصر، عصر تكنولوژی و علم است و باید علم را در خدمت پیشگیری این بیماری گرفت. هرچند ورزش یكی از عوامل پیشگیری است اما همه مردم را نمی‌توانیم به ورزش و دوچرخه‌سواری دعوت كنیم به‌ویژه با شرایط اقتصادی فعلی كه مردم درگیر آن هستند. نكته دیگر اینكه رفتن به سمت ورزش، زمانبر است، نیاز به زمان بیشتر و بستر‌سازی دارد وتمام سازمان‌ها باید دخیل بشوند تا بتوانیم ورزش را در جامعه به‌صورت فراگیر جا بیندازیم و به یكی از ضرورت‌های زندگی تبدیل شود، البته می‌توان مردم را به ورزش‌های همگانی و عمومی دعوت كرد.
  • تلاش نكردید كه دیگر دوچرخه‌سواران را در این حركت همراه كنید؟
یك یا دو روز زمان برای برنامه‌ریزی بسیار كم است اما خیلی دوست داشتم این اتفاق می‌افتاد و دوچرخه‌سواران بیشتری همراهی می‌کردند البته در طول این سفر با مردم شهرهای مختلف در مورد این موضوع صحبت می‌كنم. به‌ویژه در برخورد با مسئولان شهرهای مختلف این‌موضوع را مطرح می‌كنم.
  • تفاوت‌های دوچرخه‌سواری شما كه بحث گردشگری را مد نظر دارید، با شیوه دوچرخه‌سواری حرفه‌ای كه محمد‌رضا قادری دنبال می‌كند، چیست‌؟
عزیزانی مثل آقای قادری به جز ورزش به دنبال قهرمانی و كسب مقام برای كشور هستند كه بسیار قابل تقدیر است اما در سایكل‌توریست ما به دنبال گردشگری هستیم و این رشته را به‌عنوان ابزاری برای رساندن پیام‌های خود می‌دانیم. هر یك از عزیزان به‌صورت تخصصی یك موضوع را دنبال می‌كنند اما من تلاش می‌كنم مباحث و موضوع‌های مختلف را مطرح كنم. مسائل بچه‌های جنگ، استفاده بهینه از منابع خدادادی، حفظ محیط‌زیست و موارد گوناگون دیگر.


برچسب ها: همشهری همدان ، سید مسعود طباطبایی ، قهرمان سایکل توریسم ، دوچرخه سواری ،

چهارشنبه 8 بهمن 1393

موانع گردشگری سلامت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،گردشگری ،

موانع گردشگری سلامت

نویسنده: حسین زندی همدان‌ـ خبرنگارهمشهری
موانع گردشگری سلامت
استفاده از ظرفیت‌های محلی مانند درمانگری با گیاهان و هوای پاك در كنار طبیعت می‌تواند بخشی از گردشگران داخلی و خارجی را جذب كند.
1393/11/08
یكی از موانع توسعه در كشور ما، طولانی‌شدن فاصله زمانی برنامه‌ریزی تا عمل است. گاهی تا بخواهیم برنامه‌ریزی و اجرا كنیم، بخش بزرگی از زمان و انرژی صرف جلسه‌ها و نشست‌های بی‌نتیجه می‌شود. سال‌ها می‌گذرد و طرح‌ها، مصوبه‌ها و برنامه‌ها در راه اداره‌های مختلف آمد و شد می‌كنند.
تازه پیش از آنكه به مرحله اجرا برسد، به شكل مشابه اما با سرعت بالا در كشورهای همسایه به بهره‌برداری می‌رسد.
صنعت گردشگری نیز چنین وضعیتی دارد. مصوبه‌ها و طرح‌های گوناگونی برای توسعه این صنعت ارائه شده است، اما فاصله ایران با چشم‌انداز ترسیم‌شده از خاك تا افلاك است.
یكی از‌گونه‌های گردشگری كه به تازگی در چند سال گذشته از آن سخن گفته می‌شود، «گردشگری سلامت» است كه هم مسئولان وزارت بهداشت و مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و هم فعالان بخش خصوصی به آن تأكید می‌كنند، اما به نظر می‌رسد یك بلاتكلیفی تاریخی در سایه مناسبت‌های اداری اجازه نداده است «گردشگری سلامت» به سرانجام برسد و حتی توانسته باشد مقدار قابل توجهی گردشگر را روانه ایران كند‌.
كمتر كسی را می‌توان شناخت كه به مشكلات كلی گردشگرپذیری ایران ناآشنا باشد.این مشکلات شامل  نبود زیرساخت، موانع ورود گردشگر خارجی به ایران و موارد دیگر است كه در این سخن كوتاه نمی‌گنجد. واقعیت این است كه تبلیغ و توجه به هر 2 بخش یادشده موفق نبوده و با رویكرد فعلی امیدی به موفقیت نیست. باید این واقعیت را پذیرفت كه هر آنچه از بالارفتن آمار ورود گردشگران سلامت به ایران گفته می‌شود، نه به دلیل خدمات، امكانات و زیرساخت‌های گردشگر‌پذیری ما بلكه به دلیل شرایط ویژه منطقه و از جمله جنگ در این منطقه است كه باعث می‌شود تعدادی از بیماران عراقی كه نمی‌توانند به اروپا سفر كنند راهی ایران شوند.
به نظر می‌رسد در شرایط فعلی و تا زمانی كه موانع كلی گردشگری كشور برطرف نشده است باید به نسبت داشته‌ها و توانایی‌های كشور گام برداشته شود.
كسانی را كه برای بازیابی سلامت مسافرت می‌كنندبه 2 بخش داخلی و خارجی می‌توان تقسیم‌بندی كرد.
دسته اول بیماران و گردشگرانی هستند  كه به‌طور معمول از شهرهای كوچك به استان‌ها و شهرهای بزرگ سفر می‌كنند و در بیمارستان‌های تخصصی‌تر و با امكانات بیشتر موارد درمانی را پیگیری می‌كنند و دسته دوم  بیمارانی  هستند كه از كشورهای منطقه به‌ویژه عراق به ایران سفر می‌كنند و مقصد آنها بیشتر شهرهای استان‌های كرمانشاه، كردستان، آذربایجان‌ غربی و شرقی و بالاخره تهران است.
برای بهبود و توسعه این بخش نیاز به شرایط و امكاناتی از جمله پارك پزشكی، بیمارستان‌های تخصصی، شهرك‌های پزشكی‌، بهره‌گیری از پزشكان متخصص و فناوری روز است. پراكندگی ساختمان‌های پزشكان و كمبود موارد یاد شده ورود گردشگر به این بخش را با چالش مواجه كرده است.
در بخش داخلی نیز مسافرت برای امور پزشكی معمولاً به دلیل ضرورت و اجبار صورت می‌گیرد و كسانی كه به این منظور مسافرت می‌كنند هیچ دل‌مشغولی دیگری جز درمان و بازگشت به محل زندگی خود ندارند.
‌یكی از گام‌های اولیه در بخش گردشگری استفاده از گردشگری تلفیقی است، بدین معنا كه اگر كسی برای درمان سفر می‌كند شرایطی ایجاد شود تا بتواند از اماكن مذهبی و تاریخی نیز بازدید كند و یا از ظرفیت‌های طبیعی منطقه هم استفاده كند تلفیق گردشگری سلامت و فرهنگی و یا طبیعی می‌تواند نتیجه اقتصادی بسیاری داشته باشد.
تكیه بر ظرفیت‌های منطقه‌ای برای توسعه پایدار‌گردشگری نیز ضروری‌تر از سایر موارد است. استفاده از ظرفیت‌های محلی مانند چشمه‌های آب معدنی پزشك بومی، درمانگری با گیاهان و هوای پاك در كنار طبیعت می‌تواند بخشی از گردشگران داخلی و خارجی را جذب كند.
‌ـ  در بخش داخلی هم  از موارد كوچك‌تر و كم هزینه‌تر مانند تورهای درمانی، برگزاری كارگاه سفر می‌توان برای معرفی گردشگری سلامت در كشور بهره‌گرفت.
تأكید مدیران ارشد در استان همدان به توسعه گردشگری بدون در نظر گرفتن انواع مختلف گردشگری ناممكن است.
هرچند همه شیوه‌ها و سبك‌های گردشگری‌ را در یك منطقه نمی‌توان دنبال كرد، اما همدان نیز می‌تواند از این فرصت بهره‌خوبی ببرد.
واقعیت این است که بخش زیادی از مراجعه‌كنندگان به پزشكان متخصص در همدان از شهرها و استان‌های اطراف هستند. صف‌های طولانی مقابل بیمارستان‌ها و ساختمان پزشكان شاهدی بر این مدعاست، که  ارائه خدمات و امكانات ارزان‌قیمت اقامتی و سیاحتی در كنار خدمات بهداشتی می‌تواند رضایت این بیماران را در پی داشته باشد.
این روزها دولت بیشترین انرژی خود را در زمینه طرح تحول سلامت صرف كرده است و به نظر می‌رسد که این مساله مهم‌ترین دغدغه دولت جدید باشد.
 با ایجاد تفاهمنامه‌ای بین اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری همدان و سازمان علوم پزشكی می‌توان از شرایط موجود و چشم‌انداز دولت در این 2 بخش بهرمند شد و گامی برای توسعه گردشگری سلامت برداشت.


برچسب ها: گردشگری سلامت ، همشهری همدان ، گردشگری سلامت در همدان ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 6 بهمن 1393

رکاب زدن برای مبارزه با سرطان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

کد خبر :۱۱۴۶۹۲زمان مخابره:۹ : ۴۷ -- ۱۳۹۳/۱۱/۵|نسخه چاپی

رکاب زدن برای مبارزه با سرطان

پس از آنکه 300 دانش آموز همدانی برای همدردی با معلمشان که قهرمان دوچرخه سواری آسیا است و دچار بیماری سرطان شده است، موهای سرخود را تراشیدند، 'سید مسعود طباطبایی' به عشق این دانش آموزان و با شعار مبارزه با سرطان رکاب زدن را به سوی همدان آغاز کرد.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گردشگری - "سید مسعود طباطبایی" تمامی استانهای کشور را رکاب زده است و برخی استان ها را بیش از یک بار رکاب زده است چنانکه می توان گفت در مجموع 46 استان را با دوچرخه گشته است. او سال هاست بوسیله دوچرخه ایرانگردی و جهانگردی می کند و جانباز 65 درصد ارتش است. در واقع تنها جانبازی است که در رشته سایکل توریست این مسافت را رکاب زده است.
 
طباطبایی پیش از این برای حفظ محیط زیست، اهدای خون، صرفه جویی و مصرف بهینه آب ،اهدا عضو، صلح و دوستی  دوچرخه سواری کرده است و این بار برای قدردانی از شاگردان یک قهرمان دوچرخه سواری، پابه رکاب شده است. برای دانش آموزان "محمد رضا قادری" معلم علوم مدرسه آیت اله معصومی همدان که مبتلا به سرطان شده است و دانش آموزانش برای همدردی با اوموهای سر خود را تراشیده اند.
 
او درخصوص دلایل تصمیمی که گرفته است و انتخاب فصل زمستان برای رکاب زدن می گوید: «بر اساس دعوت اداره محیط زیست استان فارس  و اصفهان قرار بود به مناسبت روز هوای پاک  از شیراز تا اصفهان را رکاب بزنم اما دو روز قبل از این برنامه به خبری برخورد کردم که خیلی تاثیر برمن گذاشت مبنی بر این که 300 دانش آموز برای همدردی با معلمشان که قهرمان دوچرخه سواری آسیا است و دچار بیماری سرطان است موهای سرخود را در همدان  تراشیده است، با خودم فکر کردم و تصمیم گرفتم مسیر دو چرخه سواری را تغییر بدهم و به جای شیراز و اصفهان از استان تهران و قزوین به همدان بروم ، برای قدر دانی از حرکت انسانی این 300 دانش آموزدر حضور آنان موهای خودم را بتراشم تا به جامعه و ایرانیان عزیز نشان بدهیم که بااندیشه زیبا هم می توان زندگی کرد، باید از این دانش آموزان درس بگیریم، من هم دوست دارم در این حرکت سهیم شوم.»
 
این سفر روز شنبه چهارم بهمن ماه با هماهنگی آموزش پرورش منطقه از شهریار آغاز شد. طباطبایی در این خصوص می گوید: «در این فصل روزها کوتاه است اما در فصل های دیگر از 80 تا 120 کیلومتر رکاب می زدم که گاهی تا 160 کیلومتر هم می رسد. برای این سفر چون عشق خاصی در وجودم پدید آمده است فکر می کنم احتمالا چهار روزه به همدان برسم  از تهران تا همدان حدود 350 کیلومتر است.  در همدان بعد از قدر دانی از دانش آموزان خدمت آقای محمد رضا قادری قهرمان عزیز کشورمان برسم و بگویم که در این مبارزه با شما همراه هستم.»
 
او با تاکید برآنکه دوچرخه سواری یک ورزش پاک و گردشگری پاک  است می گوید: « از سویی کشور ما با رشد بیماری هایی مانند سرطان روبر است و این روزها عنوان هایی مانند سونامی سرطان را می شنویم برای پیشگیری از بیماری ها تا چه اندازه می توان از ورزش هایی مانند دوچرخه سواری بهره برد؟ عصر عصر تکنولوژی و علم است و باید علم را در خدمت پیشگیری این بیماری گرفت هرچند ورزش یکی از عوامل پیشگیری است اما همه مردم را نمی توانیم به ورزش و دوچرخه سواری دعوت کنیم به خصوص با شرایط اقتصادی فعلی که مردم ما در گیر این مسائل هستند و نکته دیگر این که رفتن به این سمت زمانبر است ، نیاز به زمان بیشتر و بستر سازی دارد وتمام سازمان هاباید دخیل بشوند تا بتوانیم ورزش را در جامعه به صورت فراگیر جا بیاندازیم وبه یکی از ضرورت های زندگی تبدیل شود ، البته می توان مردم را به ورزش های همگانی و عمومی دعوت کرد.»
 
حسین زندی


برچسب ها: خبرگزاری میراث فرهنگی ، سیدمسعود طباطبایی ، قهرمان سایکل توریست ، محمد رضا قادری علوم ،

خاطرات یک فیلم باز حرفه‌ای از اتفاقات سینماهای همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
خاطرات یک فیلم باز حرفه‌ای از اتفاقات  سینماهای همدان
مسعود احمدی:وسوسه فیلم‌دیدن در تمامی هم‌نسلان من وجود داشت. گاهی برای اینكه بلیت تهیه كنند دست به كارهای عجیب و غریب می‌زدند.
1393/11/06
جشنواره فجر همیشه خاطره ایستادن در صف سینما و تماشای ماجراجویانه فیلم را برای فیلم‌بازها زنده می‌کند.
«مسعود احمدی» بیشتر به‌عنوان نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس و مدیر نشر در استان  شناخته شده است. البته از دغدغه‌های سینمایی هم هیچگاه غافل نیست، به همین بهانه پای حرف‌های او كه بخشی از رخدادهای تاریخی سینماهای همدان را روایت می‌كند، نشستیم. این گفت‌وگوی جذاب درباره اتفاقات جذاب سینماهای همدان در دهه سی و چهل در ادامه می‌آید.
  • چه چیزی باعث شد به سمت تئاتر و سینما بروید؟
قبل از اینكه به تئاتر علاقه‌مند شوم، سینما مرا جذب كرد و قبل از سینما قصه‌هایی كه شب‌های زمستان پای كرسی گفته می‌شد. امیر ارسلان نامدار، حسین كرد شبستری، فلك ناز، ملك جمشید، ملك بهمن‌، اسكندر‌نامه و از همه مهم‌تر شاهنامه و هزار و یك‌شب که ذهنیتی متصل به من دادند كه بعدها سینما جای آنها را گرفت.
  • از چه سن و سالی برای تماشای فیلم به سینما می‌رفتید؟
ما یك آشنای خانوادگی به نام آقایوسف (آیوسف) داشتیم كه در سینما الوند كنترلچی بود و معمولاً هفته‌ای یك بار ما را دعوت می‌كرد. با مادر و دایی به سینما می‌رفتیم. علاقه عجیبی به سینما داشتم و در دوره ابتدایی واقعاً شیفته و دلبسته سینما بودم، اما جذابیت قصه‌های پای كرسی همچنان به قوت خود باقی بود.
  • آن دوره چه فیلم‌هایی را در همدان تماشا كردید؟
آن زمان علاوه بر فیلم‌های سینمایی گاهی سریال‌ها را هم در سینما نمایش می‌دادند. «سرحد آتشین» سریالی بود كه در سینما پخش می‌شد و زمان اكران قسمت آخر روی پرده می‌نوشتند: «نتیجه» كه مخاطب ترغیب شود و فیلم را ببیند.
سریال «صاعقه و اژدها پیكر» كه به نظرم این فیلم سرچشمه ساختن فیلم‌های جنگ ستارگان بود، سریال «بلای جان نازی‌ها» در مورد آلمان‌ها از دیگر سریال‌ها بود.
فیلم‌هایی مثل «تارزان» هم تأثیر عجیبی! بر رفتار آن‌روزهای ما داشت و با كودكان همسن و سال پس از دیدن «تارزان» تصمیم گرفتیم كه برویم در جنگل زندگی كنیم، اما همدان كه جنگل نداشت. چاقوهای مطبخ را برداشتیم بستیم به كمرمان و رفتیم به باغ مادربزرگ در عباس‌آباد، اما 2 ساعت بیشتر نتوانستیم دوام بیاوریم، آن زمان در این باغ‌ها هم گراز بود و هم شغال و ما ترسیدیم و برگشتیم.
  • كدام سینماها می‌رفتید، همدان چند سینما داشت؟
در سال‌های 1338  سینما الوند بین خیابان‌های عباس‌آباد و بوعلی و سینما تاج بین خیابان سیروس (تختی) و خیابان شورین قرار داشت. سینماهای خیابان بوعلی هم بعدها ساخته شد. سینما هما روبه‌روی كوچه زبیده خاتون و سینما لوكس خیابان بوعلی پایین‌تر از كوچه بیمه بود. علاوه بر این سینماها، هم سینما هما سینمای تابستانی روباز داشت و هم سینما لوكس. البته قدیم‌ترها یك سینمای تابستانی دیگر هم بود كه من به یاد ندارم.سریال‌ها را در سینما الوند تماشا می‌كردم.
  • فیلم‌های خارجی دوبله بود؟
«آیوسف» آدم جالبی بود. زمان نمایش فیلم‌هایی كه دوبله نبودند، كنار پرده می‌ایستاد و دیالوگ‌ها را به فارسی با صدای بلند می‌خواند كه آن هم ماجراهایی داشت.
  • مثلاً می‌گفت: «اینجا جان به مارگارت گفت هرچه زودتر باید حركت كنیم». این كار خیلی تبحر می‌خواهد كه در یك فیلم 2 ساعت به جای تمام بازیگرها حرف بزنید. الان در روسیه به نوعی در برخی سینماها این كار انجام می‌شود صدای اصلی وجود دارد و دوبلور همزمان ترجمه می‌كند.
بعدها میان‌نویس فیلم‌ها آمد. در بخش‌هایی فیلم قطع می‌شد و متن داستان به صورت نوشته روی پرده به نمایش در می‌آید. در اینجا یك مشكل پدیدار می‌شد، آن هم مشكل سواد بود. بیشتر مردم سواد خواندن نداشتند و تماشاچی‌های بی‌سواد یك نفر باسواد را با خود می‌بردند تا میان‌نویس‌ها را برایشان بخواند.
  • قیمت بلیت‌ها چقدر بود؟
چند ردیف صندلی‌های ردیف جلو 5 ریال بود. ردیف‌های وسط 7 ریال و عقب 10 ریال. لژ 20 ریال و بالكن را 15 ریال می‌فروختند. آنها كه به لژ می‌رفتند سواد داشتند. ما كه محصل بودیم معمولاً صندلی 5 ریالی می‌خریدیم و چون مشتری 5 ریالی زیاد بود، و جاها گرفته می‌شد. صندلی‌ها شماره نداشتند. معمولاً سر صندلی دعوا می‌شد. برخی‌ها جای خالی را نگه می‌داشتند و اجازه نمی‌دادند كسی بنشیند و اگر از كسی می‌پرسیدیم كه «می‌شود اینجا بنشینم» می‌پرسید «سواد داری؟‌» اگر جواب مثبت بود، اجازه می‌دادند بنشینیم و در این صورت وظیفه داشتیم در طول فیلم تمام میان‌نویس‌ها را برای اطرافیان بخوانیم و اگر این كار را قبول نمی‌كردیم تا آخر فیلم باید سر پا می‌ایستادیم.
  • این حس فیلم‌دیدن فراگیر بود؟
وسوسه فیلم‌دیدن در تمامی هم‌نسلان من وجود داشت. گاهی برای اینكه بلیت تهیه كنند و فیلم ببینند، دست به كارهای عجیب و غریب می‌زدند.
یكی از دوستان كه نقاش و خوشنویس بسیار فوق‌العاده‌ای بود، بلیت سینما الوند را مانند اصل جعل می‌كرد و به ما هم با قیمت پایین‌تر می‌فروخت. مدت‌ها این كار ادامه داشت تا یك روز توسط یكی از همكلاسی‌ها لو رفت. حتی بازداشت و با تضمین آزاد شد.
یكی دیگر از همكلاسی‌ها شب‌ها بلیت‌های پاره را از سطل زباله پشت سینما بر می‌داشت و مانند پازل، بلیت‌ها را می‌چسباند و فردا می‌فروخت. او هم لو رفت و جریمه شد.
  •  به نظر می‌رسد جذابیت حاشیه فیلم دیدن بیشتر از خود فیلم‌ها بود؟
از اتفاقات جالبی كه برای من هنگام دیدن فیلم افتاد، این بود كه یك روز با دوستی به نام «عزت معماریان» برای دیدن فیلم «سامسون و دلیله» به سینما تاج رفتیم.
 ما بلیت بالكن را گرفتیم. اواسط فیلم بود كه سقف بالكن فروریخت و معماریان افتاد پایین و من از سقف آویزان شدم و فیلم قطع شد. من هرچه دنبال معماریان گشتم، پیدایش نكردم. نگران شدم و رفتم كه خانواده‌اش را باخبر كنم.
وقتی در زدم خودش آمد جلو در. گفتم چرا مرا نگران كردی و منتظر نشدی من بیایم؟ گفت: من افتادم روی صندلی و صندلی شكست، ترسیدم صاحب سینما جریمه صندلی را از من بگیرد فرار كردم.
  • جز سینمارفتن چه كار دیگری به‌همین اندازه برای شما مهم بود؟
در كنار فیلم‌دیدن‌ها موضوعی كه برای ما خیلی مهم بود، زمانی بود كه تسلط به خواندن پیدا كردیم. به‌ویژه خواندن كتاب‌های حماسی مثل «ده مرد رشید»، «دلشاد خاتون»، «دلاوران میزگرد» و مجله «كیهان بچه‌ها» كه بسیار تأثیر‌گذار بود و علاقه نوشتن را در من پدید آورد. آنچه برای ما از دیدن فیلم در سینما مهم‌تر بود، تأثیر فیلم از نظر ساخت و پرداخت شخصیت‌ها بود.


برچسب ها: همشهری همدان ، مسعود احمدی ، ساعد احمدی ، سینما در همدان ،

شنبه 4 بهمن 1393

حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

نمایش

حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان
در شماره‌های گذشته گفت‌و‌گو با «اكبر عاقلان» یكی از پیشكسوتان هنر نمایش همدان در همشهری منتشر شد.
1393/11/04
 انتشار این گزارش با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد و بازتاب خوبی در بین اهالی تئاتر همدان داشت. با این هدف كه بتوانیم فضایی برای بیشتر مطرح‌شدن تئاتر همدان، تاریخ آن، پیشكسوتان و راه‌كارهایی برای پویایی بیشتر برای دیگر هنرمندان تئاتر فراهم كنیم، این گفت‌و‌گوها را ادامه می‌دهیم.
 «عباس شیخ بابایی» یكی دیگر از پیشكسوتان تئاتر در گفت‌وگو با ما از تأثیر استادش «اكبر‌عاقلان» برای اهالی تئاتر همدان می‌گوید:اگر قرار باشد یكی از برجسته‌ترین دوره‌های تاریخ نمایش همدان را نام ببریم، مسلماً دوره‌ای است كه تئاتر در دبیرستان‌های همدان رونق داشت و اجرا می‌شد. دهه 50 خورشیدی آموزش‌های هنر در مدارس باعث رونق هنر در جامعه شد و افرادی در این دوران رشد كردند كه پس از انقلاب سكان هنر كشور را در اختیار گرفتند. این كارنامه مثبت، مدیون معلمان دلسوزی است كه خود را وقف هنر كردند و چراغ هنر را زنده نگه داشتند. یكی از این آموزگاران «اكبر عاقلان» است. كمتر كسی را در همدان می‌توان سراغ گرفت كه دهه 50 وارد حرفه تئاتر شده باشد و درسی از اكبرعاقلان نگرفته باشد.
  • شما اوایل دهه 50 در دبیرستان ابن‌سینا در اجرای نمایش‌ها با اكبر‌عاقلان همكاری می‌كردید. اگر ممكن است خاطرات آن زمان را با ما در میان بگذارید؟
همكاری نمی‌شود گفت، من شاگرد عاقلان بودم. آن زمان با الفبای تئاتر هم آشنا نبودم. به خاطر او در كلاس‌هایش ثبت‌نام كردم و آموزش دیدم.
  • چه اتفاقی افتاد كه شما به این رشته علاقه‌مند شدید؟
قبل از ورود عاقلان، در دبیرستان ابن‌سینا كه در آن تحصیل می‌كردیم، حرفی از تئاتر و هنرهای نمایشی نبود. سال 1350 كه استاد عاقلان به همدان برگشت، یك اطلاعیه نوشت که كسانی كه علاقه‌مند به تئاتر هستند می‌توانند ثبت‌نام كنند. خیلی‌ها ثبت‌نام كردند. از آن ثبت‌نام‌كرده‌ها تنها یك گروه ماندند و تئاتر را ادامه دادند.  تا پیش از این، نه تئاتری دیده بودیم نه از الفبای این هنر سر در می‌آوردیم.
چند فیلم سینمایی دیده بودیم که فكر می‌كردیم هر دو، یكی است. خیلی از دوستان آرزوی هنر‌پیشه‌شدن داشتند. می‌گفتند اگر اینجا ثبت‌نام كنیم، شاید راه برای سینما باز شود.
 با این دیدگاه‌ها، ما در كلاس‌های عاقلان ثبت‌نام كردیم. این‌گونه نبود كه یك فرهنگ عمیق تئاتری  وجود داشته باشد. از طرفی هم كاركردن با این بچه‌ها بسیار دشوار بود كه تنها از دست عاقلان بر می‌آمد.
  • چگونه این فعالیت‌ها در دبیرستان‌ها شروع شد؟
آنجا یادگرفتیم نمایشنامه داستانی است كه در صحنه اتفاق می‌افتد. با سینما تفاوت دارد و همان‌جا نمایشنامه‌نویسی را تجربه كردیم. من نمایشنامه «پهلوان وهاب» را با راهنمایی‌های استاد نوشتم. بعدها وقتی به شیوه آموزشی عاقلان فكر می‌كردم به این نتیجه رسیدم كه چقدر شیوه تأثیر‌گذار و درستی بود.
  • قبلاً اجرای او را ندیده بودید؟
نه، ما می‌دانستیم كه عاقلان در تلویزیون هم بازی كرده است. آن زمان بازی در تلویزیون اهمیت بسیاری داشت. در تهران برای آقای شاه‌محمدی در سریال پژواك بازی كرده بود كه خیلی نقش برجسته‌ای داشت. به نظرم اگر همان زمان در تهران می‌ماند و برنمی‌گشت، قطعاً یكی از بازیگران درجه یك سریال‌ها و فیلم‌ها می‌شد. چه به لحاظ تیپ و چه از لحاظ اجرا و نوع بازی بسیار قوی بود.
در كدام كارهای عاقلان بازی كردید؟
اولین‌كاری كه عاقلان با هوشیاری تمام و زیركی خاصی انجام داد، این بود كه از بخش‌های كوچك تئاتر مانند نقالی آغاز كرد تا هم دانش‌آموزان را با صحنه تئاتر آشنا كند و هم بازیگران و هنر‌جویان را با تماشاگر آشتی دهد. اگر امروز دوستانی مانند «مهدی چایانی» نقالی می‌كنند، تحت تأثیر آموزش‌های عاقلان است. در آن زمان نقالی در قهوه‌خانه‌ها بود و چندان ارزش و اعتبار هنری نداشت. عاقلان نقالی همدان را با تئاتر آشتی داد.
  • در بین همنسلان شما چه كسانی نقالی می‌كردند؟
«علی ساده» و «حسین چیت‌ساز» صدای مناسبی برای نقالی داشتند. عاقلان از حسین چیت‌ساز برای نقش نقال استفاده می‌كرد. یك بار صحنه قهوه‌خانه را بازسازی و چیت‌ساز نقالی كرد.
  • بعد از دبیرستان كار تئاتر را ادامه دادید؟ در ادامه كار شما عاقلان چه نقشی داشت؟
وقتی گروه‌های دبیرستانی تئاتر كه عاقلان پایه‌گذاری كرد، شكل گرفتند و فعال شدند همكاری را با گروه‌هایی كه قبلاً در سازمان‌های  دیگر تشكیل شده بود، آغاز كردند.
این كارها به‌صورت كارگاهی در خارج از دبیرستان بود و از حالت دبیرستانی خارج شدیم. در آنجا آقای شریفی هم همراه عاقلان بود. نمایش «فرشته و آدم» حاصل آموزش‌های آن دوره بود. به جز «جلال میرزاپور»، «صادق آشورپور» و 2 یا 3 نفری كه قبلاً كاركرده بودند، همه نیروها نزد او آموزش دیدند.
  • عاقلان در این مسئولیت تنها بود؟
«زارع شیكاگو» یكی از نمایشنامه‌های خوبی بود كه كار كردند. «باقر دادگر»، «حسین‌چیت‌ساز» در آن بازی می‌كردند.
«علی‌خضریان» و «عیسی ممتاز» هم فكر می‌كنم، همكاری داشتند. «موش‌ها و آدم‌ها» را هم در آن زمان اجرا كردند. عاقلان جدا از آنها در اداره فرهنگ و هنر و در گروه‌های آزاد شهر هم كار می‌كرد و آموزش گریم و طراحی صحنه به هنرجوها می‌داد.
  • موضوعی هست كه بیان نكرده باشید؟
عاقلان بیشتر بداهه‌سازی می‌كرد. مثلاً هفت‌سین، قاشق‌زنی و فال‌گوش را در نمایشنامه‌ها استفاده می‌كرد و بازیگرانی كه در سالن حضور داشتند اجرا را از صحنه به سالن می‌بردند.


برچسب ها: اکبر عاقلان ، همشهری همدان ،

شنبه 4 بهمن 1393

جای خالی آموزش در اداره ها و سازمان‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،


همدان

جای خالی آموزش در اداره ها و سازمان‌های همدان

نویسنده: حسین زندی‌ همدان -خبرنگارهمشهری
جای خالی آموزش در اداره ها و سازمان‌های همدان
یک فرصت آفرین اول باید دید مثبت خود را تقویت كند و بعد پشتكار خود را چندین برابر كند.
1393/11/04
محمدرضا حدادی فارغ‌التحصیل كارشناسی ریاضی، كارشناسی ارشد مدیریت و دكترای ریاضی است. وی بیشتر در حوزه مدیریت مالی فعالیت دارد و در كنار این مباحث در زمینه اجرا و مشاوره شركت‌های مالی به مباحث استراتژی سازمان‌ها پرداخته است. ,وی استاد دانشگاه بوعلی‌سینا ملایر است.او همچنین در تخصصی ترشدن شركت‌ها با محوریت بحث آینده‌نگری و چشم‌انداز شركت‌ها كمك می‌كند تا بتوانند در مسیر خود آینده روشن‌تری داشته باشند.
  • با توجه به ارتباط و فعالیت شما، فضای اقتصادی همدان چگونه است؟ مشكلات شركت‌هایی كه در همدان فعال هستند چیست؟
متأسفانه مشكلاتی كه شركت‌ها در استان همدان با آنها مواجه هستند ـ چون من در استان‌های دیگر مثل اصفهان، یزد و قزوین فعالیت داشته‌ام ـ بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر است. مسائل خیلی مقدماتی‌تر كه در استان‌های دیگر به‌صورت صنعتی حل شده‌اند، در استان ما برای آنها فكری نشده است‌.
  • به‌صورت مصداقی می‌توانی بگویید چه مشكلاتی وجود دارد؟
مشكلات خود سازمان‌ها جدا از مشكلات بیرونی به 2‌دسته تقسیم می‌شوند: یكی مربوط به خود سازمان‌ها ‌است كه اولاً دید بلندمدت ندارند و به‌شكلی علمی سازمان‌دهی نشده‌اند. كاركنان آنها، آموزش‌های كافی نمی‌بینند و به‌روز نیستند و از منابع خود به‌درستی استفاده نمی‌كنند. به هر حال مشكلات داخل خود سازمان زیاد است. این مشكلات شاید در همه نقاط ایران باشد، اما در منطقه‌هایی مثل استان همدان كه كمتر توسعه‌یافته است، بیشتر به‌چشم می‌آید. مشكلات بیرونی هم وجود دارد. درواقع برای سازمان‌ها و ارگان‌ها، آن‌طور كه بایسته است، بستر كار فراهم نیست. البته منظور این نیست كه باید به آنها وام داده شود. مسأله این است كه در حوزه‌هایی مانند آموزش، تسهیلات، ارتباطات و به‌ویژه ارتباط با دنیای خارج،‌كاری اثرگذار و خوب انجام نمی‌شود.
  • درباره تسهیلات چه می‌توان گفت؟
تسهیلاتی كه در مناطق دیگر كمكی تعیین‌كننده به تولید می‌كند، متأسفانه در استان وجود ندارد یا فراگیر نیست. از سوی دیگر، بوروكراسی اداری وقت و هزینه زیادی می‌گیرد و نتیجه‌اش، وضعیتِ جاری است. كمتر تولید‌كننده‌ای است كه در استان از شرایطی كه هست، راضی باشد.
كارآفرینی اصطلاحی مناسب برای توصیفِ‌كاری كه انجام می‌دهیم، نیست. باید از اصطلاح فرصت‌آفرینی استفاده كرد. فرصت‌آفرینی یعنی اینكه هر فردی بتواند از فرصت‌های موجود در محیط و حوزه خود استفاده كند. چنین نیست كه كارآفرین یا فرصت‌آفرین كسی باشد كه‌كاری جدید ایجاد  ‌كند.
كارآفرینی مفهومی گسترده است و بحث فرصت‌آفرینی سازمان از مدیر سازمان تا افرادی با مسئولیت بسیار كوچك را در بر می‌گیرد. این مفهوم، مربوط به صنعتی خاص نیست بلكه مربوط به تمام صنایع تولیدی، خدماتی، دولتی، خصوصی و هركسی است كه نیاز به نوآوری دارد. این مفهوم به كسی مرتبط است كه نیاز به استفاده از فرصت‌های موجود دارد. او برای اینكه بتواند از منابع‌اش با توجه به فرصت‌ها بهتر استفاده كند و نسبت به رقبا و نسبت به دیگران بیشتر بهره‌ببرد، نیاز به فرصت‌آفرینی دارد.
  • در كارآفرینی و در بومی‌سازی مد نظر شما مباحث مالی در برابر روش و شیوه اجرای كارآفرین چه جایگاهی پیدا می‌كند؟
 من اصلاً اهمیتی برای بحث‌های مالی قائل نیستم. اگر مثلاً اهمیتِ آن را 5درصد در نظر بگیریم، 95درصد باقی‌مانده عواملی است كه كمك می‌كنند تا یك سازمان موفق بشود. این عوامل می‌تواند برنامه‌ریزی، آینده‌نگری یا سطح دانش در آن سازمان یا مثبت‌بودن دیدگاه و پشتكار نیروها یا استفاده از فرصت‌ها‌ی بیشتر باشد، اما همه اینها در كنار هم موفقیت را رقم می‌زند. همه موفقیت‌ها جنبه مالی ندارند، اگر تاریخچه شركت‌های موفق را نگاه كنیم، می‌بینیم در حوزه مالی از صفر شروع كرده‌اند، تجربه‌ها را كنار هم گذاشته‌اند و موفقیت‌ها را پله پله كنار هم گذاشته‌اند تا به این جایگاه رسیده‌اند. فرصت مالی شاید این روند را تسهیل كند، اما كافی نیست و حتی بعضی‌وقت‌ها در شروع كار لازم نیست.
بسیاری از آدم‌هایی كه كار جدیدی را آغاز می‌كنند، باید توجه كنند موفقیت یك كار با محیط كار كوچك نیاز به امكانات بسیار ندارد. آنها شروع می‌كنند، تجربه‌هایشان را به اشتراك می‌گذارند و روز‌به‌روز موفقیت‌شان بیشتر می‌شود تا بتوانند كم‌كم با كمك دانشی كه كسب كرده‌اند، موفقیت خود را رقم بزنند.
  • در همدان صاحبان مشاغل چند نفر را استخدام كرده و پیش می‌روند. آموزش چقدر می‌تواند در ارتقای سطح مدیریت و حتی افزایش تعداد شاغلان مهم باشد؟
آموزش بحثی اساسی است و برای هر كسی در هر سطحی مهم است. با حوزه آموزش باید تخصصی‌تر برخورد كرد و زمان بیشتری به آن اختصاص داد. متأسفانه در سازمان‌های ما آموزش را برای مدیران متوسط به پایین‌تر قرار می‌دهند.
آموزش در جهان اول به این شكل است: اگر مدیر 30 ساعت آموزش نیاز دارد، برای مدیر ارشد 70 ساعت قرار می‌دهند و كارگر را 10 ساعت. مدیر ارشد چون وظیفه‌اش رهبری و سازمان‌دهی سازمان و در واقع ساختن آینده سازمان است، نیاز خیلی بیشتری به آموزش دارد. چینی‌ها حدودا یك سوم درآمد خودشان را صرف آموزش می‌كنند. اگر آنها توانسته‌اند خود را در جهان تا سطح 50‌درصد بالا بكشند برای آموزش است، اما آموزشی هدفمند و به‌روز، علمی و كاربردی در جامعه.
  • مهم‌ترین مشكل و چالش صاحبان مشاغل در همدان چیست؟
مشكل اصلی صاحبان مشاغل این است كه سازمان‌ آنها در حوزه آموزش، نیروهای قوی و توانمند ندارد. وقتی نیروی یك سازمان از مدیر تا كارمند مهارت‌های آموزشی را كسب نكرده باشد، باعث می‌شود 90‌درصد شركت‌های تولیدی خدماتی درگیر روزمرگی شوند،اگر چالشی درآینده برای شركت ایجاد شود، همه واكنشی بد نشان می‌دهند.
  • چاره كار در كجاست؟
چاره كار این است كه قبل از هر چیز، سازمان‌ها هدفی مشخص داشته باشند و بر اساس آنها نیروها را جذب كنند. آنها باید با روش‌های علمی و مصاحبه بهترین نیروها را جذب و بهترین آموزش‌ها را به آنها بدهند.
یك تجربه خوب را با مخاطبان در میان بگذارید
با یك شركت بسته‌بندی در یزد همكاری می‌كردم كه به‌صورت سنتی اداره می‌شد. در آستانه تعطیلی با ما مذاكره كردند. آن شركت تنها با پیگیری آموزش و برنامه‌ریزی برای استفاده از فرصت‌های موجود توانست پس از مدتی موفق شود.
  • و نتیجه‌گیری؟
هر كس و هر شخصی اگر دید فرصت‌آفرین داشته باشد اول باید دید مثبت خود را تقویت كند و بعد پشتكار خود را چندین برابر كند. با برنامه‌ریزی، آموزش و استفاده از متخصصان می‌توان موفق شد.


برچسب ها: همشهری همدان ، کارآفرینی همدان ،