سرویس بهداشتی مهم‌تر است یا ساخت هتل؟

» سرویس: فرهنگی و هنری - گردشگری و حج
4-183.JPG

همدان اقامتگاه مناسب ندارد و هتل‌هایش ارزان قیمت‌اند، پس نمی‌تواند گردشگر حرفه‌ای جذب نمی‌کند.»

به گزارش خبرنگار سرویس گردشگری ایسنا، مجتبی جوادیه، راهنمای گردشگری همدان، این عوامل را برای گردشگرپذیری همدان آفت دانست و افزود: متاسفانه ضعف مدیریت در زمینه‌ی اقامت گردشگران باعث تشدید پدیده‌ی چادرخوابی در پارک‌های همدان شده، به گونه‌ای که بیشتر مسافرانی که وارد این شهر می‌شوند، گرایشی به اقامت در هتل ندارند و حتا در روزهای شلوغ مانند تعطیلات نوروز هم بخش عمده‌ای از اتاق هتل‌های شهر خالی است و مسافران در مدارس یا چادرها می‌خوابند که این مسئله هم خود باعث مشکلاتی برای شهروندان همدانی و مدیران شهری همدان است.

این عضو انجمن نبض سبز حیات ادامه داد: در این شرایط هفته‌ی گذشته کلنگ هتل پنج ستاره‌ای در مسیر گنجنامه (بلوار کولاب) توسط مسئولان شهر همدان به زمین زده شد که با مخالفت فعالان محیط زیست و گردشگری همدان همراه شد. آن‌ها به به نابودی و تخریب محیط زیست طبیعت الوند اعتراض دارند و معتقدند که ادامه‌ی ساخت‌وسازها در این مسیر منظر طبیعی منطقه را نابود و همدان را با چالش‌های مدیریت شهری روبرو می‌کند.

وی اظهار کرد: اعضای تشکل‌های غیر دولتی در کنار اعتراض‌ها و انتقادها پیشنهادهایی هم دارند و معتقدند در همدان پیش از آنکه ضرورت ساخت هتل احساس شود، کمبود سرویس بهداشتی و پارکینگ احساس می‌شود! آنان می‌گویند گردشگرانی که به همدان می‌آیند به دنبال اقامتگاه‌های ارزان قیمت‌اند، بنابراین بهتر است وضعیت هتل‌ها پیش از اقامتگاه‌های بوم‌گردی و هتل‌های سنتی تقویت شوند.

گردشگران خارجی برای هتل‌های شش ستاره هم تره خرد نمی‌کنند

به گزارش ایسنا، محمد سوزنچی، نماینده‌ موسسه حیات سبز سرزمین نیز با اشاره به مجوزهایی که برای هتل‌سازی در همدان صادر شده به خبرنگار ایسنا گفت: چند وقتی است هتل سازی در شهر بوعلی سینا و هگمتانه رونق گرفته است، حتی آمارها می‌گوید بیش از هفت هتل در همدان احداث می‌شود.

وی یکی از معضلات گردشگری همدان را کمبود هتل دانست و ادامه داد: آمار ضعیف 12500 تخت برای همه‌ی ظرفیت هتل‌های همدان در روزهای پرتراکم مسافر بسیار کم است، ولی

همین ظرفیت اندک در ایام غیر انبوه تعطیل است.

او اظهار کرد: شنیده شده که قرار است در محدوده‌ی بلوارهای «ارم»، «کولاب»، «عباس آباد» و «گنجنامه» هتل‌هایی احداث شود، به همین دلیل وظیفه داریم به عنوان فعالان حوزه‌ی گردشگری و محیط زیست پیش بینی اثرات سوء این پیشرفت را اعلام کنیم و راهکارهای به روز شده را پیشنهاد دهیم.

این کارشناس گردشگری با انتقاد از هتل‌سازی در همدان گفت: امروز میل به هتل‌های لوکس پنج ستاره در شهرهای لوکس و سواحل شهرهای ساحلی خاص، خواهان فراوانی دارد، چون با صرف هزینه‌ی فراوان، از لذت‌های منطقه‌ای که آن‌ها هم گران هستند استفاده می‌کنید، ولی نه در شهری مانند همدان که گردشگران داخلی‌اش اغلب به دنبال خانه‌ی مسافر، چادر و کمپ هستند و اتفاقا گردشگران خارجی آن هم که با معیارهای هتلینگ ایران آشنا هستند، تره‌ای برای پنج یا حتی شش ستاره بودن هتل خرد نمی‌کنند و اهمیتی به آن نمی‌دهند، آنها به دنبال فرهنگ بومی منطقه هستند و مسلما در خانه‌های بوم‌گردی و اقامتگاه‌های سنتی بیشتر لذت می‌برند.

سوزنچی گفت: به عنوان مثال اگر یک همدانی در پنج هتل شهر همدان که عنوان‌های 2 تا 5 ستاره را یدک می‌کشند بخوابد به راحتی می‌تواند وجه تمایز را ببیند و آنگاه که در اصفهان یا مشهد نیز ستاره‌دارها را بررسی کند ممکن است بهت‌زده شود.

http://isna.ir/fa/news/93122615089/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D8%AA%D9%84


برچسب ها: گردشگری همدان ، هتل سازی درهمدان ، ایسنا ،

نگذارید امسال محوطه‌های تاریخی همدان آتش بگیرند

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
23-534.jpg

«ما در مکان‌های تحت اختیار سازمان میراث فرهنگی مختار هستیم تا نمایشگاه صنایع‌دستی برگزار کنیم، اگر بخواهیم از این اماکن خارج شویم نیاز به همکاری شهرداری است که آن‌هم منوط به پرداخت میلیون‌ها تومان پول است.»

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، اداره‌کل میراث فرهنگی استان همدان چند سالی است که برگزاری نمایشگاه صنایع‌دستی در نوروز را جزو اولویت‌های خود قرار داده است، نمایشگاهی که برای برگزاری آن به جز بناهای تاریخی جای دیگری ندارند، و هر سال هم در کنار این نمایشگاه‌ها اتفاقاتی نه چندان مناسب برای آن بناهای تاریخی رخ می‌دهد.

نمونه‌ی بارز آن را می‌توان در برگزاری نمایشگاه نوروز سال گذشته در محوطه‌ی ارزشمند «هگمتانه» و در کنار آرامگاه «باباطاهر» دید که با آتش گرفتن چادرهای نمایشگاه در محوطه‌ی هگمتانه بخش‌هایی از این محوطه‌ی تاریخی نیز آسیب دیدند و نمایشگاه میدان باباطاهر نیز به دلیل طوفانی که در نوروز در همدان وزیدن گرفت، چند چادر از غرفه‎‌های نمایشگاه در محوطه‌ی آرامگاه افتادند.

با این وجود به نظر می‌رسد یا نباید دیگر نمایشگاهی از این صنعت کهن اما مهجور در همدان برپا کرد، یا هر سال برای محوطه‌های تاریخی دوران مادها همین آش و همین کاسه است!

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان در این زمینه به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا گفت: یکی از عناصر و فرصت‌هایی که می‌تواند درخدمت توسعه گردشگری باشد و به گردشگری پایدار کمک کند، صنایع دستی است، اما در ایران متاسفانه از این فرصت و ظرفیت به درستی استفاده نشده است و گاهی روش بهره‌گیری از آن به دلیل نادرست بودن، باعث آسیب‌های جبران ناپذیری شده است.

وی با تاکید بر حمایت نشدن فعالان صنایع‌دستی این استان و نبود مکان و فرصت مناسب برای عرضه تولیدات و محصولات آنها، اظهارکرد: بازار سنتی همدان دستخوش مشاغل جدید شده است و جایگزینی هم نداشته که به صورت بازارچه‌های دایمی صنایع دستی، بتوانند آن چه تولید می‌کنند به دست خریداران برسانند، بنابراین تنها زمان برای عرضه صنایع دستی در نمایشگاه‌هاست که بیشترتولیدکنندگان هم منتظر می‌مانند تا تعطیلات نوروز از راه برسد شاید بتوانند بخشی از کارهای خود را به فروش برسانند.

هجوم افراد به نمایشگاه‌ها، محوطه‌های تاریخی را تخریب می‌کند

او ادامه داد: مسلما زمانی‌که فرصت عرضه محصول نباشد، انگیزه‌ای هم برای تولید نیست و کیفیت کارها نیز افت می‌کند. به نظر می‌رسد اصلی‌ترین نیاز فعالان صنایع دستی ایجاد بازارچه‌های دایمی برای فروش این محصولات است و با شعار نمی‌توان از این سرمایه‎ها دفاع کرد و مدافع تولید داخلی به ویژه صنایع دستی شد.

زندی در ادامه درباره‌ی اتفاقاتی که درطول چندسال گذشته در فضاهای نمایشگاهی که معمولا در بناهای تاریخی بوده، نیز توضیح داد: در چند سال گذشته فضایی که به عنوان غرفه فروش صنایع دستی توسط معاونت صنایع دستی استان در اختیارتولید کنندگان و هنرمندان این حوزه قرار می‌گیرد، فضاهای در داخل اماکن تاریخی شهر همدان مانند آرامگاه «باباطاهر»، «بوعلی»، تپه «هگمتانه» و گنبد «علویان» بوده که عواقب بسیار بدی برای این آثار داشته است. آتش‌سوزی بازارچه صنایع دستی محوطه هگمتانه در نوروز 1393 نمونه‌ای از این آسیب‌هاست. هجوم همزمان افراد به نمایشگاه‌های موقتی که در اماکن تاریخی برپا می‌شود نیز باعث تخریب آثار می‌شود و عواقب پیش‌بینی نشده‌ای را به دنبال دارد.

این فعال میراث فرهنگی همدان افزود: نباید این نکته را از ذهن دورداشت، گردشگرانی که به شهرهای مختلف کشور سفر می‌کنند علاقمند به تهیه‌ی سوغات محلی هستند و چه بهتر که این سوغات هنرهای دستی مردم محلی آن مناطق باشد تا به راحتی در دسترس گردشگران قرار گیرد، اما شایسته نیست مزارعارف بزرگی مانند «باباطاهر» یا تپه تاریخی «هگمتانه» تبدیل به مرکز خرید و فروش اجناس شود، به ویژه که در این نمایشگاه‌ها غرفه‌های اجناس چینی بیشتر از صنایع دستی خودنمایی می‌کند.

او درباره‌ی دلایل اصرار میراث فرهنگی برای برگزاری نمایشگاه در بناهای تاریخی نیز گفت: معمولا بهانه‌ای که از سوی مدیران میراث فرهنگی همدان مطرح می‌شود این است که ما در مکان‌های تحت اختیار سازمان مختار هستیم تا نمایشگاه برگزار کنیم و اگر بخواهیم از این اماکن خارج شویم، نیاز به همکاری شهرداری است. ظاهرا همکاری شهرداری منوط به پرداخت میلیون‌ها تومان پول است که ازیک سو از عهده میراث فرهنگی خارج است و ازسوی دیگر فعالان و تولید کنندگان صنایع دستی قدرت پرداخت چنین مبالغی را ندارند.

30 میلیارد بودجه دارند، اما فقط تبلیغات می‌کنند!

وی اضافه کرد: گفته می‌شود بودجه فرهنگی شهرداری همدان بیش از 30 میلیارد تومان است و در سال 93 هفتاد درصد افزایش داشته است، اما معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری فعالیت ملموس و ماندگاری انجام نداده است و بیشتر کارهای انجام شده تبلیغاتی بوده است.

وی ادامه داد: مجموعه‌ی شهرداری در سال‌های گذشته به نیازها و ضرورت‌های مدیریت شهری توجه نکرده است و به جز مجوزهای برج سازی چیزی در کارنامه‌ی این نهاد نمی‌توان یافت. به طورمثال سال‌هاست میدان تاریخی همدان و خیابان‌های منشعب از این میدان با چالش دست‌فروشان روبه‌روست، اما شهرداری هنوز نتوانسته برای دستفروشان که جمعیت زیادی را در همدان شامل می‌شوند، چاره‌ای بیندیشد و مکانی دایمی در اختیار آنها قرار دهد، در حالی که پدیده دستفروشی با این حجم عظیم در مرکز یک شهر تاریخی که از آن به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن یاد می‌شود، ضد اهداف گردشگرپذیری است که مدیران ارشد استان به دنبال آن هستند.

زندی در پایان اظهار کرد: معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری و شورای شهر همدان می‌توانند فضاهای مناسبی را به نمایشگاه‌های صنایع دستی در نزدیک‌ترین نقاط به اماکن پربازدید تاریخی و طبیعی اختصاص دهند. شهرداری نیز در یک برنامه‌ی دراز مدت می‌تواند انتظار چندین ساله تولیدکنندگان صنایع‌دستی را برآورده کند و با ایجاد بازارچه‌ی دایمی برای فروش صنایع دستی در همدان این مشکل را برای همیشه حل کند.

http://isna.ir/fa/news/93122615323/%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D8%B4


برچسب ها: ایسنا ، محوطه های تاریخی همدان ، صنایع دستی همدان ،

توصیه های شیرکوند به تشکل های فرهنگی و اقتصادی: مرتبط شوید

shirkavand1.jpg

سخنان صریح سعید شیرکوند در رابطه با نقش انجمن های دوستی و اتاق های بازرگانی

حسین زندی

بیش از 70انجمن دوستی  در ایران فعال است که با هدف معرفی ظرفیت های فرهنگی  ایران درسایر کشورها فعالیت می کنند اما همچنان ناشناخته اند در نشست تخصصی مشترک مسئولان دفتر امور مجامع و تشکل‌های سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری با انجمن های دوستی ایران و سایر کشورها که با حضوردکترسعید شیرکوند، معاون برنامه ریزی و سرمایه گذاری سازمان، ویدا توحدی، مدیر کل دفترامور مجامع،زهرا احمدی زاده، مشاور رئیس سازمان در امور زنان، سیدان نایب رئیس شبکه شورایعالی ، روسای انجمن های دوستی و بابک مغازه ای نماینده گروه کاری تشکل های گردشگری کشوربرگزار شد دکترسعید شیرکوند در سخنانی به ضرورت ارتباط اتاق های بازرگانی  و انجمن های دوستی بین ایران و سایر کشورها تاکید کرد

معاون سرمایه گذاری و برنامه ریزی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: ما به دنبال این هستیم که آرزوی ملت ایران را برآورده کنیم این آرزوچیزی نیست جز سپردن امور به دست مردم. این آرزو به صد زبان گفته می شود که دولت پای خود را از اموری که باید به دست مردم سپرده شود کناربکشد دولت یک وظیفه حاکمیتی دارد و تا حدودی هم وظیفه برنامه ریزی به عهده دولت است بقیه کارها باید به دست تشکل های غیر دولتی و بخش خصوصی سپرده شود.

دکتر سعید شیرکوند در ادامه گفت: اگر انجمن های دوستی را یک تشکل غیرانتفاعی ببینیم که معتقدند باید یک مجموعه از آرمان و برنامه ای را بین دوکشوری که به عنوان انجمن دوستی از آن نام برده می شود اجرا کنند در کنار این تشکل های غیر انتفاعی تشکل هایی داریم که انتفاعی هستند مانند اتاق های مشترک بین دوکشور و اتاق های بازرگانی. اتاق های بازرگانی مدام به دولت می گویند از صحنه تجارت کنار برو و این امور بازرگانی را به ما بسپارما امروز می گوییم حق با این تشکل ها است و باید دولت امکانی ایجاد کند که داد و ستد ها تسهیل شود، مرزها باز شود تعرفه گمرک ها تعدیل شود، زمان ترخیص کالا کاهش پیدا کند و بقیه کارها به دست بازرگانان انجام می شود انجمن های دوستی هم عملکردی شبیه اتاق های بازرگانی دارد اما از نوع غیر انتفاعی که مراودات فرهنگی را پیگیری می کنند

شیرکوند افزود: فرض کنید انجمن دوستی ایران و سریلانکا می خواهد در آن کشور کنسرت برگزار کند اینجا دولت نباید دخالت کند حتا برای تامین منابع مالی باید از بخش خصوصی کمک بگیرند و چه بهتر که با کمک اتاق بازرگانی  این برنامه ها برگزار شود ما به عنوان دولت توانایی برگزاری کنسرت را نداریم، مابه عنوان دولت نمی توانیم نمایشگاه برگزار کنیم ،مابه عنوان دولت نمی توانیم شب شعر و شب کتاب برگزارکنیم اما شما انجمن های دوستی می توانید این کارهارا انجام دهید واز دولت بخواهید با دولت های دیگر مذاکره کند و راه را برای شما باز کند ، هویت دولت ما در گرو این انجمن ها است .

معاون سرمایه گذاری و برنامه ریزی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ادامه داد: انجمن های دوستی و اتاق های بازرگانی نباید دوگانه عمل کنند از طرفی بگویند دولت نباید حضور داشته باشد و از طرف دیگر بگویند دولت چرا کمک مالی نمی کند، اگرقرار باشد من به عنوان دولت در کشور هند نمایشگاه برگزارکنم، کالا ببرم  می شود یک کار دولتی، کاری که 30 سال انجام داده ایم و دیده ایم شکست خورده است در هیچ یک از نمایشگاه هایی که دولت شرکت کرده نتوانسته موفق عمل کند کارمندان دولت به دنبال دریافت حقوق ودرپی تفریح هستند و برایشان تفاوتی ندارد که یک کالا بفروشند یا صدکالا، بازدید کننده داشته باشند یا اصلا نداشته باشند کسی که تاجر است و تولید خود را می برد برایش تفاوت دارد، بازاریابی می کند، ارتباط برقرار می کند و موفق هم می شود انجمن های دوستی هم چنین وضعیتی دارند ما در نظر داریم تنها راه را برای فعالیت شما باز کنیم حتی بنا نداریم به شما کمک مالی بکنیم پس بهتر است نوع ارتباط خود را با دولت بازتعریف و مشخص کنید.

شیرکوند ادامه داد: به همه سفارتخانه ها هم توصیه کردیم که این ارتباط را تسهیل کنندو سفیران ما از حقوق تاجران دفاع کنند و در مذاکرات آنها را همراهی کنند و انجمن های دوستی را هم به درستی بپذیرند، ارتباط اتاق بازرگانی و انجمن دوستی بین دوکشور باید تحکیم یابد مثلا اگر انجمن دوستی ایران و فرانسه کنسرت برگزار کرد اتاق بازرگانی و تاجر ایرانی از آن حمایت کند و انجمن دوستی هم کالا و برند تاجر را معرفی کند.

او در مورد تعامل دیگر دولت ها بافعالان اقتصادی و فرهنگی گفت: امروز اگر اردوغان به یک کشور دیگر سفر می کند مگر می تواند تاجران ترکیه را همراه خود نبرد؟ اگر شش وزیر خود را هم نبرد مهم نیست اما حتما 200 تاجر و بازرگان ترکیه را همراه خود می برد در همه کشورها اینگونه است البته تاجران باید کاری کنند که دیده شوند و دولت احساس نیاز کند.

سعید شیرکوند در پایان گفت: این فعالیت ها باید از حالت غیر حرفه ای و سرگرمی بودن خارج شود مگرتا حالا در دولت همین کارها را نکردیم اما چون هدفمند عمل نکرده ایم موفق نبوده ایم و خروجی نداشته ایم.

http://hmag.ir/fa/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87/124-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%B7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF


برچسب ها: سعید شیرکوند ، میراث فرهنگی ، همگان ، انجمن های دوستی ، اتاق بازرگانی ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

بنیس سام؛ تاریخ زنده‌ی عکاسی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

بنیس سام؛ تاریخ زنده‌ی عکاسی همدان

saam.jpg

60 سال عکاسی هنری

یکی از اولین کسانی که به عکاسی هنری در همدان روی آورد «بنیس سام بود»، او بیش از شش دهه از عمرش را صرف آموزش و فعالیت‌های فرهنگی در همدان کرده است و در زمینه‌های عکاسی، تئاتر، سینما و ترجمه تجربه‌های ماندگاری در شهر همدان دارد و این روزها در دهه نهم زندگی همچنان به راهنمایی هنرمندان این شهر می‌پردازد بنیس سام در این گفت‌وگو از تجربیاتش در عکاسی می‌گوید و خاطراتی از عکاسان قدیم همدان روایت می‌کند.

ابتدا از زندگی خود بگویید.
فکر می‌کنم باید از پدر و مادرم شروع کنم، آن‌ها در ارومیه بودند، جنگ اول جهانی درسال 1914 پس از برخوردی که با کردها داشتند پراکنده می‌شوند. یک عده از بستگان به عراق و بغداد می‌روند و عده‌ای هم به تهران و همدان آمدند پدر و مادر من هم از جمله افرادی بودند که در همدان ماندند و در همدان هم ازدواج کردند. پدرم در یک کمپ انگلیسی در قزوین دندانپزشکی را یاد گرفت و البته بعد به دانشگاه تهران رفت و در رشته دندانپزشکی تحصیل کرد، تعریف می‌کرد که آن زمان از تمام ایران تنها 14 نفر دانشجوی دندانپزشکی بود.

پس پدر شما جزء اولین دندانپزشکان ایران محسوب می‌شوند؟
بله پس از بازگشت در همدان مطب دندانپزشکی دایر می‌کند و امام جمعه هم نامه می‌دهد که اگر خانم‌ها برای دندانپزشکی به ایشان مراجعه کنند مشکل شرعی ندارد.

شما در همدان متولد شدید؟
بله هم خواهرم و هم برادر بزرگترم هر سه در همدان متولد شدیم و در دبیرستان «ابن‌سینا» و «پهلوی» درس خواندیم آن زمان که محصل ابن‌سینا بودم یادم می‌آید که میسیونرهای امریکایی و انگلیسی درس می‌دادند. بعد از دبیرستان پهلوی دیپلم گرفتم. فکر می‌کنم سال 1329 بود و یک سال در شرکت نفت کار کردم چون زمان نظام وظیفه رسیده بود به دانشگاه رفتم، وقتی دانشگاه قبول شدم گفتند اگر در رشته معلمی درس بخوانید 150 تومن هم پول می‌دهیم و من هم در رشته معلمی زبان چهارسال درس خواندم، لیسانس گرفتم، بلافاصله استخدام آموزش پرورش همدان شدم. دبیرستان‌های ابن‌سینا و پهلوی اولین مدارسی بود که تدریس می‌کردم. همان سال‌ها پدرم با این که سن زیادی نداشت فوت کرد، چون هپاتیت B گرفت که در بین پزشکان متداول بود.

فعالیت‌های هنری را از چه سال هایی شروع کردید؟
مسایل هنری بعد از لیسانس شروع شد. دهه‌ی سی در دبیرستان‌ها خبری نبود سال های 1334 به بعد که من تدریس را شروع کردم.

چگونه وارد عرصه عکاسی شدید؟
این موضوع بسیار جالب است. عده‌ای در جنگ جهانی دوم یعنی سال‌های 1944و 1945 از روسیه اخراج شدند و به ایران آمدند، این‌ها مسیحیان ایرانی بودند که برای کار به روسیه رفته بودند اما بعد از جنگ به ایران برگشتند از این افراد اغلب کسانی که به همدان آمدند شغلشان این بود که با لاستیک کفش درست می‌کردند به قول معروف «گالش» می‌چسباندند. یکی از آن‌ها «یوتام» نام داشت که تحصیلات دانشگاهی داشت و گرافیک خوانده بود من با او دوست بودم و خیلی نزدیک بودیم البته سن او از من بیشتر بود.
البته یک عکاس دیگر هم در همدان بود به نام «یونان» آن‌ها سه نفر بودند که رشته عکاسی در همدان بیشتر در دست آن‌ها بود. من عکاسی را از یوتام یاد گرفتم و او مرا به عکاسی علاقمند کرد. یوتام در نقاشی هم بسیار توانا بود و در نیم ساعت با مداد نقاشی افراد را می‌کشید. او بعدها عکاسی را به «سورن» داد و به تهران مهاجرت کرد.

غیر از یادگیری عکاسی نزد یوتام شما در آموزشگاه یا دانشگاه هم آموزش دیدید؟
ما سه نفربودیم که رشته عکاسی را به صورت مکاتبه‌ای با لندن ادامه دادیم و یاد گرفتیم و چون شرایط مالی خوبی داشتیم دوربین‌های درجه یک گرفتیم. دوستم دوربین «لینهف» خرید و من «نیکون» خریدم.

به صورت حرفه‌ای عکاسی می‌کردید؟
نه علاقمند بودیم و برای خودمان عکاسی می‌کردیم، خوب یادم است که وقتی مهندسان اتریشی سد «شهناز» همدان را می‌ساختند از عملیات سدسازی عکس گرفتیم، می‌دانید که اتریشی‌ها بعضی‌هایشان سه تا دوربین داشتند اما بهترین عکسی که «دانکل مایر» رییس پروژه انتخاب کرد عکس من بود و گفت کنتراست نور سیمان را خوب نشان داده است. تا سال 1970 به تدریس ادامه می‌دادم تا این‌که بورس امریکا را دریافت کردم و از طرف سفارت برای ادامه تحصیل رفتم.

برای چه بورس گرفتید؟
برای تدریس زبان و در امریکا رشته‌ی «زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی» را خواندم.

در امریکا هم دنبال یادگیری عکاسی هم رفتید؟
نه چون فکر نمی‌کردم چیزی اضافه داشته باشند و لازم نمی‌دانستم.

اما گویا عکس‌هایی از امریکا آورده‌اید؟
یک سری اسلاید از امریکا آورده بودم که 6 در6 بود و بعد اسلاید آمد. در امریکا از «هالیوود» هم عکس زیاد گرفتم.

از عکاسی همدان، مورد خاصی در ذهن دارید که نگفته باشید؟
پیرمردی در پیاده‌رو ابتدای خیابان «سیروس» (تختی) عکاسی فوری داشت. این پیرمرد را از روسیه اخراج کرده بودند اما پسر او را که جوان بود نگهداشته بودند چون در روسیه جنگ بود و جوانان می‌توانستند بجنگند. معمولاً من و یوتام با هم به پیاده‌روی می‌رفتیم یک روز وقتی از کنار پیرمرد می‌گذشتیم سلام کردیم و پرسیدیم: «مامو» چکار می‌کنی؟ خوبی؟ گفت؛ دارم زندگی می‌کنم، وضع بهتر شده است، ادامه داد؛ چون گفته‌اند که باید شناسنامه‌ها را عکس‌دار کنند، این است که روستایی‌ها برای عکس‌دار کردن شناسنامه می‌آیند و بازار خوب شده است، امروز 92 عکس از یک نگاتیو گرفته‌ام و داده‌ام به مشتری و هیچ یک از این افراد متوجه نشده‌اند که عکس خودشان نیست.

saamphoto

مگر عکاسی «سیدی» اول خیابان تختی نبود؟

چرا بود اما کار مامو عکس فوری بود که همان‌جا تحویل می‌داد و مشتری خودش را داشت. منظورم از بیان این خاطره این بود که ببینید درک از هنر عکاسی کجا قرار گرفته بود.

به جزء مامو کس دیگری هم بود که عکس فوری بگیرد؟
خیلی‌ها بودند اما همه بعد از جنگ جهانی دوم آمدند. این اواخر یکی هم ابتدای خیابان «شریعتی» بود.

عکس‌هایی که در آن دوره شما می‌گرفتید چه ویژگی‌های داشت؟
آن زمان مد شده بود می‌گفتند عکس سایه‌دار بگیرید که یوتام هم عکس مرا گرفته بود و پشت ویترین گذاشته بود. مورد دیگری که دوست دارم بگویم؛ در همدان یک کتابفروشی بود به نام «بوعلی» که نام صاحبش «جعفر» بود، بسیار آدم خوبی بود اگر می‌دید کسی اهل ذوق است کمک می‌کرد و تشویق می‌کرد. آن زمان شش هزار تومان مبلغ زیادی بود. وقتی گفتم می‌خواهم دوربین بخرم با تهران تماس گرفت و مرا معرفی کرد رفتم دوربین را گرفتم و بعد پولش را دادم.

هیچ اتفاق افتاد که مقام مسئولی به همدان بیاید و از شما بخواهند که از او عکس بگیرید؟

چرا بود اما به من خیلی کم مراجعه می‌شد، چون برای پول عکاسی نمی‌کردم و این موارد دوستانه بود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/122-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%9B-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، بنیس سام ، تاریخچه عکاسی همدان ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

عدم تناسب مبلمان شهری با نیازهای توان‌یابان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

عدم تناسب مبلمان شهری با نیازهای توان‌یابان

tavanyaab2.jpg

گفت و گوی همگان با امیرنوروزی مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره سازمان جمعیت توان‌یابان(بخش دوم)
بخش اول این گفتگو را که اوایل اسفند در همگان منتشر شد در اینجا مشاهده فرمایید.


توان یابان معمولا در اجتماع با چه مشکلاتی مواجه می شوند؟
مشکلات که زیاد است. مثلا گاهی به دلیل این که مدرسه ای مناسب سازی نشده، یک دانش آموز مجبور می شود دوبار در یک کلاس و یک مقطع بنشیند. متاسفانه علی‌رغم تاکید دولت بر مناسب سازی هنوز خیلی از اماکن آموزشی از شرایط مناسبی برخوردار نیستند.


دلیل تاخیر در اجرای این پروژه چیست؟
سه نوع مشکل وجود دارد؛ یکی اینکه قانون گذاراین قانون را وضع کرده اما آخر قانون در ماده 16 آورده اجرای آن منوط به تامین بودجه و اعتبارات لازم است و به راحتی آن 15 واحد اول را مسکوت گذاشته پس مشکل اول در قانون نویسی است.
دومین مشکل به توان یابان بازمی گردد که حق خود را مطالبه نمی کنند. واقعیت این است که خیلی ها می ترسند، اندک خدماتی هم که وجود دارد حذف شود. آخرین مورد هم این است که مسئولان و مدیران به اهمیت موضوع واقف نیستند و با این مسائل برخورد نداشته اند. بسیار پیش آمده در یک ساختمان از یک مسئول خواسته ایم تا چشمانش را ببندد و از یک اتاق به اتاق دیگر برود تا بداند یک نابینا چه مشکلاتی دارد و یا سال گذشته رئیس شورای شهر همدان را بر روی یک ویلچر نشاندیم و به چند خیابان و اداره در سطح شهر بردیم تا متوجه مشکلات باشد و بداند چه تنگناهایی برای توان یابان وجود دارد.
مشکلات کودکان توان یاب هم مشابه موارد بالاست یا مسائل دیگری را در بر می گیرد؟
اساسا نبود مناسب سازی ها باعث شده تا کودکان تفریحات مناسب نداشته باشند. ناگفته نماند خیلی از دوستان ما به مدارج عالی دست یافته اند و با وجود همه مشکلات از افراد موفق جامعه هستند. اما بیشتر این عزیزان فرصت نداشتند، عقب نگهداشته شده اند و نتوانسته اند به حقوق خود برسند و از توانایی ها ی خود استفاده کنند. ما سعی کردیم افراد را توان افزایی کنیم و این بچه ها را در هر سطحی که هستند چه در زمینه های علمی و یا فرهنگی بالاتر ببریم. ما کلاس های مختلف آموزشی برای دوستان در نظر گرفته ایم به این امید که دولت از مصوبات قانونی استفاده کند و 3 درصد از استخدامی ها که مربوط به معلولان است را اعمال کند. دولت موظف است 60 درصد از اپراتورهای کامپیوتر ها و مخابرات را از توان یابان استخدام کند اما این مصوبات به راحتی نادیده گرفته می شود. چنانکه اکنون بسیاری از توان یابان تحت آموزش جمعیت ما به سن ازدواج رسیده اند، اما بیکار هستند و نمی توانند تشکیل خانواده دهند.
توان یابان از چه راهی ارتزاق می کنند؟
دولتی ها در مقابل عدم استخدام می گویند ما برای توان یابان در قالب وام خود اشتغالی تسهیلات در نظر می گیریم. اما تصور کنید من یک توان یاب بیکار هستم، وامی را هم برای ایجاد شغل از بانک می گیرم ولی نمی دانم از آن کجا می توانم استفاده کنم لذا امکان بازپرداخت اقساط را نیز ندارم. بنابراین تبدیل می شوم به یک توان یاب بدهکار و بیکار که افسردگی هم می گیرم به همین دلیل برنامه های ما نتیجه نمی دهد و خروجی مثبتی ندارد، وقت تلف می کنیم و با دلسردی پیش می رویم.
وسیله آمد و شد توان یابان در شهر به چه صورت است. از سرویس های دولتی استفاده می کنند؟
یک فرد عادی در جامعه با اتوبوس می تواند تردد کند، با تاکسی و یا اتومبیل شخصی می تواند رفت و آمد کند اما توان یابان اصلا نمی توانند از اتوبوس استفاده کنند. مسئولان هم معتقدند مقرون به صرفه نیست که اتوبوس ها را برای توان یابان مناسب سازی کنند، گزینه بعدی تاکسی است که آن هم معمولا امکان پذیر نیست. چون تاکسی ها بیشتر گاز سوز هستند و صندوق عقب آنها جایی برای ویلچر ندارد و یا گاهی ترجیح می دهند مسافر غیر توان جو را سوار کنند، حوصله برخورد با توان یابان را ندارند. گزینه بعدی پیاده رفتن است که برای توان یابان غیر ممکن است، با آژانس هم نمی توانند رفت و آمد کنند چون با ماهی 45 هزار تومان حقوق تنها 4 روز می توانند سوار آژانس شوند.
فراوانی سنی جمعیت توان جوها به چه ترتیب است؟
گستره سنی جامعه ما خیلی زیاد است. خوشبختانه با رشد خدمات بهداشتی معلولان زیر 5 یا 6 سال خیلی کم شده اند. بیشتر معلولیت ها امروزه به دلیل تصادفات و حوادث ساختمانی است. ضمن آنکه معلولیت به خاطر فلج اطفال به خصوص در متولدین اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 بروز بیشتری دارد.
در بحث طراحی فضای شهری مهمترین مشکل شما چیست؟
وقتی ما از مدد جوها می پرسیم که چرا بیرون از خانه نیستید مهمترین مشکل را مبلمان شهری عنوان می کنند. به عنوان مثال میدان شیر سنگی تا قبل از بازسازی برای توان یابان قابل دسترسی بود اما حالا پله ها را افزایش داده اند و توان یاب به راحتی نمی تواند وارد پارک شود. به رغم آنکه استانداری و بهزیستی ملزم کرده اند تا این موضوع پیگیری شود اما اتفاقی در این زمینه نیفتاده است. متاسفانه طراحی شهری همدان به گونه‌ای است که حتی افراد عادی جامعه به راحتی نمی‌توانند رفت و آمد کنند چه رسد به توان یابان که نیازمند خدمات و استاندارد خاصی هستند.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/132-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%85%D8%A8%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، توان یابان همدان ، مشکلات توان یابان همدان ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

جایگزینی کشت راهکاری برای مقابله با بحران آب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

جایگزینی کشت راهکاری برای مقابله با بحران آب

giti-salari.jpg

گفت و گو با گیتی سالاری کارآفرین نمونه حوزه کشاورزی در استان همدان

 استان همدان از جمله مناطقی است که با کمبود نزولات جوی، دچار خشکسالی شده است. افت بارش ها تاثیرات دامنه داری بر تامین آب شرب، آب کشاورزی و صنعتی به جای گذاشته و انتظار می رود تابستان آینده با تنش آبی همراه شود. این در حالی است که گفته می شود بیش از 90 درصد آب مصرفی در بخش کشاورزی و صنعت، به هدر می رود. مساله ای که اگر چاره ای برای آن اندیشیده شود می تواند به مهار بحران آب در کشور و در استان بیانجامد. در این میان مکانیزه کردن کشاورزی و تولید محصولاتی که نیاز به آب کمتری دارند یکی از روش های مفید در این خصوص هستند. خانم گیتی سالاری کارآفرین نمونه کشاورزی در استان همدان از جمله تولیدکنندگانی است که به این نکته توجه ویژه دارد و محصولی بار می آورد که کمترین مصرف آب را دارد. سالاری مهمترین تولید کننده زعفران در غرب کشور است و با کیفیت ترین زعفران ایران را در نهاوند تولید می کند. بحران کم آبی بهانه‌ای شد تا با این بانوی کارآفرین در مورد مشکلات بخش کشاورزی در سال زراعی پیش رو به گفت و گو بنشینیم.


خانم سالاری چه موانع و مشکلاتی در فعالیت کشاورزی وجود دارد؟
در رابطه با خشکسالی سال های اخیر و مخصوصا امسال که بارش های زمستانی بسیار کم بوده، باید بگویم مشکلات زیادی برای بخش کشاورزی منطقه خواهیم داشت، اولین مشکلی که قابل ملاحظه است و باید مد نظر بگیریم مسئله کمبود آب درسفره های آب زیززمینی، خشک شدن چاه های عمیق و به دنبال آن خشک شدن قنات ها و چشمه های سطحی است. مشکل دیگردر خصوص کشاورزی که از همین حالا شروع شده، آبیاری های زود هنگام است. بدین معنا که پیش از این آبیاری ها از اردیبهشت ماه شروع می شد اما به دلیل گرمای هوا و وضعیت جوی و خشکسالی امسال از اسفند ماه آبیاری ها شروع شده که همین امر نیز موجب پایین آمدن هر چه بیشتر سطح آب سفره های زیرزمینی می شود. لذا معضلی که ما با آن موجه خواهیم شد پایین آمدن سطح تولیدات نسبت به سال های گذشته است که هم برای کشاورزان زیان خواهد داشت و هم برای دولت ضربه اقتصادی در پی دارد.
ظاهرا این جا دو مسئله داریم؛ یکی کشاورزان که در این بحث ذینفع هستند و اگر محصولی نکارند زیان می بینند. در سوی دیگرمنافع تمامی افرد جامعه است که وقتی آب های زیرزمینی برای مصارف کشاورزی استفاده می شود همه جامعه زیان می کنند، به نظر شما کدام یک اولویت دارد و چه راهکاری وجود دارد که هر دو جریان کمتر آسیب ببینند؟
چند وقت پیش مسئولان کشور در زمینه محصولاتی که آب زیادی نیاز دارد صحبت هایی کردند و از محصولات جایگزین سخن گفتند. مسلما اگر تدابیری اندیشیده شود و به جای محصولاتی مانند هندوانه، سیب زمینی، گوجه و خیار محصولات جایگزین برای کشت استفاده شود، و این محصولات کنترل صرفا در حد نیاز مردم کاشته شوند، حتما وضعیت بهتر خواهد شد. موضوع دیگری که به آن توجه نمی شود این است که به جای سدسازی های غیر معمول باید آب بندهای کوچک و فصلی را جایگزین کرد تا هم اکوسیستم منطقه دست نخورده باقی بماند و هم از هدر رفت آب های سطحی جلوگیری شود.
سیستم ها و فن آوری های مکانیزه مانندآبیاری بارانی و تحت فشار چقدر در مدیریت آب مفید است؟
متاسفانه یکی از دلایلی که در نهاوند از سیستم های تحت فشارآبیاری استفاده نمی شود و تمایلی به این روش ها ندارند پراکندگی زمین های کشاورزی است.
راهکاری وجود دارد که این زمین هارا بتوان تجمیع کرد؟
بله اگر دولت براساس مصوبه ای کشاورزان را ملزم به چنین کاری کند قابل پیگیری است.
درگذشته طرح هایی درقالب شرکت های تعاونی مانند کشت وصنعت برای تجمیع زمین ها انجام شد منظور شما چنین روش هایی است؟
بله همان سیستم قدیمی شرکت های تعاونی تولید زراعی قابل اجرا و پیاده سازی است، بستگی دارد به صلاحدید مسئولان که چه تدبیری را به کار گیرند و یک مورد که اشاره کردید به زیان کشاورزان این است که ما همه ساله بیمه محصولات کشاورزی را داریم اما این بیمه هیچوقت کفایت نمی کند و حتا نمی تواند مواد اولیه کشاورزان را جبران کند.
محصولی که شما تولید می کنید یعنی زعفران نسبت به سایر محصولات آب بسیار کمی مصرف می کند. ترویج کشت این محصول چقدر در مدیریت منابع آبی استان می تواند مفید باشد؟
نمی توانیم بگوییم از این قضیه خوشحالیم اما به هر حال زعفران به ناچار می تواند جایگزین محصولاتی باشد که مصرف آب بالایی دارد. البته ما توصیه نمی کنیم جاهایی که آب دارند ازاین کشت استفاده کنند اما جاهایی که بحران آب دارند جایگزین خوبی است.
به جز زعفران چه محصولاتی آب کم مصرف می کنند؟
زعفران محصولی است که اگر جایی آب هم نباشد با یک بار آبیاری می تواند محصول دهد. محصولاتی مانند برخی گیاهان دارویی و محصولات بومی مانند گشنیز، کلزا و گندم هم هست که در تابستان نیاز به آب ندارد برخلاف چغندر، هندوانه و خیار که نیاز زیادی به آبیاری دارند. اما به نظر من گندم بهترین محصول منطقه است به شرطی که حداقل آب لازم برای آن فراهم باشد. در غیر اینصورت می توان به کشت محصولات جایگزین پرداخت.

gitisalaari1

 gitisalaari2

http://hmag.ir/fa/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87/131-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8


برچسب ها: همگان ، کارآفرینی ، بانوی زعفران ،

گفت‌وگو با عباس نوروزی گل، مسئول دبیرخانه جشنواره موسیقی فجر در همدان

noroozigol.jpg

رویدادهای فرهنگی همیشه با برخوردهای مختلف مثبت یا منفی همراه است برخی رویکرد مثبت به این رویدادها دارند و عده‌ای هم با نگاه منتقدانه به آن می‌نگرند، «جشنواره موسیقی فجر» در همدان هم از این دست رویدادها است که در کنار طرفداران منتقدان و مخالفانی نیز دارد.

شرکت نکردن بیشتر مدرسان و هنرمندان صاحب نام موسیقی همدان در این جشنواره شاهدی بر این ادعا است. انتظار می‌رفت پس از 16 سال برگزاری جشنواره شاهد رشد محتوایی و کیفی آثار و جشنواره باشیم، اما در هفدهمین جشنواره موسیقی فجر در همدان وزنه منتقدان سنگین‌تر بود و اعتراض‌هایی را به نوع داوری‌ها، انتخاب آثار و سطح جوایز شاهد بودیم.


این گفت‌وگو صرفاً به طرح کلی انتقادات هنرمندان موسیقی می‌پردازد و مشکلات اصلی و ظاهراً لاینحل این حوزه نیاز به بررسی و تحلیل بیشتر دارد. در صورت علاقه‌مندی هنرمندان و مسئولین ذی‌ربط به طرح مساله «همگان» این آمادگی را دارد تا محلی برای تعامل و گفت‌وگو در این مورد باشد.
«عباس نوروزی گل» کارشناس موسیقی اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی همدان و مسئول دبیرخانه جشنواره در این گفت‌وگو به برخی از این ابهام‌ها و اعتراض‌ها پاسخ می‌دهد.

وضعیت کنسرت‌های موسیقی در همدان چگونه است؟
شهر همدان بنا بر شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی حاکم بر اکثریت اقشار جامعه و از نظر اجتماعی دارای سطح خوبی است و با در نظر گرفتن این فضا برنامه‌ریزی‌های محتوایی اداره کل و ادارات شهرستان‌ها در سال 93 نوزده کنسرت در سطح استان همدان به اجرا در آمده 8 کنسرت پاپ و11 کنسرت سنتی برگزار شده است که نسبت به سال‌های گذشته تعداد و کیفیت بالاتری را دارا بود.

جشنواره موسیقی امسال چه وضعیتی داشت ؟
امسال اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با همکاری اداره شهرستان همدان و انجمن موسیقی هفدهمین دوره جشنواره موسیقی سنتی فجر استان همدان را برگزارکرد که در رشته تک‌نوازی 106 اثر و در رشته گروه‌نوازی 15 گروه آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کردند پس از بررسی شورای فنی استان مرکب از 6 نفر از هنرمندان پیشکسوت موسیقی استان 65 اثر در رشته تک‌نوازی و 9 گروه در رشته گروه‌نوازی در جشنواره پذیرفته شد.

برخی از شرکت کنندگان به داوری جشنواره معترض بودند،داوری‌ها چه شرایطی داشت ؟
بر اساس سیاست‌های اداره هر ساله 2 الی 3 نفر از طریق دفتر موسیقی وزارت ارشاد و انجمن موسیقی ایران جهت داوری به جشنواره موسیقی استان اعزام می‌شوند. امسال نیز 2 نفر از اساتید برجسته‌ی کشوری به نام‌های آقای «مهدی آذرسینا» نوازنده‌ی کمانچه و ردیف‌دان و دکتر «هومان اسعدی» نوازنده‌ی سه تار و تار و موسیقی‌شناس ازسوی انجمن موسیقی ایران جهت داوری اعزام شدند و بنا بر سیاست حمایت از هنرمندان بومی، اداره کل نیز یک داور سوم بنام آقای «حسین زندی» از هنرمندان و فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد آهنگسازی را در ترکیب هیات داوران قرار داد.

گفته می شود تعداد شرکت کنندگان در جشنواره نسبت به ظرفیت‌های همدان کم بود. این مسئله را شما چگونه می‌بینید؟
آن‌چه که مسلم است همدان از نظر کلیه رشته‌های هنری دارای پتانسیل‌های بالایی است شرکت در جشنواره نیز برای هنرمندان آزاد است، هیچ منعی برای شرکت هنرمندان در جشنواره نیست، این خود هنرمندان هستند که تصمیم می‌گیرند بنا بر شرایط خود در جشنواره شرکت کنند یا نه و اگر در این رابطه اجباری باشد به صورت طبیعی توقع کسب مقام بالایی از طرف هنرمندان پیش می‌آید ولی در صورت آزادی انتخاب چنین موضوعی منتفی می‌شود. جشنواره در رشته‌های مختلف صرفاً بر اساس آثار رسیده طبقه‌بندی و برگزار می‌شود.

گفته می‌شود لوح‌های تقدیر جابجا شده و برخی هنرمندان قلم‌خوردگی‌های لوح‌های تقدیر را بهانه قرار می‌دهند؟
در این رابطه باید بنده یک توضیحی خدمت شما بدهم این سوال برای من هم در رشته سنتور پیش آمد و دلیل آن را نیز از داوران جویا شدم. استدلال آن‌ها جالب و در عین حال دارای یک ریزبینی خاص بود به دلیل تنوع در سبک‌های مختلف نوازندگی سنتور، تعدادی از شرکت‌کنندگان به سبک استاد فقید زنده‌یاد «فرامرز پایور»، تعدادی نیز به سبک هنرمند فقید زنده‌یاد استاد «پرویز مشکاتیان» و تعدادی به سبک آقای «اردوان کامکار» به اجرای برنامه پرداختند. هر یک از این سبک‌ها دارای خصوصیات خاصی است که رتبه‌بندی را سخت می‌کند و از آن‌جایی که برای این موضوع لوح خاصی در نظر گرفته نشده بود با حذف کلمه‌های «اول و دوم و سوم» از لوح‌ها به نفرات برجسته هریک از سبک‌ها به عنوان منتخب آن سبک، بدون در نظر گرفتن مقام، لوح تقدیم شد.

دلیل عدم استفاده از سازهایی مانند ویلن و گیتار در جشنواره موسیقی چیست؟
از آن‌جایی که عنوان جشنواره «موسیقی سنتی استان همدان» است و در راستای حمایت از هنرمندان موسیقی سنتی برگزار می‌شود سعی کردیم بیشتر از سازهای سنتی در جشنواره استفاده شود اما اگر استفاده درست از سازهایی مانند ویلن باعث غنای بیشتر کار هنرمندان شود از نظر دبیرخانه جشنواره مانعی ندارد به طوری که دبیرخانه جشنواره در رشته تکنوازی ویلن ایرانی هر سال اقدام به برگزاری مسابقه می‌کند.

دلیل این‌که برخی از هنرمندان موسیقی در جشنواره شرکت نمی‌کنند چیست؟
شرکت در جشنواره آزاد است و هیچ منعی برای شرکت هنرمندان موسیقی استان در این برنامه وجود ندارد.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/129-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%AF%D9%84



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، موسیقی همدان ،

شنبه 23 اسفند 1393

همدان؛شهر تئاتر با تئاتر شهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

همدان؛شهر تئاتر با تئاتر شهر

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
همدان؛شهر تئاتر با تئاتر شهر
در سالی كه گذشت تئاتر همدان با فراز و فرودهایی همراه بود. برخی هنرمندان گله‌مند از شرایط موجود بودند و نبود حمایت اداره ارشاد را اصلی‌ترین مشكل می‌دانستند و برخی هم با توجه به امكانات موجود وضعیت اجراهای تئاتر همدان را مثبت ارزیابی می‌كردند...
1393/12/23
در سالی كه گذشت تئاتر همدان با فراز و فرودهایی همراه بود. برخی هنرمندان گله‌مند از شرایط موجود بودند و نبود حمایت اداره ارشاد را اصلی‌ترین مشكل می‌دانستند و برخی هم با توجه به امكانات موجود وضعیت اجراهای تئاتر همدان را مثبت ارزیابی می‌كردند. «حسین صفی» مدرس، نویسنده و كارگردان تئاتر كه سمت كارشناس تئاتر را در اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان برعهده دارد از افرادی است كه از كارنامه اهالی تئاتر همدان در سال 93 دفاع می‌كند. او در این گفت‌وگو با همشهری به تشریح این كارنامه می‌پردازد.
  • سال 1393 برای تئاتر همدان چگونه سالی بود؟
در سال 1393 نیز مانند سال‌های گذشته برنامه‌های متعددی داشتیم. بخشی از این برنامه‌ها در قالب جشنواره‌هایی بود كه در استان برگزار شد و بخش دیگری از برنامه‌ها مواردی بود كه از قبل پیش‌بینی نشده بود. یعنی از برنامه‌های اصلی ما نبود، اما اجرا شد. از جمله آنها همایش تئاتر عاشوراییان بود  كه در مجتمع آوینی برگزار شد و بهمچنین می‌توان از  جشنواره «اتود» در هفته اول اسفند با همكاری انجمن نمایش برگزار كردیم. در این جشنواره تعداد قابل توجهی هنرجو كه در 2 یا 3 سال گذشته وارد عرصه تئاتر شده و در كارگاه‌ها و كلاس‌های آموزشی در همدان آموزش دیده بودند، شركت كردند که جوایز خوبی هم گرفتند. در حوزه تولید هم تا ابتدای اسفند بیش از 80 عنوان تولید اثر نمایشی در استان داشتیم كه با توجه به اینكه امكانات ما اندك است و كسی حمایت مالی نمی‌كند به نظرم اتفاق بسیار خوبی است.
  • ایده جشنواره اتود از كجا آمد و شرایط برگزاری آن چگونه است؟
در نظر داشتیم پس از كارگاه‌هایی كه برای هنرجویان در مجتمع آوینی برگزار کرده بودیم  هنرجویانی را كه از مرحله مقدماتی به مرحله كارگاهی می‌روند، كار نمایش خود را از یك جایی شروع كنند و تجربه‌های خود را به اشتراك بگذارند. برهمین اساس این جشنواره را برای این هنرجویان طراحی كردیم. هدف ما این بود كه برترین‌ها به كارگردانان معرفی و وارد عرصه اجرای عمومی شوند.
  • امسال چه تعداد شركت‌كننده داشتید؟
بیش از 30 نفر در مرحله رقابت حضور داشتند. برای شروع مثبت بود. امیدوارم دوره‌های بعد جدی‌تر برگزار شود.
  • اشاره كردید به حمایت از تئاتر منظور از حمایت چیست؟ كدام نهاد باید كمك كند؟
وزارت ارشاد متولی امور فرهنگی است ،اما متأسفانه از طرف وزارتخانه در تهران تاكنون یك ریال هم كمك نشده است. در استان هم به‌طور طبیعی تا حالا اتفاقی نیفتاده است. با شرایط فعلی وقتی 80 تا 90 عنوان كار تولید می‌شود به نظرم قابل قدردانی و ارزشمند است. این اتفاق در كمتر استانی دیده می‌شود و باید آن را پاس بداریم. در جشنواره‌های بیرون از استان و كشوری هم استان همدان حضور خوبی داشته است.
  •  از 80 اثری كه اشاره كردید چه تعداد اجرای صحنه‌ای بوده و چند نمایش به‌صورت خیابانی اجرا شده است؟
همه كارها اجرای صحنه‌ای بود. به استثنای 6 نمایش كه به‌صورت خیابانی اجرا شد. نمایش خیابانی استان همدان بیشتر در شهرستان ملایر است. در این شهر گروه‌های خوبی شكل گرفته‌اند و اجراهای خوبی را از هنرمندان ملایری در جشنواره‌ها شاهد بودیم. به‌خصوص در جشنواره فجر كه نمایندگان استان بیشتر از شهر ملایر بودند. بقیه نمایش‌ها صحنه‌ای بودند. هنوز در همدان اجرای نمایش خیابانی جای خود را باز نكرده است. می‌توان گفت سنت تئاتری ملایر به نمایش خیابانی تبدیل شده است.
  • این اجراها چه مدت طول می‌كشد و هر نمایش به‌طور متوسط چند وقت روی صحنه می‌رود؟
اجرای هر یک از نمایش‌های عنوان شده از یک هفته شروع می‌شود و تا 15 یا 20 شب ادامه پیدا می‌كند.
  • برای اجرا با كمبود فضا مواجه نیستید؟
خوشبختانه پس از تأسیس تئاتر شهر در همدان محل مناسبی برای رشد و ارتقا سطح كیفی و كمی تئاتر داریم. تماشاگران ما عادت كرده‌اند به تئاتر شهر بیایند، بلیت خریداری كنند و اجراهای مختلف را ببینند. این اتفاق خوبی است. این محل یك محل شناخته شده است و نیاز به زمان دارد تا به شرایط ایده‌ال برسد. به‌عنوان یك مكان استاندارد و شناخته شده معرفی شده است و در عین حال گروه‌های مختلف هم این محل را برای اجرا پذیرفته‌  و خود را با ساختار فیزیكی آن هماهنگ كرده‌اند.
  • به وضعیت تئاتر همدان در سال گذشته اشاره كردید برای سال آینده چه برنامه‌ای دارید؟
گذشته از برنامه‌های امسال، كه معتقدیم برنامه‌های درستی بوده‌اند، باید نتایج و اهدافشان را پیگیری كنیم. این مهم همسو با خواسته‌های مردم است. در نظر داریم جشنواره‌هایی را كه نام بردم مانند جشنواره اتود سال بعد حرفه‌ای‌تر و جدی‌تر آن را پیگیری و به شكل استانی برگزار کنیم.
  • سخن پایانی؟
امیدوارم در آینده جشنواره «اتود» به شكل كشوری برگزار شود. می‌خواهیم جشنواره عاشوراییان را احیا و به شكل قبل اجرا كنیم. چون 2 تا 3 سال برای برگزاری آن  وقفه داشتیم. بنیان این همایش در همدان گذاشته شده است، اما اكنون شهرهای دیگر این جشنواره را برگزار می‌كنند و ما كم توجه هستیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،


نویسنده: حسین زندی
اختتامیه نخستین جشنواره زمستانی همدان
جشنواره زمستانی همدان پس از یك ماه به كار خود پایان داد.
1393/12/12
جشنواره زمستانی همدان پس از یك ماه به كار خود پایان داد. این جشنواره 8 سال پیش با هدف معرفی جاذبه‌های گردشگری همدان و جذب گردشگر در این استان آغاز به كار كرد، اما پس از سال‌ها هنوز نتوانسته است به اهداف خود نزدیك شود و در حد یك كارناوال محلی خود را تثبیت كرده است. این در حالی است كه مدیركل میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری استان نوید بین‌المللی‌شدن جشنواره زمستانی در سال‌های آینده را می‌دهد. در سال‌های گذشته مدت زمان این جشنواره حدود یك هفته بود، اما با اینكه جشنواره زمستانی امسال به مدت یك ماه طول كشید موفق عمل نكرد. خالی‌بودن هتل‌ها و نیمه‌تعطیلی اماكن تاریخی همدان شاهدی بر این مدعاست؛  همچنین برنامه‌های تبلیغی این جشنواره نیز نتوانست از چارچوب رادیو و تلویزیون استان فراتر رود  به همین دلیل نمود بیرونی و جنبه سراسری آن نمایان نشد.در برنامه اختتامیه هشتمین جشنواره زمستانی همدان كه در سالن اجتماعات آوینی اداره ارشاد همدان برگزار شد، تعدادی از مقامات استانی، عكاسان و فعالان گردشگری استان حضور داشتند. در ابتدای مراسم مدیركل میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری استان گزارشی از عملكرد ستاد برگزاری جشنواره ارائه كرد و از همكاران و دست‌اندركاران برگزاری جشنواره تشكر كرد. «ریحان سروش‌مقدم» گفت: ما با ختم جشنواره زمستانی به استقبال برنامه‌های نوروزی خواهیم رفت و عملا ستاد استقبال از مهمانان نوروزی كار خود را آغاز خواهد كرد.سروش مقدم ادامه داد: استان كاملاآماده پذیرایی از مهمانان نوروزی است و اداره میراث فرهنگی هم در كنار سایر دستگاه‌ها از امروز به استقبال این برنامه‌ها خواهد رفت و برنامه‌های نوروزی ستاد كلید خواهد خورد.سنگ بنای جشنواره زمستانی همدان را با تكیه بر بازی‌های زمستانی و برف گذاشتند، اما خشكسالی و كمبود بارش برف این برنامه را تحت‌الشعاع قرار داد. مدیركل میراث فرهنگی همدان با اشاره به این موضوع گفت: ما در برنامه‌های امسال تلاش كردیم وابستگی جشنواره را به برف كم كنیم و عناصر فرهنگی را جایگزین آن كنیم. هرچند برف خود فراتر از یك عنصر فرهنگی است، اما این مسأله كه ما صرفا وابسته به بارش برف در استان باشیم، نمی‌تواند صحیح باشد.  سروش‌مقدم با برشمردن عناوین تعدادی از برنامه‌های جشنواره زمستانی در همدان ادامه داد: امسال جشنواره به خانه شهرستانی‌ها رفت؛ با برگزاری جنگ‌های شادی برنامه‌های خوبی را شاهد بودیم و شادكردن مردم به غنای جشنواره افزود.
مدیركل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری با اشاره به نامگذاری سال آینده توسط یونسكو گفت: سال 2015 توسط یونسكو به نام عارف والا مقام« میرسید علی همدانی» مزین شده است، با توجه به اهمیت این موضوع در استان ما نیز سال 1394 به نام این عارف جلیل‌القدرنامگذاری شده است و سال آینده در تمام برنامه‌های ما جایگاه میرسیدعلی همدانی به‌صورت ویژه در نظر گرفته خواهد شد. یكی از بخش‌های مهم برنامه اختتامیه جشنواره زمستانی همدان رونمایی از كتاب «همدان در گذر ایام» اثر محمدمهدی استعدادی عكاس پیشكسوت همدانی بود كه به تازگی وارد بازار كتاب شده است. همدان در گذر ایام مجموعه 255 قطعه از عكس‌های مستند محمدمهدی استعدادی است كه بیشتر آنها در دهه 40 و 50 به ثبت رسیده است و شامل مكان‌های تاریخی، محله‌ها خیابان‌ها وموارد دیگر است. در مراسم رونمایی كتاب این عكاس پیشكسوت، حاضران با تشویق و برخاستن از صندلی‌ها به او ادای احترام كردند. استعدادی متولد 1323 در شهر همدان است و بیش از 50 سال در این شهر عكاسی كرده است. او در دهه 40 و 50 با رسانه‌ها و روزنامه‌های مختلف در زمینه عكس‌های خبری و مستند همكاری كرده است.
چاپ
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%AA%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: جشنواره زمستانی ، همشهری همدان ،

پنجشنبه 21 اسفند 1393

دعوت معاون استاندار از مردم برای حل بحران آب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،مطالب در خبر گزاری ها ،

دعوت معاون استاندار از مردم برای حل بحران آب

elahitabar.jpg

سومین گردهمایی تشکل های غیر دولتی حوزه های هشتگانه استان همدان عصر روز یکشنبه دهم اسفندماه با موضوع «هم‌اندیشی و ساماندهی اتاق فکر سمن‌ها» با حضور ده ها نفر از نمایندگان انجمن های غیر دولتی و با سخنرانی معاون سیاسی امنیتی استاندار در سالن اجتماعات آموزش و پژوهش استانداری برگزار شد.
محمد ابراهیم الهی تبار معاون سیاسی امنیتی استاندار همدان در این گردهمایی با اشاره به بحران آب در همدان گفت: حجم تغذیه آب های زیر زمینی ما در شهر همدان حدود 2270 میلیون متر مکعب است اما حجم آبی که برداشت می شود بالغ بر 2500 میلیون متر مکعب است که با این حساب حدود 300 میلیون متر مکعب بیشتر از تغذیه سفره های زیر زمینی برداشت می کنیم. این در حالی است که متوسط مصرف آب بر اساس استانداردهای جهانی و بهترین نوع مدیریت منابع آبی این است که 40 درصد از آب تغذیه شده را استخراج کنند و اگر این رقم به 60 درصد برسد یعنی منطقه دچار بحران است حال آنکه ما بیشتر از صد درصد از سفره های زیر زمینی برداشت می کنیم.


معاون سیاسی امنیتی استاندار همچنین با اشاره به نقش تشکل های غیر دولتی در کمک به مدیریت منابع آبی در استان خاطرنشان کرد "من دو تقاضا از شما دارم. ما خیلی از محصولات را با زحمت زیاد و مصرف فراوان آب تولید می کنیم و برخی مانند سیب زمینی را صادر می کنیم که آب زیادی برای تولید این محصول صرف کرده ایم، متاسفانه تعداد چاه های غیر مجاز ما بسیار زیاد است که کنترل و حساب و کتابی هم ندارد. از آنجا که ما با یک مساله اجتماعی روبرو هستیم، رویکرد ما در حل این بحران هم باید اجتماعی باشد. هرچند که استان همدان در مسدود کردن چاه های غیر مجاز تا حدودی موفق بوده اما این تلاش کافی نیست و ما باید یک عزم جزم مردمی داشته باشیم. سازمان ها و تشکل هایی باید برای حفاظت از منابع آب شکل بگیرد. دربرخی شهرستان ها مانند رزن این اتفاق افتاده است. مردم باید مطلع شوند که چه بلایی به سرشان آمده، و چه بلایی سر نسل آینده خواهد آمد و این اطلاع رسانی نیازمند مشارکت و همراهی و همت شماست.
الهی تبار در ادامه به نقش سازمان های مردم نهاد در زمینه آموزش جوامع محلی پرداخت و گفت در برنامه های آموزشی برای حفاظت از منابع آب باید از ظرفیت مدارس، مساجد و نمازجمعه ها برای اصلاح الگوهای فرهنگی مصرف آب استفاده کرد. لذا می توان در قالب منشور فرهنگی در زمینه های آموزشی وارد عمل شد و نسبت به اطلاع رسانی و اقدام مناسب همت گماشت.
گفتنی است در این مراسم نمایندگان حوزه های هشت گانه تشکل های غیر دولتی استان همدان ضمن معرفی شیوه ها و حوزه های فعالیت، گزارشی از کارنامه یکساله عملکرد خود را نیز ارائه دادند و بر ضرورت ساماندهی سازمان های مردم نهاد و تخصصی شدن فعالیت ها تاکید کردند.

IMG 1167

IMG 1166

IMG 1176

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/101-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8


برچسب ها: همگان ، آب همدان ، محیط زیست همدان ،

گزارش و نقد و نقب و تجلیل در یازده اپیزود به بهانه‌ی عنوان «گردشگری ادبی»

علیرضا سبزواری

علیرضا سبزواری

دبیر سرویس فرهنگ و هنر

gardashgariadabi.jpg

اپیزود اول، گزارش:
دیرتر از ساعت مقرر به جلسه رسیدم. احتمالاً جلسه هم طبق معمول، دیرتر شروع شده بود. یکی دو شاعر و مقام دولتی! و تعداد زیادی از شاعران و دوستان قدیمی و دیگرانی که نمی‌شناختم در سالن بودند. سالن پر بود. شعرخوانی بسیار منظم و با سلیقه و دور از احساسات به انجام رسید. میهمانِ آمده از تهران، در مقام «حسن گوهرپور» سخنرانی کرد و از سفر گفت و تاثیر آن بر شعر. در فیلمی کوتاه، گوهرپور از ادبیات و روزگار رفته بر خودش و دلتنگی‌های متداول شهرستانی‌های به تهران کوچ کرده سخن گفت.

باقی جلسه، بیرون از سالن به صحبت با دوستان گذشت، جلسه که تمام شد تمام پچپچه‌ها به لبخندهای عمیق! مبدل شد و روبوسی و ذکر خاطرات دور!

اپیزود دوم، یک جهان تنها:
بی شک اضافه شدن هر کلمه‌ای به ادبیات تحت هر عنوان و ذیل هر دلیلی که باشد اگر به قصد سو استفاده نباشد به هر حال باعث خسران ادبیات خواهد بود. این عبارت علی‌الخصوص در کشورهای در حال توسعه نمود بیشتری دارد.
مثال، «ادبیات سیاسی» این ترکیب بیشتر از آن‌که به سود ادبیات بوده باشد همه در جهت منافع قسمت دوم بوده است. هم به لحاظ فنی و تخصصی در شعر و هم به لحاظ موانعی که برای قسمت اول ایجاد شده است. و آن زمان است که کلمه‌ی اضافه شده چون سرطان در جان و خون و رگ و ریشه‌ی ادبیات رخنه می‌کند و سهم خود را می‌خواهد. (در این باب با یاری دوستان و به زودی پرونده‌ای تشکیل خواهد شد.)

اپیزود سوم، فلاش بک به دویدنِ مدام
قرار بود برای کتاب تازه چاپ شده‌ی گوهرپور جلسه‌ای گرفته شود. رونمایی. بعد از مدتی هم که از چاپ کتاب گذشت نقد هم بشود تا از این رهگذر واکنش‌های در گوشی و بعضاً کج و کوله و عمدتاً از سر دوستی و بر طبق اصول نقد در جلسه‌ای عمومی عنوان شود. که هم برای شاعر بهتر است و هم برای همبستگی عمومی. این قرار به بهانه‌ی «گردشگری ادبی» به هم خورد. احساس مثبتی به این عنوان نداشتم. تصورم چرخیدن در سطح شهر بود و توقف‌های کوتاه برای شعرخوانی!

اپیزود چهارم، یک موسیقی بی کلام:
در این سکانس دوربین‌هایی در چند نقطه‌ی شهر، مثلاً مقابل ساختمان‌های «سازمان میراث فرهنگی»، «استانداری»، «تالار فجر»، «اداره‌ی فرهنگ و ارشاد اسلامی» و خانه‌ی «حسین زندی» ثابت کاشته شده است. زندی در حال ورود و خروج به این اماکن دیده می‌شود باکیف دستی پر و پیمانش و البته صداقت و صفای وجود.

اپیزود پنجم، فلاش بک به اپیزود سوم:
عصر روز قبل از برگزاری جلسه کذایی با دبیر محترم همایش دیداری داشتم. با صداقت داستان را توضیح داد که واجب کفایی را بردوش گرفته است. توجیه معقولی بود. برای رفتن به برنامه مجاب شدم ساعت مقررِ روز پنجشنبه را خالی کردم و به جلسه رفتم. برای من که دنبال شعر بودم همان دو ساعت شعرخوانی و دیدار دوستان قدیم لذت بخش بود.

اپیزود ششم، حسن گوهرپور
در این‌که گوهرپور قسمت اعظم زندگی ادبی خود را جدا از تولید شعر و خواندن کتاب به فعالیت اجرایی در این حوزه صرف کرده است، شکی نیست، مدارک کافی هم موجود است در جلسه هم به نمایش درآمد. که این خود یک بزرگداشت جداگانه می‌طلبد. اما کتاب و رونمایی کتاب حدیث دیگری دارد. یک جلسه‌ی رسمی و صرفاً ادبی می‌خواهد. فارغ از مجیز و تکفیر. مثل خیلی از کتاب‌های دیگر که باید برای آن‌ها رونمایی گرفته می‌شد و نشد، و خیلی از کتاب‌های دیگر که باید برای آن‌ها جلسات معرفی و تحلیل و رونمایی گرفته شود که به یاری خدا به همت دوستان ادبیاتی برگزار خواهد شد.

اپیزود هفتم، پریدن، بیرون پریدن، دنیای مجازی
اگر در مقابل تاثیر مهم اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بر زندگی بیرونی و واقعی مردم جبهه بگیریم و تاثیر آن را انکار کنیم کاری سخت بیهوده انجام داده‌ایم. حتی اگر از تاثیر زیاد آن هم قصد چشم‌پوشی داشته باشیم باز هم متهم به تعصب و یکسونگری خواهیم شد.
با گسترش شبکه‌های اجتماعی بی شک مرز بین دنیای مجازی و (مثلاً) واقعی کمرنگ شده است. به طوری که به راحتی با سیر و سیاحت در صفحات شخصی دوستان در شبکه‌ی فخیمه‌ی «فیسبوک» و حتی «اینستاگرام» به روش زندگی و منش اجتماعی و بعضاً شخصی ایشان پی خواهیم برد.
اما باید اعتراف کرد که این صفحات مجازی هرگز در انتقال انرژی افراد موفق نبوده‌اند. در غیاب لحن و سوی چشم، ارتباط یک امر ناتمام و عقیم خواهد بود. ممکن است سرعت انتشار یک اثر را بالا برده باشند اما هرگز عمق و اصالت یک لبخند پس از شنیدن یک شعر را با خود به همراه ندارند. این ضعف نیست، یک خاصیت است.

اپیزود هشتم، حضور:
این درست که اصل معنای حضور در تولید و خواندن خلاصه می‌شود. اصلاً معنای اصیل حضور در عرصه، خواندن و تولید محتواست. همین که این دو فعل انجام شد یعنی حضور به هم رسانده شده است. تجربه نشان داده است که به هر دلیلی (محافظه‌کاری همراه و عمومی اطرافیان و خود ما، دلایل شخصی، آگاه نبودن از نیات یک دیگر، اعلام مخالفت با یک موضوع و خیلی از دلایل دیگر ) عدم حضور فیزیکی (بخوانید تحریم) مانع از انجام بسیاری از اتفاقات نشده است. این سخن به این معنی نیست که باید در هر مکان مربوط به حوزه‌ی علاقه شرکت کرد و تحت هر شرایطی از برنامه به دلیل همراستا بودن با علاقه‌ی شخصی حمایت کرد. اتفاقاً به این معنی‌ست که گاهی برای اعلام مخالفت با یک موضوع و یک اتفاق و از منظر انصاف در آن جلسه و یا برنامه حضور به هم رسانده شود و البته همراه شعر و خاطرات خوب گذشته انصاف و صداقت را نیز به همراه داشت، همراه با موضع اعتقادی مشخص و محکم. اما گاهی یکی از این لوازم جا می‌ماند، یا شعر یا انصاف و گاهی کلاً حضور که گویا فقط در تولید خلاصه می‌شود.
فارغ از این برنامه که همراه خود نظرات متفاوتی داشت اما بنده معتقدم که برای رساندن صدای اصیل اما کم رمقِ شعر و هنر امروز ایران باید در کنار تولیدات هنری زمانی هم برای تبادل نظر و مشورت و شنیدن و گفتن در اجتماعات دوستانه گذاشت. اگرچه این اجتماعات باید حداقلِ مشخصات یک اجتماع محترم را داشته باشد. که فرصت کوتاه است و سفر جانکاه.
در این باب همیشه پیشنهادهایی وجود داشته است. گاهی به خاطر موانع بیرونی به انجام نرسیده و گاهی به دلیل اختلاف سلیقه سرانجام خوبی نداشته است.

اپیزود نهم، دویدن؛ نه رسیدن؛ یا «باید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها»
در این اپیزود فلاش بکی کوتاه به ابتدای اپیزود قبل زده خواهد شد. این درست که اصل معنای حضور در تولید و خواندن خلاصه می‌شود. اصلاً رکن رکین حضور در عرصه، خواندن و تولید محتواست.
در ادبیات معاصر ما کم نبودند انسان‌هایی که زندگی خود را وقف معرفی و بسترسازی برای انتشار و خوانده شدن و دیده شدن آثار هنری کرده‌اند. این کار سختی خود را دارد. نوعی دیگر از تولید محتواست. [مکث، دوربین ثابت] [از سال 70 تا 92 به صورت تیتروار تصاویری برای خواننده پخش می‌شود.]
هدف رسیدن به نقطه‌ای مشخص نیست که حتماً نامی شنیده شود یا یادی بماند از آن‌که دویده است، کافی‌ست شروع شود و بعد حمایت، نقص‌ها با همکاری و تعامل از بین می‌رود و فرصت‌ها از دل تهدیدها متولد خواهند شد. این خاصیت کار اجرایی‌ست. وظیفه‌ای مهم اما بی صدا و صد البته پر حرف و حدیث. این‌جا دیگر تمام مساله اعتقادات شخصی در حوزه‌ی مربوطه نیست باید کمی به اصطلاح عامیانه «کوتاه آمد» تا بتوان سنگ را بلندتر پرتاب کرد. باید سنگ زیرین آسیا بود. حتی گاهی تولید را فدا کرد.
در شرایط فعلی باید فعالیت اجرایی در حوزه‌ی هنر ذیل اسامی هنرها آورد شود.
«طاهباز بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌اش را کار روی آثار نیما می‌دانست، در روزهای جنگ و زیر بمباران، تهران را ترک نکرد چرا که اعتقاد داشت، «اگر قرار است دست‌نوشته‌های نیما که در خانه‌ی‌ ماست نابود شود، همان بهتر که من هم با آن‌ها بروم.»
چه خوب که پاره‌ای از اعتقادات هر چند محترم خود را نه در حوزه تولید که در عرصه‌ی حضور فیزیکی تا حد امکان ندیده بگیریم و آستین همت را برای هموار کردن مسیری که خود قرار است در آن نفس بکشیم بالا بزنیم.

اپیزود دهم، گردشگری ادبی:
ادبیات یک حوزه‌ی کاملاً تخصصی است. به قول «ژرژ باتای» «ادبیات یا همه چیز است یا هیچ چیز.» وقتی با یک همه چیز رو به رو هستیم لاجرم باید احتیاط را نیز رعایت کنیم. چه در معرفی آن و برای حضور در قلب ماجرا و چه برای ترکیب با سایر حوزه‌های دیگر.
عنوان «گردشگری ادبی» را همین چند وقت شنیدم. شاید خیلی از دوستان هم این ترکیب برایشان تازه باشد اما اگر نوشته‌ی آقای مغازه‌ای را ملاک قرار دهیم که گردشگری ادبی مفهومی دیرپاست ای کاش برای شیوه‌ی اجرایش که طبق ادعای ایشان شیوه‌ای نوپا بوده است، دوستان متخصص را نیز دخیل می‌کردند تا از اشکالات احتمالی کاسته شود. و یا دست کم این نکته را نیز در نظر می‌گرفتند که یک شیوه‌ی نوپا نیاز به تحلیل و بررسی زیاد دارد آن هم وقتی پای ادبیات در میان است وقتی پای شعر در میان است که «شعر گوهر بنیادین هستی و اساس هر چیز است.»
معرفی مقبره‌های شاعران و نویسندگان بزرگ، یا آشنایی با خانه و محل کار بزرگان ادبیات و کارهایی از این دست در وضعیت فعلی ادبیات ایران یک حرکت ادبی نیست. اگر ژستی مصلحانه نباشد یک حرکت عقیم و نیمدار است. اصلاً گردشگری در نظر عموم شامل دیدار از این اماکن و دیگر اماکن تاریخی می‌شود. گاهی این ترکیب‌سازی‌ها اگر با هدف سو استفاده نباشد، قطعاً در نهایت به ضرر ادبیات خواهد بود و اگر هم ضرری در کار نباشد لزوماً باعث رشد هم نخواهد شد.
فرض که این همایش همه در مسیر ادبیات بوده است، این سوال این‌جا به ذهن می‌رسد که آیا این اولین همایش گردشگری ادبی که با بازدید از اماکن تاریخی و شاهنامه‌خوانی و شعرخوانی و رونمایی کتاب برگزار شد تداوم خواهد داشت؟ آیا صرف معرفی اماکن تاریخی و ادبی یک حرکت تخصصی ادبیات است؟ آیا مشکلات حوزه ادبیات (سانسور، نشر کتاب، نگاه غیر تخصصی متولیان ادبیات به ادبیات و . . . ) را می‌توان با نگاه غیر تخصصی بررسی و حل و فصل کرد؟ آیا انتقال انرژی فعالین محترم گردشگری به بخش و حوزه‌ی تخصصی خود نتایج بهتری را برای ایشان به همراه نخواهد داشت؟ آیا این تقسیم‌بندی به زعم بنده ناشیانه و احساسی باعث در هم آمیختگی سایر حوزه‌ها با هم نخواهد شد؟ اگرچه شاهنامه‌خوانی و تحلیل ابتدایی آن هنوز هم می‌تواند جذاب و شیرین باشد اما ادبیات متخصص هیچگاه به دنبال طعم شیرین نبوده و اگر بوده هیچ گاه نرسیده است.
اگر منصفانه و با کمی تخفیف به ماجرا نگاه شود شاید بهتر بود و باشد که بعد از تعامل دوستان حوزه‌ی گردشگری و محیط زیست و . . . با دوستان ادبیاتی انرژی و امکانات خود را به امانت به دوستانشان در حوزه‌ی مذکور می‌سپردند و از این رهگذر هم صداقت خود را علنی نشان می‌دانند و هم کمکی بزرگ به جمع پراکنده اما با اصالت شاعران می‌کردند. آن‌گونه که بنده در مورد پیوند «گردشگری» با سایر حوزه‌های دیگر از سلامت گرفته تا ادبیات و سلامت و . . . دریافت کرده‌ام و طبق برداشت شخصی این نوع پیوند بیشتر از آن‌که فعالیتی تخصصی داشته باشد بیشتر تلاش خود را برای بارور کردن حوزه‌ی خود صرف می‌کند و تنها وقتی می‌تواند در این سطح و در حوزه مورد نظر، حتی اثر گذار باشد که فعالیت‌ها از طریق گروه‌های غیر دولتی (NGO) ها برگزار شود. مستقل و بی حضور و تاثیر نهادهای دولتی.
همان‌طور که عرض شد نفس برگزاری جلسه‌ی شعرخوانی بسیار عالی و قابل تقدیر بود. اما آن‌چه که از تبلیغات و حرف‌های عموماً دهان پر کن این عبارت می‌شد بیرون کشید دست کم در حوزه‌ی اجرایی، نیاز به واکاوی و تامل بیشتر داشت. باید حساسیت‌ها در نظر گرفته می‌شد. اگر چه در صحبت با دوستان منصف، همه متفق‌القول بودند که گوهرپور و تیم ادبیاتی و اجرایی این برنامه نیز باید با حساسیت و نگاه ویژه، سین برنامه را تنظیم می‌کردند.

اپیزود یازدهم، روزنه
در این اپیزود محیط تاریکی تصویر می‌شود که گاهی صدای جیر جیر در به گوش می‌رسد. صدای باد و پرندگان از دور و بسیار آرام شنیده می‌شود. [انتظار و التهاب] در زمان مناسب و بعد از چند دقیقه، از گوشه‌ی صحنه و سقف گردی نرم به پایین می‌بارد، فضا کمی روشن می‌شود. دوربین به سمت نور می‌رود. از روزنه‌ی کوچکی، نوری داخل محیط بسته و تاریک تابیده است.
نور راه نفوذ خود را پیدا می‌کند. از هر روزنه‌ای که باشد. باید مسیر درست را پیدا کرد.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/121-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%A8-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%C2%AB%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%C2%BB


برچسب ها: همگان ، گردشگری ادبی ، کلید کوچک جهان ، حسن گوهر پور ،


تشکل های غیر دولتی در روستاهای همدان کتابخانه ایجاد می کنند

ehdayeketab.jpg

اهدای ده ها جلد کتاب به مدارس روستای گنبدان توسط تشکل های غیر دولتی

چه بپذیریم و چه انکار کنیم سرانه کتاب خوانی در میان مردم ایران بسیار پایین است حتی پایین تر از کشورهای آسیای میانه که کمتر از یک دهم ایران جمعیت دارند. اگر واقع بین باشیم باید بپذیریم که فعالیت‌های ترویجی و تبلیغی دولتی نیز نتیجه‌ی معکوس داشته و باعث گردیده مردم ایران از کتاب و کتاب خوانی فاصله بگیرند. در این ناکامی هم نمی‌توان تنها رشد فن آوری، گسترش ضریب نفوذ اینترنت و فضای مجازی را عامل فرار مردم از کتاب دانست، سیاست‌های دستوری و از بالا به پایین دولت و ممیزی شدید کتاب، باعث بی اعتمادی شهروندان شده و کم کم کتاب خواندن به یک آرزو تبدیل شده است تا جایی که متوسط شمارگان کتاب در یک کشور 75 میلیونی به کمتر از 500 نسخه رسیده است.


تعدادی از تشکل‌های غیردولتی در کشور به این نتیجه رسیده‌اند که راه حل این معضل در بطن جامعه است و باید یک بسیج عمومی بدون دخالت دولت در این زمینه صورت بگیرد تا انگیزه‌ای برای آشتی خانواده‌ها با کتاب صورت بگیرد. مدتی است انجمن توسعه محلی بهارستان در همدان اقدام به گردآوری کتاب‌های اهدایی شهروندان برای تجهیز و ایجاد کتابخانه‌های روستایی کرده است و در نظر دارد با همیاری شهروندان و همکاری دیگر تشکل‌های غیر دولتی و مردم روستاها کتابخانه‌های دایمی ایجاد کند. انجمن توسعه محلی بهارستان سه شنبه 12 اسفند ماه 1393 اولین قدم‌ها را برداشت و ده‌ها جلد کتاب کودک و نوجوان با موضوع های مختلف به مدرسه ابتدایی مهدیه و دبیرستان بعثت روستای گنبدان لالجین اهدا کرد، برنامه‌ی بعدی این تشکل، ایجاد کتابخانه در روستای ورکانه خواهد بود.
عباس یگانگی مدیر دبیرستان بعثت روستای گنبدان می گوید: این دبیرستان سال 1366 تاسیس شده است. در دبیرستان بعثت دانش آموزان مقطع دبیرستان دوره اول را داریم و کلاس های هفتم وهشتم در این مدرسه درس می‌خوانند و دوره دوم یعنی دهم، یازدهم و دوازدهم را در لالجین ادامه می دهند.
مدیر دبیرستان بعثت گنبدان می‌گوید: یکی از آسیب هایی که در سال‌های اخیر رواج یافته اینست که به دلیل بالا بردن درصد قبولی، نمره‌های دانش‌آموزان، غیرواقعی داده می‌شود اما در این مدرسه ما سعی می‌کنیم نمره‌های واقعی دانش آموزان را درج کنیم و البته تبعات آن را هم بپذیریم و به همین منظور با کلاس‌های جبرانی و آموزش‌های جانبی سعی بر جبران آن داریم.
او در مورد وضعیت درسی دانش آموزان می‌گوید: به دلیل آنکه تعداد دانش آموزان کم است، انرژی بیشتری برای دانش آموزان صرف می‌کنیم و خوشبختانه مطلقا تنبیه بدنی نداریم، همین مسئله باعث شده رابطه خوبی با آنها داشته باشیم.
یگانگی با اشاره به ایجاد انگیزه کتابخوانی در بین دانش آموزان می‌گوید: متاسفانه گرایش به استفاده از کتاب، بسیار پایین است. ما مسئول کتابخانه را از بین بچه ها انتخاب کردیم، کتابخانه را جدا کردیم و برای ایجاد انگیزه و همچنین برای اینکه باور کنند این کار جدی است، روز و زمان برای کتابخانه در نظر گرفتیم اما چون حجم درسی آنها سنگین است و در دوره ابتدایی بسیار ضعیف بار آمده‌اند، کمتر به سمت کتابخوانی می‌آیند. به نظر من آموزگاران می‌بایست بچه ها را درگیر کنند و در ایجاد انگیزه در آنها یاری رسانند.
او ادامه می‌دهد: خوشبختانه آقای موسوی پرورش، دبیر ادبیات ما درس انشا را به نام نگارش خلاق کار می‌کنند و تلاش می‌کند ظرفیت خلاقانه دانش آموزان را بر انگیزاند و به همین منظور، از سبک قدیم فاصله گرفته است. حتی یکی از قصه‌هایی که دانش آموزان در این کلاس‌ها می‌نویسند در مجله‌ای سراسری منتشر شده و همین موضوع سبب گردیده تا سه نفر از دانش آموزان ما در جشنواره خوارزمی امسال شرکت کنند.

مصطفی نیکو سرشت یکی از دانش آموزان دبیرستان بعثت می گوید: آخرین کتابی که خواندم زندگی خشایار شاه است. در این کتاب خواندم که خشایار شاه با خیلی از کشورها جنگیده و اسکندر را شکست داده است، کتاب آریوبرزن را هم خوانده‌ام، من دوست دارم مثل این قهرمان ها باشم. این دانش آموز می‌گوید: معلم ادبیات ما خیلی کمک می‌کند تا ما کتاب بخوانیم حتی باعث شده است ما قصه و خاطره بنویسیم.
خدمتی، مدیر مجتمع آموزشی در روستای گنبدان می‌گوید: بچه های این روستا نسبت به هم سن و سال های خود بسیار باهوش تر هستند و علاقه زیادی به کتاب و کتاب خوانی دارند اما پدر و مادرها کم توجهی می‌کنند و در این میان، مهم‌ترین ضرورت و نیاز ما در روستا، آموزش والدین است. او می‌گوید: بیشتر پدر و مادر ها با درس خواندن دختران مخالف هستند و دختران را مجبور می‌کنند در سنین کم ازدواج کنند به همین دلیل دختران پس از دوران ابتدایی ترک تحصیل می نمایند.

IMG 1222

IMG 1223

IMG 1225

IMG 1227

IMG 1236

IMG 1239

IMG 1250

IMG 1246

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/114-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF


برچسب ها: همگان ، کتابخانه روستایی در همدان ، لالجین ، روستای گنبدان لالجین ،

چهارشنبه 13 اسفند 1393

همدان مرکز ادبیات کودک و نوجوان شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

همدان مرکز ادبیات کودک و نوجوان شود

koodak.jpg

«اسداله شعبانی» از نویسندگان همدانی حوزه‌ی ادبیات کودک در ایران است که سال‌هاست از همدان مهاجرت کرده و در تهران زندگی می‌کند. او به همراه «مصطفی رحماندوست» از جمله نویسندگانی است که فرصت آن را داشته تا با حضور در رادیو و تلویزیون، کتاب‌های درسی و ... به یکی از چهره‌های مهم ادبیات کودک تبدیل شود و در کنار دیگر نویسندگان صاحب نامی مانند «احمدرضا احمدی»، «محمود کیانوش» و «محمدرضا یوسفی» قرار بگیرد که البته کمتر شناخته شده‌اند. شعبانی در گفت و گو با همگان، دیدگاه‌های خود را در مورد تبعیض‌ها و تقسیم‌بندی‌های موجود در حوزه‌ی ادبیات کودک بیان می‌کند.

همدان چقدر در کارهای شما حضور دارد؟
خیلی خیلی، بیشتر شعرهای من رنگ و آهنگ بومی دارد مثلاً شعر «الوند زیبا یک رشته کوه است» و یا داستان‌های من هرکدام یک نوع برداشتی از همدان دارد من در کارهایم از صنوبر زیاد استفاده می‌کنم و خیلی این درخت را دوست دارم. از لانه‌هایی که کلاغ‌ها روی صنوبرها می‌ساختند، از جانوران بومی همدان، ماجراهای زیادی از برف و سرما، یخ و یخبندان، از گویش‌های گوناگون قومیت‌های مختلف و تنوع فرهنگی همدان، بیشتر کارهای من یک چیزی از همدان دارد.
چقدر خواب همدان را می‌بینید؟
خیلی می‌بینم، چون خاطرات کودکی من مربوط به همدان است بنابراین بیشتر خواب‌های من هم مربوط به همدان است. اصولا در خواب دیدن، خاطرات نقش مهمی دارند به همین دلیل عموماً فضای خواب‌های من فضای همدان است.

چقدر این خواب‌ها در آثار شما نمود پیدا می‌کند؟
اگر بخواهیم از این دریچه به آثار من نگاه کنیم متوجه می‌شویم بخش بزرگی از آثار من بدون اینکه خودم خواسته باشم عنصری از همدان را با خود دارد.

شهر همدان را از چه منظری نگاه می‌کنید؟
از نظر من همدان یک شهر رویایی است به دلیل این که معتقدم اولین خاستگاه تمدن در ایران، همدان است و از زمانی که ایرانی‌ها در همدان جمع شدند و دولت تشکیل دادند تا جلو غارتگران را بگیرند تمدن هگمتانه در این جا پا گرفت. ما توانستیم این تمدن را گسترش دهیم تا ادامه‌ی این تمدن به «کورش» رسید. ریشه و پایه‌ی فکری کورش به همدان می‌رسد کورش از نوادگان «دیااکو» است امروز هم که بزرگترین افتخار ما منشور کورش است ریشه این افتخار به همدان برمی‌گردد. وقتی به ایران باستان فکر می‌کنم اولین چیزی که به خاطرم می‌آید هگمتانه است.

کارهای نویسندگان همدانی را چگونه دنبال می‌کنید؟
من همه کارها را دنبال می‌کنم و می‌خوانم، نقد و بررسی می‌کنم چه آن‌هایی که در تهران هستند و چه آن‌ها که در همدان هستند پیگیری می‌کنم. دوستانی که در همدان هستند با من در تماس هستند و کارهایشان را برایم می‌فرستند دوست دارم این ارتباط بیشتر باشد و بتوانم مجموعه‌ای از آثار این نویسندگان را گردآوری و منتشر کنم.

وضعیت ادبیات کودک همدان را چگونه می‌بینید؟
همانگونه که گفتم همدان خاستگاه فرهنگ و تمدن کشور است و اتفاقاً خاستگاه ادبیات کودک هم هست من می‌توانم بیش از ده‌ها نفر تصویرساز، خطاط، نویسنده و شاعر در حوزه‌ی ادبیات کودک از همدان نام ببرم در سطح ملی اگر نگاه کنیم می‌بینیم بیشتر کوشندگان عرصه ادبیات کودک از همدان هستند با خیلی از جوانان به تازگی آشنا شدم که بسیار خوب کار می‌کنند.

با توجه به این ظرفیتی که اشاره کردید چه کار می‌توان کرد؟
جا دارد که همدان به مرکز ادبیات کودک در ایران تبدیل شود و در حقیقت این موضوع را می‌تواند مدیریت کند.

با این همه نویسنده و تولید کننده چرا سرانه‌ی مطالعه در ایران پایین است؟
از نزدیک نمی‌دانم اما از آنجا که اهل قلم و فرهنگ وقتی این همه زیاد باشد باید سرانه مطالعه بالا باشد اما مطمئن نیستم چرا.

برخی‌ها در حوزه ادبیات، به ویژه ادبیات کودک و نوجوان به یک تقسیم‌بندی قائل هستند و معتقدند جریان‌هایی نویسندگان را به خودی و غیر خودی تبدیل کرده‌اند و برخی فرصت دیده شدن و ارائه کار دارند که این‌ها خودی هستند اما نویسندگانی که چنین امکانی ندارند غیرخودی محسوب می‌شوند نظر شما در مورد این تقسیم‌بندی چیست؟
ما فرهنگی هستیم و این نگاه، نگاه سیاسی است، برای من که نویسنده هستم جناح چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا معنا ندارد.

من سوالم را طور دیگری مطرح می‌کنم، فرض کنید من کودکی هستم که در یک روستای دور افتاده زندگی می‌کنم، تنها اثر مکتوب در حوزه کودکان که در روستا به آن دسترسی دارم کتاب‌های درسی ادبیات فارسی دوره ابتدایی است که مطالب آن‌ها مربوط به یک جناح خاص است و نویسندگانی هم که از تلویزیون می‌بینم تقریباً همان افرادی هستند که نامشان در کتاب‌های درسی است. در این‌جا من چگونه می‌توانم با نویسندگانی بزرگی مانند محمدرضا یوسفی، احمد رضا احمدی محمود کیانوش و دیگران آشنا شوم؟ شما نام این تبعیض را چه می‌گذارید و این رویکرد را چگونه می‌بینید؟
این دلایل زیادی دارد. کسی که تلاش کند برود آن بالا صدایش را به گوش همه برساند کارش در کتاب درسی هم منتشر می‌شود.

یعنی شما می‌گویید نویسنده‌ای مانند محمدرضا یوسفی که جهانی‌ترین نویسنده ادبیات کودک ایران است و کارهایش به ده‌ها زبان دیگر ترجمه شده تلاشی نکرده است؟
خوشبختانه با آمدن دولت روحانی فضا بازتر شده و این برخورد خودی و غیرخودی کمرنگ شده است چون در جریان هستم می‌گویم. آقای یوسفی و آقای احمدی هم کارهایشان منتشر شده و جایزه‌های زیادی گرفته‌اند اما این جوانان شهرستانی هستند که محدود هستند، این تقسیم‌بندی را من قبول ندارم و به نظرم مصطفی رحماندوست هم قبول ندارد. اما باید تلاش کنیم این تقسیم‌بندی را از بین ببریم.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%AF



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، ادبیات کودکپاسداله شعبانی ،

سه شنبه 12 اسفند 1393

منافع بساز‌بفروش‌ها یا آسایش شهروندان؟

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

منافع بساز‌بفروش‌ها یا آسایش شهروندان؟

نویسنده: حسین زندی همدان‌ـ خبرنگارهمشهری
منافع بساز‌بفروش‌ها یا آسایش شهروندان؟
گاهی اوقات منافع بساز بفروشان و ساختمان‌سازها آسایش شهروندان را می‌گیرد و زندگی آنان را مختل می‌كند.
1393/10/29
 ریختن مصالح ساختمانی در پیاده‌روها، رعایت‌نكردن اصول ایمنی ساخت‌وساز، نادیده‌گرفتن طرح ترافیك و ایجاد سد معبر در خیابان‌ها و پیاده‌روها از مواردی است كه در ساختمان‌سازی‌های همدان دیده می‌شود و به نظر می‌رسدبساز و بفروش‌ها سود و منافع خود را به هر نوع حقوق شهروندی و حق همسایگی ترجیح می‌دهند.
15 سال بلاتكلیفی
در خیابان میرزاده عشقی، محله بختیاری‌ها، كوچه فروزان ساختمان مخروبه‌ای وجود دارد كه با نخاله و آوار پر شده است و هر لحظه امكان فروریختن و خطر مالی و جانی آن برای همسایگان وجود دارد. «نرگس قراگوزلو» زن تنهایی است كه در همسایگی این ملك زندگی می‌كند و رطوبتی كه از آوار این خانه به اتاقش رسوخ کرده، شرایط ناگواری برایش پدید آورده است.
قراگوزلو در این زمینه گفت: ما بارها اعتراض كرده‌ایم كه خاك و زباله‌ها را بردارند.
رطوبت خاك وارد اتاق من می‌شود و همه زیراندازها و فرش‌های من پوسیده شده‌اند. از دست موش و سوسك نمی‌دانم چكار كنم.
این شهروند همدانی ادامه داد: از سال 88 پیگیری و نامه‌نگاری كردیم. شهرداری بارها به مالكان تذكر داده است، اما گوش شنوایی نیست. بارها از زیباسازی شهرداری آمده‌اند، اما هنوز مشكل حل نشده است. از ترس اینكه دزد از طرف خرابه وارد خانه‌ام شود هیچ‌وقت نمی‌توانم خانه را ترك كنم. 15 سال است كه وضعیت ما را روشن نمی‌كنند و همین شرایط را داریم.
شكایت به كجا؟
«قراگوزلو» ادامه داد: عوارضی كه از ما می‌گیرند كجا خرج می‌شود؟ این کوچه از زمان بمباران باید تعریض شود. اما  بدون اینكه تكلیف كوچه را روشن كنند مجوز ساخت می‌دهند. شهرداری كوتاهی می‌كند. اینجا مركز شهر است. هر اداره‌ای می‌روم می‌گویند باید شكایت كنید. سؤال من این است اگر زلزله بیاید و خانه‌ام خراب شود از چه كسی باید شكایت كنم؟ مسئولان باید رسیدگی كنند. دولت باید این مشكل را حل كند، مردم كه نمی‌توانند شمشیر بگیرند و با هم بجنگند.
او می‌گوید: خانه‌ای روبه‌روی ماست که مالك رهایش كرده و به محل تجمع معتادان و زباله تبدیل شده است. گاهی مسائلی را در این خانه می‌بینیم كه شرم‌آور است. كسی رسیدگی نمی‌كند. خوشبختانه از شورای شهر آمدند، عكس گرفتند و قول دادند پیگیری كنند.
هشدار به مالك
نایب رئیس كمیسیون نظارت شورای اسلامی شهر همدان كه از محل بازدید كرده است گفت: شهرداری پیش از این به مالك اخطار داده است اما متأسفانه مالك تاكنون توجهی به این تذكرها و اخطارها نكرده است. البته به نظر می‌رسد برای حمل خاك كه اصلی‌ترین مسأله این ملك است مالك با شهرداری به توافق نرسیده است. من با شهردار منطقه یك كه این محله در حوزه مسئولیت اوست رایزنی كردم و امیدوارم به‌زودی مشكل حل شود.
«حمیدرضا طبی‌مسرور» ادامه داد: در این موارد انتظارات مالك بسیار بالا می‌رود و معمولاً با وقت‌كشی می‌خواهد امتیاز بگیرد. اما اگر این بار اقدام نكند شهرداری از مجاری قانونی وارد می‌شود. هرچند تاكنون كم‌لطفی شده است، اما تا مشخص شدن موضوع، پیگیری خواهم كرد و اگر مالك آوار‌برداری و خاك‌برداری نكند شهرداری این كار را انجام می‌دهد و هزینه آن جزء بدهی‌های مالك به شهرداری محسوب می‌شود.
نایب رئیس كمیسیون نظارت شورا تأكید كرد: این ملك خطر ریزش دارد و مالك مسئول آن است. همچنین امكان آتش‌سوزی دارد و هرچه زودتر باید تعیین تكلیف شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D8%B9-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%E2%80%8C%D8%A8%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%8A%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9F


برچسب ها: همشهری همدان ، ساخت و ساز در همدان ،

استقبال از نمایشگاه مجسمه‌های اردشیر محرابی در همدان

b_575_300_16777215_00_images_phocagallery_gellery_93_ardeshir-mehrabi_img_1018.jpg

هفته گذشته نگارخانه بوعلی سینا در همدان میزبان آثار حجمی «اردشیر محرابی»، مجسمه‌ساز جوان همدانی بود که با استقبال گرمی روبه‌رو شد. اردشیر محرابی اختر متولد اسفندماه 1358 در همدان است و سال‌هاست در زمینه مجسمه‌سازی فعالیت می‌کند و تجربه‌هایی در خلق آثار سنگی، گچی و چوبی دارد. به بهانه‌ی نمایش آخرین کارهای چوبی این هنرمند با او به گفتگو نشسته‌ایم.

سرچشمه علاقه شما به هنر از کجا می‌آید؟
از همان دوران کودکی به هنر علاقمند بودم، اغلب اسباب بازی خودم، دوستان و همبازی‌هایم را با چوب و گل می‌ساختم برای همین دوستان زیادی داشتم. این مرحله از زندگی من ادامه داشت تا اینکه بعد از اتمام دوران دبیرستان و هنرستان هنرهای تجسمی مشغول به کار در یک شرکت خصوصی شدم اما نامرتبط با هنر. در کنار کار شرکت و اوقاتی که در خانه بودم شروع به ساخت حجم‌های چوبی و مومی کردم. علاقه من به مجسمه‌سازی و حجم باعث شد به پیشنهاد یکی از دوستان به اصفهان برویم و ساختن ساز کمانچه را بیاموزیم. استاد «ابراهیم دره شوریان» ساخت کمانچه را به طور کامل به من آموزش دادند و پس از مراجعت به همدان کارگاه کوچکی دایر کردم.

مجسمه‌سازی را چگونه آموختید؟
در کنار ساخت کمانچه افتخار آشنایی و شاگردی استاد «عطاالله یوسفی» را داشتم. استاد بی ادعایی که خالصانه اطلاعات هنری و آموخته‌های خود را در اختیار شاگردان خود قرار می‌دهد. کار حجم نیز انجام می‌دادم در برخی از سازها هنر مجسمه (و سرستون‌های تخت جمشید) و ساز کمانچه که یک ساز ایرانی است را تلفیق کردم اما همچنان فکر حجم غالب بر ساختن ساز بود تا این‌که کاملاً به مجسمه‌سازی و حجم پرداختم. در سال‌های 1387 و 1388 در جشنواره‌های زمستانی ساخت تندیس‌های برفی همدان شرکت کردم و رتبه دوم سال 87 و رتبه اول 88 را کسب کردم و در سال 93 به همراه آقای «مرتضی شعبانی» داور بخش ساخت تندیس‌های جشنواره زمستانی بودم.

تاکنون درچند نمایشگاه شرکت کردید؟
نمایشگاه آثار حجمی گالری بوعلی سینا اولین نمایشگاه آثار بنده است که به طور انفرادی برگزار کردم.

به نظر می‌رسد از مصالح مختلف برای ساختن مجسمه استفاده می‌کنید، با کدام یک ارتباط بیشتری برقرار می‌کنید؟
چوب بیشترین استفاده در کارهای من را دارد ولی از مصالح و مواد دیگر مانند سنگ، گچ، گل سفال‌گری و صابون نیز در برخی از کارها استفاده می‌کنم. اما فرم‌های ساخته شده از چوب برای خود من دلنشین‌تر و قابل احساس‌تر است. احساسی که من از چوب می‌گیرم باعث ایجاد انگیزه جهت پیش رفتن کار می‌شود برای من در چوب حسی هست که حتی از آن ایده می‌گیرم یعنی ذهنیت اولیه که برای من ایجاد می‌شود انگیزه اجرای آن با چوب چندین برابر است.

حجم اندازه مجسمه‌هایی که در این نمایشگاه در معرض دید است به نظر می‌رسد کوچک‌تر از حد معمول است دلیل این امر چیست؟
اجرا شدن حجم به اندازه دلخواه و اجرای آن طبق ذهنیت و ایده‌ای که در ذهن هست من را به جلوتر پیش می‌برد و هدفمندتر می‌کند و تجسمی که از کار انجام شده نهایی با چوب در ذهن ایجاد می‌شود انگیزه را در من چندین برابر می‌کند و به جلو پیش می‌برد.

ایده‌های اجرای کار را از کجا می‌گیرید؟
دیدن اطراف اشیا و اشخاص با دقت به جزئیات باعث ایجاد ایده در من می‌شود گاهی یک ایده مانند جرقه‌ای ذهن من را درگیر می‌کند که بلافاصله روی کاغذ اتود و طرح اولیه‌ی آن را اجرا می‌کنم و بعد یک مدل کوچک مومی از آن می‌سازم و نقایص آن را برطرف می‌کنم تا به اندازه دلخواه و با متریال مناسب آن را اجرا می‌کنم.

از چه هنری بیشتر الهام می‌گیرید؟
اغلب هنرهای نمایشی ادبیات شعر و موسیقی در کارهای من موثرند گاهی یک صحنه از یک تئاتر ایده‌ای در من ایجاد می‌کند یا برداشتی از یک قطعه شعر، حتی حرکتی که موسیقی در ذهن ایجاد می‌کند باعث خلق یک اثر می‌شود.

در این نمایشگاه چند اثر به نمایش در آمده است؟
در این نمایشگاه تعداد 25 اثر ارائه کردم که بیشتر کارها چوبی هستند اما تعدادی حجم اجرا شده با گل سفالگری نیز دارم. مجسمه سفالی مادری که فرزندی در آغوش دارد و مجسمه‌ای که خیمه‌شب‌بازی رها شده از بند و رها شده در عالم خود، صندلی‌هایی که در عالم استراحت به سر می‌برند و پایه‌های آن‌ها با پای انسان تلفیق شده‌اند، سازهای کمانچه که با سرستون‌های تخت جمشید (عقاب و گاو) تلفیق شده‌اند. چند کار چوبی به صورت سورئال از صورت انسان اجرا و به نمایش گذاشته شده است.
با توجه به این که اولین بار است به صورت عمومی آثارتان را به نمایش می‌گذارید، برخورد مخاطبان با این نمایشگاه چگونه بود؟
استقبال از نمایشگاه با توجه به اطلاع‌رسانی کم، خوب بود البته فرصت کمی در اختیار داشتیم و با توجه به نیمه کاره بودن برخی آثار و اینکه برای روز نمایشگاه حاضر شود اطلاع رسانی مناسبی صورت ندادیم با این حال با وجود مسیر دور گالری بازدیدکنندگان گرامی زحمت کشیدند و با نگاه سبزشان مرا دلگرم‌تر به آینده و نمایشگاه بعدی کردند.

از برنامه‌های بعدی هم برای علاقمندان آثارتان بگویید.
برنامه‌ی بعدی بنده اجرای حجیم‌تر کارها و استفاده از متریال‌های مختلف و مناسب برای اجرای احجام است، اندازه‌ی مجسمه‌ها به حجم دلخواه اجرا شود در نمایشگاه بعدی که در آینده نزدیک خواهد بود به نمایش گذاشته شود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: رسانه تحلیلی همگان ، همگان ، مجسمه سازی همدان ، هنر در همدان ،

دوشنبه 11 اسفند 1393

کمک به معلولان در شرایط سخت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

کمک به معلولان در شرایط سخت

نویسنده: حسین زندی - خبرنگارهمشهری
کمک به معلولان در شرایط سخت
بخش قابل توجهی از جمعیت كشور ما را توان‌یابان و توان‌جویان تشكیل می‌دهند. این بخش از جامعه به دلیل دارا بودن شرایط خاص نیازمند امكانات و خدمات مناسب و متفاوت‌تری نسبت به سایر افراد جامعه هستند.
1393/12/11
 در استان همدان نیز با وجود ده‌ها تشكل غیر‌دولتی در این حوزه، كار مهمی صورت نگرفته و بهزیستی همدان نیز در این زمینه موفق نبوده است. «امیر نوروزی» مدیرعامل تشكل غیر‌دولتی جمعیت توان‌یابان همدان در اینگفت‌وگو با بیان ضعف‌های موجود، مهم‌ترین مشكل توان‌یابان را برای همشهری بازگو می‌كند.

چه تعداد توان‌یاب در استان همدان داریم؟
توان‌یابان و معلولان به 2 قسمت بارز و غیر‌بارز تقسیم می‌شوند. آمار متوسط جهانی جمعیت توان‌یابان 3‌درصد جمعیت كل جامعه است. به این معنی كه در سایر كشورها قاعدتا 3‌درصد جمعیت توان‌یاب و معلول است. اما در كشور ما به دلایل مختلف از جمله فقر بهداشتی و رعایت نكردن اصول بهداشت، تصادفات و رعایت نكردن قوانین راهنمایی و رانندگی معلولیت آمار بالایی دارد. موضوع جنگ هم دلیل افزون است. مسئولان بهزیستی این آمار را 15‌درصد اعلام می‌كنند. اگر با یك حساب سر‌انگشتی جمعیت استان همدان را لحاظ كنید این 15‌درصد بیش از 240 هزار نفر خواهد بود.

این معلولیت‌ها چه مواردی را شامل می‌شود؟
این معلولیت‌ها در موارد جسمی، حركتی، حسی، شنوایی ـ بینایی و ذهنی هستند كه اغلب شناسایی نشده‌اند.

چرا شناسایی نشده است‌؟
دلایل مختلفی دارد. اول اینكه تعداد زیاد است. سازمان بهزیستی امكانات بسیار كمی دارد و توان شناسایی ندارد. مسئولان سازمان می‌گویند همین تعداد كه تحت پوشش بهزیستی است و شناسایی شده‌اند  نمی‌توانند از خدمات كافی برخوردار باشند. دیگر اینكه خود مجموعه و خانواده‌ها نگرشی نادرست و غلط دارند كه داشتن فرزند توان‌یاب در خانواده یك نوع سرشكستگی است و فرزند توان‌یاب را مخفی می‌كنند. این عوامل باعث شده آمار دقیقی از توان‌یابان نداشته باشیم.

آمار مشخصی از تعداد افرادی كه شناسایی شده وجود دارد؟
در استان همدان 55 هزار نفر شناسایی شده است كه 13 هزار نفر در شهرستان همدان هستند. 5 هزار نفر پرونده مستمری دارند. در شرایط فعلی رقم مستمری از 45 هزار تومان شروع می‌شود و تا 90 هزار تومان می‌رسد. می‌دانیم كه با این مبالغ هیچ‌كاری نمی‌توان انجام داد. از طرف دیگر ما با مسأله گرانی‌، ازدواج‌، مسكن، بیمه و رفت و آمد مواجه هستیم كه همه این موارد هزینه‌بر است‌.

رابطه شما با نهاد های دولتی چگونه است؟
بی‌ثباتی نهادهای دولتی و تغییراتی كه در رویكرد دولت‌ها به تشكل‌های غیر‌دولتی تحمیل می‌شود از مشکلات اصلی ماست. به این معنی كه ما هنوز نمی‌دانیم دولتی هستیم یا غیر‌دولتی. یا وقتی از دولت می‌خواهیم حمایت و كمك كند، می‌گویند غیر‌دولتی هستید و باید متكی به خود باشید. اما از طرف دیگر فشارهای دولتی را بر ما تحمیل می‌كنند. اگر دولتی هستیم بودجه و امكانات ما كجاست و اگر نیستیم پس ما باید از دولت بپرسیم، مطالبه كنیم و بخواهیم كه وظیفه‌اش را به درستی انجام دهد. این مشكلات وقتی شدید می‌شود كه دولت تغییر می‌كند. با تغییر دولت این حمایت از بین می‌رود و تشكل بلا‌تكلیف می‌شود. با تغییر شرایط و دیدگاه‌ها، برنامه‌ها‌ی ما نیز تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

سازمان جمعیت توان‌یابان چه فعالیت‌هایی را برای توان‌جویان دارد؟
از سال 1378كه این نهاد شكل گرفته‌، فعالیت‌هایی داشته‌ایم. یكی از مهم‌ترین فعالیت‌های ما ایجاد رفتار صحیح نگرش نسبت به توان‌یابان است. یكی از مشكلاتی كه دچار هستیم، این است كه بیشتر بچه‌های ما وقتی وارد اجتماع می‌شوند مشكل پیدا می‌كنند. این مشكل ناشی از نگاه افراد دیگر جامعه به آنهاست. حس‌ترحم افراد تأثیر خیلی بدی بر توان‌یابان دارد. ما تلاش می‌كنیم با آموزش‌های روان‌شناختی از بروز آسیب‌هایی جلوگیری كنیم به همین دلیل آموزش متقابل داشته‌ایم. به‌طور مثال بچه‌های توان‌یاب را به مدارس ابتدایی و مهدهای‌كودك‌ می‌بریم و به شاگردان آن آموزشگاه از توانایی‌های این بچه‌ها حرف می‌زنیم. مثلاً می‌گوییم كودكی می‌بینید كه دستش دچار معلولیت است درعین حال یكی از نقاشان و هنرمندان خوب ایران است. یا شاعر یا نوازنده است و شما دانش‌آموزانی كه موفق هستید بیایید از دست این توان‌جو یك عروسك جایزه بگیرد. حالا می‌دانید این عروسك را چه كسی ساخته یكی دیگر از توان‌یابان كه همسن و سال شما هاست. با این روش سعی می‌كنیم با ایجاد تغییر نگرش در افراد جامعه حس‌ترحم و تحقیر در جامعه را از بین ببریم و در عین حال توان‌یابان هم آماده زندگی در اجتماع باشند.

غیر از مسائل روانی در چه حوزه‌هایی وارد می‌شوید؟
سعی كردیم در حوزه‌های توانمند‌سازی این عزیزان هم كار كنیم تا توانایی‌های پنهان آنها بروز كند. كلاس‌های آموزشی ما بنا بر مقاطع و سن توان‌یابان است. آموزش‌های حرفه‌ای و شغلی كه با كمك سازمان فنی حرفه‌ای پیگیری می‌كنیم و آموزش‌های هنری كه هنرمندان شهر از جمله علی ایرانپور و قادر شهسواری بسیار همراهی و كمك كردند. به‌ویژه اعضای افتخاری مجموعه ما در زمینه خدمات و آموزش‌های پزشكی همكاری می‌كنند و با همكاری برخی اعضای سازمان نظام پزشكی این موضوع را پیگیری می‌كنیم‌.

برخورد سازمان بهزیستی با این آموزش‌ها چگونه است؟
در یك دوره‌ سازمان بهزیستی از ما خواست برنامه‌هایی انجام دهیم و ما قبول كردیم اما سازمان به تعهد خود عمل نكرد و هنوز سازمان به ما بدهكار است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B3%D8%AE%D8%AA


برچسب ها: همشهری همدان ، توان یابان ،

یکشنبه 10 اسفند 1393

«سوزنامه» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

«سوزنامه» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
«سوزنامه» روی صحنه
نمایش «سوزنامه» برداشتی آزاد از داستان سودابه و سیاوش، نوشته«بهروز ناصر‌شریعتی» نمایشنامه‌نویس و بازیگر همدانی از دوم اسفندماه با كارگردانی «محمود حكمتی‌اطهر» روی صحنه رفته است.
1393/12/10
 این نمایش تا 17 اسفندماه به مدت 15 شب در سالن پلاتوی مجموعه فرهنگی آوینی همدان اجرا خواهد شد. محمود حكمتی اطهر از كارگردانان و بازیگران پیشكسوت همدانی، بیش از 35 سال در این رشته فعالیت كرده است. او در گفت‌وگو با همشهری چگونگی انتخاب و اجرای این نمایشنامه را برای ما بازگو می‌كند.
  • دلیل انتخاب نمایش سوزنامه چه بود؟
با توجه به اینكه رشته تحصیلی من ادبیات بوده و تمام زندگی را با ادبیات گذرانده‌ام توجه من در كار نمایش هم به آثار ادبی كلاسیك است. شاهنامه یكی از بزرگ‌ترین آثار ملی و تاریخی ماست. از آنجا كه یكی از بهترین داستان‌های شاهنامه در این نمایش مطرح شده بهتر دیدم در این روزگار كه به این داستان‌ها كمتر توجه می‌شود داستانی از شاهنامه برای تماشاچی انتخاب كنم.
  • شما از اجرای نمایش رضایت دارید؟
در این نمایش بیشتر بازیگران ما كار اولشان را تجربه می‌كنند. به نظرم باتوجه به این موضوع كار قابل قبولی باشد. البته باید اهل فن و تماشاگران این سؤال را پاسخ را بدهند اما در اجراهایی كه داشتیم خوشبختانه تماشاگران احساس نارضایتی نكرده‌اند.
  • انسان امروز چگونه با متن‌های كهن ارتباط برقرار می‌كند؟
این كار یك نمایش تاریخی است. با وجود فناوری‌های نوین ارتباط مردم با تاریخ و فرهنگ گذشته خود كمرنگ شده اما تماشاگران در زمان قبل استقبال كم‌نظیری از این دست نمایش‌ها می‌کردند.
  • متن اثر چقدر به شاهنامه متعهد است؟
ما نمی‌توانیم بگوییم این داستان دقیقاً همان داستانی است كه در شاهنامه آمده است. به هر حال دخل و تصرفی در آن شده اما سعی كردیم آنچه در شاهنامه بوده را بیاوریم. نویسنده نمایشنامه به 2 ویژگی انسانی یعنی افسون و نیرنگ را كه باعث یكسری رفتارها می‌شود شخصیت فیزیكی بخشیده و پیامی به مخاطب می‌دهد؛ این‌كه ویژگی‌های انسانی باعث اتفاق‌هایی مانند داستان سودابه و سیاوش می‌شود.
  • كاركردن با جوان‌ترها و نسل امروز كه وارد عرصه نمایش و تئاتر می‌شوند از نظر شما چه ویژگی‌هایی دارد؟
كار كردن با جوان‌ها با توجه به اینكه تجربه كمتری دارند نسبت به افراد باتجربه سخت‌تر و زمان‌بر است. در همكاری با بازیگران تنها ممكن است الگویی به آنها دهیم و خودشان ادامه دهند و مشكلی نداشته باشیم. اما در این نمایش تمرین‌ها وقت زیادی گرفت. ما در یك مدت زمان كوتاه و تمرین یك نمایش، كار زیادی نمی‌توانیم انجام دهیم اما مجبوریم به‌صورت میلی‌متری، قدم به قدم و لحظه به لحظه كنترل داشته باشیم. به همین دلیل كار مشكل‌تر از اجرا توسط بازیگران باسابقه است.
  • استقبال چطور بود؟
هنوز استقبال خوبی كه مدنظرمان باشد صورت نگرفته اما امیدواریم در اجراهای باقی‌مانده علاقه‌مندان هنر نمایش به تماشای «سوزنامه» بیایند. البته به نظرم ضعف در تبلیغات است. این مهم نیز برای گروه‌های تئاتری جز با هزینه بسیار زیاد تبلیغات، انجام نمی‌شود، بنابر این ما نمی‌توانیم اطلاع‌رسانی مطلوبی داشته باشیم.
  • و سخن آخر؟
امیدواریم در زمینه تبلیغات و اطلاع‌رسانی مشكلات و موانع رفع شود تا بتوانیم دوستان علاقه‌مند بیشتری را به دیدن این كار دعوت كنیم‌. در نمایش «سوزنامه» زهرا موتمن، منیرالسادات قاضی‌زاده، بهروز ناصر‌شریعتی، محمد طالبی و مهدی نصرالهی به‌عنوان بازیگر ایفای نقش می‌كنند.
همچنین سعید مسعودی‌خرم مدیر صحنه و مجری نور، فرزاد محرابی مجری دكور، محمد محرابی طراح پوستر، مرتضی موسوی پاك‌نهاد دستیار كارگردان، سرور حكمتی‌اطهر مشاور كارگردان و طوبی یوسف‌پور طراح لباس است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، نمایش سوزنامه ، همشهری همدان ،

مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین می شود
نمایشنامه خوانی و شاهنامه خوانی در همایش ادبی گردشگری همدان؛
مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین می شود
 
تاریخ : چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۸
آغازین روز اسفند ماه همزمان بود با برگزاری اولین همایش گردشگری ادبی غرب کشور درهمدان .در این همایش چهره هایی از فعالان عرصه ادبیات، گردشگری و تشکل های غیر دولتی از ۱۱ استان کشور حضور داشتند و رویدادها و برنامه های گوناگونی را شاهد بودند از جمله برنامه های این همایش دوروزه رونمایی ازکتاب کلید کوچک جهان آخرین اثر حسن گوهر پور بود که با حضور علیرضا بهرامی شاعر و مستند ساز نام آشنای کشور برگزار شد اما یکی ازبخش های متفاوت این همایش اجرای برنامه های شاهنامه خوانی و نمایشنامه خوانی در سالن نمایشگاه بین المللی همدان بود که با استقبال خوبی روبرو شد.
اولین بخش این برنامه ارائه مقاله هایی در ارتباط گردشگری و ادبیات بود که توسط تعدادی از پژوهشگران به صورت سخنرانی ارائه شد .محمد طاهر خوانی شاهنامه پژوه و دبیر انجمن شاهنامه خوانی تاکستان به نقش شاهنامه در بازشناسی و تقویت هویت ایرانی اشاره کرد و گفت بهره گیری از ظرفیت های این اثر بزرگ می تواند در بازشناسی هویت ایرانی به ویژه برای گردشگران مفید باشد همچنین دکترمحمد بشیری مدرس دانشگاه در این برنامه جنبه های اسطوره ای شاهنامه را مورد بررسی قرار داد و به تحلیل لایه های پنهان داستان مرگ سیاوش پرداخت.
در این برنامه بخش هایی از داستان سیاوش توسط دوگروه از انجمن های شاهنامه خوانی شهرهای تهران و همدان برای حاضران خوانده شد سپس اعضای گروه نمایش گلبرگ بخش هایی از نمایشنامه مرگ یزدگرد بهرام بیضایی را خواندند مجتبی خوش صفت دلیل انتخاب این اثر را جنبه های تاریخی آن عنوان کرد و گفت:ما در گردشگری ادبی باید آثاری که کاملا ایرانی است را ارائه کنیم و مرگ بزدگرد علاوه براین که با شاهنامه خوانی در این همایش بی ارتباط نیست بلکه یکی از آثار ماندگار ادبیات این سرزمین است. 
فریبا یعقوبلوسرپرست گروه نمایش گلبرگ گفت: این نمایش را که دوستان ما به صورت خوانش و یا نمایشنامه خوانی اجرا کردند تلاش کردیم تا با جنبه ای دیگر از اجرا تماشاگران را آشنا کنیم و امیدوارم تماشاگران و میهمانان ما درهمایش گردشگری ادبی با گوشه هایی از تاریخ دوران ساسانی آشنا شوند و ادبیات نمایشی ما هم بتواند نقشی در گردشگر پذیری این سرزمین داشته باشد.
دبیر اجرایی نخستین همایش گردشگری ادبی غرب کشور درهمدان گفت: گروه هایی را در شهرهای مختلف کشور داریم که به صورت محفل های کوچک و خانگی گردهم می آیند و آثار شاعران بزرگی مانند فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و.. را می خوانند اما از آنجا که این گروه ها بیشتر جنبه محفل به خود می گیرند امکان رشد و بالندگی در آنها کمتر است ما در این همایش تصمیم گرفتیم با شناسایی و دعوت از برخی گروه های شاهنامه خوانی از شهرهای مختلف ازجمله تهران، تاکستان، همدان و کرج تلاش کنیم برنامه های مشترک برای آنها تعریف کنیم.
حسین زندی ادامه داد: مسئله دیگر این است که برنامه های این گروه های کوچک بتواند نمود بیرونی هم داشته باشد بطور مثال شاهنامه خوانان بتوانند در فضاهای عمومی و بزرگتر برنامه های خود را اجرا کنند تا افراد بیشتری با ادبیات کلاسیک ایران آشنا شوند.
زندی با اشاره به رابطه گردشگری و ادبیات گفت: گردشگری ادبی یکی از زمینه های نوین گردشگری فرهنگی است که با تکیه برعناصر ادبی مانند رویدادهای ادبی، اماکن تاریخی که مربوط به بزرگان ادبیات این سرزمین است مانند آرامگاه شاعران، گردشگران را برای بازدید از این جاذبه ها دعوت می کند. در این همایش رویداد هایی مانند رونمایی از کتاب کلید کوچک جهان، نمایشنامه خوانی، شاهنامه خوانی و بازدید از اماکن ادبی تاریخی همدان را بهانه قرار دادیم و میهمانان همایش را در قالب دو تور گردشگری به همدان دعوت کردیم تا گوشه هایی از جاذبه های ادبی استان را معرفی کنیم .

زندی در پایان گفت: این همایش دستاوردهای خوبی برای فعالان حوزه های گردشگری و ادبیات داشت از جمله قرار شد مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین شود و برنامه های شاهنامه خوانی بصورت مشترک در هر فصل بین شهرهای مختلف برگزار شود.

http://www.honarnews.com/vdccspqm.2bqos8laa2.html


برچسب ها: گردشگری ادبی ، همایش گردشگری ادبی همدان ،

گزارش همگان از جلسه هم‌اندیشی اساتید دانشگاه‌های استان همدان

uni-hamayesh.jpg

سرویس دانشگاه همگان

دوم اسفند ماه و در نخستین روز هفته جاری، آمفی تئاتر دانشکده مهندسی دانشگاه بوعلی سینا میزبان ده ها نفر از اساتید دانشگاه های استان بود. این نشست به همت انجمن اسلامی اعضای هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا و انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها حوزه همدان و با حضور دکتر نجفقلی حبیبی، دکتر سید کاظم اکرمی، محمد ناصر نیکبخت استاندار همدان، محمد ابراهیم الهی تبار معاون سیاسی امنیتی استاندار و با موضوع «دانشگاه ها قبل و بعد از انتخابات1392، انتظارات- چالش ها» برگزار گردید تا در فضایی دانشگاهی به پیگیری اهداف و شعارهای دولت تدبیر و امید پرداخته شود و چالش های پیش روی دانشگاه ها مورد بحث قرار بگیرد.


در این مراسم که روسای دانشگاه های استان نیز حضور داشتند، دکتر غلامحسین مجذوبی به عنوان نخستین سخنران با اشاره به نقش دانشگاه و اساتید آموزش عالی در پیشرفت های بشری در چند قرن اخیر گفت: این تاثیر در ایران تا قبل از پیروزی انقلاب سال 57 عمدتاً به تهران و چند شهر بزرگ محدود می شد اما با رشد کمی آموزش عالی پس از پیروزی انقلاب تقریباً همه استان های کشور به فراگرد رشد و پیشرفت پیوستند چنانچه امروز در استان همدان ده ها مرکز آموزش عالی دولتی و آزاد و غیر انتفاعی با بیش از صد هزار دانشجو و صدها عضو هیأت علمی مشغول به کار هستند و مسلماً نقش غیر قابل انکاری در توسعه حوزه های علمی، صنعتی، فرهنگی و سیاسی و اجتماعی استان ایفا می کنند.

img 3879 copyمجذوبی در بخشی از سخنان خود با تاکید بر پتانسیل عظیم دانشگاه ها گفت: متاسفانه در سال های اخیر و به ویژه در 4 سال دولت دهم اتفاقاتی افتاد و طیفی برای به خدمت گرفتن این پتانسیل عظیم برای پیشبرد اهداف سیاسی و فرهنگی خود به اقداماتی دست زد که منجر به نتایج تأسف باری در حوزه آموزش عالی شده است.
این استاد دانشگاه در ادامه هدف از تشکیل جلسات هم اندیشی را بازخوانی آسیب هائی که ظرف سال های اخیر به پیکر آموزش عالی وارد شده عنوان کرد و گفت: خوشبختانه انتخابات 92 این فرصت را فراهم آورد تا با اتخاذ روش های عقلانی به ترمیم این آسیب ها اقدام کنیم اگرچه ترمیم برخی از آن ها امکان پذیر نیست. موضع دولت تدبیر و امید و شعارهای انتخاباتی و نیز مواضع صریح و قاطع ریاست محترم جمهور در ماه های اخیر می تواند پشتوانه خوبی برای بازسازی آسیب ها باشد.
این استاد نمونه کشوری همچنین با اشاره به برخی چالش ها و آسیب هایی که در سال های گذشته دانشگاه را مورد تهدید قرار داده یادآور شد که در این سال ها استقلال دانشگاه خدشه دار شده است، البته منظور از استقلال این نیست که دانشگاه ها به عنوان جزیره ای مستقل از کشور عمل کنند. استقلال به معنی عدم دخالت افراد غیر علمی و نهادهای غیر مسئول در امور دانشگاه هااست. در این سال ها تقریباً با حذف کامل اختیارت اعضای هیأت علمی در مدیریت دانشگاه شاهد تمرکز گرائی شدید در مدیریت دانشگاه بوده ایم و در کنار آن ایجاد فضای یأس و ناامیدی و ترس و امنیتی کردن فضای دانشگاه نیز بسیار مشهود بوده است.
او همچنین گفت که گسترش بی رویه و کمی مراکز آموزش عالی بدون توجه به عواقب آن علاوه بر کاهش شدید کیفیت آموزش و پژوهش مشکلات مالی فراوانی نیز ایجاد کرده ضمن آنکه اجبار اساتید برای شرکت در کلاس های فرهنگی را از دیگر چالش های موجود برشمرد که تاثیر ناخوشایندی بر کرامت اساتید دارد.
مجذوبی با اشاره به نفود فساد در آموزش عالی نیز گفت: فساد اقتصادی را همه مردم به راحتی لمس می کنند اما فساد در آموزش عالی برای بسیاری از اقشار جامعه قابل لمس نیست. در یکی از دانشگاه ها برای یک فردی که نماینده بوده یک رشته تاسیس کرده اند در حالی که کارشناسی و کارشناسی ارشد آن رشته در این دانشگاه وجود نداشته است. اگر این فساد نیست پس چیست؟
این عضو هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا، محدود کردن تشکل های سیاسی، فرهنگی و صنفی در دانشگاه ها و حذف تشکل های منتقد دانشجویی، نحوه گزینش دانشجویان تحصیلات تکمیلی، نحوه گزینش اساتید، بررسی تحقق شعارهای دولت تدبیر و امید در دانشگاه و بحث اسلامی کردن دانشگاه و تغییرات عمیق به ویژه در علوم انسانی، چگونگی استفاده از فرصت های فعلی و ارائه راه حل برای جبران گدشته و بر آوردن انتظارات دانشجویان و اساتید را از موضوعات قابل بحث دانست که باید مفصلا به آنها پرداخته شود.

در ادامه این مراسم دکتر شریفیان نیز به ایراد سخن پرداخت و با بیان اینکه همه ما در این جا جمع شده ایم که بگوییم چه باید کرد خاطر نشان ساخت بیشتر انقلاب ها بعد از چند سال این سوال را از خودشان می پرسند همه شما با هر عقیده و هر گرایشی می پذیرید که دوره 8 ساله گذشته توقفی بود درتمام عرصه های کشور. استراتژی دولت ما این بود که دنیا را نجات دهد اما در تغییر کشور ما ناموفق بود و قطعا بیشتر آسیب ها متوجه دانشگاه شد و این دیدگاه ها به نام دین و نوامیس و انقلاب پیاده شدند.

IMG 3971 copy
شریفیان ادامه داد: ما در آموزش عالی، وارث مسائلی هستیم که هیچ یک از ما در ایجاد آن دخالت نداشته ایم. اینجا هستیم تا خانواده خود را ارزیابی کنیم، نقد کنیم تا ببینیم چکار باید بکنیم. لازمه این کار، همدلی، همزبانی، اعتمادسازی و احترام متقابل به همدیگر است. ما باید دست به دست هم دهیم، انتقادها را کاهش دهیم و به کمک هم از بزرگترین چالش کشور که سهم خواهی و قدرت طلبی است جلوگیری کنیم.

در ادامه محمد ناصر نیکبخت، استاندار همدان با اشاره به اینکه دانشگاه و علم و خرد نشانه اقتدار و توسعه است گفت: علم و اندیشه را نمی توان محدود کرد بخصوص در سرزمینی که کشور اندیشه و خرد است، به ویژه در استانی که آرامگاه بوعلی سینا را در خود دارد. به همین دلیل، تلاش برای محدود کردن علم و اندیشه اساسا مذبوحانه است. این علم از دانشگاه سرچشمه می گیرد و کشوری که به دانشگاه توجه کند واجد صلابت و توسعه خواهد شد.
استاندار همدان افزود: هر جا مشکلی هست باید پاسخ را نیز در همانجا جستجو کرد اما آیا آن فضای امنیتی که در گذشته بود اکنون هم در دانشگاه وجود دارد؟ کمتر شده است و امیدواریم کمتر بشود. خواست عقلانی جامعه همیشه به کرسی می نشیند. کم کردن این مسائل را باید عاقلانه حل نماییم و راهکارها را از مسیر علمی و خردورزی دنبال کنیم. در دولت تدبیر و امید قدم های رو به جلو برداشته شده است.

IMG 4062 copy
دانشگاه در زمینه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی باید تاثیر گذار باشد. در همدان که بیش از صد و ده هزار دانشجو دارد ارتباط تولید و صنعت با دانشگاه بسیار ضعیف است. استان همدان اگر از ظرفیت های خود استفاده کند بدون اتکا به بودجه دولت می‌تواند خود را اداره کند ما باید از نفت فاصله بگیریم و با داشته های خود شهر را اداره کنیم با اتکا به علم و دانشگاه تلاش کنیم صنعتگران و دانشگاه پیوند داشته باشند.

سپس دکتر سید حمید هاشمی با اشاره به لزوم تغییر اساسنامه انجمن اسلامی اساتید گفت: انجمن اسلامی با جریان های دانشجویی و جریان های اصلاح طلب گره خورده است و باید ببینیم چه سرنوشتی در انتظار جامعه است. فضای امنیتی موجود صرفا مربوط به 8 سال نیست هرچند هنوز فضا به قدری باز نشده که به شرایط پیش از این 8 سال نزدیک شویم.

IMG 4269 copy
در ادامه دکتر احمدی از دانشگاه ملایر به بیان مشکلات این دانشگاه پرداخت وگفت: یکی از مسائلی که می تواند به دانشگاه ها کمک کند انتخابات آینده است و دانشگاه با جمعیتی که دارد تاثیر و نقش ویژه ای را در انتخابات خواهد داشت. در دانشگاه ملایر به دلیل نبود انجمن اسلامی نیرو ها به صورت خاکستری و خنثی عمل می کنند اما باید توجه داشت که دانشگاه سیاسی است و لازم است تا مسائل سیاسی در آن جریان داشته باشد.

IMG 4323 copy
دکتر جواد گیاه‌شناس عضو هیات علمی دانشگاه آزاد همدان نیز با اشاره به موضوعات صنفی در دانشگاه آزاد گفت: تنگناهای زیادی در عرصه سیاستگذاری و توسعه آموزش عالی به دانشگاه آزاد تحمیل شده است. تبعیض در خصوص فارغ التحصیلان این دانشگاه در کنار گسترش بی رویه سایر دانشگاه ها، آسیب‌هایی را ایجاد کرده است.
این مدرس دانشگاه آزاد ادامه داد: مهمترین چالش فضای علمی که 60 درصد تحصیل کنندگان با آن دست به گریبان هستند موضوع علوم انسانی است که به عدم تعیین تکلیف و قطعیت درخصوص این رشته ها باز می گردد. تا آنجا که در سالیان متمادی دبیر محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی که خود، دانش آموخته رشته دامپزشکی است تشکیل شورای تحول در علوم انسانی را به افراد غیر متخصص محول کرده است.

img 4391 copyبه گفته دکتر گیاه شناس دولت نهم و دهم نه تنها یکباره اقدام به بازنشسته کردن استادان بزرگ رشته علوم انسانی کرد، بلکه با مسکوت نگهداشتن و انحراف اساسی در موضوع سرفصل های درس های علوم انسانی، جلوی تحول اساسی و به روز کردن آن را گرفت. حال اما انتظار می رود دولت تدبیر و امید با فعال کردن و تحول بنیادین در عرصه شورای عالی انقلاب فرهنگی، علوم انسانی را از آسیب های ناشی از نگرش خاص سیاسی و جناحی خارج کند و ارتقای جایگاه این حوزه را در کشور در دستور کار قرار دهد.

در ادامه دکتر الماسی پشت تریبون قرار گرفت و گفت: در 8 سال گذشته پویایی را از فضای دانشگاه گرفتند و فضای بیماری در دانشگاه حاکم شده و نگرش حاکم در فضای دانشجویی محدودیت های خاصی به دانشجویان حاکم کرده و دانشگاه از فضای علمی فاصله گرفته است. انتظار داریم رویه حاکم در دانشگاه ها تغییر کند حال آنکه معاونت های فرهنگی در بیشتر دانشگاه ها تغییر نکرده اند و این نگرانی جدی استادان و دانشجویان است.

img 4480 copyخانم دکتر فرشته ندری ابیانه که به نمایندگی از زنان دانشگاه در این نشست سخن گفت با نقل قول از سخنان و شعارهای رئیس دولت تدبیر و امید به مسائلی مانند تبعیض جنسیتی، نقش زنان در حوزه های مدیریتی، قابلیت های زنان و برابری بین زنان و مردان پرداخت و ابراز امیدواری کرد بازخوانی وعده های رئیس جمهور برای همه جامعه به ویژه دانشگاه مفید باشد.

img 4505 copy

در ادامه دکتر نجفقلی حبیبی دبیر کل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها و رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی از بزرگوارانی که در نهادهای مختلف دانشگاه از جمله نهاد رهبری مشغول هستند خواست به جنبه رحمانیت اسلام که در قران آمده بیشتر توجه کنند و اجازه دهند برای حفاظت از اسلام و جمهوری اسلامی همه فرزندان این انقلاب را به صورت جمع داشته باشیم .
این فعال سیاسی افزود: دانشگاه مرکز دانشمندان است و باید تمام مسائل دانشگاه را به خود دانشگاه واگذار کنیم چرا که اگر جای دیگری برای دانشگاه تصمیم بگیرد دچار چالش خواهیم شد. وقتی مدیر گروه دانشگاه را جای دیگری انتخاب می کند این یک فاجعه است.
حبیبی افزود: یکی از مسائلی که همه ما باید بدانیم و همه جناح ها باید توجه کنند مسئله وحدت ملی است. منطقه دچار آشوب است و جناح های دیگر هم در این زمینه تلاش کنند تا وحدت ملی حاصل شود.

IMG 4618 copy

عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها خاطرنشان کرد: وقتی ما پراکنده ایم، تشکل نداریم، تشکل صنفی نداریم آسیب می بینیم. دردسرهایی که برای استادان در سال های گذشته حاصل شد متوجه شدیم که هیچ پشتوانه ای وجود ندارد به دلیل این که تشکل صنفی نداشیم اکنون اگر فرصتی حاصل شده دوستان تلاش کنند برای ایجاد تشکل های صنفی گام بردارند.
سید کاظم اکرمی وزیر اسبق آموزش و پرورش در دولت میرحسن موسوی نیز از سخنرانان این نشست بود که با اشاره به نقش تربیت در جامعه و کارکرد دانشگاه در این زمینه گفت: آموزش لازم است اگر می خواهیم تربیت و آموزش اثر کند عنصر اراده، آگاهی و آزادی حیاتی است.

img 4922 copyاین مدرس دانشگاه ضرورت تداوم اینگونه نشست ها در دانشگاه را یادآور شد و گفت: ادامه این نشست ها بسیار مفید است و باید استادان در رسانه های محلی و به زبان ساده بنویسند تا مردم را نیز جذب کنند من انتقادی که همیشه به روزنامه های اصلاح طلب داشتم این بود که رسانه های شما مربوط به دانشگاهیان است و توده مردم از آن استفاده نمی کنند.

آقای دکتر فرامرز میرزایی، سرپرست دانشگاه سید جمال الدین اسدآبادی نیز در سخنان کوتاهی نسبت به مبهم بودن مسیر تامین اعتبارات، مواردی را خاطر نشان کرد.


آخرین سخنران این نشست دکتر منصور غلامی رئیس دانشگاه بوعلی سینا بود که به توانمندی دانشگاهیان اشاره کرد و گفت: همکاران ما همیشه به چنین نشست هایی اقبال نشان می دهند. سابقه انجمن های اسلامی در دانشگاه بوعلی به سال 1366 بر می‌گردد و از ابتدا انجمن های مختلف همسویی خوبی با هم داشتند.

img 4976 copy

دکتر غلامی گفت: نکته ای که در بحث فعالیت ها می توان به آن اشاره کرد این است که هیچ یک از اعضای هیات علمی به خاطر فعالیت دانشگاهی مشکلی ندارند و این موضوع را نباید القا کنیم که عضویت در یک نهاد هزینه دارد و دلیل اینکه دانشجویان متحمل هزینه می شوند این است که ما در کنار آنها نیستیم ما باید دانشجویان را از مشاوره های خود بی بهره نگذاریم.

http://hmag.ir/fa/دانشگاه/گزارش-همگان-از-جلسه-هم‌اندیشی-دانشگاهیان-استان



برچسب ها: همگان ،

جمعه 8 اسفند 1393

به سوی الگوی ترافیکی سالم در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

به سوی الگوی ترافیکی سالم در همدان

terafik-hamedan1.jpg

 

دکتر رامین کهائی از پزشکان باسابقه و خوشنام همدان است که در کنار فعالیت تخصصی و حرفه پزشکی مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه را نیز رصد می کند و در این حوزه ها به فعالیت گسترده مشغول است.

رامین کهائی متخصص کودکان و مدیر آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی همدان، عضو هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی و معاون آموزشی این سازمان است و بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی اختصاص داده اما در کنار آن به فعالیت های اجتماعی نیز می پردازد؛ نکته ای که کمتر مورد توجه جامعه پزشکان بوده و رغبتی در بسیاری از آن ها برنیانگیخته حال آنکه کهائی آموزش های پزشکی را به فعالیت های مدنی پیوند زده و به تازگی با همکاری تعدادی از دوستانش در تدارک ثبت یک انجمن غیردولتی در زمینه تغییر فرهنگ ترافیکی شهروندان است وبرای فعالیت در این حوزه طرح جامعی را نیز تدوین کرده که به محض ثبت انجمن قصد دارد آن را پیگیری و عملیاتی کند. تدوین این طرح و درخواست اخذ مجوز انجمنی برای تغییر فرهنگ ترافیکی همدان بهانه ای شد تا با دکتر رامین کهائی به گفت و گو بنشینم.

 

جناب دکتر کهائی چرا به رغم تعداد زیاد پزشکان در کشور و توانایی های اعضای این صنف از جمله مقبولیت اجتماعی، تخصص و تمکن مالی کمتر شاهد فعالیت های اجتماعی از جانب پزشکان هستیم؟ چه اتفاقی باعث شد شما جذب چنین فعالیت هایی شوید؟ آیا پیشتر تجربه چنین فعالیت های مدنی را داشته اید؟

ببینید سازمان نظام پزشکی یک NGO است اما آنچه من می خواهم مطرح کنم این که دلیل ورود من به فعالیت های اجتماعی یک مسئله و میل درونی بوده است. می دانید که پدیده ترافیک و حوادث ترافیکی در کشور ما دربرگیرنده تمامی افراد جامعه است یعنی هیچ فردی با هیچ سازمان یا نهادی را در هیچ نقطه از کشور سراغ ندارید که با ترافیک و معضلات آن بی ارتباط باشد. بنده هم مانند بسیاری از مردم همواره این دغدغه را داشته ام که چرا در کشور ما وضعیت ترافیکی به این شکل است و چرا اینقدر آمار تلفات و آسیب های ترافیکی بالاست و موضوعی که کمتر به آن توجه شده فرهنگ و ادب ترافیکی و رانندگی است. یعنی موضوع صرفا این نیست که ما ایده ای را در موضوع ترافیک بپرورانیم تنها به خاطر این که تلفات را کم کنیم، بلکه بخشی از مسئله مربوط به ادب و آداب ترافیک است، این موضوع ممکن است در ظاهر آسیب جسمی و اقتصادی چندانی نداشته باشد - که البته آسیب های زیادی دارد دارد- ولی آسیب های روانی و خدشه ای که از لحاظ فرهنگی به کشور ما وارد می کند را نمی توان نادیده انگاشت. برای خود من این صحنه ها (تصادف و حوادث متعاقب آن) که غالبا منجر به آسیب های جانی و مالی می شوند بسیار ناراحت کننده است. به همین دلیل این مسئله ادب ترافیکی را بسیار مهم می دانم؛ شما وقتی در شهر پیاده روی یا رانندگی می کنید با مشاهده برخی رفتارها که تعدادشان نیز رو به فزونی است از خود می پرسید چرا افرادی که از یک پشتوانه فرهنگی غنی و پرمایه برخوردارند چنین رفتاری از خود بروز می دهند که غالبا مایه تاسف و شرمساری است.

آقای دکتر طرحی که پیشنهاد کرده اید چگونه قابلیت پیاده سازی دارد؟ دیگر اینکه ابزارهای پیاده سازی آن چیست؟

بحث ترافیک البته بسیار تکراری است و باید از منظرهای دیگری به این موضوع نگاه کنیم این طرح را در دو بخش بررسی می کنیم: موضوع اول ما ترافیک و حوادث آن در ایران است که باید به مثابه یک معضل به آن نگریست یا آن را یک فاجعه قلمداد کرد؟ من ترجیح می دهم مسئله ترافیک و حوادث آن را با عنوان فاجعه مداوم نامگذاری کنم. چون احساس می کنم مدام باید در جامعه به ما شوک وارد شود تا بتوانیم عمق مسئله را درک کنیم چون در جامعه معضل فراوان داریم و مسئله عادی به شمار می آید اما وقتی از فاجعه یاد می کنیم بسیارعمیق است فاجعه یعنی قربانیان تصادفات رانندگی، سونامی، کشتار بی گناهان در غزه به دست صهیونیست ها. در ایران البته زمینه تصادف و ترافیک نهادهای مختلف زحمات بسیاری کشیده اند و نباید تلاش های آن ها را نادیده گرفت و باید از کسانی که در شادترین لحظات مردم، بار تلخ ترین حوادث ترافیکی را به دوش کشیده اند تشکر کرد.

آمارها تعدادقربانیان ترافیکی را در سال 92 بین 18 هزار تا 23 هزار نفر اعلام می کنند. که معادل سقوط بیش از 70هواپیمای غول پیکر با ظرفیت 300 نفر است. وقتی این آمار مطرح شد به یاد جنگ غزه افتادم که چند سال پیش اتفاق افتاد. اخیرا هم که در این حادثه دردناک که دل هرانسانی را به درد می آورد درمدت کمتر از یک ماه حدود 2000 کشته در غزه داشته ایم. در اصل می خواهم بگویم ما در هر یک ماه تقریبا به اندازه جنگ غزه قربانی ترافیکی داریم که به صورت مداوم است و دیگر اینکه طول اجساد کشته ها را اگر کنار هم بگذاریم تقریبا به طول جاده همدان تا اسدآباد است. آماری از مرکز فوریت های پزشکی برای من ارسال کردند که نشان می دهد در طول سال 92، 521نفر کشته در استان همدان داشته ایم این آمار سال 1391، 607نفر بوده است آمار مصدومین در کل کشور در سال 92، 800هزارنفر بوده و مصدومین حوادث ترافیکی استان همدان حدود 13هزارنفر بوده است. جالب است بدانید که در سوئد آمار مصدومان از 4500نفر به 450نفر درمدت 15 سال رسیده وآمار فوتی های تصادفی نیز در طول فقط 5سال به صفر رسیده است. کشور ما از لحاظ میزان حوادث جاده ای جزء چهار کشوراول جهان است یک آماری را من داشتم که در کشور ما هر 6ساعت یک موتور سوار کشته می شود. ما یک قانون پنجم توسعه داریم که بنابراین قانون باید سالانه 10درصد آمار تصادفات پایین بیاید که فعلا در بهترین شرایط نتوانسته ایم آن را به 6درصد برسانیم و یک طرح جهانی هم داریم که گفته از سال 2010 تا 2020 آمار حوادث جاده ای باید به 50درصد در کل جهان کاهش پیدا کند.

این طرح از سوی چه نهادی تهیه شده است؟

از سوی سازمان بهداشت جهانی به کشورها تکلیف شده است البته در کشور ما گفته شده که عوامل متعددی وجود دارد از جمله عوامل جاده ای،عوامل شهری، ایمنی خودرو، استانداردهای خودرو، نوسازی ناوگان جاده ای، رفتار پلیس و عوامل موثردیگری که این موارد 20 تا 30درصد در کاهش حوادث موثرند و 70 تا 80درصد عامل اصلی حوادث به خصوص جاده ای خطای انسانی است. پس اگر ماسرمایه گذاری روی فرهنگ داشته باشیم می توانیم مسائل آمارها را تا 80 درصد بهبود ببخشیم.

مسائل و تبعات اقتصادی این حوادث چیست و چگونه می توان هزینه ها را کاهش داد؟

هرمرگ تصادفی حدود بیست میلیارد ریال معادل 2میلیارد تومان هزینه دربردارد. آماری که فوریت ها در اختیار من قرار داده حاکی از این است که حوادث جاده ای و ترافیکی سالانه 6میلیارد دلار هزینه به کشور تحمیل می کند شما ببینید نتیجه مذاکرات 1+5 در این دو ماه گذشته حدود 6میلیارد دلار برای کشور از بدهی ها را زنده کرد و ما هر سال این مبلغ را با رفتار خود هدر می دهیم. بنابر آیه شریفه ای که می فرماید هرکس انسانی را از مرگ نجات دهد انگار همه مردم را زنده کرده است، امیدواریم ما هم مصداق این آیه قرار بگیریم.

این هزینه ها شامل چه مواردی است؟

ببینید برخی فکر می کنند هزینه تنها به قربانی و خانواده قربانی وارد می شود اما مواردی را به صورت مصداق عرض می کنم ممکن است کسی که در یک تصادف کشته می شود یک تحصیل کرده متخصص باشد معلم یا کارگر ماهر باشد چه قدر زمان و هزینه صرف شده تا او به یک نیروی متخصص تبدیل شود که از دست می رود. هزینه از دست رفتن متخصص یک معضل است و از دست دادن نیروی کار انسانی هم چیز دیگری است که یا معلول می شود و یا از دست می رود، هزینه ای که بر دوش دولت تحمیل می شود مثل سرپرستی خانوار، بیمه بازنشستگی و از کار افتادگی نیز یکی دیگر از مشکلات است.

داغ دار شدن خانواده، بروز اختلال در مولد و بروز مشکلات روحی و معنوی خانواده ها نیز موضوع مهمی است. خانواده هایی را داریم که پس از گذشت سال ها هنوز نتوانسته اند با داغ عزیزانشان کنار بیایند و از سوگ خارج شوند.

همچنین هزینه های آسیب های موقتی و معلولیت های دائمی، دور شدن از محیط کار برای مدت طولانی و هزینه های سرسام آوردرمانی را نیز باید به لیست مجموع هزینه ها افزود. ضمن آنکه درگیر شدن نهادهایی مثل بیمارستان ها، نیروی انتظامی، راهنمایی رانندگی، قوه قضاییه و هلال احمر که همه این ها هزینه های هنگفتی بر بیت المال تحمیل می کند.

آقای دکتر آنچه تا حالا گفته شد در بخش اول موضوعی که مطرح کردید جای می گیرد یعنی فاجعه انسانی مداوم که از حوادث ترافیکی ناشی می شود اما موضوع دیگری به نام ترافیک و فرهنگ ترافیکی مطرح کردید. قدری درباره آن هم توضیح دهید؟

به نظرمن این موضوع فراتر از یک مشکل و معضل است، بحرانی است که آسیب زننده به روح و روان شهروندان و مخدوش کننده چهره ایران درجامعه جهانی است. حالا چرا این مثال را زدم شما فکر می کنید ایران از میان کشورهایی مثل ترکیه و چین از نظر گردشگری چه اهمیتی دارد؟ بی نظیر است و شما می دانید که چه علاقه ای در میان گردشگران خارجی وجود دارد اما ما چقدر گردشگر خارجی داریم؟ ترکیه تقریبا به اندازه درآمد نفت ما از گردشگری درآمد کسب می کند در مقابل کشور ما دلخوش به چند صد نفر گردشگر خارجی است و مدام آمار می دهند که امسال ورود گردشگر نسبت به سال گذشته 40درصد افزایش داشته است این 40درصد چه تاثیری بر اقتصاد کشور دارد؟

راه حل پیشنهادی شمادر این طرح برای گردشگر پذیری چیست؟

چند دلیل وجود دارد که گردشگران تمایلی نشان نمی دهند که وارد ایران شوند. یکی به دلیل تبلیغات مسمومی است که از جانب غربی ها علیه ایران عنوان می شود، مورد دیگر شاید محدودیت هایی باشد که برخی گردشگران در ایران احساس می کنند اما یکی از عوامل اصلی ترس از ترافیک ایران است. آمار 18 هزار نفر قربانی ترافیکی را وقتی می شنوند بهتر از ما به موضوع و مشکل پی می برند لذا وقتی خطری احساس می کنند قید سفر را می زنند.

بله اگر توجه کنیم انگار یک نسل کشی در جاده های کشور رخ می دهد اما این ادب ترافیکی را چگونه تشریح می کنید اگر ممکن است چند مثال بزنید تا مفاهیم ملموس تر شوند؟

مثلا نحوه عملکرد رانندگان در زمانی که عابر پیاده از خط کشی عبور می کند، شما هر کشور دیگری که می روید وقتی چنین صحنه ای وجود دارد راننده می گوید: در این لحظه باید پا را از روی گاز برداشته و روی ترمز قرار دهید و چند متر زودتر اجازه بدهید عابر پیاده بگذرد پس به صورت آموزشی قشر مغز، به فرد فرمان می دهد که پا روی ترمز بگذارد اما در کشور ما کاملا برعکس است وقتی عابر پا روی خط عابر پیاده می گذارد راننده پا روی گاز می گذارد و همزمان بوق میزند که راه را بر او ببندد که می دانیم چه کار خطرناکی است! دیگر اینکه چه میزان رانندگان مقید به حرکت بین خطوط هستند رعایت این موضوع نه تنها مسئله فرهنگ ترافیکی است بلکه شاخص هوش ترافیکی نیز هست یعنی کسی که رفتار خطرناک رانندگی بروز می دهد هوش ترافیکی ندارد.

یکی دیگراز این موارد که من بسیار رنج می کشم بوق زدن های ممتد است که پشت چراغ قرمز در مواقع و راه بندان و ترافیک صورت می گیرد. این نوع بوق زدن در تمام دنیا نشانه بی ادبی است وقتی شما پس از سبز شدن چراغ بوق می زنید به راننده جلویی می گویید، نفهم تو نمی فهمی که چراغ سبز شده است زود باش حرکت کن.

حال ببینیم عابران پیاده چقدر مقید هستند که رعایت کنند، مورد دیگر واکنش پلیس است. چقدر پلیس حساسیت دارد و دامن می زند به این مشکلات. موارد بسیار دیگری وجود دارد از جمله برخورد رانندگان با عابر پیاده پس از تصادف وقتی راننده پیاده می شود اولین مسئله رفع اتهام از خود است که این یک ریشه فرهنگی در بین ما دارد که از خود رفع مسئولیت و رفع اتهام کنیم و نفر روبه رو را متهم می کنیم اما یک انسان در کشورهای متمدن اولین موضوعی که به ذهنش می رسد این است که بپرسد آقا یا خانم مشکلی برای شما پیش نیامده؟ آسیب ندیده اید من چه کمکی می توانم برای شما انجام دهم ؟اگر همه چیز مرتب بود آن موقع می گوید بگذارید پلیس بیاید و مشکل را حل کند. نکته بعدی این است که پتانسیل بزهکاری مثل رفتارهای ضد اجتماعی، فرار از قانون، پرخاشگری و عدم رعایت حقوق دیگران واقعا در فرهنگ ترافیکی ما برجسته است. حال من از شما سوال می کنم جامعه ما از نظر ترافیکی جامعه با ادب و با فرهنگی است. اگر نیست جایگاه جهانی آن کجاست؟

آقای دکترقبل از این که به جایگاه جهانی ایران بپردازیم وضعیت همدان را چگونه ارزیابی می کنید؟ و به طور کلی همدان در کجای طرح شما قرار دارد این انجمن در سطح ملی فعالیت خواهد کرد یا جامعه هدف شما همدان است؟

ما یک واقعیت داریم به نام تاریخ همدان، همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران است و این یک واقعیت تاریخی است برای حفظ این جایگاه در مورد موضوع بحث ما یکی از ایده ها طرح و پیشنهادی است که با ایجاد یک تشکل پیگیری می شود البته ما NGO های مختلفی در ارتباط با ایمنی راه ها، سفر ایمن و... داریم اما ایده ما این است که همدان را تبدیل کنیم به پایلوت در کشور به عنوان شهر ترافیکی سالم و ایمن و در این راه مردم را از طریق یک تشکل مردم نهاد وارد فعالیت کنیم تا خود مردم مشکلات را اصلاح کنند. راهکارهایی هم برای تحقق این مطلوب مطرح شده که اولین قدم پذیرفتن وضع موجود است بدون شعار زدگی وتعریف و تمجیدهای بی ارزش. باید گفت جامعه ترافیکی ما جزء بی فرهنگ ترین جوامع است. با شعار دادن راه به جایی نمی بریم. قدم دوم ایجاد دغدغه مشترک بین مردم و نهادهای مدنی و مسئولان است که در این مرحله توضیح عمق فاجعه و قبول عقلانی و احساسی یک فاجعه است به نحوی که همه با هم برای آن قدم های بلند برداریم چون این دغدغه مشترک همه ماست.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84


برچسب ها: همگان ،

جمعه 8 اسفند 1393

مشکلات طراحی شهری همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،

مشکلات طراحی شهری همدان

مهشید حنیفه

گفت و گوی همگان با مهشید حنیفه

چند سالی است که طراحی فضای شهری در همدان مورد انتقاد کارشناسان است. ساخت و سازهای بی قاعده هم مزید بر علت شده و از هم گسیختگی و مخدوش شدن هویت شهر را در آینده نه چندان دور زنهار می دهد. به نظر می رسد ادامه روند فعلی در معماری شهری همدان مشکلات جدید تر و بیشتری را به دنبال آورد و آیندگان را با چالش هایی مواجه نماید. مهشید حنیفه کارشناس معماری و فعال فرهنگی به تازگی طرحی پیشنهادی برای جایگزینی المان میدان مرکزی همدان (میدان امام خمینی) به شورای شهر ارائه کرده است. او دراین گفت و گو مشکلات طراحی شهری همدان را با ما در میان می گذارد.

شما به عنوان یک کارشناس چگونه به هویت شهری همدان نگاه می کنید؟

هر شهر دارای فضاهایی است که اجتماعات شهری را شکل می دهد و شهروندان درآن به آمد و شد، داد و ستد و گفت و گو می پردازند، همدیگر را ملاقات می کنند، باهم راه می روند و ارتباط برقرار می کنند، این فضاها برگرفته از هویت جمعی ساکنان یک شهر است، اما آیا در همدان این مسیر ها و فضاها دارای این مشخصات هستند که بیشترین ساعات ما در آن سپری شود؟ آیا از پیاده روی و دیدن فضای شهر یا مشاهده بافت ساختمان ها و جداره ها لذت می بریم؟ آیا با آرامش در بازارها قدم زده و خرید می کنیم؟ آیا پس از خستگی می توانیم بر روی نیمکتی در سطح شهر با آسایش بنشینیم و لختی استراحت کنیم؟

وضعیت فعلی معماری یا به طور کلی شهرسازی در همدان را چگونه می بینید؟

همدان از معدود شهرهای دنیا و تنها شهر ایران است که به صورت مدور طراحی شده و دارای قدمتی بسیار طولانی است که پیشینه برخی آثار به دست آمده در شهر به حدود 1100 سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد. چنین شهری می بایست نه تنها مامنی مناسب برای شهروندان خود باشد، بلکه در جذب گردشگر هم حرف اول را بزند. حال آنکه متاسفانه این پتانسیل ها رفته رفته مورد بی توجهی قرار گرفته و شاخص ها دچار افت شده اند.

علت اصلی این که از ظرفیت های بومی در شهرسازی همدان استفاده نمی شود چیست؟

به نظر من این ناشی از ناهماهنگی سازمان های مختلف است. با توجه به مشاهدات و تجربیاتم به این نتیجه رسیده ام. زمانی به سازمان برنامه و بودجه رفتم و در بحث شهرسازی منطقه ای سوالی پرسیدم، اما پاسخی که دریافت کردم این بود که سازمان میراث فرهنگی چنین اجازه ای نمی دهد. وقتی به سازمان میراث فرهنگی مراجعه کردم، مدیریت میراث فرهنگی به من پاسخ داد این قسمت از شهر اصلا مهم نیست اگر هم باشد ما اجازه می دهیم اما مشکل در شهرداری است و.... این مسئله برای من کلافی گره خورده بود که دست آخر متوجه نشدم سر این کلاف را در کدام اداره و سازمان می توانم بیابم و بگشایم. امیدوارم روزی این مسئولیت ها و اختیارات به صورت شفاف و در هماهنگی با هم در خدمت توسعه شهر قرار گیرند.

پس شما فکر می کنید نبود مدیریت یکپارچه و هماهنگ دلیل اصلی این نابسامانی است؟

بله همینطور است.

راه حل رفع این معضل چیست؟

اگر بخواهیم از ابتدا مشکلات و نیازهای شهر را بررسی کنیم بهتر است از قلب این شهر خاک خورده شروع کنیم؛ از میدان مرکزی شهر، میدانی که هر روز و در زیر فشار افراد و ماشین هایی که هرکدام فقط می خواهند راه خود را باز کنند و منظره ای می آفرینند همچون جدال و کشمکشی میان آدم ها و ماشین ها که میدان شهر بسان موجودی زنده که ریه هایش فشرده می شود، یا همچون ساختمانی که دیوارهایش فرسایش یافته و رو به زوال است آنقدر پیر و سالخورده شده که دیگر هزاران آدم سواره و پیاده ای که هر روز از آنجا عبور می کنند نگاهی به آن نمی اندازند و از سر بی اعتنایی و عادت به راه خود ادامه می دهند.

مشکلات این میدان چیست؟

مشکلات که زیاد است؛ آبی راکد در حوض وسط میدان که پر است از زباله، فواره هایی که گاه شاید یک یا دوبار در سال به کار می افتند، سنگ های شکسته کف و جداولی که دیگر به کلی از بین رفته اند، راه آب هایی که در تابستان هم کارآیی ندارند چه رسد به زمان بارندگی و زمستان، جداره ها و ساختمان هایی که آجرهایشان ریخته است و هر مغازه دار برای تبلیغات بهتر خود بی توجه به ساختمانی که هویت دارد و برای فروش و دید بیشتر تابلوهای خود را بالاتر و بالاتر نصب می کند و من دلم می سوزد برای ساختمانی که تنش زخمی است از حفره هایی که هر کس به دلخواه برای رفع نیاز خود ایجاد می کند. مغازه دارانی که شکایت می کنند از بیرون انداختن هر روزه موش ها از مغازه های خود به دلیل عدم رسیدگی به مسیرهای فاضلابی و شکستگی ها و خرابی هایی که هیچ کس مسئولیت بازسازی آن را به عهده نمی گیرد. و از همه بدتر المان و مجسمه مرکزی این میدان که به قدری مبهم است که عملا یادآور چیزی نیست؛ نوستالژی و خاطره ای بر نمی انگیزد و یادی را زنده نمی کند. طراحی و اجرا به قدری ضعیف است که چیزی که در نگاه اول به چشم می آید توده ای قهوه ای رنگ و سنگین است و شاید تقلیدی کودکانه از میدان انقلاب تهران در سال های دور. این قلب خاک خورده و بیمار نیاز تیمار دارد محتاج بازنگری دوباره است و اگر روزی هویت آن احیا و بازسازی شود یقینا بهترین مکان جذب توریست و محل اجتماع مردم خواهد شد.

چه پیشنهادی دارید؟

نیاز همدان به همین منحصر نمی شود بازارهای همدان نیازمند ساماندهی و مرمت اند. بازارهایی که از ارکان هویت این شهر محسوب می شوند. کمی اگر ذهن را در ارتفاع مجال پروواز دهیم درخواهیم یافت که کمبود فضاهای سبز و بوستان های کوچک در شهر به شدت محسوس است. فضاهایی جهت استراحت و ارتباط مردم اما در حال حاضر بوستان های همدان به صورت متمرکز و در چند منطقه محدود قرار دارند.

در سال های گذشته برتعداد المان ها اضافه نشده است؟

چندین المان شهری در سال های اخیر ساخته و در شهر نصب شده است اما همچنان فضاهای خالی در شهر موجود است و بهتر است بر جنبه هنری و زیبایی شناسانه المان ها بیشتر توجه شود.

برای این منظور چه کار می توان کرد؟

خوشبختانه در شهر همدان تعداد فارغ التحصیلان رشته های هنری از جمله معماری، شهرسازی، نقاشی، گرافیک و مجسمه سازی کم نیستند که می توان از دانش و تجربه آن ها برای بهبود کیفیت المان ها و نشانه های شهری بهره گرفت. قطعا استفاده از متخصصان در پیشبرد مسائل راهگشاست.

تا جایی که می دانیم یکی از انتقادات گردشگران ورودی های شهر همدان است. چرا به ساماندهی این ورودی ها توجه نمی شود؟

شیراز به دروازه قرآن آن معروف است بدان معنی که وقتی به شیراز می رسید ابتدا از این دروازه عبور می کنید که طلیعه شهر شیراز است. اما متاسفانه یکی از نقاط ضعف در همدان ورودی های شهر است که هیچ تعریف درست و درمانی ندارند و ضروری است تا رسیدگی به این موضوع در دستور کار قرار بگیرد.

برای بازیابی هویت شهری همدان چه پیشنهادی دارید؟

حفظ بافت های سنتی و وضع و تصویب قوانین و مقرراتی جهت حفظ ماهیت این مناطق درهمدان لازم الاجراست. امید دارم روزی رسد که اتاقی برای هم اندیشی و هماهنگی بین تمام دستگاه های متولی تاسیس شود تا با فراخواندن کارشناسان و متخصصین بتوان در این مسیر گام های اساسی برداشت.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86



برچسب ها: همگان ،

جمعه 8 اسفند 1393

سفـــر به آمـادای

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

سفـــر به آمـادای

amaday.jpg

طبیعت همدان در جشنواره فیلم فجر

گفتگوی حسن زندی با فرشاد افشین پور

سومین فیلم فرشاد افشین پور فیلمی با نام «سفر به آمادای» از صداوسیمای استان همدان به جشنواره فیلم فجر راه یافته است. این کارگردان پیش از این «زندگی درقلب دنا» و«پرندگان در قلب برف و آفتاب» را به سفارش صدا و سیمای مرکز کهکلویه و بویر احمد ساخته بود که موفق به کسب جوایزی درجشنواره های استانی و سینما حقیقت شده است. افشین پور در این گفت و گو از مراحل ساخت فیلم جدید خود می گوید:

در ابتدا از عنوان و نام فیلم بگویید، سفر به آمادای به چه معنا است؟

«آمادای» به معنای محل تجمع مادهاست. این نام هشتصد سال پیش از میلاد مسیح در کتیبه «تیگلتسر اول» ـ پادشاه آشورـ آمده و نخستین نامی است که به طور رسمی به این سرزمین اطلاق شده است. البته همدان در طول تاریخ نام‌های دیگری هم داشته است مانند امدانه و یا هگمتانه که همگی آنها به نسبت جدیدتر هستند. موضوع این فیلم تاریخی نیست واین نام زیبا بهانه ای برای آغاز یک سفر رویایی به این سرزمین باستانی است.

این فیلم چندمین کار شما به شمار می آید؟

فیلم «سفر به آمادای» سومین ساخته من است که در سی و سومین جشنواره فیلم فجر شرکت دارد. پیش از این با فیلم های زندگی در قلب دنا و پرندگان در سرزمین برف و آفتاب در دوره های پیشین شرکت داشتم. اگرچه آوازه این سرزمین به علت تاریخ کهن آن است اما جاذبه طبیعی متنوع آن نیز از جایگاه مهمی برخوردار است. این استان از یکسو کوهی باشکوه بنام الوند با بلندای 3584 متر را در خود جای داده و از سوئی دیگر دشت ها و بیابان های وسیع فلات داخلی ایران را در پیش روی خود دارد. این طیف وسیع زیستگاه ها که از مناطق مرتفع کوهستانی تا سرزمینهای پست تغییر می کند فرصتی کم نظیر برای حیات موجودات مختلف فراهم آورده تا تابلویی سحرانگیز از حیات وحش در این گوشه فلات ایران ترسیم شود.

چگونه استان همدان را انتخاب کردید؟

در مرکز سیمای استان‌های سازمان صداوسیما با دو فیلم قبلی کم و بیش شناخته شده بودم و بر اساس نمره‌هایی که در ارزیابی سازمان کسب کردم و نیز رتبه‌هایی که در دو جشنواره متوالی فجر و سینما حقیقت به دست آوردم، مورد توجه مدیران شبکه‌های مختلف استانی واقع شدم و از من دعوت به عمل آوردند که در آن استان ها فعالیت کنم. من پس از بازدید کوتاهی که از استان همدان داشتم متوجه شدم زمینه و استعداد قابل توجهی برای ساخت فیلم وجود دارد و به همین دلیل به پیشنهاد شبکه استانی همدان پاسخ مثبت دادم.

برای ساخت این فیلم با چه محدودیت هایی روبرو بودید؟

برای نمونه باید بگویم در همین فیلم می‌شد به جنبه‌های دیگری از زندگی حیوانات مانند تجدید نسل آنها نیز پرداخت، ولی از آنجا که سفارش‌دهنده ما تلویزیون بود و از طرفی موضوعات مهم و فراوان دیگری نیز برای پرداختن وجود داشت، سعی کردیم وارد آن حیطه ها نشویم تا برای خودمان و همینطور سفارش‌دهنده مساله‌ای ایجاد نکنیم. البته ما تمام تلاشمان را انجام داده ایم تا مخاطب در سینما بتواند بهترین فیلم ممکن را تماشا کند.

چه مدت زمانی برای تهیه این فیلم اختصاص دادید؟

فیلم از اسفند 91 کلید خورد و پروسه ساخت آن تا مهرماه 93 به طول انجامید. یعنی ما 20 ماه درگیر اجرای این پروژه بودیم. این فیلم دراقع یکی از سنگین ترین و پرخرج ترین فیلمهای سینمای مستند ایران بوده است. کار تصویربرداری این فیلم 12 ماه و مراحل نگارش متن و تدوین آن نیز 8 ماه به طول انجامیده است. خوشبختانه از همان ابتدا دوستان خوبی در همدان پیدا کردیم که ما را در جریان نتایج پژوهش های چندین ساله خود قرار دادند. اگر محبت ها و دلسوزی های آنها نبود معلوم نبود زمان ساخت فیلم چقدرطولانی تر میشد. برخی از آنها دانشگاهی بودند و بعضی دیگر طبیعت‌گرد. جا دارد از جناب آقای مهندس محمد جعفرعلیزاده که استاد دانشگاه آزاد و موسس موزه حیات‌وحش استان همدان هستند و در بخش تحقیق درباره پستانداران به ما کمک‌های فراوان کردند تشکر ویژه ای داشته باشیم. همچنین از دکتر آریا شفایی‌پور که پژوهش‌های مربوط به بخش پرندگان را بر عهده داشتند و نیز آقای محمد اصغری ـ هواشناس مشهور کشورمان کمال تشکر را داریم.

ویژگی و تمایز این فیلم با دیگر فیلم ها درچیست؟

باید اشاره شود در این فیلم تصاویر هوایی منحصر به فردی از طبیعت به نمایش گذاشته شده که تاکنون در هیچ فیلم ایرانی سابقه نداشته است. ضمن آنکه تا به حال تصاویر خوبی از گونه‌هایی مانند گرگ خاکستری و عقاب طلایی وجود نداشت و ما توانسته ایم تصاویر بسیاری خوبی از مراحل تولد و پرورش توله‌ها و جوجه‌های این دو گونه را ثبت کنیم. حتی تصاویری ناب که ممکن است در مستند دنیا هم سابقه نداشته باشد، را به ثبت رسانده ایم. از جمله تصویر جدال دو جوجه عقاب و کُشته‌شدن یکی توسط دیگری. ما نخستین کسانی بوده ایم که طلسم نبود تصاویر خوبِ حیات‌وحش را در ایران شکسته ایم و به این موضوع افتخار می کنیم. فکر می‌کنم در فیلم «سفر به آمادای» تصاویری بسیار متفاوت تر از آنچه که تاکنون در سینمای ایران ثبت شده بدست آمده و نقطه آغاز تاریخی جدید و رو به جلو در سینمای ایران محسوب خواهد شد.

معمولا ساختن این نوع فیلم ها که با حیوانات سرو کار دارد جذابیت هایی نیز دارد اتفاق خاصی نیفتاد که به جذابیت فیلم کمک کند؟

فیلم سازی همیشه با مشکلاتی روبرو است. بعضی از مشکلات ناخواسته اند اما بسیاری از مشکلات با علم و اطلاع قبلی پیش می آیند! تصویربرداری از گرگها به خودی خود خطرناک است و نزدیک شدن به آنها با وجود دانستن این موضوع صورت می گیرد. ما تصمیم خود را گرفته بودیم تا به هر نحو ممکن از زندگی آنها تصویربرداری کنیم و در هر شرایطی خود را به خطر می انداختیم! در غروب یکی از روزها، گرگها که نظاره گر نزدیک شدن ما به لانه شان بودند ناگهان تاب تحمل از کف داده و به سمت ما حمله ور شدند. پنج قلاده گرگ دیوانه وار به سمت ما آمدند و ما چاره ای جز فرار نداشتیم. خوشبختانه در میان راه از تعقیب دست کشیدند و ما جان سالم بدر بردیم! جالب اینجاست که به هنگام فرار کلیه تجهیزات و دوربین های خود را بر روی زمین رها کردیم و فردای آنروز برای برداشتن وسایل به محل بازگشتیم.

امسال وضعیت جشنواره را چگونه می بینید؟

در کارنامه من ساخت سه فیلم مستند حیات وحش وجود دارد که اتفاقا هرسه به بخش مسابقه جشنواره فجر راه پیدا کرده اند. متاسفانه در دوره های پیشین به دلیل سلایق داوری از رسیدن به سیمرغ باز ماندم. اما این بار امیدواریم عدالت جایگاه فیلمها را تعیین کند و به قول آقای حمید فرخ نژاد امیدواریم بخت ما هم باز شود! این فیلم حاصل تلاش جمعی عاشق و دلسوز طبیعت و هنر این مرز و بوم است که جا دارد مراتب قدردانی بی حد و حصر خود را نسبت به آنها ابراز دارم.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/%D8%B3%D9%81%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%80%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C


برچسب ها: همگان ،

حسن گوهرپور: حسم به همدان احساس بریده شدن از «نیِ‌ستان» است

goharpoor.jpg

 

حسن گوهرپور که به تازگی مجموعه شعر دوم خود را با عنوان «کلید کوچک جهان» منتشر کرده است در گفتگو با خبرنگار ما گفت: گاهی وقت‌ها یاد همدان که می‌افتم شعر شیخ شوریده دستار در ذهنم تداعی می‌شود که حکایت بریده شدنش از نیستان است. من واقعاً الان حسم به همدان احساس بریده شدن از نی‌ستان است اگرچه این‌قدر این فاصله‌ی مکانی به مدد تکنولوژی کم است که این حرف ها بی‌معنا می‌نماید اما وقتی صبح پایت را روی خاک همدان نمی‌گذاری دیگر فاصله مهم نیست، صد کیلومتر یا صد میلیون کیلومتر!

 

گوهرپور با اشاره به این‌که کتاب اولش هم با تمام اتفاقات ناخوشایندی که برای پخش آن رخ داد اما دیده شد گفت: در مورد کتاب اولم «آدم‌های مثلثی از خیابان‌ها آمده‌اند» اگر اشتباه نکنم در نسل جدید و جوان اگر نگویم اولین؛ به گمانم جزو اولین کتاب‌هایی بود که از همدان و شاعر جوان همدانی در سطح کشور دیده و در یک جایزه‌ای که آن روزها جزو جوایز مهم و روشنفکری کشور بود (جایزه ادبی کارنامه/جایزه ملی شعر ایران) کاندید شد، (تاکید می‌کنم که حتماً شاعران و پیشکسوتان زیادی به طور فردی و با شعرها در کشور شناخته شده بودند؛ اما با مجموعه شعر این اتفاق کمتر افتاده بود) این برای انگیزه‌های بعدی گروه ما خیلی تاثیرگذار بود.

عضو انجمن علمی نقد ادبی ایران در مورد شکل‌گیری گروه‌های منسجم و داشتن انگیزه‌ی فراوان هنری و تلاش برای تغییر سطح و طراز فرهنگی شهر گفت: گروه‌هایی که شکل می‌گیرند باید برای پیشرفت انگیزه‌های فردی را در راستای انگیزه‌های جمعی قرار دهند، منافع فردی تمام گروه‌ها را از بین می‌برد. اگر «اردیبهشت» بزرگ شد به خاطر همه آدم‌هایش بود. «گروه ادبی اردیبهشت» (تغییر یافته انجمن پروین اعتصامی که مختص خانم‌ها بود) با نفرات اولیه‌ای چون «فاطمه مزجات»، «انسیه کریمیان»، «مریم بهمرام»، «زهره‌ بهنام‌خو»، «محسن ترابی‌کمال»، «حمید عزیزی»، «سیدایمان سیدآقایی» با مدیریت خانم مزجات شکل گرفت و در اتاق کوچکی در کتابخانه‌ی شهیدان حجازی جلسات منظمی را برگزار می‌کرد؛ پس از این‌ها که هسته اولیه بودند من و «کاظم سبزی» که اضافه شدیم؛ با تغییر برخی سیاست‌ها - با تدبیر جمعی البته - محل انجمن از کتابخانه‌ی شهیدان حجازی به فرهنگسرای ابن‌سینا انتقال یافته و عضوگیری انجمن با شکل و شمایلی کاملاً متفاوت آغاز شد.

وی ادامه داد: انگیزه‌های گروهی این‌قدر قوت داشت که همه این دوستان در برنامه‌ها پای کار ماندند؛ ممکن است برخی جاها دلخوری‌هایی هم پیش می‌آمد، اما به فروپاشی گروه منجر نشد، حتی زمانی که من و کاظم سبزی هم نبودیم، انسیه کریمیان و مریم خاکیان و زهره بهنام‌خو به همراه تعداد دیگری از دلسوزهای گروه، کارها را پی گرفته و تا سال‌ها فعالیت خوبی داشتند. با همین تلاش‌ها بود که آدم‌هایی چون: «جواد مجابی»، «ضیاء موحد»، «شمس لنگرودی»، «حافظ موسوی»، «حسین سناپور»، «منصوره شریف‌زاده»، «کامیار عابدی»، «علی باباچاهی» و ... به همدان آمدند.

وی به زمان مهاجرت خود از همدان هم اشاره کرد و گفت: از آن سال‌ها و اتفاقات و کوچ کردنم از همدان، سال‌های عجیب و غریبی برایم گذشت؛ که بماند! حالا پس از 11 سال توانستم کتاب دومم را به انتشار برسانم؛ خوشحالم که این سال‌ها به بطالت نگذشت؛ و این سال‌ها تلاش کردم با مطالعه غنی شوم، به بیان دیگر توانستم چند کار مهم انجام دهم، اول این‌که هم مطالعاتم را در فلسفه غرب و حکمت اسلامی و عرفان گسترش دهم و هم تاریخ هنر را به حوزه‌های مطالعاتی‌ام اضافه کنم.

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی خانه سینما ادامه داد: «کلید کوچک جهان» روایت من از جهان خودم است؛ جهانی که از عرفان و فلسفه می‌آید؛ شعر‌هایم برگردان جهان فلسفیِ برساخته‌ی من است. اما الان شعر‌هایم بیانیه فلسفی نیست، شعر است. این را از این جهت تاکید می‌کنم که این موضوع پیش نیاید که شعرهای «کلید کوچک جهان» پیش از این‌که شعر باشد، فلسفه است.

وی در پاسخ به این سوال که غیر از این مجموعه شعر آثار دیگری در دست انتشار دارید گفت: خبر تازه‌ام این است که دارم مجموعه سومم را آماده انتشار می‌کنم؛ همه اشعارش کوتاه هستند؛ فعلاً علاقه‌ام به نوشتن شعرهای کوتاه است و حتماً این کتاب هم به همراه طراحی خواهد بود. رایزنی‌هایی هم با گرافیست‌های مطرح کشور انجام داده‌ام.

گوهرپور در مورد همدان و تغییراتش هم گفت: همدان خیلی تغییر کرده است؛ و این تغییر در دو ساحت کاملاً مشهود می‌نماید؛ ساحت اول شاکله‌ی شهری است؛ (فارغ از این‌که چقدر اصولی است یا نه که تخصص من نیست) پل‌ها و زیرگذرها کیفیت رفت و آمد در همدان را تغییر داده‌اند؛ خانه‌های پیر یکی یکی جای‌شان را به جوان‌ها داده‌‌اند؛ جوان‌هایی که آدم را یاد شعر اخوان ثالث می‌اندازد: «رسیده‌ایم من و نوبتم به آخر خط// نگاه‌دار، جوان‌ها بگو سوار شوند». حالا جوان‌ها دارند سوار شهر می‌شوند؛ دارند سوار اقتصاد شهر می‌شوند و این یعنی گسترش نیروی پر انرژی در شهر؛ امیدوارم بازار کار فراهم باشد برای این انرژی‌ها.

وی با اظهار تاسف از برخی ساخت و سازهای ناگزیر هم ادامه داد: اما این البته نباید به آن‌جایی بیانجامد که محله‌های قدیمی تمام شوند؛ خانه‌های مادر بزرگ‌ها تمام شوند؛ مهربانی‌ها تمام شوند؛ کرسی نشستن‌های زمستان تمام شوند (اگرچه تقریباً رو به انقراض است)؛ همدان شهر سرماست؛ نباید گنجنامه تمام شود؛ تاریک‌دره تمام شود؛ برف تمام شود. نباید صحاف‌خانه و کفش‌دوزخانه بوی همیشگی‌شان را از دست بدهند؛ گاهی باور کنید دلم می‌خواهد تمام کارهایی که در تهران دارم انجام می‌دهم، بگذارم و برگردم؛ احساسی نمی‌گویم، در موردش فکر کردم؛ اما بررسی که می‌کنم می‌بینم، اوضاع اشتغال همدان هنوز مانند یک دهه قبل است که من آمدم تهران. هنوز خاطرات کارم به عنوان مربی ادبی در کانون پرورش فکری را با همان حقوق کم در ذهن دارم، کارم در انجمن اردیبهشت را فراموش نمی‌کنم و هنوز هم دوستش دارم.

این شاعر در مورد انجمن‌های ادبی همدان هم گفت: آن‌چه از همدان و شاعران و نویسندگانش می‌توانم بگویم این است که کماکان انجمن‌ها که به همان روال دارند کارشان را ادامه می‌دهند و همین هم خوب است و امیدوار کننده؛ اما آن‌چه باید روی دهد این است که همدان به نسبت سابقه فرهنگی، تمدنی، شاعرانی که داشته از دیرباز تا امروز باید در کشور به عنوان یک قطب مطرح باشد؛ این البته به معنای کار نکردن تا امروز و کار نکردن دوستان ادبیاتی ما نیست؛ همین الان هم کتاب‌فروشی‌ها بیشتر شده‌اند، جلسات ادبی غیر رسمی زیادتر شده‌اند؛ موضوع نقد ادبی مهم شده است، این‌ها یعنی حرکت؛ اما این‌ها باید نمود داشته باشد.

وی ادامه داد: حرکت ادبیات اگرچه اساساً ماهیتی درونی دارد، اگرچه ربطی به فضاسازی و سر و صدا ندارد؛ اما نیازمند رسانه است. صفحات پویایی باید در رسانه‌های همدان برای ادبیات شکل بگیرد؛ مثلاً ماهیانه دو صفحه مختص ادبیات منتشر شود، لابه لای تمام محتوایی که آن رسانه سعی در بازتابش دارد؛ این صفحه هم حضور داشته باشد.ketab gohar poor

گوهرپور اظهار داشت: تاکید بر این است که تنوع سلیقه‌ها رعایت شود؛ تکثر باعث حرکت و پویایی می‌شود، سیاستی که امروز بر اداره کل ارشاد همدان آن‌گونه که من دیدم حاکم است این موضوع تکثر در دیدگاه‌هاست، همین گسترش نگاه باعث بزرگ شدن فرهنگی است. همدان امروز اگر مدعی تاریخ و فرهنگ است قسمت اعظم زحمتش بر دوش اداره کل فرهنگ و سازمان میراث فرهنگی است. تشکل‌های غیر دولتی هم برای یک شهر نیم میلیون نفری شایسته است که متکثرتر شوند. فرهنگ و همدان فرهنگی باید برای کشور جا بیافتد؛ به تازگی متوجه شدم که دارد فعالیت‌هایی در حوزه کودک و نوجوان در همدان شکل می‌گیرد؛ این موضوعات امیدوار کننده است. چرا باید جشنواره فیلم کودک از همدان برود این‌ها موضوعاتی است که باید واقعاً در مدیران جدید حرکتی ایجاد کند که شرایط را بهبود بخشند.

گفتنی است حسن گوهرپور کار‌شناسی زبان و ادبیات فارسی و کار‌شناسی ارشد پژوهش هنر دارد و پیش از این مجموعه شعر «آدم‌های مثلثی از خیابان‌ها آمده‌اند» از او در سال 82 توسط نشر ثالث به انتشار رسیده است. «کلید کوچک جهان» مجموعه دوم او هم حاوی 45 شعر و 45 تصویر توسط نشر «روزبهان» منتشر شده است.

لازم به ذکر است رونمایی کتاب حسن گوهرپور شاعر همدانی در تاریخ 30 بهمن ماه در تالار فجر همدان برگزار خواهد شد.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D9%86%DB%8C%D9%90%E2%80%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%A7%D8%B3%D8%AA


برچسب ها: همگان ، همشهری همدان ، حسن گوهر پور ، ادبیات همدان ،

جمعه 8 اسفند 1393

معرفی مجموعه داستانی از گودرز شکری، نویسنده همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،

نقبی بر خزان در خزان

معرفی مجموعه داستانی از گودرز شکری، نویسنده همدانی

«خزان در خزان» نام مجموعه داستانی‌ست که از «گودرز شکری» توسط انتشارات «نیستان» منتشر شده است این مجموعه شامل هشت داستان در 61 صفحه است. گودرز شکری هفتاد و پنج سال پیش در همدان متولد شد و نزدیک چهل سال است که در شهر آمل در شمال کشور زندگی می‌کند. شکری سال‌ها در شهر آمل به آموزش هنر از جمله نقاشی مشغول بود و آثار نقاشی خود را در محل زندگی‌اش به نمایش گذاشته است. با این‌که می‌توان او را جزء نویسندگان پرکار به شمار ‌آورد اما «خزان در خزان» اولین اثر مستقل اوست حال آنکه پیش از این چندین داستان کوتاه در نشریات از او به چاپ رسیده است.

داستان اول این مجموعه «روز سرد الیاهو» نام دارد که زندگی یک یهودی دوره‌گرد در همدان را روایت می‌کند او در این داستان زندگی و مهاجرت یهودیان همدان را به تصویر می‌کشد.

KhazanDarKhazan

به نظر می‌رسد اهمیت قصه‌ها از آن جهت است که برای اولین بار شهر همدان در مجموعه‌ای از داستان‌های یک نویسنده معرفی می‌شود کوچه‌ها، آدم‌ها، مشاغل و داستان‌های یک نسل را شکری در چند قصه از این کتاب آورده است. اگرچه گویی دچار خود ممیزی نیز شده و برخی داستان‌ها ازجمله «روز سرد الیاهو» چیزی کم دارد و ناقص به پایان می‌رسد اما از اهمیت کار شکری کم نمی‌کند.
داستان دوم این مجموعه «دو مرد در شب» نام دارد که به نظر می‌رسد برشی از زندگی خود نویسنده است. مردی در یک شب اسیر پلیسی می‌شود که در پایان معلوم می‌شود دوست قدیمی‌ و ولی نعمت اوست و کسی است که باعث شده مرد با سواد و زندگی‌اش دگرگون شود.
این قصه نیز نیم نگاهی به همدان دارد و در آن «چاپخانه ندای میهن» همدان که شکری در نوجوانی در آن کار کرده است به خواننده معرفی می‌شود.
«دراندرون من خسته دل» داستان مجرمی‌ست که خود روانشناس خود است و در مقابل یک سروان در عین اعتراف، به ریشه‌های ارتکاب جرم خود می‌پردازد و آن را در کودکی خود جستجو می‌کند.
چهارمین داستان این مجموعه «جن دره ظلمت» نام دارد، این داستان منولوگ‌های یک باغبان معتاد است که گذشته‌ی خود در روستای زادگاهش را به یاد می‌آورد و در نهایت در مسیر پیچ شمران تا راه آهن از پای در می‌آید، شکری در این داستان تلاش کرده آسیب‌های مهاجرت روستاییان به شهر را روایت کند.
«در ره منزل لیلی» نگاهی متفاوت به جنگ دارد. در این داستان تعدادی از کارکنان یک اداره در شهری که درگیر جنگ است به تصویر کشیده می شوند، گفتگوهای بین این شخصیت‌ها و اتفاق‌هایی که برای آن‌ها می‌افتد از خواندنی‌ترین بخش‌های این مجموعه است.
«بابا بزرگ آلمانی من» داستان بعدی این مجموعه است که در آن گودرز شکری روابط انسانی ملت های مختلف را ترسیم می کند.
گودرز شکری در داستان«بقال محل» نیز درگیری انسان‌هایی که قربانیان فقر و شرایط اجتماعی هستند و به ناچار تن به رشوه و بی اخلاقی می‌دهند را بیان می‌کند.
آخرین قصه این مجموعه «خزان در خزان» نام دارد که نام کتاب نیز برگرفته از آن است. درون‌مایه طنز در این داستان ملموس‌تر از سایر قصه‌هاست. داستان از زبان خری روایت می‌شود که ناظر خزان صاحبش است، خر روزهای پایانی زندگی «شاه کرم» ارباب خود که دچار نسیان شده را با زبان طنز بازگو می کند.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D9%86%D9%82%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D9%86



برچسب ها: خزان در خزان ، ادبیات همدان ، گودرز شکری ، رسانه تحلیلی همگان ،

کلید کوچک گردشگری ادبی در همدان چرخید+تصاویر

در اولین روز این همایش که 70 نفر از فعالان گردشگری چند استان کشور از جمله ایلام، یزد، اردبیل، تهران، البرز، کرمانشاه، خراسان، گیلان و حضور داشتند، مهمانان با حضور در آرامگاه بوعلی‌سینا و باباطاهر به مقام این بزرگان و آرامگاه عارف قزوینی و مفتون دو شاعر بزرگ همدان با اهدای گل ادای احترام کردند.
به گزارش همدان پرس؛ در آستانه روز جهانی راهنمایان گردشگری نخستین همایش دو روزه گردشگری ادبی غرب کشور توسط تشکل‌های غیردولتی در همدان برگزار شد.

در اولین روز این همایش که 70 نفر از فعالان گردشگری چند استان کشور از جمله ایلام، یزد، اردبیل، تهران، البرز، کرمانشاه، خراسان، گیلان و حضور داشتند، مهمانان با حضور در آرامگاه بوعلی‌سینا و باباطاهر به مقام این بزرگان و آرامگاه عارف قزوینی و مفتون دو شاعر بزرگ همدان با اهدای گل ادای احترام کردند. یکی از بخش‌های مهم این همایش مراسم رونمایی از کتاب «کلید کوچک جهان» سروده «حسن گوهرپور» شاعر و نویسنده همدانی بود که با استقبال گسترده شاعران، نویسندگان و علاقمندان به شعر و ادبیات مواجه شد.

حمایت از تشکل‌های غیردولتی
در ابتدای این مراسم مدیرکل دفتر امور جوامع و تشکل‌های غیردولتی سازمان میراث فرهنگی کشور گفت: در روزهای آغازین که وارد کار در مجموعه تشکل‌های غیردولتی شدم اعتقاد به تغییر و اصلاح قوانین داشتم یعنی اگر ما بخواهیم از تشکل‌های غیردولتی حمایت کنیم که همین کار را هم خواهیم کرد، لازم است چارچوب قانونی این حمایت تعریف درستی داشته باشد. بنابراین اولین قدم ما برای تشکل‌های غیردولتی دعوت از نمایندگان این تشکل‌ها برای بیان چالش‌ها و معضلات مرتبط با حوزه‌هایشان بود تا بتوانیم آنها را به راهکار تبدیل کنیم و بعد بر اساس آنها احکامی در برنامه ششم تدوین کنیم تا بتوانیم از تشکل‌های مردم‌نهاد حمایت کنیم.


«ویدا توحدی» افزود: هدف من استفاده از بضاعت تشکل‌های غیردولتی برای توانمندسازی آنهاست تا آنها مانند یک زنجیره به هم وصل و مکمل یکدیگر باشند و نیازهای مختلفشان بیان و حل شوند. با توجه به شناسایی‌های انجام‌شده تعداد 900 تشکل غیردولتی مرتبط با حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در کشور فعال هستند آن هم در شرایطی که در جامعه ما فعالیت‌های مدنی گستردگی خاص خودش را ندارد. در موضوع آموزش و اطلاع‌رسانی سعی در مطالعه بر روی قابلیت‌های تشکل‌های غیردولتی داریم و در این زمینه درگاه اخبار و اطلاعات بین‌المللی ایجاد کرده‌ایم تا به وسیله آن تشکل‌های غیردولتی کشورمان را به اطلاعات و اخبار تشکل‌های غیردولتی فعال در سراسر دنیا وصل کنیم.

نقش پررنگ تشکل‌های غیردولتی همدان
وی توضیح داد: در بحث تسهیل در ارتباط هیچ کوتاهی نخواهیم کرد و از همه کسانی که طرح یا برنامه خاصی دارند تقاضا داریم آن را با ما در میان بگذارند و من با تمام قوت آنها را پیگیری خواهم کرد. قصد داریم در رابطه با اتفاقاتی که در حوزه‌های سه‌گانه در حال رخ دادن است، اطلاع‌رسانی خوبی داشته باشیم تا تشکل‌های غیردولتی نیز بتوانند در آنها حضور داشته باشند.


توحدی گفت: استان همدان با توجه به قابلیت‌های تاریخی که دارد، 17 تشکل فعال در این حوزه‌ها دارد که تأثیر سازمان میراث فرهنگی و مجموعه استانداری این استان را نشان می‌دهد. برگزاری همایش روز همدان توسط تشکل‌های غیردولتی که گزارش آن نشان می‌دهد چه اتفاق بزرگی بوده و نشست کارگروه تخصصی تشکل‌های غیردولتی از برنامه‌های خاص برگزار شده در همدان بوده است. حضور فعال تشکل‌ها در کارگروه‌های تخصصی دفتر امور مجامع، حضور و همکاری فعال نمایندگان تشکل‌ها در تهیه و تدوین پیش‌نویس لایحه سازمان‌های غیردولتی که اخیرا توسط هیأت دولت به تصویب رسید و حضور در نشست‌های حاشیه‌ای همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری و حضور فعال در نشست‌های سالیانه تشکل‌های غیردولتی نیز از برنامه‌هایی است که برگزاری آن در همدان بسیار قابل توجه است.

توحدی تأکید کرد: همراهی و حضور گرم تشکل‌های غیردولتی باعث قوت و انگیزه ما برای ادامه کار می‌شود. امیدواریم با توجه به نامگذاری سال 93 بتوانیم با کمک این تشکل‌ها بحران تک‌محصولی را از مملکتمان دور کنیم.

غفلت از ظرفیت‌های گردشگری همدان
در ادامه دبیر اجرایی این همایش به سخنرانی پرداخت و گفت: این همایش بهانه‌ای برای شناسایی هرچند اندک ظرفیت‌های گردشگری ادبی همدان بود و ما در این همایش تلاش کردیم مواردی را برای آغاز کار مطرح کنیم و چه بهتر که رویدادی را با این کار پیوند دهیم که خالق آن یعنی حسن گوهرپور خود از فعالان تشکل‌های غیردولتی همدان در طول سالیان مختلف بوده است.


«حسین زندی» ادامه داد: ظرفیت‌های گردشگری همدان مورد غفلت قرار گرفته است. برای مثال اولین رمان تاریخی کشور ما در همدان و توسط «شیخ موسی نثری» نوشته شده اما ما هیچگاه او را نشناخته‌ایم. یا اماکنی مانند عمارت بدیع‌الحکما در همدان وجود دارند که ثبت میراث فرهنگی شده که رویدادهای ادبی این شهر در آنها شکل گرفته و افرادی مانند عارف قزوینی، سپنتا و تاگور شاعر هندی به آن رفت و آمد می‌کرده‌اند اما متأسفانه خیلی شناخته شده نیست و تلاش چندانی برای حفاظت از آن نشده است.

وی افزود: خوشبختانه رویکرد مدیرکل سازمان میراث فرهنگی به این مسائل مثبت است و ما امیدواریم بتوانیم در زمینه گردشگری ادبی حرفی برای گفتن داشته باشیم و به این موضوع توجه بیشتری بکنیم.


در ادامه مراسم زندی با همراهی جمعی از مسئولان از تعدادی از فعالان گردشگری استان و کشور تقدیر کرد. «حامد شهسواری» و «محمد پیری» از راهنمایان گردشگری همدان، «مریم مقدم» روزنامه‌نگار و فعال گردشگری و «معصومه محمدزاده» دبیر انجمن راهنمایان گردشگری استان کرمانشاه از جمله افرادی بودند که در این مراسم مورد تقدیر قرار گرفتند. به علاوه کلیپی از شاعر بزرگ همدان مرحوم «احمد حیدربیگی» پخش شد و تعدادی از شاعران استان به شعرخوانی پرداختند.

کتابی با مضامین حکمت و عرفان
«علیرضا بهرامی» روزنامه‌نگار، مستندساز و شاعر که مهمان ویژه این مراسم نیز بود گفت: وقتی به سفر می‌روم از خودم می‌پرسم من اینجا چه می‌کنم و حالا این سوال را در این مراسم از خودم می‌کنم. در طول سالیان گذشته نام‌های زیادی از همدان برای ما آشنا بوده است که شاید سرنوشت خیلی از آنها را نمی‌دانم. اما افتخار آشنایی با حسن گوهرپور را داشته‌ام و با او دوستی طولانی دارم.


وی توضیح داد: برای من نتیجه دوبار خوانش کتاب کلید کوچک جهان پاسخ به سوال‌های هستی‌گرایانه‌ای است که همیشه از خودمان می‌کنیم. این مجموعه از نام و شکل و طراحی‌های صورت‌گرفته تا محتوی آن بیشتر در حوزه عرفان و حکمت وارد شده است. فکر می‌کنم این کتاب به عنوان یک گنج خواستنی و قابل دستیابی است.
http://hamedanpress.ir/?p=news&i=1&g=2&e=6908


برچسب ها: گردشگری ادبی ، همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات