سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

یار همدانی و کتابم همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،معرفی کتاب ،روزنامه همشهری ،

یار همدانی و کتابم همدانی

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یار همدانی و کتابم همدانی
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است....
1394/02/27
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است. اما داستان این رمان با استقبال خوب خوانندگان و علاقه‌مندان کتاب در نمایشگاه کتاب مواجه شد. کتاب «یارم همدانی و ...» را انتشارات «آوا متن» در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران عرضه کرد. این نویسنده در حاشیه حضور خود در نمایشگاه در گفت و گویی با همشهری حاضر شد.
  • آیا در حوزه ادبیات داستانی «یارم همدانی...» اولین اثر شماست؟
بله همین‌طور است.
  • شما در این کتاب برشی از تاریخ ایران و همدان را آورده‌اید که اتفاقا وقایع مهمی در این سال‌ها روی داده. داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که شاهد شکست‌های بزرگی هستیم و تمامی جامعه و کشور را فرا گرفته است. مانند کودتای 28 مرداد؛ ارتباط چنین شکستی با ناکامی های آدم‌های داستان شما چیست؟
در‌هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. در اصطلاح مدیریت یک سری عوامل وجود دارد که ما می‌توانیم بر آنها تاثیر بگذاریم. عواملی که در اختیار ما هستند اما بسیاری از عوامل دیگر وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یک سری وقایع اجتماعی رخ دهد که افراد جامعه در به وجود آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانند تغییر ایجاد کنند. اما تحت تاثیراین وقایع هستند.
  • این کتاب از 2 تم و مضمون برخوردار است مضمون عشقی و اجتماعی، کدام یک برای شما اهمیت بیشتری دارد؟
هر دو برابر است، چون آدم‌ها در جامعه معنی پیدا می‌کنند، عاشق می‌شوند، ازدواج می‌کنند و خود را با همه هنجارها و ناهنجاری‌ها تطبیق می‌دهند. امکان ندارد کسی بتواند خود را در جامعه ایزوله کند و منزوی شود.
  • امروز مخاطبان کتاب شما چه کسانی هستند؟ هم نسلان شما که با آن فضا و حال و هوا آشنا هستند و یا نسل امروز؟
صد در صد هر 2 گروه. یک گروه هم نسلان من که نوستالژی دارند و وقتی این کتاب را می‌خوانند کوچه‌ها و محل‌هایی را می بینند که یادآور خاطره است و  برای آنها هم همان حالت پیش می‌آید که برای من اتفاق افتاده. اما مسلما ما یک گروه جوان و افرادی را هم داریم که آن شرایط را ندیده و تنها شنیده و حضوری در این وقایع نداشته‌اند، اما با ارائه اشارات تاریخی متعدد به محل‌ها و مکان‌ها باعث می‌شود پیوندی بین گذشته و امروز پدید آید. این نسل همچنان در آن محل زندگی می کند و آمد و شد دارد و دوست دارد به پیشینه و شرایط اجتماعی آن زمان پی ببرد. ماهمیشه می‌توانیم به این نکته تکیه کنیم که جوانان ما با خواندن این کتاب بخشی از گذشته و حال را مقایسه کنند و به انتخاب بهتری دست بزنند.
  • امروز، وقتی به همدان برمی‌گردید دیگر آن محله‌ها را نمی‌بینید و به جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید، آپارتمان‌های بی قواره سبز شده‌اند چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده‌ای پیدا کرده. از محله قدیم ما بخش‌هایی هنوز باقی مانده است.
  • برای نوشتن این رمان به محله‌ها مراجعه کردید؟
من هر بار که به همدان می‌روم، از همین محله‌ها شروع می‌کنم. مثلاً وقتی در هتل بوعلی اقامت دارم، سعی می‌کنم همه محله‌ها و مناطق اطراف را بگردم.
  • از خاطره‌های کتابخوانی خود بگویید؛ بخصوص وقتی همدان بودید؟
سال‌های دور و دوره نوجوانی یک کتابفروش در ابتدای خیابان بوعلی بود.
هر زمان از درس خواندن راحت می‌شدیم به مغازه او می‌رفتیم و کتاب‌های رمان تاریخی مانند ده مرد رشید و کیمیاگران چشمه آب حیات را کرایه می‌کردیم و می‌خواندیم. آن زمان کتاب‌ها را هفتگی کرایه می‌داد. کرایه 7 شب 7 ریال می‌شد. اما در دوره دبیرستان فرصت رمان خواندن نداشتیم. بیشتر کتاب‌های جلال آل‌احمد را می‌خواندیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، رمان یارم همدانی ، ادبیات همدان ، محمد حسن شهیدی ،

سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

میراث حریف لودرهای شهرداری نیست

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،روزنامه ها ،

میراث حریف لودرهای شهرداری نیست
حسین زندی/ گروه سرزمین

دو هفته پس از آنکه جمعی ازفرهنگیان، هنرمندان و فعالان مدنی استان همدان با نوشتن نامه‌ای از استاندار همدان خواستند تا از تخریب بناهای تاریخی توسط شهرداری جلوگیری کند، هنرمندان و نویسندگان همدانی ساکن تهران نیز ضمن اعتراض به عملکرد شهرداری همدان در زمینه تخریب آثار تاریخی شهر از نویسندگان این نامه  حمایت کردند واز مدیران ارشد استان خواستند تا این روند برای همیشه متوقف شود.
در نامه اعتراضی فعالان فرهنگی همدان به مهم‌ترین مقام استانی همدان که در پی زمزمه‌های تخریب قدیمی‌ترین زورخانه ثبت شده همدان در حریم تپه هگمتانه نگاشته شد، آمده است:«حضرتعالی به خوبی واقفید که پیرامون محوطه‌ها وآثارتاریخی و فرهنگی سعی در حفظ و حتی گسترش فضای بصری و ترافیکی مناسب با هدف پاسداشت این گونه اماکن است، ولی شهرداری همدان بدون توجه به این موضوع سعی در خفه کردن و مهجور نمودن فیزیکی این مرکز تاریخی و فرهنگی دارد.»
به گزارش «قانون» در بین امضا کنندگان نامه علاوه بر نام‌هایی چون حسین لقمانیان، نماینده پیشین مجلس، اسامی هنرمندان صاحب نام کشور ازجمله حمید لطفیان، پرویز پرستویی، هانیه توسلی، امیرشهاب رضویان، علیرضا محمودی، احمدرضا درویش، پرویز شکری، بهرام توکلی، امین جعفری، مجید برزگر، مسعود احمدی (ساعد) و حسن گوهرپوردیده می‌شود. همچنین امضای برخی پزشکان همدان ازجمله دکتر فخرالدین حیدریان، دکتر افشین فرهانچی، دکتر مهرداد مدرکیان، دکتر محمد حسین درشته و دکتر پژمان خطیبیان به چشم می‌خورد.
سال گذشته در پی تخریب باغ بدیع الحکما و عمارت و باغ ذوالریاستین هنرمندان و نویسندگان همدانی در سراسر کشور کمپینی برای نجات میراث طبیعی و تاریخی همدان تشکیل دادند ودر اعتراض به بی‌تفاوتی مسئولان استانی به مجلس رفتند.
به تازگی شهرداری همدان در حریم درجه یک هگمتانه اقدام به ایجاد پارک‌سوار کرده است که باعث تخریب بخشی از این محوطه تاریخی شده است. در ادامه این تخریب‌ها شهرداری در نظر داشت قدیمی‌ترین زورخانه همدان که به شماره28147در فهرست آثار ملی ثبت شده را نیز به بهانه ایجاد معبر برای پارک‌سوار تخریب کند که با مخالفت نهادهای مدنی وفعالان فرهنگی مواجه شد.
امیرشهاب رضویان کارگردان و سینماگر همدانی که پیش از این اماکن تاریخی را مستند‌نگاری کرده است و ازفعالان حوزه میراث فرهنگی به شمار می‌آید با تاکید بر اهمیت این محوطه تاریخی گفت: «تپه تاریخی هگمتانه محدود به قلعه قدیم و سایت باستانی فعلی نیست. شهرباستانی هگمتانه بسیار بزرگ‌تر از محوطه فعلی است. در عکس‌های آقای مهدی استعدادی که بخشی از آن به تازگی منتشر شده است تصاویری دیدم  که نشان می‌دهد 60 سال گذشته قلعه قدیم چقدر بزرگ‌تر بوده است.»
این سینماگر ادامه داد: «در پژوهش‌های باستان‌شناسی 45 سال گذشته بخش بزرگی از تپه قدیم و خانه‌های تاریخی این محوطه تخریب شد که مورد گمانه‌زنی و کاوش قرار بگیرد. بعد از انقلاب پژوهش‌ها متوقف شد و به بهانه توسعه هسته مرکزی بدون اینکه کاوش درستی صورت بگیرد پیش از کند وکاو و بررسی یکباره بخشی از تپه با بلدوزر نابود شد.»
رضویان افزود: «من حدود 15 سال پیش بازمانده تپه را عکاسی کردم. آن زمان ساختمان‌های قاجاری بسیار خوبی در اطراف تپه وجود داشت که به دلیل مدیریت غلط میراث فرهنگی در دو دهه گذشته و مدیریت شهری این آثار از بین رفت.»
این کارگردان ادامه داد: «به مناطق مرکزی شهر نباید دست می‌زدند و اگر کاوشی انجام می‌شود باید بسیار دقیق باشد در حالی که بارها با بلدوزر بخش‌های مهمی از تپه را نابود کرده‌اند وآثار زیادی در محوطه هگمتانه وجود داشت که از بین رفته است.»
به گفته او در گذشته نه چندان دور یک دخمه در حریم محوطه جنوبی تپه وجود داشت که به آن قبر اسکندر می‌گفتند. این بخش از تپه به دلیل ندانم‌کاری‌ها نابود شد. روایتی وجود داشت که اسکندر در این مکان دفن شده است و برخی محققان می‌گفتند قبر یکی از سرداران اسکندر است. حتی رودخانه کنار کلیسا حریم تپه هگمتانه محسوب می‌شد که امروز دیگر اثری از آن وجود ندارد.
رضویان ادامه داد: «بخشی از بافت قدیم تاریخی همدان از جمله دیوار قلعه قدیمی شهر را آغامحمدخان قاجار نابود کرد و ترک‌های عثمانی بخش زیادی از آثار دوره صفوی در همدان را از بین بردند. در زمان جنگ نیز بقایای قلعه دیااکو یا ارگ همدان بالای تپه مصلی را به بهانه این که توپ ضدهوایی را در آنجا مستقر کنند تخریب کردند و در سال‌های اخیر هرآنچه از این قلعه باقی مانده بود بدون اینکه مطالعه و بررسی درستی صورت بگیرد با ساخت و سازهایی که از طرف برخی نهادهای دولتی صورت گرفت به طور کامل نابود شد.»
او با تاکید بر تخریب‌های اخیر گفت: «در طول چند سال گذشته محیط زیست همدان، باغ‌ها و عمارت‌های تاریخی شهر همدان دستخوش توسعه شهری توسط شهرداری شده است.  به نظر من ایجاد پارک سوار در حریم محوطه تپه تاریخی هگمتانه و ورود اتوبوس‌های شرکت واحد و ماشین سنگین به این محوطه بیشترین آسیب را به چند بنای تاریخی از جمله مسجد نظر بیگ، زورخانه همه‌کسی، حمام تاریخی ارامنه، کلیسای استپانوس مقدس و حضرت مریم وارد می‌کند. قبرستان تاریخی این محوطه هم پیش از این نابود شده است.»
او در ادامه گفت: «شهری که هویت تاریخی خوبی از لحاظ معماری و فضای طبیعی داشت در عرض چند سال گذشته به دست بساز بفروش‌ها و مدیران شهر نابود شده است. مجوزها را شهرداری صادر می‌کند و اداره میراث فرهنگی هم توانایی جلوگیری لودرها و بیل‌های شهرداری را ندارد. به نظر من تنها باید تشکل‌های مردم‌نهاد متحد شوند و مردم حساسیت نشان دهند. در شهرهای دیگر مردم بسیار حساس هستند، در همدان متاسفانه مدیران دلسوز نیستند و مردم هم بی‌تفاوتند. درد اصلی همین دو نکته است.»
او با تاکید بر این که «تنها از اداره میراث فرهنگی نمی‌توانیم توقع و انتظار داشته باشیم» گفت: «باید بقیه مسئولان را هم متوجه کنیم که بناهای تاریخی شهر برای نسل‌های آینده حفظ شوند وگرنه با روند فعلی و ندانم‌کاری مسئولان، همه آثار تاریخی و محیط زیست شهری و آثار معماری بومی نابود خواهد شد. این روزهاعمارت تاریخی جنانی که از آن به عنوان مسافرخانه آبادان نام می‌برند و از معماری‌های شاخص دوران پهلوی اول است، حال و روز خوبی ندارد و در حال تخریب است درحالی که این بنا باید مرمت و حفاظت شود. مدیران شهری فکر می‌کنند اگر چند بنر تبلیغاتی به در و دیوارشهر بچسبانند و آویزان کنند، کار فرهنگی انجام داده‌اند و یا سنگ گرانیت را جایگزین بلوک‌های سیمانی بلوارها و خیابان‌ها بکنند، شهر را می‌توان پایتخت تاریخ و تمدن نامید. استانداری، شهرداری و اداره میراث فرهنگی باید همکاری کنند و خانه‌ها و بناهای تاریخی شهر را به فرهنگسرا، کتابخانه، مرکز تجمع محله و ... تبدیل و حفاظت کنند.»
رضویان در پایان گفت: «مسئولان متوجه نیستند که جوانان شهر نیازمند کتابخانه هستند، نیازمند فضاهای فرهنگی هستند. به جای این که بناهای عجیب و غریب مانند بنای عین‌القضات بسازند، آثار تاریخی و فرهنگی شهر را حفظ کنند. چقدر قرار است مجوز برای بلند مرتبه‌سازی و برج‌سازی صادرکنند؟ کمیسیون ماده 5 مجوز تخریب و نابودی باغ‌ها را صادر می‌کند، عمارت ذوالریاستین را نابود می‌کند و برج می‌سازند. از کرامات مدیران این شهر یک موردش دیگر شاهکار است: اواخر دهه شصت با افتخار تابلویی جلوی یک باغ در کمربندی لوناپارک حدودا روبه‌روی ورودی هنرستان نصب کردند و مطلبی برآن نوشتند به این مضمون که چون صاحب این باغ باعث خشک شدن درختان شده، باغ را به عنوان باغ عبرت نامگذاری می‌کنیم و اجازه تغییر کاربری و ساخت و ساز به آن نمی‌دهیم. حالا در نهایت افتخار، دادگستری در همین باغ، عمارتی چند طبقه می‌سازد. انگار کسی یادش نیست که اینجا باغ عبرت بود.»

http://ghanoondaily.ir/News/49834/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA


برچسب ها: روزنامه قانون ، حسین زندی ، میراث همدان ، تخریب هگمتانه همدان ،

یکشنبه 27 اردیبهشت 1394

تشکل‌های غیر دولتی «زینت المجالس» دولت نیستند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،مطالب در خبر گزاری ها ،

تشکل‌های غیر دولتی «زینت المجالس» دولت نیستند

zinat.jpg

تشکل های غیر دولتی با ساختار فعلی، پدیده ای بر آمده از دولت مدرن هستند. دولت های مدرن تلاش می کنند زمینه ها مشارکت حداکثری را با کم کردن تعداد کارکنان و بهره گیری از متخصصان جامعه در بخش های خصوصی فراهم کنند، به ویژه استفاده از نیروهای متخصصی که به صورت داوطلبانه در چارچوب سازمان‌های غیر دولتی فعالیت می‌کنند. از همین روی در بیشتر موارد به جای استخدام نیروی کار از نتیجه اندیشه و فکر آنها استفاده می‌شود. اما این مسئله مهم در کشور ما مغفول مانده است.

 

یکی از نقش‌های سازمان‌های غیر دولتی در جهان این است که وقتی دستگاه‌های دولتی توان یا امکانات لازم جهت پرداختن به برخی امور را نداشته باشند، می‌توانند جایگزین مناسبی در ارائه خدمات و اموری مانند برنامه‌ریزی پروژه‌ها در راستای حمایت از خانواده‌ها، کودکان و محیط‌زیست باشند. اما از این نقش در ایران هرگز استفاده نمی‌شود و در عوض بر نقش‌هایی چون آگاهی‌رسانی، آموزش، تسهیل گری، خدمات‌رسانی، نظارت و به طورکلی تصمیم‌سازی در فرآیند فعالیت تشکل‌های غیر دولتی تاکید بیشتری می‌رود.
با توجه به مسائل اجتماعی در ایران، ساختار حکومتی و رابطه دولت- ملت، ظرفیت سازمان‌های مردم-نهاد در تصمیم‌سازی برجسته‌تر از موارد دیگر است. تصمیم‌سازی‌هایی که به تصمیم‌گیری درست و تخصصی در نهادهای دولتی منجر خواهد شد. اما تاکنون از این ظرفیت به درستی بهره برداری نشده است. به دلیل نادیده گرفتن این نقش که منجر به رویکرد پیشنهادی تشکل‌هاست، کارنامه تشکل‌های غیردولتی در حوزه‌های انتقادی به ویژه انتقاد از نهادهای دولتی پررنگ‌تر به نظرمی‌رسد. یکی از مواردی که مدیران ارشد می‌توانند از مشورت این نهادها استفاده کنند در زمینه انتصاب مدیران مرتبط در فعالیت تشکل‌ها است. فعالان مدنی با شناخت و نگاه تخصصی که به موضوع محیط زیست دارند می‌توانند بدون هیچ چشم‌داشتی در کنار مدیران باشند و در معرفی افراد تاثیرگذار آنان را یاری رسانند.
در سال‌های گذشته بخش عمده انرژی فعالان و تشکل‌های غیردولتی در حوزه محیط زیست درجهت انتقاد ازعملکرد مدیران این حوزه صرف شده است. از آنجا که فعالان مدنی در این انتقادها منافع شخصی ندارند و ذی نفع نیستند، مغایر بودن عملکرد مدیران با مسایل زیست محیطی مورد توجه قرار می‌گیرد و نمی‌توان اتهامی را متوجه فعالان مدنی دانست اما این وقت و هزینه که در جهت انتقاد صرف می‌شود می‌تواند به صورت پیشنهاد در جهت بهبود وضعیت محیط زیست استان به کار گرفته شود. نه تنها پیشنهاد های تلاشگران این حوزه سازنده خواهد بود بلکه از مشاوره اعضای تشکل‌های این حوزه که بیشتر از تحصیل‌کرده‌ها و متخصصان محیط زیست هستند می توان بهره برد.
در دوره گذشته هرگز چنین رویکردی از سوی مدیرکل‌ها مشاهده نشده است و با تودیع مدیرکل سازمان محیط زیست استان انتظار می‌رفت پیش از انتصاب و معارفه مدیرکل جدید این سازمان، مواضع و پیشنهادهای اعضای انجمن‌های محیط زیستی مورد توجه قرار گیرد.
جا دارد پیش از آنکه فردی به کرسی مدیریت اداره کل محیط زیست استان تکیه زند، استاندار محترم و حتی ریاست سازمان محیط زیست از نظرات فعالان محیط زیست استان اطلاع پیدا کنند. چنین اتفاقی نشان از رویکرد مثبت دولت فعلی دارد چرا که این دولت برخلاف خط و مشی دولت پیشین که بر تقابل استوار بود، برپایه تعامل استوار است، فلذا رویکرد انتقادی به رویکرد پیشنهادی بدل می گردد. در غیر این صورت رییس منتصب اگر نتواند ارتباط خوبی با نهادهای مدنی برقرار کند، روند قبلی به نوعی می یابد و بار دیگر انتقادهای متقابل اوج خواهد گرفت.
در دولت قبل به واسطه محدودیت‌هایی که از جانب نهادهای حاکمیتی بر فعالان مدنی اعمال می گردید برخی تشکل‌های غیر دولتی به محاق رفتند اما با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید بار دیگر تلاشگران این عرصه امیدوار به ادامه حیات شدند. اما هم اکنون جنبه بهره‌گیری تبلیغاتی از وجود این نهادها بیشتر از سایر نقش‌ها است و بیم آن می رود که به تدریج نگاه دولت اصولگرای سابق در این زمینه حاکم شود که سازمان های غیر دولتی را به عنوان «زینت المجالس» می‌خواست.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/208-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-%C2%AB%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%B3%C2%BB-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF


برچسب ها: همگان ، تشکل های غیردولتی ، محیط زیست همدان ، انتصاب مدیران ،

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394

ناشران جوان و امید به آینده کتاب در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،


همدان

ناشران جوان و امید به آینده کتاب در همدان

نویسنده: حسین زندی‌/خبرنگار
ناشران جوان و امید به آینده کتاب در همدان
16 تا 26 اردیبهشت، مصلای تهران شاهد مهم‌ترین رویداد فرهنگی كشور در حوزه كتاب است. ناشران مختلفی از سراسر كشور در این نمایشگاه حضور دارند. افزون بر ناشران مستقل، اتحادیه‌های ناشران استان‌های مختلف در این نمایشگاه شركت دارند اما تعاونی ناشران همدان باز هم طبق روال 4 سال گذشته غایب این نمایشگاه بود...
1394/02/22
16 تا 26 اردیبهشت، مصلای تهران شاهد مهم‌ترین رویداد فرهنگی كشور در حوزه كتاب است. ناشران مختلفی از سراسر كشور در این نمایشگاه حضور دارند. افزون بر ناشران مستقل، اتحادیه‌های ناشران استان‌های مختلف در این نمایشگاه شركت دارند اما تعاونی ناشران همدان باز هم طبق روال 4 سال گذشته غایب این نمایشگاه بود. «ایرج گلپایگانی» مدیر انتشارات نازلی و رئیس اتحادیه ناشران همدان در گفت‌وگو با همشهری وضعیت نشر استان و علل حضور کمرنگ ناشران همدان را در نمایشگاه تهران تشریح کرد.
اتحادیه ناشران همدان نیامد
رئیس اتحادیه ناشران همدان در مورد حضور نداشتن این نهاد صنفی غیردولتی در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران گفت: هزینه حمل‌ونقل بسیار زیاد است. از طرف دیگر هزینه غرفه‌داری و نفراتی كه باید در غرفه حضور داشته باشند نیز اضافه می‌شود. مهم‌تر از همه این است كه آن دسته از ناشران كه كتاب‌هایشان پرفروش است خودشان غرفه اجاره می‌كنند و ناشرانی كه كتاب‌های آنها كم‎فروش است و استقبال نمی‎شود نمی‌توانند هزینه‎ها را جبران كنند. به همین دلیل ما مدت 4 سال است به نام تعاونی ناشران همدان در نمایشگاه غرفه نداریم. گلپایگانی در مورد حمایت‌های دولتی گفت: تشكل‌های صنفی غیردولتی هستند و باید خودكفا باشند. به نظر من درست نیست كه ما از طرف اتحادیه ناشران برای ناشرانی هزینه كنیم كه اصلاً فعال نیستند و ناشران حرفه‌ای خود پیگیر هستند و در نمایشگاه‌ها شركت می‌كنند.
20 ناشر فعال هستند
رئیس اتحادیه ناشران همدان در مورد تعداد ناشران همدان گفت: همدان روی كاغذ بیش از 100 ناشر دارد اما ناشرانی كه فعال هستند تعدادشان حدود 20 انتشاراتی است كه تقریباً به‌صورت حرفه‌ای كار می‌كنند.مدیر انتشارات نازلی افزود: تفریبا در كل كشور روال این‌گونه است. در طول سالیان گذشته نفرات زیادی به بهانه‌های مختلف وارد این حرفه شده‌اند. برخی در آن زمان كه سهمیه كاغذ یارانه‌ای متداول بود برای دریافت رانت كاغذ مجوز گرفتند، بعضی دیگر به خاطر اینكه به ناشران وام‌های كم‌بهره‌پرداخت می‌شد وارد این عرصه شدند. طبیعتاً از آن زمانی كه این امتیازها قطع شد فقط ناشران حرفه‌ای به فعالیت خود ادامه دادند.
معضل توزیع در شهرستان‌ها
گلپایگانی با اشاره به وضعیت توزیع و پخش كتاب در همدان گفت: توزیع مشكلی است كه از ابتدای به وجود آمدن صنعت نشر در كشور وجود داشت؛ به‌خصوص برای شهرستانی‌ها این معضل بیشتر است.
او شهرهای قم و مشهد را مثال زد و گفت: در شهرهایی مانند قم و مشهد صنعت نشر تا حدودی حرفه‌ای شده است اما در همدان حرفه‌ای نیست. صنعت نشر در همدان مشكل دارد هنوز ناشران ما در تولید كتاب‌هایی كه قابل ارائه، فروش و مخاطب داشته باشد مشكل دارند. در تولید كتاب استاندارد از جمله در صفحه‌آرایی، طرح جلد، صحافی، قیمت‌گذاری و مخاطب‌شناسی مشكل دارند. پس فاصله زیادی با حرفه‌ای شدن داریم.وی ادامه داد: صنعت نشر همدان جوان است و نمی‌توان آن را با شهرهایی مانند تهران و مشهد كه سالیان سال است فعالیت می‌كنند مقایسه كرد. این راهی كه ما تازه شروع كرده‌ایم، آنها سال‌ها پیش طی كرده‌اند. تعداد ناشران حرفه‌ای در این شهرها بالاست و كتاب‌ها را پخش می‌كنند. آنها كتاب‌ها را با هم مبادله می‌كنند و امیدوارم در همدان هم‌چنین اتفاقاتی را شاهد باشیم.
انتشار كتاب نویسندگان حرفه‌ای
این ناشر همدانی در مورد انتشار كتاب‌های نویسندگان حرفه‌ای همدان در تهران و مشهد گفت: در بخش ترجمه كتاب، روند كار به این صورت است كه ناشر ترجمه یك كتاب را به مترجم سفارش می‌دهد، قرار داد می‌بندد و مترجم هم كار خود را انجام می‌دهد. این بنیه اقتصادی و توان مالی در ناشران همدانی وجود ندارد كه كتابی را برای نوشتن یا ترجمه سفارش دهند اما نویسنده‌هایی كه كتاب‌های خود را خارج از همدان منتشر می‌كنند به دو دلیل عمده است. یكی حق‌التألیفی كه به نویسنده تعلق می‌گیرد زودتر به دست نویسنده می‌رسد دیگر اینكه كتاب بهتر توزیع و پخش می‌شود و مخاطب بهتر می‌بیند. متأسفانه در شهرستان این‌گونه نیست.گلپایگانی با تشریح وضعیت بیست و هشتمین نمایشگاه كتاب تهران گفت: نمایشگاه كتاب تهران هر سال نسبت به سال پیشین بهتر عمل می‌كند چون درخواست برای حضور در نمایشگاه بیشتر است. امسال نهمین سالی است كه ما در این نمایشگاه حضور داریم. هر سال با تجربه‌های بهتری روبه‌رو هستیم و بازخورد خوبی از مخاطبان می‌گیریم، رقیبان را می‌شناسیم و از ناشران موفق الگوبرداری می‌كنیم اما متأسفانه ناشران شهرستانی كمتر حضور دارند.
مدیر انتشارات نازلی گفت: از همدان تنها 3 ناشر شركت كرده و ما 2 غرفه داریم. یكی در بخش كودك و دیگری در بخش عمومی ناشران است و یك ناشر دیگر در بخش كتاب‌های دانشگاهی شركت كرده است و ناشر دیگری هم در بخش عمومی از همدان حضور دارد. امیدواریم ناشران همدان در سال‌های آینده حضور بیشتری داشته باشند.


برچسب ها: کتاب در همدان ، ناشران همدان ، نویسندگان همدان ، همشهری همدان ،

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394

حضور کمرنگ ناشران همدانی درنمایشگاه بین المللی کتاب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

حضور کمرنگ ناشران همدانی درنمایشگاه بین المللی کتاب

نویسنده: حسین زندی/خبرنگار
حضور کمرنگ ناشران همدانی درنمایشگاه بین المللی کتاب
نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در حالی وارد بیست و هشتمین دورۀ برگزاری خود می‌شود که کمتر تلاش برای رسیدن به استاندارهای نمایشگاهی کرده است. اگر برگزارکنندگان این نمایشگاه که باید مهمترین رویداد فرهنگی کشور درحوزه کتاب باشد، نمایشگاه بیست و هشتم را با هر یک از 27 دورۀ پیش مقایسه کنند، متوجه خواهند شد، چندان نوآوری و رشدی در این نمایشگاه صورت نگرفته است...
1394/02/22
       نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در حالی وارد بیست و هشتمین دورۀ برگزاری خود می‌شود که کمتر تلاش برای رسیدن به استاندارهای نمایشگاهی کرده است. اگر برگزارکنندگان این نمایشگاه که باید مهمترین رویداد فرهنگی کشور درحوزه کتاب باشد، نمایشگاه بیست و هشتم را با هر یک از 27 دورۀ پیش مقایسه کنند، متوجه خواهند شد، چندان نوآوری و رشدی در این نمایشگاه صورت نگرفته است. در طول دوره‌های گذشته عملکرد سلیقه‌ای برخی مسئولان در وزارت ارشاد تغییراتی در حضور ناشران به وجود آورد یا چیدمان غرفه‌ها سلیقه‌ای ‌شد. در این میان سوال‌هایی وجود دارد که همچنان در طول 28 دوره گذشته بی‌پاسخ مانده است. به طور مثال این رویداد فرهنگی چه اندازه توانسته در فراگیر شدن کتاب و کتابخوانی گام بردارد و موفق شود؟
       با نگاهی به شمارگان کتاب در کشور متوجه می‌شویم که نه تنها نمایشگاه بلکه به طور کلی مدیران کلان فرهنگی کشور در این زمینه ناکام بودهاند. در دوره‌ای که جمعیت کشور حدود 30 میلیون نفر بود، متوسط شمارگان کتاب به 3000 جلد میرسید. اما امروز جمعیت کشور حدود 80 میلیون نفر است و شمارگان کتاب به 500 جلد سقوط کرده است. اگر مطالعه کتاب درسی را نادیده بگیریم، متوسط سرانه کتابخوانی در کشور حدود یک دقیقه است. تنها پاسخی که مسئولان در این زمینه دارند، ارایه آمار نادرست در سرانه کتابخوانی است که بدون پشتوانۀ کامل تحقیقی تلاش می‌کنند آن را بالا ببرند و بیشتر از حد واقعی اعلام کنند. از سوی دیگر این ناکامی را به اینترنت و فضای مجازی نسبت می‌دهند. بدین معنی که مردم از اینترنت برای مطالعه استفاده می‌کنند. این گفته بخشی از واقعیت است، اما در غرب که مهد کامپیوتر و اینترنت است تیراژ کتاب پایین‌تر نیامده، بلکه رشد کرده است.
       پرسش دیگر این است که نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران چه میزان توانسته است در معرفی ناشران شهرستانی و کتاب‌هایی که خارج از استان تهران منتشر می‌شود تلاش کند؟ به جز ناشرانی که از استان خراسان رضوی و قم در این نمایشگاه حضور دارند، سایر استان‌ها سهم ناچیزی از حضور در نمایشگاه دارند. هزینه رفت و آمد به تهران، هزینه اقامت و اجاره غرفه همچنین تعداد کم آثار منتشر شده در شهرستان باعث می‌شود شاعران شهرستانی اقبالی به حضور در نمایشگاه نشان ندهند. در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران فقط 3 ناشر از استان همدان حضور یافته‌اند. در حالی که ده‌ها ناشر در این استان مجوز فعالیت دارند. تخصصی بودن نشر در همدان یکی از اموری است که کمتر بدان توجه شده است. بیشتر کسانی‌که مجوز نشر دارند به عنوان یک کار جنبی در کنار شغل اصلی به آن می‌پردازند. یا  براساس تفنن به دنبال این کار رفته‌اند و به عنوان شغل به آن نگاه نمی‌کنند. دغدغه کار فرهنگی و کتاب، شناخت،‌ تبلیغات، بازاریابی و توزیع کتاب از  نیازهای اصلی یک نهاد انتشاراتی است که بیشتر ناشران همدانی از آن غافل هستند. اتحادیه ناشران همدان به عنوان یک نهاد غیردولتی صنفی نتوانسته است در همگرایی و ساماندهی فعالان حوزه نشر و ناشران موفق عمل کند. در حالی که اتحادیه‌های ناشران بیشتر استان‌ها در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران حضور داشتند، جای خالی این نهاد در کنار غرفه‌های دیگر استان‌ها دیده می‌شد.    
    اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان خود را متولی اصلی حوزۀ فرهنگ در استان می‌داند. اما برای حضور پررنگ ناشران این استان تلاشی نمی‌کند. تعداد کتاب‌های منتشر شده برخی ناشران همدانی بسیار کم است. به طور مثال یک ناشر با 12 عنوان کتاب نمی‌تواند در نمایشگاه شرکت کند. اما اتحادیه ناشران با کمک اداره ارشاد می‌توانست آثار منتشر شده این ناشران را به صورت گروهی در یک غرفه به نمایش بگذارد و در معرفی رویدادهای فرهنگی استان همدان سهیم باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، کتاب همدان ، صنعت نشر در همدان ،

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394

شعر سرودن نیست، دانستن است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

شعر سرودن نیست، دانستن است

نویسنده: حسین زندی همدان -خبرنگارهمشهری
شعر سرودن نیست، دانستن است
تازه‌ترین كتاب «پوریا گل‌محمدی» شاعر و نویسنده همدانی با عنوان «فنون شاعری» در گفت‌وگو با شمس لنگرودی شاعر نامدار معاصر به وسیله انتشارات آرادمان راهی بازار كتاب شده است.
1394/02/23
 گل‌محمدی سال گذشته نیز كتابی با عنوان «شعر و شاعری در ایران باستان و میانه» در گفت‌وگو با دكتر «ابوالقاسم اسماعیل‌پور» را منتشر كرد كه به شكلی كتاب فنون شاعری را باید دنباله آن دانست.
ویژگی مهم این دو اثر این است كه این كار به وسیله یك متخصص ادبی و شاعری جدی صورت گرفته است. گل‌محمدی خود شاعر كتاب‌های «اینجا هیچ خیابانی بی‌طرف نیست» و «شب‌باش اما كسی را سیاه نكن» است كه كتاب نخست او در سال 1391 نامزد دریافت جایزه كتاب سال شعر خبرنگاران ایران شد. او نشان داده است كه تنها سرودن مهم نیست بلكه باید دانست. از گذشته شعر گرفته تا فنون آن. باید رازهای شعر را در گذشته دانست و بخشی دیگر را از زبان شاعران معاصر شنید. به بهانه انتشار كتاب فنون شاعری نگاهی می‌اندازیم به كارنامه پوریا گل‌محمدی؛ شاعر، مردم‌شناس و خبرنگار با ذكر این نكته كه گل‌محمدی كارشناس رشته زبان و ادبیات فارسی و كارشناس ‌ارشد انسان‌شناسی است.

15 سال با شعر
نخستین دفتر شعر پوریا گل‌محمدی با عنوان «این‌جا هیچ خیابانی بی‌طرف نیست» در سال 1390از سوی انتشارات «آوای‌كلار» منتشر و راهی بازار كتاب شد. او در این‌باره به همشهری گفت: این كتاب در هفتمین دوره‌ جایزه‌ «كتاب سال شعر – خبرنگاران» نامزده دریافت جایزه شده است. شعرهای این مجموعه در قالب آزاد سروده شده‌اند. گل‌محمدی ادامه داد: حدود 15 سال می‌شود كه در عرصه شعر به‌صورت جدی‌ فعالیت می‌كنم و حالا پس از آنكه احساس كردم شعرهایم در حدی هستند كه قابلیت انتشار دارند این مجموعه را آماده انتشار كردم. چند نفر از شاعران و منتقدان پیش از انتشار این دفتر، آن ‌را مطالعه و دیدگاه خود را نسبت به آن بیان كرده‌اند. شمس لنگرودی و پروین سلاجقه از جمله این افراد هستند و بخش‌هایی از دیدگاه آنها نسبت به این اشعار در پشت جلد كتاب آمده است. اینجا هیچ خیابانی بی‌طرف نیست، 85 قطعه شعر آزاد را شامل می‌شود كه مسائل اجتماعی، سیاسی و عاطفی از جمله مضامین و موضوعات آنها هستند.
یكی دیگر از آثار گل محمدی «شعر و شاعری در ایران باستان و میانه و تاریح حقیقی شعر ایرانی» است كه در بیست و هشتمین دوره نمایشگاه كتاب تهران عرضه شده است، این كتاب حاصل گفت‌وگوی گل‌محمدی با دكتر ابوالقاسم اسماعیل‌پور اسطوره‌شناس، متخصص ادبیات ایران باستان و میانه و استاد دانشگاه است.
این پژوهشگر با اشاره به شرایط تهیه كتاب گفت: برای تهیه این كتاب 3 سال تلاش كرده‌ام. با توجه به اینكه ما كتاب‌های كمی در مورد تاریخ حقیقی شعر ایرانی داریم. ارزش این اثر با در نظر داشتن این نكته مشخص می‌شود. خوانند كتاب می‌تواند با خواندن 120 صفحه گفت‌وگو اطلاعات بی‌سابقه‌ای از ادبیات ایرانی به دست آورد و متوجه شود كه تاریخ ادبیات ایران از رودكی آغاز نمی‌شود بلكه عده‌ای خواسته یا ناخواسته 1700 سال از ادبیات ما را حذف كرده‌اند. از جمله بخش‌های این كتاب عبارتند از: حذف 2 هزار سال ادبیات ایرانی‌؛ خواسته و ناخواسته، قدیمی‌ترین شاعران و اشعار ایرانی‌، شعر آریایی‌، دین در شعر ایران باستان و میانه‌، نمونه اشعار‌؛ گاهانی، یشتی‌، پهلوی اشكانی‌، فارسی میانه‌، مانوی، اسطوره و شعر‌، نمونه اشعار سغدی، مانی‌ نخستین شاعر سپیدگوی جهان‌، زرتشت نخستین شاعر ایرانی و ادبیات كودكان در ایران باستان و میانه كه می‌تواند در اختیار پژوهشگران قرار بگیرد.
گل محمدی افزود: بی‌خبری و نبود آشنایی با تاریخ حقیقی آغاز ادبیات و شعر ایرانی چنان گسترش پیدا كرده كه بیشتر استادان و مدرسان ادبیات در دانشگاه‌های ایران هم چیز زیادی در مورد این 2 هزار سال ادبیات باستانی ایرانی نمی‌دانند. او هدف خود را از این گفت‌وگو پیدا كردن پاسخ پرسش‌های شاعرانه خودش و شناخت تاریخ حقیقی شعر ایران عنوان كرد.
دكتر اسماعیل‌پور در بخشی از این گفت‌وگو می‌گوید: «به سراینده‌ سروده‌های ودایی، رِشی می‌گفتند. باید رشی‌ها را نخستین شاعران و سرایندگان آریایی دانست. سرایندگان ایرانی یشت‌ها را هم باید وارثان رشی‌ها و دنباله‌ رو راه شعری آنها دانست.»(ص 27 و ص 26)
پوریا گل‌محمدی در ادامه گفت: آنچه ما از پروسه‌ شعر ایرانی می‌دانیم، به واقع از رودكی به بعد است. اما شگفت‌انگیز و غمناك است كه از تاریخی معادل 2 هزار سال ادبیات ایران، ناآگاه و غافل مانده‌ایم. ادبیاتی آن چنان شگفت و غنی كه به گفته دكتر اسماعیل‌پور، شعر سنایی و كسایی مروزی و رودكی در برابر آن كم و گم است.
او در معرفی كتاب « فنون شاعری»گفت: همان‌طور كه در مقدمه این كتاب نوشته‌ام، به دلایل مختلف می‌توان با یك نفر گفت‌وگو كرد، برای مثال برای پركردن صفحه روزنامه، مجله یا مناسبتی. در كتاب نخست گفت‌وگوهای خود با دكتر اسماعیل‌پور كه موضوعش شعر و شاعری در ایران باستان و میانه بود، اشاره كردم، من گفت‌وگو نكردم كه فقط گفت‌وگو كرده باشم، بلكه هدفم پیدا كردن پاسخی برای پرسش‌های خودم است، پرسش‌هایی كه یك شاعری برای شاعر شدن باید جواب آنها را داشته باشد. وی گفت: این كتاب علاوه بر معرفی شمس لنگرودی سعی دارد نكات‌ریز و فنونی كه یك شاعر به كار می‌برد تا با دیگر شاعران متفاوت باشد را نشان دهد. من با تجربه به این مرحله رسیدم. یك دوره خودم را رها می‌كردم كه هرچی می‌آید، بنویسم؛ دیدم هرج و مرج می‌شود. یك دوره بود كه كاملاً كنترل می‌كردم؛ دیدم مصنوعی می‌شود. به این نتیجه رسیدم كه باید شعر را رها كنم تا خودش نوشته شود.


برچسب ها: کتاب همدان ، همشهری همدان ، نشر در همدان ، پوریا گل محمدی ،

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394

آسیب شناسی چاپ کتاب ناشران شهرستانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

آسیب شناسی چاپ کتاب ناشران شهرستانی

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
آسیب شناسی چاپ کتاب ناشران شهرستانی
نویسندگان همدانی سال پركاری را پشت سرگذاشته‌اند این موضوع را با نگاهی به آمار كتاب‌هایی كه در بیست و هشتمین نمایشگاه كتاب تهران عرضه شده می‌توان دریافت...
1394/02/23
نویسندگان همدانی سال پركاری را پشت سرگذاشته‌اند این موضوع را با نگاهی به آمار كتاب‌هایی كه در بیست و هشتمین نمایشگاه كتاب تهران عرضه شده می‌توان دریافت. در این نمایشگاه آثاری در زمینه‌های پژوهشی، ترجمه، رمان و شعر به نمایش درآمده است از جمله 4 اثر از «حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی با نام‌های «میشل فوكو؛ پیدایش عقل كیفری»، «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای»، «بر فراز عبثناكی زندگی» و «نامه‌ای به خورشید» به بازار آمده است. این نویسنده سال 1345 در همدان‌زاده شده و نویسندگی را از دهه 70 خورشیدی آغاز كرده است. از او علاوه بر 4 اثر منتشر شده 3 رمان دیگر در دست انتشار است. حیاتی در این گفت‌وگو از رابطه خود با كتاب می‌گوید:
  • از چه زمانی با كتاب آشنا شدید؟
در زمان كودكی عضو كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان شدم و از 12 سالگی كتاب خواندن را به‌صورت حرفه‌ای آغاز كردم. آن زمان عضو كتابخانه آزادی بودم و وقتی برخی كتاب‌ها را می‌خواندم متوجه نمی‌شدم چون زمینه نظری و تئوریك این كتاب‌ها را نداشتم، اما تلاش می‌كردم مانند پدیده‌ای كه ناشناخته است، ادامه بدهم تا شناخت پیدا كنم. از همان زمان روزی بیش از 6 ساعت مطالعه می‌كردم.
  • به تازگی 4 اثر از شما منتشر شده است، این آثار شما را به‌عنوان یك نویسنده حرفه‌ای معرفی می‌كند، اما سؤالی كه پیش می‌آید این است كه چرا با وجود اینكه در همدان زندگی می‌كنید همه كارهای شما در تهران منتشر شده است؟
یكی از مهم‌ترین دلایل این است  که نویسندگان شهرستان‌ها آثارشان را به ناشران محلی نمی‌سپارند ،زیرا این ناشران در كار توزیع كتاب ضعیف عمل می‌كنند. در حالی كه اگر شما با یك ناشری كه در تهران فعالیت می‌كند، همكاری كنید و كتاب خود را برای انتشار به او بسپارید، مطمئن هستید كه كار شما در تمامی ایران دیده می‌شود، اما ناشران محلی اگر اهتمام كنند، تنها می‌توانند كتاب را به شهرستان‌های اطراف برسانند. مسأله مهم‌تر این است كه ناشرانی كه در تهران به‌صورت تخصصی فعالیت می‌كنند عنوان انتشاراتی آنها به‌صورت یك برند برای كتابفروشان و مخاطبان شناخته شده است بر همین اساس مخاطبان هم به این ناشران اعتماد دارند، چراكه هم در حوزه پخش كتاب و هم در زمینه پذیرش، انتخاب و بررسی كتاب برای انتشار مورد اعتماد مخاطبان هستند چون اگر كتاب ضعیف منتشر كنند مخاطبان را از دست می‌دهند.
  • برای چاپ كتاب‌های شما ناشران تهرانی پولی دریافت كرده یا حق التألیف برای شما در نظر گرفته‌اند؟
خیر. هیچ‌یك از ناشران كتاب‌های من مبلغی را دریافت نكرده‌ و با هزینه خودشان آثار مرا منتشر كرده‌اند.
  • وقتی‌كاری را می‌نویسید چقدر به این نكته فكر می‌كنید كه مرزها را بشكنید تا آثار شما مخاطبان بیشتری داشته باشند و حتی در كشورهای دیگر نیز دیده شوند؟
به این نكته فكر كرده‌ام و دوستانی هم در این زمینه به من پیشنهاد كرده‌اند تا آثارم به زبان‌های دیگر ترجمه شود. به‌ویژه رمان «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای» مورد استقبال مترجمان باتجربه قرار گرفته است، اما من در ابتدا به بازخورد خوانندگان داخل كشور فكر می‌كنم و امیدوارم بتوانم كارهایم را در خارج از كشور هم منتشر كنم.
  • ما چه بپذیریم و یا نپذیریم وضعیت كتاب در كشور مناسب نیست و شمارگان كتاب بسیار پایین است. ظاهرا متوسط تیراژ كتاب‌های شما هم هزار نسخه است. از این هزار نسخه چه تعداد در زادگاه شما همدان به فروش می‌رسد؟
كتاب «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای» 23 اسفند 1393 به بازار آمد و تا اواسط اردیبهشت 150 جلد یعنی حدود 50‌درصد كتاب‌ها در همدان به فروش رفته است.
  • شرایط كتابخوانی را در همدان چگونه ارزیابی می‌كنید؟
وضعیت كتابخوانی در همدان، حتی نسبت به شهرهای كرمانشاه بدتر و سرانه مطالعه پایین‌تر است. همچنین تعداد كتابفروشی‌ها هم كمتر است. البته بر اساس آمارهای میدانی، تحقیق‌های شفاهی و اظهارات دوستان می‌گویم شرایط خوبی نداریم.
  • برای بهتر شدن وضعیت چه‌كار باید كرد؟
به نظر من اگر مسئولان به كتاب و كتابخوانی به اندازه ورزشی مانند فوتبال توجه می‌كردند و در رسانه‌ها هم كتاب جایگاهی پیدا می‌کرد شرایط بهتر می‌شد. وقتی كودكان و نوجوانان بدانند و ببینند كه در رسانه‌ها نسبت به كتاب و نویسنده برخورد احترام‌آمیزی صورت می‌گیرد با كتاب آشتی می‌کند. اگر فرهنگ در جامعه لطمه ببیند و فرهیختگان سرخورده و ناامید شوند جامعه لطافت را از دست می‌دهد و شكل خشن به خود می‌گیرد. باید پذیرفت همین تعداد اندك هستند كه برای زیست بهتر سایر افراد جامعه تلاش می‌كنند؛فرهنگ بازدارنده در مقابل افسارگسیختگی‌های اجتماعی است.
  • چه دلایلی باعث به وجود آمدن چنین شرایطی است؟ آیا می‌توان گفت فناوری‌های نوین چنین تأثیری داشته است؟
مظاهر مدرنیته از غرب وارد شده است، اما آنها مانند گذشته كتاب می‌خوانند و هیچ آماری وجود ندارد كه ثابت كند كتابخوانی در غرب تنزل كرده است اما در كشور ما گفته می‌شود  که كتاب نخواندن به دلیل فناوری‌های جدید است.


برچسب ها: همشهری همدان ، کتاب همدان ، انتشارات در همدان ،

دوشنبه 21 اردیبهشت 1394

اینجا هگمتانه است، نه ایستگاه تاکسی!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،مطالب در خبر گزاری ها ،

اینجا هگمتانه است، نه ایستگاه تاکسی!

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1431260123322_IMG_2064.JPG

در چند قدمی محوطه‌ تاریخی هگمتانه، شهرداری همدان قدم‌های آخر را برمی‌دارد تا بخش شرقی حریم درجه یک این محوطه باقیمانده از دوره‌ی مادها به پارک سوار تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، به نظر می‌رسد شهرداری همدان حالا خیالش از بابت باغ‌های تاریخی این شهر دوره‌ی «مادها» و آثارش راحت شده، پس انگشت اشاره‌اش را به سمت محوطه‌ها و بناهای تاریخی شهر گرفته و نمی‌خواهد تا آخرین لحظه دست از تخریب بردارد!

کلیسای «استپانوس مقدس» و حمام «ارامنه» دو بنای تاریخی قرارگرفته در عرصه‌ محوطه‌ تاریخی هگمتانه‌اند و حالا دیوار به دیوار این دو بنا یا بهتر است بگوئیم عرصه‌ کلیسا و حمام و حریم درجه یک محوطه‌ تاریخی هگمتانه، که تا کنون درصد بسیار کمی از آن مطالعه و بررسی باستان‌شناسی شده دارند پارک‌سواری برای تردد تاکسی‌ها و احتمالا اتوبوس ایجاد می‌کنند! اقدامی که صد درصد به این محوطه‌ی تاریخی و بناهایش آسیب زیادی وارد می‌کند.

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی استان همدان در این زمینه به خبرنگار ایسنا می‌گوید: سازه‌های در حال نصب در عرصه‌ کلیسای «استپانوس مقدس» و حمام «ارامنه» با توجه به تابلوهائی که شهرداری همدان آن‌ها را نصب کرده، متعلق به یک سامانه‌ی پارک‌سواراست که حتی حریم درجه‌ی یک محوطه‌ی تاریخی و ارزشمند هگمتانه را مخدوش می‌کند.

وی توضیح می‌دهد: در چند سال گذشته شهردای قصد داشت یک معبر در حریم هگمتانه و درست کنار این دو بنای تاریخی ایجاد کند، پس نخست کوچه‌ی 18 متری را 24 متری تعریض کردند،‌ یعنی 6 متر به سمت هگمتانه پیش رفتند، درآن زمان قرار بود آن مکان به معبر تبدیل شود و فقط رفت‌وآمد مردم در آن صورت گیرد، همین اقدام باعث وارد شدن ترک‌هایی بر بدنه‌ی کلیسای «استپانوس مقدس» شد.

او ادامه می‌دهد:‌ در وضعیت کنونی و با اقداماتی که شهرداری همدان در حال انجام آن است، با عبور دائم ماشین و اتوبوس درحریم این بنای تاریخی و ازسوی دیگر آلودگی‌هایی که در فضا ایجاد می‌شود مشخص نیست چه بلایی به سر این دو بنا و محوطه تاریخی هگمتانه می‌آید؟

زندی همچنین به نصب سازه‌هایی توسط شهرداری همدان در کنار محوطه‌ی هگمتانه اشاره می‌کند که قرار است مکان تجمع کارگران فصلی باشد. او تجمع روزانه‌ی مرغ فروشان دوره‌گرد همدانی را که مشخص نیست چرا این منطقه تاریخی را برای کسب درآمد انتخاب کرده‌اند؟ از دیگر معضلات کنونی حریم محوطه‌ی تاریخی هگمتانه می‌داند.

وی می‌افزاید: حالا همه این اتفاقات در کنار محوطه تاریخی هگمتانه که در فهرست موقت یونسکو نیز به ثبت رسیده از یک طرف و از سوی دیگر صحنه‌هایی که گردشگران داخلی و به خصوص خارجی در زمان وارد شدن به این بناهای تاریخی با‌ان روبه‌رو می‌شوند، مساله‌ای است که به نظر می‌رسد مدیریت شهری همدان برای آن ارزشی قائل نیست و حتی حاضر نیست به آن فکر کند!

به گزارش ایسنا، مخدوش کردن حریم مقبره‌ی باباطاهر با ساخت هتل در میدان باباطاهر همدان، اقدام به تخریب عمارت جواهری و بدیع‌الحکما در باغ‌های همدان، ایجاد جاده در دل گنجنامه و دیگر اتفاقاتی که هراز چند گاهی برسر بناهای تاریخی همدان می‌آید،‌ مسکلاتی هستند که دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری این استان را نگران کرده است.

البته برنامه‌ریزی برای تخریب زورخانه‌ی «همه‌کسی» توسط شهرداری همدان و تعریض کوچه‌ی منتهی به این پارک‌سوار را نیز باید به کارنامه‌ی درخشان مدیریت شهری همدان اضافه کرد.

انتهای پیام

احداث پارک‌سوار در عرصه کلیسای «استپانوس»

کارگاه کارگان ساختمانی در حریم هگمتانه

محل استقرار کارگران ساختمانی در حریم هگمتانه

مرغ فروشان دوره‌گرد در حریم هگمتانه

حمام تاریخی در عرصه‌ی تپه هگمتانه


برچسب ها: ایسنا ، هگمتانه ، تخریب میراث همدان ، کلیسای همدان ، شهرداری همدان ،

از موسیقی تا شعر، طبیعتِ با جان، بخش نخست گفت‌وگو با عباس عرب‌زاده +مجموعه عکس

arabzade2.jpg

عباس عرب‌زاده یکی از شناخته شده‌ترین عکاسان ایران است. این هنرمندِ متولد همدان اولین آثار عکاسی خود را نیز در همدان خلق کرده است. اینک در تهران زندگی می‌کند و به آموزش عکاسی مشغول است اما همیشه و همچنان همدان را فراموش نکرده است.
در آغازین روزهای سال 1394 گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم:

چرا عکاسی، مثلا چرا دنبال مجسمه‌سازی نرفتید؟
اواسط دهه 60 بود که به هنر تصویر و مخصوصاً سینما خیلی علاقمند شدم. پیش از آن در مرکز امور تربیتی شهرستان همدان موسیقی کار می‌کردم.

چه سازی کار می‌کردید؟
موسیقی کلاسیک، پیش مرحوم استاد قیطاسی ساکسیفون تنور کار می‌کردم. یک روز از مقابل انجمن سینمای جوانان می‌گذشتم که یک پوستر با مضمون دعوت به آموزش عکاسی نظرم را جلب کرد. آن زمان برای من غریب بود و فکر می‌کردم فقط باید عکاسان، عکاسی کنند و افراد عادی حق ندارند دوربین به دست بگیرند و عکاسی کنند. از پله‌های انجمن سینمای جوانان بالا رفتن همان و امروز دنیا و زندگی من عکاسی شدن همان. علیرغم اینکه در سال 68 وارد دانشکده سینما و فیلم‌سازی شدم و تا سال 80 هم فیلم می‌ساختم اما عکاسی هرگز حذف نشد و همیشه به صورت یک علاقه و دغدغه در کنار کارها و رشته‌های هنری ام بود.

موسیقی چقدر در عکس‌های شما تاثیر گذاشته است؟
فکر می‌کنم موسیقی به عنوان یکی از هنرهای جاندار و کهن، انتزاعی‌ترین نوع هنر است و چون مستقیماً با روح و روان انسان در ارتباط است بدون شک اگر کسی دنیای موسیقی را بشناسد، می‌تواند از این هنر لذت ببرد و موسیقی به درون او نفوذ کند. موسیقی در زندگی شخص تاثیر می‌گذارد نه تنها در آفرینش‌های هنری یک هنرمند بلکه در اخلاق و شخصیت فرد هم تاثیر می‌گذارد و می‌تواند او را شاد و سرزنده کند بنابراین بر روی کارهای من خیلی موثر بوده به خصوص آشنایی من با موسیقی کلاسیک در این تاثیرپذیری بسیار کمک کرده است.

شما با این که سینما خوانده‌اید در گفتارتان بیشتر از شعرو موسیقی حرف می‌زنید؛ آهنگ و‌هارمونی چقدر در عکس‌های شما نمود پیدا می‌کند؟
این موضوع را باید مخاطبان عکس‌های من بگویند. اینکه در عکس‌های من چقدر موج موسیقایی وجود دارد شاید درست نباشد که من بگویم اما فرض کنید اینها آثار من نیستند در این صورت می‌گویم خیلی در آن‌ها موج موسیقی وجود دارد.
من یک هارمونی در نور، کمپوزسیون و اجزا تشکیل‌دهنده عکس‌ها می‌بینم که فکر می‌کنم ناخودآگاه گنجانده می‌شود، فکر می‌کنم همه از حس و حال موسیقایی من می‌آید. شعر هم همین‌طور است همه هنر‌ها می‌روند که به شعر تبدیل شوند البته منظور من شعر روی کاغذ نیست بلکه شعر یک عنوان برای اوج حالت طبیعی است و به صورت ذاتی در خلقت وجود دارد. انسان هم می‌رود به آن مرحله برسد.

جایگاه اخلاق در هنر کجاست؟
این قدر اخلاق بزرگ است که هنر توانایی نمایش عظمت اخلاق را ندارد و به نظر من برجسته‌ترین زمزمه‌های خلقت و اسرار خلقت اخلاق است. هیچ وقت نمی‌شود آن شادی که در صورت یک کودک می‌نشانی در عکس تصویر کرد. هنر آمده است تا ابعاد پنهان خلقت را آشکار کند وگرنه این ابعاد پنهان همیشه وجود داشته‌اند و وجود خواهند داشت.

یک بار شما گفتید که میکل آنژ می‌گوید آثار هنری من در سنگ‌ها وجود دارد من اضافه‌های آن را کنار می‌زنم و مجسمه خلق می‌شود، مانی هم در جایی به پیروانش می‌گوید من چیز تازه‌ای ندارم به شما آموزش دهم تنها آنچه در وجود شمااست را آشکار می‌کنم، هنرمند چگونه به این نقطه می‌رسد؟
می‌دانید چه کسانی این حرف‌ها را می‌زنند؟ کسانی که با تمامی وجود و قلبشان به این مرحله رسیده‌اند و نکته دیگر این است که وقتی می‌رسند خصوصیتی مانند غرور خنده‌دار می‌شود و این یک شایستگی اخلاقی است. میکل آنژ به همین سبب هنوز برجسته‌ترین پیکرتراش کلاسیک و باروک دنیاست. حتی اگر امروز پس از قرن‌ها به مجسمه‌هایش اهمیت ندهیم نمی‌توانیم این یک جمله‌اش را نادیده بگیریم و یا ون گوگ حدود 1100 طراحی و 900 نقاشی کشیده است که 90 درصد آثارش را در دوساله آخرعمر 37 ساله‌اش خلق کرده است اگر این انسان 70 سال عمر می‌کرد چه دریچه‌هایی برای ما می‌گشود!؟

اگر امروز دوربین را از شما بگیرند چکار می‌کنید؟
شما فکر نکنید این دوربین همیشه بر دوش من است شاید من جزء عکاسانی باشم که کمتر دوربین با خودم می‌برم. خیلی وقت‌ها که از مسیری رد می‌شوم و بازمی‌گردم صحنه‌ای را نگاه می‌کنم و می‌گویم عجب صحنه‌ای! ای کاش دوربین همراهم بود و آن زمان از دیدن آن صحنه یا سوژه لذت می‌برم. ما هر احساسی که به یک صحنه یا یک شی داریم لزوماً نمی‌توانیم به تصویرش بکشیم و عکس بگیریم گاهی یک احساس قابل تصویر شدن است و یک احساس قابل عکاسی است و یا یک احساس می‌تواند تبدیل به شعر شود. این‌ها قالب‌های خود را خود پیدا می‌کنند خیلی وقت‌ها طبیعتی را می‌بینم اما نمی‌توانم عکس بگیرم و می‌گویم این شکوه را باید یک ارکستر بزرگ موسیقی به تصویر بکشد. درست است که من عکاسم اما تعصبی به هیچ یک از رشته‌های هنری ندارم و به نظر من هر کس به هر وسیله ای بخشی از احساسات خود و رموز طبیعت را بتواند ترجمه کند به دنیای هنر راه پیدا کرده و اگر درست انجام شود اثر ماندگار است و به دل می‌نشیند.

من سوالم را طور دیگری می‌پرسم، ما عباس عرب‌زاده را به عنوان عکاس می‌شناسیم و یکی از عکاسان مطرح ایران است اگر در دهه 60 از پله‌های سینما جوانان همدان بالا نمی‌رفتید آیا در موسیقی هم به این درجه می‌رسیدید و این موقعیت را پیدا می‌کردید؟
بله اگر به سمت تصویر نمی‌آمدم امروز آهنگساز بودم. از 13 سالگی کلاس موسیقی رفته‌ام شاید نوع بیان من فرق می‌کرد و فکر می‌کنم اگر آهنگ می‌ساختم و یا فیلم‌سازی هم می‌کردم در همین حد بود و مانند عکس‌هایم بود هیچ تفاوتی ندارد هرکاری کنم باید بهترین باشد آنچه مهم است نگاه مردم به آثار من است و دوست دارم، مردم من، کشور من و فرهنگ چند هزارساله من به بهترین شکل معرفی شود.

همدان و روستای سیلوار

شهر تاریخی همدان و روستای سیلوار

همدان، دره مرادبیگ

دره مرادبیگ همدان

دشت گل لردگان، چهار محال و بختیاری

دشت گل لردگان چهارمحال بختیاری

 اورامانات، کردستان

اورامانات کردستان

  اسکله‌ی ماهیگیری، بندر بوشهر

اسکله ماهیگیری بندر بوشهر

دامنه‌های سبلان، اردبیل

دامنه های سبلان اردبیل

دریاچه ارومیه

دریاچه زیبای ارومیه 5

ارتفاعات کوهرنگ، چهارمحال و بختیاری

ارتفاعات کوهرنگ چهارمحال بختیاری

کوه‌های مریخی، چابهار، سیستان و بلوچستان 

کوههای مریخی چابهار سیستان و بلوچستان 

بازمانده‌های شهر تاریخی بلقیس، اسفراین، خراسان شمالی

بازمانده های شهرتاریخی بلقیس اسفراین خراسان شمالی

ارتفاعات سیاهکل، گیلان

ارتفاعات سیاهکل گیلان

ارگ کریم‌خان، شیراز

ارگ کریم خان شیراز

تالاب و دریاچه سد چغاخور، چهارمحال بختیاری 

تالاب و دریاچه سد چغاخور چهارمحال بختیاری 7 

خانه شاپوری، شیراز 

خانه شاپوری شیراز 

دریاچه‌ی خزر، مازندران

دریاچه زیبای خزر مازندران 2

پسابندر، سیستان و بلوچستان 

پسابندر سیستان و بلوچستان

روستای کیاسر، مازندران

روستای زیبای کیاسر مازندران

روستای رویین، خراسان شمالی

طبیعت روستای روئین خراسان شمالی 2

مرداب استیل، آستارا

مرداب استیل آستارا گیلان


 http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/195-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%8C-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D9%90-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%86t-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%B3


برچسب ها: عباس عرب زاده ، همگان ، عکاسی همدان ، موسیقی همدان ، همشهری همدان ،

رابطه مردم با پزشکان صمیمانه نیست! گفتگو با فخرالدین حیدریان

fakhreddin.jpg

حسین زندی، همگان: از آنجا که در ایران هیچ تلویزیون خصوصی فعالیت نمی‌کند و نمایش دهنده و سفارش دهنده اصلی سریال‌ها سازمان صدا وسیماست، به دلیل همین فقدان فضای رقابتی، کیفیت برنامه‌های این سازمان عریض و طویل روز به روز تنزل یافته و با کاهش مخاطب روبرو می‌شود. به گونه ای که آنچه به عنوان مخاطب صدا و سیما می‌توان برشمرد صرفا بخش محدودی از شهروندانی است که قدرت انتخاب چندانی ندارند و به هر آنچه در دسترس است یعنی آنچه از تلویزیون نمایش داده می‌شود رضایت دارند. با این حال گاهی همین سریال‌ها هم مورد انتقاد و اعتراض اقشاری از جامعه قرار می‌گیرند همانطور که در جدیدترین نمونه، سریال طنز "در حاشیه" آخرین ساخته‌ی مهران مدیری اعتراضات کثیری از پزشکان و وکلا را برانگیخت. ظاهرا در روزهای آغازین نمایش این سریال که زودتر از آنچه انتظار می‌رفت به خط پایان رسید، بیش از هفت هزار پزشک، معترض شدند که البته پس از بیان اعتراض، با انتقاد متقابل جمعی از همکاران پزشک خود نیز مواجه گردیدند که از زاویه‌ی دیگری به موضوع می نگرند. دکتر فخرالدین حیدریان از جمله پزشکانی است که بخشی از نقد خود را متوجه همکاران خود نیز می داند. مشروح گفتگوی همگان با این دندانپزشک و فعال اجتماعی را در ادامه می خوانید.

 

شما به عنوان یک شهروند، طنز را چگونه می‌بینید؟
طنز، بیان غلو آمیز و اغراق شده‌ی یک واقعیت عینی است که ریشه در واقعیات دارد و برای تاثیر گذاری بیشتر و جلب نظر مخاطب در بیان آن از قالب طنز استفاده می‌شود و برای این که افکار عمومی را بیشتر درگیر موضوع کند برجسته سازی می شود و در قالبی خنده دار اما تامل برانگیز به سمع و نظر مخاطب می‌رسد. به عبارتی ساده تر طنز به ما می گوی: از کنار خنده، ساده عبور مکن!
در زندگی شخصی چقدر از طنز بهره می گیرید؟
اگر چه طنز پرداز نیستم اما خیلی رابطه خوبی با طنز دارم و به طنزپردازان احترام خاص می‌گذارم و خیلی عمیق باور دارم که طنز در اجتماع یک ضرورت است و همواره در پس پرده طنز دنبال واقعیات و چالش‌هایی هستم که آن طنز از آن برآمده است. همواره این سوال را برای خودم مطرح می‌کنم که آنچه به صورت طنز مطرح می‌شود به دنبال القای چه پیامی به جامعه و مخاطب است و چه چیزی را می‌خواهد بیان کند؟ به همین دلیل طنز را چه به صورت صحنه ای، تصویری، شنیداری یا مکتوب دنبال می‌کنم و فکر می‌کنم بخش بزرگی از واقعیات امروز جامعه ما به صورت طنز، بهتر و راحتتر بیان می‌شود. معمولا در جوامعی که رسانه‌های مستقل وجود ندارند و یا به اندازه‌ی کافی کارآمد نیستند و یا اینکه فاکتورها و حاشیه‌های تحدید کننده‌ی آزادی‌های اجتماعی زیاد هستند، معمولا زبان طنز برجسته‌تر می‌شود چه بصورت محاوره‌ایی و چه به شکل تدوین یافته!
اگر بخواهیم همین بحث رسانه را دنبال کنیم متوجه می شویم که بهره گیری از طنز در رسانه ها بعد از انقلاب کمتر می شود با اینکه مردم ایران گرایش عجیبی به طنز دارند و هر رخداد و اتفاقی که در جامعه می‌افتد بلافاصله طنزهایی برای آن رویداد تولید می‌شود و به صورت شفاهی و یا حتی کاریکاتور بیان می‌شود آنچه از تلویزیون به نام طنز پخش می‌شود چقدر شما را جذب کرده است؟
همانطور که اشاره کردم هرچند در محدودیت، زبان طنز برجسته می‌شود ولی گاه تحت تاثیر همان محدودیت ها خود طنز هم محدود می‌شود، البته شرایط خاص پس از انقلاب و درگیر شدن کشور در جنگ تحمیلی هم بی تاثیر نبوده است. در مورد برنامه های طنز صدا و سیما باید بگویم من همه‌ی طنزهای تلویزیونی را دنبال نمی‌کنم چرا که بخش بزرگی از آن به دلایل مختلف برای من بعنوان مخاطب، قابل اعتنا نیست.
برنامه هایی که پخش می شود را می توان طنز نامید؟ چرا که اخیرا برخی منتقدان، برنامه‌هایی که با عنوان طنز از رادیو و تلویزیون پخش می ‌شود را نوعی لودگی و مضحکه می‌دانند. شما چه برداشتی دارید؟
با توجه به اینکه نقدهای جدی به عملکرد صدا و سیما وجود دارد و این دید در جامعه غالب است که صدا و سیما جامعیت انعکاس و پوشش همه‌ی دیدگاههای سیاسی، فرهنگی‌، اجتماعی و... را ندارد، قاعدتا برنامه‌هایی هم که با عنوان طنز از صدا و سیما پخش می‌شود از این آسیب بی بهره نمانده‌اند. پس برخی از کارهای صدا و سیما که بنام طنز ساخته و تولید می‌شوند نمی‌توانند در قالب تعریف رایج طنز بگنجند و بعضا شاید به نوعی جهت‌دار و گزینشی هم باشند و این به اعتماد مخاطب آسیب می رساند. به شخصه از آنچه دنبال می‌کنم بخش اندکی را می‌توانم به عنوان برنامه‌ی طنز بپذیرم که قابل توجه و تامل است. از جمله این برنامه ها صبح جمعه با شما بوده است که چند سالی است با نام جمعه‌ی ایرانی، پخش می‌شود که با وجود تنگناهای بسیار، طنزی رادیویی با سابقه و قوی است و شاید دلیل استقبال مردم از آن این بوده که کمتر متاثر از سیاست‌های کلی صدا و سیما بوده است و مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را که برای مردم مساله و اولویت بوده است را مطرح می‌کند.
چقدر فکر می‌کنید که درک درست تهیه‌کنندگان این برنامه‌ها از طنز باعث مخاطب پذیری می‌شود؟
من فکر می‌کنم در برنامه‌هایی مانند "جمعه‌ی ایرانی"، فهم درست از طنز که بیشتر بخاطر پیشینه و قدمت برنامه و انتقال صحیح تجربه‌ی نسل‌های قبلی بوده است، نقش مهمی در موفقیت و تداوم استقبال شنونده و مخاطب داشته و بسیار مهم و تعیین کننده بوده است. موارد دیگر هم مانند قابلیت‌های طنزپردازهای با سابقه ایرانی که درک درستی از طنز داشته‌اند و جنبه‌ی هنری طنز را دنبال کرده و کمتر تحت تاثیر نگاه و خوانش رسمی و از بالا قرار گرفته‌اند، توانسته است مخاطب خود را برای سالیان زیادی حفظ کند.
برسیم به سوال اصلی، این روزها سریالی از شبکه سه تلویزیون در پربیننده‌ترین ساعت شب پخش می‌شد که پزشکان را سوژه و دستمایه قرار می‌داد. ابتدا می‌خواهم بپرسم آیا موافق هستید که پزشکان هم می‌توانند موضوع یک برنامه طنز باشند؟ دیگراینکه اگر پاسختان مثبت است آیا این برنامه توانسته رضایت شما را جلب کند؟
به نظر من نقد، نقادی و پرسشگری از مولفه های دنیای مدرن است و اگرکسی بخواهد درک درستی از دنیای مدرن داشته باشد و با آن به خوبی کنار بیاید ناگزیر باید نگرشی مثبت به نقادی و پرسشگری داشته باشد و آن را به عنوان واقعیات موثر در شکل‌دهی تحولات اجتماعی دنیای امروز بپذیرد.
اگر واقع بینانه به جامعه نگاه کنیم نباید هیچ کس و هیچ طبقه و قشری مبرا از حوزه‌ی نقد و پرسشگری در شکلهای مختلف آن باشد. گاهی این نقد می‌تواند در قالب طنز هم مطرح شود و من موافق طنز نقاد هستم. اما در مورد این سریال باید بگویم هرچند نقد محتوایی بر این سریال و کیفیت آن وجود دارد و می‌توانست به مراتب تاثیر گذارتر و بهتر پرداخته و ساخته شود، اما با توجه به اینکه من عضوی از جامعه‌ی پزشکی هستم و شناخت نزدیکتری از مسایل جامعه پزشکی دارم متاسفانه بخش زیادی از آنچه در این سریال در شکل طنز بیان می شود ریشه در واقعیات جامعه ما دارد.
شکل بیان آن را می پسندید؟
من معتقدم نهایتا آنچه تعیین کننده و جهت دهنده است، قضاوت افکار عمومی است و وقتی افکار عمومی به صورت نسبی از این کار استقبال می‌کند این پیام را در دل خود دارد که انتقادهایی اساسی به عملکرد بخشی از جامعه‌ی پزشکی وجود دارد. باید بدانیم به فرض حتی اگر نگاه نویسندگان و کارگردان سریال نسبتی با امر واقع و عینی جامعه و روابط بیمار و پزشک نداشته باشد و یا به قول برخی از همکاران، تحقیر آمیز و توهین آمیز باشد قطعا افکارعمومی و وجدان جمعی آن را پس خواهد زد و ما نباید با اعمال فشار راه را بر بیان عقایدی که ناخوشایند ماست ببندیم. من معتقدم جای نگرانی نیست حتی اگر شکل بیان مطلوب ما نباشد! یکی از مشکلات بزرگ ما در جامعه‌ی ایرانی این است که آنجا که این قضاوت جمعی همسو و به نفع نگرش ما نباشد به آن احترام نمی‌گذاریم بنابراین پیشنهاد من این است که اگر جایی قضاوت جمعی برخلاف میل ما بود باز هم احترام بگذاریم و بدانیم که برداشت اکثریت یک جامعه، نزدیکتر به واقع است و کمتر اشتباه می‌کند. لذا جامعه‌ی پزشکان ما نباید بیش از حد حساسیت نشان بدهند و از این بابت نگران باشند.
چرا بخش کثیری از جامعه‌ی پزشکان این سریال را توهین آمیز دانسته‌اند؟
منتقدین و معترضین این سریال را باید در دو دسته بررسی کرد؛ دسته‌ی نخست، اقلیتی از همکاران در جامعه پزشکی‌اند که درست یا غلط، شخصیت خود را با کاراکترهای منفی که در این سریال در قالب طنز تصویر شده‌اند تطبیق می‌دهند که البته و متاسفانه برخی از آنها معمولا عملکرد مثبتی در جامعه‌ی پزشکی ندارند. پس این برخوردها و اعتراض ها از طرف آنها تا حدی می‌تواند واکنشی طبیعی باشد. اما گروه دومی هست که با انگیزه‌ای اخلاقی و انسانی، منتقد و معترض این سریال است که آن بخش از جامعه پزشکیِ متعهد است که براساس تحلیل خاص خود، این نوع انتقاد را توهین به جامعه‌ی پزشکی و مخدوش کردن رابطه‌ی بیمار و پزشک و آسیب به اعتماد اجتماعی نسبت به پزشکان می‌دانند. نگرانی گروه دوم، هر چند با نیتی خیرخواهانه و قابل احترام براساس نگرانی از زیر سوال رفتن و صدمه دیدن کلیت جایگاه پزشکی و رابطه‌ی جامعه‌ی پزشکی و شهروندان جامعه است اما نمی‌تواند درست باشد چون یا امری واقعیت دارد و یا نه! اگر واقعیت داشته باشد که نباید به بیان و نقد آن ایراد گرفت و اگر هم واقعیت ندارد که خود به خود و در زمانی کوتاه توسط جامعه، مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
در این سریال چه چیز برجسته ای دیدید؟
واکنش‌های احساسی و گاه کم منطق. ما باید بدانیم که استقبال از این سریال یک پیام داشت که می‌تواند برای جامعه‌ی پزشکی هشدار باشد. اینکه برخلاف نگرش و تصور غالب ما، رابطه‌ی بین توده‌ی مردم و پزشکان صمیمانه نیست و مردم بدلایل مختلف، بین خود و پزشکان شکاف و فاصله‌ی عمیقی حس می‌کنند. مهمترین دستاورد این سریال هم می‌تواند این مسئله باشد که تلنگری به پزشکان بزند تا آسیب شناسی کنیم که چرا مردم بین خود و پزشکان فاصله می‌بینند.
این سریال زودتر از آنچه انتظار می رفت به اتمام رسید. به نظر شما برداشت مردم از این مساله چیست؟
بنظرم تا این حد جنجال و تهدید و ... حول این سریال نه شایسته‌ی پزشکان بود و نه نهادهای صنفی مرتبط با آنها، متاسفانه این به عنوان یک نقطه‌ی ضعف بزرگ در کارنامه پزشکان باقی خواهد ماند و چه بسا به ذهنیت‌ها و فاصله‌ها بیشتر از قبل دامن بزند ما نباید در موضوع طنز استثنا قایل شویم و باید به سمتی حرکت کنیم که همه در معرض نقد به اشکال مختلف آن باشیم تا جامعه با شناخت کاستی‌ها و ضعف‌های خود در حوزه‌های مختلف، با حرکت رو به جلو رشد کند.
با تشکر از وقتی که به "همگان" اختصاص دادید.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/201-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، در حاشیه ، پزشکان همدان ،

دوشنبه 21 اردیبهشت 1394

«روزنامه‌ گلگون» در نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :معرفی کتاب ،روزنامه همشهری ،

«روزنامه‌ گلگون» در نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران

نویسنده: حسین زندی
 «روزنامه‌ گلگون» در نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران
كتاب «روزنامه گلگون» به كوشش «مهدی به‌خیال» نویسنده و پژوهشگر همدانی گردآوری شده و در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران عرضه شده است...
1394/02/21
كتاب «روزنامه گلگون» به كوشش «مهدی به‌خیال» نویسنده و پژوهشگر همدانی گردآوری شده و در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران عرضه شده است. این كتاب توسط سازمان اسناد و كتابخانه ملی به ‌چاپ رسیده است. علاوه بر متن كامل روزنامه، كتاب مشتمل بر مقدمه‌ای مفصل از دكتر «پرویز اذكایی» است.
پژوهشگر و نویسنده كتاب نیز به اجمال با اشاره به تاریخ مطبوعات همدان به ارتباط فریدالدوله‌ گلگون با عارف قزوینی و دیگر چهره‌های مطرح آن زمان  پرداخته است. نكته مهم و قابل توجه كتاب روزنامه گلگون استخراج فهرست اعلام متن روزنامه شامل امكنه، اشخاص، جراید و اصطلاحات است که در 2 بخش تنظیم شده است.
در مقدمه كتاب دكتر پرویز اذكایی می‌نویسد: «فریدالدوله از زمره‌ مشروطه‌خواهان در میدان مبارزه با مستبدان و در شورش نان‌خواهی مردم همدان علیه «خوانین سته» (بزرگ فئودال‌های طایفه‌ قراگزلویی) همه‌جا حاضر و فعال بود و ظهیرالدوله او را جزو همراهان خود، از جمله در «دارالظلم» شورین (13رجب 1324) یا در بررسی غارِ كوه خورزنه، و جز اینها یاد كرده است.»
این استاد تاریخ و فلسفه در ادامه مقدمه آورده است: «خانه‌ فریدالدوله (واقع در كنار آرامگاه بوعلی) در دوره مشروطه‌خواهی، همواره محل اجتماع آزادی‌خواهان، وطن‌دوستان و ستم رسیدگان بود. مثلا هنگامی كه تلگراف احضار ظهیرالدوله‌ حكمران مخابره شد، رجال شهر در منزل او اجتماع كرده بودند. (7 ذی‌قعده‌ 1324)و نیز مجلس عقدكنان او را ظهیرالدوله به قدوم خویش تشریف بخشید...»
به‌خیال در گفت‌وگو با همشهری به زندگی و آثار گلگون اشاره و می‌گوید: میرزا محمدحسن‌خان همدانی مشهور به فریدالدوله‌ی گلگون در سال 1256 تا 1316 خورشیدی می‌زیسته كه چندی هم در سمت ریاست بلدیه‌ همدان بوده است . بلدیه نام قدیمی شهرداری است. وی روزنامه‌ گلگون را به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی خود در تاریخ 16 فروردین 1307 خورشیدی در 4 صفحه 2 ستونی منتشر كرد.
پژوهشگر كتاب روزنامه گلگون در ادامه می‌افزاید: این روزنامه در 54 شماره از تاریخ 16 فروردین تا 25 دی 1307 منتشر و احتمالاپس از 54 شماره توقیف شده  است که بر اثر تهدید مدیرمسئول، از ادامه انتشار آن جلوگیری می‌كنند.
وی در خصوص آشنایی با روزنامه گلگون می‌افزاید: سال‌ها پیش كه در مورد عارف قزوینی تحقیقاتی انجام می‌دادم با نام و عنوان روزنامه‌ گلگون آشنا شدم. آن آشنایی از آن سبب بود كه عارف در یكی دو شماره از این روزنامه شعر و یادداشت چاپ كرده بود. از همان زمان پیگیر این روزنامه شدم، تا اینكه سال‌ها بعد موضوع روزنامه را با دكتر پرویز اذكایی در میان گذاشتم. مجموعه ذی‌قیمت آرشیو كامل روزنامه در كتابخانه استاد موجود بود كه با بزرگواری ایشان این مجموعه در اختیارم قرار گرفت.
این پژوهشگر با تأكید بر اهمیت این اثر ادامه داد: این نشریه در بین سایر نشریات آن دوران همدان از حال و هوای دیگری از نظم و‌ترتیب در انتشار گرفته تا صفحه‌آرایی برخوردار بوده است. نكته مهم‌تر انتشار نوشته‌هایی از چهره‌های مطرح آن دوران از جمله اسدالله كیوان، رحیم نامور، علی‌اصغر شمیم، عارف قزوینی، عنایت‌الله شكیباپور در روزنامه است. به همین دلیل روزنامه بین عموم مردم روزنامه‌ای پرخواننده به حساب می‌آمده است. حتی امروزه كه در حدود 81 سال از انتشار آن می‌گذرد مطالب خواندنی بسیاری در آن وجود دارد و به خواننده اطلاعات قابل توجهی در مورد تاریخ آن دوره‌ همدان می‌دهد. جمعیت شهر، خیابان‌كشی، حكمرانان «سردار انتصار و مخبرالدوله»، مدرسه آمریكایی، مریض‌خانه‌ها، تقی‌زاده در همدان، نقشه شهر، برق‌كشی در خیابان‌ها و حتی مسائل ساده و پیش‌ پا‌ افتاده‌ای چون دزدی، مرگ و میر و دیگر قضایا كه همه این موارد از اهمیت بالایی برخوردار بوده و در روزنامه آمده است.
به‌خیال افزون بر این كتاب آثار دیگری را نیز در دست انتشار دارد. او در این‌باره گفت: «یادنامه‌ عارف قزوینی» و مجموعه «نامه‌های عارف» به‌زودی منتشر می‌شود. كتاب «گیاه‌داروها» با معرفی و خاصیت گیاهان سنتی به‌زودی توسط انتشارات رائین چاپ می‌شود. كتاب «پزشكی مردمانه در همدان» روایت طبابت عوامانه در فرهنگ عامه در دست انتشار است. همچنین كتاب «یادنامه‌ امیرمهدی بدیع» را در دست گردآوری دارم. علاقه‌مندان می‌توانند كتاب روزنامه گلگون را از غرفه انتشارات مركز اسناد و كتابخانه ملی واقع در شبستان اصلی، نبش راهروی 6 و 7 تهیه ‌كنند. از این نویسنده اثر دیگری با عنوان «زیست‌كتابنامه» دكتر پرویز اذكایی منتشر و در غرفه انتشارات «آوا‌متن» واقع در شبستان، راهروی 6 غرفه 5 عرضه شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C-%DA%AF%D9%84%DA%AF%D9%88%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، روزنامه گلگون ، پرویز اذکایی ، نشریات همدان ،

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

قاب‌بندی مهر در بهار

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

قاب‌بندی مهر در بهار

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
قاب‌بندی مهر در بهار
مؤسسه مردم نهاد «دستان گرم مهرورزی» نمایشگاهی با عنوان «چیدمان طبیعت» در نگارخانه نگاه نو شهرداری همدان برگزار كرده است که درآمد حاصل از فروش آثار به نفع امور خیریه خواهد بود.
1394/02/19
 در این نمایشگاه آثاری ازكارهای عكاسی بشیر پوروقار، ناصر شعبانی، نیما دیماری، وحید الوندی‌فر، محمدرضا گودرزی‌سروش، ایمان حامی خواه، حامد مطلق‌حسینی، عبدالرحمن رافتی، فرزاد چگینی، رضا شعبانی و تعدادی از عكاسان جوان همدانی در معرض بازدید علاقه‌مندان قرار گرفته است.

دستان گرم مهرورزی
صالح جهانگرد معاون مدیرعامل مؤسسه دستان گرم مهرورزی در مورد فعالیت‌های این تشكل غیردولتی گفت: مؤسسه دستان گرم مهرورزی حدود 3 سال است فعالیت خود را آغاز كرده و در 1393 از اداره كل ورزش و جوانان مجوز گرفته است که در این مدت فعالیت‌هایی را در زمینه امور خیریه در همدان انجام داده است؛ از جمله می توان به  جشن‌های نوروز، یلدا، غدیر، رمضان، روز پدر و روز مادر  اشاره کرد. همچنین كارهای نمایشی و جنگ شادی برای كودكان سرطانی و غرفه‌های جشنواره غذا برگزار كردیم که درآمد حاصل از این برنامه‌ها به نفع كودكان بی‌سرپرست و كودكان سرطانی بوده است.
این فعال مدنی ادامه داد: سال گذشته در زورخانه شاه مردان، گلریزان به نفع نیازمندان برگزار كردیم كه استقبال خوبی را شاهد بودیم.

استقبال عكاسان همدانی
«صالح جهانگرد» كه وظیفه گزینش عكس‌ها را نیز برعهده داشته در مورد برگزاری این نمایشگاه گفت: یكی از اعضای مؤسسه به نام مطلق‌حسینی پیشنهاد داد، چون تعدادی از اعضای مؤسسه گرافیك و هنر خوانده‌اند، كمك كردند تا این اتفاق بیفتد وقتی این پیشنهاد را با عكاسان همدانی مطرح كردیم بیشترشان استقبال كردند و هر كدام تعدادی از عكس‌ها را ارائه كردند. در مجموع بیش از 80 عكس انتخاب وچاپ كردیم كه در این نمایشگاه ارائه شده است.
جهانگرد افزود: پیش از این نیز اكسپویی را با آثار نقاشی هنرمندان همدان برگزار كرده بودیم كه تجربه موفقی بود.
او در مورد حمایت نهادهای دولتی گفت: شهرداری تنها نصب بنرها را به‌صورت رایگان انجام داد و به جز این مورد حمایتی از طرف نهادهای دولتی صورت نگرفته است.
«رضا شعبانی» یكی دیگر از عكاسانی كه در این نمایشگاه شركت كرده و مدیریت اجرایی نمایشگاه را برعهده دارد، گفت: 11 نفر از عكاسان همدانی ده‌ها عكس اهدا كردند كه 80 اثر را انتخاب كرده‌ایم.
او افزود: برای این نمایشگاه گروهی عنوان چیدمان طبیعت را  انتخاب كردیم. چون بیشتر كارها با موضوع طبیعت است، چیدمانی كه خدا آفریده و دست نخورده است که  برای عموم مردم نیز به راحتی قابل پذیرش است. جامعه هدف ما كودكان بی‌سرپرست و تعدادی از خانواده‌ها و كودكان تحت پوشش این مؤسسه هستند و درآمد حاصل به نفع این خانواده‌ها و كودكان خواهد بود.
 شعبانی افزود: ما با برگزاری این نمایشگاه خواستیم تغییر رفتاری را در بین عموم مردم ایجاد كنیم و برذائقه مردم تأثیر بگذاریم هدف از برگزاری چنین نمایشگاهی مردمی كردن هنر است. تلاش می‌كنیم كارهای هنری را به افرادی بفروشیم كه تاكنون علاقه‌ای به آثار هنری نداشته‌اند.
در غرب پدیده‌ای به نام هنر مردمی وجود دارد اگرچه پیش از این ما هم این پدیده را داشتیم، اما ازدهه 20 به بعد این هنر فراموش شد. به نظرم باید تلاش كنیم هنر سمت و سوی مردمی پیدا كند. او در مورد اقبال مردم همدان از این نمایشگاه گفت: استقبال خیلی خوب بود که باوركردن آن برای ما سخت است.
 وضعیت هنر در همدان خوب است و امیدوارم هنر را به‌عنوان یك تغذیه فرهنگی بپذیریم، اما برای تداوم چنین حركتی نیازمند یاری تمامی شهروندان هستیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، عکاسی همدان ،

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

آرایش میدان‌های شهر با هنر مجسمه سازان همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

آرایش میدان‌های شهر با هنر مجسمه سازان همدانی

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
آرایش میدان‌های شهر با هنر مجسمه سازان همدانی
گالری مجموعه فرهنگی شهید آوینی در همدان میزبان آثار حجمی و مجسمه‌های 22 نفر از هنرمندان همدانی بود كه بااستقبال خوبی هم روبه‌رو شد. این اولین بار بود كه تعداد قابل توجهی از مجسمه‌سازان در یك نمایشگاه مشترك آثار خود را به نمایش عمومی گذاشتند.
1394/02/16
 در این نمایشگاه كه به همت انجمن هنرهای تجسمی استان و انجمن مجسمه‌سازان همدان برگزار شد، آثاری از مهدی احمدی، غزاله باروتیان، كاوه باروتیان، حسین بهزادی، علیرضا به‌رقم، مهدی بیات، محمد بیك‌زاده، مصطفی جوادی، محمدسعید چاپاریان، ایلناز شكری، مهدی عظیمی، امین فامیل باغستانی، علی‌اصغر فرید‌نیا،‌هانیه قهرمانی، محمد كشوری، علیرضا مجیدی، زهرا مریخ‌پور، احمد میرزایی‌خرم، محمد می‌ریز، بی‌تا یزدان، امیر یعقوبی و عطاالله یوسفی به نمایش درآمد. برخی از این هنرمندان از این نكته كه آثار آنها در طراحی‌های فضای شهری حضور ندارد گله‌مند بودند.

جای خالی حمایت مسئولان
«علی‌اصغر فرید‌نیا» گفت: تاکنون 15 نمایشگاه برگزار كرده‌ام. برخی از آثارم روی شیشه و بعضی دیگر با مواد فلزی است‌. كارهای حجمی و كارهای كاربردی نیز دارم. 5 سال است كه به‌صورت حرفه‌ای در زمینه مجسمه‌سازی كار می‌كنم و 10 مورد ازكارهایم به ثبت ملی رسیده است.
فرید‌نیا گفت: هدف من این است فضایی در شهر همدان برای گردشگری درست كنم تا در جذب گردشگر برای شهرم مفید باشد، اما متأسفانه نه اداره میراث فرهنگی كمكی كرد و نه اداره ارشاد و شهرداری حمایت. قرار بود برخی از كارهایم را در حجم بزرگ‌تر بسازم، اما با سازمان زیبا‌سازی شهرداری به دلیل مسائل مالی به نتیجه نرسیدم. این هنرمند همدانی در مورد نمادهای نوروزی كه در شهر و پارك‌ها در ایام نوروز استفاده می‌شود، گفت: به نظر چنین تصمیمی نباید در كوتاه‌مدت و چند روزمانده به نوروز گرفته شود. باید در طول سال از هنرمندان باتجربه دعوت كنند تا آثار قابل دفاعی تولید شود. برخی از این كارها كه در شهر به نمایش درآمده بسیار ضعیف است. او در مورد تفاوت كارهایش با آثار دیگر هنرمندان گفت: كار من كار دل است و در كار دل، عشق در اثر دمیده می‌شود و از حس بیشتری برخوردار است.

همدان خاستگاه سفال
یكی دیگر از هنرمندانی كه در این نمایشگاه گروهی حضور داشت، گفت: 10 سال است در زمینه كتیبه سفالی فعالیت می‌كنم ودرحوزه برون مرزی و داخل كشور فعالیت كرده‌ام‌.
«علیرضا به‌رقم»  با توجه به این‌كه همدان خاستگاه سفال است به اهمیت كارهای سفالی تأكید كرد و افزود: هرچه از همدان دورتر می‌شویم سفال ارزش و طرفدار بیشتری دارد. سفال روح خاصی دارد. ما این كارها را برای داخل خانه‌ها و لابی هتل‌ها به كار می‌بریم. آثار من تركیبی از مجسمه و نقاشی است و مردم هم استقبال می‌كنند. امیدوارم نهادهای دولتی حمایت كنند تا بتوانیم این هنر را بهتر معرفی كنیم.
«محمد كشوری‌سعادت» گفت: تاكنون در جشنواره‌های مختلفی شركت كرده‌ام. بیشتر، مجسمه‌های گلی و سفالی كار می‌كنم و تجربه‌هایی هم در كار سنگ دارم. فعالیت‌های دیگرهنری از جمله طراحی و كاریكاتور روی مجسمه‌سازی من تأثیر داشته و ویژگی خاصی را به كارهای من بخشیده است.

از سبك مجسمه‌های سنگی
یكی دیگر از مجسمه‌سازان همدانی گفت: تحت تأثیر پیكر تراش مطرح كشورمان استاد «حسن‌زاده» كه سبك فیگوراتیو كار می‌كند، در تهران آموزش دیده‌ام و به همین دلیل 5 سال است كه به‌صورت رسمی روی سنگ كار كرده‌ام.
«محمد می‌ریز» ادامه داد: با اینكه در تركیه كارهایی را ارائه كرده‌ام، اما در همدان كارهای من در فضای عمومی و شهری استفاده نمی‌شود. چندین بار پیشنهاد وطرح‌هایی ارائه كرده‌ام، اما نتیجه نگرفته‌ام. در حالی كه وقتی با مسئولان صحبت می‌كنیم، می‌گویند می‌خواهیم كارها را به سمت آثار سنگی سوق دهیم. امیدوارم این نمایشگاه توانمندی ما را بیشتر نشان دهد. چون هنرمندان ما در همدان این ظرفیت را دارند. نمایشگاه كمك می‌كند كارها دیده شوند امیدوارم بتوانیم برای نشان دادن آثار مجسمه‌سازان همدانی شاهد نمایشگاه‌های بیشتری باشیم. «محمد سعید چاپاریان» گفت: همدان طبیعتی زیبا دارد. با توجه به وجود سنگ‌نگاره‌ها و كتیبه‌ها‌ی موجود در همدان، پیشینه‌ای پربار داریم. همدان به جز اینكه زادگاه من است واقعا پایتخت هنر و تمدن است، اما ما باید غبارها را كنار بزنیم تا هنر را بیشتر ببینیم. باید كار كرد و از كسانی كه حرفی برای گفتن دارند استفاده كرد. وقتی از من حمایت نمی‌شود و برای برگزاری نمایشگاه باید خود هزینه كنم چه باید كرد؟
چاپاریان ادامه داد: خوشبختانه در همدان هم هنرمندان تجربی داریم و هم تحصیلكرده كه به‌صورت آكادمیك فعالیت می‌كنند. همدان هم ظرفیت بالایی دارد. هنرمندان قدرتمندی داریم که فقط حمایت می‌خواهد. امیدوارم با این نمایشگاه‌ها مسئولان متقاعد شوند و مجسمه‌سازی را به‌عنوان هنر بپذیرند. وظیفه برعهده متولیان مدیریت شهری است كه توجه داشته باشند. «امین فامیل باغستانی» رئیس انجمن مجسمه‌سازان همدان گفت: اولین برنامه انجمن در سال جاری برگزاری نمایشگاه بود كه خوشبختانه موفق بود. هر آنچه انجمن مجسمه‌سازان انجام می‌دهند برای همدان است و ما تلاش داریم برنامه‌هایی جدیدی ارائه كنیم.

هنر مجسمه‌سازی؛ هنری مردمی
«كاوه باروتیان» با 4 اثر حجمی در این نمایشگاه حضورداشت‌، این هنرمند در زمینه كارهایش گفت: بیش از یك سال است كه به سمت مجسمه و حجم آمده‌ام. پیش از آن انیمیشن كار می‌كردم. وقتی انسان اثری را خلق می‌كند تا مردم نبینند صیقل نمی‌خورد، اما وقتی نمود بیرونی پیدا می‌كند و دیده می‌شود اجازه رشد به هنرمند می‌دهد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C


برچسب ها: همشهری همدان ، مجسمه سازی در همدان ، مجسمه سازان همدان ،

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

طنین اركستر الوند در سالن ابن‌سینا

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،موسیقی ،روزنامه همشهری ،

طنین اركستر الوند در سالن ابن‌سینا

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
طنین اركستر الوند  در سالن ابن‌سینا
اركستر الوند دومین اجرای عمومی خود را در سالن ابن‌سینای همدان به روی صحنه برد و با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد. در این برنامه 45 نفر از هنرمندان همدانی به اجرای برنامه پرداختند و 3 نفر از خوانندگان شناخته‌شده همدان نیز با این گروه همكاری كردند. محمدباقر (سروش) مرادی یكی از خوانندگان این اركستر است كه از تجربه كار اركسترال با ما می‌گوید...
1394/02/20
اركستر الوند دومین اجرای عمومی خود را در سالن ابن‌سینای همدان به روی صحنه برد و با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد. در این برنامه 45 نفر از هنرمندان همدانی به اجرای برنامه پرداختند و 3 نفر از خوانندگان شناخته‌شده همدان نیز با این گروه همكاری كردند. محمدباقر (سروش) مرادی یكی از خوانندگان این اركستر است كه از تجربه كار اركسترال با ما می‌گوید.
  • موسیقی را از چه زمانی آغاز كردید؟
در دوره دبیرستان یك مجموعه از نوارهای ردیف استاد كریمی توسط دوستانم به دستم رسید. اما آموزش از راه گوش‌دادن نوار معضلات خیلی زیادی داشت. در دوره سربازی به‌صورت خصوصی ردیف را نزد سرهنگ كریمی تكمیل كردم و پس از سربازی به یزد منتقل شدم و در یزد نزد مدرسان آواز این شهر از جمله استاد اصغر حسینی ادامه دادم.
  • آموزش مدرسان یزد از لحاظ سبك و ردیف موسیقی چه تفاوتی با سایر مكتب‌ها داشت؟
آنجا ردیف‌های خودشان را تدریس می‌كردند كه شبیه مكتب اصفهان بود.
  • در همدان فضای آموزش چگونه بود و نزد چه كسانی ادامه دادید؟
مدتی نزد زنده‌یاد عزیزالله قیطاسی تئوری موسیقی و سلفژ كاركردم. پیش آقای صمدپور تار و اصغر كریمی تنبك كار كردم و در سال 1379 صادق چراغی اجرایی را برای كارهای آموزشگاهی داشت. من صدای آقای آذر را شنیدم و به شیوه اجرای او علاقه‌مند شدم. ایشان به من گفت كه شیوه قدیم را بر اساس ردیف عبدالله دوامی كار می‌كنم. این شیوه روی من تأثیر زیادی داشت. البته مدتی هم در خدمت استاد ناصر مهرورز كار كرده بودم تا اینكه در نهایت صداسازی و تكنیك را نزد استاد حمیدرضا نوربخش در تهران آموزش دیدم.
  • اولین تجربه اجرای صحنه‌ای شما چه زمانی بود؟
اولین بار در سال 1383 یك كار مناسبتی را در جشنواره استانی با جواد مرادیان به روی صحنه بردیم.
  • اما بیشتر به‌صورت سنتی با تعداد نوازندگان محدود به روی صحنه رفته‌اید. اما در 2 اجرای گذشته با یك اركستر بزرگ به روی صحنه رفتید. كار اركسترال چه تفاوتی با اجراهای سنتی داشت؟
كار اركسترال اجرایی است كه به خواننده و نوازنده كمك می‌كند روی چارچوب و اسلوب حركت كنند.
 علم، آگاهی و عمل را همراه كند و دقیقاً باید تجربه و سطح اطلاعات كافی داشته باشند. چون كار گروهی است. اگر در هر بخشی كوتاهی‌ای باشند، روی كیفیت اعضای دیگر گروه تأثیر می‌گذارد. نكته دیگر این است كه ذائقه مردم تغییر كرده و از شیوه قدیم استقبال نمی‌كنند.
 از طرف دیگر ‌ساز و آوازی كه مخاطبان را 2 ساعت در سالن نگه دارد، كم است و باید به‌روز شویم. شكل‌گیری و اجرای اركستر الوند در همدان اتفاق مثبتی است، هم از این جهت كه بیش از 45 نفر در یك كار گروهی گرد هم آمدند و اثری را ارائه كردند ودیگر اینكه ضرورت چنین حركتی در شهری كه صدها نوازنده و خواننده دارد به‌صورت جدی احساس می‌شود.
  • شرایط اركستر الوند را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
ابتدا باید از رهبر اركستر آقای حسین زندی تشكر كنم كه چنین حركتی را آغاز كرد. اینكه ما كار گروهی را یاد بگیریم، بسیار مثبت است و جوانان استقبال خوبی داشتند و كه علاقه و گرایش به یادگیری آنها قابل ستایش است . موسیقی تنها یك اتفاق در صحنه نیست حتی اگر چنین هم باشد نیاز به پیش‌زمینه دارد كه یك نوازنده یا خواننده باید مراحل آموزشی را گذرانده باشد تا در صحنه،‌كاری را خلق كند. تمام بزرگان ما اگر به‌صورت بداهه‌كاری را انجام می‌دادند ممارست در صدا، نوازندگی و در آموزش ردیف داشتند در موسیقی ایرانی باید این پیش‌زمینه را داشت.
  • در این كار شما با 2 خواننده خوش‌صدای همدانی، نوین خوش نوا و حسن زندی همكاری می‌كردید. استفاده و انتخاب صدا چگونه بود؟
تجربه بسیار خوبی برای من بود، علاوه بر اینكه از آقای خوشنوا اصول صحنه را یاد گرفتم. تعاملی كه با این 2 هنرمند گرامی داشتیم بسیار خوب بود. معمولاً 2 خواننده را در یك مجموعه كمتر دیده بودم. استفاده از رنگ صداهای مختلف در یك اركستر بسیار خوب بود؛ هرچند مسائلی به دلایل فنی برای هماهنگی با نوازندگان به‌وجود می‌آید كه اجتناب‌ناپذیر است، البته خواننده‌ها جبران كردند.
  • هماهنگ كردن بیش از 40 نفر علاوه بر آرامش خاطر، نیاز به حمایت دارد. برای تداوم این حركت چه كار باید كرد؟
 به هر حال همیشه نمی‌توان برای ادامه این كار از هزینه شخصی استفاده كرد. چشم امید ما به حمایت‌هاست.
امیدوارم همه مردم و نهادها یاری كنند. چون این اركستر به نام الوند و برای همدان و اركستر بومی است. افتخار آن هم برای این شهر و به انسجام هنرمندان كمك خواهد كرد. من از همه همكارانی كه با حداقل امكانات یك سال تمرین كردند، تا این كار انجام شود، سپاسگزارم، هر چند راضی‌نگه‌داشتن و هماهنگ‌كردن 45 نفر كار دشواری است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%83%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: موسیقی همدان ، ارکستر الوند ، همشهری همدان ،

دوشنبه 14 اردیبهشت 1394

محوطه کوه خورزنه در انتظار ثبت ملی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،میراث فرهنگی ،

محوطه کوه خورزنه در انتظار ثبت ملی

khorzaneh.zandi.jpg

ثبت ملی کوه خورزنه التیامی بر زخم های این اثر
کوه خورزنه با تپه ها و آثار تاریخی پیرامونش از گونه محوطه هایی است که از سویی در محاصره زمین خواران است و روز به روز حلقه این محاصره تنگ تر می شود و از سوی دیگر چاله هایی که دزدان عتیقه و دارندگان گنج یاب و فلز یاب در این منطقه ایجاد می کنند، مدام زخم هایی در پیکر این موهبت طبیعی و اثر باستانی به جای می گذارد که دل هر دوستدار تاریخ و فرهنگ این دیار را به درد می آورد، از همین روی نیاز به توجه اساسی دارد.
کوه خورزنه در سه کیلومتری شرق همدان، در میان چهار روستای حصار آقا شمسعلی (در غرب)، مزدقینه (درشمال )، کشین ( در جنوب ) و تفریجان (در شمال شرقی) واقع شده است.


ارتفاع این کوه از سطح دریا تقریبا2200 متر است و در فاصله 500 متری کوه به طرف غرب تپه شاه تهماسب قرار دارد. (از آنجا که باستان شناسان بقایای سفالهای اطراف تپه را به دوره سلجوقی نسبت می دهند به نظر می رسد نام گذاری تپه ارتباطی به دوره صفوی و شاه تهماسب ندارد و دلیل دیگری دارد) شایان ذکر است این تپه تاریخی و گورستان اطراف آن به دلیل بی توجهی مسئولین و حفاری های غیرمجاز در حال نابودی است.
واژه خور؛ ریشه پهلوی دارد و از«هور» به معنی خورشید؛ یا «آفتاب» گرفته شده است. در قسمت فوقانی کوه (جبهه جنوبی) سه غار وجود دارد: غار شماره یک، در اثر بمباران هوایی ارتش عراق تخریب و دهانه ورودی آن با ریزش چند لاشه سنگ پوشیده شده است. غار دوم که از دو غار دیگر کوچکتر است هم سطح با غار اول، با فاصله تقریبی دویست متری به طرف شرق است وعمق چندانی ندارد. اما سومین و مهمترین غار پایین تر از آن دو قرار دارد، دهانه غار بیش از ده متر عرض و دو و نیم متر ارتفاع دارد و درون آن مانند تالار بزرگی است، سطح غار با ریزش صدها تن شن و خاک پوشیده شده است و دیوارها و سقف آن توسط ساکنانش در دوره های تاریخی مختلف بزرگتر و فراخ ترشده به طوری که بقایای زخم تیشه ها هنوز خودنمایی می کند.
از آنجا که این کوه از سنگ های رسوبی نرم تشکیل شده و همواره در طول زمان درمعرض حکاکی و علامتگذاری قرار داشته، بیشتر این علامت ها و نوشته ها متعلق به دوره های اخیر است. جالب ترین ویژگی خورزنه این است که در جای جای آن حکاکی و برآمدگی هایی به صورت دایره دیده می شود (نگارنده بیش از صد و بیست مورد آن را شناسایی و از آن عکسبرداری کرده است) که این خورشید واره ها در قطرهای مختلف از ده سانتی متر تا یک و نیم متر، هم در داخل غارها و هم درسطح سنگها در نقاط مختلف کوه دیده می­شود.
برخی بر این باورند که این کنده کاری ها آثار به جا مانده از استخراج سنگ برای پایه ستون و یا سنگ آسیاب بوده است. اما در هیچ جای شهر همدان و اطراف آن پایه ستونی از این جنس سنگ دیده نشده است. از سوی دیگر سنگ این کوه به دلیل نرمی برای پایه ستون مناسب نیست و به نظر نمی رسد برای سنگ آسیاب نیز از این نوع سنگ استفاده شده باشد. اما با توجه به نام کوه که محل برآمدن خورشید است و اینکه پژوهشگران این منطقه را محل سکونت مهرپرستان دانسته اند و باورهایی نیز از آیین مهر در میان بومیان این منطقه وجود دارد، پرسش هایی از این دست پیش می آید که آیا این دایره ها ارتباطی با نام کوه و آیین مهر دارد و یا اینکه نگاره ها کاربرد ستاره شناسی و سنجش زمان داشته اند و یا از نمادهای جادویی پیش از به وجود آمدن مذاهب و ادیان در دوره غارنشینی بوده است؟
کوه خورزنه با غارهای پیدا و پنهان وطبیعت کم نظیر و نیز منطقه ای که تا دهه هفتاد جزء منابع طبیعی بوده، زیستگاه و پناهگاه گونه های جانوری بسیاری بود اما با رشد سکونت گاه های شهری و روستایی اطراف و تهدید و تصاحب اراضی توسط زمین خواران، این سرمایه ملی و زیستگاه طبیعی و همچنین گونه های جانوری اش مورد تهدید قرار گرفته است. امروزه دو تیره جغد، عقاب، خرگوش، روباه، شغال، جوجه تیغی، تشی یا خارپشت، قمری و انواع پرندگان و خزندگان و گونه های مختلف آفتاب پرست در این زیستگاه وجود دارند. حضور عشایر و شکارچیان تهدید دیگری است که زندگی این جانوران را در معرض خطر قرار داده است. در اطراف خورزنه سنگواره و فسیل به وفور یافت می شود.
از دیگر ویژگیهای کوه خورزنه، دیواره های مناسب برای سنگ نوردی است و بهترین محل سنگ نوردی درهمدان به شمار می رود که ازجای جای ایران ورزشکاران بسیاری را به سوی خود فرا می خواند. زنده یاد محمود اجل در دست نوشته های خود می نویسد: اولین کلاس کوهنوردی همدان از سال 1290 تا 1304در بلندی های این کوه انجام شده است .
علی بیات کوهنورد و فعال محیط زیست دیواره خورزنه را مهمترین مدرسه سنگنوردی دانست و گفت: این دیواره سال هاست به عنوان مرکز سنگنوردی مورد استفاده علاقمندان به این رشته ورزشی قرار می گیرد و از شهرهای دیگر نیز برای تمرین سنگنوردی به خورزنه می آیند.
بیات با اشاره به تخریب های صورت گرفته در محوطه خورزنه گفت: در سال های اخیر ساخت و سازهای بی رویه کوه و محوطه اطراف خورزنه را احاطه کرده است و تسلط مسکن مهر برخورزنه و تپه های اطراف بیشتر شده است. ما امیدواریم مسئولان به اهمیت گردشگری و تاریخی این منطقه پی ببرند و از تخریب بیشتر جلوگیری کنند.
بیات ادامه داد: خورزنه یک پدیده خاص است و جاذبه گردشگری طبیعی و تاریخی آن مورد غفلت قرار گرفته است اگر ما بتوانیم به درستی این پدیده را معرفی کنیم یکی از مراکز اصلی گردشگری در همدان خواهد بود.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/191-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B2%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C


برچسب ها: خورزنه ، کوه خورزنه همدان ، غار خورزنه ، تپه شاه طهماسب همدان ، همگان ،

دوشنبه 14 اردیبهشت 1394

شهرداری در چارچوب قانون عمل كند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،روزنامه همشهری ،

شهرداری در چارچوب قانون عمل كند

نویسنده: حسین زندی /همدان -خبرنگارهمشهری
شهرداری در چارچوب قانون عمل كند
چند روز پیش، تعدادی از اعضای انجمن‌های غیردولتی حوزه گردشگری به صحن مجلس رفتند و در 2 دیدار جداگانه با رئیس فراكسیون گردشگری مجلس و رئیس كمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس مطالبات و دغدغه‌های خود را بیان كردند...
1394/02/14
چند روز پیش، تعدادی از اعضای انجمن‌های غیردولتی حوزه گردشگری به صحن مجلس رفتند و در 2 دیدار جداگانه با رئیس فراكسیون گردشگری مجلس و رئیس كمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس مطالبات و دغدغه‌های خود را بیان كردند.
تسهیل در همكاری دستگاه‌ها
در ابتدای این دیدار كه نمایندگان گروه‌كاری سازمان‌های غیردولتی حامی گردشگری پایدار از استان‌های تهران، همدان، گیلان، یزد، كرمانشاه و اردبیل حضور داشتند، «جواد هادی‌زاده» ضمن معرفی گروه‌كاری خطاب به «جبار كوچكی‌نژاد» رئیس فراكسیون گردشگری مجلس گفت: ما خواستار تعامل بهتر دستگاه‌های دولتی با تشكل‌های غیردولتی و تسهیل در فرایند همكاری دستگاه‌های تخصصی با سازمان‌های غیردولتی هستیم.این فعال حوزه گردشگری در ادامه گفت: ما می‌خواهیم شرایطی فراهم شود تا نمایندگان تشكل‌های گردشگری بتوانند در جلسات داخلی فراكسیون‌ها شركت كنند. همچنین دستگاه‌های مرتبط دولتی مانند سازمان میراث فرهنگی بیشتر رویكرد اجرایی تشكل‌ها را دنبال كند.
توانمندسازی فعالان گردشگری
«بابك مغازه‌ای» از فعالان مدنی همدان نیز در این دیدار گفت: گروه‌كاری تشكل‌های غیردولتی حامی گردشگری پایدار كشور با تجمیع 61 انجمن از 23 استان شكل گرفته است و در زمینه معاش جایگزین مناطق روستایی با تكیه بر گردشگری پایدار فعالیت می‌كند و در این زمینه نیازمند حمایت نمایندگان مجلس است.این فعال گردشگری در همدان گفت: توانمندسازی فعالان گردشگری در استان‌های مختلف و امكان‌سنجی گردشگری روستایی نیازمند حمایت‌های قانونی توسط نمایندگان مجلس را طلب می‌كند.
برنامه‌های مجلس برای تشكل‌ها
«جبار كوچكی‌نژاد» رئیس فراكسیون گردشگری مجلس گفت: ما پیگیری‌های لازم را انجام خواهیم داد تا دستگاه‌های مرتبط با گردشگری حمایت بیشتری از تشكل‌ها داشته باشند و برای تسهیل ارتباط تشكل‌های غیردولتی با سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری را از طریق نماینده پارلمانی سازمان میراث پیگیری خواهیم كرد.كوچكی‌نژاد ادامه داد: نمایندگان نیز خواستار تعامل و ارتباط بیشتر با تشكل‌های غیردولتی هستند و ما از مشورت‌های این تشكل‌ها در مجلس استفاده خواهیم كرد.رئیس كمیسیون امور داخلی مجلس و شوراها نیز گفت: اگر تشكل‌های غیردولتی مطالبات خود را به‌صورت طرح تقدیم مجلس كنند ما تلاش خواهیم كرد این طرح‌ها در چارچوب قانون به تصویب برسد و موانع موجود برطرف شود.نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس گفت: دولت بدون كمك سازمان‌های غیردولتی نمی‌تواند وظایف غیرحاكمیتی را به خوبی انجام دهد چرا كه وظیفه دولت حاكمیتی است و برخی تصدی‌گری‌ها باید به سمن‌ها محول شود.
حفاظت از میراث فرهنگی همدان
اما بخشی از جلسه فعالان گردشگری تشكل‌های غیردولتی با رئیس كمیسیون داخلی و امور شوراهای مجلس به موضوع تخریب میراث فرهنگی در همدان اختصاص یافت.یكی از فعالان گردشگری همدان ضمن گزارش اتفاقات پیش آمده در حریم هگمتانه و زورخانه تاریخی همه‌كسی همدان از این نماینده خواست این این موضوع را پیگیری كند.«امیر خجسته» در پاسخ گفت: من بارها به مسئولان گفته‌ام میراث فرهنگی مانند ناموس ماست و باید از آن دفاع كنیم. در این مورد مسئولان اداره میراث فرهنگی همدان باید با قدرت جلو تخریب‌ها و زیاده‌خواهی‌ها را بگیرند و به شدت با این موضوع مقابله كنند. شهرداری هم باید در چارچوب‌های اداری و قانونی اقدام كند نه بیشتر از قانون.این نماینده مجلس گفت: وقتی بنایی به ثبت ملی می‌رسد یعنی باید از آن محافظت كرد. این مسأله دشواری نیست. ما با قدرت این مسأله را پیگیری خواهیم كرد همچنان كه تاكنون از میراث تاریخی و طبیعی دفاع كرده‌ایم.لازم به ذكر است كه شهرداری همدان در حریم مجموعه تاریخی هگمتانه اقدام به ایجاد پارك‌سوار برای اتوبوس‌های شركت واحد كرده است كه موجب اعتراض فعالان میراث فرهنگی و گردشگری این شهر شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%83%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث فرهنگی همدان ، تشکل های گردشگری همدان ،

دوشنبه 14 اردیبهشت 1394

«اینجا پاییز قدم می‌زند»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،روزنامه همشهری ،

«اینجا پاییز قدم می‌زند»

نویسنده: حسین زندی‌/ همدان- خبرنگار همشهری
«اینجا  پاییز قدم می‌زند»
«مینا آذرافشان» 34 سال پیش در همدان متولد شد و در 3 سالگی دچار بیماری میوپاتی (تحلیل عضلانی) شد...
1394/02/14
«مینا آذرافشان» 34 سال پیش در همدان متولد شد و در 3 سالگی دچار بیماری میوپاتی (تحلیل عضلانی) شد.
در دوران نوجوانی نقاشی را نزد چند تن از نقاشان همدانی فرا گرفت و پس از اینكه تحصیلات دانشگاهی را در رشته ادبیات فارسی آغاز كرد به سرودن شعر روی آورد.اولین مجموعه شعر او اواخر دهه 80 منتشر شد و این روزها دومین مجموعه شعر او با عنوان «اینجا پاییز قدم می‌زند» آماده انتشار است  که به‌زودی توسط نشر چنار روانه بازار خواهد شد.همچنین در ماه گذشته گالری فرهنگسرای آوینی همدان میزبان نقاشی‌های آذرافشان نقاش و شاعر توانجوی همدانی بود كه با استقبال علاقه‌مندان او روبه‌رو شد. این دومین نمایشگاه آثار نقاشی آذرافشان در 6 ماه گذشته بود. این گفت‌وگو به مناسبت انتشار دومین مجموعه شعر این هنرمند همدانی انجام شده است.
شعرهای نو درباره پاییز
این هنرمند همدانی درباره انتشار دومین مجموعه اشعارش به همشهری گفت: نسخه‌های كتاب اولم در بازار تمام شده است و امیدوارم بتوانم چاپ دوم آن را منتشر كنم. هفته گذشته با ناشر گفت‌وگو كردم و احتمالا  تا یك هفته دیگر مراحل اولیه چاپ كتاب آغاز شود. كتاب دوم كه با عنوان «اینجا پاییز قدم می‌زند» منتشر خواهد شد، در قالب شعر نو است و توسط نشر چنار به بازار می‌آید  که مضمون این كتاب در مورد طبیعت و فصل‎ها به‌ویژه فصل پاییز است. این كتاب احتمالا تا یك ماه آینده منتشر شود.
آذرافشان درباره انتشار آثار نقاشی خود گفت: فعلا برای انتشار نقاشی‌ها تصمیمی نگرفته‌ام. دوست دارم پس از اینكه به یك سبك واحد رسیدم به انتشار آن تلاش كنم. ایده‌های بهتری دارم كه باید نقاشی كنم. تا حالا در سبك رئالیسم و امپرسیونیسم كار كرده‌ام.
نمایشگاه نقاشی
وی با اشاره به نمایشگاه اخیرش گفت: 30 اثر از كارهای من در این نمایشگاه به نمایش درآمده بود كه بیشتر كارها با آبرنگ با موضوع طبیعت و طبیعت بی‌جان بودند که استقبال خیلی خوبی از این نمایشگاه شد.
 وی گفت: بیشتر احتیاج دارم طبیعت را ببینم و انسان وقتی به عنصری احساس نیاز می‌كند و كمبودی داشته باشد بیشتر به دنبال آن می‌رود.این دومین نمایشگاه از آثار نقاشی مینا آذرافشان بود كه به نمایش درآمد در حالی كه نقاشان همدانی هر چندسال یك بار برای برگزاری نمایشگاه نقاشی تلاش می‌كنند.این نقاش همدانی علت و انگیزه این كار را این‌گونه بیان كرد: برای نمایشگاه قبلی تدارك زیادی دیده بودم كه خوشبختانه موفق بود و صدها نفر نیز از آن نمایشگاه بازدید كردند. به همین دلیل وقتی از طرف اداره ارشاد همدان دعوت شدم استقبال و نمایشگاه دوم را هم برگزار كردم.وی در مورد برگزاری نمایشگاه در استان‌های دیگر گفت: اگر از من دعوت شود حتماً استقبال می‌كنم. به هر حال هر نقاشی دوست دارد آثارش دیده شود.
اولین گالری خصوصی
3 سال پیش، آذرافشان اولین گالری خصوصی همدان را بدون حمایت نهادهای دولتی در منزل خود راه‌اندازی كرد. وی در این‌باره توضیح داد: علاوه بر دوستانی كه مدام به من سر می‌زنند و از گالری بازدید می‌كنند گاهی همشهریان و علاقه‌مندان هم برای دیدن نقاشی‌هایم به اینجا مراجعه می‌كنند.وی در مورد فروش آثارش گفت: من بیشتر به خاطر خودم نقاشی می‌كنم و هیچ‌وقت به فروش آثارم فكر نمی‌كنم. البته چند مورد پیش آمده كه فروخته‌ام، گاهی دوستان درخواست می‌كنند و من هم نقاشی‌ها را در اختیارشان قرار می‌دهم به شرطی كه مانند خودم از كارهایم نگهداری كنند.
قدردان شاعر همدانی
همزمان با برگزاری نمایشگاه آثار این هنرمند و شاعر همدانی و روز بزرگداشت سعدی جمعی از اعضای انجمن سعدی‌خوانی همدان جلسه هفتگی خود را در منزل آذرافشان برگزار كردند. «محمد صالح صفری» مسئول این انجمن گفت: وظیفه اعضای انجمن‌های ادبی این است كه علاوه برتوجه به آثار شاعران به خود شاعران نیز توجه كنند.


برچسب ها: همشهری همدان ، مینا آذرافشان ، نقاشی همدان ، اینجا پاییز قدم می زند ،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394

نفس‌های آخر قدیمی‌ترین زورخانه همدان ...

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نفس‌های آخر قدیمی‌ترین زورخانه همدان ...

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1430569295957_IMG_2052.JPG

شهرداری همدان، این بار زور خود را برای تخریب قدیمی‌ترین زورخانه‌ی شهر دوره مادها می‌آزماید تا فضا را برای احداث پارک‌سواری در این محدوده آماده کند.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، زورخانه‌ی «الوند» که حدود 100 سال پیش و در اواخر قاجار ساخته شد را امروزه با نام «همه‌کسی» می‌شناسند، قدیمی‌ترین زورخانه‌ی همدان.

بنایی تاریخی که مالکان کنونی‌اش یعنی خانواده‌ی «همه‌کسی» حتی آن را داوطلبانه در فهرست آثار ملی ثبت کردند، با هزینه‌های خود آن را نگهداری می‌کنند و تا امروز هم از سوی هیچ نهادی کمک مالی نشده‌اند، اما در کنار این اقدامات چون معتقدند لفظ «زورخانه» برای یک فضای فرهنگی مناسب نیست، برایش عنوان «یادمان فرهنگی شهید‌همه‌کسی» انتخاب کرده‌اند و آن را می‌چرخانند، اما حالا شهرداری زورش به این بنا رسیده است.

این «زورخانه»ی قدیمی ابتدای خیابان شهدا و در کوچه‌ی «همه‌کسی» قرار دارد، کوچه‌ای تنگ و قدیمی که شهرداری همدان مدتی است قصد دارد با تعریض کوچه برای ایجاد دسترسی مناسب رمپ احداث کند، پل بزند و خیابان شهدا را به خیابان پشتی که «سرگذر» نامیده می‌شود، وصل کند.

حسین زندی، فعال حوزه‌ میراث فرهنگی استان همدان در این زمینه به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا توضیح می‌دهد: شهرداری قصد دارد برای باز کردن مسیری که به پارک‌سوار در حال ساخت می‌رسد، معبری از این منطقه ایجاد و در واقع این زورخانه را تخریب کند، این نهاد اکنون قصد گرفتن رضایت از مالک بنا را دارد.

او با اشاره به مخالفت اداره‌کل میراث فرهنگی همدان برای این اجرایی شدن این طرح نیز اظهار کرد: نامه‌نگاری‌هایی هم توسط این اداره کل شده و تا حدی توانسته موضوع تخریب زورخانه را به تعویق بیندازد، اما این موضوع باعث رفع نگرانی فعالان میراث فرهنگی همدان نشده است.

وی حذف بافت تاریخی در همدان را یکی از اقدامات شهرداری در این شهر دانست و افزود:‌ در حال حاضر دیگر در همدان بافت تاریخی نداریم، فقط تک‌بنا در شهر وجود دارد، اما اگر قرار باشد شهرداری این بناها را نیز به بهانه‌های ساخت‌و‌ساز و پل‌سازی و توسعه نابود کند باید فاتحه تاریخی‌بودن همدان را بخوانیم.

زندی در ادامه از فرستادن نامه‌ی جمعی از علاقمندان میراث فرهنگی این استان به نیک‌بخت، استاندار همدان خبر داد.

در بخشی از این نامه که به امضای حدود 50 نفر از ورزشکاران، فرهنگیان، فرهنگ‌دوستان و حامیان مراکز تاریخی و فرهنگی رسیده، آمده است: «... واقفید که پیرامون محوطه‌های آثار تاریخی و فرهنگی همواره از سوی سازمان میراث فرهنگی سعی در حفظ و حتی گسترش فضای بصری و ترافیکی مناسب با هدف پاسداشت این اماکن می‌شود، اما شهرداری همدان بدون توجه به این موضوع مهم، سعی در خفه کردن و مهجور نمودن فیزیکی این مرکز تاریخی را دارد...»

به گفته زندی، البته این نامه اکنون به امضای 150 نفر از هنرمندان و سینماگران دیگر رسیده تا شاید استانداری همدان بتواند جلوی تخریب بیشتر قدیمی‌ترین زورخانه‌ی غرب کشور را بگیرد.

‌انتهای پیام

زورخانه همدان

زورخانه همدان


http://isna.ir/fa/news/94021306818/%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: میراث فرهنگی همدان ، ایسنا ، زورخانه همه کسی ، زورخانه های همدان ، تخریب زورخانه همه کسی همدان ،

رایزنی تشکل‌های گردشگری و قول‌ مجلسی‌ها

» سرویس: فرهنگی و هنری - گردشگری و حج
1430389729437_IMG_1168_resize.JPG

تعدادی از اعضای انجمن‌های غیر دولتی گردشگری به صحن مجلس رفتند و در دو دیدار جداگانه با رییس فراکسیون گردشگری مجلس و رییس کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس مطالبات و دغدغه‌های خود را مطرح کردند.

به گزارش خبرنگار گردشگری ایسنا، در این دیدار نمایندگان گروه کاری سازمان‌های غیر دولتی حامی گردشگری پایدار از استان‌های تهران، همدان، گیلان، یزد، کرمانشاه و اردبیل حضور داشتند.

جواد هادی‌زاده، یکی از نمایندگان تشکل‌های غیردولتی گردشگری حاضر در این دیدار خطاب به جبار کوچکی‌نژاد، رییس فراکسیون گردشگری مجلس گفت: ما خواستار تعامل بهتر دستگاه‌های دولتی با تشکل‌های غیر دولتی و تسهیل در فرایند همکاری دستگاه‌های تخصصی با سازمان‌های غیر دولتی هستیم.

او همچنین درخواست کرد؛ شرایط حضور نمایندگان تشکل‌های گردشگری در جلسات داخلی فراکسیون‌های مرتبط با موضوع کاری آن‌ها فراهم شود.

این فعال گردشگری تاکید کرد: دستگاه‌های مرتبط دولتی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری رویکرد اجرایی تشکل‌ها را بیشتر دنبال کنند.

بابک مغازه‌ای، یکی دیگر از اعضای انجمن‌های غیر دولتی گردشگری درباره‌ی گروه کاری این تشکل توضیح داد: گروه کاری تشکل‌های غیر دولتی حامی گردشکری پایدار کشور با تجمیع 61 انجمن از 23 استان شکل گرفته است ودر زمینه معیشت جایگزینِ مناطق روستایی با تکیه بر گردشگری پایدار فعالیت می‌کند که در این زمینه نیازمند حمایت نمایندگان مجلس است.

این فعال گردشگری در همدان اظهار کرد: توانمندسازی فعالان گردشگری در استان‌های مختلف و امکان‌سنجی گردشگری روستایی حمایت‌های قانونی نمایندگان مجلس را طلب می‌کند.

در ادامه‌ی این دیدار جبار کوچکی‌نژاد رییس فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی گفت: ما پیگیری‌های لازم را انجام خواهیم داد تا دستگاه‌های مرتبط با گردشگری حمایت بیشتری از تشکل‌ها داشته باشند و تسهیل ارتباط تشکل‌های غیر دولتی با سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را از طریق نماینده پارلمانی سازمان میراث پیگیری پیگیری خواهیم کرد.

او ادامه داد: نمایندگان مجلس نیز خواستار تعامل و ارتباط بیشتر با تشکل‌های غیر دولتی هستند و ما از مشورت‌های این تشکل‌ها در مجلس استفاده خواهیم کرد.

امیر خجسته، رییس کمیسیون امور داخلی مجلس و شوراها نیز در دیداری که با نمایندگان گروه کاری تشکل‌های غیر دولتی گردشگری داشت، گفت: تشکل‌های غیر دولتی اگر مطالبات خود را به صورت طرح تقدیم مجلس کنند ما تلاش خواهیم کرد این طرح‌ها در چارچوب قانون به تصویب برسد و موانع موجود برطرف شود.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس گفت: دولت بدون کمک سازمان‌های غیر دولتی نمی‌تواند وظایف غیر حاکمیتی را به خوبی انجام دهد، چرا که وظیفه دولت حاکمیتی است و برخی تصدی‌گری‌ها باید به تشکل‌های غیر دولتی محول شود.

بخشی از جلسه فعالان گردشگری تشکل‌های غیر دولتی با رییس کمیسیون داخلی و امور شوراهای مجلس به موضوع تخریب میراث فرهنگی در شهر همدان اختصاص داشت که یکی از فعالان گردشگری این استان گزارشی از اتفاقات پیش‌آمده در حریم هگمتانه و زورخانه تاریخی ازائه کرد و از نماینده مردم همدان خواست، این این موضوع را پیگیری کند.

خجسته در پاسخ گفت: من بارها به مسؤولان گفته‌ام میراث فرهنگی مانند ناموس ما است و باید از آن دفاع کنیم. در این مورد مسؤولان اداره میراث فرهنگی همدان باید با قدرت جلوی تخریب‌ها و زیاده‌خواهی‌ها را بگیرند و به شدت با این موضوع مقابله کنند. شهرداری هم باید در چارچوب اداری و قانونی اقدام کند نه بیشتر از قانون.

این نماینده مجلس ادامه داد: وقتی بنایی به ثبت ملی می‌رسد، یعنی باید از آن محافظت کرد. این مسأله‌ی دشواری نیست. ما با قدرت این مسأله را پیگیری خواهیم کرد، همچنان که تاکنون از میراث تاریخی و طبیعی دفاع کرده‌ایم.


http://isna.ir/fa/news/94021206460/%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7


برچسب ها: گردشگری ، تشکل های گردشگری ، مجلس ، مطالبات گردشگری تشکل ها ،

جمعه 11 اردیبهشت 1394

تیشه هنرآفرین فرهاد همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،گردشگری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

تیشه هنرآفرین فرهاد همدانی

moradh.jpg

گفت و گو با مراد حنیفه پیر سنکتراشی ایران

استاد مراد حنیفه متولد 1313خورشیدی در همدان است، برخی ها شاید اولین بار باشد که نام این مرد هنر آفرین را می شنوند، اما کمتر کسی هست که یکی از دست سازهای اورا از نزدیک ندیده و یا تصویر یکی از کارهایش را از تلویزیون مشاهده نکرده باشد، آرامگاه بوعلی و باباطاهر؛ دو نماد اصلی شهر همدان یادگاری از معماران بزرگ کشور مهندس هوشنگ سیحون و مهندس محسن فروغی است که یک یک سنگهای این دوبنا به دست مرادحنیفه تراشیده و کارگذاشته شده است. بنای مقبره اوحدی مراغه ای، مقبره الشعرای تبریز، مقبره ایرج میرزا، پایه ستون مجسمه فردوسی و ده ها اثر ارزشمند دیگر از یادگارهای گرانبهای اوست. مراد حنیفه هفتاد سال سنگتراشی کرده است و امروز پس از هفت دهه می‌گوید اگر اصرار خانواده نبود باز هم این کار را ادامه می دادم.


استاد در کدام محله همدان متولد شدید و دوران کودکی را در کدام محله سپری کردید؟
مدتی در خیابان کولانج بودیم. مدتی در خیابان پاستور یا دوگوران (یا دوگولان) قدیم که قبرستان بود. مدتی در خیابان اکباتان زندگی می‌کردیم و حدود 50 سال است که در این محله خیابان هنرستان ساکن هستیم.
از خانواده بگویید
دو خواهر و دو برادر بودیم، این قانون طبیعت است که دختران به خانه بخت می‌روند و پسران می‌مانند. پس از ازدواج خواهرم، از آنجا که دامادمان سنگراش بود ماهم پیش او سنگتراشی را یاد گرفتیم.
در چه سالی؟
از سن 12 سالگی وارد این کار شدم.
درس خواندن را ازکدام مدرسه آغازکردید؟
ما را مدرسه نفرستادند، یعنی هیچ جا نفرستادند فقط فرستادند سرکار! هفت ساله بودم که فرستادند خیابان بین النهرین شدم شاگرد نجار. حدود جنگ جهانی دوم بود. یک مدت آنجا بودم و در 12 سالگی هم رفتم سنگتراشی، کلنگی به دستم دادند. وقتی کلنگ را به سنگ می‌زدم خرده‌های سنگ در چشمم می‌رفت. اما پس از مدتی یاد گرفتم و در 17 سالگی استادکار شدم.

s1
سنگتراش‌ها بیشتر در کدام منطقه بودند؟
مثل حالا نبود که شلوغ شود. راسته‌ای نزدیک راسته زرگرها بود که سراسر سنگتراش بودند.
سنگ‌هایی که شما می‌تراشیدید کجا استفاده می‌شد؟
آن زمان سنگ ها مثل سنگ آرامگاه بوعلی سخت و گرانیتی بود، سنگ ها را از روستای سرخ آباد و آبشینه می‌آوردند و بیشتر برای کف حیاط‌ها و بغل دیوارها می‌تراشیدیم. مثل پلاک‌هایی که امروزه به دیوار می‌چسبانند. تقریبا در سن 18 سالگی به سربازی رفتم. 20 ساله که شدم برگشتم و دوباره سنگتراشی کردم. آمدند مرا به فلکه چاپارخانه بردند، در آنجا یک کاروانسرا بود که کنار درش سنگ ریخته بودند و ما برای مجلس سنا در تهران سنگ می‌تراشیدیم. بعد از اینکه مدتی برای مجلس سنا کار کردیم گفتند می‌خواهیم بانکی به نام بانک ملی بسازیم که محل آن میدان توپخانه تهران بود. ما هم شروع کردیم به تراشیدن سنگ برای بانک ملی.
از سنگتراشانی که در همدان اسم و رسمی داشتند و صاحب نام بودند بگویید.
چند نفری استادکار بودند مثل استاد مختار حجار، حجار و داشی کرماشاهی که دکاندار بود.
ویژگی‌های کارشان چه بود و کار کدام بهتر از دیگران بود؟
ویژگی کارشان این بود روی سنگی که از دهات با گاری می‌آوردند طرحی را که می‌خواستند روی آن می‌کندند و مشتری می‌سندید.
جنس سنگ چگونه بود؟ چه تفاوت هایی باهم داشت؟
بیشتر سنگ‌ها مانند لاشه‌هایی که امروزه برای ساختمان‌ها استفاده می کنند بود. یواش یواش این نوع سنگ ها از میان رفت و گرانیت روی کار آمد.
با آمدن گرانیت ابزار شما چه تفاوتی با گذشته پیدا کرد؟
قبلا با تیشه و قلم کار می‌کردم. اما تیشه و قلم بر گرانیت کارگر نبود و با قلم برج، قلم درز، چکش و نباخ کار می‌کردم. برای بریدن سنگ هم ابزاری داشتیم که به آن «پاس» می‌گفتند. جایی در نظر می گرفتیم، پاس‌ها راقطار می‌کردیم بعد از آن با پتک می‌شکستیم آن زمان همه کارها با دست انجام می‌شد.
همزمان با شما، در همدان چند نفر به این کار اشتغال داشتند؟
حدود 50-60 نفری بودند اما یواش یواش از کار سیر شدند، رها کردند و رفتند. کار سخت بود.

s5

سنگ گرانیت را از کجا و با چه وسیله‌ای می‌کندند؟
در گنجنامه که کار می‌کردیم سنگ‌هایی بود که از کوه جدا شده بود، انتخاب می‌کردیم که کدام قسمت‌ها قابل استفاده است آن را می‌بریدیم، با جک هل می‌دادیم و از آن استفاده می‌کردیم.
شما از سنگ‌های کوه خورزنه هم استفاده می‌کردید؟
نه از سنگ کوه خورزنه برای ستون مساجد و خیلی قدیم¬تر از ما استفاده می‌کردند. در زمان ما از سنگ آنجا استفاده نمی‌شد.
ابزارها از چه زمانی تغییر کرد؟ شما همواره از ابزار قدیمی مثل گلنگ و تیشه استفاده می‌کردید یا از وسایل جدید هم بهره می‌گرفتید؟
در زمان ما دریل برقی نبود و کلا با دست کار می‌کردیم.گاهی می‌روم به کارهایی که در داخل شهر همدان هست نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم این را من ساخته‌ام؟ نه قبول ندارم. باور نمی‌کنم. آنقدر زیاد است که هر وقت نگاه می‌کنم لذت می¬برم از اینکه تمام اینها را با دست ساخته‌ام. شما خیال کنید یک مته دریل به سنگ ها خورده باشد! اصلا اینطور نیست.
هیچ وقت از ابزار جدید استفاده نکردید؟
نه تمام کارها دستی بود.

s3
از استادان و شاگردان کسی هست که کار شما را ادامه دهد؟
نه! شاگردها می‌گویند کی تو از این کار دست می‌کشی که ما هم شغلمان را عوض کنیم؟
دلیلش چیست؟
ما پیر شدیم و بقیه سنگتراش‌ها هم این شغل را رها کردند. آنها به من می‌گفتند: تو چقدر ستمکش هستی. من می¬گفتم: تا جان دارم کار می‌کنم. به شهردارها همیشه می‌گفتم: اگر من این چکش را زمین بگذارم کسی نیست که آن را از زمین بردارد.
در خانواده شما کسی سنگتراشی می‌کند؟
من سه پسر دارم. از شهرداری و استانداری فشار آوردند که آنها را آموزش دهم تا کارم را ادامه دهند. گفتم: نه! اگر گرسنه بمانند بهتر از این شغل است. من 70 سال لباس سالم نپوشیدم و همیشه کفشم از خودم جلوتر بود و پیراهنم همیشه پاره بود. دوست نداشتم فرزندانم اینگونه باشند.
از همکاران و هم دوره‌ای هایتان نام ببرید
یک عده از این کار رفته‌اند و بقیه هم سنگفروش هستند.
شما تا 17 سالگی شاگردی می‌کردید، از کدام استاد بیشتر آموختید؟
من یک چیزی می‌گویم شما هم قبول کنید. من خودم یاد گرفتم و از کسی نیاموختم. استاد من وقتی من کار می کردم دست از کار می کشید و کار نمی‌کرد. می‌گفت وقتی من نگاه می‌کنم و می‌بینم تو کار میکنی لذت می‌برم که از من بهتر هستی. هر جا پیش هر استادی کار کردم در مدت کوتاهی کارم از استادم بهتر شد.

s4
بیشتر سنگ‌هایی که می‌تراشیدید جنبه تزئینی برای ساختمان داشت یا مجسمه هم می‌تراشیدید؟
از سنگ گرانیت مجسمه نمی‌توان ساخت چون ریگ دارد البته با دستگاه فرز می‌شود ساخت اما با دست نه، بیشتر کارهای من کارهای تزئینی بود.
چند مورد نام ببرید.
سنگ‌های مجسمه قائم، دروازه قائم و توپی‌های کنار ورودی آن، طراحی نیمکت‌های میدان قائم را من ساختم. آبنمای ایستگاه عباس آباد(میدان شریعتی) و کاسه فلکه چاپارخانه را زمان مرحوم بهنامجو ساختم. ابتدای لونا پارک (پارک مردم) یک آبنمای کاسه‌ای و آبشار درست کردم که آب در آن پمپاژ می‌شود یک آبنمای دو طبقه و یک آبنمای دیگر در ورودی دانشگاه بوعلی سینا با چهار گوی سنگی که در کنارش گذاشته‌ام. آبنمایی که در پارک میدان قائم تراشیده‌ام.
هر کدام از کارهایی که اشاره کردید، چقدر زمان می‌برد؟
مشخص نمی‌شد. چون کار دست است زمان زیادی لازم بود.
بیمه هستید؟
بازنشسته‌ام.
از طرف چه نهادی بازنشسته شدید؟
از طرف جیب خودم! وقتی آرامگاه بوعلی و آرامگاه باباطاهر را می‌ساختیم انجمن آثار ملی کار را بر عهده داشت که خیلی به من لطف داشتند. اگر می‌گفتم مرا بیمه کنید حتما این کار را می کردند. اما آنزمان خودم به فکر نبودم.
از کارهایی که انجام دادید، کدام بیشتر به دلتان نشسته است؟
همه کارها را دوست دارم اما آرامگاه باباطاهر را بیشتر از کارهای دیگرم دوست دارم.

s2
به چه دلیل؟ به خاطر کار خودتان یا شخصیت باباطاهر؟
ارزش باباطاهر برای من بسیار زیاد است اما من چیزی ساخته‌ام که هر بار به آن نگاه می‌کنم لذت می‌برم. دیگران هم آفرین می‌گویند و پس از سال ها امروز وقتی می‌خواهم به باباطاهر بروم باید بلیت بگیرم!
چندسال است دیگر کار نمی‌کنید؟
دوسال.
آخرین کاری که تراشیده‌اید چه بود؟
امامزاده عبدالله، دیوار دور آن و پله‌ها و آبنماها را من تراشیدم.
کدام ویژگی سنگ شما را جذب کرده است؟
همه به من می‌گفتند چند سال کار کرده ای کافی نیست؟ اما من عاشق این کار بودم که هفتاد سال دوام آوردم.
دلیل آن چه بود؟
این بود که می‌خواستم آثاری از خودم به جا بگذارم و بعدها بگویند کسی بوده که اینها را ساخته است. ماندگاری هنر برای من خیلی مهم است.
با ادارات دولتی هم کار کرده اید؟
9سال در استانداری همدان کار کردم. در موزه جنگ هم کار کردم.
اگر از شما بپرسند که این شغل را در این هفتاد سال چگونه از سرگذراندید پاسختان چیست؟
یک روز مهندس کسی را فرستاد دنبالم که بروم آرامگاه بوعلی، وقتی رسیدم آنجا دیدم کفش‌هایم از خودم پیشی گرفته است. خارجی‌ها تماشا می‌کردند. خواستم برگردم به خودم گفتم برو دیگر. وقتی رسیدم به مهندس گفتم: تو را به خدا دیگر کسی را نفرست دنبال من، کار داشتی خودت بیا. گفت: چرا؟ گفتم: مردم نگاه می‌کنند به این وضعیت و من خجالت می‌کشم. مرا نشاند روی صندلی و گفت: من به تو افتخار می‌کنم.
در چه کارهایی با مهندس سیحون همکاری می کردید؟
آرامگاه بوعلی، باباطاهر، مقبره الشعرا، مقبره اوحدی مراغه ای، و مقبره ایرج میرزا را انجمن آثار ملی زیر نظر مهندس سیحون ساخت. البته مهندسان بزرگی در این کارها همکاری می کردند مانند مهندس محسن فروغی که طراح آرامگاه باباطاهر بود.
به کارهایی که در شهرهای دیگر ساخته‌اید سر می‌زنید؟
نه. رفت وآمد مشکل است. دوست دارم اما نرفته‌ام.
غیر از همدان در چه شهرهایی کار کرده‌اید؟
در تهران پایه مجسمه فردوسی را من تراشیدم و مجسمه را هم خودم کار گذاشتم. پایه‌ای که درست کردیم 64 تن وزن داشت و به سفارش انجمن آثار ملی در همدان تراشیدم. یک مجسمه در خیابان فرح جنوبی کار گذاشتم. مجسمه خیام را هم من کار گذاشتم. در مراغه مقبره اوحدی مراغه ای را کار کردم. در مقبره الشعرای تبریز کار می‌کردم که انقلاب شد و کار تعطیل شد. در تهران آرامگاه ایرج میرزا را هم من ساختم.
در تهران کار دیگری ندارید؟
خانه مهندس سیحون را هم وقتی می‌خواست بسازد زنگ زد رفتم دیدم خانه و ویلایی ساخته بود که محوطه ویلا را من درست کردم. البته سنگ‌ها را در همدان تراشیدم و به تهران بردیم. یک سفارش کاسه سنگی را که تراشیده بودم به تهران بردم که همزمان بود با شلوغی‌های انقلاب. پس از انجام کار می خواستم برگردم همدان که شب حکومت نظامی اعلام کردند تا وضعیت آرام شود در خانه مهندس سیحون ماندم چون اجازه نمی داد بیایم. و قتی نیمه‌های شب از خانه خارج شدم مرا بازداشت کردند و کیسه ابزار سنگ تراشی ام را توقیف کردند فکر می کردند ابزار بمب گذاری است. این آخرین دیدار من با مرحوم مهندس سیحون بود.
ویژگی‌های کار مهندس سیحون چه هستند؟
یک آبنما در آرامگاه بوعلی تراشیده بودم. در حال جابجایی و کار گذاشتن بودم که مهندس رسید. گفت: اوسا دست نگهدار. وقتی ما با جرثقیل آن را بلند می‌کردیم اندازه یک ناخن از یک گوشه آن کنده شده بود. می‌توانستیم ترمیم کنیم که سالیان سال مشخص نباشد. اما گفت این چیست که می‌خواهی کار بگذاری؟ گفتم: جرثقیل خراش انداخته است. گفت: این به درد من نمی‌خورد ببر برای خانه خودت. من گفتم: خدایا چکار کنم؟ باز باید هفته‌ها وقت بگذارم جفت آن را بسازم. فکری کردم و پرسیدم مهندس اگر درستش کنم قبول می‌کنید؟ گفت: بله. اما اگر خراب شود باید ببری. شروع کردم ابزاری را در چهار گوشه آبنما به یک شکل تراشیدم. آمد، دید و گفت: دستت درد نکند خیلی عالی شده چهار طرف را درست کن. پرسیدم: آقای مهندس چرا از آن یک ذره ایراد گرفتید؟ گفت: بعد از صد سال کسانی که این را ببینند می‌گویند این ضعف کار گذشتگان بوده که این عیب را ندیده‌اند. ما نباید نقطه ضعف و کار ضعیف به دست آیندگان بدهیم. به خاطر همین حساسیت اینقدر مشهور بود. مهندس سیحون می‌گفت: کار باید بدون ایراد باشد.
گفتید در ساخت آرامگاه بوعلی با مهندس سیحون کار می‌کردید. رابطه شما چگونه بود؟
بله هرچند روز یک بار می‌آمد و سر می‌زد. یک روز مشغول ساختن دو طاقنمای ‌کوچک یک تکه بودم که در حیاط آرامگاه کارگذاشتیم ،آمد و گفت: استاد! گفتم: بله. گفت: چه درست می‌کنی؟ گفتم: مهندس می‌بینید؟ نگاه کرد و گفت: احسنت. این رابطه ادامه داشت و به کار من اعتماد کامل داشت. مدتی رفتم در خانه مهندس سیحون کار کردم. به دوستانش هم مرا معرفی کرد.
چه سالی در آرامگاه بوعلی بودید؟
نمیدانم. من پسری دارم که از هفت سالگی او تا 16سالگی‌اش در آرامگاه بوعلی کار می‌کردم. آن تشکیلاتی که گلخانه و دفتر شده است را هم من ساختم.
چند نفر بودید؟
کارگر داشتم. اما همیشه باید خودم بالای سرکارگرها می بودم. سنگی که می‌تراشیدیم با سمباده می‌سابیدیم تا به همدیگر بچسبند و هیچ زائده‌ای نداشته باشد. باباطاهر را که می‌ساختند تنها کار مرا قبول کردند. تا سنگ آخر از لحاظ کار بنایی و طرح و تشکیلات را خودم انجام دادم.

s6
وقتی از کنار آرامگاه باباطاهر و بوعلی می‌گذرید و می‌بینید مسافران خارجی و داخلی کار شما را می‌بینند و از آن لذت می‌برند، چه حسی به شما دست می‌دهد؟
لذت می‌برم و وقتی می‌بینم چیزی ساخته‌ام که دیگران هم در لذت آن سهیم هستند و در کنار آن عکس می‌گیرند خوشحال‌تر می‌شوم.
آن زمانی که باباطاهر را می‌ساختید، سنگ‌ها را با چه وسیله‌ای به بالای گنبد بردید؟
آن زمان جرثقیل نبود. وسیله‌ای به نام تیفون بود. سنگ‌ها را با سیم بکسل می‌بستیم و می‌کشیدیم بالا با قرقره بالا میبردیم. تلمبه را یک نفر از پایین می‌زد. دو نفری توی یک تخته که روی داربست قرار گرفته بود یک سال زندگی می‌کردیم. بندهای جرثقیل ثابت بود. نمی‌توانست بچرخد و تنها بار را بلند می‌کرد. سنگ پایه میدان فردوسی تهران را با دو جرثقیل بلند کردیم، توی یک کامیون گذاشتیم و بردیم تهران، وقتی مهندس آمد دید گفت این را نتراشید همینطور طبیعی کار بگذارید. من هم کارگرها را صدا زدم و زیر سنگ را تراشیدیم. جرثقیل آمد آن را بلند کردند ولی جرثقیل نتوانست بگذارد، وقتی افتاد تمام خانه‌های اطراف لرزید.

دهه 20و 30 مشتری‌های شما چه کسانی بودند؟ به غیر از معمارها و بناهای بزرگ اهالی شهر و مردم عادی هم به شما سفارش می‌دادند؟
مشتری‌ها بیشتر معمارانی بودند که ساختمان می‌ساختند. در آن زمان بساز بفروش نبود. معماران سفارش می‌گرفتند و برای مردم خانه می‌ساختند.آنها سفارش سنگ به ما می‌دادند و ما کار را برای آنها می-فرستادیم. بیشتر بالای شهری‌ها استفاده می¬کردند. پایین شهری‌ها با خشت و چوب کار می‌کردند. شهر کوچک بود. یک قهوه خانه بود به نام قلیانی که آخر شهر بود اما امروزه وسط شهر است.
چرا این قهوه‌خانه را قلیانی می‌نامیدند؟
چون جاهل‌ها می‌رفتند آنجا و قلیان می‌کشیدند.
اسامی معماران خاطرتان هست؟
یک از معمارانی که من با او کار می‌کردم، حاج اسماعیل تحقیقی بود که برای شهرداری پارک و میدان می‌ساخت. کارهای زیادی ساخت. خانه‌ها بیشتر یک طبقه بود. حاج محمد که به «ممد بلند» معروف بود و محمد رنجبران معمارانی بودند که من با آنان همکاری کردم.
تفاوتی که در این هفتاد سال بین معماری قدیم و جدید حس می‌کنید، چیست؟
آن زمان اسکلت فلزی نبود. تمام با آجرهایی که با دست می‌سابیدند کارهای هنرمندانه‌ای می ساختند. اما امروزه مهندسی راحت شده. در ساختمان های قدیمی زمستان‌ها گرم و تابستان‌ها خنک بود. با یک چراغ کل خانه گرم می‌شد. اما حالا چند بخاری گازی لازم است. خانه‌های امروزی مثل زندان است.

از همدان قدیم چه خاطراتی دارید؟
من تقریبا 80 سال است که خاطرات همدان را دارم. آرامگاه بوعلی یک ساختمان کوچکی بود. من 7ساله بودم که محوطه نرده های چوبی داشت روبروی شهرداری یک پل طاقی وجود داشت. بعداز آن یواش یواش محوطه‌سازی کردند. دیوار کشیدند و بنای اصلی آرامگاه را گذاشتند داربست چوبی بسته بودند.
از افراد صاحبنام آنزمان چه خاطره ای دارید؟
مغازه‌ای داشتم در کنار مغازه‌ای که صاحبش قد بسیار بلندی داشت و همیشه مجبور می شد ماشین در بست بگیرد بسیار آدم خوبی بود. یک چهارپایه می‌گذاشت و می نشست جلو مغازه اش خدا رحمت کند اسمش اکبر وطنی بود.
بله گفته می شود از دوستان عارف قزوینی بوده ، از مشاغل قدیمی شهر چیزی خاطرتان هست؟
بچه بودیم برق نداشتیم. کرسی و چراغ لمپا بود. می‌گفتند که لمپا را نشکنید. کوچه‌ها پر برف بود و زندگی خوب بود الان وسیله به داد مردم رسیده است اما زندگی آن گرمی را ندارد.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/173-%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C



برچسب ها: مراد حنیفه ، همگان ، هوشنگ سیحون ، سنکتراشی ، همدان ،

جمعه 11 اردیبهشت 1394

نقش تصمیم سازی در سیاست های محیط زیستی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،زیست بوم ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نقش تصمیم سازی در سیاست های محیط زیستی

javaherian.jpg

اداره توسعه پایدار واقتصاد محیط زیست سازمان حفاظت از محیط زیست، مساله توسعه پایدار در این سازمان را دنبال می کند. این مرکز همچنین دبیرخانه کمیته ملی توسعه پایدار است. کمیته ای فرابخشی ومتشکل از 18دستگاه اجرایی کشور که از کمیته های تصمیم ساز به شمار می رود و به ریاست معاونت رئیس جمهور و ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست تشکیل می شود. این دبیرخانه دارای 13 کمیته فرعی در موضوعات توسعه پایدارنیز هست. با این وجود به رغم آنکه نزدیک به دو دهه از عمر این مرکز گذشته اما به نظر می رسد نهادهای اجرایی و تصمیم گیر چندان از توصیه های این نهاد پیروی نمی کنند و انجام پروژه های مخرب و ضد توسعه پایدار و محیط زیست کماکان ادامه دارد. به همین مناسبت با مهندس زهرا جواهریان مدیر کل این مرکز گفتگویی انجام داده ایم که در پی می آید. 
به عنوان سوال نخست شاید بهتر باشد به تاریخچه تشکیل این کمیته اشاره فرمایید.
کمیته ملی توسعه پایدار یک سال پس از تصویب "ریو" مبنی بر تشکیل کمیته توسعه پایدار در کشورها، در سال1374 شمسی آغاز به کار کرد.
خانم جواهریان این کمیته چه نقشی در تدوین سند راهبردی آمایش سرزمین دارد؟
واقعیت این است که وظیفه آمایش سرزمین برای این کمیته لحاظ نشده، اما در ذیل سرفصل های وظایف سازمان محیط زیست گنجانده شده که بخش محیط زیستی و تدوین راهبردها را این کمیته برعهده دارد، اما همانطور که اشاره کردم کمیته توسعه پایدار یک کمیته تصمیم ساز است و توسط نمایندگان تام الاختیار دستگاه ها که در این کمیته هستند و مواردی که در آنجا بحث می شود چه مواردی که به عنوان موارد فوری است و یا طولانی مدت در آنجا تبادل نظر می شود به دستگاه ها ارجاع می شود،سپس جوابو ملاحظات دستگاه ها به کمیته برمی گردد و یکی می شود، این کمیته بیشتر یک نهاد تصمیم ساز است.
نگاه این مرکز به سازمان های غیردولتی چگونه است ؟
بعد ازاجلاس ریو+20 که یک بازنگری انجام شد، ما از نهادهای مدنی دعوت کردیم و عضو گرفتیم واکنون نیز کمیته های فرعی را براساس ریو+20 بازنگری می کنیم که اقدام هایی صورت گرفته است.
این اعضا چه وظیفه ای دارند ؟
در هر کدام از کمیته های فرعی از NGOها نماینده می گیریم، نهاد غیردولتی هم که وارد می شود مانند دستگاه های اجرایی دارای رای و اظهارنظر خواهد بود و در تصمیم سازی در کمیته قطعا نقش دارد .
آینده این مرکز را چگونه می بینید؟ با تغییراتی که صورت می گیرد وضعیت چگونه خواهد بود؟
واقعیت این است که این نهاد از سال 1374 و با دولت های مختلف کار کرده چون جایی است که تصمیم سازی می کند بنابراین همیشه مورد توجه قرار داشته است.
اما ما مراکز تصمیم سازی مثل سازمان برنامه و بودجه را داشتیم که در دولت نهم و دهم از بین رفت؟
ما امیدواریم این مرکز به کار خودش ادامه بدهد و بعد ازاجلاس ریو+20 اقدامی که انجام می گیرد این است که بین دانشگاه ها، NGOها، مراکز دولتی و کمیته های تخصصیکه اعضای ریو +20هستند شبکه ای تشکیل شود. امیدواریم این شبکه پا بگیرد. تا اکنون هم ما تلاش کرده ایم که بتوانیم این اطلاع رسانی را به نحو کامل انجام دهیم، اگر وارد سایت پورتابل محیط زیست بخش توسعه پایدار شوید، می بینید که تمام مصوبه ها و اطلاعات و حتی اسناد ریو+20 را تحت عنوان چشم انداز آینده ای که می خواهیم در آنجا در اختیار مخاطبان و علاقمندان قرار دارد ولذا امیدواریم این کار ادامه پیدا کند و ما بتوانیم این شبکه را به طور کامل راه بیندازیم و به کار بگیریم.
برخی از پروژه ها اساسا بدون تایید محیط زیست به اجرا در می آیند. به طور مثال سد گرین نهاوند را محیط زیست امضا نکرد اما وزارت نیرو به انجام رساند. این تصمیم سازی شما چقدر در تصمیم گیری سازمان ها، نهادها و دستگاه های دولتی تاثیرگذار است و سازمان چقدر می تواند این را پیگیری کند؟
این چیزی را که شما مثال می زنید از نظر قانونی حق چنین ساخت و سازهایی وجود ندارد. ما متاسفانه یک نقص قانونی داریم که خواستیم در برنامه پنجم حل کنیم اما نشد، اکنون داریم به صورت یک لایحه به مجلس می بریم تا در رابطه با ارزیابی محیط زیست همین مشکل را حل کنیم. مشکل اینجاست که قانون می گوید در 51 پروژه که مشمول ارزیابی و مصوبه محیط زیست هستند ما قبل از امکان سنجی و مکان یابی باید ارزیابی محیط زیست را بگیریم، از این 51 پروژه یکی سد است، یکی پالایشگاه، یکی هم فرودگاه. اما وقتی می خواهد این اتفاق بیافتد ممکن است گلوگاه آن معاونت راهبردی باشد که بودجه در اختیار پروژه بگذارد، اما وقتی اتفاق می افتد اینجا ضعف قانون است.لذا دنبال تصویب قانونی هستیم که که اگر جایی این اتفاق افتاد، حال می خواهد توسط بخش دولتی باشد و یا بخش خصوصی، آن پروژه تخریب شود و سه برابر آن هزینه ای که صرف شده و صدمه ای که به محیط زیست وارد شده پرداخت شود.


http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/182-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C


برچسب ها: محیط زیست ، همگان ، سازمان حفاظت از محیط زیست ، زهرا جواهریان ،

دوشنبه 7 اردیبهشت 1394

قدیمی‌ترین زورخانه همدان در یک قدمی تخریب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،

قدیمی‌ترین زورخانه همدان در یک قدمی تخریب
مسعود بُربُر/ گروه سرزمین

از زورخانه‌های قدیمی همدان تنها دو زورخانه باقی مانده و شهرداری این شهر قصد تخریب یکی از همین دو زورخانه را نیز دارد. اداره کل میراث فرهنگی همدان مخالفت خود را با تخریب این زورخانه اعلام کرده است اما فعالان میراث فرهنگی همدان پیشینه خوشی از شهرداری این شهر سراغ ندارند و می‌گویند ممکن است شهرداری این زورخانه را شبانه و بدون هماهنگی تخریب کند.
پیشینه ورزش‌های باستانی در همدان بسیار زیاد است و این شهر از مراکز فعال ورزش زورخانه‌ای به شمار می‌رفته است. آن گونه که دبیر هیات ورزش‌های پهلوانی و زورخانه‌ای استان همدان با بیان این که این شهر از قطب‌های ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای کشور است از فعالیت ۲۲ زورخانه در استان همدان خبر می‌دهد. 
لطف‌ا... خاکساری با برشمردن نام پهلوانانی همچون پینه همدانی، علی میرزای همدانی، احمد کوه کش، سید احمد بطائی، پهلوان گودرزی، پهلوان قیاسی، پهلوان سید میرزا آقا سجادی، محمد قاسم بکتاش تویسرکانی و عزت‌ا... بیات تاکید می‌کند که در اردوهای تیم ملی همیشه نامی از همدانی‌ها شنیده می‌شود. 
با این حال در خود شهر همدان اکنون تنها ۴ زورخانه فعالیت دارند که دوتایشان متعلق به دانشگاه آزاد  اسلامی و دانشگاه بوعلی هستند که تازه تاسیس است و همه زورخانه‌های قدیمی در خود شهر به جز دو تا تعطیل شده‌اند. 
یکی از این دو زورخانه زورخانه شهید «همه‌کسی» است که به گفته فعالان میراث فرهنگی همدان قبلا زورخانه الوند هم نامیده می‌شد و قدیمی‌ترین زورخانه همدان است.
حسین زندی، فعال میراث فرهنگی و گردشگری همدان با اشاره به این که زورخانه همه‌کسی به ثبت ملی نیز رسیده است درباره وضعیت کنونی آن به خبرنگار «قانون» می‌گوید: «این زورخانه الان دست خانواده همه‌کسی است که از خانواده‌های فرهنگی همدان هستند و زورخانه را نیز داوطلبانه ثبت ملی کرده‌اند. مالک زورخانه آقای حسن همه‌کسی است که بازنشسته آموزش و پرورش است و از دبیران خوشنام همدان به شمار می‌رود. این خانواده که علاقه‌مند به فرهنگ و ورزش همدان هستند با هزینه‌های خود آن را نگهداری کرده‌اند و تا کنون نیز از جانب نهادهای مختلف مرتبط با موضوع به آن‌ها کمک مالی نشده است. البته این خانواده با این توضیح که عنوان زورخانه را اصطلاح مناسبی برای یک فضای فرهنگی نمی‌دانند نام آن را عوض کرده‌اند و به آن عنوان یادمان فرهنگی شهید‌همه‌کسی اطلاق کرده‌اند. به هر حال هزینه‌های نگهداری این مجموعه که ساختمانی با قدمت ۹۰ یا 100سال دارد خیلی بالاست و با خود خانواده است.»
به گفته زندی زورخانه همه‌کسی در یکی از خیابان‌های اصلی شهر، یعنی ابتدای خیابان شهدا در کوچه همه‌کسی قرار دارد که کوچه‌ای تنگ و قدیمی و زیباست اما شهرداری همدان به تازگی عزم کرده که کوچه باید تعریض شود، برای دسترسی آن رمپ احداث کنیم، پل بزنیم و از طریق آن خیابان شهدا را به خیابان پشتی که سرگذر نامیده می‌شود وصل کنیم. 
او تأکید می‌کند که این اولین بار نیست که شهرداری همدان اقدام به تخریب یک بنای کهن یا منطقه تاریخی شهر می‌کند: «در همین منطقه سر گذر برای تعریض خیابان، بخشی از تپه هگمتانه را هم ضمیمه خیابان کردند! متأسفانه مدیر کل میراث فرهنگی استان همدان در دوره قبل، آقای ایزدی، هم هیچ واکنشی نشان ندادند.»
البته در بحث تخریب زورخانه همه‌کسی اداره کل میراث فرهنگی همدان مخالفت خود را به صراحت اعلام و در این زمینه نامه‌نگاری‌هایی هم کرده که تا حدی توانسته موضوع تخریب زورخانه را تا اینجا به تعویق بیندازد. اما این موضوع باعث رفع نگرانی فعالان میراث فرهنگی همدان نشده است.
حسین زندی در این باره می‌گوید: «از آنجایی که اغلب تخریب‌های شهر به دست شهرداری و همیشه هم شبانه انجام می‌شود، اصلا بعید نیست بدون هماهنگی دوباره این اتفاق بیفتد و یک بنای ثبت شده همدان را از دست بدهیم. فراموش نکرده‌ایم که تخریب بافت قدیمی منطقه جولان که تنها بافت قدیمی به‌جا‌مانده در شهر همدان بود هم  با مجوز شهرداری اتفاق افتاد. اگر هم کسانی پافشاری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که خانه‌شان را خراب کنند دور خانه خندق می‌کندند تا مالک مجبور شود خانه را خالی کند. در‌واقع می‌توان گفت میراث در این موضوع به طرح تفصیلی شهرداری باخت و متأسفانه همیشه هم همین طور است و الان دیگر در همدان بافت نداریم. تنها یک سری تک‌بنا داریم مثل همین زورخانه همه‌کسی. اگر قرار باشد شهرداری اینها را هم به بهانه‌های ساخت‌و‌ساز و پل‌سازی و توسعه نابود کند باید فاتحه تاریخی‌بودن همدان را بخوانیم و آن عنوانی هم که به‌همدان داده‌اند که پایتخت تاریخ و تمدن است را تنها در شعارها باید دنبالش گشت.»
البته موضوع تخریب زورخانه همه‌کسی تنها در حد نگرانی و شایعه نبوده است. آن گونه که زندی می‌گوید درهفته گذشته بعد از این که شهرداری همدان عواملش را برای تخریب به منطقه فرستاد، مردم جمع شدند و شهرداری با اعتراض مالکان بناهای اطراف مواجه شد. جمعی از فعالان مدنی در حوزه میراث فرهنگی، هنرمندان و روزنامه‌نگاران هم نامه‌ای تنظیم کردند که این نامه روز شنبه تقدیم استاندار شد. 
زندی که خود از فعالان سرشناس حوزه گردشگری همدان به شمار می‌رود با بیان اینکه «استاندار همدان همیشه بر طبل توسعه گردشگری می‌کوبد»، تأکید می‌کند: «انتظار فعالان مدنی، هنرمندان و روزنامه‌نگاران همدان از استاندار این است که قبل از اینکه هرگونه اقدام مخربی صورت بگیرد، از مشورت فعالان حوزه میراث فرهنگی و گردشگری استفاده کند. یکی از پتانسیل‌ها و عناصری که گردشگر به آن رجوع می‌کند بنای تاریخی است و گردشگری همدان هم تاکیدش بر همین بناهای تاریخی است. اگر بنا بر تخریب این‌ها باشد گردشگر را با چه جاذبه‌ای می‌خواهید به شهر بیاورید؟»
با این حال باید دید که این بار فعالان و علاقه‌مندان و روزنامه‌نگاران میراث فرهنگی یارای رویارویی با ویرانگران تاریخ همدان را خواهند داشت، یا یک بنای تاریخی ثبت شده دیگر به گذشته خواهد پیوست.

 http://ghanoondaily.ir/News/48170/%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8


برچسب ها: روزنامه قانون ، زورخانه همه کسی همدان ، میراث فرهنگی همدان ،

چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394

صدای ادبیات شفاهی همدان را بشنویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

صدای ادبیات شفاهی همدان را بشنویم

نویسنده: حسین زندی/خبرنگار
صدای ادبیات شفاهی همدان را بشنویم
یکی از سرمایه‌های فرهنگی هر قومی ادبیات شفاهی آن مردم است. ادبیات شفاهی با عنوان‌ها و نام‌هایی چون ادبیات عامه، ادبیات مردم، فرهنگ عامه، ادبیات توده‌ها، فولکلور و دیگر موارد مشابه به کار می‌رود. این روایت‌ها در قالب قصه‌های عامیانه، متل‌ها، ضرب‌المثل‌ها، اشعار، طنزها، افسانه‌ها و مانند این‌ها بیان می‌شود...
1394/02/01
یکی از سرمایه‌های فرهنگی هر قومی ادبیات شفاهی آن مردم است. ادبیات شفاهی با عنوان‌ها و نام‌هایی چون ادبیات عامه، ادبیات مردم، فرهنگ عامه، ادبیات توده‌ها، فولکلور و دیگر موارد مشابه به کار می‌رود. این روایت‌ها در قالب قصه‌های عامیانه، متل‌ها، ضرب‌المثل‌ها، اشعار، طنزها، افسانه‌ها و مانند این‌ها بیان می‌شود.ادبیاتی که هزاران سال در یاد، سینه و زبان مردمان این سرزمین جاری بودبا ورود رسانه‌های دیداری، شنیداری و مجازی یا رنگ می‌بازد و رو به فراموشی می‌رود. ادبیاتی که از تخیلات قومی سرچشمه می‌گرفت و به بازآفرینی واقعیات نمود می‌بخشید. امروز تنها در ذهن اندکی از ساکنان این سرزمین باقی مانده است.با این حال هنوز می توان به پیروی از «انجوی‌شیرازی» و «صبحی مهتدی» به گردآوری این میراث گرانبها پرداخت. می توانیم با کمک مردمی که اشعار، متل‌ها، افسانه‌ها و قصه‌های گذشتگان را در ذهن و خاطر دارند به ثبت و ضبط ادبیات شفاهی همت کنیم.  «همشهری» در نظر دارد دست یاری به سوی همشهریان و هم استانی‌های خود دراز کند و آنچه در خاطر مردم این منطقه مانده است را منتشر کند. در ابتدای این حرکت نویسنده شاعر، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر همدانی «مسعوداحمدی (ساعد)» دستمان را فشرد و دعوت همشهری را پذیرفت. در شماره‌های آینده چند اثر از قصه‌های عامیانه همدان به روایت این نویسنده می‌خوانیم.از همشهریان گرامی همدانی تقاضا داریم قصه‌ها، متل‌ها و شعرهای عامیانه خود را به نشانی پستی روزنامه در همدان بفرستند یا از طریق پست الکترونیکی همشهری همدان hamshahri.hamedan@gmail.com به دست ما برسانند. در ادامه یکی از این قصه ها را می‌خوانیم.
بخت و اقبال
تا بوده و بودهِ خدا بوده! در روزگاران قدیم جوانی کج اقبال از زور بدبختی روزى به خودش گفت: «این جور که نیمیشه میوا برم و  بخت و اقبالِ خوابیدمه بجورِمو و بیدارش کنم! (باید بروم بخت و اقبال خود را از خواب بیدار کنم.)»...به همین خاطر نان‌پیچه‌اش را بست کمرش و راه افتاد. کوه به کوه و بیابان به بیابان رفت و رفت تا  به بیشه‌زاری رسید و دید شیری دراز به دراز خوابیده و هی نکّه می‌کند. (ناله می‌کند)جوان به این خیال که شیر، بخت و اقبال او است، بیدارش کرد و پرسید:« تو بخت و اقبال خوابیده‌ منی؟!»شیر نالید و گفت: «نه جوان! مَ اقباله خوابیده تو نیسم، حالام برو بذار به درد خودم بمیرم! راسی هر آینه اقبالته پیداکردی اَزِش بپرس دواى یی دردِ بیکردارِ مَ چیه!»
جوان رفت و رفت تا به منزل دختر دولتمندی که از بیماری افتاده بود میانِ‌ جا، رسید و از او پرسید: «تو بخت و اقبال خوابیده‌ منی؟!»دختر بیمار نالید و گفت:« نه! من بخت و اقبال تو نیستم! اگه اقبالته پیدا کردی، ازش بپرس دوا و درمان بیماری من چیه!» جوان راه ‌برید و رفت تا به درختى در حال خشکیدن رسید و از او پرسید:« اى درخت نکنه تو بخت و اقبالِ منی!»درخت با زحمت شاخه‌ای تکان داد و گفت:« نه جوان! منه ورچروکیده، بخت و اقبال تو باشم؟! خدا نکنه! ولی ای جوان اگه روزی روزگاری بخت و اقبالته پیدا کردی، علتِ خشکیدن منم ازش بپرس!»
جوان سفیر و سرگردان، پرسان‌پرسان رفت و رفت تا بالاخره به بخت و اقبالش رسید و گفت:«بالاخره پیدات کردم، تو بخت اقبال منی که همیشه‌ خدا خوابی ؟!»
بخت و اقبالش گفت:« الآنه که بیدارم!... خوب حالا بگو از من چه درخواستی داری؟»
جوان که از خوشحالى در پوست خود نمی‌گنجید.
ابتدا از بختِ خود داروى دردمندی شیر، بیماری دختر و علت خشکیدن درخت را درخواست کرد. بخت سری تکان داد و گفت:« اگر شیر مغز سر آدم بى‌شعورِ احمقى را بخورد، درد بلافاصله تن او را رها خواهدکرد.  اما علاج دختر. او باید شوهر کند تا از بیماری رهایی یابد! و علت خشکیدن درخت؟! باید گنجِ و دفینه‌ پنهان شده زیر درخت را که ریشه‌های آن را مسموم می‌نماید بیرون آوردند تا طلسم شکسته شود و درخت دوباره شاداب و سرسبز گردد!»
بخت و اقبالِ جوان لب فروبست و به او خیره گردید تا جوان خواسته‌های دیگرش را به زبان آورد. اما جوان بدون درخواست دیگری راه رفته را بازگشت تا رسید به درخت و علت خشکیدنش را گفت. درخت با شادی گفت:« خوب ای جوان چه کسی بهتر از تو، حالا که شانس بهت رو کرده، بیا گنج را دربیار براى خودت و ریشه‌های منم آزادکن! هم تو به نوائى مى‌رسی، هم من از خشکیدن نجات پیدا می‌کنم!»   
جوان گفت:« نه، حالا که بختم بیدار شده، دیه گنج بری شیمه؟ (دیگر گنج به چه کار من می‌آید؟)»
بعد هم راه افتاد و رفت تا رسید منزل دختر بیمار و علت بیماری او را هم گفت. دختر بیمار از جوان تقاضا کرد:« خوب تو بیا با من ازدواج کن تا هم صاحب من شوى و هم صاحب ثروتم!»جوان گفت:« نه! حالا که دیه بختُم بیدار شده تو و ثروتت به چه دردم مُخوره؟»
بعدم سرش را کج کرد و راه افتاد تا عاقبت رسید به بیشه‌زار و شیر خفته‌ای که از درد می‌نالید. شیر بی‌رمق با زحمت چشم‌هایش را نیمه‌باز کرد و غرش ضعیفی کرد و پرسید:« ببینم جوان! بالاخره بختت را پیدا کردی؟» جوان با خوشحالى در جواب شیر گفت:« بله بله پیداش کردم! الآنه دیه بیداره!»...
بعد هم تمام کارهایی را که کرده بود اعم از دوای بیماری دختر ثروتمند و علت خشکیدن درخت را برای شیر که یک بند ناله میکرد تعریف کرد و در آخر هم اضافه کرد که او دست رد به سینه‌ هر 2 زده است. شیر به زحمت غرید:«عجب! عجب! حالا بگو ببینم داروى درد مرا هم از بختت پرسیدی؟!» جوان گفت:« بله که پرسیدم!»چشم‌های شیر جان گرفت و پرسید:« خوب گفت داروى درد من چیه؟!»
جوان جواب داد:« به مَ گفت تا به تو بِگم دواى دردِ تو، خوردن مغز یه آدم بى‌شعور و احمقه!»شیر تکانی به خودش داد و بلند شد و خمیازه‌اى کشید و غرید:« خوب حالا ازت یه سؤالی دارم، آیا احمق‌تر و بى‌شعورتر از تو کسی‌ام پیدا میشه که لقد به بختش بزنه و یه گنج  و یه دخترِ ثروتمند باد آورده رو از دست بده؟!»  جوان که نطقش کور شده بود، هاج و واج به شیر خیره شده بود که شیر جستی زد و جوان را به خاک و خون کشید و مغزش را خورد و شفا پیدا کرد.بار کج به منزل نمی رسه، عقلم برای آدمیزاد خوب چیزیه! قصه‌ ما به سر رسید، کلاغه به خانه‌اش نرسید.


برچسب ها: ادبیات شفاهی ، ادبیات شفاهی همدان ، مسعود احمدی ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394

مجموعه‌داران کشور به پایتخت تاریخ و تمدن رسیدند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

مجموعه‌داران کشور به پایتخت تاریخ و تمدن رسیدند

نویسنده: حسین زندی همدان -خبرنگارهمشهری
مجموعه‌داران کشور به پایتخت تاریخ و تمدن رسیدند
انجمن مجموعه‌داران ایران به عنوان یکی از تخصصی‌ترین تشکل‌های غیردولتی کشور، سال‌هاست در زمینه شناسایی و معرفی ظرفیت‌های موزه‌داری خصوصی و مجموعه‌داری در استان‌های مختلف فعالیت می‌کند. در این مدت توانسته است بیش از 1500 مجموعه‌دار خصوصی در زمینه‌های مختلف شناسایی کند.
1394/02/02
  این انجمن در کنار برگزاری نمایشگاه‌های مختلف و کارگاه‌های آموزشی برگزاری تورهای ایرانگردی را نیز در برنامه های سالیانه خود دارد و در پنجمین سفر ایرانگردی روز جمعه از آثار تاریخی همدان و مجموعه‌های خصوصی در این استان بازدید خواهند داشت.
منوچهر لطفی مدیر عامل و رئیس هیات مدیره انجمن مجموعه داران ایران در گفت‌و‌گو با همشهری اظهار کرد: مجموعه‌دار به عنوان حافظ آثار فرهنگی هنری کشور محسوب می‌شود که بدون هیچ چشم‌داشت و درآمد، سرمایه خود را در راه این هدف می‌گذارد به دلیل داشتن حسن علاقه و آگاهی آثار فرهنگی و هنری کشور را نگهداری می‌کند تا نهایتا در موزه‌های دایمی برای آموزش آیندگان قرار گیرد. مجموعه‌داری سرمایه‌گذاری جاودانی است؛ سرمایه‌ای که حفظ می‌شود.
لطفی با انتقاد از همکاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور گفت: انتظار ما از سازمان میراث فرهنگی خیلی زیاد است. اما از آنجا که میراث فرهنگی درک درستی از مجموعه‌دار و مجموعه‌داری ندارد، کمکی هم به ما نمی‌کند. تجربه نشان داده چیزی از میراث نخواهیم. حتی ما علاقمند هستیم که به میراث فرهنگی کمک کنیم.
مدیر عامل انجمن مجموعه‌داران ایران هدف از برگزاری تورهای ایران‌گردی را مهم ارزیابی کرد و گفت: هدف شناسایی و تعامل با مجموعه‌داران شهرهای مختلف است تا بتوانیم مجموعه‌داری و مجموعه‌داران را ساماندهی کنیم. در سال‌های گذشته انجمن مجموعه‌داران ایران از مجموعه‌های استان‌های اصفهان، سمنان، گیلان و تهران درقالب تورهای گردشگری بازدید کرده است و در پنجمین برنامه خود از استان همدان و شهرهای بهار، لالجین و همدان بازدید خواهد کرد.
او علت انتخاب همدان را ظرفیت‌های بالا در زمینه مجموعه‌داری عنوان کرد و گفت: همدان را به دلیل داشتن مجموعه‌های ارزشمند و مجموعه داران فعال انتخاب کرده‌ایم تا برخی از اعضای انجمن از این مجموعه‌ها بازدید کنند.
انتقال تجربه و آشنا شدن با فعالیت‌های یکدیگر از اهداف چنین سفرهایی است که موجب می‌شود مجموعه‌دارها کارهای خود را مورد ارزیابی قرار دهند و بالا رفتن سطح کیفیت کار را در پی خواهد داشت. با این ارتباطات و تعامل‌هاست که نقص کار اعضا به مرور رفع می‌شود.
لطفی به برنامه‌های این سفر اشاره کرد و افزود: در این سفر تعدادی از مجموعه‌داران تهران، کردستان، اراک، گیلان و البرز حضور خواهند داشت. علاوه برآشنا شدن و ارتباط مجموعه‌دارها، بازدید از آثار تاریخی استان همدان و سفال لالجین از برنامه‌های جانبی این سفر است.  در این سفر از نمایشگاهی که درمحوطه گنبد علویان برگزار می شود، بازدید خواهیم کرد.
وی با اشاره به مجموعه‌داران همدانی گفت: بیش از 20 نفر مجموعه‌دار در استان همدان به عضویت این انجمن در آمده‌اند. به نظر می‌رسد تعداد مجموعه‌دارهای همدان بیشتر باشد. مجموعه‌هایی که در همدان شناسایی شده است آثار خوشنویسی، نقاشی، مردم‌شناسی، کبریت، تمبر، ساز و آلات موسیقی، ابزار و آلات حرفه‌ها و مشاغل گوناگون از جمله کشاورزی، آهنگری و اشیای مجاز تاریخی است.
منوچهر لطفی با اشاره به تاخیر در صدور مجوزهای مجموعه‌داری توسط سازمان میراث فرهنگی گفت: وضعیت مجوزهای مجموعه‌داری و موزه‌داری خصوصی چندسالی است که از طریق سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری پیگیری می‌شود و چند مجوز نیز صادر شده است. تعدادی از مجموعه‌داران همدانی هم ثبت‌نام کرده‌اند که به مرور در حال بررسی است. هنوز پرونده آنها به نتیجه نرسیده است به نظر من سازمان میراث فرهنگی باید توجه بیشتری به این موضوع داشته باشد و پرونده‌ها را زودتر بررسی کند.
این مجموعه‌دار تاثیر‌گذاری فعالیت‌های مجموعه‌داران را مثبت برشمرد و گفت: همین قدر که مردم و مجموعه‌دارها با این فعالیت آشنا و متوجه می‌شوند که مجموعه داری رسمیت پیدا کرده و یک فعالیت قانونی و در عین حال فرهنگی است، آمادگی پیدا می‌کنند تا در این فعالیت فرهنگی نقش داشته باشند. تاکنون تماس‌ها و ارتباطات مجموعه داران ایران موجب هم‌افزایی، خالص‌سازی مجموعه‌ها، تکمیل‌کردن مجموعه‌های خود و هماهنگی‌های مناسبی بوده است.


برچسب ها: مجموعه داران ، انجمن مجموعه داران ، مجموعه داران همدان ، همشهری همدان ،

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو