یکشنبه 31 خرداد 1394

آژانس‌های یک‌طرفه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گردشگری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

آژانس‌های یک‌طرفه

mosaferati-hamedan.jpg

با اینکه مقام‌های ارشد استان به توسعه‌ی گردشگری در همدان تاکید می‌کنند اما یکی از مشکلات بزرگ گردشگری استان این است که صنعت گردشگری و گردشگرپذیری استان فصلی است و حضور گردشگران در همدان به تعطیلات نوروز و ما‌ه‌های پایانی تابستان محدود می‌شود و در دیگر فصل‌های سال بیشتر هتل‌ها و اقامت‌گاه‌های استان خالی است. کارشناسان، نبود برنامه‌ریزی درست و راهبردی در این زمینه را اصلی‌ترین عامل معضل موجود می‌دانند. یکی از فعالان حوزه‌ی گردشگری در همدان، از اصلی‌ترین علت‌ها را یکسویه بودن صنعت گردشگری در همدان می‌داند و معتقد است فعالان حوزه‌ی گردشگری در گردشگرپذیر کردن استان کمتر تلاش می‌کنند و بیشتر در زمینه‌ی خروج گردشگر از همدان و اجرای تورهای خروجی فعال هستند و حل این مشکل، مستلزم برنامه‌ریزی درست و جامع است.


مجتبی جوادیه، دبیر موسسه‌ی نبض سبز حیات و کارشناس گردشگری در همدان می‌گوید: امروزه جذب و بالا بردن آمار گردشگر ورودی در فصول غیر پیک مسافر، یکی از دغدغه‌های مدیران و شرکت‌های دولتی و غیر‌دولتی فعال در این زمینه است. یکی از راهکارهای مهم برای اینکه ما غیر از نوروز و تابستان هم در استان از وجود گردشگر بهره ببریم داشتن برنامه جذب مسافر در آژانسهای مسافرتی است که متاسفانه علی‌رغم اینکه دولت مشوق‌هایی از قبیل معافیت مالیاتی خصوصا برای جذب گردشگر خارجی قائل شده، اما همچنان این امر صورت نمی پذیرد.
این راهنمای گردشگری در همدان می‌گوید: دفاتر خدمات مسافرتی در حال حاضر بصورت یک طرفه فعالیت می‌کنند به این صورت که فقط برای شهرها و کشورهای دیگر تبلیغات انجام می‌دهند و برای آنها جذب مسافر می‌کنند. حتی در این مورد هم اکثرا مجری سفر به طور مستقیم نیستند. فروش بلیط ایرلاین‌ها، قطار و همچنین فروش بسته‌های سفر شرکت‌های مستقر در پایتخت، عمده‌ی فعالیت این دفاتر را شامل می شود.
این کارشناس گردشگری با اشاره به دلایل وجود چنین معضلی می افزاید: عوامل زیادی می تواند دلیل عدم فعالیت آنها در امر پذیرش مسافر باشد به عنوان مثال: نداشتن تخصص در شناخت گردشگر و علایق آنها، قابلیت‌های استان در گردشگری و همچنین ناتوان بودن در طراحی یک بسته سفر در همدان و تبلیغ و مسافرگیری در استانهای دیگر از جمله دلایل آن است.
جوادیه بر نقش میراث فرهنگی تاکید می‌کند و می‌گوید: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به عنوان سازمان صادر کننده مجوز و ناظر این دفاتر می‌تواند نقش مهمی در فعالیت دفاتر خدمات مسافرتی در امر جذب گردشگر داشته باشد. میراث فرهنگی می‌تواند با ملزم کردن دفاتر به استفاده از راهنمایان گردشگری مجرب برای طراحی بسته‌ی سفر و تبلیغ و همچنین اجرای آن باعث شود این معضل کمرنگ شود. در عین حال قطعا سود بیشتری نسبت به ارسال مسافر عاید آژانس شده و اقتصاد شهر و استان تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
او می گوید: در حال حاضر، وزنه‌ی سنگین تبلیغات و بازاریابی گردشگری همدان بر دوش هتل‌ها یا شرکت‌های خصوصی گردشگری همچون دهکده‌ی گنج نامه و خود سازمان میراث است که به نظر می‌رسد هم اکنون این دغدغه در رده‌های بالای مدیریتی مطرح است که منجر به ایجاد کمیته‌ای با همین رویکرد در استانداری شده است.
جوادیه در پایان می‌گوید: به عقیده‌ی من همکاری دفاتر خدمات مسافرتی با مراکز توریستی و اقامتی می‌تواند منجر به ایجاد راهبردی قوی در امر جذب گردشگر در فصول غیر پیک مسافر و تغییر دیدگاه نسبت به فصلی بودن گردشگری همدان شود و در نتیجه، فعال‌تر شدن این صنعت در همدان دور از دسترس نخواهد بود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/251-%D8%A2%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D8%B7%D8%B1%D9%81%D9%87



برچسب ها: گردشگری همدان ، همگان ، تورهای گردشگری همدان ،

پنجشنبه 28 خرداد 1394

ضرورت ساماندهی فاضلاب گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گردشگری ،زیست بوم ،میراث فرهنگی ،

ضرورت ساماندهی فاضلاب گنجنامه
آب از بالادست آلوده است

نویسنده : حسین زندی

اجتماعی 

یکی از اصلی‌ترین مواردی که در ایجاد هر سازه و تأسیسات ساختمانی در سال‌های اخیر مورد غفلت قرار گرفته است توجه به سیستم فاضلاب آن است، بخش بزرگی از جغرافیای شهری تهران هنوز سیستم و فناوری فاضلاب ندارد در شهرهمدان هم با اینکه مدیران شهری رودخانه‌ها، چشمه‌ها و قنات‌های شهری را قربانی سیستم فاضلاب شهری کردند و فاضلاب بناهای مسکونی و اداری را با آب قنات‌ها و رودخانه‌ای این شهر هم مسیر کرده و وارد کانال‌های فاضلاب کردند اما همچنان به جرأت می‌توان گفت کانال‌های فاضلاب همدان یکی از غیراصولی‌ترین سیستم‌های فاضلابی کشور است ضرورتی ندارد کسی خلاف این گفته را ثابت کند در سال‌های اخیر بخت با مدیران همراه بوده و بدبختی به طبیعت روکرده و کم بارشی و خشکسالی باعث شده سیلی در سطح شهر جاری نشود اما همان اندک بارشی هم که در اواخر پاییز و اوایل بهار هر سال می‌بینیم نشان می‌دهد که برای پایتخت تاریخ و تمدن چه سیستم فاضلابی ایجاد کرده‌اند. لوله‌های فاضلاب گنجایش ورود و خروج فاضلاب را ندارد. مردم همدان به شخم زدن کوچه‌ها و خیابان‌های شهر عادت کرده‌اند. از آنجایی که مدیران ما به کارهای ماندگار عادت ندارند کمتر روزی را می‌توان مشاهده کرد که کارکنان زحمتکش آب و فاضلاب معبری را نکنده باشند و مشغول کاری نباشند. حال فاضلاب دزدی کشاورزان در فصل بهار و تابستان در مسیر تصفیه‌خانه و عواقب بهداشتی و بروز بیماری‌های گوناگون از فاضلاب حدیث مفصلی است.یکی از مسیرهایی که بدون توجه به ضرورت ایجاد سیستم استاندارد فاضلاب رشد کرده است منطقه گنجنامه است.گسترش فضاهای شهری همدان به کوهپایه الوند و مسیر گنجنامه و زیاده‌خواهی عده‌ای از مالکان باغ‌ها و اماکن تفریحی در این منطقه باعث شده رودخانه گنجنامه آلوده شود و این مشکل با سکوت مسئولان و بی‌توجهی مالکان و متولیان باغ‌ها و مکان‌ها روز به روز بیشتر شود و رفته رفته به یک بحران تبدیل خواهد شد.
یکی از مهمترین مراکزی که در این منطقه فاضلاب تولید می‌کند تأسیسات تله‌کابین گنجنامه است این مجموعه با دارا بودن اقامتگاه، رستوران، پاساژ و موارد دیگر بیشترین آلودگی را دارد در سال‌های گذشته به دلیل رعایت نکردن مسائل بهداشتی و سرازیر شدن فاضلاب این مجموعه به رودخانه گنجنامه مورد شکایت اداره محیط زیست قرار گرفت و اما با این که مخازنی برای تصفیه فاضلاب در نظر گرفته است هنوز رعایت بهداشت آب در هاله‌ای از ابهام است و به نظر می‌رسد تصفیه کامل صورت نمی‌گیرد.
بیشتر باغدارها، رستوران‌ها، تأسیسات و ویلاهای این منطقه نیز از فناوری تصفیه استفاده نمی‌کنند اگر چه تعداد انگشت‌شماری از جمله مجموعه تله‌کابین گنجنامه از مخازنی با عنوان «ایم هاف تانک» و «سپتیک تانک» استفاده می‌کنند اما باید توجه داشت این ابزارها در بهترین شرایط 80 درصد از آلودگی را در فاضلاب تصفیه می‌کنند و مهمتر اینکه منطقه گنجنامه کوهستانی است و به دلیل بارش زیاد و گنجایش کم این مخازن باعث می‌شود در روزهای بارانی فاضلاب از مخازن سرریز شود و تصفیه نشود. همچنین در زمان‌هایی که حجم مسافر زیاد است فاضلاب سرریز می‌شود و مخزن‌ها پاسخگوی مجموعه نیستند. در حالی که این اماکن تعهد دارند تا فاضلاب را جمع‌آوری کنند اما عزم جدی نه از سوی مسئولان استان مشاهده می‌شود نه از طرف باغداران و مالکان این مجموعه‌ها.
این در حالی است كه در تاریخ 23 اردیبهشت‌ماه سال جاری در یك جلسه ویژه مسئولان مرتبط با این حوزه به طور ظاهرا جدی گردهم آمدند تا فكری برای فاضلاب‌های رها شده در منطقه عباس‌آباد بكنند؛ چراكه مدیر شركت آب‌وفاضلاب شهرستان همدان، حسین آذرتكین در این جلسه تأكید كرد آب شهر همدان از 104 حلقه چاه، سد اكباتان، رودخانه عباس‌آباد و رودخانه خاكو تأمین می‌شود.
این به آن معنا است كه رودخانه عباس‌آباد در تأمین آب شهر همدان نقش بسزای دارد. اما رها شدن فاضلاب 17 واحد صنفی فعال در جاده گنجنامه همدان در این رودخانه این روزها این دغدغه را ایجاد كرده است كه آب این رودخانه وآلودگی آن می‌تواند عواقب نامطلوبی را در بهداشت و محیط زیست مردم شهر داشته باشد. در جلسه یاد شده عنوان شد از این 17 واحد تنها 5 مورد سیستم مدیریت فاضلابی را دارا هستند و تكلیف 12 واحد دیگر نه در آن جلسه مشخص شد و نه در جلسات بعدی.
 بخش دیگر آلودگی‌ها به دلیل وجود زباله در مسیر اصلی رودخانه گنجنامه است زباله‌هایی که توسط گردشگران در مجموعه تفریحی تله‌کابین رها می‌شود به طور کامل توسط این شرکت جمع‌آوری نمی‌شود و بخشی از آن در رودخانه رها می‌شود این زباله‌ها در زیر پل‌ها تجمیع می‌شود و موجب پدید آمدن آلودگی می‌شود و به دلیل رسوب‌گذاری بی‌هوازی آب دچار تعفن شدید در رودخانه می‌شود. این دلایل را در کنار کمبود بارش، کم‌آبی، تغییر مسیر رودخانه‌ها و چشمه‌ها، ماشین‌شویی در مسیر چشمه‌ها، حضور عشایر در کنار رودخانه و دلایل دیگر باعث می‌شود پاک‌ترین و زلال‌ترین آب الوند به آلوده‌ترین آب تبدیل شود.
گفته می‌شود؛ یک هفتم آب شهر همدان معادل 15 درصد از طریق رودخانه عباس‎آباد تأمین می‎شود و بهداشتی نبودن آب عباس‎آباد چندین بار در شورای تأمین شهرستان همدان مطرح شده است اما اقدام قابل توجهی در زمینه بهبود وضعیت صورت نگرفته است و موضوع سلامت مردم این شهر همچنان نادیده گرفته می‌شود.آنچه مسلم است منفعت‌طلبی امروز شهروندان نتیجه جبران‌ناپذیری خواهد داشت و دود این سودجویی نه‌تنها به چشم همه ساکنان امروز همدان چه مدیران و چه شهروندان عادی خواهد رفت بلکه آیندگان نیز از این بی‌تدبیری و خودخواهی بی‌نصیب نخواهند ماند.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/10/0xf127e1d141e334a9.html



برچسب ها: همدان پیام ، آلودگی رودخانه گنجنامه ، آلودگی آب گنجنامه ، تخریب الوند ،

دوشنبه 25 خرداد 1394

مفاخر فرهنگی، ویترین دولتمردان نیستند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

مفاخر فرهنگی، ویترین دولتمردان نیستند
به بهانه نکوداشت استاد پرویز اذکایی و علیرضا ذکاوتی قراگوزلو؛
مفاخر فرهنگی، ویترین دولتمردان نیستند
چندی پیش سالن ابن سینای اداره ارشاد همدان شاهد حضور ده ها نفر از مدیران دولتی، نویسندگان، پژوهشگران و علاقمندان به دو چهره فرهنگی و دوپژوهشگر صاحب نام استان یعنی دکتر پروز اذکایی و استاد علیرضا ذکاوتی قراگوزلو بود مراسمی که برای نکوداشت این دو استاد و به پاس یک عمر تلاشی که در جهت بازشناسی و معرفی فرهنگ، ادب و تاریخ ایران زمین، به ویژه زادگاهشان همدان انجام داده اند برگزار شده بود.
 
تاریخ : شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۲۷
در نگاه اول این مراسم قابل تقدیر است، چراکه احترام به هر نویسنده و پژوهشگری کاری پسندیده و مورد قبول است واحترام به بزرگان فرهنگی و دانشمندان از گذشته در همه نقاط دنیا متداول و مرسوم بوده و هست به ویژه برای دانشی مردانی چون دکتر پرویز اذکایی که بیش از ۴۰۰ مقاله و کتاب از خامه هنر آفرینش خلق شده و استاد علیرضا ذکاوتی قراگوزلو با کارنامه ای پربار که بیش از ۳۵ جلد کتاب ارزشمند و ده ها مقاله کم نظیر نگاشته است. این دو استاد پایه و استوانه فرهنگی تاریخ معاصر این شهرند و مجموعا به اندازه یک پژوهشگاه و یا دانشگاه اثر تولید کرده اند پس سزاوار است افزون بر این که هرساله بزرگداشتی در خور نام ومنزلت آنان برگزار شود مجسمه آنان نیز در بهترین نقطه شهر نصب شود.
اما آیا این کار به تنهایی کافی است که برنامه ای برگزار شود ، مسولان در آن به سخنرانی بپردازند، کارنامه تبلیغاتی خود را پربارترکنند و در بوق و کرنا بدمند که ما طرفدار و حامی نویسندگان هستیم؟ این برنامه کدام یک از مشکلات این نویسندگان را برطرف کرد؟ آنچه مسلم است جنبه تبلیغاتی و بهره گرفتن از نام بلند این دو مرد فرهنگ و دانش استان بیشتر از دلجویی آنان بود.
مدیران فرهنگی استان هرگز از خود پرسیده اند یک پژوهشگر و نویسنده به چه منظور می نویسد؟ مگرنه این است که می نویسد تا منتشر کند و همنوعان خود را به پاسخ پرسش های حل نشده نزدیک کنند؟
این نویسنده ها همیشه در خلوت زیسته اند و از ظاهر شدن و مورد بهره برداری سوء استفاده کنندگان پرهیز کرده اند. بیشتر نوشته اند و کمتر سخن گفته اند پس نیازی به ظاهر شدن درویترین مدیران ندارند. استاد علیرضا ذکاوتی در این مراسم تنها یک جمله گفت: «من در این مراسم به این حساب آمده ام که تجلیل از علم، هنر و ادبیات باشد وگرنه من هیچ توهمی نسبت به خود ندارم» او در این یک جمله پیامش را به گوش های شنوا رساند که از چنین مراسمی بی نیاز است و هرآنچه در طول عمرش تلاش کرده برای فرهنگ و علم بوده است. دکتر اذکایی هم در این مراسم تنها به این سروده گویای عین القضات همدانی بسنده کرد« برده دلم به غمزه ای، جان نیز ببر/ بردی دل و دین نام و نشان نیز ببر/ گر هیچ اثرنماند از من به جهان/ تاخیر روامدار آن نیز ببر». 

برگزاری نکوداشت اتفاق مبارکی است همیشه در طول تاریخ آن آیین و مراسمی ماندگار بوده که از سوی مردم برگزار شده است وخودنمایی مدیران پیش از این که مراسم تبلیغاتی از سوی نهادهای دولتی برای این بزرگان برگزار شود بهتر بود دلجویی از آنان به عمل می آمد با اطمینان خاطر باید بگویم که در دوره بیماری استاد ذکاوتی که ماه ها است هر هفته برای دیالیز به بیمارستان می رود هیچ نهاد و مسئول دولتی حمایتی نکرده است و به جزهمسرش که همراه همیشگی او است و خانواده اش کسی حتی در مسیر بیمارستان و خانه همراهی اش نمی کند اگر چه به قول دکتر حسین معصومی« استاد ذکاوتی قلندری است بی اعتنا به ظاهر سازی وبی نیازاست از توجه» اما ای کاش این مسئولان تنها هر هفته یک آژانس برای رفت و آمد به بیمارستان دراختیار او قرار می دادند که در این صورت به قول استاد تجلیل بهتری از دانش صورت می گرفت.در هرجای دنیا حتی کشورهای جهان سوم و توسعه نیافته اگر برای بزرگی همچون ذکاوتی عارضه ای پیش بیاید به درمانش می کوشند اما در این شهر تنها وقتی نیاز تبلیغاتی دارند مفاخر را می شناسند.
مهمترین تجلیل برای یک نویسنده این است که شرایطی فراهم شود تا او بتواند بدون دغدغه بنویسد و منتشر کند اما امروز برای ما اسباب شرمندگی است که کتاب ارزشمند دکتر پرویز اذکایی- درگزین تا کاشان- توسط ناشران کاشانی منتشر می شود تنها به این دلیل که بخشی از کتاب با کاشان مرتبط است و هرگز به قبای اطلس مدیران بر نمی خورد که اذکایی و ذکاوتی مفاخر این استان هستند اما آثارشان در قم، کاشان، مشهد و تهران منتشر می شود.
مجموعه مقالات دکتر اذکایی در ۵ جلد گردآوری شده و آماده انتشار است اما سالهاست در گوشه کتابخانه اش خاک می خورد کاری سترگ که حاصل ۵۰ سال دود چراغ خوردن است از مدیران فرهنگی استان باید پرسید چه نکوداشتی از این بهتر که این کتاب ها منتشر شود و هم نویسنده حاصل عمر خود را ببیند و هم خوانندگان چراغ راهی دیگر از اذکایی را تجربه کنند؟

دکتر پرویز اذکایی یکی از نوادر روزگار معاصر است او یک شخصیت دانشگاهی است اما دانشجویان را از حضور دکتر اذکایی در کلاس درس محروم کرده اند وسال هاست به کمک سیاستگذاران فرهنگی او نمی تواند در دانشگاه تدریس کند.
انسان وقتی به نیمه خالی این لیوان بنگرد متوجه می شود که چه بر سر فرهنگ، دانش و دانشی مردان این استان آمده است.

حسین زندی


برچسب ها: هنر نیوز ، نفاخر استان ، پرویز اذکایی ، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ،

دوشنبه 25 خرداد 1394

گفت با مهدی مسلم خانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

گفت و گو با مهدی مسلم‌خانی مشاور امور جوانان استاندار همدان

mehdimoslemkhaani.jpg

مهدی مسلم خانی از فعالان مدنی با سابقه‌ی همدان است که از دوره‌ی نوجوانی وارد عرصه فعالیت فرهنگی شد اگر چه با روی کار آمدن دولت نهم و دهم و فشارهای موجود از تشکل های غیر دولتی فاصله گرفت اما همواره تلاشگر این حوزه محسوب می‌شد. پس از پیروزی دولت روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر فعالیت خود را شروع کرد و در خرداد 93 به عنوان مشاور امور جوانان استاندار همدان منصوب شد. با مهدی مسلم‌خانی در مورد مسایل جوانان و وضعیت نشاط اجتماعی در همدان گفت و گویی کرده‌ایم که در پی می‌آید.
ابتدا در مورد ماهیت مشاوران جوان دولت توضیح دهید.
بحث ارتباط دولت با جوانان از دولت آقای خاتمی ایجاد شد در دولت اصلاحات برنامه‌ریزان در تلاش بودند تا پلی ارتباطی بین جوانان و دولت ایجاد کنند و از طرفی نهادی وجود داشته باشد که متولی امور جوانان بوده و به عنوان یک دستگاه حاکمیتی به این امور نظارت داشته باشد به همین سبب سازمان جوانان ایجاد شد اما در دولت نهم و دهم این سازمان با سازمان تربیت بدنی ادغام شد و وزارت ورزش و جوانان شکل گرفت. در این دوره رییس دولت، ایده‌ای داشت که مشاوران جوانی را برای دولت در نظر بگیرند که در واقع از نظر سنی جوان باشند اما در همه‌ی امور مشاوره دهند و به نوعی این جوانان کارآزموده شوند برای ورود به رده‌های مدیریتی و اجرایی اما در عمل اتفاقی که افتاد این نهاد، تبدیل به یک مجموعه‌ی سیاسی شد و می‌توان گفت که به نوعی از نیروی جوانی و خلوص این مجموعه، به گونه‌ای سوء استفاده شد.
در این دولت از چه الگویی پیروی می‌شود؟
در دولت جدید این ایده دنبال نشد و نقدی هم بر آن وارد گردید که نیروی جوان با تجربه کم وارد این عرصه می‌شود و نمی‌تواند در همه‌ی امور دخالت کند. از طرفی تجربه‌ی بد دولت نهم و دهم را هم پشت سر داشت که رابطه‌ی بدنه‌ی دولت و حوزه‌ی مشاوران جوان خیلی مناسب نبود و باعث شد دولت تدبیر و امید نگاه جدیدی به موضوع داشته باشد.
شما در کنار استاندار چه برنامه‌هایی را دنبال می کنید؟
ماهیت فعالیت ما مشاوره‌ای است و وارد حوزه‌ی اجرایی نمی‌توانیم بشویم اما با این حال در آغاز ورود پژوهشی انجام دادیم تا بدانیم در این حوزه چه مشکلاتی داریم و رابطه‌ی بین جوانان و مدیران اجرایی دولت در چه وضعیتی قرار دارد نتیجه‌ی این پژوهش به ما نشان داد که رابطه‌ی مدیریت عالی اجرایی و جوانان نزدیک به صفر است.

چرا چنین رابطه‌ای را نمی بینیم؟
دلیل این مشکل اینجاست که فهم مشترکی بین این دو جریان وجود ندارد. از طرفی جوانان متخصصی را در جامعه داریم که دغدغه‌ی توسعه شهر و استان خود را دارند که در کنار ایده، طرح و برنامه‌های خود، نقدهایی هم به عملکرد مدیران داشتند اما هیچ‌وقت امکان بروز و ظهور این استعدادها وجود نداشت و مطالبات آنها نیز مغفول می‌ماند. همیشه می‌دیدیم اگر دیداری هم صورت می‌گرفت در یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ بود و پس از پایان جلسه، مطالبات فراموش می‌شد. همیشه جوانان مدعی بودند که مدیران و مسئولان، جوانان را درک نمی‌کنند و از ایده‌ها و طرح‌های ما استفاده نمی‌کنند و از سوی دیگر نیز مدیر یا مسئول معتقد بود که این جوانان نمی‌دانند من در چه شرایطی قرار دارم. مشکل اصلی اینجا بود که آنها رابطه‌ی روش‌مند و سیستماتیک نداشتند و از وضعیت یکدیگر نیز اطلاعات درستی نداشتند.
منظور از نداشتن اطلاعات همدیگر چیست؟
مثلا در حوزه میراث فرهنگی وقتی جوانان عملکرد یک مدیر را نقد می‌کردند و مطالباتی را طرح می‌کردند نمی‌دانستند بر اساس اسناد بالادستی توسعه‌ی استان، این اداره و مدیر در چه نقطه‌ای قرار دارد و به چه نقطه‌ای می‌خواهد برسد و در حوزه‌ی اجرای این هدف هم با چه موانعی روبرو است.
شما برای رفع این موانع چکار کرده‌اید؟
با توجه به ماهیت حوزه فعالیتم در امور جوانان و برای ایجاد یک رابطه‌ی سازمان یافته و هدفمند بین جوانان متخصص و مدیران اجرایی، مجموعه‌ای را با عنوان مجمع مشورتی جوانان استان تعریف کردیم که برداشتی از مدل‌های اروپایی بود. مثلا شورای جوانان اتحادیه اروپا، اگر چه ساز و کار در کشور ما متفاوت است. ما هم مسایل بومی را در نظر گرفتیم و هدف را در این مجمع ارتباط روشمند مدیران و جوانان متخصصی که دغدغه‌ی توسعه‌ی استان را دارند، قرار دادیم. پس از این که طرح مذکور با مدیریت عالی استان مطرح شد و مورد استقبال قرار گرفت در نخستین اقدام، بانکی اطلاعاتی تهیه کردیم که در آن بیش از 450 جوان متخصص دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و دکترا را شناسایی کرده ایم اگر چه هنوز جای کار دارد.
این 450 نفر چه وظیفه ای دارند؟
ما هم‌اکنون در آغاز فعالیت و دوره‌ی آزمایشی این مجمع و فقط در شهر همدان قرار داریم لذا تعدادی از این افراد دعوت شده‌اند و در کمیته‌های تخصصی مختلف از جمله: کمیته‌ی عمران، شهرسازی و معماری، کمیته‌ی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، کمیته‌ی کشاورزی و محیط زیست، کمیته فرهنگی هنری، کمیته‌ی اجتماعی و کمیته‌ی برنامه ریزی و توسعه عضو شده‌اند و البته بیشتر این کمیته‌ها هم فعال هستند و ارتباط خوبی با مدیران پیدا کرده‌اند. به عنوان نمونه، کمیته‌ی میراث و گردشگری جلسه‌های مداوم را با مدیر کل میراث فرهنگی دارند و نقدهای خود را به صورت مستقیم ارایه می‌کنند و همچنین طرح‌ها و پیشنهاد و مطالبات را نیز عنوان می‌کنند که درجشنواره‌ی زمستانی اخیر نیز طرحها و پیشنهادهایی از طرف همین جوانان مطرح شد. در سایر حوزه ها هم همین گونه است.
نتیجه و برونداد این جلسه‌ها چه بوده است؟
پس از تشکیل کمیته‌ها و برگزاری جلسات آنها، مجموعه‌ی حاضر در کمیته‌ها در حوزه تخصصی خود مساله یابی می‌کنند و ایده‌ها و طرح‌های خود را کاربردی کرده و طی جلسات منظم به مدیران کل انتقال می‌دهند. در صورتی که اختیارات سازمانی به مدیر دستگاه اجرایی اجازه دهد این مسائل و طرح ها در همان دستگاه عملیاتی می‌شود اما بسیاری از این مسائل و طرح ها نیاز به تصمیم‌گیری در جایگاه بالاتر دارد. لذا جلسات دیگری برای این کمیته‌ها با معاونین استاندار در نظر گرفته شده و از طرف دیگر هم نمایندگان کمیته‌های تخصصی مجمع در کارگروه‌ها و شوراهای تخصصی استانی شرکت می‌کنند (که فکر می‌کنم این حضور جوانان در کارگروه‌های استانی، کم‌نظیر و شاید بی‌نظیر باشد که خوشبختانه این موضوع در استان ما در حال انجام است). در آینده‌ی نزدیک هم قصد ما بر این است که این مجمع مشورتی در شورای برنامه‌ریزی استان مصوب شود و مجمع به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کند و همچنین در شهرستان‌های دیگر استان نیز شکل بگیرد.
هرچند مسولیت شما و این مجمع، مشورت دادن و تصمیم‌سازی است اما آنچه در کشور متداول شده برگزاری جلسه‌های مختلف و ارایه‌ی آمار است که گاهی هیچ نتیجه‌ای نیز در پی ندارد. آنچه شما گفتید گزارش برگزاری جلسه‌ها بود، این جلسه‌ها چه زمانی به یک نتیجه‌ی دلخواه خواهد انجامید و یا اگر در این مدت فعالیت، برونداد ملموسی داشته، بفرمایید.
ماهیت ما مشورتی است و همانطور که گفتم ارتباط روشمند بین مسئولان و جوانان متخصص توسعه محور است. این راه با اینکه زمان اندکی است آغاز به کار کرده‌ایم نتیجه بخش بوده است، بیشتر این دوستان متخصص هستند و مشاوره‌ی رایگان به مدیران می‌دهند، مثلا یکی از مدیران کل در جلسه‌ای گفت که من در کل مجموعه خودم سه نفر بیشتر ندارم که رشته تحصیلی‌اش با فعالیت‌اش همخوان باشد شما 3 دکترا و 5 کارشناسی ارشد به ما معرفی کرده‌اید. استاندار محترم هم اطمینان خاطر به ما داده تا اگر طرح کاملی مطرح شود و در اداره‌ها پیگیری نشود خود ایشان وارد می‌شوند. به طور مثال، کمیته‌ی گردشگری و میراث فرهنگی ما در جشنواره زمستانی یا در حوزه میراث فرهنگی طرح‌های مختلفی پیشنهاد داد که به نتیجه رسید و یا کمیته عمرانی و شهرسازی ما چند طرح مفید و کاربردی برای استان پیشنهاد کردند که به تایید اولیه رسیده است.
اشاره کردید که در همدان بیش از 450 نفر از جوانان متخصص را شناسایی کرده‌اید درحالی که تعداد فارغ التحصیلان و فعالان بیش از این تعداد است، ممکن است شما نتوانید از همه ظرفیت‌های این استان در مجموعه‌ی خود استفاده کنید برای بقیه‌ی نیروها چه فکری کرده‌اید؟
باید توجه داشت که کشور ما با پنجره‌ی طلایی جمعیت روبرو است یعنی متوسط جمعیت بین 25 تا 40 سال است که یک فرصت طلایی است و در دنیا به آن پنجره طلایی جمعیت گفته می‌شود و اگر دولت در بخش اقتصاد و اشتغال این جمعیت برنامه‌ریزی کند با یک جهش اقتصادی روبرو خواهد شد. ما در همدان در حال رسیدن به این رده‌ی جمعیتی هستیم، بدین معنا که جمعیت استان ما جوان‌تر از سایر استان‌هاست. یک سوم جمعیت ما 15 تا 29 ساله هستند که در سالهای آینده به این پنجره‌ی طلایی خواهند رسید و باید برای سال‌های آینده برنامه‌ریزی کنیم. به هر حال در یک وضعیت ایده‌آل، وقتی در هرم جامعه، حاکمیت در بالا قرار گرفته و بدنه مردم در کف هرم هستند تشکل‌های مدنی در بین این دو جریان قرار می‌گیرد و باید کمک کنیم که این جوانان به سمت نهادسازی گام بردارند. توجه بفرمایید که بابت همین مجمع مشورتی هم در خلاء ngoها، ما در این عرصه وارد شده‌ایم و وقتی غیر دولتی‌ها فعال نیستند من دولتی وارد فعالیت شده‌ام و کار من کار اجرایی نیست پس در پاسخ به سوال شما باید بگویم ما دنبال این هستیم که تشکل های غیردولتی را فعال کنیم و باید نماینده ngoها با مراکز مشورتی مرتبط شوند، در این جلسه‌ها حضور داشته باشند، به عبارت دیگر، ما در غیاب تشکل‌ها فعالیت می‌کنیم.
برای شکل گیری و تقویت نهادهای مدنی چکار کرده اید؟
در دوره‌ی اصلاحات تشکل‌ها تازه شروع به فعالیت کرده بودند و آغاز کار آنها بود، همچنین فعالیت آنها در دوره‌ی هشت ساله‌ی دولت نهم و دهم که دولت اعتقادی به نهادهای مدنی نداشت، دچار رکود شد و فعالیت‌ها معلق بود. حالا با این فاصله‌ی ده ساله‌ای که داریم، با این رکود روبرو هستیم که متاسفانه از طرفی جوانان آن میل سابق را برای ایجاد سازمان‌های مردم نهاد ندارند و از طرفی موانع باقی مانده است ما باید این موانع قانونی و دولتی را برطرف کنیم تا نهایتا بی اعتمادی که حاصل ده سال گذشته است برطرف شود تا دوباره تشکل‌ها فعال شوند.
استقبال جوانان برای پیوستن به انجمن‌های غیر دولتی چگونه است؟
باید عرض کنم بسیارند جوانانی که دغدغه‌ی توسعه دارند اما چون فرهنگ‌سازی دقیق و درستی صورت نگرفته که از راه نهادهای غیر دولتی می‌توانند به توسعه نزدیک شوند، به همین خاطر دغدغه پیوستن و ایجاد تشکل‌های غیر دولتی کم است. البته باز هم عرض می‌کنم عدم اعتقاد دولت نهم و دهم به این نهاد‌ها در این بی‌اعتمادی، بسیار تاثیر گذار بوده است.

آنچه در همه‌ی کشور به ویژه در همدان شاهد هستیم در عین حال که با پنجره طلایی جمعیت روبرو هستیم با مشکل بیکاری، آسیب‌های اجتماعی و ... نیز مواجه هستیم یکی از خلاء‌ها نبود تفریح است شما این مساله را چگونه می‌بینید و به طور کلی به مساله‌ی نشاط اجتماعی چگونه می پردازید؟
به اعنقاد کارشناسان در یک کشور جوان وقتی دولت به مشکل اشتغال، مسکن و ازدواج جوانان توجه می‌کند و در جهت توانمند‌سازی جوانان تلاش می‌کند علاوه بر اینکه برای اشخاص رفاه ایجاد می‌کند باعث جهش اقتصادی کشور هم می‌شود پس باید توجه داشته باشیم دولتی که نیازمند این جوانان است باید به دیگر نیازهای جوانان هم توجه کند. جوانان نیازهای فردی هم دارند، نیاز به شادمانی هم دارند. جوان اگر شغل و مسکن داشته باشد اما افسره باشد مسلما این نیرو نمی تواند ثمر داشته باشد. البته نگاه بنده و مسلما دولت آقای روحانی این نیست ولی عرض می کنم اگر یک دولت صرفا نگاه اقتصادی هم به نیروی جوان داشته باشد باید به نشاط و شادمانی این جوان هم توجه کند.
منشاء این کمبودها در کجاست؟
عوامل مختلفی دارد اما امروز دولت تدبیر و امید به این مساله اعتقاد دارد و این واقعیت را قبول داریم که نشاط اجتماعی در کشور در حد استاندارد نیست. اما چکار باید بکنیم؟ در ذیل قانون اساسی و شرع مقدس به مواردی می‌رسیم که جامعه ضرورت‌هایی هم دارد و لذا آیتم‌هایی برای بحث نشاط اجتماعی احصا شده مثل برگزاری کنسرت‌ها، برگزاری جشن‌های مذهبی در سطح عمومی، جشن‌های ملی در فضای عمومی، تئاتر و ورزش های همگانی که همگی نیازهای امروز جامعه است. چکار کردیم و چکار باید کنیم دو مساله جداگانه است. در دولت تدبیر و امید بیشترین کنسرت موسیقی را در سال گذشته داشتیم و اداره فرهنگ و ارشاد استان برای برگزاری کنسرت‌ها حائز رتبه‌های برتر شده در برگزاری نمایش ها هم شرایط خوبی داریم.
اما از سویی دیگر آمارها نشان می‌دهد که لغو کنسرت‌ها در دولت فعلی نسبت به دوره مشابه در دولت دهم بیشتر است در سال گذشته لغو کنسرت شهرام ناظری و جلوگیری از کنسرت بانوان شباهنگ و موارد دیگر را شاهد بودیم درحالی که هیچ کس به یاد ندارد مثلا گروه فشار به کنسرت موسیقی درهمدان حمله کند. به نظر می رسد این بهانه‌ی متولیان فرهنگی استان است و موضوع دیگر این است که این کنسرت‌ها برای یک سلیقه‌ی خاص است و به طور مثال به موسیقی محلی و سنتی کمتر توجه می شود پاسخ شما چیست؟
دعوت می کنم از دایره‌ی انصاف خارج نشویم. فراموش نمی‌کنیم که ما دوره‌ای داشته‌ایم که حتی برگزاری کنسرت موسیقی آیینی و مذهبی هم با مشکل مواجه بود، به نظرم همین حمله نکردن‌ها به دلیل تدبیر مدیران فرهنگی است و این موضوع که موسیقی یک سلیقه خاص در استان برگزار می شود را من قبول ندارم چون برگزار کننده‌ها هستند که درخواست می‌دهند و ذائقه و سلیقه‌ها را تعیین می‌کنند و اگر درخواست برای موسیقی سنتی هم باشد حتما مجوز صادر می‌شود، در خصوص این دو مورد هم بنده اطلاعی ندارم واقعا دلیل صادر نشدن مجوز چه بوده و مطمئنا مسئولین امر برای این کار دلایلی دارند. اگر مقاومتی هم در برابر اجرای کنسرت‌ها و اقداماتی در جهت لغو غیرقانونی آنها هم وجود دارد، با واکنش دولت و حامیان دولت روبرو بوده است. این واکنش را می‌شود در موضع‌گیری اخیر وزیر محترم ارشاد دید. به نظر من شایسته است که تعداد لغو کنسرت‌ها را در برابر تعداد کنسرت‌هایی که برگزار می‌شود دید.
بیشتر لغو کنسرت‌ها موسیقی سنتی بوده و به نظرم این اتفاق خوشایندی نیست که ذائقه‌ی موسیقی شهروندان را یک کنسرت گزار تعیین کند در حالی که مدیر کل موسیقی وزارت ارشاد در همدان گفت که باید برای موسیقی سنتی یارانه پرداخت شود و اجاره سالن دریافت نشود اما چرا اعمال نمی‌شود؟
من قبول دارم که باید مشوق‌هایی وجود داشته باشد و امکانات در اختیار آنها باشد. در شرایط ایده آل، دولت نباید در کار فرهنگی دخالت کند و فرهنگ هم باید خصوصی‌سازی شود و به نهادهای غیر دولتی واگذار گردد. اما به هر حال برگزارکنندگان، موثر هستند باید در این زمینه و فعالیت‌های موسیقی هم نهادهای غیر دولتی را فعال کنیم.
مورد دیگری که داریم این است با توجه به اس‌ام‌اس‌ها و پیام‌هایی که در فضای مجازی منتشر می‌شود نشان می‌دهد چقدر مردم ایران به طنز و پیام‌های خنده‌دار علاقه دارند، به نظر شما چه کار می‌توان‌ کرد که برنامه‌های طنز و یا استندآپ کمدی در فضاهای اجتماعی اجرا شود؟
به نظرم می توان این مساله را در جشن های مذهبی و ملی عملی نمود نمونه‌های موفقی مانند برنامه خندوانه رامبد جوان در شبکه نسیم به ما نشان داده که میتوان برنامه‌ی شاد و در عین حال سالمی داشت. این برنامه‌ها قابل اجرا و پیگیری است و این کمبود‌ها وجود دارد به نظرم به مرور با فعال شدن نهادهای مدنی تخصصی در این حوزه مسلما مساله نشاط اجتماعی تقویت خواهد شد.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/243-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، مشاور امور جوانان استاندار همدان ، موسیقی در همدان ،

دوشنبه 25 خرداد 1394

کتاب نواختن یسنای رونمایی می‌شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

کتاب نواختن یسنای رونمایی می‌شود

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
کتاب نواختن یسنای رونمایی می‌شود
«یسنای» ساز بادی و چوبی است که توسط «بهروز بیگی» در سال 91 به عنوان یک اختراع به ثبت ملی رسیده است...
1394/03/24
«یسنای» ساز بادی و چوبی است که توسط «بهروز بیگی» در سال 91 به عنوان یک اختراع  به ثبت ملی رسیده است. این ساز توسط استادان برجسته موسیقی چون محمدرضا شجریان، محمدرضا درویشی، حسین علیزاده، مجید درخشانی کیوان ساکت و حسن ناهید به تایید رسید و در سال 92 رونمایی شد. بهروز بیگی ابداع‌کننده این ساز به تازگی کتابی را برای شیوه آموزش یسنای نوشته است. به گفته بیگی، این  کتاب امروز یکشنبه 24 خرداد ساعت 16 با شرکت هنرمندان همدانی و حضور استاد «حسن ناهید» نوازنده چیره‌دست نی در سالن آوینی ارشاد همدان رونمایی می‌شود.
مخترع و سازنده این ساز با اشاره به چگونگی تدوین این کتاب به همشهری گفت: وقتی این ساز توسط استادان موسیقی تایید شد  و بعد از گذراندن مراحل تکمیلی در خانه موسیقی رونمایی شد تصمیم گرفتم یک متد و شیوه آموزشی برای آن تدوین کنم. پس از این‌که کتاب را نوشتم به کوشش «حسین زندی» توسط حوزه هنری استان همدان منتشر شده است.  بیگی با اشاره به این کتاب آموزشی و شیوه نت نویسی آن گفت: تکنیک نوازندگی ساز یسنا اگرچه شباهت‌هایی به ساز نی دارد، اما به نحوی است که با همه سازهای بادی متفاوت است. در این کتاب توضیح داده‌ام که شیوه انگشت‌گذاری آن چگونه است و کلیدگرفتن  به چه شکلی است.
وی افزود: می‌توان گفت این یک کتاب ابتدایی است. همانطور که در کتاب توضیح داده‌ام ساز یسنا در حال تکامل است تا بتواند به یک آلت موسیقی جهانی تبدیل شود. در نتیجه کتابی که برای آن نوشته شده نیز  باید تکامل یابد و مسلما به مرور اشکالات آن رفع خواهد شد که همراه با ساز کتاب نیز تکمیل می‌شود. اما در حال حاضر این کتاب برای کسانی که علاقه‌مند به آموزش این ساز هستند قابل استفاده است.
بیگی با یادآوری دیگر فعالیت‌های خود در زمینه ساخت و ساز آلات موسیقی گفت: مدتی است روی ساز نی کار می‌کنم که اصالت خود را حفظ کند و در عین حال در ساختاری جدید و مواد و ماهیت جدیدی استفاده شود. این ساز هم در مرحله‌ای است که کیفیت صدا بسیار متفاوت و عالی است، اما هنوز مراحل تکاملی را طی نکرده و نهایی نشده است.
این مخترع همدانی ادامه داد: همچنین 2 قطعه برای سازهای بادی غربی ساخته‌ام که در اواخر سال 93 رونمایی شد. این قطعه‌ها مراحل پایانی ثبت ملی را می‌گذراند تا گواهینامه صادر شود. این 2 قطعه برای سازهای کلارینت و ساکسیفون است که در اصطلاح به آن «آنش» یا قمیش گفته می‌شود. وی همچنین به مزیت‌های این ابزار تاکید کرد و گفت: این قطعه‌ها پیشتر از جنس چوب ساخته می‌شد، اما من از یک پلیمر ترکیبی به دست آوردم که بسیاری از مشکلات آنش چوبی را این قطعه ندارد. طول عمر زیادی دارد، نمی‌پوسد، خورده نمی‌شود و کیفیت آن هم خوب است. این قطعه‌ها هم توسط متخصصان خانه موسیقی بررسی و تایید شده است.
بیگی در پایان گفت: منتظر هستم کمک و حمایتی صورت بگیرد تا این قطعه‌ها به تولید انبوه برسد. پیگیری‌های زیادی انجام داده‌ام و به بخش‌های مختلف معاونت‌های وزارت ارشاد درخواست‌هایی را ارائه کرده‌ام تا حمایتی برای تولید صورت بگیرد. چون تقاضا در کشورهای دیگر وجود دارد قابلیت صادرات را دارد که امیدوارم به نتیجه برسد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF


برچسب ها: موسیقی همدان ، همشهری همدان ، ابداع ساز در همدان ، ساز یسنای ،

دوشنبه 25 خرداد 1394

سیاه‌بازی همدان در «تئاترال با طعم هگمتانه»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

سیاه‌بازی همدان در «تئاترال با طعم هگمتانه»

سیاه‌بازی  همدان در «تئاترال با طعم هگمتانه»
نمایش سیاه‌بازی «بنگاه تئاترال با طعم هگمتانه» نوشته «علی نصیریان» به كارگردانی «محمدجواد كبودراهنگی» از 16 خرداد در سالن آمفی‌تئاتر آوینی همدان به روی صحنه رفته است...
1394/03/25
نمایش سیاه‌بازی «بنگاه تئاترال با طعم هگمتانه» نوشته «علی نصیریان» به كارگردانی «محمدجواد كبودراهنگی» از 16 خرداد در سالن آمفی‌تئاتر آوینی همدان به روی صحنه رفته است. این نمایش توسط گروه نمایش بوعلی با بازی مصطفی بیگی، میثم عزیزی، محمد محمدی‌قادر، سیدمهرداد كاوسی‌حسینی، لیلا كاظمی، امیركوندی، محمدطالبی، اكبر اسلامی و نوازندگی مصطفی فراهانی، بهنام بیات و امیر سلیمانی هر شب ساعت 18 و 30 دقیقه اجرا می‌شود و تا 27 خرداد ادامه خواهد داشت. پنجشنبه گذشته استاد «داود فتحعلی‌بیگی» پژوهشگر و مدرس نمایش‌های آیینی سنتی با حضور در همدان از این اجرا دیدن كرد.
  • كمرنگ‌شدن نمایش‌های سنتی
فتحعلی‌بیگی پس از تماشای نمایش گفت: من از دوستانی كه به‌عنوان یك سرباز پیاده‌نظام جبهه فرهنگی و هنری از آیین‌های ایرانی پاسداری می‌كنند تشكر می‌كنم. دوستانی كه سن و سال بیشتری دارند حتماً به خاطر می‌آورند كه در مراسم جشن‌ها و عروسی‌ها گروه‌هایی بودند كه دعوت می‌شدند، می‌آمدند و نمایش اجرا می‌كردند این گروه‌ها شب‌های شاد خانواده‌ها را پر می‌كردند.  فتحعلی‌بیگی ادامه داد: متأسفانه رفته‌رفته این نمایش‌ها و توجه به آنها كمرنگ شد اما بودند انگشت‌شمار از استادانی مانند استاد علی نصیریان و استاد بهرام بیضایی كه به این نكته توجه و ارزش این هنر را درك و برای نگهداری این هنر بومی تلاش كردند.  این پژوهشگر نمایش‌های آیینی سنتی افزود: تا اینكه این میراث گرانبها به نسل من رسید اما متأسفانه در هم‌نسلان من خیلی‌ها گرایش به این نماش‌ها پیدا نكردند. حتی در دانشكده‌ها هم تدریس نمی‌شد. به همین دلیل حفظ و نگهداری این نمایش‌ها بسیار دشوار است. در نتیجه یادگیری این نوع نمایش‌ها هم سخت است.  وی در مورد تغییراتی كه در متن توسط كارگردان همدانی نمایش به وجود آمده بود گفت: بومی‌شدن كه هیچ ایرادی ندارد، می‌تواند زمینه‌هایی فراهم كند برای ارتباط بیشتر با تماشاگر. اما مهم این است كه ببینیم چقدر این امر درست اتفاق افتاده است. در این كار هم بخش‌هایی خوب بود و نوع ارتباطی كه تماشاگر با این نمایش داشت نشان می‌داد كه در بخش‌هایی موفق عمل كرده است.  وی در مورد بازیگر نقش سیاه در این نمایش گفت: بازیگر بانمك و حاضرجوابی است اما تا پختگی راه زیادی دارد.  فتحعلی بیگی در پایان گفت: برای همه كسانی كه سعی می‌كنند این سرزمین پابرجا بماند و فرهنگ این آب و خاك، اصالت‌ها را از دست ندهد و پایدار باشد، آرزوی موفقیت می‌كنم.
  • اضافه‌كردن متن‌های همدانی
محمدجواد كبودراهنگی كارگردان نمایش با اشاره به استفاده از شعرهای عامیانه همدانی در این نمایش گفت: ما در عین حال كه به متن اصلی و محتوایی كه آقای نصیریان نوشته وفادار بودیم اما در بخش‌هایی مانند «طلسم وروره جادو» مسائل شهری همدان را گنجاندیم و تعدادی از اشعار عامیانه به گویش همدانی را در متن آوردیم. دلیل تغییرات این بود كه فكر كردیم متن اصلی برای مخاطب امروز در همدان ممكن است جذابیت كمتری داشته باشد و اگر این موضوع را نداشتیم مخاطب رضایت كمتری داشت به‌ویژه در همدان. بازتاب خوبی كه از تماشاگر داشتیم به دلیل تصنیف‌ها و ترانه‌های عامیانه همدانی و آداب رسوم همدان بود كه در اجرا می‌دیدند.  وی در پاسخ به این سؤال كه چگونه می‌توان نمایش‌های آیینی سنتی را با توجه به اینكه استقبال خوبی را در پی دارد رواج داد، گفت: این‌گونه نمایش‌ها مدت‌هاست كه كمرنگ شده و بیشتر در جشنواره‌های آیینی و سنتی اجرا می‌شود. در حالی كه به نظر من عامه مردم دوست دارند چنین كارهایی را ببینند، دوست دارند یك كار ساده، صمیمی و با زبان طنز و كمیك اجرا شود و یك ساعت، جدای از محتوا سرگرم شوند. اگر ما بتوانیم سرگرمی را به‌عنوان هدف در نظر بگیریم و بلد باشیم تماشاگر را سرگرم كنیم مهم است و در كنار آن محتوا را هم باید در نظر گرفت.  كارگردان نمایش بنگاه تئاترال با طعم هگمتانه ادامه داد: در گذشته هم نمایش‌های تخته‌حوضی این‌گونه بود كه مردم را می‌خنداندند و طنز اجتماعی سیاسی را هم در آن  لحاظ ما کردند.
  • كم‌توجهی به باورهای اجتماعی
كبودراهنگی با تأكید بر استفاده از باورهای اجتماعی همدان در نمایش‌های سنتی گفت: ما به باورهای خود و شهرمان كم‌توجه بودیم كه باید به این موضوع هم بپردازیم. این در حالی‌ است كه  اجرای نمایش‌هایی از كردستان، كرمانشاه و سیستان و بلوچستان در جشنواره‌های بومی نشان می‌دهد آیین‌های خود را شناسانده‌اند اما ما كم كار كردیم. هنرمندان همدانی در این عرصه خیلی كم كار كرده‌اند. چه موسیقی چه زبان و لباس معرفی نشده است.  وی افزود: مسائل اجتماعی و مشكلی مانند مرغ‌فروشان و تجمع كارگران در اطراف میدان شهر كه تاكنون رفع نشده را ما در قالب «طلسم وروره جادو» یكی از باورهای عامیانه آوردیم تا بگوییم برخی مشكلات شهری انگار طلسم شده و كسی در پی حل معضل نیست.
  • نشاط اجتماعی
كبودراهنگی با اشاره به ضرورت نشاط اجتماعی و شادمانی شهروندان و رسالت نمایش در پرداختن به شادمانی مردم گفت: با رعایت مسائل عرفی باید پیش رفت تا تماشاگر هم لذت ببرد هم مشاركت كند و همراه شود. باید طوری كار كنیم تا پایان نمایش مشكلی پیش نیاید. این كار خیلی مشكل است. نباید تلاش كنیم با هر چیزی تماشاگر را به خنده واداریم. ما در این كار از این مسأله دوری كردیم. وقتی تماشاگر راضی باشد ما هم راضی هستیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%C2%AB%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D8%B7%D8%B9%D9%85-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سیاه بازی در همدان ، تئاتر همدان ،

جمعه 22 خرداد 1394

اوقات فراغت در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

اوقات فراغت در همدان

نویسنده: حسین زندی/ روزنامه نگار
اوقات فراغت در همدان
چند سالی است که اصطلاح اوقات فراغت در ادبیات مدیران دولتی رواج یافته است، اما مردم در عین حال که به دنبال سرگرمی و نشاط هستند، کمتر توجهی به این پدیده دارند...
1394/03/20
چند سالی است که اصطلاح اوقات فراغت در ادبیات مدیران دولتی رواج یافته است، اما مردم در عین حال که به دنبال سرگرمی و نشاط هستند، کمتر توجهی به این پدیده دارند. در عین حال مسئولان نهادهایی که به عنوان متولی برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت مردم به ویژه کودکان و نوجوانان هستند، بیشتر به ارائه آمار توجه دارند و کاری بنیادین و عمیق در این زمینه صورت نگرفته است. همدان هم مانند سایر استان‌های کشور نتوانسته کارنامه قابل قبولی در این زمینه ارائه کند.  بر اساس تعاریف متداول فَراغت به زمان‌هایی اطلاق می‌شود که مردم کاری ضروری برای انجام ندارند و معمولا در این مواقع تمایل به فعالیت‌های فرح‌بخش و نشاط‌‌آور بیشتر می‌شود. همچنین اوقات فراغت زمان‌هایی است که آن را طبق تمایل شخصی خود و برای خود تنظیم می‌کنند و برنامۀ آن در مورد هرکس متفاوت است و به سلیقه، نیازهای روحی، سن و توان مالی شخصی بستگی دارد. از نتیجۀ کار و عملکرد مدیران و برنامه‌ریزان این حوزه میتوان داوری کرد که نگرش به این مقوله نیاز به بازبینی اساسی دارد. به طور مثال کتابخوانی یک ضرورت است و در برخی کشورهای توسعه‌یافته به مانند یک وظیفۀ روزانه با آن برخورد می‌کنند. در ایران کتابخوانی را کاری مناسب اوقات فراغت می‌بینند و همین نگاه یکی از عوامل پایین‌آمدن آمار کتابخوانی است. نهادهایی مانند اداره کل ورزش و جوانان استان همدان، کانون پرورش فکری استان، جمعیت هلال احمر، اداره کل آموزش پرورش و دیگر نهادها تنها ارائه آمار و جنبه تبلیغاتی را مد نظر قرار می‌دهند. به طور مثال مدیران کانون پرورش فکری استان در مقابل این سوال که وضع کتابخوانی کودکان و نوجوانان در استان چگونه است؟ به جای پاسخ دقیق به گزارش و ارائه آمار اعضای کتابخانه‌ها بسنده می‌کنند. در حالی که هرگز تعداد اعضای فعال و غیرفعال این کتابخانه‌ها عنوان نمی‌شود و پرونده‌های مختومه و راکد این کتابخانه را نادیده میگیرند. چگونگی توجه به این مقوله و گذراندن اوقات فراغت به شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خانواده‌ها هم بستگی دارد و تقسیم عادلانه امکانات و فرصت‌ها برای پرکردن این زمان‌ها بسیار موثر است. این روزها شرایط اقتصادی نامناسب باعث شده است مردم بیشتر این اوقات را به فضاهای مجازی اختصاص دهند.
گرایش به فضای مجازی نه تنها زمانی برای اوقات فراغت باقی نگذاشته، بلکه بخشی از زمان کار مفید مردم را هم گرفته است. آمارهای رسمی در کشور حکایت از آن دارندکه بیش از 45 درصد از مردم از فضای مجازی استفاده می‌کنند و رئیس مرکز پژوهش‌ها و مطالعات راهبردی وزارت ورزش و جوانان پیش از این عنوان کرده بود که: «طبق پژوهش‌ها، اوقات فراغت جوانان به طور متوسط چهار ساعت است و آنان بیشتر گرایش دارند که اوقات فراغت خود را در محیط‌های سربسته و همراه خانواده سپری کنند». گویا این مسئولان نمی‌خواهند بدانند چه عواملی باعث پدیدآمدن چنین رویکردی در جوانان شده است.
 اوقات فراغت بدون نشاط، شادی، بهرهمندی از انواع هنرها، طنز و هیجان معنا ندارد. بی‌توجهی به علایق و سلایق فراغتی شهروندان و نبود امکانات مناسب به دلیل برنامه‌ریزی سلیقه‌ای از عواملی است که نوجوانان و جوانان را به سمت آسیب‌های اجتماعی می‌برد و در آنان را درگیر فضای مجازی می‌کند که نتیجه‌ای جز افسردگی و گوشه‌گیری ندارد. درهفته‌های آینده به رابطه موضوعاتی مانند گردشگری، کتابخوانی، فضای مجازی، خلاقیت، برنامه‌ریزی و عملکرد نهادهای مرتبط با مقوله اوقات فراغت در همدان به طور جداگانه خواهیم پرداخت. آنچه این روزها در همدان ضروری به نظر می‌رسد، توسعۀ فضاهای مناسب و تأسیس فرهنگسراها به منظور تقویت نشاط اجتماعی در شهروندان است. به همین منظور می‌توان کاربری خانه‌های تاریخی شهر را تغییر داد و به فرهنگسرا تبدیل کرد تا بخشی از کمبودهای موجود جبران شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86



برچسب ها: همشهری همدان ، اوقات فراغت همدان ،

به بهانه پاکسازی پسماندهای یک محوطه تاریخی در همدان؛

خداحافظی مادها با زباله های شهر هگمتانه

همشهری استان ها صفحه 6و7

17خرداد94 شماره 6552

مریم خاکیان_عده زیادی از مردم، تصور می کنند زیباسازی چهره محیطی اطرافشان اعم از شهر یا طبیعت صرفا به ساخت و ساز و رنگامیزی مرتبط است؛ این تصور اگرچه اشتباه نیست اما به واقع بخش مهمی از زیباسازی فضای محیطی به خروج پسماندهای نامتجانس از محیط مرتبط است. این پسماندها که در واقع زباله های غیرهمبافت با طبیعت را تشکیل میدهند در اغلب موارد به خاطر قصور انسانی به فضاهای زیستی، طبیعی، تاریخی و شهری وارد شده و به آنها صدمه می زنند. این موضوع سبب شده است تا این رویکرد ایجاد شود که می توان با پاکسازی فضاهای طبیعی یا تاریخی از این زباله ها به زیباسازی و حفظ سلامت محیطی کمک شایانی کرد.

به دنبال این رویکرد، گروه های زیادی در اقصی نقاط کشور تشکیل شده است که به صورت مستمر به پاکسازی فضاهای طبیعی یا تاریخی می پردازند. یکی از این گروه ها «انجمن علمی گردشگری میراث هگمتانه» در شهر همدان است که برای نخستین بار اقدام به پاکسازی محوطه تاریخی هگمتانه در این شهر نموده است.

مجتبی جوادیه مدیرعامل موسسه نبض سبز حیات که یکی از قدیمی ترین تشکلهای مردم نهاد در بحث گردشگری و محیط زیست در همدان است و در طرح پاکسازی محوطه هگمتانه نیز مدیریت این کار را بر عهده داشته است در این باره توضیح می دهد:« به پیشنهاد یکی از اساتید دانشگاه علمی کاربردی که در محدوده بیرونی محوطه باستانی هگمتانه واقع و زیر نظر سازمان میراث فرهنگی است و با همکاری انجمن علمی این دانشگاه قرار شد تا با توجه به اینکه دانشجویان آن مرکز در این محوطه تحصیل می کنند، پلاستیکها یا زباله هایی که گاهی باد به این تپه می آورد، پسماندهایی که به ندرت توسط گردشگران در این محوطه ریخته می شود و زباله هایی که خود میراث فرهنگی به دلیل انجام فعالیتهای عمرانی در تپه هگمتانه باقی می گذارد و اغلب منظره محوطه را بهم می زند را جمع آوری کنند. پس از اعلام فراخوان انجمنهای دیگر نیز به ما پیوستند و ما به پاکسازی کلیه پسماندها و زباله ها این محوطه و معابری که به عنوان مسیرهای گردشگری در هگمتانه مشخص شده بود، اقدام نمودیم. وقتی تعداد شرکت کنندگان در این طرح زیاد شد اعضای شورای شهر نیز خودشان را به ما رساندند.»

به گفته جوادیه در روز اجرای این طرح، حسین قره باغی رئیس کمیسون بودجه شورای شهر نیز با بازدید از این طرح آمادگی شورای شهر همدان را برای حمایت از طرح پاکسازی محوطه ای تاریخی و طبیعی و نیز فرهنگ سازی این موضوع در سطح شهری اعلام کرده است.

طرح پاکسازی محوطه تاریخی هگمتانه که روز 29 اردیبهشت ماه همزمان با هفته میراث فرهنگی برگزار شد، حدود چهار ساعت به طول انجامید و با مشارکت بیش از چهل نفر در برنامه، سطح این محوطه از انبوه زباله ها آزاد شد. از جالبترین رخ نمودهای این حرکت جمعی مشارکت گردشگرانی است که برای بازدید به این محوطه آمده بودند که با این گروه همراه شده و در جمع آوری زباله ها کمک کردند.

حسین زندی از فعالان میراث فرهنگی و گردشگری همدان نیز که نخستین پیشنهاددهنده پاکسازی فضاهای طبیعی و تاریخی در شهر همدان است و در این طرح نیز مشارکت داشته است، درباره اینکه چرا پیش از این به پاکسازی این محوطه مبادرت نشده است می گوید: « این نخستین بار بود که محوطه هگمتانه توسط تشکلهای مردم نهاد پاکسازی شد چراکه اساسا تپه های هگمتانه به دلیل اهمیت تاریخی  زیر نظر میراث فرهنگی است ورود به آن به مجوز نیاز دارد و پاکسازی این محوطه باید با یگان حفاظت همراه باشد که در دوره مدیریت قبلی به هیچ عنوان چنین مجوزی صادر نشد و فقط توانستیم بخشهایی از محوطه را که حصار و حفاظ نداشت به صورت بسیار محدود پاکسازی کنیم. اینبار انجمن علمی میراث گردشگری هگمتانه با اخذ مجوز از میراث فرهنگی توانست برای پاکسازی کامل در منطقه حاضر شود.»

زندی با نگاهی به تاریخچه حرکتهای پیشرو در پاکسازی فضاهای طبیعی همدان درباره پیشینه این موضوع توضیح می دهد:« پیشگام حرکتهایی از این دست، کوهنوردان قدیمی همدان هستند؛ کوهنوردهای بزرگی همچون محمود اجل نخستین کوهنورد حرفه ای همدان که حدود 97 سال پیش آموزش کوهنوردی را در همدان پایه ریزی کرد یا  فریدون اسماعیل زاده که در اخلاق ورزشی پیشرو بود و بسیاری کوهنوردان دیگر که نسبت به طبیعت احساس مسئولیت فراوان داشتند و زباله هایشان را در کوه رها نمی کردند. تاکید این افراد سبب شد تا رفته رفته مردم و خصوصا جوانان تحت تاثیر کوهنوردان قرار بگیرند. در یک دهه اخیر تشکلها، انجمنها و نهادهای مدنی با هدف پاکسازی طبیعت و بحث مدیریت پسماند شکل گرفت. از جمله این انجمنها می توان به «انجمن دوستان زمین»، انجمن «پویشگران سفر پاک» و «انجمن نبض سبز حیات» اشاره کرد که در این سالها بیش از هشتاد نفر را برای پاکسازی محوطه تاریخی طبیعی گنجنامه با خود همراه کردند، به پاکسازی محوطه باستانی نوشیجان و محوطه گردشگری سراب گیان و همچنین پاکسازی سالانه رودخانه دره مراد بیگ و تپه های عباس آباد پرداختند و فعالیتهایشان همچنان ادامه دارد. ضمن اینکه فعالیت پاکسازی فضاهای طبیعی تاریخی در همدان این پیشتر از شهرهای دیگر شکل گرفت و این پیشینه حتی قبل از تشکیل گروه های بزرگی مثل «رفتگران طبیعت» بوده است.»

بی شک یکی از مهمترین حرکتهای شهروندی در فضای زیستی می تواند مشایعت در بهسازی و پاکسازی طبیعت منطقه ای باشد؛ چراکه نه تنها آلودگی های این فضا ناشی از دخالت مستقیم انسان است بلکه عدم توجه به این رخداد سبب تخریب طبیعت می شود؛ این امر در مورد فضاهای تاریخی هم کاملا صادق است و پُرواضح است که سوءتدبیر در این موضوع می تواند آسیب جدی به بدنه تاریخ و فرهنگ ما باشد.

در همین راستا، مجتبی جوادیه درباره توسعه فرهنگ پاکسازی فضاهای طبیعی و تاریخی در سطح شهروندی می گوید: «این طرح را می شود در سطح شهر توسعه داد و با همکاری انجمن های دیگر و همراهی آنها به سهولت می توان شهروندان را به این سمت و سویی آورد که شهر تمیزی داشته باشیم، این امر شدنی است و با همکاری کلیه اعضای تشکلهایی که در این زمینه در شهر همدان فعالیت دارند می توان به توسعه زیرساختهای فرهنگی مبادرت کرد ضمن اینکه شهرداری و شورای شهر به انجمنهای ما قول مساعد داده اند تا در این باره همکاری لازم داشته باشند.»

او همچنین توسعه این حرکت را در برنامه های آتی این انجمنها امری قطعی میداند و توضیح می دهد: « قطعا ما این برنامه را برای دیگر اماکن تاریخی هم اجرا خواهیم کرد و بسیار علاقه مندیم تا در برنامه های بعدی عزیزان بیشتری به ما بپیوندند؛ گروه های زیادی همچون «رفتگران طبیعت» در دل طبیعت به پاکسازی می پردازند اما فعالیت آنها منحصر به دامنه ها و کوه ها و دشتها و جغرافیای طبیعی است؛ گروه ما سعی دارد در مکانهای گردشگری مثل گنجنامه که یک سایت تاریخی و طبیعی به صورت توامان است این فعالیت را ادامه دهد که در مورد هگمتانه خوشبختانه این موضوع به نحو احسن انجام شد و در آینده باز هم برای پاکسازی این منطقه بدانجا خواهیم رفت. در آینده هرچقدر بیشتر بتوانیم نیرو جذب کنیم کارهای بزرگتر هم انجام خواهیم داد.»

اگرچه فعالیت تشکلهای مردم نهاد بیش از هرچیز به بازوی اجرایی خود آن تشکل از طریق اعضا برمیگردد اما بی شک تغییرات پیرامونی در دستیابی به اهداف بلند مدت این انجمنها و اینجیوها بی تاثیر نیست. به گفته زندی فعال میراث فرهنگی و محیط زیست، تغییر دولت در رشد چنین گروهایی بی تاثیر نبوده است؛ او در این باره بیان می کند:« در دولت قبل بسیاری از فعالیتها محدود شد، ما تصمیم گرفتیم وارد حوزه هایی بشویم که دولت دخالتی بر آن ندارد؛ مثل بحث پاکسازی فضاهای طبیعی و محوطه های تاریخی، آموزشهای شهروندی، تفکیک زباله و برگزاری کارگاه های آموزشی. کسی با این موضوع که عده ای به جمع آوری زباله مبادرت کنند مشکلی نداشت؛ این انجمنها شکل گرفتند و قوام پیدا کردن تا اینکه در دولت جدید دستشان برای فعالیت نیز بازتر شد؛ در حال حاضر این امر به گونه ای فرهنگ سازی شده است که مردم همدان آن را پذیرفته و جزء مسئولیتهای خود می دانند و گروه های مختلف و حتی انجمنهای ادبی نیز تمایل به مشارکت در گروه های محیط زیست دارند.»

در امر پاکسازی فضاهای طبیعی و تاریخی باید تبلیغات جدی از طریق رسانه های جمعی و اطلاع رسانی شهری صورت گیرد؛ این تبلیغات می تواند صورت زیباتری از مسئولیت محوله به هر شهروند را در امر پاکسازی محیطی به او ارائه و در این مسیر او را ترغیب کند تا همپوشانی گسترده تری با سایر شهروندان به صورت یک حرکت جمعی داشته باشد.  در شهر همدان این اتفاق از طریق خلاقیتهایی چون پخش فیلم صورت گرفته است.

زندی در تکمیل صحبتهای خود به این موضوع اشاره و تصریح می کند:« برای کارهایی از این دست دولت نباید ورود پیدا کند و تنها کمک دولت صرفا باید در بخش تبلیغات و ساخت تیزرهای تبلیغاتی کمک کند. ضمن اینکه رسانه ها تاثیر بسیار چشمگیری در رشد حرکتهای جمعی از این دست دارند. هنگامیکه فیلم «نارنجی پوش» تولید شد گروه هایی در دل شهرها تحت تاثیر این فیلم شکل گرفتند؛ من پیشنهاد کردم فیلم هایی که در این زمینه ساخته شده را جمع و اکران کنیم. درباره «نارنجی پوش» ساخته داریوش مهرجویی این اتفاق افتاد و تاثیر بسیار خوبی داشت. گروه ما 150 نفر عضو دارد و شش، هفت نفر پزشک در این گروه فعالیت می کنند؛ حضور آنها سبب می شود دیگران انگیزه بیشتری داشته باشند.»

به نظر می رسد حضور چهره های سرشناس و مشهور ایران در عرصه های مختلف در بینش عمومی مردم و نیز استقبال از حضور فعالانه در امر پاکسازی محیطی بی تاثیر نباشد. مجیبی جوادیه و حسین زندی نیز به عنوان دو فعال این حوزه بر این موضوه صحه گذاشته و بر آن تاکید می کنند. حضور ستاره های سینمای کشور، قهرمانان ورزشی، اندیشمندان، شاعران، خوانندگان و چهره های محبوب ملی در هر یک از برنامه های گروهی پاکسازی محیطی که در اغلب استانهای کشور توسط تشکلهای غیر دولتی انجام می شود می تواند این رخداد نیکو را هرچه بیشتر در ذهن  مردم نهادینه کند و اسباب دلگرمی آنها برای حضور و مشارکت در این نوع فعالیت ها باشد.

 

 


برچسب ها: همشهری استانها ، پاکسازی هگمتانه ، محوطه های تاریخی همدان ، حسین زندی ،

یکشنبه 17 خرداد 1394

ساز کوک موسیقی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :موسیقی ،روزنامه همشهری ،

ساز کوک موسیقی همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
ساز کوک  موسیقی همدان
در طول چند سال گذشته گونه‌ای از موسیقی در سبک پاپ ظهور کرده که در مناسبت‌های دولتی و مذهبی اجرا می‌شود....
1394/03/17
در طول چند سال گذشته گونه‌ای از موسیقی در سبک پاپ ظهور کرده که در مناسبت‌های دولتی و مذهبی اجرا می‌شود. یکی از این خوانندگان «علی پارسا» خواننده جوان همدانی است. او معتقد است شیوه و نوع اجراهایش با دیگر خوانندگان از نظر محتوا متفاوت است و بیشتر مناسبت‌های مذهبی و رسمی را در کارهایش مورد توجه قرار می‌دهد. این خواننده همدانی امیدوار است فضایی در اختیار او و خوانندگان این گونه موسیقی قرار بگیرد تا بتوانند به صورت مداوم برای همشهریان برنامه اجرا کنند. علی پارسا در این گفت و گو از فعالیت‌های خود می‌گوید.
  • چگونه وارد عرصه موسیقی شدی؟
از 9 سالگی علاقه زیادی به خوانندگی داشتم. از همان ابتدا در گروه‌های سرود و موسیقی مدرسه توانستم چند مقام در استان و کشور کسب کنم. از سال 87 فعالیت خود را به صورت مصمم و زیر نظر استادان آواز و نوازندگی گذراندم. ساز تخصصی من گیتار است و این ساز را نزد «سامان ضیایی» آموختم. سپس در کلاس‌های سلفژ «محمدهادی‌خوشکلام» شرکت کردم. مدتی است در گروه کر آوازی باران که به سرپرستی محمدهادی خوشکلام  اداره می‌شود، مشغول هستم.
  • از چه زمانی اجراهای عمومی را آغاز کردی؟
 اجرای برنامه را از سال 90 آغاز کردم. اجرای کنسرت و نوازندگی در اداره ارشاد اسلامی، صدا و سیمای استان همدان از جمله میان برنامه شب غربی، کنسرت در حوزه هنری تهران با حضور دکتر امینی و سعید بیابانکی، اجراهای متعدد در مدارس استثنایی که به نظرم جزو بهترین اجراهایم بوده، اجرا در دانشگاه‌ها، شهرداری حوزه هنری همدان و سمینارهای مختلف استانی و کشوری از جمله فعالیت‌هایم بوده است.
  • موسیقی شما در قالب کدام سبک موسیقی قرار می‌گیرد؟
سبک خوانندگی من پاپ یا مردمی است. بیشتر کارهای من به مناسبت‌هایی خاص مانند مناسبت‌های مذهبی و یا مناسبت‌های رسمی است. اگر در زمینه‌های دیگر هم کاری را انجام دهم سعی می‌کنم دارای محتوا باشد.
  • گاهی اتفاق می‌افتد از اجرای یک کنسرت جلوگیری می شود و یا کنسرتی لغو می‌شود. در حالی که برنامه‌های شما به گفته خودتان تاییدشده است. فکر می‌کنید چرا فضایی برای اجرای مداوم برنامه ندارید؟
عامل اصلی این مشکل وزارت فرهنگ و ارشاد است. ما برای کنسرت سال 90 دردسر زیادی کشیدیم، سعی می‌کردند کنسرت ما را لغو کنند که پس از مدت ها دوندگی توانستیم برنامه‌ای اجرا کنیم. اما به تازگی فضا تغییر کرده و مسئولان ارشاد شهرستان دید بهتری نسبت به موسیقی دارند. در سال جاری خواننده‌های مطرح کشور کنسرت‌هایی در همدان اجرا کردند، اما باز هم تاکید می‌کنم مجوز از طرف اداره ارشاد صادر می‌شود و این نهاد است که باید صدور مجوزها را تسهیل کند و آسان‌تر بگیرد.
  • چه کمبودی در موسیقی وجود دارد و اداره ارشاد چه کار باید کند؟
ما باید موسیقی را رواج بدهیم و موسیقی خوب به مثلث ترانه خوب، آهنگسازی خوب و صدای خوب بر می‌گردد، اما اگر این 3 ضلع را داشته باشیم و شرایط مناسب اجرای برنامه و ارائه اثر وجود نداشته باشد، بی فایده است. اداره ارشاد باید شرایط را آماده کند تا جوانان بتوانند موسیقی خوب گوش کنند.
نیاز جوانان امروز موسیقی خوب است. به نظرم باید اداره ارشاد فضای بروز این استعدادها را ایجاد کند تا این استعدادها شناسایی شود. با ایجاد چند سالن کوچک در سطح شهر می‌توان هر روز برنامه اجرا کرد و نیاز مردم را پاسخ داد. به هر حال ما نیاز به موسیقی داریم.
  • چه عاملی باعث می شود موسیقی به سمت زیر زمینی شدن برود؟
یکی از علت‌هایی که موسیقی به سمت زیرزمینی‌شدن می‌رود هزینه‌های بالای تولید اثر است که نیاز به حمایت اداره ارشاد دارد تا نوازنده‌ها و خواننده‌های بومی همدان در استان خود بتوانند برنامه اجرا و آلبوم تولید کنند. نباید فراموش کنیم افراد با استعدادی که در حوزه موسیقی فعالیت می‌کنند، پس از مدتی یا از موسیقی فاصله می‌گیرند یا از همدان مهاجرت می‌کنند. مسئولان استان با حمایت‌‌های خود می‌توانند از این اتفاق جلو‌گیری کنند.
  • برنامه‌ای برای انتشار آثار خود دارید؟
آلبومی در دست تهیه دارم که به‌زودی در 8 بخش روانه بازار خواهد شد. آهنگسازی این آلبوم به عهده خودم بوده و ترانه‌های آلبوم را «مسعود‌آرمان» مسئول انجمن ترانه همدان سروده است. همچنین تنظیم آهنگ‌های آلبوم توسط «مهرداد‌اردلان» انجام شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%88%DA%A9-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ،

پاسخ استاندار همدان به سینماگران برای تخریب میراث فرهنگی‌

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1432883025786_IMG_5393.JPG

انگار چند سالی است سازها برای میراث فرهنگی همدان خوب کوک نمی‌شوند، هرگاه صحبت از همدان، تاریخ و هویت‌اش می‌شود، بخش عمده‌ی آن متوجه بی‌توجهی‌ها و تخریب‌هایی است که با امضای مسئولان میراث فرهنگی و مدیریت شهری آغاز شده است.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، دست‌کم از ابتدای امسال اجرایی شدن طرح‌هایی مانند ایجاد «پارک‌سوار» در چند قدمی «هگمتانه‌»ی تاریخی، تخریب میراث طبیعی در میدان «میشان»، آغاز زمزمه‌ها برای تخریب زورخانه‌ «همه‌کسی» (تا کوچه برای پارک‌سوار تعریض شود)، به مهمترین مشکلاتی تبدیل شده‌اند که میراث فرهنگی این شهر با آن دست و پنجه نرم می‌کند.

به دنبال پررنگ شدن این اتفاقات در همدان، تعدادی از سینماگران همدانی، با نوشتن نامه‌ای صدای اعتراض خود را به استاندار همدان رساندند، آن‌ها در نامه‌ی خود از «محمدناصر نیکبخت» خواستند تا از تخریب بناهای تاریخی توسط شهرداری جلوگیری کند.

در واقع سرمنشا این حرکت شنیده شدن خبر تخریب زورخانه‌ی «همه‌کسی» بود، پس سینماگران و دوستداران و میراث فرهنگی همدانی خطاب به استاندار گفته بودند: «حضرتعالی به خوبی واقفید که پیرامون محوطه‌ها و آثار تاریخی و فرهنگی سعی در حفظ و حتی گسترش فضای بصری و ترافیکی مناسب با هدف پاسداشت این گونه اماکن است، اما شهرداری همدان بدون توجه به این موضوع سعی در خفه کردن و مهجور کردن فیزیکی این مرکز تاریخی و فرهنگی را دارد.»

هرچند نوشتن نامه به مسئولان میراث فرهنگی همدان در طول چند سال گذشته باز هم توسط سینماگران انجام شده بود،‌اما برای نخستین‌بار است که یک مسئول استانی به این اعتراض‌ها پاسخ می‌دهد.

به گزارش خبرنگار ایسنا، محمدناصر نیکبخت، استاندار همدان در پاسخ به نامه‌ی آن‌ها که 26 اردیبهشت ماه منتشر شده بود آورده است: «اینجانب از همه‌ی شما عزیزان که جزو ارزش‌های بیدار، هوشیار و فهیم این مرز و بوم هستید کمال تشکر و امتنان را داشته، ضمن ابزار تأسف از قصور و کاستی‌های رخ داده‌ی گذشته و با احترام به دغدغه‌ها و نگرانی‌های فرهنگی ارزشمندِ شما سرمایه‌ها و مفاخر ملی این استان، با قاطعیت اعلام می‌کنم که حفظ همه‌ی ارزش‌ها و هویت‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی بر همگان ضروری است و با توجه به دیدگاه عمیق دولت تدبیر و امید در حفظ ارزش‌های این مرز و بوم، تلاش همه جانبه‌ی کلیه‌ی ادارات و سازمان‌های دولتی و مردم نهاد این استان در راستای توجه و تأکید بر حفاظت همه جانبه از آثار تاریخی، طبیعی و محیط زیست متمرکز بوده و هرگونه تخریب و نابودی آثار تاریخی ، باغات و فضای سبز را محکوم کرده و اجازه نخواهیم داد که تعرضی به این سرمایه‌های ارزشمند ملی صورت گیرد، پاسداشت این ارزش‌ها برای ههم‌ی ارگان‌ها یک تکلیف قانونی و اداری است.

تقاضا دارم کماکان در مراقبت از تمام ارزش‌های موجود تاریخی، فرهنگی و طبیعی در این پهنه غنی و کهن کوشیده و با حساسیت بالا و حضور پر رنگتر در زادگاه خود و در کنار مردم فهیم، علاقه مند و فرهنگ دوست استان همدان ضمن ارایه رهنمودها و پیشنهادات لازم در این زمینه نظارت مستمری را نیز بر عملکرد دستگاه‌های دولتی داشته و بنده را در پیشبرد این مسیر یاری و کمک رسانید تا بتوانیم با هم و در کنار هم، همه‌ی آنچه هویت این مرز و بوم است را بدرستی حفاظت، نگهداری و احیاء کنیم. چرا که بدون شک میراث فرهنگی فقط امانت گذشتگان نیست، بلکه سرمایه و هویت نسل‌های آینده نیز هست.»

نیکبخت در پایان نامه‌ی پاسخگویی خود به سینماگران به طور اختصاصی و کوتاه،‌ درباره‌ی درخواست آن‌ها نیز تاکید می‌کند: «در خصوص حفظ زورخانه مد نظر نیز تأکیدات لازم صورت گرفته و محفوظ خواهد ماند.»

http://isna.ir/fa/news/94031608890/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8



برچسب ها: زورخانه های همدان ، پاسخ استاندار همدان به هنرمندان ، تخریب محیط زیست همدان ، تخریب میراث فرهنگی همدان ،

گردشگری تخریب؛ شیوه‌‌‌‌‌ی مورد پسند گردشگران ایرانی
بهترین نوع گردشگری در ایام پیک سفر؛
گردشگری تخریب؛ شیوه‌‌‌‌‌ی مورد پسند گردشگران ایرانی
در برخی از سایت‌های مشهور باید از یک تعداد بخصوص بیشتر گردشگر به مجموعه راه نداد، روشی که امروزه در بسیاری از سایت‌های گردشگری جهان مانند موزه لورو هم به کار گرفته می‌شود.
 
تاریخ : سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۵۴
مریم اطیابی- به گزارش هنرنیوز، تعطیلات چند روزه که پیش می آید تعداد زیادی از افراد کوله‌بار سفر می‌بندند و راهی دیاری دیگر می‌شوند اما این سفرها برای منطقه مقصد جدای از درآمد زایی مضراتی را نیز به دنبال دارد. تخریب منابع طبیعی، انباشت زباله، تخریب آثار تاریخی و... یکی از این موارد که هنگام پیک سفر اعم از ایام نوروز یا تعطیلات مناسبتی پیش می‌آید ، یادگار‌نویسی یا پدیده وندالیسم آن هم بر روی آثار تاریخی و طبیعی است .براساس تحقیقات انجام شده در جهان، اعمال وندالیستی به‌طور وسیع توسط جوانان انجام می‌شود بدون آنکه بدانند این عمل جرم است. آنها اعمال خود را نوعی شوخی می‌دانند و تخریب اموال برای آنها تفریح و هیجان می‌آورد همانطور که تعداد قابل توجهی از افراد هم معتقدند ریختن آشغال غذا و یا مواد خوراکی مشکلی برای طبیعت بوجود نمی‌آورد و تنها نباید در طبیعت زباله پلاستیکی ریخت اما همین افراد به این موضوع فکر نمی‌کنند که وقتی در یک برهه زمانی خاص، تعداد زیادی از افراد با همین طرز تفکر زباله‌هایشان را در طبیعت رها کنند چه مشکلات زیست محیطی و بهداشتی در دامان طبیعت بوجود می‌آید. اما به راستی گردشگران با حضورشان در مقاصد گردشگری چه مشکلاتی را بوجود می‌آورند.

سعید ابراهیمی- از فعالان گردشگری و عضو خوشه‌سار بوم‌گردی-
 معتقد است قم یکی از مقصدهای حتمی نوروزی و سایر ایام تعطیل است چرا که این شهر در مسیر ارتباطی شمال به جنوب کشور قرار دارد و از این روی مسافران برای استراحت و زیارت حضرت معصومه(س) حتماً در این شهر از یک ساعت تا یک شب را اقامت دارند. او اظهار می‌کند:« بحث ریختن زباله فقط شامل اماکن متبرکه یا تاریخی و محوطه‌های اطراف آن نمی‌شود ما در یک دوره 20 روزه نوروزی کل طبیعت و آثار مذهبی و تاریخی را منفجر می‌کنیم. زدن چادر در اطراف حرم‌ها و رعایت نکردن نکات زیست محیطی معضلی است که همیشه در ایام پیک سفر قم، شیراز و مشهد با آن مواجه هستند. شاید زوار در خود حرم زباله نریزند اما در محوطه‌های اطراف این اتفاق زیاد می‌افتد. هر چقدر هم که متولیان این بارگاه‌ها یا شهرداری بخواهد، عملاً تا مردم همکاری نکنند فایده‌ای ندارد. در ضمن من نمی‌دانم این علاقه به گذاشتن ردی از خود بر دیوار و تنه درخت و کاهگل فلان اثر تاریخی یا درست کردن آتش و خاموش نکردن آن کی قرار است خاتمه پیدا کند؟»

او ادامه می دهد:« نمی دانم میل به جاودانگی است. یا تمایل به از بین بردن یک اثر به دلیل بی‌هنری است یا عدم آموزش اما به هر روی بد نیست یادگار نویسان و مخربان طبیعت و آثار تاریخی چند باری با مجازات روبه رو شوند و این موضوع در رسانه ها هم اطلاع‌رسانی شود چرا که هر چند پیشگیری بهتر از درمان است اما ظاهرا گفتن هزار باره این موضوع حداقل درباره اثار تاریخی فایده ای نداشته است البته آموزش و رشد فرهنگ موضوعی وقت گیر است به عنوان مثال شاید سالهای نخست که سیزده به درها کیسه زباله به مردم می‌دادند برخی این موضوع را خنده‌دار می‌دانستند اما به نظرم نسبت به چند سال پیش آگاهی مردم درباره نریختن زباله تا حدودی افزایش یافته است اما درباره ننوشتن یادگاری این آموزش ضعیف بوده است.» 

حسین زندی – یکی از فعالان حوزه گردشگری و میراث فرهنگی همدان – 
درباره وضعیت این غار در ایام پر مسافر می‌گوید:« بیشترین آسیب در ایام نوروز به غار علی‌صدر وارد می‌شود چراکه مردم با کندن و بردن قندیل‌ها می‌خواهند خاطره غار را باخود ببرند غافل از این که این قندیل ها به محض جدا شدن می‌میرند و دیگر شبیه روز اول نیستند و از آن مهمتر با این کار به یکی از سایت‌های طبیعی کشور بیشترین آسیب وارد می‌شود! مضاف بر این که در موزه هگمتانه هم به دلیل عدم وجود حفاظ مردم به راحتی به برخی از سنگ های تراشیده یا کتیبه‌ها در محوطه باز دسترسی دارند و گاهی علاوه بر دست زدن به آنها، حتا روی برخی از این سنگ‌ها می‌نشینند.»

سیاوش آریا - یکی از فعالان میراث فرهنگی شیراز - بیشترین آسیب را در نوروز متوجه پارسه( تخت جمشید) می‌داند چرا که خیل گردشگران و جمعیت 50 تا 60 هزار نفری روزانه آنها که همراه با دست زدن به آثار، سابیدگی پله‌ها، یادگار نویسی و ضربه زدن به سنگ‌تراشه‌هاست همه ساله آسیب‌های زیادی را در کنار افزایش گردشگر در ایام نوروز به دنبال دارد آن هم تخت جمشید که چهارسایت آن شامل کاخ آیادانا، کاخ هدیش خشایار، کاخ سه در، کاخ تچر چندین سال است که به روی گردشگر باز نشده و تعطیل است. او برگزاری نوروز در آرامگاه کوروش و پرتاب ترقه به آن را یکی از آسیب‌های ایام نوروز گذشته به آثار تاریخی می‌داند و می‌افزاید: تازه این مکان‌ها نگهبان دارد اماکن تاریخی بدون محافظ که با خطر جدی تری روبه رو هستند مانند تنگه قندیل کازرون. هرچند شاید گردشگر سایر استان‌ها آن را نشناسند اما دست کم بومی‌های منطقه آن را می‌شناسند و خطر تخریب را افزایش می‌دهند.

وی اشاره‌ای هم به خانه‌زینت الملک مربوط به دوره قاجار در شیراز دارد که موزه مشاهیر هم هست و اضافه می‌کند:« می‌دانید این خانه در ایم پیک سفر چقدر بازدید کننده دارد و به دلیل نداشتن نیروی کافی چند تا از مجسمه‌های آن شکسته و برداشته شده است؟!»

صحبت‌های سمیرا تا‌ج‌الدینی- راهنمای گردشگری کرمان- درباره وضعیت کلوت‌های شهداد هم شنیدنی است که می‌گوید:« بیشتر گردشگران به باغ شازده می‌روند که ریختن زباله در جوی آب و اطراف باغ منظره ناخوشایندی ایجاد می‌کند. اما کلوت‌های شهداد هم از این تجربه تلخ بی‌بهره نیستند. اخیراً و بویژه در ایام نوروز خودروها زیادی در این منطقه رفت و آمد می‌کنند که علاوه بر ریختن زباله، آلودگی‌های صوتی شدیدی در این منطقه ایجاد می‌کنند. قبلاً فقط خودروهای مخصوص کویر برای مسابقات آفرود آن هم در یک مسیر کاملاً مشخص ورود پیدا می‌کردند اما اکنون همه خوردروها روانه کلوت می‌شوند. از طرفی تعداد مسافران در ایام خاص اینقدر زیاد است که برای بازدید حمام گنج‌علی خان باید صف بست اما در حمام وکیل مربوط به دوره قاجار- اجرای نگروه‌های موسیقی و نصب اکو که موجب چند برابر شدن صدا می‌شود و لرزه بر اندام این اثر تاریخی می‌اندازد را نباید فراموش کرد.»

پگاه ‌لطیفی‌ - راهنمای گردشگری یزد- هم با اشاره به این که میدان امیرچخماق مهمترین سایت تاریخی یزد است از گردشگران این گلایه را دارد که چرا اطراف میدان اتراق و بساط خود را در آنجا پهن می‌کنند. این در حالی است که در شهر تابلوهایی مسافران را به سمت پارک‌های دارای جایگاه برای نصب چادر و اقامت هدایت می‌کند. پهن کردن فرش و خوردن عصرانه و گذاشتن زباله در اطراف میدان در ایام پیک سفر از نظر لطیفی واقعاً دردسر ساز است. از طرفی در میدان امیرچخماق یک سری دست‌فروش بساط پهن می‌کنند و شال و روسری می‌فروشند. این در حالی است که گردشگران دور آنها تجمع می‌کنند و به یکباره چهره یزد را بهم می‌زنند چرا که این میدان نماد شهر است و از اهمیت خاصی برخوردار است. از طرفی عده‌ای ظروف خود را با آب می‌شورند و چون وسط بازارچه یک حالت گودی مانند دارد، آب به این سو روانه می‌شود و چون در اطراف آن جگرکی است هرکس این صحنه را ببیند احساس می‌کند در اینجا خونابه روان است.

او ادامه می‌دهد:از این‌ها که بگذریم. چرا اصرار دارید خودروتان را در تنها پارکینگ میدان امیرچخماق پارک کنید. ماشین را گوشه‌ای پارک کنید و خیابان امام خمینی را پیاده بیایید و از این فضا و بافت لذت ببرید. مسیر طولانی که نیست بهتر از آن است که از 10 صبح چنان ترافیکی در میدان درست کنید که هیچ خودرویی نتواند زودتر از 1 ساعت و نیم از چاه ترافیک این میدان رهایی یابد. اما درنهایت 

مهرک(مریم) حصارکی از اعضای انجمن صنفی راهنمایان گردشگری درباره تورهای ایام پیک سفر توضیح می دهد:« ما در ایام پیک سفر که معمولاً نوروز و تابستان است، علاوه بر گردشگران داخلی شاهد حضور گردشگران خارجی هم هستیم اما شلوغی سایت‌های تاریخی این بازدیدکنندگان را با مشکلات زیادی روبه رو می‌کند. به نظرم ما در برخی از سایت‌های مشهور باید از یک تعداد بخصوص بیشتر گردشگر به مجموعه راه ندهیم کاری که در بسیاری از سایت‌های گردشگری جهان مانند موزه لورو اتفاق می‌افتد. فرضاً روزانه به 1000نفر یا در سایت‌های بزرگتر فرضاً 10 هزار نفر بیشتر اجازه ورود ندهیم. اتفاق دیگری که باید بیفتد این است که می‌توان علاقه‌مندان را در قالب گروه‌های چند نفری به داخل سایت‌ها برد و یک بازه زمانی مشخص برای بازدید آنها در نظر گرفت که هم تمام گردشگران بتوانند از سایت‌ها بازدید کنند و هم آسیب کمتری به آثار تاریخی وارد شود.»


برچسب ها: هنر نیوز ، گردشگری همدان ، غار علیصدر ،

سه شنبه 12 خرداد 1394

یک تهدید تازه برای گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گردشگری ،زیست بوم ،میراث فرهنگی ،

یک تهدید تازه برای گنجنامه
مسعود بُربُر/ گروه سرزمین

یک خاکبرداری کوچک که کوهنوردان می‌گویند یکی، دو ساختمان در آن جای می‌گیرد، بالاتر از کتیبه و آبشار گنجنامه، در مسیر قله الوند. رئیس جمعیت هلال احمر همدان می‌گوید آنجا قرار نیست اتفاقی بیفتد، تنها قرار است یک زیرزمین کوچک برای پایگاه امداد و نجاتی که آنجا احداث می‌شود ساخته شود. فعالان مدنی اما نظر دیگری دارند. منابع طبیعی نیز به مراجع قضایی شکایت برده است.
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان در این باره به «قانون» می‌گوید: «در یک محوطه ۴۵۰ متری در بالای میدان میشان، که با کتیبه‌های گنجنامه ۲ کیلومتر فاصله دارد، یک چهاردیواری بود که از قبل به تربیت بدنی واگذار شده و مخروبه بود. آنجا با توجه به اینکه ایستگاه تله‌کابین است و رفت و آمد کوهنوردان و گردشگران را داریم و بادهای شدیدی که گاهی می‌وزد و مسائلی از این دست، قرار بود جمعیت هلال احمر یک پایگاه امداد و نجات بسازد.»
محمدرضا همتی با تأکید بر اینکه ساخت این پایگاه ضروری بود می‌گوید: «ظاهراً زمانی که خواسته‌اند دیوارها را ترمیم بکنند و ساختمان‌سازی کنند یک مقدار خاکبرداری هم جلوی این بنای مخروبه انجام شده است که مازاد بر آن زمین ۴۵۰ متری بوده است. این موضوع را همکاران ما بررسی کرده‌اند و تشکیل پرونده داده‌اند و اکنون در دادگستری در حال رسیدگی است.»
او با تأکید بر اینکه اداره کل منابع طبیعی اقدام قضایی کرده است می‌گوید: «در واقع موضوع این بود که یک بنای مخروبه‌ای بود برای تربیت بدنی که از سی چهل سال پیش مخروبه شده بود.آن را احیا کردند  اما اشتباهی که کرده‌اند این است که جلوی آن ساختمان حدود ۱۵۰ متر خاکبرداری کرده‌اند که پایین همان ساختمان پارکینگ درست کنند.این قسمت جلویی که خاکبرداری شده در محدوده نبوده و غیرمجاز بوده است.»
با این حال یک فعال میراث فرهنگی و محیط زیست استان همدان در گفت‌وگو با «قانون» ابعاد ماجرا را مهم‌تر ارزیابی می‌کند: «من تماسی با رئیس جمعیت هلال احمر داشتم که گفتنداتفاقی قرار نیست آنجا بیفتد و یک زیرزمین کوچک قرار است بسازیم اما آن حجم خاکبرداری که آنجا صورت گرفته است مربوط به یک زیرزمین کوچک نیست. بخشی از دشت میشان را تخریب کرده است. به لحاظ متراژ نمی‌توانم تخمینی بزنم اما حجم بزرگی است که می‌توان در آن چند ساختمان ساخت. اینجا هر اتفاقی بیفتد چون بالادست کتیبه‌ها و آبشار گنجنامه قرار دارد، هر ساخت و ساز و خاکبرداری و تخریبی انجام شود، آسیبش به کتیبه‌ها و آبشار می‌رسد.» حسین زندی در توضیح پیشینه ماجرا می‌گوید:  «دشت میشان یک دشتی پای قله الوند و بالاتراز کتیبه‌های گنجنامه است که کنار مسیر کوهنوردان به سمت قله الوند قرار دارد. این دشت چمن‌زاری نزدیک به 10هکتار است که بخشی از آن را تله‌کابین گنجنامه به عنوان ایستگاه مقصد ساخت‌و ساز کرده است. یعنی تله‌کابین از کنار کتیبه‌ها و آبشار گنجنامه شروع می‌شود و بالا می‌رود و در میدان میشان گردشگران را پیاده می‌کند. به این ترتیب بخشی از میدان میشان را مجموعه تله‌کابین قبلا خراب کرده است. چند درخت را از میان برده و عشایری که آنجا فعالیت می‌کردند را از آنجا حذف کرده و چمن‌زارها را شخم زده و بخش بزرگی را آن زمان از میان برده است.»
او ادامه می‌دهد: «در این دشت میشان، سه تا ساختمان قدیمی داشتیم که دو تا پناهگاه کوچک است که کوهنوردان ساختند و یک پایگاه امداد و نجات هلال احمر . تقریبا دو هفته پیش هلال احمر همدان اقدام به ساخت و ساز کرده است و برای این کار خاکبرداری و صخره‌برداری و تخریب‌هایی هم انجام داده است.»
زندی با تأیید فاصله زیاد عملیات ساختمانی با کتیبه‌ها، درباره آسیب‌هایی که این فعالیت ایجاد می‌کند توضیح می‌دهد: «درست است که فاصله زیاد است ولی آبی که از اینجا و از چشمه‌های میدان میشان خارج می‌شود به آبشار گنجنامه می‌رسد. وقتی شما مسیر یک چشمه و رودخانه را تغییر می‌دهید، زمستان که برف و بهمن می‌آید، ممکن است این آب با هر بارشی تبدیل به سیل شود، ممکن است آسیب‌های جدی به پایین دست وارد کند و یا موجب فرسایش شود.»
او با تأکید بر اینکه الوند به عنوان میراث طبیعی ثبت شده است پایین دست آن هم کتیبه‌های گنجنامه به ثبت ملی رسیده و کنار آن هم آبشار گنجنامه که ثبت در فهرست آثار ملی است قرار دارد می‌گوید:  «البته عملیات اجرایی با این‌ها آن‌قدر فاصله دارد که میراث نتواند وارد شود اما چون بالادست آن است و آبشار گنجنامه در‌واقع در حوزه آبریز میدان میشان است قطعاً به آن‌ها آسیب می‌زند. مسئله دیگری که آنجا داریم بحث حریم ارتفاعی است. این عملیات در ارتفاع 2600و 2700متری انجام می‌شود و در آن ساخت و ساز می‌کنند. هرگونه ساخت و سازی در این ارتفاع ممنوع است اما متأسفانه مسئولان ارشد استان سکوت کرده‌اند و این اتفاق می‌تواند به بدعتی تبدیل شود تا بعد از این کم کم در ارتفاع ۲۷۰۰ متری هم بروند ساختمان و شهرک بسازند.»
زندی در پایان با اشاره به اینکه اولین اعتراضات در این مورد را کوهنوردان انجام داده‌اند می‌گوید که اعتراضات کوهنوردان هم، چه در مورد ساخت‌و‌سازهای جدید تله‌کابین و خاکبرداری‌هایی که انجام دادند و چه در مورد خاکبرداری جمعیت هلال‌احمر، در این مدت به جایی نرسیده است.  پیش‌تر نیز فعالان میراث و محیط زیست از کوه‌خواری گسترده در الوند همدان و در نزدیکی گنجنامه خبر داده بودند. فعالیت‌هایی همچون جاده‌سازی، ساخت و ساز هتل، تغییر مسیر آب‌های طبیعی (رودخانه‌ها و چشمه‌ها و نهرها) و ... در شرایطی رخ می‌دهد که مسئولان استان این فعالیت‌ها را با مجوز و تحت عنوان «توسعه گردشگری» انجام می‌دهند با این حال مدیرکل میراث استان همدان می‌گوید این نقطه از همدان «محور گردشگری» ماست و می‌خواهیم آن را «ساماندهی» کنیم. 

http://ghanoondaily.ir/News/51116/%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87



برچسب ها: تخریب گنجنامه ، تخریب الوند ، هلال احمر همدان ، میدان میشان ، روزنامه قانون ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."
روزگارکودکی برنگردد دریغا

نویسنده : راستین هستی‌پرست، حسین زندی

فرهنگی 

محمد‌حسن شهیدی نویسنده همدانی که نخستین اثر خود را که در حوزه ادبیات‌داستانی است به تازگی روانه بازار نشر کرده است. پیش از این از شهیدی ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و‌تحلیل محتوا به چاپ رسیده بود. "یارم‌همدانی و ..."  توسط انتشارات آوا‌متن در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد به همین خاطر گفت وگویی با این نویسنده همدانی انجام داده‌ایم.
 جناب شهیدی از خودتان بگویید.
من در سال 1323 در تهران متولد شدم اما از 4، 5 ماهگی به همدان آمدیم. پدرم اهل همدان بود. نخستین محله‌هایی كه در یاد من هست امامزاده‌یحیی و مسجد‌حاج‌حافظ است. دوران دبستان را در دبستان حافظ در محله جولان گذراندم كه گویا امروزه اثری از آن دبستان وجود ندارد. در دبیرستان ابن‌سینا درس خوانده‌ام و در سال 1341 فارغ‌التحصیل شدم.
پس از سال 41 در كجا ساكن شدید؟
پس از دبیرستان برای تحصیلات در چند دانشگاه خارج از همدان قبول شدم. اما بر‌اثر یك علاقه رشته خود را عوض كردم و به دانشگاه پلیس رفتم و در آنجا تحصیلات دانشگاهی را گذراندم سپس به آمریكا رفتم. دوره فوق‌لیسانسم را در رشته مبارزه با مواد‌مخدر به پایان رساندم و یك كتاب نیز در این‌باره نوشتم. از آنجایی كه سال‌ها رئیس دانشگاه‌پلیس بودم این كتاب را در آنجا تدریس می‌كردم سپس در زمان جنگ در ماهشهر ساكن شدم. در فتح خرمشهر هم در جنگ شركت داشتم. سپس مسئول شهربانی و معاون شهربانی در بوشهر شدم و پس از آن هم دیگر بازنشسته شدم.
چطور شد رمان «یارم همدانی و...» را نوشتید؟
انسان‌ها وابسته به جایی که متولد شده‌اند هستند. من در همدان بزرگ شدم با بچه‌های همدان و مردم همدان آمیخته شدم. خاطرات کودکی انسان هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود و من هر کجا زندگی کنم وابسته به همدان هستم. من از كودكی كنجكاو بودم و همه چیز را زیر‌نظر می‌گرفتم. هر‌آنچه كه در اطراف من رخ می‌داد از دیدگان من دور نمی‌ماند. به راستی من چیزهایی را می‌دیدم كه دیگران نمی‌دیدند. در نخستین نگاه همه جزئیات یك‌چیز یا یك آدم را در یاد خود می‌سپردم. جاهای خالی چیزهایی را كه می‌دیدم و نمی‌دانستم چیست، همیشه با تخیل و تصور خویش پُر می‌كردم و به گونه‌ای داستان‌سرایی می‌كردم و برای چندین سناریو متصور می‌شدم. مثلاً می‌توانستم تخیل كنم آدمی كه از جلوی من گذشت از كجا می‌آمده و اكنون به كجا خواهد رفت. این كتاب نیز بر همین مبنا نوشته شده است. بر مبنای همسایگانی كه ما داشتیم و شرایطی كه آنها داشتند و مهمترین مطلبی كه درباره همسن‌های خودم مطرح است این است كه این كتاب آنها را به گذشته برمی‌گرداند و همه نقاط‌جغرافیایی همدان را به شكلی دقیق به یاد می‌آورد. همه مكان‌هایی كه در كتاب آورده‌ام واقعی است، اگرچه اكنون تغییرات زیادی پیدا كرده است.
 چرا کسانی که زندگی و آینده خوشی دارند در این کتاب کمتر دیده می‌شود؟
ببینید من قهرمان این داستان نیستم همان طور که می‌گویید قهرمانان داستان کسانی هستند که با شکست‌هایی مواجه می‌شوند تاجایی که ممکن بوده است تلاش کردم زیان‌های این شکست را به حداقل برسانم. واقعیت این است که آن روزگاری را که من روایت کردم تعداد افراد شیرین‌کام و کامروا کم بود و من تلاش نکردم به عمد این تلخی‌ها را بیان کنم، این مسائل وجود داشت. مسأله‌ای که بسیار اهمیت دارد و شما هم در آینده با آن مواجه می‌شوید این است که  همه آن افرادی که ما تصور می‌کنیم در زندگی خوشبخت و یا ثروتمند هستند و امکانات خوبی دارند معمولاً اینگونه نیست. شما وقتی وارد زندگی آنها می‌شوید و یا سرنوشت آنها را می‌خوانید می‌بینید خوشبختی به ندرت دیده می‌شود. در داستان ما هم اینگونه است آدم‌هایی که گاهی احساس خوشبختی می‌کنند اما خوشبخت نیستند و دامنه لذات معمولاً در زندگی محدود است.
 داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که ما شاهد شکست‌های بزرگی هستیم که تمامی جامعه و کشور را فرا‌گرفته است مانند کودتای 28 مردادماه ارتباط چنین شکستی با ناکامی‌های آدم‌های داستان شما چیست؟
ببینید در هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. یکسری عوامل در اختیار ما هستند و ما می‌توانیم بر آنها تأثیر بگذاریم، اما بسیاری از عوامل دیگری وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یکسری وقایع‌اجتماعی رخ دهد اما افراد جامعه در به وجود‌ آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانندآنها را تغییر دهند اما تحت‌تأثیر این وقایع هستند.
 چه دلیلی برای این نقد بی‌رحمانه به جریان‌های اجتماعی و‌سیاسی گذشته وجود دارد؟
برای اینکه گذشته چراغ راه آینده است. شما در زندگی شخصی هم از تجربه‌های روزمره برای آینده استفاده می‌کنید. اگر امروز در 70 سالگی احساس خوبی دارم مربوط به گذشته است و اگر احساس بدی دارم باز هم گذشته من است که حال و آینده من را می‌سازد. آنان که اصرار دارند گذشته را کنار بگذارند اگر چه در گفتار آسان اما در عمل غیر‌ممکن است. امکان ندارد شما گذشته خود را فراموش کنید، به ویژه گذشته تاریخی خود را. مثل معروفی است که می‌گوید ملتی که تاریخ و گذشته تاریخی خود را فراموش کند ناچار به تکرار تاریخ خواهد شد. اگر تاریخ را نخوانی و گذشته انفرادی و تاریخی شهر خود را ندانید و بی‌اعتنا باشید مدام باید آن را تکرار کنید تا تغییرات عمده اجتماعی پیش آید.
 تا اینجایی كه من می‌دانم این نخستین كتاب داستانی شماست. چه شد كه در این سن‌و‌سال دست به نوشتن این داستان زدید؟
از آنجایی كه من كار دانشگاهی می‌كردم و هر كتابی  را هم كه می‌نوشتم ناچار بودم مرجع و منبع بگذارم. كتاب روش تحقیق در امور اجتماعی كه ناشر آن دانشكده امور اقتصادی است كه من سالیان دراز در آنجا مدیر آموزشی بودم، از نوشته‌های بنده است و كتاب «مواد‌مخدر و امنیت‌اجتماعی و راه سوم» كه ناشر آن روزنامه اطلاعات است. این كتاب در دانشكده فرماندهی ستاد معروف به دانشكده علوم‌انتظامی به عنوان مرجع تدریس بود. نزدیك به 50 مقاله در زمینه مواد‌مخدر نوشته‌ام و حدود  20تا30 مقاله در مورد تحقیق در عملیات یا همان روش عملیاتی. برای نوشتن همه این كتاب‌ها من ناچار بودم مرجع و منبع معرفی كنم و این كار مرا بسیار خسته كرد. سپس تصمیم گرفتم كتابی بنویسم كه نیاز به منبع و مرجع نداشته باشد و استراحتی باشد در دنیای نویسندگی من. آنگونه كه خودم می‌خواهم در مورد شهر خودم بنویسم. كتاب دیگری در دست دارم كه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ تاریخی تكمیل‌كننده كتاب «یارم همدانی» است كه در آینده‌ای نزدیك چاپ خواهد شد.
 امروز وقتی به همدان بر می‌گردید دیگر آن محله‌هارا نمی‌بینید وبه جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید آپارتمان‌های بی‌قواره سبز کرده چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده پیدا کرده اگرچه اندکی در محله قدیم ما بخش‌هایی باقی مانده است. من هر‌بار که به همدان می‌روم  از همین محله‌ها شروع می‌کنم مثلاً در هتل بوعلی اقامت می کنم و همه مناطق را می‌گردم.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/12/0x41d8155836741249.html

معرفی کتاب 

فرهنگی 

"یارم همدانی و ..."
  خلق رمان بدون وجود مکان و شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های رمان در آن نشوونما یافته‌اند امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات، عواطف و حوادث درون شهری، رمان را ژانری هم پیوند با پیدایش بورژوازی و شهرهای مدرن می‌کند. همه رمان‌های خوب، شهری هستند تا جایی که برخی از شهرها هویت خود را بر نویسنده تحمیل می‌كنند تا نامشان را بر پیشانی اثر بیاورند که بی‌شك این مورد ممکن است خوی و خصلتی منحصر به‌ فرد به آن شهر بخصوص بدهد و قلب تپنده رمان بشود.
این رمان که بلافاصله یار و همدان را بر جلد کتاب آورده، نوشته محمد‌حسن شهیدی‌همدانی است.
وی با زیرکی و دقت‌نظر و ریز‌بینی خاصی به چند و‌چون این سلاخی و تبعات این سلاخی بدون اینکه بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعار‌زدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان این واقعیت تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می‌کند و شخصیت‌های اثرش را بدون اینکه در دام کلیشه‌های سانتیمانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می‌دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می‌کند، به طوری که پس از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک شوند. و در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند، زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت‌ها قصد می‌کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می‌گرداند تا تکلیفش معین شود، به این سادگی‌ها که نمی‌شود، از زیر دین شانه خالی کرد.
محمد‌حسن شهیدی‌همدانی که متولد 1323 در همدان است، این کتاب نخستین رمانی است که به چاپ رسانیده است و دیگر اینکه چقدر موجب افسوس است که وی که قصه‌گوی زبردستی با نثری سالم و سلیس است ما را تا حال از نوشته اینچنیی خود محروم داشته است.
این کتاب در هزار نسخه به قیمت 10 هزارتومان توسط انتشارات آوا‌متن به چاپ رسیده و در نمایشگاه امسال استقبال خوبی از آن به عمل آمده است.



برچسب ها: ادبیات همدان ، نویسندگان همدان ، رمان یارم همدانی و.. ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

ناشران همدانی‏، اثر بومی چاپ نمی‌کنند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،روزنامه همشهری ،

ناشران همدانی‏، اثر بومی چاپ نمی‌کنند

نویسنده: حسین زندی /همدان- خبرنگار همشهری
ناشران همدانی‏، اثر بومی چاپ نمی‌کنند
در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران آثاری از نویسندگان همدانی توسط ناشران تهرانی به نمایش درآمد...
1394/03/11
در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران آثاری از نویسندگان همدانی توسط ناشران تهرانی به نمایش درآمد. از جمله در حوزه ادبیات داستانی کارهای خوبی منتشر و با استقبال خوبی از طرف مخاطبان روبه‌رو شد.به عنوان نمونه رمانی از «محمدحسن شهیدی‌همدانی» با عنوان «یارم همدانی و..» که توسط انتشارات آوامتن منتشر شده است، پرفروش‌ترین کتاب این انتشارت در نمایشگاه بود.
همچنین 2 اثر از «حمید حیاتی»، «مرغ درخت اقاقی» عبدالله عماد، «کتاب آرشیو روزنامه گلگون» و آثاری در حوزه ترجمه و شعر از پدیدآورندگان همدانی توسط ناشران تهرانی در این نمایشگاه عرضه شد. در نگاه اول این رویداد بسیار مبارک است و اتفاق خوبی در حوزه کتاب به شمار می‌آید که تعداد قابل توجهی کتاب توسط نویسندگان همدانی به بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران راه پیدا کرده است، اما موضوع دیگری وجود دارد که بسیار قابل تأمل است. این‌که چه عواملی باعث می‌شود نویسندگان بومی همدان آثار خود را در شهر و استان خود منتشر نکنند و به ناشران غیرهمدانی از جمله ناشران تهرانی بسپارند؟

قانون‌تراشی ناشران
عوامل و دلایل گوناگونی وجود دارد که باعث می‌شود وقتی یک نویسنده حرفه‌ای در همدان زندگی می‌کند، برای همشهریان خود می‌نویسد و دوست دارد همشهریانش نخستین کسانی باشند که اثرش را بخوانند، اما برخلاف میل باطنی مجبور می‌شود حاصل عمرش را در جای دیگری منتشر کند.  به طور مثال نویسنده وقتی به ناشر همدانی مراجعه می‌کند، در بدو ورود ناشر پیش از این‌که اثر را ببیند، شیوه و روش کار را به نویسنده گوشزد می‌کند که هزینه تولید و چاپ کتاب برعهده نویسنده است و ناشر تعهدی در توزیع و فروش کتاب ندارد. همچنین پس از ترخیص کتاب از چاپخانه، ناشر مسئولیتی در این زمینه ندارد. در حالی‌که اصلی‌ترین مسئولیت‌های ناشران حرفه‌ای در کشور پس از قرارداد با نویسنده و دریافت مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد، مسئولیت توزیع کتاب است.

بی‌اعتمادی به ناشران شهرستانی
اعتماد به ناشران شهرستانی کم است. به نظر می‌رسد این نبود اعتماد، ریشه در عملکرد ناشران غیرحرفه‌ای در گذشته دارد، اگر ناشری در همدان این روزها به صورت حرفه‌ای فعالیت کند و همه عناصر لازم مانند توزیع درست، تبلیغ کافی و فرصت معرفی و عرضه کتاب را در سراسر کشور دارا باشد باز هم با بی‌رغبتی نویسندگان مواجه خواهد شد و این نیازمند اعتمادسازی از طرف ناشران است که کاری بسیار زمان‌بر و دشوار است.
نویسندگان انتظار دارند حاصل و نتیجه کارشان دیده شود و به دست مخاطبان بیشتری برسد، اما آیا اگر کتابی در شهر همدان منتشر شود تضمینی وجود دارد در سراسر ایران دیده شود و در ویترین کتابفروشی‌ها قرار گیرد؟ یا این‌که نویسنده پس از این‌که همه هزینه‌های حروفچینی، طراحی، چاپ، صحافی و هزینه ناشر را پرداخت کرد باید اثرش را بسته‌بندی و در خانه حفظ کند و یا در بهترین صورت کنار پیاده‌روهای شهر بساط کتابفروشی برپا کند؟
این اتفاق سال‌هاست در همدان می‌افتد و تحولی در عرصه نشر و پخش کتاب صورت نمی‌گیرد. به نظر می‌رسد وظیفه ساماندهی این وضعیت را اتحادیه تعاونی ناشران همدانی می‌تواند به عهده بگیرد تا هم از حقوق مولفان دفاع کند و هم صنعت نشر همدان را به سمت حرفه‌ای شدن سوق دهد.

کوتاهی رسانه‌های محلی
نکته دیگری نیز در حوزه تبلیغات نشر وجود دارد. باید پرسید چه تعداد از صفحات روزنامه‌ها و نشریات همدانی به معرفی کتاب اختصاص دارد؟ هرچند بخشی از این مسئولیت بر عهده ناشران است که نمونه آثار منتشر شده خود را برای نشریات و روزنامه‌ها بفرستند تا با معرفی آن، مخاطبان را با تازه‌های نشر آشنا کنند،  اما محصولات فرهنگی به ویژه کتاب در تبلیغات رسانه‌ای جایگاه چندانی ندارد.
ریشه آنچه گفته شد در شیوه ارائه مجوز نشر توسط وزارت فرهنگ و ارشاد است که در گذشته بدون در نظرگرفتن ضوابط و استانداردهای نشر مجوز صادر کرده و همچنین برخی ناشران وابسته را وارد صنعت نشر کرده است.
یکی از ضرورت‌های این حوزه که اتحادیه‌های ناشران و اداره کل ارشاد استان می‌توانند دنبال کنند خصوصی‌سازی در عرصه فرهنگی است تا بتوانند ناشران تخصصی و حرفه‌ای را جایگزین ناشران وابسته کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8F%D8%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D9%85%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF


برچسب ها: ناشران همدانی ، همشهری همدان ، کتاب همدان ، نمایشگاه کتاب ، نویسندگان همدانی ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

گزارشی از حضور عکاسان همدانی در گالری هگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

گزارشی از حضور عکاسان همدانی در گالری هگمتانه

gallery-hegmataneh.jpg

هفته‌ی گذشته، گالری هگمتانه در تهران شاهد حضور آثار نوزده عکاس جوان از سراسر کشور بود و در این میان، بیشترین آثار به نمایش درآمده در این گالری، مربوط به عکاسان همدانی بود. محمد نصرتی، رضا مقدم، علیزاده، فاطمه کرباسچی و نعیمه مجذوبی از همدان در این نمایشگاه که به صورت خیریه برگزار شده بود حضور داشتند.
عباس عربزاده عکاس و مدیر گالری هگمتانه گفت: این نمایشگاه برگزیده‌ی کارهای هنرجویان دوره‌ی مقدماتی آموزشگاه هگمتانه است و برخی از این هنرجویان وقتی وارد آموزشگاه شدند اولین بار بود که دوربین به دست می گرفتند البته بعضی‌ها هم قبلا تجربه داشتند. در این دوره بر اساس متد و شیوه‌ی تدریس من با کمک استاد میری تلاش کردیم عکاسی را درست و علمی و تکنیکی انتقال بدهیم تا دوره‌های بعدی یعنی متوسطه و پیشرفته را راحت‌تر طی کنند.


این عکاس نام‌آشنای کشور ادامه داد: تعداد هنرجویان این دوره 22 نفر بودند که دو نفر از آنها آخر دوره به کانادا سفر کردند و می‌شود گفت که کار همه هنرجویان این دوره خوب بود. همچنین عرب‌زاده از شکل برگزاری دوره‌های آموزشی‌اش اینگونه می‌گوید: من در طول ترم کارگاه آموزشی یک‌روزه برگزار می‌کنم و یک یا دو تور سه روزه‌ی عکاسی هم در طول ترم داریم و به دلیل این که کارهای هنرجویان در این دوره متفاوت تر و بهتر از قبل بود در نظر داشتم یک ژوژمان رسمی‌تر انجام دهم. از آنجا که گالری در ایران، درد عجیبی است و به هر گالری‌دار پیشنهاد نمایشگاه می‌دهیم تاریخ دو سال آینده را اعلام می‌کند، تصمیم گرفتم بخشی از آموزشگاه را به سالن نمایشگاه و نگارخانه تبدیل کنم و همزمان با این نمایشگاه، مراحل اخذ مجوز را پیگیری کردم.
عربزاده افزود: همیشه دلم می‌خواست یک مدرسه‌ی تصویر راه‌اندازی کنم تا عکاسان جوان ما بدانند هنر عکاسی را باید به صورت علمی و آکادمیک دنبال کنند و آموزش ببینند. همچنین این پیشنهاد هنرجویان بود که درآمد حاصل از این نمایشگاه به امور خیریه اختصاص یابد.

 MG 0852
یکی از عکاسانی که در این نمایشگاه کارهایش به نمایش درآمده‌بود، عکاس توانجو، فاطمه حاجی‌علی بود. عربزاده با اشاره به کارهای این عکاس گفت: در مورد فاطمه حاجی علی همه‌ی همکلاسی‌هایش خیلی تعصب دارند و خیلی دوستش دارند. ما دو سفر عکاسی برگزار کردیم و در هر دو سفر، فاطمه ما را همراهی کرد در ابیانه و کاشان و در جاهایی که پله زیاد بود بچه‌ها دست به دست هم دادند که او بتواند همه جا را ببیند و در کویر هم دوستان کمک کردند تا او کویر را ببیند و کویر هم این هنرمند عزیز را ببیند. عربزاده افزود: این خانم با یک آموزش علمی می‌تواند به یکی از عکاسان متفاوت ایران تبدیل شود. در این نمایشگاه سه اثر از این هنرمند توانجو انتخاب شده که البته از بهترین آثار این نمایشگاه است. او هنرمندی است که دید متفاوت دارد او ارتفاع را نمی‌تواند ببیند و هر عکسی که می‌گیرد در ارتفاع کمتر از یک متر است و این ویژگی عکسی او به شمار می‌آید.

 MG 0868
او ادامه داد: در این نمایشگاه پنجاه و هفت اثر از هنرجویان به نمایش در آمده و یک اثر از من هم همراه آثار دیگر هنرجوها در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است. خیلی از دوستان از شهرستان‌های همدان، شهرضا، بروجرد و همچنین شمال کشور می‌آیند و هزینه‌ی رفت و آمدشان حتی بیشتر از هزینه‌ی کلاس‌ها است و این گواه بر این است که دوستان هنرجو، عاشق هستند و بی‌تردید، معلم‌های فردای عکاسی ایران خواهند بود.
فاطمه حاجی‌علی که فارغ التحصیل رشته‌ی روزنامه‌نگاری از دانشگاه آزاد تهران شرق است می‌گوید: یک سال است که عکاسی می‌کنم، نخستین تجربه‌ای بود که به کویر می‌رفتم، این سفر، از بهترین خاطرات من بود با تمامی مشکلاتش.
حاجی‌علی با اشاره به بیماری خود گفت: مشکل من به دلیل نسبت فامیلی پدر و مادرم، ژنتیکی است به مرور زمان و از 13 سالگی دچار این بیماری شدم و حالا 14 سال است که ویلچر نشین هستم.
او ادامه داد: عکاسی، دیدی خوب و انرژی مثبت به من انتقال می‌دهد، عکاسی به من زندگی دوباره‌ای بخشید گرچه به خاطر مشکلی که دارم نمی‌توانم بیش از صد سانتی متر عکاسی کنم.
محمد نصرتی آهنگساز و عکاس همدانی با اشاره به رابطه‌ی موسیقی و عکاسی می‌گوید: هر دو هنر است گاهی هنرمند سوژهای خود را با عکاسی ارایه می‌کند و گاهی هم درون یک آهنگ به گوش علاقه‌مندانش می‌رساند و به همین دلیل خواستم هر دو تجربه را داشته باشم. من از کودکی عکاسی می‌کردم، مدتی بود که تصمیم گرفتم به صورت منسجم‌تر پیش بروم که به آموزشگاه دوست سی‌ساله و همشهری‌ام عباس عربزاده آمدم.
رضا مقدم، عکاس همدانی هم گفت: من همیشه در فضای مجازی عکس‌های عربزاده را می دیدم و لذت می‌بردم و به روزی می‌اندیشیدم که از عربزاده بپرسم فلان عکس را چطور و در چه حال و هوایی گرفتی؟ اوایل پاییز قرعه به نام من خورد و با تماسی که با هم داشتیم خبر خوبی شنیدم که قرار است کلاسهای آموزشی او برگزار شود.
مقدم افزود: بسیار خوشحال و خرسندم که عکاسی را نزد یکی از برترین عکاسان ایرانی می‌آموزم و شادتر این که او همشهری و هم محله‌ای من است.
فاطمه کرباسچی عکاسی دیگر از همدان نیز گفت: امسال سه اثر از من در این نمایشگاه گروهی که زیر نظر استاد عباس عربزاده برگزار شده به نمایش در آمده است. البته من دوست دارم این کارها در همدان نشان داده شود، فکر می‌کنم انجمن سینمای جوانان همدان بتواند کمک کند تا این اتفاق رخ بدهد و این آثار در همدان هم دیده شود.
نعیمه مجذوبی نیز متولد 1358 در همدان است و با سه اثر در این نمایشگاه شرکت کرده‌است. او می‌گوید: عکاسی را سه چهار سال است شروع کرده‌ام، یک دوره در همدان گذراندم و اکنون نیز نزد استاد عباس عربزاده ادامه می‌دهم. او در مورد علاقه‌اش به عکاسی گفت: دریچه‌ی هنر بی‌نهایت برای من زیباست و پیش از این هم تابلوهای هنری، نقاشی و کارهای چینی شکسته کار می‌کردم اما عکاسی بهترین حس را به من می‌دهد عکاسی زوایای مختلفی دارد و بهترین انتخاب برای من، عکاسی مستند اجتماعی است.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/236-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87



برچسب ها: همگان ، عکاسان همدان ، گالری هگمتانه ، عباس عربزاده ، عکاسی ،

پزشکان و فعالیت‌های محیط زیستی در گفت‌وگو با پژمان خطیبیان

environmentkhatibiyan.jpg

حسین زندی: محیط زیست ایران شرایط خوبی ندارد. ریزگردها، پسماند‌های صنعتی، تخریب جنگل ها و نابودی درختان، نابودی سفره‌های آب زیر زمینی، تخریب قنات‌ها، سد‌سازی و تولید زباله‌های خانگی تنها مشتی نمونه‌ی خروار از فجایع زیست‌محیطی است که در ایران به چشم می‌خورند. روی هم رفته عوامل انسانی اصلی‌ترین علت این بحران است و مجموعه‌ی دولت و نهادها و ارگان‌های رسمی هرگز عزم جدی برای حفظ محیط زیست نداشته‌اند. شهروندان نیز در سایه‌ی نبود آموزش با منفعت‌طلبی به این معضل دامن می‌زنند. در شرایط اقتصادی نامساعد این وضعیت تشدید می‌شود. لذا فقر اقتصادی یکی دیگر از موارد کم‌توجهی به محیط زیست است. هرچند در جامعه، اقشاری هستند که شرایط مالی مناسبی دارند اما به رفع این بحران کمکی نمی‌کنند. صاحبان مشاغل، بازاریان، تاجران و پزشکان از جمله این اقشار هستند. این افراد اگرچه ممکن است فرصت کافی برای فعالیت‌های حفاظت از محیط زیست نداشته باشند اما می‌توانند حامی تلاشگران این عرصه و تشکل‌های محیط زیستی باشند.
شهر همدان اما از این قاعده مستثنی است. آنهم به همت چند پزشک که علاوه بر طبابت بیماران، به علاج بیماری محیط زیست هم می‌پردازند و خود از پیش‌قدمان فعالیت های محیط زیستی هستند. یکی از این افرد "دکتر پژمان خطیبیان" است که افزون برحمایت‌های معنوی، در برنامه‌های پاکسازی طبیعت، همراه و یاور تشکل‌های غیر دولتی همدان است. دکتر خطیبیان در این گفت و گو به دلایل ضرورت حضور پزشکان در فعالیت‌های محیط زیستی می پردازد.

 

من سوالم را با یک انتقاد شروع می‌کنم، با این که پزشکان از جمله اقشار تحصیل کرده جامعه هستند، در عین حال رفاه نسبی هم دارند و مهمتر از همه از تاثیرگذاری مناسبی بر دیگر افراد جامعه برخوردارند اما کمتر وارد فعالیت‌های پیشگیرانه و حفاظتی در حوزه محیط زیست می‌شوند.
من هم این انتقادها را دارم. پیش از این یک عده‌ای در زمینه‌ی بحران محیط زیست اعلام خطر می‌کردند ومشکلات را عنوان می‌کردند که تعدادشان انگشت شمار بود و متاسفانه پیام آنها خیلی هم جدی گرفته نشد. امروز ما می‌بینیم هشدارهای آنها واقعی بوده و هرچه پیش می‌رویم این بحران بیشتر خودنمایی می‌کند. اما در زمینه‌ی سوال شما، پزشکان دو گونه نقش در حفاظت از محیط زیست می‌توانند داشته باشند. یکی نقش عمومی آنها است که مانند هر شهروندی در جامعه می‌توانند این نقش را ایفا کنند و احساس مسئولیتی در این زمینه داشته باشند، آگاهی بگیرند و آگاهی بدهند. به طور مثال تفکیک زباله در محل کار را به راحتی می‌توانند انجام دهند. دیگری نقش ویژه‌ای است که پزشکان می‌توانند در این زمینه داشته باشند. پزشکان چند مشخصه دارند که آنها را متمایز می‌کند. یکی این که مسئله محیط زیست با سلامت و حیات انسان سرو کار دارد و به همین دلیل ارتباط مستقیم با حرفه‌ی پزشکی دارد. وقتی یک طبیب از مسایل محیط زیست آگاه باشد می‌تواند در آگاهی‌دهی به بیماران کمک کند و بیماران را در این زمینه حساس کند، مسئله دیگر این است که پزشکان و به طور کلی اشخاص تحصیلکرده از این امتیاز برخوردارند که هم آموزش پذیرترهستند یعنی آموزش در آنها زودتر انجام می‌گیرد و به نتیجه می‌رسد و هم یک گروه تاثیر گذار و مورد احترام جامعه هستند. مورد دیگر این است که پزشکان در جامعه‌ی ما جمعیت نسبتا زیادی دارند به خصوص اگر اطرافیان و خانواده‌های آنها را هم در نظر بگیریم می‌توانیم نقش‌آفرینی آنها را ببینیم. همانطور که اشاره کردید بیشتر پزشکان از شرایط مالی و اقتصادی مناسبی برخوردارند که هم راحت‌تر می‌توانند در این فعالیت ها دخیل باشند و هم می توانند به NGOها و تشکل‌های غیر دولتی کمک مالی کنند.
شما به نقشی که پزشکان می‌توانند در حفاظت از محیط زیست داشته باشند اشاره کردید. اما چرا نقش‌آفرینی نمی‌کنند و نقشی ندارند؟ آیا ضرورتی احساس نمی‌کنند؟ به طور مثال یکی از مشکلاتی که ما در مدیریت پسماند شهری داریم تفکیک زباله‌ها و پساب‌های بیمارستانی است که در برخی موارد صورت نمی‌گیرد، گاهی فاضلاب و پساب بیمارستانی وارد سیستم فاضلاب شهری می‌شود، این مسئله که با سلامت شهروندان ارتباط مستقیم دارد و پزشکان هم جزء این شهروندان هستند اما چرا بی توجه هستند؟

یکی از مشکلاتی که ما در این زمینه داریم پایین بودن اطلاعات اغلب پزشکان در این حوزه است. در نتیجه، حساسیتشان هم به این موارد کم است و این مسایل را لوکس و فرعی تلقی می‌کنند. در کنار این موارد گرفتاری‌های شغلی و کاری را می توانیم اضافه کنیم که البته تمامی جامعه هم درگیر این مسایل هستند و فرصت کمی هم که دارند به مسایل دیگری می‌پردازند و گاهی من مشاهده کرده‌ام که برخی پزشکان به دلیل غروری که دارند نمی‌توانند در چنین فعالیت‌هایی شرکت کنند. مثلا در برنامه‌های پاکسازی طبیعت که دوستان ما در NGO ها انجام می‌دهند وارد نمی‌شوند و فکر می‌کنند به شان و منزلت آنها آسیب می‌زند در حالی که این کار نه تنها هیچ آسیبی به منزلت و شان انسان نمی‌زند که بر آن نیز می‌افزاید.
شما فکر می‌کنید این گونه آموزش‌ها را چگونه می‌شود در اختیار پزشکان قرار داد؟ با توجه به این نکته که متوسط سن آنها بالاتر از 30 سال است؟
بله خیلی تاثیر‌گذار است و به نظرم مشغله‌ی فکری اغلب پزشکان در سنین میانسالی کمتراست و از طریق رسانه‌های جمعی و یا به کمک تشکل‌های غیر دولتی و کارگاه‌های آموزشی می‌توان پزشکان را با فعالان مدنی همراه کرد.
آقای دکتر شما علاوه برحمایت معنوی، معمولا در برنامه‌های عمومی، تشکل‌های محیط زیستی را همراهی می‌کنید به خصوص در برنامه های پاکسازی طبیعت همیشه حضور دارید. چقدراین مسئله به عنوان یک کار نیکو به شما آرامش می‌دهد و چقدر وجدان اجتماعی شما با این فعالیت‌ها به آرامش می رسد؟
ممکن است برخی دوستان این مسئله را بهانه قرار دهند که ما زمان بیکاری را باید در کنار خانواده باشیم و استراحت کنیم. اتفاقا من فکر می‌کنم این کار جنبه تفریحی هم دارد. ما در این برنامه ها با افراد بسیار خوب، مسئول و مهربان آشنا می‌شویم. علاوه بر شرکت در برنامه‌هایی که خشک و خسته کننده هم نیستند به طبیعت نیز خدمت می کنیم. این کار یک فرصتی است که از زندگی یکنواخت فاصله بگیریم و وارد یک زندگی جدید شویم. ضمن این که مسئله محیط زیست در کشور ما یک پیشینه‌ی تاریخی و فرهنگی طولانی دارد، در متون قدیمی به پاک نگه داشتن چهار عنصر اصلی یعنی آب، آتش، خاک و باد بارها تاکید شده است و به پاکیزگی سفارش بسیار شده است. پس از ورود اسلام، هم به محیط زیست و هم احترام به حیوانات سفارش و تاکید شده است. در عین حال محیط زیست در حوزه‌ی اخلاق مدرن شهری هم قرار می‌گیرد و این فعالیت‌ها موجب رضایت روحی و آرامش وجدان در انسان امروز می‌شود و این تلاش‌ها یک کار خداپسندانه ای است، می‌توان گفت یک عبادت است.
به عنوان یک شهروند چقدر در خانه و محل کار این موارد را رعایت می کنید؟
در چندسال اخیر خیلی حساس شدم و در خانواده هم تلاش می‌کنیم کارهایی برای محیط زیست انجام بدهیم، مثلا سعی می‌کنیم تفکیک زباله صورت بگیرد و کمتر از ظروف و کیسه‌های پلاستیکی استفاده کنیم. از اب شستشوی میوه برای آب دادن گلها استفاده کنیم، شیر آبی که چکه میکند را زود تعمیر کنیم، وقتی در طبیعت هستیم از آن مراقبت کنیم، مواظب حیوانهای دور و برمان باشیم، موقع شستن دست یا مسواک زدن یا استحمام آب را بی‌دلیل باز نگذاریم والبت این حساسیت‌ها را به فرزندمان هم آموزش می‌دهیم.
خوشبختانه در همدان پزشکانی هستند که در زمینه‌ی فعالیت‌های محیط زیستی پیشرو هستند. چگونه می‌توان تعداد زیادتری از پزشکان را همراه کرد؟
من از طریق روابطی که با دوستان فعال در این حوزه داشتم آشنا شدم و وارد شدم، اگر هریک از دوستان، چند نفر از همکاران را همراه کنند یا به برنامه‌های مرتبط دعوت نمایند، شاهد حضور تعداد بیشتری از جامعه‌ی پزشکی در فعالیت‌های محیط زیستی خواهیم بود.


http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/229-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B7%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: نهادهای مدنی ، فعالیت های مدنی درهمدان ، فعالیت های پزشکان ،

یکشنبه 10 خرداد 1394

منطقه بکر «میشان» را تخریب کردند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،گردشگری ،گفتگو ،ایسنا ،

منطقه بکر «میشان» را تخریب کردند

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان، در این‌باره به خبرنگار ایسنا می‌گوید: دشت «میشان» یک پایگاه قدیمی با دو مقصد است که مقصد تله‌کابین گنجنامه اکنون میدان «میشان» نام گرفته و نخستین‌بار ماشین‌آلات و لودر را در مجموعه گنجنامه بالا بردند، جاده‌سازی کردند و مسیری درست کردند که ماشین هم بتواند در آن حرکت کند، حتی تجهیزات تله‌کابین را کنار کتیبه و آبشار گنجنامه قرار دادند و اکنون نیز ظاهرا نهادهای دیگر برای تخریب، با هم رقابت می‌کنند، مانند هلال احمر که برای بزرگ کردن پایگاه امدادرسانی‌اش، گودالی عمیق در میدان میشان ایجاد کرده است.

وی با تأکید بر این‌که مجموعه‌ی میدان «میشان» زیرمجموعه کوه الوند در فهرست میراث طبیعی به ثبت رسیده است،‌ ادامه می‌دهد: در چند روز گذشته، با شکایت دستگاه‌هایی مانند منابع طبیعی، دادستانی همدان به موضوع وارد شده و گویا کار را موقتا متوقف کرده است.

او با اشاره به این‌که فضای تخریب‌شده توسط هلال احمر باید جبران شود،‌ اضافه می‌کند: پناهگاه اول در میدان میشان حدود 60 سال پیش ساخته شده، اما حالا پایگاه امداد و نجات هلال احمر گودالی عمیق حفر و اعلام کرده که قصد دارد زیرزمینی برای بیشتر کردن تجهیزات هلال احمر ایجاد کند، حتی زمانی‌ که با مخالفت کوهنوردان مواجه شد، اعلام کرد پس از تکمیل این زیرزمین روی آن را می‌پوشاند و درخت می‌کارد تا منظره‌ی طبیعی میدان میشان حفظ شود، کاری که با عقل جور درنمی‌آید.

وی با اشاره به تخریب چند چشمه در میدان «میشان» برای ایجاد این گودال، ادامه می‌دهد: هر آنچه در بالادست میدان «میشان» درست کرده‌اند، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به کتیبه‌ها و آثار گنجنامه که پایین‌تر از میدان «میشان» هستند، آسیب وارد می‌کند.

زندی با اشاره به از بین رفتن امکان ثبت جهانی «گنجنامه» پس از ساخته شدن تله‌کابین در این محدوده، اظهار می‌کند: با وجود این‌که مجموعه کوه‌های الوند یک مجموعه‌ی بی‌نظیر میراث فرهنگی در کشور است، اما اکنون توسط مدیریت شهری و دستگاه‌های مختلف روزبه‌روز به حریم و حتی عرصه‌ی آن دست‌درازی می‌شود، به‌گونه‌ای که به‌زودی همه‌ی مجموعه را از بین می‌برند.

ادامه در لینک زیر

http://isna.ir/fa/news/94030804707/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A8%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF



برچسب ها: گفت و گو با ایسنا ، تخریب میدان میشان ، تخریب الوند ، هلال احمر همدان ،

نگرانی کوهنوردان از ساخت‌و ساز در میدان میشان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
نگرانی کوهنوردان از ساخت‌و ساز  در میدان میشان
یک هفته از سخنان دکتر پرویز اذکایی در افسوس از تخریب الوند در مراسم روز همدان در نمایشگاه کتاب نگذشته بود که لودرهای جمعیت هلال احمر به تخریب الوند پرداخته‌اند...
1394/03/06
یک هفته از سخنان دکتر پرویز اذکایی در افسوس از تخریب الوند در مراسم روز همدان در نمایشگاه کتاب نگذشته بود که لودرهای جمعیت هلال احمر به تخریب الوند پرداخته‌اند. اذکایی در نمایشگاه تهران به مناسبت گرامیداشت روز همدان از تخریب میراث طبیعی و فرهنگی همدان انتقاد کرد. وی در حضور مقام‌های ارشد استان از جمله استاندار همدان، امام جمعه، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، رئیس آموزش و پرورش و چند تن از مسئولان استان گفت که در این سال‌ها آنچه بر سر طبیعت همدان و الوند رفته  جای تاسف دارد.
این اولین بار نیست که زخم کلنگ بی‌تدبیری   بر صخره‌های الوند فرود می‌آید و گوشه‌ای از این کوهستان کم‌نظیر را تخریب می‌کند. پیش از این نیز به بهانه‌های مختلف به کوهستان و طبیعت بکر الوند آسیب‌هایی خورده بود.
جاده‌سازی‌های مختلف، تغییر مسیر رودخانه‌های الوند، ساختن ویلا و اقامتگاه و مهم‌تر از همه، ایجاد تاسیسات مجتمع تفریحی تله‌کابین گنجنامه از اقداماتی بوده که به تخریب الوند انجامیده است. اما این بار جمعیت هلال احمر استان به بهانه گسترش ساختمان امداد و نجات اقدام به تخریب کرده و لودر های خود را به ارتفاع 2600 متری کشانده است.
  • دشت میشان نابود شده است
دشت میشان که مردم شهر همدان به آن میدان میشان می‌گویند، یکی از دشت‌های کوهستان الوند است. این دشت در مسیر اصلی صعود به قله الوند قرار دارد که پوشیده از چمنزار  و وسعت آن بیش از یک هکتار است. ارتفاع دشت میشان نیز از سطح دریا حدود ۲۶۰۰ متر است. این محوطه در فاصله کمی از پناهگاه اول در مسیر قله الوند قرار دارد.
در سال‌های گذشته به علت تغییرها و ساخت‌و‌سازها آرام‌آرام این دشت ماهیت خود را از دست داد. به ویژه در ادامه ساخت و گسترش پروژه تفریحی و ورزشی تله‌کابین همدان  ساخت دریاچه مصنوعی برای ماهیگیری در این دشت آغاز شد که همین به نابودی منظر طبیعی و پوشش گیاهی آن انجامید.«علی بیات کوهنورد»    فعال محیط زیست، می‌گوید: سه شنبه گذشته هنگام صعود به قله با بیل‌ها و لودر‌های هلال احمر مواجه شدم که درحال مسدود‌کردن مسیر کوهنوردی بودند.
این کوهنورد ادامه می‌دهد: به نظر می‌رسد در این محوطه طبیعی مشغول شهرک‌سازی هستند و گرنه چه دلیلی دارد هر روز بخشی از الوند را تخریب کنند. هلال احمر باید از چنین اقداماتی جلو‌گیری کند و مانع ورود لودر به میدان میشان شود، اما خودش به تخریب طبیعت الوند مشغول  است.
این فعال محیط زیست در ادامه می‌گوید: ورود لودر و کامیون‌های سنگین به منطقه باعث از‌بین‌رفتن پوشش گیاهی می‌شود. با این کار، مسیر رودخانه‌ها تغییر می‌کند و موجب جاری‌شدن سیل می‌شود.
 این دوستان هرگز به مصرف آب، مشکل فاضلاب، سیما و منظر طبیعی میدان میشان توجه ندارند و بدون مطالعه ساخت‌و‌ساز می‌کنند. مگر ساختمان قدیم هلال احمر چه مشکلی داشت که می‌خواهند بنا را گسترش دهند؟ چه خدمات درمانی و امداد نجاتی ارائه می‌شد که اکنون با بزرگ‌ترشدن ساختمان بیشتر خواهد شد؟
  • نظر متفاوت آقای رئیس
مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان نظر دیگری دارد. دکتر «بهروز کارخانه‌ای» با دفاع از ورود لودرها به منطقه میدان میشان می‌گوید: ما در آنجا پایگاهی داریم که کاربری امداد و نجات برای کوهنوردان دارد.
باید توجه داشته باشیم که در دشت میشان به دلیل حجم زیاد کوهنورد و مسافر، با سوانح و حوادث زیادی روبه‌رو هستیم. به همین دلیل اقدام به ساخت زیر‌زمین در زیر سکوی ساختمان قدیمی کردیم که مشکلی برای منظر طبیعی محوطه به وجود نمی‌آورد.
وی ادامه می‌دهد: از طرف دیگر برای این که زمستان‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو نشویم باید از منبع آب پایین لوله‌کشی می‌کردیم و آب را به پایگاه امداد و نجات می‌آوردیم. همچنین یک گودال در کنار پایگاه وجود داشت که برای امدادگران و کوهنوردان مشکل ایجاد می‌کرد. لودرها این گودال را پر کردند.
کارخانه‌ای در پایان می‌گوید: ما پس از ساخت این زیر‌زمین در نظر داریم اطراف پایگاه و محوطه را درخت بکاریم. کوهنوردان مطمئن باشند تنها یک زیر‌زمین خواهیم ساخت و جای نگرانی نیست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%E2%80%8C%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86


برچسب ها: گردشگری همدان ، همشهری همدان ، هلال احمر همدان ، تخریب میدان میشان ، تخریب الوند ،

یکشنبه 10 خرداد 1394

تیشـه‌ای دیگر بر پیکـر الوند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،زیست بوم ،گردشگری ،فرهیختگان ،



لودر‌های هلال‌احمر در ارتفاع 2600 متری همدان
تیشـه‌ای دیگر بر پیکـر الوند
نویسنده : حسین زندی
تعداد بازدید : 15

  این نخستین بار نیست که زخم کلنگ بی‌تدبیری به صخره‌های الوند می‌خورد و گوشه‌ای از این کوهستان کم‌نظیر را تخریب می‌کند. پیش از این نیز به بهانه‌های مختلف کمر به تخریب و نابودی این کوهستان و طبیعت بکر الوند بسته بودند، جاده‌سازی‌های مختلف، تغییر مسیر رودخانه‌های الوند، ساختن ویلا و اقامتگاه و مهم‌تر از همه ایجاد تاسیسات مجتمع‌تفریحی تله‌کابین گنجنامه از اقدامات تخریبی الوند بوده است اما این بار جمعیت هلال‌احمر استان همدان به بهانه گسترش ساختمان امداد و نجات اقدام به تخریب کرده و لودر‌های خود را به ارتفاع 2600 متری کشانده است.   «دشت میشان» که مردم شهر همدان به آن میدان میشان می‌گویند یکی از دشت‌های کوهستان الوند است. این دشت در مسیر اصلی صعود به قله‌الوند قرار دارد که پوشیده از چمنزار بوده و وسعت آن بیش از یک هکتار است. ارتفاع دشت میشان از سطح دریا حدود ۲۶۰۰ متر است و در فاصله کمی از پناهگاه اول در مسیر قله الوند قرار دارد.
در سال‌های گذشته به علت تغییرها و ساخت‌وسازها رفته رفته این دشت ماهیت خود را از دست داده، به‌ویژه در ادامه ساخت وگسترش پروژه تفریحی و ورزشی تله‌کابین همدان، ساخت دریاچه مصنوعی برای ماهیگیری در این دشت آغاز شد که این امر درنهایت باعث نابودی منظر طبیعی و پوشش گیاهی آن شده است.
علی بیات، کوهنورد و فعال محیط‌زیست در همدان می‌گوید: «هفته گذشته هنگام صعود به قله با بیل‌ها و لودر‌های هلال‌احمر روبه‌رو شدم که درحال مسدود کردن مسیر کوهنوردی بود. به نظر می‌رسد در این محوطه طبیعی مشغول شهرک‌سازی هستند وگرنه چه دلیلی دارد هر روز بخشی از الوند را تخریب کنند. هلال‌احمر باید از چنین اقداماتی جلو‌گیری کند و مانع ورود لودر به میدان میشان شود اما خودش کمر به تخریب طبیعت الوند بسته است.»
این فعال محیط‌زیست در ادامه می‌گوید: «ورود لودر و کامیون‌های سنگین به منطقه باعث از بین رفتن پوشش گیاهی می‌شود، مسیر رودخانه‌ها تغییر می‌کند و موجب جاری شدن سیل می‌شود. این دوستان هرگز به مصرف آب، مشکل فاضلاب، سیما و منظر طبیعی میدان میشان توجه نمی‌کنند و بدون مطالعه ساخت‌وساز می‌کنند. مگر ساختمان قدیم هلال‌احمر چه مشکلی داشت که می‌خواهند بناها را گسترش دهند؟ چه خدمات درمانی و امداد نجاتی ارائه می‌شد که اکنون با بزرگ‌تر شدن ساختمان بیشتر خواهد شد؟»

  تخریب به خاطر نجات جان کوهنوردان
اما بهروز کارخانه‌ای، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمراستان همدان نظر دیگری دارد. او با دفاع از ورود لودرها به منطقه میدان میشان می‌گوید: «ما در آنجا پایگاهی داریم که کاربری امداد و نجات برای کوهنوردان دارد. همین‌طور باید توجه داشته باشیم که در دشت میشان به دلیل حجم زیاد کوهنورد و مسافر ما با سوانح و حوادث زیادی روبه‌رو هستیم، به همین دلیل اقدام به ساخت زیرزمینی در زیر سکوی ساختمان قدیمی کردیم که مشکلی برای منظر طبیعی محوطه به وجود نمی‌آورد.»
مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان همدان ادامه می‌دهد: «از طرف دیگر برای اینکه زمستان‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو نشویم باید از منبع آب پایین لوله‌کشی می‌کردیم و آب را به پایگاه امداد و نجات می‌آوردیم. همچنین گودالی در کنار پایگاه وجود داشت که برای امدادگران و کوهنوردان مشکل ایجاد می‌کرد که از طریق لودرها این گودال پر شد.» کارخانه‌ای در پایان می‌گوید: «ما پس از ساختن این زیرزمین در نظر داریم اطراف پایگاه و محوطه را درخت بکاریم. کوهنوردان مطمئن باشند تنها یک زیر زمین خواهیم ساخت و جای هیچ نگرانی‌ای نیست.» اما فعالان محیط‌زیست استان و کوهنوردان نگران هستند و هنوز اعتمادی شکل نگرفته است.

 

میدان میشان کجاست؟
میدان میشان یا دشت میشان یکی از دشت‌های کوهستان الوند است. در قدیم که عشایر دوره ییلاق خود را در دامنه شمالی الوند می‌گذراندند، در میدان میشان که دارای آب‌های روان، چمنزار و مناظر زیبای طبیعی است، چادر می‌زدند. در کوهستان الوند علاوه‌بر قلل مرتفع و شیب‌دار، دشت‌های کوچکی وجود دارد که سطح آنها از چمنزار پوشیده شده و چشمه‌های بسیار در آنها جریان دارد. با توجه به اینکه این دشت‎ها نسبتا مسطح هستند، به صورت جایگاهی مناسبی برای استراحت و اتراق کوهنوردان استفاده می‌شوند. مهم‌ترین این دشتک‌ها عبارتند از میدان میشان و تخت نادر، چمن شاه‌نظر و تخت رستم.
 http://www.farheekhtegan.ir/?nid=1670&pid=12&type=0



برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، تخریب میدان میشان ، دشت میشان ، کوه الوند ، گنجنامه ،

یکشنبه 10 خرداد 1394

صلح، موسیقی، عکاسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،موسیقی ،

صلح، موسیقی، عکاسی

نویسنده: حسین زندی
صلح، موسیقی، عکاسی
«محمد نصرتی» از آهنگسازان جوانی است که سال‌ها با گروه‌های مختلف کار کرده است. آخرین اثر او «قلبی بزرگ‌تر از جهان» به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت شده است...
1394/03/09
«محمد نصرتی» از آهنگسازان جوانی است که سال‌ها با گروه‌های مختلف کار کرده است. آخرین اثر او «قلبی بزرگ‌تر از جهان» به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت شده است. نصرتی به تازگی به عکاسی روی آورده است. 3 قطعه از عکس‌های برگزیده او در یک نمایشگاه گروهی در گالری هگمتانه تهران به نمایش درآمد. این نمایشگاه بهانه‌ای شد تا در مورد فعالیت‌های عکاسی و موسیقی این هنرمند به گفت و گو بنشینیم.
  • موسیقی کجا و عکاسی کجا؟ چه رابطه‌ای با هم دارند؟
هر دو هنرند. من از کودکی عکاسی می‌کردم. مدتی بود که می‌خواستم منسجم‌تر پیش بروم. پیش از این هم تجربه عکاسی داشتم، اما احساس کردم باید این هنر را به صورت حرفه‌ای دنبال کنم.
  • این اولین تجربه نمایشگاهی شما است؟
بله. اولین تجربه است. اما تجربه‌ای که در دوره آموزش داشتیم، بسیار جالب بود. دوره‌ای آموزشی برگزار شد و از میان کارهای انجام‌شده در آن انتخاب کردیم تا در این نمایشگاه گروهی به نمایش در آیند.
  • به نظر می‌رسد این دوره‌های آموزشی به صورت کارگاهی است و در طول پروسه آموزش، تور عکاسی هم دارید.
بله. درست است، اما در کنار کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی، تورهای عکاسی را تجربه می‌کنیم که به نظرم شیوه خاصی در آموزش عکاسی است.
  • نمایشگاهی که به صورت گروهی در کنار «عباس عربزاده» از عکاسان برجسته استان برگزار کردید، چه ویژگی و تمایزی دارد؟
مهم‌ترین موضوع در این نمایشگاه، دوستانی هستند که به صورت گروهی یک دوره را گذرانده و حاصل آن را ارائه کرده‌اند. شاید برای بینندگان این نمایشگاه تنها یک نمایشگاه عکس باشد اما برای کسانی که عکس‌ها را خلق کرده‌اند، یک تجربه مشترک است که فضای دوستانه‌ای پدید آورده. به نظرم این گروه در آینده عکاسان موفقی در جمع خود خواهد داشت.
 اینجا تجربه‌های خاصی شکل گرفت. وقتی آدم به صورت فردی کار می‌کند، نتیجه‌ای می‌گیرد اما وقتی گروهی کار می‌کند و تجربه جمعی فضای دوستی و همگرایی دارد، نتیجه واقعا چیزی دیگر است.
  • جالب است که آقای عرب‌زاده هم هنر را با موسیقی شروع کرده و به عکاسی رسیده است. شما هم پس از 2 دهه کار موسیقی به سراغ عکاسی رفتید. چه اتفاقی افتاد که به این سمت و سو کشیده شدید؟
ما دوست 30 ساله هستیم و با هم موسیقی را از کودکی شروع کردیم. عرب‌زاده موسیقی را رها کرد و به سراغ فیلمسازی رفت. سپس عکاسی را ادامه داد، اما من تنها در حوزه موسیقی فعالیت کردم.
  • شما سال‌ها در زمینه موسیقی کار کردید و چهره شناخته‌شده‌ای در آهنگسازی هستید. از عکاسی چه چیزی می‌خواهید که در موسیقی نیست؟
گاهی هنر را با صوت می‌توان ثبت کرد، اما گاهی تصویر مناسب‌تر است و با عکس می‌توان موقعیت و لحظه ای را ثبت کرد. به همین دلیل هر یک کارکرد خود را دارد. کارهایی را هم در زمینه موسیقی و عکس به صورت ترکیبی انجام می‌دهم.  تابلوها‌یی دارم  و در حال ساختن موسیقی روی آن تابلو‌ها هستم. البته این علاقه‌ای شخصی است و امیدوارم در نمایشگاه بعدی تجربه‌ای از عکس و موسیقی را همزمان داشته باشم.
  • از کارها و فعالیت‌های جدید در زمینه موسیقی بگویید.
اواخر سال گذشته آلبومی ارائه کردم با عنوان «قلبی بزرگتر از جهان»  که به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت و به چندین زبان ترجمه و پخش شد. متن این اثر از «عرفان نظرآهاری» است و موسیقی آن، از من. به نظرم کار قابل توجهی شد. این آلبوم سال گذشته در موزه قصر رونمایی شد. نسخه سوئدی آن نیز به تازگی در آن کشور رونمایی شد. همچنین آلبوم‌هایی را برای خواننده‌ها کار می‌کنم و تهیه آلبوم‌های شعر و موسیقی و همکاری با ارکستر را هم ادامه می‌دهم.
  • نگاهتان به همدان و کار هنری و موسیقی در همدان چگونه است؟
اگر چه ارتباط من با هنرمندان در همدان کم شده است، اما از فعالیت‌های دوستان هنرمند باخبرم. وضعیت کمی بهتر شده و به تازگی ارکستری راه افتاده است و کارهای دیگری هم انجام می شود. من وقتی می‌شنوم کارهای خوبی صورت می‌گیرد، خوشحال می‌شوم.
  • وضعیت آموزش موسیقی را در همدان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
سال‌ها بود دنبال آموزش‌های دانشگاهی موسیقی در همدان بودیم و از طریق دانشگاه علمی- کاربردی آن را پیگیری می‌کردیم. وقتی دیدم دانشگاه فرهنگ و هنر همدان رشته موسیقی را ارائه کرده است، خوشحال شدم. اگر چه در همدان نیستم، اما از اینکه رشته موسیقی در دانشگاه تدریس می‌شود، بسیار خوشحالم. امیدوارم در دانشگاه بوعلی هم این اتفاق بیفتد چون همدان درموسیقی، توانایی بسیاری دارد.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، محمد نصرتی ، عکاسی ،

یکشنبه 3 خرداد 1394

حركت بعدی شطرنج به سبك همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،روزنامه همشهری ،

حركت بعدی شطرنج به سبك همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
حركت بعدی شطرنج به سبك همدان
حسین غیاثی متولد همدان است اما در كودكی همراه خانواده از همدان مهاجرت كرده و در تهران ساكن است
1394/03/03
او همچنان لهجه زادگاه خود همدان را حفظ كرده و این روزها در حال گردآوری ترانه‌های قالیباف‌خانه و ادبیات عامیانه شهر همدان است. غیاثی یكی از ناشران تخصصی كشور است كه بیشترین آثار آموزش شطرنج را منتشر كرده است. با این ناشر گفت‌وگویی داشتیم و از حس او به زادگاهش پرسیدیم.
  • ابتدا از همدان و زادگاهتان بگویید؟
متولد همدان هستم. در كودكی از همدان مهاجرت كردم. از جوانی وارد حوزه كتاب شدم و بیش از 25 سال است كه به‌عنوان مدیر مسئول انتشارات فرزین به‌صورت تخصصی در زمینه شطرنج فعالیت می‌كنم. فكر می‌كنم تنها ناشری هستم كه بیشترین تعداد كتاب شطرنج را در ایران منتشر كرده‌ام.
  • چه تعداد كتاب شطرنج تاكنون منتشركرده‌اید؟
بیش از 150 عنوان كتاب در این زمینه منتشر كرده‌ام. باید توجه داشته باشیم پیش از انقلاب ما استاد بزرگ شطرنج در ایران نداشتیم و تنها 1 یا 2 نفر استاد بین‌الملی داشتیم كه یكی از آنها «خسرو هرندی» بود. به همین دلیل كتاب‌های شطرنج هم به تعداد انگشتان یك دست هم نمی‌رسید.
پس از پیروزی انقلاب و بعد از مدتی که درباره شطرنج آزاد شد با همكاری بازیكنان سابق تیم‌ملی شطرنج كتاب‌هایی را ترجمه و منتشر كردیم. به نظرم این كتاب‌ها تأثیر خوبی برای رشد آموزش و ورزش شطرنج در كشور گذاشته است. هرچند من نمی‌گویم كار بزرگی كرده‌ام اما خوشبختانه امروز بیش از 12 نفر استاد بزرگ در كشور داریم. من هم افتخار می‌كنم كه سهم ناچیزی در این زمینه داشته‌ام.
  • همدان از نظر شطرنج وضعیت خوبی دارد. شما شطرنج همدان را پیگیری می‌كنید؟
بله از طریق «ایرج گلپایگانی» در جریان شطرنج همدان قرار می‌گیرم. رئیس هیأت شطرنج استان نیز زحمت بسیاری در این زمینه كشیده‌اند. شطرنج و شطرنجبازان همدان شرایط خوبی دارند.
  • بحث بعدی ادبیات عامیانه یا فولكلوریك است. چه چیز شما را به این سمت كشاند؟
من با اینكه بزرگ شده تهران هستم اما اصالت خود و زادگاهم را بسیار دوست دارم. به اشعار عامیانه مردم هم علاقه‌مند هستم. در گذشته مهم‌ترین كارگاه‌هایی كه بانوان می‌توانستند كار كنند كارگاه‌های قالیبافی بود. زنان و دختران وقتی مشغول قالیبافی بودند فی‌البداهه اشعاری را در قالب فولكلور همدان می‌خواندند و این اشعار سینه به سینه نقل شده. اما متأسفانه هنوز ثبت و ضبط نشده است. به همین دلیل من تصمیم گرفتم این بخش از فرهنگ عامه را گردآوری كنم.
  • حجم كار چقدر است یعنی چه تعداد از ترانه‌های قالیباف‌خانه همدان را جمع كرده‌اید؟
بیش از صدها بیت جمع‌آوری شده است. اما همه كارها نیست و مطمئن هستم اشعار قالیباف‌خانه بیشتر از این تعداد است. در این اشعار هیچ دخل و تصرفی نشده است.
  • منبع شما شما برای گردآوری این اشعار چه بوده است؟
از مادر و مادربزرگ و زنان خانواده شنیده‌ام و ثبت كرده‌ام. اما متأسفانه نسل امروز كمتر به دنبال فرهنگ قدیم است.
  • خانواده شما در كدام محله از همدان بودند؟
در محله سیزده خانه ساكن بودند كه از محله‌های قدیم شهر به حساب می‌آمد.
  • امروز حس شما به همدان چگونه است؟ دوست دارید به این شهر بازگردید؟
من همدان را دوست دارم و همچنان تابستان‌ها به همدان می‌آیم. خوشبختانه همسر من هم همدانی است و این باعث شده رابطه من با شهرم قطع نشود.
  • تاكنون از آثار نویسندگان همدانی‌كاری منتشر كرده‌اید؟
همان‌طور كه گفتم كتاب‌های ما در یك حوزه خاص یعنی شطرنج است. اگر همشهریان ما كتاب‌هایی را در این زمینه نوشته باشند و به ما مراجعه كنند قطعاً همكاری می‌كنیم. اما بنا بر علاقه‌ای كه به همدان دارم با نویسندگان همدانی كار می‌كنم.
به تازگی یك مجموعه از كارهای دكتر حسین وحیدی نویسنده بزرگ همدانی را در زمینه تاریخ و فرهنگ منتشر كرده‌ایم كه در نمایشگاه كتاب عرضه شد.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AD%D8%B1%D9%83%D8%AA-%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D9%83-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، ناشران همدان ، شطرنج همدان ، دکتر حسین وحیدی ،

بلوار ارم ؛ تمام داشته‌های همدان برای تفریح

اجتماعی 

■ استان همدان از نبود اماکن تفریحی و آرامش رنج می‌برد

حسین زندی



 ناهار بریم بلوار؛ قرار ما کجا؟ بلوار؛ پیاده‌روی بریم بلوار؛ میهمان را ببریم بلوار؛ تیم ملی به جام جهانی می‌رود، بریم بلوار؛ شادی انتخابات بریم بلوار و غیره...
بیش از یک دهه است که مردم همدان مسیر بلوار ارم را به عنوان مرکز تفریحی خود پذیرفته‌اند و عصر روزهای تعطیل خود را در این خیابان می‌گذرانند.
این بلوار در انتهای جنوبی‌ترین نقطه شهر همدان و در پای تپه زیبای عباس‌آباد واقع شده است مسیری که از میدان قائم آغاز می‌شود و تا تقاطع خیابان سعیدیه ادامه دارد، بلوار ارم یکی از مسیرهایی است که همدانی‌ها اوقات بیکاری و روزهای تعطیل را در آن می‌گذرانند و محل پرسه‌زنی جوانان بیکار شهر است.
مدیران ارشد شهری بخصوص مسئولان شهرداری نیز از بلوار ارم به عنوان یک منطقه گردشگری یاد می‌کنند هرچند گردشگران کمتر در آن دیده می‌شوند و بیشتر تفرجگاه شهروندان همدانی است، اما شهرداری تلاش کرده با تغییر کاربری بخشی از باغ‌ها به شهربازی و پارک، این منطقه را پذیرای شهروندان همدانی کند.
مردم همدان این تفریح و تفرج را آسان به دست نیاورده‌اند ورود جمعیت گردشگر شهری به این منطقه همواره با واکنش و چالش همراه بوده و انتقادهای فعالان مدنی و اعتراض ساکنان منطقه و حتی کسانی که برای تفریح به این محل می‌آیند را به دنبال داشته است.
اعتراض ساکنان حاشیه بلوار ارم به این موضوع است که اگر منطقه گردشگری و تفریحی است پس نباید مجوز ساخت‌و‌ساز بناهای مسکونی صادر می‌شد و اگر غیر از این است برای تفریح شهروندان نیاز به فضای مناسب‌تری است.
اما چرا همه مردم از کودک و نوجوان جوان میانسال و پیر به این بلوار می‌روند؟ مگر نه این است که انسان‌ها در هر مقطع سنی نیاز به تفریح خاصی دارد و آنچه برای یک کودک جذاب است نه‌تنها جوانان و کهنسالان را راضی نمی‌کند بلکه گاهی به زیان آنها است.  از آنجا که مردم همدان گزینه دیگری ندارند و نمی‌توانند انتخاب دیگری داشته باشند بدون توجه به نیازها به چنین مکانی رجوع می‌کنند. نکته دیگر این است که امکانات تبلیغی برنامه‌ریزی در اختیار نهادهایی مانند شهرداری‌هاست و این نهادها به راحتی بر روی سلیقه مردم شهر تأثیر می‌گذارند و آنها را به هرجهت که بخواهند رهنمون می‌کنند. مدیران شهری درسال‌های گذشته تنها یک نقطه از شهر را دیده‌اند و چشمشان به سوی الوند بوده و هر آنچه به ذهنشان رسیده است در این منطقه نصب کرده‌اند؛ مراکز تفریحی، شهربازی، مراکز آموزشی، بیمارستان، هتل، اماکن مذهبی، غذا خوری، موزه و... همه را در این نقطه در نظر گرفته‌اند بدون توجه به اعتراض ساکنان منطقه و نبود فضای کافی مانند پارکینگ در درازمدت مدیریت شهری را دچار چالش خواهد کرد. یکی از مهمترین نتایج منفی پدیدآمدن بلوار ارم نابودی باغ‌ها و فضای سبز در این منطقه است که هرگز مدیران‌شهری جایگزینی برای آن در نظر نگرفتند.  نکته دیگر این است که وقتی مکانی به عنوان منطقه تفریحی و گردشگری در نظر گرفته می‌شود باید جاذبه گردشگری نیز داشته باشد مکانی را به عنوان تفریحگاه نامگذاری کرده‌اند اما جاذبه‌ای ندارد و خدماتی به مردم ارائه نمی‌شود، مسئولان این موضوع را نادیده می‌گیرند که نتیجه چنین برنامه‌ریزی غلطی این پدیده را به وجود می آورد که مردم اتومبیل‌ها را کناربلوار پارک کنند و به اتومبیل خود تکیه کنند و همدیگر را نگاه کنند. پدیده مضحکی که تنها در سایه بی‌تدبیری مدیران شهری گذشته و حال می‌توان شاهد آن بود. در حالی که وقتی این نقطه از شهر را برای تفریح و آرامش مردم در نظر گرفتند می‌باید برای سرگرمی آنها نیز در سنین و اقشار مختلف فکری می‌کردند. واکنش فعالان مدنی از جنس دیگری است آنها ضعف مدیریت یکپارچه شهری و نبود زیرساخت را در کنار نبود آموزش‌های شهروندی اصلی‌ترین عامل این نابسامانی‌ها و آسیب‌ها می‌دانند و معتقدند اگر برنامه‌ریزی‌ها از استاندارد کافی برخوردار بود چنین مسائلی پیش نمی‌آمد. آنها بارها به مدیران ارشد شهری پیشنهاد داده‌اند که بهتر است پیشروی شهر را در این منطقه متوقف کنند و شهر بیشتر به سمت شمال همدان که به صورت دشت و هموار است ادامه پیدا کند.
هر قشر از جامعه نیاز و ضرورت‌های خاص خود را دارد و تجمیع امکانات و خدمات شهری در یک نقطه آسیب‌زا خواهد بود.  تقسیم عادلانه مراکز تفریحی از بروز آسیب‌های اجتماعی جلوگیری خواهد کرد پس بهتر این است که همه سلیقه‌ها در نظر گرفته شود و برای بخش‌های گوناگون جامعه شهری همدان امکانات و خدمات گردشگری مناسب ایجاد شود.




http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/0x088930883f7bc385.html



برچسب ها: همدان پیام ، گردشگری همدان ، بلوار ارم همدان ، مدیریت شهری در همدان ،

یکشنبه 3 خرداد 1394

ادای احترام به سال‌ها پژوهش و نگارش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،روزنامه همشهری ،

ادای احترام به سال‌ها پژوهش و نگارش

نویسنده: حسین زندی/همدان- خبرنگار همشهری
ادای احترام به سال‌ها پژوهش و نگارش
عصر دوشنبه سالن ابن‌سینای همدان شاهد گردهمایی علاقه‌مندان فرهنگ و هنر همدان و مدیران ارشد شهر از جمله استاندار همدان، امام جمعه، مدیركل اداره فرهنگ و ارشاد، مدیركل اداره آموزش و پرورش استان و جمعی از نویسندگان و شاعران همدانی بود تا به 2 پژوهشگر مطرح استان دكتر«پروز اذكایی» نسخه شناس، فهرست‌نویس و مورخ برجسته همدانی و همچنین به پژوهشگر، منتقد و مترجم نام آشنای استان استاد «علیرضا ذكاوتی قراگوزلو» ادای احترام كنند...
1394/03/02
عصر دوشنبه سالن ابن‌سینای همدان شاهد گردهمایی علاقه‌مندان فرهنگ و هنر همدان و مدیران ارشد شهر از جمله استاندار همدان، امام جمعه، مدیركل اداره فرهنگ و ارشاد، مدیركل اداره آموزش و پرورش استان و جمعی از نویسندگان و شاعران همدانی بود تا به 2 پژوهشگر مطرح استان دكتر«پروز اذكایی» نسخه شناس، فهرست‌نویس و مورخ برجسته همدانی و همچنین به  پژوهشگر، منتقد و مترجم نام آشنای استان  استاد «علیرضا ذكاوتی قراگوزلو» ادای احترام كنند.

تجلیل از علم
استاندار همدان در این مراسم با تأكید بر جایگاه علمی دكتر پرویز اذكایی و استاد علیرضا ذكاوتی قراگوزلو گفت: قدر و منزلت بزرگان ما باید به درستی شناخته شود و همه ما باید برای بازشناسی فرهنگ استان تلاش وافری داشته باشیم.
«اكبر ایرانی» مدیرعامل انتشارات میراث مكتوب نیز در این مراسم گفت: بدون‌ تردید سخن گفتن از این دو دانشی‌مرد‌كاری است دشوار از این‌رو می‌كوشم تنها در بیان احساسم اكتفا و اشاره‌ای به همكاری‌های این دو عزیز با میراث مكتوب كنم.
 زیرا كه «یارم همدانی و خودم هیچ ندانی/ یارب چه كند هیچ ندانی به همه دانی». نام اذكایی و ذكاوتی در تاریخ و فرهنگ معاصر این كشور همراه با تعابیری چون دو یار غار و به قول حافظ حریف حجره و گرمابه و گلستان را تداعی می‌كند. تعبیری از دوست مشترك دور از وطن «ابوالقاسم امامی» دارم كه می‌گفت؛ نمی‌شود ذكاوتی بنویسی و اذكایی نخوانی و این یكی را ببینی و سراغ آن دیگری را نگیری.

چرا شهرهای ما از نخبگان خالی شد
سخنران دیگر این مجلس دكتر «حسین‌معصومی‌همدانی» پژوهشگر و منطق‌دان برجسته كشور بود  كه دوستی چندین ساله با اذكایی و ذكاوتی دارد. وی با اشاره به این دوستی و پیوند گفت: من با شهرهای دیگر پیوندی ندارم، اما وقتی به همدان می‌آیم دنبال چیزهایی می‌گردم كه پیدا نمی‌كنم. یكی از انگیزه‌های من برای آمدن به همدان دو نشانی بزرگ در زندگی من است. استاد اذكایی و استاد ذكاوتی. آشنایی من با اذكایی به مقاله‌هایی برمی‌گردد كه در نشریات محلی منتشر می‌كرد اما آشنایی من با ذكاوتی از نزدیک بود. چرا كه با برادر ایشان دوست بودم و بعدها با پیوند فامیلی این آشنایی بیشتر شد.
معصومی ادامه داد: یكی از مصیبت‌های ما در 50 یا 60 سال اخیر خالی شدن شهرهای ما از اهل علم بود. جاذبه‌های زندگی در تهران اشخاص را به سمت سواد اعظم می‌كشاند. همدان این اقبال را داشت كه اذكایی كه مدت‌ها در همدان نبود به همدان بازگشت و ذكاوتی هم هرگز از همدان بیرون نرفت. به یك معنی می‌توان گفت این 2 بزرگوار اوتاد این شهر هستند.

زنجیره‌های یادگیری
این پژوهشگر ادامه داد: من از هر دوی ایشان بسیار آموختم. از آقای اذكایی بسیار یادگرفته‌ام كه بیشتر از طریق آثار او بوده است. خیلی از مورخان، عرفان همدان را از طریق آثار ایشان آموخته‌اند به همین دلیل امروز كسانی از نقش اذكایی در شناساندن باباطاهر واقعی سخن می‌گویند.
انس من با آقای ذكاوتی بوده و ایشان آنقدر آدم قلندری است كه اگر من پاپی او نمی‌شدم هیچ یك از آثارش چاپ نمی‌شد. چرا كه همیشه بی‌اعتنا و بی‌میل به ظواهر است.
«اصغر محمد‌خانی» از مدیران شهر كتاب سخنران دیگر این مراسم بود كه به معرفی آثار دكتر اذكایی و ذكاوتی پرداخت و نقش ایشان را  در برنامه‌های دهه 70 و برنامه‌های مختلف شهر كتاب تشریح كرد.
در پایان این مراسم نیز «علیرضا ذكاوتی» گفت: من توقعی از دوستان ندارم و اگر اینجا حضور دارم به بهانه تجلیل از علم است. دكتر پرویز اذكایی نیز از برگزار‌كنندگان مراسم تشكر كرد.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، دکتر پرویز اذکایی ، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ، مفاخر همدان ،

یکشنبه 3 خرداد 1394

بزرگداشت فردوسی در شهر باباطاهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،روزنامه همشهری ،

بزرگداشت فردوسی در شهر باباطاهر

نویسنده: حسین زندی/ همدان- خبرنگار همشهری
بزرگداشت فردوسی در شهر باباطاهر
هرچند روز گرامیداشت حكیم ابوالقاسم فردوسی در همدان با تأخیر برگزار شد، اما این مراسم دلیلی شد تا شركت‌كنندگان در پایان برنامه با اهدای ده‌ها جلد كتاب به كتابخانه‌های روستایی همدان نشان دهند، فردوسی و كتاب ماندگارش شاهنامه همچنان برای مردم این سرزمین گرانبها و مهم است و با تكیه بر‌منش فردوسی به دنبال فراگیر شدن كتابخوانی هستند.
1394/03/02
به همین مناسبت سالن اجتماعات تشكل‌های غیردولتی همدان میزبان برگزاری مراسم گرامیداشت فردوسی و مراسم اهدای كتاب بود. در ابتدای مراسم« محمد افشار» مسئول انجمن شاهنامه‌خوانی همدان گزارشی از فعالیت‌های این تشكل را برای حاضران ارائه كرد وگفت: اگر بخواهیم از سنت شاهنامه‌خوانی در ایران بگوییم باید به قرون اولیه‌ای كه شاهنامه سروده شده، بازگردیم خوانش شاهنامه در همه جای این سرزمین رواج داشته است به‌خصوص در دوره صفوی این سنت رواج بیشتری پیدا کرد كه تا امروز ادامه دارد. ما نیز پیرو همین سنت با همكاری علاقه‌مندان نشست‌های شاهنامه‌خوانی در همدان برگزار كردیم. گرایش به شاهنامه‌خوانی در این شهر بسیار خوب است. امیدواریم شاهنامه‌خوانی بار دیگر به خانه‌های ایرانیان بازگردد.
چرا شاهنامه مهم است؟
در ادامه مراسم یکی از مدرسان دانشگاه بوعلی به دلایل موفقیت شاهنامه پرداخت و گفت: باید بدانیم چرا شاهنامه چنین موقعیتی را در ایران و جهان پیدا كرده است اما ابتدا باید این پرسش را مطرح كنیم كه آیا مطالب شاهنامه واقعیت دارد یا خیر؟ همان‌طور كه می‌دانیم شاهنامه 3 بخش دارد بخش اول به اساطیر ایران می‌پردازد؛ بخش دوم بخش پهلوانی است كه ازپادشاهی فریدون تا مرگ رستم ادامه دارد و بخش سوم از پادشاهی بهمن شروع می‌شود و تا ورود اسلام به ایران ادامه دارد که  بخش تاریخی شاهنامه است.  «دكتر نجمه نظری» افزود: مهم‌ترین دلیل موفقیت شاهنامه در جهان این است كه شاهنامه یك حماسه طبیعی است. یعنی تاریخ اساطیری یك قوم كهن است و نوشته یك فرد نیست، بلكه در طول قرن‌ها شكل گرفته است. در تمامی جهان كشورهایی كه دارای حماسه تاریخی هستند تعداشان به10 نفرنمی‌رسد. این استاد دانشگاه افزود: اگر شاهنامه نبود ما تاریخ اساطیری نداشتیم و ارتباط ما با گذشته قطع شده بود. مورد دیگر ارزش جامعه‌شناختی شاهنامه است. در كتاب جامعه‌شناسی خودكامگی داستان ضحاك بررسی شده است. اگر ما می‌دانستیم كه پادشاهی مانند جمشید چرا سقوط و ضحاك به ایران سلطه پیدا کرد و نقش مردم چقدر بوده است؟ تاریخ كشور ما به شكل دیگری رقم می‌خورد. مورد بعدی استادی فردوسی در داستان‌پردازی است كه موجب اقبال و موفقیت شاهنامه شده است. ایمان و عشق و علاقه فردوسی را نمی‌توان نادیده گرفت.
فایده شاهنامه
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: نكته دیگر این است كه امروز شاهنامه چه كاربردی می‌تواند داشته باشد؟ تجربه ثابت كرده كه هر بار استبداد داخلی شدید بوده و یا خطر حمله بیگانگان وجود داشته شاهنامه در تقویت روحیه ملی بسیار مفید بوده است.
اهدای كتاب به كتابخانه‌های روستایی
در ادامه مراسم یكی از اعضای انجمن توسعه محلی بهارستان همدان گزارشی از فعالیت‌های این انجمن در زمینه ایجاد كتابخانه‌های روستایی در همدان ارائه كرد و از شركت‌كنندگان در این مراسم خواست همكاری بیشتری در این زمینه با انجمن بهارستان داشته باشند. «زهره شریعتی» گفت: چقدر خوب است كه چنین روزهایی اختصاص به اهدای كتاب داشته باشد. من به نمایندگی از اعضای انجمن توسعه محلی بهارستان از همه همشهریانی كه دعوت مارا قبول كردند، سپاسگزاری می‌كنم.
در پایان شركت‌كنندگان در این مراسم ده‌ها جلد از كتاب‌هایی را كه با فراخوان انجمن توسعه محلی بهارستان به این برنامه آورده بودند، اهدا كردند.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1


برچسب ها: همشهری همدان ، کلاس های شاهنامه خوانی همدان ، بزرگداشت فردوسی ، همدان ،

یکشنبه 3 خرداد 1394

شهرداری و موانع ثبت جهانی هگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

شهرداری و موانع ثبت جهانی هگمتانه

hegmatane.jpg

کارشناسان و فعالان حوزه‌ی میراث فرهنگی استان دلیل اصلی اینکه گردشگر خارجی کمتر به همدان می‌آید را نداشتن آثاری در فهرست جهانی یونسکو عنوان می‌کنند و معتقدند اگر یکی از آثار تاریخی و یا طبیعیِ همدان مانند کتیبه‌های گنجنامه یا غار علیصدر در فهرست جهانی یونسکو ثبت می‌شد معرفی کردن همدان به عنوان یک شهر گردشگرپذیر در میان خارجی‌ها آسان‌تر صورت می‌گرفت.
پس از آنکه با ایجاد مجموعه‌ی تله‌کابین در حریم کتیبه‌های تاریخی و آبشار گنجنامه و همچنین تخریب بخش بزرگی از کوه الوند، امکان ثبت جهانی این اثر منحصر به فرد از بین رفت، تغییراتی که در بزرگترین غار آبی کشور ایجاد شده نیز این اثر را خارج از شرایط ثبت جهانی قرار داده است.


مدتی است که مسئولان میراث فرهنگی استان همدان گزینه‌های جدیدی را مطرح می‌کنند، معبد تاریخی نوشیجان، دستکند‌های زیر زمینی سامن و ارزانفود و محوطه‌ی تاریخی هگمتانه از مواردی است که بارها از سوی مدیرکل میراث فرهنگی استان به گوش رسیده است.
محوطه‌ی باستانی هگمتانه با دارا بودن چندین اثر از جمله سازه‌های خشتی که از نقاط مختلف این تپه خارج شده است و دو کلیسای تاریخی، یک حمام، گورستان و موزه به نظر می‌رسد شرایط بهتری برای ثبت جهانی داشته باشد. اما اقدامات شهرداری همدان از رخ دادن این رویداد جلوگیری کند.
ایجاد پارک سوار در ضلع شرقی تپه و کنار کلیساها یکی از اقدامات مخرب شهرداری همدان است که آسیب جدی به این اثر تاریخی وارد کرده و خواهد کرد. این اقدام که در حریم اصلی تپه صورت گرفته است برای پارک سوار اتوبوس های شرکت واحد است که قرار است از خیابان شهدا به این محوطه منتقل شوند. آمد و شد اتوبوس ها به کرات، علاوه بر این که زیبایی بصری و منظر شهری را در این نقطه به هم می‌ریزد، لرزش های ایجاد شده از ورود این وسایل نقلیه‌ی سنگین نیز باعث تخریب هر چه بیشتر کلیسا خواهد شد. در دوره‌ی مدیر کل پیشین میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان، کوچه‌ی سرگذر که به مسجد نظربیگ منتهی می‌شود توسط شهرداری تعریض شد و هیچ عکس‌العملی از سوی این مدیر صورت نگرفت اما به نظر می‌رسد مدیر فعلی تلاش می‌کند از تخریب‌های شهرداری جلوگیری کند. این اقدام شهرداری باعث ترک برداشتن دیوار کلیسا شده و اقدامات اخیر هم این آسیب‌ها را بیشتر خواهد کرد.
در روزهای گذشته، مکاتباتی از سوی مدیران میراث برای جلوگیری از تخریب کوچه زورخانه‌ی همه‌کسی صورت گرفته‌است. مکاتبات فوق بر این موضوع تاکید دارد که میراث فرهنگی، متولی حفظ میراث تاریخی در استان است و اجازه‌ی تخریب زورخانه را نخواهد داد.
اما مجموعه‌ی شهرداری در دوره‌های پیشین نشان داده است که بیل و لودر را می‌شناسد و آنچه بر سر بافت تاریخی جولان و باغ‌ها و عمارت‌های تاریخی مانند بدیع الحکما و ذوالریاستین آمد دلیلی بر این مدعاست.
متاسفانه نگاه همدلانه و مسئولانه‌ای در مجموعه‌ی شهرداری همدان در زمینه‌ی گردشگری به ویژه در مورد هگمتانه دیده نمی‌شود باید پرسید تجمع کارگران فصلی در ضلع شمالیِ حریم هگمتانه چه سنخیتی با گردشگرپذیری این محوطه دارد؟ یا مرغ‌فروشانی که در ضلعِ غربی حریم این محوطه تاریخی فعالیت می‌کنند چه چهره ای از استان را به گردشگران نشان می‌دهد؟ گردشگران، مدام با خونریزی و کشتار مرغ و خروس در این نقطه مواجه هستند و به نظر می‌رسد مدیریت کلان شهری به این پدیده به عنوان جاذبه گردشگری نگاه می‌کنند.
آنچه مسلم است هگمتانه این روزها شرایط خوبی ندارد و به نظر می‌رسد با اقدامات صورت گرفته، برنامه‌های استاندار همدان که مدام بر حفظ میراث فرهنگی و رشد و توسعه‌ی گردشگری تاکید می‌کند به نتیجه نخواهد رسید. در این میان، فعالان مدنی و دوستداران میراث فرهنگی همدان با اقدامات شهرداری مخالفند و با تهیه‌ی بیانیه و نامه‌نگاری‌های متعدد به مسئولان، خواستار توقف تخریب آثار فرهنگی، تاریخی و طبیعی استان هستند.


http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/222-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B9-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87



برچسب ها: همگان ، هگمتانه ، شهرداری همدان ، ثبت جهانی هگمتانه ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic