یکشنبه 29 آذر 1394

آینده روشن خوشنویسی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

آینده روشن خوشنویسی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آینده روشن خوشنویسی در همدان
همدان در عرصه خوشنویسی سابقه دور و درازی دارد. با نگاهی به آثار و نسخه‌های خطی قرون گذشته و نام کاتبان این آثار درمی‌یابیم که خوشنویسی در این شهرچه جایگاهی داشته است...
1394/09/29
 همدان در عرصه خوشنویسی سابقه دور و درازی دارد. با نگاهی به آثار و نسخه‌های خطی قرون گذشته و نام کاتبان این آثار درمی‌یابیم که خوشنویسی در این شهرچه جایگاهی داشته است. در سال‌های گذشته «ریاض همدانی» و  «حسن دانشفر‌همدانی» و همچنین در این سال‌ها  خوشنویسانی مانند فتوت، سرمدی، آریامنش و شعبانی در زنده نگه‌داشتن خوشنویسی همدان تلاش کرده‌اند و تاثیر مهمی در خوشنویسی استان و ایران داشته‌اند.
حتی برخی خوشنویسان و استادان برجسته کشور مانند زنده‌یاد «عبدالله ‌فرادی» برای آموزش دادن هنرجویان همدانی به این شهر سفر کرده‌، خوشنویسی امروز همدان را با گذشته پیوند داده و سبک‌های مهم خوشنویسی کشور را وارد همدان کرده‌اند.
استاد «علی‌شیرازی» متولد 1339 خورشیدی در شیراز است. او خوشنویسی را نزد استادانی چون «نصر‌الله معین اصفهانی» و «غلامحسین امیرخانی» آموخت و به درجه استادی نایل شد. از آثار این عضو برجسته انجمن خوشنویسان ایران می‌توان به مجموعه نقاشی‌خط «قاصدک» و «دفتردانایی» اشاره کرد. استاد علی‌شیرازی تابلوهای خود را با همین نام امضاء می‌کند، اما در کتاب‌های او نام کرمعلی‌شیرازی آمده است.
برای بررسی وضعیت خوشنویسی امروز همدان پای صحبت استاد علی‌شیرازی یکی از برجسته‌ترین استادان این عرصه که مدتی پیش به همدان سفر کرده بود، می‌نشینیم.
  • وضعیت خوشنویسی همدان را در چه سطحی می‌بینید؟
با توجه به آثاری که از خوشنویسان همدان دیدم کارها خوب است و باید بگویم برخی از آثار جوانان خوشنویس همدانی به اندازه‌ای خوب است که می‌تواند در سطح ملی مطرح شود.
  • پس آینده‌ای روشن را برای خوشنویسی این شهر متصور هستید؟
در استان همدان استادانی هستند که بسیار زحمت کشیده‌ وآثار خوبی را خلق کرده‌اند. اگر با 2 دهه پیش مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که چه اتفاق مهمی افتاده است. از شهر همدان به‌عنوان یک شهر تاریخی نیزهمین انتظار می‌رفت و آن وقفه و فاصله‌ای که در نیم قرن گذشته برای همدان افتاده، در حال جبران است. من فکر می‌کنم تا 5 یا 10 سال آینده همدان  یکی از شهرهای مهم خوشنویسی کشور خواهد شد.
  • این رشد از کجا ناشی می‌شود استادان تاثیر داشته‌اند یا فضا تغییر کرده است؟
فضایی که در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم، فرصتی شد که گرایش به طرف خوشنویسی بیشتر شود، بدین معنی که دلایلی باعث شد دیگر هنرها مانند موسیقی مدتی به حاشیه برود و مورد توجه نباشد، اما از آنجا که خوشنویسی یک هنر ملی و اسلامی بود، آزادانه توانست مسیر خود را برود، سنگی هم جلوی انجمن‌ها گذاشته نشد از طرفی زحمت‌های شبانه روزی استادانی که در سراسر کشور حضور داشتند و احساس وظیفه منجر به خدماتی شد که نتایج آن را در همدان و سایر شهرها می‌بینیم. باید بگویم در این سال‌ها به میزانی که خوشنویسی رشد کرده دیگر هنرها رشد نکرده است.
  • همدان در مقایسه با دیگر شهرها از جمله قزوین که پایتخت خوشنویسی کشور است چه وضعیتی دارد؟
قزوین هم از شهرهای مهم خوشنویسی کشور است. به نظر من بهتر است مقایسه نکنیم اگر قرار است قیاسی صورت بگیرد بهتر است با قبل و بعد خودمان مقایسه شود تا ببینیم خوشنویسی همدان در گذشته چه جایگاهی داشته و حال چگونه است و آینده را چگونه برنامه‌ریزی خواهیم کرد.
  • نیازها و کمبودهای استان در این زمینه چه مواردی است؟
شنیدم به تازگی کلنگ ساختمان انجمن خوشنویسان به زمین زده شده که امیدوارم به نتیجه برسد.
  • توجه شما بیشتر به نقاشی‌خط است؛ این موضوع را در همدان چگونه می‌بینید؟
امروز نه تنها نقاشی خط همدان، بلکه تمامی کشور در ابتدای راه خود است و به جزچند نفر که موقعیت خاصی دارند بقیه در آغاز کارهستند. خوشنویسی در همدان ریشه داربوده و استادانی سال‌ها زحمت کشیده وکارکرده‌اند که نتیجه آن را امروز می‌بینیم. بیشترفعالان نقاشی خط در سطح اولیه هستند و نمی‌توان مقامی برای آنها در نظر گرفت، اما در آینده امیدوارم فعالان این شاخه از هنر را در سطح ملی هم ببینیم.
  • امروز خوشنویسی در زمینه‌های اجتماعی چه کارکردی می‌تواند داشته باشد؟
هنر معجزه می‌کند، به‌خصوص خوشنویسی، زیرا در هر خانواده یک نفر خوشنویس وجود دارد که در هرسطحی باشد در کل فامیل تاثیر می‌گذارد.
 در چنین خانواده‌هایی مشکلات و آسیب‌های اجتماعی که در جامعه با آنها درگیریم کمتر دیده می‌شود.همچنین این هنر درمسائل روحی و  روانی شخص نیز تاثیر مثبت دارد.
  • جایگاه بین‌المللی خوشنویسی ایران چگونه است؟
 ما کشوری هستیم که اگر قرار باشد به یک عنصر و سرمایه خود تکیه کنیم و بنازیم فرهنگ و هنر است. در سایر زمینه‌ها ممکن است از دیگر کشورها عقب‌تر باشیم، اما در زمینه فرهنگ و هنر صاحب تاریخ، سبک و مکتب هستیم. اگر بخواهیم در بین هنرها یکی را انتخاب کنیم که هم جهانی باشد و هم محدودیت زبانی و زمانی نداشته باشد، خوشنویسی است. خوشنویسی در حالی که شکل مکتوب همان زمان است به دلیل تصویری بودن مخاطب جهانی دارد. کما این‌که من در نمایشگاه‌های همکاران یا استادان دیگر دیده‌ام که خریدار آثار آنها بیشتر خارجی‌ها هستند.
  • به نظر شما از این فرصت استفاده شده است؟
ما چنین سرمایه‌ای را داریم، اما کمتر به آن توجه داریم چون دم دست ما بوده، به قول معروف «تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی». ما میان این ارزش‌های فرهنگی غوطه‌ور هستیم و قدر آن را نمی‌دانیم. در حالی که سرمایه مهم و مزیت کشور ما ارزش‌های فرهنگی است و با این سرمایه می‌توانیم سرها را بالا بگیریم و به آن افتخار کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، استاد علی شیرازی ، کرمعلی شیرازی ، خوشنویسی همدان ،

چهارشنبه 25 آذر 1394

از توپ و تور تا قلم و کتاب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

از توپ و تور تا قلم و کتاب

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از توپ و تور تا قلم و کتاب
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است...
1394/09/25
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است. به دلیل تعداد آثار منتشرشده و کتاب هایی که از یوسفی به دیگر زبان های دنیا ترجمه شده او را یکی از پرکارترین و شناخته‌شده‌ترین نویسنده کتاب کودکان ایران می‌دانند.
یوسفی دانش‌آموخته رشته تاریخ از دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است و برای کودکان آثاری از ادبیات کهن فارسی را بازنویسی و بازآفرینی کرده است. فقط مجموعه رمان‌های «شاهنامه برای کودکان» یوسفی شامل 50 جلد است. «افسانه شیر سپیدیال»، «قصه یارگار زریران»، «افسانه بلیناس جادوگر» و «افسانه شیرین کارنامه اردشیر بابکان» از آثار این نویسنده است.«ستاره‌ای به نام غول» و «حسنی به مکتب نمی‌رفت»نیز  برنده دیپلم افتخار IBBY شده و کتاب‌های او در جشنواره‌های داخلی نیز جوایزی به دست آورده‌اند. یوسفی یکبار نیز نامزد دریافت جایزه «هانس کریستین اندرسن» شده است. از این نویسنده تاکنون بیش از 200 عنوان کتاب به فارسی منتشر و آثار او به ده‌ها زبان نیز ترجمه شده است. یوسفی در گفت‌وگو با همشهری از علاقه‌اش به کتاب، فوتبال و تئاتر از دوران کودکی می گوید.

از شما صدها عنوان کتاب در حوزه کودک و نوجوان منتشر شده، آیا همدان در آثار شما حضور دارد؟
از قصه‌هایی که من تاکنون نوشتم و چاپ شده، بخش عمده قصه های مجموعه 5 جلدی افسانه ایران زمین در همدان اتفاق افتاده و محور داستان در همدان است. این مجموعه  قصه های فولکلور همدان را تشکیل می‌دهد. من در این 5 جلد که بلندترین رمان تاریخی نوجوانان ایران است، تاریخ همدان را آورده ام. این مجموعه که داستان‌های آن پیوسته و شخصیت و محور اصلی آن شیرسنگی همدان است، از آغاز ورود آریایی‌ها به ایران تا انقلاب مشروطه را در برمی گیرد، امیدوارم آن را ادامه بدهم و تا به امروز برسانم. این 5 جلد توسط نشر پیدایش به چاپ رسیده و حدودا از 15 سال پیش چندین‌بار چاپ شده است.

ویژگی برجسته این اثر چیست؟
ویژگی این مجموعه 5 جلدی این است که تمام این قصه‌ها در همدان می گذرد و به‌طور کلی قصه‌های فولکلوریک همدان را استفاده کرده ام، بعضی از آن ها را خودم شنیده بودم و بعضی دیگر را از منابع مربوط به همدان به دست آوردم. نوع روایت این داستان‌ها بر پایه فولکلور و در عین حال فانتزی و سمبلیک نیز هست و در اصل تاریخ همدان برای نوجوانان است. چون این شیر در همدان تمام سلسله‌ها و جریان های گوناگون سیاسی و نهضت‌های مختلفی که اتفاق می‌افتد را شاهد است در این داستان‌ها حضور دارد.

دلیل انتخاب همدان چه بود؟
اگر ایران یکی از 5 کشور متمدن و کهن جهان است، همدان یکی از شهرهای کهن جهان است. یعنی اولین سلسه مادها در همدان و پیشینه تاریخی همدان چند هزارساله است و از آنجایی که من نیز  تاریخ می‌دانستم، همدان را انتخاب کردم. من در دانشگاه تهران دررشته تاریخ تحصیل کردم.
متولدشدن در شهر همدان برای من یک سعادت بود، زیرا از کودکی با استر و مردخای، ‌بوعلی‌سینا و باباطاهر همشهری بودم. برای همین نوشتن درباره این شهربرایم آسان تر بود.

کدام محله همدان بودید؟
من در نوجوانی در محله باباطاهر و بنه‌بازار بودم، دوران دبیرستان  هم در بنه بازار و هم در محله قاشق تراش‌ها سکونت داشتم.

تاثیر معلم ها بر نویسندگی شما چگونه بود؟
دوره دبیرستان دبیری داشتیم به نام «ساسان دهگان» که دبیر ادبیات ما بودند. کسانی که در آن ایام با آقای دهگان درس داشتند می دانند که خیلی سختگیر بود و خیلی نمره سخت می داد و بالاترین نمره ایشان 15 بود.
امتیاز آقای دهگان این بود که برادر آقای «کاوه دهگان» مترجم معروف بود. من همان زمان آثار کاوه دهگان را می خواندم، برای این‌که هم برادر دبیر ادبیات ما بود وهم ادبیات کلاسیک ایران را خیلی خوب می شناخت. آقای دهگان که ادبیات کلاسیک ایران را برای ما توضیح می داد ما شگفت‌زده می شدیم که چه ادبیات غنی داریم و لذت می‌بردیم و خود به خود حس اعتماد به ما دست می‌داد.در دوره دبیرستان امتیازی که داشتم این بود که همکلاسی های تئاتری خوبی داشتم، مانند صادق عاشورپور، جلال میرزاپور و مهدی چایانی که ایشان نقالی می‌کرد و هنوز هم همین کار را انجام می دهد.

خاطرتان هست در آن دوران چه نمایش‌هایی اجرا می شد؟
در آن روزگار یاد دارم که «چوب به دستان ورزیل» کار می‌شد، «سگی در خرمن جا» را نیز اجرا می‌کردند و زنده‌یاد بانو «ایراندخت میرهادی» هم همراه آنان بود که از بچه‌ها و هنرمندان همدانی حمایت و خودش هم تئاتر کار می کرد. این مجموعه خود به خود سبب شد که من ضمن این‌که فوتبالیست بودم و شب و روز فوتبال بازی می کردم و همه عمرم را می‌دویدم (که الان هم فوتبال بازی می‌کنم) به طرف تئاتر هم کشیده شوم. در کنار آن کتاب می خواندم و تحت تاثیر مادرم خیلی به نوشتن مخصوصاً به شعر علاقه داشتم. مادرم مرا با شعر بزرگ کرده بود و اشعار همدان را برایم خوانده بود.


آقای دهگان در مورد کارهای تئاتری که انجام داده بودند توضیح می دادند؟ ایشان جزو اولین کسانی بودند که به تهران رفتند و دوره تئاتر دیدند.
نه. در مورد این موضوع برای ما صحبتی نکرد و بیشتر از ادبیات کلاسیک می گفت، ضد شعر نو بود در حالی که برعکس آقای حکمتی دبیر شیمی ما از شعرهای نیما برای ما می‌گفت و من در کل هم از حرف های آقای دهگان لذت می بردم و هم از حرف های آقای حکمتی!

دوره دبیرستان ارتباط شما با تئاتر برقرار شد؟
نه. من تئاتر را خودم یاد گرفتم.از آن‌جایی که من مشغله زیادی در فوتبال داشتم و وقتی برای تئاتر نمی گذاشتم، اما در خانه موقعی که مناسبتی بود مثل شب چله، شب عید یا عروسی همه بچه‌های فامیل را جمع می کردم و با آنها تئاتر کار می کردم. در این دوره‌همی‌ها بزرگ‌ترها هم تماشا می کردند. تا این‌که در دوره دانشجویی ادبیات  خواندم و شروع کردم به نمایشنامه‌نویسی.  سال 52 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تحصیل کردم و با تئاتر و نمایشنامه‌نویسی به‌طور جدی وآکادمیک آشنا شدم.

دوره دانشجویی چه تئاترهایی کار کردید؟
در دوره دانشجویی من بیشتر کتاب می خواندم.

شما از ابتدای کودکی در حال خواندن کتاب بودید اما نوع کتاب ها را عنوان نکردید؟
من بیشتر کتاب رمان و تاریخی می خواندم؛ مثل  رمان «دوزخ‌نشینان» و «کلبه عمو تم». یک سری کارهای ترجمه عاشقانه و داستان‌های پلیسی هم زیاد می خواندم.

آن زمان کتاب ها را از کجا تهیه می کردید؟
کیوسکی در خیابان بوعلی بود. صاحب دکه آقای رحیم نراقی بود که کتاب کرایه می داد، کتاب های پلیسی را شبی یک ریال کرایه می کردم و همه کتاب های میکی اسپلین را خواندم.
چون پول نداشتم و رمان ها جیبی و ضخیم بودند، به محض گرفتن کتاب شروع به خواندن کتاب می کردم. با مصیبتی شب با سوسوی لامپ کتاب می خواندم و تا فردا ظهر کتاب چهارصد یا پانصد صفحه ای را تمام می کردم؛ در نهایت خواندن آن تا 2 روز طول می کشید.
 پول تو جیبی هفتگی ام 5 ریال بود که من 2 ریال می دادم برای کرایه کتاب و دیگر چیزی باقی نمی‌ماند.
آقا رحیم، صاحب کتابفروشی از این‌که من خیلی زود کتاب را پس می دادم ناراحت می‌شد و می‌گفت من دیگر به شما کتاب نمی دهم و به شرطی به من کتاب می داد که هر کتاب را یک هفته کرایه کنم، این مدت برای من خیلی هزینه زیادی داشت و هرچه خواهش و تمنا می‌کردم قبول نمی‌کرد.
 از آنجایی که من در دبیرستان فوتبالم خوب بود و در بازی بچه هایی بودند که همیشه دوست داشتند در یارگیری، آنها را انتخاب کنم به یکی از این بچه ها که وضعیت مالی خوبی داشت و در مدرسه علویان همکلاس بودیم گفتم که  به شرطی انتخابت می کنم که از فلان کتابفروشی کتاب بخری یا کرایه کنی یا از کتابی که من تهیه می کنم شما هم چند شب ببری.
به این‌ترتیب توانستم چند سری کتاب تهیه کنم. البته دبیرستان کتابخانه داشت، ولی بیشتر کتاب ها علمی و درسی بود که من دوست نداشتم یا خیلی قدیمی بود. کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» را همان زمان‌ها خواندم
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8


برچسب ها: همشهری همدان ، ادبیات کودک ، محمدرضا یوسفی ، ادبیات کودک همدان ،

سه شنبه 24 آذر 1394

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق
کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند...
1394/09/22
 کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب  رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند. حبیب آقا سال هاست در معبر آرامگاه بوعلی به طراحی مشغول است و آثار خود را در کنار نرده‌های آرامگاه به نمایش می‌گذارد. در این سال‌ها کار این هنرمند همدانی به یکی از جذابیت های آرامگاه تبدیل شده و طرفداران زیادی دارد. او نقاشی تجربی و خودآموخته است، اما به گفته کارشناسان و اهل فن یکی از بهترین طراحان پرتره و چهره در همدان است. او در سال 50 متولد شده و تا سوم ابتدایی درس خوانده، اما یک کتابخوان حرفه‌ای است و علاقه زیادی به ادبیات داستانی دارد. در این گفت‌وگو او  از چگونگی ورود خود به عرصه هنر می گوید.
  • رشته تحصیلی شما چیست و از چه زمانی به نقاشی علاقه‌مند شدید؟
تا سوم ابتدایی درس خواندم و‌ترک تحصیل کردم، چون باید کار می کردم. نقاشی را هم در مدرسه شروع کردم ، اما تا 10 سال به‌صورت تفننی کار می کردم.
  • این هنر را به‌صورت حرفه‌ای نزد چه کسی آموختید؟
هیچ کلاس آموزشی نرفتم، چون استعداد خوبی داشتم تمرین زیادی کردم و خودم یاد گرفتم.
  • از کسی الهام نگرفتید؟ منظورم این است که کار یک نقاش را الگوی خود کرده باشید؟
چرا. به گالری‌ها و نمایشگاه‌های نقاشی سر می‌زدم و تابلو‌های نقاشان همدانی را نگاه می‌کردم، به‌طور مثال به کارهای آقای «فریدون پاک‌نژاد» علاقه زیادی داشتم.
  • واکنش کسانی که کار شما را می دیدند چه بود؟
آن زمان بیشتر دوستان و همسایه‌ها می آمدند، به کارها نگاه و همیشه مرا تشویق می کردند.
  • از چه سالی به‌عنوان شغل به نقاشی و طراحی نگاه کرده‌اید؟
از 25 سالگی به نقاشی به‌عنوان منبع درآمد نگاه و نقاشی ها و طراحی ها را برای فروش عرضه کردم.
  • چه کسانی کار شما را می خریدند؟
مردم می خریدند و بیشتر دانشجویان مشتری بودند.
  • چند سال است که اینجا هستید؟
سال‌هاست در همین محل نقاشی‌ها را برای فروش می‌گذارم. البته از اول کنار پیاده‌رو شروع کردم.
  • کارهای شما در چه سبکی است؟ ابزار کار نقاشی شما چیست؟
سبک کاری من رئال یا واقع‌گرایی است، البته در طراحی از تکنیک خاصی استفاده می‌کنم. از زغال استفاده می کنم بدون مداد و قلم. یعنی از انگشت و دستمال کاغذی برای کشیدن طرح‌ها استفاده می کنم.
  • این سبک کاری را به جز شما چه کسانی استفاده می کنند؟
تا جایی که می‌دانم در همدان کسی از این تکنیک استفاده نمی کند.
  • مواد کار شما چیست؟
ماده ای که استفاده می کنم، زغال است. زغال را پودر و استفاده می کنم. ویژگی زغال این است که کار را یکنواخت نمی‌کند.
  • شما کارهارا در پیاده‌رو عرضه می کنید مخاطبان شما چه تفاوتی با کسانی که به گالری‌ها می‌روند، دارند؟
اول این‌که کار من لذت خاص خود را دارد. دیگر این‌که تعداد مخاطبان من بیشتر است. خیلی از مردم در اینجا با شیوه نقاشی و طراحی آشنا و علاقه‌مند می شوند، حتی اگر توان خریدن نداشته باشند از دیدن کارها لذت می برند.
  • خریداران کارهای شما چه کسانی هستند؟
در آغاز بیشتر مردم همدان  مرا  استقبال  و حمایت می‌کردند و کارهایم را می‌خریدند، اما اکنون هم همشهریان از مشتری های کارهایم هستند و هم گردشگران استان‌های دیگر. همچنین خارجی ها وقتی به دیدن آرامگاه بوعلی می آیند آثارم را خریداری می کنند.
  • بیشتر کارهای شما طراحی از چهره است چرا از عناصر دیگر کمتراستفاده می کنید؟
رنگ روغن و پاستل هم کار کردم و علاقه‌مند هم هستم که منظره و طبیعت بی‌جان نیز کار کنم، اما کارهای من بیشتر در این فصل که گردشگر کمتر است سفارشی است یعنی همشهریان بیشتر طراحی چهره سفارش می دهند و زندگی من هم از این راه می گذرد.
  • از کار راضی هستید؟
بله. شرایط بد نیست.
  • اینجا محلی است که افراد کتابخوان و اهل هنر هم می آیند؛ نگاه آنان به کارهای شما چگونه است و تا حالا بازخوردی گرفته‌اید؟
بیشتر افراد کارها را پسند و گاهی تعریف و تمجید می کنند. گردشگران خارجی بیشتر علاقه‌مند هستند. معمولاً شدت باد در همدان زیاد است و اینجاهم مرا اذیت می کند؛گاهی با وجود وزش باد  باز هم نقاشی می کنم . خارجی ها نیز می آیند، ساعت‌ها می نشینند و نگاه می کنند، زیرا  برایشان جالب است، گاهی اظهار نظر هم می کنند.
  • به جز موضوع معیشت، شما از نقاشی چه چیزی می خواهید؟
من از هنر لذت می برم، آن لذتی که از کار می برم از هیچ پدیده‌ای نمی برم.
  • کتاب می خوانید؟
بله. بیشتر کتاب هایی که می‌خوانم رمان و در حوزه ادبیات داستانی است.تاثیر ادبیات بیشتر در ناخودآگاه من است، زیرا وقتی کاری را می کشم  ادبیات خواهی نخواهی در کارهایم مؤثر است.
  • بیشتر دوست دارید چهره چه کسانی را نقاشی کنید؟
هرکاری که سفارش می دهند می کشم. اما دوست دارم چهره مردم رنج‌کشیده را تصویر کنم.
  • بهترین کاری که کشیدی چه بوده است؟
یک کودک ایتالیایی، دختر بچه‌ای که از چهره‌اش اشکی جاری است.
  • با فضای پیاده رو چه می‌کنی؟ راضی هستی؟!
دوست داشتم فضای بهتری داشتم  تا در زمستان هم راحت کار می‌کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%B1%D9%82


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی همدان ،

رکابزنی دوچرخه‌سوار همدانی با پیام بحران آب

نویسنده: حسین زندی
رکابزنی دوچرخه‌سوار همدانی با پیام بحران آب
«سعید حیدری» دوچرخه‌سوار با سابقه همدانی است که رکورددار سایکل توریست و رکابزنی و عضوکمیته ورزشی اداره گاز همدان نیز هست. او از سال 89 رکابزنی جاده‌ای را آغاز کرده که برنامه‌های اول او بیشتر در قالب گشت و‌گذار و سفرهای تفریحی بود اما از سال 93 که سفر همدان به شیراز را با شعار «‌از زادگاه کورش تا آرامگاه کورش» برنامه‌ریزی کرد و رکاب زد‌، هر برنامه ای را با شعار خاصی رکاب می‌زند...
1394/09/24
«سعید حیدری» دوچرخه‌سوار با سابقه همدانی است که رکورددار سایکل توریست و رکابزنی و عضوکمیته ورزشی اداره گاز همدان نیز هست. او از سال 89 رکابزنی جاده‌ای را آغاز کرده که برنامه‌های اول او بیشتر در قالب گشت و‌گذار و سفرهای تفریحی بود اما از سال 93 که سفر همدان به شیراز را با شعار «‌از زادگاه کورش تا آرامگاه کورش» برنامه‌ریزی کرد و رکاب زد‌، هر برنامه ای را با شعار خاصی رکاب می‌زند.حیدری تاکنون در مجموع 11 برنامه بیرون از استان انجام داده که در آن مسافتی بیش از 5500 کیلومتر رکاب زده است.علاوه بر این برنامه ها‌، برنامه‌های تمرینی به مسافت بیش از 5000 کیلومتر داشته است.
آخرین برنامه رکابزنی سعید حیدری با موضوع بحران آب است که حدود 800 کیلومتر در استان یزد خواهد بود. او این برنامه را از اواسط آذر آغاز کرده و می خواهد پیام کم آبی در کشور را به گوش جهانیان برساند. مسیر رکابزنی سعید حیدری از یزد، خرانق، مغستان به سمت خور بیابانک و در نهایت کویر مصر خواهد بود. در راه برگشت نیز از جندق تا چک چک را رکاب خواهد زد و در این مدت که پیش بینی می‌کند یک ماهی طول بکشد، ضمن بازدید از قنات‌های استان با مردم محلی و مسئولان در مورد اهمیت مدیریت منابع آبی سخن خواهد گفت. او در گفت‌وگو با همشهری از اهمیت گردشگری با دوچرخه می‌گوید.

در برنامه اخیرتان چه مسافتی را رکاب خواهید زد؟
این برنامه با موضوع آب است و بیشتر در کویر مرکزی و استان یزد خواهد بود. در مجموع حدود 800 کیلومتر را رکاب خواهم زد.

شما همدانی هستید، اما یزد را برای رساندن پیام خود انتخاب کرده‌اید علت چیست؟
استان یزد یکی از کم‌بارش‌ترین مناطق کشور است. همان‌طور که می‌دانید این استان را استان قنات، قنوت و قناعت می‌دانند؛ از طرفی تلاش می شود مجموعه قنات‌های این استان ثبت جهانی شود و من در این سفر بیشتر علاوه بر موضوع گردشگری پاک به اهمیت قنات و مدیریت آب هم توجه دارم و امیدوارم پیامم را به گوش مردم و مسئولان برسانم.

شعارها و پیام‌های شما چقدر بر افکار عمومی تاثیرگذار است؟
این روزها سایکل توریسم وسیله‌ای برای تبلیغ مسایل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است و ما نباید از قافله عقب بمانیم. من هر برنامه‌ای که می روم و رکاب می‌زنم سعی می کنم به موضوع‌های فرهنگی و اجتماعی هم توجه داشته باشم و حامل پیام و شعاری باشم. فکر می‌کنم تاثیر خوبی دارد، چون نوع سفر ما متفاوت است و مردم هم نگاه مثبت و خاصی دارند. وقتی شعاری را مطرح می‌کنیم مردم راحت تر می پذیرند.

در این سفر چقدر گردشگری برای شما اهمیت داشته است؟
یزد از پرجاذبه‌ترین استان‌های کشور است و از لحاظ گردشگری و مکان های دیدنی بسیار مهم است. از آنجا که گردشگری با دوچرخه (‌سایکل توریسم) نوع ویژه‌ای از گردشگری است می‌تواند در معرفی این آثار مفید باشد و جاذبه‌های گردشگری را برجسته کند.

از گردشگری با دوچرخه چگونه می‌توان در رفع بحران آب کمک گرفت؟
در این سفر اولین موضوعی که برای من اهمیت داشت بحران آب کشور است که بتوانم توجه مسئولان و مردم را به این موضوع جلب کنم. مسأله دیگر که بازهم به بحران آب مربوط است مشکل مدیریت منابع آبی و نبود زیرساخت‌هاست که موجب هدر رفت آب و درست استفاده نکردن از این منبع خدادادی شده  است. دوست دارم در این زمینه حساسیت‌ها بیشتر شود. این نبود مدیریت در حوزه‌های کشاورزی و صنعتی بیشتر دیده می‌شود. مثلا در استان یزد که کم آب است کارخانه‌های پرمصرف سرامیک ایجاد کرده‌اند. در استان همدان نیز  که مشکل آب دارد به‌صورت افراطی و بدون برنامه هندوانه و سیب زمینی کاشته می‌شود. امیدوارم این حساسیت‌ها ایجاد شود.

سایکل توریسم چه تاثیری در رونق گردشگری دارد؟
سایکل توریسم یا گردشگری با دوچرخه خود نوعی از  گردشگری است که با تقویت این نوع از صنعت گردشگری هم می‌توان تبلیغات و ارزآوری داشت و آن را جایگزین درآمد نفتی کرد وهم از لحاظ صرفه‌جویی در مصرف انرژی به نقاط خوبی رسید. من امیدوارم کسانی که در این رشته فعالیت می‌کنند، بیشتر در این زمینه تلاش کنند. دوچرخه وسیله‌ای است که می‌تواند در شهرها جایگزین خودرو شود و سلامت افراد جامه را تضمین کند و در کاهش آلودگی نیز مفید باشد.

به وضعیت آب در همدان چقدر توجه کرده‌اید؟
همدان شهر هزار چشمه است و نبود مدیریت منابع آبی باعث شده چشمه‌ها کور شود تا  امروز با کمبود آب مواجه شویم. البته کمبود آب تنها مختص این استان نیست و همه استان‌ها با آن موجه هستند؛ بهتر است هم مردم و هم مسئولان توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند و ما وظیفه داریم از هر طریقی اهمیت موضوع را به همه گوشزد کنیم.
  • سعید حیدری 11 برنامه رکابزنی گردشگری در بیرون از استان انجام داده و مسافتی بیش از 5500 کیلومتر را  رکاب زده است.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8


برچسب ها: همشهری همدان ، دوچرخه سواری همدان ،

سه شنبه 24 آذر 1394

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است...
1394/09/23
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است. یکی از این آثار کتاب «وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت» نوشته «امیر اسدیان» است. این کتاب به تازگی از سوی انتشارات انجام کتاب به بازار آمده است.
 این مجموعه در3 هزار نسخه به قیمت 50 هزار ریال ودر 71 صفحه منتشر و در کتابفروشی‌های شهر توزیع شده است.
«امیر اسدیان» متولد16 اسفند 43 در همدان و دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات است وسال هاست در مدارس همدان به تدریس ادبیات مشغول است. وی از شاعرانی است که با فضای مجازی نیز آشناست و وبلاگ‌نویسی را از سال 86 شروع و برخی از مطالب و شعرهایش را در وبلاگی به نام خودش منتشر کرده است.
اسدیان سال ها با نشریات محلی در همدان همکاری کرده است.همچنین مطالبی در زمینه ادبیات و فرهنگ از او در هفته نامه‌های استان منتشر شده است.
 این شاعر در طول یک دهه گذشته چندین مجموعه از آثار خود را به‌صورت کتابچه های کوچک در شمارگان محدود منتشر کرد و در اختیار دوستانش قرار ‌داد، اما «وقتی که برای لحظه ای برمی گشت» اولین اثر مکتوب چاپی اوست. این مجموعه شامل 65 رباعی نو است که با مضامین اجتماعی و عاشقانه سروده شده است.
اسدیان تلاش کرده در این مجموعه به زبانی جدید در سرودن رباعی دست پیدا کند و همین نو بودن باعث شده بر دل مخاطب بنشیند و ارتباط خوبی با آن برقرار کند. به نظر می رسد جای چنین آثاری در ادبیات امروز خالی بود. از جمله رباعی‌های چاپ شده در این کتاب:
از راه نگو! که رد پا مانده هنوز/ نقشی ز تو در مسیر ما مانده هنوز/ رفتی و... نمانده یادگاری جز این / زخمی که درون سینه جا مانده هنوز
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/وقتی-که-برای-لحظه‌ای-برمی-گشت


برچسب ها: معرفی کتاب ، همشهری همدان ، امیر اسدیان ،

انتخاب خبر- حسین زندی: جمعه و شنبه گذشته نخستین نشست شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی محیط‌زیست و منابع طبیعی کشوردر همدان با حضور نمایندگان استان ها برگزار شد جلسه های روز نخست تنها با حضور نمایندگان این شورا از استان های مختلف بود و روز دوم علاوه بر این نمایندگان، تعدادی از فعالان محیط زیست استان از تشکل های مختلف و مدیرکل های حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی استان نیز حضور داشتند.

  این نشست با برنامه های مختلفی همراه بود از جمله؛ یکی از برنامه‌های جذاب این مراسم تقدیر از یک فعال ‌محیط‌زیست بود. «اردشیر محرابی‌اختر» هنرمند مجسمه‌سازی که سالهاست با تشکل‌های زیست‌محیطی فعالیت می‌کند. هنگام سفر ریاست سازمان محیط زیست در بدو ورود «معصومه ابتکار» اسلحه شکاری که جزء آثار و مجموعه خانوادگی بود زیر پای این این مقام دولتی  شکست. این اتفاق تاثیر خوبی در افکار عمومی استان داشت و استاندار همدان و مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان به این بهانه  در این نشست از اردشیر محرابی اختر تقدیر کردند.

در این مراسم اردشیر محرابی اختر گفت: سالهاست با گروه‌های محیط‌زیستی همدان همکاری می‌کنم و در تشکل‌های این حوزه عضو هستم. مدت‌ها بود به دنبال بهانه‌ای بودم که مردم محلی و شکارچیان را متوجه آسیب‌های شکار کنم و دوست داشتم اسلحه تاریخی که از نیاکان و اجدادم به ارث رسیده بود در یک فضای عمومی بشکنم. آمدن معصومه ابتکار بهانه‌ای شد تا بتوانم این پیام را به گوش مردم میهنم به خصوص شکارچیان برسانم.

محرابی اختر ادامه داد: با این حرکت نمادین خواستم بگویم، ما با کمبود گونه‌های جانوری مواجه هستیم و بهتر است با جانوران و حیوانات مهربان‌تر برخورد کنیم و نشان‌ دهیم ایرانی‌ها مردم مهربانی هستند. امیدوارم این حرکت تاثیری هر چند کوچک  در این زمینه داشته باشد.

«محمدرضا محمدی» مدیر‌کل حفاظت از محیط‌زیست استان همدان در این مراسم گفت: در مقطعی هستیم که جمع‌بندی مباحث مربوط به برنامه ششم انجام شده و در آستانه رفتن به مجلس است.  ما باید مروری بر فرآیند بحث محیط‌زیست در برنامه‌های اول تا پنجم داشته و نقاط ضعف و قوت را بررسی می‌کردیم و دلایل نبود توفیق در برنامه‌های تعریف‌شده را اشاره می‌کردیم. برای اینکه می‌توانست در روحیه دانش‌گری و مطالبه‌گری موثر باشد. در طول اجرای برنامه ششم با اعمال پیگیری لازم می‎توانست انگیزه بیشتری ایجاد کند تا به اهداف برنامه ششم برسیم و از فضای ویترینی و تزئینی بودن برنامه‌ها بیرون بیائیم.

دکتر محمدی ادامه داد: درصدهایی که برای توفیق برنامه‌ها ذکر می‌کنیم درصدهای مایوس کننده‌ای است که قطعا حضور سازمان‌های مردم‌نهاد می‌تواند به این بحث کمک کند.

او در این برنامه گفت: با توجه به اینکه روز 14 آذر ماه به عنوان روز آشنایی با تغییرات آب و هوایی نام‌گذاری شده و تاکید شده است ما باید به تعمیق دانسته‌ها  خود درباره این موضوع کمک کرده و به سمتی برویم که بتوانیم با این پدیده مخرب و نابودکننده حیات بشری مواجه دقیق‌تر و اصولی‌تر داشته باشیم.

مدیر کل حفاظت از محیط زیست افزود: درباره فعالیت در سازمان‌های مردم‌نهاد ذکر چند نکته ضروری است. نکته اول این است که هر چقدر به وزن دانسته‌ها و اشراف به موارد مرتبط با فعالیت‌ها اضافه کنید به همان میزان قدرت چانه‌زنی را بالا می‌برید و هرچقدر وزن تشکل‌ها را بالا ببرید می‌تواند شرایط را ایجاد کند تا حرف‌شنوی بیشتری از طرف مخاطبین نسبت به شما صورت گیرد و طبیعتا روحیه مطالبه‌گری که باید در سازمانهای مردم‌نهاد وجود داشته باشد می‌تواند با این ویژگی‌‌ها و تحقق آن صورت عینی بهتر و نتیجه پربارتر بگیرد و همراه داشته باشد. خواهش بنده این است که به این نکات دقت کنند و با لحاظ این ویژگی‎ها بتوانیم شرایط بهتری برای این فعالیت‌ها رقم بزنیم.

دومین جلسه تبیین برنامه‌های بخش محیط‌زیست در برنامه ششم توسعه کشور

یکی دیگر از بخش های این نشست دومین جلسه تبیین برنامه‌های بخش محیط‌زیست در برنامه ششم توسعه کشور با حضور «سیاوش آقاخانی» و «بابک مغازه‌ای» نمایندگان سازمان‌های غیر دولتی برگزار شد.

سیاوش آقا خانی گفت: بحث برنامه ششم توسعه کشور اولین برنامه‌ای بود که نماینده سازمان‌های مردم‌نهاد به صورت مستقیم در عالی‌ترین سطح حضور و همکاری داشتند. در این نشست ما برابر با معصومه ابتکار، جلالی ریاست سازمان جنگل‌ها و حتی بیشتر از این عزیزان حق رای در جلسات داشتیم. سازمان محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها 1 حق رای داشتند ولی ما دو نفر 2 حق رای داشتیم و این در حالی بود که خیلی از مراکز تاثیرگذارتر عمل کنیم. مهم‌ترین موردی که سعی کردیم در برنامه ششم توسعه تغییری ایجاد کنیم، ایجاد تغییر در نگاه دولت به حوزه سازمان‌های مردم‌نهاد و مشارکت مردمی بود. متاسفانه سازمان‌های مردم‌نهاد را بازوی دولت می‌دانند در صورتی که دولت بازوی اجرایی ملت است و سازمان‌های مردم‌نهاد چشم ناظر بر عملکرد دولت و شرکا دولت در بحث توسعه هستندو باید تلاش شود تا این نقش احیا شود.

نماینده تشکل های غیر دولتی در بخش محیط‌زیست برنامه ششم توسعه کشورافزود: در دوره‌های مختلف سیاست‌های مختلف در کشور در حوزه حضور مردم وجود داشته است. یک دوره دولت کنار بود و برای مردم برنامه‌ریزی می‌کرد و همه کارها را در اختیار گرفته بود و دولتی‌سازی الگوی مدیریت کشور بود. در دوره‌ای دیگر خصوصی‌سازی شد که در بدترین حالت ممکن و کارهای انجام شده نمونه بارز آن در شرکت‌های فراوانی که ورشکست شدند و متاسفانه شکست خصوصی‌سازی در کشور را دیدیم. دوره دیگری به سراغ مردمی‌سازی رفتند که این حسن شروع فعالیت‌ها در حوزه مشارکت مردم بود و خوشبختانه امروز برنامه‌ریزی مردمی یکی از اولویت‎های در دستور کار دولت است. تفاوتی بین سازمان‌های مردم‌نهاد و دولت‌ها است. ویژگی عمده سازمان‌های مردم‌نهاد پایداری آنها است. دولت‌های زیادی آمدند و رفتند اما این سازمان‌ها همچنان پابرجا هستند و پایداری سازمان‌های مردم‌نهاد یکی از ویژگی‌های آنها است و می‌تواند نقش نظارتی سازمان‌های مردم‌نهاد را اجرایی کند.

«بابک مغازه‌ای» با اشاره به حضور در نشست و موارد تصویب شده در برنامه ششم توسعه بیان کرد: این جلسه اولین حضور سازمان‌های مردم‌نهاد با حق رای در تدوین برنامه‎های پنج ساله بود از ماده 15 به بعد اتفاق افتاد. از ماده 16 و حضور در جلسات تدوین تلاش کردیم تا برنامه استراتژیکی را برای حضور تدوین کنیم. در مرحله اول تاکید بر تغییر دو ماده اول و ماده سوم که اختصاص به بحث آموزش و بعد بحث اساسی سازمان‌های غیر دولتی است را در دستور کار قرار دادیم.

مغازه ای افزود: خوشبختانه ماده سوم که اختصاص به سازمان‌های غیر دولتی بود در آخرین جلسه و با حضور معصومه ابتکار با  تصویب رای قاطع 16 نفر عضو شورا به تصویب رسید و در بحث ماده 1 موفق شدیم بحث آموزش مدارس محیط‌زیستی را اضافه کنیم. از ماده 16 تا 19 سعی کردیم تا ارتباط با دیگر نمایندگان حاضر از وزارت‌خانه‌های مختلف و معاونان وزرا افزایش دهیم و تاثیراتی در ماده‌ها گذاشتیم.

در ادامه این نشست «محمدرضا همتی» مدیر‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان با اشاره به نقش سازمان‌های مردم‌نهاد افزود: سازمان‌های مردم‌نهاد بهترین مرجع در امر آموزش و توانمند‌سازی در بین مردم هستند. بحث ارزیابی زیست‌محیطی بسیار مهم است و باید فعالیت‌های مختلفی در این راستا انجام شود. تشکل‌ها انرژی و پتانسیل قوی دارند و گسترده هستند و در مجموعه دولت می‌توانند تاثیرگذار باشند. در بحث محیط‌زیست هدف دولت و سازمان‌های مردم‌نهاد یکی است و باید با همکاری با یکدیگر برای ارتقا زیست‌محیطی استان به اتفاق‌نظر برسیم.

رونمایی از کتاب با موضوع آب

در پایان مراسم از کتاب «آب» اثر «شهلا خاورزمینی» رونمایی شد. نویسنده با معرفی کتاب گفت: هدف این است که با زبانی ساده به خواننده بگوییم آب چقدر اهمیت دارد و هر شهروند باید در آب صرفه‌جوئی کند و وظیفه خود را در قبال این شریان حیاتی زندگی انجام دهد. مسئله آب اینقدر دارای اهمیت است که در بعضی مناطق به خاطر آن جنگ رخ می‌‎دهد. در بحث کشاورزی باید نگاه سنتی اصلاح شده و به سمت مکانیزه شدن و صرفه‌جویی در مصرف آب پیش برویم.

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6163,1



برچسب ها: محیط زیست همدان ،

خشک شدن ۴۰۰ هکتار از باغات با انتقال آب از دره مرادبیک همدان

چندیست خبرهایی از روستای هدف گردشگری مرادبیک به گوش می‌رسد. خبرهایی که ممکن است با تحقق آن بیش از 400 هکتار از باغ های دره مرادبیک خشک شود و جمعیت 8000 نفری آن با بحران بیکاری روبرو شوند چراکه درآمد 80 درصد مردم روستا از راه باغداری است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – محیط زیست – دره مرادبیک که از جمله روستاهای هدف گردشگری است در جنوب شهر همدان و در نزدیکی قله الوند یخچال قرار دارد. این منطقه نه تنها از نظر جاذبه‌های طبیعی بلکه از نظر میراث فرهنگی نیز غنی است چنانکه سنگ نگاره‌های پیش از تاریخ و سنگ نگاره معروف میترا در این منطقه قرار دارد که چندی پیش توسط قاچاقچیان آسیب دید.
 
در این منطقه رودخانه‌ها و سرچشمه‌‌ّهای بسیاری وجود دارد چنانکه اداره امور آب همدان برای انتقال آب سرچشمه رودخانه سیلوار و دره مرادبیک اقداماتی را انجام داده‌است. در این راستا اهالی دو روستا با نگارش نامه‌ای به «محمد ناصر نیکبخت» استاندار همدان تبعات این عمل را به او گوشزد کردند و از او خواستند جلو انتقال آب را به تصویه خانه‌های شهر بگیرد.
 
رونوشت متن این نامه پس از ارائه به محمد ناصر نیکبخت به مدیران ارشد سیاسی و امنیتی استان از جمله امام جمعه همدان ارسال شد و حدود 200 نفر از نمایندگان و اهالی روستا آن را امضاء کرده‌اند.
 
«محمد افتخاری» یکی از امضاء کنندگان این نامه با اشاره به علت نگارش نامه می‌گوید : «اداره امور آب در نظر دارد بدون هماهنگی با اهالی محل و بررسی علمی، آب دره مراد بیگ را از سرچشمه رود سیلوار به تصویه خانه شهید بهشتی انتقال دهد، آنها توجه ندارند که این عمل چه اثرات مخربی بر زیست مردم و طبیعت منطقه خواهد گذاشت.»
 
افتخاری ادامه می‌دهد: «مردم دره مراد بیگ و سیلوار صد درصد با این طرح مخالف هستند اما ظاهراً نظر مردم برای مسئولان اهمیت ندارد و بدون موافقت مردم محلی در پی اجرای این طرح نادرست هستند. در زمان مهندس خرم قرار بود توسط دو جوی مجزا آب رودخانه را از فاضلاب جدا کنند و آب توسط آب نماها و آبشارها تا انتهای شهر همدان از طریق همین رودخانه جاری شود و شهر را خنک کند، هوای شهر را تصویه کند و همه مردم از این آب بهره مند شوند اما این طرح برای همیشه مسکوت مانده است.»
 
او می‌گوید: «فضای سبز همدان به جز باغ‌های گنجنامه و دره مراد بیگ کجاست؟ اگر قرار باشد این فضا نابود شود همه مردم استان آسیب می‌بینند. در گذشته گفته می‌شد باغ های دره مراد بیگ ریه‌های شهر همدان هستند چرا می‌خواهند این ریه‌ها را نابود کنند؟»
 
به اعتقاد افتخاری، مسئولان دولتی وظایف خود را انجام نمی‌دهند و وقتی با بحران روبرو می‌شوند دنبال آسان‌ترین راه می‌گردند در حالی که آسیب‌های این طرح بدون مطالعه جبران ناپذیر است. هشتاد در صد مردم این منطقه از راه باغداری امرار معاش می‌کنند متاسفانه مسئولان با مردم شفاف و درست صحبت نمی‌کنند. طرحشان این است که باغهای منطقه را بخشکانند آنها اگر به فکر مردم‌اند فاضلاب منطقه را سامان‌دهی کنند توجه داشته باشید اگر در این رودخانه آب جاری نداشته باشیم فاضلاب جاری خواهد شد همه مردم این منطقه و همدان را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
 
افتخاری در پایان می گوید: مردم سرسختانه با این طرح مخالفند. ما مردم دره و سیلوار به هیچ وجه اجاره نمی‌دهیم آب دره را انتقال دهند با این کار هشت هزار نفر مردم دره بیکار می شوند و بیش از 400 هکتار باغ نابود خواهد شد.
 
در ابتدای این نامه آمده است: «شنیده ها و اقدامات حاکی از اجرای برنامه ای دیگر برای تامین آب شرب است یعنی استفاده از آبهای سطحی شهر همدان چون هم سهل ترین گزینه است و کم هزینه چندانی ندارد، ولیکن به عواقب آن توجه نداریم و فقط امروز را می بینیم! لذا یکی از گزنیه ها انتقال آب نهر جاری منطقه دره مراد بیگ به محل ذخائر شهر است و البته نکته مهم آن نیز انتخاب بهترین مسیر در محل است تا به سهولت بتوان در دراز مدت و در تمامی ماه های سال و هر زمان که موقعیت ایجاب نمود برای تمامی ایام سال مورد بهره برداری قرار گیرد.»
 
در بخشی از نامه خطاب به استاندار همدان آمده است: «جناب آقای نیکبخت: آیا از مدیران زیر دست و تحت امر خود سوال شده است که اجرای اینگونه طرحها اگر چه نسخه ای مسکن باشد اما چه اثرات نامطلوب و جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت؟ آیا با این تدبیرها که موجب خسران و نابودی بخشهای دیگر است، سهمی از منابع خدادادی را برای آیندگان خواهیم داشت؟ آیا به هر قیمت یکی فدای دیگری است؟ آیا سوال شده است چه مقدار از فضای سبز منطقه با اجرای این طرح برای همیشه از بین خواهد رفت حتی اگر در فصول غیر استفاده باغات باشد؟ آیا هیچ توجه شده است که با اجرای این طرح، نفوذ فعلی آب رودخانه از جنوب تا شمال شهر به منابع زیرزمینی از بین خواهد رفت؟ آیا به از بین رفتن استعداد توریستی محل که هم اکنون بدون هیچگونه امکاناتی قدم به این منطقه می گذارد و بهره خود را می برند و اگر قرار باشد در آینده اقدامی برای ایجاد امکانات و زمینه سازی برای حضور بیشتر و اشتغال در دستور کار برنامه ریزان قرار گیرد و اینم طرح از هم اکنون آن را خنثی نموده فکر شده است؟»
 
اهالی منطقه در ادامه به استاندار گوشزد کرده اند: «قطعا آن روز دیر است و هر ایده ای بر باد خواهد بود و مسئولین بعد از شما عمل مدیران تحت امرتان را ناپسند و غیر حرفه ای می دانند، لذا در آن روز دعای خیر را در پشت سر ندارید و در پیشگاه خداوند و ملت مسئول. پرسشها در این وادی فراوان است، لذا با عرض پوزش از اینکه قدری با احساس بیان نمودیم چون همه از سوز دل است و از آنجا که ما و شما همه فرزند این مرز و بوم بوده و مردم شما را معتمد خود می دانند، بنابراین با عنایت به شرح موصوف و موارد ذیل خواهشمند است دستور توقف طرح در نظر گرفته شده و توجه به پیشنهادات ارائه شده را صادر فرمائید.»
 
نویسندگان نامه با برشمردن مهمترین اثرات، خسارات، دغدغه ها نوشته اند: «هیچگونه ضمانت اجرائی در عدم استفاده ار این آب و انتقال آن به ذخائر آب شرب در فصول زراعی و زمانی که باغات و مزارع نیازمندند، در میان مدت و بلند مدت وجود ندارد و ساکنین محل بخوبی بر این امر واقف و آگاهند، حتی اگر تعهد و قراردادی ما بین طرفین باشد. قبل از طرح این موضوع، پروژه دیگری از محل روستای خاکو( با شرایط اقلیمی و جمعیتی متفاوت با دره مراد بیگ) رقم خورده است پس مشهود است که ظاهراً هر زمان که مشکل پیش آید آبهای سطحی در دسترس و بدون در نظر گرفتن منافع ساکنین بومی اینگونه طرحها مصوب میگردد، بنابراین دیگر هیچ تضمینی برای عدم استمرار و استفاده تمام وقت وجود ندارد.»
 
در این نامه به وضعیت معیشت مردم محلی اشاره کرده و نوشته اند: «دره مرادبیگ با توجه به مهاجرپذیری آن طی ده سال گذشته قریب به ده هزار نفر جمعیت دارد که درآمد 80درصد ساکنین آن بویژه در فصل برداشت و یا از محل فروش محصولات باغی یا درآمدهای حاشیه ای آن به سبب استفاده از این آب می‌باشد، همانند حمل و نقل و کارگران دائمی و فصلی، عمده فروش و خرده فروش محصولات، صنایع چوب و ... است، که اجرای این طرح بیکاری و نابهنجاری اجتماعی، کشمکش های محلی بر روی دیگر منابع آبی و غیره را در پی دارد.»
 
همچنین به محدود بودن فضای سبز اشاره شده و آورده‌اند: «همدان علیرغم قرار گرفتن در دامنه الوند، شهری است با فضای سبز بسیار محدود چرا که گسترش شهر همواره به سمت فضای سبز بوده است چه بسا که اگر در برهه ای از زمان جلوگیری مسئولین از اجرای نقشه های شهری نبود هم اکنون چیز ی از فضای سبز باقی نمانده بود و حالا که خوشبختانه مقام معظم رهبری پیرو تاکیدات مکرر گذشته خود به دولتمردان درباره حفظ جنگلها، مراتع بیان داشته بود، اخیراً نیز سیاستهای کلی حفظ محیط زیست را نیز درابعاد مختلف به روسای قوا ابلاغ نمودند که با اندکی تامل به تک تک بندهای این سیاست مشاهده می گردد اجرای این طرح (بویژه بدین روش) مخالف ایت سیاست گذاری است».
 
 دره مرادبیک یکی از جاذبه های گردشگری استان است در این نامه نیز به اثرات مخرب طرح بر گردشگری استان تاکید شده و آمده است: دره مراد بیگ با وجود کوهسارها، و چشمه سارها و باغات از کم نظیر ترین مناطق توریستی شهر همدان است که در سطح کشور برای کسانیکه مطلعند زیانزد است و همواره در فصول مختلف مکانی برای گردشگردان اعم از وزرشکاران، مسافرین و دیگر اقشار از اقصی نقاط کشور بوده است( اجرای این طرح اثرات مخرب بسیاری در این رابطه دارد حتی اگر این آب در فصول غیر استفاده برای باغات انتقال داده شود) که البته این مهم از دید و نظر مسئولین امر، جامعه ورزشی، دوستداران محیط زیست، انجمنهای مرتبط و دیگر گروه ها مغفول نخواهد ماند و به طریق اولی اقدامات خود را جهت جلوگیری به عمل می آورند. مردم دره مراد بیگ با تقدیم 80شهید و اخیراً نیز در دفاع از حرم ائمه پیکر فرزندی دیگر را در آغوش کشید و همواره همراه با نظام و انقلاب بوده اند، لذا اینگونه اقدامات نسنجیده بدبینی آنان را به مسئولین در پی خواهد داشت.»
 
در پاین پیشنهادهایی برای ساماندهی وضعیت رودخانه شده و نوشته اند: «قریب دو سال است که دیوار کشی رودخانه ای که ا زمحل سکونت مردم عبور می کند در حال اجراست، لذا ضمن اجرای الباقی مسیر رودخانه و همچین جداسازی و هدایت فاضلاب که هم اکنون به داخل رودخانه میریزند به دو طرف حاشیه آن تا ابتدای ورودی به دره مراد بیگ که به بند معروف است، انتقال آب مورد نظر از این نقطه به محل ذخائر صورت پذیرد چون هم حساسیتهای به حق مردم مدیریت می شود و هم خسارتهای شمرده شده وجود نخواهد داشت. همواره مهار آبهای سطحی در پیش بینی ها و برنامه ها مورد توجه بوده، پس بهتر است دراین مسیر قدم بردارید که هم درازمدت است و تداوم دارد، هم کشاورزی توسعه می یابد، هم نیاز آب شرب، هم اشتغال، هم حفظ منابع خدادادی، هم فضای سبز، هم سلامت جامعه و در نهایت جلوگیری از هر رخداد منفی و ایجاد هر رخداد مثبت را در پی دارد.»
 
پس از امضای بیش از دویست نفر از نمایندگان باغداران و اهالی محل، علاوه بر استاندار همدان، رونوشت این نامه به مسئولان ارشد استان و مدیران سیاسی، امنیتی و متولیان این طرح ارسال شده است.
 
حسین زندی
http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=116250&Serv=2&SGr=25



برچسب ها: دره مرادبیک ، همدان ، محیط زیست ،

دوشنبه 16 آذر 1394

پاییز همدان؛ بدون گردشگر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

پاییز همدان؛ بدون گردشگر

نویسنده: حسین زندی روزنامه‌نگار
 پاییز همدان؛ بدون گردشگر
وقتی شهر و منطقه ای می‌تواند ادعای توسعه گردشگری را داشته باشد که تداوم گردشگرپذیری آن به اثبات برسد...
1394/09/15
وقتی شهر و منطقه ای می‌تواند ادعای توسعه گردشگری را داشته باشد که تداوم گردشگرپذیری آن به اثبات برسد. وقتی شهری را به عنوان منطقه گردشگری می‌شناسند که در تمامی روزهای سال گردشگران به آنجا سفر کنند و آن را به عنوان مقصد گردشگری بشناسند.
همدان از شهرهایی است که مدیران تلاش دارند آن را به عنوان شهر گردشگری معرفی کنند، اما به نظر می‌رسد برنامه ای برای به واقعیت نزدیک شدن این آرزو ندارند. به همین دلیل می‌توان گردشگر‌پذیری استان همدان را تنها در تعطیلات نوروز و نیمه دوم شهریور خلاصه کرد. سایر روزهای سال اقامتگاه‌ها و هتل‌ها تقریبا خالی است و گردشگران اندکی به مقصد این استان سفر می‌کنند.
اگر بدون شعار‌زدگی به مسأله گردشگری در همدان نگاه کنیم، متوجه می‌شویم این استان ظرفیت‌های بسیار خوبی دارد، اما همچنان از قافله عقب است.
یکی از جذابیت‌های استان مناظر پاییزی آن است که می‌توانست تورهای عکاسی و علاقه‌مندان به طبیعت را از سراسر دنیا به سوی خود بکشاند. اما در این زمینه نه دولتی‌ها برنامه مدونی دارند و نه شرکت‌های تورگردانی و راهنمایان گردشگری تلاشی کرده‌اند.
همدان بی‌شک این روزها یکی از زیباترین مناطق ایران به لحاظ طبیعت پاییزی است. در دسترس بودن دره‌های زیبای عباس‌آباد – حیدره و همچنین دره مرادبیگ از یک سو  و از سوی دیگر وجود روستاهای زیبایی با بافت منحصر به فرد در میان باغ‌های گردوی همدان، تویسرکان و اسدآباد می‌تواند در این فصل مقصد جذابی برای طبیعت گردی باشد.
اما هیچ بهره‌ای ازاین فرصت خدادادی نمی‌بریم و علاقه‌ چندانی به سرمایه‌گذاری در بخش طبیعت گردی از سوی بخش خصوصی احساس نمی‌شود. برنامه‌ریزی گردشگری در همدان معطوف به فصل تابستان و تعطیلات شده است. درحالی‌که باخلاقیت مثلاً می‌توان گردشگری ادبی را با طبیعت‌گردی همراه کرد و  با  برگزاری همایش و برنامه‌های مختلف ادبی در فصل پاییز گردشگران را به همدان دعوت کرد.
طبیعت پاییزی فرصت بزرگی است تا با طراحی خلاقانه برند گردشگری مختص ادیبان و علاقه‌مندان شعر و ادب ایجاد و هرساله آن‌را تکرار کنیم تا مقصدی ثابت در این فصل برای این دسته از گردشگران باشیم.
به هر حال پاییز امسال همدان بدون میهمان و گردشگر در حال گذر است. امید است بخش خصوصی و شرکت‌های گردشگری با حمایت نهادهای دولتی بتوانند برنامه‌ای در این زمینه تدوین و در همین فرصت باقی‌مانده اجرا کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ، گردشگری پاییزی همدان ،

دوشنبه 16 آذر 1394

همدان؛ مرکز نگهداری اسناد تاریخی غرب کشور

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

همدان؛ مرکز نگهداری اسناد تاریخی غرب کشور

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ مرکز نگهداری اسناد تاریخی غرب کشور
مدیریت اسناد و کتابخانه ملی منطقه غرب کشور در همدان مستقر است و مردم و ادارات می‌توانند اسناد تاریخی خود را در اختیار آن قرار دهند...
1394/09/16
مدیریت اسناد و کتابخانه ملی منطقه غرب کشور در همدان مستقر است و مردم و ادارات می‌توانند اسناد تاریخی خود را در اختیار آن قرار دهند. این مرکز اکنون مجموعه‌ای از آثار منتشره در مرکز انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی به همراه اسناد تاریخی مربوط به کتاب و کتابخوانی را برای علاقه‌مندان در نمایشگاهی در معرض دید قرار داده است. این نمایشگاه‌ها اکنون در محل ساختمان مرکزی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا برپاست. مدیر مرکز اسناد و کتابخانه‌ منطقه غرب کشور در همدان در گفت و گو با همشهری بر لزوم تخصیص فضای بیشتر نمایشگاهی و کمبود فضای مورد نیاز برای فعالیت‌های این مرکز فرهنگی تاکید کرد. «قاسم بلوری» در این گفت و گو از مردم درخواست کرد درصورتی‌که سندی تاریخی به شکل عکس یا اوراق مکتوب دارند به مرکز اسناد همدان تحویل دهند تا ضمن حفظ و نگهداری اصولی این اسناد به نام ایشان در مرکز ثبت و به نمایش گذاشته شود. گفت و گوی همشهری با مدیر این مرکز را در ادامه می‌خوانید:

استقبال از نمایشگاه‌های اخیر چگونه بود؟
در آخرین فعالیت‌ها 2 نمایشگاه از 24 تا 29 آبان درمحل دانشگاه بوعلی، دانشکده اقتصاد وعلوم اجتماعی برگزار کردیم. چون مباحث مستند و تاریخی است استقبال خوب بود. همزمان با آن، نمایشگاهی در داخل ساختمان اداری برگزار کردیم اما استقبال خوبی نداشت، چون فضا، فضای نمایشگاهی نبود در حاشیه این نمایشگاه نیز نمایشگاهی از اسناد کتاب و کتابخانه در استان برگزار کردیم.

به دیگر فعالیت‌های این مرکز بپردازیم. شرایط انتشار کتاب در سازمان اسناد و کتابخانه ملی به چه صورت است؟
تمامی آثاری که با نشان سازمان اسناد و کتابخانه ملی منتشر می‌شود، باید مستند باشد و اگر با مشخصات مورد نظر انجام شود به ما سپرده می‌شود. ما نیز کتاب را به اسم نویسنده منتشر می‌کنیم و حق‌تالیف پرداخت می‌شود. اما در این حوزه اگر چه زمینه خوبی در استان وجود دارد اما هنوز ظرفیت‌های بالقوه بسیاری هست که باید دیده شوند. در این خصوص هنوز ما به شکل قوی عمل نکرده‌ایم و باید تلاش بیشتری صورت بگیرد.

مرکز اسناد و کتابخانه همدان به خوبی برای مردم و پژوهشگران معرفی نشده است، علت آن چیست؟
برای معرفی کارها و ارتباط با مردم به راه‌های متعدد و متنوعی نیاز داریم. یکی از راه‌های این ارتباط برگزاری نمایشگاه است به ویژه نمایشگاه اسناد تاریخی، هم با استقبال مواجه می‌شود و هم موجب می‌شود مردم با پیشینه تاریخی خود آشنا و از طریق همین اسناد آیین‌های فراموش شده باز یادآوری شوند. نکته دیگر این است که مردم بدانند چنین مجموعه‌ای وجود دارد و مرکزی مسئولیت جمع‌آوری اسناد تاریخی و گذشتگان را دارد تا به این صورت، موجب همکاری مردم و ما را بوجود آورد.

پس چرا آن طور که باید نمایشگاه برگزار نمی‌شود؟ ‌
جایی برای برگزاری نمایشگاه نداریم. در همدان با کمبود نگارخانه و سالن نمایش روبروهستیم. تنها نگارخانه در دسترس شهر، نگارخانه نگاه نو شهرداری است، اما همیشه رزرو است. نگارخانه‌های آوینی هم مسیر دسترسی خوبی ندارند و ما بارها امتحان کردیم اما چندین برابر هزینه تبلیغ نیاز دارد تا مردم بتوانند به آنجا بیایند. ما این ظرفیت را داریم که برای هر مناسبت ملی و مذهبی نمایشگاه تصویر و سند برگزار کنیم اما فضا و ساختمان نداریم.

رابطه شما با نهادهای دیگر چگونه است؟
طبق قانون اساسی تنها متولی جمع آوری، نگهداری، حفظ، احیا و اطلاع رسانی اسناد تاریخی، سازمان اسناد و کتابخانه‌هاست که پیش از آن آرشیو ملی ایران گفته می‌شد. اما اکنون هر نهادی خود را متخصص اسناد می‌داند و یک موزه درست می‌کند یا اسناد را در انبار قرار می‌دهند و پس از مدتی نابود می‌کنند. ‌شهرداری و میراث فرهنگی چرا باید اسناد را نگهداری کنند؟ وقتی کسی سندی را برای فروش به میراث فرهنگی می‌برد باید به سازمان اسناد راهنمایی و هدایت شود. اکنون اسناد زیادی در انبارهای میراث فرهنگی وجود دارد که در حال نابودی است و در اختیار محقق قرار نمی‌گیرد. هیچ نهادی سواد و ابزار مرمت اسناد تاریخی را ندارد.

برای برطرف کردن این مشکل چه باید کرد؟
اگر قرار باشد در همدان اتفاق مثبتی در این زمینه بیفتد باید مسئولان ارشد استان این موضوع را ابلاغ کنند که هر اداره و هر نهادی سندی دارد حق امحای اسناد خود را ندارد. چون در قانون آمده است هیچ دستگاه دولتی حتی مکاتبات اداری خود را بدون اجازه ما نباید امحا کند. هر تغییری در اسناد باید با اجازه سازمان اسناد انجام گیرد. نهادها باید بایگانی راکد خود را در اختیار ما قرار دهند. اما به نام موزه جمع آوری می‌کنند و انبار می‌کنند. ما به صورت مشترک می‌توانیم نمایشگاه یا موزه ایجاد کنیم.

کار مثبتی در این زمینه انجام شده است؟
بله. با همکاری اداره آموزش  و پرورش یک اتفاق خوب افتاده است. یک موزه به نام «موزه گنجینه آموزش پرورش» که همکاری خوبی با این اداره داریم تاسیس شده است. ابتدا طبق توافقنامه اسناد به مدیریت اسناد ملی انتقال داده شده، اسنادی که اهدا می‌شود هم به اسناد ملی انتقال داده می‌شود. اسنادی که قرار است آنجا به نمایش گذاشته شود پس از تصویربرداری رایانه‌ای به آنها داده می‌شود تا استفاده کنند.

در مرکز هم کتابخانه دارید؟
ما در اینجا کتابخانه تخصصی تاریخ داریم که بیش از 5 هزار عنوان کتاب دارد.

علاوه بر نگهداری اسناد چه خدمات دیگری انجام می‌دهید؟
خدمات کتابخانه ملی در این مرکز انجام می‌شود. گرفتن شماره ثبت اثر در کتابخانه ملی یا فیپا و شاپا در این مرکز صادر می‌شود. این مرکز نمایندگی 5 استان غرب کشور است.

گاهی پژوهشگران به مرکز مراجعه می‌کنند و به نتیجه نمی‌رسند. مثلا اگر با معرفینامه دانشگاهی برای دریافت کپی یا تصویر سند به اینجا مراجعه می‌کنند، تنها تعدادی از اسناد در‌خواستی را می‌توانند دریافت کنند. ازهمکاری و ارتباط گله دارند آیا با تغییر ساختمان این مشکلات برطرف خواهد شد؟
اگر ما ساختمان و فضای فیزیکی مناسبی داشته باشیم اولا تالار رقمی ایجاد می‌شود. به این معنی که یک فضایی برای جستجوی اسناد در اختیار افراد قرار می‌گیرد که مجهز به سامانه‌های رایانه‌ای است. آرشیو دیجیتال ما به صورت آنلاین در اختیار پژوهشگر قرار می‌گیرد. همین جا جستجو می‌کند، همین‌جا نسخه اسکن‌شده تهیه و ارائه می‌شود و رفت و آمد افراد  بسیار هم کاهش می‌یابد. به همین ترتیب موارد انتقادی نیز کمتر می‌شود. هرچند این مرکز برای ارائه اطلاعات مورد نیاز پژوهشگران همه تلاش خود را  به کار می‌برد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، اسناد و کتابخانه ملی منطقه غرب کشور ،

دوشنبه 16 آذر 1394

هشدار بیابان شدن مراتع همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

هشدار بیابان شدن مراتع همدان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
هشدار بیابان شدن مراتع همدان
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان گفت: روند بیابانی شدن مراتع این استان در یک دهه گذشته نسبت به دهه‌های پیشین 10 برابر رشد داشته است...
1394/09/16
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان گفت: روند بیابانی شدن مراتع این استان در یک دهه گذشته نسبت به دهه‌های پیشین 10 برابر رشد داشته است.
« محمدرضا همتی » در نخستین نشست شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی محیط‌زیست و منابع طبیعی کشوردر همدان اظهار کرد: میزان بیابان در همدان از شش هزار هکتار به 65 هزار هکتار رسیده است.
وی شوری خاک، کاهش پوشش گیاهی و استفاده نامناسب از منابع آبی و دیگر مؤلفه‌ها را در پیشروی استان به سمت بیابانی شدن اثرگذار دانست.
وی با ذکر این‌که طبیعت بسیار مظلوم است، گفت: حتی بهره‌برداران و ذی نفعان طبیعت زخم‌های زیادی بر پیکره منابع طبیعی وارد کرده‌اند. در بیشتر مواقع برای بهره‌برداری اقتصادی جزئی به ویژه از معادن، صدها هکتار را نابود می‌کنند که این امر بیانگر این است که در فعالیت‌های معدنی حساب سود و زیان زیست محیطی نمی‌شود.

برنامه ششم توسعه
«محمدرضا محمدی» مدیر‌کل حفاظت از محیط‌زیست استان همدان نیز در این مراسم گفت: در مقطعی هستیم که جمع‌بندی مباحث مربوط به برنامه ششم توسعه انجام شده و در آستانه رفتن به مجلس است. ما باید مروری بر فرایند محیط‌زیست در برنامه‌های اول تا پنجم داشتهباشیم  و نقاط ضعف و قوت را بررسی و به دلایل نبود توفیق در برنامه‌های تعریف‌شده اشاره می‌کردیم.
وی ادامه داد:‌درصدهایی که برای توفیق برنامه‌ها ذکر می‌کنیم‌درصدهای مایوس کننده‌ای است که قطعا حضور سازمان‌های مردم‌نهاد می‌تواند به این بحث کمک کند.
در این این مراسم از «اردشیر محرابی‌اختر» یک فعال ‌محیط‌زیست و مجسمه‌سازی که سال‌هاست با تشکل‌های زیست‌محیطی فعالیت می‌کند تقدیر شد. وی در سفر امسال رئیس سازمان محیط زیست در بدو ورود «معصومه ابتکار» اسلحه شکاری که جزو آثار و مجموعه خانوادگی بود زیر پای این مقام دولتی شکست. این اتفاق تاثیر خوبی در افکار عمومی استان داشت و استاندار همدان و مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان به این بهانه در این نشست از اردشیر محرابی اختر تقدیر کردند.
در این مراسم « اردشیر محرابی اختر»  گفت: سال‌هاست با گروه‌های محیط‌زیستی همدان همکاری می‌کنم و در تشکل‌های این حوزه عضو هستم. مدت‌ها بود به دنبال بهانه‌ای بودم که مردم محلی و شکارچیان را متوجه آسیب‌های شکار کنم و دوست داشتم اسلحه تاریخی که از نیاکان و اجدادم به ارث رسیده بود در یک فضای عمومی بشکنم. آمدن معصومه ابتکار بهانه‌ای شد تا بتوانم این پیام را به گوش مردم میهنم به‌خصوص شکارچیان برسانم.
محرابی اختر ادامه داد: با این حرکت نمادین خواستم بگویم، ما با کمبود‌گونه‌های جانوری مواجه هستیم و بهتر است با جانوران و حیوانات مهربان‌تر برخورد کنیم و نشان‌ دهیم ایرانی‌ها مردم مهربانی هستند. امیدوارم این حرکت تاثیری هر چند کوچک در این زمینه داشته باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، اردشیر محرابی اختر ،

جمعه 13 آذر 1394

دنیای گرد آلمانی ها در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

انتخاب خبر: نمایش دنیا گرد است  به نویسندگی و کارگردانی دنیس بالدوف از کشور آلمان یکی از آثاری بود که به بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان راه یافته بود. داستان دو عروسک که ماجرای سفرشان را به نمایش می گذارند و مخاطب را همراه خود می کنند. در این گفت و گو از دنیس بالدوف  در مورد تفاوت های نمایش در دو کشور آلمان و ایران پرسیدیم. 

اولین باری هست که به ایران می‌آیید؟

بله

از کدام شهر آمدهاید؟

از برلین

برداشت من از نمایش این بود که انگار یک گریزی هم به بحث آفرینش و گرد‌بودن زمین و این مسائل داشت و موضوع آفرینش را گنجانده بودید؟

نه درمورد آفرینش نبود ولی در مورد خود دنیا بود که گرد هست و همیشه می‌چرخد  در واقع داستان دختری است که افکار زیادی در سرش دارد و سوال‌های زیادی را در ذهن دارد اما برداشت مخاطب هم مهم است و مخاطب آزاد است چنین برداشتی داشته باشد.

از کارهای کارگردان های همدانی دیده اید؟

بله یکی یا دوتا دیده ام.

وضعیت تئاتر ایران را چطور دیدید؟

خیلی آثارتئاتر ایران را ندیده ام  سه تا نمایش در جشنواره دیده ام  اگر می‌خواهید در مورد آن سه کار بگویم.

اگر ممکن هست به صورت  کلی  برداشت خود را از وضعیت تئاتر ایران بگویید.

چیزی که به نظرم آمد در تئاترهایی که دیدم این بود که خیلی بازیگرها حرکت داشتند، خیلی صحنه رنگی بود و بیشتر کارها آبستراک بود. در مورد محتوای کارها نمی‌توانم بگویم چون که چیزی از محتوا نفهمیدم.

اتفاقا فکر می‌کنم که نمایش شما هم یک مقدار برای مخاطب ایرانی این قضیه نا مفهوم بودن را داشت که، با اینکه واژه‌های فارسی، اصطلاحات فارسی هم گاهی استفاده می‌کردید ولی خیلی دریافتش حتی برای من بزرگسال هم راحت نبود. با این  موضوع چطوری برخورد می کنید؟

اگر می‌خواهیم به این نقطه برسیم باید بیشتر با بدن و صدا کار کنیم نه با حرف زدن، یعنی صدایی که به گوش برسد. در اجرای ما هر دو موضوع بود اما به هر حال این نا آشنایی با زبان را نمی توان نادیده گرفت.

می‌گویند تئاتر یک زبان بین‌المللی هست و چطور می‌شود این را کمی برای کودک ملموس‌تر کرد؟

همانطور که گفتم باید با زبان بدن کار کرد.

کار شما برای چه مقطع سنی اجرا می شود؟

برای بچه‌های خیلی کوچک و هم بچه‌های سه تا شش سال است  به هیچ عنوان  نمایش ما تئاتری برای بزرگسال نیست. حالا اینجا اتفاقا خیلی دوست داریم که بچه‌ها بیایند ولی مدام بزرگسال‌ها آمدند. در این جشنواره تمام تئاترها ی خارجی را بیشتر بزرگسال‌ها دیدند.

تئاتر کودکان در آلمان چگونه است یعنی بیشتر مخاطبان به سالن ها می آیند یا گروه ها به مدارس و آموزشگاه ها می روند؟

هم در تئاتر بازی می‌کنیم و هم به مهدکودک‌ها می‌رویم.

در ایران تئاتر به نوعی وابسته به دولت است، در حالی که در غرب اینطوری نیست. مساله ای داریم به عنوان خصوصی‌سازی در عرصه فرهنگ، که آنجا جا افتاده و اینجا جا نیافتاده. با وضعیتی که از تئاتر ایران حتما مطالعه کرده اید چکار می‌شود می­توان برای خصوصی سازی تئاتر در ایران انجام داد؟

نمی‌خواهمخیلی مستقیم جواب شما را بدهم. مثلا نمایش ما به عنوان مثال به هیچ عنوان وابسته به دولت نیست ولی خودما آدم‌های پولداری نیستیم و می‌شود گفت اصلا فقیر هستیم. در آلمان مثلا یک امکانی هست  که می‌توانیم با هر امکاناتی کار کنیم. تئاترهایی که من دیدم هنرمندهای ایرانی  خلاقیت خودشان را یکجوری نشان می‌دهند. با وجود محدودیت‌ها سعی می‌کنند و با وجود امکانات کم مالی، سعی می‌کنند که خلاقانه کار خودشان را نمایش دهند و مثلا خانم‌ها به هیچ عنوان حق ندارند روی صحنه برقصند ولی توی تئاتری که من دیدم اینقدر حرکاتشان زیاد بود که تقریبا یک نوآوری بود و تقریبا با این حرکات (ولی نه رقص)، توانسته بودند این کاری را که می‌خواهند اجرا بکنند، به چیزی که می‌خواهند با خلاقیت خودشان می‌رسند و به نظر من رسیده‌اند. اگر ایرانی‌ها بیایند آنجا و برعکس گروه های آلمانی به ایران سفر کنند این رابطه به رشد تئاتر ایران کمک خواهد کرد.

چیزی که من  از کار شما دیدم انگار با وسائل بازی کودکانه و وسائل آموزشی  اجرا می کردید دلیل آن چه بود؟

بیشتر از اشیاء استفادهمی کنیم، بله از فیگورها و اشکال استفاده  می کنیم . همچنین یک مقدار سایه بازی داریم. در کل همه تئاترهای من و  کار تخصصی­ام  اینطوری هست که می‌خواهم با اپیکت‌ها کار کنم و  با اشیاء کار می کنم.

رنگ‌هایی که برای کوه استفاده کردید، اول آبی بود و به خاطر همین این برداشت را داشتم که بحث آسمان آبی و آفرینش را دارید کوه که آبی نمی شود علت آوردن این رنگ چه بود؟

سوال خیلی خوبی بود. در آلپ، کوه‌های آلپ از نزدیک سبز هستند ولی وقتی خیلی دور می‌شویم کوه‌ها را اصلا آبی می‌بینیم.

پس اول آبی بود به خاطر اینکه شخصیت های نمایش از کوه دور بودند و وقتی نزدیک شدند پوششی با پارچه سبز روی آن را گرفت؟

بله به خاطر اینکه کوه را عقب بردیم . اینجا گفتند که کوه‌ها آبی هستند و مسلماً هم خیلی دور هستند. دیدید که اول اینجا بود بعد بردیم عقب از دور کوه‌ها آبی هستند. و اینکه در تئاتر شما می‌شنوید که بهترین رنگی که رزا یعنی قهرمان داستان از آن خیلی خوشش می‌آید آبی هست و این  دلیل دیگری است که  کوه‌ها در این نمایش آبی هستند.

دلیل  اینکه رنگ سبز را انتخاب کردید این نیست که طرفدار حزب سبز آلمان یا طرفدار محیط زیست هستید؟

نه اصلا. ما در آنجا مشکل کم آبی نداریم. ما به این فکر نکردیم ولی از این که شما یک چنین برداشتی کردید خیلی خوشحال هستم چون اینجا کم آبی هست و شما به این فکر کردید خیلی خوشحالم ولی مد نظر ما این نبود. ما از کشوری آمدیم که همیشه به اندازه کافی آب داریم.

ما در ایران مسئله‌ای بحث نمایشنامه چه در بحث تئاتر بزرگسال و چه در بحث کودک داریم . نویسنده‌ها با بحث روانشناسی کودک آشنا نیستند .آنجا چقدر این قضیه متداول هست؟

در آلمان اینطوری هست که این موضوع خیلی خیلی ارزش زیادی دارد تئاترهایی که بر پایه روانشناسی باشد خیلی قدیمی هست ولی در تئاتر ما به هیچ وجه نمی‌خواهیم  عامدانه این کار را بکنیم و می‌خواهیم  غیر مستقیم این کار را انجام دهیم.

 اینکه چرا گفیم در تئاتر نمی‌خواهیم  روانشناسی را داشته باشیم به خاطر این است که  ما دنیایی از دنیای رزا قهرمان فیلم را اینجا نمایش دادیم و می‌خواستیم که تماشاچی‌ها با او ارتباط داشته باشند و هم‌ذات‌پنداری داشته باشند و یک جوری دنیای خودشان را تصور کنند. دقیقا همین برداشت آزادی که در مورد آلودگی محیط زیست داشتید درست است،  اینها درباره آلودگی هوا دارند صحبت می‌کنند و شما فکر کردید درباره آفرینش هست. البته شما چون حرف‌ها را نمی‌شنوید فقط فیگورهایی که می‌بینید را متوجه می‌شوید. می‌خواهند در این سفری که این کوچولو رزا می‌کند شما هم همراهش بشوید و به خودتان و به درون خودتان برگردید.

گفتگو: حسین زندی

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6098,1


برچسب ها: نمایش آلمان ، تئاتر آلمان ،

انتخاب خبر: «نجات مادر» نام نمایشی بود که  اوتسو کانتو کارگردان فنلاندی در بیست و دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان به روی صحنه برد. نمایش داستان دختری بود که می خواست مادرش را از دست یک موجود شرور نجات دهد اما ویژگی این نمایش  طراحی لباس آن بود. همه موجودات و عناصر صحنه در یک لباس طراحی شده بود که موجب شگفتی تماشاگران را به بار آورد. در این گفت و گو اوتسو کانتو به تشریح  چگونگی اجرای این نمایش می پردازد.

اولین باری است که به همدان آمدید؟

بله اولین بار هست که به همدان می‌آیم. اولین بار هست که به ایران می‌آییم و افتخاری برای من هست که در این کشور و در این جشنواره شرکت می‌کنم.

نمایش به چه زبانی است؟

اجرای مابه زبان انگلیسی است. قرار بود که ترجمه همزمان انجام شود اما چون کل اجرا به زبان انگلیسی است و خیلی دیالوگ دارد این اتفاق تمرکز تماشاچی را به هم می‌زد، از طرفی خواستند زیرنویس داشته باشیم که موافقت نکردیم چون کل تمرکز به سوی زیر نویس ها سوق داده می شد.

موضوع داستان نمایش چیست؟

«نجات مادر»داستان یک دختربچه شجاعی است که می‌خواهد مادرش را نجات دهد. وقتی این بچه به دنیا می‌آید یک حس دردی در سرش هست و از مادرش می‌خواهد که کمک کند تا این درد از بدنش بیرون برود. ولی مادرش نمی‌تواند چراکه اسیر یک موجود شروری شده است. این بچه تلاش می‌کند که مادرش را از دست آن موجود شرور نجات دهد و داستان‌های مختلفی برای او اتفاق می‌افتد. اول می‌رود با یک قورباغه صحبت می‌کند و درخواست کمک می‌کند. قورباغه او را گول می‌زند و می‌خواهد که جای آن موجود شرور را به او نشان دهد چون آن موجود که بلو نام دارد اشک‌های مادرش را می‌خورد. در بعضی از فرهنگ‌ها رنگ بلو یعنی رنگ آبی را نشانه افسردگی، نشانه دیپریشن (=depreishen) است. درواقع مادر افسرده است و خود را  زندانی آن موجود می داند. دختر بچه بعد  در یک بیابان با شتری مواجه می‌شود شتر جای آن موجود را به او نشان می‌دهد و کمی به آن نزدیک می‌شود. بعد یک دزد دریایی  را می بیند کشتی آن دزد دریایی را می‌گیرد و شتر را به دزد دریایی می‌دهد با کشتی  به دریا می رود درحال غرق شدن  یک ماهیگیر نجاتش می‌دهد و بعد مسیرش را به سمت کوهستان ادامه می‌دهد. در کوهستان برف می‌آید بچه زیر بهمن می‌رود و بعد یک زن برفی نجاتشمی دهد. و آخرین قسمت داستان آن موجود شرور را در چشم اسکلت یک دایناسور پیدا می کند.

برخورد تماشاگر با نمایش چگونه است؟

دو قسمت از داستان هست که حالت تعاملی با بچه‌ها دارد. یک قسمتی که بچه وارد دریا می‌شود و حالت موج و طوفان دریا که کشتی می‌خواهد بچه را نجات بدهد. کمک می‌خواهند ار بچه ها که با لباس موج را ایجاد کنند و صدای باد و طوفان را ایجاد کنند. و یک قسمت آخر هم که می‌خواهد مادرش را از شر آن موجود نجات بدهد بچه ها باید شکلک دربیاورند چراکه آن موجود با خنده از بین می‌رود. این موارد را با بازیگر همکاری  می کند.

روند داستان  نمایش طوری است که نگار براساس یک افسانه فنلاندی یا غربی هست؟

اصلا چنین چیزی نیست.

پس ایده داستان از کجا آمده است؟

کسی که لباس را طراحی کرده این داستان را به  گفته است.

 لباس بسیارجالب بود. می­توانند در صحرایی اجرا داشته باشند بدون، اینکه دکوری بزنند، یعنی همه چیز در یک لباس خلاصه شده وداستان از لباس بازیگر زاده می شود. این سبک خاصی در تئاتراست؟

اولین بار نیست که مثلا گروه‌های تئاتری طراحی صحنه را روی لباس انجام می‌دهند، ما ایده را داشتیم. مطلب دیگر این است که نویسنده ما این داستان را به این صورت نوشته است. یعنی ما ایده را دادیم، لباس‌ها را که داشتیم ارائه دادیم و بعد بر اساس آن نویسنده این داستان را اینجوری خلق کرده است که با لباس به این شکل اجرا شود.

آنچه در مورد افسانه را که گفتم به نظر می رسد انگار نمایش بر اساس یک خرافه‌ای راجع به رنگ آبی شکل گرفته است؟

بله. دقیقا همین است. در صحبت اولیه گفتم در بحث روانشناسی در بعضی کشورها آبی رنگ افسردگی هست.

بحث روانشناسی و مخاطب شناسی چگونه است. مثلا این نمایش برای چه مقطع سنی بود، بیشتر برای کودک بود؟

نمایش ما برای سن پنج تا هشت سال است. برای والدین هم می‌تواند جالب باشد. چون والدین می‌توانند آن داستان و برداشت افسردگی را داشته باشند ولی بچه‌ها آن ماجراجویی بچه را بیشتر به ذهن‌شان می سپارند و به افسردگی توجهی نمی کنند.

با تئاتر کودک ایران چقدر آشنایی دارید؟

زیاد آشنایی ندارم و در جشنواره یک اجرا بیشتر ندیدم.

با ایران چطور آشنا شدند؟

اولین باری هست که اینجا هستم.

از این جشنواره راضی هستید؟

بله. مطمئنا

در مورد دکور که خیلی ساده و راحت هست برعکس ایران که با تیر و تخته ساخته می‌شود. انگار از یک مرحله ای  عبور کرده‌اید؟

اینها همه از پشم و نمد درست شده‌اند.

آخرین اجرا که برای بزرگسال ساختم اجرایی در مورد بچه هایی بود که در جنگ جهانی از فنلاند به سوئد فرستاده و آواره شدند. آن را من برای بزرگسال ساختم. فقط یک سری حالت گیره‌هایی بود که من آنجا گذاشته بودم و داشتم داستان را می‌گفتم و هیچ صحنه‌ای نداشتم. هیچ طراح صحنه‌ای نداشتم.

این­کار تک پرسناژی بود و در ایران کمتر اینکار را دیده‌ایم. در اینجا می‌گویند که خسته‌کننده هست. آنجا (فنلاند) چطور است؟

برای آنها خسته‌کننده نیست چون زبان انگلیسی را خوب می‌فهمند و ارتباط برقرار می‌کنند. متوجه می‌شدم که تماشاگران متوجه نمی‌شوند و سعی می‌کردم جوری منظورم را بفهمانم. در آخرین اجرا سعی کردم بیشتر بخندانم و کاری کنم که مخاطبان بیشتر بخندند.

دوست دارید که باز هم ایران بیایید؟

بله. دقیقا. به ندرت می‌شود که به ایران بیائیم. سخت است و برای ویزا گرفتن خیلی راحت نیستم.

گفتگو: حسین زندی


برچسب ها: تئاتر فنلاند ، نمایش فنلاند ،

جمعه 13 آذر 1394

کنسرو لوبیا قرمز هندی در جشنواره همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،هنر ،

انتخاب خبر- حسین زندی: نمایش  کنسرو لوبیا قرمز یکی از کارهای کشور هند بود که در بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان حضور داشت و یکی از پرطرفدار ترین کارهای جشنواره بود که با استقبال مردمی مواجه شد. این کار نوشته بالاسوبرامانیان و به کارگردانی کریشنا کومار بود که در هندوستان  به او مستر کی کی می گویند. داستان نمایش از این قرار است که در اثر یک اتفاق تمامی مردم جهان نابود می شود و پسرنوجوانی زنده می ماند این پسر یک کنسرو لوبیا پیدا می کند اما نمی تواند در آن را باز کند. او معتقد است اگر در کنسرو را باز کند می تواند جهان را نجات دهد. در این گفت و گو مستر کی کی از تجربه حضور در ایران می گوید.

نظربرخی  مخاطبان این بود که نمایشنامه کنسرو لوبیا قرمز مقداری طولانی تراز حد معمول بود، به طور مثال می توان همین کار را به جای یک ساعت و بیست دقیقه در نیم ساعت اجرا کرد.

ما نمونه های مختلفی از اجرا را آزمایش کردیم این نمایش را در زمان نیم ساعته و یک ساعته هم اجرا کردیم اما بهترین بازخورد را در این اجرا داشتیم وقتی هم روی صحنه هستیم به مخاطب توجه می کنیم و وقتی متوجه می شویم بازخورد خوب است و مخاطب آماده پذیرفتن کار است اجرا را طولانی تر می کنیم و اگر بازخورد وجود نداشت  اجرا را کوتاه تر می کنیم.

یکی از ویژگی های این کار باز بودن پایان بندی و مشارکت تماشاگران بود  و کار به سبک «پی رنگ باز بود» این کار برای شما چه ویژگی و برتری خاصی داشت؟

البته  خیلی نمی توان گفت که «پیرنگ باز» بود و اگر دقت کرده باشید دیالوگ هایی پایانی نمایش  در همه اجراها مشترک بود و بازیگر می گفت« ای کاش یک نفر بودتا من کنسرو را با او تقسیم می کردم ما باید قدر آن چیزی را که داریم بدانیم نه آن چیزی که از دست دادیم»  در این نمایش هدف ما این بود که مخاطب را متوجه این موضوع کنیم که با پیشرفت تکنولوژی ما خلاقیت خود را از دست می دهیم اجرایی که مخاطب مشارکت می کند این خلاقیت را زنده می کند.

اما وقتی تماشاگران را به روی صحنه دعوت می کردید تا بازی کند احتمال هر عکس العملی وجود داشت و ممکن بود کار شما خراب شود؟

خاصیت این نوع نمایش همین است که هربار یک فرد متفاوتی را به روی صحنه دعوت می کنیم رفتار متفاوتی با نفر قبل داشته و گاهی با افرادی برخورد می کنیم که رغبتی به همراهی در نمایش ندارد.البته بچه ها همیشه دوست دارند با ما بازی کنندو این عکس العمل متفاوت جذاب است.

از کدام شهر به ایران آمده اید؟

از شهر جنی یکی از ایالات هند است.

وضعیت نمایش در آنجا چگونه است؟

در شهر ما نمی توان مقایسه ای بین نمایش ها و تئاترها انجام داد چون نمایش ها بر اساس سلیقه ها خصوصیت خود را دارد.

 هر گروهی کار می کنند، مخاطب خود را دارد و تئاتر خیلی پر طرفدار است.

این جشنواره را چطور ارزیابی می کنید؟

در مرحله اول این است که فرصتی پیش می آید تا ما هنرمندان کشورهای دیگر را ببینیم و به همدیگر احترام بگذاریم. فضای دوستانه ای در همدان دیدم و در همدان چون مردم رفتارصمیمانه ای داشتند برای من لذت بخش بود.

در مورد کارهایی که در جشنواره از ایران به روی صحنه رفته چطور؟ نظری ندارید؟

به نظرم  غیر منصفانه است که سطح کارهای کشورهای مختلف را با هم مقایسه کنیم هر کشوری برای خود امکانات خاصی دارد و نیزمحدودیت های خاصی دارد من اهل گلایه کردن نیستم و سعی می کنم با هر امکاناتی کارم را اجرا کنم.

خلاقیت خاصی را در طراحی دکور این نمایش دیدیم که ما در ایران کمتر داریم آیا همه نمایش های هندی اینگونه است؟

یک روش جدیدی است که در هند هم خیلی از آن استفاده می کنند.

روند تولید کار نمایشی در هند چگونه است نقش بخش خصوصی و دولتی در این روند چیست؟

در هندوستان کمک های دولتی بسیار کم است و بیشتر حامیان مالی کمک می کنند و اگر کاری موفق باشد کمپانی های بزرگ فیلم سازی وارد کار می شوند و تهیه کنندگی کار را برعهده می گیرند.

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6096,1


برچسب ها: تئاتر ، نمایش لوبیای قرمز ، نمایش هند ، تئاتر در هند ،

جمعه 13 آذر 1394

گفت و گو با کارگردان نمایش دختر گوجه فرنگی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،هنر ،

گفت و گو با کارگردان نمایش دختر گوجه فرنگی

آژانس خبری تهران: دختر بوته گوجه فرنگی یکی از نمایش های پذیرفته شده در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان بود که به مقابله خیروشر و مسایل تربیتی از نگاه یک شخصیت خوب و یک شخصیت بد می پرداخت.


حسین زندی

بازیگرهای نمایش دختر بوته گوجه فرنگی ملیحه مقیمی، پریا علیمحمدی مریم اکبری بودند. سعید صادقی مدیر اجرایی، فرزاد سلیمانی مدیر صحنه، ساناز رضائیان منشی صحنه، روشنک کریمی طراح لباس، فرید نوایی آهنگسازی نمایش را برعهده داشتند و آواهای کار را رامین کهن و روشنک کریمی اجرا کردند.مریم اکبری کارگردان  این نمایش از وضعیت تئاتر می گوید.
کار شما در کدام بخش جشنواره پذیرفته شده؟
بخش کودک و مسابقه هست.
سال گذشته هم همدان بودید؟
من پارسال بازی می‌کردم. سر کار استخوان ماهی جادویی به کارگردانی آقای احسان مجیدی.
همدان را چطور دیدید؟
همدان مردمانی بسیار مهربان دارد. آدم‌های همدان خیلی خوش برخورد هستند،خیلی مهربان هستند،خیلی معاشرت بلدند و این به نظر من خیلی خوب هست.
از کارهای بچه‌های همدان دیده‌اید؟
سال‌های قبل بله. ولی امسال متاسفانه ندیدم.
ارزیابی شما از تئاتر همدان با توجه به اینکه جشنواره در همدان برگزار شده چه هست؟
این خیلی خوب هست که بچه‌های همدان جشنواره را بهانه کرده‌اند و دارند کار می‌کنند. این بهانه، بهانه خوبی هست. و مداوم کار می‌کنند، کار تولید می‌کنند. اما من غصه ام از این است که خوب بالاخره مثل همه شهرها یکروزی این جشنواره هم از این شهر برداشته می‌شود اتفاقی که در اصفهان افتاد اینجا نیفتد، به محض اینکه از آنجا برچیده شد و به همدان آمد، بچه‌های اصفهان نشستند و در سالن‌ها را بستند و دیگر کار نمی‌کنند. جشنواره نباید بهانه بشود.
یکی از مسائلی که ما در همدان داریم این هست که در واقع همین موردی که فرمودید، تئاتر کودک و در کل تئاتر در همین یک ماه خلاصه شده است.
این خیلی بد هست.
چطوری می‌شود این مشکل را حل کرد، شما انتقاد کردید حالا پیشنهادی دارید؟
اعتقاد خودم این هست که بچه‌هایی فعال هستند، بچه‌هایی که دلشان می‌خواهد در تئاتر کودک کار کنند، در تمام مدت سال چه جشنواره‌ای باشد و چه نباشد ادامه دهند. جشنواره مهم نیست، جشنواره در واقع یک دور همی هست که همه می‌خواهند با همدیگر آشنا بشوند، همین هست و چیز بیشتری از نظر من نیست. تئاتری های همدان کار تولید کنند خودشان برای شهر خودشان استارت بزنند و در این روند باشند. باورکنید هیچ‌‍ کس به اندازه خود بچه‌های شهر به شهر خودشان نمی‌توانند کمک کنند. هیچ کس نمی‌آید دل بسوزاند. این یک واقعیت است. به امید این نمانند که حالا ما جشنواره داریم کاری می‌کنیم که در فستیوال شرکت بکنیم. نه، شاید از سال بعد این جشنواره غیر رقابتی بشود. یعنی باید بچه‌ها به خاطر یک جایزه علاقه‌شان کم شود یا از بین برود؟ جایزه‌ای که اصلا ملاک خوب بودن یا بد بودن از نظر من نیست. جایزه یک بهانه است. اینها همه یک بهانه است. بچه‌ها باید کار بکنند.
چیزی که من دیدم از نمایش دیدم همه صحنه از بافتنی تشکیل شده است و اینکه کف صحنه سبز است، زمین، محیط زیست و توجه به محیط زیست  موج می زند. از گنجاندن این موضوع در نمایش چه هدفی داشتید؟
کلا جریان قصه ما در دو باغچه می¬گذرد. البته دو باغچه نیست، در متن نمایشنامه ما دو تا بچه‌ای را می‌دیدیم که در دوتا خانه کنار هم زندگی می‌کنند و بعد رفت و آمد اینها را به باغچه‌هایشان می‌دیدیم. این دو بچه که همسایه هم هستند دائم داخل خانه می‌روند و باز به باغچه برمی‌گردند. من گفتم خوب کلا  کار را در باغچه می‌گیریم. فقط می‌بینیم که اینها به خانه‌هایشان می‌روند ولی داخل خانه را نمی‌بینیم. و درواقع چون بچه‌ها عموما خاله‌بازی‌ها و بازی‌هایشان در کوچه هست، در حیاط است، کنار دل هم هستند و خیلی کم پیش می‌آید اگر حیاط نداشته باشند داخل خانه می‌روند. بچه‌ عاشق فضای سبز است. وکلا می‌طلبید به خاطر نمایشنامه که مثلا ما این گل و گیاه را داشته باشیم. درباره دکور اعتقاد من بر این هست که بافتنی خیلی فضای فانتزی زیادی دارد و اینکه در ایران و می‌توانم بگویم در دنیا چنین اتفاقی نیفتاده بود، ما می‌خواستیم در گینس ثبت کنیم که یک مبلغ خیلی زیادی از ما پول می‌خواستند و پول نداشتیم که ثبت کنیم، هیچ تئاتری کار نشده که صددرصد آن بافتنی باشد و من کلا یونولیت دوست ندارم.   
درباره محیط زیست هم یک مقدار توضیح دهید.
دختری که شخصیت بد نمایش بود اصلا به هیچ چیزی توجهی نمی‌کرد، روی حیوان می‌رفت و می‌ایستاد. بوته‌اش خشکیده بود، آبیاری نمی‌کرد. چون فقط به تجملات ظاهری خودش می‌رسیدد ولی آن دختر خوب نمایش با حیوانات رابطه بسیار مناسبی داشت. گل و گیاهانش همه مرتب بود، آبیاری می‌کرد،بوته‌اش خیلی خوشگل و مرتب شده بود. ما در تهران وقتی اجرا می‌رفتیم آخر نمایش به بچه‌ها گلدان و بذر گوجه می‌دادیم.
چند روز در تهران اجرا داشتید؟
بیست و نه یا سی شب.
داستان اصلی نمایش بر اساس  قصه بود یا نمایشنامه ؟
این نمایشنامه بود اما چیزی نیست که من برای اجرا آوردم، خیلی تغییر داشت.
دقیقا می‌خواستم همین را بپرسم چون شعرها، ترانه‌ها خیلی ایرانیزه شده بود؟
اول اینکه متن ترجمه اصلا شعر نداشت. من خودم شعر گذاشتم چون بچه ایرانی شعر دوست دارد. شعرها کار آقای مجتبی مهدی است. که از شاعران بسیار قدیمی کودک هستند. تمام ترانه‌ها کار آقای مجتبی مهدی بود و اینکه در ترجمه خیلی از ادبیات مستهجن استفاده شده بود یعنی این دختر بدجنس به دختر خیلی فحش می‌داد، بعد ما دیدیم تنها چیزی که می‌توانیم انجان دهیم به جای فحش کلماتی که بچه ها در دعواها ابه کار می برند استفاده کنیم. در آخر ترجمه متن اصلی وقتی دختر بد می‌رفت هیچوقت بازگشتی نداشت و به انزوا می‌رفت که من خودم این را دوست ندارم. چون از نظر من هیچ بچه‌ای نباید طرد بشود. بچه‌ها اخلاق بد دارند، بچه‌ها بد نیستند به خاطر محیطی که در آن تربیت می‌شوند. صدای مادر در متن اصلی آنقدر پررنگ نبود، من پررنگ کردم ولی دلم نمی‌خواست هیچ تصویری از مادر بدهم برای اینکه ناخودآگاه شاید شبیه یک مادری می‌شد.
بحث ضعف نمایشنامه در ایران را چگونه می توان برطرف کرد؟
بله نمایشنامه‌ها ضعیف است. کارگاه‌های تخصصی نیاز است، ما نویسنده‌های خوبی که داریم عموما کار بزرگسال می‌نویسند. چون کار کودک را خیلی حقیر می‌بینند. از نظر من چه بازیگرهای کار بزرگسال و چه کارگردان‌های کار بزرگسال و چه نویسندگان جرات کار کودک کردن ندارند. چون کار کودک تحرک زیادی دارد. شما با روان یک بچه سه ساله درگیر هستی که هر چیزی به گونه دیگری می بیند.
فکر نمی کنید خیلی از نویسنده‌های حوزه کودک دولتی شده‌اند و مستقل نیستند؟ در گذشته محمود کیانوش را در شعر داشتیم ولی الان اکثرا وابسته به حوزه هنری هستند.
باز هم می‌بینیم که آن ها هم ضعیفهستند. یعنی من خودم حسرت به دلم مانده است که یک نمایشنامه بخوانم که نخواهم دائم آنرا عوض کنم، بالا و پایین آنرا قیچی کنیم و پر و بال بدهیم و بعد روی صحنه ببریم. این خیلی بد است.
موردی درباره مادر و تربیت داشتید بیشتر توضیح می‌دهید؟
دختر بد الگویش مادرش بود. چون جایی که مادرش می‌گفت «وگرنه من می‌دانم و تو...» به دختر هم بازی اش همین را می‌گفت. یک سلسله مراتب بود. بزرگ ما مادر بود بعد دختر بد داستان، بعد آن دختر مهاجر بود و بعد بچه خردسال یعنی بوته گوجه فرنگی بود. بعد می‌دیدیم این هم ناخودآگاه به او زور می‌گوید.
آیا این آگاهانه هست، تماشاگر تئاتر کودک که همراه با بزرگسال و مادر است. چقدر تاثیر می پذیرد؟
من عمدا خواستم که این بزرگسال هم  باشد، خواستم این را ببینند. در اجرای تهران، در پایان نمایش یک بنر را می‌آوردیم روی آن می‌نوشتیم من از مامانم فحش دادن یاد گرفتم. من از بابام کتک زدن یاد گرفتم.
این خیلی مستقیم و کلیشه‌ای می‌شود؟
در آخر برای اینکه مامان‌ها و بابا‌ها ی که می‌گویند ما که اصلا کار بد نمی‌کنیم،  دختر بد نمایش می‌گفت می¬خواهم خوب باشم مثل شماها، چون شماها مامان و باباهای خوبی دارید. به شما فحش نمی‌دهند. کتک نمی‌زنند. تنبیه نمی‌شوید. شماها خوب هستید چون مامان و باباهای خوبی دارید. آن مامان و بابا هم انشاالله می‌فهمید که ما چه داریم می‌گوییم.

http://tehrannewsagency.com/Home/Single/8956
    


برچسب ها: تئاتر ، نمایش دختر گوجه فرنگی ،

نمایشنامه نویسی همدان در گفت و گو با مهدی شادمانی روشن

آژانس خبری تهران: بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در حال برگزاری است و آثار نمایشی گوناگونی از سراسر ایران و ۸ کشور خارجی در این رویداد مهم فرهنگی حضور دارند اما یکی از پایه های اصلی اجرای نمایش متن یا نمایشنامه است به گفته بسیاری از کارشناسان نمایشنامه نویسی کشور به اندازه نمایش رشد نکرده است برای بررسی وضعیت نمایشنامه نویسی درهمدان با «مهدی شادمانی روشن» نویسنده جوان همدانی که نمایش«اکوان» اوبه این جشنواره راه یافته است به گفت و گو نشسته ایم.

حسین زندی
بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در حال برگزاری است و آثار نمایشی گوناگونی از سراسر ایران و 8 کشور خارجی در این رویداد مهم فرهنگی حضور دارند اما یکی از پایه های اصلی اجرای نمایش متن یا نمایشنامه است به گفته بسیاری از کارشناسان نمایشنامه نویسی کشور به اندازه نمایش رشد نکرده است برای بررسی وضعیت نمایشنامه نویسی درهمدان با «مهدی شادمانی روشن» نویسنده جوان همدانی که نمایش«اکوان» اوبه این جشنواره راه یافته است به گفت و گو نشسته ایم.
نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
بیش از بیست سالی هست که شعر می نویسم. یعنی تقریبا ازسال هفتاد و یک تا همین چند روز پیش که آخرین شعرم را نوشتم.
علاوه بر شعر در حوزه های دیگر مانند نقد و یا داستان هم وارد می شوید؟
نقد خیر. چون به نظر من نقد خودش یه هنر دیگری است و ابزار خاص خودش را می خواهد ومن این هنر را ندارم. در زمینه ی داستان و نمایشنامه فعالیت هایی داشته ا‌م اما این‌ها با شعر تفاوت زیاد دارند. در زمینه‌ی داستان نویسی فعالیت مختصر و پراکنده‌ای داشته‌ام. به طور کلی شاید بیست داستان نوشته باشم اما خواننده‌ی پر و پا قرص داستان و رمان هستم. هم ایرانی هم ترجمه. چند سال پیش با همکاری آقای آرش رضاپور یک فیلمنامه‌ی انیمیشن نوشتیم به اسم «عمو کیان وبازی خطرناک» که با کارگردانی آقای محمد رضا زهاب ساخته شد و در جشنواره ی فیلم کودک و نوجوان هم به نمایش درآمد. چند پروژه ی دیگر هم بود که متاسفانه یا قبول نشدند یا منابع مالی تامین نشد.
تحصیلات شما با این حوزه مرتبط است؟
من در دانشکده ی هنر و معماری تئاتر خوانده ام با گرایش ادبیات نمایشی.
با توجه به رشته تحصیلی به نظر می رسد به صورت تخصصی در زمینه نمایشنامه نویسی فعالیت می کنید؟
در واقع باید بگویم که در زمینه ی نمایشنامه نویسی هنوز تازه کار و جوان محسوب می شوم. جوان نه از نظر سن شناسنامه‌ای بلکه از نظر تجربه‌ی نوشتن نمایشنامه. تقریبا ده تا نمایشنامه نوشته‌ام ودوبار در نمایشنامه خوانی اردیبهشت همدان شرکت داشته‌ام.نمایش «اکوان» اولین کار من است که در یک جشنواره‌ی مهم پذیرفته شده است.
در زمینه اجرا چه فعالیت هایی داشته اید؟
در زمینه‌ی اجرا فعالیت بیشتری داشته‌ام. برای مثال همکاری با آقای حمید پورآذری به عنوان مدیر صحنه در نمایش آندرانیک یا در نمایش مرگ و دختر جوان به عنوان دستیار کارگردان همکاری می کردم.
کارهایی که نوشته اید در حوزه کودکان است یا بزرگسالان؟
گرایش من بیشتر به سمت تئاتر بزرگسال هست تا کودک. در واقع نمایش کودک ظرافت‌های خاص خودش را می‌خواهد که نیاز به تجربه و تمرین خاصی هم دارد.
ویژگی نمایشنامه نویسی برای کودکان چیست؟
ببینید به نظر من یک هنرمند تئاترباید همان اندازه که مخاطب بزرگسال را جدی می‌گیرد همان اندازه هم مخاطب کودک و نوجوان را جدی بگیرد. با خودش نگوید: ای بابا کار کودک است دیگر. چهار تا ترانه و دوتا موزیک شاد می‌گذاریم. یک پند و نصیحت هم می کنیم که مسواک بزن تا دندان هات تمیز بشه و خلاص.
در چندسال گذشته کارهای نمایشی استان به سمت کار کودک رفته شما از این وضع راضی هستید؟
نه خیر. هنرمند واقعی در درجه ی اول باید و باید مخاطب خود را با اندیشه و شعور بالا فرض کند بعد اقدام به آفرینش هنری کند در غیر این صورت نتیجه اش می شود خیلی از تولیداتی که داریم در زمینه های مختلف می بینیم. از تئاتر کودک و نوجوان بگیرید تا شعر و ترانه ی مد روز و موارد دیگر.
وضعیت امروز نمایشنامه نویسی در همدان را چگونه می بینید؟
بهتر است به این سوال جواب ندهم چون ممکن است برخی دوستان ناراحت شوند. در مورد سوال قبلی همین را بگویم که هفت ماه از سال در همدان صرف تولید نمایش کودک می‌شود. این زمان خیلی زیادی است. به قول یک دوست شاید بعضی ها دل شان بخواهد بیایند کار بزرگسال تماشا کنند. وخروجی این هفت ماه می‌شود سیزده چهارده تا کار که دارید می بینید سه چهار تایش بیشتر قابل توجه نمی شود و بقیه اش می‌شود همان چهارتا ترانه و موزیک شاد.
ایده نوشتن نمایشنامه «اکوان» چگونه شکل گرفت؟
فکر اولیه ی نوشتن یک کار از شاهنامه برای محاطب کودک و نوجوان را آقای امید انصاری مطرح کرد. بعد من به شاهنامه مراجعه کردم. چند داستان را انتخاب کردم و در نهایت حس کردم داستان کوتاه نبرد رستم و اکوان دیو مناسب تر است. داستانی کوتاه که کمتر به آن پرداخته شده و چند مقاله هم پیدا کردم در مورد این داستان که کمک زیادی به من کردند.
از کارخودتان راضی هستید؟
بله دروغ چرا؟ راضی هستم. زحمت زیادی برد به خصوص که اغلب دیالوگ ها و روایت راویان به صورت موزون و ریتمیک است این ریتمیک بودن کار وقت و انرژی زیادی می برداما لذت بخش است.
استفاده از متون کهن چه دلیلی دارد؟
من در بخش های آغازین نمایشنامه کاملا آگاهانه و برجسته و حتا شاید کمی هم شعاری به این موضوع اشاره کرده‌ام. این که شاهنامه‌ی فردوسی یک کتاب معمولی نیست بلکه هویت زبان فارسی است و مرزهای زبان فارسی خیلی گسترده تر از مرزهای جغرافیایی است. نمی‌گویم همه باید همه‌ی متون کهن را بخوانند. می‌گویم کودک من باید بداند چرا با وجود هجمه‌های مختلف نظامی و فرهنگی، هنوز که هنوز است به زبان فارسی تکلم می‌کند نه یک زبان تحمیلی دیگرهمین که گروه ما از من نمایشنامه نویس گرفته تا سعید باغبانی کارگردان و بازیگران نوجوان کار بتوانیم یک علامت سوال ایجاد کنیم و یک جرقه در ذهن مخاطب بزنیم فکر می کنم موفقیت باشد.

http://tehrannewsagency.com/Home/Single/8961



برچسب ها: نمایشنامه نویسی همدان ، مهدی شادمانی ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ،

فرهنگ چیست که به آن دل بسوزانند

خیال می کنید برج سازی آبادانی است!؟

حسین زندی

مدتی پیش نشست شناسایی و حفظ میراث ناملموس در همدان با حضور و سخنرانی میهمانان و استادانی در رشته های مختلف برگزار شد. از جمله مردم شناس برجسته دکتر محمد میرشکرایی، معاونت میراث فرهنگی کشور محمد حسن طالبیان ، رئیس دفتر مطالعات منطقه ای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس آسیای غربی  یونسکو یدالله پرمون ، استاندار همدان  محمدناصر نیکبخت ، مدیر کل دفتر ثبت آثار تاریخی کشوردکتر فرهاد نظری  و مورخ برجسته و نسخه شناس همدانی دکتر پرویز اذکایی در این نشست به ایراد سخنرانی پرداختند. دکتر اذکایی با رویکرد تاریخی به تحلیل میراث فرهنگی پرداخت و از وضعیت تخریب آثار تاریخی و معنوی انتقاد کرد به دلیل اهمیت موضوع بتهر دیدیم بخش هایی از متن این سخنرانی را در نویسار منتشر کنیم تا خوانندگان با شرایط میراث همدان بیشتر آشنا شوند.

دکتر پرویز اذکایی مورخ و نسخه شناس همدانی در آغاز سخنان خود گفت: عرض سلام دارم خدمت اساتید معظم، علما و فضلای فرهنگ مدار که اینجا خطابات بلیغ فرمودند بالاخص دوست دیرین چهل پنجاه ساله آقای دکترمحمد میرشکرایی. واقعا مستفیض شدیم، بنده عرضی ندارم که بر مطالب ایشان علاوه کنم. تنها برای امتثال امر آقای زندی و مهندس سروش اینجا هستم. نمی­دانم چه بگویم؛ چند کلمه عرض ­می­کنم. بنده طلبه تاریخ هستم و میراث فرهنگی ملموس یا ناملموس، معنوی یا مادی را آموخته ام که از منظر تاریخی به آن نگاه کنیم. دوستان فاضل دانشمند اینجا چیزهایی گفتند که جگرم کباب شد و دلم به درد آمد میراث معنوی و مادی تقریبا نابود شده است و چیزی از آن نمانده. به قول همدانی­ها «میراث همدان یی قرته­ای بود بچه­ها خوردن رفتن صحرا تمام شد». فقط می­خواستم عرض کنم که در باب این مسائل ردیابی نشد.

این مورخ همدانی در بخشی از سخنرانی خود گفت: از میراث گرانبار دوره ساسانی صحبت شد و دوره آل بویه و مخصوصا دوره پارتها(اشکانیان) یعنی همان دوره پهلوانی. بنده یک جا در مقدمه کتاب رازی نوشته‌ام: «این ملت کهنسال در دو دوره تاریخش روز خوش دیده است، یکی همان دوره پهلوانی و دیگری دوره آل بویه که از قضا شبیه دوره پهلوانی است » موقع تفوق نژاد ایرانی، چرا که هر دوی اینها ایرانیان با نژادی بودند. تفوق فرهنگی بر مبنای عنوان روبنا-به قول آن فیلسوف- بر حسب صورت­بندی های اقتصادی اجتماعی است. اگر در تاریخ می­خوانید و می­بینید که اقوام ترک و تازی به ما حمله کردند و باز هم فرهنگ ما بر قرار است علت این است که آنها از لحاظ صورت بندی های اجتماعی یک مرحله یا دو مرحله از ما عقب تر بودند. حتی امپراطوری روم هم نتوانست بر ما برتری فرهنگی پیدا کند چرا که ما دارای صورت بندی اجتماعی اقتصادی به نام زمین داری آرمنده بودیم و آنها از ما یک مرحله مهم تاریخی عقب تر بودند و در مرحله برده داری قرار داشتند.

اذکایی با اشاره به سخنان سخنرانان پیش از خود گفت:  تمام سخنانی که امروز فرمودند تحلیل تاریخی دارد، البته اینجا جای تحلیل تاریخی نیست فقط نقل قولی می­کنم از یک فیلسوف قرن چهارم به نام ابوالحسن عامری، او کسی است که بر ابن سینا تاثیر گذاشته است. این فرد از دست حکام و فقهای زمانه به خاطر تکفیرشدن فراری بوده و در نهایت از ترس تکفیر و تحریم حکام، سلاطین وفقهای وابسته به آنها کتابی نوشت به نام مناقب اسلام که در مطاوی کتاب مطلب بسیار مهمی را بیان کرده است. بنده این مطلب را چند جا نقل کرده­ام ولی برای اولین بار استاد شهید مطهری مطلب را بیان کرده است. می­گوید: « ایرانی ها که در مورد عناصر عمران و آبادانی، فرهنگ و تمدن و اینها شهره جهانند و خلاصه در مورد شکوفایی فرهنگی و عمران و آبادانی هیچ چیز کم نداشتند، فقط گرفتار دو بلای بسیار ویرانگر بودند. بلای اول استبداد شاهنشاهی و سلطنتی ودوم استبداد موبدان دینی» و توضیح می­دهد چرا که شخصی نظریه پرداز بوده است. برای اینکه مانع تحرک اجتماعی می­شده وانسان نمی­توانسته از یک طبقه اجتماعی به طبقه اجتماعی دیگر فرایازی و ارتقا پیدا کند. داستانش را اهل علم و فضلا می دانند مثلا کفشدوزی می­خواست پسرش جزء طبقه دبیران شود انوشیروان بسیار عادل! حتی در برابر تامین مخارج جنگ­هایش توسط کفشدوز این امر را نپذیرفت. بلای دوم به قول عامری استبداد دینی و موبدانی است که مرحوم مطهری از آن به عنوان-عین کلمه را عرض می­کنم- رژیم موبدانی یاد می کند. آن طور که عامری می­گوید مانع از ترقی فکری، اعتلای روحانی، رسیدن مردم به حکمت الهی و توجه به فلسفه می­شده است.

این پژوهشگر با اشاره به تاریخ ساسانیان افزود: بسیاری از شما، شاید شما نه ولی خیلی ها هستند خمیازه می­کشند برای دوره ساسانی که، آوخ دوره ساسانی چه دوره ای بود!، انوشیروان عادل چه بود و چه بود! ولی اصلا توجه ندارند که در آن دوره موبدان و مغان و اینها - آنطور که عامری می­گوید (بنده از خودم چیزی ندارم اهل سیاست هم نیستم طلبه تاریخم) چه استبدادی حاکم کرده بودند، تمام عناصر فرهنگی را نابود کردند البته ایرانی های دلیر و گندآور قیام­هایی کردند. قیام مزدک سرکوب شد. یک مکتب جهانی از این مبارزات ملت ایران در زمان ساسانیان یک مذهب جهانی بزرگ شکل گرفت مانویت، از بهرام اول گرفته تا بهرام پنجم تمام را سرکوب کردند، مزدکی ها را سرنگون کردند در خاک اینها، در هر صورت مشکل ما استبداد بوده است. بله این مشکل ما بوده است هر کس می­خواهد، به سمع جان گوش کند به ما می­گویند کشور استبداد شرقی. ویت فوگل کتابی نوشته وآنجا این مساله را ثابت کرده است. استبداد که شاخ و دم ندارد. آنطور که عامری می­گوید« یک وجهش استبداد سلطنتی بوده است» همین که عرض کردم از لوله تفنگ بیرون می­آید و یک وجهش هم از جانب موبدان و مذهب و اینها بوده است. حالا هی کاسه وای چه کنم دست بگیریم. فرهنگ ما از بین رفت تخریب شده محیط زیست تخریب شده است. چیزی از آن نمانده است. این همه از همدان تعریف می کنید بنده که خوش خوشانم نمی­شود. همدان 30 سال پیش را شما ندیده بودید. یکی از جنات اربعه بود حالا تخریب شده خیال می­کنید برج سازی آبادانی است؟ نه خیر اینها تخریب است. حرص و شره و طمع و آز بشری عامل این تخریب است، اینجا مردم هم مقصرند، مردم مقصرند یعنی آن طور که مولا علی می­گوید: «کیف ما تکونوا یولی علیکم» هر طور که باشید همان طور بر شما حکومت می کنند. مردم هم استبداد پذیرند. حرص و شره و آز، دیو آز که مانی می گوید در وجودشان مخمر شده دست از منافع آنی مادی برنمی­دارند. فرهنگ چیست؟ که دل بسوزانند ......  

از هفته نامه نویسار شماره 2


برچسب ها: میراث همدان ، دکتر پرویز اذکایی ، میراث ناملموس ،

چهارشنبه 11 آذر 1394

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان
دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد...
1394/09/10
 دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد.
چهارشنبه گذشته مینا آذر افشان در منزل خود میزبان بسیاری از علاقه‌مندان به آثارش، مسئولان ارشد استان همدان و تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی شهر بود تا بار دیگر انتشار مجموعه‌ای از سروده‌هایش را جشن بگیرند. در این مراسم که بزرگانی چون دکتر «پرویز اذکایی» پژوهشگر برجسته همدانی، اعضای انجمن‌های توسعه محلی بهارستان، انجمن قلم همدان، انجمن پویشگران سفر پاک، مدیر انتشارات چنار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان، مدیرکل امور بانوان استانداری و سازمان بهزیستی حضور داشتند، از دومین  مجموعه شعر این هنرمند همدانی رونمایی شد. «اینجاپاییزقدم میزند» 77 قطعه از شعرهای جدید او را در بر می‌گیرد که بیشتر مضمون عاشقانه دارد مانند «‌دیشب گلی در باغچه شکفت،نمی‌دانستم که باغچه هم عاشق تو شده!‌».

شعرهای عاشقانه مینا
آذرافشان در این مراسم با اشاره به‌عنوان کتاب گفت: نام کتاب را از عنوان یک شعر از کتاب انتخاب کرده‌ام. این مجموعه دلنوشته‌هایی است که در سال‌های 90تا 93 سروده‌ام.آذرافشان ادامه داد: موضوع نوشته‌هاعاشقانه است و فصل‌ها در سراسر کتاب نقش دارند. نکته مهم این است که در این اثر تفاوت بارزی با کتاب اولم وجود دارد. اشعار کتاب اول شاید کمی پریشان هستند، اما در این کتاب به طرحی ثابت وشاید سبک شخصی رسیده باشم.وی ادامه داد: یک یک کلماتی که نوشته‌ام را اول حس کرده‌ام و کاملا به آنچه نوشته ام باور دارم.
این نقاش به دلایل استفاده نکردن از طراحی‌ها و نقاشی‌های خود در کتاب شعرش گفت: در کتاب‌ها از طراحی‌های خودم  استفاده نمی‌کنم، چون اعتقاد دارم دو دنیای متفاوت است، اگرچه ریشه هر دو دراحساس من است. من این کتاب را به مادرم تقدیم کردم که با وجودش به من امکان زیبا دیدن را داد هرچند کار من بسیار ناچیز است.

 تجلی اندیشه
«پرویز اذکایی» نیز در این مراسم گفت: حضرت مولانا بیت بسیار معروفی دارد که می‌گوید«ای برادر تو همین اندیشه‌ای/ مابقی تو استخوان و ریشه‌ای»؛ همه ما استخوان و ریشه هستیم و اشعار خانم آذرافشان تجسم و تجلی اندیشه است. اندیشه والا.
«عباس رضوانجو» ناشرکتاب در این مراسم گفت: خانم آذرافشان برای تهیه این کتاب زحمت بسیاری کشید و وسواس و حساسیت بسیاری داشت تا کار متفاوتی عرضه شود. در پایان این مراسم، کتاب «اینجاپاییزقدم میزند» توسط دکتر پرویز اذکایی و حاضران رونمایی شد و لوح‌های تقدیری توسط مدیران اداره‌های فرهنگ وارشاد اسلامی، بهزیستی و مدیرکل امور بانوان استانداری به این شاعر تقدیم شد.
همچنین 500 جلد از کتاب«ا ینجا پاییز قدم می‌زند» توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل بهزیستی همدان خریداری شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، مینا آذرافشان ، اینجا پاییز قدم می زند ،

یکشنبه 8 آذر 1394

سازمان‌های مردم نهادبه کار گرفته می‌شوند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

سازمان‌های مردم نهادبه کار گرفته می‌شوند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سازمان‌های مردم نهادبه کار گرفته می‌شوند
استاندار همدان گسترش حضور نهادهای مردمی در امور اجرایی استان تاکید کرد...
1394/09/08
استاندار همدان گسترش حضور نهادهای مردمی در امور اجرایی استان تاکید کرد.در آستانه روز جهانی داوطلب برنامه‌ای به همت برخی تشکل‌های غیردولتی در تالار معلم همدان برگزار شد.در این مراسم اعضای 13 تشکل غیردولتی در همدان از جمله بنیاد مهر همدان، کمیته پزشکان در خدمت آموزش، کمیته محیط زیست، گردشگری و توسعه پایدار، انجمن نیکوکاری بانوان مهر، خانه حامیان حق بیمار، گروه کر نغمه‌های الوند، انجمن خودیاری لکنت همدان، انجمن اخلاق در علم و فناوری، گروه تئاتر مانا، مؤسسه دانش گستر سلامت آوید، دبیرخانه گروه کاری تشکل‌های گردشگری حامی توسعه پایدارکشور و انجمن هستی‌سازان الوند حضور داشتند.در ابتدای مراسم محمد ناصر نیکبخت استاندار همدان  با اشاره به فعالیت‌های خانه مهرگان گفت: در زمینه تشکل‌های غیر دولتی کار بزرگی انجام شده و من از این بابت باید از مسئولان این نهاد غیردولتی تشکر کنم. به‌خصوص از کسانی که توانسته‌اند چندین انجمن و تشکل را در یک مجموعه گرد هم آورند و فعالیت کنند.نیکبخت با تاکید بر تقویت تشکل‌های غیردولتی در همدان اضافه کرد: انتظار داریم این مجموعه الگویی برای سایر تشکل‌ها در استان باشد و ما بازهم در این زمینه اتفاق‌هایی را شاهد باشیم. من وقتی متوجه شدم این مجموعه از سال 80 درحال فعالیت است به تاثیرگذاری انجمن‌ها در همدان امیدوار شدم.استاندار همدان با اشاره به رویکرد دولت تدبیر و امید به تشکل‌های غیردولتی افزود: قول می‌دهم تمامی کارهایی را که مردم می‌توانند انجام دهند به سازمان‌های غیر دولتی و خود مردم واگذار کنیم. قبول دارم که در یک دوره‌ای تشکل‌ها را تهدید می‌دانستند، اما در دولت یازدهم تشکل‌ها را به مثابه فرصت می‌دانیم و از توانایی های آن ها باید استفاده کنیم.سپس دکتر « ترابی»  یکی از اعضای بنیاد مهر همدان به تشریح برنامه‌ها و اهداف این بنیاد حمایتی پرداخت و حاضران را با فعالیت‌های آن آشنا کرد.در این مراسم تشکل‌ها نیز گزارشی از فعالیت‌های خود به حاضران ارائه کردند و گروه کر نغمه‌های الوند سرود«  ای ایران»  را اجرا کرد، همچنین در پایان مراسم از نشریه « سمن یار»  ویژه همدان و سایت جدید خانه مهرگان رونمایی شد.
خانه مهرگان از تشکل‌های با سابقه استان همدان است که اصلی‌ترین برنامه آن حمایت از سایر تشکل‌هاست. این نهاد در سال های گذشته از ده‌ها طرح و برنامه که توسط دیگر تشکل‌ها اجرا شده حمایت کرده است و برنامه‌های مختلفی برای حمایت از تشکل‌هایی که کار داوطلبانه انجام می‌دهند، دارد. این تشکل توانسته است بخشی از جامعه پزشکی همدان را به سمت کار داوطلبانه بکشاند و از ظرفیت این قشر برای توسعه استان بهره‌گیرد. روز چهاردهم آذر به‌عنوان روز جهانی داوطلب نامگذاری شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، بنیاد مهر ،

انتخاب خبر: پنج شنبه گذشته در حاشیه همایش میرسید علی همدانی سالن اجتماعات نمایشگاه بین المللی همدان شاهد برگزاری نشستی با عنوان «ادبیات کهن، میراث ماندگار» بود.

انجمن بی ادبی

به گزارش خبرنگار انتخاب خبر، این نشست که با حضور علاقمندان به ادبیات کهن فارسی برگزارشده بود با قرائت شعری از دکتر شفیعی کدکنی درباره فردوسی توسط سعید محمدی آغاز شد. سپس آ صالح صفری مسئول انجمن سعدی خوانی مسایلی درمورد جلسات ادبی خانگی و لزوم برگزاری این جلسات و نیز نقاط قوت و ضعف آنها بیان کرد.او به ضرورت  اشاعه گروه های خانگی کتابخوانی به ویژه متوان کهن اشاره کرد و گفت: این نشست ها می تواند جلوه هایی از میراث کهن این سرزمین را برای نسل جدید و آیندگان بازنمایی کند ما بیش از یک سال است گروه هایی در زمینه شاهنامه خوانی، مثنوی خوانی و سعدی خوانی راه اندازی کرده ایم که خوشبختانه نتایج خوبی گرفته ایم.

سپ علی اصغر بشیری دکترای ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه  درباره سنت شاهنامه خوانی و نقالی سخنرانی کرداودر آغاز سخنانش با اشاره به لزوم استفاده از منابع کتبی برای انجام تحقیق در این مورد گفت: براساس اسناد و مدارکی که موجود است کهن­ترین جلسات شاهنامه خوانی در همدان برگزار می شده است و بعنوان منبع این صحبت  می توانم به کتاب راحته الصدور (مربوط به قرون پنجم و ششم میلادی) اشاره کنم.

بشیری در ادامه سخنانش به این موضوع اشاره کرد که شواهد معتبری وجود دارد شاهنامه فردوسی پس از سروده شدن در دربار شاهان خوانده می شده است و بعنوان یکی از شواهد این امر را از یکی حکایات گلستان سعدی نام برد که در آن در دربار شاهییکی از داستان های شاهنامه خوانده می شود. دکتر بشیری به گزارش های مورخین و نقل داستان های شاهنامه در آنها نیز بعنوان یکی دیگر از شیوه های انتقال شاهنامه اشاره کرد و گفت: کتاب جوامع الحکایات بعنوان مهمترین کتابی که داستان­هایی از شاهنامه در آنها ذکر شده است اشاره می کنم. متون و طومارهای نقالی نیز یکی دیگر از شیوه های گزارش شاهنامه است.

انجمن بی ادبی

اواز انعکاس داستان های شاهنامه در مینیاتورها و نقاشی ها را نیز بعنوان یکی دیگر از شیوه های گزارش داستان های شاهنامه عنوان کرد . دکتر بشیری در بخش دیگری از سخنان خود به تلخیص­های شاهنامه اشاره کرد و راحتی حمل و نقل این خلاصه ها را دلیل برای این کار عنوان کرد.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: برگردان­های نثر شاهنامه نیز بعوان یکی دیگر از راه های گزارش داستان های آن است از آقای مهدی آذری یزدی بعنوان یکی از پیشگامان این امر می توان نام برد. ابشیری در پایان صحبت های خود به تلخیص­های منظوم شاهنامه اشاره کرده و به کتاب همایون نامه از حکیم زجاجی تبریزی بعنوان یکی از نمونه های این نوع اشاره کرد و گفت امروز نیز می توان با خلاصه کردن داستان های این اثر بزرگ و استفاده در سینما و تئاتر و هنرهای دیگر می توان در روزآمد کردن متون کهن و آشتی دادن نسل جدید با شاهنامه تلاش کرد.

حیدر زندی یکی دیگر از سخنرانان این نشت بود که با جایگاه نام در شاهنامه اشاره کرد. او در این زمینه گفت: یکی از جهان بینی های مهم در متون حماسی بویژه شاهنامه نام است (در کنار خرد و شادی و داد) که این اهمیت در جای­جای شاهنامه به چشم می خورد. بی جهت نیست که فردوسی در آغاز شاهنامه می گوید به نام خداوند جان و خرد، نام در این بیت تنها به معنی اسمی که روی کسی یا چیزی گذاشته می شود نیست، نام برابر است با «هستی» در برابر نیستی. تمام آفرینش، چون آنچه هست نامی دارد و هرآنچه نامی دارد هست، موجودی نیست که باشد ولی نام نداشته باشد پس نام یعنی هستی و چیستی و هویت.

انجمن بی ادبی

زندی ادامه داد: در گذشته مردم هم به این باور داشتند که نام هر کسی با منش، کنش، هستی و هویت آن شخص پیوند ذاتی دارد. گاهی تا بزرگ شدن کودکانشان، تا زمانی که خردسال بودند نامی نمی گذاشتند، برای نمونه در شاهنامه زمانی که پس از آنکه فریدون پسرانش را می آزماید آنها را بنا به شایستگی هایشان نامگذاری می کند.

او همچنین به رزم های رستم در شاهنامه اشاره کرد و اینکه رستم  چه بهره هایی از نام برده را بیان کرد و گفت: در آیین پهلوانی از برملا کردن نام برای یک پهلوان برابر بود با مرگ او به همین دلیل در بیشتر رزم ها پهلوانان نام خود را عنوان نمی کردند.

سپس کیخسرو دهقانی بخشی از گذر سیاوش از آتش در شاهنامه را با نوای زیبایی برای حاضران خواند که مورد استقبال قرار گرفت. پس از این اجرا دکتر فرزانه بابایی سرور به نقش زبان در ادبیات اشاره کرد وهمراه با محمد افشار دبیر انجمن شاهنامه خوانی همدان بخش هایی از داستان سیاوش را برای حاضران خواندند. در پایان مهدی چایانی نقال برجسته همدانی شرکت کنندگان این نشست را به اجرایی زیبا میهمان کرد.

خبرنگار: حسین زندی

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6011,1



برچسب ها: شاهنامه خوانی ، میراث کهن ،

چهارشنبه 4 آذر 1394

«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر
رمان «یارم همدانی و...» نوشته «محمدحسن شهیدی همدانی» داستانی عاشقانه را در تب و تاب رویدادهای اجتماعی دهه 30 خورشیدی روایت می‌کند...
1394/09/04
 رمان «یارم همدانی و...» نوشته «محمدحسن شهیدی همدانی» داستانی عاشقانه را در تب و تاب رویدادهای اجتماعی دهه 30 خورشیدی روایت می‌کند. این کتاب در شمارگان 1000 جلد به تازگی از سوی انتشارات «آوامتن» وارد بازار کتاب شده و با استقبال خوب خوانندگان و علاقه‌مندان ادبیات داستانی به ویژه در همدان همراه شده است. محمدحسن شهیدی همدانی متولد 23 در همدان است. «یارم همدانی و...» نخستین رمانی است که وی به چاپ رسانده و پیش از این نیز چند کتاب با موضوع مبارزه با اعتیاد منتشر کرده است.

همدان؛ محل رویدادهای رمان
خلق رمان بدون وجود مکان یعنی شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های آن در آن نشو و نما یافته اند، امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات و عواطف و حوادث درون شهری، رمان را با پیدایش طبقه متوسط، شهرهای مدرن و سرمایه‌داری پیوند می‌دهد. بیشتر رمان‌های ماندگار در فضای شهر شکل گرفته‌اند تا جایی که بعضی از شهرها هویت خود را بر نویسنده  تحمیل می کنند.
همین رخداد موجب می‌شود تا نام شهر بر پیشانی اثر بیاید. بی شک این مورد ممکن است ویژگی به‌خصوص آن رمان شود و داستان بشود. حتی گاهی بتواند شخصیت‌های اصلی اثر را تحت شعاع قرار دهد و بیش از آنها خودش را برای همیشه در یاد و خاطره خواننده نقش کند.
«یارم همدانی و...» یکی از آثار شهری است که این ویژگی را دارد و خواننده را با شهر همدان و تاریخ نیم‌قرن گذشته آن آشنا می‌کند.

 مکان-شهر
« مسعود(ساعد) احمدی»  نویسنده و شاعر در این باره می‌گوید: گاهی پیش آمده است بدون آنکه نامی از شهری بر پیشانی کتاب آمده باشد مکان-شهرِ اثر بعد خوانش و دریافت درون مایه اثر توسط خواننده، دست به مصادره شخصیت‌ها و حتی حوادث اثر بزند و خود را برخواننده اثر تحمیل کند، یعنی ما را به‌عنوان خواننده ناگزیر از به یاد آوردن مکان-‌شهر اثر می کند.
احمدی با اشاره به نمونه‌هایی که این ویژگی را دارد، می‌گوید: می توان در این مورد نمونه‌های فراوانی آورد مثل دابلین الیس جویس، پاریسِ بینوایان، لندن الیورتوییست و در آثار ایرانی شیراز سووشون از سیمین دانشور، تهران دل کور و داستان جاوید اسماعیل فصیح، اهواز همسایه‌ها،مدار صفر درجه و زمین سوخته احمد محمود و کرمانشاه شوهر آهوخانم علی‌محمد افغانی از این دست هستند.
این نویسنده ادامه می‌دهد: «یارم همدانی» که بلافاصله عنوان‌های یار و همدان را بر جلد کتاب آورده‌، آمده است تا جایی کنار آثار برشمرده شده، پیدا کند. شهیدی با نثر روان که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این رمان محسوب می شود، با آدمی خوش‌ بر و رو و خوش قد و بالا یعنی پرویز‌خان، خواننده را هم درگیر قصه  و ماجرایی که این آدم در آن افتاده می کند و یک نفس ما را می برد تا از عاقبت سرنوشت و زندگی او سردرآوریم. در واقع این روند کل بدنه رمان را پی‌ریزی می‌کند.
وی می‌گوید: شهیدی این بنیان را با عشق بالا می برد و نه همانند رمان های همسایه های احمد محمود و چراغانی در بادِ احمد آقایی که همه درون‌مایه  رمان‌هایشان گرد خدمت و تبلیغ به نوعی ایدئولوژی دور می‌زنند، داستان خود را می‌نویسد. در «یارم همدانی» بدون این که نویسنده نسبت به سیاست و دوران پر تب و تاب سال های بحرانی31-32 غلفت کند، شالوده و درون مایه اثرش را بر عشق می‌نهد.

واقعیتی تلخ، اما خواندنی
عباس شیخ بابایی دیگر نویسنده همدانی است که در تئاتر هم سابقه نویسندگی و کارگردانی دارد. او می‌گوید: شهیدی نویسنده زیرکی است که دقت نظر و ریز‌بینی خاصی به زمان روایت داستان خود دارد و بدون این‌که بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعارزدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان، واقعیتی تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می کند. او شخصیت های اثرش را بدون این‌که در دام کلیشه‌های سانتی مانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتاند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می کند. به‌طوری که بعد از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک می‌شوند.
شیخ بابایی می‌گوید: در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند. زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت ها قصد می کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می گرداند تا تکلیفش معین شود.
وی ادامه می دهد: ناگفته نماند در این رمان، شخصیت‌های به یاد ماندنی کم نیستند. ولی این آدم‌ها با چنان مهارتی در پرداخت خوی و خصلت‌های ویژه شان در رمان آمده‌اند که فراموش نمی شوند. داود (‌جوان عاشق)، زری (‌دختر آبی‌پوش) و علی تحصیلدار (‌لمپنی با لحن و برخورد خاصش) از این شخصیت‌ها هستند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/«یارم-همدانی-و-»؛-روایتگر-تاریخ-شهر?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، یارم همدانی ، ادبیات همدان ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

سه شنبه 3 آذر 1394

بخش خصوصی وارد حوزه نشر شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

بخش خصوصی وارد حوزه نشر شود

نویسنده: حسین زندی
بخش خصوصی وارد حوزه نشر شود
«علی پاک‌نهاد» یکی از شناخته‌شده‌ترین طراحان کاریکاتور و تصویر‌سازان همدانی است. او بیش از یک دهه در زمینه تصویر‌سازی کتاب کودک و طراحی کاریکاتور در نشریات استانی و سراسری فعالیت کرده و چندین مقام در مسابقه‌های مختلف کشوری به دست آورده است...
1394/09/02
«علی پاک‌نهاد» یکی از شناخته‌شده‌ترین طراحان کاریکاتور و تصویر‌سازان همدانی است. او بیش از یک دهه در زمینه تصویر‌سازی کتاب کودک و طراحی کاریکاتور در نشریات استانی و سراسری فعالیت کرده و چندین مقام در مسابقه‌های مختلف کشوری به دست آورده است. او همچنین با ارائه کاریکاتورها و تصویرسازی‌های خود در نشریات سراسری یکی از پرکارترین طراحان همدانی نیز هست. پاک‌نهاد در سال جاری برای بیش از 10 جلد کتاب کودک تصویر‌سازی کرده است. گفت‌وگوی همشهری را با این هنرمند گرافیست در ادامه می‌خوانید:

‌تعداد کتاب‌هایی را  که تصویرسازی کرده‌اید به خاطر دارید؟
واقعا یادم نیست چند کتاب کار کردم. اوایل از روی ذوق بعد از چاپ چند تایی می خریدم و به دوستان و آشنایان هدیه می دادم. بعدها دیگر این کار ادامه پیدا نکرد و صرفاً به انجام تعهد کاری و انتشار کتاب بسنده شد.

امسال چطور بود، مانند دوره‌های گذشته سال پرکاری داشته و آثارتان را بعد از چاپ دیده‌اید؟
امسال نزدیک به 10 عنوان کتاب کار کرده‌ام، اما هیچ یک  را ندارم. البته ناشر قول داده چند جلد برایم ارسال کند!

با ناشران همدانی کار می‌کنید؟
کمتر از 10 عنوان کتاب از من در همدان چاپ شده. بیشتر آنها در زمان شروع کارم بود. در چند سال اخیر حتی یک سفارش هم  از شهرم نداشته‌ام.

امروز اگر پیشنهاد داشته باشید کار می‌کنید؟
خب کار برای شهرم همیشه برایم اولویت داشته است. البته این شعار نیست، اما الان دیگر بنا به دلایلی این حس در من وجود ندارد و ترجیح می‌دهم با ناشرانی که سابقه همکاری با آنها را دارم و طرف قراردادم هستند، کار کنم.

برای نمایشگاه کتاب کودک همدان که در آذربرگزار می شود برنامه‌ای دارید؟ آیا از این‌که آثاری از شما عرضه می‌شود اطلاع دارید؟
این مسأله را الان از شما شنیدم. اگر قرار است نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان در همدان برگزار شود باید تبلیغ و اطلاع‌رسانی داشته باشد.

جایگاه تصویرسازی در حوزه نشر همدان چگونه است؟
از آنجایی که تصویرسازی به چاپ و نشر وابسته است، اگر به وضعیت نشر نگاه کنید درمی یابید که وضعیت تصویرسازی بدتر است.

در استان همدان چند نفر در زمینه تصویر‌سازی در حوزه کتاب کودک فعالیت می‌کنند؟
از آنجایی که من در همدان حضور دارم ، ولی هیچ‌گونه روابط کاری و فعالیت هنری در این شهر ندارم دقیق نمی توانم جواب دهم. فکر می کنم کمتر از انگشت‌های 2 دست تصویرگر در این شهر سکونت دارند.

همدان ناشر تخصصی کودک دارد؟
خیر. البته تا آنجا که من اطلاع دارم.

با توجه به این‌که گردش مالی در حوزه کتاب کودک بهتر از بزرگسال است، علت این‌که ناشران وارد این حوزه نمی‌شوند چیست؟
دلیلش به نظر من ناتوانی ناشران در توزیع کتاب در سطح کشور است. به نظر می رسد ناشران همدانی نسبت به ناشران رقیب در کشور از سطح روابط کمتری برخوردارند و نمی‌توانند با توزیع‌کنندگان ارتباط بگیرند.

بیشتر نویسندگان حرفه‌ای استان، همچنین تصویرسازان حرفه‌ای با ناشران تهرانی کار می‌کنند چه چیزی در همدان کم داریم که چنین اتفاقی می‌افتد؟
نه فقط تهران، بلکه با شهرستان‌های دوردست کار می‌کنند اما در همدان نمی توانند همکاری داشته باشند. نبود امکانات زیرساختی مانند چاپخانه‌ها، وسائل مدرن چاپ و دسته‌بندی و صحافی (پکیجینگ) نقش اساسی در این مورد ایفا می‌کند. در کنار این‌که هیچ ناشری در همدان هدف کارکردن ملی و بین‌المللی را ندارد یا حداقل اینطور به نظر می رسد.

به نظر شما چاره کار چیست؟
این مسأله خیلی ریشه‌ای است و راه حل آن به این آسانی نیست. اگر کسی بخواهد سرمایه‌گذاری کلان در این زمینه انجام دهد با دو دو تا چهار تا متوجه می شود، اگر وارد بازار ملک یا خرید و فروش خودرو شود، سود تضمینی زیادی خواهد برد. در حالی که در زمینه نشر خطرپذیری زیادی را باید بپذیرد. در نتیجه هیچ سرمایه‌ای وارد این بخش نمی شود.

بخش دولتی برای بهبود وضعیت چه کارهایی می تواند انجام دهد؟
ما تجربه کار دولتی در بخش فرهنگ را داریم، نتیجه قابل قبولی در آن دیده نمی شود. به جز این‌که یک سری کارهای سطحی با کیفیت غیر قابل قبول صرفاً جهت گزارش کار ارائه کرده باشند. چیزی نیست که بتوانیم از آن دفاع کنیم. در این زمینه بخش خصوصی باید وارد کار شود. بخشی که کیفیت کارش ضامن موفقیت است و بقایش را در کیفیت و رقابت می بیند. تنها کاری که دولت می تواند انجام دهد ایجاد بستر مناسب برای رقابت در بین ناشران است. اقتصاد باید طوری تغییر کند که ثروت به گردش و تولید برگردد و سرمایه‌گذاران با رغبت وارد حوزه نشر شوند.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟
یک مجموعه کتاب خردسال در دست دارم. به اضافه طراحی جلد برای کتاب‌های کمک آموزشی چند انتشاراتی.
  • نبود امکانات زیرساختی مانند چاپخانه‌ها، وسائل مدرن چاپ و صحافی باعث شده تا بیشتر نویسندگان همدانی با ناشران تهرانی کار کنند.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، کاریکاتور همدان ، تصویرسازی همدان ،

سه شنبه 3 آذر 1394

هنرمندان همدان را معرفی کنیم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

هنرمندان همدان را معرفی کنیم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان همدان را معرفی کنیم
حوزه ادبیات کودک و نوجوان یکی از حوزه‌های با اهمیت و بسیار حساس در ادبیات و نویسندگی است. نویسندگان حوزه کودکان و نوجوانان باید با توجه به روحیه حساس این گروه سنی قلم بزنند...
1394/09/03
   حوزه ادبیات کودک و نوجوان یکی از حوزه‌های با اهمیت و بسیار حساس در ادبیات و نویسندگی است. نویسندگان حوزه کودکان و نوجوانان باید با توجه به روحیه حساس این گروه سنی قلم بزنند. استان همدان با وجود نویسندگانی برجسته در حوزه ادبیات کودک و نوجوان پیشگام است. یکی از این نویسندگان برجسته«حوریه حافظیان» است که در گفت‌وگو با همشهری از تجربه هایش در حوزه نویسندگی کتاب کودک و نوجوان می گوید.
  •  یکی از حوزه‌هایی کاری شما کودک و نوجوان است. چند کتاب شما به این حوزه اختصاص دارد؟
4 کار از جمله«سلام فرشته‌ها» که در جشنواره پروین اعتصامی برگزیده شد «درخت انجیر» و «زیباترین گل جزیره»(کار تصویرگری آن با من بود) فقط برای کودک و نوجوان است. باقی هم در حوزه جمع‌آ‌وری آثار دانش‌آموزان دبستان و راهنمایی است که اختصاص به حوزه کودک و نوجوان دارد. به‌طور کلی کتاب‌ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به همین حوزه تعلق دارد.
  •  در حوزه های دیگر هم می نویسید؟
کتاب‌های من بیشتر در حوزه کتاب کودک و در گروه سنی الف و ب هستند. در تجربه‌های اخیر نیز آثار دانش‌آموزان را تا کلاس ششم گرد آورده‌ام. نشر آوای برتر، نشر بوجار و نشر دانشگران این کتاب‌ها را تاکنون منتشر کرده‌اند. ازآخرین کتاب‌هایم نیز کتاب 2 جلدی«فصل ماندگار» است. در این 2 جلد آثار معلمان شاغل و بازنشسته که شاعر، نویسنده یا نقاش بوده‌اند و در ادامه هنرمندان موسیقی و فعالان هنری گرد‌آوری شده است. بخش‌هایی از مجموعه به شکل مصاحبه است. این 2 کتاب با استقبال خوبی مواجه شده و به دست بسیاری از مخاطبان رسیده است. درخواست‌های متعددی وجود دارد که این اتفاق ادامه داشته باشد، اما من تصمیم گرفتم امسال کار خودم را ارائه کنم. در حال حاضر با کتاب جدید «راز سرزمینم» شامل مجموعه عکس‌هایم از همدان، کیش، قشم، بندرعباس، سرعین و جاهای مختلف ایران و نوشته‌هایی با زبان شعر در خدمت مخاطبان فرهنگ و هنر ایران هستم.

  • شما معلم هستید. در کدام مناطق تدریس کردید و چه درس می‌دادید؟
دبیر هنر منطقه 5 تهران بودم و البته با 25 سال سابقه بازنشسته شدم. در حال حاضر در منطقه 2 آموزش و پرورش تهران مسئول نمایشگاه کتاب هستم و در منطقه 3 در مدرسه دکتر محمود افشاری کلاس نویسندگی دارم.
  • شهر همدان در کارهای شما در حوزه کتاب کودک یا بزرگسال چقدر تاثیرگذار بوده است و آیا ایده‌ای داشته‌اید که از همدان سرچشمه گرفته باشد؟
به نکته خوبی اشاره کردید. کتاب «درخت انجیر» بیان خاطرات کودکی من در منزل مادرم است. ما در یکی از خانه‌های خیلی قدیمی در محله تپه همدان یا تپه مصلا زندگی می‌کردیم و من این داستان کودکی را به یاد مادرم نوشته‌ام. نکته قابل توجه در توزیع کتاب این است که بیشترین تعداد کتاب را منطقه 11 تهران خریداری کرده‌اند. یکی از آرزوهای من این بود که دوباره فرصتی فراهم شود تا از همدان یادی کنم که این مجال در کتاب «راز سرزمینم» که عکس‌های مناطقی از ایران است فراهم شد و بیشتر عکس‌های منتشر شده در این کتاب از گنجنامه و آثار همدان است.
  • فکر می‌کنید کودک و نوجوان امروز با ورود فناوری‌های جدید چه نیازهایی دارد؟ چه ضرورتی هست که برای این گروه سنی کتاب نوشته شود تا به سمت مطالعه بروند؟
در حال حاضر با توجه به وجود رسانه‌های متعدد از قبیل تلویزیون و اینترنت که در بیشتر خانه‌ها هست، کودکان و نوجوانان کمتر مطالعه کنند. وظیفه من و همکاران در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان این است که ببینیم مخاطبان چه می‌خواهند و بعد برای آنان کار انجام دهیم. دانش‌آموزان در وهله اول حرف معلم و بعد حرف پدر و مادر را گوش می‌کنند. باید از طریق مدرسه با بچه‌ها صحبت شود و با برپایی نمایشگاه‌های متعدد کتاب این فرصت را در اختیار بچه‌ها قرار دهیم تا درست ببینند. یکی از راه‌های عبور از این رفتار تجربه دیدار بچه‌ها با نویسنده‌های کتاب‌های خود است. وقتی این فرصت را به بچه‌ها می‌دهیم که از نزدیک ببینند بیشتر می‌توانند به سمت مطالعه حرکت کنند. اکنون وقتی کتابی را به آنان می‌دهید، حتی اگر آن را خوانده باشند، نویسنده را نمی‌شناسند و نمی‌دانند باید اسم نویسنده را یادداشت کنند و به ذهن بسپارند. در حال حاضر این روش را در مدارس تهران انجام می‌دهیم به این صورت که از طریق انجمن نویسندگان، نویسنده را همراه خود به مدرسه می‌بریم و در حین تدریس هر روز یک نفر در کنار ما هست که با این روش بچه‌ها را با کتاب و نویسنده کتاب آشنا می‌کند.
  • همدان در حوزه آثار کودکان نویسندگان مطرحی دارد. از مهم‌ترین نویسندگان «محمدرضا یوسفی»، «اسدالله شعبانی» و «مصطفی رحماندوست» هستند که همگی همدانی هستند و از این نظر وضعیت خوبی داریم. شما وضعیت همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بسیاری از هنرمندان همدان شناخته شده نیستند و باید مطرح شوند و این وظیفه من و شما است. وظیفه من به عنوان یک شهروند همدانی که در همدان به دنیا آمده‌ام این است که نویسنده‌ها و هنرمندان همدانی را به دیگران معرفی کنم. زمینه این اطلاع‌رسانی با کلام، نوشتن، رسانه و کتاب میسر می‌شود. برپایی گردهمایی به خصوص با حضور نویسندگان همدانی هم بسیار تاثیرگذار است. اگر آنچه که در فکر ماست مکتوب شود و به دیگران انتقال داده شود، موفقیت به دست می‌آید. فکر می‌کنم در همدان و شهرهای دیگر نویسنده‌ها و هنرمندان موفقی هستند که می‌توانیم دست به دست هم، این کار زیبا و مهم را انجام دهیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، ادبیات کودک همدان ،

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو