یکشنبه 26 دی 1395

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

نویسنده: مسعود احمدی- حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر
محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود...
1395/10/26
 محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود.مهیمنی نقش مهمی در رشد تئاتر شوشتر داشت و بیشتر اهالی تئاتر شوشتر به طور مستقیم و غیر مستقیم خود را شاگرد او و به همین دلیل خوزستانی‌ها او را بنیانگذار تئاتر نوین شوشتر می‌دانند. همشهری در زمان حیات این نویسنده گفت‌و‌گویی با او داشته که می‌خوانید.
  • چه اتفاقی شما را به سوی شوشتر کشاند؟
تقریبا 18 سال از سنم نگذشته بود که دانشسرای مقدماتی را به پایان رساندم. آن سال همدان از نظر معلم اشباع شده بود. ما هم تعهد داده بودیم 5سال در خدمت آموزش و پرورش باشیم و ما را به خوزستان فرستادند. فکر می‌کردم مرا در اهواز یا آبادان نگه می‌دارند و با این‌که برای من فراهم بود در همدان بمانم اما عشق فضای جنوب مرا ترغیب کرد به خوزستان بروم. وقتی به خوزستان رسیدیم گفتند که باید منتظر باشید قرعه‌کشی کنیم. با خودم فکر کردم اگر مرا به هویزه یا سوسنگرد بفرستند چه کار باید بکنم. گفتند می‌توانید از بین 3 یا 4شهر انتخاب کنید. من در بین 4 شهر با تحقیق شوشتر را انتخاب کردم اما در شوشتر هم من را به روستا فرستادند. نامه‌ای نوشتیم که یا ما را به همدان بفرستید یا در شهر نگه دارید. با همان نامه ما را در شهر شوشتر نگه‌داشتند.
  • کار تئاتر را در شوشتر از چه زمانی آغاز کردید؟
از همان سال اول کار تئاتر را آغاز کردیم. با برداشتی از نمایشنامه‌« ولپن» بن جانسن نمایشی را به نام «عروس قلابی»  تولید کردیم.
  • چه چیزی شما را به سوی تئاتر کشاند؟
من از کودکی عاشق موسیقی و نمایشنامه‌های رادیو بودم اما پدری داشتم که خیلی رادیو و موسیقی دوست نداشت. تابستان‌ها که قصه شب از رادیوی همسایه‌ها پخش می‌شد با عشق دعا می‌کردم که کاش هر شب این اتفاق بیفتد. این عشق در وجود من انباشته شده بود اما مجالی برای بروز آن نبود. در شوشتر فضا را مناسب دیدم و گفتم حالا وقت این کار است و دوستان و همکاران همدانی را دعوت کردم و شروع به کار کردیم.
  • آن موقع شوشتر امکانات اجرای تئاتر را داشت؟
شوشتر امکاناتی نداشت؛ نه سن مناسب داشت و نه سالن درستی. دبیرستان آنجا کارگاهی داشت که ما میزهای کارگاه‌ را تبدیل به سن کردیم.پیش از آن سالن تئاتری ندیده بودم، همه کارها ابتکار خودم بود. در همدان صحنه‌های ابتدایی در دبیرستان دیده بودم که معلمانی به نام شجاعی و شمس نمایش‌هایی را کار می‌کردند. آنها هر سال 2، 3نمایش آموزشی در دبیرستان ابن سینا اجرا می‌کردند.
  • پیش از شما وضع تئاتر این شهر چگونه بود؟
اگر از شوشتری‌ها بپرسید می‌گویند که تا سال‌های 1342-43 تئاتری وجود نداشت. در تمام شهر 2 تاکسی بیشتر نبود. اولین نمایش شوشتر عروس قلابی بود که مناسب فضای آن زمان بود. اگر می‌خواستیم« اتللو» را کار کنیم جواب نمی‌داد. شوشتر اداره فرهنگ و هنر نداشت. ما با استفاده از امکانات آموزش و پرورش کار اجرا می‌کردیم.
  • مضمون کارهایی که اجرا می‌کردید چه بود؟
مثلا «عاقبت قلم‌فرسایی» غلامحسین ساعدی یا«شب» نوشته امین فقیری را اجرا می‌کردیم که کارمان به ساواک کشیده می‌شد. اما کس دیگری را نداشتند که تئاتر کار کند. سال دوم با دانش‌آموزان دبستانی کاری را تمرین کردیم. در یک کلاس کوچک نیمکت‌های کلاس را به هم چسباندیم و ریش‌هایی به صورت بچه‌ها چسباندم و نمایشی به نام «دلاور سیستان» سرگذشت یعقوب لیث صفاری را کار کردیم. این روند هرسال ادامه داشت و گاهی 2 نمایش در سال کار می‌کردیم.
  • هزینه‌ها از کجا تامین می‌شد؟
من غرور خاصی داشتم و نمی‌خواستم به سراغ فرهنگ و هنر خوزستان بروم و کمک بگیرم. برای همان نمایش دلاور سیستان بلیت فروختیم و همه مدارس دانش‌آموزانشان را برای دیدن کار ما آوردند. با بلیت هر نفر 5 ریال یک کتابخانه برای دبستان درست کردیم و حدود 500 جلد کتاب برای کودکان گرفتیم. خیلی عشق به کار معلمی داشتم. شب‌ها بعد از کلاس هم با گچ تابلو درست می‌کردیم و به در و دیوار کلاس‌ها می‌چسباندیم.
  • رابطه شما با سینما چگونه بود؟
من تا 13 سالگی حتی سینما را ندیده بودم و سینما برای من یک دنیای اسرار آمیز بود. چوبی را به زبان می‌گرفتم و صدای تار در می‌آوردم یا با شانه صدای ساز دهنی درمی‌آوردم. دایی من در خانه ما زندگی می‌کرد و بلندگویی به اتاق ما وصل کرده بود. اگر در زمان ورود پدرم بلندگو روشن بود، سیم را می‌کند و بلندگو را به حیاط پرتاب می‌کرد پدرم زمان انقلاب با رادیوو تلویزیون آشتی کرد.
  • عشق به موسیقی را چه کار کردید؟
من به نی علاقه داشتم اما امکان رفتن به اهواز و رفتن به کلاس موسیقی را نداشتم بنابراین جست‌و‌جو کردم و متوجه شدم یک خیاطی هست که نی نوازی هم بلد است.از او خواهش کردم به من آموزش بدهد اما گفت آموزش دادن بلد نیستم، من می‌زنم، گوش بده و یاد بگیر. هرکاری کردم نتوانستم صدای نی را درآورم. رفتم سراغ تار. استادی پیدا کردم که آنقدر مغرور بود که به هرجایی نمی‌رفت. آنقدر اصرار کردم تا پذیرفت و یک جلسه به خانه من آمد و در برخورد اول رابطه خوبی شکل گرفت. چنان به من علاقه‌مند شد که من شدم پسر او و هر وقت به خانه او می‌رفتم همسرش می‌گفت پسرم. من آن زمان گیاهخوار بودم و در تهیه غذا مراعات مرا می‌کرد. استاد عبدالمحمد برجسته نت نمی‌دانست اما گوشه‌ها و دستگاه‌ها را می‌شناخت. وقتی او ساز می‌زد، مثلا سه‌گاه می‌نواخت من نت‌ها را می‌خواندم چون یک پیشینه و شناختی از تار داشتم. من با عشق موسیقی را آموختم.
  • برخورد اداره فرهنگ و هنر با نمایش‌های شما چگونه بود؟
سال 1355یک گروه از اداره فرهنگ و هنر اهواز آمدند و اجرای «سگی در خرمن‌جا» نوشته نصرت الله نویدی را اتفاقی دیدند و گفتند چرا خودت را معرفی نکردی ؟ من‌گفتم وظیفه شما بود که بیایید و مرا پیدا کنید. آنها گفتند برای اداره فرهنگ و هنر کار کنید و گروه تئاتر پژواک آنجا شکل گرفت.
  • آن زمان ازدواج نکرده بودید؟
من سال 1348 ازدواج کردم. 2 پسر اولم در کار سگی در خرمن جا بازی می‌کردند.
  • از چه زمانی نوشته‌های خودتان را اجرا کردید؟
سال 1356 نمایش« مژده ‌ای دل » را نوشتم و در جشنواره استانی در بین رقبایی از اهواز، آبادان، خرمشهر و دزفول اول شدیم و به عنوان جایزه، این کار در تمام شهرهای اصفهان اجرا شد. بعدها خواستیم در تهران اجرا کنیم اما گفتند ممکن است مقامات بیایند ببیند بخشی را حذف کنید. من گفتم دست به نمایش نمی‌زنم مقابل هرکس که می‌خواهد اجرا شود.
  • داستان نمایش چه بود؟
تعدادی معلول در یک اردوگاه کار هستند و یک پزشک ‌آنها را استثمار می‌کند. یک نفر معلول در آنجا بلد است حرف بزند و می‌داند بر سر بقیه چه می‌آید که در نهایت کشته می‌شود.
  • آن زمان به انستیتو امور هنری نرفته بودید؟
سال 1350 به انستیتو رفتم. آنجا با اکبر عاقلان، امامی، هادی گروسین، علی کریمی و یساولیان که از همدان آمده بودند آشنا شدیم. از همه شهرهای ایران می‌آمدند و ما مامور به تحصیل بودیم.
  • از استادان انستیتو بگویید.
در انستیتو استاد موسیقی ما آقای صالحی بود که کار مرا تایید کرد. ایرج زهری استاد دیگر ما بود که خیلی دوست شدیم. جلسه اول از همه خواست شرح حال خود را بنویسیم و من تنها یک خط نوشتم. تا وارد شد گفت مهیمنی کدام شما هستید و من دستم را بالا گرفتم،گفت تنها کسی که حرف درست نوشته مهیمنی است.
  • آن جمله چه بود چه نوشتید؟
نوشتم شرح حال واقعی انسان کار مهمی است که او انجام داده است. من هنوز کاری انجام نداده‌ام که شرح‌حالی داشته باشم. من اسمم را در کلاس‌های فوق برنامه دانشکده هنرهای زیبا هم نوشتم و همه نمایشگاه‌های نقاشی را می‌رفتم. این 2 سال در زندگی من بسیار مهم بود. نوشتن را نیز به صورت حرفه‌ای بعد از انستیتو شروع کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، محمدعلی مهیمنی ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 22 دی 1395

مادر صمیمی سینمای ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،گفتگو ،هنر ،

مادر صمیمی سینمای ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مادر صمیمی سینمای ایران
رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است....
1395/10/22
  رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است. مدنی در زندگی شخصی نیز مادری خوش‌برخورد و زنی شوخ‌طبع و صمیمی است. وی مادر امیرشهاب رضویان سینماگر همدانی است و در برخی از فیلم‌های فرزندش نیز نقش‌آفرینی کرده است. فیلم‌ها و سریال‌های «شمس‌العماره»، «وضع سفید»، «بوسیدن روی ماه« و« پایتخت 2»  از جمله آثاری است که این بازیگر همدانی در آنها نقش‌آفرینی کرده است. مدنی در این گفت وگو از ورود خود به عرصه بازیگری می‌گوید.
  • از کارهای سال گذشته تان بگویید.
سال گذشته چند کار کوتاه با جوانان داشتم. کارکردن با جوانان برای من لذت‌بخش است. در فیلم «خانه دیگری» بازی کردم، در «بغض» که در قزوین ساخته شد. در فیلم
« تعبیر وارونه یک رویا» کار آقای جیرانی هم مادرخوانده سیاوش مشرقی بودم.
  • چرا دوست دارید با جوانان کار کنید؟
آدم وقتی با جوان می‌نشیند سن و سال را فراموش می‌کند و من هم ترجیح می‌دهم با جوانان کار کنم.اگر کاری از دستم بر بیاید و کاری از من بخواهند همکاری می‌کنم. هر کس بخواهد فیلم بسازد به شهاب می‌گوید که به مادرت بگو. او هم می‌گوید مامان بیا و کمک کن و من هم مجبور می‌شوم و نمی‌توانم پاسخ منفی بدهم.
  • اولین کار شما مربوط به چه زمانی است؟
حقیقت این است از روزی که شهاب دانشجوی رشته سینما شد، من هم بازیگر شدم. نه تنها شهاب بلکه هریک از دوستان و همکلاس‌هایش می‌خواست فیلمی بسازد به سراغ من می‌آمد.
  • خیلی از بازیگران از دوره نوجوانی و جوانی به بازیگری علاقه‌مند می‌شوند و وارد این حرفه می‌شوند اما شما خیلی دیر شروع کردید. این اتفاق از روی علاقه بود؟
من بی‌علاقه نبودم اما برایم مسأله و دغدغه هم نبود. امیدوارم سایه همه بزرگان بر سر خانواده باشد اما پس از فوت همسرم زندگی من تهی بود، هنوز هم تهی است. ما 2 نفر معلم بودیم که از زندگی رضایت داشتیم و خوش بودیم. جای خالی همسرم و تهی بودن مرا به بازیگری کشاند. پس از فوت همسرم افسرده بودم و در همین زمان‌ها شهاب از من خواست بازی کنم.‌گفتم من که بازیگر نیستم اما او اصرار کرد و من پذیرفتم. همین کار کردن تاثیر خوبی بر زندگی من گذاشت.
  • زمانی شما به عنوان معلم با کودکان و دانش‌آموزان ارتباط داشتید اما امروز با هنرمندان در صحنه فیلم‌سازی کار می‌کنید. این 2 عرصه چه تفاوت‌هایی دارد؟
من آموزش اولیه را از پدر و مادرم گرفتم. آنها به من آموختند با هر موقعیتی خود را سازگار کنم و وفق دهم. به همین دلیل فکر می‌کنم صحنه بازیگری هم مانند یک موقعیت آموزشی است و روابط من با مردم  چندان تفاوتی نکرده است.
  • رابطه با فرزندان چطور؟
آدم ناشکری نیستم. 3 فرزند خوب دارم که 3فرشته هستند. آنها دوست و رفیق من هستند. همه نگران و مواظب من هستند. البته من نمی‌خواهم بچه‌ها را اذیت کنم.
  • امیرشهاب رضویان امروز یک چهره ملی و یک سینماگر مطرح است. مادر چنین شخصیتی بودن چقدر در شما تاثیر داشته است؟
من اگر نانی می‌خورم به خاطر وجود شهاب است. شهاب مرا وارد عرصه بازیگری کرد،هرچند خودم را هنوز به عنوان بازیگر قبول ندارم.
  • در همدان شما را به عنوان آموزگاری خوب می‌شناسند. این معلمی چقدر در بازیگری شما نقش دارد؟
بسیار موثر بوده است. من مدت‌ها در کودکستان بودم. وقتی در کودکستان برای کودکان قصه می‌گفتم، همان قصه‌ها را بازی می‌کردم و بعد از بچه‌ها می‌خواستم همان را بازی کنند. یک تئاتر سیار داشتیم.
البته این قدر که من مادر هستم بازیگر نیستم. سر صحنه بازیگری هم مدام مواظب دوستان و همکاران هستم به ویژه نگران بچه‌های کوچک هستم که دستشان نسوزد، چای نریزد و ...
  • بیشتر دوست داشتید مثل کدام بازیگر باشید و چه کارهایی را بازی کنید؟
تفاوتی ندارد. هر کاری را بازی می‌کنم و همیشه از جایگاه خودم راضی هستم. کارها مناسب سن من است و کارگردان‌ها مرا و نقش مرا دوست دارند. با این‌که در سینما رقابت زیاد است اما من کاری به کار دیگران ندارم. به همین دلیل گروه با من راحت هستند.
  • دوست دارید یک کار همدانی با لهجه همدانی بازی کنید؟
بله، دوست دارم با لهجه همدانی کار کنم اما پیشنهادی نداشته‌ام. من این لهجه را بسیار دوست دارم. شهر من همدان یکی از بهترین شهرهای سرزمین زیبای ایران است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، رابعه مدنی ، سینماگران همدان ،

غار علیصدر؛ مجموعه‌ای توریستی یا میراثی طبیعی؟

 دوشنبه 20 دی 1395 - 14:03
غار علیصدر

غار علیصدر، یکی از مکان‌هایی است که در ماه‌های اخیر بحث و جدل بر سر آن زیاد بود، غاری که بنا به اهمیت میراثی‌اش سال 87 در فهرست میراث طبیعی ملی به ثبت رسید و با توجه به ماهیتی که سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری دارد انتظار می‌رود این سازمان متولی آثاری که ثبت میراث ‌ملی شده‌اند باشد و بر آن‌ها نظارت کند، اما داستان درباره غار علیصدر اندکی متفاوت است.

ناهید منصوری، گروه فرهنگی خبرگزاری آنا: ماجرای علیصدر از جایی شروع شد که در دهه هفتاد دولت برای پرداخت بدهیهایش بحث واگذاری بخشی از اماکن خود را به بخش خصوصی مطرح کرد، مصوبه‌ای که بعد از مدتی از سوی هیات دولت لغو شد. سال 1371 یک شرکت سیاحتی و خصوصی به‌نام علیصدر، غار علیصدر را ثبت کرد و علیرغم اینکه 40درصد از سهام این شرکت متعلق به اداره میراث فرهنگی و 60درصد از آن به مجموعه شهرداری و شورای شهر اختصاص دارد، در تمامی این 24 سال میراث فرهنگی هرگز نه متولی این غار بود نه از ظرفیتهای گردشگری و میراثی آن بهره برده است.

علی مالمیر مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان با اشاره به آئین‌نامه بهره‌برداری از غارها که سال 1389 مصوب، اما کارگروه‌های آن در دولت حسن روحانی تشکیل شد گفت: « حدود سال 1373 زمانی که سازمان ایرانگردی و جهانگردی زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، غار علیصدر که سهامداران غالبِ آن بخش عمومی یعنی شهرداری، سازمان همیاری‌ها، استانداری و وزارت ارشاد بودند، بهره‌برداری از این غار را تحویل یک شرکت خصوصی دادند. با هماهنگی‌های انجام شده با استانداری و وزارت ارشاد، آن شرکت خصوصی تشکیل شد و بهره‌برداری از غار را بر عهده گرفت.»

وی افزود: «متولی اصلی غار علیصدر باید میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری باشد، البته سازمان میراث‌فرهنگی می‌تواند در صورت نیاز، بخش خصوصی را در این زمینه دخیل کند. غار علیصدر نیز تنها جایی نیست که شرکت علیصدر از آن بهرهبرداری میکند، به عنوان مثال تپه عباس‌آباد یکی از چند موردی است که این شرکت در آنجا فعالیت میکند.»

وی همچنین با تاکید بر این‌که غار علیصدر جزو نفایس ملی است، گفت: «این غار از نظر مالکیت به هیچ‌کس واگذار نمی‌شود، فقط امکان بهره‌برداری از این اثر طبیعی می‌تواند براساس ضوابط قانونی به یک بخش عمومی یا خصوصی واگذار شود که در حدود سال 1370 تا 1373 این اتفاق رخ داد و تملک و مالکیت غار از نظر قانونی به هیچ‌کس واگذار نشد.»

مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان افزود: «40 درصد از سهام این شرکت طبق اساسنامه بهره‌برداری از این غار متعلق به شرکت ایرانگردی و جهانگردی، 40 درصد متعلق به سازمان همیاری شهرداری استان همدان و 20درصد متعلق به شهرداری همدان است البته در مقابل تمام حرف و حدیث‌ها همواره هیات مدیره غار ادعا میکنند که با مشارکت دولت از این مجموعه بهره‌برداری میکنند.»

مالمیر گفت: «در چنین شرایطی سازمان میراث فرهنگی یک طرف موضوع است. با توجه به اینکه این اثر طبیعی و ملی در 15 دی 1387 در فهرست میراث طبیعی ملی به ثبت رسیده، در چارچوب ضوابط مشخص، میراث فرهنگی موظف به نظارت بر آن بود. ما تلاش میکنیم که متولی علیصدر، سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری باشد، این بحث را در دیوان محاسبات نیز مطرح کردیم، کارگروه بهرهبرداری از غارها مصوباتی نیز در این زمینه دارد و منتظر تعیین تکلیف و نحوه بهره‌برداری هستیم. البته این مسئله قدری پیچیده است زیرا شرکت علیصدر در اطراف غار زمین خریده و هزینه‌ها را برای فراهم کردن امکانات پرداخت کرده است.»

وی با تأکید بر این نکته که اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان بحث حریم علیصدر از یک سال‌ونیم پیش دنبال می‌کند گفت: «مشاور عرصه و حریم غار علیصدر را تصویب کرده و بعد از تدوین نهایی، عرصه و حریم این غار اعلام می‌شود.»

وی با تأکید بر این نکته که دولت قصد ندارد بنگاه‌داری کند گفت: «به صلاح دولت است که بعضی از بخش‌ها را به بخش خصوصی واگذار کند. حتی پس از اینکه سامان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری متولی علیصدر شد عزم نداریم از این مجموعه به صورت دولتی بهره‌برداری کنیم، زیرا می‌خواهیم بخش خصوصی را دخیل کرده و خودمان بیشتر نگاه نظارتی داشته باشیم تا نوع خدمات به لحاظ کیفی بالا رود. کارگروه بهره‌برداری از غارها نیز نکات حفاظتی مربوط به این مجموعه را مشخص خمواهد کرد.»

مدیرکل اداره میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان گفت: «این غار در سال 1387 ثبت شد، تا پیش از سال 1389 نیز قانون بهره‌برداری از غارها مصوب نشده بود، در نتیجه محدودیتی از نظر قانونی در زمینه دخل و تصرف در این غار وجود نداشت، این شرکت اوایل دهه هفتاد بهره‌برداری از علیصدر را آغاز کرده بود، اما اکنون در دستورالعمل بهره‌برداری غارها تمهیداتی برای این مسئله در نظر گرفته شده است، پیرو دستورالعمل، با تصویب طرح حفاظتی، هر نوع دخل و تصرف تحت نظارت کارگروه بهره‌بردای است.»

حسین زندی نیز به عنوان فعال میراث فرهنگی و محیط‌زیست همدان می‌گوید: «با سفر اخیر زهرا احمدی پور رئیس سازمان میراث فرهنگی به استان همدان، پیگیری برای بازپس‌گیری 40 درصدی که در اساسنامه شرکت علیصدر برای غار است در حال انجام است اما تاکنون اتفاقی رخ نداده است.»

وی ادامه داد: «شرکت سیاحتی علیصدر به مطالبات گردشگری توجه می‌‌کند و به تازگی تخلفاتی که از سال 1371 انجام داده‌ از جمله سنگفرش را قبول کرده است. این شرکت پیش از این مدعی بود که سنگفرش شدن ورودی غاز و گذرگاه‌ها مشکلی نیست اما در حال حاضر پذیرفته است که این بخش را به حالت پیشین برگرداند.»

وی همچنین در خصوص تعیین حریم و عرصه غار نیز عنوان کرد: «حریم و عرصه هنوز مشخص نشده است اما به تازگی گروهی دعوت به همکاری شده است تا هرچه زودتر این امر اجرایی شود.»

علیرغم کشوقوسهای موجود، کارشناسان میراث، فرهنگی معتقدند اگرچه که سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری فعلا متولی علیصدر نیست، اما از آنجایی‌که این اثر ثبت میراث طبیعی ملی شده است سازمان حق دارد به دلیل اهمیت میراثی این غار بر آن نظارتهای کافی را داشته باشد. از طرفی استفاده از همه ظرفیت‌های کشور برای پیشبرد اهداف اقتصاد مقاومتی یکی از بحث‌های مهمی است که در سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل مطرح می‌شود. در این میان بهره‌گیری از ظرفیت‌های میراثی، صنایع‌دستی و گردشگری و رسیدن به توسعه پایدار همواره یکی از موضوعاتی بود که بر آن تأکید شد. سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری نیز با توجه به نگاه فرابخشی که دارد باید بتواند نظارت و کافی بر مکان‌هایی که اهمیت میراثی دارند، داشته باشد تا بتواند از همه ظرفیت‌ها برای رسیدن به توسعه پایدار استفاده کند.

http://www.ana.ir/news/175951



برچسب ها: محیط زیست همدان ، غارعلیصدر ، مالکیت غارعلیصدر ،

دوشنبه 20 دی 1395

گورخواب های 7هزارساله در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

گورخواب های 7هزارساله در همدان

به نظر می رسد معضل و آسیبی که این روزها عنوان گورخوبی به خود گرفته یک پدیده فراگیر در کشور است و مانند غده ای در گورستان های نصیر آباد شهریار سربازکرده و کم کم به استان ها و شهرهای دیگر نیز کشیده شده است. آخرین مورد این پدیده که رسانه ها از وجود آن پرده برداشتند بی خانمان های تپه پیسا در همدان است.
به گزارش همدان پرس؛ به نظر می رسد معضل و آسیبی که این روزها عنوان گورخوبی به خود گرفته یک پدیده فراگیر در کشور است  و مانند غده  ای در گورستان های نصیر آباد شهریار سربازکرده و کم کم به استان ها و  شهرهای دیگر نیز کشیده شده است. آخرین مورد این پدیده که رسانه ها از وجود آن پرده برداشتند بی خانمان های تپه پیسا در همدان است. 

اما در گزارش های منتشر شده تنها به  حضور بی خانمانها و چگونگی سکونت و مراوده آنان به یکدیگر اشاره شده در حالی که موارد مهم دیگری مورد غفلط قرار گرفته است. درمحوطه باستانی «پیسا»ی همدان ده ها معتاد بی خانمان سکونت دارند. ساماندهی نشدن این افراد علاوه بر تبعات اجتماعی تخریب های میراث باستانی استان و محیط زیست را نیز به دنبال داشته است. 

یک دوستدار میراث فرهنگی در همدان می گوید: تپه «پیسا» را قدیمی‌ترین سکونتگاه استان همدان می‌دانند، محوطه‌ی باستانی تپه «پیسا» سال 1377 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. این محوطه 18 هکتار وسعت دارد و فاصله‌ آن با تپه‌ باستانی «هگمتانه» 5 / 2 کیلومتر است. قدمت نخستین دژ همدان که بنا بر یافته‌های باستان‌شناسی آن را به قوم کاسی نسبت می‌دهند، از تپه باستانی هگمتانه بیشتر است، به همین دلیل آن را نخستین سکونتگاه همدان دانسته‌اند.

حسین زندی می گوید: در این محوطه بیش از 29 لایه‌ باستانی شناسایی شده است و نخستین‌بار «شارل دو فوسه» در سال 1913 میلادی گودبرداری‌هایی را در تپه‌ شرقی آن انجام داد. پس از او «دمورگان» به کاوش در این تپه پرداخت و آثاری از نیمه‌ هزاره‌ سوم پس از میلاد به‌دست آورد که مربوط به دوره‌ «مادی - کاسی» بودند. براساس نتایج کاوش‌های انجام‌ شده دراین تپه، اشکانیان آخرین فرمانروایان این دژ کهن بوده‌اند.


او ادامه می دهد: در سال های گذشته نیز باستان‌شناسانی مانند «محمدرحیم رنجبران»، «محمدی‌فر» و «مترجم» در این محوطه کاوش کردند که دراین کاوش‌ها 29 لایه‌ باستان‌شناسی شناسایی شد. این تپه یکی از مهم‌ترین یافته‌های بازمانده از عصر مفرغ است و می توان آن را مرکز اصلی بقایای عصر مفرغ دانست.

دبیر پویش پاسداری از میراث فرهنگی و طبیعی همدان می گوید: این تپه تاریخی از سال‌های گذشته با مشکلات بسیاری روبه‌رو بوده است، در گذشته، حفاری‌های غیرمجاز و عشایرمعضلات زیادی را برای این تپه‌ تاریخی ایجاد کرده بودند، حضورعشایر گاهی  با چادر زدن روی این محوطه‌ تاریخی و فرو کردن میله‌ آهنی درزمین همراه بود آنان محدوده‌ استقرار خود و چادرهای‌شان را با فنس‌کشی مشخص می کنند که این اقدام آسیب‌های زیادی را به این تپه‌ تاریخی می‌زند. زمین‌های اطراف این تپه که حریم ثانویه‌ این محوطه‌ی تاریخی است، در اختیار بخش خصوصی و زیر کشت کشاورزان است و آنان نیز با تپه خواری بخشی از محوطه را نابود کرده اند.

این فعال میراث فرهنگی در همدان ادامه می دهد: نبود نیروهای حفاظتی در این تپه‌ تاریخی، آسیب زیادی به تپه وارد کرده است. مهمترین چالش در منطقه سکونت معتادان بی خانمان است. در یکی از بخش‌های تپه، تونل‌های عمیقی که برخی از آن‌ها چهار متر عمق دارند توسط معتادان ایجاد شده‌ا است متأسفانه هیچ نیروی حفاظتی و امنیتی از این محوطه‌ تاریخی حفاظت نمی‌کند تا با این مسائل برخورد کند، حتی نهادهایی مانند سازمان عشایر یا منابع طبیعی درباره‌ حق و حقوق عشایر و این‌که در چه نقاطی می‌توانند چادر بزنند، صحبت نمی‌کنند.

او با اشاره به سکونت معتادان همدان در این تپه می گوید: این موضوع ازجنبه های مختلفی قابل بررسی است یکی مسئله انسانی است، ده ها انسان معتاد در حفره های این تپه سکونت دارند و با توجه به سرمای شدید همدان احتمال مرگ تعدادی از آنان تا پایان زمستان بسیار زیاد است. من نمی دانم کدام نهاد دولتی باید به این مسئله رسیدگی کند و این بی خانمان ها که تعداد آنها نیز بسیار زیاد است را ساماندهی کند اما نباید اجازه داد فاجعه انسانی رخ دهد.

زندی می گوید: موضوع دیگر مسئله میراث و هویت تاریخی شهر است حضور افراد بی خانمان و معتاد در یک محوطه باستانی وجه مناسبی برای شهر ندارد استانداری همدان می تواند وارد شود و این افراد را ساماندهی کند چه بسا این افراد بتوانند از اعتیاد رها شوند و به آغوش خانواده برگردند. شهرداری همدان در دایر کردن گرمخانه موفق عمل نکرده است. گرمخانه گنجایش این همه معتاد را ندارد بیش از 30معتاد بی خانمان هرشب درمحوطه تپه پیسا حضوردارند، بیش از ده نفر درخرابه های اطراف امامزاده عبدالله و آرامگاه باباطاهر و گفته می شود تعدادی نیز در اطراف گورستان همدان هستند. 

او ادامه می دهد: شهرداری و مدیران دولتی نوانسته اند این پدیده را ساماندهی کنند و با انتقال آنان به تپه پیسا تنها صورت مسئله را پاک کرده اند و مسئله به جای خود باقی است. روزبه روز تعداد بی خانمان های تپه پیسا بیشتر می شود وجود چنین پدیده ای در کنار یک شهر خطرات و آسیب های مختلف اجتماعی را به دنبال دارد. امروز تپه پیسا به عنوان محل فروش مواد مخدر شناخته شده است و بسیاری از مصرف کنندگان مواد مخدر آنجا را به عنوان مکانی امن می شناسند و به آنجا مراجعه می کنند.
حضور معتادان بی خانمان باعث اعتراض کشاورزان اطراف تپه پیسا را نیز فراهم کرده است. آنها می گویند:« همدای همدان سرد است و معتادان برای گرم کردن خود، درختان باغ مار را می شکنند و می سوزانند. ما گاهی جرات نمی کنیم محصولات کشاورزی را  برداشت کنیم و یا جرات نداریم تنهایی به اراضی سر بزنیم همیشه مجبوریم دسته جمعی به اینجا بیاییم امیدواریم مسئولان فکری به حال آنها و ما بکنند.

گفته می شود بسیاری از معتادان همدان برای خرید و مصرف  مواد مراجعه می کنند و روزانه صدها معتاد به این محوطه مراجعه می کند. در این محوطه استفاده از سرنگ یا آمپول مشترک رواج دارد و متوسط سن زنان و مردانی که به آنجا مراجعه می کنند و در آن محل سکونت دارند کمتر از 25 سال است. بیشتر افراد  تحصیل کرده هستند و به دلیل اعتیاد از سوی خانواده ترد شده اند. به نظر می رسد بهزیستی و کمپ های ترک اعتیاد نتوانسته اند دراستان موفق عمل کنند و عملکرد فعالان مدنی و بنیادهای خیریه نیز نشان می دهد توان ساماندهی این آسیب اجتماعی را ندارند.


برچسب ها: گورخواب های همدان ، بی خانمان های همدان ، تپه پیسا ، میراث همدان ،

شنبه 18 دی 1395

استاد همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

استاد همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
استاد  همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران
غلامحسین مجذوبی یکی از استادان شناخته‌شده دانشگاه بوعلی سینا در همدان است. او این روزها علاوه بر تدریس و پژوهش در دانشگاه ریاست بنیاد نخبگان همدان را نیز برعهده دارد. مجذوبی در حوزه پژوهش مقام‌های زیادی کسب کرده و بارها طرح‌های او در جشنواره‌های بین‌المللی و کشوری مطرح و برگزیده شده است. آخرین موفقیت او کسب مقام پژوهشگر برتر وزارت علوم در سال‌ جاری بود که با کسب 200امتیاز در بخش مقاله به این موفقیت دست یافت. با او درباره کارنامه پژوهشی‌اش و وضع پژوهش در دانشگاه بوعلی گفت‌وگو کرده‌ایم....
1395/10/18
غلامحسین مجذوبی یکی از استادان شناخته‌شده دانشگاه بوعلی سینا در همدان است. او این روزها علاوه بر تدریس و پژوهش در دانشگاه ریاست بنیاد نخبگان همدان را نیز برعهده دارد. مجذوبی در حوزه پژوهش مقام‌های زیادی کسب کرده و بارها طرح‌های او در جشنواره‌های بین‌المللی و کشوری مطرح و برگزیده شده است. آخرین موفقیت او کسب مقام پژوهشگر برتر وزارت علوم در سال‌ جاری بود که با کسب 200امتیاز در بخش مقاله به این موفقیت دست یافت. با او درباره کارنامه پژوهشی‌اش و وضع پژوهش در دانشگاه بوعلی گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • ابتدا از دوره تحصیل بگویید.
تحصیلات را در دبیرستان ابن سینای همدان به پایان رساندم. دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد را در دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم و برای گذراندن دوره دکتری به انگلستان رفتم و پس از بازگشت در دانشگاه بوعلی مشغول به کار شدم.
  • از چه دوره‌ای وارد کار پژوهش شدید؟
زمینه کار پژوهشی من بیشتر درباره رفتار مکانیکی مواد است. این زمینه کار از دوران تحصیلات دکتری یعنی سال1986 آغاز شد و در طول 30 سال گذشته ادامه داشته است.
  • چه تعداد از پژوهش‌های شما به فناوری رسیده و مهم‌ترین آنها چه بوده؟
یکی از کارهای عمده‌ای که من انجام داده‌ام تاسیس یک آزمایشگاه پژوهشی در زمینه علم مواد بوده و به جز یک یا 2 دستگاه سایر دستگاه‌ها و تجهیزات را خودم طراحی کرده‌ام و ساخته‌ام. این آزمایشگاه یکی از بهترین مراکز آزمایشگاهی علم مواد در کشور است و دانشجویان زیادی از سایر دانشگاه‌ها به دانشگاه بوعلی می‌آیند و در آن کارهای آزمایشگاهی انجام می‌دهند.
  • دانشجویان شما در چه زمینه‌ای کار می‌کنند؟
دانشجویان من طبیعتا در همین زمینه کار می‌کنند و مقاله‌هایی که منتشر می‌کنند در زمینه علم مواد است. ده‌ها دانشجوی ارشد و دکترا داشته ام که بیشترشان افراد موفقی هستند.
  • دانشگاه بوعلی از نظر پژوهش چه وضعی دارد؟
آمار دقیقی از فعالیت‌های پژوهشی دانشگاه بوعلی ندارم اما می‌دانم به لحاظ تعداد مقاله و آمار مقاله در بین دانشگاه‌های برتر کشور هستیم. سال گذشته بالاترین درصد رشد تولید مقاله را در کشور داشته‌ایم که در مجله‌های علمی و پژوهشی چاپ شده است.
  • در این بخش دانشجویان بیشتر دخیل هستند یا استادان؟
تولید علم محصول کار هر دو است اما در دانشگاه بوعلی استادان خوبی داریم. این استادان هستند که سرپرستی و هدایت می‌کنند. اگر مقاله‌ای تولید می‌شود تحت تاثیر هدایت استاد است.
کسب عنوان پژوهشگر برتر از سوی شما اعتباری برای استان است. از پیشینه این جایزه بگویید.
جشنواره انتخاب پژوهشگر برتر هر ساله از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت بهداشت و درمان برگزار می‌شود. در این رقابت تعداد 10 نفر از وزارت علوم، 3 نفر از علوم پزشکی و تعدادی هم به عنوان فناور برتر انتخاب می‌شوند. من جزو 10نفری بودم که از سوی وزارت علوم به عنوان پژوهشگر برتر در حوزه فنی مهندسی انتخاب شدم.
  • انتخاب شما بر اساس کدام کارتان بود؟
انتخاب پژوهشگر برتر درباره یک کار نیست بلکه مجموعه فعالیت‌های پژوهشی یک پژوهشگر در 5 سال اخیر است که بر اساس آیین‌نامه امتیازبندی و انتخاب می‌شود. به طور مثال برای مقاله باید 100 امتیاز کسب کند یا 20 امتیاز برای طرح‌های پژوهشی که به فناوری رسیده باشد. پس از انتشار فراخوان هرکس فکر می‌کند شایستگی دارد مدارک را ارائه می‌کند و اگر دارای شرایط بود انتخاب می‌شود.
  • چه تعداد پژوهشگر در این مسابقه شرکت می‌کنند؟
ما در کشور حدود 2800 دانشگاه داریم که 10 نفر از بین این‌ها انتخاب می‌شود. امسال از همدان یک نفر انتخاب شد اما مدت 4سال است که از دانشگاه بوعلی پژوهشگر برتر انتخاب می‌شود و این اعتبار علمی مهمی برای دانشگاه است که از بین این همه دانشگاه انتخاب می‌شود. افتخاری که دانشجویان یا استادان دانشگاه بوعلی کسب می‌کنند هم برای خودشان است هم برای دانشگاه. دانشگاه خوب این ویژگی را دارد که اهالی آن دانشگاه را متعلق به خود می‌دانند و به آن نگاه مثبتی دارند.
  • علاوه بر اعتبار این جایزه ارزش مادی آن چقدر است؟ آیا مانند جایزه‌های بین‌المللی پژوهشگر را تشویق می‌کند طرح‌های آینده را پیگیری کند؟
به آن صورت نیست، یک جایزه شخصی می‌دهند که مقداری پول نقد است اما دانشگاه امتیازهایی قائل می‌شود و گرنت (بودجه) فرد پژوهشگر بالا می‌رود.
  • چندسالی است وقتی دانشجویی می‌خواهد مقاله‌ای منتشر کند اسم استادش نیز همراه او می‌آید. این چه دلیلی دارد؟
چاپ مقاله معمولا تولید دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. به همین دلیل وقتی دانشجو پژوهشی را آغاز می‌کند این استاد است که باید بر کار او نظارت کند و بدون تحصیل خارج از فضای دانشگاه معمولا کمتر کسی به سمت تولید مقاله می‌رود.
  • در همدان پایان‌نامه‌فروشی چه وضعی دارد؟
پایان‌نامه‌فروشی در دانشگاه‌های غیردولتی و آزاد اتفاق می‌افتد چون تعداد دانشجویان زیاد است و قابل کنترل نیست. مدرسان نظارت نمی‌کنند و دلسوز نیستند. در رشته‌های مهندسی و پزشکی این خبرها نیست و بیشتر در رشته‌های علوم انسانی اتفاق می‌افتد. مقاله‌فروشی و پایان‌نامه‌فروشی مقوله مهمی است که به نظر من جداگانه باید به آن پرداخت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%9B-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: دکتر مجذوبی ، بنیادنخبگان همدان ، پژوهشگر برتر ،

چهارشنبه 15 دی 1395

به فکر «کنیسه» همدان نیستند!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

به فکر «کنیسه» همدان نیستند!

کنیسه کلیمیان در همدان

دزدان سال پیش دندان طمع برای باقی مانده‌های «کنیسه کلیمیان» دوختند و امسال کسی به فکر ترمیم بخش‌های فروریخته‌ی دیوار این بنای تاریخی نیست، حتی اعضای انجمن کلیمیان همدان!

به گزارش ایسنا، کنیسه‌ی قاجاری «کلیمیان» در بافت تاریخی بازار همدان، خیابان باباطاهر، کوچه جراحان؛ هرچند ۱۶ بهمن سال ۸۹ درفهرست آثار ملی به ثبت رسید، اما سال‌هاست با وجود داشتن فضایی حدود ۹۰۰ مترمربع، خالی از سکنه و به حال خود رها شده است. این بی‌توجهی این بنا را رو به نابودی برده است.

حسین زندی، فعال میراث‌فرهنگی همدان در این زمینه به ایسنا می‌گوید: سال‌هاست این بنای تاریخی به حال خود  رها شده است که این بی‌توجهی باعث شده تا در طول سال‌های مختلف آسیب‌های زیادی به این بنا وارد شود و حتی بخش‌هایی از دیوار شرقی بنا فرو بریزد.

او با بیان این که هرچند مالکان بنای «کنیسه کلیمیان» این بنای تاریخی را برای فروش گذاشته‌اند، اما با توجه به قیمت بالایی که دارد کسی سمت خرید این بنای تاریخی نمی‌رود، ادامه می‌دهد: چون از یک سو بخش خصوصی باید کاربری مرتبط با میراث فرهنگی را برای این بنای تاریخی انتخاب کند، از سوی دیگر اگر کسی به جز این بخش بخواهد کنیسه را بخرد، دنبال ساخت‌وساز است و قطعا تمایل به تخریب این بنای تاریخی دارد، از سوی دیگر دستگاه‌های دولتی اعتباری برای این تملک و رسیدگی به آن را ندارند.

وی همچنین به این نکته اشاره می‌کند که نگهبان این بنای تاریخی نیز اهمیت چندانی به این بنا نمی‌دهد و حتی به تخریب‌های هرروزه‌ بنا توجهی نمی‌کند و می‌گوید: از سوی دیگر به دلیل متروکه بودن این بنا، باد به سرعت در فضا و اتاق‌های مختلف آن می‌پیچد و باعث شکسته شدن شیشه‌ها، درها و پنجره‌ها می‌شود.

دیوار شرقی تخریب شده کنیسه کلیمیان

«زندی» راهکارِ جلوگیری از تخریب این بنا را پیشنهاد اعتبار برای مرمت مشارکتی این بنای تاریخی می‌داند تا دست‌کم از طریق مشارکت با میراث فرهنگی بتوان این بنای تاریخی را حفظ کرد.

این فعال میراث‌فرهنگی همچنین با بیان این‌که میراث‌فزهنگی تا امروز قدمی برای مرمت و رسیدگی به این بنا جلو نگذاشته است، ادامه می‌دهد: از سوی دیگر انجمن کلیمیان برای تغییر کاربری این بنای تاریخی کوتاه نمی‌آید و این اتفاق باعث شده تا در توجه به این بنا کوتاهی شود.

او هزینه‌ی برآورد شده برای ساماندهی این بنای ثبت شده در فهرست آثار ملی را حدود ۶۰۰ میلیون تومان اعلام می‌کند و می‌گوید: یا مالک _انجمن کلیمیان_ باید برای کاربری بنا کوتاه بیاید یا این میزان اعتبار را خود برای مرمت «کنیسه کلیمیان» هزینه کند.

وی نابود شدن این بنای تاریخی را به نفع میراث فرهنگی، مردم همدان و حتی انجمن کلیمیان نمی‌داند و نیست، هر چند کسانی که در این بنای تاریخی زندگی می‌کردند از این شهر مهاجرت کرده‌اند، اما مساله مهم این است که خودِ بنا باقی است وبه عنوان یکی از آثار هویت‌بخش همدان هنوز وجود دارد.

اگر فرم مشارکت در مرمت را پر می‌کنند، می‌توان کنیسه را نجات داد

علی مالمیر، مدیر کل میراث‌فرهنگی استان همدان، اما درباره‌ی اقداماتی که اداره کل میراث فرهنگی استان همدان برای حفاظت از این بنای تاریخی انجام داده است، به ایسنا توضیح می‌دهد: به مالکان کنیسه‌ی کلیمیان فرم مشارکت در مرمت دادیم تا با درخواست برای مرمت این بنای تاریخی از سوی آن‌ها، بتوانیم این بنای تاریخی را به صورت مشترک با مالک مرمت کنیم.

او می‌گوید: میراث فرهنگی با توجه به این‌که مالک این بنای تاریخی نیست، فقط می‌تواند در قالب فرم مشارکتی با  مجموعه‌ی نماینده‌ی کلیمیان این بنای تاریخی را مرمت کند، حتی این اقدام می‌تواند علاوه بر کنیسه، برای «حمام کلیمیان» نیز رخ دهد. در واقع اگر مالکان این بنای تاریخی فرم مرمت مشارکتی را امضا کنند، با استفاده از اعتبارات مشارکتی از استان می‌توانیم این دو بنا را مرمت کنیم.

فضای درونی کنیسه قاجاری کلیمیان در همدان

او با تاکید بر این‌که واگذاری این بنا از نظر میراث فرهنگی بلامانع است، ادامه می‌دهد: امسال نیز پیگیری‌هایی را برای نجات این بنای تاریخی انجام داده‌ایم.

به گزارش ایسنا، با وجود اقداماتی که مالمیر می‌گوید اداره کل میراث فرهنگی استان برای حفاظت از این بنای تاریخی انجام داده است، اما صحبت‌های او نشان می‌دهد که در حال حاضر و تا زمانی‌که مالکان این بنای تاریخی _اعضای انجمن کلیمیان_ دست کم قدمی برای امضای فرم مشارکتی نکنند، حتی دیوار شرقی تخریب شده‌ی بنا مرمت هم نمی‌شود!

اما جالب است که بی‌توجهی به این بنای تاریخی به اندازه‌ای است که مرداد ماه امسال چهار دزد با حفر تونلی ۳۰ متری قصد سرقت از کنیسه کلیمیان را کرده بودند که خوشبختانه با آگاهی به موقع نیروی انتظامی این اتفاق که می‌توانست آسیب بیشتری به «کنیسه کلیمیان» وارد کند، رخ نداد.

گزارش از: سمیه ایمانیان

جداره‌ی بیرونی کنیسه کلیمیان
جداره‌ی بیرونی کنیسه کلیمیان
فضای درونی کنیسه کلیمیان
فضای بیرونی کنیسه کلیمیان در همدان
عکس از پریسا زارعی
http://www.isna.ir/news/95101509353/%D8%A8%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF


برچسب ها: میراث در خطر همدان ، میراث فرهنگی همدان ، کنیسه یهودیان همدان ،

سه شنبه 14 دی 1395

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،ادبیات ،

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر
محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است....
1395/10/14
 محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است. وی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه بوعلی دریافت کرده است. صفری تشکلی تخصصی با عنوان انجمن سعدی‌پژوهی همدان را بنیان نهاده، تعدادی از علاقه‌مندان به این شاعر را در شهر همدان گرد هم آورده و نشست‌های هفتگی در جوار آرامگاه باباطاهر برگزار می‌کند. این انجمن ادبی در همدان در مدت کوتاهی که شکل گرفته طرفداران زیادی پیدا کرده است.

استقبال چشمگیر و مشکل مکان
دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان با اشاره به تاریخچه انجمن می‌گوید: 2 سال و نیم است که با توجه به علاقه و اشتیاق وافر چندی از عزیزان فرهنگ‌دوست و ادب‌پرور شهرمان، همچنین با توجه به فراموش شدن آموزه‌های فرهنگ غنی فارسی به خصوص کمرنگ شدن اخلاق در زندگی روزمره، نسبت به تشکیل انجمنی ادبی با محوریت اندیشه‌های سعدی شیرازی اقدام کرده‌ایم. تابستان سال 1393 اولین نشست سعدی‌خوانی و سعدی‌پژوهی برگزار شد.
 صفری ادامه می‌دهد: ابتدا به دلیل ناشناس بودن انجمن و متعاقب آن حضور تعداد انگشت‌شمار اعضا، این جلسات به تناوب در منزل هر یک از اعضا برگزار می‌شد. با وجود این هرگز وقفه‌ای در تشکیل جلسات ایجاد نمی‌شد و همه اعضا با طیب خاطر و رضایت کامل میزبان حضرت سعدی و دیگر دوستان بودند.
این فعال فرهنگی اضافه می‌کند : اکنون مدتی است به دلیل استقبال چشمگیر همشهریان و نبودن فضایی مناسب، به لطف یکی از دوستان فرهنگ‌پرور شهرمان، این نشست‌ها در یک رستوران سنتی و در جوار آرامگاه پیر شوریده، عارف نامدار، باباطاهر عریان برگزار می‌شود. البته با توجّه به پیگیری‌‌های انجام شده برای ثبت این انجمن در قالب یک انجمن رسمی با عنوان «انجمن سعدی پژوهی همدان»، این امیدواری وجود دارد که از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان مکانی درخور شأن شیخ اجل و شرکت کنندگان در این نشست‌ها در نظر گرفته شود.

برگزاری برنامه‌های مختلف
صفری با تأکید بر تداوم نشست‌های این انجمن می‌افزاید: جلسات سعدی‌پژوهی سه‌شنبه هر هفته برگزار می‌شود و 2 اثر بی‌بدیل و اخلاقی حضرت سعدی، یعنی گلستان و بوستان، به تناوب در هر هفته تشریح و خوانده می‌شود. در آغاز هر نشست نیز غزلی از استاد سخن قرائت می‌شود.
وی با اشاره به فعالیت‌های انجمن سعدی پژوهی در 2 سال و نیم گذشته می‌گوید: این انجمن در کارنامه خود فعالیت‌های مختلفی دارد که در رسانه‌ها نیز منعکس شده است. از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به برگزاری بزرگداشت سعدی در یکم اردیبهشت هر سال، برگزاری جشنی به مناسبت ثبت کلیات سعدی در حافظه ادبی یونسکودر مهرماه 94، ارائه مقالات و پژوهش‌های ادبی متعدد با محوریت اندیشه سعدی و برگزاری سفرهای ادبی برای آشناسازی اعضا با ظرفیت‌های ادبی سایر نقاط کشور اشاره کرد.

تلاش برای آشنایی با سعدی
این فعال فرهنگی به تفاوت انجمن سعدی‌پژوهی با سایر انجمن‌های ادبی در همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: می‌توان مزایایی برای این نشست‌ها برشمرد که در انجمن‌های ادبی دیگر به ندرت یافت می‌شود. نخستین مزیت این انجمن تکراری نبودن موضوع آن است. متأسفانه آثار و اندیشه‌های سعدی به‌رغم شایستگی‌ها، غنا و بار اخلاقی و حِکمی بسیار، مطلقا در شهر همدان از سوی هیچ انجمنی مورد پژوهش و تشریح واقع نمی‌شود و در سراسر ایران نیز آن‌چنان که درخور است مورد توجه قرار نگرفته است. اما انجمن سعدی‌پژوهی همدان تلاش می‌کند با استفاده از تمامی امکانات و بهره‌گیری از استادان اهل فن به بررسی هرچه شایسته‌تر آثار سعدی بپردازد.
وی به مشارکت اعضا در نشست‌ها اشاره کرده و می‌افزاید: دیگر مزیت این انجمن، شرکت دادن همه اعضا و شرکت‌کنندگان در تفسیر و تشریح آثار سعدی است. حکایات و بخش‌های منتخب برای تشریح در جلسه، از چند روز قبل به اعضا ارائه می‌شود. اینگونه همه اعضا نتیجه پژوهش‌های خود را در باب آن حکایت در جلسه مطرح می‌کنند و در نهایت، هیأت مؤسس مطالب را دسته‌بندی و نتیجه‌گیری می‌کند.دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان می‌گوید: عضویت رایگان و آزاد بودن شرکت در جلسات برای عموم از دیگر ویژگی‌های این انجمن است و همه علاقه‌مندان می‌توانند در نشست‌ها میهمان شیخ اجل سعدی باشند. به نظر من تفاوتی ندارد سعدی اهل کدام شهر کشور عزیز ایران است. آموزه‌های او آنچنان مهم است که در گوشه‌گوشه این سرزمین باید رواج پیدا کند.

ضعف آموزش و پرورش
وی یکی از دلایل ضعف آموزش زبان و ادب فارسی در آموزش وپرورش را کم‌توجهی به آثار سعدی می‌داند و اضافه می‌کند : نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که یکی از ارکان نظام آموزشی سنتی ایران در گذشته آثار شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بوده و برای تقویت بنیه ادبی دانش‌آموزان در نظام آموزش و پرورش کنونی بهتر است نگاهی عمیق تر به آثار این حکیم بزرگوار بشود.
صفری به اهداف این انجمن اشاره می‌کند و می‌گوید: انجمن سعدی‌پژوهی همدان اهدافی را دنبال می‌کند و در نظر دارد تا با تلاش اعضا و حمایت مسئولان به آنها نائل آید، از جمله ایجاد کتابخانه تخصصی- پژوهشی سعدی، ایجاد مرکزی برای تدوین و نشر آثار معاصران درباره سعدی، انتشار نشریه داخلی و ایجاد وبلاگ برای معرّفی هرچه بیشتر برنامه‌های انجمن و آموزه‌های سعدی، ترجمه آثار متفکرین متأثر از سعدی در حوزه بین‌الملل، برگزاری تورهای ادبی سعدی خوانی در شهرها و استان‌های دیگر و ارائه قابلیت‌های ادبی استان به سایر نقاط کشور.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن سعدی پژوهی همدان ، انجمن های ادبی همدان ،

سه شنبه 14 دی 1395

ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی

نویسنده: حسین زندی
ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی
گردشگری از صنایع اصلی و پرسود جهان به شمار می‌رود و گاهی آن را هم‌پای صنعت خودروسازی و صنایع نفتی می‌دانند. بیشتر کشورها به اهمیت آن پی برده‌اند و در مسیر توسعه آن گام برمی‌دارند....
1395/10/13
 گردشگری از صنایع اصلی و پرسود جهان به شمار می‌رود و گاهی آن را هم‌پای صنعت خودروسازی و صنایع نفتی می‌دانند. بیشتر کشورها به اهمیت آن پی برده‌اند و در مسیر توسعه آن گام برمی‌دارند. ابزارها، فرصت‌ها و ظرفیت‌های این صنعت در کشورهای مختلف متفاوت است. گردشگری فرهنگی، اقتصادی، مذهبی، ورزشی، سلامت و مواردی از این دست می‌تواند در ایران مورد توجه قرار بگیرد و موجب تقویت بنیه اقتصادی کشور شود. کارشناسان برای ایران گردشگری در مسیر توسعه پایدار را توصیه می‌کنند تا جنبه‌های محیط زیستی و ماندگاری آثار و افزایش بهره‌وری، کارآمدی نیروی انسانی، اشتغال و تعامل فرهنگ‌ها را در پی داشته باشد. این نگرش، رویکرد و دغدغه جهان امروز در ایران کمتر مورد توجه قرار دارد.
 گردشگری روستایی از اشکال مردمی گردشگری است که در آن دستاورد مهم، تعامل میان گردشگر و باشندگان روستاست. در کنار این دستاورد رشد اقتصادی روستا، پیشگیری از مهاجرت، ثبات اجتماعی و حفظ خرده فرهنگ‌ها به‌وجود می‌آید و رشد همه جانبه‌ای با رویکرد توسعه پایدار به ارمغان می‌آورد. گفته می‌شود 4 دهه پیش از این بیش از 70 درصد مردم کشور در روستاها سکونت داشتند.
 امروز این نرخ کمتر است و کمتر از 25 درصد در روستاها زندگی می‌کنند. در استان همدان نیز این روند جاری است. با توجه به نابودی منابع آبی در روستاهای استان و شرایط نامطلوب کشاورزی، امیدی به توسعه کشاورزی نمی‌توان داشت. راهی که می‌تواند به مهاجرت معکوس و بازگشت بخشی از مردم به روستاها شود، توسعه گردشگری روستایی است.
 در استان همدان روستاهای بسیاری هست که از نظر موقعیت مکانی و داشتن عناصر مهم جذب گردشگر از جمله منظر طبیعی، آثار تاریخی، آداب و سنن اجتماعی و آب و هوای مناسب زمینه توسعه فعالیت‌های گردشگری را دارند. یکی از این روستاها ورکانه است.
 ورکانه با داشته‌های فرهنگی و طبیعی در سال‌های اخیر به عنوان روستای هدف گردشگری لحاظ شده است، اما چندان تغییری در گردشگرپذیری آن مشاهده نمی‌شود.
 این روستا با 400 سال پیشینه و داشتن 2 اصطبل و یک قلعه تاریخی در کنار معماری سنگی و طبیعت کم نظیر نتوانسته به عنوان یک جاذبه و یک روستای گردشگرپذیر نمود پیدا کند و تغییری در وضع اقتصادی و معیشت ساکنان آن ایجاد شود.
با توجه به پیشینۀ پرورش اسب اصیل ایرانی در این روستا، بازسازی و احیای اصطبل‌های این روستا در کنار ایجاد اصطبل‌های جدید، باشگاه و موزه سوارکاری و تقویت و ایجاد اقامتگاه‌های بوم‌گردی و بازارچه‌های سنتی و محلی تحولی در وضع زندگی مردم روستا ایجاد خواهد شد. گردشگری با اسب می‌تواند نمونه بارزی از ایجاد منبع تامین معیشت جایگزین در این روستا باشد.
 اگر چنین اتفاقی در روستای ورکانه رقم بخورد، می‌تواند به عنوان الگویی دراستان به شمار آید و دیگر روستاهای هدف گردشگری نیز بر اساس داشته‌ها و جاذبه‌های مغفول مانده‌شان به سمت ایجاد فضاهای گردشگری پیش بروند و استان شاهد مهاجرت معکوس باشد.
حسین زندی
روزنامه نگار


برچسب ها: همشهری همدان ، ورکانه ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 13 دی 1395

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی
مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد....
1395/10/13
 مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد.

یادی از یاران
علی اصغر طاهری در این مراسم گفت: حوزه هنری همدان فعالیت‌های خوبی درزمینه موسیقی داشته و با برگزاری برنامه‌های مختلف سهم بسزایی در اشاعه فرهنگ وهنر این سامان دارد. در سال‌های گذشته چند برنامه کنسرت با عنوان « شب آواز هگمتانه»  برگزار کرده و از هنرمندان پیشکسوت نیز تحت عنوان بزرگداشت تقدیر به عمل آورده است.
وی با اشاره به هنرمندانی که در سال گذشته از دنیا رفته‌اند، ادامه داد: از جمله برای هنرمندان فقید همدانی زنده‌یاد ناصر مهرورز و مرحوم رضا جعفرپور که از پیشکسوتان موسیقی استان بودند، مراسم تقدیر برگزار شد اما متاسفانه این 2 هنرمند بزرگوار از میان ما رفتند و ما نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.
این هنرمند موسیقی با انتقاد از عملکرد نهادهای فرهنگی در همدان افزود: در حق این هنرمندان کوتاهی شد و قصوری از طرف نهادهای ذیربط به عمل آمد که در نتیجه از این دوستان آثار برجسته‌ای در آرشیوهای نهادهای فرهنگی همدان باقی نمانده است، هیچ آلبوم تصویری و صوتی که درخور شخصیت آنان باشد تهیه نشده است.
 تهیه چنین آثاری مستلزم حمایت‌های لازم از سوی نهادهای فرهنگی استان است و جای تاسف دارد که چنین اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.
وی در پایان گفت: انتظار داریم از هنرمندانی که در رشته موسیقی منشأ اثر هستند و فعالیت‌های مستمر دارند از آهنگسازان، ترانه سرایان، نوازندگان، خوانندگان، تنظیم‌کنندگان و مخترعان سازهای ابداعی حمایت کنند. باید از سوی تشکیلات مربوطه توجه بیشتری را شاهد باشیم تا رشد و شکوفایی را در این زمینه ببینیم.

 برنامه
برنامه بزرگداشت علی اصغر طاهری با اجرای موسیقی آغاز شد. بخش اول با آواز مرتضی والایی و همنوازی تعدادی از هنرمندان همدانی از جمله مهدی پاک‌نیا، پریسا زارعی، محمدامین امیربیگی و علیرضا زارعی اجرا شد.
پس از معرفی کارهای استاد علی اصغر طاهری و اهدای لوح تقدیر از سوی برگزارکنندگان برنامه به این هنرمند همدانی، علی اصغر طاهری 2 قطعه از ساخته‌های خود را با همنوازی شاهین ترکمان، مرتضی حسابی و فردین قاسمی برای حاضران اجرا کرد.
 در بخش پایانی نیز ترانه‌هایی از  این  هنرمند به خوانندگی علی اصغر طهماسبی و نوازندگی حسین رضازارعی، جواد حسینقلی‌پور، مهدی بیگلری، حسن آقا محمدی و احسان آقا محمدی اجرا شد.

   نگاهی به زندگی علی اصغر طاهری
علی اصغر طاهری متولد سال 1322 در همدان است و شغل او طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی بوده. طاهری علاوه برخوانندگی و ترانه‌سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد. این هنرمند همدانی علاوه بر ترانه‌های فارسی به زبان‌های آذری و ترکی نیز ترانه می‌گوید و می‌خواند.
فعالیت هنری او از زمان تحصیل در دبیرستان با انجمن‌های نمایش و موسیقی و بازیگری آغاز می‌شود. سال 1342 در آزمون خوانندگی رادیو ایران شرکت می‌کند و پذیرفته می‌شود اما به دلیل مشکلات مالی پس از مدتی به همدان باز می‌گردد و نمی‌تواند کلاسها را ادامه دهد.
طاهری سال 1345 پس از پایان تحصیلات بار دیگر به تهران می‌رود و به عضویت انجمن هنرهای ملی و محلی در می‌آید. طاهری از سال 1350 فعالیت هنری را رها میکند و به حرفه و شغل اصلی خود یعنی طراحی داخلی مشغول می‌شود.
او از سال 1376 بار دیگر به دعوت رضا رهبر، مسئول واحد موسیقی صدا و سیمای همدان به رادیو تلویزیون همدان می‌رود و با این واحد همکاری میکند.
طاهری روی برخی از ملودیهای قدیمی که از آثار برجسته موسیقیدانان ایران  به شما می روند  شعر ترکی تنظیم کرده و در سال 2012 بیش از 40 اثر را در اتحادیه حرفهای صاحبان آثار موسیقی (سام) وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ترکیه به ثبت رساند. او اکنون عضو رسمی این تشکل هنری است. طاهری علاوه بر ایران در مراکز هنری و رادیو تلویزیون کشورهای ترکیه و آذربایجان با گروه‌های مختلف برنامه اجرا کرده است. او دارای رتبه هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد است و در حال حاضر به عنوان مدیر مسئول خانه آواز همدان فعالیت می‌کند .
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%E2%80%8C-%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%82%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، موسیقی همدان ، بزرگداشت علی اصغر طاهری ،

یکشنبه 12 دی 1395

پنجمین شب آواز هگمتانه برای استاد علی اصغر طاهری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

 پنجمین شب آواز هگمتانه برای استاد علی اصغر طاهری

پنجمین شب آواز هگمتانه در همدان همراه با بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه سرا و خواننده همدانی در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد | طاهری علاوه بر خوانندگی و ترانه سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد و با زبان های روسی و انگلیسی آشنایی دارد | از هنرمندان فقید همدانی نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.
به گزارش همدان پرس؛ جمعه گذشته با پنجمین شب آواز هگمتانه در همدان همزمان بود برنامه این شب همراه با بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه سرا و خواننده همدانی در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. 

در این مراسم که به همت حوزه هنری همدان برگزار شد تعدادی از اهالی موسیقی، هنرمندان و علاقمندان این خواننده همدانی حضور داشتند.

برنامه با اجرای موسیقی آغاز شد در بخش اول با آواز مرتضی والایی و همنوازی تعدادی از هنرمندان همدانی از جمله مهدی پاک نیا، پریسا زارعی، محمد امین امیر بیگی و علیرضا زارعی اجرا شد پس از معرفی  کارهای استاد علی اصغر طاهری  و اهداء  لوح تقدیر از سوی برگزار کنندگان برنامه به این هنرمند همدانی، علی اصغر طاهری دو قطعه از ساخت های خود را با همنوازی شاهین ترکمان، مرتضی حسابی و فردین قاسمی برای حاضران اجرا کرد. در بخش دپایانی نیز ترانه هایی به خوانندگی علی اصغر طهماسبی و نوازندگی حسین رضا زارعی، جواد حسینقلی پور، مهدی بیگلری، حسن آقا محمدی و احسان آقا محمدی اجرا شد. 

حسین زندی روزنامه نگار و پژوهشگر همدانی در این مراسم با اشاره به کارنامه هنری علی اصغر طاهری گفت: علی اصغر طاهری متولد سال 1322در همدان است. او علاوه بر خوانندگی و ترانه سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد و با زبان های روسی و انگلیسی آشنایی دارد این هنرمند همدانی علاوه بر ترانه های فارسی به زبان های آذری و ترکی نیز ترانه می گوید و می خواند.

این روزنامه نگار ادامه داد: فعالیت هنری او از زمان تحصیل در دبیرستان با تشکیل انجمن نمایش و موسیقی با بازیگری آغاز می شود اما پس از مدتی به موسیقی روی می آورد و از اوایل دهه 1340 با اجرای کنسرت هایی در دبیرستان رسما به عنوان یک خواننده، شناخته می شود. طاهری سال 1345 پس از پایان تحصیلات به عضویت انجمن هنرهای ملی و محلی در می آید در آنجا با هنرمندان بزرگ موسیقی آذری از جمله علی سلیمی آشنا می شود در همین سال ها زنده یاد ایرج گلسرخی از او به خانه جوانان دعوت می کند و مدتی در آن انجمن به فعالیت هنری می پردازد. 

وی ادامه داد: او از سال 1376 بار دیگر به دعوت آقای رضا رهبر، مسئول واحد موسیقی صدا و سیمای همدان به رادیو تلویزیون همدان می رود و با این واحد همکاری می کند دراین دوره علاوه بر خوانندگی و ترانه سرایی، آهنگسازی را نیز در کارنامه استاد علی اصغر طاهری می بینیم.

حسین زندی به ویژگی های شخصیتی و هنری طاهری اشاره کرد و گفت: شخصیت استاد علی اصغر طاهری بسیار صمیمی است و کمتر کسی را می توان سراغ داشت که با او در ارتباط باشد و شیفته رفتار و منش او نشود.

زندی افزود: در گذشته گوسان ها یا خنیاگران بودند که نقش اصلی را در انتقال داستان ها و سنت های ملی داشته اند. در زبان پهلوی گوسان یا کوسان به کسانی گفته می شود که ترانه ملی و مردمی می‌خواند و حماسه سرایی می کند در واقع گوسانان را نخستین راویان فرهنگ شفاهی ایران می دانند. امروزه عاشیق به خنیاگری گفته می شود که‏ اشعاری حاوی داستان‏های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می خواند دراستان همدان عاشیق های معروفی از جمله زنده یاد عاشیق حسین سلطان محمدی، عاشیق ماشالله رسام، عاشیق فرج خوش قیافه، استاد حیدرمحمودی و استاد حق رضا فطری به اشاعه این هنر ناب مشغول بوده اند. استاد علی اصغر طاهری پیوند دهنده بین موسیقی عاشیقی و موسیقی امروز در استان همدان است.

علی اصغر طاهری در این مراسم با تشکر از برگزارکنندگان برنامه گفت: حوزه هنری همدان فعالیت های خوبی در زمینه موسیقی داشته و با برگزاری برنامه موسیقی سهم به سزایی در اشاعه فرهنگ و هنر این سامان دارد. در سال های گذشته چند برنامه کنسرت با عنوان شب آواز هگمتانه برگزار کرده و از هنرمندان پیشکسوت نیز تحت عنوان بزرگداشت تقدیر به عمل آورده است.

طاهری در مراسم بزرگداشت خود با اشاره به هنرمندانی که در سال گذشته از دنیا رفته اند ادامه داد: از جمله برای هنرمندان فقید همدانی زنده یاد ناصر مهرورز و مرحوم رضا جعفرپور که از پیشکسوتان موسیقی استان بودند مراسم تقدیر برگزار شد اما متاسفانه این دو هنرمند بزرگوار از میان ما رفتند و ما نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.

این هنرمند موسیقی در همدان افزود: در حق این هنرمندان کوتاهی شد و قصوری از طرف نهادهای ذیربط به عمل آمد که در نتیجه از این دوستان آثار برجسته ای در آرشیوهای نهادهای فرهنگی همدان باقی نمانده است، هیچ آلبوم تصویری و صوتی که درخور شخصیت آنان باشد تهیه نشده است تهیه چنین آثاری مستلزم حمایت های لازم از سوی نهادهای فرهنگی استان است و جای تاسف دارد که چنین اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.


یکشنبه 12 دی 1395

هنرمندان انگیزه می خواهند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

هنرمندان انگیزه می خواهند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان انگیزه می خواهند
تقی حجاریان متولد 1323 در همدان است. او یکی از نقاشان شناخته شده استان و از اولین دانش‌آموختگان این رشته به شمار می‌رود. وی نزدیک به 6دهه به هنر نقاشی پراخته و شاگردان بسیاری را آموزش داده است. حجاریان در این گفت‌وگو از زندگی هنری خود می‌گوید....
1395/10/12
  تقی حجاریان متولد 1323 در همدان است. او یکی از نقاشان شناخته شده استان و از اولین دانش‌آموختگان این رشته به شمار می‌رود. وی نزدیک به 6دهه به هنر نقاشی پراخته و شاگردان بسیاری را آموزش داده است. حجاریان در این گفت‌وگو از زندگی هنری خود می‌گوید.
  •  از دوران کودکی‌تان بگویید.
من در خیابان شورین سابق متولد شدم. امروز هم بیشتر مواقع به محله قدیمی‌مان سر می‌زنم. همه فرزندانم را نیز برده‌ام و خانه و محله قدیم را به آنها نشان داده‌ام. در خانه کوچکی زندگی می‌کردیم که متعلق به پدرو مادرم بود. آنها اتاق بزرگ‌تر را به ما داده بودند و خودشان در یک اتاق کوچک زندگی می‌کردند. پس از مدتی مادرم اصرار کرد که باید خانه بخریم. به مبلغ 2400 تومان یک خانه خریدیم که 2000تومان آن وام بود.
  • در کدام محله؟
این خانه در کوچه وزیری واقع شده بود که در محل میدان پروانه‌های امروز قرار داشت. از یک سو به تپه مصلی و از سوی دیگر به خیابان شهدای امروز می‌رسید. وزیری کسی بود که سال 1332 مجسمه شاه را پایین کشید. وزیری‌ها از خانوادهای متمول شهر بودند.
  • شغل پدر چه بود؟
پدر من سنگ‌تراش بود. تمام قوم و خویش من سنگ‌تراش بودند. وقتی شناسنامه می‌دادند می‌پرسیدند شغلتان چیست و بر اساس آن فامیلی تعیین می‌کردند. سنگ‌تراشی یکی از مشاغل سخت در همدان بود. تمام بنای آرامگاه بوعلی را با قلم و چکش تراشیدند. این بنا کار زنده یاد هوشنگ سیحون است پدر من هم آنجا کار می‌کرد. ساختن آرامگاه را سال 1330 شروع کردند و تا سال 1333 ادامه داشت. شغل دشواری بود. تمام زیر بنای ساختمان‌ها و حوض‌ها سنگی بود. دور پنجره‌ها را با سنگ می‌ساختند. آن زمان یک متر از پایه خانه‌ها را با سنگ و بقیه را با خشت یا آجر می‌ساختند.
  • محله سنگ‌تراشان کجا بود؟
راسته حکیم خانه در خیابان باباطاهر همه سنگ‌تراشی بود. پدر من هم 2 دهنه مغازه داشت. تعدادی از آنها سنگ قبر می‌تراشیدند. البته مرگ و میر کمتر بود. کوچه یا راسته استر هم سراسر سنگ تراش بودند و دایی‌های پدرم آنجا بودند. سنگ‌تراشی کار تزیینی بود و مجسمه می‌تراشیدند. می‌توان گفت کار نقش برجسته انجام می‌دادند. هنرمندان خوبی بودند و پیش‌بخاری می‌ساختند. کارهایی را که در تخت جمشید می‌بینیم در یک فضای کوچک‌تر در کار سنگ‌تراشان همدان می‌دیدیم. خلاقیت عجیبی داشتند و به صورت ذهنی اثر خلق می‌کردند. شغل بسیار مهم و حساسی بود و به نظرم اگر من امروز دستی در هنر دارم تحت تاثیر پدرانم بوده که سنگ‌تراش بودند.
  • تحصیلات را از کدام مدرسه آغاز کردید؟
دبستان پرورش در خیابان شورین بودم و سال هفتم و هشتم را در دبیرستان امیر کبیر گذراندم. بعد از آن خانه ما به خیابان لرد سابق یا مهدیه منتقل شد و به دبیرستان رضا‌شاه رفتم. بعد از دبیرستان به دانشکده هنرهای زیبا رفتم.
  • نقاشی به سراغ شما آمد یا شما به سراغ آن رفتید؟
کلاس‌های نقاشی یا هنر در مدرسه اهمیت چندانی نداشت. ساعت تفریح بود و مانند ادبیات یا ریاضی به آن اهمیت نمی‌دادند. در دبیرستان امیرکبیر معلمی به نام آقای ترابی داشتیم. روزی یک موضوع نقاشی داد و من وقتی نشانش دادم گفت خیلی بد است. از او خواستم یک مدل بکشد تا من ببینم او هم با خوش‌رویی پذیرفت و با آبرنگ شروع کرد به نقاشی.  من با لذت و دقت تمام تماشا کردم و با نگاه کردن تمام لحظات را به خاطر سپردم. یک هفته کارکردم و شاید 50 بار کشیدم و پاره کردم اما آخرین بار متوجه شدم به کار معلم نزدیک است. هفته بعد وقتی نشان دادم گفت چقدر تمرین کردی گفتم یک هفته و به من گفت به کلاس من بیا. آن زمان یک کلاس خصوصی نقاشی را در خیابان بوعلی کنار عکاسی یونان اداره می‌کرد و من مدت‌ها شاگرد او بودم. رنگ روغن خریدم و با سماجت ادامه دادم.
  • آن زمان نمایشگاه هم برگزار می‌کردید؟
نمایشگاه ما تابلوهای عکس عکاسخانه یونان بود. ما وقتی فکر می‌کردیم کار خوبی کشیده‌ایم از یونان خواهش می‌کردیم جای یکی از عکس‌ها را به ما بدهد. نقاشی را نصب می‌کردیم و خودمان کنارش می‌ایستادیم تا ببینیم رهگذران توجهی به کار ما نشان می‌دهند یا نه.
  • چه سالی به هنرستان هنرهای زیبا رفتید؟
من حدود سال 1344 بود که برای ادامه تحصیل به تهران رفتم و در هنرستان هنرهای زیبا نقاشی را ادامه دادم.
  • از نقاشان همدان کسی همراه شما بود؟
منوچهرفرهپور، محمد دادگر، ناصر آراسته و محسن اعتمادی کسانی بودند که پیش از من به هنرستان هنرهای زیبا رفته بودند. با برخی از دوستان در ارتباط هستم، فرهپور ایتالیاست و گاهی به همدان می‌آید و آراسته آتلیه‌ای به نام پل در تهران دارد.
  • به جز نقاشی هنرهای دیگر را هم یاد گرفتید؟
آن زمان درسی به نام هنرهای تزئینی داشتیم که امروز به آن گرافیک می‌گویند. در قالب این واحد درسی همه اینها را کار کرده‌ام. ویترای هم کار کردم اما ادامه ندادم. موارد دیگر هم مانند مجسمه و مرمت کار کرده‌ام. استاد مجسمه‌سازی ما دکتر علی قهاری بود.
از ویترای در ایران بگویید.
نقاشی پشت شیشه را باید در غرب ببینیم. در دوره ساسانیان کاشیکاری متدوال و پیشرفته بود اما ویترای در ایران خیلی رواج نداشته. البته در شاه چراغ صنعتی به نام آلت‌سازی داریم که بسیار زیباست.
  • چرا ایران در این هنرها ضعیف است؟
این جا ما مواد اولیه نداریم. لالجین چرا لالجین است؟ به خاطر خاک و مواد اولیه است که توانسته خود را نشان دهد.
  • چرا کمتر نمایشگاه برگزار می‌کنید؟
من در همدان دوبار نمایشگاه انفرادی داشته‌ام. در کرمانشاه هم داشته‌ام اما چون کار جدید ندارم باید گروهی کار کنیم.
  • چرا نهادی برای گردهمایی نقاشان در همدان وجود ندارد؟
چرا باید نقاشان همدانی جمع شوند؟ با چه انگیزه‌ای؟ انگیزه‌ای که هنرمندان را دور هم گردهم می‌آورد، حتی رقابت ایجاد می‌کند فروش آثار هنری است. انجمن درست شد، گروه درست شد اما تداوم نداشت. وقتی کاری تولید می‌شود، دیده نمی‌شود و فروش نمی‌رود انگیزه‌ای نمی‌ماند تا کنار هم جمع شوند.
  • از نقاشان قدیمی همدان بگویید.
یکی از نقاشان الهام‌بخش من گرادنر همسر خانم میرهادی است. البته من خود ایشان را ندیدم. تعدادی از نقاشی‌های او در هتل بوعلی همدان است. من فکر می‌کنم بیش از 10 نقاشی کم‌نظیر از آثار او در هتل بوعلی باقی مانده است.
  • نگاهتان به کارهای قدیمی خودتان چگونه است؟
اگر بار دیگر به من بگویند یکی از آثار قدیمی خود را کار کنم نمی‌توانم، مانند آدمی که در جوانی کایت‌سوار و قهرمان است؛ در پیری هم بگویند سوار کایت شو و نتواند. نمی‌خواهم بگویم موضوع الهام است بلکه انسان لحظه‌هایی دارد که خلق آثارش هم مربوط به همان لحظه‌هاست. یک بار خواستم به سفارش کسی یکی از کارهای قدیم را تکرار کنم نتوانستم و دیدم جرات ندارم. گاهی نیمه شب بیدار می‌شوم و چند خط می‌زنم و کاری انجام می‌دهم که همه به خاطر حالت‌هایی است که انسان با خود دارد. زمان و شرایط بسیار مهم است. پیکاسو بیشتر نیمه‌های شب به بعد کار می‌کرد. برخی کارها آدم را وابسته می‌کند و نمی‌توان از آن دور شد.
  • در هنرستان رابطه شما با استادان چگونه بود؟
خیلی حمایت می‌شدیم. وقتی می‌دانستند شهرستانی هستیم بسیار همکاری می‌کردند. رنگ، بوم و مواد اولیه همیشه در اختیارمان بود. همه کسانی که امروز مطرح هستند حاصل آموزش‌های آن دوره هنرهای زیبا هستند. کسانی که به ما آموزش می‌دادند بسیار هنرمندان با اخلاق و بزرگی بودند. چه در درس‌های نظری و چه عملی همه خوب بودند. مهرداد اوستا و یحیی ذکا از جمله استادان من بودند. فضا، فضای آموزش و یادگرفتن بود. هدف ما این بود چندسالی که اینجا هستیم ثمربخش باشد و ما هم بتوانیم بعدها در شهرمان ثمربخش باشیم.
  • شما کار سفال هم کرده‌اید؟
کانون پرورش فکری پیش‌تر در خیابان مهدیه بود. من یک سال آنجا کار کردم و دیدم همدان ارتباط خوبی با سفال و سرامیک دارد. کوره‌ای ساختم و سفال و لعاب را می‌پختیم اما پس از مدتی اجازه ندادند ادامه دهیم و اساس و شالوده آن کار از بین رفت.
  • آینده نقاشی همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
خوب است و جوانان خوبی داریم. سعید دولتی جوانی است که تمامی کارهایی را که من دوست داشتم و انجام ندادم  انجام می‌دهد، بسیار خوب کار می‌کند .
  • مشکلات نقاشی همدان از نگاه شما کدامند؟
مشکل این است که اگر شما به رم و آمریکا بروید می‌بینید در کنار سوپرمارکت‌ها و مراکز فروش، مراکز هنری نیز وجود دارد که برای نمایش و فروش آثار هنرمندان است. اما اینجا همه همکاران و دوستان من  آثاری خلق کرده‌اند که خریدار ندارد. ما چقدر برای دل خودمان کار کنیم؟ مسأله مادی و مالی کار چه می‌شود ؟ هیچ مرکزی نیست که آثار ما را بخرد و به نمایش بگذارد. اینجا مردم مقصر نیستند، دستگاه‌های متولی مقصرند؛ یاد نمی‌دهند، برنامه‌ریزی نمی‌کنند تا خانه‌ای که 10 تا دیوار دارد 2 تابلو در آن نصب شود. در نمایشگاه‌ها نیز جز به‌به و چه‌چه چیزی نیست. حمایت‌های دولتی تداوم ندارد، یک بار می‌خرد و ادامه نمی‌دهد. هنرمند هم بدبین می‌شود. این روند باعث شده جلوی خلاقیت گرفته شود. مردم برای خرید نقاشی هزینه نمی‌کنند. در تلویزیون‌های خارجی ده‌ها شبکه وجود دارد که آثار نقاشی را تبلیغ می‌کنند اما رسانه‌های ما چنین کاری را انجام نمی دهند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تقی حجاریان ،

یکشنبه 12 دی 1395

گورخوابی و کارتن خوابی با گذر از تهران به همدان رسید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،

کد خبر: ۷۱۲۰۸ | تاریخ : ۱۳۹۵/۱۰/۱۲ - شماره: 832
گورخوابی و کارتن خوابی با گذر از تهران به همدان رسید

شبیه زندگی در ماقبل تاریخ

حسین زندی / گروه سرزمین

 

گورخواب­‌های نصیر آباد شهریار مهم‌ترین خبرهای روزهای گذشته بود. رسانه­‌ها واکنش‌­های گوناگونی به موضوع نشان دادند و اخبار آن به شدت در فضای مجازی پیچید و دست به دست شد. اما آیا گورخواب‌­های ایران تنها در گورستان‌های شهریار اقامت دارند؟ آیا با ساماندهی آن‌ها ، این مشکل به کلی برطرف می شود؟ اما نه. فاجعه عمیق‌­تر از گورهای منطقه شهریار است. تنها در محوطه باستانی «پیسا»ی همدان ده‌­ها معتاد بی‌­خانمان سکونت دارند. این بار سری به گورهای 7هزارساله دوران کاسیان درهگمتانه زده ایم.

گورخواب‌های همدانی

پیش از این نیز بارها درباره حضور معتادان در محوطه تپه پیسا گزارش­‌هایی منتشر شده اما پس از انتشار گزارش گورخواب های شهریار، تصمیم می­گیرم بار دیگر از بی خانمانان این محوطه گزارشی تهیه کنم . روز اول به تنهایی می روم. دونفر از افراد روتپه، وقتی متوجه می‌­شوند می خواهم عکس بگیرم به سوی من حمله می کنند و فرار می کنم. این بار با عکاس و مستندساز همدانی، مجید امدادی موضوع را مطرح می کنم و او می پذیرد که با من بیاید. ساعت 10 صبح به محوطه می رسیم ابتدا سراغ یکی از مغازه داران نزدیک تپه می روم که کارش پرکردن کپسول گاز است. از او می پرسم معتادها به چه دلیلی این جا تجمع می کنند؟ او در پاسخ می گوید: فقط مشکل این ها اعتیاد است .یکی از این افراد را با همکاری صاحب ملک، به کمپ فرستادیم. هزینه زندگی اش را پرداخت کردیم. سه بار ترک کرد اما هفته گذشته بازهم دیدم سر و کله اش اینجا پیدا شده. این‌ها خودشان می خواهند که مواد مصرف کنند کسی از آن‌ها نخواسته معتاد شوند. حدود دوماه پیش از این فردی فوت کرده بود گاهی اینجا به من حمله می کنند و می گویند صندوقت را بده اما من با پمپ باد از خودم دفاع می کنم و پلیس هم کاری ندارد.

از او می پرسم شب‌ها کجا زندگی می کنند؟ می گوید این تپه حدود 20 هکتار است وتعدادی، زیر پل ها هستند، تعدادی در چادر می خوابند و تعدادی داخل تپه تونل هایی ایجاد کرده اند وآنجا می‌خوابند؛ روزها هم دنبال تهیه مواد هستند.

مكانی امن برای مصرف مواد

مامور شهرداری كه‌ در کنار محوطه ایستاده است می گوید: اینجا همه نوع مواد مخدر پیدا می شود. گاهی روزهای جمعه تعداد افرادی که به اینجا می آیند آنقدر زیاد است که ما فکر می کنیم تمام دختران و پسران همدان به اینجا می آیند. من اینجا نگهبان هستم.گاهی دختران دانشجو با ماشین آژانس می آیند می خرند، مصرف می کنند و می روند.

اول با ترس و لرز به سمت پل می رویم سه نفر از داخل پل خارج شده و فرار می کنند، پتویی که به پل نصب شده را کنار می زنم اما دیگرکسی درون پل نیست تنها ده‌ها بالش و رختخواب کثیف درون آن است و بوی دود و رطوبتی که مانع ورودم به اقامتگاه بی‌خانمان‌ها می شود.

با مجید امدادی به بالای تپه می روم دوپیرمرد در حال حرکتند تا چشمشان به ما می افتد و دوربین را می بینند، مسیرشان را تغییر می دهند از آن‌ها خواهش می کنم بایستند. می گویم کاری نداریم و بدون اجازه نیز عکس نمی گیرم، فقط چند سوال داریم. یکی از آن‌ها که پیرمرد خوش پوشی است نزدیک می شود. می پرسم وضعیت اینجا را چگونه می بینید؟پاسخ می دهد: به افراد کارتن خواب یا معتاد، باید شهرداری فکری بکند وگرمخانه ای درست کند که توانایی و گنجایش این همه آدم را داشته باشد اگر وضعیت ساماندهی شود، آسیب های اجتماعی و معضلات هم کم می شود .

دخمه‌هایی برای تزریق

او می گوید: وقتی افراد بیکار و معتاد در یک منطقه جمع می‌شوند جرایم هم زیاد می شود. طبیعی است که باید شهرداری اقدام کند؛ تا کنون کمک درستی نکرده است و مردم هم باید همیاری کنند. طبیعی است از طریق راه خلاف، هزینه خود و مواد را تامین می کنند. تعداد افرادی که دائمی این جا هستند شاید به 30 نفر برسد. اینجا مانند پارکی است که در روز صدها نفر مراجعه می کنند و صد تا 200 نفر هم دائم در حال مصرف هستند. آن‌ها درکنار جوی ها، لابه لای دره، درون دخمه ها که من اسم آن را سنگر گذاشته ام زندگی می کنند. از او می پرسم شما هم مصرف می کنید در پاسخ می گوید: بله من حدود 20 سال است که مواد مصرف می کنم و طوری مصرف کرده ام که خانواده متوجه نشوند و اینجا چون امنیت بیشتری دارد و راحت تر به دست می آید روزی دوبار به اینجا می آیم. او در پاسخ به سوالم که شغلش چه بوده می گوید: حدود 65 سال سن دارم و بازنشسته یکی از نهادهای دولتی هستم و تحصیلاتم دیپلم است اینجا مرکز خلاف است و خود به خود مارا جذب می کند. از دوستش می خواهم در گفت‌وگوی ما مشارکت کند اما پاسخ او منفی است.

بارها به گرمخانه همدان رفتم اما هیچ وقت جا نداشت

به یکی از دخمه هایی که در دل تپه باستانی پیسا ایجادشده نزدیک می شوم؛ فردی سرش را بیرون می آورد به او می گویم: صاحبخانه! مهمان نمی خواهی؟ او می گوید حال ندارم. می گویم چقدر هزینه دارد تا سرحال شوی ؟ می گوید هروئین مصرف می‌کنم بسته ای 15 هزارتومان است .پول را می دهم می گوید از دور عکس بگیرید و هر سوالی دارید بپرسید. اسم من ابراهیم جعفری است حدود 32 سال دارم و 6 سال است مصرف می کنم . شغلم نازک کاری بود اما دچار اعتیاد شدم. نامزد داشتم اما به خاطر اعتیاد جدا شدیم. «گرت »مصرف می کنم گاه گدار شیشه می کشم. حدود بیست یا سی نفر اینجا زندگی می کنند وحدود 15 نفر مواد فروش داریم. زن‌هایی که به اینجا مراجعه می کنند، بیشتر زیر سی سال سن دارند.

ابراهیم می گوید: یک بار یه نفر امسال اینجا فوت کرد. من اهل قروه هستم اما نمی توانم به شهرم برگردم . در روز حدود 20 هزارتومن مصرف دارم و تنها در این گودال زندگی می کنم. بارها به گرمخانه همدان مراجعه کرده ام اما هیچوقت جا نبوده.

ابراهیم در پاسخ به این سوال که آیا دوست دارید ترک کنید می‌گوید: ترک کنم چکار کنم وقتی بیکار هستم؟ جایی ندارم با چه انگیزه ای ترک کنم؟ دولت باید برای بعد از ترک معتادان فکر کند. معتادرا به کمپ می فرستند ترک می کند اما بعد از بازگشت به خانه با بیکاری روبه‌رو می شود و دوباره شروع به مصرف می کند.

از بالای تپه چشم می گردانم و می بینم افراد در زیر درختان گروه گروه نشسته اند و در حال مصرف هستند. سر ظهر می شود و به تعداد افراد افزوده می شود . نگهبان شهرداری راست می گفت، گویی جوانان یک شهر به اینجا سرازیر شده اند. فردی با چهره ژولیده بر گوشه ای از تپه چادر زده است. می پرسم شب ها نمی‌ترسید‌؟می‌گوید چرا باید بترسم مگر چه بلایی باید سرم بیاید. اسمش رضا شیری است او ادامه می دهد: حدود 34 ساله هستم و ازدواج کرده ام و یک فرزند دارم. می گویم خانواده طرد کرده است؟پاسخ می دهد: من آن‌ها را طرد کردم . خانه و یارانه ام را داده ام که زندگی کنند؛ همسرم ناسازگار بود. البته خبرندارند اینجا هستم حتی برادرم فکر می کند شیراز هستم. ترس از آینده اجازه نمی دهد ترک کنیم. اگر ترک کنم ،کجا باید بروم؟

اعتیاد نتیجه بیکاری است

یکی دیگر از افراد در حال پیدا کردن قوطی سیگار است از او می‌پرسم چندسال است مصرف می کنی؟ می گوید آن که دوربین به دست است کیست؟ می گویم همکار من است و آن که همراهش است همکار تو ست. می گوید: حدود 40 سال دارم و 20 سال است که مصرف می کنم یعنی بعد از اینکه از سربازی برگشتم شروع کردم. دوا مصرف می کنم گاهی هم شیشه می کشم اما« گرت »بهتر است.

او در ادامه می گوید: اینجا به راحتی تهیه می کنم و مصرف می‌کنم. همه به اینجا می آیند اما در خانه هم مادرم خبر دارد من مجردم و با این وضع زندگی، نمی توان ازدواج کرد. بارها به زندان رفتم و ترک کردم اما باز بعد از آزادی شروع کرده ام. من 1374 دیپلم گرفته‌ام اما بیکارم. اعتیاد نتیجه بیکاری است.

معتادان از سرمای همدان می‌میرند

او با اشاره به سکونت معتادان همدان در این تپه می گوید: این موضوع ازجنبه­‌های مختلفی قابل بررسی است؛ یکی مساله انسانی است . ده ها انسان معتاد در حفره‌­های این تپه سکونت دارند و با توجه به سرمای شدید همدان، احتمال مرگ تعدادی از آنان تا پایان زمستان بسیار زیاد است. من نمی دانم کدام نهاد دولتی باید به این مساله رسیدگی کند و این بی خانمان­‌ها که تعداد آن‌ها نیز بسیار زیاد است را ساماندهی کند اما نباید اجازه داد فاجعه انسانی رخ دهد.

كشاورزان امنیت ندارند

حضور معتادان بی خانمان باعث اعتراض کشاورزان اطراف تپه پیسا را نیز فراهم کرده است. یکی از زمین‌داران و کشاورزان حاشیه این محوطه تاریخی که نخواست اسمش فاش شود می گوید: چندسال است که از دست معتادان، روزگار ما سیاه است. ما گاهی جرات نمی کنیم محصولات کشاورزی را برداشت کنیم و یا جرات نداریم تنهایی به اراضی سر بزنیم . همیشه مجبوریم دسته جمعی به اینجا بیاییم. امیدواریم مسئولان فکری به حال آن ها و ما بکنند.

گفته می­شود در این محوطه استفاده از سرنگ یا آمپول مشترک رواج دارد و متوسط سن زنان و مردانی که به آنجا مراجعه می کنند و در آن محل سکونت دارند، کمتر از 25 سال است. بیشتر افراد تحصیل کرده هستند و به دلیل اعتیاد از سوی خانواده طرد شده اند. به نظر می‌رسد بهزیستی و کمپ های ترک اعتیاد نتوانسته اند در استان، موفق عمل کنند و اکنون پرسش این است که آیا این معضل بدون آسیب دیدن بی خانمان های تپه پیسا برطرف خواهد شد؟ آیا فعالان مدنی و بنیادهای خیریه توان ساماندهی یک آسیب اجتماعی را دارند؟ یا نهادهای دولتی اراده ای برای حل مساله خواهند داشت؟

روزبه روز تعداد بی‌خانمان­‌های تپه پیسا بیشتر می شود. وجود چنین پدیده‌ه­ایی در کنار یک شهر، خطرات و آسیب­‌های مختلف اجتماعی را به دنبال دارد. امروز تپه پیسا به عنوان محل فروش مواد مخدر شناخته شده است و بسیاری از مصرف کنندگان مواد مخدر آنجا را به عنوان مکانی امن می شناسند و به آنجا مراجعه می کنند.

http://www.ghanoondaily.ir/fa/news/main/71208/%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE


برچسب ها: گورخواب های همدان ، کارتن خوابی در همدان ، روزنامه قانون ،

یکشنبه 12 دی 1395

5 دهه عکاسی و کوهنوردی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

5 دهه عکاسی و کوهنوردی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
5 دهه عکاسی و کوهنوردی
جواد قلی‌زاده سال 1333 در همدان متولد شد. از نوجوانی وارد حرفه عکاسی شد و امروز یکی از قدیمی‌ترین عکاسان همدان به شمار می‌رود....
1395/10/11
 جواد قلی‌زاده سال 1333 در همدان متولد شد. از نوجوانی وارد حرفه عکاسی شد و امروز یکی از قدیمی‌ترین عکاسان همدان به شمار می‌رود. کمتر خانواده‌ای را در همدان می‌توان سراغ گرفت که قلی‌زاده عکس یکی از اعضای آن را ثبت نکرده باشد. ده‌ها هزار نگاتیو، محصول 5 دهه عکاسی او است. رفتار خوش او زبانزد است و همه همکاران او را به مهربانی می‌شناسند. همچنان با لهجه زیبای همدانی صحبت می‌کند و هر جمعه با دوستانش به کوهنوردی می‌رود. خاطرات عکاسی و کوهنوردی او را با هم مرور می‌کنیم.
از کودکی و خانواده‌تان بگویید.
در خیابان شهدا، کوچه ضرابی متولد شدم. به دلیل این‌که لقب جد پدری من قلی‌زاده بود همین نام خانوادگی را انتخاب کردند. اجداد ما دباغ بودند و محل کارشان در دباغخانه همدان بود.
  • دوران تحصیل را کجا گذراندید؟
در خیابان شورین یا شهدای امروز کوچه فرخ‌سرشت مدرسه‌ای به همین  نام بود. تا کلاس ششم در آنجا بودم پس از این‌که سال ششم را تمام کردم پسرعمه‌ای داشتم که گفت همسایه ما شاگرد می‌خواهد. مرا به آقای کریم پشم فروش معرفی کرد که در خیابان بوعلی آن زمان عکاسی داشت. من از سال 1348 در این شغل فعالیت می‌کنم.
  • آن موقع آموزش عکاسی چگونه بود؟
باید عاشق بودی تا کار یاد می‌گرفتی، با دیدن باید می‌آموختی. آموزش و آموزشگاهی وجود نداشت. آن زمان فرد باید ابتدا شاگردی می‌کرد یعنی مغازه را آب و جارو می‌کرد. آرام آرام به تاریکخانه می‌رفت و ظهور و چاپ را یاد می‌گرفت و در نهایت می‌توانست پشت دوربین بایستد و عکاسی کند. من همه این مراحل را گذراندم تا عکاسی یاد گرفتم. استادها و عکاس‌ها چیزی به شاگرد یاد نمی‌دادند خود فرد باید یاد می‌گرفت.
  • با چه دوربین‌هایی کار می‌کردید؟
از سال 1351 با دوربین‌های مختلف شامل دوربین فانوسی، لوبیتل و دوربین‌هایی که به 8تایی معروف بود و کارهای معمولی انجام می‌داد عکاسی می‌کردیم.
  • از چه زمانی مستقل شدید؟
آقای پشم فروش اهل تبریز بود مالک عکاسی پر بود و عکس خوب می‌گرفت. تا سال 1352 شاگرد او بودم. آن سال به خدمت سربازی رفتم 2 سال بعد که برگشتم در مغازه عکاسی سورن در خیابان بوعلی مشغول به کار شدم تا 1356 که خودم مغازه گرفتم.
  • گفته می‌شود بیشتر عکاسان آن زمان از هموطنان ارمنی بودند شما چه رابطه‌ای با آنان داشتید؟
بله عکاس‌های قدیم همدان بیشتر ارمنی بودند؛ سورن، ژوراخان، یوتام، یونان و نوشیک. عکاسی هاله در خیابان تختی متعلق به آقای نوشیک بود، ووا در خیابان بوعلی بود. ارامنه  به عکاسی علاقه‌مند بودند و مردم هم به آنها اعتماد داشتند. در شهرهایی مانند تهران، تبریز و اصفهان ارامنه زندگی می‌کردند و عکاسان معروفی داشتند همان‌طور که مکانیک‌های خوبی بودند. همه این عکاسی‌ها تعطیل شدند. ما همکاری خوبی داشتیم و از همدیگر دارو و فیلم می‌گرفتیم.
  • با عکاسی سورن چگونه کار می‌کردید؟
من زمانی که پیش سورن کار می‌کردم 30درصد درآمد را من می‌بردم و 70 درصد او که مالک عکاسی بود. بسیار مرد خوبی بود. سال 1356 با آقای حبیب سلطانی شریک شدیم و تا سال 1380 با هم کار می‌کردیم. او سهم خود را واگذار کرد. البته پیش از مشارکت من با حبیب سلطانی عکاسی لیدو وجود داشت.
  • عکاسان همدانی در عکاسی پرتره تبحر دارند. از این شیوه در عکاسی بگویید.
معمولا کسانی که خوش‌تیپ بودند مراجعه می‌کردند و ما از آنها عکس پرتر می‌گرفتیم. عکس برخی را که زیباتر می‌شد چاپ و در ورودی مغازه نصب می‌کردیم تا مشتری بیشتری جذب کنیم. گاهی هم عکس‌های آدم‌های معروف را نصب می‌کردیم به طور مثال عکس هنرمندان سینما یا خوانندگان را که در همدان برنامه اجرا می‌کردند یا فیلم می‌ساختند می‌گرفتیم و جلو مغازه نصب می‌کردیم. سر صحنه فیلمبرداری می‌رفتیم و از آنها دعوت می‌کردیم به مغازه ما بیایند و عکسشان را بگیریم. مثلا محمدعلی فردین از هنرپیشه‌هایی بود که عکس او را گرفته بودیم.
  • در عرصه عکاسی خبری هم کار می‌کردید؟
در زمینه عکاسی خبری کار نکردم. بیشتر مهدی استعدادی در روزنامه اطلاعات و آقای شیوا نیز با روزنامه کیهان همکاری می‌کردند.
  • علاقه شخصی شما به چه نوع عکس‌هایی است؟
من به پرتره سیاه و سفید علاقه دارم وعکس کوه‌های ایران را بیشتر دوست دارم. البته عکس‌های کوه را گاهی دوستان برای رسانه‌ها می‌خواهند و در نشریات مختلف داخلی و خارجی چاپ می‌شود. برای کوهنوردی به چند کشور خارجی نیز سفر کرده‌ام. تقریبا تمامی کوه‌های ایران را صعود کرده‌ام و عکس‌های زیبایی گرفته‌ام.
  • با ورود فناوری‌های نوین عکاسی شما چه برخوردی با این پدیده داشتید؟
از زمانی که موبایل آمده عکس ارزش خود را از دست داده. فناوری جدید کیفیت را بالا برده اما عکاس باید بداند دوربین چه کاری می‌کند و خودش هم از دوربین آگاهی داشته باشد. کسانی که با دوربین‌های قدیم آشنایی نداشته باشند با دوربین‌های جدید نیز نمی‌توانند عکس خوبی بگیرند. البته به طور کلی با آمدن این فناوری‌ها وضع عکاسی بهتر می‌شود.
  • برخورد شما با دیجیتالی شدن عکس چگونه است؛ این‌که آلبوم‌های کاغذی کم‌کم از بین می‌روند؟
به نظرم باید عکس چاپ شود تا به زیبایی آن پی ‌ببریم. عکس وقتی چاپ می‌شود بهتر خودنمایی می‌کند و ماندگاری بیشتری هم دارد.
  • هیچ‌وقت سعی نکردید مجموعه‌ای از کارهایتان را به صورت کتاب منتشر کنید؟
یکی از همکاران کارهای خود را چاپ کرد اما متاسفانه استقبال نشد و متضرر شد.
  • رابطه عکاسان با همدیگر چگونه است؟
ما عکاس‌ها را با نام عکاسی‌شان می‌شناسیم آقای شیوا، آقای بیتا، همایون، پرستو، افشین، انعکاس، وحدت، سایه، کاخ، موگه و همکاران دیگر. البته عکاسی افشین تعطیل شد. من 50 سال است عکاسی می‌کنم و با همه عزیزان رابطه خوبی دارم.
  • کسانی که عکاسی‌شان را تعطیل می‌کنند، آرشیو نگاتیوها را چه کار می‌کنند؟
عکاسان معمولا آرشیو خود را به همکاران واگذار می‌کنند. البته باید توافق و علاقه دو طرفه باشد و عاشق کار باشند. گاهی کسی مراجعه می‌کند و عکس 50 سال پیش را می‌خواهد. ما می‌دانیم چه عکاسی آرشیو خود را به کدام عکاسی واگذار کرده و به او معرفی می‌کنیم.
  • از عکاسان دوره‌گرد خاطره دارید؟
عکاسان آماتور روزهای جمعه می‌رفتند و در مناطق توریستی عکس می‌گرفتند و شنبه می‌آورند و ما چاپ می‌کردیم. معمولا در مغازه یک نفر کار ظهور را انجام می‌داد و یک نفر وظیفه مرحله یا چاپ را بر عهده داشت.
  • عاقبت ایجاد موزه عکاسی همدان به کجا انجامید؟
با استاندار صحبت شده مکانی به موزه عکاسی اختصاص داده شود و ما هم عکس‌های قدیمی و تجهیزات در اختیار موزه قرار می‌دهیم. ما همه دوربین‌های قدیمی را حفظ کرده‌ایم چون عاشق کارمان هستیم. کسانی که به این موضوع اهمیت نمی‌دهند عشق و علاقه ندارند. امیدوارم این اتفاق بیفتد و آثار برای آیندگان باقی بماند.
  • خانواده شما به عکاسی علاقه دارند؟
پسر من در همین کار است، عکاسی می‌کند و دخترم نیز در تهران مشغول تحصیل است.
  • به سراغ کوهنوردی برویم، در بین کوه‌ها و قله‌هایی که صعود کرده‌اید به کدام یک علاقه بیشتری دارید؟
من الوند را بیشتر از سایر کوه‌ها دوست دارم و عکس‌های خوبی از آن گرفته ام. با مهدی چیت‌سازیان که متاسفانه قطع نخاع شد سال‌ها به کوه می‌رفتیم. از تفتان تا سردشت را با گروه کوهنوردی زاگرس پیمودیم و من عکس‌های این کوه‌ها را ثبت کردم. از سال 54 که از سربازی آمدم مدام کوه می‌روم. هنوز هر جمعه این کار را انجام می‌دهم. یخچال، تخت نادر و امامزاده کوه از مسیرهای همیشگی من است.
  • از این 5 دهه راضی هستید؟
به آنچه می‌خواستم رسیده‌ام و آرزوی من این است که جوانان کشورم به خوشبختی و سعادت برسند
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/5-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: عکاسی همدان ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 8 دی 1395

«گل خندان» همدان در مازندران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

«گل خندان» همدان در مازندران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گل خندان» همدان در مازندران
ماه گذشته را باید ماه تئاتر در کشور نامید. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، جشنواره رضوی در بندرعباس، جشنواره نمایش‌های خیابانی کاشان و اینک جشنواره نمایش سیاه بازی تبرستان که از 6تا 9 دی ماه در شهر ساری برگزار می‌شود. نماینده استان همدان در این جشنواره محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر همدان است که با نمایش «گل خندان و علیمردان خان» روی صحنه خواهد رفت....
1395/10/08
ماه گذشته را باید ماه تئاتر در کشور نامید. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، جشنواره رضوی در بندرعباس، جشنواره نمایش‌های خیابانی کاشان و اینک جشنواره نمایش سیاه بازی تبرستان که از 6تا 9 دی ماه در شهر ساری برگزار می‌شود. نماینده استان همدان در این جشنواره محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر همدان است که با نمایش «گل خندان و علیمردان خان» روی صحنه خواهد رفت.

همراه با نسیم‌آور
محمود حکمتی‌اطهر از ابتدای دهه 60 با گروه هنری نسیم‌آور به صورت حرفه‌ای وارد حوزه تئاتر همدان شد و بیش از 30 سال است در عرصه بازیگری و کارگردانی فعالیت می‌کند. نمایش ایران به کارگردانی او از پربیننده‌ترین نمایش‌های همدان در سال‌های گذشته به شمار می‌رود.
حکمتی اطهر می‌گوید: از دوران تحصیل در مدرسه ابتدایی وارد کار نمایش شدم و از سال 1358به ‌صورت نیمه حرفه‌ای در همدان کار نمایش را تجربه می‌کنم. با دوستان زیادی در این سال‌ها اجرا داشته‌ام. چه به عنوان بازیگر و چه به عنوان کارگردان با اهالی تئاتر استان همراه بوده‌ام.

همدان پیشگام در نمایش‌های سنتی
وی با اشاره به سابقه نمایش‌های آیینی سنتی در همدان می‌گوید: همدان یکی از شهرهای پیشگام در کار نمایش به‌ خصوص نمایش‌های سنتی و سیاه بازی است. سابقه سیاه بازی در همدان به سال‌های دور می‌رسد.
این کارگردان همدانی به تجربه‌های خود در زمینه سیاه بازی اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: چند کار سنتی و سیاه بازی را در کنار اساتید بزرگی چون استاد عاشورپور تجربه کرده‌ام. نمایش گل خندان و علیمردان خان نوشته نیاز اسماعیل پور است. این کار 3سال پیش در جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان همدان، بخش نمایشنامه‌نویسی مقام نخست را کسب کرد و برگزیده شد. یکی از دوستان کار را به من معرفی کرد و وقتی مطالعه کردم، دیدم متن خوبی است. تمرین این کار را سال 94با هنرمندان شهر همدان شروع کردیم و بهمن ماه 1394 اجرای عمومی و در مدارس داشتیم که متأسفانه از طرف اداره ارشاد همکاری مناسبی نشد و بسیار متضرر شدم.

تلفیقی از چند سبک نمایشی
وی در ادامه با اشاره به داستان نمایش می‌گوید: این نمایش تلفیقی از چند سبک نمایشی است که در آن نویسنده شعر معروف «داشت عباسقلی خان پسری/پسر بی هنر و بی ادبی» سروده ایرج میرزا را با افسانه گل خندان تلفیق کرده است. در افسانه گل خندان مرد تاجری که صاحب فرزند نمی‌شود پس از ورشکستگی و خرابه نشینی صاحب دختری شده است. دختر وقتی می‌خندد از لب‌هایش گل می‌ریزد و وقتی گریه می‌کند اشک‌هایش تبدیل به مروارید می‌شود.
حکمتی اطهر می‌افزاید: نویسنده، شعر علی‌مردان خان ایرج میرزا را که مربوط به دوره قاجار است با افسانه گل خندان تلفیق کرده و با استفاده از ادبیات شفاهی و اشعار عامیانه نمایشنامه را نوشته است. به نظر من اسماعیل پور چند سبک را ترکیب کرده و کار نویی را پدید آورده است.

اهمیت انتقال پیام
این کارگردان تئاتر با اشاره به ارتباط مخاطب امروز با افسانه‌های کهن می‌گوید: مسأله این است که ما چقدر بتوانیم انتقال‌دهنده پیام باشیم. موضوع دیگر به روز شدن قصه، شعر و داستان است. این کار برای گروه سنی نوجوان است و به روز شدن و استفاده از کلمات و اصطلاحات امروزی طبیعتا برای این رده سنی جذابیت ایجاد می‌کند. از کلمات غریب در متن نمایشنامه استفاده نشده، نویسنده در امروزی شدن و این‌که ترکیبی از بیان امروز و دوره قاجار را همزمان داشته باشد عمد داشته است. ما هم خواستیم مناسبات خانوادگی امروز و تکنولوژی روز را داشته باشیم. همچنین پیام اصلی را که برگرفته از شعر مرحوم ایرج میرزا است به تماشاچی رسانده باشیم.
حکمتی اطهر با اشاره به جشنواره سیاه بازی تبرستان می‌گوید: جشنواره ملی سیاه بازی ساری تبرستان سومین دوره خود را سپری می‌کند. در این جشنواره از47نمایش ارسال شده 7 اثر پذیرفته شده است که گل خندان هم جزو آنهاست. جشنواره قرار بود شهریورماه برگزار شود که به دلایلی به دی ماه موکول شد و این تاخیر 4ماهه باعث مشکلات عمده‌ای شد اما گروه نهایت تلاش خود را به کار برده است تا در ساری اجرای خوبی داشته باشیم.

از ارشاد توقع کمک داشتیم
وی ادامه می‌دهد: ما از انجمن نمایش به خصوص اداره ارشاد که متولی فرهنگ و هنر است انتظار داشتیم کمک کنند. متأسفانه اداره ارشاد نه تنها کمک نکرد بلکه مشکلاتی هم افزود و هرگاه گله یا نقدی می‌کنیم مغضوب واقع و طرد می‌شویم. بهمن 94 گفتم که بعد از این کار با این شرایط کار نمی‌کنم؛ توبه‌ای که امیدوارم خدا یاری کند و نشکند. در بخش فرهنگ هنر به ویژه تئاتر مسائل زیادی داریم و آنچه جایی نرسد فریاد است. تنها آرزو می‌کنیم که روزی بخشی از مشکلات تئاتر کم شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%84-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

سه شنبه 7 دی 1395

یک روزنامه ‌نگار جنگی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زندگی نامه ،گفتگو ،

یک روزنامه ‌نگار جنگی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
یک روزنامه ‌نگار جنگی  در همدان
مصطفی بهزادی‌نکو متولد 1340 در همدان است. او یکی از پرکارترین روزنامه‌نگاران پس از انقلاب در همدان است که تجربه‌های بسیاری در رسانه‌های سراسری و محلی دارد و برنامه‌های زیادی را برای رادیو و تلویزیون همدان تهیه کرده است. این روزنامه‌نگار قدیمی که معتقد است عشق به مطبوعات ذاتی است در این گفت و گو از تجربه‌های خود می‌گوید....
1395/10/07
 مصطفی بهزادی‌نکو متولد 1340 در همدان است. او یکی از پرکارترین روزنامه‌نگاران پس از انقلاب در همدان است که تجربه‌های بسیاری در رسانه‌های سراسری و محلی دارد و برنامه‌های زیادی را برای رادیو و تلویزیون همدان تهیه کرده است. این روزنامه‌نگار قدیمی که معتقد است عشق به مطبوعات ذاتی است در این گفت و گو از تجربه‌های خود می‌گوید.
  • اهل کدام محله همدان هستید؟
من در محله جولان که یکی از محله‌های قدیمی همدان است، متولد شدم. پدر من در خیابان اکباتان مغازه عتیقه‌فروشی داشت. او در 9سالگی من به علت عارضه سرطان معده در گذشت.
  • تحصیل را از کدام مدرسه آغاز کردید؟
 6 سال ابتدایی را در مدرسه حافظ درس خواندم و از سال 1347 تا سال 1353 در این دبستان بودم. از کودکی شیفته مطبوعات بودم. آن زمان تنها روزنامه‌ای که در مدرسه توزیع می‌شد روزنامه کیهان بود. حدود سال 1351بود، تک شماره‌هایی به دفتر مدرسه می‌رسید، با سختی می‌رفتم و آن را ورق می‌زدم، نگاه می‌کردم و مدام کلماتی  را که متوجه نمی‌شدم از معلمان می‌پرسیدم. مثلا کیهان تیتری زده بود با عنوان؛ «اولتیماتوم آمریکا به شوروی» و من از آقای شجاع که بسیار فرد مسلطی در تاریخ بودند ‌پرسیدم این کلمه به چه معنا است. به دلیل همین علاقه وارد فعالیت‌های فرهنگی شدم.
  • آن زمان در مدرسه چه فعالیت‌های جنبی رواج داشت؟
یادم هست اولین گروه تئاتر مدرسه را با دوستانم راه‌اندازی کردم. با این‌که ما رادیو و تلویزیون و الگویی نداشتیم تمرین می‌کردیم. خانم و آقای رهبر معلمان هنر ما بودند و ما نزد ایشان تئاتر آموختیم. آقای وکیلیان نیز معلم هنر ما بود که نقش مهمی در یادگیری ما داشت.
  • خارج از مدرسه چه فعالیتی داشتید؟
تنها رابطه ما با جهان بیرون سینما بود. من عاشق روزهای جمعه بودم و تمام دلخوشی من این بود که روز جمعه بروم یک فیلم تماشا کنم. آن روزگار در مقابل سینما صف‌های عجیبی شکل می‌گرفت و برای تهیه بلیت بارها کتک می‌خوردیم. یا زمان‌هایی که خانه بهداشت برای ما فیلم نشان می‌داد روز خوب ما بود. یادم هست روزهایی که می‌دانستیم قرار است از خانه بهداشت یک فیلم نشان دهند با علاقه تمام پرده‌ها را نصب و سالن یا کلاس را آماده می‌کردیم تا به طور مثال 10 دقیقه فیلم آموزش مسواک زدن را با آپارات تماشا کنیم. بعدها یک رادیو تهیه کردم که زمان تنهایی مونس من بود.
  • کتاب‌خوانی را از چه زمانی آغاز کردید؟
بعد از مدتی تمرین توانستیم به خانه جوانان راه پیدا کنیم و کارهای نمایشی را ارائه کنیم. کانون پرورش فکری هم آنجا بود. در آنجا هر ماه یک بار اجازه داشتیم از کتابخانه کانون پرورش فکری که تنها کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان بود کتاب بگیریم. در یک ماه، یک کتاب را بارها می‌خواندم. وقتی قرار بود کتاب را پس بدهم عزا می‌گرفتم. به همین دلیل امروز باید کودکان و نوجوانان شکر کنند که این همه کتاب در دسترس دارند و باید قدر اینها را بدانند. خانه جوانان و کانون مراکز خوبی برای فعالیت رشد کودکان بودند اما به دلیل این‌که بیشتر فعالیت‌های من در مدرسه بود فرصت نداشتم از خدمات این مراکز استفاده کنم.
  • در نوشتن از چه کسی تاثیر پذیرفتید؟
نه در خانواده و نه در مدرسه کسی مرا به روزنامه‌نگاری تشویق نکرد. عشق به رسانه و مطبوعات ذاتی است. انسان باید به روزنامه عشق داشته باشد تا بتواند روزنامه‌نگار شود. هیچ کس نمی‌تواند با تحصیلات آکادمیک و بدون داشتن عشق روزنامه‌نگار موفقی باشد. ذوق، استعداد و خادم نشریات بودن مقوله‌ای دیگر است.
  • این عشق از چه زمانی در شما شکل گرفت؟
ابتدا کار را در مدرسه با روزنامه دیواری شروع کردم.یکی از خوشی‌های من در دوران تحصیل این بود که هر هفته یک نشریه دیواری تهیه کنم و هر لحظه کار خودم را نگاه می‌کردم و لذت می‌بردم.
  • کار حرفه‌ای را با کدام رسانه شروع کردید؟
اولین کار من سال 1356 منتشر شد که مقاله‌ای به مناسبت روز جهانی کودک در هفته‌نامه ندای میهن به صاحب امتیازی حسن حاجیلو چاپ شد. حاجیلو چاپخانه‌ای نیز در پل پهلوان‌های همدان داشت. پس از این مقاله یادداشت‌ها و مقاله‌هایی از سوی حسین زرگریان که هفته نامه ندای اکباتان را منتشر می‌کرد منتشر شد.پس از انقلاب نیز نوشته‌هایم را زنده‌یاد رضا همراه در هفته‌نامه بوعلی چاپ می‌کرد.
  • بعد از انقلاب ارتباطتان با کتاب چطور بود؟
کتاب برای من بسیار مقدس است و من هزاران جلد کتاب هدیه داده‌ام. یکی از علاقه‌مندی‌های من علاوه بر کتابخوانی، بازی با کتاب است. به طور مثال یک مجموعه‌ را خریداری می‌کنم و بخشی را به مسجد یا بخشی را به مدرسه‌ای اهدا می‌کنم. در جریان‌های سال 1357 حضور پررنگی داشتم. چند بار مورد تعقیب ساواک قرار گرفتم و شب‌هایی که در مسجد میرزاداود سخنرانی بود برخی از جوان‌ها کتاب‌های دکتر علی شریعتی و استاد مرتضی مطهری را در طول یک دقیقه به فروش می‌رساندند و توزیع می‌کردند. من در زمان جنگ هرکجا می‌رفتم یک کتابخانه ایجاد می‌کردم. به طور مثال در پادگان آموزشی یک کتابخانه با جعبه‌های تیر کاتیوشا درست کردم. قبل از آزادی خرمشهر سال 1359 پشت بیمارستان طالقانی آبادان در تیپ 23 تکاوران ایران پدافند بودیم تا آبادان سقوط نکند و بانک ملی آبادان اتاق جنگ ما بود.
  • از آن دوران خاطره‌ای دارید؟
یک خاطره خوب دارم؛ با آن که منطقه در زیر شلیک خمپاره بود یک مینی‌بوس آمد و 10، 12 خانم از آن پیاده شدند. گفتند ایام عید است و اینان همسران وزرا هستند و برای سرکشی به جبهه آمده‌اند. من گفتم به مناسبت حضور شما باید یک گلوله توپ شلیک کنیم. یکی از خانم‌ها بحث کرد که کشور در تحریم است و ما نباید گلوله‌ها را هدر دهیم و من اصرار می‌کردم که من دیده‌بان هستم. گفتم بیایید کتابخانه ما را ببینید. بسیار خوشحال شد و در کنار کتابخانه برای ما سخنرانی کرد.
  • برگردیم به روزنامه. دهه 60 کار را چگونه ادامه دادید؟
من تا سال 62 در جبهه بودم و پس از بازگشت از جبهه ارتباطم را با مطبوعات حفظ کردم و کارم را با روزنامه اطلاعات آغاز کردم و به عنوان عکاس خبرنگار عازم جبهه‌ها شدم. آن زمان سیداحمد حجازی سرپرست روزنامه بودند و ما به صورت هفتگی ضمیمه جنگ را برای لرستان و همدان منتشر می‌کردیم. پس از مدتی وارد صدا و سیما شدم و در آنجا هم از خبرنگاران جنگ بودم تا این‌که سال 1370 بیرون آمدم.
  • صدا و سیمای همدان؟
بله در صدا و سیمای مرکز همدان به عنوان گزارشگر، خبرنگار، گوینده، فیلمبردار و نویسنده فعالیت کردم. در برنامه « لبیک یا خمینی»  که هر روز صبح از رادیو همدان پخش می‌شد هم نویسندگی می‌کردم و هم گزارشگری و گویندگی را بر عهده داشتم. یادگاری از من در آرشیو صدا و سیمای همدان باقی مانده به نام «جنگ فرهنگ، ادب و هنر استان» که با بیشتر بزرگان استان مصاحبه کرده‌ام از جمله آیت الله عندلیب‌زاده، عباس فیضی، آیت الله صابری، دکتر علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، علی جهانپور، پرویز اذکایی و قاسم برنا.
  • چرا از رادیو بیرون آمدید؟
به دلایل شخصی. سال 1370 وارد دانشگاه بوعلی شدم و سال 1391 از دانشگاه بازنشسته شدم.
  • گویا روز ازدواجتان به عملیات اعزام شدید؟
ساعت 3 بعد از ظهر با همسرم عقد کردیم. ساعت 8 شب از تلویزیون به من گفتند باید به عملیات بروی و من رفتم و نیمه شب به بانه رسیدم.
  • کجا زخمی شدید؟
من وبلاگی به یاد شهدای حلبچه ایجاد کرده‌ام چون همانجا زخمی شدم. یکی از جاهایی که احساس کردم کاش هیچ وقت به دنیا نمی‌آمدم هنگام دیدن صحنه‌های شهر حلبچه بود.
  • از نشریات محلی بگویید.
هر روزنامه یا نشریه‌ای که در استان چاپ شود تهیه می‌کنم چون برایم مهم است بدانم چه سطحی دارد. حتی در رسانه‌های شهرستانی مانند هفته‌نامه سهیل تویسرکان همکاری کرده ام. با هگمتانه، آوای الوند، محراب، آینده و همدان پیام همکاری کردم و در راه‌اندازی هفته‌نامه آینده نیز نقش داشتم.
  • مسأله مالی چه جایگاهی در فعالیت‌های مطبوعاتی شما داشت؟
آنچه برای من مهم است علاقه است. از نشریات نمی‌توان پول درآورد اما سرپرست‌ها و مدیرمسئولان باید جانب انصاف را رعایت کنند. حتی در صدا و سیما هم این موضوع را رعایت نمی‌کنند؛ دستمزد را یا پرداخت نمی‌کنند و یا محترمانه پرداخت نمی‌کنند.
  •  مهم‌ترین آسیب مطبوعات از نظر شما چیست؟
مطبوعات ما دولتی است در حالی که باید مطبوعات خصوصی‌ترین نهاد باشد. برای این که جهان امروز جهان نرم‌افزار است و دولت در امور سخت‌افزاری به عنوان رقیب بخش خصوصی وارد می‌شود. مطبوعات هم وابسته به دولتند و عملا نتوانسته‌اند به موفقیت برسند وگاهی از یارانه دولتی استفاده می‌کنند که سمی برای روزنامه‌نگاران و رسانه‌هاست.
  • از ویژگی‌های رضا همراه بگویید.
هفته‌نامه« بوعلی» مرحوم رضا همراه بسیار تاثیرگذار بود. نشریه او یک سرو گردن از سایر هفته نامه‌ها بهتر بود. خیلی سخاوتمندانه با مردم برخورد می‌کرد. او بعد از انقلاب با دختر مرحوم بهزادی مجله
« دانستنی‌ها»را راه‌اندازی کرد. همراه بسیار همت بالایی داشت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، روزنامه نگاران همدان ، تاریخ روزنامه نگاری در همدان ،

دوشنبه 6 دی 1395

از پخت نان تا بازی چوگان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

از پخت نان تا بازی چوگان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از  پخت نان تا بازی چوگان
با تلاش و حمایت تشکل‌های غیردولتی از جمله تشکل‌های استان همدان، آثار ناملموسی مانند فرهنگ پخت نان به نام کشورمان ثبت جهانی شده است. این گروه تلاش می‌کنند بقیه آثار ملموس و ناملموس کشورمان نیز به نام ایران ثبت شود....
1395/10/06
با تلاش و حمایت تشکل‌های غیردولتی از جمله تشکل‌های استان همدان، آثار ناملموسی مانند فرهنگ پخت نان به نام کشورمان ثبت جهانی شده است. این گروه تلاش می‌کنند بقیه آثار ملموس و ناملموس کشورمان نیز به نام ایران ثبت شود.

ثبت جهانی نان
بابک مغازه‌ای فعال مدنی در همدان که مسئولیت هماهنگی تشکل‌های حوزه میراث فرهنگی در ثبت جهانی آثار را بر عهده دارد، با اشاره به فرهنگ پخت نان که به تازگی به ثبت جهانی رسیده، می‌گوید: فرهنگ پخت نان‌های تخت و نازک که لواش ایران نیز یکی از آنها است، به عنوان نمادی از تقارب میان فرهنگ‌ها در فهرست مواریث ناملموس جهانی یونسکو به ثبت رسید.
وی ادامه می‌دهد: از آنجا که در فرایند ثبت این اثر جهانی موافقت و همراهی سازمان‌های غیردولتی الزامی است، گروه کاری سازمان‌های غیردولتی حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور نیز در روزهای تعطیلات نوروز 1394 در تلاشی هماهنگ و به یادماندنی با هماهنگی دبیرخانه هماهنگی این مجموعه نامه‌ای را تنظیم و از طریق واحد ثبت آثار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وظیفه خود را به منظور همگامی در این اقدام به انجام رساندند.

11 گردهمایی و 4 نامه
مسئول هماهنگی گروه کاری سازمان‌های غیردولتی حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور اظهار می‌کند : این گروه کاری ( کنسرسیوم) مجموعه‌ای از تشکل‌ها هستند که با هدف حفظ میراث فرهنگی، محیط زیست و ترویج فرهنگ گردشگری و ارتباط آنها با معیشت جامعه محلی و بقای سبک زندگی بومی و محلی از 3 سال پیش با همراهی 15 تشکل اولیه به وجود آمد. گروه تاکنون با بیش از یکصد سازمان غیردولتی توانسته است 11 گردهمایی و 8 نمایشگاه مشترک را برگزار کند و 4 نامه در حمایت از ثبت جهانی آثار ایران به سازمان یونسکو بنویسد.
مغازه‌ای می‌گوید: یکی از این نامه‌ها در مورد حمایت از ثبت جهانی میراث ناملموس پخت نان‌های نازک (تخت) و فرهنگ مشترک لواش،کاتریما، یوپکا و یوفکا در سازمان جهانی یونسکو است. نوروز 1394 زمانی که مشخص شد ایران نیز باید جزئی از این پرونده باشد و این امر علاوه بر تلاش‌های سازمان میراث فرهنگی نیازمند موافقت حداقل 5 سازمان غیردولتی است،تیم اجرایی دبیرخانه گروه کاری توانست حمایت بیش از 50 سازمان غیردولتی را جلب کند و نامه‌ای را به این منظور تنظیم و با همکاری سازمان میراث فرهنگی در اختیار پرونده قرار دهد.
این فعال مدنی در همدان با اشاره به موارد مندرج در این نامه ادامه می‌دهد: در این نامه سازمان‌های غیردولتی موافقت آزادانه و آگاهانه خود را از این امر اعلام کردند. این اتفاق نمود بارزی از جایگاه و تلاش تشکل‌ها در حفظ و حراست از میراث فرهنگی ایران است و اهمیت این نهادهای مدنی را بیش از پیش مشخص می‌سازد. این اولین بار است که نامه با این تعداد امضا در سطحی وسیع به عنوان جزو اصلی یک پرونده ثبت جهانی درج می‌شود و به تمامی زبان‌های دنیا نیز ترجمه خواهد شد.

تلاش برای حفظ بازی چوگان
وی با اشاره به تلاش‌های تشکل‌های غیردولتی در جلوگیری از ثبت چوگان ایرانی به نام کشور آذربایجان می‌گوید: سازمان‌های غیردولتی مذکور پیش از این نامه نیز یک بار به ثبت جهانی چوگان از سوی کشور آذربایجان اعتراض کرده بودند که جنبه اعتراضی داشت و باعث شد آذربایجان شیوه بازی چوگان در منطقه قفقاز را ثبت کند و حق ثبت جهانی چوگان ایرانی برای کشور ما محفوظ بماند. پس از این نامه هم در ثبت جهانی بافت تاریخی یزد (آذر 94) و پرونده کشورمان در ثبت جهانی چوگان ایرانی (فروردین 95) نیز نامه‌هایی را با بیش از یکصد امضا تنظیم و در پرونده‌های مذکور ارسال کردند.
مغازه‌ای اضافه می‌کند : اکنون نیز این گروه کاری کارگروه‌های تخصصی را در زمینه‌های مرتبط تشکیل داده و توان‌افزایی تشکل‌ها و جوامع محلی را سرلوحه کارهای خود قرار داده است. میراث ناملموس اتفاق و شیوه یا فرهنگی است که ‌باید جزئی از سبک زندگی و معیشت مردمان دیروز و امروز هر سرزمینی باشد و ایران نیز در تلاش است تا هرچه بیشتر در زمینه ثبت ملی و جهانی این آثار کوشا باشد.

توجه جهانی به حضور فعالان مدنی
حامد شهسواری یکی دیگر از فعالان مدنی همدان می‌گوید: برای کشورهای توسعه یافته حضور نهادهای مدنی در فعالیت‌های فرهنگی و مطالبه‌گری بسیار مهم است. زمانی که اعضای سازمان‌های غیردولتی با نهادهای دولتی در پیگیری خواست‌های فرهنگی کشور همراه می‌شوند، پذیرش آن در جامعه جهانی بسیار آسان‌تر است.وی می‌افزاید: ما در رویدادهایی مانند ثبت جهانی آثار نباید نگاه محلی خود را فراموش کنیم. یکی از نمودهای حضور فعالان مدنی در پروسه ثبت آثار را سال گذشته در لالجین دیدیم. تلاش تشکل‌های غیردولتی حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان از جمله انجمن سفال لالجین در مراحل مختلف پرونده ثبت جهانی شهر سفال بسیار مهم است. این انجمن یک تشکل تخصصی بود که در کنار نهادهای دولتی به ثبت جهانی لالجین کمک کرد. باید توجه داشت نهادهای بین‌المللی مانند یونسکو به تشکل‌های غیردولتی اعتماد بیشتری دارند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%AE%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%86%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث ناملموس ،

یکشنبه 5 دی 1395

میراث همدان زیرتیغ خصولتی‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،زیست بوم ،

تخریب میراث فرهنگی، اتلاف بیت‌المال در سكوت مسئولان

میراث همدان زیرتیغ خصولتی‌ها

نجمه جمشیدی/ گروه سرزمین/ مجموعه غار علیصدر به حیاط خلوتی برای مسئولان استان تبدیل شده است. تخریب‌ دهانه غار امكان ثبت جهانی را برای همیشه از غار علیصدر گرفته است. در حریم ۷۰ متری كتیبه‌های ثبت شده گنجنامه، شهربازی و مجتمع تجاری ساخته‌اند. تله‌كابین گنجنامه نمی‌تواند درآمدزا باشد چراكه سرعت باد در همدان به ۱۲۰ كیلومتردر ساعت می‌رسد. آرامگاه بابا طاهر عریان به‌آهستگی جلوی چشم مسئولان میراث فرهنگی در میان دیوارهای هتل گم می‌شود. اداره میراث فرهنگی استان نیز به‌دلیل عدم‌توانایی، نتواسته‌‌ سهم میراث فرهنگی را از درآمد غار علیصدر جذب كند. هر روز در محوطه اصلی گنجنامه صخره‌برداری انجام می‌دهند، یك روز پاركینگ و روز دیگر بازارچه و سوئیت‌ می‌سازند. مسئولان به‌دلیل اینكه نمی‌خواهند ‌اشتباه خود را در سرمایه‌گذاری اشتباه و اتلاف بیت‌المال بپذیرند؛ به همین دلیل به‌هر طریقی می‌خواهند گنجنامه را سرپا نگه دارند .

همدان یا هگمتانه نخستین پایتخت ایرانیان؛ یادآور غار شگفت‌انگیز علیصدر، كتیبه‌های بی‌نظیر گنجنامه، شهر تاریخی هگمتانه، شیرسنگی و اشعار شیرین باباطاهر عریان است، هگمتانه را نیز دنیا به‌نام زادگاه و آرامگاه مشهورترین پزشك جهان،«بوعلی‌سینا»می‌شناسند.

بی‌شك این گنجینه ارزشمند، از هر شهری یك قطب گردشگری می‌سازد؛ اما همدان باوجود این گنجینه، تنها یك معبری برای گردشگران است. همدانی‌ها در این سال‌ها خواسته‌اند كه به یك مقصد گردشگری تبدیل شود. برای این كار پروژه‌های بسیاری اجرا كرده‌اند؛ پروژه‌هایی كه نه‌تنها به آن‌ها برای تبدیل شدن به مقصد گردشگری كمك نكرده بلكه موجب از بین رفتن شانس غار علیصدر برای ثبت در یونسكو برای همیشه، تخریب گنجنامه و از بین رفتن حریم منظر آرامگاه بابا طاهر عریان شده است.

تمامی این اتفاقات در سایه مدیریت خصولتی‌ها برای گنجینه با ارزش ایرانیان در همدان رخ داده و میراث فرهنگی نیز در این سال‌ها چشم‌های خود را روی این اتفاقات بسته است.

سهم همدان از علیصدر هیچ است؟!

یكی از مجموعه‌های گردشگری كه به‌تازگی حاشیه‌های فراوانی به‌دنبال داشته مجموعه غار علیصدر است. خبر واگذاری آن به بخش خصوصی آن‌هم تنها به‌مبلغ 700 هزار تومان، افكار عمومی را شوك زده كرد. حسین زندی، فعال میراث فرهنگی در همدان به «قانون» در این‌باره می‌گوید: «مالكیت غار علیصدر با اداره منابع طبیعی است.در سال 71 یك شركت سیاحتی به‌نام علیصدر آن را ثبت كرده است. 40 درصد از سهام این شركت متعلق به اداره میراث فرهنگی و 60 درصد از آن به مجموعه شهرداری و شورای شهر اختصاص دارد. در تمامی این 24 سال میراث فرهنگی درآمدی از این مجموعه نداشته است.»

این فعال میراث فرهنگی ادامه می‌دهد:«طی 24 سال گذشته مجموعه غار علیصدر به حیاط خلوتی برای مسئولان استان تبدیل شده؛ علیصدر یك شركت خصوصی است كه مدیرعامل آن توسط هیات مدیره انتخاب می‌شود. بسیاری از مدیران ارشد استانی در آن سهیم هستند كه در ظاهر خصوصی است اما در باطن دولتی است. تمامی درآمد غار نیز به شماره حساب شركت كه در اختیار مدیرعامل است، واریز می‌شود. اداره میراث فرهنگی استان نیز به‌دلیل عدم‌توانایی و نداشتن قدرت چانه‌زنی، نتواسته‌اند‌ سهم میراث فرهنگی را از درآمد غار علیصدر جذب كنند.»

مساله‌ای كه مطرح می‌شود این است كه آیا شهرداری در این 24 سال گذشته توانسته سهم خود را از درآمد غارعلیصدر دریافت كند؟ زندی در این‌باره خاطر نشان می‌كند:« مسئولان شركت علیصدر اعلام می‌كنند كه در این سال‌‌ها شركت سودی نداشته است اما براساس آمار مسئولان، تنها درآمد فروش بلیط سالیانه غار 19 میلیارد تومان بوده كه این مبلغ به‌جزو درآمد هتل و بازارچه صنایع‌دستی‌ مجموعه علیصدر است. اگر به‌گفته هیات مدیره شركت، علیصدر مجموعه زیان‌ده بوده و سودی برای‌ آن‌ها نداشته است چرا آن را واگذار نمی‌كنند و یا اینكه مجموعه را تعطیل نمی‌كنند تا بیشتر از این به غار آسیب وارد نشود.

درطی سال‌ها این شركت، علیصدر را از یك غار طبیعی به غار دستكن تبدیل كرده‌اند. در ابتدا غار یك ورودی بسیار كوچك به‌اندازه عبور تنها دو نفر داشت اما درحال حاضر حتی یك خوردو نیز می‌تواند تردد كند. این تخریب‌ها امكان ثبت جهانی را برای همیشه از غار علیصدر گرفت. چه خسارتی بالاتر از این می‌توانستیم به غار علیصدر وارد كنیم.»

علیصدر با 700 هزار تومان به خصولتی‌ها واگذار شد

پس از انتشار خبرواگذاری غار علیصدر به‌مبلغ 700 هزار تومان، دیوان محاسبات به این مساله ورود كرد. فیاض شجاعی، دادستان دیوان محاسبات، درباره این واگذاری گفت: «غار علیصدر همدان از آثار ملی ثبت شده و منحصر به فرد در کشور و حتی در دنیاست که اخیرا متوجه شدیم طبق تصمیمات مسئولان این استان، به‌طورغیرقانونی به شرکتی سیاحتی با نام علیصدر واگذار شده است. این شرکت، خصوصی است و حتی شماری از مدیران دولتی نیز در آن مسئولیت دارند. با ورود دیوان محاسبات استان با هماهنگی دیوان محاسبات کشور کارگروهی برای بررسی این واگذاری تشکیل شد که پس از بررسی ها ایراد دیوان محاسبات وارد شناخته و این واگذاری لغو شد. البته بهره‌برداری از این غار قابل اجاره دادن است و در قالب مقررات می‌توان آن را اجاره داد اما در بررسی‌ها مشخص شد حتی اجاره بهای سالانه آن را فقط ۷۰۰ هزار تومان تعیین کرده بودند درحالیکه درآمد این شرکت خصوصی از محل فروش بلیت دیدن این غار،سالانه ۱۹ میلیارد تومان است.»

دادستان دیوان محاسبات اطلاعات كافی نداشته

اما محمودرضا عراقی معاون عمرانی استاندار همدان با بیان اینکه اطلاعات کافی به دادستان دیوان محاسبات داده نشده است گفت:« واگذاری غیرقانونی غارعلیصدر به بخش خصوصی را به صراحت تکذیب می‌کنم. از 25 سال قبل براساس اصل 44 قانون اساسی غارعلیصدر از طرف دولت با بخش عمومی غیردولتی به‌صورت مشارکتی اداره می‌شد.» وی با اشاره به اینکه شرکت سیاحتی علیصدر خصوصی نبوده است، تصریح کرد:« 40 درصد سهام این شرکت مربوط به دولت، شامل سازمان ایرانگردی و جهانگردی بوده و 40 درصد سازمان همیاری شهرداری‌ها و 20 درصد شهرداری همدان در این شرکت سهم دارند.»

رییس هیات مدیره شرکت سیاحتی علیصدر با بیان اینکه غارعلیصدر تا چند سال پیش به طور کامل زیان‌ده بوده است، ادامه داد:« غارعلیصدر سالانه 2 میلیارد تومان سود داشته که تماما صرف هزینه‌ها شده و اگر تا کنونی سودی هم داشته حاصل دولت و شهرداری شده است. 300 کارگر و کارمند در مجموعه غارعلیصدر فعالیت دارند که درآمد غار هزینه‌ حقوق کارکنان، امور جاری غار و نگهداری و توسعه غار شده است.در غارعلیصدر اصلا بحث اجاره مطرح نیست و طرح این مساله کاملا اشتباه بوده و به‌نظر می‌رسد اطلاع کافی دراین‌باره به دادستان داده نشده است.اینکه گفته شده غارعلیصدر سالانه 19 میلیارد تومان درآمد دارد، باید این موضوع را هم درنظر گرفت که هزینه حقوق کارکنان این مجموعه 10 میلیارد تومان است و از طرفی سایر هزینه‌ها از جمله هزینه نگهداری، تعمیر، خیابان‌کشی و توسعه در قبال درآمد انجام گرفته و باهم توازن دارد.»

تیشه مسئولان بر ریشه گنجنامه

مسئولان همدانی درحالی از زیان‌ده بودن غار علیصدر سخن می‌گویند و این پتانسیل بالقوه گردشگری را رها كرده‌اند كه تمامی برنامه‌ریزی‌های خود را به پروژه‌ای كه هیچ سودی نداشت، اختصاص دادند. تله‌كابین گنجنامه ،پروژه‌ای كه كلنگ آن با حاشیه‌های فراوانی زده شد و پس از چند سال بی‌سود بودن آن محرز شد.

حسین زندی با اشاره به ماجراهای تله‌كابین گنجنامه می‌گوید: « این پروژه، علی‌رغم مخالفت‌های بسیار در كنار دو اثر ارزشمند كتیبه‌های گنجنامه و آبشار كه جزو آثار منحصربه‌فرد دوره هخامنشی است، اجرا شد. آن زمان دو هكتار از محوطه بالادست گنجنامه به شركت توریستی تفریحی گنجنامه واگذار شد. اما زیاده‌خواهی دوستانی كه سهام‌دار این شركت هستند تا جایی پیش رفت كه علاوه‌بر اینكه محوطه میدان را نابود كردند؛ هر روز در محوطه اصلی گنجنامه صخره‌برداری انجام می‌دهند، یك روز پاركینگ و روز دیگر بازارچه و سوئیت‌ می‌سازند. اعتراضات فعالان و دوستداران میراث فرهنگی همدان نیز به‌جایی نمی‌رسد چراكه گوش شنوایی برای آن نیست.»

مالك گنجنامه كیست؟

این فعال میراث فرهنگی یادآور می‌شود:« داستان واگذاری و مدیریت گنجنامه شباهت بسیاری به غار علیصدر دارد. درصدی از آن متعلق به بخش خصوصی و درصد دیگری نیز دولتی است اما مسئولان شفاف‌سازی نمی‌كنند كه متعلق به كدام نهاد و یا ارگان دولتی است تنها مدیرعامل شركت گنجنامه در آخرین اظهار نظر گفته‌اند كه تنها 25 درصد از این مجموعه متعلق به ایشان است.»

به‌هر قیمتی می‌خواهند گنجنامه سرپا بماند

زندی با اشاره به اینكه گنجنامه از همان ابتدا برای احداث تله‌كابین مناسب نبود، تصریح می‌كند:« تله‌كابین نمی‌تواند درآمدزا باشد چراكه سرعت باد در همدان بالای 80 كلومتر در ساعت است و به 120 كیلومتر نیز می‌رسد. در این شرایط شما نمی‌توانید سوار تله‌كابین شوید. علاوه‌بر این تله‌كابین در شهری به سود دهی می‌رسد كه گردشگرپذیر باشد. همدان، مقصد گردشگری نیست بلكه یك معبر گردشگری است.

باوجود همه این مسائل؛ مسئولان می‌خواهند از طریق وام و بودجه‌هایی كه به گنجنامه هر ساله تزریق می‌كنند، به‌ هر طریقی آنجا سرپا بماند چون نمی‌خواهند اشتباه خود را در سرمایه‌گذاری اشتباه و اتلاف بیت‌المال بپذیرند.»ورود فاضلاب مجموعه گنجنامه به رودخانه آن و مشكلات زیست محیطی آن، بخش دیگری از اصرار مسئولان براجرای طرح‌های غیركارشناسی است.زندی در این‌باره می‌گوید:«در ابتدا این پروژه دركنار تله‌كابین یك هتل نیز طراحی شده بود اما هیچ‌گاه قرار نبود كه شهربازی، رستوران و مجتمع‌های تجاری احداث شود. فاضلاب تمامی این مجموعه بدون تصفیه مستقیم وارد رودخانه گنجنامه می‌شود و بعد از آن وارد آب شرب همدان می‌شود. یكی دیگر از مشكلات گنجنامه ساخت شهربازی و مجتمع تجاری در حریم 70 متری كتیبه‌های ثبت شده گنجنامه است. متاسفانه تمامی این تخریب‌ها در سكوت اداره میراث فرهنگی همدان انجام می‌شود.»

آرامگاه بابا طاهر در میان دیوارهای هتل گمشده

میراث دیگری كه در همدان قربانی بی‌تدبیری مسئولان شده، آرامگاه بابا طاهر عریان است. آرامگاهی كه به‌آهستگی جلوی چشم مسئولان میراث فرهنگی در میان دیوارهای هتل گم می‌شود. به‌گفته زندی، هتلی در كنار آرامگاه بابا طاهر عریان ساخته شده كه سالانه بر طبقات این هتل افزوده می‌شود و حریم منظر آرامگاه از بین رفته است. او دراین‌باره می‌گوید:« این هتل بدون توجه به قوانین میراث فرهنگی، بر طبقات خود افزوده‌ است. این اقدام موجب شده که منظره آرامگاه باباطاهر عریان از زاویه جنوبی کور شود. هتل باباطاهر همدان، در ضلع شمالی میدان و حریم اصلی آرامگاه باباطاهر عریان قرار دارد و طبق مصوبات قانونی، هیچ بنایی نباید بلندتر از ساختمان آرامگاه ساخته شود.

بر پایه مصوبه قانونی سازمان میراث فرهنگی، تا شعاع ۱۵۰ متری حریم منظر بناهای تاریخی، نباید مجوز ساخت ساختمانی را داد که بلندتر از این بناها باشد. اگر گردشگری از سمت جنوب و تهران وارد استان همدان شود، به جای دیدن نمایی از آرامگاه باباطاهر با بنای یک هتل روبه‌رو می‌شود که چشم‌انداز آرامگاه را کور کرده است. این هتل علاوه‌بر مرتفع‌تر کردن این بنا، نمای آن را با استفاده از آلومینیم ، نوسازی کرده‌اند. این در حالی است که باید در ساخت و ساز اطراف بناهای تاریخی، از مواد متناسب با معماری بومی استفاده شود.»

میراث با ارزش ایرانیان در هگمتانه با قدمتی سه هزار ساله به‌راحتی زیر تیغ خصولتی‌ها در سكوت مسئولان تخریب می‌شود و آب از آب تكان نمی‌خورد در این میان هم صدای اندك فعالان و دوستداران میراث فرهنگی نیز به‌جایی نمی‌رسد.

http://www.ghanoondaily.ir/fa/news/main/70603/%D9%85%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86----%D8%B2%D9%8A%D8%B1%D8%AA%D9%8A%D8%BA-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%AA%D9%8A%E2%80%8C%D9%87%D8%A7


برچسب ها: روزنامه قانون ، حسین زندی ، غارعلیصدر ، گنجنامه ،

یکشنبه 5 دی 1395

لالایی برای تئاتر کودک

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

لالایی برای تئاتر کودک

نویسنده: حسین زندی
لالایی برای تئاتر کودک
بیست و سومین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شنبۀ گذشته با اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. درهای دبیرخانه تا جشنواره سال آینده بسته شد، اما پرونده آن همچنان باز است....
1395/10/04
 بیست و سومین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شنبۀ گذشته با اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. درهای دبیرخانه تا جشنواره سال آینده بسته شد، اما پرونده آن همچنان باز است. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان و میزبانی این رویداد هنری در همدان، مهم است. اگر به آسیب‌ها توجه نشود، هر روز از کیفیت آن کاسته و دچار روزمرگی و تکرار می‌شود. روند فعلی نشان می‌دهد که جشنواره دچار افول است. به نظر می‌رسد یکی از راه‌های رهایی از رخوت این است که نقدهای موجود و پیشنهادها از طریق رسانه‌های جمعی در طول سال مطرح شود تا دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان اگر گوش شنوایی داشته باشند، برای بهبود کیفیت این رخداد تلاش کنند.
 جای خالی منتقد و نقد در تئاتر همدان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان مشهود است. بیشتر خبرها و گزارش‌ها بازتاب سخنان مسئولان برگزاری جشنواره، مدیران استانی و برخی چهره‌های هنری که به عنوان داور یا میهمان در این جشنواره حضور داشتند، بود و نقدی از آثار در رسانه‌ها ارائه نشد. حتی نشستی برای نقد آثار برگزار نشد. گفته می‌شد حضور برخی آثار راه یافته از همدان به دلیل امتیاز میزبانی همدان بود و این آثار از کارهای دیگر استان‌ها ضعیف‌تر به نظر می‌رسید. شایسته بود برگزارکنندگان پاسخ این شبهات را می‌دادند. بی‌پاسخ ماندن نظر مخاطبان منطقی به نظر نمی‌رسد. دیگر این که با راه‌یابی آثار ضعیف نه فقط سطح کیفی جشنواره سقوط می‌کند، سطح سلیقه مخاطب را هم تنزل می‌دهد. انتظار می‌رود پس از 23 سال برگزاری یک جشنواره، میهمانان یک گروه تشریفات حرفه‌ای را ببینند. چنین چیزی در جشنواره امسال دیده نشد. همچنان گروه تشریفات به خبرنگاران و تماشاگران بی‌احترامی می‌کردند و به غیر از چند پیشکسوت تئاتر که مسئول سالن بودند، دیگران برخورد مناسبی با تماشاگران نداشتند.
 از نقدهای شفاهی به راه یافتگان جشنواره، دوری از تخصص در تئاتر ایرانی بود. از جمله این‌که به طور مثال تعداد محدودی نویسنده و کارگردان تئاتر با روان‌شناسی آشنا هستند. متولیان جشنواره، برگزاری کارگاه‌های آموزشی از جمله آموزش تئاتر خلاق را از امتیازهای جشنواره امسال برشمردند. در حاشیه جشنواره بیست وسوم بیشتر کارگاه‌های آموزشی تقریبا خالی بود و گاهی کمتر از 5 فراگیر در این کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی شرکت می‌کردند در حالی که می‌توانستند این فرصت را در اختیار دانشجویان هنر در همدان یا حتی مهدکودک‌ها قرار دهند تا مربیان با این فعالیت‌ها آشنا شوند. جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان به 2 هفته پیش از برگزاری و زمان برگزاری آن محدود است. بقیۀ سال، دبیرخانه تعطیل است. این روند نمی‌تواند در تقویت تئاتر کودک و نوجوان کشور مفید
باشد. گفته می‌شود بیشترین رقم در این جشنواره برای اقامت و خوراک هزینه می‌شود. در شهری که قیمت اقامت در هتل و غذاخوری حدود 50 درصد از سایر استان‌های کشور گران‌تر است، این رقم نادرست به نظر نمی‌رسد. ضمن این‌که بیشتر میهمانان از غذاها و اقامت ناراضی بودند و این که میهمانان هرسال فقط در یک هتل اقامت کنند، رویۀ درستی نیست. در جشنوارۀ بیست و سوم تعداد غایبان تئاتر همدان بیشتر از حاضران بود و در طول برگزاری جشنواره کسی ندانست چه عاملی باعث رنجش این کارگردانان و بازیگران  شده بود که در این رویداد مهم هنری سال استان حضور نداشتند.
 از ضعف اطلاع‌رسانی، نداشتن لوگو و نادیده گرفتن ظرفیت‌های استانی مانند استفاده نکردن از سفال لالجین در جشنواره که بگذریم درون‌مایه بیشتر نمایش‌های این جشنواره به ویژه در بخش بین‌الملل صلح، محیط زیست و موسیقی بود. کاش این پیام‌ها به گوش متولیان فرهنگ در بخش دولتی استان و برگزارکنندگان جشنواره می‌رسید.
حسین زندی
روزنامه‌نگار
https://goo.gl/zYKBWN


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

یکشنبه 5 دی 1395

پیوند تئاتر همدان و خوزستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

پیوند تئاتر همدان و خوزستان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پیوند تئاتر همدان و خوزستان
محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. مهیمنی دوره‌ای از زندگی خود را در شوشتر گذراند و نقش مهمی در رشد تئاتر این خطه داشت به همین دلیل می‌توان وی را پیونددهنده تئاتر همدان و شوشتر دانست....
1395/10/04
 محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. مهیمنی دوره‌ای از زندگی خود را در شوشتر گذراند و نقش مهمی در رشد تئاتر این خطه داشت به همین دلیل می‌توان وی را پیونددهنده تئاتر همدان و شوشتر دانست.مهیمنی اواخر دهه 70پیش از دچار شدن به بیماری 3کتاب منتشر کرد؛ مجموعه شعر «سفر سفر» که تعدادی از سروده‌های اجتماعی و عاشقانه او را در برمی‌گیرد، «نخبه‌شناسی در جامعه کشی» که به جامعه شناسی استبداد می‌پردازد و اوضاع اجتماعی ایران، تاریخ، جنبش‌ها و قیام‌ها را در دوره‌های مختلف بررسی می‌کند و کتاب «گ‍ف‍ت‌‌و گ‍وی‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ت‍م‍دن‌ه‍ا» که مسائل صلح جهانی را تحلیل می‌کند.

از زبان همسر
مریم رازانی همسر زنده‌یاد مهیمنی می‌گوید: شاید هستی در آخرین دم‌های حیات دستی به شفقت پیش آورده بود تا آن کوه رنج را برای حرکت به سوی «آنجا که اینجا نیست» یاریگر بشود و کوه نه به پای خویش‌ که بردست یاریگرش برخاست، به راه افتاد، در راه جان داد، دردها از او گریخت و آرام شد.
رازانی می‌افزاید: پایانی نه آن چنان تلخ برای کوه مردی که عمری رنج هستی و آدمیان را به دوش کشیده بود و در بستر مرگ هم حتی برای آوارگان جهان می‌گریست. هیچ‌گاه به جرأت از ته دل نخندید، به جرأت دست به غذا نبرد و خود را به هیچ اندوخته‌ای نیالود. و پایان انسانی که تارو پودش از عشق بود، نفسش از درد و دغدغه‌اش «باور» جز این چه می‌توانست؟

گلایه یک فعال فرهنگی
یک فعال فرهنگی با اشاره به همزمانی درگذشت محمدعلی مهیمنی و برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان می‌گوید: انتظار می‌رفت گوشه‌ای از این رویداد هنری به استاد محمدعلی مهیمنی اختصاص می‌یافت و یادی از او و تلاش‌هایش در عرصه تئاتر می‌شد. درست است که زنده‌یاد مهیمنی در حوزه کودکان کار نکرده است اما کودکان و نوجوانان زیادی را با تئاتر و بازیگری آشنا کرده است. تعداد زیادی از اهالی تئاتر همدان که امروز به عنوان نویسنده، بازیگر و کارگردان فعالیت می‌کنند شاگرد او بودند.
علی نائینی ادامه می‌دهد: در طول جشنواره بارها از برگزارکنندگان آن تقاضا کردیم برنامه کوچکی به این آموزگار هنرمند اختصاص دهند اما برای رفع تکلیف تنها دوبار اسم او را بردند. اگر امروز ما از تئاتر همدان نام می‌بریم یا در این شهر به تماشای نمایشی می‌نشینیم آن را مدیون بزرگانی چون سیف‌الله گلپریان، رضا همراه، حسن بیابانی، برادران بیابانی، ایراندخت میرهادی و محمدعلی مهیمنی هستیم. نباید دیگران فکر کنند ما مردم فراموشکاری هستیم پس بهتر است قدر بزرگان را بدانیم.

دلنوشته‌های زنده‌یاد
در یکی از آخرین نوشته‌های او در صفحه خصوصی‌اش آمده است: «بیماری، سخت، به جانم چنگ انداخته و رهایم نمی‌کند. هر بار روزهای بیشتری را در بیمارستان سپری می‌کنم. در برابر، با بار بیشتری بیرون می‌آیم. پرسش برانگیز است که من هرگاه به بیماری پیش پا افتاده‌ای دچار بودم، می‌بایست پزشکان خیلی پیش بدان پی‌برده بودند. درگذشت زنده‌یاد کیارستمی و آنچه در گوشه وکنار درباره‌ مرگ وی شنیده می‌شود ‌، انسان را به اندیشه می‌برد که آیا به‌راستی بهداشت و درمان ما نیز بیمار است؟ نکته‌ای شایان بررسی ژرف است و من چنان دردمند‌م که بیش از این توان نوشتن ندارم. تا چه پیش آید!...»

   زندگی نوشت
محمد علی مهیمنی سال 1324 در همدان به دنیا آمد و پس از پایان دوران تحصیل به استخدام آموزش و پرورش درآمد. او از اوخر دهه 40 خورشیدی تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود و شاگردان زیادی را پرورش داد. مهیمنی نقش مهمی در رشد تئاتر شوشتر داشت، بیشتر اهالی تئاتر شوشتر به طور مستقیم و غیرمستقیم خود را شاگرد او می‌دانند. به همین دلیل خوزستانی‌ها او را بنیانگذار تئاتر نوین شوشتر می‌دانند.
محمدعلی مهیمنی در شوشتر نمایش «سفر به کره مریخ» را در سال 1348و نمایش «رنگ سرخ اسکانس‌ها» را در سال 1349نوشت و کارگردانی کرد. او همچنین نمایش «عاقبت قلم‌فرسایی» نوشته زنده‌یاد غلامحسین ساعدی را در سال 1350 کارگردانی کرد.
مهیمنی اوایل دهه 60 به زادگاه خود همدان منتقل شد و واپسین سال‌های خدمت معلمی را در دبیرستان‌های همدان سپری کرد. تسلط او بر درس‌هایی که باید ارائه می‌کرد و قدرت بیان او در تدریس در کنار تحلیل مسائل گذشته و حال، او را محبوب شاگردان کرده بود. به همین دلیل مهیمنی را نماد روشنفکری دهه60در آموزش و پرورش همدان می‌دانند.او چه در زمان آموزگاری و چه پس از بازنشستگی هنر را رها نکرد و گروه‌ نمایشی او تولیدات زیادی را برجا گذاشت. پس از بازنشستگی چند نمایش و تله تئاتر از جمله تله فیلم «سربخش» را تولید کرد و در چند نمایش از کارگردانان همدانی بازی کرد. از جمله «تراژدی فرود» به کارگردانی حسین صفی. او همچنین در 2 فیلم سینمایی به نام‌های « آلبوم»( 1383) و« توکیو بدون توقف »(۱۳۸۱) بازی کرد. مهیمنی دستی نیز در موسیقی داشت و نوازنده تار بود اما  به دلیل سال‌ها بیماری ساز را کنار نهاده بود.
این هنرمند پس از یک دوره بیماری روز شنبه 20 آذرماه 1395 در همدان از دنیا رفت و در قطعه هنرمندان باغ بهشت این شهر به خاک سپرده شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، محمد علی مهیمنی ،

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو