تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب مهر 1395
چهارشنبه 28 مهر 1395

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،کتاب ،

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم....
1395/07/28
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
در دوران تحصیل، انشاهای من بچه‌ها را خوشحال می‌کرد چون یک ساعت کامل کلاس را با خواندن انشا پر می‌کردم. از همان دوران نوشتن برایم جدی‌تر شد.
  • چه شد به کتابخوانی گرایش پیدا کردید؟
بوی کاغذ کتاب‌های درسی در ابتدای سال مرا جذب می‌کرد.کتاب‌ها و مجلات تا همین امروز برای من عطر جذابی دارند و مرا وا می‌دارند آنها را ورق بزنم. ورق زدن عطر را پخش می‌کند و بعد یک کنجکاوی بی‌نام و نشان است که مرا می‌کشاند به دنیای خواندن.
  • از معلم‌ها چه تاثیری می‌گرفتید؟ فضای مدرسه شما را به کتابخوانی تشویق نمی‌کرد؟
بسیار زیاد. آن زمان بیشتر معلم‌ها کتابخوان بودند و بدون شک روی دانش‌آموزان هم تأثیر می‌گذاشتند. تمام کتاب‌هایی را که دبیران معرفی می‌کردند بدون استثنا می‌خریدم و می‌خواندم.
  • پس از دوران تحصیل رابطه شما با کتاب چگونه بود؟
هرگز به یاد ندارم رابطه‌ام با کتاب قطع شده باشد. حال و هوای عطر کاغذ کتاب و دفتر هنوز با من هست و هر کتاب خوبی که می‌بینم، جذب می‌شوم.
  • در همدان شما را به عنوان یک منتقد جدی سینما می‌شناسند، سینما چقدر در نوشتن شما نقش داشت؟
سینما اولین بود برای من. با تمام جذابیت‌هایی که داشت و دارد. از زمانی که به گوشه پرده نگاه می‌کردم که ببینم این آدم‌ها از کجا به روی پرده می‌آیند تا امروز که خیره می‌شوم به کارهای آقای عباس کیارستمی تا ببینم آیا صحنه‌ها کارگردانی می‌شوند یا نه.
  •  گرایش شما به ادبیات داستانی بیشتر است یا فیلمنامه؟
صد در صد فیلمنامه. با این اندیشه که فیلمنامه‌ای باشد برای خواندن. با گریز به فضای قصه و داستان در پرداختن سکانس‌ها می‌توان آن‌را خواندنی‌تر کرد. یعنی ایجاد یک فصل مشترک بین فیلمنامه و داستان.
  • همدان چقدر در نوشته‌های شما حضور دارد؟
من هرگز این شهر را ترک نکردم و نخواهم کرد. هر گوشه‌اش دنیایی است. محله‌ها هر کدام شبه فرهنگ خاص خود را دارند. کوچه‌ها و آدم‌ها تمام زاویه‌های باز و بسته این شهر شناور در تمدنی است که می‌توان سال‌ها از آن‌ها گفت.
  • وضعیت نویسندگان همدانی را چگونه می‌بینید؟ کارهایشان را دنبال می‌کنید؟
نویسندگان ما بیشترشان خوبند. هریک به قسمتی از فرهنگ این شهر پرداخته‌اند.من به دوستانم توصیه می‌کنم ابتدا باید کتاب همشهریان و هموطنان خود را مطالعه کنند.
  • در نوشتن از چه مکتبی پیروی می‌کنید؟
از مکتب مادرم با قصه‌هایی که برایم می‌گفت و دوستانم وقتی فیلمی را تعریف می‌کردند که من ندیده بودم. بعد که فیلم را می‌دیدم جذابیت فیلمی را که آنها تعریف کرده بودند نداشت.
  • نگاه نرگسان برآیند سال‌ها زندگی است.عشق در کوچه پس کوچه‌های خاکی و پشت بام‌های گل اندود و صحراهای گسترده با رودخانه‌های خروشان با آدم‌هایی که درخانه‌های بدون برق زندگی می‌کردند و عشق می‌ورزیدند. همان داستان ازلی و ابدی عشق. داستان عاشقانه نیست داستانی است از عشق درباره عشق.
  • ایده فیلمنامه نگاه نرگسان چگونه پدید آمد؟
راه صبح آفتابی چطور؟
ایده داستان از زندگی چندماهه در روستای تازه کند از توابع ماکو در سال 1349 شکل گرفت.
  • این نکته که اسامی شخصیت‌ها ساخته و پرداخته خود شماست و منحصر به فیلمنامه‌های شماست چه علتی دارد؟
آدم‌های خاص زندگانی خاص خودشان را دارند. اسم‌های خاص فاصله‌ای را ایجاد می‌کند برای آن‌ها در تفاوت‌هایشان با آدم‌های معمولی.
  • شما شناخت خوبی از سینما دارید. چقدر به فکر ساختن فیلم با  این فیلمنامه‌ها هستید؟
هدف اصلی من از انتشار این 2 فیلمنامه خواندن شان برای عموم است. بعدها شاید خدا خواست و یک تهیه‌کننده هم پیدا شد و فیلمی نیز تهیه شد.در واقع ساختن فیلم اولویت بعدی است.
  • در سال‌های اخیر کمتر کسی در همدان اقدام به انتشار فیلمنامه کرده است. فکر می‌کنید کار شما چه تاثیری بر فیلمنامه‌نویسی استان خواهد داشت؟
نمی‌توانم بگویم چه تاثیری دارد. ابتدا باید کتاب خوانده شود تا بازخورد آن مشخص شود. همدان نویسندگان خوبی دارد، امیدوارم در همدان شاهد انتشار فیلمنامه نیز باشیم.
  • چرا کتابتان را به ناشران همدان نسپردید؟
مدیر انتشاراتی که کتاب را چاپ کرد دوست من بود، به همین دلیل کتاب را در تهران منتشر کردم.
  • از کارهای بعدیتان بگویید.
یک مجموعه قصه آماده انتشار دارم. پس از انتشار آن فیلمنامه‌های بعدی را منتشر خواهم کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، قیلم نامه نویسی در همدان ،

چهارشنبه 28 مهر 1395

غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،فرهنگ عامه ،گفتگو ،

غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان
پرده‌خوانی در همدان قدمت دیرینه دارد اما این روزها رو به فراموشی است و باید احیا شود....
1395/07/28
پرده‌خوانی در همدان قدمت دیرینه دارد اما این روزها رو به فراموشی است و باید احیا شود.
 قدیمی‌ها تابلوهایی را که حسین قوللر آغاسی، محمد مدبر و حسین همدانی روی پارچه‌ای می‌کشیدند و یک پرده‌خوان می‌آمد و آن پرده را تشریح می‌کرد به یاد دارند. دهه‌های 30 و 40 خورشیدی شب‌های جمعه که از راه می‌رسید مردم همدان به گورستان روی می‌آوردند. برخی به خاطر درگذشتگان خود و برای آمرزش مردگان حلوا و خرما توزیع می‌کردند اما برخی از مردم برای سرگرمی به گورستان می‌رفتند  زیرا پرده‌خوان‌ها، معرکه‌گیرها، پهلوان‌ها و مداح‌ها در آنجا بساط پهن می‌کردند. در فضای گورستان جایی که دیواری وجود داشت مانند مسجد حاج کلب‌علی که در جوار گورستان و غسالخانه بود پرده‌خوان‌ها حضورداشتند. پرده یا تابلو نقاشی پارچه‌ای را به دیوار مسجد نصب می‌کردند و برای حاضران که اطراف تابلو گردهم آمده بودند تعریف و تشریح می‌کردند.

حس و حال مردم
پژوهشگر تاریخ همدان با اشاره به حس و حال مردم در هنگام تماشای پرده‌خوانی‌ها می‌گوید: حس و حال مردم جنبه‌های متعددی داشت. برخی اعتقادات مذهبی داشتند و زمانی که فرد پرده‌خوان وقایع کربلا و رخدادهای این حادثه را شرح می‌داد این افراد تاثر خاطر پیدا کرده و گریه می‌کردند. اما عده‌ای نیز برای سرگرمی به این مراسم مراجعه می‌کردند و از تماشای نمایش پرده‌خوان و شیوه اجرای پرده‌خوانی لذت می‌بردند. پرده‌خوانی یا تابلوگردانی‌ شغل بود و منبع کسب درآمد به شمار می‌آمد.
نصرالله آژنگ می‌افزاید: تابلو شامل موضوعات مختلفی بود. به طور مثال داستان تنور خولی از این قرار بود که سر امام حسین (ع) را در یک تنور به نام خولی مخفی می‌کنند تا از دست افراد دشمن در امان باشد. در این تابلو لشکر ابن زیاد را نقاشی کرده بودند که صف‌آرایی کرده و در مقابل این تنور و لشکر امام ایستاده‌ بودند. برخی تابلوها دربرگیرنده تصویری از حضرت عباس (ع) بود و سوار بر اسب در حالی که مشک آبی در دست داشت به طرف رود فرات می‌‌رفت تا برای اردو و لشکر امام حسین (ع) آب بیاورد. علاوه بر این‌ها یک سری تابلو بود که جنبه رزمی داشت.وی می‌افزاید: تابلوهای رزمی هم که دارای اجرای متفاوتی بود طرفداران خودشان را داشت. کسانی که افسانه و داستان‌های رزمی و شاهنامه‌ای را بیان می‌کردند، تلاش می‌کردند لحن حماسی به خود بگیرند و به صورت نقالی بود اما کسانی که تابلوهای دینی را تشریح می‌کردند به صورت حزن‌انگیز بود که مردم متاثر شوند و پول بیشتری پرداخت کنند. پرده‌خوان‌های تابلوهای رزمی با تابلوهای مذهبی تفاوت داشتند. معمولا شاعران علاقه زیادی به تابلوهای رزمی و حماسی داشتند.
آژنگ درباره تابلوهای رزمی توضیح می‌دهد: این تابلوها یا پرده‌ها بیشتر از داستان‌های شاهنامه بود؛ جنگ رستم و اشکبوس، جنگ رستم و سهراب، بیژن و منیژه، در چاه کردن بیژن، آمدن برزو به ایران و جنگ با رستم. صحنه نبرد این داستان‌ها را نقش کرده و روی پارچه به تصویر کشیده بودند و شرح می‌دادند.

استقبال کودکان
این پژوهشگر تاریخ همدان به استقبال مردم همدان به خصوص کودکان از این پرده‌خوانی‌ها اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: بچه‌های کوچکی کنار پرده‌خوان‌ها و معرکه‌گیرها گرد می‌آمدند و گاهی شیطنت و شلوغ‌کاری می‌کردند و معرکه‌گیرها، پرده خوان‌ها و مارگیرها از دست برخی از این بچه‌ها به ستوه می‌آمدند.
وی ادامه می‌دهد: آن زمان بچه‌ها کلاه برسر می‌گذاشتند و زمانی که شلوغ می‌کردند معرکه‌گیرها کلاه آنها را برداشته و به دورترین نقطه‌ای که می‌توانستند پرتاب می‌کردند. به نظر می‌رسد ضرب‌المثلی که می‌گوید: «کلاهت پس معرکه است» هم از این جا آمده باشد.
خیلی از مردم این داستان‌ها و اشعار را به ذهن می‌سپردند و در گفت‌و‌گوهای روزانه از این داستان‌ها بهره می‌بردند. افراد اهل تحقیق هم بودند و یادداشت‌برداری می‌کردند. من هم در دوره نوجوانی از این آیین‌ها یادداشت برداری می‌کردم.
آژنگ می‌افزاید: کودکان هم از صحنه‌های رزمی تاثیر می‌گرفتند و در بازی‌ها نقش رستم یا سهراب را بازی می‌کردند و شخصیت‌ها و پهلوان‌های پرده‌ها به عنوان قهرمان در ذهن آنان نقش می‌بست.

پرده‌خوانی در گورستان
این پژوهشگر تاریخ همدان در پاسخ به این سوال که آیا پرده‌خوانی در همه گورستان‌های همدان برگزار می‌شد، می‌گوید: همدان گورستان‌های متعددی داشت اما این مراسم در مجموع در گورستان اصلی برگزار می‌شد. این گورستان در مکان فعلی دانشکده معماری بود. از جمله گورستان‌های قدیمی شهر گورستان میرزاتقی بود که بعدها روی آن دبیرستان شاهدخت سابق، ساختمان بیمارستان شیر و خورشید و فروشگاه فرهنگیان ساخته شد.
وی اضافه می‌کند: گورستان «شیدان» یا شهیدان که در محله جوادیه بود،گورستان ارامنه، کلدانی‌ها و آشوری‌ها که در محل خیابان طالقانی فعلی قرار داشت و بعدها بیمارستان اکباتان را روی آن ساختند. گورستان یهودی‌ها که درسر پل مراد و مسیر رودخانه‌ای که از روستای دیوین وارد شهر می‌شد قرار داشت بعدها از سوی یک از شهرداران همدان به پارک تبدیل شد.
گورستان «دو گوران» که در خیابان پاستور فعلی قرار داشت و دبیرستان پروین اعتصامی روی آن ساخته شد. گورستانی هم در قسمت شمالی شهر درکنار محله جولان قرار داشت. شهر چند گورستان پراکنده دیگرهم داشت. چند قبر یا تک قبر در محله‌های مختلف قرار داشت از جمله قبر «پلویی» که در نزدیکی حمام قلعه قرار گرفته بود.

احترام به پرده‌خوان‌ها
به گفته آژنگ هم پرده‌خوان‌ها از حرمت و احترام زیادی برخوردار بودند هم کسانی که نقاشی‌ها را کشیده بودند بسیار جایگاه خاصی داشتند.
این پژوهشگر می‌گوید: به خصوص کسانی که هنرشناس بودند ارزش و اعتبار خاصی برای آنان قائل بودند چون گذشته همین مردم را نشان می‌دادند و تاریخ را بیان می‌کردند چه تاریخ افسانه‌ای چه مذهبی و چه تاریخ واقعی. این‌ها بیان‌کننده تاریخ این مردم بودند به همین دلیل مردم نیز زندگی آنان را تامین می‌کردند و برخورد مناسبی با آنها داشتند.زمانی که تحت تاثیر قرار می‌گرفتند پول بیشتری می‌دادند چون زندگی این‌ها با اجرای پرده خوانی که هفته‌ای یک شب بود می‌گذشت.

هنر فراموش‌شده
وی ادامه می‌دهد: بیشتر تعزیه‌خوان‌ها در پای همین مراسم وارد تعزیه‌گردانی شدند. البته ممکن است گاهی شرایط خاصی به وجود بیاید و جرقه‌ای در زندگی کسی زده شود و درصدد این کار بربیاید. پرده‌خوانی هم نوعی آیین نمایشی است و می‌تواند موثر باشد.
 بیشتر افرادی که در همدان نقاش بودند به این پرده‌ها نیز علاقه‌مند بودند از جمله سیف الله گلپریان که  از معروف‌ترین نقاشان همدان بود.
به آژنگ می‌گویم پرده‌خوانی در حال نابودی است و دیگر اجرا نمی‌شود، برای احیا و حفظ این آیین‌ چه پیشنهادی دارید و او می‌گوید: متاسفانه از بین رفته و پیشنهاد من این است که ابتدا نقاشان علاقه‌مند به سنت‌ها کارهایی را هم در این زمینه انجام دهند تا یادآوری شود.
قدم بعدی این است که نهادهای متولی فرهنگ مانند وزارت ارشاد و سازمان میراث فرهنگی با آموزش و ارائه مشوق بتوانند افرادی را جذب کنند.
با برگزاری کلاس از سوی افرادی که شناخت دارند می‌توان این آیین نمایشی را احیا کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نصرالله آژنگ ، نقالی ،

سه شنبه 27 مهر 1395

ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،هنر ،

ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری
نمایشگاه خوشنویسی انجمن خوشنویسان همدان از 24 تا 29 مهرماه در گالری فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است...
1395/07/26
نمایشگاه خوشنویسی انجمن خوشنویسان همدان از 24 تا 29 مهرماه در گالری فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است. سیدعطاءالله سرمدی رئیس انجمن خوشنویسان همدان و مدرس خوشنویسی متولد سال 1338در شهرستان خمین است اما از کودکی در همدان زندگی می‌کند. او درباره این نمایشگاه و فعالیت‌های این نهاد هنری توضیح می‌دهد.این نمایشگاه به مناسبت هفته خوشنویسی با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان همدان با هدف اشاعه هنر خوشنویسی بین جوانان و نوجوانان برگزار می‌شود. تلاش شده تا این مهم در ماه محرم و همزمان با عزاداری امام حسین(ع) انجام پذیرد تا هنرمندان خوشنویس هم همراه با سایر اقشار در شهر همدان در این سوگواری سهیم باشند.
  • چه تعداد کار و از چه کسانی در این نمایشگاه به نمایش در آمده است؟
حدود 50 اثر در نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گرفته است. این آثار از سوی 30 نفر از اساتید و فارغ‌التحصیلان ممتاز وفوق ممتاز انجمن خوشنویسان شعبه همدان نگاشته شده است.
  • نمایشگاه بعدی انجمن چه زمانی برگزار می‌شود ؟
نمایشگاه بعدی انجمن خوشنویسان شعبه همدان یک نمایشگاه جمعی است که قرار است در آذرماه و در فرهنگسرای شفق تهران برگزار شود.
  • از چه زمانی به خوشنویسی علاقه‌مند شدید؟
پدرم علاقه بسیار زیادی به هنرخوشنویسی داشت و علاقه‌مند بود که در این رشته هنری فعالیت کنم. به همین دلیل همواره مرا تشویق به آموختن این هنر می‌کرد.
  • در خوشنویسی به دنبال چه هستید؟
فراگیری هنر عشق است و این موهبت الهی نصیب هرکسی نمی‌شود، به همین دلیل باید همواره شاکر بود. کسی که هنری را دنبال می‌کند در درجه اول روح خود را پالایش می‌کند. خوشنویسی هنری است که روح را رها و جسم را منزه می‌کند. همچنین با توجه به این‌که در این هنر با آیات و احادیث و اشعار زیبا و عرفانی در ارتباط هستیم تزکیه نفس را هم به دنبال خواهد داشت.
  • نزد کدام یک از استادان قدیم این هنر را آموختید؟
در شهر همدان قبل از ارتباط با انجمن خوشنویسان از محضر استاد زحمتکش و محبوب مرحوم استاد حسن دانشفر فیض بردم. پس از آن خط نستعلیق را در محضر مرحوم استاد عبداله فرادی و خط شکسته نستعلیق را در محضر یگانه خط شکسته استاد یداله کابلی خوانساری آموختم.
  • از وضع خوشنویسی استان در گذشته بگویید.
شهر همدان پیشینه بسیار قوی در هنر خوشنویسی دارد.از آن میان می‌توان به محمد طاهرخان درجزینی ملقب به کاتب همایون اشاره کرد که از شاگردان بنام میرزا غلامرضااصفهانی بود و شاگردانی چون مرحوم حسن زرین خط وعلی اکبرخان کاوه را تعلیم داد. پس از ایشان فرزند ارشدشان مرحوم غلامحسین همایونی راه پدر را دنبال و در مدارس به امر تعلیم اقدام کرد. سپس مرحوم حسن دانشفر و مرحوم جواد رحیمیان تلاشگر اشاعه هنر در این شهر بودند.
  • پیش از تشکیل انجمن خوشنویسان در همدان هنرمندان این حوزه در چه قالبی فعالیت می‌کردند؟
پیش از تشکیل انجمن خوشنویسان اساتید فن در منازل خود اقدام به تشکیل کلاس‌های خوشنویسی کرده وعلاقه‌مندان این هنر را تعلیم می‌دادند. کلاس‌های خوشنویسی مستقیما زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره می‌شد تا سال 1366که انجمن خوشنویسان شعبه همدان رسما پا گرفت.
  • شما از چه سالی وارد انجمن شدید؟
درسال 1366فارغ التحصیل ممتاز انجمن خوشنویسان ایران شدم و در سال 1370 کلاس‌های شکسته انجمن را اداره کردم. در سال 1372 به عضویت شورای انجمن درآمدم و در سال1386تاکنون به عنوان رئیس انجمن خوشنویسان شعبه همدان در خدمت علاقه‌مندان و هنرمندان شهر همدان هستم.
  • در دوران مسئولیت شما چه تغییراتی در انجمن رخ داده است؟
از زمان شروع مسئولیت من با همراهی اعضای شورا برنامه‌ریزی‌های مدونی برای پیشبرد اهداف انجمن در دستور کار قرار گرفت، کلاس‌های انجمن را افزایش دادیم، از کتابخانه‌های موجود در شهر برای ایجاد کلاس‌های خوشنویسی بهره بردیم و به دلیل وجود بافت مذهبی در همدان اقدام به تشکیل کلاس‌های خوشنویسی مخصوص خانم‌ها کردیم. در این کلاس‌ها برای تدریس از مدرسان خانم استفاده می‌شود.
  • تعامل شما با اداره فرهنگ و ارشاد  اسلامی چگونه است؟
با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز اداره ارشاد شهرستان سعی کردیم همه ساله اقدام به برگزاری نمایشگاه‌های جمعی و انفرادی و نیز جشنواره خوشنویسی با حضور اساتید بنام خوشنویسی کشور کنیم.
  • انجمن چه تعداد عضو دارد ؟
انجمن خوشنویسان شعبه همدان به دلیل داشتن بیش از 400 فارغ التحصیل ممتاز و نیز بیش از 150 عضو جزو شعب درجه یک کشور محسوب می‌شود.
  • در سال جاری چه برنامه‌هایی داشتید؟ رویکردتان برای آینده چیست؟
در سال جدید تاکنون موفق به برگزاری 4 نمایشگاه جمعی، 2 نمایشگاه انفرادی و3 برنامه بازدید از نمایشگاه خارج از استان شده ایم. بنای آن را داریم که تا پایان سال 2 نمایشگاه جمعی داخل شهر و2نمایشگاه خارج از استان و همچنین جشنواره خوشنویسی استانی را برگزار کنیم.
  • شما پیگیر ساخت ساختمان انجمن بودید. موفق شدید زمین مورد نظر را بگیرید؟
با تلاش بی‌وقفه و همراهی و مساعدت اعضای شورای اسلامی شهر و نیز شهردار همدان موفق به اخذ قطعه زمینی به مساحت 375 متر مربع در بلوار بعثت شدیم که کلنگ ساخت آن سال 1393با حضور چهره ماندگار خوشنویسی کشور استاد غلامحسین امیرخانی و مسئولان شهری به زمین زده شد.آن زمان همه هنرمندان خوشنویس امید آن را داشتند بهترین رخداد هنری در این شهر رقم بخورد و شهر همدان در زمره معدود شهرهایی قرار گیرد که هنرمندان خوشنویس آن سرپناهی برای خود داشته باشند. اما به‌رغم پیگیری‌های مستمر این مهم میسر نشده است.
  • مشکل در کجاست؟
زمانی که به شورای اسلامی شهر مراجعه می‌کنم، می‌گویند ما مصوب کرده‌ایم در اختیار شهرداری است. زمانی که به شهرداری مراجعه می‌کنم می‌گویند مکان تخصیص داده شده هنوز تملیک نشده است. جای تعجب آن که چطور در زمینی که هنوز تملک نشده کلنگ زده می‌شود.اگر چنین است از قطعات دیگر قطعه‌ای به همان متراژ در اختیار این انجمن قرار گیرد. بسیار خسته شدم و دیگر خجالت می‌کشم از این‌که مدام به شورای اسلامی شهر و شهرداری مراجعه کنم. این در حالی است که بنده باید پاسخگوی استاد امیرخانی که برای کلنگزنی دعوت شدند و همچنین سایر هنرمندان خوشنویس این شهر باشم.
  • در شرایط کنونی چه انتظاری دارید؟ پیشنهاد شما چیست؟
در آینده‌ای نزدیک انتخابات شورای اسلامی شهر همدان شروع خواهد شد و با انتخاب شورای جدید مصوبات شورای قبل به فراموشی سپرده خواهد شد. شهردار هم احتمالا به سلامتی بازنشسته خواهند شد و مشخص نیست تکلیف هنرمندان خوشنویس وآرزوهای چندین و چند ساله‌شان مبنی بر تحقق داشتن سرپناه و جایگاه و پایگاه هنری همانند دیگر سایر استان‌های بزرگ کشور چه می‌شود؟ این منصفانه نیست. از اعضای شورای اسلامی شهر و شهردار تقاضا دارم این موضوع را در دستور کار خود قرار دهند و به وعده خود عمل کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خوشنویسی همدان ، انجمن خوشنویسان همدان ،

سه شنبه 27 مهر 1395

پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست

نویسنده: حسین زندی خبرنگار
پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست
یکی از طرح‌هایی که برای حفظ هویت تاریخی شهر از سال‌های دور پیگیری شده، پیاده‌راه‌سازی دایره اول شهر همدان است در این طرح 6 خیابان منشعب از میدان اصلی شهر به پیاده‌راه تبدیل می‌شود با این رویکرد و آثار و اماکن موجود در دایره اول و دوم شهر حفظ می‌شود...
1395/07/26
 یکی از طرح‌هایی که برای حفظ هویت تاریخی شهر از سال‌های دور پیگیری شده، پیاده‌راه‌سازی دایره اول شهر همدان است در این طرح 6 خیابان منشعب از میدان اصلی شهر به پیاده‌راه تبدیل می‌شود با این رویکرد و آثار و اماکن موجود در دایره اول و دوم شهر حفظ می‌شود. از سال 1384 هر از چندگاه این طرح در انجمن شهر و رسانه‌ها مطرح نقل مجالس می‌شد، اما اراده‌ای برای تصمیم‌گیری در مدیران شهری درباره آن وجود ندارد. اردیبهشت‌ماه امسال اعضای شورای اسلامی شهر تصویب کردند شهرداری اجرای پیاده‌راه را در 2 خیابان از 6 خیابان اصلی آغاز کند. پس از این تصمیم، اجرای طرح در خیابان بوعلی آغاز و مقرر شد به محض پایان یافتن سنگفرش این خیابان، اجرای طرح در خیابان اکباتان ادامه یابد. اجرای سنگفرش خیابان بوعلی همدان ادامه دارد و اگر شهرداری به وعده خود عمل کند، به زودی اجرای طرح به خیابان اکباتان خواهد رسید. اجرای طرح پیاده‌راه‌سازی در خیابان اکباتان نیز مانند بوعلی مخالفان و موافقانی دارد. بیشتر کسبه و فروشندگان و مالکان در این خیابان با اجرای طرح مخالف اما بسیاری از کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی و گردشگری با اجرای مشروط آن موافق هستند. فعالان میراث فرهنگی می‌گویند مدیران شهری تصمیم گرفته‌اند 6 خیابان اصلی را برای ایجاد پیاده‌رو سنگفرش کنند و ببندند، اما 6 خیابان دیگر را به قیمت تخریب بافت قدیم شهر در میانه این خیابان‌ها ایجاد کرده‌اند.
 نگاهی به کولانج، محوطه سرگذر و آقاجانی بیک این ادعا را ثابت می‌کند که نه فقط ورود اتومبیل و وسایل نقلیه به مرکز شهر کمتر نشده، بلکه روزبه‌روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود. کارشناسان یکی از شرط‌های اصلی اجرای این طرح را بسته‌ شدن همزمان خیابان‌ها می‌دانند چون دایره مرکزی شهر این روزها رفته‌رفته به 12 خیابان تبدیل شده. آنها می‌پرسند اگر قرار بر این است که تعداد وسایل نقلیه‌ای که در مرکز شهر تردد می‌کنند، تغییر نکند یا بیشتر شود، چه ضرورتی برای بستن خیابان‌های اصلی و ایجاد پیاده‌راه وجود دارد یکی از انتقادهایی که به این طرح وارد شده، ساده‌انگاری در اجرای آن است.
 برای این تصمیم مهم بررسی جنبه‌های مختلف شهرسازی از جمله امور اجتماعی ضروری است، اما مدیران شهری فقط سنگفرش کردن خیابان را از دیگر استان‌ها کپی‌برداری کرده‌اند. بازآفرینی و احیای عناصر کهن از نیازهای اصلی در اجرای این طرح است که نادیده گرفته شده نماهای بناها، دیواره‌ها، تابلوهای فروشگاه‌ها، فضای سبز فراموش شده‌اند.
 حال که طرح در خیابان‌های بوعلی و اکباتان به صورت همزمان اجرا می‌شود، باید این 2 خیابان را با هم در نظر گرفت و در استفاده از عناصر مشترک، نمادها و نشانه‌ها و معماری این 2 خیابان در چیدمان و مبلمان شهری بهره برد. آرامگاه بوعلی سینا و تپه باستانی هگمتانه نمادهای اصلی 2 خیابان و یکی از سنگ آذرین و دیگری از خشت خام است و برای هماهنگی با این 2 نماد بهتر است از هر دو مصالح بومی استفاده شود. این در حالی است که مصالح جدید از جمله کامپوزیت و سرامیک در فضای دیداری و بصری این خیابان‌ها بیشتر خو‌دنمایی می‌کند.
به طور کلی پیوست فرهنگی اجتماعی طرح پیاده‌راه‌سازی ضعیف است وبه نظر می‌رسد در اجرا هم ضعیف‌تر خواهد شد. پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست بلکه از نظر زیبایی شناختی احیای بافت قدیم گزینۀ مهم است.
 گردشگری پایدار با محور و رویکرد گردشگری فرهنگی در این طرح باید لحاظ شود. همچنین ایجاد سرزندگی و به نمایش گذاشتن هویت تاریخی این خیابان با ایجاد فضای جمعی و پیاده همراه با امکانات و مبلمان مناسب ضروری خواهد بود.


برچسب ها: همشهری همدان ، پیاده راه اکباتان ،

دوشنبه 26 مهر 1395

دوچرخه سواری برای صلح و دوستی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

دوچرخه سواری برای صلح و دوستی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
دوچرخه سواری برای صلح و دوستی
سید مسعود طباطبایی جانباز 65 درصد جنگ است. او سال 1365 در عملیات نفت شهر مجروح شد و اکنون 27 سال پس از جنگ همچنان در حال مبارزه با دشمنان این سرزمین است...
1395/07/25
سید مسعود طباطبایی جانباز 65 درصد جنگ است. او سال 1365 در عملیات نفت شهر مجروح شد و اکنون 27 سال پس از جنگ همچنان در حال مبارزه با دشمنان این سرزمین است. او امروز مهم‌ترین دشمن کشورش را وضع بحرانی آب و محیط زیست و تخریب میراث نیاکانش می‌داند. به همین دلیل پابه رکاب شده و سوار بر یک دوچرخه در حال رساندن پیام صلح و دوستی و پاسداری از ارزش‌های فرهنگی است.
طباطبایی که 55 سال سن دارد 3 مرتبه همه استان‌های کشور را رکاب زده است و بالاترین رکورد را در گردشگری با دوچرخه ایران دارد. او هفته گذشته به عنوان یکصد و ششمین استان و برای پنجمین بار با دوچرخه وارد شهر همدان شد و مورد استقبال فعالان مدنی و گردشگری قرار گرفت. طباطبایی در خانه بومگردی ورکانه با فعالان محیط زیست و گردشگری همدان دیدار کرد و پس از پایان مراسم با خانواده محمد قادری قهرمان دوچرخه‌سواری همدان که این روزها برای درمان بیماری سرطان به آمریکا سفر کرده دیدار و آرزو کرد بعد از بهبودی محمد قادری سفر مشترکی را با وی با دوچرخه آغاز کنند.این دوچرخه سوار از استان کرمانشاه وارد همدان شد و سفر خود را با دوچرخه به طرف تهران از سر گرفت. او در گفت وگو با همشهری از سفرهایش با دوچرخه می‌گوید.
  •  از انگیزه ایرانگردی با دوچرخه بگویید. چند وقت است که رکاب می‌زنید؟
دور اول گردشگری با دوچرخه را سال 1390آغاز کردم. این برنامه به عشق پرچم 3 رنگ ایران شروع شد و با شعار ایثار تا سال 93 در 51 استان رکاب زدم. برنامه دوم با پرچم سبزرنگ با شعارهای محیط زیستی و حفاظت از منابع ملی، طبیعی و فعالیت‌های انسان دوستانه بود که سال 1394 انجام شد و 34 استان را رکاب زدم. دور سوم دوچرخه سواری به استان‌های ایران را به عشق رنگ سفید پرچم ایران (نماد صلح و دوستی اقوام ایران زمین) با شعار صلح در سال 95 آغاز کردم.
  • سفر به همدان در قالب این برنامه است؟ دور سوم از چه تاریخی آغاز شد؟
این سفر به مناسبت روز ارتش (29 فروردین) از لشکر 58شاهرود آغاز شد و به سمت تهران رکاب زدم. سپس همزمان با روز ملی خلیج فارس(10 اردیبهشت) از یزد تا بندر عباس با سومین تور دوچرخه‌سواران اقوام ایرانی همراه شدم. این برنامه را 10 نفره انجام دادیم. سپس برنامه‌ها را از توس به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز آزادسازی خرمشهر به سمت استان خوزستان ادامه دادم و تا استان البرز رکاب زدم.
  •  با دوچرخه به دماوند هم صعود کردید، درست است؟
در بین این برنامه‌ها، برنامه دیگری را اجرا کردیم و با دوچرخه‌های سایکل توریستی به دماوند صعود داشتیم. در بین راه یکی از دوستان دچار ارتفاع زدگی شد و بار دوم هم دوست دیگری به مشکل خورد اما چون هیچ کاری را نیمه‌کاره نمی‌گذارم، 3بار به تنهایی از جبهه جنوبی صعود کردم. این برنامه که از دریاچه ارومیه تا دماوند بود یادمان محیط‌بانان شهید بود و به مناسبت بزرگداشت جانباختگان محیط زیست صورت گرفت.
  • از مشکلات سفر بگویید. جانباز بودن مانعی برای سفرتان ایجاد نمی‌کند؟
ادامه سفر من از قم به مرکزی و سپس خوزستان بود. از 25خرداد ماه از توس شروع کردم و 6 شهریور به دهلاویه خوزستان رسیدم. اول شهریور دچار مشکل قلبی شدم و در خوزستان بستری شدم اما پس از ترخیص به رکاب زدن ادامه دادم. 3 روز پیش هم در استان ایلام به دلیل وجود گردنه‌های زیاد دچار مشکل شدم و ایلام را از سفرم حذف کردم. در ادامه این سفر در همدان هستم که در واقع یکصد و ششمین استانی است که رکاب زده‌ام. ادامه سفرم از همدان یادمان زنده‌یاد بهمن گلبارنژاد جانباز عزیزی است که در ریو از خط پایان زندگی با نام ایران و ایرانی با افتخار گذشت. هدف این است که در روز چهلم این عزیز، به صورت گروهی بر سر مزار او در خوزستان درخت بکاریم.
ما در بخش مسائل حفاظت از میراث تاریخی و محیط زیست فقر زیادی داریم. هر حرکت کوچکی می‌تواند جرقه‌ای باشد برای آیندگان تا این منابع حفظ شود.
  • بیشتر برنامه‌های شما مناسبتی است. این روش اجرای برنامه چه تاثیری روی جامعه دارد؟
تاکنون برنامه‌ای که به صورت عمومی اجرا شود هم داشته‌اید؟
امسال طرح ملی شناسنامه‌دار کردن درخت از تولد تا ازدواج را ارائه کردم که مورد موافقت ریاست سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری قرار گرفت.
  • درباره این طرح توضیح می‌دهید؟
با اجرای این طرح هرکسی می‌تواند به اداره منابع طبیعی مراجعه کند، یک اصله درخت بگیرد و در جایی که دوست دارد بکارد. پس از آن بار دیگر به منابع طبیعی مراجعه می‌کند و شناسنامه آن درخت را گرفته و تقدیم فرد مورد نظر می‌کند. این طرح به جای اهدای دسته گل، شیرینی و کادو در مناسبت‌های مختلف از جمله جشن تولد، ازدواج، فارغ‌التحصیلی، روز پدر، روز مادر ومناسبت‌های دیگر می‌تواند اجرا شود.
  • این طرح تاکنون در جایی اجرا شده است؟
این طرح ابتدای امسال در استان خراسان رضوی آغاز و شناسنامه‌ها طراحی شده. قرار است هر استانی نماد منطقه خود را در شناسنامه بگنجاند. مثلا اگر نماد همدان آرامگاه بوعلی است در شناسنامه تصویر آرامگاه را بیاورند.
طرح سایکل‌توریست در همه‌گیر شدن دوچرخه به عنوان وسیله نقلیه  عمومی چه تاثیری داشته است؟
اگر بسترسازی مناسب باشداین طرح می‌تواند تاثیر داشته باشد. به خصوص در شهرهای بزرگ به دلیل نداشتن طرح‌های کارشناسی شده و بسترسازی مناسب در این زمینه ناکام بوده‌ایم. برای مثال گاهی طرح‌های غیرکارشناسی مانند سه‌شنبه‌های بدون خودرو مطرح می‌شود که اشتباه است.
  • به چه دلیل اشتباه است؟
هر طرحی زیرساخت نداشته باشد ناموفق خواهد بود.ابتدا باید خط سبز یا مسیر سبز دوچرخه سواری ایجاد کنند، امنیت برای دوچرخه سوار ایجاد شود، شرایط آسان خرید دوچرخه درنظرگرفته شود و کسی که می‌خواهد سوار دوچرخه شود کارت ورزشی داشته باشد، سپس از چنین طرحی سخن بگویند. اکنون این کار کارشناسی نشده است. در چنین شرایطی من به عنوان پدر خانواده با چه امنیتی به فرزندم اجازه دهم در این شهرهای شلوغ سوار دوچرخه شود؟ فکر می‌کنید چند درصد مردم ما به این کارزار یا طرح پیوسته‌اند؟ بیشتر در فضای مجازی و تبلیغاتی است.
  •  تاکنون در سفر به یکصد و 6 استانی که عنوان کردید چه مسافتی را رکاب زده‌اید؟
تاکنون مسافتی را که طی کرده ام حساب نکرده‌ام. دوستانی که تمام استان‌ها را رکاب زده‌اند می‌گویند 22هزار کیلومتر است. من به نام ایران 3 بار استان‌ها را رکاب زده‌ام و 380 اصله درخت کاشته‌ام، اما این‌که چند کیلومتر مسافت داشته نمی‌دانم.
  • تاکنون چند بار به همدان سفر کرده‌اید و برخورد مردم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این پنجمین سفر من با دوچرخه به همدان است. متاسفانه ضعیف‌ترین برخورد و استقبال را مسئولان همدان داشتند اما مردم شهر، تشکل‌های گردشگری و فعالان مدنی جبران کرده و سنگ تمام گذاشته‌اند. اگرچه در این سفر از مسئولان استان گله‌مند هستم اما خوشحال هستم که فعالان مدنی همدان به استقبالم آمدند. امیدوارم روزی برسد که مسئولان استان همدان به موضوع دوچرخه‌سواری بیشتر توجه کنند.
  •  هدف نهایی شما از این همه رکاب‌زنی چیست؟
سال 1365 در لشکر 58 تکاور ذوالفقار در سومار نفت شهر مجروح شدم و همیشه با شوخی به دوستان می‌گویم: «من چون در سال 65 مجروح شدم و 65 درصد جانباز هستم تا 65 سالگی رکاب زدن را ادامه می‌دهم». اما این شوخی را یک تلنگر به هموطنانم می‌دانم که ذهن مردم را به این مسأله معطوف کنم تا به سفر پاک و حفاظت از میراث طبیعی و تاریخی سرزمینمان توجه کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مسعود طباطبایی ، دوچرخه سواری همدان ،

شنبه 24 مهر 1395

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»
«اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است...
1395/07/24
 «اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است. مهشید شریف تحصیلکرده علوم رفتاری و سال‌هاست در کشور سوئد زندگی می‌کند اما آثارش را در ایران منتشر می‌کند و معتقد است مخاطب اصلی کتاب‌های او در ایران هستند. اسم من نیلی ششمین رمان مهشید شریف است که به زبان انگلیسی درآمریکا هم منتشر شده است. به بهانه انتشار این کتاب با مهشید شریف نویسنده همدانی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • داستان اولیه اسم من نیلی چگونه شکل گرفت؟
خیلی سخت است که بگویم ایده این کتاب از کجا آمد و جرقه نوشتن اسم من نیلی چگونه زده شد، اما زمان نوشتن روشن و محسوس بود که متاثر از فضای کاری خودم بودم. من سال‌ها در سوئد زندگی کرده‌ام و سال‌ها با افراد 14 تا 24 سال، جوانان بزهکار و افرادی با ناهنجاری‌های رفتاری کار می‌کردم و کم و بیش با دنیای آنان و مسائل آنها به خصوص با بخش‌های پنهان دنیای حسی آنها آشنا بودم. داستان اسم من نیلی متاثر از این قشر است.
  • یعنی به صورت مستقیم از سرگذشت این افراد استفاده کردید یا شخصیت‌های رمان شما با شخصیت‌های آنان همسان‌سازی شده است؟
خیر، هیچگونه الگوبرداری مستقیم از این افراد نداشتم.
  • پس چه نوع تاثیری گرفتید؟
من می‌خواستم درباره بخش‌های پنهانی که از سنین کودکی تا بزرگسالی یک دختر جوان وجود داشت حرف بزنم. جنس این حرف‌های پنهان و بسیار شخصی را از فضای کاری خود گرفتم، یاد گرفتم و دریافت کردم. بنابراین زمانی که تصمیم به شکل دادن به یک داستان خیالی کردم توانستم آن را عملی کنم اما خاطره‌نویسی نکردم.
  • شیوه نوشتن شما چگونه است؟ ابتدا سوژه شکل می‌گیرد یا شروع به نوشتن می‌کنید و در حین نگارش داستان اصلی شکل می‌گیرد؟
سال‌ها ایده خلق یک فیگور داستانی به اسم نیلی در گوشه ذهن من بود اما زمان زیادی برد تا تبدیل به یک کتاب شود. این تصویر خیالی پس از شکل‌گیری آن‌قدر روشن و واضح شد تا من هم بتوانم آن تصویر را ببینم و از آن زمان نگارش کتاب آغاز شد.
  • در نوشتن از خانواده و اطرافیان تاثیرپذیری دارید؟
قطعا. وقتی تصمیم به نوشتن رمان می‌گیرید تمام آدم‌های واقعی که تا آن روز دیده‌اید و تمام آدم‌های داستان‌هایی که خوانده‌اید به شکل آشکار و ناخودآگاه در شما تاثیر می‌گذارد. شاید جایی که می‌خواستم از شجاعت نیلی تصویری ارائه دهم از مادر بزرگم الهام گرفتم.
  • موضوع حضور مادر بزرگ در رمان ادای دین است یا برجسته بودن جنبه‌های شخصیتی او؟
از شخصیت او الهام گرفتم اما اصلا صحبت ادای دین نیست. در کتاب اسم من نیلی در جاهای خیلی کمی از خانواده الهام گرفته‌ام. در رمان حلقه‌های درهم بیشتر از مادر بزرگ الهام گرفته‌ام.
  • به تأثیر پذیری از خانواده و حضور مادربزرگ در آثارتان اشاره کردید. همدان به عنوان زادگاه شما چقدر در آثارتان حضور دارد؟
همدان به عنوان زادگاه من در اسم من نیلی بسیار مشهود و محسوس است. به خاطر همین بخشی از کتاب به همدان کشیده می‌شود و یک بخش بسیار مهمی از کتاب در همدان روایت می‌شود. برای این‌که زادگاه من بوده و بسیار برایم مهم است. آنجایی که نوشته‌ام «نیلی غروب آفتاب را در الوند نظاره‌گر است» یک تجربه شخصی بوده و انگار آگاهانه می‌دانستم چه می‌نویسم.
  • از سابقه انتشار اسم من نیلی در غرب بگویید. این کتاب پیش از این در آمریکا منتشر شده. استقبال و بازخورد چگونه بوده است؟
از بازخورد آن رضایت داشتم. یک ناشر آمریکایی ترجمه این کتاب را به انگلیسی منتشر کرد. ناشران در آنجا با روش جدید نمونه کتاب را به کتاب‌فروشی‌ها می‌فرستند و بر اساس درخواست کتاب‌فروشی‌ها، کتاب توزیع می‌شود. در این مرحله استقبال خوبی شد. سپس کتاب به سایت آمازون در بخش داستان‌های خارجی راه پیدا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.
  • چه شد که کتاب به صورت دوزبانه و انگلیسی- فارسی منتشر شد؟
 وقتی ناشر از من خواست که بخش‌هایی از متن فارسی را هم در اختیارش قرار دهم تا خلاصه‌ای در مقدمه یا در پایان کتاب بیاورد این پیشنهاد را مطرح کردند که تمامی متن فارسی را در کتاب بگنجانند و به جای این‌که به طور کامل کامل انگلیسی باشد به صورت 2 زبانه منتشر شود. پیشنهاد جالبی بود که نسل دوم مهاجران از بچه‌های ایرانی که در آمریکا به دنیا آمده‌اند و به فارسی تسلط ندارند کتاب را به انگلیسی بخوانند. در نتیجه کتاب به صورت 2 زبانه منتشر شده است.
  • بازتاب رسانه‌ای و معرفی کتاب شما در غرب چگونه بود؟
خود ناشر به ویژه در آمریکا خیلی کار کرد تا کتاب در بسیاری از رسانه‌ها معرفی شود. طبق فهرستی که برای من ارسال شد اسم من نیلی در حدود 600 روزنامه محلی در آمریکا معرفی شد.
  • با توجه به این‌که تجربه چاپ کتاب را هم در غرب و هم ایران داشته‌اید، استانداردهای چاپ کتاب چه تفاوتی دارد؟
استاندارد چاپ کتاب در ایران بهتر است و قطعا فکر می‌کنم در پذیرش مخاطب تأثیر بیشتری دارد. درست نیست مقایسه کنیم چون مسأله انتشار کتاب در ایران و غرب مقوله دیگری است. بحث سرانه مطالعه و آمارها مسأله مهمی است که نیاز به تأمل و پژوهش دارد، اما کیفیت کتاب در ایران بهتر است.
  • اسم من نیلی ششمین رمان شماست. با توجه به این‌که شخصیت اصلی رمان زن است بازخوردی که از مخاطبان به ویژه زنان گرفتید چگونه بود؟
فکر نمی‌کنم مخاطبان آثار من تنها زنان باشند. در خارج از کشور 3 نقد روی رمان اسم من نیلی نوشته شده که هر 3 از طرف مردانی که در ادبیات داستانی شناخته شده هستند بوده است. این نوشته‌ها دلگرمی خیلی خوبی بود و حس ‌خوبی به من انتقال داد. نتیجه نقد آنان به من نشان داد کتاب در یک جا و از یک قشر مخاطب ندارد.
  • از نظر این منتقدان مهم‌ترین ویژگی قلم و آثار شما چه بوده است؟
زبان نوشتاری من خیلی آسان نیست، خواننده را چندان آسوده نمی‌گذارم و پرسش‌هایی را مطرح می‌کنم که ممکن است برای خود من هم مطرح باشد و الزاما پاسخ آنها را ندانم. خود من هم در این مسیر همراه خواننده هستم.
  • نقدهای منتشر شده از طرف منتقدان و نویسندگان بوده، مخاطبان عام چه برخوردی با آثار شما دارند؟
مخاطبان عام بیشتر شفاهی نظرشان را به من گفتند. در مورد اسم من نیلی، فارسی زبان‌ها از زبانی که در توصیف نیلی انتخاب شده بود استقبال کردند زیرا زبانی بود که با یک شخصیت لجوج نافرمان هماهنگ می‌شد. بیشترین بازخورد این بود که زبان با کاراکتر هماهنگ بود.
  • آثار نویسنده‌های‌همدانی در زمینه ادبیات داستانی را دنبال می‌کنید؟
تا جایی که به دستم برسد بله اما متاسفانه به راحتی این نوع کتاب‌ها به اروپا و خارج از کشور نمی‌رسد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%C2%AB-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%84%DB%8C%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مهشید شریف ، نویسندگان همدانی ، اسم من نیلی ،

سه شنبه 20 مهر 1395

همت کنیم نوشیجان هم جهانی می‌شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،

یک تجربه خوب از جهانی شدن لالجین
همت کنیم نوشیجان هم جهانی می‌شود

نویسنده : سمانه رضایی

گردشگری

بعد از همه نامهربانی‌ها و خبرهای ناخوشایندی كه سال گذشته از نوشیجان شنیده شد، حال ایجاد پایگاه ملی در این ارگ نوشیجان، پایان یافتن پژوهش‌ها، وجود مستندات كامل از این اثر خشتی 2700 ساله و خبر خوب اعتبارات قابل توجه امسال، همه و همه امیدها را برای ثبت جهانی این اثر ارزشمند و كم‌نظیر زنده كرده است تا با خبر تغییر مدیریتی در شهرستان چشم‌ها به تلاش مسئولان برای هموار كردن این مسیر دوخته شود.
خبرهای خوبی از برنامه‌ریزی‌های در دست اقدام میراث فرهنگی در خصوص نوشیجان شنیده می‌شود كه با تأكید معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور در بازدید از این اثر، در حفظ و نگهداری آن، روزنه های امید را روشن كرده‌اند تا انتظارها را پایانی خوش باشد. در این خصوص گفت‌وگوهایی را انجام داده‌ایم كه می‌خوانید:
یك فعال گردشگری می‌گوید: محوطه باستانی نوشیجان را از زمان استرناخ، باستان‌شناس بریتانیایی بیشتر به عنوان آتشکده می‌شناختند اما با بررسی‌های اخیر زوایای دیگری از این اثر کم‌نظیر باستانی آشکار شد.
حسین زندی اظهار می‌دارد: آثار به دست آمده پیشینه آن را به عصر آهن می‌رساند و از دوره‌های مادی (هخامنشی) اشکانی آثاری به دست آمده که بسیار با ارزش است.
به گفته وی از این اثر باستانی با عنوان‌های آتشکده، قلعه، ارگ و... یاد می‌شود اما آخرین کسی که پژوهش‌هایی در این محوطه انجام داد علی هژبری، باستان‌شناس است که نوشیجان را نیایشگاهی مهری قلمداد کرد كه به نظر می‌رسد با وجود نشانه ها و آثار موجود این فرضیه قابل اثبات باشد.
زندی با اشاره به صدور مجوز پایگاه ملی محوطه باستانی نوشیجان این موضوع را اتفاق مبارکی می‌داند و می‌گوید: انتظار می‌رفت این اتفاق باعث رویدادهای و خبرهای خوشایندی باشد اما آنچه انتظار می‌رفت تاكنون اتفاق نیفتاده و چندان عملکرد ملموسی در نوشیجان دیده نمی‌شود.
وی معتقد است با اینکه اختصاص بودجه و ردیف ملی به صورت سالانه برای پایگاه‌ها در نظر گرفته می‌شود می‌بایست نوشیجان در یک سال گذشته شاهد تغییرات اساسی در مدیریت و حفاظت را شاهد بود كه امیدواریم بزودی این چنین شود.
وی با اشاره به اینكه نوشیجان شرایط بهتری را برای ثبت جهانی در بین آثار استان دارد خاطرنشان می‌كند: این اتفاق می‌تواند در مسأله ثبت جهانی نوشیجان هم مفید باشد، نوشیجان یکی از گزینه‌هایی است که در کنار دست‌کندهای استان وضعیت بهتر و آمادگی بیشتری برای ثبت جهانی دارد اما ثبت جهانی ملزوماتی نیز دارد.
به گفته زندی در مورد اعتبارات و بودجه چنین مکان‌هایی اگر برنامه ثبت جهانی را در پیش رو داشته باشیم نمی‌توانیم تنها به بودجه‌ای که از سازمان میراث فرهنگی در نظر گرفته می‌شود اکتفا کنیم و سایر ارگان‌ها نظیر فرمانداری ویژه باید نگاه ویژه‌ای به مقوله میراث داشته باشد.
وی می‌گوید: همچنین نمایندگان شهرستان و استان نیز در پس ذهن خود باید جایی برای مسأله میراث داشته باشند اما متأسفانه از طرف نمایندگان مجلس چه در شهرستان و چه استان هیچگونه همراهی دیده نمی‌شود.
زندی دراین زمینه به نقش نمایندگان به بودجه واعتبارات ملی اشاره می‌كند و می‌افزاید: همچنین در موضوع مدیریت محوطه و عقب نشینی شهرك صنعتی نمایندگان و فرمانداری می‌توانند كمك كنند و با مدیریت یكپارچه و هماهنگ شهرستان و رایزنی موجبات جابه‌جایی یا عقب‌نشینی این شهرك را ایجاد كنند.
وی معتقد است برای اینکه پرونده ثبت جهانی آماده شود نخستین نیاز ایجاد یک سایت موزه در کنار این اثر است که درخور چنین اثر کم‌نظیری باشد و دیگر اینکه مراکز صنعتی از تپه نوشیجان فاصله بگیرند.
همچنین مرکز تفریحی که در حال ساخت است از عرصه این اثر فاصله داشته باشد؛ چراکه یکی از مؤلفه‌های آثار جهانی این است که اطراف آن آثار زائد دیده نشود و از زیبایی بصری برخوردار باشد و اثر خودنمایی کند.
زندی ضمن انتقاد از عملكرد برخی كاركنان اداره میراث فرهنگی در گذشته در خصوص این اثر می‌گوید: متأسفانه در سال‌های گذشته این اثر با نابخردی عده‌ای از کارکنان میراث فرهنگی آسیب دید و لودری تا کنار بنای اصلی ارگ، در بالاترین نقطه تپه خاکبرداری کرد تا جاده‌کشی کند، اگرچه امروز روی آن زخم را با خاک پوشانده‌اند اما این از شیوه غلط مدیریت میراث فرهنگی در گذشته خبر می‌دهد و امیدوارم در آینده شاهد چنین مواردی نباشیم.
وی همچنین با اشاره به اینكه اطلاع‌رسانی در زمینه معرفی جاذبه‌های تاریخی به طور کلی در کشور ما با ضعف روبه‌رو است، این ضعف را در استان همدان مضاعف می‌داند كه در سال‌های اخیر نیز کمبود اعتبار بهانه‌ای برای این موضوع شده است.
زندی با بیان اینكه راه‌هایی در این خصوص وجود دارد از جمله استفاده از ظرفیت بخش خصوصی ابراز امیدواری می‌كند مدیریت جدید میراث شهرستان به این مسائل توجه کند.

مدیر پایگاه ملی نوشیجان نیز با اشاره به اینكه این اثر ارزشمند در سال 94 مصوب پایگاه ملی را ابلاغ شد، می‌گوید: خوشبختانه در سال گذشته یك صد میلیون اعتبار به این پایگاه اختصاص داده شد كه در بخش‌هایی چون راه‌اندازی سرویس بهداشتی، اصلاح شبكه آبرسانی، آب شرب و آبیاری فضای سبز هزینه شد.
علی خاكسار با بیان اینكه بخشی از این اعتبار نیز در بخش تجهیزات پایگاه و اصلاح تابلوها صرف شد می‌افزاید: امسال اعتبار خوبی برای این اثر در نظر گرفته شده كه بزودی ابلاغ می‌شود.
وی در خصوص اقدامات برای ثبت جهانی آتشكده نوشیجان با اشاره به اینكه با ایجاد پایگاه یك قدم به جلو برداشته شده است، اظهار می‌دارد: با مدیریت واحد، اقدامات خوب و قوی‌تر می‌شود در این زمینه كار كرد.
خاكسار با بیان اینكه خوشبختانه نوشیجان شاخصه‌های اولیه ثبت جهانی را دارد و باید معرفی شده و شناسانده شود، خاطرنشان می‌كند: به دلیل اینكه تقریبا پژوهش‌ها در نوشیجان اتمام یافته است و مستندات كامل دارد و چند جلد كتاب در این خصوص از زمان كاوش‌های اولیه چاپ شده است و اثر واجد همه شرایط ثبت است، باید زمینه حفاظت و نگهداری خود اثر و عرصه و حریم آن حركت كنیم تا بدون دخل و تصرف آن را حفظ كنیم و امتیازات را برای جهانی شدن كسب كند.
وی اظهار كرد: با اعتباراتی كه امسال در نظر گرفته شده گام اول بحث مرمت و ساماندهی نورپردازی و موضوع ترویجی اثر مدنظر است كه در این راستا حتماً همایش تخصصی كشوری یا بین‌المللی را در شهرستان ملایر به همراه بازدید تخصصی محوطه برگزار می‌كنیم.
خاكسار در خصوص مرمت این اثر نیز می‌گوید: سال گذشته اعتبار كم بوده و امسال با اعتباری كه در نظر گرفته شده مرمت و حفاظت خود اثر و نورپردازی تخصصی آن مدنظر است، با توجه به اینكه نوشیجان بنای خشتی 2700 ساله است كه باید بحث حفاظت فیزیكی ان انجام شود، به دنبال پوشش حفاظتی با سوله و پوشش استاندارد و بهتری هستیم تا همه محوطه را پوشش دهد كه با توجه به اینكه این موضوع اعتبارات زیادی می‌طلبد امسال پیش‌بینی می‌شود فاز اول را شروع كنیم.
وی در خصوص بحث اطلاع‌رسانی این اثر تاریخی نیز می‌گوید: در سایت نوشیجان همه اقدامات انجام شده و باید حفاظت و مرمت و معرفی و ترویج و آموزش را دنبال كنیم كه با توجه به اینكه در حوزه گردشگری استان اعتبارات خوبی در نظر داریم در نوشیجان حتما كار ویژه‌ای انجام می‌گیرد از جمله در فضای مجازی، اینترنت، ساخت فیلم‌ها و كلیپ‌های تبلیغاتی و البته برگزاری همایش‌ها و نشست‌های تخصصی كه بیشترین اثر را دارد.
خاكسار در خصوص سایت موزه نوشیجان نیز به كسب ابلاغ هیأت راهبردی تهران اشاره كرد.
وی در خصوص نظریه یكی از باستان‌شناسان كشور در خصوص اینكه این اثر تاریخی نیایشگاه مهری بوده است، نیز می‌گوید: علی هژبری یكی از باستان‌شناسان بسیار خوب است كه یك كار پژوهشی، میدانی و گمانه‌زنی در نوشیجان انجام داده و نظریه‌ای كه دارد قابل اعتنا است و باید به قضاوت گذاشته شود و روی آن بررسی صورت گیرد.
وی در ادامه با بیان اینكه نوشیجان یك اثر ملی با ارزش‌های جهانی و متعلق به همه كشور 80 میلیون جمعیت ایرانی است، می‌گوید: تاریخ بشری به این اثر ارزشمند نیاز دارد و انتظار می‌رود دستگاه‌های مرتبط حمایت كنند خصوصاً در كنار این مجموعه در گذشته یك شهرك ایجاد شده و به ضلع جنوب غربی آن نزدیك شده و سبب شده دید اثر كاهش یابد در حالی كه باید این اثر از همه جوانب حفظ شود و بتوانیم برای ثبت جهانی اثر عرصه و اعیان و حریم ان حفظ شود، این موضوع همكاری مسئولان را می‌طلبد.
وی یادآور شد: در قدم اول هیچ تلاش می‌كنیم هیچ بنایی در نزدیكی این اثر ایجاد نشود و در قدم دوم انتقال و جابه‌جایی این كارخانه را در دستور كار داریم.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/0x76a8111002c9c74f.html



برچسب ها: نوشیجان ، گردشگری همدان ، حسین زندی ،

دوشنبه 19 مهر 1395

غار سراب یا سراب غار

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

غار سراب یا سراب غار

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
غار سراب یا  سراب غار
همدان علاوه بر غار شگفت‌انگیز علیصدر ده‌ها غار دستکند و طبیعی دارد. غار سراب یکی از این غارها و یکی از شگفت انگیزترین غارهای جهان است...
1395/07/18
 همدان علاوه بر غار شگفت‌انگیز علیصدر ده‌ها غار دستکند و طبیعی دارد. غار سراب یکی از این غارها و یکی از شگفت انگیزترین غارهای جهان است.

کشف غار
غار سراب در سال 1340 كشف شده و از آن زمان تا به حال بارها مورد بازدید تیم‌های غارنورد ایرانی و خارجی قرار گرفته ‌است. به علت جدا بودن دریاچه‌های غار از یکدیگر، دالان‌های تنگ و تعدد راه‌های فرعی، كاوش غار سراب در قسمت‌های مختلف از سوی تیم‌های متفاوت و در زمان‌های مختلف صورت گرفته است. این ویژگی غار سراب  باعث شده افراد عادی نتوانند وارد آن شوند. به دلیل اینکه این غار از دسترس عموم دور بوده هنوز سالم‌تر و پاکیزه‌تر از غارهای دیگر استان از جمله علیصدر است.
برخی مدیران از موضوع گردشگرپذیر شدن غار سراب سخن می‌گویند. غافل از آن که ورود گردشگر برابر با تخریب و ویرانی غار است همانگونه که دخل و تصرف در ورودی‌های غار علیصدر و بتن ریزی‌های مکرر در درون غار آن را از حالت طبیعی خارج و به یک غار مصنوعی بدل کرده است. این خطر غار سراب را نیز تهدید می‌کند. اما این غار بی‌نظیر و شگفت انگیز که زیبایی‌هایی آن از تمامی غارهای همدان بیشتر است، همچنان می‌تواند به صورت تخصصی با همراهی راهنماهای غارنوردی مورد بازدید غارنوردان حرفه‌ای سراسر جهان قرار گیرد وبه  منبع درآمدی برای استان تبدیل شود.

دشواری عملیات غارنوردی
عملیات غارنوردی در سراب نسبت به علیصدر بسیار دشوارتر است.طولانی‌ترین جست‌وجوها در این غار حدود 800 متر از شعبه اصلی بوده و گفته می‌شود مجموع شعبه‌های اصلی، فرعی، دالان‌ها، دهلیزها و سطوح دریاچه‌ای در غار سراب حدود 6000 متر است. چند طبقه بودن تالارها و دالان‌ها باعث حیرت غارنوردان است.
 به دلیل ابعاد دهانه غار و نیز اختلاف فشار درون و بیرون غار، روزانه حدود 10 مترمكعب آب به شكل بخار از داخل غار سراب به محیط بیرون دفع می‌شود. هوای بیرون غار كم فشار و هوای درون غار پر فشار است. غارنوردان همیشه توصیه کرده‌اند افرادی که با سنگنوردی و غارنوردی آشنا نیستند وارد غار نشوند.

داستان یک زلزله
حسین پورمسلمی از غارنوردان و کوهنوران پیشکسوت همدان می‌گوید:  پیش از وقوع زمین لرزه فارسینج در حوالی سنقر و صحنه در استان کرمانشاه در سال 1336، آب نهر سرابِ جلوغار، چرخِ 2 آسیاب را در دامنه کوه سراب میچرخاند اما زلزله باعث تغییر مسیر آب سراب شد. تا آن زمان آب به سمت روستای علیصدر(علی سرد) سرازیر می‌شد اما از آن پس به سمت روستای گل تپه تغییر مسیر داد.
مصطفی سلاحی از غارنوردان همدانی در کتاب غارهای ایران با اشاره به این موضوع می‌نویسد: «پس از زمین‌لرزه، ریزش دهلیزهای انتقال آب باعث کور شدن منافذ قدیمی و خروج آب از منافذ جدید در دامنه‌های دیگر حوضه آبگیر منطقه شد و چرخ آسیاب‌ها از حرکت باز ایستاد. این در حالی بود که سطح ایستایی در غار تغییر نکرده و مماس با سقف غارسنگ ساخته باقی مانده بود.»
سلاحی در ادامه می‌نویسد: «غار و دریاچه جلو آن در گذشته از مکان‌های مورد احترام بوده اند و مراسم آیینی در آن جا انجام می‌شده است؛ چنان که آثار دیوار دایره مانندی نزدیک نخستین خروجی آن وجود داشت و در گودبرداری دریاچه برای استحصال آب بیشتر نیز قوچی طلایی از میان گل و لای بیرون آمد. هنگامی که نگارنده و یکی از کوهنوردان همدان در سال 1344 سرگرم مطالعه غار برای ذخیره سازی آب آن بودیم، قدحی مفرغی به قطر 30 سانتی متر، با نقش‌های زیبا و به رنگ سبز در گودال نخست غار به وسیله روستاییان مددکار ذخیره سازی آب، از داخل گل و لای به دست آمد که متأسفانه بر اثر کشمکش بر سر تصرف آن تکه تکه شد.»
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/غار-سراب-یا-سراب-غار
چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، غار سراب ، غار علیصدر ،

هنرمندانه به مکان‌های تاریخی نور بپاشیم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندانه به مکان‌های  تاریخی  نور بپاشیم
جای خالی نورپردازی استاندارد و مناسب در بناها و اماکن تاریخی همدان به چشم می‌آید....
1395/07/17
 جای خالی نورپردازی استاندارد و مناسب در بناها و اماکن تاریخی همدان به چشم می‌آید.
 هنر و مهارت نورپردازی و طراحی آن، یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد حس در معماری است. هماهنگی نورپردازی با معماری می‌تواند یکی از عوامل تقویت‌کننده هویت یک مکان باشد.این مساله در بناهای تاریخی بسیار مهم‌تر و جدی‌تر است به دلیل این‌که خود دارای هویت هستند و از ارزش ویژه‌ای در معماری شهری و هویت بخشی به فضای پیرامونی برخوردارند.
در بناهای تاریخی شهر همدان نورپردازی استاندارد امری مغفول است. تعداد زیادی از این بناها نورپردازی ندارند و آنها که دارند به ناشیانه‌ترین شکل خودنمایی می‌کنند. پاییز 1387 مدیرکل وقت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اعلام کرد برای زیباسازی و نورپردازی اماکن تاریخی 300 میلیون تومان هزینه شده و برای نورپردازی اماکن جدید از جمله حمام قلعه، آرامگاه باباطاهر و میدان مبلغ 300 میلیون تومان پیش‌بینی شده و در دست اقدام است.اما  تعدادی از بناهای یادشده همچنان نورپردازی نشده‌اند و اگر هم شده‌اند، غیراستاندارد است و از نورهای زننده استفاده شده که با بنای تاریخی همخوانی ندارد.

عملکرد نامطلوب مسئولان
نصرالله آژنگ، پژوهشگر و نویسنده همدانی می‌گوید: شورای اسلامی شهر همدان در زمینه ساماندهی مرکز شهر عملکرد ناقص و غیراصولی دارد. مسئولان شهری باید یک بار به میدان حسن‌آباد تهران مراجعه کنند تا بدانند چه نوع نورپردازی برای یک میدان و مجموعه تاریخی لازم است. نورپردازی میدان تاریخی همدان باید استاندارد شود.
آژنگ ادامه می‌دهد: در یکی از شهرهای کشور اتریش میدان بسیار بزرگی قرار دارد که در آن جای پای اسب‌های رومیان  راکه به آنجا حمله کرده‌ بودند،حفظ کرده‌اند و با یک نورپردازی زیبا به گردشگران نشان می‌دهند. حتی در ساختمان قدیمی که در کنار این میدان هست محل سخنرانی هیتلر را حفظ کرده‌اند. بوداپست پایتخت مجارستان هم میدان یا پارکی دارد که مملو از مجسمه است اما شهر ما چند مجسمه دارد؟
وی اضافه می‌کند: اگر در همدان چشمه ها، چمن‌ها و محل‌های قدیمی را حفظ می‌کردند گردشگرپذیری شهر تضمین شده بود.به طور مثال زنده‌یاد غمام و آزاد همدانی در بقعه شاهزاده حسین(ع) به خاک سپرده و زیر سنگفرش‌ها از نظرها پنهان شده اند. باید مکان‌های تاریخی را با بهترین ابزار که نورپردازی یکی از آنهاست به مردم و به ویژه گردشگران نشان داد.

الگوی پایتخت
مجتبی جوادیه، کارشناس و راهنمای گردشگری در همدان با اشاره به تاثیر نورپردازی اماکن تاریخی در جذب گردشگر به شهرها می‌گوید: بیشتر شهرهای توریستی دنیا در شب رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرند. معمولا گردشگران می‌دانند که شب‌ها می توانند چهره متفاوتی از شهر مقصد را ببینند به علت همین موضوع علاقه‌مند هستند شب‌ها در شهر پرسه بزنند و معمولا با پای پیاده از هتل یا محل اقامتشان خارج می‌شوند و به مراکز توریستی، بازارهای شبانه و پاتوق‌ها سر می‌زنند.
وی ادامه می‌دهد: در این میان مراکز تاریخی، یادگارهای معماری و خیابان‌های قدیمی شهر در کشور ما مقصد اصلی این نوع از گردشگری است. معمولا این مکان‌ها را طراحان نور به صورتی نورپردازی می‌کنند که جدای از این‌که آثار ارزش خود را حفظ می‌کنند به زیبایی آن می‌افزایند. متاسفانه در کشور ما یک الگو در پایتخت مد می‌شود و همه شهرها از آن خوب یا بد پیروی می‌کنند.
این راهنمای گردشگری می‌افزاید: به عنوان مثال در خیابان ولیعصر درختان چنار نورپردازی می‌شوند بلافاصله این الگو در شهرهای دیگر کپی می‌شود. اما به نظر من باید تفاوتی بین نوری که به آرامگاه بوعلی و آبشار گنجنامه تابیده می‌شود وجود داشته باشد. به اعتقاد من تغییر رنگی که به سرعت اتفاق می‌افتد و اثری را مانند آبی به قرمز تغییر می‌دهد نورپردازی نیست یا این‌که نور به حدی زیاد باشد که مانند روز مکانی را روشن کند. البته محدودیت‌هایی وجود دارد.
جوادیه می‌گوید: در همدان نورپردازی شبانه خیابان‌ها و فضای شهری تا حدی قابل قبول است اما مکان‌های تاریخی و جاذبه‌های توریستی خیلی بیشتر جای کار دارد. به نظر من با توجه به معماری زیبای آرامگاه بوعلی و باباطاهر یا میدان مرکزی شهر و موارد دیگر مانند آبشار و کتیبه‌های گنجنامه می‌توان با نورپردازی بهتر به آنها جلوه بخشید.

 افزایش حضور گردشگران
معصومه مومنی، مدرس دانشگاه در همدان نیز می‌گوید: ساماندهی فضای پیرامون جاذبه‌های گردشگری از جمله فعالیت‌هایی است كه باید در راس برنامه‌های اجرایی سازمان‌های مربوط درآید. نورپردازی مقوله‌ای است که می‌توانددر جذابیت مکان‌های گردشگری نقش بسزایی ایفا کند و با جلوه دهی در شب و ایجاد خاطره ذهنی مناسب در گردشگران به افزایش حضور آنان در آنجا منجر شود.
این کارشناس گردشگری ادامه می‌دهد: نورپردازی‌ مکان‌ها و بناهای تاریخی در زیبایی بخشی و جلوه مطلوب آنها تاثیر بسزایی دارد و چنانچه به صورت اصولی انجام شود ابهت بنا را نیز دوچندان می كند. برعكس آن، با عمل غیراصولی، تاثیر مخرب و تهدید ارزش بنا را نیز پیش رو داریم، نظیر نورپردازی فعلی آبشار گنجنامه كه رنگارنگ است نه تنها جذابیتی برای بیننده ندارد بلكه تاثیرمنفی نیز بر ذهنیت گردشگر می‌گذارد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نورپردازی مکان های تاریخی ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

«گندابی» به تهران رفت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

«گندابی» به تهران رفت

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گندابی» به تهران رفت
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از روز یکشنبه 11 مهرماه در تماشاخانه‌ مهر حوزه هنری تهران به روی صحنه رفته است....
1395/07/14
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از روز یکشنبه 11 مهرماه در تماشاخانه‌ مهر حوزه هنری تهران به روی صحنه رفته است.
این نمایش به تهیه‌کنندگی حوزه هنری استان همدان به به مناسبت دهه‌ اول محرم‌ تا 16 مهر هر روز از ساعت 18 و 30 دقیقه اجرا خواهد شد.
«واگویه‌های گندابی» آخرین اثر محمدجواد کبودرآهنگی کارگردان همدانی است که نمایشنامه آن را نیز خودش نوشته است. این نمایش پیش از این از ابتدای مرداد ماه سال جاری به مدت 15 شب در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین همدان به روی صحنه رفته بود و این بار در تهران اجرا می‌شود.

داستان نمایش
محمدجواد کبودراهنگی در گفت وگو با همشهری می‌گوید: برنامه تهران یک مجموعه اجرا از آثار برجسته و برتر استان‌ها است که با اجرای 9نمایش از یکم شهریور تا16مهر در سالن‌های ماه و مهر حوزه هنری تهران برگزار می‌شود. نمایش واگویه‌ها در دهه اول محرم یعنی 11تا16مهر از ساعت 18 و 30 دقیقه در تماشاخانه مهر اجرا خواهد داشت. زنگ افتتاح نمایش روز 11 مهر از سوی شهرام کرمی دبیر اجرایی جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان باحضور هنرمندان برجسته کشور ونیز هنرمندان همدانی مقیم مرکز نواخته شد.

برنامه‌های جنبی
کبودراهنگی با اشاره به برنامه‌های جنبی نمایش واگویه‌های علی گندابی در تهران توضیح می‌دهد: در طول اجرا جلسه نقد و بررسی هم خواهیم داشت که با حضور منتقدان برجسته کشور این نشست‌ها برگزار می‌شود. در این اجرا نمایش به نوعی از زبان شخصیت اصلی نمایش علی گندابی روایت می‌شود.
این کارگردان همدانی با تأکید بر این‌که گروه آمادگی اجرای نمایش در دیگر شهرها را نیز دارد می‌گوید: برنامه بعدی گروه اجرای مجدد نمایش از اول آبان ماه و دهه دوم محرم در همدان خواهد بود. احتمال اجرا در دیگر استان‌ها نیز وجود دارد و اگر مسئولان حوزه هنری در سایر استان‌ها موافقت کنند و شرایط و امکانات فراهم شود آمادگی اجرای نمایش را در دیگر نقاط کشور نیز داریم.

تغییرات نمایش
کارگردان نمایش واگویه‌های علی گندابی در ادامه با اشاره به تغییرات عوامل نمایش با اجرای همدان می‌گوید: عوامل اجرا همان عوامل قبلی هستند و هیچ تغییری نداشتیم. خوشبختانه گروه منسجم و خوب عمل کرده و با آمادگی کامل اجراهای خوبی خواهیم داشت. البته اجرای تهران با تغییراتی در صحنه‌ها و زمان نمایش به روی صحنه می‌رود.
وی می‌افزاید: اجرای تهران به همت حوزه هنری تهران و حوزه هنری همدان صورت گرفته است و از هنرمندان و مخاطبان همدانی مقیم تهران برای دیدن این نمایش دعوت می‌کنیم.
کبودراهنگی همچنین به اجرای موفق همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: حدود 2 هزار نفر نمایش واگویه‌های علی گندابی در همدان را تماشا کردند.

عوامل نمایش
سهراب نیک‌فرجاد، سیدمهرداد کاووسی حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی‌نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبراسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند. نیما بیگلریان مدیریت تولید، نگار فیروزی منشی‌گری صحنه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را برعهده دارند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA?magazineid=چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، علی گندابی ، تئاتر همدان ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

فرهنگ مکتوب ملایر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،کتاب ،

فرهنگ مکتوب ملایر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
فرهنگ مکتوب ملایر
علیرضا گودرزی نویسنده و ملایرشناس، به تازگی کتاب «فرهنگ مردم ملایر» را منتشر کرده است....
1395/07/13
علیرضا گودرزی نویسنده و ملایرشناس، به تازگی کتاب «فرهنگ مردم ملایر» را منتشر کرده است.
گودرزی سال 1330 در روستای قلعه مهدی خان ملایر به دنیا آمد. او پس از پایان دوران تحصیل در آموزش وپرورش استخدام شد و در طول دوران معلمی علاوه بر تدریس، از نوشتن نیز غافل نشد. حاصل فعالیت او در زمینه نویسندگی 3 عنوان کتاب در 4 جلد است. «دانشنامه منطقه حفاظت شده لشکردر شهرستان ملایر» نخستین اثر منتشر شده گودرزی است. پس از آن کتاب «دانشنامه ملایر پژوهشی گسترده در نام جای‌های شهرستان ملایر» را منتشر کرد که با استقبال خوب مردم ملایر روبه‌رو شد. سومین اثر او «فرهنگ مردم ملایر» است که به تازگی در 2 جلد و قطع رحلی منتشر و روانه بازار شده است. به همین مناسبت با این نویسنده و پژوهشگر حوزه ملایرشناسی گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
در طول مدت زمانی که به عنوان دبیر در مدارس شهرستان مشغول تدریس بودم همزمان کارهای پژوهشی را هم پیش می‌بردم.
  • آن زمان کتابی هم منتشر کردید؟
خیر اما با نشریات محلی همکاری می‌کردم. بیشتر مطالب و نوشته‌های من در هفته‌نامه عندلیب به صورت یادداشت منتشر می‌شد.
  • درباره اولین کتابی که منتشر کردید توضیح می‌دهید؟
اولین کتاب من دانشنامه منطقه حفاظت شده لشکردر شهرستان ملایر است که انتشارات کبریا در ملایرآن را منتشر و سال 1388 در 2 هزار نسخه روانه بازار کرد. در این کتاب شناسایی توپوگرافی و ژئومورفولوژی منطقه و همچنین پوشش گیاهی و جانوری منطقه را بررسی کرده‌ام. علاوه بر منطقه لشکر در ضمیمه این کتاب به تالاب یا باتلاق آق‌گل می‌پردازم.
  • با توجه به پژوهش‌های شما مهم‌ترین ویژگی لشکردر چیست؟
این منطقه از نظر گوناگونی اهمیت دارد به ویژه کل و قوچ منطقه بسیار معروف است. اگر یک شکارچی بخواهد وارد کوهستان شود 3 روز هم بگردد نمی‌تواند شکار کند چون این کوهستان موقعیت بسیار متفاوتی دارد. در حالی که در مناطقی مانند خان‌گرمز وضع متفاوت است. همچنین تعداد وحوش در منطقه حفاظت‌شده نشان می‌دهد مردم ملایر فرهنگ بالا و والایی دارند و به حیوانات احترام می‌گذارند، آنها را حفاظت می‌کنند و علاقه‌ای به شکار ندارند. کسانی که در منطقه برای شکار می‌آیند و تخلف می‌کنند از دیگر مناطق می‌آیند. مردم شهرستان ملایر بسیار علاقه‌مند به محیط زیست هستند. این کتاب را نوشتم تا دیگران هم با شرایط و ویژگی‌های منطقه لشکردر و خصوصیات مردم ملایر آشنا شوند.
  • برای نوشتن این کتاب از جایی حمایت شدید؟ مثلا از نهادی سفارش گرفتید یا انگیزه شخصی داشتید؟
من به شهرستانم علاقه‌مندم و محیط زیست شهرم را نیز دوست دارم. به همین دلیل این کار را شروع کردم تا شهرستانم را به مردم کشورم و حتی دیگر نقاط دنیا معرفی کنم. خوشبختانه استقبال خوبی از کتاب صورت گرفت.
  •  کتاب دوم شما «دانشنامه ملایر، پژوهشی گسترده در نام جای‌های شهرستان ملایر» است. هدفتان از نوشتن آن چه بود؟
در این کتاب وجه تسمیه کل روستاهای شهرستان ملایر را بررسی کرده‌ام. ملایر تا سال 1224هجری قمری دهکده ‌ای کوچک بود که آن زمان به مرکز حکومتی تبدیل می‌شود. برای گرامیداشت دولتشاه حاکم ملایر نام ملایر حذف شده و دولت آباد نام گرفته بود. سپس از زمان پهلوی که به شهرستان تبدیل شد بار دیگر نام دولت‌آباد حذف و ملایر جایگزین شد. ما در ملایرتاریخ مکتوبی بیش از این نداریم. برای این‌که به تاریخ ملایر دست پیدا کنم باید به نام‌پژوهی متوسل می‌شدم. در این کتاب با استفاده از این نوع پژوهش به نکات مهم دست پیدا کرده‌ام. بر اساس قدمت واژه‌ها به تاریخ محلی دست پیدا می‌کنیم. در هر بخش با توضیح نام جای هر روستا به جغرافیا، جامعه و فرهنگ روستا نیز پرداخته‌ام. منابع آبی، زیارتگاه‌ها، مکان‌های تاریخی، بزرگان، زمین‌ها، باغ‌ها، آداب و رسوم را نیز معرفی کرده‌ام.
  • آخرین اثر شما کتاب «فرهنگ مردم ملایر» است. در این باره هم توضیح دهید.
کتاب سوم را به صورت دایره‌المعارفی گردآوری کرده و نوشته‌ام. آداب و رسوم، سنت‌ها، آیین‌ها وخرده‌فرهنگ‌های مردم شهرستان ملایر را در این کتاب 2 جلدی گنجانده‌ام. در کتاب فرهنگ مردم ملایر واژه‌نامه ملایری را نیز آورده‌ام زیرا احساس می‌کردم جای چنین موضوعی خالی است.
  • به غیراز شما فرد دیگری در حوزه ملایرشناسی کار کرده است؟
در حوزه فرهنگ عامه کسی کار نکرده یا اگر بوده به صورت مدون در قالب کتاب منتشر نکرده است. حال اگر کسی بخواهد پژوهشی در این زمینه انجام دهد می‌تواند از این منابع که من منتشر کرده‌ام استفاده کند. با این کار راه برای محققان بازتر شده و آنها راحت‌تر می‌توانند کارهای پژهشی خود را ادامه دهند.
  •  نهادهای فرهنگی و دولتی برای انتشار کتاب جدیدتان حمایتی کرده‌اند؟
حمایتی صورت نگرفت. کتاب دوم را با وام 24درصد منتشر کردم و سال‌ها قسط بانکی پرداخت کردم. برای انتشار کتاب جدیدم 10 میلیون تومان وام با بهره 28درصد گرفته‌ام که بسیار سنگین است. البته حمایت اصلی از طرف مردم صورت می‌گیرد؛ وقتی استقبال می‌کنند و می‌خرند بهترین حمایت است. کتاب‌های من تاریخ محلی است و 2 دسته مخاطب دارد؛ یکی مردم محلی که به منطقه و محل زندگی خود علاقه دارند و دیگری پژوهشگرانی که در این زمینه کار می‌کنند. البته زمان زیادی لازم است تا کتاب معرفی شود و به طور کامل به فروش برسد.
  • برنامه بعدی شما چیست؟ آیا کتاب جدیدی در دست انتشار دارید؟
با توجه به استقبالی که از کتاب دانشنامه ملایرصورت گرفت آن را بار دیگر منتشر خواهم کرد اما این بار کتاب با افزوده‌هایی منتشر می‌شود. منابع آبی و اقوام را اضافه کرده‌ام تا مخاطبان و علاقه‌مندان اطلاعات بیشتری از روستاها داشته باشند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%B1?magazineid=
چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان ملایر ، علیرضا گودرزی ، فرهنگ ملایر ،

آخرین بازمانده سفالگری سنتی در لالجین

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آخرین بازمانده سفالگری سنتی در لالجین
امسال مهم‌ترین رویداد برای شهر لالجین رقم خورد و این شهر از طریق شورای جهانی صنایع دستی به عنوان شهر جهانی سفال شناخته و ثبت جهانی شد...
1395/07/12
  امسال مهم‌ترین رویداد برای شهر لالجین رقم خورد و این شهر از طریق شورای جهانی صنایع دستی به عنوان شهر جهانی سفال شناخته و ثبت جهانی شد. ثبت جهانی لالجین بدون شک رهاورد زیادی برای سفالگران و مردم لالجین خواهد داشت و در صورت برنامه‌ریزی درست از سوی مدیران ارشد می‌تواند بر گردشگری و اقتصاد استان نیز تاثیر بگذارد.بیش از 600کارگاه سفالگری در لالجین وجود دارد که تعداد انگشت شماری از آنها ثبت شده است. یکی از این کارگاه‌ها متعلق به حاج عسگر عسگری است. حاج عسگر متولد 1305 در شهرلالجین است. برخی به او لقب پدر سفالگری لالجین را داده‌اند. این سفالگر با سابقه بیش از 75 سال در این رشته مشغول به کار است و آخرین بازمانده سفالگری سنتی در لالجین است. حاج عسگر در گفت‌وگو با همشهری از خاطرات خود می‌گوید:
  •  سفالگری را از چه کسی آموختید؟
سفالگری را ابتدا از پدرم،استاد غیاث‌علی نظری و سپس ازاستاد اسماعیل دایی یاد گرفتم. آن زمان پدرم سفالگری می‌کرد و من از کودکی در کنارش کار می‌کردم به مرور من هم استاد کار شدم.
  • سفال را با چه دستگاهی می‌ساختید؟
آن زمان ما با چرخ کار می‌کردیم، چرخ سفالگری را که چوبی بود با پاهایمان می‌چرخاندیم. گل سفال را روی صفحه چوبی آن می‌گذاشتیم و هر ظرفی که می‌خواستیم، می‌ساختیم. قدیم دینام برقی نبود‌.
  • چه چیزهایی می‌ساختید؟
دوران قدیم از کارهای تزئینی و دکوری خبری نبود. همه کارهایی که ما درست می‌کردیم ظروف غذاخوری و ظروف کاربردی بود. در بیشتر روستاها و حتی شهرها هم یخچال نبود و تابستان‌ها برای خنک کردن آب از کوزه استفاده می‌کردند. بیشتر تولیدات ما کوزه‌های سفالی بود که احتیاج به لعاب هم نداشت و ساده بود. البته کارهای لعابی هم می‌ساختیم.
  • خریداران کارهای شما چه کسانی بودند و از چه شهرهایی می‌آمدند؟
از شهرستان‌ها می‌آمدند. آن زمان از اصفهان، شیراز، شهرضا، مشهد، شیراز و سایر نقاط ایران مشتری داشتیم. اوایل با چهارپایان حمل می‌کردند اما به مرور کامیون‌ها وارد شدند و با آنها حمل می‌کردند. تاجرانی بودند که سفال‌ها را از ما خریداری می‌کردند و در شهرهای دیگر می‌فروختند. سفال همیشه مشتری داشته و هنوز هم مشتری دارد.
  • برای پخت سفال در کوره‌ها از چه سوختی استفاده می‌کردید؟
تا دهه 40 سوخت مورد استفاده کوره‌ها چوب و بوته‌های گیاهی بود. آن زمان رفته‌رفته نفت سیاه جای سوخت گیاهی را گرفت. چند سالی است که به کارگاه‌های جدید خارج از شهر گاز طبیعی می‌دهند و کوره‌ها با گاز روشن می‌شود.
  • شما بازنشسته هستید؟
قدیم آمدند گفتند آمدیم تو را بیمه کنیم. من ترسیدم چون نمی‌دانستم بیمه چیست و قبول نکردم. اما بعدها که پشیمان شدم و به اهمیت بیمه پی بردم دیگر کسی سراغی از من نگرفت. قدیم‌ها بهتر بود.
  • این روزها در کارگاه چه چیزهایی بیشتر تولید می‌کنید؟
کندوی زنبورعسل، خمره، خم، گلدان و ظروف دیگری می‌سازیم اما خریدار نیست. این روزها تمامی انبارهای ما پر است. هر روز کار می‌کنیم و امیدواریم یک روزی وضع بازار بهتر شود و تولیدات را بفروشیم. خدا می‌داند چه اتفاقی می‌افتد اما بعدها انشاالله خوب می‌شود.
  • روزی چند ساعت کار می‌کنید؟
در سال‌های اخیر کمتر کار می‌کنم و یکی از فرزندانم بیشتر کار می‌کند و نوه‌ام هم پیش او مشغول است.
  • چند نفر در این کارگاه مشغول به کار هستند؟
3 نفر در کارگاه ما کار می‌کنند. این روزها برای این‌که حوصله‌ام سر نرود ساعتی را به کارگاه می‌آیم و کار می‌کنم اما بیشتر پسرم اینجا را اداره می‌کند .
  • وضع درآمد چگونه است؟
از حدود 10 سال پیش قیمت سوخت گران شد و چون کارهای ما درشت است و اصطلاحا به تولیدات ما «درشت بار» می‌گویند دیر می‌پزند. یعنی پخت سفال‌های ما سوخت زیادی مصرف می‌کند . به همین دلیل صرفه زیادی ندارد و ناراضی هستیم. هرچه می‌فروشیم باید برای پول گاز پرداخت‌کنیم.
  • به عنوان پیشکسوت سفالگری لالجین ارتباط شما با مردم چگونه است؟
من مسن‌ترین سفالگر لالجین هستم و خوشبختانه مردم خوب لالجین همیشه با احترام  با من رفتار می‌کنند و حرمت می‌گذارند. من هم متقابلا وظیفه دارم به همسایگانم احترام بگذارم.
  • همانطور که می‌دانید لالجین ثبت جهانی شده، این اتفاق چه تاثیری در زندگی و کار شما دارد؟
من نمی‌دانم ثبت جهانی لالجین چه تأثیری روی کار ما می‌گذارد اما امیدوارم کارها بهتر شود و شرایط شغلی جوانان وضع خوبی پیدا کند. بعضی‌ها می‌گویند خارجی‌ها می‌آیند و سفال می‌خرند بازار بهتر می‌شود. اگر این اتفاق بیفتد ما هم خوشحال می‌شویم.
  • هنوز در لالجین سفال چینی وارد می‌شود ؟
سال‌های پیش سفال چینی به لالجین می‌آوردند اما مدتی است دیگر جنس چینی به لالجین نمی‌آورند. اگر جنس سفالی چینی وارد کنند وضع بازار ما بدتر خواهد شد.
  • همه سفالگران لالجین اهل این شهر هستند؟
در لالجین افراد بیکار کم داریم. حتی خیلی از سفالگران و کارگران از روستاهای اطراف و همدان می‌آیند و در لالجین کار می‌کنند. لالجین خیلی شهر خوبی است اما احتیاج به حمایت مسئولان دارد.
  • رابطه شما با مسئولان چگونه است؟
اداره میراث فرهنگی و شهرداری لالجین هیچ حمایتی نمی‌کند. شهرداری از کارگاه‌ها و کوره‌های سفالگری سنتی حمایت نمی‌کند و کارگاه‌های سنتی و قدیمی در حال تخریب هستند. شهرداری باید کمک کند تا کارگاه‌های سنتی لالجین حفظ شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%AC%DB%8C%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، لالجین ، سفالگری ، حاج عسکر عسکری ،

یکشنبه 11 مهر 1395

شیره‌پزی؛ آیین ماندگار مانیزان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

شیره‌پزی؛ آیین ماندگار مانیزان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
شیره‌پزی؛ آیین ماندگار مانیزان
چند سال است که جشن شیره‌پزی به عنوان مهم‌ترین آیین دهقانی روستای مانیزان به دلیل این‌که بیشتر مردم آن به باغداری و تولید شیره انگورمشغول هستند در این روستا برگزار می‌شود....
1395/07/11
چند سال است که جشن شیره‌پزی به عنوان مهم‌ترین آیین دهقانی روستای مانیزان به دلیل این‌که بیشتر مردم آن به باغداری و تولید شیره انگورمشغول هستند در این روستا برگزار می‌شود.
 پنجشنبه گذشته هفتمین جشن سالانه شیره‌پزی در روستای مانیزان ملایر در استان همدان برگزار شد. طبق سنت هر سال بر اساس برنامه‌ریزی نهادهای دولتی شهرستان، اعضای شورا و مردم روستای مانیزان و فراخوان رسانه ها و موسسه های گردشگری این جشن با تعداد افراد بیشتری برگزار می شود. امسال نیز بیش از 2 هزار گردشگر در این جشن، مردم مانیزان را همراهی کردند.
اما با وجود شناخته‌شدن مانیزان به عنوان یک روستای هدف گردشگری مهم، مشکلات روستا روزبه روز بیشتر شده و هنوز آمادگی پذیرش گردشگر به صورت دائمی را ندارد. زیرساخت های روستا با مشکل روبه‌رو است. کمبود آب، نبود سرویس بهداشتی برای گردشگران، تعبیه نشدن سطل زباله در روستا و محل جشن از مشکلات اصلی روستاست.هفتمین جشن شیره‌پزی مانیزان با حضور مدیرکل و معاونان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان، نماینده ملایر در مجلس، مدیر کل امور روستایی استانداری و تعدادی از مدیران استانی و شهرستانی برگزار شد. در این مراسم برنامه های گوناگونی از جمله موسیقی محلی، سوارکاری و طبق‌گردانی اجرا شد و گردشگران از کارگاهای شیره‌پزی، غرفه های صنایع دستی، سوغات ملایر و مشتقات انگور مانند شیره، کشمش، باسلق، آب غوره و سرکه بازدید کردند. در این جشن 3 گردشگر از کشور فرانسه نیز حضور داشتند و از 3 شیره‌پز برتر روستا به نام‌های صغری بیات، سرور موسوی و لیلا بیات تجلیل شد.

ملایر؛ قطب باغداری کشور
فرماندار ویژه ملایر در این مراسم گفت: شهرستان ملایر شهرستانی فرهنگی و سرآمد در مسائل فرهنگی در استان است. علاوه بر این مقوله که افتخار آفرین است، روستاهای ملایر ویژگی های مثبت دیگری دارند که از آن جمله قطب باغداری و کشاورزی بودن استان است. هر سال 200 هزار تن انگور در شهرستان برداشت می شود. امسال نیز تاکنون 245هزار تن انگور در شهرستان برداشت شده است.
عبدالعظیم رضایی افزود: در این مراسم علاوه بر، گرهمایی و برنامه های فرهنگی و هنری که هر سال مد نظر داریم، ایجاد شور و نشاط اجتماعی را برای خانواده ها و گردشگران در برنامه داریم. در سال‌ جاری جشنواره خوشه انگور و جشنواره گندم را در شهرستان داشتیم که نشان می دهد اگر ما بتوانیم برنامه خوب تدارک ببینیم مردم همراهی می کنند. روستای مانیزان نیز باید از این ظرفیت بهره‌مند باشد.
فرماندار ملایر افزود: در روستا محرومیت داریم و معابر بسیار نامناسب است.اما علت این‌که سال گذشته اقدامی نکردیم این بود که طرح مناسب با فضای کالبدی روستا که روستایی تاریخی و هدف گردشگری است نداشتیم. اکنون در حال تهیه طرح هستیم و سال آینده اجرا خواهیم کرد.
رضایی ادامه داد: شیره‌پزی پیشینه ای برابر با عمر تولید انگور دارد و سال به سال به اهمیت آن به عنوان یک آیین ثبت شده در حوزه کشاورزی و به عنوان یک میراث معنوی افزوده می شود. سال به سال این مراسم بهتر خواهد شد و شور و نشاط اجتماعی را در بین مردم بیشتر خواهیم دید.

لباس محلی
روستای مانیزان 3عضو شورا دارد. نازی فخارمانیزانی یکی از اعضای شورای روستا است که در 4 سال گذشته بیشتر هماهنگی‌های جشن با او بوده است. مانیزانی فارغ‌التحصیل رشته طراحی لباس است و در کنار فعالیت در شورای روستا به کارهای هنری مشغول است. او با همکاری اداره میراث فرهنگی تلاش کرده است پوشش محلی و لباس هایی را که فراموش شده بود بازشناسی و طراحی کند. در جشن شیره‌پزان هرسال تعدادی از مردان و زنان روستا لباس ها را پوشیده و پس از 6 دهه با لباس محلی در مراسم حاضر می شوند.مانیزانی در باره چگونگی طراحی لباس‌ها می‌گوید: با کمک تصاویر قدیمی و مشورت سالخوردگان روستا تلاش کردیم بار دیگر این لباس‌ها را تولید کنیم که خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.

عملی نشدن وعده ها
وی با اشاره به مشکلات روستا می گوید: جشن هفتمین سال را پشت سر می‌گذارد و من 4 سال برگزارکننده آن بوده ام. استقبال خارج از تصور مسئولان و مردم است. حتی در شهرها چنین جشنی نداریم. مشکل اصلی ما این است که مسئولان قول می دهند اما قول ها در این مدت عملی نشده است.
این بانوی مانیزانی می‌افزاید: طرح توجیهی مانیزان سال‌هاست تعریف شده، ما طرح توجیهی را داده ایم اما منتظر بودجه است. یک روستای هدف گردشگری بودجه ویژه نیاز دارد. متاسفانه بودجه اینجا نسبت به سرانه جمعیت بسته می شود. اگرتعداد جمعیت بیشتر باشد بودجه بیشتری دریافت می کند. باید روستا به صورت ویژه دیده شود چون روستاهای هدف گردشگری نماد یک استان هستند.

طرح هادی
اگرچه این روستا به عنوان یک روستای هدف گردشگری در نظر گرفته شده اما راه زیادی تا گردشگرپذیری آن وجود دارد. مشکلاتی چون اجرا نشدن طرح هادی روستا، نبود مدیریت پسماند و کمبود آب از اصلی ترین مشکلات آن است.عضو شورای مانیزان می گوید: در اجرای طرح هادی 2 مشکل وجود دارد؛ یکی این‌که مردم روستا از نظر مالی وضع مناسبی ندارند و نمی‌توانند همزمان عقب‌نشینی خانه‌ها را انجام دهند و هم ساختمان‌ها را بازسازی کنند. از سوی دیگر بودجه ای که به عنوان یک روستای هدف گردشگری اختصاص داده می شود بسیار ناچیز است و در 30 سال گذشته اعضای شورا و دهیاری کار چندانی در این زمینه انجام نداده اند.
مانیزانی می‌افزاید: این شیوه عملکرد باعث شده گردشگر تنها یک روز در سال به مانیزان مراجعه کند. ما روستا را برای یک روز در سال آماده‌سازی می‌کنیم و بعد رها می‌شود. بنیاد مسکن اجازه هرکاری نمی دهد. هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده و تنها تبلیغات زیاد شده، جشن بزرگتر شده و مردم در یک روز به روستا می آیند اما شاهد یک رویداد جدید نیستیم. بلاتکلیفی مردم هم  مشکل دیگری است. دستورالعملی در این زمینه نداریم و روستایی نیز حق دخالت در ساخت و ساز را ندارد. این مسأله باعث دلسردی روستاییان شده است. بخش خصوصی در شرایط فعلی وارد کار نمی شود. به دلیل دلسردی و بلاتکلیفی مشارکت مردمی را نیز روز به روز از دست می دهیم.
او ادامه می‌دهد: اگر بخواهیم به جنبه های مثبت نگاه کنیم، می بینیم که مانیزان یک روز ملی به خود اختصاص داده، شیره آن برتر است، محصولات مرغوبی در زمینه باغداری دارد و به خوبی معرفی شده است. ما در شورا پل ارتباطی بین مردم و دولت هستیم اما مسئولان خوب عمل نکرده اند.

تغییر کاربری
این عضو شورا اظهار می‌کند : یکی از برنامه های شورای روستا این است که مکان های دولتی مانند مدارسی که دیگر از آن ها استفاده نمی شود تغییر کاربری داده و به مراکزی مانند اقامتگاه و بازارچه محلی و کارگاه تولید صنایع دستی تبدیل شود اما موانعی از سوی نهادهای دولتی ایجاد می شود و با وجود این مشکلات بخش خصوصی نیز برای سرمایه‌گذاری اقبالی نشان نمی دهد. وی ادامه می دهد: در این روستا یک چاه عمیق حفر شده است که استفاده از آن دومنظوره است؛ هم آب آشامیدنی مردم و هم بخشی از آب کشاورزی روستا از این چاه تامین می شود. اما به تازگی اداره آب فشار می آورد که تنها باید برای آشامیدن از این آب استفاده شود. در این صورت باغ ها به دلیل کم‌آبی خشک خواهند شد.مانیزانی توضیح می‌دهد: مهم‌ترین مشکل مانیزان کمبود آب است. قنات های روستا خشک شده است و نیازمند لایروبی است، نامه‌نگاری ها انجام شده و با پیگیری اعضای شورا و دهیار و حمایت مسئولان امیدوارم بودجه آن تامین شود تا بتوانیم یکی از قنات ها را احیا کنیم. البته قنات ها به دلیل حفر چاه های عمیق در بالادست روستا خشک شده است اما به هر حال لایروبی بخشی از مشکل را حل می کند.او ادامه می‌دهد: بیشتر فعالیت ما در برنامه‌ریزی، تصمیم‌سازی و هماهنگی بوده است. البته باز تأکید می‌کنم کمبود بودجه مهم‌ترین مشکل است. یکی از نیازهای اصلی روستا بهداشتی شدن وسایل شیره‌پزی است. نظارت بر شیوه پخت بهداشتی شیره صورت نمی گیرد که باید هرچه زودتر این مشکل برطرف شود.

ضرورت احیای آیین‌های قدیمی
علیرضا گودرزی نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه در منطقه که کتابی درباره آداب ورسوم روستای مانیزان و جشن شیره پزان نیز نگاشته، می گوید: فرهنگ ها در حال تغییر هستند و ما سنت های بسیار خوبی داشتیم که با آمدن تکنولوژی از بین رفت. جشن شیره پزان از آن جمله است. برای حفظ این سنت ها باید آنها را به روز کرد.
وی اضافه می‌کند : جشن در روستای مانیزان برگزار می شود اما مسأله روستا حل نشده و مشکلات زیاد است. شما امروز مشاهده می کنید که پس از رفتن گردشگران انبوهی از زباله در داخل روستا به جای مانده است. منظر روستا جذابیت ندارد، بهسازی نشده، پذیرایی خوب نیست، روستا راهنمای گردشگر ندارد و محیط برای گردشگر آماده نیست.
گودرزی ادامه می دهد: بعد از نفت و صنعت خودروسازی، گردشگری صنعت پر درآمدی است اما مسئولان توجه نمی‌کنند. هزینه‌ای که برای برگزاری جشن می‌شود آیا سودی دارد؟ این شیوه به نظر من پاسخگو نیست وخوب کار نکرده ایم. باید گردشگر را در اینجا ماندگار کنیم و چند شب گردشگر را در روستا نگه داریم.با یک روز نمی توان منطقه ای را گردشگرپذیر کرد.
وی اظهارمی کند: اگر روستایی از گردشگری پول به دست بیاورد استقبال می کند. اگر به گردشگری فکر می کنیم باید همه جذابیت ها و ظرفیت ها را در نظر بگیریم. زمانی مانیزان یکی از بهترین نقشه های فرش منطقه را داشت اما امروز هیچ کس در بازارچه موقت فرش نداشت و حتی نان محلی هم نبود.این پژوهشگر ملایری می گوید: کوه های منطقه آهن دارد و انگور هم آهن را جذب می کند. همچنین ظرفی که برای پخت شیره استفاده می شود از جنس مس است و آهن دارد. به همین دلیل استقبال خوبی از شیره مانیزان می شود و محصول سالم و ممتازی است. اگر اینجا فضایی باشد که گردشگر خود بتواند انگور بچیند، بشوید و بخورد مسلما هزینه می کند اما ما برنامه نداریم. صنایع دستی منطقه ضعیف است و باید احیا شود.
وی می افزاید: گذشتگان در این منطقه ده ها جشن داشته اند که قابل احیاست. جشن کول که جشن سعادت و خوشبختی است، جشن گل یاس، جشن گل سرخ، آیین دختران پسر پوش، مراسم زن حکومت، جشن کله پاچه، جشن سربند و خیری کشان، جشن گلاب گیران و جشن گل یاس که مخصوص اشراف منطقه بوده همه از بین رفته اما قابل احیاست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B2%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، شیره پزی مانیزان ،

یکشنبه 11 مهر 1395

نحوه شیره‌پزی در مانیزان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

نحوه شیره‌پزی در مانیزان

حسین زندی
نحوه شیره‌پزی در مانیزان
سالانه ده‌ها تن انواع مختلف شیره در روستای مانیزان تولید می شود و علاوه بر ساکنان روستا که از راه تولید شیره و کشمش گذران زندگی می کنند افرادی که از روستا مهاجرت کرده اند نیز در روزهای جشن انگور و شیره‌پزان به روستا مراجعه می‌کنند و در این جشن سهیم می شوند...
1395/07/11
سالانه ده‌ها تن انواع مختلف شیره در روستای مانیزان تولید می شود و علاوه بر ساکنان روستا که از راه تولید شیره و کشمش گذران زندگی می کنند افرادی که از روستا مهاجرت کرده اند نیز در روزهای جشن انگور و شیره‌پزان به روستا مراجعه می‌کنند و در این جشن سهیم می شوند.
فیروز رضایی متولد 1338 در مانیزان است اما سال ها است به تهران مهاجرت کرده و این روزها برای مراسم شیره‌پزان به روستا آمده است. او می گوید: من در روستا باغ ندارم اما دیروز یک تن انگور خریدم و تبدیل به شیره کردم که مقداری را برای خوراک سالیانه با خودم به تهران می برم و بقیه را امروز به مسافران و گردشگران فروختم.
رضایی با اشاره به شیوه تولید شیره ادامه می دهد: مانیزان را به خاطر شیره سفید می شناسند. شیره ابتدا به صورت عسلی است و پس از چند روز قوام آوردن تبدیل به شیره سفید می شود. شیره عسلی را در یک تغار یا خمره سفالی می ریزند و پارویی درآن می اندازند و هر شب ساعتی به هم می زنند تا سفت تر شده و تبدیل به شیره سفید  شود. نوع دیگر شیره، شیره سیاه است که راحت تر است و از برداشت آخر انگور یا انگورهایی که از مرغوبیت کمتری برخوردارند به دست می آید.
او درباره مراحل پخت شیره می گوید: ابتدا انگور را می چینند و به خانه ها یا کارگاه ها حمل می کنند. سپس روی تخته هایی که پیش‌تر آماده شده ریخته و می شویند. پس از آبکش کردن در حوضچه گودی ریخته و پس از پوشیدن چکمه ای تمیز آن را له می کنند. پس از آن از دریچه پایین حوض آب انگور از سوی ناودانی به ظرف دیگری ریخته می شود.. برای تهیه باسلق هنگامی که شیره عسلی نیم جوش شده است نشاسته اضافه می کنند که تبدیل به باسلق می شود.
رضایی ادامه می دهد: در این مرحله خاک سفید را که خاک مخصوصی است داخل آب انگور می ریزند و شب تا صبح می ماند. علت ریختن خاک این است تا آب انگور را به قول معروف ببراند و صاف شود. سپس خاک ته‌نشین می شود و آب انگور مانند اشک چشم زلال می شود. آن آب را از خمره سفالی تخلیه کرده و داخل دیگ های مسی یا آلومینیومی می ریزند و روی اجاق یا در تنور می پزند.
او با اشاره به کارگاه‌های سفالگری مانیزان در گذشته می گوید: قدیم ها مانیزان کوزه‌گر داشته و خمره ها را در مانیزان می ساختند. از آن سفال ها هنوز در برخی خانه ها موجود است.
بخشی از انگورها تبدیل به کشمش خشک می شود که به صورت سایه خشک یا تیزابی است. برای سایه خشک کردن انگور ابتدا در داخل خانه ها چوب های سقف را طناب کشی و انگورها را از این طناب ها آویزان می کنند در طول پاییز و زمستان به مرور خشک می شود. بخش دیگری هم روی زمین پهن می کنند و خشک می کنند که یا معمولی است یا تیزابی. هنگام چیدن انگور، زمینی را مسطح می کنند وانگورها را روی آن پهن  و پس از خشک شدن جمع‌آوری کرده می فروشند. اگر بخواهند به کارخانه ها بدهند با ماده ای به نام تیزاب که در ظرف بزرگی ریخته می شود. انگورها را با آن می‌شویند و یا تیزاب اندود می کنند سپس در این زمین ها خشک می کنند که رنگ سبزی به خود می گیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، شیره پزی مانیزان ،

یکشنبه 11 مهر 1395

مانیزان و ظرفیت‌هایش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

مانیزان و ظرفیت‌هایش

نویسنده: حیدر زندی
مانیزان و ظرفیت‌هایش
مانیزان در فاصله 30 کیلومتری مسیر ملایر به اراک در مجاورت روستای جوزان واقع شده است. حدود 300 خانوار در آن زندگی می‌کنند و بیشتر مردم از راه باغداری و کشاورزی روزگار می گذرانند...
1395/07/11
مانیزان در فاصله 30 کیلومتری مسیر ملایر به اراک در مجاورت روستای جوزان واقع شده است. حدود 300 خانوار در آن زندگی می‌کنند و بیشتر مردم از راه باغداری و کشاورزی روزگار می گذرانند. با این‌که زبان مردم منطقه لری و فارسی ملایری است، ساکنان مانیزان ترک زبان هستند که گفته می شود از مهاجران قشقایی اند. نبود شغل مناسب باعث مهاجرت جوانان به شهرهای ملایر، همدان، اراک و تهران شده و بیشتر سالخوردگان ساکنان اصلی روستا هستند. بیش از یکصد هکتار باغ انگور در روستا وجود دارد. به سخن دیگر می توان گفت محصول اصلی روستا انگور است. انواع شیره، باسلق، حلوا، آبغوره، مویز، سرکه و انگور سایه خشک از مشتقاتی است که ساکنان روستا از انگور به دست می آورند. هر سال بیش از 90 تن کشمش سبز تحویل کارخانه‌های اراک می‌شود اما این روستا را به خاطر مرغوبیت شیره سفید می شناسند.انتخاب روستاهای هدف گردشگری در ایران معمولا بر اساس یکی ازسرمایه های فرهنگی یا کشاورزی است. برخی از این روستاها را به دلیل دارا بودن محصولات خاص کشاورزی و برخی را به علت ویژگی معماری آن معرفی کرده اند. همچنین برخی دیگر را با توجه به پیشینه تاریخی و باستانی روستای هدف گردشگری برمی شمارند اما در ایران روستاهایی وجود دارد که بیشتر این ویژگی ها را همزمان داراست. مانیزان یکی از این روستاها است.
چند سال است که مانیزان به دلیل این‌که بیشتر مردم آن به باغداری و تولید شیره انگورمشغول هستند به عنوان روستای هدف گردشگری در استان همدان مورد توجه مسئولان قرار گرفته است اما دیگر داشته های روستا و مردمانش در سایه این نامگذاری پنهان مانده است و توجه چندانی به آیین ها، مراسم بومی و آثار تاریخی آن نشده است. در نتیجه مردم روستا چندان راضی به نظر نمی رسند و انتظار دارند پیش از این‌که مسافری وارد روستا شود مشکلات آن رفع شود.این سال ها مهم‌ترین آیین دهقانی منطقه یعنی جشن شیره پزان در این روستا برگزار می شود. در روز جشن شیره‌پزان صدها نفر از مردم شهرها و استان های مختلف و مسئولان استانی ومنطقه ای به مانیزان می آیند اما برگزاری این مراسم و حضور مسئولان هم نتوانسته روستا را به عنوان یک هدف پایدار و همیشگی معرفی کندچرا که گردشگران تنها در روزهای برداشت محصول به این منطقه قدم می گذارند و در سایر روزهای سال کسی احوال ساکنان مانیزان را نمی پرسد.
گفته می شود پیشینه روستا بسیار طولانی است. مانیزان در گذشته به دلیل قرار گرفتن در مسیر بازرگانان یک شهر پررونق و گذرگاه تجاری بوده و پیشینه آن به دوره مادها برمی گردد. بقایای یکی از مهم‌ترین قلعه های منطقه به نام قلعه مانیزان در کنار این روستا واقع شده است که نشان از گذشته آباد و پر رونق مانیزان دارد. محلی ها معتقدند یکی از نوادگان بهرام چوبین در این روستا و قلعه ای به نام خرخب یا حصار حاتم خانی حکومت می کرده است، همچنین مسیرهای زیرزمینی در روستا وجود دارد که بازگشایی نشده است.در گذشته برخورد مناسبی از طرف مردم روستا با گردشگران صورت نمی گرفت. از3 سال گذشته که اجرای بخشی از برنامه جشن شیره‌پزان به مردم سپرده شد و مردم با فواید حضور گردشگر در روستا پی بردند، استقبال خوبی از گردشگران می شود.
در روستاهایی مانند مانیزان ورود گردشگر متکی به اجرای مراسم خاصی است که هر سال یک بار انجام می شود. به نظر می رسد آثار تاریخی روستا به عنوان جاذبه گردشگری تاکنون مورد توجه نبوده است.عوامل پایدار بودن حضور گردشگران و تداوم این مراسم می تواند همه ساله تعداد بیشتری از گردشگران را به روستا دعوت کند و روزهای بیشتری به اجرای مراسم اختصاص یابد.علاوه بر این مانیزان ظرفیت‌های دیگری برای چهار فصل شدن حضور گردشگران دارد مانند آیین های برداشت گندم، آبغوره‌گیری و مهم‌تر از همه مراسم ناقارلی (مراسمی کهن است که در شب‌های زمستان و همزمان با جشن یلدا برگزار می شود) که به این ظرفیت ها کمتر توجه می‌شود.
حیدر زندی
خبرنگار همشهری -همدان

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، روستای مانیزان ، جشن شیره پزان ،

مشارکت مردمی برای حفاظت از منابع طبیعی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مشارکت مردمی برای حفاظت از منابع طبیعی
یکی از بهانه‌ها و گله مندی‌های مدیران ارشد در حوزه حفاظت از منابع طبیعی و مناطق حفاظت‌شده کمبود نیروی انسانی است. در حوزه منابع طبیعی اعضای تشکل های غیردولتی منابع طبیعی و همیاران طبیعت نیروهای داوطلبی هستند که بخشی از این کمبود را جبران می کنند و بخش عمده مشارکت اجتماعی از طریق آنها صورت می‌گیرد....
1395/07/11
یکی از بهانه‌ها و گله مندی‌های مدیران ارشد در حوزه حفاظت از منابع طبیعی و مناطق حفاظت‌شده کمبود نیروی انسانی است. در حوزه منابع طبیعی اعضای تشکل های غیردولتی منابع طبیعی و همیاران طبیعت نیروهای داوطلبی هستند که بخشی از این کمبود را جبران می کنند و بخش عمده مشارکت اجتماعی از طریق آنها صورت می‌گیرد.
برای بررسی موضوع مشارکت اجتماعی در حوزه منابع طبیعی پای صحبت محمدرضا همتی مدیرکل اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان نشسته ایم.
  • محافظین طبیعت چه تفاوتی با همیاران طبیعت دارند؟
محافظین طبیعت یا نیروهای یگان حفاظت از منابع طبیعی در استخدام سازمان ما هستند اما همیاران طبیعت به صورت داوطلبانه فعالیت می‌کنند.
  • وظایف یگان حفاظت منابع طبیعی چیست؟
حفاظت عرصه و اعیان منابع طبیعی از طریق اجرای مقررات موضوعه براساس طرح‌ها و دستورالعمل‌های ذیربط، اقدام‌های پیشگیرانه و اطلاع‌رسانی به موقع به منظور حفظ و حراست از عرصه‌های منابع طبیعی، اتخاذ تدابیر، تمهیدات و اقدام‌های لازم به منظور جلوگیری و مقابله با جرائم مرتبط با وظایف قانونی سازمان، بازرسی و كنترل محموله‌های جنگلی و مرتعی و كشف محموله‌های قاچاق و غیرمجاز در معابر، جنگل‌ها و محورهای مواصلاتی با هماهنگی ناجا از وظایف یگان حفاظت منابع طبیعی است. همچنین جلوگیری از تردد و چرای غیرقانونی دام در عرصه و اعیان منابع طبیعی طبق ضوابط و دستورالعمل‌های مربوطه، جلوگیری و برخورد قانونی با هر نوع بهره‌برداری غیرمجاز از جنگل‌ها و مراتع و بیابان‌ها طبق قوانین موضوعه، هماهنگی و همكاری با سایر نیروهای مردمی، دولتی و سازمان‌های مردم‌نهاد در امرحفاظت از منابع طبیعی، مساعدت و همكاری با عوامل ذیربط در اطفای حریق منابع طبیعی و امور امدادی و مردم یاری به هنگام بروز سوانح و حوادث غیرمترقبه در عرصه‌های منابع طبیعی، انجام وظایف قانونی در مقام ضابط خاص دادگستری در حوزه مأموریت و در حدود وظایف مطابق با قانون آیین دادرسی كیفری مصوب 94/12/4 و تشكیل پرونده قضایی برای متخلفین، قاچاقچیان و متجاوزین به عرصه و اعیان منابع طبیعی برابر قوانین موضوعه و ارجاع و اعزام به مراجع ذیربط نیز از دیگر وظایف این یگان است. گشت و مراقبت از عرصه و اعیان منابع طبیعی و حفاظت از اماكن و واحدهای تابعه یگان حفاظت منابع طبیعی بر اساس دستورالعمل‌های ابلاغی نیز از اصلی‌ترین وظایف یگان حفاظت است.
  • تعداد محافظین طبیعت در استان چقدر است؟
همه این موارد و مسئولیت هایی که ذکر شد بر دوش نیروهای یگان حفاظت یا محافظین طبیعت است اما بنا به کمبود اعتبار، تعداد نیروهای ما بسیار کم و از استانداردهای جهانی پایین‌تر است به همین دلیل از راه های دیگر تلاش می کنیم این  کمبود نیرو را جبران کنیم از جمله با مشارکت اجتماعی و جذب همیاران طبیعت.
  • یگان حفاظت چه تفاوتی با محیط‌بانان سازمان محیط زیست دارد؟
در برخی موارد وظایف و مسئولیت ها هم‌پوشانی دارد. مثلا در آتش سوزی های مناطق طبیعی علاوه بر یگان حفاظت ما و محیط‌بانان سازمان محیط زیست، آتش نشانی هم وارد می شود اما محیط بانان بیشتر درمناطق حفاظت شده مسئولیت و تقش ایفا می‌کنند و یگان حفاظت ما در اراضی تحت پوشش سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری فعالیت می‌کنند.
  • همیار طبیعت به چه کسانی اطلاق می شود و تعداد همیاران طبیعت در استان چند نفر است؟
همیار طبیعت به كسی گفته می شود كه به صورت فردی با انگیزه معنوی و غیرمادی به عنوان رابط افتخاری انتخاب می شود تا ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری را در پیشبرد مهم ترین هدف سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری كشور كه حفظ، احیا، توسعه و بهره‌برداری بهینه از منابع طبیعی است یاری كند. بیش از6400 نفر همیارطبیعت در استان همدان فعالیت دارند. این تعداد همیار طبیعت برای حفاظت از منابع طبیعی به صورت افتخاری در استان همدان فعالیت می كنند. همیارطبیعت ضمن حفاظت از جنگل‌ها و مراتع، پیام‌های آموزشی و ترویجی را نیز به مردم منتقل می‌كند.
  • چه کسانی بیشتر وارد این حوزه و به عنوان همیار طبیعت شناخته می شوند؟
همیاران طبیعت شامل افراد صاحب نظر در زمینه منابع طبیعی، اعضای شوراهای اسلامی روستاها، دهیاران، بسیجیان محلی، معلمان، دانش آموزان، فارغ التحصیلان دانشگاهی، مجریان، بهره برداران منابع ملی و تمام افراد دوستدار طبیعت و منابع طبیعی است. بومی بودن و آشنایی با منطقه مورد نظر، دارا بودن حداقل سواد خواندن و نوشتن و توان جسمی، علاقه به منابع طبیعی و كوشش در مسیر حفظ و حراست از آن، نداشتن سوء رفتار و پرونده تخلفات در منابع طبیعی و برخورداری از قدرت بیان و جلب اعتماد مردم از مهم‌ترین شرایط انتخاب همیاران طبیعت است.
  • همه کسانی که به عنوان همیار طبیعت شناخته می‌شوند به صورت همسان عمل می کنند؟
همیاران طبیعت به 3 گروه همیارطبیعت مروج، محافظ و دانش‌آموزی تقسیم می شوند كه هركدام وظایف جداگانه‌ای دارند. اشاعه و گسترش فرهنگ منابع طبیعی در بین مردم، همكاری در سازماندهی بهره برداران منابع طبیعی و دوستداران طبیعت و بسیج و سازماندهی امكانات و توانایی‌های مردمی در حفظ و احیای منابع طبیعی از مهم‌ترین وظایف همیار طبیعت است.
  • از سوی اداره منابع طبیعی چه حمایتی از همیاران طبیعت صورت می گیرد؟
برگزاری دوره های آموزشی، صدور بیمه بی‌نام برای همیاران طبیعت كه در زمان بروز حوادث از جمله اطفای حریق در جنگل ها و مراتع دچار آسیب می شوند، توزیع بسته های آموزشی و بروشورهای ترویجی و فرهنگسازی، معرفی همیاران طبیعت معرفی و تقدیر از آنان در مراسم كشوری از جمله مواردی است که به عنوان مشوق در نظر گرفته شده است.
  • اداره‌کل منابع طبیعی برای جذب مشارکت عمومی در حفاظت از منابع طبیعی چه کارهایی انجام  داده است؟
نیاز به مشارکت مردم رویکرد اصلی سازمان منابع طبیعی است و مردم مهم ترین و موثرترین نقش را در حفاظت از جنگل ها و مراتع برعهده دارند. اجرای طرح همیاران طبیعت و ارتباط و مشاركت دادن مردم و تشكل ها و سازمان‌های مردم نهاد منابع طبیعی در حفاظت از منابع طبیعی از اهدافی است که اداره کل منابع طبیعی دنبال کرده است.
  • در این حوزه آیا افراد مشارکت‌جو آموزش هم می بینند؟
آموزش های خاص در خصوص جنگل، مرتع و اثرات زیست محیطی و فواید آن، همچنین بحث امانت بودن مراتع و جنگل ها از مواردی است که به همیاران طبیعت آموزش داده می‌شود و در این طرح از تمامی اقشار جامعه به گروه همیاران طبیعت پیوسته‌اند.
  • نقش محافظین و همیاران طبیعت در مهار آتش‌سوزی ها چگونه بود؟
مشارکت و همكاری مردم در حفاظت، پیشگیری، هشدار، آگاهی بخشی و اطفای حریق در جنگل ها و مراتع حائز اهمیت است.
به طور کلی در پیشگیری، کشف و اطفای حریق در جنگل ها و مراتع می توان از مشارکت و توانمندی نیروهای مردمی بهره‌مند شد و توجه نهادهای مردمی، تشكل ها، جوامع محلی و همه دستگاه های دولتی و مؤسسات غیر دولتی را به این موضوع معطوف کرد.
از این رو سازماندهی تشكل های داوطلب در قالب گروه های پیشگیری و اطفای حریق باید قبلاً با هماهنگی کارشناسان منابع طبیعی صورت پذیرفته و این افراد آموزش‌های لازم را در این زمینه دیده باشند.
  • امسال با توجه به وضع خوب بارش‌ها در فصل بهار و پوشش گیاهی مناسب، آتش‌سوزی ها هم زیاد بودجه اقدام‌های پیشگیرانه‌ای از طریق مشارکت مردمی صورت گرفت؟
استقرار10 اكیپ ثابت و سیار و آماده باش از نیروهای كار آزموده، ورزیده، با تجربه و چابك مجهز به تجهیزات كامل از جمله بی‌سیم و موتورسیكلت و گشت مراقبت به طور مستمر و شبانه‌روزی، برقراری كشیك اطفای حریق و آماده باش برای همه همكاران ستاد اداره كل و ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان ها تامین امكانات و تجهیزات كامل اطفای حریق، همچنین اختصاص چندین جلسه شورای معاونین اداره‌كل و هماهنگی واحدهای تابعه به منظور اطلاع‌رسانی در خصوص حساسیت حریق در جنگل‌ها و مراتع استان در فصل تابستان و لزوم انجام اقدام‌های پیشگیرانه و استفاده از مشاركت حداكثری مردم و نهادها و دستگاه های مرتبط در مناطق بحرانی و حساس از جمله اقدام‌های ما بود.
  • به مسأله اطلاع رسانی اشاره کردید، نقش رسانه های جمعی در حفاظت از منابع طبیعی چیست؟
رسانه ها نقش اثرگذاری در توسعه جوامع،  هدایت افكار عمومی، اطلاع‌رسانی و فرهنگسازی موثر دارند.
از آنجایی که منابع طبیعی از مباحث مهمی است که هم در آموزه های دینی و اسلامی ما مورد تأکید قرار گرفته و هم نیاکان و بزرگان ما ارزش بسیار زیادی برای این ثروت های الهی قائل بودند، همچنین با توجه به اهمیتی که از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی دارند فرهنگسازی برای حفاظت از آنها از اقدام‌های اجتماعی و موثری است که بایستی با جدیت به آن پرداخته شود.
 برای فرهنگسازی در راستای حفاظت از منابع طبیعی در کشور ضرورت دارد به کمک رسانه‌های جمعی به طور عموم و صدا و سیما به طور اخص به عنوان مهم ترین مولفه‌های فرهنگساز که هدایت‌گری روند کلی فرهنگ جامعه را برعهده دارند به تشریح، تبلیغ، احیاو ترویج و اشاعه هرچه بهتر و بیشتر این فرهنگ در جامعه بپردازیم و در سایه مشارکت های مردمی و عمومی شاهد حفظ، احیا و توسعه این منابع ارزشمند الهی باشیم.
  • آیا در بین عشایر نیز همیار طبیعت داریم؟
تعدادشان بسیار کم است اما امیدواریم در سال های آینده با توانمندسازی همیاران طبیعت در عرصه‌های دیگر عشایر را نیز جذب کنیم و مشارکت آنان را نیز داشته باشیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%A7%D8%B8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، منابع طبیعی همدان ، همیار محیط بان ،

شنبه 10 مهر 1395

سهم ناچیز همدان از جهانگردی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

سهم ناچیز همدان از جهانگردی

نویسنده: حسین زندی
سهم ناچیز همدان از جهانگردی
سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد از سال ۱۹۸۰ روز ۲۷ سپتامبر را به عنوان روز جهانی گردشگری انتخاب کرده است و آن را جشن می‌گیرد...
1395/07/10
سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد از سال ۱۹۸۰ روز ۲۷ سپتامبر را به عنوان روز جهانی گردشگری انتخاب کرده است و آن را جشن می‌گیرد. هدف از نامگذاری چنین روزی بنابر تعریف بین‌المللی سازمان جهانی گردشگری «بالا بردن سطح آگاهی درباره نقش گردشگری در جامعه جهانی و نشان دادن چگونگی تأثیر گردشگری بر ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان است». در کشور ما نیز برابر با 6 مهرماه یادکردی از این مناسبت جهانی برگزار می‌شود.
سهم ما از این صنعت پرسود جهانی بسیار ناچیز است.  گردشگر ورودی به کشور نسبت به گردشگران  خروجی بسیار کم است. در نتیجه نه‌تنها آورده مالی یا ارزآوری وجود ندارد بلکه خروج ارز از کشور نسبت به درآمد حاصله بسیار کمتر است.چشم‌اندازی که دولتمردان برای سال 2025 ترسیم کرده اند ورود 20 میلیون گردشگر خارجی در سال به کشور است در حالی که امروز کمتر از 4 میلیون ورودی داریم که بیشتر گردشگر مذهبی یا زائران بقاع متبرکه هستند.
استان  همدان به عنوان منطقه‌ای با حدود 2000 اثر و جاذبه گردشگری می‌تواند مثال خوبی برای بررسی علت سهم ناچیز ایران از گردشگری جهانی باشد.
اولین مساله امکانات زیرساختی برای اقامت جهانگردان خارجی است. اگر یک اروپایی به دنبال هتل لوکس 5 معمولی یا حتی ستاره باشد هزاران کیلومتر مسافت طی نمی‌کند تا در پای تپه عباس‌آباد و گنجنامه همدان اقامت کند و بدون شک در محل زندگی خود هتل های بهتری سراغ دارد. او به دنبال ناشناخته ها و آثار ملموس و ناملموس فرهنگی این استان است. بیشتر گردشگران خارجی که به استان یزد سفر می کنند در اقامتگاه های بوم گردی و محلی مستقر می‌شوند اما در استان همدان تنها یک اقامتگاه بوم گردی وجود دارد.
دومین مانع ثبت جهانی آثار باستانی است. بیشتر گردشگران خارجی وقتی ایران را به عنوان مقصد انتخاب می کنند به استان هایی سفر می کنند که آثار ثبت جهانی شده  دارند. وقتی اثری ثبت جهانی می شود بدون هزینه در تمامی نقشه های گردشگری بین المللی جای می گیرد و این بهترین تبلیغات برای یک جاذبه گردشگری است اما در استان همدان آثاری که امکان ثبت جهانی را داشته‌اند تخریب شده و این امکان را از دست داده‌اند. تخریب ساختار طبیعی غارعلی‌صدر، بتن ریزی داخل غار و تغییر فضای داخلی امکان ثبت جهانی بزرگ‌ترین غار آبی جهان را از بین برد. ساخت تله کابین در کنار سنگ نوشته های گنجنامه و به تازگی  احداث پارک سوار  دراطراف محوطه باستانی هگمتانه این مکان‌های تاریخی را تخریب کرده است.
این نوع مدیریت نمی تواند گردشگرپذیری استان همدان را در حوزه جهانگردی تضمین کند. به همین دلیل است که استانی با حدود 2هزار اثر تاریخی و جاذبه گردشگری سالانه کمتر از 1500 نفر گردشگر خارجی جذب می کند و سهم بسیار ناچیزی از این صنعت پر سود که دومین صنعت بزرگ جهان نام گرفته دارد.
حسین زندی
روزنامه‌نگار


برچسب ها: روز جهانی جهانگردی ، همشهری همدان ، گردشگری همدان ،

شنبه 10 مهر 1395

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

نویسنده: حیدر زند همدان - خبرنگار همشهری
برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است....
1395/07/10
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است. این کانون قرار است برنامه‌های مشترکی با کانون تئاتر کودک تهران در طول جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه امسال در همدان برگزار می‌شود  اجرا کند.برای بررسی عملکرد کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان به ویژه در فصل تابستان به سراغ نوشین بیگلریان مدیر این کانون رفته ایم.
  •  تابستان گذشته با توجه به تعطیلی نهادهای آموزشی مانند دانشگاه ها و مدرسه‌ها چه برنامه هایی در کانون داشتید؟
در این مدت کارهایی که کانون تئاترکودک انجام داده متنوع و گوناگون بوده است. از جمله می‌توانم به برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته کارگردانی از سوی دکتر حسن دولت آبادی، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته بازیگری حامد سلیمان زاده، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته نویسندگی علیرضا نادری، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته عروسکی استادعلی پاکدست و مریم اقبالی اشاره کنم. همچنین برگزاری مراسم اختتامیه بیست‌و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در سال گذشته، حضور غرفه کانون تئاتر کودک و نوجوان در نمایشگاه تخصصی کتاب کودک، برگزاری همایش تابستانی در تابستان 94، برگزاری همایش ورزشی، فرهنگی، هنری در تاریکدره، برگزاری جلسه نقد و بررسی نمایش های اجرا شده از سوی کانون، معری اعضای کمیته داوران کودک و نوجوان جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان و عقد قرارداد بین کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان و تئاتر هووس فرانکفورت از دیگر فعالیت های کانون در فصل‌های گذشته است.
  • آموزش در کانون چه وضعی داشت و چه تعداد و گروه هایی از فرصت های آموزشی کانون در فصل گذشته استفاده کردند؟
در تابستان گذشته برگزاری کلاس های تابستانی آموزش تئاتر برای کودکان و نوجوانان را داشتیم که کلاس های کودک با 10نفر از 6تا 10سال تشکیل شد و در کلاس های نوجوان 28نفر از 12تا16سال بودند. در پایان گواهی پایان دوره به هنرجویان تعلق گرفت. همچنین امسال کارهای تولیدی از سوی کانون داشتیم که می‌توانم به نمایش موش وگربه به کارگردانی فرزاد لباسی، نمایش تیک‌تاک به کارگردانی محسن پورقاسمی، نمایش اون طرف دریاها کجاست به کارگردانی سعید باغبانی و نمایش اکو به کارگردانی امید انصاری اشاره کنم. از فروردین هر گروهی که آماده اجرا بود، اجرای عمومی خود را در سالن های همدان انجام می‌داد.
  • اعضای اصلی کانون همه از اهالی تئاتر هستند؟
بله هیأت مدیره کانون تئاتر کودک عبارتند از خود من (نوشین بیگلریان) مدیر کانون، فرزاد لباسی نایب رئیس، محسن پورقاسمی عضو هیأت مدیره، نیما بیگلریان عضو هیأت مدیره، سعید باغبانی عضو هیأت مدیره و صابر دارپوی بازرس که همه افراد از فعالان این عرصه هستند.
شکل‌گیری یونیما (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) در همدان چقدر
  •  می تواند در فعالیت های کانون تاثیر بگذارد؟
شکل‌گیری یونیما در همدان اتفاق مبارکی است. یونیما چون مربوط به نمایشگران عروسکی است طبیعی است که رابطه تنگاتنگی با کانون تئاتر کودک داشته باشد. در اصل من فکر می کنم این تشکل هایی که شکل می گیرند همگی مکمل همدیگر هستند و فرصتی برای تئاتر استان به شمار می رود. به دلیل این‌که تئاتر هنر انفرادی نیست.پس انجمن نمایش، کانون تئاترکودک و یونیما تشکل هایی هستند تئاتری و گره خورده به هم. باید در کنار هم باشند تا اتفاق های بزرگ در تئاتر همدان رقم بخورد.
  • یکی از اتفاق‌های خوب در حوزه تئاتر ایجاد خانه عروسک بود. ایده خانه عروسک همدان از کجا آمد؟
خانه عروسک که به تازگی در همدان افتتاح شده در محل تئاتر شهر یا مجتمع شهید آوینی واقع شده است. ایده اصلی از سوی اعضای هیأت مدیره کانون مطرح شد و 3 ماه چیدمان و راه‌اندازی آن طول کشید. جا دارد از رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان همدان تشکر ویژه داشته باشم که در راه‌اندازی خانه عروسک کمک های فراوانی به کانون کرد. همچنین اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان در این مورد همکاری هایی داشت.
  • برنامه‌های کانون برای فصل بعدی چیست؟
کانون در فصل پاییز برگزاری یک کارگاه آموزشی پیشرفته و بازدید از تمرینات نمایش عروسکی استاد بهروز غریب‌پور را در تهران خواهد داشت.
  • کانون در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان چه برنامه و نقشی دارد؟
با توجه به پیش رو بودن جشنواره بین المللی تئاتر کودک در آذرماه قطعا امسال وظایف بیشتری به کانون محول خواهد شد. بر اساس صحبت هایی که با مدیرکل ارشاد فاضل عبادی و دبیر جشنواره شهرام کرمی انجام شده، حضور کانون پررنگ تر از سال گذشته خواهد بود. همچنین کانون تئاتر کودک همدان و کانون تئاتر کودک تهران در حال بررسی و انجام یکسری برنامه‌های اجرایی مشترک در طول جشنواره هستند اما با توجه به این‌که تقریبا 2 ماه ونیم به برگزاری جشنواره مانده هنوز کارهایی که قرار است به کانون محول شود اعلام نشده است.
دواریم با مرور زمان این مشکلات حل شود.
  • از عملکرد اعضای کانون رضایت دارید؟
کانون تئاتر کودک مانند نوزادی بود که در دامان ما متولد شد و شکل گرفت، روزهای سختی را طی کرد تا به اینجا رسید. حال 3ساله شده است.
هیأت مدیره کانون تئاتر کودک پس از برگزاری جشنواره، مقدمات انتخابات را آماده می کنند وطبق اساسنامه اعضایی که شرایط کاندیداتوری دارند می توانند  آمادگی خودشان را برای انتخابات و وارد شدن به هیأت مدیره کانون آماده کنند، با اعلام کردن برنامه‌هایشان در انتخابات شرکت کنند و وارد این نهاد شوند. انتخابات رسمی کانون در 14اردیبهشت 96صورت می گیرد و پیش‌بینی ما این است افراد جدیدی هم وارد این نهاد هنری بشوند.
  • آینده را چگونه می‌بینید؟
روزهای طلایی برای کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان آرزو می کنم و دوست دارم در سال های آینده کانون به قدرتی دست پیدا کند که بتواند جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را برگزار کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 6 مهر 1395

نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،موسیقی ،

نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم
گروه موسیقی آوای فاخته در همدان با همکاری انجمن اوتیسم این شهر اقدام به برگزاری کنسرتی خیریه کرد تا ضمن گوشزد کردن وجود چنین بیماری در اجتماع عواید آن را صرف امور این بیماران کند....
1395/07/06
گروه موسیقی آوای فاخته در همدان با همکاری انجمن اوتیسم این شهر اقدام به برگزاری کنسرتی خیریه کرد تا ضمن گوشزد کردن وجود چنین بیماری در اجتماع عواید آن را صرف امور این بیماران کند.
مصطفی افشارلر  مدیرعامل انجمن اوتیسم همدان گفت: گروه فاخته زحمت بسیاری کشیدند تا این کنسرت را برگزار کردند. هدف ما این بود که از طریق هنر موسیقی مردم با اوتیسم آشنا شوند.

 هنردرمانی
وی اظهار کرد: موسیقی جزئی از درمان اوتیسم است و ما در اوتیسم معتقد به هنردرمانی هستیم. یکی از درمان های اوتیسم موسیقی است. به طور مثال ما کودکی داشتیم که نمی‌توانست با انگشت خود در خانه را باز کند یا بند کفش خود را ببندد اما امروز با 10 انگشت خود از طریق آموزش پیانو می زند.
افشارلر افزود: شما وقتی موسیقی فیلم امام علی(ع) را می شنوید اولین چیزی که به ذهن شما می رسد یاد امام علی (ع) است، این موسیقی است که ما را به یاد امام علی (ع) می اندازد و حتی موسیقی است که به فیلم روح می دهد. موسیقی مسأله ساده ای نیست. موسیقی در کشور ما سابقه زیادی دارد. فرهاد فخرالدینی  این موسیقی را از طریق حروف ابجد قرن نهم از روی آثار عبدالقادر مراغه ای بازسازی کرده است.
مدیرعامل انجمن اوتیسم همدان اظهار کرد: استفاده ازموسیقی در درمان سابقه زیادی دارد و نباید موسیقی را ساده بگیریم. موسیقی که مدنظر من است موسیقی سنتی و اصیل کشور است. به همین دلیل ما به سراغ یگ گروه سنتی رفته‌ایم.

حمایت
وی با اشاره به مشکلات افراد مبتلا به اوتیسم گفت: اصلی‌ترین مشکل افراد مبتلا به اوتیسم این است که از کودکی تا آخر عمر نیاز به پشتیبانی دارند. بیمار اوتیسم مانند بیمار های دیگر نیست که پس از طی یک دوره درمان بتواند از خودش مراقبت کند. بیمار مبتلا به اوتیسم نیاز به پشتیبانی و مراقبت دارد و نمی تواند مستقل باشد. به همین دلیل نیاز است نهادهای غیر دولتی و تشکل های مختلف شکل بگیرند و این مسئولیت را بر عهده بگیرند.
افشارلر با اشاره به نبود آمار مبتلایان به اوتیسم در همدان گفت: آمار دقیقی از شیوع اوتیسم در ایران نداریم و در همدان هم با چنین مسأله ای مواجه هستیم. اما در کشورهایی مانند آمریکا از هر 80 نفر یک نفر مبتلا به این بیماری هستند. پس باید پیشگیری کرد و این موضوع نیاز به توجه بیشتری دارد.

یک سال تلاش برای بیماران اوتیسم
رضا عباسی سرپرست گروه موسیقی آوای فاخته نیز گفت: این کنسرت حاصل یک سال تمرین و تلاش هنرمندان عزیز شهرمان در گروه آوای فاخته بود. 2 اجرا در 29 مرداد داشتیم که آن هم کار خیریه بود و به نفع کودکان بی‌سرپرست اجرا شد. این اجرای اخیر نیز در حمایت از بیماران مبتلا به اوتیسم بود که به پیشنهاد دکتر افشارلر اجرا شد. هدف از برگزاری این برنامه معرفی اوتیسم در همدان بود تا کاری انجام شود و مردم با این بیماری آشنا شوند.
عباسی ادامه داد: کنسرت 3 بخش تهیه داشت. بخش اول  اجرای آثار هنرمندان قدیمی  و خواننده تصنیف ها جواد عیلمرادی بود. بخش دوم نیز اجرای آهنگ های بی کلام بود و در بخش سوم آثاری از ساخته های خودم اجرا شد که شعر و آهنگ را من ساخته بودم و توسط هنرمند گرامی حسن زندی اجرا شد.

استفاده از هنرمندان جوان
سرپرست گروه موسیقی آوای فاخته در پاسخ به این پرسش که چرا تعداد نوازندگان در کنسرت‌هایش زیاد است، توضیح داد: یک ارکستر خوب باید از نظر بصری برای مخاطب جذاب باشد و هم آهنگساز آزادی عملی داشته باشد تا قطعات را بهتر تنظیم کند. به همین دلیل برای رنگ‌آمیزی و سازبندی بهتر از افراد بیشترو همیشه از تعدادی از هنرمندان جوان هم استفاده می‌کنم.
عباسی گفت: مراحلی که برای اخذ مجوز طی شد بسیار مشکل‌ساز بود. ما صبوری می کنیم و هدف این است که همیشه کار کنیم .
وی با اشاره به برنامه های آوای فاخته در ماه های آینده گفت: کاری را به نام «کوچه» سال گذشته اجرا کردیم که به زودی ضبط خواهد شد و یک کار ایرانی هم برای کنسرت پایان سال جاری آماده خواهد شد.

مشکلات کارهای خیریه
حسن زندی خواننده گروه آوای فاخته  که خوانندگی بخش سوم کنسرت را برعهده داشت گفت: برای اجرای کنسرت به دلیل اینکه زمان اجرا مدام جابه جا می شد با مشکل روبرو می‌شدیم. همانطور که می دانید نوازندگان از همین راه گذران زندگی می‌کنند پس با سختی هماهنگ شدیم و هدف تنها کمک به کودکان مبتلا به اوتیسم بود.
این خواننده همدانی ادامه داد: ما برای اجرای موفق برنامه در استان مشکل تبلیغات داریم. بنر و فضایی برای تبلیغات برنامه های هنری در اختیار گروه ها  قرار نمی گیرد. ما در همدان مشکل صدابرداری داریم و امیدوارم این مسأله حل شود. در این کنسرت هم  این مشکل مشهود بود. برخی صدابرداران همدان امکانات و دستگاه های خوبی دارند اما هنوز توانایی صدابرداری استاندارد در اینجا وجود ندارد.
زندی در پاسخ به این سوال که به چه دلیل  قطعه آوازی و تصنیف « خوشه چین»  مورد استقبال بیشتر مخاطبان قرار گرفت، گفت: قطعه خوشه چین از آثار استاد روح الله خالقی است و توسط استاد بنان خوانده شده و مردم از آن خاطره دارند. به دلیل اینکه شور و حال به مخاطبان کنسرت داده شود این قطعه حماسی اجرا شد. قطعه آوازی نیز در دستگاه نوا بود که با شعری از سعدی اجرا شد و خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/نوای-درمانگرسازها-در-برابر-اوتیسم?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، موسیقی همدان ، گروه موسیقی آوای فاخته ، همشهری همدان ، اوتیسم همدان ،

درهای نخستین خانه بوم گردی همدان باز شد

نویسنده: حسین زندی ‌ همدان- خبرنگار همشهری
درهای نخستین خانه بوم گردی همدان باز شد
روزهای پایانی تابستان 59 با راه اندازی اولین خانه بوم‌گردی در همدان همراه بود. این خانه توسط نعیمه لشکری یکی از زنان کارآفرین همدان در روستای هدف گردشگری ورکانه راه‌اندازی شد تا علاقه‌مندان به بافت قدیمی و گردشگرانی که به روستای ورکانه می روند علاوه بر بازدید از بافت سنگی روستا و جاذبه‌های طبیعی و تاریخی مشکل اقامت نداشته باشند...
1395/07/05
روزهای پایانی تابستان 59  با راه اندازی اولین خانه بوم‌گردی در همدان همراه بود. این خانه توسط نعیمه لشکری یکی از زنان کارآفرین همدان در روستای هدف گردشگری ورکانه راه‌اندازی شد تا علاقه‌مندان به بافت قدیمی و گردشگرانی که به روستای ورکانه می روند علاوه بر بازدید از بافت سنگی روستا و جاذبه‌های طبیعی و تاریخی مشکل اقامت نداشته باشند و بتوانند با خوراکی‌ها و دست سازه‌های مردم و نیز با خرده‌فرهنگ‌های ورکانه آشنا شوند.نعیمه لشکری فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی گردشگری از دانشگاه تهران با سابقه تدریس و پژوهش در حوزه گردشگری است. برای بررسی هدف و برنامه او از این اقدام وظرفیت‌های روستای هدف گردشگری ورکانه، با این کارآفرین همدانی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.
  • هدف از ایجاد خانه بوم‌گردی چه بود؟
به  عنوان فردی که به موضوعات مرتبط با توسعه گردشگری توجه دارم، نیاز شدیدی به ایجاد تنوع در اماکن اقامتی استان مشاهده می‌کردم. بنابراین می‌توان گفت هدفم کمک به پاسخگویی به نیاز اشاره شده و از سوی دیگر راه‌اندازی کسب و کاری در حوزه تخصصی‌ام بود.
  • چرا ورکانه را انتخاب کردید ؟
 نزدیک بودن ورکانه به همدان این فرصت را فراهم می‌کند که اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه بتواند بازار گردشگران شهر همدان را نیز هدف قرار دهد و خدمات اقامت و پذیرایی این گروه را در ورکانه فراهم کند. علاوه بر این، ورکانه ظرفیت خوبی در هر 2 بخش جاذبه‌های تاریخی و طبیعی دارد. مسیر دسترسی به روستا با مناظر طبیعی بکر و گذر از دریاچه سد اکباتان، ویژگی‌های طبیعی جذاب برای کوهنوردان و طبیعت گردان، وجود اصطبل تاریخی، معماری خاص روستا با استفاده از مصالح بومی، خانه پدری پروفسور موسیوند وموارد دیگر می توانند محور توسعه قرار گیرند و هر دو گروه گردشگران فرهنگی و طبیعت گردان را به روستا جذب کنند.
  • وضعیت گردشگرپذیری ورکانه را چگونه می بینید؟                                                                    
در حال حاضر به‌ رغم کاستی‌هایی که در معرفی روستا و جاذبه‌هایش وجود داشته گردشگرانی که من اصطلاحا آنها را گردشگران گذری می‌نامم به این دلیل که متأسفانه تأسیساتی برای نگه‌داشتن هر چه بیشتر آنها در مقصد مهیا نشده است به خصوص در روزهای تعطیل به ورکانه به عنوان مقصد گردشگری سفر می‌کنند.  بنابراین هنر برنامه‌ریزان می‌تواند این باشد که به برنامه‌ریزی پایدار ناظر بر ملاحظات زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی بپردازند و با ارائه برنامه‌هایی در قالب خدمات اقامتی، پذیرایی، فروش صنایع دستی و همچنین گشت‌های طبیعت گردی، مدت زمان حضور گردشگران را در روستا افزایش دهند و البته در کنار اینها از طریق کانال‌های موثر ارتباطی، منطقه را به عنوان مقصد گردشگری معرفی کنند.
  • شما اولین کسی هستید که اقدام به راه اندازی خانه بوم گردی در استان همدان کردید. توصیه شما به کسانی که به این حوزه علاقه‌مندند چیست؟
به  نظرم این نوع از کسب و کار کسانی را می‌طلبد که به لحاظ رفتاری بسیار با حوصله باشند چرا که نکات بسیار ظریفی دارد و توجه به آنها موفقیت یا عدم موفقیت شما را رقم می‌زند. همچنین لازم است علاقه‌مندان توجه داشته باشند که راه‌اندازی این فعالیت در عین کوچک بودن آن بسیار زمان بر است و برای رسیدن به مرحله بهره‌بردای باید صبور باشند. نکته دیگر اینکه در انتخاب مکان فعالیتشان عجله نکنند و حتما همه جوانب را بسنجند.
  • وضعیت اماکن اقامتی در همدان را چگونه می بینید؟                                                         
به طور کلی اماکن اقامتی همدان را می توان در 3 دسته هتل ها، مهمانپذیرها و خانه مسافرهایی که با مجوز یا بدون مجوز فعالیت می کنند، تقسیم‌بندی کرد. در این مورد نمی‌خواهم وارد مقوله کیفیت و قیمت اماکن اقامتی همدان شوم چراکه شرایط کیفی و قیمت اماکن اقامتی برای دست اندرکاران این حوزه روشن است. آنجایی که ارائه‌دهندگان بسته‌های گردشگری در نظر دارند اقامت قابل قبولی در بسته خود ارائه دهند تنها با گزینه هتل روبه رو هستند که می‌توان گفت بزرگ‌ترین بخش از هزینه‌های بسته گردشگری را به خود اختصاص می‌دهد و باعث بالا رفتن مبلغ کل بسته می‌شود تا جایی ‌که بخش بزرگی از مخاطبانش را به علت قیمت بالا از دست می‌دهد. بنابراین فراهم کردن اقامت با کیفیت معقول و قیمت مناسب می تواند خلئی را که ارائه کنندگان بسته های گردشگری همدان با آن روبه رو هستند پر کند که از نظر بنده مانعی زیرساختی بر سر راه توسعه گردشگری استان است. حال اگر مسئولان اماکن اقامتی بتوانند عناصر معماری، فرهنگ و هنر بومی را در دکوراسیون و ارائۀ خدمات به کار گیرند نه تنها از هزینه‌های غیر ضروری خود کاسته بلکه اقامت را از حالت کاربردی به عنوان مکانی برای استراحت خارج کرده و خود تجربه اقامت در چنین اماکنی می تواند به جاذبه گردشگری تبدیل شود.  
  • ما چه امکاناتی در اختیار گردشگران قرار می‌دهید؟
مهمانان ما در اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه، اقامت در فضایی صمیمی شبیه به خانه‌ای با عناصر فرهنگ بومی را تجربه می‌کنند و با خوراک‌های محلی و به شیوه بومی پذیرایی می‌شوند. در آینده‌ای نزدیک می‌توانند با شیوه‌های تولید صنایع دستی منطقه و نان محلی آشنا شوند و در درست کردن آنها مشارکت کنند.  همچنین در گشت‌های پیاده‌روی، سوارکاری و دوچرخه سواری در مناطق اطراف به راهنمایی بلدهای محلی شرکت کنند.
  • خانه بوم‌گردی چه تفاوت‌هایی با سایر مراکز اقامتی دارد؟                                                                                         
به گمانم مهم‌ترین تفاوت اقامتگاه بوم‌گردی با سایر مراکز اقامتی این است که علاوه بر کارکرد اقامتی و پذیرایی که همه این مراکز دارند اقامتگاه بوم‌گردی نقش مهمی نیز در آشنایی گردشگران با فرهنگ منطقه از طریق ایجاد تجربه‌ای ملموس و عملی برای آنها ایفا می‌کند.  
  • آینده این کار را با توجه به تاکید مدیران ارشد به توسعه گردشگری چگونه می‌بینید؟
فکر می‌کنم آینده این کار چیزی بیش از تأکید مدیران ارشد می‌طلبد و بهتر است بگوییم مشروط به اقدمات موثر و عملی مدیران است در غیر این‌صورت ممکن است فراهم کردن ملزومات برای متقاضیان که اکثرا از نسل جوان هستند و سرمایه چندانی ندارند چنان سخت باشد که از انجام آن منصرف شوند. به طور مشخص در مورد اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه، ما تلاش کردیم تا دو مجموعه بنیاد مسکن و اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را متقاعد و از همراهی آنها برخوردار شویم که خوشبختانه در هر دو مجموعه مسئولان همکاری خوبی با ما داشتند.  
  • فکر می‌کنید به عنوان یک زن در این زمینه چقدر امکان توفیق دارید ؟
فکر می کنم موفقیت یا عدم موفقیتم با میزان تلاش و پشتکارم مرتبط خواهد بود و جنسیت نقش مهمی در آن نخواهد داشت. اما برای این که پاسخ روشنی به شما داده باشم باید بگویم ماهیت این کار را به دلیل ویژگی‌های مهمان‌داری مبتنی بر فرهنگ ایرانی، زنانه می‌دانم. برای مطالعه بیشتر در این موضوع شما را ارجاع می‌دهم به سخنرانی آقای مهندس محمد بهشتی رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در همایش کارآفرینی زنان در حوزه گردشگری. البته انکار نمی‌کنم که در این مسیر انجام برخی امور که ویژگی‌های مردانه می‌طلبد فشار زیادی به من وارد کرده اما انجام آنها غیرممکن نبوده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، ورکانه ، خانه بوم گردی همدان ، اقامتگاه بومگردی همدان ، خانه بومگردی ورکانه ، گردشگری ورکانه ،

دوشنبه 5 مهر 1395

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

نویسنده: حسین زندی ‌ همدان- خبرنگار همشهری
نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد...
1395/07/05
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد.
اولین کتاب مرضیه بطحایی داستان بلند «گل مریم» است که سال 1395 در شمارگان هزار نسخه از سوی انتشارات نازلی در همدان روانه بازار شده، به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت وگو کرده ایم که در پی می‌آید:
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
از نوجوانی به نوشتن علاقه داشتم و میل به نوشتن در وجود من بود اما به دلیل این‌که نمی‌دانستم در چه حوزه ای بنویسم و راهنما نداشتم، فیلم‌هایی را که تماشا می‌کردم در دفتری خلاصه می‌کردم. پس از ازدواج به نوشتن خاطرات تلخ و شیرین زندگی متاهلی پرداختم. کارمند دانشکده پزشکی بودم و پس از بازنشستگی راهم را پیدا کردم و به قصه‌نویسی روی آوردم.
  • از کتاب گل مریم بگویید.
داستان این کتاب سال‌ها پیش در دفتر خاطرات من محبوس بود.من با پدرم انس عجیبی داشتم. توجه زیاد وی به دخترهایش و ناتوانی بدنی و بیماری‌اش وشغل پرستاری من رابطه عاطفی شدیدی بین ما ایجاد کرده بود. بعد از فوت پدر خلا بزرگی را احساس می‌کردم.
رای تسلای دل خودم با وی نقل سخن کردم و در داخل دفتر خاطرات نگاشتم. طی این یک سال وی از بچگی تا اواخر عمر گرانقدرشان را برایم گفتند و من هر چه را در خاطرم ماند نگاشتم تا این‌که به این داستان که خاطره عزیزی از اسرای جنگی بودند برخوردم و با کمی دخل  وتصرف داستان را به صورت رمان در آوردم.
  • علت علاقه شما به نوشتن داستان کوتاه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
از آن جهت داستان کوتاه می‌نویسم تا همگان فرصت خواندن و به آن علاقه پیدا کنند و نیز این‌که هزینه زیادی نپردازند. ساده وبی آلایش می‌نویسم چون اولا نویسنده نیستم و قدرت زیادی در نوشتن ندارم و دیگر این‌که بیشتر قصه گویی می‌کنم.
فکر می‌کنم این شیوه بهتر همه گیرخواهد شد و از هر قشری می‌توانند آن را بخوانند. وقتی کتابم را به فروشنده سر کوچه که مردی میانسال است دادم دیدم که با چه شوقی می‌خواند. خنده و شور را در چهره اش دیدم و یک بار از دوستش شنیدم که آخر داستان را با گریه تمام کرده  است.
او از من درخواست کرد که حتما کتاب‌های بعدی را هم در اختیارش بگذارم. می‌گفت سال‌ها گذشته که او کتابی به دست نگرفته این به جهت تعریف نیست همانطور که گفتم شاید ساده نویسی من باعث می‌شود همگان رو به کتاب خوانی بیاورند.
  • مخاطبان جدی و منتقدان با گل مریم و نوشته‌های شما چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و چه نظری دارند؟
مخاطبان از داستان خوششان می‌آید و تنها از کوتاه بودن داستان شاکی هستند. بزرگان اهل فن از ویراستاری و هنر نویسندگی شاکی‌‌اند اما از داستان‌گویی تعریف کرده اند.
  • آثار دیگرتان در چه مرحله ای است و چه زمانی منتشر خواهند شد؟
کتاب دوم من «باورعشق است» که باز هم کتابی بر اساس واقعیت است. امیدوارم ارزش چاپ و خواندن داشته باشد. کتاب بعدی خاطرات زندگی پر جنجال من و کتاب دیگرم قصه‌های قدیمی مادر بزرگ است. این مجموعه بر اساس قصه‌های مادربزرگ که شب‌ها برای ما تعریف می‌کرد شکل گرفته است.
  • در نوشتن به دنبال چه هستید؟
به اعتقاد بنده زندگی افراد و سرگذشتشان حتی اگر تلخ باشد، زیباست و زندگی گذشتگان پر از رمز، راز، درس و آموخته‌ها استو من به دنبال یاد گیری آنها هستم تا در اختیار نسل جدید قرار بگیرند.
  • استقبال از کتاب اول شما چطور بود؟
کتاب اول من چون با بی‌تجربگی همراه بود ویراستاری نشد، ناشر هزینه را تقبل نکرد و با هزینه شخصی چاپ شد و مسئولیتی در قبال فروش گردن کسی نبود. بیشتر خانواده و فامیل حمایت کردند و تمام کتاب‌ها تقریبا به صورت هدیه به دوستان و آشنایان تقدیم شد. تعدادی نیز به خارج از کشور برای دوستان فرستاده شد. امیدوارم کتاب‌های بعدی با این مشکل روبه رو نشود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، کتاب ،

شنبه 3 مهر 1395

نسل امروز هنرمندان همدانی درخشانند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،

نسل امروز هنرمندان همدانی درخشانند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نسل امروز هنرمندان همدانی درخشانند
اوایل دهه 70 خورشیدی انجمن سینمای همدان را نسلی اداره می‌کرد که امروز 45 سالگی را پشت سر نهاده اند و به چهره‌های مشهور هنری کشور تبدیل شده اند...
1395/07/03
اوایل دهه 70 خورشیدی انجمن سینمای همدان را نسلی اداره می‌کرد که امروز 45 سالگی را پشت سر نهاده اند و به چهره‌های مشهور هنری کشور تبدیل شده اند. از اواسط دهه 70 افراد موفق این نسل، جلای وطن کرده و از همدان کوچیده‌اند. آنها در شهر میزبان و حتی خارج از کشور حرفی برای گفتن دارند و بیشترشان اکنون هنرمندان شناخته شده ای هستند که بخشی از تولیدکنندگان آثار فرهنگی - هنری کشور را تشکیل می‌دهند.
هنرمندان دهه 70 افراد موفقی بودند و آثار زیادی را در زمینه عکاسی و فیلمسازی به دنیای هنر ارائه کردند اما پس از مهاجرت جای خالیشان در فضای فرهنگی استان بیش از پیش مشهود شد. این خلأ تا جایی است که در 2 دهه گذشته کمتر درخششی از هنرجوها و هنرمندان انجمن سینمای همدان دیده شده است.
محمدحسین عناصری یکی از همین سرمایه‌های فرهنگی استان همدان است که این روزها در پایتخت زندگی می‌کند و یکی از هنرمندان شناخته شده رشته گرافیک است.
محمدحسین عناصری متولد 1350 در همدان است. او فارغ‌  التحصیل کارشناسی گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فارغ  ‌التحصیل کارشناسی ارشد گرافیک از دانشگاه آزاد-تهران مرکز است. عناصری عضو رسمی انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران و عضو مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر نیز هست. او از سال ۱۳۷۸ تاکنون در دانشکده  های هنر تدریس می‌کند و مدیر هنری و طراح گرافیک چندین انجمن، مؤسسه انتشاراتی، مجله و روزنامه است. این هنرمند همدانی در چندین جشنواره بین  المللی مدیر هنری و طراح گرافیک از جمله جشنواره‌های پویانمایی، فیلم فجر، فیلم کودک، فیلم کوتاه و موارد دیگر بوده است. همچنین عضویت هیأت انتخاب و داوری چندین جشنواره و نمایشگاه   تجسمی در کشور را نیز برعهده داشته است.
همه افراد این نسل رابطه خود را با همدان و انجمن سینمای جوانان همدان حفظ کرده  اند و تعلق خاطری شدید به این نهاد آموزشی - فرهنگی دارند. محمدحسین عناصری نیز رابطه اش را با زادگاهش حفظ کرده است. به بهانه حضور این هنرمند در کارگاه مبانی سواد بصری «هفته فیلم وعکس همدان» گفت‌و‌گویی داشته  ایم که با هم می  خوانیم.
  • چگونه وارد انجمن سینمای جوانان شدید؟
بگذارید به کمی عقب تر برگردم. من دوره دبیرستان در رشته تجربی درس می‌خواندم پس از یک سال متوجه شدم هنرستانی داریم که رشته‌ای به نام گرافیک در آن تدریس می‌شود. تابستان سال 1367 تصمیم گرفتم پرونده ام را از دبیرستان امام (ره) بگیرم و در رشته گرافیک ثبت‌نام کنم. خانواده موافق بودند و تشویقم می‌کردند اما مدیران دبیرستان پرونده مرا نمی‌دادند و می‌گفتند: «رشته هنر مخصوص آدم‌های گوشه‌نشین است و آینده‌ای ندارد». با دردسر زیادی پرونده را گرفتم و به هنرستان چمران رفتم آنجا نیز ثبت‌نام نمی‌کردند و می‌گفتند: «تو چطور رشته تجربی را رها کردی و به هنرستان آمدی». یک ماه پس از آغاز سال تحصیلی به هر حال مرا ثبت‌نام کردند و مشغول تحصیل شدم. یک سال پس از آن نیز با انجمن سینمای جوان آشنا شدم و فکر کردم عکاسی و فیلمسازی می‌تواند به رشته تحصیلی من، طراحی گرافیک کمک کند و در دوره فیلمسازی ثبت نام کردم در واقع از سال 1368 وارد سینمای جوان شدم.
  • مدرسان شما آن زمان چه کسانی بودند؟
آقای بابک رضاپور و آقای محمدعلی رهبر از استادان تأثیرگذار آن دوره بودند. آنها در نوع نگاه من نیز بسیار تاثیرگذار بودند. این نگاه به مسیری که برای حرفه خودم انتخاب کرده بودم یعنی گرافیک کمک کرد.
  • در انجمن چه رشته ای را دنبال می‌کردید؟
به لحاظ رشته تحصیلی و تقویت آن به دنبال عکاسی رفتم. فیلمسازی را پیگیری نکردم تنها چند تجربه هنرجویی و پروژه   کلاسی بود اما در همان دوره در عکاسی رتبه اول را به دست آوردم و در جشنواره جایزه گرفتم. همین کار انگیزه  ای شد و عکاسی را پیگیری کردم.
  • در دوره شما انجمن بسیار فعال و تاثیرگذار بود اما با مهاجرت هم نسلان شما فاصله ای افتاد و انجمن دچار ضعف شد که تا امروز نیز ادامه داشته، این فاصله را چگونه تحلیل می‌کنید؟
آن زمان پیوستگی خیلی خوبی بین بچه  های انجمن بود. در محوطه فضای سبز مقابل در ورودی آرامگاه بوعلی پیاده راهی بود که دوستان جمع می  شدند و ما اسم آن محل را «کوچه هنر» گذاشته بودیم؛ آنجا پاتوق دوستان بود. شاید یکی از دلایل گردهمایی  ها این بود که منابع آموزشی مکتوب چندانی در دسترس نبود و این پاتوق بهانه  ای بود تا گپ و گفت  های کاری، شرایط انتقال اطلاعات و تجربیات را برای دیگران فراهم کند تا بخشی از خلأ منابع مطالعاتی جبران شود. در این جمع بچه  های اهل ادبیات و نقاشی حضور داشتند، کسانی که عکاسی می  کردند، فیلم می  ساختند و طراحی می  کردند هم حضور داشتند. این نسل بزرگ‌تر شدند و وارد کار حرفه  ای شدند و هر کدام رشته خود را دنبال کردند. این حرفه  ای شدن با توجه به شرایط اجتماعی امروز ملزوماتی و ضرورت  هایی دارد که ناچار برخی از ما را مجبور به مهاجرت کرد.
  • در 2 سال گذشته بسیاری از هنرمندان در همدان کارگاه‌هایی برگزار کرده اند. از جمله امیرشهاب رضویان، عباس عربزاده، علیرضا محمودی، حمیدرضا لطفیان و شما. چه عاملی باعث این بازگشت بوده؟
2 سال پیش مدیر جدید انجمن از بچه  های قدیمی برای یک گردهمایی دوستانه دعوت کرد و مقدمات برگزاری کارگاه  های آموزشی و نشست  ها برای دوستانی که در این سال  ها از انجمن دور بودند فراهم شد. من حتی خیلی از دوستان را بیش از 20 سال بود ندیده بودم. شاید اگر برای این کارگاه امروز من در همدان هستم تأثیر نشستی بود که 2 سال پیش برگزار شد و باعث شد بار دیگر آن پیوند قدیمی و ارتباط شکل بگیرد.
  • آیا حضور این هنرمندان می‌تواند بازگشت به گذشته درخشان انجمن را رقم بزند؟
تبادل تجربه  ای که پس از سال  ها انجام می  گیرد و این که نسل جدید نیاز دارد اتصال و ارتباط با نسل گذشته را حفظ کند اتفاق خوبی است. باید این ارتباط را تقویت کرد تا کارگاه  ها با جدیت بیشتری برگزار شود به ویژه این‌که فضای مجازی و شبکه  های اجتماعی که کم و بیش با کارهای غیر قابل قبول به میدان آمده، کارهایی که ارزش ارائه ندارد و ذائقه و نگاه جوانان را تغییر می  دهد. تجربه دوستان من می  تواند اثر مثبتی بر نگاه نسل پس از خود بگذارد.
  • به نظر می‌رسد این نسل فعال هستند اما عشق نسل شما را ندارند. با توجه به کارگاهی که برگزار کردید هنرجویان جدید انجمن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همدانی  ها امروز در همه جای دنیا خوب کار می  کنند و امیدوارم در استان نیز چنین باشد. بدون اغراق اگر بگویم، بچه  ها در همه حوزه  ها به خصوص سینما و عکاسی خوب کار می  کنند و هوشمند هستند. گاهی کارهایشان را می  بینم تعجب می  کنم، نگاه اندیشمندانه و ظرفیت خوبی دارند اما باید هدایت شوند تا به بیراهه نروند. امروز من با بچه  های پرکار و خوش  فکری روبه‌رو شدم. پلی که بین نسل قبل و بچه  ها زده شده می  تواند روحیه عاشقانه کار کردن را در آنها تقویت کند.
  • پیشنهاد شما برای تقویت انجمن چیست؟
امیدوارم این نشست  ها و کارگاه  ها منظم برگزار شود و با توجه به نیاز بچه  ها در بخش  هایی که ضعف دارند ادامه پیدا کند. از معلم  هایی که بسیار تواناتر هستند نیز دعوت شود چون اگر کسی از این دوستان هنوز نیامده است و یا کارگاه و نشستی برگزار نشده دال بر بی‌توجهی یا بی  علاقگی آنها نیست. پیشگامی انجمن برای دعوت از آنها از بچه  های امروز نسل حرفه  ای  تر و باسوادتری می  سازد. مطمئنم همه با جان و دل می  آیند، کسانی که بر نیمکت  های انجمن نشسته  اند امروز ناقل عشق و نگاه حرفه  ای هستند. آنها قدرشناسند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، محمد حسین عناصری ، گرافیک همدان ، انجمن سینمای جوانان همدان ،

شنبه 3 مهر 1395

آموزش؛ گمشده بهداشت محیط همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،

آموزش؛ گمشده بهداشت محیط همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آموزش؛ گمشده بهداشت محیط همدان
زباله و فاضلاب و مدیریت آنها دو چالش اساسی در همدان محسوب می‌شوند. اگرچه سرمایه‌گذاری‌های خوبی در بحث‌های فاضلاب، زباله و تفکیک آن انجام شده اما هنوز ضعیف است و کافی نیست. باید محرک و انگیزه بیشتری برای شتاب دادن به این مسأله وجود داشته باشد...
1395/07/03
زباله و فاضلاب و مدیریت آنها دو چالش اساسی در همدان محسوب می‌شوند. اگرچه سرمایه‌گذاری‌های خوبی در بحث‌های فاضلاب، زباله و تفکیک آن انجام شده اما هنوز ضعیف است و کافی نیست. باید محرک و انگیزه بیشتری برای شتاب دادن به این مسأله وجود داشته باشد.
مصطفی لیلی متولد سال 1360 در روستای کرفس از توابع شهرستان رزن استان همدان است. او دانش آموخته رشته بهداشت محیط در مقطع دکترا‌ست. دکتر لیلی انگیزه زیادی دارد تا بتواند در کاهش معضلات و مشکلات موجود در حوزه بهداشت محیط قدم مؤثری بردارد. در این گفت‌و‌گو لیلی راه‌حل‌هایی برای مدیریت بهتر زباله و فاضلاب همدان دارد.
  • در دانشگاه به چه فعالیتی مشغول هستید؟
در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی همدان فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی دارم. یعنی هم کار تدریس دروس مرتبط با بهداشت محیط زیست و هم کار تحقیقاتی در زمینه تمامی مسائل محیط زیست شامل پسماند و آلودگی هوا و منابع آبی که دغدغه جمعی است و موضوعات مشابه انجام می‌دهم.
  • یکی بحث وجود نیترات زیاد در آب‌های زیرزمینی همدان است و دیگری بحث تصفیه پسماندها و انتقال فاضلاب همدان به امزاجرد و تصفیه در آنجا و انتقال مجدد به بخش کشاورزی است که در این مسیر از این فاضلاب توسط کشاورزان منطقه به نوعی دزدی می‌شود و برای زمین هایشان استفاده می‌کنند. به نظر شما این مسأله تا چه حد می‌تواند در بحث بهداشت محیط دخیل باشد؟
متأسفانه چند دلیل می‌تواند برای بروز چنین اتفاقاتی وجود داشته باشد. یکی این‌که کشاورزان ما آموزش کافی ندیده‌اند و دیگر این که بحث فاضلاب اثرات مخرب آن بلافاصله با چشم دیده نمی‌شود و منجر به بروز بیماری‌های گوارشی می‌شود. بنابراین یکی از راهکارهای موثر، آموزش و اطلاع رسانی از طریق رسانه‌ها در مورد فاضلاب و بیماری‌های معلول آن، پسماندها ،آلودگی هوا و سایر معضلات زیست محیطی است. مردم ما اطلاعات کافی و زمینه ای ندارند تا رفتار مناسبی در برابر این معضلات از خود نشان دهند. بنابراین ممکن است به آلودگی‌های انگلی گوناگونی دچار شوند که در صورت مراجعه نکردن به مراکز درمانی متوجه بیماری نشده و در طولانی مدت این مسأله باعث تحمیل هزینه‌های درمان می‌شود. کشاورز ما به خاطر نداشتن آموزش‌های لازم از فاضلاب استفاده نادرست می‌کند، در حالی که فاضلاب باید مراحل تصفیه لازم را حتی برای استفاده مجدد در کشاورزی طی کرده و در نهایت از پساب‌ها نمونه‌برداری شده و از نظرجنبه‌های مختلف از جمله میکروبیولوژی کنترل شود.
  • آیا در همدان این اتفاق می‌افتد و شما پیگیری کرده اید؟
تقریبا بله.صنایع و تصفیه‌خانه‌هایی در همدان هستند که استانداردهای محیط زیستی تعیین شده را رعایت نمی‌کنند. پسابشان وارد محیط می‌شود و یا این‌که کشاورزان از فاضلاب به صورت غیرمجاز استفاده می‌کنند. مستند عرض می‌کنم که این معضل را در همدان داریم.
  • یکی از نگرانی‌های فعلی این است که فاضلاب بیمارستان‌ها یا ساختمان‌های پزشکان همدان تفکیک نشده است و به همراه فاضلاب عمومی شهر به سمت تصفیه می‌رود. ارزیابی شما از این مسأله چگونه است؟
این مسأله خالی از اشکال نیست. فاضلاب‌های حاصل از مؤسسات که فاضلاب‌های بیمارستانی هم جزو آنهاست اگر قرار است وارد فاضلاب شهری شوند باید در ابتدا پیش تصفیه شده، تا تقریبا به استانداردهای لازم برای فاضلاب شهری برسند و در مرحله بعد وارد این فاضلاب شوند. البته ایده آل است که بیمارستان برای خود یک سیستم تصفیه فاضلاب کامل داشته باشد اما در شرایطی که امکان راه‌اندازی چنین سیستم مستقلی وجود ندارد راهکار عملی سیستم‌های تصفیه مقدماتی و پیش تصفیه است اما با رعایت این شرایط نیز باز هم این تفکیک نشدن مشکل‌ساز است.
  • با توجه به این‌که سطح وسیعی از زمین‌های کشاورزی همدان از این آب‌ها استفاده می‌کنند تا چه حد خطرناک است؟
ببینید دو مشکل در اینجا مطرح است؛ یکی این‌که سیستم فاضلاب شهری اساسا برای تصفیه فاضلاب بیمارستانی طراحی نشده است. چراکه یکسری عوامل عفونی در فاضلاب‌های بیمارستانی هستند که باعث می‌شوند این فاضلاب‌ها خطرناک باشند چون در بیمارستان‌ها پساب‌ها و پسماندهای تولید شده خاص هستند و با ورود به فاضلاب شهری مشکلات خود را ایجاد می‌کنند. دومین مشکل در فاضلاب‌‌های بیمارستانی ایجاد گونه‌های مقاوم یا ایجاد مقاومت باکتریایی است. فاضلاب‌های بیمارستانی چه وارد تصفیه‌خانه‌های فاضلاب شهری و چه وارد محیط شوند چون یکسری آنتی‌بیوتیک‌هایی هستند که یا استفاده نشده اند یا مراحل متابولیزه را در بدن بیمار طی نکرده و در نتیجه ایمن نیستند، با ورود به محیط یا سیستم تصفیه شهری باعث ایجاد گونه‌های مقاوم می‌شوند. در نهایت گونه‌های مقاوم اگر به چرخه موادغذایی وارد شوند بیماری‌هایی ایجاد خواهند کرد که دیگر به آنتی بیوتیک مربوط به آن بیماری جواب نخواهد داد.
  • آیا بیمارستان‌های همدان سیستم پیش‌تصفیه ندارند؟
دارند اما مواردی بوده است که استانداردها را رعایت نکرده‌اند.
  • پسماندهای مطب پزشکان هم تفکیک نمی‌شود و وارد پسماندهای شهری می‌شود. با توجه به این‌که جامعه پزشکی می‌تواند این تفکیک را به عنوان مثال به بخش خصوصی سپرده و این معضل را مدیریت کند جنابعالی چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟
بهترین راهکاری که در بسیاری از کشورها در حال اجراست تفکیک پسماندهای خاص است که پسماندهای حاصل از کلینیک‌ها و بیمارستان‌ها در نقطه تولید تفکیک شده و با پسماندهای عمومی تلفیق نشوند. چراکه معمولا بیشترین سهم پسماندها در بیمارستان‌ها پسماندهای عمومی هستند اما وقتی با پسماندهای عفونی مخلوط می‌شوند، به طور کلی از دیدگاه محیط زیست و بهداشت محیط خطرناک می‌شوند. پس بهترین راهکار تفکیک و جمع‌آوری این پسماندها توسط پیمانکار است نه شهرداری. این سیستم باید تا آخر دنبال و پیگیری شود چراکه یکی از مشکلات کنونی ما در این زمینه، کارشکنی پیمانکاران باوجود دریافت هزینه است یعنی هزینه را دریافت کرده اما کار را به آخر نمی‌رسانند. در نهایت این‌که روش دفع و نه دفن آنها مجزا باشد، مطمئن شویم که ایمن سازی دفع این زباله‌های خاص صورت پذیرفته است.
  • بحث زباله‌سوز چقدر در دنیا متداول است؟
در کل دنیا زباله سوز استفاده می‌شود اما نه برای هر زباله ای. در کشور ما متأسفانه در یک برهه زباله‌سوزها خریداری شدند حتی برای زباله‌های شهری. در حالی که ما برای همه زباله‌ها به این سیستم احتیاج نداریم چراکه اصلا مقرون به صرفه نیست. سیستم زباله‌سوز برای زباله‌های خاص از جمله زباله‌های عفونی و بیمارستانی در همه جای دنیا استفاده می‌شود. حتی در بعضی کشورها مانند آلمان این سیستم برای زباله‌های شهری هم استفاده می‌شود چراکه ترکیب پسماندهایشان با ما متفاوت است و زباله را سوزانده و از انرژی آن هم استفاده می‌کنند. اگر زباله‌سوز درست راهبری شود هیچ مشکل زیست محیطی نخواهد داشت و باعث آلودگی هوا نخواهد شد . دو مشکل در این زمینه وجود دارد یکی این‌که ما تصور می‌کنیم زباله‌سوز برای همه زباله‌ها قابل استفاده است و با همین دیدگاه در یک دوره مقدارزیادی زباله‌سوز وارد کشور شد دوم این‌که راهبری زباله‌سوز نباید به دست هرغیرمتخصصی سپرده شود. در این صورت نه تنها به از بین بردن زباله‌های خطرناک کمکی نکرده ایم حتی باعث آلودگی هوا و محیط و ایجاد مشکل برای افراد نزدیک زباله سوز هم شده ایم.
  • رستوران‌های مسیر کوه الوند و تله‌کابین گنجنامه فاضلاب دارند و ما سیستم هدایت این فاضلاب‌ها به تصفیه‌خانه را نداریم. یک سری ابزار با عناوینی مانند سپتیک تانک، اینهاف تانک و...استفاده می‌شوند که این ابزارها هم پاسخگو نیستند. برای مثال یک مخزن کوچکی ایجاد کرده اند و روزهای بارانی که این ابزار جوابگو نیستند فاضلاب را در رودخانه می‌ریزند. برای حل این مشکل چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟
اصطلاحا به این سیستم‌ها می‌گوییم سیستم‌های غیرمتمرکز فاضلاب یا سیستم‌های تصفیه فاضلاب در محل که این سیستم‌ها در همه جای دنیا استفاده می‌شوند و سیستم‌های خوبی هستند و می‌توانند فاضلاب را به استانداردها و حدود مجاز تخلیه برسانند. مشکلی که ما داریم این است که برای رواناب‌ها یا آب‌های سطحی سیستم تصفیه مجزایی نداریم. بنابراین خواه ناخواه این فاضلاب هم به فاضلاب اصلی اضافه شده و اصطلاحا باعث شوک یا وارد شدن بار بیش از حد به این سیستم می‌شود. در نتیجه قطعا تصفیه آن به مشکل برخورده و تصفیه به شکل مناسبی انجام نخواهدشد و اگر پساب این فاضلاب وارد محیط شود باعث آلودگی خواهد شد و بنابراین باید در انتخاب اندازه و جانمایی سیستم‌های تصفیه و انتخاب حجم مفیدی که باید داشته باشد دقت عمل بیشتری داشته باشیم. در نهایت باید راهکاری اتخاذ کنیم برای این‌که نگذاریم رواناب‌ها به فاضلاب اضافه شوند چراکه در این صورت خودشان هم آلوده شده و با ایجاد بار اضافه پساب‌ها آلوده خواهند شد. بنابراین سیستم تصفیه ای برای این رستوران‌ها نمی‌توانم پیشنهاد دهم اما باید این سیستم‌ها را درست استفاده کنیم و عملکردمان طوری باشد که رواناب‌ها وارد سیستم تصفیه نشوند. متاسفانه این روند به خوبی راهبری نمی‌شود و تنها برای گریز از عواقب بازدید کارشناس سازمان بهداشت محیط یک سرمایه‌گذاری اولیه انجام می‌شود و همچنین برای راهبری این سیستم هزینه‌ای صرف نمی‌شود.
  • به عنوان آخرین سوال ارزیابی شما از وضعیت آلودگی‌های مربوط به آب و فاضلاب و به طورکلی آلودگی‌های محیط زیستی در همدان چگونه است؟ آیا رو به بهبود خواهد بود یا خیر؟
خوشبختانه سرمایه‌گذاری‌های خوبی در بحث‌های فاضلاب، زباله و تفکیک آن صورت پذیرفته اما هنوز ضعیف است و کافی نیست باید محرک و انگیزه بیشتری برای شتاب دادن به این مسأله وجود داشته باشد. در همدان خوشبختانه بحث آلودگی هوا را نداریم به غیر از بحث ریزگردها که در همدان هم مطرح است. در زمینه آلودگی آب و فاضلاب‌ها و زباله‌ها خوشبختانه سرمایه‌گذاری شده است اما به کندی صورت می‌پذیرد و اجرای هر پروژه‌ای دراین زمینه آن قدر طول می‌کشد که شاید دیگر آن سیستم اجرایی به روز نباشد. در نتیجه برای شتاب دادن به اجرای پروژه‌ها و حل این مشکل باید نیروها و امکانات بییشتری را به کاربگیریم و بودجه بیشتری صرف کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%D8%9B-%DA%AF%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=
چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، بهداشت و محیط همدان ، محیط زیست همدان ،