تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب آبان 1395
یکشنبه 30 آبان 1395

حضور کمرنگ همدان در نمایشگاه مطبوعات

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

حضور کمرنگ همدان در نمایشگاه مطبوعات

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری
حضور کمرنگ همدان در نمایشگاه مطبوعات
بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات کشور پس از 8 روز به کار خود پایان داد و ده‌ها موسسه رسانه‌ای و مطبوعاتی در این رویداد فرهنگی شرکت کردند...
1395/08/29
 بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات کشور پس از 8 روز به کار خود پایان داد و ده‌ها موسسه رسانه‌ای و مطبوعاتی در این رویداد فرهنگی شرکت کردند و کارنامه یک ساله خود را در معرض بازدید مخاطبان قرار دادند. گفته می‌شد این دوره با رشد 25 درصدی حضور اصحاب رسانه همراه بود. هرچند بنا به اظهار کارشناسان و بازدیدکنندگان دائم، نمایشگاه امسال رونق سال‌های پیشین را نداشت. در این میان گروهی از رسانه‌های محلی و استانی که تعداد آنها کمتر از 100 غرفه بود در بیست دومین نمایشگاه مطبوعات کشور شرکت کردند. درحالی که مجوز رسانه‌های بیشتر استان‌ها با این تعداد برابری می‌کند. این آمار نشان می‌دهد با وجود گذشت 22 دوره هنوز استقبال قابل قبولی از نمایشگاه نمی‌‌شود. گفته می‌شود شهرستان‌ها بیشتر مواقع در حاشیه‌اند و نادیده گرفته می‌شوند، اما بخشی از این نادیده گرفته‌شدن مربوط به کارکرد دست اندرکاران و کار به ‌دستان شهرستانی است. اگر در طول سال به دکههای روزنامه‌فروشی شهر همدان توجه کنیم، می‌بینیم کمتر نشریه‌های تداوم دارد و به صورت منظم منتشر می‌شود. نتیجه این بی نظمی را در نمایشگاه نیز میتوان دید. بیشتر نمونه کارها و نشریه‌هایی که در غرفه اداره فرهنگ و ارشاد ارشاد استان عرضه شده بود، تاریخ ماه‌ها و هفته‌ای پیش را داشت و از این واقعیت خبر می داد که مدت‌هاست برخی از این نشریه‌ها منتشر نمی‌شوند. نتیجه این عملکرد چیزی جز در حاشیه ماندن نیست. از موارد دیگر در نمایشگاه امسال، غیبت هفته‌نامه‌های استان بود. به جز 3 روزنامه استان هیچ یک از هفته‌نامه‌ها، 2 هفته‌نامه هاو ماهنامه هابه صورت مستقل در این نمایشگاه حضور نداشتند. البته نمونه کارهای تاریخ گذشته این هفته نامه هادر غرفه اداره فرهنگ و ارشاد استان وجود داشت.
سال‌هاست غرفه‌هایی که از طرف برگزارکنندگان نمایشگاه به مطبوعات محلی و شهرستانی اختصاص داده می‌شود، در نقاط حاشیه‌ای نمایشگاه قرار دارد و این رویه، باعث گوشه‌گیری صاحبان رسانه در استان‌ها می‌شود. تخصیص عادلانه فضای نمایشگاهی به استان‌ها باید از مطالبات اصلی نهادهای صنفی هر استان باشد. این نهادها تاکنون چنین خواسته‌ای را مطرح نکرده‌اند. همدان در اختصاص فضای نمایشگاهی، نسبت به دیگر استان‌ها از اقبال کمتری بهره برده است. چون حرف ابتدایی نام همدان از حروف پایانی الفبای فارسی است. در نتیجه غرفهای که به اداره ارشاد این استان اختصاص می‌یابد در نقطۀ انتهایی نمایشگاه قرار می‌گیرد.
 یکی از کارکردهای نمایشگاه مطبوعات حضور و خودنمایی چهره‌های مختلف ورزشی، فرهنگی، هنری اقتصادی و سیاسی و نیز چهره‌های فراموش‌شدهای است که دهه‌های گذشته به برکت اهالی رسانه در محضر و منظر مردم قرار گرفته بودند و در سال‌های پیش از صحنه خارج شده یا حتی فراموش شده‌‌اند. از این لحاظ نیز چهره‌های استان همدان از نمایشگاه کمتر بهره بردند. با این حال گروه زیادی از مردم همدان در نمایشگاه حضور یافتند.
نمایشگاه کارکرد دیگری نیز دارد: دیدار دوباره همکاران رسانه‌ای. نمایشگاه فضایی است که روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و صاحبان رسانه پس از یک سال هم را می‌بینند و با تجربه‌های همدیگر آشنا می‌شوند. تعدادی از خبرنگاران همدانی نیز از این نمایشگاه بازدید کردند.
 نزدیکی مسیر همدان به تهران عاملی بود که بازدید مدیران استان همدان از نمایشگاه مطبوعات نسبت به سایر استان‌ها بیشتر باشد و نیز حضور سایر اقشار همدانی مانند دانشگاهیان هنرمندان و اهالی رسانه پررنگ به نظر می‌رسید. امید است سال‌های آینده هم اداره کل فرهنگ و ارشاد و هم صاحب امتیازان و مدیر مسئولان بتوانند با آمادگی بیشتر حضور پررنگی در نمایشگاه داشته باشند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: یادداشت ، همشهری همدان ، نمایشگاه مطبوعات ،

تخریب باغ‌ها به همدان رسید

تخریب باغ های همدان در آستانه برگزاری همایش شهر سبز پایدار

کراپ‌شده - تخریب باغ در همدان - حسین زندی - دره مرادبیک
شناسهٔ خبر: 3826909 - 
صدای اره برقی همچنان از باغ های همدان به گوش می‌رسد، شهری که روزی باغ شهرش می نامیدند. این اولین بار نیست به جان فضای سبز شهری افتاده اند و راه های تنفسی همدان را مسدود می کنند.

خبرگزاری مهر، گروه جامعه: قطع درختان کشور اتفاق‌ تازه‌ای نیست. و هر سال دست کم ۴۰۰ هزار هکتار زمین حاصلخیز دچار فرسایش می‌شود. ایران در ۳۰ سال اخیر ۶ میلیون هکتار جنگل را از دست داده است و تازه قطع درختان به جنگل‌ها محدود نمی‌شود. هر ساله از شهرهای مختلف خبرهایی از قطع درختان در باغ‌های قدیمی و به بهانه‌های مختلف توسعه به گوش می‌رسد و این بار تخریب باغ‌ به همدان رسیده است. شهری که البته با این پدیده شوم ناآشنا نیست.

این بار با مجوز کمیسیون ماده ۷ اقدام به بریدن و قلع و قمع درختان جاده قدیم دره مراد بیک همدان کرده اند و آن گونه که فعالان محیط زیست همدان می‌گویند به جای اینکه مانند ادوار گذشته شبانه درخت ها را ببرند در روز روشن و با اعتماد به نفس کامل، کار خود را انجام می دهند و اعضای شورای شهر هم با افتخار از آن حرف می زنند.

در طول ۴ سال گذشته با مجوز شورای شهر باغ های بسیاری در همدان نابود شده است؛ باغ و عمارت تاریخی ذوالریاستین، باغ بدیع الحکما، باغ و عمارت جواهری و چندین باغ بزرگ و کوچک در همین دوره نابود شده که از این میان باغ بدیع الحکما بیش از ۶ هکتار مساحت داشت. این بار باغ دیگری در انتهای کوی استادان و مسیر جاده قدیم دره مرادبیک که نزدیک یک هکتار مساحت داشت توسط مالک خصوصی و مجوز شهرداری نابود شد.  

حسین زندی فعال محیط زیست و دبیر پویش پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی در استان همدان درباره این موضوع به خبرنگار مهر می‌گوید: صبح روز ۴شنبه خبردارشدم که باغ های مسیر جاده قدیم دره مرادبیک واقع در کوی استادان را تخریب می کنند. سریع به منطقه رفتم و متاسفانه خبر واقعیت داشت و با سه کامیون ۱۸ چرخ پر از تنه درخت مواجه شدم و یک دستگاه جرثقیل که در حال بارگذاری درخت ها بود و بیش از ۱۵ کارگر در محل مشغول بریدن درخت بودند.

مدیریت فضای سبز شهری همدان اعلام کرده: درختان این باغ به درخواست مالک و با مجوز ماده ۷ بریده شده و مجوز برای احیاء دوباره باغ صادرشده است.

با این حال زندی تاکید می‌کند: پرسش اساسی این است کدام یک از درختان و باغ های مشجر همدان که با مجوز یا بدون مجوز نابود شده دوباره احیاء و باز زنده سازی شده است؟ در دوره های گذشته بیشتر باغ هایی را که با این بهانه نابود کردند تبدیل به برج های تجاری و مسکونی شده است.

اعضای شورای شهر گفته های مدیرعامل سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری همدان را تایید کرده و ادعا می کنند درختان این باغ خشک بود اما تصاویر ثبت شده از تخریب باغ که به دست خبرنگار مهر رسیده این ادعا را تایید نمی‌کند.

حسین زندی در این باره تصریح می‌کند: آنچه اعضای شورای شهر می گویند خلاف واقعیت است. هیچ یک از درخت های این باغ  خشک نبوده و با اینکه فصل پاییز است هنوز برگ درختان را می توان دید و بر اساس عکس هایی که از محل گرفتم تعداد درختان نیز بسیار بیش از عددی است که مدیران شهرداری اعلام می کنند.

این اتفاق در حالی رخ داده که چند هفته بیشتر نیست که مدیران شهری اعلام کردند همایش «شهر سبز پایدار» آذر ماه امسال در همدان برگزار می شود. آیا رویکرد مدیران شهری و اعضای شورای شهر همدان به شهر سبز پایدار از مسیر قطع درختان می‌گذرد؟ پرسشی که مسلما مردم همدان در انتخابات شورای شهر آینده فراموش نخواهند کرد.

http://www.mehrnews.com/news/3826909/تخریب-باغ-های-همدان-در-آستانه-برگزاری-همایش-شهر-سبز-پایدار


برچسب ها: خبرگزاری مهر ، حسین زندی ،

اگر یکی از بنیان‌ها و مؤلفه های توسعه پایدار در هر جامعه‌ای را نهادهای مدنی آن کشور بدانیم به‌طورقطعی یکی دیگر از پایه‌ها و بنیان‌های توسعه پایدار در هر کشوری رسانه‌ها و مطبوعات آزاد آن به شمار می‌آید. ارتباط جامعه مدنی و رسانه بسیار تنگاتنگ و مرتبط است و تفکیک آن کاری بسیار دشوار خواهد بود.
کد خبر:۳۲۹۷۰۳
تاریخ انتشار:۲۶ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۲16 November 2016
اما اگر بخواهیم نقش رسانه در پیشبرد تلاش‌های مدنی و یا تأثیر متقابل این دو را بررسی کنیم ابتدا باید کاربردهای رسانه‌ها  را در همپوشانی و کمک به نهادهای مدنی اولویت‌بندی کنیم.  در این عرصه با توجه به همین اولویت، باید جنبه سرگرمی رسانه را نادیده گرفت. مهم‌ترین نقش رسانه‌ها در این زمینه  جنبه اطلاع‌رسانی، خبر، تبلیغات و آموزش است یا به قول زنده‌یاد معتمد نژاد وظایف راهنمایی و رهبری رسانه‌هاست. 

به گزارش تابناک همدان؛ ابتدا باید به وضعیت نهادهای مدنی در ایران نظری افکند. نباید فراموش کرد که نهادهای مدنی در ایران بسیار نوپا و جوان است. تشکل‌ها و انجمن‌های غیردولتی نوین پس از سال ۱۳۷۶ و روی کار آمدن دولت اصلاحات در ایران پا به عرصه وجود گذاشتند این تشکل‌ها به دلیل نظارت بیش‌ازحد دولت‌ها و صدور مجوز از طریق نهادهای حاکمیتی به‌نوعی غیردولتی محسوب نمی‌شوند. درواقع با آنچه در غرب، چه کشورهای درحال‌توسعه و چه توسعه‌یافته دیده می‌شود متفاوت است باید پذیرفت در این نهادها وابستگی به دولت مانع توسعه محور بودن این تشکل‌ها شده است. در ایران تأسیس یک نهاد غیردولتی روزبه‌روز دشوارتر می‌شود و نهادهای مختلف برای ایجاد آن مانع‌تراشی می‌کنند پس از تأسیس نیز دخالت نهادهای حکومتی مانع استقلال و فعالیت مستقل آنان می‌شود درواقع می‌توان گفت در ایران هیچ تشکل غیردولتی مستقلی وجود ندارد.

 باوجوداین مشکلات می‌توان گفت جامعه ایران در طول ۲ دهه گذشته شیوه‌ای متفاوت از نهادسازی را  خارج از چارچوب و استانداردهای بین‌المللی تجربه کرده است. بااینکه این تشکل‌ها نیمه‌دولتی به شمار می‌روند در برخی از موارد دیده‌شده به‌سوی غیردولتی شدن و استقلال پیشرفته‌اند. نکته اصلی این است که  در مسیر حرکت این نهادها به‌سوی کارکردهای صحیح اجتماعی و رسیدن به استقلال رسانه‌ها بسیار مؤثر بوده‌اند و کمک کرده‌اند.
امروزه از رسانه‌ها با عنوان ابزار و نهاد اجتماعی یاد می‌شود ولی وضعیت در ایران شاید کمی با جهان متفاوت باشد باوجود همپایی ایران با کشورهای توسعه‌یافته در روزنامه‌نگاری در عرصه‌های دیگر رسانه نتوانسته چنانکه بایدوشاید عمل کند و همین امر سبب شده از حرکت جهانی بازبماند و مسائلی مانند بومی نبودن فناوری رسانه‌ای  این عرصه را دچار برخوردی چندگانه  کند.

اما  در اینجا  موضوع گفتار این است که چگونه می‌توان از ظرفیت رسانه‌ها برای مشارکت‌پذیری نهادهای مدنی بهره جست؟  دکتر کاظم معتمد نژاد در کتاب وسایل ارتباط‌جمعی می‌نویسد: «در نظام‌های دموکراسی روزنامه‌ها، مجله‌ها، رادیوها، تلویزیون‌ها و سینماها می‌توانند درراه گسترش ارتباط بین رهبری کنندگان و رهبری شوندگان خدمات مهمی انجام دهند و به‌عنوان آینه تمام نمای افکار عمومی، در جلب همکاری مردم و مشارکت دادن آن‌ها در امور اجتماعی تأثیر فراوان به‌جا گذارند. درصورتی‌که در نظام‌های استبدادی و دیکتاتوری که بین فرمانروایان و فرمان‌برداران،  روابط آزاد و رضایت‌آمیز وجود ندارد وسایل ارتباطی معمولاً به ابزارهای تبلیغات سیاسی در جوامع دارای نظام‌های آمرانه، همه از یک طرفه بودن نقش وسایل ارتباطی منعکس ساختن آمال و افکار عمومی در این نوع جوامع ناشی می‌شود. (معتمد نژاد،1386:6) 

اگر فعالان مدنی را به‌عنوان تصمیم سازان جامعه در نظر بگیریم رسانه‌ها می‌توانند به‌عنوان آینه‌ای عملکرد آنان را بازنمایی کنند و در جلب مشارکت‌های عمومی یاری گر فعالان مدنی باشند. همچنین رسانه‌ها می‌توانند نقش مهمی در شفافیت، دیده‌بانی و نظارت در عملکرد تشکل‌های غیردولتی داشته باشند. بازتاب اخبار برنامه‌ها و کارنامه  تشکل‌ها از طریق رسانه‌ها علاوه بر مشارکت موجب اعتمادسازی نیز می‌شود.

تجربه نشان داده  فعالان مدنی بدون رسانه نمی‌توانند گامی در جهت توسعه پایدار بردارند در دولت پیشین به دلیل محدودیت‌های موجود کسانی که در عرصه مدنی فعالیت می‌کردند چاره‌ای نمی‌دیدند که خود رسانه خود باشند و اخبار برنامه‌های خود را  از راه‌های گوناگون  منتشر کنند.  درحالی‌که در یک جامعه سالم سازمان‌های مردم‌نهاد برای ارائه راهکار در جهت توسعه به یاری رسانه‌ها نیاز دارند و نهادهای مدنی نیز به‌عنوان وجدان بیدار جامعه حمایتگر رسانه‌ها خواهند بود  اگرچه موانعی مانند سانسور و محدودیت که با روش‌های گوناگون در عرصه اطلاع‌رسانی اعمال می‌شود گریبان هر دو را گرفته است. در دولت پیشین اعتقادی به فعالیت مدنی نبود اما با توجه به شعارهای دولت یازدهم ضرورت دارد هر دو عرصه با ایجاد فضای باز تقویت شوند.
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/329703/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF


برچسب ها: تابناک ، حسین زندی ، تشکل های غیر دولتی ،

سه شنبه 25 آبان 1395

قصه آرش‌های سرزمین من

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

قصه آرش‌های سرزمین من

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه آرش‌های سرزمین من
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید...
1395/08/25
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید.
  • نمایش آرش کمانگیر نوشته کیست و از چه آثاری الهام گرفته است؟
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از منظومه‌ای به همین نام از سروده‌های سیاوش کسرایی با دراماتورژی بنده است.
  • نمایش پیش از این اجرا شده، چه عاملی باعث شد بار دیگر آن را اجرا کنید؟
نمایش آرش کمانگیر به سفارش دبیرستان الزهرا برای اجرا در همایش ادبی استانی سال گذشته برای کارگردانی به من پیشنهاد شد. اولین اجرای نمایش در همایش با اقبال بسیار عالی اساتید ادبیات و فرهنگ و هنر روبه‌رو شد و در چند همایش مختلف نیز به اجرا درآمد و مورد توجه مخاطبان مختلف قرار گرفت.
این نمایش در مسابقات تئاتر دانش‌آموزی ناحیه و استانی مقام اول را کسب کرد. سپس با حضور در مسابقات کشوری نیشابور در سال 1394 حائز مقام دوم اجرا و بازیگری شد.
  • این نمایش در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه سال جاری در همدان برگزار خواهد شد حضور دارد؟
از آنجا که 2، 3سالی است بخشی در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان به نام بخش دانش‌آموزی پایه‌ریزی و برنامه‌ریزی شده، نمایش آرش کمانگیر بعد از پشت سرگذاشتن اولین مرحله داوری از بین آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره، اقبال حضور در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را به دست آورد. نمایش آرش کمانگیر منتخب شرکت در بخش ویژه همدان نیز است که به دلیل تداخل اجرا در 2 بخش مجبور به اکتفا در اجرا در یک بخش از جشنواره است.
  • از مضمون و قصه کار بگویید.
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از حماسه ملی و ریشه‌ای و فرهنگ ایران است. آرش و آرش‌های فراوانی از اعصار گذشته تاکنون با نثار جان خود که ارزنده‌ترین دارایی هر انسان است نام بلندآوازه ایران و ایرانی را در جای جای این کره خاکی در بلندای ابدیت و انسانیت فریاد کشیدند و با شهادت پرافتخار خود، مرزهای پاک و پرافتخار کشورمان را از تعدی و تجاوز بیگانگان مصون نگه داشتند.
 من افتخار تقدیم نمایش را به روح پرفتوح و افتخارآفرین آرش، آرش‌ها و شهدای ۸ سال دفاع مقدس و همچنین تمامی جانبازان و ایثارگران از گذشته تاکنون دارم. آرش، هویت و ملیت من به عنوان یک ایرانی است. دیدن این نمایش فاخر ملی را به همه اقشار جامعه، خانواده‌ها، دانشگاهیان، دانش‌آموزان، اساتید شعر و ادب پارسی، دانش‌آموزان از سنین ابتدایی تا دبیرستان از هر سن و موقعیت اجتماعی توصیه می‌کنم.
  • عوامل نمایش چه کسانی هستند؟
بازیگران نمایش هما زند، غزال طالبی، مریم یوسفی، مبینا امینی، پرتو پیروویسی، شیما باقراسیجان، نازنین ملکی، فاطمه صادقی، مبینا زمانیان و فاطمه بابایی هستند. نور و صدا کار سیدناصر اسدی و سیدعلیرضا اسدی، منشی صحنه سیده گلبرگ اسدی، انتخاب موسیقی فریبا یعقوبلو و نوازنده دف مبینا زمانیان هستند.
  • وضعیت تئاتر همدان در سال جاری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تئاتر در همدان امسال اتفاقات متفاوت و چشمگیری را نسبت به سال‌هاى گذشته تجربه نکرده و فقط ممیزی‌ها و مسائل مالی پررنگ‌تر از گذشته بود.
  •    از چه سالی وارد عرصه تئاتر شدید؟
از سال 1371 فعالیت هنری خود را در زمینه بازیگری آغاز کردم که تاکنون ادامه دارد. از سال 1387 در زمینه نویسندگی و کارگردانی به فعالیت خود ادامه دادم. من بازیگری را با حضور در نمایش‌های متفاوت در خدمت اساتید و کارگردانان بنام شهر و کشورم آموختم. حال این وظیفه را برعهده خود می‌دانم که آموخته‌ها و آموزه‌هایم را با هنردوستان کودک و نوجوان و جوانی که به این عرصه وارد می‌شوند به  اشتراک بگذارم و نقشی هرچند کوچک را در آموزش طالبان عرصه هنر ایفا کنم.
  • از کارهایی که در آنها به عنوان بازیگر و کارگردان حضور داشتید بگویید.
در جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی، استانی، منطقه‌ای، فجر، عاشورائیان، دفاع مقدس و غیره حضور داشته‌ام. از سال 1391 تاکنون نیز در چند دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور دارم. تئاتر پرفورمنس را در همدان در سال 1392 با نمایش «زیر گنبد کبود» پایه‌گذاری و تجربه کردم. سال 1393 با نمایش «همه جا به رنگ زمین» در خدمت شهروندان بودم و در سال 1394 اولین تجربه درام مدرن را با نمایش «یه دنیای رنگی» داشتم. در حال حاضر نمایش پرفورمنسی به نام «رؤیای حوا» را آماده اجرا دارم.
همچنین اولین تجربه نمایش «تخته، حوضی» به نویسندگی احمد بگلریان را دارم که این نمایش به دلیل مشکل کاری بازیگر نقش سیاه هنوز به روی صحنه نرفته است. امیدوارم این اثر را به زودی روی صحنه ببینیم.
  • از حضورتان در جشنواره‌ها و مقام‌هایی که کسب کرده اید بگویید.
در سال 1393 اولین تجربه در زمینه نقالی را در هشتمین جشنواره نقالی و شاهنامه‌خوانی مناطق زاگرس‌نشین در شهر لردگان استان چهارمحال و بختیاری داشتم که مقام نخست در رده سنی بزرگسالان را کسب کردم. در همان سال با اجرای نمایش «زیرگنبد کبود» در شهر فرانکفورت آلمان افتخار اولین اجراى خارج از کشور را برای شهر همدان به همراه تیم اجرایی داشتم. در اسفند سال گذشته به عنوان هنرمند بین‌المللی به جشنواره اشتارک اشتوک در فرانکفورت آلمان دعوت شدم. در حال حاضر پیشنهاد انجام یک کار مشترک نمایشی را از کشور آلمان دارم که به دلیل مشکلات مالی هنوز آغاز نشده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، نمایش آرش کمانگیر همدان ،

دوشنبه 24 آبان 1395

لذت تراش سنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،صنایع دستی ،

لذت تراش سنگ

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
لذت تراش سنگ
سنگ‌تراشی و جواهرسازی در همدان سابقه‌ای دیرینه دارد. در ایران باستان این شهر یکی از مهم‌ترین مراکز طلاسازی بوده و یکی از کارگاه‌های طلاسازی در منطقه تاریخی گنجنامه قرار داشته است....
1395/08/24
 سنگ‌تراشی و جواهرسازی در همدان سابقه‌ای دیرینه دارد. در ایران باستان این شهر یکی از مهم‌ترین مراکز طلاسازی بوده و یکی از کارگاه‌های طلاسازی در منطقه تاریخی گنجنامه قرار داشته است.
امروز در بازار سنگ‌های قیمتی غرب کشور نام محمدحسن صفایی فرد شناخته شده است. وی که متولد 1353 است و در رشته ادبیات درس خوانده در مدت کمتر از 10 سال فعالیت به یکی از استادان صاحبنام این حوزه بدل شده است. او خدمات زیادی به صنعت گوهرتراشی استان کرده است که شنیدن این خدمات و تجربه‌هایش از زبان خودش لذت‌بخش  است.

آشنایی با سنگ
صفایی‌فرد با اشاره به شروع فعالیت‌های هنری خود می‌گوید: کارم را با سازسازی آغاز کردم اما به چوب ساز حساسیت داشتم و چند سالی کار را کنار گذاشتم. در آن مدت به مشاغل صنعتی روی آوردم اما بار دیگر برگشتم و به صورت جدی کار نقش برجسته چوبی و مجسمه چوبی را شروع کردم و در اولین سال کارم در چند نمایشگاه عمومی سراسری شرکت کردم.
این گوهرتراش همدانی می‌گوید: سال 86 در اولین نمایشگاه سراسری که شرکت کردم با این‌که آثار چوبی ارائه کرده بودم با کارهای سنگی آشنا شدم و به آن سمت کشیده شدم.

ساخت آثار تاریخی
وی ادامه می‌دهد: یک ماه بعد به تبریز رفتم و چند تکه سنگ به امانت گرفتم. سنگ‌ها را با دستگاه برش دانشگاه بوعلی بریدم.از آنجا که به کارهای تاریخی علاقه داشتم 2 کار در این زمینه ساختم.سرعصای سلطنتی یا سر شاپور دوم ساسانی را که اصل آن در مترو پولیتن آمریکاست از سنگ یشم و سر شیر  راکه در موزه لوور پاریس است از لاجورد تراشیدم. وقتی مجسمه‌ها را به تبریز فرستادم خیلی از آن‌ها استقبال شد.
این هنرمند با اشاره به گرایش خود به سنگ می‌گوید: به خاطر ماندگاری سنگ علاقه بیشتری به آن دارم و لذت جنگیدن با سنگ را نیز دوست دارم. در ابتدا نمی‌دانستم سنگ این‌قدر سخت است و فکر می‌کردم می‌توانم آن را مانند چوب تراش بدهم.
وی به ویژگی کارهای حجیم نیز اشاره کرده و می‌گوید: از کارهای حجیم و بزرگ در نمایشگاه‌ها بیشتر استقبال می‌کنند. من هم دوست دارم اما از نظر درآمد خوب نیست چون در کشور ما برخی هنوز برای هنر ارزش چندانی قائل نمی‌شوند. آرام آرام به سمت جواهرات کشیده شدم چون به هر حال کار باید درآمد هم داشته باشد.

 سنگ یاقوت
این هنرمند به وجود سنگ‌های نیمه‌قیمتی در کوه‌های همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: اوایل روی سنگ‌های نیمه‌قیمتی کار می‌کردم. از کوه سنگ‌هایی مانند آندولوزیت، رز کوارتز، کیانیت و گوارنت می‌آوردم و آنها را می‌تراشیدم. این‌ها سنگ‌های نیمه‌قیمتی هستند که در کوه‌های همدان یافت می‌شوند.
چند سال پیش گفته شد در همدان معدن بزرگی از سنگ قیمتی یاقوت کبود پیدا شده است. چند نفر از افراد با نفوذ شهر همدان شرکتی در کنار روستای حیدره راه‌اندازی کردند و با گرفتن وام‌های کلان در زمینی بزرگ از منابع طبیعی شروع به ساختن بازارچه جواهرات کردند اما با گذشت نزدیک به یک دهه هنوز نه از یاقوت کبود همدان خبری هست و نه از کارگاه‌ها و فروشگاه‌ها.
صفایی‌فرد در این زمینه می‌گوید: یاقوت کبود هنوز بهره‌برداری نشده است و واقعیت داشتن آن منوط به فاش شدن مکان بهره‌برداری است. در صورتی می‌توان از این ادعا دفاع کرد که بتوان سنگی را مشاهده کرد و تراشید.

شاگرد پروری
وی می‌گوید: پیش از من در همدان‌ تنها یک نفر نگین‌تراش به نام سعید فلاح بود که به صورت سنتی کار می‌کرد. آن زمان اگر کسی یک سنگ داشت باید تا قم می‌رفت تا آن را بتراشد. وقتی من وارد این کار شدم مشکل غرب کشور حل شد. بیشتر مشتری‌های من از کرمانشاه و سنندج بودند. من از این استان‌ها شاگرد گرفتم و هنوز این آموزش‌ها ادامه دارد. آنها حتی از طریق تلفن و فضای مجازی از من مشورت می‌گیرند. به بسیاری از مسافران که از استان‌های دیگر مراجعه می‌کردند کلیات کار را می‌گفتم و از طریق تلفن تماس می‌گرفتند و من به آنها آموزش می‌دادم.
این هنرمند ادامه می‌دهد: همدان حدود 10 کارگاه سنگ‌تراشی دارد که 90 درصد آنها شاگردان من هستند. هنوز با آنها ارتباط دارم و به آنها مشاوره می‌دهم. از این‌که کار یادشان داده‌ام بسیار خوشحالم، امیدوارم رشد کنند و یک سرو گردن از من بالاتر شوند.

خلاقیت
صفایی‌فرد از عشق خود به کار سنگ تراشی می‌گوید: از نظر من تراش سنگ بهترین کار دنیاست. دستگاه‌ها ظریفند. روی یک میز کوچک می‌توان کار کرد. شغل تمیزی است، هرکس می‌تواند با یک میز کار در خانه و با کمترین سرمایه یک کارگاه جواهرسازی راه بیندازد. اگر فرد خلاق باشد و یک آموزش مقدماتی ببیند موفق می‌شود.
این هنرمند همدانی در ادامه با اشاره به ظرفیت‌های این صنعت می‌گوید: این رشته آن‌قدر ظرفیت دارد که می‌تواند کشوری را نجات دهد. بخش بزرگی از درآمد کشور تایلند از جواهرتراشی است در حالی که مواد اولیه ندارد. ما علاوه بر نیروی کار، معادن زیادی هم داریم.
تایلند امروز بورس جواهر دنیاست اما ما بهترین فیروزه دنیا را داریم.
وی درباره تفاوت‌های جواهرتراشی در همدان و مشهد توضیح می‌دهد: مشهدی‌ها سری‌کار هستند. مثلا یک فیروزه‌تراش صبح تا عصر در حال تراشیدن نگین‌های یک شکل و یک قالب است اما من اگر یک سنگ فیروزه به دستم برسد تلاش می‌کنم بهترین کار عمرم را بسازم و وقت بیشتری برای آن می‌گذارم. نکته دیگر این‌که من اگر هزار سنگ بتراشم هیچ کدام با دیگری یکی نیست و تراش‌های من در هر کدام تفاوت دارد. مشهدی‌ها فیروزه و عقیق می‌تراشند اما شیراز، اصفهان، تبریز و همدان جواهرتراش هستند.

رکورد تراش سنگ
صفایی فرد به دیگر فعالیت‌های خود در این حوزه نیز اشاره کرده و می‌گوید: استاندارد تراش سنگ را برای 7 رشته نوشته‌ام که سازمان فنی و حرفه‌ای در سراسر کشور استفاده می‌کند.هر کس بخواهد در رشته‌های حکاکی، مشبک، فیروزه‌کوبی، مجسمه سازی، نقش برجسته و دیگر رشته‌ها آزمون بدهد به صورت مجزا امتحان می‌دهد.
وی ادامه می‌دهد: 1576 تراش را در یک سنگ کوارتز همدان زدم و با این رکورد نشان ملی دریافت کردم در حالی که پیش از من رکورد ایران 980 تراش بود.امروز حاضرم هرکس هر رکوردی بزند 2 برابر آن را بزنم. هدف من از این رکورد زیبایی دادن به سنگ است چون هرچه تراش بیشتر باشد زیبایی بیشتر است. در این سال‌ها ده‌ها نقشه جدید در زمینه جواهرتراشی ارائه کرده‌ام.

اختراع
این هنرمند اضافه می‌کند : 2 سال فناور برتر استان در زمینه تراش سنگ بودم و سنگی را که اندازه سر کبریت است 96 تراش زده‌ام.
وی به اختراعات خود هم اشاره کرده و می‌گوید: 2 دستگاه ساخته‌ام که در حال گذراندن مراحل ثبت است. دستگاه تراش چوب مدل خاصی از تراش چوب را ارائه می‌کند که برای تلفیق چوب و جواهر به کار می‌آید. همچنین دستگاه تراش جواهر که باعث تلالو بیشتر اثر می‌شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D8%B3%D9%86%DA%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، جواهرتراشی همدان ، سنگ تراشی همدان ،

دوشنبه 24 آبان 1395

از انگشت‌نگاری تا خوشنویسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

از انگشت‌نگاری تا خوشنویسی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از انگشت‌نگاری تا خوشنویسی
غلامعلی زادفر با این‌که نود و یکمین سال عمرش را می‌گذراند هنوز همه تاریخ‌ها را دقیق به یاد دارد و خاطرات گذشته را با جزئیات مرور می‌کند...
1395/08/23
غلامعلی زادفر با این‌که نود و یکمین سال عمرش را می‌گذراند هنوز همه تاریخ‌ها را دقیق به یاد دارد و خاطرات گذشته را با جزئیات مرور می‌کند . او با این‌که هنرهای تذهیب و خوشنویسی را بدون استاد آموخته اما خطی بسیار زیبا دارد.حدود 50 جلد کتاب را به خط خوش کتابت و تالیف کرده است که تعدادی علاوه بر خوشنویسی تالیف خود اوست.
البته هنوز هیچ یک از آثارش منتشر نشده است. غلامعلی زادفر ( بهمن زاد) شعر هم می‌گوید و اشعارش را با تخلص «رایز» به معنی ریاضت‌کش امضا می‌کند . او اصطلاحات قدیم همدان را به کار می‌برد.
بهمن زاد 2 سالی است که تصادف کرده و  به همین دلیل خانه نشین شده و تنها زندگی می‌کند. وی در گفت‌وگو با همشهری درباره فعالیت‌های خوشنویسی اش می‌گوید.
  • از دوران کودکی و مدرسه بگویید.
من در تاریخ یک مرداد 1303 در محله پای مصلی به دنیا آمدم. محله دوران کودکی من محله خرابه بود. من به مکتب میرزا عبدالله که نزدیک پای مصلی و کوچه نانوایی رمضان بود می‌رفتم. این مکتبخانه هم طویله بود و هم مدرسه و بهداشت و این مسائل در آن مطرح نبود. سپس به مکتب میرزا حسین و میرزا لطفعلی نزدیک بالای مسجد نظر بیک می‌رفتم. بعد از مکتبخانه دبستان اکباتان هم رفتم و تا سال 1318 در این مدرسه بودم. تا حدود 15 سالگی به مدرسه رفتم و ترک تحصیل کردم.
  • چه سالی وارد شهربانی شدید؟
بین سال‌های 1318 تا 1329 شاگرد بزاز بودم. سال 1329 پاسبان و گروهبان 3 شدم. تصدیقی که الان دارم آن زمان معادل فوق دیپلم بود. من با درجه سرگردی بازنشسته شدم.
  • خوشنویسی را از کجا یاد گرفتید؟
یک روز کارت پستالی به دستم رسید که لبه اش طلایی بود. از آن تقلید کردم. آن قدر تمرین کردم تا پیشرفت کردم. من استاد مستقیم نداشتم. البته استاد حسن زرین‌خط و استاد حسن دانشفر مرا تشویق می‌کردند و می‌گفتند خط تو شیرین است و ادامه بده.
  • استاد زرین‌خط همدانی بودند؟
خیر تهرانی بودند. من پیش وی رفتم و آموزش انگشت‌نگاری دیدم. متخصص انگشت‌نگاری بودم. تذهیب را هم خودم یاد گرفتم.
  • در همدان به جز حسن دانشفر کسی را به خاطر دارید؟
غلامحسین همایونی که پدرش منشی ناصرالدین شاه بود همدان زندگی می‌کرد و معلم خط ما در دبستان اکباتان بودو شایق هم معلم ما بود همیشه با هم رقابت داشتند. یک رسم‌الخط قدیمی با عنوان «رسم الخط همایونی» هست که کار غلامحسین همایونی است.
  • بعد از ورود به نظام خوشنویسی را ادامه دادید؟
بله ادامه دادم. از 65 سال پیش به طور مداوم کار کرده‌ام تا این‌که تصادف کردم و دیگر نمی‌توانستم ادامه دهم.
  • در شهر همدان از خط چه کسی بیشتر لذت می‌بردید؟
خط حسن دانشفر که یک استاد تمام بود. یک نمایشنامه نوشته بود که بسیار اهمیت داشت. یکبار به من گفت من خط می‌نویسم تو تذهیب کن اما متاسفانه نتوانستیم کار
 کنیم.کتاب‌های زیادی از او به جا مانده است.
  • کارها را می‌فروختید؟
عزیز طریقت‌یاب اول خیابان بوعلی دکه روزنامه‌فروشی داشت. من خط‌ها و تذهیب‌ها را به او می‌دادم و او در کنار روزنامه‌ها کارهای مرا هم می‌فروخت. مردم نگاه می‌کردند و می‌خریدند.
  • بعد از شما چه کسانی خوشنویسی می‌کردند؟
خوشنویسان زیادی داشتیم از جمله حسین رنجبران. زندگینامه خوشنویسان همدان در کتاب « زندگی خوشنویسان همدان» منتشر شده است.
  • در شهربانی کس دیگری هم مانند شما علاقه مند به هنر بود؟
کار درشهربانی سخت بود و اصلا روحیه این کارها وجود نداشت. من هم چون واحد انگشت‌نگاری بودم اگر فرصت پیدا می‌کردم به کار خط هم مشغول می‌شدم.
  • به انجمن‌های ادبی همدان هم می‌رفتید؟
نه من بیشتر به کتابفروشی‌ها می‌رفتم.
  • با کدام شاعران ارتباط داشتید؟
همدان شاعران و ادیبان زیادی دارد که بیشترشان از دنیا رفته‌اند. با عباس فیضی دوست بودم.
  • چند جلد کتاب نوشتید؟
کلیم کاشانی، باباطاهر، باورهای آل سعود، زندگی عمادالکتاب و... حدود 50 جلد کتاب است. بخشی کتابت و تذهیب است و تعدادی هم علاوه بر کتابت، تالیف خودم است.
  • چند نوع خط می‌نویسید؟
نستعلیق، نسخ، شکسته و ثلث می‌نویسم اما بیشتر کارهای من نستعلیق و نسخ است.
  • کارهای شما در چه سبک و سیاقی است؟
خوشنویسی من به سبک قدماست. علاقه من به کلهر و عماد الکتاب و به گلستانه و درویش عبدالمجید در خط شکسته است.
  • در مورد شعرهایتان بگویید.
شعرهایم زیاد است. از دوران اداره شروع به نوشتن کردم اما هنوز چاپ نکرده ام. بیشتر غزل و رباعی است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خوشنویسان همدان ،

شنبه 22 آبان 1395

خانه‌ای برای آواز

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،موسیقی ،

خانه‌ای برای آواز

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
خانه‌ای برای آواز
خانه آواز استان همدان از سال 1387 فعالیت‌های خود را آغاز کرده و توانسته است علاقه‌مندان و فعالان این رشته را ساماندهی کند. خوانندگان همدانی مطالبات خود را در قالب خانه آواز پیگیری می‌کنند...
1395/08/19
 خانه آواز استان همدان از سال 1387 فعالیت‌های خود را آغاز کرده و توانسته است علاقه‌مندان و فعالان این رشته را ساماندهی کند. خوانندگان همدانی مطالبات خود را در قالب خانه آواز پیگیری می‌کنند. علی‌اصغر طاهری ترانه‌سرا، آهنگساز و خواننده پیشکسوت در همدان مسئولیت این نهاد هنری را برعهده دارد و هر هفته عصر روز شنبه علاقه‌مندان به آواز ایرانی را در اداره ارشاد شهرستان گردهم می‌آورد تا مباحث و مسائل آواز مربوط به استان را با هم در میان بگذارند. طاهری در این گفت‌وگو فعالیت‌های خانه آواز همدان را تشریح می‌کند.
  • از روند تشکیل خانه آواز بگویید.
خانه آواز همدان از اوایل تیرماه 91 به مدیریت حسین زندی تحت نظر حوزه هنری همدان به صورت رسمی تاسیس شد و برنامه‌های رسمی آن هر 2 هفته یکبار روزهای شنبه در سالن کوچک سینما قدس به مدت 2 ساعت برگزار می‌شد. بعد از 2 سال خانه آواز به مدت چند ماه تعطیل شد. لازم به یاد‌آوری است که بهروز اسلامی و دوستان وی، پیش از آن اقدام به تاسیس خانه آواز کرده بودند که متاسفانه شکل نگرفته بود.
  • این خانه از چه سالی به اداره فرهنگ و ارشاد نقل مکان کرد؟
در مرحله دوم خانه آواز با پیگیری محمدباقر (سروش) مرادی یکی از اعضای هیأت مدیره خانه آواز همدان و اخذ مجوز از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی به مدت چند ماه هر 2 هفته یکبار به مدت 2 ساعت در سالن کنفرانس اداره ارشاد جلسه برگزار می‌کرد.ایشان بنا به دلایل کاری نتوانست به عنوان مدیر‌مسئول خانه آواز انجام وظیفه کند درنتیجه خانه آواز باز چند ماهی تعطیل شد.سپس عده‌ای از اعضای خانه آواز از من و آقای بختیاری خواستند با مراجعه به اداره ارشاد اقدام به تاسیس مجدد خانه آواز کنیم که پس از مراجعه با مدیریت من موافقت شد و از آن زمان در خدمت دوستان هستم.
  • عضوگیری در خانه آواز به چه صورت است؟
افراد با توجه به تخصص هنری که در رشته خوانندگی و نوازندگی داشته باشند در خانه آواز پذیرفته می‌شوند و مشارکت و حضور فعال آنان به معنی عضویت است.
  • چه فعالیت‌هایی در خانه آواز صورت می‌گیرد؟
در خانه آواز همدان بررسی و تحقیق در مورد ردیف و گوشه‌های موسیقی ایران از سوی اساتید و متخصصین فن انجام می‌شود و در پی آن آثار پس از توجیه و تفسیر به مرحله اجرا در می‌آید و کنسرت با همکاری نوازندگان اجرا می‌شود. همچنین سایر برنامه‌ها مانند بزرگداشت هنرمندان پیشکسوت در قید حیات و یادواره درمورد هنرمندان فقید داریم. خانه آواز مشتاق جذب هنرمندان جوان است که بتوانند به طور مستقل تشکیلاتی هماهنگ در این زمینه ایجاد کنند.
  • جایگاه آموزش آواز در این نهاد کجاست؟
آموزش کلاسی در خانه آواز نداریم اما لازم است.علاقه‌مندان در این مورد به آموزشگاه‌های موسیقی مراجعه ‌کنند. البته در خانه آواز آثار هنرمندان پس از اجرا مورد نقد قرار می‌گیرد که به نوعی آموزش نیز به شمار می‌آید.
  • آیا کارگاه‌ها مانند گذشته برگزار می‌شود؟
برگزاری کارگاه‌های پیشرفته مقطعی و اتفاقی است و قابل پیش‌بینی نیست و به شرایط اجتماعی و اقدام آموزشگاه‌ها بستگی دارد. این روزها آموزشگاه‌ها در همدان اقدام به برگزاری کارگاه می‌کنند و ما کار موازی انجام نمی‌دهیم.
  • تعامل و همگرایی بین اعضا چگونه است؟
خوشبختانه تعامل و همگرایی بین اعضای خانه آواز زیاد و روابط بسیار گرم و صمیمی است. گاهی بعضی اختلاف سلایق جزئی ممکن است پیش آید که خوشبختانه جدی تلقی نمی‌شود.
  • آیا خانه آواز در برگزاری کنسرت‌ها دخیل است یا اعمال نظر می‌کند؟
خانه آواز در برگزاری کنسرت‌ها هیچ‌گونه دخالتی و اعمال نظری در اینگونه موارد ندارد.
  • رابطه خانه آواز با اداره فرهنگ و ارشاد  اسلامی چگونه است؟ آیا همکاری وجود دارد؟
در حال حاضر خانه آواز همدان وابسته به اداره فرهنگ و ارشاد همدان است و جلسات هفتگی در محل سالن کنفرانس این اداره برگزار می‌شود که لازم است از مسئولان فرهنگ و ارشاد اسلامی کمال سپاس‌گزاری و امتنان را داشته باشم. برای بسط و توسعه خانه آواز نیازمند مساعدت بیشتری هستیم. خانه آواز همدان با مشکلاتی مثل نبود امکانات، محدودیت اقتصادی و نداشتن محل ثابت و دائمی در 6 روز هفته روبه‌رو است.
  • برنامه‌های خانه آواز برای ماه‌های آینده چیست؟
برنامه‌های خانه آواز در آینده بر قراری ارتباط مستقیم با تشکیلات هنری در دیگر شهرها و تهران است.امیدواریم در آینده نزدیک بتوانیم در قالب یک گروه از هنرمندان در برنامه‌های خانه موسیقی شرکت کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B2?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، خانه آواز همدان ،

مدرسه طبیعت ؛ فرصتی بزرگ برای تحول در آموزش

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مدرسه طبیعت ؛ فرصتی بزرگ برای تحول در آموزش
مدرسه طبیعت همدان جزو 10 مدرسه اول کشور است که از سوی یکی از فعالان محیط زیست استان راه‌اندازی شده است...
1395/08/19
 مدرسه طبیعت همدان جزو 10 مدرسه اول کشور است که از سوی یکی از فعالان محیط زیست استان راه‌اندازی شده است.
با این‌که ماه‌ها از فعالیت این مدرسه در همدان می‌گذرد با اما و اگرهایی از سوی برخی کارشناسان روبه‌رو بوده تا این‌که در هفته جاری همزمان با حضور مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان  حفاظت محیط زیست در همدان تعدادی از مدیران استانی در این مدرسه حاضر شدند تا در مورد مزیت‌های اینگونه فضاهای آموزشی بحث و رفع چالش کنند.
در این برنامه مدیرانی چون محمد درویش مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور، محمدرضا محمدی مدیرکل حفاظت محیط زیست استان همدان، محمدرضا همتی مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان، جلال‌الدین امینی معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی استان همدان و نصرالله پزشکی متخصص کودکان و فعال محیط زیست و تعدادی از کارشناسان آموزش و پرورش، اداره بهزیستی، علوم پزشکی و نمایندگان تشکل‌های مدنی استان حضور داشتند و مسائل گوناگونی در مورد شیوه‌های آموزشی در مدارس طبیعت مطرح شد.

خصوصی‌سازی آموزش
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان همدان گفت: در ادوار گذشته سایه سنگین دولت اجازه استفاده از شرایط برای حرکت به سمت توسعه را نداد و این یکی از واقعیت‌هایی است که باید متولیان دولتی متوجه آن باشند اما در دولت تدبیر و امید این نگاه ایجاد شده که بسیار مثبت است.
محمدرضا محمدی ادامه داد: یکی از ابزارهای مهم رسیدن به این هدف سپردن مسأله آموزش به مردم و کاهش تصدی دولت در این زمینه است. ایجاد مدرسه‌های طبیعت یکی از مصادیق این موضوع است به این دلیل که کسانی که مبادرت به راه‌اندازی مدرسه‌های طبیعت می‌کنند علاقه‌مندان به طبیعت هستند و انگیزه‌هایی ورای آنچه در آموزش رسمی کشور وجو دارد، دارند. به‌رغم نگاه مثبتی که بوده متاسفانه باید و شایدهایی وجود داشته و از جهت مبانی قانونی و سازوکارهای آیین‌نامه‌های اجرایی توفیق لازم را در دولت شاهد نبودیم. امیدواریم با تغییراتی که در وزارت آموزش وپرورش به وجود آمده این فرایند تسریع شود و بتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم.

رضایت مردم از مدارس طبیعت
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان توضیح داد: مسائلی که در جامعه با آن روبه‌رو هستیم مانند بلوغ زودرس کودکان، نداشتن فضایی برای تخلیه هیجانات، ناهنجاری‌های فزاینده‌ای که در رفتار کودکان در حال بروز است تا اختلالاتی مانند چاقی و اختلالاتی که به دلیل سبک زندگی آپارتمانی به وجود آمده و مجموعه این مسائل در مقابل تاثیرات مثبتی که مدارس طبیعت در این مدت کوتاه داشته‌اند، تجارب ارزنده‌ای که دیده شده و ابراز رضایت‌های والدین از این نوع مدرسه‌ها، این انگیزه را ایجاد می‌کند که موضوع در استان جدی‌تر دنبال شود.
محمدی افزود: تعامل بسیار خوبی که بین اداره حفاظت محیط زیست و اداره منابع طبیعی با سازمان‌های مردم نهاد در استان وجود دارد نیز فرصتی است که بتوانیم این مدارس را توسعه دهیم و خوشبختانه این مدرسه هم با سازمان‌های مردم‌نهاد گره خورده که پشتوانه خوبی است.

 2حق اساسی کودکان
یک متخصص کودکان و فعال محیط زیست که با این مدرسه همکاری می‌کند نیز گفت: مدرسه طبیعت حاصل همکاری فعالان حفظ محیط زیست و حقوق کودکان است. در حالی‌که‌ بسیاری از کودکان مناطق روستایی و محروم برای مشارکت در تامین معاش خانواده ناگزیرند از سنین کودکی پا به عرصه کار و تلاش در محیط‌های به شدت نامناسب اجتماعی بگذارند و از ابتدایی‌ترین حقوق خود محرومند،باید به این مقوله به عنوان مهم‌ترین و فوری‌ترین موضوع در عرصه حقوق کودکان به طور جدی پرداخت.
نصرالله پزشکی با بیان این‌که کودکان طبقات متوسط و مرفه نیز از 2 حق اساسی خود محرومند ادامه داد: اولین حق، بهره‌مندی از یادگیری خلاق مهارت‌های زندگی در بسیاری از حیطه‌های آموزشی است؛ از مهارت‌های شناختی گرفته تا مهارت‌های اجتماعی و حتی فیزیکی. کودکان پس از بازگشت و در واقع رهایی از کلاس‌های درس رسمی که آموزشی غیرفعال با محتوایی کاملا حفظی را به آنها تحمیل و مغز آنها را با انبوهی از اطلاعات غیرمفید پر می‌کند برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده والدین و جامعه که در اکثر موارد سنخیتی با توانمندی‌ها و علایق درونی آنها ندارد باید تن به کلاس‌های کمک آموزشی گوناگون بدهند.
وی توضیح داد: اینان در بسیاری موارد حتی از تعطیلات شاد و مفرح محرومند به این علت که در تعطیلات هم برنامه تست‌زنی و امتحانات آزمایشی برای آنها گذاشته است. این‌که دانش‌آموز ابتدایی روز پنج شنبه برای امتحان آزمایشی صبح جمعه آماده شود و تمام جمعه‌اش صرف امتحان و پیگیری نتیجه و استرس و نگرانی رتبه‌اش باشد فاجعه‌ای را برای سلامتی روانی و ذهنی کودک رقم خواهد زد. کودکان امروز را چنان حصار امنیتی دربرگرفته که مهارت‌های اجتماعی و فیزیکی‌ آنها در حد فاجعه باری ضعیف است.
پزشکی افزود: دومین مورد حق پیوند و حتی آشنایی با طبیعت است. کودکان امروز نه تنها پیوندی با محیط زیست بیرونی ندارند بلکه محیط طبیعی درونی کودکان نیز با مصرف انبوهی از غذاهای مصنوعی و صنعتی به هم ریخته است به همین دلیل به‌رغم کنترل بسیاری از بیماری‌های عفونی، عصر حاضر عصر شیوع بی‌محابای بیماری‌های غیرواگیر مانند سرطان‌ها، حساسیت‌ها و بیماری‌های خودایمنی مانند دیابت است.
این فعال مدنی در همدان گفت: بانیان، حامیان و مجریان مدرسه طبیعت بر آنند که مدرسه طبیعت با بازگرداندن کودکان به دامن طبیعت و شرکت در یادگیری خلاق مهارت‌ها بدون هیچ‌گونه آموزش مستقیم به کودکان گردانده شود.

کارنامه ضعیف نظام آموزشی
مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز در این جلسه گفت: مدرسه طبیعت لوح منزه و بدون غلطی نیست اما ما راهی نداریم جز این‌که شجاعت و شهامت به خرج دهیم و راهی را انتخاب کنیم که این ضرب‌المثل معروف که در مدارس ما رواج پیدا کرده پایان پذیرد: «فتیله فردا تعطیله». این یعنی کارنامه نظام آموزش و پرورش ما ‌ مردود است و ما نتوانسته‌ایم در بهترین دوران زندگی فرزندان که قرار است شرایط خاطره‌انگیزی برای آنها به وجود بیاورد وفضایی فراهم کنیم که از دوران کودکی و نوجوانی خود لذت ببرند.
محمد درویش افزود: دچار مشکلاتی در کشور هستیم که ناشی از نبود خلاقیت وشجاعت و مهارت هایی به نام زندگی و کار گروهی است.

سیاست‌های غلط
وی با اشاره به سیاست‌های غلط توضیح داد: ما می‌گوییم حدود 700هزار میلیارد تومان در زمینه سدسازی هزینه کرده‌ایم، حدود 1000 سد با ارتفاع بیش از 15 متر ساخته‌ایم، وزارت نیرو می‌گوید ما این سدها را ساخته‌ایم که 90 درصد آب آن را به بخش کشاورزی بدهیم تا امنیت غذایی ما خدشه دار نشود. وزارت کشاورزی می‌گوید 65 درصد این آب هدر می‌رود و میزان ضایعات در بخش کشاورزی 30 درصد است، یعنی 6برابر متوسط استاندارد جهانی به علت این‌که سیستم بسته‌بندی ضعیف است.
درویش افزود: روش حمل و نقل ما اشتباه است، سردخانه به اندازه کافی نداریم و کاربر بخش کشاورزی استعداد یادگیری روش‌های جدید را ندارد. 28 میلیارد متر مکعب از آبی را که با مرارت به دست می‌آوریم به بهای خشک شدن تالاب‌ها و دریاچه‌ها در پایین دست سدها به بخش کشاورزی می‌دهیم.
وی ادامه داد: اولویت کشور نباید ساختن سدهای بسیار شود، اولویت کشور باید بالابردن و ارتقای نرم‌افزاری بخش کشاورزی باشد. اگر کشاورزی ما توانست به معدل متوسط قابل قبول برسد و آن زمان کمبود آب داشتیم آن وقت سد بسازند.

تحول
مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور گفت: نتیجه و آسیب این است که سازمان متولی طبیعت ایران از خرید یک دستگاه خاموش‌کننده آتش جنگل عاجز است. چرا باید بودجه سازمان حفاظت محیط زیست کمتر از بودجه ناحیه 5 منطقه 2 تهران باشد؟ سازمانی که اگر می‌توانست به درستی خود را اداره کند، لازم نبود وزیر بهداشت هر سال 10 هزار و 200میلیارد تومان برای داروهای ضدسرطان هزینه کند. این تعارض‌ها و تناقض‌ها به یک موضوع مهم به نام نظام آموزش و پرورش بر می‌گردد؛ نظامی که باید دچار تحول شود.درویش اضافه کرد: من دست عبدالحسین وهاب‌زاده را می‌بوسم که مدارس طبیعت را بنیان گذاشت. همه ما موظف هستیم به این مکتب کمک کنیم. منتقدان زیادی ممکن است وجود داشته باشند اما این شیوه آموزش قابل دفاع است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%9B-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، محمد درویش ، مدرسه طبیعت همدان ،

شنبه 22 آبان 1395

چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مشاغل ،

چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی
در روزگار قدیم و قبل از کشف نفت برای روشنایی منازل از چراغ‌هایی به نام «پی‌سوز» و برای پخت و پز نیز از وسایلی مانند اجاق و تنور استفاده می‌شد. با کشف نفت ابزار جدیدی برای پخت و پز و گرمایش به باز آمد و چراغ‌ها تولید شدند...
1395/08/16
 در روزگار قدیم و قبل از کشف نفت برای روشنایی منازل از چراغ‌هایی به نام «پی‌سوز» و برای پخت و پز نیز از وسایلی مانند اجاق و تنور استفاده می‌شد. با کشف نفت ابزار جدیدی برای پخت و پز و گرمایش به باز آمد و چراغ‌ها تولید شدند. چراغ‌سازی در شهرهای مختلف ایران رونق پیدا کرد و در همدان نیز چراغ سفید فیتیله و مانند آن ساخته شد که کاربری زیادی داشتند. از زمانی که لوله‌کشی گاز به زندگی ایرانیان وارد شد چراغ‌ها هم کنار رفتند و چراغ‌هایی که برای روشنایی مورد استفاده قرار می‌گرفتند در حاشیه قرار گرفتند.

سعید فروغی متولد اول فروردین 1313 در همدان است. او از نوجوانی به شغل چراغ سازی روی آورده و حدود 67 سال است در مغازه اش به این کار مشغول است. اگرچه این روزها کمتر کسی برای تعمیرات چراغ به او مراجعه می‌کند اما می‌گوید برای این‌که خانه نشین نشود به مغازه می آید. با سعید فروغی که یکی از قدیمی‌ترین چراغ‌سازهای همدان است در مورد شغل چراغ‌سازی گفت وگو کرده ایم.
  • در کدام محله متولد شدید؟
محل ما سر گذر بود و در محله ارامنه زندگی می‌کردیم.
  • مکتب می رفتید یا دوران تحصیل را در مدرسه گذراندید؟
آن زمان دیگر مکتب جمع شده بود. من به مدرسه 15 بهمن که در نزدیکی محله حاجی بود می رفتم. آن وقت ها خیابان شورین ساخته شده بود و ساخت خیابان بوعلی و عباس‌آباد هم تقریبا تمام شده بود. اما خیابان اکباتان امتداد پیدا نکرده بود و نزدیک هگمتانه به بن بست خورده بود.
  • تا چه سالی درس خواندید؟
سال دقیق آن  را به خاطر ندارم اما تا ششم ابتدایی درس خواندم و دیگر ادامه ندادم.
  • پس از ترک تحصیل چه کار کردید؟
پدر من خیلی اصرار می کرد که من درس را ادامه بدهم اما من تنبلی کردم و ترک تحصیل کردم. آمدم در این مغازه کنار عمویم شاگرد شدم که چراغ‌سازی می کرد. 3دانگ مغازه متعلق به عمو بود، پس از این‌که سهم او را خریدم 2 سال بعد سهم شریکش را نیز خریدم و از آن زمان چراغ‌ساز شدم.
  • پدرتان چه شغلی داشت؟
پدر من کارمند بود. او رئیس کارپردازی اداره دخانیات همدان بود به همین دلیل با ترک تحصیل من مخالف بود و دوست داشت درس بخوانم.
  • چه چیزهایی در مغازه تعمیر می کردید؟ خودتان هم چراغ تولید می‌کردید؟
انواع چراغ ها را می ساختیم و تعمیر می کردیم. از جمله چراغ تنور نانوایی، چراغ خوراک‌پزی، چراغ سه فتیله همدان، چراغ‌هایی که لوله فلزی داشت و در زمستان ها زیر کامیون ها قرار می دادند تا گرم شود و کامیون روشن شود، شاخه های مشعل کوره ای که برای حمام ها و مراکز صنعتی استفاده می شد، چراغ سه پایه و موارد دیگر.
  • چراغ خاصی هم که مخصوص همدان یا تولید همدان باشد داشتید؟
بله همه این ها را در همدان می ساختیم.
  • شغل شما در این 7 دهه چه تفاوتی کرده است؟
آن زمان نفت بود و کار ما رونق بیشتری داشت اما حالا همه این کارها با گاز انجام می‌شود. چراغ گازی هم نیاز به تعمیر چندانی ندارد و شغل ما تعطیل شده است.
  • مواد اولیه را از کجا تهیه می‌کردید؟
ورق، لوله و مواد اولیه را از تهران می آوردم.
  • در این شغل اتحادیه صنفی داشتید؟
بله اتحادیه همان سال هایی که من شروع کردم راه‌اندازی شد. من 30 سال معاون اتحادیه بودم و آقای جواد صامت رئیس اتحادیه بود.کارهای اتحادیه و کارهای صنفی همه برعهده من بود.
  • در همدان چند مغازه یا کارگاه چراغ‌سازی وجود داشت؟
آن دوران حدود 40 کارگاه و مغازه چراغ‌سازی و تعمیرکار بود. قبلا اتحادیه بخاری‌سازی، حلبی سازی، چراغ و سماورسازی وجود داشت اما حالا مشاغل دیگری را هم  اضافه و درهم ادغام کرده اند و اتحادیه مصنوعات فلزی شامل چراغ سازی، بخاری سازی، سماور سازی، حلبی سازی، مسگری، صندوق سازی، خورده سازی و تشت سازی است.
  • از ابزار کار بگویید.
چکش و انبردست و گاز بود. اما آن زمان دستگاه جوشکاری ما دیگ کاربیت بود.
  • چه چیزی باعث چسبیدن یا جوشکاری می شد؟
برای جوش زدن از ماده ای به نام تنکا استفاده می و با ترکیب سیم برنجی یا نقره صنعتی جوشکاری می کردیم. این سیم ها ذوب می شد و فضایی را که نیاز بود جوشکاری می کردیم. بعدها گاز استیلین آمد و کپسول جای دیگ را گرفت.
  • شما فروشنده مشتری‌مداری هستید. در گذشته هم چنین بودید؟
از روز اول همین برخورد را داشتم اگر کسی پول اجرت را نداشت، می گفتم بعدا بیاور. در گذشته پول و نقدینگی کم بود اما با همان پول کم زندگی مردم می چرخید. مردم نسبت به درآمد شان هزینه می‌کردند و این همه رقابت و زیاده خواهی نبود.
  • برخورد فرزندانتان با شغل شما چه بود؟ راه شما را ادامه دادند؟
من 4 پسر داشتم که 2 نفرشان در اثر تصادف مرحوم شدند. یکی استاد موسیقی و خوشنویسی بود و یکی دیگر کار مرا دنبال می کرد و مغازه داشت. پسر دیگرم به علت آتش گرفتن خانه از دنیا رفت. تنها یک فرزندم زنده است که او هم بیمار است.
  • فکر می‌کنید تا چه زمانی مردم به شما برای تعمیر چراغ مراجعه خواهند کرد؟
دیگر مردم از چراغ نفتی استفاده نمی کنند اما ضرب المثلی هست که می گوید« تاوقتی گدا هست من هم هستم». یعنی وقتی افراد فقیر هستند وصله و پینه هم هست. کار من وصله پینه است. تا وقتی کسانی که از چراغ استفاده می‌کنند هستند من هم اینجا هستم. البته من بیشتر به این خاطر که خانه‌نشین نباشم کار می‌کنم وگرنه درآمدی ندارم. از طرفی اداره دارایی هم سالی 4 میلیون تومان مالیات برای من تعیین می‌کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، چراغ سازی همدان ،

توسعه در گرو پیوند تشکل‌های دانشگاهی با نهادهای مدنی

|  حسین زندی |   فعال مدنی|

سابقه شکل‌گیری تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها به زمان تأسیس نخستین دانشگاه کشور بر‌می‌گردد اما بیش از ٨ دهه از این تاریخ می‌گذرد و تحولی در ساختار این تشکل‌ها ایجاد نشده است.  این‌که چه عواملی باعث شده تشکل‌های دانشجویی چه در محیط دانشگاه و چه پس از فارغ‌التحصیلی در زمینه مشارکت‌های مدنی موفق نباشند، بسیار پیچیده است. در این نوشتار کوتاه نیز نمی‌توان ریشه‌یابی کرد، چراکه چنین مسأله مهمی نیاز به پژوهش‌های گسترده دارد.
تشکل‌های غیردولتی با ساختار و شکل و شمایل امروزین پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات در ‌سال ١٣٧٦ وارد عرصه اجتماع شدند.  اما این پدیده با بهره‌گیری از ساختارهای غربی با یک تفاوت عمده بروز کرد. تشکل‌های غیردولتی در غرب براساس قوانین هر کشور توسط افراد حقیقی که هدف و برنامه مشخصی دارند به وجود می‌آیند و پس از ثبت در دفاتر مربوطه رسمیت یافته و فعالیت خود را آغاز می‌کنند. این فعالیت بدون دخالت هیچ نهاد دولتی ادامه می‌یابد، اما در ایران تأسیس یک نهاد غیردولتی روزبه‌روز دشوارتر می‌شود و نهادهای مختلف برای ایجاد آن مانع‌تراشی می‌کنند. پس از تأسیس نیز دخالت نهادهای حکومتی مانع استقلال و فعالیت مستقل آنان می‌شود. درواقع می‌توان گفت در ایران هیچ تشکل غیردولتی مستقلی وجود ندارد و اتفاقا حاکمیت نیز به دنبال همین موضوع است.
فعالیت تشکل‌های دانشجویی نیز بر این منوال است که پس از شکل‌گیری در چارچوب دانشگاه فعالیت‌ها نیز آغاز می‌شود. این تلاش‌ها گاهی با توجه به یک رویداد و اتفاق در جامعه پررنگ‌تر می‌شود و گاهی با تغییراتی در وزارت علوم یا بدنه دولت مدت‌ها به محاق می‌رود. تفاوتی ندارد؛ چه تشکل‌های علمی، دانشجویی چه سیاسی و فرهنگی در دانشگاه همه مشمول چنین روندی هستند .
 از دل این گروه‌ها و تشکل‌ها گاهی به نام‌هایی برمی‌خوریم که به آنها «فعال دانشجویی» اطلاق می‌شود و به‌عنوان فرد نتیجه تلاش‌های خود در دانشگاه (همان‌طورکه گفته شد چه فرهنگی چه اجتماعی یا علمی و سیاسی) را به افراد جامعه اعلام می‌کند، اما این تلاش‌ها پس از پایان دوره تحصیلی این افراد تمام می‌شود. دیده می‌شود فردی که در دانشگاه بسیار فعال است پس از دوران تحصیل نه‌تنها هیچ فعالیتی ندارد بلکه افسرده و منفعل می‌شود.
اگر فعالان مدنی همدان و نهادهای دانشگاهی را مثال بزنیم درمی‌یابیم از قضا با این‌که جامعه‌شناسان مردم همدان را شهروندانی محافظه‌کار می‌دانند اما آنها در مواجهه با این پدیده اجتماعی، یعنی تشکیل نهادهای غیردولتی و پیوستن به این تشکل‌ها نسبت به سایر استان‌ها پیش‌قدم بودند. از‌ سال ١٣٧٦ تا ١٣٨٤ نزدیک به ٣٠٠ تشکل در حوزه‌های گوناگون فعال بودند و با روی کارآمدن دولت نهم رفته‌رفته این وضع رو به افول گذاشت، به‌طوری که در‌ سال ١٣٩٢ تشکل‌های عضو معاونت جوانان وزارت ورزش به کمتر از ٣٠ نهاد رسیده بود. بیشتر آنها نیز در دوحوزه خیریه و مذهبی فعالیت می‌کردند.
استان همدان با دارا بودن ده‌ها‌هزار دانشجو ظرفیتی بالقوه در زمینه فعالیت‌های دانشجویی و دانشگاهی دارد و می‌تواند این ظرفیت را بالفعل کند، اما با وجود این‌که تشکل‌های زیادی در داخل دانشگاه مانند انجمن‌های علمی، ادبی، سیاسی و موارد دیگر شکل گرفته، در عمل نتوانسته به موفقیت قابل قبولی دست یابد. از سوی دیگر خلأ ارتباط بین تشکل‌های دانشجویی و مدنی خارج از دانشگاه نیز به این ضعف دامن زده است؛ به‌طور مثال حدود ١٣ تشکل حوزه محیط ‌زیست در استان همدان فعال است و در تعدادی از دانشگاه‌های استان ازجمله دانشگاه بوعلی و دانشگاه آزاد در رشته محیط‌ زیست همه‌ساله صدها دانشجو تحصیل می‌کنند، اما تشکل‌های محیط‌ زیستی خارج از دانشگاه نتوانسته‌اند با دانشجویان تعامل قابل قبولی داشته  باشند.  
حال پرسش این است که چه عاملی باعث این مسأله مهم است و چگونه می‌توان از ظرفیت دانشگاه و فعالان دانشجویی و نهادهای درون این فضای آموزشی بهره برد؟ آیا تشکل‌های غیردولتی در ایران چنین توانایی‌هایی را دارند که در بازنده‌سازی تشکل‌های دانشجویی در خارج از دانشگاه نقش
ایفا  کنند؟
همان‌گونه که اشاره شد پاسخ گفتن به این پرسش‌ها مستلزم کاری تحقیقی است تا براساس ریشه‌شناسی و تاریخچه نهادهای دانشگاهی و وضع جامعه ایران بتوان به نتایجی رسید اما تجربه جوامع دیگر می‌تواند در کوتاه‌مدت راهگشا باشد. در این کشورها نهادهایی تخصصی در زمینه توانمندسازی تشکل‌های غیردولتی وجود دارد که در داخل مدارس و دانشگاه‌ها نیز فعالیت می‌کنند و با استعدادیابی، آموزش و توانمندسازی، دانش‌آموزان و دانشجویان مستعد و علاقه‌مند را آماده حضور در تشکل‌های مدنی بیرون از دانشگاه می‌کنند. توانمندسازی دانشجویان ایران در زمینه فعالیت‌های مدنی می‌تواند این نگرانی را برطرف کند. تلاش‌های نهادهای غیردولتی تداوم خواهد داشت و از حالت مقطعی بودن خارج می‌شود. علاوه بر دخالت‌های دولت در فعالیت‌های نهادها و سازمان‌های غیردولتی در ایران آسیب دیگری وجود دارد، آن هم تداوم نداشتن عضوگیری و جذب نیروهای داوطلب است که منجر به تداوم نداشتن فعالیت‌ها می‌شود؛ به‌طور مثال کمتر تشکلی را می‌توان سراغ گرفت که یک پروژه و برنامه طولانی‌مدت داشته باشد و چندین ‌سال یک برنامه را پیگیری کند و به نتیجه برساند. بهره‌گیری از توان و ظرفیت دانشگاه و جذب فارغ‌التحصیلان علاقه‌مند در تشکل‌های غیردولتی این معضل را برطرف می‌کند و به تقویت جامعه مدنی در ایران کمک خواهد کرد.

http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/80787/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C


برچسب ها: روزنامه شهروند ، حسین زندی ، تشکل های مدنی ، تشکل های دانشجویی ،

شنبه 22 آبان 1395

٢٥‌سال تخلف در «علیصدر»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،


بهره‌برداری غیرقانونی یک شرکت خصوصی از غار علیصدر هنوز پایان نیافته است
٢٥‌سال تخلف در «علیصدر»
معاون گردشگری همدان: خبر را زود اعلام کردند، غار هنوز در دست بهره‌برداری است زندی، فعال میراث فرهنگی: ‌ قرار بود غار به پدیده شاندیز فروخته شود

مهتاب جودکی|  غار علیصدر هنوز در اختیار یک شرکت خصوصی با اعضای دولتی است و اجاره‌بهایش هنوز همان است که بود: ٧٠٠‌هزار تومان اجاره بابت بهره‌برداری از یک اثر طبیعی ثبت شده در فهرست آثار ملی. دادستان دیوان محاسبات دو روز پیش، از جزییات تخلف پرده برداشت و خبر داد که این اثر طبیعی همدان، از اختیار شرکت سیاحتی علیصدر که مدیران دولتی هم در آن حضور دارند، خارج شده اما معاون گردشگری همدان به «شهروند» می‌گوید: «غار همچنان در دست این شرکت است.»
عصر سه‌شنبه تخلف در غار علیصدر رسانه‌ای شد؛ یعنی ٢٥‌سال پس از راه افتادن شرکت خصوصی بهره‌بردار. در خبرها فقط از بهره‌برداری با اجاره ٧٠٠‌هزار تومان و سود ١٩ میلیاردی طی سال‌های ٨٩ تا ٩٥ صحبت شد، اما مدیرکل میراث فرهنگی همدان در گفت‌وگو با «شهروند» از سهم ٦٠‌درصدی شهرداری همدان و سازمان همیاری شهرداری‌های این استان می‌گوید. به جز این بهره‌برداری غیرقانونی، ماجرای تصمیم برای فروش این غار هم یکی از عجیب‌ترین اتفاقات است. در این سال‌ها غار علیصدر از گزند طرح‌هایی که توسط بهره‌بردار اجرایی می‌شد در امان نبود؛ کف آن سنگفرش شد، ورودی غار را بزرگتر کردند و قندیل‌هایش را کندند تا دیگر شبیه یک غار طبیعی نباشد.
خبر را زودتر از اجرای حکم دادند
فیاض شجاعی، دادستان دیوان محاسبات این‌طور ماجرا را شرح داد:  «اخیرا متوجه شدیم طبق تصمیمات مسئولان این استان به‌طور غیرقانونی به شرکتی سیاحتی با نام علی‌صدر واگذار شده است. این شرکت خصوصی است و حتی شماری از مدیران دولتی نیز در آن مسئولیت دارند.» به گفته او، این غار قابل اجاره دادن است اما در بررسی‌ها مشخص شد «حتی اجاره‌بهای سالانه آن را فقط ۷۰۰‌هزار تومان تعیین کرده بودند درحالی که درآمد این شرکت خصوصی از محل فروش بلیت دیدن این غار سالانه ۱۹‌میلیارد تومان است.» با این حال بعضی منتقدان می‌گویند ١٩‌میلیارد عدد متوسطی است که برآورد شده و سود بهره‌برداری از غار به ٤٠‌میلیارد تومان هم می‌رسد.او حتی به موضوع دستکاری دهانه غار و تأثیر آن بر ثبت نشدن غار در فهرست یونسکو هم اشاره کرد و خبر داد که «با ورود دیوان محاسبات استان با هماهنگی دیوان محاسبات کشور کارگروهی برای بررسی این واگذاری تشکیل شد که پس از بررسی‌ها ایراد دیوان محاسبات وارد شناخته و این واگذاری لغو شد.» با این حال خاکسار، معاون گردشگری همدان به «شهروند» می‌گوید: «غار هنوز در اختیار این شرکت است و لغو واگذاری هنوز اجرا نشده است. خبر رسانه‌ای شده اما هنوز تشریفات قانونی برای واگذاری اثر به میراث فرهنگی انجام نشده است. ما در این‌باره تصمیم‌گیر نیستیم.»
سود بهره برداری از غارچه شد؟
تنها دو روز است که بحث واگذاری غار علیصدر در جایگاه اثری ملی، به یک شرکت خصوصی سر و صدا کرده اما حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان به «شهروند» می‌گوید، ماجرا به مدت‌ها پیش بازمی‌گردد:« بعد از ثبت ملی غار این اثر به نوعی حیاط خلوت مدیران شد. در تمام این سال‌ها این موضوع به‌عنوان یک تخلف بررسی نشد.  مطرح شدنش در زمان حاضر مشکوک است و سمت و سوی جناحی دارد.»رانت‌خواری که اتفاق افتاده و برملا شده، این‌طور که زندی می‌گوید، «در تمام این‌سال‌ها» ادامه داشته است. «مسأله اینجاست که بهره‌برداری از این غار، اگرچه به اسم شرکت خصوصی بوده اما توسط بعضی مدیران دولتی اتفاق افتاده است.»او این را می‌گوید و از خواسته فعالان مدنی و میراث فرهنگی همدان حرف می‌زند: «می‌خواهیم مسئولان استانی در این مورد شفاف باشند. برای اعتمادسازی جزییات قرارداد غیرقانونی را شرح دهند و دقیقا بگویند کدام یک از مدیران در این شرکت خصوصی عضو بوده و درنهایت با سود بهره‌برداری از این غار ملی چه کرده‌اند؟»
رانت فقط یکی از مسائل این غار است
غاری که نماد گردشگری در استان همدان بود و از معدود گزینه‌های میراث طبیعی برای ثبت جهانی در فهرست یونسکو به شمار می‌رفت، شبیه یک غار طبیعی نیست. «ورودی غار را بزرگتر کردند تا افراد بیشتری، راحت‌تر به علیصدر بیایند. کف آن را سنگفرش کردند و ازحالت طبیعی درش آوردند. حتی قندیل‌ها را کندند تا تردد راحت‌تر باشد، همین حالا قندیل‌های زیادی از این غار از تزیینات ویترین مغازه‌های همدان است. غار علیصدر به خاطر بازدید‌کننده بیش ازحد ظرفیت هم آسیب زیادی دیده است.فعالان میراث فرهنگی استان بارها به این مشکلات اعتراض کردند اما گوش شنوایی نبود. بیشتر از رانت‌خواری مسأله تخریب‌ها برای ما مهم بود، اما دستمان به جایی نرسید. »او این را می‌گوید و اضافه می‌کند: «چرا آخرش می‌خواهند تخلف را گردن یک مدیر بیندازند؟ قوه‌قضائیه تمام این سال‌ها پیگیر نشد؟ مگر می‌شود یک اثر ملی را واگذار کرد و به دلخواه چهره‌اش را تغییر داد؟»
به دنبال تصاحب غار ملی
این فعال میراث فرهنگی خبر می‌دهد که‌ سال آخر دوره ریاست محمود احمدی‌نژاد سرمایه‌گذار پدیده شاندیز، از طریق  نمانیده لالجین و بهار آمده بود تا غار را بخرد، ولی این موضوع با عوض‌شدن دولت اتفاق نیفتاد و سرپرست استانداری همدان و یکی- دونفر از اعضای شورای شهر جلوی آن را گرفتند. ماجرای فروش غار روزگذشته توسط محمدناصر نیکبخت، استاندار همدان فاش شد.او در نشست اعضای ستاد اربعین حسینی استان همدان گفت: «فردی برای واگذاری غارعلیصدر با تمامی محدثات به پدیده شاندیز، به بنده مراجعه کرده که درمقابل این خواسته، اینجانب و معاون امور عمرانی استانداری مقاومت کردیم. پس از این موضوع، مدیرعامل شرکت پدیده شاندیز را نیز به استانداری آوردند و اصرار بر تحقق این خواسته داشتند، ولی همچنان با مقاومت ما مواجه شدند. البته موافق بهره‌برداری از محدثات و حوالی غار بودم ولی با واگذاری غار مخالفت کردم، چون انفال را نمی‌توان واگذار کرد. گزارش خلاف واقع به دیوان محاسبات کشور نیز به خاطر مقاومت و مخالفت بنده در واگذاری غارعلیصدر به پدیده شاندیز بوده است. در نشستی با مقام‌های قضائی استان خبر بروز مشکل برای پدیده شاندیز ازسوی مسئولان قضائی
اطلاع‌رسانی شد.»
نیکبخت گفت ‌که واسطه امر واگذاری غار به پدیده شاندیز، او  را رها نکرده و اصرار به واگذاری این غار داشت: «بروز مشکل برای پدیده شاندیز نیز بهانه و دستاویزی برای مقاومت و مخالفت جدی در برابر واگذاری غارعلیصدر شد. بیان درآمد ١٩میلیاردی غارعلیصدر و اجاره ٧٠٠‌هزارتومانی این غار کم‌‌لطفی بود، چون درآمد غار تا سه‌سال پیش موید زیانده‌بودن این مجموعه بود.»استاندار همدان حتی گفت که ٧٠٠‌هزارتومان اجاره‌بها هم طبق ماده ٣٢ بابت اجاره زمین حوالی غار به‌ منظور جلوگیری از تخریب، ساخت‌وساز و محافظت از آن بوده است نه این‌که این مبلغ برای اجاره غار پرداخت شده باشد.
او با اشاره به این‌که می‌گویند، این شرکت خصوصی است، چنین گفت: «٤٠‌درصد سهام این غار متعلق به سازمان ایرانگردی و جهانگردی و مابقی به سازمان همیاری‌ها و شهرداری و شهرداری همدان تعلق دارد، آیا این مجموعه‌ها خصوصی هستند؟ به‌ منظور شفاف‌سازی در زمینه شرکت سیاحتی علیصدر با دادستان دیوان محاسبات کشور مذاکره کرده‌ام و این مقام قضائی خواستار ارایه مدارک و مستندات موجود شده تا پس از تأیید مستندات، به صورتی موضوع را جبران کند.»
با این حال، او با بیان این‌که شرکت سیاحتی علیصدر همدان بر مبنای قانون عمل کرده و هر آنچه که در قانون عنوان شده، ملاک عمل است، درباره تشکیل این شرکت گفت: «سال ٧٠ توسط مسئولان وقت شرکتی با عنوان شرکت سیاحتی علیصدر تأسیس شده و واگذاری سهام صورت می‌گیرد. آن زمان درمکاتبه‌ای با وزیروقت جهاد کشاورزی خواستار تدبیری برای پیشگیری از تعرض به زمین‌های حوالی غارعلیصدر می‌شوند. در این نامه‌نگاری وزیر با واگذاری زمین‌های اطراف علیصدر موافقت کرده بود و پس از آن، ٤٠‌درصد سهام به دولت در قالب سازمان ایرانگردی و جهانگردی و مابقی به نهادهای عمومی غیردولتی شامل سازمان همیاری و شهرداری‌ها و شهرداری همدان واگذار شد.»مالمیر، مدیرکل میراث همدان درباره واگذاری غار علیصدر به‌عنوان اثر طبیعی ملی به «شهروند» چنین توضیحی می‌دهد:  «خود غار و تولیتش که اثری نفیس و ملی است، قابلیت واگذاری ندارد. بهره‌برداری از غار به معنی مالکیتش نیست. به نظر می‌رسد بهره‌برداری از اثر ملی منع قانونی ندارد. »
او ادامه می‌دهد: «از دهه٧٠ با هماهنگی استاندار و وزیر ارشاد شرکت سیاحتی غار علیصدر تشکیل شد و سازمان همیاری شهردار‌ی‌ها هم در بهره‌برداری نقش داشت.» مالمیر، درباره تخریب‌های صورت گرفته در غار چنین نظری دارد: «البته ما اعتقاد داریم که باید از دخل و تصرف در یک اثر ملی پرهیز کرد و بخش عمده اقدامات درحوزه کف‌سازی و ساخت مسیر ترددی در غار مربوط به پیش از ثبت ملی اثر است.»

http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/81432/25%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%AE%D9%84%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%C2%AB%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B5%D8%AF%D8%B1%C2%BB-


برچسب ها: روزنامه شهروند ، غار علیصدر ، حسین زندی ،

شنبه 22 آبان 1395

مالک غار علیصدر کیست؟

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گردشگری ،میراث فرهنگی ،زیست بوم ،ایسنا ،مطالب در خبر گزاری ها ،

مالک غار علیصدر کیست؟

غار علیصدر

در واگذاری و اداره غار علیصدر که از ابتدای دهه ۷۰ در اختیار بخش خصوصی قرار گرفته، مجموعه میراث فرهنگی نقش نداشته و فقط نرخ‌گذاری این مجموعه‌ طبیعی-ملی و نظارت بر کارکرد بخش خصوصی را برعهده داشته است.

به گزارش ایسنا، غار علیصدر به عنوان مهمترین برند گردشگری استان همدان این روزها حال و روز خوشی ندارد؛ متولیانش معلوم نیستند، یک‌بار صحبت از بخش خصوصی می‌شود و یک‌روز میراث‌فرهنگی مسئول نظارت بر آن است؛ درآمد سالانه‌ بازدید از آن (۳۵ هزار تومان برای گردشگر داخلی و ۷۰ هزارتومان برای گردشگر خارجی) میلیاردها تومان است، اما رسیدگی به این اثر ثبت‌ملی شده به اندازه‌ای کم است که ورودیِ آن به اندازه یک ماشین باز شده و حتی کف غار را هم سنگ‌فرش کرده‌اند.

ماجرا زمانی آغاز شد که دادستان دیوان محاسبات کشور در گفت‌وگو با یکی از رسانه‌ها اعلام کرد، "طبق تصمیمات مسئولان استان همدان، غار علیصدر به طور غیرقانونی به شرکتی سیاحتی با نام علیصدر واگذار شده و حتی شماری از مدیران دولتی نیز در آن مسئولیت دارند! آن هم با مبلغ اجاره سالانه ۷۰۰ هزار تومان! درحالیکه درآمد این شرکت خصوصی از محل فروش بلیت ورودیه غار سالانه ۱۹ میلیارد تومان است."

این صحبت‌ها در حالی مطرح شدند که محمودرضا عراقی، معاون عمرانی استاندار همدان با تأکید بر اینکه مشکلی در مجموعه غار علیصدر وجود ندارد، به ایسنا گفته است: «واگذاری غیرقانونی غار علیصدر به بخش خصوصی را به صراحت تکذیب می‌کنم.»

به گفته‌ وی، از ۲۵ سال قبل براساس اصل ۴۴ قانون اساسی، غار علیصدر از طرف دولت با بخش عمومی غیردولتی به صورت مشارکتی اداره می‌شد. ۴۰ درصد سهام این شرکت مربوط به دولت شامل سازمان ایرانگردی و جهانگردی بوده و ۴۰ درصد سازمان همیاری شهرداری‌ها و ۲۰ درصد شهرداری همدان در این شرکت سهم دارند.

و جالب‌تر این‌که رئیس هیئت مدیره شرکت سیاحتی علیصدر با بیان اینکه غار علیصدر تا چند سال پیش به طور کامل زیان‌ده بوده، می‌گوید: «غارعلیصدر سالانه ۲ میلیارد تومان سود داشته که تماما صرف هزینه‌ها شده و اگر تاکنون سودی هم داشته، حاصل دولت و شهرداری شده است.»

ورودیِ غار علیصدر را به اندازه ورود یک ماشین باز کردند

اما میراث فرهنگی و محیط زیست استان همدان نسبت به بهره‌برداریِ خصوصی از  این محوطه‌ تاریخی و نفیس تاکید می‌کنند؛ بهره‌برداری که دوستداران میراث فرهنگی معتقدند «تا کنون آسیب‌هایی را به این محوطه وارد کرده که حتی ممکن است احتمال ثبت جهانی را از آن سلب کند.»

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی و محیط‌زیست همدان در این زمینه به ایسنا می‌گوید: فعالان مدنی استان همدان از مدیریت شهری و اجرایی این استان درخواست می‌کنند اتفاقات موجود در غار علیصدر «شفاف‌سازی» شود که چه کسی و چگونه از این غار بهره‌برداری کرده و سرمایه‌های ملی آن امروز کجا هستند؟

او ادامه می‌دهد:‌ تخریب‌هایی که گردانندگانِ غار علیصدر و مسئولانی که در ۲۰ سال اخیر از غار بهره‌برداری کردند وارد آورده‌اند، باعث شد یکی از زیباترین غارهای ایران به غار مصنوعی تبدیل شود. در طول این سال‌ها کف غار سنگ‌فرش شده و ورودیِ غار به اندازه‌ای بزرگ شد که حتی ماشین نیز می‌تواند به داخل آن برود. اقداماتی که برای یک غار طبیعی بسیار نابخردانه است.

او می‌افزاید: حتی قندیل‌های غار که همیشه از آن آویزان بودند و دست همه به آن‌ها می‌رسید، امروز نیستند و فقط قندیل‌هایی وجود دارند که به هیچ عنوان امکان کندن آن‌ها نیست.

وی با تأکید بر اینکه غار علیصدر مهمترین برند گردشگری استان همدان بود، ادامه می‌دهد: اقدامات عمرانی انجام شده در این غار برای همیشه امکان ثبت جهانی را از بین برد، چون غار علیصدر محتمل‌ترین گزینه در همدان برای ثبت جهانی بود.

غار علیصدر از دهه ۷۰ در اختیار بخش خصوصی است

علی مالمیر، مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان نیز در این زمینه به ایسنا می‌گوید: ‌در حدود سال ۷۳ زمانی که سازمان ایرانگردی و جهانگردی زیر نظر وزارت ارشاد بود، غار علیصدر که سهامداران غالبِ آن بخش عمومی یعنی شهرداری، سازمان همیاری‌ها، استانداری و وزارت ارشاد بودند، بهره‌برداری از این غار را تحویل یک شرکت خصوصی دادند. با هماهنگی‌های انجام شده با استانداری و وزارت ارشاد، آن شرکت خصوصی تشکیل شد و بهره‌برداری از غار را بر عهده گرفت.

او با تأکید بر این‌که به واسطه‌ ثبت ملی بودن غار، مدیریت آن به هیچ‌کس داده نشده است، بیان می‌کند: بهره‌برداری از غار علیصدر براساس اسناد به آن‌ها واگذار شد. از سوی دیگر میراث فرهنگی یک طرف موضوع است. با توجه به اینکه این اثر طبیعی و ملی در ۱۵ دی ۱۳۸۷ در فهرست میراث طبیعی ملی به ثبت رسیده، در چارچوب ضوابط مشخص، میراث فرهنگی موظف به نظارت بر آن بود.

وی بخش گردشگریِ اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان را متولی نظارت و نرخ‌گذاری ورودی غار می‌داند و ادامه می‌دهد:‌ از زمانی که دستورالعمل غارها مصوب شد - که بر اساس آن غارها را تقسیم‌بندی کردند - تولیت برخی از غارها در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت و ذیلِ آن نیز مصوبه کارگروهی بود که تحت عنوان بهره‌برداری از غارها فعالیت انجام می‌داد؛ چون دولت براساس اصل ۴۴ و برای بهتر شدن خدمات، امور را به بخش خصوصی واگذار کرد، در واقع بهره‌برداری از این موضوع نیز در چارچوب این قابلیت واگذاری به بخش خصوصی داده شد که می‌تواند از آن بهره‌برداری کند، اما تولیت همچنان در اختیار بخش عمومی است و این موضوع همچنان ادامه دارد.

غار علیصدر، جزو نفایس ملی است

«مالمیر» با تاکید بر این‌که غار علیصدر جزو نفایس ملی است، ادامه می‌دهد: به همین دلیل این غار از نظر مالکیت به هیچ‌کس واگذار نمی‌شود، فقط امکان بهره‌برداری از این اثر طبیعی می‌تواند براساس ضوابط قانونی به یک بخش عمومی یا خصوصی واگذار شود که در حدود سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ این اتفاق رخ داد و تملک و مالکیت غار از نظر قانونی به هیچ‌کس واگذار نشد.

مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان در ادامه اظهار می‌کند: میراث فرهنگی از هیچ کدام از هزینه‌ها اطلاعی ندارد، چون متولی واگذاری غار به بخش خصوصی نبوده است. ما حتی از قرارداد و مفاد آن نیز مطلع نیستیم. فقط براساس وظیفه‌ نظارتی خود، نحوه‌ی بهره‌برداری را نظارت می‌کنیم.

وی ادامه می‌دهد: شاید در غار علیصدر قبل از ثبت محوطه‌سازی انجام شده یا اقداماتی در ورودی‌های آن انجام شده باشد، اما معتقدم به علت حضور بهره‌بردار و وجود دوربین کمترین آسیب‌ها به محوطه و قندیل‌ها وارد شده و در واقع با آغاز کار بهره‌برداری و انجام برخی از اقدامات، آسیب‌ها بسیار کم شد.

برخی اتفاقات در غار علیصدر خوشایند محیط‌زیست نبود

محمدرضا محمدی، مدیرکل حفاظت سازمان محیط‌زیست استان همدان نیز در این زمینه به ایسنا توضیح می‌دهد: آنچه در غار اتفاق افتاده مانند برخی اقدامات عمرانی و ناهمخوانی‌هایی که با طبیعت غار ایجاد شد، - از دو دهه قبل تا چند سال پیش - اتفاقاتی است که با محیط‌زیست همراه نبوده و قطعا خوشایند فعالان محیط‌زیست نیست، اما اتفاقات سه سال اخیر رو به جلو بوده‌اند.

وی کنترل نحوه ورود افراد به غار، جلوگیری از ورود آلودگی به سبب ورود گردشگران با کفش‌ها به غار، مبارزه با رشد جلبک‌ها در داخل غار، همچنین استفاده از پروژکتورهایی که منتهی به تغییر رژیم زیستی داخل غار می‌شوند را از جمله اقدامات مفیدی می‌داند که در طول سه سال گذشته وضعیت غار را بسیار بهتر کرده‌ و ادامه می‌دهد: معتقدیم اقدامات سه سال گذشته برای توقف مشکلات سال‌های قبل بوده است.

او با تأکید بر اینکه از سال ۷۱ غار علیصدر در اختیار بخش خصوصی است، بیان می‌کند: در فرایند مدیریت به طور قاطع اهمال‌هایی وجود داشته است که شاهد به وجود آمدن برخی اقدامات در این غار بوده‌ایم.

http://www.isna.ir/news/95081913705/%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9-%D8%BA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA


برچسب ها: ایسنا ، غار علیصدر ، حسین زندی ،

خصوصی سازی درعرصه فرهنگ یکی از مولفه های توسعه است. در کشورهای توسعه یافته نه تنها تولید وعرضه کتاب وبه طور کلی محصولات فرهنگی دراختیار بخش خصوصی است بلکه برگزاری چنین نمایشگاه هایی را نیز بخش خصوصی و دست اندرکاران تولید کتاب برعهده می گیرند.
کد خبر:۳۲۴۱۱۷
تاریخ انتشار:۱۷ آبان ۱۳۹۵ - ۰۵:۳۶07 November 2016
دومین هفته آبان ماه همزمان بود با برگزاری یازدهمین دوره نمایشگاه کتاب استان همدان؛ یکی از رویدادهایی فرهنگی سال در همدان که می‌توانست  روزهای بهتری را برای فضای فرهنگی استان به ارمغان آورد.   

به گزارش تابناک همدان؛ برگزاری نمایشگاه کتاب درهمدان سابقه طولانی دارداگرچه گاهی با وقفه برگزارشده اما در طول ۱۱دوره سال‌های پررونقی راتجربه کرده است. دهه۷۰ ازبهترین وموفق‌ترین دوره‌های برگزاری نمایشگاه کتاب دراستان بوداز ویژگی‌های این نمایشگاه‌های این دوره درهمدان می‌توان به  اطلاع‌رسانی وتبلیغات گسترده آن اشاره کرد، بخش قابل‌ توجهی از بازدیدکنندگان وخریداران کتاب ازاستان‌ها وشهرهای هم‌جواربودند نمایشگاه امسال ازنظر تبلیغات بسیار ضعیف بودو تعداد زیادی ازعلاقه‌مندان به کتاب تاروز چهارم نمایشگاه از این رویداد بی‌خبر بودندهمچنین به گفته برخی غرفه داران نیمه‌وقت بودن زمان نمایشگاه آسیب زیادی به فروش کتاب وارد کرده بود هرچند معاون اداره فرهنگ و ارشاد معتقد بود این کار به تقاضا و درخواست ناشران صورت گرفته بودوصبح‌ها نمایشگاه تعطیل‌شده بود.

یازدهمین دوره نمایشگاه  کتاب همدان با ضعف‌های زیادی در این زمینه داشت برگزارکنندگان دولتی نمایشگاه پیش از برگزاری اعلام کرده بودند علاوه بر مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان یارانه کتاب که به‌صورت کارت تخفیف ۲۰درصدی نمایشگاه از طریق بانک عامل توزیع بن در اختیار متقاضیان  قرارمی گیرد ناشران نیز ۲۰درصد تخفیف ارائه خواهندکرد اما  هیچ‌یک از ناشران  تخفیف بیش از ۱۰درصد را قائل نبودند وبرخی ناشران مانند انتشارات سروش هیچ تخفیفی به خریداران نمی‌داد. 
به نظر می‌رسد نظارت ضعیف اداره ارشاد عامل چنین نابسامانی‌هایی بود و این روش باعث از بین رفتن اعتماد عمومی می‌شود و از مخاطبان کتاب کاسته می‌شود.

همچنین کم بودن تنوع  کتاب وحضور نداشتن برخی ناشران مطرح از دیگر گله‌مندی‌های مخاطبان بود که به نظر می‌رسد متولیان نتوانسته بودند همه ناشران را متقاعد کنند. 

دراین نمایشگاه حتی متصدیان بانک عامل نیز ازکم بودن استقبال ازخرید بن  تعجب کرده بودند و همدان را با استان گیلان مقایسه می‌کردند.درواقع اگر مبلغ عنوان‌شده ازسوی مسئولان یعنی ۲۰۰میلیون تومان درست باشد، باید یک میلیارد تومان کارت دراختیار مردم قرارگرفته باشد و بدون در نظر گرفتن فروش آزادیک میلیارد ازطریق کارت تخفیف کتاب فروخته شود اما غرفه داران چنین نظری ندارند.

خصوصی سازی درعرصه فرهنگ یکی از مولفه های توسعه است. در کشورهای توسعه یافته نه تنها تولید وعرضه کتاب وبه طور کلی محصولات فرهنگی دراختیار بخش خصوصی است بلکه  برگزاری چنین نمایشگاه هایی را نیز بخش خصوصی و دست اندرکاران تولید کتاب برعهده می گیرند.

این نمایشگاه موضوع دیگری را نیزعیان می‌کرد مدیران ارشاد دراین دوره از همدان به‌عنوان سومین پایتخت کتاب یادمی کردند و از رشد آمار تولید کتاب درهمدان صحبت می‌کردند اما به‌جز تعاونی ناشران و تعداد کمی ناشر دانشگاهی و عمومی از۶۰ناشرهمدانی در نمایشگاه خبری نبودبه نظر می‌رسد یا باید در آمارهای ارائه‌شده تجدیدنظر کنندیا رویکرد دیگری به صنعت نشر استان و تولید کتاب داشته باشند.

یکی از راه‌های ترغیب افرادجامعه به کتاب‌خوانی در دسترس قرار گرفتن کتاب است و برگزاری نمایشگاه یکی از راه‌هایی است که کتاب در دسترس همگان قرار گیرد این نمایشگاه نیز باعث شده بودبخش هرچند کوچکی از جامعه یک بار دیگر به سمت کتاب بروند.

 با همه ضعف‌های موجود این رویداد فرهنگی برای شهر و استان همدان اهمیت بسیاری دارد و امید است در دوره‌های بعدی  درتوزیع مشوق‌ها وتخفیف‌ها راه عادلانه‌تری پیش‌گرفته شود و بخش خصوصی درعرصه فرهنگ مشارکت بیشتری داشته باشند.


برچسب ها: تابناک همدان ، نمایشگاه کتاب همدان ،

سه شنبه 18 آبان 1395

غزل‌هایی از نسل امروز

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

غزل‌هایی از نسل امروز

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
غزل‌هایی از نسل امروز
«خیانت به درخت» نام اولین مجموعه شعر میرفواد میرشاه‌ولد است که پاییز 93 از سوی نشر شانی روانه بازار شد و در مدت یک سال به چاپ دوم رسیده است...
1395/08/18
«خیانت به درخت» نام اولین مجموعه شعر میرفواد میرشاه‌ولد است که پاییز 93 از سوی نشر شانی روانه بازار شد و در مدت یک سال به چاپ دوم رسیده است. خیانت به درخت مجموعه‌ای از غزل‌های عاشقانه این شاعر را در بر می‌گیرد که به کریم‌خان زند (وکیل الرعایا) تقدیم شده است. میرشاه‌ولد متولد سال 1361 در ملایر است. وی که در اهواز بزرگ شده و اکنون در همدان زندگی می‌کند، در رشته شیمی تحصیل کرده و از دانشگاه ماهشهر فارغ التحصیل شده است. میرشاه‌ولد علاوه بر شعر تجربه‌هایی در ترانه‌سرایی نیز دارد. وی در گفت‌وگو با همشهری از شعرهایش و وضع شعر در همدان می‌گوید.
  • سرودن شعر را از چه زمانی آغاز کردید؟
دوم ابتدایی اولین شعرم را بر وزن یکی از شعرهای کتاب درسی گفتم. وقتی برای پدرو مادر خواندم استقبال و تشویقم کردند و از آن به بعد ادامه دادم.
  • به صورت جدی چه زمانی شعر سرودید و برای مخاطبان خواندید؟
زمان کودکی نسل ما اوج جنگ بود. ما در اهواز بودیم که جنگ‌زده شدیم و به ملایر برگشتیم. هم‌نسلان ما اگر استعدادی هم داشتند چندان مورد توجه قرار نمی‌گرفت. همه پدرو مادرها دوست داشتند ما دکتر، مهندس یا خلبان شویم که هیچ‌کدام هم نشدیم، من هم علایقم را خودم دنبال کردم. دوره دبیرستان جدی‌تر پیگیری کردم و بزرگ‌تر که شدم به صورت حرفه‌ای شعر را ادامه دادم.
  • ادبیات چه ارتباطی به شیمی دارد؟
کسانی که شاعر هستند لزوما نباید ادبیات بخوانند.البته افرادی مانند محمد شفیعی کدکنی استثنا هستند اما گاهی رشته‌های غیرمرتبط مثل ریاضی و شیمی به سرودن شعر کمک می‌کند .
  • شیمی چه کمکی به شما در ادبیات و سرودن شعر می‌کند؟
ممکن است خودآگاه نباشد و در ناخودآگاه تاثیر بگذارد. گاهی شاعر در شعر یک کار اشتباه یا غلط دستوری انجام می‌دهد اما از نظر حسی زیبا و درست است و در واقع غلط درستی است اما اگر ادبیات بداند و رشته تخصصی او ادبیات باشد با محافظه کاری شعر می‌گوید و ممکن است به این حس زیبا نرسد. در اینجا ندانستن ادبیات یک حسن است و بدون ترس شعر می‌گوید.
  • چه زمانی به فکر انتشار کتاب افتادید؟
این روزها مد شده، دوستان شاعر در سن پایین کتاب منتشر می‌کنند. من تا 33 سالگی صبر کردم و کارم به پیشنهاد ناشر منتشر شد. من بارها در جشنواره‌های کشوری و بین‌المللی مختلف شعر شرکت کرده‌ام، مقام آورده‌ام و جایزه گرفته‌ام اما حضور در این جشنواره‌ها را موفقیت نمی‌دانم چون ممکن است شاعران برتری در جامعه باشند که در جشنواره‌ها شرکت نکنند و اگر آنان شرکت کنند من برنده نشوم. موفقیت اصلی و واقعی برای من این بود که ناشر از من خواست شعرهایم را چاپ کند، با سرمایه‌گذاری خود منتشر کرد و حق‌التالیف هم به من پرداخت شد و کتاب به چاپ دوم رسید.
  • از مجموعه شعر دوم خود بگویید.
این روزها بیشتر شاعران هزینه چاپ کتاب را خودشان پرداخت می‌کنند و این روش به صنعت نشر و شعر فارسی ضربه می‌زند. اما خوشبختانه هر 2 کتاب من از سوی ناشر منتشر می‌شود. خیانت به درخت مجموعه 32 غزل عاشقانه است که از سوی نشر شانی منتشر شده و به چاپ دوم رسیده است. مجموعه دوم نیز با 35 غزل به زودی منتشر خواهد شد. من شعرها و غزل‌های آیینی را در مجموعه جداگانه منتشر خواهم کرد چون اعتقاد دارم غزل عاشقانه با شعر آیینی نباید در یک جا چاپ شود.
  • شما ترانه هم می‌گویید. ترانه‌ها در چه سبکی است؟
ترانه‌های من همه در سبک پاپ است. حدود 100 ترانه از جمله تیتراژ برنامه به خانه برمی‌گردیم از من اجرا و پخش شده است. یک مجموعه ترانه آماده چاپ دارم که به زودی چاپ خواهد شد.
  • برای اجرای ترانه‌ها با تلویزیون همدان ارتباط دارید؟
وقتی از روزنامه همدان به من گفتید می‌خواهید گفت‌وگو کنید، تعجب کردم چون این اولین بار است که یک نشریه از همدان برای مصاحبه سراغ من آمده است در حالی که تلویزیون استان‌های خوزستان، گیلان، مرکزی و تهران از من دعوت می‌کنند برای مصاحبه و در برنامه‌های تخصصی ادبیات و شعر شرکت می‌کنم. اما با این‌که همدانی هستم و کارهایم مورد تایید صداوسیما است تاکنون از همدان کسی با من تماس نگرفته است. این گلایه را همیشه از رسانه‌های همدان داشته‌ام که مرا اصلا ندیده‌اند. در حالی که در شهرهایی که شعر می‌خوانم مرا به عنوان یک شاعر همدانی معرفی می‌کنند.
  • شما چقدر به وزن و اصول شعر متعهد هستید؟
اگر ناشر به سراغ من می‌آید برای این است که متوجه شده من به قواعد شعری پایبند هستم. به نظرم این مسأله بسیار مهم است و باید جدی گرفته شود. تا زمانی که دوستان خوب من هزینه می‌کنند تا کتابشان چاپ شود شرایط بدتر می‌شود و درست از نادرست به سختی تمیز داده می‌شود.
  • وضعیت شعر و شاعری در همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اداره ارشاد ما بسیار ضعیف کار می‌کند. ضعف نهادی مانند ارشاد باعث می‌شود نهادهای دیگر رشد کنند. در حاشیه نمایشگاه‌های کتاب هر روز چند جلسه شعر خوانی تشکیل می‌شود اما در نمایشگاه کتاب همدان فقط در افتتاحیه مسئولان سخنرانی کردند و دیگر از نشست‌های ادبی خبری نبود. نتیجه چنین رویکردی دوری مردم از شعر و ادبیات است.
  • انجمن‌های ادبی چطور؟ شرایط رضایت بخشی دارند؟
 انجمن‌های همدان وضع خوبی ندارد. دلیل حرف من این است که در هیچ یک از انجمن‌ها شاعری نیست که از نسل بعد از ما یعنی دهه 70 به بعد متولد شده باشد. بیشتر دوستان از دهه 60 و قبل از آن هستند پس نتیجه می‌گیریم ما نتوانسته‌ایم نوجوانان را جذب کنیم و به نسل ما هم توجهی نمی‌شود.
  • برای بهبود این وضع چه پیشنهادی دارید؟
پیشنهاد من این است که جلسات کارگاهی برگزار شود و در دانشگاه‌ها علاقه‌مندان به شعر و ادب شناسایی و کشف شوند و استعدادیابی صورت گیرد. نباید فراموش کرد مردم ما شعر را دوست دارند اما کم کاری از طرف مسئولان است. مهم‌ترین مسأله این است که شعر به درون مردم برود. پرسش این است که صدا و سیمای همدان سالی چند بار به شعر می‌پردازد یا برنامه‌ای برای شعر دارد؟ یا رسانه‌های ما کدام یک ستونی را به شعر و ادبیات اختصاص می‌دهد؟ این مسأله در سیاست‌گذاری نهادهای دولتی مغفول مانده است. ما برای انجمن‌ها یک بولتن نداریم. معاونت اجتماعی شهرداری هم بی‌مهری می‌کند در حالی ‌که باید در محله‌های همدان فضایی را به شعر خوانی اختصاص دهند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%BA%D8%B2%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ،

زن و طبیعت نمایشگاه گروهی آثار تصویرسازی هنرجویان خسرو انصاری هنرمند همدانی است که اولین بار در تهران برگزار شد و سپس در روزهای واپسین شهریورماه در گالری فرهنگسرای آوینی همدان مورد بازدید عموم قرار گرفت مهرماه به قزوین رفت و به‌زودی در چند شهر دیگر کشور در معرض بازدید علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.
کد خبر:۳۲۳۶۳۶
تاریخ انتشار:۱۵ آبان ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۷15 August 1395
در این نمایشگاه آثار17نفر از تصویرسازان جوان از جمله: هدا افشار، زهرا برهانی، آرزو پاشا، نادیا جاودانی یکتا، زهرا جهانی، عادله حسینی، مهسا حسینیان، فایزه خزایی، گلناز خطیب، رویا شیدا، مریم صاحب-دیوانی، پریسا صادقی، مهسا صدیق، پریسا ضرابی، فاطمه فرحزاد، سمیه مستوفی و شادی مددی به نمایش عمومی درآمده است.

به گزارش تابناک همدان ؛ خسرو انصاری متولد ۱۳۵۹ درهمدان  است او از دوران هنرستان شروع فعالیت هنری در زمینه گرافیک کرده و پس از اخذ لیسانس گرافیک، فوق لیسانس تصویرسازی و گرافیک از آكادمى هنرهاى زیباى میلان دریافت کرد. 

انصاری در دانشگاه آزاد هنر و معماری تهران شرق به تدریس مشغول است. وی همچنین مدرس تصویرسازی و مجسمه سازی بوده و تاکنون برگزاری بیش از ۵ نمایشگاه درخارج از کشور و برگزاری چندین نمایشگاه انفرادی تصویرسازی و مجسمه برگزاری همچنین بیش از ۲۰ نمایشگاه گروهی داخلی را در کارنامه  خود دارد. او همچنین تجربه هایی در برگزاری ورکشاپ های تصویرسازی برای کودکان و بزرگسالان  وفعالیت هایی در طراحی صحنه تئاتر دارد.

خسرو انصاری با اشاره به شکل گیری ایده نمایشگاه زن و طبیعت می  گوید: بیش از ۱۲سال تحقیق وکار درمورد پروژه درخت مقدس و درخت زندگی در ایران و جهان انجام داده ام به این علت که درخت، نماد زیبایی، نماد زندگی و زن است  ارتباط بین این دو عنصر ایده شکل گیری این پروژه را به وجود آورد.

 هدف این نمایشگاه نشان دادن جایگاه والاى زنان در جامعه و نقش پر رنگ آنها در زندگى است با این رویكرد كه طبیعت  خود بسان مادرى مهربان است كه مهر خود را بر ما ارزانى مى دارد وجا دارد این روزها نگاهى دوباره به آن داشته باشیم و مهربانانه تر با آن برخورد كنیم.
 اینكه تمامى هنر جویان هریك عضوى از جامعه زنان هستند نگاهى متفاوت از دنیایشان دارند و بسیار عمیق و ریز بینانه به جهان خود مى نگرند.

او ادامه می دهد: این نمایشگاه در شهرهاى تهران، همدان و قزوین برگزار شده است و قصد داریم آن را در شهرهاى تبریز، انزلى، خرمشهر، دامغان، لرستان و كرج برگزار كنیم و در صدد این هستیم  در تمامى استان هاى كشور این نمایشگاه را برپا كنیم.

این هنرمند همدانی همچنین با  اشاره به دلیل گروهی بودن نمایشگاه و این که هنرمندان شرکت کننده نمایشگاه در چه سطحی هستند می گوید: یکی از شیوه های من درآموزش این است که درپایان کلاس های تصویرسازی با هنرجویان، همیشه دنبال یک اتفاق خوب برای هنرجویانم هستم و با توجه به این که هنرجویان من از شهرهای مختلفی هستند فکر کردم که یک مجموعه ای شکل بگیرد و در شهرهای مختلف به صورت تور نمایشگاه برگزار کنیم در مجموع حدود ۱۵شهر دراین نمایشگاه  حضور دارند نمایشگاه از تهران شروع شده، دومین شهری که این نمایشگاه برگزار شد همدان بود و به امید خدا در فاصله زمانی کوتاه در 15 شهر یاد شده ادامه خواهد یافت.

او  می افزاید: من شخصا تجربه نمایشگاه هاى زیادى چه گروهى و چه انفرادى را داشته ام وتجربه اى كه در نمایشگاه هاى گروهى كسب كردم چه از طرف بچه هاى تیم چه از طرف مخاطب بسیار متفاوت از نمایشگاه انفرادى است چون هنر زاییده ذهن هنرمند است و هر اثر خود معرف یك دنیاست و به این صورت در نمایشگاه هاى گروهى تك تك این دنیاها در كنار هم تبدیل به یك پیكره مى شوند و با تمام تفاوت ها یك هسته مركزى ایجاد مى كنند كه هر كس به زبان دل خود راوى است.

این هنرمند همدانی در ادامه می گوید: تصویر سازى یك هنر بصرى است و دیدن نقش زیادى در خلق تصویربه هنرمند مى دهد، با دیدن است كه مخاطبى كه به دنبال بزرگ كردن جهان خویش است به دنبال چگونه انجام دادن آن ترغیب مى شود و بى شك بدون داشتن علم و عشق در هیچ كارى دراین دنیا به سر منزل مقصود نخواهد رسید من خیلى دوست داشتم تجربه اى را كه در خارج كشور كسب كردم را با مردم سرزمین خودم به اشتراك بگذارم و تكنیك هایی كه در این سال ها آموزش دیده ام و كارهاى   مختلفى را انجام داده ام را در راستاى رشد این هنر به هم میهنانم عرضه كنم.

جلوه‌ی هنر همدانی با نمایشگاه  زن و طبیعت / خسرو انصاری: قصد دارم با نمایشگاه  زن و طبیعت ایران‌گردی کنم

انصاری در مورد نمایشگاه تهران و استقبال عمومی از این رویداد  می گوید: پیش ازاین نمایشگاه در تهران برگزار شد چون هنرجوهای من بیشتر از دانشجویان رشته هنر هستند این نمایشگاه از ۸ تا ۱۸ شهریور در تهران برگزار شد و با استقبال خوبی از سوی استادان، دانشجویان و افراد عام برخوردار شد مکان برگزاری فرهنگسرای سرو در خیابان ولیعصر که همکاری خیلی زیادی با گروه ما داشتند. در مورد تفاوت نمایشگاه همدان و تهران بهتر است صحبتی نکنم اما تشکر می کنم از ریاست ارشادشهرستان که حداقل حمایت را با گروه ما داشتند.

این طراح  و تصویرسازهمدانی  ادامه می دهد: علاوه بر موضوع نمایشگاه که زن و طبیعت است با همکاری همین هنرجوها ورکشاپ ۵ روزه ای برگزارکردیم  و از اواسط مرداد ماه مقدمات حضور در نمایشگاه تصویرسازی کشور ایتالیا  فراهم شد اما متاسفانه هیچ هنرمندی از همدان در گروه ما نیست.

این مدرس دانشگاه  با اشاره به وضعیت هنر به ویژه  تصویرسازی و گرافیک در همدان می گوید: من درمورد وضعیت هنر در ایران فقط سکوت می کنم امیدوارم که بتوانیم با همکاری ارگان ها و استادان هنر اتفاقات خوبی را به وجود بیاوریم. 

درهمدان نیز هنرمندان خوبی داریم  که   نیاز به حمایت دارند عرصه هنر بدون هنرمند معنا ندارد، امیدوارم  دوستان و همشهریان همدانی از این نمایشگاه استقبال کنند، رضایت داشته باشند و پس از این نمایشگاه های بیشتری در استان ببینیم.

ظرفیت هاى زیادى مغفول مانده و امید است با فرهنگ سازى و به اشتراك گذاشتن ایده ها و كارهاى مختلف این رشته را بیشتر از پیش به در جامعه هنرى گسترش دهیم.
او در پایان می گوید: من به زودی یک نمایشگاه تصویرسازی هم از کارهای هنرجویانم در ایتالیا برگزار می کنم.
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/323636/%D8%AC%D9%84%D9%88%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%AE%D8%B3%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85


برچسب ها: تابناک ، هنرمندان همدانی ، تصویر سازی در همدان ،

چهارشنبه 12 آبان 1395

قصه زنان رامی‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

قصه زنان رامی‌گویم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه زنان رامی‌گویم
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است....
1395/08/12
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است.
«حلقه‌های درهم» پنجمین رمان مهشید شریف است که زمستان 1394 منتشر و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با استقبال خوبی روبه‌رو شد. به بهانه انتشار حلقه‌های درهم با این نویسنده همدانی درباره رویکردش به زنان گفت‌وگو کرده‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • ابتدا از موضوع داستان حلقه‌های درهم شروع کنیم، داستان از چه قرار است؟
رمان حلقه‌های درهم سرگذشت خانم جوان سرگشته‌ای است. این زن به همسری مردی در می‌آید که سرگذشت، پیشینه و ماجرایی عجیبی دارد و همسری دانشجو داشته که دست به خودکشی زده است. پس از مدتی در محافل دوستانه و خانوادگی با زن داستان آشنا می‌شود و در پروسه‌ای تصمیم به ازدواج می‌گیرند و ماجرا ادامه پیدا می‌کند.
  • یکی از ویژگی‌های رمان‌های شما مسائل رفتاری و روان‌شناسی است. این کتاب هم به عنوان یک رمان روان‌شناسی معرفی شده. چقدر این گفته را قبول دارید؟
من خوشحالم که این اتفاق می‌افتد. چه به رشته تخصصی من و چه به سابقه کاری من برگردیم به هر حال رفتارشناسی و آموزش عمومی بخش بنیادین حرفه من و زندگی من بوده است. حرفه‌ای که من دوست داشتم و در آن به مدارکی که از دانشگاه‌ها و مراکز علمی گرفتم اکتفا نکردم. در همه حال و همیشه در جست‌و‌جوی اضافه کردن به این دریافت و شناخت بودم و طبیعی‌ترین جایی که این حس من می‌تواند انعکاس پیدا کند رمان‌های من است، به همین دلیل خوانندگان آثار من را به عنوان رمان‌های روان‌شناسی پذیرفته‌اند.
  • شخصیت‌های رمان‌های شما زن هستند. آیا عمدی است یا نوشتن با محوریت زن‌ها راحت‌تر است؟
بله بیشتر شخصیت‌ها زن هستند اما نه تنها راحت‌تر نیست بلکه من فکر می‌کنم از جنبه‌هایی مشکل‌تر است. گاهی حس می‌شود به دلیل سانسور تاریخی که زن از گذشته در کشور ما داشته ابعاد روحی آن چندان آشکار نیست. من در رمان می‌توانم به برخی سوژه‌ها و شخصیت‌ها بپردازم. در دیگر گونه‌های نوشتاری نمی‌توانم سخنم را به گوش مخاطب برسانم. اگر چه ممکن است خودآگاه نباشد اما در جست‌و‌جوی کاراکتر و شخصیت‌هایی هستم که در عین زن بودن، دردمند و دردکشیده هستند، همچنین جست‌وجوگر و فعال هستند و این شخصیت‌ها در یک آرامش رفتاری پیش‌برنده کارهای خودشان هستند. به همین دلیل این موضوع‌ها در کارهای من انعکاس پیدا می‌کند.
  • در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟ چه کمبودی در داستان دیگران و به طور کلی ادبیات ایران حس می‌کنید که دست به نوشتن داستان و رمان می‌زنید؟
هر داستان نویسی در مرحله اول به دنبال قصه‌گویی است. فارغ از این‌که شخصیت اصلی زن باشد یا مرد فراموش نمی‌کنم که اصل قصه‌گویی است و من با نوشتن در حال تعریف یک قصه و یک زندگی هستم. مرحله بعدی این است که کاراکترها زن می‌شوند و زن‌ها یک ویژگی خاص پیدا می‌کنند.
  •  البته این مسأله طبیعتا بر می‌گردد به حساسیت‌های من نسبت به مسأله زنان و آنچه هستی آنان و تاریخ زنان را شکل می‌دهد.
 نمی‌توانم عنوان کنم که من از داستان استفاده می‌کنم تا مسائل زنان را تشریح کنم، من از داستان استفاده می‌کنم که قصه زنان را بازگو کنم. اگر نوشته من در این زمینه بتواند ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد بر می‌گردد به توانایی من در قصه گویی.
  • پس در نوشتن مسأله زن و زنان اولویت شما نیست؟
در داستان دنبال چنین مسأله‌ای به طور مستقیم نیستم. من ده‌ها مقاله در زمینه علوم رفتاری نوشته‌ام و اگر بخواهم مسائل خاصی را در مورد زنان بدانم از طریق مقاله‌ها دنبال می‌کنم. اگر هم نظر یا انتقادی داشته باشم و موضوعی را دنبال کنم به داستان نمی‌کشم. کاری با راه‌حل‌ها ندارم و داستان را دنبال می‌کنم. کار پژوهشی متفاوت است، منبع لازم دارد اما اینجا ممکن است پرسش مطرح شود و پاسخ را هم من ندانم یا نخواهم مطرح کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: مهشید شریف ، همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

چهارشنبه 12 آبان 1395

ناکارآمدی مدیریت شهری در تحقق شهرسبز پایدار

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

مدیریت شهری همدان نیازمندخانه‌تکانی اساسی است، تا نیروهای دغدغه مند ومتخصص جایگزین مدیران فعلی شده وتهیه وبازطراحی طرح تفضیلی شهربرای توسعه پایدارشهری بدون دخالت منفعت فردی-جناحی همچنین عدم‌تغییر طرح در طول اجرا می‌تواند شهر را آشفتگی رها کند.
کد خبر:۲۵۹۶۱۷
تاریخ انتشار:۱۲ آبان ۱۳۹۵ - ۰۸:۲۳12 August 1395
ناکارآمدی تصمیم سازان و تصمیم گیران حوزه مدیریت شهری درسه دهه گذشته از باغ شهر همدان یک شهر بی قواره با یک معماری پریشان ساخته است.

به گزارش تابناک همدان، برای اثبات این ادعا می توان با مقایسه همدان با شهر جدید دوبی که درکنار شهر قدیم ساخته شده به نتیجه رسید که مدیریت درشهر ما چندان فعالیت ثمربخشی نداشته است. شهرسازان ومدیران شهر دوبی دریک بیابان،شهری را آفریده اند که امروز نه تنها جای مناسبی برای زندگی شهروندان آن است بلکه مکانی برای لذت بردن گردشگرانی ازسراسر دنیا شده است هرچند درآن شهرنیز مناسبات و الگوهای محیط زیستی با استانداردهای جهانی فاصله دارد. اما مدیران ما شهر زیبای همدان را به یک پارکینگ تبدیل کرده‌اند طنز تاریخی این‌است که امروز می خواهند باخرید چند اتوبوس همدان را به شهرسبز پایدار تبدیل کنند.

به گفته یکی ازمدیران ارشد شهری،"درشهرهمدان 14 هزار واحد پارکینگ عمومی نیاز است درحالی که اکنون سه هزار واحد پارکینگ وجود دارد."مسلما توسعه جامعه شهری نیازمند زیرساخت های رفاهی،خدماتی و تفریحی است وشهری که تقریبا نیم میلیون نفرجمعیت دارد ایجاد پارکینگ برای رفاه  شهروندان نیز ضروری است. 

اما براساس گفته همین مدیران تعداد اتومبیل-های سرگردان درشهر بسیار زیاد است و با روش های جایگزین می توان آمدوشد این حجم اتومبیل به درون شهر را تعدیل کرد به همین دلیل باید از مدیران ارشد شهری پرسید که؛ 14هزار وسیله نقلیه به چه منظوردرداخل شهربدون پارکینگ سرگردان هستند و یا تردد200 هزار دستگاه خودرو درهمدان چه ضرورتی دارد؟ عوامل و راهکارهای زیادی می تواند ازحضور این حجم عظیم وسایل نقلیه جلو گیری کند.  

ناکارآمدی مدیریت شهری در تحقق شهر سبز پایدار

اصطلاحی دربین جوانان همدانی به ویژه نسل دهه 70 رایج شده با عنوان« دور دور». این جوانان اوقات بیکاری خودرا به منظور تفریح سوار خودروشخصی شده و بدون هدف خیابان هارا می چرخند. آیا مدیران شهری برای ایجاد مراکز تفریحی و تقویت نشاط اجتماعی درجامعه کاری کرده-اند آیا می دانند ایجاد چندین سالن کوچک کنسرت، تئاتر و سینما چقدر می تواند ازبار ترافیکی و آلودگی شهر کاهش دهد و مهم تر این که از آسیب های اجتماعی جلو گیری کند؟ 

شهردارفعلی همدان درجایی گفته است: «یکی ازشاخصه‌های رسیدن به شهرسبز وجود اتوبوس‌های برقی است که باید برای خرید این نوع اتوبوس‌ها اقدام و پیگیری جدی انجام شود.»

براساس همین دیدگاه یک مدیر است که ابتدا باید پرسید آیا اولویت اصلی شهرهمدان امروز بهره گیری از وسایل آمدورفت عمومی پاک است؟ آیا اگر زیرساخت ها، فن آوری، اعتبارو بودجه اجازه دهد و ما ازاین وسایل نقلیه استفاده کنیم وحتا اگر صدها اتوبوس برقی خریداری کنیم مشکل ترافیک همدان حل خواهد شد؟

باید درنظر داشت امروز نه اعتبار و بودجه و نه فن آوری و زیرساخت اجازه بهره مندی ازسوخت پاک و وسیله نقلیه کم آلاینده را به ما نخواهد داد وبه دلیل افزایش تعداد وسایل نقلیه و میزان استفاده ای که از هریک ازآن¬ها می‌شود‌، تلاش ها بیاثر خواهد شد. پس بهتر است شرایطی ایجاد شودکه شهروندان نیاز کمتری به استفاده از این وسایل داشته باشند. دولت الکترونیک و شهر الکترونیک می تواندبه این موضوع کمک کند.

سوخت های کم آلوده کننده می‌توانند آلودگی را کاهش دهند. مسئله اصلی درخودروهای داخلی این است که سیستم حمل ونقل غیراستاندارد وفرسوده است، سوخت ها ناقص می سوزند‌ و تولید آلودگی می‌کنند اولین قدم برای کاهش آلودگی نوسازی واستاندارد سازی سیستم حمل و نقل است.

 به طوریقین سیستم های پاک بی تاثیر نیست اما بیشتر ازهمه درهمدان مسیرهای دوچرخه سواری می توانست کارآمد باشد برای اجرای هرطرحی برنامه لازم است باخرید چند دستگاه اتوبوس برقی مسئله ای حل نمی شود البته مدیران ما به جای حل مسئله عادت کرده¬اند به پاک کردن صورت مسئله چرا که موقعیت شغلی به منافع عمومی اولویت دارد. هدر رفت سوخت درترافیک و آلودگی حاصل از این موقعیت امروزه بیشتر و مهمتر از جایگزین کردن سوخت است، هرچند قطعا باید کشور به سمت سوخت های جایگزین باشد.

به نظر می رسدماهیت مدیریت شهری مسئله اصلی شهر همدان است آنچه مسلم است ما درهمدان مدیریت شهری نداریم بلکه شهر فروشی داریم. مجموعه شورای شهر و شهرداری ها کارآمدی دراین زمینه را ندارند،در واقع تخصص و دغدغه کافی برای مدیریت ندارند و توان درآمدزایی نیز درآنها دیده نمی شود پس به جای مدیریت کردن برای جبران  مخارج و هزینه های روزمره اقدام به فروش تراکم و شهرمی کنند. درسایه عملکرد این مدیران شهر به یک پارکینگ تبدیل شده است وبا روند فعلی به زودی قفل خواهد شد. 

بی توجهی مجموعه شهرداری به حقوق شهروندی را درتبدیل معابر، کوچه ها و محله ها به پارکینگ می توان دریافت که حقوق عمومی مردم را زیر پا می گذارد و برای درآمدزایی و برآورده کردن تعدادی از مالکان خودرو، مقابل دروازه منزل شهروندان را اجاره می دهد.در نهایت بافت تاریخی مرکز شهر رابرای ایجاد  پارکینگ به بخش خصوصی واگذار می کند.

ناکارآمدی مدیریت شهری در تحقق شهر سبز پایدار

شهری که حدود نیم میلیون نفر جمعیت دارد و با تحمیل ازآن به عنوان کلان شهر نام می برند می توانست این بارترافیکی را نداشته باشدبه شرطی که مدیربت شهری کارآمدی داشت و مدیران متخصص آن را اداره می کردند. مفهوم مدیریت شهری برای بسیاری از مدیران ارشد استان نامانوس است به همین دلیل اراده ای برای حل مسئله وجود ندارد.

وقتی همه  مراکز خدمات رسانی و نهادهای دولتی دریک نقطه از یک شهر تجمیع شود مسلما آمد و شد درآن به سختی صورت می‌گیرد همدان نیز دچار چنین چالشی است. استقرار همه مراکز مدیریتی، نهادهای دولتی و مراکز خدماتی ازجمله هتل ها، مراکز تفریحی و فروشگاه ها در جنوب جغرافیای شهر یا دامنه الوند قرار گرفته است.

به نظر می رسد مدیریت شهری همدان به یک خانه تکانی اساسی نیاز دارد تا نیروهای دغدغه مند ومتخصص جایگزین مدیران فعلی شوند و مسئله دیگر تهیه و بازطراحی طرح تفضیلی شهر درجهت توسعه پایدار شهری وبدون درنظر گرفتن منفعت فردی، جناحی و غیر قابل تغییر بودن آن طرح در طول مدت زمان اجرا می تواند شهر را از این بحران رها کند و همدان از دور باطل مدیریت شهری خلاص شود.
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/259617/%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%82-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1


برچسب ها: تابناک ، مدیریت شهری ،

نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از 26 تا 28 آبان ماه در شهر نجف به روی صحنه خواهد رفت.
کد خبر:۳۲۱۶۳۳
تاریخ انتشار:۱۱ آبان ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۶11 August 1395
 نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از 26 تا 28 آبان ماه در شهر نجف به روی صحنه خواهد رفت.  
 
به گزارش تابناک همدان ؛ این نمایش به تهیه‌کنندگی حوزه هنری استان همدان به مناسبت یک فستیوال آیینی در کشور عراق حضور خواهد داشت. «واگویه‌های گندابی»در 2ماه گذشته 2 بار در همدان و یک بار در تهران به روی صحنه رفته و به در خواست حوزه هنری استان‌های مختلف ممکن است پس از اجرای نجف بار دیگر در برخی شهرها اجرا شود.

حضور اعتقادی در نمایش 
سیدمهرداد کاووسی حسینی که نقش داوود نوچه و جان فدایی علی گندابی را در نمایش واگویه‌های گندابی بازی می کند، می گوید: نقش داوود در این نمایش نشان‌دهنده درون علی گندابی است. در واقع علی گندابی هر خصوصیت رفتاری که دارد این نمایش آن را بازنمایی می کند. حضور در این نمایش به نوعی برای من مسأله اعتقادی نیز هست.
کاووسی با اشاره به اجرای گذشته علی گندابی می گوید: این نمایش در همدان و تهران اجرا شد و پس از اجرای دوباره در همدان از 26 تا 28 آبان ماه در نجف اجرا خواهیم داشت.
 
 علی گندابی به نجف می‌رود / داستان زندگی یک لوطی همدانی
 
حضور در نجف
وی به حضور علی گندابی در نجف نیز اشاره کرده می¬گوید: ما از طریق یک فستیوال در عراق حضور خواهیم داشت. همانطور که می دانید مزار علی گندابی در نجف است و با دعوت حوزه هنری، ما در این فستیوال شرکت خواهیم کرد که به نظرم اتفاق خوبی است. در این جشنواره حدود 60 اجرای خیابانی از سراسر کشور شرکت می کنند اما تنها اجرای صحنه ای را نمایش علی گندابی خواهد داشت. همه این نمایش ها با موضوعات عاشورایی است و در مسیر کاروان زائران اجرا خواهد شد و پس از رسیدن به نجف نیز به صورت خیابانی کارهای خود را اجرا می کنند.

کاووسی می افزاید: اتفاق خاصی که برای من اهمیت دارد این است که علی گندابی بر اثر یک تحول به نجف رفت و در آنجا مدفون شد. گروه ما نیز به مناسبت این فستیوال در کنار مزار او اجرا خواهد کرد. یکی از افتخارات من بازی در این نمایش است و افتخار دیگر اجرای آن در شهر نجف. 

بازیگر نقش داوود در نمایش علی گندابی می گوید: در سال های اخیر تنها نمایشی که به صورت چرخشی در شهرهای گوناگون اجرا می شود واگویه های علی گندابی است و خوشبختانه وقتی در تهران این نمایش را با لهجه همدانی اجرا می کردیم استقبال خوبی شد. گاهی سالن پر می شد و  تماشاگران ایستاده کار ما را تماشا می کردند به همین دلیل اجرای نمایش ما در تهران 2 روز تمدید شد. علاوه بر نجف شیراز، گرگان و قزوین درخواست کرده اند که در آن شهرها  اجرا کنیم اگر امکان آن فراهم شود پس از نجف به شیراز می‌رویم.

قصه عشق 
احمدرضا جلیلوند که در نقش سید ابراهیم یکی از لمپن‌ها و لا‌ت‌های همدان را بازی می‌کند در مورد شخصیت علی گندابی می‌گوید: واگویه‌های علی گندابی قصه عشق و ارادت زلال به اهل بیت است. قصه لاتی از دیار هگمتانه که در یک اتقاق گویی باید به آن لحظه می  رسید. او توبه می کند، زلال می شود و دیگر اوست و آستان حضرت مولا. علی گندابی همچون نام خود به علی بخشیده شد. گندابی پا را فراتر می گذارد نه تنها خود توبه می کند و زلال می شود پیرامون خود و آدم های اطراف خود را تحت تاثیر قرار می دهد مثل سیدابراهیم که بنده افتخار بازی کردن در این نمایش را دارم.

جلیلوند ادامه می‌دهد: سید ابراهیم همچون علی یک لات است اما نه با شرایط علی و شخصیت علی. طی ماجراهایی سید ابراهیم رودرروی گندابی قرار می گیرد انگار او هم باید این لحظه برایش رقم می خورد تا به واسطه گندابی او هم از چشمه زلال معرفت و اردات سیراب شود. در واقع توبه گندابی فردی نیست یک انقلاب عظیم است که همه چیز و همه کس را در چشمه جوشان عشق و دلدادگی هضم می کند سیدابراهیم هم یکی از همین موردها است او هم توبه می کند و به اقیانوس عشق می پیوندد.
 
 علی گندابی به نجف می‌رود / داستان زندگی یک لوطی همدانی

این بازیگر همدانی می افزاید: به جای شکر بود که بنده در این نمایش حضور پیدا کردم امیداوارم تلاش اینجانب و همه گروه تئاتر بوعلی توانسته باشد حق مطلب مکتب حضرت مولا و خاندان اهل بیت را ادا کرده باشد.

جلیلوند می گوید: در پایان از همه دوستان هنرمندم در گروه تئاتر بوعلی تشکر می کنم و از آقایان سید محمدجواد کبودرآهنگی کارگردان فهیم و کاربلد و شریف و سهراب نیک‌فرجاد عزیز که با تمام احترام و اخلاص تجربه های گرانقدر خود را به گروه انتقال دادند تشکر کنم. 

هزینه‌های بالای نمایش 
نیما بیگلریان مسئول واحد نمایش استان همدان می‌گوید: پیگیری ها  به نتیجه خواهد رسید  و اجرای خوبی را در نجف شاهد خواهیم شد. اجرا در تهران بسیار موفق بود و امیدواریم در نجف نیز همین روند را داشته باشیم. 
 علی گندابی به نجف می‌رود / داستان زندگی یک لوطی همدانی
 
 
وی که مسئولیت هماهنگی اجرای نمایش واگویه های علی گندابی در نجف را پیگیری می کند، ادامه می‌دهد: فستیوال نجف همایشی است که از سوی ستاد اربعین حسینی  برگزار می شود و  دفتر تئاتر مردمی  و مساجد هماهنگی ها را انجام می دهد و نمایش واگویه های علی گندابی  نیز3 شب  در این همایش اجرا می شود. من با محراب محمدزاده از مسئولان ستاد تئاتر مردمی که گفت‌و گو کردم، گفت اجرای این نمایش در نجف قطعی است و ما در حال پیگیری کارهای مالی هستیم. به دلیل اینکه گروه تعداد زیادی دارد و هزینه زیادی را در بر می گیرد.

اجرا در شهرهای مختلف 
محمد جواد کبودراهنگی کارگردان همدانی نمایش «واگویه‌های گندابی» با تاکید بر اینکه گروه آمادگی اجرای نمایش در دیگر شهرها نیز دارد می گوید: برنامه گروه پس از اجرای تهران اجرای مجدد نمایش از سوم آبان ماه در همدان بود و پیش از اجرا در دیگر استان ها شرایطی فراهم شده تا در شهر نجف نیز 3اجرا داشته باشیم. اجرا نیز  به همت حوزه هنری کشور صورت گر فته است. در اجرای نجف صحنه هایی از نمایش تعدیل می شود و با اندکی تغییر اجرا خواهد شد.

کبودراهنگی با اشاره به ایده و چگونگی اجرای این نمایش می‌گوید: علی گندابی یک شخصیت لات یا لوطی همدانی بوده اما مهمترین ویژگی او تحولی است که در دوره ای از زندگی اش رخ می دهد و چگونگی این تحول و اتفاقات بعدی در زندگی او مهم است که باعث شده این شخصیت شنیدنی و دیدنی شود. پی تر قصه زندگی او در پای منابر و سخنرانی های مذهبی شنیده شده بود. من فکر کردم می توان از طریق نمایش به آن پرداخت و پس از تحقیقات میدانی کار نوشتن را شروع کردم و حس کردم که این کار را بر روی صحنه بیاورم.

ادای دین به همدان
وی ادامه می دهد: عاملی که باعث شد این نمایش را کار کنم زنده‌یاد علی‌اکبر محمودی‌وثاق بود که بسیار اصرار داشت این کار را اجرا کنم و قرار  بود خودش نقش گندابی را بازی کند. محمودی‌وثاق منابع خوبی در مورد گندابی داشت که متاسفانه پس از مرگش آنها را از دست دادیم. اما به سفارش او عمل کردم و نمایش را نوشتم و ادامه دادم. ما دینی داریم که باید افراد شاخص استان را معرفی کنیم. به نظرم در منطقه خودمان به این موضوع کم پرداخته ایم. شخصیت های بزرگی در  همدان داریم که می تواند در  قالب داستان، نمایش و فیلم تولید شود. امیدوارم دوستان ورود پیدا کنند و این اتفاق بیفتد.

داستان زندگی یک لوطی 
سهراب نیک‌فرجاد کارگردان و بازیگر شناخته‌شده همدانی که در این نمایش نقش علی گندابی را دارد می‌گوید: تحولی که در زندگی آدمی در حد علی گندابی می افتد بسیار مهم است. او فرد لات یا لوطی بوده که می توانسته با گردن کلفتی بخشی از شهر را کنترل کند. زمان زندگی او اوایل دوره رضا شاه، اوج لوطی‌گری و به قول معروف لات بازی بوده است. او نه یک اسطوره و نه یک قهرمان است بلکه در حد یک لوطی می توان از او نام برد که مانند خیلی از جاهل های آن دوره اگر در طول سال مرتکب خلاف می‌شدند در ماه های محرم، صفر و رمضان خلاف نمی کردند و حتی کمک و دستگیری از محرومان هم می‌کردند.
 
علی گندابی به نجف می‌رود / داستان زندگی یک لوطی همدانی 

نیک‌فرجاد ادامه می دهد: خیلی از آنها در این ماه ها دعوا نمی کردند، مشروب نمی خوردند و حتی سنگین‌ترین علم ها را در مراسم محرم بر می داشتند. او نیز مانند جاهل ها و لوطی‌های آن زمان قماربازی می کرده، باج‌گیری می کرده اما به عقیده خود از پولدارها می گرفته و به فقرا کمک می کرده است. علی گندابی یک خصیصه دیگر هم داشته که نسبت به دیگران برجسته تر است؛ در دوره جوانی او، روس ها وارد خاک ایران شده بودند و تعدی، ظلم، ستم و تجاوز زیادی درشهر می کردند. علی گندابی بسیار ناموس‌پرست بوده که گفته می شود همسر خود را به همین دلیل می کشد. در زمان ورود روس ها اسلحه به دست می گیرد و با روس ها می جنگد. با برادر  خود رجبعلی در اسدآباد با روس ها درگیر می شوند و تیر می خورد اما زنده می ماند.

بازیگر نقش علی گندابی در ادامه می گوید: اما آنچه او را برجسته‌تر از دیگر لوطی ها می کند تحولی است که منجر به مرگ او هم می شود. او همه روزهای سال به غیر از محرم در حال مشروب خوری بوده است. شبی از شب ها با دوستانش درکنار دروازه شهر در حال مستی بودند که به شیخ حسن روضه‌خوان بر می خورد، شیخ به آنها می گوید لااقل حرمت محرم را نگه می داشتید و در شب اول محرم مست نمی شدید آنجاست که گندابی متوجه می شود دچار گناهی بزرگ شده و متوجه آمدن ماه محرم نشده است قسم می خورد و از شیخ می خواهد که برای آنها روضه بخواند.
 
به اصرار شیخ را وادار به روضه خواندن می‌کند و تحت تاثیر قرار می گیرد. همان کار و احساس گناه باعث می شود ترک دیار کند، به نجف برود، مجاور شود و در آنجا نیز بعد از سال ها از دنیا می رود. این دگرگونی در نجف به قدری بوده که از او یک شخصیت متفاوت می‌سازد و به یک فرد معتمد در نجف تبدیل می شود یک انسان خداجو و معتقدی که همه مردم به اعتماد داشتند. 
 

نیک‌فرجاد با اشاره به علت پذیرفتن نقش علی گندابی در این نمایش می¬گوید: باور من این است که بازیگر هر نقشی را بتواند بازی کند حال اینکه گاهی با فیزیک، جسم، قد و قواره هماهنگ نباشد موضوع دیگری است اما توانایی را نباید نادیده گرفت. هرچند من هر نقشی را نمی پذیرم و بازی نمی¬کنم که مسأله¬ای دیگر است اما از آنجا که گندابی یک شخصیت همدانی است و انسانی عیارگونه است برای من جالب بود. 

سهراب نیک فرجاد، سیدمهرداد کاووسی حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبر اسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند و نیما بیگلریان به عنوان مدیر تولید، نگار فیروزی منشی صحنه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را بر عهده دارد. تهیه کننده آن حوزه هنری است که تبلیغات را هم بر عهده گرفته است.
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/321633/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%AC%D9%81-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%84%D9%88%D8%B7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C


چهارشنبه 12 آبان 1395

«واگویه‌های گندابی» به نجف می‌رود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

«واگویه‌های گندابی» به نجف می‌رود

«واگویه‌های گندابی» به نجف می‌رود
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودراهنگی از 26 تا 28 آبان ماه در شهر نجف به روی صحنه خواهد رفت.
1395/08/12
به گزارش همشهری این نمایش به تهیه‌کنندگی حوزه هنری استان همدان به مناسبت یک فستیوال آیینی در کشور عراق حضور خواهد داشت. «واگویه‌های گندابی» در 2 ماه گذشته 2 بار در همدان و یک بار در تهران به روی جلسهه رفته و به در خواست حوزه هنری استان‌های مختلف ممکن است پس از اجرای نجف بار دیگر در برخی شهرها اجرا شود.
سیدمهرداد کاووسی حسینی که نقش داوود نوچه و جان فدای علی گندابی را در نمایش واگویه‌های گندابی بازی می‌کند، می‌گوید: ما از طریق یک فستیوال در عراق حضور خواهیم داشت. در این جشنواره حدود 60 اجرای خیابانی از سراسر کشور شرکت می‌کنند اما تنها اجرای جلسهه‌ای را نمایش علی گندابی خواهد داشت. همه این نمایش‌ها با موضوعات عاشورایی است و در مسیر کاروان زائران اجرا خواهد شد و پس از رسیدن به نجف نیز به صورت خیابانی کارهای خود را اجرا می‌کنند.کاووسی می‌افزاید: علی گندابی بر اثر یک تحول روحی به نجف رفت و در آنجا مدفون است. گروه ما نیز به مناسبت این فستیوال در کنار مزار او اجرا خواهد کرد. یکی از افتخارات من بازی در این نمایش است و افتخار دیگر اجرای آن در شهر نجف.
بازیگر نقش داوود در نمایش علی گندابی می‌گوید: در سال‌های اخیر تنها نمایشی که به صورت چرخشی در شهرهای گوناگون اجرا شده واگویه‌های علی گندابی است و خوشبختانه وقتی در تهران این نمایش را با لهجه همدانی اجرا می‌کردیم استقبال خوبی از آن صورت گرفت.
محمد جواد کبودراهنگی کارگردان همدانی نمایش «واگویه‌های گندابی» نیز می‌گوید: علی گندابی یک شخصیت لات یا لوطی همدانی بوده اما مهم‌ترین ویژگی او تحولی است که در دوره‌ای از زندگی‌اش رخ می‌دهد و چگونگی این تحول و اتفاقات بعدی در زندگی او مهم است که باعث شده این شخصیت شنیدنی و دیدنی شود.سهراب نیک‌فرجاد، سیدمهرداد کاووسی حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبر اسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند.نیما بیگلریان به عنوان مدیر تولید، نگار فیروزی منشی جلسهه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را بر عهده دارند و تهیه‌کننده آن حوزه‌ هنری استان است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D9%88%D8%A7%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%AC%D9%81-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 11 آبان 1395

قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی
بانوان خوشنویس همدان در سال جاری حضور پررنگی در همایش ها و جشنواره ها داشته اند. در آخرین نمایشگاه فصلی انجمن خوشنویسان همدان که مهرماه برگزار شد بیش از نیمی از آثار به نمایش درآمده مربوط به زنان خوشنویس بود. به همین دلیل با تنی چند از خوشنویسان استان در مورد حضور زنان در این عرصه به گفت وگو نشسته ایم...
1395/08/11
بانوان خوشنویس همدان در سال جاری حضور پررنگی در همایش ها و جشنواره ها داشته اند. در آخرین نمایشگاه فصلی انجمن خوشنویسان همدان که مهرماه برگزار شد بیش از نیمی از آثار به نمایش درآمده مربوط به زنان خوشنویس بود. به همین دلیل با تنی چند از خوشنویسان استان در مورد حضور زنان در این عرصه به گفت وگو نشسته ایم.

علاقه به شکسته نستعلیق
فاطمه زارعى یکی از زنان خوشنویس همدانی است. 22 سال سن دارد و دانشجوى سال آخر کارشناسى مترجمى زبان انگلیسى است.
وی با اشاره به چگونگی ورودش به حوزه خوشنویسی می گوید: خودم در ابتدا به خوشنویسى علاقه نداشتم، اما یک روز مادرم به خانه آمد و گفت مرا در آموزشگاه خوشنویسی ثبت‌نام کرده است.با وجود اینکه کم سن و سال بودم به مادرم اعتماد کردم و فکر کردم حتما استعدادى در زمینه این هنر در من دیده است.از همان روز شروع به فعالیت در زمینه خوشنویسى کردم و با خودکار و قلم به طور همزمان کار کردم.
زارعی با اشاره به استادان خود ادامه می دهد: از ابتدا خط نستعلیق را در محضر میرعلى سرمدى شروع کردم. مدتى کوتاه شاگرد عطاءالله سرمدى بودم و براى دوره عالى تا ممتاز دوباره در محضر میرعلى سرمدى مشغول به فراگیرى شدم. بعد از سال 92 خدمت کیوان کاظمى مشغول گذراندن دوره هاى عالى و ممتاز شکسته نستعلیق شدم و در سال 93 ممتاز کامل بودم. در حال حاضر فوق ممتاز نستعلیق را در محضر مهدى غفورى و فوق ممتاز شکسته را در محضر کیوان کاظمى یاد می گیرم. رشته اصلى را براى فوق ممتاز، شکسته‌نستعلیق در نظر گرفته ام. در نمایشگاه اخیر به مناسبت هفته خوشنویسى شرکت کردم و 2 اثر ارائه دادم.

دست قوی زنان خوشنویس
این خوشنویس همدانی به پررنگ تر شدن حضور زنان در خوشنویسی همدان اشاره کرده و توضیح می‌دهد: به نظرم زنان به این دلیل فعالیت بیشترى دارند که این هنر، هنر ظریفکارى است. البته تا آنجایى که من می‌دانم در گذشته مردان زیادى در این زمینه فعالیت می کردند. اما امروزه زنان بیشترى به این هنر روی آورده‌اند که شاید به دلیل تغییر دیدگاه عمومى نسبت به این هنر است. اینکه این هنر هرچند بسیار اصیل است اما هنرى صرفا مردانه نیست و اینکه زنان هم دستان قوى دارند و هنرمندی خود را در این هنر اثبات کرده اند.وی همچنین می گوید: بانوان هنرمند بسیارى در محضر استادان بزرگ تعلیم گرفته اند اما اتفاق بسیار خوب در بین هنرجویان خانم این است که همگى با هم به نوعى رقابت سالم دارند. همین که همگى سعى مى‌کنیم به مرحله ممتاز برسیم تا بتوانیم در نمایشگاه کار ارائه دهیم و همیشه در حال به اشتراک‌گذارى کارهایمان با یکدیگر براى پیشرفت و ارتقاى دانش در این زمینه هستیم، گواه بر این مساله است که خوشنویسى جایگاه خود را در میان بانوان پیدا کرده و به عنوان هنر اصیل شناخته شده است.

ارتباط با خوشنویسان کشور
زارعی در پاسخ به این پرسش که آیا زنان خوشنویس در همدان توانسته اند با خوشنویسان شناخته‌شده زن در کشور ارتباط بگیرند، می گوید: پاسخگویى به این سوال سخت است. به این دلیل که مجالى براى ما خوشنویسان ایران نبوده که نمایشگاه، انجمن یا همایشى براى شناخت هنرمندان کشور در یک مجمع داشته باشیم.
وی اضافه می کند: نمایشگاه هاى متعددى در سراسر ایران برگزار می شود اما این که جامعه هنرمندان خوشنویس بتوانند در سطح کشورى و در کنار هم کار ارائه کنند تا همدیگر را بشناسند و سطح کار همدیگر را بسنجند تا به  حال حداقل براى بنده پیش نیامده است که ببینم.

جایگاه ویژه خوشنویسی
این هنرمند به رشد خوشنویسی در سال های اخیر اشاره می‌کند و می افزاید: در سال هاى پیش تا آنجایى که سن من اقتضا می کند این هنر در گوشه کنارهاى انجمن هاى رشته هاى هنرى جا داشت. زمانى که همه به نقاشى، موسیقى و هنرهاى گرافیکى روی می آوردند خوشنویسى جایگاه چندان مستقل و محکمى نداشت. فعالیت اساتید و هنرجویان زیاد بود اما شاید کسى قدر این هنر اصیل را نمی دانست.
وی اظهارمی کند: در همین یکى 2 سال اخیر، خوشنویسى جایگاه ویژه و قابل احترامى پیدا کرده و روز به روز حضور هنرجویان در عرصه فعالیت و حضور مردم در عرصه بازدید از نمایشگاه ها بیشتر و بیشتر می شود. هرچند داشتن آینده اى پربار براى این هنر مستلزم کار گروهى بیشتر و همکارى مضاعف اعضاى این جامعه است. اما امیدوارم در آینده شاهد فعالیت، وحدت و همکارى بیشتر هنرجویان و هنردوستان در زمینه خوشنویسى باشیم تا میراث این هنر اصیل و قدیمى به خوبى به آیندگان هم منتقل شود.

هنر خانوادگی
زهرا حیدریان متولد 1357 در همدان است که از سال 1389 خوشنویسی را در همدان آغاز کرده و سال 1393 موفق به اخذ درجه ممتازی از انجمن خوشنویسان همدان شده است.
وی با اشاره به چگونگی ورود خود به خوشنویسی می گوید: دایی های من خوشنویس بودند. یک علاقه خانوادگی به خط و خوشنویسی داشتیم که من هم به سمت این هنر رفتم. البته در رشته زیست‌شناسی تحصیل کردم که چندان ارتباطی به هنر ندارد و شغل من هم آموزگاری است اما علاقه به هنر بود که من را به سمت خوشنویسی کشید.
حیدریان می‌افزاید: پیش از این‌که به صورت حرفه ای وارد خوشنویسی شوم تمرین می کردم اما بعدها در کلاس های استادان آذرپیرا، مومنی، نجومی و حیدری نستعلیق و شکسته نستعلیق را آموختم. من در نمایشگاه ها و جشنواره ها شرکت می‌کنم و بارها رتبه کسب کرده ام از جمله در جشنواره مجمع خیران سلامت و نمایشگاه های فصلی انجمن خوشنویسان. آخرین حضور من نیز نمایشگاه مهر ماه سال جاری بود که 3 اثر از من پذیرفته شده بود.

علاقه به دیوان حافظ
وی از علاقه اش به دیوان حافظ می گوید و می افزاید: بیشتر شکسته نستعلیق کار می‌کنم اما نستعلیق و نسخ هم کار می‌کنم. بیشتر از دیوان حافظ استفاده می کنم و از میان شاعران معاصر هم به حسین منزوی علاقه دارم.این خوشنویس همدانی با تأکید بر رشد گرایش زنان به خوشنویسی در همدان می گوید: علاقه خانم ها به خوشنویسی در سال‌های اخیر بیشتر شده و به نظر من دلیل آن تشویق استادان و همین جشنواره ها و نمایشگاه نیز موثر بوده است.حیدریان با اشاره به ویژگی خوشنویسی زنان ادامه می دهد: خانم ها دقت بیشتری دارند. از نظر ظرافت هم زنان بهتر کار می‌کنند. اما باید بپذیریم آقایان قلم محکم تر و دستان قدرتمندی دارند و در نستعلیق جلوتر هستند، اما در شکسته نستعلیق زنان پیشروترند چون به ظرافت نیاز دارد.

کمبودها
این هنرمند همدانی با اشاره به کمبودهای خوشنویسی همدان به ویژ در حوزه زنان می گوید: یکی از کمبودها نبود خانه و ساختمانی برای انجمن خوشنویسان همدان است.اگر بین انجمن و نهادهای دولتی و فرهنگی همکاری صورت بگیرد این کمبودها برطرف خواهد شد. در زمینه خوشنویسی زنان در ماه های اخیر وضع بهتر بوده اما انتظارات ما برآورده نشده است. در مقایسه با استان هایی مانند قزوین و اصفهان استادان همدانی حمایت نمی شوند به همین دلیل رشد خوشنویسی ما هم کند است. آن ها نمایشگاه های دائمی دارند اما ما هنوز ساختمانی برای اعضا نداریم.
حیدریان با تأکید بر نقش زنان در همه‌گیر شدن خوشنویسی می گوید: زنان علاوه بر این که خود می‌توانند آموزش ببینند و خوشنویسان چیره‌دستی شوند، می توانند در ورود تابلوهای خوشنویسی به منازل موثر باشند. زنان می توانند در چیدمان منزل از تابلوهای خوشنویسی استفاده کنند. وی اضافه می کند: اگر خوشنویسی در مدارس و در همه مقاطع تحصیلی به عنوان واحد درسی خوشنویسی درنظر گرفته شود گرایش به آن بیشتر می شود و رشد می کند. متاسفانه دبیران ساعت هنر را به درس های دیگر مانند درس فنی واگذار می کنند یا بیشتر معلمان هنر اصلا خوشنویسی نمی دانند در نتیجه چگونه می خواهند خوشنویسی آموزش دهند؟این زمینه مدرسه، معلم و آموزش و پرورش را از همایش و جشنواره مهم تر می دانم.

زنان فعال‌تر از مردان
کیوان کاظمى مسئول فرهنگی انجمن خوشنویسان همدان و مدرس خوشنویسی که سال هاست در حوزه آموزش فعالیت دارد و شاگردان زیادی را تربیت کرده درباره وضع خوشنویسی بانوان می گوید: زن ها پشتکار بیشتری دارند، هم از نظر علاقمه‌ندی و هم این که تداوم بیشتری در آموزش دیدن دارند. نمی توان نادیده گرفت که در همه نمایشگاه ها و جشنواره ها نیز حضور دارند. تعداد قابل توجهی از زنان فارغ‌التحصیل ما در دوره جدید به موفقیت دست پیدا کردند و از بین فارغ‌التحصیلان این دوره زنان فعال تر از آقایان بودند.
کاظمی ادامه می دهد: در آخرین نمایشگاه فصلی که مهرماه برگزار شد 90 اثر از 58 هنرمند شرکت داشت که بیش از 55 درصد آثار مربوط به خانم ها بود. تعداد نسبت به گذشته بیشتر و از نظر کیفی هم بهتر بود.
این مدرس خوشنویسی در همدان می افزاید: در آموزشگاه ها نیز تعداد شاگردان دختر و زن بیشتر از پسران و آقایان است. زنان خوشنویس شرایط خوبی دارند اما مشکلات آقایان کمتر از خانم هاست. زنان بیشتر درگیر مناسبات خانوادگی هستند. به طور مثال ایاب و ذهاب و ارتباط با استادان تراز اول برای آنها مشکل تر است هرچند تعدادی از زنان به تهران و قزوین برای گذراندن دوره‌های فوق ممتاز می روند اما کار دشواری است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، خوشنویسان همدان ،

دوشنبه 10 آبان 1395

روایتی عاشقانه از جنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

روایتی عاشقانه از جنگ

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
روایتی عاشقانه از جنگ
«عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» نام نمایشنامه‌ای است که در نیمه دوم آبان ماه از سوی حسین صفی کارگردان شناخته شده تئاتر همدان با هنرمندی بازیگران همدانی به روی صحنه می‌رود...
1395/08/10
 «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» نام نمایشنامه‌ای است که در نیمه دوم آبان ماه از سوی حسین صفی کارگردان شناخته شده تئاتر همدان با هنرمندی بازیگران همدانی به روی صحنه می‌رود. صفی در این نمایش وقایع پس از جنگ را از نگاهی نو و با ساختاری جدید روایت می‌کند. بازیگران این اثرمرتضی تحصیلی، نفیسه صالحی، محمود غفاری، کیانوش بهروز پور، فواد ابراهیمی و بابک ابراهیمیان هستند و نویسندگی اثر نیز از سوی حسین صفی صورت گرفته است. درباره این نمایشنامه با حسین صفی گفت وگو کرده ایم.
  • در مورد موضوع نمایش توضیح می‌دهید؟
این کار در حوزه اجتماعی است و گریزی به دختران جنگ دارد. نمایش نگاهی آسیب‌شناسانه به دخترانی دارد که که در زمان جنگ مورد تعدی از سوی دشمن قرار گرفته‌اند اما در همین فضای نقادانه کار من تم عاشقانه هم دارد.
  • جغرافیای نمایش کجاست و در چه منطقه‌ای اتفاق می‌افتد؟
به لحاظ تاریخی مربوط به بعد از حمله عراق است و از نظر جغرافیایی نیز تفاوتی ندارد. در هر زمان و هر نقطه‌ای از ایران ممکن است ماجرا اتفاق افتاده باشد.
  • فضای کار چگونه است؟
کار شلوغی است و به دلیل مشغله دوستان اذیت شدیم. «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» 6 بازیگر دارد. طراحی صحنه و طراحی دکور هزینه بر و زمان بر بوده. کار پر نوری است. بخشی از داستان از سوی پیرمردی روایت می‌شود که دچار توهم است و در حوزه درام اتفاق می‌افتد.
  • با این تفسیر می‌توان گفت کار مدرنی است؟
بله. نوع روایت، مدرن است. اساس کار و شیوه اجرا و متن مبتنی بر تجربه گرایی است. خود من هم تجربه جدیدی داشتم. اگر بازبینی به مشکلی برنخورد نمایش از نیمه دوم آبان ماه به مدت 15 شب اجرا خواهد شد. از آنجاکه نمایش تراژدی است و کار شادی نیست و به معضلات عاطفی آدم‌ها در حوزه جنگ و اتفاقات دردناک عملیات کربلای 4 می‌پردازد مناسب ماه صفر است. در نمایش آسیب‌شناسانه به این حوزه نگاه شده است.
  • در زمینه متن و نمایشنامه‌های آیینی کمبود نداریم؟
در چاپ نمایشنامه‌های مناسبتی هزینه شده و در سراسر کشور از نظر متن کمبود نداریم اما اجرای تئاتر هزینه‌بر و متفاوت با هنرهای دیگر است. اصولا کار گروهی مشکل است.
  • پیش‌بینی شما  در خصوص استقبال از اجرای نمایشنامه جدیدتان چیست؟
من این سد را شکستم و این بار با تعمد خواستم در ماه‌های محرم و صفر تئاتر اجرا کنم تا سایر همکاران هم ترغیب شوند. همان‌طور که می‌دانید سال‌ها همکاران ما در ماه اسفند نمایش اجرا نمی‌کردند و نگران مخاطب بودند اما من هرسال اسفندماه کار اجرا می‌کنم و مخاطب نیز استقبال می‌کند. ما خودمان گاهی مانع می‌شویم و سد ایجاد می‌کنیم. امسال هم می‌خواهم بگویم در محرم وصفر هم می‌توان تئاتر اجرا کرد.
  • برگردیم به نمایشنامه «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری». زمان آن چقدر است؟
زمان کار حدود 70 دقیقه است. 4 اپیزود مستقل است که این اپیزودها در یک جایی ارتباط داستانی، دراماتیک و اپیزودیک پیدا می‌کنند.
  • تفاوتی با کارهای قبلی‌تان دارد و اگر دارد در متن است یا ساختار؟
بله دوست داشتم این تفاوت را لحاظ کنم هم در درونمایه این تفاوت وجود دارد. هم به لحاظ ساختار یک روایت مدرن است. به لحاظ درونمایه با تجربه‌ها و کارهای پیشین من تفاوت دارد.
  • پس چرا به یک موضوع تاریخی پرداخته‌اید؟
بحثی که همیشه مطرح کرده‌ام و در این نمایش هم می‌خواستم بگویم این است که دلمشغولی‌ها و دغدغه‌های شخصی به نام حسین صفی هنوز رفع نشده است.
در این کشور این دغدغه‌ها همچنان موجود است و این کار هم هنوز نشانی از دلمشغولی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی من دارد که از بین نرفته و نوع روایت و شکل بیان تغییر کرده است.
  • در مراحل تمرین تا اجرا مشکل نداشتید؟
تا زمانی که مسئولان کشوری و استانی تئاتر نبینند ما به عنوان هنرمند فکر می‌کنیم ضرورتی برای هنر تئاتر وجود ندارد.
من می‌خواهم نمایش اجرا کنم اما عزا گرفته‌ام که برای تبلیغات چه ‌کار کنم؟ نه پول تبلیغات دارم، نه بیلبورد. شهرداری هیچ امکانی نمی‌دهد و صدا و سیما حمایت نمی‌کند.
چطور انتظار هست کار خوب ارائه کنم؟ هیچ‌کس متولی این امور نیست. ما پول نمی‌خواهیم، حداقل امکانات برای تبلیغات در نظر بگیرند.
  • پیشنهادتان برای بهبود وضع تئاتر استان چیست؟
اگر هر نهاد دولتی یا هر اداره‌ای در اجرای هر تئاتر 50 بلیت بخرند مشکل تئاتر استان حل خواهد شد. هم مردم به دیدن تئاتر عادت می‌کنند هم سالن‌ها خالی نمی‌ماند و هم هنرمند احساس خلأ نمی‌کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» ،

یکشنبه 9 آبان 1395

همدان؛ میزبان فعالان مدنی غرب کشور

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،توانمند سازی ،تسهیلگری ،

همدان؛ میزبان فعالان مدنی غرب کشور

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ میزبان فعالان مدنی غرب کشور
هفته گذشته سالن همایش‌های اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان همدان میزبان فعالان مدنی حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان‌های غربی و شمال غربی کشور بود...
1395/08/09
هفته گذشته سالن همایش‌های اداره‌کل حفاظت محیط زیست استان همدان میزبان فعالان مدنی حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان‌های غربی و شمال غربی کشور بود.
این کنشگران گردهم آمده بودند تا تجربه‌های خود در زمینه حفاظت از میراث طبیعی و همچنین فعالیت‌های سالانه خود را به اشتراک بگذارند.
 در مراسم افتتاحیه این برنامه که با عنوان «کارگاه توان‌افزایی اعضای تشکل‌های مردم‌نهاد میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان‌های غرب و شمال غرب کشور» برگزار شد، علاوه بر فعالان مدنی، مدیران کشوری و استانی این حوزه از جمله کامران سبزه میدانی معاون اداره‌کل امور مجامع و تشکل‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، محمدابراهیم الهی‌تبار معاون امنیتی- سیاسی استانداری همدان، مهرداد نادری‌فر مدیرکل امور اجتماعی استانداری همدان و علی مالمیر مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و تعدادی از معاونان او حضور داشتند.

نقش سمن‌ها در تصمیم‌گیری‌ها
مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان در حاشیه این کارگاه با اشاره به نقش فعالیت‌های اعضای تشکل‌های غیردولتی در تصمیم گیری و تصمیم‌سازی به همشهری گفت: امروزه در دنیا کمتر کسی را می‌توان سراغ گرفت که باور داشته باشد بدون حضور و مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف می‌توان  کارها را به نحو مطلوبی پیش برد، به ویژه در اموری که نوعی گستردگی دارد و نیازمند جلب مشارکت مردم است. سازمان‌های مردم نهاد حلقه واسط بین مردم و دولت هستند.
علی مالمیر ادامه داد: میراث فرهنگی حوزه‌ای است که بدون حضور مردم نمی‌تواند موفقیت کسب کند. تشکل‌های مردم‌نهاد می‌توانند این فاصله را پر کنند. فعال بودن تشکل‌ها برابر است با مشارکت بیشتر مردم و ما نیز به دنبال همین شیوه هستیم. ما در استان بیش از 1800 اثر شناخته شده در حوزه میراث فرهنگی و طبیعی داریم. بضاعت اداری ما به هیچ وجه نمی‌تواند حافظ این میراث باشد مگر این‌که به عنوان دبیرخانه با استفاده از ظرفیت مردمی از این میراث محافظت کنیم.
وی توضیح داد: خوشبختانه بیشتر مردم به حوزه میراث میراث فرهنگی تعلق خاطر دارند چون دارایی همه مردم است. از طرف دیگر ما در استان همدان همواره به خود می‌بالیم که در حوزه تشکل‌های مردم نهاد انجمن‌های بسیار قوی داریم که در کشور اثر‌گذارند. این تشکل‌ها به لحاظ دغدغه‌هایی که دارند معمولا انتفاعی نگاه نمی‌کنند. آنها بسیار خاص و اثربخش‌تر از کارمندان دولت هستند و بهتر اثر می‌گذارند. امیدواریم با حمایت و برگزاری کارگاه‌های توان‌افزایی شاهد فعالیت‌های بیشتر در این عرصه باشیم.

هم‌افزایی مناسب تشکل‌ها
رابط تشکل‌های مردم نهاد اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان نیز به همشهری گفت: در طول یک سال گذشته به دنبال شناسایی و ساماندهی تشکل‌های غیردولتی حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان بودیم. این پیگیری با حمایت‌ها و هدایت‌های علی مالمیر مدیرکل میراث فرهنگی استان همدان به نتیجه رسید و پس از ارتباط و برگزاری نشست‌های مشترک بین اعضای تشکل‌ها و مدیرعامل‌های این حوزه با مدیرکل میراث فرهنگی تعداد 10 تشکل مردم‌نهاد تخصصی فعال در استان شناسایی شد.مجید جهانگیریان افزود: در مدت زمان یاد شده تعامل و هم‌افزایی مناسبی با اعضای انجمن‌ها داشته‌ایم. اداره‌کل میراث فرهنگی استان بر این باور است که اعضای تشکل‌ها بازوان پرتوان اجرایی و نظارتی مناسبی برای میراث فرهنگی هستند و در حوزه‌های تصمیم‌سازی، پایش و حتی تصمیم‌گیری می‌توانند بسیار فعال‌تر از گذشته عمل کنند. همچنین فعالان مدنی می‌توانند پشتوانه خوبی برای استفاده از ظرفیت‌ها در مواجهه با تهدیدها و چالش‌های مرتبط در دستگاه‌های اجرایی باشند.

پل ارتباطی نهادهای دولتی و جوامع محلی
وی اظهارکرد: تشکل‌ها مهم‌ترین پل ارتباطی نهادهای دولتی و جوامع محلی هستند و خوشبختانه رویکرد مدیران میراث فرهنگی درسطوح ملی و استانی مثبت است و از این الگو پیروی می‌کنند. آنها به دنبال تعامل با فعالان مدنی حوزه‌های سه‌گانه میراث فرهنگی هستند.
جهانگیریان توضیح داد: خوشبختانه تشکل‌ها ضرورت توان‌افزایی و توانمندسازی اعضای خود را به درستی دریافته‌اند و در دولت تدبیر و امید با توجه به فضای مناسبی که برای فعالیت مدنی شکل گرفته به این موضوع توجه بیشتری می‌شود. در استان همدان نیز علاوه بر فعالیت‌های معمول این تشکل‌ها بارها اقدام به برگزاری دوره‌ها و کارگاهی توانمندسازی به روش تسهیلگری و کلاسی کرده بودند.

 آخرین دوره کارگاه‌های توان افزایی
رابط تشکل‌های مردم نهاد اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان با اشاره به آخرین دوره کارگاه‌های توان افزایی در همدان تشریح کرد: در راستای توان‌افزایی اعضای تشکل‌های غیردولتی حوزه‌های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان با هماهنگی اداره کل امور مجامع و تشکل‌های مردم نهاد سازمان متبوع خود اقدام به برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای اعضای تشکل‌های مردم نهاد استان‌های غرب و شمال غربی کرد که در این کارگاه 2 روزه فعالانی از استان‌های آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، مرکزی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و همدان حضور داشتند.این کارگاه‌ها در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه هفته گذشته با عناوین‌ شناخت میراث طبیعی و حراست از آنها از سوی انوشیروان شیروانی و علی قمی و کارگاه توان افزایی اعضای تشکل‌های حوزه میراث از سوی بابک مغازه‌ای در سالن اداره کل حفاظت محیط زیست استان برگزار شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1


برچسب ها: تشکل های غیر دولتی ، همشهری همدان ، میراث فرهنگی ،

یکشنبه 9 آبان 1395

مرجان قهوه ای از پدر معمار خود می گوید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

مرجان قهوه ای از پدر معمار خود می گوید

حسین زندی
ویژگی‌های معمار همدانی از زبان دخترش
س قهوه‌ای و ناهید ارژنگی است. او حرفه پدر را ادامه نداد و رشته حقوق را انتخاب کرده است. وی معتقد است هر کس باید جایگاه خود را داشته باشد و تحت تأثیر کسی نباشد. او این ویژگی را از پدر به ارث برده است.
مرجان قهوه‌ای به ما می‌گوید: گفته می‌شود معمارها به 2 گروه تقسیم می‌شوند؛ معمار خوب 4 چشم و 4 تا دست دارد اما دهان ندارد، در مقابل معمار بد 3 دهان دارد اما دست و چشم ندارد. پدر من از گروه اول بود. کمتر سخن می‌گفت و بیشتر می‌دید و عمل می‌کرد. او معمار بود و کارش نشان معماری‌اش.

همدان؛ شهر غریب‌نواز
وی ادامه می‌دهد: همدان مانند شهرهای شیراز، اصفهان و تبریز نیست که وقتی تحصیلکردگان و نخبگان به زادگاهشان همدان باز می‌گردند استقبال کنند و اجازه بدهند آنان کار کنند. وقتی در شیراز بیمارستانی به نام دکتر خدادادیان که هنوز در قید حیات است نامگذاری شد، بسیار خوشحال شدم اما در اینجا شهردار قول می دهد خیابانی به نام مهندس قهوه‌ای نامگذاری شود و عمل نمی‌کند. در دانشگاه آزاد می‌گویند دانشکده‌ای به نام او ثبت می‌کنیم اما باز عمل نمی‌کنند. فرزند مهندس قهوه‌ای می‌گوید: پدر من تنها معماری بود که وقتی متخصص شد به زادگاه خود برگشت. بیشتر همکاران پدر من پشت میز می‌نشینند و در مسابقات شرکت می‌کنند و مقام اول را به دست می‌آورند اما او  در خود همدان گروه درست کرد وکارگر تربیت ‌کرد. حتی گویش همدانی را دوست داشت و تغییر نمی‌داد. پدرم در شهر خودش ماند و از همین شهر الهام گرفت.

 معماری در همدان
قهوه‌ای می‌افزاید: اگر هر معماری به استان خود بر می‌گشت و کار می‌کرد وضع معماری ایران درست می‌شد اما درآمد در تهران بیشتر است و بیشتر گرایش دارند به تهران بروند.
وی می‌گوید: در گذشته، کار معماری با مردم همدان بسیار دشوار بود به دلیل این‌که بیشتر همدانی‌ها فکر می‌کردند معماری بلد هستند و اظهارنظر می‌کردند.
 پس از این‌که کاری سفارش می‌دادند مدام در کار معمار دخالت می‌کردند، اظهارنظر می‌کردند و از طرفی پول هم خرج نمی‌کردند. در این شرایط مهندس قهوه‌ای کار کرد و برای تقویت معماری شهر از هیچ کوششی فروگذار نبود.

تصور نادرست از مهندس
قهوه‌ای ادامه می‌دهد: دومین مشکلی که پدرم درگیر آن بود معیار و تصوری بود که مردم از او در ذهن خود ساخته بودند.
 مردم در ذهن خود تصویری خاص ساخته بودند اما وقتی می‌دیدند زندگی او با تصورشان تفاوت دارد انتقاد می‌کردند. او هیچ‌وقت پیش کارگرها لباس فاخر نمی‌پوشید و دوست داشت با مردم همراه شود.
دختر مهندس قهوه‌ای می‌گوید: رابطه من با پدر نزدیک بود. اما من دوست ندارم نامم زیر سایه پدر باشد دوست دارم خودم باشم و تلاش خودم را بکنم.

نام نیک پدر
وی به مهم‌ترین ارثیه پدر اشاره می‌کند و می‌گوید: به نظرم نام نیک پدرم مهم‌ترین ارثیه پدرم و سرمایه ما است که با هیچ چیز قابل معاوضه نیست. زمان دانشجویی در شهر شیراز وقتی دانشجویان معماری متوجه می‌شدند من دختر مهندس قهوه‌ای هستم احترامی صدبرابر برای من قائل می‌شدند.
پدرم معتقد بود وقتی انسان عملکرد بسیار مثبتی داشته باشد نام و لقب و فامیلی دیده نمی‌شود. اما درباره شخص من، بیشتر عشقی که به من داشت برایم خیلی مهم بود و هست. انسان وقتی از نظر علمی و عملکرد، کارنامه پرباری داشته باشد نام خود را هم ماندگار می‌کند .
فرزند این معمار همدانی در پایان می‌گوید: پدر من چند بار از آمریکا بورسیه گرفت اما نرفت. به‌خاطر تعلق خاطرش به همدان، انتقال تجربه‌های حرفه‌ای خود در ساخت و آموزش معماری به جوان‌ترها در این شهر ماند. به نظرم باید کارهای پدرم ثبت شود. او می‌خواست شهرش را بسازد.


برچسب ها: مهندس محمد قهوه ای ،

یکشنبه 9 آبان 1395

همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها
یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان از امروز فعالیت خود را آغاز می‌کند...
1395/08/08
یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان از امروز فعالیت خود را آغاز می‌کند .
یکی از راه‌های تشویق شهروندان به کتابخوانی این است که کتاب در دسترس آنان قرار گیرد و بتوانند عنوان‌های گوناگون کتاب را در یک محل ببینند و حق انتخاب داشته باشند. برگزاری نمایشگاه کتاب با حضور ناشران مخلف در حوزه‌های متعدد این امکان را فراهم می‌کند و علاقمندان می‌توانند در یک روز با بخش بزرگی از تولیدات فرهنگی کشور آشنا شوند. یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب همدان از 8 تا13آبان ماه در محل نمایشگاه بین‌المللی همدان برگزار می‌شود. مجید فروتن معاون فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد استان در باره این رویداد فرهنگی توضیح می‌دهد.
  • چند دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان برگزار شده است؟
این بار یازدهمین دوره است که نمایشگاه سراسری کتاب در همدان برگزار می‌شود. یکی از مسائل جامعه ما پایین بودن آمار کتابخوانی است. همچنین یکی از دغدغه‌های حوزه کتاب هم همین موضوع یعنی درصد مطالعه کم در کشور است. از راهکارهایی که می‌تواند این وضع و دغدغه را پوشش دهد برگزاری نمایشگاه کتاب است. برگزاری نمایشگاه کتاب در استان سال‌هاست پیش‌بینی و برنامه‌ریزی شده است.
  • مهم‌ترین هدف برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی چیست؟
اصلی‌ترین هدف از برگزاری نمایشگاه کتاب آشنا شدن مردم با تازه‌های نشر است. مردم عادی که از پایتخت دور هستند و در استان‌های مختلف زندگی می‌کنند باید دسترسی بهتری به کتاب داشته باشند و راحت‌تر بتوانند با تازه‌های نشر آشنا شوند تا بتوانند کتاب مورد نظر خود را تهیه کنند.
  • چند ناشر در این نمایشگاه حضور دارند؟
نمایشگاه امسال با هفته کتاب تقارن دارد. یکی از برنامه‌های مهم هفته کتاب استان همین نمایشگاه است و حدود 500ناشر به صورت مستقل و مشارکتی در 200 غرفه در 3 سالن نمایشگاه بین المللی همدان حضور دارند.
  •  چه برنامه‌هایی برای نمایشگاه دارید؟
3 تعریف محتوایی در این نمایشگاه در نظر گرفته‌ایم. اولین بخش ناشران عمومی است، دومین قسمت ناشران آموزشی، دانشگاهی و کمک درسی و آخرین قسمت نیز به برنامه‌های جنبی اختصاص دارد. در بخش جنبی نیز 3 محور در نظر گرفته‌ایم؛ محرم و صفر، کودک و نوجوان و مفاخر.
  • سهم همدان از این رویداد فرهنگی چقدر است؟
با احتساب حوزه‌های اداری 20غرفه به همدان اختصاص دارد. همان‌طور که می‌دانید بر اساس آیین‌نامه، ناشران برای ورود به نمایشگاه باید بیش از 20 عنوان کتاب در سال منتشر کنند. اگر تعداد عنوان کتاب‌های ناشر کمتر از حد نصاب باشد می‌تواند با همکاری دیگر ناشران به صورت مشترک غرفه در اختیار بگیرند.12 غرفه مستقل از استان داریم و تعاونی ناشران، چندغرفه مشترک و ناشران دولتی هم غرفه در اختیار دارند.
  • همدان ناشر دولتی دارد؟
بله. یکی از ویژگی‌های نمایشگاه امسال حضور ناشران دولتی یا دانشگاهی است از جمله انتشارات دانشگاه بوعلی، دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه آزاد.بخش‌های انتشارات‌ این دانشگاه‌ها در 2 سال گذشته فعال شده‌اند.
  • حمایت دولت و مبلغ بنی که اختصاص داده شده چقدر و چگونه است؟
در نمایشگاه امسال 200میلیون تومان بن در قالب یارانه اختصاص داده شده که تقسیم و در مجموع به صورت 20 درصد تخفیف محاسبه می‌شود. همچنین 20 درصد تخفیف نیز ناشران به خریداران اختصاص داده‌اند که جمعا 40 درصد است.
  • بن تخفیف از چه طریقی در اختیار خریداران کتاب قرار می‌گیرد؟
یک غرفه بانکی در نمایشگاه مستقر است و عرضه بن از طرف بانک شهر صورت می‌گیرد. ارائه بن بر اساس مدارک تحصیلی است و سقف درنظر گرفته شده از دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس به بالا تغییر می‌کند. بن خبرنگاران نیز بر همین منوال است. از سوی دیگر هر کس کتابی بخواهد که در نمایشگاه وجود نداشته باشد، می‌تواند از 3کتابفروشی در شهر با کارت بن نمایشگاه خریداری کند. این کار اولین بار است در استان صورت می‌گیرد. 3کتابفروشی از این طرح استقبال کرده اند که امیدواریم در دوره‌های بعد این تعداد بیشتر شود. این کتابفروشی‌ها نیز علاوه برتخفیف نمایشگاه تخفیف دیگری به خریداران در طول مدت برگزاری نمایشگاه ارائه می‌کنند.
  • گلایه کتابفروش‌های همدان این است که در طول مدت برگزاری نمایشگاه فروش آنها پایین می‌آید. در این باره چه می‌توان کرد؟
بیشتر کتابفروش‌های همدان ناشر نیز هستند. ما در خواست کردیم ناشران همدانی حضور پررنگ‌تری در نمایشگاه داشته باشند و به کتابفروشی‌ها توصیه کردیم نمایندگی ناشران مطرح را بگیرند و از طریق آنان غرفه بگیرند تا از این فرصت استفاده کنند. از طرفی دومین دوره طرح فصلی کتاب را پاییز امسال به مدت 15 روز همزمان با هفته کتاب خواهیم داشت. از طریق خانه کتاب یارانه داده می‌شود و حمایت خوبی می‌شود. هدف این است که کتاب خریداری شود. سایت خانه کتاب یک بانک اطلاعاتی دارد که کتاب‌های فروخته شده در آن ثبت می‌شود.
  • مهم‌ترین تفاوت نمایشگاه امسال با دوره‌های پیشین در چیست؟
نمایشگاه هر سال در6 ماه اول سال یا فصل تابستان برگزار می‌شد و تسهیلات بیشتری از طرف مرکز برای 6 ماه اول داده می‌شد اما ما مقاومت کردیم و در ابتدای 6 ماه دوم برگزار کردیم تا دانشجویان و دانش‌آموزان را داشته باشیم. یارانه خوبی اختصاص دادیم و سقف یارانه 200 میلیون تومان شد به دلیل این‌که به تازگی نمایشگاهی برگزار نشده بود و رقیب نداشتیم. همچنین ناشران برتر توانستند حضور داشته باشند و همدان تنها استانی است که در این ماه نمایشگاه برگزار می‌کند.
  • فکر می‌کنید استقبال مردم چگونه باشد؟
باید بپذیریم کتابی که خوب است احتیاج به نمایشگاه و تبلیغ ندارد و مردم استقبال می‌کنند. اما با توجه به حمایت و مشوق‌ها فکر می‌کنم خوب باشد.
  • تعداد ناشران همدان چقدر است؟
در استان 65 ناشر داریم که 40 ناشر فعال هستند. همدان هم از نظر چاپ کتاب وهم تعداد ناشران در غرب کشور رتبه نخست را دارد. امسال در مراسم افتتاحیه از ناشران برتر تجلیل خواهیم کرد.
  • صنعت نشر استان چقدر به سمت حرفه‌ای شدن پیش می‌رود و چقدر این مسأله در این نمایشگاه نمود دارد؟
ناشر واقعی کسی است که ویراستار علمی و صاحب‌نظر است. ناشر باید نیاز مخاطب را در نظر بگیرد، حق انتخاب داشته باشد و هر کتابی را چاپ نکند. اما به دلیل این‌که ثبت‌نام از طریق مرکز صورت می‌گیرد هر ناشری که تعداد کتاب‌هایش به حد نصاب برسد در نمایشگاه حضور پیدا می‌کند.
  • در بحث توزیع کتاب ناشران استان همدان مشکل دارند. در این زمینه اداره  کل فرهنگ و ارشاد اسلامی چه تدبیری اندیشیده است؟
در چرخه تولید تا توزیع، در بخش توزیع مشکل داریم اما به دنبال بخش خصوصی هستیم تا مجوز مراکز توزیع را دریافت و اقدام به توزیع کتاب کند و یا خود تعاونی ناشران اقدام کند اما متاسفانه تعاونی ناشران همدان فعال نیست. دوستان ناشر کمتر فعالیت می‌کنند.
  • کار صدور مجوز کتاب در استان به کجا کشید؟
امسال مجوز صدور کتاب حدود 2ماه است از طریق استان صورت می‌گیرد که در برنامه توسعه پنجم باید این اتفاق می‌افتاد. در 2 ماه گذشته مجوز حدود 37 عنوان کتاب از طریق همدان صادر شده است. این کار مسیر را کوتاه تر و راحت‌تر کرده است. البته آمار را آخر سال ارائه خواهیم کرد تا بدانیم نسبت به سال گذشته چه مقدار رشد داشته‌ایم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ،

یکشنبه 9 آبان 1395

او معماری همدان را زنده کرد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گفتگو ،

او معماری همدان را زنده کرد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
او معماری همدان را زنده کرد
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد...
1395/08/08
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد. وی در حدود 4 دهه زندگی مشترک به عنوان همسر، همراه و دستیار یک معمار تجربه‌های زیادی کسب کرد. ساختمان استانداری، مسجد شهرک مدرس، مدرسه آمنه، رستوران تپه عباس‌آباد، ساختمان شرکت سیاحتی علیصدر و ده‌ها اثر ماندگار دیگر از یادگارهای این معمار بزرگ همدانی است.دی ماه سال 94 مدرسه آمنه به عنوان یکی از 10 اثر برتر معماری ایران از سوی انجمن مفاخر معماری انتخاب و معرفی شد. اما چنان که باید حق این معمار پیش و پس از مرگش ادا نشده است. امیررضا یوسفیان شهردار سابق همدان در مراسم گرامیداشت یاد او قول داد یک خیابان و دانشگاه آزاد همدان نیز قرار بود دانشکده‌ای را به نام او نامگذاری کنند. این 2 وعده اما هنوز عملی نشده است. ناهید ارژنگی (قهوه‌ای) از زندگی خود با مهندس محمد قهوه‌ای با ما می‌گوید.
  • چگونه با مهندس قهوه‌ای آشنا شدید و چه سالی ازدواج کردید؟
پدرم حاج محمدباقر ارژنگی سینمادار معروف همدان و مالک سینما تاج بود و از اشخاص سرشناس همدان به شمار می‌آمد. خانه ما در خیابان باباطاهر بود که بعدها پدرم با ما همسایه شد. کلاس 11 بودم که مهندس به خواستگاری من آمد. پدرم گفت محمدآقا جوان بسیار خوبی است و من نتوانستم جواب رد بدهم. آن زمان موقع خواستگاری پیش از ازدواج قند می‌شکستند. پدرم گفت باید یک سال صبر کنید تا دیپلم بگیرد. سال 50 بود که  عقد کردیم و یک سال بعد دیپلم گرفتم و بعد ازدواج کردیم.
  • نپرسیدید نام خانوادگی قهوه‌ای از کجا آمده است؟
پرسیدم، پدرم گفت چون پدرشان کامیون داشتند و در کار واردات قهوه بودند این نام خانوادگی را انتخاب کرده‌اند.
  • چند فرزند دارید؟
3 فرزند داریم. سال 53 اولین دخترم متولد شد که بعدها معماری خواند و با پدرش همکار شد. دختر دومم مهندس کامپیوتر است و سومی نیز حقوقدان است.
  • از وقتی با مهندس قهوه‌ای ازدواج کردید شغلشان معماری بود؟
حدود 2سال در تهران زندگی کردیم. مهندس در خیابان تخت طاووس(عباس‌آباد کنونی) دفتر مهندسی داشت اما همیشه می‌گفت من باید به همدان برگردم. تهران معمار زیاد دارد و باید برگردم، درسی که خوانده‌ام و زحمتی را که کشیده‌ام در همدان هزینه کنم. باید معماری همدان را زنده کنم. او علاقه خاصی به همدان داشت. وقتی به همدان برگشتیم استانداری یک خانه سازمانی به ما داد و بعد هم مهندس قهوه‌ای در همان دهه 50 خانه خودمان را ساخت. از سال 56 تاکنون در همین خانه هستیم. او بعدها می‌گفت این خانه بهترین خانه من است. آن زمان، خانه ما خیلی لوکس و خاص بود. همه می‌آمدند و نگاه می‌کردند. این خانه از اولین کارهای مهندس قهوه‌ای است و همزمان با خانه دکتر خویی ساخته شده است.
  • ایشان در همدان با چه کسانی همکار بود؟
دفتر کار همسرم در خیابان خواجه رشید بود. حاج‌محمد رنجبران معمار بود و همسرم مهندسی می‌کرد و تیمی از بناها، جوشکارها، گچکارها و کارکنان خودش را جمع کرده بود و با آنها کار می‌کرد. ایشان بسیار دقیق بودند.
  • بازگردیم به همراهی شما با مهندس، آیا در مسائل حرفه‌ای هم به ایشان کمکی می‌کردید؟
تمام مسئولیت‌های خانه و کارهای بانکی مهندس با من بود. حتی چک‌های او را من امضا می‌کردم. گاهی صدها بار نقشه را تغییر می‌داد. 5 صبح که بیدار می‌شد به من می‌گفت ناهید چای بیاور و روی نقشه‌ها کار می‌کرد. آن زمان کامپیوتر و تجهیزات مهندسی وجود نداشت. یک دفتر کروکی داشت که طرح‌ها و نقشه‌ها را روی آن می‌کشید.
  • چه تعداد اثر از مهندس برجا مانده است؟
بیش از 300 خانه ساخته اما 2 نمونه مشابه و شکل هم پیدا نمی‌کنید. همه متفاوت هستند. مهندسان دیگر وقتی یک کار خوب می‌سازند بقیه را از روی آن تکرار می‌کنند اما مهندس قهوه‌ای کار خوب و متفاوت می ساخت. از تقلید متنفر بود و وقتی از کارهای او به شکل ناشیانه‌ای کپی و تقلید می‌کردند ناراحت می‌شد. می‌گفت کاش لااقل مثل کار من بسازند، کار من را خراب می‌کنند. می‌گفت شومینه بزرگی که من در یک سالن بزرگ می‌سازم این معمارها در یک اتاق 12 متری کار گذاشته‌اند!
با توجه به تحصیلات ایشان در دانشکده هنرهای زیبا، بیشتر از معماری مدرن غربی تاثیر می‌گرفت یا معماری ایرانی؟
از معماری ایرانی الهام می‌گرفت و با آموخته‌های خودش از دانشگاه ترکیب می‌کرد. مهندس برای اجرای کارها و نقشه‌هایش بسیار وقت می‌گذاشت. طراحی خاص پله‌ها، شومینه، حوض‌خانه و آبنما از خصوصیات کارهای اوست.
  • پس از درگذشت مهندس، آیا تیم کاری ایشان به دیدار شما می‌آیند؟
مهندس قهوه‌ای همیشه در کنار ما بوده و هست. به همین خاطر هنوز در قلب ماست. استاد اکبر گچکار، استاد حاج‌رضای کاشیکار، استاد جلال جوشکار و استاد بیاض همه با معرفت هستند و به ما سر می‌زنند. حتی استاد جلال پس از درگذشت مهندس برای تعمیر خانه آمد و بسیار زحمت کشید.
  • شغل معماری بر زندگی مشترک شما سایه نمی‌انداخت؟
مهندس قهوه‌ای معماری از درونش می‌جوشید و عشق به معماری همیشه با او بود. برای زیباتر شدن گنبد مدرسه آمنه شب‌ها تا صبح نمی‌خوابید تا کار بی‌نقص و زیبایی ارائه کند. وقت می‌گذاشت، برای معماری همدان از جانش گذشت. خیلی وقت‌ها با او که صحبت می‌کردم به من می‌گفت فعلا صبر کن بعد درباره‌اش حرف می‌زنیم، فکرم جای دیگری است.
  • با سفارش‌دهندگان و کارفرمایان چه برخوردی داشت؟
بنا بر آنچه در طول 40 سال زندگی مشترک دیدم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی مهندس این بود که حتی در اوج جوانی از حق شخصی خود می‌گذشت اما راضی نمی‌شد کارش مطابق نظرش اجرا نشود. با کسی قرارداد نمی‌بست، گاهی مشتریان مراجعه می‌کردند و می‌گفتند فعلا شرایط پرداخت مالی را نداریم می‌گفت اگر داشتید بدهید اگر نداشتید هم ندهید.
  • همانطور که می‌دانید معماری بومی همدان در حال نابودی است. با معماری جدید همدان خو گرفته بود؟
مالکان یکی از برج‌های همدان سراغ مهندس آمدند و گفتند که چنین برنامه‌ای داریم. شما نقشه و اجرا را بر عهده بگیرید، مشکل مالی هم نداریم. مهندس گفت این کارها از من بر نمی‌آید. او با ساخت‌وسازهایی که به صورت عمودی و بی‌قواره در شهر رشد می‌کند مخالف بود. مهندس وقتی از کنار برخی ساختمان‌ها و برج‌ها می‌گذشت، رنج می‌برد، ناراحت می‌شد و می‌گفت زحمت کشیده‌اند، مصالح را کار کرده‌اند اما خوب ساخته نشده و غصه می‌خورد. می‌گفت برخی بساز بفروش‌ها، هماهنگی معماری با همدان، گذشته همدان و طبیعت این شهر را درک نکرده‌اند.
  • چه پیشنهادی داشت؟
می‌گفت همدان نقشه شهری و طرح جامع استاندارد ندارد. بنابراین مسئولان نباید به من بگویند چه بسازم. شهر علاوه بر ساختمان‌های عمودی، بناها و ساخت و ساز افقی هم نیاز دارد.
  •  مهم‌ترین میراث مهندس قهوه‌ای برای شما چه بود؟
بچه‌های خوبی که تربیت کردیم. اخلاق و رفتار مهندس به هر 3فرزندم درست منتقل شده است.
  • با کدام یک از معمارها ارتباط داشت؟
با زنده‌یاد مهندس ضیاءالدین جاوید، مهندس سیدرضا هاشمی و دکتر سیاوش تیموری.
  • نقاشی را از کجا آموخته بود؟
نقاشی در وجودش بود. در کودکی با نقاشی روی سفال آغاز کرد. این هنر را همچنان ادامه داد به طوری‌که اکنون ده‌ها تابلو از او به یادگار مانده است.
  • چه مدت در دانشگاه حضور داشت؟
از دهه 70 مدتی در دانشگاه آزاد تدریس می‌کرد اما مدرسان این دانشگاه برخورد خوبی با او نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، مهندس محمد قهوه ای ،

جمعه 7 آبان 1395

هشتمین سالگرد مهندس قهوه‌ای در همدان برگزار شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

هشتمین سالگرد مهندس قهوه‌ای در همدان برگزار شد
روز جمعه 7 آبان ماه همزمان با هشتمین سال در گذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار شناخته‌شده همدانی، مراسمی با حضور خانواده و جمعی از علاقمندان او برگزار شد.
در این مراسم که تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی از جمله انجمن پویشگران سفر پاک،  انجمن سعدی‌خوانی همدان و پویش پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی حضور داشتند، همسر این معمار نام آشنا خاطراتی از دوران  زندگی مشترک خود را برای حاضرات روایت کرد.
ناهید ارژنگی (قهوه‌ای) در این مراسم گفت: همه زندگی همسرم عشق به معماری بود. او می‌خواست شهرش را بسازد و آثاری که از او به جا مانده نشان‌دهنده این گفته است. هر بار که به بناهای او نگاه می‌کنم نمی‌توانم خودم را کنترل کنم و اشکم سرازیر می‌شود. من می‌دانم چه شب‌هایی را برای خلق این آثار بیدار مانده است. 
حسین زندی عضو پویش پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی همدان نیز در این مراسم گفت: اگر بناهایی که توسط مهندس ضیاالدین جاوید و محمد قهوه‌ای طراحی و اجرا شده را از معماری 4 دهه گذشته همدان بگیریم چیزی از معماری همدان باقی نمی‌ماند. معماری بوم‌آورد شهر به دلیل بی‌تدبیری و بی‌توجهی مدیران شهری از بین رفته است و  بیشتر معماران جدید نیز به سمت بساز بفروشی گرایش پیدا کرده‌اند. 
این فعال مدنی در همدان ادامه داد:  آثاری که از مهندس قهوه‌ای به جا مانده میزان و معیاری برای سنجش خوب و بد معماری در شهر همدان است و الگوی خوبی برای شهرسازی ما به شمار می‌رود اما متاسفانه از این الگو پیروی نمی‌کنیم حال که مدیران به این آثار هنری بی‌توجه هستند کاش مهندسان جوان گوشه چشمی به آنها داشتند.
این عضو پویش پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی همدان افزود: کارهای مهندس محمد قهوه‌ای بخشی از میراث فرهنگی ما به شمار می‌رود . امروزعلاقمندان به این هنرمند و دوستداران آثار معماری او این جا گردهم آمده‌اند تا به خود یادآور شوند جنبه‌های زیبایی‌شناختی معماری و شهرسازی قابل چشمپوشی نیست. هر چند قول‌های کوچکی که مدیران شهری، زمان درگذشت او داده‌اند  هنوز عملی نشده و هنوز ازخیابانی که قرار بود به نام مهندس محمد قهوه‌ای نامگذاری شود خبری نیست اما مردم همدان هنرمندان  و بزرگان خود را فراموش نمی‌کنند.


برچسب ها: مهندس قهوه ای ،

چهارشنبه 5 آبان 1395

آنها ندیده دویده‌اند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

آنها ندیده دویده‌اند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آنها ندیده دویده‌اند
اواسط مهرماه سال‌ جاری خبری در فضاهای ورزشی شهر مبنی بر جفا به ورزشکاران نابینا و کم‌بینای همدان از سوی هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان به گوش ‌رسید و گفته ‌شد در مسابقات دوومیدانی قهرمانی کشور 13 تا 16 مهر در مشهد، استان همدان به جای نابینایان و کم‌بینایان از افراد بینا استفاده کرده است....
1395/08/05
اواسط مهرماه سال‌ جاری خبری در فضاهای ورزشی شهر مبنی بر جفا به ورزشکاران نابینا و کم‌بینای همدان از سوی هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان به گوش ‌رسید و گفته ‌شد در مسابقات دوومیدانی قهرمانی کشور 13 تا 16 مهر در مشهد، استان همدان به جای نابینایان و کم‌بینایان از افراد بینا استفاده کرده است.
روزنامه همشهری پس از گفت وگو با تعدادی از افراد نابینا و کم‌بینا (که در مراجعه به دفتر روزنامه همشهری همدان نخواستند نامی از آنها برده شود) و مسئولان مربوطه این موضوع را پیگیری کرده است.

از زبان معترضان
یکی از افراد حاضر در دفتر روزنامه ادعا می‌کند: بیشتر افرادی که در این مسابقه شرکت کرده‌اند و مقام آورده‌اند همزمان عضو هیأت دوومیدانی همدان نیز هستند.
عضو سابق هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان می‌گوید: برای این‌که مدال بیشتری کسب کنند و نام هیأت نابینایان و کم‌بینایان همدان برجسته شود از ورزشکارانی به این مسابقات اعزام کردند که نه تنها برخی از این افراد مشکل و ضعف بینایی ندارند بلکه در رشته‌های دیگر ورزشی قهرمان هستند. برخی حتی عینک هم نمی‌زنند. برخی از دوستان با رسول منعم مدیرکل ورزش و جوانان استان صحبت کردند اما پیگیری نشده است.
یکی دیگر از کم‌بینایان که از ورزشکاران سابق هیأت است، اظهارمی‌کند: آسیب روانی که به این قشر از توانجوها وارد شده جبران‌ناپذیر است. یکی از علت‌هایی که باعث شده برخی از ورزشکاران عادی وارد هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان شوند اختلافاتی است که بین ورزشکاران نابینا و کم‌بینا و مسئولان هیأت فعلی وجود دارد. ما ورزشکاران زیادی در این حوزه داریم. بیش از 30 ورزشکار داریم که بیشتر آنها قهرمان هستند اما به دلیل همین اختلاف‌ها از ورزش فاصله گرفته‌‌اند.
 مسئولان فعلی برای این‌که جای این ورزشکاران را پر کنند آمارسازی و از ورزشکاران عادی در مسابقات استفاده می‌کنند. همدان حداقل 20 نفر ورزشکار حرفه‌ای دارد که بیشتر این افراد کنار گذاشته شده‌اند.

نحوه سنجش نابینایان و کم‌بینایان
می‌پرسم چه معیاری برای سنجش بین کم‌بینا و سالم وجود دارد و او ادامه می‌دهد: در گزینش ورزشکاران کلاس‌بندی داریم که حتما باید شب مسابقه نیز این کلاس‌بندی لحاظ شود. این کلاس‌بندی به 3 رده بی1، بی2 و بی 3 تقسیم می‌شود که در رده‌بندی جهانی عدد تی 11، تی 12 و تی 13 خوانده می‌شود. بی 1 نابینای مطلق است، بی 2 کسی است که تا حدود 2 یا 3 متر دید محیطی دارد و بی 3 تا 5 یا 6 متر دید محیطی دارد. بدین معنی که دید او مفید نیست و دید کامل ندارد. نقطه ضعف در گزینش افراد در گروه بی 3 است زیرا شب مسابقه به جای استفاده از پزشک متخصص از یک اپتومتریست استفاده می‌کنند.
وی می‌افزاید: گاهی مشاهده شده کسی که در مسابقه شرکت می‌کند تظاهر به کم‌بینا بودن می‌کند و اپتومتریست نیز او را به عنوان ورزشکار کم‌بینا معرفی می‌کند. به طور مثال مشکل بینایی من را در همدان یک پزشک متخصص می‌تواند تشخیص دهد. حتی همه متخصصان هم این تبحر را ندارند. در شب مسابقه یک اپتومتریست چگونه می‌تواند این مسأله را تشخیص دهد؟
دوست دیگرش سخن او را پی می‌گیرد و می‌گوید: روش بهتری برای تشخیص این تخلف وجود دارد؛ این‌که برخی از ورزشکارانی که امسال با عنوان نابینا یا کم‌بینا  در مسابقات حضور داشته‌اند سال‌های گذشته به عنوان افراد عادی شرکت کرده‌اند. یکی از آنها حدود یک دهه سابقه ورزش قهرمانی دارد وحال چه اتفاقی افتاده که در طول چندماه نابینا شده است؟ نابیناهای ما در بهزیستی پرونده دارند. آیا این دوستان عضو بهزیستی هستند و کد معلولیت رسمی دارند؟ کدی که ما کم‌بینایان و نابینایان داریم جهانی
 است.

دفاع مدیرکل ورزش و جوانان استان
وقتی ماجرا را از مدیرکل ورزش و جوانان استان می‌پرسیم می‌گوید: طبق بررسی ضمنی که صورت گرفت موضوع واقعیت ندارد. همه این‌ها درصد دارند و به نوعی جزو کلاس نابینایان هستند. البته به علت این‌که ماموریت بودم اطلاعات دقیق‌تر را باید سوال کنم.
رسول منعم که معتقد است این موضوع به مرتضی خورشیدی رئیس هیأت دوومیدانی استان همدان ارتباطی ندارد، می‌افزاید: برخی ورزشکاران ادعا کرده بودند حسن صالحی (گلابی) نابینا نیست در حالی که او دارای رتبه و کلاس است و کم‌بینا است.
وی در پاسخ به این سوال که افرادی مانند محمدحسن حیدری یا حامد زهدی‌غلامی هم نابینا هستند که در هر 2 هیأت عضویت دارند می‌گوید: افراد معترض باید به صورت مکتوب به ما اعتراض کنند تا پیگیری کنیم. این اسامی را به یاد ندارم. حق ورزشکاران را باید ادا کرد.

نظر رئیس هیأت دوومیدانی
با مرتضی خورشیدی رئیس هیات دوومیدانی استان همدان تماس می‌گیرم. او می‌گوید: در این مسابقه از افراد سالم استفاده شده و من هم این قضیه را شنیده‌ام و در خبرها خوانده‌ام. اما این افرادی که به تازگی به عنوان نابینا در مشهد مسابقه داده‌اند سال‌هاست از طرف هیأت دوومیدانی در مسابقات قهرمانی مختلف به عنوان افراد عادی شرکت کرده‌اند. چرا امسال نابینا شده‌اند؟
خورشیدی ادامه می‌دهد: آیا ارزش دارد هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان با چنین حرکتی شخصیت حقوقی و آبروی خود را زیر سوال ببرد؟ این افراد را چه کسی در هیأت نابینایان تطمیع کرده است؟ البته هیأت دوو میدانی استان از این افراد پرسش خواهد کرد، کمیته انضباطی تشکیل خواهد شد، بازخواست خواهند شد و برخورد جدی صورت خواهد گرفت.
وی می‌افزاید: چگونه ممکن است یک هیأت دست به این کار خلاف بزند که از سوی همگان تقبیح شده است. توانجوها نیاز به انگیزه دارند و آسیب روانی به آنها وارد شده، چگونه می‌توان جبران کرد؟ مسلما حقوق همه نابینایان ضایع شده و به نظر من مقصر اصلی مربی است. هیأت نابینایان و کم‌بینایان بدون هماهنگی ما با مربی ما برای آموزش نابینایان قرارداد می‌بندد. این مربی‌ها مقصرند که ورزشکاران را از این هیأت به هیأت نابینایان برده‌اند. ورزشکارانی که به دنبال قهرمانی هستند همه تمرینات خود را زیر نظر مربی انجام می‌دهند.
رئیس هیات دوومیدانی استان همدان ادامه می‌دهد: این تخلف‌ها را باید اداره‌کل ورزش و جوانان پیگیری کند که زودتر باید اقدام کند. هیأت نابینایان و کم‌بینایان مستقل است و بهتر بود از ما استعلام می‌کردند.
وی می‌گوید: ناگفته نماند این افراد هرچند جزو ورزشکارانی هستند که بارها مقام کسب کرده‌اند اما چندبار نیز به کمیته انضباطی احضار شده‌اند.
خورشیدی می‌گوید: متاسفانه امروزه افراد کمی را در حوزه ورزش می‌بینیم که دارای اخلاق ورزشی هستند و بیشتر این دوستان اولویت اول را پول و مادیات می‌دانند. البته باید توجه کرد ورزشکار از وقتی که برای پول درآوردن گذاشته برای ورزش می‌گذارد و باید حمایت شود اما پول همه چیز نیست.

خصومت و حراست
اما سمیه سهیلی رئیس هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان می‌گوید: کسی شکایتی نیاورده است. البته که برخی هم عضو تیم دوومیدانی استان هستند و هم دونده ما. ما پزشک داریم و قبل از اعزام به مسابقه گواهی پزشکی می‌گیریم.
ما می‌توانستیم 8 نفر بفرستیم اما 5 نفر فرستادیم چون باید کسانی را که احتمال مدال‌آوری داشتند انتخاب می‌کردیم.
او در پاسخ به این پرسش که آیا ادعای این کم‌بینایان درست است، ادامه می‌دهد: افرادی که اعتراض دارند را به من معرفی کنید تا در دوره بعدی اعزام کنم. اینها می‌خواهند برای هیأت دردسر درست کنند. من به حراست شکایت خواهم کرد.ورزشکاران اعزام شده گواهی چشم پزشکی دارند. کسی که بی 3 باشد چشمش ضعیف است. اگر امروز من به پزشک مراجعه کنم عینک تجویز می‌کند و می‌توانم در این مسابقات شرکت کنم چون نمره کم‌بینا به من می‌هد. فدراسیون اجازه مسابقه به کسی که گواهی چشم پزشکی نداشته باشد نمی‌دهد.
سهیلی اظهار می‌کند: هیأت دوومیدانی مرا اذیت می‌کند و من این موضوع را رسانه‌ای می‌کنم.اینها حرف نادرست می‌زنند چون به عواقب کار فکر نکرده‌اند.
وی ادامه می‌دهد: ممکن است کسی که پیگیر این مسأله است خصومت یا قصد سنگ‌اندازی داشته باشد. ما فردی را داریم که در دادگاه پرونده دارد و حراست دستور داده این فرد وارد هیأت و سالن نشود. احتمالا او پیگیر است.
رئیس هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان در پاسخ به این پرسش که آیا این احتمال وجود ندارد که پزشک اشتباه کند یا تقلبی از سمت پزشکان و داوران صورت بگیرد، اظهار می‌کند : نمی‌دانم، اما وقتی پزشک معاینه می‌کند ما می‌پذیریم. مربی‌ها که برای ما گواهی نمی‌آورند.

وضعیت مناسب هیات
سهیلی با بیان این‌که همه کسانی که به علت مشکل بینایی از عینک استفاده می‌کنند می‌توانند در هیأت ورزش‌های نابینایان عضو باشند، می‌افزاید: چندبار خواستیم فراخوان بزنیم که تعداد بیشتری بیایند چون وقتی تعداد بیشتر باشد رقابت بهتر می‌شود. گاهی من در خیابان از افراد دارای عینک دعوت کرده ام که به هیأت ما بپیوندند. هر فرد سالمی را نمی‌پذیریم اما اگر پزشک گواهی دهد ما موظف هستیم استفاده کنیم. مثلا حمید اسلامی از قهرمانان ما است؛ هم برای ما می‌دود هم برای هیأت دوومیدانی.
وی اظهار می‌کند: وضع بچه‌ها بد نیست و ما سال گذشته در کشور مقام یازدهم را کسب کردیم. برنامه ما برای سال‌های بعد این است که هیأت شهرستان‌ها را فعال‌تر کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، ورزشهای نابینایان و کم بینایان ،

اسدی و بیات دو کوهنوردی هستند که برنامه‌های خود را به‌صورت مشترک اجرا می‌کنند، این دو کوهنورد همدانی به غیر صعودهای داخلی در سال ۹۲ رکورد صعود سرعتی در قله آرارات کشور ترکیه از خود به‌جای گذاشته‌اند و امسال هم با تمرینات پیاپی برای اولین بار قله کازبک در گرجستان را صعود کردند.
کد خبر:۳۱۷۵۷۹
تاریخ انتشار:۰۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۶04 August 1395
محمد اسدی و محمود بیات دو کوهنوردی هستند که برنامه های  خود را به صورت مشترک اجرا می کنند، این دو کوهنورد همدانی به غیر صعودهای داخلی درسال 92یک رکورد صعود سرعتی درقله آرارات کشورترکیه ازخود به جای گذاشته اند وامسال هم با تمرینات پیاپی برای اولین بار  قله کازبک درگرجستان را صعود کردند.

به گزارش تابناک همدان ؛ محمد اسدی پیروز کوهنورد و فعال محیط زیست همدانی تابستان گذشته قله دماوند را ازجبهه غربی با موفقیت صعود کرد و به تازگی نیز به قله کازبک گرجستان را صعود کرد. 

او متولد 25 آبان 1363 است و کارشناسی ارشد روانسنجی از دانشگاه آزاد تهران شمال دارد. محمد اسدی در پاسخ به این پرسش که از چه زمانی به کوهنوردی علاقمند شدید و در چه شاخه ای از کوهنوردی فعال هستید؟ می گوید: از دوران نوجوانی به کوه می رفتم  اما به طور جدی از سال 87 کوهنوردی را آغاز کردم  و سال 92 رشته تخصصی کوهنوردی سرعتی را انتخاب کردم بعد از سال 92 بیشتر صعودهای من به صورت سرعتی بوده است.

این کوهنورد همدانی با اشاره به مقام  هایی که  در صعودهای سرعتی کسب کرده می گوید: از مقام های بدست آمده به صورت سرعتی، قله آرارات ترکیه با زمان 2 ساعت و 32 دقیقه بوده و قله کازبک گرجستان با زمان 7ساعت و 30 دقیقه صعود شد. 

صعودهایی به صورت گروهی و انفرادی به قله دماوند از جبهه های مختلف از سال 87 تا به امروز داشته ام همچنین قله سبلان درفصل های بهار، تابستان و پاییز، قله سهند و جام را به صورت سرعتی صعود کرده ام. دراین سال ها باهیئت کوهنوردی همدان، گروه کوهنوردی یاران همدان، گروه کوهنوردی پارس تهران، گروه البرز تهران، گروه دماوند تهران ، گروه باران تهران و تشکل های محیط زیستی استان همدان همکاری و همنوردی داشته ام.

این کوهنورد با اشاره به وضعیت آموزش کوهنورد درهمدان می گوید: کوهنوردی در استان همدان سابقه دیرینه و کارنامه درخشانی دارد و بیشتر مربیان و بزرگان کوهنوردی همدان تلاش زیادی در جهت آموزش نسل های پس از خود داشتند اما مدتی وضعیت کمی تغییر کرده بود و این روندمتوقف شده بود. 

 دردل های کوهنوردی از زبان قهرمانان سرعتی همدان


در گذشته می بایست برای دورهای تخصصی به تهران مراجعه می کردیم اما در حال حاضر کوهنوردی و سنگنوردی در همدان تمامی دوره ها از کوه پیمایی گرفته تا یخ، برف وسنگوردی تخصصی و حتی پزشکی کوهستان را برای علاقمندان با صدور گواهینامه اجرا می کند.

او به تغییرات جدید و انتخابات اخیرهیئت کوهنوردی همدان نیز شاره می کند و در ادامه می گوید: جا دارد تقدیر و تشکری بکنم از رئیس سابق هیئت کوهنوردی همدان به دلیل تمام تلاش هایشان برای تیم های کوهنوردی همدان، امیدوارم که با ریاست جدید آقای گوهری و تصمیمات مدیریتی جدید و خلاقانه خود گامی جدیدی برای پیشرفت و وحدت و انسجام کوهنودان استان همدان اتخاذ کنند.

 چرا که همیشه ما به دنبال بهترین ها هستیم و انتظار داریم افرادی که در راس کار قرار می گیرند تمام تلاششان را در خصوص فعالیت های خود داشته باشند.

اسدی به برنامه صعود اخیرخود نیز اشاره کرده می گوید: صعود به قله کازبک گرجستان را در سال 94  برنامه ریزی کردیم و تمرینات ما 9 ماه طول کشید برای آمادگی قله های یخچال، قزل، الوند، کلاغ لان را در همدان و برنامه دماوند، سهند و جام را برای تمرین در نظر گرفتیم. صعود قله در روز 24 مرداد سال 95 انجام شد.

او درپاسخ به این پرسش که آیا از برنامه های فرا ملی و خارج از کشور توسط هیئت کوهنوردی یا بخش خصوصی حمایت می شود می گوید: متاسفانه ما برای بیشتر ورزشکاران حرفه ای خود هیچ گونه امکاناتی نداریم.

 در کشور ما فقط برای فوتبال خوب هزینه می کنند در صورتی که دراین چند سال ازتیم فوتبال هیچ مقام چشمگیری نداشته ایم اما درسایر موارد که ما بهترین ها را داریم وهیچ گونه حمایتی از ورزشکاران نمی شود.



 مخصوصا در کوهنوردی که حتی دریغ از یک لوح تقدی، کمک های مالی چه از سمت هیئت چه از سازمان یا ارگان های دولتی هرگز نداشتیم اما امسال شرکت به پخش مرکز بخش همدان به صورت پشتیبانی از من حمایت کرد. 

جا دارد از مدیریت محترم به پخش همدان آقای داریوش پیریان و آقای مصطفی معتقد که برای صعود از هیچ کمکی دریغ نکردند تقدیر و تشکرو قدردانی کنم.

اسدی با برشمردن موانع و مشکلاتی که دراین صعود داشته، گفت: اولین و مهم ترین مشکل، هزینه های بالاست که می بایست همه هزینه ها را کوهنورد پرداخت کند مورد بعدی این است که همه ما کوهنوردها شاغل هستیم و هرکدام در سازمانی در حال خدمت هستیم و برای گرفتن مرخصی مشکلات خاص هر سازمان را داریم.

او درادامه با اشاره به اهدافش از کوهنوردی می گوید: افراد با انگیزه های مختلف جذب کوه می شوند. یکی از هدف های من از کوهنوردی است که حتی برای یک روزهم شده ازمحیط ماشینی وبسته شهری دورباشم واز زاویه های دیگربه زندگی نگاه کنم.

دردل های کوهنوردی از زبان قهرمانان سرعتی همدان

 درحقیقت کوهنوردی یک تولد دیگر است برای انسانی که در محیط بسته جامعه شهری زندگی می کند. بعضی ها به عنوان تفریح نگاه می کنند و عده ای دیگر به عنوان ورزش اما من برای ماجراجویی و نزدیک تر شدن انسان ها به یکدیگر که همان درس زندگیست این رشته را انتخاب کردم کوهنوردی برای من یعنی داشتن هدف.

این فعال محیط زیست  آینده کوهنوردی را روشن ارزیابی کرده و می گوید: آینده کوهنوردی همدان را با توجه به نبود همگرایی رو به جلو و مثبت است، امیدوارم با مدیرت های جدید تصمیم های جدی برای وحدت و انسجام کوهنوردان همدانی گرفته شود.

محمد اسدی در پایان به فعالیت های محیط زیستی خود اشاره کرده می گوید:در چند سال گذشته گروهی داشتیم که هر دو هفته برای پاکسازی کوه، جنگل و رودخانه می رفتیم که ارتباط تنگاتنگی بین محیط زیست و کوهنوردی برقرار کنیم خوشبختانه روز به روز این گروها در حال بیشترو رشد چشمگیری هستند و بیشتر از این که بخواهند پاکسازی کنند برای فرهنگ پاک بودن محیط زیست زحمت می کشند رابطه کوهنوردی با محیط زیست همیشه خوب و مثبت است.

محمود بیات کوه نورد متولد ۱۳۶۷در همدان است. او می گوید: من تنها  عضو هیئت کوهنوردی همدان هستم و بیشتر صعودها را با محمد اسدی همراه بودم در کوهنوردی همیشه باید برای صعود آمادگی داشت می توان گفت مدام  در حال تمرین هستیم و برای هر برنامه ای خود را آماده می کنیم. 

بیات در ادامه می گوید: صعودهای ما سرعتی است . صعود سرعتی ارارات را سال92 داشتیم و صعود به کازبک وکمک رسانی هم نوردان را تابستان سال جاری در صعودهای داخلی نیز صعود به بام ایران دماوند و صعودسرعتی از دانشگاه آزاد همدان به میدان میشان را سال گذشته داشتیم.

او درباره کوهنوردی استان همدان می گوید: کوهنوردان همدان از بهترین کوهنوردن ایران هستند که مسیرهای دشوار را پشت سر گذاشتند کوهنوردی همدان در گذشته نقش پررنگی داشته و ما سعی می کنیم آینده خوبی هم داشته باشیم. امیدوارم هیئت کوهنوردی همکاری کند و کوهنوردان همدانی بتوانند در کارگاه آموزشی که فدراسیون برگزار می کند شرکت کنند.


دردل های کوهنوردی از زبان قهرمانان سرعتی همدان
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/317579/دردل-های-کوهنوردی-از-زبان-قهرمانان-سرعتی-همدان


برچسب ها: تابناک ، کوهنوردی همدان ، صعود سرعتی کوهنوردان همدان ،

چهارشنبه 5 آبان 1395

چند هنر، یک پیام

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

چند هنر، یک پیام

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چند هنر،  یک پیام
جمشید صفاریان هنرمند همدانی در هنرهای مختلف نقاشی، موسیقی، مجسمه‌سازی و طراحی هم دستی دارد. علاوه برآن 5 مجموعه داستان در کشور هند و یک مجموعه در همدان منتشر کرده است. صفاریان معتقد است همه این هنرها یکی است و او در تمام این هنرها یک حرف می‌زند و آن هم انسانیت است...
1395/08/04
جمشید صفاریان هنرمند همدانی در هنرهای مختلف نقاشی، موسیقی، مجسمه‌سازی و طراحی هم دستی دارد. علاوه برآن 5 مجموعه داستان در کشور هند و یک مجموعه در همدان منتشر کرده است. صفاریان معتقد است همه این هنرها یکی است و او در تمام این هنرها یک حرف می‌زند و آن هم انسانیت است .

تخیل
این هنرمند همدانی توضیح می‌دهد: به کپی معتقد نیستم چراکه دوربین‌های عکاسی دیجیتال در این زمینه خیلی خوب کار می‌کنند. زمانی مرحوم کمال‌الملک استاد برجسته‌ای بود و از پیشکسوتان نقاشی محسوب می‌شود اما حالا دیگر شیوه ایشان منسوخ شده و هر کسی هم آن کار را بکند تکرار است. این‌که کسی یک عکس را بکشد به درد نمی‌خورد چون با فشار دکمه دوربین از یک زاویه مناسب می‌توان یک عکس خوب گرفت.
وی می‌افزاید: در نقاشی هم باید بتوانیم مانند داستان‌نویسی یک پیام برسانیم و به ناچار باید این داستان را با تخیل بیامیزیم.اگر فقط داستان را روایت کنیم کاری مانند دوربین عکاسی انجام داده‌ایم و ارزشی ندارد. این کار ممکن است استادانه باشد اما هنرمندانه نیست.

مجسمه‌سازی
صفاریان می‌گوید: من از نقاشی به مجسمه‌سازی رسیدم. در نقاشی علاقه داشتم کارهایم برجسته باشد و رنگ را با ضخامت بیشتری به کار می‌بردم. ششم ابتدایی به این نتیجه رسیدم که مجسمه بسازم. ابتدا چند مجسمه سوررئالیستی ساختم. کارهایم کپی نبودند. زیرزمین کوچکی داشتیم که درآنجا با گل رس و گچ مجسمه می‌ساختم.
وی اضافه می‌کند: بعدها به دلیل مشکل مکان، ساخت مجسمه‌های بزرگ را کنار گذاشتم. نمی‌توانستم به فروش مجسمه‌هایم فکر کنم چون مردم به خرید مجسمه خیلی علاقه نداشتند.
صفاریان می‌افزاید: در مجسمه‌سازی کارهای هوشنگ سیحون، صنعتی و وزینی را دوست دارم.اما در همدان مجسمه‌ساز قابلی نداریم.

 یادگیری
از صفاریان می‌پرسم نقاشی را از چه کسانی آموخته‌اید که پاسخ می‌دهد: این هنر را به شکل مستقیم از هیچ‌کس یاد نگرفتم. فقط سوال‌هایی از بعضی اساتید که با آنها دوست بودم و ارتباط داشتم می‌پرسیدم. از بعضی از آنها
 قلم‌موها و رنگ‌های فرسوده می‌خریدم، کمی راهنمایی‌ام می‌کردند و خودم ادامه کار را پیش می‌بردم.همچنین به موزه‌ها سر می‌زدم تا بتوانم به شکل تجربی کارم را ادامه دهم.
این هنرمند معتقد است نقاشی در شهرستان‌ها مانند همدان مهجور مانده و می‌گوید: دید مردم ما به نقاشی دید عکاسی است. یعنی انتظار دارند نقاش آنچه را در طبیعت می‌بیند عینا ارائه دهد. برای مثال مردم نقاشی‌های من را دوست ندارند.
به گفته وی، در شهرستان‌ها مردم مشوق نیستند. به علاوه استادی که کلاس‌های مفیدی داشته باشد و جوانان را جذب کند نداریم. نقاشی که در شهری مانند تهران زندگی می‌کند ممکن است بتواند تابلوهایش را بفروشد اما در شهرستان‌ها این کار امکانپذیر نیست.

چاپ کتاب در هند
صفاریان قصه‌نویسی را از دوران دبیرستان آغاز کرد و با نشریاتی مانند کیهان، اطلاعات هفتگی، جوانان و روزنامه اطلاعات همکاری داشت تا این‌که اولین کتابش در هند منتشر شد.
وی درباره سفرش به هند توضیح می‌دهد: وقتی فرهنگ رنگارنگ و متفاوت هند را دیدم ذوقم شکوفاتر شد.در هند زیاد سختگیری نمی‌شود و به راحتی می‌شود در مدت 15 روز کتابی را منتشر کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کتابی به زبان فارسی منتشر کنم.
صفاریان می‌گوید: تعداد فارسی‌زبان‌ها که علاقه‌مند به فرهنگ ایران هستند در «بمبئی» و «پونا» زیاد است. این باعث شد با نشریات و رسانه‌های آنها هم همکاری کنم.
این هنرمند درباره هدف خود از نوشتن توضیح می‌دهد: من بیشتر دنبال تخلیه خود هستم تا به آرامش برسم، این جهان هستی را راحت‌تر بپذیرم و هشدار و پیامی هم به مخاطب بدهم.

شعر
صفاریان می‌گوید: من شعر نو را بیشتر از شعر کهن دوست دارم. در شعرهای کهن که از سوی شاعرانی مانند فردوسی، ناصرخسرو و دیگران سروده شده‌اند همه چیز گفته شده و چیزی نیست که پنهان مانده باشد.
این هنرمند همدانی که یک مجموعه شعر دارد می‌افزاید: در این مجموعه به طور کامل هرچه دلم خواسته گفته‌ام و اگر شعر دیگری بگویم تکرار است. در این مجموعه، هم شعر نو و هم شعر کهن گفته‌ام اما غزل عاشقانه ندارم. عشق زمینی در برابر این همه مسأله مهمی که در جهان داریم چیز بزرگی نیست.

موسیقی
صفاریان در مورد فعالیت‌هایش در حوزه موسیقی می‌گوید: من ساز را برای دل خودم می‌زنم.
در آواز هم تجربیاتی داشته‌ام.معتقدم هر کس باید خودش باشد. با گروه حسین زندی و علی منطقی چند کار را بازسازی کردیم که آواز و تصنیف این کارها را من خواندم.
وی داستان کوتاه را وسیله مناسبی برای ارتباط در عصر حاضر می‌داند و اضافه می‌کند: مردم این روزها حوصله رمان‌خواندن ندارند. به همین دلیل داستان کوتاه می‌نویسم؛ به این ترتیب با یک متن کوتاه پیام‌رسانی می‌کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/چند-هنر،-یک-پیام?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جمشید صفاریان ، مجسمه سازی همدان ،

سه شنبه 4 آبان 1395

یک مجسمه؛ یک داستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

یک مجسمه؛ یک داستان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
اردشیر محرابی‌اختر مجسمه ساز همدانی معتقد است زندگی در کارهایش جاری است و هر یک از آثارش داستانی دارند.
1395/08/03
اردشیر محرابی‌اختر مجسمه ساز همدانی معتقد است زندگی در کارهایش جاری است و هر یک از آثارش داستانی دارند.
وی این روزها آثار جدید خود را آماده می‌کند تا نمایشگاهی در شهر تهران برگزار کند. به همین مناسبت با این هنرمند همدانی گفت‌وگو کرده‌ایم که می‌خوانید:
  • چه شد که به هنر مجسمه‌سازی رو آوردید؟
من در یک خانواده هنری متولد شدم. ذوق هنری پدر و برادران من باعث شد به سمت کارهای هنری و صنایع دستی سوق پیدا کنم. زندگی کودکی من همراه خاطرات خوب در یک مکان بکر و طبیعت کامل بود به طوری که من بیشتر اسباب‌بازی‌های خودم و دوستانم را از گل و چوب می‌ساختم و این کار برای من بسیار لذت‌بخش بود.
متأسفانه سال‌ها بنا به دلایلی از کارهای دستی و هنری فاصله گرفتم تا این‌که در سال ۱۳۸۰ در شیراز نزد استاد ابراهیم دره‌شوریان ساخت ساز ایرانی کمانچه را فرا گرفتم و در کنار آن مجسمه‌سازی را به‌ صورت نه چندان جدی شروع کردم. به علت گرایش ذهنی من به مجسمه‌سازی کارگاه کوچک ساخت ساز کمانچه من به کارگاه مجسمه‌سازی تبدیل شد و اکنون سال‌هاست که مشغول کار حجم هستم.
  • در هنر دنبال چه چیزی هستید؟
هنر بیان احساسات است. شاعر، موسیقیدان، نقاش و هر هنرمند دیگری هر کدام به نحوی احساسات خود را در قالب هنرشان بیان می‌کنند. مجسمه‌سازی برای من یک روش ابراز احساس است. آرامش و نشاطی که من از هنر دریافت می‌کنم بسیار لذت‌بخش است، وقتی آن کار حجمی که انجام می‌دهم مطابق ذهنیتم باشد و همان چیزی که دلخواهم است به نحو احسن اجرا شود احساس زیبای آن لحظه قابل توصیف نیست. اعتقاد من بر این است که اگر یک اثر هنری برای خالق اثر دلنشین باشد لاجرم بر دل مخاطب و بیننده نیز خواهد نشست. وقتی من از مجسمه‌ای که ساخته‌ام لذت می‌برم، احساس می‌کنم بهشت اینجاست؛ آن لحظه تفاوتی ندارد در پراگ، استکهلم، پاریس یا همدان باشم. برای من مرکز زمین اینجاست. هدفم از هنر همین بوده است.
  •  از چه کسانی تاثیر پذیرفته‌اید؟
هنرستان هنرهای تجسمی،خانواده و محیط زندگی‌ام بیشترین تأثیر را در هنر من داشته اند. نخست تحت آموزش و راهنمایی‌های برادرم طیب محرابی و همین‌ طور تعالیم بی‌دریغ استاد مهربان و دوست‌داشتنی‌ام عطاءالله یوسفی قرار گرفتم.
  • به جز چوب از چه موادی در مجسمه‌سازی استفاده می‌کنید؟
بیشتر کارهای من چوبی هستند اما در برخی از فلز آهن نیز استفاده کرده‌ام. چند مجسمه گچی هم دارم که هنوز به مرحله‌ دلخواه نرسیده‌اند.
  • از چوب چه حسی می‌گیرید که بیشتر به این ماده گرایش دارید؟
به ‌طور کلی حجم کار و ایده تعیین‌کننده متریال یک مجسمه است اما چوب بیشترین احساس را به من می‌دهد. کارهای فلزی هم دارم که مستقل یا با چوب تلفیق شده‌اند اما تسلط کنونی من به تراش و شکل دادن به چوب است و گرایش من هم به این ماده بیشتر است.
  • ایده کارهایتان از خودتان است؟
به قول نظامی«عاریت کس نپذیرفته‌ام /آنچه دلم گفت بگو، گفته‌ام». تمام ایده‌ها و آثاری که ارائه شده منحصر به خودم است. در کل کارگاه و زندگی هنری من اثری کپی شده یافت نمی‌شود. من با تمام اشیای اطرافم ارتباط می‌گیرم.گاهی پیش می‌آید که با آنها صحبت می‌کنم و ایده می‌گیرم. زندگی در صندلی‌های من جاری است و هر کدام داستانی دارند.من دلم می‌خواهد داستان‌های زندگی آنها را به نمایش بگذارم. بیشتر ایده‌های من در سکوت خلوت شبانگاه همراه با موسیقی ملایم پیانو شکل می‌گیرد.
  • در مجسمه‌سازی از چه سبکی پیروی می‌کنید؟
ماجراجویی‌ و دادن حس زندگی به اشیا و جانداران و اغراق درحرکات و احساس آنها سبکی از هنر است با عنوان فراواقع گرایی یا سوررئال.گرایش ذهنی من این است و از این سبک کار نسبت به سبک‌های هنری دیگر لذت بیشتری می‌برم. دخیل دادن عناصر غیرطبیعی و فانتزی در دنیای واقعی، نفوذ به درون اشیا و اشخاص باعث به‌وجود آمدن داستان زندگی یک مجسمه در سبک کار من است.
  • حضور در نمایشگاه‌ها چه تأثیری بر آثار شما داشته است؟
اولین نمایشگاه مجسمه من چهارم اسفند ماه ۱۳۹۳ بود که به صورت انفرادی و در گالری ابن سینای همدان برگزار شد. سپس دومین نمایشگاه را در شهریور ۱۳۹۴ به ‌صورت گروهی همراه با انجمن مجسمه‌سازان همدان در گالری استاد محمود زنگنه همدان برگزار کردیم. در 3 سال گذشته بارها در نمایشگاه‌های گوناگون حضور داشته‌ام. به زودی کارهای جدیدم را در یکی از گالری‌های تهران به نمایش خواهم گذاشت. وقتی آثار عرضه می‌شود و در معرض دید مردم و منتقدان قرار می‌گیرد باعث رشد خالق اثر می‌شود.
  • از روند کارها رضایت دارید؟
آثار کنونی من نسبت به گذشته و اولین نمایشگاهی که برای من بسیار هیجان انگیز بود و به‌ صورت انفرادی برگزار کردم تفاوت بسیاری کرده و پیشرفت رضایت‌بخشی داشته است. معتقدم وقتی مخاطب و بیننده از یک اثر لذت خواهد برد که خودم از آن لذت ببرم.
  • در این رشته چه آینده‌ای برای خود متصور هستید؟
همانگونه که یک اثر به صورت دلخواه من به اتمام می‌رسد و تا از اجرای مناسب آن رضایت نداشته باشم آن را  ارائه نمی‌کنم، برای آینده نیز این تصور را دارم و امیدوارم بتوانم آثاری مناسب و درخور ارائه دهم. نکته دیگر این است که انسان به امید زنده است و من هم به آینده امیدوارم.

   زندگی نوشت
اردشیر محرابی‌اختر چهارم اسفند ۱۳۵۸در همدان متولد شد. او از کودکی علاقه زیادی به صنایع دستی داشت به همین دلیل به سمت کارهای هنری کشیده شد. او امروز یکی از شناخته‌شده‌ترین مجسمه‌سازان همدان است و مجسمه‌های چوبی این هنرمند بارها از سوی منتقدان و هنرشناسان مورد تقدیر قرار گرفته است.
برخی کارهای او به صورت مجموعه ارائه می‌شود، از جمله مجموعه صندلی‌هایش که بسیار مشهورند. محرابی اختر بارها در نمایشگاه‌های استانی و سراسری از جمله نهمین نمایشگاه مجسمه‌های کوچک انجمن مجسمه‌سازان ایران آبان‌ماه ۱۳۹۴ درگالری آران تهران و نمایشگاه گروهی با گروه هنری سنجاقک بهمن ماه ۱۳۹۴در گالری استاد زنگنه همدان شرکت کرده است.
 این هنرمند عضو انجمن مجسمه‌سازان استان همدان است و رتبه دوم ساخت تندیس‌های برفی جشنواره زمستانی همدان در سال۸۷ و رتبه نخست ساخت این تندیس‌هارا در سال 88 دارد. او داوری جشنواره زمستانی ساخت تندیس‌های برفی در سال ۱۳۹۳ را هم بر عهده داشته است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87%D8%9B-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، اردشیر محرابی اختر ، مجسمه سازی همدان ، ادشیر محرابی مجسمه ساز ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2