پنجشنبه 5 مرداد 1396

فرش همدان خاک می خورد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،صنایع دستی ،

فرش همدان خاک می خورد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
حسین کندی 68 سال دارد. او بیش از 5 دهه در عرصه مرمت، تولید و صادرات فرش فعالیت کرده است. کندی دبیر اجرایی جشنواره سالیانه فرش استان همدان، نایب رئیس اتحادیه فرش‌فروشان همدان، رئیس شورای فنی فرش استان و از مجموعه‌داران فرش همدان است...
1396/02/03
حسین کندی 68 سال دارد. او بیش از 5 دهه در عرصه مرمت، تولید و صادرات فرش فعالیت کرده است. کندی دبیر اجرایی جشنواره سالیانه فرش استان همدان، نایب رئیس اتحادیه فرش‌فروشان همدان، رئیس شورای فنی فرش استان و از مجموعه‌داران فرش همدان  است. او عضو انجمن طراحان فرش است و25 سال است با سازمان فنی و حرفه‌ای همدان همکاری می‌کند و برگزاری آزمون رفوگران بر عهده اوست او با این سابقه کاری از وضعیت تولید و فروش فرش نگران است. او معتقد است بیشترین آسیب اواخر دهه 80 به این حوزه وارد شده است. برای بررسی وضعیت فرش و قالی‌بافی همدان با حسین کندی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • مهم‌ترین ویژگی فرش همدان چیست؟
بیش از 70درصد تولید فرش استان همدان تجاری است بدین معنی که صادراتی است و خانه‌دارهای ایرانی از آن استقبال نمی‌کنند. فرش همدان ویژگی‌های خاصی دارد؛ اول اینکه پردوام‌ترین فرش ایران است و در گذشته غربی‌ها گرایش بسیاری به خرید این فرش داشته‌اند. دیگر اینکه متنوع‌ترین اندازه ها و سایزهای فرش در همدان هست؛ از فرش کوچک (بی بی)، پشتی زرع چارک، خرک، زرع و نیم، دوزرع، کناره، 6 متری، 12 متری تا 24 متری در همدان بافته می‌شود. شهرهای دیگر 12 و 24متری زیاد دارند اما اندازه‌های دیگر در آنها وجود ندارد.
  • فرش عتیقه و آنتیک چه تفاوتی با هم  دارند؟
آنتیک ممکن است، تازه بافته شده باشد، اما بافت و رنگ و طرح آن درست باشد و ظرافت و نفیس بودن را نیز داشته باشد. این فرش تا 100 سال آنتیک است. اگر شد 101 سال عتیقه می‌شود. در واقع فرش‌هایی که بیش از یک قرن قدمت داشته باشند عتیقه هستند.
  • مهم‌ترین تهدید صنعت فرش همدان را چه می دانید؟
این مسأله عامل مهمی دارد. تورم بیش از حد و تحریم در دولت‌های پیشین باعث شد فرش همدان زمین‌گیر و بیمار شود. پیش از تحریم ما بهترین فرش را با مبلغ 60هزار تومان تولید می‌کردیم حالا با 600هزار تومان نمی‌توانیم تولید کنیم و فرش‌های تولید شده صادر نمی‌شود. در طول چند سال تورم زیادی را شاهد بودیم که باعث شد صادرات و تولید افت کند و فرش ما را نخرند.
  • یکی از تهدیدهای فرش همدان بافت نقشه تبریز با مصالح تبریز در همدان است که بیشتر بافندگان را به سمت خود کشید و طرح‌های استان و حتی فروشندگان مواد اولیه در همدان را دچار ورشکستگی کرد. ارزیابی شما از این تهدید چیست؟
همان تحریم و تورم بود که باعث شد رویکرد تعداد زیادی از نیروهای بافنده جوان و ماهر ما به سمت طرح‌های تبریز و قم برود. البته آنها توفیق چندانی نداشتند و بسیاری از زنان فرش‌باف به سمت بافت تابلو فرش رفتند اما کارشان ضعیف است و کیفیت تابلو فرش‌های تبریز را ندارد. اگر تابلو‌فرش بافت بافندگان تبریزی را 2 میلیون تومان بخرند تابلو‌فرش یک بافنده همدانی را یک میلیون تومان می‌خرند به دلیل اینکه اصلا تابلو فرش کار ما نیست و کار ما قابل رقابت با آنها نیست. بافندگان ما باید فرش همدان را ببافند. کسانی که تابلو فرش می‌بافند به بن بست خورده اند.
  • علت در طرح‌های کامپیوتری نیست؟
مشکلی با نقشه‌های کامپیوتری یا سنتی نداریم، مشکل در خود طرح و نقشه است که متعلق به ما نیست. به طور مثال اگر خودرو ژاپنی را در ایران تولید کنیم هیچ‌وقت آن کیفیت ساخت ژاپن را نخواهد داشت. همدان باید کار خودش را انجام دهد. همدان نمی‌تواند ابریشم عمل بیاورد و ببافد چون ابریشم را ضایع می کند. هر کیلوگرم ابریشم 400هزار تومان است.
  • فرش‌هایی که با مواد ترکیبی تولید می‌شوند چه وضعیتی دارند؟
من مخالفم که ابریشم و پشم مخلوط شود چون عمرشان باهم مطابق نیست. اگر فرش پشمی 200 سال عمر داشته باشد ابریشم 80 سال عمر دارد و باید جدا جدا بافته شوند.
  • فرش همدان از نظر قیمت و ارزش چه تفاوتی با سایر نقاط دارد؟
بافنده ما باید روی طرح‌های بومی کار و نوآوری و ابداع کند. این استان صدها سال سابقه فرش‌بافی و صادرات دارد. فرش همدان بسیار با ارزش است. زرع نیم میشان ملایر اگر پیدا شود 15 میلیون تومان قیمت دارد. استان ما فرش‌های اصیل زیادی دارد مانند فرش سوزن، درجزین و مهربان. مجموعه‌داران همدانی فرش‌های خوبی نگه داشته‌اند.
  • گفته می‌شود یکی دیگر از عوامل رکود کیفیت مواد اولیه است. موضوع کیفیت چیست؟
برخی تولیدکنندگان از پشم خالص استفاده نمی‌کنند و از پلی استر و مرینوس ناخالص استفاده می‌کنند. خریداران خارجی هم تشخیص می‌دهند. تعدادی از همکاران من متاسفانه برای اینکه هزینه کمتری متحمل شوند و سود بیشتری ببرند کارهایی کردند که آسیب زیادی به فرش همدان زد. آنها  چهار نخ بافی را متداول کردند، پود ندادن را شروع کردند و از پشم دباغی ارزان قیمت استفاده کردند که با آهک از پوست گوسفند مرده جدا می‌شود.
 این موضوع خسارت زیادی زد و ما هنوز زیان عملکرد این دوستان را می‌دهیم. من بارها در اتاق بازرگانی، صنعت و معدن اتحادیه فریاد زده‌ام از این مواد استفاده نکنند اما گوش نمی‌دهند و این صنعت را نابود کرده‌اند. امروز نسل جوان ما درگیر تخلف‌های دیروز ما است که از مواد نا مرغوب استفاده کرده‌ایم.
  • چه باید کرد؟
خراب کردن آسان است. یک ساختمان را در 2 روز می‌توان تخریب کرد اما برای ساخت همان ساختمان ممکن است سال‌ها  زمان نیاز باشد. کار فکری، کار عملی، کار اجرایی، سرمایه‌گذاری، به روز شدن، اطلاعات، اتاق فکر و آموزش درست قالی‌بافان لازم است. قالی‌بافان ما همه سنتی هستند. آموزش هم وقت و هم هزینه می‌خواهد. زمان و تجربه پیشکسوتان مانند قالی‌بافان، تولیدکنندگان، رفوگران و قالی‌شویان در حال هدر رفتن است. بنده حاضر هستم همه تجربه‌هایم را رایگان در اختیار مردم قرار دهم اما باید فضا در اختیار ما بگذارند.
  • فاصله عرضه و تقاضا در کجاست؟
امروز بافندگان ما در روستاها خبر ندارند بازار چه چیزی را طلب می‌کند و همان چیزی را تولید می‌کنند که 30 سال پیش تولید می‌کردند. اروپا و سلیقه اروپایی هر روز تغییر می‌کند. آموزش یعنی فکر تولیدکننده را به‌روز کنید. نگاه ما باید تغییر کند تا بتوانیم کالای ارزشمندی مانند فرش را تولید و صادر کنیم.
  • وام هایی که به بافندگان و تولید کنندگان پرداخت شده چه تاثیری در صنعت فرش استان داشته است؟
بیشتر وام‌ها هدر رفت. به هر قالی‌باف 3تا 5 میلیون تومان وام دادند. کسانی که وام گرفتند یا پولدار بودند که به سفر می‌رفتند یا بی‌پول بودند که یک پیکان می‌خریدند، مسافر کشی می‌کردند و دیگر قالی‌بافی نمی‌کردند. به خیلی از مردم وام دادند تا بازار رونق بگیرد اما چون هدف درست نبود اتفاقی نیفتاد. بیکارهایی که وام گرفتند به بیکار بدهکار تبدیل شدند در نتیجه بیشتر وام‌ها بازپرداخت هم نشد.
  • فکر می‌کنید این مشوق‌ها چگونه باید باشد؟
ارزش افزوده این صنعت بسیار بالا است. شما با 200هزار تومان می‌توانید فرش تولید کنید  و 1 تا 2 میلیون تومان بفروشید. سرمایه آنچنانی نمی‌خواهد مگر اینکه یک کارگاه راه‌اندازی کنید که 50 بافنده در آن کار کند.
 ما در کارگاه خودمان52 سهامدار داشتیم. هیچوقت نیاز به وام پیدا نکردیم و دیناری از کسی نگرفتیم. وام‌های پشتیبان به کسانی که بیش از 20 بافنده دارند تعلق می‌گیرد اما کسی استقبال نمی‌کند چون بافنده‌ها از این شغل فاصله گرفته‌اند و فاکتورهای مورد نظر و استانداردهای لازم را ندارند.


برچسب ها: فرش همدان ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

نگاه فانتزی ما به زمین

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،

نگاه فانتزی ما به زمین

نویسنده : حسین زندی

اجتماعی

همزمان با دوم اردیبهشت‌ماه هر سال که روز جهانی زمین پاک نام گرفته است در ایران نیز یادی از زمین و محیط زیست می‌شود اما سؤال مهمی که همچنان بی‌پاسخ مانده تأثیر این نامگذاری در بهبود شرایط محیط زیست کشور است.
چه بپذیریم و چه مخالفت کنیم وضعیت محیط‌زیست ایران بسیار بحرانی است حتی با نامگذاری همه روزهای سال به نام زمین، محیط زیست و درختکاری" مشکل محیط زیست کشور حل نخواهد شد مگر اینکه اراده‌ای جمعی برای رفع این بحران وجود داشته باشد.
کشتار بی‌رحمانه و نابخردانه حیوانات و حیات وحش، قطع درختان و نابودی جنگل‌ها، برداشت بی‌رویه و بدون حساب و کتاب آب سفره‌های زیرزمینی، رهاسازی زباله در طبیعت، آلودگی رودخانه‌ها و چشمه‌ها، افزایش ریزگردها و آلودگی هوا، آلودگی صوتی شهرها و ده‌ها مورد دیگر که این روزها در ایران درگیر آن هستیم، جملگی ره‌آورد نابخردی انسان امروز است، این نابخردی زمانی افزون می‌شود که عامل این اتفاق‌ها و بحران را به قضا و قدر و رویدادهای طبیعی نسبت دهیم و ناکامی و بی‌تدبیری را در سایه عوامل طبیعی پنهان کنیم.
تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که بیشتر این اتفاق‌ها و تخریب‌ها قابل پیشگیری است به شرطی که متولیان بپذیرند محیط‌زیست کشور دچار بیماری است و باید برای درمان آن کوشید. اما چنین رویکردی از سوی مدیران کمتر دیده شده و بیشتر تخریب‌ها در سایه صدور مجوز توسط نهادهای دولتی صورت می‌گیرد. به طور مثال در زمینه مدیریت پسماند، شهرداری‌ها بدترین گزینه را انتخاب می‌کنند؛ در منطقه‌ای زباله‌ها در کنار جاده‌ها رها شده است و در نقطه دیگر پس از تجمیع پسماند هر چند روز یکبار آن را در فضای باز به آتش می‌کشند یا در کنار شهری پس از انباشت زباله آن را در زیر خاک دفن می‌کنند. این اعمال بیشتر توسط عوامل مدیریت شهری و کارکنان شهرداری‌ها انجام می‌شود و در غیاب سازمان‌های مردم‌نهاد، هیچ ‌اعتراض و واکنش اجتماعی‌ را در پی ندارد، مردم نیز آسان‌ترین راه را برمی‌گزینند.
شرایط محیط‌زیست استان همدان نیز از چنین رویه‌ای پیروی می‌کند، خشکسالی، کم‌آبی، نابودی باغ‌ها، تخریب چشمه‌ها، واگذاری‌ منابع‌طبیعی، آلودگی‌هوا‌ و ریزگرد، اذیت و آزار حیوانات توسط جوامع محلی، نبود مدیریت پسماند، وجود نیترات در آب آشامیدنی، صدور مجوز صنایع آلاینده مانند فولادسازی، آمد و شد خودرو‌های غیراستاندارد و مواردی از این دست موجب به وجود آمدن بحران در عرصه محیط‌زیست این استان شده است.
همانطور که اشاره شد گام اول در رفع چنین بحرانی پذیرفتن مشکل از سوی نهادهای حاکمیتی، نهادهای مدنی و مردم است. نقش نهادهای حاکمیتی در نقش قانونگذار و مجری قانون بسیار مهم است به طور مثال در 4 دهه گذشته مجلس کمتر به مسأله محیط زیست پرداخته است وتوجه دولت‌ها به مقوله محیط زیست نیز بنابر گرایش سیاسی نوسان داشته است. هرچند دولت تدبیروامید با شعارهای محیط زیستی وارد کارزار شد اما به دلیل همراه نبودن سایر نهادهای حاکمیتی از جمله مجلس توفیق چندانی در این زمینه نداشته است. البته در روزهای گذشته شاهد بودیم مجلس لایحه هوای پاک را که دولت تنظیم کرده بود با تغییرات کمی تصویب کرد که در صورت اجرایی شدن می‌تواند اتفاق‌های خوبی را در این حوزه رقم بزند اما همانطور که گفته شد کافی نیست.
نبود رشد آگاهی از دیگر موانعی است که راه نابودی زمین و تخریب محیط زیست را هموار کرده است. نقش رسانه‌ها را در این زمینه نمی‌توان نادیده گرفت هرچند برخی روزنامه‌ها و نشریات مستقل این مسأله را به صورت مداوم بازنشر می‌کنند و فضای مجازی نیز مانند ابزاری مهم به کمک آنها آمده است اما رادیو تلویزیون یا رسانه ملی کمترین توجه را به مسأله محیط زیست دارد.
توجه نهادهای آموزشی به مقوله محیط زیست در کنار سایر عناصر یادشده می‌تواند به رفع بحران کمک کند اما به نظر می‌رسد نظام آموزشی کشور موضوع محیط زیست را به رسمیت نمی‌شناسد.
 کارشناسان معتقدند تغییراتی که دولت‌های نهم و دهم در سیستم نظام آموزشی پدید آمد به پسرفت آموزش در کشور انجامید به همین دلیل با نظام فعلی نمی‌توان امیدی به آموزش دانش‌آموزان در تقویت توسعه پایدار داشت.
نهادهای مدنی را می‌توان یکی دیگر از ارکان توسعه پایدار برشمرد اما چه از نظر تعداد و چه از نظر کارکرد تشکل‌های مدنی ایران از نهادهای مدنی افغانستان و شمال عراق ضعیف‌تر هستند هنوز نگاه عمیق به جامعه مدنی از سوی دولت و ملت در ایران وجود ندارد و آنچه امروز با عنوان تشکل‌های مدنی روبه‌رو هستیم محافلی است که در سطح جامعه دست و پا می‌زند. موانع ساختاری در ایجاد تشکل‌ها و دخالت نهادهای حاکمیتی از اصلی‌ترین مشکلات رشد نهادهای غیردولتی در ایران است و زمانی که باور به اصل غیردولتی بودن این نهادها از سوی تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران حکومتی وجود ندارد انتظار معجزه نمی‌توان داشت این مشکلات در استان‌هایی مانند همدان بیشتر از سایر استان‌ها است هرچند گرایش از سوی مردم برای فعالیت نیز در استان بیشتر از دیگر مناطق است.
 اگر رویکرد ایجاد تشکل‌های غیردولتی تغییر کند و تأسیس این نهادها تسهیل شود علاوه بر آموزش جوامع محلی و خانواده ها نظام آموزشی نیز تقویت خواهد شد.
رسیدن به نقطه مطلوب و پشت سر گذاشتن این بحران از عهده یک جریان و نهاد برنمی‌آید، همه ابزارها و نهادها چه دولتی و چه غیردولتی باید همراه شوند و مردم را تشویق کنند تا برای رفع مشکلات زیست‌محیطی تلاش کنند. رسیدن به نقطه مطلوب روزی است که همه شهروندان خود را در برابر زمین مسئول بدانند به طور مثال زباله‌ای تولید نکنند و بر روی زمین نریزند تا عده‌ای آن را جمع‌آوری کنند. با همه مسائل و مشکلاتی که عنوان می‌شود نباید نامید شد و به نظر می‌رسد بهترین رویکرد همگرایی، اراده جمعی برای رفع مشکل با نگاه به آینده است.


پنجشنبه 5 مرداد 1396

تجلیل از صدای خوش آموزش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :موسیقی ،

تجلیل از صدای خوش آموزش

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
جمعه 25 فروردین برنامه موسیقی شب آواز هگمتانه در تالار فجر برگزار شد. این بار این مراسم به بزرگداشت محمدرضا بختیاریان مدرس آواز و خواننده پیشکسوت همدانی اختصاص داشت....
1396/01/29
جمعه 25 فروردین برنامه موسیقی شب آواز هگمتانه در تالار فجر برگزار شد. این بار این مراسم به بزرگداشت محمدرضا بختیاریان مدرس آواز و خواننده پیشکسوت همدانی اختصاص داشت.
در این برنامه گروه موسیقی آوای فاخته به سرپرستی رضا عباسی به اجرای چند تصنیف پرداخت، سپس محمدرضا بختیاریان همراه با نوین خوشنوا و بهنام بیات  یک قطعه آوازی را به میهمانان خود ارائه کرد . همچنین نوین خوشنوا از شاگردان استاد با ارائه زندگینامه و کارنامه هنری او به سخنرانی پرداخت. بختیاریان متولد دی ماه 1323در همدان است. او در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد و به تشویق پدرش به سمت قرائت قرآن کشیده شد و همزمان ردیف آوازی ایران را نیز آموخت و شاگردان زیادی را تربیت کرد. در گفت‌وگوی پیش‌رو کارنامه محمدرضا بختیاریان را از زبان خود او می‌خوانیم.
  • چگونه وارد عرصه موسیقی و آواز شدید؟
 پدرم با شعر و ادبیات مانوس بود و من در کنار شعر و ادب، قرائت قرآن را نیز از پدرم آموختم و این زمینه‌ای برای علاقه من به آواز شد. پدرم قماش فروش بود و در محله بختیاری‌ها زندگی می‌کردیم. بعدها خیابان میرزاده عشقی، رکنی، میدان دانشگاه و خیابان سعیدیه از آن منشعب شد.
  • از دوران تحصیل بگویید.
دوره ابتدایی را به دبستان عارف می‌رفتم که ابتدای سعیدیه قرار دارد. دبیرستان را در دبیرستان پهلوی سابق دیپلم گرفتم و وارد دانشگده دامپزشکی پزشکی دانشگاه تهران شدم. سال 1349 فارغ التحصیل شدم.
  • آموزش آواز از کجا شروع شد؟
پس از آموزش‌های مرحوم پدرم، در دوره دبیرستان با مرحوم فیضی که نام کوچکش را فراموش کرده‌ام و محسن مهاجرانی که او هم از دنیا رفته و صدای خوبی داشتند تمرین می‌کردیم. خارج از دبیرستان البته ما از بزرگانی مانند آقای مغربی بهره می بردیم که شب‌ها در صحرا می‌خواندند. آن زمان متداول بود کسانی که صدای خوبی داشتند در صحرا می‌خواندند. همزمان فلوت را نیز به صورت خودجوش یاد گرفته بودم.  آقای برق لشکری هفته‌ای یک روز به عنوان معلم موسیقی در دبیرستان به ما سلفژ یاد می دادند و سیف‌اله گلپریان معلم نقاشی ما بودند. البته بیشتر در خانواده می‌آموختم و از نوارها و صفحه‌های موسیقی آن زمان مانند  بنان تقلید می‌کردم.
  • با گروه‌های موسیقی همدان ارتباط داشتید؟
با گروه‌های مطرح همدان ارتباط نداشتم تا وقتی که رفتم تهران و اولین برنامه هنری‌ام را در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران اجرا کردم. این کنسرت های دانشگاهی چند نوبت اتفاق افتاد که کمیته فوق برنامه دانشگاه برگزار می‌کرد.
  • از قرائت قرآن بگویید.
آن سال‌ها سازمان اوقاف هر ساله مسابقات قرآنی برگزار می‌کرد که من هم شرکت می‌کردم و هرسال مقام می‌آوردم. چند نوبت نیز به اردوهای اوقاف که در مشهد، شیراز و کردستان برگزار می‌شد، رفتم. اوقاف مسابقات بین‌المللی قرآن را برگزار می‌کرد. دوره لحن، تجوید و صوت و لحن را نزد آقای مولوی در تهران آموختم.
  • چه سالی به همدان برگشتید؟
حدود سال 50 پس از اینکه تحصیلاتم تمام شد به عنوان مسئول دامپزشکی نهاوند منصوب شدم.آن دوره از نوارهای موسیقی و قرائت استفاده می‌کردم چون استادی نبود. سال 1353 رادیو وتلویزیون از قاریان دعوت کردند که نوار کاستی پر کنند و من هم رفتم و نوار پر شد. پس از مدتی نوار من به عنوان دومین اثر آن سال انتخاب شد. مرا به تهران اعزام و تجلیل کردند و مجوزی صادر کردند. سال 61 هم به عنوان قاری ممتاز استان برگزیده شدم که ما را به مکه فرستادند.
  • در تهران به کلاس‌های آواز چه کسانی می‌رفتید؟
در تهران کلاس آواز به صورت حرفه‌ای نرفتم اما در محافلی که شرکت می‌کردم از کسانی که اهل خواندن و نواختن بودند می‌آموختم. از روی آلبوم‌ها ردیف آوازی را فراگرفتم.
  • در همدان چه برنامه‌هایی اجرا کرده‌اید؟
کنسرت‌های من در همدان بیشتر مربوط به همین اواخر است که در کنسرت‌های آموزشگاهی با جواد مرادیان شرکت داشته‌ام و به عنوان یکی از بنیانگذاران انجمن ادبی باباطاهر هر جمعه صبح در آرامگاه باباطاهر به اجرای برنامه می‌پردازم. من در 30 سال گذشته  بیشتر به آموزش مشغول بوده‌ام و همزمان به شاگردانم آواز ایرانی و قرائت قران تدریس می‌کردم. علاقه‌مند بودم مانند قاریان عرب نغمه‌های قرآنی را آموزش دهم. به طور کلی بیشتر کارهای من در محافل بود و من آواز محفلی را دوست دارم .
  • تدریس آواز چطور؟
مدت 3سال در آموزشگاه هزاردستان آواز تدریس می‌کردم اما فقط اکنون در خانه آموزش می‌دهم. معتقدم در کلاس‌های آواز نباید تعداد شاگردان بیشتر از دو یا سه نفر باشد چون جمعیت زیاد باعث می‌شود آموزش غلط شکل بگیرد و تحت تاثیر شاگردان به بیراهه رود. باید فرد فرد آموزش دهیم. این روزها در خانه آواز با علی اصغر طاهری مشغول کار هستیم.
  • سبک آموزشی شما بر اساس کدام ردیف آوازی است؟
تا پیش از انقلاب ما ردیف منسجم و تدوین‌شده‌ای نداشتیم تا اینکه ردیف عبداله خان دوامی با تار مرحوم محمدرضا لطفی منتشر و سال 1362 ردیف مرحوم محمود کریمی منتشر شد. به نظر من بهترین ردیف مربوط به استاد کریمی است. البته ردیف‌های دیگری هم آمد از جمله رضوی سروستانی، حسن گلپایگانی، ادیب خوانساری، اقبال آذر، حسن کسایی، منتشری و طاهرزاده اما کامل‌ترین آن کریمی است و من هم از این کار استفاده کرده‌ام. البته کسی که 40 سال آواز کار می‌کند باید سبک و صوت و لحن خودش را داشته باشد.
  • علاوه بر آواز چه فعالیتی در این حوزه دارید؟
مقاله‌ها و جزوه هایی در زمینه آواز نوشته‌ام که در زمینه صوت و لحن، موسیقی قرآنی و حرمت آن است. تصنیف‌ها و شعرهایی هم ساخته‌ام.
  • وضعیت آواز استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همدان هنرمندان خوب و از نظر هنر جایگاه خوبی دارد اما باید انسجام خوبی بین هنرمندان ایجاد شود. در شهرستان‌ها ارتباط کمتری با مرکز داریم، این ارتباط باید بیشتر شود. افرادی مانند کوثر نژاد، ناصر مهروز، جعفرپور، جمشید صفاریان، علی اصغر طاهری و اصغر بابایی از هنرمندان خوب همدان به شمار می‌روند و ارتباط خوب و خاطرات خوبی داریم. موسیقی پاپ آواز ما را تحت تاثیر قرار داده است. البته آواز میراث فرهنگی ما است و هرگز از بین نخواهد رفت. گذشتگان به ما تحویل داده‌اند ما نیز باید آن را حفظ کنیم.
  • شما ساز هم می‌نوازید؟
پس از مدتی متوجه شدم خواننده بهتر است همراه آواز به یک ساز نیز احاطه داشته باشد. حدود  15 سال پیش شروع به آموختن سه تار کردم و پس از آن همزمان با آموزش آواز، سه تار نیز می‌نوازم.
  • ارتباط قرائت  قرآن و آواز در کجاست؟
خواندن یعنی صدا و آواز دو فاکتور دارد؛ یکی لحن است و دیگری صوت. پس از این دو مورد باید به فن بیان هم آشنا باشیم. به طور مثال در قرائت تجوید مهم است که چگونه بیان می‌کنیم و در آواز شیوه و فن بیان شعر مهم است که چگونه بیان می‌کنیم. کسانی که قرآن را به درستی آموزش می‌بینند می توانند ردیف‌های آوازی را سریع‌تر یاد بگیرند چون قرآن براساس مرکب‌خوانی قرائت می‌شود  و وسعت خوبی از لحاظ صوت و لحن دارد.


برچسب ها: آواز همدان ، موسیقی همدان ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

سیری درشیرین‌سو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،زیست بوم ،

سیری درشیرین‌سو

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
تالاب شیرین‌سو این روزها با بارش نزولات جوی حال و هوای بهتری پیدا کرده است. فصل بهار بهترین فرصت است تا سری به این جاذبه گردشگری و دیگر دیدنی های شهر شیرین سو بزنید....
1396/01/29
  تالاب شیرین‌سو این روزها با بارش نزولات جوی حال و هوای بهتری پیدا کرده است. فصل بهار  بهترین فرصت است تا سری به این جاذبه گردشگری و دیگر دیدنی های شهر شیرین سو بزنید.

دیدنی‌ها
شیرین‌سو علاوه بر تالاب، مناطق و مکان‌های دیدنی زیادی دارد. سنگواره‌های گاو دریایی که گفته می‌شود مربوط به 10 میلیون سال پیش است از آن جمله است که در ساختمان شهرداری شیرین‌سو به نمایش گذاشته شده است. معدن مخروبه شیرین‌سو یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری این شهر است که  سنگوارها نیز آنجا کشف شده است.
روستای اکنلو یکی دیگر از جاذبه‌های منطقه است که آزمایشگاه  پاستور و موزه پروفسور بالتازار در آن قرار دارد. این روستا در فاصله 138 کیلومتری شهر همدان و 30 کیلومتری شهر شیرین‌سو قرار گرفته است.
اکنلو از روستاهای هدف گردشگری استان همدان است. حضور پروفسور بالتازار فرانسوی نیم قرن پیش، وجود مرکز انستیتو پاستور و یک قلعه قدیمی که امروز بزرگ‌ترین کتابخانه روستایی ایران به شمار می‌آید، از اکنلو روستایی ساخته که زبانزد بسیاری از علاقه‌مندان علم پزشکی و گردشگری است. به سخن دیگر می‌توان آن را پایلوت گردشگری سلامت در کشور دانست.
منطقه شیرین‌سو یکی از متنوع‌ترین زیستگاه‌های گیاهان دارویی کشور است و کوه‌های بسیاری از جمله باباخنجر و بوقاطی را در خود جای داده که مورد علاقه کوهنوردان است. همه این موارد در کنار تالاب دائمی، شیرین‌سو را به یک جاذبه مهم گردشگری مبدل کرده است.  

تالاب شیرین‌سو
تالاب شیرین سو از جمله تالاب‌های مصنوعی ایران است که به زیستگاه گونه‌های مختلف جانوری و پرندگان منطقه تبدیل شده است و ده‌ها گونه پرنده در این زیستگاه زندگی می‌کنند. منطقه شیرین‌سو زمستان‌های سردی دارد و گاهی به دلیل یخبندان و سرمای زودرس بیشتر پرندگان مهاجرت می‌کنند. این تالاب در مسیر جاده شهرستان کبودراهنگ به زنجان و در کنار روستای شیرین سو واقع شده است.  آب تالاب از طریق چشمه‌های دائمی و بارندگی‌های فصلی تامین می‌شود و بخشی از آن توسط یک سد کوچک به مصرف کشاورزی می‌رسد. مساحت  کل محوطه اطراف تالاب بیش از 300 هکتار و مساحت دریاچه تالاب حدود 50 هکتار است. البته مساحت این تالاب به تناسب میزان بارندگی در سال‌های مختلف متغیر است. این تالاب دارای منابع آبی متعدد است که به خاطر این حوضه‌های آبریز دائمی، میزان آبدهی بالای آنها، شیب مناسب و رطوبت نسبی براساس مطالعات تخصصی و علمی به لحاظ شاخص‌های اقلیم گردشگری مناسب به‌ویژه در فصل‌های بهار و تابستان است. تالاب شیرین‌سو در محور مواصلاتی همدان – زنجان قرار دارد و با توجه به اینکه تردد مسافران استان‌های شمال غرب و غرب از این مسیر بسیار زیاد است، می‌تواند بهترین مکان برای استراحت و تفریح مسافران و همین‌طور علاقه‌مندان به ماهیگیری و پرنده‌نگری باشد.

گونه‌های جانوری و گیاهی
در تالاب شیرین‌سو 54 گونه پرنده شناسایی شده که جزو پرندگان كم نظیر و ارزشمند ایران به شمار می‌روند. گونه‌هایی چون مرغابی، غاز، چنگر، كشیم بزرگ، خوتكا، لک ‌لک سفید، آووست، چوب پا، حواصیل خاكستری، حواصیل ارغوانی، اگرت بزرگ، كشیم كوچک، سر سبز، اردک نوک‌سبز، كاكایی سر سیاه، سلیم طوقی، تلیله كوچک، پرستوی دریایی نوک کلفت، تنجه، آنقوت، فیلوش باکلان بزرگ، کشیم بزرگ، باکلان کوچک، بوتیمار کوچک، فلامینگو، کاکایی نقره‌ای، دم جنبانک ابلق، گاو چرانک و حواصیل شب از جمله پرندگان این تالاب به شمار می‌آیند. این تالاب همه ساله در فصل مهاجرت پذیرای تعداد زیادی پرندگان آبزی و کنار آبزی است. حداکثر جمعیت پرندگان در تالاب شیرین سو، اردیبهشت ماه است. کارشناسان وجود پرندگان در این منطقه را نشانه‌ای از سلامت محیط پیرامون تالاب می‌دانند. علاوه بر انواع مرغ  و پرندگان، پستاندارانی مانند سنجاب زمینی و خرگوش نیز محوطه اطراف تالاب را به عنوان زیستگاه خود قرار داده‌اند و یکی از کلونی‌های مارها به شمار می‌رود. به لحاظ وضعیت پوشش گیاهی نیز گونه‌های درمنه، گون، خانواده‌های نعنائیان، چتریان، شب بو، گل گاوزبان، گندمیان و بقولات پوشش غالب منطقه است.  تنوع اکولوژیک بالای منطقه نیاز اساسی به برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی دارد. به همین دلیل با پیگیری‌های به‌عمل آمده از اسفند سال 89 تالاب به مدت 5 سال از سوی شورای عالی حفاظت محیط زیست به عنوان منطقه شکارممنوع معرفی شد.
شهرستان کبودراهنگ با دارا بودن منطقه شکارممنوع تنها 4 محیط‌بان دارد و یکی از مشکلات اداره محیط زیست این شهرستان کمبود نیروی انسانی است.

طرحی برای گردشگری شیرین‌سو
حسین زندی
فعال محیط زیست

مقام‌های استانی و شهرستانی از تالاب شیرین‌سو به عنوان یک ظرفیت گردشگری نام می برند اما اقدامی برای جلوگیری از خشک شدن تالاب، و مهاجرت پرندگان انجام نمی‌شود زباله‌هایی که در اطراف تالاب وجود دارد. پوشش گیاهی و جانوری را تهدید می‌کند و فضا و منظر تالاب را تخریب.در آخرین جلسه کارگروه گردشگری مصوب شد شهرداری شیرین‌سو به عنوان متولی واحد به فرماندار معرفی شود.پس از واگذاری مدیریت تالاب به شهرداری، این نهاد در نظر دارد طرحی را برای توسعه شیرین‌سو با رویکرد گردشگری به کارگروه گردشگری ارائه دهد. به نظر می‌رسد بدون در نظر داشتن ضرورت های اقلیمی و موانع توسعه پایدار این مهم امکان‌پذیر نیست.برای رفع این موانع بهتر است این طرح به صورت فازبندی شده اجرا شود.یکی از نگرانی‌های فعالان محیط زیست، مساله جاده شیرین‌سو به زنجان است. این جاده از نزدیکی تالاب می‌گذرد و تردد خودروها در این مسیر تهدیدی برای قلمرو و زیستگاه اصلی سنجاب‌ها که در این منطقه استقرار دارند، به شمار می‌رود. پیشنهاد فعالان محیط زیست انتقال این جاده در قالب  یک کمربندی با فاصله‌ای دورتر به شرق شیرین‌سو است.یکی از مشکلاتی که در اجرای طرح‌های صنعتی و گردشگری وجود دارد، مشکل پسماند و فاضلاب است. این نگرانی نیز درباره طرح گردشگری شیرین‌سو وجود دارد که  انتقال فاضلاب منطقه گردشگری از طریق کانال‌ها و سیستم‌های استاندارد صورت نگیرد و پس از اجرای طرح تالاب آلوده شود.پیش از اجرای این طرح در حاشیه تالاب تعدادی آلاچیق ساخته شده که باید جمع آوری شود و به نقطه دورتری انتقال یابد.
مسئولان باید توجه داشته باشند حساسیت‌هایی که در تالاب شیرین سو وجود دارد بسیار مهم است و باید گردشگرانی جذب شوند که با تعاریف و استانداردهای گردشگری آشنا باشند.در غیر این صورت تالاب شیرین‌سو نیز به مرکزی برای پختن کباب و تجمیع زباله تبدیل خواهد شد. گردشگرپذیری منطقه باید با رویکرد حفاظت از تالاب و پرندگان و سنجاب‌ها باشد و مسئولان باید فکر قایق سواری و ماهیگیری را از سر به در کنند.برای توسعه پایدار گردشگری در منطقه شیرین‌سو پیشنهادهای وجود دارد که از الگوهای موفق در جهان بهره‌گیری می‌شود. ایجاد مرکز بازدیدکنندگان و یک موزه تاریخ طبیعی با استفاده از گونه‌های تاکسیدرمی  شده اکنلو یکی از این موارد است.
اقامتگاه‌ها، هتل‌ها و فروشگاه‌ها باید در داخل یا حاشیه شهر مستقر شود تا علاوه بر ارتباط فرهنگی درآمدزایی مناسبی برای شهروندان داشته باشد.گونه‌هایی مانند گوسفند نژاد مهربان و فرش مهربان که یکی از معروف‌ترین نقشه‌های فرش استان است می‌تواند در قالب این طرح به جهانیان معرفی شود.علاوه بر غارهای کتله خور و علی‌صدر که در شعاع 80 کیلومتری این منطقه قرار دارند، وجود روستاهای تاریخی باشقورتاران و اکنلو همچنین جاذبه‌های طبیعی و تاریخی کبودراهنگ می‌تواند در قالب مسیری برای گردشگری به گردشگران معرفی شود. معدنی که فسیل‌ها در آن کشف شده در غرب تالاب با فاصله چندصد متر در کوه یاستی داغ واقع شده است. این معدن یکی از کم‌نظیرترین معادن ایران است و می‌تواند به یک جاذبه مستقل یا مکمل در شیرین‌سو تبدیل شود و علاقه‌مندان به گردشگری معدن را به شیرین‌سو جذب کند. در نظر گرفتن این محوطه در قالب طرح توسعه گردشگری شیرین‌سو بسیار مهم است و حتی در صورت خشک شدن تالاب به تنهایی می‌تواند گردشگرپذیری شیرین‌سو را تضمین کند. کوه یاستی داغ علاوه بر معدن دارای یک غار کوچک طبیعی به نام ایوان قیه است و انواع فسیل‌های موجود در دامنه این کوه جاذبه‌ای کم‌نظیر را در شیرین‌سو به وجود آورده است.  همچنین کوه‌های ساری قیه و گونای در شمال شرقی تالاب بهتر است به منطقه حفاظت شده تبدیل شود تا بار دیگر گونه‌های جانوری و گیاهی منطقه را پناه دهد. حفاظت از خانه‌های قدیمی شیرین‌سو در قالب اقامتگاه بومگردی و بازسازی حمام تاریخی به عنوان یک جاذبه می‌تواند به ماندگاری گردشگر در منطقه کمک کند.


برچسب ها: شیرین سو ، تالاب شیرین سو ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

از الکترونیک تا روان‌شناسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

از الکترونیک تا روان‌شناسی

نویسنده: حسین زندی / خبرنگار -همدان
امیر بهادر بهاری متولد 1362 در همدان است...
1396/01/28
امیر بهادر بهاری متولد 1362 در همدان است. تحصیلات او در رشته الکترونیک است اما علاقه به روان‌شناسی او را به سمت مطالعه و نوشتن کشاند. اولین کتاب بهاری با عنوان «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» به تازگی روانه بازار شده و خردادماه سال جاری در همدان رونمایی خواهد شد. او در این گفت وگو از کتاب خود می‌گوید.
  • از چه زمانی به نوشتن علاقه‌مند شدید؟
علاقه من از آغاز نوجوانی به کتابها و مقالات روان‌شناسی بود. در دوران دانشگاه به وسیله یکی از استادان دانشگاهی با کتاب «موفقیت نامحدود در 20 روز» آنتونی رابینز آشنا شدم و چون آن استاد گرامی نفوذ زیادی روی بنده داشت به خواست ایشان کتاب را با دقت فراوان خواندم و تاثیرات فوق العاده‌ای در زندگی خودم مشاهده کردم. از آن پس به کتب، فیلم ها، سمینارها و مقالات روان‌شناسی بسیار علاقه مند شدم و به مدت 15 سال هر روزه به اطلاعات خودم در این زمینه افزودم.
  • این آغاز، چطور به انتشار کتاب انجامید؟
رفته رفته هر چه بیشتر با علم روان‌شناسی آشنا شدم و تاثیر آن را در زندگی خود دیدم متوجه شدم که بزرگ‌ترین روان‌شناسان که بیشتر آمریکایی هستند غالب آموزش‌ها و مطالب را برای مردم و فرهنگ مردم آمریکا و کشورهای اروپایی ارائه می دهند. بیشتر این مطالب با فرهنگ و دین مردم ما بیگانه هستند و نمی توانند آن‌طور که باید، در مردم و اقشار مختلف جامعه ما نفوذ کنند. مطالب روان‌شناسی به گونه‌ای هستند که در ابتدا تاثیر بسیار زیاد و خوبی روی انسان می گذارند و شور و انرژی زیادی برای تغییر در روش زندگی و نوع نگرش انسان به زندگی در راستای رسیدن موفقیت ایجاد می کنند اما متاسفانه با گذشت زمان رفته‌رفته به دست فراموشی سپرده می شوند و انسان به همان رفتارها و عادات پیشین خود ادامه می دهد. بنابراین تصمیم گرفتم برای خودم جزوه ای تهیه کنم و مدام مطالب را مرور کنم تا دچار فراموشی و بازگشت به افکار منفی گذشته نشوم. جزوه را که آماده کردم به صورت دوره‌ای (تقریبا ماهانه) مشغول مطالعه شدم و چون استمرار داشت نتایج بسیار خوبی در زندگی و افکار خودم گذاشت. بنابراین تصمیم گرفتم جزوه را کامل‌تر کنم و تمام تلاشم را در راستای ساده‌نویسی و خلاصه‌گویی مطالب کردم تا جزوه را به صورت کتابی کامل به همه مردم ارائه کنم.
  • در این مسیر از چه کسانی تاثیر پذیرفتید؟
بخش عمده ای از آموخته های من از آموزه های روان‌شناسان ایرانی بوده و کمک زیادی به من کرده اند از جمله دکتر احمد حلت، علیرضا آزمندیان، محمود معظمی و مخصوصا استاد گرامی بنده علی محمدیان. همچنین از روا‌ن‌شناسان موفق دنیا آنتونی رابینز، برایان تریسی، فلورانس اسکاول شین و نیز نهج البلاغه حضرت علی (ع) تاثیر بسیار زیادی در افکار و عقاید بنده داشتند.
  • کارهای نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
خیر. متاسفانه در وادی نویسندگان غریبم و با شخص و آثار هم استانی هایم آشنایی ندارم. اما خیلی علاقه دارم که افتخار حضور در جمع آنها را داشته باشم.
  • در مورد کتاب «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» صحبت کنید.
بازرترین نکته در مورد کتاب «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» وجود تمرینات عملی در انتهای فصل و ساده‌گویی و خلاصه‌گویی مهم‌ترین آموزه های روان‌شناسی است. به نظر من بزرگ‌ترین آفت علم روان‌شناسی عملی نکردن آموخته‌هاست چراکه ایجاد تغییر در نوع نگرش، رفتار و روش زندگی کار ساده‌ای نیست و نیاز به تمرین و ممارست فراوان دارد. در سال‌های ابتدایی بنده بعد از مطالعه کتابی در این زمینه شور و انرژی فراوانی در خود احساس می کردم و با تمام وجودم می‌خواستم تغییری در زندگی ام ایجاد کنم اما همیشه این سوال در ذهنم بی جواب می‌ماند که حالا باید چه  کار کنم؟
  • می‌خواهید بگویید کتاب شما مباحث روان‌شناسی را به صورت کاربردی ارائه می‌کند؟
بله. وجود تمرینات عملی در انتهای هر فصل از کتاب  باعث تغییر از حالت شعار دادن و تخیل، به عمل‌گرایی و نتیجه‌گرفتن می‌شود و احتمال فراموش کردن مطالب بسیار کاهش پیدا می کند. از طرفی در برخی کتاب های روان‌شناسی مطالب بسیار خسته‌کننده و پیچیده به نظر می رسد مخصوصا کتب نویسندگان خارجی که بعد از ترجمه مقداری تغییر در محتوای آنها به وجود می آید. در نوشتن این کتاب تمام تلاشم را در ساده‌نویسی و خلاصه‌گویی انجام دادم. فکر می کنم طراحی های هنرمندانه علی حیدریان و فریبا منوچهری و همچنین ویراستاری دقیق معصومه مجد باعث درک بهتر مطالب شده و کتاب را برای مخاطب جذاب کرده است.
  • فکر می‌کنید کار شما چه تاثیری بر روی کسانی که به دنبال موفقیت هستند خواهد گذاشت؟
قطعا در صورتی که خوانندگان به تمرینات کتاب عمل و آن را به صورت دوره ای مطالعه کنند نتایج شگرفی در زندگی خود خواهند دید.
  • مخاطب شما چه طیفی از جامعه است؟
هر فردی که به دنبال رشد و موفقیت باشد، مخاطب این کتاب است و هیچ محدوده سنی و طیفی وجود ندارد. تنها گزینه «خواستن واقعی» است. یک نقطه در زندگی هر انسانی وجود دارد که به آن نقطه عطف می گویند. جایی که انسان واقعا طالب موفقیت باشد و بخواهد تغییری در زندگی خود ایجاد کند. رسیدن به نقطه عطف برای دستیابی به موفقیت واقعی و نامحدود «الزامی» است.
  • کار نوشتن و انتشار کتاب را ادامه خواهید داد؟
بله، کتاب بعدی به صورت تخصصی مربوط به زندگی مشترک و روابط زناشویی و مهارت های همسرداری است که البته با وسواس زیادی که در ارائه مطالب دارم زمان زیادی صرف این کتاب خواهد شد. در آینده نزدیک قصد ساختن سریالی با مضمون مهارت های زندگی را دارم. مدت زمان هر قسمت از سریال 3 تا 5 دقیقه است و به مشکلات و نوع برخورد ما با آنها و همچنین نوع برخورد با افراد مخلتف جامعه در وقایع مختلف می پردازد.
مهارت‌های فردی، اجتماعی و همچنین همسرداری به صورت کاملا عملی و با نمایش داستان در مدت زمان کوتاهی به مردم آموزش داده می شود. در هر قسمت از سریال نوع برخورد غلط و عواقب آن به نمایش در می آید و سپس نوع برخورد صحیح و دستاوردهای ناشی از آن را به نمایش خواهیم گذاشت. بعد از چاپ کتاب دوم، نوشتن فیلمنامه های این سریال را آغاز خواهم کرد.
  • شما کتابتان را به ناشر نسپردید و به صورت ناشر-  مولف منتشر کرده اید. وضعیت نشر استان را چگونه می بینید؟
متاسفانه ناشران شرایط بسیار غیر منصفانه ای به بنده پیشنهاد دادند که منجر به این شد که تصمیم گرفتم کتاب را خودم به صورت ناشر مولف به چاپ برسانم و از طریق وب‌سایت و فضای مجازی به صورت سفارش اینترنتی بفروشم. در خصوص نشر استان بنده در جایگاهی نیستم که نظری بدهم چرا که نویسنده‌ای تازه کار هستم و تجربه و مهارتی در زمینه انتشارات ندارم.
  • برای ترغیب مخاطبان به کتابخوانی چه راهکاری وجود دارد؟
متاسفانه با توجه به هجوم مردم کشورمان به سمت فضای مجازی اغلب مردم زمان بسیار کمتری برای مطالعه دارند. به نظر بنده می توان از همین فضا برای ترغیب مردم به کتابخوانی استفاده کرد. به این صورت که با ایجاد کانال ها و گروه ها در فضای مجازی اقدام به ارائه مطالب مفید و جذاب در زمینه‌های علمی، هنری و روان‌شناسی و حتی تبلیغات برای خرید کتاب به صورت اینترنتی  یا فروش و ارائه کتب صوتی به صورت مجازی کرد.
قطعا این نوع وقت گذرانی در فضای مجازی بسیار بهتر از تلف کردن وقت برای دیدن مطالب بی‌تاثیر است. در حال حاضر کتاب «لطفا جلوی موفقیت خود را نگیرید» به صورت نرم افزار گوشی موبایل در آمده و در قالب متنی و صوتی (گویا)   به زودی در اختیار مخاطبین قرار می گیرد.


پنجشنبه 5 مرداد 1396

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،کتاب ،

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

نویسنده: حیدر زند خبرنگار -همدان
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد....
1396/01/27
 رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد.
مریم رازانی آذرماه سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد، بخشی از زندگی خود را در زادگاهش گذراند و حدود 3 دهه است به همدان مهاجرت کرده و در این شهر زندگی می‌کند. او یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیگران زن در همدان است و علاوه بر حوزه تئاتر، آثاری را در زمینه شعر، داستان و نقد ادبی منتشر کرده است. به بهانه انتشار کتاب «هنوز هیچکس نیستم» با این نویسنده گفت‌وگو کرده‌ایم که با هم می‌خوانیم.
  • تحصیلات شما در چه حوزه و رشته‌ای است؟ چگونه به نوشتن علاقه‌مند شدید؟
در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تحصیل کرده‌ام. کودکی‌ام سرشار از شنیدن داستان‌های اساطیری، عیاری و بومی با صدای پدر بود که گاه با صدای حزین نی او عجین می‌شد. علاقه به نوشتن از زمان تحصیل در مدرسه ابتدایی در من آغاز شد. از آن هنگام قلم و کاغذ همراهان همیشگی‌ام بوده‌اند اما تا سال‌های زیاد قلم را به کار نگرفتم زیرا عشق به خواندن و شنیدن که از کودکی با من رشد کرده و هنوز در هر لحظه زندگی‌ام حضور دارد، کمتر از علاقه‌ام به نوشتن نبود. حالا هم خودم را بیشتر یک کتابخوان عاشق می‌دانم تا یک نویسنده. مطالعه صدها اثر از نویسندگان، شاعران و تاریخ‌نویسان کشورم و نویسندگان دیگر کشورها موجب ‌شد تا کمتر دست به قلم ببرم. کار نوشتن را به صورت پیگیر از سال 63 آغاز کردم.
  • از چه کسانی تاثیر پذیرفتید؟
هیچکس نمی‌تواند به طور قطع بگوید از چه کسانی تأثیر پذیرفته است. همیشه روح سیالی را که در آثار نویسندگان و شعرا بوده دنبال کرده‌ام. مگر می‌شود در شعر مثلا بگوییم حافظ، یا اخوان و یا در نثر این نویسنده یا آن مترجم؟ «کویر» دکتر علی شریعتی نه تنها در خوانش نخست، بلکه با هربار خوانش، مانند کتابی مقدس مرا به ستایش و سجود واداشته است.
  • بین شعر و داستان کدام جایگاه مهم‌تری برای شما دارد؟
شعر و داستان دو پادشاه خیالم هستند. هر فصل یکی بر تخت می‌نشیند و دیگری با آن به جدال بر می‌خیزد. من هم شادمانه و کودکانه این جدال برابر را به تماشا می‌نشینم.
  • کارهای نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
کارهای نویسندگان همدانی را مشتاقانه دنبال می‌کنم و برای همنوا شدن با ایشان به خود می‌بالم. سال گذشته درباره اثر ارزشمند «... و اما آن شب برفی» حسین صفی، «مادستان» حسین زندی و چند اثر دیگر نقدهایی نوشتم که در روزنامه همشهری همدان به چاپ رسید.
  • اولین کاری که از شما منتشر شد چه بود و در کجا؟
اولین کاری که جرأت کردم برای چاپ بفرستم شعری بود به نام «کشف» که در روزنامه کیهان سال 64 به چاپ رسید.
  • چه کارهایی از شما منتشر شده است؟
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نخستین اثری است که از من به چاپ می‌رسد. سال‌ها نوشته‌هایم را در قالب داستان‌های کوتاه، شعر و مقاله با نام مستعار مریم آزاد و سپس با نام خودم به مجله‌ها و روزنامه‌ها ارسال می‌کردم و اغلب به چاپ می‌رسید. از میان آن‌ها می‌توانم به داستان کوتاه «کابوس» درمجله آدینه سال 67 که با نام مریم آزاد به چاپ رسید و داستان «نگاتیو» در روزنامه آزادگان سال 79 با نام خودم اشاره کنم.
  • موضوع کتاب «هنوز هیچ کس نیستم» چیست ؟
«هنوز هیچ کس نیستم» را با نگاه به داستان «مسخ» فرانتس کافکا نوشتم. می‌خواستم به «گرگوار زامزا یا به قولی سامسا»، شخصیت داستان مسخ فرصتی بدهم تا یک بار دیگر بخت خود را برای زندگی در جهانی که به نظرم دیگر متحول شده بود، بیازماید.
  • این کتاب قرار است چه جایگاهی در ادبیات داستانی ایران داشته باشد؟
جایگاه هر کتاب را نه نویسنده که خود کتاب تعیین می‌کند. می‌شود در یک کتاب به انسان، تاریخ، جامعه، جهان و حتی روان انسان‌ها پرداخت و هیچکدام را انگیزه اصلی یک نویسنده قلمداد نکرد. همه مسائل انسانی چون تار و پود در هم تنیده‌اند. خواننده هم کتاب را با جهان‌بینی خاص خود تحلیل می‌کند. می‌شود در یک شعر عاشقانه کوتاه مانیفست را هم کشف کرد. من هم به قول حافظ سرفرو برده‌ام در این جا تا کجا سر برکنم.
  • مخاطبان این کار چه کسانی هستند؟
 مخاطبان این کتاب جوانانی هستند که به دلایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و یا شخصیتی دچار انفعال شده‌اند و البته کسانی که آگاهانه یا ناخودآگاه این نیروی عظیم را به انفعال کشیده و واداشته‌اند.
  • علت این که کارتان را به ناشر همدانی نسپردید چه بود؟
اول اینکه ناشران همدانی را نمی‌شناختم. چند سال پیش، بعد از شرکت در یک مسابقه به نام «جایزه ادبی این روشنای نزدیک» و چاپ یکی از داستان‌هایم در کتابی به نام «راز کوچه‌های آجری» این کتاب را برای انتشارات سخن گستر- ناشر همان کتاب – فرستادم. انتظارم برای چاپ کتاب از دو سو بیهوده ماند. ظاهرا کتاب در میان آثار بی‌شمار ارسالی که از طریق همان جایزه ادبی ارسال شده بود نا خوانده ماند. خود من هم بیش از یکی دوبار پیگیر نشدم. عزیزترین دوستم ناگهان در بستر بیماری افتاده بود و دیگر به هیچ چیز جز وجود ایشان نمی‌اندیشیدم. پس از 7 سال به خواست خود ایشان دوباره برای چاپ اقدام کردم و این بار به نتیجه رسید.
  • کار بعدی شما چیست؟
کتاب دیگری که آن را هم از سال‌های دور آغاز کرده بودم و نیمه‌تمام مانده بود پس از وقفه‌ای ناگزیر، به پایانش نزدیک می‌شود. فعلا نام «عروسی مگی» را برای آن برگزیده‌ام تا خود چه بخواهد و چه شود.


برچسب ها: مریم رازانی ، انتشارات آرادمان ، هنوز هیچکس نیستم ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

خانه‌های بوم‌گردی؛ جاذبه جدید گردشگری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،

خانه‌های بوم‌گردی؛ جاذبه جدید گردشگری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
هزینه زیاد اقامت در هتل‌های همدان و نبود رقابت در هتل‌داری سال‌هاست وضعیت اسکان و اقامت گردشگران را درهمدان با چالش روبه رو کرده است اما سال 1395 اتفاق خوبی در استان افتاد....
1396/01/27
هزینه زیاد اقامت در هتل‌های همدان و نبود رقابت در هتل‌داری سال‌هاست وضعیت اسکان و اقامت گردشگران را درهمدان با چالش روبه رو کرده است اما سال 1395 اتفاق خوبی در استان افتاد. افتتاح 3 اقامتگاه بومگردی در روستاهای ورکانه، امزاجرد و ملهمدره و استقبال گردشگران از این اماکن اقامتی نشان داد با در نظر گرفتن سلیقه‌های گوناگون می‌توان به گردشگرپذیری استان کمک کرد. علاوه بر خانه‌های بومگردی در برخی روستاها مانند قاسم‌آباد، خانه مسافرهایی ایجاد شده که در کنار کارآفرینی به جذب گردشگر کمک می‌کنند. برای بررسی وضعیت این نوع مکان‌های گردشگری به سراغ مالکان آنها رفته‌ایم.

استقبال از خانه‌ بوم‌گردی امزاجرد
شهرام اسماعیل‌زاده که دومین اقامتگاه بومگردی استان را در روستای امزاجرد افتتاح کرده با اشاره به وضعیت گردشگران این مکان در تعطیلات نوروزی می‌گوید: طبق پیش‌بینی استقبال خوبی داشتیم. مخصوصا تعداد بازدیدکنندگانی که از همدان مراجعه می‌کردند بسیار چشمگیر بود. البته باید در نظر داشته باشیم برای شروع کار، خوب بود اما با توجه به تعطیلات نوروز انتظار می‌رفت بازدید‌کنندگان بیشتری ‌داشته باشیم.
وی ادامه می‌دهد: نقاط قوت کار ما در نوروز، برگزاری برنامه‌های متعدد بود و اگر نقطه ضعفی وجود داشت سعی کردیم در اسرع وقت رفع کنیم که خوشبختانه با مشکلی مواجه نشدیم.
مدیر اقامتگاه بومگردی مزداگرد با اشاره به آمار بازدیدکنندگان می‌گوید: بیش از 900نفر بازدید کننده داشتیم که تعداد زیادی از آنها از همدان آمده  بودند و حدود 50نفر اقامت کننده داشتیم. اقامت، سرو غذا، پذیرایی، گشت وگذار در روستا و بازدید از اماکن دیدنی روستا از خدماتی بود که ارائه و سعی کردیم از تمام بازدیدکنندگانی که برای بازدید آمده بودند با دمنوش پذیرایی کنیم. برنامه‌های اقامتگاه طوری بود که همه میهمان‌ها و بازدید کنندگان که وارد می‌شدند گاهی تا یک ساعت از قسمت‌های مختلف اقامتگاه نظیر موزه یا کارگاه صنایع دستی بازدید می‌کردند.
وی با اشاره به همکاری اهالی روستا می‌گوید: مردم بسیار همکاری می‌کردند. حتی بعضی میهمانان خود را برای بازدید و معرفی اقامتگاه می‌آوردند. در اینجا جا دارد که از همه اهالی روستا، دهیار وتک تک اعضای شورا که صمیمانه ما را حمایت کردند و همه عزیزانی که در پیشرفت کار به ما کمک کردند، سپاسگزاری کنم. از مردم هم دعوت می‌کنم برای تجربه یک زندگی ساده روستایی پر از آرامش و تجربه نوع زندگی گذشتگانمان به مزداگرد سفر کنند.

هجوم گردشگران به ورکانه
 ورکانه در نوروز امسال شرایط متفاوتی را تجربه کرد. گفته می‌شود که پس از پخش سریال «علی‌البدل» در نوروز گردشگران زیادی وارد این روستا شدند و به دنبال آن موضوع اقامت هم به یکی از مسائل روستا تبدیل شد.
نعیمه لشکری از زنان کارآفرین همدانی که اولین اقامتگاه بومگردی استان را در روستای ورکانه راه‌اندازی کرده است در این باره می‌گوید: اقامتگاه بومگردی ورکانه ظرفیت محدودی دارد و با هماهنگی قبلی تعدادی از مسافران را پذیرفت اما به دلیل تعداد زیاد گردشگران مردم محلی نیز ترغیب شدند تعدادی از خانه‌های خود را برای اولین بار به مسافران کرایه دهند.

مشکلات روستا
لسکری با بیان اینکه مشکل روستا آب و سرویس بهداشتی است، ادامه می‌دهد: اسفندماه به بخشداری نامه دادیم که سرویس بهداشتی را بازسازی و آب آن را تامین کنند.بخشدار نیز متقاعد شد و دستور داد دهیار آب آن را تامین کند اما تا هفته دوم فروردین این اتفاق نیفتاد و تمام مسافران به اقامتگاه بومگردی مراجعه می‌کردند که این ما را با چالش اساسی روبه‌رو ‌کرد. از سوی دیگر نمی‌توانستیم پاسخ منفی دهیم و میهمانان اقامتی ما معترض بودند.
لشکری اضافه می کند: وقتی روستایی به عنوان روستای هدف گردشگری انتخاب می‌شود بهتر است ابتدا مشکلات اولیه و زیرساختی آن حل شود. اینکه شما گردشگر را دعوت کنید و آب و سرویس بهداشتی را که نیاز اولیه او است تامین نکنید خوشایند میهمان نیست.

تاثیر سریال برافزایش مسافران
اما این بانوی کارآفرین با بیان اینکه حضور مشتریان و مسافران ما در روستا ارتباطی به سریال علی‌البدل نداشت چون هفته‌های قبل رزرو و هماهنگ شده بود می‌گوید: تاثیر این سریال‌ها مقطعی است و پس از مدتی فراموش می‌شود. دیگر اینکه مخاطبان  و مشتری‌های اقامتگاه‌های بومگردی از طبقه متوسط به بالا هستند که روستاهای بکر و آرام را برای استراحت و تفریح انتخاب می‌کنند بنابراین شلوغی روستا به کار ما آسیب می‌زند. من از مسافران اقامتگاه درباره سریال پرسیدم اما آنها به اتفاق گفتند این سریال را ندیده‌اند. یکی از آنها می‌گفت 2 سال است برنامه‌ریزی کرده تا بیاید ورکانه را ببیند.
وی می‌افزاید: استان همدان در زمینه اماکن اقامتی بسیار ضعیف است و تنها به هتل‌ها، مسافرخانه‌ها و خوابگاه‌های دولتی محدود می‌شود. هزینه هتل‌ها بالا است و مسافرها کمتر به مسافرخانه می‌روند. خانه‌مسافرها نیز استانداردهای اقامتی را ندارند و جایی که متفاوت باشد کم است. به نظر می‌رسد اقامتگاه‌های بومگردی می‌توانند این کمبود را جبران کنند. علاوه بر اسکان، آشنایی با فرهنگ بومی منطقه، بهداشت و غذاهای محلی از خدمات متفاوت اقامتگاه‌هاست.

 اقامتگاه ملهمدره
حسین زارعی مدیر سومین خانه بومگردی استان است که در ملهمدره اسدآباد راه اندازی شده و از نوروز 96 آماده اسکان است. او می‌گوید: از روزهای اول نوروز شروع به کار کردیم. اقامتگاه ما 4 اتاق دارد که در نوروز 400بازدید کننده از همدان، تهران، کرج و شهرهای دیگر داشت. در آینده با توجه به استقبال گردشگران تعداد اتاق‌ها را افزایش خواهیم داد.
زارعی می افزاید: این اقامتگاه دارای موزه محلی است که با اشیای قدیمی و کشاورزی تجهیز شده و با استقبال خوبی مواجه شد. هدف ما حفظ و نگهداری ارزش‌های گذشته، معماری بومی ملهمدره و فرهنگ و رسوم پیشینیان است. روستای ما310 نفرجمعیت دارد که در قالب 102 خانوار ساکن هستند. هدف دیگر بحث اشتغال پایدار است که با عرضه محصولات کشاورزی و صنایع دستی به نتیجه خواهد رسید.

خانه‌مسافر قاسم‌آباد
محمدهاشم پاکیزه دهیار روستای قاسم آباد است که از طرف دهیاری اقدام به راه‌اندازی خانه مسافر کرده است. او می‌گوید: خانه مسافر قاسم‌آباد از تابستان ۱۳۹۵ راه‌اندازی شده است. تعدادی از خانه‌های مسکونی قاسم آباد به‌ علت مهاجرت مالکین آنها به شهر خالی بود و مشاهده می‌شد بعد از مدتی این خانه‌های مسکونی برای استفاده‌های مختلف مانند انبار مواد غذایی یا کالا اجاره داده می‌شد. با توجه به اینکه قاسم‌آباد نسبت به مرکز شهر همدان از موقعیت مکانی مناسبی برخوردار است در قدم اول به‌منظور امکان سنجی جذب گردشگر در قاسم‌آباد وارد کار شدیم. هدف ما ایجاد حس باورپذیری و تغییر نگرش مردم روستا به ‌سمت سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری بود، پاکیزه می‌افزاید: اقامت در این خانه مسافر مورد استقبال گردشگران فرهنگی شهر همدان قرار گرفته و به‌ صورت مستقیم و غیرمستقیم در اشتغال‌زایی مردم روستا موثر واقع شده است. در صورت توسعه اینگونه اقامتگاه‌ها به تناسب منافع بیشتری نصیب جامعه محلی روستا خواهد شد.

 ترغیب سرمایه‌گذاران بومی
دهیار قاسم آباد با بیان اینکه برنامه ما به تاسیس یک اقامتگاه ختم نمی‌شود ادامه می‌دهد: هر چند متاسفانه معماری بومی روستا به ‌عنوان یکی از جاذبه‌های تاثیرگذار در جذب گردشگر طی سال‌های اخیر از بین رفته است اما موقعیت مکانی روستا نسبت به شهر همدان، قنات تاریخی قاسم آباد و جنگل‌های دست کاشت این روستا همگی دلایل توجیهی اولیه ما برای ترغیب سرمایه‌گذاران بومی درحوزه گردشگری است.
خوشبختانه موفق به جذب سرمایه‌گذار شدیم و با حمایت استانداری و فرمانداری همدان موافقت‌های اولیه با طرح‌های اقتصادی دهیاری قاسم آباد انجام شده است که نیاز به اخذ مجوزهای لازم از دستگاه‌های ذیربط نیز دارد.
پاکیزه می‌گوید: اقامتگاه در ایام تابستان سال گذشته و نوروز امسال مورد استقبال گردشگران قرار گرفت. طبیعت، آداب و رسوم ، غذاهای محلی  وبناهای تاریخی در انگیزه پیدا کردن جامعه محلی و مدیران محلی برای جذب گردشگر نقش تعیین کننده‌ای دارند.


برچسب ها: اقامتگاه های بومگردی همدان ،

پنجشنبه 5 مرداد 1396

قصه‌پرداز آیین های کهن شهرها و روستاها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،هنر ،

قصه‌پرداز آیین های کهن شهرها و روستاها

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
حیدر محمودی بیش از 7 دهه به اشاعه هنر ناب عاشیقی مشغول بوده است. عاشیق به خنیاگری گفته می شود که‏ اشعاری حاوی داستان‏های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می خواند. او یکی از کسانی است که این هنر را در استان همدان زنده نگه داشته است. به دیدار محمودی رفتیم و گفت‌وگوی صمیمانه ای با این هنرمند پیشکسوت همدانی انجام دادیم که با هم می خوانیم....
1396/01/26
حیدر محمودی بیش از 7 دهه  به اشاعه هنر ناب عاشیقی مشغول بوده است. عاشیق به خنیاگری گفته می شود که   اشعاری حاوی داستان  های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می  خواند. او یکی از کسانی است که این هنر را در استان همدان زنده نگه داشته است. به دیدار محمودی رفتیم و گفت‌وگوی صمیمانه ای با این هنرمند پیشکسوت همدانی انجام دادیم که با هم می خوانیم.

نسل به نسل عاشیقی
محمودی می‌گوید: شناسنامه من 1312 است، نمی دانم بزرگ‌تر گرفته‌اند یا کوچک‌تر اما خودم فکر می کنم 27 سال بیشتر ندارم (با خنده). نام کامل من حاج حیدرعلی محمودی معروف به عاشیق حیدر است و متولد نوآباد منطقه حاجیلو در شهرستان کبودراهنگ هستم. پدر من «عاشیق مولا» نام داشت که حدود 50 سال عاشیق بود. پدربزرگم عاشیق حسین نام داشت و جدم عاشیق محمود انصاری که حدود 40سال عاشیق بوده است. آنچه من دریافته ام بیش از 7 نسل عاشیق بوده ایم.
از آغاز هنر عاشیقی در وجودش می‌پرسم و او پاسخ می‌دهد: حرف های آنها، شعرهای آنها، شعرهای قدیمی و بهترین و اصیل ترین شعرها بود که همه سینه به سینه به من رسیده است. پس از اینکه پدرم عمرش را به شما داد، من شروع کردم که عاشیق شوم. ساز پدرم خانه بود، ساز را دست گرفتم و به روستایی رفتم که پدرم آنجا دوست و رفیق زیاد داشت. گفتند کودکی آمده که چگور به دست دارد. یکی از بزرگان ده از من پرسید پسر جان تو که هستی؟ گفتم من پسر عاشیق مولا هستم، گفت می توانی ساز بزنی، گفتم کمی بلد هستم. شب مجلسی برپا شد و من کمی نواختم و خواندم و رضایت را در چهره حاضران دیدم. هریک می گفتند یک شب به خانه ما و جشن ما بیا. این دعوت ها و ساز و آوازها باعث شد من تمرین و ترقی کنم. در عین حال کتاب های زیادی از اجدادم مانده بود که می خواندم و استفاده می کردم.
وی ادامه می‌دهد: حدود 14 سال داشتم که کم‌کم شناخته شدم و هرجا اسم مرا شنیده بودند و هرجا آذری‌زبان بود از من دعوت می کردند تا برنامه اجرا کنم.عروسی ها و جشن ها  بدون ساز و آواز من رونق نداشت. آن زمان می گفتند در منطقه همدان عاشیقی ظهور کرده به نام عاشیق حیدر محمودی که با همه عاشیق‌ها متفاوت است چون صدا و رفتار و کردار خوبی دارد.

همکاری با رادیو
محمودی درباره آغاز همکاری‌های خود با رادیو می‌گوید: آن سال ها من در عروسی ها برنامه اجرا می‌کردم تا اینکه رادیو و تلوزیون راه افتاد و  من به آنجا معرفی شدم. مرا دعوت کردند و گفتند هفته ای یک بار در رادیو برنامه محلی اجرا کنم. چندین داستان از جمله «اصلی و کرم» و « تلیم» را در رادیو اجرا کردم. من حدود 36 داستان را حفظ بودم اما بیماری باعث شد  نتوانم به اجرا در رادیو ادامه دهم.
وی می‌افزاید: امروز باید این روایت‌ها، داستان‌ها و اشعار را جمع‌آوری و ثبت و ضبط کنند تا بماند و آیندگان هم از آن استفاده کنند. این ها برای شادی مردم است؛ مردم اگر شاد باشند ترقی می کنند. امیدوارم ایران روزبه روز ترقی کند و مردم خوش باشند.
عاشیق حیدر درباره شیوه اجرای داستان ها توضیح می‌دهد: مهمان‌ها جمع می‌شوند و مجلس برقرار می‌شود. عاشیق که وارد مجلس می‌شود آهنگی به نام گردشی را اجرا می کند و به میهمان ها خوش‌آمد می‌گوید. بعد از اجرای گردشی مهمان ها از عاشیق می‌گویند به اجرای برنامه می‌کنند. رسم است که مهمان ها به عاشیق می‌گفتند عاشیق داستانی بگو و او رو به حاضران می گوید چه داستانی بگویم به طور مثال می‌گویند عاشیق از جوانی یا از پیری بگو و عاشیق باید زبان حال هر دو را بداند. چون داستان هایی که روایت می کنم به زبان آذری است مفهوم آن نیز وقتی آذری  بیان می شود زیباتر است و شنونده بهتر ارتباط می گیرد.
وی اضافه می‌کند: گاهی جمعیت حاضر در برنامه تا 2 هزار نفر می رسید. آنقدر کار من رونق گرفته بود که هفته ای 5 شب برنامه اجرا می‌کردم. در روستاهای آذری‌زبان که با ترکیه هم‌مرز است، روستاهای زنجان، اردبیل، تبریز و همه روستاهای آذری‌زبان برنامه اجرا کرده ام.

مضامین داستان‌ها
می‌پرسم داستان های شما علاوه بر عشق و حماسه چه مضامینی دارد و عاشیق حیدر توضیح می‌دهد: همه اصول اخلاقی در این اشعار بیان می شود. برای مثال وقتی وارد مجلسی شدید ابتدا فکر کنید جایگاهتان کجاست یعنی احترام دیگران و بزرگ‌ترها را در نظر بگیرید.
 وقتی نشستید عاقلانه رفتار کنید. حرفی بزنید که باب پسند مجلس باشد. از مسائل معرفتی بگویید. همچنین مسائل مذهبی را مطرح می‌کنیم. بخش بزرگی از اشعار عاشیقی از احادیث و آیات گرفته شده و در مدح و منقبت پیامبر(ص) و امامان(ع) است.  
محمودی درباره تفاوت موسیقی عاشیقی همدان با سایر نقاط کشور توضیح می‌دهد: تعداد زیادی از روستاهای همدان آذری‌زبان یا ترک زبان هستند. شعر عاشیقی همدان با سایر مناطق متفاوت است چون عاشیق های آن متفاوت هستند و لهجه و گویش هم فرق دارد.
وی ادامه می‌دهد: روایت ها و داستان های من با آنچه در تبریز یا حتی کشور آذربایجان بیان می‌شود، همچنین شیوه اجرا و شیوه بیانشان متفاوت است. زبان و کلام هم یکسان نیست. در بیشتر موارد آنها شاعران خود را دارند و همان شعرها را اجرا می‌کنند اما در همدان کسی نیست که شعر آذری بگوید و در مجالس اجرا شود   یا آهنگساز کمتر داریم و بیشتر داستان ها و افسانه های قدیمی که از گذشته مانده است، اجرا می‌شود. در متن شعرها و داستان‌ها اشاره می‌شود هر کدام از چه منطقه ای است. به طور مثال اصلی و کرم مربوط به ترکیه امروز است. هیچ کدام از داستان هایی که ما در مجالس می خواندیم مربوط به همدان نیست. این داستان ها از طریق عاشیق ها از آذربایجان، ارمنستان و ترکیه امروزی آمده است و مردم همدان یاد گرفته اند.
وی اضافه می‌کند: البته من شعر گفته ام و در مجالس هم اجرا کرده ام. به طور مثال در آغاز مجلس برای خوش‌آمدگویی به حاضران اشعار خودم را می‌خواندم   یا برای مناسبت های کشوری شعر می‌گفتم. بیشتر مردم همدان فارس هستند و روستا ها خالی است و این موضوع هم باعث شده استقبال از موسیقی عاشیقی کم شود.

همراه با شهریار
محمودی درباره اجراهای خود در سایر شهرهای کشور می‌گوید: زمانی که استاد شهریار زنده بود به تبریز رفتم و دو شب خانه او اقامت و آنجا صفحه پر کردم. در گذشته پیش از سی‌دی و نوار کاست برنامه‌ها را روی صفحه گرامافون ضبط می کردند. به استاد شهریار گفته بودند عاشیق حیدر از همدان آمده صفحه پرکند. استاد شهریار گفته بود بعد از اجرای برنامه دعوتش کنید بیاید خانه من. فکر می کنم اوایل دهه 40 بود که به خدمت ایشان رسیدم.
عاشیق حیدر ادامه می‌دهد: اولین بار که صفحه پر کردم در تهران بود اما خاطرم نیست چه سالی این اتفاق افتاد.  جوان بودم، فکر کنم 5 یا 6 مرتبه رفتم و اجرا کردم، نوازنده و خواننده خودم بودم. برخی از شعرها هم از خودم بود.از اجرا در کشورهای دیگر هم باید بگویم به ترکیه و آذربایجان رفته ام.  
در جشنواره هایی که در آذربایجان برگزار می شد از طرف اداره ارشاد معرفی می شدم و شرکت می کردم. در آذربایجان 4 استاد خیلی معروف بودند که از من سوال می‌پرسیدند و جواب می‌دادم. آنهایی که پاسخ می دادند اجازه اجرا داشتند. من نیز نیم ساعت اجرا داشتم که مورد استقبال قرار گرفت.

زندگی با ساز
عاشیق حیدر ارتباط عاطفی عمیقی با سازهایش دارد. وی در این‌باره توضیح می‌دهد: دو تا ساز دارم که بسیار با ارزشند و مدام برای آنها مشتری پیدا می‌شود اما نمی توانم از خودم دورشان کنم. سال ها با این سازها زندگی کرده ام. از محمودی می‌پرسم از داستان هایی مانند کوراغلو، اصلی و کرم و عباس دوخارخانلی کدام بهتر است و او پاسخ می‌دهد: شما زمینی می خرید و می خواهید ساختمان بسازید. بستگی به معمار دارد که چه چیزی روی زمین شما بسازد. پس داستان ها هم بستگی به اجرا کننده دارد، به عاشیقی که آن را بازگو می کند.
خواننده باید مهندس باشد، متخصص باشد، ناطق شعر باشد. قدیم گاهی کدخدا، خان و ارباب در مجالس حضور داشت و برنامه باید بر اساس جایگاه آنان اجرا می شد. گاهی مجالسی می‌رفتم که ده‌ها ارباب در آن حضور داشتند و هر کدام مالک چندین روستا بودند. عاشیق اول باید نکته‌دان و نکته‌سنج باشد بیان و گفتار مناسبی داشته باشد، شأن همه را محترم بداند و شش دانگ عفت کلام داشته باشد و برایش چوپان، رفتگر و حاکم فرقی نداشته باشد.

خط قرمزهای هنر
محمودی می‌گوید: من به همه عاشیق‌های جوان توصیه کرده‌ام عفت کلام داشته باشد. دیگران از عاشیق یاد می گیرند.
 فکر می‌کنم علت علاقه مردم به من هم این موضوع باشد. عاشیق تکمه‌داشی سال‌ها  پیش فوت کرده و من شعرهایش را خوانده ام اما همه اشعار 5 بندی را 4 بند آورده است چون همه جا نمی‌توان آنها را اجرا کرد.
عاشیق‌حیدر به داستان‌هایی که در سینه حفظ کرده اشاره می‌کند و می‌گوید: کرور کرور شعر به یاد دارم اما هیچ‌کدام ضبط نشده است.
 داستان خسته قاسم، محمود، سیدی، کرم، عباس، محمد گرگری و کوراغلو را ماه ها می توانم نقل کنم اما هیچ جایی نیست که تقاضا کند و ضبط کنیم تا حفظ شود.
 از حضرت آدم، حضرت علی (ع) و رستم اشعار زیادی داریم. داستان‌های رستم، حاتم و انوشیروان را حفظ هستم. این داستان‌ها را از فردی به نام عبدالوهاب در یکی از قهوه‌خانه های تهران یاد گرفتم که به ترکی نقل می کرد. در این داستان روز قیامت به حساب این سه شخصیت رسیدگی نمی شود و به بهشت خواهند رفت.

   نمونه‌ای از اشعاری که عاشیق حیدر  اجرا کرده است
«غم یمه غم یمه دیوانه گوینوم / روزگارهچ وعده مرده دار اولماز/ بیر مردین چورگه مین آجی توخ ایلر/ چوخلار جمع ائلر بیر ناهار اولماز/ اصلمن زاده اصلین ایتیرمز/  بد اصیل باش منزله یترمز/ کودو تگکی، تر شمامه گترمز/ گوی سوگودده هیوا اولماز، نار اولماز/  درخت بید انار نمی دهد»
ترجمه: ای دل دیوانه من غم مخور/ که روزگار هرگز برای مرد تنگ نمی‌شود
یک تکه نان مرد هزار گرسنه را سیر می‌کند/ اما افراد زیادی ممکن است جمع شوند و نتوانند یک وعده غذایی تامین کنند
آدم اصیل اصالت خودش را گم نمی‌کند/ آدم بی‌اصل و نسب به سرمنزل نمی‌رسد
بوته کدو و خربزه معطر به بار نمی‌آورد/ درخت بید، به و انار به بار نمی‌آورد


برچسب ها: عاشیق حیدر محمودی ، موسیقی محلی همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات