یکشنبه 9 آبان 1395

مرجان قهوه ای از پدر معمار خود می گوید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

مرجان قهوه ای از پدر معمار خود می گوید

حسین زندی
ویژگی‌های معمار همدانی از زبان دخترش
س قهوه‌ای و ناهید ارژنگی است. او حرفه پدر را ادامه نداد و رشته حقوق را انتخاب کرده است. وی معتقد است هر کس باید جایگاه خود را داشته باشد و تحت تأثیر کسی نباشد. او این ویژگی را از پدر به ارث برده است.
مرجان قهوه‌ای به ما می‌گوید: گفته می‌شود معمارها به 2 گروه تقسیم می‌شوند؛ معمار خوب 4 چشم و 4 تا دست دارد اما دهان ندارد، در مقابل معمار بد 3 دهان دارد اما دست و چشم ندارد. پدر من از گروه اول بود. کمتر سخن می‌گفت و بیشتر می‌دید و عمل می‌کرد. او معمار بود و کارش نشان معماری‌اش.

همدان؛ شهر غریب‌نواز
وی ادامه می‌دهد: همدان مانند شهرهای شیراز، اصفهان و تبریز نیست که وقتی تحصیلکردگان و نخبگان به زادگاهشان همدان باز می‌گردند استقبال کنند و اجازه بدهند آنان کار کنند. وقتی در شیراز بیمارستانی به نام دکتر خدادادیان که هنوز در قید حیات است نامگذاری شد، بسیار خوشحال شدم اما در اینجا شهردار قول می دهد خیابانی به نام مهندس قهوه‌ای نامگذاری شود و عمل نمی‌کند. در دانشگاه آزاد می‌گویند دانشکده‌ای به نام او ثبت می‌کنیم اما باز عمل نمی‌کنند. فرزند مهندس قهوه‌ای می‌گوید: پدر من تنها معماری بود که وقتی متخصص شد به زادگاه خود برگشت. بیشتر همکاران پدر من پشت میز می‌نشینند و در مسابقات شرکت می‌کنند و مقام اول را به دست می‌آورند اما او  در خود همدان گروه درست کرد وکارگر تربیت ‌کرد. حتی گویش همدانی را دوست داشت و تغییر نمی‌داد. پدرم در شهر خودش ماند و از همین شهر الهام گرفت.

 معماری در همدان
قهوه‌ای می‌افزاید: اگر هر معماری به استان خود بر می‌گشت و کار می‌کرد وضع معماری ایران درست می‌شد اما درآمد در تهران بیشتر است و بیشتر گرایش دارند به تهران بروند.
وی می‌گوید: در گذشته، کار معماری با مردم همدان بسیار دشوار بود به دلیل این‌که بیشتر همدانی‌ها فکر می‌کردند معماری بلد هستند و اظهارنظر می‌کردند.
 پس از این‌که کاری سفارش می‌دادند مدام در کار معمار دخالت می‌کردند، اظهارنظر می‌کردند و از طرفی پول هم خرج نمی‌کردند. در این شرایط مهندس قهوه‌ای کار کرد و برای تقویت معماری شهر از هیچ کوششی فروگذار نبود.

تصور نادرست از مهندس
قهوه‌ای ادامه می‌دهد: دومین مشکلی که پدرم درگیر آن بود معیار و تصوری بود که مردم از او در ذهن خود ساخته بودند.
 مردم در ذهن خود تصویری خاص ساخته بودند اما وقتی می‌دیدند زندگی او با تصورشان تفاوت دارد انتقاد می‌کردند. او هیچ‌وقت پیش کارگرها لباس فاخر نمی‌پوشید و دوست داشت با مردم همراه شود.
دختر مهندس قهوه‌ای می‌گوید: رابطه من با پدر نزدیک بود. اما من دوست ندارم نامم زیر سایه پدر باشد دوست دارم خودم باشم و تلاش خودم را بکنم.

نام نیک پدر
وی به مهم‌ترین ارثیه پدر اشاره می‌کند و می‌گوید: به نظرم نام نیک پدرم مهم‌ترین ارثیه پدرم و سرمایه ما است که با هیچ چیز قابل معاوضه نیست. زمان دانشجویی در شهر شیراز وقتی دانشجویان معماری متوجه می‌شدند من دختر مهندس قهوه‌ای هستم احترامی صدبرابر برای من قائل می‌شدند.
پدرم معتقد بود وقتی انسان عملکرد بسیار مثبتی داشته باشد نام و لقب و فامیلی دیده نمی‌شود. اما درباره شخص من، بیشتر عشقی که به من داشت برایم خیلی مهم بود و هست. انسان وقتی از نظر علمی و عملکرد، کارنامه پرباری داشته باشد نام خود را هم ماندگار می‌کند .
فرزند این معمار همدانی در پایان می‌گوید: پدر من چند بار از آمریکا بورسیه گرفت اما نرفت. به‌خاطر تعلق خاطرش به همدان، انتقال تجربه‌های حرفه‌ای خود در ساخت و آموزش معماری به جوان‌ترها در این شهر ماند. به نظرم باید کارهای پدرم ثبت شود. او می‌خواست شهرش را بسازد.


برچسب ها: مهندس محمد قهوه ای ،

یکشنبه 9 آبان 1395

همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها
یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان از امروز فعالیت خود را آغاز می‌کند...
1395/08/08
یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان از امروز فعالیت خود را آغاز می‌کند .
یکی از راه‌های تشویق شهروندان به کتابخوانی این است که کتاب در دسترس آنان قرار گیرد و بتوانند عنوان‌های گوناگون کتاب را در یک محل ببینند و حق انتخاب داشته باشند. برگزاری نمایشگاه کتاب با حضور ناشران مخلف در حوزه‌های متعدد این امکان را فراهم می‌کند و علاقمندان می‌توانند در یک روز با بخش بزرگی از تولیدات فرهنگی کشور آشنا شوند. یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب همدان از 8 تا13آبان ماه در محل نمایشگاه بین‌المللی همدان برگزار می‌شود. مجید فروتن معاون فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد استان در باره این رویداد فرهنگی توضیح می‌دهد.
  • چند دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان برگزار شده است؟
این بار یازدهمین دوره است که نمایشگاه سراسری کتاب در همدان برگزار می‌شود. یکی از مسائل جامعه ما پایین بودن آمار کتابخوانی است. همچنین یکی از دغدغه‌های حوزه کتاب هم همین موضوع یعنی درصد مطالعه کم در کشور است. از راهکارهایی که می‌تواند این وضع و دغدغه را پوشش دهد برگزاری نمایشگاه کتاب است. برگزاری نمایشگاه کتاب در استان سال‌هاست پیش‌بینی و برنامه‌ریزی شده است.
  • مهم‌ترین هدف برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی چیست؟
اصلی‌ترین هدف از برگزاری نمایشگاه کتاب آشنا شدن مردم با تازه‌های نشر است. مردم عادی که از پایتخت دور هستند و در استان‌های مختلف زندگی می‌کنند باید دسترسی بهتری به کتاب داشته باشند و راحت‌تر بتوانند با تازه‌های نشر آشنا شوند تا بتوانند کتاب مورد نظر خود را تهیه کنند.
  • چند ناشر در این نمایشگاه حضور دارند؟
نمایشگاه امسال با هفته کتاب تقارن دارد. یکی از برنامه‌های مهم هفته کتاب استان همین نمایشگاه است و حدود 500ناشر به صورت مستقل و مشارکتی در 200 غرفه در 3 سالن نمایشگاه بین المللی همدان حضور دارند.
  •  چه برنامه‌هایی برای نمایشگاه دارید؟
3 تعریف محتوایی در این نمایشگاه در نظر گرفته‌ایم. اولین بخش ناشران عمومی است، دومین قسمت ناشران آموزشی، دانشگاهی و کمک درسی و آخرین قسمت نیز به برنامه‌های جنبی اختصاص دارد. در بخش جنبی نیز 3 محور در نظر گرفته‌ایم؛ محرم و صفر، کودک و نوجوان و مفاخر.
  • سهم همدان از این رویداد فرهنگی چقدر است؟
با احتساب حوزه‌های اداری 20غرفه به همدان اختصاص دارد. همان‌طور که می‌دانید بر اساس آیین‌نامه، ناشران برای ورود به نمایشگاه باید بیش از 20 عنوان کتاب در سال منتشر کنند. اگر تعداد عنوان کتاب‌های ناشر کمتر از حد نصاب باشد می‌تواند با همکاری دیگر ناشران به صورت مشترک غرفه در اختیار بگیرند.12 غرفه مستقل از استان داریم و تعاونی ناشران، چندغرفه مشترک و ناشران دولتی هم غرفه در اختیار دارند.
  • همدان ناشر دولتی دارد؟
بله. یکی از ویژگی‌های نمایشگاه امسال حضور ناشران دولتی یا دانشگاهی است از جمله انتشارات دانشگاه بوعلی، دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه آزاد.بخش‌های انتشارات‌ این دانشگاه‌ها در 2 سال گذشته فعال شده‌اند.
  • حمایت دولت و مبلغ بنی که اختصاص داده شده چقدر و چگونه است؟
در نمایشگاه امسال 200میلیون تومان بن در قالب یارانه اختصاص داده شده که تقسیم و در مجموع به صورت 20 درصد تخفیف محاسبه می‌شود. همچنین 20 درصد تخفیف نیز ناشران به خریداران اختصاص داده‌اند که جمعا 40 درصد است.
  • بن تخفیف از چه طریقی در اختیار خریداران کتاب قرار می‌گیرد؟
یک غرفه بانکی در نمایشگاه مستقر است و عرضه بن از طرف بانک شهر صورت می‌گیرد. ارائه بن بر اساس مدارک تحصیلی است و سقف درنظر گرفته شده از دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس به بالا تغییر می‌کند. بن خبرنگاران نیز بر همین منوال است. از سوی دیگر هر کس کتابی بخواهد که در نمایشگاه وجود نداشته باشد، می‌تواند از 3کتابفروشی در شهر با کارت بن نمایشگاه خریداری کند. این کار اولین بار است در استان صورت می‌گیرد. 3کتابفروشی از این طرح استقبال کرده اند که امیدواریم در دوره‌های بعد این تعداد بیشتر شود. این کتابفروشی‌ها نیز علاوه برتخفیف نمایشگاه تخفیف دیگری به خریداران در طول مدت برگزاری نمایشگاه ارائه می‌کنند.
  • گلایه کتابفروش‌های همدان این است که در طول مدت برگزاری نمایشگاه فروش آنها پایین می‌آید. در این باره چه می‌توان کرد؟
بیشتر کتابفروش‌های همدان ناشر نیز هستند. ما در خواست کردیم ناشران همدانی حضور پررنگ‌تری در نمایشگاه داشته باشند و به کتابفروشی‌ها توصیه کردیم نمایندگی ناشران مطرح را بگیرند و از طریق آنان غرفه بگیرند تا از این فرصت استفاده کنند. از طرفی دومین دوره طرح فصلی کتاب را پاییز امسال به مدت 15 روز همزمان با هفته کتاب خواهیم داشت. از طریق خانه کتاب یارانه داده می‌شود و حمایت خوبی می‌شود. هدف این است که کتاب خریداری شود. سایت خانه کتاب یک بانک اطلاعاتی دارد که کتاب‌های فروخته شده در آن ثبت می‌شود.
  • مهم‌ترین تفاوت نمایشگاه امسال با دوره‌های پیشین در چیست؟
نمایشگاه هر سال در6 ماه اول سال یا فصل تابستان برگزار می‌شد و تسهیلات بیشتری از طرف مرکز برای 6 ماه اول داده می‌شد اما ما مقاومت کردیم و در ابتدای 6 ماه دوم برگزار کردیم تا دانشجویان و دانش‌آموزان را داشته باشیم. یارانه خوبی اختصاص دادیم و سقف یارانه 200 میلیون تومان شد به دلیل این‌که به تازگی نمایشگاهی برگزار نشده بود و رقیب نداشتیم. همچنین ناشران برتر توانستند حضور داشته باشند و همدان تنها استانی است که در این ماه نمایشگاه برگزار می‌کند.
  • فکر می‌کنید استقبال مردم چگونه باشد؟
باید بپذیریم کتابی که خوب است احتیاج به نمایشگاه و تبلیغ ندارد و مردم استقبال می‌کنند. اما با توجه به حمایت و مشوق‌ها فکر می‌کنم خوب باشد.
  • تعداد ناشران همدان چقدر است؟
در استان 65 ناشر داریم که 40 ناشر فعال هستند. همدان هم از نظر چاپ کتاب وهم تعداد ناشران در غرب کشور رتبه نخست را دارد. امسال در مراسم افتتاحیه از ناشران برتر تجلیل خواهیم کرد.
  • صنعت نشر استان چقدر به سمت حرفه‌ای شدن پیش می‌رود و چقدر این مسأله در این نمایشگاه نمود دارد؟
ناشر واقعی کسی است که ویراستار علمی و صاحب‌نظر است. ناشر باید نیاز مخاطب را در نظر بگیرد، حق انتخاب داشته باشد و هر کتابی را چاپ نکند. اما به دلیل این‌که ثبت‌نام از طریق مرکز صورت می‌گیرد هر ناشری که تعداد کتاب‌هایش به حد نصاب برسد در نمایشگاه حضور پیدا می‌کند.
  • در بحث توزیع کتاب ناشران استان همدان مشکل دارند. در این زمینه اداره  کل فرهنگ و ارشاد اسلامی چه تدبیری اندیشیده است؟
در چرخه تولید تا توزیع، در بخش توزیع مشکل داریم اما به دنبال بخش خصوصی هستیم تا مجوز مراکز توزیع را دریافت و اقدام به توزیع کتاب کند و یا خود تعاونی ناشران اقدام کند اما متاسفانه تعاونی ناشران همدان فعال نیست. دوستان ناشر کمتر فعالیت می‌کنند.
  • کار صدور مجوز کتاب در استان به کجا کشید؟
امسال مجوز صدور کتاب حدود 2ماه است از طریق استان صورت می‌گیرد که در برنامه توسعه پنجم باید این اتفاق می‌افتاد. در 2 ماه گذشته مجوز حدود 37 عنوان کتاب از طریق همدان صادر شده است. این کار مسیر را کوتاه تر و راحت‌تر کرده است. البته آمار را آخر سال ارائه خواهیم کرد تا بدانیم نسبت به سال گذشته چه مقدار رشد داشته‌ایم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ،

یکشنبه 9 آبان 1395

او معماری همدان را زنده کرد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گفتگو ،

او معماری همدان را زنده کرد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
او معماری همدان را زنده کرد
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد...
1395/08/08
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد. وی در حدود 4 دهه زندگی مشترک به عنوان همسر، همراه و دستیار یک معمار تجربه‌های زیادی کسب کرد. ساختمان استانداری، مسجد شهرک مدرس، مدرسه آمنه، رستوران تپه عباس‌آباد، ساختمان شرکت سیاحتی علیصدر و ده‌ها اثر ماندگار دیگر از یادگارهای این معمار بزرگ همدانی است.دی ماه سال 94 مدرسه آمنه به عنوان یکی از 10 اثر برتر معماری ایران از سوی انجمن مفاخر معماری انتخاب و معرفی شد. اما چنان که باید حق این معمار پیش و پس از مرگش ادا نشده است. امیررضا یوسفیان شهردار سابق همدان در مراسم گرامیداشت یاد او قول داد یک خیابان و دانشگاه آزاد همدان نیز قرار بود دانشکده‌ای را به نام او نامگذاری کنند. این 2 وعده اما هنوز عملی نشده است. ناهید ارژنگی (قهوه‌ای) از زندگی خود با مهندس محمد قهوه‌ای با ما می‌گوید.
  • چگونه با مهندس قهوه‌ای آشنا شدید و چه سالی ازدواج کردید؟
پدرم حاج محمدباقر ارژنگی سینمادار معروف همدان و مالک سینما تاج بود و از اشخاص سرشناس همدان به شمار می‌آمد. خانه ما در خیابان باباطاهر بود که بعدها پدرم با ما همسایه شد. کلاس 11 بودم که مهندس به خواستگاری من آمد. پدرم گفت محمدآقا جوان بسیار خوبی است و من نتوانستم جواب رد بدهم. آن زمان موقع خواستگاری پیش از ازدواج قند می‌شکستند. پدرم گفت باید یک سال صبر کنید تا دیپلم بگیرد. سال 50 بود که  عقد کردیم و یک سال بعد دیپلم گرفتم و بعد ازدواج کردیم.
  • نپرسیدید نام خانوادگی قهوه‌ای از کجا آمده است؟
پرسیدم، پدرم گفت چون پدرشان کامیون داشتند و در کار واردات قهوه بودند این نام خانوادگی را انتخاب کرده‌اند.
  • چند فرزند دارید؟
3 فرزند داریم. سال 53 اولین دخترم متولد شد که بعدها معماری خواند و با پدرش همکار شد. دختر دومم مهندس کامپیوتر است و سومی نیز حقوقدان است.
  • از وقتی با مهندس قهوه‌ای ازدواج کردید شغلشان معماری بود؟
حدود 2سال در تهران زندگی کردیم. مهندس در خیابان تخت طاووس(عباس‌آباد کنونی) دفتر مهندسی داشت اما همیشه می‌گفت من باید به همدان برگردم. تهران معمار زیاد دارد و باید برگردم، درسی که خوانده‌ام و زحمتی را که کشیده‌ام در همدان هزینه کنم. باید معماری همدان را زنده کنم. او علاقه خاصی به همدان داشت. وقتی به همدان برگشتیم استانداری یک خانه سازمانی به ما داد و بعد هم مهندس قهوه‌ای در همان دهه 50 خانه خودمان را ساخت. از سال 56 تاکنون در همین خانه هستیم. او بعدها می‌گفت این خانه بهترین خانه من است. آن زمان، خانه ما خیلی لوکس و خاص بود. همه می‌آمدند و نگاه می‌کردند. این خانه از اولین کارهای مهندس قهوه‌ای است و همزمان با خانه دکتر خویی ساخته شده است.
  • ایشان در همدان با چه کسانی همکار بود؟
دفتر کار همسرم در خیابان خواجه رشید بود. حاج‌محمد رنجبران معمار بود و همسرم مهندسی می‌کرد و تیمی از بناها، جوشکارها، گچکارها و کارکنان خودش را جمع کرده بود و با آنها کار می‌کرد. ایشان بسیار دقیق بودند.
  • بازگردیم به همراهی شما با مهندس، آیا در مسائل حرفه‌ای هم به ایشان کمکی می‌کردید؟
تمام مسئولیت‌های خانه و کارهای بانکی مهندس با من بود. حتی چک‌های او را من امضا می‌کردم. گاهی صدها بار نقشه را تغییر می‌داد. 5 صبح که بیدار می‌شد به من می‌گفت ناهید چای بیاور و روی نقشه‌ها کار می‌کرد. آن زمان کامپیوتر و تجهیزات مهندسی وجود نداشت. یک دفتر کروکی داشت که طرح‌ها و نقشه‌ها را روی آن می‌کشید.
  • چه تعداد اثر از مهندس برجا مانده است؟
بیش از 300 خانه ساخته اما 2 نمونه مشابه و شکل هم پیدا نمی‌کنید. همه متفاوت هستند. مهندسان دیگر وقتی یک کار خوب می‌سازند بقیه را از روی آن تکرار می‌کنند اما مهندس قهوه‌ای کار خوب و متفاوت می ساخت. از تقلید متنفر بود و وقتی از کارهای او به شکل ناشیانه‌ای کپی و تقلید می‌کردند ناراحت می‌شد. می‌گفت کاش لااقل مثل کار من بسازند، کار من را خراب می‌کنند. می‌گفت شومینه بزرگی که من در یک سالن بزرگ می‌سازم این معمارها در یک اتاق 12 متری کار گذاشته‌اند!
با توجه به تحصیلات ایشان در دانشکده هنرهای زیبا، بیشتر از معماری مدرن غربی تاثیر می‌گرفت یا معماری ایرانی؟
از معماری ایرانی الهام می‌گرفت و با آموخته‌های خودش از دانشگاه ترکیب می‌کرد. مهندس برای اجرای کارها و نقشه‌هایش بسیار وقت می‌گذاشت. طراحی خاص پله‌ها، شومینه، حوض‌خانه و آبنما از خصوصیات کارهای اوست.
  • پس از درگذشت مهندس، آیا تیم کاری ایشان به دیدار شما می‌آیند؟
مهندس قهوه‌ای همیشه در کنار ما بوده و هست. به همین خاطر هنوز در قلب ماست. استاد اکبر گچکار، استاد حاج‌رضای کاشیکار، استاد جلال جوشکار و استاد بیاض همه با معرفت هستند و به ما سر می‌زنند. حتی استاد جلال پس از درگذشت مهندس برای تعمیر خانه آمد و بسیار زحمت کشید.
  • شغل معماری بر زندگی مشترک شما سایه نمی‌انداخت؟
مهندس قهوه‌ای معماری از درونش می‌جوشید و عشق به معماری همیشه با او بود. برای زیباتر شدن گنبد مدرسه آمنه شب‌ها تا صبح نمی‌خوابید تا کار بی‌نقص و زیبایی ارائه کند. وقت می‌گذاشت، برای معماری همدان از جانش گذشت. خیلی وقت‌ها با او که صحبت می‌کردم به من می‌گفت فعلا صبر کن بعد درباره‌اش حرف می‌زنیم، فکرم جای دیگری است.
  • با سفارش‌دهندگان و کارفرمایان چه برخوردی داشت؟
بنا بر آنچه در طول 40 سال زندگی مشترک دیدم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی مهندس این بود که حتی در اوج جوانی از حق شخصی خود می‌گذشت اما راضی نمی‌شد کارش مطابق نظرش اجرا نشود. با کسی قرارداد نمی‌بست، گاهی مشتریان مراجعه می‌کردند و می‌گفتند فعلا شرایط پرداخت مالی را نداریم می‌گفت اگر داشتید بدهید اگر نداشتید هم ندهید.
  • همانطور که می‌دانید معماری بومی همدان در حال نابودی است. با معماری جدید همدان خو گرفته بود؟
مالکان یکی از برج‌های همدان سراغ مهندس آمدند و گفتند که چنین برنامه‌ای داریم. شما نقشه و اجرا را بر عهده بگیرید، مشکل مالی هم نداریم. مهندس گفت این کارها از من بر نمی‌آید. او با ساخت‌وسازهایی که به صورت عمودی و بی‌قواره در شهر رشد می‌کند مخالف بود. مهندس وقتی از کنار برخی ساختمان‌ها و برج‌ها می‌گذشت، رنج می‌برد، ناراحت می‌شد و می‌گفت زحمت کشیده‌اند، مصالح را کار کرده‌اند اما خوب ساخته نشده و غصه می‌خورد. می‌گفت برخی بساز بفروش‌ها، هماهنگی معماری با همدان، گذشته همدان و طبیعت این شهر را درک نکرده‌اند.
  • چه پیشنهادی داشت؟
می‌گفت همدان نقشه شهری و طرح جامع استاندارد ندارد. بنابراین مسئولان نباید به من بگویند چه بسازم. شهر علاوه بر ساختمان‌های عمودی، بناها و ساخت و ساز افقی هم نیاز دارد.
  •  مهم‌ترین میراث مهندس قهوه‌ای برای شما چه بود؟
بچه‌های خوبی که تربیت کردیم. اخلاق و رفتار مهندس به هر 3فرزندم درست منتقل شده است.
  • با کدام یک از معمارها ارتباط داشت؟
با زنده‌یاد مهندس ضیاءالدین جاوید، مهندس سیدرضا هاشمی و دکتر سیاوش تیموری.
  • نقاشی را از کجا آموخته بود؟
نقاشی در وجودش بود. در کودکی با نقاشی روی سفال آغاز کرد. این هنر را همچنان ادامه داد به طوری‌که اکنون ده‌ها تابلو از او به یادگار مانده است.
  • چه مدت در دانشگاه حضور داشت؟
از دهه 70 مدتی در دانشگاه آزاد تدریس می‌کرد اما مدرسان این دانشگاه برخورد خوبی با او نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، مهندس محمد قهوه ای ،

جمعه 7 آبان 1395

هشتمین سالگرد مهندس قهوه‌ای در همدان برگزار شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

هشتمین سالگرد مهندس قهوه‌ای در همدان برگزار شد
روز جمعه 7 آبان ماه همزمان با هشتمین سال در گذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار شناخته‌شده همدانی، مراسمی با حضور خانواده و جمعی از علاقمندان او برگزار شد.
در این مراسم که تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی از جمله انجمن پویشگران سفر پاک،  انجمن سعدی‌خوانی همدان و پویش پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی حضور داشتند، همسر این معمار نام آشنا خاطراتی از دوران  زندگی مشترک خود را برای حاضرات روایت کرد.
ناهید ارژنگی (قهوه‌ای) در این مراسم گفت: همه زندگی همسرم عشق به معماری بود. او می‌خواست شهرش را بسازد و آثاری که از او به جا مانده نشان‌دهنده این گفته است. هر بار که به بناهای او نگاه می‌کنم نمی‌توانم خودم را کنترل کنم و اشکم سرازیر می‌شود. من می‌دانم چه شب‌هایی را برای خلق این آثار بیدار مانده است. 
حسین زندی عضو پویش پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی همدان نیز در این مراسم گفت: اگر بناهایی که توسط مهندس ضیاالدین جاوید و محمد قهوه‌ای طراحی و اجرا شده را از معماری 4 دهه گذشته همدان بگیریم چیزی از معماری همدان باقی نمی‌ماند. معماری بوم‌آورد شهر به دلیل بی‌تدبیری و بی‌توجهی مدیران شهری از بین رفته است و  بیشتر معماران جدید نیز به سمت بساز بفروشی گرایش پیدا کرده‌اند. 
این فعال مدنی در همدان ادامه داد:  آثاری که از مهندس قهوه‌ای به جا مانده میزان و معیاری برای سنجش خوب و بد معماری در شهر همدان است و الگوی خوبی برای شهرسازی ما به شمار می‌رود اما متاسفانه از این الگو پیروی نمی‌کنیم حال که مدیران به این آثار هنری بی‌توجه هستند کاش مهندسان جوان گوشه چشمی به آنها داشتند.
این عضو پویش پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی همدان افزود: کارهای مهندس محمد قهوه‌ای بخشی از میراث فرهنگی ما به شمار می‌رود . امروزعلاقمندان به این هنرمند و دوستداران آثار معماری او این جا گردهم آمده‌اند تا به خود یادآور شوند جنبه‌های زیبایی‌شناختی معماری و شهرسازی قابل چشمپوشی نیست. هر چند قول‌های کوچکی که مدیران شهری، زمان درگذشت او داده‌اند  هنوز عملی نشده و هنوز ازخیابانی که قرار بود به نام مهندس محمد قهوه‌ای نامگذاری شود خبری نیست اما مردم همدان هنرمندان  و بزرگان خود را فراموش نمی‌کنند.


برچسب ها: مهندس قهوه ای ،

چهارشنبه 5 آبان 1395

آنها ندیده دویده‌اند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

آنها ندیده دویده‌اند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آنها ندیده دویده‌اند
اواسط مهرماه سال‌ جاری خبری در فضاهای ورزشی شهر مبنی بر جفا به ورزشکاران نابینا و کم‌بینای همدان از سوی هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان به گوش ‌رسید و گفته ‌شد در مسابقات دوومیدانی قهرمانی کشور 13 تا 16 مهر در مشهد، استان همدان به جای نابینایان و کم‌بینایان از افراد بینا استفاده کرده است....
1395/08/05
اواسط مهرماه سال‌ جاری خبری در فضاهای ورزشی شهر مبنی بر جفا به ورزشکاران نابینا و کم‌بینای همدان از سوی هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان به گوش ‌رسید و گفته ‌شد در مسابقات دوومیدانی قهرمانی کشور 13 تا 16 مهر در مشهد، استان همدان به جای نابینایان و کم‌بینایان از افراد بینا استفاده کرده است.
روزنامه همشهری پس از گفت وگو با تعدادی از افراد نابینا و کم‌بینا (که در مراجعه به دفتر روزنامه همشهری همدان نخواستند نامی از آنها برده شود) و مسئولان مربوطه این موضوع را پیگیری کرده است.

از زبان معترضان
یکی از افراد حاضر در دفتر روزنامه ادعا می‌کند: بیشتر افرادی که در این مسابقه شرکت کرده‌اند و مقام آورده‌اند همزمان عضو هیأت دوومیدانی همدان نیز هستند.
عضو سابق هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان می‌گوید: برای این‌که مدال بیشتری کسب کنند و نام هیأت نابینایان و کم‌بینایان همدان برجسته شود از ورزشکارانی به این مسابقات اعزام کردند که نه تنها برخی از این افراد مشکل و ضعف بینایی ندارند بلکه در رشته‌های دیگر ورزشی قهرمان هستند. برخی حتی عینک هم نمی‌زنند. برخی از دوستان با رسول منعم مدیرکل ورزش و جوانان استان صحبت کردند اما پیگیری نشده است.
یکی دیگر از کم‌بینایان که از ورزشکاران سابق هیأت است، اظهارمی‌کند: آسیب روانی که به این قشر از توانجوها وارد شده جبران‌ناپذیر است. یکی از علت‌هایی که باعث شده برخی از ورزشکاران عادی وارد هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان شوند اختلافاتی است که بین ورزشکاران نابینا و کم‌بینا و مسئولان هیأت فعلی وجود دارد. ما ورزشکاران زیادی در این حوزه داریم. بیش از 30 ورزشکار داریم که بیشتر آنها قهرمان هستند اما به دلیل همین اختلاف‌ها از ورزش فاصله گرفته‌‌اند.
 مسئولان فعلی برای این‌که جای این ورزشکاران را پر کنند آمارسازی و از ورزشکاران عادی در مسابقات استفاده می‌کنند. همدان حداقل 20 نفر ورزشکار حرفه‌ای دارد که بیشتر این افراد کنار گذاشته شده‌اند.

نحوه سنجش نابینایان و کم‌بینایان
می‌پرسم چه معیاری برای سنجش بین کم‌بینا و سالم وجود دارد و او ادامه می‌دهد: در گزینش ورزشکاران کلاس‌بندی داریم که حتما باید شب مسابقه نیز این کلاس‌بندی لحاظ شود. این کلاس‌بندی به 3 رده بی1، بی2 و بی 3 تقسیم می‌شود که در رده‌بندی جهانی عدد تی 11، تی 12 و تی 13 خوانده می‌شود. بی 1 نابینای مطلق است، بی 2 کسی است که تا حدود 2 یا 3 متر دید محیطی دارد و بی 3 تا 5 یا 6 متر دید محیطی دارد. بدین معنی که دید او مفید نیست و دید کامل ندارد. نقطه ضعف در گزینش افراد در گروه بی 3 است زیرا شب مسابقه به جای استفاده از پزشک متخصص از یک اپتومتریست استفاده می‌کنند.
وی می‌افزاید: گاهی مشاهده شده کسی که در مسابقه شرکت می‌کند تظاهر به کم‌بینا بودن می‌کند و اپتومتریست نیز او را به عنوان ورزشکار کم‌بینا معرفی می‌کند. به طور مثال مشکل بینایی من را در همدان یک پزشک متخصص می‌تواند تشخیص دهد. حتی همه متخصصان هم این تبحر را ندارند. در شب مسابقه یک اپتومتریست چگونه می‌تواند این مسأله را تشخیص دهد؟
دوست دیگرش سخن او را پی می‌گیرد و می‌گوید: روش بهتری برای تشخیص این تخلف وجود دارد؛ این‌که برخی از ورزشکارانی که امسال با عنوان نابینا یا کم‌بینا  در مسابقات حضور داشته‌اند سال‌های گذشته به عنوان افراد عادی شرکت کرده‌اند. یکی از آنها حدود یک دهه سابقه ورزش قهرمانی دارد وحال چه اتفاقی افتاده که در طول چندماه نابینا شده است؟ نابیناهای ما در بهزیستی پرونده دارند. آیا این دوستان عضو بهزیستی هستند و کد معلولیت رسمی دارند؟ کدی که ما کم‌بینایان و نابینایان داریم جهانی
 است.

دفاع مدیرکل ورزش و جوانان استان
وقتی ماجرا را از مدیرکل ورزش و جوانان استان می‌پرسیم می‌گوید: طبق بررسی ضمنی که صورت گرفت موضوع واقعیت ندارد. همه این‌ها درصد دارند و به نوعی جزو کلاس نابینایان هستند. البته به علت این‌که ماموریت بودم اطلاعات دقیق‌تر را باید سوال کنم.
رسول منعم که معتقد است این موضوع به مرتضی خورشیدی رئیس هیأت دوومیدانی استان همدان ارتباطی ندارد، می‌افزاید: برخی ورزشکاران ادعا کرده بودند حسن صالحی (گلابی) نابینا نیست در حالی که او دارای رتبه و کلاس است و کم‌بینا است.
وی در پاسخ به این سوال که افرادی مانند محمدحسن حیدری یا حامد زهدی‌غلامی هم نابینا هستند که در هر 2 هیأت عضویت دارند می‌گوید: افراد معترض باید به صورت مکتوب به ما اعتراض کنند تا پیگیری کنیم. این اسامی را به یاد ندارم. حق ورزشکاران را باید ادا کرد.

نظر رئیس هیأت دوومیدانی
با مرتضی خورشیدی رئیس هیات دوومیدانی استان همدان تماس می‌گیرم. او می‌گوید: در این مسابقه از افراد سالم استفاده شده و من هم این قضیه را شنیده‌ام و در خبرها خوانده‌ام. اما این افرادی که به تازگی به عنوان نابینا در مشهد مسابقه داده‌اند سال‌هاست از طرف هیأت دوومیدانی در مسابقات قهرمانی مختلف به عنوان افراد عادی شرکت کرده‌اند. چرا امسال نابینا شده‌اند؟
خورشیدی ادامه می‌دهد: آیا ارزش دارد هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان با چنین حرکتی شخصیت حقوقی و آبروی خود را زیر سوال ببرد؟ این افراد را چه کسی در هیأت نابینایان تطمیع کرده است؟ البته هیأت دوو میدانی استان از این افراد پرسش خواهد کرد، کمیته انضباطی تشکیل خواهد شد، بازخواست خواهند شد و برخورد جدی صورت خواهد گرفت.
وی می‌افزاید: چگونه ممکن است یک هیأت دست به این کار خلاف بزند که از سوی همگان تقبیح شده است. توانجوها نیاز به انگیزه دارند و آسیب روانی به آنها وارد شده، چگونه می‌توان جبران کرد؟ مسلما حقوق همه نابینایان ضایع شده و به نظر من مقصر اصلی مربی است. هیأت نابینایان و کم‌بینایان بدون هماهنگی ما با مربی ما برای آموزش نابینایان قرارداد می‌بندد. این مربی‌ها مقصرند که ورزشکاران را از این هیأت به هیأت نابینایان برده‌اند. ورزشکارانی که به دنبال قهرمانی هستند همه تمرینات خود را زیر نظر مربی انجام می‌دهند.
رئیس هیات دوومیدانی استان همدان ادامه می‌دهد: این تخلف‌ها را باید اداره‌کل ورزش و جوانان پیگیری کند که زودتر باید اقدام کند. هیأت نابینایان و کم‌بینایان مستقل است و بهتر بود از ما استعلام می‌کردند.
وی می‌گوید: ناگفته نماند این افراد هرچند جزو ورزشکارانی هستند که بارها مقام کسب کرده‌اند اما چندبار نیز به کمیته انضباطی احضار شده‌اند.
خورشیدی می‌گوید: متاسفانه امروزه افراد کمی را در حوزه ورزش می‌بینیم که دارای اخلاق ورزشی هستند و بیشتر این دوستان اولویت اول را پول و مادیات می‌دانند. البته باید توجه کرد ورزشکار از وقتی که برای پول درآوردن گذاشته برای ورزش می‌گذارد و باید حمایت شود اما پول همه چیز نیست.

خصومت و حراست
اما سمیه سهیلی رئیس هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان می‌گوید: کسی شکایتی نیاورده است. البته که برخی هم عضو تیم دوومیدانی استان هستند و هم دونده ما. ما پزشک داریم و قبل از اعزام به مسابقه گواهی پزشکی می‌گیریم.
ما می‌توانستیم 8 نفر بفرستیم اما 5 نفر فرستادیم چون باید کسانی را که احتمال مدال‌آوری داشتند انتخاب می‌کردیم.
او در پاسخ به این پرسش که آیا ادعای این کم‌بینایان درست است، ادامه می‌دهد: افرادی که اعتراض دارند را به من معرفی کنید تا در دوره بعدی اعزام کنم. اینها می‌خواهند برای هیأت دردسر درست کنند. من به حراست شکایت خواهم کرد.ورزشکاران اعزام شده گواهی چشم پزشکی دارند. کسی که بی 3 باشد چشمش ضعیف است. اگر امروز من به پزشک مراجعه کنم عینک تجویز می‌کند و می‌توانم در این مسابقات شرکت کنم چون نمره کم‌بینا به من می‌هد. فدراسیون اجازه مسابقه به کسی که گواهی چشم پزشکی نداشته باشد نمی‌دهد.
سهیلی اظهار می‌کند: هیأت دوومیدانی مرا اذیت می‌کند و من این موضوع را رسانه‌ای می‌کنم.اینها حرف نادرست می‌زنند چون به عواقب کار فکر نکرده‌اند.
وی ادامه می‌دهد: ممکن است کسی که پیگیر این مسأله است خصومت یا قصد سنگ‌اندازی داشته باشد. ما فردی را داریم که در دادگاه پرونده دارد و حراست دستور داده این فرد وارد هیأت و سالن نشود. احتمالا او پیگیر است.
رئیس هیأت ورزش‌های نابینایان و کم‌بینایان استان در پاسخ به این پرسش که آیا این احتمال وجود ندارد که پزشک اشتباه کند یا تقلبی از سمت پزشکان و داوران صورت بگیرد، اظهار می‌کند : نمی‌دانم، اما وقتی پزشک معاینه می‌کند ما می‌پذیریم. مربی‌ها که برای ما گواهی نمی‌آورند.

وضعیت مناسب هیات
سهیلی با بیان این‌که همه کسانی که به علت مشکل بینایی از عینک استفاده می‌کنند می‌توانند در هیأت ورزش‌های نابینایان عضو باشند، می‌افزاید: چندبار خواستیم فراخوان بزنیم که تعداد بیشتری بیایند چون وقتی تعداد بیشتر باشد رقابت بهتر می‌شود. گاهی من در خیابان از افراد دارای عینک دعوت کرده ام که به هیأت ما بپیوندند. هر فرد سالمی را نمی‌پذیریم اما اگر پزشک گواهی دهد ما موظف هستیم استفاده کنیم. مثلا حمید اسلامی از قهرمانان ما است؛ هم برای ما می‌دود هم برای هیأت دوومیدانی.
وی اظهار می‌کند: وضع بچه‌ها بد نیست و ما سال گذشته در کشور مقام یازدهم را کسب کردیم. برنامه ما برای سال‌های بعد این است که هیأت شهرستان‌ها را فعال‌تر کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، ورزشهای نابینایان و کم بینایان ،

اسدی و بیات دو کوهنوردی هستند که برنامه‌های خود را به‌صورت مشترک اجرا می‌کنند، این دو کوهنورد همدانی به غیر صعودهای داخلی در سال ۹۲ رکورد صعود سرعتی در قله آرارات کشور ترکیه از خود به‌جای گذاشته‌اند و امسال هم با تمرینات پیاپی برای اولین بار قله کازبک در گرجستان را صعود کردند.
کد خبر:۳۱۷۵۷۹
تاریخ انتشار:۰۴ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۶04 August 1395
محمد اسدی و محمود بیات دو کوهنوردی هستند که برنامه های  خود را به صورت مشترک اجرا می کنند، این دو کوهنورد همدانی به غیر صعودهای داخلی درسال 92یک رکورد صعود سرعتی درقله آرارات کشورترکیه ازخود به جای گذاشته اند وامسال هم با تمرینات پیاپی برای اولین بار  قله کازبک درگرجستان را صعود کردند.

به گزارش تابناک همدان ؛ محمد اسدی پیروز کوهنورد و فعال محیط زیست همدانی تابستان گذشته قله دماوند را ازجبهه غربی با موفقیت صعود کرد و به تازگی نیز به قله کازبک گرجستان را صعود کرد. 

او متولد 25 آبان 1363 است و کارشناسی ارشد روانسنجی از دانشگاه آزاد تهران شمال دارد. محمد اسدی در پاسخ به این پرسش که از چه زمانی به کوهنوردی علاقمند شدید و در چه شاخه ای از کوهنوردی فعال هستید؟ می گوید: از دوران نوجوانی به کوه می رفتم  اما به طور جدی از سال 87 کوهنوردی را آغاز کردم  و سال 92 رشته تخصصی کوهنوردی سرعتی را انتخاب کردم بعد از سال 92 بیشتر صعودهای من به صورت سرعتی بوده است.

این کوهنورد همدانی با اشاره به مقام  هایی که  در صعودهای سرعتی کسب کرده می گوید: از مقام های بدست آمده به صورت سرعتی، قله آرارات ترکیه با زمان 2 ساعت و 32 دقیقه بوده و قله کازبک گرجستان با زمان 7ساعت و 30 دقیقه صعود شد. 

صعودهایی به صورت گروهی و انفرادی به قله دماوند از جبهه های مختلف از سال 87 تا به امروز داشته ام همچنین قله سبلان درفصل های بهار، تابستان و پاییز، قله سهند و جام را به صورت سرعتی صعود کرده ام. دراین سال ها باهیئت کوهنوردی همدان، گروه کوهنوردی یاران همدان، گروه کوهنوردی پارس تهران، گروه البرز تهران، گروه دماوند تهران ، گروه باران تهران و تشکل های محیط زیستی استان همدان همکاری و همنوردی داشته ام.

این کوهنورد با اشاره به وضعیت آموزش کوهنورد درهمدان می گوید: کوهنوردی در استان همدان سابقه دیرینه و کارنامه درخشانی دارد و بیشتر مربیان و بزرگان کوهنوردی همدان تلاش زیادی در جهت آموزش نسل های پس از خود داشتند اما مدتی وضعیت کمی تغییر کرده بود و این روندمتوقف شده بود. 

 دردل های کوهنوردی از زبان قهرمانان سرعتی همدان


در گذشته می بایست برای دورهای تخصصی به تهران مراجعه می کردیم اما در حال حاضر کوهنوردی و سنگنوردی در همدان تمامی دوره ها از کوه پیمایی گرفته تا یخ، برف وسنگوردی تخصصی و حتی پزشکی کوهستان را برای علاقمندان با صدور گواهینامه اجرا می کند.

او به تغییرات جدید و انتخابات اخیرهیئت کوهنوردی همدان نیز شاره می کند و در ادامه می گوید: جا دارد تقدیر و تشکری بکنم از رئیس سابق هیئت کوهنوردی همدان به دلیل تمام تلاش هایشان برای تیم های کوهنوردی همدان، امیدوارم که با ریاست جدید آقای گوهری و تصمیمات مدیریتی جدید و خلاقانه خود گامی جدیدی برای پیشرفت و وحدت و انسجام کوهنودان استان همدان اتخاذ کنند.

 چرا که همیشه ما به دنبال بهترین ها هستیم و انتظار داریم افرادی که در راس کار قرار می گیرند تمام تلاششان را در خصوص فعالیت های خود داشته باشند.

اسدی به برنامه صعود اخیرخود نیز اشاره کرده می گوید: صعود به قله کازبک گرجستان را در سال 94  برنامه ریزی کردیم و تمرینات ما 9 ماه طول کشید برای آمادگی قله های یخچال، قزل، الوند، کلاغ لان را در همدان و برنامه دماوند، سهند و جام را برای تمرین در نظر گرفتیم. صعود قله در روز 24 مرداد سال 95 انجام شد.

او درپاسخ به این پرسش که آیا از برنامه های فرا ملی و خارج از کشور توسط هیئت کوهنوردی یا بخش خصوصی حمایت می شود می گوید: متاسفانه ما برای بیشتر ورزشکاران حرفه ای خود هیچ گونه امکاناتی نداریم.

 در کشور ما فقط برای فوتبال خوب هزینه می کنند در صورتی که دراین چند سال ازتیم فوتبال هیچ مقام چشمگیری نداشته ایم اما درسایر موارد که ما بهترین ها را داریم وهیچ گونه حمایتی از ورزشکاران نمی شود.



 مخصوصا در کوهنوردی که حتی دریغ از یک لوح تقدی، کمک های مالی چه از سمت هیئت چه از سازمان یا ارگان های دولتی هرگز نداشتیم اما امسال شرکت به پخش مرکز بخش همدان به صورت پشتیبانی از من حمایت کرد. 

جا دارد از مدیریت محترم به پخش همدان آقای داریوش پیریان و آقای مصطفی معتقد که برای صعود از هیچ کمکی دریغ نکردند تقدیر و تشکرو قدردانی کنم.

اسدی با برشمردن موانع و مشکلاتی که دراین صعود داشته، گفت: اولین و مهم ترین مشکل، هزینه های بالاست که می بایست همه هزینه ها را کوهنورد پرداخت کند مورد بعدی این است که همه ما کوهنوردها شاغل هستیم و هرکدام در سازمانی در حال خدمت هستیم و برای گرفتن مرخصی مشکلات خاص هر سازمان را داریم.

او درادامه با اشاره به اهدافش از کوهنوردی می گوید: افراد با انگیزه های مختلف جذب کوه می شوند. یکی از هدف های من از کوهنوردی است که حتی برای یک روزهم شده ازمحیط ماشینی وبسته شهری دورباشم واز زاویه های دیگربه زندگی نگاه کنم.

دردل های کوهنوردی از زبان قهرمانان سرعتی همدان

 درحقیقت کوهنوردی یک تولد دیگر است برای انسانی که در محیط بسته جامعه شهری زندگی می کند. بعضی ها به عنوان تفریح نگاه می کنند و عده ای دیگر به عنوان ورزش اما من برای ماجراجویی و نزدیک تر شدن انسان ها به یکدیگر که همان درس زندگیست این رشته را انتخاب کردم کوهنوردی برای من یعنی داشتن هدف.

این فعال محیط زیست  آینده کوهنوردی را روشن ارزیابی کرده و می گوید: آینده کوهنوردی همدان را با توجه به نبود همگرایی رو به جلو و مثبت است، امیدوارم با مدیرت های جدید تصمیم های جدی برای وحدت و انسجام کوهنوردان همدانی گرفته شود.

محمد اسدی در پایان به فعالیت های محیط زیستی خود اشاره کرده می گوید:در چند سال گذشته گروهی داشتیم که هر دو هفته برای پاکسازی کوه، جنگل و رودخانه می رفتیم که ارتباط تنگاتنگی بین محیط زیست و کوهنوردی برقرار کنیم خوشبختانه روز به روز این گروها در حال بیشترو رشد چشمگیری هستند و بیشتر از این که بخواهند پاکسازی کنند برای فرهنگ پاک بودن محیط زیست زحمت می کشند رابطه کوهنوردی با محیط زیست همیشه خوب و مثبت است.

محمود بیات کوه نورد متولد ۱۳۶۷در همدان است. او می گوید: من تنها  عضو هیئت کوهنوردی همدان هستم و بیشتر صعودها را با محمد اسدی همراه بودم در کوهنوردی همیشه باید برای صعود آمادگی داشت می توان گفت مدام  در حال تمرین هستیم و برای هر برنامه ای خود را آماده می کنیم. 

بیات در ادامه می گوید: صعودهای ما سرعتی است . صعود سرعتی ارارات را سال92 داشتیم و صعود به کازبک وکمک رسانی هم نوردان را تابستان سال جاری در صعودهای داخلی نیز صعود به بام ایران دماوند و صعودسرعتی از دانشگاه آزاد همدان به میدان میشان را سال گذشته داشتیم.

او درباره کوهنوردی استان همدان می گوید: کوهنوردان همدان از بهترین کوهنوردن ایران هستند که مسیرهای دشوار را پشت سر گذاشتند کوهنوردی همدان در گذشته نقش پررنگی داشته و ما سعی می کنیم آینده خوبی هم داشته باشیم. امیدوارم هیئت کوهنوردی همکاری کند و کوهنوردان همدانی بتوانند در کارگاه آموزشی که فدراسیون برگزار می کند شرکت کنند.


دردل های کوهنوردی از زبان قهرمانان سرعتی همدان
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/317579/دردل-های-کوهنوردی-از-زبان-قهرمانان-سرعتی-همدان


برچسب ها: تابناک ، کوهنوردی همدان ، صعود سرعتی کوهنوردان همدان ،

چهارشنبه 5 آبان 1395

چند هنر، یک پیام

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

چند هنر، یک پیام

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چند هنر،  یک پیام
جمشید صفاریان هنرمند همدانی در هنرهای مختلف نقاشی، موسیقی، مجسمه‌سازی و طراحی هم دستی دارد. علاوه برآن 5 مجموعه داستان در کشور هند و یک مجموعه در همدان منتشر کرده است. صفاریان معتقد است همه این هنرها یکی است و او در تمام این هنرها یک حرف می‌زند و آن هم انسانیت است...
1395/08/04
جمشید صفاریان هنرمند همدانی در هنرهای مختلف نقاشی، موسیقی، مجسمه‌سازی و طراحی هم دستی دارد. علاوه برآن 5 مجموعه داستان در کشور هند و یک مجموعه در همدان منتشر کرده است. صفاریان معتقد است همه این هنرها یکی است و او در تمام این هنرها یک حرف می‌زند و آن هم انسانیت است .

تخیل
این هنرمند همدانی توضیح می‌دهد: به کپی معتقد نیستم چراکه دوربین‌های عکاسی دیجیتال در این زمینه خیلی خوب کار می‌کنند. زمانی مرحوم کمال‌الملک استاد برجسته‌ای بود و از پیشکسوتان نقاشی محسوب می‌شود اما حالا دیگر شیوه ایشان منسوخ شده و هر کسی هم آن کار را بکند تکرار است. این‌که کسی یک عکس را بکشد به درد نمی‌خورد چون با فشار دکمه دوربین از یک زاویه مناسب می‌توان یک عکس خوب گرفت.
وی می‌افزاید: در نقاشی هم باید بتوانیم مانند داستان‌نویسی یک پیام برسانیم و به ناچار باید این داستان را با تخیل بیامیزیم.اگر فقط داستان را روایت کنیم کاری مانند دوربین عکاسی انجام داده‌ایم و ارزشی ندارد. این کار ممکن است استادانه باشد اما هنرمندانه نیست.

مجسمه‌سازی
صفاریان می‌گوید: من از نقاشی به مجسمه‌سازی رسیدم. در نقاشی علاقه داشتم کارهایم برجسته باشد و رنگ را با ضخامت بیشتری به کار می‌بردم. ششم ابتدایی به این نتیجه رسیدم که مجسمه بسازم. ابتدا چند مجسمه سوررئالیستی ساختم. کارهایم کپی نبودند. زیرزمین کوچکی داشتیم که درآنجا با گل رس و گچ مجسمه می‌ساختم.
وی اضافه می‌کند: بعدها به دلیل مشکل مکان، ساخت مجسمه‌های بزرگ را کنار گذاشتم. نمی‌توانستم به فروش مجسمه‌هایم فکر کنم چون مردم به خرید مجسمه خیلی علاقه نداشتند.
صفاریان می‌افزاید: در مجسمه‌سازی کارهای هوشنگ سیحون، صنعتی و وزینی را دوست دارم.اما در همدان مجسمه‌ساز قابلی نداریم.

 یادگیری
از صفاریان می‌پرسم نقاشی را از چه کسانی آموخته‌اید که پاسخ می‌دهد: این هنر را به شکل مستقیم از هیچ‌کس یاد نگرفتم. فقط سوال‌هایی از بعضی اساتید که با آنها دوست بودم و ارتباط داشتم می‌پرسیدم. از بعضی از آنها
 قلم‌موها و رنگ‌های فرسوده می‌خریدم، کمی راهنمایی‌ام می‌کردند و خودم ادامه کار را پیش می‌بردم.همچنین به موزه‌ها سر می‌زدم تا بتوانم به شکل تجربی کارم را ادامه دهم.
این هنرمند معتقد است نقاشی در شهرستان‌ها مانند همدان مهجور مانده و می‌گوید: دید مردم ما به نقاشی دید عکاسی است. یعنی انتظار دارند نقاش آنچه را در طبیعت می‌بیند عینا ارائه دهد. برای مثال مردم نقاشی‌های من را دوست ندارند.
به گفته وی، در شهرستان‌ها مردم مشوق نیستند. به علاوه استادی که کلاس‌های مفیدی داشته باشد و جوانان را جذب کند نداریم. نقاشی که در شهری مانند تهران زندگی می‌کند ممکن است بتواند تابلوهایش را بفروشد اما در شهرستان‌ها این کار امکانپذیر نیست.

چاپ کتاب در هند
صفاریان قصه‌نویسی را از دوران دبیرستان آغاز کرد و با نشریاتی مانند کیهان، اطلاعات هفتگی، جوانان و روزنامه اطلاعات همکاری داشت تا این‌که اولین کتابش در هند منتشر شد.
وی درباره سفرش به هند توضیح می‌دهد: وقتی فرهنگ رنگارنگ و متفاوت هند را دیدم ذوقم شکوفاتر شد.در هند زیاد سختگیری نمی‌شود و به راحتی می‌شود در مدت 15 روز کتابی را منتشر کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم کتابی به زبان فارسی منتشر کنم.
صفاریان می‌گوید: تعداد فارسی‌زبان‌ها که علاقه‌مند به فرهنگ ایران هستند در «بمبئی» و «پونا» زیاد است. این باعث شد با نشریات و رسانه‌های آنها هم همکاری کنم.
این هنرمند درباره هدف خود از نوشتن توضیح می‌دهد: من بیشتر دنبال تخلیه خود هستم تا به آرامش برسم، این جهان هستی را راحت‌تر بپذیرم و هشدار و پیامی هم به مخاطب بدهم.

شعر
صفاریان می‌گوید: من شعر نو را بیشتر از شعر کهن دوست دارم. در شعرهای کهن که از سوی شاعرانی مانند فردوسی، ناصرخسرو و دیگران سروده شده‌اند همه چیز گفته شده و چیزی نیست که پنهان مانده باشد.
این هنرمند همدانی که یک مجموعه شعر دارد می‌افزاید: در این مجموعه به طور کامل هرچه دلم خواسته گفته‌ام و اگر شعر دیگری بگویم تکرار است. در این مجموعه، هم شعر نو و هم شعر کهن گفته‌ام اما غزل عاشقانه ندارم. عشق زمینی در برابر این همه مسأله مهمی که در جهان داریم چیز بزرگی نیست.

موسیقی
صفاریان در مورد فعالیت‌هایش در حوزه موسیقی می‌گوید: من ساز را برای دل خودم می‌زنم.
در آواز هم تجربیاتی داشته‌ام.معتقدم هر کس باید خودش باشد. با گروه حسین زندی و علی منطقی چند کار را بازسازی کردیم که آواز و تصنیف این کارها را من خواندم.
وی داستان کوتاه را وسیله مناسبی برای ارتباط در عصر حاضر می‌داند و اضافه می‌کند: مردم این روزها حوصله رمان‌خواندن ندارند. به همین دلیل داستان کوتاه می‌نویسم؛ به این ترتیب با یک متن کوتاه پیام‌رسانی می‌کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/چند-هنر،-یک-پیام?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جمشید صفاریان ، مجسمه سازی همدان ،

سه شنبه 4 آبان 1395

یک مجسمه؛ یک داستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

یک مجسمه؛ یک داستان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
اردشیر محرابی‌اختر مجسمه ساز همدانی معتقد است زندگی در کارهایش جاری است و هر یک از آثارش داستانی دارند.
1395/08/03
اردشیر محرابی‌اختر مجسمه ساز همدانی معتقد است زندگی در کارهایش جاری است و هر یک از آثارش داستانی دارند.
وی این روزها آثار جدید خود را آماده می‌کند تا نمایشگاهی در شهر تهران برگزار کند. به همین مناسبت با این هنرمند همدانی گفت‌وگو کرده‌ایم که می‌خوانید:
  • چه شد که به هنر مجسمه‌سازی رو آوردید؟
من در یک خانواده هنری متولد شدم. ذوق هنری پدر و برادران من باعث شد به سمت کارهای هنری و صنایع دستی سوق پیدا کنم. زندگی کودکی من همراه خاطرات خوب در یک مکان بکر و طبیعت کامل بود به طوری که من بیشتر اسباب‌بازی‌های خودم و دوستانم را از گل و چوب می‌ساختم و این کار برای من بسیار لذت‌بخش بود.
متأسفانه سال‌ها بنا به دلایلی از کارهای دستی و هنری فاصله گرفتم تا این‌که در سال ۱۳۸۰ در شیراز نزد استاد ابراهیم دره‌شوریان ساخت ساز ایرانی کمانچه را فرا گرفتم و در کنار آن مجسمه‌سازی را به‌ صورت نه چندان جدی شروع کردم. به علت گرایش ذهنی من به مجسمه‌سازی کارگاه کوچک ساخت ساز کمانچه من به کارگاه مجسمه‌سازی تبدیل شد و اکنون سال‌هاست که مشغول کار حجم هستم.
  • در هنر دنبال چه چیزی هستید؟
هنر بیان احساسات است. شاعر، موسیقیدان، نقاش و هر هنرمند دیگری هر کدام به نحوی احساسات خود را در قالب هنرشان بیان می‌کنند. مجسمه‌سازی برای من یک روش ابراز احساس است. آرامش و نشاطی که من از هنر دریافت می‌کنم بسیار لذت‌بخش است، وقتی آن کار حجمی که انجام می‌دهم مطابق ذهنیتم باشد و همان چیزی که دلخواهم است به نحو احسن اجرا شود احساس زیبای آن لحظه قابل توصیف نیست. اعتقاد من بر این است که اگر یک اثر هنری برای خالق اثر دلنشین باشد لاجرم بر دل مخاطب و بیننده نیز خواهد نشست. وقتی من از مجسمه‌ای که ساخته‌ام لذت می‌برم، احساس می‌کنم بهشت اینجاست؛ آن لحظه تفاوتی ندارد در پراگ، استکهلم، پاریس یا همدان باشم. برای من مرکز زمین اینجاست. هدفم از هنر همین بوده است.
  •  از چه کسانی تاثیر پذیرفته‌اید؟
هنرستان هنرهای تجسمی،خانواده و محیط زندگی‌ام بیشترین تأثیر را در هنر من داشته اند. نخست تحت آموزش و راهنمایی‌های برادرم طیب محرابی و همین‌ طور تعالیم بی‌دریغ استاد مهربان و دوست‌داشتنی‌ام عطاءالله یوسفی قرار گرفتم.
  • به جز چوب از چه موادی در مجسمه‌سازی استفاده می‌کنید؟
بیشتر کارهای من چوبی هستند اما در برخی از فلز آهن نیز استفاده کرده‌ام. چند مجسمه گچی هم دارم که هنوز به مرحله‌ دلخواه نرسیده‌اند.
  • از چوب چه حسی می‌گیرید که بیشتر به این ماده گرایش دارید؟
به ‌طور کلی حجم کار و ایده تعیین‌کننده متریال یک مجسمه است اما چوب بیشترین احساس را به من می‌دهد. کارهای فلزی هم دارم که مستقل یا با چوب تلفیق شده‌اند اما تسلط کنونی من به تراش و شکل دادن به چوب است و گرایش من هم به این ماده بیشتر است.
  • ایده کارهایتان از خودتان است؟
به قول نظامی«عاریت کس نپذیرفته‌ام /آنچه دلم گفت بگو، گفته‌ام». تمام ایده‌ها و آثاری که ارائه شده منحصر به خودم است. در کل کارگاه و زندگی هنری من اثری کپی شده یافت نمی‌شود. من با تمام اشیای اطرافم ارتباط می‌گیرم.گاهی پیش می‌آید که با آنها صحبت می‌کنم و ایده می‌گیرم. زندگی در صندلی‌های من جاری است و هر کدام داستانی دارند.من دلم می‌خواهد داستان‌های زندگی آنها را به نمایش بگذارم. بیشتر ایده‌های من در سکوت خلوت شبانگاه همراه با موسیقی ملایم پیانو شکل می‌گیرد.
  • در مجسمه‌سازی از چه سبکی پیروی می‌کنید؟
ماجراجویی‌ و دادن حس زندگی به اشیا و جانداران و اغراق درحرکات و احساس آنها سبکی از هنر است با عنوان فراواقع گرایی یا سوررئال.گرایش ذهنی من این است و از این سبک کار نسبت به سبک‌های هنری دیگر لذت بیشتری می‌برم. دخیل دادن عناصر غیرطبیعی و فانتزی در دنیای واقعی، نفوذ به درون اشیا و اشخاص باعث به‌وجود آمدن داستان زندگی یک مجسمه در سبک کار من است.
  • حضور در نمایشگاه‌ها چه تأثیری بر آثار شما داشته است؟
اولین نمایشگاه مجسمه من چهارم اسفند ماه ۱۳۹۳ بود که به صورت انفرادی و در گالری ابن سینای همدان برگزار شد. سپس دومین نمایشگاه را در شهریور ۱۳۹۴ به ‌صورت گروهی همراه با انجمن مجسمه‌سازان همدان در گالری استاد محمود زنگنه همدان برگزار کردیم. در 3 سال گذشته بارها در نمایشگاه‌های گوناگون حضور داشته‌ام. به زودی کارهای جدیدم را در یکی از گالری‌های تهران به نمایش خواهم گذاشت. وقتی آثار عرضه می‌شود و در معرض دید مردم و منتقدان قرار می‌گیرد باعث رشد خالق اثر می‌شود.
  • از روند کارها رضایت دارید؟
آثار کنونی من نسبت به گذشته و اولین نمایشگاهی که برای من بسیار هیجان انگیز بود و به‌ صورت انفرادی برگزار کردم تفاوت بسیاری کرده و پیشرفت رضایت‌بخشی داشته است. معتقدم وقتی مخاطب و بیننده از یک اثر لذت خواهد برد که خودم از آن لذت ببرم.
  • در این رشته چه آینده‌ای برای خود متصور هستید؟
همانگونه که یک اثر به صورت دلخواه من به اتمام می‌رسد و تا از اجرای مناسب آن رضایت نداشته باشم آن را  ارائه نمی‌کنم، برای آینده نیز این تصور را دارم و امیدوارم بتوانم آثاری مناسب و درخور ارائه دهم. نکته دیگر این است که انسان به امید زنده است و من هم به آینده امیدوارم.

   زندگی نوشت
اردشیر محرابی‌اختر چهارم اسفند ۱۳۵۸در همدان متولد شد. او از کودکی علاقه زیادی به صنایع دستی داشت به همین دلیل به سمت کارهای هنری کشیده شد. او امروز یکی از شناخته‌شده‌ترین مجسمه‌سازان همدان است و مجسمه‌های چوبی این هنرمند بارها از سوی منتقدان و هنرشناسان مورد تقدیر قرار گرفته است.
برخی کارهای او به صورت مجموعه ارائه می‌شود، از جمله مجموعه صندلی‌هایش که بسیار مشهورند. محرابی اختر بارها در نمایشگاه‌های استانی و سراسری از جمله نهمین نمایشگاه مجسمه‌های کوچک انجمن مجسمه‌سازان ایران آبان‌ماه ۱۳۹۴ درگالری آران تهران و نمایشگاه گروهی با گروه هنری سنجاقک بهمن ماه ۱۳۹۴در گالری استاد زنگنه همدان شرکت کرده است.
 این هنرمند عضو انجمن مجسمه‌سازان استان همدان است و رتبه دوم ساخت تندیس‌های برفی جشنواره زمستانی همدان در سال۸۷ و رتبه نخست ساخت این تندیس‌هارا در سال 88 دارد. او داوری جشنواره زمستانی ساخت تندیس‌های برفی در سال ۱۳۹۳ را هم بر عهده داشته است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87%D8%9B-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، اردشیر محرابی اختر ، مجسمه سازی همدان ، ادشیر محرابی مجسمه ساز ،

یکشنبه 2 آبان 1395

52 سال انجمن بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

52 سال انجمن بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
52 سال انجمن بوعلی
دوره اول فعالیت انجمن ادبی بوعلی از سال 1342 آغاز شد. بزرگانی چون ابراهیم دبیر قصاب (پرتو همدانی)، احمد ساجدی، سیدکاظم حسینی (داور)، علی اکبر بلالی، محمدحسین شیرین، مهدی دیجوریان، ابوالحسن آذر گنگاوری و بسیاری از شاعران و ادبیان در شکل‌گیری و ادامه یافتن این انجمن تلاش کردند اما پس از 15 سال تعطیل شد و این تعطیلی تا دهه 70 ادامه داشت....
1395/08/02
 دوره اول فعالیت انجمن ادبی بوعلی از سال 1342 آغاز شد. بزرگانی چون ابراهیم دبیر قصاب (پرتو همدانی)، احمد ساجدی، سیدکاظم حسینی (داور)، علی اکبر بلالی، محمدحسین شیرین، مهدی دیجوریان، ابوالحسن آذر گنگاوری و بسیاری از شاعران و ادبیان در شکل‌گیری و ادامه یافتن این انجمن تلاش کردند اما پس از 15 سال تعطیل شد و این تعطیلی تا دهه 70 ادامه داشت.
دوره دوم فعالیت این انجمن از سال 1372 آغاز شده و تاکنون ادامه داشته است. در دوره دوم افرادی چون احمد خلیلی شورینی، اصغر شمس‌الواعظین، ابوالحسن روح القدس، ناصر و منصور جمشید آبادی و ده‌ها نفر از شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی همدان در این انجمن عضو بوده و فعالیت کرده‌اند. یکی از افرادی که بیش از 2 دهه عضو این انجمن بوده و از اوایل دهه 90 به عنوان رئیس انجمن ادبی بوعلی انتخاب شده حسن خلیلی است.
حسن خلیلی سال 1326 در همدان متولد شد. او سال 1346 پس از گرفتن دیپلم وارد دانشکده افسری شد و به استخدام ارتش درآمد. سال 1374 بادرجه سرتیپی بازنشسته شد و از همان سال فعالیت‌های فرهنگی خود را پی گرفت. حسن خلیلی در گفت وگو با همشهری درباره فعالیت‌های انجمن ادبی بوعلی همدان توضیح می‌دهد.
  • چگونه به شعر و ادبیات علاقه‌مند شدید؟
 مادر من اهل شعر و شاعری است و بخشی از آثار شاعران بزرگ از جمله حافظ، خیام و باباطاهر را حفظ است. امروز نیز با وجود این‌که حدود 90 سال دارد و 5 کلاس بیشتر سواد ندارد شعر می‌خواند. خانواده من از جمله برادرم سهراب نیز نویسنده است. از کودکی در خانواده با شعر آشنا شده و تاکنون ادامه داده‌ام.
  • خودتان شعر می‌گویید؟
من شاعر نیستم و دوستانم به من می‌گویند شعرخوان. شعرهایی را که سروده‌ام هرگز برای کسی نخوانده‌ام اما گاهی از شعر دیگران در انجمن می‌خوانم. من شاعر نیستم اما شعر را می‌فهمم، شعر را بسیار دوست ‌دارم و می‌خوانم که خوشبختانه مورد پسند دوستان است.
  • از چه زمانی وارد انجمن ادبی بوعلی شدید؟
سال 1374 پس از بازنشستگی به صورت مداوم و مستمر در انجمن‌های ادبی به ویژه انجمن ادبی بوعلی حضور داشته ام.
  • آن زمان مسئولیت اداره انجمن با چه کسی بود؟
سال 1374 که من به عرصه ادبیات شهر وارد شدم زنده‌یاد احمد خلیلی رئیس انجمن ادبی بوعلی بود و پس از ایشان زنده یاد ابوالحسن روح‌القدس ریاست انجمن را بر عهده گرفت. پس از این‌که آقای روح‌القدس از دنیا رفت من به ریاست این انجمن انتخاب شدم و در خدمت دوستان هستم. پیش از آن مجری انجمن بودم.
  • نشست‌های انجمن در چه روزهایی برگزار می‌شود؟
هر دوشنبه از ساعت 4 تا 6 بعدازظهر نشست‌های این انجمن در فرهنگسرای آوینی برقرار است. البته تابستان‌ها از ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر دائر می‌شود.
  • در انتخاب شعر چه رویکردی دارید؟
در انجمن ادبی بوعلی شعرخوانی آزاد است. حضور همه از کودک و نوجوان تا میانسال و کهنسال آزاد است و شاعر و غیرشاعر همه می‌توانند در نشست‌های هفتگی حضور داشته باشد.
  • منظورم سبک و سیاق شاعران است. گرایش اعضا به شعر سپید است یا کهن؟
حاضران هر نوع شعری را می‌توانند بخوانند شعر سپید، نو، نیمایی و کلاسیک. حتی اشعار آذری، عربی و انگلیسی هم خوانده می‌شود. ممنوعیت و محدودیتی نداریم. انجمن حداقل حدود 20 سال است به همین منوال به فعالیت خود ادامه می‌دهد.
  • اعضا چند نفر هستند؟
ما 76 کارت عضویت شناسایی برای اعضای اصلی صادر کرده‌ایم و اعضای افتخاری هم هر هفته حضور دارند و گاهی وقت‌ها تا 100نفر در نشست‌های هفتگی انجمن شرکت می‌کنند.
  • شیوه اجرا چگونه است؟ به موضوع نقد آثار هم توجه دارید؟
کسانی که مایل هستند شعرشان نقد شود پیش‌تر به ما اعلام و شعر خود را در تعداد محدودی کپی یا تکثیر می‌کنند. ما نسخه‌ها را به دوستان منتقد می‌دهیم تا آن را نقد کنند. اگر شاعر داوطلب نشود که شعرش در این جلسه‌ها نقد شود و این کار صورت گیرد، گاهی دلخوری‌هایی پیش می‌آید که موجب رنجش اعضا می‌شود به همین دلیل در صورت رضایت شاعر، شعر نقد می‌شود. در غیر این‌ صورت پس از این‌که شعری خوانده می‌شود اگر نکته یا تذکری باشد دوستان عنوان می‌کنند اما نقد نمی‌کنند.
  • در جشنواره و همایش سالانه چطور حضور پیدا می‌کنید؟
به دلیل سابقه‌ای که انجمن ادبی بوعلی همدان دارد و به علت مسئولیتی که بنده در انجمن بوعلی، انجمن حافظ خوانی و در خانه شعر و ادب استان دارم،اداره‌های ارشاد استان و شهرستان برگزاری بیشتر مراسم را به این انجمن می‌سپارند. اگر هم قرار باشد انجمن دیگری برگزار کند انجمن ادبی بوعلی مشارکت دارد اما بیشتر اتفاق‌های ادبی، جشن‌ها و سوگواری‌ها به انجمن ادبی بوعلی محول می‌شود.
  •  چه تعداد از شاعران شناخته شده همدان در انجمن بوعلی عضو هستند؟
میانگین سنی اعضا در انجمن ادبی بوعلی از گذشته نیز بسیار بالا بوده است. ما در سال‌های گذشته حدود 17 شاعر درجه یک را از دست داده‌ایم از جمله احد مسیبی، ابوالحسن روح القدس، احمد حیدربیگی، اصغر شمس‌الواعظین، علی اکبرمحمودی وثاق، عبدالحسین شائق، علی اصغر سپاسگزار، قهرمانی، دباغ و عشقی. اما خوشبختانه شاعران خوبی عضو این انجمن هستند از جمله پژمان جمشیدآبادی، میرهاشم میری، حسن سموات اکباتان، سیاوش دیهیمی و خانم‌ها ملکی، کریمی منسوب، دکتر خنکدار، محمودی و نیکو سیاکوهی. همچنین شاعران جوانی مانند علی سلیمانی، ایمان سیدآقایی، محمد صارمی شهاب، محمدشایسته، امرائی، فواد میرشاه‌ولد و ده‌ها شاعر دیگر عضو فعال این انجمن هستند.
  • تأثیر انجمن ادبی بوعلی بر تولید ادبی شهر چگونه بوده است؟
بیشتر شاعران همدانی که امروز مشهور نیز هستند، قبلا عضو انجمن ادبی میلاد بودند. پس از میلاد انجمن ادبی بوعلی بود که توانست بیشتر این شاعران را گرد هم آورد.بیشتر شاعران همدانی که امروز چه داخل استان و چه خارج از استان فعالیت می‌کنند یک دوره عضو انجمن بوعلی بودند. در این سال‌ها انجمن به طور مستمر فعالیت داشته، بدون تعطیلی و وفقه برقرار بوده و خروجی آن تعداد زیادی کتاب و پرورش شاعران خوب در استان بوده است. همچنین بیشتر کتاب‌هایی که در همدان از شاعران منتشر می‌شود در انجمن رونمایی و معرفی می‌شود.
  • تعدد انجمن‌ها و تشکل‌ها را در همدان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من نظری دارم که با دیدگاه خیلی از دوستان مغایر است. زمانی که تعداد انجمن‌ها کمتر بود هم شاعران و هم انجمن پویاتر بود. تا چند سال گذشته 2 یا 3انجمن بیشتر در همدان فعال نبود اما در سال‌های اخیر به دلایلی انجمن‌های زیادی ظهور کرده‌اند. حسن زیاد شدن تعداد این بود که هر کس، هر روزی که دوست داشته باشد می‌تواند به یک انجمن برود، استفاده کند و شاعران زمان بیشتری برای خواندن شعر داشته باشند. اما اعضای بیشتر این انجمن‌ها مشترک است و افراد ثابتی هستند یعنی کسانی که در انجمن ما شرکت کنند در انجمن‌های دیگر هم عضو هستند. به غیر از انجمن پروین اعتصامی که خانم‌ها مسئول آن هستند و انجمن حافظ خوانی که تخصصی کار می‌کنند بقیه انجمن‌ها در یک راستا و مشابه هم هستند که به نظر من این یک آسیب است. اگر نشست ادبی در هر هفته یک روز باشد برای آن روز همه با هم برنامه‌ریزی می‌کنند و نتیجه بهتر و بیشتری حاصل می شود.
  • از همکاری اعضا رضایت دارید؟
بله در این انجمن همه اعضا فعال و همراه هستند. عباس فرهادی مقدم از سالی که من در انجمن ادبی بوعلی حضور پیدا کردم پا به پای من و سایر اعضا کمک کرده و یکی از اصلی‌ترین مهره‌های انجمن ما و دیگر انجمن‌هاست. البته سایر اعضا نیز کمک می‌کنند که من از آنها تشکر می‌کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/52-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن ادبی بوعلی ،

یکشنبه 2 آبان 1395

سفال لالجین باید پوست‌اندازی کند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،صنایع دستی ،

سفال لالجین باید پوست‌اندازی کند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سفال لالجین باید پوست‌اندازی کند
یکی از سفالگران لالجین معتقد است سفال لالجین امروز نیازمند پوست‌اندازی است....
1395/08/01
یکی از سفالگران لالجین معتقد است  سفال لالجین امروز نیازمند پوست‌اندازی است.
 ایرج گلزاری که کارشناس رنگ و لعاب سفال است، متولد لالجین است اما به دلیل بیماری مجبور شده در کیش ساکن شود. گلزاری معتقد است حالا که لالجین به عنوان شهر جهانی سفال ثبت شده است نیازمند توجه بیشتر هم از سوی مدیران ارشد استان است و هم مردم و سفالگران آن است تا بتوانند این عنوان را حفظ کنند.

لالجین جهانی
وی درباره جهانی‌شدن لالجین می‌گوید: ثبت جهانی سفال لالجین یک اتفاق بزرگ و غرورآفرین است اما نقطه مطلوب، اجرای استانداردسازی، مشارکت عمومی در ساخت زیرساخت‌ها و تشکیل اتاق فکر نخبه‌های هنری شهر است. لالجین قابلیت‌های هنری و تاریخی بالایی دارد که می‌توانست در گذشته نیز مطرح و نواقص کار حذف شود.
گلزاری می‌افزاید: به یقین بسیاری از طرح‌ها دارای هزینه است و آینده‌نگری می‌خواهد. هنرمندان لالجین ناچارند وارد هنر روز و طرح‌های نو شوند.

نقطه قوت سفالگری در لالجین
این کارشناس سفال در پاسخ به این سوال که نقطه قوت سفالگری در لالجین را در چه می‌دانید، توضیح می‌دهد: اولین مبحث مهم خاک باکیفیت لالجین است و دومین مطلب وجود چرخ کاران حرفه‌ای سفال در این شهر است که در دنیا بی‌نظیرند. قطعا مهم‌ترین دلیل انتخاب لالجین به عنوان شهر جهانی سفال سبک تولید سفال و انواع لعاب‌ها و همچنین موروثی بودن سفالگری به شکل شغل خانوادگی است.
وی ادامه می‌دهد: فرهنگسازی برای حفظ عنوان لالجین بسیار موثر است. ما به آینده لالجین متعهدیم. باید نخبه‌های هنری لالجین یک شکل منسجم گرفته و برای حفظ این عنوان اتاق فکر تشکیل دهند. در مجموع هنرمندان نقش اصلی به عهده دارند. بنده شخصا تا آخرین لحظه عمرم در کنار لالجین و هنرمندان این شهر خواهم بود.
گلزاری درباره ورود سفال چین به لالجین می‌گوید: ورود سفال چینی به لالجین، ناتوانی در ایزوله کردن واردات سفال چین و به چالش کشیدن هنر سفالگری این منطقه بسیار آسیب‌زا بوده اما در برخی موارد اندک ابعاد مثبتی نیز داشته و آن ایجاد نوآوری در هنر این منطقه برای رقابت با سفال چین است.

مشکلات سلامتی
از چند سال پیش پس از برداشتن یارانه سوخت در بخش صنعت، در لالجین هم گاهی برای این‌که حرارت کمتری هنگام پخت به کوره‌ها وارد کنند و سوخت کمتری استفاده شود ازسرب بیشتر استفاده می‌کنند. عده‌ای معتقدند همین کار عامل ابتلا به بیماری و سرطان است.
گلزاری در این‌باره توضیح می‌دهد: قبل از اعلام کارشناسان این مسأله را مطرح کردم اما نتیجه‌ای در بر نداشت. این کارشناس سفال اضافه می‌کند: موضوع مهم‌تر حفظ سلامت هنرمندان سفالگراین شهر است. من سال‌ها نسبت به معماری فضای داخلی بین خط تولید و کوره‌های سفال هشدار داده ام.متاسفانه به دلیل سنتی بودن کارگاه‌ها بسیاری از سموم حاصل از پخت در فضای کارگاهی رها می‌شود و این یعنی بروز انواع مشکلات گوارشی، ریوی و انواع سرطان‌ها.
وی می‌گوید: معماری کارگاه‌هایی که خط تولیدشان در کنار کوره‌های سنتی قرار گرفته باید تغییر کند. زیرا استنشاق مواد سمی حاصل از پخت انواع لعاب‌های سنتی و صنعتی است مهم‌ترین تهدید برای سلامت سفالگران است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84-%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%AC%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سفال لالجین ،

چهارشنبه 28 مهر 1395

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،کتاب ،

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم....
1395/07/28
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
در دوران تحصیل، انشاهای من بچه‌ها را خوشحال می‌کرد چون یک ساعت کامل کلاس را با خواندن انشا پر می‌کردم. از همان دوران نوشتن برایم جدی‌تر شد.
  • چه شد به کتابخوانی گرایش پیدا کردید؟
بوی کاغذ کتاب‌های درسی در ابتدای سال مرا جذب می‌کرد.کتاب‌ها و مجلات تا همین امروز برای من عطر جذابی دارند و مرا وا می‌دارند آنها را ورق بزنم. ورق زدن عطر را پخش می‌کند و بعد یک کنجکاوی بی‌نام و نشان است که مرا می‌کشاند به دنیای خواندن.
  • از معلم‌ها چه تاثیری می‌گرفتید؟ فضای مدرسه شما را به کتابخوانی تشویق نمی‌کرد؟
بسیار زیاد. آن زمان بیشتر معلم‌ها کتابخوان بودند و بدون شک روی دانش‌آموزان هم تأثیر می‌گذاشتند. تمام کتاب‌هایی را که دبیران معرفی می‌کردند بدون استثنا می‌خریدم و می‌خواندم.
  • پس از دوران تحصیل رابطه شما با کتاب چگونه بود؟
هرگز به یاد ندارم رابطه‌ام با کتاب قطع شده باشد. حال و هوای عطر کاغذ کتاب و دفتر هنوز با من هست و هر کتاب خوبی که می‌بینم، جذب می‌شوم.
  • در همدان شما را به عنوان یک منتقد جدی سینما می‌شناسند، سینما چقدر در نوشتن شما نقش داشت؟
سینما اولین بود برای من. با تمام جذابیت‌هایی که داشت و دارد. از زمانی که به گوشه پرده نگاه می‌کردم که ببینم این آدم‌ها از کجا به روی پرده می‌آیند تا امروز که خیره می‌شوم به کارهای آقای عباس کیارستمی تا ببینم آیا صحنه‌ها کارگردانی می‌شوند یا نه.
  •  گرایش شما به ادبیات داستانی بیشتر است یا فیلمنامه؟
صد در صد فیلمنامه. با این اندیشه که فیلمنامه‌ای باشد برای خواندن. با گریز به فضای قصه و داستان در پرداختن سکانس‌ها می‌توان آن‌را خواندنی‌تر کرد. یعنی ایجاد یک فصل مشترک بین فیلمنامه و داستان.
  • همدان چقدر در نوشته‌های شما حضور دارد؟
من هرگز این شهر را ترک نکردم و نخواهم کرد. هر گوشه‌اش دنیایی است. محله‌ها هر کدام شبه فرهنگ خاص خود را دارند. کوچه‌ها و آدم‌ها تمام زاویه‌های باز و بسته این شهر شناور در تمدنی است که می‌توان سال‌ها از آن‌ها گفت.
  • وضعیت نویسندگان همدانی را چگونه می‌بینید؟ کارهایشان را دنبال می‌کنید؟
نویسندگان ما بیشترشان خوبند. هریک به قسمتی از فرهنگ این شهر پرداخته‌اند.من به دوستانم توصیه می‌کنم ابتدا باید کتاب همشهریان و هموطنان خود را مطالعه کنند.
  • در نوشتن از چه مکتبی پیروی می‌کنید؟
از مکتب مادرم با قصه‌هایی که برایم می‌گفت و دوستانم وقتی فیلمی را تعریف می‌کردند که من ندیده بودم. بعد که فیلم را می‌دیدم جذابیت فیلمی را که آنها تعریف کرده بودند نداشت.
  • نگاه نرگسان برآیند سال‌ها زندگی است.عشق در کوچه پس کوچه‌های خاکی و پشت بام‌های گل اندود و صحراهای گسترده با رودخانه‌های خروشان با آدم‌هایی که درخانه‌های بدون برق زندگی می‌کردند و عشق می‌ورزیدند. همان داستان ازلی و ابدی عشق. داستان عاشقانه نیست داستانی است از عشق درباره عشق.
  • ایده فیلمنامه نگاه نرگسان چگونه پدید آمد؟
راه صبح آفتابی چطور؟
ایده داستان از زندگی چندماهه در روستای تازه کند از توابع ماکو در سال 1349 شکل گرفت.
  • این نکته که اسامی شخصیت‌ها ساخته و پرداخته خود شماست و منحصر به فیلمنامه‌های شماست چه علتی دارد؟
آدم‌های خاص زندگانی خاص خودشان را دارند. اسم‌های خاص فاصله‌ای را ایجاد می‌کند برای آن‌ها در تفاوت‌هایشان با آدم‌های معمولی.
  • شما شناخت خوبی از سینما دارید. چقدر به فکر ساختن فیلم با  این فیلمنامه‌ها هستید؟
هدف اصلی من از انتشار این 2 فیلمنامه خواندن شان برای عموم است. بعدها شاید خدا خواست و یک تهیه‌کننده هم پیدا شد و فیلمی نیز تهیه شد.در واقع ساختن فیلم اولویت بعدی است.
  • در سال‌های اخیر کمتر کسی در همدان اقدام به انتشار فیلمنامه کرده است. فکر می‌کنید کار شما چه تاثیری بر فیلمنامه‌نویسی استان خواهد داشت؟
نمی‌توانم بگویم چه تاثیری دارد. ابتدا باید کتاب خوانده شود تا بازخورد آن مشخص شود. همدان نویسندگان خوبی دارد، امیدوارم در همدان شاهد انتشار فیلمنامه نیز باشیم.
  • چرا کتابتان را به ناشران همدان نسپردید؟
مدیر انتشاراتی که کتاب را چاپ کرد دوست من بود، به همین دلیل کتاب را در تهران منتشر کردم.
  • از کارهای بعدیتان بگویید.
یک مجموعه قصه آماده انتشار دارم. پس از انتشار آن فیلمنامه‌های بعدی را منتشر خواهم کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، قیلم نامه نویسی در همدان ،

چهارشنبه 28 مهر 1395

غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،فرهنگ عامه ،گفتگو ،

غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان
پرده‌خوانی در همدان قدمت دیرینه دارد اما این روزها رو به فراموشی است و باید احیا شود....
1395/07/28
پرده‌خوانی در همدان قدمت دیرینه دارد اما این روزها رو به فراموشی است و باید احیا شود.
 قدیمی‌ها تابلوهایی را که حسین قوللر آغاسی، محمد مدبر و حسین همدانی روی پارچه‌ای می‌کشیدند و یک پرده‌خوان می‌آمد و آن پرده را تشریح می‌کرد به یاد دارند. دهه‌های 30 و 40 خورشیدی شب‌های جمعه که از راه می‌رسید مردم همدان به گورستان روی می‌آوردند. برخی به خاطر درگذشتگان خود و برای آمرزش مردگان حلوا و خرما توزیع می‌کردند اما برخی از مردم برای سرگرمی به گورستان می‌رفتند  زیرا پرده‌خوان‌ها، معرکه‌گیرها، پهلوان‌ها و مداح‌ها در آنجا بساط پهن می‌کردند. در فضای گورستان جایی که دیواری وجود داشت مانند مسجد حاج کلب‌علی که در جوار گورستان و غسالخانه بود پرده‌خوان‌ها حضورداشتند. پرده یا تابلو نقاشی پارچه‌ای را به دیوار مسجد نصب می‌کردند و برای حاضران که اطراف تابلو گردهم آمده بودند تعریف و تشریح می‌کردند.

حس و حال مردم
پژوهشگر تاریخ همدان با اشاره به حس و حال مردم در هنگام تماشای پرده‌خوانی‌ها می‌گوید: حس و حال مردم جنبه‌های متعددی داشت. برخی اعتقادات مذهبی داشتند و زمانی که فرد پرده‌خوان وقایع کربلا و رخدادهای این حادثه را شرح می‌داد این افراد تاثر خاطر پیدا کرده و گریه می‌کردند. اما عده‌ای نیز برای سرگرمی به این مراسم مراجعه می‌کردند و از تماشای نمایش پرده‌خوان و شیوه اجرای پرده‌خوانی لذت می‌بردند. پرده‌خوانی یا تابلوگردانی‌ شغل بود و منبع کسب درآمد به شمار می‌آمد.
نصرالله آژنگ می‌افزاید: تابلو شامل موضوعات مختلفی بود. به طور مثال داستان تنور خولی از این قرار بود که سر امام حسین (ع) را در یک تنور به نام خولی مخفی می‌کنند تا از دست افراد دشمن در امان باشد. در این تابلو لشکر ابن زیاد را نقاشی کرده بودند که صف‌آرایی کرده و در مقابل این تنور و لشکر امام ایستاده‌ بودند. برخی تابلوها دربرگیرنده تصویری از حضرت عباس (ع) بود و سوار بر اسب در حالی که مشک آبی در دست داشت به طرف رود فرات می‌‌رفت تا برای اردو و لشکر امام حسین (ع) آب بیاورد. علاوه بر این‌ها یک سری تابلو بود که جنبه رزمی داشت.وی می‌افزاید: تابلوهای رزمی هم که دارای اجرای متفاوتی بود طرفداران خودشان را داشت. کسانی که افسانه و داستان‌های رزمی و شاهنامه‌ای را بیان می‌کردند، تلاش می‌کردند لحن حماسی به خود بگیرند و به صورت نقالی بود اما کسانی که تابلوهای دینی را تشریح می‌کردند به صورت حزن‌انگیز بود که مردم متاثر شوند و پول بیشتری پرداخت کنند. پرده‌خوان‌های تابلوهای رزمی با تابلوهای مذهبی تفاوت داشتند. معمولا شاعران علاقه زیادی به تابلوهای رزمی و حماسی داشتند.
آژنگ درباره تابلوهای رزمی توضیح می‌دهد: این تابلوها یا پرده‌ها بیشتر از داستان‌های شاهنامه بود؛ جنگ رستم و اشکبوس، جنگ رستم و سهراب، بیژن و منیژه، در چاه کردن بیژن، آمدن برزو به ایران و جنگ با رستم. صحنه نبرد این داستان‌ها را نقش کرده و روی پارچه به تصویر کشیده بودند و شرح می‌دادند.

استقبال کودکان
این پژوهشگر تاریخ همدان به استقبال مردم همدان به خصوص کودکان از این پرده‌خوانی‌ها اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: بچه‌های کوچکی کنار پرده‌خوان‌ها و معرکه‌گیرها گرد می‌آمدند و گاهی شیطنت و شلوغ‌کاری می‌کردند و معرکه‌گیرها، پرده خوان‌ها و مارگیرها از دست برخی از این بچه‌ها به ستوه می‌آمدند.
وی ادامه می‌دهد: آن زمان بچه‌ها کلاه برسر می‌گذاشتند و زمانی که شلوغ می‌کردند معرکه‌گیرها کلاه آنها را برداشته و به دورترین نقطه‌ای که می‌توانستند پرتاب می‌کردند. به نظر می‌رسد ضرب‌المثلی که می‌گوید: «کلاهت پس معرکه است» هم از این جا آمده باشد.
خیلی از مردم این داستان‌ها و اشعار را به ذهن می‌سپردند و در گفت‌و‌گوهای روزانه از این داستان‌ها بهره می‌بردند. افراد اهل تحقیق هم بودند و یادداشت‌برداری می‌کردند. من هم در دوره نوجوانی از این آیین‌ها یادداشت برداری می‌کردم.
آژنگ می‌افزاید: کودکان هم از صحنه‌های رزمی تاثیر می‌گرفتند و در بازی‌ها نقش رستم یا سهراب را بازی می‌کردند و شخصیت‌ها و پهلوان‌های پرده‌ها به عنوان قهرمان در ذهن آنان نقش می‌بست.

پرده‌خوانی در گورستان
این پژوهشگر تاریخ همدان در پاسخ به این سوال که آیا پرده‌خوانی در همه گورستان‌های همدان برگزار می‌شد، می‌گوید: همدان گورستان‌های متعددی داشت اما این مراسم در مجموع در گورستان اصلی برگزار می‌شد. این گورستان در مکان فعلی دانشکده معماری بود. از جمله گورستان‌های قدیمی شهر گورستان میرزاتقی بود که بعدها روی آن دبیرستان شاهدخت سابق، ساختمان بیمارستان شیر و خورشید و فروشگاه فرهنگیان ساخته شد.
وی اضافه می‌کند: گورستان «شیدان» یا شهیدان که در محله جوادیه بود،گورستان ارامنه، کلدانی‌ها و آشوری‌ها که در محل خیابان طالقانی فعلی قرار داشت و بعدها بیمارستان اکباتان را روی آن ساختند. گورستان یهودی‌ها که درسر پل مراد و مسیر رودخانه‌ای که از روستای دیوین وارد شهر می‌شد قرار داشت بعدها از سوی یک از شهرداران همدان به پارک تبدیل شد.
گورستان «دو گوران» که در خیابان پاستور فعلی قرار داشت و دبیرستان پروین اعتصامی روی آن ساخته شد. گورستانی هم در قسمت شمالی شهر درکنار محله جولان قرار داشت. شهر چند گورستان پراکنده دیگرهم داشت. چند قبر یا تک قبر در محله‌های مختلف قرار داشت از جمله قبر «پلویی» که در نزدیکی حمام قلعه قرار گرفته بود.

احترام به پرده‌خوان‌ها
به گفته آژنگ هم پرده‌خوان‌ها از حرمت و احترام زیادی برخوردار بودند هم کسانی که نقاشی‌ها را کشیده بودند بسیار جایگاه خاصی داشتند.
این پژوهشگر می‌گوید: به خصوص کسانی که هنرشناس بودند ارزش و اعتبار خاصی برای آنان قائل بودند چون گذشته همین مردم را نشان می‌دادند و تاریخ را بیان می‌کردند چه تاریخ افسانه‌ای چه مذهبی و چه تاریخ واقعی. این‌ها بیان‌کننده تاریخ این مردم بودند به همین دلیل مردم نیز زندگی آنان را تامین می‌کردند و برخورد مناسبی با آنها داشتند.زمانی که تحت تاثیر قرار می‌گرفتند پول بیشتری می‌دادند چون زندگی این‌ها با اجرای پرده خوانی که هفته‌ای یک شب بود می‌گذشت.

هنر فراموش‌شده
وی ادامه می‌دهد: بیشتر تعزیه‌خوان‌ها در پای همین مراسم وارد تعزیه‌گردانی شدند. البته ممکن است گاهی شرایط خاصی به وجود بیاید و جرقه‌ای در زندگی کسی زده شود و درصدد این کار بربیاید. پرده‌خوانی هم نوعی آیین نمایشی است و می‌تواند موثر باشد.
 بیشتر افرادی که در همدان نقاش بودند به این پرده‌ها نیز علاقه‌مند بودند از جمله سیف الله گلپریان که  از معروف‌ترین نقاشان همدان بود.
به آژنگ می‌گویم پرده‌خوانی در حال نابودی است و دیگر اجرا نمی‌شود، برای احیا و حفظ این آیین‌ چه پیشنهادی دارید و او می‌گوید: متاسفانه از بین رفته و پیشنهاد من این است که ابتدا نقاشان علاقه‌مند به سنت‌ها کارهایی را هم در این زمینه انجام دهند تا یادآوری شود.
قدم بعدی این است که نهادهای متولی فرهنگ مانند وزارت ارشاد و سازمان میراث فرهنگی با آموزش و ارائه مشوق بتوانند افرادی را جذب کنند.
با برگزاری کلاس از سوی افرادی که شناخت دارند می‌توان این آیین نمایشی را احیا کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نصرالله آژنگ ، نقالی ،

سه شنبه 27 مهر 1395

ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،هنر ،

ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری
نمایشگاه خوشنویسی انجمن خوشنویسان همدان از 24 تا 29 مهرماه در گالری فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است...
1395/07/26
نمایشگاه خوشنویسی انجمن خوشنویسان همدان از 24 تا 29 مهرماه در گالری فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است. سیدعطاءالله سرمدی رئیس انجمن خوشنویسان همدان و مدرس خوشنویسی متولد سال 1338در شهرستان خمین است اما از کودکی در همدان زندگی می‌کند. او درباره این نمایشگاه و فعالیت‌های این نهاد هنری توضیح می‌دهد.این نمایشگاه به مناسبت هفته خوشنویسی با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان همدان با هدف اشاعه هنر خوشنویسی بین جوانان و نوجوانان برگزار می‌شود. تلاش شده تا این مهم در ماه محرم و همزمان با عزاداری امام حسین(ع) انجام پذیرد تا هنرمندان خوشنویس هم همراه با سایر اقشار در شهر همدان در این سوگواری سهیم باشند.
  • چه تعداد کار و از چه کسانی در این نمایشگاه به نمایش در آمده است؟
حدود 50 اثر در نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گرفته است. این آثار از سوی 30 نفر از اساتید و فارغ‌التحصیلان ممتاز وفوق ممتاز انجمن خوشنویسان شعبه همدان نگاشته شده است.
  • نمایشگاه بعدی انجمن چه زمانی برگزار می‌شود ؟
نمایشگاه بعدی انجمن خوشنویسان شعبه همدان یک نمایشگاه جمعی است که قرار است در آذرماه و در فرهنگسرای شفق تهران برگزار شود.
  • از چه زمانی به خوشنویسی علاقه‌مند شدید؟
پدرم علاقه بسیار زیادی به هنرخوشنویسی داشت و علاقه‌مند بود که در این رشته هنری فعالیت کنم. به همین دلیل همواره مرا تشویق به آموختن این هنر می‌کرد.
  • در خوشنویسی به دنبال چه هستید؟
فراگیری هنر عشق است و این موهبت الهی نصیب هرکسی نمی‌شود، به همین دلیل باید همواره شاکر بود. کسی که هنری را دنبال می‌کند در درجه اول روح خود را پالایش می‌کند. خوشنویسی هنری است که روح را رها و جسم را منزه می‌کند. همچنین با توجه به این‌که در این هنر با آیات و احادیث و اشعار زیبا و عرفانی در ارتباط هستیم تزکیه نفس را هم به دنبال خواهد داشت.
  • نزد کدام یک از استادان قدیم این هنر را آموختید؟
در شهر همدان قبل از ارتباط با انجمن خوشنویسان از محضر استاد زحمتکش و محبوب مرحوم استاد حسن دانشفر فیض بردم. پس از آن خط نستعلیق را در محضر مرحوم استاد عبداله فرادی و خط شکسته نستعلیق را در محضر یگانه خط شکسته استاد یداله کابلی خوانساری آموختم.
  • از وضع خوشنویسی استان در گذشته بگویید.
شهر همدان پیشینه بسیار قوی در هنر خوشنویسی دارد.از آن میان می‌توان به محمد طاهرخان درجزینی ملقب به کاتب همایون اشاره کرد که از شاگردان بنام میرزا غلامرضااصفهانی بود و شاگردانی چون مرحوم حسن زرین خط وعلی اکبرخان کاوه را تعلیم داد. پس از ایشان فرزند ارشدشان مرحوم غلامحسین همایونی راه پدر را دنبال و در مدارس به امر تعلیم اقدام کرد. سپس مرحوم حسن دانشفر و مرحوم جواد رحیمیان تلاشگر اشاعه هنر در این شهر بودند.
  • پیش از تشکیل انجمن خوشنویسان در همدان هنرمندان این حوزه در چه قالبی فعالیت می‌کردند؟
پیش از تشکیل انجمن خوشنویسان اساتید فن در منازل خود اقدام به تشکیل کلاس‌های خوشنویسی کرده وعلاقه‌مندان این هنر را تعلیم می‌دادند. کلاس‌های خوشنویسی مستقیما زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره می‌شد تا سال 1366که انجمن خوشنویسان شعبه همدان رسما پا گرفت.
  • شما از چه سالی وارد انجمن شدید؟
درسال 1366فارغ التحصیل ممتاز انجمن خوشنویسان ایران شدم و در سال 1370 کلاس‌های شکسته انجمن را اداره کردم. در سال 1372 به عضویت شورای انجمن درآمدم و در سال1386تاکنون به عنوان رئیس انجمن خوشنویسان شعبه همدان در خدمت علاقه‌مندان و هنرمندان شهر همدان هستم.
  • در دوران مسئولیت شما چه تغییراتی در انجمن رخ داده است؟
از زمان شروع مسئولیت من با همراهی اعضای شورا برنامه‌ریزی‌های مدونی برای پیشبرد اهداف انجمن در دستور کار قرار گرفت، کلاس‌های انجمن را افزایش دادیم، از کتابخانه‌های موجود در شهر برای ایجاد کلاس‌های خوشنویسی بهره بردیم و به دلیل وجود بافت مذهبی در همدان اقدام به تشکیل کلاس‌های خوشنویسی مخصوص خانم‌ها کردیم. در این کلاس‌ها برای تدریس از مدرسان خانم استفاده می‌شود.
  • تعامل شما با اداره فرهنگ و ارشاد  اسلامی چگونه است؟
با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز اداره ارشاد شهرستان سعی کردیم همه ساله اقدام به برگزاری نمایشگاه‌های جمعی و انفرادی و نیز جشنواره خوشنویسی با حضور اساتید بنام خوشنویسی کشور کنیم.
  • انجمن چه تعداد عضو دارد ؟
انجمن خوشنویسان شعبه همدان به دلیل داشتن بیش از 400 فارغ التحصیل ممتاز و نیز بیش از 150 عضو جزو شعب درجه یک کشور محسوب می‌شود.
  • در سال جاری چه برنامه‌هایی داشتید؟ رویکردتان برای آینده چیست؟
در سال جدید تاکنون موفق به برگزاری 4 نمایشگاه جمعی، 2 نمایشگاه انفرادی و3 برنامه بازدید از نمایشگاه خارج از استان شده ایم. بنای آن را داریم که تا پایان سال 2 نمایشگاه جمعی داخل شهر و2نمایشگاه خارج از استان و همچنین جشنواره خوشنویسی استانی را برگزار کنیم.
  • شما پیگیر ساخت ساختمان انجمن بودید. موفق شدید زمین مورد نظر را بگیرید؟
با تلاش بی‌وقفه و همراهی و مساعدت اعضای شورای اسلامی شهر و نیز شهردار همدان موفق به اخذ قطعه زمینی به مساحت 375 متر مربع در بلوار بعثت شدیم که کلنگ ساخت آن سال 1393با حضور چهره ماندگار خوشنویسی کشور استاد غلامحسین امیرخانی و مسئولان شهری به زمین زده شد.آن زمان همه هنرمندان خوشنویس امید آن را داشتند بهترین رخداد هنری در این شهر رقم بخورد و شهر همدان در زمره معدود شهرهایی قرار گیرد که هنرمندان خوشنویس آن سرپناهی برای خود داشته باشند. اما به‌رغم پیگیری‌های مستمر این مهم میسر نشده است.
  • مشکل در کجاست؟
زمانی که به شورای اسلامی شهر مراجعه می‌کنم، می‌گویند ما مصوب کرده‌ایم در اختیار شهرداری است. زمانی که به شهرداری مراجعه می‌کنم می‌گویند مکان تخصیص داده شده هنوز تملیک نشده است. جای تعجب آن که چطور در زمینی که هنوز تملک نشده کلنگ زده می‌شود.اگر چنین است از قطعات دیگر قطعه‌ای به همان متراژ در اختیار این انجمن قرار گیرد. بسیار خسته شدم و دیگر خجالت می‌کشم از این‌که مدام به شورای اسلامی شهر و شهرداری مراجعه کنم. این در حالی است که بنده باید پاسخگوی استاد امیرخانی که برای کلنگزنی دعوت شدند و همچنین سایر هنرمندان خوشنویس این شهر باشم.
  • در شرایط کنونی چه انتظاری دارید؟ پیشنهاد شما چیست؟
در آینده‌ای نزدیک انتخابات شورای اسلامی شهر همدان شروع خواهد شد و با انتخاب شورای جدید مصوبات شورای قبل به فراموشی سپرده خواهد شد. شهردار هم احتمالا به سلامتی بازنشسته خواهند شد و مشخص نیست تکلیف هنرمندان خوشنویس وآرزوهای چندین و چند ساله‌شان مبنی بر تحقق داشتن سرپناه و جایگاه و پایگاه هنری همانند دیگر سایر استان‌های بزرگ کشور چه می‌شود؟ این منصفانه نیست. از اعضای شورای اسلامی شهر و شهردار تقاضا دارم این موضوع را در دستور کار خود قرار دهند و به وعده خود عمل کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خوشنویسی همدان ، انجمن خوشنویسان همدان ،

سه شنبه 27 مهر 1395

پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست

نویسنده: حسین زندی خبرنگار
پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست
یکی از طرح‌هایی که برای حفظ هویت تاریخی شهر از سال‌های دور پیگیری شده، پیاده‌راه‌سازی دایره اول شهر همدان است در این طرح 6 خیابان منشعب از میدان اصلی شهر به پیاده‌راه تبدیل می‌شود با این رویکرد و آثار و اماکن موجود در دایره اول و دوم شهر حفظ می‌شود...
1395/07/26
 یکی از طرح‌هایی که برای حفظ هویت تاریخی شهر از سال‌های دور پیگیری شده، پیاده‌راه‌سازی دایره اول شهر همدان است در این طرح 6 خیابان منشعب از میدان اصلی شهر به پیاده‌راه تبدیل می‌شود با این رویکرد و آثار و اماکن موجود در دایره اول و دوم شهر حفظ می‌شود. از سال 1384 هر از چندگاه این طرح در انجمن شهر و رسانه‌ها مطرح نقل مجالس می‌شد، اما اراده‌ای برای تصمیم‌گیری در مدیران شهری درباره آن وجود ندارد. اردیبهشت‌ماه امسال اعضای شورای اسلامی شهر تصویب کردند شهرداری اجرای پیاده‌راه را در 2 خیابان از 6 خیابان اصلی آغاز کند. پس از این تصمیم، اجرای طرح در خیابان بوعلی آغاز و مقرر شد به محض پایان یافتن سنگفرش این خیابان، اجرای طرح در خیابان اکباتان ادامه یابد. اجرای سنگفرش خیابان بوعلی همدان ادامه دارد و اگر شهرداری به وعده خود عمل کند، به زودی اجرای طرح به خیابان اکباتان خواهد رسید. اجرای طرح پیاده‌راه‌سازی در خیابان اکباتان نیز مانند بوعلی مخالفان و موافقانی دارد. بیشتر کسبه و فروشندگان و مالکان در این خیابان با اجرای طرح مخالف اما بسیاری از کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی و گردشگری با اجرای مشروط آن موافق هستند. فعالان میراث فرهنگی می‌گویند مدیران شهری تصمیم گرفته‌اند 6 خیابان اصلی را برای ایجاد پیاده‌رو سنگفرش کنند و ببندند، اما 6 خیابان دیگر را به قیمت تخریب بافت قدیم شهر در میانه این خیابان‌ها ایجاد کرده‌اند.
 نگاهی به کولانج، محوطه سرگذر و آقاجانی بیک این ادعا را ثابت می‌کند که نه فقط ورود اتومبیل و وسایل نقلیه به مرکز شهر کمتر نشده، بلکه روزبه‌روز بر تعداد آنها افزوده می‌شود. کارشناسان یکی از شرط‌های اصلی اجرای این طرح را بسته‌ شدن همزمان خیابان‌ها می‌دانند چون دایره مرکزی شهر این روزها رفته‌رفته به 12 خیابان تبدیل شده. آنها می‌پرسند اگر قرار بر این است که تعداد وسایل نقلیه‌ای که در مرکز شهر تردد می‌کنند، تغییر نکند یا بیشتر شود، چه ضرورتی برای بستن خیابان‌های اصلی و ایجاد پیاده‌راه وجود دارد یکی از انتقادهایی که به این طرح وارد شده، ساده‌انگاری در اجرای آن است.
 برای این تصمیم مهم بررسی جنبه‌های مختلف شهرسازی از جمله امور اجتماعی ضروری است، اما مدیران شهری فقط سنگفرش کردن خیابان را از دیگر استان‌ها کپی‌برداری کرده‌اند. بازآفرینی و احیای عناصر کهن از نیازهای اصلی در اجرای این طرح است که نادیده گرفته شده نماهای بناها، دیواره‌ها، تابلوهای فروشگاه‌ها، فضای سبز فراموش شده‌اند.
 حال که طرح در خیابان‌های بوعلی و اکباتان به صورت همزمان اجرا می‌شود، باید این 2 خیابان را با هم در نظر گرفت و در استفاده از عناصر مشترک، نمادها و نشانه‌ها و معماری این 2 خیابان در چیدمان و مبلمان شهری بهره برد. آرامگاه بوعلی سینا و تپه باستانی هگمتانه نمادهای اصلی 2 خیابان و یکی از سنگ آذرین و دیگری از خشت خام است و برای هماهنگی با این 2 نماد بهتر است از هر دو مصالح بومی استفاده شود. این در حالی است که مصالح جدید از جمله کامپوزیت و سرامیک در فضای دیداری و بصری این خیابان‌ها بیشتر خو‌دنمایی می‌کند.
به طور کلی پیوست فرهنگی اجتماعی طرح پیاده‌راه‌سازی ضعیف است وبه نظر می‌رسد در اجرا هم ضعیف‌تر خواهد شد. پیاده‌راه‌سازی فقط سنگفرش کردن نیست بلکه از نظر زیبایی شناختی احیای بافت قدیم گزینۀ مهم است.
 گردشگری پایدار با محور و رویکرد گردشگری فرهنگی در این طرح باید لحاظ شود. همچنین ایجاد سرزندگی و به نمایش گذاشتن هویت تاریخی این خیابان با ایجاد فضای جمعی و پیاده همراه با امکانات و مبلمان مناسب ضروری خواهد بود.


برچسب ها: همشهری همدان ، پیاده راه اکباتان ،

دوشنبه 26 مهر 1395

دوچرخه سواری برای صلح و دوستی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

دوچرخه سواری برای صلح و دوستی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
دوچرخه سواری برای صلح و دوستی
سید مسعود طباطبایی جانباز 65 درصد جنگ است. او سال 1365 در عملیات نفت شهر مجروح شد و اکنون 27 سال پس از جنگ همچنان در حال مبارزه با دشمنان این سرزمین است...
1395/07/25
سید مسعود طباطبایی جانباز 65 درصد جنگ است. او سال 1365 در عملیات نفت شهر مجروح شد و اکنون 27 سال پس از جنگ همچنان در حال مبارزه با دشمنان این سرزمین است. او امروز مهم‌ترین دشمن کشورش را وضع بحرانی آب و محیط زیست و تخریب میراث نیاکانش می‌داند. به همین دلیل پابه رکاب شده و سوار بر یک دوچرخه در حال رساندن پیام صلح و دوستی و پاسداری از ارزش‌های فرهنگی است.
طباطبایی که 55 سال سن دارد 3 مرتبه همه استان‌های کشور را رکاب زده است و بالاترین رکورد را در گردشگری با دوچرخه ایران دارد. او هفته گذشته به عنوان یکصد و ششمین استان و برای پنجمین بار با دوچرخه وارد شهر همدان شد و مورد استقبال فعالان مدنی و گردشگری قرار گرفت. طباطبایی در خانه بومگردی ورکانه با فعالان محیط زیست و گردشگری همدان دیدار کرد و پس از پایان مراسم با خانواده محمد قادری قهرمان دوچرخه‌سواری همدان که این روزها برای درمان بیماری سرطان به آمریکا سفر کرده دیدار و آرزو کرد بعد از بهبودی محمد قادری سفر مشترکی را با وی با دوچرخه آغاز کنند.این دوچرخه سوار از استان کرمانشاه وارد همدان شد و سفر خود را با دوچرخه به طرف تهران از سر گرفت. او در گفت وگو با همشهری از سفرهایش با دوچرخه می‌گوید.
  •  از انگیزه ایرانگردی با دوچرخه بگویید. چند وقت است که رکاب می‌زنید؟
دور اول گردشگری با دوچرخه را سال 1390آغاز کردم. این برنامه به عشق پرچم 3 رنگ ایران شروع شد و با شعار ایثار تا سال 93 در 51 استان رکاب زدم. برنامه دوم با پرچم سبزرنگ با شعارهای محیط زیستی و حفاظت از منابع ملی، طبیعی و فعالیت‌های انسان دوستانه بود که سال 1394 انجام شد و 34 استان را رکاب زدم. دور سوم دوچرخه سواری به استان‌های ایران را به عشق رنگ سفید پرچم ایران (نماد صلح و دوستی اقوام ایران زمین) با شعار صلح در سال 95 آغاز کردم.
  • سفر به همدان در قالب این برنامه است؟ دور سوم از چه تاریخی آغاز شد؟
این سفر به مناسبت روز ارتش (29 فروردین) از لشکر 58شاهرود آغاز شد و به سمت تهران رکاب زدم. سپس همزمان با روز ملی خلیج فارس(10 اردیبهشت) از یزد تا بندر عباس با سومین تور دوچرخه‌سواران اقوام ایرانی همراه شدم. این برنامه را 10 نفره انجام دادیم. سپس برنامه‌ها را از توس به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و روز آزادسازی خرمشهر به سمت استان خوزستان ادامه دادم و تا استان البرز رکاب زدم.
  •  با دوچرخه به دماوند هم صعود کردید، درست است؟
در بین این برنامه‌ها، برنامه دیگری را اجرا کردیم و با دوچرخه‌های سایکل توریستی به دماوند صعود داشتیم. در بین راه یکی از دوستان دچار ارتفاع زدگی شد و بار دوم هم دوست دیگری به مشکل خورد اما چون هیچ کاری را نیمه‌کاره نمی‌گذارم، 3بار به تنهایی از جبهه جنوبی صعود کردم. این برنامه که از دریاچه ارومیه تا دماوند بود یادمان محیط‌بانان شهید بود و به مناسبت بزرگداشت جانباختگان محیط زیست صورت گرفت.
  • از مشکلات سفر بگویید. جانباز بودن مانعی برای سفرتان ایجاد نمی‌کند؟
ادامه سفر من از قم به مرکزی و سپس خوزستان بود. از 25خرداد ماه از توس شروع کردم و 6 شهریور به دهلاویه خوزستان رسیدم. اول شهریور دچار مشکل قلبی شدم و در خوزستان بستری شدم اما پس از ترخیص به رکاب زدن ادامه دادم. 3 روز پیش هم در استان ایلام به دلیل وجود گردنه‌های زیاد دچار مشکل شدم و ایلام را از سفرم حذف کردم. در ادامه این سفر در همدان هستم که در واقع یکصد و ششمین استانی است که رکاب زده‌ام. ادامه سفرم از همدان یادمان زنده‌یاد بهمن گلبارنژاد جانباز عزیزی است که در ریو از خط پایان زندگی با نام ایران و ایرانی با افتخار گذشت. هدف این است که در روز چهلم این عزیز، به صورت گروهی بر سر مزار او در خوزستان درخت بکاریم.
ما در بخش مسائل حفاظت از میراث تاریخی و محیط زیست فقر زیادی داریم. هر حرکت کوچکی می‌تواند جرقه‌ای باشد برای آیندگان تا این منابع حفظ شود.
  • بیشتر برنامه‌های شما مناسبتی است. این روش اجرای برنامه چه تاثیری روی جامعه دارد؟
تاکنون برنامه‌ای که به صورت عمومی اجرا شود هم داشته‌اید؟
امسال طرح ملی شناسنامه‌دار کردن درخت از تولد تا ازدواج را ارائه کردم که مورد موافقت ریاست سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری قرار گرفت.
  • درباره این طرح توضیح می‌دهید؟
با اجرای این طرح هرکسی می‌تواند به اداره منابع طبیعی مراجعه کند، یک اصله درخت بگیرد و در جایی که دوست دارد بکارد. پس از آن بار دیگر به منابع طبیعی مراجعه می‌کند و شناسنامه آن درخت را گرفته و تقدیم فرد مورد نظر می‌کند. این طرح به جای اهدای دسته گل، شیرینی و کادو در مناسبت‌های مختلف از جمله جشن تولد، ازدواج، فارغ‌التحصیلی، روز پدر، روز مادر ومناسبت‌های دیگر می‌تواند اجرا شود.
  • این طرح تاکنون در جایی اجرا شده است؟
این طرح ابتدای امسال در استان خراسان رضوی آغاز و شناسنامه‌ها طراحی شده. قرار است هر استانی نماد منطقه خود را در شناسنامه بگنجاند. مثلا اگر نماد همدان آرامگاه بوعلی است در شناسنامه تصویر آرامگاه را بیاورند.
طرح سایکل‌توریست در همه‌گیر شدن دوچرخه به عنوان وسیله نقلیه  عمومی چه تاثیری داشته است؟
اگر بسترسازی مناسب باشداین طرح می‌تواند تاثیر داشته باشد. به خصوص در شهرهای بزرگ به دلیل نداشتن طرح‌های کارشناسی شده و بسترسازی مناسب در این زمینه ناکام بوده‌ایم. برای مثال گاهی طرح‌های غیرکارشناسی مانند سه‌شنبه‌های بدون خودرو مطرح می‌شود که اشتباه است.
  • به چه دلیل اشتباه است؟
هر طرحی زیرساخت نداشته باشد ناموفق خواهد بود.ابتدا باید خط سبز یا مسیر سبز دوچرخه سواری ایجاد کنند، امنیت برای دوچرخه سوار ایجاد شود، شرایط آسان خرید دوچرخه درنظرگرفته شود و کسی که می‌خواهد سوار دوچرخه شود کارت ورزشی داشته باشد، سپس از چنین طرحی سخن بگویند. اکنون این کار کارشناسی نشده است. در چنین شرایطی من به عنوان پدر خانواده با چه امنیتی به فرزندم اجازه دهم در این شهرهای شلوغ سوار دوچرخه شود؟ فکر می‌کنید چند درصد مردم ما به این کارزار یا طرح پیوسته‌اند؟ بیشتر در فضای مجازی و تبلیغاتی است.
  •  تاکنون در سفر به یکصد و 6 استانی که عنوان کردید چه مسافتی را رکاب زده‌اید؟
تاکنون مسافتی را که طی کرده ام حساب نکرده‌ام. دوستانی که تمام استان‌ها را رکاب زده‌اند می‌گویند 22هزار کیلومتر است. من به نام ایران 3 بار استان‌ها را رکاب زده‌ام و 380 اصله درخت کاشته‌ام، اما این‌که چند کیلومتر مسافت داشته نمی‌دانم.
  • تاکنون چند بار به همدان سفر کرده‌اید و برخورد مردم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این پنجمین سفر من با دوچرخه به همدان است. متاسفانه ضعیف‌ترین برخورد و استقبال را مسئولان همدان داشتند اما مردم شهر، تشکل‌های گردشگری و فعالان مدنی جبران کرده و سنگ تمام گذاشته‌اند. اگرچه در این سفر از مسئولان استان گله‌مند هستم اما خوشحال هستم که فعالان مدنی همدان به استقبالم آمدند. امیدوارم روزی برسد که مسئولان استان همدان به موضوع دوچرخه‌سواری بیشتر توجه کنند.
  •  هدف نهایی شما از این همه رکاب‌زنی چیست؟
سال 1365 در لشکر 58 تکاور ذوالفقار در سومار نفت شهر مجروح شدم و همیشه با شوخی به دوستان می‌گویم: «من چون در سال 65 مجروح شدم و 65 درصد جانباز هستم تا 65 سالگی رکاب زدن را ادامه می‌دهم». اما این شوخی را یک تلنگر به هموطنانم می‌دانم که ذهن مردم را به این مسأله معطوف کنم تا به سفر پاک و حفاظت از میراث طبیعی و تاریخی سرزمینمان توجه کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مسعود طباطبایی ، دوچرخه سواری همدان ،

شنبه 24 مهر 1395

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»
«اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است...
1395/07/24
 «اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است. مهشید شریف تحصیلکرده علوم رفتاری و سال‌هاست در کشور سوئد زندگی می‌کند اما آثارش را در ایران منتشر می‌کند و معتقد است مخاطب اصلی کتاب‌های او در ایران هستند. اسم من نیلی ششمین رمان مهشید شریف است که به زبان انگلیسی درآمریکا هم منتشر شده است. به بهانه انتشار این کتاب با مهشید شریف نویسنده همدانی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • داستان اولیه اسم من نیلی چگونه شکل گرفت؟
خیلی سخت است که بگویم ایده این کتاب از کجا آمد و جرقه نوشتن اسم من نیلی چگونه زده شد، اما زمان نوشتن روشن و محسوس بود که متاثر از فضای کاری خودم بودم. من سال‌ها در سوئد زندگی کرده‌ام و سال‌ها با افراد 14 تا 24 سال، جوانان بزهکار و افرادی با ناهنجاری‌های رفتاری کار می‌کردم و کم و بیش با دنیای آنان و مسائل آنها به خصوص با بخش‌های پنهان دنیای حسی آنها آشنا بودم. داستان اسم من نیلی متاثر از این قشر است.
  • یعنی به صورت مستقیم از سرگذشت این افراد استفاده کردید یا شخصیت‌های رمان شما با شخصیت‌های آنان همسان‌سازی شده است؟
خیر، هیچگونه الگوبرداری مستقیم از این افراد نداشتم.
  • پس چه نوع تاثیری گرفتید؟
من می‌خواستم درباره بخش‌های پنهانی که از سنین کودکی تا بزرگسالی یک دختر جوان وجود داشت حرف بزنم. جنس این حرف‌های پنهان و بسیار شخصی را از فضای کاری خود گرفتم، یاد گرفتم و دریافت کردم. بنابراین زمانی که تصمیم به شکل دادن به یک داستان خیالی کردم توانستم آن را عملی کنم اما خاطره‌نویسی نکردم.
  • شیوه نوشتن شما چگونه است؟ ابتدا سوژه شکل می‌گیرد یا شروع به نوشتن می‌کنید و در حین نگارش داستان اصلی شکل می‌گیرد؟
سال‌ها ایده خلق یک فیگور داستانی به اسم نیلی در گوشه ذهن من بود اما زمان زیادی برد تا تبدیل به یک کتاب شود. این تصویر خیالی پس از شکل‌گیری آن‌قدر روشن و واضح شد تا من هم بتوانم آن تصویر را ببینم و از آن زمان نگارش کتاب آغاز شد.
  • در نوشتن از خانواده و اطرافیان تاثیرپذیری دارید؟
قطعا. وقتی تصمیم به نوشتن رمان می‌گیرید تمام آدم‌های واقعی که تا آن روز دیده‌اید و تمام آدم‌های داستان‌هایی که خوانده‌اید به شکل آشکار و ناخودآگاه در شما تاثیر می‌گذارد. شاید جایی که می‌خواستم از شجاعت نیلی تصویری ارائه دهم از مادر بزرگم الهام گرفتم.
  • موضوع حضور مادر بزرگ در رمان ادای دین است یا برجسته بودن جنبه‌های شخصیتی او؟
از شخصیت او الهام گرفتم اما اصلا صحبت ادای دین نیست. در کتاب اسم من نیلی در جاهای خیلی کمی از خانواده الهام گرفته‌ام. در رمان حلقه‌های درهم بیشتر از مادر بزرگ الهام گرفته‌ام.
  • به تأثیر پذیری از خانواده و حضور مادربزرگ در آثارتان اشاره کردید. همدان به عنوان زادگاه شما چقدر در آثارتان حضور دارد؟
همدان به عنوان زادگاه من در اسم من نیلی بسیار مشهود و محسوس است. به خاطر همین بخشی از کتاب به همدان کشیده می‌شود و یک بخش بسیار مهمی از کتاب در همدان روایت می‌شود. برای این‌که زادگاه من بوده و بسیار برایم مهم است. آنجایی که نوشته‌ام «نیلی غروب آفتاب را در الوند نظاره‌گر است» یک تجربه شخصی بوده و انگار آگاهانه می‌دانستم چه می‌نویسم.
  • از سابقه انتشار اسم من نیلی در غرب بگویید. این کتاب پیش از این در آمریکا منتشر شده. استقبال و بازخورد چگونه بوده است؟
از بازخورد آن رضایت داشتم. یک ناشر آمریکایی ترجمه این کتاب را به انگلیسی منتشر کرد. ناشران در آنجا با روش جدید نمونه کتاب را به کتاب‌فروشی‌ها می‌فرستند و بر اساس درخواست کتاب‌فروشی‌ها، کتاب توزیع می‌شود. در این مرحله استقبال خوبی شد. سپس کتاب به سایت آمازون در بخش داستان‌های خارجی راه پیدا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.
  • چه شد که کتاب به صورت دوزبانه و انگلیسی- فارسی منتشر شد؟
 وقتی ناشر از من خواست که بخش‌هایی از متن فارسی را هم در اختیارش قرار دهم تا خلاصه‌ای در مقدمه یا در پایان کتاب بیاورد این پیشنهاد را مطرح کردند که تمامی متن فارسی را در کتاب بگنجانند و به جای این‌که به طور کامل کامل انگلیسی باشد به صورت 2 زبانه منتشر شود. پیشنهاد جالبی بود که نسل دوم مهاجران از بچه‌های ایرانی که در آمریکا به دنیا آمده‌اند و به فارسی تسلط ندارند کتاب را به انگلیسی بخوانند. در نتیجه کتاب به صورت 2 زبانه منتشر شده است.
  • بازتاب رسانه‌ای و معرفی کتاب شما در غرب چگونه بود؟
خود ناشر به ویژه در آمریکا خیلی کار کرد تا کتاب در بسیاری از رسانه‌ها معرفی شود. طبق فهرستی که برای من ارسال شد اسم من نیلی در حدود 600 روزنامه محلی در آمریکا معرفی شد.
  • با توجه به این‌که تجربه چاپ کتاب را هم در غرب و هم ایران داشته‌اید، استانداردهای چاپ کتاب چه تفاوتی دارد؟
استاندارد چاپ کتاب در ایران بهتر است و قطعا فکر می‌کنم در پذیرش مخاطب تأثیر بیشتری دارد. درست نیست مقایسه کنیم چون مسأله انتشار کتاب در ایران و غرب مقوله دیگری است. بحث سرانه مطالعه و آمارها مسأله مهمی است که نیاز به تأمل و پژوهش دارد، اما کیفیت کتاب در ایران بهتر است.
  • اسم من نیلی ششمین رمان شماست. با توجه به این‌که شخصیت اصلی رمان زن است بازخوردی که از مخاطبان به ویژه زنان گرفتید چگونه بود؟
فکر نمی‌کنم مخاطبان آثار من تنها زنان باشند. در خارج از کشور 3 نقد روی رمان اسم من نیلی نوشته شده که هر 3 از طرف مردانی که در ادبیات داستانی شناخته شده هستند بوده است. این نوشته‌ها دلگرمی خیلی خوبی بود و حس ‌خوبی به من انتقال داد. نتیجه نقد آنان به من نشان داد کتاب در یک جا و از یک قشر مخاطب ندارد.
  • از نظر این منتقدان مهم‌ترین ویژگی قلم و آثار شما چه بوده است؟
زبان نوشتاری من خیلی آسان نیست، خواننده را چندان آسوده نمی‌گذارم و پرسش‌هایی را مطرح می‌کنم که ممکن است برای خود من هم مطرح باشد و الزاما پاسخ آنها را ندانم. خود من هم در این مسیر همراه خواننده هستم.
  • نقدهای منتشر شده از طرف منتقدان و نویسندگان بوده، مخاطبان عام چه برخوردی با آثار شما دارند؟
مخاطبان عام بیشتر شفاهی نظرشان را به من گفتند. در مورد اسم من نیلی، فارسی زبان‌ها از زبانی که در توصیف نیلی انتخاب شده بود استقبال کردند زیرا زبانی بود که با یک شخصیت لجوج نافرمان هماهنگ می‌شد. بیشترین بازخورد این بود که زبان با کاراکتر هماهنگ بود.
  • آثار نویسنده‌های‌همدانی در زمینه ادبیات داستانی را دنبال می‌کنید؟
تا جایی که به دستم برسد بله اما متاسفانه به راحتی این نوع کتاب‌ها به اروپا و خارج از کشور نمی‌رسد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%C2%AB-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%84%DB%8C%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مهشید شریف ، نویسندگان همدانی ، اسم من نیلی ،

سه شنبه 20 مهر 1395

همت کنیم نوشیجان هم جهانی می‌شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،

یک تجربه خوب از جهانی شدن لالجین
همت کنیم نوشیجان هم جهانی می‌شود

نویسنده : سمانه رضایی

گردشگری

بعد از همه نامهربانی‌ها و خبرهای ناخوشایندی كه سال گذشته از نوشیجان شنیده شد، حال ایجاد پایگاه ملی در این ارگ نوشیجان، پایان یافتن پژوهش‌ها، وجود مستندات كامل از این اثر خشتی 2700 ساله و خبر خوب اعتبارات قابل توجه امسال، همه و همه امیدها را برای ثبت جهانی این اثر ارزشمند و كم‌نظیر زنده كرده است تا با خبر تغییر مدیریتی در شهرستان چشم‌ها به تلاش مسئولان برای هموار كردن این مسیر دوخته شود.
خبرهای خوبی از برنامه‌ریزی‌های در دست اقدام میراث فرهنگی در خصوص نوشیجان شنیده می‌شود كه با تأكید معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور در بازدید از این اثر، در حفظ و نگهداری آن، روزنه های امید را روشن كرده‌اند تا انتظارها را پایانی خوش باشد. در این خصوص گفت‌وگوهایی را انجام داده‌ایم كه می‌خوانید:
یك فعال گردشگری می‌گوید: محوطه باستانی نوشیجان را از زمان استرناخ، باستان‌شناس بریتانیایی بیشتر به عنوان آتشکده می‌شناختند اما با بررسی‌های اخیر زوایای دیگری از این اثر کم‌نظیر باستانی آشکار شد.
حسین زندی اظهار می‌دارد: آثار به دست آمده پیشینه آن را به عصر آهن می‌رساند و از دوره‌های مادی (هخامنشی) اشکانی آثاری به دست آمده که بسیار با ارزش است.
به گفته وی از این اثر باستانی با عنوان‌های آتشکده، قلعه، ارگ و... یاد می‌شود اما آخرین کسی که پژوهش‌هایی در این محوطه انجام داد علی هژبری، باستان‌شناس است که نوشیجان را نیایشگاهی مهری قلمداد کرد كه به نظر می‌رسد با وجود نشانه ها و آثار موجود این فرضیه قابل اثبات باشد.
زندی با اشاره به صدور مجوز پایگاه ملی محوطه باستانی نوشیجان این موضوع را اتفاق مبارکی می‌داند و می‌گوید: انتظار می‌رفت این اتفاق باعث رویدادهای و خبرهای خوشایندی باشد اما آنچه انتظار می‌رفت تاكنون اتفاق نیفتاده و چندان عملکرد ملموسی در نوشیجان دیده نمی‌شود.
وی معتقد است با اینکه اختصاص بودجه و ردیف ملی به صورت سالانه برای پایگاه‌ها در نظر گرفته می‌شود می‌بایست نوشیجان در یک سال گذشته شاهد تغییرات اساسی در مدیریت و حفاظت را شاهد بود كه امیدواریم بزودی این چنین شود.
وی با اشاره به اینكه نوشیجان شرایط بهتری را برای ثبت جهانی در بین آثار استان دارد خاطرنشان می‌كند: این اتفاق می‌تواند در مسأله ثبت جهانی نوشیجان هم مفید باشد، نوشیجان یکی از گزینه‌هایی است که در کنار دست‌کندهای استان وضعیت بهتر و آمادگی بیشتری برای ثبت جهانی دارد اما ثبت جهانی ملزوماتی نیز دارد.
به گفته زندی در مورد اعتبارات و بودجه چنین مکان‌هایی اگر برنامه ثبت جهانی را در پیش رو داشته باشیم نمی‌توانیم تنها به بودجه‌ای که از سازمان میراث فرهنگی در نظر گرفته می‌شود اکتفا کنیم و سایر ارگان‌ها نظیر فرمانداری ویژه باید نگاه ویژه‌ای به مقوله میراث داشته باشد.
وی می‌گوید: همچنین نمایندگان شهرستان و استان نیز در پس ذهن خود باید جایی برای مسأله میراث داشته باشند اما متأسفانه از طرف نمایندگان مجلس چه در شهرستان و چه استان هیچگونه همراهی دیده نمی‌شود.
زندی دراین زمینه به نقش نمایندگان به بودجه واعتبارات ملی اشاره می‌كند و می‌افزاید: همچنین در موضوع مدیریت محوطه و عقب نشینی شهرك صنعتی نمایندگان و فرمانداری می‌توانند كمك كنند و با مدیریت یكپارچه و هماهنگ شهرستان و رایزنی موجبات جابه‌جایی یا عقب‌نشینی این شهرك را ایجاد كنند.
وی معتقد است برای اینکه پرونده ثبت جهانی آماده شود نخستین نیاز ایجاد یک سایت موزه در کنار این اثر است که درخور چنین اثر کم‌نظیری باشد و دیگر اینکه مراکز صنعتی از تپه نوشیجان فاصله بگیرند.
همچنین مرکز تفریحی که در حال ساخت است از عرصه این اثر فاصله داشته باشد؛ چراکه یکی از مؤلفه‌های آثار جهانی این است که اطراف آن آثار زائد دیده نشود و از زیبایی بصری برخوردار باشد و اثر خودنمایی کند.
زندی ضمن انتقاد از عملكرد برخی كاركنان اداره میراث فرهنگی در گذشته در خصوص این اثر می‌گوید: متأسفانه در سال‌های گذشته این اثر با نابخردی عده‌ای از کارکنان میراث فرهنگی آسیب دید و لودری تا کنار بنای اصلی ارگ، در بالاترین نقطه تپه خاکبرداری کرد تا جاده‌کشی کند، اگرچه امروز روی آن زخم را با خاک پوشانده‌اند اما این از شیوه غلط مدیریت میراث فرهنگی در گذشته خبر می‌دهد و امیدوارم در آینده شاهد چنین مواردی نباشیم.
وی همچنین با اشاره به اینكه اطلاع‌رسانی در زمینه معرفی جاذبه‌های تاریخی به طور کلی در کشور ما با ضعف روبه‌رو است، این ضعف را در استان همدان مضاعف می‌داند كه در سال‌های اخیر نیز کمبود اعتبار بهانه‌ای برای این موضوع شده است.
زندی با بیان اینكه راه‌هایی در این خصوص وجود دارد از جمله استفاده از ظرفیت بخش خصوصی ابراز امیدواری می‌كند مدیریت جدید میراث شهرستان به این مسائل توجه کند.

مدیر پایگاه ملی نوشیجان نیز با اشاره به اینكه این اثر ارزشمند در سال 94 مصوب پایگاه ملی را ابلاغ شد، می‌گوید: خوشبختانه در سال گذشته یك صد میلیون اعتبار به این پایگاه اختصاص داده شد كه در بخش‌هایی چون راه‌اندازی سرویس بهداشتی، اصلاح شبكه آبرسانی، آب شرب و آبیاری فضای سبز هزینه شد.
علی خاكسار با بیان اینكه بخشی از این اعتبار نیز در بخش تجهیزات پایگاه و اصلاح تابلوها صرف شد می‌افزاید: امسال اعتبار خوبی برای این اثر در نظر گرفته شده كه بزودی ابلاغ می‌شود.
وی در خصوص اقدامات برای ثبت جهانی آتشكده نوشیجان با اشاره به اینكه با ایجاد پایگاه یك قدم به جلو برداشته شده است، اظهار می‌دارد: با مدیریت واحد، اقدامات خوب و قوی‌تر می‌شود در این زمینه كار كرد.
خاكسار با بیان اینكه خوشبختانه نوشیجان شاخصه‌های اولیه ثبت جهانی را دارد و باید معرفی شده و شناسانده شود، خاطرنشان می‌كند: به دلیل اینكه تقریبا پژوهش‌ها در نوشیجان اتمام یافته است و مستندات كامل دارد و چند جلد كتاب در این خصوص از زمان كاوش‌های اولیه چاپ شده است و اثر واجد همه شرایط ثبت است، باید زمینه حفاظت و نگهداری خود اثر و عرصه و حریم آن حركت كنیم تا بدون دخل و تصرف آن را حفظ كنیم و امتیازات را برای جهانی شدن كسب كند.
وی اظهار كرد: با اعتباراتی كه امسال در نظر گرفته شده گام اول بحث مرمت و ساماندهی نورپردازی و موضوع ترویجی اثر مدنظر است كه در این راستا حتماً همایش تخصصی كشوری یا بین‌المللی را در شهرستان ملایر به همراه بازدید تخصصی محوطه برگزار می‌كنیم.
خاكسار در خصوص مرمت این اثر نیز می‌گوید: سال گذشته اعتبار كم بوده و امسال با اعتباری كه در نظر گرفته شده مرمت و حفاظت خود اثر و نورپردازی تخصصی آن مدنظر است، با توجه به اینكه نوشیجان بنای خشتی 2700 ساله است كه باید بحث حفاظت فیزیكی ان انجام شود، به دنبال پوشش حفاظتی با سوله و پوشش استاندارد و بهتری هستیم تا همه محوطه را پوشش دهد كه با توجه به اینكه این موضوع اعتبارات زیادی می‌طلبد امسال پیش‌بینی می‌شود فاز اول را شروع كنیم.
وی در خصوص بحث اطلاع‌رسانی این اثر تاریخی نیز می‌گوید: در سایت نوشیجان همه اقدامات انجام شده و باید حفاظت و مرمت و معرفی و ترویج و آموزش را دنبال كنیم كه با توجه به اینكه در حوزه گردشگری استان اعتبارات خوبی در نظر داریم در نوشیجان حتما كار ویژه‌ای انجام می‌گیرد از جمله در فضای مجازی، اینترنت، ساخت فیلم‌ها و كلیپ‌های تبلیغاتی و البته برگزاری همایش‌ها و نشست‌های تخصصی كه بیشترین اثر را دارد.
خاكسار در خصوص سایت موزه نوشیجان نیز به كسب ابلاغ هیأت راهبردی تهران اشاره كرد.
وی در خصوص نظریه یكی از باستان‌شناسان كشور در خصوص اینكه این اثر تاریخی نیایشگاه مهری بوده است، نیز می‌گوید: علی هژبری یكی از باستان‌شناسان بسیار خوب است كه یك كار پژوهشی، میدانی و گمانه‌زنی در نوشیجان انجام داده و نظریه‌ای كه دارد قابل اعتنا است و باید به قضاوت گذاشته شود و روی آن بررسی صورت گیرد.
وی در ادامه با بیان اینكه نوشیجان یك اثر ملی با ارزش‌های جهانی و متعلق به همه كشور 80 میلیون جمعیت ایرانی است، می‌گوید: تاریخ بشری به این اثر ارزشمند نیاز دارد و انتظار می‌رود دستگاه‌های مرتبط حمایت كنند خصوصاً در كنار این مجموعه در گذشته یك شهرك ایجاد شده و به ضلع جنوب غربی آن نزدیك شده و سبب شده دید اثر كاهش یابد در حالی كه باید این اثر از همه جوانب حفظ شود و بتوانیم برای ثبت جهانی اثر عرصه و اعیان و حریم ان حفظ شود، این موضوع همكاری مسئولان را می‌طلبد.
وی یادآور شد: در قدم اول هیچ تلاش می‌كنیم هیچ بنایی در نزدیكی این اثر ایجاد نشود و در قدم دوم انتقال و جابه‌جایی این كارخانه را در دستور كار داریم.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/0x76a8111002c9c74f.html



برچسب ها: نوشیجان ، گردشگری همدان ، حسین زندی ،

دوشنبه 19 مهر 1395

غار سراب یا سراب غار

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

غار سراب یا سراب غار

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
غار سراب یا  سراب غار
همدان علاوه بر غار شگفت‌انگیز علیصدر ده‌ها غار دستکند و طبیعی دارد. غار سراب یکی از این غارها و یکی از شگفت انگیزترین غارهای جهان است...
1395/07/18
 همدان علاوه بر غار شگفت‌انگیز علیصدر ده‌ها غار دستکند و طبیعی دارد. غار سراب یکی از این غارها و یکی از شگفت انگیزترین غارهای جهان است.

کشف غار
غار سراب در سال 1340 كشف شده و از آن زمان تا به حال بارها مورد بازدید تیم‌های غارنورد ایرانی و خارجی قرار گرفته ‌است. به علت جدا بودن دریاچه‌های غار از یکدیگر، دالان‌های تنگ و تعدد راه‌های فرعی، كاوش غار سراب در قسمت‌های مختلف از سوی تیم‌های متفاوت و در زمان‌های مختلف صورت گرفته است. این ویژگی غار سراب  باعث شده افراد عادی نتوانند وارد آن شوند. به دلیل اینکه این غار از دسترس عموم دور بوده هنوز سالم‌تر و پاکیزه‌تر از غارهای دیگر استان از جمله علیصدر است.
برخی مدیران از موضوع گردشگرپذیر شدن غار سراب سخن می‌گویند. غافل از آن که ورود گردشگر برابر با تخریب و ویرانی غار است همانگونه که دخل و تصرف در ورودی‌های غار علیصدر و بتن ریزی‌های مکرر در درون غار آن را از حالت طبیعی خارج و به یک غار مصنوعی بدل کرده است. این خطر غار سراب را نیز تهدید می‌کند. اما این غار بی‌نظیر و شگفت انگیز که زیبایی‌هایی آن از تمامی غارهای همدان بیشتر است، همچنان می‌تواند به صورت تخصصی با همراهی راهنماهای غارنوردی مورد بازدید غارنوردان حرفه‌ای سراسر جهان قرار گیرد وبه  منبع درآمدی برای استان تبدیل شود.

دشواری عملیات غارنوردی
عملیات غارنوردی در سراب نسبت به علیصدر بسیار دشوارتر است.طولانی‌ترین جست‌وجوها در این غار حدود 800 متر از شعبه اصلی بوده و گفته می‌شود مجموع شعبه‌های اصلی، فرعی، دالان‌ها، دهلیزها و سطوح دریاچه‌ای در غار سراب حدود 6000 متر است. چند طبقه بودن تالارها و دالان‌ها باعث حیرت غارنوردان است.
 به دلیل ابعاد دهانه غار و نیز اختلاف فشار درون و بیرون غار، روزانه حدود 10 مترمكعب آب به شكل بخار از داخل غار سراب به محیط بیرون دفع می‌شود. هوای بیرون غار كم فشار و هوای درون غار پر فشار است. غارنوردان همیشه توصیه کرده‌اند افرادی که با سنگنوردی و غارنوردی آشنا نیستند وارد غار نشوند.

داستان یک زلزله
حسین پورمسلمی از غارنوردان و کوهنوران پیشکسوت همدان می‌گوید:  پیش از وقوع زمین لرزه فارسینج در حوالی سنقر و صحنه در استان کرمانشاه در سال 1336، آب نهر سرابِ جلوغار، چرخِ 2 آسیاب را در دامنه کوه سراب میچرخاند اما زلزله باعث تغییر مسیر آب سراب شد. تا آن زمان آب به سمت روستای علیصدر(علی سرد) سرازیر می‌شد اما از آن پس به سمت روستای گل تپه تغییر مسیر داد.
مصطفی سلاحی از غارنوردان همدانی در کتاب غارهای ایران با اشاره به این موضوع می‌نویسد: «پس از زمین‌لرزه، ریزش دهلیزهای انتقال آب باعث کور شدن منافذ قدیمی و خروج آب از منافذ جدید در دامنه‌های دیگر حوضه آبگیر منطقه شد و چرخ آسیاب‌ها از حرکت باز ایستاد. این در حالی بود که سطح ایستایی در غار تغییر نکرده و مماس با سقف غارسنگ ساخته باقی مانده بود.»
سلاحی در ادامه می‌نویسد: «غار و دریاچه جلو آن در گذشته از مکان‌های مورد احترام بوده اند و مراسم آیینی در آن جا انجام می‌شده است؛ چنان که آثار دیوار دایره مانندی نزدیک نخستین خروجی آن وجود داشت و در گودبرداری دریاچه برای استحصال آب بیشتر نیز قوچی طلایی از میان گل و لای بیرون آمد. هنگامی که نگارنده و یکی از کوهنوردان همدان در سال 1344 سرگرم مطالعه غار برای ذخیره سازی آب آن بودیم، قدحی مفرغی به قطر 30 سانتی متر، با نقش‌های زیبا و به رنگ سبز در گودال نخست غار به وسیله روستاییان مددکار ذخیره سازی آب، از داخل گل و لای به دست آمد که متأسفانه بر اثر کشمکش بر سر تصرف آن تکه تکه شد.»
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/غار-سراب-یا-سراب-غار
چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، غار سراب ، غار علیصدر ،

هنرمندانه به مکان‌های تاریخی نور بپاشیم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندانه به مکان‌های  تاریخی  نور بپاشیم
جای خالی نورپردازی استاندارد و مناسب در بناها و اماکن تاریخی همدان به چشم می‌آید....
1395/07/17
 جای خالی نورپردازی استاندارد و مناسب در بناها و اماکن تاریخی همدان به چشم می‌آید.
 هنر و مهارت نورپردازی و طراحی آن، یکی از مهم‌ترین عوامل ایجاد حس در معماری است. هماهنگی نورپردازی با معماری می‌تواند یکی از عوامل تقویت‌کننده هویت یک مکان باشد.این مساله در بناهای تاریخی بسیار مهم‌تر و جدی‌تر است به دلیل این‌که خود دارای هویت هستند و از ارزش ویژه‌ای در معماری شهری و هویت بخشی به فضای پیرامونی برخوردارند.
در بناهای تاریخی شهر همدان نورپردازی استاندارد امری مغفول است. تعداد زیادی از این بناها نورپردازی ندارند و آنها که دارند به ناشیانه‌ترین شکل خودنمایی می‌کنند. پاییز 1387 مدیرکل وقت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اعلام کرد برای زیباسازی و نورپردازی اماکن تاریخی 300 میلیون تومان هزینه شده و برای نورپردازی اماکن جدید از جمله حمام قلعه، آرامگاه باباطاهر و میدان مبلغ 300 میلیون تومان پیش‌بینی شده و در دست اقدام است.اما  تعدادی از بناهای یادشده همچنان نورپردازی نشده‌اند و اگر هم شده‌اند، غیراستاندارد است و از نورهای زننده استفاده شده که با بنای تاریخی همخوانی ندارد.

عملکرد نامطلوب مسئولان
نصرالله آژنگ، پژوهشگر و نویسنده همدانی می‌گوید: شورای اسلامی شهر همدان در زمینه ساماندهی مرکز شهر عملکرد ناقص و غیراصولی دارد. مسئولان شهری باید یک بار به میدان حسن‌آباد تهران مراجعه کنند تا بدانند چه نوع نورپردازی برای یک میدان و مجموعه تاریخی لازم است. نورپردازی میدان تاریخی همدان باید استاندارد شود.
آژنگ ادامه می‌دهد: در یکی از شهرهای کشور اتریش میدان بسیار بزرگی قرار دارد که در آن جای پای اسب‌های رومیان  راکه به آنجا حمله کرده‌ بودند،حفظ کرده‌اند و با یک نورپردازی زیبا به گردشگران نشان می‌دهند. حتی در ساختمان قدیمی که در کنار این میدان هست محل سخنرانی هیتلر را حفظ کرده‌اند. بوداپست پایتخت مجارستان هم میدان یا پارکی دارد که مملو از مجسمه است اما شهر ما چند مجسمه دارد؟
وی اضافه می‌کند: اگر در همدان چشمه ها، چمن‌ها و محل‌های قدیمی را حفظ می‌کردند گردشگرپذیری شهر تضمین شده بود.به طور مثال زنده‌یاد غمام و آزاد همدانی در بقعه شاهزاده حسین(ع) به خاک سپرده و زیر سنگفرش‌ها از نظرها پنهان شده اند. باید مکان‌های تاریخی را با بهترین ابزار که نورپردازی یکی از آنهاست به مردم و به ویژه گردشگران نشان داد.

الگوی پایتخت
مجتبی جوادیه، کارشناس و راهنمای گردشگری در همدان با اشاره به تاثیر نورپردازی اماکن تاریخی در جذب گردشگر به شهرها می‌گوید: بیشتر شهرهای توریستی دنیا در شب رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرند. معمولا گردشگران می‌دانند که شب‌ها می توانند چهره متفاوتی از شهر مقصد را ببینند به علت همین موضوع علاقه‌مند هستند شب‌ها در شهر پرسه بزنند و معمولا با پای پیاده از هتل یا محل اقامتشان خارج می‌شوند و به مراکز توریستی، بازارهای شبانه و پاتوق‌ها سر می‌زنند.
وی ادامه می‌دهد: در این میان مراکز تاریخی، یادگارهای معماری و خیابان‌های قدیمی شهر در کشور ما مقصد اصلی این نوع از گردشگری است. معمولا این مکان‌ها را طراحان نور به صورتی نورپردازی می‌کنند که جدای از این‌که آثار ارزش خود را حفظ می‌کنند به زیبایی آن می‌افزایند. متاسفانه در کشور ما یک الگو در پایتخت مد می‌شود و همه شهرها از آن خوب یا بد پیروی می‌کنند.
این راهنمای گردشگری می‌افزاید: به عنوان مثال در خیابان ولیعصر درختان چنار نورپردازی می‌شوند بلافاصله این الگو در شهرهای دیگر کپی می‌شود. اما به نظر من باید تفاوتی بین نوری که به آرامگاه بوعلی و آبشار گنجنامه تابیده می‌شود وجود داشته باشد. به اعتقاد من تغییر رنگی که به سرعت اتفاق می‌افتد و اثری را مانند آبی به قرمز تغییر می‌دهد نورپردازی نیست یا این‌که نور به حدی زیاد باشد که مانند روز مکانی را روشن کند. البته محدودیت‌هایی وجود دارد.
جوادیه می‌گوید: در همدان نورپردازی شبانه خیابان‌ها و فضای شهری تا حدی قابل قبول است اما مکان‌های تاریخی و جاذبه‌های توریستی خیلی بیشتر جای کار دارد. به نظر من با توجه به معماری زیبای آرامگاه بوعلی و باباطاهر یا میدان مرکزی شهر و موارد دیگر مانند آبشار و کتیبه‌های گنجنامه می‌توان با نورپردازی بهتر به آنها جلوه بخشید.

 افزایش حضور گردشگران
معصومه مومنی، مدرس دانشگاه در همدان نیز می‌گوید: ساماندهی فضای پیرامون جاذبه‌های گردشگری از جمله فعالیت‌هایی است كه باید در راس برنامه‌های اجرایی سازمان‌های مربوط درآید. نورپردازی مقوله‌ای است که می‌توانددر جذابیت مکان‌های گردشگری نقش بسزایی ایفا کند و با جلوه دهی در شب و ایجاد خاطره ذهنی مناسب در گردشگران به افزایش حضور آنان در آنجا منجر شود.
این کارشناس گردشگری ادامه می‌دهد: نورپردازی‌ مکان‌ها و بناهای تاریخی در زیبایی بخشی و جلوه مطلوب آنها تاثیر بسزایی دارد و چنانچه به صورت اصولی انجام شود ابهت بنا را نیز دوچندان می كند. برعكس آن، با عمل غیراصولی، تاثیر مخرب و تهدید ارزش بنا را نیز پیش رو داریم، نظیر نورپردازی فعلی آبشار گنجنامه كه رنگارنگ است نه تنها جذابیتی برای بیننده ندارد بلكه تاثیرمنفی نیز بر ذهنیت گردشگر می‌گذارد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%BE%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نورپردازی مکان های تاریخی ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

«گندابی» به تهران رفت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

«گندابی» به تهران رفت

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گندابی» به تهران رفت
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از روز یکشنبه 11 مهرماه در تماشاخانه‌ مهر حوزه هنری تهران به روی صحنه رفته است....
1395/07/14
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از روز یکشنبه 11 مهرماه در تماشاخانه‌ مهر حوزه هنری تهران به روی صحنه رفته است.
این نمایش به تهیه‌کنندگی حوزه هنری استان همدان به به مناسبت دهه‌ اول محرم‌ تا 16 مهر هر روز از ساعت 18 و 30 دقیقه اجرا خواهد شد.
«واگویه‌های گندابی» آخرین اثر محمدجواد کبودرآهنگی کارگردان همدانی است که نمایشنامه آن را نیز خودش نوشته است. این نمایش پیش از این از ابتدای مرداد ماه سال جاری به مدت 15 شب در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین همدان به روی صحنه رفته بود و این بار در تهران اجرا می‌شود.

داستان نمایش
محمدجواد کبودراهنگی در گفت وگو با همشهری می‌گوید: برنامه تهران یک مجموعه اجرا از آثار برجسته و برتر استان‌ها است که با اجرای 9نمایش از یکم شهریور تا16مهر در سالن‌های ماه و مهر حوزه هنری تهران برگزار می‌شود. نمایش واگویه‌ها در دهه اول محرم یعنی 11تا16مهر از ساعت 18 و 30 دقیقه در تماشاخانه مهر اجرا خواهد داشت. زنگ افتتاح نمایش روز 11 مهر از سوی شهرام کرمی دبیر اجرایی جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان باحضور هنرمندان برجسته کشور ونیز هنرمندان همدانی مقیم مرکز نواخته شد.

برنامه‌های جنبی
کبودراهنگی با اشاره به برنامه‌های جنبی نمایش واگویه‌های علی گندابی در تهران توضیح می‌دهد: در طول اجرا جلسه نقد و بررسی هم خواهیم داشت که با حضور منتقدان برجسته کشور این نشست‌ها برگزار می‌شود. در این اجرا نمایش به نوعی از زبان شخصیت اصلی نمایش علی گندابی روایت می‌شود.
این کارگردان همدانی با تأکید بر این‌که گروه آمادگی اجرای نمایش در دیگر شهرها را نیز دارد می‌گوید: برنامه بعدی گروه اجرای مجدد نمایش از اول آبان ماه و دهه دوم محرم در همدان خواهد بود. احتمال اجرا در دیگر استان‌ها نیز وجود دارد و اگر مسئولان حوزه هنری در سایر استان‌ها موافقت کنند و شرایط و امکانات فراهم شود آمادگی اجرای نمایش را در دیگر نقاط کشور نیز داریم.

تغییرات نمایش
کارگردان نمایش واگویه‌های علی گندابی در ادامه با اشاره به تغییرات عوامل نمایش با اجرای همدان می‌گوید: عوامل اجرا همان عوامل قبلی هستند و هیچ تغییری نداشتیم. خوشبختانه گروه منسجم و خوب عمل کرده و با آمادگی کامل اجراهای خوبی خواهیم داشت. البته اجرای تهران با تغییراتی در صحنه‌ها و زمان نمایش به روی صحنه می‌رود.
وی می‌افزاید: اجرای تهران به همت حوزه هنری تهران و حوزه هنری همدان صورت گرفته است و از هنرمندان و مخاطبان همدانی مقیم تهران برای دیدن این نمایش دعوت می‌کنیم.
کبودراهنگی همچنین به اجرای موفق همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: حدود 2 هزار نفر نمایش واگویه‌های علی گندابی در همدان را تماشا کردند.

عوامل نمایش
سهراب نیک‌فرجاد، سیدمهرداد کاووسی حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی‌نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبراسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند. نیما بیگلریان مدیریت تولید، نگار فیروزی منشی‌گری صحنه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را برعهده دارند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA?magazineid=چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، علی گندابی ، تئاتر همدان ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

فرهنگ مکتوب ملایر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،کتاب ،

فرهنگ مکتوب ملایر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
فرهنگ مکتوب ملایر
علیرضا گودرزی نویسنده و ملایرشناس، به تازگی کتاب «فرهنگ مردم ملایر» را منتشر کرده است....
1395/07/13
علیرضا گودرزی نویسنده و ملایرشناس، به تازگی کتاب «فرهنگ مردم ملایر» را منتشر کرده است.
گودرزی سال 1330 در روستای قلعه مهدی خان ملایر به دنیا آمد. او پس از پایان دوران تحصیل در آموزش وپرورش استخدام شد و در طول دوران معلمی علاوه بر تدریس، از نوشتن نیز غافل نشد. حاصل فعالیت او در زمینه نویسندگی 3 عنوان کتاب در 4 جلد است. «دانشنامه منطقه حفاظت شده لشکردر شهرستان ملایر» نخستین اثر منتشر شده گودرزی است. پس از آن کتاب «دانشنامه ملایر پژوهشی گسترده در نام جای‌های شهرستان ملایر» را منتشر کرد که با استقبال خوب مردم ملایر روبه‌رو شد. سومین اثر او «فرهنگ مردم ملایر» است که به تازگی در 2 جلد و قطع رحلی منتشر و روانه بازار شده است. به همین مناسبت با این نویسنده و پژوهشگر حوزه ملایرشناسی گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
در طول مدت زمانی که به عنوان دبیر در مدارس شهرستان مشغول تدریس بودم همزمان کارهای پژوهشی را هم پیش می‌بردم.
  • آن زمان کتابی هم منتشر کردید؟
خیر اما با نشریات محلی همکاری می‌کردم. بیشتر مطالب و نوشته‌های من در هفته‌نامه عندلیب به صورت یادداشت منتشر می‌شد.
  • درباره اولین کتابی که منتشر کردید توضیح می‌دهید؟
اولین کتاب من دانشنامه منطقه حفاظت شده لشکردر شهرستان ملایر است که انتشارات کبریا در ملایرآن را منتشر و سال 1388 در 2 هزار نسخه روانه بازار کرد. در این کتاب شناسایی توپوگرافی و ژئومورفولوژی منطقه و همچنین پوشش گیاهی و جانوری منطقه را بررسی کرده‌ام. علاوه بر منطقه لشکر در ضمیمه این کتاب به تالاب یا باتلاق آق‌گل می‌پردازم.
  • با توجه به پژوهش‌های شما مهم‌ترین ویژگی لشکردر چیست؟
این منطقه از نظر گوناگونی اهمیت دارد به ویژه کل و قوچ منطقه بسیار معروف است. اگر یک شکارچی بخواهد وارد کوهستان شود 3 روز هم بگردد نمی‌تواند شکار کند چون این کوهستان موقعیت بسیار متفاوتی دارد. در حالی که در مناطقی مانند خان‌گرمز وضع متفاوت است. همچنین تعداد وحوش در منطقه حفاظت‌شده نشان می‌دهد مردم ملایر فرهنگ بالا و والایی دارند و به حیوانات احترام می‌گذارند، آنها را حفاظت می‌کنند و علاقه‌ای به شکار ندارند. کسانی که در منطقه برای شکار می‌آیند و تخلف می‌کنند از دیگر مناطق می‌آیند. مردم شهرستان ملایر بسیار علاقه‌مند به محیط زیست هستند. این کتاب را نوشتم تا دیگران هم با شرایط و ویژگی‌های منطقه لشکردر و خصوصیات مردم ملایر آشنا شوند.
  • برای نوشتن این کتاب از جایی حمایت شدید؟ مثلا از نهادی سفارش گرفتید یا انگیزه شخصی داشتید؟
من به شهرستانم علاقه‌مندم و محیط زیست شهرم را نیز دوست دارم. به همین دلیل این کار را شروع کردم تا شهرستانم را به مردم کشورم و حتی دیگر نقاط دنیا معرفی کنم. خوشبختانه استقبال خوبی از کتاب صورت گرفت.
  •  کتاب دوم شما «دانشنامه ملایر، پژوهشی گسترده در نام جای‌های شهرستان ملایر» است. هدفتان از نوشتن آن چه بود؟
در این کتاب وجه تسمیه کل روستاهای شهرستان ملایر را بررسی کرده‌ام. ملایر تا سال 1224هجری قمری دهکده ‌ای کوچک بود که آن زمان به مرکز حکومتی تبدیل می‌شود. برای گرامیداشت دولتشاه حاکم ملایر نام ملایر حذف شده و دولت آباد نام گرفته بود. سپس از زمان پهلوی که به شهرستان تبدیل شد بار دیگر نام دولت‌آباد حذف و ملایر جایگزین شد. ما در ملایرتاریخ مکتوبی بیش از این نداریم. برای این‌که به تاریخ ملایر دست پیدا کنم باید به نام‌پژوهی متوسل می‌شدم. در این کتاب با استفاده از این نوع پژوهش به نکات مهم دست پیدا کرده‌ام. بر اساس قدمت واژه‌ها به تاریخ محلی دست پیدا می‌کنیم. در هر بخش با توضیح نام جای هر روستا به جغرافیا، جامعه و فرهنگ روستا نیز پرداخته‌ام. منابع آبی، زیارتگاه‌ها، مکان‌های تاریخی، بزرگان، زمین‌ها، باغ‌ها، آداب و رسوم را نیز معرفی کرده‌ام.
  • آخرین اثر شما کتاب «فرهنگ مردم ملایر» است. در این باره هم توضیح دهید.
کتاب سوم را به صورت دایره‌المعارفی گردآوری کرده و نوشته‌ام. آداب و رسوم، سنت‌ها، آیین‌ها وخرده‌فرهنگ‌های مردم شهرستان ملایر را در این کتاب 2 جلدی گنجانده‌ام. در کتاب فرهنگ مردم ملایر واژه‌نامه ملایری را نیز آورده‌ام زیرا احساس می‌کردم جای چنین موضوعی خالی است.
  • به غیراز شما فرد دیگری در حوزه ملایرشناسی کار کرده است؟
در حوزه فرهنگ عامه کسی کار نکرده یا اگر بوده به صورت مدون در قالب کتاب منتشر نکرده است. حال اگر کسی بخواهد پژوهشی در این زمینه انجام دهد می‌تواند از این منابع که من منتشر کرده‌ام استفاده کند. با این کار راه برای محققان بازتر شده و آنها راحت‌تر می‌توانند کارهای پژهشی خود را ادامه دهند.
  •  نهادهای فرهنگی و دولتی برای انتشار کتاب جدیدتان حمایتی کرده‌اند؟
حمایتی صورت نگرفت. کتاب دوم را با وام 24درصد منتشر کردم و سال‌ها قسط بانکی پرداخت کردم. برای انتشار کتاب جدیدم 10 میلیون تومان وام با بهره 28درصد گرفته‌ام که بسیار سنگین است. البته حمایت اصلی از طرف مردم صورت می‌گیرد؛ وقتی استقبال می‌کنند و می‌خرند بهترین حمایت است. کتاب‌های من تاریخ محلی است و 2 دسته مخاطب دارد؛ یکی مردم محلی که به منطقه و محل زندگی خود علاقه دارند و دیگری پژوهشگرانی که در این زمینه کار می‌کنند. البته زمان زیادی لازم است تا کتاب معرفی شود و به طور کامل به فروش برسد.
  • برنامه بعدی شما چیست؟ آیا کتاب جدیدی در دست انتشار دارید؟
با توجه به استقبالی که از کتاب دانشنامه ملایرصورت گرفت آن را بار دیگر منتشر خواهم کرد اما این بار کتاب با افزوده‌هایی منتشر می‌شود. منابع آبی و اقوام را اضافه کرده‌ام تا مخاطبان و علاقه‌مندان اطلاعات بیشتری از روستاها داشته باشند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%B1?magazineid=
چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان ملایر ، علیرضا گودرزی ، فرهنگ ملایر ،

آخرین بازمانده سفالگری سنتی در لالجین

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آخرین بازمانده سفالگری سنتی در لالجین
امسال مهم‌ترین رویداد برای شهر لالجین رقم خورد و این شهر از طریق شورای جهانی صنایع دستی به عنوان شهر جهانی سفال شناخته و ثبت جهانی شد...
1395/07/12
  امسال مهم‌ترین رویداد برای شهر لالجین رقم خورد و این شهر از طریق شورای جهانی صنایع دستی به عنوان شهر جهانی سفال شناخته و ثبت جهانی شد. ثبت جهانی لالجین بدون شک رهاورد زیادی برای سفالگران و مردم لالجین خواهد داشت و در صورت برنامه‌ریزی درست از سوی مدیران ارشد می‌تواند بر گردشگری و اقتصاد استان نیز تاثیر بگذارد.بیش از 600کارگاه سفالگری در لالجین وجود دارد که تعداد انگشت شماری از آنها ثبت شده است. یکی از این کارگاه‌ها متعلق به حاج عسگر عسگری است. حاج عسگر متولد 1305 در شهرلالجین است. برخی به او لقب پدر سفالگری لالجین را داده‌اند. این سفالگر با سابقه بیش از 75 سال در این رشته مشغول به کار است و آخرین بازمانده سفالگری سنتی در لالجین است. حاج عسگر در گفت‌وگو با همشهری از خاطرات خود می‌گوید:
  •  سفالگری را از چه کسی آموختید؟
سفالگری را ابتدا از پدرم،استاد غیاث‌علی نظری و سپس ازاستاد اسماعیل دایی یاد گرفتم. آن زمان پدرم سفالگری می‌کرد و من از کودکی در کنارش کار می‌کردم به مرور من هم استاد کار شدم.
  • سفال را با چه دستگاهی می‌ساختید؟
آن زمان ما با چرخ کار می‌کردیم، چرخ سفالگری را که چوبی بود با پاهایمان می‌چرخاندیم. گل سفال را روی صفحه چوبی آن می‌گذاشتیم و هر ظرفی که می‌خواستیم، می‌ساختیم. قدیم دینام برقی نبود‌.
  • چه چیزهایی می‌ساختید؟
دوران قدیم از کارهای تزئینی و دکوری خبری نبود. همه کارهایی که ما درست می‌کردیم ظروف غذاخوری و ظروف کاربردی بود. در بیشتر روستاها و حتی شهرها هم یخچال نبود و تابستان‌ها برای خنک کردن آب از کوزه استفاده می‌کردند. بیشتر تولیدات ما کوزه‌های سفالی بود که احتیاج به لعاب هم نداشت و ساده بود. البته کارهای لعابی هم می‌ساختیم.
  • خریداران کارهای شما چه کسانی بودند و از چه شهرهایی می‌آمدند؟
از شهرستان‌ها می‌آمدند. آن زمان از اصفهان، شیراز، شهرضا، مشهد، شیراز و سایر نقاط ایران مشتری داشتیم. اوایل با چهارپایان حمل می‌کردند اما به مرور کامیون‌ها وارد شدند و با آنها حمل می‌کردند. تاجرانی بودند که سفال‌ها را از ما خریداری می‌کردند و در شهرهای دیگر می‌فروختند. سفال همیشه مشتری داشته و هنوز هم مشتری دارد.
  • برای پخت سفال در کوره‌ها از چه سوختی استفاده می‌کردید؟
تا دهه 40 سوخت مورد استفاده کوره‌ها چوب و بوته‌های گیاهی بود. آن زمان رفته‌رفته نفت سیاه جای سوخت گیاهی را گرفت. چند سالی است که به کارگاه‌های جدید خارج از شهر گاز طبیعی می‌دهند و کوره‌ها با گاز روشن می‌شود.
  • شما بازنشسته هستید؟
قدیم آمدند گفتند آمدیم تو را بیمه کنیم. من ترسیدم چون نمی‌دانستم بیمه چیست و قبول نکردم. اما بعدها که پشیمان شدم و به اهمیت بیمه پی بردم دیگر کسی سراغی از من نگرفت. قدیم‌ها بهتر بود.
  • این روزها در کارگاه چه چیزهایی بیشتر تولید می‌کنید؟
کندوی زنبورعسل، خمره، خم، گلدان و ظروف دیگری می‌سازیم اما خریدار نیست. این روزها تمامی انبارهای ما پر است. هر روز کار می‌کنیم و امیدواریم یک روزی وضع بازار بهتر شود و تولیدات را بفروشیم. خدا می‌داند چه اتفاقی می‌افتد اما بعدها انشاالله خوب می‌شود.
  • روزی چند ساعت کار می‌کنید؟
در سال‌های اخیر کمتر کار می‌کنم و یکی از فرزندانم بیشتر کار می‌کند و نوه‌ام هم پیش او مشغول است.
  • چند نفر در این کارگاه مشغول به کار هستند؟
3 نفر در کارگاه ما کار می‌کنند. این روزها برای این‌که حوصله‌ام سر نرود ساعتی را به کارگاه می‌آیم و کار می‌کنم اما بیشتر پسرم اینجا را اداره می‌کند .
  • وضع درآمد چگونه است؟
از حدود 10 سال پیش قیمت سوخت گران شد و چون کارهای ما درشت است و اصطلاحا به تولیدات ما «درشت بار» می‌گویند دیر می‌پزند. یعنی پخت سفال‌های ما سوخت زیادی مصرف می‌کند . به همین دلیل صرفه زیادی ندارد و ناراضی هستیم. هرچه می‌فروشیم باید برای پول گاز پرداخت‌کنیم.
  • به عنوان پیشکسوت سفالگری لالجین ارتباط شما با مردم چگونه است؟
من مسن‌ترین سفالگر لالجین هستم و خوشبختانه مردم خوب لالجین همیشه با احترام  با من رفتار می‌کنند و حرمت می‌گذارند. من هم متقابلا وظیفه دارم به همسایگانم احترام بگذارم.
  • همانطور که می‌دانید لالجین ثبت جهانی شده، این اتفاق چه تاثیری در زندگی و کار شما دارد؟
من نمی‌دانم ثبت جهانی لالجین چه تأثیری روی کار ما می‌گذارد اما امیدوارم کارها بهتر شود و شرایط شغلی جوانان وضع خوبی پیدا کند. بعضی‌ها می‌گویند خارجی‌ها می‌آیند و سفال می‌خرند بازار بهتر می‌شود. اگر این اتفاق بیفتد ما هم خوشحال می‌شویم.
  • هنوز در لالجین سفال چینی وارد می‌شود ؟
سال‌های پیش سفال چینی به لالجین می‌آوردند اما مدتی است دیگر جنس چینی به لالجین نمی‌آورند. اگر جنس سفالی چینی وارد کنند وضع بازار ما بدتر خواهد شد.
  • همه سفالگران لالجین اهل این شهر هستند؟
در لالجین افراد بیکار کم داریم. حتی خیلی از سفالگران و کارگران از روستاهای اطراف و همدان می‌آیند و در لالجین کار می‌کنند. لالجین خیلی شهر خوبی است اما احتیاج به حمایت مسئولان دارد.
  • رابطه شما با مسئولان چگونه است؟
اداره میراث فرهنگی و شهرداری لالجین هیچ حمایتی نمی‌کند. شهرداری از کارگاه‌ها و کوره‌های سفالگری سنتی حمایت نمی‌کند و کارگاه‌های سنتی و قدیمی در حال تخریب هستند. شهرداری باید کمک کند تا کارگاه‌های سنتی لالجین حفظ شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%AC%DB%8C%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، لالجین ، سفالگری ، حاج عسکر عسکری ،

یکشنبه 11 مهر 1395

شیره‌پزی؛ آیین ماندگار مانیزان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

شیره‌پزی؛ آیین ماندگار مانیزان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
شیره‌پزی؛ آیین ماندگار مانیزان
چند سال است که جشن شیره‌پزی به عنوان مهم‌ترین آیین دهقانی روستای مانیزان به دلیل این‌که بیشتر مردم آن به باغداری و تولید شیره انگورمشغول هستند در این روستا برگزار می‌شود....
1395/07/11
چند سال است که جشن شیره‌پزی به عنوان مهم‌ترین آیین دهقانی روستای مانیزان به دلیل این‌که بیشتر مردم آن به باغداری و تولید شیره انگورمشغول هستند در این روستا برگزار می‌شود.
 پنجشنبه گذشته هفتمین جشن سالانه شیره‌پزی در روستای مانیزان ملایر در استان همدان برگزار شد. طبق سنت هر سال بر اساس برنامه‌ریزی نهادهای دولتی شهرستان، اعضای شورا و مردم روستای مانیزان و فراخوان رسانه ها و موسسه های گردشگری این جشن با تعداد افراد بیشتری برگزار می شود. امسال نیز بیش از 2 هزار گردشگر در این جشن، مردم مانیزان را همراهی کردند.
اما با وجود شناخته‌شدن مانیزان به عنوان یک روستای هدف گردشگری مهم، مشکلات روستا روزبه روز بیشتر شده و هنوز آمادگی پذیرش گردشگر به صورت دائمی را ندارد. زیرساخت های روستا با مشکل روبه‌رو است. کمبود آب، نبود سرویس بهداشتی برای گردشگران، تعبیه نشدن سطل زباله در روستا و محل جشن از مشکلات اصلی روستاست.هفتمین جشن شیره‌پزی مانیزان با حضور مدیرکل و معاونان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان، نماینده ملایر در مجلس، مدیر کل امور روستایی استانداری و تعدادی از مدیران استانی و شهرستانی برگزار شد. در این مراسم برنامه های گوناگونی از جمله موسیقی محلی، سوارکاری و طبق‌گردانی اجرا شد و گردشگران از کارگاهای شیره‌پزی، غرفه های صنایع دستی، سوغات ملایر و مشتقات انگور مانند شیره، کشمش، باسلق، آب غوره و سرکه بازدید کردند. در این جشن 3 گردشگر از کشور فرانسه نیز حضور داشتند و از 3 شیره‌پز برتر روستا به نام‌های صغری بیات، سرور موسوی و لیلا بیات تجلیل شد.

ملایر؛ قطب باغداری کشور
فرماندار ویژه ملایر در این مراسم گفت: شهرستان ملایر شهرستانی فرهنگی و سرآمد در مسائل فرهنگی در استان است. علاوه بر این مقوله که افتخار آفرین است، روستاهای ملایر ویژگی های مثبت دیگری دارند که از آن جمله قطب باغداری و کشاورزی بودن استان است. هر سال 200 هزار تن انگور در شهرستان برداشت می شود. امسال نیز تاکنون 245هزار تن انگور در شهرستان برداشت شده است.
عبدالعظیم رضایی افزود: در این مراسم علاوه بر، گرهمایی و برنامه های فرهنگی و هنری که هر سال مد نظر داریم، ایجاد شور و نشاط اجتماعی را برای خانواده ها و گردشگران در برنامه داریم. در سال‌ جاری جشنواره خوشه انگور و جشنواره گندم را در شهرستان داشتیم که نشان می دهد اگر ما بتوانیم برنامه خوب تدارک ببینیم مردم همراهی می کنند. روستای مانیزان نیز باید از این ظرفیت بهره‌مند باشد.
فرماندار ملایر افزود: در روستا محرومیت داریم و معابر بسیار نامناسب است.اما علت این‌که سال گذشته اقدامی نکردیم این بود که طرح مناسب با فضای کالبدی روستا که روستایی تاریخی و هدف گردشگری است نداشتیم. اکنون در حال تهیه طرح هستیم و سال آینده اجرا خواهیم کرد.
رضایی ادامه داد: شیره‌پزی پیشینه ای برابر با عمر تولید انگور دارد و سال به سال به اهمیت آن به عنوان یک آیین ثبت شده در حوزه کشاورزی و به عنوان یک میراث معنوی افزوده می شود. سال به سال این مراسم بهتر خواهد شد و شور و نشاط اجتماعی را در بین مردم بیشتر خواهیم دید.

لباس محلی
روستای مانیزان 3عضو شورا دارد. نازی فخارمانیزانی یکی از اعضای شورای روستا است که در 4 سال گذشته بیشتر هماهنگی‌های جشن با او بوده است. مانیزانی فارغ‌التحصیل رشته طراحی لباس است و در کنار فعالیت در شورای روستا به کارهای هنری مشغول است. او با همکاری اداره میراث فرهنگی تلاش کرده است پوشش محلی و لباس هایی را که فراموش شده بود بازشناسی و طراحی کند. در جشن شیره‌پزان هرسال تعدادی از مردان و زنان روستا لباس ها را پوشیده و پس از 6 دهه با لباس محلی در مراسم حاضر می شوند.مانیزانی در باره چگونگی طراحی لباس‌ها می‌گوید: با کمک تصاویر قدیمی و مشورت سالخوردگان روستا تلاش کردیم بار دیگر این لباس‌ها را تولید کنیم که خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.

عملی نشدن وعده ها
وی با اشاره به مشکلات روستا می گوید: جشن هفتمین سال را پشت سر می‌گذارد و من 4 سال برگزارکننده آن بوده ام. استقبال خارج از تصور مسئولان و مردم است. حتی در شهرها چنین جشنی نداریم. مشکل اصلی ما این است که مسئولان قول می دهند اما قول ها در این مدت عملی نشده است.
این بانوی مانیزانی می‌افزاید: طرح توجیهی مانیزان سال‌هاست تعریف شده، ما طرح توجیهی را داده ایم اما منتظر بودجه است. یک روستای هدف گردشگری بودجه ویژه نیاز دارد. متاسفانه بودجه اینجا نسبت به سرانه جمعیت بسته می شود. اگرتعداد جمعیت بیشتر باشد بودجه بیشتری دریافت می کند. باید روستا به صورت ویژه دیده شود چون روستاهای هدف گردشگری نماد یک استان هستند.

طرح هادی
اگرچه این روستا به عنوان یک روستای هدف گردشگری در نظر گرفته شده اما راه زیادی تا گردشگرپذیری آن وجود دارد. مشکلاتی چون اجرا نشدن طرح هادی روستا، نبود مدیریت پسماند و کمبود آب از اصلی ترین مشکلات آن است.عضو شورای مانیزان می گوید: در اجرای طرح هادی 2 مشکل وجود دارد؛ یکی این‌که مردم روستا از نظر مالی وضع مناسبی ندارند و نمی‌توانند همزمان عقب‌نشینی خانه‌ها را انجام دهند و هم ساختمان‌ها را بازسازی کنند. از سوی دیگر بودجه ای که به عنوان یک روستای هدف گردشگری اختصاص داده می شود بسیار ناچیز است و در 30 سال گذشته اعضای شورا و دهیاری کار چندانی در این زمینه انجام نداده اند.
مانیزانی می‌افزاید: این شیوه عملکرد باعث شده گردشگر تنها یک روز در سال به مانیزان مراجعه کند. ما روستا را برای یک روز در سال آماده‌سازی می‌کنیم و بعد رها می‌شود. بنیاد مسکن اجازه هرکاری نمی دهد. هیچ اتفاق جدیدی نیفتاده و تنها تبلیغات زیاد شده، جشن بزرگتر شده و مردم در یک روز به روستا می آیند اما شاهد یک رویداد جدید نیستیم. بلاتکلیفی مردم هم  مشکل دیگری است. دستورالعملی در این زمینه نداریم و روستایی نیز حق دخالت در ساخت و ساز را ندارد. این مسأله باعث دلسردی روستاییان شده است. بخش خصوصی در شرایط فعلی وارد کار نمی شود. به دلیل دلسردی و بلاتکلیفی مشارکت مردمی را نیز روز به روز از دست می دهیم.
او ادامه می‌دهد: اگر بخواهیم به جنبه های مثبت نگاه کنیم، می بینیم که مانیزان یک روز ملی به خود اختصاص داده، شیره آن برتر است، محصولات مرغوبی در زمینه باغداری دارد و به خوبی معرفی شده است. ما در شورا پل ارتباطی بین مردم و دولت هستیم اما مسئولان خوب عمل نکرده اند.

تغییر کاربری
این عضو شورا اظهار می‌کند : یکی از برنامه های شورای روستا این است که مکان های دولتی مانند مدارسی که دیگر از آن ها استفاده نمی شود تغییر کاربری داده و به مراکزی مانند اقامتگاه و بازارچه محلی و کارگاه تولید صنایع دستی تبدیل شود اما موانعی از سوی نهادهای دولتی ایجاد می شود و با وجود این مشکلات بخش خصوصی نیز برای سرمایه‌گذاری اقبالی نشان نمی دهد. وی ادامه می دهد: در این روستا یک چاه عمیق حفر شده است که استفاده از آن دومنظوره است؛ هم آب آشامیدنی مردم و هم بخشی از آب کشاورزی روستا از این چاه تامین می شود. اما به تازگی اداره آب فشار می آورد که تنها باید برای آشامیدن از این آب استفاده شود. در این صورت باغ ها به دلیل کم‌آبی خشک خواهند شد.مانیزانی توضیح می‌دهد: مهم‌ترین مشکل مانیزان کمبود آب است. قنات های روستا خشک شده است و نیازمند لایروبی است، نامه‌نگاری ها انجام شده و با پیگیری اعضای شورا و دهیار و حمایت مسئولان امیدوارم بودجه آن تامین شود تا بتوانیم یکی از قنات ها را احیا کنیم. البته قنات ها به دلیل حفر چاه های عمیق در بالادست روستا خشک شده است اما به هر حال لایروبی بخشی از مشکل را حل می کند.او ادامه می‌دهد: بیشتر فعالیت ما در برنامه‌ریزی، تصمیم‌سازی و هماهنگی بوده است. البته باز تأکید می‌کنم کمبود بودجه مهم‌ترین مشکل است. یکی از نیازهای اصلی روستا بهداشتی شدن وسایل شیره‌پزی است. نظارت بر شیوه پخت بهداشتی شیره صورت نمی گیرد که باید هرچه زودتر این مشکل برطرف شود.

ضرورت احیای آیین‌های قدیمی
علیرضا گودرزی نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه در منطقه که کتابی درباره آداب ورسوم روستای مانیزان و جشن شیره پزان نیز نگاشته، می گوید: فرهنگ ها در حال تغییر هستند و ما سنت های بسیار خوبی داشتیم که با آمدن تکنولوژی از بین رفت. جشن شیره پزان از آن جمله است. برای حفظ این سنت ها باید آنها را به روز کرد.
وی اضافه می‌کند : جشن در روستای مانیزان برگزار می شود اما مسأله روستا حل نشده و مشکلات زیاد است. شما امروز مشاهده می کنید که پس از رفتن گردشگران انبوهی از زباله در داخل روستا به جای مانده است. منظر روستا جذابیت ندارد، بهسازی نشده، پذیرایی خوب نیست، روستا راهنمای گردشگر ندارد و محیط برای گردشگر آماده نیست.
گودرزی ادامه می دهد: بعد از نفت و صنعت خودروسازی، گردشگری صنعت پر درآمدی است اما مسئولان توجه نمی‌کنند. هزینه‌ای که برای برگزاری جشن می‌شود آیا سودی دارد؟ این شیوه به نظر من پاسخگو نیست وخوب کار نکرده ایم. باید گردشگر را در اینجا ماندگار کنیم و چند شب گردشگر را در روستا نگه داریم.با یک روز نمی توان منطقه ای را گردشگرپذیر کرد.
وی اظهارمی کند: اگر روستایی از گردشگری پول به دست بیاورد استقبال می کند. اگر به گردشگری فکر می کنیم باید همه جذابیت ها و ظرفیت ها را در نظر بگیریم. زمانی مانیزان یکی از بهترین نقشه های فرش منطقه را داشت اما امروز هیچ کس در بازارچه موقت فرش نداشت و حتی نان محلی هم نبود.این پژوهشگر ملایری می گوید: کوه های منطقه آهن دارد و انگور هم آهن را جذب می کند. همچنین ظرفی که برای پخت شیره استفاده می شود از جنس مس است و آهن دارد. به همین دلیل استقبال خوبی از شیره مانیزان می شود و محصول سالم و ممتازی است. اگر اینجا فضایی باشد که گردشگر خود بتواند انگور بچیند، بشوید و بخورد مسلما هزینه می کند اما ما برنامه نداریم. صنایع دستی منطقه ضعیف است و باید احیا شود.
وی می افزاید: گذشتگان در این منطقه ده ها جشن داشته اند که قابل احیاست. جشن کول که جشن سعادت و خوشبختی است، جشن گل یاس، جشن گل سرخ، آیین دختران پسر پوش، مراسم زن حکومت، جشن کله پاچه، جشن سربند و خیری کشان، جشن گلاب گیران و جشن گل یاس که مخصوص اشراف منطقه بوده همه از بین رفته اما قابل احیاست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B2%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، شیره پزی مانیزان ،

یکشنبه 11 مهر 1395

نحوه شیره‌پزی در مانیزان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

نحوه شیره‌پزی در مانیزان

حسین زندی
نحوه شیره‌پزی در مانیزان
سالانه ده‌ها تن انواع مختلف شیره در روستای مانیزان تولید می شود و علاوه بر ساکنان روستا که از راه تولید شیره و کشمش گذران زندگی می کنند افرادی که از روستا مهاجرت کرده اند نیز در روزهای جشن انگور و شیره‌پزان به روستا مراجعه می‌کنند و در این جشن سهیم می شوند...
1395/07/11
سالانه ده‌ها تن انواع مختلف شیره در روستای مانیزان تولید می شود و علاوه بر ساکنان روستا که از راه تولید شیره و کشمش گذران زندگی می کنند افرادی که از روستا مهاجرت کرده اند نیز در روزهای جشن انگور و شیره‌پزان به روستا مراجعه می‌کنند و در این جشن سهیم می شوند.
فیروز رضایی متولد 1338 در مانیزان است اما سال ها است به تهران مهاجرت کرده و این روزها برای مراسم شیره‌پزان به روستا آمده است. او می گوید: من در روستا باغ ندارم اما دیروز یک تن انگور خریدم و تبدیل به شیره کردم که مقداری را برای خوراک سالیانه با خودم به تهران می برم و بقیه را امروز به مسافران و گردشگران فروختم.
رضایی با اشاره به شیوه تولید شیره ادامه می دهد: مانیزان را به خاطر شیره سفید می شناسند. شیره ابتدا به صورت عسلی است و پس از چند روز قوام آوردن تبدیل به شیره سفید می شود. شیره عسلی را در یک تغار یا خمره سفالی می ریزند و پارویی درآن می اندازند و هر شب ساعتی به هم می زنند تا سفت تر شده و تبدیل به شیره سفید  شود. نوع دیگر شیره، شیره سیاه است که راحت تر است و از برداشت آخر انگور یا انگورهایی که از مرغوبیت کمتری برخوردارند به دست می آید.
او درباره مراحل پخت شیره می گوید: ابتدا انگور را می چینند و به خانه ها یا کارگاه ها حمل می کنند. سپس روی تخته هایی که پیش‌تر آماده شده ریخته و می شویند. پس از آبکش کردن در حوضچه گودی ریخته و پس از پوشیدن چکمه ای تمیز آن را له می کنند. پس از آن از دریچه پایین حوض آب انگور از سوی ناودانی به ظرف دیگری ریخته می شود.. برای تهیه باسلق هنگامی که شیره عسلی نیم جوش شده است نشاسته اضافه می کنند که تبدیل به باسلق می شود.
رضایی ادامه می دهد: در این مرحله خاک سفید را که خاک مخصوصی است داخل آب انگور می ریزند و شب تا صبح می ماند. علت ریختن خاک این است تا آب انگور را به قول معروف ببراند و صاف شود. سپس خاک ته‌نشین می شود و آب انگور مانند اشک چشم زلال می شود. آن آب را از خمره سفالی تخلیه کرده و داخل دیگ های مسی یا آلومینیومی می ریزند و روی اجاق یا در تنور می پزند.
او با اشاره به کارگاه‌های سفالگری مانیزان در گذشته می گوید: قدیم ها مانیزان کوزه‌گر داشته و خمره ها را در مانیزان می ساختند. از آن سفال ها هنوز در برخی خانه ها موجود است.
بخشی از انگورها تبدیل به کشمش خشک می شود که به صورت سایه خشک یا تیزابی است. برای سایه خشک کردن انگور ابتدا در داخل خانه ها چوب های سقف را طناب کشی و انگورها را از این طناب ها آویزان می کنند در طول پاییز و زمستان به مرور خشک می شود. بخش دیگری هم روی زمین پهن می کنند و خشک می کنند که یا معمولی است یا تیزابی. هنگام چیدن انگور، زمینی را مسطح می کنند وانگورها را روی آن پهن  و پس از خشک شدن جمع‌آوری کرده می فروشند. اگر بخواهند به کارخانه ها بدهند با ماده ای به نام تیزاب که در ظرف بزرگی ریخته می شود. انگورها را با آن می‌شویند و یا تیزاب اندود می کنند سپس در این زمین ها خشک می کنند که رنگ سبزی به خود می گیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، شیره پزی مانیزان ،

یکشنبه 11 مهر 1395

مانیزان و ظرفیت‌هایش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

مانیزان و ظرفیت‌هایش

نویسنده: حیدر زندی
مانیزان و ظرفیت‌هایش
مانیزان در فاصله 30 کیلومتری مسیر ملایر به اراک در مجاورت روستای جوزان واقع شده است. حدود 300 خانوار در آن زندگی می‌کنند و بیشتر مردم از راه باغداری و کشاورزی روزگار می گذرانند...
1395/07/11
مانیزان در فاصله 30 کیلومتری مسیر ملایر به اراک در مجاورت روستای جوزان واقع شده است. حدود 300 خانوار در آن زندگی می‌کنند و بیشتر مردم از راه باغداری و کشاورزی روزگار می گذرانند. با این‌که زبان مردم منطقه لری و فارسی ملایری است، ساکنان مانیزان ترک زبان هستند که گفته می شود از مهاجران قشقایی اند. نبود شغل مناسب باعث مهاجرت جوانان به شهرهای ملایر، همدان، اراک و تهران شده و بیشتر سالخوردگان ساکنان اصلی روستا هستند. بیش از یکصد هکتار باغ انگور در روستا وجود دارد. به سخن دیگر می توان گفت محصول اصلی روستا انگور است. انواع شیره، باسلق، حلوا، آبغوره، مویز، سرکه و انگور سایه خشک از مشتقاتی است که ساکنان روستا از انگور به دست می آورند. هر سال بیش از 90 تن کشمش سبز تحویل کارخانه‌های اراک می‌شود اما این روستا را به خاطر مرغوبیت شیره سفید می شناسند.انتخاب روستاهای هدف گردشگری در ایران معمولا بر اساس یکی ازسرمایه های فرهنگی یا کشاورزی است. برخی از این روستاها را به دلیل دارا بودن محصولات خاص کشاورزی و برخی را به علت ویژگی معماری آن معرفی کرده اند. همچنین برخی دیگر را با توجه به پیشینه تاریخی و باستانی روستای هدف گردشگری برمی شمارند اما در ایران روستاهایی وجود دارد که بیشتر این ویژگی ها را همزمان داراست. مانیزان یکی از این روستاها است.
چند سال است که مانیزان به دلیل این‌که بیشتر مردم آن به باغداری و تولید شیره انگورمشغول هستند به عنوان روستای هدف گردشگری در استان همدان مورد توجه مسئولان قرار گرفته است اما دیگر داشته های روستا و مردمانش در سایه این نامگذاری پنهان مانده است و توجه چندانی به آیین ها، مراسم بومی و آثار تاریخی آن نشده است. در نتیجه مردم روستا چندان راضی به نظر نمی رسند و انتظار دارند پیش از این‌که مسافری وارد روستا شود مشکلات آن رفع شود.این سال ها مهم‌ترین آیین دهقانی منطقه یعنی جشن شیره پزان در این روستا برگزار می شود. در روز جشن شیره‌پزان صدها نفر از مردم شهرها و استان های مختلف و مسئولان استانی ومنطقه ای به مانیزان می آیند اما برگزاری این مراسم و حضور مسئولان هم نتوانسته روستا را به عنوان یک هدف پایدار و همیشگی معرفی کندچرا که گردشگران تنها در روزهای برداشت محصول به این منطقه قدم می گذارند و در سایر روزهای سال کسی احوال ساکنان مانیزان را نمی پرسد.
گفته می شود پیشینه روستا بسیار طولانی است. مانیزان در گذشته به دلیل قرار گرفتن در مسیر بازرگانان یک شهر پررونق و گذرگاه تجاری بوده و پیشینه آن به دوره مادها برمی گردد. بقایای یکی از مهم‌ترین قلعه های منطقه به نام قلعه مانیزان در کنار این روستا واقع شده است که نشان از گذشته آباد و پر رونق مانیزان دارد. محلی ها معتقدند یکی از نوادگان بهرام چوبین در این روستا و قلعه ای به نام خرخب یا حصار حاتم خانی حکومت می کرده است، همچنین مسیرهای زیرزمینی در روستا وجود دارد که بازگشایی نشده است.در گذشته برخورد مناسبی از طرف مردم روستا با گردشگران صورت نمی گرفت. از3 سال گذشته که اجرای بخشی از برنامه جشن شیره‌پزان به مردم سپرده شد و مردم با فواید حضور گردشگر در روستا پی بردند، استقبال خوبی از گردشگران می شود.
در روستاهایی مانند مانیزان ورود گردشگر متکی به اجرای مراسم خاصی است که هر سال یک بار انجام می شود. به نظر می رسد آثار تاریخی روستا به عنوان جاذبه گردشگری تاکنون مورد توجه نبوده است.عوامل پایدار بودن حضور گردشگران و تداوم این مراسم می تواند همه ساله تعداد بیشتری از گردشگران را به روستا دعوت کند و روزهای بیشتری به اجرای مراسم اختصاص یابد.علاوه بر این مانیزان ظرفیت‌های دیگری برای چهار فصل شدن حضور گردشگران دارد مانند آیین های برداشت گندم، آبغوره‌گیری و مهم‌تر از همه مراسم ناقارلی (مراسمی کهن است که در شب‌های زمستان و همزمان با جشن یلدا برگزار می شود) که به این ظرفیت ها کمتر توجه می‌شود.
حیدر زندی
خبرنگار همشهری -همدان

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، روستای مانیزان ، جشن شیره پزان ،

مشارکت مردمی برای حفاظت از منابع طبیعی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مشارکت مردمی برای حفاظت از منابع طبیعی
یکی از بهانه‌ها و گله مندی‌های مدیران ارشد در حوزه حفاظت از منابع طبیعی و مناطق حفاظت‌شده کمبود نیروی انسانی است. در حوزه منابع طبیعی اعضای تشکل های غیردولتی منابع طبیعی و همیاران طبیعت نیروهای داوطلبی هستند که بخشی از این کمبود را جبران می کنند و بخش عمده مشارکت اجتماعی از طریق آنها صورت می‌گیرد....
1395/07/11
یکی از بهانه‌ها و گله مندی‌های مدیران ارشد در حوزه حفاظت از منابع طبیعی و مناطق حفاظت‌شده کمبود نیروی انسانی است. در حوزه منابع طبیعی اعضای تشکل های غیردولتی منابع طبیعی و همیاران طبیعت نیروهای داوطلبی هستند که بخشی از این کمبود را جبران می کنند و بخش عمده مشارکت اجتماعی از طریق آنها صورت می‌گیرد.
برای بررسی موضوع مشارکت اجتماعی در حوزه منابع طبیعی پای صحبت محمدرضا همتی مدیرکل اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان نشسته ایم.
  • محافظین طبیعت چه تفاوتی با همیاران طبیعت دارند؟
محافظین طبیعت یا نیروهای یگان حفاظت از منابع طبیعی در استخدام سازمان ما هستند اما همیاران طبیعت به صورت داوطلبانه فعالیت می‌کنند.
  • وظایف یگان حفاظت منابع طبیعی چیست؟
حفاظت عرصه و اعیان منابع طبیعی از طریق اجرای مقررات موضوعه براساس طرح‌ها و دستورالعمل‌های ذیربط، اقدام‌های پیشگیرانه و اطلاع‌رسانی به موقع به منظور حفظ و حراست از عرصه‌های منابع طبیعی، اتخاذ تدابیر، تمهیدات و اقدام‌های لازم به منظور جلوگیری و مقابله با جرائم مرتبط با وظایف قانونی سازمان، بازرسی و كنترل محموله‌های جنگلی و مرتعی و كشف محموله‌های قاچاق و غیرمجاز در معابر، جنگل‌ها و محورهای مواصلاتی با هماهنگی ناجا از وظایف یگان حفاظت منابع طبیعی است. همچنین جلوگیری از تردد و چرای غیرقانونی دام در عرصه و اعیان منابع طبیعی طبق ضوابط و دستورالعمل‌های مربوطه، جلوگیری و برخورد قانونی با هر نوع بهره‌برداری غیرمجاز از جنگل‌ها و مراتع و بیابان‌ها طبق قوانین موضوعه، هماهنگی و همكاری با سایر نیروهای مردمی، دولتی و سازمان‌های مردم‌نهاد در امرحفاظت از منابع طبیعی، مساعدت و همكاری با عوامل ذیربط در اطفای حریق منابع طبیعی و امور امدادی و مردم یاری به هنگام بروز سوانح و حوادث غیرمترقبه در عرصه‌های منابع طبیعی، انجام وظایف قانونی در مقام ضابط خاص دادگستری در حوزه مأموریت و در حدود وظایف مطابق با قانون آیین دادرسی كیفری مصوب 94/12/4 و تشكیل پرونده قضایی برای متخلفین، قاچاقچیان و متجاوزین به عرصه و اعیان منابع طبیعی برابر قوانین موضوعه و ارجاع و اعزام به مراجع ذیربط نیز از دیگر وظایف این یگان است. گشت و مراقبت از عرصه و اعیان منابع طبیعی و حفاظت از اماكن و واحدهای تابعه یگان حفاظت منابع طبیعی بر اساس دستورالعمل‌های ابلاغی نیز از اصلی‌ترین وظایف یگان حفاظت است.
  • تعداد محافظین طبیعت در استان چقدر است؟
همه این موارد و مسئولیت هایی که ذکر شد بر دوش نیروهای یگان حفاظت یا محافظین طبیعت است اما بنا به کمبود اعتبار، تعداد نیروهای ما بسیار کم و از استانداردهای جهانی پایین‌تر است به همین دلیل از راه های دیگر تلاش می کنیم این  کمبود نیرو را جبران کنیم از جمله با مشارکت اجتماعی و جذب همیاران طبیعت.
  • یگان حفاظت چه تفاوتی با محیط‌بانان سازمان محیط زیست دارد؟
در برخی موارد وظایف و مسئولیت ها هم‌پوشانی دارد. مثلا در آتش سوزی های مناطق طبیعی علاوه بر یگان حفاظت ما و محیط‌بانان سازمان محیط زیست، آتش نشانی هم وارد می شود اما محیط بانان بیشتر درمناطق حفاظت شده مسئولیت و تقش ایفا می‌کنند و یگان حفاظت ما در اراضی تحت پوشش سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری فعالیت می‌کنند.
  • همیار طبیعت به چه کسانی اطلاق می شود و تعداد همیاران طبیعت در استان چند نفر است؟
همیار طبیعت به كسی گفته می شود كه به صورت فردی با انگیزه معنوی و غیرمادی به عنوان رابط افتخاری انتخاب می شود تا ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری را در پیشبرد مهم ترین هدف سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری كشور كه حفظ، احیا، توسعه و بهره‌برداری بهینه از منابع طبیعی است یاری كند. بیش از6400 نفر همیارطبیعت در استان همدان فعالیت دارند. این تعداد همیار طبیعت برای حفاظت از منابع طبیعی به صورت افتخاری در استان همدان فعالیت می كنند. همیارطبیعت ضمن حفاظت از جنگل‌ها و مراتع، پیام‌های آموزشی و ترویجی را نیز به مردم منتقل می‌كند.
  • چه کسانی بیشتر وارد این حوزه و به عنوان همیار طبیعت شناخته می شوند؟
همیاران طبیعت شامل افراد صاحب نظر در زمینه منابع طبیعی، اعضای شوراهای اسلامی روستاها، دهیاران، بسیجیان محلی، معلمان، دانش آموزان، فارغ التحصیلان دانشگاهی، مجریان، بهره برداران منابع ملی و تمام افراد دوستدار طبیعت و منابع طبیعی است. بومی بودن و آشنایی با منطقه مورد نظر، دارا بودن حداقل سواد خواندن و نوشتن و توان جسمی، علاقه به منابع طبیعی و كوشش در مسیر حفظ و حراست از آن، نداشتن سوء رفتار و پرونده تخلفات در منابع طبیعی و برخورداری از قدرت بیان و جلب اعتماد مردم از مهم‌ترین شرایط انتخاب همیاران طبیعت است.
  • همه کسانی که به عنوان همیار طبیعت شناخته می‌شوند به صورت همسان عمل می کنند؟
همیاران طبیعت به 3 گروه همیارطبیعت مروج، محافظ و دانش‌آموزی تقسیم می شوند كه هركدام وظایف جداگانه‌ای دارند. اشاعه و گسترش فرهنگ منابع طبیعی در بین مردم، همكاری در سازماندهی بهره برداران منابع طبیعی و دوستداران طبیعت و بسیج و سازماندهی امكانات و توانایی‌های مردمی در حفظ و احیای منابع طبیعی از مهم‌ترین وظایف همیار طبیعت است.
  • از سوی اداره منابع طبیعی چه حمایتی از همیاران طبیعت صورت می گیرد؟
برگزاری دوره های آموزشی، صدور بیمه بی‌نام برای همیاران طبیعت كه در زمان بروز حوادث از جمله اطفای حریق در جنگل ها و مراتع دچار آسیب می شوند، توزیع بسته های آموزشی و بروشورهای ترویجی و فرهنگسازی، معرفی همیاران طبیعت معرفی و تقدیر از آنان در مراسم كشوری از جمله مواردی است که به عنوان مشوق در نظر گرفته شده است.
  • اداره‌کل منابع طبیعی برای جذب مشارکت عمومی در حفاظت از منابع طبیعی چه کارهایی انجام  داده است؟
نیاز به مشارکت مردم رویکرد اصلی سازمان منابع طبیعی است و مردم مهم ترین و موثرترین نقش را در حفاظت از جنگل ها و مراتع برعهده دارند. اجرای طرح همیاران طبیعت و ارتباط و مشاركت دادن مردم و تشكل ها و سازمان‌های مردم نهاد منابع طبیعی در حفاظت از منابع طبیعی از اهدافی است که اداره کل منابع طبیعی دنبال کرده است.
  • در این حوزه آیا افراد مشارکت‌جو آموزش هم می بینند؟
آموزش های خاص در خصوص جنگل، مرتع و اثرات زیست محیطی و فواید آن، همچنین بحث امانت بودن مراتع و جنگل ها از مواردی است که به همیاران طبیعت آموزش داده می‌شود و در این طرح از تمامی اقشار جامعه به گروه همیاران طبیعت پیوسته‌اند.
  • نقش محافظین و همیاران طبیعت در مهار آتش‌سوزی ها چگونه بود؟
مشارکت و همكاری مردم در حفاظت، پیشگیری، هشدار، آگاهی بخشی و اطفای حریق در جنگل ها و مراتع حائز اهمیت است.
به طور کلی در پیشگیری، کشف و اطفای حریق در جنگل ها و مراتع می توان از مشارکت و توانمندی نیروهای مردمی بهره‌مند شد و توجه نهادهای مردمی، تشكل ها، جوامع محلی و همه دستگاه های دولتی و مؤسسات غیر دولتی را به این موضوع معطوف کرد.
از این رو سازماندهی تشكل های داوطلب در قالب گروه های پیشگیری و اطفای حریق باید قبلاً با هماهنگی کارشناسان منابع طبیعی صورت پذیرفته و این افراد آموزش‌های لازم را در این زمینه دیده باشند.
  • امسال با توجه به وضع خوب بارش‌ها در فصل بهار و پوشش گیاهی مناسب، آتش‌سوزی ها هم زیاد بودجه اقدام‌های پیشگیرانه‌ای از طریق مشارکت مردمی صورت گرفت؟
استقرار10 اكیپ ثابت و سیار و آماده باش از نیروهای كار آزموده، ورزیده، با تجربه و چابك مجهز به تجهیزات كامل از جمله بی‌سیم و موتورسیكلت و گشت مراقبت به طور مستمر و شبانه‌روزی، برقراری كشیك اطفای حریق و آماده باش برای همه همكاران ستاد اداره كل و ادارات منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان ها تامین امكانات و تجهیزات كامل اطفای حریق، همچنین اختصاص چندین جلسه شورای معاونین اداره‌كل و هماهنگی واحدهای تابعه به منظور اطلاع‌رسانی در خصوص حساسیت حریق در جنگل‌ها و مراتع استان در فصل تابستان و لزوم انجام اقدام‌های پیشگیرانه و استفاده از مشاركت حداكثری مردم و نهادها و دستگاه های مرتبط در مناطق بحرانی و حساس از جمله اقدام‌های ما بود.
  • به مسأله اطلاع رسانی اشاره کردید، نقش رسانه های جمعی در حفاظت از منابع طبیعی چیست؟
رسانه ها نقش اثرگذاری در توسعه جوامع،  هدایت افكار عمومی، اطلاع‌رسانی و فرهنگسازی موثر دارند.
از آنجایی که منابع طبیعی از مباحث مهمی است که هم در آموزه های دینی و اسلامی ما مورد تأکید قرار گرفته و هم نیاکان و بزرگان ما ارزش بسیار زیادی برای این ثروت های الهی قائل بودند، همچنین با توجه به اهمیتی که از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی دارند فرهنگسازی برای حفاظت از آنها از اقدام‌های اجتماعی و موثری است که بایستی با جدیت به آن پرداخته شود.
 برای فرهنگسازی در راستای حفاظت از منابع طبیعی در کشور ضرورت دارد به کمک رسانه‌های جمعی به طور عموم و صدا و سیما به طور اخص به عنوان مهم ترین مولفه‌های فرهنگساز که هدایت‌گری روند کلی فرهنگ جامعه را برعهده دارند به تشریح، تبلیغ، احیاو ترویج و اشاعه هرچه بهتر و بیشتر این فرهنگ در جامعه بپردازیم و در سایه مشارکت های مردمی و عمومی شاهد حفظ، احیا و توسعه این منابع ارزشمند الهی باشیم.
  • آیا در بین عشایر نیز همیار طبیعت داریم؟
تعدادشان بسیار کم است اما امیدواریم در سال های آینده با توانمندسازی همیاران طبیعت در عرصه‌های دیگر عشایر را نیز جذب کنیم و مشارکت آنان را نیز داشته باشیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%A7%D8%B8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، منابع طبیعی همدان ، همیار محیط بان ،

شنبه 10 مهر 1395

سهم ناچیز همدان از جهانگردی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،

سهم ناچیز همدان از جهانگردی

نویسنده: حسین زندی
سهم ناچیز همدان از جهانگردی
سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد از سال ۱۹۸۰ روز ۲۷ سپتامبر را به عنوان روز جهانی گردشگری انتخاب کرده است و آن را جشن می‌گیرد...
1395/07/10
سازمان جهانی گردشگری سازمان ملل متحد از سال ۱۹۸۰ روز ۲۷ سپتامبر را به عنوان روز جهانی گردشگری انتخاب کرده است و آن را جشن می‌گیرد. هدف از نامگذاری چنین روزی بنابر تعریف بین‌المللی سازمان جهانی گردشگری «بالا بردن سطح آگاهی درباره نقش گردشگری در جامعه جهانی و نشان دادن چگونگی تأثیر گردشگری بر ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان است». در کشور ما نیز برابر با 6 مهرماه یادکردی از این مناسبت جهانی برگزار می‌شود.
سهم ما از این صنعت پرسود جهانی بسیار ناچیز است.  گردشگر ورودی به کشور نسبت به گردشگران  خروجی بسیار کم است. در نتیجه نه‌تنها آورده مالی یا ارزآوری وجود ندارد بلکه خروج ارز از کشور نسبت به درآمد حاصله بسیار کمتر است.چشم‌اندازی که دولتمردان برای سال 2025 ترسیم کرده اند ورود 20 میلیون گردشگر خارجی در سال به کشور است در حالی که امروز کمتر از 4 میلیون ورودی داریم که بیشتر گردشگر مذهبی یا زائران بقاع متبرکه هستند.
استان  همدان به عنوان منطقه‌ای با حدود 2000 اثر و جاذبه گردشگری می‌تواند مثال خوبی برای بررسی علت سهم ناچیز ایران از گردشگری جهانی باشد.
اولین مساله امکانات زیرساختی برای اقامت جهانگردان خارجی است. اگر یک اروپایی به دنبال هتل لوکس 5 معمولی یا حتی ستاره باشد هزاران کیلومتر مسافت طی نمی‌کند تا در پای تپه عباس‌آباد و گنجنامه همدان اقامت کند و بدون شک در محل زندگی خود هتل های بهتری سراغ دارد. او به دنبال ناشناخته ها و آثار ملموس و ناملموس فرهنگی این استان است. بیشتر گردشگران خارجی که به استان یزد سفر می کنند در اقامتگاه های بوم گردی و محلی مستقر می‌شوند اما در استان همدان تنها یک اقامتگاه بوم گردی وجود دارد.
دومین مانع ثبت جهانی آثار باستانی است. بیشتر گردشگران خارجی وقتی ایران را به عنوان مقصد انتخاب می کنند به استان هایی سفر می کنند که آثار ثبت جهانی شده  دارند. وقتی اثری ثبت جهانی می شود بدون هزینه در تمامی نقشه های گردشگری بین المللی جای می گیرد و این بهترین تبلیغات برای یک جاذبه گردشگری است اما در استان همدان آثاری که امکان ثبت جهانی را داشته‌اند تخریب شده و این امکان را از دست داده‌اند. تخریب ساختار طبیعی غارعلی‌صدر، بتن ریزی داخل غار و تغییر فضای داخلی امکان ثبت جهانی بزرگ‌ترین غار آبی جهان را از بین برد. ساخت تله کابین در کنار سنگ نوشته های گنجنامه و به تازگی  احداث پارک سوار  دراطراف محوطه باستانی هگمتانه این مکان‌های تاریخی را تخریب کرده است.
این نوع مدیریت نمی تواند گردشگرپذیری استان همدان را در حوزه جهانگردی تضمین کند. به همین دلیل است که استانی با حدود 2هزار اثر تاریخی و جاذبه گردشگری سالانه کمتر از 1500 نفر گردشگر خارجی جذب می کند و سهم بسیار ناچیزی از این صنعت پر سود که دومین صنعت بزرگ جهان نام گرفته دارد.
حسین زندی
روزنامه‌نگار


برچسب ها: روز جهانی جهانگردی ، همشهری همدان ، گردشگری همدان ،

شنبه 10 مهر 1395

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

نویسنده: حیدر زند همدان - خبرنگار همشهری
برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است....
1395/07/10
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است. این کانون قرار است برنامه‌های مشترکی با کانون تئاتر کودک تهران در طول جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه امسال در همدان برگزار می‌شود  اجرا کند.برای بررسی عملکرد کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان به ویژه در فصل تابستان به سراغ نوشین بیگلریان مدیر این کانون رفته ایم.
  •  تابستان گذشته با توجه به تعطیلی نهادهای آموزشی مانند دانشگاه ها و مدرسه‌ها چه برنامه هایی در کانون داشتید؟
در این مدت کارهایی که کانون تئاترکودک انجام داده متنوع و گوناگون بوده است. از جمله می‌توانم به برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته کارگردانی از سوی دکتر حسن دولت آبادی، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته بازیگری حامد سلیمان زاده، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته نویسندگی علیرضا نادری، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته عروسکی استادعلی پاکدست و مریم اقبالی اشاره کنم. همچنین برگزاری مراسم اختتامیه بیست‌و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در سال گذشته، حضور غرفه کانون تئاتر کودک و نوجوان در نمایشگاه تخصصی کتاب کودک، برگزاری همایش تابستانی در تابستان 94، برگزاری همایش ورزشی، فرهنگی، هنری در تاریکدره، برگزاری جلسه نقد و بررسی نمایش های اجرا شده از سوی کانون، معری اعضای کمیته داوران کودک و نوجوان جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان و عقد قرارداد بین کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان و تئاتر هووس فرانکفورت از دیگر فعالیت های کانون در فصل‌های گذشته است.
  • آموزش در کانون چه وضعی داشت و چه تعداد و گروه هایی از فرصت های آموزشی کانون در فصل گذشته استفاده کردند؟
در تابستان گذشته برگزاری کلاس های تابستانی آموزش تئاتر برای کودکان و نوجوانان را داشتیم که کلاس های کودک با 10نفر از 6تا 10سال تشکیل شد و در کلاس های نوجوان 28نفر از 12تا16سال بودند. در پایان گواهی پایان دوره به هنرجویان تعلق گرفت. همچنین امسال کارهای تولیدی از سوی کانون داشتیم که می‌توانم به نمایش موش وگربه به کارگردانی فرزاد لباسی، نمایش تیک‌تاک به کارگردانی محسن پورقاسمی، نمایش اون طرف دریاها کجاست به کارگردانی سعید باغبانی و نمایش اکو به کارگردانی امید انصاری اشاره کنم. از فروردین هر گروهی که آماده اجرا بود، اجرای عمومی خود را در سالن های همدان انجام می‌داد.
  • اعضای اصلی کانون همه از اهالی تئاتر هستند؟
بله هیأت مدیره کانون تئاتر کودک عبارتند از خود من (نوشین بیگلریان) مدیر کانون، فرزاد لباسی نایب رئیس، محسن پورقاسمی عضو هیأت مدیره، نیما بیگلریان عضو هیأت مدیره، سعید باغبانی عضو هیأت مدیره و صابر دارپوی بازرس که همه افراد از فعالان این عرصه هستند.
شکل‌گیری یونیما (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) در همدان چقدر
  •  می تواند در فعالیت های کانون تاثیر بگذارد؟
شکل‌گیری یونیما در همدان اتفاق مبارکی است. یونیما چون مربوط به نمایشگران عروسکی است طبیعی است که رابطه تنگاتنگی با کانون تئاتر کودک داشته باشد. در اصل من فکر می کنم این تشکل هایی که شکل می گیرند همگی مکمل همدیگر هستند و فرصتی برای تئاتر استان به شمار می رود. به دلیل این‌که تئاتر هنر انفرادی نیست.پس انجمن نمایش، کانون تئاترکودک و یونیما تشکل هایی هستند تئاتری و گره خورده به هم. باید در کنار هم باشند تا اتفاق های بزرگ در تئاتر همدان رقم بخورد.
  • یکی از اتفاق‌های خوب در حوزه تئاتر ایجاد خانه عروسک بود. ایده خانه عروسک همدان از کجا آمد؟
خانه عروسک که به تازگی در همدان افتتاح شده در محل تئاتر شهر یا مجتمع شهید آوینی واقع شده است. ایده اصلی از سوی اعضای هیأت مدیره کانون مطرح شد و 3 ماه چیدمان و راه‌اندازی آن طول کشید. جا دارد از رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان همدان تشکر ویژه داشته باشم که در راه‌اندازی خانه عروسک کمک های فراوانی به کانون کرد. همچنین اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان در این مورد همکاری هایی داشت.
  • برنامه‌های کانون برای فصل بعدی چیست؟
کانون در فصل پاییز برگزاری یک کارگاه آموزشی پیشرفته و بازدید از تمرینات نمایش عروسکی استاد بهروز غریب‌پور را در تهران خواهد داشت.
  • کانون در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان چه برنامه و نقشی دارد؟
با توجه به پیش رو بودن جشنواره بین المللی تئاتر کودک در آذرماه قطعا امسال وظایف بیشتری به کانون محول خواهد شد. بر اساس صحبت هایی که با مدیرکل ارشاد فاضل عبادی و دبیر جشنواره شهرام کرمی انجام شده، حضور کانون پررنگ تر از سال گذشته خواهد بود. همچنین کانون تئاتر کودک همدان و کانون تئاتر کودک تهران در حال بررسی و انجام یکسری برنامه‌های اجرایی مشترک در طول جشنواره هستند اما با توجه به این‌که تقریبا 2 ماه ونیم به برگزاری جشنواره مانده هنوز کارهایی که قرار است به کانون محول شود اعلام نشده است.
دواریم با مرور زمان این مشکلات حل شود.
  • از عملکرد اعضای کانون رضایت دارید؟
کانون تئاتر کودک مانند نوزادی بود که در دامان ما متولد شد و شکل گرفت، روزهای سختی را طی کرد تا به اینجا رسید. حال 3ساله شده است.
هیأت مدیره کانون تئاتر کودک پس از برگزاری جشنواره، مقدمات انتخابات را آماده می کنند وطبق اساسنامه اعضایی که شرایط کاندیداتوری دارند می توانند  آمادگی خودشان را برای انتخابات و وارد شدن به هیأت مدیره کانون آماده کنند، با اعلام کردن برنامه‌هایشان در انتخابات شرکت کنند و وارد این نهاد شوند. انتخابات رسمی کانون در 14اردیبهشت 96صورت می گیرد و پیش‌بینی ما این است افراد جدیدی هم وارد این نهاد هنری بشوند.
  • آینده را چگونه می‌بینید؟
روزهای طلایی برای کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان آرزو می کنم و دوست دارم در سال های آینده کانون به قدرتی دست پیدا کند که بتواند جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را برگزار کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 6 مهر 1395

نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،موسیقی ،

نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم
گروه موسیقی آوای فاخته در همدان با همکاری انجمن اوتیسم این شهر اقدام به برگزاری کنسرتی خیریه کرد تا ضمن گوشزد کردن وجود چنین بیماری در اجتماع عواید آن را صرف امور این بیماران کند....
1395/07/06
گروه موسیقی آوای فاخته در همدان با همکاری انجمن اوتیسم این شهر اقدام به برگزاری کنسرتی خیریه کرد تا ضمن گوشزد کردن وجود چنین بیماری در اجتماع عواید آن را صرف امور این بیماران کند.
مصطفی افشارلر  مدیرعامل انجمن اوتیسم همدان گفت: گروه فاخته زحمت بسیاری کشیدند تا این کنسرت را برگزار کردند. هدف ما این بود که از طریق هنر موسیقی مردم با اوتیسم آشنا شوند.

 هنردرمانی
وی اظهار کرد: موسیقی جزئی از درمان اوتیسم است و ما در اوتیسم معتقد به هنردرمانی هستیم. یکی از درمان های اوتیسم موسیقی است. به طور مثال ما کودکی داشتیم که نمی‌توانست با انگشت خود در خانه را باز کند یا بند کفش خود را ببندد اما امروز با 10 انگشت خود از طریق آموزش پیانو می زند.
افشارلر افزود: شما وقتی موسیقی فیلم امام علی(ع) را می شنوید اولین چیزی که به ذهن شما می رسد یاد امام علی (ع) است، این موسیقی است که ما را به یاد امام علی (ع) می اندازد و حتی موسیقی است که به فیلم روح می دهد. موسیقی مسأله ساده ای نیست. موسیقی در کشور ما سابقه زیادی دارد. فرهاد فخرالدینی  این موسیقی را از طریق حروف ابجد قرن نهم از روی آثار عبدالقادر مراغه ای بازسازی کرده است.
مدیرعامل انجمن اوتیسم همدان اظهار کرد: استفاده ازموسیقی در درمان سابقه زیادی دارد و نباید موسیقی را ساده بگیریم. موسیقی که مدنظر من است موسیقی سنتی و اصیل کشور است. به همین دلیل ما به سراغ یگ گروه سنتی رفته‌ایم.

حمایت
وی با اشاره به مشکلات افراد مبتلا به اوتیسم گفت: اصلی‌ترین مشکل افراد مبتلا به اوتیسم این است که از کودکی تا آخر عمر نیاز به پشتیبانی دارند. بیمار اوتیسم مانند بیمار های دیگر نیست که پس از طی یک دوره درمان بتواند از خودش مراقبت کند. بیمار مبتلا به اوتیسم نیاز به پشتیبانی و مراقبت دارد و نمی تواند مستقل باشد. به همین دلیل نیاز است نهادهای غیر دولتی و تشکل های مختلف شکل بگیرند و این مسئولیت را بر عهده بگیرند.
افشارلر با اشاره به نبود آمار مبتلایان به اوتیسم در همدان گفت: آمار دقیقی از شیوع اوتیسم در ایران نداریم و در همدان هم با چنین مسأله ای مواجه هستیم. اما در کشورهایی مانند آمریکا از هر 80 نفر یک نفر مبتلا به این بیماری هستند. پس باید پیشگیری کرد و این موضوع نیاز به توجه بیشتری دارد.

یک سال تلاش برای بیماران اوتیسم
رضا عباسی سرپرست گروه موسیقی آوای فاخته نیز گفت: این کنسرت حاصل یک سال تمرین و تلاش هنرمندان عزیز شهرمان در گروه آوای فاخته بود. 2 اجرا در 29 مرداد داشتیم که آن هم کار خیریه بود و به نفع کودکان بی‌سرپرست اجرا شد. این اجرای اخیر نیز در حمایت از بیماران مبتلا به اوتیسم بود که به پیشنهاد دکتر افشارلر اجرا شد. هدف از برگزاری این برنامه معرفی اوتیسم در همدان بود تا کاری انجام شود و مردم با این بیماری آشنا شوند.
عباسی ادامه داد: کنسرت 3 بخش تهیه داشت. بخش اول  اجرای آثار هنرمندان قدیمی  و خواننده تصنیف ها جواد عیلمرادی بود. بخش دوم نیز اجرای آهنگ های بی کلام بود و در بخش سوم آثاری از ساخته های خودم اجرا شد که شعر و آهنگ را من ساخته بودم و توسط هنرمند گرامی حسن زندی اجرا شد.

استفاده از هنرمندان جوان
سرپرست گروه موسیقی آوای فاخته در پاسخ به این پرسش که چرا تعداد نوازندگان در کنسرت‌هایش زیاد است، توضیح داد: یک ارکستر خوب باید از نظر بصری برای مخاطب جذاب باشد و هم آهنگساز آزادی عملی داشته باشد تا قطعات را بهتر تنظیم کند. به همین دلیل برای رنگ‌آمیزی و سازبندی بهتر از افراد بیشترو همیشه از تعدادی از هنرمندان جوان هم استفاده می‌کنم.
عباسی گفت: مراحلی که برای اخذ مجوز طی شد بسیار مشکل‌ساز بود. ما صبوری می کنیم و هدف این است که همیشه کار کنیم .
وی با اشاره به برنامه های آوای فاخته در ماه های آینده گفت: کاری را به نام «کوچه» سال گذشته اجرا کردیم که به زودی ضبط خواهد شد و یک کار ایرانی هم برای کنسرت پایان سال جاری آماده خواهد شد.

مشکلات کارهای خیریه
حسن زندی خواننده گروه آوای فاخته  که خوانندگی بخش سوم کنسرت را برعهده داشت گفت: برای اجرای کنسرت به دلیل اینکه زمان اجرا مدام جابه جا می شد با مشکل روبرو می‌شدیم. همانطور که می دانید نوازندگان از همین راه گذران زندگی می‌کنند پس با سختی هماهنگ شدیم و هدف تنها کمک به کودکان مبتلا به اوتیسم بود.
این خواننده همدانی ادامه داد: ما برای اجرای موفق برنامه در استان مشکل تبلیغات داریم. بنر و فضایی برای تبلیغات برنامه های هنری در اختیار گروه ها  قرار نمی گیرد. ما در همدان مشکل صدابرداری داریم و امیدوارم این مسأله حل شود. در این کنسرت هم  این مشکل مشهود بود. برخی صدابرداران همدان امکانات و دستگاه های خوبی دارند اما هنوز توانایی صدابرداری استاندارد در اینجا وجود ندارد.
زندی در پاسخ به این سوال که به چه دلیل  قطعه آوازی و تصنیف « خوشه چین»  مورد استقبال بیشتر مخاطبان قرار گرفت، گفت: قطعه خوشه چین از آثار استاد روح الله خالقی است و توسط استاد بنان خوانده شده و مردم از آن خاطره دارند. به دلیل اینکه شور و حال به مخاطبان کنسرت داده شود این قطعه حماسی اجرا شد. قطعه آوازی نیز در دستگاه نوا بود که با شعری از سعدی اجرا شد و خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/نوای-درمانگرسازها-در-برابر-اوتیسم?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، موسیقی همدان ، گروه موسیقی آوای فاخته ، همشهری همدان ، اوتیسم همدان ،

درهای نخستین خانه بوم گردی همدان باز شد

نویسنده: حسین زندی ‌ همدان- خبرنگار همشهری
درهای نخستین خانه بوم گردی همدان باز شد
روزهای پایانی تابستان 59 با راه اندازی اولین خانه بوم‌گردی در همدان همراه بود. این خانه توسط نعیمه لشکری یکی از زنان کارآفرین همدان در روستای هدف گردشگری ورکانه راه‌اندازی شد تا علاقه‌مندان به بافت قدیمی و گردشگرانی که به روستای ورکانه می روند علاوه بر بازدید از بافت سنگی روستا و جاذبه‌های طبیعی و تاریخی مشکل اقامت نداشته باشند...
1395/07/05
روزهای پایانی تابستان 59  با راه اندازی اولین خانه بوم‌گردی در همدان همراه بود. این خانه توسط نعیمه لشکری یکی از زنان کارآفرین همدان در روستای هدف گردشگری ورکانه راه‌اندازی شد تا علاقه‌مندان به بافت قدیمی و گردشگرانی که به روستای ورکانه می روند علاوه بر بازدید از بافت سنگی روستا و جاذبه‌های طبیعی و تاریخی مشکل اقامت نداشته باشند و بتوانند با خوراکی‌ها و دست سازه‌های مردم و نیز با خرده‌فرهنگ‌های ورکانه آشنا شوند.نعیمه لشکری فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی گردشگری از دانشگاه تهران با سابقه تدریس و پژوهش در حوزه گردشگری است. برای بررسی هدف و برنامه او از این اقدام وظرفیت‌های روستای هدف گردشگری ورکانه، با این کارآفرین همدانی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.
  • هدف از ایجاد خانه بوم‌گردی چه بود؟
به  عنوان فردی که به موضوعات مرتبط با توسعه گردشگری توجه دارم، نیاز شدیدی به ایجاد تنوع در اماکن اقامتی استان مشاهده می‌کردم. بنابراین می‌توان گفت هدفم کمک به پاسخگویی به نیاز اشاره شده و از سوی دیگر راه‌اندازی کسب و کاری در حوزه تخصصی‌ام بود.
  • چرا ورکانه را انتخاب کردید ؟
 نزدیک بودن ورکانه به همدان این فرصت را فراهم می‌کند که اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه بتواند بازار گردشگران شهر همدان را نیز هدف قرار دهد و خدمات اقامت و پذیرایی این گروه را در ورکانه فراهم کند. علاوه بر این، ورکانه ظرفیت خوبی در هر 2 بخش جاذبه‌های تاریخی و طبیعی دارد. مسیر دسترسی به روستا با مناظر طبیعی بکر و گذر از دریاچه سد اکباتان، ویژگی‌های طبیعی جذاب برای کوهنوردان و طبیعت گردان، وجود اصطبل تاریخی، معماری خاص روستا با استفاده از مصالح بومی، خانه پدری پروفسور موسیوند وموارد دیگر می توانند محور توسعه قرار گیرند و هر دو گروه گردشگران فرهنگی و طبیعت گردان را به روستا جذب کنند.
  • وضعیت گردشگرپذیری ورکانه را چگونه می بینید؟                                                                    
در حال حاضر به‌ رغم کاستی‌هایی که در معرفی روستا و جاذبه‌هایش وجود داشته گردشگرانی که من اصطلاحا آنها را گردشگران گذری می‌نامم به این دلیل که متأسفانه تأسیساتی برای نگه‌داشتن هر چه بیشتر آنها در مقصد مهیا نشده است به خصوص در روزهای تعطیل به ورکانه به عنوان مقصد گردشگری سفر می‌کنند.  بنابراین هنر برنامه‌ریزان می‌تواند این باشد که به برنامه‌ریزی پایدار ناظر بر ملاحظات زیست محیطی، اجتماعی و فرهنگی بپردازند و با ارائه برنامه‌هایی در قالب خدمات اقامتی، پذیرایی، فروش صنایع دستی و همچنین گشت‌های طبیعت گردی، مدت زمان حضور گردشگران را در روستا افزایش دهند و البته در کنار اینها از طریق کانال‌های موثر ارتباطی، منطقه را به عنوان مقصد گردشگری معرفی کنند.
  • شما اولین کسی هستید که اقدام به راه اندازی خانه بوم گردی در استان همدان کردید. توصیه شما به کسانی که به این حوزه علاقه‌مندند چیست؟
به  نظرم این نوع از کسب و کار کسانی را می‌طلبد که به لحاظ رفتاری بسیار با حوصله باشند چرا که نکات بسیار ظریفی دارد و توجه به آنها موفقیت یا عدم موفقیت شما را رقم می‌زند. همچنین لازم است علاقه‌مندان توجه داشته باشند که راه‌اندازی این فعالیت در عین کوچک بودن آن بسیار زمان بر است و برای رسیدن به مرحله بهره‌بردای باید صبور باشند. نکته دیگر اینکه در انتخاب مکان فعالیتشان عجله نکنند و حتما همه جوانب را بسنجند.
  • وضعیت اماکن اقامتی در همدان را چگونه می بینید؟                                                         
به طور کلی اماکن اقامتی همدان را می توان در 3 دسته هتل ها، مهمانپذیرها و خانه مسافرهایی که با مجوز یا بدون مجوز فعالیت می کنند، تقسیم‌بندی کرد. در این مورد نمی‌خواهم وارد مقوله کیفیت و قیمت اماکن اقامتی همدان شوم چراکه شرایط کیفی و قیمت اماکن اقامتی برای دست اندرکاران این حوزه روشن است. آنجایی که ارائه‌دهندگان بسته‌های گردشگری در نظر دارند اقامت قابل قبولی در بسته خود ارائه دهند تنها با گزینه هتل روبه رو هستند که می‌توان گفت بزرگ‌ترین بخش از هزینه‌های بسته گردشگری را به خود اختصاص می‌دهد و باعث بالا رفتن مبلغ کل بسته می‌شود تا جایی ‌که بخش بزرگی از مخاطبانش را به علت قیمت بالا از دست می‌دهد. بنابراین فراهم کردن اقامت با کیفیت معقول و قیمت مناسب می تواند خلئی را که ارائه کنندگان بسته های گردشگری همدان با آن روبه رو هستند پر کند که از نظر بنده مانعی زیرساختی بر سر راه توسعه گردشگری استان است. حال اگر مسئولان اماکن اقامتی بتوانند عناصر معماری، فرهنگ و هنر بومی را در دکوراسیون و ارائۀ خدمات به کار گیرند نه تنها از هزینه‌های غیر ضروری خود کاسته بلکه اقامت را از حالت کاربردی به عنوان مکانی برای استراحت خارج کرده و خود تجربه اقامت در چنین اماکنی می تواند به جاذبه گردشگری تبدیل شود.  
  • ما چه امکاناتی در اختیار گردشگران قرار می‌دهید؟
مهمانان ما در اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه، اقامت در فضایی صمیمی شبیه به خانه‌ای با عناصر فرهنگ بومی را تجربه می‌کنند و با خوراک‌های محلی و به شیوه بومی پذیرایی می‌شوند. در آینده‌ای نزدیک می‌توانند با شیوه‌های تولید صنایع دستی منطقه و نان محلی آشنا شوند و در درست کردن آنها مشارکت کنند.  همچنین در گشت‌های پیاده‌روی، سوارکاری و دوچرخه سواری در مناطق اطراف به راهنمایی بلدهای محلی شرکت کنند.
  • خانه بوم‌گردی چه تفاوت‌هایی با سایر مراکز اقامتی دارد؟                                                                                         
به گمانم مهم‌ترین تفاوت اقامتگاه بوم‌گردی با سایر مراکز اقامتی این است که علاوه بر کارکرد اقامتی و پذیرایی که همه این مراکز دارند اقامتگاه بوم‌گردی نقش مهمی نیز در آشنایی گردشگران با فرهنگ منطقه از طریق ایجاد تجربه‌ای ملموس و عملی برای آنها ایفا می‌کند.  
  • آینده این کار را با توجه به تاکید مدیران ارشد به توسعه گردشگری چگونه می‌بینید؟
فکر می‌کنم آینده این کار چیزی بیش از تأکید مدیران ارشد می‌طلبد و بهتر است بگوییم مشروط به اقدمات موثر و عملی مدیران است در غیر این‌صورت ممکن است فراهم کردن ملزومات برای متقاضیان که اکثرا از نسل جوان هستند و سرمایه چندانی ندارند چنان سخت باشد که از انجام آن منصرف شوند. به طور مشخص در مورد اقامتگاه بوم‌گردی ورکانه، ما تلاش کردیم تا دو مجموعه بنیاد مسکن و اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را متقاعد و از همراهی آنها برخوردار شویم که خوشبختانه در هر دو مجموعه مسئولان همکاری خوبی با ما داشتند.  
  • فکر می‌کنید به عنوان یک زن در این زمینه چقدر امکان توفیق دارید ؟
فکر می کنم موفقیت یا عدم موفقیتم با میزان تلاش و پشتکارم مرتبط خواهد بود و جنسیت نقش مهمی در آن نخواهد داشت. اما برای این که پاسخ روشنی به شما داده باشم باید بگویم ماهیت این کار را به دلیل ویژگی‌های مهمان‌داری مبتنی بر فرهنگ ایرانی، زنانه می‌دانم. برای مطالعه بیشتر در این موضوع شما را ارجاع می‌دهم به سخنرانی آقای مهندس محمد بهشتی رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در همایش کارآفرینی زنان در حوزه گردشگری. البته انکار نمی‌کنم که در این مسیر انجام برخی امور که ویژگی‌های مردانه می‌طلبد فشار زیادی به من وارد کرده اما انجام آنها غیرممکن نبوده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، ورکانه ، خانه بوم گردی همدان ، اقامتگاه بومگردی همدان ، خانه بومگردی ورکانه ، گردشگری ورکانه ،

تعداد کل صفحات: 29 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic