آیا وضعیت میراث همدان به سامان خواهد رسید؟
تودیع آقای رئیس؛
آیا وضعیت میراث همدان به سامان خواهد رسید؟
انتصاب آقای ریحان سروش مقدم که طرفداران ایزدی – مدیر پیشین میراث فرهنگی همدان-غیر بومی بودن او را دستمایه انتقاد قرار داده‌اند، درحالی که ایزدی نیز یک مدیر غیر بومی اهل سنقرکلیایی محسوب می‌شد، به نظر نمی‌رسد گره‌ای از کار میراث همدان بگشاید، مگر اینکه بتواند با تفکر حاکم بر این اداره مقابله کند، در این راه حمایت استاندار همدان برگ برنده‌ای است که او در دست دارد و می‌تواند یک خانه تکانی اساسی در این ویرانه انجام دهد.
 
تاریخ : دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۸
حسین زندی -سازمان میراث فرهنگی، گردگشگری و صنایع دستی کشور در کنار سازمان حفاظت از محیط زیست از فرزندان مظلوم دولت است، تفاوت هم ندارد، چه جناح و چه جریان سیاسی سکان دولت را به دست گرفته باشد، اصلاح طلب باشد یا اصولگرا، چپ باشد یا راست. آنچه در انتقال سازمان به شیراز و دورکاری کارکنان در دولت اصولگرای احمدی نژادی شاهد بودیم و یا عزل و نصب‌ها و جابجایی‌هایی که در دولت تدبیر امید بر سر این سازمان رفته، شاهدی براین مدعاست. در این بین یکی از مظلوم‌ترین و مغفول مانده‌ترین اداره‌های استانی، همدان است که همواره چه در زمینه بودجه و چه نیروی انسانی و حتا طرح‌های پژوهشی و ثبت آثار مورد کم توجهی و غفلت قرار گرفته است. انتصاب مدیران نیز از سر رفع تکلیف بوده است. 

با اینکه کار‌شناسان مدام از آسیب‌های مدیران غیر بومی سخن گفته‌اند، این اداره در طول این سال‌ها کمتر مدیر بومی به خود دیده است. مدیریت آخرین مدیر کل غیربومی میراث فرهنگی همدان ۲۲ماه طول کشید که نیمی از آن در دوره دولت تدبیر و امید سپری شد. مسئولیتی پرچالش با ۲۲ ماه تخریب، ۲۲ماه ارائه آمار نادرست و ۲۲ماه قطع ارتباط با فعالان مدنی و کار‌شناسان حوزه‌های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که تخریب‌ها و آسیب‌های وارده به هر یک حدیث مفصلی است و در این ۲۲ماه تلاش شد تا به جای پرداختن به مسائل، مشکلات و تخریب‌ها، این مسائل در زیر سایه تبلیغات سنگین و جشنواره‌های یک روزه تبلیغاتی مانند اجرای کنسرت و مسابقات و بازی طناب کشی و اجرای «شو»‌های مختلف که در حیطه وظایف دیگر نهادهای دولتی است، پنهان بماند و به جای حل مسئله، صورت مسئله پاک شود. این شیوه مدیریت را در سطح کلان رئیس دولت نهم و دهم و مدیرانی مانند اسفندیار رحیم مشائی و بقایی در کارنامه خود داشتند و اتفاقا گفته می‌شد مدیرکل قبلی نیز به سفارش محمدرضا رحیمی و بقائی به میراث آمد به همین دلیل او را نماد دولت دهم در همدان می‌دانستند. 

چهار مورد آتش سوزی در مهم‌ترین سایت و تپه تاریخی استان هگمتانه، که این مدیر کل با افتخار مسئولیت سه آتش سوزی اول را به عهده گرفت و در مقابل بیش از ۲۰ خبرنگار اظهار کرد: «با اجازه بعضی‌ها (منظور فعالان مدنی بود) اگر لازم باشد بازهم آتش خواهیم زد»، مواردی مانند بریدن درختان کهنسال آرامگاه باباطاهر، تخریب سقف آرامگاه بوعلی به دلیل برگزاری جشن بادکنک بربام آرامگاه، تخریب تپه باستانی روستای علوی ملایر و مواردی از این دست در دروه‌ی این مدیرکل به وقوع پیوست. 

بی‌تفاوتی نسبت به تخریب عمارت ذوالریاستین، عمارت بدیع الحکما، خانه جواهری، خانه نراقی‌ها، تپه باستانی پیسا، تپه شاه طهماسب، تجاوز به حریم باباطاهر، نادیده گرفتن حریم کتیبه‌های گنج نامه و ده‌ها مورد دیگر در کارنامه پربار این مدیر موفق ماندگار است. 

بخش عمده این تخریب‌ها در زمان تصدی دولت تدبیر و امید صورت گرفت و تاکید و اعتراض جامعه مدنی و هنرمندان بر تغییر و برکناری مدیر کل وقت یک سال طول کشید اما پس از ۲۲ ماه تخریب میراث و بی‌توجهی به گردشگری و صنایع دستی مدیر کل میراث فرهنگی همدان تودیع شد. او در این مراسم ابراز امیدواری کرد دوباره به همدان بازگردد و گفت: «هتل باباطاهر به محل برگزاری مراسم تودیع و معارفه بنده تبدیل شده است». جریانی که این جشن‌ها و مراسم‌ها را برگزار می‌کند نیز ادامه روند و شیوه کار این مدیر را خواستار است و به دنبال بازگرداندن ایزدی است. 

مراسم تودیع و معارفه در هتل بابا طاهر همدان انجام شد، اگرچه از معارفه مدیر کل جدید چندان نشانی نبود و بیشتر زمان به تشکر از ایزدی توسط دوستان و همراهان او گذشت اما یکی از سوالهای اساسی این است که چرا حتا مراسم خداحافظی ایزدی در این هتل برگزار می‌شود؟ هتلی که در کنار آرامگاه باباطاهر قرار گرفته و هر روز بدون در نظر گرفتن حریم این اثر ثبت شده بر ارتفاع آن افزوده می‌شود و اداره میراث فرهنگی و، گردشگری و صنایع دستی به عنوان مسئول و متولی میراث نه تنها از تجاوز به حریم این اثر ملی جلوگیری نمی‌کند و پاسخگو نیست بلکه بیشتر مراسم و مهمانی‌های مدیر کل میراث در این هتل برگزار می‌شود؟! آیا مدیر کل جدید این رابطه را ادامه خواهد داد؟ و یا تخلف و تجاوز به حریم آرامگاه را پیگیری خواهد کرد؟ چرا نماینده دولت در همدان به چنین مراسمی تن می‌دهد؟ 

بخش عمده بودجه میراث فرهنگی همدان برای برگزاری مراسم تبلیغاتی آقای مدیر صرف شده است و باید پرسید از یکهزار و صد تپه باستانی و تاریخی استان، کدام یک در زمان مدیریت او ثبت شده است؟ برای توسعه گردشگری پایدار چه برنامه و عملکردی را در این سال‌ها می‌توان سراغ گرفت؟ ایزدی در این سال‌ها دنبال ثبت بازی« یه قل دوقل» بود و برای ثبت چند نوع آش نیز قدم برداشت. 

پس از انتصاب ایزدی، کم نبودند صنعتگران و کارآفرینان صنایع دستی که یا خانه نشین شدند و یا تغییر شغل داده‌اند. کدام حمایت از این کارآفرینان صورت گرفته است به جز نمایشگاه‌هایی که به نام صنایع دستی برپا می‌شود و به کام فروشندگان اقلام چینی است و از صنایع دستی استان هیچ خبری در این نمایشگاه‌ها نیست. 

باید توجه داشت با تغییر مدیرکل، بحران اداره میراث میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برطرف نخواهد شد چراکه مسأله یک فرد نیست بلکه یک جریان است. 

اما انتصاب آقای ریحان سروش مقدم که طرفداران ایزدی غیر بومی بودن او را دستمایه انتقاد قرار داده‌اند، درحالی که ایزدی نیز یک مدیر غیر بومی اهل سنقرکلیایی محسوب می‌شد، به نظر نمی‌رسد گره‌ای از کار میراث همدان بگشاید، مگر اینکه بتواند با تفکر حاکم بر این اداره مقابله کند، در این راه حمایت استاندار همدان برگ برنده‌ای است که او در دست دارد و می‌تواند یک خانه تکانی اساسی در این ویرانه انجام دهد.
http://honarnews.com/vdcfeyde.w6dmcagiiw.html


برچسب ها: هنر نیوز ، میراث فرهنگی همدان ، تودیع و معارفه مدیرکل میراث فرهنگی همدان ، سروش ریحان مقدم ،

پنجشنبه 12 تیر 1393

باباطاهر زیر سایه بی‌توجهی!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ایسنا ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

باباطاهر زیر سایه بی‌توجهی!

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
33-528.jpg

قصه، تکراری است؛ ماجرای ساخت هتل در حریم درجه‌ی یک بنایی تاریخی و مخدوش شدن حریم بصری اثر.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، هنوز زمان زیادی از انتشار خبر بریده شدن درختان محوطه‌ی آرامگاه «باباطاهر» توسط افرادی که آن‌ها را منسوب به اداره‌ی میراث فرهنگی همدان می‌دانستند، آن‌ هم به‌دلیل مزاحم بودن درختان برای گرفتن عکس یادگاری توسط گردشگران نگذشته است و شهرداری همدان همچنان به تخریب گاه و بی‌گاه بناهای تاریخی این شهر مانند خانه‌ی «جواهری» و باغ «بدیع‌الحکما» ادامه می‌دهد که خبر جدیدی از افتادن سایه‌ی یک هتل بر آرامگاه «باباطاهر» به گوش می‌رسد.

هتل باباطاهر در ضلع شمالی میدان باباطاهر و حریم اصلی آرامگاه این شاعر ساخته شده و براساس آنچه در پرونده‌ی ثبتی‌اش آمده است: «هیچ بنایی نمی‌تواند در اطراف این اثر تاریخی بلندتر از ساختمان آرامگاه ساخته شود.» این در حالی است که در دو سال گذشته یک‌ونیم طبقه به ارتفاع هتل باباطاهر اضافه شده است.

براساس اسناد موجود، «اثر تاریخی آرامگاه باباطاهر عریان در شهرستان همدان، میدان باباطاهر واقع شده، پس از طی مراحل و تشریفات قانونی لازم در تاریخ 21 / 2 / 1376 به شماره‌ی 1870 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و از تاریخ ثبت تحت حفاظت این سازمان بوده و هرگونه تخریب و دخل و تصرف در اثر مذکور برابر مواد 558 لغایت 569 از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی «تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده» جرم محسوب و مرتکب مشمول مجازات‌های قانونی خواهد بود. حریم موجود آرامگاه با توجه به وسعت اطراف بنا در مرحله‌ی اول مناسب است، اما به‌لحاظ حریم، دید و منظره‌ی این آرامگاه، لازم است حریم موجود گسترش پیدا کند.»

یک فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی در شهر همدان درباره‌ی اقدامات انجام‌شده در محدوده‌ی آرامگاه باباطاهر به خبرنگار ایسنا گفت: به‌نظر می‌رسد نه‌تنها حریم موجود در این آرامگاه گسترش نیافته است، بلکه ساخت‌وسازها در اطراف این اثر ملی ادامه دارد.

حسین زندی ادامه داد: براساس آنچه از مقابل آرامگاه باباطاهر می‌توان وضعیت این هتل را دید، هتلی که حدود هشت سال پیش ساخته شده، در طول دو سال گذشته، یک‌ونیم طبقه افزایش ارتفاع داشته و اکنون ارتفاع آن به 16 متر می‌رسد. این در حالی است که در طول شش سال گذشته، این هتل سه طبقه داشت.

او با اشاره به بی‌توجهی مسوولان میراث فرهنگی استان نسبت به اعتراض‌ها و واکنش‌هایی که دوستداران میراث فرهنگی در طول دو سال گذشته به این اتفاق داشته‌اند، گفت: علاوه بر ساخت‌وساز انجام‌شده که دید آرامگاه باباطاهر را گرفته، نصب تابلو در اطراف آرامگاه نیز باعث بیشتر مخدوش شدن حریم منظری این بنای تاریخی شده است.

وی با بیان این‌که در ماه‌های گذشته، در حریم آرامگاه ابوعلی سینا نیز برج‌ها و پارکینگ‌هایی ساخته و به منظر این آرامگاه نیز خدشه وارد شده است، اظهار کرد: با این وجود، مسوولان در این زمینه سکوت کرده‌اند. سکوت معنادار مدیران میراث فرهنگی وقتی پرسش‌برانگیز می‌شود که در یک سال گذشته، محل برگزاری بیشتر مراسم و مهمانی‌های اداره‌ی میراث همدان «هتل باباطاهر» بوده است.

او ادامه داد: نگرانی فعالان مدنی و دوست‌داران میراث فرهنگی همدان این است که آیا آنچه در میدان نقش جهان اصفهان اتفاق افتاد، در کنار آرامگاه «باباطاهر» نیز تکرار خواهد شد؟ آیا پس از ساخته شدن هتل باباطاهر، مدیران شهری می‌توانند رأی تخریب طبقات اضافه را از مقامات بگیرند؟ آیا در این زمینه پیشگیری بهتر از درمان نیست؟

زندی شهرداری را نیز در این میان مسوول دانست و افزود: این نهاد در چنین مواردی معمولا فقط با یک جریمه‌ی نقدی از موضوع چشم‌پوشی می‌کند؛ اما در اینجا متولی اصلی آرامگاه باباطاهر اداره‌ی میراث فرهنگی است و سکوت مدیران آن، نابخشودنی است. مدیران میراث باید توجه داشته باشند که گردشگر برای دیدن آثار تاریخی و طبیعی به همدان می‌آید، نه برای دیدن هتلی پنج طبقه.

یک کارشناس معماری نیز درباره‌ی وضعیت حریم منظری این آرامگاه به خبرنگار ایسنا گفت: در گذشته، وقتی از سمت تهران به همدان وارد می‌شدیم، با نمای آرامگاه باباطاهر روبه‌رو بودیم، اما امروز تابلو و بنای یک هتل را می‌بینیم که منظر آرامگاه را کاملا کور کرده است.

بابک یاریاب ادامه داد: مهم‌ترین مسأله در این محوطه، این است که «خط آسمان» اطراف مقبره شکسته شده و ارتفاع مناسب از بین رفته و یک ارتفاع جدید شکل گرفته است. این اتفاق روی منظر بصری مقبره تأثیر گذاشته است. در حالی‌ که در شهرهایی که بافت تاریخی دارند، اجازه داده نمی‌شود «خط آسمان» شکسته شود؛ اما در اینجا این اتفاق افتاده و ارتفاع بناهای جدید با بناهای تاریخی یکی نیست.

وی اظهار کرد: باید توجه داشت که این مسائل براساس منفعت شخصی، شکل می‌گیرند، مانند آنچه در ارتباط با برج جهان‌نما و میدان نقش جهان اتفاق افتاد.

او استفاده از مصالح نامتناسب در این هتل در دست بازسازی را از دیگر مشکلاتی دانست که به حریم آرامگاه باباطاهر آسیب می‌زند و گفت:‌ در نمای بیرونی این هتل، از نمای آلومینیومی و مدرن استفاده شده است که با فضا همخوانی ندارد.

وی اضافه کرد: در این محوطه علاوه بر بنای آرامگاه «باباطاهر» بنای تاریخی «امامزاده فرزندعلی» هم قرار گرفته که گنبد دوپوش منحصربه‌فرد و بسیار زیبایی دارد و برای حفظ معماری کهن آن بهتر است از دست‌کاری مصون بماند.

انتهای پیام

هتل در حریم آرامگاه باباطاهر


http://www.isna.ir/fa/news/93041106322/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C





برچسب ها: باباطاهر ، آرامگاه باباطاهر ، تخریب آرامگاه باباطاهر ، میراث فرهنگی همدان ،

هتل دردسرساز محل معارفه مدیر جدید میراث همدان شد!

میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همدان به «ریحان سروش مقدم» سپرده شد. او که به گفته دوستداران میراث فرهنگی با حمایت استاندار به این سمت رسیده از اهالی کهگیلویه و بویراحمد است. مسئله جالب اینجاست که معارفه این مدیر در هتل باباطاهر که مدت‌هاست به دلیل ارتفاع بلندتر از آرامگاه باباطاهر مورد انتقاد دوستداران میراث فرهنگی است، برگزار شد.

2

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=110979&Serv=3&SGr=22

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- ریحان سروش مقدم، مدیر جدید میراث فرهنگی و گردشگری همدان است، او که از اهالی کهگیلویه و بویراحمد بوده به گفته بسیاری از دوستداران میراث فرهنگی با حمایت استاندار به این سمت رسیده است. گفته می‌شود که سروش مقدم سابقه میراثی در پرونده مدیریتی خود ندارد. او سال‌ها در سازمان مسکن و شهرسازی فعالیت ‌کرده و همچون مدیر قبلی میراث فرهنگی همدان غیربومی است.
 
حسین زندی، یکی از دوستداران میراث فرهنگی به CHN می‌گوید: «مدیر جدید غیربومی بوده و سابقه فعالیت در حوزه میراث فرهنگی ندارد. جالب اینجاست که معارفه این مدیر در هتل باباطاهر برگزار شده است. همانطور که همه دوستداران میراث فرهنگی می دانند، این هتل حریم مقبره باباطاهر را مخدوش کرده و مورد انتقادهای شدید سازمان میراث فرهنگی است؛ چطور ممکن است که تودیع و معارفه مدیر جدید این سازمان در همین هتل برگزار شود؟»
 
او این سوال را مطرح می‌کند: «در همدان یک سالن برای گرفتن مراسم تودیع و معارفه نبود که در این هتل مراسم را برگزار کردند؟ بارها و بارها در خبرها آمده که هتل باباطاهر ارتفاعی بیشتر از مقبره باباطاهر دارد و باید کوتاه شود، با این وجود مراسم تودیع و معارفه مدیر جدید میراث فرهنگی در این هتل گرفته می‌شود.»
 
زندی به مدیر سابق میراث فرهنگی همدان هم نقد جدی دارد و می‌گوید که "علیرضا ایزدی" 21 ماه مدیر میراث فرهنگی همدان بود و در این مدت به میراث فرهنگی همدان آسیب‌های بسیار جدی وارد شد. یکی از مهمترین آسیب‌ها آتش گرفتن هگمتانه و درست کردن چمن در این محوطه تاریخی به منظور ایجاد ماکت تبریک سال نو بود که باعث پیگیری‌ خبری رسانه‌ها شد.»
 
او بریدن درخت های باباطاهر را یکی دیگر از اقدامات نامناسب مدیر قبلی می‌داند و می‌گوید: «به نظرم یکی از دلایل قطع درختان باباطاهر، ایجاد فضایی برای عکاسی از مقبره باباطاهر بود، برای اینکه بخشی از این منظره از طرف هتل باباطاهر کور شده است.»
 
زندی در ادامه از وضعیت نامناسب مرمتی بناهای تاریخی می‌گوید: «هنوز سقف آرامگاه بوعلی با مشکلات جدی رو به رو است و اگر زمستان برسد، معلوم نیست که چه بر سر آن می‌آید.»
 
علی‌رضا ایزدی که همواره از نبود اعتبارات برای انجام اقدامات اساسی مرمتی و ساماندهی خانه‌های تاریخی در همدان می‌گفت، در مراسم تودیعش می‌گوید: «بسیاری از کارها را می‌توانستم انجام دهم که صورت نگرفت چرا که توانایی آن را نداشتم و یکی از این اقدامات برگزاری بزرگداشت برای نماینده ولی فقیه در استان بوده که امیدوارم مدیریت جدید در این زمینه اقدام کند.»
 
به گفته زندی، ایزدی نماینده باقی مانده از دولت احمدی‌نژاد بود و در تمام مدت به کارهایی که بیشتر نمایشی بودند می‌پرداخت.
 
مدیر همدان باید توانایی چانه‌زنی و تعامل با شهرداری را داشته باشد
جلال حجتی،یکی دیگر از فعالان حوزه میراث فرهنگی در مورد مدیریت جدید می‌گوید: «من شناختی از مدیر جدید ندارم اما به نظرم مدیر قبلی چندان دغدغه‌ای در حوزه میراث فرهنگی نداشت و تنها می‌توانم امیدوار باشم که مدیر جدید این دغدغه را داشته باشد.»
 
به گفته او، مسایلی که در شهر همدان وجود دارد تنها با  همت میراث فرهنگی هم حل نمی شود بلکه بسیاری از این بناها معاصر هستند و  باید مدیر میراث فرهنگی توانایی تعامل و چانه زنی با شهرداری را داشته باشد.
 
حجتی با بیان اینکه در سال های گذشته ما بارها و بارها برای نجات خانه تاریخی جواهری تلاش کردیم اما به نتیجه نرسید و همین عید امسال تخریب شد. به نظر من یکی از دلایل اصلی آن هم نبود تعامل مناسب میان شهرداری و سازمان میراث فرهنگی بود.
 
بابک مغازه‌ای، کارشناس گردشگری و یکی دیگر از فعالان حوزه میراث فرهنگی در همدان می‌گوید که بخش عمده ای از فعالان مدنی و گردشگری در این استان خواهان ایجاد تغییرات در مدیریت اداره کل میراث فرهنگی در همدان بودند چرا که مدیریت پیشین نمادی از مدیریت دولت نهم و دهم بود که کارهای نمایشی انجام می‌داد.  
 
به گفته او، یکی از چیزهایی که در سازمان دولتی به آن نیاز داریم توان مدیریتی است. مدیر باید با توجه به کمی ها و کاستی های گذشته بتواند بهترین همکاری و همیاری را با بخش های غیر دولتی و فعالان میراث فرهنگی برقرار کند تا با تجمیع نیروها بهترین رهیافت را به آینده داشته باشد.
 
هرچند که مدیر میراث فرهنگی سابق همدان هوادارانی هم داشت که به شدت برای ماندن او در سمتش تلاش کردند، با این وجود وضعیت میراث فرهنگی همدان مدیران تهران را بر آن داشت که تغییری در این حوزه به وجود آورند.


برچسب ها: تودیع و معارفه مدیر کل میراث همدان ، میراث فرهنگی همدان ، هتل بابا طاهر ،

چهارشنبه 7 خرداد 1393

تهدید ماسوله کرمانشاه توسط سد داریان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،توسعه پایدار ،زیست بوم ،

تهدید ماسوله کرمانشاه توسط سد داریان

http://farheekhtegan.ir/fa/news/11666

«چشمه بل هجیج» غرق می‌شود


حسین زندی


ساخت سد داریان روستای تاریخی هجیج را زیر آب می‌برد. مدت مدیدی است که ساخت سدی به نام داریان در این منطقه تهدیدی برای بقای روستای هجیج و چشمه بل شده و همچنین این سد زیستگاه شاهو و کوسالان را تحت‌الشعاع قرار داده است. این سد که بین محدوده روستای هجیج و داریان قرار گرفته، سدی است برق‌آبی با ظرفیت 210 مگاوات. عملیات احداث آن سال 1388 شروع شده و در حال حاضر ساخت این پروژه 50 درصد پیشرفت داشته است.
مرضیه رسولی‌مقدم یکی از فعالان محیط‌زیست در منطقه می‌گوید: ساخت این سد باعث قطع شدن ارتباط جاده‌ای چندین روستا با یکدیگر می‌شود. همچنین موجب جدا شدن دو زیستگاه حیات‌وحش کوسالان و شاهو می‌شود و نابودی گونه‌های جانوری گوناگونی را در پی دارد. از آن جمله این‌گونه‌ها می‌توان به سمندر کردستانی اشاره کرد که در فهرست سرخ طبقه‌بندی شده است.
 رسولی می‌گوید:این منطقه دارای وسعت 236/57 هکتار است و در استان کردستان، حد فاصل شهرهای سروآباد، مریوان و کامیاران و هم مرز با کردستان عراق واقع شده است. مهم‌ترین پوشش گیاهی این منطقه شامل جنگل‌های بلوط است. از گونه‌های شاخص جانوری آن می‌توان به روباه، گراز، سیاه‌گوش، کل و بز، خرس قهوه‌ای، پلنگ، کرکس، هما و عقاب طلایی اشاره کرد. در این منطقه تاکنون ۱۱۷ گونه پرنده، ۲۳ گونه پستاندار، ۱۷ گونه خزنده و ۲۴۲ گونه گیاهی شناسایی شده است.
این فعال محیط‌زیست می‌گوید: در این زیستگاه باارزش علاوه‌بر شکار غیرمجاز، احداث این سد نیز تهدید بزرگ دیگری محسوب می‌شود، چرا که ساخت سد باعث قطع کریدورهای ارتباطی حیات وحش می‌شود و اکوسیستم منطقه را تهدید می‌کند. این منطقه طی مصوبه شماره ۳۰۳ شورای عالی محیط‌زیست (کمیسیون زیربنایی دولت) در سال ۱۳۸۸ به‌عنوان منطقه حفاظت‌شده به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست پیوسته است، اما اینکه سازمان محیط‌زیست چگونه مجوز احداث این سد را صادر کرده سوال اساسی فعالان محیط‌زیست است. سیامک فتاحی زمین‌شناس و دوستدار میراث فرهنگی و دبیر انجمن ژین‌وژینگه کرمانشاه در این باره می‌گوید: آبگیری این سد موجب می‌شود چشمه بل در عمق 110 متر زیر تراز سطح آب مخزن غرق شود. همچنین اگر آب مخزن به فاصله 10 متری از روستا برسد این مساله خود خطری است که ‌باید جدی گرفته شود. اینکه روستایی که از لحاظ گردشگری، تاریخی و مذهبی بسیار حائز اهمیت است با حجم جمعیت توریستی چشمگیر در فاصله 10 متری از دریاچه‌ای باشد که عمق آن به 120 متر برسد، غیرقابل تصور است و می‌تواند خطرات و حوادث زیادی را به همراه داشته باشد.
دبیر انجمن ژین‌وژینگه می‌گوید: چندین سال است که کمپین و کارگروه ویژه نجات‌بخشی چشمه‌بل با سرپرستی مختار هاشمی تشکیل شده که قابل تقدیر است و ما شاهد تلاش شبانه‌روزی وی و اطرافیانش هستیم.
همچنین سازمان‌های مردم‌نهاد و دوستداران محیط‌زیست و گردشگری در حفظ این روستا و این چشمه تلاش کرده‌اند، اما باوجود تعهداتی که وزارت نیرو و کارفرمای سد در راستای نجات این چشمه داده‌اند، متاسفانه هیچ گونه فعالیتی از طرف آنان انجام نگرفته است.
درنهایت باید اضافه کرد که حل این مشکل، ایجاد کارگروه‌های تخصصی و نشست‌های کارشناسانه و تلاش بیش از پیش مسئولان را می‌طلبد، چون همان‌طور که پیشبرد یک پروژه ملی نیازمند همت ملی است نجات یک اثر ملی مانند چشمه‌بل نیز همت ملی را می‌طلبد.
 پیشتر مختار هاشمی، سرپرست کارگروه نجات‌بخشی چشمه بل گفته بود این مساله، مساله‌ای بومی نیست، بلکه مساله‌ای ملی به حساب می‌آید و نیازمند توجه در سطح کلان است. اما فتاحی جنبه مذهبی مساله را مورد تاکید قرار می‌دهد و می‌گوید: البته ناگفته نماند مراجع تقلید نیز در راستای نجات این روستای مذهبی و بقعه برادر گرامی امام رضا(ع) می‌توانند کمک شایانی کنند، چراکه ارزش‌های جمهوری اسلامی ایران براساس ارزش‌های دینی و اسلامی بنا نهاده
شده است.

درباره هجیج
یکی از جاذبه‌های گردشگری استان کرمانشاه روستای تاریخی هجیج است که در مسیر شهرستان نوسود به کرمانشاه واقع شده است. روستای هجیج با قدمتی 1200 ساله در 25 کیلومتری شهرستان پاوه قرار گرفته است. این روستا به دلیل وجود بقعه فرزند امام موسی‌کاظم(ع) از برادران امام رضا(ع) به عنوان امامزاده سیدعبدالله که اهالی منطقه از آن به نام کوسه هجیج نام می‌برند، یکی از مواریث معنوی به شمار می‌آید و ازجمله مکان‌های مذهبی و زیارتگاه‌های مهم منطقه است. همچنین به دلیل ساختار معماری ایرانی و پلکانی خاص منطقه، این روستا یکی از جادبه‌های زیبای گردشگری ایران به حساب می‌آید. هجیج جزء 14 روستای هدف گردشگری استان کرمانشاه است. این روستا به دلیل صنایع‌دستی منحصربه‌فرد ازجمله گیوه، چوخه رانک، گلیم، جاجیم و سبد از اهمیت بالایی برخوردار است. ازجمله جاذبه‌های این روستا وجود چند بنای دیگر مذهبی مانند بنای خانقاه، چله خانه و عبادتگاه کوسه هجیج است. همچنین از جمله آیین‌هایی که ریشه در باورهای مردم منطقه دارد می‌توان به مراسم سماع دراویش قادریه اشاره کرد. گفته می‌شود این مراسم هم‌پای مراسم مولویه در ترکیه است که سالانه گردشگرهای بسیاری را جذب می‌کند. از دیگر جاذبه‌های منطقه هجیج می‌توان به کوه‌ها، جنگل‌ها و چشمه‌ خروشان آن اشاره کرد که به زبان محلی و اورامی به آن «بل» می‌گویند. این چشمه در سه کیلومتری شرق روستای هجیج در منطقه اورامانات واقع شده است که از لحاظ جغرافیایی در مرز بین استان کرمانشاه و کردستان قرار گرفته است. این چشمه با طول 15 متر به‌عنوان کوتاه‌ترین رودخانه دنیا به حساب می‌آید که به‌عنوان یکی از آثار ملی در سال 1388 به ثبت ملی رسیده است. به نظر می‌رسد این چشمه نام خود را از خدای آب‌های بابل یعنی بعل گرفته است. آب این چشمه بدون هیچ‌گونه فراوری در زمره آب‌های معدنی کم‌نظیر و با دوبی 3 تا 5 مترمکعب در ثانیه به حساب می‌آید. به عبارتی 150 میلیون مترمکعب در سال می‌تواند آب شرب شهر کرمانشاه یا سنندج را تامین کند.


برچسب ها: فرهیختگان ، هجیج ، سد داریان ، کرمانشاه ،

بزرگ‌ترین گردهمایی مجموعه داران ایران در مجموعه برج آزادی برگزار می‌شود
گفتگو با مدیرعامل انجمن مجموعه داران ایران
بزرگ‌ترین گردهمایی مجموعه داران ایران در مجموعه برج آزادی برگزار می‌شود
سومین گردهمایی سالانه مجموعه داران ایران همزمان با روز جهانی موزه ۲۹ اردیبهشت ماه در مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی برگزار می شود.
 
تاریخ : دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۳


انجمن موزه داران ایران یک نهاد مدنی است که در طول سال های فعالیت توانسته ضمن پیگیری حقوق مجموعه داری و موزه داری خصوصی تعدار زیادی از مجموعه داران را با هدف حفظ میراث فرهنگی وجلوگیری از خروج اشیاء تاریخی گردهم آورد. برگزاری چندین نمایشگاه ، کارگاه های آموزشی در زمینه های سند شناسی، موزه داری ،مرمت و رونمایی از کوچکترین نقشه تاریخی خلیج فارس از جمله تلاش هایی است که این انجمن در کارنامه خود دارد.
در سومین گردهمایی اعضاء این انجمن از نقشه های جهان درعصر ناصری رونمایی خواهد شد . همچنین در این مراسم از استاد غلامرضا سحاب به عنوان مجموعه دار نمونه توسط اعضاء ایکوم تقدیر خواهد شد.
مهندس منوچهر لطفی مدیر عامل ورئیس هیئت مدیره انجمن مجموعه داران می گوید: مجموعه یا کلکسیون به یک دسته اشیاء که دارای شباهتهایی با یکدیگر هستند اطلاق می شود که اگراین دسته از اشیاء به درستی جمع آوری، طبقه بندی، نگهداری و در دسترس پژوهشگران و محققان قرار گیرند یا به موزه ها واگذار گردند معنای مجموعه یا کلکسیون را بخود می گیرند معمولاً این دسته از اشیاء بعنوان اموال فرهنگی، هنری کشور محسوب می گردند.
کسانیکه از روی ذوق خود اقدام به گردآوری مجموعه می نمایند، بعنوان مجموعه دار خطاب می گردند و این دسته ازافراد معمولاً حافظان آثار فرهنگی و هنری کشور محسوب می گردند.
این مجموعه دار می گوید: مهمترین هدف انجمن مجموعه داران، ترویج فرهنگ مجموعه داری کشور، شناسایی، سامان دهی و سازمان دهی مجموعه داران، آموزش و آشنا کردن مجموعه داران به روشهای نوین مجموعه داری، ترویج فرهنگ اهداء و وقف مجموعه های فرهنگی به مراکز عمومی می باشد.
لطفی با شاره به سومین گردهمایی مجموعه داران می گوید: ما اولین گردهم آیی مجموعه داران در سال ۹۱ و دومین را در سال ۹۲ و سومین گردهمایی مجموعه داران را در ۲۹ اردیبهشت ۹۳ ساعت ۱۶ در محل مجموعه فرهنگی برج آزادی با حضور مجموعه داران عزیز کشورمان تشکیل می گردد. بالاخره یکی از ویژگی های این گردهمایی ارائه گزارش فعالیتهای انجمن به مجموعه داران عزیز کشورمان است و دیگری ارائه نظرات مسئولین محترم میراث فرهنگی، ایکوم در مورد اهمیت مجموعه داری بمناسبت روز جهانی موزه است، تقدیر از استاد غلامرضا سحاب بعنوان مجموعه دار نمونه کشور از طرف ایکوم، برگزاری نمایشگاه نقشه های تاریخی و مهمترین آن: رونمایی از نقشه جهان در عصر ناصری که برای اولین این نقشه رونمایی می گردد.
مدیر عامل انجمن مجموعه داران در پایان می گوید: در این گردهمایی سعی کردیم با دعوت از مجموعه داران سراسر کشور و مسئولین میراث فرهنگی و سازمان اسناد کشور و اداره پست ومسئولین موزه بنیاد و سایر مراکز مربوط به مجموعه داران بتوانیم تعامل مابین مجموعه داران یا دستگاههای دولتی فراهم آوریم همچنین با دعوت از خانواده های مجموعه داران و قدر دانی از آنان ارزش کار این عزیزان به عنوان حافظان آثار فرهنگی هنری کشور برای مردم عزیزمان روشن نماییم.
http://honarnews.com/vdcfjede.w6dyeagiiw.html



برچسب ها: مجموعه داری ، موزه داری خصوصی ، سومین گردهمایی مجموعه داران ایران ،

سه شنبه 6 خرداد 1393

کارگروه آوا متولد شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :صنایع دستی ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

کارگروه آوا متولد شد

پس از تشکیل کارگروه های میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی در طی ماه های گذشته و استقبال تشکل های غیر دولتی فعال در این حوزه ها، چهارمین کارگروه با عنوان ( اطلاع رسانی و ارتباطات)  وبا حضور نمایندگان سازمان های مردم نهاد و سازمان میراث فرهنگی  در تاریخ 27 فروردین ماه 1393 آغاز به کار کرد.

در ابتدای جلسه شهریاری دبیر کارگروه گفت: دفتر امور مجامع  سازمان میراث فرهنگی با همکاری اعضای تشکل های غیر دولتی تاکنون اقدام به برگزاری 9جلسه و 4نشست در زمینه های میراث فرهنگی ،گردشگری و صنایع دستی کرده است . ما پس از برگزاری این جلسه ها متوجه یک خلاء و حلقه مفقوده ای شدیم   که منجر تشکیل کارگروه آوا گردید.

شهریاری در ادامه گفت: این کارگروه با هدف تقویت و پوشش خبری سه کارگروه یاد شده ایجاد شده است ، با توجه به ظرفیت بالای حوزه فعالیت سازمان های غیر دولتی  تشکیل چنین کارگروهی بیش از پیش لازم به نظر می رسد.

سپس عباسی معاونت دفترامور مجامع پیشنهاد کرد اعضای کارگروه با توجه به علاقمندی و تخصص در دوکمیته فعالیت کنند که با استقبال نمایندگان تشکل ها روبرو شد.

عباسی گفت: کسانی که توانایی و تخصص در عرصه تولید خبر و اطلاع رسانی دارند می توانند با کمیته خبر همکاری کنند و افرادی که علاقمند به مباحث سخت افزار و نرم افزار هستند با کمیته طراحی وپشتیبانی  سایت همکاری نمایند.

در این جلسه اعضای اولیه کمیته های یاد شده توسط نمایندگان تشکل های غیر دولتی حاضر درجلسه تعیین شد و از دیگر انجمن ها خواسته شد افراد متخصص و علاقمند این حوزه را به کارگروه معرفی کنند.

در پایان ،برنامه تشکل ها ی حوزه میراث به مناسبت روزجهانی کار داوطلبانه توسط عاصمی زاده اعلام شد.


دوشنبه 5 خرداد 1393

دعوت به همکاری کارگروه اطلاع رسانی و ارتباطات(آوا)

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،


دعوت به همکاری کارگروه اطلاع رسانی و ارتباطات(آوا)

به اطلاع اعضاء ونمایندگان تشکل های غیر دولتی حوزه های میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در سراسر کشورمی رساند، کارگروه آوا با هدف معرفی سازمان های مردم نهاد تخصصی و پوشش دادن اخبار فعالیت های تشکل ها آغاز به کار کرد.

با توجه به ضرورت اطلاع رسانی و تقویت همگرایی و ارتباط  بین سازمان های مردم نهاد از یک سو و تعامل هر چه بیشتر با سازمان میراث فرهنگی از سوی دیگر ،این کارگروه در نظر دارد با ایجاد بانک اطلاعاتی تخصصی در حوزه های یاد شده و پوشش دادن اخبار فعالیت ها و برنامه های انجمن های هر سه حوزه در سایت omtm.ir  ،اخبار برگزیده را به صورت روزانه با همکاری یکی از روزنامه های سراسری منتشر کند .

به همین منظور از همه فعالان مدنی و اعضای انجمن های غیر دولتی خواهشمندیم اخبار فعالیت های خود را به نشانی زیر ارسال کنند:

Hosein.zandi77@gmail.com

Shahri.office@gmail.com

 

با سپاس فراوان

روابط عمومی کارگروه آوا


برچسب ها: ارتباطات ،

دوشنبه 5 خرداد 1393

سومین جلسه کارگروه گردشگری برگزار شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،

سومین جلسه کارگروه گردشگری برگزار شد

سومین جلسه کارگروه گردشگری با حضور نمایندگان 17 تشکل غیر دولتی حوزه گردشگری سراسر کشور ،مدیرکل دفتر امور مجامع سازمان میراث فرهنگی ،گردشگری و صنایع دستی کشور و دبیر کارگروه گردشگری 27 فروردین1393 در سالن فجر سازمان میراث فرهنگی کشور برگزار شد.

در ابتدا دبیر کارگروه با قرائت دستور جلسه به ارائه گزارش عملکرد دومین جلسه کارگروه پرداخت،عباسی با اشاره به ستاد استقبال نوروزی و تعامل اداره های میراث فرهنگی در استان ها از نمایندگان تشکل ها خواست ،چگونگی رابطه این اداره ها و تشکل های گردشگری را تشریح کنند.

سپس مدیر کل دفتر امور مجامع سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی کشوربا اشاره به ضرورت شکل گیری شبکه ها گفت: شبکه شاخصه هایی دارد ، چه عمومی و چه تخصصی که هردو باید در نظر گرفته شود.ما برای سازمان های غیر دولتی که این شاخصه هارا دارند ،امکانات لازم را فراهم خواهیم کرد. دکتر رمضانی  ابراز امیدواری کرد پس از شکل گیری کمیته های تخصصی تشکل های غیر دولتی به سوی ایجاد شبکه  گام برداشته شود .مدیر کل دفتر امور مجامع سازمان میراث فرهنگی  به نمایندگان تشکل ها پیشنهاد کرد برای تعامل بیشتر،  حضور فعال تری در کارگروه ها داشته باشند.

دراین جلسه عدم حضور نمایندگان پژوهشکده ها ، اداره آموزش و معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی با انتقاد نمایندگان تشکل های غیر دولتی روبرو شد .همچنین چشم انداز فعالیت ها و برنامه های کارگروه در سال 1393 بررسی و اعلام شد.

کارگروه گردشگری با ترکیبی از نمایندگان سازمان های مردم نهاد حوزه گردشگری و نمایندگان سازمان میراث فرهنگی جهت تعامل بیشتر فعالان این حوزه تشکیل شده است و هر ماه یک جلسه مشترک توسط اعضای کارگروه برگزار می شود.

نماینده انجمن دوستان زمین همدان در تمامی نشست ها و جلسات این کارگروه شرکت داشته است.


برچسب ها: کارگروه گردشگری ،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

بقعه پیر تاکستان نیازمند مرمت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

میراث شهر رزهای زرین در انتظار اعتبار

بقعه پیر تاکستان نیازمند مرمت

حسین زندی


تاکستان ازجمله شهرهایی است که باوجود دارا بودن آثار و اماکن بسیار تاریخی و طبیعی کمتر مورد توجه واقع شده است. این شهرستان در30 کیلومتری جنوب غربی قزوین قرار دارد و با 35 هزار هکتار باغ انگور یکی از مهم‌ترین شهرهای تولید انگور کشور به شمار می‌رود و با داشتن ده‌ها تپه و بنای تاریخی یکی از مناطق شگفت‌انگیز کشور است.
زبان بیشتر مردم شهر تاکستان، تاتی است که از بقایای زبان پهلوی میانه به شمار می‌رود. روستاهای اطراف این شهر نیز به زبان‌های آذری، تاتی و در مواردی کردی و لکی صحبت می‌کنند. هرگروه آداب، آیین و باورهایی زیبایی را از روزگاران کهن با خود حفظ کرده‌اند. گفته می‌شود کردهای منطقه در دوره زندیه از کرمانشاه به اطراف قزوین کوچ کرده‌اند و با دیگر ساکنان منطقه در آرامش زیسته‌اند.
یکی از بناهای تاریخی تاکستان بقعه پیر است. این بنا دارای یک گنبد دوپوش و ساختمانی به شکل مکعب‌مستطیل است. باستان‌شناسان قدمت بنا را با توجه به گچبری‌ها، کاشی‌ها و نوع معماری به دوره سلجوقیان نسبت می‌دهند. برخی هم گفته‌اند این بنا روی آتشکده‌ای قدیمی در دوره سلجوقیان ساخته شده و کاربری نیایشگاهی داشته تا جایی که هنوز مردم محلی به آن آتشکده می‌گویند.
محمدطاهر خوانی، دوستدار میراث فرهنگی در تاکستان می‌گوید: تاکستان پیشینه‌ای کهن دارد و این قدمت را براساس زبان و گویش مردم نیز می‌توان دریافت. آثاری مانند میل خرم‌آباد تاکستان، قلعه دختر و بنای پیر یا آتشکده نمونه‌ای از میراث به جای مانده از گذشتگان است. در این شهرستان بیش از 300 اثر شناسایی شده که نیازمند توجه مسئولان است. آتشکده پیر یکی از آثاری است که مورد احترام مردم بوده و می‌تواند در جذب گردشگر در این شهر مورد توجه قرار گیرد. اما مرمت مناسبی روی این بنا انجام نشده و حتی هنگام مرمت بخشی از بنا آسیب دیده است. برای حفظ این بنا در آغاز باید مرمت و بازسازی درستی انجام شود. این مکان در طول سال تنها 20 روز در تعطیلات نوروز برای بازدید بازگشایی می‌شود و دیدن آن بیش از 11 ماه برای گردشگران میسر نیست.
در همین رابطه فاطمه سلیمانی، کارشناس گردشگری در تاکستان و راهنمای بقعه پیر می‌گوید: این بنا به بقعه پیر معروف بوده و مربوط به دوره سلجوقی است که حدود 70 سال پیش به ثبت ملی رسیده است. بخشی از آن توسط کارشناسان و مرمت‌گران استان قزوین مرمت شده که این کار باعث آسیب دیدن بنا شده و حالت اصلی خود را از دست داده است. دودکش‌های آتشکده نابود شده اما قسمتی که توسط کارشناسان اصفهانی مرمت شده، قابل قبول است و بخش عمده آن به‌خصوص در قسمت گنبد‌ها در انتظار اعتبار برای مرمت است.
سلیمانی می‌گوید: سردر این بنا دارای کتیبه‌ای بزرگ بوده که در دهه 40 خورشیدی به سرقت رفته است. گفته می‌شود متن کتیبه با این مضمون بوده که اینجا مکانی است که زمین آباد دارد، درختان فراوان دارد و آب فراوان برای کشاورزی دارد. همین‌طور باید گفت هفت نیم‌ستونی که در کنار در آن قرار دارد مربوط به امشاسبندان است که در دو طرف تکرار شده است. بارها به سرداب این بنا هم دستبرد زده‌اند و شایعات زیادی هم در مورد اشیای این بنا گفته شده است که امروز به خاطر وجود سارقان روی سرداب پوشیده شده است.
این کارشناس گردشگری می‌گوید: تمامی اطراف بنا با فاصله نزدیک به یک متر از سطح زمین تا کف باز است؛ به دلیل اینکه هوا در آن جریان پیدا کند و نم و رطوبت به آن نفوذ نکند. طبق آنچه تا به حال گفته شده این بنا آتشکده بوده و ارتباطی به اماکن مذهبی ما ندارد. به نظر می‌رسد با توجه به گچبری‌ها و معماری داخل بقعه، زمان ساخت آن مربوط به سلجوقیان باشد. نمونه معماری این بنا در منطقه وجود ندارد.
گفته می‌شود باز‌سازی اساسی در دوره سلجوقیان روی این بنا صورت می‌گیرد و کاربری بنا تغییر پیدا می‌کند اما همچنان بین مردم منطقه از احترام ویژه‌ای برخوردار است.
این راهنمای گردشگری در پایان می‌گوید: از ویژگی‌های این بنا این است که سقف آن دوپوش است. همچنین در گچبری‌های داخل بنا از شکل‌ها و نمادهایی از برگ، شاخه و خوشه‌انگور استفاده شده است. این مساله نشان می‌دهد انگور اهمیت بسیاری از گذشته تا امروز بین مردم منطقه داشته است. ما امیدواریم هرچه زودتر بقعه پیر و دیگر بناهای شهرستان تاکستان مرمت شود و به صورت دائمی مورد بازدید گردشگران و شهروندان قرار گیرد.
محلی‌ها چه می‌گویند؟
یکی از ساکنان اطراف بقعه می‌گوید: در گذشته اطراف بنا قبرستان بود و در این بنا همیشه بسته بود. من که 80 سال است در این محله زندگی می‌کنم اولین بار است وارد اینجا می‌شوم. او می‌گوید: اسم اینجا پیر است. چندین‌بار سیل آمده و همه ساختمان‌های اطراف خراب شده، اما اینجا تخریب نشده است. اینجا آنقدر قدیمی است که تا به حال 10 نگهبان را پیر کرده است.
وقتی قبرستان قدیمی خراب و به جای آن پارک درست شد تنها قبر سیدحسین و سیدفضل‌الله باقی ماند که بعدها بر آن یک گنبد ساختند و حالا مردم می‌آیند در اینجا شمع روشن می‌کنند.
تاکستان با داشتن آثار طبیعی و تاریخی کهن، فرهنگی غنی و آیین‌های زیبا مانند جشن انگور می‌تواند به یک منطقه با مسیر گردشگری در استان قزوین تبدیل شود، اما آثاری مانند قلعه‌دختر، میل خرم‌آباد، تپه خله کوه، تپه نرگه و حتی امامزاده‌ها و بقاع متبرکه از وضعیت خوبی برخوردار نیستند. درصورتی که این وضعیت ادامه پیدا کند ممکن است به‌زودی بخش بزرگی از 300 اثر شناسایی شده تاکستان نابود شود.
آموزش و آگاه‌سازی جوامع محلی و تغییر نگرش شهروندان نسبت به آثار و اشیای تاریخی در کنار حمایت و برنامه‌ریزی مسئولانه مدیران لازمه نجات آثار کم‌نظیر این شهرستان است تا در کنار شهر قزوین هویت خود را بازیابد.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/10788

شماره : 131 | تاریخ: 1393/02/27


برچسب ها: گردشگری تاکستان ، فرهیختگان ، قزوین میراث فرهنگی ، آتشکده تاکستان ،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

طاق شیرین و فرهادایلام تبدیل به توالت شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،باستان شناسی ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

نگاهی به وضعیت بحرانی یکی از آثار ساسانی استان ایلام

یادگاری نویسی بر طاق شیرین و فرهاد


شماره : 125 | تاریخ: 22/2/93

http://farheekhtegan.ir/fa/news/10486

حسین زندی


استان ایلام با اینکه یکی از پرجاذبه‌ترین نقاط کشور است، درمقایسه با دیگر استان‌ها کمتر مورد توجه گردشگری و گردشگران بوده است. عواملی مانند حملات صدام در طول هشت سال جنگ تحمیلی، نبود دسترسی جاده‌ای مناسب، کم‌توجهی به میراث فرهنگی منطقه و... باعث شده این استان ناشناخته‌تر از سایر مناطق کشور برای گردشگران بماند. باوجود صدها اثر و مجموعه تاریخی و طبیعی در این استان، ازطرف مسئولان سازمان میراث فرهنگی توجه چندانی به این خطه از سرزمین پهناور ایران نمی‌شود. همچنین مناطق گردشگری استان بضاعت اندکی دارند و خدمات ارائه شده نمی‌تواند گردشگران را راضی نگه دارد.
طاقی برای قضای حاجت
در میان آثار تاریخی موجود در ایلام، طاق شیرین و فرهاد در 35 کیلومتری غرب شهرستان ایوان در منطقه کوشک‌کنار در مسیر ایوان به سومار واقع شده است. این اثر در میان دره‌ای زیبا با طبیعتی شگفت‌انگیز کنار رودخانه فصلی کوشک قرار گرفته است. طاق‌شیرین و فرهاد مربوط به دوره ساسانیان است که در دل تپه‌ای سرسبز در دو بخش زیرزمینی و بیرونی ساخته شده است. قسمت زیرزمینی بنا به صورت خشکه‌چین از سنگ‌های تراشیده شده و صیقل‌خورده ساخته شده است. این قسمت دارای طاق منحصربه‌فردی است و بخش بیرونی‌ای که روی بام طاق قرار گرفته، یادآور مقبره کورش است. با اینکه در این بخش تنها چهار ردیف از سنگ‌چین پلکانی‌اش باقی مانده است اما همچنان مانند نگینی در منطقه می‌درخشد. ویژگی این بنا که در زمینی به مساحت 90/2 در 20/3 متر احداث شده ، تغییر حالت طاق بنا از شکل هلالی به مسطح است. دیگر اینکه در تمامی سازه از هیچ‌گونه ملاتی استفاده نشده است. همچنین در کنار آن گورستانی قرار دارد که به نظر می‌رسد قدمت چندانی ندارد و گفته می‌شود محل دفن مردگان عشایر منطقه است. در ورودی طاق در جبهه شرقی قرارگرفته و برای وارد شدن باید به صورت نشسته داخل شد، اما این روزها هیچ گردشگری رغبت نمی‌کند وارد آن شود، چون علاوه‌بر حکاکی‌ها، یادگاری‌نویسی‌ها و تخریب‌هایی که در سال‌های گذشته صورت گرفته، اکنون عشایر از آن به‌عنوان توالت استفاده می‌کنند.
کسی به فکر شیرین و فرهاد نیست
با اینکه این اثر در فهرست آثار ملی ثبت شده است و معرفی آن در نقشه گردشگری استان ایلام آمده، اما هیچ‌گونه خدماتی از سوی اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان ایلام در اختیار گردشگران قرار نمی‌گیرد. سیامک فتاحی، دوستدار میراث فرهنگی در منطقه می‌گوید: اثری که به‌عنوان جاذبه گردشگری معرفی می‌شود آبروی گردشگری است و باید حفظ شود. وقتی مکانی را در نقشه گردشگری معرفی کرده و مسافران را به آن نقطه دعوت می‌کنند لازم است خدماتی برای گردشگران در نظر بگیرند. سرویس بهداشتی و راهنما از نیازهای اولیه اماکن گردشگری است که متاسفانه در بیشتر نقاط کشور نادیده گرفته می‌شود. دبیر انجمن ژین و ژینگه زاگرس درباره طاق شیرین و فرهاد می‌گوید: این اتفاق باعث تاسف و بی‌احترامی به گردشگران است. در اینجا دو مساله وجود دارد؛ یکی اینکه اگر هنوز از شیوه دامپروری سنتی استفاده می‌کنیم که باعث نابودی طبیعت می‌شود، حداقل نهاد متولی عشایر یک توالت صحرایی در اختیار هر گروه از عشایر قرار دهد. دیگر اینکه مدیران میراث فرهنگی چگونه از کنار چنین مسائل عجیبی به راحتی می‌گذرند. ما از طرفی ورود گردشگر به‌ویژه گردشگر خارجی را ضرورت این صنعت در ایران می‌دانیم و از طرف دیگر حتی به نکات اولیه گردشگری توجهی نمی‌کنیم. من از مسئولان می‌پرسم چنین اتفاق‌هایی را در مقابل چشمان گردشگران خارجی چگونه توجیه خواهید کرد؟
کسی از ارزش اقتصادی طبیعت نمی‌داند
محمد فیضی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی در ایلام و فعال محیط‌زیست می‌گوید: سازمان میراث فرهنگی بدون توجه به داشته‌ها و زیرساخت‌های گردشگری به تبلیغ این صنعت می‌پردازد. این مساله یکی از مشکلات صنعت گردشگری ایران است. مساله دیگری که در اینجا مورد غفلت واقع شده، اکولوژی و طبیعت منطقه است. اگر از اکولوژی شناخت داشته باشیم، می‌توانیم مدیریت مناسبی هم داشته باشیم. اگر طبیعت حفظ شود آثار باستانی، تاریخی و گردشگری هم باقی خواهد ماند. امروز به دلیل نبود مدیریت اکولوژیکی، جنگل‌ها، رودها و کوه‌های زاگرس در حال نابود شدن هستند. فیضی ادامه می‌دهد: برای جلو‌گیری از تخریب چنین آثاری باید به ریشه این نابودی‌ها توجه کرد. در تمامی دنیا مانند برزیل، استرالیا و کانادا دامداری سنتی از میان رفته، چون در روش مکانیزه هم محصول بهتری عاید کشاورزان می‌شود و هم طبیعت حفظ می‌شود، اما ما نه‌تنها به کیفیت محصول توجه نمی‌کنیم، بلکه طبیعت را نابود هم می‌کنیم و میراث و سرمایه‌های فرهنگی را مورد بی‌مهری قرار می‌دهیم. ما در ایران هنوز به ارزش اقتصادی سرمایه‌ای مانند کوه‌های زاگرس پی نبرده‌ایم. جنگل‌های بلوط، کوه‌ها و چشمه‌ها میراث فرهنگی و طبیعی زاگرس هستند که ارزش اقتصادی دارند. اما متاسفانه این روزها در ارتفاع دوهزار متری درختان کهن را از ریشه می‌کنند و گندم می‌کارند. با انجام این کارها در عرض چند سال خاک کوه‌ها شسته می‌شود و در نتیجه باعث سیلاب و گرد وغبار می‌شود.
این عضو انجمن یاوران محیط‌زیست سیمره می‌گوید: باید توجه داشت که طبیعت زاگرس همیشه تمدن‌ساز بوده است. منطقه‌ای که طاق شیرین و فرهاد ایلام در آن واقع شده ییلاق شاهان ساسانی بوده است. اگر ساسانیان اینجا را انتخاب کرده‌اند به خاطر وجود طبیعت خاص منطقه است که ما نباید آن را نابود کنیم. این نکته را نباید فراموش کرد که ضرورت توجه به گردشگری با نگرش اکولوژیکی اجتناب‌ناپذیر است و اکوتوریسم بدون نظارت صحیح نابود‌کننده است. استان ایلام ظرفیت‌های مناسبی در کنار دیگر استان‌های زاگرس‌نشین در زمینه گردشگری دارد. اگر در معرفی و ترویج گردشگری به مساله توسعه پایدار توجه شود موفق خواهیم بود، اما اگر رویکرد فعلی که در جهت نابودی محیط‌زیست و گردشگری است ادامه یابد ما حرفی برای گفتن در این زمینه نخواهیم داشت. امیدواریم برای منطقه برنامه مناسبی را تدوین کنند تا شاهد چنین رویدادهایی نباشیم.


برچسب ها: طاق شیرین و فرهاد ایلام ، گردشگری و سرویس بهداشتی ، میراث فرهنگی ایلام ، فرهیختگان ،

مراسم پیر شالیار در اورامان تخت به‌خاطر حضور گردشگران برگزار نشد

می خواهیم روستا بمانیم

http://farheekhtegan.ir/fa/news/9891


شماره : 119 | تاریخ: 15/2/93

حسین زندی


آیین «کومسای» مراسمی است که هرساله در نزدیک‌ترین جمعه پیش از نیمه‌اردیبهشت در شهر اورامان تخت استان کردستان برگزار می‌شود. روز جمعه 12 اردیبهشت امسال نیز هزاران نفر از علاقه‌مندان و گردشگران، همچنین پیروان پیر شالیار اورامی به اورامان آمده بودند تا این روز را جشن بگیرند، اما مراسم برگزار نشد و میهمانان پیر شالیار اورامی نتوانستند به آرزوی خود برسند. گفته می‌شود مخالفت ماموستای اورامان به علت حضور زن‌های غیربومی در این مراسم بود. مراسم بهاره پیرشهریار اورامی مربوط به سنتی است که پیر شالیار در آن به‌عنوان حکم و برنامه‌ریز در یک نشست عمومی با بزرگان منطقه به مشکلات دهقانان و کشاورزی مردم منطقه می‌پرداخته است. صدها سال است در بزرگداشت این نشست ساکنان اورامان آیین‌های این روز را گرامی می‌دارند. محمد میرزایی یکی از اهالی اورامان می‌گوید: ماموستا (شیخ) به خاطر حضور زن‌ها در مزار پیر شالیار با اجرای مراسم مخالفت می‌کند. ماموستا ظاهرا با عمومی شدن مراسم مخالف است. چون معتقد است این مراسم برای حل مشکلات مردم و برنامه‌ریزی روستا بوده و مردم دیگر نیاز به ریش‌سفید و برنامه‌ریز ندارند و نیازی هم به اجرای این مراسم برای آنها نیست. میرزایی می‌گوید: در این مراسم پس از گردآمدن مردم بر سر مزار پیر بزرگان و شیخ‌های محلی جمع می‌شوند و ماموستای بزرگ قصیده‌خوانی می‌کند و سپس دراویش و صوفی‌های منطقه برنامه ذکر را همراه دف‌نوازان اجرا می‌کنند. در این مراسم غذاهایی مثل دلمه و کلانه به صورت نذری بین میهمانان پخش می‌شود.
مراسم کومسای که قرار بود با شعار «احترام به فرهنگ جامعه میزبان و حفاظت از محیط‌زیست» برگزار شود، ناتمام ماند و با حاشیه‌هایی نیز همراه بود. نبود برنامه‌ریزی و ساماندهی مسافران، منظم نبودن پارکینگ، انباشت زباله و مناسب نبودن سرویس بهداشتی نه‌تنها باعث اعتراض مسافران شد بلکه داد میزبانان و ساکنان اورامان را نیز درآورد.
اورامان برای پذیرایی از گردشگران بودجه می‌خواهد
سیدصابر حسینی، شهردار اورامان تخت می‌گوید: مناطقی که گردشگر به آن مراجعه می‌کند هیچ‌وقت برای افراد راضی‌کننده نبوده است. باوجود اینکه تنها مدت دو سال از شهرشدن اورامان می‌گذرد اما بودجه، امکانات و سرفصل‌های اعتباری در نظر گرفته‌شده برای آن بسیار ناچیز است و جوابگوی انتظارات برنامه‌ها نیست. ما همیشه با کمبود بودجه دست و پنجه نرم می‌کنیم. حسینی می‌گوید: در اورامان با توجه به بافت تاریخی و طبیعی و نوع معماری‌ای که دارد، کار کردن سخت و هزینه‌بر است. باید توجه داشت مسئولیت مشکلات تنها با شهرداری نیست، اداره اوقاف و میراث فرهنگی نیز متولی اینجا هستند. مواردی مانند مشکل سرویس بهداشتی متوجه میراث فرهنگی نیز است. شهردار این شهر تاریخی ادامه می‌دهد: با توجه به ظرفیتی که اورامان دارد می‌تواند جمعیتی به مراتب بیشتر از آنچه امروز به اینجا آمده است را بپذیرد. شرایط توپوگرافی و طبیعی در اینجا بسیار خوب است اما امکانات و شرایطی برای نگهداری و اقامت گردشگر نداریم. وقتی امکانات نهادهای مسئول ضعیف باشد ارائه خدمات نیز ضعف خواهد شد. ما چون خدمات به مسافران ارائه نمی‌دهیم، برای بازدید‌کنندگان ورودی در نظر نگرفته‌ایم. درباره پارکینگ هم باید این مساله را در نظر گرفت که در طول سال تنها دو روز ما با ورود انبوه گردشگر روبه‌رو هستیم؛ نیمه بهمن ماه در مراسم عروسی پیر شالیار و امروز که جزء شلوغ‌ترین روزهاست؛ پس توان ساخت پارکینگ برای دو روز را نداریم اما محوطه‌ای را مسطح کرده‌ایم که صدها اتومبیل می‌توانند در آن پارک کنند. نکته دیگر اینکه تنها شهری که در آن جایگاه دفع زباله به صورت مکانیزه وجود دارد، اورامان تخت است. حسینی در ادامه می‌گوید: درحال حاضر این شهر گاز، سیستم فاضلاب و آب ندارد، با این شرایط عملا شهرداری خلع‌سلاح است چون من نمی‌توانم معبر شهر را درست و کوچه‌ها را سنگفرش کنم به این علت که هر هزینه‌ای صرف شود بیهوده است. مثلا یک سال اداره گاز اعتبار و بودجه دارد اما اداره آب ندارد. با توجه به اینکه اورامان زیرساخت ندارد کار عمرانی در آن بیهوده است. از طرفی هم اگر اورامان گازکشی داشته باشد شرایط از آنچه امروز می‌بینیم بدتر خواهد شد. من برای حل این مشکلات از طریق نماینده مجلس و فرمانداری پیگیری کرده‌ام، حتی نزد معاون عمرانی وزیر کشور هم رفته‌ام همه این دوستان می‌گویند انشاءالله حل می‌شود، ما هم چاره‌ای جز توکل به خدا نداریم.
می‌خواهیم اورامان روستا بماند
اما فرزاد نویدی، خبرنگار و دوستدار میراث فرهنگی در کردستان مخالف نظر شهردار اورامان است. او می‌گوید: تقریبا کردستان 1730 روستا دارد. در دولت نهم و دهم که اقدامات سیاسی همه مسائل را تحت‌الشعاع قرار داده بود برخی روستاها نیز از این سیاست آسیب دیدند. در این استان بیش از 10 روستا تبدیل به شهر شد. درحالی که قرار بود روستاهایی که بیش از 10 هزار نفر جمعیت دارند شامل این برنامه شوند اما در نهایت، روستاهایی با جمعیت بیش از سه هزار نفر قربانی این سیاست شدند؛ اورامان نباید شهر می‌شد. نویدی می‌گوید: ما بارها اعتراض کردیم اینجا را به روستا برگردانید. هیچ‌گونه زیرساختی برای شهر شدن در اینجا وجود ندارد. دیگر اینکه منطقه اورامان یک بافت پلکانی دارد و وقتی شهرداری ورود پیدا می‌کند این بافت‌ها نمی‌توانند مقاومت کنند و سازه‌های جدید جای بناهای بومی را می‌گیرد، در نتیجه بافت آن دگرگون می‌شود، معماری قدیم از بین می‌رود و جذابیت گردشگری نیز نابود می‌شود. به نظر من تنها چاره این است که دوباره اورامان به عنوان روستا معرفی شود. اما شهردار گفته‌های این فعال مدنی را نمی‌پذیرد و می‌گوید: باید توجه داشت امروز دیگر هیچ‌وقت یک شهر تبدیل به روستا نمی‌شود و این مساله از نظر تقسیمات جغرافیایی و سیاستگذاری قابل بازگشت نیست. اما با توجه به ظرفیت‌ها و شرایط موجود پیشنهاد می‌کنم اورامان، سروآباد و زریوار به عنوان یک مسیر گردشگری معرفی شوند. این مسیر می‌تواند سرمایه‌گذار در این زمینه جذب کند و بودجه و اعتباری به آن اختصاص یابد. مثلا اگر دولت 15 میلیارد هزینه کند و یک مسیر گردشگری تعریف کند ممکن است بتوان این مشکل‌ها را برطرف کرد. غفار عبداللهی مسئول خانه پیر شالیار می‌گوید: ما اهالی اورامان از مسئولان دولتی انتظار داریم این وضعیت را درست کنند، شما اگر کوچه‌ها را نگاه کنید پر از آشغال است. از وقتی اینجا شهر شده مثل ویرانه‌ها شده است.
وقتی روستا بود خیلی بهتر بود، آن موقع ما زباله‌ها را خودمان جمع‌آوری می‌کردیم، اما حالا می‌گوییم در شهر زندگی می‌کنیم، شهر ما هم شهرداری دارد و زباله‌ها در کوچه‌ها می‌ماند. عبداللهی می‌گوید: فقط اسم اینجا شهر است. هیچ‌چیز آن به شهر نمی‌ماند. در جایی که همه درآمد مردم آن از راه کشاورزی است. نمی‌توان اسم شهر برای آن گذاشت. ببینید روستایی را که در همسایگی ماست. اگر هزینه برق آنجا را شش تومان با آنها حساب می‌کنند، هزینه مصرف برق اورامان با تهران برابر است. شهر شدن به جز هزینه برای ما چیزی نداشته است. همان‌طور که می‌بینید لوله‌کشی‌ها هم هوایی است، زمستان‌ها یخ می‌زند و تابستان‌ها می‌پوسد.


برچسب ها: روستای اورامان تخت ، پیرشالیار ، کردستان ، مراسم کومسای ،

انتقاد از تخریب میراث فرهنگی همدان به مجلس کشیده شد

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
01-830.jpg

جمعی از هنرمندان و فعالان فرهنگی همدان در اعتراض به تخریب آثار تاریخی این استان به مجلس شورای اسلامی رفتند.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به‌دنبال تخریب چند خانه‌ی تاریخی و نابودی بخش‌هایی از نوار سبز همدان، گروهی از فعالان مدنی، هنرمندان و خبرنگاران این شهر با حضور در کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس در تهران نسبت به این تخریب‌ها اعتراض کردند.

حسین زندی - فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی - با اعلام این خبر، گزارشی از صحبت‌های مطرح‌شده در مجلس به خبرنگار ایسنا ارائه کرد.

با برنامه‌ای کارشناسی‌شده در حفظ بناهای تاریخی بکوشید

در ابتدای این جلسه، امیرشهاب رضویان - سینماگر و فعال فرهنگی - خطاب به نمایندگان مجلس، گفت: در 20 سال گذشته و به‌دنبال ارائه‌ی برنامه‌های توسعه‌ای استان، به‌شکل کارشناسی‌نشده‌ای بافت قدیم شهر را نابود کردند. بافت تاریخی محله‌ی «جولان» و ساختمان‌های قاجاری شهر پس از سال 1368 به مرور نابود شدند. به‌طور مشخص، در این سال‌ها به‌علت وجود خلأهای های قانونی و به‌دلیل کم‌کاری برخی مدیران شهری، بخش بزرگی از باغ ‌ای همدان و بناهای تاریخی نابود شدند.

این کارگردان در ادامه اظهار کرد: در دهه‌ی 60، من از ساختمان «گوهری» همدان که در خیابان باباطاهر قرار داشت، عکاسی کردم، ساختمانی شبیه باغ دلگشای شیراز؛ اما متأسفانه مدتی قبل، این بنا شبانه با بولدوزر تخریب شد. آن زمان، مدیران همدان مانع ساخت‌وساز روی زمین این بنا شدند و هنوز یک زمین خالی است؛ اما امروز چنین اتفاقی نمی‌افتد، باغ‌های شهر را به بهانه‌ی این‌که بدون وارث است مصادره می‌کنند، سپس درخت‌ها را می‌برند و چشمه‌ها و قنات‌های منتهی به این باغ‌ها را کور می‌کنند و بعد در کمیسیون ماده‌ی 5 که شامل شهرداری و دیگر نهادهای دولتی است، اجازه‌ی تغییر کاربری می‌دهند، از نمونه‌های اخیر این اتفاق می‌توان به باغ و عمارت «ذوالریاستین» و باغ «بدیع‌الحکما» اشاره کرد.

او در جلسه با نمایندگان مجلس تصریح کرد: کمیسیون ماده‌ی 5 خیانت‌کارترین جریان در استان همدان است که اجازه‌ی تخریب می‌دهد. در حالی که براساس قانون، اگر در باغی تغییر کاربری می‌دهند، حق این‌ را که بیش از 20 درصد اجازه‌ی ساخت بنا بدهند، ندارند و درخت‌ها باید پلاک و حفظ شوند؛ اما در همدان همه‌ی باغ را می‌تراشند و آتش می‌زنند، اما شهرداری و سازمان حفاظت از محیط زیست سکوت می‌کنند و مدیر میراث فرهنگی می‌گوید ارزش تاریخی ندارد و استاندار چشمانش بسته است.

وی بیان کرد: در روزهای نوروز، ستون‌های عمارت تاریخی بدیع‌الحکما را تخریب کردند، سقف آن را آتش زدند و با این‌که این باغ و بنا ثبت شده است، اداره‌ی میراث فرهنگی هیچ کاری برای این اتفاق انجام نداد.

رضویان گفت: معضل این است که همه‌ی آنچه را که می‌توانست برای همدان جاذبه‌ی گردشگری و نماد هویت شهر باشد، از بین می‌برند. حال چگونه مجوز برج‌هایی در همدان صادر می‌شود که عرض خیابان کمتر از 20 متر باشد، پارکینگ نداشته باشد و مهمتر از همه، الوند را که نماد همدان است نابود می‌کنند.

او با بیان این‌که حتی در کشورهای توسعه‌نیافته، هرگاه بخواهند برج‌سازی را توسعه دهند، آن را به سمت خارج از شهر می‌برند و بافت کهن را حفظ می‌کنند؛ اما اینجا آثار تاریخی تخریب می‌شوند و برج جای آن‌ها را می‌گیرد، ادامه داد: موضوع دیگر این است که میراث فرهنگی به بهانه‌ی این‌که بودجه‌ی خرید بناها را ندارد، نسبت به تخریب بناها چشم‌پوشی می‌کند، در حالی که اگر اجازه‌ی ایجاد موزه‌ی خصوصی و فرهنگسرا به بخش خصوصی داده شود، تعدادی از این بناها را می‌توان حفظ کرد.

این فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی افزود: ما از نمایندگان می‌خواهیم، با یک برنامه‌ی کارشناسی‌شده‌ی درست، در حفظ این بناها تلاش کنند. حتما یک خلأ قانونی وجود دارد که دیوان عدالت اداری حکم به تخریب و خروج آثار از ثبت می ‌هد. ما از مجلس می‌خواهیم که آن را پیگیری کند. متأسفانه مدیران غیرهمدانی دل‌شان برای این شهر نمی‌سوزد.

آیا از گناه کسی که در گذشته قتل کرده است، می‌گذرند؟!

براساس گزارش ارائه‌شده توسط زندی، فرزاد سپهر - عکاس و خبرنگار که در جریان پیگیری و تهیه‌ی گزارش از تخریب آثار مورد ضرب و شتم قرار گرفت - نیز در جلسه‌ی برگزارشده در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به این‌که از جمله درخواست‌های معترضان، تشکیل کارگروهی با هدف جلوگیری از مصوباتی است که در دوره‌های قبل تصویب شده و این روزها در دست اجراست، گفت: مدیران در پاسخ به اعتراض‌ها می‌گویند این مسائل مربوط به گذشته است، ولی مگر کسی که در گذشته مرتکب قتل شده است، از گناه او می‌گذرند؟

نمایندگان سازمان‌های غیردولتی سفیر صلح شوند

همچنین بابک مغازه‌ای - دوست‌دار میراث فرهنگی در همدان - خطاب به نماینده‌ی مردم همدان، گفت: یکی از موارد مهمی که باید به آن توجه کرد، مفهوم توسعه‌ی پایدار به‌جای توسعه‌ی صرف اقتصادی است. به این معنا که توسعه، زمانی مطلوب است که همراه با حفظ ذخایر زیستی و بشری باشد. در کنار این نوع توسعه، یکی از موارد مهم برای ایران، توسعه‌ی گردشگری پایدار است.

وی اظهار کرد: گردشگری زمانی ارزشمند است که همراه با بقای منابع این گردشگری، یعنی میراث فرهنگی و محیط زیست باشد. در این راستا بهتر است که گردشگری به‌عنوان پاک‌ترین صنعت موجود به‌شکلی متوازن در مناطق مختلف کشور رشد کند.

این دوست‌دار میراث فرهنگی ادامه داد: در حال حاضر بسیاری از مناطق از جمله استان همدان، نیازمند تدوین یک سند توسعه‌ی پایدار، بویژه در بخش گردشگری است که بهتر است از نظرهای کارشناسان و فعالان غیردولتی نیز در تدوین این سند بهره گرفته شود. گردشگری بهتر است به صورتی هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده باشد، اتفاقی که در استان همدان نیازمند مدیریتی توانا و کارآمد است تا به جای پرداختن به فعالیت‌های تبلیغاتی، گردشگری پایدار را مد نظر قرار دهد.

او برخی دیگر از موارد اثرگذار در این زمینه را حضور نمایندگان سازمان‌های غیردولتی در سفرهای برون‌مرزی نمایندگان به‌عنوان سفیران صلح و دوستی دانست و افزود: امکان حضور فعالان مدنی در کمیسیون‌ها و فراکسیون‌های گوناگون مجلس، انتخاب رابطان در حوزه‌های تخصصی و اجتماعی مختلف برای هر نماینده در منطقه‌ی جغرافیایی مورد نظر از میان فعالان مدنی و فرهنگی آن منطقه، رسیدگی به وضعیت مناطق نمونه‌ی گردشگری و روستاهای هدف گردشگری در استان‌های مربوط و تهیه‌ی نقشه‌ی آمایشی و جامع میراث فرهنگی و محیط زیست کشور و هماهنگ‌سازی پروژه‌های عمرانی با این موضوعات، از مهم‌ترین اقداماتی است که در این زمینه باید مدنظر قرار گیرد.

انحلال یا ادغام سازمان محیط زیست اشتباه است

حمیدرضا ریحانیان - فعال محیط زیست و کارشناس طبیعت و حیات وحش - نیز در این جلسه اظهار کرد: با توجه به مشکل کم‌آبی و حفر چاه‌های عمیق به‌منظور کشاورزی و استفاده بیش از حد توان، دلیلی بر خشکسالی، رونق نداشتن کشاورزی پایدار و به تبع آن، تخریب منابع طبیعی و محیط زیست است. همچنین کاهش سطح آب سفره‌های زیرزمینی و منابع طبیعی یکی از مهم‌ترین عوامل وجود ریزگردها در فصول مختلف سال است که سبب آلودگی شهر و به مخاطره انداختن سلامت مردم همدان می‌شود، موردی که به مدیریت اداره‌های مربوط نیاز دارد.

او با اشاره به این‌که در ماه‌های آخر سال گذشته، حدود 63 نماینده‌ی مجلس شورای اسلامی خواستار انحلال و ادغام سازمان محیط زیست شدند، این اقدام را عملی نادرست دانست و از «خجسته» که یکی از نمایندگان امضاکننده‌ی این پیشنهاد بود، خواست تا امضای خود را پس بگیرد و دیگر نمایندگان را نیز از این کار منصرف کند.

این فعال حوزه‌ی محیط زیست افزود: با توجه به پتانسیل‌های موجود در استان همدان از جمله جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی خواستار تنظیم برنامه‌ای منسجم در حوزه‌ی گردشگری پایدار و اقتصادی برای مردم همدان هستیم.

معماری همدان در حال فراموشی است

مجتبی جوادیه - کارشناس گردشگری و فعال نمونه‌ی طبیعت‌گردی کشور - نیز در این جلسه، نگرانی خود را از تخریب بی‌رویه و ساخت‌وسازهای غیرکارشناسی در کوهستان الوند بیان و اظهار کرد: متأسفانه در سال گذشته، شاهد تخریب چشمه‌های متعددی مانند چشمه‌ی «ملک» و همچنین گسترش پروژه‌هایی با عنوان گردشگری بودیم که اصول گردشگری پایدار را رعایت نکرده و حتا بیش از ظرفیت منطقه، اقدام به تخریب کوهستان کرده‌اند. این اقدام، آثار بسیار مخرب و جبران‌ناپذیری در آینده به بار می‌آورد.

او نداشتن نظارت مستمر و صحیح ارگان‌های مربوط بر تخریب باغ‌ها و تغییر کاربری اراضی کشاورزی نزدیک شهرهای صنعتی را عاملی برای از بین رفتن کمربند سبز شهر دانست و خواستار پیگیری مجدانه‌ی این نماینده برای حفظ، حراست و تأکید بر مدیران استانی شد.

فرهاد کوثرنژاد - فیلم‌ساز همدانی - نیز در این جلسه اظهار کرد: نمایندگان در زمینه‌ی میراث فرهنگی می‌توانند از فعالان مدنی به‌عنوان مشاور استفاده و به تخریب‌های انجام‌شده در استان همدان، با ضرب‌الاجل رسیدگی کنند.

همچنین احمدرضا گنجه‌ای - یکی دیگر از فیلم‌سازان همدانی - گفت: برای توسعه‌ی گردشگری همدان باید از همه‌ی جاذبه‌ها، انرژی‌ها و پتانسیل‌ها استفاده کرد. امروز نمادهای همدان در حال نابودی است و وقتی وارد شهر می‌شویم، هیچ نمادی از گذشته را نمی‌بینیم. به‌نظر می‌رسد به یک شهر غریب وارد شده‌ایم، معماری همدان در حال فراموشی است.

تخریب بناهای تاریخی غیرمشروع است

به گفته‌ی حسین زندی - فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی استان همدان - در ادامه‌ی این جلسه، امیر خجسته - رییس کمیسیون داخلی و شوراهای مجلس - گفت: ما همان‌طور که از خاک‌مان دفاع می‌کنیم و آن را ناموس خود می‌دانیم، باید متوجه باشیم که امروز میراث فرهنگی، ناموس مردم ماست و باید از آن دفاع کرد. این حساسیت که شما ایجاد کردید به یک فرهنگ تبدیل می‌شود و از زیاده‌خواهی‌های یک عده سودجو و منافع‌طلب که به‌جز منافع خود به هیچ‌چیز فکر نمی‌کنند، جلوگیری می‌کند. تخریب بناهای تاریخی غیرمشروع است و باید به آن توجه کنیم.

او ادامه داد: این آثار متعلق به نسل آینده است، آیندگان ما را نفرین می‌کنند که چرا بی‌تفاوت بودیم و عکس‌العمل نشان ندادیم. من تأکید می‌کنم همان‌طور که از خاک و وطن در مقابل دشمن محافظت کردیم، از میراث فرهنگی و طبیعی نیز مانند ناموس دفاع خواهیم کرد.

خجسته تنها راه نجات آثار تاریخی را حساسیت دانست و گفت: شما حساسیت به خرج دادید و مردم را حساس کردید. این آگاهی‌رسانی و بیدار کردن مردم فرهنگ‌سازی است.

نماینده‌ی مردم همدان در مجلس اظهار کرد: شما حرکت کرده‌اید و در این راه ممکن است تحقیر شوید و کتک بخورید، ترور شخصیت شوید و فشار بیاورند؛ اما نباید ترسید، من به‌عنوان نماینده‌ی شما، با قدرت همراه و پشتیبان شما خواهم بود و از همه‌ی حرکت‌های بحق شما دفاع می‌کنم. وقتی درباره‌ی این موضوع اطلاع یافتم، موضع‌گیری کردم تا بدانند مجلس شورای اسلامی همراه شماست. نمایندگان مردم همان‌طور که مقابل رشوه‌خواران، ویژه‌خواران، مفاسد اقتصادی و زیاده‌خواهان می‌ایستند، در مقابل تجاوزکنندگان به میراث فرهنگی هم می‌ایستند و می‌دانیم که تبعاتی هم خواهد داشت.

خجسته بیان کرد: ما 300 هزار میلیارد بشکه ذخایر نفتی داریم. این ذخایر یک روز تمام می‌شود، اما بناهای تاریخی ما باید روزبه‌روز پویا شوند. در استان همدان، دوهزار جاذبه‌ی گردشگری داریم و باید با قدمت هفت‌هزار سال تاریخ، گردشگری را فعال کنیم.

او افزود: در بحث توسعه‌ی پایدار، نخستین اولویت ما توسعه‌ی گردشگری است. ما کار نکرده‌ایم ما در مقابل مردم مسوولیم. مطمئن باشید به کمیسیون ماده‌ی 5 اجازه‌ی چنین کاری را نخواهیم داد. من جای شهید مدرس نشسته‌ام و سکوت نمی‌کنم.

http://www.isna.ir/fa/news/93012207196/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3


برچسب ها: اعتراض فعالان فرهنگی همدان در مجلس ، تخریب بناهای تاریخی همدان ، تخریب باغ های همدان ، امیر خجسته نماینده همدان ، امیرشهاب رضویان ،

 

بخشی از عمارت بدیع الحکما تخریب شد

تلاش فعالان مدنی همدان و امضاء هنرمندان هم نتوانست باغ و عمارت بدیع الحکما را نجات دهد، و بخشی از عمارت بدیع الحکما تخریب شد.

 
 
 
دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ باغ و عمارت بدیع الحکما از جمله آثار تاریخی و طبیعی همدان به شمار می رود که با مساحتی حدود 62هزار متر باغ، یک عمارت قاجاری و قنات تاریخی، درجاده قدیم دره مراد بیک واقع شده است. سال گذشته پس از هجوم لودرها و بریدن بخشی از درختان باغ بدیع الحکما و حمله به عکاس و خبرنگار همدانی توسط عاملان تخریب ، فعالان مدنی با تشکیل زنجیره انسانی خواستار توقف این تخریب ها شدند.
 
پس از انتشار اخبار تخریب این باغ 270 نفر از هنرمندان و نویسندگان همدانی ، ازجمله دکتر پرویز اذکایی ، دکتر ذکاوتی قراگوزلو ،پرویز پرستویی ،قباد شیوا ، احمدرضا درویش ،امیرشهاب رضویان، هانیه توسلی و....با نامه نگاری به مسئولان و امضاء بیانیه از فعالان مدنی حمایت کردند و درخواست نجات این اثر و سایر باغ ها و خانه های تاریخی همدان شدند ،و درجلسه های حضوری نیز بر حفظ این آثار تاکید کردند ، با اینکه اعضای شورای شهر و شهردار قول مساعد دادند تا مسائل را پیگیری کنند، اما هیچ یک از این تلاش ها نتوانست از تخریب باغ جلوگیری کند.
 
پس از اخراج نگهبان باغ توسط مالکان جدید ، به تازگی و در فرودین سال 93 بخش غربی عمارت تخریب شد و درختان باغ شبانه بریده شد. درباغ مشجری که تا سال گذشته هزاران درخت داشت امروز می توان فوتبال بازی کرد .اما سوال این است که آیا در سال جدید امیدی به تدبیر مسئولان وجود دارد؟
 
امیر شهاب رضویان کارگردان سینما که مسئول گردآوری امضاء هنرمندان بود می گوید: مسئولیت حفظ این آثار با مدیران شهری همدان است ،این باغ و باغ هایی مانند ذولریاستین و جواهری که به تازگی تخریب شد تو سط شهرداری تفکیک شده است ، برای تفکیک یک زمین یا یک باغ، گاهی در برخی نقاط شهر، شهرداری بیش از 70 درصد زمین را از مالک تملک می کند، چگونه است که شهرداری همدان نتوانسته از 6 هکتار باغ و بیشه زار یک فضای 5 هزار متری که هردو بنا و قنات تاریخی باغ بدیع الحکما که در آن واقع شده را به عنوان حق تفکیک در اختیار بگیرد؟
 
این هنرمند ادامه می دهد: همه مدیران شهری باید پاسخگو باشند. عدم پاسخگویی برابر است با بی کفایتی .اگر توان کار و لیاقت کار کردن ندارند بهتر است استعفا دهند.
 
 اردشیر ثریایی فعال محیط زیست در همدان می گوید: سکوت مدیران به خصوص مدیریت میراث فرهنگی همدان در این زمینه معنا دار است ،چرا از اثری که ثبت ملی است حراست نمی کنند و در مقابل نابودی آن سکوت کرده اند و واکنش و عملکرد قابل قبولی از خود نشان نمی دهند. تعداد چنین آثاری درهمدان بسیار کم است ، متاسفانه از سوی متولی اصلی آن ها یعنی اداره میراث فرهنگی همدان هیچ اقدامی صورت نمی گیرد.
 
پس از اخراج نگهبان قدیمی باغ که 60 سال از آن نگهداری کرده بود ، یک کیوسک توسط مالکان در مقابل در ورودی عمارت قرار داده شده و اجازه بازدید از عمارت و باغ را نمی دهند.
 
حسین زندی
انتهای خبر/ خبرگزاری میراث فرهنگی / کد خبر: ۱۰۹۵۷۴
    


برچسب ها: تخریب عمارت بدیع الحکما ، خبرگزاری میراث فرهنگی ، امیرشهاب رضویان ، بدیع الحکما ، میراث فرهنگی همدان ،

پنجشنبه 14 فروردین 1393

داستان غم‌انگیز عمارت جواهری همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ایسنا ،مطالب در خبر گزاری ها ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

داستان غم‌انگیز عمارت جواهری همدان

علیرضا ایزدی درباره‌ی این تخریب به خبرنگار ایسنا گفت: بنای این عمارت متعلق به دوره‌ی پهلوی بود اما ارزش چندانی نداشت،
» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی

مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان گفت: شخصا دوست داشتم عمارت جواهری همدان را نگه دارم اما امکان آن فراهم نشد.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عمارت جواهری در همدان در مجاورت جاده قدیم دره‌بیگ،یکی از بناهای منحصربه فردی بود که در اوایل دوره پهلوی اول و اواخر قاجار ساخته شد، در چند سال گذشته درختان آن بریده شدند و ایام نوروز فرصتی مناسب برای مالکانش بود تا با استفاده از فرصت تعطیلات آن را به طورکامل نابود کنند.

علیرضا ایزدی درباره‌ی این تخریب به خبرنگار ایسنا گفت: بنای این عمارت متعلق به دوره‌ی پهلوی بود اما ارزش چندانی نداشت، با این وجود درباره‌ی وضعیت عمارت با مالک بنا صحبت کردم اما چون قیمت عمارت حدود چهار میلیارد تومان بود و سازمان میراث فرهنگی اکنون با مشکلاتی در زمینه‌ی اعتبار مواجه است، نمی‌توانستیم از عهده‌ی خرید آن برآئیم.در هر صورت این بنا در فهرست آثار ملی نیز به ثبت نرسیده بود و برای گرفتن رضایت مالک ممکن بود با مشکلاتی مواجه شویم.

عمارت در دست تخریب جواهری در همدان

وی با تاکید بر تمایل خود برای نگه‌داشتن عمارت جواهری در همدان اظهار کرد: این بنا در منطقه‌ی اعیان‌نشین همدان قرار دارد به همین دلیل می‌خواستیم دست‌کم در آن منطقه یک لکه‌ی تاریخی داشته باشیم، اما این امکان فراهم نشد و آن به طور کامل در چند روز گذشته تخریب شد.

به گزارش ایسنا،یک فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی در همدان در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت:عمارت جواهری متعلق به خاندان جواهری از صنف طلافروشان قدیم همدان را در اواخر قاجار ساختند،این بنای آجری و بزرگ با داشتن بخش‌های اندرونی و بیرونی دارای تزئیناتی تقریبا منحصر بفرد و یکی از باغ‌هایی بود که در نوار سبز همدان قرار داشت و آن را به عنوان «باغ‌شهر» می‌شناختند اما با تخریب این عمارت امکان از بین رفتن معدود باقی مانده‌ی نوار سبز همدان وجود دارد.

حسین زندی افزود: تا قبل از تعطیلات نوروز امسال، شورای شهر همدان دو جلسه برای بررسی وضعیت این عمارت تاریخی برگزار کرد و درباره‌ی احتمال تخریب آن در ایام نوروز نیز بحث شد به همین دلیل پیشنهادهایی برای خرید این عمارت توسط شورای شهر و با کمک‌های مردمی مطرح شد، حتی بحث شد تا از سازمان مهندسان، نظام پزشکی و موسسه‌ی علوم پزشکی شهر همدان برای خرید این عمارت کمک گرفته شود و سپس این بنا به موزه‌ی «پزشکی» تبدیل شود، که متاسفانه هیچ‌کدام از این اتفاقات رخ نداد.

عمارت در دست تخریب جواهری در همدان

او با تاکید بر این‌که کمیسیون فرهنگی شورای شهر همدان قصد وارد شدن به بحث حفاظت از عمارت جواهری را داشت اما دیر هنگام بود، گفت: متاسفانه اداره کل میراث فرهنگی استان همدان به جای اینکه خود را وارد کار حفاظت و نگهداری از بناهای تاریخی که به عنوان لکه‌های تاریخی در سطح شهر هستند کند، بیشتر خود را سرگرم ثبت معنوی «آش» می‌کند.

وی یکی از عمده‌ترین مشکلات که باعث تخریب این بنای تاریخی شد را ندادن قیمت واقعی از سوی میراث فرهنگی و شهرداری به مالکان خانه‌های تاریخی دانست و افزود: آیا مدیریت شهری امکان حفاظت از 2000 متر مربع باغ در سطح شهر همدان را نداشت؟

او در پایان به تخریب تنها خانه‌ی تاریخی دارای «درِ سنگی» در همدان اشاره کرد وافزود: سال گذشته با وجود هشدارهای زیادی که دوستدارن میراث فرهنگی، هنرمندان و حتی بازیگران سینما دادند نیز باچنین وضعیتی روبه‌رو شدیم و باغ «بدیع‌الحکما» تخریب شد.

عمارت در دست تخریب جواهری در همدان

انتهای پیام


برچسب ها: خانه و باغ جواهری همدان ، نابودی عمارت جواهری همدان ، ایسنا ،

چهارشنبه 13 فروردین 1393

عمارت جواهری همدان تخریب شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،زیست بوم ،گردشگری ،گزارش تصویری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

 

 

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=109575&Serv=3&SGr=22

کد خبر : ۱۰۹۵۷۵ زمان مخابره: ۲۲ : ۴۷ -- ۱۳۹۳/۱/۱۲ | نسخه چاپی

عمارت جواهری همدان تخریب شد + عکس

باغ و عمارت جواهری که پیش از این بارها از سوی دوستدارن میراث فرهنگی بر حفاظت از آن تاکید شده بود تخریب شد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ خانه جواهری همدان یکی از بناهای منحصربه فردی بود که در اوایل دوره پهلوی اول و اواخر قاجاریه ساخته شد و اکنون توسط مالکان تخریب شد. این خانه در مجاورت جاده قدیم دره مرادبیگ و در کنار میدان بیمه در میان باغ بزرگی قرار داشت که در سال های اخیر درختان آن بریده شده بود. اما حالا مالکان با استفاده ازفرصت تعطیلات نوروز آن را به طورکامل نابود کردند.
 
این اتفاق در حالی صورت گرفت که تخریب عمارت ذوالریاستین و باغ بدیع الحکما که در همسایگی این باغ قرار داشت با واکنش فعالان مدنی و هنرمندان مواجه شد.
 
 
 
پیش از این فعالان مدنی درجلسه ای که با حضور اعضای شورای شهر و رئیس کمیسیون عمرانی همچنین رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهرتشکیل شده بود درخواست کرده بودند که این بنای کم نظیر را نجات دهند.
 
مهدی حجتی فهیم دوستدار میراث فرهنگی که از نزدیک شاهد تخریب این بنا بود می گوید : با نابودی این بناها عناصر قدیم معماری ما از بین می رود و ما برای آیندگان چیزی برجا نمی گذاریم. مسلما مالک ترجیح می دهد چنین بنایی را تفکیک کند و زمین آنرا بفروشد و یا آپارتمان بسازد، تا این که چنین بنایی را نگهداری کند. اما نهادهای دولتی باید پیش‌قدم شوند و از چنین آثاری پاسداری کنند.
 
 
این عضو انجمن نخبگان همدان می گوید: باید توجه داشت که مردم و شهروندان نیز باید دخیل باشند. مردم ما اگر آنقدر که به مسابقه فوتبال اهمیت می دادند به تاریخ و فرهنگ خود توجه می کردند ما هرگز شاهد چنین رفتاری با میراث تاریخی و طبیعی نبودیم. چرا به مسائل دیگر توجه می کنیم اما به تاریخ و فرهنگ خود بی تفاوت هستیم؟ در فیس بوک فراخوان می دهند موهایتان را امروز فرفری کنید بیایید فلان پارک جواب می دهد اما برای چنین مواردی هنوز ما ناکام هستیم. وقتی دولت کاری نمی کند مردم باید حساسیت نشان دهند و نهادهای مدنی را یاری دهند .
 
این پژوهشگر ادامه می دهد: نهادهایی مثل شهرداری، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، حفاظت از محیط زیست و در برخی از موارد حتا اداره آب و گاز که باید حافظ منابع و میراث باشند در تخریب دخیل هستند مثلا اداره راه و یا شهرداری برای ایجاد یک خیابان چند صد درخت را قطع می کند مشخص است که یک جای کار می لنگد. چه کسی باید پاسخگو باشد؟ متاسفانه همدان به سمتی می رود که برای اکوسیستم شهری کاری نمی توان کرد تقریبا باغی نمانده است که در مورد آن صحبت کرد .
 
 
حجتی فهیم می گوید: در گفتگویی که با رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر همدان و یکی از مسئولان میراث فرهنگی همدان داشتم ، گفتند که ما نتوانسته ایم خانواده مالک را قانع کنیم تا این بنا را در اختیار مردم قرار دهند .عضو شورا به من گفت این جا میراث فرهنگی می تواند وارد عمل شود متاسفانه باید گفت درمورد این بنا دیر اقدام کردند.
 
با نابودی عناصر فرهنگی معنویت مردم نیز نابود می شود و با وجود این تخریب ها ما چگونه می توانیم از هویت خود حرف بزنیم هربنا و اثری بیانگر نشانه های فرهنگی یک دوره خاص است و باید حفظ شود ما وقتی می گوییم همدان پایتخت تاریخ و تمدن است و بیشتر هم شعار است ، براساس همین آثار است و پس از نابودی این بناها حتی شعار هم نمی توانیم بدهیم.
 
 
امیرشهاب رضویان کارگردان سینما و فعال فرهنگی که در سال های گذشته برای حفظ آثار طبیعی و تاریخی همدان تلاش های بسیاری انجام داده است ، پس از شنیدن خبر نابودی عمارت جواهری می گوید: نابودی عمارت وباغ جواهری و بی توجهی نسبت به نگهداری عمارت باغ بدیع الحکما نشانه بی کفایتی مدیران شهر همدان است.»
 
وی در ادامه گفت: «درحالی که چند ماه پیش درمورد لزوم حفظ باغ و عمارت بدیع الحکما نامه ای با امضا 270 نفر از فعالان مدنی و فرهنگی شهر تنظیم کردیم، و برای وزارت کشور سازمان میراث فرهنگی، سازمان حفاظت محیط زیست ارسال کردیم و در جلسه ای حضوری با شهردار محترم موضوع را مطرح کردیم امروز شاهد تخریب کامل عمارت وباغ جواهری و تخریب بخشی از باغ بدیع الحکما هستیم، علاوه برتخریب بخشی ازعمارت بدیع الحکما بیشتردرختان باغ بدیع الحکما قطع شده و هیچ یک از مدیران شهر اقدامی در جهت جلوگیری از تخریب این باغ وبنا اقدام نکرده است و این یعنی بی کفایتی و بی توجهی نسبت به حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی شهر و نادیده گرفتن حق شهروندی و خواست شهروندان . آقایان اگرعرضه و لیاقت کار کردن ندارید حداقل استعفا بدهید که به مراتب اقدامی شرافتمندانه تر است.»
 
این هنرمند در ادامه می گوید: «معماری دوران صفوی شهر را قشون عثمانی و دیوار قلعه دور شهر را آقامحمدخان قاجار و معماری دوران قاجاری شهر را در بیست سال گذشته مدیران بی کفایت شهر نابود کرده اند. باغهای کمربند سبز دور شهر هم کماکان دارد نابود می شود و شهردار، استاندار، رئیس اداره حفاظت محیط زیست و رئیس میراث فرهنگی دست روی دست گذاشته اند و منتظرند دستی از غیب مانع تخریب ها شود.»
 
به گفته رضویان همدان در طی این سالها به شدت تخریب شده و کمیسیون ماده 5 بیشترین تاثیر را در تغییر کاربری ساختمانهای قدیمی و باغهای ارزشمند و تبدیل آن به آپارتمان و ساختمانهای تجاری داشته است. دیوان عدالت اداری هم که کارش شده حکم دادن به مالکانی که قصد تخریب بناهای قدیمی را دارند. ای کاش قانون گذاران ما در کنار بحثهای طولانی در مجلس شورا، کمی هم در مورد تغییر قوانین مربوط به حفظ ابنیه و باغهای ارزشمند کار می کردند. خلاء قانونی موجود فقط به نفع بساز و بفروشها و نابودکنندگان میراث فرهنگی و محیط زیست است.
 
حسین زندی


برچسب ها: خانه جواهری همدان ، میراث فرهنگی همدان ، امیر شهاب رضویان ، خبرگزاری میراث فرهنگی ،

دوشنبه 11 فروردین 1393

نمایشگاه نوروزی هگمتانه در آتش سوخت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،ایسنا ،

نمایشگاه نوروزی هگمتانه در آتش سوخت

http://www.isna.ir/fa/news/93011001660/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی

بخش‌هایی از نمایشگاه نوروزی صنایع دستی هگمتانه که در کنار موزه تازه ساماندهی شده هگمتانه در تپه هگمتانه برپا شده بود، صبح امروز (10 فروردین) در آتش سوخت.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این نمایشگاه که از 25 اسفند ماه سال گذشته توسط بخش خصوصی و اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان در تپه هگمتانه برپا شده است، با حدود 70 غرفه از اقلام فرهنگی و صنایع دستی قرار است تا 16 فروردین ماه امسال در این مکان برپا باشد؛ اما با آتش سوزی صبح امروز حدود 10 غرفه آن به طور کامل از بین رفت یا آسیب‌های جدی دید.

یکی از غرفه‌داران این نمایشگاه درباره علت آتش‌سوزی در محل نمایشگاه به خبرنگار ایسنا گفت: به گفته آتش‌نشانان حاضر در محل نمایشگاه به علت روشن بودن یک وسیله گرمایشی (هیتر) در یکی از غرفه‌های ابتدایی نمایشگاه با وزش شدید باد گرمای زیاد آن باعث بروز اتش‌سوزی در ساعت سه و بیست دقیقه صبح امروز شد.

ستاره بیابانی با بیان این که تا خاموش شدن آتش، شش غرفه ابتدایی نمایشگاه به طور کامل در آتش سوختند و چند غرفه نیز آسیب‌های جدی دیدند گفت: غرفه‌دارانی که در نمایشگاه مانده بودند در زمان شروع آتش‌سوزی قصد داشتند با استفاده از کپسول‌های آتش‌نشانی موزه هگمتانه آتش را خاموش کنند، اما متاسفانه این کپسول‌ها کار نمی‌کردند، بنابراین مسئولان غرفه‌ها موفق شدند با خیس کردن یک فیبر و قرار دادن آن مقابل دیگر غرفه‌ها از سرایت آتش به دیگر غرفه‌ها جلوگیری کنند.

او با بیان اینکه هیچ بنای تاریخی در این آتش‌سوزی در تپه هگمتانه آسیب ندیده است ادامه داد: به دلیل وزش باد شدیدی که شب گذشته در همدان رخ داد، چادر غرفه انتهایی نمایشگاه نیز که در کنار کلیسا در تپه هگمتانه قرار داشت نیز مهار نشد و داخل گودال فرانسوی‌ها افتاد.

از سوی دیگر به علت وزش باد شدید در همدان نمایشگاه اقلام فرهنگی و صنایع دستی نیز که در میدان باباطاهر و در محدوده آرامگاه باباطاهر قرار داشت نیز دچار آسیب جدی شد. یکی از غرفه‌داران این نمایشگاه - سعید حسام - نیز در این زمینه به خبرنگار ایسنا توضیح داد: با توجه به این که مسئولان نمایشگاه مسائل ایمنی را برای برپایی نمایشگاه رعایت نکردند و چادر غرفه‌ها را به طور کامل مهار نکردند، با وزش شدید باد و بارش باران در شب گذشته چادرهای غرفه‌ها ویران شدند و حتی نرده‌های آرامگاه نیز در این ویرانی آسیب دیدند. همچنین به دلیل بارش باران بسیاری از اقلام از بین رفتند.

یک فعال حوزه میراث فرهنگی در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت: در طول سال‌های گذشته نیز این گونه نمایشگاه‌ها در سطح شهر و در مکان‌های تاریخی برپا شدند که نهادهای مدنی در این زمینه به مسئولان میراث فرهنگی تذکرهایی را مبنی بر اشتباه بودن این اقدام داده بودند.

حسین زندی افزود: استان همدان نیازمند یک بازارچه دائمی برای برپائی نمایشگاه‌های مختلف صنایع دستی در مناسبت‌های مختلف است، اما متاسفانه در حالیکه بازار تاریخی باقی مانده از دوره صفویه در همدان اکنون به انبار تبدیل شده است، دیگر مکان‌ها مانند آرامگاه باباطاهر و تپه هگمتانه به مکانی برای برپائی نمایشگاه‌ها تبدیل شده‌اند.

به گفته وی، ورود بی‌رویه گردشگران و مسافران به این بازارچه‌ها، آتش‌سوزی‌ها و آسیب‌های دیگر به مرور این بناهای تاریخی را از بین می‌برد.


برچسب ها: بازارچه صنایع دستی همدان ، آتش سوزی در هگمتانه ، همدان ، میراث فرهنگی همدان ،

دوشنبه 5 اسفند 1392

غار کرفتو پنهان زیر آوار ناآگاهی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،روزنامه ها ،زیست بوم ،

گزارش فرهیختگان از حال و روز غار کرفتو

پنهان زیر آوار ناآگاهی

http://farheekhtegan.ir/fa/news/5298


حسین زندی


دیدن آثار طبیعی و تاریخی در کشور ما همیشه لذت‌بخش نیست و حس زیبایی، شکوه و غرور را به بیننده القا نمی‌کند. گاهی حسرت نابودی و از بین رفتن یک اثر تاریخی یا طبیعی انسان را متاثر می‌کند، گاهی جایگزینی یک سازه جدید در محل تاریخی و طبیعی و گاهی تجاوز به حریم آثار نگرانی به بار می‌آورد. یادگاری‌نویسی روی آثار باستانی، تاریخی و طبیعی یکی از این موارد است. خراش سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید، حتی نوشتن یادگاری روی درختان کهنسال از این نمونه است، اما یکی از وحشتناک‌ترین صحنه‌هایی که هموطنان در دل یکی از مهم‌ترین آثار طبیعی و باستانی کشور خلق کرده‌اند و یک صحنه منزجر‌کننده پدید آورده‌اند، در غار کرفتو است. این پدیده یک عارضه ضدفرهنگی است که می‌تواند در نشان دادن عقب‌ماندگی اجتماعی بعضی از گردشگران این منطقه مفید باشد. این غار در استان کردستان و 31 کیلومتری شمال‌غرب شهر دیواندره و در مسیر شهرستان سقز واقع شده است. بخش‌هایی از این غار عظیم، دست‌کَند است و کتیبه‌هایی از دوران پیش از تاریخ و آثاری از دوره‌های مختلف تاریخی در این اثر شگفت‌انگیز به یادگار مانده است. این غار در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شماره ثبت ۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده ‌است. افزون بر زباله‌هایی که جزء جدانشدنی محوطه‌های گردشگری کشور ماست بازدیدکننده در این غار با دو پدیده مهم روبه‌رو می‌شود؛ یکی بوی تعفن فضولات که در عمق غار به دلیل کمبود محفظه و مجرای کافی بسیار آزار‌دهنده است، اما مهم‌ترین فاجعه دیوارنوشته‌های این غار تاریخی است. تمام دیواره‌های این غار عظیم مملو از دیوارنوشته و یادگاری است. جالب اینجاست که قدیمی‌ترین این نوشته‌ها مربوط به کوهنوردانی است که در دهه 40 و 50 وارد این غار شده‌اند و دیگر تخریب‌ها مربوط به سال‌های اخیر است. همان‌طور که گفته شد در بیشتر آثار این کشور این پدیده مشاهده می‌شود اما غار کرفتو یک پدیده نادر است. در مورد علل چرایی این پدیده دلایل مختلفی بیان می‌شود، یکی از این موارد علت روانی و رفتاری است. یک روانشناس در این منطقه می‌گوید: یکی از ناهنجاری‌های شایع در جوامع، افزایش آمار افرادی است که به تخریب اموال عمومی و فرهنگی دست می‌زنند، این نوع ناهنجاری با نام وندالیسم شناخته شده است. افرادی که در خانواده یا جامعه بیش‌ازحد مورد توجه بوده‌اند و همین‌طور دسته‌ای از افراد که مشکلات و بحران‌های روحی شدیدی را در زندگی خود داشته‌اند در مواجهه با شکست، درصدد انتقام‌جویی به منظور جبران مشکلات با پرخاشگری و صدمه‌زدن به اشیا برمی‌آیند که این خود یک نوع تخلیه انرژی ناشی از ناراحتی‌های درونی افراد است. آرزو احمدی دیوارنویسی‌های غار کرفتو را ناشی از این بیماری می‌داند و می‌گوید: مسائل و مشکلات خانوادگی در دوران کودکی تاثیر زیادی روی رفتار فرد در آینده می‌گذارد و در بسیاری از موارد به تخریب اجتماع به روش‌های مختلف (تخریب اموال عمومی مثل: تلفن‌های همگانی، کتاب، اتوبوس و...، میراث فرهنگی، آسیب رساندن به ورزشگاه توسط طرفداران ورزشی بعد از پیروزی تیم رقیب و حتی تخریب سایت‌های اینترنتی و...)، منجر شده که درنهایت می‌توان گفت فرد تمایل به بروز رفتار بزهکارانه دارد.
عوامل روانی و اجتماعی مانند: احساس درماندگی، اجحاف، ورشکستگی، دلتنگی و ناکامی که منجر به بیزاری فرد از خود و اجتماع می‌شود نیز در ایجاد این مشکل دخیلند و حتی در مواردی، خصوصا در دوران کودکی، دیدن رفتار پرخاشگرانه و آسیب‌رسانی توسط همسالان و هم‌گروه‌ها می‌تواند به عنوان یک نوع یادگیری اجتماعی بر افراد دیگر گروه و اجتماع نیز تاثیرگذار باشد. این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: از مواردی که می‌تواند تا حد زیادی این معضل را در جامعه کاهش دهد می‌توان به آموزش کودکان در خانواده و مدرسه، استفاده از تصاویر و پوسترهای آموزشی و تبلیغاتی متنوع، آموزش از طریق رسانه‌های جمعی (آموزش از طریق برنامه‌های شاد و کارتون برای کودکان)، مشارکت دادن افراد در کارهای مدرسه (به‌عنوان نمونه تمیزکردن کلاس‌ها و سرویس‌های بهداشتی که توسط معلمان و دانش‌آموزان ژاپنی در پایان کلاس‌های مدرسه انجام می‌گیرد) و اجتماع که منجر به ملزم دانستن خود به احترام بیشتر به قوانین و مقررات می‌شود، ایجاد کانون‌های فرهنگی و مجتمع‌های ورزشی توسط شهرداری‌ها در سطح گسترده به منظور تخلیه انرژی نوجوانان و بزرگسالان اشاره کرد. آرزو احمدی می‌گوید: نباید از نقش نهادهای مدنی در آموزش مردم غافل شد. افزون بر این بیماری روانی و رفتاری دلایل اجتماعی نیز دارد. نادیده گرفته‌شدن فرد از سوی جامعه، عقده‌گشایی مخالفت با وضع موجود، مطرح شدن، کتیبه‌نگاری به شیوه پیشینیان، ناآگاهی و نبود آموزش، ترس از مرگ و فراموش شدن پس از مرگ جزء عواملی هستند که باعث می‌شود فرد اقدام به کتیبه‌نگاری به شیوه غارنشینان کند. از آنجا که بشر می‌خواهد اثری از خود بر جا بگذارد تا جاودانه شود و با توجه به اینکه یکی از خاستگاه‌های هنر نقاشی غار است چنین رفتاری از او سر می‌زند.
به گواه پژوهشگران، ایرانیان مردمی شفاهی به شمار می‌آیند و تنبل‌ترین افراد در نوشتن هستند. اما در اینجا به راحتی خلق اثر می‌کنند و یادگار از خود به جا می‌گذارند. مورد دیگری از این کتابت‌ها که در جامعه وجود دارد بر در و دیوار دستشویی‌های عمومی است، خلق اثر در این تابلوها نیز از شاهکارهای برخی از شهروندان است که به نظر می‌رسد تنها در کشور ما این خلق صورت می‌گیرد. اما شیوه برخورد با این بیماری چگونه است آیا نباید چنین مشکل رفتاری را درمان یا مهار کرد؟ مسلما اگر مسئولان اقدام کنند به راحتی می‌توانند از چنین تخریب‌هایی جلو‌گیری کنند.
این پدیده شگفت‌انگیز طبیعی و باستانی در بیشتر مواقع راهنما ندارد. استخدام چند راهنما در عین حال که از تخریب می‌تواند جلوگیری ‌کند به آموزش بازدیدکنندگان نیز کمک ‌کند.
در سال‌های اخیر در بسیاری از اماکن به صورت غیرضروری تابلویی نصب شده با این مضمون «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است» حتی در اماکن آموزشی، دانشگاه‌ها، خیابان‌ها و گاهی در مقابل دستشویی و... آیا نمی‌توان چنین تابلویی در محوطه اینچنین شگفت‌انگیز نیز نصب کرد؟ و از این فناوری در چنین فضاهایی نیز بهره برد؟
ارزان بودن بلیت ورودی این آثار از دیگر علل تخریب‌هاست چرا که باعث شده کشور گردشگری تخصصی را تجربه نکند و حس مسئولیت‌پذیری بازدیدکنندگان کمرنگ شده است.
بازدید‌کنندگان این غارها دو گروهند، کسانی که برای ایجاد اثر به این غار می‌آیند و بازدیدکنندگانی که برای تاسف خوردن و حسرت به اینجا قدم می‌گذارند چرا که گروه دوم از زیبایی‌های غار چیزی نمی‌بینند و آنچه مشاهده می‌کنند این است که غار در زیر ابر ناآگاهی پنهان شده است.


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، غارکرفتو ، کردستان ، دیواندره ، غارهای ایران ، آلودگی غارها ، وندالیسم ،

هنرمندی که با حلبی یادگاری می‌سازد

روزگار فراموش شده پیرمرد «حلبی‌ساز»

حسین زندی


در طول یک قرن گذشته و با ماشینی شدن جوامع صدها حرفه و شغل و هنر دستخوش تغییر و نابودی شده و اهمیت ندادن به این حرفه‌ها روند از بین رفتن آنها را تسریع کرده است. در حالی که برخی از این مشاغل قابلیت تقویت صنایع‌دستی، گردشگری و موزه‌داری را دارند. حلبی‌سازی یکی از این موارد است که به مرور در حال فراموشی است، اما به تازگی یکی از پیشکسوتان این حرفه در همدان اقدام به بازیابی و تولید ده‌ها نمونه از این اشیا کرده تا مردم را با مشاغل و یادگارهای گذشتگان آشنا کند. محمدباقر ضرابیان متولد سال 1313 همدان است. او تا سال 1332 به شغل پدری، یعنی حلبی‌سازی مشغول بود، اما این کار را رها کرد و فروشندگی وسایل ماشین را پیش گرفت. او 56 سال از شغل حلبی‌سازی دست کشیده بود ولی سال 1390 تصمیم گرفت نمونه‌ای از اشیا و آثار حلبی که در گذشته استفاده می‌شد را بسازد و در مجموعه‌ای به میراث فرهنگی اهدا کند. او در طول دو سال توانست 110 قطعه از این ابزار و اشیا را بسازد. ویژگی کارهای ضرابیان در ظرافت آنهاست که با نمونه‌ای دیگر قابل مقایسه نیست. به همین مناسبت گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:

‌ چه چیزی شما را به سمت این کار کشاند؟
سال 1390 روزی با خودم گفتم خدایا به من کمک کن تا چند قطعه‌ از میراث قدیم بسازم تا این میراث به کلی نابود نشود چون دیگر قابل استفاده نبودند. وقتی شروع کردم تعدادی از این آثار و وسیله‌ها را ساختم مورد تایید و تشویق میراث فرهنگی قرار گرفتم و در 12 نمایشگاه شرکت کردم. سه لوح از 12 لوح تقدیری که دریافت کردم لوح برتر است و مقام اول کشور را در این رشته به دست آوردم.
‌شغل شما چه بود؟
شغل پدرم حلبی‌سازی بود و شغل من هم تا سال 1332 همین بود، اما تا سال 90 از این کار دست کشیدم چون این کار کمرنگ شده بود. در این مدت مشغول فروش قطعات ماشین بودم. اما می‌خواستم این یادگار را از خود بجا بگذارم، بنابراین 110 قطعه وسیله و ابزار حلبی ساختم و به میراث فرهنگی اهدا کردم.
‌آثاری که به میراث داده‌اید کجا قرار است نگهداری شود؟ به موزه خاصی می‌رود؟
این آثار را به میراث فرهنگی اهدا کردم که قرار است موزه‌ای درست کنند و اینها را در آنجا به نمایش بگذارند تا اینکه نسل‌های بعد متوجه شوند ما با چه وسیله‌هایی زندگی می‌کردیم.
‌کارهای شما شامل چه وسیله‌هایی است؟
وسایلی از قبیل زیرآب حمام، زیرآب حوض، چراغ فتیله‌ای و نماد آرامگاه بوعلی و... .
‌چه مدت‌زمانی را برای ساختن این قطعات صرف کردید؟
از سال 1390 تا اوایل 1392 روی این آثار کار کردم. یعنی حدود دو سال که مهم‌ترین آنها نماد آرامگاه بوعلی است که پنج ماه روی آن کار کردم و آنها را اهدا کردم به میراث فرهنگی همدان.
‌هنوز هم این کار را ادامه می‌دهید؟
فعلا نه اما امیدوارم بتوانم قطعات دیگری را هم بسازم.
‌اسامی همه قطعات و کاربردشان را نوشته‌اند؟
بله همه فهرست شده است. قرار است یک کتاب به نام چهره ماندگار همدان منتشر کنند و این آثار و کاربردشان را در آن بیاورند.
‌همه این وسایل کاربردی و قابل استفاده بوده‌اند؟
بله همه اینها را آن زمان استفاده می‌کردیم به جز چند قطعه مثل نماد آرامگاه. اما امروز اینها به صورت شیء تزئینی است. هرچند امروز هم قابل استفاده است اما با وسایل و نمونه‌های جدید، دیگر از اینها استفاده نمی‌کنند.
‌چرا کسی تمایلی به حلبی‌سازی نشان نمی‌دهد؟ و چرا حلبی‌سازخانه همدان از بین رفته است؟
گفتم که نمونه‌های جدید آمد، خریدار کم شد و این روزها هم جنس چینی اجازه فعالیت به سازندگان ایرانی را نمی‌دهد. استادکارها هم یا از دنیا رفتند یا از این کار دست کشیدند.
‌چرا شما اقدام به تولید انبوه نمی‌کنید؟
باید بگویم مشکل زیاد است. ارائه کردن سرمایه، کارگاه، سوله، ابزار آموزشی برای دانش‌آموزان و امکانات مناسب بهداشتی که کار کردن در آن جا میسر باشد، کار یک فرد نیست. باید نهاد یا اداره‌ای این وظیفه را به عهده گیرد.
‌این روزها حلبی‌سازخانه‌های همدان چه وضعیتی دارند؟
همه شده است بوتیک لباس و دیگر کسی کار نمی‌کند.
‌تا زمانی که شما فعالیت می‌کردید چه تعداد حلبی‌سازی در همدان فعال بود؟
بیش از 60، 70 کارگاه با چندین کارگر و شاگرد فعال بودند.
‌تولیدات شما در همدان فروش می‌رفت یا به جزء همدان به جاهای دیگر هم صادر می‌شد؟
اطراف همدان، روستاها و برخی شهرهای همجوار خریدار این اجناس بودند، چون مرغوب‌تر از کارهای شهرها و استان‌های دیگر بود.
‌مواد اولیه از کجا تامین شد؟
بعد از جنگ جهانی دوم یعنی شهریور 1320 که من حدود هشت سال داشتم، پدرم مغازه را ترک کرد و آمد منزل و در منزل کار می‌کرد. من هم پیش او در خانه این حرفه را آموختم. بعد از جنگ یعنی پس از سه سال به مغازه پدر رفتم و حلبی‌ساز شدم. این کار تا سال 1332 ادامه داشت اما پس از آن از این کار دست کشیدم. آن زمان نفت از روسیه و انگلیس در داخل بشکه‌های حلبی می‌آمد. نفت را خالی می‌کردند، می‌فروختند و ما حلبی‌ها را می‌خریدیم و این ابزار و وسیله‌ها را می‌ساختیم.
‌تاریخچه حلبی‌سازی به چه دوره‌ای برمی‌گردد؟
من تا جایی که اطلاع دارم به 200 سال قبل برمی‌گردد. البته همیشه مواد اولیه از خارج می‌آمد تا اینکه ورق گالوانیزه وارد شد.
‌حلبی‌سازی چه تفاوتی با آهنگری داشت؟
آهنگری مساله جدایی است که با کوره، دم و... سروکار دارد اما حلبی‌سازی ابزار دیگری دارد.
‌فرزندان شما با این حرفه آشنا هستند؟
یکی از دخترانم و پسرم پزشک هستند و یک دخترم دبیر آموزش و پرورش. کسی را ندارم که این کار را ادامه دهد.
‌آرم و نشانه‌ای که روی کارهای شما حک شده چیست؟
از جنس لاتون بوده که فلز خیلی نرمی است و با چکش و مهر سازگاری دارد و پرس می‌شود.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4817


فرهیختگان 28 بهمن 92

شماره 1316

روزنامه همشهری همدان 61 91


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، حلبی سازی ، محمد باقر ضرابیان ، صنایع دستی همدان ، همشهری همدان ،

یکشنبه 20 بهمن 1392

فعالان کرد غایبان اصلی نشست تشکل های غیر دولتی کشور

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،

فعالان کرد غایبان اصلی نشست تشکل های غیر دولتی کشور
حسین زندی - نشست هم اندیشی معاونت برنامه ریزی وسرمایه گذاری سازمان میراث فرهنگی با سازمان های غیردولتی حوزه های میراث فرهنگی ،گردشگری وصنایع دستی کشور روز دوشنبه 6 دی ماه با حضور نمایندگان بیش از  تشکل مردم نهاد  و مدیران میراث فرهنگی برگزارشد.
 دراین مراسم دکتر حجت قائم مقام  و معاونت سازمان میراث فرهنگی ، دکتر شیرکوند معاون سرمایه گذاری ، دکتر امینی مدیر کل مشارکت های اجتماعی وزارت کشور و تعدادی از مدیران سازمان میراث فرهنگی  حضور داشتند وپس از طرح سوال و مطالبات نمایندگان انجمن های غیر دولتی به  برخی پرسش ها پاسخ گفتند .پس از گذشت 8 سال این اولین نشست رو در رو با مسئولان بود که فعالان مدنی توانستند با صراحت به ارئه دیدگاه های خود بپردازند و مدیران ارشد یک حوزه به صورت تخصصی در یک جلسه 4 ساعته پاسخگوی مباحث مطرح شده باشند.
اما مسائلی مانند حضور کمرنگ برخی استان ها در این جلسه و نشست های مشابه پرسش بر انگیز است . از استان های کردستان ، کرمانشاه ، ایلام و لرستان تنها نماینده استان کرمانشاه در جلسه حاضر بود سیامک فتاحی دبیر انجمن ژین و ژینگه زاگرس با انتقاد از وضع موجود در استان های  حوزه زاگرس گفت: من پیشنهاد می کنم یک سیستم ارتباطی و شبکه ای اینترنتی برای تسهیل روابط بین سازمانی در نظر گرفته شود تا اگر انجمن ها و نهاد ها خواستند همسویی و همراهی داشته باشند بتوانند از این فرصت استفاده کنند تا درگیرسیستم بروکراتیک و اداری ومراجعه مستقیم نشوند. فتاحی در بخشی از سخنان خود گفت: باید بگویم ما هدف بزرگی داریم و هدف کوچک مارا راضی نمی کند ما نمی توانیم تنها صرف داشتن یک مکان و برگزاری یک جلسه خود را راضی کنیم ما فضا و امکان فعالیت می خواهیم باید فراتر از برگزاری جلسه و نشست فکر کنیم.موضوع دیگر این است که ما مگر تنها در اقتصاد ساخت وساز می توانیم پیشرفت داشته باشیم ؟ مگر کشورهایی که اقتصادشان متکی به صنعت گردشگری است ضرر می کنند؟ به طور مثال ترکیه مراسمی به اسم مولویه دارد ،به مناسبت روز بزرگداشت مولوی  هزاران گردشگر خارجی به ترکیه سفر می کنند اما ما که در ایران صدها نمونه از این مراسم داریم استفاده نمی کنیم .
پس ازپایان نشست از این فعال مدنی پرسیدم علت حضور نداشتن فعالان استان های یاد شده در این مراسم چیست ؟ فتاحی در پاسخ گفت: نهادها و انجمن هایی که در دوره اصلاحات شکل گرفته بودند و فعالیت می کردند به دلایل مختلف از فعالیت باز ماندند.و نیرهای مدنی جدید هم در طول این سالها شکل نگرفته است تا جایگزین شودو متاسفانه باید گفت انجمن فعالی در این استان ها وجود ندارد.در این رهگذر هم نهادهای دولتی مقصرند ،هم نهادهای مدنی . محدودیت های ایجادشده از سوی دولت در 8 سال گذشته از یک سو وبی تفاوتی فعالان مدنی وشهروندان به این نوع تلاشگری از سوی دیگر به این مسئله دامن زده است . ما امیدواریم با شرایط بوجود آمده وضعیت بهتری پیش رو داشته باشیم به همین دلیل از شهروندان تقاضا داریم که در زمینه نهادسازی تلاش کنند ، چرا که مسائلی مانند محیط زیست ، میراث فرهنگی و طبیعی تنها از طریق مشارکت های مدنی امکان پذیر است.
چرایی این مشکلات نیازمند بررسی علمی از سوی جامعه شناسان و متخصصان حوزه های اجتماعی است.اما از آنجا که تجربه کارگروهی در میان شهروندان کرد سابقه دراز مدتی دارد انتظار می رود در زمینه فعالیت های مدنی نیز گرایش بیشتری باشد ، اما چنین نیست . یکی از آسیب های  موجود فعالیت گروه های سیاسی و زیر زمینی در منطقه است که علت بدبینی نهادهای دولتی به شکل گیری انجمن ها را پدید آورده است و گاهی جذب افرادی که انگیزه کار گروهی و جمعی را دارندتوسط این جریان ها متاسفانه راه را برای فعالیت تشکلهای مدنی قانونی بسته است .و بی اطلاعی کارشناسان دولتی این حوزه از دیگر عوامل و موانع موجود است.
امروز بیش از هرزمانی بستر سازی و ایجاد فضای باز اجتماعی برای تلاشگران این عرصه می تواند از تقویت جریان های سیاسی که تا امروز نتوانسته اند کارنامه مثبتی از خود برجا بگذارند جلوگیری می کند اما سیاستمداران باید به این نکته توجه کنند و به این سوال پاسخ دهند که آیا نهاد مدنی می خواهند یا نه؟ فعال اجتماعی می خواهند یا نه؟ اولین گام در این زمینه برداشتن نگاه امنیتی از این عرصه است و اینکه به فعالیت فرهنگی و اجتماعی به جای تهدید باید به عنوان یک فرصت مهم نگاه کرد. اموزش جوامع محلی در جهت ایجاد حس مسئولیت پذیری شهروندان ، توسط سازمان های مردم نهاد ، همچنین توانمند سازی فعالان مدنی ضرورت امروز جامعه است و به نظر می رسد با توجه به برنامه ها و شعارهای مسئولان دولتی در زمینه جامعه مدنی و حقوق شهروندی رویکرد مثبتی در جذب مشارکت های مدنی وجود دارد فعالان کرد نیز در دست یابی به مطالبات خود از طریق نهادهای مدنی موفق تر خواهند بود.و حضور نداشتن در این عرصه ها برابر است با از دست دادن فرصت ها و بی توجهی به مطالبات اجتماعی و فرهنگی شروندان یک جامعه ، به همین دلیل مشارکت در تلاش های اجتماعی یک ضرورت است. 


برچسب ها: فعالان کرد ،

گفت و گو با محمد ابراهیم زارعی، مدیر گروه باستان شناسی دانشگاه بو علی سینا

بدون کمک مردم، حفاظت از کاوش‌ها محال است





http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107987&Serv=13&SGr=49

یکی از مشکلاتی که در باستان‌شناسی کشور وجود دارد، حفاظت از مناطق کاوش شده است. 
بیشتر تپه‌ها و مناطق کاوش شده، پس از بررسی به حال خود رها و در بیشتر موارد به محلی برای
 حفاری‌های غیر مجاز تبدیل شده است. برای بررسی این موضوع با «محمد ابراهیم‌ زارعی»،
 باستان‌شناس و مدیر گروه باستان‌شناسی دانشگاه بوعلی سینا گفت‌ و گو داشتیم.


به نظر شما برای حفاظت از مناطقی که پیشتر حفاری شده است، چه راهکارهایی وجود دارد ؟
کاوش­های ما به چند دسته تقسیم می­شود؛ یک دسته کاوش­هایی است که در نتیجه انجام پروژه­های عمرانی کشور مانند جاده‌کشی، به آن برخورد می­کنند و از سازمان میراث فرهنگی خواسته­ می­شود، در آن ناحیه کاوش­هایی صورت گیرد. دسته دیگر کاوش­ها نیز ممکن است در راستای همین ساخت و سازها انجام بپذیرد، چنانکه ممکن است در طی یک پروژه آثاری به زیر آب رفته یا از بین برود. این کاوش­ها در نتیجه پروژه مطالعاتی سدهایی است که در کشور اجرا می­شود که تعداد زیادی از کاوش­ها در حوضه آبگیر سدها انجام می­گیرد. زیرا ممکن است با آب­گیری سد این آثار به زیر آب برود.
 
دسته دیگر از کاوش­ها بر اساس سوال، طرح مسئله و فرضیه صورت می­گیرد. تعداد این کاوش­ها چندان زیاد نیست. مثلا ما سوالاتی داریم که باید به آنها پاسخ داده شود و به این منظور ناچار باید به جستجو و کاوش پرداخت. برای انجام چنین کاری اعتباری در نظر گرفته می­شود. اعتباراتی هم برای این که ما آثار را از زیر خاک درآوریم تخصیص می­یابد. باید دید این آثار در چه سطحی است؟ چه حدودی را در برمی­گیرد؟ در این حدود تا چه حد امکان کاوش وجود دارد؟ پس از کاوش تا چه اندازه به فکر حفاظت از این اشیاء هستیم؟
 
از همه مهمتر، حفاظت است. درباره سدها، تنها در دو - سه حالت است که امکان حفاظت وجود دارد چرا که در حال رفتن به زیر آب است. البته می­خواهم بگویم حتی اگر پس از کاوش و آب­گیری سد متوجه آثاری شدیم که آثاری به زیر آب رفته، ممکن است 200-300 سال آینده در کشوراتفاقاتی بیافتد و بتوانند این آثار را سالم از زیر آب بیرون آورده و نگهداری کنند. بنابراین باید آن را هم به نوعی محافظت کنیم، یعنی اگر خاکی برداشتیم و ترانشه ایجاد کردیم، مجددا پس از ثبت و ضبط دقیق گزارش روی آن را بپوشانیم و خاک را سرجایش بریزیم.
 
 حرف من گزینه سوم است.به قول شما پرسش و فرضیه­ای هست. ما باید در نظر داشته باشیم که پس از کاوش باید مشخص کنیم، چقدر کاوش کردیم؟ چقدر هزینه کاوش است؟ چقدر هزینه حفاظت است؟ از چه سیستم حفاظتی استفاده می­کنیم؟ مثلا در زمینه حفاظت یک روش داریم که می­توان سازه را کاهگل کرد. یا برای حفاظت از شیوه­های سنتی استفاده کرده و روی دیوارها را متناسب با نواع مصالح آن، دیوار را اندود کنیم. پیش از زدن کاهگل باید از لایه­های دیگری نیز استفاده کرد. پرسش من این است که آیا این اتفاق در کاوش های ما می­افتد؟
 
منظورتان از لایه­های دیگر چیست؟
 
 مثلا خاک یا لایه نرم دیگری که به دیوار آسیب نزند.
اگر دیوار ما آجری یا خشتی باشد، آسیب نمی­زند. ما نمی­توانیم روی یک دیوار عمودی خاک بریزیم چون آن را نمی­پوشاند. می­توان از گونی یا پلاستیک استفاده کرد اگرچه پلاستیک هم چندان مناسب نیست. می­توان از گونی استفاده کرد و سپس روی آن را کاهگل زد. نگهداشتن سطح عمودی بسیار دشوار است و گرنه روی سطح افقی دیوار می­توان این کار را انجام داد. اما مناسب‌ترین چیزی که فعلا می­توان در کاوش­ها از آن استفاده کرد، همین کاهگل است. اما همین کاهگل هم زمانی کارساز است که یک حفاظ هم برای آن در نظر بگیریم. یا اینکه اگر واقعا امکان حفاظت وجود ندارد، پس از کاهگل کردن روی آن گونی پلاستیکی گذاشته و با خاک بپوشانید. اگر نمی­توان آن را زیر یک سقف مناسب گذاشت بهترین راه حل همین است.
 
اگر آن ترانشه برای بازیدید مناسب باشد و نگاه کردن به آن اطلاعاتی به بازدید کننده بدهد، بهتر است بودجه­ای برای مسقف کردن آن اختصاص داده شود. مانند کاری که در بخش­هایی از هگمتانه صورت گرفته است با وجودی که خیلی ابتدایی است توانسته معماری آن را نجات دهد. بنابر این اگر ما بتوانیم این کار را به صورت مناسب­تری انجام دهیم یک اثر را برای مدت طولانی می­توانیم حفظ کنیم و برای بازدید عموم از آن استفاده کنیم. شاید گزارش­های تخصصی باستان­شناسی را 50 نفر ببینند ولی چنین آثاری را گردشگران بسیاری مشاهده خواهند کرد و بازخورد زیادی دارد.
 
اما همین کار نیز شرایط ویژه­ای دارد؛ بازدید کننده­گان از چه فاصله­ای می­توانند اثر را ببینند و روی آن بروند؟ چگونه باید این اثر را مسقف کرد؟ حفاظت آن باید مداوم باشد. نکته مهم­تر این است که ما بتوانیم آن را به خوبی معرفی کنیم.مثلا نقشه کاملی از آن را به بازدیدکننده نشان دهیم تا کسی که اثر را می­بیند بداند که با یک اثر معماری با این ساختار رو به رو است.
 
مسئله­ای که با آن روبه رو هستیم این است که از تخت جمشید و تخت سلیمان تا تپه هگمتانه و تپه پیسا، باستان­شناسی یک پروژه را گرفته و کاوش­هایی را انجام داده و پس از مدتی اثر را به حال خود رها کرده­اند، نمونه­اش کاوش­های تپه پیسا است که عشایر در اوایل بهار روی آن چادر می­زنند یا هگمتانه که ترانشه­های آن پر از آب می­شد یا حریم آن را آتش می­زنند. البته این مسائل در همه مناطق وجود دارد ولی در اینجا وقتی از باستان­شناس سوال می­پرسی، او به نهاد متولی یعنی میراث فرهنگی ارجاع می­دهد، میراث فرهنگی به کارشناس میراث و کارشناس به باستان شناس. این درحالی است که وقتی کار کاوش به پایان رسید باید فکری به حال آن کرد. این فاصله را چگونه می­توان پر کرد؟
ببینید کسی که طرح را ارائه می­دهد و می­گوید من در اینجا می­خواهم کاوش انجام دهم، باید فکر حفاظتش را هم بکند. اما اگر باستان­شناس این توانایی را ندارد و میراث فرهنگی هم برای حفاظت از آن کاری نمی­کند، بهتر است کاوش چندان گسترده نباشد. اگر امکان حفاظت نیست بهتر است اصلا کاوشی صورت نگیرد. چون یکی از بحث­های مهم در کار ما این است که باید کاوش­هایمان هدفمند و هدفدار باشد. که گاه نادیده گرفته می­شود. سازمان متولی باید از باستان­شناس بخواهد که بخشی از بودجه را به حفاظت اختصاص دهد. یا دست­کم روی آن را بپوشاند تا باد و باران به اثر آسیب نزند. در غیر این صورت نباید اجازه کاوش داده شود. زیرا اگر اثری زیر خاک بماند، امکان سالم ماندش بیشتر از این است که مثلا دیوار 5-6 هزار ساله را از زیز خاک بیرون بیاورند و به حال خود رها کنند تا باد و باران آن را تخریب کند.
 
بنابراین کاوشگر و متولیان امر باید باهم هماهنگ باشند. ناظر و هدایت­کننده طرح که سازمان میراث فرهنگی است، پژوهشکده و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی هست، شعبه­های استانی سازمان هست که باید به توافق برسند که چه مقدار کاوش انجام شود؟ کجا این کاوش­ها صورت گیرد؟ هدف از این کاوش چیست؟ آیا سوال و فرضیات ما مناسب است یا تنها می­خواهیم چند نفر این اثر را ببینند؟
 
باید جلوی کاوش­های اضافی گرفته شود. کاوش­هایمان باید هدفمند، بابرنامه و محدود باشد. باید تا آنجا که ممکن است با کاوش­های میدانی مشکل را حل کنیم. ولی اگر لازم باشد کاوش­ها را در سطح گسترده­تر انجام دهیم تا بافت جایی را مشخص کنیم، در این حالت بیش از هرچیز باید به فکر حفاطتش باشیم. باید برنامه حفاظتی این را از پیش تعیین کنیم تا پیش از فصل سرما و رسیدن برف و باران برای آن سقفی در نظر گرفت. باید تمهیدی اندیشید که آب در درون این ترانشه­ها جمع نشود چون این بزرگترین اشتباه است.
 
این موارد در واقع برای آینده است. مسئله ما این است که خیلی از کاوش­های انجام شده در حال تخریب است که ظاهرا برای این کار بودجه­ای هم در نظر گرفته نشده است. چندیست استفاده از نهادهای خصوصی مطرح شده است­، مثلا شرکتی برای تبلیغ محصولاتش محوطه­ای را پوشش شیشه­ای بزند یا اینکه داربست­های جدیدی را با نظارت میراث بزند و خودش هیچ بهره­ای جز کار تبلیغاتی از آن نبرد. به نطر شما این راهکارها تا چه اندازه می­تواند مفید باشد؟
در حال حاضر، پاسخ گفتن به این سوال خیلی دشوار است. این تنها یک پیشنهاد است که باید به صورت طرح در آید و یک نمونه عینی هم معرفی کند. در یک کارگروه تخصصی، برنامه­ای مدون برای آن در نظر گرفته و بررسی کنند و متخصصان نظر دهند که آیا این کار مناسب است یا خیر؟ در میراث فرهنگی کمیته فنی وجود دارد که می­تواند درباره کارایی طرح نظر دهد.
 
خود میراث فرهنگی در شرایط فعلی با هزینه کمتر چه می­تواند بکند؟ برخی کارهای گذشته و حال چندان توجیه منطقی ندارد و فاجعه است. به نظر می­رسد باید بودجه­ای برای حفاظت از آن­ها در نظر گرفته شود. این حفاظت دو راه دارد. اگر جایی را باز کردیم و برای بازید عموم مناسب بود مسقف کنیم ولی اگر جایی بود که کسی آن را نمی­بیند، پس از اتمام کار نقشه­برداری کرده و پس از ثبت و ضبط، روی آن را بپوشانیم تا حفظ شود. آثاری در حال تخریب و نابودی است که مستندات اصلی ما هستند و ما باید در جهت حفظ و نگهداری آن از روش­های درستی استفاده کنیم. البته برای این روش­های حفاظتی هم باید طرح داشته باشیم و از مصالح متناسب با منطقه استفاده کنیم.
 
  بیشتر تپه­های باستانی پس از کاوش رها شده و به مرکزی برای حفاری­های غیر مجاز تبدیل شده است. گاهی به جای یگان حفاظت از نیروی انتظامی استفاده می­شود. برای حفظ این آثار علاوه بر موارد فنی که گفتید چه تعداد نیروی انسانی نیاز است که میراث فرهنگی می­تواند تامین کند؟
تا زمانی که مردم از نظر فرهنگی به این آگاهی نرسند که خودشان باید میراث گذشتگانشان را حفظ کنند، محال است، بتوانیم کاری کنیم. تصور کنید همدان 2000 اثر دارد شاید 500تا از این آثار بنا است و 1500تا تپه، اگر بخواهیم برای این 1500 اثر محافظ بگذاریم در سه شیفت سه نفر باید بگذاریم که می­شود 4500 نفر. این اصلا امکان­پذیر نیست. به نظر من بهترین راه، ورود مردم به این عرصه است. زمانی انجمن­های دوستدار میراث فرهنگی وجود داشت که نمی‌دانم چه بر سرشان آمد؟ اگر دوباره این انجمن­ها احیا و فعال شوند، از شوراهای شهر و روستا استفاده شود، بهترین راه کمک به میراث فرهنگی NGO ها هستند. این سازمان­های مردم نهاد می­توانند به مردم آگاهی دهند تا مردم خودشان از این آثار محافظت کنند. مثلا اگر در یک روستا که تپه­ای تاریخی دارد، ده نفر عضو انجمن داشته باشیم که کارت فعالیت در انجمن دارند بدون چشمداشت مالی از آن اثر محافظت می­کند و سالیانه کتاب یا بوشوری که به آگاهی بیشترش کمک می­کند در اختیار او قرار می­دهیم. این افراد با دانش و آگاهی خود می­توانند در نگهداری از آثار تاریخی و جلوگیری از حفاری غیرمجاز یا تخریب بسیار مفید باشند. درغیر این صورت ما بیش از یک میلیون نیروی کار می­خواهیم که این اصلا برای دولت امکان­پذیر نیست.
نه در این شرایط که در هر موقعیتی هم، با ایده­آل‌ترین دولت و ایده­آل ترین درآمد هم به صرفه نیست که چنین کاری صورت گیرد. پس بهترین کار این است که ما از وجود خود مردم و انجمن­های مردم نهاد که از گذشته وجود داشته­ استفاده کنیم. میراث فرهنگی که در سال­های گذشته اساسنامه­ای هم برای تشکیل انجمن داشت. می­­توان این انجمن­ها را احیا کرد چراکه کارایی آنها بیش از کل گارد میراث فرهنگی و گارد پاسداران میراث فرهنگی است. تعداد آثار بسیار زیاد است و تعداد نیروهای حفاظت بسیار کم، از سوی دیگر با بگیر و ببند که کاری از پیش نمی­رود، باید ارزش این آثار را به مردم بفهمانیم. و به مردم یادآوری کنیم که اینها شناسنامه خودشان است که با دست خود از بین می­برند.
 حسین زندی
 


برچسب ها: دکتر محمد ابراهیم زارعی ، همدان ، باستانشناسی ، chn ،

دوشنبه 7 بهمن 1392

مسجدجامع قزوین را دریابید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،

مسجدجامع قزوین را دریابید
http://farheekhtegan.ir/fa/#news/3144?&_suid=138963962718404800560405889356


مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی:
مسجدجامع قزوین را دریابید
 
حسین زندی 

اگر بگوییم شهر قزوین در حوزه مرمت بناها و بافت‌های تاریخی نمونه موفقی است پربیراه نگفته‌ایم اگر چه فاصله زیادی با استاندارد‌های جهانی دارد اما الگویی خاص در کشور به شمار می‌رود؛ چه از نظر تعداد و کمیت و حجم آثار مرمت‌شده و چه به لحاظ کیفیت در مقایسه با دیگر شهرها و چه حضور افرادی که در این شهر تاریخی به کاوش و باستان‌شناسی یا مرمت آثار و بناهای تاریخی پرداخته‌اند. با اینکه بخش بزرگی از بافت مجموعه سعدالسلطنه یا خیابان دولت و چهل‌ستون و... مرمت و بازسازی شده اما نمونه‌هایی از بناها همچنان بلاتکلیف است و جزو آثار در خطر محسوب می‌شود که اگر هرچه زودتر به دادش نرسند، نابود می‌شود. مسجدجامع نمونه‌ای از این آثار است که یکی از مناره‌های این مسجد تاریخی بر اثر سهل‌انگاری مسوولان سال گذشته در آتش سوخت. این مسجد به سبک چهارایوانی و به فرمان هارون‌الرشید و به سال ۱۹۲ هجری ساخته شده که در یورش مغولان به قزوین بخشی از آن (و ازجمله ایوان جنوبی) تخریب و در دوره‌های بعد تعمیر شد.
در همین رابطه با مهدی مجابی، یکی از بزرگان علم مرمت کشور و مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی که از اهالی قزوین نیز است گفت‌وگویی کرده‌ایم که در پی می‌آید:

‌آنچه در قزوین مشاهده می‌شود نسبت به شهرهای دیگر ایران مثبت‌تر و قابل‌تامل‌تر است یعنی آنچه در سعدالسلطنه و دیگر بناها دیده می‌شود کار مهمی در مرمت است و این حجم مرمت و بازسازی را در دیگر نقاط ایران کمتر می‌بینیم. به نظر می‌رسد اتفاق‌های خوبی در زمینه مرمت افتاده اما مواردی وجود دارد که اورژانسی و ضرب‌الاجلی است. برای نمونه به مسجدجامع قزوین می‌توان اشاره کرد که وضعیت خوبی ندارد. به نظر شما درباره این اثر تاریخی چه کاری می‌توان کرد؟
مسجدجامع قزوین از بناهای درجه یک تاریخی ایران و بنای عظیمی است. این بنا از نظر فنی مشکلات زیادی دارد و باید گفت مرمت این پروژه سال‌هاست متوقف شده و این توقف مربوط به سال‌های اخیر نیست؛ در حالی که زمانی پروژه فعالی بود و گروه‌های مرمتی در آن فعالیت می‌کردند اما چند دهه است که مسکوت مانده. اما به نظر می‌رسد در این دوره جدید که در سازمان میراث فرهنگی شروع شده، توجه بیشتری به بناهای درجه یک شود یعنی به جای اینکه ما به بناهای درجه سه و چهار تاریخی اولویت دهیم باید بناهای درجه یک مانند مسجدجامع قزوین، مسجدجامع گلپایگان و اصفهان و مانند اینها را در اولویت مرمت بگذاریم و برای آنها اعتبار و بودجه در نظر گیریم. متاسفانه چندین دهه است کاری نکرده‌اند و صدمات خیلی خطرناکی بر این بناها وارد شده است.
‌عرض کردم انگار یک ضرب‌الاجلی لازم است برای این مورد به‌خصوص، قبلا هم غربی‌ها کار کرده‌اند، حال سوال من این است آیا لازم است برای نجات این بنای کم‌نظیر از متخصصان غربی استفاده شود؟
بله در سال‌های گذشته ایتالیایی‌ها در این مسجد کار کردند و بعد از اینکه آنها رفتند دیگر کاری انجام نشد. اما احتیاج به غربی‌ها نیست در ایران کارشناسانی داریم که می‌توانند از پس این پروژه‌ها برآیند ولی مساله مهم اعتبارات لازم است که در نظر بگیرند.
‌بحث اعتبار پیش آمد. به نظر می‌آید در حال حاضر شرایط جلب مشارکت‌های مردمی برای مرمت بناهای مذهبی تاریخی مثل مساجد آماده است. یعنی باورهای مذهبی مردم می‌تواند در جلب و جذب مشارکت عمومی مفید باشد. پیشنهاد و نظرتان در این باره چیست؟
بله می‌توان استفاده کرد، اما متاسفانه این مسجد از آن بهره‌ای نبرده است. پیشنهاد ما این است که هرچه زودتر به وضعیت مسجدجامع قزوین رسیدگی و از همه موارد و مشارکت‌ها استفاده شود. اداره امور مساجد، سازمان میراث فرهنگی، شهرداری و مردم همه باید متوجه باشند که اولویت با این مسجد است.
‌یعنی می‌توان از گفته‌های شما نتیجه گرفت که نمونه موفقی از مشارکت‌های مردمی در این پروژه اتفاق بیفتد؟
بله می‌تواند اتفاق بیفتد. این پروژه‌ای خوب است اما متاسفانه دچار این بدشانسی شده است.
‌من سوال اول را که کلیشه‌ای‌تر است همیشه آخر می‌پرسم. وضعیت مرمتی شهر قزوین را چطور می‌بینید؟
پیش از این قزوین یکی از کانون‌های مرمت بناهای تاریخی ایران بود اما به دلیلی که من نمی‌دانم این کانون بودن و مرکزیت را از دست داده اما در حال حاضر نمی‌توانیم بگوییم که یکی از کانون‌های موفق مرمت در ایران است.
‌برای بازیابی و اینکه دوباره این اتفاق بیفتد چه کار می‌توان کرد؟
حتما می‌شود تنها تلاش و همت می‌خواهد.
‌در این شهر بزرگان و نام‌آورانی ازجمله زنده‌یاد دکتر پرویز ورجاوند کار کرده‌اند، حضور این افراد چه نقشی در باستان‌شناسی و مرمت شهر قزوین داشته و دارد؟
همان جایگاه که اشاره شد از تاثیر این بزرگان بوده و حتما امروز هم می‌توان به آن نقش رسید. ما امیدواریم در دوره جدید میراث فرهنگی این اتفاق بیفتد و قزوین جایگاه خود را به دست بیاورد.  


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، قزوین ، میراث فرهنگی قزوین ، مسجدجامع قزوین ،

http://farheekhtegan.ir/fa/news/3033


تاسیسات تله‌کابین گنجنامه کوه الوند را می‌بلعد‎

سود شخصی یا منافع ملی؟

حسین زندی


در اهمیت و زیبایی منطقه گنجنامه همدان، به‌ویژه آبشار گنجنامه همین بس که توانسته است داریوش و خشایار هخامنشی را به آنجا بکشاند تا در کنارش، ماندگارترین آثارشان یعنی کتیبه‌های گنجنامه را حک کنند. قرار گرفتن گنجنامه در مسیر راه شاهی که از همدان به عیلام کهن می‌رسید و وجود ضرابخانه حکومتی در رودخانه گنجنامه نشان از اهمیت این منطقه دارد. کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه می‌توانست نکات بسیاری را روشن کند. کوه‌ها، قله‌ها، چشمه‌ها و دشت‌های آن جذابیتی بود که هر سال کوهنوردان و طبیعت‌دوستان بسیاری را پذیرا بود و شاهان و سیاحان بسیاری از آن سخن گفته‌اند مانند ناصرالدین شاه قاجار، فلاندن، راولینسون و هزاران گردشگری که امروزه طبیعت زیبا و کتیبه‌های باستانی گنجنامه به سوی خود می‌کشاند. این دو پدیده تاریخی و طبیعی در کنار هم به خودی خود جاذبه بی‌نظیری برای گردشگران است و نیازی به ایجاد جاذبه‌های مصنوعی نیست؛ مهم‌تر اینکه در محلی که قابلیت ثبت جهانی را دارد نباید با ساخت‌وساز و تخریب جلوی این فرصت را گرفت.
اما از سال 1378 این منطقه را با نصب پایه‌های بتنی به‌عنوان محل احداث تله‌کابین اختیار کردند. نصب پایه‌های اولیه که بدون موافقت میراث فرهنگی همدان ایجاد شده بود با مخالفت دوستداران میراث فرهنگی و فعالان محیط‌زیست مواجه شد به‌طوری که حسین لقمانیان، نماینده وقت همدان در مجلس این موضوع را پیگیری کرد. با این حال این مخالفت‌ها راه به جایی نبرد و سازندگان تنها محل استقرار پایه‌ها را چند متری دورتر از آبشار و کتیبه‌های گنجنامه در نظر گرفتند و در نهایت فاز نخست آن در دشت میشان اجرا شد و همچنان گسترش تاسیسات و تجهیزات تفریحی ادامه پیدا کرد. همان‌گونه که دوستداران میراث فرهنگی پیش‌بینی کرده بودند ادامه این روند به تخریب کوه الوند منتهی شد، به‌طوری که این روزها حلقه محاصره کتیبه‌ها و آبشار گنجنامه تنگ‌تر می‌شود و پیشروی تجهیزات تفریحی به سوی قله الوند تخریب‌های غیرقابل بازگشتی را به جای می‌گذارد.
خطرات پیش رو
در اینجا به اختصار تنها به تعدادی از خطرات پیش روی ساخت تله‌کابین و پیست اسکی در گنجنامه اشاره می‌کنیم:
- دشت میشان به علت ساخت استخر تفریحی و استفاده از چشمه‌های بالادست این دشت در حال خشک شدن است.
- ورود افرادی که آموزش کوهنوردی ندیده‌اند، منطقه را به محل انباشت زباله تبدیل کرده، به‌طوری تلاش‌های فعالان محیط‌زیست برای پاکسازی تاثیری نداشته است.
- ایجاد تاسیسات باعث تغییر وضعیت اکولوژیکی منطقه شده و پوشش گیاهی و جانوری آن را دچار آسیب جدی کرده و بسیاری از گونه‌ها در حال نابودی است.
- معماری بناهای ساخته‌شده به دلیل ناهمخوان بودن با طبیعت منطقه، منظر طبیعی آن را خدشه‌دار کرده است.
- اما مساله قابل توجه در باره تله‌کابین این است که گفته می‌شود فناوری آن مربوط به چند دهه پیش بوده و به صورت دست دوم تهیه شده است و از آنجا که مکرر دچار نقص فنی می‌شود و حتی افرادی نیز دچار سانحه شده‌اند، به نظر می‌رسد دارای استاندارد کافی و ایمنی مناسبی نیست. دیگر اینکه در مکان‌یابی دچار اشتباه شده‌اند، چراکه منطقه الوند در بادخیز‌ترین نقطه همدان واقع شده و به همین دلیل بیشتر فصول سال تله‌کابین تعطیل است. همچنین فرسایش خاک توسط بادهای منفی چهل درجه در زمستان بسیار زیاد است و مصالح و بتن استفاده شده پاسخگوی این فرسایش نیست. حتی سنگ‌ها و صخره‌های این منطقه دچار فرسایش شدید هستند و تحمل چنین باری را ندارند. آنچه مسلم است این است که آسیب دیدن این تاسیسات موجب تخریب هرچه بیشتر کتیبه‌ها، آبشار و طبیعت گنجنامه خواهد شد. تنها پیشنهادی که امروز می‌توان داد این است که گسترش اماکن و تاسیسات تفریحی را متوقف کنند و بیش از این موجب ویرانی جاذبه‌های الوند نشوند.
آیا تاسیسات تله‌کابین گسترش می‌یابد؟
افزون بر نگرانی‌های همیشگی، این روزها اخباری به گوش می‌رسد که موجب نگرانی فعالان محیط‌زیست و میراث فرهنگی را بیشتر کرده، گفته می‌شود به تازگی مسوولان تله‌کابین بخش دیگری از الوند را برای گسترش تاسیسات به جغرافیای این مجموعه افزوده‌اند.
معاون اداره منابع طبیعی و آبخیزداری همدان اما می‌گوید: واگذاری‌هایی که در حیطه منابع طبیعی انجام می‌شود باید طرح مصوب و موافقتنامه اجرایی داشته باشد، شرکت تله‌کابین هم از سازمان گردشگری کشور و هم اداره میراث فرهنگی استان این موافقتنامه را دارد. اسفندیار خزایی می‌گوید: درباره واگذاری‌ها باید بگویم ما همه مجوز‌ها را نداده‌ایم و مجوز بخش عظیمی را راه و شهرسازی داده است. در اجرای ماده 10 زمین شهری، حریم «راه» را به راه و شهر‌سازی واگذار کرده‌ایم اما در هر حال تفاوتی نمی‌کند. ما کارگروه‌های مشترکی داریم که در این راستا فعالیت می‌کنند. او ادامه می‌دهد: از لحاظ توسعه‌ای طرح‌ها و پروژه‌هایی به استان می‌آید که دارای ردیف اعتباری هستند و این ردیف اعتباری از طریق واحدهای ذی‌ربط رصد می‌شود. اگر این اعتبار و بودجه جذب نشود مشکلاتی برای استان ایجاد می‌شود، ما در چارچوب قانون مجبوریم آن قسمتی که واجد شرایط است، واگذار کنیم.
معاون منابع طبیعی همدان در ادامه می‌گوید: صرف اینکه یک جایی تله‌کابین باشد، نمی‌توان گفت تخریب ایجاد می‌شود، اما طرحی که ایجاد می‌شود باید در راستای حفاظت از زیست بوم و محیط طبیعی باشد. در مورد مجوز باید بگویم تماما قانونی است، البته پرونده تخلف هم دارد که در محاکم مطرح شده است، اخطارهایی هم داده شده که توسعه پیدا نکند، استانداری هم رصد کرده و ما نیز به‌عنوان منابع طبیعی معتقدیم از ارتفاع 2800متر به بالا جایگاه شهر و شهر‌سازی نیست.
اما پرسش اینجاست که این چارچوب‌ها و اتفاق‌های قانونی چقدر در راستای حفظ منافع عمومی جامعه و حفاظت از محیط‌زیست بوده است؟ و آیا می‌توان در تمام کوهستان‌ها تله‌کابین ایجاد کرد؟

فرهیختگان 6بهمن 92شماره 1298


برچسب ها: تله کابین گنجنامه ، تخریب گنجنامه ، منابع طبیعی همدان ، روزنامه فرهیختگان ،

تضمینی وجود ندارد که بقیه‌ی تپه‌ی هگمتانه هم تخریب نشود!

Multimedia_pics_1384_6_cht_250.jpg

http://www.isna.ir/fa/news/92110402113/%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D9%BE%D9%87-%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87


آیا در همدان منطقه‌ی دیگری برای احداث «موزه‌ی هگمتانه» وجود نداشت؟

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این جمله‌ی انتقادی محمدرحیم صراف -باستان‌شناس پیشکسوت - است که نسبت به احداث موزه‌ی‌ هگمتانه در محوطه‌ی تاریخی هگمتانه بیان کرده است.

محمدرحیم صراف در همایش یک روزه‌ی باستان‌شناسی همدان نسبت به وضعیت و مکان‌گزینی «موزه‌ی هگمتانه» که در عرصه‌ی تپه‌ی تاریخی هگمتانه در دست احداث است، این انتقاد را مطرح کرد و افزود: این موزه علاوه بر گودبرداری برای احداث بنا، به فضاهای جانبی برای پارک، فضای سبز و تاسیسات نیاز دارد.

او ادامه داد: پس از احداث این موزه ممکن است بخش بزرگی از تپه نیز از بین برود و برای ایجاد این فضاها در نظر گرفته شود، تضمینی وجود ندارد که بقیه‌ی تپه هم تخریب نشود.

این باستان‌شناس پیشکسوت اظهار کرد: از سوی دیگر احداث موزه در کنار بازار اصلی همدان اصلا مناسب نیست، آیا نمی‌شد پیش از احداث موزه، مطالعه‌ای در زمینه‌ی مکان‌گزینی صورت می‌گرفت و با توجه به فاصله‌ی لازم با محوطه، موضوع خاکبرداری، زیرسازی و صخره‌برداری لازم بررسی می‌شد؟ با این وجود به نظر می‌رسد این موزه با شرایط محلی و بودجه مصرف شده غیرقابل احداث است.

یک فعال میراث فرهنگی استان همدان نیز درباره‌ی وضعیت این موزه‌ی در دست احداث به خبرنگار ایسنا توضیح داد: کار احداث موزه‌ی هگمتانه در ضلع جنوب غربی محوطه هگمتانه و در کنار بازار حدود دو سال گذشته آغاز شده است و با گذشت این مدت و صرف هزینه‌ای معادل 25 میلیارد ریال، اکنون تنها به صورت گودالی خودنمایی می‌کند. این موزه بخش بزرگی از محل کاوش نشده هگمتانه را نابود کرده است.

حسین زندی افزود: گفته می‌شود محلی که برای احداث این موزه در نظر گرفته شده است، بر روی یکی از قنات‌های قدیمی همدان قرار دارد و حجم آب اجازه‌ی ادامه‌ی فعالیت برای ساخت این موزه را نمی‌دهد و همچنان مسئولان از کمبود بودجه گلایه دارند، در حالی که اگر مکان‌یابی مناسبی انجام می‌شد و نیاز به صخره‌برداری نبود، با صرف هزینه‌ای معادل 25میلیارد ریال، بخشی از ساختمان موزه ساخته شده بود.

او گفت: آن‌چه در سال‌های گذشته در میراث فرهنگی و در کنار آثار تاریخی همدان مشاهده می‌شود، تخریب‌هایی است که نتیجه‌ی بی‌تدبیری برخی مدیران بوده است. آن‌ها پس از صرف هزینه‌های گزاف و بودجه‌ی هنگفت متوجه نادرست بودن پروژه‌ها می‌شوند.

این دوستدار میراث فرهنگی استان همدان تاکید کرد: استان همدان به دلیل داشتن گنجینه‌های زیادی از آثار تاریخی که در کاوش‌های مختلف در سطح استان به دست آمده‌اند، شدیدا به موزه‌ای مناسب و استاندارد نیاز دارد، این در حالی است که تا کنون به طور مناسب و اصولی به این قضیه توجه نشده است.


برچسب ها: ایسنا ، موزه منطقه ای هگمتانه ، میراث فرهنگی همدان ، همدان ، موزه ،



ساخت و سازهای جدید معماری روستای رنسانسی همدان را نابود می کند.
مصالح جدید بافت سنگی ورکانه را تهدید می کند.
 حسین زندی - ساخت و سازهای اخیر در روستای ورکانه همدان معماری بوم آورد و منحصر به فرد روستا را تهدید می کند و رفته رفته این معماری جای خود را به بناهای نوساز با معماری غیربومی می دهد.
ورکانه روستایی است با قدمت بیش از چهارصدسال که خانه ها و بناهای عمومی آن از سنگ لاشه ساخته شده است.و اماکنی از دوره قاجار با معماری سنگی و پله ای از جمله دو اسطبل و یک قلعه به جا مانده است.به همین دلیل این روستا در فهرست روستاهای هدف گردشگری استان همدان قرار گرفته است.در سال های گذشته میراث فرهنگی و بنیاد مسکن همدان با ایجاد تفاهم نامه ای به مرمت و بازسازی روستا پرداختند . اما ادامه نداشتن این روند و نبود نظارت باعث شده توسعه روستا، ساختمان سازی با مصالح جدید از جمله سفال و آجر انجام گیرد و بافت قدیم روستا جذابیت خود را از دست بدهد.
یک فعال فرهنگی در همدان می گوید : وقتی روستایی به عنوان هدف گردشگری نامیده می شود در ابتدا باید مسئله آموزش مردم بومی منطقه مدنظر قرار بگیرد تا با مسائل گردشگری و به خصوص گردشگری پایدار آشنا شوند.
اردشیر ثریایی می گوید: نبود آموزش و نظارت درست موجب چنین مشکلاتی می گردد تا پس از ترک نهادهای دولتی روستا به حالت قبلی برگردد و حتی بدتر از گذشته شود. این فعال فرهنگی ادامه می دهد: مسئله دیگری وجود دارد که در این گونه تصمیم گیری ها و عملکردها منافع جوامع محلی در نظر گرفته نمی شود اگر اهالی روستا منافعی از گردشگری داشته باشند هرگز دست به چنین کارهایی نمی زنند. با این که از محورهای طرح بازسازی روستا ، ایجاد تاسیسات اقامتی، منطقه گردشگری ، بازارچه های صنایع دستی ، بازسازی و مرمت ابنیه تاریخی ، تاسیسات آب درمانی و ... بود. هیچ یک از این موارد انجام نشده است ساماندهی محله ها هم بسیار ابتدایی بوده که امروزه درحال نابودی است به طور مثال پوشیده نبودن و کانالیزه نشدن تاسیسات چهره نازیبایی از روستا به جا می گذارد با این که هزینه های گزافی برای مرمت و ساماندهی روستا صرف شده است. با این که گفته می شود این روستاد در فهرست آثار ملی ثبت شده است اما بناهای تاریخی روستا در حال تخریب است سقف دو اسطبل فرو ریخته است و قلعه اربابی امیرطومان که متعلق به دوره قاجار است به طور کامل تخریب شده است . حال روستای ورکانه بدون معماری سنگی و بناهای تاریخی چه جذابیتی برای گردشگران خواهد داشت . روستایی که نگین گردشگری همدان نام گرفته است و به دلیل کاربرد سنگ لاشه ای و معماری پله ای بدان روستای رنسانسی ایران می گویند.
 از مهندس محمد قربانی  می پرسم ،این تهدیدها نه تنها بافت قدیم و محله ها را تحت الشعاع قرار داده است بلکه به حریم بناهای تاریخی مانند قلعه اربابی امیرطومان قراگوزلو نیز رسیده است.امروز یک ناهماهنگی در طراحی معماری کشور به چشم می خورد، این بحران نه تنهادر طراحی شهری بلکه در روستاها به ویژه روستاهای هدف گردشگری مانند ورکانه به چشم می خورد ،از جمله در استفاده از مصالح نا همخوان و جابجایی های مکانی بناها ملموس تر است  چه عواملی در این نا بسامانی دخیل است ؟پاسخ می دهد:
یک بخش مربوط به طراحی است که طراح چقدر دقت کرده باشد بافت گیاهی، توپوگرافی زمین استقرار یافتن روستادر پناه کوه ها و تپه های اطراف  یعنی چگونگی قرارگرفتن موقعیت بنا نسبت به تپه ها ی اطراف باید مد نظر طراح باشد.به طور مثال مادر همدان برف دریم ، باد غرب را داریم ، تپه هم داریم به همین دلیل در همدان و در ورکانه ساختمان ها در پشت تپه پناه گرفته اند.در طراحی باید توجه داشت مامن گرفتن روستا به هرشکل موجود نسبت به کوه ،برف وباد تناسب و مطابق باشدیعنی  مکان یافتگی روستا مطابق با مامن قدیم طراحی شود..روستای ورکانه چنین وضعیتی داردو روستا را نباید جابجا کنیم چون اقلیم منطقه جوابگو نیست.
در طراحی به چنین روستایی باید از زاویه دید پدیدارشناسانه  نگاه کرددر این روش ما با شمردن عناصر،ابعاد واندازه مواجه هستیم.مادردید پدیدارشناسی با حس کلی روح مکان مواجه هستیم و کیفیت فضاهای معماری  وکیفیت انسانی و زندگی روبرو هستیم و کمییت کمتر مورد توجه است ، 
حال دوستان طراح اگر پدیدارشناسانه موضوع را درک کنند  بهتر می توانند اصول کیفی را پیاده کنندنکته دیگر این است که روستا زنده است و باید رشد کند اما ادامه این رشد نباید سرطانی باشد و باید به اندازه و متناسب باشد.
 این مهندس معمار در پاسخ به این سوال  که ، سازمان مسکن وشهرسازی باهمکاری سازمان میراث فرهنگی بخشی از روستای ورکانه را مرمت کرده اند و معابر را بهسازی کرده اند اما پس از اینکه از روستا خارج شده اند اصول مرمت فراموش شده و هرکس با هر مصالحی که دوست دارد ساخت و ساز انجام می دهد و ظاهر امر این استمی رسد نظارتی از سوی نهادها صورت نمی گیرد به نظر می رسد یک خلاء در اینجا وجود داردبرای رفع این مشکل چه کار می توان کرد؟می گوید: 
مادر معماری سه مرحله داریم ، طرح ، اجرا و نگهداری همانطور که گفتم در هر سه مورد باید به پدیدارشناسی توجه کرد در طراحی و اجرا باید به روح مکان توجه کرد مثلا باید مصالح بوم آورد باشد تمام بناها براساس شیب منطقه طراحی شود،از نظر معماری منظر تناسب ابعاد و دیگر تناسب ها رعایت شود.به طور مثال در خانه های قدیمی در یک قاب بزرگ یک پنجره کوچک کار می گذارند اما حالا در همان قاب یک پنجره بزرگ گذاشته می شود  نه مسئله گرمایش و سرمایش رعایت می شود نه به زیبایی منظر توجه می شود. یااگر توجه کرده باشیم تیر های چوبی سقف بیرون زدگی دارداین بیرون زدگی هم عملکرد حفاظت در برابر زلزله و هم زیبایی دارد که متناسب با فضای معماری روستاست و به این نوع معماری هویت می دهد.نه تنها به این موارد توجه نمی شود بلکه سیم و کابل  تاسیسات است که جای زیبایی را گرفته است.
اما پاسخ سوال شما تحت نظارت افراد حاذق اشخاص محلی مانند شوراها باید آموزش ببینند، در روستا پایگاه میراث مستقر شودتا  چنین دخالت هایی صورت نگیرد، رابطه هایی که فضاهای دانشگاهی با بازوان اجرایی مثل نهادهای میراث فرهنگی و مسکن وشهرسازی  و با نهادهای مدنی و جوامع محلی می توانند داشته باشند بسیار سودمند است . طرح های خوبی در بایگانی دانشگاه ها وجود دارد که استفاده نمی شود واگر تجارب برای دانشجو ها واقعی شود هم نهادهای دولتی  راحتتر کار می کنند  و هم نهادهای مدنی و مردم محلی بهره بیشتری می برند.معماران می توانند در این زمینه به آموزش نیروهای محلی کمک کنند.

قربانی به عوامل بیرونی دیگرکه باعث این مشکلات شده است اشاره می کندوادامه می دهد: 
نگاهی که در امروز در جامعه وجود داردنگاه منفعت طلبانه و سودجویی است که باعث می شود کیفیت و دقت فدای کمیت شود در چنین جامعه ای انسانها احساس تعلق به مکان ندارند و به روح زندگی و هنر رنگ می بازد . هرجا چنین اتفاقی زمینه ساز نابودی است نباید بگذاریم این نگاه بر ما پیروز شود

مهندس مهرداد خضریان معتقد است :اگر جامعه محلی متوجه حساسیت موضوع شود، مهمترین تاثیر را در حفظ میراث فرهنگی خواهد داشت. باید توجه کند که میراث پدران خود را حفظ کند چراکه ارزش فرا منطقهای و فرامحلی دارد.
 او می گوید: موضوع دیگر اینکه اگر از روستای ورکانه خارج شویم و از منظری که ناظر بیرونی نگاه میکند ببینیم، عناصر ناطقی که با موضوع گردشگری در ارتباط هستند، بسیار مهمند. مثلا سد اکباتان، سازههای زیر زمینی روستای ارزانفود، فرصتهای مهمی هستند.
اما تهدیدهای مهمی نیز وجود دارد. باغهای پائین دست و روستاهای پائین دست به ویلاها و گردشگاههای شهری تبدیل میشود. مسئله اصلی تهدید زمینخواری است که زمین کشاورزی و منابع طبیعی را تبدیل به ویلا میکند. نابودی زمینهاست که منجر به نابودی گردشگری منطقه میشود. باید طرح آمایش برای کل منطقه و مسیر ورکانه، وجود داشته باشد. که بر اساس ضوابط به وجود آمده است. و در کنار کارشناسان میراث فرهنگی میباید در این پروژه از مشاوران طراحی منظر، استفاده شود. در ابتدا باید طرح فرادست داشته باشیم و سپس به روستاها بپردازیم.
خضریان در ادامه می گوید : فعالیتهای NGO ها در زمینه معماری، فعال کردن مردم را به دنبال دارد. آموزشهای غیر آکادمیک توسط نهادهای مدنی در جوامع محلی ضروری است و میتواند مردم محلی را با ارزش معماری  بومی، پاکسازی محیط زیست و منافع عمومی آشنا کند. این منطقه زمینه آن را دارد که به یک محوطه بینالمللی تبدیل شود و باید مردم منطقه درک کنند که با گنجی مهم  روبرو هستند.
این مهندس معماری می گوید:یکی دیگر از فرصتها و جذابیتهای منطقه، دیوارهای خشکه چین است. تیپ خاصی از معماری که بخشی از منطقه  را شامل میشود.. دیوار باغها که خشکه چین هستند تبدیل به دیوارهای سیمانی و بلوکی میشود. عناصر هویتب خش باید کشف شود و به صورت امروزی استفاده شود. ساخت و سازهای جدید، معماری بومی ورکانه را تهدید میکند. تهدیدهای امروز به مسئلهای به نام طراحی مربوط است. http://farheekhtegan.ir/fa/news/996

شماره : 1275 | تاریخ: 1392/10/03



برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، روستای ورکانه ، گردشگری ، همدان ،

رویکرد مثبت شورای شهرهمدان به زیرساخت های فرهنگی

حسین زندی - یکی از عوامل و عناصرتوسعه فرهنگی جوامع ، وجود مراکزی است که به عنوان پایگاه فرهنگی موجب تسهیل ارتباط و بالندگی سرمایه های فرهنگی می شود. سرمایه های انسانی که اصلی ترین تولید کننده پدیده های فرهنگی به شمار می روند، در همین مراکز است که به محک و بازشناسی خود می پردازند.

اگر شهر پاریس را پایتخت فرهنگی جهان می نامند، در کنار مکان گزینی بزرگان علم و هنر ، وجود گالری ها ، فرهنگسراها ، موزه ها ، تماشاخانه ها، نگارخانه ها و حتا کافه ها و پاتوق های فرهنگی است که توانسته دهه های پی درپی نویسنگان و هنرمندان جهان را به سوی خود بخواند .پیشینه و قدمت این مراکز در پاریس به اندازه ای است که امروز به عنوان جاذبه ای برای گردشگری فرهنگی به توجه می شود.

ازشهر همدان سالهاست با عنوان پایتخت تاریخ و تمدن کشور یاد می شود و به نظر می رسد اطلاق این عنوان به نوعی پنهان کردن ناکامی های امروز در پس پشت افتخارهای گذشتگان باشد ودر این سال ها کمتر به نشانه ها ،نمادی ها ومراکز فرهنگی توجه شده است. اما به تازه گی با روی کار آمدن شورای شهر جدید مصوبه ای تصویب شده است که شهرداری های مناطق مختلف طبق آن بیش از 30 فرهنگسرا در شهر ایجاد خواهند کرد.

رویکرد شواری شهر فعلی برای ساختن فرهنگسرا و پیگیری های رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورا ،ارمغان باارزشی برای شهروندان واتفاق خوشایندی بود که در ماه های گذشته باعث امیدواری مردم شد.

همدان با پیشینه فرهنگی درخشان و تاریخی کهن و پشتوانه بزرگان علم و فرهنگ در گذشته و سرمایه انسانی و هنرمندان ، شاعران و نویسندگان نامدار وهنرجویان و علاقمندان درمیان نسل جدید زمینه مناسب و مساعدی برای چنین اتفاقی دارد ، و آمادگی خوبی برای ساختن شهری نمونه و آینده ای درخشان درآن به چشم می خورد.و اگر از شرایط و فرصت ها به درستی استفاده شود ، دور از ذهن نیست روزی به عنوان پایتخت فرهنگی کشور شناخته شود

درجلسه ای که با حضور رئیس کمیسیون فرهنگی اجتماعی و عده ای از اعضای شورای شهر وجمعی از فعالان مدنی واعضای سازمان های مردم نهاد برگزار شد ،ازسوی اعضای نهادهای مدنی پیشنهاد شد شهرداری ها در کنار احداث فرهنگسرا ، بخشی از بودجه طرح را به خرید خانه های تاریخی برای تاسیس فرهنگسرا اختصاص دهند و این پیشنهاد با استقبال رئیس محترم کمیسیون فرهنگی شورا مواجه شد. در این طرح ،در کنار حفظ خانه های تاریخی شهر همدان که نمونه ونشانه هایی از هویت این شهر به شمار می روند، هزینه و بودجه کمتری نسبت به ساختن یک ساختمان و فرهنگسرا صرف می شود.

استقبال رئیس کمیسیون فرهنگی شورا از این پیشنهاد را باید به فال نیک گرفت ،اما نجات بخشی بناها و آثار تاریخی شهر همت و تلاشی همه جانبه را نیاز دارد، در کناراداره میراث فرهنگی که اصلی ترین مسئول این امر است ، از شهرداری ها ، اداره اوقاف ، نهادهای دولتی ونمایندگان مجلس نیز باید کمک گرفت و ازخیرین و همیاری های مردمی نباید غافل بود.برای پیوند شهروندان و نهادهای دولتی ، نهادهای مدنی بهترین نقش آفرینی را خواهند داشت . مشارکت های مردمی برای چنین برنامه ها وطرح هایی موجب برانگیختن حس تعلق خاطر و در نتیجه مسئولیت پذیری شهروندان را به دنبال دارد .ترغیب جوامع محلی برای مشارکت در فعالیت ها و رویدادهای فرهنگی باعث ثبات فرهنگی ،اخلاق مداری ومردمداری می شود ،چرا که اگر کسی در امری نیکو نقش آفرینی کند دستاورد آن را از آن خود می داند و نه تنها آن را نابود نمی کند بلکه در پاسداری ازآن تلاش می کند.

می توان همدان و مردم همدان را در این طرح مشارکت داد و نمونه موفقی را در جلب مشارکت های مردمی وفعالیت های فرهنگی در این شهررقم زد. افزون برفراخواندن عموم جامعه برای پیشبرد چنین طرحی ، استفاده از سرمایه های مسکوت بلاتکلیف و کمک های فعالان صنعتی و اقتصادی استان در ازای ارائه مشوق هایی که بتواند این فعالان را جذب کند

ثمر بخش خواهد بود. تجربه های موفقی در این زمینه اتفاق افتاده است که می توان از آنها بهره برد، تملک خانه شهریار توسط یکی از صاحبان کارخانه این شهرو وقف آن از آن جمله است.

باید توجه داشت بالا بودن آمار بیکاری و برخی ناهنچاری ها و اعتیاد در همدان ،این ضرورت را ایجاب می کند که به زیرساخت های فرهنگی توجه بیشتری شود. ایجاد فرهنگسرا وفعالیت های فرهنگی ،یکی از راه های است که می تواند جوانان به ویژه نسل جدید را از چنین خطراتی دور کند.


برچسب ها: همشهری همدان ، شورای شهرهمدان ، فرهنگسرا ،

شهرداری پرونده خانه زرنگار قزوین را به کمیسیون ماده 100 فرستاد

خانه های تاریخی قربانی مصوبه های نهادهای دولتی

حسین زندی- به گفته یکی از مالکان خانه ، خانواده زرنگار 12 سال برای مرمت این خانه زمان صرف کرده اند و تمام هزینه های مرمت بدون کمک از سازمان میراث و به صورت شخصی صورت گرفته است. اما به تازگی شهرداری قزوین پرونده این خانه را به جرم نوسازی به کمیسیون ماده 100 فرستاده است وبا ابلاغ بخشنامه در خواست جریمه کرده است.

خانه تاریخی زرنگار قزوین  در خیابان مولوی انتهای کوچه یخچال واقع شده است که گفته می شود مربوط به اواخر زندیه و اوایل دوره قاجاریه است. خانواده زرنگار سه نسل است که در این خانه منحصر به فرد ساکن هستند. این بنا 970 متر مساحت دارد و دارای دو حیاط اندرونی بیرونی است ومساحت  حیاط بیرونی 650 مترمربع است و تنها خانه سه طبقه گودال باغچه ای قزوین به شمار می آید . کسی که وارد حیاط می شود با یک بنای یک طبقه روبرو می شود اما در واقع دو طبقه آن در زیر زمین قرار گرفته است. در طراحی داخلی بنا  کتیبه ها و آثار گره چینی نفیسی به کار رفته که به ... این عمارت افزوده است .این بنا به شماره 30237 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

بابک زرنگار می گوید: این خانه طبق وصیت نامه  جدم  مرحوم لطف ا... زرنگار به تنها فرزندش عباس واگذار می شود  و در وصیت نامه بارها تاکید می کند که این خانه متعلق به فرزندم است . پدرم  به خاطر وظیفه و حس تعلق هیچوقت این خانه را نفروخت و به همین دلیل و ادای دین اقدام به مرمت خانه کرد و معتقد است این اثر باید حفظ شود از جمله افرادی بود که داوطلبانه اقدام به ثبت خانه کرد.

 زرنگار می گوید: مرمت  خانه از سال 1378 آغاز شد و 12 سال زمان برد  ،کاملا با هزینه شخصی و با نظرات کارشناسان میراث به خصوص توجه و حمایت مدیریت وقت مهندس محمد زاده  انجام شد.ما مستندات زیادی داریم که با اجازه اداره میراث فرهنگی قزوین اقدام به باز سازی خانه کرده ایم و حتا یک سانتی متر اضافه بنا نداریم که مشمول جریمه بشویم .حال یا از ضعف اداره  میراث است و یا از قدرت شهرداری  این خانه تاریخی تهدید به تخریب شده است.  ما حتا نامه نوشته ایم و از مراجع قانونی درخواست کرده ایم اگر کار غیر قانونی انجام داده ایم در سبزه میدان شهر مارا شلاق بزنند.

بابک زرنگار که خود کارشناس ارشد مرمت بناهای تاریخی است ادامه می دهد: سوء برداشتی وجود دارد که می گویند مالک  برای فرار از جریمه پیگیر پرونده است  در حالی که وقتی مالک یک خانه تاریخی 12 سال زمان برای مرمت یک بنای تاریخی صرف می کند و هزینه می کند نگران پول نیست ،مشکل جریمه نیست . نگرانی ما این است که این اقدام شهرداری فتح بابی شود و نقطه آغازی برای اینکه اگر شخص دیگری بخواهد مکانی را ثبت کند این  قبیل اقدام ها موجب انصراف و پشیمانی شود و مردم را از حفظ آثار تاریخی باز دارد.خانه زرنگار تنها نمونه ای از خانه های تاریخی شهر قزوین است و نباید عملکرد شهرداری باعث نگرانی مالکان شود باید از شهرداری پرسید اگر بنای تاریخی احتیاج به جریمه و عوارض نوسازی دارد چه خدماتی و چه سرویس و چه تشویقی در اختیار ما از طرف شهرداری قرار گرفته است؟

زرنگار در مورد دیگر اقدامات شهرداری در حوزه باغ ها و منابع طبیعی قزوین می گوید: قزوین تنها شهری است که در میان یک باغ بزرگ شکل گرفته است و تاریخ این باغ هارا به دوره ساسانیان نسبت می دهند زمین و باغ ما در روستای ناصر آباد مجاور شهرک دانش غرب قزوین قرارگرفته است.  تعدادی از درختانی که مادر باغ داریم قدمت 400 ساله دارند چرا ثبت نمی شوند.؟ امروز بیش از 300 هگتار از این باغ هارا شهرداری تملیک کرده است  وبا مصوبه شورای شهر وشهرداری تبدیل به مسکن خواهد شد.300 هکتار زمین زراعی که در سال دوبار کشت می شود. من باغدار هستم واگر زمین های من کاربری مسکونی پیدا کند باید خوشحال شوم چون چندبرابر سود خواهم برد و ارزش زمین هایم ده چندان می شود اما مگر ما چقدر باغ و زمین داریم؟ به جای ثبت کردن این باغ ها را ویران می کنند .

  

 

 


برچسب ها: خانه زرنگار قزوین ، میراث در خطر ،

زنجیره انسانی برای نجات اصطبل مهری خانم در ورکانه

حسین زندی

جمعه گذشته فعالان مدنی همدان با تجمع در مقابل اصطبل تاریخی ورکانه اعتراض خود را نسبت به بی­توجهی مدیران میراث فرهنگی استان به تخریب این اصطبل و نیز وضعیت روستای ورکانه اعلام کردند.

در این تجمع که تعدادی از اعضای انجمن­های «پرورش اسب همدان»، «پویشگران سفر پاک» و «دوستان زمین » حضور داشتند. حاضران خواستار مرمت دو اصطبل تاریخی و قلعه مهری خانم، درروستای ورکانه از سوی مسئولان میراث فرهنگی همدان شدند. اعضای این انجمن­ها ضمن تشکیل حلقه انسانی در مقابل اصطبل مری لیلی قراگوزلو، تاکید کردند احتمال اینکه این بناها بتوانند در مقابل بارش­های امسال دوام بیاورند بسیار کم است.

رئیس انجمن اسب همدان گفت: این روستای تاریخی مرکز بازشناسی و معرفی اسب اصیل ایرانی (نژاد خوزستان) به جهانیان است. این کار توسط خانم مری لیلی قراگوزلو انجام شد و اگر زحمات ایشان نبود شاید این اتفاق نمی­افتاد. وی با اصلاحاتی توانست در طول دو سال 10 سانتی متر به قامت اسب ایرانی بیفزاید. مستندات ژنتیکی و تحقیقاتی که در اختیار دانشگاه­های امریکا قرار دارد، نشان می­دهد که تمام اسب­های دنیا می­توانند نژاد ایرانی داشته باشند. با تلاش خانم قراگوزلو بود که اسب ایرانی به ثبت جهانی رسید. آنچه امروز به عنوان اسب عرب شناخته می­شود، منشا ایرانی دارد.با اینکه خانم قراگوزلو تلاش­های فراوانی برای اصلاح نژاد اسب ایرانی انجام داد، جهاد سازندگی همدان حق این خانم را ضایع کرد، من شاهد این موضوع بودم.

مهدی بختیاری افزود: وقتی انجمن اسب عرب تشکیل شد، تا پنج سال ایران حتی نماینده ای در این انجمن نداشت. با اینکه در صحرای عربستان اسب نمی­توانست رشد کند، با خیانت عربستان و امریکا تلاش شد اسب ایران را به نام عرب ثبت کنند. اما مری لیلی قراگوزلو، با هزینه شخصی خود مسئله را پیگیری کرد. او حتی بارها به امریکا سفر کرد تا توانست این انجمن را متقاعد کند. البته متاسفانه با نام و نژادی دیگر توانستند اسب ایرانی را با نام «اسب عرب خوزستان» به ثبت برسانند. در اواخر عمر خانم قراگوزلو مسئولان متوجه خدمات این بانوی ایرانی شدند، اما خیلی دیر شده بود.

وی ادامه داد: چند سالی است اسب اصیل ایرانی یا عرب خوزستان،مورد توجه قرار گرفته است اما مسئله قرنطینه و همچنین ورود اسب­های خارجی؛ مانند عرب مصری،عرب اروپایی، عرب هلندی و امریکایی سبب می­شود تمام تلاش­های خانم قراگوزلو از بین برود. متاسفانه سودجویی پرورش دهندگان و نبود نطارت دولتی، آسیب جدی  به این مسئله وارد کرده است.

رئیس انجمن پرورش اسب در ادامه افزود: در سال 1755 میلادی سه اسب،برای اصلاح نژاد اسب­های اروپایی، از ایران خارج شد که امروز قوی­ترین و زیباترین اسب­های اروپایی از نژاد این سه اسب هستند. یعنی در دنیا اسبی را نمی­بینید که خون اسب شرقی نداشته باشد. گوناگونی اسب در ایران بسیار زیاد است. اسب کاسپین (اسبچه خزر)، که جد تمام اسب­های دنیاست. اسب ترکمن، اسب کرد، اسب دره­شوری و... اسب ناپلئون که سی سال همراه او بود، یک اسب ایرانی بود که جهان­پیما نام داشت و بعدها به امپراطور شهره شد.

بختیاری در پایان گفت: اسب در فرهنگ ما حضور پررنگی دارد . از نام­های مردم تا فرهنگ عمومی، می­توان نمود این مسئله را دید. همدان پایگاه اسب و سوارکاری در ایران بوده، حیف است که داشته­های آن مانند اصطبل قدیمی روستای ورکانه نادیده گرفته شود. ما امیدواریم مسئولان استان با تعامل و تدبیر بتوانند این سرمایه­ها را نجات دهند و ما بتوانیم در جهت حفظ نژاد اصیل اسب ایرانی، از چنین فضاهایی بهره ببریم و راه خانم قراگوزلو و خانم لوییس فیروز؛ دو بانوی پرورش اسب ایران را ادامه دهیم.

در پایان شرکت­کنندگان در این گردهمایی با تشکیل حلقه انسانی به دور این بنای تاریخی منحصر به فرد، خواستار توجه بیش­تر مسئولان و مرمت و حفظ این بنا شدند.


برچسب ها: گردشگری ورزشی ، ورکانه ، اصطبل مری لیلی ،

سه شنبه 3 دی 1392

نامه ای برای دبیرکل سازمان جهانی یونشکو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،

خانم ایرینا بوکوا دبیر کل محترم سازمان جهانی یونسکو

آقای فرانچسکو باندارین معاون محترم دبیرکل یونسکو در بخش فرهنگ

خانم سیسیل دویل رئیس محترم بخش میراث فرهنگی ناملموس یونسکو

اعضای محترم کمیته بین‌الدول کشورهای عضو کنوانسیون پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس

 

عالیجنابان،

امضا کنندگان این بیانیه به عنوان جمعی از سازمان های غیر دولتی فعال در"شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور جمهوری اسلامی ایران" که در مناطق و استان های مختلف این کشور، و به صورت داوطلبانه در جهت بقا و حفاظت از میراث فرهنگی و محیط زیست این کشور، که جزئی از میراث تاریخی و معنوی جهانی می باشد، فعالیت می نمایند، با توجه به طرح پرونده مربوط به چوگان به شماره 00905 با عنوان "چوگان، یک بازی سنّتی با اسب در قره باغ"، تسلیم‌شده توسط جمهوری آذربایجان در نشست سوم تا هشتم دسامبر 2013 برای ثبت احتمالی در فهرست "میراث فرهنگی ناملموس نیازمند پاسداری فوری" با توجه به سوابق موجود، و در نظر گرفتن برخی نگرانی‌ها، براساس حقوق در نظر گرفته شده برای ایران در چهارچوب کنواسیون سال 2003، خواهشمندیم در بررسی این پرونده به موضوعات مورد اشاره زیر که تشکل های غیر دولتی جمهوری اسلامی ایران به عنوان نمایندگان وجدان اجتماعی ارائه می نمایند توجه فرمایید.

همانگونه که مستحضر هستید، با توجه به مستندات و دائره المعارف های مختلف موجود،خاستگاه و محل زایش چوگان کشور ایران بوده، و این بازی در طول سال های گذشته از این کشور به دیگر مناطق جهان اشاعه پیدا کرده است، و مهمتر از آن این‌که، این بازی اکنون نیز بخشی از زندگی، معیشت، و هویت اقوام و ساکنان مناطق مختلف ایران همچون کرد، بختیاری، آذربایجانی، کرمانی و غیره می باشد. از آنجا که بازی چوگان همچنان به صورت فعال در مناسبت هایی چون جشن های ملی و بومی و حتی آیین های خانوادگی همچون عروسی مناطق مختلف کشور ایران به عنوان یک بازی سنتی و آیینی برگزار می گردد، لذا ثبت آن به نام کشور آذربایجان موجب بروز واکنش های منفی از طرف برخی کمیته های محلی و متخصصین و سازمان های غیر دولتی شده است. همین امر حساسیت و اختلاف بین دو ملت ایران و آذربایجان را سبب خواهد شد، و باعث می گردد تا کنوانسیون پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس از روح خود فاصله بگیرد.

از سوی دیگر،درانتظارماندن کشور ایران برای الحاق به این پرونده در سال دیگر، و یا تلاش این کشور برای ارائه‌ یک پرونده کشوری مجزا در سال‌های بعد، صدمات جدی و بسیاری به روابط این دو ملت همسایه و دوست وارد خواهد ساخت.

با توجه به اینکه هدف کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی ناملموس ایجاد صلح و گفتگو در میان گروه‌ها، اقوام و کشورها است، و رویکرد جدید یونسکو مبنی بر نامگذاری دوره 2013-2022 با عنوان دهه تقارب فرهنگ‌ها نیز نشان دهنده این موضوع می‌باشد، و این‌که یکی از راه‌های دست‌یابی به این تقارب تشویق ملت‌ها برای ثبت آثار فرهنگی به‌ شکل مشترک و در قالب پرونده‌های چند ملیّتی است، ثبت پرونده‌هایی از آن دست که کشور آذربایجان برای سال 2013 ارائه نموده، که عنصری مشترک در آن‌ها، تنها به‌نام یک کشور معرّفی می‌شود، می‌تواند موجب فاصله گرفتن از اهداف کنوانسیون گردد؛ و این درحالی است که تشویق ملت‌ها به ثبت آثار چند ملیتی منجر به احترام آنان به میراث فرهنگی ناملموس بشری می‌شود. از این رو پیشنهاد می‌گردد بخش میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، و ارگان‌های ارزیاب همکار آن، در چنین مواردی به گذشته تاریخی مشترک کشورها توجّه نمایند. در بحث چوگان، چنان ‌چه این پیشینه‌ به‌ درستی مورد بررسی قرار گیرد، مشخّص می‌گردد که ثبت چوگان تنها به‌ نام کشور آذربایجان از انصاف به‌ دور است ، و عملی است که واقعیت عنصری عمده در جمع مواریث ناملموس بشری را نادیده می‌انگارد.

کشور ایران نیز همواره تلاش نموده است تا بر اساس کنواسیون 2003 خط مشی توجّه به مواریث مشترک را دنبال کند، و همواره در پی راهی به منظور ترویج صلح، همبستگی و روابط دوستانه با کشورهای همسایه و هم ‌فرهنگ با خود باشد: تجربه ثبت میراث فرهنگی ناملموس نوروز نمونه‌ای موفق از این نوع تلاش از سوی جمهوری اسلامی ایران است.

اما در ادامه لازم است به مواردی در نقد پرونده ارائه شده از سوی جمهوری آذربایجان اشاره گردد:

همانگونه که در نریشن (گفتار متن) فیلم ارائه شده توسط جمهوری آذربایجان بیان می‌شود، این بازی در شهرهای ارومیه و تبریز در کشور ایران نیز برگزار می گردد،و این خود دلیلی بر وجود این بازی در ایران است. البته فیلم مذکور در بیان این موضوع از نام جعلی آذربایجان جنوبی برای این مناطق در نریشن (گفتار متن) آذری خود استفاده کرده است؛ و این نام گذاری نادرست پرونده و قابلیت استناد آن را با چالشی عمده مواجه ساخته است: سندی که مقرّر است به‌طور رسمی در سازمان بین‌المللی یونسکو به تصویب برسد، بایستی از هرگونه عبارتی که خدشه‌ای را به تمامیت ارضی کشوری دیگر وارد می‌سازد تهی باشد. متاسفانه این بخش از نریشن (گفتار متن) آذری در زیرنویس انگلیسی فیلم نیامده، و این امر باعث شده که ارزیابان ارگان فرعی یونسکو متوجّه استفاده از این نام مجعول نشوند.

از سوی دیگر در متن پرونده به نام 16 استان مختلف جمهوری آذربایجان به عنوان مناطقی که اکنون بازی چوگان در آنها انجام می شود اشاره شده است، که این موضوع دلیلی بر وجود و زنده بودن بازی چوگان در آن کشور می باشد؛ لذا درخواست ثبت این پرونده در فهرست میراث فرهنگی ناملموس نیازمند پاسداری فوری (در خطر) با شواهد موجود مغایرت دارد.

امضا کنندگان این بیانیه بر این باورند که ثبت بازی چوگان به ‌نام کشور آذربایجان، به‌هیچ‌وجه، نمی‌تواند واقعیت این میراث گران‌سنگ بشری را به‌نمایش بگذارد. چوگان میراث فرهنگی ناملموس شماری از کشورهای جهان، و از جمله، کشور جمهوری اسلامی ایران است، و چنان‌چه ثبت آن به‌طور مشترک و توسّط تمامی این کشورها صورت پذیرد، آن‌گاه جهانیان درخواهند یافت که این عنصر به‌هیچ‌وجه در معرض خطر نابودی نیست، بلکه عنصری زنده و پویا و دارای تنوّعات قومی و فرهنگی بسیار است. از سوی دیگر، آن‌چه آذربایجان قصد ثبت آن را دارد، صرفاً، بخشی بسیار کوچک از چیزی است که ملل بخش وسیعی از جهان «چوگان» می‌خوانند. ما بر این باوریم که چوگان هنگامی به‌شایستگی به ثبت جهانی می‌رسد که تمامی کشورهای دارنده‌ی آن مشترکاً به ثبت آن اقدام نمایند.

در پایان توجه شما را به همزمانی ارائه این پرونده اختلاف برانگیز با میزبانی جمهوری آذربایجان در این اجلاس جلب نموده، و خواهشمندیم تا ضمن توجه به مستندات ارائه شده بازنگری لازم در خصوص این پرونده را مورد توجه قرار دهید.

با تقدیم احترام

 

1) انجمن آفتاب سرخ ( استان خوزستان )

2) انجمن آیاپیر ( استان خوزستان و تهران )

3 ) انجمن اسفند گان روز مهر ورزی ( استان تهران )

4) انجمن ایران‌شناسی کهن‌دژ ( استان همدان )

5) انجمن ایلام‌شناسی ایران ( استان تهران )

6) انجمن بوم آب و آفتاب خوزستان(خوزستان)

7) انجمن پرورش اسب ( استان همدان )

8) انجمن پویشگران سفر پاک ( استان همدان )

9) انجمن پیشگامان خورشید استهبان ( استان فارس )

10) انجمن پاسداشت مفاخر ایران

11) انجمن توسعه و ترویج فرهنگ موزه داری ( استان اصفهان )

12) انجمن جوانان سپید پارس ( استان مازندران )

13) انجمن چارسوق کویر اردکان ( استان یزد )

14) انجمن حمایت از اسب اصیل ایران

15) انجمن دوستان زمین ( استان همدان )

16) انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز ( استان تهران )

17) انجمن دوستداران میراث فرهنگی آبادان(خوزستان)

18) انجمن دوستداران میراث فرهنگی بهبهان(خوزستان)

19) انجمن دوستداران میراث فرهنگی باستان پژوهان باغملک(خوزستان)

20) انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان)

21) انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریشا ایذه(خوزستان)

22) انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاشار رامهرمز(خوزستان)

23) انجمن دوسستداران میراث فرهنگی دزفول(خوزستان)

24) انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش (خوزستان)

25) انجمن دوستداران میراث فرهنگى قورتان ( استان اصفهان )

26) انجمن دوستداران میراث فرهنگى گز برخوار ( استان اصفهان )
27) انجمن دوستداران میراث فرهنگی گیلان ( استان گیلان )

28) انجمن دوستداران میراث فرهنگى ورزنه ( استان اصفهان )

29) انجمن دوستداران میراث هوتو ( استان مازندران )

30) انجمن دوست داران دالاهو ( استان کرمانشاه )

31) انجمن دوستداران آثار تاریخی و مفاخر نوش آباد ( استان اصفهان )

32) انجمن دوستداران حافظ  ( استان فارس )

33) انجمن دوست داران حافظ ( استان خراسان )

34) انجمن دوستداران شوشتر(خوزستان)

35) انجمن دوستداران یادمان‌ها ( استان قزوین )

36) انجمن دوستداران و حافظان خشت‌خام ( استان یزد )

37) انجمن دیدبانان میراث ایل سنگسر ( استان سمنان )

38) انجمن سامان گشت صفه ( استان اصفهان )

39) انجمن سرزمین بیکران (کرمان)

40) انجمن سواد کوه شناسی ( استان مازندران)

41) انجمن علمى مرمت دانشگاه پیام نور اصفهان ( استان اصفهان )

42) انجمن فردوسی ( استان تهران )

43) انجمن فرهنگی اجتماعی اندیشه جوان ( استان اصفهان )

44) انجمن فرهنگی و هنری پاسارگاد ( استان خراسان )

45) انجمن فرهنگی هنری سپنتا (استان خراسان )

46) انجمن میراث بانان زنده رود ( استان اصفهان )

47) انجمن میراث فرهنگی درودگاه ( استان فارس )

48) انجمن میراث هزار ( استان کرمان )

49) انجمن مهر گان ( استان تهران )

50) انجمن وحدت جوانان ایران زمین ( استان اصفهان )

51) انجمن یاوران یادگارهای فرهنگی میبد ( استان یزد )

52) بنیاد شوش شناسی(خوزستان)

53) بنیاد فردوسی ( استان تهران )

54) خانه عصر باستان ( استان فارس )

55) خانه فرهنگ جاودان ( استان فارس )

56) کانون بارگاه مهر ( استان اصفهان )

57) کانون تهران شناسی ( استان تهران )

58) کانون پاسارگاد ( استان گلستان )

59) کانون مطالعات معماری قوام الدین شیرازی ( استان فارس )

60) کمیته پیگیری خانه‌های تاریخی ( استان تهران )

61) کمیسیون انجمن‌های دوستدار میراث فرهنگی و طبیعی مازندران ( استان مازندران )

62) موسسه ایران شناسی نیستان گمشده ( استان خراسان )

63) موسسه تمدن کویر (کرمان)

64) موسسه دید خرد ( استان اصفهان)

65) موسسه گردشگران سبز اندیش ( استان گیلان )

66) موسسه سرزمین باستان آرتا ( استان مرکزی )

67) موسسه سیراف پارس ( استان بوشهر )
68) موسسه گردشگرى جام جهان بین ( استان اصفهان )

69) موسسه میراث پژوهان مهربین ( استان اصفهان )

 



 

 


برچسب ها: میراث جهانی ، چوگان ، سازمان های مردم نهاد ، یونسکو ،

مخالفت سازمان های مردم نهاد و فعالان مدنی با ثبت چوگان به نام کشوری دیگر

همبستگی سازمان های مردم نهاد در مقابل ادعای جمهوری آذربایجان

حسین زندی

 

مدت هاست کشورهای منطقه به خصوص کشورهای تازه استقلال یافته و هم مرز با ایران به دنبال هویت سازی هستند . کشورهایی مانند امارات متحده عربی ، ترکیه و آذربایجان اقدام به مصادره عناصر و میراث فرهنگی ایران می کنند در مواردی نیز به هدف خود رسیده اند و این میراث را به نام خود ثبت کرده اند.

آخرین اقدام کشور آذربایجان تشکیل پرونده ای برای ثبت بازی چوگان ایرانی در فهرست جهانی یونسکو است که با اعتراض دیرهنگام ایرانیان روبرو شد. مهمترین این موضع گیری ها تهیه بیانیه ای با امضا 70 انجمن غیر دولتی به مقام های ارشد سازمان یونسکو بود که پیش از تصمیم گیری ارسال شد . بابک مغازه ای  که مسئولیت تدوین نامه و جمع آوری امضا انجمن ها را برعهده داشت می گوید:

از آنجا که پرونده ثبت جهانی چوگان از سوی جمهوری آذربایجان برای ثبت در لیست میراث فرهنگی معنوی در خطر ارائه گردیده است و با توجه به اهمیت این میراث معنوی ، سازمان های غیر دولتی فعال و "شورای هماهنگی سازمان های غیر دولتی میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی کشور" در اقدامی هماهنگ نسبت به تنظیم و ارسال نامه ای خطاب به مسئولین یونسکو ، اعضا کمیته بین الدول و نمایندگان حدود 150 کشور عضو سازمان جهانی یونسکو اقدام نمودند

در این رابطه فعالیت های اولیه در جهت پیگیری این موضوع از روز دوشنبه چهارم آذر ماه آغاز گردید و با توجه به اهمیت موضوع و زمان محدود باقیمانده تا آغاز نشست یونسکو ، در حداقل زمان ممکن ( شنبه نهم آذر ماه ) با صدور و ارسال نامه به تمامی مسئولین و نمایندگان مربوطه ادامه یافت ، در این مدت ابتدا با هماهنگی مشاورین و اعضا هیات اعزامی سازمان میراث فرهنگی متن اولیه نامه تهیه گردیده و پس از بازبینی لازم و هم اندیشی با دیگر فعالان مدنی سازمان های غیر دولتی میراث فرهنگی کشور و برخی دیگر از کارشناسان غیر دولتی مطلع با این امر ، در نهایت نامه مورد نظر ، تهیه و با تایید 70 سازمان غیر دولتی همگام با این حرکت ملی از سراسر کشور ، ترجمه و ارسال گردید

بابک مغازه ای در پاسخ به این سوال که چرا نهادهای مدنی پی گیر این مسئله بودند ادامه می دهد : دلیل این امر حساسیت های موجود در این پرونده و اهمیت چوگان به عنوان یک میراث فرهنگی و معنوی ارزشمند تاریخی و آیینی در ایران است که ما را بر آن  داشت تا با وجود محدودیت زمان باقی مانده حداکثر تلاش خود را در جهت دفاع از منافع فرهنگی کشور و جلوگیری از ثبت این اثر معنوی به نام کشور دیگر به انجام رسانیم چرا که سازمان های غیر دولتی به عنوان نمایندگان وجدان اجتماعی ، پاسبانی از مواریث فرهنگی را به عنوان مهمترین رسالت خود می دانند و همواره در این راه کوشیده اند

این دوستار میراث فرهنگی با اشاره به وضعیت و شرایط لازم برای ثبت یک اثر معنوی می گوید :

در رابطه با فرآیند ثبت میراث معنوی و شرایط ثبت آن می باید به این نکته اشاره کرد که دلایل ثبت میراث معنوی با میراث تاریخی و فیزیکی متفاوت است به صورتی که موضوع قدمت و تاریخچه یک میراث ناملموس نقش چندانی در پذیرفتن آن توسط کمیته مربوطه در سازمان یونسکو ندارد و بیشتر وجود و اهمیت فعلی آن در فرهنگ و معیشت ساکنان آن کشور مهم است و از این جهت تنها نمی توان به داشته های تاریخی مربوط به گذشته تاکید نمود و می باید خصوصیات فرهنگی و آیینی امروز را مورد توجه قرار داد چرا که وضعیت موجود برای آنها مهمتر است

این فعال مدنی در زمینه اهمیت تدوین و انتشار این نامه با اشاره بر اتفاقات و برخوردهای مسئولین پیشین میراث فرهنگی می گوید :

سازمان های غیر دولتی حوزه میراث فرهنگی کشور پیش از این نیز با توجه به ضرورت های پیش آمده همواره می کوشیدند تا به صورتی منسجم مواضع خود را اعلام نمایند اما اکنون و با رویکرد به فضای موجود بر آن شدند تا با تدوین و ارسال یک نامه حقوقی و سند کارشناسی شده ، در سطحی بین المللی و اثر گذار تر از پیش ، نقش خود را ایفا نموده و در راه دستیابی به جایگاه حقیقی این سازمان ها گام بردارند چرا که متاسفانه در سالهای پیش از این به دلیل برخی اقدامات و موضع گیری های نامناسب مدیریت قبلی سازمان میراث فرهنگی ، همواره نوعی بی اعتمادی و تضاد بر فضای تعامل و ارتباط مابین  سازمان های غیر دولتی حوزه میراث فرهنگی و گردشگری کشور با سازمان میراث فرهنگی حاکم بوده است که امید است با استقرار مدیریت جدید و انتصاب شخصیت های فرهنگی و نام آشنا در سمت های مختلف سازمان ، این فضا تغییر نماید و در آینده نیز سازمان های غیر دولتی بتوانند در راستای تلاش های خود به منظور پاسداری از ذخایر فرهنگی و تاریخی کشور ، ضمن حفظ استقلال و توجه به مسئولیت ها اجتماعی خود ، همگامی لازم را با بخش های دولتی و غیر دولتی مرتبط تداوم بخشند

 

این فعال فرهنگی در رابطه با اثرات این حمایت گسترده سازمان های مدنی افزود :

امیدواریم با این همراهی مدنی که تا کنون در نوع خود بی سابقه بوده است و شامل حضور و تایید فعالان و نهادهای مدنی از سراسر کشور و اکثریت استان های می باشد بتوانیم ضمن تاثیر گزاری بر رای نمایندگان کشور های دیگر و رد این پرونده ارسالی از سوی آذربایجان ، شاهد تلاش و توجه هر چه بیشتر عمومی نسبت به میراث فرهنگی کشور باشیم تا در کنار هم بتوانیم توجه بیشتری را به ارزشها و ذخایر فرهنگی و ارزشمند ملی جلب نماییم

 

تاکنون مواردی را شاهد بوده ایم که علیرغم اهمیت فرهنگی و ارجحیت موضوع نسبت به دیگر فعالیت ها ، متاسفانه با کم توجهی مسئولین وقت و عدم تعامل با نهادهای مدنی و بهره نگرفتن از ظرفیت های مردمی فرصت های زیادی از دست رفته و عناصر فرهنگی این سرزمین همچون تار ایرانی ، کمانچه ، ملانصرالدین ، نظامی گنجوی و...به نام دیگر کشورها به ثبت رسیده است برای اینکه در آینده شاهد چنین رویداد هایی نباشیم چه باید کرد ؟  بابک مغازه ای می افزاید : امید است که با توجه به تغییرات صورت گرفته در سطح کلان مدیریت کشور ، مسئولین مربوطه از این پس باور و توجه بیشتری را به نقش سازمان های غیردولتی به ویژه در تاثیر گزاری بر نظر دیگر کشور ها نموده و امکان تعامل و همکاری لازم به منظور پاسداری از آنها و نقش آفرینی این سازمان ها را فراهم نمایند و در آینده پیش از وقوع چنین رویداد هایی زمینه حضور تمامی علاقمندان و کارشناسان غیر دولتی را مهیا نموده و حداکثر استفاده از زمان و امکانات مختلف اجتماعی را بنمایند


برچسب ها: چوگان ایرانی ، انجمن های غیر دولتی ، سازمان های مردم نهاد ،

نشست تخصصی تشکل های حوزه میراث فرهنگی کشور در قزوین

خیلی از جاها ورود ما برای مرمت باعث تخریب شده است

نمایندگان ایران در یونسکو آنچنان که باید عمل نکردند و از حقوق فرهنگی و میراث فرهنگی ما دفاع نشد

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107890&Serv=0&SGr=0

 

حسین زندی

نشست نقش انجمن ها در جلب مشارکت بخش های مختلف اجتماعی در حفاظت از بناها و بافت های تاریخی 14 و 15 آذرماه به مدت دو روز با شرکت اعضا و نمایندگان22 تشکل غیر دولتی از استان های قزوین ، تهران ، سمنان ، همدان ، فارس ، اصفهان ، مازندران ، گیلان ، خوزستان و یزد به مدت دو روز در شهر قزوین برگزار شد.

این برنامه همزمان با بارش اولین برف زمستانی از مجموعه سعد السلطنه و بازدید از بافت تاریخی و تعدادی از بناهای تاریخی قزوین  ازجمله بازار تاریخی - محدوده راسته  وزیر، سردر عالی قاپو ، خیابان سپه ، مسجد جامع ، خانه تاریخی امینی ها ، گرمابه صفا و گرمابه حاج میرحسن آغاز شد . این بناها تنها تعدادی از آثار با ارزش تاریخی این شهر است که مورد بازدید قرار گرفت و شرکت کنندگان با تجربیات انواع مشارکت صورت گرفته در حفاظت از بناها و بافت تاریخی در شهر قزوین آشنا شدند.

اولین کارگاه کلاسی توسط سه تن از اعضای انجمن دوستداران یادمان های ماندگار ، انجمن میزبان ارائه شد . فهیمه جعفری به سطوح مختلف مشارکت در مرمت بناهای تاریخی قزوین اشاره کردو گفت: آنچه از نمونه های مشارکت که در این شهر اتفاق افتاده  می توان دریافت،اگرچه قزوین در شهرسازی مشارکتی پیشرفت داشته است ، اما در میراث و مرمت را درازی را باید طی کند.جعفری هدف از این کارگاه ها را رسیدن به یک پیش بیانیه و گزارش در مورد مشارکت در مرمت عنوان کرد که  در نهایت به یک سند چشم انداز منتهی شود. در ادامه بهتاش آزادروش تجربه های مشارکت در کشور را مشارکت مردمی دانست و گفت نمی توان  پذیرفت این مشارکت ها از نوع سازمانی بوده ، سپس با بررسی انواع مرمت به ضوابط و قوانین موجود در این زمینه پرداخت . این کارشناس مرمت نمونه هایی مانند  پروژه های محله جویبار اصفهان ،بازار تبریز پیشینه ذهنی مثبت مردم نسبت به طرح ها وحضور مردم  در همه ارکان مرمت رابررسی کرد و با نگاهی به رویکرد میراث فرهنگی در مرمت ، شهرسازی مشارکتی و ارزش گرا را مقایسه کرد .

در پایان الهام حاجی ملکی مشارکت های مردمی در مرمت و باززنده سازی بناها در قالب مشارکت های غیرمستقیم ، مشارکت منفی -دولتی و مشارکت مستقیم ، مثبت و خصوصی تشریح کرد.

پایان بخش برنامه های روز اول سخنرانی مهندس مجابی مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی بود که به تاریخچه مرمت در کشور پرداخت. مجابی گفت: مرمت در کشور ما سابقه دولتی دارد . روزی که مسئولان دولتی به نتیجه رسیدند که مجموعه آثاری در وجود دارد و باید برای ایران حفظ شود آغاز راه بود.البته این فکری نبود که از بدنه جامعه بجوشد جامعه ما سنتی بود واگربنایی حفظ شد به تناسب نیازهای سنتی بود.دراین جا تا اواخر دوره قاجار مدنظر است اما بعد از این دوران وارد  فضایی می شویم که نشهنه هایی از عصر تجدد داشت ودولتهای ایران ارتباطی با خارج پیدا می کنند و دولت احساس می کند باید وارد جامعه متجدد شود.

همانطور که گفتم این تلاش ها مربوط به اواخر قاجار است تا اینکه آموزش نوین مطرح می شود.نمونه های آن در قزوین مدرسه ای مربوط به دوره مظفرالدین شاه است و تا این زمان بازار تجارت سنتی خود را داشت تا اینکه  فضاهای اقتصادی  جدید طراحی شد وخیابان شکل گرفت و مراکز تجاری از بازار به خیابان ها منتقل شد . مجابی ادامه داد: امروز هرجا را بخواهند توسعه دهند یک خیابان می کشند.البته بعضی شهرهای ایران مانند اصفهان که چهارباغ را داشت و قزوین که خیابان دولتی را داشت که یکی از دروازه های شهر سلطنتی قزوین بوداکثر محققان خیابان دولتی قزوین را اولین خیابان ایران می دانند این عنصر یعنی خیابان مربوط به دوره صفوی است.قزوین شهری با  باغ در منطقه جعفر آباد با کاخ های متعدد در درون باغ ها بااینکه در زمان شاه طهماسب ساخته می شود اما شهری مدرن به شمار می رود وزندگی دراطاف خیابان جریان می یابد نقش مرکزی در این شهر دارد.

این عضو ایکوموس ادامه داد:پس زمان صفوی، زندیه و قاجارفضای خیابان ازمحل رفت و آمد پیاده ، تبدیل شد به محل آمد و شد سواره و ماشین .در این زمان ضمن پیدایش خیابان های جدید بناهای تاریخی بلاتکلیف شد و یا پشت خیابان ها گم شدو برخی درکنار خیابان جای گرفت و خیابان از آن برای خود وهویت خود استفاده کرد ونمایان شد. در همین زمان بود که مرمت ظهور کردودرشهرهایی مثل تهران و قزوین جای خود را باز کرد

این پیشکسوت مرمت دربخشی از سخنانش گفت:در قزوین سعدالسلطنه را به معنای امروزی یک برنامه ریزمرمتی شهری می توان نامید ، کسی که کاروانسرا ها ، بازار ، و دروازه ای شهر راساخت و امامزاده حسین و مسجد ها را مرمت کرد. در تاریخ مرمتی ایران این مسئله شناخته شده نیست که بدانیم کجارا خراب کردیم کجا را مرمت کردیم.اما در دوره پهلوی اول سینما ها ،بانک ها عناصر مدنی جدیدی بودند که در کنار خیابان ها  جای گرفتند و برخی تک بنا هارا آرایش و تزئین کردندودرکناربناهای جدید قرار دادند.در این دوره با این نوع مداخله ها خیلی جاها خراب شد. اگر مجموعه این کارها را در کنار هم قرار دهیم تاریخ مرمتی ایران شناخته می شود وبرای ما یک محتوای ملی که مربوط بهجامعه ایرانی با فن ایرانی و سرمایه ایرانی است را نشان می دهد. البته در دوره رضا شاه مبانی مرمت ایرانی وجود ندارد چون تفکری که نظریه ای درباره مرمت بناها بدهد را نداریم.یعنی نظریه پرداز مرمت نداریم. پس ازدوره سرمایه داری است که منشورهای جهانی مرمت پیدا میشود وما نیز تحت تاثیر این افکار ومنشورها هستیم.و از این دوره است که مشارکت ایرانی با مشارکت شهری و مرمتی قطع می شود و نمونه خارجی و پیشرفته تر آن پیدا می شود.

مجابی در بخش دیگری از سخنانش به این نکته اشاره کرد که ورود مستشرقین ضربه مهمی به جامعه مشارکت ایرانی وارد می کند او گفت: این ضربه باعث انقطاع و گسست تاریخی شد که بعدها هم ادامه پیدا کردو کسی سعی نمی کند این گسست را ترمیم کند.آیا امروز جامعه ماسوله  در مرمت مشارکت دارد؟ و ماسوله تبدیل می شود به بازار فروش محصولات چینی مردمش نمی توانند مشارکت کنند از سوی دیگر اگر قوانینی وضع شود و شهروند را مجبور به مشارکت کند آن مشارمت تحمیلی خواهد بود.

مهمترین بخش سخنرانی مهندس مجابی اینجا بود که به مفهوم مشارکت اشاره کرد .و گفت: مشارکت یک ماهیت اجتماعی دارد نه ماهیت کالبدی ، اگر من پول می دهم و بازار تبریز را مرمت می کنم مشارکت کننده نیستم ، اگر مشارکت کنم و وضعیت فرش تبریز بهتر شود به اقتصاد کشورم کمک کرده ام به مرمت کمک کرده ام و مشارکت کمک کرده ام.در بیشتر جاها مانند ماسوله امروز واکنش های منفی با مرمت کنندگان صورت می گیرد.باید توجه داشت در مقابل زیرساخت ها و ساختار های ناقص فعالان خسته می شوند و به بن بست می رسند.

حال سوال این است که چه باید کرد؟ باید گفت از علم آمایشی استفاده کرد و مردم مشارکت کننده با مبانی اجتماعی با تمام علو م که یک اجماع انسانی نیاز دارد آشنا شوند چرا که مشارکت یک مقوله اجتماعی است.مداخله امروز کالبدی است . مهندسین با ابزارهای مهندسی طراحی می کنندو از بالا آنرا در معرض دید یک عده معدودی از جامعه قرار می دهند. اما آنطرف قضیه سازمان و یا فضای اجتماعی وجود ندارد و برنامه ها از پائین به بالا اتفاق نمی افتد.ما اگر بخواهیم مشارکت صورت بگیرد باید همه این برنامه ها تغییر کندو برای این منظور باید از علوم اجنماعی کمک گرفت.

مجابی در پایان سخنانش از تجربه شخصی خود در شهر نراق سخن گفت و آن را نمونه تقریبا موفقی از مدیرت ومشارکت مردمی برشمرد که مشارکت بر اساس داده های جامعه شناسی و از پائین به بالا صورت گرفته است و همکاری نهادهایی مانند شورای شهر و شهرداری و دیگر نهادهای دولتی را نیز موثر خواند.و به این نکته نیز اشاره کرد که ارزیابی مشارکت باید اجرا شود ومتاسفانه ارزیابی در مشارکت و مرمت صورت نمی گیرد باید پلان مدیریتی مرمت آثار تارخی داشت تا به به صورت واقعی به مردم پیشنهاد شود و نه بر روی کاغذ و باید بهدارایی های اجتماعی که مطلقا استفاده نمی کنیم  تکیه کنیم.

 

 

روز دوم با برگزاری کارگاهی توسط  احسان دیزانی مدرس دانشگاه ومهندس محمد مهدی رضاپور مدیر کل سابق میراث فرهنگی استان زنجان و قزوین آغازشد. در این کارگاه دیزانی به موضوع مشارکت در حفاظت ومرمت بناها و بافت های تاریخی پرداخت وگزارشی از مداخله در بناها ی تاریخی  ارائه کرد دیزانی سخنان خود را با چند سوال آغاز کرد: برای چه، اقدامی روی بنا ها و بافت های تاریخی دنبال می شود؟ آیا اقدام حفاظت و مرمت امری بدیهی است که ما دنبال مشارکت می گردیم ؟ آیا تعریف روشنی برای حفاظت و مرمت وجود دارد ؟ چه اولویت هایی در این میان مطرح کرده اند؟سپس به این سوال ها با تحلیل واژه ها، تجربه های مختلف در مرمت، مصوبات و قوانین بین المللی همچنین سنت حفاظت و مرمت ایرانی پاسخ گفت.همچنین با اشاره به سیرمصوبات و منشورهای بین المللی در این زمینه بیانیه های  ونیز، منشور آتن ، بیانیه رم ، منشور نارا ،بیانیه سنت آنتونیو ، کیوتو و اکوموس ، را با یکدیگر مقایسه کردو به مقایسه نمونه های ایرانی نیز اشاره کرد.این کارشناس مرمت در پایان گفت : درکنار بافت های تاریخی و بناها باید " اثر" تاریخی را نیز در نظر داشت ،ضرورت توسعه پایدار برای محدوده های فرهنگی برجسته سازی خاطرات جمعی انسان هااست که باید مورد توجه قرارگیرد.

 سپس محمد مهدی رضاپور با ارائه گزارشی از تجربه های خود در حوزه مدیریت اش ادامه داد:تاریخ مرمت به سابقه احداث و ساخت بناهای تاریخی است. میراث فرهنگی اگرچه متعلق به همه مردم است و مشارکت مردم کمتر از حکومت است و مشارکت در امر مرمت جنبه حکومتی داردتا مردمی و بیشتر ثبت و مرمت تک بناها مد نظر است با این حال امروز ضرورت مشارکت های مردمی مشهودتر است.رضاپور آزادسازی حریم سلطانیه را یک نمونه مشارکت منفی دانست این مشارکت را درکنار مشکل بودجه، اصلی ترین عاملی دانست که سلطانیه پس از 50سال نتوانسته تکمیل شود. رضاپور در ادامه گفت: در خیلی از جاها ورود ما برای مرمت باعث تخریب شده است ،خیلی از مسائل با بازسازی حل نمی شود و گاهی به تنهایی موفق نمی شویم و باید از رسانه ها کمک گرفت و رسانه ای شدن تخریب ها به ما کمک می کند.

 خانم آقاجان اسد گزارشی از سد سیمره و تخریب های صورت گرفته درمحوطه باستانی سیمره و نقش مردم محلی در این تخریب هاارائه کرد.

همزمانی این نشست با ثبت چوگان ایرانی به نام جمهوری آذربایجان موجب تاثر و تاسف انجمن های غیر دولتی گردید و بخشی از برنامه خود را به این موضوع اختصاص دادند.بابک مغازه ای با اشاره به این اتفاق و تلاش های سازمان های غیر دولتی  گفت ما امروز باید جشن می گرفتیم اما به دلایلی که همه ما میدانیم قضیه برعکس شد. 

رئیس هیات چوگان استان قزوین و نماینده  فدراسیون چوگان گفت : ما حال خوبی نداریم ما امروز غزادار هستیم ،نباید اجازه می دادیم چنین اتفاقی بیافتد.

جای آن است که خون موج زنددر دل لعل/زین تغابن که خزف می شکند بازارش

 قنبری ادامه داد:به خاطر بودن در حوزه جغرافیایی ایران ،بازی چوگان به آذربایجان ارتباط داشت و امروز آنان چوگان را به نام خود ثبت کردند در همین شهر قزوین حتا پیش از اصفهان میدانی به نام چوگان در روبری مسجد جامع وجود داشت ،سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس تصویری ارائه می کند که بیشتر مردم در این میدان شاهد بازی چوگان هستند . اوسخنان خود را با این شعر به پایان برد: ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی/ اسباب جمع داری و کاری نمی کنی/چوگان حکم در کف و گویی نمی زنی /باز ظفر به دست وشکاری نمی کنی.

سپس مهدی بختیاری رئیس انجمن پرورش اسب  با انتقاد از عملکرد نمایندگان ایران در یونسکو گفت: نمایندگان ایران آنچنان که باید عمل نکردندو از حقوق فرهنگی و میراث فرهنگی ما دفاع نشد ما امیدواریم باب دیگری باز شود و شاهد چنین اتفاق های نباشیم. بختیاری گفت: حتا واژه ها و اصطلاحات بین المللی که در مورد چوگان استفاده می شود ایرانی است و هنوز در میان قوم بختیاری رایج است. ایرانی ها به طور ژنتیکی با اسب و سوارکاری بهتر از سوارکاران دنیا رابطه دارند. اسب در اساطیر ، تاریخ ، افسانه ها و فرهنگ ما حضور دارد. ما می توانیم از اسب و بازی های مربوط به اسب در صنعت گردشگری استفاده کنیم .رئیس انجمن پرورش اسب ادامه داد:ذخایر ژنتیکی اسب های ایرانی بی نظیر است ،نژاد خونگرم کرد و دره شوری تنها در ایران است . اما با توجه به جاذبه های گردشگری در زمینه اسب و پتانسیل های موجود متاسفانه کاری صورت نگرفته است و کسانی که علاقمند ند در پیچ وخم اداری خسته می شوند. اسبچه کاسپین (خزر) و اسب ترکمن در شمال ، اسب کرد درغرب ّدره شوری در مرکز وشیراز، اسب اصیل ایرانی در خوزستان ، اسب سیستانی در شرق ایران و نژادها و گونه های دیگر سرمایه بزرگی برای ما محسوب می شود اما دیگران استفاده می کنند.بختیاری ادامه داد: اگر اشتغال پایدار می خواهیم اگر سلامت جوانان را می خواهیم باید تلاش کنیم از این ظرفیت استفاده کنیم . در نهادهای دولتی مانند ورزش و جوانان و جهاد کشاورزی کارشناسی در این زمینه نداریم و همین باعث شده جمهوری آذربایجان ، ترکیه و امارات گوی سبقت را از ما برباید.

درپایان این نشست دو روزه بتول صحراکاران دبیر انجمن دوستداران یادمان های ماندگاربه سه تن از مالکان خانه های تاریخی شهر قزوین که در زمینه مرمت تلاش کرده اند لوح یادبودی اهدا کرد وفهیمه جعفری گزارش نهایی نشست را قرائت کرد.

 

 

 

 

 

 


برچسب ها: قزوین ، مرمت ، نشست سازمانهای مردم نهاد ، گردشگری ورزشی ،

تعداد کل صفحات: 10 ... 4 5 6 7 8 9 10
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic