چهارشنبه 13 آذر 1392

چوگان ورزشی ایرانی است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

چوگان ورزشی ایرانی است
حسین زندی

عیلامی ها با فریاد چوگه و اوورچین چوگان بازی می‌کردند

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107684&Serv=3&SGr=22


در اعتراض به روش کشور آذربایجان و پرونده­سازی برای ثبت چوگان ایرانی در فهرست یونسکو، کارگاهی با موضوع چوگان و گردشگری ورزشی در همدان برگزار شد. در این کارگاه مطرح شد که چوگان یک ورزش ایرانی است. چوگه یا چوکه و اروچین، اصطلاحات رایج در بختیاری هستند که در چوگان استفاده می‌شوند. این اصطلاحات ریشه عیلامی دارند.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- این کارگاه جمعه گذشته، با همکاری انجمن پرورش اسب همدان، دوستان زمین، پویشگران سفر پاک و عده­ای از علاقه­مندان به مبراث فرهنگی برگزار شد. هدف از برگزاری این برنامه معرفی هرچه بیشتر ورزش چوگان و شناسایی عناصر آن و ارتباط این ورزش با صنعت گردشگری، اعلام شد.
 
یکی از تسهیلگران با پرداختن به تاریخچه این بازی و پیشینه اسب و سوارکاری در ایران گفت: وقتی ما از میراث فرهنگی صحبت می­کنیم به موارد گوناگونی برمی­خوریم. یکی از این میراث مفهوم اسب است. اسب در کشور ما پیشینه­ای بسیار کهن دارد و حیف است که ما از این پیشینه بی خبر باشیم.
 
مهدی بختیاری گفت: حدود 50 میلیون سال پیش، موجودی به اندازه روباه که فسیل آن در آسیای مرکزی پیدا شده است، زندگی می­کرد. یکی از زیستگاه­های این جانور سرزمین ایران کنونی است. که پس از عصر یخبندان و یک دگردیسی به شکل امروزی درآمده است. 4-6 هزار سال پیش از میلاد پیشینه­ای است که برای اسب در ایران تخمین می­زنند. دو نژاد اصلی اسبچه خزر در اطراف دریای مازندران زندگی می­کردند که این دو نژاد جد همه اسب­های دنیا هستند.
 
 رئیس انجمن پرورش اسب همدان ادامه داد: آریایی­ها وقتی وارد ایران شدند اسب­هایی را همراه خود به این سرزمین آوردند که با اسب­های عیلامی که در خوزستان فعلی هستند، تلفیق شده و نژاد جدیدی را به وجود می­آورند که همان اسب عرب است. یعنی همان اسبی که عرب­ها به نام خود ثبت کردند.
 
مهدی بختیاری با معرفی برخی نژادهای اسب ایرانی مانند کرد، دره شوری،یموت، آخال تکه، چناران، اسبچه خزر و... گفت: تنوع نژادی اسب­ها در ایران عاملی است که سبب می­شود در طول سده­های گذشته از آن استفاده­های گوناگونی بشود. از جمله کاربردهای اسب می­توان به سواری، جنگ، تیراندازی، چاپار، زیبایی، رقص و بازی، ورزش، کار و حتی به عنوان موجودی مقدس و قابل پذیرش، اشاره کرد. اگر ایرانیان در جنگ­ها پیروز می­شدند به دلیل تخصص در سوارکاری و وجود اسب بوده، اما امروزه باید با تاسف به این قضیه نگاه کرد چراکه که به این میراث گران­بها توجه چندانی نمی­شود.
 
چوگان یک ورزش کاملا ایرانی است. اصطلاحاتی که در این بازی استفاده می­شود از زمان عیلامی­ها باقی مانده و کاملا بومی است. مثلا چوگه یا چوکه و اوورچین که در زبان بختیاری متداول است ریشه عیلامی دارد. زمین­های بازی چوگان، در چغاخور چهارمحال و نقش جهان اصفهان همه شواهدی است که به ایرانی بودن چوگان اشاره دارد. امروز ما نباید اجازه دهیم این سرمایه توسط بیگانگان مصادره شود.   
 
سپس یکی دیگر از تسهیلگران، در ارتباط با این نشست گفت: موضوع کارگاه امروز ما در راستای گردشگری پایدار است. منابع گردشگری پایدار میراث فرهنگی و محیط زیست است. مفهوم اسبب در ابعاد مختلف و ورزش­ها و بازی­های مختلف موضوعی است که در راستای پایداری گردشگری است.
 
بابک مغازه­ای گفت: مفهوم اسب ابعاد گوناگون و نیز نقشی محوری در زندگی ایرانیان داشته است. اسب به عنوان یک حیوان در محیط زیست نقش دارد، مفهوم اسب یکی از سرمایه­های فرهنگی از گذشته تا به امروز به شمار می­رود. در گذشته اسب به عنوان یاور انسان در جنگ استفاده می­شد و در ابعاد مختلف زندگی بشر حضور داشت.
 
تنها سوارکاری نیست که در این رشته اهمیت دارد، ادوات و ابزار سوارکاری و صنعت ساخت این ادوات در کنار پرورش اسب به عنوان صنعتی که با اسب در ارتباط است همواره مورد توجه بوده است و نقش محوری این رشته در اقتصاد نیز مشهود است.
 
این تحلیل‌گر ادامه داد: اسب در تاریخ رزم، معماری، ورزش، فرهنگ و قدرتمندی انسان نقش داشته است. امروزه به دلیل حضور اسب در فرهنگ و زندگی، باید آن را حفظ کرد. حفظ ورزش­های مرتبط با آن نیز یکی از وظایف ماست و چوگان که یک ورزش ایرانی است تاسفانه امروز به وسیله آذربایجان از ما گرفته می­شود. ایرانیان مبتکر چوگان هستند، همچنین برخی از ادوات این ورزش را ایرانیان ساخته­اند. قدیمی­ترین مکان­ها و فضاهای بازی چوگان در ایران است.
 
مغازه­ای در بخشی از سخنانش گفت: یکی از اهداف این کارگاه این است که به اهمیت چوگان بپردازد. در این کارگاه این موضوع را بررسی می­کنیم که چگونه می­توان از این میراث فرهنگی و تاریخی محافظت کرد و برای جلوگیری از اقدامات کشور آذربایجان در زمینه ثبت این ورزش، چه باید کرد؟
 
شرکت­کنندگان در کارگاه از این بازی به عنوان یک ارزش فرهنگی و میراث کهن یاد کردند و وجود ردپای این ورزش را در افسانه­ها، اساطیر، تاریخ، ادبیات و به ویژه در اشعار شاعرانی چون حافظ، از مهمترین نمودهای این ورزش در پیشینه ایرانیان دانستند. آنها همچنین وجود نام جای­هایی با پسوند و پیشوند چوگان مانند تنگه چوگان، را شاهدی مستند و مستدل بر ایرانی بودن این ورزش کهن خواندند. حاظران در این کارگاه از مسئولان تقاضا کردند داشته­ها و سرمایه­های فرهنگی ایران را پیش از اینکه دیگر کشورها به آن دست­اندازی و دست درازی کنند، به نام ایران ثبت کنند و اجازه تجاوز به حریم فرهنگی ایران به آنها داده نشود. در پایان شرکت­کنندگان در کارگاه با تدوین بیانیه­ای ضمن درخواست کمک از هموطنان برای جلوگیری از اقدام کشور آذربایجان، از دبیر یونسکو خواستند حقوق مردم ایران را به رسمیت بشناسند و با ثبت پرونده­های جعلی اعتبار فرهنگی سازمان یونسکو را به خطر نیاندازند.
 
در این بیانیه از هم هموطنان خواسته شده از طریق امضا بیانیه­ها و نامه­نگاری و اطلاع رسانی در رسانه­های جمعی و شبکه­های اجتماعی از ثبت ورزش ایرانی چوگان به وسیله آذربایجان جلوگیری کنند.


برچسب ها: چوگان ، بازی چوگان ، کارگاه چوگان همدان ، کارگاه گردشگری ورزشی و اسب همدان ،

دوشنبه 20 آبان 1392

شرایط نامساعد اشیا موزه هگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گردشگری ،میراث فرهنگی ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نابسامانی موزه‌های ایران به قصه تکراری بدل شده است

 

شرایط نامساعد اشیا موزه هگمتانه/

http://www.honarnews.com/vdcgyu93.ak9nz4prra.html


شرایط نامساعد اشیا موزه هگمتانه/ کارگر: اشیا بسیاری از موزه‌ها شرایط مطلوبی ندارند

 کارگر: اشیا بسیاری از موزه‌ها شرایط مطلوبی ندارند

به گفته یک باستان‌شناس قرار دادن انبوهی از اشیاء در حیاط به اصطلاح موزه‌ها که به ظاهر تصور می‌شود از قدرت پایداری زیادی برخوردارند امر رایجی شده به طوری که این وضع علاوه بر هگمتانه، در تاق بستان،هفت تنان شیراز و ... هم دیده می‌شود.

 

 

 

مریم اطیابی- به گزارش هنرنیوز، در معرض تخریب قرار گرفتن آثار تاریخی به امری بدیهی در طی این سال‌ها تبدیل شده تا آن جا که اگر زمانی عکسی از وضعیت کتیبه‌ها، نقش برجسته‌ها، سفال‌هایی که در موزه‌ها با وضعیتی نابسامان نگهداری می‌شوند به متخصصین نشان داده شود آنها با عنوان این که از این دست اتفاقات زیاد رخ می‌دهد و رویدادی تازه‌ای نیست؛ از کنار آن می‌گذرند! 

محوطۀ باستانی هگمتانه که آن را پایتخت مادها دانسته‌اند، با وسعتی در حدود ۴۰ هکتار از مهمترین مراکز باستانی کشور و بزرگترین محوطه در شهر همدان، به شمار می‌آید. این محوطه به دلایل گوناگون و دارا بودن ویژگی‌های مختلف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و همواره مورد توجه پژوهشگران حوزۀ تاریخ و باستان شناسی بوده است

جدای از وضعیت هگمتانه و آسیب‌های وارده به آن در بخشی از محوطۀ، حیاط مدرسه‌ای که امروزه به موزه سنگ تبدیل شده، هنوز امکان بازدید عمومی ندارد و آثار آن با قرار گرفتن در محوطه باز در معرض باد، باران و فرسایش سریعتر قرار گرفته‌اند که با توجه تغییر دمای بالا در تابستان و زمستان همدان نیاز به حفاظت و پوشش دارند



اشیا منحصر به فرد، اشیایی بی‌ارزش 

یک باستان‌شناس درباره این وضعیت به هنرنیوز می‌گوید:« نکته‌ای که به آن اشاره کرده‌اید یکی از پایه‌ای‌ترین و رایج ترین مشکلات موزه‌داری ایران است. یعنی بنایی قدیمی یا ساختمانی امروزی که با توجه به مقتضیات یک موزه طراحی و ساخته نشده را به عنوان موزه انتخاب می‌کنند و مورد استفاده قرار می‌دهند بی‌آنکه توجه شود آنچه در آن قرار داده‌اند حایز اهمیت و ارزش منحصر به فرد است. قرار دادن انبوهی از اشیاء که به ظاهر تصور می‌شود از قدرت پایداری زیادی برخوردارند در حیاط این به اصطلاح موزه‌ها هم امر رایجی شده است. همین وضع در تاق بستان یا هفت تنان شیراز و خیلی جاهای دیگر هم دیده می‌شود
 



او در ادامه یادآور می‌شود:« واقعیت این است که با این کار مثلاً پایه ستون‌های سنگی هخامنشی یا سنگ قبرهای کتیبه‌دار و منحصر به فرد دوره اسلامی در معرض هوازدگی قرار داده شده‌اند. در ضمن نه فقط گرمی و سردی بلکه آلودگی‌های گوناگون و همینطور قرار داشتن در مسیر بازدیدکنندگان از ساده‌ترین عوامل آسیب دیدن این آثار به حساب می‌آیند 

 

طنز سیاه و تلخ 

این باستان‌شناس که نخواست نامش فاش شود، متذکر می‌شود:« مسأله حفاظت در ایران چه به عنوان رشته‌ای دانشگاهی و چه در مقام عمل در محوطه‌ها و مجموعه‌های تاریخی وضع اسفناکی دارد. طبعاً با این وضعیت، شنیدن شعارهای مختلف درباره بازگرداندن برخی آثار موزه‌ای ایران از کشورهای دیگر همواره به طنزی سیاه و تلخ می‌ماند

 



۲۰ میلیون هزینه برای موزه‌ای که به قنات خورد

حسین زندی یکی از فعالان میراث فرهنگی در همدان نیز با اشاره به این که موزه هگمتانه بیش از ۲۰ سال است به عنوان موزه موقت اشیاء حاصل از کاوشهای هگمتانه، یادگار دوران مادها را در خود جای داده است درباره وضعیت موزه در این شهر تاریخی می‌افزاید: « دوره آقای بیات – مدیر قبلی میراث فرهنگی استان همدان- قرار شد موزه منطقه‌ای غرب کشور شامل همدان، کرمانشاه و سنندج را در شهر همدان احداث نمایند اما مثل همیشه در مکان‌یابی دچار اشتباه شدند و بخشی از هگمتانه را در نظر گرفتند که روی قنات بود. این در حالی است که این مکان حتا جزو حریم هگمتانه بود و نباید دست می‌خورد! با وجود مخالفت‌ها این اتفاق رخ داد و برای صخره برداری آن مکان ۲۰میلیون هزینه شد و نتیجه آن هم برخورد به یک چشمه قنات بود که اگر مسیرش را منحرف می‌کردند به بازار همدان می‌خورد. از آنجا که این قنات خشک هم نمی‌شود بنابراین کاری نمی‌توان انجام داد در نتیجه موزه منطقه‌ای دو سال است با همان وضعیت دست نخورده باقی‌مانده است
 



موزه هگمتانه از بهار تعطیل است 

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به این که یک مدرسه‌ در محوطه هگمتانه به اسم موزه هگمتانه آثار منحصر به فرد همدان را در خود نگهداری می‌کند، یادآورمی‌شود:« به بهانه زدن ویترین و درست کردن نما از اوایل بهار تا کنون این موزه تعطیل است و نزدیک ۵۰ شی از این موزه را به کلیسا بردند که بازدیدکنندگان برای تماشای اشیا به این مکان هدایت می‌شوند. یعنی علاوه بر این که همدان موزه‌ای در شأن ندارد مدرسه را هم تعطیل کرده‌اند. این در حالی است که هگمتانه در ایام عید هم نگهبان نداشت و یگان حفاظت نقش راهنما را نیز ایفا می‌کرد! نتیجه آن هم می‌شود یادگار نویسی بازدیدکنندگان روی ویترین 
 
نتایج کاوش در حیاط موزه

وجود چندین اثر در محوطه هگمتانه؛ مانند کلیسا، گورستان، موزۀ هکمتانه، شهر و دژ کهن هکمتانه اهمیت این محوطه را دوچندان کرده است.به همین دلیل این محوطه در شمار پایگاه‌های پژوهشی کشور قرار گرفته است. اما نتایج عملیات باستان‌شناسی و کاوش‌های علمی در هگمتانه چگونه نگهداری می‌شود؟ ظاهراً پرونده نوشیجان ملایر و گیان نهاوند کل تابستان را در حیاط موزه سنگ زیر آفتاب در زونکن‌‌های بایگانی سپری کردند تا قدر و منزلت پژوهش علمی باستان‌شناسی به خوبی نمایان شود



آیا دستبرد اشیا موزه همدان صحت دارد؟ 

این اتفاقات در حالی روی داده که به گفته یکی از کارشناسان که نخواست نامش فاش شود حتا اشیا این موزه مورد دستبرد هم قرار گرفته‌اند

این کارشناس خاطر نشان می‌کند:« در دروه آقای بیات ۸هزار شی پس گرفته شده از قاچاقچیان توسط مأموران اطلاعات به اداره کل میراث همدان تحویل داده شد که رویداد میمونی بود و اکنون در گنجینه آرامگاه بوعلی نگهداری می‌شود. مدیر کل میراث فرهنگی استان نیز برای تبلیغات هر ازگاهی چند تا از این اشیا را رونمایی می‌کند که آخرین آن در آرامگاه بوعلی رونمایی شد. ۸ هزار شی خود نیاز به مطالعات دقیق، طرح‌های پژوهشی و در یک کلام نیاز به یک موزه استاندارد دارد 

تغییر ندادن موقعیت یک شی گاهی عین حفاظت است

اما محمد رضا کارگر - مدیر كل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی - در گفت و گو با هنرنیوز درباره وضعیت موزه هگمتانه همدان می‌گوید:« من در ریز این قضایا نیستم. باید این موزه مورد بازدید قرار گیرد که در این فرصت کوتاه تصدی میسر نشده همه جا را ببینیم و برآورد کنیم که در این هشت سال گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»

به گفته کارگر گاهی اوقات تغییر ندادن موقعیت یک شی عین حفاظت است چرا که برخی کارشناسان معتقدند اگر ۱۴۰۰ سال یک اثر با شرایط محیطی خودش را وفق داده و سالم مانده در صورت مهیا بودن همین شرایط شی می‌تواند در فضای باز کاملا هم کنشی پیدا کند



او ادامه می‌دهد:« گاهی بر روی یک شی در فضای باز حتا اگر یک قاب شیشه‌ای قرار دهید خودش به خاطر گرم شدن زیاد به مانعی برای حفاظت تبدیل می‌شود. هر چند باید وضعیت نگهداری این کتیبه‌ها و نقش‌برجسته‌های موجود در دل کوه‌ها توسط بخش پژوهشکده حفاظت و مرمت پژوهشگاه مورد بررسی قرار گیرد 

کتیبه‌های بی‌شناسنامه، سنگ قبرهای شکسته 

در حالی این سخنان از سوی مدیر كل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی مطرح می‌شود که زندی اضافه می‌کند:« وقتی موزه مدرسه را مرمت می‌کردند بخشی از اشیا موزه مثل سفال، سنگ قبر، کتیبه و پایه ستون‌ها شکسته شد.این شیوه نگهداری هیچ جای دنیا وجود ندارد 

از سویی به گفته این فعال میراث فرهنگی بسیاری از این آثار سنگی فاقد شناسنامه‌اند



او تأکید می‌کند:« فرضاً سنگ قبری را که از یک روستا می‌آورند و فاقد شناسنامه ‌است اولا بازدید کننده از کجا و با چه علمی مبدأ آن را تشخیص دهد و از آن بدتر حتا کارشناسان بعدی که برای ادامه تحقیقات به این موزه می‌آیند از کجا بفهمند این آثار برای چه دوره‌ای است؟ از کدام منطقه است و چه ارزشی دارد؟» 

زندی خاطرنشان می‌کند:«علاوه بر خطر آتش سوزی در محوطه هگمتانه بر اثر انباشت زباله‌ها و تخریب منظر گردشگری، این پس مانده‌های ساختمانی و زباله‌ها به محوطه کاوش نشده آسیب می‌زند. پسماندهای آهکی در اثر باران و برف بر لایه‌های زیرین نفوذ می‌کنند 


شیوه‌های حفاظت آثار خیلی موفق نبوده است 

از سویی مدیر كل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی در عین حال تأکید می‌کند که شرایط نگهداری برای بخش زیادی از آثارمان شرایط مطلوبی نیست و شیوه‌های حفاظت از آثار هم شیوه‌های خیلی موفقی نبوده‌اند



او با بیان این که در طی این سال‌ها کم توجهی به آثار کاملاً مشهود است، تصریح می‌کند:« یک وقت در خود استان تهران ۱۰۰ کارگاه مرمتی داشتیم بنابراین اکنون توقع آن است که این کارگاه‌ها به ۲۰۰ رسیده باشد نه اینکه تعدادشان به ۲۰ تقلیل یافته باشد.همان موقع این تعداد کفایت نمی‌کرد در حالی که اکنون عوامل تخریبی بیشتری اضافه شده، بناها فرسوده‌تر و کارگاه‌های مرمتی هم کمتر شده‌اند. از طرفی استادکاران طی این مدت یا خانه نشین شدند یا سراغ شغل دیگری رفته‌اند و یا حتا به کشورهای دیگر نقل مکان کرده‌اند. » 

منابع انسانی مهمتر از منابع مالی 

کارگر یادآور می‌شود:« امروز فقط منابع مالی مشکل را حل نمی‌کند ما در حوزه منابع انسانی مشکل جدی داریم. به غیر از مرمت‌گران، شرکت‌ها و موسسات استانداردسازی موزه‌ای را کنار گذاشتند و خودشان یکسری شرکت غیر متخصص بوجود آوردند. وقتی هم که به سراغ شرکت‌های متخصص مثل نورپردازان موزه‌ها می‌روید به دلیل عدم مراجعه موزه‌ها طی این مدت به آنها اکنون در حوزه دیگر مثل نورپردازی شرکت‌های تجاری فعالیت می‌کنند! این وضعیتی است که گریبانگیر همه موزه‌هاست

 


برچسب ها: همدان ، موزه هگمتانه ،

جمعه 17 آبان 1392

ذکر مصائب موزه تاریخی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،

فرهیختگان/حسین زندی: همدان با پیشینه‌ای کهن موزه تاریخی ندارد و کلنگی هم که سال‌های پیش برای احداث موزه منطقه‌ای با تخریب بخشی از تپه هگمتانه به زمین زده شد همچنان در زمین مانده است. از سوی دیگر مدرسه‌ای هم که به‌عنوان موزه از آن استفاده می‌شد ماه‌هاست تعطیل است و گردشگرانی که برای دیدن آثار تاریخی به همدان می‌روند، ناکام می‌مانند.

http://farheekhtegan.ir/content/view/80286/87/

 شهری که پایتخت تاریخ و تمدنش می‌نامند و استانی که تپه‌های نوشیجان، پیسا، هگمتانه و گیان را در دل خود جای داده، هنوز موزه‌ای که در شأن آن باشد، ندارد. استانی که پیشینه اشیا و آثارش به هزاران سال می‌رسد.
 اشیای کم‌نظیری که شاید بعضی‌ها تنها ریتون یا جام داریوش آن را می‌شناسند، اما آثار به دست آمده از تپه کوریجان مناطق اسدآباد، ملایر و گیان نهاوند همچنان در گنجینه خاک می‌خورد. استانی که به گفته یکی از مدیران میراث فرهنگی یک هزار و یکصد تپه باستانی دارد اما بهشت باستان‌شناسی حتی یک موزه استاندارد ندارد. مراکزی که به‌عنوان موزه از آنها یاد می‌شود بناهای تاریخی هستند که چند اثر برای نمایش در آنجا وجود دارند؛ این مکان‌ها نه ویترین استاندارد دارند و نه از امنیت مناسبی برخوردارند.
مهم‌ترین این مجموعه‌ها در همدان، مکانی است که به نام موزه هگمتانه معروف است، مدرسه‌ای قدیمی که کلاس‌های آن را با اندکی تغییرات محل نگهداری اشیای تاریخی کرده‌اند، این روزها این موزه در حال بازسازی و نماکاری است. یعنی محلی که هیچ یک از نشانه‌ها و شاخص‌های موزه را ندارند. این روزها معنا و تعاریف خیلی از عناصر تغییر کرده و بار معنایی متضادی پیدا کرده؛ موزه و موزه‌داری هم از این دست واژه‌ها هستند.
سنگ‌قبرهای تاریخی، پایه‌ستون و سرستون‌های باستانی، کتیبه‌ها و خمره‌های قدیمی را در حیاط این مدرسه انباشته کرده‌اند. این آثار در فضای باز درمعرض باد و باران و سرما دچار تخریب می‌شوند. در سال‌های گذشته کلنگ موزه همدان به زمین زده شد و بارها رسانه‌ها از احداث آن خبر دادند. بخشی از تپه باستانی هگمتانه را صخره‌برداری کردند تا موزه بسازند اما خبری از احداث نشد.
دلیل کم‌کاری‌ها درباره موزه همدان قرار گرفتن آن روی یکی از چشمه‌ها و قنات‌های قدیمی همدان اعلام شده، بهانه‌ای که به اندازه لازم، کافی نیست.
مدیرکل سابق میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان در خبری اعلام کرد اعتباری 73میلیارد و 300 میلیون ریالی برای اتمام موزه برآوردشده که تاکنون 25میلیارد آن هزینه شده اما در عمل 25 میلیارد ریال هزینه صرف صخره‌برداری شد و هیچ اتفاقی نیفتاد. وی در خبر دیگری نیز اعلام کرد برای موزه منطقه‌ای همدان تامین اعتبار شد اما چگونه و این اعتبار کجاست؟ خدا می‌داند.
موزه استاندارد باید از امنیت فیزیکی، فنی، آتش‌سوزی و امنیت بحران برخوردار باشد اما در تعطیلات نوروز روی ویترین‌های این موزه بارها یادگاری نوشته‌اند با ثبت‌نام و تاریخ. همچنین این مکان سیستم تاسیساتی استانداردی ندارد، در مقابل برق و آتش‌سوزی نمی‌تواند دوام بیاورد و نکته مهم‌تر اینکه فضای این مکان پاسخگوی حجم زیاد گنجینه اشیای تاریخی و باستانی استان همدان نیست.
ماه‌های گذشته این موزه به بهانه تکمیل تزئینات تعطیل بوده و بارها مشاهده شده در زمان ورود گردشگران یا تعطیل است یا راهنما ندارد؛ درحالی که نشانه گردشگری پایدار این است که در تمام طول سال ورودی به موزه‌ها داشته باشد نه اینکه برخی فصل‌ها تعطیل باشد.
دکتر نادر هوشمند، کارشناس گردشگری در مورد تجربه غربی‌ها در موزه‌داری می‌گوید: سیستم‌های امنیتی جدید مانند دوربین‌های مداربسته، لمس‌گر و نگهبان‌هایی که در کنار راهنماهای بخش‌های مختلف موزه حضور دارند از مسائل اولیه حفاظت موزه‌ها هستند و وجود شیشه‌های محافظ نامرئی که روی تابلوها نصب شده باعث می‌شوند کسی نتواند به تابلوها آسیب برساند.
هوشمند می‌گوید تا حالا برای به دست آوردن تابلو لبخند ژوکوند داوینچی دو مرتبه به موزه لوور دستبرد زده‌اند اما موفق نشده‌اند. در غرب از آموزش حفاظت از مسائل مهم موزه‌داری برخوردارند. استفاده از شیشه‌های نشکن در ویترین‌ها برای محافظت از اشیا، محدودیت عکاسی و جلو‌گیری از تماس با اشیا و مجسمه‌ها ده‌ها موردی است که در زمینه امنیت اعمال می‌شود. این کارشناس گردشگری درباره نقش راهنماها در موزه‌ها می‌گوید: راهنماها که خود از آموزش کافی‌ برخوردارند با تمرکز زیاد، جزئیات مربوط به آثار هنری (مثل تاریخ و علت پیدایش اثر هنری، نسبت آن با زندگی‌ شخصی‌ هنرمند و بازتاب تاریخی‌ آن) را به بازدیدکنندگان یادآوری می‌کنند و آنها را متوجه نکات ظریفی‌ می‌سازند که دریافت‌شان در حالت عادی تقریبا ناممکن است. به عبارت دیگر، راهنما با ذکر جزئیات، بازدیدکنندگان را آماده می‌سازد تا فراتر از مضمون تابلو یا اثر هنری موردنظر، نیروی دیداری و ادراکی خود را آزاد سازند و از طریق این فرآیند، دیدن بیاموزند که از جهات مختلف به یک اثر واحد نگاه کرده و آن را به شیوه‌های گوناگون تعبیر کنند. همچنین در بیشتر موزه‌ها، راهنماهای صوتی چندزبانه وجود دارند که می‌توانند کسانی‌ را یاری کنند که ترجیح می‌دهند به دور از جمعیت با آثار هنری مختلف خلوت کنند.  اما ما چقدر توانسته‌ایم در این راه موفق باشیم و آیا می‌توان با موزه همدان به این اهداف دست پیدا کرد؟
در بیشتر موزه‌های ایران از شیشه‌های نشکن استفاده نمی‌شود و در برخی موارد راهنماهایی به کار گرفته می‌شود که در رشته‌های غیرمرتبط تحصیل کرده‌اند. با مواردی که اشاره شد جای تعجب است شهری با پیشینه کهن یک موزه استاندارد تاریخی ندارد و تنها در تبلیغات از آن به‌عنوان پایتخت تاریخ و تمدن یاد می‌شود در صورتی که در عمل ناکام است.



موزه مردم شناسی بیستون راه اندازی شد

موزه مردم شناسی بیستون جمعه سوم آبان ماه با حضور جمعی از اعضای انجمن غیر دولتی دوستان زمین همدان در محل کاروانسرای شاه عباسی بیستون راه اندازی شد.

 

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107237&Serv=3&SGr=22

 


خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- موزه مردم شناسی بیستون جمعه سوم آبان ماه با حضور جمعی از اعضای انجمن غیر دولتی دوستان زمین همدان در محل کاروانسرای شاه عباسی بیستون راه اندازی شد.

 

سلمان پرورش، مدیر کاروانسرا درباره راه اندازی این موزه گفت: برای تهیه اشیاء این مجموعه یک سال زمان صرف شده است. تعدادی از اشیاء توسط مردم محلی و روستاها اهدا و بخشی از آن توسط پایگاه پژوهشی بیستون خریداری شده است.

 

این باستان شناس در ادامه افزود: همچنان در حال تهیه اشیاء مرتبط با موزه هستیم اما متاسفانه فعلا هیچ بودجه ای برای این منظور در اختیار نداریم. یکی از مهمترین مجموعه های این موزه عکس های قدیمی است که از مردم بومی منطقه گرداوری شده و پس از سامان دادن به نمایش در خواهد آمد.

 

پرورش درمورد برنامه‌های آینده این مجموعه تاریخی گفت: ایجاد یک مرکز مطالعاتی و کتابخانه تخصصی در برنامه های آینده است تا کاروانسرا به یک مجموعه فرهنگی تبدیل شود. با این که چهار سال از مرمت کاروانسرا می گذشت هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شد. اما امروز ما طرح‌هایی برای برگزاری همایش‌های فرهنگی، تورهای خارجی وداریم و در حال ایجاد امکانات اقامتی برای تورهای صخره نوردی و کوهنوردی بیستون هستیم.

 

پایگاه جهانی بیستون مجموعه‌ای از آثار و اماکن باستانی و فرهنگی است که در کنار کوه بیستون قرار گرفته است و هرساله هزاران نفر را به سوی خود می خواند. این اولین بار است که مکانی با حضوراعضای یک انجمن غیردولتی افتتاح می شود.

 

در مراسم گشایش موزه مردم شناسی بیستون ده ها تن از اعضای انجمن غیر دولتی دوستان زمین حضور داشتند که آغاز مراسم  پس از صرف صبحانه و صحبت های مدیر موزه و مراسم بازدید از موزه ادامه یافت و پس از بازدید از مجموعه های مختلف با تجلیل از یکی از اعضای انجمن دوستان زمین پایان یافت .

 

سخنگوی این انجمن  اظهار امیدواری کرد: برنامه های مشترک بین نهادهای مدنی و سازمان میراث فرهنگی ادامه یابد چرا که این برنامه ها موجب تحکیم روابط سازمان های مردم نهاد و نهادهای دولتی، به خصوص سازمان میراث فرهنگی خواهد بود و برنامه‌های مشترک می‌تواند خلاءهای موجود در زمینه آموزش های جوامع محلی را پر کند و ضعف ها برطرف شود.

حسین زندی      

 

 



برچسب ها: همدان ، بیستون ، موزه مردمشناسی ،

 

مسئول بریدن درختان آرامگاه باباطاهر چه نهادی است؟


 درخت‌ها بریده و آتش زده شده اند. چرا؟


حسین زندی

http://www.bidargarnews.com/?i=1&safhe=280

بیدارگر شماره 26 / 27 مهر 1392

یکی از نزدیکان مدیرکل میراث همدان می گوید:« مطمئنا قطع درختان مربوط به حوزه شهرداری است و اگر درختی قطع شده از سوی شهرداری همدان بوده است.»

 

ریشه ده ها اصله درخت کهنسال در محوطه اصلی آرامگاه بابا طاهر پس از بریده شدن به آتش کشیده شد.

در سالهای گذشته فعالان و دوستداران میراث فرهنگی بارها نگرانی خود را از سکوت و کم توجهی مسئولان در برابر تخریب های انجام گرفته در زمینه میراث فرهنگی و طبیعی ابراز نموده اند اما این بار و در راستای تداوم وجود همان جریانات پیشین می باید نگران تمسخر اساس میراث فرهنگی و بقای کلیت این آثار آن هم توسط بخش هایی باشیم که می باید در این استان ضامن حفظ و احیا آن باشند

اولین بار نیست که میراث فرهنگی همدان اقدام به آتش زدن مکانی تاریخی می کند .آتش سوزی درختان محوطه آرامگاه باباطاهر پس از این صورت می گیرد که تابستان گذشته محوطه باستانی هگمتانه سه بار توسط همین نهاد آتش زده شدو مدیر کل میراث همدان از آن  با افتخار یاد کرد.

 یک فعال مدنی در همدان می گوید:با کمال تاسف مدیر میراث فرهنگی استان که چندی پیش در مقابل خبرنگاران استان می گویند که هگمتانه را آتش می زنند ( هر چند که پیش از این گفتار ها نیز به بهانه معدوم ساختن علفهای موجود بر تپه سه بار این کار را انجام داده بودند و مورد اعتراض فعالان میراث قرار گرفته بود ) و خبر این گفته ها نیز در روزنامه همدان پیام درج گردید. این بار در اقدامی شگفت انگیز و در میان بهت و حیرت علاقه مندان به محیط زیست و میراث فرهنگی این بار ده ها اصله درخت کهن سال محوطه داخلی آرامگاه باباطاهر را شبانه قطع نموده و بقایای آن را هم به آتش کشیدند حالا سوال علاقه مندان به تاریخ و طبیعت از ایشان این است که دفعه بعد قرار است کدام بنای تاریخی و یا محوطه دیگری را دستخوش آتش نموده و برنامه های حاصل از گردشگری ناپایدار را در آنجا به انجام رسانند؟

بابک مغازه ای ادامه می دهد: نکته مهم تراین جاست که در مصاحبه با رسانه ها ایشان همچون گذشته از اساس منکر چنین اتفاقی شدند هر چند که این تکذیب ها برای فعالان مدنی این استان تازگی ندارد و  در تمام دوران مدیریتی این سالها همچون سازمان مرکزی پیشین مهمترین کار این اداره پاسخگویی به اعتراضات و حتی انکار اتفاقات رخداده بوده است فراموش نکرده ایم به گواهی گزارشات منتشر شده در رسانه ها ایشان پس از آتش سوزی بازار تاریخی همدان نیز بجای اعتراض به سهل انگاری انجام شده و تلاش به منظور باز سازی این منطقه آن را فاقد ارزش تاریخی دانستند ؟، چندی پیش نیز در مقابل اعتراض فعالان مدنی به جمع شدن آب در پشت یکی از قسمت های تراشه مرکزی هگمتانه و ترک موجود در این بخش شاهدهستیم که این بخش دیگر وجود ندارد.

مغازه ای می گوید: امیدواریم که ادامه این روند به سمتی نرود که با پاک کردن صورت مسئله ها تمامی مکان هایی که در خطر هستند و یا مورد اعتراض فعالان مدنی قرار می گیرند اساسا وجود خارجی نداشته باشند.

اردشیر ثریایی فعال محیط زیست می گوید:این درختان قدمت 50 ساله داشتند وجزئی از منظر این اثر تاریخی وملی به شمار می روند ، هیچ توجیهی قابل قبول نیست که درختان را به هر بهانه ای ببریم .

ثریایی می گوید:اگر این کار تو جیه پذیر است ویا قانونی است پس چرادرختان را شبانه می برند و چرا آتش می زنند به نظر نمی رسد این کار در شان مدیران یک شهر باشد.

 به دلیل نبود  پاسخگویی  بسیاری مسائل در ابهام است .یکی از کارکنان آرامگاه باباطاهر که نخواست نامش فاش شود  به خبرگزاری  میراث فرهنگی گفته است: بریدن درختان به دستور مدیران میراث همدان و به خاطر این است که مسافران هنگام عکاسی به راحتی بتوانند آرامگاه را از هر زاویه ای پشت سر داشته باشند . او در پاسخ به این سوال که چرا در مقابل این دستور مقاومت نکردند می گوید :ما ماموریم و معذور وقتی دستور می دهند باید اجرا شود.

اما مدیر کل میراث همدان از اساس منکر چنین اتفاقی شده است و یکی از نزدیکان او به همین خبرگزاری گفته است :« مطمئنا قطع درختان مربوط به حوزه شهرداری است و اگر درختی قطع شده از سوی شهرداری همدان بوده است.»

این درحالیست که فیلم های موجود از آتش زدن درختان نشان می دهد کسانی که مشغول آتش سوزی هستند لباس فرم یگان حفاظت برتن دارند.

این اتفاق ها در حالی روی می دهد که انتظار می رفت با روی کار آمدن شورای جدید شهر و شهرداری ، رویکردی نو در حفظ فضای سبز شهری مشاهده شود و شهرداری به عنوان مسئول ومتولی فضای سبز شهری از چنین تخلف های جلو گیری کند.و اگر ادعای مدیران میراث فرهنگی مبنی بر مقصر بودن شهرداری همدان صحیح نیست ، چرا مدیریت شهرداری همدان موضع گیری نمی کند.

مدیر عامل پارک ها وفضای سبز شهرداری به بیدارگر می گوید:محوطه اصلی آرامگاه بابا طاهر  در حوزه اختیارات  سازمان میراث فرهنگی است و چون حصارکشی شده است حق ورود نداریم اما از آنجا که حفظ فضای سبز در شهر وظیفه ماست پیگیر خواهیم شد چون هزینه ایجاد این فضا از بودجه مردم است.

ابرارخرم در ادامه گفت :ما هیچ درختی را قطع نکرده ایم و در حال بررسی موضوع هستیم .به زودی نتایج پیگیری را اعلام  خواهیم کرد.

اما سوال اصلی از مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی که این روزها تحولات ارزشمندی را در بخش های مختلف این سازمان رقم زده اند و امید را به عرصه فعالیت های مدنی این حوزه بازگردانده اند این است که چه پاسخی برای این وقایع و مدیریت های این چنین که نمونه هایی از مدیریت بر مبنای برنامه های مدیران سالهای گذشته است وجود دارد


برچسب ها: باباطاهر ،

رییس سازمان میراث فرهنگی همدان تکذیب کرددرختان آرامگاه باباطاهر شبانه بریده شد+ عکس
بیش از 30 اصله درخت کهنسال در محوطه آرامگاه باباطاهر شبانه بریده و بقایا و ریشه درختان آن آتش زده شدند. این در حالی است که رییس سازمان میراث‌فرهنگی قطع این درختان را تکذیب کرده و می‌گوید حتی یک درخت از محوطه باباطاهر قطع نشده است.



خبر گزاری میراث فرهنگی- هفته گذشته، بیش از 30 اصله درخت کهنسال در آرامگاه باباطاهر شبانه بریده شدند. مشاهدات نشان می‌دهد، پس از انتقال درختان به خارج از محوطه، ریشه های آن‌ها با ریختن نفت سوزانده و سپس در زیر خاک مدفون شدند. این در حالی است که رییس سازمان میراث فرهنگی در گفت و گو با chn اعلام کرد که حتی یک درخت از اطراف این محوطه قطع نشده و اگر این اتفاق افتاده باشد، این مسئله ربطی به سازمان میراث فرهنگی ندارد.
 
این تصویر یکی از درخت‌های بریده محوطه آرامگاه باباطاهر است
 
البته قطع درختان در محوطه اطراف آرامگاه باباطاهر برای اولین بار نیست که اتفاق می افتد، تابستان گذشته هم شهرداری همدان تعدادی از درختان اطراف این آرامگاه را با بیل مکانیکی ریشه کن کرد و اکنون در حال سنگفرش کردن آن است.
 
 درخت‌ها بریده و آتش زده شده اند. چرا؟
 
یکی از کارکنان آرامگاه باباطاهر درباره قطع درختان به chn می گوید: بریدن درختان به دستور مدیران میراث همدان بوده و به خاطر این است که مسافران هنگام عکاسی به راحتی بتوانند آرامگاه را از هر زاویه‌ای پشت سر داشته باشند.»
 
 درختان محوطه باباطاهر بخشی از هویت تاریخی این آرامگاه هستند
 
او در پاسخ به این سوال که چرا در مقابل این دستور مقاومت نکردند، می‌گوید:«ما ماموریم و معذور وقتی دستور می دهند باید اجرا شود.»
 
 بارها و بارها دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست درباره قطع درختان محوطه های تاریخی هشدار داده اند
 
اردشیر ثریایی، فعال و دوستدار میراث هم دراین باره می گوید:« در ماه‌های گذشته تخریب فضای سبز و بریدن درخت در همدان شدت افزایش یافته و متاسفانه باید گفت این اقدام بیشتر از سوی برخی نهادهای دولتی مانند میراث فرهنگی و شهرداری صورت گرفته است.»
 
 سرانجام جای این درخت های بریده و سوزانده شده را چه می گیرد؟
 
او با اشاره به بریدن درختان محوطه بابا طاهر می‌گوید:« این درختان قدمت 50 ساله داشتند و جزئی از منظر این اثر تاریخی وملی به شمار می‌روند، هیچ توجیهی قابل قبول نیست که درختان را به هر بهانه‌ای ببریم .»
 
 داربست هایی که به پیکر آرامگاه آسیب زده اند را چه مسئولی رسیدگی خواهد کرد؟
ثریایی همچنین می افزاید:«اگر این کار قانونی است، چرا درختان را شبانه می‌برند و چرا آتش می زنند؟ اگر مسئولان به راستی به فکر عکاسی و منظر بناهای تاریخی هستند، پیشنهاد می کنم فکری به حال تاسیسات اضافه مانند سیم پیچی این‌بناها بکنند. با داربست زدن بنا را تخریب نکنند. بخشی از فضای اطراف آرامگاه را غرفه تنقلات فروشی و کیوسک تبلیغات اماکن تفریحی اشغال کرده است که باید آن‌ها برچیده شود.»
 
 تصویر درخت دیگری که قطع و ریشه اش سوزانده شد
با این وجود، برخی از دوستداران میراث فرهنگی در همدان همچنان قطع درختان آرامگاه باباطاهر را باور ندارند. مهرداد حمزه، خبرنگار و دوستدار میراث فرهنگی در این باره به chn می‌گوید:« فکر نمی کنم که تعداد زیادی از درختان اطراف  آرامگاه باباطاهر قطع شده باشد. اگر هم قطع شده محدود بوده و به منظور ساماندهی محوطه اطراف آرامگاه است.»
 
چه کسی درست می‌گوید؟ بر سر درختان محوطه آرامگاه باباطاهر چه آمده است؟
 
او در پاسخ به این سوال که آیا سازمان میراث فرهنگی اقدام به قطع این درختان کرده، می‌گوید:« مطمئنا قطع درختان مربوط به حوزه شهرداری است و اگر درختی قطع شده از سوی شهرداری همدان بوده است.



شنبه 6 مهر 1392

آتش زدن بنا دربین ایرانیان مذموم است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،گردشگری ،









 

آتش زدن بنا دربین ایرانیان مذموم است

 کسی که می گوید مکانی را آتش می زنم ، مردم را به یاد چنگیزخان و اسکندر می اندازد

درپی آتش سوزی های عمدی هگمتانه و اعتراض فعالان میراث فرهنگی، مدیر کل میراث فرهنگی همدان  درحضور بیش از بیست نفر از خبرنگاران در کاروانسرای فرسفج می گوید :با اجازه برخی اصحاب رسانه هگمتانه راکه سوخته  بعد از ماه رمضان آتش می زنیم. این گفتگو پس از اظهارات این مقام مسئول انجام شده است.

گفتگوی رادیو فرهنگ با حسین زندی در مورد آتش سوزی های اخیر هگمتانه

 فاطمه علی اصغر(کارشناس برنامه):همدان این روزها درگیر یک سری مسائل مختلف شده یکی از آن ها تپه ی هگمتانه است تپه ای که آثار خیلی ارزشمندی از دوره های مختلف تاریخی دارد و حتی روایت هایی هم مطرح شده چه به صورت افسانه چون ما به دلیل اینکه حفاری ها و کاوش ها ادامه دار نشده سندهای معتبری در مورد این که تپه هگمتانه متعلق به دوران مادها بوده و این که آن را نخستین پایتخت ایران می نامند پیدا نکردیم . متاسفانه در چند ماه اخیر یک سری آتش سوزی ها در بخش های مختلف آن مانند اطراف موزه را شاهد بودیم و ما را ناراحت می کند که چرا مسئولان سازمان میراث فرهنگی با توجه به این که هگمتانه یک بنا و محوطه بسیار مهمی است انقدر نسبت به آن کم مهر هستند با این که هرساله از کشورهای مختلف دنیا گردشگران زیادی به این تپه تاریخی سر می زنند و آن جا را یکی از جاهایی می دانند که وقتی به ایران سفر می کنند حتما باید ببینند اما متاسفانه بخش های سوخته شده زیادی در آن جا می بینیم.

قوام پور(مجری ):بایکی از فعالان میراث فرهنگی کشور که در همدان از نزدیک شاهد ماجرا هست گفتگو می کنیم .

فاطمه علی اصغر:می خواهیم در جریان جزئیات اتفاقاتی که در همدان می گذرد قرار بگیریم به خصوص تپه هگمتانه در چند وقت اخیر موارد مختلفی شنیدیم که همدان وضعیت خوبی ندارد می خواستیم از زبان شما هم بشنویم که الان چه بخش هایی مشکل دارند و مورد اعتراض دوست داران میراث فرهنگی هستند در تپه هگمتانه؟

حسین زندی:متاسفانه این روزها اخبار خوبی نداریم در حالی که این روزها همدان میزبان مهمانان گردشگران از دیگر نقاط کشورمان است و همین موجب نگرانی فعالان فرهنگی استان شده است. هگمتانه حدود 40 هکتار مساحت دارد و بافت بزرگی است که جاذبه های مختلفی هم در آن هست منتهی وقتی وارد آن می شویم می بینیم عملکرد سازمان میراث فرهنگی در این سال ها مثبت نبوده موارد متعددی وجود دارد ،در قسمت در ورودی هگمتانه که باید الگوی گردشگری باشد چند غرفه نیمه کاره و مخروبه هست که گردشگران با منظره زشتی روبرو هستند.در بخش میانی تپه صدها اصله شمشاد کاشته اند و پارک درست کرده اند .نزدیک 3هزارمتر از محوطه را با غلتک صاف کرده اند و برای تبلیغات نوروزی و هفت سین نوروزی چیده اند.

 مهم تر از همه ترانشه مرکزی که مهم ترین بخش کاوش شده است را با تیرآهن و بتن ریزی نابود کرده اند و به دلیل نیمه کاره بودن مسقف کردن آن درحال ویران شدن با آب باران است و همچنین ترانشه های دیگر حفاظ ندارند.اخیرا هم برای ایجاد تاسیسات همه جای تپه 40 هکتاری را با بیل مکانیکی زخمی کرده اند که ما نمی دانیم با چه رویکردی این کار را انجام می دهند.

بخش پشتی تپه را به خاطر تعریض خیابان خاکبرداری کرده اند که باعث شده دیوار کلیسای تاریخی ترک بردارد. و سوالی که فعالان میراث فرهنگی مطرح می کنند این است که هگمتانه یک تپه تاریخی و یک محوطه باستانی است یا یک پارک توریستی؟ وهگمتانه پایگاه پژوهشی است و باید به عنوان یک آکادمی تحقیقاتی و مرکز پژوهشی استفاده شود نه به عنوان پارک  چون ما جاهای دیگر را برای تفریح مسافران داریم.

فاطمه علی اصغر : من خودم چند هفته پیش همدان بودم و همین بحثی که در مورد ترانشه مرکزی هست را دیدم و به صورتی بود که آب راحت تر نفوذ می کرد حتی این پوشش باعث شده بود که وقتی بارندگی می شود آب راحت تر وارد محوطه شود و راحت تر به آن آسیب برساند اما متاسفانه در چند وقت اخیر صحبت هایی شده بود از طرف رئیس سازمان میراث فرهنگی همدان که خبرنگاران که اطلاعاتی که درمورد این محوطه داده می شود چندان درست نیست و حتی اشاره کرده بودند به بحث آتش سوزی های اخیری که در تپه هگمتانه اتفاق افتاده بود و گفته بودند که این آتش سوزی ها آسیبی به بنا نمی رساند و حتی اگر که خبرنگاران حضور داشته باشند هم آن بخش را دوباره آتش می زنیم اما سوال من از شما همین است که واقعا این صحبتی که آقای مدیر کل سازمان میراث فرهنگی کرده اند چقدر صحت دارد آیا واقعیت دارد یا نه؟

حسین زندی:یکی یکی برویم جلو ترانشه مرکزی را که خود شما هم دیدید  باید به نکته ای اشاره کنم ،الان همدان در خشک ترین فصل سال است آنقدر این رطوبت زیاد و عمیق بوده ما هنوز هم وقتی وارد ترانشه می شویم رطوبت را احساس می کنیم و رنگ ترانشه کاملا تغییر کرده اما در مورد اظهارات مدیر کل محترم سازمان میراث فرهنگی باید عرض کنم که متاسفانه این ادبیات اذیت کننده است و خبرنگاران و فعالان میراث فرهنگی همیشه با این مسائل روبرو بوده اند وفعلان وخبرنگاران این حوزه این مسئله را شخصی نمی دانند  وما مسئله شخصی با کسی نداریم و این یک مسئله ی ملی است . در ابتدا باید بگویم  البته در مورد آتش سوزی 3 بار دراین مدت تابستان گذشته این جا آتش گرفته و درمورد چرایی آن ادعاهای ضد و نقیضی مطرح شده است توسط مدیران میراث. یکی از معاونان میراث معتادان را متهم کرده اند که باز هم برمیگردد به مدیریت سازمان چرا که باید حفاظت درستی انجام دهد معاونت دیگر گفته اند که به خاطر وجود شبنم هاست که ما متوجه نشدیم شبنم چگونه باعث آتش سوزی شده است و مدیر کل محترم میراث ادعا کردند که به خاطر حشرات موزی ما این جا را آتش می زنیم این خودش باعث اعتراض فعالان محیط زیست شده . این ها می گویند که ما به خاطر حشرات محوطه را آتش می زنیم وقتی جایی را به خاطر حشرات آتش می زنند بخشی از حشرات از بین می روند و نابود می شوند و بخش باقی مانده دنبال لانه می گردند و هجوم می برند به خانه های اطراف و این خود به مسئله ی دیگری تبدیل می شود متاسفانه به این مسائل یا توجه نمی کنند یا این که اظهارات آن ها خیلی مستند نیست. در مورد آتش سوزی که ایشان فرمودند قبل از ماه رمضان در حضور حدود 20 نفر از خبرنگاران استان گفته بودند که ،دقیقا جمله اش این است که با اجازه ی برخی اصحاب رسانه تپه هگمتانه را که سوخته دوباره آتش می زنیم. من یک مطلبی را عرض کنم خدمتتان کشور ما کشوری است که بارها توسط دشمنان خارجی از دوره اسکندر که تخت جمشیید را آتش می زند مورد تعرض واقع شده و مردم ما یک نگاه تاریخی به این قضیه دارند یک خاطره ی بدی از این قضیه دارند من از مسئولین انتظار دارم که این را مطرح نکنند حتی اگر قرار است اتفاق بیفتد. سوال این است که وقتی از زبان مدیری  گفته می شود ما می خواهیم آن جا را آتش بزنیم با افکار عمومی چطوری برخورد می کنند .این اظهار نظر موجب آسیب روانی می شود که باید به آن توجه شود که نفس آتش زدن بنا در بین ایرانیان بسیار مذموم است.

قوام پور : امیدواریم به این شهر زیبا با این آب و هوای خوش دقت بیش تری شود در حفظ آن بیش تر توجه کنند        






برچسب ها: گفتگوی رادیویی ، رادیو فرهنگ ، آتش سوزی هگمتانه ، همدان میراث همدان ،

سه شنبه 2 مهر 1392

شیرازه‌ای كه از هم پاشید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،تهران امروز ،باستان شناسی ،میراث فرهنگی ،

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 139254

تاریخ خبر: دوشنبه, 01 مهر 1392

 

 

شیرازه‌ای كه از هم پاشید

 

 

حسین زندی

تهران امروز

جابه‌جایی سازمان میراث فرهنگی از ضربه‌های جبران ناپذیری بود كه بر پیكر نیمه‌جان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی كشور توسط دولت دهم وارد آمد. این تخریب‌ها از زمان دولت نهم و آبگیری سد سیوند آغاز شد و در دولت دهم و در سایه شعارها و تبلیغات عجیب و غریبی مانند جابه‌جایی جمعیت تهران، ثبت آثار جهانی، آوردن منشور كوروش به ایران و... انجام شد كه از ابتدا مورد اعتراض خبرنگاران، باستان شناسان و فعالان میراث فرهنگی قرار گرفت چرا كه با ابهامات و پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی روبه‌رو بود. سوال‌هایی مانند: علت بازگشایی غیرمعمول مخزن موزه ملی چه بود؟ در بورس فروش میراث تاریخی در منطقه آزاد كیش چه اشیایی به فروش رفت؟ دوركاری كارمندان و مدیران متخصص چرا بیشتر در این سازمان صورت گرفت؟ اسنادی كه مدت‌ها در پایانه شیراز بود به كجا انتقال یافت؟ آیا با انتقال 400 الی 500 كارمند بافت جمعیتی پایتخت تغییر كرد؟ چرا هیچ نهاد و سازمان دولتی به غیر از سازمان میراث فرهنگی انتقال نیافت؟ چه بلایی بر سر كتابخانه میراث غنی‌ترین كتابخانه این حوزه آمد؟ دلیل عكسبرداری شبانه از موزه‌ها و گنجینه‌ها چه بود؟ علت دور كردن و مخالفت شدید با خبرنگاران متعهد و منتقد حوزه میراث فرهنگی چه بود؟ و ده‌ها سوال دیگر كه بی‌پاسخ ماند و امیدواریم كه با گذشت زمان پاسخ این سوال‌ها نیز مشخص شود. یكی از تخصصی‌ترین نهادهای دولتی در ایران سازمان میراث فرهنگی است. مجموعه‌ای تشكیل شده از بخش‌های تخصصی، پژوهشكده‌های مختلف و معاونت‌ها بود كه به صورت یكپارچه اداره می‌شود. پس از انتقال كارشناسان خبره و متخصص به بهانه دوركاری خانه‌نشین یا مجبور به بازنشستگی شدند. با انتقال سازمان، یكپارچگی آن از دست رفت و هر معاونت به استانی منتقل شد. در شیراز یك اداره در چند ساختمان جدا از هم كه هر كدام در گوشه‌ای از شهر بود قرار گرفت. چنانكه سال 91 پس از بازگشت به تهران هم، نتوانستند یا نخواستند یكپارچگی آن هم بازگردد. از این رو، علاوه بر آسیب دیدن اشیا تاریخی و نابودی آثاری مانند تابلوها در جابه‌جایی‌ها، پرونده و گزارش كاوش‌ها و اشیا كشف شده‌ای كه ثبت نشده بود هم در هاله‌ای از ابهام است؛ چنانكه گفته می‌شود با از هم پاشیدن واحدهای پژوهشی، عملا در 8 سال گذشته هیچ دستاورد مثبتی دیده نشده است. به‌طور مثال در دولت هشتم فقط پژوهشگاه این سازمان 143 عنوان كتاب در زمینه باستان شناسی منتشر كرده است كه از آثار ماندگار این حوزه است و ده‌ها عنوان كتاب از انتشارات پژوهشكده مردم شناسی به‌جا مانده است. اما در دولت نهم و دهم این روند كاملا متوقف شد. آزمایشگاه پژوهشگاه مهم‌ترین مركز آزمایش باستان شناسی خاورمیانه در جابه‌جایی تهران به شیراز و شیراز به تهران نابود شد كه این خود ضربه مهلكی به كالبد میراث فرهنگی كشور بود. نگرانی باستان شناسان و فعالان حوزه میراث فرهنگی این است كه آیا دولت بعدی پیگیر شفاف‌سازی ابهامات و تخریب‌ها خواهد بود و مسببان این ضایعه مجازات خواهند شد؟

 

http://www.tehrooz.com/1392/7/1/TehranEmrooz/1275/Page/9/TehranEmrooz_1275_9.pdf

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: انتقال سازمان میراث فرهنگی ، موزه ، دورکاری ، شیراز ،

چهارشنبه 27 شهریور 1392

دستور دادستانی همدان بر جلوگیری از تخریب چشمه ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،زیست بوم ،میراث فرهنگی ،

دستور دادستانی همدان بر جلوگیری از تخریب چشمه ها

http://www.bidargarnews.com/?i=1&safhe=240

 

حسین زندی

تخریب طبیعت و محیط زیست در ایران به یک امر متداول تبدیل شده است و تکرار این امر باعث شده افکار عمومی‌با آن به صورت مسئله ای عادی برخورد کند. به طوری که عده ای از مردم فکر می‌کنند بریدن درختان و تخریب جنگل‌ها، خشک کردن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، تخریب کوه‌ها‌، نابودی گونه‌های جانوری و آلودگی هوا مسائل ناگزیرند و ممکن نیست اتفاق نیافتد.  وگاهی هم خود مردم به این مسئله دامن می‌زنند. در ماه‌های گذشته روند تخریب منابع طبیعی و محیط زیست در همدان سریع تر بوده است.

یکی از این موارد تخریب چشمه ملک در پایین دست چهارقله از رشته کوه الوند همدان بود که توسط عده ای از اهالی روستای دیوین که حوزه ی آبریز این چشمه است اتفاق افتاد.آنان قصد داشتند آب چشمه را با ایجاد نهر و لوله گذاری به روستا ببرند.

اما این عمل با واکنش کوهنوردان و فعالان محیط زیست مواجه شد که با تجمع و تشکیل حلقه انسانی خواستار جلوگیری از این تخریب شدند.

تا جایی که مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان را واداشت تا از مقامات قضایی استان استمداد بطلبد.محمدرضا همتی  در تاریخ 9شهریور 1392طی نامه ای از دادستان شهرستان همدان درخواست کردکه دستور دهد وضعیت منطقه به حال سابق برگردد.

در این نامه که پس از شکایت منابع طبیعی از اهالی روستا و دستور قاضی شعبه چهارم دادیاری تنظیم شده آمده است: “عنایت به موارد مطروحه و تخریب به عمل آمده به صورت حفر کانال و تغییر مسیر انتقال آب احتمال خشک شدن و از بین رفتن چمنزار طبیعی معروف به چشمه ملک قریب الوقوع می‌باشد لذا از محضر حضرتعالی استدعا دارد مستند به ماده 916 قانون مجازات اسلامی‌دستور فرمایید محل تخریب از ناحیه متهمن به حال سابق اعاده وضع گردد.”

دادستان محترم عمومی‌و انقلاب همدان در ذیل نامه دستور داده است که محل تخریب به حال سابق چشمه بازگردد ونتیجه گزارش شود. این اتفاق پسندیده و نیکویی است که در مدت یک هفته نه تنها دستور جلوگیری از ادامه تخریب صادر شد بلکه مقامات محترم قضایی دستور دادند منطقه به حالت سابق برگردد. هرچند زخم‌هایی که به پیکر طبیعت کوهستان‌های الوند وارد شده است به سختی التیام می‌یابد. از ایجاد معادن و جاده سازی تا چرای بی رویه دام‌ها و ریختن زباله و تخریب چشمه‌های مقدس الوند باعث  شده کوهستان‌های همدان  تخریب شود. اما دستور قضایی اخیر به نفع طبیعت و دارویی است بر این زخم‌ها  که باید به فال نیک گرفت.

اما سوال این است اداره‌ها و نهادهای دیگر چرا چنین روندی را پیگیری نمی‌کنند؟ چرا درمورد تخریب‌های تله کابین گنجنامه‌، دیگر چشمه‌های الوند‌،اداره‌ها به مقامات قضایی متوسل نمی‌شوند ؟ چرا درمورد تخریب باغ‌های درون شهر که در حیطه اختیارات شهرداری است از مقامات قضایی کمک نمی‌خواهند.

تخریب چشمه ملک همزمان شده با تخریب باغ ذوالریاستین و بدیع الحکما اما شهردار وقت برخلاف مدیر کل منابع طبیعی از کنار این مسئله به راحتی گذشت.

شهردار وقت در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد تخریب‌ها گفت: “تفکیک فضای سبز باغ‌ها به قطعات کوچک تر بر اساس ماده قانونی ( ماده 14) جزو حقوق قانونی هر شهروند است و هر شهروندی می‌تواند با پیگیری فرآیند آن در شهرداری از حقوق اولیه شهروندی خود در این باره بهره مند شود.”

او ادامه داد:” این ماده قانونی مجوز سطح اشغالی در حدود 10درصدی برای باغ‌های با متراژ بیش از 2هزار متر را داده که با این کار باغدار می‌تواند در باغ خودش به ساخت و ساز و طبق این ماده قانونی برای حفظ و احیای فضای سبز طبیعی موجود اقدام کند اکنون در انتهای بلوار کاج برای چند باغ این ماده قانونی اجرا شده است.”

اما ای کاش این نابودی درختان به 10درصد ختم می‌شد از 5000هزار اصله درخت باغ ذوالریاستین اینروزها 10درصد هم باقی نمانده است.شهرداری اگر حسن نیت داشته باشد می‌تواند پیش از تفکیک باغ‌ها برای درختان شناسنامه صادر کند و درختان را پلاک کوبی کند تا متوجه شود چند درصد این باغ‌ها تخریب می‌شود. فعالان محیط زیست همدان انتظار دارند شورای شهر و شهرداری جدید نگاه عمیق تری به فضای سبز شهری داشته باشند و رویه گذشته را پیش گیرند تا منافع جمعی شهروندان قربانی منافع یک عده زمین خوار نشود.

هفته نامه بیدارگر/ شماره 22/ چهارشنبه 27 شهریور

 


برچسب ها: چشمه های همدان ، محیط زیست ، دستوردادستانی ،

اصطبل های امیر طومان و مری لیلی قراگوزلو در آستانه نابودی

اصطبل مری، بی سقف شد

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106576&Serv=3&SGr=22

 

 

سقف اصطبل ورکانه فرو ریخت. اصطبل ورکانه در سال‌های گذشته به دلیل بی توجهی مسئولان در معرض تخریب قرار گرفته بود. مری لیلی قراگوزلو این اصطبل را در اواخر دهه 40 با معماری سنگی ایران ساخت. به گفته دوستداران میراث فرهنگی این اصطبل می‌تواند تبدیل به موزه شود با این وجود همچنان در بی‌مهری مسئولان به سر می‌برد.

 

 

 

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- در سال‌های گذشته به‌دلیل بی‌توجهی اصطبل ورکانه، در معرض تخریب قرار گرفته است. در روزهای اخیر تخریب‌ها افزایش یافته و بخشی از سقف آن هم فرو ریخت.

 

این در حالی است که در اواخر دهه 40 «مری لیلی قراگوزلو» (چهره جهانی پرورش اسب) این اصطبل را با معماری منحصر به فرد، با مصالح سنتی و سنگی در جنوب این روستا ساخت که تا آغاز انقلاب پرورش و اصلاح نژاد اسب در این مکان انجام می‌شد.

 

دوستداران میراث فرهنگی، بارها پیشنهاد تبدیل  این اصطبل به موزه‌ای مرتبط به اسب سواری در همدان داده شده اما تاکنون از طرف هیچ سازمانی مورد حمایت قرار نگرفته‌است.

 

روستای ورکانه از جاذبه‌های مهم روستایی استان همدان است که افزون برزیبایی‌های طبیعی و مناظر روستایی، از معماری منحصر به فرد سنگی نیز برخوردار است. دو اصطبلی که در این روستا قرار دارد از نمونه‌های زیبای معماری سنگی است. همچنین قلعه اربابی «امیر طومان قراگوزلو» جد مری لیلی قراگوزلو با پلان چلیپایی و مربوط به دوره قاجار در میان باغی زیبا قرار دارد که متروکه شده است.

 

اصطبل قدیمی روستا مربوط به دوره قاجار است و توسط یکی از اهالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هنوز بقایای گچبری‌ها و نقاشی روی دیوار این اصطبل باقی مانده اما سقف آن دچار آسیب جدی شده است.

 

«مهدی بختیاری»، رئیس انجمن پرورش اسب همدان می‌گوید: «وضعیت اصطبل قدیمی که در روستای ورکانه قراردارد تقریبا نامشخص است. سیستم نگهداری ساختمان مشخص نیست و مدیریتی ندارد. برخی از گردشگران خارجی به ایران سفر می کنند و به همدان می آیند تا تنها در ورکانه این اصطبل ها را ببینند. ورکانه یکی از مراکز بزرگ پرورش اسب اصیل ایرانی بوده است.

 

بختیاری ادامه می‌دهد: «اسب اصیل ایرانی توسط مرحوم مری لیلی قراگوزلو در این مرکز پرورش و اصلاح نژاد شده، و مهمتر اینکه به دنیا معرفی و شناسانده شده‌است.

 

رئیس انجمن پرورش اسب همدان در ادامه می‌گوید: «ظاهرا کسی متولی این اصطبل نیست و اگر وضع به همین منوال پیش برود در چندسال آینده دیگر اثری از آن باقی نمی‌ماند. با این حال در حق یکی از با ارزش ترین اماکن همدان خیانت شده است. ما می‌خواهیم وضعیت آن مشخص بشود. عده‌ای از اهالی روستا بر آن ادعای مالکیت می کنند و خود را ذینفع می‌دانند اما دلسوزی نمی‌کنند.»

 

بختیاری در مورد چاره اندیشی در وضعیت فعلی می‌گوید: «باید سازمان میراث فرهنگی وگردشگری وارد عمل شود و آن‌را مرمت وبازسازی کند. متاسفانه سازمان میراث فرهنگی همدان تنها عکس‌های این روستا و اصطبل‌ها را به نمایش می‌گذارد. باید از متولیان میراث پرسید اگر این بناها در این روستا نابود شوند چه چیزی را به عنوان جاذبه گردشگری و میراث تاریخی معرفی خواهند کرد؟ به نظر نمی‌رسد که این ساختمان زمستان امسال را دوام بیاورد.»

 

این فعال فرهنگی ادامه می‌دهد: «درصورت اقدام نکردن سازمان می‌توان اصطبل‌ها را به بخش خصوصی به صورت استیجاری واگذار کرد تا ضمن مرمت از این میراث تاریخی نگهداری کنند. این روستا پتانسیل آن‌را دارد که هم در امور پرورش اسب وارد فعالیت شود و هم می‌توان از یکی از اصطبل‌ها به عنوان موزه اسب و ادوات سوارکاری بهره برد.

 

حسین زندی

 


برچسب ها: روستای ورکانه ، مری لیلی قراگوزلو ، همدان ، امیرطومان قراگوزلو ، موزه اسب و سوارکاری ،

خبرنگاری به جرم دفاع از میراث فرهنگی و محیط زیست کتک خورد و اخراج شد

http://www.von.ir/index.php/گردشگری-و-میراث-فرهنگی

 

حسین زندی فعال حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی  در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع رسانی صدای طبیعت از اخراج خبرنگاری كه به دفاع از باغ بدیع الحكمای همدان برخواسته بود از محل كار خود خبر داد.
به گفتة او  این خبرنگار  دانشجوی کارشناسی ارشد معماری است و در کنار اشتغال در سازمان نظام مهندسی به حرفه خبرنگاری هم مشغول بود. فرزاد سپهر پیش از این هم به خاطر تهیه خبر وعكس از تخریب باغ بدیع الحكما ضرب و شتم شده بود.
به گفتة زندگی اما به فاصله یك هفته از ضرب و شتم حكم بركناری اش از سازمان نظام مهندسی ساختمان  به وی دادند.. در حالی كه انتظار می رفت این اقدام خبرنگار كه سبقه ی كاری در مهندسی معماری دارد و برای اطلاع رسانی و هشدار به ساخت و ساز مخرب محیط زیست و زندگی شهروندان خطر خبررسانی را به جان خریده بود! مورد تایید و تمجید سازمان نظام مهندسی قرار گیرد، نهاد متبوع كه سازمانی غیر دولتی است، حكم به بركناری اش داد.
 
یک حقوقدان در همدان  می گوید:سازمان های نظام مهندسی ساختمان نهادی غیردولتی است كه هیات مدیره آن  با انتخاب اعضا و تایید و نظارت وزارت راه و شهرسازی مشخص می شوند و وظیفه آموزش و ارتقای پایه مهندسی و طراحی و نظارت ساخت و ساز را بر عهده دارند. حضور رییس سازمان در كمیسیون ماده 5 كه می تواند حكم به تغییر كاربری اراضی را بدهد در خور توجه است. این مهم باید به تاثیر نظر كارشناسی توام با دقت نظر و وجدان كاری همراه باشد تا كمیسیون ماده ه همانطور كه در مورد باغ بدیع الحكمای همدان و موارد مشابه رای به ساخت و ساز در اراضی باغات می دهد لااقل منجر به این كار نشود.
این حقوقدان می گوید: هرگونه ساخت و ساز، تعداد طبقات و احداث بنا با مجوز شهرداری صورت می گیرد و توافق با آن در خصوص تغییر کاربری و احداث بنا در فضای سبز یا مسکونی به تجاری یا آموزشی و ورزشی با مجوز کمیسیون ماده 5 در هر شهر متشکل از استاندار رییس، معاون عمرانی استاندار نایب رئیس، مدیرکل راه و شهرسازی، شهردار، مدیرکل میراث فرهنگی، مدیرکل جهاد و کشاورزی،  رییس شورای شهر و رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان انجام می شود.
حسین زندی می گوید:«این مسائل افكارعمومی را به این  نتیجه رسانده  که سازمان نظام مهندسی یک نهاد نظارتی است به نظر می رسد نیازبه یک نهاد نظارتی دیگر دارد. عملکرد این نهاد در مواردی جهت دار خلاف اهداف و اساسنامه اش بوده است
زندی سازمان نظام مهندسی را متهم به كم كار می‌كند و می گوید:«متهم اصلی زلزله سازمان نظام مهندسی است» او به تخریب  ساختمان نو ساز دانشگاه آزاد و  همچنین پروژه مسکن مهر ورزقان که افتتاح نشده در زلزله اشاره می‌كند ومی گوید:« شدت زلزله حدود 5ریشتر بود  واگر این نهاد نظارت صحیحی اعمال می کرد مسلما چنین اتفاقی نمی افتاد .» در شهر همدان نیز ده ها مورد تخلف را می توان نام برد از جمله استفاده از مصالح سرطان زادر نمای ساختمان ها و به کار نبردن مصالح بوم آورد که تحمل اقلیم همدان را ندارد که این نهاد نظارتی بر آنها ندارد.
در آستانه  تخریب باغ و عمارت تاریخی  و پس از ضرب و شتم فرزاد سپهر عکاس وخبر نگار ، 247 نفر از سینما گران ، هنرمندان ، پزشکان و فعالان فرهنگی همدان با نوشتن نامه ای به وزیر کشور، رئیس سازمان محیط زیست و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درخواست توقف  تخریب باغ و عمارت بدیع الحکما و باغ وعمارت ذوالریاستین شدند . اما بدون توجه به این اعتراض ها باغ ذوالریاستین با خاک یکسان شد.
زندی می گوید:« انتظار می رفت ،باغ و عمارت های تاریخی حفظ شود  اما اخراج این خبرنگار شوک تازه ای بود که بر فعالان میراث فرهنگی و محیط زیست وارد كرد. »

 

 


برچسب ها: اخراج خبرنگار ، همدان ، سازمان نظام مهندسی همدان ،

گردشگری در همدان و چالش‌های پیش‌رو

 

 

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 138469

تاریخ خبر: شنبه, 23 شهریور 1392

 

در گفت‌وگو با یك فعال گردشگری؛

گردشگری در همدان و چالش‌های پیش‌رو

 

http://www.tehrooz.com/1392/6/23/TehranEmrooz/1267/Page/14/

 

 

حسین زندی: مسیر سیاست‌گذاری‌های گردشگری استان همدان هرچه كه باشد به سوی گردشگری پایدار نیست. سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های این سال‌ها هم در جهتی نبوده است كه زیرساخت‌های این صنعت را بهبود بخشد. همچنین اتفاقات و تصمیم‌های اتخاذ شده نه فقط وضع گردشگری را بسامان نكرده بلكه به‌دلیل سطحی بودن و تبلیغاتی بودن این تصمیم‌ها نتیجه‌ای جز نابسامانی نداشته است. افزایش 300درصدی بهای بلیت و اعلام فروش 700هزار بلیت در تعطیلات نوروز توسط مدیركل میراث فرهنگی وگردشگری تاثیری بر این صنعت نداشته است. شفاف نبودن درآمد ومسائل مالی برخی اماكن گردشگری مانند غار علیصدر و نادیده گرفتن منافع ملی وجوامع محلی در این مناطق از موانع توسعه گردشگری است. بررسی مسائل گردشگری همدان موضوع گفت‌وگویی است كه با «بابك مغازه‌ای» فعال گردشگری استان انجام شده است و اینك پیش روی شماست.

به نظر شما وضع فعلی صنعت گردشگری همدان چگونه است؟

همدان، یكی از مهم‌ترین نقاط هدف در انتخاب مقصد مناسب، برای سفرهای گردشگران داخلی و خارجی است، اما تاكنون شاهد برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری در خور و متناسب با این امر نبوده‌ایم. از این رو در شرایط فعلی نمی‌توان گردشگری در این استان را صنعتی روبه جلو و در حال توسعه در نظر گرفت. برخی پیشرفت‌های صورت گرفته نیز به‌دلیل نداشتن انسجام و برنامه‌ریزی مدون، تاثیرات مقطعی داشته‌اند و از كارآمدی لازم برخوردار نیستند.

آیا روند توسعه گردشگری در این استان منطبق با اصول توسعه پایدار است؟

همانطور كه عرض كردم روند این توسعه از توازن و برنامه خاصی برخوردار نیست. علاوه‌بر آن فعالیت‌های انجام شده نیز در اكثر موارد همراه با رعایت اصول اولیه توسعه پایدار و هدفمند نبوده است به‌صورتی كه توجه چندانی به حفظ ذخایر زیستی و بشری همچون میراث فرهنگی و محیط‌زیست نمی‌شود و گاه به‌خاطر ایجاد یك زیبایی ظاهری و جذب موقتی گردشگران، میراث فرهنگی و محیط‌زیست استان كه منابع اصلی گردشگری پایدار هستند، قربانی می‌شوند. حال آنكه فقط رعایت اصول ضروری در این زمینه وبرنامه‌ریزی صحیح است كه می‌تواند پایداری گردشگری یك منطقه و حركت روبه‌رو رشد آن را در دراز مدت تضمین كند.

متاسفانه در سال‌های گذشته موارد متعددی از رعایت نشدن این اصول، به‌ویژه در مورد سایت‌های تاریخی را شاهد بودیم. سایت و پایگاه پژوهشی هگمتانه در همدان یكی از بارز‌ترین نمونه‌های آن است كه با ساخت غرفه‌های صنایع‌دستی، سنگ‌فرش كردن محوطه و دیواركشی و مسقف كردن محل‌های در حال كاوش، تعریض خیابان همجوار محوطه كه به خاكبرداری از تپه انجامید. گلكاری، درختكاری و به‌تازگی كاشت ده‌ها شمشاد روی تپه و در نهایت مسطح كردن چند صدمتر از تپه برای چیدن سفره هفت سین، موجی شده است كه این مجموعه به مرور در حال تبدیل به یك پارك تفریحی است تا یك محوطه پژوهشی و تاریخی. در بسیاری مناطق دیگر نیز محل‌های تاریخی كه حتی مرمت نیز شده‌اند بدون اطلاع‌رسانی، راهنما و حفاظت آنچنانی رها شده‌اند و گردشگران نیز كه اطلاعات چندانی از آنها ندارند اغلب تنها به چند محل مشهور مراجعه می‌كنند و دیگر محل‌ها بازدیدكننده چندانی ندارد.

با توجه به مواردی كه اشاره كردید، چه مشكلاتی در این راه وجود دارد؟

یكی از مهم‌ترین مشكلات نبود انسجام در برنامه‌ریزی‌ها و به‌عبارتی نبود برنامه و دورنمای مشخص است. چنانكه در دوره‌های زمانی مختلف و با حضور مدیران جدید یا حتی در زمان یك مدیریت واحد شاهد انجام پروژه‌های پراكنده‌ای در این حوزه‌ها هستیم. از سوی دیگر در زمینه زیرساخت‌های لازم برای گسترش گردشگری در استان همچنان با چالش روبه‌رو هستیم. مواردی همچون تدارك فضاهای لازم برای اقامت گردشگران، استقرار راهنمای مورد نیاز و افراد متخصص و آگاه در سایت‌های مورد بازدید، چاپ و نشر نقشه‌ها، كتابچه‌ها و امكانات اطلاع‌رسانی، برگزاری برنامه‌های مناسب و كاربردی در قالب جشنواره‌های سفر و پرهیز از انجام فعالیت‌های نمایشی، انجام تبلیغات موثر برای معرفی ظرفیت‌های گردشگری استان و اهمیت دادن به منابع اساسی این صنعت و حفاظت اصولی از میراث فرهنگی باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند و كمبودهایی كه در این زمینه‌ها داریم برطرف شود.

شما چه پیشنهاداتی در این زمنیه دارید؟

به‌نظر من مهم‌ترین موضوع این بخش مدیریت و برنامه‌ریزی است. علاقه‌مندان و فعالان این حوزه انتظار دارند تا مدیریت دولتی مرتبط با این بخش با انجام یك پایش و آمایش علمی و با بهره‌گیری از نظرات و پیشنهادات فعالان مدنی، علاقه‌مندان، كنشگران و متخصصان غیردولتی زمینه حضور و استفاده از توان فكری آنها در فرآیند تصمیم‌سازی برای تدوین برنامه دراز مدت، میان‌مدت و كوتاه‌مدت در دستیابی به توسعه پایدار و متوازن گردشگری این منطقه را فراهم آورد تا از انجام برنامه‌های ناهماهنگ و گاه مخرب جلوگیری شود.

از سوی دیگر، برای تبلیغات و معرفی ظرفیت‌های گردشگری استان باید یك برنامه و سناریوی مشخص تدوین شود و از همه امكانات اطلاع‌رسانی در این زمینه بهره‌گیری شود كه در این راه نیز فعالان مدنی می‌توانند نقش مهمی را ایفا كنند.

ایجاد زمینه‌های جدید گردشگری و تقویت انواع گردشگری همچون گردشگری ادبی، گردشگری غذا، گردشگری سلامت و گردشگری ورزشی می‌تواند یكی دیگر از گام‌هایی باشد كه در شرایط فعلی می‌تواند گردشگران بیشتری را به این استان جذب كند.

در نهایت تشویق و ایجاد زمینه‌های لازم برای سرمایه‌گذاری فعالان اقتصادی محلی یا حتی تلاش در جذب سرمایه‌گذاران كشور برای فعالیت در زمینه گردشگری استان همدان و معرفی ظرفیت‌های این بخش به آنان می‌تواند نقشی تعیین‌كننده در این امر داشته باشد. البته باید پیش از آن در قالب یك آمایش علمی و با حضور صاحب‌نظران به درستی مشخص شده باشد كه چگونه می‌توان زمینه‌های پیشرفت هدفمند و متوازن گردشگری این استان را با سرمایه‌گذاری در مناطق و زمینه‌های جدید فراهم آورد.

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: گردشگری همدان ، گردشگری ،

جمعه 15 شهریور 1392

چه بهتر كه همدان كلانشهر نباشد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تهران امروز ،روزنامه ها ،میراث فرهنگی ،زیست بوم ،

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 137929

تاریخ خبر: شنبه, 16 شهریور 1392

 

 

چه بهتر كه همدان كلانشهر نباشد

 

http://tehrooz.com/1392/6/16/TehranEmrooz/1261/Page/15/

 

 

حسین زندی: چند هفته‌ای است شهر تازه كلانشهر شده همدان حال و روز خوشی ندارد. جایگزینی دولت جدید و تغییر و تحول‌ها در سازمان‌های مختلف، حتی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در حالی در پایتخت در حال انجام است كه میراث ارزشمند تاریخ و ملی ما در پایتخت تاریخ و تمدن ایران در حال تخریب و تفكیك و با بی‌توجهی آشكار متولیان میراث فرهنگی در حال نابود شدن است. متولیان سازمان میراث فرهنگی همدان در حالی به بهانه روز همدان به تبلیغات و بادكنك‌بازی برروی بام آرامگاه بوعلی مشغول بودند.(كه خود حدیث مفصلی است و موجب تخریب آرامگاه بوعلی را فراهم كرده) كه زمین خواران شهر در حال تخریب بناهای تاریخی و نابودی باغ‌های اطراف شهر بودند. چندی پیش عمارت ذوالریاستین در همدان همزمان با نامه نگاری اهالی فرهنگ این استان برای اعتراض به تخریب عمارت بدیع الحكما تخریب شد. امری كه در ادامه موجب شد هنرمندان و فعالان فرهنگی همدان نامه‌ای دیگر به وزیر كشور و رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی در اعتراض به تخریب باغ‌ها و بناهای تاریخی در همدان بنویسند. آنچه هست، اعتراض فعالان فرهنگی نتوانست از كتك خوردن خبرنگاران وتخریب‌ها جلو‌گیری كند. با وجود اینكه بیشتر رسانه‌ها از ظلمی كه به فرهنگ و طبیعت همدان رفته سخن گفتند، گوش شنوایی در شهر پیدا نشد و عاقبت آخرین یادگار محله «در‌سنگی»‌های همدان هم از جا كنده شد.

درسنگی عمارت 200 ساله ذوالریاستین، به جا مانده از دوران زمامداری محمد شاه قاجار و صدارت قائم‌مقام فراهانی بود. درختان باغ را بریدند و علف‌ها را آتش زدند و زمینش را قطعه قطعه كردند. چگونه است كه مسئولان اگر بنای تاریخی یا درختی در پایتخت تخریب و قطع شود، هیاهو می‌كنند، اما به رغم همه فریادهایی كه فرهنگ دوستان و دوستداران طبیعت و آثار تاریخی در همدان سر دادند، مسئولان و مالكان كار خود را كردند؟ قطع چند درخت در خیابان ولی‌عصر پایتخت كه به دلیل خشكیدگی كامل آنها بود در سطح بین‌المللی اعتراض‌هایی به‌دنبال داشت، اما تخریب عمارتی تاریخی و قطع صدها اصله درخت در شهری كه ریه می‌خواهد برای نفس كشیدن، پیگیری نمی‌شود و به سادگی از آن عبور می‌كنند!

یادمان باشد همدان، با طبیعت و تمدن و تاریخش همدان است و اگر گردن به تخریب هر‌كدام از اینها ببندیم قدم به قدم سرزمین هگمتانه را از روزگار بالندگی‌اش دور كرده‌ایم. قرار نیست توسعه همدان و كلانشهر شدنش به قیمت نابودی تاریخ و تمدن و طبیعت این شهر تمام شود و اگر چنین است چه بهتر كه همدان كلانشهر نباشد.

امیدواریم كه مسئولان جدید سازمان میراث فرهنگی آنچه مانده است را دریابند چرا كه اكنون بخش بسیاری از این عمارت‌ها ویران شده و از بین رفته است. اما پرسش دیگر این است كه اكنون مسئول كیست و چه كسی باید پاسخگوی این آثار ارزشمند از دست رفته باشد؟

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: باغ ذوالریاستین ، همدان ، محیط زیست ،

سه شنبه 12 شهریور 1392

میراث بدیع بلعیده می شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،میراث فرهنگی ،زیست بوم ،

 

میراث بدیع همدان بلعیده می شود

 

http://www.bidargarnews.com/?i=1&safhe=20

بیدارگر/شماره19/سال اول 6شهریور 92

بیدارگر- مهدی طاهری: هوای گرم، کم آبی و ازدحام جمعیتی که شب‌های تابستان برای گذراندن چند ساعت در حاشیه خیابان‌ها و روی سنگفرش جاده گنجنامه به دنبال جایی برای پارک خودروی خود می‌گردند، به ظاهر مشکلی است که عده‌ای ریشه‌اش را در همین چندسال اخیر می‌بینند.

مردم ما عادت ندارد مشکلات خود را ریشه یابی کند و هنگام ارتکاب هر عملی به عاقبت آن بی توجه است، اما دیری نمی‌گذرد تا با درافتادن به دامن برخی معضلات به فکر راه حل می‌افتد، غافل از آنکه دیر شده و کار از کار گذشته.

شاید اگر امروز کسی بگوید که ریشه همه مشکلات و گرفتاری‌های همدان در نابودی باغ‌ها و خشکاندن چشمه‌ها و افزایش بی رویه ساخت و ساز در نوار سبز شهر است، عده‌ای آن را چندان مربوط به موضوع ندانند.

اما پر واضح است که همه گرفتاری‌های امروز ما ریشه در بی توجهی و اهمال و کم کاری مدیرانی دارد که برای درآمد بیشتر و سودآوری سرشار، چشم بر واقعیت دوختند و صدای دوستداران محیط زیست را نشنیدند و به استناد قوانینی که توسط مدیرانی دیگر از جنس خودشان نوشته شده، راه را برای زمین خواران، سودجویان و دشمنان طبیعت آنچنان هموار کردند که امروز گرفتاری‌های بیشماری به مردم تحمیل شده و نسل آینده جز نفرین و آه و ناله برای ما چیز دیگری به آمرزش نخواهد فرستاد!

سخن از قطع اشجار و نابودی آخرین باغات همدان است که طی سال‌های اخیر از تیغ برج سازان و بساز و بفروش‌ها گریخته و در سایه مقاومت و دلسوزی چند مستاجر و انسان وفادار به مواریث گذشته، محفوظ مانده شاید آخرین نفس‌های این نسل به شماره نیفتد و اندکی هوای پاک و سالم به درون ریه‌هایی بخزد که از فرط دود بنزین‌های غیراستاندارد، آلودگی کارخانجات از رده خارج شده و ریزگردهای مهاجر از کشور همسایه به سرطان مبتلا شده‌اند!

سخن از مرگ آخرین بازمانده‌های بهشت است که در این سال‌ها نسلشان ورافتاده و سلاله‌شان به دست انسان آزمند و زیاده خواه ریشه کن شده.

سخن از بر زمین افتادن بی زبان‌ترین مخلوق خداست که اگر حنجره‌ای برای فریاد داشت، گوش فلک را کر می‌کرد!

 

مزایده باغ‌های تاریخی

از اسفندماه گذشته سرانجام حرص و طمعی که از زمین‌های بایر و برج‌های مرکز شهر سیراب نشده بود، به جان باغ بدیع‌الحکما و ذوالریاستین افتاد و با اعلام مزایده «فروش ویژه املاک» بدون مهر و امضای مشخص! این باغ چند صد ساله با تیغ اره‌های خشن آشنا شد.

بلایی که سی سال است به جان باغ‌ها و درختان همدان افتاده و ده‌ها هکتار از بهترین زمین‌های شهر را به برج و ساختمان‌های بلندمرتبه تبدیل کرده، این بار به دامن تنها بازمانده طبیعت افتاد و بی آنکه کسی پاسخگو باشد، یکی از بی نظیرترین و زیباترین چشم اندازهای طبیعت همدان را در آستانه نابودی قرار داد.

 

باغ بدیع الحکماء کجاست؟

این باغ که تقریبا 62 هزار متر وسعت دارد، بیش از 5 هزار اصله درخت میوه و یکهزار درختانی از جمله چنار، صنوبر و بید داشته و چشمه‌ای بسیار پرآب آن را مشروب می‌ساخته که در دل زمین از قناتی با چهار مسیر منشعب می‌شود که گویا تا روستای دره مرادبیک ادامه داشته است.

باغ بدیع از جاده دره مراد بیک نزدیک برج تندیس فعلی شروع شده و تا منطقه پردیس امتداد دارد که در نهایت به باغ ذوالریاستین (و بعدها باغ دکتر ارفع) ختم می‌شود.

مجموعه چند ده هکتاری که هنوز بوی خوش روزگار وصال را با خود دارد.

 

میزبان بزرگان ایران زمین

حسین زندی فعال محیط زیستی و یکی از علاقمندان به تاریخ طبیعی همدان می‌گوید: این باغ محل تردد و اتراق بزرگ مردانی همچون تاگور(شاعر هندی)، ظهیرالدوله، وحید دستگردی، عبدالحسین سپنتا، میرزاده عشقی، احمد کسروی و نیما یوشیج بوده است که هرکدام در دوره خود برای گذراندن تابستانی آسوده به این شهر آمده و میهمان خاندان بدیع بوده‌اند.

وی درباره ساختمان و بنای این باغ می‌گوید: دو عمارت دراین مجموعه وجود داشته که یکی از آنها تخریب شده و پلان آن در دست طراحی است و دیگری که باقی مانده محل زندگی باغبان است و در آن آثار و لوازم طبابت دکتر بدیع موجود است.

از او درباره شخصیت بدیع پرسیدیم که زندی چنین پاسخ داد: بدیع الحکما پزشک معتمد مردم و روحانیت بوده و شخصیتی فرهیخته و دلسوز فرهنگ به شمار می‌رفته که در زمان خود درآمد حاصل از اراضی چند روستا را برای سلامت و بهداشت مردم هزینه می‌کرده است. هنگامی که آمریکایی‌ها به همدان می‌آیند و بیمارستانی در این شهر می‌سازند، برای سکونت خود با بدیع مشورت می‌کنند که وی آنها را در این باغ ساکن می‌کند و این عمارت باقیمانده همان ساختمانی است که آمریکایی‌ها در آن می‌سازند. این ساختمان که در فهرست آثار میراث فرهنگی ثبت شده به پیشنهاد ما اگر به موزه پزشکی و طب تبدیل شود، همچنان سالم باقی خواهند ماند و با یک مرمت ساده به مجموعه‌ای ماندگار برای نسل‌های بعد تبدیل می‌شود.

 

خاندان فرهیخته

گفتنی است خاندان بدیع گرچه ابتدا مسلمان نبوده و یهودی و مسیحی بوده‌اند اما به دلیل علاقه فراوان به مسلمانان و نامگذاری فرزندان خود به اسم‌های اسلامی، بعدها همگی مسلمان می‌شوند و شهرت آنها به مردم داری، حمایت از افراد بی بضاعت، اختصاص بخش عمده‌ای ازدرآمد خود برای امور فرهنگی و آموزشی باعث شد تا پزشک معتمد روحانیت وقت هم باشند.

در حال حاضر نوادگان این طبیب فرهیخته در کشورهای دیگر ساکن شده و برخی از فرزندان وی نیز در زمره افراد تاثیرگذار و مطرح هستند.

امیر مهدی بدیع خالق کتاب یونانی‌ها و بربرها از جمله مفاخر و فلاسفه بزرگ ماست که آثارش به زبان فرانسوی منتشر شده  و جزو فلاسفه مطرح و شناخته شده 100 سال اخیر فرانسه است. تنها دو کتاب از وی به فارسی ترجمه شده است.

کتاب یونانی‌ها و بربرها بهترین نقد تاریخ هرودت است که با انتشار آن نگاه غربی‌ها به تاریخ ما و تاریخ نگاری ما تغییر کرد.

بدیع الحکماء 4 پسر و یک دختر داشته که در بین آنها محمود بدیع نیز درصدد بود عمارت باغ را به فرهنگسرا تبدیل کند اما اجل مهلتش نداد و همسر وی به نام «مهری خانم» در آمریکا زندگی می‌کند و به دلیل آزار و اذیت فراوان از پیگیری موضوع فرهنگسرا صرفنظر کرده است.

دیگر نوادگان بدیع که شامل 20 نوه و 50 نتیجه هستند در کشورهای مختلف سکونت دارند و در حال حاضر فرهاد بدیع در دانشگاه امام صادق تدریس می‌کند.

حسین زندی فعال محیط زیست در همدان با بیان فرازی از زندگی این خانواده می‌گوید: هرچند بدیع مورد اعتماد حکومت وقت و مردم بوده و خانواده بسیار تاثیرگذاری به شمار می‌رفته اما هیچگاه در مناصب حکومتی دخالت نداشته و علاقه آنها به طبابت و فرهنگ و هنر باعث شده تا به عنوان پشتیبان و تکیه‌گاه اصحاب فرهنگ و هنر شناخته شوند.

سکونت عارف قزوینی در باغ بدیع نشانه تمایل این خاندان به آزادی و عشق و شوریدگی آنها به ادبیات و تاریخ است. اما در اوایل انقلاب با مصادره شدن باغ و سپردن آن به دست چند باغبان، به تدریج این مجموعه رو به زوال رفت و برخی از درختان آن خشک شد.

در حال حاضر فرزندان همان باغبان‌ها و کسانی که بخش‌هایی از باغ را در اجاره خود دارند، مدعی هستند که وسعت این باغ بسیار بیشتر بوده و به مرور زمان بخش‌هایی از آن خشکانده شده و پس از تفکیک به فروش رسیده است که منطقه “پردیس” حاصل همان ساخت و سازها در این باغ است.

 

باغ ذوالریاستین

قائم مقام فراهانی در همدان نماینده‌ای داشته که بسیار معتمد و مورد احترام مردم این شهر بوده است.

مسجد و کوچه و محله‌ای که به نام ذوالریاستین در همدان باقی است تنها بخشی از میراث این رجل سیاسی بوده و کمتر کسی از باغ ذوالریاستین خبر دارد. این باغ یکی از مشهورترین باغ‌های همدان است که چشمه‌ای 700 ساله در آن وجود داشته و برای آبیاری درختان مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

“چشمه ل‌له قاسم” که دو طبقه است از روستای دره مرادبیک شروع شده و تا این باغ ادامه دارد که در نوع خود بی‌نظیر بوده و ارزش ثبت جهانی را دارد.

از آنجا که باغ ذوالریاستین تا همدان آن روزها فاصله زیادی داشته، به دستور شخص ذوالریاستین جاده‌ای برای دسترسی به آن ساخته و سنگفرش می‌شود که امروز خیابانی به نام “کوچه مشکی” باقیمانده بخشی از آن راه است.

 

آخرین در سنگی در معرض ویرانی

در قدیم و برای حفاظت از خانه باغی‌ها، مجبور به استفاده از درهای سنگی بوده‌اند که تنها مورد باقیمانده از این نوع درها در حال حاضر در عمارت این باغ وجود دارد و ممکن است به زودی تخریب شود در حالی که ثبت نشده و هیچ اقدامی برای محافظت از آن صورت نگرفته است.

باغ ذوالریاستین که به باغ دکتر ارفع نیز مشهور است، در زمان بدیع الحکما به داماد ایشان دکتر فرج اله ارفع واگذار می‌شود که به دلیل همنشینی باغبان فرهیخته‌اش شکراله خاکیان که کاتب و خوشنویس و فردی اهل ادب بود اجاره داده می‌شود.

امروز فرزندان همین کاتب در باغ مذکور ساکن هستند و برای حفظ باغ و جلوگیری از تخریب آن تلاش‌های فراوانی انجام داده‌اند.

 

نفس‌های آخر

گرچه گفته می‌شود مجموعه باغ‌ها و فضای سبز محدده باغ بدیع الحکما و باغ ذوالریاستین 127 هکتار است اما تاکنون آمار دقیقی از مساحت اصلی آن، قطعات فروخته شده و فضای باقیمانده در هیچ جا ثبت نشده و گویا تعمدی در کار است تا حدود و ثغور این ملک ارزشمند مشخص نشود.

طی سی سال اخیر بخش‌هایی از این باغ تفکیک و فروخته شده و در حال حاضر پس از اعلام مزایده فروش ویژه املاک، قرار است باغ در قطعات 2 هزار متری تفکیک و با 5/3 طبقه ارتفاع برای احداث ساختمان به فروش برسد.

 

 

 


برچسب ها: باغ بدیع الحکما ، عمارت بدیع و ذوالریاستین ، همدان ، امیرمهدی بدیع ، عارف قزوینی ،

 
 
 
مسئولان جدید میراث فرهنگی به سرعت اقدام کنند

«در» خانه ذوالریاستین از جا کنده شد

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106251&Serv=3&SGr=22

 

در خانه ذوالریاستین که حدود 200 سال قدمت دارد از جا کنده شد. به گفته مالک جدید این عمارت به طور کامل تخریب خواهد شد.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی - ماه‌های گذشته فعالان فرهنگی بارها به مسئولان هشدار داده بودندکه از تخریب بناهای تاریخی شهر و آخرین باغ‌های همدان جلو گیری کنند. اما پاسخی از مسئولان نشنیدند.
 
خانه ذوالریاستین در غربت و بی‌توجهی دل به تخریب صاحبانش می‌سپارد
 
خبرنگاران و فعالان حوزه میراث بارها به اطلاع مسئولان رسانده بودن که برای نجات این باغ وعمارت تدبری بیاندیشند .تا اینکه به گفته نماینده یکی ازخریداراران که عمارت در ملک او قرار دارد "کارشناسان میراث فرهنگی پس از بازدید از عمارت اعلام کردند درهای سنگی قدیمی و اشیاء تاریخی و ستون‌های قدیمی را زمان تخریب جدا کنید بعدا برای بردن آنها مراجعه می کنیم".
 
البته این موضوع از سوی مسئولان میراث فرهنگی تائید نشده‌است.
 
مصالح آورده شده است؛ باغ خواب شوم می بیند
 
امیرشهاب رضویان کارگردان سینما که این روزها درحال جمع آموری نامه از هنرمندان برای نجات این باغ بود ،می گوید: "ما با مهندس حجت معاونت سازمان مذاکره کردیم که برای نجات بخشی این بنا و عمرت بدیع الحکما اقدامی انجام دهند و قول مساعد دادند." اما خریداران فرصت ندادندو همزمان با انتشار نامه 247 نفر از هنرمندان مطرح، پزشکان، خبرنگاران و فعالان فرهنگی همدان اقدام به تخریب این بنای تاریخی کردند.
 
درخت های کهنسال قطع می شود فردا همدان از خاطره باغ ها تهی می شود
 
مهدی خاکیان مستاجر باغ که هنوز پیگیر مسائل قضایی باغ است می گوید: درخواست ما از مقام‌های مسئول این است که اجازه بدهند ما قبل از تخریب کامل بنا، آنر به ملک شخصی خودمان که 100 متر با عمارت فاصله دارد انتقال دهیم. تا روحمان بیش از این جریحه‌در نشود.
 
دیگر خانه نیست. خاطرات نیستند
خاکیان به chn می گوید: برادران من پنجاه شصت سال پیش در همین خانه متولد شدند، چرا کسی به گذشته انسانها در این دیار حرمت قائل نیست؟
 
او ادامه می دهد: «اگر جدا کردن اشیاء قدیمی ودرها و ستون‌های تاریخی بنا مشکل را حل می‌کرد ما پیش از اینکه کسی از ماجرا باخبر شود این کار را می‌کردیم. این چه پیشنهادی است که کارشناسان میراث می‌دهند؟ عمارت تاریخی را با ضایعات اشتباه گرفته‌اند. ما هدفمان نجات این بنا بود.
 
ابزار ساختمان سازی به بنای جدید می اندیشد که روی هویت همدان قرار است فنداسیون خود را بریزد
 
این باغ و عمارت توسط ذوالریاستین نماینده قائم مقام فراهانی و همزمان با حکومت محمد شاه قاجار بنا ایجاد شده بود. میرزا ابواقاسم ذوالریاستین از دیوانسالاران وبزرگان دوره قاجار در همدان بود که شاگردان بسیاری ،از جمله ریاض همدانی در مکتب او به مقام دیوانی رسیدند. در اهمیت این باغ همین بس که گفته می شود ،یکی از قدیمی ترین کوچه باغ های همدان یعنی " کوچه مشکی" برای دسترسی به این باغ سنگفرش می شود و تا چند سال پیش بخشی از سنگفرش سیاه رنگ آن باقی مانده بود.
 
پس از ذوالریاستین این ملک به یکی از وارثان او به نام عنایت الملک رسید. به همین دلیل به این ملک باغ عنایت الملک می گفتند.در اواخر قاجارتوسط خانواده بدیع الحکما خریداری شد و در اختیار دختر بدیع الحکما (مریم بدیع) و داماد خانواد (دکتر فرج ا..ارفع ) قرار گرفت . شکرا.. خاکیان از سال 1328 این باغ را از دکتر رفع اجاره کرد و تا سال 1392 در اختیار این خانواده بود.
 
مهدی خاکیان فرزند شکرا.. خاکیان می گوید: «شبها وقتی صدای بریدن درختها را می شنوم و یا وقتی آمدم و دیدم بخشی از باغ را آتش زده‌اند مریض شدم. قنات میرزا یعقوب که بیش 700 سال قدمت داشت و جز قنات های دو طبقه وگبری همدان بود را با لودر خراب کردند تا آب به درختان باغ نرسد و زودتر خشک شوند.اینها خاطرات ما را نابود کردند.»
 
این اظهارات هنوز از سوی مسئولان تائید نشده‌است.
 
به نظر می رسد اگر مسئولان میراث در تهران اقدامی نکنند به زودی عمارت بدیع الحکما نیز تخریب خواهد شد.
 
حسین زندی


برچسب ها: آثارتاریخی همدان ، باغ ذوالریاستین ، تخریب عمارت تاریخی ، باغ ها وچشمه های همدان ،

 
 
 
همدان دیگر نفس نمی کشد

 

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106201&Serv=3&SGr=22

خطر بیخ گوش عمارت ذوالریاستین + اسناد و عکس

درختان باغ 12 هزارمتری ذوالریاستین در انتهای منطقه پردیس که روزی باغ سرسبزی بود، هفته پیش با مجوز شهرداری تفکیک و سپس درختان کهنسالش قلع وقم شد. اما مسئله به همین جا ختم نشد و عمارت دویست ساله این باغ همچنان در آستانه تخریب است. خریداران باغ تا روز سه شنبه به مستاجر مهلت داده اند تا عمارت را تخلیه کند.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی –گروه میراث فرهنگی- هفته گذشته همزمان با حمله بلدوزور ها به باغ بدیع الحکما، درختان باغ 12 هزارمتری ذوالریاستین در انتهای منطقه پردیس که روزی باغ سرسبزی بود، هفته پیش با مجوز شهرداری تفکیک و سپس درختان کهنسالش قلع وقم شد. اما مسئله به همین جا ختم نشد و عمارت دویست ساله این باغ همچنان در آستانه تخریب است. خریداران باغ تا روز سه شنبه به مستاجر مهلت داده اند تا عمارت را تخلیه کند.
 

 درختان همدان سرسبز یکی یکی قطع می‌شوند

 این درحالی است که جمعی از هنرمندان سینمایی، پزشکان و فرهنگ‌دوستان همدانی به قطع درختان و آغازتخریب ورودی خانه «باغ بدیع الحکما» و «باغ ذوالریاستین» واقع در شهر همدان اعتراض کردند و نامه ای خطاب به مسئولان نوشته اند تا از تخریب ها جلوگیری شود.
 
 میرزا ابوالقاسم ذوالریاستین از عالمان همدان بود که در زمان صدارت قائم مقام فراهانی نماینده او در همدان بود و شاگردان زیادی از جمله ریاض همدانی در مکتب او به درجه دیوانی رسیدند. عمارتی که در این باغ ساخته بود درآستانه تخریب است . این عمارت تنها بنای باقی مانده از خانه‌های همدان است که دارای در سنگی بودند. ( در همدان به دلایل امنیت و سرما درگذشته در خانه ها سنگ یک تکه بود ومحله ای به نام درسنگی وجود داشت که ساکنانش نام خانوادگی در سنگی را برای خود برگزیدند.)
 
 اگر این روند ادامه پیدا کند، کارشناسان می گویند دیگر باید با باغ های همدان خداحافظی کرد
مهدی خاکیان، مستاجر این باغ که با همکاری پدرش مرحوم شکرا..خاکیان از سال 1328 در این باغ ساکن بودند می گوید: بخشی از عمارت به دلیل قدمت زیاد ومرمت نشدن از بین رفت اما آنچه باقی ماند توسط پدرم باز سازی شد . مجبور شدیم سقف قدیمی را برداریم و تیرآهن جایگزین آن کنیم.اما به در سنگی باغ و پایه ستون های عمارت و حوض های سنگی دست نزدیم .
 
خاکیان از خاطرات کودکیش در این باغ می گوید و مدارکی را نشان می دهد که از سال 1332 به مالک آن اجاره سالیانه پرداخت کرده اند .او می گوید نه فروشنده و نه خریدار توجهی به حق و حقوق ما نکرد و حقوقی که از عرصه واعیان داشتیم نادیده گرفته اند .درحالی که مزایده را به نام خانواده خاکیان منتشر کردند ،مامجبور شدیم از مراجع قانونی کمک بگیریم اما متاسفانه باغ نابود شد و خاطرات ما نیز با آن نابود شد .
 
سرانجام باغی که به مزایده گذاشته شد؛ هرچند این پرونده نیاز به اطلاعات بیشتری است
خاکیان به خبرگزاری chnمی گوید: ما باغ را ازدکتر فرج الله ارفع اجاره کرده بودیم و پس از مرگ او باغ مصادره شد . اما امسال در کمال نا باوری مشاهده کردیم که باغ را یک شرکت خصوصی به نام انصار به شهرداری واگذار کرده و پس از آن هم به مزایده گذاشته شد. او ادامه می دهد چشمه هفتصد ساله باغ را با لودر کور کردند تا درختان خشک شود اما منتظر خشک شدن هم نماندند ودرختان را جلو چشم ما بریدند.
 
این اظهارات هنوز از سوی مقامات و مسئولان تائید نشده‌است.
 
خاکیان می گوید :همدان همیشه از خنک ترین شهرهای کشور بوده، حالا سوال من این است چه اتفاقی افتاده ؟ کوه ها جابه جا شده؟ غیر از این است که پس از بریدن درختان و نابودی باغ ها این بلا سر شهر آمده!.
 
 سرایدار باغ ذوالریاستین این اسناد را در اختیار خبرگزاری می گذارند. هنوز مسئولان در این زمینه اظهار نظر نکرده اند
 
قرن ها پیش هرودت  در مورد همدان چنین می نویسد «سرزمین واقع در شمال هگمتانه کوهستانی و پوشیده از جنگل است» بیش از بیست قرن پس از این مورخ شاعری غربی به نام" کلینتن سکالرد" بازهم می نویسد:«برگرد دیوارهای همدان - باغ های پرشکوفه دامن کشیده­اند» گویی پس از دوهزار سال طبیعت این شهر زیبا همچنان دست نخورده باقی مانده بود.ویلیام جکسن ،سیاح و ایران شناس امریکایی وقتی در سال 1903 وارد همدان می شود از بیشه زارها و باغ هایی می نویسد که به شعاع 25 کیلومتر به سمت غرب امتداد دارد .
 
آیا باید برای همیشه از باغ ها و درختان همدان تنها یادی بماند؟
 
دیگر مستشرفین و سیاحتنامه نویسان نیز از این شهر با عنوان شهر باغ ها و درختان یاد می کنند و می نویسند «همدان شهری است که آن را درختان احاطه کرده اند» اما امروز نه تنها از آن درختان وبیشه ها خبری نیست بلکه اغلب باغ های منتهی به کوه الوند نیز نابود شده و برج ها و آپارتمان های نا موزون جایگزین آن شده است و چشم انداز طبیعی شهر را نابود کرده است. از کیلومترها جنگل تنها چند نمونه باغ باقی مانده وخودخواهی انسان همه را بلعیده است.این روزها همان نمونه های کوچک هم درحال نابودی است.
 
نابودی باغ ذوالریاستین زمانی اتفاق می افتد که هفته گذشته بلدوزور ها در حال تخریب باغ بدیع الحکما حکیم وپزشک نامدار همدانی بودند . و عکاس و روزنامه نگاری که درحال عکاسی از تخریب باغ بود به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفت . با نابودی این باغ ها آخرین شاهراه تنفسی همدان نیز نابود می شود ودیگر درختی باقی نخواهد ماند تا هوای شهر را تصفیه کند و با ریزگردها مبارزه کند.
 
 
حسین زندی


برچسب ها: باغ ذوالریاستین ، محیط زیست ، همدان ،

 
 
جشن همدان با عزای خانه بدیع الحکما برگزار شد
 

جشن همدان دیروز در حالی برگزار شدکه چندی پیش خانه بدیع الحکمای این شهر تاریخی تا آستانه تخریب رفت. با این وجود دوستداران میراث فرهنگی همچنان دور هم جمع شدند تا میراث تاریخی، فرهنگی و طبیعی همدان را پاس بدارند.

 
 
 
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- دکتر پرویز اذکایی که یکی از سخنرانان این جمع بود در این مراسم درباره وضعیت خانه بدیع الحکما اظهار نگرانی کرد و گفت: «باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند. ما عجب مردمانی هستیم.»
 
آغاز روز همدان
یکی از مولفه های توسعه فرهنگی، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است. پررنگ شدن نقش حکومت‌ها و دولت ها در امور فرهنگی، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن را از تولیدات فرهنگی می گیرد و به یک پدیده تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها و مناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می‌کند و هم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلوگیری می‌کند.

 جلسه‌ای به مناسبت روز همدان
 
پس به نظر می‌رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد. برگزاری روز همدان توسط سازمان‌های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی، اعضای شورای شهر قدیم و جدید، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد. اعضای سازمان‌های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.
 
پس از اجرای آیین‌های رسمی، عباس زند با معرفی بابک مغازه‌ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگر وضعیت چشمه های همدان بود. عباس زند گفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می‌شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می‌شد هرگز گل آلود و آلوده نمی‌شدند، این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می‌پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و  آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .
 
زند در ادامه گفت: در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند.
 
عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.
 
سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی، بنیانگذار رشته های نقشه برداری، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت:دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند. تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود و چشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.
 
پس از دکتر شکوفه اقبالی سخنران سوم،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند. او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند».
 
علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند. در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های خاکش،ای اسف تورا محو کرده.
 
خانه بدیع الحکما جگرم خون است
پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت.اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه‌های محیط زیستی، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.
 
باغ خانه بدیع‌الحکما
 
او گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و 18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است. نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود.
 
پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .
 
او با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد .
 
طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.
 
خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟
 
برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.
 
دراین برنامه که به همت موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  
حسین زندی
 


برچسب ها: روزهمدان ، دکتر پرویز اذکایی ، باغ بدیع الحکما ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

راه‌های تنفسی شهر همدان تنگ‌تر شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،تهران امروز ،زیست بوم ،میراث فرهنگی ،

روزنامه تهران امروز

 

 

 

کد خبر: 137354

تاریخ خبر: پنجشنبه, 07 شهریور 1392

 

راه‌های تنفسی شهر همدان تنگ‌تر شد

داد هنرمندان از تخریب بدیع الحكما و ذوالریاستین

 

 

حسین زندی- همدان: در ادامه تخریب باغ و عمارت بدیع الحكمای همدان و به رغم همه اعتراضات صورت گرفته باغ ذوالریاستین هم در خفا نابود شد. این موضوع به ظاهر استانی آنچنان سر و صدا كرد كه داد هنرمندان كشوری درآمد و تعدادی از چهره های سرشناس هنری كه به اصالت شهر و ریه های همدان اهمیت می دهند درصدد برآمدند، جلوی ادامه این تخریب‌ها را بگیرند. ریه های شهری كه قرن‌ها پیش هرودت در مورد همدان چنین می نویسد:

«سرزمین واقع در شمال هگمتانه کوهستانی و پوشیده از جنگل است.» بیش از بیست قرن پس از این مورخ شاعری غربی به نام « کلینتن سکالرد» بازهم می نویسد:«بر گرد دیوارهای همدان باغ‌های پرشکوفه دامن کشیده‌اند.» گویی پس از دوهزار سال طبیعت این شهر زیبا همچنان دست نخورده باقی مانده بود. ویلیام جکسن، سیاح و ایران شناس آمریکایی وقتی در سال 1903 وارد همدان می شود از بیشه‌زارها و باغ هایی می نویسد که به شعاع 25 کیلومتر به سمت غرب امتداد دارد. دیگر مستشرقین و سیاحتنامه نویسان نیز از این شهر با عنوان شهر باغ‌ها و درختان یاد می کنند و می نویسند:«همدان شهری است که آن را درختان احاطه کرده‌اند.» اما امروز نه فقط از آن درختان و بیشه ها خبری نیست بلکه اغلب باغ های منتهی به کوه الوند نیز نابود شده و برج ها و آپارتمان های ناموزون جایگزین آن شده است كه چشم انداز طبیعی شهر را نابود کرده اند.

سرنوشت یكسان باغ ذوالریاستین و بدیع‌الحكما

این روزها همان نمونه های کوچک هم در حال نابودی است. پس از باغ بدیع‌الحكما كه خبر تخریب و فروش زمین‌های آن منتشر شد، باغ 12هزارمتری ذوالریاستین در انتهای منطقه پردیس که روزی بهشت برین بود هم با مجوز شهرداری تفکیک و سپس نابود شد همچنین درختان کهنسالش قلع وقم شد. میرزا ابوالقاسم ذوالریاستین از عالمان همدان بود که در زمان صدارت قائم مقام فراهانی نماینده او در همدان بود و شاگردان زیادی از جمله ریاض همدانی در مکتب او به درجه دیوانی رسیدند. عمارتی که در این باغ ساخته بود در آستانه تخریب است. این عمارت تنها بنای باقی‌مانده از خانه های همدان است که دارای در سنگی بودند. به دلایل امنیت و سرما در گذشته در خانه‌ سنگ یک تکه بود و محله‌ای به نام درسنگی وجود داشت که ساکنانش نام خانوادگی در سنگی را برای خود برگزیدند. «مهدی خاکیان» مستاجر این باغ که با همکاری پدرش مرحوم «شکرالله خاکیان» از سال 1328 در این باغ ساکن بوده‌اند، می گوید: بخشی از عمارت به دلیل قدمت زیاد ومرمت نشدن از بین رفت اما آنچه باقی ماند توسط پدرم باز سازی شد، اما در بازسازی‌ها به در سنگی باغ و پایه ستون های عمارت و حوض های سنگی دست نزدیم، زیرا اعتقاد ما این بود كه در سنگی این خاك نمونه ای از هنر دستان چیره هنرمندان همدانی است كه حتی با تغییرات صورت گرفته در باغ باید پایدار بماند . بر اساس مدارك ارائه شده از سوی مهدی خاکیان از سال 1332 مستاجران فعلی به مالک آن اجاره سالیانه پرداخت کرده‌اند اما نه فروشنده و نه خریدار توجهی به حق و حقوق مستاجر نكرده و حقوق آنها از عرصه واعیان را نادیده گرفته اند. تلخ تر از همه آنكه مزایده را به نام خانواده خاکیان منتشر کردند، و در نهایت باغ نابود شد.

نابودی چشمه 700 ساله باغ به صورت عمدی

سال جاری باغ توسط یك شرکت خصوصی به نام انصار به شهرداری واگذار و پس از آن هم به مزایده گذاشته شد. به گفته خاكیان چشمه 700 ساله باغ را با لودر کور کردند تا درختان خشک شود اما منتظر خشک شدن هم نماندند و درختان را جلو چشم مردم شهر بریدند. همه می دانند كه همدان همیشه از خنک‌ترین شهرهای کشور بوده، حالا سوال این است كه چه اتفاقی افتاده است كه عده ای ظرفیت های مطلوب هوای همدان را فراموش كرده و آنها را اتفاقی می دانند؟ غیر از این است که پس از بریدن درختان و نابودی باغ‌ها كم كم همدان خنكی خود را از دست داده و تبدیل به شهری سیمانی و آجری می شود؟ نابودی باغ ذوالریاستین زمانی اتفاق می افتد كه بلدوزرها در حال تخریب باغ بدیع الحکما، حکیم و پزشک نامدار همدانی بودند. در همان زمان عکاس و روزنامه نگاری که در حال عکاسی از تخریب باغ بود به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت .با نابودی این باغ‌ها آخرین شاهراه تنفسی همدان نیز نابود شده و دیگر درختی باقی نخواهد ماند تا هوای شهر را تصفیه کند و مهم‌تر از هر چیز حریف ریزگردها شود.

به دنبال انتشار گزارش تهران امروز و گزارش های متعدد در دیگر رسانه ها از تخریب عمارت بدیع‌الحكما و باغ ذوالریاستین در همدان، جمعی از هنرمندان كشور و فرهنگ دوستان همدانی با امضای نامه ای كه نسخه ای از آن در اختیار روزنامه تهران امروز قرار گرفته است، خطاب به مسئولان خواستار توقف این مسئله و پیگیری مسئولان امر در این خصوص شدند. جمع كثیری كه تعداد آنها بالغ بر 250 نفر است این نامه را امضا كرده‌ و خواستار توقف این تخریب شده اند. پرویزپرستویی، احمدرضا درویش، محمد حسین حلیمی، قباد شیوا، امیرشهاب رضویان، هانیه توسلی، عبدالله باکیده، مجید برزگر، بهرام توکلی، جهانبخش نورایی، یاشار نورایی، محمد پرویزی، جواد محقق، پرویز شکری، اصغر پورهاجریان، حسن گوهرپور، شهرام گلپریان، دکتر پرویز اذکایی، دکتر علیرضا ذکاوتی قراگزلو، اشکان جنابی و ایرج عاشوری از امضا كنندگان این نامه هستند. هفته گذشته كه باغ بدیع‌الحکما در معرض تخریب کامل قرار گرفت و بولدوزرها به این بنای تاریخی حمله کردند، خبرنگار محلی یكی از روزنامه های سراسری که برای پوشش خبر این تخریب به محل رفته بود ، مضروب شد. خانه بدیع‌الحكما در ابتدای جاده دره مرادبیک همدان واقع شده است که در فهرست میراث ملی ایران قرار دارد. دکتر بدیع‌الحکما از پزشکان خوشنام و خادم به مردم همدان بوده كه عارف قزوینی شاعر بزرگ مشروطیت دوره ای از تبعید خود را در باغ بدیع الحکما زندگی کرده است و بزرگانی چون شهید کلنل محمدتقی پسیان، از معاشران دکتر بدیع الحکما بوده اند. در حال حاضر علاوه بر این باغ، بخش بزرگی از باغ‌های سبز حاشیه شهر که حکم ریه‌های شهر همدان را دارند و همچنین از جاذبه های گردشگری شهرند، توسط زمین خواران نابود شده اند و باغ بدیع‌الحكما یکی آخرین آنهاست.

 

 http://www.tehrooz.com/1392/6/7/TehranEmrooz/1255/Page/15/

 

روزنامه تهران امروز


برچسب ها: باغ بدیع الحکما ، باغ ذوالریاستین ، همدان ، نامه اعتراضی هنرمندان به نجفی ، هنرمندان همدان ،

 

 
 
 
دوستدران محیط زیست همدان اعتراض کردند

اهالی روستای دیوین آب را بر طبیعت بستند

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106097&Serv=3&SGr=22

 

 

کوهنوردان و فعالان محیط زیست در روزهای گذشته با مشاهده تخریب چشمه ملک با روستاییان درگیر شدند و جلو تخریب‌ها را گرفتند. روستائیان می‌گویند که آبی که در حال حاضر مصرف می‌کنند، کم است و نیاز به آب بیشتری دارند. فعالان محیط زیست اما همچنان نگران طبیعت منطقه هستند که احتمال خشکسالی آن در صورت این تخریب‌ها بیشتر می‌شود.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ در چند روز گذشته درگیری میان دوستداران طبیعت و اهالی یکی از روستاهای همدان به وجود آمد. این درگیری از آن‌جا آغاز شد که خشکسالی و کمبود آب باعث شده باغ‌های روستای دیوین روزهای کم آبی را پشت سر بگذارد؛ به همین علت عده‌ای از روستائیان با تخریب مسیر رودی که آب چشمه ملک را به روستای دیوین می‌رساند اقدام به ساختن راه ماشین رو کرده‌اند. آن‌ها در این مسیر نهر آبی با بیل مکانیکی ایجاد کرده‌اند تا آب چشمه را با لوله کشی به روستا برسانند. اقدام اهالی دیوین گرچه ممکن است آب بیشتری را به این روستا روانه کند اما اطراف چشمه را خشک خواهد کرد، پوشش گیاهی نابود می شود، جانوران از تشنگی می‌میرند و الوند زیبایی‌اش را از دست می‌دهد.
 
 طبیعت بار دیگر قربانی مسیرسازی شد
 
در حال حاضر، درگیری فعالان محیط زیست با اهالی روستا (دیوین) اگرچه از این کارجلوگیری  کرد اما زخمی که بر پیکر کوه و چشمه ملک وارد شده ترمیم نخواهد شد.دیگر کوهنوردها نمی‌توانند روی چمن‌های اطراف چشمه بیاسایند و جاده‌ای که ایجادشده را نمی‌توان مرمت کرد. اما این بدعتی است که مدیریت کلان استان همدان پایه‌گذاری کرده‌است.
 
طبیعت شخم زده می‌شود شاید آب بیشتری به روستا برسد آیا این حق محیط زیست است؟
 
پیشتر سازمان آب شهرستان، آب چشمه‌های دره مرادبیگ رابه داخل شهر همدان برای مصارف خانگی انتقال داده‌اند و کوه‌های دره مرادبیگ را خشکانده‌اند و مدیران تله کابین گنجنامه چنان بلایی بر سر کوهپایه الوند و دره گنجنامه آوردند که امروز دشت میشان (میدان میشان) پس از خشک شدن در حال نابودی است؛ حتی آبشار گنجنامه را تحت شعاع قرار داده است. موارد دیگر مانند چشمه‌های تخته رستم، تخته کوچک که بدون توجه به مشکلات اکولوژیکی انتقال داده و تخریب شدند.
 
 اینجا همان مسیری است که اهالی روستا دیوین کندند
 
یکی از اهالی روستا به خبرنگار CHN در این باره می‌گوید: «آب این چشمه‌ها نهایتا به روستای ما می‌رسد چه اشکالی دارد ما با لوله کشی آنرا به روستا بیاوریم؟ اما فعالان محیط زیست نگران گونه‌های جانوری وگیاهی منطقه هستند که با آب این چشمه پر آب سیراب می‌شوند.
 
اینجا تکه‌ای از همدان است. گنجی برای همه ایرانیان
 
«صابر چیت‌سازیان» از کوهنوردان شاهد ماجرا می‌گوید: «پس از اعتراض کوهنوردان و فعالان محیط زیست از ادامه تخریب جلوگیری شد و کارشناسان منابع طبیعی ومحیط زیست از منطقه بازدید کردند اما این پایان ماجرا نیست و ممکن است باز هم از این اتفاق‌ها بیفتد. ما امیدواریم با حمایت مسئولان دیگر شاهد این تخریب‌ها که در همدان بارها تکرار شده نباشیم.
 
امروز انتظار فعالان مدنی همدان این است که مدیران نگاه عمیق‌تری به محیط زیست و میراث جاودان کشور داشته باشند و از مدیران گذشته پند بگیرند. اگر الوند را از همدان بگیرند چیزی برای بالیدن در همدان وجود نخواهد داشت.
 
حسین زندی


برچسب ها: چشمه ملک ، روستای دیوین ، همدان ، کوهنوردان همدان ، فعالان محیط زیست ، تخریب کوهستان ،

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 136591

تاریخ خبر: ﺳﻪشنبه, 29 مرداد 1392

 http://tehrooz.com/1392/5/29/TehranEmrooz/1247/Page/14/

آموزش سفال در لالجین پاسخگوی هنرمندان نیست

آموزش؛ فوت فراموش شده كوزه‌گری در لالجین

از آنجا كه سفالگری بسیار گسترده است و پوشش دادن همه ابعاد آن مستلزم تلفیق سال‌ها تجربه در كنار مطالعات گسترده و تحقیق مستمر محققان است و از حدود توانایی افراد معمولا خارج است، بهترین راه برای بهره گیری كامل از توانایی علمی و عملی استفاده از هنرمندان سنتی و بومی در كنار محققان و تحصیلكردگان رشته‌های هنری است. اگرچه تا به حال آموزش در این زمینه به صورتی سطحی و رفع تكلیفی اعمال شده است، اما می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق در این زمینه به نتایج خوبی رسید. در سال‌های گذشته فارغ‌التحصیلان زیادی در رشته صن

 

حسین زندی - همدان: سفال وسفالگری در همدان به‌‌ویژه لالجین شهر سفال مشكلات متعددی دارد. چرا كه برای توسعه صحیح صنعت سفال در همدان، علاوه بر حمایت نهادهای دولتی، آگاهی مردم، آموزش سفالگران، تولیدكنندگان و حتی فروشندگان مسئله‌ای مهم وضروری به نظر می‌رسد. اكنون، شیوه‌های سنتی آموزش با ابزار و فن‌آوری فعلی همخوانی ندارد و دانشگاه علمی- كاربردی شهر هم نتوانسته موفقیت چندانی در آموزش به‌دست آورد. از سوی دیگر شیوه آموزشی آموزشگاه‌های خصوصی هم پاسخگوی سفالگران شهر لالجین نیست و به نظر می‌رسد كه فقط گاهی برای رفع تكلیف خود را نشان دهد. از این رو،د برای رشد و نجات سفالگری لالجین تغییر وتحول در امر آموزش بسیار ضروری به نظر می‌رسد.

ظلم به آموزش سفالگری

«مهدی كریمی‌منسوب» مدرس دانشگاه و كارشناس سفال در پاسخ به این سوال كه چه نهادهایی رسالت و وظیفه آموزش سفالگری در همدان را به عهده دارند، گفت: به‌رغم اینكه سفال و سفالگری از صنایع دستی این استان است و لالجین پایتخت همیشگی سفال كشور محسوب می‌شود، باید بیش از این مورد توجه مسئولان استان همدان قرار می‌گرفت. اما این صنعت به‌ویژه در زمینه آموزش بسیار مظلوم واقع شده است و فقط به چند مورد بسیار محدود در حد طرح‌های آموزشی اداره صنایع دستی و گردشگری میراث فرهنگی محدود شده است. براین اساس بیشتر علاقه‌مندان به صورت موردی و خصوصی به افراد شاغل در این رشته كه گاهی ضعف‌هایی هم در امر آموزش دارند مراجعه می‌كنند. در شهرستان لالجین نیز از گذشته مركزی وجود دارد كه امروزه با عنوان دانشگاه علمی - كاربردی سفال و صنایع دستی لالجین شناخته می‌شود. این مركز در گذشته محركی بسیار مفید در آموزش فرزندان لالجین و همچنین علاقه‌مندان سفال و سفالگری از همه نقاط ایران بود. اما امروزه فعالیتی بسیار كمرنگ دارد و رشته سفالگری كه محور فعالیت این دانشگاه در گذشته بود و از اهداف اصلی فعالیت این مركز به شمار می‌رفت، از رشته‌های آن حذف شد. در دانشگاه‌های استان نیز متاسفانه دانشگاه دیگری متولی این رشته نیست.

موفقیت آموزش‌های خصوصی

كریمی درمورد تفاوت‌های شیوه‌های آموزشی در آموزشگاه‌های خصوصی نسبت به دانشگاه علمی- كاربردی گفت: از آنجاكه هنر، امری ذاتی است و مربوط به علاقه درونی فرد است، افراد پیگیر و علاقه‌مند ولو اینكه به صورت آكادمیك نیز آموزش ندیده باشند، می‌توانند موفقیت‌های چشمگیری داشته باشند؛ در نتیجه آموزش خصوصی گاهی جواب بهتری گرفته است و افراد علاقه‌مند را به خود جذب می‌كند. این افراد الزاما در پی كسب مدرك آكادمیك نیستند، اما كاش مراكز علمی - كاربردی قوی‌تر بودند كه در این صورت موجب پرورش نیروهایی كارآمد می‌شدند. متاسفانه اندیشه حاكم بر دانشگاه‌های علمی- كاربردی بازده خوبی ندارد، چرا كه از لحاظ سطح علمی قابل مقایسه با هنرستان‌ها و مراكز آموزش متوسطه نیست و از لحاظ علمی- كاربردی نیز بسیار دور از هدفگذاری‌های كاربردی واقعی است و كمتر فارغ‌التحصیلی به صورت عملی از آموخته‌های خود بهره می‌برد.

سیاست‌های اشتباه در دانشگاه علمی- كاربردی لالجین

این كارشناس افزود: دانشگاه علمی -كاربردی لالجین در سال‌های 84-90 رشته‌های هنر سفالگری، سرامیك، خط تولید سرامیك، شیشه و تعدادی دیگر رشته مرتبط با هنر سفال و سرامیك را ارائه می‌كرد و برای آنها دانشجو می‌گرفت، اما كم‌كم با اعمال سیاست‌های اشتباه جای خود را به رشته‌های غیرمرتبط مانند معماری دادند. این دانشگاه اكنون فضایی راكد و بی‌تحرك دارد كه نیاز به توجه مسئولان و تغییر رویكرد و نگاه آنها دارد. «حمید زندی» كارشناس مواد و مدرس دانشگاه در مورد تعداد فارغ التحصیلان این رشته می‌گوید: ارائه آمار دقیق قاعدتا مستلزم استعلام از مسئولان مربوطه است، اما در سال‌های حضور بنده در این مركز فراز و نشیب‌هایی در جذب دانشجو و رونق گرفتن دانشگاه اتفاق افتاد كه مربوط به مدیریت افراد مختلف و حضور افراد مفیدی بود كه اتفاقا موفقیت آنها به دلیل مربوط بودن رشته تخصصی و زمینه مدیریتی ایشان بود ولی به دلیل تغییرات گزینشی اعمال شده شاهد پسرفت در جذب دانشجو بودیم. این مدرس دانشگاه با بیان اینكه در ارتباط نزدیكی كه با سفالگران لالجین دارم علاقه‌مندی هنرمندان جوان به آموزش كاملا محسوس است، تاكید كرد: مدیریت هدفمند در زمینه آموزش هنرجویان قطعا باعث پیشرفت این هنر- صنعت خواهد بود. این كار مستلزم شناخت ابعاد آن و افراد متخصص است. امروز در زمینه تدریس آكادمیك دیگر كمبودی از لحاظ مدرس نداریم، به شرطی كه مدیران تصمیم گیرنده حداقل اشراف لازم را داشته باشند. كریمی ضمن اشاره به تاثیر تاسیس دانشگاه در لالجین در شیوه سفالگری و نوآوری در این صنعت، گفت: وجود این مركز زمانی موجب جذب فرزندان لالجین بود و تكنیك‌های نو را به آنها آموزش می‌داد و تغییراتی در سبك‌های هنری صورت می‌گرفت كه بسیار مفید بود. اگر سیاستگذاری‌ها به نوعی باشد كه به جای حذف رشته‌های مرتبط، به اشاعه آنها بپردازند، می‌تواند ‌تاثیر بسزایی اگرچه به آهستگی ولی مستدام و مفید در پیشرفت این هنر داشته باشد.

استفاده از هنرمندان بومی در كنارمحققان

وی تصریح كرد: از آنجا كه سفالگری بسیار گسترده است و پوشش دادن همه ابعاد آن مستلزم تلفیق سال‌ها تجربه در كنار مطالعات گسترده و تحقیق مستمر محققان است و از حدود توانایی افراد معمولا خارج است، بهترین راه برای بهره گیری كامل از توانایی علمی و عملی استفاده از هنرمندان سنتی و بومی در كنار محققان و تحصیلكردگان رشته‌های هنری است. اگرچه تا به حال آموزش در این زمینه به صورتی سطحی و رفع تكلیفی اعمال شده است، اما می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق در این زمینه به نتایج خوبی رسید. در سال‌های گذشته فارغ التحصیلان زیادی در رشته صنایع دستی در همدان داشتیم كه بنده نیز عضوی از همین مجموعه بزرگ هستم. همچنین هنرمندان كهنه كار مجرب سنتی بسیاری دراین زمینه وجود دارند كه با تلفیق این دو دسته با هم، می‌توان به نتایج خوبی رسید. نكته دیگر اینكه ناآگاهی در این زمینه آن هم در سازمان متولی آن اغماض پذیر نیست و تا زمانی كه مسئولان و متولیان هنر مجموعه استان را به خوبی شناسایی نكنند و به شناسایی سطحی اكتفا كنند آموزش پیشرفت مناسبی نخواهد داشت.

به هر حال سفال لالجین از معروف‌ترین سفال‌‌های ایران است كه از ویژگی خاصی نسبت به دیگر سفال‌‌های كشور برخوردار است. اما به‌رغم منحصربه‌فرد بودن این نوع سفال، به دلیل مشكلات مبتلا به سفالگران و بی‌توجهی نسبت به جایگاه این هنر ارزشمند و موفق نبودن آموزش‌ها در این مسیر شاید دور نباشد روزی كه نام آن در فهرست رشته‌های در معرض خطر و منسوخ شدن قرار گیرد.آموزش و توسعه این هنر ارزشمند و تاریخی علاوه بر حفظ پیشینه و تاریخ كشور، می‌تواند باعث رونق بخشی از صنعت گردشگری شود كه مربوط به صنایع‌دستی است. از سوی دیگر توسعه این صنعت و هنر منحصر به فرد می‌تواند باعث ایجاد اشتغال و حل مشكل بیكاری در استان همدان شود و ضمن حفظ یادگار نیاكان ارجمند و هنرمند این دیار،‌یادگاری ارزشمند برای آیندگان باشد. ضمن توسعه آموزش‌ها، تبلیغات و اطلاع‌رسانی،‌استفاده از نظرات استادان بنام و بازماندگان عصر گذشته این هنر و صنعت، تشكیل بازارچه‌های فروش، برگزاری جشنواره‌ها با همكاری دیگر استان‌های دارای این صنعت، تشكیل كمیته‌های تخصصی و هنری و سرمایه‌گذاری بیشتر در بخش صادرات این محصول می‌تواند راهگشا باشد.

 

روزنامه تهران امروز


برچسب ها: آموزش سفالگری لالجین ، صنایع دستی همدان ، سفال و سفالگری ، لالجین ، کوزه گری ،

 

 

غرفه‌های صنایع‌دستی بلای جان بوعلی و باباطاهر

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105949&Serv=3&SGr=22

 

 

 

بازار داغ غرفه‌های صنایع‌دستی و شرکت‌های تبلیغاتی در مهمترین اماکن تاریخی همدان باز هم دو حوزه میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی را به‌چالش طلبید. آرامگاه بوعلی که فضایی برای غرفه‌های متعدد صنایع‌دستی و تبلیغات شرکت‌های خصوصی ندارد حالا در معرض آسیب‌هایی قرار گرفته‌است.

 

 

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ فعالان میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی استان همدان درحالی از نبود بازارچه‌ دائمی صنایع‌دستی گله‌‌مند بودند که سازمان‌ میراث‌فرهنگی با ایجاد بازارچه و غرفه‌های صنایع‌دستی در هگمتانه‌، آرامگاه بوعلی و باباطاهر نمایش تازه‌ای از تلفیق صنایع‌دستی و تبلیغات شرکت‌های خصوصی به‌راه انداختند.

  

«حسین زندی» فعال میراث‌فرهنگی در این‌باره به خبرگزاری میراث‌فرهنگی می‌گوید: «سازمان میراث‌فرهنگی با احداث بازارچه‌های صنایع‌دستی در هگمتانه، آرامگاه باباطاهر و آرامگاه بوعلی ناخواسته مقدمات تخریب این بناهای تاریخی همدان را فراهم کرد.»

 

این فعال میراث‌فرهنگی معتقد است، میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی استان همدان برای آنکه از بناهای تاریخی به‌خاطر جذب گردشگر بیشتر  درآمد بیشتری کسب کند اقدام به ایجاد بازارچه‌هایی کرده که به‌خاطر حجم بالای گردشگر تنها به بنای آرامگاه‌ها و محوطه تاریخی هگمتانه آسیب می‌زند. درحال‌حاضر آرامگاه بوعلی فاقد فضایی مناسب برای غرفه‌های صنایع‌دستی است.

 

آنطور که زندی می‌گوید هم‌اکنون نزدیک به 15 غرفه در آرامگاه بوعلی ایجاد شده و بیش از 30 غرفه در محوطه هگمتانه به‌چشم می‌خورد. این درحالی است که شرکت‌های خصوصی که با اداره میراث‌فرهنگی استان همدان قراداد بسته‌اند تبلیغات‌شان را بدون رعایت ضوابط میراث‌فرهنگی در آرامگاه بوعلی به‌نمایش گذاشته‌اند.

 

درحالی که این فعالان میراث‌فرهنگی تاکید دارد که وقتی بازارچه‌ها و فروشگاه‌های داخلی صنایع‌دستی در شهر پراکنده است، از یک سو سبب می‌شود گردشگر سردرگم شود، چراکه نقشه جامعی وجود ندارد و از سوی دیگر میراث‌فرهنگی استان را وادار به ایجاد غرفه در محوطه‌های تاریخی می‌کند اتفاقی که باعث‌ می‌شود منظر بصری بنا کاملا بهم بریزد.

 

زندی می‌گوید: «اگر قرار است صنایع‌دستی را رشد دهیم نباید میراث‌فرهنگی را قربانی‌ آن کنیم. در حال‌حاضر شرکت‌های خصوصی در آرامگاه بوعلی تبلیغات خود را با بادکنک‌های معلق در فضای آرامگاه به‌نمایش گذاشته‌اند این درحالی‌است که برای بازارچه موقت و فصلی می‌توان از  مکان‌های مناسب استفاده کرد.»

 

در شرایط فعلی صنایع‌دستی نیازمند آنست که با برندسازی و برنامه‌ریزی بلند مدت به‌سمت توسعه پایدار پیش رود نه اینکه در یک پروسه زمانی کوتاه مدت تبلیغاتی برای بالابردن آمار نه‌تنها به ارتقای صنایع‌دستی کمکی نکند که سلامت آثار تاریخی را هم تحت‌شعاع قرار دهد.

 

 

 


برچسب ها: همدان ، صنایع دستی گردشگری ، آرامگاه بوعلی ، آرامگاه باباطاهر ، بازارچه صنایع دستی ،

چهارشنبه 23 مرداد 1392

پایتخت مادها در ارگ تپه است، نه هگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،

 

 

 

یک ادعای تازه، احتمال می‌ دهد

پایتخت مادها در ارگ تپه است، نه هگمتانه

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105743&Serv=3&SGr=22

 

 

همدان را به نام پایتخت مادها می‌شناسند. روزگاری تپه هگمتانه که در شهر همدان واقع شده به این نام شهرت داشت، اما پس از کاوش‌های باستان‌شناسی زنده‌یاد مسعود آذرنوش، این نام و شهرت از هگمتانه گرفته شد. هرچند بحث‌های زیادی بر سر این محوطه باستانی وجود دارد اما یک ادعای تازه احتمال می‌دهد که پایتخت مادها در ارگ تپه است. تپه‌ای که روزگاری به جنگل تبدیل شد و پس از آن هم ساخت و سازهایی روی‌اش صورت گرفت.

 

 

 

 

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ تپه مصلی همدان که پیش از قاجاریه از آن با عنوان‌های «ارگ تپه»، «قلعه ارگ» و «دژ تپه» نام برده شده یکی از مکان‌هایی است که از نظر تاریخی زیست محیطی درخور اهمیت بوده است. این تپه اکنون با کاشت 5 هکتار درخت به صورت پارک جنگلی درآمده و با ساخت و سازهای نهادهای دولتی، بخشی از آن، از بین رفت و میراث تاریخی تپه تخریب شد. "ویلیام جکسن" با استناد به "هرودوت" قلعه‌ای که بر فراز آن بود را ارگ هگمتانه قدیم می‌داند و می‌نویسد: «در این جا در درون دژ روزگاری خزانه سلطنتی مزکور در تاریخ هرودوت قرار داشته و این همان دژی است که آرآرباکس گنجینه‌های زر و سیم پادشاهان نینوا را در آن جا نهاده بود....و محل زندان، خزانه و پرستشگاه‌های خدایان ایران باستان قرار داشت.»

 

«پرویز اذکایی»، پژوهشگر معتقد است معبد آناهیتای مشهور پیش از اسلام روی مصلا قرار داشته است. اما امروز دیگر از این آثار خبری نیست. قلعه ارگ ابتدا توسط آقامحمدخان ویران می‌شود و از مصالح آن در ساختن خانه‌های اطراف تپه استفاده می‌شود و بقایای آن نیز در سال‌های اخیر به بهانه احداث مصلا نابود شد.

 

گفته می‌شود معاونت عمرانی استانداری دولت نهم هم بدون مجوز کمیسیون محیط زیست شورای شهر اقدام به صخره‌برداری از این تپه کرد و نزدیک 20 متر از خاک و صخره آن را همراه بقایای قلعه اشکانی از بین برد.

 

«کاظم ملازاده»، استادیار دانشگاه بوعلی با گرایش عصر آهن ازجمله باستانشناسانی است که باور دارد، مکان اصلی هگمتانه مادی این تپه است و می‌شود با بررسی خاک و آثاری که در پایه تپه باقی‌مانده به نتیجه رسید.

 

او می‌گوید: «اگر ثابت نشود هگمتانه مادی در همدان است این همه تبلیغات و نام بردن از پایتخت تاریخ و تمدن بی‌فایده است. باستان شناسان قبل از شناسایی تپه هگمتانه این تپه را گزینه اصلی محل هگمتانه می‌دانستند همچنان محتمل‌ترین گزینه این تپه است.»

 

این باستانشناس می‌گوید: «همدان اگر به پایتخت تاریخ و تمدن شهرت یافته به دلیل وجود هگمتانه مادی است. یکی از محتمل‌ترین فضاهایی که احتمالا ارگ حکومتی یا تپه هگمتانه مادی قرار داشته تپه مصلاست. شما اگر به نقشه‌های همدان نگاه کنید هیچ تپه و منطقه آن اهمیت سوق‌الجیشی که تپه مصلا دارد را ندارد. حتی اگر مادی هم نباشد از دوره هخامنشی مدارکی موجود است که گفته می‌شود معبد آناهیتا بوده در دوره اشکانی آن‌جا قلعه داشتیم و تا دوره آقامحمدخان قلعه آباد بود. هرچند آقامحمد خان آن را ویران می کند اما نقشه‌های کوست و فلاندن، همچنین مینیاتوری که از دوره عثمانی‌ها باقی مانده نشان می‌دهد که ارگ حکومتی همیشه آنجا بوده‌است.»

 

ملازاده ادامه می‌دهد: «بعد از انقلاب بقایای موجود از بین می‌رود حتی اگر هگمتانه ماد هم آن جا نباشد و با اینکه قلعه هم از بین رفته، تپه مصلا یک مکان تاریخی است و یک فضای تاریخی یعنی بخشی از تاریخ شهر متعلق به آن است که ساخت و سازها تاریخ‌اش را دچار خدشه و آسیب کرده است. درست است که بقایای معماری بر جای نمانده اما در طول تاریخ، ارگ حکومتی به مرکزیت این تپه در آن جا قرار داشته، پس خود تپه شان تاریخی پیدا می کند، حتی اگر بقایا از بین رفته باشد.

 

ملازاده در پاسخ به این سوال که وقتی آقامحمدخان به شهر حمله می‌کند بر مبنای یک توهم که آذوقه شهر و مهمات نظامی شهر در داخل قلعه قرار دارد ارگ را ویران می‌کند تا راحت‌تر مردم شهر تسلیم شوند. اما پس از آن در دوره رضاشاه بقایای قلعه ویران می‌شود به این دلیل که حاشیه‌نشینی در کنار این تپه شکل می‌گیرد و حاشیه نشینان از مصالح این قلعه یا ارگ برای خانه سازی استفاده می کنند. آیا نمی‌توان از بقایای این خانه‌ها که قرار بود تملک شود، برای شناسایی پایتخت مادی و مطالعه بر تاریخ تپه استفاده کرد؟

 

او می گوید: «صددرصد، در مطالعات باستان شناسی پیش از تاریخ از بذر گیاهان در بین آن همه خاک مستنداتی پیدا می‌شود که به شیوه زندگی گذشتگان اشاره دارد. حال در دوره تاریخی نتوانیم از خاک و سنگی که در تپه وجود دارد به جایی برسیم؟ قطعا شدنی است و به راحتی امکان پذیر است و منطقی است اما کاوش کننده می‌خواهد و با تیم‌های مختلف، می‌توان به راحتی مشخص کرد که آیا هگمتانه مادی وجود داشته یا نه؛ اما یک عزم جدی  لازم است که می‌توان هم محل زندگی مردم عادی را در دوره مادی مشخص کرد هم پایتخت مادی هگمتانه را از این طریق پیدا کرد یاحتی رد کرد که اصلا وجود نداشته است.»

 

این در حالی است که بخشی از تپه برای احداث کتابخانه از بین رفت و بخش عظیمی هم برای ساخت حسینیه خاک برداری شد.

 

ملازاده می‌گوید: بخش اصلی تپه که تقریبا از دست رفته است درحالی که می توانست آن بقایا بماند و چون تپه چشم انداز زیبایی دارد به یک منطقه گردشگری تبدیل شود. اما تصمیم‌های بدی گرفته شد که می‌توانست صورت نگیرد.

 

به گفته او، کار از یک مرحله گذشته اما به هر حال این تپه شناسنامه هویتی شهر است. بخش زیادی از تپه از بین رفته اما برای نجات آن بخش باقی مانده از تپه دو یا سه تیم باستان شناس می‌خواهد و چون تپه صخره ای‌ست کاوش زیادی ندارد با یک فصل کاری می‌توان مشخص کرد که در لایه‌ها باقی مانده چه آثاری هست. می‌توان نتیجه گرفت که در طول تاریخ چه سیری را پشت سر گذاشته و این کار نیازمند کمک و همکاری میراث فرهنگی و شهرداری و به خصوص کسانی که می خواهند مصلا را بسازند، است. شما وقتی از هگمتانه مادی اثری در همدان پیدا نکنید این همه ادعا معنا ندارد بنابراین برای حیثیت شهر مهم است که این بحث حل شود.

 

 

 

 

حسین زندی


برچسب ها: تپه مصلا ، تپه هگمتانه همدان ، پایتخت مادها ، پایتخت تاریخ تمدن ،

 

 
 

گران شدن بلیت اماکن گردشگری چه تاثیری بر رونق گردشگری داشت؟

هرچند گمانه‌زنی‌ها از سود سرشاری که افزایش قیمت بلیت مراکز گردشگری قرار بود نصیب توسعه این مراکز کند خبر می‌داد اما آنچه که در سال جدید شاهد بودیم نشان از عدم تحقق وعده‌های داده شد داشت.

 
 
 
خبرگزاری میراث فرهنگی‌ ـ گردشگری ـ در آستانه نوروز 1392 قیمت بلیت اماکن تاریخی و فرهنگی زیر نظر سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با افزایش 300 درصدی روبه رو شد . در برخی از مراکز گردشگری و تاریخی وموزه ها این افزایش قیمت تا 4برابر بود که با واکنش ها و اعتراض های فعالین مدنی و کارشناسان روبه رو شد مخالفان بر این باور بودند که گرانی باعث می شود آمار ورودی گردشگران کم تر شود و مردم توانایی بازدید از مراکز تاریخی، موزه ها را نداشته باشند .
 
براساس اعلام آمارهای مدیران سازمان میراث فرهنگی نه تنها با کاهش آمار روبه رو نبودیم بلکه با افزایش بازدیدکنندگان مواجه بودیم. به طور مثال مدیر کل میراث فرهنگی همدان خبر از فروش 700 هزار بلیت تا 13 فروردین می دهد و یا آمارهایی منتشر می شود که در تعطیلات نوروز 217میلیون سفر درکشورثبت شده است و یا از 73 میلیون اقامت با رشد 34درصدی سخن گفته می شود .
 
اگر هریک از 217میلیون نفرمبلغ 4هزارتومان بلیت خریداری کنندمبلغ868 میلیارد تومان در آمد حاصل این سازمان شده است و اگر خریداری نکنند نهاد گردشگری کشور ناموفق بوده است چرا که از این 217 میلیون نفر سودی نبرده است.
 
امید بود که افزایش قیمت بلیت سبب رشد درآمد صنعت گردشگری شود. اما پس از گذشت دوفصل از این گرانی باید ببینیم چه خدماتی در اختیار بازدیدکنندگان قرار می گیرد؟ این افزایش چه تاثیری در مراکز تاریخی و باستانی دارد؟ به عبارت دیگر چقدر از این درآمدها صرف بازسازی همان مرکز شده است؟
 
به نظر می رسد نه تنها وضعیت گردشگری و گردشگر تغییر نداشته است حتی بدتر هم شده است .حتا یک راهنما هم استخدام نشده است و همچنان حقوق اولیه گردشگر هم در نظر گرفته نمی شود. به طور مثال در بیش تر مناطق و مراکز مانند موزه آبادان راهنما نداریم و یگان حفاظت این وظیفه را به عهده گرفته است در حالی که یکی از اهداف دیدن آثار تاریخی و موزه ها آموختن از تجربه و زندگی گذشتگان است اگر کسی این مسائل را آموزش و توضیح ندهد گردشگر دریافت و نتیجه خوبی نخواهد گرفت .
 
در بیش تر کشورها گردشگر از خدمات گوناگونی استفاده می کند. ارائه نقشه، CD، کتابچه، حتا نمادهای آثار تاریخی مانند تابلو، جاسویچی و مجسمه که پس از بازدید هم خاطره آن جا را برای گردشگر ماندگار می کند. اما در مراکز گردشگری و موزه ها دیده می شود حتا بلیت هم ارائه نمی شود ، به بهانه اینکه تعطیلات شلوغ بود و تمام شده است .
 
یکی از مسائلی که در سازمان متولی گردشگری مشاهده می شود خلاصه کردن برنامه های سفر به تعطیلات نوروز و دهه پایانی شهریور ،درحالی که درسایر فصول سال گردشگران در برخی از اماکن با در بسته روبه رو می شوند. از آن جا که در 8 سال گذشته برنامه های متولی گردشگری در جهت خلاف منافع فرهنگی کشور بوده انتظار می رود مدیران بعدی قدم در جای پای آنان نگذارند و گردشگری کشور را با مسائل تبلیغاتی و سیاسی اداره نکنند.
                                  حسین زندی

 

 


برچسب ها: گردشگری همدان ، گرانی بلیت ، گردشگری ،

 

 

 

 

تغییر کاربری بازار‌ تاریخی همدان، صنایع‌دستی را به محاق برده است

کلونی تره‌باری‌ها و قیرفروشان در بازار صنایع دستی!

 

                                     http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105918&Serv=3&SGr=7

 

 

تغییر کاربری بخش‌های بازار سنتی و تاریخی همدان درحالی بسیاری از رشته‌های اصیل صنایع‌دستی را به حاشیه راند که گفته می‌شود بازار فرش همدان به میدان تره‌بار، دباغ‌خانه به قیرفروشی و مصالح ساختمانی و بازار خامه‌فروشان به انبار فروش برنج پاکستانی تبدیل شده است.

 

 

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه صنایع‌دستی ـ فعالان میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی همدان با اعتراض به تغییر کاربری‌ بخش‌های عمده‌ای از بازار‌ تاریخی همدان به فرآورده‌ و اجناس چینی جدید خواستار احیاء بازار‌ و رشته‌های صنایع‌دستی شده‌اند. به‌اعتقاد آن‌ها، هم‌اکنون در برخی از سراهای بازار همدان بیش از  2 یا 3 مغازه فرش باقی‌نمانده، فرش‌هایی که دیگر دستبافت نیستند و غالب آن‌ها را فرش‌های ماشینی تشکیل داده است.

 

«حسین زندی» فعال میراث‌فرهنگی با انتقاد به بازارچه‌های فصلی همدان و اینکه هم‌اکنون این شهرستان نیاز به بازارچه دائمی صنایع‌دستی دارد به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: درحال‌حاضر در شهرستان همدان حتی یک بازارچه دائمی صنایع‌دستی وجود ندارد. این‌درحالی است که برخی از تولیدکنندگان ناگزیر هستند کالاهای خود را در بازارچه‌های فصلی و کوتاه‌مدت و در ازای پرداخت مبلغ یک میلیون تومان به نمایش بگذارند.

 

این فعال میراث‌فرهنگی اعتقاد دارد، درحال‌حاضر یکی از مشکلات تولیدکنندگان خانگی نبود فضای مناسب و دائمی برای فروش تولیداتشان است. بازارچه‌های فصلی هم به‌مدت یک هفته یا 15 روز برگزار می‌شود که آن‌هم رایگان نبوده و دغدغه‌ فروش را برای هنرمندان به‌دنبال دارد.

 

این درحالی است که همدان در گذشته به‌دلیل قرار داشتن در موقعیت جغرافیایی مناسب مرکزی برای مراسلات تجاری محسوب می‌شده، فرآورده‌های مربوط به فرش بازاری جداگانه داشتند و دستبافته‌هایی چون گلیم و جاجیم و حتی لبا‌س‌های پشمی به‌صورت گسترده به‌فروش می‌رسید.

 

اما حالا فعالان میراث‌فرهنگی اعتقاد دارند، مدیریت نادرستی که در این سالها در پیش گرفته شده بازار همدان را دچار چالش جدی کرده‌ است. زندی می‌گوید: سازمان میراث‌فرهنگی به‌دلیل آنکه نتوانسته از بافت قدیم بازار حفاظت کند اولین مقصر شمرده می‌شود و شهرداری که در این سالها اجازه ساخت و ساز را داده و اتحادیه اصناف که به مشاغل جدید مجوز داده دیگر مقصران این اتفاق محسوب می‌شوند.

 

 

هم‌اکنون بازار فرش همدان به سبزه‌میدان و تره‌بار، دباغ‌خانه به قیرفروشی و مصالح ساختمانی و بازار خامه فروشان به انبار فروش برنج خارجی تبدل شده است. و غالب کاروانسراهای قدیم که محل صادرات کالاهی سنتی بوده تبدیل به انبار جنس چینی و کالاهای جدید شده است.

 

زندی می‌افزاید:پیشنهاد ما اینست که بازارچه‌های جدید میوه فروشی و مصالح ساختمانی را می‌توان به محله‌ها و شهرک‌های جدید انتقال داد تا  به‌صورت بازارچه‌های محلی اشتغالزایی کنند. در اینصورت کالاهای صنایع‌دستی هم به بازار قدیم و جایگاه اصلی خود باز می‌گردند و حتی دیگر نیاز به بازارچه‌های فصلی و کوتاه مدت در مکان‌هایی چون باباطاهر و آرامگاه بوعلی نیست. چراکه این بنا با احداث بازارچه‌ها و حجم ورودی بازدیدکنندگان و نصب تجهیزات آسیب‌های بسیاری متحمل شده‌اند

 

 


برچسب ها: صنایع دستی گردشگری ، صنایع دستی همدان ، بازار سنتی ، فرش همدان ،

سند 120ساله از نام خلیج‌فارس در كلكسیون كبریت‌های یك مجموعه‌دار ایرانی یافت شد

عربستان و امارات خریدارکبریت سلطنتی خلیج فارس

 

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- کلکسیون کبریت‌های یک مجموعه‌دار، سندی تاریخی از نام خلیج‌فارس را رونمایی کرد.


حسین زندی از دوستداران میراث فرهنگی همدان با انتشار این خبر اعلام کرد که یکی از کبریت‌های موجود در میان مجموعه کبریت‌های یک مجموعه‌دار ایرانی مشخص کرد که نام خلیج‌فارس بیش از یک قرن پیش هم مورد استفاده بوده است.براساس این گزارش، سند جدید از نام خلیج‌فارس که متعلق به 120سال قبل است در میان کبریت‌های احمد ایلیات‌کاشانی ‌- مردی که 30سال از عمر خود را مجموعه کبریت( آن هم از نوع کبریت
های سلطنتی) جمع آوری کرده است- پیدا شد.

یک کبریت در مجموعه ایلیات کاشانی یافت شده است که یک «کبریت سلطنتی بین‌المللی‌» است. این اثر تاریخی کم‌نظیر در این مجموعه کبریت‌ها که به پرچم زیبای ایران نیز مزین است، براساس تحقیقات کاشانی 120سال پیش در کشور چکسلواکی سابق تولید شده و تنها 4نمونه از آن در دنیا وجود دارد.روی کبریت، تصویر یک زن ایرانی با دامن سبز دیده می‌شود و اطراف وی نیز دریای مازندران و خلیج‌فارس به همراه 5استان قرار گرفته است. گفته می‌شود این نقشه کوچک‌ترین نقشه کشف‌شده ایران است که دست‌ساز بوده با آب، طلا و رنگ ساخته شده است.

قرار است تصویر این سند به‌زودی در کتاب انجمن مجموعه‌داران ایران منتشر شود. کبریت‌های مشابه کشورهای دیگر نیز که توسط کمپانی چکسلواکی تولید شده عکس پادشاهان و رهبران را دارد و تنها کبریت ایران است که به‌جای تصویر پادشاه، نقشه ایران بر آن طراحی شده ‌است.

ایلیات‌کاشانی، 30سال از عمر خود را برای گردآوری مجموعه‌اش صرف کرده و در 2زمینه عکس‌های تاریخی و کبریت فعالیت دارد.وی که بزرگ‌ترین مجموعه‌دار کبریت در ایران است، ارزش کبریت‌هایش حتی با بزرگ‌ترین مجموعه‌داران بزرگ دنیا رقابت می‌کند.ایلیات‌کاشانی می‌گوید: کبریت و عکس کمتر مورد توجه مجموعه‌داران قرار گرفته اما از مهم‌ترین اشیای قیمتی هستند. کمپانی‌هایی که کبریت تولید می‌کردند با عنوان رسانه تبلیغاتی به کبریت نگاه می‌کردند(حتی قبل از جراید، سینما و تلویزیون) و به‌همین دلیل تصاویر خوبی دارند.

به گفته وی، تاریخچه کبریت‌سازی ایران از کبریت‌هایی با نشان پرچم ایران- روس که در روسیه تولید می‌شد، آغاز می‌شود. بعدها کبریت با امضای ناصرالدین‌شاه در ایران تولید ‌شد. سپس کارخانه به تهران منتقل و پرچم روسیه حذف و پس از آن کبریت با نشان شیر و خورشید تولید شد.

وی این کبریت را یک اثر تاریخی و سندی برای خلیج‌فارس خواند و گفت: بیشتر این کبریت‌ها در حراج ساتبی فروخته می‌شود و قیمت پایه آنها از 1000دلار شروع شده و گاهی به 100هزار دلار نیز می‌رسد.آنطور که ایلیات‌کاشانی می‌گوید، پیشنهادهایی از کشورهای عربی برای فروش این کبریت به او داده شده که وی از فروش آن به اعراب خودداری کرده است.وی می‌گوید: از دوبی، برج جمال عبدالناصر و عربستان پیشنهادهایی برای خرید این کبریت ارائه شد اما این اثر متعلق به ایران و ایرانی‌هاست و باید در کشور نگهداری شود البته فضایی برای نمایش آن در اختیار ندارم و در گنجینه خصوصی نگهداری‌اش می‌کنم.

احمد ایلیات‌کاشانی، مجموعه‌دار کبریت‌های سلطنتی و عکس‌های تاریخی می‌گوید: مشکل سازمان میراث فرهنگی این است که بودجه در دست کسانی است که آن را به‌هدر می‌دهند. انتظار این است که دولت از آرشیوهای ملی حمایت کند. البته ما هیچ پولی از دولت نمی‌خواهیم، کمک هم خواهیم کرد. ما به سازمان میراث فرهنگی کمک می‌کنیم. هرچه آنها آورده داشته باشند، ما در انجمن مجموعه‌داران 10برابر خدمات خواهیم داد؛ به‌شرط اینکه حسن‌نیت داشته باشند. ما انتظار داریم به سمت ایجاد موزه‌های خصوصی برویم به‌دلیل اینکه عامل ترویج گردشگری می‌شود و از میراث تاریخی حفاظت و شغل ایجاد می‌کند. اگر دولت خانه‌های تاریخی را تملک کند، هزینه آن را به‌طور مثال با افزایش یک درصد عوارض بر یک کالای خاص مانند سیگار می‌توان تأمین کرد.

وی آرشیو عکس‌های تاریخی‌اش را مجموعه‌ای متشکل از عکس‌های سلاطین ایران، رجال سیاسی، رجال بین‌المللی دوره قاجار و پهلوی اول خواند و می‌افزاید: همه عکس‌ها اصل است و از کارت‌ویزیت‌های عکاسخانه‌های جهان در تمام کشورهای جهان مجموعه عکس داریم. عکس‌های آثار عکاس‌باشی، عبدالله قاجار، سورگین، روسی‌خان، ناصرالدین‌شاه و جهانگیرخان مصور را در گنجینه شخصی دارم. آرشیو بین‌المللی من مربوط به دوره پهلوی اول است که شروع پایه‌های کارخانه‌ها، تصاویر بناهای تاریخی که تخریب یا نابود شده‌اند را قبل از نابودی و بعد از نابودی در اختیار دارم.

ایلیات‌کاشانی که سیاهی‌لشکر فیلم سربداران نیز بوده می‌گوید: با دستمزدی که با عنوان سیاهی‌لشکر در فیلم سربداران گرفتم، دوربین خریدم و شروع به عکاسی کردم و کارم از همان‌جا آغاز شد و اکنون در حال تهیه کتاب رجال دوره قاجار هستم. 3هزار قطعه عکس اورجینال تاریخی و 80هزار اسلاید و نگاتیو که همه مربوط به پایه عکاسی ایران و جهان می‌شود در اختیار من است. وی می‌افزاید: اگر سازمان میراث فرهنگی کمک کند، دنبال تاسیس موزه ملی عکس ایران هستم و در این مورد دوست دارم مانند آرشیو کتابخانه ملی سازمان میراث و مرکز اسناد نباشد که کسی دسترسی نداشته یا به ظاهر دسترسی داشته باشد. قصد دارم استفاده از این عکس‌ها را برای دانشجویان وقف کنم و آرشیو من مربوط به ملت ایران است.

http://hamshahrionline.ir/details/225333

 

 

 


برچسب ها: مجموعه داری خصوصی ، میراث فرهنگی گردشگری ، مجمعه عکس ،

دوشنبه 7 مرداد 1392

درگزین تا کاشان منتشر شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،معرفی کتاب ،میراث فرهنگی ،کتاب ،

 

درگزین تا کاشان منتشر شد

دو کتاب در یک جلد و از دو اقلیم

 

 

كتاب « درگزین تا كاشان » تجدید چاپ شد

 

از تاریخنگار ، کتاب شناس ورجال شناس ارزنده ایران دکتر پرویز اذکایی بیش از 300 اثر منتشر شده است جدیدترین اثری که از این نویسنده به بازار آمده است، بازنشر کتاب «درگزین تا کاشان» است که از سوی انتشارات سوره تماشا شهر کاشان است

 

 

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- از تاریخنگار ، کتاب شناس ورجال شناس ارزنده ایران دکتر پرویز اذکایی بیش از 300 اثر منتشر شده است جدیدترین اثری که از این نویسنده به بازار آمده است، بازنشر کتاب «درگزین تا کاشان» است که از سوی انتشارات سوره تماشا شهر کاشان است. ویرایش دوم درگزین تا کاشان با اضافات و تعلیقات ودر دوبخش تهیه شده است.

 

 گفتار یکم درگزین و گفتار دوم با عنوان کاشان آمده است . گفتار یکم با وضع جغرافیایی ، وجه تسمیه،منزل پارتی، وصف تاریخی سنی های درگزین، وضع مذهبی ، وزیران درگزینی ، ناموران دیگر ، آثار قدیمه، درگزین دیگروکتابنامه را در بر می گیرد.

 

بخش دیگر که به کاشان می پردازد، کوه بیکنی، کوه فین، تمدن سیلک ، شهر کاشی، قوم کاشی، ظهور کاسی، افول کاسی، کار کاشی ، مینا شهر و مستدرکات ونامنامه درخود جای داده است ودرپایان تعلیقات آمده است که در چاپ دوم به آن افزوده شده است . درخشان ترین بخش کتاب بخش درگزین است که تحقیقی جامع درباره منطقه درگزین که یکی مناطق باستانی در بخش رزن و فامنین همدان است.دکتر اذکایی با استفاده از ده ها منبع ایرانی و غربی این اثر را به علاقمندانش ارائه کرده است. و مهم ترین سخن در معرفی آن همان گفتار دکتر احسان یارشاطراست که به عنوان گلگشتی در انتشارات فارسی در فصلنامه ایران شناسی امریکا منتشر کرده است و در مقدمه این کتاب نیز آمده است: آنگاه، خود استاد دکتر یارشاطر بر حسب لطف عمیم خویش، یک کتاب گزاری درباره این اثر به عنوان« گلگشتی در انتشارات فارسی» نوشت که در فصلنامه «ایرانشناسی» منتشره در امریکا ( سال5،ش4، زمستان 1372) چاپ شد و از جمله در آن فرموده است:

 

« دقت مولف و مراجعه وی به تحقیقاتی که تا کنون به توسط محققان خارجی و ایرانی در موضوع های مورد بحث در این کتاب شده است ، و انبساط ها و نظرهای روشن او در هر باب سرمشقی است برای همه کسانی که به تحقیق در زمینه جغرافیای تاریخی علاقه مندند. البته می دانیم تنها « علاقه» کافی نیست، « محقق» بودن و سال های دراز از سرشوق کار کردن و همه منابع را از نظر گذرانیدن و عمری دود چراغ خوردن را باید پشتوانه آن علاقه قرار داد.....» (ص825).

 

در گفتار دوم به کاشان می پردازد که از پیدایش قوم کاشی آغاز می شود و پیشینه کاشان وتمدن سیلک  به نام جای های منطقه و ریشه شناسی مناطق نگاهی دارد. مقدمه نقادانه دکتر اذکایی به چاپ دوم کتاب  بسیار خواندنی است و بر جذابیت آن افزوده است. به ویژه اشاره هایی که به وضعیت باستانشناسی ، زبانشناسی ونامجاشناسی و نامزندشناسی در ایران دارد.

حسین زندی

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105611&Serv=4&SGr=32

 


برچسب ها: دکترپرویزاذکایی ، همدان شناسی ، کاشان شناسی ، باستان شناسی ،

روزنامه تهران امروز

 

 

کد خبر: 135126

تاریخ خبر: دوشنبه, 07 مرداد 1392

 

بخش خصوصی سرمایه‌گذاری برای تاسیس موزه اسب را پذیرفته است اما سازمان میراث فرهنگی مقاومت می‌کند

 

ناآگاهی مسئولان، مانع تاسیس موزه اسب همدان

یکی از جاذبه‌های مهم این روستا این است که اصلاح یكی از نژادهای اسب ایرانی (نژاد خوزستانی) از این روستا شروع شده است.در اواخر دهه 40 خانم «مری لیلی قراگوزلو» (چهره جهانی پرورش اسب) اصطبلی با معماری منحصربه‌فرد با مصالح سنتی و سنگی در جنوب این روستا ساخت و تا آغاز انقلاب به پرورش و اصلاح نژاد اسب مشغول بود

 

همدان - فاطمه کاظمی: روستاهای زیادی در كشور به‌عنوان روستای هدف گردشگری شناسایی و معرفی شده است و مسئولان با تبلیغات زیادی سعی دارند گردشگران را به این روستاها جذب كنند. برخی از این روستاها موقعیت و جذابیت بیشتری برای علاقه‌مندان داشته‌اند و همین جذابیت باعث شده است كه شهرت جهانی پیدا کنند. در فاصله 24 کیلومتری شرق شهر همدان در کوهپایه الوند، همراهی طبیعت زیبا، با میراث فرهنگی غنی و دست هنرمند انسان بهشتی ساخته است به‌نام «ورکانه» که آن را نگین گردشگری همدان می‌خوانند. ورکانه یکی از روستاهایی است که آوازه‌اش به آن سوی مرزها نیز کشیده شده است.

 

پیشینه تاریخی وركانه

اغلب پژوهشگران قدمت این روستا را تا 400 سال تخمین زده‌اند، اما در باور عامه مردم روستا روایت‌هایی از جابه‌جایی محل روستا وجود دارد. مردم روستا معتقدند محل این روستا دوبار جا به جا شده است. ابتدا این روستا در محلی با 2کیلومتر فاصله نسبت به محل فعلی به نام «یه کانی» که باز پسوند کانی داشته است قرار داشته است و همچنین به محل دیگری به نام «مردوردی» اشاره می‌کنند (مر در زبان پهلوی به معنی غار است) و بر این باورند که روستاهای اشاره شده در اثر بارش بیش از حد سنگین برف تخریب شده است و چون خانه‌ها تحمل برف بیش از حد را نداشته است به محل پایین‌تری مهاجرت کرده‌اند. هنوز این روستا بیشترین حجم بارش برف را در میان روستاهای همدان دارد. در سال‌های پربارش ارتفاع برف در هر نوبت به بیش از یک متر می‌رسد. همچنین مردم روستا به سنگ قبرهایی اشاره می‌کنند که با خطی نامتعارف حکاکی شده است که توسط قاچاقچیان به سرقت رفته است. وجود نام جاهای باستانی در اطراف روستا شاهدی بر پیشینه کهن ورکانه است.

 

ورکانه، خاستگاه اصلاح نژاد اسب اصیل ایرانی

یکی از جاذبه‌های مهم این روستا این است که اصلاح یكی از نژادهای اسب ایرانی (نژاد خوزستانی) از این روستا شروع شده است.در اواخر دهه 40 خانم «مری لیلی قراگوزلو» (چهره جهانی پرورش اسب) اصطبلی با معماری منحصر به فرد با مصالح سنتی و سنگی در جنوب این روستا ساخت و تا آغاز انقلاب به پرورش و اصلاح نژاد اسب مشغول بود اما در سال‌های اخیر به‌دلیل بی‌توجهی، این بنای زیبا تخریب شده است. همچنین قلعه اربابی «امیر طومان قراگوزلو» جد مری لیلی قراگوزلو با پلان چلیپایی و مربوط به دوره قاجار در میان باغی زیبا قرار دارد که متاسفانه متروکه شده است و اصطبل قدیمی روستا مربوط به دوره قاجار است و توسط یکی از اهالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. چندی پیش یکی از کارشناسان فرهنگی همدان پیشنهاد تبدیل این اصطبل به موزه اسب همدان را داد که تاکنون از طرف هیچ سازمانی مورد حمایت قرار نگرفته است.

 

سابقه همدان در پرورش اسب

بنابر گفته بسیاری از کارشناسان سابقه پرورش اسب در همدان به دوره مادها برمی‌گردد. اسب «نیسائی» از اسب‌های اصیل این دیار بوده است که در 100 سال اخیر نسل آن منقرض شده است. یک کارشناس فرهنگی درباره اهمیت و سابقه پرورش اسب در همدان به تهران‌امروز گفت: در کشور ما سابقه پرورش اسب با زندگی مردم عجین شده است و همدان نیز از این مسئله مستثنا نیست. افرادی مانند «جکسون» در سفرنامه‌های خود از اسب‌های همدان یاد و آن را ستایش کرده‌اند. «حسین زندی» در ادامه گفت: در 100 سال اخیر در ایران در زمینه پرورش اسب اقدامات زیادی انجام شده است. در صنعت سوارکاری افرادی مانند مری لیلی قره‌گزلو که اصالتا همدانی است و خانم فیروز در بازشناسی اسب کاسپین و پرورش اسب اصیل خوزستان تلاش‌های زیادی انجام دادند. زندی افزود: یکی از اقدامات مهمی که خانم قره‌گزلو انجام داد ساخت اصطبل قدیمی در اواخر دهه 40 است که در کنار اصطبل تاریخی مربوط به دوره قاجار ساخته شد. زمانی که وی در زمینه سوارکاری و پرورش اسب آغاز به فعالیت کرد سعی داشت در کنار استفاده از ابزار قدیمی سوارکاری از ابزارآلات غربی نیز استفاده کند و همین یکی از دلایل موفقیت وی بود.

 

رونق گردشگری با تاسیس موزه اسب

این کارشناس درباره اهمیت تاسیس موزه اسب در روستای ورکانه گفت: وقتی یک روستا به‌عنوان هدف گردشگری انتخاب می‌شود باید حقوق جامعه محلی آن نیز رعایت شود. یعنی با ورود به آن آرامش اهالی به هم نریزد. اما انتخاب روستای ورکانه به‌عنوان یک روستای هدف گردشگری هیچ نفعی به حال اهالی آن نداشت. نه بازارچه محلی در آن دایر شد و نه برای اهالی آن درآمدزایی شده است. وی درباره تاثیر این مسئله گفت: این مسائل باعث مقاومت روستائیان و واکنش منفی آنها در برابر گردشگران می‌شود. بنابراین برای جلوگیری از چنین مواردی باید منافع روستائیان را با صنعت گردشگری پیوند دهیم. متاسفانه این پیوند در روستای ورکانه ایجاد نشده و همین باعث شده است كه مردم این روستا در حفظ آثار تاریخی آن هیچ تلاشی انجام ندهند. زندی درباره پیشنهاد تاسیس موزه اسب گفت: برای رسیدن به اهدافی مانند حفظ بافت تاریخی روستا و همچنین درآمدزایی برای روستا پیشنهاد تاسیس موزه اسب از سوی ما مطرح شد که سازمان میراث فرهنگی همدان تاکنون با آن موافقت نکرده است. حال آنکه اگر این اقدام صورت بگیرد می‌توان ابزار سوارکاری که در تپه هگمتانه پیدا شده و مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است را در این موزه به نمایش گذاشت و از طرفی از تخریب این اصطبل زیبا که از نظر معماری نیز بسیار زیباست جلوگیری کرد. زندی درباره نتیجه این پیشنهاد گفت: سازمان میراث فرهنگی تاکنون این پیشنهاد را نپذیرفته است و دلیل آن را هم نداشتن بودجه اعلام كرده‌اند. حال آنكه بخش خصوصی سرمایه‌گذاری در این بخش را پذیرفته است اما سازمان میراث فرهنگی همچنان مقاومت می‌کند.

 

ناآشنایی مسئولان با اهمیت موزه اسب

همدان به‌دلیل فضای کوهستانی بسیار زیبا، مستعد پرورش اسب در ایران است. از طرفی سوارکاری در همه دنیا به‌عنوان یکی از منابع درآمدزایی صنعت گردشگری مطرح است. یکی از فعالان پرورش اسب در همدان درباره مشکلات تاسیس موزه اسب در همدان گفت: با توجه به سابقه پرورش اسب در همدان و ظرفیت بالای این منطقه در صنعت پرورش اسب نیاز داریم این صنعت جان دوباره‌ای بگیرد. از طرفی برای رونق بخشیدن به صنعت گردشگری در همدان نیاز به تاسیس موزه اسب احساس می‌شود اما گرفتاری‌های اداری تاکنون مانع تحقق این امر شده است. «مهدی بختیاری» در ادامه گفت: بخش خصوصی بسیار علاقه مند است كه در این زمینه سرمایه‌گذاری کند، اما نبود حمایت از سوی نهادهای دولتی و همچنین گرفتاری‌های اداری ما را در این زمینه دچار مشکل کرده است. نظرات منفی که در ادارات وجود دارد و پیچ و خم‌های اداری، بخش خصوصی را با مشکلات جدی مواجه کرده است. بختیاری در پایان گفت: ناآشنایی و ناآگاهی مسئولان اداراتی مانند جهاد کشاورزی و سازمان میراث فرهنگی با اهمیت این موضوع باعث مغفول ماندن آن شده است. این در حالی است که در استان‌های دیگر حمایت از بخش خصوصی بیشتر است. بخش خصوصی برای راه اندازی این موزه نیاز به منابع مالی ندارد و همین که مجوز تاسیس این موزه صادر شود كار را آغاز خواهد كرد و حتی در زمینه اشتغال‌زایی هم موفق خواهد بود.

 

روزنامه تهران امروز

 

http://tehrooz.com/1392/5/7/TehranEmrooz/1231/Page/15/

 


برچسب ها: گردشگری ، ورکانه ، موزه اسب ، سوارکاری ، مری لیلی قراگوزلو ، گردشگری همدان ،

یکشنبه 6 مرداد 1392

تهدید بازار لالجین با سفال‌های سمی؟

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،میراث فرهنگی ،

تهدید بازار لالجین با سفال‌های سمی؟

 

 

 

مسئولان همچنان بی‌توجه‌اند

تهدید بازار لالجین با سفال‌های سمی؟

به گفته بسیاری از كارشناسان واردات سفال چینی در چند سال اخیر مشكلات فراوانی برای تولیدكنندگان سفال لالجین ایجاد كرده، اما چندی است كه صحبت از كم شدن این واردات است و همین باعث شده سفالگران لالجین جانی دوباره بگیرند و به فكر احیای محصولات فراموش شده بیفتند. بنابراین اگر از تولیدكنندگان حمایت شود و دولت بپذیرد انرژی را با قیمت كمتری در اختیار سفالگر قرار دهد و از طرفی وزارت بهداشت و نهادهای مدنی در زمینه آموزش فعال‌تر شوند شاید دیگر شاهد این مشكلات نباشیم.
چندی پیش شركت
IKEA كه یك شركت تولیدكن

http://www.tehrooz.com/1392/5/6/TehranEmrooz/1230/Page/15/

 

 

همدان - فاطمه كاظمی: لالجین به‌عنوان پایتخت سفال ایران این روزها با مشكلات زیادی درگیر است. از یكسو موضوع از بین رفتن بافت هنری لالجین است كه رغبت گردشگران را برای رفتن به این شهر كم كرده است و از سوی دیگر واردات بی‌رویه سفال از چین است كه به گفته بسیاری از كارشناسان سفال لالجین را زمین زده و ضربه‌های زیادی به این هنر وارد كرده است. به علاوه این روزها موضوع سمی بودن ظروف لعاب‌دار لالجین مطرح است كه به دو سال گذشته بازمی‌گردد اما به دلیل اهمال‌كاری و بی‌توجهی از سوی مسئولان سازمان میراث فرهنگی همدان چاره‌ای برای آن اندیشیده نشده است.



استفاده از سرب به دلیل كاهش هزینه‌ها

در تركیبات رنگ سفال همیشه از سرب استفاده می‌شود، اما با گران شدن سوخت‌هایی مانند نفت و گاز كه در كوره‌ها استفاده می‌شود به كار بردن سرب در رنگ سفال لعاب‌دار افزایش یافته است.
یك كارشناس فرهنگی در این باره به تهران امروز می‌گوید: برای پخت یك سفال معمولی در كوره‌ها حدود 1000 تا 1300 درجه حرارت لازم است اما بیشتر سفالگران به دلیل گرانی سوخت حرارت كمتری در حدود 700 تا 800 درجه وارد می‌كنند كه باعث می‌شود سمومی كه در رنگ‌ها وجود دارند از بین نروند. «حسین زندی» می‌افزاید: علاوه بر این خود سرب یك ماده سمی است و اگر در تركیب رنگ بیش از حد استفاده شود برای سلامتی مصرف‌كننده بسیار خطرناك است. پس باید بدانیم كاهش هزینه‌های تولید ظروف لعاب‌دار به قیمت به خطر افتادن سلامتی افراد تمام می‌شود.



مسئولان توجه نمی‌كنند

چندی پیش شركت
IKEA كه یك شركت تولیدكننده لیوان سفالی در سوئد است در فراخوانی از مردم سوئد خواست اگر لیوان لیدا كه تولید این شركت است را خریداری كرده‌اند به شركت بازگردانند چرا كه این لیوان‌ها به دلیل تحمل نكردن آب داغ قابل مصرف نیستند. حال صاحبان این شركت را با مسئولان سازمان میراث فرهنگی همدان مقایسه كنید كه بعد از گذشت دو سال از این مسئله هنوز اقدامی نكرده‌اند. زندی در این باره می‌گوید: در ایران نهاد خاصی وجود ندارد كه بر این مسائل نظارت كند. سازمان میراث فرهنگی همدان از 2 سال پیش از سوی كارشناسان تحت فشار است تا برای حل این مشكل راه حلی در نظر بگیرد، اما هنوز این سازمان واكنشی نشان نداده است. سوال ما این است كه چرا چنین مسئله‌ای برای مسئولان میراث فرهنگی اهمیت ندارد؟

اروپا دیگر ظروف سفالی ایران را نمی‌خرد

زندی درباره تاثیر این مسئله بر كاهش صادرات ظروف لعاب‌دار به كشورهای دیگر می‌گوید: یكی از دلایل صادر نشدن سفال لالجین به اروپا همین مسئله سمی بودن است. اتحادیه اروپا به دلیل سمی بودن ظروف لعاب‌دار لالجین از وارد كردن آن خودداری می‌كند، اما مسئولان دلیل این مسئله را تحریم می‌دانند و حاضر به پذیرش این حقیقت نیستند. وی در ادامه می‌گوید: اگر نهادهای دولتی با شكل‌گیری نهادهای مدنی همكاری كنند و در این زمینه سختگیری نداشته باشند این نهادها راحت‌تر می‌توانند موضوع اطلاع‌رسانی و آموزش در این زمینه را پیگیری كنند. زندی به مشكل برداشت بی‌رویه از خاك لالجین نیز اشاره می‌كند و می‌گوید: با برداشت بی‌رویه از خاك لالجین عملا این خاك باارزش به زباله و پسماند تبدیل می‌شود. در حالی كه از همین پسماندهای سفال می‌توان ماده‌ای به نام «شاموت» تولید كرد كه در فرآورده‌های صنایع نسوز كاربرد زیادی دارد.



سفال؛ كالای تزئینی یا كاربردی؟

سربی بودن و سمی بودن ظروف لعاب‌دار شك و شبه‌ای ایجاد می‌كند مبنی بر اینكه آیا این ظروف قابل استفاده هستند یا نه؟ یك استاد دانشگاه در این باره به تهران امروز می‌گوید: برای ورود به موضوع سمی بودن ظروف لعاب‌دار لالجین ابتدا باید به این مسئله بپردازیم كه آیا سفال لالجین یك كالای تزئینی است یا یك كالای كاربردی؟ اگر استفاده از این ظروف تزئینی باشد و موضوع استحكام نیز مطرح نباشد سمی بودن خیلی مهم نیست اما اگر كاربردی باشد موضوع متفاوت است و صحبت از سلامتی مصرف‌كننده است. «مهدی كریمی منسوب» می‌افزاید: اگر از بعد تزئینی بودن به ظروف تولید لالجین نگاه كنیم این ظروف چه از لحاظ موتیس و چه از لحاظ طراحی بدنه از الگوی خاصی تبعیت نمی‌كند و تولیدكننده به نظر خودش هر چه بازار می‌پسندد را تولید می‌كند. همه چیز بر مبنای آزمون و خطاست و البته شانس مطرح است. وی تصریح می‌كند: در یك سفال تزئینی انواع لعاب‌هایی كه استفاده می‌شود، بدنه‌هایی كه به كار می‌رود و رنگ‌هایی كه استفاده می‌شود خیلی مهم است، اما هیچ‌توجهی به این مسئله نمی‌شود. البته این به معنای آن نیست كه در لالجین آثار خوب نداریم، اما افسوس ما از كم شدن این آثار خوب است كه جذابیت‌های بالایی دارد. این كارشناس سفالگری درباره اهمیت رعایت شرایطی در تولید ظروف سفالی كاربردی می‌گوید: سفال كاربردی خصوصیاتی دارد كه رعایت آن گریزناپذیر است. این ظروف باید از نظر طراحی، دسته، بدنه، ارتفاع، ضخامت و وزن كاربردی باشند اما متاسفانه در لالجین این شرایط رعایت نمی‌شود.



ظروف سربی مشكل بهداشتی دارند

كریمی منسوب در ادامه درباره مشكلات ظروف سربی می‌گوید: در ظروف لعاب‌دار قدیمی یك ماده گیاهی به نام «قلیاب» استفاده می‌شد كه به دلیل گیاهی بودن هیچ ضرری برای مصرف‌كننده نداشت اما در چند دهه اخیر به جای آن از سرب یا شیشه‌های سربی استفاده می‌شود. البته سرب نباید به‌طور كامل از سفال حذف شود، اما مشكل در میزان استفاده از سرب و حرارتی است كه سرب در آن ذوب می‌شود. وی می‌گوید: از آنجاكه سرب به پایین آمدن دمای پخت كمك می‌كند بنابراین سفالگران برای كاهش هزینه تولید از سرب بیشتری استفاده می‌كنند و به اجبار نمی‌توانند محصول خوبی تولید كنند. از طرفی به دلیل اینكه كوره‌ها از نظر فنی مشكل‌دار هستند انرژی بالایی مصرف می‌كنند و همین هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. اگر این كوره‌ها اصلاح شود و ایمنی و معماری آنها مورد بازبینی قرار بگیرد دیگر شاهد چنین مشكلاتی نخواهیم بود.



دولت حمایت كند

به گفته بسیاری از كارشناسان واردات سفال چینی در چند سال اخیر مشكلات فراوانی برای تولیدكنندگان سفال لالجین ایجاد كرد، اما چندی است كه صحبت از كم شدن این واردات است و همین باعث شده سفالگران لالجین جانی دوباره بگیرند و به فكر احیای محصولات فراموش شده بیفتند. بنابراین اگر از تولیدكنندگان حمایت شود و دولت بپذیرد انرژی را با قیمت كمتری در اختیار سفالگر قرار دهد و از طرفی وزارت بهداشت و نهادهای مدنی در زمینه آموزش فعال‌تر شوند شاید دیگر شاهد این مشكلات نباشیم

 


برچسب ها: صنایع دستی گردشگری ، لالجین ، سفال سمی لالجین ، سرب وسفال ولعاب کاری ،

کوچکترین تصویر نقشه ایران در دستان بزرگترین مجموعه دار ایرانی

کشف سند کوچک 120 ساله از خلیج فارس + عکس

سندی دیگر از نام خلیج فارس آشکار گشت. سندی گویای تاریخ 120 ساله خلیج‌فارس؛ این سند اما این بار در میان کبریت‌های یک مجموعه دار پیدا شده است. احمد ایلیات کاشانی، مردی که 30 سال از عمر خود را کبریت جمع کرده؛ آن هم کبریت‎های سلطنتی؛ اما یک کبریت در مجموعه اوست که سرآمد همه کبریت‌هاست، «کبریت سلطنتی بین المللی‌»؛ این اثر کم نظیر که به پرچم زیبای ایران مزین است، بر اساس تحقیقات کاشانی 120 سال پیش در کشور چک‌اسلواکی سابق تولید شده و تنها چهار نمونه از آن در دنیا وجود دارد.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- روی کبریت، تصویر یک زن ایرانی با دامنی سبز دیده می‌شود. در اطراف آن دریای مازندران و خلیج فارس به همراه پنج استان قرار گرفته‌است. گفته می شود، این نقشه کوچک‌ترین نقشه کشف شده ایران است که با آب و طلا و رنگ ساخته شده و کار دست است. قرار است که تصویر این سند به زودی در کتاب انجمن مجموعه داران ایران منتشر شود. جالب است که کبریت‌های مشابه کشورهای دیگر که توسط همین کمپانی تولید شده عکس پادشاهان و رهبران را دارد و تنها کبریت ایران است که به جای تصویر پادشاه نقشه کشور طراحی شده‌است.
 
 مجموعه‌داری، علاقه‌ای که در ایران مغفول مانده است
 
در کشور ما برخی علاقه‌ها مورد غفلت واقع شده و این مغفول ماندن هم از طرف دولت و هم ملت بوده است. مجموعه‌داری خصوصی از این دست علایق و دل‌مشغولی‌هاست که افراد اندکی در جامعه به آن اقبال نشان می‌دهند. احمد ایلیات کاشانی اما نگاه دیگری دارد این مجموعه‌دار همه دارایی‌اش را فروخته و مجموعه‌ای بزرگ و کم نظیر از کبریت و عکس را گردآوری کرده‌است. او با اینکه این روزها مستاجر بوده اما براین باور است که مردم باید از این مجموعه استفاده کنند اما فضایی برای ارائه و نمایش آثارش وجود ندارد. ایلیات کاشانی سی‌سال از عمر خود را برای گردآوری مجموعه‌اش صرف کرده و در دو زمینه عکس‌های تاریخی و کبریت فعالیت دارد. این مصاحبه‌ای است با ایلیات کاشانی، مردی که بزرگترین مجموعه کبریت ایران را دارد که مجموعه‌اش حتی با بزرگترین مجموعه‌داران بزرگ دنیا رقابت می‌کند.
 
چرا به سراغ جمع آوری کبریت و عکس رفتید؟
این دو شیء کم‌تر مورد توجه مجموعه داران قرار گرفته اما از مهم‌ترین اشیا قیمتی هستند. کبریت به خاطر زیبایی‌هایی که دارد، کمپانی‌هایی که کبریت تولید می‌کردند با عنوان رسانه تبلیغاتی به کبریت نگاه می‌کردند. قبل از جراید، سینما و تلویزیون به همین دلیل تصاویر خوبی دارند. تاریخچه کبریت‌سازی ایران از کبریت‌هایی با نشان پرچم ایران- روس که در روسیه تولید می‌شده‌است، آغاز می‌شود. بعدها کبریت با امضا ناصرالدین شاه  در ایران تولید می‌شود. سپس کارخانه به تهران منتقل و پرچم روسیه حذف و پس از آن کبریت با نشان شیر و خورشید تولید می‌شود.
 
اما در مورد کبریتی که سندی 120 ساله خلیج فارس محسوب می‌شود....
این کبریت سلطنتی بین‌المللی است. این اثر کم نظیر به پرچم زیبای ایران مزین شده و 120 سال پیش در کشور چک اسلواکی سابق تولید شده و همچنین تنها چهار نمونه از آن در دنیا وجود دارد. روی این کبریت تصویر یک زن ایرانی با دامنی سبز وجود دارد و همچنین نقشه دریای مازندران، خلیج فارس و پنج استان که روی آن نقش بسته است٬ دیده می‌شود. این کبریت کوچک ترین نقشه کشف شده ایران بوده که با آب و طلا و رنگ ساخته شده و کار دست است. تصویر این سند به زودی در کتاب انجمن مجموعه داران ایران منتشر خواهد شد. جالب است که کبریت های مشابه کشورهای دیگر که توسط همین کمپانی تولید شده عکس پادشاهان و رهبران را دارد و تنها کبریت ایران است که به جای تصویر پادشاه نقشه کشور طراحی شده است.
 
روی این کبریت نقشه ایران است و سند 120 ساله از نام خلیج فارس
 
این کبریت را چند خریداری کردید؟
این کبریت یک اثر تاریخی و سندی برای خلیج فارس است. بیش‌تر این کبریت‌ها در حراج ساتبی فروخته می‌شود. قیمت پایه از 1000 دلار شروع و گاهی تا 100هزار دلار هم می‌رسد.
 
این کبریت آیا در دنیا خریداری هم دارد؟
پیشنهادهای زیادی از کشورهای عربی برای فروش داشته‌ام که قبول نکرده‌ام. از دبی، برج جمال عبدالناصر و عربستان پیشنهاد داشتم اما این آثار متعلق به ایران و ایرانی‌هاست و باید در کشور نگهداری شود، اما فضایی در اختیار ندارم و در گنجینه‌های خصوصی نگهداری می‌کنم.
 
آیا سازمان میراث فرهنگی از شما حمایت می‌کند؟ برنامه‌ای برای صیانت از مجموعه‌ای که جمع کردید، دارد؟
90درصد هزینه‌های فرهنگی در ایران به هدر می‌رود و ثمربخش نیست به یک دلیل، آن هم این است که افراد متخصص در راس این برنامه‌ها را دنبال نمی‌کنند. مشکل میراث فرهنگی این است که بودجه در دست کسانی است که آن را به هدر می‌دهند. من یک شاگرد فرش فروش بودم فقط با عقلانیت و تحقیقات به این نتیجه رسیدم و دو آرشیو ملی برای ایران درست کردم (آرشیو عکس و کبریت). انتظار این است که دولت حمایت کند البته ما هیچ پولی از دولت نمی‌خواهیم، کمک هم خواهیم کرد ما به سازمان میراث فرهنگی کمک می کنیم هرچه آن‌ها آورده داشته باشند، ما در انجمن مجموعه داران ده برابر خدمات خواهیم داد؛ به شرط این که حسن نیت داشته باشند ما انتظار داریم به سمت ایجاد موزه‌های خصوصی برویم به دلیل این که عامل ترویج گردشگری می‌شود. از میراث تاریخی حفاظت و شغل ایجاد می‌کند. اگر دولت خانه‌های تاریخی را تملک کند و هزینه آن را به طور مثال با افزایش یک درصد عوارض بر یک کالای خاص مانند سیگار می شود تامین کرد. هم این ها را مرمت کرد و با یک یاداشت تفاهم می‌توانند هر دو طرف سود ببرند مردم نیز این آثار را ببینند.
 
ایلیات کاشانی همه‌ دار و ندارش را فروخت تا چنین مجموعه عظیمی را تهیه کند اما دریغ از هر گونه حمایتی از سوی مسئولان سازمان میراث فرهنگی
 
گفتید که به جز کبریت عکس هم جمع آوری می کنید، این عکس ها بیشتر در چه زمینه‌ای است؟
در مجموعه من ازعکس‌های سلاطین ایران، رجال سیاسی، رجال بین المللی دوره قاجار و پهلوی اول موجود است. همه عکس‌ها اصل است و از کارت ویزیت‌های عکاسخانه‌های جهان در تمام کشورهای جهان مجموعه عکس داریم. عکس‌های آثار عکاس باشی، عبداله قاجار، سیورگین، روسی خان، ناصرالدین شاه و جهانگیرخان مصور را در گنجینه شخصی دارم. آرشیو بین‌المللی من مربوط به دوره پهلوی اول است که شروع پایه‌های کارخانه‌ها، تصاویر بناهای تاریخی که تخریب و یا نابود شده‌اند را قبل از نابودی و بعد از نابودی در اختیار دارم.
 
کار جمع‌آوری عکس را کجا شروع کردید؟
من با دستمزدی که با عنوان سیاهی لشکر در فیلم سربداران گرفتم، دوربین خریدم و شروع به عکاسی کردم و کارم از آنجا آغاز شد.
 
ایلیات کاشانی در حال تهیه رجال دوره قاجار است. او 3هزار قطعه عکس تاریخ و 80 هزار اسلاید دارد
 
تا کنون کتابی هم نوشته‌اید؟
درحال تهیه کتاب رجال دوره قاجار هستم؛ 3 هزار قطعه عکس ارجینال تاریخی و 80 هزار اسلاید و نگاتیو که همه مربوط به پایه عکاسی ایران و جهان می‌شود٬ در اختیار من است. اگر سازمان میراث فرهنگی کمک کند دنبال تاسیس موزه ملی عکس ایران هستم و در این مورد دوست دارم مانند آرشیو کتابخانه ملی سازمان میراث و مرکز اسناد نباشد که کسی دسترسی نداشته و یا به ظاهر دسترسی داشته باشد. قصد دارم استفاده از این عکس‌ها را برای دانشجویان وقف کنم. من دوست دارم هر ایرانی یک کار ملی انجام دهد و آرشیو من مربوط به ملت ایران است.
 
 
 
 
 
 


برچسب ها: سند خلیج فارس ، خلیج فارس ، مجموعه داری ، مجموعه عکس ، مجموعه کبریت ، تاریخ عکاسی ،

سفال‌های لالجین سمی شده‌اند

 

نامیده شدن شهر لالجین به پایتخت سفال ایران به‌تدریج تبدیل به طنزی تلخ می‌شود. این روزها در همان پایتخت سفال ایران، سفال چینی می‌فروشند و لالجین را این‌روزها «لاله‌چین» می‌خوانند. چرا؟ چون فروشندگان تمایل کمتری به سفال لالجین دارند و تولید‌کنندگان هم با مشکلات فراوان دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند.


روزگاری سفال لالجین به تمام اروپا صادر می‌شد اما اکنون اتحادیه اروپا دیگر اجازه ورود سفال لعاب‌دار لالجین به کشورهای عضو این اتحادیه را نمی‌دهد.

صادرات سفال لالجین به آلمان نیز که مهم‌ترین خریدار سفال ایران بود، قطع شده است؛ نه به‌دلیل تحریم بلکه موضوع اصلی، کیفیت سفال ایرانی است. در سال‌های اخیر در لعابکاری سفال‌ها از لعاب‌های آماده که برای ساخت کاشی و سرامیک ساختمانی استفاده می‌شود و دارای ترکیبات سرب است، استفاده شده است.لعاب‌های آماده سمی هستند و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به استفاده‌کنندگان از ظروف سفالی‌ای که با چنین لعاب‌هایی ساخته می‌شوند، می‌رسانند.

دیگر اینکه برای پخت سفال در کوره‌ها حرارتی بیش از یک هزار درجه نیاز است تا ظروف سفالین سم‌زدایی شوند که به‌علت گران‌شدن مواد سوختی و حامل‌های انرژی، تولید‌کنندگان ناچارند در حرارتی کمتر از 700درجه سفال‌ها را بپزند. این اقدام کیفیت کالاها را پایین آورده و سلامت مصرف‌کنندگان را نیز تهدید می‌کند.تولید چنین کالاهایی در حالی انجام می‌شود که هیچ نهادی تاکنون بر این موضوع نظارت نداشته و به‌ویژه وقتی خطر استفاده از ظروف لعابدار سمی بیشتر می‌شود که برخی خریداران صنایع‌دستی سفالی از ظروف سفالی با هدف تهیه مواد غذایی و پخت‌وپز استفاده می‌کنند.

مهدی کریمی، کارشناس سفال و مدرس دانشگاه درخصوص سفال‌های سمی تولید‌شده در برخی کارگاه‌های صنایع‌دستی در لالجین می‌گوید: در ترکیب لعاب همیشه سرب وجود دارد اما در سال‌های اخیر از این ماده بیش‌از حد مجاز استفاده می‌شود که موجب خطرناک‌شدن لعاب‌ها شده است.

کریمی می‌گوید: سفالگران برای پایین‌آوردن دمای ذوب، ترکیب سرب را افزایش می‌دهند و متأسفانه دستگاه‌های نظارتی نیز در این خصوص سکوت کرده‌اند. البته اگر حمایت‌های بیشتری از تولیدکنندگان صنایع‌دستی در بخش سفال انجام می‌شد و یارانه صنعت و سوخت آنها حذف نمی‌شد سفالگران دست به این اقدام نمی‌زدند.

لالجین البته با بیش از 400سال سابقه در صنعت سفال هنوز در جهت برندسازی گام برنداشته است؛یعنی به‌دلیل اینکه تولید سفال درخور نیازهای روز نیست و کیفیت فدای کمیت شده، نشان معتبری از صنعت سفال در این شهر کمتر دیده می‌شود.با آنکه لالجین را پایتخت سفال ایران نامیده‌اند اما این شهر و محصولاتش نقش کمرنگ‌تری در جشنواره‌ها و فستیوال‌ها به‌خصوص در دوسالانه سفال کشور دارند و هرگز دوسالانه سفال ایران در این شهر برگزار نشده است.

تا دهه60 بیش از 600 کارگاه ساخت سفال به شیوه سنتی در شهر لالجین فعالیت می‌کردند اما امروز بیشتر این کارگاه‌ها قربانی توسعه شهر شده‌اند. پایتخت سفال ایران حتی در طراحی شهری لالجین نیز لحاظ نشده و شهرک صنعتی که به‌منظور سازماندهی این کارگاه‌ها ایجاد شده است، توانایی پاسخگویی به تمامی تولیدکنندگان را ندارد. سفالگران نیز توان خرید کارگاه در این شهرک را ندارند و از آنجا که کارگاه‌های سنتی در بافت قدیم و اصلی شهر قرار گرفته‌اند، شرایط مناسبی برای تولید سفال وجود ندارد. باوجود این مشارکت نهادهای مردمی در تصمیم‌سازی‌‌ها به‌منظور حل مسائل این شهر ضعیف است. ایجاد پژوهشگاه و مراکز مطالعات سفال، استفاده از نخبگان و هنرمندان، مسئولیت‌دادن به شهروندان، تبلیغات صحیح، نظارت بر کیفیت توسط یک نهاد بی‌طرف و تخصصی، مدیریت پسماند و نوآوری و سرمایه‌گذاری در صنعت سفال کشور می‌تواند پایتخت سفال ایران را از مشکلات موجود در آن و ورشکستگی صنعت سفال (به‌عنوان یکی از رشته‌های صنایع‌دستی کشور) رها کند.

حسین زندی
دوستدار‌ میراث فرهنگی همدان

http://www.hamshahrionline.ir/details/224160 لینک مطلب:


برچسب ها: لالجین ، پایتخت سفال ایران ، سفال سمی ، صنایع دستی ، سفال سربی ،

تعداد کل صفحات: 10 ... 5 6 7 8 9 10
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic