چهارشنبه 5 بهمن 1390

در خیابان های همدان درختان ایستاده می میرند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب درشرق ،زیست بوم ،

در خیابان های همدان درختان ایستاده می میرند

کسی به فکر درختان این شهر نیست.

حسین زندی

«برگرد دیوارهای همدان - باغ های پرشکوفه دامن کشیده­اند»(کلینتن سکالرد)

هرودت می نویسد «سرزمین واقع در شمال هگمتانه کوهستانی و پوشیده از جنگل است»

ویلیام جکسن ،سیاح و ایران شناس امریکایی وقتی در سال 1903 وارد همدان می شود از بیشه زارها و باغ هایی می نویسد که به شعاع 25 کیلومتر به سمت غرب امتداد دارد . دیگر مستشرفین و سیاحتنامه نویسان نیز از این شهر با عنوان شهر باغ ها و درختان یاد می کنند و می نویسند «همدان شهری است که آن را درختان احاطه کرده اند» اما امروز نه تنها از آن درختان وبیشه ها خبری نیست بلکه اغلب باغ های منتهی به کوه الوند نیز نابود شده و برج ها و آپارتمان های نا موزون جایگزین آن شده است و چشم انداز طبیعی شهر را نابود کرده است .

 -اگرچه فجایع زیست محیطی مانند خشک شدن دریاچه ارومیه ملموس و چشم گیرتر است اما نابودی درختان ذره ذره اتفاق می افتدو دچار مرگ تدریجی می شوند به همین جهت واکنش عمومی در پی ندارد.

 - یکی ازاین مواردکه شهروندان ومسؤلین بدان توجه ندارند از بین رفتن درختانی است که در کنار پیاده­روها،میان بلوارهای اصلی ، حاشیه­ی میدان ها و فلکه ها کاشته شده اند این درخت­ها که بیشتر چنار،زبان گنجشک،بید و ..هستند در سه دوره به دنبال پی ریزی و طراحی شهری به شیوه­ی امروزی و گسترش شهر کاشته شده اند دوره­ی اول در ابتدای قرن حاضر در هسته مرکزی شهریعنی میدان اصلی وشش خیابان منشعب از آن کاشته شده اند دوره دوم همزمان با احداث بناهای یادمانی بوعلی سینا و باباطاهر و دوره سوم اواخر دهه 60 وابتدای دهه 70 به ویژه در زمان شهرداری زنده یاد «بهنامجو» کاشته شده اند.

 - این درختان در سال های اخیر به بهانه ها و شیوه های گوناگون قلع و قمع می شوند به نحوی که امروز دیگر از چنارهای صدساله تنومند خبری نیست این پدیده شوم دلایل گوناگون دارد که به چند مورد آن اشاره می کنم:

1-بی توجهی مسئولین شهری به ویژه شهرداری و اداره محیط زیست. با آن که تدابیر قانونی وجود دارد و می شود مجرمین را مجبور به پرداخت جریمه و یا کاشت دوباره درخت کرد اما در بیشتر موارد جریمه دریافت می شود و از کاشتن درخت خبری نیست و برخورد قانونی با مراکز و نهادهای دولتی مطلقا وجود ندارد از بین رفتن پارک جنگلی مصلا نمونه ای از تعاملات و چشم پوشی هاییست  که بین نهاهای دولتی وجود دارد .

2-مغازه دارها،مالکان پاساژها،مراکز خرید،بانک ها و ادارات برای بهتر دیده شدن ویترین اقدام به از بین بردن درختان می کنند یا شبانه درختان را می برند و یا با ریختن مواد شیمیایی باعث خشک شدن درختان می شوند.

3-به دلیل حضور انبوه پرندگان (سارها) که بر­روی چنارها شب را به صبح می رسانند بیشتر درختان میدان مرکزی شهر و خیابان بوعلی به این دلیل بریده شدند که فضولات این پرندگان بی پناه در کنار خیابان ها نریزد غافل از اینکه شهر بی درخت و بی پرنده شهری مرده است (در گذشته این پرندگان بر روی درختان باغ هایی که در حاشیه شهر وجود داشت زندگی می کردند اما امروز چون بیشتر باغ ها نابود شده اند به مرکز شهر هجوم می آورند).

4-محصور کردن درختان با سنگ گرانیت و آجر با شعاعی کمتر از یک متر که باعث می شود آب و اکسیژن کافی به درخت نرسد و خشک شود

5-آبیاری درختان اغلب به وسیله تانکر است و متصدیان امر آبیاری آب را در حالی که تانکر در حال حرکت است به سوی درختان می پاشند و تاثیر این نوع آبیاری بسیار کم است ودر مقابل هدر رفت آب بسیار زیاد در حالی که تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد سیستم های آبیاری قطره ای مناسب تر است.

6-هرس بی موقع و بیش از حد معمول ،هرس کردن توسط افراد خبره و باغدارهای باتجربه می تواند سودمندتر باشد.

7-بارش سنگین برف بر شاخه ها در فصل زمستان و عدم تکاندن درختان باعث سقوط و یا شکستن درختان می شود.

8-استفاده نا­به­جا از درخت توسط شهروندان،بستن تاب،زدن میخ برای نصب پرده و بنرهای تبلیغاتی و بستن داربست فلزی (که چندین مااست اتفاقا درخیابان مقابل شهرداری مرکزی برقراراست)چسباندن تراکت تبلیغاتی با مواد شیمیایی و…

9-جایگزین نشدن درخت و یا عدم نگهداری و نگهبانی از نهال های جدید،بی توجهی و نبود آموزش توسط رسانه ها و متولیان شهری،تاثیر آلودگی و ریزگردها و ده ها مورد دیگر باعث شده صدها اصله درخت کهنسال خشک شده و یا نابود شود و اگر روند نابودی ادامه پیدا کند همدان به شهری بی درخت مبدل خواهد شد.درحالی که بامسؤلیت دادن، مشارکت وتشویق شهروندان جهت کاشت ونگهداری ازدرختان می توان به پاکیزگی وسبزی شهر کمک کرد.

http://www.sharghnewspaper.ir/News/90/11/05/22828.html روزنامه شرق 5بهمن 90


نابودی   صدها اصله درخت یک  تپه  باستانی در همدان

حسین زندی

پارک جنگلی مصلی با مساحت دویست و چهل هزارمتر ، یکی از شریان های تنفسی شهر همدان در حالی نابود شد که با رشد جمعیت، توسعه شهر و آلودگی هوا نیاز به کاشت درختان بیشتری احساس می شود.

این اتفاق در سکوت خبری و بدون نظرخواهی از مردم رخ داد.مهر نوش نجفی راغب از اعضای شورای شهر و عضو کمیسیون ماده 7 فضای سبز، پیشتر اعلام کرده بود مجوزی از سوی این نهاد برای ساخت و سازهای در این تپه باستانی صادر نشده است.

پارک جنگلی مصلی در مرکز شهر همدان، در اواسط دهه ی پنجاه بر روی تپه ی مصلی ، در کنار بقایای قلعه اشکانی « ارگ تپه» ایجاد شده است. این تپه از جنبه های گوناگون حائز اهمیت است . در متون تاریخی و سفرنامه ها از آن با نام های « تپه ارگ» ، «دژ تپه» و «تپه دژ» یاد شده است و برخی باستان شناسان محل اصلی هگمتانه را بر روی این تپه دانسته اند. اما تپه مصلی به دلیل یافته های دوران اشکانی ( پارتی) و مادی ارتباط  و پیوستگی تنگاتنگی با تپه هگمتانه دارد.

ویلیام جکسن می نویسد : « همدان در کنار یکی از ارتفاعات قرار گرفته است... درست متصل به شهر ، معروف به مصلی قرار دارد.که در قدیم ارگ دژ بوده است اما ابعاد این تپه یا قلعه از دور معلوم نبود تا اینکه به آنجا نزدیک شدم و از مشاهده طرح آن به این نکته پی بردم که احتمال اینکه این تپه همان باشد که هرودوت در ضمن توصیف شهر بارودار اکباتان (هکمتانه) پایتخت ماد قدیم بدان اشاره می کند.» ( ص 169)

وباز می نویسد: «... و مصلی یا دژ تپه متصل به سمت شرقی شهر می باشد و قسمتی از آن را تشکیل می دهد.»

وی ادامه می دهد: « ... امروز بقایایی از دیوارهای کهن برفراز مصلی دیده می شود که ضخامت بعضی از آنها به حدود 5متر و بلندی آنها به حدود شش متر می رسد و مصالحی که در آن به کار رفته عبارت است از خاک رس و سنگ لوح و آجر و قلوه سنگها ... در وا قع چنان که می گویند آنجا محمد خان در پایان قرن هجدهم میلادی مطابق با قرن دوازدهم هجری بقایای تمام آثار باستانی همدان را ویران کرده است.»

آغا محمد خان با تصور اینکه اسلحه ، مهمات و انبار غلات شهر در این ارگ است این قلعه را ویران می کندد اما چیزی نمی یابد. پس از آن در اواخر دوره  قاجار در زمان ظهیرالدوله حاکم همدان ، این تپه به عنوان مصلی و محل عبادت مردم شهر به ویژه برای باران خواهی و نماز عید استفاده شود. ظهیر الدوله اشاره   می کند که معمولا مردم شهر هرگاه بخواهند به جان شاه فعلی ( مظفرالدین شاه)  یا برای روح شاه شهید دعا کنند به تپه می روند.

در دوره پهلوی اول اطراف تپه مصلی به محل سکونت حاشیه نشینان شهر تبدیل می شود و از مصالح قلعه برای ساختن خانه ها استفاده می کنند. این رویه تا دهه پنجاه خورشیدی ادامه دارد. در آن روزگار طرحی ارائه می شود که به مرور ساکنان این محل در شهرک ها و مجتمع هایی که پیشتر آماده شده اسکان دهند، بیش از 60درصد تپه را نهال کاری می شود و تا آغاز انقلاب تعدادی از خانه ها را تملیک کرده ، ساکنان در محله «600دستگاه» اسکان داده می شوند اما پس از انقلاب با شروع جنگ این طرح مسکوت می ماند.

در سال های اخیر این تپه توسط اداره ارشاد و معاونت عمرانی استانداری تخریب شده ، قلعه اشکانی نابود شده ، درختان از بین رفته و حتی محل استقرار ضدهوایی بر روی تپه که در دوره جنگ عامل فرار( هراس ) دشمن بود را نابود کرده اند.این در حالی است که نهادهای دولتی با بودجه میلیاردی که برای نابودی و خاک برداری تپه هزینه و مصرف شده،  می تواستند خانه های اطراف تپه که ارزان ترین منطقه شهر است را خریداری و تملیک کرده و پروژه های خود را در آنجا پیگیری و ریه های تنفسی شهر را نابود نکنند. http://www.sharghnewspaper.ir/Page/Paper/90/10/28/13

 


برچسب ها: درخت محیط زیست میراث درخطر ،

جمعه 9 دی 1390

عوامل انسانی اصلی¬ترین عامل تخریب جنگل ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب درشرق ،زیست بوم ،

حسین زندی- فعال حوزه­ی محیط زیست و میراث فرهنگی

عوامل انسانی اصلی­ترین عامل تخریب جنگل­ها

 

"اگر باران به کوهستان نبارد      به سالی دجله گردد خشک رودی"    (سعدی)

دیر سالی است خشکی زمین را به عوامل انسانی نسبت می­دهیم، خود را تبرئه می­کنیم، از زیر بار مسئولیت شانه خالی می­کنیم و خشکسالی و گرم شدن هوا را عامل آتش سوزی جنگل­ها و نابودی منابع طبیعی می­پنداریم.کمتر از خود می­پرسیم علت گرمایش زمین چیست؟ وچه دلیلی باعث خشکسالی شده است؟ ساختن نیروگاه­های آبی در مناطق خشک و نیمه خشک، سدسازی­های بی رویه، حفرچاه­های عمیق، پساب­ها وپسماندهای صنعتی که در تالاب­ها و دریاچه­ها می­ریزد، برداشت بیش از حد از آب رودخانه­ها،قطع درختان و ده­ها عامل انسانی دیگر را نادیده می­گیریم ودر نهایت نیز متوسل به قضا و قدر می­شویم تا حال و روز زمین روز به روز بدتر شود.

-    آتش سوزی جنگل­ها در کنار قطع درختان برای ساخت و سازِ ویلا، گسترش شهرسازی و جاده سازی و مراکز صنعتی مواردی هستند که در چند سال گذشته سیر صعودی داشته و هر روز خبر این حادثه­ی ناگواردر طبیعت ایران، به ویژه غرب کشور تکرار می­شود و کم کم مانند خبری عادی از کنارش می­گذریم.برخی از دوستان این اتفاق را به حاکمیت نسبت می­دهند و معتقدند برای به دام انداختن فلان گروه معاند در جنگل­ها آتش می­افروزند! این تفکر سبب می­شود مسئله به گونه­ی امری سیاسی جلوه کند، که نه تنها به حل مشکل کمک نمی­کند که مشکل را دو چندان خواهد کرد.براساس مشاهدات چند ماهه در جنگل­های استان کرمانشاه به جرأت می­توانم بگویم: علت اصلی آتش سوزی­ها و قطع درختان عامل انسانی و به ویژه مردم بومی این مناطق هستند. مردمی که از نتیجه­ی بلایی که بر سر زمین می­آورند آگاه نیستند و منافع زودگذر شخصی را بر منافع ملی ترجیح می­دهند.

-    با رشد بیش از حد جمعیت کشور در سه دهه­ی اخیر و تحولات اجتماعی و تغییر مناسبات اجتماعی مردم دچار زیاده خواهی شده­اند و در نتیجه  نیازهای جدید پدیدار شده که منجر به مصرف گرایی و بی­اخلاقی در جامعه شده است.

-    گسترش مناطق مسکونی و تقسیم اراضی شهری بین جمعیت و فرزندان بیشتر از عواملی است که هرچه تعداد فرزندان یک زمینداریا کشاورز بیشتر شود در تقسیم زمین­هایش مقدارکمتری به هر یک از فرزندان او می­رسد، در نتیجه فردسعی در گسترش اراضی می­کند و چه بهتر؟؟؟ که اراضی ملی را تصرف کند. از آنجا که در حاشیه­ی رشته­ کوه زاگرس زمین هموار کمتری وجود دارد، کشاورزان به کوه­های اطراف روی آورده­اند. برای تصرف کوه­ها  ابتدا باید پوشش گیاهی و جنگل­های زیبا را از بین برد. راحت­ترین کار آتش زدن جنگل­هاست. در اطراف شهر جوانرود و بلندی­های ثلاث باباجانی، پاوه  و قلخانی آثار زخم تراکتورها و ماشین­های کشاورزی تا نوک قله مشاهده می­شود. جنگل­ها که باعث ذخیره­ی آبهای زیرزمینی و عامل باز دارنده­ی خشکسالی بودند و از آنها به عنوان شش­های تنفسی زاگرس یاد می­شد، تبدیل به کشتزارهای گندم دیم شده است. البته به آن هم بسنده نمی­شود و در پایان فصل برداشت بقایای پوشال­ها و کلش­ها را آتش می­زنند تا برای کشت سال آینده آماده شود.غافل از اینکه این کار سبب سوختن خاک می­شود و ماندن پوشال­ها در دل خاک باعث تنفس زمین و محصول بهتر می­شود. شیب زیاد و فرسایش خاک این زمین­ها مقاومت کافی برای کشاورزی را ندارند و تنها درخت می­تواند در این شیب تند رشد کند.

-    مورد بعدی قطع درختان برای تامین سوخت است که درسایه­ی هدفمندی یارانه­ها و حذف سوبسید سوخت، روستائیان درختان را به عنوان ذخیره­ای برای سوخت مورد نیاز زمستان، از بین می­برند.

-    حفر کانال برای ایجادمسیر لوله­های فشار قوی گاز و آب به وسیله­ی نیروها وپیمانکاران غیر متخصص و عدم مدیریت و نظارت صحیح دولتی از موارد دیگریست که در تخریب کوهستان و قطع درختان نقش دارد.

-    ایجاد انواع معدن سنگ وشن و ماسه زیبایی کوهستان را دچار نقص کرده و هر روز بر تعداد مجوزهای این معادن افزوده می­شود تا بر حجم زباله­های ساختمانی افزوده شود.

-    چرای بی رویه به دلیل مدرن نشدن دامداری کشور، و اینکه گفته می­شود چوپان­ها و عشایر یکی از عوامل آتش سوزی جنگل­های زاگرس است، اختلافات طایفه­ای و قومی در حاسیه­ی زاگرس، بیمارانی که از دیدن آتش سوزی لذت می­برند! شکارچیان، گردشگرانی که بدون برخورداری از آداب سفر و بدون اینکه آموزشی برای گردشگری دیده باشند تشویق به مسافرت کردن می­شوند و جز زباله و آتش سوزی پارکها و جنگل­ها ره آوردی برای زمین ندارند. تغییر کاربری جنگل­ها به مناطق صنعتی و مسکونی و ده­ها مورد دیگر جملگی نشان از نابودی طبیعت به دست انسان دارد و همه­ی این موارد در گرمایش زمین و تغییرات اکولوژیکی تاثیر گذاشته­اند.

اما چه اتفاقی رخ داده؟ مردمی که نزدشان درخت و آب ، هر دو از عناصر مقدس و قابل احترام بوده و هنوز چشمه ها و درختان مقدسی در این سامان وجود دارد که مردم نذوراتشان را به پای آن می­ریزند،  حالا چنین تیشه به ریشه­­ی خویش و طبیعت خویش می­زنند! و نسبت به محیط زیست بی تفاوت شده­اند. مردمی که زمین را چنان گرامی می­داشتند که یک روز از سال را به نام " روز زن و زمین وزایش" جشن می­گرفتند، امروز زخم بر پیکر مادر خود می­زنند. به نظر می­رسد وجدان عمومی جامعه دچار آسیب شده و جامعه دچار سقوط اخلاقی شده است. منافع مالی و فردی بر منافع ملی چیره گشته و خودخواهی و کامجویی از لذت­ها و سودهای آنی و زودگذر جای کرامت انسانی را گرفته است.

-    هزار مورد آتش سوزی در سال 1389 و سوختن سی و چهارهکتار جنگل تنها در مناطق کردستان و یا هفتاد و چهار مورد آتش سوزی در پنج ماهه­ی نخست سال 1390 در لرستان در نتیجه­  از بین رفتن چهل هکتار جنگل در هر روز آمار بسیار وحشتناکی است و نمی­توان به راحتی از کنار آن گذشت، هرچند این تنها آمار رسمی است وآتش سوزی­های کوچک بسیاری رخ می­دهد که گزارش نمی­شود.

از آنجا که بزرگترین بحران امروز و آینده­ی ما بحران آب و محیط زیست است،سکوت جایز نیست .این مشکل یک مسئله-ی فرهنگی است تا سیاسی و برای حل این معضل سه گروه باید بسیج شوند:

1- نهادهای دولتی،که با کم کاری و رعایت نکردن قوانین موجود زیست محیطی تاکنون نقش مثبتی ایفا نکرده اند، می­توانند با برنامه ریزی و مدیریت صحیح منابع آبی،استفاده از رسانه­های جمعی، تامین تجهیزات و فناوری پیشرفته و امکانات مهار آتش در خور مناطق کوهستانی هر چه سریع تر اقدام کنند.

2- انجمن­ها و نهادهای غیر دولتی که پل ارتباطی و عامل آشتی مردم و دولت هستند می­توانند نقش آموزش نیروهای محلی را به عهده بگیرند. سال­هاست که از هر فرصتی برای بیان این پیشنهاد بهره گرفته­ام که فرهنگ سازی و آموزش برای حفظ زیست بوم و میراث فرهنگی باید از کودکی آغاز شود و به عنوان وظیفه­ی اصلی آموزشی مورد توجه قرار گیرد و در تمام مقاطع تحصیلی باید واحد درسی مربوط به حفظ محیط زیست و میراث فرهنگی اختصاص یابد.امروز نیز از آنجا که آموزش و پرورش، نقش و رسالت آموزشی را از دست داده و مسئولیت نهادهای دیگر را به دوش می­کشد و حفظ محیط زیست هیچ جایی در پس ذهن مدیران ارشد و برنامه ریزان درسی ندارد. این وظیفه بر عهده­ی انجمن ها و نهادهای غیردولتی است که با آموزش و اطلاع رسانی به کمک رسانه­های مستقل  و بر شمردن عواقب چنین تخریب­هایی ، مردم را آگاه سازند. در این  مورد می­توان با گره زدن منافع درازمدت مردم با حفظ محیط زیست تخریب­ها را متوقف کرد.

3- در نهایت مردم، که بازیگران اصلی این حوزه اند باید حس مسئولیت پذیری را در آنها برانگیخت و در تصمیم گیری­های محلی از مشارکت آنان بهره جست. تجربه نشان داده است، هر گاه از جوامع محلی برای حل مشکلات خودشان استفاده شده موفقیت خوبی حاصل شده است.

وباید توجه داشت اعلام کاهش آمار آتش سوزی در سال جاری از جانب مقامات مربوطه مشکلی را حل نخواهد کرد. از بین رفتن حتی یک متر جنگل فاجعه­ای بزرگ است و باید از آن جلوگیری کرد.


جمعه 9 دی 1390

مهرگان؛ جشنی برای سپاس از طبیعت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب درشرق ،جشن ها ،

 

مهرگان جشنی برای صلح  و د وستی                حسین زندی                                                     خصلت صلح جویی ایرانی از گذشته های دور سبب پدید آمدن آیین ها و مراسمی شده است که به صورت جشن و شادی خودنمایی می کند اگرچه در طول قرون گذشته این سرزمین مدام مورد هجوم قرار گرفته اما این ویژگی در نهاد مردمان سرزمین ایران ریشه دوانده و جزئی از زندگی و فرهنگ مردم شده است گاهی به صورت جشن ملی و گاهی به صورت جشن مذهبی و آیینی خود را نشان داده است به دیگر سخن این جشن ها سرمایه های فرهنگی و منابعی اند که اسطوره ها،آیین ها،رفتارها،جهان بینی و چگونگی زندگی اجتماعی گذشتگان را تا به امروز   حفظ کرده اند .

_جشن کهن مهرگان یکی از این جشن هاست سابقه ی این جشن را  تا هزاره ی سوم پیش از میلاد ذکر کرده انداما آنچه مسلم است این است که مهرگان پیش از ظهور زرتشت رواج داشته و هم زمان و همراه با مهرپرستی در ایران برگزار می شده است این جشن نیز مانند دیگر جشن ها با گذشت زمان دچار تحول و تغییر شده است گاه این تغییرات از طریق حکومت ها و سیاست های آنان بوده و گاه با تغییر شیوه ی زندگی مردمان و یا تاثیر ادیان و مذاهب که این جشن ها را به صورت جشن مذهبی پاسداری کرده اند . در منابع متعددی از پیشینه ی این جشن سخن گفته شده است اما بیش تر منابع مربوط به پیش از اسلام منابع غربی و یونانی است که به آثار کتزیاس و استرابن می توان اشاره کرد.

«...ولی در تلمود اورشلیم که فقط نام سه جشن مادی آمده است اسامی نسبتا واضح تر است این نام ها عبارت است از موتردی ( ترسکی ، (mutardi(turyaskai) و مهرنیکی(muharnekei) که به آسانی می توان تشخیص داد همان نوسرد، تیرکان و مهرکان است و این مطلبی است که چند نفر از دانشمندان[به دولاگارو  و کوهرت] آن را بیان و تایید کرده اند...»

[ بیست مقاله ی تقی زاده ص 240]

دکتر مهرداد بهار می گوید:«از هزاره ی سوم پ.م در آسیای غربی دو عید رواج داشت عید آفرینش که در اوایل پاییز و عید باززایی که در آغاز بهار برگزار می شده است . این دو عید باستانی حتی تا اواسط هزاره ی نخست پ.م در آسیای غربی وجود دارد و در واقع قدمت هر دو در این منطقه نشان داده می شود در ایران نیز نوروز عید بهاری و مهرگان عید پاییزی بوده است اما این به معنی وام گیری از بین النهرین نیست من برآنم که فرهنگ بومی وسیعی با وجوه مشترک از رود سند تا دره ی مدیترانه وجود داشته است».

[از اسطوره تا تاریخ ص 339]

مهرداد بهار معتقد است بعد ها با پدیدار شدن مردوک و یگانه شدن او با دیگر ایزدان این دو عید بهاری و پاییزی به یک جشن تبدیل می شود یعنی جشن نوروز اما حتی اگر این سخن را بپذیریم باید توجه داشته باشیم که مهرگان هنوز در مناطق مختلف ایران و در بین زرتشتیان متداول است اما نه به صورتی که پیش از زرتشت رواج داشته پس از تلفیق با نوروز جشن مهرگان متحول شده و جنبه ی اساطیری آن رنگ و بوی اجتماعی و کشاورزی به خود گرفته است که با مهرگان پیش از زرتشت کاملا متفاوت است . پس از اسلام نیز در منابع مختلف از جشن مهرگان یاد شده است آثار الباقیه که یکی از معتبرترین منابع در معرفی جشن ها است و از قرون اولیه اسلام به جا مانده از آن جمله است شاعران بزرگی مانند فردوسی، رودکی، منوچهری و مسعود سعد نیز آثاری در بزرگداشت مهرگان دارند.

بکرد اندر آن کوه آتشکده                            بدو تازه شد مهرگان و سده «فردوسی»

آمد خجسته مهرگان جشن بزرگ خسروان      نارنج و نار و ارغوانی آورد از هر ناحیه     «منوچهری»

ملکا جشن مهرگان آمد                            جشن شاهان وخسروان آمد

 خز به جای ملحم و خرگاه                        بدل باغ و بوستان آمد          

مورد به جای سوسن آمد باز                     می به جای ارغوان آمد        «رودکی»

ابوریحان می نویسد:مهر ماه و روز اول آن هرمزد روز است و روز شانزدهم مهر است که عید بزرگی است و به مهرگان معروف است که خزان دوم باشد و این عید مانند دیگر اعیاد برای عموم مردم است و تفسیر آن دوستی جان است و گویند که مهر نام آفتاب است و چون در این روز آفتاب برای اهل عالم پیدا شد این است که این روز را مهرگان گویند . نیز گفته اند در این روز فرشتگان برای یاری فریدون آمدند .

باز می نویسد:اما آن دسته ایرانیان که به تاویل قائل اند برای این قبیل مطالب تاویل قائل می شوند و مهرگان را دلیل بر قیامت و آخر عالم می دانند به این دلیل که هر چیزی که دارای نمو باشد در این روز به منتهای نمو خود می رسد و مواد نمو از آن منقطع می شود و حیوان در این روز از تناسل باز می ماند چنان که نوروز را آنچه در مهرگان گفته شد بعکس است و آن را آغاز عالم می دانند و برخی مهرگان را بر نوروز تفضیل داده اند چنان که پاییز را بر بهار برتری داده اند .

این اشاره ها نشان از قدمت و اهمیت مهرگان در ایران دارد در گذشته مهرگان خارج از حوزه ی فرهنگی ایران برگزار می شد که مورخین غربی بدان اشاره کرده اند و از تاثیر این جشن همان بس که اعراب معرب واژه مهرگان (مهرجان) را معادل واژه ی جشن قرار داده اند و برگزاری هر جشنی را مهرجان می گویند .

امروزه این جشن در مهر روز از ماه مهر در بین زرتشتیان برگزار می شود اما در بین باورمندان دیگر ادیان ایرانی این جشن به گونه ای دیگر پدیدار شده است جشن انگور که در ارومیه، تاکستان، ملایر و چند شهر دیگر برگزار می شود همچنین جشن گندم که تقریبا در بیشتر مناطقی که گندم کشت می شود و حتی مراسم های آیینی مانند قالیشویان و جشن انار از یادگارهای مهرگان است.

_یکی از نشانه ها و ویژگی های جشن های ایرانی در کنار شادمانگی همراه بودن با هدایا، خوراکی و نعمات است این هدایا بیش تر محصولات کشاورزی است به همین سبب گفته می شود ریشه ی اغلب این جشن ها دهقانی است سیستم کشاورزی و دامپروری در این آیین ها تاثیر بسیار گذاشته است و بالعکس این جشن نیز تاثیراتی بر نحوه ی زندگی و کشاورزی و کار مردمان داشته است در پایان فصل برداشت کشاورزان برای سپاس از برکتی که طبیعت در اختیار آنان قرار داده جشن می گیرند و در مقابل این جشن ها را مایه ی برکت و فراخی نعمت می دانند.

-دلیل به وجود آمدن مهرگان را آفرینش ، بر تخت نشستن فریدون وپیروزی برضحاک،تاجگذاری اردشیر،جشن برداشت وجشن دوستی وپیمان ذکر کرده اند.امروزه نیز می توان ازدیگر خصوصیات این جشن بهره برد وبادلی سرشار از امید وجامه ای ارغوانی به دور سفره مهرگانی حلقه زدوباهمگرایی به دور ازافسردگی، کینه وعداوت پیمان صلح ودوستی بست ودست افشان وپایکوبان نغمه مهرگانی سرود.


جمعه 9 دی 1390

کرمانشاه سرزمین چشمه های مقدس

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب درشرق ،

کرمانشاه سرزمین چشمه های مقدس      حسین زندی

از آنجا که آب همواره مظهر پاکی بوده است ایرانیان نیز این عنصر را مقدس و گرامی داشته اند بنابر شواهد و باورهای بر جا  مانده می توان گفت اهمیت آب در بین ایرانیان بیشتر از دیگر ملت های جهان بوده است . در میان عناصر چهارگانه آب پس از آتش گرامی ترین عنصر در اساطیر ایرانی آورده شده است و ایزد ناهید،آناهیتا را به نگهبانی آن برگزیده اند . ده ها جشن، مراسم و آیین مانند جشن آبریزان، مراسم باران خواهی، پاشیدن آب پشت سر مسافر و ... از روزگاران کهن بر جا مانده و هنوز متداول است . این نگرش در مذاهب و باورهای ساکنان ایران نیز تاثیر گذاشته است . در خرده اوستا، نیایش چهارم موسوم است به آب و آن را در کنار چشمه ها و جویبارها می خوانند . هرودوت می نویسد «ایرانیان در میان رود بول نمی کنند، در آب روان تفو نمی اندازند و در آن دست نمی شویند و متحمل هم نمی شوند که دیگری آن را به کثافاتی آلوده کند» از همین رو است که هنوز در این کشور در دامنه های زاگرس به ویژه استان کرمانشاه چشمه های مقدسی وجود دارد که مردم مراسم در کنار آن می گیرند و حاجات خود را از آن چشمه طلب می کنند یکی از آن چشمه ها «چشمه ریزه یا کانی ریزه » است نام این چشمه از دو واژه ی کانی به معنی چشمه و ریزه به معنای ریزش و ریختن است . در مناطق کردنشین روستاها و نام جاهای زیادی با پیشوند و یا پسوند کانی وجود دارد که نشان دهنده ی  اهمیت چشمه و آب است . کانی ریزه در شهرستان جوانرود[استان کرمانشاه] و مسیر جوانرود به ثلاث باباجانی در ارتفاعات کوه ساره ون یا ساره وان (کوه ریزه) قرار دارد فاصله ی چشمه ریزه تا شهرستان جوانرود حدود40 کیلومتر است که از میان روستاهای زیبا در دامنه ی کوه های پوشیده از جنگل بلوط و جاده های پیچ در پیچ می گذرند . نزدیک ترین روستا ها به این چشمه روستاهای کانی رش و آوارزه از توابع دهستان زمکان است تقریبا تا فاصله ی 4کیلومتری چشمه آسفالت شده و مسافت باقی مانده خاکی است . مردم بومی منطقه معتقدند هرکس بیماری داشته باشد از جمله سنگ کلیه اگر یک بطری بزرگ از آب چشمه بخورد و پای پیاده به سمت پایین (اولین روستا) برگردد سنگ کلیه اش دفع شده و بیماری اش درمان می گردد همچنین باور دارند با خوردن آب این چشمه به مراد خود می رسند . همه ساله کوهنوردان از سراسر ایران برای صعود کوه ساره وان به این نقطه می آیند .

-اما در طول مسیر در کنار طبیعت زیبای منطقه تصاویر آزاردهنده ای به چشم می خورد که نشان از خودخواهی انسان دارد افزون بر زباله ها، بطری ها و کیسه هایی که در کنار جاده ها ریخته شده است تماشای بقایای آتش سوزی جنگل ها و تخریب های معادن تازه تاسیس شن و ماسه دیدن تابلو نقاشی نفیسی را تداعی می کند که با آتش سیگار سوزانده باشند یا با شی برنده ای آن را خط خطی کرده باشند .

-در سال های اخیر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری محدوده ی چشمه ریزه را به عنوان سایت گردشگری در اختیار گرفته و مانند اغلب جاذبه های گردشگری یک کیوسک نگهبانی ، سرویس بهداشتی و چند سکو برای استراحت گردشگران احداث کرده است آب چشمه را به وسیله یک لوله به چندصد متر پایین تر از نقطه اصلی پشمه و محلی هموار انتقال داده اند و به دو انشعاب با فاصله ای در دو نقطه مختلف تقسیم کرده اند تا از ازدحام جمعیت کم کرده باشند اما تنها جاذبه ای که پس از ورود به این مرکز گردشگری به چشم می خورد زباله است و جای زخم بیل مکانیکی و یک دستشویی کثیف که دل هر بیننده ای را می آزارد .

-بنابر گفته ی نگهبانی مرکز روزانه به طور متوسط بین 300تا400 اتومبیل وارد محوطه ی کانی ریزه می شود هزینه ورودی هر اتومبیل 1000تومان است یعنی پیمانکاری که این محوطه را از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اجاره نموده در ماه حدود 10میلیون تومان درآمد دارد اما آیا سازمان نمی تواند در قرارداد خود از پیمانکار درخواست کند حداقل خدمات لازم، یعنی جمع آوری زباله ها و نظافت سرویس بهداشتی را در نظر بگیرد و بر این امر مهم نظارت کند متاسفانه در هیچ یک از مراکز گردشگری امکانات و خدمات ارائه شده با هزینه ی دریافتی از گردشگر همخوانی ندارد به ویژه اماکنی که اداره ی آن به عهده ی پیمانکار و بخش خصوصی است و مهم ترین مسئله که حقوق گردشگر است نادیده گرفته می شود و به نظر می رسد احترام به گردشگر در کشور ما پدیده ی بی معنایی است. سپردن مراکز تفریحی، گردشگری و تاریخی به شرکت ها و افرادی که درک درستی از این صنعت ندارند و تنها منفعت مالی را در نظر می گیرند همچنین نبود نظارت کافی توسط  سازمان گردشگری، مستقر نبودن راهنمایان گردشگری در این مراکز در کنار ناشنیده ماندن پیشنهادات فعالان و کارشناسان میراث فرهنگی و استفاده نکردن از تجربیات دیگر کشورها و ده ها مورد دیگر باعث شده صنعت گردشگری کشور دچار وضعیت بحرانی شود .


 

مصاحبه ی دبیرپژوهشی انجمن ایران شناسی کهن دژ (حسین زندی) با خبرگزاری میراث فرهنگی درباره ی آرامگاه بوعلی‌سینا، عرصه جولان معتادان و مواد فروشاندرتاریخ 15 فروردین 1390

چاپ شده در روزنامه جام جم و تهران امروز

 

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=52257

 

آرامگاه بوعلی‌سینا، عرصه جولان معتادان و مواد فروشان

آرمگاه بوعلی‌سینا یکی از مهمترین نقاط گردشگری همدان است. با این‌حال مجاورت این اثر ملی عرصه جولان معتادان و مواد فروشان شده و علی‌رغم برخورد نیروی انتظامی، همچنان این محل گریبانگیر معضلات اجتماعی خاصی است. هرچند تصور می‌شد در ایام تعطیلات نوروز از حضور این قبیل ناهنجاری‌های اجتماعی در کنار آرامگاه بوعلی‌سینا کاسته شود، اما همچنان مواد فروشان و معتادان در نزدیکی این اثر دیده می‌شدند.

 

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ آرامگاه بوعلی سینا،‌ پزشک،‌ فیلسوف و دانشمند عهد سامانیان در حالی یکی از مهمترین نقاط گردشگری شهر همدان محسوب می‌شود که به گفته فعالان و دوستداران میراث فرهنگی در استان همدان، طی 6 سال گذشته تجمع معتادان و فروشندگان مواد مخدر در پارک و محدوده اطراف این بنای تاریخی و فرهنگی افزایش یافته است. آرامگاه بوعلی سینا در فهرست میراث ملی کشور به ثبت رسیده است.

 

به گزارش CHN آرامگاه بوعلی سینا در سال 1330 به مناسبت هزارمین سال تولد این دانشمند عهد سامانیان، با الگویی از معماری برج بلند گنبد قابوس، توسط هوشنگ سیهون طراحی و ساخته شد. این اثر امروز یکی از مفاخر معماری ایران است و در هم‌آمیختن پیچیده‌گی‌های معماری اثر با شخصیت فرهنگی و علمی بوعلی سینا، این آرامگاه را به اثری منحصر به فرد بدل کرده است. با این‌حال، از سال‌ها قبل تجمع فروشندگان مواد مخدر و معتادان در مجاورت این بنا، مشکلات فرهنگی بیشماری برای آن به همراه داشته است.

 

بر اساس مشاهدات خبرنگار CHN، با وجود تعطیلات نوروزی و حضور گسترده گردشگران در محدوده و داخل آرامگاه بوعلی‌سینا، فروشندگان مواد مخدر در پارک مجاور این اثر همچنان مشغول فروش مواد مخدر بودند. این در حالی است که گفته می‌شود طی چند سال گذشته نیروی انتظامی چندین بار با فروشندگان مواد مخدر در این منطقه برخورد کرده‌است.

 

به گفته یکی از اهالی شهر همدان که در نزدیکی آرامگاه بوعلی سینا زندگی می‌کند، سال‌ها قبل به دلیل جایگاه علمی این دانشمند ایرانی که از داروهای گیاهی برای درمان بیماران خود استفاده می‌کرده، عده‌ای در کنار آرامگاه داروهای گیاهی می‌فروختند. به مرور زمان فروش داروهای گیاهی جای خود را به مواد مخدر داد و امروز فروشندگان این قبیل مواد، محدوده آرامگاه را به تجارت خود اختصاص داده‌اند.

 

از سوی دیگر خریداران و مصرف‌کنندگان مواد مخدر هم این محدوده را به عنوان محل تهیه مواد خود می‌شناسند و همین امر چهره فرهنگی محدوده اثر ملی آرامگاه بوعلی‌سینا را مخدوش کرده‌است.

 

«حسین زندی»، دبیر پژوهشی انجمن دوستداران میراث فرهنگی کهن‌دژ همدان با بیان این مطلب که طی سال‌های اخیر تجمع معتادان در کنار آرامگاه بوعلی‌سینا افزایش داشته است به CHN گفت: «در 5 یا 6 سال گذشته تجمع معتادان در کنار آرامگاه بوعلی‌سینا افزایش داشته و این درحالی است که در محدوده این اثر ملی دوربین‌های مدار بسته نسب شده‌است.»

 

وی در ادامه گفت: «آرامگاه بوعلی‌سینا در محله خوب همدان واقع شده و معمولا دو قشر بازنشستگان و جوانان در این منطقه با هم برخورد دارند. از سوی دیگر یکی از مراکز مهم همدان برای استفاده خانواده‌ها نیز محسوب می‌شود؛ با این‌حال زمانی که هوا تاریک می‌شود، اطراف آرامگاه دیگر برای گردشگران و خانواده‌ها امن نیست و این موضوع یکی از معضلات آرامگاه بوعلی‌سینا محسوب می‌شود.»

 

زندی همچنین گفت: «یکی از دلایل انتخاب این محل برای تجمع خرده فروشان مواد مخدر، تردد عمومی در منطقه به‌ویژه حضور جوانان است.»

 

وی با بیان این‌که تلاش‌هایی برای حذف معتادان و مواد فروشان از محدوده آرامگاه بوعلی‌سینا صورت گرفت اما نتیجه نداشت گفت: «چند سال قبل تقاضای برگزاری نمایشگاه کتاب در پارک مجاور آرامگاه داشتیم که همزمان با ما گروهی هم درخواست برگزاری نمایشگاه مبارزه با مواد مخدر داشتند. آن‌ها نمایشگاه‌شان را برپا کردند که البته بیشتر شبیه روش‌های استفاده از مواد مخدر بود. از آن زمان تا امروز هیچ تغییری در کاهش عرضه‌کنندگان و مصرف‌کنندگان مواد مخدر در مجاورت آرامگاه به وجود نیامده‌است.»

 

دبیر پژوهشی انجمن دوستداران میراث فرهنگی کهن‌دژ همدان با انتقاد از برخی کارهای صورت گرفته در آرامگاه بوعلی‌سینا گفت: «آرامگاه بوعلی سینا پدیده‌ای در معماری معاصر ایران است. با این حال وجود تصاویر و تابلوهایی از داروهای گیاهی در دیوار چندضلعی محل تدفین بوعلی‌سینا باعث می‌شود، شگفتی‌های معماری این اثر به درستی دیده نشود.»

 

وی همچنین با انتقاد از برگزاری مراسم‌های ویژه از جمله اجرای موسیقی و حرکات موزون سنتی روی سقف آرامگاه گفت: «اجرای این قبیل برنامه‌ها در مکان‌های تاریخی خوب است اما نه روی سقف آرامگاه بوعلی‌سینا؛ این امر باعث می‌شود که سقف آرامگاه با تجمع بیش از حد گردشگران مواجه شده و به مرور زمان دچار آسیب شود.»

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic