تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب مطالب در روزگار

اطلاق پایتختی فرهنگی به شهرها جنبه تبلیغاتی دارد

 

حسین زندی دبیر پژوهشی انجمن ایرانشناسی کهن دژ

مدتی است برخی شهرهای کشور راتنها به سبب دارا بودن پیشینه تاریخی در شمار پایتخت های فرهنگی می آورند بدون درنظر گرفتن فاکتورها ومولفه های دیگر که بایسته چنین شهرهایست. ودرصورت برخورداری شهر از ظرفیت های لازم برای این نامگذاری به حال خود رها می شود وبه نظر می رسدمهمترین دلمشغولی مسولین این است که فکر می کنند همه مسایل با یک اسم حل خواهد شد.

پایتخت ها، بویژه پایتخت های فرهنگی  با نشانه ها واجزاء مرتبط وهمسو مانند دانشگاه، تئاتر،سینما، تالار شهر،پارک،فرهنگسرا،موزه،ورزشگاه و....شناخته می شونداما در شهرهای مورد اشاره چنین مظاهری یا غایبند ویا کمتر دیده می شوند.ایجاد این مراکز شهروندان را آماده پذیرش تغییرات وبرنامه های جدید پیش رو خواهد کرد.

وقتی عنوان پایتخت فرهنگی به یک شهر اطلاق می شود باید به نقش ،کارکرد ومفهوم پایتخت توجه شود

لوییزممفورد معتقد است «اساسی ترین نقش شهر[فرهنگی]جدا از درام روزانه عبارت است ازوسعت

    بخشیدن به میراث فرهنگی وانتقال آن»  به همین دلیل   پیش تر باید زیر ساخت های اجتماعی وفرهنگی آن شهرتغییر کند وظزفیت های فرهنگی آن تقویت شود تا با نام مورد نظر همخوانی داشته باشد  وزمینه پذیرش چنین نام گذاری را دارا باشد ومهمتر از همه اینکه پس از نامگذاری حمایت هاوپشتیبانی های بیشتری صورت پذیرد این درحالیست که نامگذاری ها تا ثیر ملموسی در زندگی وکار شهروندان نداشته وبیشتر در حد مکاتبات اداری باقی می ماند ، به طور مثال درسال های اخیر عنوان پایتخت تاریخ وتمدن راضمیمه نام همدان کرده اند اما حتا یک پژوهشکده تاریخ در این شهر تاسیس نشده و هیچ منبع علمی ودانشگاهی دراین زمینه تولید نشده است  تا بدان استناد کرد نه تنها درمعماری وطراحی شهری تغییری حاصل نشده بلکه درنامگذاری میدان ها خیابان ها هم تاثیری نمی بینیم  واین عنوان بلند بالا درچند بنرو تابلو تبلیغاتی در ورودیهای شهر خلاصه شده است .لالجین  نیز چنین وضعیتی دارد.  زمانی که این عنوان به نام لالجین افزوده شد انتظار میرفت امکانات وابزار لازم نیز در نظر گرفته شود ،برنامه ریزی شهری تغییر کندوحتا نخبگان ایرانی خارج کشور درزمینه سفال جذب شوند،  انجمن های صنفی وهنری  ونهاد های مدنی مرتبط  مختلفی پدید آید تا شهروندان در تصمیم سازی ها وتصمیم گیری ها نقش داشته باشند چراکه هر گاه  مساله مشارکت های مردمی درمیان بوده ومردم با منافع دراز مدت خود اشنا شده اند رشد وپیشرفت سرعت بیشتری داشته است .مسایلی مانند آموزش ،برگزاری جشنواره های سفال وسرامیک ، همکاری در ایجاد مراکز تحقیقاتی وپژوهشی درکنار نهادهای دولتی و مسایل متعدد دیگر می توانست لالجین را از وضعیت نگران کننده فعلی نجات دهد. تا کنون نه دوسالانه ی سفال در  ایران برگزار شده است وبه زودی دوسالانه بعدی در یک ازشهرهای کشور بر گزار می شود  پرسش این است جایگاه لالجین به عنوان پایتخت سفال ایران در این دوسالانه ها کجاست ؟به طور کلی در سال های اخیرکدام فستیوال ،جشنواره وبینال در این پایتخت برگزار شده است.؟وهنر مندان وسفالگران لالجینی چه جایگاه ومقامی به دست آورده اند؟وچه اتفاقی روی داده است فروشندگان لالجینی ترجیح میدهند سفال چینی بفروشند؟

 اگر از ظرفیت های لالجین به درستی وباکارشناسی مدیرت صحیح استفاده شود جایگاه واقعی اش را به عنوان پایتختی سفال وسرامیک ایران باز می یابد  :دانشگاه سفال لالجین از جمله مراکز آموزشی در کشور است که از دهه پنجاه با ابزار تولید پیشرفته  متاسفانه کمتر مورد توجه واقع شده  تاجایی که درسال های اخیر پذیرش دانشجو در رشته سفال سرامیک کمتر از برخی رشته های غیر مرتبط مانند معماری و...بوده است  می تواند با توجه به امکا نات وموقعیت ممتازوابزار ووسایلی که در اختیار دارد نقش پر رنگ تری در آموزش داشته باشد  به طور کلی ایجاد مراکز اموزشی وپژوهشی همچنین توانمندی های شهروندان را نباید نادیده گرفت.  همانطور که اشاره شدیکی از کمبودها وضعف های این شهرها نبود مراکز پژوهشی وتحقیقاتی است پایتخت های فرهنگی در ایران عمدتا فاقدچنین مراکزی هستند در لالجین هم با تاسیس مرکز سفال شناسی لالجین شناسی می توان به تولید آثاری در زمینه های شیوه سفالگری ،نوع رنگ ولعاب,روش های بسته بندی،تاریخ وفرهنگ مردمان این شهربه عنوان بزرگترین مرکز سفال کشور دردسترس علاقمندان قرار داد.

این شهربه لحاظ زمینه مثبت وظرفیت هایی که دارد در صورت برطرف کردن نقاط ضعف موجود مانند مشکلات بسته بندی ،تبلیغات،آموزش ، پژوهش ،مدیریت پسماندها،تقاضای جهانی،نوآوری،جذب سرمایه و...بابازنگری درنحوه مدیرت شهری وحمات های صحیح دولتی ومشارکت مردمی می تواند به یکی از مناطق گردشگری وتجاری کشور مبدل شود.


آیا لالجین شرایط این­که پایتخت یا قطب سفال ایران باشد را دارد؟

گفتگوی روزگار(حسین زندی) باناصرمقدم پورعضو هیأت علمی دانشگاه و کارشناس سفال

 آقای  مقدم  پایتخت سفال ایران جه ویژگی­هایی باید داشته باشد و یا اصولاً مفهوم پایتخت هنری چیست و چه   معیار­هایی دارد؟  

ابتدا باید گفت که هنر گرفتار مرز و محدوده جغرافیایی خاصی نیست و در هر نقطه­­ای از زمین و توسط هر فردی امکان آفرینش هنری وجود دارد با این حال دسته­ای از هنرها به ویژه آن گروه که به صورت انبوه تولید می­شوند و محل درآمد توده­های مردم هستند کم کم در مناطق جغرافیایی مناسب و مشخصی متمرکز می­شوند، رشد می­کنند و فضای بهتری برای کار پدید می آورند. چنین محل­هایی گاه به صورت مرکز در یک منطقه یا یک کشور و یا در جهان در می آیند. این مرکزیت گاه از چند دهه تا قرن­ها دوام می یابد که نمونه­های آن در انواع هنرها مثل موسیقی، شیشه گری، سینما، مد، طراحی خودرو و زمینه­های دیگر شناخته شده و معروف هستند البته در اینجا بحث دیگری نیز پیش می آید درباره واژه پایتخت و این که آیا به کارگیری این واژه که بیشتر در حوزه سیاسی و حکومتی و در قلمروی متشکل از نهادهای مختلف کاربرد دارد در حوزه هنر و صنایع دستی مناسب است یا نه؟ طبق روال بسیاری از واژ ه­ها و صفت­ها در زبان ما و غلط های مصطلح فراوان دیگر، چندان به این موضوع نمی پردازیم البته اگر بتوان از واژه مرکز یا قطب استفاده کرد صورت بهتری دارد. در هر صورت برای پرهیز از بحث و جدل­های بیهوده و کلی گویی­های متداول و نیز کاستن از تعصبات  موجود در این­که کجا مرکز فلان هنر است  یا نیست،   بهتر است ابتدا ویژگی­ها یا شرایط یک مرکز یا جامعه یا پایتخت هنری را بررسی کنیم برای این کار می توان به این موارد اشاره کرد: سابقه – کمیت کار- موسسات جانبی - کیفیت کار- اشتهار یا شناخته شدگی – تاثیر و نقش – سبک یا هویت – اقتصاد و تجارت- ماندگاری و دوام – هنرمندان و شاغلین. البته می توان موارد دیگری را به این عناوین افزود که من به همین­ها بسنده می کنم.. 

این  ویژگی­ها را درصورت امکان برای مخاطب­های ما توضیح دهید.

  سابقه درهنر سنتی در طول زمانی دراز شکل می گیرد، هنر سنتی حاصل یک ایده فردی یا شخصی نیست بلکه نتیجه فعالیتی است از دل اجتماع و شرایط آن. هر چه سابقه یک هنر بیشتر باشد ساختار اجتماعی آن نیز محکم تر و ریشه­های آن عمیق­تر است و نتیجه یا حاصل کار هم دلنشین­تر خواهد بود. در بسیاری از نقاط سابقه­ای بیش از چند قرن برای یک هنر یا صنایع دستی وجود دارد و به نوعی در بسیاری از مناسبات و فعالیت­های آن منطقه ریشه دوانده است.

 اما درباره ی کمیت کار تولید صنایع دستی امکانات زیادی نیاز ندارد و می توان با سرمایه گذاری نسبتاً کم و محدود به کار پرداخت بنا­­براین بسیاری از رشته­های هنری در قالب کارگاهی کوچک در نقاط مختلف به وجود آمده­اند اما برای اینکه نقط­ه­ ای را به عنوان مرکز یا قطب یک فعالیت هنری شناخت باید تعداد کارگاه­ها و به دنبال آن حجم آثار تولیدی مورد توجه قرار گیرد و گر نه در مقیاس کوچک و تعداد کم هر نقطه یا محلی می تواند قطب یک هنر باشد.

 اما  برای این که یک فعالیت تولیدی در حوزه وسیع شکل بگیرد باید نهادها و سازمان­ها و موسسات وابسته دیگری نیز در کنار کارگاه­های تولیدی وجود داشته باشد مانند شبکه­های توزیع و حمل و نقل، تهیه مواد اولیه، ساخت، تعمیر و نگهداری ماشین آلات یا وسایل کار، فروش، صادرات ، موسسات آموزشی و تحقیقاتی و ... که در کنار فعالیت اصلی و با هدف ارائه خدمات و تکمیل روند تولید قرار می گیرند.

یکی از مهم ترین معیارها در ارزیابی آثار هنری، کیفیت آن است اینکه تا چه اندازه زیباست، خلاقانه است جذابیت دارد و ... . در هر رشته هنری آثاری از پایین ترین حد کیفیت تا بالاترین آن وجود دارد. در یک مرکز یا قطب هنری انواع محصولات با کیفیت­های مختلف تولید می­شوند اما معدل یا برآیند نهایی از کیفیت آثار می­تواند جایگاه آن مرکز را مشخص کند.

اشتهار یا شناخته شدگی خیلی مهم است وقتی مجموعه­ای از محصولات به لحاظ تولید بالا در گستره وسیعی به فروش می­رسند و کیفیت و سابقه قابل توجهی داشته باشند به شهرت می­رسند. بسیاری از آثار صنایع دستی با نام محل ساخت آن­ها شناخته می­شوند و اگر سابقه و کیفیت آثار بالاتر از نمونه­های مشابه مراکز دیگر باشند این شهرت، منحصر به فرد می­شود. در این حوزه معمولا نامی از هنرمند به میان نمی آید و بیشتر به مرکز ساخت اشاره می­شود.

 تاثیر و نقش را هم می توان این طور تعریف کرد که اگر چه در روزگار کنونی از میزان کاربرد صنایع دستی در زندگی روزمره کاسته شده است اما نقش و تاثیر هر گروه از اثار در زندگی و به ویژه در عرصه هنر و زیبایی شناسی باید مورد بررسی قرار گیرد. گسترش ارتباط تجاری، صادرات، تبلیغات، توریسم و .. عواملی هستند که به تاثیر­گذاری یا تاثیر­پذیری در طرح، نقش، رنگ ، مواد و کاربردهای آثار هنری می­انجامند. مطمئناً تاثیر گذاردن بر هنر و فرهنگ­های دیگر نشان از توانمندی و قابلیت مجموعه آثار تولید شده در یک منطقه یا مرکز دارد.

مواردی مثل هویت،درآمد اقتصادی، ماندگاری و سازندگان که اشاره کردید چه؟ بقیه ی موارد چطور؟

هر اثر هنری، هویتی دارد و مجموعه ای از آثار در کنار هم ما را به درک بهتری از ماهیت و هویت آن­ها می­رساند. اثر هنری نشان دهنده شخصیت، اعتقادات، آداب و رسوم و آیین­ها ، مناسبات اجتماعی و فرهنگی هنرمند و جامعه ای است که در آن زندگی می­کند. بنابراین هرچه هنرمند شخصیتی قوی داشته باشد و شرایط اجتماعی و فرهنگی مناسبی را درک کرده باشد می تواند آثار هنری با هویت و شناسنامه دار خلق کند.هویت مستقل و متمایز نشانگر اصولی بودن روند خلق اثر و شخصیت اجتماعی هنرمند و نیز سطح اجتماعی محیطی است که اثر هنری در آن­جا تولید می شود.توجه به این نکات نیز ضروری و مهم است.

اقتصاد و تجارت نیز برای ادامه ی زندگی هنرهای سنتی واجب است.در بیشتر شاخه­های صنایع دستی، محصولات قیمت بالایی ندارند. هنرمند با تلاش فراوان ناچار به تولید تعداد زیادی اثر است، بنابراین مسئله اقتصاد یا فروش و بازار و سود و زیان از مسائل و مهم و   تاثیر­گذار در جریان کار او و هنرمندان دیگر است. بررسی ارزش اقتصادی فعالیت هنری در یک منطقه از   شاخص­های دیگر در موضوع مورد بحث ماست.

به ویژگی سابقه اشاره شد یک ویژگی تقریباً مشابه دیگر در بحث ما دوام و ماندگاری یک شاخه­ی هنری در یک منطقه است. ثبات و دوام یک هنر در یک منطقه نشان می دهد که آن هنر ساختاری محکم و زیربنایی اصولی دارد. باید توجه داشت که می­شود با سرمایه گذاری و جذب سریع گروهی از تولید کنندگان مقدمات تولید صنایع دستی در فضایی جدید را فراهم آورد اما با در نظر گرفتن اصالت و ماهیت ذاتی هنر و صنایع دستی چنین کاری در کوتاه مدت مفید نبوده و به پایداری و ثبات لازم در عرصه صنایع دستی نمی­رسد.

هنر مندان و شاغلین  و نهایتا یکی از مهمترین عوامل یا ویژگی­ها در شناسایی مرکز کار هنری، تعداد هنرمندان یا شاغلین در آن کار است. گذشته از بحث درجه بندی هنرمند و جایگاه شخصیتی او، این ویژگی می­تواند معیار قابل اتکایی در موضوع بررسی ما باشد.

با این تفاسیرآیا لالجین شرایط اینکه پایتخت یا قطب سفال ایران باشد را دارد؟

باید پذیرفت که هیچ مرکز یا مکتب یا منطقه­ای تمامی شرایط را همزمان برای یک فعالیت ندارد و این طبیعی است که هر منطقه­ای توانمندی­ها و ضعف­های مخصوص به خود را داشته باشد. باید لالجین و سفال آن را با مناطق و شهرهای دیگر مقایسه کرد. با توجه به معیارهایی که گفتیم و نیز شرایط مناطق یا شهرهای دیگر من معتقدم در بسیاری از زمینه ها لالجین توانمندی های بسیار بالاتری نسبت به مناطق دیگر دارد ممکن است سفالگری در شهر یا روستایی دیگر از یک یا چند معیار شرایط خوبی داشته باشد و حتی بهتر از لالجین باشد اما وقتی تمامی معیارها را در نظر می گیریم متوجه می شویم که لالجین از مجموع جنبه­ها در حالتی خاص قرار دارد و در حال حاضر تنها جایی که می توان با عنوان مرکز یا قطب یا پایخت خوانده شود لالجین است. آمارها و شواهد و نمونه­های بسیاری در دست است که اشاره به آن­ها فرصت دیگری می خواهد به عنوان مثال وجود نزدیک به 2000 سفالگر ماهر که مهارت کار با چرخ بسیاری از آن­ها در سطح جهانی نیز بی رقیب است موضوع کمی نیست. با این حال مشکلات و نابسامانی­های بسیاری نیز در لالجین و سفال آن دیده می­شود که بسیاری از مواقع ما را نگران می کند که بازتاب آن در همین سوال یا شک شما نسبت به پایتخت سفال ایران آشکار است

لالجین و سفال آن گرفتار چه تهدیداتی هستند ؟  

تهدیدات و مشکلاتی مانند بحران سوخت، ضایعات فراوان، محدودیت مواد اولیه، از بین رفتن کارگاه های سنتی، نابسامانی در بازار، مشکلات صادرات، بسته بندی، مسائل زیست محیطی، مشکلات کار و قوانین مربوط]، شهرک سفال، اجناس تقلبی، لعاب و مشکلات فنی و ... از سوی مردم و مسئولین مطرح می­شود. هر کدام از این موارد به تنهایی می­تواند تمام توانمندی­های مجموعه ای چون لالجین رااز بین ببرد بحث در هر زمینه نیاز به طرح مطالب مختلف از دیدگاه کارشناسی دارد از این رو مایلم تنها به جنبه ای بپردازم که در حیطه کاری بنده است .به نظر من لالجین فراتر از یک منطقه یا شهر سفال شده است. این شهر مرکز توزیع انواع محصولات سرامیکی و صنایع دستی ساخت مناطق دیگر و حتی وارداتی است. بنابر این در نگاه اول هویتی در محصولات نمی بینیم. از دست رفتن هویت و سبک در سفال لالجین تهدید بسیار جدی است. سفال لالجین از نظر طرح و فرم و نقش و رنگ و کاربرد و لعاب ویژگی­های ارزشمندی دارد. هنوز هم تعداد قابل توجهی از کارگاه ها و هنرمندان به سبک اصیل و سنتی وفادارند اما متاسفانه این گروه و آثار آن­ها در میان انبوهی از محصولات بیگانه،  تقلبی، بدون هویت و پرزرق و برق گم        می­شوند. نمی­توان انتظار داشت. از سوی دیگر نمی­توان جلوی واردات را گرفت یا انتظار داشت  تمامی 700 کارگاه لالجین آثار سنتی و بومی تولید کنند اما می توان با تاکید بر ارزش صنایع دستی بومی و ویژگی­های مثبت آن هنر سفال لالجین را حفظ کرد. ضرورت دارد ارزش هنری و زیبایی شناختی هنر لالجین را برای بازدیدکنندگان، توریست­ها و صاحبنظران و مسئولین آشکار کرد تا هم ارزش آثار هنری واقعی شناخته شود و هم خریداران دانا و هنردوست بتوانند به آثار بومی لالجین دسترسی داشته باشند در این صورت راهکارهای صحیح برای رفع خطر یا بحران طرح خواهد شد و دور باطل بحث­های فعلی به پایان می­رسد. در لالجین هنوز هم آثار اصیل و بومی با  ارزش­های بالای هنری تولید می شود اما همانند بسیاری از مراکز هنرهای دیگر این آثار دیده نمی­شوند و به حساب نمی­آیند.


تخریب قلعه باستانی شاه تهماسب همدان

حسین زندی دبیر پژوهشی انجمن ایرانشناسی  کهن دژ       درکنار عواقب جبران نا پذیر به بار آمده ازبرنامه هایی     مانند خروج آثار  از ثبت  ملی ،سدسازی های بی رویه درکنار محوطه های تاریخی و....که خود حدیثی مفصل است ؛                یکی از نگرانی ها و دل مشغولی های نهادهای مدنی و فعالان میراث فرهنگی آسیب رساندن و تخریب اماکن ، محوطه ها و تپه های تاریخی و باستانی ثبت نشده است. مکان هایی که سازمان میراث فرهنگی و نهادهای دولتی هیچ گونه نظارتی به روی آن ها ندارند و از طرفی در صورت رسانه ای کردن ویرانی های به بار آمده و پرداختن به تخریب های طبیعی و غیر طبیعی که از سوی مردم بومی   به دلیل عدم آگاهی و یا منفعت  طلبی و سودجویی شخصی صورت می گیرد   نه تنها سودی ندارد  بلکه کار را خراب تر می کند و موجب معرفی این محوطه ها به حفاران غیرمجاز می شود . قاچاقچیان عتیقه که به حمدا... تعدادشان در چند سال گذشته با در اختیار داشتن فلزیاب و معدن یاب ها صد چندان شده است و   نتیجه  اش این شده است که  حملات، ویرانی ها و غارت محوطه های باستانی روز به روز بیشتر   شود.  

- یکی از این موارد محوطه شاه تهماسب در چند کیلومتری شرق شهرستان همدان است که بارها با باستان شناسان و کارکنان میراث فرهنگی در باب موقعیت و اهمیت اش سخن گفته ا م اما...  .

-این تپه اوایل دهه ی هشتاد اولین بار از سوی افراد ناشناس به وسیله ی «لودر» و «بیل مکانیکی» تخریب شد و تاج تپه به طور کلی نابود شد و  به دنبال  آن بقایای قلعه که  معروف  است به شاه تهماسب و در زیر خاک پنهان بود نمایان شد و چند مورد گودال توسط قاچاقچیان   بر  روی آن حفر شد.   در پی آن خشت های دیوار قلعه نیز آسیب دیدند خشت ها در اندازه های چهل در بیست ودو در چهارده  سانتیمتر است از آنجا که رگه های سفید رنگ در بین خشت ها وجود دارد به نظر میرسد با ملاط   ساروج کار شده است  و دوستان باستان شناس پس از مشاهده بقایای سفال هایی که در اطراف قلعه وجود دارد احتمال میدهند محوطه متعلق به دوره سلجوقیان باشد  و برخی  حتی آن را به دوره اشکانی نسبت می دهند و البته تا کاوش علمی بروی تپه صورت نگیرد نمی توان با قطعیت از تاریخچه آن سخن گفت وعلت نامگذاری اش را دانست.

-اما مسئله اصلی این است که گودال ها و حفرهای ایجاد شده بر قلعه و اطراف آن در یک سال گذشته به شدت افزایش یافته به طوری که دیگر نمی توان سخنی نگفت  و سکوت کرد  چرا که کار از تخریب گذشته و تپه مبدل شده است به ده ها گودال بزرگ و روز به روز هم بر تعدادشان افزوده می شود .-شخم زدن گورستان کنار تپه توسط کشاورزان و سودجویان موجب از بین رفتن سنگ قبرها شده است و از سویی گسترش شهر و خانه سازی ها نیز این محوطه ها را تهدید می کند.اما به راستی چه می توان کرد تا مورد لعن ونفرین آیندگان قرار نگرفت ؟ سال ها پیش از سوی کار شناسان پیشنهاداتی شدمبنی برحفاظت محوطه های تاریخی توسط سربازان ونیرو های انتظامی به نام یگان حفاظت از میراث فرهنگی که توجهی بدان نشد . اما امروز انتظار می رود حداقل پیش از ویرانی کامل موارد این چنینی کاوشی اساسی بر روی ان ها صورت بگیرد. یا بدین پرسش پاسخ داده شود که از تخصص این همه فارغ التحصیل رشته ی باستان شناسی ومرمت آثار تاریخی که سر مایه های این کشورهستند چه روزی استفاده خواهد شد.


کارگاه های سفالگری پایتخت سفال ایران در انتظار ثبت ملی

حسین زندی دبیر پژوهشی انجمن ایران شناسی کهن دژ

یکی از تدابیری که در جهت حفظ و حراست از میراث تاریخی ، طبیعی و معنوی صورت می گیرد ثبت آثار در فهرست آثار ملی است تا گامی در جهت حفظ و نگهداری برداشته شود از گزند تخریب و تغییر در امان باشد.

-کارگاه های سنتی سفالگری شهرستان لاله جین در استان همدان که با عنوان پایتخت سفال ایران از آن یاد می شود از جمله این آثاراند که از جنبه های گوناگون حائز اهمیت اند سازه و بنای کارگاهی همچنین ابزارها،وسایل و دستگاه های سفالگری که دارای قدمت تاریخی هستند و به عنوان میراثی تاریخی و شیوه سفالگری سنتی که بدون فناوری روز و ابزارهای برقی و ماشین های مدرن انجام می شود میراثی معنوی که سابقه ای چند صد ساله دارد می تواند به عنوان جاذبه ای فرهنگی و تاریخی مورد توجه قرار گیرد اما به دلیل عدم برنامه ریزی و مدیریت شهری آسیب های جدی بر پیکره شهر وارد شده است  و موجب نگرانی دوستداران و فعالان میراث فرهنگی گردیده است .

در اواسط دهه شصت بیش از ششصد کارگاه در این شهر گزارش شده است اما امروز کمترازهشتاد کارگاه در این شهر باقی مانده است از آنجا که این کارگاه ها در درون شهر قرار دارد و با رشد جمعیت شهر و تغییرات بافت ها و فضاهای شهری این کارگاه ها نیز دچار دگرگونی شده است و چون مدیران شهری نتوانسته اند نیاز های مسکونی مردم را مدیریت کنند و قانونی برای حفظ بافت های سنتی و کارگاه ها وجود ندارد از سوی دیگر نبود حمایت های دولتی مالکان را ترغیب کرده است این اماکن را تخریب کنند و آپارتمان و رستوران به جای آن بسازند و منافع کوتاه مدت را ترجیح دهند تجربه نشان داده است که با ایجاد تحول در صنعت گردشگری بافت تاریخی از آپارتمان درآمدزایی بیشتری دارد این در حالی است که کارشناسان و دلسوزان میراث فرهنگی بارها پیشنهاد داده اند این مکان ها ثبت ملی شوند و تبدیل به فرهنگسرا و موزه سفال شوند اما کارگاه های ثبت شده به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد و به گفته یکی از اعضای شورای شهر تنها دو کارگاه ثبت شده است در حالی که کارگاه های با سابقه چهارصد ساله در این شهر شناسایی شده است.

-سفال لاله جین شهرتی جهانی دارد و صادرات سفال از منابع اصلی درآمدزایی مردمان این شهر است و به طور سنتی قرن هاست سفالگری شغل اصلی شهروندان لاله جینی است و امروز با بیش از هفتادوپنج درصد مردم بدین کار اشتغال دارند. اما در سال های اخیر مسائل و معضلات دیگر آن را تهدید می کند ورود سفال ارزان قیمت چینی آسیب فراوانی به صنعت این شهر وارد می کند. اما مسئله مهم دیگر برداشت بی رویه از خاک اطراف شهر است که به زودی دچار کمبود خواهد شد و از آنجا که حجم تولیدات بسیار بالاست و کیفیت روز به روز پایین می آید ضایعات و پسماندهای سفال ها هر روز افزون تر می شود در واقع سفالگران جدید خاک لاله جین را تبدیل به سفال شکسته و زباله می کنند که در گرداگرد شهر تلنبار شده است چهره زشتی به این شهر می بخشد .

اما با ثبت این آثار و استفاده از نیروهای داوطلب و برانگیختن حس مسئولیت پذیری شهروندان و آموزش آنها به نگهداری و حفظ این آثار کمک کرد و یا با شهرک سازی در اطراف شهر قدیم و انتقال اماکن مسکونی و اداری به خارج از شهر می توان از تخریب بیشتر خانه ها و کارگاه های قدیمی جلوگیری کرد و از این فضاها به عنوان موزه سفال و آموزشگاه سفالگری استفاده کرد.      


شنبه 28 اسفند 1389

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در روزگار ،جشن ها ،

هنگام نوشتن این مطلب با خبر شدم مردم شناس برجسته استاد محمود روح الامینی که در زمینه جشن های ایرانی آثار ماندگاری برجا گذاشته از دنیا رفت.از آنجا که در این یاداشت از آثار گرانبهای وی بهره مند شده،  وظیفه می دانم آن را به روان این استاد گرانقدر تقدیم کنم          یادش گرامی      

حسین زندی هموند انجمن ایران شناسی کهن دژ

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

صحرا رخ خود به ابر نوروز بشست / وین دهر شکسته دل زنو گشت درست

با سبزه رخی به سبزه زاری می خور / بر یاد کسی که سبزه از خاکش رست

نوروز از جمله پدیده هایی است که به دلیل اهمیتش همواره مورد ارزیابی پژوهشگران بوده و آنچه از تو در توهای تاریخ گذشته و در طول هزارها به صورت مکتوب و شفاهی به دست ما رسیده گواه این امر است آثاری که در قرون اولیه هجری پدید آمده مانند آثارالباقیه ، زین الاخبار، تاریخ بخارا، نوروز نامه، اشعار شعرای نامدار همچنین در یک صد سال اخیر به هزاران مقاله و صدها کتاب رسیده است این روند همواره ادامه دارد در پی یافتن چرایی و چگونگی پیدایش این جشن بزرگ سخن ها می رود و هرکسی از ظن خود بدان می نگرد. اما نکته جالب توجه این است که در سال های اخیر با پیشرفت علم و پدید آمدن و تکامل علوم جدید مانند مردم شناسی، انسان شناسی، زبان شناسی، اسطوره شناسی و علوم اجتماعی و.... این راه را هموارتر کرد و در کنار آن که سوال های جدیدی مطرح کرده پژوهشگران را به پاسخ نزدیک کرده است.

-زندگی مردمان پیوسته با اسطوره ها و باورهایشان رابطه دو سویه داشته است و این یکی از رموز ماندگاری جشن ها و آیین هایی مانند نوروز است از همین روی پیگیری شکل گیری آیین ها، مناسک بویژه نوروز در دل اسطوره ها بی ثمر نیست اساتیدی مانند زنده یاد مهرداد بهار آثار گرانباری در این زمینه دارند. وی خاستگاه نوروز را بین النهرین دانسته است و قدمت آنرا به سه هزار سال پیش از میلاد می رساند و این جشن را برگرفته از جشن های آفرینش در این منطقه که در دوره های مختلف و در فصل آغاز مهر و بهار برگزار می شده می داند. اما برخی هم تفاوت های زمانی و ساختاری جشن ها و ویژگی های قوم شناسی منطقه اشاره می کنند و این فرضیه را رد می کنند و نوروز را جشن کاملا ایرانی می دانند .

-انسان ایرانی نوشدن روزگار و زایش دوباره طبیعت را دستمایه اسطوره آفرینش قرار داده و این ایام را زمان آفرینش دانسته است باور داشتن به بی مرگی، حلول و تناسخ، باز زایی و دوباره زنده شدن که همچنان در بین ایرانیان رواج دارد از تحول و دگرگونی و نو شدن طبیعت در فصل بهار سرچشمه گرفته است و یا نقش اسطوره جمشید در نوروز از همین دست است . جمشید برای ایرانیان باستان مانند حضرت سلیمان در بین مسلمانان است و هر اتفاق و پدیده مقدس و خوبی بدو نسبت داده شده است .جالب است که این رخداد ها بیشتر در نوروز توسط جمشید به وقوع پیوسته است ،تجدید دین با پیروزی بر اهریمن ،نجات    مردم از خشکسالی ، به فرمان درآوردن دیوان ،روز بر تخت نشستن ،تعیین اوزان و مقادیر، کشف شکر و نیشکر(شیرینی)،کندن جوی ها و آب راه ها جهت شستن گناهان همگی باور هایی است که به جمشید جم و نوروز مرتبط است . نکته دگر این که امروز بکتاشی های ترکیه به اعیاد و جشن های خود «جم» می گویند . به نظر می رسد این نامگذاری از باور به جمشید سرچشمه گرفته است و  آمده است که نامگذاری تخت جمشید نیز چنین است. از ویژگی های این جشن به قدرت مندی،فراگیری،زندگی بخشی و... می توان اشاره کرد به طور مثال نوروز بزرگترین و فراگیرترین جشن شرق است که بیش ازدوازده کشور از جمله :ایران،تاجیکستان، افغانستان، آذربایجان، کردستان عراق، ترکیه و... برگزار می شود و بدین جهت از این کشورها با عنوان حوزه فرهنگی نوروز یاد می شود . در بین مردم هر کشوری هر قومی با خصوصیات و ویژگی های خاصی برگزار می شود بدون آن که به چهارچوب اصلی این جشن بزرگ آسیبی برسد . نوروز به عنوان سرمایه ای عظیم و مشترک بین مردمان تاثیر متقابلی در رشد و پویایی  باشندگان سرزمین های حوزه نوروز یا«ایران فرهنگی» دارد.و از آن می توان برای تحکیم وحدت ملت های منطقه و همگرایی بین کشورها بهره برد.

-جشن آفرینش انسان ،نوزایی طبیعت، رستاخیز طبیعت،... تعابیر و عناوینی است که به نوروز داده می شود در کنار این ها می توان از نوروز به عنوان یک فرهنگ نام برد . نوروز تنها یک جشن نیست یک فرهنگ است که در آن جشن ها ،آیین ها و عناصر مختلف حضور دارند تا انسان را به آغازی دوباره نوید دهند . همه باورمندان مذاهب و ادیان از هر کشوری و قومی با اندیشه های گوناگون در کنار یکدیگر بی هیچ اختلافی از آن بهره مندند.

جشن های نوروزی را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد جشن های پیش و پس از سال نو . در جشن ها و آیین هایی که در پنجه مسترقه یا پنجه دزدیده برگزار می شود مانند جشن سوری (چهار شنبه سوری)میر نوروزی ، حاجی فیروز ،کوسه گردانی، فال گوش، شال اندازی و ده ها آیین دیگر . و دسته دوم: جشن های پس از نوشدن سال از جمله : نوروز کوچک، نوروز بزرگ، سیزده بدر و جشن های مذهبی که در آن ادغام شده اند مانند تولد زرتشت همه و همه جشن ها و مراسمی اند که  بنابر ویژگی های قومی و منطقه ای به زیبایی برگزار می شود و هر یک بررسی و پژوهشی گسترده را می طلبد و نکته دیگر اینکه باورمندان ادیان مختلف هر یک بدان رنگ و بویی مذهبی می بخشند و نوروز را جشن دینی می دانند مثلا زرتشتی ها آن را بر این اساس که زرتشت در ششم فروردین متولد شده و... جشنی زرتشتی می پندارند اما بایدتوجه داشت که در هیچ یک از کتب مقدس از جمله اوستا نامی از این جشن برده نشده شیعیان نیز وقوع قدیر خم و چند اتفاق دین و احادیث دیگر را در نوروز می دانند. و این نشان از قدرتمندی نوروز در ادوار گذشته است که از عناصر مذهبی بهره جسته اما تبدیل به جشن مذهبی نشده است و به عنوان جشن مردمی غیر دینی تا امروز عامل وحدت مردمان بوده است.

-از این عنصر گرانبها می بایست به عنوان میراث ملی برای حفظ هویت فرهنگی و گسترش صلح در جهان به ویژه ایران فرهنگی «حوزه فرهنگی نوروز» استفاده کرد و ثبت نوروز را به عنوان میراث معنوی در یونسکو به فال نیک گرفت و نوید فصلی نو و بهتر را داد همانگونه که نوروز این رسالت را داراست

منابع:

1-روح الامینی،محمود/آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز/تهران/آگاه/1376

2-آموزگار، ژاله/نوروز/ماهنامه کلک/شماره 23،24/بهمن و اسفند1370

3-بهار، مهرداد/پژوهشی در اساطیر ایران/تهران/آگاه/1375        

                                                                            

                                                                 www.fanouseiran.blogfa.com