دوشنبه 21 اردیبهشت 1394

اینجا هگمتانه است، نه ایستگاه تاکسی!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،مطالب در خبر گزاری ها ،

اینجا هگمتانه است، نه ایستگاه تاکسی!

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1431260123322_IMG_2064.JPG

در چند قدمی محوطه‌ تاریخی هگمتانه، شهرداری همدان قدم‌های آخر را برمی‌دارد تا بخش شرقی حریم درجه یک این محوطه باقیمانده از دوره‌ی مادها به پارک سوار تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، به نظر می‌رسد شهرداری همدان حالا خیالش از بابت باغ‌های تاریخی این شهر دوره‌ی «مادها» و آثارش راحت شده، پس انگشت اشاره‌اش را به سمت محوطه‌ها و بناهای تاریخی شهر گرفته و نمی‌خواهد تا آخرین لحظه دست از تخریب بردارد!

کلیسای «استپانوس مقدس» و حمام «ارامنه» دو بنای تاریخی قرارگرفته در عرصه‌ محوطه‌ تاریخی هگمتانه‌اند و حالا دیوار به دیوار این دو بنا یا بهتر است بگوئیم عرصه‌ کلیسا و حمام و حریم درجه یک محوطه‌ تاریخی هگمتانه، که تا کنون درصد بسیار کمی از آن مطالعه و بررسی باستان‌شناسی شده دارند پارک‌سواری برای تردد تاکسی‌ها و احتمالا اتوبوس ایجاد می‌کنند! اقدامی که صد درصد به این محوطه‌ی تاریخی و بناهایش آسیب زیادی وارد می‌کند.

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی استان همدان در این زمینه به خبرنگار ایسنا می‌گوید: سازه‌های در حال نصب در عرصه‌ کلیسای «استپانوس مقدس» و حمام «ارامنه» با توجه به تابلوهائی که شهرداری همدان آن‌ها را نصب کرده، متعلق به یک سامانه‌ی پارک‌سواراست که حتی حریم درجه‌ی یک محوطه‌ی تاریخی و ارزشمند هگمتانه را مخدوش می‌کند.

وی توضیح می‌دهد: در چند سال گذشته شهردای قصد داشت یک معبر در حریم هگمتانه و درست کنار این دو بنای تاریخی ایجاد کند، پس نخست کوچه‌ی 18 متری را 24 متری تعریض کردند،‌ یعنی 6 متر به سمت هگمتانه پیش رفتند، درآن زمان قرار بود آن مکان به معبر تبدیل شود و فقط رفت‌وآمد مردم در آن صورت گیرد، همین اقدام باعث وارد شدن ترک‌هایی بر بدنه‌ی کلیسای «استپانوس مقدس» شد.

او ادامه می‌دهد:‌ در وضعیت کنونی و با اقداماتی که شهرداری همدان در حال انجام آن است، با عبور دائم ماشین و اتوبوس درحریم این بنای تاریخی و ازسوی دیگر آلودگی‌هایی که در فضا ایجاد می‌شود مشخص نیست چه بلایی به سر این دو بنا و محوطه تاریخی هگمتانه می‌آید؟

زندی همچنین به نصب سازه‌هایی توسط شهرداری همدان در کنار محوطه‌ی هگمتانه اشاره می‌کند که قرار است مکان تجمع کارگران فصلی باشد. او تجمع روزانه‌ی مرغ فروشان دوره‌گرد همدانی را که مشخص نیست چرا این منطقه تاریخی را برای کسب درآمد انتخاب کرده‌اند؟ از دیگر معضلات کنونی حریم محوطه‌ی تاریخی هگمتانه می‌داند.

وی می‌افزاید: حالا همه این اتفاقات در کنار محوطه تاریخی هگمتانه که در فهرست موقت یونسکو نیز به ثبت رسیده از یک طرف و از سوی دیگر صحنه‌هایی که گردشگران داخلی و به خصوص خارجی در زمان وارد شدن به این بناهای تاریخی با‌ان روبه‌رو می‌شوند، مساله‌ای است که به نظر می‌رسد مدیریت شهری همدان برای آن ارزشی قائل نیست و حتی حاضر نیست به آن فکر کند!

به گزارش ایسنا، مخدوش کردن حریم مقبره‌ی باباطاهر با ساخت هتل در میدان باباطاهر همدان، اقدام به تخریب عمارت جواهری و بدیع‌الحکما در باغ‌های همدان، ایجاد جاده در دل گنجنامه و دیگر اتفاقاتی که هراز چند گاهی برسر بناهای تاریخی همدان می‌آید،‌ مسکلاتی هستند که دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری این استان را نگران کرده است.

البته برنامه‌ریزی برای تخریب زورخانه‌ی «همه‌کسی» توسط شهرداری همدان و تعریض کوچه‌ی منتهی به این پارک‌سوار را نیز باید به کارنامه‌ی درخشان مدیریت شهری همدان اضافه کرد.

انتهای پیام

احداث پارک‌سوار در عرصه کلیسای «استپانوس»

کارگاه کارگان ساختمانی در حریم هگمتانه

محل استقرار کارگران ساختمانی در حریم هگمتانه

مرغ فروشان دوره‌گرد در حریم هگمتانه

حمام تاریخی در عرصه‌ی تپه هگمتانه


برچسب ها: ایسنا ، هگمتانه ، تخریب میراث همدان ، کلیسای همدان ، شهرداری همدان ،

از موسیقی تا شعر، طبیعتِ با جان، بخش نخست گفت‌وگو با عباس عرب‌زاده +مجموعه عکس

arabzade2.jpg

عباس عرب‌زاده یکی از شناخته شده‌ترین عکاسان ایران است. این هنرمندِ متولد همدان اولین آثار عکاسی خود را نیز در همدان خلق کرده است. اینک در تهران زندگی می‌کند و به آموزش عکاسی مشغول است اما همیشه و همچنان همدان را فراموش نکرده است.
در آغازین روزهای سال 1394 گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم:

چرا عکاسی، مثلا چرا دنبال مجسمه‌سازی نرفتید؟
اواسط دهه 60 بود که به هنر تصویر و مخصوصاً سینما خیلی علاقمند شدم. پیش از آن در مرکز امور تربیتی شهرستان همدان موسیقی کار می‌کردم.

چه سازی کار می‌کردید؟
موسیقی کلاسیک، پیش مرحوم استاد قیطاسی ساکسیفون تنور کار می‌کردم. یک روز از مقابل انجمن سینمای جوانان می‌گذشتم که یک پوستر با مضمون دعوت به آموزش عکاسی نظرم را جلب کرد. آن زمان برای من غریب بود و فکر می‌کردم فقط باید عکاسان، عکاسی کنند و افراد عادی حق ندارند دوربین به دست بگیرند و عکاسی کنند. از پله‌های انجمن سینمای جوانان بالا رفتن همان و امروز دنیا و زندگی من عکاسی شدن همان. علیرغم اینکه در سال 68 وارد دانشکده سینما و فیلم‌سازی شدم و تا سال 80 هم فیلم می‌ساختم اما عکاسی هرگز حذف نشد و همیشه به صورت یک علاقه و دغدغه در کنار کارها و رشته‌های هنری ام بود.

موسیقی چقدر در عکس‌های شما تاثیر گذاشته است؟
فکر می‌کنم موسیقی به عنوان یکی از هنرهای جاندار و کهن، انتزاعی‌ترین نوع هنر است و چون مستقیماً با روح و روان انسان در ارتباط است بدون شک اگر کسی دنیای موسیقی را بشناسد، می‌تواند از این هنر لذت ببرد و موسیقی به درون او نفوذ کند. موسیقی در زندگی شخص تاثیر می‌گذارد نه تنها در آفرینش‌های هنری یک هنرمند بلکه در اخلاق و شخصیت فرد هم تاثیر می‌گذارد و می‌تواند او را شاد و سرزنده کند بنابراین بر روی کارهای من خیلی موثر بوده به خصوص آشنایی من با موسیقی کلاسیک در این تاثیرپذیری بسیار کمک کرده است.

شما با این که سینما خوانده‌اید در گفتارتان بیشتر از شعرو موسیقی حرف می‌زنید؛ آهنگ و‌هارمونی چقدر در عکس‌های شما نمود پیدا می‌کند؟
این موضوع را باید مخاطبان عکس‌های من بگویند. اینکه در عکس‌های من چقدر موج موسیقایی وجود دارد شاید درست نباشد که من بگویم اما فرض کنید اینها آثار من نیستند در این صورت می‌گویم خیلی در آن‌ها موج موسیقی وجود دارد.
من یک هارمونی در نور، کمپوزسیون و اجزا تشکیل‌دهنده عکس‌ها می‌بینم که فکر می‌کنم ناخودآگاه گنجانده می‌شود، فکر می‌کنم همه از حس و حال موسیقایی من می‌آید. شعر هم همین‌طور است همه هنر‌ها می‌روند که به شعر تبدیل شوند البته منظور من شعر روی کاغذ نیست بلکه شعر یک عنوان برای اوج حالت طبیعی است و به صورت ذاتی در خلقت وجود دارد. انسان هم می‌رود به آن مرحله برسد.

جایگاه اخلاق در هنر کجاست؟
این قدر اخلاق بزرگ است که هنر توانایی نمایش عظمت اخلاق را ندارد و به نظر من برجسته‌ترین زمزمه‌های خلقت و اسرار خلقت اخلاق است. هیچ وقت نمی‌شود آن شادی که در صورت یک کودک می‌نشانی در عکس تصویر کرد. هنر آمده است تا ابعاد پنهان خلقت را آشکار کند وگرنه این ابعاد پنهان همیشه وجود داشته‌اند و وجود خواهند داشت.

یک بار شما گفتید که میکل آنژ می‌گوید آثار هنری من در سنگ‌ها وجود دارد من اضافه‌های آن را کنار می‌زنم و مجسمه خلق می‌شود، مانی هم در جایی به پیروانش می‌گوید من چیز تازه‌ای ندارم به شما آموزش دهم تنها آنچه در وجود شمااست را آشکار می‌کنم، هنرمند چگونه به این نقطه می‌رسد؟
می‌دانید چه کسانی این حرف‌ها را می‌زنند؟ کسانی که با تمامی وجود و قلبشان به این مرحله رسیده‌اند و نکته دیگر این است که وقتی می‌رسند خصوصیتی مانند غرور خنده‌دار می‌شود و این یک شایستگی اخلاقی است. میکل آنژ به همین سبب هنوز برجسته‌ترین پیکرتراش کلاسیک و باروک دنیاست. حتی اگر امروز پس از قرن‌ها به مجسمه‌هایش اهمیت ندهیم نمی‌توانیم این یک جمله‌اش را نادیده بگیریم و یا ون گوگ حدود 1100 طراحی و 900 نقاشی کشیده است که 90 درصد آثارش را در دوساله آخرعمر 37 ساله‌اش خلق کرده است اگر این انسان 70 سال عمر می‌کرد چه دریچه‌هایی برای ما می‌گشود!؟

اگر امروز دوربین را از شما بگیرند چکار می‌کنید؟
شما فکر نکنید این دوربین همیشه بر دوش من است شاید من جزء عکاسانی باشم که کمتر دوربین با خودم می‌برم. خیلی وقت‌ها که از مسیری رد می‌شوم و بازمی‌گردم صحنه‌ای را نگاه می‌کنم و می‌گویم عجب صحنه‌ای! ای کاش دوربین همراهم بود و آن زمان از دیدن آن صحنه یا سوژه لذت می‌برم. ما هر احساسی که به یک صحنه یا یک شی داریم لزوماً نمی‌توانیم به تصویرش بکشیم و عکس بگیریم گاهی یک احساس قابل تصویر شدن است و یک احساس قابل عکاسی است و یا یک احساس می‌تواند تبدیل به شعر شود. این‌ها قالب‌های خود را خود پیدا می‌کنند خیلی وقت‌ها طبیعتی را می‌بینم اما نمی‌توانم عکس بگیرم و می‌گویم این شکوه را باید یک ارکستر بزرگ موسیقی به تصویر بکشد. درست است که من عکاسم اما تعصبی به هیچ یک از رشته‌های هنری ندارم و به نظر من هر کس به هر وسیله ای بخشی از احساسات خود و رموز طبیعت را بتواند ترجمه کند به دنیای هنر راه پیدا کرده و اگر درست انجام شود اثر ماندگار است و به دل می‌نشیند.

من سوالم را طور دیگری می‌پرسم، ما عباس عرب‌زاده را به عنوان عکاس می‌شناسیم و یکی از عکاسان مطرح ایران است اگر در دهه 60 از پله‌های سینما جوانان همدان بالا نمی‌رفتید آیا در موسیقی هم به این درجه می‌رسیدید و این موقعیت را پیدا می‌کردید؟
بله اگر به سمت تصویر نمی‌آمدم امروز آهنگساز بودم. از 13 سالگی کلاس موسیقی رفته‌ام شاید نوع بیان من فرق می‌کرد و فکر می‌کنم اگر آهنگ می‌ساختم و یا فیلم‌سازی هم می‌کردم در همین حد بود و مانند عکس‌هایم بود هیچ تفاوتی ندارد هرکاری کنم باید بهترین باشد آنچه مهم است نگاه مردم به آثار من است و دوست دارم، مردم من، کشور من و فرهنگ چند هزارساله من به بهترین شکل معرفی شود.

همدان و روستای سیلوار

شهر تاریخی همدان و روستای سیلوار

همدان، دره مرادبیگ

دره مرادبیگ همدان

دشت گل لردگان، چهار محال و بختیاری

دشت گل لردگان چهارمحال بختیاری

 اورامانات، کردستان

اورامانات کردستان

  اسکله‌ی ماهیگیری، بندر بوشهر

اسکله ماهیگیری بندر بوشهر

دامنه‌های سبلان، اردبیل

دامنه های سبلان اردبیل

دریاچه ارومیه

دریاچه زیبای ارومیه 5

ارتفاعات کوهرنگ، چهارمحال و بختیاری

ارتفاعات کوهرنگ چهارمحال بختیاری

کوه‌های مریخی، چابهار، سیستان و بلوچستان 

کوههای مریخی چابهار سیستان و بلوچستان 

بازمانده‌های شهر تاریخی بلقیس، اسفراین، خراسان شمالی

بازمانده های شهرتاریخی بلقیس اسفراین خراسان شمالی

ارتفاعات سیاهکل، گیلان

ارتفاعات سیاهکل گیلان

ارگ کریم‌خان، شیراز

ارگ کریم خان شیراز

تالاب و دریاچه سد چغاخور، چهارمحال بختیاری 

تالاب و دریاچه سد چغاخور چهارمحال بختیاری 7 

خانه شاپوری، شیراز 

خانه شاپوری شیراز 

دریاچه‌ی خزر، مازندران

دریاچه زیبای خزر مازندران 2

پسابندر، سیستان و بلوچستان 

پسابندر سیستان و بلوچستان

روستای کیاسر، مازندران

روستای زیبای کیاسر مازندران

روستای رویین، خراسان شمالی

طبیعت روستای روئین خراسان شمالی 2

مرداب استیل، آستارا

مرداب استیل آستارا گیلان


 http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/195-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%8C-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D9%90-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%86t-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%B3


برچسب ها: عباس عرب زاده ، همگان ، عکاسی همدان ، موسیقی همدان ، همشهری همدان ،

رابطه مردم با پزشکان صمیمانه نیست! گفتگو با فخرالدین حیدریان

fakhreddin.jpg

حسین زندی، همگان: از آنجا که در ایران هیچ تلویزیون خصوصی فعالیت نمی‌کند و نمایش دهنده و سفارش دهنده اصلی سریال‌ها سازمان صدا وسیماست، به دلیل همین فقدان فضای رقابتی، کیفیت برنامه‌های این سازمان عریض و طویل روز به روز تنزل یافته و با کاهش مخاطب روبرو می‌شود. به گونه ای که آنچه به عنوان مخاطب صدا و سیما می‌توان برشمرد صرفا بخش محدودی از شهروندانی است که قدرت انتخاب چندانی ندارند و به هر آنچه در دسترس است یعنی آنچه از تلویزیون نمایش داده می‌شود رضایت دارند. با این حال گاهی همین سریال‌ها هم مورد انتقاد و اعتراض اقشاری از جامعه قرار می‌گیرند همانطور که در جدیدترین نمونه، سریال طنز "در حاشیه" آخرین ساخته‌ی مهران مدیری اعتراضات کثیری از پزشکان و وکلا را برانگیخت. ظاهرا در روزهای آغازین نمایش این سریال که زودتر از آنچه انتظار می‌رفت به خط پایان رسید، بیش از هفت هزار پزشک، معترض شدند که البته پس از بیان اعتراض، با انتقاد متقابل جمعی از همکاران پزشک خود نیز مواجه گردیدند که از زاویه‌ی دیگری به موضوع می نگرند. دکتر فخرالدین حیدریان از جمله پزشکانی است که بخشی از نقد خود را متوجه همکاران خود نیز می داند. مشروح گفتگوی همگان با این دندانپزشک و فعال اجتماعی را در ادامه می خوانید.

 

شما به عنوان یک شهروند، طنز را چگونه می‌بینید؟
طنز، بیان غلو آمیز و اغراق شده‌ی یک واقعیت عینی است که ریشه در واقعیات دارد و برای تاثیر گذاری بیشتر و جلب نظر مخاطب در بیان آن از قالب طنز استفاده می‌شود و برای این که افکار عمومی را بیشتر درگیر موضوع کند برجسته سازی می شود و در قالبی خنده دار اما تامل برانگیز به سمع و نظر مخاطب می‌رسد. به عبارتی ساده تر طنز به ما می گوی: از کنار خنده، ساده عبور مکن!
در زندگی شخصی چقدر از طنز بهره می گیرید؟
اگر چه طنز پرداز نیستم اما خیلی رابطه خوبی با طنز دارم و به طنزپردازان احترام خاص می‌گذارم و خیلی عمیق باور دارم که طنز در اجتماع یک ضرورت است و همواره در پس پرده طنز دنبال واقعیات و چالش‌هایی هستم که آن طنز از آن برآمده است. همواره این سوال را برای خودم مطرح می‌کنم که آنچه به صورت طنز مطرح می‌شود به دنبال القای چه پیامی به جامعه و مخاطب است و چه چیزی را می‌خواهد بیان کند؟ به همین دلیل طنز را چه به صورت صحنه ای، تصویری، شنیداری یا مکتوب دنبال می‌کنم و فکر می‌کنم بخش بزرگی از واقعیات امروز جامعه ما به صورت طنز، بهتر و راحتتر بیان می‌شود. معمولا در جوامعی که رسانه‌های مستقل وجود ندارند و یا به اندازه‌ی کافی کارآمد نیستند و یا اینکه فاکتورها و حاشیه‌های تحدید کننده‌ی آزادی‌های اجتماعی زیاد هستند، معمولا زبان طنز برجسته‌تر می‌شود چه بصورت محاوره‌ایی و چه به شکل تدوین یافته!
اگر بخواهیم همین بحث رسانه را دنبال کنیم متوجه می شویم که بهره گیری از طنز در رسانه ها بعد از انقلاب کمتر می شود با اینکه مردم ایران گرایش عجیبی به طنز دارند و هر رخداد و اتفاقی که در جامعه می‌افتد بلافاصله طنزهایی برای آن رویداد تولید می‌شود و به صورت شفاهی و یا حتی کاریکاتور بیان می‌شود آنچه از تلویزیون به نام طنز پخش می‌شود چقدر شما را جذب کرده است؟
همانطور که اشاره کردم هرچند در محدودیت، زبان طنز برجسته می‌شود ولی گاه تحت تاثیر همان محدودیت ها خود طنز هم محدود می‌شود، البته شرایط خاص پس از انقلاب و درگیر شدن کشور در جنگ تحمیلی هم بی تاثیر نبوده است. در مورد برنامه های طنز صدا و سیما باید بگویم من همه‌ی طنزهای تلویزیونی را دنبال نمی‌کنم چرا که بخش بزرگی از آن به دلایل مختلف برای من بعنوان مخاطب، قابل اعتنا نیست.
برنامه هایی که پخش می شود را می توان طنز نامید؟ چرا که اخیرا برخی منتقدان، برنامه‌هایی که با عنوان طنز از رادیو و تلویزیون پخش می ‌شود را نوعی لودگی و مضحکه می‌دانند. شما چه برداشتی دارید؟
با توجه به اینکه نقدهای جدی به عملکرد صدا و سیما وجود دارد و این دید در جامعه غالب است که صدا و سیما جامعیت انعکاس و پوشش همه‌ی دیدگاههای سیاسی، فرهنگی‌، اجتماعی و... را ندارد، قاعدتا برنامه‌هایی هم که با عنوان طنز از صدا و سیما پخش می‌شود از این آسیب بی بهره نمانده‌اند. پس برخی از کارهای صدا و سیما که بنام طنز ساخته و تولید می‌شوند نمی‌توانند در قالب تعریف رایج طنز بگنجند و بعضا شاید به نوعی جهت‌دار و گزینشی هم باشند و این به اعتماد مخاطب آسیب می رساند. به شخصه از آنچه دنبال می‌کنم بخش اندکی را می‌توانم به عنوان برنامه‌ی طنز بپذیرم که قابل توجه و تامل است. از جمله این برنامه ها صبح جمعه با شما بوده است که چند سالی است با نام جمعه‌ی ایرانی، پخش می‌شود که با وجود تنگناهای بسیار، طنزی رادیویی با سابقه و قوی است و شاید دلیل استقبال مردم از آن این بوده که کمتر متاثر از سیاست‌های کلی صدا و سیما بوده است و مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را که برای مردم مساله و اولویت بوده است را مطرح می‌کند.
چقدر فکر می‌کنید که درک درست تهیه‌کنندگان این برنامه‌ها از طنز باعث مخاطب پذیری می‌شود؟
من فکر می‌کنم در برنامه‌هایی مانند "جمعه‌ی ایرانی"، فهم درست از طنز که بیشتر بخاطر پیشینه و قدمت برنامه و انتقال صحیح تجربه‌ی نسل‌های قبلی بوده است، نقش مهمی در موفقیت و تداوم استقبال شنونده و مخاطب داشته و بسیار مهم و تعیین کننده بوده است. موارد دیگر هم مانند قابلیت‌های طنزپردازهای با سابقه ایرانی که درک درستی از طنز داشته‌اند و جنبه‌ی هنری طنز را دنبال کرده و کمتر تحت تاثیر نگاه و خوانش رسمی و از بالا قرار گرفته‌اند، توانسته است مخاطب خود را برای سالیان زیادی حفظ کند.
برسیم به سوال اصلی، این روزها سریالی از شبکه سه تلویزیون در پربیننده‌ترین ساعت شب پخش می‌شد که پزشکان را سوژه و دستمایه قرار می‌داد. ابتدا می‌خواهم بپرسم آیا موافق هستید که پزشکان هم می‌توانند موضوع یک برنامه طنز باشند؟ دیگراینکه اگر پاسختان مثبت است آیا این برنامه توانسته رضایت شما را جلب کند؟
به نظر من نقد، نقادی و پرسشگری از مولفه های دنیای مدرن است و اگرکسی بخواهد درک درستی از دنیای مدرن داشته باشد و با آن به خوبی کنار بیاید ناگزیر باید نگرشی مثبت به نقادی و پرسشگری داشته باشد و آن را به عنوان واقعیات موثر در شکل‌دهی تحولات اجتماعی دنیای امروز بپذیرد.
اگر واقع بینانه به جامعه نگاه کنیم نباید هیچ کس و هیچ طبقه و قشری مبرا از حوزه‌ی نقد و پرسشگری در شکلهای مختلف آن باشد. گاهی این نقد می‌تواند در قالب طنز هم مطرح شود و من موافق طنز نقاد هستم. اما در مورد این سریال باید بگویم هرچند نقد محتوایی بر این سریال و کیفیت آن وجود دارد و می‌توانست به مراتب تاثیر گذارتر و بهتر پرداخته و ساخته شود، اما با توجه به اینکه من عضوی از جامعه‌ی پزشکی هستم و شناخت نزدیکتری از مسایل جامعه پزشکی دارم متاسفانه بخش زیادی از آنچه در این سریال در شکل طنز بیان می شود ریشه در واقعیات جامعه ما دارد.
شکل بیان آن را می پسندید؟
من معتقدم نهایتا آنچه تعیین کننده و جهت دهنده است، قضاوت افکار عمومی است و وقتی افکار عمومی به صورت نسبی از این کار استقبال می‌کند این پیام را در دل خود دارد که انتقادهایی اساسی به عملکرد بخشی از جامعه‌ی پزشکی وجود دارد. باید بدانیم به فرض حتی اگر نگاه نویسندگان و کارگردان سریال نسبتی با امر واقع و عینی جامعه و روابط بیمار و پزشک نداشته باشد و یا به قول برخی از همکاران، تحقیر آمیز و توهین آمیز باشد قطعا افکارعمومی و وجدان جمعی آن را پس خواهد زد و ما نباید با اعمال فشار راه را بر بیان عقایدی که ناخوشایند ماست ببندیم. من معتقدم جای نگرانی نیست حتی اگر شکل بیان مطلوب ما نباشد! یکی از مشکلات بزرگ ما در جامعه‌ی ایرانی این است که آنجا که این قضاوت جمعی همسو و به نفع نگرش ما نباشد به آن احترام نمی‌گذاریم بنابراین پیشنهاد من این است که اگر جایی قضاوت جمعی برخلاف میل ما بود باز هم احترام بگذاریم و بدانیم که برداشت اکثریت یک جامعه، نزدیکتر به واقع است و کمتر اشتباه می‌کند. لذا جامعه‌ی پزشکان ما نباید بیش از حد حساسیت نشان بدهند و از این بابت نگران باشند.
چرا بخش کثیری از جامعه‌ی پزشکان این سریال را توهین آمیز دانسته‌اند؟
منتقدین و معترضین این سریال را باید در دو دسته بررسی کرد؛ دسته‌ی نخست، اقلیتی از همکاران در جامعه پزشکی‌اند که درست یا غلط، شخصیت خود را با کاراکترهای منفی که در این سریال در قالب طنز تصویر شده‌اند تطبیق می‌دهند که البته و متاسفانه برخی از آنها معمولا عملکرد مثبتی در جامعه‌ی پزشکی ندارند. پس این برخوردها و اعتراض ها از طرف آنها تا حدی می‌تواند واکنشی طبیعی باشد. اما گروه دومی هست که با انگیزه‌ای اخلاقی و انسانی، منتقد و معترض این سریال است که آن بخش از جامعه پزشکیِ متعهد است که براساس تحلیل خاص خود، این نوع انتقاد را توهین به جامعه‌ی پزشکی و مخدوش کردن رابطه‌ی بیمار و پزشک و آسیب به اعتماد اجتماعی نسبت به پزشکان می‌دانند. نگرانی گروه دوم، هر چند با نیتی خیرخواهانه و قابل احترام براساس نگرانی از زیر سوال رفتن و صدمه دیدن کلیت جایگاه پزشکی و رابطه‌ی جامعه‌ی پزشکی و شهروندان جامعه است اما نمی‌تواند درست باشد چون یا امری واقعیت دارد و یا نه! اگر واقعیت داشته باشد که نباید به بیان و نقد آن ایراد گرفت و اگر هم واقعیت ندارد که خود به خود و در زمانی کوتاه توسط جامعه، مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
در این سریال چه چیز برجسته ای دیدید؟
واکنش‌های احساسی و گاه کم منطق. ما باید بدانیم که استقبال از این سریال یک پیام داشت که می‌تواند برای جامعه‌ی پزشکی هشدار باشد. اینکه برخلاف نگرش و تصور غالب ما، رابطه‌ی بین توده‌ی مردم و پزشکان صمیمانه نیست و مردم بدلایل مختلف، بین خود و پزشکان شکاف و فاصله‌ی عمیقی حس می‌کنند. مهمترین دستاورد این سریال هم می‌تواند این مسئله باشد که تلنگری به پزشکان بزند تا آسیب شناسی کنیم که چرا مردم بین خود و پزشکان فاصله می‌بینند.
این سریال زودتر از آنچه انتظار می رفت به اتمام رسید. به نظر شما برداشت مردم از این مساله چیست؟
بنظرم تا این حد جنجال و تهدید و ... حول این سریال نه شایسته‌ی پزشکان بود و نه نهادهای صنفی مرتبط با آنها، متاسفانه این به عنوان یک نقطه‌ی ضعف بزرگ در کارنامه پزشکان باقی خواهد ماند و چه بسا به ذهنیت‌ها و فاصله‌ها بیشتر از قبل دامن بزند ما نباید در موضوع طنز استثنا قایل شویم و باید به سمتی حرکت کنیم که همه در معرض نقد به اشکال مختلف آن باشیم تا جامعه با شناخت کاستی‌ها و ضعف‌های خود در حوزه‌های مختلف، با حرکت رو به جلو رشد کند.
با تشکر از وقتی که به "همگان" اختصاص دادید.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/201-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، در حاشیه ، پزشکان همدان ،

دوشنبه 14 اردیبهشت 1394

محوطه کوه خورزنه در انتظار ثبت ملی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،میراث فرهنگی ،

محوطه کوه خورزنه در انتظار ثبت ملی

khorzaneh.zandi.jpg

ثبت ملی کوه خورزنه التیامی بر زخم های این اثر
کوه خورزنه با تپه ها و آثار تاریخی پیرامونش از گونه محوطه هایی است که از سویی در محاصره زمین خواران است و روز به روز حلقه این محاصره تنگ تر می شود و از سوی دیگر چاله هایی که دزدان عتیقه و دارندگان گنج یاب و فلز یاب در این منطقه ایجاد می کنند، مدام زخم هایی در پیکر این موهبت طبیعی و اثر باستانی به جای می گذارد که دل هر دوستدار تاریخ و فرهنگ این دیار را به درد می آورد، از همین روی نیاز به توجه اساسی دارد.
کوه خورزنه در سه کیلومتری شرق همدان، در میان چهار روستای حصار آقا شمسعلی (در غرب)، مزدقینه (درشمال )، کشین ( در جنوب ) و تفریجان (در شمال شرقی) واقع شده است.


ارتفاع این کوه از سطح دریا تقریبا2200 متر است و در فاصله 500 متری کوه به طرف غرب تپه شاه تهماسب قرار دارد. (از آنجا که باستان شناسان بقایای سفالهای اطراف تپه را به دوره سلجوقی نسبت می دهند به نظر می رسد نام گذاری تپه ارتباطی به دوره صفوی و شاه تهماسب ندارد و دلیل دیگری دارد) شایان ذکر است این تپه تاریخی و گورستان اطراف آن به دلیل بی توجهی مسئولین و حفاری های غیرمجاز در حال نابودی است.
واژه خور؛ ریشه پهلوی دارد و از«هور» به معنی خورشید؛ یا «آفتاب» گرفته شده است. در قسمت فوقانی کوه (جبهه جنوبی) سه غار وجود دارد: غار شماره یک، در اثر بمباران هوایی ارتش عراق تخریب و دهانه ورودی آن با ریزش چند لاشه سنگ پوشیده شده است. غار دوم که از دو غار دیگر کوچکتر است هم سطح با غار اول، با فاصله تقریبی دویست متری به طرف شرق است وعمق چندانی ندارد. اما سومین و مهمترین غار پایین تر از آن دو قرار دارد، دهانه غار بیش از ده متر عرض و دو و نیم متر ارتفاع دارد و درون آن مانند تالار بزرگی است، سطح غار با ریزش صدها تن شن و خاک پوشیده شده است و دیوارها و سقف آن توسط ساکنانش در دوره های تاریخی مختلف بزرگتر و فراخ ترشده به طوری که بقایای زخم تیشه ها هنوز خودنمایی می کند.
از آنجا که این کوه از سنگ های رسوبی نرم تشکیل شده و همواره در طول زمان درمعرض حکاکی و علامتگذاری قرار داشته، بیشتر این علامت ها و نوشته ها متعلق به دوره های اخیر است. جالب ترین ویژگی خورزنه این است که در جای جای آن حکاکی و برآمدگی هایی به صورت دایره دیده می شود (نگارنده بیش از صد و بیست مورد آن را شناسایی و از آن عکسبرداری کرده است) که این خورشید واره ها در قطرهای مختلف از ده سانتی متر تا یک و نیم متر، هم در داخل غارها و هم درسطح سنگها در نقاط مختلف کوه دیده می­شود.
برخی بر این باورند که این کنده کاری ها آثار به جا مانده از استخراج سنگ برای پایه ستون و یا سنگ آسیاب بوده است. اما در هیچ جای شهر همدان و اطراف آن پایه ستونی از این جنس سنگ دیده نشده است. از سوی دیگر سنگ این کوه به دلیل نرمی برای پایه ستون مناسب نیست و به نظر نمی رسد برای سنگ آسیاب نیز از این نوع سنگ استفاده شده باشد. اما با توجه به نام کوه که محل برآمدن خورشید است و اینکه پژوهشگران این منطقه را محل سکونت مهرپرستان دانسته اند و باورهایی نیز از آیین مهر در میان بومیان این منطقه وجود دارد، پرسش هایی از این دست پیش می آید که آیا این دایره ها ارتباطی با نام کوه و آیین مهر دارد و یا اینکه نگاره ها کاربرد ستاره شناسی و سنجش زمان داشته اند و یا از نمادهای جادویی پیش از به وجود آمدن مذاهب و ادیان در دوره غارنشینی بوده است؟
کوه خورزنه با غارهای پیدا و پنهان وطبیعت کم نظیر و نیز منطقه ای که تا دهه هفتاد جزء منابع طبیعی بوده، زیستگاه و پناهگاه گونه های جانوری بسیاری بود اما با رشد سکونت گاه های شهری و روستایی اطراف و تهدید و تصاحب اراضی توسط زمین خواران، این سرمایه ملی و زیستگاه طبیعی و همچنین گونه های جانوری اش مورد تهدید قرار گرفته است. امروزه دو تیره جغد، عقاب، خرگوش، روباه، شغال، جوجه تیغی، تشی یا خارپشت، قمری و انواع پرندگان و خزندگان و گونه های مختلف آفتاب پرست در این زیستگاه وجود دارند. حضور عشایر و شکارچیان تهدید دیگری است که زندگی این جانوران را در معرض خطر قرار داده است. در اطراف خورزنه سنگواره و فسیل به وفور یافت می شود.
از دیگر ویژگیهای کوه خورزنه، دیواره های مناسب برای سنگ نوردی است و بهترین محل سنگ نوردی درهمدان به شمار می رود که ازجای جای ایران ورزشکاران بسیاری را به سوی خود فرا می خواند. زنده یاد محمود اجل در دست نوشته های خود می نویسد: اولین کلاس کوهنوردی همدان از سال 1290 تا 1304در بلندی های این کوه انجام شده است .
علی بیات کوهنورد و فعال محیط زیست دیواره خورزنه را مهمترین مدرسه سنگنوردی دانست و گفت: این دیواره سال هاست به عنوان مرکز سنگنوردی مورد استفاده علاقمندان به این رشته ورزشی قرار می گیرد و از شهرهای دیگر نیز برای تمرین سنگنوردی به خورزنه می آیند.
بیات با اشاره به تخریب های صورت گرفته در محوطه خورزنه گفت: در سال های اخیر ساخت و سازهای بی رویه کوه و محوطه اطراف خورزنه را احاطه کرده است و تسلط مسکن مهر برخورزنه و تپه های اطراف بیشتر شده است. ما امیدواریم مسئولان به اهمیت گردشگری و تاریخی این منطقه پی ببرند و از تخریب بیشتر جلوگیری کنند.
بیات ادامه داد: خورزنه یک پدیده خاص است و جاذبه گردشگری طبیعی و تاریخی آن مورد غفلت قرار گرفته است اگر ما بتوانیم به درستی این پدیده را معرفی کنیم یکی از مراکز اصلی گردشگری در همدان خواهد بود.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/191-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B2%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D9%84%DB%8C


برچسب ها: خورزنه ، کوه خورزنه همدان ، غار خورزنه ، تپه شاه طهماسب همدان ، همگان ،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394

نفس‌های آخر قدیمی‌ترین زورخانه همدان ...

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نفس‌های آخر قدیمی‌ترین زورخانه همدان ...

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1430569295957_IMG_2052.JPG

شهرداری همدان، این بار زور خود را برای تخریب قدیمی‌ترین زورخانه‌ی شهر دوره مادها می‌آزماید تا فضا را برای احداث پارک‌سواری در این محدوده آماده کند.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، زورخانه‌ی «الوند» که حدود 100 سال پیش و در اواخر قاجار ساخته شد را امروزه با نام «همه‌کسی» می‌شناسند، قدیمی‌ترین زورخانه‌ی همدان.

بنایی تاریخی که مالکان کنونی‌اش یعنی خانواده‌ی «همه‌کسی» حتی آن را داوطلبانه در فهرست آثار ملی ثبت کردند، با هزینه‌های خود آن را نگهداری می‌کنند و تا امروز هم از سوی هیچ نهادی کمک مالی نشده‌اند، اما در کنار این اقدامات چون معتقدند لفظ «زورخانه» برای یک فضای فرهنگی مناسب نیست، برایش عنوان «یادمان فرهنگی شهید‌همه‌کسی» انتخاب کرده‌اند و آن را می‌چرخانند، اما حالا شهرداری زورش به این بنا رسیده است.

این «زورخانه»ی قدیمی ابتدای خیابان شهدا و در کوچه‌ی «همه‌کسی» قرار دارد، کوچه‌ای تنگ و قدیمی که شهرداری همدان مدتی است قصد دارد با تعریض کوچه برای ایجاد دسترسی مناسب رمپ احداث کند، پل بزند و خیابان شهدا را به خیابان پشتی که «سرگذر» نامیده می‌شود، وصل کند.

حسین زندی، فعال حوزه‌ میراث فرهنگی استان همدان در این زمینه به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا توضیح می‌دهد: شهرداری قصد دارد برای باز کردن مسیری که به پارک‌سوار در حال ساخت می‌رسد، معبری از این منطقه ایجاد و در واقع این زورخانه را تخریب کند، این نهاد اکنون قصد گرفتن رضایت از مالک بنا را دارد.

او با اشاره به مخالفت اداره‌کل میراث فرهنگی همدان برای این اجرایی شدن این طرح نیز اظهار کرد: نامه‌نگاری‌هایی هم توسط این اداره کل شده و تا حدی توانسته موضوع تخریب زورخانه را به تعویق بیندازد، اما این موضوع باعث رفع نگرانی فعالان میراث فرهنگی همدان نشده است.

وی حذف بافت تاریخی در همدان را یکی از اقدامات شهرداری در این شهر دانست و افزود:‌ در حال حاضر دیگر در همدان بافت تاریخی نداریم، فقط تک‌بنا در شهر وجود دارد، اما اگر قرار باشد شهرداری این بناها را نیز به بهانه‌های ساخت‌و‌ساز و پل‌سازی و توسعه نابود کند باید فاتحه تاریخی‌بودن همدان را بخوانیم.

زندی در ادامه از فرستادن نامه‌ی جمعی از علاقمندان میراث فرهنگی این استان به نیک‌بخت، استاندار همدان خبر داد.

در بخشی از این نامه که به امضای حدود 50 نفر از ورزشکاران، فرهنگیان، فرهنگ‌دوستان و حامیان مراکز تاریخی و فرهنگی رسیده، آمده است: «... واقفید که پیرامون محوطه‌های آثار تاریخی و فرهنگی همواره از سوی سازمان میراث فرهنگی سعی در حفظ و حتی گسترش فضای بصری و ترافیکی مناسب با هدف پاسداشت این اماکن می‌شود، اما شهرداری همدان بدون توجه به این موضوع مهم، سعی در خفه کردن و مهجور نمودن فیزیکی این مرکز تاریخی را دارد...»

به گفته زندی، البته این نامه اکنون به امضای 150 نفر از هنرمندان و سینماگران دیگر رسیده تا شاید استانداری همدان بتواند جلوی تخریب بیشتر قدیمی‌ترین زورخانه‌ی غرب کشور را بگیرد.

‌انتهای پیام

زورخانه همدان

زورخانه همدان


http://isna.ir/fa/news/94021306818/%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: میراث فرهنگی همدان ، ایسنا ، زورخانه همه کسی ، زورخانه های همدان ، تخریب زورخانه همه کسی همدان ،

رایزنی تشکل‌های گردشگری و قول‌ مجلسی‌ها

» سرویس: فرهنگی و هنری - گردشگری و حج
1430389729437_IMG_1168_resize.JPG

تعدادی از اعضای انجمن‌های غیر دولتی گردشگری به صحن مجلس رفتند و در دو دیدار جداگانه با رییس فراکسیون گردشگری مجلس و رییس کمیسیون امور داخلی و شوراهای مجلس مطالبات و دغدغه‌های خود را مطرح کردند.

به گزارش خبرنگار گردشگری ایسنا، در این دیدار نمایندگان گروه کاری سازمان‌های غیر دولتی حامی گردشگری پایدار از استان‌های تهران، همدان، گیلان، یزد، کرمانشاه و اردبیل حضور داشتند.

جواد هادی‌زاده، یکی از نمایندگان تشکل‌های غیردولتی گردشگری حاضر در این دیدار خطاب به جبار کوچکی‌نژاد، رییس فراکسیون گردشگری مجلس گفت: ما خواستار تعامل بهتر دستگاه‌های دولتی با تشکل‌های غیر دولتی و تسهیل در فرایند همکاری دستگاه‌های تخصصی با سازمان‌های غیر دولتی هستیم.

او همچنین درخواست کرد؛ شرایط حضور نمایندگان تشکل‌های گردشگری در جلسات داخلی فراکسیون‌های مرتبط با موضوع کاری آن‌ها فراهم شود.

این فعال گردشگری تاکید کرد: دستگاه‌های مرتبط دولتی مانند سازمان میراث فرهنگی و گردشگری رویکرد اجرایی تشکل‌ها را بیشتر دنبال کنند.

بابک مغازه‌ای، یکی دیگر از اعضای انجمن‌های غیر دولتی گردشگری درباره‌ی گروه کاری این تشکل توضیح داد: گروه کاری تشکل‌های غیر دولتی حامی گردشکری پایدار کشور با تجمیع 61 انجمن از 23 استان شکل گرفته است ودر زمینه معیشت جایگزینِ مناطق روستایی با تکیه بر گردشگری پایدار فعالیت می‌کند که در این زمینه نیازمند حمایت نمایندگان مجلس است.

این فعال گردشگری در همدان اظهار کرد: توانمندسازی فعالان گردشگری در استان‌های مختلف و امکان‌سنجی گردشگری روستایی حمایت‌های قانونی نمایندگان مجلس را طلب می‌کند.

در ادامه‌ی این دیدار جبار کوچکی‌نژاد رییس فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی گفت: ما پیگیری‌های لازم را انجام خواهیم داد تا دستگاه‌های مرتبط با گردشگری حمایت بیشتری از تشکل‌ها داشته باشند و تسهیل ارتباط تشکل‌های غیر دولتی با سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را از طریق نماینده پارلمانی سازمان میراث پیگیری پیگیری خواهیم کرد.

او ادامه داد: نمایندگان مجلس نیز خواستار تعامل و ارتباط بیشتر با تشکل‌های غیر دولتی هستند و ما از مشورت‌های این تشکل‌ها در مجلس استفاده خواهیم کرد.

امیر خجسته، رییس کمیسیون امور داخلی مجلس و شوراها نیز در دیداری که با نمایندگان گروه کاری تشکل‌های غیر دولتی گردشگری داشت، گفت: تشکل‌های غیر دولتی اگر مطالبات خود را به صورت طرح تقدیم مجلس کنند ما تلاش خواهیم کرد این طرح‌ها در چارچوب قانون به تصویب برسد و موانع موجود برطرف شود.

نماینده مردم همدان و فامنین در مجلس گفت: دولت بدون کمک سازمان‌های غیر دولتی نمی‌تواند وظایف غیر حاکمیتی را به خوبی انجام دهد، چرا که وظیفه دولت حاکمیتی است و برخی تصدی‌گری‌ها باید به تشکل‌های غیر دولتی محول شود.

بخشی از جلسه فعالان گردشگری تشکل‌های غیر دولتی با رییس کمیسیون داخلی و امور شوراهای مجلس به موضوع تخریب میراث فرهنگی در شهر همدان اختصاص داشت که یکی از فعالان گردشگری این استان گزارشی از اتفاقات پیش‌آمده در حریم هگمتانه و زورخانه تاریخی ازائه کرد و از نماینده مردم همدان خواست، این این موضوع را پیگیری کند.

خجسته در پاسخ گفت: من بارها به مسؤولان گفته‌ام میراث فرهنگی مانند ناموس ما است و باید از آن دفاع کنیم. در این مورد مسؤولان اداره میراث فرهنگی همدان باید با قدرت جلوی تخریب‌ها و زیاده‌خواهی‌ها را بگیرند و به شدت با این موضوع مقابله کنند. شهرداری هم باید در چارچوب اداری و قانونی اقدام کند نه بیشتر از قانون.

این نماینده مجلس ادامه داد: وقتی بنایی به ثبت ملی می‌رسد، یعنی باید از آن محافظت کرد. این مسأله‌ی دشواری نیست. ما با قدرت این مسأله را پیگیری خواهیم کرد، همچنان که تاکنون از میراث تاریخی و طبیعی دفاع کرده‌ایم.


http://isna.ir/fa/news/94021206460/%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7


برچسب ها: گردشگری ، تشکل های گردشگری ، مجلس ، مطالبات گردشگری تشکل ها ،

جمعه 11 اردیبهشت 1394

تیشه هنرآفرین فرهاد همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،گردشگری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

تیشه هنرآفرین فرهاد همدانی

moradh.jpg

گفت و گو با مراد حنیفه پیر سنکتراشی ایران

استاد مراد حنیفه متولد 1313خورشیدی در همدان است، برخی ها شاید اولین بار باشد که نام این مرد هنر آفرین را می شنوند، اما کمتر کسی هست که یکی از دست سازهای اورا از نزدیک ندیده و یا تصویر یکی از کارهایش را از تلویزیون مشاهده نکرده باشد، آرامگاه بوعلی و باباطاهر؛ دو نماد اصلی شهر همدان یادگاری از معماران بزرگ کشور مهندس هوشنگ سیحون و مهندس محسن فروغی است که یک یک سنگهای این دوبنا به دست مرادحنیفه تراشیده و کارگذاشته شده است. بنای مقبره اوحدی مراغه ای، مقبره الشعرای تبریز، مقبره ایرج میرزا، پایه ستون مجسمه فردوسی و ده ها اثر ارزشمند دیگر از یادگارهای گرانبهای اوست. مراد حنیفه هفتاد سال سنگتراشی کرده است و امروز پس از هفت دهه می‌گوید اگر اصرار خانواده نبود باز هم این کار را ادامه می دادم.


استاد در کدام محله همدان متولد شدید و دوران کودکی را در کدام محله سپری کردید؟
مدتی در خیابان کولانج بودیم. مدتی در خیابان پاستور یا دوگوران (یا دوگولان) قدیم که قبرستان بود. مدتی در خیابان اکباتان زندگی می‌کردیم و حدود 50 سال است که در این محله خیابان هنرستان ساکن هستیم.
از خانواده بگویید
دو خواهر و دو برادر بودیم، این قانون طبیعت است که دختران به خانه بخت می‌روند و پسران می‌مانند. پس از ازدواج خواهرم، از آنجا که دامادمان سنگراش بود ماهم پیش او سنگتراشی را یاد گرفتیم.
در چه سالی؟
از سن 12 سالگی وارد این کار شدم.
درس خواندن را ازکدام مدرسه آغازکردید؟
ما را مدرسه نفرستادند، یعنی هیچ جا نفرستادند فقط فرستادند سرکار! هفت ساله بودم که فرستادند خیابان بین النهرین شدم شاگرد نجار. حدود جنگ جهانی دوم بود. یک مدت آنجا بودم و در 12 سالگی هم رفتم سنگتراشی، کلنگی به دستم دادند. وقتی کلنگ را به سنگ می‌زدم خرده‌های سنگ در چشمم می‌رفت. اما پس از مدتی یاد گرفتم و در 17 سالگی استادکار شدم.

s1
سنگتراش‌ها بیشتر در کدام منطقه بودند؟
مثل حالا نبود که شلوغ شود. راسته‌ای نزدیک راسته زرگرها بود که سراسر سنگتراش بودند.
سنگ‌هایی که شما می‌تراشیدید کجا استفاده می‌شد؟
آن زمان سنگ ها مثل سنگ آرامگاه بوعلی سخت و گرانیتی بود، سنگ ها را از روستای سرخ آباد و آبشینه می‌آوردند و بیشتر برای کف حیاط‌ها و بغل دیوارها می‌تراشیدیم. مثل پلاک‌هایی که امروزه به دیوار می‌چسبانند. تقریبا در سن 18 سالگی به سربازی رفتم. 20 ساله که شدم برگشتم و دوباره سنگتراشی کردم. آمدند مرا به فلکه چاپارخانه بردند، در آنجا یک کاروانسرا بود که کنار درش سنگ ریخته بودند و ما برای مجلس سنا در تهران سنگ می‌تراشیدیم. بعد از اینکه مدتی برای مجلس سنا کار کردیم گفتند می‌خواهیم بانکی به نام بانک ملی بسازیم که محل آن میدان توپخانه تهران بود. ما هم شروع کردیم به تراشیدن سنگ برای بانک ملی.
از سنگتراشانی که در همدان اسم و رسمی داشتند و صاحب نام بودند بگویید.
چند نفری استادکار بودند مثل استاد مختار حجار، حجار و داشی کرماشاهی که دکاندار بود.
ویژگی‌های کارشان چه بود و کار کدام بهتر از دیگران بود؟
ویژگی کارشان این بود روی سنگی که از دهات با گاری می‌آوردند طرحی را که می‌خواستند روی آن می‌کندند و مشتری می‌سندید.
جنس سنگ چگونه بود؟ چه تفاوت هایی باهم داشت؟
بیشتر سنگ‌ها مانند لاشه‌هایی که امروزه برای ساختمان‌ها استفاده می کنند بود. یواش یواش این نوع سنگ ها از میان رفت و گرانیت روی کار آمد.
با آمدن گرانیت ابزار شما چه تفاوتی با گذشته پیدا کرد؟
قبلا با تیشه و قلم کار می‌کردم. اما تیشه و قلم بر گرانیت کارگر نبود و با قلم برج، قلم درز، چکش و نباخ کار می‌کردم. برای بریدن سنگ هم ابزاری داشتیم که به آن «پاس» می‌گفتند. جایی در نظر می گرفتیم، پاس‌ها راقطار می‌کردیم بعد از آن با پتک می‌شکستیم آن زمان همه کارها با دست انجام می‌شد.
همزمان با شما، در همدان چند نفر به این کار اشتغال داشتند؟
حدود 50-60 نفری بودند اما یواش یواش از کار سیر شدند، رها کردند و رفتند. کار سخت بود.

s5

سنگ گرانیت را از کجا و با چه وسیله‌ای می‌کندند؟
در گنجنامه که کار می‌کردیم سنگ‌هایی بود که از کوه جدا شده بود، انتخاب می‌کردیم که کدام قسمت‌ها قابل استفاده است آن را می‌بریدیم، با جک هل می‌دادیم و از آن استفاده می‌کردیم.
شما از سنگ‌های کوه خورزنه هم استفاده می‌کردید؟
نه از سنگ کوه خورزنه برای ستون مساجد و خیلی قدیم¬تر از ما استفاده می‌کردند. در زمان ما از سنگ آنجا استفاده نمی‌شد.
ابزارها از چه زمانی تغییر کرد؟ شما همواره از ابزار قدیمی مثل گلنگ و تیشه استفاده می‌کردید یا از وسایل جدید هم بهره می‌گرفتید؟
در زمان ما دریل برقی نبود و کلا با دست کار می‌کردیم.گاهی می‌روم به کارهایی که در داخل شهر همدان هست نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم این را من ساخته‌ام؟ نه قبول ندارم. باور نمی‌کنم. آنقدر زیاد است که هر وقت نگاه می‌کنم لذت می¬برم از اینکه تمام اینها را با دست ساخته‌ام. شما خیال کنید یک مته دریل به سنگ ها خورده باشد! اصلا اینطور نیست.
هیچ وقت از ابزار جدید استفاده نکردید؟
نه تمام کارها دستی بود.

s3
از استادان و شاگردان کسی هست که کار شما را ادامه دهد؟
نه! شاگردها می‌گویند کی تو از این کار دست می‌کشی که ما هم شغلمان را عوض کنیم؟
دلیلش چیست؟
ما پیر شدیم و بقیه سنگتراش‌ها هم این شغل را رها کردند. آنها به من می‌گفتند: تو چقدر ستمکش هستی. من می¬گفتم: تا جان دارم کار می‌کنم. به شهردارها همیشه می‌گفتم: اگر من این چکش را زمین بگذارم کسی نیست که آن را از زمین بردارد.
در خانواده شما کسی سنگتراشی می‌کند؟
من سه پسر دارم. از شهرداری و استانداری فشار آوردند که آنها را آموزش دهم تا کارم را ادامه دهند. گفتم: نه! اگر گرسنه بمانند بهتر از این شغل است. من 70 سال لباس سالم نپوشیدم و همیشه کفشم از خودم جلوتر بود و پیراهنم همیشه پاره بود. دوست نداشتم فرزندانم اینگونه باشند.
از همکاران و هم دوره‌ای هایتان نام ببرید
یک عده از این کار رفته‌اند و بقیه هم سنگفروش هستند.
شما تا 17 سالگی شاگردی می‌کردید، از کدام استاد بیشتر آموختید؟
من یک چیزی می‌گویم شما هم قبول کنید. من خودم یاد گرفتم و از کسی نیاموختم. استاد من وقتی من کار می کردم دست از کار می کشید و کار نمی‌کرد. می‌گفت وقتی من نگاه می‌کنم و می‌بینم تو کار میکنی لذت می‌برم که از من بهتر هستی. هر جا پیش هر استادی کار کردم در مدت کوتاهی کارم از استادم بهتر شد.

s4
بیشتر سنگ‌هایی که می‌تراشیدید جنبه تزئینی برای ساختمان داشت یا مجسمه هم می‌تراشیدید؟
از سنگ گرانیت مجسمه نمی‌توان ساخت چون ریگ دارد البته با دستگاه فرز می‌شود ساخت اما با دست نه، بیشتر کارهای من کارهای تزئینی بود.
چند مورد نام ببرید.
سنگ‌های مجسمه قائم، دروازه قائم و توپی‌های کنار ورودی آن، طراحی نیمکت‌های میدان قائم را من ساختم. آبنمای ایستگاه عباس آباد(میدان شریعتی) و کاسه فلکه چاپارخانه را زمان مرحوم بهنامجو ساختم. ابتدای لونا پارک (پارک مردم) یک آبنمای کاسه‌ای و آبشار درست کردم که آب در آن پمپاژ می‌شود یک آبنمای دو طبقه و یک آبنمای دیگر در ورودی دانشگاه بوعلی سینا با چهار گوی سنگی که در کنارش گذاشته‌ام. آبنمایی که در پارک میدان قائم تراشیده‌ام.
هر کدام از کارهایی که اشاره کردید، چقدر زمان می‌برد؟
مشخص نمی‌شد. چون کار دست است زمان زیادی لازم بود.
بیمه هستید؟
بازنشسته‌ام.
از طرف چه نهادی بازنشسته شدید؟
از طرف جیب خودم! وقتی آرامگاه بوعلی و آرامگاه باباطاهر را می‌ساختیم انجمن آثار ملی کار را بر عهده داشت که خیلی به من لطف داشتند. اگر می‌گفتم مرا بیمه کنید حتما این کار را می کردند. اما آنزمان خودم به فکر نبودم.
از کارهایی که انجام دادید، کدام بیشتر به دلتان نشسته است؟
همه کارها را دوست دارم اما آرامگاه باباطاهر را بیشتر از کارهای دیگرم دوست دارم.

s2
به چه دلیل؟ به خاطر کار خودتان یا شخصیت باباطاهر؟
ارزش باباطاهر برای من بسیار زیاد است اما من چیزی ساخته‌ام که هر بار به آن نگاه می‌کنم لذت می‌برم. دیگران هم آفرین می‌گویند و پس از سال ها امروز وقتی می‌خواهم به باباطاهر بروم باید بلیت بگیرم!
چندسال است دیگر کار نمی‌کنید؟
دوسال.
آخرین کاری که تراشیده‌اید چه بود؟
امامزاده عبدالله، دیوار دور آن و پله‌ها و آبنماها را من تراشیدم.
کدام ویژگی سنگ شما را جذب کرده است؟
همه به من می‌گفتند چند سال کار کرده ای کافی نیست؟ اما من عاشق این کار بودم که هفتاد سال دوام آوردم.
دلیل آن چه بود؟
این بود که می‌خواستم آثاری از خودم به جا بگذارم و بعدها بگویند کسی بوده که اینها را ساخته است. ماندگاری هنر برای من خیلی مهم است.
با ادارات دولتی هم کار کرده اید؟
9سال در استانداری همدان کار کردم. در موزه جنگ هم کار کردم.
اگر از شما بپرسند که این شغل را در این هفتاد سال چگونه از سرگذراندید پاسختان چیست؟
یک روز مهندس کسی را فرستاد دنبالم که بروم آرامگاه بوعلی، وقتی رسیدم آنجا دیدم کفش‌هایم از خودم پیشی گرفته است. خارجی‌ها تماشا می‌کردند. خواستم برگردم به خودم گفتم برو دیگر. وقتی رسیدم به مهندس گفتم: تو را به خدا دیگر کسی را نفرست دنبال من، کار داشتی خودت بیا. گفت: چرا؟ گفتم: مردم نگاه می‌کنند به این وضعیت و من خجالت می‌کشم. مرا نشاند روی صندلی و گفت: من به تو افتخار می‌کنم.
در چه کارهایی با مهندس سیحون همکاری می کردید؟
آرامگاه بوعلی، باباطاهر، مقبره الشعرا، مقبره اوحدی مراغه ای، و مقبره ایرج میرزا را انجمن آثار ملی زیر نظر مهندس سیحون ساخت. البته مهندسان بزرگی در این کارها همکاری می کردند مانند مهندس محسن فروغی که طراح آرامگاه باباطاهر بود.
به کارهایی که در شهرهای دیگر ساخته‌اید سر می‌زنید؟
نه. رفت وآمد مشکل است. دوست دارم اما نرفته‌ام.
غیر از همدان در چه شهرهایی کار کرده‌اید؟
در تهران پایه مجسمه فردوسی را من تراشیدم و مجسمه را هم خودم کار گذاشتم. پایه‌ای که درست کردیم 64 تن وزن داشت و به سفارش انجمن آثار ملی در همدان تراشیدم. یک مجسمه در خیابان فرح جنوبی کار گذاشتم. مجسمه خیام را هم من کار گذاشتم. در مراغه مقبره اوحدی مراغه ای را کار کردم. در مقبره الشعرای تبریز کار می‌کردم که انقلاب شد و کار تعطیل شد. در تهران آرامگاه ایرج میرزا را هم من ساختم.
در تهران کار دیگری ندارید؟
خانه مهندس سیحون را هم وقتی می‌خواست بسازد زنگ زد رفتم دیدم خانه و ویلایی ساخته بود که محوطه ویلا را من درست کردم. البته سنگ‌ها را در همدان تراشیدم و به تهران بردیم. یک سفارش کاسه سنگی را که تراشیده بودم به تهران بردم که همزمان بود با شلوغی‌های انقلاب. پس از انجام کار می خواستم برگردم همدان که شب حکومت نظامی اعلام کردند تا وضعیت آرام شود در خانه مهندس سیحون ماندم چون اجازه نمی داد بیایم. و قتی نیمه‌های شب از خانه خارج شدم مرا بازداشت کردند و کیسه ابزار سنگ تراشی ام را توقیف کردند فکر می کردند ابزار بمب گذاری است. این آخرین دیدار من با مرحوم مهندس سیحون بود.
ویژگی‌های کار مهندس سیحون چه هستند؟
یک آبنما در آرامگاه بوعلی تراشیده بودم. در حال جابجایی و کار گذاشتن بودم که مهندس رسید. گفت: اوسا دست نگهدار. وقتی ما با جرثقیل آن را بلند می‌کردیم اندازه یک ناخن از یک گوشه آن کنده شده بود. می‌توانستیم ترمیم کنیم که سالیان سال مشخص نباشد. اما گفت این چیست که می‌خواهی کار بگذاری؟ گفتم: جرثقیل خراش انداخته است. گفت: این به درد من نمی‌خورد ببر برای خانه خودت. من گفتم: خدایا چکار کنم؟ باز باید هفته‌ها وقت بگذارم جفت آن را بسازم. فکری کردم و پرسیدم مهندس اگر درستش کنم قبول می‌کنید؟ گفت: بله. اما اگر خراب شود باید ببری. شروع کردم ابزاری را در چهار گوشه آبنما به یک شکل تراشیدم. آمد، دید و گفت: دستت درد نکند خیلی عالی شده چهار طرف را درست کن. پرسیدم: آقای مهندس چرا از آن یک ذره ایراد گرفتید؟ گفت: بعد از صد سال کسانی که این را ببینند می‌گویند این ضعف کار گذشتگان بوده که این عیب را ندیده‌اند. ما نباید نقطه ضعف و کار ضعیف به دست آیندگان بدهیم. به خاطر همین حساسیت اینقدر مشهور بود. مهندس سیحون می‌گفت: کار باید بدون ایراد باشد.
گفتید در ساخت آرامگاه بوعلی با مهندس سیحون کار می‌کردید. رابطه شما چگونه بود؟
بله هرچند روز یک بار می‌آمد و سر می‌زد. یک روز مشغول ساختن دو طاقنمای ‌کوچک یک تکه بودم که در حیاط آرامگاه کارگذاشتیم ،آمد و گفت: استاد! گفتم: بله. گفت: چه درست می‌کنی؟ گفتم: مهندس می‌بینید؟ نگاه کرد و گفت: احسنت. این رابطه ادامه داشت و به کار من اعتماد کامل داشت. مدتی رفتم در خانه مهندس سیحون کار کردم. به دوستانش هم مرا معرفی کرد.
چه سالی در آرامگاه بوعلی بودید؟
نمیدانم. من پسری دارم که از هفت سالگی او تا 16سالگی‌اش در آرامگاه بوعلی کار می‌کردم. آن تشکیلاتی که گلخانه و دفتر شده است را هم من ساختم.
چند نفر بودید؟
کارگر داشتم. اما همیشه باید خودم بالای سرکارگرها می بودم. سنگی که می‌تراشیدیم با سمباده می‌سابیدیم تا به همدیگر بچسبند و هیچ زائده‌ای نداشته باشد. باباطاهر را که می‌ساختند تنها کار مرا قبول کردند. تا سنگ آخر از لحاظ کار بنایی و طرح و تشکیلات را خودم انجام دادم.

s6
وقتی از کنار آرامگاه باباطاهر و بوعلی می‌گذرید و می‌بینید مسافران خارجی و داخلی کار شما را می‌بینند و از آن لذت می‌برند، چه حسی به شما دست می‌دهد؟
لذت می‌برم و وقتی می‌بینم چیزی ساخته‌ام که دیگران هم در لذت آن سهیم هستند و در کنار آن عکس می‌گیرند خوشحال‌تر می‌شوم.
آن زمانی که باباطاهر را می‌ساختید، سنگ‌ها را با چه وسیله‌ای به بالای گنبد بردید؟
آن زمان جرثقیل نبود. وسیله‌ای به نام تیفون بود. سنگ‌ها را با سیم بکسل می‌بستیم و می‌کشیدیم بالا با قرقره بالا میبردیم. تلمبه را یک نفر از پایین می‌زد. دو نفری توی یک تخته که روی داربست قرار گرفته بود یک سال زندگی می‌کردیم. بندهای جرثقیل ثابت بود. نمی‌توانست بچرخد و تنها بار را بلند می‌کرد. سنگ پایه میدان فردوسی تهران را با دو جرثقیل بلند کردیم، توی یک کامیون گذاشتیم و بردیم تهران، وقتی مهندس آمد دید گفت این را نتراشید همینطور طبیعی کار بگذارید. من هم کارگرها را صدا زدم و زیر سنگ را تراشیدیم. جرثقیل آمد آن را بلند کردند ولی جرثقیل نتوانست بگذارد، وقتی افتاد تمام خانه‌های اطراف لرزید.

دهه 20و 30 مشتری‌های شما چه کسانی بودند؟ به غیر از معمارها و بناهای بزرگ اهالی شهر و مردم عادی هم به شما سفارش می‌دادند؟
مشتری‌ها بیشتر معمارانی بودند که ساختمان می‌ساختند. در آن زمان بساز بفروش نبود. معماران سفارش می‌گرفتند و برای مردم خانه می‌ساختند.آنها سفارش سنگ به ما می‌دادند و ما کار را برای آنها می-فرستادیم. بیشتر بالای شهری‌ها استفاده می¬کردند. پایین شهری‌ها با خشت و چوب کار می‌کردند. شهر کوچک بود. یک قهوه خانه بود به نام قلیانی که آخر شهر بود اما امروزه وسط شهر است.
چرا این قهوه‌خانه را قلیانی می‌نامیدند؟
چون جاهل‌ها می‌رفتند آنجا و قلیان می‌کشیدند.
اسامی معماران خاطرتان هست؟
یک از معمارانی که من با او کار می‌کردم، حاج اسماعیل تحقیقی بود که برای شهرداری پارک و میدان می‌ساخت. کارهای زیادی ساخت. خانه‌ها بیشتر یک طبقه بود. حاج محمد که به «ممد بلند» معروف بود و محمد رنجبران معمارانی بودند که من با آنان همکاری کردم.
تفاوتی که در این هفتاد سال بین معماری قدیم و جدید حس می‌کنید، چیست؟
آن زمان اسکلت فلزی نبود. تمام با آجرهایی که با دست می‌سابیدند کارهای هنرمندانه‌ای می ساختند. اما امروزه مهندسی راحت شده. در ساختمان های قدیمی زمستان‌ها گرم و تابستان‌ها خنک بود. با یک چراغ کل خانه گرم می‌شد. اما حالا چند بخاری گازی لازم است. خانه‌های امروزی مثل زندان است.

از همدان قدیم چه خاطراتی دارید؟
من تقریبا 80 سال است که خاطرات همدان را دارم. آرامگاه بوعلی یک ساختمان کوچکی بود. من 7ساله بودم که محوطه نرده های چوبی داشت روبروی شهرداری یک پل طاقی وجود داشت. بعداز آن یواش یواش محوطه‌سازی کردند. دیوار کشیدند و بنای اصلی آرامگاه را گذاشتند داربست چوبی بسته بودند.
از افراد صاحبنام آنزمان چه خاطره ای دارید؟
مغازه‌ای داشتم در کنار مغازه‌ای که صاحبش قد بسیار بلندی داشت و همیشه مجبور می شد ماشین در بست بگیرد بسیار آدم خوبی بود. یک چهارپایه می‌گذاشت و می نشست جلو مغازه اش خدا رحمت کند اسمش اکبر وطنی بود.
بله گفته می شود از دوستان عارف قزوینی بوده ، از مشاغل قدیمی شهر چیزی خاطرتان هست؟
بچه بودیم برق نداشتیم. کرسی و چراغ لمپا بود. می‌گفتند که لمپا را نشکنید. کوچه‌ها پر برف بود و زندگی خوب بود الان وسیله به داد مردم رسیده است اما زندگی آن گرمی را ندارد.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/173-%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C



برچسب ها: مراد حنیفه ، همگان ، هوشنگ سیحون ، سنکتراشی ، همدان ،

جمعه 11 اردیبهشت 1394

نقش تصمیم سازی در سیاست های محیط زیستی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،زیست بوم ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نقش تصمیم سازی در سیاست های محیط زیستی

javaherian.jpg

اداره توسعه پایدار واقتصاد محیط زیست سازمان حفاظت از محیط زیست، مساله توسعه پایدار در این سازمان را دنبال می کند. این مرکز همچنین دبیرخانه کمیته ملی توسعه پایدار است. کمیته ای فرابخشی ومتشکل از 18دستگاه اجرایی کشور که از کمیته های تصمیم ساز به شمار می رود و به ریاست معاونت رئیس جمهور و ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست تشکیل می شود. این دبیرخانه دارای 13 کمیته فرعی در موضوعات توسعه پایدارنیز هست. با این وجود به رغم آنکه نزدیک به دو دهه از عمر این مرکز گذشته اما به نظر می رسد نهادهای اجرایی و تصمیم گیر چندان از توصیه های این نهاد پیروی نمی کنند و انجام پروژه های مخرب و ضد توسعه پایدار و محیط زیست کماکان ادامه دارد. به همین مناسبت با مهندس زهرا جواهریان مدیر کل این مرکز گفتگویی انجام داده ایم که در پی می آید. 
به عنوان سوال نخست شاید بهتر باشد به تاریخچه تشکیل این کمیته اشاره فرمایید.
کمیته ملی توسعه پایدار یک سال پس از تصویب "ریو" مبنی بر تشکیل کمیته توسعه پایدار در کشورها، در سال1374 شمسی آغاز به کار کرد.
خانم جواهریان این کمیته چه نقشی در تدوین سند راهبردی آمایش سرزمین دارد؟
واقعیت این است که وظیفه آمایش سرزمین برای این کمیته لحاظ نشده، اما در ذیل سرفصل های وظایف سازمان محیط زیست گنجانده شده که بخش محیط زیستی و تدوین راهبردها را این کمیته برعهده دارد، اما همانطور که اشاره کردم کمیته توسعه پایدار یک کمیته تصمیم ساز است و توسط نمایندگان تام الاختیار دستگاه ها که در این کمیته هستند و مواردی که در آنجا بحث می شود چه مواردی که به عنوان موارد فوری است و یا طولانی مدت در آنجا تبادل نظر می شود به دستگاه ها ارجاع می شود،سپس جوابو ملاحظات دستگاه ها به کمیته برمی گردد و یکی می شود، این کمیته بیشتر یک نهاد تصمیم ساز است.
نگاه این مرکز به سازمان های غیردولتی چگونه است ؟
بعد ازاجلاس ریو+20 که یک بازنگری انجام شد، ما از نهادهای مدنی دعوت کردیم و عضو گرفتیم واکنون نیز کمیته های فرعی را براساس ریو+20 بازنگری می کنیم که اقدام هایی صورت گرفته است.
این اعضا چه وظیفه ای دارند ؟
در هر کدام از کمیته های فرعی از NGOها نماینده می گیریم، نهاد غیردولتی هم که وارد می شود مانند دستگاه های اجرایی دارای رای و اظهارنظر خواهد بود و در تصمیم سازی در کمیته قطعا نقش دارد .
آینده این مرکز را چگونه می بینید؟ با تغییراتی که صورت می گیرد وضعیت چگونه خواهد بود؟
واقعیت این است که این نهاد از سال 1374 و با دولت های مختلف کار کرده چون جایی است که تصمیم سازی می کند بنابراین همیشه مورد توجه قرار داشته است.
اما ما مراکز تصمیم سازی مثل سازمان برنامه و بودجه را داشتیم که در دولت نهم و دهم از بین رفت؟
ما امیدواریم این مرکز به کار خودش ادامه بدهد و بعد ازاجلاس ریو+20 اقدامی که انجام می گیرد این است که بین دانشگاه ها، NGOها، مراکز دولتی و کمیته های تخصصیکه اعضای ریو +20هستند شبکه ای تشکیل شود. امیدواریم این شبکه پا بگیرد. تا اکنون هم ما تلاش کرده ایم که بتوانیم این اطلاع رسانی را به نحو کامل انجام دهیم، اگر وارد سایت پورتابل محیط زیست بخش توسعه پایدار شوید، می بینید که تمام مصوبه ها و اطلاعات و حتی اسناد ریو+20 را تحت عنوان چشم انداز آینده ای که می خواهیم در آنجا در اختیار مخاطبان و علاقمندان قرار دارد ولذا امیدواریم این کار ادامه پیدا کند و ما بتوانیم این شبکه را به طور کامل راه بیندازیم و به کار بگیریم.
برخی از پروژه ها اساسا بدون تایید محیط زیست به اجرا در می آیند. به طور مثال سد گرین نهاوند را محیط زیست امضا نکرد اما وزارت نیرو به انجام رساند. این تصمیم سازی شما چقدر در تصمیم گیری سازمان ها، نهادها و دستگاه های دولتی تاثیرگذار است و سازمان چقدر می تواند این را پیگیری کند؟
این چیزی را که شما مثال می زنید از نظر قانونی حق چنین ساخت و سازهایی وجود ندارد. ما متاسفانه یک نقص قانونی داریم که خواستیم در برنامه پنجم حل کنیم اما نشد، اکنون داریم به صورت یک لایحه به مجلس می بریم تا در رابطه با ارزیابی محیط زیست همین مشکل را حل کنیم. مشکل اینجاست که قانون می گوید در 51 پروژه که مشمول ارزیابی و مصوبه محیط زیست هستند ما قبل از امکان سنجی و مکان یابی باید ارزیابی محیط زیست را بگیریم، از این 51 پروژه یکی سد است، یکی پالایشگاه، یکی هم فرودگاه. اما وقتی می خواهد این اتفاق بیافتد ممکن است گلوگاه آن معاونت راهبردی باشد که بودجه در اختیار پروژه بگذارد، اما وقتی اتفاق می افتد اینجا ضعف قانون است.لذا دنبال تصویب قانونی هستیم که که اگر جایی این اتفاق افتاد، حال می خواهد توسط بخش دولتی باشد و یا بخش خصوصی، آن پروژه تخریب شود و سه برابر آن هزینه ای که صرف شده و صدمه ای که به محیط زیست وارد شده پرداخت شود.


http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/182-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C


برچسب ها: محیط زیست ، همگان ، سازمان حفاظت از محیط زیست ، زهرا جواهریان ،

دوشنبه 31 فروردین 1394

سی سال صبوری و انگشتان هنر آفرین یک توانجو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

سی سال صبوری و انگشتان هنر آفرین یک توانجو

mina.jpg

برای بیشتر مردم، حتا تصور اینکه سی سال در کنار انسانی که تنها قادر است بنشیند و یک انگشتش را تکان دهد، زندگی کنند کاری دشوار و گاه غیر ممکن است اما عزیز خانم 30 سال، مینا را تر و خشک کرده است، با مینا بیدارشده است، زندگی کرده است، رنج کشیده است، لذت برده است، دربیماری‌هایش درد کشیده است، در شادی‌هایش خندیده است و در رشد و بالیدن دختر هنرمندش همراه و همگام بوده است، اگرچه در دهه‌ی پنجم زندگیش به یک بانوی سالخورده می‌ماند که گویی دراین پنج دهه قرنها زیسته است.


در تمام دنیا افراد توانجوی بسیاری زندگی می کنند، شرایط عده‌ای بهتر از مینا آذر افشان است و برخی نیز وضعیت دشوارتری دارند اما تعداد توانجوهایی که به موفقیتی همسان مینا دست می‌یابند بسیار کم است به نظر من مینا را می‌توان با استفن هاوکینگ مقایسه کرد البته مینا اگر درغرب زندگی می‌کرد هم وضعیت درمانی بهتری داشت و هم موفقیت‌هایش دوچندان می‌شد، او بارها به این موضوع اشاره کرده است که همان چند ماهی که درکودکی برای درمان به اروپا رفته بوده شرایط بهتری نسبت به ایران داشته است، اما به نظر می رسد مینا از دو فرصت و یا موهبت برخوردار است که دیگر توانجوها در ایران کمتر از آن بهرمند هستند، همین دوعامل در موفقیت‌های او بسیار نقش تعیین کننده‌ای داشته است؛ وجود عزیزخانم مادر مینا که نعمتی بزرگ در زندگی میناست و نقشی فراتر از یک مادر و یک انسان را دارد. عزیز خانم هرگز گله مند نیست، نه از شرایط مینا و نه از تنها ماندش با کوهی از رنج که برخی اطرافیانش براو تحمیل کرده‌اند، عزیز خانم بر این باور است که مینا یک دختر کاملا سالم است تا جائی که گاهی مینا را مورد خطاب قرار می دهد: " مادر پاشو بیا کمک کن غذا درست کنیم" عزیز خانم می گوید: روزهایی که مینا غذا نمی‌خورد من هم لب به خوراک نمی‌زنم. مینا دانشجوی کارشناسی ادبیات دانشگاه پیام نور همدان است و استادانش برای امتحان گرفتن به خانه او می‌آیند، در طول سال تحصیلی هر روز عزیزخانم  کتاب را مقابل چشمان مینا می‌گیرد، مینا می‌خواند و وقتی به پایان صفحه رسید عزیزخانم ورق می زند و صفحه بعد را در مقابل چشمان مینا می‌گیرد این روند ادامه می یابد تا کتابی خوانده شود، کتاب‌هایی دوره شود و از مینا دانشجوی موفقی بسازد.
مورد دوم در زندگی مینا ویژگی شخصیتی اوست، مینا دوستان زیادی دارد، دوستانی از نقاشان، شاعران، هنرمندان موسیقی و فعالان مدنی همدان که مدام به او سرمی‌زنند و همگی به اتفاق بر این باورند که وقتی در کنار مینا هستند از او انرژی می‌گیرند و به زندگی امیدوار می شوند این ویژگی شخصیتی او موجب شد تا بهترین نقاشان همدان دوستانه او را آموزش دهند وبا شیوه‌ها و سبک‌های نقاشی آشنا کنند.
مینا در سال 1391 اولین گالری خصوصی استان همدان را در زیرزمین خانه‌اش افتتاح کرد و بیش از 60 اثر نقاشی را در این گالری به نمایش گذاشت، برای ایجاد این نمایشگاه دائمی از هیچ نهاد دولتی کمک نگرفت و به سخن دیگر هیچ نهادی برای افتتاح این گالری کمک نکرد، کارهای او بارها در نمایشگاه‌های گروهی به نمایش درآمده و امسال نیز در نظر دارد نمایشگاهی خارج گالری خصوصی اش در یکی از گالری های شهربه نمایش بگذارد. اولین مجموعه شعر او با عنوان یاد ستاره درسال 1391 منتشر شد و مجموعه دوم او نیز در انتظار مجوز است.
1
به پرواز عاشقانه ام،
کودکانه نگاه مکن!
من...
باتمام هستی ام پرکشیده ام،
تو...
با تمام نگاهت آسمانم باش
2
تنهایی من
چنان دور است
که که هیچ عابری
از آن گذر نمی کند،
دلم به آسمان خوش است،
از این مردمان سرد و سخت،
برای چیدن ستاره ام
کسی حذر نمی کند.
3
توصدایت زمزمه سبزدرخت است
به هنگام بهار
ونگاهت موجی است
که مرا می برد از دست خزان
تا دراعماق خیال
ریشه کنم.
4
وقتی تو میرسی
شکسته ام در انعکاس آب
سایه ام
نشسته درسراب
تو می رسی
به آخرین نفس
به فصل حرف های بی جواب
5
دلتنگ
به سبزه ی یادخدا
لغزیدم
سبزه ای سبز
من تشنه بر آن باریدم
گشتم از همهمه ی کوچه بیتابی دور
نغمه ای
از لب پرنازنسیم
برچیدم.
کردم از خانه ی دل
یاد غریبان بیرون
جامه ی تازه ی گل های عطش
بوسیدم.
6
به من فرصتی بده...
تورا نجوا کنم
اندازه یک پرواز کوتاه کبوتر
پروازم بده
تا برایت معنا شوم
واژه ای از بودن.
7
تا من هستم
و اشکهایم هست، تو بخند!
لبخندت به من
اجازه سجده می دهد،
سجده،
روی سبزه های بارانی
سهم من از تو
عطرباران است.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/166-%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B5%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%88


برچسب ها: مینا آدر افشان ، همگان ، هنرمند همدانی ، شاعران همدان ،

دوشنبه 31 فروردین 1394

آیا خانه مطبوعات ایران یک‌ نهاد صنفی است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

روزنامه نگاران ایران بدون نهاد صنفی

آیا خانه مطبوعات ایران یک‌ نهاد صنفی است

18 فروردین 1394

خبرنگاران ایران – نیکی آزاد: مدت‌هاست روزنامه‌نگاران ایران از نداشتن نهادی صنفی و مستقل از دولت گلایه می‌کنند. انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران در تابستان ۸۸ تعطیل شد و هنوز بازگشایی آن با ابهام‌های زیادی همراه است و جز چند شهرستان که نهاد مستقل صنفی برای روزنامه‌نگاران دارند. استان‌ها و شهرهای دیگر ایران از داشتن نهادی مستقل برای روزنامه‌نگاران محروم‌اند.

در این میان اما در بیشتر شهرهای ایران نهادی دولت ساخته به نام خانه‌های مطبوعات وجود دارند که‌ گاه تنها مرجع خبرنگاران برای پیگیری خواسته‌های صنفی شان به نظر می‌رسند. نهادی که به‌ اختصار «خانه» هم نامیده می‌شود. این روز‌ها از این انجمن‌ها که تحت نظارت دولت اداره می‌شوند، به‌ عنوان نهادی صنفی برای روزنامه‌نگاران در سراسر کشور نام‌ برده می‌شود و به نظر می‌رسد روز به ‌روز گسترش بیشتری هم می‌یابند تا شاید در سایه آن‌ها روزنامه‌نگاران خواسته اصلیشان یعنی داشتن سندیکای مستقل را از یاد ببرند.

اما این نهاد چه وظایفی بر عهده دارد و چگونه از حقوق صنفی روزنامه‌نگاران در سراسر کشور دفاع می‌کند. آیا این نهاد تحت نظارت دولت را اساساً می‌توان نهادی صنفی و مدافع حقوق خبرنگاران قلمداد کرد.

خانه‌های مطبوعات‌گاه خبرنگاران را کنترل می‌کنند

خانه مطبوعات ایران با نظارت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد تأسیس‌شده و طبق اساسنامه‌ای که این معاونت تنظیم کرده کمک به ارتقای سطح کمی و کیفی مطبوعات محلی از طریق حفظ حقوق و منافع مشروع و قانونی، بهبود وضع اقتصادی، اجتماعی، توسعه دانش فنی و امنیت شغلی - حرفه‌ای اصحاب جراید و شناسایی امکانات بالقوه و بهره-گیری از افکار، ‌ اندیشه، تجارب و اراده جمعی اصحاب مطبوعات را دنبال می‌کند در اساسنامه این نهاد دیگر اهداف و وظایف آن نیز طبقه‌بندی و ارائه‌ شده است.

اولین دورهٔ انتخابات شورای مرکزی خانه مطبوعات ایران با حضور نمایندگان بیش از ۲۵ استان در دی‌ماه سال گذشته برگزار شد. با اینکه سند مستندی مبنی بر اینکه همه شهرهای ایران خانه مطبوعات دارند وجود ندارد اما به نظر می‌رسد بیشتر استان‌های کشور چنین نهادی را تحت نظارت وزارت ارشاد تأسیس کرده‌اند.

مسئول واحد تبلیغات و مطبوعات اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران نیز سال گذشته و در آستانه بازگشایی نمایشگاه مطبوعات از راه‌اندازی خانه مطبوعات استان تهران در آینده‌ای نزدیک خبر داد.

اما چقدر این نهاد توانسته است در شهرهای مختلف ایران نیازهای صنفی روزنامه‌نگاران را تأمین کند؟

حسین زندی، خبرنگار محلی در همدان در گفت و گو با ما و شناختی که از خانه مطبوعات شهرش دارد در این باره بیشتر توضیح می دهد .

او زمان تأسیس این نهاد در شهر همدان را سال ۱۳۷۹ اعلام می‌کند: «این نهاد، یک‌نهاد بلاتکلیف است یعنی نه دولتی است و نه غیردولتی، به همین دلیل فعالیت چندانی ندارد گاهی برای معرفی اعضا به ادارات نامه و یا معرفی‌نامه‌ای صادر می‌کند این نهاد با گذشت حدود ۱۴ سال از تاریخی که در همدان آغاز به کارکرده هنوز نتوانسته برای اعضای خود کارت خبرنگاری صادر کند.»

او درباره اهداف تشکیل این نهاد توضیح می‌دهد: «تشکیل چنین خانه‌هایی از طرف دولت به این سبب بود که در مقابل نهادهای صنفی مانند انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تشکیلاتی به وجود بیاورد که در عین وابستگی به دولت ازنظر عملکرد نقش خنثایی داشته باشند. چراکه دولت‌ها در ایران همیشه خبرنگاران را به‌عنوان زینت المجالس می‌خواهند، این نهاد قرار بود از مطالبات فعالان و حقوق مطبوعات دفاع کند اما گاهی خبرنگاران را کنترل می‌کند. به‌طور مثال وقتی خبرنگار یا عکاسی در همدان از دست زمین‌خواران کتک می‌خورد این نهاد هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهد، در همدان بار‌ها به خبرنگاران از طرف نهادهای دولتی و خصوصی توهین شده است اما خانه مطبوعات واکنشی نشان نداده است.»

این نهاد نقش حمایتی ندارد

محمد رجبی، خبرنگار محلی در زنجان هم در گفت‌وگو با ما دراین‌باره می‌گوید: «خانه مطبوعات یک مجموعه دولتی زیر نظر وزارت ارشاد است و به لحاظ تشکیلاتی هیچ‌گاه نمی‌تواند نقش حمایتی مورد انتظار خبرنگاران را برآورده کند چرا که زیرمجموعهٔ دولت است و از سوی دیگر روزنامه‌نگاران مطابق رسالتی که دارند موظف‌اند تا نظارت بر عملکرد مجموعه دولت و حتی در سطح کلان حاکمیت داشته باشند به همین دلیل موجودیت خانه مطبوعات جای سؤال دارد.»

به گفته او کارکرد عمده‌ای که برای رسانه وجود دارد مربوط به نقش نظارتی آن در جامعه است و یک روزنامه‌نگار وظیفه دارد تا به نمایندگی از سوی افراد جامعه اتفاق های رخ‌ داده در جامعه را برای افکار عمومی منعکس کند. برای همین باید با استقلال کامل و دور از هر نوع فشار و تهدیدی فعالیت کند. نقش نظارتی رسانه، کار اطلاع‌رسانی را با مشکلات و موانع بسیاری مواجه می‌کند برای همین انتظار از یک ‌نهاد حمایتی چیزی متفاوت از نقش یک صنف ساده یا سندیکاهای مشابه است.

به گفته او خانه مطبوعات زنجان از سال ۸۱ فعالیت‌های خودش را آغاز کرده است و عمده فعالیت‌های آن مربوط به فعالیت‌هایی در خصوص تأمین مسکن خبرنگاران و حمایت‌های مادی و تلاش برای بیمه شدن خبرنگاران و همچنین ارائه تسهیلاتی برای فعالان عرصه مطبوعاتی بوده است با این‌همه دغدغه‌های اصلی یک روزنامه‌نگار این‌ها نیست.

این خبرنگار محلی یکی از مهم‌ترین وظایف تشکل‌های صنفی برای خبرنگاران را داشتن قدرت کافی و مستقل از هر جریانی برای حمایت از خبرنگاران می‌داند جایگاهی که خانه‌های مطبوعات از آن بی‌بهره‌اند.

او نحوه این حمایت‌ها را این‌گونه برمی‌شمارد: «تشکلی که بتواند در موقع لزوم از وکیل های قوی و حقوقدان‌ها برای حمایت از خبرنگاران و نشریات استفاده کند. همچنین حمایت‌ها باید با توجه به شکل کار روزنامه‌نگاران باشد و اگر مصداقی بخواهم بگویم باید اشاره‌کنم به نحوه همکاری روزنامه‌نگاران با نشریات به‌عنوان نمونه اینکه در زمینهٔ قیمت محصولاتی که یک خبرنگار در تحریریه تولید می‌کند، ساعات کار، شکل قرارداد، نحوه بیمه شدن خبرنگاران و مسائلی ازاین‌دست در یک‌طرف و از سوی دیگر نظارت بر عملکرد روزنامه‌نگاران و حتی برگزاری کلاس‌های دوره‌ای، آشنایی با نحوه کار، تعیین استانداردهای مشخص برای خبرنویسی و حتی نظارت بر نشریات و ایجاد یک سازوکار کمکی به مدیران مسئول جهت انجام کار حرفه‌ای و تخصصی.»

«دولت‌ها نباید در مسائل صنفی دخالت کند»

یکی از وظایفی که خانه‌های مطبوعات برای خود تعریف کرده‌اند و در اساسنامه آن‌ها هم ذکرشده دفاع از حقوق حرفه‌ای و صنفی اعضا و داوری در اختلافات داخلی روزنامه‌نگاران است؛ اما به چه میزان نهادی دولتی قادر است این وظیفه را بر عهده بگیرد و اگر اساسا شکایت خبرنگاران از شیوه عملکرد حکومت یا نهادهای دولتی باشد خبرنگاران باید به کجا شکایت ببرند.

حسین زندی دراین‌باره توضیح می‌دهد: «ماهیت و وظیفه‌ای که برای این نهاد تعریف ‌شده این است که علاوه بر وظایف رفاهی مسائل حقوقی و شغلی اهالی مطبوعات را نیز باید پیگیری کنند اما این وظایف در صورتی قابل‌پیگیری است که خانه مطبوعات به یک تشکل مستقل و غیردولتی تبدیل شود، یک‌ نهاد وابسته به دولت نمی‌تواند چنین مسئولیتی را بر عهده بگیرد چراکه بیشتر مطالبات صنفی روزنامه‌نگاران از نهادهای حکومتی و دولت است و این نهاد‌ها بیشترین تضییع حقوق را در حق فعالان مطبوعات روا داشته‌اند. متأسفانه در این زمینه دولت از وظیفه حاکمیتی خود غافل است. دولت‌ها نباید در مسائل صنفی دخالت کند.»

او درباره آخرین انتخابات این نهاد هم می‌گوید: «انتخابات خانه مطبوعات چند بار منتفی شد و به تأخیر افتاد و به ۲۵ اسفندماه سال گذشته موکول شد اما ترکیب کاندیدا‌ها نشان می‌دهد که وضعیت بد‌تر از گذشته خواهد بود. فضا و جو موجود باعث شد روزنامه‌نگاران مستقل و حتی بیشتر اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت نکنند و یک جناح خاص وارد میدان شود.»

به گفته این روزنامه‌نگار محلی دولت و وزارت ارشاد هیچ عزمی برای برطرف کردن موانع موجود ندارد و نمی‌خواهند نهادهای مستقل صنفی در کشور شکل بگیرد هنوز دستگاه‌های ممیزی قوی‌تر از گذشته عمل می‌کنند. در چنین شرایطی بیشتر خبرنگاران مستقل خانه‌نشین شده‌اند و برخی به‌ناچار آلوده رپرتاژهای دولتی شده‌اند. خانه مطبوعات در حوزه‌های آموزشی کمتر وارد عمل می‌شود و سطح تولید بسیار نازل است و محتوای رسانه‌ها قابل دفاع نیست، بیشتر خبرنگاران به مسائل جامعه کمتر توجه می‌کنند، انتقاد نمی‌کنند چون نانشان درگرو رپرتاژهای دولتی است و دولت هم از چنین شرایطی که نظارتی بر عملکرد مدیران وجود ندارد و خبرنگاران تنها مجیز گوی مدیران‌اند رضایت کامل دارد.

نهادی برای برگزاری جشن‌ها در استان قزوین

یک خبرنگار محلی در قزوین که از ما خواست نامش محفوظ بماند هم درباره خانه مطبوعات شهر قزوین می‌گوید: «خانه مطبوعات در شهر ما فقط نقش برگزارکننده جشن روز خبرنگار و جشنواره مطبوعات را دارد و نقش خاص دیگری ایفا نمی‌کند. هرچند در برخی ایام نسبت به توزیع اقلام و کالاهایی هم برای خبرنگاران اقدام کرده است.»

به گفته این خبرنگار این نهاد در قزوین برای یک‌بار هم برای مشکلات خبرنگاران و بازداشت آن‌ها و محدودیت‌ها به‌صورت تشکیلاتی کاری نکرده است.

محمد رجبی هم می‌گوید: «درباره مشکلاتی مانند اخراج تعدادی از روزنامه‌نگاران از یک روزنامه در زنجان خانه مطبوعات نتوانست حمایت چندانی کند و این خبرنگاران بودند که با همکاری هم توانستند بخشی از حقوق مادی خودشان را به دست بیاورند و با مراجعه به دادگاه و اداره کار حق بیمه‌شان را بگیرند.»

آیا همه اعضای خانه‌های مطبوعات روزنامه‌نگارند؟

اما چه کسانی می‌توانند عضو خانه مطبوعات شوند آیا همه روزنامه‌نگاران اجازه عضویت در این نهاد رادارند؟

زندی در پاسخ به این سؤال هم می‌گوید: «همه می‌توانند عضو شوند درواقع هرکس که حق عضویت پرداخت کند و معرفی‌نامه و چند نمونه کار ارائه کند می‌تواند، عضو خانه مطبوعات همدان شود. گفته می‌شود بیش از ۵۰۰ نفر عضو این نهاد هستند اما هنوز تعدادی از اهالی رسانه عضو نشده‌اند و تعدادی از اعضا هم فعالیت مطبوعاتی ندارند و بیشتر از اعضای خانواده سرپرست‌ها و صاحب‌امتیازهای روزنامه‌ها جز اعضا هستند. به همین دلیل نمی‌توان گفت همدان ۵۰۰ خبرنگار دارد.»

محمد رجبی اما درباره عضویت روزنامه‌نگاران زنجان در خانه مطبوعات می‌گوید: «در این زمینه محدودیت‌هایی وجود دارد که بخشی از آن‌ها در ظاهر برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های ممکن در جهت عضویت در خانه و استفاده از مزایای آن است که خود همین موضوع هم جای بحث بسیاری دارد به‌عنوان نمونه چرا باید امتیازهایی به خبرنگاران داده شود که بخواهد مورد سوءاستفاده قرار بگیرد. یا بهتر بگویم نحوه حمایت از خبرنگار نباید به شکلی باشد که جای سوءاستفاده را برای سایر افراد فراهم کند.»

خبرنگار محلی در قزوین اما می‌گوید: «همه روزنامه‌نگاران استان و کارکنان صداوسیما و اعضای پخش و توزیع روزنامه، سرویس آگهی و کارکنان چاپخانه هم می‌توانند عضو این خانه شوند.»

نقش خانه مطبوعات در تأمین نیازهای رفاهی خبرنگاران

برخی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران محلی از نقش صنفی این نهاد رضایت ندارند، اما آیا این نهاد توانسته در تأمین نیازهای رفاهی خبرنگاران نقشی مؤثر افا کند.

محمد رجبی تأکید می‌کند: «در استان زنجان اتفاق خوبی افتاد تعدادی از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و البته صاحب‌نام که تحت عضویت خانه مطبوعات بودند توانستند با کمک این مجموعه صاحب‌خانه شوند، البته این به معنی قوی بودن این مجموعه در سایر مراکز نبود بلکه همت خود خبرنگاران و تلاشی که اعضا در جهت اجرای برنامه‌های خود داشتند باعث شد که این امر خوب اتفاق افتاده و تعدادی از خبرنگاران مستقل نیز صاحب‌خانه شدند. درباره خانه‌دار شدن تعدادی از دوستان خودم از نزدیک شاهد تلاش شبانه‌روزی خود افراد بودم که با هزینه‌های خود و راه‌حل‌هایی که خود دوستان پیشنهاد می‌دادند این مساله محقق شد البته منکر حمایت‌های دولت و ارائه برخی تسهیلات نیستم. بااین‌همه تلاش خود اعضا و همدلی آن‌ها در این مورد نقش بسیار پررنگی داشت.»

زندی دراین‌باره می‌گوید: «کسانی که در تعاونی مسکن ثبت‌نام کرده‌اند عضو خانه مطبوعات هستند اما این تعاونی یکی از تعاونی‌های ناموفق مسکن بوده و هنوز نتوانسته به تعهدهای خود عمل کند و به نظر می‌رسد در شرایط فعلی همچنان خبرنگارانی که پولی پرداخت کرده‌اند باید منتظر بمانند یعنی در این زمینه هم عملکرد شفافی نداشته است.»

خبرنگار محلی در قزوین اما معتقد است: «تعاونی مسکن مطبوعات شخصیت مستقلی دارد و ارتباطی به خانه مطبوعات ندارد و و خانه مطبوعات جز توزیع کالاهایی به برخی خبرنگاران اقدام رفاهی دیگری نداشته است.»

در شرایطی که بیشتر خبرنگاران مستقل به ویژه خبرنگاران مستقل محلی خانه‌نشین و برخی به‌ ناچار آگهی بگیر شده‌اند. خانه‌های مطبوعات نه تنها نقش مفیدی را ایفا نمی‌کنند که این روز‌ها به نظر می‌آید سکوت خبرنگاران در برابر نهادهای دولتی را بیشتر تشویق می‌کنند،دلیلی که شاید یکی از اهداف مهم شکل گیری نهادی است که هر روز دولت در جهت تقویتش قدم بر می‌دارد، در چنین شرایطی به گفته برخی خبرنگاران محلی جای یک نهاد صنفی مستقل به شدت خالی است.




برچسب ها: خانه مطبوعات همدان ، انجمن صنفی مطبوعات ، روزنامه نگاری در همدان ، رسانه های همدان ،

یکشنبه 16 فروردین 1394

جاده تاریخی را هم تعریض کردند!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،مطالب در خبر گزاری ها ،

جاده تاریخی را هم تعریض کردند!

» سرویس: فرهنگی و هنری - گردشگری و حج
1428158411057_1 (2).jpg

تعریض جاده خاکی در 500 متری «کتیبه گنجنامه»، باعث سقوط سنگی بزرگ روی یک دستگاه خودروی سواری و مچاله شدن آن شد.

این حادثه در هفتمین روز تعطیلات نوروزی رخ داد و اگرچه هیچ تلفات جانی نداشت، اما نشانه‌ای برای تشدید ریزش سنگ و سقوط بهمن در یکی از مسیرهای پرتردد گردشگران و کوهنوردان استان همدان است.

علی بیات کوهنورد و فعال محیط‌زیست معتقد است دخل و تصرف در جاده "تاریک دره" سبب تشدید سقوط بهمن و ریزش سنگ و به خطر انداختن جان گردشگران و کوهنوردان خواهد شد.

تاریک دره و کیوارستان از یک شاخه به پیست اسکی همدان ختم می‌شود و نزدیک به 500 متر تا کتیبه گنجنامه فاصله دارد و یکی از جاده‌های فصلی مال‌رو است که در عصر هخامنشیان، معروف به "جاده شاهی" بوده که هگمتانه را از طریق پیچ و خم‌های تاریک دره به تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه، لرستان، تخت جمشید و فارس مرتبط می‌کرده است.

این جاده خاکی در نزدیکی گنجنامه به سمت کیوارستان، به بهانه ساخت هتل در مقابل چشم‌انداز الوند (۱۱۱اُمین اثر ملی طبیعی ایران) درحال تعریض است.

به استناد اظهارات حسین زندی، فعال میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان، شهردار همدان اواخر سال گذشته در مراسم کلنگ‌زنی هتل شادی در بلوار کولاب (مسیر گنجنامه) از احداث 10 هتل در همدان خبر داده که بیشتر این هتل‌ها در مقابل چشم‌انداز کوهستان‌های الوند و در مسیر عباس‌آباد و گنجنامه به طرف الوند ساخته خواهد شد.

علی بیات ‌ فعال محیط زیست، کوهنورد و از دوستداران طبیعت با اشاره به جریان تخریب‌هایی که در طبیعت همدان راه افتاده، گفت: بارها نسبت به هرگونه دخل و تصرف در طبیعت هشدارهای لازم از طرف دوستداران محیط زیست و حتی مقامات عالی نظام داده شده؛ اما متاسفانه انگار این گفته‌ها و رهنمودها باعث جری شدن مخربان شده و همه روزه و بی‌وقفه و حتی بدون ساعتی درنگ مشغول تخریب هستند.

او نگرانی‌هایش را درباره تخریب طبیعت که جان دوستداران آن و گردشگران را به مخاطره می‌اندازد، در یادداشتی با عنوان «تخریب طبیعت و بهای سنگین آن...» مطرح کرده و آن را در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، قرار داده است.

در یادداشت این کوهنورد و دوستدار طبیعت آمده است: نسل دیروز و امروز گویی کمر به قتل طبیعت بسته‌ایم و غافلیم از این‌که این طبیعت روزی انتقام خود را در قالب‌های گوناگونی چون سیلاب، زلزله، آلودگی هوا و جابجایی زمین خواهد گرفت. در واقع انسان قبر خود را با ناآگاهی می‌کَند و برای عمری چند ده ساله، طبیعت میلیون ساله را به نابودی و یغما می‌کشد.

آنچه امروزه شاهد آن هستیم، اتفاقات نامیمونی است که طی دو دهه اخیر و بالاخص دهه اخیر سرعت فراوانی یافته است. در محیط شهری با نابودی باغ و ساخت ادارات پرتردد و هتل‌های 5 ستاره و در محیط کوهستان، جنگل، دشت و دریا به نوعی دیگر. از نمونه‌ی بارز و آشکار این تخریب‌ها می‌توان به طرح‌های توسعه گردشگری اشاره کرد که به بهانه توسعه براحتی در برابر دیدگان‌مان در حال تخریب طبیعت است.

در گنجنامه همدان به نام توسعه گردشگری و ایجاد اشتغال طرح "بالابر گنجنامه" اجرا شد که بارها و بارها به دلایل مختلفی چون، احداث جاده، فاضلاب، آلودگی هوای منطقه ناشی از موتورخانه، تخریب دامنه الوند به بهانه احداث پارکینگ ومراکز فروش، شدیدا مورد اعتراض طرفداران محیط زیست و طبیعت واقع شد؛ ولی با حمایت‌هایی که از این طرح شد شاهد تخریب طبیعت بوده و هستیم که متاسفانه نصب دستگاه‌های دست دوم به عنوان بالابر ارزش این طرح را به نسبت طرح‌های دست اول تنزل داده است و احداث سوئیت‌ها، مراکز خرید و پارکینگ با تملک زمین‌های دامنه الوند دیگر غیر قابل جبران است.

بارها و بارها عنوان شده کسی مخالف کسب درآمد و ایجاد اشتغال و توسعه اقتصادی استان همدان نیست؛ اما شوربختانه به دلایلی از جمله نبود نظارت صحیح در حوزه محیط زیست و اکتوریسم شاهد اتفاقات ناگوار و غیرقابل جبرانی هستیم که بخشی از آن ناشی از احداث جاده‌های دسترسی است.

در تازه‌ترین نمونه نیز می‌توان به احداث جاده خاکی در نزدیکی گنجنامه به سمت کیوارستان اشاره کرد. نمونه‌ی چنین رفتارهای نابخردانه‌ای در سال‌های اخیر باعث روانی آب‌های ناشی از باران شده و فرسایش شدید خاک را به دنبال خواهد داشت.

هرچند در بخش ابتدایی این مسیر با درختکاری کمی از این سرعت گرفته شد؛ اما احداث جاده خاکی باعث خالی شدن و کم شدن مقاومت خاک‌های پیرامون جاده شده که سبب سقوط سنگ‌های چند تنی می‌شود. ممکن است این اتفاق در دفعات نخست به خیر بگذرد؛ اما دَرْ روی یک پاشنه نمی‌چرخد، آن هم در مسیر پرترددی، چون کیوارستان که جان کوهنوردان یا طبیعت دوستان را حتما روزی به خطر خواهد انداخت. حال با این مداومت برای تخریب طبیعت سوال این است چه کسی یا کسانی باید جوابگوی چنین حوادثی باشند و این زیاده‌خواهی‌ها و تخریب ها تا کجا ادامه خواهد داشت؟»

http://isna.ir/fa/news/94011603474/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D8%B6-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF


برچسب ها: تخریب کوهستان های همدان ، الوند ، تاریک دره ، سقوط سنگ بر درجاده پیست اسکی ،

«الوند» را هم بتراشند،‌ دیگر چه می‌ماند؟

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1428130532700_alvand.jpg

«این روزها افتخار مدیران شهری این است که کوه «الوند» را بتراشند، درختان را ببرند و هتل 5 ستاره بسازند و با برج سازی مردم شهر را از دیدن ستاره‌های آسمان محروم کنند.»

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، کوهستان الوند فراروی شهر همدان، کوهستان منفردی از شاخه‌های خاوری زاگرس مرکزی با عرصه‌ای به وسعت ۱۳۷۵ کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین پدیده‌ی گرانیت‌زائی از دوران چهارم زمین‌شناسی بر اثر نفوذ توده‌های آذرین در نهشته‌های بازمانده از دوران پیشین است که در شمال غرب به کوه خدابنده‌لو سنندج و کوه چهل‌چشمه کردستان و از جنوب شرق به بلندی‌های راسوند و کوه وفس اراک متصل است.یال آن، حد طبیعی بین شهر همدان و تویسرکان و بلندترین قله‌ی آن موسوم به الوند در ۱۸ کیلومتری جنوب شهر قرار دارد. جهت این کوهستان از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده و استان همدان را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند.

کوهستان الوند ۱۱۱اُمین اثر طبیعی است که توسط سازمان میراث فرهنگی در ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست میراث طبیعی ایران قرار گرفت. اما حالا در برنامه‌ریزی‌های مدیریت شهری همدان، می‌خواهند این میراث طبیعی را هم از طبیعی بودن‌اش خارج کنند و فقط به آن زخم بزنند!

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، به تصمیم‌های جدید مدیریت شهری همدان در این زمینه پرداخته است.

«جای زخم‌هایی که مدیران شهری همدان در سه دهه گذشته بر پیکر الوند و طبیعت همدان وارد کرده‌اند، هرگز التیام نخواهد یافت و این ننگ پرآوازه بر پیشانی برخی مسئولان تا همیشه باقی خواهد ماند، تنها ماترک این مسئولان برای آیندگان تخریب و نابودی است.

هنوز صدای اره برقی‌ها از باغ‌های همدان به گوش می‌رسد ظاهرا برخی تصمیم گرفته‌اند تا بریدن آخرین درخت مقاومت کنند. مسئولان همدان سال گذشته در مقابل نابودی باغ‌ها و عمارت‌های کهن «ذوالریاستین»، «جواهری» و باغ «بدیع الحکما» نه تنها مقاومتی نکردند بلکه مجوز تفکیک و ساخت آپارتمان و ویلا هم صادر کردند.

این روزها افتخار مدیران شهری این است که زخمی دیگر بر زخم‌های الوند بیفزایند و کوه را بخراشند، درختان را ببرند و هتل 5 ستاره بسازند و با برج سازی مردم شهر را از دیدن ستاره‌های آسمان محروم کنند. شهردار همدان که اواخر سال گذشته در مراسم کلنگ‌زنی هتل شادی در بلوار کولاب (مسیر گنجنامه) سخن می‌گفت از احداث ده هتل در همدان خبر داد که بیشتر این هتل‌ها در مقابل چشم‌انداز کوهستان‌های الوند و در مسیر عباس‌آباد و گنجنامه به طرف الوند خواهد بود.

معمولا اجرای پروژه‌های ساختمانی که برخلاف توسعه پایدار و منافع دراز مدت عموم مردم است تا لحظه‌ی اجرا و روز کلنگ‌زنی از مردم پنهان نگهداشته می‌شود، مبادا که در معرض کارشناسی درستی قرار گیرد و با مخالفت شهروندان منافع برخی افراد به خطر بیفتد.

مناطقی که برای احداث هتل‌های ستاره‌دار در نظر گرفته‌اند از نقاط پرترافیک شهر همدان است که در حل این معضل درمانده‌اند. سوال این است که آیا به این نکته توجه کرده‌اند که پس از ساختن این هتل مشکل پارکینگ مسافران را چگونه حل خواهند کرد؟ این روزها شهرداری کوچه‌ها و مقابل منازل شهروندان را به عنوان پارکینگ اجاره می‌دهد و آسایش را از ساکنان محله‌های مرکزی شهر گرفته است، این شهر نیاز به پارکینگ دارد یا هتل 5ستاره؟

فکر نمی‌کنم در این شهر کسی با ساخت هتل و توسعه‌ی گردشگری پایدار مخالف باشد اما از مدیران ارشد استان باید پرسید؛ اتاق‌های هتل‌های فعال در شهر همدان چند روز از سال رزرو است؟ مدام در آمارها از ورود میلیون‌ها گردشگر به همدان سخن گفته‌اند، از تعداد یک میلیون نفر مسافری که وارد همدان می‌شود چند نفر در هتل اقامت می‌کنند؟ در طول یک ماه جشنواره زمستانی که قاعدتا باید گردشگر زیادی وارد همدان شود بیشتر اتاق‌های هتل‌ها خالی بود بیشتر مسافران ورودی همدان یا در چادر می‌خوابند یا در خانه _ مسافرهایی که بدون نظارت فعالیت می‌کنند. بهتر نیست خانه مسافرها و خانه‌های تاریخی شهر را برای اقامت گردشگران آماده کنند؟

به نظر می‌رسد مدیران این شهر زاویه دیدشان را از الوند نمی‌توانند تغییر دهند و تصمیم خود را برای نابودی کامل این منطقه گرفته‌اند یا این‌که توانایی ایجاد فرصت جدید برای سرمایه پذیری و سرمایه گذاری در این شهر را ندارند چرا که اگر نقاط دیگر شهر که خالی از جذابیت‌های طبیعی است را برای ساخت هتل و مراکز تفریحی و گردشگری در نظر بگیرند نیاز به زیر ساخت‌های گردشگری دارد و زمان زیادی برای به نتیجه رسیدن آن لازم است.

در کشور ما متاسفانه برخی مدیران یاد گرفته‌اند راحت‌ترین کار را انتخاب و از لقمه‌ی آماده استفاده کنند،‌ در حالی که مدیر توانا کسی است که بتواند از فضاهای بدون امکانات در جهت توسعه استفاده کند، اما چنین توانایی‌هایی از مدیران در طول چند سال گذشته دیده نشده است. همانگونه که اشاره کردم کسی مخالف ساخت هتل نیست اما نه بدون نیازسنجی، امکان سنجی و مکان یابی درست.

شهرداری همدان با صدور مجوزهای غیر کارشناسی در سال‌های گذشته نه تنها باعث تخریب و نابودی میراث طبیعی و تاریخی شهر شده بلکه منظر طبیعی شهر را نیز نابود کرده است .

کسانی که در همدان بر طبل توسعه گردشگری می‌کوبند به این نکته توجه نکرده‌اند که همدان مقصد گردشگری نیست و تاکنون مسیر گردشگری بوده است این شهر مهمترین نقطه‌ی آمد و شد مسافران از غرب کشور به شمال است، یعنی در مسیر استان‌های ایلام، کرمانشاه، کردستان و بخشی از کشور عراق به خصوص کربلا و از طرف خروجی شمالی نیز استان‌های تهران، قزوین، زنجان ، مرکزی و شهرهای شمال و شمال شرقی است.

بیشتر گردشگرانی که گفته می‌شود تعدادشان به میلیون‌ها نفر می‌رسد از یک سو وارد همدان می‌شوند و از سوی دیگر خارج می‌شوند. مسافران در همدان ماندگار نیستند تا برای آن‌ها هتل ساخته شود بهانه‌ای و جاذبه‌ای هم که بتواند گردشگران را روزها و هفته‌ها در همدان نگه دارد وجود ندارد یا معرفی نشده است.

اگر قرار است هتل و اماکن اقامتی و تفریحی ساخته شود بهتر است درکنار این مسیرایجاد شود و تخریب آثار طبیعی و تاریخی شهر متوقف شود.»

http://isna.ir/fa/news/94011503085/-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF


برچسب ها: هتل سازی در همدان ، تخریب الوند ، خبرگزاری ایسنا ، گردشگری همدان ، میراث طبیعی همدان ،

سرویس بهداشتی مهم‌تر است یا ساخت هتل؟

» سرویس: فرهنگی و هنری - گردشگری و حج
4-183.JPG

همدان اقامتگاه مناسب ندارد و هتل‌هایش ارزان قیمت‌اند، پس نمی‌تواند گردشگر حرفه‌ای جذب نمی‌کند.»

به گزارش خبرنگار سرویس گردشگری ایسنا، مجتبی جوادیه، راهنمای گردشگری همدان، این عوامل را برای گردشگرپذیری همدان آفت دانست و افزود: متاسفانه ضعف مدیریت در زمینه‌ی اقامت گردشگران باعث تشدید پدیده‌ی چادرخوابی در پارک‌های همدان شده، به گونه‌ای که بیشتر مسافرانی که وارد این شهر می‌شوند، گرایشی به اقامت در هتل ندارند و حتا در روزهای شلوغ مانند تعطیلات نوروز هم بخش عمده‌ای از اتاق هتل‌های شهر خالی است و مسافران در مدارس یا چادرها می‌خوابند که این مسئله هم خود باعث مشکلاتی برای شهروندان همدانی و مدیران شهری همدان است.

این عضو انجمن نبض سبز حیات ادامه داد: در این شرایط هفته‌ی گذشته کلنگ هتل پنج ستاره‌ای در مسیر گنجنامه (بلوار کولاب) توسط مسئولان شهر همدان به زمین زده شد که با مخالفت فعالان محیط زیست و گردشگری همدان همراه شد. آن‌ها به به نابودی و تخریب محیط زیست طبیعت الوند اعتراض دارند و معتقدند که ادامه‌ی ساخت‌وسازها در این مسیر منظر طبیعی منطقه را نابود و همدان را با چالش‌های مدیریت شهری روبرو می‌کند.

وی اظهار کرد: اعضای تشکل‌های غیر دولتی در کنار اعتراض‌ها و انتقادها پیشنهادهایی هم دارند و معتقدند در همدان پیش از آنکه ضرورت ساخت هتل احساس شود، کمبود سرویس بهداشتی و پارکینگ احساس می‌شود! آنان می‌گویند گردشگرانی که به همدان می‌آیند به دنبال اقامتگاه‌های ارزان قیمت‌اند، بنابراین بهتر است وضعیت هتل‌ها پیش از اقامتگاه‌های بوم‌گردی و هتل‌های سنتی تقویت شوند.

گردشگران خارجی برای هتل‌های شش ستاره هم تره خرد نمی‌کنند

به گزارش ایسنا، محمد سوزنچی، نماینده‌ موسسه حیات سبز سرزمین نیز با اشاره به مجوزهایی که برای هتل‌سازی در همدان صادر شده به خبرنگار ایسنا گفت: چند وقتی است هتل سازی در شهر بوعلی سینا و هگمتانه رونق گرفته است، حتی آمارها می‌گوید بیش از هفت هتل در همدان احداث می‌شود.

وی یکی از معضلات گردشگری همدان را کمبود هتل دانست و ادامه داد: آمار ضعیف 12500 تخت برای همه‌ی ظرفیت هتل‌های همدان در روزهای پرتراکم مسافر بسیار کم است، ولی

همین ظرفیت اندک در ایام غیر انبوه تعطیل است.

او اظهار کرد: شنیده شده که قرار است در محدوده‌ی بلوارهای «ارم»، «کولاب»، «عباس آباد» و «گنجنامه» هتل‌هایی احداث شود، به همین دلیل وظیفه داریم به عنوان فعالان حوزه‌ی گردشگری و محیط زیست پیش بینی اثرات سوء این پیشرفت را اعلام کنیم و راهکارهای به روز شده را پیشنهاد دهیم.

این کارشناس گردشگری با انتقاد از هتل‌سازی در همدان گفت: امروز میل به هتل‌های لوکس پنج ستاره در شهرهای لوکس و سواحل شهرهای ساحلی خاص، خواهان فراوانی دارد، چون با صرف هزینه‌ی فراوان، از لذت‌های منطقه‌ای که آن‌ها هم گران هستند استفاده می‌کنید، ولی نه در شهری مانند همدان که گردشگران داخلی‌اش اغلب به دنبال خانه‌ی مسافر، چادر و کمپ هستند و اتفاقا گردشگران خارجی آن هم که با معیارهای هتلینگ ایران آشنا هستند، تره‌ای برای پنج یا حتی شش ستاره بودن هتل خرد نمی‌کنند و اهمیتی به آن نمی‌دهند، آنها به دنبال فرهنگ بومی منطقه هستند و مسلما در خانه‌های بوم‌گردی و اقامتگاه‌های سنتی بیشتر لذت می‌برند.

سوزنچی گفت: به عنوان مثال اگر یک همدانی در پنج هتل شهر همدان که عنوان‌های 2 تا 5 ستاره را یدک می‌کشند بخوابد به راحتی می‌تواند وجه تمایز را ببیند و آنگاه که در اصفهان یا مشهد نیز ستاره‌دارها را بررسی کند ممکن است بهت‌زده شود.

http://isna.ir/fa/news/93122615089/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D8%AA%D9%84


برچسب ها: گردشگری همدان ، هتل سازی درهمدان ، ایسنا ،

نگذارید امسال محوطه‌های تاریخی همدان آتش بگیرند

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
23-534.jpg

«ما در مکان‌های تحت اختیار سازمان میراث فرهنگی مختار هستیم تا نمایشگاه صنایع‌دستی برگزار کنیم، اگر بخواهیم از این اماکن خارج شویم نیاز به همکاری شهرداری است که آن‌هم منوط به پرداخت میلیون‌ها تومان پول است.»

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، اداره‌کل میراث فرهنگی استان همدان چند سالی است که برگزاری نمایشگاه صنایع‌دستی در نوروز را جزو اولویت‌های خود قرار داده است، نمایشگاهی که برای برگزاری آن به جز بناهای تاریخی جای دیگری ندارند، و هر سال هم در کنار این نمایشگاه‌ها اتفاقاتی نه چندان مناسب برای آن بناهای تاریخی رخ می‌دهد.

نمونه‌ی بارز آن را می‌توان در برگزاری نمایشگاه نوروز سال گذشته در محوطه‌ی ارزشمند «هگمتانه» و در کنار آرامگاه «باباطاهر» دید که با آتش گرفتن چادرهای نمایشگاه در محوطه‌ی هگمتانه بخش‌هایی از این محوطه‌ی تاریخی نیز آسیب دیدند و نمایشگاه میدان باباطاهر نیز به دلیل طوفانی که در نوروز در همدان وزیدن گرفت، چند چادر از غرفه‎‌های نمایشگاه در محوطه‌ی آرامگاه افتادند.

با این وجود به نظر می‌رسد یا نباید دیگر نمایشگاهی از این صنعت کهن اما مهجور در همدان برپا کرد، یا هر سال برای محوطه‌های تاریخی دوران مادها همین آش و همین کاسه است!

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان در این زمینه به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا گفت: یکی از عناصر و فرصت‌هایی که می‌تواند درخدمت توسعه گردشگری باشد و به گردشگری پایدار کمک کند، صنایع دستی است، اما در ایران متاسفانه از این فرصت و ظرفیت به درستی استفاده نشده است و گاهی روش بهره‌گیری از آن به دلیل نادرست بودن، باعث آسیب‌های جبران ناپذیری شده است.

وی با تاکید بر حمایت نشدن فعالان صنایع‌دستی این استان و نبود مکان و فرصت مناسب برای عرضه تولیدات و محصولات آنها، اظهارکرد: بازار سنتی همدان دستخوش مشاغل جدید شده است و جایگزینی هم نداشته که به صورت بازارچه‌های دایمی صنایع دستی، بتوانند آن چه تولید می‌کنند به دست خریداران برسانند، بنابراین تنها زمان برای عرضه صنایع دستی در نمایشگاه‌هاست که بیشترتولیدکنندگان هم منتظر می‌مانند تا تعطیلات نوروز از راه برسد شاید بتوانند بخشی از کارهای خود را به فروش برسانند.

هجوم افراد به نمایشگاه‌ها، محوطه‌های تاریخی را تخریب می‌کند

او ادامه داد: مسلما زمانی‌که فرصت عرضه محصول نباشد، انگیزه‌ای هم برای تولید نیست و کیفیت کارها نیز افت می‌کند. به نظر می‌رسد اصلی‌ترین نیاز فعالان صنایع دستی ایجاد بازارچه‌های دایمی برای فروش این محصولات است و با شعار نمی‌توان از این سرمایه‎ها دفاع کرد و مدافع تولید داخلی به ویژه صنایع دستی شد.

زندی در ادامه درباره‌ی اتفاقاتی که درطول چندسال گذشته در فضاهای نمایشگاهی که معمولا در بناهای تاریخی بوده، نیز توضیح داد: در چند سال گذشته فضایی که به عنوان غرفه فروش صنایع دستی توسط معاونت صنایع دستی استان در اختیارتولید کنندگان و هنرمندان این حوزه قرار می‌گیرد، فضاهای در داخل اماکن تاریخی شهر همدان مانند آرامگاه «باباطاهر»، «بوعلی»، تپه «هگمتانه» و گنبد «علویان» بوده که عواقب بسیار بدی برای این آثار داشته است. آتش‌سوزی بازارچه صنایع دستی محوطه هگمتانه در نوروز 1393 نمونه‌ای از این آسیب‌هاست. هجوم همزمان افراد به نمایشگاه‌های موقتی که در اماکن تاریخی برپا می‌شود نیز باعث تخریب آثار می‌شود و عواقب پیش‌بینی نشده‌ای را به دنبال دارد.

این فعال میراث فرهنگی همدان افزود: نباید این نکته را از ذهن دورداشت، گردشگرانی که به شهرهای مختلف کشور سفر می‌کنند علاقمند به تهیه‌ی سوغات محلی هستند و چه بهتر که این سوغات هنرهای دستی مردم محلی آن مناطق باشد تا به راحتی در دسترس گردشگران قرار گیرد، اما شایسته نیست مزارعارف بزرگی مانند «باباطاهر» یا تپه تاریخی «هگمتانه» تبدیل به مرکز خرید و فروش اجناس شود، به ویژه که در این نمایشگاه‌ها غرفه‌های اجناس چینی بیشتر از صنایع دستی خودنمایی می‌کند.

او درباره‌ی دلایل اصرار میراث فرهنگی برای برگزاری نمایشگاه در بناهای تاریخی نیز گفت: معمولا بهانه‌ای که از سوی مدیران میراث فرهنگی همدان مطرح می‌شود این است که ما در مکان‌های تحت اختیار سازمان مختار هستیم تا نمایشگاه برگزار کنیم و اگر بخواهیم از این اماکن خارج شویم، نیاز به همکاری شهرداری است. ظاهرا همکاری شهرداری منوط به پرداخت میلیون‌ها تومان پول است که ازیک سو از عهده میراث فرهنگی خارج است و ازسوی دیگر فعالان و تولید کنندگان صنایع دستی قدرت پرداخت چنین مبالغی را ندارند.

30 میلیارد بودجه دارند، اما فقط تبلیغات می‌کنند!

وی اضافه کرد: گفته می‌شود بودجه فرهنگی شهرداری همدان بیش از 30 میلیارد تومان است و در سال 93 هفتاد درصد افزایش داشته است، اما معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری فعالیت ملموس و ماندگاری انجام نداده است و بیشتر کارهای انجام شده تبلیغاتی بوده است.

وی ادامه داد: مجموعه‌ی شهرداری در سال‌های گذشته به نیازها و ضرورت‌های مدیریت شهری توجه نکرده است و به جز مجوزهای برج سازی چیزی در کارنامه‌ی این نهاد نمی‌توان یافت. به طورمثال سال‌هاست میدان تاریخی همدان و خیابان‌های منشعب از این میدان با چالش دست‌فروشان روبه‌روست، اما شهرداری هنوز نتوانسته برای دستفروشان که جمعیت زیادی را در همدان شامل می‌شوند، چاره‌ای بیندیشد و مکانی دایمی در اختیار آنها قرار دهد، در حالی که پدیده دستفروشی با این حجم عظیم در مرکز یک شهر تاریخی که از آن به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن یاد می‌شود، ضد اهداف گردشگرپذیری است که مدیران ارشد استان به دنبال آن هستند.

زندی در پایان اظهار کرد: معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری و شورای شهر همدان می‌توانند فضاهای مناسبی را به نمایشگاه‌های صنایع دستی در نزدیک‌ترین نقاط به اماکن پربازدید تاریخی و طبیعی اختصاص دهند. شهرداری نیز در یک برنامه‌ی دراز مدت می‌تواند انتظار چندین ساله تولیدکنندگان صنایع‌دستی را برآورده کند و با ایجاد بازارچه‌ی دایمی برای فروش صنایع دستی در همدان این مشکل را برای همیشه حل کند.

http://isna.ir/fa/news/93122615323/%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D8%B4


برچسب ها: ایسنا ، محوطه های تاریخی همدان ، صنایع دستی همدان ،

توصیه های شیرکوند به تشکل های فرهنگی و اقتصادی: مرتبط شوید

shirkavand1.jpg

سخنان صریح سعید شیرکوند در رابطه با نقش انجمن های دوستی و اتاق های بازرگانی

حسین زندی

بیش از 70انجمن دوستی  در ایران فعال است که با هدف معرفی ظرفیت های فرهنگی  ایران درسایر کشورها فعالیت می کنند اما همچنان ناشناخته اند در نشست تخصصی مشترک مسئولان دفتر امور مجامع و تشکل‌های سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری با انجمن های دوستی ایران و سایر کشورها که با حضوردکترسعید شیرکوند، معاون برنامه ریزی و سرمایه گذاری سازمان، ویدا توحدی، مدیر کل دفترامور مجامع،زهرا احمدی زاده، مشاور رئیس سازمان در امور زنان، سیدان نایب رئیس شبکه شورایعالی ، روسای انجمن های دوستی و بابک مغازه ای نماینده گروه کاری تشکل های گردشگری کشوربرگزار شد دکترسعید شیرکوند در سخنانی به ضرورت ارتباط اتاق های بازرگانی  و انجمن های دوستی بین ایران و سایر کشورها تاکید کرد

معاون سرمایه گذاری و برنامه ریزی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: ما به دنبال این هستیم که آرزوی ملت ایران را برآورده کنیم این آرزوچیزی نیست جز سپردن امور به دست مردم. این آرزو به صد زبان گفته می شود که دولت پای خود را از اموری که باید به دست مردم سپرده شود کناربکشد دولت یک وظیفه حاکمیتی دارد و تا حدودی هم وظیفه برنامه ریزی به عهده دولت است بقیه کارها باید به دست تشکل های غیر دولتی و بخش خصوصی سپرده شود.

دکتر سعید شیرکوند در ادامه گفت: اگر انجمن های دوستی را یک تشکل غیرانتفاعی ببینیم که معتقدند باید یک مجموعه از آرمان و برنامه ای را بین دوکشوری که به عنوان انجمن دوستی از آن نام برده می شود اجرا کنند در کنار این تشکل های غیر انتفاعی تشکل هایی داریم که انتفاعی هستند مانند اتاق های مشترک بین دوکشور و اتاق های بازرگانی. اتاق های بازرگانی مدام به دولت می گویند از صحنه تجارت کنار برو و این امور بازرگانی را به ما بسپارما امروز می گوییم حق با این تشکل ها است و باید دولت امکانی ایجاد کند که داد و ستد ها تسهیل شود، مرزها باز شود تعرفه گمرک ها تعدیل شود، زمان ترخیص کالا کاهش پیدا کند و بقیه کارها به دست بازرگانان انجام می شود انجمن های دوستی هم عملکردی شبیه اتاق های بازرگانی دارد اما از نوع غیر انتفاعی که مراودات فرهنگی را پیگیری می کنند

شیرکوند افزود: فرض کنید انجمن دوستی ایران و سریلانکا می خواهد در آن کشور کنسرت برگزار کند اینجا دولت نباید دخالت کند حتا برای تامین منابع مالی باید از بخش خصوصی کمک بگیرند و چه بهتر که با کمک اتاق بازرگانی  این برنامه ها برگزار شود ما به عنوان دولت توانایی برگزاری کنسرت را نداریم، مابه عنوان دولت نمی توانیم نمایشگاه برگزار کنیم ،مابه عنوان دولت نمی توانیم شب شعر و شب کتاب برگزارکنیم اما شما انجمن های دوستی می توانید این کارهارا انجام دهید واز دولت بخواهید با دولت های دیگر مذاکره کند و راه را برای شما باز کند ، هویت دولت ما در گرو این انجمن ها است .

معاون سرمایه گذاری و برنامه ریزی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ادامه داد: انجمن های دوستی و اتاق های بازرگانی نباید دوگانه عمل کنند از طرفی بگویند دولت نباید حضور داشته باشد و از طرف دیگر بگویند دولت چرا کمک مالی نمی کند، اگرقرار باشد من به عنوان دولت در کشور هند نمایشگاه برگزارکنم، کالا ببرم  می شود یک کار دولتی، کاری که 30 سال انجام داده ایم و دیده ایم شکست خورده است در هیچ یک از نمایشگاه هایی که دولت شرکت کرده نتوانسته موفق عمل کند کارمندان دولت به دنبال دریافت حقوق ودرپی تفریح هستند و برایشان تفاوتی ندارد که یک کالا بفروشند یا صدکالا، بازدید کننده داشته باشند یا اصلا نداشته باشند کسی که تاجر است و تولید خود را می برد برایش تفاوت دارد، بازاریابی می کند، ارتباط برقرار می کند و موفق هم می شود انجمن های دوستی هم چنین وضعیتی دارند ما در نظر داریم تنها راه را برای فعالیت شما باز کنیم حتی بنا نداریم به شما کمک مالی بکنیم پس بهتر است نوع ارتباط خود را با دولت بازتعریف و مشخص کنید.

شیرکوند ادامه داد: به همه سفارتخانه ها هم توصیه کردیم که این ارتباط را تسهیل کنندو سفیران ما از حقوق تاجران دفاع کنند و در مذاکرات آنها را همراهی کنند و انجمن های دوستی را هم به درستی بپذیرند، ارتباط اتاق بازرگانی و انجمن دوستی بین دوکشور باید تحکیم یابد مثلا اگر انجمن دوستی ایران و فرانسه کنسرت برگزار کرد اتاق بازرگانی و تاجر ایرانی از آن حمایت کند و انجمن دوستی هم کالا و برند تاجر را معرفی کند.

او در مورد تعامل دیگر دولت ها بافعالان اقتصادی و فرهنگی گفت: امروز اگر اردوغان به یک کشور دیگر سفر می کند مگر می تواند تاجران ترکیه را همراه خود نبرد؟ اگر شش وزیر خود را هم نبرد مهم نیست اما حتما 200 تاجر و بازرگان ترکیه را همراه خود می برد در همه کشورها اینگونه است البته تاجران باید کاری کنند که دیده شوند و دولت احساس نیاز کند.

سعید شیرکوند در پایان گفت: این فعالیت ها باید از حالت غیر حرفه ای و سرگرمی بودن خارج شود مگرتا حالا در دولت همین کارها را نکردیم اما چون هدفمند عمل نکرده ایم موفق نبوده ایم و خروجی نداشته ایم.

http://hmag.ir/fa/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87/124-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%B7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF


برچسب ها: سعید شیرکوند ، میراث فرهنگی ، همگان ، انجمن های دوستی ، اتاق بازرگانی ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

بنیس سام؛ تاریخ زنده‌ی عکاسی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

بنیس سام؛ تاریخ زنده‌ی عکاسی همدان

saam.jpg

60 سال عکاسی هنری

یکی از اولین کسانی که به عکاسی هنری در همدان روی آورد «بنیس سام بود»، او بیش از شش دهه از عمرش را صرف آموزش و فعالیت‌های فرهنگی در همدان کرده است و در زمینه‌های عکاسی، تئاتر، سینما و ترجمه تجربه‌های ماندگاری در شهر همدان دارد و این روزها در دهه نهم زندگی همچنان به راهنمایی هنرمندان این شهر می‌پردازد بنیس سام در این گفت‌وگو از تجربیاتش در عکاسی می‌گوید و خاطراتی از عکاسان قدیم همدان روایت می‌کند.

ابتدا از زندگی خود بگویید.
فکر می‌کنم باید از پدر و مادرم شروع کنم، آن‌ها در ارومیه بودند، جنگ اول جهانی درسال 1914 پس از برخوردی که با کردها داشتند پراکنده می‌شوند. یک عده از بستگان به عراق و بغداد می‌روند و عده‌ای هم به تهران و همدان آمدند پدر و مادر من هم از جمله افرادی بودند که در همدان ماندند و در همدان هم ازدواج کردند. پدرم در یک کمپ انگلیسی در قزوین دندانپزشکی را یاد گرفت و البته بعد به دانشگاه تهران رفت و در رشته دندانپزشکی تحصیل کرد، تعریف می‌کرد که آن زمان از تمام ایران تنها 14 نفر دانشجوی دندانپزشکی بود.

پس پدر شما جزء اولین دندانپزشکان ایران محسوب می‌شوند؟
بله پس از بازگشت در همدان مطب دندانپزشکی دایر می‌کند و امام جمعه هم نامه می‌دهد که اگر خانم‌ها برای دندانپزشکی به ایشان مراجعه کنند مشکل شرعی ندارد.

شما در همدان متولد شدید؟
بله هم خواهرم و هم برادر بزرگترم هر سه در همدان متولد شدیم و در دبیرستان «ابن‌سینا» و «پهلوی» درس خواندیم آن زمان که محصل ابن‌سینا بودم یادم می‌آید که میسیونرهای امریکایی و انگلیسی درس می‌دادند. بعد از دبیرستان پهلوی دیپلم گرفتم. فکر می‌کنم سال 1329 بود و یک سال در شرکت نفت کار کردم چون زمان نظام وظیفه رسیده بود به دانشگاه رفتم، وقتی دانشگاه قبول شدم گفتند اگر در رشته معلمی درس بخوانید 150 تومن هم پول می‌دهیم و من هم در رشته معلمی زبان چهارسال درس خواندم، لیسانس گرفتم، بلافاصله استخدام آموزش پرورش همدان شدم. دبیرستان‌های ابن‌سینا و پهلوی اولین مدارسی بود که تدریس می‌کردم. همان سال‌ها پدرم با این که سن زیادی نداشت فوت کرد، چون هپاتیت B گرفت که در بین پزشکان متداول بود.

فعالیت‌های هنری را از چه سال هایی شروع کردید؟
مسایل هنری بعد از لیسانس شروع شد. دهه‌ی سی در دبیرستان‌ها خبری نبود سال های 1334 به بعد که من تدریس را شروع کردم.

چگونه وارد عرصه عکاسی شدید؟
این موضوع بسیار جالب است. عده‌ای در جنگ جهانی دوم یعنی سال‌های 1944و 1945 از روسیه اخراج شدند و به ایران آمدند، این‌ها مسیحیان ایرانی بودند که برای کار به روسیه رفته بودند اما بعد از جنگ به ایران برگشتند از این افراد اغلب کسانی که به همدان آمدند شغلشان این بود که با لاستیک کفش درست می‌کردند به قول معروف «گالش» می‌چسباندند. یکی از آن‌ها «یوتام» نام داشت که تحصیلات دانشگاهی داشت و گرافیک خوانده بود من با او دوست بودم و خیلی نزدیک بودیم البته سن او از من بیشتر بود.
البته یک عکاس دیگر هم در همدان بود به نام «یونان» آن‌ها سه نفر بودند که رشته عکاسی در همدان بیشتر در دست آن‌ها بود. من عکاسی را از یوتام یاد گرفتم و او مرا به عکاسی علاقمند کرد. یوتام در نقاشی هم بسیار توانا بود و در نیم ساعت با مداد نقاشی افراد را می‌کشید. او بعدها عکاسی را به «سورن» داد و به تهران مهاجرت کرد.

غیر از یادگیری عکاسی نزد یوتام شما در آموزشگاه یا دانشگاه هم آموزش دیدید؟
ما سه نفربودیم که رشته عکاسی را به صورت مکاتبه‌ای با لندن ادامه دادیم و یاد گرفتیم و چون شرایط مالی خوبی داشتیم دوربین‌های درجه یک گرفتیم. دوستم دوربین «لینهف» خرید و من «نیکون» خریدم.

به صورت حرفه‌ای عکاسی می‌کردید؟
نه علاقمند بودیم و برای خودمان عکاسی می‌کردیم، خوب یادم است که وقتی مهندسان اتریشی سد «شهناز» همدان را می‌ساختند از عملیات سدسازی عکس گرفتیم، می‌دانید که اتریشی‌ها بعضی‌هایشان سه تا دوربین داشتند اما بهترین عکسی که «دانکل مایر» رییس پروژه انتخاب کرد عکس من بود و گفت کنتراست نور سیمان را خوب نشان داده است. تا سال 1970 به تدریس ادامه می‌دادم تا این‌که بورس امریکا را دریافت کردم و از طرف سفارت برای ادامه تحصیل رفتم.

برای چه بورس گرفتید؟
برای تدریس زبان و در امریکا رشته‌ی «زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی» را خواندم.

در امریکا هم دنبال یادگیری عکاسی هم رفتید؟
نه چون فکر نمی‌کردم چیزی اضافه داشته باشند و لازم نمی‌دانستم.

اما گویا عکس‌هایی از امریکا آورده‌اید؟
یک سری اسلاید از امریکا آورده بودم که 6 در6 بود و بعد اسلاید آمد. در امریکا از «هالیوود» هم عکس زیاد گرفتم.

از عکاسی همدان، مورد خاصی در ذهن دارید که نگفته باشید؟
پیرمردی در پیاده‌رو ابتدای خیابان «سیروس» (تختی) عکاسی فوری داشت. این پیرمرد را از روسیه اخراج کرده بودند اما پسر او را که جوان بود نگهداشته بودند چون در روسیه جنگ بود و جوانان می‌توانستند بجنگند. معمولاً من و یوتام با هم به پیاده‌روی می‌رفتیم یک روز وقتی از کنار پیرمرد می‌گذشتیم سلام کردیم و پرسیدیم: «مامو» چکار می‌کنی؟ خوبی؟ گفت؛ دارم زندگی می‌کنم، وضع بهتر شده است، ادامه داد؛ چون گفته‌اند که باید شناسنامه‌ها را عکس‌دار کنند، این است که روستایی‌ها برای عکس‌دار کردن شناسنامه می‌آیند و بازار خوب شده است، امروز 92 عکس از یک نگاتیو گرفته‌ام و داده‌ام به مشتری و هیچ یک از این افراد متوجه نشده‌اند که عکس خودشان نیست.

saamphoto

مگر عکاسی «سیدی» اول خیابان تختی نبود؟

چرا بود اما کار مامو عکس فوری بود که همان‌جا تحویل می‌داد و مشتری خودش را داشت. منظورم از بیان این خاطره این بود که ببینید درک از هنر عکاسی کجا قرار گرفته بود.

به جزء مامو کس دیگری هم بود که عکس فوری بگیرد؟
خیلی‌ها بودند اما همه بعد از جنگ جهانی دوم آمدند. این اواخر یکی هم ابتدای خیابان «شریعتی» بود.

عکس‌هایی که در آن دوره شما می‌گرفتید چه ویژگی‌های داشت؟
آن زمان مد شده بود می‌گفتند عکس سایه‌دار بگیرید که یوتام هم عکس مرا گرفته بود و پشت ویترین گذاشته بود. مورد دیگری که دوست دارم بگویم؛ در همدان یک کتابفروشی بود به نام «بوعلی» که نام صاحبش «جعفر» بود، بسیار آدم خوبی بود اگر می‌دید کسی اهل ذوق است کمک می‌کرد و تشویق می‌کرد. آن زمان شش هزار تومان مبلغ زیادی بود. وقتی گفتم می‌خواهم دوربین بخرم با تهران تماس گرفت و مرا معرفی کرد رفتم دوربین را گرفتم و بعد پولش را دادم.

هیچ اتفاق افتاد که مقام مسئولی به همدان بیاید و از شما بخواهند که از او عکس بگیرید؟

چرا بود اما به من خیلی کم مراجعه می‌شد، چون برای پول عکاسی نمی‌کردم و این موارد دوستانه بود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/122-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%9B-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، بنیس سام ، تاریخچه عکاسی همدان ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

عدم تناسب مبلمان شهری با نیازهای توان‌یابان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

عدم تناسب مبلمان شهری با نیازهای توان‌یابان

tavanyaab2.jpg

گفت و گوی همگان با امیرنوروزی مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره سازمان جمعیت توان‌یابان(بخش دوم)
بخش اول این گفتگو را که اوایل اسفند در همگان منتشر شد در اینجا مشاهده فرمایید.


توان یابان معمولا در اجتماع با چه مشکلاتی مواجه می شوند؟
مشکلات که زیاد است. مثلا گاهی به دلیل این که مدرسه ای مناسب سازی نشده، یک دانش آموز مجبور می شود دوبار در یک کلاس و یک مقطع بنشیند. متاسفانه علی‌رغم تاکید دولت بر مناسب سازی هنوز خیلی از اماکن آموزشی از شرایط مناسبی برخوردار نیستند.


دلیل تاخیر در اجرای این پروژه چیست؟
سه نوع مشکل وجود دارد؛ یکی اینکه قانون گذاراین قانون را وضع کرده اما آخر قانون در ماده 16 آورده اجرای آن منوط به تامین بودجه و اعتبارات لازم است و به راحتی آن 15 واحد اول را مسکوت گذاشته پس مشکل اول در قانون نویسی است.
دومین مشکل به توان یابان بازمی گردد که حق خود را مطالبه نمی کنند. واقعیت این است که خیلی ها می ترسند، اندک خدماتی هم که وجود دارد حذف شود. آخرین مورد هم این است که مسئولان و مدیران به اهمیت موضوع واقف نیستند و با این مسائل برخورد نداشته اند. بسیار پیش آمده در یک ساختمان از یک مسئول خواسته ایم تا چشمانش را ببندد و از یک اتاق به اتاق دیگر برود تا بداند یک نابینا چه مشکلاتی دارد و یا سال گذشته رئیس شورای شهر همدان را بر روی یک ویلچر نشاندیم و به چند خیابان و اداره در سطح شهر بردیم تا متوجه مشکلات باشد و بداند چه تنگناهایی برای توان یابان وجود دارد.
مشکلات کودکان توان یاب هم مشابه موارد بالاست یا مسائل دیگری را در بر می گیرد؟
اساسا نبود مناسب سازی ها باعث شده تا کودکان تفریحات مناسب نداشته باشند. ناگفته نماند خیلی از دوستان ما به مدارج عالی دست یافته اند و با وجود همه مشکلات از افراد موفق جامعه هستند. اما بیشتر این عزیزان فرصت نداشتند، عقب نگهداشته شده اند و نتوانسته اند به حقوق خود برسند و از توانایی ها ی خود استفاده کنند. ما سعی کردیم افراد را توان افزایی کنیم و این بچه ها را در هر سطحی که هستند چه در زمینه های علمی و یا فرهنگی بالاتر ببریم. ما کلاس های مختلف آموزشی برای دوستان در نظر گرفته ایم به این امید که دولت از مصوبات قانونی استفاده کند و 3 درصد از استخدامی ها که مربوط به معلولان است را اعمال کند. دولت موظف است 60 درصد از اپراتورهای کامپیوتر ها و مخابرات را از توان یابان استخدام کند اما این مصوبات به راحتی نادیده گرفته می شود. چنانکه اکنون بسیاری از توان یابان تحت آموزش جمعیت ما به سن ازدواج رسیده اند، اما بیکار هستند و نمی توانند تشکیل خانواده دهند.
توان یابان از چه راهی ارتزاق می کنند؟
دولتی ها در مقابل عدم استخدام می گویند ما برای توان یابان در قالب وام خود اشتغالی تسهیلات در نظر می گیریم. اما تصور کنید من یک توان یاب بیکار هستم، وامی را هم برای ایجاد شغل از بانک می گیرم ولی نمی دانم از آن کجا می توانم استفاده کنم لذا امکان بازپرداخت اقساط را نیز ندارم. بنابراین تبدیل می شوم به یک توان یاب بدهکار و بیکار که افسردگی هم می گیرم به همین دلیل برنامه های ما نتیجه نمی دهد و خروجی مثبتی ندارد، وقت تلف می کنیم و با دلسردی پیش می رویم.
وسیله آمد و شد توان یابان در شهر به چه صورت است. از سرویس های دولتی استفاده می کنند؟
یک فرد عادی در جامعه با اتوبوس می تواند تردد کند، با تاکسی و یا اتومبیل شخصی می تواند رفت و آمد کند اما توان یابان اصلا نمی توانند از اتوبوس استفاده کنند. مسئولان هم معتقدند مقرون به صرفه نیست که اتوبوس ها را برای توان یابان مناسب سازی کنند، گزینه بعدی تاکسی است که آن هم معمولا امکان پذیر نیست. چون تاکسی ها بیشتر گاز سوز هستند و صندوق عقب آنها جایی برای ویلچر ندارد و یا گاهی ترجیح می دهند مسافر غیر توان جو را سوار کنند، حوصله برخورد با توان یابان را ندارند. گزینه بعدی پیاده رفتن است که برای توان یابان غیر ممکن است، با آژانس هم نمی توانند رفت و آمد کنند چون با ماهی 45 هزار تومان حقوق تنها 4 روز می توانند سوار آژانس شوند.
فراوانی سنی جمعیت توان جوها به چه ترتیب است؟
گستره سنی جامعه ما خیلی زیاد است. خوشبختانه با رشد خدمات بهداشتی معلولان زیر 5 یا 6 سال خیلی کم شده اند. بیشتر معلولیت ها امروزه به دلیل تصادفات و حوادث ساختمانی است. ضمن آنکه معلولیت به خاطر فلج اطفال به خصوص در متولدین اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 بروز بیشتری دارد.
در بحث طراحی فضای شهری مهمترین مشکل شما چیست؟
وقتی ما از مدد جوها می پرسیم که چرا بیرون از خانه نیستید مهمترین مشکل را مبلمان شهری عنوان می کنند. به عنوان مثال میدان شیر سنگی تا قبل از بازسازی برای توان یابان قابل دسترسی بود اما حالا پله ها را افزایش داده اند و توان یاب به راحتی نمی تواند وارد پارک شود. به رغم آنکه استانداری و بهزیستی ملزم کرده اند تا این موضوع پیگیری شود اما اتفاقی در این زمینه نیفتاده است. متاسفانه طراحی شهری همدان به گونه‌ای است که حتی افراد عادی جامعه به راحتی نمی‌توانند رفت و آمد کنند چه رسد به توان یابان که نیازمند خدمات و استاندارد خاصی هستند.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/132-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%85%D8%A8%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، توان یابان همدان ، مشکلات توان یابان همدان ،

گفت‌وگو با عباس نوروزی گل، مسئول دبیرخانه جشنواره موسیقی فجر در همدان

noroozigol.jpg

رویدادهای فرهنگی همیشه با برخوردهای مختلف مثبت یا منفی همراه است برخی رویکرد مثبت به این رویدادها دارند و عده‌ای هم با نگاه منتقدانه به آن می‌نگرند، «جشنواره موسیقی فجر» در همدان هم از این دست رویدادها است که در کنار طرفداران منتقدان و مخالفانی نیز دارد.

شرکت نکردن بیشتر مدرسان و هنرمندان صاحب نام موسیقی همدان در این جشنواره شاهدی بر این ادعا است. انتظار می‌رفت پس از 16 سال برگزاری جشنواره شاهد رشد محتوایی و کیفی آثار و جشنواره باشیم، اما در هفدهمین جشنواره موسیقی فجر در همدان وزنه منتقدان سنگین‌تر بود و اعتراض‌هایی را به نوع داوری‌ها، انتخاب آثار و سطح جوایز شاهد بودیم.


این گفت‌وگو صرفاً به طرح کلی انتقادات هنرمندان موسیقی می‌پردازد و مشکلات اصلی و ظاهراً لاینحل این حوزه نیاز به بررسی و تحلیل بیشتر دارد. در صورت علاقه‌مندی هنرمندان و مسئولین ذی‌ربط به طرح مساله «همگان» این آمادگی را دارد تا محلی برای تعامل و گفت‌وگو در این مورد باشد.
«عباس نوروزی گل» کارشناس موسیقی اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی همدان و مسئول دبیرخانه جشنواره در این گفت‌وگو به برخی از این ابهام‌ها و اعتراض‌ها پاسخ می‌دهد.

وضعیت کنسرت‌های موسیقی در همدان چگونه است؟
شهر همدان بنا بر شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی حاکم بر اکثریت اقشار جامعه و از نظر اجتماعی دارای سطح خوبی است و با در نظر گرفتن این فضا برنامه‌ریزی‌های محتوایی اداره کل و ادارات شهرستان‌ها در سال 93 نوزده کنسرت در سطح استان همدان به اجرا در آمده 8 کنسرت پاپ و11 کنسرت سنتی برگزار شده است که نسبت به سال‌های گذشته تعداد و کیفیت بالاتری را دارا بود.

جشنواره موسیقی امسال چه وضعیتی داشت ؟
امسال اداره‌ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان با همکاری اداره شهرستان همدان و انجمن موسیقی هفدهمین دوره جشنواره موسیقی سنتی فجر استان همدان را برگزارکرد که در رشته تک‌نوازی 106 اثر و در رشته گروه‌نوازی 15 گروه آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کردند پس از بررسی شورای فنی استان مرکب از 6 نفر از هنرمندان پیشکسوت موسیقی استان 65 اثر در رشته تک‌نوازی و 9 گروه در رشته گروه‌نوازی در جشنواره پذیرفته شد.

برخی از شرکت کنندگان به داوری جشنواره معترض بودند،داوری‌ها چه شرایطی داشت ؟
بر اساس سیاست‌های اداره هر ساله 2 الی 3 نفر از طریق دفتر موسیقی وزارت ارشاد و انجمن موسیقی ایران جهت داوری به جشنواره موسیقی استان اعزام می‌شوند. امسال نیز 2 نفر از اساتید برجسته‌ی کشوری به نام‌های آقای «مهدی آذرسینا» نوازنده‌ی کمانچه و ردیف‌دان و دکتر «هومان اسعدی» نوازنده‌ی سه تار و تار و موسیقی‌شناس ازسوی انجمن موسیقی ایران جهت داوری اعزام شدند و بنا بر سیاست حمایت از هنرمندان بومی، اداره کل نیز یک داور سوم بنام آقای «حسین زندی» از هنرمندان و فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد آهنگسازی را در ترکیب هیات داوران قرار داد.

گفته می شود تعداد شرکت کنندگان در جشنواره نسبت به ظرفیت‌های همدان کم بود. این مسئله را شما چگونه می‌بینید؟
آن‌چه که مسلم است همدان از نظر کلیه رشته‌های هنری دارای پتانسیل‌های بالایی است شرکت در جشنواره نیز برای هنرمندان آزاد است، هیچ منعی برای شرکت هنرمندان در جشنواره نیست، این خود هنرمندان هستند که تصمیم می‌گیرند بنا بر شرایط خود در جشنواره شرکت کنند یا نه و اگر در این رابطه اجباری باشد به صورت طبیعی توقع کسب مقام بالایی از طرف هنرمندان پیش می‌آید ولی در صورت آزادی انتخاب چنین موضوعی منتفی می‌شود. جشنواره در رشته‌های مختلف صرفاً بر اساس آثار رسیده طبقه‌بندی و برگزار می‌شود.

گفته می‌شود لوح‌های تقدیر جابجا شده و برخی هنرمندان قلم‌خوردگی‌های لوح‌های تقدیر را بهانه قرار می‌دهند؟
در این رابطه باید بنده یک توضیحی خدمت شما بدهم این سوال برای من هم در رشته سنتور پیش آمد و دلیل آن را نیز از داوران جویا شدم. استدلال آن‌ها جالب و در عین حال دارای یک ریزبینی خاص بود به دلیل تنوع در سبک‌های مختلف نوازندگی سنتور، تعدادی از شرکت‌کنندگان به سبک استاد فقید زنده‌یاد «فرامرز پایور»، تعدادی نیز به سبک هنرمند فقید زنده‌یاد استاد «پرویز مشکاتیان» و تعدادی به سبک آقای «اردوان کامکار» به اجرای برنامه پرداختند. هر یک از این سبک‌ها دارای خصوصیات خاصی است که رتبه‌بندی را سخت می‌کند و از آن‌جایی که برای این موضوع لوح خاصی در نظر گرفته نشده بود با حذف کلمه‌های «اول و دوم و سوم» از لوح‌ها به نفرات برجسته هریک از سبک‌ها به عنوان منتخب آن سبک، بدون در نظر گرفتن مقام، لوح تقدیم شد.

دلیل عدم استفاده از سازهایی مانند ویلن و گیتار در جشنواره موسیقی چیست؟
از آن‌جایی که عنوان جشنواره «موسیقی سنتی استان همدان» است و در راستای حمایت از هنرمندان موسیقی سنتی برگزار می‌شود سعی کردیم بیشتر از سازهای سنتی در جشنواره استفاده شود اما اگر استفاده درست از سازهایی مانند ویلن باعث غنای بیشتر کار هنرمندان شود از نظر دبیرخانه جشنواره مانعی ندارد به طوری که دبیرخانه جشنواره در رشته تکنوازی ویلن ایرانی هر سال اقدام به برگزاری مسابقه می‌کند.

دلیل این‌که برخی از هنرمندان موسیقی در جشنواره شرکت نمی‌کنند چیست؟
شرکت در جشنواره آزاد است و هیچ منعی برای شرکت هنرمندان موسیقی استان در این برنامه وجود ندارد.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/129-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%DA%AF%D9%84



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، موسیقی همدان ،

پنجشنبه 21 اسفند 1393

دعوت معاون استاندار از مردم برای حل بحران آب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،مطالب در خبر گزاری ها ،

دعوت معاون استاندار از مردم برای حل بحران آب

elahitabar.jpg

سومین گردهمایی تشکل های غیر دولتی حوزه های هشتگانه استان همدان عصر روز یکشنبه دهم اسفندماه با موضوع «هم‌اندیشی و ساماندهی اتاق فکر سمن‌ها» با حضور ده ها نفر از نمایندگان انجمن های غیر دولتی و با سخنرانی معاون سیاسی امنیتی استاندار در سالن اجتماعات آموزش و پژوهش استانداری برگزار شد.
محمد ابراهیم الهی تبار معاون سیاسی امنیتی استاندار همدان در این گردهمایی با اشاره به بحران آب در همدان گفت: حجم تغذیه آب های زیر زمینی ما در شهر همدان حدود 2270 میلیون متر مکعب است اما حجم آبی که برداشت می شود بالغ بر 2500 میلیون متر مکعب است که با این حساب حدود 300 میلیون متر مکعب بیشتر از تغذیه سفره های زیر زمینی برداشت می کنیم. این در حالی است که متوسط مصرف آب بر اساس استانداردهای جهانی و بهترین نوع مدیریت منابع آبی این است که 40 درصد از آب تغذیه شده را استخراج کنند و اگر این رقم به 60 درصد برسد یعنی منطقه دچار بحران است حال آنکه ما بیشتر از صد درصد از سفره های زیر زمینی برداشت می کنیم.


معاون سیاسی امنیتی استاندار همچنین با اشاره به نقش تشکل های غیر دولتی در کمک به مدیریت منابع آبی در استان خاطرنشان کرد "من دو تقاضا از شما دارم. ما خیلی از محصولات را با زحمت زیاد و مصرف فراوان آب تولید می کنیم و برخی مانند سیب زمینی را صادر می کنیم که آب زیادی برای تولید این محصول صرف کرده ایم، متاسفانه تعداد چاه های غیر مجاز ما بسیار زیاد است که کنترل و حساب و کتابی هم ندارد. از آنجا که ما با یک مساله اجتماعی روبرو هستیم، رویکرد ما در حل این بحران هم باید اجتماعی باشد. هرچند که استان همدان در مسدود کردن چاه های غیر مجاز تا حدودی موفق بوده اما این تلاش کافی نیست و ما باید یک عزم جزم مردمی داشته باشیم. سازمان ها و تشکل هایی باید برای حفاظت از منابع آب شکل بگیرد. دربرخی شهرستان ها مانند رزن این اتفاق افتاده است. مردم باید مطلع شوند که چه بلایی به سرشان آمده، و چه بلایی سر نسل آینده خواهد آمد و این اطلاع رسانی نیازمند مشارکت و همراهی و همت شماست.
الهی تبار در ادامه به نقش سازمان های مردم نهاد در زمینه آموزش جوامع محلی پرداخت و گفت در برنامه های آموزشی برای حفاظت از منابع آب باید از ظرفیت مدارس، مساجد و نمازجمعه ها برای اصلاح الگوهای فرهنگی مصرف آب استفاده کرد. لذا می توان در قالب منشور فرهنگی در زمینه های آموزشی وارد عمل شد و نسبت به اطلاع رسانی و اقدام مناسب همت گماشت.
گفتنی است در این مراسم نمایندگان حوزه های هشت گانه تشکل های غیر دولتی استان همدان ضمن معرفی شیوه ها و حوزه های فعالیت، گزارشی از کارنامه یکساله عملکرد خود را نیز ارائه دادند و بر ضرورت ساماندهی سازمان های مردم نهاد و تخصصی شدن فعالیت ها تاکید کردند.

IMG 1167

IMG 1166

IMG 1176

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/101-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8


برچسب ها: همگان ، آب همدان ، محیط زیست همدان ،


تشکل های غیر دولتی در روستاهای همدان کتابخانه ایجاد می کنند

ehdayeketab.jpg

اهدای ده ها جلد کتاب به مدارس روستای گنبدان توسط تشکل های غیر دولتی

چه بپذیریم و چه انکار کنیم سرانه کتاب خوانی در میان مردم ایران بسیار پایین است حتی پایین تر از کشورهای آسیای میانه که کمتر از یک دهم ایران جمعیت دارند. اگر واقع بین باشیم باید بپذیریم که فعالیت‌های ترویجی و تبلیغی دولتی نیز نتیجه‌ی معکوس داشته و باعث گردیده مردم ایران از کتاب و کتاب خوانی فاصله بگیرند. در این ناکامی هم نمی‌توان تنها رشد فن آوری، گسترش ضریب نفوذ اینترنت و فضای مجازی را عامل فرار مردم از کتاب دانست، سیاست‌های دستوری و از بالا به پایین دولت و ممیزی شدید کتاب، باعث بی اعتمادی شهروندان شده و کم کم کتاب خواندن به یک آرزو تبدیل شده است تا جایی که متوسط شمارگان کتاب در یک کشور 75 میلیونی به کمتر از 500 نسخه رسیده است.


تعدادی از تشکل‌های غیردولتی در کشور به این نتیجه رسیده‌اند که راه حل این معضل در بطن جامعه است و باید یک بسیج عمومی بدون دخالت دولت در این زمینه صورت بگیرد تا انگیزه‌ای برای آشتی خانواده‌ها با کتاب صورت بگیرد. مدتی است انجمن توسعه محلی بهارستان در همدان اقدام به گردآوری کتاب‌های اهدایی شهروندان برای تجهیز و ایجاد کتابخانه‌های روستایی کرده است و در نظر دارد با همیاری شهروندان و همکاری دیگر تشکل‌های غیر دولتی و مردم روستاها کتابخانه‌های دایمی ایجاد کند. انجمن توسعه محلی بهارستان سه شنبه 12 اسفند ماه 1393 اولین قدم‌ها را برداشت و ده‌ها جلد کتاب کودک و نوجوان با موضوع های مختلف به مدرسه ابتدایی مهدیه و دبیرستان بعثت روستای گنبدان لالجین اهدا کرد، برنامه‌ی بعدی این تشکل، ایجاد کتابخانه در روستای ورکانه خواهد بود.
عباس یگانگی مدیر دبیرستان بعثت روستای گنبدان می گوید: این دبیرستان سال 1366 تاسیس شده است. در دبیرستان بعثت دانش آموزان مقطع دبیرستان دوره اول را داریم و کلاس های هفتم وهشتم در این مدرسه درس می‌خوانند و دوره دوم یعنی دهم، یازدهم و دوازدهم را در لالجین ادامه می دهند.
مدیر دبیرستان بعثت گنبدان می‌گوید: یکی از آسیب هایی که در سال‌های اخیر رواج یافته اینست که به دلیل بالا بردن درصد قبولی، نمره‌های دانش‌آموزان، غیرواقعی داده می‌شود اما در این مدرسه ما سعی می‌کنیم نمره‌های واقعی دانش آموزان را درج کنیم و البته تبعات آن را هم بپذیریم و به همین منظور با کلاس‌های جبرانی و آموزش‌های جانبی سعی بر جبران آن داریم.
او در مورد وضعیت درسی دانش آموزان می‌گوید: به دلیل آنکه تعداد دانش آموزان کم است، انرژی بیشتری برای دانش آموزان صرف می‌کنیم و خوشبختانه مطلقا تنبیه بدنی نداریم، همین مسئله باعث شده رابطه خوبی با آنها داشته باشیم.
یگانگی با اشاره به ایجاد انگیزه کتابخوانی در بین دانش آموزان می‌گوید: متاسفانه گرایش به استفاده از کتاب، بسیار پایین است. ما مسئول کتابخانه را از بین بچه ها انتخاب کردیم، کتابخانه را جدا کردیم و برای ایجاد انگیزه و همچنین برای اینکه باور کنند این کار جدی است، روز و زمان برای کتابخانه در نظر گرفتیم اما چون حجم درسی آنها سنگین است و در دوره ابتدایی بسیار ضعیف بار آمده‌اند، کمتر به سمت کتابخوانی می‌آیند. به نظر من آموزگاران می‌بایست بچه ها را درگیر کنند و در ایجاد انگیزه در آنها یاری رسانند.
او ادامه می‌دهد: خوشبختانه آقای موسوی پرورش، دبیر ادبیات ما درس انشا را به نام نگارش خلاق کار می‌کنند و تلاش می‌کند ظرفیت خلاقانه دانش آموزان را بر انگیزاند و به همین منظور، از سبک قدیم فاصله گرفته است. حتی یکی از قصه‌هایی که دانش آموزان در این کلاس‌ها می‌نویسند در مجله‌ای سراسری منتشر شده و همین موضوع سبب گردیده تا سه نفر از دانش آموزان ما در جشنواره خوارزمی امسال شرکت کنند.

مصطفی نیکو سرشت یکی از دانش آموزان دبیرستان بعثت می گوید: آخرین کتابی که خواندم زندگی خشایار شاه است. در این کتاب خواندم که خشایار شاه با خیلی از کشورها جنگیده و اسکندر را شکست داده است، کتاب آریوبرزن را هم خوانده‌ام، من دوست دارم مثل این قهرمان ها باشم. این دانش آموز می‌گوید: معلم ادبیات ما خیلی کمک می‌کند تا ما کتاب بخوانیم حتی باعث شده است ما قصه و خاطره بنویسیم.
خدمتی، مدیر مجتمع آموزشی در روستای گنبدان می‌گوید: بچه های این روستا نسبت به هم سن و سال های خود بسیار باهوش تر هستند و علاقه زیادی به کتاب و کتاب خوانی دارند اما پدر و مادرها کم توجهی می‌کنند و در این میان، مهم‌ترین ضرورت و نیاز ما در روستا، آموزش والدین است. او می‌گوید: بیشتر پدر و مادر ها با درس خواندن دختران مخالف هستند و دختران را مجبور می‌کنند در سنین کم ازدواج کنند به همین دلیل دختران پس از دوران ابتدایی ترک تحصیل می نمایند.

IMG 1222

IMG 1223

IMG 1225

IMG 1227

IMG 1236

IMG 1239

IMG 1250

IMG 1246

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/114-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF


برچسب ها: همگان ، کتابخانه روستایی در همدان ، لالجین ، روستای گنبدان لالجین ،

چهارشنبه 13 اسفند 1393

همدان مرکز ادبیات کودک و نوجوان شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

همدان مرکز ادبیات کودک و نوجوان شود

koodak.jpg

«اسداله شعبانی» از نویسندگان همدانی حوزه‌ی ادبیات کودک در ایران است که سال‌هاست از همدان مهاجرت کرده و در تهران زندگی می‌کند. او به همراه «مصطفی رحماندوست» از جمله نویسندگانی است که فرصت آن را داشته تا با حضور در رادیو و تلویزیون، کتاب‌های درسی و ... به یکی از چهره‌های مهم ادبیات کودک تبدیل شود و در کنار دیگر نویسندگان صاحب نامی مانند «احمدرضا احمدی»، «محمود کیانوش» و «محمدرضا یوسفی» قرار بگیرد که البته کمتر شناخته شده‌اند. شعبانی در گفت و گو با همگان، دیدگاه‌های خود را در مورد تبعیض‌ها و تقسیم‌بندی‌های موجود در حوزه‌ی ادبیات کودک بیان می‌کند.

همدان چقدر در کارهای شما حضور دارد؟
خیلی خیلی، بیشتر شعرهای من رنگ و آهنگ بومی دارد مثلاً شعر «الوند زیبا یک رشته کوه است» و یا داستان‌های من هرکدام یک نوع برداشتی از همدان دارد من در کارهایم از صنوبر زیاد استفاده می‌کنم و خیلی این درخت را دوست دارم. از لانه‌هایی که کلاغ‌ها روی صنوبرها می‌ساختند، از جانوران بومی همدان، ماجراهای زیادی از برف و سرما، یخ و یخبندان، از گویش‌های گوناگون قومیت‌های مختلف و تنوع فرهنگی همدان، بیشتر کارهای من یک چیزی از همدان دارد.
چقدر خواب همدان را می‌بینید؟
خیلی می‌بینم، چون خاطرات کودکی من مربوط به همدان است بنابراین بیشتر خواب‌های من هم مربوط به همدان است. اصولا در خواب دیدن، خاطرات نقش مهمی دارند به همین دلیل عموماً فضای خواب‌های من فضای همدان است.

چقدر این خواب‌ها در آثار شما نمود پیدا می‌کند؟
اگر بخواهیم از این دریچه به آثار من نگاه کنیم متوجه می‌شویم بخش بزرگی از آثار من بدون اینکه خودم خواسته باشم عنصری از همدان را با خود دارد.

شهر همدان را از چه منظری نگاه می‌کنید؟
از نظر من همدان یک شهر رویایی است به دلیل این که معتقدم اولین خاستگاه تمدن در ایران، همدان است و از زمانی که ایرانی‌ها در همدان جمع شدند و دولت تشکیل دادند تا جلو غارتگران را بگیرند تمدن هگمتانه در این جا پا گرفت. ما توانستیم این تمدن را گسترش دهیم تا ادامه‌ی این تمدن به «کورش» رسید. ریشه و پایه‌ی فکری کورش به همدان می‌رسد کورش از نوادگان «دیااکو» است امروز هم که بزرگترین افتخار ما منشور کورش است ریشه این افتخار به همدان برمی‌گردد. وقتی به ایران باستان فکر می‌کنم اولین چیزی که به خاطرم می‌آید هگمتانه است.

کارهای نویسندگان همدانی را چگونه دنبال می‌کنید؟
من همه کارها را دنبال می‌کنم و می‌خوانم، نقد و بررسی می‌کنم چه آن‌هایی که در تهران هستند و چه آن‌ها که در همدان هستند پیگیری می‌کنم. دوستانی که در همدان هستند با من در تماس هستند و کارهایشان را برایم می‌فرستند دوست دارم این ارتباط بیشتر باشد و بتوانم مجموعه‌ای از آثار این نویسندگان را گردآوری و منتشر کنم.

وضعیت ادبیات کودک همدان را چگونه می‌بینید؟
همانگونه که گفتم همدان خاستگاه فرهنگ و تمدن کشور است و اتفاقاً خاستگاه ادبیات کودک هم هست من می‌توانم بیش از ده‌ها نفر تصویرساز، خطاط، نویسنده و شاعر در حوزه‌ی ادبیات کودک از همدان نام ببرم در سطح ملی اگر نگاه کنیم می‌بینیم بیشتر کوشندگان عرصه ادبیات کودک از همدان هستند با خیلی از جوانان به تازگی آشنا شدم که بسیار خوب کار می‌کنند.

با توجه به این ظرفیتی که اشاره کردید چه کار می‌توان کرد؟
جا دارد که همدان به مرکز ادبیات کودک در ایران تبدیل شود و در حقیقت این موضوع را می‌تواند مدیریت کند.

با این همه نویسنده و تولید کننده چرا سرانه‌ی مطالعه در ایران پایین است؟
از نزدیک نمی‌دانم اما از آنجا که اهل قلم و فرهنگ وقتی این همه زیاد باشد باید سرانه مطالعه بالا باشد اما مطمئن نیستم چرا.

برخی‌ها در حوزه ادبیات، به ویژه ادبیات کودک و نوجوان به یک تقسیم‌بندی قائل هستند و معتقدند جریان‌هایی نویسندگان را به خودی و غیر خودی تبدیل کرده‌اند و برخی فرصت دیده شدن و ارائه کار دارند که این‌ها خودی هستند اما نویسندگانی که چنین امکانی ندارند غیرخودی محسوب می‌شوند نظر شما در مورد این تقسیم‌بندی چیست؟
ما فرهنگی هستیم و این نگاه، نگاه سیاسی است، برای من که نویسنده هستم جناح چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا معنا ندارد.

من سوالم را طور دیگری مطرح می‌کنم، فرض کنید من کودکی هستم که در یک روستای دور افتاده زندگی می‌کنم، تنها اثر مکتوب در حوزه کودکان که در روستا به آن دسترسی دارم کتاب‌های درسی ادبیات فارسی دوره ابتدایی است که مطالب آن‌ها مربوط به یک جناح خاص است و نویسندگانی هم که از تلویزیون می‌بینم تقریباً همان افرادی هستند که نامشان در کتاب‌های درسی است. در این‌جا من چگونه می‌توانم با نویسندگانی بزرگی مانند محمدرضا یوسفی، احمد رضا احمدی محمود کیانوش و دیگران آشنا شوم؟ شما نام این تبعیض را چه می‌گذارید و این رویکرد را چگونه می‌بینید؟
این دلایل زیادی دارد. کسی که تلاش کند برود آن بالا صدایش را به گوش همه برساند کارش در کتاب درسی هم منتشر می‌شود.

یعنی شما می‌گویید نویسنده‌ای مانند محمدرضا یوسفی که جهانی‌ترین نویسنده ادبیات کودک ایران است و کارهایش به ده‌ها زبان دیگر ترجمه شده تلاشی نکرده است؟
خوشبختانه با آمدن دولت روحانی فضا بازتر شده و این برخورد خودی و غیرخودی کمرنگ شده است چون در جریان هستم می‌گویم. آقای یوسفی و آقای احمدی هم کارهایشان منتشر شده و جایزه‌های زیادی گرفته‌اند اما این جوانان شهرستانی هستند که محدود هستند، این تقسیم‌بندی را من قبول ندارم و به نظرم مصطفی رحماندوست هم قبول ندارد. اما باید تلاش کنیم این تقسیم‌بندی را از بین ببریم.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%AF



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، ادبیات کودکپاسداله شعبانی ،

استقبال از نمایشگاه مجسمه‌های اردشیر محرابی در همدان

b_575_300_16777215_00_images_phocagallery_gellery_93_ardeshir-mehrabi_img_1018.jpg

هفته گذشته نگارخانه بوعلی سینا در همدان میزبان آثار حجمی «اردشیر محرابی»، مجسمه‌ساز جوان همدانی بود که با استقبال گرمی روبه‌رو شد. اردشیر محرابی اختر متولد اسفندماه 1358 در همدان است و سال‌هاست در زمینه مجسمه‌سازی فعالیت می‌کند و تجربه‌هایی در خلق آثار سنگی، گچی و چوبی دارد. به بهانه‌ی نمایش آخرین کارهای چوبی این هنرمند با او به گفتگو نشسته‌ایم.

سرچشمه علاقه شما به هنر از کجا می‌آید؟
از همان دوران کودکی به هنر علاقمند بودم، اغلب اسباب بازی خودم، دوستان و همبازی‌هایم را با چوب و گل می‌ساختم برای همین دوستان زیادی داشتم. این مرحله از زندگی من ادامه داشت تا اینکه بعد از اتمام دوران دبیرستان و هنرستان هنرهای تجسمی مشغول به کار در یک شرکت خصوصی شدم اما نامرتبط با هنر. در کنار کار شرکت و اوقاتی که در خانه بودم شروع به ساخت حجم‌های چوبی و مومی کردم. علاقه من به مجسمه‌سازی و حجم باعث شد به پیشنهاد یکی از دوستان به اصفهان برویم و ساختن ساز کمانچه را بیاموزیم. استاد «ابراهیم دره شوریان» ساخت کمانچه را به طور کامل به من آموزش دادند و پس از مراجعت به همدان کارگاه کوچکی دایر کردم.

مجسمه‌سازی را چگونه آموختید؟
در کنار ساخت کمانچه افتخار آشنایی و شاگردی استاد «عطاالله یوسفی» را داشتم. استاد بی ادعایی که خالصانه اطلاعات هنری و آموخته‌های خود را در اختیار شاگردان خود قرار می‌دهد. کار حجم نیز انجام می‌دادم در برخی از سازها هنر مجسمه (و سرستون‌های تخت جمشید) و ساز کمانچه که یک ساز ایرانی است را تلفیق کردم اما همچنان فکر حجم غالب بر ساختن ساز بود تا این‌که کاملاً به مجسمه‌سازی و حجم پرداختم. در سال‌های 1387 و 1388 در جشنواره‌های زمستانی ساخت تندیس‌های برفی همدان شرکت کردم و رتبه دوم سال 87 و رتبه اول 88 را کسب کردم و در سال 93 به همراه آقای «مرتضی شعبانی» داور بخش ساخت تندیس‌های جشنواره زمستانی بودم.

تاکنون درچند نمایشگاه شرکت کردید؟
نمایشگاه آثار حجمی گالری بوعلی سینا اولین نمایشگاه آثار بنده است که به طور انفرادی برگزار کردم.

به نظر می‌رسد از مصالح مختلف برای ساختن مجسمه استفاده می‌کنید، با کدام یک ارتباط بیشتری برقرار می‌کنید؟
چوب بیشترین استفاده در کارهای من را دارد ولی از مصالح و مواد دیگر مانند سنگ، گچ، گل سفال‌گری و صابون نیز در برخی از کارها استفاده می‌کنم. اما فرم‌های ساخته شده از چوب برای خود من دلنشین‌تر و قابل احساس‌تر است. احساسی که من از چوب می‌گیرم باعث ایجاد انگیزه جهت پیش رفتن کار می‌شود برای من در چوب حسی هست که حتی از آن ایده می‌گیرم یعنی ذهنیت اولیه که برای من ایجاد می‌شود انگیزه اجرای آن با چوب چندین برابر است.

حجم اندازه مجسمه‌هایی که در این نمایشگاه در معرض دید است به نظر می‌رسد کوچک‌تر از حد معمول است دلیل این امر چیست؟
اجرا شدن حجم به اندازه دلخواه و اجرای آن طبق ذهنیت و ایده‌ای که در ذهن هست من را به جلوتر پیش می‌برد و هدفمندتر می‌کند و تجسمی که از کار انجام شده نهایی با چوب در ذهن ایجاد می‌شود انگیزه را در من چندین برابر می‌کند و به جلو پیش می‌برد.

ایده‌های اجرای کار را از کجا می‌گیرید؟
دیدن اطراف اشیا و اشخاص با دقت به جزئیات باعث ایجاد ایده در من می‌شود گاهی یک ایده مانند جرقه‌ای ذهن من را درگیر می‌کند که بلافاصله روی کاغذ اتود و طرح اولیه‌ی آن را اجرا می‌کنم و بعد یک مدل کوچک مومی از آن می‌سازم و نقایص آن را برطرف می‌کنم تا به اندازه دلخواه و با متریال مناسب آن را اجرا می‌کنم.

از چه هنری بیشتر الهام می‌گیرید؟
اغلب هنرهای نمایشی ادبیات شعر و موسیقی در کارهای من موثرند گاهی یک صحنه از یک تئاتر ایده‌ای در من ایجاد می‌کند یا برداشتی از یک قطعه شعر، حتی حرکتی که موسیقی در ذهن ایجاد می‌کند باعث خلق یک اثر می‌شود.

در این نمایشگاه چند اثر به نمایش در آمده است؟
در این نمایشگاه تعداد 25 اثر ارائه کردم که بیشتر کارها چوبی هستند اما تعدادی حجم اجرا شده با گل سفالگری نیز دارم. مجسمه سفالی مادری که فرزندی در آغوش دارد و مجسمه‌ای که خیمه‌شب‌بازی رها شده از بند و رها شده در عالم خود، صندلی‌هایی که در عالم استراحت به سر می‌برند و پایه‌های آن‌ها با پای انسان تلفیق شده‌اند، سازهای کمانچه که با سرستون‌های تخت جمشید (عقاب و گاو) تلفیق شده‌اند. چند کار چوبی به صورت سورئال از صورت انسان اجرا و به نمایش گذاشته شده است.
با توجه به این که اولین بار است به صورت عمومی آثارتان را به نمایش می‌گذارید، برخورد مخاطبان با این نمایشگاه چگونه بود؟
استقبال از نمایشگاه با توجه به اطلاع‌رسانی کم، خوب بود البته فرصت کمی در اختیار داشتیم و با توجه به نیمه کاره بودن برخی آثار و اینکه برای روز نمایشگاه حاضر شود اطلاع رسانی مناسبی صورت ندادیم با این حال با وجود مسیر دور گالری بازدیدکنندگان گرامی زحمت کشیدند و با نگاه سبزشان مرا دلگرم‌تر به آینده و نمایشگاه بعدی کردند.

از برنامه‌های بعدی هم برای علاقمندان آثارتان بگویید.
برنامه‌ی بعدی بنده اجرای حجیم‌تر کارها و استفاده از متریال‌های مختلف و مناسب برای اجرای احجام است، اندازه‌ی مجسمه‌ها به حجم دلخواه اجرا شود در نمایشگاه بعدی که در آینده نزدیک خواهد بود به نمایش گذاشته شود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: رسانه تحلیلی همگان ، همگان ، مجسمه سازی همدان ، هنر در همدان ،

یکشنبه 10 اسفند 1393

«سوزنامه» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

«سوزنامه» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
«سوزنامه» روی صحنه
نمایش «سوزنامه» برداشتی آزاد از داستان سودابه و سیاوش، نوشته«بهروز ناصر‌شریعتی» نمایشنامه‌نویس و بازیگر همدانی از دوم اسفندماه با كارگردانی «محمود حكمتی‌اطهر» روی صحنه رفته است.
1393/12/10
 این نمایش تا 17 اسفندماه به مدت 15 شب در سالن پلاتوی مجموعه فرهنگی آوینی همدان اجرا خواهد شد. محمود حكمتی اطهر از كارگردانان و بازیگران پیشكسوت همدانی، بیش از 35 سال در این رشته فعالیت كرده است. او در گفت‌وگو با همشهری چگونگی انتخاب و اجرای این نمایشنامه را برای ما بازگو می‌كند.
  • دلیل انتخاب نمایش سوزنامه چه بود؟
با توجه به اینكه رشته تحصیلی من ادبیات بوده و تمام زندگی را با ادبیات گذرانده‌ام توجه من در كار نمایش هم به آثار ادبی كلاسیك است. شاهنامه یكی از بزرگ‌ترین آثار ملی و تاریخی ماست. از آنجا كه یكی از بهترین داستان‌های شاهنامه در این نمایش مطرح شده بهتر دیدم در این روزگار كه به این داستان‌ها كمتر توجه می‌شود داستانی از شاهنامه برای تماشاچی انتخاب كنم.
  • شما از اجرای نمایش رضایت دارید؟
در این نمایش بیشتر بازیگران ما كار اولشان را تجربه می‌كنند. به نظرم باتوجه به این موضوع كار قابل قبولی باشد. البته باید اهل فن و تماشاگران این سؤال را پاسخ را بدهند اما در اجراهایی كه داشتیم خوشبختانه تماشاگران احساس نارضایتی نكرده‌اند.
  • انسان امروز چگونه با متن‌های كهن ارتباط برقرار می‌كند؟
این كار یك نمایش تاریخی است. با وجود فناوری‌های نوین ارتباط مردم با تاریخ و فرهنگ گذشته خود كمرنگ شده اما تماشاگران در زمان قبل استقبال كم‌نظیری از این دست نمایش‌ها می‌کردند.
  • متن اثر چقدر به شاهنامه متعهد است؟
ما نمی‌توانیم بگوییم این داستان دقیقاً همان داستانی است كه در شاهنامه آمده است. به هر حال دخل و تصرفی در آن شده اما سعی كردیم آنچه در شاهنامه بوده را بیاوریم. نویسنده نمایشنامه به 2 ویژگی انسانی یعنی افسون و نیرنگ را كه باعث یكسری رفتارها می‌شود شخصیت فیزیكی بخشیده و پیامی به مخاطب می‌دهد؛ این‌كه ویژگی‌های انسانی باعث اتفاق‌هایی مانند داستان سودابه و سیاوش می‌شود.
  • كاركردن با جوان‌ترها و نسل امروز كه وارد عرصه نمایش و تئاتر می‌شوند از نظر شما چه ویژگی‌هایی دارد؟
كار كردن با جوان‌ها با توجه به اینكه تجربه كمتری دارند نسبت به افراد باتجربه سخت‌تر و زمان‌بر است. در همكاری با بازیگران تنها ممكن است الگویی به آنها دهیم و خودشان ادامه دهند و مشكلی نداشته باشیم. اما در این نمایش تمرین‌ها وقت زیادی گرفت. ما در یك مدت زمان كوتاه و تمرین یك نمایش، كار زیادی نمی‌توانیم انجام دهیم اما مجبوریم به‌صورت میلی‌متری، قدم به قدم و لحظه به لحظه كنترل داشته باشیم. به همین دلیل كار مشكل‌تر از اجرا توسط بازیگران باسابقه است.
  • استقبال چطور بود؟
هنوز استقبال خوبی كه مدنظرمان باشد صورت نگرفته اما امیدواریم در اجراهای باقی‌مانده علاقه‌مندان هنر نمایش به تماشای «سوزنامه» بیایند. البته به نظرم ضعف در تبلیغات است. این مهم نیز برای گروه‌های تئاتری جز با هزینه بسیار زیاد تبلیغات، انجام نمی‌شود، بنابر این ما نمی‌توانیم اطلاع‌رسانی مطلوبی داشته باشیم.
  • و سخن آخر؟
امیدواریم در زمینه تبلیغات و اطلاع‌رسانی مشكلات و موانع رفع شود تا بتوانیم دوستان علاقه‌مند بیشتری را به دیدن این كار دعوت كنیم‌. در نمایش «سوزنامه» زهرا موتمن، منیرالسادات قاضی‌زاده، بهروز ناصر‌شریعتی، محمد طالبی و مهدی نصرالهی به‌عنوان بازیگر ایفای نقش می‌كنند.
همچنین سعید مسعودی‌خرم مدیر صحنه و مجری نور، فرزاد محرابی مجری دكور، محمد محرابی طراح پوستر، مرتضی موسوی پاك‌نهاد دستیار كارگردان، سرور حكمتی‌اطهر مشاور كارگردان و طوبی یوسف‌پور طراح لباس است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، نمایش سوزنامه ، همشهری همدان ،

مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین می شود
نمایشنامه خوانی و شاهنامه خوانی در همایش ادبی گردشگری همدان؛
مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین می شود
 
تاریخ : چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۸
آغازین روز اسفند ماه همزمان بود با برگزاری اولین همایش گردشگری ادبی غرب کشور درهمدان .در این همایش چهره هایی از فعالان عرصه ادبیات، گردشگری و تشکل های غیر دولتی از ۱۱ استان کشور حضور داشتند و رویدادها و برنامه های گوناگونی را شاهد بودند از جمله برنامه های این همایش دوروزه رونمایی ازکتاب کلید کوچک جهان آخرین اثر حسن گوهر پور بود که با حضور علیرضا بهرامی شاعر و مستند ساز نام آشنای کشور برگزار شد اما یکی ازبخش های متفاوت این همایش اجرای برنامه های شاهنامه خوانی و نمایشنامه خوانی در سالن نمایشگاه بین المللی همدان بود که با استقبال خوبی روبرو شد.
اولین بخش این برنامه ارائه مقاله هایی در ارتباط گردشگری و ادبیات بود که توسط تعدادی از پژوهشگران به صورت سخنرانی ارائه شد .محمد طاهر خوانی شاهنامه پژوه و دبیر انجمن شاهنامه خوانی تاکستان به نقش شاهنامه در بازشناسی و تقویت هویت ایرانی اشاره کرد و گفت بهره گیری از ظرفیت های این اثر بزرگ می تواند در بازشناسی هویت ایرانی به ویژه برای گردشگران مفید باشد همچنین دکترمحمد بشیری مدرس دانشگاه در این برنامه جنبه های اسطوره ای شاهنامه را مورد بررسی قرار داد و به تحلیل لایه های پنهان داستان مرگ سیاوش پرداخت.
در این برنامه بخش هایی از داستان سیاوش توسط دوگروه از انجمن های شاهنامه خوانی شهرهای تهران و همدان برای حاضران خوانده شد سپس اعضای گروه نمایش گلبرگ بخش هایی از نمایشنامه مرگ یزدگرد بهرام بیضایی را خواندند مجتبی خوش صفت دلیل انتخاب این اثر را جنبه های تاریخی آن عنوان کرد و گفت:ما در گردشگری ادبی باید آثاری که کاملا ایرانی است را ارائه کنیم و مرگ بزدگرد علاوه براین که با شاهنامه خوانی در این همایش بی ارتباط نیست بلکه یکی از آثار ماندگار ادبیات این سرزمین است. 
فریبا یعقوبلوسرپرست گروه نمایش گلبرگ گفت: این نمایش را که دوستان ما به صورت خوانش و یا نمایشنامه خوانی اجرا کردند تلاش کردیم تا با جنبه ای دیگر از اجرا تماشاگران را آشنا کنیم و امیدوارم تماشاگران و میهمانان ما درهمایش گردشگری ادبی با گوشه هایی از تاریخ دوران ساسانی آشنا شوند و ادبیات نمایشی ما هم بتواند نقشی در گردشگر پذیری این سرزمین داشته باشد.
دبیر اجرایی نخستین همایش گردشگری ادبی غرب کشور درهمدان گفت: گروه هایی را در شهرهای مختلف کشور داریم که به صورت محفل های کوچک و خانگی گردهم می آیند و آثار شاعران بزرگی مانند فردوسی، حافظ، مولوی، سعدی و.. را می خوانند اما از آنجا که این گروه ها بیشتر جنبه محفل به خود می گیرند امکان رشد و بالندگی در آنها کمتر است ما در این همایش تصمیم گرفتیم با شناسایی و دعوت از برخی گروه های شاهنامه خوانی از شهرهای مختلف ازجمله تهران، تاکستان، همدان و کرج تلاش کنیم برنامه های مشترک برای آنها تعریف کنیم.
حسین زندی ادامه داد: مسئله دیگر این است که برنامه های این گروه های کوچک بتواند نمود بیرونی هم داشته باشد بطور مثال شاهنامه خوانان بتوانند در فضاهای عمومی و بزرگتر برنامه های خود را اجرا کنند تا افراد بیشتری با ادبیات کلاسیک ایران آشنا شوند.
زندی با اشاره به رابطه گردشگری و ادبیات گفت: گردشگری ادبی یکی از زمینه های نوین گردشگری فرهنگی است که با تکیه برعناصر ادبی مانند رویدادهای ادبی، اماکن تاریخی که مربوط به بزرگان ادبیات این سرزمین است مانند آرامگاه شاعران، گردشگران را برای بازدید از این جاذبه ها دعوت می کند. در این همایش رویداد هایی مانند رونمایی از کتاب کلید کوچک جهان، نمایشنامه خوانی، شاهنامه خوانی و بازدید از اماکن ادبی تاریخی همدان را بهانه قرار دادیم و میهمانان همایش را در قالب دو تور گردشگری به همدان دعوت کردیم تا گوشه هایی از جاذبه های ادبی استان را معرفی کنیم .

زندی در پایان گفت: این همایش دستاوردهای خوبی برای فعالان حوزه های گردشگری و ادبیات داشت از جمله قرار شد مسیر گردشگری ادبی همدان تدوین شود و برنامه های شاهنامه خوانی بصورت مشترک در هر فصل بین شهرهای مختلف برگزار شود.

http://www.honarnews.com/vdccspqm.2bqos8laa2.html


برچسب ها: گردشگری ادبی ، همایش گردشگری ادبی همدان ،

کلید کوچک گردشگری ادبی در همدان چرخید+تصاویر

در اولین روز این همایش که 70 نفر از فعالان گردشگری چند استان کشور از جمله ایلام، یزد، اردبیل، تهران، البرز، کرمانشاه، خراسان، گیلان و حضور داشتند، مهمانان با حضور در آرامگاه بوعلی‌سینا و باباطاهر به مقام این بزرگان و آرامگاه عارف قزوینی و مفتون دو شاعر بزرگ همدان با اهدای گل ادای احترام کردند.
به گزارش همدان پرس؛ در آستانه روز جهانی راهنمایان گردشگری نخستین همایش دو روزه گردشگری ادبی غرب کشور توسط تشکل‌های غیردولتی در همدان برگزار شد.

در اولین روز این همایش که 70 نفر از فعالان گردشگری چند استان کشور از جمله ایلام، یزد، اردبیل، تهران، البرز، کرمانشاه، خراسان، گیلان و حضور داشتند، مهمانان با حضور در آرامگاه بوعلی‌سینا و باباطاهر به مقام این بزرگان و آرامگاه عارف قزوینی و مفتون دو شاعر بزرگ همدان با اهدای گل ادای احترام کردند. یکی از بخش‌های مهم این همایش مراسم رونمایی از کتاب «کلید کوچک جهان» سروده «حسن گوهرپور» شاعر و نویسنده همدانی بود که با استقبال گسترده شاعران، نویسندگان و علاقمندان به شعر و ادبیات مواجه شد.

حمایت از تشکل‌های غیردولتی
در ابتدای این مراسم مدیرکل دفتر امور جوامع و تشکل‌های غیردولتی سازمان میراث فرهنگی کشور گفت: در روزهای آغازین که وارد کار در مجموعه تشکل‌های غیردولتی شدم اعتقاد به تغییر و اصلاح قوانین داشتم یعنی اگر ما بخواهیم از تشکل‌های غیردولتی حمایت کنیم که همین کار را هم خواهیم کرد، لازم است چارچوب قانونی این حمایت تعریف درستی داشته باشد. بنابراین اولین قدم ما برای تشکل‌های غیردولتی دعوت از نمایندگان این تشکل‌ها برای بیان چالش‌ها و معضلات مرتبط با حوزه‌هایشان بود تا بتوانیم آنها را به راهکار تبدیل کنیم و بعد بر اساس آنها احکامی در برنامه ششم تدوین کنیم تا بتوانیم از تشکل‌های مردم‌نهاد حمایت کنیم.


«ویدا توحدی» افزود: هدف من استفاده از بضاعت تشکل‌های غیردولتی برای توانمندسازی آنهاست تا آنها مانند یک زنجیره به هم وصل و مکمل یکدیگر باشند و نیازهای مختلفشان بیان و حل شوند. با توجه به شناسایی‌های انجام‌شده تعداد 900 تشکل غیردولتی مرتبط با حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در کشور فعال هستند آن هم در شرایطی که در جامعه ما فعالیت‌های مدنی گستردگی خاص خودش را ندارد. در موضوع آموزش و اطلاع‌رسانی سعی در مطالعه بر روی قابلیت‌های تشکل‌های غیردولتی داریم و در این زمینه درگاه اخبار و اطلاعات بین‌المللی ایجاد کرده‌ایم تا به وسیله آن تشکل‌های غیردولتی کشورمان را به اطلاعات و اخبار تشکل‌های غیردولتی فعال در سراسر دنیا وصل کنیم.

نقش پررنگ تشکل‌های غیردولتی همدان
وی توضیح داد: در بحث تسهیل در ارتباط هیچ کوتاهی نخواهیم کرد و از همه کسانی که طرح یا برنامه خاصی دارند تقاضا داریم آن را با ما در میان بگذارند و من با تمام قوت آنها را پیگیری خواهم کرد. قصد داریم در رابطه با اتفاقاتی که در حوزه‌های سه‌گانه در حال رخ دادن است، اطلاع‌رسانی خوبی داشته باشیم تا تشکل‌های غیردولتی نیز بتوانند در آنها حضور داشته باشند.


توحدی گفت: استان همدان با توجه به قابلیت‌های تاریخی که دارد، 17 تشکل فعال در این حوزه‌ها دارد که تأثیر سازمان میراث فرهنگی و مجموعه استانداری این استان را نشان می‌دهد. برگزاری همایش روز همدان توسط تشکل‌های غیردولتی که گزارش آن نشان می‌دهد چه اتفاق بزرگی بوده و نشست کارگروه تخصصی تشکل‌های غیردولتی از برنامه‌های خاص برگزار شده در همدان بوده است. حضور فعال تشکل‌ها در کارگروه‌های تخصصی دفتر امور مجامع، حضور و همکاری فعال نمایندگان تشکل‌ها در تهیه و تدوین پیش‌نویس لایحه سازمان‌های غیردولتی که اخیرا توسط هیأت دولت به تصویب رسید و حضور در نشست‌های حاشیه‌ای همایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری و حضور فعال در نشست‌های سالیانه تشکل‌های غیردولتی نیز از برنامه‌هایی است که برگزاری آن در همدان بسیار قابل توجه است.

توحدی تأکید کرد: همراهی و حضور گرم تشکل‌های غیردولتی باعث قوت و انگیزه ما برای ادامه کار می‌شود. امیدواریم با توجه به نامگذاری سال 93 بتوانیم با کمک این تشکل‌ها بحران تک‌محصولی را از مملکتمان دور کنیم.

غفلت از ظرفیت‌های گردشگری همدان
در ادامه دبیر اجرایی این همایش به سخنرانی پرداخت و گفت: این همایش بهانه‌ای برای شناسایی هرچند اندک ظرفیت‌های گردشگری ادبی همدان بود و ما در این همایش تلاش کردیم مواردی را برای آغاز کار مطرح کنیم و چه بهتر که رویدادی را با این کار پیوند دهیم که خالق آن یعنی حسن گوهرپور خود از فعالان تشکل‌های غیردولتی همدان در طول سالیان مختلف بوده است.


«حسین زندی» ادامه داد: ظرفیت‌های گردشگری همدان مورد غفلت قرار گرفته است. برای مثال اولین رمان تاریخی کشور ما در همدان و توسط «شیخ موسی نثری» نوشته شده اما ما هیچگاه او را نشناخته‌ایم. یا اماکنی مانند عمارت بدیع‌الحکما در همدان وجود دارند که ثبت میراث فرهنگی شده که رویدادهای ادبی این شهر در آنها شکل گرفته و افرادی مانند عارف قزوینی، سپنتا و تاگور شاعر هندی به آن رفت و آمد می‌کرده‌اند اما متأسفانه خیلی شناخته شده نیست و تلاش چندانی برای حفاظت از آن نشده است.

وی افزود: خوشبختانه رویکرد مدیرکل سازمان میراث فرهنگی به این مسائل مثبت است و ما امیدواریم بتوانیم در زمینه گردشگری ادبی حرفی برای گفتن داشته باشیم و به این موضوع توجه بیشتری بکنیم.


در ادامه مراسم زندی با همراهی جمعی از مسئولان از تعدادی از فعالان گردشگری استان و کشور تقدیر کرد. «حامد شهسواری» و «محمد پیری» از راهنمایان گردشگری همدان، «مریم مقدم» روزنامه‌نگار و فعال گردشگری و «معصومه محمدزاده» دبیر انجمن راهنمایان گردشگری استان کرمانشاه از جمله افرادی بودند که در این مراسم مورد تقدیر قرار گرفتند. به علاوه کلیپی از شاعر بزرگ همدان مرحوم «احمد حیدربیگی» پخش شد و تعدادی از شاعران استان به شعرخوانی پرداختند.

کتابی با مضامین حکمت و عرفان
«علیرضا بهرامی» روزنامه‌نگار، مستندساز و شاعر که مهمان ویژه این مراسم نیز بود گفت: وقتی به سفر می‌روم از خودم می‌پرسم من اینجا چه می‌کنم و حالا این سوال را در این مراسم از خودم می‌کنم. در طول سالیان گذشته نام‌های زیادی از همدان برای ما آشنا بوده است که شاید سرنوشت خیلی از آنها را نمی‌دانم. اما افتخار آشنایی با حسن گوهرپور را داشته‌ام و با او دوستی طولانی دارم.


وی توضیح داد: برای من نتیجه دوبار خوانش کتاب کلید کوچک جهان پاسخ به سوال‌های هستی‌گرایانه‌ای است که همیشه از خودمان می‌کنیم. این مجموعه از نام و شکل و طراحی‌های صورت‌گرفته تا محتوی آن بیشتر در حوزه عرفان و حکمت وارد شده است. فکر می‌کنم این کتاب به عنوان یک گنج خواستنی و قابل دستیابی است.
http://hamedanpress.ir/?p=news&i=1&g=2&e=6908


برچسب ها: گردشگری ادبی ، همدان ،

دوشنبه 6 بهمن 1393

رکاب زدن برای مبارزه با سرطان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

کد خبر :۱۱۴۶۹۲زمان مخابره:۹ : ۴۷ -- ۱۳۹۳/۱۱/۵|نسخه چاپی

رکاب زدن برای مبارزه با سرطان

پس از آنکه 300 دانش آموز همدانی برای همدردی با معلمشان که قهرمان دوچرخه سواری آسیا است و دچار بیماری سرطان شده است، موهای سرخود را تراشیدند، 'سید مسعود طباطبایی' به عشق این دانش آموزان و با شعار مبارزه با سرطان رکاب زدن را به سوی همدان آغاز کرد.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گردشگری - "سید مسعود طباطبایی" تمامی استانهای کشور را رکاب زده است و برخی استان ها را بیش از یک بار رکاب زده است چنانکه می توان گفت در مجموع 46 استان را با دوچرخه گشته است. او سال هاست بوسیله دوچرخه ایرانگردی و جهانگردی می کند و جانباز 65 درصد ارتش است. در واقع تنها جانبازی است که در رشته سایکل توریست این مسافت را رکاب زده است.
 
طباطبایی پیش از این برای حفظ محیط زیست، اهدای خون، صرفه جویی و مصرف بهینه آب ،اهدا عضو، صلح و دوستی  دوچرخه سواری کرده است و این بار برای قدردانی از شاگردان یک قهرمان دوچرخه سواری، پابه رکاب شده است. برای دانش آموزان "محمد رضا قادری" معلم علوم مدرسه آیت اله معصومی همدان که مبتلا به سرطان شده است و دانش آموزانش برای همدردی با اوموهای سر خود را تراشیده اند.
 
او درخصوص دلایل تصمیمی که گرفته است و انتخاب فصل زمستان برای رکاب زدن می گوید: «بر اساس دعوت اداره محیط زیست استان فارس  و اصفهان قرار بود به مناسبت روز هوای پاک  از شیراز تا اصفهان را رکاب بزنم اما دو روز قبل از این برنامه به خبری برخورد کردم که خیلی تاثیر برمن گذاشت مبنی بر این که 300 دانش آموز برای همدردی با معلمشان که قهرمان دوچرخه سواری آسیا است و دچار بیماری سرطان است موهای سرخود را در همدان  تراشیده است، با خودم فکر کردم و تصمیم گرفتم مسیر دو چرخه سواری را تغییر بدهم و به جای شیراز و اصفهان از استان تهران و قزوین به همدان بروم ، برای قدر دانی از حرکت انسانی این 300 دانش آموزدر حضور آنان موهای خودم را بتراشم تا به جامعه و ایرانیان عزیز نشان بدهیم که بااندیشه زیبا هم می توان زندگی کرد، باید از این دانش آموزان درس بگیریم، من هم دوست دارم در این حرکت سهیم شوم.»
 
این سفر روز شنبه چهارم بهمن ماه با هماهنگی آموزش پرورش منطقه از شهریار آغاز شد. طباطبایی در این خصوص می گوید: «در این فصل روزها کوتاه است اما در فصل های دیگر از 80 تا 120 کیلومتر رکاب می زدم که گاهی تا 160 کیلومتر هم می رسد. برای این سفر چون عشق خاصی در وجودم پدید آمده است فکر می کنم احتمالا چهار روزه به همدان برسم  از تهران تا همدان حدود 350 کیلومتر است.  در همدان بعد از قدر دانی از دانش آموزان خدمت آقای محمد رضا قادری قهرمان عزیز کشورمان برسم و بگویم که در این مبارزه با شما همراه هستم.»
 
او با تاکید برآنکه دوچرخه سواری یک ورزش پاک و گردشگری پاک  است می گوید: « از سویی کشور ما با رشد بیماری هایی مانند سرطان روبر است و این روزها عنوان هایی مانند سونامی سرطان را می شنویم برای پیشگیری از بیماری ها تا چه اندازه می توان از ورزش هایی مانند دوچرخه سواری بهره برد؟ عصر عصر تکنولوژی و علم است و باید علم را در خدمت پیشگیری این بیماری گرفت هرچند ورزش یکی از عوامل پیشگیری است اما همه مردم را نمی توانیم به ورزش و دوچرخه سواری دعوت کنیم به خصوص با شرایط اقتصادی فعلی که مردم ما در گیر این مسائل هستند و نکته دیگر این که رفتن به این سمت زمانبر است ، نیاز به زمان بیشتر و بستر سازی دارد وتمام سازمان هاباید دخیل بشوند تا بتوانیم ورزش را در جامعه به صورت فراگیر جا بیاندازیم وبه یکی از ضرورت های زندگی تبدیل شود ، البته می توان مردم را به ورزش های همگانی و عمومی دعوت کرد.»
 
حسین زندی


برچسب ها: خبرگزاری میراث فرهنگی ، سیدمسعود طباطبایی ، قهرمان سایکل توریست ، محمد رضا قادری علوم ،


الوند در خطر

یک راهنمای گردشگری عجیب برای گنجنامه





مسئولان مجموعه تفریحی- توریستی گنجنامه آبشار و کتیبه‌های گنجنامه را در اختیار خود گرفتند. در حال حاضر تابلوهایی در ورودی گنجنامه نصب شده که مسیر دسترسی به آبشار و کتیبه گنجنامه را تغییر داده‌، به نحوی که بازدیدکنندگان ابتدا باید از رستوران و بازارچه این مجموعه دیدن کنند و سپس به محل کتیبه‌ها و آبشار برسند








خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- مسئولان مجموعه تفریحی- توریستی گنجنامه آبشار و کتیبه‌های گنجنامه را در اختیار خود گرفتند. در حال حاضر تابلوهایی در ورودی گنجنامه نصب شده که مسیر دسترسی به آبشار و کتیبه گنجنامه را تغییر داده‌، به نحوی که بازدیدکنندگان ابتدا باید از رستوران و بازارچه این مجموعه دیدن کنند و سپس به محل کتیبه‌ها و آبشار برسند.
 
این تصویر نشان می‌دهد که تابلوهای راهنمای گردشگری جدیدی که برای گنجنامه نصب شده، به جای راهنمایی درست گردشگران به سمت گنجنامه آن‌ها را به سمت رستوران و بازارچه و پارکینگ  هدایت می‌کند.
 




مجتبی جوادیه، عضو انجمن نبض سبز حیات در این باره به chn می‌گوید: جانمایی محور گنجنامه برای این مجموعه تفریحی اشتباه است و باید مسیر دیگری را انتخاب می کردند، این محور به خودی خود گردشگر‌پذیر است در حالی که اکنون مسیر تعیین شده برای گردشگران گمراه کننده است.
 
همانطور که در این عکس دیده می‌شود، جهت گنجنامه به سمت رستوران و بازارچه زده شده در حالی که مسیر اصلی و کوتاهتر در جهت عکس آن است
 



جوادیه می‌گوید: نه تنها مشکل تعیین مسیر برای گردشگران به وجود آمده بلکه کتیبه ها در سایه تبلیغات پنهان شده و دیده نمی‌شود و فاجعه این است که تبلیغات این شرکت باعث شده مسیر کتیبه ها تغییر کند و بازدید کنندگان از مسیر خارج شده و به سمت سازه های این مجموعه بروند و ساخت و ساز در اطراف کتیبه ها و آبشار آنقدر زیاد شده که جاذبه اصلی پنهان شده است.
محیط زیست گنجنامه در خطر
از طرف دیگر صخره‌برداری بخشی از کوه برای ساخت اقامتگاه و پارکینگ در سال گذشته موجب اعتراض فعالان مدنی و کوهنوردان شد. اما مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در این زمینه واکنشی نشان ندادند.
 
 فاضلاب این مجموعه به رودخانه گنجنامه سرازیر می‌شود که بیش از شش کیلومتر می‌رود و باغ‌های اطراف از آن سیراب و آب شرب برخی از باغ‌ها نیز از آن تأمین می‌شود. پیگیری‌های اداره حفاظت از محیط زیست استان همدان پس از اعتراض‌های فعالان محیط زیست و کوهنوردان باعث تشکیل پرونده قضایی شد و گفته می‌شود به محکومیت مجموعه تفریحی- توریستی گنجنامه انجامید اما همچنان بخش بزرگی از فاضلاب این مجموعه به رودهای اطراف سرازیر می‌شود و بخشی از زباله‌ها و پسماند مجموعه منطقه کیوارستان الوند را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
 
به گفته جوادیه،   اگر مدیران ارشد استان همچنان در این زمینه بی‌تفاوتی پیشه کنند و برای جلوگیری از این تعرض‌ها اقدام نکنند بزودی این مجموعه تفریحی تمامی الوند را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و جاده‌سازی و خیابان ‌کشی تا قله الوند ادامه می‌یابد.
جوادیه می‌گوید در حال حاضر فعالیت‌های این مجموعه گردشگری، کوهستان الوند را به خطر انداخته، نابودی میدان میشان، آبشارها و رودهای منتهی به گنجنامه، پوشش گیاهی، جانوری و تخریب منطقه را به دنبال داشته است و باعث تغییر مسیر رودها، لوله گذاری و برداشت آب چشمه موجب نبودی پوشش گیاهی و جانوری منطقه شده است. توسعه سازه­ها و بناهای ناموزون و ناهماهنگ که حتی درآن از مصالح بوم آورد استفاده نشده، بخش بزرگی از کوهستان را نابود کرده است.
 
حسین زندی



برچسب ها: گردشگری همدان ، خبرگزاری میراث فرهنگی ، کتیبه های گنجنامه ، میراث در خطر همدان ،

دوشنبه 26 آبان 1393

راه دشوار اجرای نمایش در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

فت‌و‌گوی همشهری با كارگردان همدانی «نوعی داستان عاشقانه»

راه دشوار اجرای نمایش در همدان

نویسنده: حسین زندی‌ـ خبرنگار
برخورد مناسبی با نمایش و نمایشنامه‌نویسی در ایران نمی‌شود و متولیان هنر نگاه سازنده‌ای به این مقوله ندارند
1393/08/25
همدان‌ـ حسین زندی‌ـ خبرنگار همشهری: «سهراب نیك‌فرجاد» كارگردان نام‌آشنای همدانی پس از كارگردانی و بازی موفق «خواستگاری» و «آواز قو» كه با حضور پدر تئاتر همدان استاد «نصرالله عبادی» در تابستان گذشته به روی صحنه رفت، این‌بار نمایشی دیگر از آرتور میلر را كارگردانی می‌كند.
نیك‌فرجاد این روزها با گروه خود در حال تمرین است. منیژه احمدی و سهراب نیك‌فرجاد در این نمایش نقش‌آفرینی می‌كنند. به همین بهانه با این كارگردان گفت‌وگویی داشتیم.
  •     این روزها مشغول چه‌كاری هستید؟
به تازگی نظرم به یكی از نمایشنامه‌های آرتور میلر به نام «نوعی داستان عاشقانه» جلب شد كه این روزها در حال تمرین هستیم و امیدوارم به‌زودی به روی صحنه برود.
  •     نمایش چه موضوعی را دنبال می‌كند؟
نمایش به مسائل اجتماعی آمریكا به‌ویژه اضمحلال شخصیت زن در كنار فساد دستگاه قضایی آن كشور می‌پردازد. یكی از شخصیت‌های این نمایشنامه كاراگاهی است که دنبال اثبات بی‌گناهی متهمی در زندان است. تنها كسی كه می‌تواند به این بی‌گناهی شهادت دهد زنی به نام آنجلا است. این زن دچار اختلال شخصیت است و در طول نمایشنامه مشخص می‌شود كه پرونده باید بسته شود.
همه شخصیت‌های دولتی و قضایی فاسد در این پرونده حضور دارند كه در مفاسدی  مانند مواد مخدر و جرم‌های دیگر غرق هستند. در این نمایشنامه با یك نگاه زیركانه تلاش دارد نشان دهد كه یک جامعه فاسد چگونه از زن به‌عنوان یك وسیله ابزاری استفاده می‌کند و برای پیشبرد كارهای سیاسی دست به هر‌كاری می‌زند. حتی خود كارآگاه هم می‌گوید در این جامعه عشق معنایی ندارد.
    علت انتخاب نمایشنامه‌های خارجی در اجراهای اخیر شما چه بوده است؟ به نظرم این چهارمین‌كاری است كه از نمایشنامه‌نویسان خارجی انتخاب كرده‌اید.
گاهی دلایل شخصی است مثل علاقه شخصی من به چخوف كه باعث شد 2 نمایشنامه «خواستگاری» و «آواز قو» را تابستان گذشته به روی صحنه ببرم اما علت دیگر این است كه اعتقاد دارم در این شهر باید از نمایشنامه‌نویسان بزرگ هم كار روی صحنه برود تا هم مخاطبان قدرت انتخاب داشته باشند و هم هنرمندان كارهای متفاوت را دتجربه کنند. پیش‌تر كه نمایش «مرگ و دختر جوان» اثر آریل دورفمان را اجرا كردیم، به دلیل برجسته بودن نمایشنامه بود. این نمایشنامه در عین متفاوت بودن متناسب با جامعه ما بود.
  •     علت انتخاب این كار چه بود؟
یكی از دلایل انتخاب نوعی داستان عاشقانه این است كه نشان دهیم امریكایی‌ها چه دستگاه فاسدی دارند و هر جامعه‌ای كه در آن فساد باشد راه و رسم درستی نخواهد داشت. البته انتخاب نمایشنامه‌های خارجی به این معنا نیست كه ما در ایران هیچ نمایشنامه خوبی نداریم گرچه این روزها نمایشنامه خوب بسیار كم داریم و در زمینه نمایشنامه‌نویسی دچار ضعف هستیم. حتی به تعداد انگشتان یك دست در ایران نمایشنامه‌نویس درجه یك نداریم.
  •     علت را چه می‌دانید؟
یكی از دلایل این است كه پیشینه نمایشنامه نویسی  در ایران بسیار كم است. این پدیده از دوره مشروطه آغاز شده است. در حالی كه یونان از 2600 سال پیش نویسندگانی بزرگی در این زمینه  را در خود پروراند. در كشورهای غربی نیز از زمان رنسانس نمایشنامه‌نویسی رشد كرد. بدیهی است آنها از ما جلوتر باشند.دیگر این كه برخورد مناسبی با نمایش و نمایشنامه‌نویسی در ایران نمی‌شود و متولیان هنر نگاه سازنده‌ای به این مقوله ندارند. مگر ما در سال چند كار از استادانی مانند اكبر رادی اجرا می‌كنیم یا كارهای محمد رحمانیان، محمد چرمشیر و محمد یعقوبی چه مدت روی صحنه می‌رود؟ این برخوردها تئاتر را رو به نابودی می‌كشاند‌.
    شما از افرادی كه نام بردید‌كاری اجرا نمی‌كنید؟
البته یكی از كارهای زنده‌یاد اكبر رادی انتخاب كرده‌ام به نام «خانومچه و مهتابی» كه در مراحل اولیه است‌.
  •     برخورد تماشاچیان همدانی با نمایشنامه‌های خارجی چگونه است؟
وقتی كارگردانی از اجرای همكارش خسته می‌شود و تحمل تماشای اثر را ندارد چه انتظاری از تماشاچی عادی می‌توان داشت؟ از طرفی كسانی باعث می‌شوند منِ نویسنده كار ضعیف ارائه كنم كه شناختی از هنر ندارند و به‌عنوان متولیان فرهنگی مانع راه هنرمندان می‌شوند.
 در طول یك سال حتی دو نفر را معرفی و حمایت نمی‌كنند. هیچ‌كس به این فكر نیست كه راهكاری پیدا كند تا وضعیت تئاتر بهتر شود و مخاطب با صحنه آشتی كند.
  •     شما انتظار چگونه حمایتی را دارید؟
به‌طور مثال زمانی كه كارهای چخوف را به روی صحنه بردم همه هزینه به‌صورت شخصی پرداخت شد و هیچ تبلیغاتی برای من نكردند در صورتی كه اگر تبلیغات درستی داشتیم، می‌توانست انبوه تماشاگر را به سالن بكشاند اما برای نصب بنر تبلیغاتی آن‌چنان درگیر مسائل اداری بودیم كه 3 روز پس از اجرا توانستیم آن را نصب كنیم. وقتی همه هزینه‌ها برعهده خود كارگردان است مسلماً دكور ضعیف می‌شود و طراحی لباس و گریم باب میل كارگردان نیست. متأسفانه مدیران فرهنگی هیچ برنامه‌ای برای تئاتر ندارند و تنها شعار می‌دهند. تلویزیون همان تعرفه‌ای كه برای تبلیغ یخچال و چیپس دارد انتظار دارد همان را برای تبلیغ یك كالای فرهنگی دریافت كند.
  •     با این شرایط چرا همچنان كار می‌كنید؟
ما اعتقاد به هنر این كشور داریم و معتقد به مردم سرزمینمان هستیم. هرچند كار بزرگی انجام نمی‌دهیم اما وجدان ما راحت است به رغم این‌كه پیش پای ما موانع فراوانی وجود دارد اما تلاش می‌کنیم و پیش‌ می‌رویم.


برچسب ها: نمایش در همدان ، نوعی داستان عاشقانه ، تئاتر همدان ، روزنامه همشهری همدان ، سهراب نیک فرجاد ،

رهاورد نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها برای اهالی رسانه همدان

نویسنده: حسین زندی
بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها ‌از تاریخ 17تا 23 آبان در تهران برگزار شد. یک پایگاه خبری، یک روزنامه و معاونت مطبوعاتی اداره ارشاد استان همدان در این نمایشگاه حضور داشتند.
1393/08/26
بیستمین نمایشگاه  مطبوعات  و خبرگزاری‌ها ‌از تاریخ 17تا 23 آبان در تهران برگزار شد. یک پایگاه خبری، یک روزنامه و معاونت مطبوعاتی اداره ارشاد استان همدان در این نمایشگاه حضور داشتند.
 اما این رویداد فرهنگی چه رهاورد رسانه‌ای برای رسانه‌های همدان داشت؟ رسانه‌ها ‌جدا از این‌که ارکان مردمسالاری دانسته شده‌اند، از ابزارهای توسعه نیز هستند. اما این ابزار هنوز در کشور ما با مشکلات فراوانی دست به گریبان است. دولتی بودن از موانع مهم روزنامه‌نگاری کشور است. اما روزنامه‌نگاری به مسیر خود ادامه داده؛ هرچند موفقیت چندانی در پی نداشته است.
     در کشور ما علاوه بر نمایشگاه‌های محلی که گاهی در استان‌ها برگزار می‌شود، در روزهای گذشته بیستمین نمایشگاه سراسری مطبوعات و خبرگزاری‌ها در تهران برگزار شد.برخی خبرگزاری‌ها و رسانه‌های مکتوب در این نمایشگاه حضور داشته‌اند. یکی از انتقاداتی که بر این نوع نمایشگاه‌ها وارد می‌شود، این است که هنوز این نمایشگاه‌ها را دولت برگزار می‌کند و به نظر می‌رسد هنوز به بخش خصوصی و اهالی مطبوعات اعتماد کافی در این زمینه نمی‌کنند و خصوصی‌سازی در عرصۀ فرهنگ همچنان یک شعار است تا واقعیت.
معمولا چنین نمایشگاهی بر پایه چنین اهدافی برگزار می‌شود:
-تعامل و ارتباط بین روزنامه‌نگاران سراسر کشور،
-معرفی رسانه‌ها، روزنامه‌ها، نشریات، خبرگزاری‌ها به مخاطبان (به ویژه رسانه‌های محلی و استانی که از امکانات کمتری برخوردارند)،
-ارتباط بین صاحبان رسانه‌ها ‌و خبرنگاران، همچنین بخش دولتی و فعالان عرصه خصوصی مطبوعات،
-آشنایی با دستاوردها و فناوری‌های نوین در زمینه روزنامه‌نگاری،   مواردی از این دست از جمله اهدافی است که این رویداد فرهنگی در پی آن است. اما نمایشگاه مطبوعات و رسانه باید بتواند چنین دستاوردی برای همه ذی‌نفعان داشته باشد. دریافت اجارۀ غرفه و بالا‌بودن هزینهها باعث شده تعدادی از رسانه‌ها ‌در این نمایشگاه حضور نیابند. در مقابل برخی رسانه‌های دولتی، فضاهای بزرگی در اختیار داشته باشند. با این‌که با تغییر دولت جامعه شاهد تغییر رویکرد در نگاه مدیران دولتی بود و سال گذشته نمایشگاه برگزار نشد، انتظار می‌رفت اهالی رسانه در بیستمین نمایشگاه شاهد اتفاق‌های متفاوتی باشند. اما آیا این نمایشگاه باید می‌توانست انتظار علاقه‌مندان و اهالی رسانه را برآورد.      یکی از بخش‌های این نمایشگاه به نشریات و رسانه‌های محلی اختصاص داشت که  به علت قرار‌داشتن در بخش دور از دیگر غرفه‌ها بخش مهجور نمایشگاه بود.در این بخش نیز غرفه‌های اداره‌های ارشاد استان‌ها کم‌رونق‌تر از همه بود. هزینه حضور در نمایشگاه و اقامت در تهران برای کارکنان نشریات شهرستانی سنگین است و همه رسانه‌های محلی نمی‌توانستند در این نمایشگاه حضور یابند. اداره ارشاد هر استان می‌توانست برای معرفی رسانه‌های استان با ایجاد غرفه‌ای، رسانه‌ها ‌و نشریات استان خود را ارائه می‌کرد. از استان همدان علاوه بر یک پایگاه خبری و یک روزنامه محلی، معاونت مطبوعاتی اداره ارشاد استان در این نمایشگاه حضور داشتند. آنچه در این غرفه ارائه می‌شد، باعث تعجب بود.بهتر بود نمونه‌هایی از شماره‌های جدید نشریات استانی در غرفه عرضه شود. بیشتر نشریه‌ها و هفته‌نامه‌ها اما به ماه‌های گذشته اختصاص داشت.      سؤال این است که یک رویداد فرهنگی مانند بیستمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها چه دستاوردی برای همدان داشت و مراجعه‌کنندگان با چه الگو، نمونه و پدیده فرهنگی استان آشنا شدند؟ مدیران فرهنگی ارشاد همدان لابد می‌دانند سود عرضه نشریات تاریخ گذشته در یک نمایشگاه که صدها رسانه در آن حضور دارند، چیست و در رقابت با نشریات دیگر استان‌ها می‌تواند چه جایگاهی به دست‌آورد.


برچسب ها: نمایشگاه مطبوعات ، حضورهمدان در نمایشگاه مطبوعات ، مطبوعات همدان ،

همایش گردشگری و توسعه جوامع محلی در یزد برگزار شد
با حضور بیش از ۵۰ نماینده تشکل های غیردولتی حوزه گردشگری؛
همایش گردشگری و توسعه جوامع محلی در یزد برگزار شد
این همایش با حضور بیش از ۵۰ نماینده تشکل های غیردولتی حوزه گردشگری از ۲۰ استان ۱۰تا۱۳ آبان در استان یزد برگزار شد.
 
تاریخ : شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۱۸

 به گزارش هنرنیوز،همایش گردشگری و توسعه جوامع محلی با هدف ارتباط فعالان تشکل های غیردولتی وجوامع محلی با حضور مسئولان استانی و محلی از جمله؛محمود ابوالقاسمی رئیس شورای اسلامی خرانق، مجتبی خالصی بخشدار شهر خرانق، مرتضی کاظمی معاون مدیر کل امور اجتماعی استانداری استان یزد، احمدرضا موحد رئیس انجمن صنفی گردشگری یزد، دکتر مرتضی طالع ماسوله مشاور رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور، محمدمهدی شرافت مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یزد و نمایندگان تشکل های غیردولتی حوزه گردشگری موضوع گردشگری مذهبی و گردشگری زمین شناختی در استان یزد را مورد بررسی قرار دادند. 

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یزد دخالت انسان را مهم ترین عامل تخریب میراث فرهنگی و طبیعی دانست و گفت: ما زمانی دچار انحطاط شده ایم که از گذشته خود دور شده ایم همین دوری باعث فاصله ما با توسعه پایدار شد . 

محمد مهدی شرافت ادامه داد: یزدی ها عزاداری سنتی را به عنوان یک میراث ناملموس حفظ کرده اند ادب و آداب جزء فرهنگ عاشورایی سنتی یزد است و در این راه وارد بدعت های جدید نشده اند در معماری نیز که تجلی هنر جامعه است در سال های اخیر هیچ نمونه قابل قبولی را نداشته ایم معماری یزد بر پایه خشت پایه گذاری شده است در ۴۰ سال اخیر تمام آن سنت را کنار گذاشته ایم و مصالح مدرن استفاده کرده ایم متاسفیم که در یزد با معماری خاک فاصله گرفته ایم . 

مجتبی خالصی بخشدار شهر خرانق تقویت و توسعه زیرساخت های جوامع محلی را ضروری برشمرد و گفت: ما در استان ظرفیت های بسیاری داریم اما نیازمند به زیرساخت در امر خدمات رسانی و گردشگری هستیم خرانق و روستاهای اطراف نیز از همین قاعده پیروی می کند. 

دکتر مرتضی طالع ماسوله مشاور رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی کشور به تجربه های موفق در روستاهای هدف اشاره کرد و گفت: در ماسوله که بیشتر مردم مهاجرت کرده بودند با اقدامات کوچکی در زمینه گردشگری در سال۱۳۷۶ مردم بار دیگر به ماسوله بازگشتند و ماسوله به یکی از مناطق نمونه گردشگری تبدیل شد. 

طالع گفت: بیشترین آسیب در دولت های نهم و دهم از سوی نهادهای برنامه ریز بود امیدواریم با ورود نهادهای مدنی در جوامع محلی شرایط بهبود پیدا کند. 

ابوالقاسم میرزایی دبیرانجمن گردشگری حافظان طبیعت یزد و میزبان برنامه به مشکلات اجرای این همایش اشاره کرد و ازهمراهی نکردن برخی نهادهای دولتی گله کرد و افزود: علت اینکه برنامه از مرکز استان به شهرها و روستاهای اطراف مانند خرانق و نیر انتقال یافت این بود که رابطه نزدیک تری با مسائل و مشکلات جوامع محلی داشته باشد و موانع موجود در مورد توسعه گردشگری را از نزدیک لمس کنیم . 

بابک مغازه ای که مدیریت محتوایی همایش را برعهده داشت نیز اظهار کرد: این برنامه سومین گردهمایی تشکل های غیر دولتی حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور بود که در ادامه تجربه هایی کرمانشاه و همدان برگزار می شود،ما از برنامه آینده از جمله برنامه ای که در خوزستان برگزار خواهد شد تلاش خواهیم کرد تا به سوی کاربردی تر شدن برنامه ها پیش رفته و نمایندگان تشکل های حاضر در نشست ها ضمن ارائه پیشنهادات کاربردی بتوانند به بهبود وضعیت گردشگری پایدار در منطقه کمک کنند. 

در این همایش چهار روزه برنامه هایی از جمله مباحث توانمندسازی و آموزشی برگزار شد فاطمه توقیری که آموزشگری کارگاهی با موضوع تجربه های مشارکتی در جوامع محلی را برعهده داشت گفت: تجربه های کوچک نهادهای مدنی در جوامع محلی می تواند روزنه ای را برای اجرای برنامه ها و ارایه طرح های ملی بگشاید. 

همچنین افراد شرکت کننده در این همایش بازدید هایی ازآثارتاریخی در روستاهای اطراف یزد و کویر زرین داشتند و با حضور در مراسم عزاداری از جمله مراسم "شده برداری"،" نخل برداری" وتعزیه و همراهی با عزاداران یزدی به بررسی ظرفیت های آیین های مذهبی منطقه در زمینه گردشگری پرداختند. 
http://honarnews.com/vdcivzay.t1aqy2bcct.html


تعداد کل صفحات: 8 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic