گفت و گو با محمد ابراهیم زارعی، مدیر گروه باستان شناسی دانشگاه بو علی سینا

بدون کمک مردم، حفاظت از کاوش‌ها محال است





http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107987&Serv=13&SGr=49

یکی از مشکلاتی که در باستان‌شناسی کشور وجود دارد، حفاظت از مناطق کاوش شده است. 
بیشتر تپه‌ها و مناطق کاوش شده، پس از بررسی به حال خود رها و در بیشتر موارد به محلی برای
 حفاری‌های غیر مجاز تبدیل شده است. برای بررسی این موضوع با «محمد ابراهیم‌ زارعی»،
 باستان‌شناس و مدیر گروه باستان‌شناسی دانشگاه بوعلی سینا گفت‌ و گو داشتیم.


به نظر شما برای حفاظت از مناطقی که پیشتر حفاری شده است، چه راهکارهایی وجود دارد ؟
کاوش­های ما به چند دسته تقسیم می­شود؛ یک دسته کاوش­هایی است که در نتیجه انجام پروژه­های عمرانی کشور مانند جاده‌کشی، به آن برخورد می­کنند و از سازمان میراث فرهنگی خواسته­ می­شود، در آن ناحیه کاوش­هایی صورت گیرد. دسته دیگر کاوش­ها نیز ممکن است در راستای همین ساخت و سازها انجام بپذیرد، چنانکه ممکن است در طی یک پروژه آثاری به زیر آب رفته یا از بین برود. این کاوش­ها در نتیجه پروژه مطالعاتی سدهایی است که در کشور اجرا می­شود که تعداد زیادی از کاوش­ها در حوضه آبگیر سدها انجام می­گیرد. زیرا ممکن است با آب­گیری سد این آثار به زیر آب برود.
 
دسته دیگر از کاوش­ها بر اساس سوال، طرح مسئله و فرضیه صورت می­گیرد. تعداد این کاوش­ها چندان زیاد نیست. مثلا ما سوالاتی داریم که باید به آنها پاسخ داده شود و به این منظور ناچار باید به جستجو و کاوش پرداخت. برای انجام چنین کاری اعتباری در نظر گرفته می­شود. اعتباراتی هم برای این که ما آثار را از زیر خاک درآوریم تخصیص می­یابد. باید دید این آثار در چه سطحی است؟ چه حدودی را در برمی­گیرد؟ در این حدود تا چه حد امکان کاوش وجود دارد؟ پس از کاوش تا چه اندازه به فکر حفاظت از این اشیاء هستیم؟
 
از همه مهمتر، حفاظت است. درباره سدها، تنها در دو - سه حالت است که امکان حفاظت وجود دارد چرا که در حال رفتن به زیر آب است. البته می­خواهم بگویم حتی اگر پس از کاوش و آب­گیری سد متوجه آثاری شدیم که آثاری به زیر آب رفته، ممکن است 200-300 سال آینده در کشوراتفاقاتی بیافتد و بتوانند این آثار را سالم از زیر آب بیرون آورده و نگهداری کنند. بنابراین باید آن را هم به نوعی محافظت کنیم، یعنی اگر خاکی برداشتیم و ترانشه ایجاد کردیم، مجددا پس از ثبت و ضبط دقیق گزارش روی آن را بپوشانیم و خاک را سرجایش بریزیم.
 
 حرف من گزینه سوم است.به قول شما پرسش و فرضیه­ای هست. ما باید در نظر داشته باشیم که پس از کاوش باید مشخص کنیم، چقدر کاوش کردیم؟ چقدر هزینه کاوش است؟ چقدر هزینه حفاظت است؟ از چه سیستم حفاظتی استفاده می­کنیم؟ مثلا در زمینه حفاظت یک روش داریم که می­توان سازه را کاهگل کرد. یا برای حفاظت از شیوه­های سنتی استفاده کرده و روی دیوارها را متناسب با نواع مصالح آن، دیوار را اندود کنیم. پیش از زدن کاهگل باید از لایه­های دیگری نیز استفاده کرد. پرسش من این است که آیا این اتفاق در کاوش های ما می­افتد؟
 
منظورتان از لایه­های دیگر چیست؟
 
 مثلا خاک یا لایه نرم دیگری که به دیوار آسیب نزند.
اگر دیوار ما آجری یا خشتی باشد، آسیب نمی­زند. ما نمی­توانیم روی یک دیوار عمودی خاک بریزیم چون آن را نمی­پوشاند. می­توان از گونی یا پلاستیک استفاده کرد اگرچه پلاستیک هم چندان مناسب نیست. می­توان از گونی استفاده کرد و سپس روی آن را کاهگل زد. نگهداشتن سطح عمودی بسیار دشوار است و گرنه روی سطح افقی دیوار می­توان این کار را انجام داد. اما مناسب‌ترین چیزی که فعلا می­توان در کاوش­ها از آن استفاده کرد، همین کاهگل است. اما همین کاهگل هم زمانی کارساز است که یک حفاظ هم برای آن در نظر بگیریم. یا اینکه اگر واقعا امکان حفاظت وجود ندارد، پس از کاهگل کردن روی آن گونی پلاستیکی گذاشته و با خاک بپوشانید. اگر نمی­توان آن را زیر یک سقف مناسب گذاشت بهترین راه حل همین است.
 
اگر آن ترانشه برای بازیدید مناسب باشد و نگاه کردن به آن اطلاعاتی به بازدید کننده بدهد، بهتر است بودجه­ای برای مسقف کردن آن اختصاص داده شود. مانند کاری که در بخش­هایی از هگمتانه صورت گرفته است با وجودی که خیلی ابتدایی است توانسته معماری آن را نجات دهد. بنابر این اگر ما بتوانیم این کار را به صورت مناسب­تری انجام دهیم یک اثر را برای مدت طولانی می­توانیم حفظ کنیم و برای بازدید عموم از آن استفاده کنیم. شاید گزارش­های تخصصی باستان­شناسی را 50 نفر ببینند ولی چنین آثاری را گردشگران بسیاری مشاهده خواهند کرد و بازخورد زیادی دارد.
 
اما همین کار نیز شرایط ویژه­ای دارد؛ بازدید کننده­گان از چه فاصله­ای می­توانند اثر را ببینند و روی آن بروند؟ چگونه باید این اثر را مسقف کرد؟ حفاظت آن باید مداوم باشد. نکته مهم­تر این است که ما بتوانیم آن را به خوبی معرفی کنیم.مثلا نقشه کاملی از آن را به بازدیدکننده نشان دهیم تا کسی که اثر را می­بیند بداند که با یک اثر معماری با این ساختار رو به رو است.
 
مسئله­ای که با آن روبه رو هستیم این است که از تخت جمشید و تخت سلیمان تا تپه هگمتانه و تپه پیسا، باستان­شناسی یک پروژه را گرفته و کاوش­هایی را انجام داده و پس از مدتی اثر را به حال خود رها کرده­اند، نمونه­اش کاوش­های تپه پیسا است که عشایر در اوایل بهار روی آن چادر می­زنند یا هگمتانه که ترانشه­های آن پر از آب می­شد یا حریم آن را آتش می­زنند. البته این مسائل در همه مناطق وجود دارد ولی در اینجا وقتی از باستان­شناس سوال می­پرسی، او به نهاد متولی یعنی میراث فرهنگی ارجاع می­دهد، میراث فرهنگی به کارشناس میراث و کارشناس به باستان شناس. این درحالی است که وقتی کار کاوش به پایان رسید باید فکری به حال آن کرد. این فاصله را چگونه می­توان پر کرد؟
ببینید کسی که طرح را ارائه می­دهد و می­گوید من در اینجا می­خواهم کاوش انجام دهم، باید فکر حفاظتش را هم بکند. اما اگر باستان­شناس این توانایی را ندارد و میراث فرهنگی هم برای حفاظت از آن کاری نمی­کند، بهتر است کاوش چندان گسترده نباشد. اگر امکان حفاظت نیست بهتر است اصلا کاوشی صورت نگیرد. چون یکی از بحث­های مهم در کار ما این است که باید کاوش­هایمان هدفمند و هدفدار باشد. که گاه نادیده گرفته می­شود. سازمان متولی باید از باستان­شناس بخواهد که بخشی از بودجه را به حفاظت اختصاص دهد. یا دست­کم روی آن را بپوشاند تا باد و باران به اثر آسیب نزند. در غیر این صورت نباید اجازه کاوش داده شود. زیرا اگر اثری زیر خاک بماند، امکان سالم ماندش بیشتر از این است که مثلا دیوار 5-6 هزار ساله را از زیز خاک بیرون بیاورند و به حال خود رها کنند تا باد و باران آن را تخریب کند.
 
بنابراین کاوشگر و متولیان امر باید باهم هماهنگ باشند. ناظر و هدایت­کننده طرح که سازمان میراث فرهنگی است، پژوهشکده و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی هست، شعبه­های استانی سازمان هست که باید به توافق برسند که چه مقدار کاوش انجام شود؟ کجا این کاوش­ها صورت گیرد؟ هدف از این کاوش چیست؟ آیا سوال و فرضیات ما مناسب است یا تنها می­خواهیم چند نفر این اثر را ببینند؟
 
باید جلوی کاوش­های اضافی گرفته شود. کاوش­هایمان باید هدفمند، بابرنامه و محدود باشد. باید تا آنجا که ممکن است با کاوش­های میدانی مشکل را حل کنیم. ولی اگر لازم باشد کاوش­ها را در سطح گسترده­تر انجام دهیم تا بافت جایی را مشخص کنیم، در این حالت بیش از هرچیز باید به فکر حفاطتش باشیم. باید برنامه حفاظتی این را از پیش تعیین کنیم تا پیش از فصل سرما و رسیدن برف و باران برای آن سقفی در نظر گرفت. باید تمهیدی اندیشید که آب در درون این ترانشه­ها جمع نشود چون این بزرگترین اشتباه است.
 
این موارد در واقع برای آینده است. مسئله ما این است که خیلی از کاوش­های انجام شده در حال تخریب است که ظاهرا برای این کار بودجه­ای هم در نظر گرفته نشده است. چندیست استفاده از نهادهای خصوصی مطرح شده است­، مثلا شرکتی برای تبلیغ محصولاتش محوطه­ای را پوشش شیشه­ای بزند یا اینکه داربست­های جدیدی را با نظارت میراث بزند و خودش هیچ بهره­ای جز کار تبلیغاتی از آن نبرد. به نطر شما این راهکارها تا چه اندازه می­تواند مفید باشد؟
در حال حاضر، پاسخ گفتن به این سوال خیلی دشوار است. این تنها یک پیشنهاد است که باید به صورت طرح در آید و یک نمونه عینی هم معرفی کند. در یک کارگروه تخصصی، برنامه­ای مدون برای آن در نظر گرفته و بررسی کنند و متخصصان نظر دهند که آیا این کار مناسب است یا خیر؟ در میراث فرهنگی کمیته فنی وجود دارد که می­تواند درباره کارایی طرح نظر دهد.
 
خود میراث فرهنگی در شرایط فعلی با هزینه کمتر چه می­تواند بکند؟ برخی کارهای گذشته و حال چندان توجیه منطقی ندارد و فاجعه است. به نظر می­رسد باید بودجه­ای برای حفاظت از آن­ها در نظر گرفته شود. این حفاظت دو راه دارد. اگر جایی را باز کردیم و برای بازید عموم مناسب بود مسقف کنیم ولی اگر جایی بود که کسی آن را نمی­بیند، پس از اتمام کار نقشه­برداری کرده و پس از ثبت و ضبط، روی آن را بپوشانیم تا حفظ شود. آثاری در حال تخریب و نابودی است که مستندات اصلی ما هستند و ما باید در جهت حفظ و نگهداری آن از روش­های درستی استفاده کنیم. البته برای این روش­های حفاظتی هم باید طرح داشته باشیم و از مصالح متناسب با منطقه استفاده کنیم.
 
  بیشتر تپه­های باستانی پس از کاوش رها شده و به مرکزی برای حفاری­های غیر مجاز تبدیل شده است. گاهی به جای یگان حفاظت از نیروی انتظامی استفاده می­شود. برای حفظ این آثار علاوه بر موارد فنی که گفتید چه تعداد نیروی انسانی نیاز است که میراث فرهنگی می­تواند تامین کند؟
تا زمانی که مردم از نظر فرهنگی به این آگاهی نرسند که خودشان باید میراث گذشتگانشان را حفظ کنند، محال است، بتوانیم کاری کنیم. تصور کنید همدان 2000 اثر دارد شاید 500تا از این آثار بنا است و 1500تا تپه، اگر بخواهیم برای این 1500 اثر محافظ بگذاریم در سه شیفت سه نفر باید بگذاریم که می­شود 4500 نفر. این اصلا امکان­پذیر نیست. به نظر من بهترین راه، ورود مردم به این عرصه است. زمانی انجمن­های دوستدار میراث فرهنگی وجود داشت که نمی‌دانم چه بر سرشان آمد؟ اگر دوباره این انجمن­ها احیا و فعال شوند، از شوراهای شهر و روستا استفاده شود، بهترین راه کمک به میراث فرهنگی NGO ها هستند. این سازمان­های مردم نهاد می­توانند به مردم آگاهی دهند تا مردم خودشان از این آثار محافظت کنند. مثلا اگر در یک روستا که تپه­ای تاریخی دارد، ده نفر عضو انجمن داشته باشیم که کارت فعالیت در انجمن دارند بدون چشمداشت مالی از آن اثر محافظت می­کند و سالیانه کتاب یا بوشوری که به آگاهی بیشترش کمک می­کند در اختیار او قرار می­دهیم. این افراد با دانش و آگاهی خود می­توانند در نگهداری از آثار تاریخی و جلوگیری از حفاری غیرمجاز یا تخریب بسیار مفید باشند. درغیر این صورت ما بیش از یک میلیون نیروی کار می­خواهیم که این اصلا برای دولت امکان­پذیر نیست.
نه در این شرایط که در هر موقعیتی هم، با ایده­آل‌ترین دولت و ایده­آل ترین درآمد هم به صرفه نیست که چنین کاری صورت گیرد. پس بهترین کار این است که ما از وجود خود مردم و انجمن­های مردم نهاد که از گذشته وجود داشته­ استفاده کنیم. میراث فرهنگی که در سال­های گذشته اساسنامه­ای هم برای تشکیل انجمن داشت. می­­توان این انجمن­ها را احیا کرد چراکه کارایی آنها بیش از کل گارد میراث فرهنگی و گارد پاسداران میراث فرهنگی است. تعداد آثار بسیار زیاد است و تعداد نیروهای حفاظت بسیار کم، از سوی دیگر با بگیر و ببند که کاری از پیش نمی­رود، باید ارزش این آثار را به مردم بفهمانیم. و به مردم یادآوری کنیم که اینها شناسنامه خودشان است که با دست خود از بین می­برند.
 حسین زندی
 


برچسب ها: دکتر محمد ابراهیم زارعی ، همدان ، باستانشناسی ، chn ،

تضمینی وجود ندارد که بقیه‌ی تپه‌ی هگمتانه هم تخریب نشود!

Multimedia_pics_1384_6_cht_250.jpg

http://www.isna.ir/fa/news/92110402113/%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D9%BE%D9%87-%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87


آیا در همدان منطقه‌ی دیگری برای احداث «موزه‌ی هگمتانه» وجود نداشت؟

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این جمله‌ی انتقادی محمدرحیم صراف -باستان‌شناس پیشکسوت - است که نسبت به احداث موزه‌ی‌ هگمتانه در محوطه‌ی تاریخی هگمتانه بیان کرده است.

محمدرحیم صراف در همایش یک روزه‌ی باستان‌شناسی همدان نسبت به وضعیت و مکان‌گزینی «موزه‌ی هگمتانه» که در عرصه‌ی تپه‌ی تاریخی هگمتانه در دست احداث است، این انتقاد را مطرح کرد و افزود: این موزه علاوه بر گودبرداری برای احداث بنا، به فضاهای جانبی برای پارک، فضای سبز و تاسیسات نیاز دارد.

او ادامه داد: پس از احداث این موزه ممکن است بخش بزرگی از تپه نیز از بین برود و برای ایجاد این فضاها در نظر گرفته شود، تضمینی وجود ندارد که بقیه‌ی تپه هم تخریب نشود.

این باستان‌شناس پیشکسوت اظهار کرد: از سوی دیگر احداث موزه در کنار بازار اصلی همدان اصلا مناسب نیست، آیا نمی‌شد پیش از احداث موزه، مطالعه‌ای در زمینه‌ی مکان‌گزینی صورت می‌گرفت و با توجه به فاصله‌ی لازم با محوطه، موضوع خاکبرداری، زیرسازی و صخره‌برداری لازم بررسی می‌شد؟ با این وجود به نظر می‌رسد این موزه با شرایط محلی و بودجه مصرف شده غیرقابل احداث است.

یک فعال میراث فرهنگی استان همدان نیز درباره‌ی وضعیت این موزه‌ی در دست احداث به خبرنگار ایسنا توضیح داد: کار احداث موزه‌ی هگمتانه در ضلع جنوب غربی محوطه هگمتانه و در کنار بازار حدود دو سال گذشته آغاز شده است و با گذشت این مدت و صرف هزینه‌ای معادل 25 میلیارد ریال، اکنون تنها به صورت گودالی خودنمایی می‌کند. این موزه بخش بزرگی از محل کاوش نشده هگمتانه را نابود کرده است.

حسین زندی افزود: گفته می‌شود محلی که برای احداث این موزه در نظر گرفته شده است، بر روی یکی از قنات‌های قدیمی همدان قرار دارد و حجم آب اجازه‌ی ادامه‌ی فعالیت برای ساخت این موزه را نمی‌دهد و همچنان مسئولان از کمبود بودجه گلایه دارند، در حالی که اگر مکان‌یابی مناسبی انجام می‌شد و نیاز به صخره‌برداری نبود، با صرف هزینه‌ای معادل 25میلیارد ریال، بخشی از ساختمان موزه ساخته شده بود.

او گفت: آن‌چه در سال‌های گذشته در میراث فرهنگی و در کنار آثار تاریخی همدان مشاهده می‌شود، تخریب‌هایی است که نتیجه‌ی بی‌تدبیری برخی مدیران بوده است. آن‌ها پس از صرف هزینه‌های گزاف و بودجه‌ی هنگفت متوجه نادرست بودن پروژه‌ها می‌شوند.

این دوستدار میراث فرهنگی استان همدان تاکید کرد: استان همدان به دلیل داشتن گنجینه‌های زیادی از آثار تاریخی که در کاوش‌های مختلف در سطح استان به دست آمده‌اند، شدیدا به موزه‌ای مناسب و استاندارد نیاز دارد، این در حالی است که تا کنون به طور مناسب و اصولی به این قضیه توجه نشده است.


برچسب ها: ایسنا ، موزه منطقه ای هگمتانه ، میراث فرهنگی همدان ، همدان ، موزه ،

شهرداری پرونده خانه زرنگار قزوین را به کمیسیون ماده 100 فرستاد

خانه های تاریخی قربانی مصوبه های نهادهای دولتی

حسین زندی- به گفته یکی از مالکان خانه ، خانواده زرنگار 12 سال برای مرمت این خانه زمان صرف کرده اند و تمام هزینه های مرمت بدون کمک از سازمان میراث و به صورت شخصی صورت گرفته است. اما به تازگی شهرداری قزوین پرونده این خانه را به جرم نوسازی به کمیسیون ماده 100 فرستاده است وبا ابلاغ بخشنامه در خواست جریمه کرده است.

خانه تاریخی زرنگار قزوین  در خیابان مولوی انتهای کوچه یخچال واقع شده است که گفته می شود مربوط به اواخر زندیه و اوایل دوره قاجاریه است. خانواده زرنگار سه نسل است که در این خانه منحصر به فرد ساکن هستند. این بنا 970 متر مساحت دارد و دارای دو حیاط اندرونی بیرونی است ومساحت  حیاط بیرونی 650 مترمربع است و تنها خانه سه طبقه گودال باغچه ای قزوین به شمار می آید . کسی که وارد حیاط می شود با یک بنای یک طبقه روبرو می شود اما در واقع دو طبقه آن در زیر زمین قرار گرفته است. در طراحی داخلی بنا  کتیبه ها و آثار گره چینی نفیسی به کار رفته که به ... این عمارت افزوده است .این بنا به شماره 30237 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

بابک زرنگار می گوید: این خانه طبق وصیت نامه  جدم  مرحوم لطف ا... زرنگار به تنها فرزندش عباس واگذار می شود  و در وصیت نامه بارها تاکید می کند که این خانه متعلق به فرزندم است . پدرم  به خاطر وظیفه و حس تعلق هیچوقت این خانه را نفروخت و به همین دلیل و ادای دین اقدام به مرمت خانه کرد و معتقد است این اثر باید حفظ شود از جمله افرادی بود که داوطلبانه اقدام به ثبت خانه کرد.

 زرنگار می گوید: مرمت  خانه از سال 1378 آغاز شد و 12 سال زمان برد  ،کاملا با هزینه شخصی و با نظرات کارشناسان میراث به خصوص توجه و حمایت مدیریت وقت مهندس محمد زاده  انجام شد.ما مستندات زیادی داریم که با اجازه اداره میراث فرهنگی قزوین اقدام به باز سازی خانه کرده ایم و حتا یک سانتی متر اضافه بنا نداریم که مشمول جریمه بشویم .حال یا از ضعف اداره  میراث است و یا از قدرت شهرداری  این خانه تاریخی تهدید به تخریب شده است.  ما حتا نامه نوشته ایم و از مراجع قانونی درخواست کرده ایم اگر کار غیر قانونی انجام داده ایم در سبزه میدان شهر مارا شلاق بزنند.

بابک زرنگار که خود کارشناس ارشد مرمت بناهای تاریخی است ادامه می دهد: سوء برداشتی وجود دارد که می گویند مالک  برای فرار از جریمه پیگیر پرونده است  در حالی که وقتی مالک یک خانه تاریخی 12 سال زمان برای مرمت یک بنای تاریخی صرف می کند و هزینه می کند نگران پول نیست ،مشکل جریمه نیست . نگرانی ما این است که این اقدام شهرداری فتح بابی شود و نقطه آغازی برای اینکه اگر شخص دیگری بخواهد مکانی را ثبت کند این  قبیل اقدام ها موجب انصراف و پشیمانی شود و مردم را از حفظ آثار تاریخی باز دارد.خانه زرنگار تنها نمونه ای از خانه های تاریخی شهر قزوین است و نباید عملکرد شهرداری باعث نگرانی مالکان شود باید از شهرداری پرسید اگر بنای تاریخی احتیاج به جریمه و عوارض نوسازی دارد چه خدماتی و چه سرویس و چه تشویقی در اختیار ما از طرف شهرداری قرار گرفته است؟

زرنگار در مورد دیگر اقدامات شهرداری در حوزه باغ ها و منابع طبیعی قزوین می گوید: قزوین تنها شهری است که در میان یک باغ بزرگ شکل گرفته است و تاریخ این باغ هارا به دوره ساسانیان نسبت می دهند زمین و باغ ما در روستای ناصر آباد مجاور شهرک دانش غرب قزوین قرارگرفته است.  تعدادی از درختانی که مادر باغ داریم قدمت 400 ساله دارند چرا ثبت نمی شوند.؟ امروز بیش از 300 هگتار از این باغ هارا شهرداری تملیک کرده است  وبا مصوبه شورای شهر وشهرداری تبدیل به مسکن خواهد شد.300 هکتار زمین زراعی که در سال دوبار کشت می شود. من باغدار هستم واگر زمین های من کاربری مسکونی پیدا کند باید خوشحال شوم چون چندبرابر سود خواهم برد و ارزش زمین هایم ده چندان می شود اما مگر ما چقدر باغ و زمین داریم؟ به جای ثبت کردن این باغ ها را ویران می کنند .

  

 

 


برچسب ها: خانه زرنگار قزوین ، میراث در خطر ،

زنجیره انسانی برای نجات اصطبل مهری خانم در ورکانه

حسین زندی

جمعه گذشته فعالان مدنی همدان با تجمع در مقابل اصطبل تاریخی ورکانه اعتراض خود را نسبت به بی­توجهی مدیران میراث فرهنگی استان به تخریب این اصطبل و نیز وضعیت روستای ورکانه اعلام کردند.

در این تجمع که تعدادی از اعضای انجمن­های «پرورش اسب همدان»، «پویشگران سفر پاک» و «دوستان زمین » حضور داشتند. حاضران خواستار مرمت دو اصطبل تاریخی و قلعه مهری خانم، درروستای ورکانه از سوی مسئولان میراث فرهنگی همدان شدند. اعضای این انجمن­ها ضمن تشکیل حلقه انسانی در مقابل اصطبل مری لیلی قراگوزلو، تاکید کردند احتمال اینکه این بناها بتوانند در مقابل بارش­های امسال دوام بیاورند بسیار کم است.

رئیس انجمن اسب همدان گفت: این روستای تاریخی مرکز بازشناسی و معرفی اسب اصیل ایرانی (نژاد خوزستان) به جهانیان است. این کار توسط خانم مری لیلی قراگوزلو انجام شد و اگر زحمات ایشان نبود شاید این اتفاق نمی­افتاد. وی با اصلاحاتی توانست در طول دو سال 10 سانتی متر به قامت اسب ایرانی بیفزاید. مستندات ژنتیکی و تحقیقاتی که در اختیار دانشگاه­های امریکا قرار دارد، نشان می­دهد که تمام اسب­های دنیا می­توانند نژاد ایرانی داشته باشند. با تلاش خانم قراگوزلو بود که اسب ایرانی به ثبت جهانی رسید. آنچه امروز به عنوان اسب عرب شناخته می­شود، منشا ایرانی دارد.با اینکه خانم قراگوزلو تلاش­های فراوانی برای اصلاح نژاد اسب ایرانی انجام داد، جهاد سازندگی همدان حق این خانم را ضایع کرد، من شاهد این موضوع بودم.

مهدی بختیاری افزود: وقتی انجمن اسب عرب تشکیل شد، تا پنج سال ایران حتی نماینده ای در این انجمن نداشت. با اینکه در صحرای عربستان اسب نمی­توانست رشد کند، با خیانت عربستان و امریکا تلاش شد اسب ایران را به نام عرب ثبت کنند. اما مری لیلی قراگوزلو، با هزینه شخصی خود مسئله را پیگیری کرد. او حتی بارها به امریکا سفر کرد تا توانست این انجمن را متقاعد کند. البته متاسفانه با نام و نژادی دیگر توانستند اسب ایرانی را با نام «اسب عرب خوزستان» به ثبت برسانند. در اواخر عمر خانم قراگوزلو مسئولان متوجه خدمات این بانوی ایرانی شدند، اما خیلی دیر شده بود.

وی ادامه داد: چند سالی است اسب اصیل ایرانی یا عرب خوزستان،مورد توجه قرار گرفته است اما مسئله قرنطینه و همچنین ورود اسب­های خارجی؛ مانند عرب مصری،عرب اروپایی، عرب هلندی و امریکایی سبب می­شود تمام تلاش­های خانم قراگوزلو از بین برود. متاسفانه سودجویی پرورش دهندگان و نبود نطارت دولتی، آسیب جدی  به این مسئله وارد کرده است.

رئیس انجمن پرورش اسب در ادامه افزود: در سال 1755 میلادی سه اسب،برای اصلاح نژاد اسب­های اروپایی، از ایران خارج شد که امروز قوی­ترین و زیباترین اسب­های اروپایی از نژاد این سه اسب هستند. یعنی در دنیا اسبی را نمی­بینید که خون اسب شرقی نداشته باشد. گوناگونی اسب در ایران بسیار زیاد است. اسب کاسپین (اسبچه خزر)، که جد تمام اسب­های دنیاست. اسب ترکمن، اسب کرد، اسب دره­شوری و... اسب ناپلئون که سی سال همراه او بود، یک اسب ایرانی بود که جهان­پیما نام داشت و بعدها به امپراطور شهره شد.

بختیاری در پایان گفت: اسب در فرهنگ ما حضور پررنگی دارد . از نام­های مردم تا فرهنگ عمومی، می­توان نمود این مسئله را دید. همدان پایگاه اسب و سوارکاری در ایران بوده، حیف است که داشته­های آن مانند اصطبل قدیمی روستای ورکانه نادیده گرفته شود. ما امیدواریم مسئولان استان با تعامل و تدبیر بتوانند این سرمایه­ها را نجات دهند و ما بتوانیم در جهت حفظ نژاد اصیل اسب ایرانی، از چنین فضاهایی بهره ببریم و راه خانم قراگوزلو و خانم لوییس فیروز؛ دو بانوی پرورش اسب ایران را ادامه دهیم.

در پایان شرکت­کنندگان در این گردهمایی با تشکیل حلقه انسانی به دور این بنای تاریخی منحصر به فرد، خواستار توجه بیش­تر مسئولان و مرمت و حفظ این بنا شدند.


برچسب ها: گردشگری ورزشی ، ورکانه ، اصطبل مری لیلی ،

همصدایی فعالان مدنی و مسئولان دولتی برای برداشتن نگاه امنیتی در حوزه سمن ها

  دو سوم سازمان های مردم نهاد غیر فعال هستند


http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107946&Serv=3&SGr=22

حسین زندی - مراسم افتتاحیه مجمع عمومی سازمان های مردم نهاد استان همدان چهارشنبه 20 آذرماه در تالار فجراین شهربرگزارشد

در این مراسم که تعدادی از مدیران و مسئولان ارشد استان  در کنار نمایندگان برخی از نهادهای مدنی حضور داشتند ، انتظارها ،مطالبه ها و مشکلات تشکل های غیر دولتی مطرح وبررسی شد.

سید حسن قشمی نماینده سمن ها در استانداری اولین سخنرانی بود که به  معرفی و اهداف و برنامه های مجمع پرداخت.  قشمی گفت: در یک سال و اندی که مسائل سمن ها را پیگیری می کردیم با مشکلاتی روبرو بودیم و هرچه جلوتر می رفتیم مشکلات بیشتر می شد انسجامی بین سمن ها نبود برنامه و وحدت رویه ای به چشم نمی خورد.در حال حاضر با همکاری تعدادی از فعالان مدنی استان یک شورایی تشکیل داده ایم این دوستان 15 نفر هستند که 8 اتاق فکر در 8 حوزه تشکیل شده است که نمایندگان آنان در شورای مرکزی حضور دارند.دوستان با خرد جمعی به این نتیجه رسیدند که مجمع عمومی سازمانهای مردم نهادبا زیرمجموعه های مختلف شکل داده شود.

قشمی سپس به تشریح اهداف قابل پیگیری این مجمع پرداخت  و گفت: در این جا ما 7 هدف را پیگیری می کنیم 1- برجسته کردن  کارکرد سمن ها و تشکل ها ی 2- ایجاد خط مشی و سیاستگذاری و یک وحدت رویه در حوزه های اجتماعی ودر سازمان های مردم نهاد و حل مشکلات دو سویه بین نهادهای دولتی و غیر دولتی . 3- شبکه سازی برمبنای استاندارد جهانی .4- توانمند سازی  سازمان های مردم نهاد از 280 انجمن که برروی کاغذ در این استان وجود دارد حدود 100 انجمن فعال است و دو سوم سازمان های مردم نهاد غیر فعال هستند. 5-نظارت ، سازمانهای مردم نهاد هم می توانند نظارت درونی داشته باشند و به به عملکرد خود نظارت کنند و هم به عملکرددستگاه های دولتی نظارت کنند. نظارت دولت هم باید توام با نظارت امنیتی نباشد و تعریف شده باشد.6- تعامل ، تعامل درونی و تعامل بیرونی و دوسویه باید تعریف شود . 7- برطرف کردن تمامی موانع اداری و بروکراسی و موانع و اقدامات دخالت ها در امور سمن ها.

قشمی همچنین برنامه های مجمع که در 8 بخش تنظیم شده بود ارائه کرد و سپس گفت: در یک دهه گذشته سازمان های مردم نهاد روزهای خوبی را نداشتند ، یعنی فضا فضای آزادی نبوده ، در این جمع حتا کسانی هستند که قربانی فعالیت های مدنی شده اند ما انتظاری که  از جناب امینی درسطح ملی و از جناب الهی تبار در سطح استانی داریم این است که فضای امنیتی در حوزه سازمان های مردم نهاد نداشته باشیم و فعالان مدنی فقط و به صرف گرایش های سیاسی که دارند تخطئه نشوند وفضای سازمان های مردم نهاد را از بحث امنیتی به امنیت ببریم . سازمان های غیر دولتی امنیت می خواهند امنیت روانی، امنیت قلمی، امنیت بیانی ،ما امیدارهستیم و ازاین دولت هم انتظار داریم.چون در یک دهه گذشته  با انباشت مطالبات و تنوع مطالبات ،   روبرو شده ایم . این مطالبات باید مدیریت شود.

زهره رحیمی که به نمایندگی از فعالان مدنی در این مراسم سخن می گفت ، در بخشی از سخنان خود اشاره کرد:هرسال،ده ها میلیون نفر در سراسر کره زمین وقت و مهارتهای خودشان را بدون انتظاری مادی با دیگران به اشتراک میگذارند. عزیزانی که با رغبت شخصی و بطور داوطلبانه برای ترویج ارزشهای مدنی و کاستن از معضلات اجتماعی بیدریغ تلاش میکنند. بدون تردید در میان جمع پرمایه‌ی امروز هم،هستند کسانی که با امید و تعهد، برای تبدیل جهان به مکانی امن تر و زیباتر داوطلبانه قدم برمیدارند، پس من خاضعانه قدمشان را گرامی میدارم.

 رحیمی گفت:حیات مدرن و شبه مدرن ناگزیر شرایطی را در جوامع ایجاد نموده است .نخست اینکه زندگی شهروندی ابعاد پیچیده و گسترده‌ای پیدا کرده وزندگی در کلانشهرها و حتی روستاها مستلزم رعایت مجموعه ای از تشریفات و قانونمندی ها شده  و این گستردگی و تنوع افراد را مجبور به کسب دانش، مهارت ها و نگرشهای جدید می کند که دیگر بی مدد دیگر افراد و نهادها امکان پذیر نیست. از سوی دیگر باآغاز جنبشهای حقوق بشری و پررنگ شدن اهمیت و لزوم رعایت حقوق مدنی،افراد روز به روز به سمت مطالبه‌گری پیش رفته اند و خواهند رفت. بطوریکه ضرورت پیدا میکند دولت ها نیز برای اعمال نقش مدیریتی و نظارتی خودشان، توانی مضاعف و هزینه هایی هنگفت را صرف کنند. بطور مثال می بینیم که این روزها تدوین پیش نویس منشور حقوق شهروندی با وجود اینکه مصداقی از رفتار و کنش دموکراتیک، انسان محورانه و تعقل گرایانه محسوب میشود، ابعادی بسیار وسیع از واکنشهای اجتماعی را ایجاد میکند و موجی از مطالبات و نظرات مثبت و منفی را در جامعه بر می آنگیزاند که شاید تا دو دهه یا حتی یک دهه پیش چنین تصویری از جامعه مقرون به حقیقت نبود. پس پاسخگویی و تامین رضایت شهروندان برای دولت ها به یک چالش جدی بدل شده است.

 این فعال مدنی با تاکید بر اینکه یکی از همین مولفه‌ها که الزام جامعه مدرن توسعه گراست. شکل‌گیری و حضور فعال سازمانهای غیردولتی است گفت:

در هر جایی از کره خاکی دولت ها از ایجاد فرصتی برابر و متناسب برای تامین امکانات آموزشی، تسهیلات بهداشتی و خدمات فرهنگی برای یکایک افراد جامعه ناتوان هستند.  هرجا که دولتها در زیر هجوم صنعتی شدن مجبور به تن دادن به تخریب محیط زیست و از دست دادن منابع طبیعی کشورشان می شوند، آنجا که حکمرانان برای عقب نماندن از عصر فناوری و تکنولوژی به میراث و عناصر هویتی و فرهنگی ملتشان کم توجه می شوند این تشکلهای غیردولتی هستند که می توانند با حضوری بی تخفیف،پایداری و همه جانبه بودن توسعه را در این شرایط تضمین کنند

مهمترین بخش سخنرانی رحیمی اینجا بود که به  تغییر معنی این پدیده در ایران انتقاد کرد وغیر دولتی بودن سازمان های مردم نهاد تاکید کرد و گفت: NGOدر ترجمه لفظ به لفظ معادل عبارت سازمان غیردولتی است که این یعنی حتی در لفظ هم تلاش شده بر غیردولتی بودن این پدیده تاکید بشود، چرا که گلوگاه توفیق و اثربخشی درازمدت آن مرهون این ویژگی است. حال ما در ایران چندسالیست ادبیات این حوزه را با عبارت سازمانهای مردم نهاد پیش می بریم . تنها در شرایطی عبارت سازمان مردم نهاد در این گفتمان قابل پذیرش است که چیزی از بار غیردولتی بودن این مفهوم نکاهد.اگر ما این نام را به قصد کمرنگ کردن مولفه غیردولتی پیشنهاد کردیم گامی در جهت خلاف این جریان برداشته ایم.به دلایل عدیده ای آنچه امروز در فضای سازمانهای مردم نهاد می گذرد با تصویر واقعی و درست این پدیده فاصله‌های چشمگیر دارد. لذا ضرورت دارد تمام کسانی که در این عرصه تحت عنوان این جریان مایل به فعالیت هستند دست به بازنگری جدی برای تطابق معانی و مفاهیم بنیادی این نهاد با شکل فعلا موجودش بزنند

 

در ادامه این کنشگر اجتماعی به محدودیت های موجود در زمینه تشکل های غیر دو لتی اشاره کرد: برخی چارچوبهای قانونی محدودکننده وجود دارد که افراد باانگیزه را در دور و تسلسل فرساینده و ناکارآمد فرایندهای اداری به قدری خسته می کنند که در همان اوان کار از ادامه فعالیت انصراف میدهند.

گاه نگرش مسئولین و سیاستگزاران با رویکرد جامعه مدنی فاصله زیاد دارد.

تنها چشمداشت ما سمن ها از کرسی نشینان قدرت اینست که اجازه و فرصت فعالیت، معرفی و تحقق اهداف را به سازمانهای مردم نهاد بدهند.

 

در این برنامه معا ونت سیاسی امنیتی استانداری همدان  با اشاره به داوطلبانه و بدون چشمداشت بودن فعالیت های مدنی در عرصه های فرهنگی و اجتماعی گفت: نقش مردم را در فرایند فعالیت  های اجتماعی انکار ناشدنی است و امروز جوامعی پیشرفته هستند که توانسته باشند در همه زمینه ها به مردم بها بدهند. در حوزه های مختلف اگر مردم حرکت کردند آن کشورتوسعه پیدا خواهد کرد. الهی تبار در بخشی از سخنانش گفت : با منابع زیر زمینی ممکن است ظاهر کشوری آباد شود اما در درون توسعه پیدا نمی کند ، اگر کشوری روی منابع انسانی خود بایستد و منابع انسانی خود را ارج نهد و خوب تربیت و آموزش بدهد ودر مسائل دخیل کند قطعا بدانید در آن کشور مشکلات و حوادث پیروز نخواهد شد.معاون سیاسی استانداری ادامه داد:ما باید از سمن ها به عنوان یک فرصت استفاده کنیم نه به عنوان تهدید. من متاسفم که گاهی موارد از سازمان های غیر دولتی به عنوان تهدید نام برده شده ، این ها دل در گرو این خاک دارند ، دل در گرو اعتقاداتشان دارند ، دوست دارند سرزمینشان آباد شود و سربلند باشد، اینها هم عشق وطن دارند هم درد دین دارند .ما باید این ها را فعال کنیم و درک کنیم ، اینها را رقیب خود نبینیم.

الهی تبار با اشاره به اصل 44 از خصوصی سازی در عرصه فرهنگ ،تغییر نگرش در همه را لازمه توسعه دانست و گفت نهادسازی و تکیه به مردم از سیاست های دولت است بایدمردم حضوردر نهادهای مدنی را یک افتخار ببینند.

آخرین سخنران دکتر امینی مشاور وزیر کشور و مدیر کل سازمانهای مردم نهاد وزارت کشور بود که پس ازمطرح شدن پرسش های عده ای از حاضران در نشست  به تشریح سیاست های کلی دولت ، مراحل ،و راهکارهای حل مشکلات فعلی پرداخت.

مشاور وزیر کشور به جایگاه سازمانهای مردم نهاد و ایجاد بسترهایی برای ارتقاء کمی و کیفی سازمان های مردم نهاد اشاره کرد و گفت: خدمت به جامعه منظور از شکل گیری سازمان های غیر دولتی است و از مولفه های بارزسازمان ها غیر انتفاعی ، غیر سیاسی و دولتی بودن آنهاست .دکتر امینی تاکید کرد که بخشی نگری در دستگاه های اجرایی  ونگاه امنیتی باید برطرف شود سپس به تبیین راهکارهای توسعه همکاری دستگاه های اجرایی با سازمان های غیر دولتی و مردم نهاد پرداخت .

یک روز پیش از این برنامه در یک دیدار غیر رسمی تعدادی از فعالان مدنی و مستقل همدان ،نظرات و مطالبات خود را در حضور دکتر امینی مطرح کردند و در پاسخ دکتر امینی به بیان سیاست هاو رویکرد دولت پرداخت که با استقبال آنان مواجه شد.  داود امینی درباره تسهیل روند دریافت مجوز برای تأسیس سازمان‌های مردم‌نهاد توضیح داد: متأسفانه این روند در شهرستان‌ها طولانی است و ما تلاش‌ها و تدابیری در نظر داریم که در دولت تدبیر و امید این روند در آینده آسان‌تر شود و افراد بیشتری از این مسأله استقبال کنند.

وی افزود: در سال‌های گذشته بیشتر سازمان‌ها در زمینه مسائل خیریه و اعتیاد بودند که به انتخاب خود مردم بوده و خود مردم داوطلب تأسیس این موسسات بوده‌اند. ما هم تلاش خواهیم کرد مردم در زمینه‌های تخصصی که کمبود داریم تشویق و ترغیب به تأسیس این سازمان‌ها شوند. ما در تمامی استان‌ها آمادگی ثبت این سازمان‌ها در زمینه‌هایی از قبیل گردشگری و میراث فرهنگی را داریم.

امینی درباره اینده سازمان‌های مردم‌نهاد اظهار امیدواری کرد و ادامه داد: آینده سازمان‌های مردم‌نهاد در دولت تدبیر و امید را بسیار روشن و رو به جلو می‌بینم و تدابیر خاصی برای گسترش آن‌ها داریم

 


برچسب ها: نهادهای مدنی ، سمن ها ، تشکل های غیر دولتی همدان ،

نشست تخصصی تشکل های حوزه میراث فرهنگی کشور در قزوین

خیلی از جاها ورود ما برای مرمت باعث تخریب شده است

نمایندگان ایران در یونسکو آنچنان که باید عمل نکردند و از حقوق فرهنگی و میراث فرهنگی ما دفاع نشد

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107890&Serv=0&SGr=0

 

حسین زندی

نشست نقش انجمن ها در جلب مشارکت بخش های مختلف اجتماعی در حفاظت از بناها و بافت های تاریخی 14 و 15 آذرماه به مدت دو روز با شرکت اعضا و نمایندگان22 تشکل غیر دولتی از استان های قزوین ، تهران ، سمنان ، همدان ، فارس ، اصفهان ، مازندران ، گیلان ، خوزستان و یزد به مدت دو روز در شهر قزوین برگزار شد.

این برنامه همزمان با بارش اولین برف زمستانی از مجموعه سعد السلطنه و بازدید از بافت تاریخی و تعدادی از بناهای تاریخی قزوین  ازجمله بازار تاریخی - محدوده راسته  وزیر، سردر عالی قاپو ، خیابان سپه ، مسجد جامع ، خانه تاریخی امینی ها ، گرمابه صفا و گرمابه حاج میرحسن آغاز شد . این بناها تنها تعدادی از آثار با ارزش تاریخی این شهر است که مورد بازدید قرار گرفت و شرکت کنندگان با تجربیات انواع مشارکت صورت گرفته در حفاظت از بناها و بافت تاریخی در شهر قزوین آشنا شدند.

اولین کارگاه کلاسی توسط سه تن از اعضای انجمن دوستداران یادمان های ماندگار ، انجمن میزبان ارائه شد . فهیمه جعفری به سطوح مختلف مشارکت در مرمت بناهای تاریخی قزوین اشاره کردو گفت: آنچه از نمونه های مشارکت که در این شهر اتفاق افتاده  می توان دریافت،اگرچه قزوین در شهرسازی مشارکتی پیشرفت داشته است ، اما در میراث و مرمت را درازی را باید طی کند.جعفری هدف از این کارگاه ها را رسیدن به یک پیش بیانیه و گزارش در مورد مشارکت در مرمت عنوان کرد که  در نهایت به یک سند چشم انداز منتهی شود. در ادامه بهتاش آزادروش تجربه های مشارکت در کشور را مشارکت مردمی دانست و گفت نمی توان  پذیرفت این مشارکت ها از نوع سازمانی بوده ، سپس با بررسی انواع مرمت به ضوابط و قوانین موجود در این زمینه پرداخت . این کارشناس مرمت نمونه هایی مانند  پروژه های محله جویبار اصفهان ،بازار تبریز پیشینه ذهنی مثبت مردم نسبت به طرح ها وحضور مردم  در همه ارکان مرمت رابررسی کرد و با نگاهی به رویکرد میراث فرهنگی در مرمت ، شهرسازی مشارکتی و ارزش گرا را مقایسه کرد .

در پایان الهام حاجی ملکی مشارکت های مردمی در مرمت و باززنده سازی بناها در قالب مشارکت های غیرمستقیم ، مشارکت منفی -دولتی و مشارکت مستقیم ، مثبت و خصوصی تشریح کرد.

پایان بخش برنامه های روز اول سخنرانی مهندس مجابی مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی بود که به تاریخچه مرمت در کشور پرداخت. مجابی گفت: مرمت در کشور ما سابقه دولتی دارد . روزی که مسئولان دولتی به نتیجه رسیدند که مجموعه آثاری در وجود دارد و باید برای ایران حفظ شود آغاز راه بود.البته این فکری نبود که از بدنه جامعه بجوشد جامعه ما سنتی بود واگربنایی حفظ شد به تناسب نیازهای سنتی بود.دراین جا تا اواخر دوره قاجار مدنظر است اما بعد از این دوران وارد  فضایی می شویم که نشهنه هایی از عصر تجدد داشت ودولتهای ایران ارتباطی با خارج پیدا می کنند و دولت احساس می کند باید وارد جامعه متجدد شود.

همانطور که گفتم این تلاش ها مربوط به اواخر قاجار است تا اینکه آموزش نوین مطرح می شود.نمونه های آن در قزوین مدرسه ای مربوط به دوره مظفرالدین شاه است و تا این زمان بازار تجارت سنتی خود را داشت تا اینکه  فضاهای اقتصادی  جدید طراحی شد وخیابان شکل گرفت و مراکز تجاری از بازار به خیابان ها منتقل شد . مجابی ادامه داد: امروز هرجا را بخواهند توسعه دهند یک خیابان می کشند.البته بعضی شهرهای ایران مانند اصفهان که چهارباغ را داشت و قزوین که خیابان دولتی را داشت که یکی از دروازه های شهر سلطنتی قزوین بوداکثر محققان خیابان دولتی قزوین را اولین خیابان ایران می دانند این عنصر یعنی خیابان مربوط به دوره صفوی است.قزوین شهری با  باغ در منطقه جعفر آباد با کاخ های متعدد در درون باغ ها بااینکه در زمان شاه طهماسب ساخته می شود اما شهری مدرن به شمار می رود وزندگی دراطاف خیابان جریان می یابد نقش مرکزی در این شهر دارد.

این عضو ایکوموس ادامه داد:پس زمان صفوی، زندیه و قاجارفضای خیابان ازمحل رفت و آمد پیاده ، تبدیل شد به محل آمد و شد سواره و ماشین .در این زمان ضمن پیدایش خیابان های جدید بناهای تاریخی بلاتکلیف شد و یا پشت خیابان ها گم شدو برخی درکنار خیابان جای گرفت و خیابان از آن برای خود وهویت خود استفاده کرد ونمایان شد. در همین زمان بود که مرمت ظهور کردودرشهرهایی مثل تهران و قزوین جای خود را باز کرد

این پیشکسوت مرمت دربخشی از سخنانش گفت:در قزوین سعدالسلطنه را به معنای امروزی یک برنامه ریزمرمتی شهری می توان نامید ، کسی که کاروانسرا ها ، بازار ، و دروازه ای شهر راساخت و امامزاده حسین و مسجد ها را مرمت کرد. در تاریخ مرمتی ایران این مسئله شناخته شده نیست که بدانیم کجارا خراب کردیم کجا را مرمت کردیم.اما در دوره پهلوی اول سینما ها ،بانک ها عناصر مدنی جدیدی بودند که در کنار خیابان ها  جای گرفتند و برخی تک بنا هارا آرایش و تزئین کردندودرکناربناهای جدید قرار دادند.در این دوره با این نوع مداخله ها خیلی جاها خراب شد. اگر مجموعه این کارها را در کنار هم قرار دهیم تاریخ مرمتی ایران شناخته می شود وبرای ما یک محتوای ملی که مربوط بهجامعه ایرانی با فن ایرانی و سرمایه ایرانی است را نشان می دهد. البته در دوره رضا شاه مبانی مرمت ایرانی وجود ندارد چون تفکری که نظریه ای درباره مرمت بناها بدهد را نداریم.یعنی نظریه پرداز مرمت نداریم. پس ازدوره سرمایه داری است که منشورهای جهانی مرمت پیدا میشود وما نیز تحت تاثیر این افکار ومنشورها هستیم.و از این دوره است که مشارکت ایرانی با مشارکت شهری و مرمتی قطع می شود و نمونه خارجی و پیشرفته تر آن پیدا می شود.

مجابی در بخش دیگری از سخنانش به این نکته اشاره کرد که ورود مستشرقین ضربه مهمی به جامعه مشارکت ایرانی وارد می کند او گفت: این ضربه باعث انقطاع و گسست تاریخی شد که بعدها هم ادامه پیدا کردو کسی سعی نمی کند این گسست را ترمیم کند.آیا امروز جامعه ماسوله  در مرمت مشارکت دارد؟ و ماسوله تبدیل می شود به بازار فروش محصولات چینی مردمش نمی توانند مشارکت کنند از سوی دیگر اگر قوانینی وضع شود و شهروند را مجبور به مشارکت کند آن مشارمت تحمیلی خواهد بود.

مهمترین بخش سخنرانی مهندس مجابی اینجا بود که به مفهوم مشارکت اشاره کرد .و گفت: مشارکت یک ماهیت اجتماعی دارد نه ماهیت کالبدی ، اگر من پول می دهم و بازار تبریز را مرمت می کنم مشارکت کننده نیستم ، اگر مشارکت کنم و وضعیت فرش تبریز بهتر شود به اقتصاد کشورم کمک کرده ام به مرمت کمک کرده ام و مشارکت کمک کرده ام.در بیشتر جاها مانند ماسوله امروز واکنش های منفی با مرمت کنندگان صورت می گیرد.باید توجه داشت در مقابل زیرساخت ها و ساختار های ناقص فعالان خسته می شوند و به بن بست می رسند.

حال سوال این است که چه باید کرد؟ باید گفت از علم آمایشی استفاده کرد و مردم مشارکت کننده با مبانی اجتماعی با تمام علو م که یک اجماع انسانی نیاز دارد آشنا شوند چرا که مشارکت یک مقوله اجتماعی است.مداخله امروز کالبدی است . مهندسین با ابزارهای مهندسی طراحی می کنندو از بالا آنرا در معرض دید یک عده معدودی از جامعه قرار می دهند. اما آنطرف قضیه سازمان و یا فضای اجتماعی وجود ندارد و برنامه ها از پائین به بالا اتفاق نمی افتد.ما اگر بخواهیم مشارکت صورت بگیرد باید همه این برنامه ها تغییر کندو برای این منظور باید از علوم اجنماعی کمک گرفت.

مجابی در پایان سخنانش از تجربه شخصی خود در شهر نراق سخن گفت و آن را نمونه تقریبا موفقی از مدیرت ومشارکت مردمی برشمرد که مشارکت بر اساس داده های جامعه شناسی و از پائین به بالا صورت گرفته است و همکاری نهادهایی مانند شورای شهر و شهرداری و دیگر نهادهای دولتی را نیز موثر خواند.و به این نکته نیز اشاره کرد که ارزیابی مشارکت باید اجرا شود ومتاسفانه ارزیابی در مشارکت و مرمت صورت نمی گیرد باید پلان مدیریتی مرمت آثار تارخی داشت تا به به صورت واقعی به مردم پیشنهاد شود و نه بر روی کاغذ و باید بهدارایی های اجتماعی که مطلقا استفاده نمی کنیم  تکیه کنیم.

 

 

روز دوم با برگزاری کارگاهی توسط  احسان دیزانی مدرس دانشگاه ومهندس محمد مهدی رضاپور مدیر کل سابق میراث فرهنگی استان زنجان و قزوین آغازشد. در این کارگاه دیزانی به موضوع مشارکت در حفاظت ومرمت بناها و بافت های تاریخی پرداخت وگزارشی از مداخله در بناها ی تاریخی  ارائه کرد دیزانی سخنان خود را با چند سوال آغاز کرد: برای چه، اقدامی روی بنا ها و بافت های تاریخی دنبال می شود؟ آیا اقدام حفاظت و مرمت امری بدیهی است که ما دنبال مشارکت می گردیم ؟ آیا تعریف روشنی برای حفاظت و مرمت وجود دارد ؟ چه اولویت هایی در این میان مطرح کرده اند؟سپس به این سوال ها با تحلیل واژه ها، تجربه های مختلف در مرمت، مصوبات و قوانین بین المللی همچنین سنت حفاظت و مرمت ایرانی پاسخ گفت.همچنین با اشاره به سیرمصوبات و منشورهای بین المللی در این زمینه بیانیه های  ونیز، منشور آتن ، بیانیه رم ، منشور نارا ،بیانیه سنت آنتونیو ، کیوتو و اکوموس ، را با یکدیگر مقایسه کردو به مقایسه نمونه های ایرانی نیز اشاره کرد.این کارشناس مرمت در پایان گفت : درکنار بافت های تاریخی و بناها باید " اثر" تاریخی را نیز در نظر داشت ،ضرورت توسعه پایدار برای محدوده های فرهنگی برجسته سازی خاطرات جمعی انسان هااست که باید مورد توجه قرارگیرد.

 سپس محمد مهدی رضاپور با ارائه گزارشی از تجربه های خود در حوزه مدیریت اش ادامه داد:تاریخ مرمت به سابقه احداث و ساخت بناهای تاریخی است. میراث فرهنگی اگرچه متعلق به همه مردم است و مشارکت مردم کمتر از حکومت است و مشارکت در امر مرمت جنبه حکومتی داردتا مردمی و بیشتر ثبت و مرمت تک بناها مد نظر است با این حال امروز ضرورت مشارکت های مردمی مشهودتر است.رضاپور آزادسازی حریم سلطانیه را یک نمونه مشارکت منفی دانست این مشارکت را درکنار مشکل بودجه، اصلی ترین عاملی دانست که سلطانیه پس از 50سال نتوانسته تکمیل شود. رضاپور در ادامه گفت: در خیلی از جاها ورود ما برای مرمت باعث تخریب شده است ،خیلی از مسائل با بازسازی حل نمی شود و گاهی به تنهایی موفق نمی شویم و باید از رسانه ها کمک گرفت و رسانه ای شدن تخریب ها به ما کمک می کند.

 خانم آقاجان اسد گزارشی از سد سیمره و تخریب های صورت گرفته درمحوطه باستانی سیمره و نقش مردم محلی در این تخریب هاارائه کرد.

همزمانی این نشست با ثبت چوگان ایرانی به نام جمهوری آذربایجان موجب تاثر و تاسف انجمن های غیر دولتی گردید و بخشی از برنامه خود را به این موضوع اختصاص دادند.بابک مغازه ای با اشاره به این اتفاق و تلاش های سازمان های غیر دولتی  گفت ما امروز باید جشن می گرفتیم اما به دلایلی که همه ما میدانیم قضیه برعکس شد. 

رئیس هیات چوگان استان قزوین و نماینده  فدراسیون چوگان گفت : ما حال خوبی نداریم ما امروز غزادار هستیم ،نباید اجازه می دادیم چنین اتفاقی بیافتد.

جای آن است که خون موج زنددر دل لعل/زین تغابن که خزف می شکند بازارش

 قنبری ادامه داد:به خاطر بودن در حوزه جغرافیایی ایران ،بازی چوگان به آذربایجان ارتباط داشت و امروز آنان چوگان را به نام خود ثبت کردند در همین شهر قزوین حتا پیش از اصفهان میدانی به نام چوگان در روبری مسجد جامع وجود داشت ،سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس تصویری ارائه می کند که بیشتر مردم در این میدان شاهد بازی چوگان هستند . اوسخنان خود را با این شعر به پایان برد: ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی/ اسباب جمع داری و کاری نمی کنی/چوگان حکم در کف و گویی نمی زنی /باز ظفر به دست وشکاری نمی کنی.

سپس مهدی بختیاری رئیس انجمن پرورش اسب  با انتقاد از عملکرد نمایندگان ایران در یونسکو گفت: نمایندگان ایران آنچنان که باید عمل نکردندو از حقوق فرهنگی و میراث فرهنگی ما دفاع نشد ما امیدواریم باب دیگری باز شود و شاهد چنین اتفاق های نباشیم. بختیاری گفت: حتا واژه ها و اصطلاحات بین المللی که در مورد چوگان استفاده می شود ایرانی است و هنوز در میان قوم بختیاری رایج است. ایرانی ها به طور ژنتیکی با اسب و سوارکاری بهتر از سوارکاران دنیا رابطه دارند. اسب در اساطیر ، تاریخ ، افسانه ها و فرهنگ ما حضور دارد. ما می توانیم از اسب و بازی های مربوط به اسب در صنعت گردشگری استفاده کنیم .رئیس انجمن پرورش اسب ادامه داد:ذخایر ژنتیکی اسب های ایرانی بی نظیر است ،نژاد خونگرم کرد و دره شوری تنها در ایران است . اما با توجه به جاذبه های گردشگری در زمینه اسب و پتانسیل های موجود متاسفانه کاری صورت نگرفته است و کسانی که علاقمند ند در پیچ وخم اداری خسته می شوند. اسبچه کاسپین (خزر) و اسب ترکمن در شمال ، اسب کرد درغرب ّدره شوری در مرکز وشیراز، اسب اصیل ایرانی در خوزستان ، اسب سیستانی در شرق ایران و نژادها و گونه های دیگر سرمایه بزرگی برای ما محسوب می شود اما دیگران استفاده می کنند.بختیاری ادامه داد: اگر اشتغال پایدار می خواهیم اگر سلامت جوانان را می خواهیم باید تلاش کنیم از این ظرفیت استفاده کنیم . در نهادهای دولتی مانند ورزش و جوانان و جهاد کشاورزی کارشناسی در این زمینه نداریم و همین باعث شده جمهوری آذربایجان ، ترکیه و امارات گوی سبقت را از ما برباید.

درپایان این نشست دو روزه بتول صحراکاران دبیر انجمن دوستداران یادمان های ماندگاربه سه تن از مالکان خانه های تاریخی شهر قزوین که در زمینه مرمت تلاش کرده اند لوح یادبودی اهدا کرد وفهیمه جعفری گزارش نهایی نشست را قرائت کرد.

 

 

 

 

 

 


برچسب ها: قزوین ، مرمت ، نشست سازمانهای مردم نهاد ، گردشگری ورزشی ،

چهارشنبه 13 آذر 1392

چوگان ورزشی ایرانی است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

چوگان ورزشی ایرانی است
حسین زندی

عیلامی ها با فریاد چوگه و اوورچین چوگان بازی می‌کردند

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107684&Serv=3&SGr=22


در اعتراض به روش کشور آذربایجان و پرونده­سازی برای ثبت چوگان ایرانی در فهرست یونسکو، کارگاهی با موضوع چوگان و گردشگری ورزشی در همدان برگزار شد. در این کارگاه مطرح شد که چوگان یک ورزش ایرانی است. چوگه یا چوکه و اروچین، اصطلاحات رایج در بختیاری هستند که در چوگان استفاده می‌شوند. این اصطلاحات ریشه عیلامی دارند.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- این کارگاه جمعه گذشته، با همکاری انجمن پرورش اسب همدان، دوستان زمین، پویشگران سفر پاک و عده­ای از علاقه­مندان به مبراث فرهنگی برگزار شد. هدف از برگزاری این برنامه معرفی هرچه بیشتر ورزش چوگان و شناسایی عناصر آن و ارتباط این ورزش با صنعت گردشگری، اعلام شد.
 
یکی از تسهیلگران با پرداختن به تاریخچه این بازی و پیشینه اسب و سوارکاری در ایران گفت: وقتی ما از میراث فرهنگی صحبت می­کنیم به موارد گوناگونی برمی­خوریم. یکی از این میراث مفهوم اسب است. اسب در کشور ما پیشینه­ای بسیار کهن دارد و حیف است که ما از این پیشینه بی خبر باشیم.
 
مهدی بختیاری گفت: حدود 50 میلیون سال پیش، موجودی به اندازه روباه که فسیل آن در آسیای مرکزی پیدا شده است، زندگی می­کرد. یکی از زیستگاه­های این جانور سرزمین ایران کنونی است. که پس از عصر یخبندان و یک دگردیسی به شکل امروزی درآمده است. 4-6 هزار سال پیش از میلاد پیشینه­ای است که برای اسب در ایران تخمین می­زنند. دو نژاد اصلی اسبچه خزر در اطراف دریای مازندران زندگی می­کردند که این دو نژاد جد همه اسب­های دنیا هستند.
 
 رئیس انجمن پرورش اسب همدان ادامه داد: آریایی­ها وقتی وارد ایران شدند اسب­هایی را همراه خود به این سرزمین آوردند که با اسب­های عیلامی که در خوزستان فعلی هستند، تلفیق شده و نژاد جدیدی را به وجود می­آورند که همان اسب عرب است. یعنی همان اسبی که عرب­ها به نام خود ثبت کردند.
 
مهدی بختیاری با معرفی برخی نژادهای اسب ایرانی مانند کرد، دره شوری،یموت، آخال تکه، چناران، اسبچه خزر و... گفت: تنوع نژادی اسب­ها در ایران عاملی است که سبب می­شود در طول سده­های گذشته از آن استفاده­های گوناگونی بشود. از جمله کاربردهای اسب می­توان به سواری، جنگ، تیراندازی، چاپار، زیبایی، رقص و بازی، ورزش، کار و حتی به عنوان موجودی مقدس و قابل پذیرش، اشاره کرد. اگر ایرانیان در جنگ­ها پیروز می­شدند به دلیل تخصص در سوارکاری و وجود اسب بوده، اما امروزه باید با تاسف به این قضیه نگاه کرد چراکه که به این میراث گران­بها توجه چندانی نمی­شود.
 
چوگان یک ورزش کاملا ایرانی است. اصطلاحاتی که در این بازی استفاده می­شود از زمان عیلامی­ها باقی مانده و کاملا بومی است. مثلا چوگه یا چوکه و اوورچین که در زبان بختیاری متداول است ریشه عیلامی دارد. زمین­های بازی چوگان، در چغاخور چهارمحال و نقش جهان اصفهان همه شواهدی است که به ایرانی بودن چوگان اشاره دارد. امروز ما نباید اجازه دهیم این سرمایه توسط بیگانگان مصادره شود.   
 
سپس یکی دیگر از تسهیلگران، در ارتباط با این نشست گفت: موضوع کارگاه امروز ما در راستای گردشگری پایدار است. منابع گردشگری پایدار میراث فرهنگی و محیط زیست است. مفهوم اسبب در ابعاد مختلف و ورزش­ها و بازی­های مختلف موضوعی است که در راستای پایداری گردشگری است.
 
بابک مغازه­ای گفت: مفهوم اسب ابعاد گوناگون و نیز نقشی محوری در زندگی ایرانیان داشته است. اسب به عنوان یک حیوان در محیط زیست نقش دارد، مفهوم اسب یکی از سرمایه­های فرهنگی از گذشته تا به امروز به شمار می­رود. در گذشته اسب به عنوان یاور انسان در جنگ استفاده می­شد و در ابعاد مختلف زندگی بشر حضور داشت.
 
تنها سوارکاری نیست که در این رشته اهمیت دارد، ادوات و ابزار سوارکاری و صنعت ساخت این ادوات در کنار پرورش اسب به عنوان صنعتی که با اسب در ارتباط است همواره مورد توجه بوده است و نقش محوری این رشته در اقتصاد نیز مشهود است.
 
این تحلیل‌گر ادامه داد: اسب در تاریخ رزم، معماری، ورزش، فرهنگ و قدرتمندی انسان نقش داشته است. امروزه به دلیل حضور اسب در فرهنگ و زندگی، باید آن را حفظ کرد. حفظ ورزش­های مرتبط با آن نیز یکی از وظایف ماست و چوگان که یک ورزش ایرانی است تاسفانه امروز به وسیله آذربایجان از ما گرفته می­شود. ایرانیان مبتکر چوگان هستند، همچنین برخی از ادوات این ورزش را ایرانیان ساخته­اند. قدیمی­ترین مکان­ها و فضاهای بازی چوگان در ایران است.
 
مغازه­ای در بخشی از سخنانش گفت: یکی از اهداف این کارگاه این است که به اهمیت چوگان بپردازد. در این کارگاه این موضوع را بررسی می­کنیم که چگونه می­توان از این میراث فرهنگی و تاریخی محافظت کرد و برای جلوگیری از اقدامات کشور آذربایجان در زمینه ثبت این ورزش، چه باید کرد؟
 
شرکت­کنندگان در کارگاه از این بازی به عنوان یک ارزش فرهنگی و میراث کهن یاد کردند و وجود ردپای این ورزش را در افسانه­ها، اساطیر، تاریخ، ادبیات و به ویژه در اشعار شاعرانی چون حافظ، از مهمترین نمودهای این ورزش در پیشینه ایرانیان دانستند. آنها همچنین وجود نام جای­هایی با پسوند و پیشوند چوگان مانند تنگه چوگان، را شاهدی مستند و مستدل بر ایرانی بودن این ورزش کهن خواندند. حاظران در این کارگاه از مسئولان تقاضا کردند داشته­ها و سرمایه­های فرهنگی ایران را پیش از اینکه دیگر کشورها به آن دست­اندازی و دست درازی کنند، به نام ایران ثبت کنند و اجازه تجاوز به حریم فرهنگی ایران به آنها داده نشود. در پایان شرکت­کنندگان در کارگاه با تدوین بیانیه­ای ضمن درخواست کمک از هموطنان برای جلوگیری از اقدام کشور آذربایجان، از دبیر یونسکو خواستند حقوق مردم ایران را به رسمیت بشناسند و با ثبت پرونده­های جعلی اعتبار فرهنگی سازمان یونسکو را به خطر نیاندازند.
 
در این بیانیه از هم هموطنان خواسته شده از طریق امضا بیانیه­ها و نامه­نگاری و اطلاع رسانی در رسانه­های جمعی و شبکه­های اجتماعی از ثبت ورزش ایرانی چوگان به وسیله آذربایجان جلوگیری کنند.


برچسب ها: چوگان ، بازی چوگان ، کارگاه چوگان همدان ، کارگاه گردشگری ورزشی و اسب همدان ،

دوشنبه 20 آبان 1392

شرایط نامساعد اشیا موزه هگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گردشگری ،میراث فرهنگی ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نابسامانی موزه‌های ایران به قصه تکراری بدل شده است

 

شرایط نامساعد اشیا موزه هگمتانه/

http://www.honarnews.com/vdcgyu93.ak9nz4prra.html


شرایط نامساعد اشیا موزه هگمتانه/ کارگر: اشیا بسیاری از موزه‌ها شرایط مطلوبی ندارند

 کارگر: اشیا بسیاری از موزه‌ها شرایط مطلوبی ندارند

به گفته یک باستان‌شناس قرار دادن انبوهی از اشیاء در حیاط به اصطلاح موزه‌ها که به ظاهر تصور می‌شود از قدرت پایداری زیادی برخوردارند امر رایجی شده به طوری که این وضع علاوه بر هگمتانه، در تاق بستان،هفت تنان شیراز و ... هم دیده می‌شود.

 

 

 

مریم اطیابی- به گزارش هنرنیوز، در معرض تخریب قرار گرفتن آثار تاریخی به امری بدیهی در طی این سال‌ها تبدیل شده تا آن جا که اگر زمانی عکسی از وضعیت کتیبه‌ها، نقش برجسته‌ها، سفال‌هایی که در موزه‌ها با وضعیتی نابسامان نگهداری می‌شوند به متخصصین نشان داده شود آنها با عنوان این که از این دست اتفاقات زیاد رخ می‌دهد و رویدادی تازه‌ای نیست؛ از کنار آن می‌گذرند! 

محوطۀ باستانی هگمتانه که آن را پایتخت مادها دانسته‌اند، با وسعتی در حدود ۴۰ هکتار از مهمترین مراکز باستانی کشور و بزرگترین محوطه در شهر همدان، به شمار می‌آید. این محوطه به دلایل گوناگون و دارا بودن ویژگی‌های مختلف از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و همواره مورد توجه پژوهشگران حوزۀ تاریخ و باستان شناسی بوده است

جدای از وضعیت هگمتانه و آسیب‌های وارده به آن در بخشی از محوطۀ، حیاط مدرسه‌ای که امروزه به موزه سنگ تبدیل شده، هنوز امکان بازدید عمومی ندارد و آثار آن با قرار گرفتن در محوطه باز در معرض باد، باران و فرسایش سریعتر قرار گرفته‌اند که با توجه تغییر دمای بالا در تابستان و زمستان همدان نیاز به حفاظت و پوشش دارند



اشیا منحصر به فرد، اشیایی بی‌ارزش 

یک باستان‌شناس درباره این وضعیت به هنرنیوز می‌گوید:« نکته‌ای که به آن اشاره کرده‌اید یکی از پایه‌ای‌ترین و رایج ترین مشکلات موزه‌داری ایران است. یعنی بنایی قدیمی یا ساختمانی امروزی که با توجه به مقتضیات یک موزه طراحی و ساخته نشده را به عنوان موزه انتخاب می‌کنند و مورد استفاده قرار می‌دهند بی‌آنکه توجه شود آنچه در آن قرار داده‌اند حایز اهمیت و ارزش منحصر به فرد است. قرار دادن انبوهی از اشیاء که به ظاهر تصور می‌شود از قدرت پایداری زیادی برخوردارند در حیاط این به اصطلاح موزه‌ها هم امر رایجی شده است. همین وضع در تاق بستان یا هفت تنان شیراز و خیلی جاهای دیگر هم دیده می‌شود
 



او در ادامه یادآور می‌شود:« واقعیت این است که با این کار مثلاً پایه ستون‌های سنگی هخامنشی یا سنگ قبرهای کتیبه‌دار و منحصر به فرد دوره اسلامی در معرض هوازدگی قرار داده شده‌اند. در ضمن نه فقط گرمی و سردی بلکه آلودگی‌های گوناگون و همینطور قرار داشتن در مسیر بازدیدکنندگان از ساده‌ترین عوامل آسیب دیدن این آثار به حساب می‌آیند 

 

طنز سیاه و تلخ 

این باستان‌شناس که نخواست نامش فاش شود، متذکر می‌شود:« مسأله حفاظت در ایران چه به عنوان رشته‌ای دانشگاهی و چه در مقام عمل در محوطه‌ها و مجموعه‌های تاریخی وضع اسفناکی دارد. طبعاً با این وضعیت، شنیدن شعارهای مختلف درباره بازگرداندن برخی آثار موزه‌ای ایران از کشورهای دیگر همواره به طنزی سیاه و تلخ می‌ماند

 



۲۰ میلیون هزینه برای موزه‌ای که به قنات خورد

حسین زندی یکی از فعالان میراث فرهنگی در همدان نیز با اشاره به این که موزه هگمتانه بیش از ۲۰ سال است به عنوان موزه موقت اشیاء حاصل از کاوشهای هگمتانه، یادگار دوران مادها را در خود جای داده است درباره وضعیت موزه در این شهر تاریخی می‌افزاید: « دوره آقای بیات – مدیر قبلی میراث فرهنگی استان همدان- قرار شد موزه منطقه‌ای غرب کشور شامل همدان، کرمانشاه و سنندج را در شهر همدان احداث نمایند اما مثل همیشه در مکان‌یابی دچار اشتباه شدند و بخشی از هگمتانه را در نظر گرفتند که روی قنات بود. این در حالی است که این مکان حتا جزو حریم هگمتانه بود و نباید دست می‌خورد! با وجود مخالفت‌ها این اتفاق رخ داد و برای صخره برداری آن مکان ۲۰میلیون هزینه شد و نتیجه آن هم برخورد به یک چشمه قنات بود که اگر مسیرش را منحرف می‌کردند به بازار همدان می‌خورد. از آنجا که این قنات خشک هم نمی‌شود بنابراین کاری نمی‌توان انجام داد در نتیجه موزه منطقه‌ای دو سال است با همان وضعیت دست نخورده باقی‌مانده است
 



موزه هگمتانه از بهار تعطیل است 

این فعال میراث فرهنگی با اشاره به این که یک مدرسه‌ در محوطه هگمتانه به اسم موزه هگمتانه آثار منحصر به فرد همدان را در خود نگهداری می‌کند، یادآورمی‌شود:« به بهانه زدن ویترین و درست کردن نما از اوایل بهار تا کنون این موزه تعطیل است و نزدیک ۵۰ شی از این موزه را به کلیسا بردند که بازدیدکنندگان برای تماشای اشیا به این مکان هدایت می‌شوند. یعنی علاوه بر این که همدان موزه‌ای در شأن ندارد مدرسه را هم تعطیل کرده‌اند. این در حالی است که هگمتانه در ایام عید هم نگهبان نداشت و یگان حفاظت نقش راهنما را نیز ایفا می‌کرد! نتیجه آن هم می‌شود یادگار نویسی بازدیدکنندگان روی ویترین 
 
نتایج کاوش در حیاط موزه

وجود چندین اثر در محوطه هگمتانه؛ مانند کلیسا، گورستان، موزۀ هکمتانه، شهر و دژ کهن هکمتانه اهمیت این محوطه را دوچندان کرده است.به همین دلیل این محوطه در شمار پایگاه‌های پژوهشی کشور قرار گرفته است. اما نتایج عملیات باستان‌شناسی و کاوش‌های علمی در هگمتانه چگونه نگهداری می‌شود؟ ظاهراً پرونده نوشیجان ملایر و گیان نهاوند کل تابستان را در حیاط موزه سنگ زیر آفتاب در زونکن‌‌های بایگانی سپری کردند تا قدر و منزلت پژوهش علمی باستان‌شناسی به خوبی نمایان شود



آیا دستبرد اشیا موزه همدان صحت دارد؟ 

این اتفاقات در حالی روی داده که به گفته یکی از کارشناسان که نخواست نامش فاش شود حتا اشیا این موزه مورد دستبرد هم قرار گرفته‌اند

این کارشناس خاطر نشان می‌کند:« در دروه آقای بیات ۸هزار شی پس گرفته شده از قاچاقچیان توسط مأموران اطلاعات به اداره کل میراث همدان تحویل داده شد که رویداد میمونی بود و اکنون در گنجینه آرامگاه بوعلی نگهداری می‌شود. مدیر کل میراث فرهنگی استان نیز برای تبلیغات هر ازگاهی چند تا از این اشیا را رونمایی می‌کند که آخرین آن در آرامگاه بوعلی رونمایی شد. ۸ هزار شی خود نیاز به مطالعات دقیق، طرح‌های پژوهشی و در یک کلام نیاز به یک موزه استاندارد دارد 

تغییر ندادن موقعیت یک شی گاهی عین حفاظت است

اما محمد رضا کارگر - مدیر كل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی - در گفت و گو با هنرنیوز درباره وضعیت موزه هگمتانه همدان می‌گوید:« من در ریز این قضایا نیستم. باید این موزه مورد بازدید قرار گیرد که در این فرصت کوتاه تصدی میسر نشده همه جا را ببینیم و برآورد کنیم که در این هشت سال گذشته چه اتفاقی افتاده است؟»

به گفته کارگر گاهی اوقات تغییر ندادن موقعیت یک شی عین حفاظت است چرا که برخی کارشناسان معتقدند اگر ۱۴۰۰ سال یک اثر با شرایط محیطی خودش را وفق داده و سالم مانده در صورت مهیا بودن همین شرایط شی می‌تواند در فضای باز کاملا هم کنشی پیدا کند



او ادامه می‌دهد:« گاهی بر روی یک شی در فضای باز حتا اگر یک قاب شیشه‌ای قرار دهید خودش به خاطر گرم شدن زیاد به مانعی برای حفاظت تبدیل می‌شود. هر چند باید وضعیت نگهداری این کتیبه‌ها و نقش‌برجسته‌های موجود در دل کوه‌ها توسط بخش پژوهشکده حفاظت و مرمت پژوهشگاه مورد بررسی قرار گیرد 

کتیبه‌های بی‌شناسنامه، سنگ قبرهای شکسته 

در حالی این سخنان از سوی مدیر كل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی مطرح می‌شود که زندی اضافه می‌کند:« وقتی موزه مدرسه را مرمت می‌کردند بخشی از اشیا موزه مثل سفال، سنگ قبر، کتیبه و پایه ستون‌ها شکسته شد.این شیوه نگهداری هیچ جای دنیا وجود ندارد 

از سویی به گفته این فعال میراث فرهنگی بسیاری از این آثار سنگی فاقد شناسنامه‌اند



او تأکید می‌کند:« فرضاً سنگ قبری را که از یک روستا می‌آورند و فاقد شناسنامه ‌است اولا بازدید کننده از کجا و با چه علمی مبدأ آن را تشخیص دهد و از آن بدتر حتا کارشناسان بعدی که برای ادامه تحقیقات به این موزه می‌آیند از کجا بفهمند این آثار برای چه دوره‌ای است؟ از کدام منطقه است و چه ارزشی دارد؟» 

زندی خاطرنشان می‌کند:«علاوه بر خطر آتش سوزی در محوطه هگمتانه بر اثر انباشت زباله‌ها و تخریب منظر گردشگری، این پس مانده‌های ساختمانی و زباله‌ها به محوطه کاوش نشده آسیب می‌زند. پسماندهای آهکی در اثر باران و برف بر لایه‌های زیرین نفوذ می‌کنند 


شیوه‌های حفاظت آثار خیلی موفق نبوده است 

از سویی مدیر كل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی در عین حال تأکید می‌کند که شرایط نگهداری برای بخش زیادی از آثارمان شرایط مطلوبی نیست و شیوه‌های حفاظت از آثار هم شیوه‌های خیلی موفقی نبوده‌اند



او با بیان این که در طی این سال‌ها کم توجهی به آثار کاملاً مشهود است، تصریح می‌کند:« یک وقت در خود استان تهران ۱۰۰ کارگاه مرمتی داشتیم بنابراین اکنون توقع آن است که این کارگاه‌ها به ۲۰۰ رسیده باشد نه اینکه تعدادشان به ۲۰ تقلیل یافته باشد.همان موقع این تعداد کفایت نمی‌کرد در حالی که اکنون عوامل تخریبی بیشتری اضافه شده، بناها فرسوده‌تر و کارگاه‌های مرمتی هم کمتر شده‌اند. از طرفی استادکاران طی این مدت یا خانه نشین شدند یا سراغ شغل دیگری رفته‌اند و یا حتا به کشورهای دیگر نقل مکان کرده‌اند. » 

منابع انسانی مهمتر از منابع مالی 

کارگر یادآور می‌شود:« امروز فقط منابع مالی مشکل را حل نمی‌کند ما در حوزه منابع انسانی مشکل جدی داریم. به غیر از مرمت‌گران، شرکت‌ها و موسسات استانداردسازی موزه‌ای را کنار گذاشتند و خودشان یکسری شرکت غیر متخصص بوجود آوردند. وقتی هم که به سراغ شرکت‌های متخصص مثل نورپردازان موزه‌ها می‌روید به دلیل عدم مراجعه موزه‌ها طی این مدت به آنها اکنون در حوزه دیگر مثل نورپردازی شرکت‌های تجاری فعالیت می‌کنند! این وضعیتی است که گریبانگیر همه موزه‌هاست

 


برچسب ها: همدان ، موزه هگمتانه ،


http://www.iranboom.ir/tazeh-ha/khabar/10642-1392-08-02-20-48-33.html

حسین زندی


فعالان مدنی و انجمن‌های محیط‌زیستی استان همدان، همزمان با جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان کارگاه‌های آموزشی با موضوع محیط زیست برگزار کردند.

این کار گاه‌ها که در نگارخانه اصلی مجتمع ابن سینا برگزار شد، به همت انجمن‌ها و گروه‌هایی چون بنیاد مهر، بهار ثمین الوند، حیات سبز سرزمین، دوستان زمین همدان، رفتگران طبیعت، اتاق فکر انجمن‌های زیست محیطی همدان، پویشگران سفر پاک، سبز پژوهان الوند، هستی سازان الوند و عده‌ای از فعالان مدنی شهر از جمله اعضای قدیمی جبهه سبز همدان برگزار شد. موضوعات متنوع و بازی‌های گوناگون درجهت توانمند‌سازی کودکان و نوجوانان در این کارگاه‌ها رضایت خانوده‌ها را فراهم کرد.

گردهم آمدن سازمان‌های مردم نهاد همدان از اتفاقات مثبت این برنامه بود و نکته مهمتر این که پس از هشت سال این اولین بار بود برنامه‌ریزان از مراحل نامه‌نگاری اداری و همکاری نهادهای دولتی رضایت داشتند.
زهره رحیمی عضو بنیاد مهر می‌گوید: اتفاقات خوبی در این چند روز افتاد، بیش از سی نفر در هر روز از 8 تشکل زیست محیطی مردم‌نهاد به کمک هم توانستند یک کار گروهی را از مرحله تصمیم‌گیری به مرحله اجرا برسانند، برنامه‌ریزی، دکورسازی و تامین منابع مالی و برگزاری کارگاه در یک پروسه زمانی کوتاه به انجام رسید.
اتقاق خوب این بود که در تمام این روزها یک مورد نارضایتی و اختلاف نداشتیم. همه به اصول تیمی پایبند بودند. مورد دیگر اینکه هدف درگیر کردن خانواده‌ها به این نگاه سبز و مساله آموزش‌های همگانی محیط زیست بود. گروهای مختلف ارتباط با کودکان را تجربه کردند. در این راه از مربی ‌های مهدها استفاده کردیم. 
رحیمی ادامه می‌دهد: انتظار ما این است که پروسه نامه‌نگاری سریع اتفاق بیافتد و دولتی‌ها در کنار فعالان مدنی حضور داشته باشند و با کارشناسان خود ما را در جهت هدایت شهروندان یاری کنند. 
این فعال مدنی در ادامه می‌گوید: ما اقلامی را برای هدیه به کودکان نیاز داشتیم، که اداره محیط زیست همکاری خوبی کرده و این اقلام را در اختیار ما قرار داد. از آنجا که تنوع این محصولات زیاد است، انتظار می‌رود این نهاد همکاری بیشتری با سمن‌ها داشته باشد.
یک عضو بهار ثمین الوند که از شهرستان بهار، در این برنامه حضور داشت می‌گوید: استقبال بسیار خوب بود. از آنجا که ما تجربه قبلی هم داشتیم هر روز نیرو و تجهیزات اضافه می‌کردیم. استقبال و برخورد دوستانه خانواده‌ها ما را دلگرم کرد که بیشتر به مساله کودک بپردازیم.
خانم چهره‌قانی مادر دو کودکی که در این کارگاه حضور دارند، می‌گوید: ما برای دیدن تئاتر آمده بودیم، با اطلاع‌رسانی که در کنار محل اجرای نمایش صورت گرفت متوجه این برنامه‌ها شدیم. بچه‌ها در این برنامه روز بسیار شادی را تجربه کردند و نکات زیادی را آموختند، در شهر همدان به خصوص در فصل سرما که امکان بازی و تفریح کودکان در فضای باز چندان وجود ندارد، برنامه‌های این‌چنینی می‌تواند این کاستی را جبران کند.
کرمی؛ از هموندان انجمن حیات سبز سرزمین درباره این کار می‌گوید: از آنجا که گروه ما در زمینه آموزش کودکان فعال‌تر از دیگر گروه‌هاست، از شرکت در این برنامه هم استقبال کردیم. همکاری انجمن-های همدان اتفاق خوبی بود که توانستیم کار مشترک را به ثمر برسانیم. کودکان بسیاری را ثبت‌نام کردیم که در دیگر برنامه‌ها از حضور آنان استفاده کنیم.
این فعال مدنی در باره‌های برنامه ‌آتی این گروه‌ها گفت: در روز 29 دی ماه، روز هوای پاک سعی می کنیم باز هم کار مشترکی در زمینه آموزش کودکان داشته باشیم.
نسرین زندی، عضو انجمن دوستان زمین همدان نیز درباره این کارگاه‌ها می‌گوید: انتظار می‌رود با توجه به استقبال مردم و به ویژه کودکان از این برنامه‌ها و نیز اهمیت محیط زیست برای کودکان، در کنار جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها و مراسم گوناگون، برنامه‌های این‌چنینی را شاهد باشیم و آموزش مسائل زیست محیطی را از سنین پایین برای کودکان آغاز کرده تا با نهادینه شدن این فرهنگ در میان کودکان، شهری پاک و محیط زیستی سالم داشته باشیم.

مجتبی فرهانچی می‌گوید: برای اخذ مجوز، از اداره کل فرهنگ و ارشاد همدان اقدام کردیم، چند روز تایید مجوز طول کشید ولی خوشبختانه موفق به دریافت مجوز شدیم. البته به خاطر تداخل برنامه‌ها از مجتمع آوینی به مجتمع ابن سینا منتقل شدیم. تلاش ما این بود که اطلاعات کودکانی که در این برنامه شرکت می‌کنند را گردآوری کرده و در برنامه‌های آینده از آن استفاده کنیم تا این آموزش‌ها مستمر و مداوم باشد.
از اینکه در کنار جشنواره چنین برنامه‌ای طراحی و اجرا شد، هم خانواده‌ها راضی بودند و هم کودکان، البته بیش از همه فعالان مدنی رضایت داشتند چرا که هیچ یک از انجمن‌ها به تنهایی توانایی انجام چنین پروژه-ای را ندارند و نیاز به صرف هزینه و زمان بسیار زیادی است، و می‌توان گفت تنها دلیل موفقیت این طرح این بود که چند انجمن‌ با همکاری هم آن را اجرا کردند.
عباس ایزدی، کارشناس آموزش و ترویج محیط زیست همدان در بازدید از این نمایشگاه گفت: برنامه ما حول سه محور قرار دارد، نخست؛ توانمندسازی فعالان نهادهای مدنی از طریق برگزاری دوره‌ها وکارگاه‌های آموزشی و بازدیدها صورت خواهد گرفت. دوم؛ حمایت جدی‌تر از برنامه‌های NGO (سمن) هاست، امیدواریم فضا بهتر شود تا ما بتوانیم در این زمینه کارساز باشیم. سوم: در گسترش کمی و کیفی سازمان‌های مردم نهاد، با توجه به نیازی که در تمام شهرستان‌ها به تخصصی‌تر شدن نهادهای مدنی، به ویژه در حوزه آموزش‌های مردمی وجود دارد، اگر انجمن‌هایی خواهان فعالیت‌های محیط زیستی باشند، سعی خواهیم کرد در جهت ارتقای محتوا و تسهیلات از آنها حمایت کنیم. ما علاوه بر یاری این انجمن‌هاو حمایت از آنان، حتا از سمن‌های منتقد که نقد سازنده‌ای دارند استقبال خواهیم کرد.
ایزدی ادامه داد: بحران محیط زیست روزبه روز آشکارتر شده و نیاز به آموزش بیشتر خودنمایی خواهد کرد و باید به سمت آموزش برویم، چرا که بهترین راهکار نه جریمه است و نه برخورد، بلکه تنها توانمندسازی و آموزش است. چه بهتر که این توانمندسازی از سوی نهادهای مدنی صورت گیرد.

 



برچسب ها: سمن ها ، جشنواره تئاتر ، همدان ، محیط زیست ،


موزه مردم شناسی بیستون راه اندازی شد

موزه مردم شناسی بیستون جمعه سوم آبان ماه با حضور جمعی از اعضای انجمن غیر دولتی دوستان زمین همدان در محل کاروانسرای شاه عباسی بیستون راه اندازی شد.

 

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107237&Serv=3&SGr=22

 


خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- موزه مردم شناسی بیستون جمعه سوم آبان ماه با حضور جمعی از اعضای انجمن غیر دولتی دوستان زمین همدان در محل کاروانسرای شاه عباسی بیستون راه اندازی شد.

 

سلمان پرورش، مدیر کاروانسرا درباره راه اندازی این موزه گفت: برای تهیه اشیاء این مجموعه یک سال زمان صرف شده است. تعدادی از اشیاء توسط مردم محلی و روستاها اهدا و بخشی از آن توسط پایگاه پژوهشی بیستون خریداری شده است.

 

این باستان شناس در ادامه افزود: همچنان در حال تهیه اشیاء مرتبط با موزه هستیم اما متاسفانه فعلا هیچ بودجه ای برای این منظور در اختیار نداریم. یکی از مهمترین مجموعه های این موزه عکس های قدیمی است که از مردم بومی منطقه گرداوری شده و پس از سامان دادن به نمایش در خواهد آمد.

 

پرورش درمورد برنامه‌های آینده این مجموعه تاریخی گفت: ایجاد یک مرکز مطالعاتی و کتابخانه تخصصی در برنامه های آینده است تا کاروانسرا به یک مجموعه فرهنگی تبدیل شود. با این که چهار سال از مرمت کاروانسرا می گذشت هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شد. اما امروز ما طرح‌هایی برای برگزاری همایش‌های فرهنگی، تورهای خارجی وداریم و در حال ایجاد امکانات اقامتی برای تورهای صخره نوردی و کوهنوردی بیستون هستیم.

 

پایگاه جهانی بیستون مجموعه‌ای از آثار و اماکن باستانی و فرهنگی است که در کنار کوه بیستون قرار گرفته است و هرساله هزاران نفر را به سوی خود می خواند. این اولین بار است که مکانی با حضوراعضای یک انجمن غیردولتی افتتاح می شود.

 

در مراسم گشایش موزه مردم شناسی بیستون ده ها تن از اعضای انجمن غیر دولتی دوستان زمین حضور داشتند که آغاز مراسم  پس از صرف صبحانه و صحبت های مدیر موزه و مراسم بازدید از موزه ادامه یافت و پس از بازدید از مجموعه های مختلف با تجلیل از یکی از اعضای انجمن دوستان زمین پایان یافت .

 

سخنگوی این انجمن  اظهار امیدواری کرد: برنامه های مشترک بین نهادهای مدنی و سازمان میراث فرهنگی ادامه یابد چرا که این برنامه ها موجب تحکیم روابط سازمان های مردم نهاد و نهادهای دولتی، به خصوص سازمان میراث فرهنگی خواهد بود و برنامه‌های مشترک می‌تواند خلاءهای موجود در زمینه آموزش های جوامع محلی را پر کند و ضعف ها برطرف شود.

حسین زندی      

 

 



برچسب ها: همدان ، بیستون ، موزه مردمشناسی ،

رییس سازمان میراث فرهنگی همدان تکذیب کرددرختان آرامگاه باباطاهر شبانه بریده شد+ عکس
بیش از 30 اصله درخت کهنسال در محوطه آرامگاه باباطاهر شبانه بریده و بقایا و ریشه درختان آن آتش زده شدند. این در حالی است که رییس سازمان میراث‌فرهنگی قطع این درختان را تکذیب کرده و می‌گوید حتی یک درخت از محوطه باباطاهر قطع نشده است.



خبر گزاری میراث فرهنگی- هفته گذشته، بیش از 30 اصله درخت کهنسال در آرامگاه باباطاهر شبانه بریده شدند. مشاهدات نشان می‌دهد، پس از انتقال درختان به خارج از محوطه، ریشه های آن‌ها با ریختن نفت سوزانده و سپس در زیر خاک مدفون شدند. این در حالی است که رییس سازمان میراث فرهنگی در گفت و گو با chn اعلام کرد که حتی یک درخت از اطراف این محوطه قطع نشده و اگر این اتفاق افتاده باشد، این مسئله ربطی به سازمان میراث فرهنگی ندارد.
 
این تصویر یکی از درخت‌های بریده محوطه آرامگاه باباطاهر است
 
البته قطع درختان در محوطه اطراف آرامگاه باباطاهر برای اولین بار نیست که اتفاق می افتد، تابستان گذشته هم شهرداری همدان تعدادی از درختان اطراف این آرامگاه را با بیل مکانیکی ریشه کن کرد و اکنون در حال سنگفرش کردن آن است.
 
 درخت‌ها بریده و آتش زده شده اند. چرا؟
 
یکی از کارکنان آرامگاه باباطاهر درباره قطع درختان به chn می گوید: بریدن درختان به دستور مدیران میراث همدان بوده و به خاطر این است که مسافران هنگام عکاسی به راحتی بتوانند آرامگاه را از هر زاویه‌ای پشت سر داشته باشند.»
 
 درختان محوطه باباطاهر بخشی از هویت تاریخی این آرامگاه هستند
 
او در پاسخ به این سوال که چرا در مقابل این دستور مقاومت نکردند، می‌گوید:«ما ماموریم و معذور وقتی دستور می دهند باید اجرا شود.»
 
 بارها و بارها دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست درباره قطع درختان محوطه های تاریخی هشدار داده اند
 
اردشیر ثریایی، فعال و دوستدار میراث هم دراین باره می گوید:« در ماه‌های گذشته تخریب فضای سبز و بریدن درخت در همدان شدت افزایش یافته و متاسفانه باید گفت این اقدام بیشتر از سوی برخی نهادهای دولتی مانند میراث فرهنگی و شهرداری صورت گرفته است.»
 
 سرانجام جای این درخت های بریده و سوزانده شده را چه می گیرد؟
 
او با اشاره به بریدن درختان محوطه بابا طاهر می‌گوید:« این درختان قدمت 50 ساله داشتند و جزئی از منظر این اثر تاریخی وملی به شمار می‌روند، هیچ توجیهی قابل قبول نیست که درختان را به هر بهانه‌ای ببریم .»
 
 داربست هایی که به پیکر آرامگاه آسیب زده اند را چه مسئولی رسیدگی خواهد کرد؟
ثریایی همچنین می افزاید:«اگر این کار قانونی است، چرا درختان را شبانه می‌برند و چرا آتش می زنند؟ اگر مسئولان به راستی به فکر عکاسی و منظر بناهای تاریخی هستند، پیشنهاد می کنم فکری به حال تاسیسات اضافه مانند سیم پیچی این‌بناها بکنند. با داربست زدن بنا را تخریب نکنند. بخشی از فضای اطراف آرامگاه را غرفه تنقلات فروشی و کیوسک تبلیغات اماکن تفریحی اشغال کرده است که باید آن‌ها برچیده شود.»
 
 تصویر درخت دیگری که قطع و ریشه اش سوزانده شد
با این وجود، برخی از دوستداران میراث فرهنگی در همدان همچنان قطع درختان آرامگاه باباطاهر را باور ندارند. مهرداد حمزه، خبرنگار و دوستدار میراث فرهنگی در این باره به chn می‌گوید:« فکر نمی کنم که تعداد زیادی از درختان اطراف  آرامگاه باباطاهر قطع شده باشد. اگر هم قطع شده محدود بوده و به منظور ساماندهی محوطه اطراف آرامگاه است.»
 
چه کسی درست می‌گوید؟ بر سر درختان محوطه آرامگاه باباطاهر چه آمده است؟
 
او در پاسخ به این سوال که آیا سازمان میراث فرهنگی اقدام به قطع این درختان کرده، می‌گوید:« مطمئنا قطع درختان مربوط به حوزه شهرداری است و اگر درختی قطع شده از سوی شهرداری همدان بوده است.




خبرنگاری به جرم دفاع از میراث فرهنگی و محیط زیست، کتک خورد و اخراج شد/

حسین زندی 
خبرنگاری از مشاغل پر خطر در جهان است، اما در کشور ما علاوه بر پرخطر بودن و نداشتن امنیت جانی، مشکلات دیگری هم دارد: از جمله درآمد کم و نداشتن امنیت شغلی که باعث می شود یک خبرنگار همزمان در چند جا کار کند و یا از شغل دیگری درآمد کسب کند و در راه خبرنگاری خرج کند. اما خبرنگار بودن فرد، مشاغل دیگرِ او را نیز به مخاطره می اندازد. اخراج خبرنگار همدانی از سازمان نظام مهندسی همدان از جمله این موارد است. خبرنگاری که دانشجوی کارشناسی ارشد معماری و در کنار اشتغال در سازمان نظام مهندسی، به حرفۀ خبرنگاری هم مشغول بود.
رسانه ها، هفتۀ پایانی مردادماه گذشته از آغاز تخریب "باغ بدیع الحكمای" همدان و ضرب و شتم فرزاد سپهر، خبرنگاری كه برای ثبت خبر و عكس به محل حادثه رفته بود، خبر دادند.
اما به فاصله یك هفته که آثار ضرب و شتم همچنان بر بدنِ این خبرنگار كه فارغ التحصیل كارشناسی معماری است بر جای مانده بود، حكم بركناری اش از سازمان نظام مهندسی هم صادر شد!
در حالی كه انتظار می رفت این اقدام خبرنگار كه پیشینۀ كاری در مهندسی معماری دارد و برای اطلاع رسانی و هشدار به ساخت و ساز مخرّبِ محیط زیست و زندگی شهروندان، خطر خبررسانی را به جان خریده بود، مورد تایید و تمجید سازمان نظام مهندسی قرار گیرد، نهاد متبوع كه سازمانی غیر دولتی است، حكم به بركناری اش داد.
یک حقوقدان در همدان می گوید: سازمان نظام مهندسی ساختمان، نهادی غیردولتی است كه هیات مدیره آن با انتخاب اعضا و تایید و نظارت وزارت راه و شهرسازی مشخص می شوند و وظیفه آموزش و ارتقای پایه مهندسی و طراحی و نظارت ساخت و ساز را بر عهده دارند. حضور رییس سازمان در كمیسیون ماده 5 كه می تواند حكم به تغییر كاربری اراضی را بدهد درخور توجه است. این مهم باید به تاثیر نظر كارشناسی توام با دقت نظر و وجدان كاری همراه باشد تا كمیسیون ماده، همانطور كه در مورد باغ بدیع الحكمای همدان و موارد مشابه، رای به ساخت و ساز در اراضی باغات می دهد، لااقل منجر به این كار نشود.
این حقوقدان می گوید: هر گونه ساخت و ساز، تعداد طبقات و احداث بنا، با مجوز شهرداری صورت می گیرد و توافق با آن در خصوص تغییر کاربری و احداث بنا در فضای سبز یا مسکونی به تجاری یا آموزشی و ورزشی، با مجوّز کمیسیون ماده 5 در هر شهر، متشکّل از استاندار (رییس)، معاون عمرانی استاندار (نایب رییس)، مدیرکل راه و شهرسازی، شهردار، مدیرکل میراث فرهنگی، مدیرکل جهاد و کشاورزی، رییس شورای شهر و رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان انجام می شود.
به نظر می رسد سازمان در همدان نتوانسته استقلال خود را حفظ کند. حداقل از شایعاتی که پس از اخراج این خبرنگار در شهر پیچیده (که خبر از وابستگی سازمان به زمین خواران می دهد) و تصمیم گیری عجولانه در این اخراج، نشان از ضعف این نهاد دارد.
اما با این که سازمان نظام مهندسی یک نهاد نظارتی است، به نظر می رسد نیاز به یک نهاد نظارتی دیگر دارد. عملکرد این نهاد در مواردی جهت دار، خلاف اهداف و اساسنامه اش بوده است. به طور مثال پس از زلزله آذربایجان در مطلبی نوشتم که متهم اصلی زلزله، سازمان نظام مهندسی است و اشاره کردم به ساختمانِ نوسازِ دانشگاه آزاد که بخشی از آن ویران شده بود. همچنین پروژۀ "مسکن مهر ورزقان" که افتتاح نشده، تخریب شده بود؛ در حالی که شدت زلزله حدود 5 ریشتر بود و اگر این نهاد، نظارت صحیحی اعمال می کرد، مسلما چنین اتفاقی نمی افتاد.
در شهر همدان نیز دهها مورد تخلف را می توان نام برد. از جمله استفاده از مصالح سرطان زا در نمای ساختمان ها و به کار نبردن مصالح بوم آورد که تحمّل اقلیم همدان را ندارد که این نهاد نظارتی بر آنها ندارد.
همچنین این نهاد در تغییر کاربری و نابودی باغ ها که در سال های اخیر شدت گرفته است، نقش دارد و همانطور که اشاره شد، حضور رییس سازمان در کمیسیون ماده 5، تاییدی بر این مدعاست. باغ بدیع الحکما نیز بر همین منوال تفکیک شده است. در آستانه تخریب باغ و عمارت تاریخی و پس از ضرب و شتم "فرزاد سپهر"، عکاس و خبرنگار، 247 نفر از سینماگران، هنرمندان، پزشکان و فعالان فرهنگی همدان، با نوشتن نامه ای به وزیر کشور، رییس سازمان محیط زیست و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، درخواست توقف تخریب باغ و عمارت بدیع الحکما و باغ و عمارت ذوالریاستین شدند، اما بدون توجه به این اعتراض ها، باغ ذوالریاستین با خاک یکسان شد.
با اینکه انتظار می رفت باغ و عمارت های تاریخی حفظ شود، اما اخراج این خبرنگار، شوک تازه ای بود که بر فعالان میراث فرهنگی و محیط زیست وارد آمد.

 


برچسب ها: کتک خوردن خبرنگار ، اخراج خبرنگار ، سازمان نظام مهندسی ،

اصطبل های امیر طومان و مری لیلی قراگوزلو در آستانه نابودی

اصطبل مری، بی سقف شد

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106576&Serv=3&SGr=22

 

 

سقف اصطبل ورکانه فرو ریخت. اصطبل ورکانه در سال‌های گذشته به دلیل بی توجهی مسئولان در معرض تخریب قرار گرفته بود. مری لیلی قراگوزلو این اصطبل را در اواخر دهه 40 با معماری سنگی ایران ساخت. به گفته دوستداران میراث فرهنگی این اصطبل می‌تواند تبدیل به موزه شود با این وجود همچنان در بی‌مهری مسئولان به سر می‌برد.

 

 

 

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- در سال‌های گذشته به‌دلیل بی‌توجهی اصطبل ورکانه، در معرض تخریب قرار گرفته است. در روزهای اخیر تخریب‌ها افزایش یافته و بخشی از سقف آن هم فرو ریخت.

 

این در حالی است که در اواخر دهه 40 «مری لیلی قراگوزلو» (چهره جهانی پرورش اسب) این اصطبل را با معماری منحصر به فرد، با مصالح سنتی و سنگی در جنوب این روستا ساخت که تا آغاز انقلاب پرورش و اصلاح نژاد اسب در این مکان انجام می‌شد.

 

دوستداران میراث فرهنگی، بارها پیشنهاد تبدیل  این اصطبل به موزه‌ای مرتبط به اسب سواری در همدان داده شده اما تاکنون از طرف هیچ سازمانی مورد حمایت قرار نگرفته‌است.

 

روستای ورکانه از جاذبه‌های مهم روستایی استان همدان است که افزون برزیبایی‌های طبیعی و مناظر روستایی، از معماری منحصر به فرد سنگی نیز برخوردار است. دو اصطبلی که در این روستا قرار دارد از نمونه‌های زیبای معماری سنگی است. همچنین قلعه اربابی «امیر طومان قراگوزلو» جد مری لیلی قراگوزلو با پلان چلیپایی و مربوط به دوره قاجار در میان باغی زیبا قرار دارد که متروکه شده است.

 

اصطبل قدیمی روستا مربوط به دوره قاجار است و توسط یکی از اهالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هنوز بقایای گچبری‌ها و نقاشی روی دیوار این اصطبل باقی مانده اما سقف آن دچار آسیب جدی شده است.

 

«مهدی بختیاری»، رئیس انجمن پرورش اسب همدان می‌گوید: «وضعیت اصطبل قدیمی که در روستای ورکانه قراردارد تقریبا نامشخص است. سیستم نگهداری ساختمان مشخص نیست و مدیریتی ندارد. برخی از گردشگران خارجی به ایران سفر می کنند و به همدان می آیند تا تنها در ورکانه این اصطبل ها را ببینند. ورکانه یکی از مراکز بزرگ پرورش اسب اصیل ایرانی بوده است.

 

بختیاری ادامه می‌دهد: «اسب اصیل ایرانی توسط مرحوم مری لیلی قراگوزلو در این مرکز پرورش و اصلاح نژاد شده، و مهمتر اینکه به دنیا معرفی و شناسانده شده‌است.

 

رئیس انجمن پرورش اسب همدان در ادامه می‌گوید: «ظاهرا کسی متولی این اصطبل نیست و اگر وضع به همین منوال پیش برود در چندسال آینده دیگر اثری از آن باقی نمی‌ماند. با این حال در حق یکی از با ارزش ترین اماکن همدان خیانت شده است. ما می‌خواهیم وضعیت آن مشخص بشود. عده‌ای از اهالی روستا بر آن ادعای مالکیت می کنند و خود را ذینفع می‌دانند اما دلسوزی نمی‌کنند.»

 

بختیاری در مورد چاره اندیشی در وضعیت فعلی می‌گوید: «باید سازمان میراث فرهنگی وگردشگری وارد عمل شود و آن‌را مرمت وبازسازی کند. متاسفانه سازمان میراث فرهنگی همدان تنها عکس‌های این روستا و اصطبل‌ها را به نمایش می‌گذارد. باید از متولیان میراث پرسید اگر این بناها در این روستا نابود شوند چه چیزی را به عنوان جاذبه گردشگری و میراث تاریخی معرفی خواهند کرد؟ به نظر نمی‌رسد که این ساختمان زمستان امسال را دوام بیاورد.»

 

این فعال فرهنگی ادامه می‌دهد: «درصورت اقدام نکردن سازمان می‌توان اصطبل‌ها را به بخش خصوصی به صورت استیجاری واگذار کرد تا ضمن مرمت از این میراث تاریخی نگهداری کنند. این روستا پتانسیل آن‌را دارد که هم در امور پرورش اسب وارد فعالیت شود و هم می‌توان از یکی از اصطبل‌ها به عنوان موزه اسب و ادوات سوارکاری بهره برد.

 

حسین زندی

 


برچسب ها: روستای ورکانه ، مری لیلی قراگوزلو ، همدان ، امیرطومان قراگوزلو ، موزه اسب و سوارکاری ،

صعود قله 5167 متری آرارات با هدف حفظ محیط زیست

گروه کوهنوردی دوستان زمین در آرارات ترکیه رکورد زدند

http://iranngonews.persianblog.ir/post/1290/

 

 

حسین زندی -دو  نفر از کوهنوردان انجمن دوستان زمین همدان یازدهم شهریورماه در یک برنامه  سرعتی قله آرارات ترکیه را با زمان 2 ساعت و32  دقیقه صعود کردند .

 قله آرارات در بین مرز کشورهای ایران ترکیه و ارمنستان  وبه ارتفاع 5167متر  مانند یک آتشفشان خاموش است .این قله در تمام ایام سال پوشیده از برف است. بالاترین رکورد سرعتی این قله پیش از این 2ساعت و45دقیقه  توسط یک گروه ایرانی بود  که محمد اسدی و محمود بیات این بار با 13دقیقه اختلاف توانستند این موفقیت را به نام کشور ایران ثبت کنند.

 این دو کوهنورد  یک روز پس از این صعود موفق  در یک گروه 17 نفری  برای بار دوم این قله را به صورت معمولی (نرمال) صعود کردند.

 

محمدسدی درباره این صعود گفت:برنامه حدود 2روز  از تاریخ11 شهریور طول کشید و برنامه صعود برای بار اول سرعتی و در فردای همان روز صعود ی نرمال با گروهی از تهران داشتیم.  از مدتها قبل درکوههای همدان تمرین سرعتی داشتم تا بتوانیم آمادگی لازم را بدست بیآوریم. تعداد همراهان 17 نفر بود که فقط دو نفر از همدان برای صعود سرعتی حضور اقدام کردیم .

 

گروه کوهنوردی دوستان زمین همدان به سرپرستی محمد اسدی هردوهفته یک بار  برنامه کوهنوردی و کوهپیمایی  را در داخل کشور اجرا می کند. محمد اسدی  در این باره گفت :هدف از اجرای برنامه برافراشتن پرچم ایران عزیزمان با رکورد جدید سرعتی و بااهداف محیط زیستی که  مهمترین دلمشغولی ماست .در برنامه های داخلی که دوستان زمین که هر دو هفته  یک باراجرا می شود  به پاکسازی طبیعت و ارتفاعات همدان میپردازیم . قصد ما آشتی دادن هموطنان عزیز با زمین و حفظ محیط زیست است  این کوهنورد گفت:متاسفانه  طبیعت کشور ما از این نظر وضعیت خوبی ندارد وبرخی از هم میهنان  رعایت نمی کنند . اطلاع رسانی و آموزش به هر شیوه ای می تواند در بازداری از تخریب محیط زیست مفید باشد و ماامیدواریم روزی برسد که همه شهروندان عزیز هیچ گاه زباله ای را در طبیعت جا نگذارند وهر کس به سهم خود دوستدار طبیعت باشد

سرپرست گروه کوهنوردی دوستان زمین در  مورد برنامه های بعدی گروه گفت :برنامه بعدی قله 6000 هزاری است. در مورد ورزش کوهنوردی و صعود سرعتی که همه عزیزان میتوانند با تمرین وآمادگی جسمانی بالا و تجهیزات به صعود چنین قله هایی دست پیدا کنند  .

 

روزنامه همشهری / ویژه همدان /چهارشنبه 27 شهریور


برچسب ها: گروه کوهنوردی دوستان زمین ، ngo ، محیط زیست ،

خبرنگاری به جرم دفاع از میراث فرهنگی و محیط زیست کتک خورد و اخراج شد

http://www.von.ir/index.php/گردشگری-و-میراث-فرهنگی

 

حسین زندی فعال حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی  در گفت‌وگو با پایگاه اطلاع رسانی صدای طبیعت از اخراج خبرنگاری كه به دفاع از باغ بدیع الحكمای همدان برخواسته بود از محل كار خود خبر داد.
به گفتة او  این خبرنگار  دانشجوی کارشناسی ارشد معماری است و در کنار اشتغال در سازمان نظام مهندسی به حرفه خبرنگاری هم مشغول بود. فرزاد سپهر پیش از این هم به خاطر تهیه خبر وعكس از تخریب باغ بدیع الحكما ضرب و شتم شده بود.
به گفتة زندگی اما به فاصله یك هفته از ضرب و شتم حكم بركناری اش از سازمان نظام مهندسی ساختمان  به وی دادند.. در حالی كه انتظار می رفت این اقدام خبرنگار كه سبقه ی كاری در مهندسی معماری دارد و برای اطلاع رسانی و هشدار به ساخت و ساز مخرب محیط زیست و زندگی شهروندان خطر خبررسانی را به جان خریده بود! مورد تایید و تمجید سازمان نظام مهندسی قرار گیرد، نهاد متبوع كه سازمانی غیر دولتی است، حكم به بركناری اش داد.
 
یک حقوقدان در همدان  می گوید:سازمان های نظام مهندسی ساختمان نهادی غیردولتی است كه هیات مدیره آن  با انتخاب اعضا و تایید و نظارت وزارت راه و شهرسازی مشخص می شوند و وظیفه آموزش و ارتقای پایه مهندسی و طراحی و نظارت ساخت و ساز را بر عهده دارند. حضور رییس سازمان در كمیسیون ماده 5 كه می تواند حكم به تغییر كاربری اراضی را بدهد در خور توجه است. این مهم باید به تاثیر نظر كارشناسی توام با دقت نظر و وجدان كاری همراه باشد تا كمیسیون ماده ه همانطور كه در مورد باغ بدیع الحكمای همدان و موارد مشابه رای به ساخت و ساز در اراضی باغات می دهد لااقل منجر به این كار نشود.
این حقوقدان می گوید: هرگونه ساخت و ساز، تعداد طبقات و احداث بنا با مجوز شهرداری صورت می گیرد و توافق با آن در خصوص تغییر کاربری و احداث بنا در فضای سبز یا مسکونی به تجاری یا آموزشی و ورزشی با مجوز کمیسیون ماده 5 در هر شهر متشکل از استاندار رییس، معاون عمرانی استاندار نایب رئیس، مدیرکل راه و شهرسازی، شهردار، مدیرکل میراث فرهنگی، مدیرکل جهاد و کشاورزی،  رییس شورای شهر و رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان انجام می شود.
حسین زندی می گوید:«این مسائل افكارعمومی را به این  نتیجه رسانده  که سازمان نظام مهندسی یک نهاد نظارتی است به نظر می رسد نیازبه یک نهاد نظارتی دیگر دارد. عملکرد این نهاد در مواردی جهت دار خلاف اهداف و اساسنامه اش بوده است
زندی سازمان نظام مهندسی را متهم به كم كار می‌كند و می گوید:«متهم اصلی زلزله سازمان نظام مهندسی است» او به تخریب  ساختمان نو ساز دانشگاه آزاد و  همچنین پروژه مسکن مهر ورزقان که افتتاح نشده در زلزله اشاره می‌كند ومی گوید:« شدت زلزله حدود 5ریشتر بود  واگر این نهاد نظارت صحیحی اعمال می کرد مسلما چنین اتفاقی نمی افتاد .» در شهر همدان نیز ده ها مورد تخلف را می توان نام برد از جمله استفاده از مصالح سرطان زادر نمای ساختمان ها و به کار نبردن مصالح بوم آورد که تحمل اقلیم همدان را ندارد که این نهاد نظارتی بر آنها ندارد.
در آستانه  تخریب باغ و عمارت تاریخی  و پس از ضرب و شتم فرزاد سپهر عکاس وخبر نگار ، 247 نفر از سینما گران ، هنرمندان ، پزشکان و فعالان فرهنگی همدان با نوشتن نامه ای به وزیر کشور، رئیس سازمان محیط زیست و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درخواست توقف  تخریب باغ و عمارت بدیع الحکما و باغ وعمارت ذوالریاستین شدند . اما بدون توجه به این اعتراض ها باغ ذوالریاستین با خاک یکسان شد.
زندی می گوید:« انتظار می رفت ،باغ و عمارت های تاریخی حفظ شود  اما اخراج این خبرنگار شوک تازه ای بود که بر فعالان میراث فرهنگی و محیط زیست وارد كرد. »

 

 


برچسب ها: اخراج خبرنگار ، همدان ، سازمان نظام مهندسی همدان ،

 تجمع فعالان محیط زیست و کوهنوردان در اعتراض به تخریب چشمه‌های الوند

http://www.iranboom.ir/didehban/zistboom/10165-1392-06-14-19-30-36.html

 

گزارش: حسین زندی
عکس: رضا مقدم

درپی تخریب مسیر چشمه ملک در منطقه پائین دست «چهارقله» همدان در هفته‌های گذشته، روز جمعه  تعدادی از اعضای انجمن دوستان زمین در کنار این چشمه تجمع کردند.

این گردهمایی که با هماهنگی کمیته کوهنوردی انجمن محیط زیستی دوستان زمین انجام شد در یک برنامه صعود که از مسیر تاریک دره همدان به سمت چشمه بود ده ها نفر از اعضای این انجمن و کوهنوردان و فعالان محیط زیست همدان حضور داشتند. تخریب چشمه ملک و مسیر این چشمه تا روستای دیوین توسط عده ای از ساکنان این روستا مورد اعتراض فعالان محیط زیست و کوهنوردان قرار گرفت. این اولین بار نیست که در سال‌های گذشته چشمه‌های همدان مورد تعرض قرار می‌گیرند. علاوه بر اینکه چشمه‌های فراوانی که داخل شهر جریان داشتند و صدها هزار نفر از آنها استفاده می کردند امروز وجودخارجی ندارند و به برکت نبود مدیریت صحیح شهری نابود شده اند. در خارج از مناطق مسکونی و کوهستان ها نیز پیش از این چشمه های روستای دره مرادبیگ به دلیل انتقال آب آن به شهر تخریب شد. همچنین پس از تغییر مسیر چشمه ها و رودخانه های منطقه میدان میشان پس از احداث تاسیسات تله کابین هگمتانه، پوشش گیاهی منطقه تحت الشعاع قرار گرفت. چشمه های تخت کوچک و تخت رستم نیز از این آسیب ها در امان نماندند. اما اعتراض های فعالان محیط زیست بی پاسخ ماند. تهدیدهای فراوانی از جمله ایجاد معدن سنگ در کوهستان‌های الوند، جاده سازی های بدون برنامه که موجب زخمی شدن کوهستان شده است، برداشت بیش از حد از آب چشمه‌ها، چرای بی رویه دام عشایر و همچنین ریختن زباله در دامنه کوه های همدان نتیجه ای جز نابود ی پوشش گیاهی وجانوری کوهستان‌های الوند ندارد. ادامه روند فعلی و تخریب های صورت گرفته الوند را تا مرز نابودی کشانده است. به دلیل همین دخالت های دست بشر است که این‌روزها دیگر زیبایی گذشته را ندارد، به خصوص آن چه تاسیسات تله کابین برسر الوند می آورد جبران ناپذیر است. اگرچه نهادهای مدنی ، فعالان محیط زیست و کوهنوردان همواره به این تخریب ها و دست درازی ها بر طبیعت معترض بوده اند اما تا مسئولان احساس مسئولیت نداشته باشند و با نگاه عمیق تری به مسئله محیط زیست ننگرند این مشکلات باقی خواهد بود.

مریم خندان عضو انجمن دوستان زمین می گوید: درمان کم‌آبی کور کردن چشمه‌ها نیست، آنهم در سرچشمه وکاشانه اصلی آن. این چشمه ها قرن هاست که در زادگاه خود جریان دارند و وفادارانه خاک وطبیعت خود را سیراب می کنند. امید بزرگ رهگذران تشنه بودند، دردناک است که چشمه هارا درخانه خود زندانی کنیم ویا آواره دیار دیگری کنیم.

این فعال محیط زیست ادامه می دهد:ما با این کار سایر موجودات را ازاین موهبت طبیعی بی بهره می کنیم. ای کاش برای درمان کم آبی ها به سال های پیش برگردیم وتمام چشمه هایی را که کور کردیم باز سازی کنیم وبه چرخه زندگی برگردانیم .شاید بخشی از مشکل حل شود.این روزها ما چشمه ها وقنات های همدان را با کانال فاضلاب یکی کردیم آنوقت می خواهیم آب کوه‌ها و سهم سایر موجودات را داخل شهر ببریم. فعالان مدنی به خصوص انجمن دوستان زمین در این گردهمایی خواستار پیگیری هرچه سریع تر مسئولان شهری و نهادهای متولی از جمله سازمان آب، محیط زیست، منابع طبیعی و شهرداری همدان هستند.

 

 


برچسب ها: چشمه های همدان ، چشمه ملک ، سازمانهای مردن نهاد ، ایرانبوم ،

 
 
 
مسئولان جدید میراث فرهنگی به سرعت اقدام کنند

«در» خانه ذوالریاستین از جا کنده شد

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106251&Serv=3&SGr=22

 

در خانه ذوالریاستین که حدود 200 سال قدمت دارد از جا کنده شد. به گفته مالک جدید این عمارت به طور کامل تخریب خواهد شد.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی - ماه‌های گذشته فعالان فرهنگی بارها به مسئولان هشدار داده بودندکه از تخریب بناهای تاریخی شهر و آخرین باغ‌های همدان جلو گیری کنند. اما پاسخی از مسئولان نشنیدند.
 
خانه ذوالریاستین در غربت و بی‌توجهی دل به تخریب صاحبانش می‌سپارد
 
خبرنگاران و فعالان حوزه میراث بارها به اطلاع مسئولان رسانده بودن که برای نجات این باغ وعمارت تدبری بیاندیشند .تا اینکه به گفته نماینده یکی ازخریداراران که عمارت در ملک او قرار دارد "کارشناسان میراث فرهنگی پس از بازدید از عمارت اعلام کردند درهای سنگی قدیمی و اشیاء تاریخی و ستون‌های قدیمی را زمان تخریب جدا کنید بعدا برای بردن آنها مراجعه می کنیم".
 
البته این موضوع از سوی مسئولان میراث فرهنگی تائید نشده‌است.
 
مصالح آورده شده است؛ باغ خواب شوم می بیند
 
امیرشهاب رضویان کارگردان سینما که این روزها درحال جمع آموری نامه از هنرمندان برای نجات این باغ بود ،می گوید: "ما با مهندس حجت معاونت سازمان مذاکره کردیم که برای نجات بخشی این بنا و عمرت بدیع الحکما اقدامی انجام دهند و قول مساعد دادند." اما خریداران فرصت ندادندو همزمان با انتشار نامه 247 نفر از هنرمندان مطرح، پزشکان، خبرنگاران و فعالان فرهنگی همدان اقدام به تخریب این بنای تاریخی کردند.
 
درخت های کهنسال قطع می شود فردا همدان از خاطره باغ ها تهی می شود
 
مهدی خاکیان مستاجر باغ که هنوز پیگیر مسائل قضایی باغ است می گوید: درخواست ما از مقام‌های مسئول این است که اجازه بدهند ما قبل از تخریب کامل بنا، آنر به ملک شخصی خودمان که 100 متر با عمارت فاصله دارد انتقال دهیم. تا روحمان بیش از این جریحه‌در نشود.
 
دیگر خانه نیست. خاطرات نیستند
خاکیان به chn می گوید: برادران من پنجاه شصت سال پیش در همین خانه متولد شدند، چرا کسی به گذشته انسانها در این دیار حرمت قائل نیست؟
 
او ادامه می دهد: «اگر جدا کردن اشیاء قدیمی ودرها و ستون‌های تاریخی بنا مشکل را حل می‌کرد ما پیش از اینکه کسی از ماجرا باخبر شود این کار را می‌کردیم. این چه پیشنهادی است که کارشناسان میراث می‌دهند؟ عمارت تاریخی را با ضایعات اشتباه گرفته‌اند. ما هدفمان نجات این بنا بود.
 
ابزار ساختمان سازی به بنای جدید می اندیشد که روی هویت همدان قرار است فنداسیون خود را بریزد
 
این باغ و عمارت توسط ذوالریاستین نماینده قائم مقام فراهانی و همزمان با حکومت محمد شاه قاجار بنا ایجاد شده بود. میرزا ابواقاسم ذوالریاستین از دیوانسالاران وبزرگان دوره قاجار در همدان بود که شاگردان بسیاری ،از جمله ریاض همدانی در مکتب او به مقام دیوانی رسیدند. در اهمیت این باغ همین بس که گفته می شود ،یکی از قدیمی ترین کوچه باغ های همدان یعنی " کوچه مشکی" برای دسترسی به این باغ سنگفرش می شود و تا چند سال پیش بخشی از سنگفرش سیاه رنگ آن باقی مانده بود.
 
پس از ذوالریاستین این ملک به یکی از وارثان او به نام عنایت الملک رسید. به همین دلیل به این ملک باغ عنایت الملک می گفتند.در اواخر قاجارتوسط خانواده بدیع الحکما خریداری شد و در اختیار دختر بدیع الحکما (مریم بدیع) و داماد خانواد (دکتر فرج ا..ارفع ) قرار گرفت . شکرا.. خاکیان از سال 1328 این باغ را از دکتر رفع اجاره کرد و تا سال 1392 در اختیار این خانواده بود.
 
مهدی خاکیان فرزند شکرا.. خاکیان می گوید: «شبها وقتی صدای بریدن درختها را می شنوم و یا وقتی آمدم و دیدم بخشی از باغ را آتش زده‌اند مریض شدم. قنات میرزا یعقوب که بیش 700 سال قدمت داشت و جز قنات های دو طبقه وگبری همدان بود را با لودر خراب کردند تا آب به درختان باغ نرسد و زودتر خشک شوند.اینها خاطرات ما را نابود کردند.»
 
این اظهارات هنوز از سوی مسئولان تائید نشده‌است.
 
به نظر می رسد اگر مسئولان میراث در تهران اقدامی نکنند به زودی عمارت بدیع الحکما نیز تخریب خواهد شد.
 
حسین زندی


برچسب ها: آثارتاریخی همدان ، باغ ذوالریاستین ، تخریب عمارت تاریخی ، باغ ها وچشمه های همدان ،

 
 
 
همدان دیگر نفس نمی کشد

 

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106201&Serv=3&SGr=22

خطر بیخ گوش عمارت ذوالریاستین + اسناد و عکس

درختان باغ 12 هزارمتری ذوالریاستین در انتهای منطقه پردیس که روزی باغ سرسبزی بود، هفته پیش با مجوز شهرداری تفکیک و سپس درختان کهنسالش قلع وقم شد. اما مسئله به همین جا ختم نشد و عمارت دویست ساله این باغ همچنان در آستانه تخریب است. خریداران باغ تا روز سه شنبه به مستاجر مهلت داده اند تا عمارت را تخلیه کند.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی –گروه میراث فرهنگی- هفته گذشته همزمان با حمله بلدوزور ها به باغ بدیع الحکما، درختان باغ 12 هزارمتری ذوالریاستین در انتهای منطقه پردیس که روزی باغ سرسبزی بود، هفته پیش با مجوز شهرداری تفکیک و سپس درختان کهنسالش قلع وقم شد. اما مسئله به همین جا ختم نشد و عمارت دویست ساله این باغ همچنان در آستانه تخریب است. خریداران باغ تا روز سه شنبه به مستاجر مهلت داده اند تا عمارت را تخلیه کند.
 

 درختان همدان سرسبز یکی یکی قطع می‌شوند

 این درحالی است که جمعی از هنرمندان سینمایی، پزشکان و فرهنگ‌دوستان همدانی به قطع درختان و آغازتخریب ورودی خانه «باغ بدیع الحکما» و «باغ ذوالریاستین» واقع در شهر همدان اعتراض کردند و نامه ای خطاب به مسئولان نوشته اند تا از تخریب ها جلوگیری شود.
 
 میرزا ابوالقاسم ذوالریاستین از عالمان همدان بود که در زمان صدارت قائم مقام فراهانی نماینده او در همدان بود و شاگردان زیادی از جمله ریاض همدانی در مکتب او به درجه دیوانی رسیدند. عمارتی که در این باغ ساخته بود درآستانه تخریب است . این عمارت تنها بنای باقی مانده از خانه‌های همدان است که دارای در سنگی بودند. ( در همدان به دلایل امنیت و سرما درگذشته در خانه ها سنگ یک تکه بود ومحله ای به نام درسنگی وجود داشت که ساکنانش نام خانوادگی در سنگی را برای خود برگزیدند.)
 
 اگر این روند ادامه پیدا کند، کارشناسان می گویند دیگر باید با باغ های همدان خداحافظی کرد
مهدی خاکیان، مستاجر این باغ که با همکاری پدرش مرحوم شکرا..خاکیان از سال 1328 در این باغ ساکن بودند می گوید: بخشی از عمارت به دلیل قدمت زیاد ومرمت نشدن از بین رفت اما آنچه باقی ماند توسط پدرم باز سازی شد . مجبور شدیم سقف قدیمی را برداریم و تیرآهن جایگزین آن کنیم.اما به در سنگی باغ و پایه ستون های عمارت و حوض های سنگی دست نزدیم .
 
خاکیان از خاطرات کودکیش در این باغ می گوید و مدارکی را نشان می دهد که از سال 1332 به مالک آن اجاره سالیانه پرداخت کرده اند .او می گوید نه فروشنده و نه خریدار توجهی به حق و حقوق ما نکرد و حقوقی که از عرصه واعیان داشتیم نادیده گرفته اند .درحالی که مزایده را به نام خانواده خاکیان منتشر کردند ،مامجبور شدیم از مراجع قانونی کمک بگیریم اما متاسفانه باغ نابود شد و خاطرات ما نیز با آن نابود شد .
 
سرانجام باغی که به مزایده گذاشته شد؛ هرچند این پرونده نیاز به اطلاعات بیشتری است
خاکیان به خبرگزاری chnمی گوید: ما باغ را ازدکتر فرج الله ارفع اجاره کرده بودیم و پس از مرگ او باغ مصادره شد . اما امسال در کمال نا باوری مشاهده کردیم که باغ را یک شرکت خصوصی به نام انصار به شهرداری واگذار کرده و پس از آن هم به مزایده گذاشته شد. او ادامه می دهد چشمه هفتصد ساله باغ را با لودر کور کردند تا درختان خشک شود اما منتظر خشک شدن هم نماندند ودرختان را جلو چشم ما بریدند.
 
این اظهارات هنوز از سوی مقامات و مسئولان تائید نشده‌است.
 
خاکیان می گوید :همدان همیشه از خنک ترین شهرهای کشور بوده، حالا سوال من این است چه اتفاقی افتاده ؟ کوه ها جابه جا شده؟ غیر از این است که پس از بریدن درختان و نابودی باغ ها این بلا سر شهر آمده!.
 
 سرایدار باغ ذوالریاستین این اسناد را در اختیار خبرگزاری می گذارند. هنوز مسئولان در این زمینه اظهار نظر نکرده اند
 
قرن ها پیش هرودت  در مورد همدان چنین می نویسد «سرزمین واقع در شمال هگمتانه کوهستانی و پوشیده از جنگل است» بیش از بیست قرن پس از این مورخ شاعری غربی به نام" کلینتن سکالرد" بازهم می نویسد:«برگرد دیوارهای همدان - باغ های پرشکوفه دامن کشیده­اند» گویی پس از دوهزار سال طبیعت این شهر زیبا همچنان دست نخورده باقی مانده بود.ویلیام جکسن ،سیاح و ایران شناس امریکایی وقتی در سال 1903 وارد همدان می شود از بیشه زارها و باغ هایی می نویسد که به شعاع 25 کیلومتر به سمت غرب امتداد دارد .
 
آیا باید برای همیشه از باغ ها و درختان همدان تنها یادی بماند؟
 
دیگر مستشرفین و سیاحتنامه نویسان نیز از این شهر با عنوان شهر باغ ها و درختان یاد می کنند و می نویسند «همدان شهری است که آن را درختان احاطه کرده اند» اما امروز نه تنها از آن درختان وبیشه ها خبری نیست بلکه اغلب باغ های منتهی به کوه الوند نیز نابود شده و برج ها و آپارتمان های نا موزون جایگزین آن شده است و چشم انداز طبیعی شهر را نابود کرده است. از کیلومترها جنگل تنها چند نمونه باغ باقی مانده وخودخواهی انسان همه را بلعیده است.این روزها همان نمونه های کوچک هم درحال نابودی است.
 
نابودی باغ ذوالریاستین زمانی اتفاق می افتد که هفته گذشته بلدوزور ها در حال تخریب باغ بدیع الحکما حکیم وپزشک نامدار همدانی بودند . و عکاس و روزنامه نگاری که درحال عکاسی از تخریب باغ بود به شدت مورد ضرب وشتم قرار گرفت . با نابودی این باغ ها آخرین شاهراه تنفسی همدان نیز نابود می شود ودیگر درختی باقی نخواهد ماند تا هوای شهر را تصفیه کند و با ریزگردها مبارزه کند.
 
 
حسین زندی


برچسب ها: باغ ذوالریاستین ، محیط زیست ، همدان ،

 
 
جشن همدان با عزای خانه بدیع الحکما برگزار شد
 

جشن همدان دیروز در حالی برگزار شدکه چندی پیش خانه بدیع الحکمای این شهر تاریخی تا آستانه تخریب رفت. با این وجود دوستداران میراث فرهنگی همچنان دور هم جمع شدند تا میراث تاریخی، فرهنگی و طبیعی همدان را پاس بدارند.

 
 
 
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- دکتر پرویز اذکایی که یکی از سخنرانان این جمع بود در این مراسم درباره وضعیت خانه بدیع الحکما اظهار نگرانی کرد و گفت: «باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند. ما عجب مردمانی هستیم.»
 
آغاز روز همدان
یکی از مولفه های توسعه فرهنگی، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است. پررنگ شدن نقش حکومت‌ها و دولت ها در امور فرهنگی، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن را از تولیدات فرهنگی می گیرد و به یک پدیده تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها و مناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می‌کند و هم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلوگیری می‌کند.

 جلسه‌ای به مناسبت روز همدان
 
پس به نظر می‌رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد. برگزاری روز همدان توسط سازمان‌های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی، اعضای شورای شهر قدیم و جدید، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد. اعضای سازمان‌های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.
 
پس از اجرای آیین‌های رسمی، عباس زند با معرفی بابک مغازه‌ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگر وضعیت چشمه های همدان بود. عباس زند گفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می‌شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می‌شد هرگز گل آلود و آلوده نمی‌شدند، این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می‌پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و  آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .
 
زند در ادامه گفت: در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند.
 
عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.
 
سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی، بنیانگذار رشته های نقشه برداری، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت:دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند. تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود و چشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.
 
پس از دکتر شکوفه اقبالی سخنران سوم،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند. او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند».
 
علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند. در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های خاکش،ای اسف تورا محو کرده.
 
خانه بدیع الحکما جگرم خون است
پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت.اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه‌های محیط زیستی، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.
 
باغ خانه بدیع‌الحکما
 
او گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و 18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است. نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود.
 
پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .
 
او با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد .
 
طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.
 
خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟
 
برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.
 
دراین برنامه که به همت موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  
حسین زندی
 


برچسب ها: روزهمدان ، دکتر پرویز اذکایی ، باغ بدیع الحکما ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،مطالب در خبر گزاری ها ،تاریخ ،جشن ها ،زیست بوم ،

 

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

مراسم گرامی داشت روز همدان با یاد دکتر علی اقبالی

حسین زندی

 دکتر پرویز اذکایی :باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .

 

یکی از مولفه های توسعه فرهنگی ، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است.پررنگ شدن نقش حکومت هاودولت ها در امور فرهنگی ، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن  را از تولیدات فرهنگی می گیرد وبه یک پدیده  تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها ومناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می کند وهم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلو گیری می کند . پس به نظر می رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد . برگزاری روز همدان توسط سازمان های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی ، اعضای شورای شهر قدیم وجدید ، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد.اعضای سازمان های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.

  پس از اجرای آیین های رسمی ،عباس زند با معرفی بابک مغازه ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگروضعیت چشمه های همدان بود.عباس زندگفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می شد هرگز گل آلود و آلوده نمی شدند این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .

زند در ادامه گفت:در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند

. عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.

سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی ، بنیانگذار رشته های نقشه برداری ، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت :دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و  علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند . تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود وچشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.

پس از دکتر شکوفه اقبالی  سخنران سوم ،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند .او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند». مهندس علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند .در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های  خاکش ،ای اسف تورا محو کرده.

پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است

دکتر پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله ، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند ، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت .اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه های محیط زیستی ، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.

 دکتر پرویز اذکایی سخنانش را اینگونه آغاز کرد:با درود به روان دکتر اقبالی و با تشکر از شاگرد خلفش دکتر غلامی و دکتر فرهانچی به خصوص از جناب آقای حسین زندی، امتثال امر کردم و با وجود این که در حال نقاهت هستم بیایم. فرمودند در باب تاریخ قاجاریه صحبت کنم برای شما از بس که درباره تاریخ باستان و مفاخر گذشته داد سخن سر داده اند و شعار دادند، اول تعجب کردم بعد دیدم اتفاقا موضوع خوبی است اما بسیار وقت کم به بنده مرحمت فرمودند و گفتند اگر آخر سوالی بود جواب دهم من از وقت مقرر تجاوز نخواهم کرد.

دکتر پرویز اذکایی گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است.  نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود. با این مقدمه باید گفت دوره تجدد، همواره با مشکلات زیادی مواجه شده که هنوز ادامه دارد در سال1201 هجری قمری آغامحمدخان قاجار پس از شکست دادن آخرین امرای سلسله زندیه مثل علیمرادخان در شیراز محمدخان زندی را که به همدان گریخته بود شکست داد . قلعه اشکانی روی تپه مصلای همدان را خراب کرد و تنها برج کوچکی از آن باقی ماند که در زمان ما به آن (تاکه برج) می گفتند ، امروزه از آن تاکه برج هم آثاری باقی نمانده دکتر اذکایی ادامه داد آن چه مسلم است این که تحکیم و دوام حکومت قاجاریه به مدت 150سال از حیث نیروی نظامی غالبا با ایل قراگوزلوی همدان بود . این ایل از بقایای قزلباش های زمان صفوی است اصلشان ترکمان است ، ترک نیستند در ایران ما ترک نداریم ولی قوم ترک و ترکمان داریم به صورت مجازی و استعاری می گوییم ترک. ترکمان اصیل و آن هایی که دعوی ترک بودن دارند همان قبایل مغول و ایغور و آشینوهای مغولی هستند ترکمان هم یعنی مانند ترکان که زبانشان ترک بوده است وگرنه همه ایشان اقوام ایرانی هستند حتی ترکمان ها از لحاظ نژاد هم آریاتر هستند. همچنین قوم فارس نداریم اما زبان ملی ما زبان فارسی است مثلا ما قومی داریم به نام بلوچ که پارتی خالص یعنی اشکانی خالص هستند. کردها را داریم در مغرب ایران که این ها بقایای مادها هستند و از اینها اصیل تر و آریایی تر پیدا نمی شود زبان ها متفاوت است اما همه تحت عنوان ایرانی هستیم. خواه آذربایجانی خواه ترک زبان ، خواه کرد تمام اینان اقوام ایرانی اند و حاصل جمع آن ملت ایران را تشکیل می دهد. بنابراین اگر من در این جا به ترکان اشاره می کنم منظور ترکمانان ایرانی است . قراگوزلوها ترکمان بودند و به زبان ترکمانی صحبت می کردند و حتی نه به زبان ترکی ، زبان ترکی اصیل تفاوت دارد و هرکه مدعی پان ترکیست و زبان ترکی اصل است باید برود زبان مغولی یادبگیرد.من نمی خواهم خارج از موضوع بروم اما مسائلی هست که یک عده از روی جهل و نادانی دامن می زنند .به این مسائل ملی، حتی این ترکان عثمانی یا این ترکمانانی که در آذربایجان هستند و اسم آن را آذربایجان شمالی گذاشته اند و اسم آن "اران" است و ما آذربایجان شمالی نداریم. قراباغ و اران که 6میلیون جمعیت دارد و متوقع هستند که آقای الهام علی اف 15 میلیون ترک زبان دلیر رشید ایران زمین را به خودشان متصل کنند. زهی خیال باطل!.

-دکتر اذکایی در ادامه گفت : من فقط به چند واقعه اشاره می کنم یکی این که افواج قراگوزلو (تیپ ها) تا آخرین دم پادشاهی خاندان قاجار از این خاندان و سلطنت قاجار حمایت کردند و به پاداش خدمات هم رسیدند و بیش تر مناصب نظامی را هم به سران قراگوزلو دادند .

-قراگوزلوها که از آق قویونلوها و قراقویونلوهای سابق بودند دو دسته متمایز بودند ، یکی عاشقلو و یک دسته دیگر حاجیلو و یا ازبک ها، از لحاظ اخلاق و هنجار اجتماعی به کلی با هم متفاوت بودند . عاشقلوها رزمی، جنگنده، ستمگر و ظالم بودند برعکس حاجیلوها اشخاص خیر، دانشمند، نیکوکار و عارف بیرون آمدند. سردسته این ها مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی است و خاندان مجذوبی از بقایای ایشان دوست دانشمند ما دکترذکاوتی قراگوزلو است. عاشقلوها چند فوج مشهور داشتند یکی بهادران، یکی دیگر مختاران و فوج قراگوزلوها که البته خدماتی هم داشتند.

-درعین حال تیول از روستاهای اطراف همدان راهم گرفتند بعدها به شش خانواده و طایفه معروف انقسام پیدا کردند که در دوران مشروطیت و قبل از آن به آنان خوانین "سته "یعنی خوانین شش گانه می گفتند  خاندان امیرنظام شورینی (حسام الملک قراگوزلو) وپسرش احتشام الدوله معروف بود. به مرکز خاندان شورین همدانی ها دارالظلم می گفتند چه ظلم هایی که بر این مردم بیچاره همدان در این 150 سال رفته خدا داند؟ 

اذکایی ادامه داد:خاندان ضیاء الملک  و بهاءالملک که روستاهای فقیره و آبشینه را داشتند و خاندان بسیار مشهور ناصرالملک نایب السلطنه ، اولین نایب السلطنه ایران ، ناصرالملک قراگوزلو بود که بهار و حومه آن در اختیار آن ها بود و اقوام دیگر...

-مهم تر از همه طایفه معممین همدان بودند ایشان دو فرقه بودند به طور کلی از زمان صفویه به دو فرقه اخباری و اصولی منقسم شدند اصولی ها اهل اجتهاد بودند و خاندان موجهی بودند و به امور مردم رسیدگی می کردند و حسن شهرت داشتند و آخرین اصولی مشهور هم شیخ مرتضی انصاری در نجف بود که به نام خاتم الفقها مشهور بود. اما تمام اخباری ها برخلاف اصولیون لطمات زیادی به این مملکت زدند و باعث جنگ های ایران و روس شدند . موجبات قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای را همین ها باعث شدند که شیخ محمد اخباری در تهران لطمات زیادی وارد کرد و فتوای همین اخباریون بود که مردم را تجهیز می کردند که با روس ها بجنگند درحالی که شاه زاده دلیر عباس میرزا که از مفاخر مملکت بود بسیار کوشش کرد و این جنگ باعث شد سوم ایران 17یعنی شهر قفقاز را از دست بدهیم. من نام دو تن از اخباریون که موجبات آشوب ها و بلواها و کشتار نفوس و قتل مردم بی گناه در همدان شدند را می برم. آن چه امروزه می گویند اراذل و اوباش ، لمپن به اصطلاح فرنگی ها و اصطلاح همدانی آن خزی است . خزی ها ،لات ها ،عرق خورها، لواطی ها و چاقوکش ها به دنبال این آقایان بودند آقای محمدحسین اردستانی (مختارانی) بود که با پشتوانه اراذل یادشده با صوفیه می جنگیدند. همدان همواره چهارراه حوادث بود همان طور که فلات ایران مورد تهاجم بود درمقیاس کوچک همدان یک ایران کوچک است با همه بلایا و مصائب 2700 ساله ،قدیمی به یاد دارند در هر محله همدان یک قبرستان بود این قبرستان چه کسانی بود ؟ مردم بی دفاع ، دلیر و حماسه آفرین این شهر بود . مردم همدان در مقابله و کارزار با عساکرعثمانی برادران ترک مسلمان ،هفت تا قبرستان برای ما به یادگار گرفتند. شیخ محمد علی حزین  آخرین کسی بود که بعد از حمله افغان از اصفهان فرار کرده و از همدان می گذرد می گوید70 از هزار جمعیت 25 نفر از همدان به جای مانده است آن هم پیر زن و پیرمرد ، قوم های دیگر هم که تعدادی از آنان باقی مانده بود ارامنه بودند ،یهودیان بودند و طایفه رضویان که از قم آمدند و در محله کبابیان متوطن شدند . اذکایی ادامه داد: ناگفته نماند هم ارامنه به این شهر خدمت کردند ، هم یهودیان زمان حمله عساکر عثمانی ، کشیش های ارمنی و آشوری توپ در اختیار مردم قرار می دادند یکی از خدمات بزرگ ایشان به این شهر که دلیل پایداری این شهر هم هستند یهودیان شهر بودند قومی که از دست ما بسیار آزار می دیدند "خدا پدران ما را ببخشاید" .که این ها را آزار می دادند . آن ها به ما فرهنگ می آموختند و دبستان و دبیرستان اتحاد و آلیانس را برای ما تاسیس می کردند که باسواد شویم و ما یا خودشان را اذیت می کردیم یا بچه هایشان را. یهودآزاری را اشاره خواهم کرد. 

-یکی از این آقایان اخباری متعصب ملاعبدالله بروجردی بود. خوشبختانه این هایی که اسم می برم همدانی نبودند . محمدحسین مختارانی از اردستان بود و ملاعبدالله هم از بروچرد که کورگاهش در کنار مدرسه دامغانی است. یهودی ها با تاسیس مدارس مخصوصا از دوره مغول که ما در تواریخ به یاد داریم یک مدرسه به نام مدرسه ربانی داشتند که تدریس طب هم می کردند . یکی از منجیان این مملکت و طراحان اقتصادی که در بین علمای جهان به عنوان نابغه مشرق زمین می شناسند خواجه رشیدالدین همدانی بود . بعد از مغول این جا برهوت بود آن که اقتصاد و سیاست دیوانی ما را احیا کرد و بزرگ ترین بنیاد وقف را در دنیا به نام موقوفه ربع رشیدیه بنیان گذاشت .آن بزرگوار در همدان مدرسه ربانی را دارالشفاء، داروخانه تاسیس کرد. این جماعت به فرهنگ ما هم خدمت کردند که در کتاب فرهنگ همدان رجوع کنید آورده ام که موجبات این بقای زبان ما را هم فراهم کرده اند. آن چه از زبان باستانی پهلوی رسوب کرده در زبان همدانی موجبش یهودی بودند چرا؟ چون یهودی های یک گتو داشتند گتو یعنی محله جدا، اقوامی که به اینجا تهاجم می کردند با این جماعت کار نداشتند تجارت همدان را یهودی ها احیا کردند اقتصاد شهر را همینطور . این که من می گویم باید حق ایشان ادا شود و من با هزار لفظ نمی توانم ادا کنم. دبیرستان آلیانس یکی از مراکزی شد که ما در عصر قاجاریه رفته رفته تمدن پیدا کنیم اجداد ما "خزی" بودند بپذیریم . اگر امروز مامتمدنانه این جا نشسته ایم پدران ما، اجداد ما از دبیرستان آلیانس آموختند که بعدا مدارس مسلمانان تاسیس شد و اولین آن مدرسه نصرت که مرحوم شیخ موسی نثری آن را تاسیس کرد کسانی که زبان های خارجی و زبان های فرانسه تدریس می کردند ارامنه و یهودیان بودند . بنده در همان جا هم عبری و هم فرانسه یاد گرفتم .

- اما برگردیم به ملا محمدحسین مختارانی ،اخیرا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران سندی را منتشر کرده است که نشان می دهد این شیخ "روسوفیل "بوده است این سند را آقای ابراهیم تیموری از وزارت خارجه منتشر کرده  و در آن آمده است ملامحمدحسین مختارانی به سفارت روسیه نامه می نویسد "که تو را به خدا به تزار بگویید که به ایران لشکر بفرستد من با سید باقر شفتی اصفهانی( که به دست خود30 هزار نفر را کشته است) توافق کرده ایم  همدان را من تحویل میدهم و اصفهان را سیدباقرشفتی اصفهانی تحویل خواهد داد و شما شاه را اعدام کنید." این سند اشتباها به دست راولینسون می افتد و بعد از یک قرن منتشر می شود .

محمدشاه قاجار در سال 1250 حکمران ایران بوده و مرکز حکومت محمدشاه همدان بوده است چون که او حاج میرزاآقاسی صوفی را نایب السلطنه می کند اخباری ها با او مخالفت می کنند .

گرانی 1288 را شاید از اجدادتان شنیده باشید جمعیت همدان 30هزار نفر بوده که حدود 20هزار نفر کشته می شود.

ملاعبدالله بروجردی هم در واقعه شیخیه همدان دخیل بود شیخیه پیشتاز تجارت همدان بود و تجددخواهی آن ها بعدها اسباب مشروطه را فراهم کردند آنان پیرو شیخ احمد احصایی بودند و به گفته احمد کسروی و سید حسن تقی زاده پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است 6 ماه پیش از تهران در همدان مجلس مشروطه درست می شود به اسم مجلس فوائد عامه ، چه کسی باعث آن بود ؟ شخص بزرگواری به اسم علی خان صفاالحق ظهیرالدوله، داماد ناصرالدین شاه که دستور داد هر همدانی یک آجر و یک کم گچ بیاورد که مجلس درست کنیم که در محل شهرداری فعلی قرار داشته است.

به همین دلیل چون شیخیه متحد بودند با اراذل الناس همدان در می افتند رئیس آن ها ملاعبدالله بروجردی بوده است.

پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم . با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان است  سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف ، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد . طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.

خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟

برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانیو ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.

دراین برنامه که به همت  موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد ، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  

                      

 

 

 


برچسب ها: روز بوعلی ، روز همدان ، پرویز اذکایی ، همدان شناسی ، سازمان های مردم نهاد ،

شنبه 2 شهریور 1392

برگزاری روز همدان باهمکاری سمن ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

برگزاری روز همدان باهمکاری سمن ها

نخستین روز از شهریور ماه را به یاد ابوعلی سینا، پزشک نامی ایران، روز پزشک نام گذاشته شده است. در استان همدان نیز این روز برابر است با گرامیداشت همدان، سازمانهای غیر دولتی همدان با همکاری موسسه آموزش عالی عمران و توسعه اقدام به برگزاری آئین­های این روز خواهد کرد.

 
 خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- چند سالی است برخی استان ها وشهرها بنابر مناسبتی در روزی از سال برای بازشناسی ومعرفی شهر یا استان اقدام به برگزاری مراسم ویا جشن می کنند.در این مراسم بررسی تاریخ همدان در روزگار قاجار، نگاهی به چشمه­ها و قنات­های همدان و  بزرگداشت استاد علی اقبالی، با حضوراستادان و سخنرانانانجام می­پذیرد. سخنرانان برنامه دکتر پرویز اذکایی؛ مورخ نام آشنای همدانی، دکتر غلامی؛ رئیس دانشگاه عمران و توسعه و عباس زند از پژوهشگران همدان هستند.
 
همچنین در حاشیه این برنامه نمایشگاهی از دستاوردها و توانمندی­های اعضای انجمن­های غیر دولتی، برگزار خواهد شد. شروین حسینی طراح پوستر روزهمدان در آئین رونمایی از پوستر گفت: در ابتدا قرار بود به خاطر مصادف بودن روز بوعلی با روز همدان تنها از تصویر آرامگاه بوعلی سینا استفاده شود، اما ترجیح داده شد ،بر خلاف بیشتر طراحی هایی که برای نشان دادن همدان انجام می شود، به جای استفاده از تک عنصر آرامگاه بوعلی، از اماکن و المان های بیشتری استفاده کنیم.
 
حسینی ادامه داد: بر خلاف آثاری که تا قبل از این طراحی شده بودند و همه از رنگ های قهوه ای و کرم استفاده کرده بودند شما مجموعه ای از رنگ ها را در این پوستر مشاهده میکنید زیرا به صرف یک پوستر تاریخی نیست ووظیفه آن اطلاع رسانی برای برگزاری جشنواره روز همدان می باشد .
 
این طراح گرافیک در مورد مضامین طرح هایش گفت:موضوع بیشتر آثار من حول محور مضامین تاریخی و باستانی ایران می باشد، از آنجایی که سفارش دهنده ی یک طراح گرافیک نسبت به آثار گذشته ی آن طراح وی را انتخاب میکند، من نیز از این قائده مستثنی نیستم و بیشتر سفارش دهندگان علاقه مندند در این راستا با آنها همکاری کنم.
 
این آئین روز جمعه، یکم شهریور ماه1392 از ساعت 10در سالن اجتماعات دانشگاه عمران و توسعه،آغاز خواهد شد و تا ساعت 12 ادامه خواهد داشت.
 


برچسب ها: همدان ، روزهمدان ، دکتر علی اقبالی ، دکتر پرویزاذکایی ، سمن ها ، انجمن های غیر دولتی ،

 

نشست خبری شورای سازمان های جامعه مدنی برگزار شد

جامعه مدنی در تلاش برای ایجاد جنبش مدنی ضد تحریم

 

 http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106121&Serv=3&SGr=22

شورای سازمان های جامعه مدنی ایران از سال 1387 شکل گرفته است و تعدادی ازفعالان و اعضای سازمان های غیر دولتی اقتصادی،صنفی،اتحادیه ها ، انجمن های فرهنگی و اجتماعی در شکل گیری آن سهیم اند. این شورا تلاش هایی در جهت هماهنگی و ارتباط هرچه بیشتر سازمان های فعال جامعه مدنی ایران به منظور پیگیری مطالبات تخصصی این حوزه انجام داده است. وبرنامه های توانمند سازی نهادهای مدنی ایران را در آینده پیگیری خواهد کرد.  اخرین برنامه این شورا نشست خبری بود که با حضور خبرنگاران واصحاب رسانه با موضوع تلاش برای رفع تحریم های بین المللی و با عنوان "جنبش ضد تحریم "برگزار شد.جنبش ضد تحریم که توسط شورای سازمان های جامعه مدنی پی ریزی شده، حرکتی برای مواجهه با تحریم های بین المللی و روشن کردن عواقب سوء تحریم ها بر زندگی روزمره شهروندان ایرانی است.

دراین برنامه نمایندگان سازمان های جامعه مدنی بیست و هشتم مرداد ماه سال جاری همزمان با سالگرد کودتای 28 مرداد در یک کنفرانس مطبوعاتی به تشریح اهداف، برنامه ها و دیدگاه های خود پرداختند تا جنبش ضد تحریم به فصل تازه ای از فعالیت های خود وارد شود.

 . در آغاز نشست مهندس سهیلی؛ عضو شورای مرکزی سازمان های جامعه مدنی، ضمن اشاره به راه اندازی جنبش ضد تحریم، تصریح کرد: «در طول دو ماه گذشته از طرف نخبگان اقتصادی، اساتید دانشگاه و اقتصاددانان مساله ای تحت عنوان جنبش ضد تحریم مطرح شده است. هدف اصلی از ایجاد این جنبش مواجهه با تحریم های ضد بشری است که بر علیه ایران اعمال شده است.»

سهیلی کودتای بیست و هشتم مرداد ماه 1332 و فاجعه ای که بر اثر دخالت ابرقدرت های خارجی در کشورمان رخ داد را یادآوی کرد و گفت: «این دخالت منجر به سقوط یک دولت قانونی و ایجاد مشکلات جدی در کشورمان شد. مشکلاتی که هیچوقت از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد. دخالت این کشورها در سقوط دولت مصدق در سال 1332 یک حرکت سیاسی اجتماعی محسوب می شد و امروز به جرات می توان تحریم ها را حرکتی اقتصادی اجتماعی نامید که بی شباهت به دخالت شصت سال پیش ابرقدرتها در ایران نیست. لذا باید تحریم ها را هم نوعی تجاوز به حقوق ملت بدانیم.»

سهیلی ادامه داد:«در همین راستا پیشنهاد می کنیم که روز بیست و هشتم مرداد ماه با عنوان «جنبش ضد تحریم» نامگذاری شود. به گونه ای که این روز با همین نام در حافظه تاریخی ملت ایران و همه ملت هایی که به هر نوعی مورد تجاوز کشورهای دیگر قرار  گرفته اند، ثبت شود .

پس از آن بهزاد فراهانی که نماینده انجمن تئاتر ایران در این جلسه بود، نامه سرگشاده شورای سازمان های جامعه مدنی ایران را درباره مخالفت با تحریم های گسترده علیه کشور خطاب به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل نگاشته شده بود، قرائت کرد.

در این نامه آمده بود: «همانطور که مستحضرید تحریم های گسترده و بعضا بی سابقه جهانی ضد ایران و به ویژه تحریم سیستم بانکی و حمل و نقل، مشکلات زیادی برای جامعه ایرانی و آسیب های ژرف بر زیست بوم، سلامت روان و بهداشت جسم و کسب و کار و معیشت مردم وارد ساخته است... از سوی دیگر تحریم ها، سرمایه اجتماعی ایرانیان را در بخش خصوصی و نهادهای مدنی، به شدت تضعیف نموده و موانع جدی در راه دستیابی ملت ایران به صلح، دموکراسی و توسعه سیاسی ایجاد کرده است.»

در ادامه این نامه اینگونه عنوان شده بود: «ما فعالان جامعه مدنی ایران تحریم ها را ابزاری غیرانسانی، زشت و ناکارآمد و ضد معاهدات و میثاق نامه های بین المللی حقوق بشر و ارزشهای تایید شده جامعه مدنی می دانیم که با شعارهای کشورهای تحریم کننده مبنی بر دفاع از دموکراسی و حقوق بشر نه تنها سازگار نیست که بسترساز رشد رادیکالیزم در جامعه ایرانی می گردد.

در آستانه شروع به کار دولت تدبیر و امید در ایران که مصادف با شصتمین سالگرد کودتایی مداخله جویانه و ضد توسعه و دموکراسی 28 مرداد سال 1332 ـ که بیش از چند دهه تحقق دموکراسی در ایران را به تعویق انداخت ـ گردیده است، ملت و فعالان نهادهای مدنی جامعه ایرانی بار دیگر پیام تاریخی و روشن خود را مبنی بر توسعه درون زا و صلح و آشتی با جهان و قدرت های بزرگ تحریم گر اعلام نموده و از آنها می خواهند با برداشتن تحریم های غیر انسانی و یکسویه، مردم ایران را از این شرایط دشوار خارج سازند.»

شورای سازمان های جامعه مدنی در پایان این نامه درخواست خود را از رییس سازمان ملل آورده بود: «از این رو ما فعالان و نمایندگان سازمان های جامعه مدنی ایران اعم از سازمان های غیر دولتی (NGOها)، تشکل ها و نهادهای صنفی و حرفه ای، ضمن اعلام حمایت از جنبش مدنی ضد تحریم، بار دیگر بر خواست و پیام ایرانیان برای رفع تحریم ها و صلح و دوستی و ارتباط سازنده با جامعه جهانی تاکید می کنیم و از جامعه جهانی انتظار داریم با شنیدن ندای صلح خواهی و آشتی جویی مردم ایران به جای تحریم های خشونت بار و جنگ طلبانه، بر راه حل های خردورزانه، دیپلماتیک پای فشرده و گام های عملی در راستای رفع تحریم ها بردارند.»

دکتر رحمانی، رییس انجمن جراحان عمومی در ادامه این جلسه به تشریح تاثیرات سوء تحریم ها بر حوزه سلامت و درمان مردم پرداخت و گفت: «کسانی که با تبلیغات رنگارنگ در سراسر دنیا اعلام می کنند که تحریم ها تاثیری بر بخش دارو و درمان در ایران نداشته و این تحریم ها بخش درمان را نشانه نگرفته اند، باید در خصوص تاثیرات سوء تحریم ها بر این حوزه پاسخگو باشند.»

عضو شورای مرکزی سازمان های جامعه مدنی در ادامه مشکلات ایجاد شده در تهیه دارو و افزایش چشمگیر و افسارگسیخته هزینه های درمانی را یادآوری کرد و افزود: «ما هر روز شاهد این مساله هستم که داروها چگونه کمیاب شده اند و بازار سیاهی ایجاد شده که متاسفانه به افزایش قیمت داروها منجر شده است. در شرایط کنونی تعداد قریب به اتفاق افرادی که به دارو نیاز دارند نمی توانند به سادگی آن را تامین کنند.»

 

مینو مرتاضی، فعال حوزه زنان هم یکی دیگر از اعضای شورای سازمان های جامعه مدنی بود که به تشریح تاثیرات سوء تحریم ها بر حوزه فعالیت خود پرداخت.

وی گرد هم آمدن فعالین جامعه مدنی را فرصتی مغتنم و ارزشمند برشمرد و گفت: «زنان ایرانی جزو پیشگامان جامعه در عرصه تلاش های مدنی هستند. زندگی اجتماعی زنان به عنوان شهروندان داخلی و جهانی در هم تنیده شده است. لذا از آنجا که تعاملات و تصمیمات بازیگران عرصه های سیاست در تحولات سیاسی زندگی شهروندان چه در جوامع داخلی و چه در عرصه های بین المللی تاثیرگذار است، زنان نیز از این تصمیم سازی ها متاثر خواهند شد.»

وی سیاست های دولت در حوزه بین المللی را نقد کرد و افزود: «اگر دغدغه بازیگران عرصه سیاست به جای رشد استعدادها و توزیع برابر فرصت ها و منابع و ثروت طبیعی هر سرزمینی مبارز طلبیدن و خودنمایی و مواجهه با همتایان و همپایان خودشان باشد، بدیهی است که حقوق شهروندی قربانی بزرگ تصمیم سازی های سیاسی است.»

 

 

وی در ادامه افزود: «امروزه در سراسر جهان 70 درصد فقرای جهان را زنان تشکیل می دهند. در ایران هم آمارها تفاوت چندانی با آمارهای جهانی ندارند. در سال 1384 نرخ بیکاری زنان در ایران 32 درصد بود و امروز بر اساس آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار به 45 درصد رسیده است. آیا اگر دغدغه ای برای رشد زنان بود چنین اتفاقی می افتاد؟ بدیهی است که شکل فاجعه بار اثرات تحریم را ما در این بیکاری و فقر زنانه که هر روز بیشتر می شود، مشاهده می کنیم.»

 

وی به اهداف برخی از دولت های مداخله گر برای سوق دادن زنان و جوانان ایرانی به سمت پذیرش مفهومی از مدرنیته و دموکراسی غربی که خودشان مد نظر دارند، اشاره و تاکید کرد: « امروز ما در شصتمین سالگرد کودتای 28 مرداد اعلام می کنیم و این پیام روشن را می دهیم که اگر تحریم ها نقش مداخله جویانه داشته باشد، حتی اگر به قیمت فقر و بیکاری زنان و بسیاری مصائب دیگر تمام شود، باز هم ما حاضر نیستیم که دست از توسعه درون زا و نوسازی انسانی مبتنی بر فرهنگ خود دست برداریم.»

 

 

محمد درویش، یکی از فعالین حوزه محیط زیست هم در این جلسه تاثیرات تحریم ها بر این حوزه را تشریح کرد

و کاهش درآمد سرانه ایرانیان را یکی از مهمترین تاثیرات تحریم ها برشمرد و افزود: «نباید فراموش کنیم که ما در سرزمینی زندگی می کنیم که 7/89 درصد از آن روی کمربند خشک جهان قرار دارد و یکی از آسیب پذیرترین و شکننده ترین سرزمین های جهان محسوب می شود. به علاوه میزان بارندگی در ایران یک سوم میانگین جهانی و میزان تبخیر آن در حدود 25 تا 35 درصد بیشتر از میانگین جهانی است و این مساله شرایط محافظت از محیط زیست را دشوارتر می کند.»

 

این فعال حوزه محیط زیست در ادامه اذعان کرد: «از دست دادن یک گونه زیستی یا اندوخته ژنتیکی، درست مثل از بین رفتن یک کتاب خطی گرانقدر است. بنابراین باید تلاش کنیم که حتی الامکان از بروز این اتفاق جلوگیری کنیم. پرسش ما این است که سازمان ملل متحد به عنوان نهادی که در عالی ترین سطح، متولی حفظ امنیت زیستی کره زمین محسوب می شود، چگونه می تواند بر اعمال چنین تحریم های کوری در منطقه ای که در شرایط عادی هم با بحران های شدیدی در منابع آبی و خاکی و هوا روبرو شده، اصرار بورزد؟ این سازمان تحقق صلح جهانی را گرو ایجاد پایداری اکولوژیک در کره زمین می داند اما این مساله را نادیده گرفته که اثرات تحریم ها به تدریج بنیان های زیست محیطی را در کشورمان به تاراج می برد.»

 

 

دکتر سید حمید حسینی: عضو هیات رییسه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران هم یکی دیگر از میهمانان این کنفرانس بود. وی که به نمایندگی از فعالین اقتصادی در این جلسه حضور یافته بود، هدف اصلی تحریم ها را تبدیل کردن ایران به یک جامعه فاقد کسب و کار عنوان کرد.

وی اذعان کرد: «به نظر می رسد تحریم ها در حال حرکت به سمتی هستند که همه فرصت های شغلی در کشور را از بین ببرند. ما اینجا گرد هم آمده ایم که ضمن «نه» گفتن به تحریم ها، به صلح «بله» بگوییم. واقعیت این است که آنها توانسته اند در طول این سال ها از ما یک وجهه ضد امنیتی بسازند و ایران را به عنوان تهدیدی برای امنیت دنیا معرفی کنند. البته حاضر شدند در سایه این وجهه ضد امنیتی ایران، منافع خودشان را هم به خطر بیندازند.»

 

فرهاد توحیدی؛ رییس هیات مدیره خانه سینما هم نماینده این حوزه در شورای سازمان های جامعه مدنی است. وی هم مانند سایرین فقر را اصلی ترین پیامد تحریم ها دانست و گفت: «در شرایط فقر و فساد اولین چیزی که از سبد خانوار حذف می شود، فرهنگ است. فراموش نکنیم که کشور ما گنجینه ای عظیم از فرهنگ و موسیقی و هنر است اما واقعیت این است که شکم گرسنه کتاب و موسیقی و سینما نمی شناسد. »

وی به هم پیوستن فعالین جامعه مدنی را بهترین راه حل برای مواجهه با تحریم های یک جانبه آمریکا برشمرد و خاطرنشان کرد: «بسیاری از همکاران ما در سینمای آمریکا گرایشات صلح طلبانه و صلح دوستانه دارند. بسیاری از آنها سفیران حسن نیت سازمان ملل هستند و به مناطق مختلف دنیا سفر می کنند تا توجه مجامع بین المللی را به فقر و قحطی و اثرات آن بر بخش های مختلف جلب کنند.»

وی تاکید کرد: «جنایت علیه بشریت فقط استفاده از سلاح های کشتار جمعی نیست. گاه تحریم های بانکی هم حکم همین دست از سلاح ها را پیدا می کنند. به راحتی می توان بدون هیچ کشتاری از طریق محاصره دریایی و تحریم های بانکی زیان هایی به مراتب گسترده تر و عمیق تر از کشتار جمعی، به یک کشور وارد کرد.»

توحیدی هنرمندان جهان را رابطانی برای رساندن پیام ایران به مجامع بین المللی دانست و گفت: «من از این فرصت استفاده می کنم و از همکاران سینمایی خود در سایر کشورها به ویژه آمریکا درخواست می کنم که صدای مردم ایران را به گوش ملت و مسئولین کشورشان برسانند. آنها هم می توانند به واسطه نفوذ و قدرت معنوی خود بخشی از حرکتی باشند که در مقابل تحریم های ظالمانه و یکسویه آمریکا علیه ایران می ایستد و لابی های قدرت را متوجه اثرات سوء تحریم ها در ایران می کند. بنابراین باید شخصیت های مهم و تاثیرگذار فرهنگی جهان را هم برای اعتراض به تحریم های ظالمانه اعمال شده علیه کشورمان با جامعه مدنی و فعالین اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در ایران همراه کنیم.» 

سعید دهقان، وکیل دادگستری و نویسنده هم یکی دیگر از اعضای شورای سازمان های جامعه مدنی بود که تاثیرات تحریم را بر حوزه حقوق شهروندی عنوان کرد.

وی ضمن اشاره به اینکه اصلی ترین نتیجه تحریم ها تضعیف اقتصاد و ایجاد تورم است، گفت: «با ایجاد تورم، فقر و بی عدالتی گسترش پیدا می کنند و در نهایت به حاشیه نشینی و خشونت گرایی به عنوان اصلی ترین پیامدهای فقر، دامن زده می شود. به این ترتیب در پایان این زنجیره به افزایش جرم و تزلزل حق دفاع می رسیم که مخدوش شدن حق حیات و کرامت انسانی افراد را در پی خواهد داشت.»

دهقان در ادامه تاکید کرد: « حق حیات و کرامت انسانی در تمام مجامع بین المللی پذیرفته شده و چیزی نیست که این نهادها از آن غافل شوند. لذا جنبش مدنی ضد تحریم، به عنوان یک حرکت غیر سیاسی، می تواند به درستی از حقوق واقعی شهروندان ایرانی به ویژه حق حیات و کرامت انسانی دفاع کند.»

بابک مغازه ای، یکی از فعالین حوزه گردشگری هم تاثیر تحریم ها بر این بخش را عمیق و مخرب دانست و گفت: «همانطور که می دانید توریسم و گردشگری یکی از مهمترین و پایه ای ترین عوامل و زیرساخت های توسعه پایدار در هر کشوری است. ناتوانی کشورها در عرصه گردشگری می تواند بر بسیاری دیگر از بخش های جامعه اعم از فرهنگی و اقتصادی تاثیر بگذارد. نباید فراموش کنیم که امروزه گردشگری به عنوان پاک ترین صنعت دنیا قلمداد می کنند که نقش بسیار اساسی در توزیع عدالت اقتصادی و پیشرفت متوازن بخش های مختلف کشور ایفا می کند.»

وی توسعه گردشگری را ابزاری برای گسترش دیپلماسی عمومی دانست و افزود: «در شرایط کنونی دیپلماسی عمومی حتی نسبت به دیپلماسی خاص و دیپلماسی بین دول بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و از اهمیت بسزایی برخوردار است.»
مغازه ای تحریم ها را یکی از عوامل موثر بر تضعیف صنعت گردشگری برشمرد و تصریح کرد: «طبیعتا گردشگرانی که قصد سفر دارند، کشوری را که درگیر یک جنگ خاموش و محاصره اقتصادی است، برای مقصد گردشگری خود انتخاب نخواهند کرد. به علاوه گردشگرانی که به ایران می آیند هم به دلیل مشکلات ناشی از تحریم های بانکی در خصوص نقل و انتقالات مالی و استفاده از کارت های اعتباری با مساله مواجه می شوند.»

مغازه ای در پایان تاکید کرد: «لذا من به عنوان نماینده فعالین حوزه گردشگری از سازمان های بین المللی مرتبط تقاضا دارم که ما را یاری دهند در لغو و کاهش تحریم ها که می تواند نقش بسیار عمده ای در توسعه پایدار کشور داشته باشد.» سهیل معینی هم یکی دیگر از اعضا شورای سازمان های جامعه مدنی بود که به نمایندگی از قشری که به تعبیر خود او کمتر به راهروهای قدرت دسترسی دارند، سخن گفت.

سهیل معینی هم یکی دیگر از اعضا شورای سازمان های جامعه مدنی بود که به نمایندگی از قشری که به تعبیر خود او کمتر به راهروهای قدرت دسترسی دارند، سخن گفت.

 

 

وی معلولان را جزو اقشاری دانست که معمولا از قربانیان اصلی چرخ بحران های اقتصادی و اجتماعی هستند و افزود: «طبق آمار سازمان بهداشت جهانی و تخمین های موجود بین 3 تا 5 میلیون از شهروندان ایرانی دارای محدودیت های بارز جسمی و حسی هستند که به نوعی معلولیت تلقی می شود.»

این فعال اجتماعی در ادامه عنوان کرد: «واضعین تحریم ادعا دارند که تحریم ها در ایران با هدف تغییر رفتار حکومت ایران در بخش هسته ای اعمال شده اند. صرفنظر از این ادعا و مسائل سیاسی حول آن، سئوال من این است که آیا این تحریم واقعا تنها تغییر رفتار این بخش را هدف گرفته است؟ پاسخ این سئوال منفی است، چرا که ما شاهد فشارها بر گروه های

مهندس محمد پارسا، نایب رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران هم به نمایندگی از فعالین صنعت انرژی در این شورا حضور داشت. وی آغاز همکاری فعالان جامعه مدنی در حوزه مختلف را امری میمون و مبارک دانست و گفت: «ما در طول چند سال اخیر و تحت فاشر تحریم ها بارها شاهد بوده ایم که چطور کارخانجات از فعالیت باز ایستادند، تعدیل نیرو کردند و در نهایت تعطیل شدند. آمار و ارقام هم به خوبی نشان می دهد که کارخانجات در بسیاری از بخش ها در حد 20 تا 30 درصد فعالیت می کنند و ریشه همه این مسائل، تورم ناشی از تحریم است.»

وی در ادامه تصریح کرد: «اولین تاثیر افزایش تورم بر بخش تولید، افزایش قیمت تمام شده محصولات، کاهش قدرت رقابت، از دست دادن بازارها و در نهایت تشدید بیکاری است. لذا به جرات می توان گفت که تحریم ها لطمات بسیار جدی و جبران ناپذیری به پیکره تولید و کسب و کار بخش خصوصی واردکرده اند.»

وی فعالیت بخش خصوصی را یکی از اصلی ترین بنیان های دموکراسی در هر جامعه ای دانست و اذعان کرد: «همه کشورهایی که امروز ما را تحریم کرده اند ادعا می کنند که به دنبال تغییر رفتار کشور ما و سوق دادن آن به سمت دموکراسی هستند. ولی خودشان با اعمال تحریم های یکسویه و ظالمانه، نهادهای بخش خصوصی را تضعیف کرده و به یکی از ارکان دموکراسی صدمه زده اند. به نحوی که اگر تا چند سال پیش 20 درصد اقتصاد کشور در دست بخش خصوصی بود امروز تنها 10 درصد از آن در دست بخش خصوصی باقی مانده است.»

حسین زندی

 

 

 


برچسب ها: شورای سازمان‌های جامعه مدنی ، جنبش ضد تحریم ، بهزاد فراهانی ، فرهاد توحیدی ، بابک مغازه ای ، محمد درویش/مینو مرتاضی ،

 

 
 
 
دوستدران محیط زیست همدان اعتراض کردند

اهالی روستای دیوین آب را بر طبیعت بستند

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=106097&Serv=3&SGr=22

 

 

کوهنوردان و فعالان محیط زیست در روزهای گذشته با مشاهده تخریب چشمه ملک با روستاییان درگیر شدند و جلو تخریب‌ها را گرفتند. روستائیان می‌گویند که آبی که در حال حاضر مصرف می‌کنند، کم است و نیاز به آب بیشتری دارند. فعالان محیط زیست اما همچنان نگران طبیعت منطقه هستند که احتمال خشکسالی آن در صورت این تخریب‌ها بیشتر می‌شود.

دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ در چند روز گذشته درگیری میان دوستداران طبیعت و اهالی یکی از روستاهای همدان به وجود آمد. این درگیری از آن‌جا آغاز شد که خشکسالی و کمبود آب باعث شده باغ‌های روستای دیوین روزهای کم آبی را پشت سر بگذارد؛ به همین علت عده‌ای از روستائیان با تخریب مسیر رودی که آب چشمه ملک را به روستای دیوین می‌رساند اقدام به ساختن راه ماشین رو کرده‌اند. آن‌ها در این مسیر نهر آبی با بیل مکانیکی ایجاد کرده‌اند تا آب چشمه را با لوله کشی به روستا برسانند. اقدام اهالی دیوین گرچه ممکن است آب بیشتری را به این روستا روانه کند اما اطراف چشمه را خشک خواهد کرد، پوشش گیاهی نابود می شود، جانوران از تشنگی می‌میرند و الوند زیبایی‌اش را از دست می‌دهد.
 
 طبیعت بار دیگر قربانی مسیرسازی شد
 
در حال حاضر، درگیری فعالان محیط زیست با اهالی روستا (دیوین) اگرچه از این کارجلوگیری  کرد اما زخمی که بر پیکر کوه و چشمه ملک وارد شده ترمیم نخواهد شد.دیگر کوهنوردها نمی‌توانند روی چمن‌های اطراف چشمه بیاسایند و جاده‌ای که ایجادشده را نمی‌توان مرمت کرد. اما این بدعتی است که مدیریت کلان استان همدان پایه‌گذاری کرده‌است.
 
طبیعت شخم زده می‌شود شاید آب بیشتری به روستا برسد آیا این حق محیط زیست است؟
 
پیشتر سازمان آب شهرستان، آب چشمه‌های دره مرادبیگ رابه داخل شهر همدان برای مصارف خانگی انتقال داده‌اند و کوه‌های دره مرادبیگ را خشکانده‌اند و مدیران تله کابین گنجنامه چنان بلایی بر سر کوهپایه الوند و دره گنجنامه آوردند که امروز دشت میشان (میدان میشان) پس از خشک شدن در حال نابودی است؛ حتی آبشار گنجنامه را تحت شعاع قرار داده است. موارد دیگر مانند چشمه‌های تخته رستم، تخته کوچک که بدون توجه به مشکلات اکولوژیکی انتقال داده و تخریب شدند.
 
 اینجا همان مسیری است که اهالی روستا دیوین کندند
 
یکی از اهالی روستا به خبرنگار CHN در این باره می‌گوید: «آب این چشمه‌ها نهایتا به روستای ما می‌رسد چه اشکالی دارد ما با لوله کشی آنرا به روستا بیاوریم؟ اما فعالان محیط زیست نگران گونه‌های جانوری وگیاهی منطقه هستند که با آب این چشمه پر آب سیراب می‌شوند.
 
اینجا تکه‌ای از همدان است. گنجی برای همه ایرانیان
 
«صابر چیت‌سازیان» از کوهنوردان شاهد ماجرا می‌گوید: «پس از اعتراض کوهنوردان و فعالان محیط زیست از ادامه تخریب جلوگیری شد و کارشناسان منابع طبیعی ومحیط زیست از منطقه بازدید کردند اما این پایان ماجرا نیست و ممکن است باز هم از این اتفاق‌ها بیفتد. ما امیدواریم با حمایت مسئولان دیگر شاهد این تخریب‌ها که در همدان بارها تکرار شده نباشیم.
 
امروز انتظار فعالان مدنی همدان این است که مدیران نگاه عمیق‌تری به محیط زیست و میراث جاودان کشور داشته باشند و از مدیران گذشته پند بگیرند. اگر الوند را از همدان بگیرند چیزی برای بالیدن در همدان وجود نخواهد داشت.
 
حسین زندی


برچسب ها: چشمه ملک ، روستای دیوین ، همدان ، کوهنوردان همدان ، فعالان محیط زیست ، تخریب کوهستان ،

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 136591

تاریخ خبر: ﺳﻪشنبه, 29 مرداد 1392

 http://tehrooz.com/1392/5/29/TehranEmrooz/1247/Page/14/

آموزش سفال در لالجین پاسخگوی هنرمندان نیست

آموزش؛ فوت فراموش شده كوزه‌گری در لالجین

از آنجا كه سفالگری بسیار گسترده است و پوشش دادن همه ابعاد آن مستلزم تلفیق سال‌ها تجربه در كنار مطالعات گسترده و تحقیق مستمر محققان است و از حدود توانایی افراد معمولا خارج است، بهترین راه برای بهره گیری كامل از توانایی علمی و عملی استفاده از هنرمندان سنتی و بومی در كنار محققان و تحصیلكردگان رشته‌های هنری است. اگرچه تا به حال آموزش در این زمینه به صورتی سطحی و رفع تكلیفی اعمال شده است، اما می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق در این زمینه به نتایج خوبی رسید. در سال‌های گذشته فارغ‌التحصیلان زیادی در رشته صن

 

حسین زندی - همدان: سفال وسفالگری در همدان به‌‌ویژه لالجین شهر سفال مشكلات متعددی دارد. چرا كه برای توسعه صحیح صنعت سفال در همدان، علاوه بر حمایت نهادهای دولتی، آگاهی مردم، آموزش سفالگران، تولیدكنندگان و حتی فروشندگان مسئله‌ای مهم وضروری به نظر می‌رسد. اكنون، شیوه‌های سنتی آموزش با ابزار و فن‌آوری فعلی همخوانی ندارد و دانشگاه علمی- كاربردی شهر هم نتوانسته موفقیت چندانی در آموزش به‌دست آورد. از سوی دیگر شیوه آموزشی آموزشگاه‌های خصوصی هم پاسخگوی سفالگران شهر لالجین نیست و به نظر می‌رسد كه فقط گاهی برای رفع تكلیف خود را نشان دهد. از این رو،د برای رشد و نجات سفالگری لالجین تغییر وتحول در امر آموزش بسیار ضروری به نظر می‌رسد.

ظلم به آموزش سفالگری

«مهدی كریمی‌منسوب» مدرس دانشگاه و كارشناس سفال در پاسخ به این سوال كه چه نهادهایی رسالت و وظیفه آموزش سفالگری در همدان را به عهده دارند، گفت: به‌رغم اینكه سفال و سفالگری از صنایع دستی این استان است و لالجین پایتخت همیشگی سفال كشور محسوب می‌شود، باید بیش از این مورد توجه مسئولان استان همدان قرار می‌گرفت. اما این صنعت به‌ویژه در زمینه آموزش بسیار مظلوم واقع شده است و فقط به چند مورد بسیار محدود در حد طرح‌های آموزشی اداره صنایع دستی و گردشگری میراث فرهنگی محدود شده است. براین اساس بیشتر علاقه‌مندان به صورت موردی و خصوصی به افراد شاغل در این رشته كه گاهی ضعف‌هایی هم در امر آموزش دارند مراجعه می‌كنند. در شهرستان لالجین نیز از گذشته مركزی وجود دارد كه امروزه با عنوان دانشگاه علمی - كاربردی سفال و صنایع دستی لالجین شناخته می‌شود. این مركز در گذشته محركی بسیار مفید در آموزش فرزندان لالجین و همچنین علاقه‌مندان سفال و سفالگری از همه نقاط ایران بود. اما امروزه فعالیتی بسیار كمرنگ دارد و رشته سفالگری كه محور فعالیت این دانشگاه در گذشته بود و از اهداف اصلی فعالیت این مركز به شمار می‌رفت، از رشته‌های آن حذف شد. در دانشگاه‌های استان نیز متاسفانه دانشگاه دیگری متولی این رشته نیست.

موفقیت آموزش‌های خصوصی

كریمی درمورد تفاوت‌های شیوه‌های آموزشی در آموزشگاه‌های خصوصی نسبت به دانشگاه علمی- كاربردی گفت: از آنجاكه هنر، امری ذاتی است و مربوط به علاقه درونی فرد است، افراد پیگیر و علاقه‌مند ولو اینكه به صورت آكادمیك نیز آموزش ندیده باشند، می‌توانند موفقیت‌های چشمگیری داشته باشند؛ در نتیجه آموزش خصوصی گاهی جواب بهتری گرفته است و افراد علاقه‌مند را به خود جذب می‌كند. این افراد الزاما در پی كسب مدرك آكادمیك نیستند، اما كاش مراكز علمی - كاربردی قوی‌تر بودند كه در این صورت موجب پرورش نیروهایی كارآمد می‌شدند. متاسفانه اندیشه حاكم بر دانشگاه‌های علمی- كاربردی بازده خوبی ندارد، چرا كه از لحاظ سطح علمی قابل مقایسه با هنرستان‌ها و مراكز آموزش متوسطه نیست و از لحاظ علمی- كاربردی نیز بسیار دور از هدفگذاری‌های كاربردی واقعی است و كمتر فارغ‌التحصیلی به صورت عملی از آموخته‌های خود بهره می‌برد.

سیاست‌های اشتباه در دانشگاه علمی- كاربردی لالجین

این كارشناس افزود: دانشگاه علمی -كاربردی لالجین در سال‌های 84-90 رشته‌های هنر سفالگری، سرامیك، خط تولید سرامیك، شیشه و تعدادی دیگر رشته مرتبط با هنر سفال و سرامیك را ارائه می‌كرد و برای آنها دانشجو می‌گرفت، اما كم‌كم با اعمال سیاست‌های اشتباه جای خود را به رشته‌های غیرمرتبط مانند معماری دادند. این دانشگاه اكنون فضایی راكد و بی‌تحرك دارد كه نیاز به توجه مسئولان و تغییر رویكرد و نگاه آنها دارد. «حمید زندی» كارشناس مواد و مدرس دانشگاه در مورد تعداد فارغ التحصیلان این رشته می‌گوید: ارائه آمار دقیق قاعدتا مستلزم استعلام از مسئولان مربوطه است، اما در سال‌های حضور بنده در این مركز فراز و نشیب‌هایی در جذب دانشجو و رونق گرفتن دانشگاه اتفاق افتاد كه مربوط به مدیریت افراد مختلف و حضور افراد مفیدی بود كه اتفاقا موفقیت آنها به دلیل مربوط بودن رشته تخصصی و زمینه مدیریتی ایشان بود ولی به دلیل تغییرات گزینشی اعمال شده شاهد پسرفت در جذب دانشجو بودیم. این مدرس دانشگاه با بیان اینكه در ارتباط نزدیكی كه با سفالگران لالجین دارم علاقه‌مندی هنرمندان جوان به آموزش كاملا محسوس است، تاكید كرد: مدیریت هدفمند در زمینه آموزش هنرجویان قطعا باعث پیشرفت این هنر- صنعت خواهد بود. این كار مستلزم شناخت ابعاد آن و افراد متخصص است. امروز در زمینه تدریس آكادمیك دیگر كمبودی از لحاظ مدرس نداریم، به شرطی كه مدیران تصمیم گیرنده حداقل اشراف لازم را داشته باشند. كریمی ضمن اشاره به تاثیر تاسیس دانشگاه در لالجین در شیوه سفالگری و نوآوری در این صنعت، گفت: وجود این مركز زمانی موجب جذب فرزندان لالجین بود و تكنیك‌های نو را به آنها آموزش می‌داد و تغییراتی در سبك‌های هنری صورت می‌گرفت كه بسیار مفید بود. اگر سیاستگذاری‌ها به نوعی باشد كه به جای حذف رشته‌های مرتبط، به اشاعه آنها بپردازند، می‌تواند ‌تاثیر بسزایی اگرچه به آهستگی ولی مستدام و مفید در پیشرفت این هنر داشته باشد.

استفاده از هنرمندان بومی در كنارمحققان

وی تصریح كرد: از آنجا كه سفالگری بسیار گسترده است و پوشش دادن همه ابعاد آن مستلزم تلفیق سال‌ها تجربه در كنار مطالعات گسترده و تحقیق مستمر محققان است و از حدود توانایی افراد معمولا خارج است، بهترین راه برای بهره گیری كامل از توانایی علمی و عملی استفاده از هنرمندان سنتی و بومی در كنار محققان و تحصیلكردگان رشته‌های هنری است. اگرچه تا به حال آموزش در این زمینه به صورتی سطحی و رفع تكلیفی اعمال شده است، اما می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق در این زمینه به نتایج خوبی رسید. در سال‌های گذشته فارغ التحصیلان زیادی در رشته صنایع دستی در همدان داشتیم كه بنده نیز عضوی از همین مجموعه بزرگ هستم. همچنین هنرمندان كهنه كار مجرب سنتی بسیاری دراین زمینه وجود دارند كه با تلفیق این دو دسته با هم، می‌توان به نتایج خوبی رسید. نكته دیگر اینكه ناآگاهی در این زمینه آن هم در سازمان متولی آن اغماض پذیر نیست و تا زمانی كه مسئولان و متولیان هنر مجموعه استان را به خوبی شناسایی نكنند و به شناسایی سطحی اكتفا كنند آموزش پیشرفت مناسبی نخواهد داشت.

به هر حال سفال لالجین از معروف‌ترین سفال‌‌های ایران است كه از ویژگی خاصی نسبت به دیگر سفال‌‌های كشور برخوردار است. اما به‌رغم منحصربه‌فرد بودن این نوع سفال، به دلیل مشكلات مبتلا به سفالگران و بی‌توجهی نسبت به جایگاه این هنر ارزشمند و موفق نبودن آموزش‌ها در این مسیر شاید دور نباشد روزی كه نام آن در فهرست رشته‌های در معرض خطر و منسوخ شدن قرار گیرد.آموزش و توسعه این هنر ارزشمند و تاریخی علاوه بر حفظ پیشینه و تاریخ كشور، می‌تواند باعث رونق بخشی از صنعت گردشگری شود كه مربوط به صنایع‌دستی است. از سوی دیگر توسعه این صنعت و هنر منحصر به فرد می‌تواند باعث ایجاد اشتغال و حل مشكل بیكاری در استان همدان شود و ضمن حفظ یادگار نیاكان ارجمند و هنرمند این دیار،‌یادگاری ارزشمند برای آیندگان باشد. ضمن توسعه آموزش‌ها، تبلیغات و اطلاع‌رسانی،‌استفاده از نظرات استادان بنام و بازماندگان عصر گذشته این هنر و صنعت، تشكیل بازارچه‌های فروش، برگزاری جشنواره‌ها با همكاری دیگر استان‌های دارای این صنعت، تشكیل كمیته‌های تخصصی و هنری و سرمایه‌گذاری بیشتر در بخش صادرات این محصول می‌تواند راهگشا باشد.

 

روزنامه تهران امروز


برچسب ها: آموزش سفالگری لالجین ، صنایع دستی همدان ، سفال و سفالگری ، لالجین ، کوزه گری ،

 

 

غرفه‌های صنایع‌دستی بلای جان بوعلی و باباطاهر

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105949&Serv=3&SGr=22

 

 

 

بازار داغ غرفه‌های صنایع‌دستی و شرکت‌های تبلیغاتی در مهمترین اماکن تاریخی همدان باز هم دو حوزه میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی را به‌چالش طلبید. آرامگاه بوعلی که فضایی برای غرفه‌های متعدد صنایع‌دستی و تبلیغات شرکت‌های خصوصی ندارد حالا در معرض آسیب‌هایی قرار گرفته‌است.

 

 

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ فعالان میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی استان همدان درحالی از نبود بازارچه‌ دائمی صنایع‌دستی گله‌‌مند بودند که سازمان‌ میراث‌فرهنگی با ایجاد بازارچه و غرفه‌های صنایع‌دستی در هگمتانه‌، آرامگاه بوعلی و باباطاهر نمایش تازه‌ای از تلفیق صنایع‌دستی و تبلیغات شرکت‌های خصوصی به‌راه انداختند.

  

«حسین زندی» فعال میراث‌فرهنگی در این‌باره به خبرگزاری میراث‌فرهنگی می‌گوید: «سازمان میراث‌فرهنگی با احداث بازارچه‌های صنایع‌دستی در هگمتانه، آرامگاه باباطاهر و آرامگاه بوعلی ناخواسته مقدمات تخریب این بناهای تاریخی همدان را فراهم کرد.»

 

این فعال میراث‌فرهنگی معتقد است، میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی استان همدان برای آنکه از بناهای تاریخی به‌خاطر جذب گردشگر بیشتر  درآمد بیشتری کسب کند اقدام به ایجاد بازارچه‌هایی کرده که به‌خاطر حجم بالای گردشگر تنها به بنای آرامگاه‌ها و محوطه تاریخی هگمتانه آسیب می‌زند. درحال‌حاضر آرامگاه بوعلی فاقد فضایی مناسب برای غرفه‌های صنایع‌دستی است.

 

آنطور که زندی می‌گوید هم‌اکنون نزدیک به 15 غرفه در آرامگاه بوعلی ایجاد شده و بیش از 30 غرفه در محوطه هگمتانه به‌چشم می‌خورد. این درحالی است که شرکت‌های خصوصی که با اداره میراث‌فرهنگی استان همدان قراداد بسته‌اند تبلیغات‌شان را بدون رعایت ضوابط میراث‌فرهنگی در آرامگاه بوعلی به‌نمایش گذاشته‌اند.

 

درحالی که این فعالان میراث‌فرهنگی تاکید دارد که وقتی بازارچه‌ها و فروشگاه‌های داخلی صنایع‌دستی در شهر پراکنده است، از یک سو سبب می‌شود گردشگر سردرگم شود، چراکه نقشه جامعی وجود ندارد و از سوی دیگر میراث‌فرهنگی استان را وادار به ایجاد غرفه در محوطه‌های تاریخی می‌کند اتفاقی که باعث‌ می‌شود منظر بصری بنا کاملا بهم بریزد.

 

زندی می‌گوید: «اگر قرار است صنایع‌دستی را رشد دهیم نباید میراث‌فرهنگی را قربانی‌ آن کنیم. در حال‌حاضر شرکت‌های خصوصی در آرامگاه بوعلی تبلیغات خود را با بادکنک‌های معلق در فضای آرامگاه به‌نمایش گذاشته‌اند این درحالی‌است که برای بازارچه موقت و فصلی می‌توان از  مکان‌های مناسب استفاده کرد.»

 

در شرایط فعلی صنایع‌دستی نیازمند آنست که با برندسازی و برنامه‌ریزی بلند مدت به‌سمت توسعه پایدار پیش رود نه اینکه در یک پروسه زمانی کوتاه مدت تبلیغاتی برای بالابردن آمار نه‌تنها به ارتقای صنایع‌دستی کمکی نکند که سلامت آثار تاریخی را هم تحت‌شعاع قرار دهد.

 

 

 


برچسب ها: همدان ، صنایع دستی گردشگری ، آرامگاه بوعلی ، آرامگاه باباطاهر ، بازارچه صنایع دستی ،

چهارشنبه 23 مرداد 1392

پایتخت مادها در ارگ تپه است، نه هگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،

 

 

 

یک ادعای تازه، احتمال می‌ دهد

پایتخت مادها در ارگ تپه است، نه هگمتانه

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105743&Serv=3&SGr=22

 

 

همدان را به نام پایتخت مادها می‌شناسند. روزگاری تپه هگمتانه که در شهر همدان واقع شده به این نام شهرت داشت، اما پس از کاوش‌های باستان‌شناسی زنده‌یاد مسعود آذرنوش، این نام و شهرت از هگمتانه گرفته شد. هرچند بحث‌های زیادی بر سر این محوطه باستانی وجود دارد اما یک ادعای تازه احتمال می‌دهد که پایتخت مادها در ارگ تپه است. تپه‌ای که روزگاری به جنگل تبدیل شد و پس از آن هم ساخت و سازهایی روی‌اش صورت گرفت.

 

 

 

 

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ تپه مصلی همدان که پیش از قاجاریه از آن با عنوان‌های «ارگ تپه»، «قلعه ارگ» و «دژ تپه» نام برده شده یکی از مکان‌هایی است که از نظر تاریخی زیست محیطی درخور اهمیت بوده است. این تپه اکنون با کاشت 5 هکتار درخت به صورت پارک جنگلی درآمده و با ساخت و سازهای نهادهای دولتی، بخشی از آن، از بین رفت و میراث تاریخی تپه تخریب شد. "ویلیام جکسن" با استناد به "هرودوت" قلعه‌ای که بر فراز آن بود را ارگ هگمتانه قدیم می‌داند و می‌نویسد: «در این جا در درون دژ روزگاری خزانه سلطنتی مزکور در تاریخ هرودوت قرار داشته و این همان دژی است که آرآرباکس گنجینه‌های زر و سیم پادشاهان نینوا را در آن جا نهاده بود....و محل زندان، خزانه و پرستشگاه‌های خدایان ایران باستان قرار داشت.»

 

«پرویز اذکایی»، پژوهشگر معتقد است معبد آناهیتای مشهور پیش از اسلام روی مصلا قرار داشته است. اما امروز دیگر از این آثار خبری نیست. قلعه ارگ ابتدا توسط آقامحمدخان ویران می‌شود و از مصالح آن در ساختن خانه‌های اطراف تپه استفاده می‌شود و بقایای آن نیز در سال‌های اخیر به بهانه احداث مصلا نابود شد.

 

گفته می‌شود معاونت عمرانی استانداری دولت نهم هم بدون مجوز کمیسیون محیط زیست شورای شهر اقدام به صخره‌برداری از این تپه کرد و نزدیک 20 متر از خاک و صخره آن را همراه بقایای قلعه اشکانی از بین برد.

 

«کاظم ملازاده»، استادیار دانشگاه بوعلی با گرایش عصر آهن ازجمله باستانشناسانی است که باور دارد، مکان اصلی هگمتانه مادی این تپه است و می‌شود با بررسی خاک و آثاری که در پایه تپه باقی‌مانده به نتیجه رسید.

 

او می‌گوید: «اگر ثابت نشود هگمتانه مادی در همدان است این همه تبلیغات و نام بردن از پایتخت تاریخ و تمدن بی‌فایده است. باستان شناسان قبل از شناسایی تپه هگمتانه این تپه را گزینه اصلی محل هگمتانه می‌دانستند همچنان محتمل‌ترین گزینه این تپه است.»

 

این باستانشناس می‌گوید: «همدان اگر به پایتخت تاریخ و تمدن شهرت یافته به دلیل وجود هگمتانه مادی است. یکی از محتمل‌ترین فضاهایی که احتمالا ارگ حکومتی یا تپه هگمتانه مادی قرار داشته تپه مصلاست. شما اگر به نقشه‌های همدان نگاه کنید هیچ تپه و منطقه آن اهمیت سوق‌الجیشی که تپه مصلا دارد را ندارد. حتی اگر مادی هم نباشد از دوره هخامنشی مدارکی موجود است که گفته می‌شود معبد آناهیتا بوده در دوره اشکانی آن‌جا قلعه داشتیم و تا دوره آقامحمدخان قلعه آباد بود. هرچند آقامحمد خان آن را ویران می کند اما نقشه‌های کوست و فلاندن، همچنین مینیاتوری که از دوره عثمانی‌ها باقی مانده نشان می‌دهد که ارگ حکومتی همیشه آنجا بوده‌است.»

 

ملازاده ادامه می‌دهد: «بعد از انقلاب بقایای موجود از بین می‌رود حتی اگر هگمتانه ماد هم آن جا نباشد و با اینکه قلعه هم از بین رفته، تپه مصلا یک مکان تاریخی است و یک فضای تاریخی یعنی بخشی از تاریخ شهر متعلق به آن است که ساخت و سازها تاریخ‌اش را دچار خدشه و آسیب کرده است. درست است که بقایای معماری بر جای نمانده اما در طول تاریخ، ارگ حکومتی به مرکزیت این تپه در آن جا قرار داشته، پس خود تپه شان تاریخی پیدا می کند، حتی اگر بقایا از بین رفته باشد.

 

ملازاده در پاسخ به این سوال که وقتی آقامحمدخان به شهر حمله می‌کند بر مبنای یک توهم که آذوقه شهر و مهمات نظامی شهر در داخل قلعه قرار دارد ارگ را ویران می‌کند تا راحت‌تر مردم شهر تسلیم شوند. اما پس از آن در دوره رضاشاه بقایای قلعه ویران می‌شود به این دلیل که حاشیه‌نشینی در کنار این تپه شکل می‌گیرد و حاشیه نشینان از مصالح این قلعه یا ارگ برای خانه سازی استفاده می کنند. آیا نمی‌توان از بقایای این خانه‌ها که قرار بود تملک شود، برای شناسایی پایتخت مادی و مطالعه بر تاریخ تپه استفاده کرد؟

 

او می گوید: «صددرصد، در مطالعات باستان شناسی پیش از تاریخ از بذر گیاهان در بین آن همه خاک مستنداتی پیدا می‌شود که به شیوه زندگی گذشتگان اشاره دارد. حال در دوره تاریخی نتوانیم از خاک و سنگی که در تپه وجود دارد به جایی برسیم؟ قطعا شدنی است و به راحتی امکان پذیر است و منطقی است اما کاوش کننده می‌خواهد و با تیم‌های مختلف، می‌توان به راحتی مشخص کرد که آیا هگمتانه مادی وجود داشته یا نه؛ اما یک عزم جدی  لازم است که می‌توان هم محل زندگی مردم عادی را در دوره مادی مشخص کرد هم پایتخت مادی هگمتانه را از این طریق پیدا کرد یاحتی رد کرد که اصلا وجود نداشته است.»

 

این در حالی است که بخشی از تپه برای احداث کتابخانه از بین رفت و بخش عظیمی هم برای ساخت حسینیه خاک برداری شد.

 

ملازاده می‌گوید: بخش اصلی تپه که تقریبا از دست رفته است درحالی که می توانست آن بقایا بماند و چون تپه چشم انداز زیبایی دارد به یک منطقه گردشگری تبدیل شود. اما تصمیم‌های بدی گرفته شد که می‌توانست صورت نگیرد.

 

به گفته او، کار از یک مرحله گذشته اما به هر حال این تپه شناسنامه هویتی شهر است. بخش زیادی از تپه از بین رفته اما برای نجات آن بخش باقی مانده از تپه دو یا سه تیم باستان شناس می‌خواهد و چون تپه صخره ای‌ست کاوش زیادی ندارد با یک فصل کاری می‌توان مشخص کرد که در لایه‌ها باقی مانده چه آثاری هست. می‌توان نتیجه گرفت که در طول تاریخ چه سیری را پشت سر گذاشته و این کار نیازمند کمک و همکاری میراث فرهنگی و شهرداری و به خصوص کسانی که می خواهند مصلا را بسازند، است. شما وقتی از هگمتانه مادی اثری در همدان پیدا نکنید این همه ادعا معنا ندارد بنابراین برای حیثیت شهر مهم است که این بحث حل شود.

 

 

 

 

حسین زندی


برچسب ها: تپه مصلا ، تپه هگمتانه همدان ، پایتخت مادها ، پایتخت تاریخ تمدن ،

 

 
 

گران شدن بلیت اماکن گردشگری چه تاثیری بر رونق گردشگری داشت؟

هرچند گمانه‌زنی‌ها از سود سرشاری که افزایش قیمت بلیت مراکز گردشگری قرار بود نصیب توسعه این مراکز کند خبر می‌داد اما آنچه که در سال جدید شاهد بودیم نشان از عدم تحقق وعده‌های داده شد داشت.

 
 
 
خبرگزاری میراث فرهنگی‌ ـ گردشگری ـ در آستانه نوروز 1392 قیمت بلیت اماکن تاریخی و فرهنگی زیر نظر سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با افزایش 300 درصدی روبه رو شد . در برخی از مراکز گردشگری و تاریخی وموزه ها این افزایش قیمت تا 4برابر بود که با واکنش ها و اعتراض های فعالین مدنی و کارشناسان روبه رو شد مخالفان بر این باور بودند که گرانی باعث می شود آمار ورودی گردشگران کم تر شود و مردم توانایی بازدید از مراکز تاریخی، موزه ها را نداشته باشند .
 
براساس اعلام آمارهای مدیران سازمان میراث فرهنگی نه تنها با کاهش آمار روبه رو نبودیم بلکه با افزایش بازدیدکنندگان مواجه بودیم. به طور مثال مدیر کل میراث فرهنگی همدان خبر از فروش 700 هزار بلیت تا 13 فروردین می دهد و یا آمارهایی منتشر می شود که در تعطیلات نوروز 217میلیون سفر درکشورثبت شده است و یا از 73 میلیون اقامت با رشد 34درصدی سخن گفته می شود .
 
اگر هریک از 217میلیون نفرمبلغ 4هزارتومان بلیت خریداری کنندمبلغ868 میلیارد تومان در آمد حاصل این سازمان شده است و اگر خریداری نکنند نهاد گردشگری کشور ناموفق بوده است چرا که از این 217 میلیون نفر سودی نبرده است.
 
امید بود که افزایش قیمت بلیت سبب رشد درآمد صنعت گردشگری شود. اما پس از گذشت دوفصل از این گرانی باید ببینیم چه خدماتی در اختیار بازدیدکنندگان قرار می گیرد؟ این افزایش چه تاثیری در مراکز تاریخی و باستانی دارد؟ به عبارت دیگر چقدر از این درآمدها صرف بازسازی همان مرکز شده است؟
 
به نظر می رسد نه تنها وضعیت گردشگری و گردشگر تغییر نداشته است حتی بدتر هم شده است .حتا یک راهنما هم استخدام نشده است و همچنان حقوق اولیه گردشگر هم در نظر گرفته نمی شود. به طور مثال در بیش تر مناطق و مراکز مانند موزه آبادان راهنما نداریم و یگان حفاظت این وظیفه را به عهده گرفته است در حالی که یکی از اهداف دیدن آثار تاریخی و موزه ها آموختن از تجربه و زندگی گذشتگان است اگر کسی این مسائل را آموزش و توضیح ندهد گردشگر دریافت و نتیجه خوبی نخواهد گرفت .
 
در بیش تر کشورها گردشگر از خدمات گوناگونی استفاده می کند. ارائه نقشه، CD، کتابچه، حتا نمادهای آثار تاریخی مانند تابلو، جاسویچی و مجسمه که پس از بازدید هم خاطره آن جا را برای گردشگر ماندگار می کند. اما در مراکز گردشگری و موزه ها دیده می شود حتا بلیت هم ارائه نمی شود ، به بهانه اینکه تعطیلات شلوغ بود و تمام شده است .
 
یکی از مسائلی که در سازمان متولی گردشگری مشاهده می شود خلاصه کردن برنامه های سفر به تعطیلات نوروز و دهه پایانی شهریور ،درحالی که درسایر فصول سال گردشگران در برخی از اماکن با در بسته روبه رو می شوند. از آن جا که در 8 سال گذشته برنامه های متولی گردشگری در جهت خلاف منافع فرهنگی کشور بوده انتظار می رود مدیران بعدی قدم در جای پای آنان نگذارند و گردشگری کشور را با مسائل تبلیغاتی و سیاسی اداره نکنند.
                                  حسین زندی

 

 


برچسب ها: گردشگری همدان ، گرانی بلیت ، گردشگری ،

 

 

 

 

تغییر کاربری بازار‌ تاریخی همدان، صنایع‌دستی را به محاق برده است

کلونی تره‌باری‌ها و قیرفروشان در بازار صنایع دستی!

 

                                     http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105918&Serv=3&SGr=7

 

 

تغییر کاربری بخش‌های بازار سنتی و تاریخی همدان درحالی بسیاری از رشته‌های اصیل صنایع‌دستی را به حاشیه راند که گفته می‌شود بازار فرش همدان به میدان تره‌بار، دباغ‌خانه به قیرفروشی و مصالح ساختمانی و بازار خامه‌فروشان به انبار فروش برنج پاکستانی تبدیل شده است.

 

 

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه صنایع‌دستی ـ فعالان میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی همدان با اعتراض به تغییر کاربری‌ بخش‌های عمده‌ای از بازار‌ تاریخی همدان به فرآورده‌ و اجناس چینی جدید خواستار احیاء بازار‌ و رشته‌های صنایع‌دستی شده‌اند. به‌اعتقاد آن‌ها، هم‌اکنون در برخی از سراهای بازار همدان بیش از  2 یا 3 مغازه فرش باقی‌نمانده، فرش‌هایی که دیگر دستبافت نیستند و غالب آن‌ها را فرش‌های ماشینی تشکیل داده است.

 

«حسین زندی» فعال میراث‌فرهنگی با انتقاد به بازارچه‌های فصلی همدان و اینکه هم‌اکنون این شهرستان نیاز به بازارچه دائمی صنایع‌دستی دارد به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: درحال‌حاضر در شهرستان همدان حتی یک بازارچه دائمی صنایع‌دستی وجود ندارد. این‌درحالی است که برخی از تولیدکنندگان ناگزیر هستند کالاهای خود را در بازارچه‌های فصلی و کوتاه‌مدت و در ازای پرداخت مبلغ یک میلیون تومان به نمایش بگذارند.

 

این فعال میراث‌فرهنگی اعتقاد دارد، درحال‌حاضر یکی از مشکلات تولیدکنندگان خانگی نبود فضای مناسب و دائمی برای فروش تولیداتشان است. بازارچه‌های فصلی هم به‌مدت یک هفته یا 15 روز برگزار می‌شود که آن‌هم رایگان نبوده و دغدغه‌ فروش را برای هنرمندان به‌دنبال دارد.

 

این درحالی است که همدان در گذشته به‌دلیل قرار داشتن در موقعیت جغرافیایی مناسب مرکزی برای مراسلات تجاری محسوب می‌شده، فرآورده‌های مربوط به فرش بازاری جداگانه داشتند و دستبافته‌هایی چون گلیم و جاجیم و حتی لبا‌س‌های پشمی به‌صورت گسترده به‌فروش می‌رسید.

 

اما حالا فعالان میراث‌فرهنگی اعتقاد دارند، مدیریت نادرستی که در این سالها در پیش گرفته شده بازار همدان را دچار چالش جدی کرده‌ است. زندی می‌گوید: سازمان میراث‌فرهنگی به‌دلیل آنکه نتوانسته از بافت قدیم بازار حفاظت کند اولین مقصر شمرده می‌شود و شهرداری که در این سالها اجازه ساخت و ساز را داده و اتحادیه اصناف که به مشاغل جدید مجوز داده دیگر مقصران این اتفاق محسوب می‌شوند.

 

 

هم‌اکنون بازار فرش همدان به سبزه‌میدان و تره‌بار، دباغ‌خانه به قیرفروشی و مصالح ساختمانی و بازار خامه فروشان به انبار فروش برنج خارجی تبدل شده است. و غالب کاروانسراهای قدیم که محل صادرات کالاهی سنتی بوده تبدیل به انبار جنس چینی و کالاهای جدید شده است.

 

زندی می‌افزاید:پیشنهاد ما اینست که بازارچه‌های جدید میوه فروشی و مصالح ساختمانی را می‌توان به محله‌ها و شهرک‌های جدید انتقال داد تا  به‌صورت بازارچه‌های محلی اشتغالزایی کنند. در اینصورت کالاهای صنایع‌دستی هم به بازار قدیم و جایگاه اصلی خود باز می‌گردند و حتی دیگر نیاز به بازارچه‌های فصلی و کوتاه مدت در مکان‌هایی چون باباطاهر و آرامگاه بوعلی نیست. چراکه این بنا با احداث بازارچه‌ها و حجم ورودی بازدیدکنندگان و نصب تجهیزات آسیب‌های بسیاری متحمل شده‌اند

 

 


برچسب ها: صنایع دستی گردشگری ، صنایع دستی همدان ، بازار سنتی ، فرش همدان ،

 

نگاهی به وضعیت رسانه های جمعی ایران

به بهانه روز خبرنگار

رسانه های جمعی، تعامل یا برخورد

حسین زندی، ناهید زندی

در ساده ترین تعریفی که از رسانه ارائه می شود کارکردی چون زبان برای آن قائل می شوند و آنرا واسطه ای برای برقراری ارتباط می دانند: «رسانه یک واسطه ی عینی و عملی در فرآیندهای برقراری ارتباط است.» (دینداری فرکوش،1388 :19) اما این تعریف با گذر زمان گسترش یافته و دچار دگرگونی هایی شده است. در تعریف های جدیدتر انواع رسانه ها و کارکرد های آن نیز مد نظر قرار گرفته است و در نوع تعریف نقشی تاثیرگذار ایفا می کند. در گذشته های بسیار دور ارتباط از طریق غیر کلامی و کلامی صورت می گرفت، در ارتباط غیر کلامی از ابزاری چون نقاشی، دود و آتش، ایما و اشاره و... بهره می گرفتند و ارتباط کلامی از راه زبان و به صورت گفتاری و شنیداری صورت می پذیرفت، اما با اختراع خط و به وجود آمدن نظام انتشار ارتباط شکلی نوین یافت و ارتباط مکتوب جای ارتباط شفاهی را گرفت. ژان کازنو معتقد است  پس از انتشار شفاهی ،انتشار از طریق نسخ خطی و انتشار از طریق مطالب چاپی به وجود می آیند.( کازنو،1378 :18)

در زمینه ی انتشار شفاهی شاید یکی از بارزترین مثال ها را در ایران باستان بتوان یافت که با عنوان سنت شفاهی از آن یاد می شود. وجود "گوسان هایی " که در دربار پادشاهان و شاهک های اشکانی به نقالی می پرداختند و ادامه سنت روایی آن ها را در نقالان و شاهنامه خوانان امروزی می توان یافت و همچنین حفظ متون دینی از جمله اوستا را در این حوزه می توان بررسی کرد. موسیقی جلوه ی دیگری از این مساله است وجود کولیان یا لولیان در دربار بهرام گور و موسیقیدانانی چون باربد و نکیسا در روزگار ساسانی نشان از بهره گیری گسترده از این هنر در راستای انتقال پیام است که می توان گفت تا امروز خاصیت رسانه ای بودن خود را حفظ کرده است.

اما اختراع خط علاوه بر اینکه به کمک ارتباط های فردی شتافت کمک شایان ذکری به ارتباطات جمعی کرد. سنگ نوشته های به جا مانده از روزگار هخامنشی که معمولا بر سر راه های ارتباطی کنده شده اند گواهی بر این مدعاست. به طور مثال سنگ نوشته ی بیستون که برسر راه همدان به کرمانشاه کنده شده است (همدان در آن روزگار پایتخت تابستانی بود ه و این راه یکی از پر رفت و آمدترین راه ها) به سه زبان فارسی باستان ،ایلامی و اکدی است و بهره گیری از زبان های گوناگون برای سهولت خوانش این متون توسط بینندگان این نوشته (مخاطبان) بوده که از جای جای شاهنشاهی پهناور هخامنشی از این راه می گذشتند یا فرمان هایی که با بهره گیری از زبان های مختلف بر روی پوست، چوب یا گل پخته در چند نسخه می نوشتند و به ایالت های گوناگون می فرستادند، به انتشار اخبار کمک می کرد.

نسخ خطی بازمانده از روزگاران کهن نیز گاه در ارتباط فردی و گاه در ارتباط جمعی نقش رسانه را ایفا کرده است. فرمان های شاهی که نسخه ی خطی از آن ها بر جای مانده گاه به وسیله ی جارچیان به اطلاع مردم می رسیده و گاه با نصب بر روی در و دیوار شهر، نمونه ی دیگر انتشار روزنامه های خطی و حتی شبنامه هایی است که با اهداف گوناگون منتشر می شده است. به هر روی پیش از پدید آمدن صنعت چاپ استنساخ یکی از راه های پراکندن دانش و آگاهی به شمار می رفت. صنعت چاپ ابتدا با انتشار کتاب و بعد ها با انتشار روزنامه ها و مجله ها خدمت بزرگی به پیشرفت زندگی اجتماعی بشر کرد. این پیشرفت روز به روز پرسرعت پیشروی خود افزود و رسانه های دیگری را به مخاطبان عرضه کرد ، از تلویزیون و ماهواره تا اینترنت و ... و جالب آنکه این چابک سوار سر باز ایستادن نیز ندارد و همچنان می تازد!

ناگفته نماند « ارتباط انسان ها اساس شکل گیری جامعه ی انسانی به معنای واقعی است و بسط و تراکم ارتباطات موجبات بسط و تعالی فرهنگ را فراهم میسازد.» ( ساروخانی،1389: 21)

 

 انواع رسانه :

 

1-رسانه های نوشتاری مانند کتاب و مطبوعات

همان گونه که اشاره شد با صنعت چاپ کتاب های خطی جای خود را به کتاب های چاپی دادند ولی« از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه ی واقعی یافت ،مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی را به دست آوردند و انتشار کتاب ها را تحت الشعاع قرار دادند. از این زمان نویسندگان و کسانی که به امر چاپ می پرداختند طبقه ی ممتاز مطبوعاتی شدند. برای پاسخ به احتیاج روز افزون مردم به اخبار ، انتشار مطبوعات از جهت زمانی تابع نظم خاصی شد.» (معتمد نژاد،1386 :64)

نقش و عملکرد مطبوعات تا حدی پیش رفت که در کنار ارکان سه گانه قدرت – مقننه، قضاییه و مجریه – در نظام های دموکراسی به عنوان " رکن چهارم دموکراسی" شهره شد. (همان:65)

مطبوعات خود دارای تقسیم بندی های گوناگونی است ، با توجه به زمان انتشار  به روزنامه،هفته نامه، دو هفته نامه، ماهنامه فصل نامه و... تقسیم می شود یا با توجه به سلیقه ی مخاطب به نشریات خبری، تحلیلی، علمی، ترویجی ،پژوهشی و... تقسیم می شود. اما تقسیم بندی تخصصی تر نشریات با توجه به موضوع آن ها است که به نشریات سیاسی،نظامی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم می شود که هر یک زیر مجموعه هایی نیز دارد.(قندی، 1387 :از87 تا114)

 

2- رسانه های شنیداری مانند رادیو،ضبط صوت، گرامافون و...

«با ظهور رادیو و استفاده از امواج برای انتقال پیام هی گوناگون انسانی، وضع انحصاری وسایل ارتباطی چاپی از بین رفت.» (معتمدنژاد، 1386 :67)  رادیو با بهره گیری از صدا ،گفتار و موسیقی بار دیگر ارتباط کلامی را زنده کرد.

 

3- رسانه های دیداری مانند سینما ،تلویزیون، اینترنت و...

با تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری و تهیه وسایل نمایش و انتقال عکس ها وتصویرهای متحرک وسایل ارتباطی دیداری- شنیداری به وجود آمدند گرچه در ابتدا این فن آوری تنها در کشور های پیشرفته وجود داشت اما به زودی به ابزاری جهانی بدل شدند با بهره گیری از آن ها در راه جهانی شدن گام های غیر قابل بازگشتی برداشته شد که شاید به زودی فرهنگ های جوامع کوچک را محکوم به نابودی کند و ضربه های جبران ناپذیری به برخی  نمود های فرهنگی وارد آورد. شاید بتوان نشریات الکترونیکی را نیز به فهرست رسانه های دیداری افزود چراکه با گسترش اینترنت و کارکردهای آن در زندگی شهروندان، سرعت ، دسترسی آسان، پایین بودن هزینه ها و برداشته شدن مرزهای جغرافیایی در فضای مجازی ، روز به روز مخاطبان بیشتری به این فن آوری روی می آورند و نشریات الکترونیکی کم کم  جای مطبوعات چاپی را می گیرد.

 

4-رسانه های ابزاری مانند اعلامیه، بروشور، پوستر، تابلوهای اعلانات، فیلم های تبلیغی (تیزر) ،سخنرانی ها و...

 

5-رسانه های نهادی : رسانه های نهادی یا رسانه های گروهی به امثال روابط عمومی ها، شرکت های انتشاراتی،بنیاد های سینمایی، رادیو، تلویزیون،دفاتر مطبوعات و مانند این ها اطلاق می شود.

 

6- رسانه های فرا نهادی مانند خبرگزاری ها، بنگاه ها سخن پراکنی، شبکه های ماهواره ای و... (دیندارفرکوش، 1388 :19 و20)

عناصر اصلی ارتباط  که عبارتند از فرستنده، پیام، وسیله ی ارتباط، گیرنده ی پیام و تاثیر ارتباط (ساروخانی،1389: 37) در تمام این رسانه ها وجود دارد اما با توجه به نوع رسانه  گاه برخی عناصر کم رنگ تر و برخی دیگر پررنگ تر جلوه می کنند.

تفاوت در شیوه ی انتشار پیام ،پیام ها و شرایط دریافت آن ها از ویژگی هایی است که این رسانه ها را از هم متمایز می کند.

 

ویژگی های رسانه های ارتباط جمعی نوین:

 

1-سرعت انتشار:

سریع و آنی بودن ارتباطات جمعی معاصر از مهمترین خصلت های آن به شما می رود... در عصر حاضر انتشار جریان رویدادها از طریق وسایل ارتباط جمعی به ویژه  رادیو و تلویزیون گاهی اوقات به حدی سریع و فوری انجام میشود که کاملا غیر قابل تصور به نظر می رسد به همین سبب حالت غافلگیری و شگفت انگیزی در اطلاع گیرندگان پدید می آورد.

2 – مداومت انتشار:

اکنون وسایل مختلف ارتباط جمعی بدون انقطاع در تمام ساعات شبانه روز فعالیت می کنند و به طور منظم و مداوم، پیام های فراوان خود را در اختیار استفاده کنندگان می گذارد... و در این راه مکمل یکدیگرند.

3- وسعت جهانی حوزه ی انتشار:

 قدرت پخش و حوزه ی انتشار وسایل ارتباط جمعی در دوره ی معاصر  افزایش و گسترش فوق العاده یافته است... اکنون خبرگزاری های ملی و بین المللی ، به کمک خبر نگاران خود  با استفاده از تکنیک های جدید مخابراتی ، اطلاعات فراوانی از سراسر جهان به دست می آورند و به مطبوعات و رادیوها و تلویزیون ها عرضه می کنند تا در اختیار خوانندگان، شنوندگان و بینندگان بگذارند.

4- فراوانی و گوناگونی محتوا :

وسایل ارتباط جمعی برای پاسخ گویی به نیازهای روز افزون استفاده کنندگان و جلب توجه هرچه بیشتر آنان پیام های بسیار فراوان و گوناگون منتشر می کنند.در کشور های پیشرفته، فراوانی مطالب و برنامه های خبری و تفریحی و تبلیغی وسایل ارتباطی معاصر به حدی است که خوانندگان و شنوندگان و بینندگان، اغلب در برابر هجوم سیل آسای آن ها، خود را حیران و سرگردان احساس می کنند و چون امکان استفاده از تمام آن ها را ندارند ،فقط به آنچه مورد علاقه  یا نیاز انان است ،توجه می نمایند. (معتمدنژاد،1386:162تا179)

 

 

وظایف و کار کردها:

 

1-وظایف خبری و آموزشی:

شاید مهمترین کارکرد رسانه ها جنبه ی آموزشی آن ها و آگاهی دادن به مخاطب باشد که در کنار خانواده و مدرسه توانسته است سهم بزرگی را در آموزش بر عهده گیرد و به سبب در دسترس بودن همیشگی آن نام " آموزش دائمی" را به خود اختصاص دهد. «وظیفه و نقش اساسی وسایل ارتباطی ،انتشار رویدادهای اجتماعی است  و همین امر به انسان امکان می دهد محیط زندگی را بهتر بشناسد و با توجه به آن احتیاجات فردی یا جمعی خود را مرتفع سازد، در برابر دیگران راه و رسم شایسته ای پیش گیرد، اندیشه های خوب به دست آورد و قضاوت های درست نشان دهد و به طور کلی عضوی از اعضای جامعه با آگاهی کامل به حقوق و مسئولیت های خویش و با آزادی و آسایش به زندگی ادامه دهد... با تجزیه و تحلیل وظایف خبری وسایل ارتباطی ، می توان نقش آموزشی و پرورشی آن ها را که محصول انتشار اطلاعات عینی و ارئه ی روش های صحیح زندگی است ،نیز معرفی کرد.باید دانست که وسایل ارتباطی با تهیه و انتشار خبرهای گوناگون علمی و فرهنگی می توانند معلومات جدید و اکتشافات تازه را در اختیار افراد بگذارند، افق دید آنها را گسترش دهند و تامین نیازهای آنان را تسهیل و تسریع نمایند.» (معتمد نژاد، 1386 :4)

البته ناگفته پیداست در این اطلاع رسانی  «رسالت آنان در انتقال سریع ، بی طرفانه و آگاهی بخش اخبار  و وقایع دنیای ما است، از همین رو است که این وسایل کوچک شدن کره ی زمین و همسایگی ساکنان آن را موجب شده اند.» (ساروخانی،1389 :86) در راستای این خبر رسانی رسانه ها وظیفه دارند آگاهی های درستی به مخاطب ارائه دهند تا او با کسب این آگاهی ها به تحلیل ساده تر اخبار و تصمیم گیری راحت تر و درست تر بپردازد.

2-وظایف راهنمایی و رهبری:

« در نظام های دموکراسی ،روزنامه ها،مجله ها و رادیوها و تلویزیون ها و سینماها می توانند در راه گسترش ارتباط بین رهبری کنندگان و رهبری شوندگان خدمات مهمی انجام دهند و به عنوان آینه ی تمام نمای افکار عمومی ،در جلب همکاری مردم و مشارکت  دادن آن ها در امور اجتماعی تاثیر فراوان به جا گذارند. در صورتی که در نظام های استبدادی و دیکتاتوری که بین فرمانروایان و فرمانبرداران ،روابط آزاد و رضایت آمیز وجود ندارد وسایل ارتباطی معمولا به ابزارهای تبلیغات سیاسی در جوامع دارای نظام های آمرانه،همه از یک طرفه بودن نقش وسایل ارتباطی منعکس ساختن آمال و افکار عمومی در این نوع جوامع ناشی می شود.( معتمد نژاد ،1386 :6)

3-وظایف تفریحی و تبلیغی :

نقش تفریحی رسانه ها به هیچ روی قابل انکار نیست چرا که برخی از برنامه ها و نوشتار ها سبب سرگرم کردن مخاطب می شوند و آرامش روانی هرچند اندک و مقطعی را به انسان ماشینی و گرفتار روزمرگی هدیه می کند،از خستگی و اضطراب های او می کاهد و برای لحظاتی او را از تنهایی می رهاند. «خبر ها، مطالب و داستان های مصور مطبوعات ،برنامه های موسیقی و هنری رادیوها و تلویزیون ها ، فیلم های متنوع تلویزیونی و سینمایی،اکنون در تمام اوقات شبانه روز می توانند انسان ها را سرگرم کنند و آنان را از غوغا و اضطراب محیط کار و زندگی یا رنج تنهایی دور نگهدارد و برای آن ها یک محیط فراغت و آسایش مناسب ایجاد نمایند.» (معتمدنژاد، 1386 :7)

نقش تبلیغی رسانه می تواند سیاسی یا اقتصادی  و مثبت یا منفی باشد و هدف خود را با توجه به این تقسیم بندی تعریف کند، «هر گاه وسایل ارتباطی ، نقش تبلیغاتی را با توجه به خواست ها و نیازهای عمومی انجام دهند و در زمینه ی سیاسی، به ارشاد مردم و پیش بینی و تامین وسایل آزادی و آسایش آنان همت گمارند و در زمینه های اقتصادی به راهنمایی افراد برای خرید کالا ها و انجام خدمات اکتفا کنند،این وظیفه نیز در کنار وظایف خبری و آموزشی و اجتماعی دیگر ،مناسب  و مطلوب خواهد بود. » (معتمدنژاد، 1386 :8و9)

اما اگر رسانه ها به تحمیل قدرت حاکمان یاری رسانند و به صورت ابزاری در اختیار اهداف تبلیغاتی ایدئولوژی ها و فرمانروایان قرار گیرند کارکرد مثبت خود را از دست می دهند،در زمینه ی اقتصادی نیز اگر رسانه ها به ابزار سرمایه داران برای ترغیب مردم به خرید غیر ضروری و حتی غیر استاندارد بدل شوند کارکرد منفی آن ها بیشتر از کارکرد مثبتشان جلوه گر می شود.

علاوه بر این ها رسانه ها کارکرد های دیگری نیز دارند که کم و بیش همگام و همسو با دیگر اهدافند و از مهمترین آن ها می توان به معرفی فرهنگ و تمدن و بسط و اشاعه ی فرهنگ اشاره کرد که با جهانی شدن ارتباطی تنگاتنگ دارند .علاوه برآنکه کشور های قدرتمند توانسته اند با به کار گیری رسانه ها فرهنگ خود را در جوامع کم تر توسعه یافته و در حال توسعه معرفی کرده و اشاعه دهند، کشور های در حال توسعه توانسته اند با بهره گیری از این تکنولوژی به معرفی فرهنگ خود بپردازند.

تقسیم بندی دکتر باقر ساروخانی اندکی با این تقسیم بندی متفاوت است. وی وظایف رسانه را به پنج بخش عمده تقسیم کرده است:

1-نقش های تفریحی

2- نقش های خبری

3- نقش های همگن سازی یا توده سازی  بدین معنا که  «با ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه،خرده فرهنگ ها ،فرهنگ های خاص و مجزا ،ناپدید می شوند به نوعی تمامی ساکنان یک جامعه تشابه می پذیرند و در سبک زندگی، علایق و خواست ها از الگو های مشابهی که وسایل ارتباط جمعی به آنان می دهند، برخوردار می شوند... » (ساروخانی، 1389 :88)

4- آگاه سازی

5-احساس تعلق مشترک (ساروخانی،1389 :83 تا94)

 

وضعیت رسانه در ایران:

 

 امروزه از رسانه ها با عنوان ابزار و نهاد اجتماعی یاد می شود ولی وضعیت در ایران شاید کمی با جهان متفاوت باشد  چرا که با وجود همپایی ایران با کشورهای توسعه یافته در روزنامه نگاری در عرصه های دیگر رسانه نتوانسته ایم چنانکه باید و شاید عمل کنیم و همین امر سبب شده از حرکت جهانی باز مانیم و مسایلی مانند بومی نبودن فناوری رسانه ای ما را دچار برخوردی چندگانه  کند.

به ویژه این که ورود و استفاده ی فن آوری رسانه ای با قبح اجتماعی و محدودیت های دولتی همراه بوده است. به طور مثال استفاده از ویدئو یا ماهواره ابتدا منع قانونی داشته و به مرور زمان پذیرفته می شود این پذیرش با هدر رفتن زمان، سرمایه و ظرفیت های رسانه ای همراه بوده است اما این محدودیت ها نتوانسته از پیشرفت رسانه ها جلوگیری کند. زاده شدن رسانه های نوین ،زندگی را دچار تحولاتی گسترده کرده و در سرعت بخشیدن به زندگی و تندتر کردن ریتم زیستن، بسیار موثر بوده است.

مورد دیگر سانسور و محدودیت که با روش های گوناگون اعمال می شود و آنقدر گسترده است که حتی می توان در رفتارهای فردی در قالب خود سانسوری مشاهده کرد که از عرف جامعه و موانع قانونی سرچشمه می گیرد. از دیگر سو سانسور دولتی که بر تمام زوایای رسانه ها اعم از تلویزیون، رادیو، مطبوعات، اینترنت و کتاب سایه افکنده است هزینه ای گزاف را بر منافع ملی تحمیل می کند اما نیاز مردم به رسانه و کسب آگاهی ، تحت تاثیر جهانی شدن سبب می شود با وجود اینکه شاید اندکی کندتر از حرکت جهانی ِ خبر، در نهایت مردم ایران هم توشه ای از این خوان برگیرند. اما محدودیت در رسانه به ویژه رسانه های تصویری از این هم فراتر می رود. در اختیار گرفتن تمام رسانه های دیداری و شنیداری از سوی دولت ها باعث شده سلیقه ای خاص بر این رسانه ها حاکم شود و همگن شدن و توده ای شدن آن هم در نازل ترین شکل خود نمود یابد و در نتیجه پایین آمدن سطح سلیقه ی مردم را سبب شود. مسئله ی احترام به مخاطب که در رسانه های ایران کمتر به چشم می خورد نیز در گرایش مردم به رسانه های غیر رسمی و خارجی بی تاثیر نمی تواند باشد.

در حالی که آزادی رسانه ای و حتی خصوصی سازی در عرصه ی رسانه فضایی رقابتی را به وجود می آورد که کارهای قوی تر و متنوع تری را به ارمغان می آورد و همین امر سبب می شود که مخاطبانی که نمی توانند از طریق رسانه ی دولتی به نیاز های خود دست یابند نیازهایشان را در رسانه های فرا ملی و آزاد بجویند.با این وجود به نظر می رسد مبارزه کردن با رسانه های نوین اتلاف زمان است و ناگزیر باید با این موجود کنار آمد و آن را به عنوان مهمانی ناخوانده پذیرفت زیرا ممکن است به زودی ابزار هایی به بازار آیند که غیرقابل پیشگیری، فیلتر و پارازیت باشد گرچه این محدودیت ها تنها می تواند اطلاع رسانی را به تاخیر اندازد و به هیچ روی  نمی تواند از انتشار اخبار جلوگیری کند.

امروزه در کنار غول های رسانه ای و امپراتوری های خبری ریزرسانه هایی مانند ایمیل و وبلاگ و... که زیر مجموعه ی اینترنت به شمار می آیند ، تحولی بزرگ در امور رسانه ای ایجاد کرده است.با توجه به اینکه ایرانیان مردمی شفاهی هستند و گفتگو های رو در رو را بیشتر می پسندند امروزه رسانه های نوین مانند فیس بوک ، با مهیا کردن فضای گفتگو و تبادل نظر توانسته است تا حدودی به نیازهای آنان پاسخ گوید و به تقویت سنت تعامل و تحمل در جامعه یاری رساند.                                  

منابع:

 

 

1-معتمدنژاد ،کاظم. 1386، وسایل ارتباط جمعی ،تهران ،انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چ ششم

 

2-ساروخانی، باقر. 1389، جامعه شناسی ارتباطات، تهران، انتشارات اطلاعات، چ بیست و چهارم

 

3- دینداری فرکوش،فیروز و حسین صدری نیا، 1388، روابط عمومی و رسانه، تهران، نشر سایه روشن،چ سوم

 

4-قندی،حسین. 1387،روزنامه نگاری تخصصی، تهران،دفتر مطالعات و توسعه ی رسانه،چ دوم

 

5-کازنو،ژان. 1387،جامعه شناسی  وسایل ارتباط جمعی، ترجمه باقرساروخانی و منوچهر محسنی،تهران ،انتشارات اطلاعات، چ نهم

 

 

 

 

 

 

 

 

                               


برچسب ها: رسانه ، رسانه جمعی ، روزخبرنگار ، ارتباطات ،

چهارشنبه 16 مرداد 1392

تولید چرم در همدان متوقف شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تهران امروز ،صنایع دستی ،مطالب در خبر گزاری ها ،

 

http://www.von.ir/index.php/529-تولید-چرم-در-همدان-متوقف-شد

 

تولید چرم در همدان متوقف شد    تولید چرم در همدان متوقف شد

سه شنبه, 15 مرداد 1392 13:40

 پایگاه اطلاع رسانی صدای طبیعت: درحالی تولید چرم در همدان به‌دلیل نبود حمایت‌های دولتی و حامل‌های سوخت متوقف شده که فعالان حوزه میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی از ورود کالاهای چرم پرداخت شده خارجی با قیمت‌های گزاف به این شهرستان می‌گویند. همدان تا دو دهه پیش سرآمد تولید و صنایع‌ چرم کشور به‌شمار می‌رفت، اما حالا با از بین رفتن بزرگترین دباغ‌خانه این شهرستان بدون آنکه جایگزینی مناسب برای این صنعت در نظر گرفته شود صنعت چرم همدان به‌نابودی کشانده شد. «حسین زندی» فعال میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی به پایگاه اطلاع رسانی طبیعت می‌گوید: باتوجه به اینکه در گذشته صنایع‌ چرم استان همدان علاوه بر کشورهای منطقه به اروپا صادر می شد اما با نابودی دباغ‌خانه بزرگ همدان بدون‌آنکه جایگزین مناسبی برای این صنعت در نظر گرفته شود به نابودی کشانده شد.

این فعال صنایع‌دستی  می گوید:« هم‌اکنون صنعتگران این عرصه به فروشنده فرآورده‌های پلاستیکی و ساختمانی تبدیل شده‌اند و کارگاه‌ها و کارخانه‌هایی که خارج از شهر ایجاد شده بود به‌دلیل اجرای سیاست‌‌های غلط دولت نهم و دهم تعطیل و نیمه‌تعطیل شده‌اند. »

به‌گفته زندی، کسانی که امروز در کارگاه‌های خانگی اقدام به تولید صنایع‌دستی و چرم می‌کنند از چرم وارداتی استفاده که در همدان با سخت‌ترین شیوه دباغی می‌شود و بدون آنکه پرداخت شود صادر می‌شود. در خارج از ایران چرم‌ها پرداخت می‌شوند و با قیمت‌های گزاف دوباره وارد ایران می‌شود. زندی می‌گوید: درواقع مهمترین بخش کار چرم در ایران انجام می‌شود اما تولیدکننده از سود آن بهره‌ای نمی‌برد چراکه چرم پرداخت شده با قیمت گزاف به دست مصرف‌کننده می‌رسد. این درحالی‌است که در گذشته صنعت‌چرم همدان به‌قدری از اهمیت برخوردار بوده که گفته می‌شود آمدن برق به شهرستان همدان به‌دلیل کارخانه چرم‌سازی بوده است. فعالان صنایع‌دستی امیدوارند که دولت بعدی از تولیدکنندگان این صنعت حمایت کند و حامل‌های سوخت و یارانه به تولیدکنندگان چرم اختصاص داده شود. 

 

 

 

http://www.tehrooz.com/1392/5/16/TehranEmrooz/1238/Page/9/

 

 


برچسب ها: صنایع دستی گردشگری ، صنایع چرم همدان ، دباغ خانه همدان ، صادرات پوست ،

تعداد کل صفحات: 8 ... 3 4 5 6 7 8
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic