آیا وضعیت میراث همدان به سامان خواهد رسید؟
تودیع آقای رئیس؛
آیا وضعیت میراث همدان به سامان خواهد رسید؟
انتصاب آقای ریحان سروش مقدم که طرفداران ایزدی – مدیر پیشین میراث فرهنگی همدان-غیر بومی بودن او را دستمایه انتقاد قرار داده‌اند، درحالی که ایزدی نیز یک مدیر غیر بومی اهل سنقرکلیایی محسوب می‌شد، به نظر نمی‌رسد گره‌ای از کار میراث همدان بگشاید، مگر اینکه بتواند با تفکر حاکم بر این اداره مقابله کند، در این راه حمایت استاندار همدان برگ برنده‌ای است که او در دست دارد و می‌تواند یک خانه تکانی اساسی در این ویرانه انجام دهد.
 
تاریخ : دوشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۴۸
حسین زندی -سازمان میراث فرهنگی، گردگشگری و صنایع دستی کشور در کنار سازمان حفاظت از محیط زیست از فرزندان مظلوم دولت است، تفاوت هم ندارد، چه جناح و چه جریان سیاسی سکان دولت را به دست گرفته باشد، اصلاح طلب باشد یا اصولگرا، چپ باشد یا راست. آنچه در انتقال سازمان به شیراز و دورکاری کارکنان در دولت اصولگرای احمدی نژادی شاهد بودیم و یا عزل و نصب‌ها و جابجایی‌هایی که در دولت تدبیر امید بر سر این سازمان رفته، شاهدی براین مدعاست. در این بین یکی از مظلوم‌ترین و مغفول مانده‌ترین اداره‌های استانی، همدان است که همواره چه در زمینه بودجه و چه نیروی انسانی و حتا طرح‌های پژوهشی و ثبت آثار مورد کم توجهی و غفلت قرار گرفته است. انتصاب مدیران نیز از سر رفع تکلیف بوده است. 

با اینکه کار‌شناسان مدام از آسیب‌های مدیران غیر بومی سخن گفته‌اند، این اداره در طول این سال‌ها کمتر مدیر بومی به خود دیده است. مدیریت آخرین مدیر کل غیربومی میراث فرهنگی همدان ۲۲ماه طول کشید که نیمی از آن در دوره دولت تدبیر و امید سپری شد. مسئولیتی پرچالش با ۲۲ ماه تخریب، ۲۲ماه ارائه آمار نادرست و ۲۲ماه قطع ارتباط با فعالان مدنی و کار‌شناسان حوزه‌های میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که تخریب‌ها و آسیب‌های وارده به هر یک حدیث مفصلی است و در این ۲۲ماه تلاش شد تا به جای پرداختن به مسائل، مشکلات و تخریب‌ها، این مسائل در زیر سایه تبلیغات سنگین و جشنواره‌های یک روزه تبلیغاتی مانند اجرای کنسرت و مسابقات و بازی طناب کشی و اجرای «شو»‌های مختلف که در حیطه وظایف دیگر نهادهای دولتی است، پنهان بماند و به جای حل مسئله، صورت مسئله پاک شود. این شیوه مدیریت را در سطح کلان رئیس دولت نهم و دهم و مدیرانی مانند اسفندیار رحیم مشائی و بقایی در کارنامه خود داشتند و اتفاقا گفته می‌شد مدیرکل قبلی نیز به سفارش محمدرضا رحیمی و بقائی به میراث آمد به همین دلیل او را نماد دولت دهم در همدان می‌دانستند. 

چهار مورد آتش سوزی در مهم‌ترین سایت و تپه تاریخی استان هگمتانه، که این مدیر کل با افتخار مسئولیت سه آتش سوزی اول را به عهده گرفت و در مقابل بیش از ۲۰ خبرنگار اظهار کرد: «با اجازه بعضی‌ها (منظور فعالان مدنی بود) اگر لازم باشد بازهم آتش خواهیم زد»، مواردی مانند بریدن درختان کهنسال آرامگاه باباطاهر، تخریب سقف آرامگاه بوعلی به دلیل برگزاری جشن بادکنک بربام آرامگاه، تخریب تپه باستانی روستای علوی ملایر و مواردی از این دست در دروه‌ی این مدیرکل به وقوع پیوست. 

بی‌تفاوتی نسبت به تخریب عمارت ذوالریاستین، عمارت بدیع الحکما، خانه جواهری، خانه نراقی‌ها، تپه باستانی پیسا، تپه شاه طهماسب، تجاوز به حریم باباطاهر، نادیده گرفتن حریم کتیبه‌های گنج نامه و ده‌ها مورد دیگر در کارنامه پربار این مدیر موفق ماندگار است. 

بخش عمده این تخریب‌ها در زمان تصدی دولت تدبیر و امید صورت گرفت و تاکید و اعتراض جامعه مدنی و هنرمندان بر تغییر و برکناری مدیر کل وقت یک سال طول کشید اما پس از ۲۲ ماه تخریب میراث و بی‌توجهی به گردشگری و صنایع دستی مدیر کل میراث فرهنگی همدان تودیع شد. او در این مراسم ابراز امیدواری کرد دوباره به همدان بازگردد و گفت: «هتل باباطاهر به محل برگزاری مراسم تودیع و معارفه بنده تبدیل شده است». جریانی که این جشن‌ها و مراسم‌ها را برگزار می‌کند نیز ادامه روند و شیوه کار این مدیر را خواستار است و به دنبال بازگرداندن ایزدی است. 

مراسم تودیع و معارفه در هتل بابا طاهر همدان انجام شد، اگرچه از معارفه مدیر کل جدید چندان نشانی نبود و بیشتر زمان به تشکر از ایزدی توسط دوستان و همراهان او گذشت اما یکی از سوالهای اساسی این است که چرا حتا مراسم خداحافظی ایزدی در این هتل برگزار می‌شود؟ هتلی که در کنار آرامگاه باباطاهر قرار گرفته و هر روز بدون در نظر گرفتن حریم این اثر ثبت شده بر ارتفاع آن افزوده می‌شود و اداره میراث فرهنگی و، گردشگری و صنایع دستی به عنوان مسئول و متولی میراث نه تنها از تجاوز به حریم این اثر ملی جلوگیری نمی‌کند و پاسخگو نیست بلکه بیشتر مراسم و مهمانی‌های مدیر کل میراث در این هتل برگزار می‌شود؟! آیا مدیر کل جدید این رابطه را ادامه خواهد داد؟ و یا تخلف و تجاوز به حریم آرامگاه را پیگیری خواهد کرد؟ چرا نماینده دولت در همدان به چنین مراسمی تن می‌دهد؟ 

بخش عمده بودجه میراث فرهنگی همدان برای برگزاری مراسم تبلیغاتی آقای مدیر صرف شده است و باید پرسید از یکهزار و صد تپه باستانی و تاریخی استان، کدام یک در زمان مدیریت او ثبت شده است؟ برای توسعه گردشگری پایدار چه برنامه و عملکردی را در این سال‌ها می‌توان سراغ گرفت؟ ایزدی در این سال‌ها دنبال ثبت بازی« یه قل دوقل» بود و برای ثبت چند نوع آش نیز قدم برداشت. 

پس از انتصاب ایزدی، کم نبودند صنعتگران و کارآفرینان صنایع دستی که یا خانه نشین شدند و یا تغییر شغل داده‌اند. کدام حمایت از این کارآفرینان صورت گرفته است به جز نمایشگاه‌هایی که به نام صنایع دستی برپا می‌شود و به کام فروشندگان اقلام چینی است و از صنایع دستی استان هیچ خبری در این نمایشگاه‌ها نیست. 

باید توجه داشت با تغییر مدیرکل، بحران اداره میراث میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برطرف نخواهد شد چراکه مسأله یک فرد نیست بلکه یک جریان است. 

اما انتصاب آقای ریحان سروش مقدم که طرفداران ایزدی غیر بومی بودن او را دستمایه انتقاد قرار داده‌اند، درحالی که ایزدی نیز یک مدیر غیر بومی اهل سنقرکلیایی محسوب می‌شد، به نظر نمی‌رسد گره‌ای از کار میراث همدان بگشاید، مگر اینکه بتواند با تفکر حاکم بر این اداره مقابله کند، در این راه حمایت استاندار همدان برگ برنده‌ای است که او در دست دارد و می‌تواند یک خانه تکانی اساسی در این ویرانه انجام دهد.
http://honarnews.com/vdcfeyde.w6dmcagiiw.html


برچسب ها: هنر نیوز ، میراث فرهنگی همدان ، تودیع و معارفه مدیرکل میراث فرهنگی همدان ، سروش ریحان مقدم ،

 بازبینی و بررسی اثرات گردشگرپذیری موسیقی ایرانی با تاکید بر زمینه های گسترش صنعت گردشگری

این مقاله در "دومین کنفرانس بین المللی مدیریت،کارآفرینی وتوسعه اقتصادی " 

به تاریخ 22و23 شهریور 1392 در شهر قم پذیرفته شد

                                حسین زندی ،فعال میراث فرهنگی و گردشگری                                                  hosein.zandi77@gmail.com

 

ناهید زندی، کارشناسی ارشد ایرانشناسی عمومی، روزنامه نگار ، nahid.zandisadegh@gmail.com

 

آرزو مام احمدی، کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، مدرس دانشگاه پیام نورمهاباد ، arezoahmadi86@yahoo.com

 

Review and evaluate the effects of Iranian Music With emphasis on the fields of tourism

Abstract

Today, the role of tourism as a tool for regional development is undeniable. Despite the huge revenue for the industry in many countries of the world, our little contribution to be allocated. Among the attractions of the country's geographical, historical and cultural diversity - ethnic tourism destinations can be a special place that is conducive to attracting cultural tourism and art. Art has the potential to be great potential for the development of the industry as one of the major tourist centers should be considered. Art music as well as original works of art in the form of sub-¬ Iranian ethnic music and plays an important role in attracting and Tourism. Now the question is: Is there a relationship between tourism and music? Can music be used to attract tourists? Can the country due to cultural diversity, religion and customs to achieve this type of tourism?
The aim of this study was to compare and evaluate tourism and traditional music in many cities of the world and comparison Tajabadi village in Hamedan and Fash in Kermanshah as tourism.

 

Keywords: tourism, Tourism Art, Tourism music

 

Hosein zandi, Active Cultural Heritage and Tourism, Hamedan,

 hosein.zandi77@ gmail.com

 

NahidZandi,MSGeneralIranshenasi,Reporter,nahid.zandisadegh@gmail.com

Arezo MamAhmadi,(CorrespondingAuthor), Ms of Educational Administration, teacher of University of  Payame Noor University,PO BOX 19395-3697,Tehran,IRAN, arezoahmadi86@yahoo.com

 

بازبینی و بررسی اثرات گردشگرپذیری موسیقی ایرانی با تاکید بر زمینه های گسترش صنعت گردشگری

 

چکیده

 

امروزه نقش صنعت گردشگری به عنوان ابزاری برای توسعه منطقه‌ای غیرقابل انكار است.  با وجود درآمد گسترده‌ای كه این صنعت برای بسیاری از كشورهای جهان داشته، كشور ما سهم ناچیزی را به خود اختصاص داده است. در کشور ایران در میان جاذبه های مختلف جغرافیایی،  تاریخی و تنوع فرهنگی قومی از جایگاه ویژه ای برخوردار است که می تواند مقصد گردشگری مساعدی برای جذب گردشگران فرهنگی و هنری باشد. آثار هنری با پتانسیل و ظرفیت بالایی که دارد می تواند بعنوان یکی از  کانونهای مهم توریستی جهت گسترش این صنعت مورد توجه قرار گیرد. هنر موسیقی ایرانی نیز  به عنوان زیرمجموعه­ای از آثار اصیل هنری در قالب موسیقی سنتی و قومی ایرانی نقش مهمی در جذب ایرانگردان و  جهانگردان ایفا می کند. حال مساله این است که: آیا بین گردشگری و موسیقی رابطه ای وجود دارد؟ آیا می توان هنر موسیقی را برای جذب گردشگران بکار گرفت؟ آیا کشور ایران می تواند با توجه به تنوع فرهنگی، مذهب و آداب و رسوم به این نوع از گردشگری دست یابد؟ در واقع هدف از این پژوهش مقایسه و بررسی صنعت گردشگری و تاثیر گردشگری موسیقی در چند شهر سنتی جهان و مقایسه آن با دو روستای تاج آباد همدان و فَش در استان کرمانشاه  به عنوان هدف گردشگری می باشد.

 

واژه های کلیدی: گردشگری، گردشگری هنری، گردشگری موسیقی

 

 

 

 

 

 

 


برچسب ها: گردشگری موسیقی ، گردشگر پذیری موسیقی ایرانی ، موسیقی و گردشگری ، تاج آباد ، روستای فش کنگاور ،

 

نگاهی به وضعیت رسانه های جمعی ایران

به بهانه روز خبرنگار

رسانه های جمعی، تعامل یا برخورد

حسین زندی، ناهید زندی

در ساده ترین تعریفی که از رسانه ارائه می شود کارکردی چون زبان برای آن قائل می شوند و آنرا واسطه ای برای برقراری ارتباط می دانند: «رسانه یک واسطه ی عینی و عملی در فرآیندهای برقراری ارتباط است.» (دینداری فرکوش،1388 :19) اما این تعریف با گذر زمان گسترش یافته و دچار دگرگونی هایی شده است. در تعریف های جدیدتر انواع رسانه ها و کارکرد های آن نیز مد نظر قرار گرفته است و در نوع تعریف نقشی تاثیرگذار ایفا می کند. در گذشته های بسیار دور ارتباط از طریق غیر کلامی و کلامی صورت می گرفت، در ارتباط غیر کلامی از ابزاری چون نقاشی، دود و آتش، ایما و اشاره و... بهره می گرفتند و ارتباط کلامی از راه زبان و به صورت گفتاری و شنیداری صورت می پذیرفت، اما با اختراع خط و به وجود آمدن نظام انتشار ارتباط شکلی نوین یافت و ارتباط مکتوب جای ارتباط شفاهی را گرفت. ژان کازنو معتقد است  پس از انتشار شفاهی ،انتشار از طریق نسخ خطی و انتشار از طریق مطالب چاپی به وجود می آیند.( کازنو،1378 :18)

در زمینه ی انتشار شفاهی شاید یکی از بارزترین مثال ها را در ایران باستان بتوان یافت که با عنوان سنت شفاهی از آن یاد می شود. وجود "گوسان هایی " که در دربار پادشاهان و شاهک های اشکانی به نقالی می پرداختند و ادامه سنت روایی آن ها را در نقالان و شاهنامه خوانان امروزی می توان یافت و همچنین حفظ متون دینی از جمله اوستا را در این حوزه می توان بررسی کرد. موسیقی جلوه ی دیگری از این مساله است وجود کولیان یا لولیان در دربار بهرام گور و موسیقیدانانی چون باربد و نکیسا در روزگار ساسانی نشان از بهره گیری گسترده از این هنر در راستای انتقال پیام است که می توان گفت تا امروز خاصیت رسانه ای بودن خود را حفظ کرده است.

اما اختراع خط علاوه بر اینکه به کمک ارتباط های فردی شتافت کمک شایان ذکری به ارتباطات جمعی کرد. سنگ نوشته های به جا مانده از روزگار هخامنشی که معمولا بر سر راه های ارتباطی کنده شده اند گواهی بر این مدعاست. به طور مثال سنگ نوشته ی بیستون که برسر راه همدان به کرمانشاه کنده شده است (همدان در آن روزگار پایتخت تابستانی بود ه و این راه یکی از پر رفت و آمدترین راه ها) به سه زبان فارسی باستان ،ایلامی و اکدی است و بهره گیری از زبان های گوناگون برای سهولت خوانش این متون توسط بینندگان این نوشته (مخاطبان) بوده که از جای جای شاهنشاهی پهناور هخامنشی از این راه می گذشتند یا فرمان هایی که با بهره گیری از زبان های مختلف بر روی پوست، چوب یا گل پخته در چند نسخه می نوشتند و به ایالت های گوناگون می فرستادند، به انتشار اخبار کمک می کرد.

نسخ خطی بازمانده از روزگاران کهن نیز گاه در ارتباط فردی و گاه در ارتباط جمعی نقش رسانه را ایفا کرده است. فرمان های شاهی که نسخه ی خطی از آن ها بر جای مانده گاه به وسیله ی جارچیان به اطلاع مردم می رسیده و گاه با نصب بر روی در و دیوار شهر، نمونه ی دیگر انتشار روزنامه های خطی و حتی شبنامه هایی است که با اهداف گوناگون منتشر می شده است. به هر روی پیش از پدید آمدن صنعت چاپ استنساخ یکی از راه های پراکندن دانش و آگاهی به شمار می رفت. صنعت چاپ ابتدا با انتشار کتاب و بعد ها با انتشار روزنامه ها و مجله ها خدمت بزرگی به پیشرفت زندگی اجتماعی بشر کرد. این پیشرفت روز به روز پرسرعت پیشروی خود افزود و رسانه های دیگری را به مخاطبان عرضه کرد ، از تلویزیون و ماهواره تا اینترنت و ... و جالب آنکه این چابک سوار سر باز ایستادن نیز ندارد و همچنان می تازد!

ناگفته نماند « ارتباط انسان ها اساس شکل گیری جامعه ی انسانی به معنای واقعی است و بسط و تراکم ارتباطات موجبات بسط و تعالی فرهنگ را فراهم میسازد.» ( ساروخانی،1389: 21)

 

 انواع رسانه :

 

1-رسانه های نوشتاری مانند کتاب و مطبوعات

همان گونه که اشاره شد با صنعت چاپ کتاب های خطی جای خود را به کتاب های چاپی دادند ولی« از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه ی واقعی یافت ،مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی را به دست آوردند و انتشار کتاب ها را تحت الشعاع قرار دادند. از این زمان نویسندگان و کسانی که به امر چاپ می پرداختند طبقه ی ممتاز مطبوعاتی شدند. برای پاسخ به احتیاج روز افزون مردم به اخبار ، انتشار مطبوعات از جهت زمانی تابع نظم خاصی شد.» (معتمد نژاد،1386 :64)

نقش و عملکرد مطبوعات تا حدی پیش رفت که در کنار ارکان سه گانه قدرت – مقننه، قضاییه و مجریه – در نظام های دموکراسی به عنوان " رکن چهارم دموکراسی" شهره شد. (همان:65)

مطبوعات خود دارای تقسیم بندی های گوناگونی است ، با توجه به زمان انتشار  به روزنامه،هفته نامه، دو هفته نامه، ماهنامه فصل نامه و... تقسیم می شود یا با توجه به سلیقه ی مخاطب به نشریات خبری، تحلیلی، علمی، ترویجی ،پژوهشی و... تقسیم می شود. اما تقسیم بندی تخصصی تر نشریات با توجه به موضوع آن ها است که به نشریات سیاسی،نظامی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم می شود که هر یک زیر مجموعه هایی نیز دارد.(قندی، 1387 :از87 تا114)

 

2- رسانه های شنیداری مانند رادیو،ضبط صوت، گرامافون و...

«با ظهور رادیو و استفاده از امواج برای انتقال پیام هی گوناگون انسانی، وضع انحصاری وسایل ارتباطی چاپی از بین رفت.» (معتمدنژاد، 1386 :67)  رادیو با بهره گیری از صدا ،گفتار و موسیقی بار دیگر ارتباط کلامی را زنده کرد.

 

3- رسانه های دیداری مانند سینما ،تلویزیون، اینترنت و...

با تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری و تهیه وسایل نمایش و انتقال عکس ها وتصویرهای متحرک وسایل ارتباطی دیداری- شنیداری به وجود آمدند گرچه در ابتدا این فن آوری تنها در کشور های پیشرفته وجود داشت اما به زودی به ابزاری جهانی بدل شدند با بهره گیری از آن ها در راه جهانی شدن گام های غیر قابل بازگشتی برداشته شد که شاید به زودی فرهنگ های جوامع کوچک را محکوم به نابودی کند و ضربه های جبران ناپذیری به برخی  نمود های فرهنگی وارد آورد. شاید بتوان نشریات الکترونیکی را نیز به فهرست رسانه های دیداری افزود چراکه با گسترش اینترنت و کارکردهای آن در زندگی شهروندان، سرعت ، دسترسی آسان، پایین بودن هزینه ها و برداشته شدن مرزهای جغرافیایی در فضای مجازی ، روز به روز مخاطبان بیشتری به این فن آوری روی می آورند و نشریات الکترونیکی کم کم  جای مطبوعات چاپی را می گیرد.

 

4-رسانه های ابزاری مانند اعلامیه، بروشور، پوستر، تابلوهای اعلانات، فیلم های تبلیغی (تیزر) ،سخنرانی ها و...

 

5-رسانه های نهادی : رسانه های نهادی یا رسانه های گروهی به امثال روابط عمومی ها، شرکت های انتشاراتی،بنیاد های سینمایی، رادیو، تلویزیون،دفاتر مطبوعات و مانند این ها اطلاق می شود.

 

6- رسانه های فرا نهادی مانند خبرگزاری ها، بنگاه ها سخن پراکنی، شبکه های ماهواره ای و... (دیندارفرکوش، 1388 :19 و20)

عناصر اصلی ارتباط  که عبارتند از فرستنده، پیام، وسیله ی ارتباط، گیرنده ی پیام و تاثیر ارتباط (ساروخانی،1389: 37) در تمام این رسانه ها وجود دارد اما با توجه به نوع رسانه  گاه برخی عناصر کم رنگ تر و برخی دیگر پررنگ تر جلوه می کنند.

تفاوت در شیوه ی انتشار پیام ،پیام ها و شرایط دریافت آن ها از ویژگی هایی است که این رسانه ها را از هم متمایز می کند.

 

ویژگی های رسانه های ارتباط جمعی نوین:

 

1-سرعت انتشار:

سریع و آنی بودن ارتباطات جمعی معاصر از مهمترین خصلت های آن به شما می رود... در عصر حاضر انتشار جریان رویدادها از طریق وسایل ارتباط جمعی به ویژه  رادیو و تلویزیون گاهی اوقات به حدی سریع و فوری انجام میشود که کاملا غیر قابل تصور به نظر می رسد به همین سبب حالت غافلگیری و شگفت انگیزی در اطلاع گیرندگان پدید می آورد.

2 – مداومت انتشار:

اکنون وسایل مختلف ارتباط جمعی بدون انقطاع در تمام ساعات شبانه روز فعالیت می کنند و به طور منظم و مداوم، پیام های فراوان خود را در اختیار استفاده کنندگان می گذارد... و در این راه مکمل یکدیگرند.

3- وسعت جهانی حوزه ی انتشار:

 قدرت پخش و حوزه ی انتشار وسایل ارتباط جمعی در دوره ی معاصر  افزایش و گسترش فوق العاده یافته است... اکنون خبرگزاری های ملی و بین المللی ، به کمک خبر نگاران خود  با استفاده از تکنیک های جدید مخابراتی ، اطلاعات فراوانی از سراسر جهان به دست می آورند و به مطبوعات و رادیوها و تلویزیون ها عرضه می کنند تا در اختیار خوانندگان، شنوندگان و بینندگان بگذارند.

4- فراوانی و گوناگونی محتوا :

وسایل ارتباط جمعی برای پاسخ گویی به نیازهای روز افزون استفاده کنندگان و جلب توجه هرچه بیشتر آنان پیام های بسیار فراوان و گوناگون منتشر می کنند.در کشور های پیشرفته، فراوانی مطالب و برنامه های خبری و تفریحی و تبلیغی وسایل ارتباطی معاصر به حدی است که خوانندگان و شنوندگان و بینندگان، اغلب در برابر هجوم سیل آسای آن ها، خود را حیران و سرگردان احساس می کنند و چون امکان استفاده از تمام آن ها را ندارند ،فقط به آنچه مورد علاقه  یا نیاز انان است ،توجه می نمایند. (معتمدنژاد،1386:162تا179)

 

 

وظایف و کار کردها:

 

1-وظایف خبری و آموزشی:

شاید مهمترین کارکرد رسانه ها جنبه ی آموزشی آن ها و آگاهی دادن به مخاطب باشد که در کنار خانواده و مدرسه توانسته است سهم بزرگی را در آموزش بر عهده گیرد و به سبب در دسترس بودن همیشگی آن نام " آموزش دائمی" را به خود اختصاص دهد. «وظیفه و نقش اساسی وسایل ارتباطی ،انتشار رویدادهای اجتماعی است  و همین امر به انسان امکان می دهد محیط زندگی را بهتر بشناسد و با توجه به آن احتیاجات فردی یا جمعی خود را مرتفع سازد، در برابر دیگران راه و رسم شایسته ای پیش گیرد، اندیشه های خوب به دست آورد و قضاوت های درست نشان دهد و به طور کلی عضوی از اعضای جامعه با آگاهی کامل به حقوق و مسئولیت های خویش و با آزادی و آسایش به زندگی ادامه دهد... با تجزیه و تحلیل وظایف خبری وسایل ارتباطی ، می توان نقش آموزشی و پرورشی آن ها را که محصول انتشار اطلاعات عینی و ارئه ی روش های صحیح زندگی است ،نیز معرفی کرد.باید دانست که وسایل ارتباطی با تهیه و انتشار خبرهای گوناگون علمی و فرهنگی می توانند معلومات جدید و اکتشافات تازه را در اختیار افراد بگذارند، افق دید آنها را گسترش دهند و تامین نیازهای آنان را تسهیل و تسریع نمایند.» (معتمد نژاد، 1386 :4)

البته ناگفته پیداست در این اطلاع رسانی  «رسالت آنان در انتقال سریع ، بی طرفانه و آگاهی بخش اخبار  و وقایع دنیای ما است، از همین رو است که این وسایل کوچک شدن کره ی زمین و همسایگی ساکنان آن را موجب شده اند.» (ساروخانی،1389 :86) در راستای این خبر رسانی رسانه ها وظیفه دارند آگاهی های درستی به مخاطب ارائه دهند تا او با کسب این آگاهی ها به تحلیل ساده تر اخبار و تصمیم گیری راحت تر و درست تر بپردازد.

2-وظایف راهنمایی و رهبری:

« در نظام های دموکراسی ،روزنامه ها،مجله ها و رادیوها و تلویزیون ها و سینماها می توانند در راه گسترش ارتباط بین رهبری کنندگان و رهبری شوندگان خدمات مهمی انجام دهند و به عنوان آینه ی تمام نمای افکار عمومی ،در جلب همکاری مردم و مشارکت  دادن آن ها در امور اجتماعی تاثیر فراوان به جا گذارند. در صورتی که در نظام های استبدادی و دیکتاتوری که بین فرمانروایان و فرمانبرداران ،روابط آزاد و رضایت آمیز وجود ندارد وسایل ارتباطی معمولا به ابزارهای تبلیغات سیاسی در جوامع دارای نظام های آمرانه،همه از یک طرفه بودن نقش وسایل ارتباطی منعکس ساختن آمال و افکار عمومی در این نوع جوامع ناشی می شود.( معتمد نژاد ،1386 :6)

3-وظایف تفریحی و تبلیغی :

نقش تفریحی رسانه ها به هیچ روی قابل انکار نیست چرا که برخی از برنامه ها و نوشتار ها سبب سرگرم کردن مخاطب می شوند و آرامش روانی هرچند اندک و مقطعی را به انسان ماشینی و گرفتار روزمرگی هدیه می کند،از خستگی و اضطراب های او می کاهد و برای لحظاتی او را از تنهایی می رهاند. «خبر ها، مطالب و داستان های مصور مطبوعات ،برنامه های موسیقی و هنری رادیوها و تلویزیون ها ، فیلم های متنوع تلویزیونی و سینمایی،اکنون در تمام اوقات شبانه روز می توانند انسان ها را سرگرم کنند و آنان را از غوغا و اضطراب محیط کار و زندگی یا رنج تنهایی دور نگهدارد و برای آن ها یک محیط فراغت و آسایش مناسب ایجاد نمایند.» (معتمدنژاد، 1386 :7)

نقش تبلیغی رسانه می تواند سیاسی یا اقتصادی  و مثبت یا منفی باشد و هدف خود را با توجه به این تقسیم بندی تعریف کند، «هر گاه وسایل ارتباطی ، نقش تبلیغاتی را با توجه به خواست ها و نیازهای عمومی انجام دهند و در زمینه ی سیاسی، به ارشاد مردم و پیش بینی و تامین وسایل آزادی و آسایش آنان همت گمارند و در زمینه های اقتصادی به راهنمایی افراد برای خرید کالا ها و انجام خدمات اکتفا کنند،این وظیفه نیز در کنار وظایف خبری و آموزشی و اجتماعی دیگر ،مناسب  و مطلوب خواهد بود. » (معتمدنژاد، 1386 :8و9)

اما اگر رسانه ها به تحمیل قدرت حاکمان یاری رسانند و به صورت ابزاری در اختیار اهداف تبلیغاتی ایدئولوژی ها و فرمانروایان قرار گیرند کارکرد مثبت خود را از دست می دهند،در زمینه ی اقتصادی نیز اگر رسانه ها به ابزار سرمایه داران برای ترغیب مردم به خرید غیر ضروری و حتی غیر استاندارد بدل شوند کارکرد منفی آن ها بیشتر از کارکرد مثبتشان جلوه گر می شود.

علاوه بر این ها رسانه ها کارکرد های دیگری نیز دارند که کم و بیش همگام و همسو با دیگر اهدافند و از مهمترین آن ها می توان به معرفی فرهنگ و تمدن و بسط و اشاعه ی فرهنگ اشاره کرد که با جهانی شدن ارتباطی تنگاتنگ دارند .علاوه برآنکه کشور های قدرتمند توانسته اند با به کار گیری رسانه ها فرهنگ خود را در جوامع کم تر توسعه یافته و در حال توسعه معرفی کرده و اشاعه دهند، کشور های در حال توسعه توانسته اند با بهره گیری از این تکنولوژی به معرفی فرهنگ خود بپردازند.

تقسیم بندی دکتر باقر ساروخانی اندکی با این تقسیم بندی متفاوت است. وی وظایف رسانه را به پنج بخش عمده تقسیم کرده است:

1-نقش های تفریحی

2- نقش های خبری

3- نقش های همگن سازی یا توده سازی  بدین معنا که  «با ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه،خرده فرهنگ ها ،فرهنگ های خاص و مجزا ،ناپدید می شوند به نوعی تمامی ساکنان یک جامعه تشابه می پذیرند و در سبک زندگی، علایق و خواست ها از الگو های مشابهی که وسایل ارتباط جمعی به آنان می دهند، برخوردار می شوند... » (ساروخانی، 1389 :88)

4- آگاه سازی

5-احساس تعلق مشترک (ساروخانی،1389 :83 تا94)

 

وضعیت رسانه در ایران:

 

 امروزه از رسانه ها با عنوان ابزار و نهاد اجتماعی یاد می شود ولی وضعیت در ایران شاید کمی با جهان متفاوت باشد  چرا که با وجود همپایی ایران با کشورهای توسعه یافته در روزنامه نگاری در عرصه های دیگر رسانه نتوانسته ایم چنانکه باید و شاید عمل کنیم و همین امر سبب شده از حرکت جهانی باز مانیم و مسایلی مانند بومی نبودن فناوری رسانه ای ما را دچار برخوردی چندگانه  کند.

به ویژه این که ورود و استفاده ی فن آوری رسانه ای با قبح اجتماعی و محدودیت های دولتی همراه بوده است. به طور مثال استفاده از ویدئو یا ماهواره ابتدا منع قانونی داشته و به مرور زمان پذیرفته می شود این پذیرش با هدر رفتن زمان، سرمایه و ظرفیت های رسانه ای همراه بوده است اما این محدودیت ها نتوانسته از پیشرفت رسانه ها جلوگیری کند. زاده شدن رسانه های نوین ،زندگی را دچار تحولاتی گسترده کرده و در سرعت بخشیدن به زندگی و تندتر کردن ریتم زیستن، بسیار موثر بوده است.

مورد دیگر سانسور و محدودیت که با روش های گوناگون اعمال می شود و آنقدر گسترده است که حتی می توان در رفتارهای فردی در قالب خود سانسوری مشاهده کرد که از عرف جامعه و موانع قانونی سرچشمه می گیرد. از دیگر سو سانسور دولتی که بر تمام زوایای رسانه ها اعم از تلویزیون، رادیو، مطبوعات، اینترنت و کتاب سایه افکنده است هزینه ای گزاف را بر منافع ملی تحمیل می کند اما نیاز مردم به رسانه و کسب آگاهی ، تحت تاثیر جهانی شدن سبب می شود با وجود اینکه شاید اندکی کندتر از حرکت جهانی ِ خبر، در نهایت مردم ایران هم توشه ای از این خوان برگیرند. اما محدودیت در رسانه به ویژه رسانه های تصویری از این هم فراتر می رود. در اختیار گرفتن تمام رسانه های دیداری و شنیداری از سوی دولت ها باعث شده سلیقه ای خاص بر این رسانه ها حاکم شود و همگن شدن و توده ای شدن آن هم در نازل ترین شکل خود نمود یابد و در نتیجه پایین آمدن سطح سلیقه ی مردم را سبب شود. مسئله ی احترام به مخاطب که در رسانه های ایران کمتر به چشم می خورد نیز در گرایش مردم به رسانه های غیر رسمی و خارجی بی تاثیر نمی تواند باشد.

در حالی که آزادی رسانه ای و حتی خصوصی سازی در عرصه ی رسانه فضایی رقابتی را به وجود می آورد که کارهای قوی تر و متنوع تری را به ارمغان می آورد و همین امر سبب می شود که مخاطبانی که نمی توانند از طریق رسانه ی دولتی به نیاز های خود دست یابند نیازهایشان را در رسانه های فرا ملی و آزاد بجویند.با این وجود به نظر می رسد مبارزه کردن با رسانه های نوین اتلاف زمان است و ناگزیر باید با این موجود کنار آمد و آن را به عنوان مهمانی ناخوانده پذیرفت زیرا ممکن است به زودی ابزار هایی به بازار آیند که غیرقابل پیشگیری، فیلتر و پارازیت باشد گرچه این محدودیت ها تنها می تواند اطلاع رسانی را به تاخیر اندازد و به هیچ روی  نمی تواند از انتشار اخبار جلوگیری کند.

امروزه در کنار غول های رسانه ای و امپراتوری های خبری ریزرسانه هایی مانند ایمیل و وبلاگ و... که زیر مجموعه ی اینترنت به شمار می آیند ، تحولی بزرگ در امور رسانه ای ایجاد کرده است.با توجه به اینکه ایرانیان مردمی شفاهی هستند و گفتگو های رو در رو را بیشتر می پسندند امروزه رسانه های نوین مانند فیس بوک ، با مهیا کردن فضای گفتگو و تبادل نظر توانسته است تا حدودی به نیازهای آنان پاسخ گوید و به تقویت سنت تعامل و تحمل در جامعه یاری رساند.                                  

منابع:

 

 

1-معتمدنژاد ،کاظم. 1386، وسایل ارتباط جمعی ،تهران ،انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چ ششم

 

2-ساروخانی، باقر. 1389، جامعه شناسی ارتباطات، تهران، انتشارات اطلاعات، چ بیست و چهارم

 

3- دینداری فرکوش،فیروز و حسین صدری نیا، 1388، روابط عمومی و رسانه، تهران، نشر سایه روشن،چ سوم

 

4-قندی،حسین. 1387،روزنامه نگاری تخصصی، تهران،دفتر مطالعات و توسعه ی رسانه،چ دوم

 

5-کازنو،ژان. 1387،جامعه شناسی  وسایل ارتباط جمعی، ترجمه باقرساروخانی و منوچهر محسنی،تهران ،انتشارات اطلاعات، چ نهم

 

 

 

 

 

 

 

 

                               


برچسب ها: رسانه ، رسانه جمعی ، روزخبرنگار ، ارتباطات ،

پنجشنبه 23 آذر 1391

بفرمایید" من و تو"

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مقاله ،

 بفرمایید" من و تو"

حسین زندی

جولان شبکه های تلوزیونی خارج از کشور درغیاب تلوزیون خصوصی داخلی

ورود رسانه های جدید و اینترنتی هم نتوانست تلویزیون را از میدان به در کند و حتی مخاطبان این رسانه ی پر قدرت را کاهش دهد .تلویزیون همچنان فراگیرترین رسانه است و در کنار سایر رسانه های تصویری تاثیرگذاری خود را حفظ کرده است. در ایران هم رسانه های تصویری از این قاعده مستثنا نبوده است و همواره بر رفتار و ذائقه ی مخاطب تاثیر گذاشته و تغییراتی هم ایجاد کرده است به طور مثال در تاریخ سینمای کشور فیلم هایی مانند قیصر، همسفر، دختری با کفش های کتانی و اخیرا فیلم نارنجی پوش و مستندهای تلویزیونی که محمد علی اینانلو تهیه می کند هر کدام در دوره های خاص به نوبه خود بر پوشش، رفتارفردی واجتماعی ، حتی انتخاب وسیله نقلیه مخاطب تاثیر گذاشته است و فرهنگ عمومی جامعه را دچار دگرگونی کرده اند.

-سال هاست در غیاب بخش خصوصی در زمینه رسانه تصویری درداخل کشور به ویژه تلویزیون ، افراد و گروه هایی اقدام به تاسیس شبکه های تلویزیونی در خارج از کشور کرده اند با اهداف گوناگون :سرگرمی، تجارت ، تبلیغات سیاسی که هیچ یک کارنامه قابل قبولی نداشته اند (بدون در نظر گرفتن تلویزیون هایی که از طرف دولت ها مدیریت می شوند مانند bbc،voaو ...)

بیشتر این شبکه ها توسط مخالفین حکومت ایران اداره می شود و گاهی با هیجانات اجتماعی و سیاسی بروز و ظهور و سپس فروکش می کنند و فراموش می شوند و یا از طریق تبلیغات تجاری مدنی فعالیت می کند و با نوسانات اقتصادی تعطیل می شوند اما در این میان یک شبکه تلویزیونی نزدیک چهار سال به فعالیت خود ادامه داده است. با کمترین تبلیغات تجاری و با مخاطب بیش از بیست میلیون نفر به حیات خود ادامه می دهد" شبکه ای به نام من و تو"

نام این شبکه از عنوان یک ترانه ی قدیمی به خوانندگی فائقه آتشین «گ وگ وش» گرفته شده است .گفته می شود این شبکه وابسته به شبکه های تلوزیونی "مرجان" ؟ است . وبا ده ها خبرنگار، برنامه ساز، دوبلور، مترجم، مجری و ... توانسته به عنوان شبکه ای پرمخاطب و متفاوت عمل کند . اولین و مهم ترین سوال این است که منابع مالی این شبکه از چه راهی تامین می شود یا این شبکه ی تلویزیونی وابسته به چه فرد، نهاد یا دولتی است؟؟

اما فرد نمی تواند بدون چشم داشت هزینه چنین مجموعه ای را تامین کند . هر ماه ده ها هزار دلار اجاره ماهواره ، چهار هزار پوند هزینه جوایز" بفرمایید شام "، ده ها هزار دلار برای اجرای برنامه و مسابقات ، هزینه برنامه سازی و ....مهم تر اینکه هزینه خرید برخی برنامه های مستند، سریال ها و فیلم های سینمایی .

شفافیت لازمه ئ هر رسانه حرفه ایست ومیتواند در جذب ورضایت مخاطب موثر باشد.واگر گردانندگان این شبکه درمقابل این سوال سکوت نمی کردند وشبکه از شفافیت مالی بر خوردار می بود مخاطب با رغبت وگرایش بیشتری جذب می شد.

باید توجه داشت  «من و تو» تنها شبکه فارسی زبان غیر دولتی است که بدون اجازه صاحب اثر، اثری را پخش نمی کند .چنین هزینه هایی به نظر میرسد از طرف دولت یا دولت هایی باید تامین شود مانند اتحادیه اروپا . و از آنجا که این شبکه بر خلاف سایر تلویزیون ها به دنبال هیجان های زودگذر نیست به نظر میرسد اهداف بلند مدتی را دنبال می کند.

اما در اینجا به یک برنامه خاص و یک مسابقه به نام «بفرمایید شام » می پردازم که همانطورکه اشاره شد،حتا امتیاز این برنامه نیز توسط شبکه از تلوزیون "آی تی وی" itvهر هفته چهار شب از شنبه تا سه شنبه ، با حضور چهار شرکت کننده (آشپزغیر حرفه ای)از ساعت 10 تا 11 شب پخش می شود . هر شب یک نفر آشپزی می کند و سه نفر شرکت کننده امتیازی بین یک تا ده به فرد میزبان می دهند و در شب چهارم هرکس امتیاز بیشتری بین یک تا سی کسب کند برنده می شود و هزار پوند از تلویزیون من و تو دریافت می کند مسلما این مسابقه در راستای اهداف و سیاست های کلی شبکه است و مسائلی را دنبال می کند : عادی شدن روابط و تغییر در هنجارها و رفتارهای مخاطبین ، تغییر در رفتارهای عرفی و مذهبی جامعه ایران ، دست دادن زن و مرد ، مشروب خوردن سر سفره ،آوردن چند نوع غذا در یک وعده غذایی و مصرف گرایی از چاشنی های این برنامه است . بی آنکه خاستگاه طبقاتی افراد همسان باشد و از جایگاه اجتماعی برابری برخوردار باشند . سعی در همسو کردن افراد دارد و به دنبال شکل گیری یک طبقه متوسط تحت تاثیر ارزش های غیر ایرانی است . به طور مثال نوع گفتار، رفتار تصنعی و ساختگی مانند ادا درآوردن و تلفظ واژه های فارسی با لهجه انگلیسی ، استفاده از واژه های بیگانه و گفتار شرکت کنندگان که یک نوع تازه به دوران رسیدگی را نشان می دهد .

غالبا بیش تر شرکت کنندگان افراد سطحی هستند در نتیجه سطحی شدن مخاطبان را ترغیب می کنند.

یکی دیگر از مسائل رفتاری شرکت کنندگان هنگام امتیاز دادن بروز می کند که گاه با شیطنت و گاه با بدذاتی همراه است و نشان می دهد به خاطر پول چه اعمالی از افراد سر  می زند .

-تکرار مداوم از جذابیت های این برنامه کاسته است و جذاب ترین بخش آن صدای پشت دوربین است که با نقد گزنده و طنز رفتار شرکت کنندگان را زیر نظر دارد.

اگر این مسابقه معیاری برای آشپزی ایرانیان قرار گیرد به نظر می رسد مردم ما آشپزهای خوبی نیستند چون شرکت کنندگان جز ایراد گرفتن کاری ندارند .

-ظاهرا گردانندگان تلویزیون، هر نهاد و یا هر دولتی که باشند عجله ای برای تاثیرگذاری آن ندارند و تاثیر بلند مدت را دنبال می کنند اگرچه تاثیر کوتاه مدت هم دارد.

-اما اقبال به چنین برنامه هایی نشان میدهد مردم در داخل کشور گرایش شدیدی به مصرف گرایی دارند همچنین سلیقه های جدیدی در انتخاب رسانه به وجود آمده است و نیاز به رسانه های خصوصی در ژانرها و موضوع های مختلف بیش از پیش در کشور احساس می شود بنابراین اگرگشایشی در زمینه خصوصی سازی فرهنگی و ایجاد تلوزیون های خصوصی صورت نگیرد صداوسیما روزبه روز مخاطب ایرانی خود راازدست خواهد داد.

 


برچسب ها: شبکه من وتو ، بفرمایید شام ، رسانه ،

یکشنبه 28 اسفند 1390

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مقاله ،جشن ها ،

هنگام نوشتن این مطلب با خبر شدم مردم شناس برجسته استاد محمود روح الامینی که در زمینه جشن های ایرانی آثار ماندگاری برجا گذاشته از دنیا رفت.از آنجا که در این یاداشت از آثار گرانبهای وی بهره مند شده،  وظیفه می دانم آن را به روان این استاد گرانقدر تقدیم کنم          یادش گرامی   

بیست  ششم اسفند ماه هشتادونه   

حسین زندی 

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

صحرا رخ خود به ابر نوروز بشست / وین دهر شکسته دل زنو گشت درست

با سبزه رخی به سبزه زاری می خور / بر یاد کسی که سبزه از خاکش رست

نوروز از جمله پدیده هایی است که به دلیل اهمیتش همواره مورد ارزیابی پژوهشگران بوده و آنچه از تو در توهای تاریخ گذشته و در طول هزارها به صورت مکتوب و شفاهی به دست ما رسیده گواه این امر است آثاری که در قرون اولیه هجری پدید آمده مانند آثارالباقیه ، زین الاخبار، تاریخ بخارا، نوروز نامه، اشعار شعرای نامدار همچنین در یک صد سال اخیر به هزاران مقاله و صدها کتاب رسیده است این روند همواره ادامه دارد در پی یافتن چرایی و چگونگی پیدایش این جشن بزرگ سخن ها می رود و هرکسی از ظن خود بدان می نگرد. اما نکته جالب توجه این است که در سال های اخیر با پیشرفت علم و پدید آمدن و تکامل علوم جدید مانند مردم شناسی، انسان شناسی، زبان شناسی، اسطوره شناسی و علوم اجتماعی و.... این راه را هموارتر کرد و در کنار آن که سوال های جدیدی مطرح کرده پژوهشگران را به پاسخ نزدیک کرده است.

-زندگی مردمان پیوسته با اسطوره ها و باورهایشان رابطه دو سویه داشته است و این یکی از رموز ماندگاری جشن ها و آیین هایی مانند نوروز است از همین روی پیگیری شکل گیری آیین ها، مناسک بویژه نوروز در دل اسطوره ها بی ثمر نیست اساتیدی مانند زنده یاد مهرداد بهار آثار گرانباری در این زمینه دارند. وی خاستگاه نوروز را بین النهرین دانسته است و قدمت آنرا به سه هزار سال پیش از میلاد می رساند و این جشن را برگرفته از جشن های آفرینش در این منطقه که در دوره های مختلف و در فصل آغاز مهر و بهار برگزار می شده می داند. اما برخی هم تفاوت های زمانی و ساختاری جشن ها و ویژگی های قوم شناسی منطقه اشاره می کنند و این فرضیه را رد می کنند و نوروز را جشن کاملا ایرانی می دانند .

-انسان ایرانی نوشدن روزگار و زایش دوباره طبیعت را دستمایه اسطوره آفرینش قرار داده و این ایام را زمان آفرینش دانسته است باور داشتن به بی مرگی، حلول و تناسخ، باز زایی و دوباره زنده شدن که همچنان در بین ایرانیان رواج دارد از تحول و دگرگونی و نو شدن طبیعت در فصل بهار سرچشمه گرفته است و یا نقش اسطوره جمشید در نوروز از همین دست است . جمشید برای ایرانیان باستان مانند حضرت سلیمان در بین مسلمانان است و هر اتفاق و پدیده مقدس و خوبی بدو نسبت داده شده است .جالب است که این رخداد ها بیشتر در نوروز توسط جمشید به وقوع پیوسته است ،تجدید دین با پیروزی بر اهریمن ،نجات    مردم از خشکسالی ، به فرمان درآوردن دیوان ،روز بر تخت نشستن ،تعیین اوزان و مقادیر، کشف شکر و نیشکر(شیرینی)،کندن جوی ها و آب راه ها جهت شستن گناهان همگی باور هایی است که به جمشید جم و نوروز مرتبط است . نکته دگر این که امروز بکتاشی های ترکیه به اعیاد و جشن های خود «جم» می گویند . به نظر می رسد این نامگذاری از باور به جمشید سرچشمه گرفته است و  آمده است که نامگذاری تخت جمشید نیز چنین است. از ویژگی های این جشن به قدرت مندی،فراگیری،زندگی بخشی و... می توان اشاره کرد به طور مثال نوروز بزرگترین و فراگیرترین جشن شرق است که بیش ازدوازده کشور از جمله :ایران،تاجیکستان، افغانستان، آذربایجان، کردستان عراق، ترکیه و... برگزار می شود و بدین جهت از این کشورها با عنوان حوزه فرهنگی نوروز یاد می شود . در بین مردم هر کشوری هر قومی با خصوصیات و ویژگی های خاصی برگزار می شود بدون آن که به چهارچوب اصلی این جشن بزرگ آسیبی برسد . نوروز به عنوان سرمایه ای عظیم و مشترک بین مردمان تاثیر متقابلی در رشد و پویایی  باشندگان سرزمین های حوزه نوروز یا«ایران فرهنگی» دارد.و از آن می توان برای تحکیم وحدت ملت های منطقه و همگرایی بین کشورها بهره برد.

-جشن آفرینش انسان ،نوزایی طبیعت، رستاخیز طبیعت،... تعابیر و عناوینی است که به نوروز داده می شود در کنار این ها می توان از نوروز به عنوان یک فرهنگ نام برد . نوروز تنها یک جشن نیست یک فرهنگ است که در آن جشن ها ،آیین ها و عناصر مختلف حضور دارند تا انسان را به آغازی دوباره نوید دهند . همه باورمندان مذاهب و ادیان از هر کشوری و قومی با اندیشه های گوناگون در کنار یکدیگر بی هیچ اختلافی از آن بهره مندند.

جشن های نوروزی را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد جشن های پیش و پس از سال نو . در جشن ها و آیین هایی که در پنجه مسترقه یا پنجه دزدیده برگزار می شود مانند جشن سوری (چهار شنبه سوری)میر نوروزی ، حاجی فیروز ،کوسه گردانی، فال گوش، شال اندازی و ده ها آیین دیگر . و دسته دوم: جشن های پس از نوشدن سال از جمله : نوروز کوچک، نوروز بزرگ، سیزده بدر و جشن های مذهبی که در آن ادغام شده اند مانند تولد زرتشت همه و همه جشن ها و مراسمی اند که  بنابر ویژگی های قومی و منطقه ای به زیبایی برگزار می شود و هر یک بررسی و پژوهشی گسترده را می طلبد و نکته دیگر اینکه باورمندان ادیان مختلف هر یک بدان رنگ و بویی مذهبی می بخشند و نوروز را جشن دینی می دانند مثلا زرتشتی ها آن را بر این اساس که زرتشت در ششم فروردین متولد شده و... جشنی زرتشتی می پندارند اما بایدتوجه داشت که در هیچ یک از کتب مقدس از جمله اوستا نامی از این جشن برده نشده شیعیان نیز وقوع قدیر خم و چند اتفاق دین و احادیث دیگر را در نوروز می دانند. و این نشان از قدرتمندی نوروز در ادوار گذشته است که از عناصر مذهبی بهره جسته اما تبدیل به جشن مذهبی نشده است و به عنوان جشن مردمی غیر دینی تا امروز عامل وحدت مردمان بوده است.

-از این عنصر گرانبها می بایست به عنوان میراث ملی برای حفظ هویت فرهنگی و گسترش صلح در جهان به ویژه ایران فرهنگی «حوزه فرهنگی نوروز» استفاده کرد و ثبت نوروز را به عنوان میراث معنوی در یونسکو به فال نیک گرفت و نوید فصلی نو و بهتر را داد همانگونه که نوروز این رسالت را داراست

منابع:

1-روح الامینی،محمود/آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز/تهران/آگاه/1376

2-آموزگار، ژاله/نوروز/ماهنامه کلک/شماره 23،24/بهمن و اسفند1370

3-بهار، مهرداد/پژوهشی در اساطیر ایران/تهران/آگاه/1375        

این مطلب با عنوان نوروز پلی برای ایران فرهنگی به تاریخ26 اسفند 1389 در روزنامه روزگار  چاپ http://roozegardaily.com شده است


برچسب ها: جشن ، نوروز ،

دوشنبه 10 بهمن 1390

«سده»،«چله کوچک» یک جشن در دو روایت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مقاله ،جشن ها ،

«سده»،«چله کوچک» یک جشن در دو روایت

حسین زندی

جشن های کهن ایرانی مانند مهرگان، تیرگان ، سده و... که در گذشته به صورت عمومی برگزارمی شده اند و ریشه در باورهای مردم این سرزمین دارند، با گذشت روزگار، تغییر سلسله های حکومتی، جنگ ها ، مهاجرت ها و تغییرات مذهبی به وجود آمده ،دچار دگرگونی هایی شده اند. از آنجا که فرهنگ ستیزی و کتاب سوزی نیز محصول چنین اتفاقاتی بوده است منابع دقیق و قابل استنادی از آیین ها و جشن ها برجای نمانده است که بتوان بدان استناد کرد.تنها در کتاب ها  ومتون اندکی می توان نشانه ها و اشاره هایی از آنها یافت. اکنون می توان ردپای این جشن ها را در مراسم و آیین های محلی در گوشه گوشه ی ایران جستجو کرد. آیین ها و جشن هایی که عناصر مشترک با جشن های کهن دارند  با تفاوت هایی در زمان و شیوه برگزاری ( به دلایلی که اشاره شد) همراه است.

جشن «سده» یا « چله کوچک» یکی از این جشن هاست که زمان برگزاری آن دهم بهمن ماه  بوده است. سده را جشن کشف آتش توسط هوشنگ پیشدادی می دانند و چله کوچک جشن چهلمین روز یلدا یا چله بزرگ است.

 روایت اول « سده»  :

در اساطیر ایرانی پیدایش آتش را به هوشنگ پیشدادی نسبت داده اند. کشف آتش یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی بشر بود که انسان با شناخت آن از ترس و وحشت از سیاهی و تاریکی وارهید و کشف های دیگری درپی شناخت این عنصر مهم و مقدس پدید آمد. به این اتفاق و جشن در آثار پیشینیان مانند : دیوان منوچهری، شاهنامه ، التفهیم، آثارالباقیه ، برهان قاطع ، تاریخ بیهقی و... اشاره هایی شده است:

« پیش از سده روزی است، او را بر سده گویند و نیز نوسده[ 5روز پیش از سده] و به حقیقت ندانستم از وی چیزی» (التفهیم، ابوریحان بیرونی )

« و سده فراز آمد. نخست شب امیر برآن لب جوی آب، که شراعی زده بودند، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند. و پس از آن شنیدم، که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش پدیده بودند. و کبوتران نفط اندود بگذاشتند[ پرواز دادند] و ددگان برف اندود و آتش زده به دویدن گرفتند و چنان سده یی بود، که دیگر آن چنان ندیدم. وآن به خرمی به پایان آمد... » ( تاریخ بیهقی، به تصحیح دکتر علی اکبر فیاض)

«... و روز دهم این برج روز آبان عید است که آنرا سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر پسر بابکان است و  در علت و سبب این جشن گفته اند که هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند میان آن و آخر سال عدد صد و بیست می آید و برخی گویند سبب این است  که در این روز زادگان کیومرث ، پدر بشر، درست صد تن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گزدانیدند و جمعی برآنند که این روز عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را بدست آورد  و دسته ای هم گفته اند در این روز جهنم از زمستان به دنیا بیرون می آید از این رو آتش می افروزند تا شر آن برطرف گردد و تبخیر می کنند. که تا مضرت آن را برطرف کنند تا اینکه در خانه ملوک در این شب رسم شده که آتش بیفروزند و چون شعله ور گردد وحوش را به آتش می اندازند و مرغها را در شعله آن می پرانند  و در کنار این آتش می نشینند و بلهب و لعب مشغول می شوند ( خداوند از هر کس که ا ز ایلام و ایذای حیوانات غیرموذی لذت می برد انتقام بکشد.( آثارالباقیه ، ابوریحان بیرونی، اکبر داناسرشت)

البته آثار مکتوب باقی مانده  از گذشته اغلب آمیخته با افسانه است و اطلاعات دقیقی به دست نمی دهد با این حال بنابر مواردی که اشاره شد به ویژه تاریخ بیهقی این جشن از جشن های بسیار مهم بوده که هم شاهان و حاکمان و هم مردم آن را گرامی می داشتند.

 روایت دوم « چله کوچک» :

به نظر می رسد سده روایت شهری و رسمی این جشن و چله کوچک روایت دهقانی و روستایی آن  است. چله کوچک ویژگی ها، افسانه ها و حتی گاهشماری ویژه ای دارد که خبر از قدرت و نیروی  آن می دهد و این روایت را به همراه دارد که کهنسالان و پیرزنان را از سرما و برف خانه نشین می کند و دایم با چله بزرگ «یلدا» در جدال است که چرا نتوانسته سرمای واقعی را به مردم نشان دهد. این داستان ها بیشتر جنبه کشاورزی و روستایی دارد و در این گاهشماری هر  برف و سرمایی دلیلی و مناسبتی  دارد. چار چار ( چار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز آغازین چله کوچک ) ، اهمن و بهمن ( وهمن) ، پیرزن و آیین ها و آداب زمستانی که در امتداد ماه بهمن تا آخر اسفند ادامه دارد هر یک افسانه ای و داستانی را روایت می کنند که قابل بررسی است.

جشن ها و آیین هایی در ایران فرهنگی برگزار می شود که با این جشن عناصر مشترک بسیاری دارد و اینگونه می نماید که ریشه در سده دارد. از آن جمله اند: جشنهای آیینی ایزدیان که در اوایل بهمن ماه برگزار می شود، مراسم پیرشالیار در روستای اورامان تخت منطقه اورامانات و حتی جشن مذهبی سرکیس مقدس ( sarkis)  و درندز (darendez) که در بین ارمنیان ایران مرسوم است. بررسی این جشن ها باورها و معتقدات بهترین راه برای بازیابی و بازشناسی جشن سده است.

اما روایت سومی نیز وجود دارد؛ بر پایه ی تقویم گرمسیری کردی که درمیان بخشی از مردم جنوب کردستان متداول است و ازآنجا که سال کشاورزی در این منطقه یک ماه زودتر از دیگر نقاط ایران آغاز می شود برخی جشن سده را آغاز سال گرمسیری می دانند. اما این فرضیه محتمل به نظر نمی رسد و فاقد ریشه ی تاریخی و علمی است . برساخته ای جدید است و نمی توان به آن استناد کرد.


برچسب ها: جشن ، سده چله کوچک ،

سه شنبه 13 دی 1390

جایگاه باباطاهر در عرفان و ادب سرزمینش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،مقاله ،

 جایگاه باباطاهر در عرفان و ادب سرزمینش

حسین زندی

(تقدیم به دکتر پرویز اذکایی)

این مقاله پیش تر ( پاییز 89) درفستیوال بابا طاهر درشهر سلیمانیه کردستان عراق ارایه ومتشر شده است

 

بر خلاف دیگر شاعران و عرفای نامدار که القاب و اعقاب و تاریخ گذشته و آینده‌اش بر نامش افزوده است - که فلان ابن فلان در تاریخ فلان آمد و زیست و درگذشت - از باباطاهر چنین پیشینه‌ای سراغ نداریم هنوز نمی‌توان به صراحت از زندگی او سخن گفت.

به گزارش خبرنگار مهر، فستیوال علمی و فرهنگی "باباطاهر همدانی" شاعر و صوفی پرآوازه ایرانی توسط مرکز فرهنگی لُر و با همکاری وزارت فرهنگ و هنر اقیلم کردستان عراق طی روزهای 23 و 24 آذر در شهر سلیمانیه برگزار شد.

شعار این فستیوال "باباطاهر نماد تاریخ ادبی ما" بود که با ارائه 20 مقاله توسط استادان دانشگاههای ایران و اقلیم کردستان عراق و دیگر مهمانان خارجی برگزار شد و برپایی یک نمایشگاه نقاشی با موضوع زندگی و آثار باباطاهر از برنامه‌های جنبی آن بود.

نوشتار زیر مقاله ارائه شده توسط کمیته پژوهشی انجمن ایرانشناسی کهن‌دژ در این فستیوال و با عنوان "جایگاه باباطاهر در عرفان و ادب سرزمینش" است که توسط حسین زندی دبیر این کمیته قرائت و به پرویز اذکایی تقدیم شد.

کمیته پژوهشی انجمن ایرانشناسی کهن‌دژ یک نسخه از این مقاله را که در فستیوال "باباطاهر همدانی" به زبانهای عربی و کردی هم ترجمه و منتشر شد، به خبرگزاری مهر ارسال کرده که متن کامل آن در زیر از نظر می‌گذرد.

بیش از یکصد سال است که پژوهشگران ادب و ادبیات فارسی درگیر بررسی اشعار و ابیات شاعران بزرگی همچون حافظ، فردوسی، خیام، مولوی و... در پی یافتن پاسخ سوالاتی هستند که اشعار واقعی و اصیل این شاعران کدامند، کدام نسخه صحیح تر است و کدام بیت الحاقی است .... و گاه برای دریافتن درستی و یا نادرستی واژه‌هایی مانند "ننشیند" و "بنشیند" و ... مقاله‌ها و رساله‌ها نوشته‌اند. عبوس زهد به وجه خمار بنشیند؟ / مرید خرقه دردی کشان خوش خویم (حافظ).

باباطاهر نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نیست بلکه سوالات بیشتری در مورد ویژگی آثار و چگونگی احوال او مطرح است که یا کمتر بدان پرداخته شده و یا به پاسخ قابل قبولی دست نیافته‌اند و همچنان با ابهامات فراوانی روبرو است.

دکتر علیرضا ذکاوتی قراگوزلو قضیه باباطاهر را یک قصه معما آمیز می‌داند و می‌پرسد : باباطاهر کی بوده؟ کِی بوده؟ این اشعار معروف چه مقدارش از آن اوست؟ زبان یا لهجه این اشعار چیست و چه نسبت و ارتباطی با اشعار فهلوی دیگر دارد؟ آیا فهلویات اصیل و دست نخورده‌ای از قرون گذشته در دست داریم؟ اینها را چطوری باید خواند؟ آیا صرف اینکه به سلیقه خود کلمات را عامیانه کنیم مثلا مانند مشهدی‌ها "من" را "مو" بگوییم کافی است؟ [پرویز اذکایی / باباطاهرنامه / مقدمه].

با گذشت دهه‌های متمادی که پژوهشگران در پی این پرسش‌ها هستند هنوز به پاسخ روشنی دست نیافته‌اند بلکه بر تعداد پرسش‌ها افزوده‌اند و بعضاً به ابهامات بیشتری دامن زده‌اند. اما در عین حال راه را برای آیندگان هموار کرده‌اند تا برای حل معماها روش‌های پیشین را در پی نگیرند. در میان آثار پژوهشگران معاصر علاوه بر زنده یاد مراد اورنگ که بیشتر اشعار منسوب به باباطاهر را در یک جا گردآوری کرد (سروده های باباطاهر همدانی پیراسته مراد اورنگ) آثار ارزنده استاد پرویز اذکایی خوانندگان را به پاسخ این سوالات نزدیکتر کرده ودر این نوشتار نیز از آثار این استاد گران قدر بیشترین بهره برده شده است.

باباطاهر چه کسی است؟

بر خلاف دیگر شاعران و عرفای نامدار که القاب و اعقاب و تاریخ گذشته و آینده‌اش بر نامش افزوده است - که فلان ابن فلان در تاریخ فلان آمد و زیست و درگذشت - از باباطاهر چنین پیشینه‌ای سراغ نداریم هنوز نمی‌توان به صراحت از زندگی او سخن گفت. کلمه بابا که پیش از نام وی آمده در فارسی به معنای پدر است اما در عرفان ایرانی به ویژه در آیین یارسان لقبی است ویژه که به برخی خواص و پیشوایان آیین داده شده، مانند بابایادگار، باباناووس و باباطاهر و...

اذکایی می‌نویسد: بابا اسم تفخیم است، مانند "شیخ" و "پیر" و استاد و مانند اینها که در خصوص اولیا، زاهدان و عارفان از سوی مردمان به نام اصلی ایشان افزوده می‌گردیده و غالباً به همان اشتهار یافته‌اند و از فرانتز روزنتان نقل می‌کند که "پاپ" مسیحیان و بابا ریشه مشترک دارند [پرویز اذکایی / باباطاهرنامه ص127] در آثار پس از وی جملگی او را طاهر و باباطاهر خوانده‌اند از جمله نامه‌های عین القضات، راحه الصدور راوندی، کشف المحجوب و... پسوند عریان را به جهت لخت و عور بودن باباطاهر نسبت می‌دهند که به نظر نادرست می‌آید و بر اساس افسانه‌ها و داستان‌های بعد از باباطاهر عنوان شده است عده‌ای از نویسندگان متاخر بر پایه دوبیتی‌های افزوده‌ای که در بین اشعار باباطاهر یافت شده به اشتباه پدر او را پور فریدون دانسته‌اند یافته‌های دکتر پرویز ناتل خانلری و استاد سعید نفیسی که با بررسی آثاری چون فرهنگ جهانگیری، نظم گزیده ناظم تبریزی، آتشکده آذر بیگدلی، کتاب عبدالصمد ساروی، مرات الفصاحه شیخ مفید، پور فریدون را از کردهای شیراز دانسته‌اند که در قرن هفتم و هشتم می‌زیسته و دوبیتی‌هایی به گویش کردهای شیراز از او بر جای مانده است و نشان دادند ارتباطی بین او و باباطاهر وجود ندارد.

زمان باباطاهر

تاریخ تولد،زندگی و مرگ باباطاهر نیز در ابهام است و گمان‌ها و فرضیه‌های باباطاهر پژوهان بر اساس یک دوبیتی منسوب به بابا و داستان ملاقات او با طغرل است: من آن بحرم که در ظرف آمدستم / من آن نقطه که در حرف آمدستم / بهر الفی الف قدی برآید / الف قدم که در الف آمدستم

میرزا مهدی خان در روزنامه مجمع آسیایی بنگالی نظریه خیلی دقیق و بدیعی یکی از دوبیتی‌های مرموز بابا را به حساب ابجد حل و تاریخ تولدش را از آن استخراج می‌نماید [دکتر جواد مقصود / شرح احوال و آثار / ص20] بدین نتیجه رسیده که باباطاهر در 326 هجری قمری متولد شده است. این نظریه را رشید یاسمی چنین رد می‌کند که: این تحقیق بر یک تکلف و حساب تراشی است که ابداً با لطف طبع باباطاهر مناسبت ندارد و اگر این سال را بپذیریم (وفاتش هم که محققاً بعد از 447 است) عمرش از 122 سال تجاوز می‌کند و لازم می‌آید که هنگام عبور موکب طغرل سلجوقی از همدان در سنه 447 یک پیر 121 ساله در سر راه او ایستاده و با شاه سخن گفته باشد و این چندان باور کردنی نیست.

به دنبال آن یاسمی نیز دچار همین حساب تراشی شده و بر اساس عقیده زرتشیان که معتقدند هر هزار سال بزرگی ظهور می‌کند بابا را یکی از آن بزرگان می‌داند و می‌نویسد: سال هزار مسیحی با آغاز محرم 391 هجری قمری مصادف بوده است از این قرار تولد بابا در الف میلادی و در سال 390 یا 391 هجری واقع شده و از این تاریخ تا عبور طغرل از شهر همدان [بین 447 و 450] 55 یا 58 سال می‌شود استاد مجتبی مینوی با توجه به مشکوک بودن دوبیتی مذکور گفتار رشید یاسمی را رد می کند و در نهایت اذکایی آورده است: این دوبیتی آشکارا صبغه نقطوی دارد و احتمالاً از ساخته‌های نقطویان گریخته از ایران به دربار اکبر شاه تیموری هندی (963 و 1014ق) است؟ و باز می‌نویسد: یک چنین بر ساخته نقطویانه در بعض مجموعه‌های متاخر دوبیتی‌های منسوب به باباطاهر بدو انتماء یافته است و پس از تحقیق تاریخ ولادت باباطاهر را حدود سال 360 ه.ق/ 349 ه.ش/ 970 م/ تاریخ وفات او را حدود 450 ه.ق/ 1058م/436 ه.ش (حدود 88 ساله) سالروزش را در دین روز، 24 آبان ماه، 14 نوامبر مسیحی آورده است [پرویز اذکایی / ماتیکان عین القضات / ص 293] پیش از این برخی مانند دکتر خانلری و یاسمی بر این باور بودند که اولین بار در راحه الصدور راوندی از باباطاهر نام برده شده و بر این اساس در چگونگی زندگی ایشان تحقیق می‌شد اما با انتشار آثاری چون نامه‌های عین القضات، کشف المحجوب این باور باطل شد در راحه الصدور آمده است: شنیدم که چون سلطان طغرل بگ به همدان آمد، از اولیا سه پیر یودند باباطاهر، باباجعفر و شیخ حمشاد.

کوهکی است بر در همدان آن را خضر خوانند بر آنجا ایستاده بودند نظر سلطان بر ایشان آمد کوکبه لشکر بداشت و پیاده شد و با وزیر ابونصرالکندی پیش ایشان آمد و دست‌هاشان ببوسید باباطاهر پاره‌ای شیفته گونه بودی او را گفت ای ترک با خلق خدا چه خواهی کرد؟ سلطان گفت آنچ تو فرمایی بابا گفت آن کن که خدا می‌فرماید: ان الله یامر بالعدل و الاحسان سلطان بگریست و گفت چنین کنم  بابا دستش بستد و گفت از من پذیرفتی؟ سلطان گفت آری بابا سرابریقی شکسته که سال ها از آن وضو کرده بود در انگشت داشت بیرون کرد و در انگشت سلطان کرد و گفت: مملکت عالم چنین در دست تو کردم بر عدل باش سلطان پیوسته آن در میان تعویذ‌ها داشتی و چون مصافی پیش آمدی، آن در انگشت کردی اعتقاد پاک و صفای عقیدت او چنین بود و در دین محمدی صلعم، از او دیندارتر و بیدارتر نبود بارها این داستان را خوانده بودم اما باورش سخت بود چرا که تاریخ خلاف این را می گفت و طغرل هرگز با عطوفت و مهر و عدالت به مردم ننگریست و دیگر اینکه راوندی تاریخ شاهان را نوشته نه تاریخ باباطاهر و مردمان را و اینکه چرا بابا در مقام طغرل شعری نگفته در حالی که در دیدار با شاه خوشین شعرها سروده و با توجه به اینکه باباطاهر از بزرگان یارسان است و این جریان در طول تاریخ بارها به صورت جنبش‌های اجتماعی در مقابل حاکمان قرار گرفته نه در کنار حکومتگران و وضو و نماز در عبادت ایشان مرسوم نیست و جملگی با زبان خود با خدا سخن می گفتند تا اینکه اخیرا متن سخنرانی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن به دستم رسید که از منظری دیگر بدین موضوع پرداخته است. او معتقد است "رنگ ماجرا حالت افسانه گونه دارد و می‌خواهد قدرت طغرل را توجیه کند اینان (ترکان غزنوی و سلجوقی) پس از آنکه با زور و قدرت حکومت را در دست گرفتند لازم بود که نوعی توجیه معنوی هم بشوند که اینها لیاقت دارند و "فره ایزدی" که ایرانیان از پیش از اسلام اعتقاد داشتند، کسی باید داشته باشد تا شایسته حکومت در کشور شود" و اشاره می‌کند که در مورد محمود غزنوی، بیهقی شرح می‌دهد که چطور شد او این لیاقت حکومت بر ایران را پیدا کرد و باز می‌گوید "در هر عبارتی که در مورد باباطاهر آورده، ناظر به این منظور است. برای اینکه به مردم بگوید طغرل سلجوقی کمربسته صوفیان، قلندران و کسانی که مورد اعتقاد شما هستند، بوده است و راوندی چنین کاری را کرده است و این حلقه ابریق نشان فره ایزدی است که به طغرل داده شده است".

به نکته مهمتری که دکتر ندوشن اشاره می‌کند این است که بنا به روایت ها "طغرل در سال 424 باباطاهر را دیده است و بعضی‌ها [هم] استناد کرده‌اند که اگر در سال 424 بابا را دیده، پس در آن موقع باباطاهر زنده و 30 یا 40 ساله بوده پس تاریخ تولد او می‌تواند اوایل 400 بوده باشد در حالی که طغرل در سال 429 بر خراسان دست یافت و در سال 424 آنطور نبوده که شاه و فرمانروایی بزرگ و شناخته شده باشد هنوز غزنویان بر ایران حکومت داشته‌اند به طوری که در 430 هنوز مسعود بر جای خودش بود و دو سال بعد سلجوقیان یر کشور مسلط شدند و می‌بینیم که تفاوت 424 با 430 زیاد است و این تاریخ‌ها با هم تطابق ندارند و با هم نمی‌خوانند و این خود گواهی است بر اینکه جنبه داستانی داشته نکته دیگری که راوندی می‌گوید این است که وزیر طغرل "ابونصر کندری" همراه او بوده که باباطاهر را می‌بیند در حالی که ابونصر کندری از سال 448 به بعد وزارت طغرل را به عهده داشته است و این تفاوت تاریخ‌ها ما را مشکوک میی‌کند که این داستان تا چه حد می‌تواند اعتبار داشته باشد."

کدام شعرها از باباطاهر است؟

اصالت  اشعار هنوز کاملاً روشن نیست که کدام از باباطاهر است و کدام نیست. اگرچه پس از شناسایی پور فریدون و پالایش اشعارش از دیوان باباطاهر تکلیف برخی از دوبیتی‌ها مشخص گردید اما به جز 25 بیتی که زنده‌یاد مینوی از کتابخانه موزه قونیه در ترکیه استخراج کرد و به نظر می‌رسد قدیمیترین نسخه‌ای است که تا کنون به دست آمده (به تاریخ 848 هجری) و آن را هم دکتر مهرداد بهار آوانویسی و ترجمه کرده (باز هم) منسوب به باباطاهر می‌داند و می‌نویسد "اختلاف آنها از زمین تا آسمان است هر چند حتی بدون دسترسی به این نمونه‌های اصیل تنها با اطلاع متوسطی از زبانشناسی ایرانی می‌شد دریافت که سرتاسر دیوان منسوب به باباطاهر مخدوش است. در دست بودن این نمونه‌های اصیل به ما یاری و اجازه می‌دهد که دیوان باباطاهر همدانی را بر اساس آگاهی به زبان‌های ایرانی میانه غربی و به خصوص زبان پهلوانی و قوانین تحول آن و با توجه به گویش‌های مکتوب یا موجود دوره اسلامی، غرب و شمال غرب ایران بازسازی کنیم و آن را از دخالت‌های آشکاری که با هدف فارسی کردن این اشعار گویشی انجام یافته است، رها سازیم باشد که مرد میدانی گام پیش نهد". پس باید توجه داشت در زمان زیست باباطاهر، همدان یکی از مراکز دانشی ایران بوده پس بدون آگاهی از زبان مردم همدان در زمان باباطاهر و قواعد شعری مورد استفاده وی و تفکیک نسخه‌های بدل از نسخ مبنا و شناختن مشرب فکری و عرفانی باباطاهر سره از ناسره نمی‌تواند جدا شود و به بیت‌های اصلی باباطاهر نیز نمی‌توان دست یافت.

زبان و لهجه اشعار چیست و چه ارتباطی با اشعار پهلوی دارد؟

مینوی در مقاله‌ای با عنوان "باباطاهر لُر" در تغییر زبان دوبیتی‌های بابا می‌نویسد "امر دیگری که موجب مزید اشکال در تعیین گوینده این دوبیتی‌ها شده است اینکه اغلب نویسندگان نسخ به اقتضای ذوق عامیانه خود و به علت بی‌اعتنایی به حفظ کردن بی‌تبدیل و تغییر آثار خامه قدما، نتایج افکار نویسندگان را به زبان عصر خود درآورده‌اند و هر لفظ مشکلی را تغییر داده‌اند و در مورد فهلویات آنها را به زبان ادبی نزدیکتر ساخته‌اند چنانکه نمی‌توان دانست اصل آنها به لهجه کدام ولایت بوده و نمی‌توان از روی اینها خصوصیات لهجه آن ولایت را تدوین کرد". اینکه اشعار به علت بی توجهی و بی‌سوادی کاتب‌ها تغییر لهجه یافته‌اند کاملاً درست است اما اینکه استاد مینوی نیز مانند دوستانش باباطاهر را لُر دانسته جای پرسش است ابیاتی که پیشتر اشاره شد، زنده یاد مینوی از کتابخانه قونیه استخراج کرده به زبان پهلوی است و امروز نزدیکترین زبان به زبان پهلوی زبان "هورامی" یا "اورامی" است و ابیاتی که در دیوان شاه خوشین آمده و بدان خواهم پرداخت به گویش کردی گورانی است که از زبان هورامی منشعب شده و با هم ریشه مشترک دارند و این دو نسخه قدیمی که از دیگر نسخ اصیلترند هیچ یک به گویش لری نیستند البته این گونه می‌توان گفت زبان باباطاهر لری است اما از آنجا که زبان دینی مردم یارسان (اهل حق) اورامی و گورانی است باباطاهر اشعار آیینی خود را به این زبان‌ها می‌سروده است.

مینورسکی بدین باور است که "گویش باباطاهر به هیچ گویشی مرتبط نیست بل به نظر می‌آید که از همه آنها وام گرفته باشد". استاد پرویز اذکایی که خود در کتاب ارزشمند باباطاهرنامه رساله مفصلی با عنوان "تاریخچه فهلوی" نگاشته است در کتاب فرهنگ مردم همدان آورده است "ابوالمجد محمدابن مسعود تبریزی - مولف به سال 721 ه.ق - گوید که جمیع بلاد عراق عجم را "فهلوه" می‌گویند و سخنان ایشان را فهلوی و قبیله‌ای بودند در همدان، که ایشان را اورامنان گفتندی (گویند اورامنان قبیله‌ای بودند در همدان که زن و مردانشان همه عاشق بوده‌اند و در عشق مرد ... "اورام" محبوب ایشان بود که ایشان منسوبند بدان) همه دوبیتی گفتندی؛ دو بیت فهلوی را بر حسب آن "اورمنان" می‌گویند و او سه بیت تا شش بیت "شروینان" می‌گویند هم منسوب به قومی که ایشان این نمط گفته اند و از همدان بوده و هرچه بالای شش بیت است آن را شبستان گویند، جهت آنکه در شب آن را خواندندی ....".

در زبانشناسی به زبان پهلوی زبان فارسی میانه می گویند که پس از فارسی باستان یا کهن در غرب ایران رواج داشته و همه گیر بوده است و زبان هورامی امروز از یادگارهای آن است اگرچه با گسترش زبان سورانی و تعیین آن به عنوان زبان رسمی و حکومتی در کردستان دیگر زبان‌های کردی به حاشیه رانده شده و زبان اورامی نیز دچار این ظلم شده است تا جایی که بررسی‌های زبان شناسی و مردم شناسی منطقه با معیارهای سیاسی سنجیده می‌شود دوبیتی‌های فهلوی باباطاهر و برخی متون دینی یارسان از نمونه‌های بر جا مانده از زبان هورامی‌اند و این نشان می‌دهد تا قرن ششم که عربی و سپس فارسی دری زبان فراگیر شود درنیمه غربی ایران زمین پهلوی "مادی میانه" زبان مردم بوده و به گفته دکتر ندوشن باباطاهر "شاعر مردم ایران" و نه حکومت بوده است دانشمند بزرگ ایرانی حمزه اصفهانی (م-ح360 ق) گفته است که سخن ایرانیان باستان بر پنج زبان روان می گردیده که به ترتیب عبارتند از: پهلوی، دری، پارسی، خوزی و سریانی اما پهلوی سخن پادشاهان در نشست‌هایشان بدان روان می‌گردیده و آن زبانی است منسوب به "پهله" و این نامی است که بر پنج شهر گذارده می‌شود: اصفهان، ری، همدان، مادنهاوند و آذربایجان لیکن شیرویه بن شهردار همدانی (509 ق م) شهرهای پهلویان را هفت شهر: همدان، ماه سبدان، قم، مادبصره، صیمره، مادکوفه و کرماشان دانسته است.

باباطاهر و یارسان

مهمترین نکته‌ای که عمداً یا سهواً از نظر پژوهشگران به دور مانده، مورد غفلت واقع شده و یا کمتر بدان پرداخته‌اند جایگاه باباطاهر در بین مردم یارسان است. یارسان که بدان "آیین یاری" نیز گفته می‌شود آیینی است بازمانده از ادیان کهن ایرانی که برخی آن را برگرفته از "زروانیسم" و برخی دیگر از "گنوسیسم" می‌دانند؛ زروان بیانی زروان بیانی / نه دوره ورین زروان بیانی / اهری و اورمز یاران دیانی / کالای خاس یار او دم شیانی.

اما آنچه از مناسک این آیین بر می‌آید بیشتر به آیین مهر شباهت دارد؛ پیروان آیین یاری را در عراق و اقلیم کردستان "کاکه‌ای" در ایران "اهل حق" در سوریه "نصیری" و در ترکیه "بکتاشی" می‌گویند وحدت وجود "خاص" و انسان خدایی "تجلی مظهر خداوندی در قالب انسان" از اصل باورهای این آیین است. یارسان معتقدند شاه خوشین سومین مظهر خداوند "خاوندگار" است و باباطاهر یکی از هفت تن (هفت فرشته مقرب) است و برخی او را یکی از چهار ملک "فرشته" همراه او دانسته‌اند که مظهر نصیر و عزراییل نیز هست و او نیز در بابا یادگار تجلی می‌کند از بزرگان یارسان از قرن سوم به بعد اشعاری به زبان‌های اورامی، گورانی و کلهری بر جا مانده است که "کلام" گفته می‌شود این کلام‌های مقدس در جم خانه‌ها خوانده می‌شود یکی از گویندگان این کلام‌ها باباطاهر است و تا امروز از این ابیات کمتر استفاده شده است از جمله اشعاری است که در دیدار با شاه خوشین و برای شاه خوشین سروده شده از آنجا که باباطاهر و شاه خوشین "مبارک شاه مسعود کردی" از یک جهان‌بینی و یک آبشخور فکری مشترک برخوردار بودند دیدارشان بسیار مهمتر از داستان دیدار باباطاهر و طغرل است  بررسی این ارتباطات به شناخت هر چه بیشتر وی کمک خواهد کرد.

اشعاری که در پی می آید از دیوان شاه خوشین است که کلام دوره شاه خوشین معروف است و منسوب است به باباطاهر:

هر که شاهش تویی بویش خوش ایو                                       یه هر مجلس نشینه خندش ایو
هر که تو را گویه با دل و با جان                                          همیشه کابینش هر دو شش ایو
یا شاه هر کس که شاهش تویی حالش همینه                          سرینش خشت و بالینش زمینه
جرمم این است که تو را دوست دارم                                   هر آن یارش تویی حالش چنینه
***
یا شاه تیری زدی بر جان و جگرم                                        من از زخم تیر تو جان در نبرم
تو شادمان بر من تیر زده ای                                              من شادمانم که زخم تیر تو خورم
چه واچم هر چه واچم واته شان بی                               سخن از بیش و از کم واته شان بی
به دریا می شدم گوهر برآرم                                            هر آن گوهر که دیدم واته شان بی
***
همایونم سر کوهم وطن بی                                              سیر عالم کردم هر جا چمن بی
نه خون دیرم نه مون دیرم نه سامون                                    دم مردن پر و بالم کفن بی


گویندگان هم دوره و بعد از باباطاهر در کلام های خود به جایگاه بابا در بین یارسان گواهی داده‌اند؛
شاه خوشین:

 

طاهر شب سارانه که ردم میل و وامیل                 طلب کسی که رد سوختش به یوریل
اگر رنگ رزان عالم حالم بدانند                        جمله رنگ رزان از من برند نیل


 شاه ابراهیم در دوره زلال زلال چنین گواهی می‌دهد:


زلال همدان زلال همدان                  یادگار من زلال همدان
چا گاه صف بستن، نهصده میردان                  شام خوشین بیاو طاهر مهمان


و یا عالی قلندر یکی از تجلیات بابایادگار چنین گواهی می‌دهد:


شام بی و مهمان                       عالینیان عالی ، شام بی و مهمان
چه نی نهصده باش قلندران                    باباطاهر بیم ، میر و همدان


اشعاری که در متون مقدس یاری آمده از لحاظ مفاهیم و ساختار شعری با دیگر اشعاری که در دیوان باباطاهر آمده متفاوت است و نیاز به بررسی اهل فن دارد. از آنجا که پژوهش همه جانبه علمی (زبانشناسی، مردم شناسی و بررسی باورهای دینی نیمه غربی ایران) و در مورد مردم یارسان صورت نگرفته با دعوت اهل تحقیق به این امر در آینده می‌توان برای رسیدن به پاسخ سوالات طرح شده و دیگر پرسش‌ها امیدوار بود؛ پرسش‌هایی چون : بقعه باباطاهر در خرم آباد از آن کیست؟ و چرا به این نام مشهور است؟ قبری که در چهار کیلومتری جنوب شرقی آرامگاه باباطاهر به نام امامزاده باباطاهر چه ارتباطی با باباطاهر دارد؟ کتاب کلمات قصار باباطاهر چگونه پدید آمده؟ و تناقض‌های این اثر چگونه برطرف خواهد شد؟ در پایان به قول زنده یاد رشید یاسمی "اگر از زندگانی وی چیزی دانسته نیست یا مسیر حالات او را نمی‌دانیم، باکی نباشد که همین یک بیت از او "مرا کیفیت چشم تو کافی است / قناعتگر به بادامی بساجه"

 

بهتر از هزاران شرح گویای حال است که ما هم بدان قناعت می‌کنیم.

 

....................................................................................


منابع:


1- شرح احوال و آثار باباطاهر عریان به انضمام شرح و ترجمه کلمات قصار وی منسوب به عین القضات همدانی؟ و الفتوحات الربانیه خطیب وزیری به کوشش جواد مقصود / چاپ انجمن آثار ملی / چاپ سوم 1376
2-سروده‌های باباطاهر همدانی / پیراسته مراد اورنگ / 1350
3-باباطاهرنامه / تدوین پرویز اذکایی / توس / اول 1375
4-حق الحقایق / حاج نعمت الله جیحون آبادی با مقدمه دکتر محمد مکری / کتابخانه طهوری / دوم 1361 
5-جستاری چند در فرهنگ ایران / مهرداد بهار / فکر روز / اول 1373
6-فرهنگ معین / امیرکبیر هشتم 1371
7-تاریخ ادبیات ایران / ذبیح الله صفا / فردوس / شانزدهم 1380
8-بزرگان یارسان / صدیق صفی‌زاده /عطایی / اول1361
9-سرانجام / مجموعه کلام اهل حق
10-دیوان شاه خوشین
11-ماتیکان عین‌القضات همدانی / تدوین پرویز اذکایی / مادستان / اول 1381
12-نامه‌های عین القضات همدانی / علینقی منزوی و عفیف عسیران /منوچهری / دوم 1362
13-دیوان گوره / سید محمد حسینی / کرمانشاه / باغ نی / اول 1380
14-همدان نامه / پرویز اذکایی / مادستان / اول 1380
15-فرهنگ مردم همدان / پرویز اذکایی / دانشگاه بوعلی / اول 1385
16-قلندریه / دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی / سخن اول
17-دایره المعارف تشیع / جلد سه / دکتر پرویز ورجاوند / تهران / 1375
18-متن سخنرانی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن / کنگره باباطاهر / همدان / 16 و 17/5/1379
19-برتری زبان پارسی / ترجمه پرویز اذکایی / انتشارات وحید / 1348
20-منبع شناسی یارسان / مقدمه /حسین زندی

 


برچسب ها: ادبیات ، عرفان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات