پنجشنبه 5 مرداد 1396

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،کتاب ،

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

نویسنده: حیدر زند خبرنگار -همدان
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد....
1396/01/27
 رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد.
مریم رازانی آذرماه سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد، بخشی از زندگی خود را در زادگاهش گذراند و حدود 3 دهه است به همدان مهاجرت کرده و در این شهر زندگی می‌کند. او یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیگران زن در همدان است و علاوه بر حوزه تئاتر، آثاری را در زمینه شعر، داستان و نقد ادبی منتشر کرده است. به بهانه انتشار کتاب «هنوز هیچکس نیستم» با این نویسنده گفت‌وگو کرده‌ایم که با هم می‌خوانیم.
  • تحصیلات شما در چه حوزه و رشته‌ای است؟ چگونه به نوشتن علاقه‌مند شدید؟
در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تحصیل کرده‌ام. کودکی‌ام سرشار از شنیدن داستان‌های اساطیری، عیاری و بومی با صدای پدر بود که گاه با صدای حزین نی او عجین می‌شد. علاقه به نوشتن از زمان تحصیل در مدرسه ابتدایی در من آغاز شد. از آن هنگام قلم و کاغذ همراهان همیشگی‌ام بوده‌اند اما تا سال‌های زیاد قلم را به کار نگرفتم زیرا عشق به خواندن و شنیدن که از کودکی با من رشد کرده و هنوز در هر لحظه زندگی‌ام حضور دارد، کمتر از علاقه‌ام به نوشتن نبود. حالا هم خودم را بیشتر یک کتابخوان عاشق می‌دانم تا یک نویسنده. مطالعه صدها اثر از نویسندگان، شاعران و تاریخ‌نویسان کشورم و نویسندگان دیگر کشورها موجب ‌شد تا کمتر دست به قلم ببرم. کار نوشتن را به صورت پیگیر از سال 63 آغاز کردم.
  • از چه کسانی تاثیر پذیرفتید؟
هیچکس نمی‌تواند به طور قطع بگوید از چه کسانی تأثیر پذیرفته است. همیشه روح سیالی را که در آثار نویسندگان و شعرا بوده دنبال کرده‌ام. مگر می‌شود در شعر مثلا بگوییم حافظ، یا اخوان و یا در نثر این نویسنده یا آن مترجم؟ «کویر» دکتر علی شریعتی نه تنها در خوانش نخست، بلکه با هربار خوانش، مانند کتابی مقدس مرا به ستایش و سجود واداشته است.
  • بین شعر و داستان کدام جایگاه مهم‌تری برای شما دارد؟
شعر و داستان دو پادشاه خیالم هستند. هر فصل یکی بر تخت می‌نشیند و دیگری با آن به جدال بر می‌خیزد. من هم شادمانه و کودکانه این جدال برابر را به تماشا می‌نشینم.
  • کارهای نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
کارهای نویسندگان همدانی را مشتاقانه دنبال می‌کنم و برای همنوا شدن با ایشان به خود می‌بالم. سال گذشته درباره اثر ارزشمند «... و اما آن شب برفی» حسین صفی، «مادستان» حسین زندی و چند اثر دیگر نقدهایی نوشتم که در روزنامه همشهری همدان به چاپ رسید.
  • اولین کاری که از شما منتشر شد چه بود و در کجا؟
اولین کاری که جرأت کردم برای چاپ بفرستم شعری بود به نام «کشف» که در روزنامه کیهان سال 64 به چاپ رسید.
  • چه کارهایی از شما منتشر شده است؟
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نخستین اثری است که از من به چاپ می‌رسد. سال‌ها نوشته‌هایم را در قالب داستان‌های کوتاه، شعر و مقاله با نام مستعار مریم آزاد و سپس با نام خودم به مجله‌ها و روزنامه‌ها ارسال می‌کردم و اغلب به چاپ می‌رسید. از میان آن‌ها می‌توانم به داستان کوتاه «کابوس» درمجله آدینه سال 67 که با نام مریم آزاد به چاپ رسید و داستان «نگاتیو» در روزنامه آزادگان سال 79 با نام خودم اشاره کنم.
  • موضوع کتاب «هنوز هیچ کس نیستم» چیست ؟
«هنوز هیچ کس نیستم» را با نگاه به داستان «مسخ» فرانتس کافکا نوشتم. می‌خواستم به «گرگوار زامزا یا به قولی سامسا»، شخصیت داستان مسخ فرصتی بدهم تا یک بار دیگر بخت خود را برای زندگی در جهانی که به نظرم دیگر متحول شده بود، بیازماید.
  • این کتاب قرار است چه جایگاهی در ادبیات داستانی ایران داشته باشد؟
جایگاه هر کتاب را نه نویسنده که خود کتاب تعیین می‌کند. می‌شود در یک کتاب به انسان، تاریخ، جامعه، جهان و حتی روان انسان‌ها پرداخت و هیچکدام را انگیزه اصلی یک نویسنده قلمداد نکرد. همه مسائل انسانی چون تار و پود در هم تنیده‌اند. خواننده هم کتاب را با جهان‌بینی خاص خود تحلیل می‌کند. می‌شود در یک شعر عاشقانه کوتاه مانیفست را هم کشف کرد. من هم به قول حافظ سرفرو برده‌ام در این جا تا کجا سر برکنم.
  • مخاطبان این کار چه کسانی هستند؟
 مخاطبان این کتاب جوانانی هستند که به دلایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و یا شخصیتی دچار انفعال شده‌اند و البته کسانی که آگاهانه یا ناخودآگاه این نیروی عظیم را به انفعال کشیده و واداشته‌اند.
  • علت این که کارتان را به ناشر همدانی نسپردید چه بود؟
اول اینکه ناشران همدانی را نمی‌شناختم. چند سال پیش، بعد از شرکت در یک مسابقه به نام «جایزه ادبی این روشنای نزدیک» و چاپ یکی از داستان‌هایم در کتابی به نام «راز کوچه‌های آجری» این کتاب را برای انتشارات سخن گستر- ناشر همان کتاب – فرستادم. انتظارم برای چاپ کتاب از دو سو بیهوده ماند. ظاهرا کتاب در میان آثار بی‌شمار ارسالی که از طریق همان جایزه ادبی ارسال شده بود نا خوانده ماند. خود من هم بیش از یکی دوبار پیگیر نشدم. عزیزترین دوستم ناگهان در بستر بیماری افتاده بود و دیگر به هیچ چیز جز وجود ایشان نمی‌اندیشیدم. پس از 7 سال به خواست خود ایشان دوباره برای چاپ اقدام کردم و این بار به نتیجه رسید.
  • کار بعدی شما چیست؟
کتاب دیگری که آن را هم از سال‌های دور آغاز کرده بودم و نیمه‌تمام مانده بود پس از وقفه‌ای ناگزیر، به پایانش نزدیک می‌شود. فعلا نام «عروسی مگی» را برای آن برگزیده‌ام تا خود چه بخواهد و چه شود.


برچسب ها: مریم رازانی ، انتشارات آرادمان ، هنوز هیچکس نیستم ،

جمعه 27 اسفند 1395

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از شاعری تا روزنامه‌نگاری
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم....
1395/12/23
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم.
  • در کدام محله به دنیا آمدید؟
سال 1317خورشیدی در کوچه چشمه عبدالعظیم محله «چمن چوپانان» به دنیا آمدم. دوره ابتدایی را در چند مدرسه طی کردم و بعد به تهران آمدم و ضمن ادامه تحصیل در دبیرستان با مشفق همدانی در مجله کاویان همکاری داشتم.
  • چه کار می‌کردید؟
مشفق همدانی در اوایل اعتماد چندانی نداشت که نوجوانی 13 ساله بتواند کارهای مطبوعاتی انجام دهد. طی انجام کار، رفته‌رفته اطمینان خاطر حاصل شد و تصحیح فرم های چاپی در اختیار من گذاشته شد. در همان زمان با کسی که از من 10 سال بزرگ‌تر بود و کارهای سنگین تری به او محول می شد، یعنی هوشنگ ابتهاج (سایه) همکار شدم.
  • مشفق همدانی آثار ترجمه نیز بسیار دارد...
مشفق همدانی کارهایی انجام می داد که همه کسی نمی توانست از پس آنها برآید. آن زمان کتاب‌های داستایوفسکی از جمله «برادران کارامازوف» را ترجمه می کرد که برای همه میسر نبود. با زبان روسی هم آشنا بود اما نه به حدی که بتواند ترجمه کند. چندین کتاب را ترجمه کرد. کتابی را هم به نام «تحصیل‌کرده ها» که نوشته خودش بود منتشر کرد.
  • تا چه زمان با او همکار بودید؟
تا مرداد 1332 که کودتا شد پیش او بودم. بعد از آشفتگی اوضاع، جای دیگر از جمله چاپ میهن همدان و چاپ تجدد ایران در تهران مشغول شدم که کار تصحیح انجام می دادم.به خودم جرات دادم که به عنوان روزنامه‌نگار در مجلات کار کنم. مطالبی با عنوان انگولک را با نام مستعار در مطبوعات می نوشتم.
  • چگونه به سمت نوشتن رفتید؟
دبیری در دبیرستان مولوی تهران به نام دکتر حسن سادات ناصری داشتیم که بعدها استاد دانشگاه شد. ایشان به من جرات داد که بتوانم کتاب شعرم را چاپ کنم. اولین کتاب شعرم به نام «محکوم بی‌گناه» در سال 1335 چاپ شد و به تدریج در راه تالیف و تحقیق قدم برداشتم. در حال حاضر 23 تالیف چاپ‌شده دارم. نام خانوادگی من باب‌الحوائجی بود که به  علت طولانی‌بودن برای روی جلد کتاب با پیشنهاد چندین نام به آژنگ تغییر یافت.
یکی از کتاب های من هم با عنوان باب الحوائجی و هم آژنگ چاپ شده است. به این ترتیب بود که دیپلم را در سال 1336 در دبیرستان مولوی گرفتم و وارد دانشگاه ادبیات شدم. ضمن ادامه تحصیل به همدان رفتم و به‌عنوان آموزگار استخدام شدم. بعدها که مدرک گرفتم از سال 1338 تا 1347 در همدان بودم. چند سال به عنوان معلم در مدارس تدریس کردم و 3 سال به عنوان مسئول نگارش و انتشارات و تبلیغات در آموزش و پرورش کل همدان مشغول به کار شدم. سال 47 به تهران منتقل و در منطقه 12 و 6 و 5 مشغول به تدریس شدم.
  • از خاطرات تحصیل در تهران بگویید.
من در تهران به 3 دبیرستان رفتم. 3 سال اول و دوم و سوم را در دبیرستان نوشیروان طی کردم و سال چهارم و پنجم را در دبیرستان بهبهانی. سال ششم را در دبیرستان مروی گذراندم که یکی از معتبرترین دبیرستان‌های تهران بود.
رئیس دبیرستان هم آقای همایونی برادر آقای همایونی بود که خطاط بود. مدیر زبده و برنده ای بود و استادان خوبی را هم جمع کرده بود که اکثرا نویسنده کتاب های درسی بودند.
  • از دانشگاه بگویید.
من در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تحصیل کردم. با دانشجوهایی هم که اهل کتاب بودند کار می کردم. کتاب پرویز علوی را که دکترای علوم سیاسی، استاد دانشگاه و نویسنده کتابی به نام «چه کسانی در آمریکا حکومت می کنند» بود به انتشارات خرد دادم و در لاله‌زار پاساژ اخوان چاپ شد. چون من با ناشرین آشنا بودم، سعی می‌کردم راهگشا باشم.
  • علت مهاجرت به تهران چه بود؟
دوره تدریس و تحصیلات در تهران بودم و علت تهران رفتنم هم به‌خاطر منتقل شدن خانواده بود. ما هم به ناگزیر باید می آمدیم. برای تامین بهتر معاش مجبور به کار شدم و با مطبوعات آغاز کردم و در گردونه چاپ و نشر افتادم.
  • در آموزش وپرورش تنها در کار تدریس بودید یا مشاغل دیگری هم داشتید؟
در وزارت آموزش و پرورش یک اداره‌کل به نام اداره‌کل نگارش وجود داشت که برادر ذبیح‌الله صفا، دکتر فضل‌الله صفا ریاست این اداره را به عهده داشت.
شعبه هایی در استان ها و شهرستان ها داشت که هرازگاهی سمیناری تشکیل می‌شد و مسئولان اداره‌کل نگارش و ادارات نگارش را در دانشسرای عالی جمع می‌کردند وتبادل افکار و نظر و مشورت و ارائه طریق می کردند. حدود 3 سال در آن اداره مشغول به‌ کار بودم .
  • در دانشگاه هم تدریس داشتید؟
در دبیرستان تدریس می کردم و در فواصل مختلف وقتی که دانشگاه آزاد دایر شد ادبیات تدریس کردم.در دانشکده های علمی کاربردی هم تدریس داشتم. در آنجا ادبیات تدریس می کردم اما اکنون به علت بیماری همسرم تدریس را رها کرده‌ام و تمام کارهای منزل را من انجام می دهم.
  • وقتی همدان بودید با زنده‌یاد قاسم برنا که از روزنامه‌نگاران قدیم بود همکاری داشتید؟
ایشان از دوستان صمیمی من و نویسنده بود. چندین کتاب نوشت و اهل مطالعه بود و کتابخانه بسیار بزرگی هم داشت. ارتباط کاری که با وی پیدا کردم در اولین انجمنی بود که در کتابخانه عمومی همدان سال 1346 شکل گرفت. ما به‌عنوان اعضای انجمن کتابخانه همدان برگزیده شدیم .آن زمان قرار بر این بود که شهرداری‌ها یک و نیم درصد از درآمد خود را برای خرید کتاب و توزیع کتاب اختصاص دهند. 70هزار تومان در اختیار ما قرار دادند که پول زیادی بود. من، ابوالحسن آذری کنگاوری و قاسم برنا چند روز به تهران آمدیم تا کتاب تهیه کنیم. من هم که با کتاب‌فروش‌های تهران آشنا بودم هر جا که ممکن بود با بیشترین تخفیف بهترین کتاب ها را خریداری می‌ کردیم.
  • علاوه بر شهرداری با چه نهادهای دیگری همیاری می‌کردید؟
سراغ ایرج افشار که رئیس کتابخانه دانشگاه تهران و رئیس انتشارات دانشگاه بود، رفتیم و گفتیم قضیه از این قرار است. ما بودجه‌ای نداریم و اگر ممکن است کمکی به ما کنید. ایشان دست خطی نوشتند که هرچه خواستیم از انتشارات دانشگاه نصف قیمت برداریم. گفت اگر پولتان نرسید یا پرداخت نکنید یا دوست داشتید بعد بیاورید. بهترین کتاب ها را به همدان آوردیم. آن زمان کتابخانه در سر رودخانه ای بود که در محل میدان دانشگاه فعلی بود و حالا خراب شده است. سالن و میز مطالعه درست کردیم. من در سال 47 به تهران آمدم و کارها را به عباس زند محول کردم.
  • سرنوشت آذری کنگاوری چه شد؟
آذری کنگاوری در همدان کارمند فرمانداری بود و به‌خاطر همین مقیم همدان بود. کتاب های زیادی نوشت اما چاپ نشد. فهرست کتاب هایش را برای من فرستاد که با ناشرها صحبت کنم که چنانچه تمایل دارند چاپ شود. آذری کنگاوری شعر بی‌نقطه ای درباره هفت سین و عید دارد که برای من فرستاده بود.
  • از کتابخانه های خصوصی همدان بگویید.
کتابخانه های مهمی در همدان بود. آقایی به نام پنبه‌چی بود که کتابخانه بسیار بزرگی داشت و در کوچه استرمردخای زندگی می کرد. بعد از فوت ایشان فرزندانش کتاب ها را نگهداری نکردند. من از چند نفری در همدان که کتابخانه داشتند بهره گرفتم. یکی آقایی به نام نقوی دبیر دینی و فقه و مردی روحانی بود. آقایی هم در روستای یعقوب شاه بود که نامش را فراموش کردم. از کتابخانه برنا و کتاب های آرامگاه بوعلی و اوقاف هم استفاده کردم.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

دریای بی کران زبان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

دریای بی کران زبان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
دریای بی کران زبان
دکتر حسین وحیدی پژوهشگر همدانی ساکن تهران، دانش‌آموخته اقتصاد و حقوق است اما عشق بی‌حد و مرز او به فرهنگ ایرانی باعث شده لحظه لحظه عمرش را در راه پژوهش‌ صرف کند و آثار بسیاری در زمینه‌های تاریخ، ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ خلق کند....
1395/12/15
دکتر حسین وحیدی پژوهشگر همدانی ساکن تهران، دانش‌آموخته اقتصاد و حقوق است اما عشق بی‌حد و مرز او به فرهنگ ایرانی باعث شده لحظه لحظه عمرش را در راه پژوهش‌ صرف کند و آثار بسیاری در زمینه‌های تاریخ، ادبیات، زبان‌شناسی و فرهنگ خلق کند.
یکی از تخصص‌های وحیدی واژه‌گزینی است و سال‌ها با مجموعه فرهنگستان قدیم همکاری کرده که حاصل آن افزودن صدها واژه جدید به فرهنگ واژگانی فارسی است. وی در این گفت‌وگو از همدان می‌گوید.
 از خودتان بگویید، از کودکی، کوچه‌ها و محله‌های همدان آن روزگار.
من 13 فروردین 1310 در همدان زاده شدم. پدرم محمود وحیدی وکیل دادگستری بود و مادرم صدیقه سجادی از خانواده سجادی‌های همدان بود. بعد از گذران کودکی به مدرسه شرافت رفتم که در خیابان کولانج آن زمان بود. شرافت از مدارس ملی به شمار می‌رفت. منزل ما در منطقه کبابیان بود. باغی داشتیم در نزدیکی فقیره و خورزنه که 3 ماه تابستان را به آنجا می‌رفتیم.
  • در دوره‌ای که همدان بودید تفریح شما چه بود؟
در دوره نوجوانی بیشترسینما بود.
  • موسیقی چطور؟ کسانی که موسیقی را زنده اجرا می‌کردند در خاطرتان هستند؟
کسانی بودند که ویلن یا نی می‌زدند اما اسامی‌شان در خاطرم نیست. در مدارس وقتی جشن می‌گرفتند کسانی برای نواختن تار، نی و ویلن می‌آمدند. در عروسی‌ها و جشن‌ها نیز بودند اما به جز آن چیزی به یاد ندارم.
  • به انجمن‌های ادبی و محافل فرهنگی رفت و آمد داشتید؟
آن موقع من فقط دانش‌آموز بودم و اگر هم از این محافل بود من خاطرم نیست.
  • مشاغلی که درآن زمان مثلا در چمن کبابیان بود خاطرتان هست ؟
کبابیان میدانی بود که دور آن دکان‌هایی مثل نانوایی و خرده‌فروشی بود. آنجا مرکز بازی بچه‌ها هم بود. اما من از آن میدان خاطره تلخی دارم و آن اینکه جنگ جهانی دوم شده بود و بچه‌ها که پسرخاله‌های من هم جزو آنها بودند در آن میدان بازی می‌کردند.
 یکباره هواپیمایی در آسمان همدان پیدا شد و بمبی انداخت و این بمب به میدان کبابیان خورد و پسرخاله من رضا درجا فوت کرد و سایر بچه‌ها هم زخمی شدند. آن موقع حدود 10 یا 12 ساله بودم.
  • برای همدان تا به حال کاری کرده‌اید؟ نوشته یا کتابی دارید؟
خیر. تاکنون کتابی منتشر نکرده‌ام اما مد نظرم هست و مشغول هستم.
  • با توجه به اینکه به شهرهای زیادی سفر کرده‌اید، همدان را چگونه شهری می‌بینید؟
در قدیم تمام اطراف همدان باغ بود اما امروز تمام باغ‌ها ساختمان شده و شهر بزرگ‌تر شده است.
  • در همدان که بودید کوه می‌رفتید؟
بله بیشتر خورزنه می‌رفتم و گاهی گروهی به الوند می‌رفتیم.
  •  حس شما امروز به طبیعت همدان چگونه است؟
آن زمان یکی از زیباترین شهرها همدان بود برای اینکه تمام اطرافش باغ بود. درختان بادام، گردو، مو، سنجد و ده‌ها گونه دیگر که امروز تخریب شده است.
  • خاطره خوش از همدان چه دارید؟
دوران کودکی،فامیل  و بستگان، همه خاطرات خوش من هستند.
  • علاقه شما به کتاب و نوشتن چه زمانی و از کجا سرچشمه گرفت؟
در مدرسه شرافت دبیر ادبیات ما شخصی بود به نام هدایتی که وقتی من انشا می‌خواندم خیلی خوشش می‌آمد طوری‌که همه بچه‌ها را در حیاط جمع می‌کرد و من برای همه انشا می‌خواندم. در دبیرستان پهلوی دبیر ادبیات ما آقای ادبی بود که ایشان هم استاد بزرگی بودند و زبان فرانسه تدریس می‌کردند. ایشان هم انشاهای من را می‌بردند کلاس ششم ادبی می‌خواندند.
  • چه زمانی به تهران مهاجرت کردید؟
فقط تا ششم متوسطه همدان بودم و بعد از آن به تهران آمدم. چون پدرم وکیل دادگستری بود گفتم من هم باید وکیل دادگستری شوم و به دانشکده حقوق رفتم و لیسانس حقوق قضایی گرفتم. 2 سال هم کارآموزی وکالت کردم و جواز وکالت گرفتم. بعد شروع کردم به وکالت اما در دوران دانشجویی موقتا ترک تحصیل کرده و به خدمت وظیفه رفتم. بعدها در وزارت آموزش و پرورش در فیروزکوه استخدام شدم و به تهران آمدم و دبیر شدم.  وکالت هم کردم تا اینکه اتفاقی برایم افتاد که باعث شد کار وکالت را رها کنم و دوباره دبیر شوم. وقتی دکترای اقتصاد در دانشکده حقوق تأسیس شد، من هم آزمون دادم و قبول شدم. پس از گرفتن دکترا از مدرسه قلهک به مدرسه عالی بازرگانی آمدم و استاد آنجا شدم و تا بازنشستگی آنجا بودم.
  • در تهران خبرنگاری هم کردید. درست است؟
روزنامه کیهان آن وقت خبرنگار استخدام می‌کرد. من رفتم و خبرنگار کیهان شدم و در دوره جوانی مدتی با آنها همکاری کردم.
  • آنچه در همدان به آن گفت‌وگو می‌شود گویش است یا لهجه؟
ما همدانی‌ها یک گویش خاص و یک سری واژه‌های مخصوص داریم.
  • افعالی داریم که بین همدان و کرمانشاه مشترک است، برای مثال «گرفتیتمان». اینها را چطور تفسیر می‌کنید؟
همدان از نظر جغرافیایی یک سری ویژگی دارد و آن این که سر راه کرمانشاه و کردستان و مناطق دیگر است.
در طول تاریخ در حملاتی که به ایران شده همدان هم در معرض خطر بوده است. در نتیجه لهجه ما آمیخته‌ای از ترکی، کردی، پهلوی و موارد دیگر است. یکی از شگفتی‌های تاریخ این است که همدان به‌‌رغم همه تهاجمات، همدان باقی ماند.
  • تا چه حد می‌شود از این گویش‌ها و لهجه‌ها در واژه گزینی استفاده کرد؟
ما می‌توانیم ریشه‌ها را پیدا کرده و از ریشه‌ها واژه درست کنیم. مثلا از واژه ایر واژه‌های ایران، ایرلند، ایروان و موارد دیگر درست شده است. من یک کتاب به نام واژگان اقتصادی انگلیسی، عربی و فارسی دارم که برای تجدید چاپ رفته است. چون رشته تخصصی من اقتصاد است در این کتاب تمام واژگان علم اقتصاد را به فارسی و عربی و انگلیسی آورده‌ام.
مثلا همین اقتصاد، «اُی کُنُمُس» است یعنی قانون فرمانروا برخانه که چون واژه پلیس در ابتدایش است یعنی قانون فرمانروا بر شهر. در فارسی قدیم معادل آن تدبیر منزل بود که من به جای آن «کدیوری» را انتخاب کرده‌ام. کدیوری یعنی اقتصاد. یا مثلا واژه رکود که من نوشته‌ام «ارمست» یعنی آرام ایستاده. من تمام واژه‌ها اقتصاد را فارسی کرده‌ام.
  • و گویش همدانی؟
در همدان ما  گویش‌های محلی پرمعنا و زیبای زیادی هست که اینها را باید گردآوری کرد. نه‌تنها همدان بلکه فرهنگ کردستان، کرمانشاه، مازندران، افغانستان و تاجیکستان و ... را هم بایستی رویشان کار کرد و کنار هم گذاشت آن وقت می‌بینیم که این زبان فارسی یک دریای بیکران است.


برچسب ها: همشهری همدان ، حسین وحیدی ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید....
1395/12/18
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید.
  • ابتدا از خودتان بگویید.
متولد مرداد ماه سال 69 در همدان هستم. فرزند پنجم و آخر یک خانواده 7 نفره و در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی حقوق هستم.
  • اولین کتاب‌هایی را که خوانده‌اید به خاطر دارید؟
از سنین کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به مطالعه داشتم. مطالعه جدی من با کتاب‌های رویای سبز، برباد رفته و ربه کا از دافنه دوموریه آغاز شد.
  • نوشتن را از کجا آغاز کردید؟
نوشتن را از سن 12- 13 سالگی شروع کردم که مصادف بود با دوره راهنمایی. همان سال‌ها بابت نوشتن چند داستان کوتاه موفق به دریافت جوایزی شدم اما نوشتن جدی را از سن 20 سالگی شروع کردم. در واقع از همان اوایل احساس می‌کردم نوشتن روحم را آرام می‌کند تا اینکه در سن 20 سالگی تصمیم به نوشتن رمان «برایم بمان» را گرفتم.
  • در نوشتن از چه کتاب‌هایی تاثیر گرفته‌اید؟
کتاب‌های بسیاری برمن تاثیرگذار بودندو مرا به نوشتن رمان «برایم بمان» ترغیب کردند. مهم‌ترین آن‌ها کتاب «دالان بهشت» از نازی صفوی و ربه‌کا بود. این علاقه کم‌کم من را به سمت نوشتن سوق داد.
سوژه کار از کجا آمده؟
طرح اصلی داستان الهامات کاملا ذهنی است اما قسمت‌هایی نیز هست که با نگرشی به زندگی افراد نوشته شده است.
  • ایده‌آل شما در نوشتن چیست؟
از سن نوجوانی احساس می‌کردم نوشتن تاثیر فوق‌العاده‌‌ای بر آرامش روحم دارد. گاهی احساس می‌کنم نوشتن التیام‌بخش تشویش درونی‌ام است.
  • بازخورد کار اول شما چگونه بوده است؟
بازخورد اطرافیان اعم از دوستان و خانواده از خواندن این رمان به اندازه‌ای خوب بود که من را ترغیب به چاپ کتاب کرد اما پروژه چاپ این رمان متاسفانه بسیار طولانی و نفس‌گیر بود. بارها و بارها از چاپ ناامید و پشیمان شدم اما بعد از 2 سال دوندگی پی در پی موفق به چاپ آن شدم. البته تشویق خانواده و دوستانم بعد از اتمام نوشتن باعث شد که ترغیب به چاپ نوشته‌هایم شوم.
  • مکان اتفاق‌ها در کتاب واقعی است؟
مکان اتفاق‌ها واقعی است اما به دلیل اینکه اولین تجربه جدی من در نوشتن بود به خوبی نتوانستم  نظر خواننده را تامین کنم.
  • دنبال ادامه راه هستید؟
 بله، حتی اگر بعد از سال‌ها گوشه خانه‌ام پر از دست نوشته‌های چاپ نشده باشد دست از نوشتن برنمی‌دارم. البته تمام سعی خودم را برای چاپ کارهایم خواهم کرد.
  • چه کارهایی در دست انتشار دارید؟
در حال حاضر کار بعدی‌ام یک رمان است که 2 سال پیش کار ویرایش آن را به اتمام رسانده‌ام اما از همان موقع مدام در حال تغییر نوشته‌ها هستم.
  • داستان کتاب برایم بمان چیست؟
داستان کتاب اول من در مورد دختری به نام گلساست که در یک موقعیت نسبتا خوب قرار دارد. طی یک‌سری اتفاقات پیش پا افتاده عاشق پسرخاله خود به نام امیر می‌شود و بدون هیچ مشکلی به عقد هم در می‌آیند اما با بی‌تدبیری هر دو در همان نخستین ماه‌های عقدشان دچار مشکلات زیادی می‌شوند که زندگی و خوشبختی‌شان تا مرز نابودی کشانده می‌شود.
  • چرا به سراغ موضوع عاشقانه رفتید؟
در اصل چیزی فراتر از موضوع عاشقانه فکر من را به خودش معطوف کرده بود. متاسفانه امروز جامعه ما دچار نوعی بی‌خیالی و خوشبختی کاذب شده که تمام جوانب زندگی را در بر می‌گیرد. من قصدم از انتخاب موضوع عاشقانه صحبت درباره مسائل کوچک و پیش پا افتاده اما معضل‌ساز بین همسران بود.
  • دوست دارید به جای کدام نویسنده باشید؟
با احترام به تمام نویسندگان، بنده بسیار دوست دارم که به جای محمود دولت‌آبادی و خالد حسینی باشم. نویسندگان توانایی که بسیار خوب موفق به ترسیم مشکلات زمانه و جامعه خود بودند. به نظر من نویسنده در آثار خود باید درد جامعه را بگنجاند.
  • تا به حال شده سوژه یا داستانی را شروع کنید اما نتوانید تمام کنید؟
بله. نزدیک به یک سال پیش شروع به نوشتن داستانی کردم در مورد دختری که به زور پدر و خواهرش همسر مردی کویتی می‌شود و سالیان دراز به دیدار خانواده‌اش نمی‌آید. ایده جالبی برای ادامه داستان نداشتم و داستان را در چند صفحه اول رها کردم. همیشه براین باورم که هر شکست پله‌ای است برای موفقیت پیش رو.
  • داستان رمان دومتان چیست؟
داستان رمان دوم در مورد دختری است خیرخواه و با تدبیر که به اعضای خانواده‌اش کمک‌های زیادی می‌کند. در پی خواستگاری پسر عمه‌اش مشکلاتی برای این دختر به وجود می‌آید که به گذشته مربوط می‌شود.
  • آثار نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
تمام سعی خودم را می کنم که آثار نویسندگان همشهری را نیز مطالعه کنم.
  • همدان چقدر در آثار شما حضور دارد؟
در رمان اول تقریبا هیچ نقشی ندارد اما در رمان دوم سعی خودم را کرده‌ام که نقش نسبتا خوبی داشته باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

جمعه 29 بهمن 1395

خودم را می‌نویسم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

خودم را می‌نویسم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
خودم را می‌نویسم
مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم....
1395/11/27
 مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • در شعر چه چیزی را دنبال می کنید؟
در شعر به دنبال شعر هستم. خود شعر هدف من بوده، هست و خواهد بود. البته این با هنر برای هنر و مفاهیمی از این دست تفاوت دارد. در واقع وقتی شعری می‌نویسم که قابل قبول درمی‌آید احساس می‌کنم هنوز زنده‌ام.
  • مهدی شادمانی‌روشن را در کجای شعرها باید جست‌وجو کرد؟
از عصر زمستانی 17 سالگی که برای اولین بار دست به نوشتن بردم تا همین حالا، هرگز سعی نکردم شعرم جدا از زندگی‌ام باشد. در هر سطری که می‌نویسم خودم را می‌نویسم. در واقع عناصر و ابزار من برای شعر، هر چیزی است که در زندگی‌ام بوده و هست و تا در زمینه‌ای تجربه‌ای نداشته باشم، وارد شعرم نمی‌کنم. مثلا من الان ساکن همدان هستم پس عادی است که همدان در لایه‌های شعر من باشد. زمانی در تهران دانشجو بودم و تهران در شعرم حضور داشت. ادبیات نمایشی خواندم و همین باعث شد که عنصر روایت و حتی دیالوگ نویسی حضور غلیظی در شعرهایم داشته باشند. در روایت شاعرانه، ما بزرگ‌مردی به نام مهدی اخوان ثالث را داریم که خواندن آثارش برای هر شاعری یک کلاس درس است.
  • اگر شعر را از مهدی شادمانی‌روشن بگیرند چه اتفاقی می‌افتد؟
اغلب ممکن است در پاسخ به این سوال بگویند که می‌میرم. من نه. نمی‌میرم. فقط تهی می‌شوم. خالی و پوچ.
  • سال‌هاست مشغول شعر گفتن هستید و بسیاری از اهالی ادبیات شما را به عنوان شاعری متفاوت پذیرفته‌اند. چرا امسال کتاب شما منتشر شد؟ دیر نیست؟
یک بخش این دیرکرد برمی‌گردد به بی دست و پایی خودم. در کنارش این هم هست که هرگز زیر بار این موضوع نرفته و نمی‌روم که بروم پولی تهیه کنم بدهم دست یک ناشر و ناشر هم تعدادی کتاب چاپ کند بدهد دستم و بگوید به سلامت. برای این کتاب با ناشری روبه‌رو شدم که شعر من را پذیرفت. البته باید به پیگیری‌ها و زحمت‌های علی‌رضا نوری هم اشاره کنم که اگر تلاش او نبود این اتفاق نمی‌افتاد. از نشر نصیرا هم تشکر می‌کنم. لزوما هم این اتفاق دیر نیفتاده چون تلاش کرده‌ام همیشه شعری بنویسم که تاریخ مصرف نداشته باشد. حال موفق بوده‌ام یا نه، این را اهل فن باید بگویند. خودم واقعا نمی‌دانم.
  • شما شاعر پرکاری هستید و شعر فراوان گفته‌اید. انتخاب شعرهای این کتاب برچه اساسی صورت گرفت؟
وقت انتخاب، تلاشم بر شعریت شعرها بود و البته کار ساده‌ای نبود چون مثلا می‌دیدم شعرهایی دارم که فقط 2 سطر قوی دارد و طبیعی است که برای مجموعه انتخاب‌شان نکردم. البته می‌توانستم بازنویسی‌شان کنم اما در این صورت تاریخی که زیر شعرها گذاشته‌ام بدل به دروغ می‌شد و شاعر دروغ نمی‌گوید، شعر می‌گوید. راستگویی لازمه‌ شاعری است.
  • اسم کتاب از کجا آمد؟
سطری است از یکی از شعرهای مجموعه اما در واقع دوست داستان نویسم، محمدرضا زهاب بارها این سطر را زمزمه می‌کرد و این در خاطر من ماند تا روزی که خواستم اسم مجموعه را انتخاب کنم. خود سطر به من گفت من را بگذار بالای کتاب. بی‌ربط هم نگفت. خواهرم نیز بر اساس شعرهای مجموعه نقاشی روی جلد را کشید که به نظرم خیلی با متن کتاب هماهنگ شده است.
  • کتاب شما قرار است در فضای کنونی چه اتفاقی را رقم بزند؟
یک کتاب به این همه کتاب شعر اضافه شده. چه اتفاقی می‌تواند رقم بزند؟ نمی‌دانم. به آن فکر نکرده‌ام فقط امید دارم که در بازار داغ شاعری که شاهدیم، کتاب من غیربازاری باشد.
  • بیشتر شعرهای شما سرشار از عشق است و می‌توان گفت بهترین کارهای شما نیز عاشقانه هستند. خودتان به چنین موضوعی قائل هستید؟
بله همین طور است. من شعر عاشقانه را عاشقانه می‌نویسم و خوشحالم که جسارت این کار را دارم.طی این سال‌ها انتقادات فراوانی به من شد اما من را از « عاشقانه»  دور نکرد.
  • برنامه‌‌ای برای انتشار دیگر شعرهایتان دارید؟
منتظرم مدت زمانی از انتشار این کتاب بگذرد. بازخوردها و نقدها را ببینم و بشنوم. بعد باز به ترتیب تاریخ سرودن شعرها دست به انتخاب بزنم. برای کتاب بعدی و شاید کتاب‌های بعدی.
  • فکر می کنید با توجه به وضع نشر در کشور رویکرد مخاطبان حرفه‌ای شعر به کتاب شما چگونه باشد؟
تا اینجا با توجه به پخش محدودی که کتاب داشته و فقط یک فروشگاه کتاب در همدان حاضر به سفارش دادن و آوردن کتاب شده، حس می‌کنم با برخوردهای مثبتی روبه‌رو خواهم شد چون با همین محدودیتی که گفتم، شهر کتاب همدان 2 بار سفارش این کتاب را به پخش‌کننده داد. بار اول در 4 روز تمام شد.
  • با توجه به این‌که بخشی از اوقات خود را در فضای مجازی می‌گذرانید، رابطه شعر و فضای مجازی را چگونه می‌بینید؟
فضاهای مجازی به شعر لطمه زده و شعر را تبدیل به فست‌فود کرده‌اند. شاعرانی هم هستند که از این راه کسب و کار و شهرتی دارند چون چیزهایی می‌نویسند که بی‌شباهت به لقمه‌ جویده شده نیست. کاربرها می‌خوانند و رد می‌شوند چون شاعران مورد اشاره آنها را به ایستادن و دوباره خواندن و تلاش و کشف دعوت نمی‌کنند. فقط لایک می‌خواهند و تعداد زیاد بیننده برای صفحات و کانال‌هایشان. از سویی هم عده‌ای می‌آیند از یک شعر بلند، 4،3سطرش را انتخاب و منتشر می‌کنند و کاربرها با دیدن همان 4،3 سطر خیال می‌کنند فلان شاعر را شناخته‌اند در حالی که غافل هستند از کلکی که خورده‌اند. راحت بگویم،فضاهای مجازی با قدرت تمام دارند سطح سلایق را پایین و پایین‌تر می‌آورند و به کتاب و فرهنگ کتابخوانی لطمه‌ اساسی وارد می‌کنند. امیدوارم این بیماری به شکلی درمان شود.
  • ارزیابی شما از آینده شعر چیست؟
عادت دارم همیشه امیدوار باشم. شعر در کشور ما بسیار زیاد مظلوم واقع شده است. شاعران واقعی که شعر را برای شعر می‌گویند در انبوهی از زیرهم نویس‌ها گم می‌شوند. من خواهش می‌کنم که هر کسی به حرفه‌ خود بپردازد. چه لزومی دارد یک سینماگر یا بازیگر یا رمان‌نویس یا روزنامه‌نگار وقت بیکاری‌اَش بگوید خب فعلا بیکارم، بنشینم چند تا شعر بنویسم، پول که دارم شهرت هم که دارم، صفحات مجازی‌ام هم که کلی دنبال‌کننده دارند پس دراین وقت بیکاری یک مجموعه شعر هم منتشر کنم. شعر ما گرفتار بحرانی ساختگی شده اما این موضوع گذراست و در طی زمان شعر باقی می‌ماند نه دل نوشته و مانند آن.
https://goo.gl/RvZhDl


برچسب ها: شاعران همدان ، همشهری همدان ، مهدی شادمانی روشن ،

سه شنبه 14 دی 1395

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،ادبیات ،

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر
محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است....
1395/10/14
 محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است. وی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه بوعلی دریافت کرده است. صفری تشکلی تخصصی با عنوان انجمن سعدی‌پژوهی همدان را بنیان نهاده، تعدادی از علاقه‌مندان به این شاعر را در شهر همدان گرد هم آورده و نشست‌های هفتگی در جوار آرامگاه باباطاهر برگزار می‌کند. این انجمن ادبی در همدان در مدت کوتاهی که شکل گرفته طرفداران زیادی پیدا کرده است.

استقبال چشمگیر و مشکل مکان
دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان با اشاره به تاریخچه انجمن می‌گوید: 2 سال و نیم است که با توجه به علاقه و اشتیاق وافر چندی از عزیزان فرهنگ‌دوست و ادب‌پرور شهرمان، همچنین با توجه به فراموش شدن آموزه‌های فرهنگ غنی فارسی به خصوص کمرنگ شدن اخلاق در زندگی روزمره، نسبت به تشکیل انجمنی ادبی با محوریت اندیشه‌های سعدی شیرازی اقدام کرده‌ایم. تابستان سال 1393 اولین نشست سعدی‌خوانی و سعدی‌پژوهی برگزار شد.
 صفری ادامه می‌دهد: ابتدا به دلیل ناشناس بودن انجمن و متعاقب آن حضور تعداد انگشت‌شمار اعضا، این جلسات به تناوب در منزل هر یک از اعضا برگزار می‌شد. با وجود این هرگز وقفه‌ای در تشکیل جلسات ایجاد نمی‌شد و همه اعضا با طیب خاطر و رضایت کامل میزبان حضرت سعدی و دیگر دوستان بودند.
این فعال فرهنگی اضافه می‌کند : اکنون مدتی است به دلیل استقبال چشمگیر همشهریان و نبودن فضایی مناسب، به لطف یکی از دوستان فرهنگ‌پرور شهرمان، این نشست‌ها در یک رستوران سنتی و در جوار آرامگاه پیر شوریده، عارف نامدار، باباطاهر عریان برگزار می‌شود. البته با توجّه به پیگیری‌‌های انجام شده برای ثبت این انجمن در قالب یک انجمن رسمی با عنوان «انجمن سعدی پژوهی همدان»، این امیدواری وجود دارد که از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان مکانی درخور شأن شیخ اجل و شرکت کنندگان در این نشست‌ها در نظر گرفته شود.

برگزاری برنامه‌های مختلف
صفری با تأکید بر تداوم نشست‌های این انجمن می‌افزاید: جلسات سعدی‌پژوهی سه‌شنبه هر هفته برگزار می‌شود و 2 اثر بی‌بدیل و اخلاقی حضرت سعدی، یعنی گلستان و بوستان، به تناوب در هر هفته تشریح و خوانده می‌شود. در آغاز هر نشست نیز غزلی از استاد سخن قرائت می‌شود.
وی با اشاره به فعالیت‌های انجمن سعدی پژوهی در 2 سال و نیم گذشته می‌گوید: این انجمن در کارنامه خود فعالیت‌های مختلفی دارد که در رسانه‌ها نیز منعکس شده است. از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به برگزاری بزرگداشت سعدی در یکم اردیبهشت هر سال، برگزاری جشنی به مناسبت ثبت کلیات سعدی در حافظه ادبی یونسکودر مهرماه 94، ارائه مقالات و پژوهش‌های ادبی متعدد با محوریت اندیشه سعدی و برگزاری سفرهای ادبی برای آشناسازی اعضا با ظرفیت‌های ادبی سایر نقاط کشور اشاره کرد.

تلاش برای آشنایی با سعدی
این فعال فرهنگی به تفاوت انجمن سعدی‌پژوهی با سایر انجمن‌های ادبی در همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: می‌توان مزایایی برای این نشست‌ها برشمرد که در انجمن‌های ادبی دیگر به ندرت یافت می‌شود. نخستین مزیت این انجمن تکراری نبودن موضوع آن است. متأسفانه آثار و اندیشه‌های سعدی به‌رغم شایستگی‌ها، غنا و بار اخلاقی و حِکمی بسیار، مطلقا در شهر همدان از سوی هیچ انجمنی مورد پژوهش و تشریح واقع نمی‌شود و در سراسر ایران نیز آن‌چنان که درخور است مورد توجه قرار نگرفته است. اما انجمن سعدی‌پژوهی همدان تلاش می‌کند با استفاده از تمامی امکانات و بهره‌گیری از استادان اهل فن به بررسی هرچه شایسته‌تر آثار سعدی بپردازد.
وی به مشارکت اعضا در نشست‌ها اشاره کرده و می‌افزاید: دیگر مزیت این انجمن، شرکت دادن همه اعضا و شرکت‌کنندگان در تفسیر و تشریح آثار سعدی است. حکایات و بخش‌های منتخب برای تشریح در جلسه، از چند روز قبل به اعضا ارائه می‌شود. اینگونه همه اعضا نتیجه پژوهش‌های خود را در باب آن حکایت در جلسه مطرح می‌کنند و در نهایت، هیأت مؤسس مطالب را دسته‌بندی و نتیجه‌گیری می‌کند.دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان می‌گوید: عضویت رایگان و آزاد بودن شرکت در جلسات برای عموم از دیگر ویژگی‌های این انجمن است و همه علاقه‌مندان می‌توانند در نشست‌ها میهمان شیخ اجل سعدی باشند. به نظر من تفاوتی ندارد سعدی اهل کدام شهر کشور عزیز ایران است. آموزه‌های او آنچنان مهم است که در گوشه‌گوشه این سرزمین باید رواج پیدا کند.

ضعف آموزش و پرورش
وی یکی از دلایل ضعف آموزش زبان و ادب فارسی در آموزش وپرورش را کم‌توجهی به آثار سعدی می‌داند و اضافه می‌کند : نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که یکی از ارکان نظام آموزشی سنتی ایران در گذشته آثار شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بوده و برای تقویت بنیه ادبی دانش‌آموزان در نظام آموزش و پرورش کنونی بهتر است نگاهی عمیق تر به آثار این حکیم بزرگوار بشود.
صفری به اهداف این انجمن اشاره می‌کند و می‌گوید: انجمن سعدی‌پژوهی همدان اهدافی را دنبال می‌کند و در نظر دارد تا با تلاش اعضا و حمایت مسئولان به آنها نائل آید، از جمله ایجاد کتابخانه تخصصی- پژوهشی سعدی، ایجاد مرکزی برای تدوین و نشر آثار معاصران درباره سعدی، انتشار نشریه داخلی و ایجاد وبلاگ برای معرّفی هرچه بیشتر برنامه‌های انجمن و آموزه‌های سعدی، ترجمه آثار متفکرین متأثر از سعدی در حوزه بین‌الملل، برگزاری تورهای ادبی سعدی خوانی در شهرها و استان‌های دیگر و ارائه قابلیت‌های ادبی استان به سایر نقاط کشور.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن سعدی پژوهی همدان ، انجمن های ادبی همدان ،

شنبه 13 آذر 1395

یک قرن فعالیت ادبی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،معرفی کتاب ،ادبیات ،

یک قرن فعالیت ادبی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
یک قرن فعالیت ادبی در همدان
کتاب دوجلدی «یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان» نوشته «محمد کلافچی» با شمارگان 1000نسخه سال 1393 از سوی انتشارات برکت کوثر به بازار آمده است. کلافچی در این کتاب به معرفی اولین انجمن‌های ادبی شهر همدان پرداخته است. او در گفت وگو با همشهری از کتاب‌ها و فعالیت‌هایش می‌گوید...
1395/09/13
 کتاب دوجلدی «یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان» نوشته «محمد کلافچی» با شمارگان 1000نسخه سال 1393 از سوی انتشارات برکت کوثر به بازار آمده است. کلافچی در این کتاب به معرفی اولین انجمن‌های ادبی شهر همدان پرداخته است. او در گفت وگو با همشهری از کتاب‌ها و فعالیت‌هایش می‌گوید:
  • فعالیت ادبی را از کجا آغاز کردید؟
نزدیک به 30 سال است عضو انجمن‌های ادبی همدان هستم و بیشترین زمان را عضو انجمن ادبی بوعلی بودم.
  •  چگونه به کتابخوانی علاقه‌مند شدید؟
پسرخاله‌ای داشتم به نام ابوالقاسم ارسطو متخلص به شیفته که دوست صمیمی امین‌الله رضایی شاعر و نقاش معروف همدانی بود. او شاعر توانمندی بود اما در32سالگی فوت کرد. چند غزل از او به جا مانده و من هم تحت تاثیر پسرخاله‌ام به کتاب علاقه‌مند شدم.
  • به نوشتن چگونه علاقه‌مند شدید؟
از 17 سالگی به صورت جدی کتاب می‌خواندم همان زمان شروع کردم به شعر گفتن. آن زمان پاتوق ما مغازه کتابفروشی حمید یسرلو درخیابان عباس آباد بود و همه دوستان از جمله علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، دکتر پرویز اذکایی و حسین معصومی فرزند آیت الله معصومی در آنجا جمع می شدیم. وقتی شعرهایم را می‌خواندم آقای ذکاوتی توصیه می‌کرد که شعرهای تو خام است و نظر می‌داد و من هم گوش می‌دادم.
  • ایده نوشتن کتاب یک سده انجمن‌های شعر و ادب دراستان همدان از کجا آمد؟
این کتاب یک زیربنا داشت؛ پیش ازآن، سال‌ها عضو انجمن ادبی بوعلی بودم. از زمان‌هایی که این انجمن خانگی بود و هرهفته خانه به خانه می‌گشتیم، برای من این پرسش پیش آمد که اگر من به شهر دیگری بروم و از من بپرسند انجمن بوعلی چه کار کرده ما حتی یک برگ کاغذ نداریم که انجمن‌های ادبی همدان را معرفی کنیم. سپس یک کتاب گردآوری کردم که انتشارات برکت کوثر آن را منتشر کرد. عنوان کتاب «کارنامه انجمن بوعلی» بود که سال 1388 چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت.
  • این کتاب دوم شماست؟
بله. بعدها فکر کردم باید برای دیگر انجمن‌ها هم کاری کنم و پیگیر تاریخچه اولین انجمن‌های ادبی شدم. جست‌وجو کردم که اولین انجمن‌های ادبی شهر در چه سالی آغاز به کار کردند؟ با چه انگیزه‌ای و با چه اهدافی تشکیل شدند؟ این طور بود که کتاب یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان شکل گرفت.
  • گردآوری و نوشتن این کتاب دوجلدی چقدر زمان برد؟
به غیر از فصل اول کتاب که مربوط به افرادی است که فوت کرده‌اند و از روی اسناد و مدارک شکل گرفته، فصل‌های دیگر کتاب به روش کار میدانی گردآوری شده است. به طور مثال رفته‌ام سراغ شعرا و اعضای انجمن‌ها و  از آن‌ها خواسته‌ام که عکس، نمونه کار و زندگی نامه‌ خود را به من بدهند به همین دلیل 6سال عمر من صرف این کارشد.
  • چه موانع و سختی‌هایی در پیش داشتید؟
 مشکل زیاد بود و گاهی جذاب. برای نمونه درانجمن بوعلی شاعری به نام مرحوم غلامعلی دباغ داشتیم. آخرین روزهای عمرش بود که به انجمن آمد و گفت من رفته‌ام گورستان ابن‌بابویه شهر ری و دیده‌ام مزار میرزاده عشقی تخریب شده و درحال از بین رفتن است، هزینه مرمت آن را پرداخت می‌کنم، شما همت کنید مزار او را بسازید. متاسفانه یک ماه بعد درگذشت و به آرزوی خود نرسید. وقتی من این کتاب را می‌نوشتم سال‌ها بود از دنیا رفته بود. با خودم گفتم حیف است که من زندگی او را در این کتاب نیاورم.
  • بله، نام و نمونه کارهای او هم در کتاب آمده است.
به همین سادگی نبود. مدت‌ها گشتم تا نشانی از خانواده او پیدا کنم. بالاخره محل زندگی او را پیدا کردم که در محله آقاجانی بیک همدان بود. رفتم و از همسر زنده یاد دباغ خواستم کمک کند، اما ایشان در ابتدا همکاری نمی‌کرد. آثارحدود 500نفر را به این شکل جمع کردم.
  • فکر می‌کنید همه شاعران همدان در کتاب شما حضور دارند یا کسی از قلم افتاده است؟
 اسم کتاب یک سده انجمن‌های شعر و ادب دراستان همدان است. من اعضای انجمن‌ها را دراین کتاب آورده ام، اگر کسی نیامده عضو هیچ انجمنی نبوده یا از وی خواسته شده اما موافقت نکرده نام و شعرش در کتاب بیاید. در این کتاب نام افرادی چون شیخ موسی نثری، غمام همدانی، غبار همدانی صابرهمدانی و بزرگان دیگر آمده است. کتاب می‌توانست از این بهتر باشد اما هیچ  فرد یا نهادی کمک نکرد.
  • وجود یک پژوهشگاه چقدر می‌تواند درتولید چنین آثاری کمک کند؟
در زمینه برخی رشته‌ها پژوهشگاه‌هایی وجود دارد اما در زمینه فرهنگ به ویژه ادبیات هیچ پژوهشگاهی دراستان نداریم. اگر بود بسیار مورد استقبال قرار می‌گرفت و کار پژوهشی برزمین مانده بسیاری سرانجام می‌گرفت. حتی امروز که این کتاب منتشر شده اگر مرکز پژوهشی وجود داشت، می‌توانست در نوبت‌های دیگر اصلاح،تکمیل و بدون اشکال منتشر شود.
به نظر من اگر مرکزیتی وجود داشت این کتاب جامع‌تر و بهتر می شد.
  • منتقدان چه نظری درباره کتاب شما دارند؟
متاسفانه من پیش از چاپ این کتاب را به افراد صاحب‌نظر و منتقد ندادم اما پس از چاپ آقای علی صدفی زاده صاحب‌نظر ادبیات، کتاب را خواندند و اشکالات خوبی گرفتند که من مشغول برطرف کردن آن اشکالات هستم. ضمن این‌که از زمان انتشار این کتاب چند انجمن دیگر به انجمن‌های استان اضافه شده است که در چاپ دوم خواهند آمد.
  • از آثار دیگرتان بگویید، برنامه بعدی شما چیست؟
کتاب دیگر من با عنوان«همدان در شعر شاعران و آثار مستشرقین و مورخین » نایاب است و من خودم هم ندارم. این کتاب 200صفحه بود و حدود 40 مورخ و سیاح که به همدان آمده یا از همدان نوشته اند و نیز هرکس درباره همدان و کوه الوند شعری سروده درآن  آمده است. حدود 4000 بیت شعر را گردآوری کرده‌ام که حداقل یک مصرع از آن ضرب‌المثل است. این کتاب نیز در حال تهیه است.

   درباره کلافچی
محمد کلافچی متولد 1320 درهمدان است. او پس از گذراندن تحصیلات به استخدام آموزش وپرورش درآمد و در کنار خدمت معلمی به فعالیت فرهنگی در استان نیز مشغول شد. کلافچی پس از بازنشستگی نیز این تلاش‌ها را ادامه می‌دهد. او عضو هیأت مدیره خانه شعر و ادب استان همدان است و از بنیانگذاران انجمن حافظ خوانی همدان به شمار می‌آید. ازاین مرد فرهنگی در همدان پیش از این کتاب‌های «کارنامه انجمن ادبی بوعلی» و«همدان درشعر شاعران و آثار مستشرقین و مورخین» به چاپ رسیده و آخرین کتاب او مجموعه دوجلدی «یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان» است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن های ادبی همدان ،

چهارشنبه 12 آبان 1395

قصه زنان رامی‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

قصه زنان رامی‌گویم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه زنان رامی‌گویم
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است....
1395/08/12
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است.
«حلقه‌های درهم» پنجمین رمان مهشید شریف است که زمستان 1394 منتشر و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با استقبال خوبی روبه‌رو شد. به بهانه انتشار حلقه‌های درهم با این نویسنده همدانی درباره رویکردش به زنان گفت‌وگو کرده‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • ابتدا از موضوع داستان حلقه‌های درهم شروع کنیم، داستان از چه قرار است؟
رمان حلقه‌های درهم سرگذشت خانم جوان سرگشته‌ای است. این زن به همسری مردی در می‌آید که سرگذشت، پیشینه و ماجرایی عجیبی دارد و همسری دانشجو داشته که دست به خودکشی زده است. پس از مدتی در محافل دوستانه و خانوادگی با زن داستان آشنا می‌شود و در پروسه‌ای تصمیم به ازدواج می‌گیرند و ماجرا ادامه پیدا می‌کند.
  • یکی از ویژگی‌های رمان‌های شما مسائل رفتاری و روان‌شناسی است. این کتاب هم به عنوان یک رمان روان‌شناسی معرفی شده. چقدر این گفته را قبول دارید؟
من خوشحالم که این اتفاق می‌افتد. چه به رشته تخصصی من و چه به سابقه کاری من برگردیم به هر حال رفتارشناسی و آموزش عمومی بخش بنیادین حرفه من و زندگی من بوده است. حرفه‌ای که من دوست داشتم و در آن به مدارکی که از دانشگاه‌ها و مراکز علمی گرفتم اکتفا نکردم. در همه حال و همیشه در جست‌و‌جوی اضافه کردن به این دریافت و شناخت بودم و طبیعی‌ترین جایی که این حس من می‌تواند انعکاس پیدا کند رمان‌های من است، به همین دلیل خوانندگان آثار من را به عنوان رمان‌های روان‌شناسی پذیرفته‌اند.
  • شخصیت‌های رمان‌های شما زن هستند. آیا عمدی است یا نوشتن با محوریت زن‌ها راحت‌تر است؟
بله بیشتر شخصیت‌ها زن هستند اما نه تنها راحت‌تر نیست بلکه من فکر می‌کنم از جنبه‌هایی مشکل‌تر است. گاهی حس می‌شود به دلیل سانسور تاریخی که زن از گذشته در کشور ما داشته ابعاد روحی آن چندان آشکار نیست. من در رمان می‌توانم به برخی سوژه‌ها و شخصیت‌ها بپردازم. در دیگر گونه‌های نوشتاری نمی‌توانم سخنم را به گوش مخاطب برسانم. اگر چه ممکن است خودآگاه نباشد اما در جست‌و‌جوی کاراکتر و شخصیت‌هایی هستم که در عین زن بودن، دردمند و دردکشیده هستند، همچنین جست‌وجوگر و فعال هستند و این شخصیت‌ها در یک آرامش رفتاری پیش‌برنده کارهای خودشان هستند. به همین دلیل این موضوع‌ها در کارهای من انعکاس پیدا می‌کند.
  • در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟ چه کمبودی در داستان دیگران و به طور کلی ادبیات ایران حس می‌کنید که دست به نوشتن داستان و رمان می‌زنید؟
هر داستان نویسی در مرحله اول به دنبال قصه‌گویی است. فارغ از این‌که شخصیت اصلی زن باشد یا مرد فراموش نمی‌کنم که اصل قصه‌گویی است و من با نوشتن در حال تعریف یک قصه و یک زندگی هستم. مرحله بعدی این است که کاراکترها زن می‌شوند و زن‌ها یک ویژگی خاص پیدا می‌کنند.
  •  البته این مسأله طبیعتا بر می‌گردد به حساسیت‌های من نسبت به مسأله زنان و آنچه هستی آنان و تاریخ زنان را شکل می‌دهد.
 نمی‌توانم عنوان کنم که من از داستان استفاده می‌کنم تا مسائل زنان را تشریح کنم، من از داستان استفاده می‌کنم که قصه زنان را بازگو کنم. اگر نوشته من در این زمینه بتواند ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد بر می‌گردد به توانایی من در قصه گویی.
  • پس در نوشتن مسأله زن و زنان اولویت شما نیست؟
در داستان دنبال چنین مسأله‌ای به طور مستقیم نیستم. من ده‌ها مقاله در زمینه علوم رفتاری نوشته‌ام و اگر بخواهم مسائل خاصی را در مورد زنان بدانم از طریق مقاله‌ها دنبال می‌کنم. اگر هم نظر یا انتقادی داشته باشم و موضوعی را دنبال کنم به داستان نمی‌کشم. کاری با راه‌حل‌ها ندارم و داستان را دنبال می‌کنم. کار پژوهشی متفاوت است، منبع لازم دارد اما اینجا ممکن است پرسش مطرح شود و پاسخ را هم من ندانم یا نخواهم مطرح کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: مهشید شریف ، همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

یکشنبه 2 آبان 1395

52 سال انجمن بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

52 سال انجمن بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
52 سال انجمن بوعلی
دوره اول فعالیت انجمن ادبی بوعلی از سال 1342 آغاز شد. بزرگانی چون ابراهیم دبیر قصاب (پرتو همدانی)، احمد ساجدی، سیدکاظم حسینی (داور)، علی اکبر بلالی، محمدحسین شیرین، مهدی دیجوریان، ابوالحسن آذر گنگاوری و بسیاری از شاعران و ادبیان در شکل‌گیری و ادامه یافتن این انجمن تلاش کردند اما پس از 15 سال تعطیل شد و این تعطیلی تا دهه 70 ادامه داشت....
1395/08/02
 دوره اول فعالیت انجمن ادبی بوعلی از سال 1342 آغاز شد. بزرگانی چون ابراهیم دبیر قصاب (پرتو همدانی)، احمد ساجدی، سیدکاظم حسینی (داور)، علی اکبر بلالی، محمدحسین شیرین، مهدی دیجوریان، ابوالحسن آذر گنگاوری و بسیاری از شاعران و ادبیان در شکل‌گیری و ادامه یافتن این انجمن تلاش کردند اما پس از 15 سال تعطیل شد و این تعطیلی تا دهه 70 ادامه داشت.
دوره دوم فعالیت این انجمن از سال 1372 آغاز شده و تاکنون ادامه داشته است. در دوره دوم افرادی چون احمد خلیلی شورینی، اصغر شمس‌الواعظین، ابوالحسن روح القدس، ناصر و منصور جمشید آبادی و ده‌ها نفر از شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی همدان در این انجمن عضو بوده و فعالیت کرده‌اند. یکی از افرادی که بیش از 2 دهه عضو این انجمن بوده و از اوایل دهه 90 به عنوان رئیس انجمن ادبی بوعلی انتخاب شده حسن خلیلی است.
حسن خلیلی سال 1326 در همدان متولد شد. او سال 1346 پس از گرفتن دیپلم وارد دانشکده افسری شد و به استخدام ارتش درآمد. سال 1374 بادرجه سرتیپی بازنشسته شد و از همان سال فعالیت‌های فرهنگی خود را پی گرفت. حسن خلیلی در گفت وگو با همشهری درباره فعالیت‌های انجمن ادبی بوعلی همدان توضیح می‌دهد.
  • چگونه به شعر و ادبیات علاقه‌مند شدید؟
 مادر من اهل شعر و شاعری است و بخشی از آثار شاعران بزرگ از جمله حافظ، خیام و باباطاهر را حفظ است. امروز نیز با وجود این‌که حدود 90 سال دارد و 5 کلاس بیشتر سواد ندارد شعر می‌خواند. خانواده من از جمله برادرم سهراب نیز نویسنده است. از کودکی در خانواده با شعر آشنا شده و تاکنون ادامه داده‌ام.
  • خودتان شعر می‌گویید؟
من شاعر نیستم و دوستانم به من می‌گویند شعرخوان. شعرهایی را که سروده‌ام هرگز برای کسی نخوانده‌ام اما گاهی از شعر دیگران در انجمن می‌خوانم. من شاعر نیستم اما شعر را می‌فهمم، شعر را بسیار دوست ‌دارم و می‌خوانم که خوشبختانه مورد پسند دوستان است.
  • از چه زمانی وارد انجمن ادبی بوعلی شدید؟
سال 1374 پس از بازنشستگی به صورت مداوم و مستمر در انجمن‌های ادبی به ویژه انجمن ادبی بوعلی حضور داشته ام.
  • آن زمان مسئولیت اداره انجمن با چه کسی بود؟
سال 1374 که من به عرصه ادبیات شهر وارد شدم زنده‌یاد احمد خلیلی رئیس انجمن ادبی بوعلی بود و پس از ایشان زنده یاد ابوالحسن روح‌القدس ریاست انجمن را بر عهده گرفت. پس از این‌که آقای روح‌القدس از دنیا رفت من به ریاست این انجمن انتخاب شدم و در خدمت دوستان هستم. پیش از آن مجری انجمن بودم.
  • نشست‌های انجمن در چه روزهایی برگزار می‌شود؟
هر دوشنبه از ساعت 4 تا 6 بعدازظهر نشست‌های این انجمن در فرهنگسرای آوینی برقرار است. البته تابستان‌ها از ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر دائر می‌شود.
  • در انتخاب شعر چه رویکردی دارید؟
در انجمن ادبی بوعلی شعرخوانی آزاد است. حضور همه از کودک و نوجوان تا میانسال و کهنسال آزاد است و شاعر و غیرشاعر همه می‌توانند در نشست‌های هفتگی حضور داشته باشد.
  • منظورم سبک و سیاق شاعران است. گرایش اعضا به شعر سپید است یا کهن؟
حاضران هر نوع شعری را می‌توانند بخوانند شعر سپید، نو، نیمایی و کلاسیک. حتی اشعار آذری، عربی و انگلیسی هم خوانده می‌شود. ممنوعیت و محدودیتی نداریم. انجمن حداقل حدود 20 سال است به همین منوال به فعالیت خود ادامه می‌دهد.
  • اعضا چند نفر هستند؟
ما 76 کارت عضویت شناسایی برای اعضای اصلی صادر کرده‌ایم و اعضای افتخاری هم هر هفته حضور دارند و گاهی وقت‌ها تا 100نفر در نشست‌های هفتگی انجمن شرکت می‌کنند.
  • شیوه اجرا چگونه است؟ به موضوع نقد آثار هم توجه دارید؟
کسانی که مایل هستند شعرشان نقد شود پیش‌تر به ما اعلام و شعر خود را در تعداد محدودی کپی یا تکثیر می‌کنند. ما نسخه‌ها را به دوستان منتقد می‌دهیم تا آن را نقد کنند. اگر شاعر داوطلب نشود که شعرش در این جلسه‌ها نقد شود و این کار صورت گیرد، گاهی دلخوری‌هایی پیش می‌آید که موجب رنجش اعضا می‌شود به همین دلیل در صورت رضایت شاعر، شعر نقد می‌شود. در غیر این‌ صورت پس از این‌که شعری خوانده می‌شود اگر نکته یا تذکری باشد دوستان عنوان می‌کنند اما نقد نمی‌کنند.
  • در جشنواره و همایش سالانه چطور حضور پیدا می‌کنید؟
به دلیل سابقه‌ای که انجمن ادبی بوعلی همدان دارد و به علت مسئولیتی که بنده در انجمن بوعلی، انجمن حافظ خوانی و در خانه شعر و ادب استان دارم،اداره‌های ارشاد استان و شهرستان برگزاری بیشتر مراسم را به این انجمن می‌سپارند. اگر هم قرار باشد انجمن دیگری برگزار کند انجمن ادبی بوعلی مشارکت دارد اما بیشتر اتفاق‌های ادبی، جشن‌ها و سوگواری‌ها به انجمن ادبی بوعلی محول می‌شود.
  •  چه تعداد از شاعران شناخته شده همدان در انجمن بوعلی عضو هستند؟
میانگین سنی اعضا در انجمن ادبی بوعلی از گذشته نیز بسیار بالا بوده است. ما در سال‌های گذشته حدود 17 شاعر درجه یک را از دست داده‌ایم از جمله احد مسیبی، ابوالحسن روح القدس، احمد حیدربیگی، اصغر شمس‌الواعظین، علی اکبرمحمودی وثاق، عبدالحسین شائق، علی اصغر سپاسگزار، قهرمانی، دباغ و عشقی. اما خوشبختانه شاعران خوبی عضو این انجمن هستند از جمله پژمان جمشیدآبادی، میرهاشم میری، حسن سموات اکباتان، سیاوش دیهیمی و خانم‌ها ملکی، کریمی منسوب، دکتر خنکدار، محمودی و نیکو سیاکوهی. همچنین شاعران جوانی مانند علی سلیمانی، ایمان سیدآقایی، محمد صارمی شهاب، محمدشایسته، امرائی، فواد میرشاه‌ولد و ده‌ها شاعر دیگر عضو فعال این انجمن هستند.
  • تأثیر انجمن ادبی بوعلی بر تولید ادبی شهر چگونه بوده است؟
بیشتر شاعران همدانی که امروز مشهور نیز هستند، قبلا عضو انجمن ادبی میلاد بودند. پس از میلاد انجمن ادبی بوعلی بود که توانست بیشتر این شاعران را گرد هم آورد.بیشتر شاعران همدانی که امروز چه داخل استان و چه خارج از استان فعالیت می‌کنند یک دوره عضو انجمن بوعلی بودند. در این سال‌ها انجمن به طور مستمر فعالیت داشته، بدون تعطیلی و وفقه برقرار بوده و خروجی آن تعداد زیادی کتاب و پرورش شاعران خوب در استان بوده است. همچنین بیشتر کتاب‌هایی که در همدان از شاعران منتشر می‌شود در انجمن رونمایی و معرفی می‌شود.
  • تعدد انجمن‌ها و تشکل‌ها را در همدان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من نظری دارم که با دیدگاه خیلی از دوستان مغایر است. زمانی که تعداد انجمن‌ها کمتر بود هم شاعران و هم انجمن پویاتر بود. تا چند سال گذشته 2 یا 3انجمن بیشتر در همدان فعال نبود اما در سال‌های اخیر به دلایلی انجمن‌های زیادی ظهور کرده‌اند. حسن زیاد شدن تعداد این بود که هر کس، هر روزی که دوست داشته باشد می‌تواند به یک انجمن برود، استفاده کند و شاعران زمان بیشتری برای خواندن شعر داشته باشند. اما اعضای بیشتر این انجمن‌ها مشترک است و افراد ثابتی هستند یعنی کسانی که در انجمن ما شرکت کنند در انجمن‌های دیگر هم عضو هستند. به غیر از انجمن پروین اعتصامی که خانم‌ها مسئول آن هستند و انجمن حافظ خوانی که تخصصی کار می‌کنند بقیه انجمن‌ها در یک راستا و مشابه هم هستند که به نظر من این یک آسیب است. اگر نشست ادبی در هر هفته یک روز باشد برای آن روز همه با هم برنامه‌ریزی می‌کنند و نتیجه بهتر و بیشتری حاصل می شود.
  • از همکاری اعضا رضایت دارید؟
بله در این انجمن همه اعضا فعال و همراه هستند. عباس فرهادی مقدم از سالی که من در انجمن ادبی بوعلی حضور پیدا کردم پا به پای من و سایر اعضا کمک کرده و یکی از اصلی‌ترین مهره‌های انجمن ما و دیگر انجمن‌هاست. البته سایر اعضا نیز کمک می‌کنند که من از آنها تشکر می‌کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/52-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن ادبی بوعلی ،

شنبه 24 مهر 1395

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»
«اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است...
1395/07/24
 «اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است. مهشید شریف تحصیلکرده علوم رفتاری و سال‌هاست در کشور سوئد زندگی می‌کند اما آثارش را در ایران منتشر می‌کند و معتقد است مخاطب اصلی کتاب‌های او در ایران هستند. اسم من نیلی ششمین رمان مهشید شریف است که به زبان انگلیسی درآمریکا هم منتشر شده است. به بهانه انتشار این کتاب با مهشید شریف نویسنده همدانی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • داستان اولیه اسم من نیلی چگونه شکل گرفت؟
خیلی سخت است که بگویم ایده این کتاب از کجا آمد و جرقه نوشتن اسم من نیلی چگونه زده شد، اما زمان نوشتن روشن و محسوس بود که متاثر از فضای کاری خودم بودم. من سال‌ها در سوئد زندگی کرده‌ام و سال‌ها با افراد 14 تا 24 سال، جوانان بزهکار و افرادی با ناهنجاری‌های رفتاری کار می‌کردم و کم و بیش با دنیای آنان و مسائل آنها به خصوص با بخش‌های پنهان دنیای حسی آنها آشنا بودم. داستان اسم من نیلی متاثر از این قشر است.
  • یعنی به صورت مستقیم از سرگذشت این افراد استفاده کردید یا شخصیت‌های رمان شما با شخصیت‌های آنان همسان‌سازی شده است؟
خیر، هیچگونه الگوبرداری مستقیم از این افراد نداشتم.
  • پس چه نوع تاثیری گرفتید؟
من می‌خواستم درباره بخش‌های پنهانی که از سنین کودکی تا بزرگسالی یک دختر جوان وجود داشت حرف بزنم. جنس این حرف‌های پنهان و بسیار شخصی را از فضای کاری خود گرفتم، یاد گرفتم و دریافت کردم. بنابراین زمانی که تصمیم به شکل دادن به یک داستان خیالی کردم توانستم آن را عملی کنم اما خاطره‌نویسی نکردم.
  • شیوه نوشتن شما چگونه است؟ ابتدا سوژه شکل می‌گیرد یا شروع به نوشتن می‌کنید و در حین نگارش داستان اصلی شکل می‌گیرد؟
سال‌ها ایده خلق یک فیگور داستانی به اسم نیلی در گوشه ذهن من بود اما زمان زیادی برد تا تبدیل به یک کتاب شود. این تصویر خیالی پس از شکل‌گیری آن‌قدر روشن و واضح شد تا من هم بتوانم آن تصویر را ببینم و از آن زمان نگارش کتاب آغاز شد.
  • در نوشتن از خانواده و اطرافیان تاثیرپذیری دارید؟
قطعا. وقتی تصمیم به نوشتن رمان می‌گیرید تمام آدم‌های واقعی که تا آن روز دیده‌اید و تمام آدم‌های داستان‌هایی که خوانده‌اید به شکل آشکار و ناخودآگاه در شما تاثیر می‌گذارد. شاید جایی که می‌خواستم از شجاعت نیلی تصویری ارائه دهم از مادر بزرگم الهام گرفتم.
  • موضوع حضور مادر بزرگ در رمان ادای دین است یا برجسته بودن جنبه‌های شخصیتی او؟
از شخصیت او الهام گرفتم اما اصلا صحبت ادای دین نیست. در کتاب اسم من نیلی در جاهای خیلی کمی از خانواده الهام گرفته‌ام. در رمان حلقه‌های درهم بیشتر از مادر بزرگ الهام گرفته‌ام.
  • به تأثیر پذیری از خانواده و حضور مادربزرگ در آثارتان اشاره کردید. همدان به عنوان زادگاه شما چقدر در آثارتان حضور دارد؟
همدان به عنوان زادگاه من در اسم من نیلی بسیار مشهود و محسوس است. به خاطر همین بخشی از کتاب به همدان کشیده می‌شود و یک بخش بسیار مهمی از کتاب در همدان روایت می‌شود. برای این‌که زادگاه من بوده و بسیار برایم مهم است. آنجایی که نوشته‌ام «نیلی غروب آفتاب را در الوند نظاره‌گر است» یک تجربه شخصی بوده و انگار آگاهانه می‌دانستم چه می‌نویسم.
  • از سابقه انتشار اسم من نیلی در غرب بگویید. این کتاب پیش از این در آمریکا منتشر شده. استقبال و بازخورد چگونه بوده است؟
از بازخورد آن رضایت داشتم. یک ناشر آمریکایی ترجمه این کتاب را به انگلیسی منتشر کرد. ناشران در آنجا با روش جدید نمونه کتاب را به کتاب‌فروشی‌ها می‌فرستند و بر اساس درخواست کتاب‌فروشی‌ها، کتاب توزیع می‌شود. در این مرحله استقبال خوبی شد. سپس کتاب به سایت آمازون در بخش داستان‌های خارجی راه پیدا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.
  • چه شد که کتاب به صورت دوزبانه و انگلیسی- فارسی منتشر شد؟
 وقتی ناشر از من خواست که بخش‌هایی از متن فارسی را هم در اختیارش قرار دهم تا خلاصه‌ای در مقدمه یا در پایان کتاب بیاورد این پیشنهاد را مطرح کردند که تمامی متن فارسی را در کتاب بگنجانند و به جای این‌که به طور کامل کامل انگلیسی باشد به صورت 2 زبانه منتشر شود. پیشنهاد جالبی بود که نسل دوم مهاجران از بچه‌های ایرانی که در آمریکا به دنیا آمده‌اند و به فارسی تسلط ندارند کتاب را به انگلیسی بخوانند. در نتیجه کتاب به صورت 2 زبانه منتشر شده است.
  • بازتاب رسانه‌ای و معرفی کتاب شما در غرب چگونه بود؟
خود ناشر به ویژه در آمریکا خیلی کار کرد تا کتاب در بسیاری از رسانه‌ها معرفی شود. طبق فهرستی که برای من ارسال شد اسم من نیلی در حدود 600 روزنامه محلی در آمریکا معرفی شد.
  • با توجه به این‌که تجربه چاپ کتاب را هم در غرب و هم ایران داشته‌اید، استانداردهای چاپ کتاب چه تفاوتی دارد؟
استاندارد چاپ کتاب در ایران بهتر است و قطعا فکر می‌کنم در پذیرش مخاطب تأثیر بیشتری دارد. درست نیست مقایسه کنیم چون مسأله انتشار کتاب در ایران و غرب مقوله دیگری است. بحث سرانه مطالعه و آمارها مسأله مهمی است که نیاز به تأمل و پژوهش دارد، اما کیفیت کتاب در ایران بهتر است.
  • اسم من نیلی ششمین رمان شماست. با توجه به این‌که شخصیت اصلی رمان زن است بازخوردی که از مخاطبان به ویژه زنان گرفتید چگونه بود؟
فکر نمی‌کنم مخاطبان آثار من تنها زنان باشند. در خارج از کشور 3 نقد روی رمان اسم من نیلی نوشته شده که هر 3 از طرف مردانی که در ادبیات داستانی شناخته شده هستند بوده است. این نوشته‌ها دلگرمی خیلی خوبی بود و حس ‌خوبی به من انتقال داد. نتیجه نقد آنان به من نشان داد کتاب در یک جا و از یک قشر مخاطب ندارد.
  • از نظر این منتقدان مهم‌ترین ویژگی قلم و آثار شما چه بوده است؟
زبان نوشتاری من خیلی آسان نیست، خواننده را چندان آسوده نمی‌گذارم و پرسش‌هایی را مطرح می‌کنم که ممکن است برای خود من هم مطرح باشد و الزاما پاسخ آنها را ندانم. خود من هم در این مسیر همراه خواننده هستم.
  • نقدهای منتشر شده از طرف منتقدان و نویسندگان بوده، مخاطبان عام چه برخوردی با آثار شما دارند؟
مخاطبان عام بیشتر شفاهی نظرشان را به من گفتند. در مورد اسم من نیلی، فارسی زبان‌ها از زبانی که در توصیف نیلی انتخاب شده بود استقبال کردند زیرا زبانی بود که با یک شخصیت لجوج نافرمان هماهنگ می‌شد. بیشترین بازخورد این بود که زبان با کاراکتر هماهنگ بود.
  • آثار نویسنده‌های‌همدانی در زمینه ادبیات داستانی را دنبال می‌کنید؟
تا جایی که به دستم برسد بله اما متاسفانه به راحتی این نوع کتاب‌ها به اروپا و خارج از کشور نمی‌رسد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%C2%AB-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%84%DB%8C%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مهشید شریف ، نویسندگان همدانی ، اسم من نیلی ،

دوشنبه 5 مهر 1395

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

نویسنده: حسین زندی ‌ همدان- خبرنگار همشهری
نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد...
1395/07/05
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد.
اولین کتاب مرضیه بطحایی داستان بلند «گل مریم» است که سال 1395 در شمارگان هزار نسخه از سوی انتشارات نازلی در همدان روانه بازار شده، به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت وگو کرده ایم که در پی می‌آید:
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
از نوجوانی به نوشتن علاقه داشتم و میل به نوشتن در وجود من بود اما به دلیل این‌که نمی‌دانستم در چه حوزه ای بنویسم و راهنما نداشتم، فیلم‌هایی را که تماشا می‌کردم در دفتری خلاصه می‌کردم. پس از ازدواج به نوشتن خاطرات تلخ و شیرین زندگی متاهلی پرداختم. کارمند دانشکده پزشکی بودم و پس از بازنشستگی راهم را پیدا کردم و به قصه‌نویسی روی آوردم.
  • از کتاب گل مریم بگویید.
داستان این کتاب سال‌ها پیش در دفتر خاطرات من محبوس بود.من با پدرم انس عجیبی داشتم. توجه زیاد وی به دخترهایش و ناتوانی بدنی و بیماری‌اش وشغل پرستاری من رابطه عاطفی شدیدی بین ما ایجاد کرده بود. بعد از فوت پدر خلا بزرگی را احساس می‌کردم.
رای تسلای دل خودم با وی نقل سخن کردم و در داخل دفتر خاطرات نگاشتم. طی این یک سال وی از بچگی تا اواخر عمر گرانقدرشان را برایم گفتند و من هر چه را در خاطرم ماند نگاشتم تا این‌که به این داستان که خاطره عزیزی از اسرای جنگی بودند برخوردم و با کمی دخل  وتصرف داستان را به صورت رمان در آوردم.
  • علت علاقه شما به نوشتن داستان کوتاه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
از آن جهت داستان کوتاه می‌نویسم تا همگان فرصت خواندن و به آن علاقه پیدا کنند و نیز این‌که هزینه زیادی نپردازند. ساده وبی آلایش می‌نویسم چون اولا نویسنده نیستم و قدرت زیادی در نوشتن ندارم و دیگر این‌که بیشتر قصه گویی می‌کنم.
فکر می‌کنم این شیوه بهتر همه گیرخواهد شد و از هر قشری می‌توانند آن را بخوانند. وقتی کتابم را به فروشنده سر کوچه که مردی میانسال است دادم دیدم که با چه شوقی می‌خواند. خنده و شور را در چهره اش دیدم و یک بار از دوستش شنیدم که آخر داستان را با گریه تمام کرده  است.
او از من درخواست کرد که حتما کتاب‌های بعدی را هم در اختیارش بگذارم. می‌گفت سال‌ها گذشته که او کتابی به دست نگرفته این به جهت تعریف نیست همانطور که گفتم شاید ساده نویسی من باعث می‌شود همگان رو به کتاب خوانی بیاورند.
  • مخاطبان جدی و منتقدان با گل مریم و نوشته‌های شما چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و چه نظری دارند؟
مخاطبان از داستان خوششان می‌آید و تنها از کوتاه بودن داستان شاکی هستند. بزرگان اهل فن از ویراستاری و هنر نویسندگی شاکی‌‌اند اما از داستان‌گویی تعریف کرده اند.
  • آثار دیگرتان در چه مرحله ای است و چه زمانی منتشر خواهند شد؟
کتاب دوم من «باورعشق است» که باز هم کتابی بر اساس واقعیت است. امیدوارم ارزش چاپ و خواندن داشته باشد. کتاب بعدی خاطرات زندگی پر جنجال من و کتاب دیگرم قصه‌های قدیمی مادر بزرگ است. این مجموعه بر اساس قصه‌های مادربزرگ که شب‌ها برای ما تعریف می‌کرد شکل گرفته است.
  • در نوشتن به دنبال چه هستید؟
به اعتقاد بنده زندگی افراد و سرگذشتشان حتی اگر تلخ باشد، زیباست و زندگی گذشتگان پر از رمز، راز، درس و آموخته‌ها استو من به دنبال یاد گیری آنها هستم تا در اختیار نسل جدید قرار بگیرند.
  • استقبال از کتاب اول شما چطور بود؟
کتاب اول من چون با بی‌تجربگی همراه بود ویراستاری نشد، ناشر هزینه را تقبل نکرد و با هزینه شخصی چاپ شد و مسئولیتی در قبال فروش گردن کسی نبود. بیشتر خانواده و فامیل حمایت کردند و تمام کتاب‌ها تقریبا به صورت هدیه به دوستان و آشنایان تقدیم شد. تعدادی نیز به خارج از کشور برای دوستان فرستاده شد. امیدوارم کتاب‌های بعدی با این مشکل روبه رو نشود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، کتاب ،

دوشنبه 15 شهریور 1395

همایش همدان شناسی درهگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،ادبیات ،

همایش همدان شناسی درهگمتانه

 

یکم تا هفتم شهریور ماه امسال همزمان بود باهفته فرهنگی همدان این هفته با روز پزشک آغاز شد و  برنامه­های گوناگون و رویدادهای فرهنگی مهمی را در بر داشت که چهره استان را دیگرگون کرده بود. جشن ثبت لالجین به عنوان شهرجهانی سفال با حضور مقام­های ارشد سازمان میراث فرهنگی کشور و میهمانان داخلی و خارجی، حضور مریم زندی عکاس برجسته کشور در همدان همراه با برگزاری مستر کلاس پیشرفته عکاسی که علاقمندان و عکاسان زیادی را از استان­های مختلف به همدان کشانده بود از جمله این برنامه­ها بود. اما یکی از برنامه­های فرهنگی این هفته برگزاری «همایش همدان شناسی» بود که به همت تشکل­های حوزه میراث فرهنگی و گردشگری همدان با همکاری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در سالن کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همدان برگزار شد. این همایش روز جمعه با حضور دکتر پرویز اذکایی، دکتر محمد بقایی ماکان، دکتر بهمن نامور مطلق و ایرانشناسان مورخان همدانی برگزار شد. در این برنامه همچنین از کتاب­های «مادستان گفتارهای همدان شناسی» اثر حسین زندی،  رمان «یارم همدانی و.....» اثر محمد حسن شهیدی و «قصر نه پنجره» آرزو شاطاهری رونمایی شد.

 در ابتدای این مراسم راهله خاکباز دبیر اجرایی همایش و مدیر عامل انجمن پویشگران سفر پاک گفت: مردم نقش بسیار موثری در حفظ فرهنگ و میراث کشور ما دارند. در همین راستا انجمن پویشگران سفر پاک با همکاری اداره کل میراثفرهنگی تلاش کرد در این مسیر حرکت کند و سعی کردیم همدان را از نگاهی دیگر بشناسیم و معرفی کنیم.

نصرالله آژنگ نویسنده و همدان شناس در این  همایش با اشاره به آثار خود گفت: : در خصوص همدان شناسی  از سال 1330 با مشفق در نشریات کار می‌کردم برای شناخت همدان تلاش کردم، در شماره 23 مجله فرهنگ همدان بیشتر محله‌ها و کوچه‌ها را معرفی کرده­ام، همدان در دوره حکومت قاجاریه، واژه­های مهجور در همدان،زندگی‌نامهاولین شهردار همدان را در کتاب دانستنی‌های ایران منتشر کرده­ام و به سابقه همدان و بازی‌های همدان، غذاها، مطبخ و ابزار خوراک‌پزی در نشریات مختلف پرداخته­ام.

آژنگ ادامه داد: در رادیو همدان 25 جلسه از سنت‌های همدان در ماه رمضان، غذاها و آئین‌های همدان در ماه رمضان را ارائه کرده­ام. در مورد اولین سینماهای همدان و تاریخچه همدان، سال 93 و 94 در برنامه های مختلف صحبت کرده ام و در خصوص ساختمان‌سازی در گذشته همدان در همایش سفال و لالجین، مقاله تاثیر سفال در ادبیات را ارائه کرده­ام.

این پژوهشگر با اشاره به نام برخی همدان شناسان در گذشته افزود: استادانی چون پنبه­چی، عبدالمعالی، جاج قاسم علایی، حاج قاسم عطار، انجوی شیرازی، محمد تقی قره داغی  در زمینه همدان شناسی کار کرده اند و من هم شاگرد آنان بودم.

آژنگ در بخش از سخنانش گفت: ساختن و صنعت در همدان از چرخ‌بافی، شانه، تلمبه و... در همدان، مراسم‌های هیئت‌های عزاداری و عروسی را و آداب مهمان‌داری و انواع غذاهای معمول، آماده کردن پشت بام برای خوابیدن میهمان، حضور مردم در گورستان، شامورتی بازی و تعزیه، پر کردن ظروف سفالی در روزهای پایانی سال در گورستان، مراسم ختنه‌سوران، زایمان، آداب حمام رفتن، شناساندن قلعه های همدان و چهارباغ­ها همه نیازمند یک پژوهشگاه است و متسفانه در نبود چنین مراکزی در حال نابودی و فراموشی  است.  

نصرالله آژنگ در همایش همدان شناسی گفت:  آنچه مرا دلبسته فرهنگ  همدان کرد گورستان شهر بود که معرکه‌گیری و شامورتی بازی و پرده‌های نمایش می‌دادند و حسین همدانی از جمله نقاشان آن بود. این آئین باعث علاقه­مندی من به فرهنگ و زبان همدان شد.

او ادامه داد: تلاش برای حفظ واژه‌های همدانی بسیار کم است که متاسفانه رسانه‌ها و تلویزیون  از واژه‌های همدانی و اصطلاحات استفاده نمی‌کند و این واژه­ها در حال فراموشی است. بازی­های همدانی همه فراموش شده است پس برگزاری چنین همایش هایی در واقع زنگ خطری است که مسئولان باید متوجه شوند.

دکتریهمن نامور مطلق نماد شناس و اسطوره پژوه یکی دیگر از سخنرانان این همایش بود او با اشاره به فرهنگ همدان گفت: باید تلاش در جهت شناساندن افراد، آئین و فرهنگ همدانی در سطح ملی داشته باشیم جهان در حال گذار است و احتمالا جهان آینده شبیه دنیای امروز نخواهد بود. آنچه قابل پیش‌بینی است اینکه جنبه‌های ملی‌گرایانه کمرنگ خواهد شد. شاید شهرها و مناظق مهم­تر شوند و این ما را دچار همگرایی کرده و ما را بیشتر شبیه هم خواهد کرد. همه لهجه‌ها و لباس و تنوع فرهنگی انسان‌ها را از بین برده و همه شبیه هم شویم با یک گویش و یک لباس اما امروزه می­فهمیم تنوع و لهجه‌ها و زبان‌ها و لباس‌های متفاوت زیباست شبیه هم شدن از دست رفتن هویت خواهد بود.

معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور ادامه داد:  همدان هم از این طرح همگرایی مطلق رنج کشیده آنچه در این پارادایم دارد اتفاق می‌افتد امیدواریم همدان دوباره بازگردد و اصالت ها وداشته‌هایش را دوباره پررنگ و بارور کند. همدانی­ها آدم­های عمیقی هستند اما تبلیغات خوب ندارند و برای دیده شدن تلاشی ندارند.

نامور مطلق ادامه داد: این ذخایر منطقه‌ای نیستند بلکه ملی و انسانی هستند این همگرایی هویت را از بین می‌برد و از بین رفتن هویت خطرناک است و انسان‌ها را خطرناک می‌کند. وقتی من لهجه و فرهنگ همدانی خودم را داشته باشم در جهت حفظ آبروی همدان خواهم کوشید اما وقتی همه یک شکل باشند برایمان مهم نیست و این یعنی خطرناک شدن انسان!

این پژوهشکر حوزه نمادشناسی افزود: دوباره شهرها دارند مهم می‌شوند، پاریس شناخته شده تر از فرانسه است. امیدواریم با این پارادایم دوباره در جهت احیا و شناساندن همدان و فرهنگ شهرمان تلاش کنیم. تنوع زبانی یک هدیه الهی است و باعث وحدت انسان ها می‌شود. ما متنوع‌ترین صنایع دستی را داریم چون تنوع قومیتی بسیاری داریم این فرصت برای ما عالی است. 

هفته فرهنگی همدان

بهمن نامور مطلق در بخش دیگری از سخنانش به رویداد ثبت جهانی لالجین اشاره کرد و گفت: توجه کردن به رخدادها در دنیای امروز بسیار مهم است. لالجین را ثبت جهانی کردیم این یک رخداد است و مهم است. رخدادها با قبل از خود گسست ایجاد می­کنند و معنای جدید تولید می‌کنند. همگرایی براساس تکرار معنا را از بین می‌برد و تکرار باعث همگرایی می‌شود انسان تنها موجودیست که دنبال معناست. رخداد تکرار را از بین می‌برد. ازدواج یک رخداد در زندگی شخصی است و این تکرار را از بین می‌برد. داشتن شغل یا داشتن فرزند رخدادهای شخصی هستند. بنابراین باید به رخدادها توجه کنیم و سعی کنیم از رخدادها استفاده ببریم دائما از تلاشکران همدان اسم بیاوریم که فراموش نشوند.

او ادامه داد: از این پارادایم استفاده کنیم و رخداد ایجاد کنیم، جشن داشته باشیم، آئین را اجرا کنیم. اینها مواد اولیه برای گردشگری ماست. چون جهان به دنبال استثناها است و استثنا معنا تولید می‌کند. این جذاب است  تا گردشگران فرهنگی وارد این شهر شوند به خاک لالجین نیست به طرح‌های برجسته و اصیل هنرمندان همدانی روی سفال است. ما باید حکمت سینوی را روی سفال ببینیم باید روانی شعر باباطاهر را روی سفال ببینیم نیاز به رخدادهایی داریم که به شبکه شدن فکر کنند. رخدادهای همدان به ملایر وصل شوند و به شکل شبکه دربیاید.

دکتر محمد بقایی ماکان ادیب و پژوهشگر سخنران دیگر این مراسم بود که با اشاره به کتیبه های گنجنامه گفت: بزرگ است اهورامزدا که آن زمین را آفرید و آسمان را آفرید و شادی را برای مردم آفرید. همدان یکی از پایه‌گذاران فرهنگ ایرانی است. جالب است که در فرهنگ این شهر مبنا شادی است و این نکته مهمی است. دو شهر که پیوندی میان ما و جهان باستان ایجاد می‌کنند همدان و شیرازهستند در شیراز ما پاسارگاد و تخت جمشید را داریم و در همدان آثار فرهنگی ایران کهن‌تر از شیراز هستند تا گنبد علویان که امروزی تر هستند.

محمد بقایی ماکان با نقد سحنان  نامور مطلق افزود: این اتحاد فرهنگ آلیاژ شده­ای است که نامش را می‌گذاریم فرهنگ ملی، ما یک فرهنگ ملی داریم و نمی‌توانیم فرهنگمان را تقطیع کنیم و جدا کنیم این شهر یزد و لباس همدان است. ما نمی توانیم پدیده مهمی به نام ملی‌گرایی و ملیت دوستی را بی‌ارزش بدانیم هرکسی که شیرازی است ایرانی هم هست. درست است که هر کدام فرهنگ جداگانه دارند اما از پیوستن اینهاست که ما فرهنگ ایرانی داریم و اگر این ها از هم جدا شوند ملیت ما از بین می‌رود.

بقایی ماکان ادامه داد: وقتی حلقه در رده جمع قرار می‌گیرد زنجیر می‌شود. مایه تاثر و تاسف من شد که در شهری مثل همدان که پایه گذار و پایه ریز فرهنگ  ومدنیت ایران است بگوییم ملی­گرایی ما را از هم جدا می­کند اتفاقا تنها چیزی که ما را به هم ربط می دهد همین پدیده است. وقتی درخطراین هستیم فرهنگ خود را از دست بدهیم چیزی که ما را به هم پیوند می‌زند ملی‌گرایی خواهد بود و جای تأسف است که پشت میز نشینان اینگونه در جهت از بین بردن  انگیزه ملی‌گرایی در ایران هستند.

این پژوهشگر ادامه داد: خیام یک رباعی دارد که می گوید؛ پیش از من و تو لیل و نهاری بوده‌ست/

گردنده فلک نیز به کاری بودست/ زنهار قدم به خاک، آهسته نهی/ کان مردمک چشم نگاری بودست. مصداق مصرع آخر این بیت را در هر شهری نمی توانید به کار ببندید تنها شهر شیراز و همدان است. این ما را به هم پیوند می‌دهد و هویت ما یعنی این. ایرانی بودن ما به کتیبه گنج نامه است نه به شناسنامه و کارت ملی روح ایرانی باید در ما باشد.

بقایی ماکان ادامه داد: به دلیل اینکه همدان بسیار نزدیک به نهاوند بود پس از واقعه­ای که تازیان از آن با عنوان فتح الفتوح نام می برند اولین جایی که مورد حمله اعراب قرار گرفت این شهر عزیز بود اما آنها به سادگی به آداب و رسوم تازیان در نیامدند چه در زمان عمر که بسیار مقاومت زیادی نشان دادند و چه در زمان عثمان که  همدانی ها را ملزم به پرداخت جزیه کردند همدان و مازندران دو منطقه ای است که دیر تر از سایر اقوام بیشتر مقاومت کردند و این نشان می دهد مردم این منطقه علاقه به موطن خود داشتند.  کودکی که در همدان زاده می شود و دور وتا دورخودش را  انسان های بزرگ گرفته در او تاثیر می گذارد.

  او افزود: در این شهر ما چهره هایی داریم که برای فضای غم بارهمدان در طول تاریخ پس از فتح نهاوند حاکم بود تاسف خورده اند  یکی از آنها عین القضات همدانی است. او در بیتی می گوید؛ خمیازه کشیدیم به جای قدح می/ ویران شود آن شهر که میخانه ندارد در نیمه اول قرن ششم همدان قطعا میخانه داشت اما اشاره عین القضات اشاره به شادی است که در کتیبه گنجنامه آمده، منظور این عارف شادمانی مردم است یعنی شادی بر این شهر حاکم نیوده. شگفت این است که 800سال بعد نصرت رحمانی باز هم این تعبیر را به کار می برد در حالی که دهه چهل در سر هرکوچه میخانه ای بود اما وقتی شاعری اینگونه از میخانه نام می برد دنبال فضای آزاد برای اظهار نظر است نصرت رحمانی می گوید؛ چه شهر غمزده­ای، بازنیست میکده ای/ به حال محتسب این دیارگریه کنید. وقتی شعر شاعران را در مورد الوند بررسی می­کنید به تفاوت دیدگاه عجیبی بر می­خورید که نسبت به دماوند وجود دارد دماوند در شعر شاعران همیشه مظهر زیبایی و اقتدار و شکوه است البته همدان مانند منشوری است که نورهای زیادی از آن ساطع می شود می‌شود اگر چه در مورد الوند در شعر شاعران پژوهشی صورت نگرفته اما من وقتی به دیوان شاعران نگاه می کنم می بینم اما بیشتر شاعران به الوند با نگاه  تاثر آمیز نگاه می کنند و با غم و اندوه پیوند می دهند و گویی الوند هم مانند عقابی سر در گریبان در حال تفکر و تامل است.

سعدیمی گوید:

شب فراق که داند که تا سحر چند است/ مگر کسی که به زندان عشق در بند است

در اواسط این غزل می­گوید:

فراق یار که پیش تو برگ کاهی نیست/ بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

یا در ترجیع بند زیبایی آمده است:

در عهد تو ای نگار دلبند/ بس عهد بشکنند و سوگند

در اواسط شعر می گوید:

باد است نصیحت رفیقان/ واندوه فراق، کوه الوند

هر جا نام الوند را می بینید با غم اندوه هم پیوند است و این قابل بررسی است که چرا الوند را غمگین می‌پندارند.

ناهید زندی مورخ و پژوهشگر همدانی با اشاره به پیشینه ایرانشناسی گفت:

مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ/ کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟!

جای بسی شگفتی و حتی شوربختی است که ناچاریم بگوییم علمی به نام «ایرانشناسی» نیز از مطالعات غربی‌ها درباره ایران و ایرانی سرچشمه می‌گیرد و شاید بیشترین و عمیق‌ترین کارها در این حوزه به دست بیگانگانی صورت گرفته است که با اهداف استعماری به این کشور توجهی نشان داده‌اند. اگر بخواهیم با دیدن نیمه پر لیوان قدری درد خود را تسکین دهیم می‌توانیم به مطالعات پراکنده پژوهشگران و سفرنامه‌نویسان مستقل نیز اشاره کنیم اما واقعیت این است که بیشترین سفرنامه‌ها را نیز فرستاده‌های سیاسی نوشته‌اند که نمی‌توان نگاه بیطرفانه را از آنان چشم‌ داشت.

این دانش آموخته ایرانشناسی ادامه داد: سخن در این باره مثنویِ هفتاد من کاغذ خواهد بود، اما اگر بخواهیم از پیشینه مطالعات ایرانشناسی در ایران بگوئیم ضمن احترام و یادکرد از پژوهشگران مستقلی که درطول تاریخ ایران درباره این آب و خاک قلم زده‌اند، باید به نخستین مرکزی که چهار یا پنج سده پس از مراکز غربی با این عنوان، در ایران شکل گرفت، اشاره کرد. «بنیاد ایران‌شناسی» که در سال 1376 به همت «حسن حبیبی» در تهران تشکیل شد و از سال 1383با همکاری دانشگاه شهید بهشتی اقدام به پذیرش دانشجو کرد. این بنیاد به تدریج در 16 شهر، شاخه‌های استانی تاسیس نمود که از آن جمله می‌توان به شعبه‌های بوشهر، آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، ایلام، لرستان، مرکزی، کرمان، کرمانشاه، کردستان، قزوین، یزد، سمنان، چهارمحال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد و سیستان و بلوچستان اشاره کرد.

ناهید زندی ادامه داد: شاید خیلی از ما استان سیستان و بلوچستان را استانی محروم بدانیم اما جالب است بدانیم شعبه بنیاد ایرانشناسی در این استان از سال 1378آغاز به کار کرده‌است. حال آنکه در استانی با غنای تاریخی و فرهنگی همدان هنوز جای خالی این مرکز احساس می‌شود. شهری که نام بلند «پایتخت تاریخ و تمدن ایران» را بر آن نهاده‌ایم سال‌هاست در پیچ و خم کاغذبازی‌های اداری، چشم به راه مرکزی است که نویسندگان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به ایران‌شناسی و به ویژه همدان شناسی را در خود جای دهد. جایی برای بحث علمی و تبادل نظر و شاید برای نشست‌های ماهیانه‌ای که می‌تواند با معرفی پژوهش‌های در حال انجام از موازی‌کاری در پژوهش جلوگیری کند و بر غنای کارهایی که در حوزه تاریخ محلی و فرهنگ عامه همدان انجام می‌شود بیفزاید.

او در بخشی از سخنان خود گفت: مدیران ارشد و مسئولان استانی در دو دهه اخیر نوع نگاه خود را به تاسیس این مرکز عملا!! بیان نموده‌اند و حالا نوبت غیردولتی‌هاست که در عمل گامی برای تاسیس این مرکز بردارند. چراغ نخست این خانه را استاد «پرویز اذکایی» افروخته و کتابخانه‌ای را که حاصل عمر پربار علمی ایشان بود، به عنوان کتابخانه تخصصی ایران‌شناسی در اختیار پژوهشگران و علاقه‌مندان به این حوزه قرار دادند. بی‌گمان اگر مرکز منسجمی به عنوان ایرانشناسی وجود داشت این گنج بزرگ به جای آموزش و پرورش در این مرکز جای می‌گرفت اما دریغ که کم لطفی‌ها سبب شده هنوز این مساله در حد آرزوی اهل تحقیق باقی بماند.

حسین یزدانی پژوهشگر همدانی با ارائه گزارشی از تاریخ و پیشینه شهر همدان در این همایش گفت: در دوران هخامنشی همیشه پایتخت تابستانی بوده و این برای همدان موقعیت سیاسی و اجتماعی مطلوب و جایگاه ارزشمندی ایجاد کرده است در دوران پس از اسلام هم این موقعیت فرهنگی همدان ادامه داشته دو قرن اول اسلامی خانواده وکیل بودند که ناقل حدیث بودند.

در پایان این همایش سه کتاب از سه نویسنده همدانی رونمایی شد. در ابتدا نویسنده کتاب یارم همدانی و... در این مراسم گفت:  کتاب یارم همدانی و... پنجاهمین اثر من است. پیش از این کتاب های من در حوزه علوم اجتماعی و روش تحقیق بوده و این اولین کار من در حوزه ادبیات داستانی است. وقتی برخی از مخاطبان که کتاب را خواندند  نقدهای خود را منتشر کردند متوجه شدم برخی ها آن را به عنوان تاریخ خوانده اند در حالی که منظور من این نبوده است من داستان نوشته­ام.

دکتر پرویز اذکایی به کتاب یارم همدانی و... اشاره کرد و گفت: این کتاب در نمایشگاه بین­المللی کتاب تهران به دستم رسید و وقتی به همدان رسیدم اولین کاری که کردم این کتاب را خواند و تا پایان داستان بر زمبن نگذاشتم اما آنچه می خواهم بگویم کتاب یک داستان تاریخی است و وقایع ملی شدن صنعت نفت را از  دهه 20 خورشیدی تا پایان دوره پهلوی در همدان روایت می کند همه افرادی که در این کتاب حضور دارند مابه ازای واقعی یا اسامی واقعی نیز دارند اما به دلیل شناخته نشدن از نام مستعار استفاده شده است.

نویسنده کتاب قصر نه پنجره نیزصفحاتی از کتاب خود را برای حاضران خواند. پس از آرزو شاطاهری نویسنده قصر نه پنجره، حسین زندی روزنامه نگار و نویسنده همدانی که به تازگی کتاب «مادستان گفتارهای همدان شناسی»از او منتشر شده با تشکر از همه کسانی که او را در انتشار این اثر یاری کرده­اند گفت: به نظر من ایران شناس و همدان شناس تنها کسانی نیستند که در این حوزه پژوهش می کنند و می نویسند کسانی که در این حوزه فیلم می سازند عکس می گیرند و فرهنگ بومی این مردم را ثبت می کنند نیز ایران شناسند. دوست داشتم از این طیف نیز افرادی را در این جمع داشتیم هنرمندانی مانند امیرشهاب رضویان که آثار تاریخی زادگاه خود را به خوبی به تصویر کشیده و استاد عباس عربزاده که حق بزرگی بر گردن این شهر و مردمش دارد.

در این برنامه از دکتر پرویز اذکایی و نصرالله آژنگ به پاس یک عمر تلاش در جهت همدان شناسی تجلیل شد و از دکتر محمد بقایی ماکان و محمد حسن شهیدی نیز توسط برگزار کنندگان همایش تقدیر شد و گروه موسیقی استاد علی اصغر طاهری و گروه علی ایران پور قطعاتی را برای حاضران اجرا کردند. همچمین سمانه اسکندری منظومه  هگمتانه اثر هما ارژنگی را برای شرکت کنندگان در این مراسم  قرائت کرد.

   

 

 

 

 

 


برچسب ها: رونمایی کتاب مادستان ، همایش همدان شناسی ، حسین زندی ،

چهارشنبه 13 مرداد 1395

مبارزه با مطالب جعلی در فضای مجازی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،

مبارزه با مطالب جعلی در فضای مجازی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مبارزه با مطالب جعلی در فضای مجازی
کمپین مبارزه با جعلیات» به همّت جمعی از دانشجویان ادبیّات فارسی، تاریخ و جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیلان دانشگاه بوعلی همدان تشکیل شده است...
1395/05/13
«کمپین مبارزه با جعلیات» به همّت جمعی از دانشجویان ادبیّات فارسی، تاریخ و جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیلان دانشگاه بوعلی همدان تشکیل شده است. هسته مرکزی این گروه را دانشجویانی تشکیل می‌دهند که از نشر جعلیات در فضای مجازی نگران و از عواقب فرهنگی آن آگاه هستند. وظیفه اصلی این گروه، جمع‌آوری آثار منسوب به بزرگان ادبیات و شخصیت‌های تاریخی در فضای مجازی و بررسی صحت انتساب آن‌هاست. در صورتی که نادرستی اثری محرز شود، آن اثر با مهر جعلی منتشر می‌شود؛ همچنین در صورت مشخص‌شدن صاحب اصلی اثر، متن مورد نظر در قالبی با مهر اصلی قرار می‌گیرد. این کمپین با وجود اینکه در آغاز راه فعالیت‌های خود است توانسته گام‌های مثبتی برای مبارزه با جعلیات بردارد.برای مثال اگر متن یا شعری از نویسنده یا شاعری در فضای مجازی منتشر شده باشد که مورد تحریف قرار گرفته یا متعلق به نویسنده نباشد، اعضای این کمپین بنری از آن متن ساخته و روی آن مهر جعلی می‌زنند و به انتشار گسترده آن در فضای مجازی می‌پردازند. مخاطبان با دیدن چنین بنرهایی متوجه جعلی‌بودن متن شده و از انتشار آن خودداری می‌کنند.چندی پیش شهرداری یکی از شهرها با نصب بنرهایی در سطح شهر به معرفی چند کتاب به شهروندان پرداخته بود که عناوین یا اسم نویسنده‌ها در آن به اشتباه درج شده بود. اعضای این کمپین با نوشتن نامه به شهرداری، زمینه جمع‌آوری بنرها را از سطح شهر فراهم کردند.این گروه برای بهتر و فراگیرشدن فعالیت‌های خود جلسات هفتگی و ماهیانه برگزار می‌کنند و تصمیم دارند در نگارش چند پایان‌نامه با موضوع مبارزه با جعلیات به دانشجویان کمک کنند.

استقبال از کمپین
دکتر علی‌اصغر بشیری، پژوهشگر همدانی که عضو این کمپین است، در این باره به همشهری می‌گوید: پیامدهای مخرب جریان جعل را بارها کمپین گوشزد کرده است؛ امیدواریم با فعالیت‌های کمپین، حساسیت به نام مؤلف در مخاطبان فضای مجازی ایجاد و حق مؤلف به رسمیت شناخته شود.
وی ادامه می‌دهد: فعالیت کمپین کاملاً خودجوش و داوطلبانه و محتویات آن حاصل کار گروهی و شبانه‌روزی اعضاست. این کمپین تاکنون مورد استقبال طیف قابل توجهی از طرف اهل هنر و فرهنگ قرار گرفته است. علاوه بر دانشجویان، استادان برجسته دانشگاه، شاعران، روزنامه‌نگاران و نمایندگان برخی زرگان ادبی به این گروه پیوسته‌اند.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
حسن گوهرپور، شاعر و پژوهشگر همدانی که عضو کمپین مبارزه با جعلیات است، می‌گوید: بازار جعلیات در جهان مصادیق و محسوسات روزانه بسیار گسترده و پر طرفدار است! جهان مجازی هم البته که تابعی است از جهان واقعی؛ متأسفانه در هر دو گروه این‌قدر بساط جعل گسترده است که یافتن حق و حقیقت در آن کاری است بسیار دشوار؛ در این میان اما نباید فراموش کرد وظیفه انسانی ما طلب حقیقت است؛ تلاش برای یافتن حقیقت و جدا کردن سره از ناسره به تعبیر سعدی علیه‌‌الرحمه «به راه بادیه رفتن است»؛ و گذر کردن از «نشستن باطل». در این مسیر اگر به‌اندازۀ کمال مطلوب «مراد نیابیم» دست‌کم «به قدر وسع بکوشیم». این را هم در جهان مصادیق باید سر لوحه قرار داد هم در جهان مجازی.
گوهرپور ادامه می‌دهد: شبکه‌های مجازی امروز در سطح گسترده‌ای دست به انتشار مطالبی می‌زنند که اغلب منبع و اساس مشخصی ندارد؛ در این میان به دلیل علاقه عمومی مردم به ادبیات، جعلیات این حوزه بیش از باقی حوزه‌ها خود را نمایان ساخته است. در این آشفته‌بازار اما گروهی همت گمارده‌اند که اصل را از جعل بازشناسند و به اشتراک گذارند. این کار بسیار ستودنی و انسانی است.
 اگرچه تعداد دوستان اندک است آسیب‌ها و جعلیات بزرگ؛ اما همین که پا به این گستره گذاشته‌اند جای امید و تشکر دارد.

کتاب نخواندن عامل جعل متون
حیدر زندی دبیر انجمن سرو سایه‌فکن در این باره می‌گوید: این روزها شمار بسیاری از مردم وقت خود را در فضای مجازی صرف می‌کنند، گروهی به پخش طنز، جوک و نماهنگ‌های خنده‌دار می‌پردازند، گروهی بنا به علاقه خود به موضوعات گوناگونی مانند ادبیات، گردشگری، پزشکی، روان‌شناسی و دیگر موضوع‌ها مشغول‌اند اما در این میان گروهی هم هستند که در راستای «جعل مطالبی به نام بزرگان فرهنگ و ادب» تلاش می‌کنند. این پدیده نوظهور شاید رابطه‌ای مستقیم با آگاهی و مطالعه کم کاربران داشته باشد و البته شاید گروهی هم به عمد متون یا اشعاری را به نام بزرگان جعل می‌کنند و در گروه‌های مجازی به اشتراک می‌گذارند.
این پژوهشگر همدانی ادامه می‌دهد: دلیل این جعلیات هرچه باشد با ارزش‌های اخلاقی سازگار نیست. گاهی متن سستی را به نام بزرگی جعل می‌کنند و گاهی متنی استوار را به نام شخصی بی‌نام و نشان. گاهی هم دست در متن می‌برند و آن را چنان آشفته می‌کنند که تشخیص اصلی یا جعلی بودن آن کار خود پدیدآورنده اثر هم نیست. وی اضافه می‌کند: اگر گوشزدی مؤدبانه هم کرده باشید که این متن یا شعر از فلان کس نیست به برخی کاربران برمی‌خورد و پاسخی می‌دهند که از کرده خود پشیمان شوید. مثلا می‌گویند: مهم نیست این سخن را چه کسی گفته، مهم این است که چه چیزی گفته! البته در این میان کسانی هم هستند که با ابراز ادب و سپاس برخورد می‌کنند و می‌گویند ما فقط کپی کردیم و از اصلی یا جعلی بودنش خبر نداریم و تشکر هم می‌کنند که تذکر داده شود.

مبارزه با جعل
زندی ادامه می‌دهد: پس از اینکه این امر فراگیر شد و شمار بسیاری به جعل متون و کپی کردن آن‌ها پرداختند چند تن از دوستان علاقه‌مند و دلسوز فرهنگ و ادب ایران برآن شدند تا کمپینی را تشکیل دهند و مطالب یادشده را بررسی کنند و اصلی یا جعلی بودنشان را در کانالی به نام کمپین مبارزه با جعلیات قرار دهند. وی با بیان اینکه از خانواده بزرگانی که آثارشان بیشتر مورد جعل قرار می‌گیرد هم با این گروه همکاری دارند، می‌افزاید: امید که با پیوستن به این پویش با نشر جعلیّات به نام بزرگان فرهنگ و ادب ایران‌زمین مبارزه کنیم.

 خبر جعلی کشف مومیایی
در روزهای گذشته متنی در فضای مجازی انتشار یافت که خبر از کشف تونلی در تپه باستانی هگمتانه می‌داد. در این خبر آمده بود: پس از 3 روز حفاری، جسد مومیایی‌شده یکی از شاهزادگان دوران مادها کشف شده است.
غافل از اینکه در ایران سابقه کشف مومیایی وجود ندارد و شیوه‌های تدفین در حوزه تمدنی ایران، در عین گوناگونی ویژگی خاصی دارد و چنین تدفینی تاکنون دیده نشده است. این متن خبری جعلی پس از آن که به سرعت در فضای مجازی پیچید و دست به دست شد از سوی میراث فرهنگی همدان تکذیب شد.
افزون بر چنین جعلیات و اخبار کذب که مدام در فضای مجازی دیده می‌شود، مسأله جعل در حوزه ادبیات بیش از سایر حوزه‌هاست. منتسب کردن متون و نوشته‌های سطحی و سخیف به بزرگان فرهنگ، ادب و تاریخ این سرزمین در فضای مجازی بسیار متداول است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C


برچسب ها: همشهری همدان ، کمپین مبارزه با جعلیات ،

سه شنبه 25 خرداد 1395

سرزدن فریاد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،

سرزدن فریاد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سرزدن فریاد
چهارمین و جدیدترین کتاب فریاد ناصری، شاعر جوان و پرکار همدانی، با عنوان «سرزدن» توسط نشر حکمت کلمه منتشر شده است. «سرزدن» شامل 2 دفتر با عنوان‌های «براده‌های پریشانی» و «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» است که در 127 صفحه روانه بازار شده است....
1395/03/24
چهارمین و جدیدترین کتاب فریاد ناصری، شاعر جوان و پرکار همدانی، با عنوان «سرزدن» توسط نشر حکمت کلمه منتشر شده است. «سرزدن» شامل 2 دفتر با عنوان‌های «براده‌های پریشانی» و «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» است که در 127 صفحه روانه بازار شده است. به اعتقاد شاعر، شعرهای این کتاب هم به لحاظ زبانی وهم به لحاظ فرمی کمتر مرسوم است. به بهانه انتشار مجموعه شعر جدید با ناصری گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • شعرهای مجموعه «سرزدن» عاشقانه آغاز و با غم و حسرت تمام می‌شود؛ علت آن چیست؟
فکر می‌کنم این ساخت مسلط زندگی ماست. هرچند دوست دارم آگاهانه و به لحاظ نظری این ساخت تغییر کند و بشکند. همیشه در تاریخ کشور ما اتفاقی می‌افتد، یک نیروی جاری و حرکتی شروع می‌شود بعد شکست می‌خورد. به‌ همین دلیل خیلی از بزرگان ما معتقدند این دور باطل و تناوب ویژگی فرهنگی ماست. من به این موضوع فکر کردم که چرا این موضوع را انسان ایرانی امروز باید بپذیرد؟ آگاهانه دست به این بردم که در جایی بتوانیم این ویژگی را بشکنیم؛ البته در این مجموعه دفتر دوم بیشتر این ویژگی‌ها را دارد.
  • شعری با عنوان «دوا» با حرکت ضمه دارید.  «دوا» به چه معناست؟
در شعر قدیم عروض بر لفظ مکتوب مطرح نمی‌آمد بلکه بر لفظ ملفوظ بیان می‌شد، مثلا اگر «دوا» و «دعا» نوشته نشود شما متوجه نمی‌شوید. الف دوا هم نفی است هم نشانه اولین آدم است که در ادبیات عرفانی الف (ا) آمده است. در این شعر آنچه در عرفان قدیم بین خالق و مخلوق اتفاق می‌افتاد بسان دو الف یا دو انسان آمده که با هم دیالوگ کنند و حرف بزنند.
  •  دلیل اینکه به صورت عریان و مستقیم در شعر «دوا» و «دانوش» به زبان اشاره می‌کنید چیست؟
ما در ساده‌ترین گفت‌و‌گوها که فکر می‌کنیم معنا را درمی‌یابیم، می‌بینیم زبان دخالت می‌کند و ما برداشت‌های مختلفی را داریم. به ویژه در زبان فارسی ما این دخالت‌ها را داریم. به همین دلیل تلاش کردم بگویم نباید فکر کنیم زبان به آنچه منظور نظر ماست تن می‌دهد بلکه در بین راه خودش دست بر نظر ما می‌برد.
  • اگر تن نمی‌دهد شما چگونه در برخی شعرها از زبان آذری هم استفاده کردید؟ آیا زبان فارسی به تنهایی پاسخگوی نظر شما نبود؟
موسیقی خفته در سطرها مد نظر من بود و ریتم را در نظر داشتم. خیلی‌ها می‌گفتند معنا را در پانوشت بنویس اما من می‌خواستم چیزی را بخوانیم که اگر هم نمی‌دانیم چیست، موسیقی و ترنم کلام و موسیقی کلام به ما بگوید این کلام چه می‌گوید. اختلاط این دو در واقع می‌خواهد بگوید دو فرهنگ با هم گفت‌وگو می‌کنند و زبان فارسی و آذری دست در دست هم این ترکیب‌بندی را می‌سازد.
  • چرا کمتر از این ترکیب استفاده می‌کنید؟
زبان مادری من آذری است؛ اما من تربیت شعری و ادبی ترکی ندارم. آموزش و تربیت ادبی من فارسی است. منظور من از ایرانیت جامعیت همه اقوام و خرده‌فرهنگ‌هاست و حتی معتقدم در کردستان عراق، افغانستان، آذربایجان و تاجیکستان غریبه نیستیم و آنجا نیز فرهنگ ایرانی رواج دارد. برخی می‌گویند اسم این مجموعه را ایران نگذاریم اما به نظر من همه این‌ها ایران فرهنگی هستند. غیر از ایران چیزی نیست و فرهنگ ایران در اینجا جاری است.
  • حضور همدان در شعر شما چقدر است؟
در همدان همه راه‌ها برای من به کوهستان ختم می‌شد و جالب است در سال‌های اول که به تهران آمدم و نزدیک دانشگاه شریف ساکن شدم وقتی از خانه بیرون می‌رفتم کوه را می‌دیدم. برداشتی که من داشتم این بود که کوه روبه‌رویم بود و تجربه زیسته خود را از همدان با خود آورده بودم. برای من همدان همیشه حضور داشته است. سال‌ها پیش به دوستان داستان‌نویسم می‌گفتم یک شهر و شهریت آن چندان در شعر وارد نمی‌شود بلکه در داستان وارد می‌شود. ما داستان و رمانی نداریم که همدان را روایت کند. به همین دلیل در همدان به محله‌ها و مناطق مختلف قدیمی می‌رفتم، قدم می‌زدم و معتقد بودم آن‌جا انباشتی از زیست است که حضور من می‌تواند آن را بگیرد؛ مثلا حضور بزرگانی چون عارف قزوینی و تاگور در باغ بدیع‌الحکما، حضور ابن‌سینا، باباطاهر، بوعلی و غیره یک فضا و جوی را به وجود می‌آورد که لایه به لایه در مکان خودنمایی می‌کند. شما بازار و محله‌های همدان را در هیچ جا نمی‌بینید.
  • این حضور مستقیم است یا غیر مستقیم؟
هویت همدان و حضور در این شهر ممکن است در لفظ نیاید اما در ساخت می‌آید. من هرجا بروم انسان‌های زیرک می‌توانند بگویند ساخت شعرهای من مربوط به همدان است.
  • تفاوت مجموعه سرزدن با کتاب‌های پیشین شما در چیست؟
در این کتاب شعر من رخی غیرمرسوم دارد. در 3 کتاب پیشین من شعرهایی می‌خوانید که رخ آن‌ها در جاهای دیگری دیده شده اما این کتاب، هم به لحاظ زبانی، هم به لحاظ فرمی کمتر مرسوم بوده است و هم غربت‌های ذهنی و هم غربت‌های تصویری دارد. توجه من به زبان هم بوده؛ البته نه مانند شاعران زبانی.
  • محتوای سیاسی فلسفی کتاب از کجا نشات می‌گیرد؟
این کتاب انبان به یاد آوردن است. من به عنوان یک ایرانی، مسلمان، شیعه و ترک‌زبانی که فارسی می‌نویسد 5 مفهوم کلان را با خود دارم که با مفاهیم و اساطیر جداگانه و با تاریخ و زیست جداگانه در یک جا از یک نفر سر بلند می‌کند.
  • انتظار شما از مخاطب چیست؟
من دوست دارم این کتاب از منظر فکری و شکل‌گیری اندیشه دیده شود. آنجاست که من احساس می‌کنم عناصر جدیدی در این کتاب خود را نشان می‌دهد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، شعر امروز همدان ، معرفی کتاب ، مجموعه شهر سرزدن ،

یکشنبه 16 خرداد 1395

رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،

رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»
5شنبه گذشته ده‌ها نفر ازشاعران و علاقه‌مندان به ادبیات در فرهنگسرای عین‌القضات همدان گرد هم آمده بودند تا مجموعه شعر «از خنده مردن» علیرضا پور مسلمی را رونمایی کنند...
1395/03/16
 5شنبه گذشته ده‌ها نفر ازشاعران و علاقه‌مندان به ادبیات در فرهنگسرای عین‌القضات همدان گرد هم آمده بودند تا مجموعه شعر «از خنده مردن» علیرضا پور مسلمی را رونمایی کنند. مجموعه شعر «از خنده مردن» سروده دکتر «علیرضا پورمسلمی»، شاعر جوان همدانی، ماه گذشته توسط انتشارات نیلوفر در شمارگان 660 نسخه و 101 صفحه منتشر شده است. شعرهای این اثر به 2 بخش مجزا تقسیم شده، دفتر اول با عنوان «کمی آب روان» است که شعرهای کوتاه شاعر در این مجموعه را در برمی‌گیرد و به گفته شاعر بیشتر آن‌ها در بین سال‌های 1382 تا 92 سروده شده است. دفتر دوم نیز با نام «دو ساعت قبل از آغاز جهان» است که شعرهای بلند را در بر می‌گیرد و در بین سال‌های 1377 تا 90 سروده شده‌اند.
به بهانه رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن» با این شاعر همدانی گفت‌وگویی کردیم که در ادامه می‌خوانید.
  • سروده‌های کتاب از خنده مردن مربوط به چه سال‌هایی‌ است؟
این کتاب گزیده‌ حدود ۱۵ سال فعالیت من در حوزه‌ شعر است و شعرهایی از اواخر دهه‌ هفتاد تا اوایل دهه‌ نود در آن وجود دارد.
  • هم‌زمانی حضور عشق و حسرت در شعرهای این مجموعه را چگونه می‌بینید؟
این یک تأویل است و تأویل‌کننده باید آن را توضیح دهد.
  • زندگی شما در شعرها پررنگ است، علت آن چیست؟
معتقدم شعر چیزی جدای از زندگی نیست. تمام شعرای بزرگ ما هریک با توجه به دیدگاه خود زندگی را به تصویر کشیده‌اند. لاجرم شعر و زندگی از شاعر جدا نیست. هر چند همواره سعی کرده‌ام گوشه‌چشمی هم به نقش اساطیری زن داشته باشم و گاهی نیز در بعضی از شعرها مخاطبم بوده است.
  • بیشتر شعرها یا تقدیم به کسی شده یا کسی در شعرها حضور دارد، علت چیست؟
وقتی در زندگی روزمره‌ام دوستانم حضور دارند، لاجرم نامشان نیز به شعرم راه پیدا می‌کند. گاهی نیز نام‌ها نماینده‌ یک تفکرند. مولانا و خیام و باباطاهر تا شاعره معاصر فروغ فرخ‌زاد. در این صورت در شعرم گفت‌وگویی با آن تفکر می‌شود. گاهی نیز یک نام‌ اشاره‌ای است به دورانی سپری‌شده که شعر، آن دوران و تفکر مربوط به آن دوران را در دوران معاصر به چالش می‌کشد.
  • گذر عمر چه تأثیری بر شعرهای شما دارد؟
در نوجوانی و جوانی معمولا شور و هیجان هنر غالب است. با بالاتر رفتن سن و سال، آن شور و هیجان جای خود را به تجربه و تا‌اندازه‌ای احتیاط می‌دهد. برای یک شعر خوب اما هر 2 لازم است. یک شعر خوب شور و هیجان و پختگی را با خود دارد. گاهی دلتنگ رهایی دوران نوجوانی می‌شوم و گاهی با خود می‌گویم چه خوب شد در آن دوران هیجان‌زدگی کتاب شعری چاپ نکردم. فکر می‌کنم در هر سن و سالی شاعر می‌تواند شعرهای خوبی را که هر دو خاصیت در آن‌ها وجود دارد، بسراید. همین نکات است که شعر را چنین جادویی و متعالی کرده است؛ زیرا مشمول احکامی از این دست که بنده صادر کرده‌ام نمی‌شود.
  • پررنگ شدن مسائل اجتماعی، محیط زیست و حتی عرفان و فلسفه در سروده‌های این کتاب از کجا ناشی می‌شود؟
مسائل اجتماعی، محیط زیست، عرفان و ریاضیات مانند هوایی هستند که من در آن نفس می‌کشم. بازدم من – اگر شعر را به چنین کنشی تشبیه کنیم- حتما چیزی از آن‌ها را در خود دارد. شاعر اول از همه باید از محیطی که در آن زندگی می‌کند، آگاهی داشته باشد. شاعر از گذشته‌، سنت و از ناملایمات آن محیط استفاده می‌کند که در قالب زبان آن را منعکس کند. گاهی چنین فرآیندی ناخودآگاه است؛ یعنی محیط چنان تأثیری بر فرد دارد که کنش‌های او در راستای پاسخ به آن داده‌هاست. ورود چنین مفاهیمی به شعر من حاصل چنین رویکردی است.
  • فکر می‌کنید کتابتان با استقبال روبه‌رو شود؟
امیدوارم این کتاب توسط همشهریان عزیزم خوانده شود و از پیشنهادات و انتقادات ایشان بتوانم استفاده‌های لازم را ببرم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%C2%AB%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86%C2%BB


برچسب ها: از خنده مردن ، همشهری همدان ، علیرضا پورمسلمی ، ادبیات همدان ،

یکشنبه 26 اردیبهشت 1395

صدور مجوز انتشار کتاب در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

صدور مجوز انتشار کتاب در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
صدور مجوز انتشار کتاب در همدان
کمیته نظارت عالی نشر از اواخر بهار امسال در استان ایجاد می‌شود و دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شوند...
1395/02/26
کمیته نظارت عالی نشر از اواخر بهار امسال در استان ایجاد می‌شود و دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شوند.
این خبر را مجید فروتن، معاون فرهنگی اداره ‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، مطرح کرد. وی در گفت‌وگو با همشهری درباره آخرین وضعیت نشر کتاب در همدان و حضور ناشران استان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سخن گفت.
بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت در مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار شد. ناشران استان همدان نیز به‌ رسم سال‌های پیشین با کارنامه نشر سال ۱۳۹۴ در این نمایشگاه حضور داشتند.
  •  حضور همدان در بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران چگونه بود؟
ما در حال حاضر ۱۲۰ ناشر در سطح استان همدان داریم، از این تعداد فقط ۴۰ ناشر فعال هستند که ۲۵ ناشر پرکار‌تر از سایر ناشران هستند و به صورت مستمر کار می‌کنند. در نمایشگاه امسال نیز تعدادی از این ناشران حضور داشتند.
  •  ناشران با کتاب‌های سال ۱۳۹۴ در این نمایشگاه حضور داشتند. کارنامه نشر استان در این سال چه وضعیتی داشت؟
سال گذشته ۴۰۰ عنوان توسط ناشران همدانی روانه بازار شد که حدود ۵۰ درصد از این تعداد کتاب‌هایی بود که برای اولین‌بار منتشر شده بودند. بیشتر این آثار نیز در حوزه‌های مذهبی، کودک و نوجوان و ادبیات است.
 همچنین در حوزه‌های کلیات، علوم پایه و آموزشی، آشپزی و دانشگاهی نیز آثاری منتشر شده است؛ اما ناشران ما امسال بیشتر با کتاب‌هایی در حوزه کتاب‌های دانشگاهی، کمک‌آموزشی و کودک حضور داشتند. ناشرانی هم از حوزه کتاب‌های عمومی از استان در این نمایشگاه شرکت کردند.
  •  اداره ‌کل ارشاد در حاشیه نمایشگاه برنامه‌ فرهنگی خاصی برگزار کرد؟
امسال ما در نمایشگاه برنامه جنبی نداشتیم. هر سال حدود ۱۰ استان در طول روزهای برگزاری نمایشگاه با نام استان‌های خود برنامه و مراسمی را اجرا می‌کنند که سال گذشته استان ما با عنوان روز همدان مراسمی را برای تجلیل از بزرگان اجرا کرد. فکر می‌کنم سال ۹۷ دوباره نوبت استان همدان باشد.
  •  حضور ناشران همدانی از نظر تعداد غرفه‌ها رضایت‌بخش بود؟
توان نشر استان به حدی رسیده که ناشران، واجد شرایط آیین‌نامه نمایشگاهی مستقل شده‌اند. پیش از این تعداد کتاب‌های منتشره توسط ناشران اندک بود اما اکنون تعداد زیادی از ناشران ما این توانایی را دارند که به صورت مستقل با تعداد کتاب‌های بالا در نمایشگاه‌ها حضور داشته باشند؛ به طور مثال سال‌های گذشته اگر ناشری کتابی را منتشر می‌کرد باید کتابش را به شرکت تعاونی ناشران می‌سپرد و مسئولان تعاونی کتاب‌های آنان را برای عرضه در نمایشگاه می‌بردند، زیرا تعداد کتاب آنان به حد نصاب نمی‌رسید؛ البته در کنار غرفه‌های اختصاصی هر سال غرفه‌ای برای ناشران کم‌تعداد اختصاص می‌دهند.
  •  حضور ناشران در نمایشگاه‌ها چه تأثیری بر روند نشر دارد؟
ابتدا باید توجه داشت حضور در نمایشگاه بین‌المللی تهران توانمندی ناشران همدانی را به نمایش می‌گذارد، جدا از آشنایی مخاطب و بازدیدکنندگان با ناشران همدانی و آثاری که ارائه می‌کنند نمایشگاه سبب می‌شود خود ناشران یک مراوده فرهنگی داشته باشند و با رویدادهای فرهنگی حوزه کتاب آشنا شوند؛ همچنین اطلاعات به‌روز صنعت نشر کشور را به دست بیاورند. معمولا در کنار نمایشگاه کتاب، آموزش‌هایی از طریق کارگاه‌ها، دوره‌ها و سخنرانی‌ها ارائه می‌شود که در جای خود مفید است و می‌تواند به ارتقای صنعت نشر کشور کمک کند. نکته دیگر این است که می‌توان به اقتصاد نشر اشاره کرد؛ فروش کتاب در نمایشگاه می‌تواند بخشی از مسائل مالی ناشران را حل کند و تأثیری بر آمار فروش کتاب کشور داشته باشد.
  •  تخفیف‌ها به چه صورتی اعمال شده است؟
بن کتاب برای دانشجویان، استادان و طلاب به صورت سراسری و اینترنتی عرضه می‌شد که می‌توانستند ثبت‌نام و بنا بر سقفی که تعیین شده خرید کنند. سایر اقشار نیز می‌‌توانستند به صورت مستقیم از تخفیف‌های نمایشگاه استفاده کنند. نویسندگان و اهل قلم نیز از طریق خانه کتاب و شعبه اهل قلم تسهیلات بن یارانه دریافت می‌کردند.
  •  این تخفیف‌ها برای مراکز پژوهشی چگونه است؟
امسال با توجه به اینکه نمایشگاه برای اولین‌بار در شهر آفتاب برگزار شد، تسهیلات ویژه‌ای در نظر گرفته شد و ۲۰۰ میلیون تومان به کتابخانه‌های مراکز دانشگاهی و علمی استان اختصاص داده شد تا خرید کنند و کمبود‌ها را تا حدودی جبران کنند. دانشگاه‌ها و مراکز علمی می‌توانند با تخفیف ۳۰ تا ۳۵ درصدی از این تسهیلات استفاده کنند.
  •  نقاط قوت و ضعف صنعت نشر استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بحث چرخه تولید تکمیل است. نویسنده، چاپخانه و ناشر شرایط خوبی دارند؛ اما در ۲ مقوله مشکل داریم. اول مسأله توزیع است که خوب شکل نگرفته و همکاری بین ناشر و کتاب‌فروش در همدان وجود ندارد. به نظر من اگر مراکز توزیع نشریات در حوزه نشر هم مشارکت داشته باشند کمک می‌کند کتاب به دست مخاطب برسد. اگر کتاب‌ها تبلیغ و اطلاع‌رسانی شود فروش مناسبی خواهد داشت. مشکل دوم این است که نگاه اقتصادی ناشران بر نگاه فرهنگی پیشی گرفته است. برخلاف بیشتر ناشران کشور که هزینه چاپ و انتشار کتاب را تقبل می‌کنند در همدان چنین مسأله‌ای به طور کامل جا نیفتاده است. در بیشتر موارد خود نویسنده تولیدکننده کتاب است. معمولا تمام هزینه‌ها از نویسنده دریافت می‌شود اما کتاب توزیع نمی‌شود، دیده نمی‌شود و به دست مخاطب نمی‌رسد.
  •  اداره فرهنگ و ارشاد چه کمکی برای بهبود وضعیت نشر و تکامل این چرخه کرده است؟
این روند معمولا برای نویسنده صرفه اقتصادی ندارد؛ اما با این حال اداره فرهنگ و ارشاد در سال ۱۳۹۴ حدود ۶۰ میلیون تومان کتاب از ناشران خریده است. با اینکه هم مبلغ ناچیز بوده هم کفاف حوزه نشر را نمی‌دهد، در حد توان حمایت‌هایی از این حوزه شده است.
  •  وضعیت مجوز‌ها چه تغییری کرده است؟
از اواخر بهار امسال کمیته نظارت عالی نشر در استان ایجاد خواهد شد و اخذ مجوز کتاب به استان محول می‌شود؛ پس از آن دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شود.
  •  خیلی از نویسندگان استان از تبعیض اداره فرهنگ و ارشاد در حمایت و خرید کتاب مولفان گله‌مند هستند. چرا این تبعیض وجود دارد؟
طبق آیین‌نامه‌ها برای همه ناشران و نویسندگان اطلاع‌رسانی می‌شود. به جز کتاب‌های کمک‌درسی، درسی، ادعیه و کتاب‌های ادبیات کلاسیک ایرانی مانند دیوان شاعران کهن از جمله حافظ و سعدی که خارج از آیین‌نامه است، دیگر عنوان‌ها و موضوع‌ها به ویژه کتاب‌های پژوهشی از نویسندگان و ناشران خریده شده است.
  •  چه ملاکی برای خرید‌ها وجود دارد؟
در خرید کتاب این موضوع را در آیین‌نامه داریم که حتما باید ناشر و نویسنده همدانی باشد، کتاب در همدان چاپ شده باشد و نوبت چاپ کتاب نیز اول باشد؛ سپس مسائلی مانند محتوا و کیفیت نیز مورد توجه داوران قرار می‌گیرد. معمولا روال این‌گونه است؛ اما اگر اجحافی صورت گرفته باشد باید بررسی شود.


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایشگاه کتاب ،


تاریخ انتشار: 19 فروردین 1395  -  12:04:03 قبل از ظهر(AM)
پرینت بگیرید

انتخاب خبر- حسین زندی: فعالیت مدنی تعطیلی ندارد و کسانی که کار داوطلبانه را برگزیده اند همیشه آماده هستند. فعالان حوزه گردشگری در همدان نیز در تعطیلات نوروزی با برنامه های گوناگون به استقبال  نوروز همدان و میهمانانش رفتند. برخی از راهنماها به صورت داوطلبانه در اماکن گردشگری همدان به راهنمایی مسافران مشغول بودند و نمایندگان تشکل ها نیزبا حضور در ستاد استقبال نوروزی در کنار نمایندگان سایر نهادهای دولتی در طول تعطیلات نوروز حضورداشتند. یکی از برنامه های آنان که توسط انجمن سعدی پژوهی همدان با همکاری اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد تور یک روزه همدانگردی بود.این برنامه  در دوازدهمین روز نوروز با حضور تعدادی از اعضای تشکل­های گردشگری، انجمن های ادبی و مسافران نوروزی با اجرای سعدی خوانی، شاهنامه خوانی و موسیقی همراه بود.

برگزارکنندگان این مراسم هدف خود را از چنین برنامه هایی رساندن پیام های فرهنگی به گوش مدیران ارشد شهری و آشناکردن گردشگران با ظرفیت فرهنگی و ادبی استان عنوان کردند.آنان همدان را یکی از استانهایی عنوان می کنند که برای گردشگری ادبی مناسب است.

افراد شرکت کننده در این برنامه پس از بازدید از مکان های فرهنگی شهر از جمله برج قربان، شیرسنگی، گنبد علویان، آرامگاه بوعلی و باباطاهردر جوار میدان باباطاهراز (کافه داره تا) برنامه اصلی خود را اجرا کردند.

در ابتدای برنامه محمدصالح صفری دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان با اشاره به فعالیت های انجمن گفت:

بیا که فصل بهار است تا من و تو به هم          به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

به جایِ سروِ بلند، ایستاده بر لبِ جوی             چرا نظر نکنی یارِ سرو بالا را ؟

قریب به یک سال و نیم است که با تعدادی از ادب دوستان و فرهیختگان، به تشکیل جلسات سعدی پژوهی می­پردازیم و درآن به تشریح و تفسیر آثار استاد سخن اهتمام داشته­ایم. تشکیل انجمن سعدی­پژوهی دوعلت عمده داشت. اول علاقه وافر شخص بنده به حضرت سعدی و دیگر احساس جای خالی پندهای اخلاقی استاد سخن در جامعه ما.

او افزود: علاوه بر جلسات سعدی پژوهی، جلسات متعدد دیگری از قبیل شاهنامه خوانی، مثنوی خوانی و حافظ خوانی، در اقصا نقاط شهر و کشورمان برگزار می­شود. سوالی که برای حقیر و احیانا برای دیگر بزرگان پیش می آید این است که ضرورت شکل گیری انجمن های ادبی و خواندن و تشریح آثار کهن ادبیات فارسی چیست؟ چرا باید آثار کسانی مورد توجه ما قرار گیرد که بعضا هزارسال پیش می زیسته اند؟ بنده به سه مورد از دلایل و اهداف شکل گیری این جلسات می پردازم.

صفری با اشاره به این دلایل گفت: به نظر بنده اولین دلیل جلوگیری از نابودی فرهنگ و زبان پارسی است، ما در قرن 21 و عصر ارتباط و فناوری زندگی می کنیم. هرچند که تکنولوژی فواید بسیاری در بر دارد(که هرگز منکر آن نیستیم) اما امروزه به جهت استفاده نامتعارف اقشار جامعه از آن، تنها روی زشت و فرهنگ زدای خود را به ما می نمایاند. برای مثال در همین برنامه ها و فضای مجازی، بسیاری ستم و بی مهری به فرهنگ و زبان پارسی صورت می گیرد. از نوشتن فارسی با البیای انگلیسی(فینگیلیش) تا مخفف نویسی های بی مورد و به کار گیری از کلمات سخیف و بی ریشه. ادبیات ما با این ناملایمی ها بیگانه نیست. در تاریخ ادبیات فارسی دو شخص بزرگ از فروپاشی و انحطاط زبان و فرهنگ پارسی باآثار خویش جلوگیری کرده اند؛ نخست حکیم فردوسی با سرودن شاهنامه و دیگری سعدی شیرازی همزمان با تاخت و تازهای وحشیانه و افسارگسیخته مغول که میراث مادی و معنوی ما را دستخوش نابودی قرار داده بود. اما من از همین جا به همه اقشار جامعه این قول را می دهم که افرادی همچون فردوسی و سعدی دیگر نخواهند آمد تا یک تنه زبان پارسی را زنده نگه دارند. بلکه خود ما باید دست به کار شویم و دست از تخریب فرهنگ خود برداریم.  

دبیر انجمن سعدی پژوهی در بخشی از سخنرانی خود گفت: تلنگر به خانواده های ایرانی از دیگر دلایل ضرورت استفاده از آثار گرانسنگ فارسی است. آثار ادبیات کهن در بین خانواده های ایرانی به دست فراموشی سپرده شده است. گویی هیچکس به فرهنگ و ادب نیازی ندارد! گویی فرهنگ و اب پارسی که برای غیر ایرانیان ارزشمند و منبع الهامات فرهنگی است، دیگر در بین ما جایگاهی ندارد! به واقع به غفلتی عظیم فرو رفته ایم. این در حالی است که آثار ادبی ما در گذشته ای نه چندان دور به فراوانی مورد استفاده و آموزش قرار گرفته است. نخستین کتابی که به کودکان نوآموز در مکتب خانه  تدریس می شد، گلستان سعدی بود. حال از افراد جامعه در مورد آخرین اثر ادبی ای که مطالعه کرده اند بپرسید. در بهترین حالت پاسخی که به شما خواهند داد این است که دیوان حافظ را در شب یلدا باز کرده و فالی از آن گرفته اند! آیا ادبیات غنی ما تنها در دیوان حافظ خلاصه شده است؟! آیا دیوان حافظ محدود است در خرافه ای به نام فال؟!

او در ادامه گفت: ترویج تعالیم ادبیات فارسی را نباید فراموش کرد، جامعه ای که روز به روز از آموزه های اخلاقی فاصله می گیرد بیش از پیش به تعالیم اخلاقی نیازمند است. آموزه هایی لطیف از ادبیات کهن ما. به جرات می توان گفت هیچ مسئله اخلاقی وجود ندارد که حضرت شیخ اجل در گلستان یا بوستان خود به آن اشاره نکرده است. از آموزه های عمیق و عرفانی گرفته(مثلا وحدت وجود و نیست بودن همه موجودات در برابر هستی مطلق که ذات پاک باری تعالی است) تا مسائل مورد نیاز در زندگی روزمره(مثلا توجه به کاسب محل و برطرف کردن نیازهای معیشتی از او)

امید است تا باتوجه به این اهداف، نسبت به زبان و فرهنگ خویش مهربان تر باشیم و با خواندن و ترویج آثار بزرگان ادب پارسی، در حفظ و حراست از این «قیمتی درّ» کوشا باشیم.

صفری در پایان حکایتی از گلستان را برای حاضران خواند و گفت: در پایان برای تبرک  و همچنین جلب نظر حضار گرامی به تعالیم حضرت شیخ اجل، حکایاتی از گلستان خوانده می شود.

یکی روستایی سقط شد خرش        علم کرد بر تاک بستان سرش

جهاندیده پیری بر او برگذشت        چنین گفت خندان به ناطورِ دشت

مپندار جان پدر کین حمار             کند دفع چشم بد از کشتزار

که این دفع چوب از سرو گوش خویش     نمی­کرد تا ناتوان مرد و ریش

چه داند طبیب از کسی رنج برد؟      که بیچاره خواهد خود از رنج مرد!

این حکایت مبارزه ایست ادبی و لطیف در مقابل خرافه. در زمان گذشته اعتقاد بر این بوده است که سر حیوانات مرده دفع بلا کرده و از خانه و بوستان، حفاظت می کند! سعدی در این حکایت از زبان آن حکیم جهاندیده و با دلیلی کاملا منطقی به مبارزه با این باور غلط می پردازد.

حیدر زندی دبیر انجمن شاهنامه خوانی سرو سایه فکن تهران از دیگر سخنرانان این مراسم بود که به نوروز در شاهنامه پرداخت. او ابتدا به شان و جایگاه مفاخر فرهنگی اشاره کرد و گفت: ما برای توسعه گردشگری نباید به جایگاه مفاخر فرهنگی آسیب یزنیم. اگر در آرامگاه بوعلی یا باباطاهر مراسمی برگزار می شود باید با شخصیت این بزرگواران همخوانی داشته باشد این مکان ها فضای اجرای برنامه های سرگرمی وشوهای تلوزیونی نیست، بهتر است مدیران شهری فضاهای دیگری برای برنامه های تفریحی در نظر بگیرند.

او با اشاره به نوروز در شاهنامه گفت: در اساطیر ایرانی سیاوش ایزد نباتات است و با مردن او خشکسالی آغاز می شودو با زایش کیخسرو دوباره چشمه ها جوشان و دشت ها سبز می شوند، گذر سیاوش از آتش را هم می توان نمادی از زایش و ظهور دوباره او یعنی ایزد نباتی دانست. نوروز در آغاز فصل بهار و در معتدل ترین هوا جشن گرفته می شودزمانی که ایزد مهر یا میتره به اوج قدرت خود می رسدو بین گرما و سرما تعادل ایجاد می کند.

دبیر انجمن سرو سایه فکن افزود: در شاهنامه هم اعتدال مشهود است برای نمونه زمانی که بیژن در چاه افراسیاب گرفتار است گودرز از کیخسرو می خواهدبرای نجات بیژن کاری انجام دهد کیخسرو پاسخ می دهد؛

بمان تا بیاید مه فرودین             که بفروزد اندرجهان هوردین

بدانگه که برگل نشاندت باد          چو برسد همی گل فشاندت باد

بگویم تراهرکجا بیژن است          بجام اندرون این مرا روشن است

تا پیش از نوروز که همه چیز به حالت اعتدال در نیامده و هر چیزی در جای خودش قرار نگرفته کیخسرو نمی تواندبیژن را در جام جهان بین خود ببیند. سپس کیخسرو به جام نگاه می کند و در می یابد که بیژن در چاهی به نام ارژنگ زندانی است.

چونوروز فرخ فراز آمدش                  بدان جام روشن نیاز آمدش  

یکی جام بر کف نهاده نبید                 بدوی اندرون هفت کشور پدید

همه بودنی­ها بدوی اندرا                   بدیدی جهاندار افسونگرا

او در بخشی از سخنانش گفت: نوروز و روز آغاز فروردین که به نام  اورمزد نامگذاری شده روزی سپند و فرخنده است و کارهای مهم در این روز آغاز می شده است برای نمونه در شاهنامه آغاز پادشاهی کیومرث در برج بره که برابر با فروردین است آمده است.

همچنین پیدایش جشن نوروز در شاهنامه به جمشید نسبت داده شده و جمشید نیز در روز اورمزد از ماه فروردین به تخت می نشیند و دیوان او را به آسمان می برند.

به جمشیدبر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال­نو هرمز فرودین                    برآسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند                     می و رود و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار                 به ما ماند از آن خسروان یادگار

در پایان مراسم استاد علی اصغر طاهری خواننده پیشکسوت همدانی با اجرای بهاریه هایی برنامه را به پایان برد. 

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=7942,1

در ادامه، گزارش تصویری حسین زندی، عکاس خبرنگار انتخاب خبر از این مراسم را مشاهده کنید.



برچسب ها: تشکل های ادبی همدان ، تشکل های گردشگری همدان ، گردشگری ادبی ، سعدی خوانی در همدان ، باباطاهر ، همدان گردی ،

چهارشنبه 18 فروردین 1395

سعدی‌خوانی نوروزی در جوار باباطاهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،ادبیات ،گردشگری ،

سعدی‌خوانی نوروزی در جوار باباطاهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سعدی‌خوانی نوروزی در جوار باباطاهر
تور یک روزه همدان‌گردی همراه با شعرخوانی و موسیقی 12 فروردین از سوی انجمن سعدی‌پژوهی همدان برگزار شد.
1395/01/18
فعالان حوزه گردشگری در همدان در تعطیلات نوروزی با برنامه‌های گوناگون به استقبال نوروز و مهمانانش رفتند. برخی از آنها به صورت داوطلبانه در اماکن گردشگری همدان به راهنمایی مسافران مشغول بودند و نمایندگان تشکل‌ها نیز با حضور در ستاد استقبال نوروزی در کنار نمایندگان سایر نهادهای دولتی حضور داشتند.
یکی از برنامه‌های این حوزه که توسط انجمن سعدی‌پژوهی همدان با همکاری اداره‌ کل میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد تور یک روزه همدان‌گردی بود. این برنامه در دوازدهمین روز نوروز با حضور تعدادی از اعضای تشکل‌های گردشگری، انجمن‌های ادبی و مسافران نوروزی با اجرای سعدی‌خوانی، شاهنامه‌خوانی و موسیقی همراه بود.برگزارکنندگان این مراسم هدف خود را از چنین برنامه‌هایی رساندن پیام‌های فرهنگی به گوش مدیران ارشد شهری و آشناکردن گردشگران با ظرفیت فرهنگی و ادبی استان عنوان کردند. آنان همدان را یکی از استان‌هایی می‌دانند که برای گردشگری ادبی مناسب است.افراد شرکت‌کننده در این برنامه پس از بازدید از مکان‌های فرهنگی شهر از جمله برج قربان، شیرسنگی، گنبد علویان، آرامگاه بوعلی و باباطاهر در جوار میدان باباطاهر برنامه اصلی خود را اجرا کردند.

 شکل‌گیری انجمن سعدی‌خوانی
محمدصالح صفری، دبیر انجمن سعدی‌پژوهی همدان، در این مراسم با اشاره به فعالیت‌های انجمن گفت: حدود یک سال و نیم است که با تعدادی از ادب‌دوستان و فرهیختگان، به تشکیل جلسات سعدی‌پژوهی و تشریح و تفسیر آثار استاد سخن می‌پردازیم. تشکیل انجمن سعدی‌پژوهی 2 علت عمده داشت. اول علاقه وافر بنده به حضرت سعدی و دیگر احساس جای خالی پندهای اخلاقی استاد سخن در جامعه ما.وی افزود: علاوه بر جلسات سعدی‌پژوهی، جلسات متعدد دیگری از قبیل شاهنامه‌خوانی، مثنوی‌خوانی و حافظ‌خوانی، در نقاط مختلف شهر برگزار می‌شود.

حفظ زبان پارسی
صفری درباره ضرورت شکل‌گیری انجمن‌های ادبی و خواندن و تشریح آثار کهن ادبیات فارسی گفت: اولین دلیل، جلوگیری از نابودی فرهنگ و زبان پارسی است. ما در قرن 21 و عصر ارتباط و فناوری زندگی می‌کنیم. هرچند فناوری فواید بسیاری در بردارد، امروزه به دلیل استفاده نامتعارف از آن، تنها روی زشت و فرهنگ‌زدای خود را به ما می‌نمایاند.
برای مثال در همین برنامه‌ها و فضای مجازی، بسیاری ستم و بی‌مهری به فرهنگ و زبان پارسی صورت می‌گیرد. از نوشتن فارسی با الفبای انگلیسی (فینگیلیش) تا مخفف‌نویسی‌های بی‌مورد.
وی ادامه داد: در تاریخ ادبیات فارسی 2 شخص بزرگ از فروپاشی و انحطاط زبان و فرهنگ پارسی با آثار خویش جلوگیری کرده‌اند؛ نخست حکیم فردوسی با سرودن شاهنامه و دیگری سعدی شیرازی همزمان با تاخت و تازهای وحشیانه و افسارگسیخته مغول. اما من به همه اقشار جامعه این قول را می‌دهم که افرادی همچون فردوسی و سعدی دیگر نخواهند آمد تا یک تنه زبان پارسی را زنده نگه دارند. بلکه خود ما باید دست به کار شویم و دست از تخریب فرهنگ خود برداریم.

 تلنگر به خانواده‌ها
دبیر انجمن سعدی‌پژوهی همدان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: تلنگر به خانواده‌های ایرانی از دیگر دلایل ضرورت استفاده از آثار گران‌سنگ فارسی است. آثار ادبیات کهن در بین خانواده‌های ایرانی به دست فراموشی سپرده شده است. گویی هیچ‌کس به فرهنگ و ادب نیازی ندارد.
وی ادامه داد: در سال‌های نه چندان دور نخستین کتابی که به کودکان نوآموز در مکتب‌خانه‌ها تدریس می‌شد، گلستان سعدی بود؛ اما حال اگر از افراد جامعه درباره آخرین اثر ادبی‌ای که مطالعه کرده‌اند بپرسید، در بهترین حالت پاسخشان این است که دیوان حافظ را در شب یلدا باز کرده و فالی از آن گرفته‌اند! آیا ادبیات غنی ما تنها در دیوان حافظ خلاصه شده است؟! آیا دیوان حافظ محدود است در خرافه‌ای به نام فال؟!

 تعالیم اخلاقی
صفری افزود: جامعه‌ای که روزبه‌روز از آموزه‌های اخلاقی فاصله می‌گیرد بیش از پیش به تعالیم اخلاقی نیازمند است؛ آموزه‌هایی لطیف از ادبیات کهن ما. به جرات می‌توان گفت هیچ مسأله اخلاقی وجود ندارد که حضرت شیخ اجل در گلستان یا بوستان خود به آن اشاره نکرده است. از آموزه‌های عمیق و عرفانی گرفته تا مسائل مورد نیاز در زندگی روزمره.دبیر انجمن سعدی‌پژوهی همدان اضافه کرد: امید است با توجه به این اهداف، نسبت به زبان و فرهنگ خویش مهربان‌تر و با خواندن و ترویج آثار بزرگان ادب پارسی، در حفظ و حراست از این «قیمتی‌درّ» کوشاتر باشیم.

 حفظ جایگاه مفاخر فرهنگی
دبیر انجمن شاهنامه‌خوانی سرو سایه‌فکن تهران از دیگر سخنرانان این مراسم بود که به شأن و جایگاه مفاخر فرهنگی اشاره کرد و گفت: ما برای توسعه گردشگری نباید به جایگاه مفاخر فرهنگی آسیب بزنیم. اگر در آرامگاه بوعلی یا باباطاهر مراسمی برگزار می‌شود باید با شخصیت این بزرگواران همخوانی داشته باشد. این مکان‌ها فضای اجرای برنامه‌های سرگرمی و شوهای تلویزیونی نیست. بهتر است مدیران شهری فضاهای دیگری برای برنامه‌های تفریحی در نظر بگیرند.
حیدر زندی در ادامه با اشاره به نوروز در شاهنامه گفت: در اساطیر ایرانی سیاوش ایزد نباتات است و با مردن او خشکسالی آغاز می‌شود و با زایش کیخسرو دوباره چشمه‌ها جوشان و دشت‌ها سبز می‌شوند، گذر سیاوش از آتش را هم می‌توان نمادی از زایش و ظهور دوباره او یعنی ایزد نباتی دانست. نوروز در آغاز فصل بهار و در معتدل‌ترین هوا جشن گرفته می‌شود. زمانی که ایزد مهر یا میتره به اوج قدرت خود می‌رسد و بین گرما و سرما تعادل ایجاد می‌کند. در شاهنامه هم این اعتدال مشهود است.زندی اظهار کرد: نوروز و روز آغاز فروردین، که به نام اورمزد نامگذاری شده، روزی سپند و فرخنده است و کارهای مهم در این روز آغاز می‌شده است. برای نمونه در شاهنامه آغاز پادشاهی کیومرث در برج بره ـ که برابر با فروردین است ـ آمده است. همچنین پیدایش جشن نوروز در شاهنامه به جمشید نسبت داده شده و جمشید نیز در روز اورمزد از ماه فروردین به تخت می‌نشیند و دیوان او را به آسمان می‌برند.در پایان مراسم استاد علی‌اصغر طاهری، خواننده پیشکسوت همدانی، به اجرای بهاریه‌هایی پرداخت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1


برچسب ها: همدان ، گردشگری ادبی ، همشهری همدان ، سعدی خوانی در باباطاهر ، میراث فرهنگی همدان ، گردشگری همدان ،

چهارشنبه 12 اسفند 1394

یک اقیانوس شعر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،

یک اقیانوس شعر

یک اقیانوس شعر
مجموعه شعر «اقیانوس آرام» آخرین سروده علیرضا بهرامی است که به تازگی از سوی انتشارات مروارید به بازار آمده است. این کتاب در برگیرنده ۵۲ شعر در قالب آزاد و در ۱۲۰ صفحه به بازار کتاب عرضه شده است.
1394/12/11
مجموعه شعر «اقیانوس آرام» آخرین سروده علیرضا بهرامی است که به تازگی از سوی انتشارات مروارید به بازار آمده است. این کتاب در برگیرنده ۵۲ شعر در قالب آزاد و در ۱۲۰ صفحه به بازار کتاب عرضه شده است.
علیرضا بهرامی شاعر، مستندساز و روزنامه‌نگار همدانی است. «اقیانوس آرام» علاوه بر شعرهایی که با محور صلح سروده شده، سروده‌هایی تأثیرگرفته از سفرهای بهرامی است. انتشار مجموعه شعر «اقیانوس آرام» بهانه‌ای شد تا با این شاعر همدانی گفت‌وگو کنیم.
  • از حال و هوای شعرهای دفتر جدیدتان بگویید؟
«اقیانوس آرام» در روند طبیعی دنیای شاعری من قرار دارد؛ روندی که در شعرهای پیش از آن، به ویژه در مجموعه «وقتی‌که برف می‌بارد»، پایه‌گذاری شده است.
این مجموعه ۵۲ شعر در قالب سپید یا آزاد را دربرمی‌گیرد که هم از نظر زبان و فرم و هم از منظر محتوایی مبتنی بر جهان‌بینی امروزم، از یک‌دستی برخوردارند. حدود ۱۰ شعر مجموعه به‌نوعی ضد جنگ و در تقبیح آن است و بقیه، از‌‌ همان جهان‌بینی‌ای که گفتم نشأت گرفته‌اند.
شعرهایی که از سفرهای سال‌های اخیرم به سراسر ایران و کشورهای مختلف جهان تأثیر پذیرفته‌اند، مخاطب را به سفری دور دنیا می‌برند تا از دلتنگی‌ها، دلشوره‌ها و در عین ‌حال، عشق‌ورزی‌های آدمی بگویند.
  • تفاوت این مجموعه شعر را با کارهای قبلی خود در چه مؤلفه‌هایی می‌بینید؟
به طور حتم هر مؤلفی در مسیر کاری خود، اگر هشیار و هوشمند باشد، سیر تکوینی رو به رشدی را پی می‌گیرد. در میان مجموعه‌هایی که در قالب آزاد از من انتشار یافته‌اند، «وقتی‌که برف می‌بارد» شعرهای کوتاه‌تری را شامل می‌شد که بسیاری از آن‌ها، بیشتر با نحوه‌ بیان و تکیه‌کلام‌ها و نگاه‌های رایج و مست‌تر در فرهنگ عمومی ما ارتباط داشت. در مجموعه‌ «اصلا مهم که نیست»، شعر‌ها بیشتر تحت تأثیر تحولات خاص اجتماعی‌سیاسی کشور در چند سال پیش و در مسیری بین «وقتی که برف می‌بارد» تا «اقیانوس آرام» قرار داشت.
 حالا در «اقیانوس آرام»‌‌ همان نگاه و فرم، به جنبه‌های جهانی نزدیک‌تر، و طبعا از منظر زبانی هم پخته‌تر شده است.
 برخی دوستان سر‌شناس در حوزه‌ شعر ایران در نخستین روزهای پس از انتشار، در تماس‌های تلفنی بیان کردند به امضای خودم در شعر رسیده‌ام یا دارم می‌رسم. این حرف خیلی برایم خوشحال‌کننده است؛ زیرا نزدیک ربع قرن زحمت کشیده‌ام تا به اینجا برسم.
  • اسم کتاب از کجا می‌آید؟
اسم‌های کتاب‌هایم را خیلی سریع انتخاب می‌کنم؛ «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم»، «وقتی‌که برف می‌بارد»، «اصلا مهم که نیست»، «غم صدای تو یعنی...» و حالا «اقیانوس آرام». حتی کتاب‌هایی که گردآوری و تالیف کرده‌ام «سیگار» همفری بوگارت، «روباه رقاص»، «دریا پیراهن آبی توست»، «آدم‌برفی شاد»، «پانتومیمی از دوستت دارم»، «درختی که تکیه داده است» و... خصوصا درباره مجموعه شعرهای خودم، از ضمیر ناخودآگاه می‌آید؛ ناخودآگاهی که مبتنی است بر متن و تصویرهای ذهنی که آن‌هم با کلیت کتاب حتما متناسب است.
  • به نظر شما، شاعر آرامش را در شعر جست‌وجو می‌کند؟
نمی‌دانم اصلا آرامشی وجود دارد؟! خود من در میان شاعران و هنرمندان، نشانه آرامش توصیف می‌شوم. در حالی که اصلا آرامش درونی ندارم و هیچ‌کس نمی‌داند چه جنب و جوشی همیشه در وجودم جریان دارد و چقدر مضطربم؛ پس اگر بقیه‌ کار جهان هم این‌طور باشد، آیا آرامشی در جایی وجود دارد؟ در خود کتاب هم گفته‌ام: «اقیانوس مگر می‌تواند آرام باشد؟!» یا در شعری دیگر، تهران را به «اقیانوس ناآرام» تشبیه کرده‌ام.
  • گویی شعر‌ها در عین سادگی سؤال‌های پیچیده‌ای را در خود دارد که نشان از حسرت انسان امروز است. خود شما این موضوع را چگونه می‌بینید؟
به هر حال، انسان موجود سرگردانی است که در اوج حیرت، مامن و آرامشی را جست‌وجو می‌کند که انگار مانند مفاهیمی چون کمال، نقطه‌ای نیستند که دست‌یافتنی باشند.
بله، مهم‌ترین منتقدهای ادبیات ما دست‌کم در یک دهه‌ گذشته، مرا شاعر حسرت‌ها و دلتنگی‌ها و دوری‌ها توصیف کرده‌اند؛ پس حتما چیزی هست که این‌طور می‌گویند. ضمن آن‌که ما مردم شکست‌خورده‌ای در یک پس‌زمینه‌ تاریخی چندقرنی بوده‌ایم که قطعا در ژن ما هم تأثیر‌هایش نهادینه شده است؛ البته فراموش نکنید که شما با خواندن شعرهای «اقیانوس آرام» که از تنهایی‌ها و دلشوره‌ها حرف می‌زنند، در‌‌ نهایت به حس خوب عاشقانه‌ای دست پیدا می‌کنید که لذت‌بخش است.
  • برخلاف نام کتاب آرامشی در این شعر‌ها دیده نمی‌شود. فکر نمی‌کنید علیرضا بهرامی در این شعر‌ها به دنبال گذشته می‌گردد؟ یا آرامش را در گذشته جست‌‌وجو می‌کند؟
گذشته خوب، خاطره‌انگیز و حس‌برانگیز است؛ ولی فکر می‌کنم مسأله‌ مهم‌تری وجود دارد و آن این‌که انسان همیشه در جست‌وجوی آن چیزی است که ندارد. من ‌هم در این میان، گاهی فکر می‌کنم، گاهی با خودم حرف می‌زنم و گاهی شعر می‌گویم. همین!

* درباره نویسنده
علیرضا بهرامی سال ۱۳۵۶ در همدان متولد شد. وی دبیر جایزه کتاب شعر خبرنگاران و دبیر سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری ایسناست. پیش از مجموعه شعر «اقیانوس آرام» شعرهایی با عنوان‌های «اصلا مهم که نیست»، «غم صدای تو یعنی...»، «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم» و «وقتی برف می‌بارد» از این شاعر به چاپ رسیده است. «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم» گزیده ۳۰ غزل و دیگر شعرهای کلاسیک او بود که در سال ۱۳۸۶ توسط نشر داستان‌سرا به چاپ رسید. «وقتی که برف می‌بارد» نیز مجموعه‌ای از ۶۰ قطعه شعر سپید کوتاه است که در ۶۳ صفحه توسط نشر امرود منتشر شده است.


برچسب ها: همشهری همدان ، علیرضا بهرامی ، مجموعه شعر اقیانوس آرام ،

سه شنبه 4 اسفند 1394

شعر در قالب روزنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،گفتگو ،

شعر در قالب روزنامه

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
شعر در قالب روزنامه
طیبه تیموری، شاعر همدانی، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «روزنامه صبح» توسط نشر روزگار وارد بازار کرده است...
1394/12/04
 طیبه تیموری، شاعر همدانی، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «روزنامه صبح» توسط نشر روزگار وارد بازار کرده است. یکی از ویژگی‌های این کتاب تصویرسازی‌هایی است که توسط کارنگ طیاری خلق شده است. با اینکه کتاب پس از انتشار با استقبال منتقدان و مخاطبان شعر روبه‌رو شده، تیموری معتقد است بهتر بود با صبوری کار‌هایش را منتشر می‌کرد. او دوست دارد کتاب بعدی خود را بدون تصویرسازی منتشر کند.
این شاعر درباره دلیل استفاده از تصویرسازی در این مجموعه می‌گوید: جرقه همراهی اشعار با تصویر برای اولین‌بار و فقط برای چند شعر بسیار کوتاه در ذهنم زده شد. بنابراین مجموعه را برای کارنگ طیاری ارسال کردم که نظرش را به من اعلام کند. اینکه کل کتاب به‌صورت مصور کار شود در واقع تصمیم ایشان بود. نتیجه کار و همکاری با فردی حرفه‌ای همچون طیاری برای من بسیار خوشایند بود؛ اما احتمالا مجموعه شعر بعدی را به‌صورت مستقل منتشر کنم.

 ویژگی‌های شعر کوتاه
تیموری با اشاره به ویژگی‌های شعر کوتاه و ارتباطش با مخاطب امروز می‌گوید: شعر کوتاه، شعر جذاب، عمیق و پرمخاطبی است. وقت زیادی از مخاطب نمی‌گیرد. به قول یکی از دوستان خیلی به مدل زندگی فست‌فودی ما شباهت دارد؛ اما می‌تواند ایرادهای زیادی هم داشته باشد و اثرگذاری و عمقش به‌‌ همان میزان کوتاه و آنی باشد. به اعتقاد من فرای تعاریف از این مدل شعر، می‌توان شخصیتی اثرگذار برایش قائل شد و به احترام رابطه بسیار نزدیکش با مخاطب، با توجه و انگیزه به آن پرداخت.
وی ادامه می‌دهد: در حال حاضر مشغول جمع‌آوری دفتر شعر دومم هستم که پیکره‌ای یک‌دست و حال و هوایی کاملاً متفاوت دارد. امیدوارم با انتشار کتاب دوم اندکی به هویت مستقلم به‌عنوان یک شاعر نزدیک شوم و شعر‌ها خوانده و بیشتر نقد شوند.

دیگر تجربه‌های ادبی
این شاعر همدانی که تجربه‌هایی در زمینه داستان کوتاه، نقد ادبی و گزارش‌نویسی دارد، اظهار می‌کند: ادبیات دغدغه و انگیزه من است و مسیری است که مرا به خودم نزدیک‌تر می‌کند. داستان نیز می‌نویسم؛ نثرهای زیادی دارم و به نقدنویسی علاقه‌مندم. برنامه اصلی من در ادبیات همیشه برای شعر بوده اما در صورت جمع‌آوری مجموعه‌های مصاحبه و نقد، به انتشارشان علاقه‌مندم.
وی ادامه می‌دهد: ادبیات داستانی در این روز‌ها بیشترین مخاطب را دارد.
شاید به خاطر سلیقه روایی‌خوانی مردم ما باشد؛ اما در ‌‌نهایت معتقدم آثاری که متفاوت، عمیق و زیبا باشند، فرای هر فرهنگ و بستری دیده و خوانده می‌شود.

زندگی‌نوشت
طیبه تیموری متولد ۱۳۵۹ است. او سال‌ها با نشریات محلی در همدان همکاری کرده و اشعارش از نوجوانی در نشریات شهر منتشر می‌شده است. وی در همدان یکی از اعضای فعال انجمن‌های ادبی نیز به شمار می‌آمد. تیموری پس از مهاجرت به تهران نیز با رسانه‌های سراسری همکاری کرده و سروده‌ها و نقدهای ادبی خود را منتشر کرده است. تیموری با اینکه این روز‌ها در تهران زندگی می‌کند، همدان را فراموش نکرده و ارتباط خود را با انجمن‌های شعر و نشریات این شهر حفظ کرده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87


برچسب ها: همشهری همدان ، طیبه تیموری ، مجموعه شعر روزنامه صبح ،

سه شنبه 27 بهمن 1394

سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،هنر ،

سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر
یک نویسنده همدانی درباره سیاه‌‌بازی می‌گوید: همدان در زمینه سیاه‌‌بازی تاریخ منفصل و جدایی ندارد...
1394/11/27
یک نویسنده همدانی درباره سیاه‌‌بازی می‌گوید: همدان در زمینه سیاه‌‌بازی تاریخ منفصل و جدایی ندارد. در این شهر نیز سیاه‌‌بازی مانند دیگر نقاط کشور در گروه‌‌های نمایشی روحوضی تعریف می‌‌شده است و نمی‌توان ریشه دور و درازی برای سیاه‌‌بازی در همدان متصورشد.
مسعود(ساعد) احمدی، که نویسنده کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» است، با اشاره به نمایش‌های روحوضی می‌گوید: در مرکز حیاط خانه‌‌های قدیم معمولاً یک حوض بود که زمستان‌ها تخته‌پوش می‌کردند. تابستان نیز وقتی مراسم یا مهمانی در حیاط برگزار می‌‌شد، روی حوض را تخته می‌گذاشتند و فرش می‌‌انداختند. اگر نمایشی اجرا می‌شد از این فضا به عنوان صحنه و سن استفاده می‌کردند چون از همه جای حیاط و خانه به آن مشرف بودند.

ورود به سالن‌های نمایش
احمدی ادامه می‌‌دهد: معمولاً در نمایش‌های روحوضی یک دسته مطرب بود. یک حاجی، یک سیاه، یک دختر و جوانی که عاشق دختر حاجی می‌‌شد. این سیاه، که نوکر خانه نیز محسوب می‌‌شد، در عشق و عاشقی این دو نفر دخالت می‌کرد و باعث خنداندن مردم می‌‌شد.
این نویسنده همدانی با اشاره به اجراهای سالنی سیاه‌‌بازی در ایران، می‌گوید: سیاه‌‌بازی یک نمایش کاملاً مفرح است که معمولاً در مراسم عروسی و جشن‌‌ها اجرا می‌‌شد. سیاه‌‌بازی همیشه همراه اجرای دسته مطرب‌‌ها بود و بدون حضور آنها اجرا نمی‌‌شد. البته سیاه در این جشن‌‌ها نقش پررنگی داشت. تا این‌‌که بعد از مشروطه و ورود تئاتر مدرن به ایران سیاه‌‌بازی نیز در قالب تئاتر جا گرفت و به عنوان یک گونه نمایشی مستقل به سالن‌‌های نمایش راه یافت.

شخصیت سیاه
احمدی  با اشاره به کتابش «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه » درباره حضور دو شخصیت سیاه در نمایش «فندق‌نمکی» می‌گوید: نمایش‌ها و کتاب‌های سیاه‌بازی که تاکنون نوشته شده، همیشه یک شخصیت سیاه داشته‌اند. ما در این نمایش خواستیم بگوییم اگر روزی دو گروه نمایشی که هر دو نیز شخصیت سیاه دارند، در یک مراسم یا محله هنگام اجرا با هم برخورد کنند چه اتفاقی می‌‌افتد، چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و حتی چگونه با هم درگیر می‌شوند.
احمدی به همکاری علی طاهری در نوشتن این کتاب اشاره می‌کند و می‌گوید: کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» به صورت مشارکتی نوشته شده؛ ساعت‌ها و روزها در کنار هم نشستیم، گفتیم، نوشتیم، خط زدیم و دوباره نوشتیم تا این دو نمایشنامه از کار در آمده است. در این کار نوشتن متن برای ما مطرح بود و ارتباط با شهر و سیاه‌بازی در همدان مطرح نبود. خوشبختانه متن خوبی شده است و خوانندگان هم استقبال خوبی کرده‌اند. امیدواریم به صورت صحنه‌ای هم اجرا شود.
این نویسنده در پایان به تجربه‌اش در نوشتن نمایش‌های سیاه‌‌بازی اشاره می‌کند و می‌گوید: پیش از انقلاب نیز یک نمایش سیاه‌بازی نوشته بودم؛ بعد از آن تنها کار سیاه‌بازی من همین کتاب است.

درباره کتاب
کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» داستان دو نمایش سیاه‌بازی است که توسط مسعود(ساعد) احمدی و علی طاهری به صورت مشترک و هم‌زمان نوشته شده و اواخر دهه 80 توسط انتشارات «آوا متن» به بازار آمده است.عکس طرح جلد این کتاب مربوط به جلال میرزاپور، یکی از هنرمندان تئاتر همدانی است، که در گذشته نقش سیاه را در نمایش‌ها برعهده می‌گرفته است.سیاه‌بازی یکی از انواع نمایش ایران است که در آن شخصی متمول، غلام سیاه و طنازی دارد و با هم با دستمایه قرار دادن مسائل اجتماعی تماشاگران را وادار به خندیدن می‌کردند که در خلال نمایش نقدهایی نیز به اوضاع روزگار بیان می‌شد. سیاه که نقش نوکر خانه را برعهده دارد و گاهی به آن مبارک نیز می‌گویند، نماد مردم رنج‌دیده جامعه است.
در همه نمایش‌ها یک سیاه وجود داشت که وظیفه‌اش شاد کردن و خنداندن تماشاچی‌ها بود اما در نمایش فندق نمکی کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» دو شخصیت سیاه به نام‌های فندق و نمکی وجود دارند. نویسندگان در این نمایش‌ها به جای حاجی و میرزا، نقش سلطان و شاه را جایگزین کرده‌اند. در نمایش یه پول سیاه علاوه بر گروه مطرب و سیاه شخصیت‌های دربار حضور دارند و فضای نمایشی شاد در ارتباط بین شاه، نایب‌السلطنه، سیاه و جلاد شکل می‌گیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D9%88%D8%B6%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سیاه بازی همدان ، مسعود احمدی ، نمایش های آیینی همدان ،

پنجشنبه 1 بهمن 1394

سیروس حقگو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

سیروس حقگو

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
سیروس حقگو
سیروس حقگو متخلص به «موقر الشعرا» سال ۱۳۱۰ در همدان متولد شد و در سال ۱۳۲۴ به تهران مهاجرت کرد. او از نوجوانی به سرودن شعر علاقه داشت و در کنار برادر خود به محافل ادبی آن روزگار راه پیدا کرد...
1394/10/30
 سیروس حقگو متخلص به «موقر الشعرا» سال ۱۳۱۰ در همدان متولد شد و در سال ۱۳۲۴ به تهران مهاجرت کرد. او از نوجوانی به سرودن شعر علاقه داشت و در کنار برادر خود به محافل ادبی آن روزگار راه پیدا کرد. حقگو نزدیک به ۷ دهه از عمر خود را  صرف آموزش و آموختن ادبیات کرد. حاصل این فعالیت‌ها نوشتن ۵ اثر ادبی است که در یک دهه گذشته به بازار آمده است.
این شاعر همدانی در گفت‌و‌گو با همشهری از استادان خود در زمینه شعر یاد می‌کند و ادامه می‌دهد: استادان شعر من ابوالحسن‌ ورزی، جواهری‌وجدی و ابوالقاسم حالت بودند. من در تمامی اوزان عروضی فارسی تجربه‌هایی داشته‌ام و شعر سروده‌ام. اولین اثرم با عنوان «آهنگ عشق» با مقدمه عرفانی استاد جواهری‌وجدی در سال ۸۹ منتشر شد که حاصل ۲۰ سال تلاش و اندوخته ادبی من بود.
حقگو به تاثیرپذیری‌اش در سرودن از باباطاهر اشاره می‌کند و می‌گوید: دومین کتاب من «ترانه‌های حقگو» است که پس از منتشر شدن در سال ۸۹ با استقبال خوبی مواجه شد. این اثر به پیروی از دوبیتی‌های باباطاهر عارف دلسوخته همدانی و الهام از لالایی مادران به اقتضای زمان و در باب ادبی، عشقی، عرفانی و اخلاقی سروده شد‌ که قرار است دوباره تجدید چاپ شود. این شاعر ادامه می‌دهد: مهم‌ترین کتابی که تهیه کرده‌ام «گفتار بزرگان در آینه زمان» با ۱۵۰۰ نکته ادبی است که سال ۹۱ در سه جلد آماده شد. در این کتاب گفتار بزرگان را آورده‌ام و بر اساس آن دو یا سه بیت شعر سروده‌ام که در پای هر گفتاری آمده است.
حقگو با بیان اینکه کتاب چهارم نیز با نام «عارفان شهید» سال ۹۱ منتشر شده است، می‌‌گوید: این کتاب شامل ۴۰۰ غزل ۱۲ بیتی با مضمون عرفانی است.
وی می‌گوید: هیچ انگیزه‌ای بالا‌تر از تشویق، همدلی و همگامی خوانندگان نیست و من این اقبال را داشته‌ام تا با تشویق خوانندگان روبه‌رو شوم. همین تشویق مردم و خوانندگان بود که توانست مرا ترغیب به انتشار کتاب پنجم یعنی «گلبانگ عشق» کند.
این شاعر به نمود همدان در اشعار خود اشاره می‌کند و می‌گوید: اشعار زیادی را در وصف همدان و هگمتانه سروده‌ام. در همین مجموعه نیز چند شعر درباره زادگاهم همدان است.
آخرین کتاب حقگو با نام گلبانگ عشق با مقدمه پروفسور سیدحسن امین توسط انتشارات نور گیتی در سال ۱۳۹۲ و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به بازار آمده است. این کتاب شامل ۴۰۰ غزل با مضمون عرفانی در ۴۷۰ صفحه با حروفچینی خط نستعلیق رایانه‌ای چاپ شده‌ و مورد استقبال طرفداران غزل قرار گرفته است.

مقدمه کتاب
پروفسور سیدحسن امین، سرپرست «دایرهًْ المعارف ایران‌شناسی»، مقدمه کاملی بر کتاب «گلبانگ‌عشق» حقگو نوشته است. او در سخن آغازین می‌نویسد: «اشعار حقگو، از نظر تقسیمات شعر معاصر فارسی به کهنه و نو، از مقوله شعر کلاسیک و به اصطلاح نوآمدگان، قدمایی است؛ بنابراین اصول و قواعد صوری شعر کهن، یعنی تبعیت از وزن بیرونی کلام در قالب بحور عروضی، در آن‌ها رعایت شده است.»
سیدحسن امین در این مقدمه به شباهت‌های شعری حقگو به حافظ و صائب اشاره می‌کند و می‌‌نویسد: «یکی از ویژگی‌های شعر این شاعر صراحت و صداقت آن است. وی به سبک هندی و اصفهانی گرایشی ندارد و سخن خود را صاف و روشن بیان می‌کند. غزلیات این شاعر شباهت‌هایی به شعر حافظ دارد، مخصوصاً از لحاظ ردیف‌دار بودن که غزل را خوش‌آهنگ‌تر و دلنشین‌تر می‌کند. شباهت دیگر اشعار حقگو با حافظ، تکرار قافیه است.»
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/سیروس-حقگو?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سیروس حقگو ، شاعران همدان ، گلبانگ عشق ،

جمعه 18 دی 1394

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

نویسنده: حسین زندی همدان - خبرنگار همشهری
داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای» و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است...
1394/10/12
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای»  و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است. این نویسنده سال 1345در همدان زاده شده و نویسندگی را از دهه 70 خورشیدی آغاز کرده است. از او علاوه بر چهار اثر منتشر شده سه رمان دیگر دردست انتشار است. حیاتی در آخرین داستان خود یک سوژه با مضمون شهری را انتخاب کرده و نوشته است. داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» به مرحله دوم جشنواره جایزه داستان تهران نیز راه یافت.
جایزه داستان تهران مسابقه‌ای برای شناسایی استعدادهای داستان‌نویسی در ایران است که با رویکرد زندگی شهری و مسائل شهروندی به خلق اثر می‌پردازند. در آثار جشنواره امسال نیز مضامینی از جمله آلودگی هوا، ترافیک، فقر و دیگر مسائل شهری آمده بود. با «حمید حیاتی» درخصوص داستان‌نویسی شهری و تاثیر ادبیات در حوزه مسائل شهروندی به گفت وگو پرداختیم.

داستان شهری
«حمید حیاتی» دو تجربه موفق در حوزه ادبیات داستانی دارد که در یک سال گذشته از آثار مورد بحث این حوزه بود. این نویسنده در توضیح موضوع داستان شهری می‌گوید: داستان‌هایی که به نوعی با مضامین شهری مانند بناهای تاریخی شهر، مسائل شهروندی، موزه‌ها، ترافیک، مسائل اجتماعی و پدیده‌هایی که در شهر شاخص هستند ارتباط دارند،‌ در این مقوله می‌گنجد.این نویسنده ادامه می‌دهد: من در رمان «نامه به خورشید» بخشی از فضای شهری همدان را در سال‌های پس از 1320 به تصویر کشیدم. در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» موضوع ترافیک را که مسئله روز کلانشهرها بخصوص همدان است مدنظر قرار دادم. مسئله ترافیک در همه شهرها یک معضل به شمار می‌رود. مسئله «خط سفید» در ترافیک مسئله‌ای است که نه توسط رانندگان و نه عابران پیاده رعایت نمی‌شود و من در داستان خود به آن تاکید کردم.

موضوع داستان
حیاتی با اشاره به موضوع داستان ادامه می‌دهد: داستان شخصی است که دچار(ترس شدید) عبور از خیابان است. این شخصیت با وسواس و ترسی که دارد سعی می‌کند تمامی قوانین و قواعدی را که برای گذشتن از عرض خیابان و یا خط عابر پیاده وجود دارد رعایت کند اما باز ترس دارد. در این بین همسرش همراه با روانپزشکی تلاش می‌کند به او کمک کند تا این ترس از او رها شود. در هنگام عبور از خیابان معمولا همسرش او را همراهی می‌کند اما یک روز که در جلسه انجمن اولیای مدرسه شرکت دارد، این مرد می‌خواهد از خط عابر بگذرد. وقتی تنها وارد خیابان می‌شود متوجه عمق فاجعه می شود و می فهمد که وضع رعایت مقررات بسیار بد است. خودرو‌ها بوق غیراستاندارد دارند، سرعت را رعایت نمی‌کنند و به قوانین توجه نمی‌کنند.
 وی اضافه می‌کند: شخصیت داستان درنهایت پس از سرگردانی در خیابان تصمیم می‌گیرد ازعرض خیابان عبور کند، با اینکه همه موارد را در نظر می‌گیرد و رعایت می‌کند. لحظه آخر خودرویی که به دلیل صدای زیاد پخش صوت به عابر توجه نمی‌کند او را نقش زمین می‌کند و در آخرین لحظه عمر، شخصیت داستان من خاطره اولین تصادفش با دوچرخه را از ذهن می‌گذراند و نقش زمین می‌شود.

تنهایی انسان
نویسنده رمان «نامه‌ای به خورشید» می‌گوید: تمامی بدی‌های ترافیک و مضرات رعایت نکردن اصول اولیه رانندگی را تکه تکه در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» آورده‌ام. این داستان به طور غم‌انگیزی تنهایی یک انسان را در مقابل انبوهی از افرادی که به اصول شهروندی پایبند نیستند روایت می‌کند. بدی‌هایی که در ضدارزش‌های شهروندی ریشه دارد.
این نویسنده همدانی با تاکید به رسالت ادبیات داستانی ادامه می‌دهد: ادبیات داستانی به وجود آمده تا فرد امروز به انسان بودن نزدیک شود و این امر را همواره به ما یادآوری می‌کند. بنابراین داستان از راه برانگیختن حس آدمی برای بهتر زندگی کردن و بهتر کنش و واکنش نشان دادن انسان در ناخودآگاه کمک می‌کند و عواقب اعمال انسان را گوشزد می‌کند تا این انگیزه رعایت حقوق دیگران را در ما زنده کند و برجسته سازد.

همدان؛ مستعد برگزاری مسابقه‌های ادبی
حیاتی در پایان به برگزاری مسابقه‌های ادبی در شهر‌هایی مانند همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: رویدادهای فرهنگی همیشه کمک می‌کنند تا رفتار فرهنگی فراگیر شود، در همدان نیز برگزاری مسابقه‌های فرهنگی توسط اهالی فرهنگ و بخش غیر دولتی می‌تواند راهگشا باشد. باید در نظر داشت مسابقه و جشنواره زمانی می‌تواند راهگشا باشد که تولیدهای فرهنگی بازنشر شود و در اختیار عموم قرار گیرد تا مخاطبان زیادی را درگیر کند.وی می‌افزاید: در سال‌های گذشته تشکل‌های ادبی بسیاری در همدان فعال بودند. این تشکل‌ها با حضور گرم علاقه‌مندان و گاهی برپایی نشست‌های ادبی با حضور نویسندگان و شاعران صاحب‌نامی مانند جواد مجابی، شمس لنگرودی، جمال میرصادقی و ابوتراب خسروی روزهای خوبی را برای ادبیات داستانی و شعر در همدان رقم زد. متاسفانه در حداقل 4 یا 5 سال گذشته این حضور و فعالیت‌ها کاملا از رونق افتاده است.این نویسنده با ابراز امیدواری درباره فعال شدن دوباره فضاهای فرهنگی و هنری همدان می‌گوید: امید است داستان‌نویس‌های همدانی با توجه به ضرورت پرداختن به موضوعات شهری، به نگارش و ترسیم فضای شهری همدان در سال‌ها و دهه‌های آتی بپردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، ادبیات داستانی همدان ،

چهارشنبه 25 آذر 1394

از توپ و تور تا قلم و کتاب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

از توپ و تور تا قلم و کتاب

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از توپ و تور تا قلم و کتاب
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است...
1394/09/25
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است. به دلیل تعداد آثار منتشرشده و کتاب هایی که از یوسفی به دیگر زبان های دنیا ترجمه شده او را یکی از پرکارترین و شناخته‌شده‌ترین نویسنده کتاب کودکان ایران می‌دانند.
یوسفی دانش‌آموخته رشته تاریخ از دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است و برای کودکان آثاری از ادبیات کهن فارسی را بازنویسی و بازآفرینی کرده است. فقط مجموعه رمان‌های «شاهنامه برای کودکان» یوسفی شامل 50 جلد است. «افسانه شیر سپیدیال»، «قصه یارگار زریران»، «افسانه بلیناس جادوگر» و «افسانه شیرین کارنامه اردشیر بابکان» از آثار این نویسنده است.«ستاره‌ای به نام غول» و «حسنی به مکتب نمی‌رفت»نیز  برنده دیپلم افتخار IBBY شده و کتاب‌های او در جشنواره‌های داخلی نیز جوایزی به دست آورده‌اند. یوسفی یکبار نیز نامزد دریافت جایزه «هانس کریستین اندرسن» شده است. از این نویسنده تاکنون بیش از 200 عنوان کتاب به فارسی منتشر و آثار او به ده‌ها زبان نیز ترجمه شده است. یوسفی در گفت‌وگو با همشهری از علاقه‌اش به کتاب، فوتبال و تئاتر از دوران کودکی می گوید.

از شما صدها عنوان کتاب در حوزه کودک و نوجوان منتشر شده، آیا همدان در آثار شما حضور دارد؟
از قصه‌هایی که من تاکنون نوشتم و چاپ شده، بخش عمده قصه های مجموعه 5 جلدی افسانه ایران زمین در همدان اتفاق افتاده و محور داستان در همدان است. این مجموعه  قصه های فولکلور همدان را تشکیل می‌دهد. من در این 5 جلد که بلندترین رمان تاریخی نوجوانان ایران است، تاریخ همدان را آورده ام. این مجموعه که داستان‌های آن پیوسته و شخصیت و محور اصلی آن شیرسنگی همدان است، از آغاز ورود آریایی‌ها به ایران تا انقلاب مشروطه را در برمی گیرد، امیدوارم آن را ادامه بدهم و تا به امروز برسانم. این 5 جلد توسط نشر پیدایش به چاپ رسیده و حدودا از 15 سال پیش چندین‌بار چاپ شده است.

ویژگی برجسته این اثر چیست؟
ویژگی این مجموعه 5 جلدی این است که تمام این قصه‌ها در همدان می گذرد و به‌طور کلی قصه‌های فولکلوریک همدان را استفاده کرده ام، بعضی از آن ها را خودم شنیده بودم و بعضی دیگر را از منابع مربوط به همدان به دست آوردم. نوع روایت این داستان‌ها بر پایه فولکلور و در عین حال فانتزی و سمبلیک نیز هست و در اصل تاریخ همدان برای نوجوانان است. چون این شیر در همدان تمام سلسله‌ها و جریان های گوناگون سیاسی و نهضت‌های مختلفی که اتفاق می‌افتد را شاهد است در این داستان‌ها حضور دارد.

دلیل انتخاب همدان چه بود؟
اگر ایران یکی از 5 کشور متمدن و کهن جهان است، همدان یکی از شهرهای کهن جهان است. یعنی اولین سلسه مادها در همدان و پیشینه تاریخی همدان چند هزارساله است و از آنجایی که من نیز  تاریخ می‌دانستم، همدان را انتخاب کردم. من در دانشگاه تهران دررشته تاریخ تحصیل کردم.
متولدشدن در شهر همدان برای من یک سعادت بود، زیرا از کودکی با استر و مردخای، ‌بوعلی‌سینا و باباطاهر همشهری بودم. برای همین نوشتن درباره این شهربرایم آسان تر بود.

کدام محله همدان بودید؟
من در نوجوانی در محله باباطاهر و بنه‌بازار بودم، دوران دبیرستان  هم در بنه بازار و هم در محله قاشق تراش‌ها سکونت داشتم.

تاثیر معلم ها بر نویسندگی شما چگونه بود؟
دوره دبیرستان دبیری داشتیم به نام «ساسان دهگان» که دبیر ادبیات ما بودند. کسانی که در آن ایام با آقای دهگان درس داشتند می دانند که خیلی سختگیر بود و خیلی نمره سخت می داد و بالاترین نمره ایشان 15 بود.
امتیاز آقای دهگان این بود که برادر آقای «کاوه دهگان» مترجم معروف بود. من همان زمان آثار کاوه دهگان را می خواندم، برای این‌که هم برادر دبیر ادبیات ما بود وهم ادبیات کلاسیک ایران را خیلی خوب می شناخت. آقای دهگان که ادبیات کلاسیک ایران را برای ما توضیح می داد ما شگفت‌زده می شدیم که چه ادبیات غنی داریم و لذت می‌بردیم و خود به خود حس اعتماد به ما دست می‌داد.در دوره دبیرستان امتیازی که داشتم این بود که همکلاسی های تئاتری خوبی داشتم، مانند صادق عاشورپور، جلال میرزاپور و مهدی چایانی که ایشان نقالی می‌کرد و هنوز هم همین کار را انجام می دهد.

خاطرتان هست در آن دوران چه نمایش‌هایی اجرا می شد؟
در آن روزگار یاد دارم که «چوب به دستان ورزیل» کار می‌شد، «سگی در خرمن جا» را نیز اجرا می‌کردند و زنده‌یاد بانو «ایراندخت میرهادی» هم همراه آنان بود که از بچه‌ها و هنرمندان همدانی حمایت و خودش هم تئاتر کار می کرد. این مجموعه خود به خود سبب شد که من ضمن این‌که فوتبالیست بودم و شب و روز فوتبال بازی می کردم و همه عمرم را می‌دویدم (که الان هم فوتبال بازی می‌کنم) به طرف تئاتر هم کشیده شوم. در کنار آن کتاب می خواندم و تحت تاثیر مادرم خیلی به نوشتن مخصوصاً به شعر علاقه داشتم. مادرم مرا با شعر بزرگ کرده بود و اشعار همدان را برایم خوانده بود.


آقای دهگان در مورد کارهای تئاتری که انجام داده بودند توضیح می دادند؟ ایشان جزو اولین کسانی بودند که به تهران رفتند و دوره تئاتر دیدند.
نه. در مورد این موضوع برای ما صحبتی نکرد و بیشتر از ادبیات کلاسیک می گفت، ضد شعر نو بود در حالی که برعکس آقای حکمتی دبیر شیمی ما از شعرهای نیما برای ما می‌گفت و من در کل هم از حرف های آقای دهگان لذت می بردم و هم از حرف های آقای حکمتی!

دوره دبیرستان ارتباط شما با تئاتر برقرار شد؟
نه. من تئاتر را خودم یاد گرفتم.از آن‌جایی که من مشغله زیادی در فوتبال داشتم و وقتی برای تئاتر نمی گذاشتم، اما در خانه موقعی که مناسبتی بود مثل شب چله، شب عید یا عروسی همه بچه‌های فامیل را جمع می کردم و با آنها تئاتر کار می کردم. در این دوره‌همی‌ها بزرگ‌ترها هم تماشا می کردند. تا این‌که در دوره دانشجویی ادبیات  خواندم و شروع کردم به نمایشنامه‌نویسی.  سال 52 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تحصیل کردم و با تئاتر و نمایشنامه‌نویسی به‌طور جدی وآکادمیک آشنا شدم.

دوره دانشجویی چه تئاترهایی کار کردید؟
در دوره دانشجویی من بیشتر کتاب می خواندم.

شما از ابتدای کودکی در حال خواندن کتاب بودید اما نوع کتاب ها را عنوان نکردید؟
من بیشتر کتاب رمان و تاریخی می خواندم؛ مثل  رمان «دوزخ‌نشینان» و «کلبه عمو تم». یک سری کارهای ترجمه عاشقانه و داستان‌های پلیسی هم زیاد می خواندم.

آن زمان کتاب ها را از کجا تهیه می کردید؟
کیوسکی در خیابان بوعلی بود. صاحب دکه آقای رحیم نراقی بود که کتاب کرایه می داد، کتاب های پلیسی را شبی یک ریال کرایه می کردم و همه کتاب های میکی اسپلین را خواندم.
چون پول نداشتم و رمان ها جیبی و ضخیم بودند، به محض گرفتن کتاب شروع به خواندن کتاب می کردم. با مصیبتی شب با سوسوی لامپ کتاب می خواندم و تا فردا ظهر کتاب چهارصد یا پانصد صفحه ای را تمام می کردم؛ در نهایت خواندن آن تا 2 روز طول می کشید.
 پول تو جیبی هفتگی ام 5 ریال بود که من 2 ریال می دادم برای کرایه کتاب و دیگر چیزی باقی نمی‌ماند.
آقا رحیم، صاحب کتابفروشی از این‌که من خیلی زود کتاب را پس می دادم ناراحت می‌شد و می‌گفت من دیگر به شما کتاب نمی دهم و به شرطی به من کتاب می داد که هر کتاب را یک هفته کرایه کنم، این مدت برای من خیلی هزینه زیادی داشت و هرچه خواهش و تمنا می‌کردم قبول نمی‌کرد.
 از آنجایی که من در دبیرستان فوتبالم خوب بود و در بازی بچه هایی بودند که همیشه دوست داشتند در یارگیری، آنها را انتخاب کنم به یکی از این بچه ها که وضعیت مالی خوبی داشت و در مدرسه علویان همکلاس بودیم گفتم که  به شرطی انتخابت می کنم که از فلان کتابفروشی کتاب بخری یا کرایه کنی یا از کتابی که من تهیه می کنم شما هم چند شب ببری.
به این‌ترتیب توانستم چند سری کتاب تهیه کنم. البته دبیرستان کتابخانه داشت، ولی بیشتر کتاب ها علمی و درسی بود که من دوست نداشتم یا خیلی قدیمی بود. کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» را همان زمان‌ها خواندم
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8


برچسب ها: همشهری همدان ، ادبیات کودک ، محمدرضا یوسفی ، ادبیات کودک همدان ،

چهارشنبه 11 آذر 1394

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان
دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد...
1394/09/10
 دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد.
چهارشنبه گذشته مینا آذر افشان در منزل خود میزبان بسیاری از علاقه‌مندان به آثارش، مسئولان ارشد استان همدان و تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی شهر بود تا بار دیگر انتشار مجموعه‌ای از سروده‌هایش را جشن بگیرند. در این مراسم که بزرگانی چون دکتر «پرویز اذکایی» پژوهشگر برجسته همدانی، اعضای انجمن‌های توسعه محلی بهارستان، انجمن قلم همدان، انجمن پویشگران سفر پاک، مدیر انتشارات چنار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان، مدیرکل امور بانوان استانداری و سازمان بهزیستی حضور داشتند، از دومین  مجموعه شعر این هنرمند همدانی رونمایی شد. «اینجاپاییزقدم میزند» 77 قطعه از شعرهای جدید او را در بر می‌گیرد که بیشتر مضمون عاشقانه دارد مانند «‌دیشب گلی در باغچه شکفت،نمی‌دانستم که باغچه هم عاشق تو شده!‌».

شعرهای عاشقانه مینا
آذرافشان در این مراسم با اشاره به‌عنوان کتاب گفت: نام کتاب را از عنوان یک شعر از کتاب انتخاب کرده‌ام. این مجموعه دلنوشته‌هایی است که در سال‌های 90تا 93 سروده‌ام.آذرافشان ادامه داد: موضوع نوشته‌هاعاشقانه است و فصل‌ها در سراسر کتاب نقش دارند. نکته مهم این است که در این اثر تفاوت بارزی با کتاب اولم وجود دارد. اشعار کتاب اول شاید کمی پریشان هستند، اما در این کتاب به طرحی ثابت وشاید سبک شخصی رسیده باشم.وی ادامه داد: یک یک کلماتی که نوشته‌ام را اول حس کرده‌ام و کاملا به آنچه نوشته ام باور دارم.
این نقاش به دلایل استفاده نکردن از طراحی‌ها و نقاشی‌های خود در کتاب شعرش گفت: در کتاب‌ها از طراحی‌های خودم  استفاده نمی‌کنم، چون اعتقاد دارم دو دنیای متفاوت است، اگرچه ریشه هر دو دراحساس من است. من این کتاب را به مادرم تقدیم کردم که با وجودش به من امکان زیبا دیدن را داد هرچند کار من بسیار ناچیز است.

 تجلی اندیشه
«پرویز اذکایی» نیز در این مراسم گفت: حضرت مولانا بیت بسیار معروفی دارد که می‌گوید«ای برادر تو همین اندیشه‌ای/ مابقی تو استخوان و ریشه‌ای»؛ همه ما استخوان و ریشه هستیم و اشعار خانم آذرافشان تجسم و تجلی اندیشه است. اندیشه والا.
«عباس رضوانجو» ناشرکتاب در این مراسم گفت: خانم آذرافشان برای تهیه این کتاب زحمت بسیاری کشید و وسواس و حساسیت بسیاری داشت تا کار متفاوتی عرضه شود. در پایان این مراسم، کتاب «اینجاپاییزقدم میزند» توسط دکتر پرویز اذکایی و حاضران رونمایی شد و لوح‌های تقدیری توسط مدیران اداره‌های فرهنگ وارشاد اسلامی، بهزیستی و مدیرکل امور بانوان استانداری به این شاعر تقدیم شد.
همچنین 500 جلد از کتاب«ا ینجا پاییز قدم می‌زند» توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل بهزیستی همدان خریداری شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، مینا آذرافشان ، اینجا پاییز قدم می زند ،

انتخاب خبر: پنج شنبه گذشته در حاشیه همایش میرسید علی همدانی سالن اجتماعات نمایشگاه بین المللی همدان شاهد برگزاری نشستی با عنوان «ادبیات کهن، میراث ماندگار» بود.

انجمن بی ادبی

به گزارش خبرنگار انتخاب خبر، این نشست که با حضور علاقمندان به ادبیات کهن فارسی برگزارشده بود با قرائت شعری از دکتر شفیعی کدکنی درباره فردوسی توسط سعید محمدی آغاز شد. سپس آ صالح صفری مسئول انجمن سعدی خوانی مسایلی درمورد جلسات ادبی خانگی و لزوم برگزاری این جلسات و نیز نقاط قوت و ضعف آنها بیان کرد.او به ضرورت  اشاعه گروه های خانگی کتابخوانی به ویژه متوان کهن اشاره کرد و گفت: این نشست ها می تواند جلوه هایی از میراث کهن این سرزمین را برای نسل جدید و آیندگان بازنمایی کند ما بیش از یک سال است گروه هایی در زمینه شاهنامه خوانی، مثنوی خوانی و سعدی خوانی راه اندازی کرده ایم که خوشبختانه نتایج خوبی گرفته ایم.

سپ علی اصغر بشیری دکترای ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه  درباره سنت شاهنامه خوانی و نقالی سخنرانی کرداودر آغاز سخنانش با اشاره به لزوم استفاده از منابع کتبی برای انجام تحقیق در این مورد گفت: براساس اسناد و مدارکی که موجود است کهن­ترین جلسات شاهنامه خوانی در همدان برگزار می شده است و بعنوان منبع این صحبت  می توانم به کتاب راحته الصدور (مربوط به قرون پنجم و ششم میلادی) اشاره کنم.

بشیری در ادامه سخنانش به این موضوع اشاره کرد که شواهد معتبری وجود دارد شاهنامه فردوسی پس از سروده شدن در دربار شاهان خوانده می شده است و بعنوان یکی از شواهد این امر را از یکی حکایات گلستان سعدی نام برد که در آن در دربار شاهییکی از داستان های شاهنامه خوانده می شود. دکتر بشیری به گزارش های مورخین و نقل داستان های شاهنامه در آنها نیز بعنوان یکی دیگر از شیوه های انتقال شاهنامه اشاره کرد و گفت: کتاب جوامع الحکایات بعنوان مهمترین کتابی که داستان­هایی از شاهنامه در آنها ذکر شده است اشاره می کنم. متون و طومارهای نقالی نیز یکی دیگر از شیوه های گزارش شاهنامه است.

انجمن بی ادبی

اواز انعکاس داستان های شاهنامه در مینیاتورها و نقاشی ها را نیز بعنوان یکی دیگر از شیوه های گزارش داستان های شاهنامه عنوان کرد . دکتر بشیری در بخش دیگری از سخنان خود به تلخیص­های شاهنامه اشاره کرد و راحتی حمل و نقل این خلاصه ها را دلیل برای این کار عنوان کرد.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: برگردان­های نثر شاهنامه نیز بعوان یکی دیگر از راه های گزارش داستان های آن است از آقای مهدی آذری یزدی بعنوان یکی از پیشگامان این امر می توان نام برد. ابشیری در پایان صحبت های خود به تلخیص­های منظوم شاهنامه اشاره کرده و به کتاب همایون نامه از حکیم زجاجی تبریزی بعنوان یکی از نمونه های این نوع اشاره کرد و گفت امروز نیز می توان با خلاصه کردن داستان های این اثر بزرگ و استفاده در سینما و تئاتر و هنرهای دیگر می توان در روزآمد کردن متون کهن و آشتی دادن نسل جدید با شاهنامه تلاش کرد.

حیدر زندی یکی دیگر از سخنرانان این نشت بود که با جایگاه نام در شاهنامه اشاره کرد. او در این زمینه گفت: یکی از جهان بینی های مهم در متون حماسی بویژه شاهنامه نام است (در کنار خرد و شادی و داد) که این اهمیت در جای­جای شاهنامه به چشم می خورد. بی جهت نیست که فردوسی در آغاز شاهنامه می گوید به نام خداوند جان و خرد، نام در این بیت تنها به معنی اسمی که روی کسی یا چیزی گذاشته می شود نیست، نام برابر است با «هستی» در برابر نیستی. تمام آفرینش، چون آنچه هست نامی دارد و هرآنچه نامی دارد هست، موجودی نیست که باشد ولی نام نداشته باشد پس نام یعنی هستی و چیستی و هویت.

انجمن بی ادبی

زندی ادامه داد: در گذشته مردم هم به این باور داشتند که نام هر کسی با منش، کنش، هستی و هویت آن شخص پیوند ذاتی دارد. گاهی تا بزرگ شدن کودکانشان، تا زمانی که خردسال بودند نامی نمی گذاشتند، برای نمونه در شاهنامه زمانی که پس از آنکه فریدون پسرانش را می آزماید آنها را بنا به شایستگی هایشان نامگذاری می کند.

او همچنین به رزم های رستم در شاهنامه اشاره کرد و اینکه رستم  چه بهره هایی از نام برده را بیان کرد و گفت: در آیین پهلوانی از برملا کردن نام برای یک پهلوان برابر بود با مرگ او به همین دلیل در بیشتر رزم ها پهلوانان نام خود را عنوان نمی کردند.

سپس کیخسرو دهقانی بخشی از گذر سیاوش از آتش در شاهنامه را با نوای زیبایی برای حاضران خواند که مورد استقبال قرار گرفت. پس از این اجرا دکتر فرزانه بابایی سرور به نقش زبان در ادبیات اشاره کرد وهمراه با محمد افشار دبیر انجمن شاهنامه خوانی همدان بخش هایی از داستان سیاوش را برای حاضران خواندند. در پایان مهدی چایانی نقال برجسته همدانی شرکت کنندگان این نشست را به اجرایی زیبا میهمان کرد.

خبرنگار: حسین زندی

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6011,1



برچسب ها: شاهنامه خوانی ، میراث کهن ،

دوشنبه 16 شهریور 1394

بازگشت «مرغ درخت اقاقی» پس از 48 سال

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،معرفی کتاب ،روزنامه همشهری ،

بازگشت «مرغ درخت اقاقی» پس از 48 سال

نویسنده: حسین زندی
مراسم رونمایی از کتاب «مرغ درخت اقاقی» نوشته «عبدالله رضوی عمادی» در دفتر هماهنگی سازمان‌های مردم‌نهاد استان برگزار شد...
1394/06/14
مراسم رونمایی از کتاب «مرغ درخت اقاقی» نوشته «عبدالله رضوی عمادی» در دفتر هماهنگی سازمان‌های مردم‌نهاد استان برگزار شد.
رضوی عمادی که در حدود 48 سال پیش کتابی از او منتشر شده حالا بعد از سال‌ها کتاب دیگری را روانه بازار کرده است.

خلاء یک کتابخانه
نویسنده و پژوهشگر همدانی در این مراسم گفت: مایه تأسف است که در همدان کتابخانه‌ای وجود ندارد که آثار 100 سال اخیر را در خود داشته باشد که اگر این اتفاق می‌افتاد ما می‌توانستیم با کتاب اول آقای رضوی عمادی هم آشنا شویم و به مقایسه آن با کتاب مرغ درخت اقاقی که 47 سال بعد از آن نوشته شد، بپردازیم.
«علی معصومی» ادامه داد: اگر در این زمینه فعالیتی شود من برای همکاری اعلام آمادگی می‌کنم.
وی افزود: متأسفانه بعد از انقلاب ماهنامه یا فصلنامه‌ای که آثار نویسندگان همدانی را منتشر کند، نداریم. البته چند مجله با این مضمون بیرون آمد اما پا نگرفت. اهالی ادب استان باید همت کنند و در این زمینه آستین‌های خود را بالا بزنند.

رو در رویی با دو جهان
معصومی به تحلیل کتاب مرغ درخت اقاقی پرداخت و توضیح داد: سؤال من این است که ما چگونه یک قصه را می‌خوانیم تا از آن لذت ببریم؟ ما می‌توانیم از روایت، ساختن زمان و مکان و فضای حاکم در قصه لذت ببریم، از این‌که بعدش چه می‌شود یا از جزء جزء آن لذت ببریم. من می‌خواهم همه این‌ها را کنار بگذارم و از خود داستان دفاع کنم.
وی افزود: من با خواندن این کتاب با 2 جهان روبه‌رو شدم. یکی جهانی که از ابتدای داستان تا اواسط آن وجود دارد. در جهان اول چه چیزی هست؟ ما در این داستان با اسم روبه‌رو نمی‌شویم. پسر هست، پدر هست، مادر هست و خواهری که جز در یک جمله کتاب، خبری از او نیست و پیرزنی که فقط 3 بار ظاهر می‌شود. فقط یک ننه‌صغری و یک ترلان که اسم هستند در داستان وجود دارند. خانه و درخت اقاقی را داریم که قدمتشان به اندازه یکدیگر است و مرغ درخت اقاقی که پدر به پسر می‌گوید کسی آن را نمی‌بیند.
معصومی ادامه داد: از صفحه 25 که راوی برای سومین‌بار پیرزن را می‌بیند و از درون گنگ وارد جهان دوم یعنی جهان ماوراء، پریان و یا جنیان می‌شویم. در این جهان جز تازیانه و سکوت وجود ندارد اما پاسخ همه سوالات در این جهان است..

خواندن، حیات اثر یک نویسنده
دیگر نویسنده همدانی نیز صحبت‌هایش را با یک سوال آغاز کرد: چه می‌شود که نویسنده‌ای بین اثر اول و دومش فاصله می‌اندازد و چرا به حرفه‌ای شدن نمی‌رسد؟ بیشتر نویسندگان ما به جایی که باید برسند نمی‌رسند. من فکر می‌کنم دلیل این مسأله این است که نویسنده بازخورد اثر اولش را نمی‌بیند و نمی‌تواند در آثار بعدی که پدید خواهد آورد از این بازخورد استفاده کند.
«مسعود احمدی» گفت: عمادی اثر اولش را سال 47 روانه بازار کرد. کدام یک از ما آن را خوانده‌ایم؟ آن هم اثری که برای نویسندگان بعدی باقی گذاشته است. من فکر می‌کنم بیشتر استان‌های ما با این روش با نویسندگان خود برخورد می‌کنند. وقتی نویسنده پایه‌های اول کارش را می‌گذارد باید پله‌پله بالا برود و ما ببینیم که به حرفه‌ای شدن می‌رسد. یک سری کارها رئال است و نویسنده رئال این مشکل را دارد که باید ریز به ریز اثرش را مورد تحقیق قرار دهد.
نویسنده و شاعر همدانی توضیح داد: آقای عمادی این کار را به بازار فرستاده اما من هیچ‌کجا نوشته‌ای درباره آن ندیدم و این جای تأسف دارد. انتظار دارم در جلسه بعدی تک‌تک قصه‌های این کتاب را نقد و مورد بررسی قرار دهیم. خواندن اثر یک نویسنده حیات اوست و این حیات در آثار بعدی او دیده خواهد شد. کتاب مرغ درخت اقاقی پیچیده‌تر از این حرف‌هاست و نقد و بررسی آن ساعت‌ها طول می‌کشد. این کتاب را حتما بخوانید و جلسه‌ای بگذارید که بیشتر درباره آن صحبت کنیم.

قدرت تخیل و قصه‌پردازی
«عباس شیخ‌بابایی» نویسنده و کارگردان همدانی نیز گفت: چه بخواهیم و چه نخواهیم این اثر نیز بعد از «خر خر» در ادبیات ما ثبت شده و جزو سرمایه‌های این مرز و بوم محسوب می‌شود. طنز عجیب اینجاست که شمارگان آثار ما آنقدر محدود است که حتی به دست دوستان و نویسندگان دیگر هم نمی‌رسد. نسخه‌های محدود که مایه تأسف است و این تأسف برای همه استان‌هاست.
وی ادامه داد: خیلی‌ها می‌گویند ما در دوره پست‌مدرن به سر می‌بریم و حوصله خواندن رمان و داستان بلند را نداریم و جالب این‌که این حرف را کسانی می‌زنند که خود کتاب می‌نویسند و می‌خواهند ثابت کنند دوره، دوره کم‌حوصلگی است. در دوران ما، مادربزرگ‌ها قصه‌های قشنگی داشتند که زیبا بودند و خلاهای ذهنی ما را پر می‌کردند. آنها که می‌گویند امروز جایی برای قصه‌ها و افسانه‌های بلند نیست باید بدانند پرخواننده‌ترین کتاب‌ها، کتاب‌هایی هستند که ریشه در افسانه‌های قدیمی و قصه‌های مادربزرگ‌ها دارند.
شیخ‌بابایی گفت: ما در مقابل این کتاب تعظیم می‌کنیم چون در دنیای سرعت نوشته شده است. نویسنده‌ای که قادر است افسانه‌پردازی و قصه‌پردازی کند.
 زبان شاعرانه‌ای که در این اثر به کار گرفته شده نشان از عظمت نویسنده در تخیل و قصه‌پردازی است. آقای عمادی این اثر را ساخته و ما را به قبل می‌برد و ما آن را باور می‌کنیم درست مثل قصه‌های مادربزرگ‌ها که آنها را باور می‌کردیم.
  • در سال جاری حداقل 4 عنوان کتاب در حوزه ادبیات داستانی در استان نوشته نویسندگان همدانی به چاپ رسیده که هر کدام در خارج از همدان مورد تقدیر قرار گرفته و با استقبال خوانندگان همراه شده است اما همین کتاب‌ها در شهر همدان مهجور هستند و بالطبع آمار فروش بالایی ندارند. معرفی کتاب برای خوانندگان همدانی و برگزاری مراسم رونمایی کتاب می‌تواند به آشنایی بیشتر و استقبال مخاطبان منجر شود. رسانه‌ها نیز وظیفه مهم انتشار گزارش‌ها و نقد و معرفی کتاب‌ها را باید به خوبی به انجام برسانند.
  • سازمان‌های مردم‌نهاد و انجمن‌های ادبی و فرهنگی می‌توانند اجرای مراسم رونمایی را بر عهده بگیرند منتها باید از سوی مسئولان دولتی در برگزاری شایسته مراسم با در اختیار گرفتن امکانات لازم حمایت شوند. امری که با اما و اگر تا کنون همراه بوده است.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%C2%AB%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%82%DB%8C%C2%BB-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-48-%D8%B3%D8%A7%D9%84?magazineid=


برچسب ها: ادبیان داستانی همدان ، همشهری همدان ، مرغ درخت اقاقی ، عبدالله رضوی عماد ،

دوشنبه 16 شهریور 1394

«مرغ درخت اقاقی» در همدان رونمایی شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،ادبیات ،

به همت تشکل های غیر دولتی؛

 «مرغ درخت اقاقی» در همدان رونمایی شد

مایه تأسف است که در همدان کتابخانه‌ای که آثار 100 سال اخیر را در خود داشته باشد وجود ندارد و به همین دلیل کتابی که 47 سال پیش عبداله رضوی عمادی نوشته است امروز نایاب است در حالی که هنوز هم 6 داستان کتاب خرخر خواندنی است. امیدوارم اصحاب رسانه این جلسه را پوشش دهند و به چنین جلسه هایی بیشتر توجه کنند.
به گزارش همدان پرس؛ مراسم رونمایی از کتاب «مرغ درخت اقاقی» نوشته «عبدالله رضوی عمادی» روز گذشته در سالن تشکل های غیر دولتی  همدان برگزار شد این مراسم به همت  تشکل های غیر دولتی همدان از جمله کانون قلم، انجمن توسعه محلی بهارستان، بنیاد مهر، پویشگران سفرپاک و با حضور ده ها نفر  از نویسندگان و علاقمندان ادبیات داستانی در همدان برگزار شد. 

«علی معصومی» نویسنده و پژوهشگر در این مراسم گفت: مایه تأسف است که در همدان کتابخانه‌ای که آثار 100 سال اخیر را در خود داشته باشد وجود ندارد و به همین دلیل کتابی که 47 سال پیش عبداله رضوی عمادی نوشته است امروز نایاب است در حالی که هنوز هم 6 داستان کتاب خرخر خواندنی است. امیدوارم اصحاب رسانه این جلسه را پوشش دهند و به چنین جلسه هایی بیشتر توجه کنند.

معصومی با اشاره به نگاه نویسنده مرغ درخت اقاقی گفت: سوال من این است که ما چگونه یک قصه را می‌خوانیم تا از آن لذت ببریم؟ ما می‌توانیم از روایت، ساختن زمان و مکان و فضای حاکم در قصه لذت ببریم، از اینکه چه اتفاقی می افتد تا از جزء جزء آن لذت ببریم  من می‌خواهم همه اینها را کنار بگذارم و از خود داستان دفاع کنم. 

من با خواندن این کتاب با دو جهان روبرو شدم. در جهان اول چه چیزی هست؟ ما در این داستان با اسم روبرو نمی‌شویم. پسر هست، پدر هست، مادر هست و خواهری که جز در یک جمله کتاب، خبری از او نیست و پیرزنی که فقط 3 بار ظاهر می‌شود. خانه و درخت اقاقی را داریم که قدمتشان به اندازه یکدیگر است و مرغ درخت اقاقی که پدر به پسر می‌گوید کسی آن را نمی‌بیند.

مسعود احمدی یکی دیگر از نویسندگانی که در این نشست حضور داشت گفت: چه می‌شود که نویسنده‌ای بین اثر اول و دومش فاصله می‌اندازد و چرا به حرفه‌ای شدن نمی‌رسد؟ بیشتر نویسندگان ما به جایی که باید برسند نمی‌رسند. من فکر می‌کنم دلیل این مسأله این است که نویسنده بازخورد اثر اولش را نمی‌بیند و نمی‌تواند در آثار بعدی که پدید خواهد آورد از این بازخورد استفاده کند.

احمدی با اشاره به اثر مرغ درخت اقاقی ادامه داد:  نویسنده اثر اولش را سال 47 روانه بازار کرد. کدام از ما آن را خوانده‌ایم؟ آن هم اثری که برای نویسندگان بعدی باقی گذاشته است. من فکر می‌کنم بیشتر استان‌های ما با این روش با نویسندگان خود برخورد می‌کنند. وقتی نویسنده پایه‌های اول کارش را می‌گذارد باید پله‌پله بالا برود و ما ببینیم که به حرفه‌ای شدن می‌رسد.

«عباس شیخ‌بابایی»  نویسنده و کارگردان همدانی به سابقه دوستی خود با عبدلله رضوی عمادی اشاره کرد و گفت : چه بخواهیم و چه نخواهیم این اثر نیز بعد از خر خر در ادبیات ما ثبت شده و جزو سرمایه‌های این مرز و بوم محسوب می‌شوداما جای تاسف است که شمارگان کتاب در کشور ما به 300 جلد رسیده است.

شیخ بابایی ادامه داد: برخی ها می‌گویند ما در دوره پست‌مدرن به سر می‌بریم و حوصله خواندن رمان و داستان بلند را نداریم و جالب اینکه این حرف را کسانی می‌زنند که خود کتاب می‌نویسند و می‌خواهند ثابت کنند دوره، دوره کم‌حوصلگی است. در دوران ما، همانطور که آقای معصومی گفت مادربزرگ‌ها قصه‌های قشنگی داشتند که زیبا بودند و خلاهای ذهنی ما را پر می‌کردند. آنها که می‌گویند امروز جایی برای قصه‌ها و افسانه‌های بلند نیست باید بدانند پرخواننده‌ترین کتاب‌ها، کتاب‌هایی هستند که ریشه در افسانه‌های قدیمی و قصه‌های مادربزرگ‌ها دارند.

نویسنده کتاب مرغ درخت اقاقی در این نشست گفت:من از همه دوستان تشکر می کنم، دلایل خاصی برای فاصله افتادن بین دو کارم وجود داشت. قصه‌های این کتاب را به دلیل برائت از ماتریالیست‌بودن انتخاب کردم و امیدوارم در رساندن این پیام موفقشده باشم.

در این مراسم نویسندگان شاعران همدانی از جمله حمید حیاتی، محمد شهبازپویا نیز حضور داشتند و علی اصغر طاهری خواننده  پیشکسوت همدانی  در این نشست  به اجرای برنامه پرداخت.

---------------
حسین زندی
---------------


برچسب ها: مرغ درخت اقاقی ، عبداله رضوی عماد ، ادبیات داستانی همدان ،

چهارشنبه 31 تیر 1394

شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،

شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن
«محمد شهباز پویا» (م. شهباز پویا) متولد 62 در همدان است. سال گذشته مجموعه شعر این شاعر همدانی با نام «در شكاف دی‌روز» در هشتمین دوره جایزه كتاب سال شعر خبرنگاران به‌عنوان اثر بخش ویژه برگزیده شد....
1394/04/24
«محمد شهباز پویا» (م. شهباز پویا) متولد 62 در همدان است. سال گذشته مجموعه شعر این شاعر همدانی با نام «در شكاف دی‌روز» در هشتمین دوره جایزه كتاب سال شعر خبرنگاران به‌عنوان اثر بخش ویژه برگزیده شد.
این مجموعه شعر به تازگی از سوی «انتشارات‌آرادمان» در هزار نسخه به بازار آمد و جزو كتاب‌های پرفروش این ناشر در نمایشگاه بین‌المللی تهران بود. به همین بهانه با شهبازپویا به گفت‌و‌گو نشستیم.
  • از زادگاهتان بگویید؟
در همدان متولد شده‌ام، اما گذشتگانم جزو كوچ‌نشینانی بودند كه از خراسان به همدان آمدند.
  • در چه رشته‌ای تحصیل كردید؟
رشته تحصیلی من معماری است. نقاشی و شعر كار می‌كنم.
  • نقاشی را در چه سطحی كار می‌كنید؟
چون رشته من معماری است، طراحی و نقاشی را تحت تاثیر آموزش‌های معماری یاد گرفتم، اما آموزش خاصی ندیدم و در فضای سورئال كار می‌كنم. آثارم جنبه شخصی دارد.
  • ادبیات را از كجا آغاز كردید؟
از نوجوانی در این زمینه كار می‌كردم. ابتدا شعر كلاسیك می‌سرودم و رفته‌رفته به سمت شعر نو رفتم.
  • در سرودن از چه شاعرانی تاثیر پذیرفتید؟
ابتدا با مولانا شروع كردم. امروز هم وقتی از من می‌پرسند كدام شاعر برایم مهم است، می‌گویم مولانا. در شعر سپید نگاهم به هوشنگ ایرانی بود و این شاعر مورد پسند من است.
  • از این 2 شاعر كه نام بردید در شعر شما ردپای مهمی دیده نمی‌شود. بیشتر شعرهای شما ساده و امروزی است و پیچیدگی ندارد. این تاثیر را چگونه تفسیر می‌كنید؟
مجموعه «در شكاف دی‌روز» فضای نوستالژیك دارد و مربوط به دوره خاصی از زندگی من است. سادگی زبان در این مجموعه مهم بوده است و با كارهای دیگر من تفاوت دارد. علاقه و تاثیرپذیری من از هوشنگ ایرانی بحث زبانی یا آنارشیست بودن او نیست، بیشتر نگاه عرفانی او به هستی برای من اهمیت دارد. بعد از هوشنگ ایرانی شاعران زیادی از جمله سهراب سپهری و احمدرضا احمدی تحت تاثیر هوشنگ ایرانی بودند.
  • زادگاه هوشنگ ایرانی همدان است. آیا این موضوع در علاقه شما موثر بوده؟
فكر نمی‌كنم. نگاه من به زبان متفاوت است و این زبان در كارهای دیگر من وجود دارد، اما در این مجموعه تلاش كردم این پیچیدگی در‌لایه‌های پنهان و در سادگی اتفاق بیفتد.
  • در شكاف دی‌روز اولین كتاب شماست و چند ماهی از انتشار آن می‌گذرد. وقتی بازمی‌گردید و به آن نگاه می‌كنید چه حسی به شما دست می‌دهد؟
من از این كار راضی هستم. با اینكه از كارهای قدیمی من است. البته وقتی می‌گویید ساده است من این گفته را قبول ندارم، حتی با ساده‌نویسی مخالف هستم.
  • از شعر چه انتظاری دارید؟
پیشتر به این مسائل فكر نمی‌كردم، اما امروز به نوشتن نیاز دارم. یك‌سری باورهای شخصی هم وجود دارد كه انسان را به سمت نوشتن می‌كشاند. دنبال شعارهایی مانند نجات دادن دنیا با شعر هم نیستم، اما شعر بهانه‌ای است برای زنده ماندن، اگر درد وجود نداشت نمی‌نوشتم.
  • شما هم مانند بسیاری از شاعران و نویسندگان كتاب خود را در تهران منتشر كردید در حالی كه این شهر ده‌ها ناشر دارد. علت چیست؟
این اثر را من برای جایزه شعر خبرنگاران فرستادم و پذیرفته و منتشر شد، اما در همدان یك مشكلی داریم آن هم فروش كتاب است. ماه‌ها بود  که كار من منتشر شده بود و تقاضا هم از طرف مخاطبان وجود داشت، بارها به كتابفروشی‌ها مراجعه می‌كردند و حتی سفارش می‌دادند، اما كتابفروشان توجه نمی‌كردند. در نهایت من از یك كتابفروش خواستم كه آن را سفارش دهد و اگر فروش نرفت خودم خریداری كنم. این مجموعه پس از اینكه در كتابفروشی ارائه شد بیش از 60 جلد به فروش رسید.
 شاعر و نویسنده كه نباید كتاب خود را بفروشد. متأسفانه كتابفروش‌ها با شاعران و نویسندگان همدان همكاری خوبی ندارند.
  • چگونه به جایزه شعر خبرنگاران راه پیدا كردید؟
جایزه شعر خبرنگاران قبلا برگزار شده بود و من هم اخبار این جایزه ادبی را دنبال می‌كردم. احساس كردم كه یك حركت كاملا مستقل است و به آن تمایل پیدا كردم و یك مجموعه شعر فرستادم. این جایزه 2 بخش دارد، یكی بخش ویژه برای شاعرانی كه تاكنون كتاب منتشر نكرده‌اند و بخش دیگر هم مخصوص كسانی كه كتاب منتشر كرده‌اند. من در هشتمین دوره در بخش اول برگزیده شدم.
  • داوران چه كسانی بودند؟
محمدحسین مدل .علیرضا بهرامی و ساره دستاران داوران بخش ویژه بودند.
  • برای معرفی كتاب چه كارهایی انجام دادید؟
من هیچ تلاشی برای معرفی كتاب نكردم چون در فضای مجازی هم فعال نیستم، اما ناشر برای معرفی تلاش كرده و باعث موفقیت اثر هم شده است.
  • به تازگی در همدان مراسم رونمایی برای كتاب شما برگزار شد. استقبال چگونه بود؟
این مراسم به پیشنهاد علیرضا سبزواری برگزار شد. استقبال خیلی خوب و به گفته دوستان یكی از برنامه‌های خوب در همدان بود.
  • كارهای بعدی شما چیست؟
«گیاه تماشا»، «كشتارگاه غروب طلایی» را آماده انتشار دارم و منظومه «صورت یك زن‌عاشق» هم یكی دیگر از مجموعه‌های من است که  فكر می‌كنم بهترین كار من باشد.
  • فكر می‌كنید امروز شعر بلند و یا منظومه، مخاطب دارد؟
بله. من یكی از مخاطبان شعر بلند هستم.
  • رابطه شما با مخاطب چگونه است؟
مخاطب باید شعر را بخواند و یا بشنود. فضایی برای ارائه شعر وجود ندارد و انجمن‌های ادبی هم كاركرد خاصی ندارند. من اگر به انجمن‌ها می‌روم به این دلیل است كه جای دیگری نیست كه مراجعه كنم.
  • منظور من بازخورد كار شما پس از انتشار بود؟
استان همدان، گلستان و تهران را كه پیگیری كردم به‌طور كلی خوب، اما برخلاف انتظار من بود. به‌طور مثال مطالبی نوشته‌اند و از ضعیف‌ترین كارهای من تعریف كرده‌اند.
  • وضعیت شعر و شاعری در همدان را چگونه می‌بینید؟
از وضعیت همدان راضی نیستم. من چند وقتی گرگان بودم؛ شرایط در آنجا  خیلی تفاوت داشت. همه با هم دوست بودند و انجمن‌ها حرفه‌ای به نظر می‌رسیدند و با هم همكاری می‌كردند  به طوری که آدم فكر می‌كرد یك كار مفیدی انجام می‌دهد، اما دوستان همدان منزوی هستند. در حالی كه شاعران همدانی نیز نسبت به شاعران جاهای دیگر دست کمی ندارند. در انجمن‌های همدان هم به جز شعر همه چیز دیده می‌شودبرای همین  تكلیف ما از اینكه به انجمن می‌رویم روشن نیست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%9B-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، در شکاف دی روز ، انتشارات آرادمان ، محمد شهباز پویا ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."
روزگارکودکی برنگردد دریغا

نویسنده : راستین هستی‌پرست، حسین زندی

فرهنگی 

محمد‌حسن شهیدی نویسنده همدانی که نخستین اثر خود را که در حوزه ادبیات‌داستانی است به تازگی روانه بازار نشر کرده است. پیش از این از شهیدی ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و‌تحلیل محتوا به چاپ رسیده بود. "یارم‌همدانی و ..."  توسط انتشارات آوا‌متن در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد به همین خاطر گفت وگویی با این نویسنده همدانی انجام داده‌ایم.
 جناب شهیدی از خودتان بگویید.
من در سال 1323 در تهران متولد شدم اما از 4، 5 ماهگی به همدان آمدیم. پدرم اهل همدان بود. نخستین محله‌هایی كه در یاد من هست امامزاده‌یحیی و مسجد‌حاج‌حافظ است. دوران دبستان را در دبستان حافظ در محله جولان گذراندم كه گویا امروزه اثری از آن دبستان وجود ندارد. در دبیرستان ابن‌سینا درس خوانده‌ام و در سال 1341 فارغ‌التحصیل شدم.
پس از سال 41 در كجا ساكن شدید؟
پس از دبیرستان برای تحصیلات در چند دانشگاه خارج از همدان قبول شدم. اما بر‌اثر یك علاقه رشته خود را عوض كردم و به دانشگاه پلیس رفتم و در آنجا تحصیلات دانشگاهی را گذراندم سپس به آمریكا رفتم. دوره فوق‌لیسانسم را در رشته مبارزه با مواد‌مخدر به پایان رساندم و یك كتاب نیز در این‌باره نوشتم. از آنجایی كه سال‌ها رئیس دانشگاه‌پلیس بودم این كتاب را در آنجا تدریس می‌كردم سپس در زمان جنگ در ماهشهر ساكن شدم. در فتح خرمشهر هم در جنگ شركت داشتم. سپس مسئول شهربانی و معاون شهربانی در بوشهر شدم و پس از آن هم دیگر بازنشسته شدم.
چطور شد رمان «یارم همدانی و...» را نوشتید؟
انسان‌ها وابسته به جایی که متولد شده‌اند هستند. من در همدان بزرگ شدم با بچه‌های همدان و مردم همدان آمیخته شدم. خاطرات کودکی انسان هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود و من هر کجا زندگی کنم وابسته به همدان هستم. من از كودكی كنجكاو بودم و همه چیز را زیر‌نظر می‌گرفتم. هر‌آنچه كه در اطراف من رخ می‌داد از دیدگان من دور نمی‌ماند. به راستی من چیزهایی را می‌دیدم كه دیگران نمی‌دیدند. در نخستین نگاه همه جزئیات یك‌چیز یا یك آدم را در یاد خود می‌سپردم. جاهای خالی چیزهایی را كه می‌دیدم و نمی‌دانستم چیست، همیشه با تخیل و تصور خویش پُر می‌كردم و به گونه‌ای داستان‌سرایی می‌كردم و برای چندین سناریو متصور می‌شدم. مثلاً می‌توانستم تخیل كنم آدمی كه از جلوی من گذشت از كجا می‌آمده و اكنون به كجا خواهد رفت. این كتاب نیز بر همین مبنا نوشته شده است. بر مبنای همسایگانی كه ما داشتیم و شرایطی كه آنها داشتند و مهمترین مطلبی كه درباره همسن‌های خودم مطرح است این است كه این كتاب آنها را به گذشته برمی‌گرداند و همه نقاط‌جغرافیایی همدان را به شكلی دقیق به یاد می‌آورد. همه مكان‌هایی كه در كتاب آورده‌ام واقعی است، اگرچه اكنون تغییرات زیادی پیدا كرده است.
 چرا کسانی که زندگی و آینده خوشی دارند در این کتاب کمتر دیده می‌شود؟
ببینید من قهرمان این داستان نیستم همان طور که می‌گویید قهرمانان داستان کسانی هستند که با شکست‌هایی مواجه می‌شوند تاجایی که ممکن بوده است تلاش کردم زیان‌های این شکست را به حداقل برسانم. واقعیت این است که آن روزگاری را که من روایت کردم تعداد افراد شیرین‌کام و کامروا کم بود و من تلاش نکردم به عمد این تلخی‌ها را بیان کنم، این مسائل وجود داشت. مسأله‌ای که بسیار اهمیت دارد و شما هم در آینده با آن مواجه می‌شوید این است که  همه آن افرادی که ما تصور می‌کنیم در زندگی خوشبخت و یا ثروتمند هستند و امکانات خوبی دارند معمولاً اینگونه نیست. شما وقتی وارد زندگی آنها می‌شوید و یا سرنوشت آنها را می‌خوانید می‌بینید خوشبختی به ندرت دیده می‌شود. در داستان ما هم اینگونه است آدم‌هایی که گاهی احساس خوشبختی می‌کنند اما خوشبخت نیستند و دامنه لذات معمولاً در زندگی محدود است.
 داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که ما شاهد شکست‌های بزرگی هستیم که تمامی جامعه و کشور را فرا‌گرفته است مانند کودتای 28 مردادماه ارتباط چنین شکستی با ناکامی‌های آدم‌های داستان شما چیست؟
ببینید در هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. یکسری عوامل در اختیار ما هستند و ما می‌توانیم بر آنها تأثیر بگذاریم، اما بسیاری از عوامل دیگری وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یکسری وقایع‌اجتماعی رخ دهد اما افراد جامعه در به وجود‌ آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانندآنها را تغییر دهند اما تحت‌تأثیر این وقایع هستند.
 چه دلیلی برای این نقد بی‌رحمانه به جریان‌های اجتماعی و‌سیاسی گذشته وجود دارد؟
برای اینکه گذشته چراغ راه آینده است. شما در زندگی شخصی هم از تجربه‌های روزمره برای آینده استفاده می‌کنید. اگر امروز در 70 سالگی احساس خوبی دارم مربوط به گذشته است و اگر احساس بدی دارم باز هم گذشته من است که حال و آینده من را می‌سازد. آنان که اصرار دارند گذشته را کنار بگذارند اگر چه در گفتار آسان اما در عمل غیر‌ممکن است. امکان ندارد شما گذشته خود را فراموش کنید، به ویژه گذشته تاریخی خود را. مثل معروفی است که می‌گوید ملتی که تاریخ و گذشته تاریخی خود را فراموش کند ناچار به تکرار تاریخ خواهد شد. اگر تاریخ را نخوانی و گذشته انفرادی و تاریخی شهر خود را ندانید و بی‌اعتنا باشید مدام باید آن را تکرار کنید تا تغییرات عمده اجتماعی پیش آید.
 تا اینجایی كه من می‌دانم این نخستین كتاب داستانی شماست. چه شد كه در این سن‌و‌سال دست به نوشتن این داستان زدید؟
از آنجایی كه من كار دانشگاهی می‌كردم و هر كتابی  را هم كه می‌نوشتم ناچار بودم مرجع و منبع بگذارم. كتاب روش تحقیق در امور اجتماعی كه ناشر آن دانشكده امور اقتصادی است كه من سالیان دراز در آنجا مدیر آموزشی بودم، از نوشته‌های بنده است و كتاب «مواد‌مخدر و امنیت‌اجتماعی و راه سوم» كه ناشر آن روزنامه اطلاعات است. این كتاب در دانشكده فرماندهی ستاد معروف به دانشكده علوم‌انتظامی به عنوان مرجع تدریس بود. نزدیك به 50 مقاله در زمینه مواد‌مخدر نوشته‌ام و حدود  20تا30 مقاله در مورد تحقیق در عملیات یا همان روش عملیاتی. برای نوشتن همه این كتاب‌ها من ناچار بودم مرجع و منبع معرفی كنم و این كار مرا بسیار خسته كرد. سپس تصمیم گرفتم كتابی بنویسم كه نیاز به منبع و مرجع نداشته باشد و استراحتی باشد در دنیای نویسندگی من. آنگونه كه خودم می‌خواهم در مورد شهر خودم بنویسم. كتاب دیگری در دست دارم كه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ تاریخی تكمیل‌كننده كتاب «یارم همدانی» است كه در آینده‌ای نزدیك چاپ خواهد شد.
 امروز وقتی به همدان بر می‌گردید دیگر آن محله‌هارا نمی‌بینید وبه جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید آپارتمان‌های بی‌قواره سبز کرده چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده پیدا کرده اگرچه اندکی در محله قدیم ما بخش‌هایی باقی مانده است. من هر‌بار که به همدان می‌روم  از همین محله‌ها شروع می‌کنم مثلاً در هتل بوعلی اقامت می کنم و همه مناطق را می‌گردم.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/12/0x41d8155836741249.html

معرفی کتاب 

فرهنگی 

"یارم همدانی و ..."
  خلق رمان بدون وجود مکان و شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های رمان در آن نشوونما یافته‌اند امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات، عواطف و حوادث درون شهری، رمان را ژانری هم پیوند با پیدایش بورژوازی و شهرهای مدرن می‌کند. همه رمان‌های خوب، شهری هستند تا جایی که برخی از شهرها هویت خود را بر نویسنده تحمیل می‌كنند تا نامشان را بر پیشانی اثر بیاورند که بی‌شك این مورد ممکن است خوی و خصلتی منحصر به‌ فرد به آن شهر بخصوص بدهد و قلب تپنده رمان بشود.
این رمان که بلافاصله یار و همدان را بر جلد کتاب آورده، نوشته محمد‌حسن شهیدی‌همدانی است.
وی با زیرکی و دقت‌نظر و ریز‌بینی خاصی به چند و‌چون این سلاخی و تبعات این سلاخی بدون اینکه بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعار‌زدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان این واقعیت تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می‌کند و شخصیت‌های اثرش را بدون اینکه در دام کلیشه‌های سانتیمانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می‌دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می‌کند، به طوری که پس از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک شوند. و در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند، زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت‌ها قصد می‌کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می‌گرداند تا تکلیفش معین شود، به این سادگی‌ها که نمی‌شود، از زیر دین شانه خالی کرد.
محمد‌حسن شهیدی‌همدانی که متولد 1323 در همدان است، این کتاب نخستین رمانی است که به چاپ رسانیده است و دیگر اینکه چقدر موجب افسوس است که وی که قصه‌گوی زبردستی با نثری سالم و سلیس است ما را تا حال از نوشته اینچنیی خود محروم داشته است.
این کتاب در هزار نسخه به قیمت 10 هزارتومان توسط انتشارات آوا‌متن به چاپ رسیده و در نمایشگاه امسال استقبال خوبی از آن به عمل آمده است.



برچسب ها: ادبیات همدان ، نویسندگان همدان ، رمان یارم همدانی و.. ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic