شنبه 13 تیر 1394

کاشف غار علی‌صدر از دنیا رفت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،روزنامه ها ،


کاشف غار علی‌صدر از دنیا رفت
حسین زندی

 با وجود کوهستان الوند در همدان و کوهنوردان با اخلاق و حرفه ای، این شهر پیشگام ورزش کوهنوردی در ایران به شمار می آید. به همین سبب در طول یک قرن اخیر افراد برجسته ای در رشته‌های کوهنوردی، اسکی، غارنوردی و سنگ نوردی از همدان ظهور کرده اند.
زنده یاد محمود اجل، اولین کسی بود که در ایران آموزش ورزش حرفه ای کوهنوردی را پایه گذاری کرد و پس از او زنده یاد فریدون اسماعیل زاده، نجاح و دیگر کوهنوردان ادامه دادند و کوهنوردی همدان را به رشد قابل قبولی در این ورزش رساندند. یکی از افراد تاثیر گذار در نیم قرن اخیر زنده یاد یوسف نجایی بود. نجایی سال 1319در همدان متولد شد و از سال  1336 با صعود به قله توچال فعالیت حرفه ای خود را آغاز کرد ودر اولین صعود گروه کوهنوردی کشور به قله دماوند از جبهه شمالی حضور داشت. او در سال 1342 جزو تیم 14 نفره اکتشاف غار علیصدر بود و ازاولین افرادی محسوب می شود که  همراه گروه کوهنوردی سینای همدان وارد این غار شده است.  نجایی در کشف غارهای «سراب» همدان و غار «دود زا» شرکت کرد و بارها همراه  سایمون بروکس  به نقشه برداری غارهای ایران پرداخت. او یکی از پیشگامان هیمالیا نوردی در کشور محسوب می شود و در اولین تیم صعود ایرانیان به هیمالیا حضور داشت.  او به عنوان مربی رشته‌های مختلف کوهنوردی بیش از 5 دهه به آموزش کوهنوردی، غار نوردی و اسکی در همدان مشغول بود. فعالیت حرفه‌ای این کوهنورد در 18 سالگی با صعود به قله توچال آغاز شد و پس از استخدام در آموزش و پرورش همچنان به فعالیت‌های خود ادامه داد سپس درکلاس کارآموزی مرحوم نجاح 1343،کلاس مربیگری زیر نظر نوشل 1344 ،کلاس برف و یخ زیر نظر پیتر‌هابلر وکلاس امداد و نجات زیر نظر سپ مایر شرکت کرد تا بتواند اندوخته‌های خود را به درستی در اختیار شاگردانش قرار دهد.کمتر کوهنورد حرفه ای را در همدان می توان سراغ گرفت که از آموزش‌های او بهره نبرده باشد. در دوران جوانی و میانسالی بارها در مسابقات مختلف شرکت کرد و به مقام‌های شاخصی دست یافت؛ از جمله در مسابقات کنگره کوهنوردی دو بار به مقام اول و دوم  دست یافت. نجایی چندین سال دبیر هیات کوهنوردی استان بود و در این سال‌ها خدمات بزرگی را به کوهنوردی و کوهنوردان استان ارایه کرد.  نجایی در سال 1348 به عضویت بنیاد هیمالیا درآمد و یکی ازتاثیر گذارترین افراد در هیمالیا نوردی  به شمار می رود. اویکی از  کسانی است که در سال 1345 در احداث پناهگاه اول میدان میشان الوند مشارکت کرد. او از فعالان انجمن غار نوردان ایران محسوب می شد و در پیمایش، نقشه برداری و ثبت غارها ی ایران با افردای مانند مصطفی سلاحی ، جواد نظام دوست و دیگر غار نوردان باسابقه کشور همکاری می کرد.
درگذشت این پیشکسوت غار نوردی برای جامعه ورزشی همدان ضایعه ای جبران ناپذیر است. پیکر این غارنورد باسابقه کشور پیش از ظهر روز سه شنبه  در باغ بهشت همدان به خاک سپرده شد و تعداد زیادی از کوهنوردان، ورزشکاران و شاگردان او حضور داشتند. مراسم بزرگداشت زنده یاد یوسف نجایی از ساعت 22 تا 23:30 دقیقه چهارشنبه در حسینه بختیاری‌های همدان
 برگزار می‌شود.

http://ghanoondaily.ir/News/53646/%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%81-%D8%BA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA



برچسب ها: روزنامه قانون ، درگذشت یوسف نجایی ، کاشف غار علیصدر ، کوهنوردی همدان ، غارنوردی همدان ،

سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

میراث حریف لودرهای شهرداری نیست

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،روزنامه ها ،

میراث حریف لودرهای شهرداری نیست
حسین زندی/ گروه سرزمین

دو هفته پس از آنکه جمعی ازفرهنگیان، هنرمندان و فعالان مدنی استان همدان با نوشتن نامه‌ای از استاندار همدان خواستند تا از تخریب بناهای تاریخی توسط شهرداری جلوگیری کند، هنرمندان و نویسندگان همدانی ساکن تهران نیز ضمن اعتراض به عملکرد شهرداری همدان در زمینه تخریب آثار تاریخی شهر از نویسندگان این نامه  حمایت کردند واز مدیران ارشد استان خواستند تا این روند برای همیشه متوقف شود.
در نامه اعتراضی فعالان فرهنگی همدان به مهم‌ترین مقام استانی همدان که در پی زمزمه‌های تخریب قدیمی‌ترین زورخانه ثبت شده همدان در حریم تپه هگمتانه نگاشته شد، آمده است:«حضرتعالی به خوبی واقفید که پیرامون محوطه‌ها وآثارتاریخی و فرهنگی سعی در حفظ و حتی گسترش فضای بصری و ترافیکی مناسب با هدف پاسداشت این گونه اماکن است، ولی شهرداری همدان بدون توجه به این موضوع سعی در خفه کردن و مهجور نمودن فیزیکی این مرکز تاریخی و فرهنگی دارد.»
به گزارش «قانون» در بین امضا کنندگان نامه علاوه بر نام‌هایی چون حسین لقمانیان، نماینده پیشین مجلس، اسامی هنرمندان صاحب نام کشور ازجمله حمید لطفیان، پرویز پرستویی، هانیه توسلی، امیرشهاب رضویان، علیرضا محمودی، احمدرضا درویش، پرویز شکری، بهرام توکلی، امین جعفری، مجید برزگر، مسعود احمدی (ساعد) و حسن گوهرپوردیده می‌شود. همچنین امضای برخی پزشکان همدان ازجمله دکتر فخرالدین حیدریان، دکتر افشین فرهانچی، دکتر مهرداد مدرکیان، دکتر محمد حسین درشته و دکتر پژمان خطیبیان به چشم می‌خورد.
سال گذشته در پی تخریب باغ بدیع الحکما و عمارت و باغ ذوالریاستین هنرمندان و نویسندگان همدانی در سراسر کشور کمپینی برای نجات میراث طبیعی و تاریخی همدان تشکیل دادند ودر اعتراض به بی‌تفاوتی مسئولان استانی به مجلس رفتند.
به تازگی شهرداری همدان در حریم درجه یک هگمتانه اقدام به ایجاد پارک‌سوار کرده است که باعث تخریب بخشی از این محوطه تاریخی شده است. در ادامه این تخریب‌ها شهرداری در نظر داشت قدیمی‌ترین زورخانه همدان که به شماره28147در فهرست آثار ملی ثبت شده را نیز به بهانه ایجاد معبر برای پارک‌سوار تخریب کند که با مخالفت نهادهای مدنی وفعالان فرهنگی مواجه شد.
امیرشهاب رضویان کارگردان و سینماگر همدانی که پیش از این اماکن تاریخی را مستند‌نگاری کرده است و ازفعالان حوزه میراث فرهنگی به شمار می‌آید با تاکید بر اهمیت این محوطه تاریخی گفت: «تپه تاریخی هگمتانه محدود به قلعه قدیم و سایت باستانی فعلی نیست. شهرباستانی هگمتانه بسیار بزرگ‌تر از محوطه فعلی است. در عکس‌های آقای مهدی استعدادی که بخشی از آن به تازگی منتشر شده است تصاویری دیدم  که نشان می‌دهد 60 سال گذشته قلعه قدیم چقدر بزرگ‌تر بوده است.»
این سینماگر ادامه داد: «در پژوهش‌های باستان‌شناسی 45 سال گذشته بخش بزرگی از تپه قدیم و خانه‌های تاریخی این محوطه تخریب شد که مورد گمانه‌زنی و کاوش قرار بگیرد. بعد از انقلاب پژوهش‌ها متوقف شد و به بهانه توسعه هسته مرکزی بدون اینکه کاوش درستی صورت بگیرد پیش از کند وکاو و بررسی یکباره بخشی از تپه با بلدوزر نابود شد.»
رضویان افزود: «من حدود 15 سال پیش بازمانده تپه را عکاسی کردم. آن زمان ساختمان‌های قاجاری بسیار خوبی در اطراف تپه وجود داشت که به دلیل مدیریت غلط میراث فرهنگی در دو دهه گذشته و مدیریت شهری این آثار از بین رفت.»
این کارگردان ادامه داد: «به مناطق مرکزی شهر نباید دست می‌زدند و اگر کاوشی انجام می‌شود باید بسیار دقیق باشد در حالی که بارها با بلدوزر بخش‌های مهمی از تپه را نابود کرده‌اند وآثار زیادی در محوطه هگمتانه وجود داشت که از بین رفته است.»
به گفته او در گذشته نه چندان دور یک دخمه در حریم محوطه جنوبی تپه وجود داشت که به آن قبر اسکندر می‌گفتند. این بخش از تپه به دلیل ندانم‌کاری‌ها نابود شد. روایتی وجود داشت که اسکندر در این مکان دفن شده است و برخی محققان می‌گفتند قبر یکی از سرداران اسکندر است. حتی رودخانه کنار کلیسا حریم تپه هگمتانه محسوب می‌شد که امروز دیگر اثری از آن وجود ندارد.
رضویان ادامه داد: «بخشی از بافت قدیم تاریخی همدان از جمله دیوار قلعه قدیمی شهر را آغامحمدخان قاجار نابود کرد و ترک‌های عثمانی بخش زیادی از آثار دوره صفوی در همدان را از بین بردند. در زمان جنگ نیز بقایای قلعه دیااکو یا ارگ همدان بالای تپه مصلی را به بهانه این که توپ ضدهوایی را در آنجا مستقر کنند تخریب کردند و در سال‌های اخیر هرآنچه از این قلعه باقی مانده بود بدون اینکه مطالعه و بررسی درستی صورت بگیرد با ساخت و سازهایی که از طرف برخی نهادهای دولتی صورت گرفت به طور کامل نابود شد.»
او با تاکید بر تخریب‌های اخیر گفت: «در طول چند سال گذشته محیط زیست همدان، باغ‌ها و عمارت‌های تاریخی شهر همدان دستخوش توسعه شهری توسط شهرداری شده است.  به نظر من ایجاد پارک سوار در حریم محوطه تپه تاریخی هگمتانه و ورود اتوبوس‌های شرکت واحد و ماشین سنگین به این محوطه بیشترین آسیب را به چند بنای تاریخی از جمله مسجد نظر بیگ، زورخانه همه‌کسی، حمام تاریخی ارامنه، کلیسای استپانوس مقدس و حضرت مریم وارد می‌کند. قبرستان تاریخی این محوطه هم پیش از این نابود شده است.»
او در ادامه گفت: «شهری که هویت تاریخی خوبی از لحاظ معماری و فضای طبیعی داشت در عرض چند سال گذشته به دست بساز بفروش‌ها و مدیران شهر نابود شده است. مجوزها را شهرداری صادر می‌کند و اداره میراث فرهنگی هم توانایی جلوگیری لودرها و بیل‌های شهرداری را ندارد. به نظر من تنها باید تشکل‌های مردم‌نهاد متحد شوند و مردم حساسیت نشان دهند. در شهرهای دیگر مردم بسیار حساس هستند، در همدان متاسفانه مدیران دلسوز نیستند و مردم هم بی‌تفاوتند. درد اصلی همین دو نکته است.»
او با تاکید بر این که «تنها از اداره میراث فرهنگی نمی‌توانیم توقع و انتظار داشته باشیم» گفت: «باید بقیه مسئولان را هم متوجه کنیم که بناهای تاریخی شهر برای نسل‌های آینده حفظ شوند وگرنه با روند فعلی و ندانم‌کاری مسئولان، همه آثار تاریخی و محیط زیست شهری و آثار معماری بومی نابود خواهد شد. این روزهاعمارت تاریخی جنانی که از آن به عنوان مسافرخانه آبادان نام می‌برند و از معماری‌های شاخص دوران پهلوی اول است، حال و روز خوبی ندارد و در حال تخریب است درحالی که این بنا باید مرمت و حفاظت شود. مدیران شهری فکر می‌کنند اگر چند بنر تبلیغاتی به در و دیوارشهر بچسبانند و آویزان کنند، کار فرهنگی انجام داده‌اند و یا سنگ گرانیت را جایگزین بلوک‌های سیمانی بلوارها و خیابان‌ها بکنند، شهر را می‌توان پایتخت تاریخ و تمدن نامید. استانداری، شهرداری و اداره میراث فرهنگی باید همکاری کنند و خانه‌ها و بناهای تاریخی شهر را به فرهنگسرا، کتابخانه، مرکز تجمع محله و ... تبدیل و حفاظت کنند.»
رضویان در پایان گفت: «مسئولان متوجه نیستند که جوانان شهر نیازمند کتابخانه هستند، نیازمند فضاهای فرهنگی هستند. به جای این که بناهای عجیب و غریب مانند بنای عین‌القضات بسازند، آثار تاریخی و فرهنگی شهر را حفظ کنند. چقدر قرار است مجوز برای بلند مرتبه‌سازی و برج‌سازی صادرکنند؟ کمیسیون ماده 5 مجوز تخریب و نابودی باغ‌ها را صادر می‌کند، عمارت ذوالریاستین را نابود می‌کند و برج می‌سازند. از کرامات مدیران این شهر یک موردش دیگر شاهکار است: اواخر دهه شصت با افتخار تابلویی جلوی یک باغ در کمربندی لوناپارک حدودا روبه‌روی ورودی هنرستان نصب کردند و مطلبی برآن نوشتند به این مضمون که چون صاحب این باغ باعث خشک شدن درختان شده، باغ را به عنوان باغ عبرت نامگذاری می‌کنیم و اجازه تغییر کاربری و ساخت و ساز به آن نمی‌دهیم. حالا در نهایت افتخار، دادگستری در همین باغ، عمارتی چند طبقه می‌سازد. انگار کسی یادش نیست که اینجا باغ عبرت بود.»

http://ghanoondaily.ir/News/49834/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA


برچسب ها: روزنامه قانون ، حسین زندی ، میراث همدان ، تخریب هگمتانه همدان ،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

بقعه پیر تاکستان نیازمند مرمت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

میراث شهر رزهای زرین در انتظار اعتبار

بقعه پیر تاکستان نیازمند مرمت

حسین زندی


تاکستان ازجمله شهرهایی است که باوجود دارا بودن آثار و اماکن بسیار تاریخی و طبیعی کمتر مورد توجه واقع شده است. این شهرستان در30 کیلومتری جنوب غربی قزوین قرار دارد و با 35 هزار هکتار باغ انگور یکی از مهم‌ترین شهرهای تولید انگور کشور به شمار می‌رود و با داشتن ده‌ها تپه و بنای تاریخی یکی از مناطق شگفت‌انگیز کشور است.
زبان بیشتر مردم شهر تاکستان، تاتی است که از بقایای زبان پهلوی میانه به شمار می‌رود. روستاهای اطراف این شهر نیز به زبان‌های آذری، تاتی و در مواردی کردی و لکی صحبت می‌کنند. هرگروه آداب، آیین و باورهایی زیبایی را از روزگاران کهن با خود حفظ کرده‌اند. گفته می‌شود کردهای منطقه در دوره زندیه از کرمانشاه به اطراف قزوین کوچ کرده‌اند و با دیگر ساکنان منطقه در آرامش زیسته‌اند.
یکی از بناهای تاریخی تاکستان بقعه پیر است. این بنا دارای یک گنبد دوپوش و ساختمانی به شکل مکعب‌مستطیل است. باستان‌شناسان قدمت بنا را با توجه به گچبری‌ها، کاشی‌ها و نوع معماری به دوره سلجوقیان نسبت می‌دهند. برخی هم گفته‌اند این بنا روی آتشکده‌ای قدیمی در دوره سلجوقیان ساخته شده و کاربری نیایشگاهی داشته تا جایی که هنوز مردم محلی به آن آتشکده می‌گویند.
محمدطاهر خوانی، دوستدار میراث فرهنگی در تاکستان می‌گوید: تاکستان پیشینه‌ای کهن دارد و این قدمت را براساس زبان و گویش مردم نیز می‌توان دریافت. آثاری مانند میل خرم‌آباد تاکستان، قلعه دختر و بنای پیر یا آتشکده نمونه‌ای از میراث به جای مانده از گذشتگان است. در این شهرستان بیش از 300 اثر شناسایی شده که نیازمند توجه مسئولان است. آتشکده پیر یکی از آثاری است که مورد احترام مردم بوده و می‌تواند در جذب گردشگر در این شهر مورد توجه قرار گیرد. اما مرمت مناسبی روی این بنا انجام نشده و حتی هنگام مرمت بخشی از بنا آسیب دیده است. برای حفظ این بنا در آغاز باید مرمت و بازسازی درستی انجام شود. این مکان در طول سال تنها 20 روز در تعطیلات نوروز برای بازدید بازگشایی می‌شود و دیدن آن بیش از 11 ماه برای گردشگران میسر نیست.
در همین رابطه فاطمه سلیمانی، کارشناس گردشگری در تاکستان و راهنمای بقعه پیر می‌گوید: این بنا به بقعه پیر معروف بوده و مربوط به دوره سلجوقی است که حدود 70 سال پیش به ثبت ملی رسیده است. بخشی از آن توسط کارشناسان و مرمت‌گران استان قزوین مرمت شده که این کار باعث آسیب دیدن بنا شده و حالت اصلی خود را از دست داده است. دودکش‌های آتشکده نابود شده اما قسمتی که توسط کارشناسان اصفهانی مرمت شده، قابل قبول است و بخش عمده آن به‌خصوص در قسمت گنبد‌ها در انتظار اعتبار برای مرمت است.
سلیمانی می‌گوید: سردر این بنا دارای کتیبه‌ای بزرگ بوده که در دهه 40 خورشیدی به سرقت رفته است. گفته می‌شود متن کتیبه با این مضمون بوده که اینجا مکانی است که زمین آباد دارد، درختان فراوان دارد و آب فراوان برای کشاورزی دارد. همین‌طور باید گفت هفت نیم‌ستونی که در کنار در آن قرار دارد مربوط به امشاسبندان است که در دو طرف تکرار شده است. بارها به سرداب این بنا هم دستبرد زده‌اند و شایعات زیادی هم در مورد اشیای این بنا گفته شده است که امروز به خاطر وجود سارقان روی سرداب پوشیده شده است.
این کارشناس گردشگری می‌گوید: تمامی اطراف بنا با فاصله نزدیک به یک متر از سطح زمین تا کف باز است؛ به دلیل اینکه هوا در آن جریان پیدا کند و نم و رطوبت به آن نفوذ نکند. طبق آنچه تا به حال گفته شده این بنا آتشکده بوده و ارتباطی به اماکن مذهبی ما ندارد. به نظر می‌رسد با توجه به گچبری‌ها و معماری داخل بقعه، زمان ساخت آن مربوط به سلجوقیان باشد. نمونه معماری این بنا در منطقه وجود ندارد.
گفته می‌شود باز‌سازی اساسی در دوره سلجوقیان روی این بنا صورت می‌گیرد و کاربری بنا تغییر پیدا می‌کند اما همچنان بین مردم منطقه از احترام ویژه‌ای برخوردار است.
این راهنمای گردشگری در پایان می‌گوید: از ویژگی‌های این بنا این است که سقف آن دوپوش است. همچنین در گچبری‌های داخل بنا از شکل‌ها و نمادهایی از برگ، شاخه و خوشه‌انگور استفاده شده است. این مساله نشان می‌دهد انگور اهمیت بسیاری از گذشته تا امروز بین مردم منطقه داشته است. ما امیدواریم هرچه زودتر بقعه پیر و دیگر بناهای شهرستان تاکستان مرمت شود و به صورت دائمی مورد بازدید گردشگران و شهروندان قرار گیرد.
محلی‌ها چه می‌گویند؟
یکی از ساکنان اطراف بقعه می‌گوید: در گذشته اطراف بنا قبرستان بود و در این بنا همیشه بسته بود. من که 80 سال است در این محله زندگی می‌کنم اولین بار است وارد اینجا می‌شوم. او می‌گوید: اسم اینجا پیر است. چندین‌بار سیل آمده و همه ساختمان‌های اطراف خراب شده، اما اینجا تخریب نشده است. اینجا آنقدر قدیمی است که تا به حال 10 نگهبان را پیر کرده است.
وقتی قبرستان قدیمی خراب و به جای آن پارک درست شد تنها قبر سیدحسین و سیدفضل‌الله باقی ماند که بعدها بر آن یک گنبد ساختند و حالا مردم می‌آیند در اینجا شمع روشن می‌کنند.
تاکستان با داشتن آثار طبیعی و تاریخی کهن، فرهنگی غنی و آیین‌های زیبا مانند جشن انگور می‌تواند به یک منطقه با مسیر گردشگری در استان قزوین تبدیل شود، اما آثاری مانند قلعه‌دختر، میل خرم‌آباد، تپه خله کوه، تپه نرگه و حتی امامزاده‌ها و بقاع متبرکه از وضعیت خوبی برخوردار نیستند. درصورتی که این وضعیت ادامه پیدا کند ممکن است به‌زودی بخش بزرگی از 300 اثر شناسایی شده تاکستان نابود شود.
آموزش و آگاه‌سازی جوامع محلی و تغییر نگرش شهروندان نسبت به آثار و اشیای تاریخی در کنار حمایت و برنامه‌ریزی مسئولانه مدیران لازمه نجات آثار کم‌نظیر این شهرستان است تا در کنار شهر قزوین هویت خود را بازیابد.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/10788

شماره : 131 | تاریخ: 1393/02/27


برچسب ها: گردشگری تاکستان ، فرهیختگان ، قزوین میراث فرهنگی ، آتشکده تاکستان ،

مراسم پیر شالیار در اورامان تخت به‌خاطر حضور گردشگران برگزار نشد

می خواهیم روستا بمانیم

http://farheekhtegan.ir/fa/news/9891


شماره : 119 | تاریخ: 15/2/93

حسین زندی


آیین «کومسای» مراسمی است که هرساله در نزدیک‌ترین جمعه پیش از نیمه‌اردیبهشت در شهر اورامان تخت استان کردستان برگزار می‌شود. روز جمعه 12 اردیبهشت امسال نیز هزاران نفر از علاقه‌مندان و گردشگران، همچنین پیروان پیر شالیار اورامی به اورامان آمده بودند تا این روز را جشن بگیرند، اما مراسم برگزار نشد و میهمانان پیر شالیار اورامی نتوانستند به آرزوی خود برسند. گفته می‌شود مخالفت ماموستای اورامان به علت حضور زن‌های غیربومی در این مراسم بود. مراسم بهاره پیرشهریار اورامی مربوط به سنتی است که پیر شالیار در آن به‌عنوان حکم و برنامه‌ریز در یک نشست عمومی با بزرگان منطقه به مشکلات دهقانان و کشاورزی مردم منطقه می‌پرداخته است. صدها سال است در بزرگداشت این نشست ساکنان اورامان آیین‌های این روز را گرامی می‌دارند. محمد میرزایی یکی از اهالی اورامان می‌گوید: ماموستا (شیخ) به خاطر حضور زن‌ها در مزار پیر شالیار با اجرای مراسم مخالفت می‌کند. ماموستا ظاهرا با عمومی شدن مراسم مخالف است. چون معتقد است این مراسم برای حل مشکلات مردم و برنامه‌ریزی روستا بوده و مردم دیگر نیاز به ریش‌سفید و برنامه‌ریز ندارند و نیازی هم به اجرای این مراسم برای آنها نیست. میرزایی می‌گوید: در این مراسم پس از گردآمدن مردم بر سر مزار پیر بزرگان و شیخ‌های محلی جمع می‌شوند و ماموستای بزرگ قصیده‌خوانی می‌کند و سپس دراویش و صوفی‌های منطقه برنامه ذکر را همراه دف‌نوازان اجرا می‌کنند. در این مراسم غذاهایی مثل دلمه و کلانه به صورت نذری بین میهمانان پخش می‌شود.
مراسم کومسای که قرار بود با شعار «احترام به فرهنگ جامعه میزبان و حفاظت از محیط‌زیست» برگزار شود، ناتمام ماند و با حاشیه‌هایی نیز همراه بود. نبود برنامه‌ریزی و ساماندهی مسافران، منظم نبودن پارکینگ، انباشت زباله و مناسب نبودن سرویس بهداشتی نه‌تنها باعث اعتراض مسافران شد بلکه داد میزبانان و ساکنان اورامان را نیز درآورد.
اورامان برای پذیرایی از گردشگران بودجه می‌خواهد
سیدصابر حسینی، شهردار اورامان تخت می‌گوید: مناطقی که گردشگر به آن مراجعه می‌کند هیچ‌وقت برای افراد راضی‌کننده نبوده است. باوجود اینکه تنها مدت دو سال از شهرشدن اورامان می‌گذرد اما بودجه، امکانات و سرفصل‌های اعتباری در نظر گرفته‌شده برای آن بسیار ناچیز است و جوابگوی انتظارات برنامه‌ها نیست. ما همیشه با کمبود بودجه دست و پنجه نرم می‌کنیم. حسینی می‌گوید: در اورامان با توجه به بافت تاریخی و طبیعی و نوع معماری‌ای که دارد، کار کردن سخت و هزینه‌بر است. باید توجه داشت مسئولیت مشکلات تنها با شهرداری نیست، اداره اوقاف و میراث فرهنگی نیز متولی اینجا هستند. مواردی مانند مشکل سرویس بهداشتی متوجه میراث فرهنگی نیز است. شهردار این شهر تاریخی ادامه می‌دهد: با توجه به ظرفیتی که اورامان دارد می‌تواند جمعیتی به مراتب بیشتر از آنچه امروز به اینجا آمده است را بپذیرد. شرایط توپوگرافی و طبیعی در اینجا بسیار خوب است اما امکانات و شرایطی برای نگهداری و اقامت گردشگر نداریم. وقتی امکانات نهادهای مسئول ضعیف باشد ارائه خدمات نیز ضعف خواهد شد. ما چون خدمات به مسافران ارائه نمی‌دهیم، برای بازدید‌کنندگان ورودی در نظر نگرفته‌ایم. درباره پارکینگ هم باید این مساله را در نظر گرفت که در طول سال تنها دو روز ما با ورود انبوه گردشگر روبه‌رو هستیم؛ نیمه بهمن ماه در مراسم عروسی پیر شالیار و امروز که جزء شلوغ‌ترین روزهاست؛ پس توان ساخت پارکینگ برای دو روز را نداریم اما محوطه‌ای را مسطح کرده‌ایم که صدها اتومبیل می‌توانند در آن پارک کنند. نکته دیگر اینکه تنها شهری که در آن جایگاه دفع زباله به صورت مکانیزه وجود دارد، اورامان تخت است. حسینی در ادامه می‌گوید: درحال حاضر این شهر گاز، سیستم فاضلاب و آب ندارد، با این شرایط عملا شهرداری خلع‌سلاح است چون من نمی‌توانم معبر شهر را درست و کوچه‌ها را سنگفرش کنم به این علت که هر هزینه‌ای صرف شود بیهوده است. مثلا یک سال اداره گاز اعتبار و بودجه دارد اما اداره آب ندارد. با توجه به اینکه اورامان زیرساخت ندارد کار عمرانی در آن بیهوده است. از طرفی هم اگر اورامان گازکشی داشته باشد شرایط از آنچه امروز می‌بینیم بدتر خواهد شد. من برای حل این مشکلات از طریق نماینده مجلس و فرمانداری پیگیری کرده‌ام، حتی نزد معاون عمرانی وزیر کشور هم رفته‌ام همه این دوستان می‌گویند انشاءالله حل می‌شود، ما هم چاره‌ای جز توکل به خدا نداریم.
می‌خواهیم اورامان روستا بماند
اما فرزاد نویدی، خبرنگار و دوستدار میراث فرهنگی در کردستان مخالف نظر شهردار اورامان است. او می‌گوید: تقریبا کردستان 1730 روستا دارد. در دولت نهم و دهم که اقدامات سیاسی همه مسائل را تحت‌الشعاع قرار داده بود برخی روستاها نیز از این سیاست آسیب دیدند. در این استان بیش از 10 روستا تبدیل به شهر شد. درحالی که قرار بود روستاهایی که بیش از 10 هزار نفر جمعیت دارند شامل این برنامه شوند اما در نهایت، روستاهایی با جمعیت بیش از سه هزار نفر قربانی این سیاست شدند؛ اورامان نباید شهر می‌شد. نویدی می‌گوید: ما بارها اعتراض کردیم اینجا را به روستا برگردانید. هیچ‌گونه زیرساختی برای شهر شدن در اینجا وجود ندارد. دیگر اینکه منطقه اورامان یک بافت پلکانی دارد و وقتی شهرداری ورود پیدا می‌کند این بافت‌ها نمی‌توانند مقاومت کنند و سازه‌های جدید جای بناهای بومی را می‌گیرد، در نتیجه بافت آن دگرگون می‌شود، معماری قدیم از بین می‌رود و جذابیت گردشگری نیز نابود می‌شود. به نظر من تنها چاره این است که دوباره اورامان به عنوان روستا معرفی شود. اما شهردار گفته‌های این فعال مدنی را نمی‌پذیرد و می‌گوید: باید توجه داشت امروز دیگر هیچ‌وقت یک شهر تبدیل به روستا نمی‌شود و این مساله از نظر تقسیمات جغرافیایی و سیاستگذاری قابل بازگشت نیست. اما با توجه به ظرفیت‌ها و شرایط موجود پیشنهاد می‌کنم اورامان، سروآباد و زریوار به عنوان یک مسیر گردشگری معرفی شوند. این مسیر می‌تواند سرمایه‌گذار در این زمینه جذب کند و بودجه و اعتباری به آن اختصاص یابد. مثلا اگر دولت 15 میلیارد هزینه کند و یک مسیر گردشگری تعریف کند ممکن است بتوان این مشکل‌ها را برطرف کرد. غفار عبداللهی مسئول خانه پیر شالیار می‌گوید: ما اهالی اورامان از مسئولان دولتی انتظار داریم این وضعیت را درست کنند، شما اگر کوچه‌ها را نگاه کنید پر از آشغال است. از وقتی اینجا شهر شده مثل ویرانه‌ها شده است.
وقتی روستا بود خیلی بهتر بود، آن موقع ما زباله‌ها را خودمان جمع‌آوری می‌کردیم، اما حالا می‌گوییم در شهر زندگی می‌کنیم، شهر ما هم شهرداری دارد و زباله‌ها در کوچه‌ها می‌ماند. عبداللهی می‌گوید: فقط اسم اینجا شهر است. هیچ‌چیز آن به شهر نمی‌ماند. در جایی که همه درآمد مردم آن از راه کشاورزی است. نمی‌توان اسم شهر برای آن گذاشت. ببینید روستایی را که در همسایگی ماست. اگر هزینه برق آنجا را شش تومان با آنها حساب می‌کنند، هزینه مصرف برق اورامان با تهران برابر است. شهر شدن به جز هزینه برای ما چیزی نداشته است. همان‌طور که می‌بینید لوله‌کشی‌ها هم هوایی است، زمستان‌ها یخ می‌زند و تابستان‌ها می‌پوسد.


برچسب ها: روستای اورامان تخت ، پیرشالیار ، کردستان ، مراسم کومسای ،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

اختلاف نظر میراث همدان و قاچاقچیان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،باستان شناسی ،

گزارش فرهیختگان از تپه تاریخی روستای علوی همدان

اختلاف نظر میراث و قاچاقچیان

http://farheekhtegan.ir/fa/news/9701


شماره : 117 | تاریخ: 13/2/ 1393

حسین زندی
 


زمستان سال ۱۳۹۲ تپه تاریخی روستای علوی ملایر دو بار مورد تعرض قاچاقچیان قرار گرفت و حفره عظیمی با ماشین‌آلات سنگین در آن ایجاد شد. استفاده از بیل میکانیکی و تریلر و همچنین سماجت حفاران غیرمجاز باعث به وجود آمدن پرسش‌ها و ابهامات فراوانی شد که همچنان بی‌پاسخ مانده است. اما اتفاق دیگری که در اواخر فروردین افتاد نه تنها پرسش‌ها را بیشتر کرد بلکه تعجب همگان را برانگیخت. پس از حضور باستان‌شناسان و افرادی از یگان حفاظت میراث فرهنگی و حفاری فاقد حکم کاوش، مدیران میراث فرهنگی همدان تصمیم به پر کردن این گودال بزرگ گرفتند. این اقدام میراث فرهنگی باعث تخریب بیش از ۸۰۰ متر از سطح این محوطه باستانی و نابودی حدود دو متر از ارتفاع خاک تپه و بقایای آن شد. هرچند مدیر کل میراث فرهنگی همدان در مصاحبه‌ای با یکی از رسانه‌ها اعلام کرد که «اینجا چندان ارزش تاریخی ندارد». به گفته اسماعیل رضایی، عضو سابق شورای روستای علوی افراد منتسب به میراث فرهنگی نه حکمی داشتند و نه برنامه‌ای برای حفاری. آنها تنها باعث خراب‌تر شدن ذهن اهالی منطقه شدند.

روستای علوی جوکار همدان در روزهای گذشته از مناطق خبرساز کشور بود، دو مورد حفاری غیرمجاز با بیل مکانیکی و تخریب یک تپه تاریخی در کنار این روستا و سومین حفاری که توسط کارشناسان میراث فرهنگی انجام شد و نتیجه شدت تخریب این حفاری بیشتر از دو مورد اول بود و مهم‌تر از همه اظهارات متولیان میراث فرهنگی که گاه این حفاری‌ها را انکار کردند و گاه ارزش تاریخی تپه را به سخره گرفتند. اما اهالی روستا و دوستداران میراث فرهنگی همدان می‌گویند ماه پشت ابر نخواهد ماند و به زودی مساله روشن خواهد شد و تاریخ و آیندگان در مورد کسانی که هویت و گذشته مردم این سرزمین را بی‌ارزش می‌خوانند، قضاوت خواهند کرد.
مجید فرهمند از اهالی روستای علوی و همیار محیط‌زیست می‌گوید: اسفند ماه گذشته پس از مشاهده حفاران غیرمجاز به پاسگاه زنگ زدیم که گفتند نیرو نداریم. اما مساله‌ای که بعد از این اتفاق‌ها پیش آمد باعث شد مردم روستا به همه کسانی که وارد روستا می‌شوند، شک کنند چون اداره میراث‌فرهنگی به مردم روستا پاسخ شفافی نداد. این شاهد عینی می‌گوید: کسانی که از اداره میراث‌فرهنگی آمده بودند نامه‌ای به مردم نشان دادند که حکم حفاری نبود و مردم عصبانی شدند و نامه را پاره کردند و از آنها خواستند یک حکم از فرمانداری بیاورند که نیاوردند. مردم روستای مجاور یعنی روستای «کردخورد» هم آمدند وکمک کردند تا جلوی این کار گرفته شود. پرسش ما این است ماشین‌آلاتی که مردم روستا از قاچاقچیان گرفتند و تحویل پاسگاه دادند، کجاست و سرنوشت و حکم قاچاقچیان چه شد؟
اردشیر ثریایی یکی دیگر از دوستداران میراث‌فرهنگی در همدان می‌گوید: روستای علوی دارای دو تپه تاریخی و یک امامزاده قدیمی است و در کنار آن روستای کردخورد واقع شده که بزرگ‌ترین قلعه تاریخی غرب کشور در آن قرار دارد. همچنین طبیعت زیبا و گونه‌های مختلف جانوری منطقه به عنوان یک ظرفیت گردشگری می‌تواند مورد بهره‌برداری قرار گیرد و از نظر اقتصادی مردم منطقه را تامین کند. اما متاسفانه مدیریت حاکم بر اداره میراث‌‌فرهنگی همدان چنین اعتقادی ندارد و می‌گوید تپه تاریخی علوی ارزش چندانی ندارد، چون شی یا سفال در آن پیدا نشده است. ثریایی می‌گوید: آیا با یک روز کاوش آن‌هم به صورتی که شرح آن در رسانه‌ها آمده می‌توان به نتیجه رسید که یک منطقه ثبت‌شده ارزش تاریخی ندارد. بخشی از ساختمان بقعه شاهزاده ابراهیم که متاخر است، مربوط به دوره قاجار است و برجی که در کنار تپه واقع شده و هنوز سرپاست قدمتی تاریخی دارد که با کمال تاسف مدیریت میراث‌فرهنگی همدان می‌گوید ارزش تاریخی ندارد و در کمال تعجب باید بپذیریم! آیا ما آثار دوره قاجاریه را به عنوان آثار تاریخی به رسمیت نمی‌شناسیم؟ ظاهرا این سازمان با همین اعتقاد بخش بزرگی از تپه را بر اثر دپو کردن روی گودالی که قاچاقچیان حفر کرده بودند، نابود کرده است. علی رضایی از دیگر اهالی روستای علوی درباره تخریب این تپه تاریخی می‌گوید: مزار شاهزاده ابراهیم یک مکان مقدس است، علاوه بر اینکه امامزاده است از پنج نسل پیش آرامگاه روحانیان روستا نیز اینجاست و با وجود آثار تاریخی اطراف تپه انتظار ما این است که میراث فرهنگی از آن محافظت کند. اما نه‌تنها محافظت نکرد بلکه از اداره میراث‌فرهنگی هم آمدند تخریب کردند. با بیل و ماشین‌های پلاک قرمز آمدند و تپه را شخم زدند درحالی که مجوز حفاری هم به ما نشان ندادند. رضایی می‌گوید: ما روستا‌زاده و روستانشین هستیم، اما می‌خواهیم جواب ما را بدهند که چرا با بیل مکانیلی روی این تپه تاریخی و این مکان مقدس می‌روند و تخریب می‌کنند. امیدواریم پیگیری شود. ما کاری با هیچ چیز نداریم، حتی اگر کار نداشته باشیم اینجا امامزاده است و آثار تاریخی هست و... معماری که اینجا دارد برای ما ارزشمند است و باید حفظ شود. هم معماری بنای شاهزاده ابراهیم و هم بقایای تپه تاریخی با ارزش است و معماری ایرانی اسلامی که در آن است باید نگهداری شود. ما می‌خواهیم بنا‌ها بازسازی شود. او می‌گوید: میراث‌فرهنگی همدان توجهی به آثار این روستا ندارد. ما وقتی می‌خواستیم سقف گنبد شاهزاده ابراهیم را ایزوگام کنیم هیچ کمک و نظارتی هم نشد. متاسفانه قاچاقچیان از ارزش این تپه خبر دارند اما میراث‌فرهنگی استان می‌گوید ارزش تاریخی ندارد.


برچسب ها: روستای علوی همدان ، جوکار ملایر ، فرهیختگان ، میراث فرهنگی همدان ، تخریب تپه تاریخی علوی ،

پنجشنبه 8 اسفند 1392

نگاهی به موسیقی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،

نگاهی به موسیقی همدان

حسین زندی روزنامه نگار

تنوع موسیقی بین اقوام ایرانی کم نظیر است و رنگ وبوی هر یک برخاسته از خصلت ها ، ویژگی های رفتاری و فرهنگی آنان است. همدان نیز از شهرهایی است که از این گوناگونی و رنگین کمان بهره برده است. استان همدان نمونه ای از این تنوع قومی را در خود جای داده است که جز سرمایه های فرهنگی این شهر به شمار می آید. سکونت اقوام لر، کرد و ترک با تیره های مختلف به این تنوع غنا بخشیده است. در این استان روستاهایی وجود دارد که به دلیل دارا بودن این امتیاز یعنی موسیقی محلی شناخته می شود ،مانند روستای تاجی آباد که گروه های موسیقی محلی زیادی از گذشته های دوردر این روستا فعال بوده اند. اما شاید به دلیل همین گوناگونی نمی توان به یک گونه و نوع موسیقی تکیه کرد و گفت همدان یک موسیقی خاص دارد و یا دارای یک مکتب موسیقایی است. موسیقی در گذشته خاصیت پیام رسانی و رسانه ای داشته است و به عنوان یک رسانه بین مردم کارکرد داشته است ، موسیقی همدان را نیز دراین چارچوب باید نگریست.

از گذشته موسیقی در همدان آگاهی چندانی در دست نیست گاهی در سفرنامه ها سیاحان اشاره ای به گروه های موسیقی که در بزم ها و مهمانی ها می نواختند ویا همراه کاروان ها در منزلگاهها برای مسافران برنامه اجرا می کردند، سخن گفته اند. امااثری که گویای تاریخ و سرگذشت این هنر درهمدان باشد راشاهد نبوده ایم ، با این حال نشانه های از این هنر درفرهنگ شفاهی مردمان این شهر دیده می شود. باید توجه داشت نمی توان این مسئله را نادیده گرفت که اگراین منطقه موسیقی نداشت پس این همه شهروند و فعالان این عرصه از کجا آموخته اند؟

از یک قرن گذشته فعالیت در عرصه موسیقی رواج داشته است که نگاهی به افراد و استادان شاخص موسیقی امروز ایرا ن گواهی بر این مدعاست.اگر بخواهیم از افراد تاثیر گذاردر اوایل قرن حاضر نام ببریم نمی توانیم به آثار مهمی دست پیدا کنیم. اما همان تعداد اندک و نام هایی که وجود دارد خود معرف اهمیت موسیقی این شهر است .همچنین آمد وشد مفاخر موسیقی ایران مانند قمرالملوک وزیری ، مرتضا خان نی داود به همدان و حضور شاعر ملی کشورعارف قزوینی دراین شهررا در اشاعه و ترویج موسیقی همدان نمی توان نادیده گرفت.

افراد موثر در موسیقی همدان را به دو گروه می توان تقسیم کرد ، گروهی که بیشتر فعالیتشان در عرصه آموزش بوده است. و گروهی که در کنار آموزش به نوازندگی نیز می پردازند.

بزرگانی مانند سیف الله گلپریان، برق لشکری ، آسایش و قیطاسی از گروه نخست بودند که هنرمندان بسیاری که در سطح ملی فعال هستند از شاگردان این استادان بودند واین گروه کمتر به اجرای کنسرت پرداختند اما تاثیر فراوانی در رشد هنر شهر داشتند ، به طور مثال گلپریان و برق لشکری افزون بر آموزش موسیقی مدت ها به پرورش بازیگر تئاتر و کارگردانی در این حرفه مشغول بودند و شمار زیادی از افرادی که امروزه در حوزه نمایش فعال هستند از شاگردان این دو بزرگوار هستند آنان انتخاب و آهنگسازی نمایش هارا خود به عهده داشتند . اما هنرمندانی مانند زنده یاد جمالی، حسن دانشفر در کنار آموزش، به نواختن و اجرای کنسرت و نوازندگی در برنامه های رادیویی را نیز در کارنامه خود دارند . زنده یاد حسن دانشفر همزمان با تاسیس رادیو همدان ، بیشتر روزها برنامه زنده رادیویی اجرا می کرد ودرکنار نوازندگی ویولن به خوانندگی نیز می پرداخت و استاد جمالی نیز از نوازندگان برنامه گلها به شمار می رود. از این نسل تنها استاد آسایش امروز در میان ماست و بقیه از دنیا رفته اند.

در نسل بعد به نام هایی چون زند یاد داریوش زرگری ، شهرام گلپریان محمد علایی می توان اشاره کرد.و ده ها تن ازجوانان و هنرمندانی که اکنون جز افتخارات این شهر کهن به شمار می آیند.

در کنار هنرمندان یهودی شهر که خدمات زیادی به موسیقی همدان داشتند ،نقش ارامنه در موسیقی همدان را نمی توان نادیده گرفت به ویژه در دورانی که مردم مسلمان نگاه مثبتی به موسیقی نداشتند این دو قوم افرادی را داشته اند که به نوازندگی وخوانندگی می پرداختند، از ایشان نیز به هنرمندانی مانند خانواده دردریان می توان اشاره کرد.

-موسیقی عامه پسند و گروه هایی که در جشن ها برنامه اجرا می کردند مانند خانواده عزیزخان و دو زن که هر دو ملوک نام داشتند را مردم همچنان فراموش نکرده اند، این گونه از هنر موسیقی و موسیقی فولکلور همدان درکنار موسیقی سنتی به حیات خود ادامه داده است و امروز نیز تعدادی در این رشته فعال هستند ، به خصوص در شهرستان ها و روستاها گرایش بیشتری به این رشته وجود دارد.

ندای ابوذز ویژه نامه موسیقی


برچسب ها: موسیقی همدان ، هفته نامه ندای ابوذر ، هنر موسیقی در همدان ، بزرگان موسیقی همدان ،

دوشنبه 5 اسفند 1392

غار کرفتو پنهان زیر آوار ناآگاهی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،روزنامه ها ،زیست بوم ،

گزارش فرهیختگان از حال و روز غار کرفتو

پنهان زیر آوار ناآگاهی

http://farheekhtegan.ir/fa/news/5298


حسین زندی


دیدن آثار طبیعی و تاریخی در کشور ما همیشه لذت‌بخش نیست و حس زیبایی، شکوه و غرور را به بیننده القا نمی‌کند. گاهی حسرت نابودی و از بین رفتن یک اثر تاریخی یا طبیعی انسان را متاثر می‌کند، گاهی جایگزینی یک سازه جدید در محل تاریخی و طبیعی و گاهی تجاوز به حریم آثار نگرانی به بار می‌آورد. یادگاری‌نویسی روی آثار باستانی، تاریخی و طبیعی یکی از این موارد است. خراش سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید، حتی نوشتن یادگاری روی درختان کهنسال از این نمونه است، اما یکی از وحشتناک‌ترین صحنه‌هایی که هموطنان در دل یکی از مهم‌ترین آثار طبیعی و باستانی کشور خلق کرده‌اند و یک صحنه منزجر‌کننده پدید آورده‌اند، در غار کرفتو است. این پدیده یک عارضه ضدفرهنگی است که می‌تواند در نشان دادن عقب‌ماندگی اجتماعی بعضی از گردشگران این منطقه مفید باشد. این غار در استان کردستان و 31 کیلومتری شمال‌غرب شهر دیواندره و در مسیر شهرستان سقز واقع شده است. بخش‌هایی از این غار عظیم، دست‌کَند است و کتیبه‌هایی از دوران پیش از تاریخ و آثاری از دوره‌های مختلف تاریخی در این اثر شگفت‌انگیز به یادگار مانده است. این غار در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شماره ثبت ۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده ‌است. افزون بر زباله‌هایی که جزء جدانشدنی محوطه‌های گردشگری کشور ماست بازدیدکننده در این غار با دو پدیده مهم روبه‌رو می‌شود؛ یکی بوی تعفن فضولات که در عمق غار به دلیل کمبود محفظه و مجرای کافی بسیار آزار‌دهنده است، اما مهم‌ترین فاجعه دیوارنوشته‌های این غار تاریخی است. تمام دیواره‌های این غار عظیم مملو از دیوارنوشته و یادگاری است. جالب اینجاست که قدیمی‌ترین این نوشته‌ها مربوط به کوهنوردانی است که در دهه 40 و 50 وارد این غار شده‌اند و دیگر تخریب‌ها مربوط به سال‌های اخیر است. همان‌طور که گفته شد در بیشتر آثار این کشور این پدیده مشاهده می‌شود اما غار کرفتو یک پدیده نادر است. در مورد علل چرایی این پدیده دلایل مختلفی بیان می‌شود، یکی از این موارد علت روانی و رفتاری است. یک روانشناس در این منطقه می‌گوید: یکی از ناهنجاری‌های شایع در جوامع، افزایش آمار افرادی است که به تخریب اموال عمومی و فرهنگی دست می‌زنند، این نوع ناهنجاری با نام وندالیسم شناخته شده است. افرادی که در خانواده یا جامعه بیش‌ازحد مورد توجه بوده‌اند و همین‌طور دسته‌ای از افراد که مشکلات و بحران‌های روحی شدیدی را در زندگی خود داشته‌اند در مواجهه با شکست، درصدد انتقام‌جویی به منظور جبران مشکلات با پرخاشگری و صدمه‌زدن به اشیا برمی‌آیند که این خود یک نوع تخلیه انرژی ناشی از ناراحتی‌های درونی افراد است. آرزو احمدی دیوارنویسی‌های غار کرفتو را ناشی از این بیماری می‌داند و می‌گوید: مسائل و مشکلات خانوادگی در دوران کودکی تاثیر زیادی روی رفتار فرد در آینده می‌گذارد و در بسیاری از موارد به تخریب اجتماع به روش‌های مختلف (تخریب اموال عمومی مثل: تلفن‌های همگانی، کتاب، اتوبوس و...، میراث فرهنگی، آسیب رساندن به ورزشگاه توسط طرفداران ورزشی بعد از پیروزی تیم رقیب و حتی تخریب سایت‌های اینترنتی و...)، منجر شده که درنهایت می‌توان گفت فرد تمایل به بروز رفتار بزهکارانه دارد.
عوامل روانی و اجتماعی مانند: احساس درماندگی، اجحاف، ورشکستگی، دلتنگی و ناکامی که منجر به بیزاری فرد از خود و اجتماع می‌شود نیز در ایجاد این مشکل دخیلند و حتی در مواردی، خصوصا در دوران کودکی، دیدن رفتار پرخاشگرانه و آسیب‌رسانی توسط همسالان و هم‌گروه‌ها می‌تواند به عنوان یک نوع یادگیری اجتماعی بر افراد دیگر گروه و اجتماع نیز تاثیرگذار باشد. این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: از مواردی که می‌تواند تا حد زیادی این معضل را در جامعه کاهش دهد می‌توان به آموزش کودکان در خانواده و مدرسه، استفاده از تصاویر و پوسترهای آموزشی و تبلیغاتی متنوع، آموزش از طریق رسانه‌های جمعی (آموزش از طریق برنامه‌های شاد و کارتون برای کودکان)، مشارکت دادن افراد در کارهای مدرسه (به‌عنوان نمونه تمیزکردن کلاس‌ها و سرویس‌های بهداشتی که توسط معلمان و دانش‌آموزان ژاپنی در پایان کلاس‌های مدرسه انجام می‌گیرد) و اجتماع که منجر به ملزم دانستن خود به احترام بیشتر به قوانین و مقررات می‌شود، ایجاد کانون‌های فرهنگی و مجتمع‌های ورزشی توسط شهرداری‌ها در سطح گسترده به منظور تخلیه انرژی نوجوانان و بزرگسالان اشاره کرد. آرزو احمدی می‌گوید: نباید از نقش نهادهای مدنی در آموزش مردم غافل شد. افزون بر این بیماری روانی و رفتاری دلایل اجتماعی نیز دارد. نادیده گرفته‌شدن فرد از سوی جامعه، عقده‌گشایی مخالفت با وضع موجود، مطرح شدن، کتیبه‌نگاری به شیوه پیشینیان، ناآگاهی و نبود آموزش، ترس از مرگ و فراموش شدن پس از مرگ جزء عواملی هستند که باعث می‌شود فرد اقدام به کتیبه‌نگاری به شیوه غارنشینان کند. از آنجا که بشر می‌خواهد اثری از خود بر جا بگذارد تا جاودانه شود و با توجه به اینکه یکی از خاستگاه‌های هنر نقاشی غار است چنین رفتاری از او سر می‌زند.
به گواه پژوهشگران، ایرانیان مردمی شفاهی به شمار می‌آیند و تنبل‌ترین افراد در نوشتن هستند. اما در اینجا به راحتی خلق اثر می‌کنند و یادگار از خود به جا می‌گذارند. مورد دیگری از این کتابت‌ها که در جامعه وجود دارد بر در و دیوار دستشویی‌های عمومی است، خلق اثر در این تابلوها نیز از شاهکارهای برخی از شهروندان است که به نظر می‌رسد تنها در کشور ما این خلق صورت می‌گیرد. اما شیوه برخورد با این بیماری چگونه است آیا نباید چنین مشکل رفتاری را درمان یا مهار کرد؟ مسلما اگر مسئولان اقدام کنند به راحتی می‌توانند از چنین تخریب‌هایی جلو‌گیری کنند.
این پدیده شگفت‌انگیز طبیعی و باستانی در بیشتر مواقع راهنما ندارد. استخدام چند راهنما در عین حال که از تخریب می‌تواند جلوگیری ‌کند به آموزش بازدیدکنندگان نیز کمک ‌کند.
در سال‌های اخیر در بسیاری از اماکن به صورت غیرضروری تابلویی نصب شده با این مضمون «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است» حتی در اماکن آموزشی، دانشگاه‌ها، خیابان‌ها و گاهی در مقابل دستشویی و... آیا نمی‌توان چنین تابلویی در محوطه اینچنین شگفت‌انگیز نیز نصب کرد؟ و از این فناوری در چنین فضاهایی نیز بهره برد؟
ارزان بودن بلیت ورودی این آثار از دیگر علل تخریب‌هاست چرا که باعث شده کشور گردشگری تخصصی را تجربه نکند و حس مسئولیت‌پذیری بازدیدکنندگان کمرنگ شده است.
بازدید‌کنندگان این غارها دو گروهند، کسانی که برای ایجاد اثر به این غار می‌آیند و بازدیدکنندگانی که برای تاسف خوردن و حسرت به اینجا قدم می‌گذارند چرا که گروه دوم از زیبایی‌های غار چیزی نمی‌بینند و آنچه مشاهده می‌کنند این است که غار در زیر ابر ناآگاهی پنهان شده است.


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، غارکرفتو ، کردستان ، دیواندره ، غارهای ایران ، آلودگی غارها ، وندالیسم ،

هنرمندی که با حلبی یادگاری می‌سازد

روزگار فراموش شده پیرمرد «حلبی‌ساز»

حسین زندی


در طول یک قرن گذشته و با ماشینی شدن جوامع صدها حرفه و شغل و هنر دستخوش تغییر و نابودی شده و اهمیت ندادن به این حرفه‌ها روند از بین رفتن آنها را تسریع کرده است. در حالی که برخی از این مشاغل قابلیت تقویت صنایع‌دستی، گردشگری و موزه‌داری را دارند. حلبی‌سازی یکی از این موارد است که به مرور در حال فراموشی است، اما به تازگی یکی از پیشکسوتان این حرفه در همدان اقدام به بازیابی و تولید ده‌ها نمونه از این اشیا کرده تا مردم را با مشاغل و یادگارهای گذشتگان آشنا کند. محمدباقر ضرابیان متولد سال 1313 همدان است. او تا سال 1332 به شغل پدری، یعنی حلبی‌سازی مشغول بود، اما این کار را رها کرد و فروشندگی وسایل ماشین را پیش گرفت. او 56 سال از شغل حلبی‌سازی دست کشیده بود ولی سال 1390 تصمیم گرفت نمونه‌ای از اشیا و آثار حلبی که در گذشته استفاده می‌شد را بسازد و در مجموعه‌ای به میراث فرهنگی اهدا کند. او در طول دو سال توانست 110 قطعه از این ابزار و اشیا را بسازد. ویژگی کارهای ضرابیان در ظرافت آنهاست که با نمونه‌ای دیگر قابل مقایسه نیست. به همین مناسبت گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:

‌ چه چیزی شما را به سمت این کار کشاند؟
سال 1390 روزی با خودم گفتم خدایا به من کمک کن تا چند قطعه‌ از میراث قدیم بسازم تا این میراث به کلی نابود نشود چون دیگر قابل استفاده نبودند. وقتی شروع کردم تعدادی از این آثار و وسیله‌ها را ساختم مورد تایید و تشویق میراث فرهنگی قرار گرفتم و در 12 نمایشگاه شرکت کردم. سه لوح از 12 لوح تقدیری که دریافت کردم لوح برتر است و مقام اول کشور را در این رشته به دست آوردم.
‌شغل شما چه بود؟
شغل پدرم حلبی‌سازی بود و شغل من هم تا سال 1332 همین بود، اما تا سال 90 از این کار دست کشیدم چون این کار کمرنگ شده بود. در این مدت مشغول فروش قطعات ماشین بودم. اما می‌خواستم این یادگار را از خود بجا بگذارم، بنابراین 110 قطعه وسیله و ابزار حلبی ساختم و به میراث فرهنگی اهدا کردم.
‌آثاری که به میراث داده‌اید کجا قرار است نگهداری شود؟ به موزه خاصی می‌رود؟
این آثار را به میراث فرهنگی اهدا کردم که قرار است موزه‌ای درست کنند و اینها را در آنجا به نمایش بگذارند تا اینکه نسل‌های بعد متوجه شوند ما با چه وسیله‌هایی زندگی می‌کردیم.
‌کارهای شما شامل چه وسیله‌هایی است؟
وسایلی از قبیل زیرآب حمام، زیرآب حوض، چراغ فتیله‌ای و نماد آرامگاه بوعلی و... .
‌چه مدت‌زمانی را برای ساختن این قطعات صرف کردید؟
از سال 1390 تا اوایل 1392 روی این آثار کار کردم. یعنی حدود دو سال که مهم‌ترین آنها نماد آرامگاه بوعلی است که پنج ماه روی آن کار کردم و آنها را اهدا کردم به میراث فرهنگی همدان.
‌هنوز هم این کار را ادامه می‌دهید؟
فعلا نه اما امیدوارم بتوانم قطعات دیگری را هم بسازم.
‌اسامی همه قطعات و کاربردشان را نوشته‌اند؟
بله همه فهرست شده است. قرار است یک کتاب به نام چهره ماندگار همدان منتشر کنند و این آثار و کاربردشان را در آن بیاورند.
‌همه این وسایل کاربردی و قابل استفاده بوده‌اند؟
بله همه اینها را آن زمان استفاده می‌کردیم به جز چند قطعه مثل نماد آرامگاه. اما امروز اینها به صورت شیء تزئینی است. هرچند امروز هم قابل استفاده است اما با وسایل و نمونه‌های جدید، دیگر از اینها استفاده نمی‌کنند.
‌چرا کسی تمایلی به حلبی‌سازی نشان نمی‌دهد؟ و چرا حلبی‌سازخانه همدان از بین رفته است؟
گفتم که نمونه‌های جدید آمد، خریدار کم شد و این روزها هم جنس چینی اجازه فعالیت به سازندگان ایرانی را نمی‌دهد. استادکارها هم یا از دنیا رفتند یا از این کار دست کشیدند.
‌چرا شما اقدام به تولید انبوه نمی‌کنید؟
باید بگویم مشکل زیاد است. ارائه کردن سرمایه، کارگاه، سوله، ابزار آموزشی برای دانش‌آموزان و امکانات مناسب بهداشتی که کار کردن در آن جا میسر باشد، کار یک فرد نیست. باید نهاد یا اداره‌ای این وظیفه را به عهده گیرد.
‌این روزها حلبی‌سازخانه‌های همدان چه وضعیتی دارند؟
همه شده است بوتیک لباس و دیگر کسی کار نمی‌کند.
‌تا زمانی که شما فعالیت می‌کردید چه تعداد حلبی‌سازی در همدان فعال بود؟
بیش از 60، 70 کارگاه با چندین کارگر و شاگرد فعال بودند.
‌تولیدات شما در همدان فروش می‌رفت یا به جزء همدان به جاهای دیگر هم صادر می‌شد؟
اطراف همدان، روستاها و برخی شهرهای همجوار خریدار این اجناس بودند، چون مرغوب‌تر از کارهای شهرها و استان‌های دیگر بود.
‌مواد اولیه از کجا تامین شد؟
بعد از جنگ جهانی دوم یعنی شهریور 1320 که من حدود هشت سال داشتم، پدرم مغازه را ترک کرد و آمد منزل و در منزل کار می‌کرد. من هم پیش او در خانه این حرفه را آموختم. بعد از جنگ یعنی پس از سه سال به مغازه پدر رفتم و حلبی‌ساز شدم. این کار تا سال 1332 ادامه داشت اما پس از آن از این کار دست کشیدم. آن زمان نفت از روسیه و انگلیس در داخل بشکه‌های حلبی می‌آمد. نفت را خالی می‌کردند، می‌فروختند و ما حلبی‌ها را می‌خریدیم و این ابزار و وسیله‌ها را می‌ساختیم.
‌تاریخچه حلبی‌سازی به چه دوره‌ای برمی‌گردد؟
من تا جایی که اطلاع دارم به 200 سال قبل برمی‌گردد. البته همیشه مواد اولیه از خارج می‌آمد تا اینکه ورق گالوانیزه وارد شد.
‌حلبی‌سازی چه تفاوتی با آهنگری داشت؟
آهنگری مساله جدایی است که با کوره، دم و... سروکار دارد اما حلبی‌سازی ابزار دیگری دارد.
‌فرزندان شما با این حرفه آشنا هستند؟
یکی از دخترانم و پسرم پزشک هستند و یک دخترم دبیر آموزش و پرورش. کسی را ندارم که این کار را ادامه دهد.
‌آرم و نشانه‌ای که روی کارهای شما حک شده چیست؟
از جنس لاتون بوده که فلز خیلی نرمی است و با چکش و مهر سازگاری دارد و پرس می‌شود.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4817


فرهیختگان 28 بهمن 92

شماره 1316

روزنامه همشهری همدان 61 91


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، حلبی سازی ، محمد باقر ضرابیان ، صنایع دستی همدان ، همشهری همدان ،

شنبه 26 بهمن 1392

گلوله در برابر حیوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،توسعه پایدار ،زیست بوم ،گفتگو ،

فراخوان صدور مجوز حمل اسلحه همدان را به بازار قاچاق سلاح تبدیل کرد

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4417

گلوله در برابر حیوان

حسین زندی


در شش ماهه اول امسال چهار برابر کل سال گذشته در همدان دفترچه مجوز شکار صادر شده است.
مساله شکار در ایران به بحرانی ملی تبدیل شده است. نابودی گونه‌های جانوری موجبات اعتراض حامیان و دوستداران محیط‌زیست را فراهم کرده تا جایی که به تازگی عده‌ای از مخالفان شکار از رئیس محیط‌زیست کشور درخواست کردند مجوز شکار به‌طور کامل متوقف شود. اما آنچه در شهرستان همدان اتفاق افتاده افزون بر این موارد یک مشکل مضاعف را به وجود آورده است. در سال گذشته فراخوانی توسط مدیریت اسلحه و مهمات صادر شد مبنی بر اینکه کسانی که اسلحه بدون‌مجوز یا غیرمجاز دارند می‌توانند با تسلیم و تحویل آن به این مرکز در صورت تایید این نهاد مجوز حمل سلاح دریافت کنند. این فراخوان باعث شد در بیشتر استان‌ها افرادی که سلاح بدون مجوز نگهداری می‌کردند اسلحه‌ها را تحویل این نهاد دهند و پس از مدتی برای بیشتر آنها مجوز صادر شد. اما نتیجه این فراخوان همدان را به مرکز واردات اسلحه قاچاق تبدیل کرد تا جایی که گاهی در مقابل نهاد متولی یعنی «مدیریت اسلحه و مهمات شهرستان» عده‌ای پیش از تحویل اسلحه اقدام به خرید و فروش سلاح می‌کردند. از آنجا که همدان در مسیر قاچاق کالا از استان‌های غربی و عراق به دیگر نقاط کشور قرار گرفته این موضوع باعث شد تعداد زیادی اسلحه توسط مردم همدان از قاچاقچیان برای اخذ مجوز خریداری شود و مانند هر کالایی وقتی تقاضا بالا می‌رود عرضه نیز افزایش پیدا می‌کند؛ تا جایی که پس از صدور جواز اسلحه هجوم شکارچیان به اداره محیط‌زیست باعث شد دفترچه مجوز شکار این اداره تمام شود. در شش ماهه اول سال 92 چهار برابر کل سال90 و 91 در این شهرستان دفترچه صادر شده است. این در حالی است که تعدادی از مالکان اسلحه اقدام به دریافت دفترچه شکار نمی‌کنند و بدون استفاده از سهمیه فشنگ دولتی به صورت آزاد، فشنگ تهیه می‌کنند.
سیدعادل عربی، معاون فنی اداره محیط‌زیست همدان در این باره می‌گوید: آنچه در همدان اتفاق افتاده نشان می‌دهد شهرستان‌های اطراف هم همین رشد را شاهد بوده‌اند. اتفاق بی‌سابقه‌ای که امسال افتاد و هرگز سابقه نداشت، اتمام دفترچه صدور مجوز در همدان بود. این اتفاق در چند شهرستان دیگر هم رخ داد. در سازمان محیط‌زیست هم مجوز تمام شد؛ یعنی اینکه آنقدر مراجعه‌کننده برای اخذ دفترچه زیاد بود که اکنون منتظر ارسال دفترچه از سازمان مرکزی تهران هستیم. آنچه من اطلاع دارم تقریبا چهار برابر کل سال‌های پیشین در شش ماهه اول امسال دفترچه صادر شده است. وضعیت نهاوند بدتر است و تعداد بیشتری دفترچه صادر شده است. البته برخی استان‌های دیگر هم همین شرایط را دارند و با کمبود دفترچه مواجه بوده‌اند اما وضعیت استان همدان بدتر است. همان‌طور که می‌دانید کسانی که اسلحه دارند نیمی از سهمیه فشنگ را می‌توانند تهیه کنند اما نیم دیگر مستلزم این است که دفترچه از سازمان محیط‌زیست اخذ کنند، به همین سبب شکارچیان برای گرفتن دفترچه مراجعه می‌کنند. یکی از تبعات افزایش دفترچه شکار در همدان تهدید گونه‌های جانوری منطقه است. در سال جاری چندین مورد درگیری بین محیط‌بانان و شکارچیان پیش آمد. یکی از این اتفاق‌ها که پرونده آن در محاکم قضایی در حال پیگیری است ورود قاچاقچیان پرنده از جنوب کشور به همدان بود. عربی در این باره می‌گوید: علاقه شیخ‌نشینان خلیج‌فارس به پرندگان شکاری ایران بسیار زیاد است. آنان از این پرندگان به عنوان تفریح استفاده می‌‌کنند یعنی این پرنده‌ها را آموزش می‌دهند تا برایشان شکار کنند. بازار خرید و فروش این پرنده‌ها در جنوب ایران هم داغ است به همین خاطر عده‌ای از اهالی استان‌های جنوبی به‌خصوص بوشهر در فصل پاییز به سمت غرب کشور می‌آیند تا پس از زنده‌گیری و صید پرندگان خود را به این بازار برسانند. ما پس از اطلاع از ورود این تیم اقدام به کمین و دستگیری آنان کردیم. بازداشت این افراد در صورتی موفقیت‌آمیز است که مردم محلی هم همکاری کنند. اینها متاسفانه راهنما‌هایی در استان میزبان دارند که به آنها کمک می‌کنند. ما به با همیاری محیط‌بان در پاییز امسال تیم شکارچی بوشهر را دستگیر کردیم و یک بهله بالابان، 7 بهله دلیجه و تعدادی قمری از آنان به دست آمد که آزاد‌شان کردیم.
شرایط نگهداری پرندگان پیش از آزادسازی در اداره کل محیط‌زیست همدان بسیار بد بود. یکی از کارکنان این اداره به نبود مکان مناسب برای حیوانات و پرندگانی که از شکارچیان می‌گیرند اشاره کرد. اما معاون فنی این اداره می‌گوید: به گمان من تعداد اسلحه‌هایی که دست مردم است با ظرفیت مناطق اصلا تناسب ندارد. بیشتر مالکان اسلحه شکار می‌کنند اما اگر همه اینها بخواهند در طول سال تنها در یک روز یک حیوان شکار کنند صدمه جبران‌ناپذیری به حیات‌وحش کشور خواهند زد. امروز متاسفانه تهیه مجوز اسلحه بسیار آسان‌تر از گذشته است و پیشنهاد من این است که از این روند جلوگیری شود. ظاهرا صلاحیت افراد مطرح است اما از محیط‌زیست استعلام نمی‌شود و به هرکسی که کارت پایان‌خدمت دارد. اسلحه می‌دهند؛ این مساله علاوه بر شکار مشکلاتی برای ما ایجاد می‌کند.
عربی ادامه می‌دهد: بحث فراخوانی که داده شد و برای اسلحه غیرمجاز مجوز صادر شد نیز در سطح ملی و در شورای امنیت ملی بررسی شد و سازمان محیط‌زیست مخالفت کرد اما به نتیجه نرسید. جای خوشبختی دارد که به اسلحه‌های گلوله زن مجوز ندادند، امیدوارم ندهند. اگر اسلحه غیرمجاز گلوله‌زنی هم مجوز بگیرد، دیگر قابل کنترل نیست. امروز بار بسیار سنگینی بر دوش محیط‌زیست است در حالی که امکاناتی در اختیار ندارد به‌خصوص در شرایطی که کشور از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی به سر نمی‌برد. اولین جایی که آسیب می‌بیند، محیط‌زیست است. به‌طور مثال کسانی که اسلحه دارند تلاش می‌کنند از راه شکار خود را سیر کنند. گفته می‌شود در بدن بیشتر پرندگان و حیات وحش کشور ساچمه سربی وجود دارد. صدها نفر منتظر دفترچه هستند، عده‌ای کارت موقت دارند و منتظر اخذ گرفتن مجوز اسلحه‌اند و بعد از آن برای مجوز شکار به این سازمان مراجعه
خواهند کرد.


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، شکار ، حیات وحش ، مجوز شکار ، شکار در همدان ،

آلودگی تالاب شیرین‌سو توسط صیادان

سرما پرندگان تالاب شیرین‌سو را فراری داد

حسین زندی


در آستانه روز جهانی تالاب انجمن‌های فعال محیط‌زیست شهرستان همدان از تالاب شیرین‌سو بازدید کردند.
تالاب شیرین‌سو ازجمله تالاب‌های مصنوعی ایران است که به زیستگاه گونه‌های مختلف جانوری و پرندگان منطقه تبدیل شده است. در این زیستگاه ده‌ها گونه پرنده زندگی می‌کنند. اما امسال به دلیل یخبندان و سرمای زودرس بیشتر پرندگان مهاجرت کرده‌اند. این تالاب در مسیر جاده شهرستان کبودرآهنگ به زنجان و در کنار روستای شیرین‌سو واقع شده است. آب تالاب از طریق یک چشمه و بارندگی‌های فصلی تامین می‌شود و بخشی از آن توسط یک سد کوچک به مصرف کشاورزی می‌رسد. مساحت تالاب حدود 50 هکتار است و در سال‌های اخیر اطراف سد بادام‌کاری شده است. شهرستان کبودرآهنگ با دارا بودن دو منطقه شکارممنوع تنها دو محیط‌بان دارد. یکی از مشکلات اداره محیط‌زیست این شهرستان کمبود نیروی انسانی است. در این بازدید علاوه بر موارد یادشده، منظره و چشم‌انداز تالاب و خدمات موجود و موردنیاز مورد بحث قرار گرفت.
روح‌الله زال‌‌پور، کارشناس پایشی اداره محیط‌زیست شهرستان کبودرآهنگ در پایان این مراسم می‌گوید: تالاب ممنوعه شیرین‌سو با 50 هکتار مساحت تنوع پرنده‌ای خوبی دارد. در فصل‌های کوچ پرندگان با گونه‌های زیادی از پرندگان از قبیل درنا، انواع مرغ آبی، آب چلیک، پلیکان، حواسیل و باقرقره مواجه هستیم. پستاندارانی مثل سنجاب، خرگوش در فصل بهار و تابستان در این منطقه مشاهده می‌شدند، اما امسال چون فصل سرما زودتر آغاز شده سطح تالاب یخ‌زده و پرندگان کم شده‌اند.
این کارشناس در پاسخ به این سوال که آیا تالاب در سال‌های پیش یخ می‌زد، می‌گوید: بله در سال‌های پیش هم یخ می‌زد اما مدت کوتاهی، امسال سرما زودرس بود و یخبندان از آذرماه شروع شد. اکنون تنها چند مرغ آبی و تعدادی حواصیل در این زیستگاه مانده است. در حالی که تا دو ماه قبل بیش از 1000 قطعه مرغابی، 300 غاز و انواع حواسیل در این تالاب زندگی می‌کردند.
زال‌پور در مورد برخورد مردم محلی می‌گوید: خوشبختانه مردم اینجا در این چند سال بنا بر اطلاع‌رسانی‌های صورت‌گرفته، هم علاقه دارند و هم کمک و حمایت می‌کنند. مردم شیرین‌سو در زمینه حمایت از تالاب با محیط‌زیست همکاری خوبی دارند. اداره آب نیز همکاری لازم را دارد و افرادی که به عنوان همیار محیط‌زیست شناخته می‌شوند بسیار کمک‌کننده هستند. خوشبختانه تاکنون با مردم محلی مشکل خاصی نداشته‌ایم.
وی در خصوص ارتباط و تلاش اداره محیط‌زیست برای شکل‌گیری نهادهای مردمی می‌گوید: کبودرآهنگ چندین انجمن در زمینه محیط‌زیست دارد که با این اداره همکاری خوبی دارند. ما برنامه‌های مشترک زیادی اجرا کرده‌ایم. درمورد مشکلات زیست‌محیطی نیز تبادل‌نظر داریم و از نظرات بهره می‌بریم. این نهادها و همکاری‌ها باعث شده مردم محلی آگاهی‌های اولیه را برای حفظ تالاب داشته باشند. امیدواریم در آینده نزدیک هم این فعالیت‌ها بیشتر شود. زال‌پور در پاسخ به این پرسش که شهرستان کبودرآهنگ چه تعداد مناطق حفاظت‌شده یا منطقه شکارممنوع دارد؟ گفت: مناطق حفاظت‌شده در کبودرآهنگ نداریم اما از تاریخ 15 بهمن 1389 تالاب شیرین‌سو منطقه شکارممنوع شده و از پاییز سال 92 نیز منطقه آق‌داغ تا قینرجه به عنوان منطقه شکارممنوع به مدت پنج سال اعلام شد و تحت‌نظر اداره محیط‌زیست این شهرستان است.
زال‌پور در مورد علت مرگ‌و‌میر ماهی‌های این تالاب می‌گوید: متاسفانه سال‌های قبل توسط هیات ماهیگیری استان همدان جشنواره ماهیگیری برگزار شد و نسل ماهی‌ها از بین رفت و شاهد مرگ و میر ماهی‌ها بودیم که تعدادشان نیز بسیار کم شد. کسانی هم که با مجوز برای ماهیگیری می‌آیند صبح یا غروب یک ماهی هم نمی‌توانند بگیرند. با آزمایش‌هایی که انجام دادیم متوجه شدیم که آلودگی آب و مسموم شدن علت آن بوده است. این مسمومیت توسط خوراک و طعمه ماهی که توسط صیادان به آب ریخته شده بود، به وجود آمده است. ما امیدواریم بعد از عید نیز با رهاسازی ماهی بتوانیم گونه‌های مختلف ماهی را احیا کنیم. خوشبختانه این آلودگی‌ها به پرنده‌ها آسیبی نزد. بخشی از پرنده‌ها همه طول سال را در اینجا می‌مانند ازجمله مرغابی‌های سیاه، اما بخشی از پرندگان مهاجرت می‌کنند. محمد پیروز، مسوول هماهنگی این برنامه و عضو انجمن دوستان زمین می‌گوید: همکاری نهادهای غیردولتی و اداره‌ها می‌تواند در پیشبرد برنامه‌های مشترک مفید باشد به‌ویژه مساله محیط‌زیست در کشور باید جدی گرفته شود. شکار بی‌رویه، کم‌آبی، نابودی گونه‌های گیاهی و جانوری ازجمله مواردی هستند که تشکل‌های مردم‌نهاد و سازمان محیط‌زیست ‌باید بیشتر به آن توجه کنند. این دوستدار محیط‌زیست می‌گوید: در همین راستا و همزمان با روز جهانی تالاب‌ها، هفته آینده نیز با اداره کل محیط‌زیست استان همدان برنامه مشترکی در یکی دیگر از تالاب‌های استان به نام «تالاب آق‌گل» خواهیم داشت. این تالاب ازجمله تالاب‌های در خطر است و باید تلاش کنیم احیا شود. امیدواریم رسانه‌ها به‌خصوص رسانه‌های تصویری به این مشکلات توجه بیشتری داشته باشند.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4326


فرهیختگان / 21 بهمن 1392

شماره 1311

روزنامه همشهری همدان



برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، تالاب های همدان ، تالاب شیرین سو ، کبودراهنگ ، همشهری همدان ،

پنجشنبه 10 بهمن 1392

شیرابه پسماند جوانرود درکام شهروندان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،زیست بوم ،گفتگو ،فرهیختگان ،


http://farheekhtegan.ir/fa/news/3335


آلودگی زیست به شهر های کوچک رسید

شیرابه پسماند جوانرود درکام شهروندان

حسین زندی


آلودگی هوا، نبود مدیریت پسماند و به‌طور کلی بحران محیط‌زیست در کشور ما یک امر فراگیر و همیشگی است، استثنا وجود ندارد و نمی‌توان شهر، روستا یا منطقه‌ای را به‌عنوان نمونه نام برد که دچار این معضل خانمان‌سوز نباشد و بری و پاک از آلودگی و تخریب محیط‌زیست یا نابودی گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری باشد. در این رهگذر نمی‌توان به دنبال یک مقصر بود، چراکه هم سیاست‌های نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز دولتی نقش اساسی در این فرآیند دارند و هم مردم و شهروندان بدون مسوولیت‌پذیری و آموزش و با فاصله گرفتن از رفتارهای مدنی به تولید زباله و رها کردن آن در دل طبیعت مشغولند.
به نظر می‌رسد کسی به فکر راهکار نیست یا اقدام قابل‌توجهی تاکنون به چشم نمی‌خورد، در منطقه‌ای زباله‌ها در کنار جاده‌ها رها شده و در نقطه دیگر پس از تجمیع پسماند هر چند روز یک بار آن را در فضای باز به آتش می‌کشند یا در کنار شهری پس از انباشت زباله آن را در زیر خاک دفن می‌کنند. این اعمال بیشتر توسط عوامل مدیریت شهری و کارکنان شهرداری‌ها صورت می‌گیرد و غیاب سازمان‌های مردم‌نهاد، هیچ ‌اعتراض و واکنش اجتماعی‌ای را در پی ندارد، مردم نیز آسان‌ترین راه را برمی‌گزینند.
جوانرود یکی از این شهرهاست که در غرب استان کرمانشاه و در یک نقطه کوهستانی واقع شده است. این شهر در سال‌های گذشته به‌عنوان یک منطقه گردشگرپذیر هدف و مقصد سفر هزاران نفر از علاقه‌مندان توریسم تجاری کشور بوده است و انواع لوازم برقی و اجناس چینی ارزان‌قیمت خانواده‌های زیادی را به این شهر مرزی می‌کشاند.
در ارتفاعات غربی این شهرستان و در فاصله یک کیلومتری مناطق مسکونی بخش بزرگی از جنگل‌ها را نابود کرده‌اند تا محلی برای تجمیع پسماند شهری ایجاد کنند. نزدیکی این نقطه به شهر باعث می‌شود در فصل گرما و تابستان بوی تعفن آسایش شهروندان را بگیرد و هجوم حشرات بیماری‌های جدید را به ارمغان آورد. در فصل‌های دیگر نیز بارش برف و باران روی زباله‌ها موجب تزریق شیرابه در سفره‌های زیرزمینی می‌شود و رودخانه‌ها را آلوده می‌کند. نکته اصلی این است که بخشی از آب نوشیدنی روستاهای پایین‌دست از همین سفره‌ها تامین می‌شود. وزش باد این زباله‌ها را تا شعاع چند کیلومتری در میان جنگل‌ها پراکنده کرده و منظره بسیار ناگواری را پدید آورده است.
یکی از مسوولان خدمات شهری جوانرود که می‌خواهد نامش فاش نشود درباره اینکه چرا مدیریت استانداردی برای دفع زباله صورت نمی‌گیرد و این شیوه موجب بیماری مردم و نابودی محیط‌زیست می‌شود می‌گوید: ما زباله‌ها را پس از تخلیه در این مکان، دپو می‌کنیم و روی آن با لودر و بیل مکانیکی خاک می‌ریزیم، این اقدامات موقتی است و کسی مریض نمی‌شود. زباله‌ها خشک است، آب ندارد اما برای پیشگیری بعضی اوقات زباله‌ها را آتش می‌زنیم.
اما دبیر انجمن ژین و ژینگه البرز در شهر کرمانشاه درباره وضعیت مدیریت پسماند جوانرود، می‌گوید: برمبنای اصول بهداشتی و بهسازی زیست‌محیطی باید زباله‌ها که منشا انواع آلودگی هستند در اسرع وقت دفع شوند، چراکه در غیر این صورت انتشار و انتقال بیماری، ایجاد بوی نامطبوع و چشم‌اندازهای بد و نشت شیرابه زباله‌ها باعث آلودگی شدید محیط‌زیست می‌شود. اما اگر دفع زباله در کنار خانه‌های ما صورت گیرد چه اتفاقی خواهد افتاد. شهرستان جوانرود یکی از شهرستان‌های استان کرمانشاه با چنین مشکلی روبه‌رو است.
محل دفع زباله در این شهرستان به دلیل گسترش ساخت‌وسازها به فاصله 500متری حومه شهر رسیده است. زمانی این محل، تفریحگاهی به اسم شمامه‌ای و دارای آبشاری زیبا به همین نام بوده است که متاسفانه در حال حاضر محل دفع زباله است.
سیامک فتاحی به وظایف شهرداری‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: براساس قانون مدیریت پسماندها در محدوده شهر، شهرداری‌ها رسما به‌عنوان ارگان مدیریت‌کننده زباله‌های خانگی شناخته شده‌اند و شهرداری جوانرود نیز از این امر مستثنی نیست. اما دیده می‌شود این سازمان در این زمینه به درستی عمل نکرده، چراکه نه‌تنها با دفع زباله‌ها، یک مکان تفریحی و توریستی را به زباله‌دانی تبدیل کرده بلکه با آزاد‌سازی زمین‌های اطراف این محل به این مشکل هرچه بیشتر دامن می‌زند. جالب اینجاست که محل احداث مسکن مهر هلانیه جوانرود نیز در فاصله 500 متری از محل دفع زباله‌های این شهرستان است. این فاصله کاملا در تناقض با دستورالعمل‌های بهداشتی دفع زباله‌هاست و ساکنان این ساختمان‌ها با مشکلات بهداشتی و محیطی فراوانی روبه‌رو خواهند شد.
این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: اما پیشنهاد ما در این زمینه این است که قبل از هر کاری شهرداری محل دفع زباله‌های این شهر را با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان بهداشت و محیط‌زیست و همچنین زمین‌شناسی، انتخاب کند و همزمان روش‌های جدید دفع مواد و پسماند را نیز به کار برد. این روش‌ها شامل پیشگیری از تولید زباله، تفکیک زباله‌ها، سوزاندن پسماندهای عفونی با استفاده از دستگاه زباله‌سوز دارای فیلتر و... می‌شود.
فتاحی می‌گوید: پیشگیری از تولید زباله با آموزش فرهنگ‌سازی نحوه کاهش تولید زباله از طرف نهادها و به‌خصوص نهادهای مردمی (انجمن‌های محیط‌زیست)
امکان پذیر است. شهرداری‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از توانایی‌های نهادهای مردمی و استفاده از ایده‌های این نهادها گام موثری در این زمینه بردارند.
تفکیک پسماند خانگی به محض تولید زباله می‌تواند بخش اعظمی از مشکلات بازیافت زباله و آلودگی‌های زیست‌محیطی ناشی از دفن زباله را برطرف کند. می‌توان در منزل از دو کیسه آبی و مشکی استفاده کرد؛ طبق استاندارد باید پسماند خشک در مخزن یا کیسه آبی و پسماند ‌تر در مخزن یا کیسه مشکی رنگ قرار گیرد.


برچسب ها: جوانرود ، روزنامه فرهیختگان ، محیط زیست ، مدیریت پسماند ،

دوشنبه 7 بهمن 1392

مسجدجامع قزوین را دریابید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،

مسجدجامع قزوین را دریابید
http://farheekhtegan.ir/fa/#news/3144?&_suid=138963962718404800560405889356


مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی:
مسجدجامع قزوین را دریابید
 
حسین زندی 

اگر بگوییم شهر قزوین در حوزه مرمت بناها و بافت‌های تاریخی نمونه موفقی است پربیراه نگفته‌ایم اگر چه فاصله زیادی با استاندارد‌های جهانی دارد اما الگویی خاص در کشور به شمار می‌رود؛ چه از نظر تعداد و کمیت و حجم آثار مرمت‌شده و چه به لحاظ کیفیت در مقایسه با دیگر شهرها و چه حضور افرادی که در این شهر تاریخی به کاوش و باستان‌شناسی یا مرمت آثار و بناهای تاریخی پرداخته‌اند. با اینکه بخش بزرگی از بافت مجموعه سعدالسلطنه یا خیابان دولت و چهل‌ستون و... مرمت و بازسازی شده اما نمونه‌هایی از بناها همچنان بلاتکلیف است و جزو آثار در خطر محسوب می‌شود که اگر هرچه زودتر به دادش نرسند، نابود می‌شود. مسجدجامع نمونه‌ای از این آثار است که یکی از مناره‌های این مسجد تاریخی بر اثر سهل‌انگاری مسوولان سال گذشته در آتش سوخت. این مسجد به سبک چهارایوانی و به فرمان هارون‌الرشید و به سال ۱۹۲ هجری ساخته شده که در یورش مغولان به قزوین بخشی از آن (و ازجمله ایوان جنوبی) تخریب و در دوره‌های بعد تعمیر شد.
در همین رابطه با مهدی مجابی، یکی از بزرگان علم مرمت کشور و مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی که از اهالی قزوین نیز است گفت‌وگویی کرده‌ایم که در پی می‌آید:

‌آنچه در قزوین مشاهده می‌شود نسبت به شهرهای دیگر ایران مثبت‌تر و قابل‌تامل‌تر است یعنی آنچه در سعدالسلطنه و دیگر بناها دیده می‌شود کار مهمی در مرمت است و این حجم مرمت و بازسازی را در دیگر نقاط ایران کمتر می‌بینیم. به نظر می‌رسد اتفاق‌های خوبی در زمینه مرمت افتاده اما مواردی وجود دارد که اورژانسی و ضرب‌الاجلی است. برای نمونه به مسجدجامع قزوین می‌توان اشاره کرد که وضعیت خوبی ندارد. به نظر شما درباره این اثر تاریخی چه کاری می‌توان کرد؟
مسجدجامع قزوین از بناهای درجه یک تاریخی ایران و بنای عظیمی است. این بنا از نظر فنی مشکلات زیادی دارد و باید گفت مرمت این پروژه سال‌هاست متوقف شده و این توقف مربوط به سال‌های اخیر نیست؛ در حالی که زمانی پروژه فعالی بود و گروه‌های مرمتی در آن فعالیت می‌کردند اما چند دهه است که مسکوت مانده. اما به نظر می‌رسد در این دوره جدید که در سازمان میراث فرهنگی شروع شده، توجه بیشتری به بناهای درجه یک شود یعنی به جای اینکه ما به بناهای درجه سه و چهار تاریخی اولویت دهیم باید بناهای درجه یک مانند مسجدجامع قزوین، مسجدجامع گلپایگان و اصفهان و مانند اینها را در اولویت مرمت بگذاریم و برای آنها اعتبار و بودجه در نظر گیریم. متاسفانه چندین دهه است کاری نکرده‌اند و صدمات خیلی خطرناکی بر این بناها وارد شده است.
‌عرض کردم انگار یک ضرب‌الاجلی لازم است برای این مورد به‌خصوص، قبلا هم غربی‌ها کار کرده‌اند، حال سوال من این است آیا لازم است برای نجات این بنای کم‌نظیر از متخصصان غربی استفاده شود؟
بله در سال‌های گذشته ایتالیایی‌ها در این مسجد کار کردند و بعد از اینکه آنها رفتند دیگر کاری انجام نشد. اما احتیاج به غربی‌ها نیست در ایران کارشناسانی داریم که می‌توانند از پس این پروژه‌ها برآیند ولی مساله مهم اعتبارات لازم است که در نظر بگیرند.
‌بحث اعتبار پیش آمد. به نظر می‌آید در حال حاضر شرایط جلب مشارکت‌های مردمی برای مرمت بناهای مذهبی تاریخی مثل مساجد آماده است. یعنی باورهای مذهبی مردم می‌تواند در جلب و جذب مشارکت عمومی مفید باشد. پیشنهاد و نظرتان در این باره چیست؟
بله می‌توان استفاده کرد، اما متاسفانه این مسجد از آن بهره‌ای نبرده است. پیشنهاد ما این است که هرچه زودتر به وضعیت مسجدجامع قزوین رسیدگی و از همه موارد و مشارکت‌ها استفاده شود. اداره امور مساجد، سازمان میراث فرهنگی، شهرداری و مردم همه باید متوجه باشند که اولویت با این مسجد است.
‌یعنی می‌توان از گفته‌های شما نتیجه گرفت که نمونه موفقی از مشارکت‌های مردمی در این پروژه اتفاق بیفتد؟
بله می‌تواند اتفاق بیفتد. این پروژه‌ای خوب است اما متاسفانه دچار این بدشانسی شده است.
‌من سوال اول را که کلیشه‌ای‌تر است همیشه آخر می‌پرسم. وضعیت مرمتی شهر قزوین را چطور می‌بینید؟
پیش از این قزوین یکی از کانون‌های مرمت بناهای تاریخی ایران بود اما به دلیلی که من نمی‌دانم این کانون بودن و مرکزیت را از دست داده اما در حال حاضر نمی‌توانیم بگوییم که یکی از کانون‌های موفق مرمت در ایران است.
‌برای بازیابی و اینکه دوباره این اتفاق بیفتد چه کار می‌توان کرد؟
حتما می‌شود تنها تلاش و همت می‌خواهد.
‌در این شهر بزرگان و نام‌آورانی ازجمله زنده‌یاد دکتر پرویز ورجاوند کار کرده‌اند، حضور این افراد چه نقشی در باستان‌شناسی و مرمت شهر قزوین داشته و دارد؟
همان جایگاه که اشاره شد از تاثیر این بزرگان بوده و حتما امروز هم می‌توان به آن نقش رسید. ما امیدواریم در دوره جدید میراث فرهنگی این اتفاق بیفتد و قزوین جایگاه خود را به دست بیاورد.  


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، قزوین ، میراث فرهنگی قزوین ، مسجدجامع قزوین ،

http://farheekhtegan.ir/fa/news/3033


تاسیسات تله‌کابین گنجنامه کوه الوند را می‌بلعد‎

سود شخصی یا منافع ملی؟

حسین زندی


در اهمیت و زیبایی منطقه گنجنامه همدان، به‌ویژه آبشار گنجنامه همین بس که توانسته است داریوش و خشایار هخامنشی را به آنجا بکشاند تا در کنارش، ماندگارترین آثارشان یعنی کتیبه‌های گنجنامه را حک کنند. قرار گرفتن گنجنامه در مسیر راه شاهی که از همدان به عیلام کهن می‌رسید و وجود ضرابخانه حکومتی در رودخانه گنجنامه نشان از اهمیت این منطقه دارد. کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه می‌توانست نکات بسیاری را روشن کند. کوه‌ها، قله‌ها، چشمه‌ها و دشت‌های آن جذابیتی بود که هر سال کوهنوردان و طبیعت‌دوستان بسیاری را پذیرا بود و شاهان و سیاحان بسیاری از آن سخن گفته‌اند مانند ناصرالدین شاه قاجار، فلاندن، راولینسون و هزاران گردشگری که امروزه طبیعت زیبا و کتیبه‌های باستانی گنجنامه به سوی خود می‌کشاند. این دو پدیده تاریخی و طبیعی در کنار هم به خودی خود جاذبه بی‌نظیری برای گردشگران است و نیازی به ایجاد جاذبه‌های مصنوعی نیست؛ مهم‌تر اینکه در محلی که قابلیت ثبت جهانی را دارد نباید با ساخت‌وساز و تخریب جلوی این فرصت را گرفت.
اما از سال 1378 این منطقه را با نصب پایه‌های بتنی به‌عنوان محل احداث تله‌کابین اختیار کردند. نصب پایه‌های اولیه که بدون موافقت میراث فرهنگی همدان ایجاد شده بود با مخالفت دوستداران میراث فرهنگی و فعالان محیط‌زیست مواجه شد به‌طوری که حسین لقمانیان، نماینده وقت همدان در مجلس این موضوع را پیگیری کرد. با این حال این مخالفت‌ها راه به جایی نبرد و سازندگان تنها محل استقرار پایه‌ها را چند متری دورتر از آبشار و کتیبه‌های گنجنامه در نظر گرفتند و در نهایت فاز نخست آن در دشت میشان اجرا شد و همچنان گسترش تاسیسات و تجهیزات تفریحی ادامه پیدا کرد. همان‌گونه که دوستداران میراث فرهنگی پیش‌بینی کرده بودند ادامه این روند به تخریب کوه الوند منتهی شد، به‌طوری که این روزها حلقه محاصره کتیبه‌ها و آبشار گنجنامه تنگ‌تر می‌شود و پیشروی تجهیزات تفریحی به سوی قله الوند تخریب‌های غیرقابل بازگشتی را به جای می‌گذارد.
خطرات پیش رو
در اینجا به اختصار تنها به تعدادی از خطرات پیش روی ساخت تله‌کابین و پیست اسکی در گنجنامه اشاره می‌کنیم:
- دشت میشان به علت ساخت استخر تفریحی و استفاده از چشمه‌های بالادست این دشت در حال خشک شدن است.
- ورود افرادی که آموزش کوهنوردی ندیده‌اند، منطقه را به محل انباشت زباله تبدیل کرده، به‌طوری تلاش‌های فعالان محیط‌زیست برای پاکسازی تاثیری نداشته است.
- ایجاد تاسیسات باعث تغییر وضعیت اکولوژیکی منطقه شده و پوشش گیاهی و جانوری آن را دچار آسیب جدی کرده و بسیاری از گونه‌ها در حال نابودی است.
- معماری بناهای ساخته‌شده به دلیل ناهمخوان بودن با طبیعت منطقه، منظر طبیعی آن را خدشه‌دار کرده است.
- اما مساله قابل توجه در باره تله‌کابین این است که گفته می‌شود فناوری آن مربوط به چند دهه پیش بوده و به صورت دست دوم تهیه شده است و از آنجا که مکرر دچار نقص فنی می‌شود و حتی افرادی نیز دچار سانحه شده‌اند، به نظر می‌رسد دارای استاندارد کافی و ایمنی مناسبی نیست. دیگر اینکه در مکان‌یابی دچار اشتباه شده‌اند، چراکه منطقه الوند در بادخیز‌ترین نقطه همدان واقع شده و به همین دلیل بیشتر فصول سال تله‌کابین تعطیل است. همچنین فرسایش خاک توسط بادهای منفی چهل درجه در زمستان بسیار زیاد است و مصالح و بتن استفاده شده پاسخگوی این فرسایش نیست. حتی سنگ‌ها و صخره‌های این منطقه دچار فرسایش شدید هستند و تحمل چنین باری را ندارند. آنچه مسلم است این است که آسیب دیدن این تاسیسات موجب تخریب هرچه بیشتر کتیبه‌ها، آبشار و طبیعت گنجنامه خواهد شد. تنها پیشنهادی که امروز می‌توان داد این است که گسترش اماکن و تاسیسات تفریحی را متوقف کنند و بیش از این موجب ویرانی جاذبه‌های الوند نشوند.
آیا تاسیسات تله‌کابین گسترش می‌یابد؟
افزون بر نگرانی‌های همیشگی، این روزها اخباری به گوش می‌رسد که موجب نگرانی فعالان محیط‌زیست و میراث فرهنگی را بیشتر کرده، گفته می‌شود به تازگی مسوولان تله‌کابین بخش دیگری از الوند را برای گسترش تاسیسات به جغرافیای این مجموعه افزوده‌اند.
معاون اداره منابع طبیعی و آبخیزداری همدان اما می‌گوید: واگذاری‌هایی که در حیطه منابع طبیعی انجام می‌شود باید طرح مصوب و موافقتنامه اجرایی داشته باشد، شرکت تله‌کابین هم از سازمان گردشگری کشور و هم اداره میراث فرهنگی استان این موافقتنامه را دارد. اسفندیار خزایی می‌گوید: درباره واگذاری‌ها باید بگویم ما همه مجوز‌ها را نداده‌ایم و مجوز بخش عظیمی را راه و شهرسازی داده است. در اجرای ماده 10 زمین شهری، حریم «راه» را به راه و شهر‌سازی واگذار کرده‌ایم اما در هر حال تفاوتی نمی‌کند. ما کارگروه‌های مشترکی داریم که در این راستا فعالیت می‌کنند. او ادامه می‌دهد: از لحاظ توسعه‌ای طرح‌ها و پروژه‌هایی به استان می‌آید که دارای ردیف اعتباری هستند و این ردیف اعتباری از طریق واحدهای ذی‌ربط رصد می‌شود. اگر این اعتبار و بودجه جذب نشود مشکلاتی برای استان ایجاد می‌شود، ما در چارچوب قانون مجبوریم آن قسمتی که واجد شرایط است، واگذار کنیم.
معاون منابع طبیعی همدان در ادامه می‌گوید: صرف اینکه یک جایی تله‌کابین باشد، نمی‌توان گفت تخریب ایجاد می‌شود، اما طرحی که ایجاد می‌شود باید در راستای حفاظت از زیست بوم و محیط طبیعی باشد. در مورد مجوز باید بگویم تماما قانونی است، البته پرونده تخلف هم دارد که در محاکم مطرح شده است، اخطارهایی هم داده شده که توسعه پیدا نکند، استانداری هم رصد کرده و ما نیز به‌عنوان منابع طبیعی معتقدیم از ارتفاع 2800متر به بالا جایگاه شهر و شهر‌سازی نیست.
اما پرسش اینجاست که این چارچوب‌ها و اتفاق‌های قانونی چقدر در راستای حفظ منافع عمومی جامعه و حفاظت از محیط‌زیست بوده است؟ و آیا می‌توان در تمام کوهستان‌ها تله‌کابین ایجاد کرد؟

فرهیختگان 6بهمن 92شماره 1298


برچسب ها: تله کابین گنجنامه ، تخریب گنجنامه ، منابع طبیعی همدان ، روزنامه فرهیختگان ،



ساخت و سازهای جدید معماری روستای رنسانسی همدان را نابود می کند.
مصالح جدید بافت سنگی ورکانه را تهدید می کند.
 حسین زندی - ساخت و سازهای اخیر در روستای ورکانه همدان معماری بوم آورد و منحصر به فرد روستا را تهدید می کند و رفته رفته این معماری جای خود را به بناهای نوساز با معماری غیربومی می دهد.
ورکانه روستایی است با قدمت بیش از چهارصدسال که خانه ها و بناهای عمومی آن از سنگ لاشه ساخته شده است.و اماکنی از دوره قاجار با معماری سنگی و پله ای از جمله دو اسطبل و یک قلعه به جا مانده است.به همین دلیل این روستا در فهرست روستاهای هدف گردشگری استان همدان قرار گرفته است.در سال های گذشته میراث فرهنگی و بنیاد مسکن همدان با ایجاد تفاهم نامه ای به مرمت و بازسازی روستا پرداختند . اما ادامه نداشتن این روند و نبود نظارت باعث شده توسعه روستا، ساختمان سازی با مصالح جدید از جمله سفال و آجر انجام گیرد و بافت قدیم روستا جذابیت خود را از دست بدهد.
یک فعال فرهنگی در همدان می گوید : وقتی روستایی به عنوان هدف گردشگری نامیده می شود در ابتدا باید مسئله آموزش مردم بومی منطقه مدنظر قرار بگیرد تا با مسائل گردشگری و به خصوص گردشگری پایدار آشنا شوند.
اردشیر ثریایی می گوید: نبود آموزش و نظارت درست موجب چنین مشکلاتی می گردد تا پس از ترک نهادهای دولتی روستا به حالت قبلی برگردد و حتی بدتر از گذشته شود. این فعال فرهنگی ادامه می دهد: مسئله دیگری وجود دارد که در این گونه تصمیم گیری ها و عملکردها منافع جوامع محلی در نظر گرفته نمی شود اگر اهالی روستا منافعی از گردشگری داشته باشند هرگز دست به چنین کارهایی نمی زنند. با این که از محورهای طرح بازسازی روستا ، ایجاد تاسیسات اقامتی، منطقه گردشگری ، بازارچه های صنایع دستی ، بازسازی و مرمت ابنیه تاریخی ، تاسیسات آب درمانی و ... بود. هیچ یک از این موارد انجام نشده است ساماندهی محله ها هم بسیار ابتدایی بوده که امروزه درحال نابودی است به طور مثال پوشیده نبودن و کانالیزه نشدن تاسیسات چهره نازیبایی از روستا به جا می گذارد با این که هزینه های گزافی برای مرمت و ساماندهی روستا صرف شده است. با این که گفته می شود این روستاد در فهرست آثار ملی ثبت شده است اما بناهای تاریخی روستا در حال تخریب است سقف دو اسطبل فرو ریخته است و قلعه اربابی امیرطومان که متعلق به دوره قاجار است به طور کامل تخریب شده است . حال روستای ورکانه بدون معماری سنگی و بناهای تاریخی چه جذابیتی برای گردشگران خواهد داشت . روستایی که نگین گردشگری همدان نام گرفته است و به دلیل کاربرد سنگ لاشه ای و معماری پله ای بدان روستای رنسانسی ایران می گویند.
 از مهندس محمد قربانی  می پرسم ،این تهدیدها نه تنها بافت قدیم و محله ها را تحت الشعاع قرار داده است بلکه به حریم بناهای تاریخی مانند قلعه اربابی امیرطومان قراگوزلو نیز رسیده است.امروز یک ناهماهنگی در طراحی معماری کشور به چشم می خورد، این بحران نه تنهادر طراحی شهری بلکه در روستاها به ویژه روستاهای هدف گردشگری مانند ورکانه به چشم می خورد ،از جمله در استفاده از مصالح نا همخوان و جابجایی های مکانی بناها ملموس تر است  چه عواملی در این نا بسامانی دخیل است ؟پاسخ می دهد:
یک بخش مربوط به طراحی است که طراح چقدر دقت کرده باشد بافت گیاهی، توپوگرافی زمین استقرار یافتن روستادر پناه کوه ها و تپه های اطراف  یعنی چگونگی قرارگرفتن موقعیت بنا نسبت به تپه ها ی اطراف باید مد نظر طراح باشد.به طور مثال مادر همدان برف دریم ، باد غرب را داریم ، تپه هم داریم به همین دلیل در همدان و در ورکانه ساختمان ها در پشت تپه پناه گرفته اند.در طراحی باید توجه داشت مامن گرفتن روستا به هرشکل موجود نسبت به کوه ،برف وباد تناسب و مطابق باشدیعنی  مکان یافتگی روستا مطابق با مامن قدیم طراحی شود..روستای ورکانه چنین وضعیتی داردو روستا را نباید جابجا کنیم چون اقلیم منطقه جوابگو نیست.
در طراحی به چنین روستایی باید از زاویه دید پدیدارشناسانه  نگاه کرددر این روش ما با شمردن عناصر،ابعاد واندازه مواجه هستیم.مادردید پدیدارشناسی با حس کلی روح مکان مواجه هستیم و کیفیت فضاهای معماری  وکیفیت انسانی و زندگی روبرو هستیم و کمییت کمتر مورد توجه است ، 
حال دوستان طراح اگر پدیدارشناسانه موضوع را درک کنند  بهتر می توانند اصول کیفی را پیاده کنندنکته دیگر این است که روستا زنده است و باید رشد کند اما ادامه این رشد نباید سرطانی باشد و باید به اندازه و متناسب باشد.
 این مهندس معمار در پاسخ به این سوال  که ، سازمان مسکن وشهرسازی باهمکاری سازمان میراث فرهنگی بخشی از روستای ورکانه را مرمت کرده اند و معابر را بهسازی کرده اند اما پس از اینکه از روستا خارج شده اند اصول مرمت فراموش شده و هرکس با هر مصالحی که دوست دارد ساخت و ساز انجام می دهد و ظاهر امر این استمی رسد نظارتی از سوی نهادها صورت نمی گیرد به نظر می رسد یک خلاء در اینجا وجود داردبرای رفع این مشکل چه کار می توان کرد؟می گوید: 
مادر معماری سه مرحله داریم ، طرح ، اجرا و نگهداری همانطور که گفتم در هر سه مورد باید به پدیدارشناسی توجه کرد در طراحی و اجرا باید به روح مکان توجه کرد مثلا باید مصالح بوم آورد باشد تمام بناها براساس شیب منطقه طراحی شود،از نظر معماری منظر تناسب ابعاد و دیگر تناسب ها رعایت شود.به طور مثال در خانه های قدیمی در یک قاب بزرگ یک پنجره کوچک کار می گذارند اما حالا در همان قاب یک پنجره بزرگ گذاشته می شود  نه مسئله گرمایش و سرمایش رعایت می شود نه به زیبایی منظر توجه می شود. یااگر توجه کرده باشیم تیر های چوبی سقف بیرون زدگی دارداین بیرون زدگی هم عملکرد حفاظت در برابر زلزله و هم زیبایی دارد که متناسب با فضای معماری روستاست و به این نوع معماری هویت می دهد.نه تنها به این موارد توجه نمی شود بلکه سیم و کابل  تاسیسات است که جای زیبایی را گرفته است.
اما پاسخ سوال شما تحت نظارت افراد حاذق اشخاص محلی مانند شوراها باید آموزش ببینند، در روستا پایگاه میراث مستقر شودتا  چنین دخالت هایی صورت نگیرد، رابطه هایی که فضاهای دانشگاهی با بازوان اجرایی مثل نهادهای میراث فرهنگی و مسکن وشهرسازی  و با نهادهای مدنی و جوامع محلی می توانند داشته باشند بسیار سودمند است . طرح های خوبی در بایگانی دانشگاه ها وجود دارد که استفاده نمی شود واگر تجارب برای دانشجو ها واقعی شود هم نهادهای دولتی  راحتتر کار می کنند  و هم نهادهای مدنی و مردم محلی بهره بیشتری می برند.معماران می توانند در این زمینه به آموزش نیروهای محلی کمک کنند.

قربانی به عوامل بیرونی دیگرکه باعث این مشکلات شده است اشاره می کندوادامه می دهد: 
نگاهی که در امروز در جامعه وجود داردنگاه منفعت طلبانه و سودجویی است که باعث می شود کیفیت و دقت فدای کمیت شود در چنین جامعه ای انسانها احساس تعلق به مکان ندارند و به روح زندگی و هنر رنگ می بازد . هرجا چنین اتفاقی زمینه ساز نابودی است نباید بگذاریم این نگاه بر ما پیروز شود

مهندس مهرداد خضریان معتقد است :اگر جامعه محلی متوجه حساسیت موضوع شود، مهمترین تاثیر را در حفظ میراث فرهنگی خواهد داشت. باید توجه کند که میراث پدران خود را حفظ کند چراکه ارزش فرا منطقهای و فرامحلی دارد.
 او می گوید: موضوع دیگر اینکه اگر از روستای ورکانه خارج شویم و از منظری که ناظر بیرونی نگاه میکند ببینیم، عناصر ناطقی که با موضوع گردشگری در ارتباط هستند، بسیار مهمند. مثلا سد اکباتان، سازههای زیر زمینی روستای ارزانفود، فرصتهای مهمی هستند.
اما تهدیدهای مهمی نیز وجود دارد. باغهای پائین دست و روستاهای پائین دست به ویلاها و گردشگاههای شهری تبدیل میشود. مسئله اصلی تهدید زمینخواری است که زمین کشاورزی و منابع طبیعی را تبدیل به ویلا میکند. نابودی زمینهاست که منجر به نابودی گردشگری منطقه میشود. باید طرح آمایش برای کل منطقه و مسیر ورکانه، وجود داشته باشد. که بر اساس ضوابط به وجود آمده است. و در کنار کارشناسان میراث فرهنگی میباید در این پروژه از مشاوران طراحی منظر، استفاده شود. در ابتدا باید طرح فرادست داشته باشیم و سپس به روستاها بپردازیم.
خضریان در ادامه می گوید : فعالیتهای NGO ها در زمینه معماری، فعال کردن مردم را به دنبال دارد. آموزشهای غیر آکادمیک توسط نهادهای مدنی در جوامع محلی ضروری است و میتواند مردم محلی را با ارزش معماری  بومی، پاکسازی محیط زیست و منافع عمومی آشنا کند. این منطقه زمینه آن را دارد که به یک محوطه بینالمللی تبدیل شود و باید مردم منطقه درک کنند که با گنجی مهم  روبرو هستند.
این مهندس معماری می گوید:یکی دیگر از فرصتها و جذابیتهای منطقه، دیوارهای خشکه چین است. تیپ خاصی از معماری که بخشی از منطقه  را شامل میشود.. دیوار باغها که خشکه چین هستند تبدیل به دیوارهای سیمانی و بلوکی میشود. عناصر هویتب خش باید کشف شود و به صورت امروزی استفاده شود. ساخت و سازهای جدید، معماری بومی ورکانه را تهدید میکند. تهدیدهای امروز به مسئلهای به نام طراحی مربوط است. http://farheekhtegan.ir/fa/news/996

شماره : 1275 | تاریخ: 1392/10/03



برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، روستای ورکانه ، گردشگری ، همدان ،

همراهی خانواده ها و آموزش و پرورش در آموزش کودکان
همدان- حسین زندی- خبرنگار همشهری: نهاد آموزش در هر کشوری از زیر ساختهای توسعه به شمار می آید. سابقه این نهاد در ایران نسبت به کشورهای منطقه درخشان تر است. تأثیرگذاری آن را در یکصد سال گذشته، در توسعه سیاسی ایران  و درنمونه هایی چون جنبش مشروطه وملی شدن صنعت نفت میتوان دید. پس از ایجاد نهادهای آموزشی به شیوه نوین در ایران و پس از تاسیس دارالفنون تهران و رشدیه  تبریز،همدان از نخستین شهرهایی است که از این فرصت و موهبت برخوردار شد. همدان این فرصت را مدیون گوناگونی وتنوع فرهنگی شهر بود وهمزیستی با باورمندان ادیان دیگر که اقدام به تاسیس اولین مدارس مدرن مانند آلیانس و اتحاد کردند و کودکان همدانی را به سوی شیوه های نوین آموزش سوق دادند.
این کودکان دیروز که  امروز یا از دنیا رفته اند یا سالخوردگانی فراموش شدهاند، باعث شدند همدان به عنوان شهری فرهنگی شناخته شود. شهری که با هزاران معلم بازنشسته و شاغل تاثیر بسزایی در تحولات اجتماعی و فرهنگی شهر و استان داشته است. این افراد علاوه بر مدارس در خانوادهها نیز نقش آموزگارانی را داشتهاند که در ارتباط با اقشار مختلف جامعه تاثیرگذار بودهاند.
اما این سابقه پربار در یک دهه اخیر و به ویژه در هشت سال گذشته آسیب جدی دیده است. اگرچه این وضعیت منحصر به همدان نیست و ریشه در سیاستهای کلان آموزشی کشور دارد. اما به نظر میرسد اعضای خانواده بزرگ آموزش و پرورش همدان از رسالت خود دور شده اند. دانش آموزانی که در این چند سال وارد دانشگاه شده اند، کمتر به فعالیت های علمی- فرهنگی دانشگاه علاقه ای نشان می دهند. گروه ها، انجمن ها و نهادهای دانشجویی بسیار ضعیف عمل میک نند حتی در بخش آموزشهای دولتی نیز چنین روندی قابل مشاهده است. افت کیفی تحصیل را از یک آزمون املای فارسی در بین دانش آموزان و دانشجویان می توان فهمید. وقتی دلیل چنین روندی از آموزگاران سوال میشود، پاسخ برخی از آنها این است که ما به اندازه پولی که می گیریم آموزش می دهیم! نابسامانی در امور اقتصادی و برخی مسایل دیگر باعث شده است که نهادهای صنفی و کانونه ای مختلف که اتفاقا در گذشته بسیار فعال بودند، نتوانند فعالیت مثبتی داشته باشند و شاید همین مورد سبب شده است آنها از رسالت خود فاصله بگیرند. مشکلات اقتصادی خانواده ها نیز در افت کیفیت آموزش بی تاثیر نبوده است. چراکه که آنها به دلیل مشغله زیاد و گاه چند شغله بودن، فرصت کمتری برای ارتباط و آموزش کودکان دارد و این امر سبب محول کردن تمام مسئولیت آموزش به وزارت آموزش و پرورش شده است.
کمرنگ شدن نقش نظارت در آموزشگاه های خصوصی سبب شده است بهره گیری از این مراکز  به طور کلی بی نتیجه باشد. در کنار موارد ذکر شده نقش رسانه ملی را نیز نمی توان نادیده گرفت زیرا نه تنها در امر آموزش نقش مثبتی ندارد، بلکه بیشترین زمان را از کودکان می گیرد و میتوان آن را یکی از عوامل تنبلی شهروندان به شمار آورد. در چنین شرایطی ضرورت نقش آموزشی خانوادهها  و به ویژه والدین بیشتر احساس میشود. به خصوص در استان همدان که با وجود سابقه درخشان فرهنگی، آمارهایی از افزایش ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان به گوش میرسد که هوشیاری خانواده ها را میطلبد.
تقویت نهادهای صنفی در آموزش وپرورش و نیز نهادی برای فرهنگیان بازنشسته، میتواند در توسعه استان بسیار مفید باشد. چراکه این نهادها میتواند پل ارتباطی میان آموزش وپرورش و خانوادهها باشد و مطالبات صنفی آنان را پیگیری کنند.
آمارها و نتایج در چند سال گذشته نشانه های خوبی از وضعیت آموزش وپرورش کشور ندارد. به نظر می رسد باید به مسایل آموزشی و فرهنگی دانش آموزان بیش از سایر مواردی که امروزه آموزش وپرورش متولی و پیگیر آن است،  پرداخته شود. چرا که تحول در زیرساختهای آموزشی کشور از نیازهای اساسی جامعه امروز ایران است . خانواده ها نیز نباید تمام موارد آموزشی و پرورشی کودکان را به دوش آموزش و وپرورش بگذارند  و اگر کودکان در کنارمواد درسی سازمان آموزش و پرورش، به آموزش های مکمل نیاز دارند، این آموزش ها تا پایان دوره تحصیلات پیگیری شود. آنچه در همدان مشاهده میشود این است که والدین بیشتر در دوره پیش دبستانی و دبستان، کودکان را در کلاس های کمک آموزشی ثبت نام میکنند و حتی تهیه اقلام و کتابهای کمک درسی نیز به همین دوره محدود شده و یکباره در مقاطع بالاتر رها میشود  که این رویکرد به نظر درست و پسندیده نیست.


برچسب ها: آموزش پرورش ، کودکان ، آموزش ، نهادهای مدنی ،

 

مسئول بریدن درختان آرامگاه باباطاهر چه نهادی است؟


 درخت‌ها بریده و آتش زده شده اند. چرا؟


حسین زندی

http://www.bidargarnews.com/?i=1&safhe=280

بیدارگر شماره 26 / 27 مهر 1392

یکی از نزدیکان مدیرکل میراث همدان می گوید:« مطمئنا قطع درختان مربوط به حوزه شهرداری است و اگر درختی قطع شده از سوی شهرداری همدان بوده است.»

 

ریشه ده ها اصله درخت کهنسال در محوطه اصلی آرامگاه بابا طاهر پس از بریده شدن به آتش کشیده شد.

در سالهای گذشته فعالان و دوستداران میراث فرهنگی بارها نگرانی خود را از سکوت و کم توجهی مسئولان در برابر تخریب های انجام گرفته در زمینه میراث فرهنگی و طبیعی ابراز نموده اند اما این بار و در راستای تداوم وجود همان جریانات پیشین می باید نگران تمسخر اساس میراث فرهنگی و بقای کلیت این آثار آن هم توسط بخش هایی باشیم که می باید در این استان ضامن حفظ و احیا آن باشند

اولین بار نیست که میراث فرهنگی همدان اقدام به آتش زدن مکانی تاریخی می کند .آتش سوزی درختان محوطه آرامگاه باباطاهر پس از این صورت می گیرد که تابستان گذشته محوطه باستانی هگمتانه سه بار توسط همین نهاد آتش زده شدو مدیر کل میراث همدان از آن  با افتخار یاد کرد.

 یک فعال مدنی در همدان می گوید:با کمال تاسف مدیر میراث فرهنگی استان که چندی پیش در مقابل خبرنگاران استان می گویند که هگمتانه را آتش می زنند ( هر چند که پیش از این گفتار ها نیز به بهانه معدوم ساختن علفهای موجود بر تپه سه بار این کار را انجام داده بودند و مورد اعتراض فعالان میراث قرار گرفته بود ) و خبر این گفته ها نیز در روزنامه همدان پیام درج گردید. این بار در اقدامی شگفت انگیز و در میان بهت و حیرت علاقه مندان به محیط زیست و میراث فرهنگی این بار ده ها اصله درخت کهن سال محوطه داخلی آرامگاه باباطاهر را شبانه قطع نموده و بقایای آن را هم به آتش کشیدند حالا سوال علاقه مندان به تاریخ و طبیعت از ایشان این است که دفعه بعد قرار است کدام بنای تاریخی و یا محوطه دیگری را دستخوش آتش نموده و برنامه های حاصل از گردشگری ناپایدار را در آنجا به انجام رسانند؟

بابک مغازه ای ادامه می دهد: نکته مهم تراین جاست که در مصاحبه با رسانه ها ایشان همچون گذشته از اساس منکر چنین اتفاقی شدند هر چند که این تکذیب ها برای فعالان مدنی این استان تازگی ندارد و  در تمام دوران مدیریتی این سالها همچون سازمان مرکزی پیشین مهمترین کار این اداره پاسخگویی به اعتراضات و حتی انکار اتفاقات رخداده بوده است فراموش نکرده ایم به گواهی گزارشات منتشر شده در رسانه ها ایشان پس از آتش سوزی بازار تاریخی همدان نیز بجای اعتراض به سهل انگاری انجام شده و تلاش به منظور باز سازی این منطقه آن را فاقد ارزش تاریخی دانستند ؟، چندی پیش نیز در مقابل اعتراض فعالان مدنی به جمع شدن آب در پشت یکی از قسمت های تراشه مرکزی هگمتانه و ترک موجود در این بخش شاهدهستیم که این بخش دیگر وجود ندارد.

مغازه ای می گوید: امیدواریم که ادامه این روند به سمتی نرود که با پاک کردن صورت مسئله ها تمامی مکان هایی که در خطر هستند و یا مورد اعتراض فعالان مدنی قرار می گیرند اساسا وجود خارجی نداشته باشند.

اردشیر ثریایی فعال محیط زیست می گوید:این درختان قدمت 50 ساله داشتند وجزئی از منظر این اثر تاریخی وملی به شمار می روند ، هیچ توجیهی قابل قبول نیست که درختان را به هر بهانه ای ببریم .

ثریایی می گوید:اگر این کار تو جیه پذیر است ویا قانونی است پس چرادرختان را شبانه می برند و چرا آتش می زنند به نظر نمی رسد این کار در شان مدیران یک شهر باشد.

 به دلیل نبود  پاسخگویی  بسیاری مسائل در ابهام است .یکی از کارکنان آرامگاه باباطاهر که نخواست نامش فاش شود  به خبرگزاری  میراث فرهنگی گفته است: بریدن درختان به دستور مدیران میراث همدان و به خاطر این است که مسافران هنگام عکاسی به راحتی بتوانند آرامگاه را از هر زاویه ای پشت سر داشته باشند . او در پاسخ به این سوال که چرا در مقابل این دستور مقاومت نکردند می گوید :ما ماموریم و معذور وقتی دستور می دهند باید اجرا شود.

اما مدیر کل میراث همدان از اساس منکر چنین اتفاقی شده است و یکی از نزدیکان او به همین خبرگزاری گفته است :« مطمئنا قطع درختان مربوط به حوزه شهرداری است و اگر درختی قطع شده از سوی شهرداری همدان بوده است.»

این درحالیست که فیلم های موجود از آتش زدن درختان نشان می دهد کسانی که مشغول آتش سوزی هستند لباس فرم یگان حفاظت برتن دارند.

این اتفاق ها در حالی روی می دهد که انتظار می رفت با روی کار آمدن شورای جدید شهر و شهرداری ، رویکردی نو در حفظ فضای سبز شهری مشاهده شود و شهرداری به عنوان مسئول ومتولی فضای سبز شهری از چنین تخلف های جلو گیری کند.و اگر ادعای مدیران میراث فرهنگی مبنی بر مقصر بودن شهرداری همدان صحیح نیست ، چرا مدیریت شهرداری همدان موضع گیری نمی کند.

مدیر عامل پارک ها وفضای سبز شهرداری به بیدارگر می گوید:محوطه اصلی آرامگاه بابا طاهر  در حوزه اختیارات  سازمان میراث فرهنگی است و چون حصارکشی شده است حق ورود نداریم اما از آنجا که حفظ فضای سبز در شهر وظیفه ماست پیگیر خواهیم شد چون هزینه ایجاد این فضا از بودجه مردم است.

ابرارخرم در ادامه گفت :ما هیچ درختی را قطع نکرده ایم و در حال بررسی موضوع هستیم .به زودی نتایج پیگیری را اعلام  خواهیم کرد.

اما سوال اصلی از مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی که این روزها تحولات ارزشمندی را در بخش های مختلف این سازمان رقم زده اند و امید را به عرصه فعالیت های مدنی این حوزه بازگردانده اند این است که چه پاسخی برای این وقایع و مدیریت های این چنین که نمونه هایی از مدیریت بر مبنای برنامه های مدیران سالهای گذشته است وجود دارد


برچسب ها: باباطاهر ،

سه شنبه 16 مهر 1392

با آموزش آمار حادثه و خسارت را به حداقل رساندهایم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،گفتگو ،

گفت و گو با مدیر عامل سازمان خدمات ایمنی و آتش­نشانی:

با آموزش آمار حادثه و خسارت را به حداقل رسانده­ایم

همدان- حسین زندی- خبرنگار همشهری: بحث آموزش در خدمات ایمنی و به ویژه در زمینه آتش­نشانی از مسائلی است که همواره از آن غفلت شده و کمتر تلاشی در این زمینه صورت گرفته است. اما در چند سال گذشته در همدان این بحث به همت مدیر عامل سازمان آتش­نشانی تا اندازه زیادی جدی گرفته شده است و با کمک آموزش­های شهروندی و مطالعات پیشگیرانه موفقیت­های زیادی در این زمینه کسب شده است. در همین زمینه با رضا عسگری؛ مدیر عامل سازمان خدمات ایمنی و آتش­نشانی شهرستان همدان به گفت­و گو پرداخته ایم:

·        درباره سازمان آتشنشانی در همدان بگویید؟ چند ایستگاه دارد و چه تعداد نیرو در این سازمان فعالیت دارد؟

این سازمان وظیفه دارد در برابر حوادثی اعم از آتش­سوزی که ناشی از خطاهای انسانی است و نیز در بعد اطفاء حریق و امداد و نجات در همدان فعالیت می­کند. در بحث امداد و نجات، وقتی افراد معمولیاز امدادرسانی در حادثه­ای ناتوان باشد همکاران ما وارد عمل می­شوند. مثلا در حوادث رانندگی، سقوط در چاه، ریزش آوار، سقوط از ارتفاع و مسائلی از این دست آتشنشانان امداد رسانی می­کنند.

ما در همدان ده ایستگاه فعال و 160 نفر نیروی انسانی داریم و از حدود 40 دستگاه خودروی عملیاتی در این ایستگاه­ها بهره می­گیریم. شایان ذکر است که ما در همدان توانسته­ایم سرعت رسیدن امدادگران به محل حادثه را به چهار دقیقه و بیست ثانیه برسانیم که در مقایسه با استان­های دیگر رقم قابل توجهی است اگرچه با رقم جهانی که سه دقیقه است هنوز فاصله داریم.

·        بحث آموزش و پیشگیری از حادثه را در همدان چگونه ارزیابی می­کنید؟

آتش­سوزی­ها بیشتر به دلیل بی احتیاطی و رعایت نشدن نکات ایمنی اتفاق می­افتد، اما با آموزش به کاهش حادثه و خطرات ناشی از آن کمک خواهد کرد. مثلا در شب چهارشنبه سوری در سال1390 در همدان سه مورد حادثه جدی داشته­ایم ولی در اراک 63 مورد گزارش شده است. این مساله به دلیل فرهنگ­سازی و آموزش است. ما آموزش­های عمومی را از مقطع مهدکودک آغاز کرده و تا بزرگسالی آموزش شهروندی یک روزه داریم که سبب کاهش آمار حوادث شده و در بعد کیفی نیز میزان خسارت بسیار کمتر شده است.

در ساختمان­های نوساز، تا سازمان آتش­نشانی تاییدیه ندهد، از طرف شهرداری گواهی پایان کار ساختمان صادر نمی­شود. ما پیش از صدور پروانه ساخت، نسخه­ای به آنها می­دهیم که روشن می­کند چه مسائلی را لازم است رعایت کنند. بعد از پایان کار هم کارشناسان ما ایمنی ساختمان را کنترل می­کنند.

در بسیاری از موارد آموزش­ها و آگاهی مردم سبب شده پیش از رسیدن ماموران سازمان، مردم اقدامات اولیه را انجام دهند و همین سبب کاهش درصد خسارت جانی و مالی شده است. پیش­بینی خطر، مطالعات ایمنی پیشگیرانه و آموزش سبب پایین آمدن آمار حوادث می­شود.

·        یکی از مکان­های پرخطر در همدان، بازار است. در این مورد چه باید کرد؟

مادر این زمینه بارها هشدارهای لازم را به بازاریان و مسئولان داده بودیم. در سال 1388 طرح مطالعات ایمنی بازار را با حضور چندین مشاور، آغاز کردیم. نتیجه این مطالعات را در جلسات ستاد حوادث استان مطرح کردیم و به بازاریان هم اعلام کردیم که برپایه مطالعات انجام شده در بازار همدان هیچ نقطه ایمنی نداریم، تمام مناطق یا در حالت هشدار است یا در حالت خطر و هرلحظه امکان بروز حادثه وجود دارد.

برای رسیدن به نقطه ایمن در بازار، نیازمند اقدام جمعی دستگاه­های اجرایی و بیش از آن کسبه بازار هستیم. بحث پیشگیری باید در این زمینه بسیار جدی­تر پیگیری شود و کسبه باید مسائل ایمنی را کاملا رعایت کنند تا کتر شاهد چنین حوادثی باشیم.

ما در مجمع صنفی پیشنهاد اجرایی کردن آموزش به بازاریان را مطرح کردیم. کارشناسان ما می­توانند برای تک تک اتحادیه­ها به صورت جداگانه کارگاه­های آموزشی داشته باشند.

·        این آموزش­ها چگونه باید صورت می­گیرد؟

کمبود و نبود آگاهی مردم را باید با آموزش­های درست رفع کرد. ما با آموزش­های ابتدایی به شهروندان یادآوری می­کنیم که به سوی اقدامات پیشگیرانه گام بردارند. آموزش­هایی مانند چگونگی استفاده از کپسول، بسیاری از مردم و بازاریان کپسول دارند ولی نحوه استفاده صحیح از آن را نمی­دانند. آنها هنوز نمی­دانند که آن کپسول هر سال باید شارژ شود. در بحث بازار باید نوع کپسول با نوع اجناس مغازه همخوانی داشته باشد. مثلا در فرش­فروشی باید از کپسول آب و گاز استفاده شود و نه از کپسول پودر و گاز.

علاوه بر آموزش­های ما، دستگاه­های اجرایی که اهرم­های قانونی در اختیار دارند باید در اجرایی شدن این آموزش­ها با ما کمک کنند. مثلا اگر مغازه­ای ایمن نبود جواز کسب آن نباید تایید شود. بخش­هایی از بازار که ارزش تاریخی ندارند باید بازسازی و بهسازی شود و بخش تاریخی بازار نیاز به مرمت اصولی و ایمن دارد که سازمان میراث فرهنگی باید در این راه به کمک میراث تاریخی شهر بیاید.

·        پس از بازار، اماکن پر خطر دیگر کجاست؟

جایگاه­های سوخت نیز در صورت آتش­سوزی بسیار پرخطر و آسیب رسان هستند. در موارد دیگر آتش­سوزی­ها پراکنده و بیشتر سطحی هستند و چندان پرخطر نیستند.

·        حضور افراد آموزش ندیده در صحنه حادثه، در بیشتر موارد مانع امدادرسانی درست می­شود. در این باره چه باید کرد؟ 

مردم در اینگونه حوادث به­خاطر حس انسان­دوستی می­خواهند کمک کنند، اما به سبب نبود آگاهی کافی در برخی موارد باعث بروز خسارت بیشتری می­شوند.چون ممکن است هم برای خودشان اتفاقی پیش بیاید و هم ناخواسته سرعت عملیات امداد و نجات را کند کنند. به همین خاطر ما همواره از مردم خواسته­ایم که وقتی نیروهای امداد در محل حادثه حضور دارند، حریم را رعایت کنند تا این نیروها به وظایف خود بهتر عمل کنند.

 

 


برچسب ها: آتش نشانی ، همدان ، ایمنی ،

همراهی خانواده ها و آموزش و پرورش در آموزش کودکان

همدان- حسین زندی- خبرنگار همشهری: نهاد آموزش در هر کشوری از زیر ساخت­های توسعه به شمار می­آید. سابقه این نهاد در ایران نسبت به کشورهای منطقه درخشان­تر است. تأثیرگذاری آن را در یکصد سال گذشته، در توسعه سیاسی ایران  و درنمونه­هایی چون جنبش مشروطه وملی شدن صنعت نفت می­توان دید. پس از ایجاد نهادهای آموزشی به شیوه نوین در ایران و پس از تاسیس دارالفنون تهران و رشدیه  تبریز،همدان از نخستین شهرهایی است که از این فرصت و موهبت برخوردار شد. همدان این فرصت را مدیون گوناگونی وتنوع فرهنگی شهر بود وهمزیستی با باورمندان ادیان دیگر که اقدام به تاسیس اولین مدارس مدرن مانند آلیانس و اتحاد کردند و کودکان همدانی را به سوی شیوه­های نوین آموزش سوق دادند.

این کودکان دیروز که  امروز یا از دنیا رفته­اند یا سالخوردگانی فراموش شده­اند، باعث شدند همدان به عنوان شهری فرهنگی شناخته شود. شهری که با هزاران معلم بازنشسته و شاغل تاثیر بسزایی در تحولات اجتماعی و فرهنگی شهر و استان داشته است. این افراد علاوه بر مدارس در خانواده­ها نیز نقش آموزگارانی را داشته­اند که در ارتباط با اقشار مختلف جامعه تاثیرگذار بوده­اند.

اما این سابقه پربار در یک دهه اخیر و به ویژه در هشت سال گذشته آسیب جدی دیده است. اگرچه این وضعیت منحصر به همدان نیست و ریشه در سیاست­های کلان آموزشی کشور دارد. اما به نظر می­رسد اعضای خانواده بزرگ آموزش و پرورش همدان از رسالت خود دور شده­اند. دانش­آموزانی که در این چند سال وارد دانشگاه شده­اند، کمتر به فعالیت­های علمی- فرهنگی دانشگاه علاقه­ای نشان می­دهند. گروه­ها، انجمن­ها و نهادهای دانشجویی بسیار ضعیف عمل می­کنند حتی در بخش آموزش­های دولتی نیز چنین روندی قابل مشاهده است. افت کیفی تحصیل را از یک آزمون املای فارسی در بین دانش­آموزان و دانشجویان می­توان فهمید. وقتی دلیل چنین روندی از آموزگاران سوال می­شود، پاسخ برخی از آن­ها این است که ما به اندازه پولی که می­گیریم آموزش می­دهیم! نابسامانی در امور اقتصادی و برخی مسایل دیگر باعث شده است که نهادهای صنفی و کانون­های مختلف که اتفاقا در گذشته بسیار فعال بودند، نتوانند فعالیت مثبتی داشته باشند و شاید همین مورد سبب شده است آنها از رسالت خود فاصله بگیرند. مشکلات اقتصادی خانواده­ها نیز در افت کیفیت آموزش بی­تاثیر نبوده است. چراکه که آن­ها به دلیل مشغله زیاد و گاه چند شغله بودن، فرصت کمتری برای ارتباط و آموزش کودکان دارد و این امر سبب محول کردن تمام مسئولیت آموزش به وزارت آموزش و پرورش شده است.

کمرنگ شدن نقش نظارت در آموزشگاه­های خصوصی سبب شده است بهره­گیری از این مراکز  به طور کلی بی­نتیجه باشد. در کنار موارد ذکر شده نقش رسانه ملی را نیز نمی­توان نادیده گرفت زیرا نه تنها در امر آموزش نقش مثبتی ندارد، بلکه بیشترین زمان را از کودکان می­گیرد و می­توان آن را یکی از عوامل تنبلی شهروندان به شمار آورد. در چنین شرایطی ضرورت نقش آموزشی خانواده­ها  و به ویژه والدین بیشتر احساس می­شود. به خصوص در استان همدان که با وجود سابقه درخشان فرهنگی، آمارهایی از افزایش ناهنجاری­ها و آسیب­های اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان به گوش می­رسد که هوشیاری خانواده ها را می­طلبد.

تقویت نهادهای صنفی در آموزش وپرورش و نیز نهادی برای فرهنگیان بازنشسته، می­تواند در توسعه استان بسیار مفید باشد. چراکه این نهادها می­تواند پل ارتباطی میان آموزش وپرورش و خانواده­ها باشد و مطالبات صنفی آنان را پیگیری کنند.

آمارها و نتایج در چند سال گذشته نشانه­های خوبی از وضعیت آموزش وپرورش کشور ندارد. به نظر می­رسد باید به مسایل آموزشی و فرهنگی دانش آموزان بیش از سایر مواردی که امروزه آموزش وپرورش متولی و پیگیر آن است،  پرداخته شود. چرا که تحول در زیرساخت­های آموزشی کشور از نیازهای اساسی جامعه امروز ایران است . خانواده­ها نیز نباید تمام موارد آموزشی و پرورشی کودکان را به دوش آموزش و وپرورش بگذارند  و اگر کودکان در کنارمواد درسی سازمان آموزش و پرورش، به آموزش­های مکمل نیاز دارند، این آموزش­ها تا پایان دوره تحصیلات پیگیری شود. آنچه در همدان مشاهده می­شود این است که والدین بیشتر در دوره پیش دبستانی و دبستان، کودکان را در کلاس­های کمک آموزشی ثبت نام می­کنند و حتی تهیه اقلام و کتاب­های کمک درسی نیز به همین دوره محدود شده و یکباره در مقاطع بالاتر رها می­شود  که این رویکرد به نظر درست و پسندیده نیست.

همشهری همدان/ یکشنبه 31 شهریور92

 


برچسب ها: همشهری همدان ، آموزش در خانواده ها ،

سه شنبه 2 مهر 1392

شیرازه‌ای كه از هم پاشید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،تهران امروز ،باستان شناسی ،میراث فرهنگی ،

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 139254

تاریخ خبر: دوشنبه, 01 مهر 1392

 

 

شیرازه‌ای كه از هم پاشید

 

 

حسین زندی

تهران امروز

جابه‌جایی سازمان میراث فرهنگی از ضربه‌های جبران ناپذیری بود كه بر پیكر نیمه‌جان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی كشور توسط دولت دهم وارد آمد. این تخریب‌ها از زمان دولت نهم و آبگیری سد سیوند آغاز شد و در دولت دهم و در سایه شعارها و تبلیغات عجیب و غریبی مانند جابه‌جایی جمعیت تهران، ثبت آثار جهانی، آوردن منشور كوروش به ایران و... انجام شد كه از ابتدا مورد اعتراض خبرنگاران، باستان شناسان و فعالان میراث فرهنگی قرار گرفت چرا كه با ابهامات و پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی روبه‌رو بود. سوال‌هایی مانند: علت بازگشایی غیرمعمول مخزن موزه ملی چه بود؟ در بورس فروش میراث تاریخی در منطقه آزاد كیش چه اشیایی به فروش رفت؟ دوركاری كارمندان و مدیران متخصص چرا بیشتر در این سازمان صورت گرفت؟ اسنادی كه مدت‌ها در پایانه شیراز بود به كجا انتقال یافت؟ آیا با انتقال 400 الی 500 كارمند بافت جمعیتی پایتخت تغییر كرد؟ چرا هیچ نهاد و سازمان دولتی به غیر از سازمان میراث فرهنگی انتقال نیافت؟ چه بلایی بر سر كتابخانه میراث غنی‌ترین كتابخانه این حوزه آمد؟ دلیل عكسبرداری شبانه از موزه‌ها و گنجینه‌ها چه بود؟ علت دور كردن و مخالفت شدید با خبرنگاران متعهد و منتقد حوزه میراث فرهنگی چه بود؟ و ده‌ها سوال دیگر كه بی‌پاسخ ماند و امیدواریم كه با گذشت زمان پاسخ این سوال‌ها نیز مشخص شود. یكی از تخصصی‌ترین نهادهای دولتی در ایران سازمان میراث فرهنگی است. مجموعه‌ای تشكیل شده از بخش‌های تخصصی، پژوهشكده‌های مختلف و معاونت‌ها بود كه به صورت یكپارچه اداره می‌شود. پس از انتقال كارشناسان خبره و متخصص به بهانه دوركاری خانه‌نشین یا مجبور به بازنشستگی شدند. با انتقال سازمان، یكپارچگی آن از دست رفت و هر معاونت به استانی منتقل شد. در شیراز یك اداره در چند ساختمان جدا از هم كه هر كدام در گوشه‌ای از شهر بود قرار گرفت. چنانكه سال 91 پس از بازگشت به تهران هم، نتوانستند یا نخواستند یكپارچگی آن هم بازگردد. از این رو، علاوه بر آسیب دیدن اشیا تاریخی و نابودی آثاری مانند تابلوها در جابه‌جایی‌ها، پرونده و گزارش كاوش‌ها و اشیا كشف شده‌ای كه ثبت نشده بود هم در هاله‌ای از ابهام است؛ چنانكه گفته می‌شود با از هم پاشیدن واحدهای پژوهشی، عملا در 8 سال گذشته هیچ دستاورد مثبتی دیده نشده است. به‌طور مثال در دولت هشتم فقط پژوهشگاه این سازمان 143 عنوان كتاب در زمینه باستان شناسی منتشر كرده است كه از آثار ماندگار این حوزه است و ده‌ها عنوان كتاب از انتشارات پژوهشكده مردم شناسی به‌جا مانده است. اما در دولت نهم و دهم این روند كاملا متوقف شد. آزمایشگاه پژوهشگاه مهم‌ترین مركز آزمایش باستان شناسی خاورمیانه در جابه‌جایی تهران به شیراز و شیراز به تهران نابود شد كه این خود ضربه مهلكی به كالبد میراث فرهنگی كشور بود. نگرانی باستان شناسان و فعالان حوزه میراث فرهنگی این است كه آیا دولت بعدی پیگیر شفاف‌سازی ابهامات و تخریب‌ها خواهد بود و مسببان این ضایعه مجازات خواهند شد؟

 

http://www.tehrooz.com/1392/7/1/TehranEmrooz/1275/Page/9/TehranEmrooz_1275_9.pdf

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: انتقال سازمان میراث فرهنگی ، موزه ، دورکاری ، شیراز ،


خبرنگاری به جرم دفاع از میراث فرهنگی و محیط زیست، کتک خورد و اخراج شد/

حسین زندی 
خبرنگاری از مشاغل پر خطر در جهان است، اما در کشور ما علاوه بر پرخطر بودن و نداشتن امنیت جانی، مشکلات دیگری هم دارد: از جمله درآمد کم و نداشتن امنیت شغلی که باعث می شود یک خبرنگار همزمان در چند جا کار کند و یا از شغل دیگری درآمد کسب کند و در راه خبرنگاری خرج کند. اما خبرنگار بودن فرد، مشاغل دیگرِ او را نیز به مخاطره می اندازد. اخراج خبرنگار همدانی از سازمان نظام مهندسی همدان از جمله این موارد است. خبرنگاری که دانشجوی کارشناسی ارشد معماری و در کنار اشتغال در سازمان نظام مهندسی، به حرفۀ خبرنگاری هم مشغول بود.
رسانه ها، هفتۀ پایانی مردادماه گذشته از آغاز تخریب "باغ بدیع الحكمای" همدان و ضرب و شتم فرزاد سپهر، خبرنگاری كه برای ثبت خبر و عكس به محل حادثه رفته بود، خبر دادند.
اما به فاصله یك هفته که آثار ضرب و شتم همچنان بر بدنِ این خبرنگار كه فارغ التحصیل كارشناسی معماری است بر جای مانده بود، حكم بركناری اش از سازمان نظام مهندسی هم صادر شد!
در حالی كه انتظار می رفت این اقدام خبرنگار كه پیشینۀ كاری در مهندسی معماری دارد و برای اطلاع رسانی و هشدار به ساخت و ساز مخرّبِ محیط زیست و زندگی شهروندان، خطر خبررسانی را به جان خریده بود، مورد تایید و تمجید سازمان نظام مهندسی قرار گیرد، نهاد متبوع كه سازمانی غیر دولتی است، حكم به بركناری اش داد.
یک حقوقدان در همدان می گوید: سازمان نظام مهندسی ساختمان، نهادی غیردولتی است كه هیات مدیره آن با انتخاب اعضا و تایید و نظارت وزارت راه و شهرسازی مشخص می شوند و وظیفه آموزش و ارتقای پایه مهندسی و طراحی و نظارت ساخت و ساز را بر عهده دارند. حضور رییس سازمان در كمیسیون ماده 5 كه می تواند حكم به تغییر كاربری اراضی را بدهد درخور توجه است. این مهم باید به تاثیر نظر كارشناسی توام با دقت نظر و وجدان كاری همراه باشد تا كمیسیون ماده، همانطور كه در مورد باغ بدیع الحكمای همدان و موارد مشابه، رای به ساخت و ساز در اراضی باغات می دهد، لااقل منجر به این كار نشود.
این حقوقدان می گوید: هر گونه ساخت و ساز، تعداد طبقات و احداث بنا، با مجوز شهرداری صورت می گیرد و توافق با آن در خصوص تغییر کاربری و احداث بنا در فضای سبز یا مسکونی به تجاری یا آموزشی و ورزشی، با مجوّز کمیسیون ماده 5 در هر شهر، متشکّل از استاندار (رییس)، معاون عمرانی استاندار (نایب رییس)، مدیرکل راه و شهرسازی، شهردار، مدیرکل میراث فرهنگی، مدیرکل جهاد و کشاورزی، رییس شورای شهر و رییس سازمان نظام مهندسی ساختمان انجام می شود.
به نظر می رسد سازمان در همدان نتوانسته استقلال خود را حفظ کند. حداقل از شایعاتی که پس از اخراج این خبرنگار در شهر پیچیده (که خبر از وابستگی سازمان به زمین خواران می دهد) و تصمیم گیری عجولانه در این اخراج، نشان از ضعف این نهاد دارد.
اما با این که سازمان نظام مهندسی یک نهاد نظارتی است، به نظر می رسد نیاز به یک نهاد نظارتی دیگر دارد. عملکرد این نهاد در مواردی جهت دار، خلاف اهداف و اساسنامه اش بوده است. به طور مثال پس از زلزله آذربایجان در مطلبی نوشتم که متهم اصلی زلزله، سازمان نظام مهندسی است و اشاره کردم به ساختمانِ نوسازِ دانشگاه آزاد که بخشی از آن ویران شده بود. همچنین پروژۀ "مسکن مهر ورزقان" که افتتاح نشده، تخریب شده بود؛ در حالی که شدت زلزله حدود 5 ریشتر بود و اگر این نهاد، نظارت صحیحی اعمال می کرد، مسلما چنین اتفاقی نمی افتاد.
در شهر همدان نیز دهها مورد تخلف را می توان نام برد. از جمله استفاده از مصالح سرطان زا در نمای ساختمان ها و به کار نبردن مصالح بوم آورد که تحمّل اقلیم همدان را ندارد که این نهاد نظارتی بر آنها ندارد.
همچنین این نهاد در تغییر کاربری و نابودی باغ ها که در سال های اخیر شدت گرفته است، نقش دارد و همانطور که اشاره شد، حضور رییس سازمان در کمیسیون ماده 5، تاییدی بر این مدعاست. باغ بدیع الحکما نیز بر همین منوال تفکیک شده است. در آستانه تخریب باغ و عمارت تاریخی و پس از ضرب و شتم "فرزاد سپهر"، عکاس و خبرنگار، 247 نفر از سینماگران، هنرمندان، پزشکان و فعالان فرهنگی همدان، با نوشتن نامه ای به وزیر کشور، رییس سازمان محیط زیست و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، درخواست توقف تخریب باغ و عمارت بدیع الحکما و باغ و عمارت ذوالریاستین شدند، اما بدون توجه به این اعتراض ها، باغ ذوالریاستین با خاک یکسان شد.
با اینکه انتظار می رفت باغ و عمارت های تاریخی حفظ شود، اما اخراج این خبرنگار، شوک تازه ای بود که بر فعالان میراث فرهنگی و محیط زیست وارد آمد.

 


برچسب ها: کتک خوردن خبرنگار ، اخراج خبرنگار ، سازمان نظام مهندسی ،

چهارشنبه 27 شهریور 1392

دستور دادستانی همدان بر جلوگیری از تخریب چشمه ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،زیست بوم ،میراث فرهنگی ،

دستور دادستانی همدان بر جلوگیری از تخریب چشمه ها

http://www.bidargarnews.com/?i=1&safhe=240

 

حسین زندی

تخریب طبیعت و محیط زیست در ایران به یک امر متداول تبدیل شده است و تکرار این امر باعث شده افکار عمومی‌با آن به صورت مسئله ای عادی برخورد کند. به طوری که عده ای از مردم فکر می‌کنند بریدن درختان و تخریب جنگل‌ها، خشک کردن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، تخریب کوه‌ها‌، نابودی گونه‌های جانوری و آلودگی هوا مسائل ناگزیرند و ممکن نیست اتفاق نیافتد.  وگاهی هم خود مردم به این مسئله دامن می‌زنند. در ماه‌های گذشته روند تخریب منابع طبیعی و محیط زیست در همدان سریع تر بوده است.

یکی از این موارد تخریب چشمه ملک در پایین دست چهارقله از رشته کوه الوند همدان بود که توسط عده ای از اهالی روستای دیوین که حوزه ی آبریز این چشمه است اتفاق افتاد.آنان قصد داشتند آب چشمه را با ایجاد نهر و لوله گذاری به روستا ببرند.

اما این عمل با واکنش کوهنوردان و فعالان محیط زیست مواجه شد که با تجمع و تشکیل حلقه انسانی خواستار جلوگیری از این تخریب شدند.

تا جایی که مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان را واداشت تا از مقامات قضایی استان استمداد بطلبد.محمدرضا همتی  در تاریخ 9شهریور 1392طی نامه ای از دادستان شهرستان همدان درخواست کردکه دستور دهد وضعیت منطقه به حال سابق برگردد.

در این نامه که پس از شکایت منابع طبیعی از اهالی روستا و دستور قاضی شعبه چهارم دادیاری تنظیم شده آمده است: “عنایت به موارد مطروحه و تخریب به عمل آمده به صورت حفر کانال و تغییر مسیر انتقال آب احتمال خشک شدن و از بین رفتن چمنزار طبیعی معروف به چشمه ملک قریب الوقوع می‌باشد لذا از محضر حضرتعالی استدعا دارد مستند به ماده 916 قانون مجازات اسلامی‌دستور فرمایید محل تخریب از ناحیه متهمن به حال سابق اعاده وضع گردد.”

دادستان محترم عمومی‌و انقلاب همدان در ذیل نامه دستور داده است که محل تخریب به حال سابق چشمه بازگردد ونتیجه گزارش شود. این اتفاق پسندیده و نیکویی است که در مدت یک هفته نه تنها دستور جلوگیری از ادامه تخریب صادر شد بلکه مقامات محترم قضایی دستور دادند منطقه به حالت سابق برگردد. هرچند زخم‌هایی که به پیکر طبیعت کوهستان‌های الوند وارد شده است به سختی التیام می‌یابد. از ایجاد معادن و جاده سازی تا چرای بی رویه دام‌ها و ریختن زباله و تخریب چشمه‌های مقدس الوند باعث  شده کوهستان‌های همدان  تخریب شود. اما دستور قضایی اخیر به نفع طبیعت و دارویی است بر این زخم‌ها  که باید به فال نیک گرفت.

اما سوال این است اداره‌ها و نهادهای دیگر چرا چنین روندی را پیگیری نمی‌کنند؟ چرا درمورد تخریب‌های تله کابین گنجنامه‌، دیگر چشمه‌های الوند‌،اداره‌ها به مقامات قضایی متوسل نمی‌شوند ؟ چرا درمورد تخریب باغ‌های درون شهر که در حیطه اختیارات شهرداری است از مقامات قضایی کمک نمی‌خواهند.

تخریب چشمه ملک همزمان شده با تخریب باغ ذوالریاستین و بدیع الحکما اما شهردار وقت برخلاف مدیر کل منابع طبیعی از کنار این مسئله به راحتی گذشت.

شهردار وقت در پاسخ به پرسش خبرنگاران در مورد تخریب‌ها گفت: “تفکیک فضای سبز باغ‌ها به قطعات کوچک تر بر اساس ماده قانونی ( ماده 14) جزو حقوق قانونی هر شهروند است و هر شهروندی می‌تواند با پیگیری فرآیند آن در شهرداری از حقوق اولیه شهروندی خود در این باره بهره مند شود.”

او ادامه داد:” این ماده قانونی مجوز سطح اشغالی در حدود 10درصدی برای باغ‌های با متراژ بیش از 2هزار متر را داده که با این کار باغدار می‌تواند در باغ خودش به ساخت و ساز و طبق این ماده قانونی برای حفظ و احیای فضای سبز طبیعی موجود اقدام کند اکنون در انتهای بلوار کاج برای چند باغ این ماده قانونی اجرا شده است.”

اما ای کاش این نابودی درختان به 10درصد ختم می‌شد از 5000هزار اصله درخت باغ ذوالریاستین اینروزها 10درصد هم باقی نمانده است.شهرداری اگر حسن نیت داشته باشد می‌تواند پیش از تفکیک باغ‌ها برای درختان شناسنامه صادر کند و درختان را پلاک کوبی کند تا متوجه شود چند درصد این باغ‌ها تخریب می‌شود. فعالان محیط زیست همدان انتظار دارند شورای شهر و شهرداری جدید نگاه عمیق تری به فضای سبز شهری داشته باشند و رویه گذشته را پیش گیرند تا منافع جمعی شهروندان قربانی منافع یک عده زمین خوار نشود.

هفته نامه بیدارگر/ شماره 22/ چهارشنبه 27 شهریور

 


برچسب ها: چشمه های همدان ، محیط زیست ، دستوردادستانی ،

گردشگری در همدان و چالش‌های پیش‌رو

 

 

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 138469

تاریخ خبر: شنبه, 23 شهریور 1392

 

در گفت‌وگو با یك فعال گردشگری؛

گردشگری در همدان و چالش‌های پیش‌رو

 

http://www.tehrooz.com/1392/6/23/TehranEmrooz/1267/Page/14/

 

 

حسین زندی: مسیر سیاست‌گذاری‌های گردشگری استان همدان هرچه كه باشد به سوی گردشگری پایدار نیست. سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های این سال‌ها هم در جهتی نبوده است كه زیرساخت‌های این صنعت را بهبود بخشد. همچنین اتفاقات و تصمیم‌های اتخاذ شده نه فقط وضع گردشگری را بسامان نكرده بلكه به‌دلیل سطحی بودن و تبلیغاتی بودن این تصمیم‌ها نتیجه‌ای جز نابسامانی نداشته است. افزایش 300درصدی بهای بلیت و اعلام فروش 700هزار بلیت در تعطیلات نوروز توسط مدیركل میراث فرهنگی وگردشگری تاثیری بر این صنعت نداشته است. شفاف نبودن درآمد ومسائل مالی برخی اماكن گردشگری مانند غار علیصدر و نادیده گرفتن منافع ملی وجوامع محلی در این مناطق از موانع توسعه گردشگری است. بررسی مسائل گردشگری همدان موضوع گفت‌وگویی است كه با «بابك مغازه‌ای» فعال گردشگری استان انجام شده است و اینك پیش روی شماست.

به نظر شما وضع فعلی صنعت گردشگری همدان چگونه است؟

همدان، یكی از مهم‌ترین نقاط هدف در انتخاب مقصد مناسب، برای سفرهای گردشگران داخلی و خارجی است، اما تاكنون شاهد برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری در خور و متناسب با این امر نبوده‌ایم. از این رو در شرایط فعلی نمی‌توان گردشگری در این استان را صنعتی روبه جلو و در حال توسعه در نظر گرفت. برخی پیشرفت‌های صورت گرفته نیز به‌دلیل نداشتن انسجام و برنامه‌ریزی مدون، تاثیرات مقطعی داشته‌اند و از كارآمدی لازم برخوردار نیستند.

آیا روند توسعه گردشگری در این استان منطبق با اصول توسعه پایدار است؟

همانطور كه عرض كردم روند این توسعه از توازن و برنامه خاصی برخوردار نیست. علاوه‌بر آن فعالیت‌های انجام شده نیز در اكثر موارد همراه با رعایت اصول اولیه توسعه پایدار و هدفمند نبوده است به‌صورتی كه توجه چندانی به حفظ ذخایر زیستی و بشری همچون میراث فرهنگی و محیط‌زیست نمی‌شود و گاه به‌خاطر ایجاد یك زیبایی ظاهری و جذب موقتی گردشگران، میراث فرهنگی و محیط‌زیست استان كه منابع اصلی گردشگری پایدار هستند، قربانی می‌شوند. حال آنكه فقط رعایت اصول ضروری در این زمینه وبرنامه‌ریزی صحیح است كه می‌تواند پایداری گردشگری یك منطقه و حركت روبه‌رو رشد آن را در دراز مدت تضمین كند.

متاسفانه در سال‌های گذشته موارد متعددی از رعایت نشدن این اصول، به‌ویژه در مورد سایت‌های تاریخی را شاهد بودیم. سایت و پایگاه پژوهشی هگمتانه در همدان یكی از بارز‌ترین نمونه‌های آن است كه با ساخت غرفه‌های صنایع‌دستی، سنگ‌فرش كردن محوطه و دیواركشی و مسقف كردن محل‌های در حال كاوش، تعریض خیابان همجوار محوطه كه به خاكبرداری از تپه انجامید. گلكاری، درختكاری و به‌تازگی كاشت ده‌ها شمشاد روی تپه و در نهایت مسطح كردن چند صدمتر از تپه برای چیدن سفره هفت سین، موجی شده است كه این مجموعه به مرور در حال تبدیل به یك پارك تفریحی است تا یك محوطه پژوهشی و تاریخی. در بسیاری مناطق دیگر نیز محل‌های تاریخی كه حتی مرمت نیز شده‌اند بدون اطلاع‌رسانی، راهنما و حفاظت آنچنانی رها شده‌اند و گردشگران نیز كه اطلاعات چندانی از آنها ندارند اغلب تنها به چند محل مشهور مراجعه می‌كنند و دیگر محل‌ها بازدیدكننده چندانی ندارد.

با توجه به مواردی كه اشاره كردید، چه مشكلاتی در این راه وجود دارد؟

یكی از مهم‌ترین مشكلات نبود انسجام در برنامه‌ریزی‌ها و به‌عبارتی نبود برنامه و دورنمای مشخص است. چنانكه در دوره‌های زمانی مختلف و با حضور مدیران جدید یا حتی در زمان یك مدیریت واحد شاهد انجام پروژه‌های پراكنده‌ای در این حوزه‌ها هستیم. از سوی دیگر در زمینه زیرساخت‌های لازم برای گسترش گردشگری در استان همچنان با چالش روبه‌رو هستیم. مواردی همچون تدارك فضاهای لازم برای اقامت گردشگران، استقرار راهنمای مورد نیاز و افراد متخصص و آگاه در سایت‌های مورد بازدید، چاپ و نشر نقشه‌ها، كتابچه‌ها و امكانات اطلاع‌رسانی، برگزاری برنامه‌های مناسب و كاربردی در قالب جشنواره‌های سفر و پرهیز از انجام فعالیت‌های نمایشی، انجام تبلیغات موثر برای معرفی ظرفیت‌های گردشگری استان و اهمیت دادن به منابع اساسی این صنعت و حفاظت اصولی از میراث فرهنگی باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند و كمبودهایی كه در این زمینه‌ها داریم برطرف شود.

شما چه پیشنهاداتی در این زمنیه دارید؟

به‌نظر من مهم‌ترین موضوع این بخش مدیریت و برنامه‌ریزی است. علاقه‌مندان و فعالان این حوزه انتظار دارند تا مدیریت دولتی مرتبط با این بخش با انجام یك پایش و آمایش علمی و با بهره‌گیری از نظرات و پیشنهادات فعالان مدنی، علاقه‌مندان، كنشگران و متخصصان غیردولتی زمینه حضور و استفاده از توان فكری آنها در فرآیند تصمیم‌سازی برای تدوین برنامه دراز مدت، میان‌مدت و كوتاه‌مدت در دستیابی به توسعه پایدار و متوازن گردشگری این منطقه را فراهم آورد تا از انجام برنامه‌های ناهماهنگ و گاه مخرب جلوگیری شود.

از سوی دیگر، برای تبلیغات و معرفی ظرفیت‌های گردشگری استان باید یك برنامه و سناریوی مشخص تدوین شود و از همه امكانات اطلاع‌رسانی در این زمینه بهره‌گیری شود كه در این راه نیز فعالان مدنی می‌توانند نقش مهمی را ایفا كنند.

ایجاد زمینه‌های جدید گردشگری و تقویت انواع گردشگری همچون گردشگری ادبی، گردشگری غذا، گردشگری سلامت و گردشگری ورزشی می‌تواند یكی دیگر از گام‌هایی باشد كه در شرایط فعلی می‌تواند گردشگران بیشتری را به این استان جذب كند.

در نهایت تشویق و ایجاد زمینه‌های لازم برای سرمایه‌گذاری فعالان اقتصادی محلی یا حتی تلاش در جذب سرمایه‌گذاران كشور برای فعالیت در زمینه گردشگری استان همدان و معرفی ظرفیت‌های این بخش به آنان می‌تواند نقشی تعیین‌كننده در این امر داشته باشد. البته باید پیش از آن در قالب یك آمایش علمی و با حضور صاحب‌نظران به درستی مشخص شده باشد كه چگونه می‌توان زمینه‌های پیشرفت هدفمند و متوازن گردشگری این استان را با سرمایه‌گذاری در مناطق و زمینه‌های جدید فراهم آورد.

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: گردشگری همدان ، گردشگری ،

سه شنبه 19 شهریور 1392

پیشکسوت مطبوعات به دیار باقی شتافت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،کتاب ،ادبیات ،

 
پیشکسوت مطبوعات به دیار باقی شتافت
تاریخ خبر : 1392-06-18
     
 
 
     
متن خبر :

همدان‌پیام: گاهی چقدر زود دیر می‌شود، چه بی‌تفاوت از كنار بزرگانی می‌گذریم كه میراث معنوی این آب و خاك هستند حتی مناسبت‌ها و فرصت‌های مرتبط به حوزه فعالیت آنها هم قادر نیستند توجه ما مردم شهر را به داشته‌های فرهنگی پایتخت تاریخ و تمدن ایران‌زمین جلب كنند.
روز شنبه 16 شهریورماه یكی دیگر از پیشكسوتان عرصه ادب در همدان دار فانی را وداع گفت. قاسم برنا روزنامه‌نگار كهن قلم همدانی در حالی كه گنجینه‌ای از تاریخ فولكلور این دیار را با خود به همراه داشت از دنیا رفت.
برنا در سال 1300 در محله جولان در خانواده پرجمعیتی چشم به جهان گشود. او كه همواره علاقه‌مند به كسب علم و دانش بود پس از به پایان رساندن تحصیلات خود در مقاطع مختلف در سن 20 سالگی به شغل شریف آموزگاری مشغول شد، اما به دلایل متعددی پس از چند سال از این حرفه استعفا داد و روانه بازار شد. وی هرگز دست از قلم نكشید و در حوزه رسانه همواره پویا ماند.
حسین زندی فعال فرهنگی همدان در حاشیه مراسم خاكسپاری این روزنامه‌نگار قدیمی در زمینه سوابق فرهنگی وی به همدان‌پیام گفت: ردپای نوشته‌‌های او در نخستین روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های همدان از جمله ندای اكباتان، ندای میهن و مبارز همدان همچنان باقی است.
برنا در حوزه نویسندگی فعالیت مداوم داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم به نوشتن مطالب متعدد برای هفته‌نامه هگمتانه ادامه داد.
زندی در زمینه آثار مكتوب برنا عنوان كرد: از این نویسنده همدانی در حال حاضر بیش از 15 جلد كتاب چاپ نشده و مقالات متعددی در نشریات به جای مانده است.
این مجموعه‌ها با عناوین، تاریخ مطبوعات همدان، فرهنگ عیاران، سفینه همدان، درهم و برهم، سفینه برنا، تاریخچه افیون، تذكره سخنوران همدان، خروس پرنده مقدس ایرانی و بیش از ده‌ها مقاله كه همه و همه بیانگر توانمندی قلم این پیشكسوت همدانی است.
این فعال فرهنگی از پژوهش‌های متعدد قاسم برنا در زمینه اعداد نیز گفت: برنا بررسی‌های متعددی در مورد اعداد 3، 7 و40 انجام داده بود كه در كنار این تحقیقات مطالعات وی در حوزه فرهنگ و مردم‌شناسی همواره مورد توجه بوده است.
در مطالعات این پیشكسوت ادب و هنر همدانی همچنین آثاری در زمینه فولكلور و مردم‌شناسی، اساطیر و پژوهش در زمینه تاریخ و ادبیات فارسی دیده می‌شود.
آنچه بیش از همه مورد توجه قرار می‌گیرد سابقه 8 سال مدیریت برنا در كتابخانه‌های قدیمی همدان است كه این فعالیت فرهنگی زمینه‌های پژوهش و غنای فرهنگی كتابخانه‌های همدان را بیش از پیش فراهم كرده است.
زندی در ادامه، 50 سال فعالیت برنا در مطبوعات را از جمله موارد مهمی عنوان كرد كه كمتر از سوی رسانه‌ها به آن پرداخته شده است.
به نقل از دیگر فعالان فرهنگی استان، اهدای ده‌ها هزار جلد كتاب از كتابخانه شخصی قاسم برنا به كتابخانه بوعلی نقطه عطف فعالیت‌های فرهنگی و ادبی وی بشمار می‌آمده است.
قاسم برنا، فعال فرهنگی، نویسنده و روزنامه‌نگار پیشكسوت در حالی كه 92 سال از زندگی پرثمر خود را پشت سرگذاشته بود روز گذشته با حضور گروه‌های مردمی، اعضای انجمن‌های متعدد و تعدادی از نویسندگان بزرگ همدانی به خاك سپرده شد.
برنا از جمله داشته‌های فرهنگی همدان بود كه همواره در حمایت از تشكیل انجمن‌های مردمی پیشقدم بود و همین حضور وی موجب شده بود روز گذشته گروه‌های متعددی او را تا خانه ابدیش همراهی كنند.
مراسم بزرگداشت و ترحیم این فعال فرهنگی بعدازظهر روز یكشنبه با حضور فرهنگ‌‌‌دوستان همدانی در مسجد مهدیه همدان برگزار شد.
«روحش شاد و یادش گرامی»

 

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/0x8fd33b435d0bb2a8.html

 


برچسب ها: استاد قاسم برنا ، روزنامه نگاری همدان ، بزرگان همدان ،

دوشنبه 18 شهریور 1392

تفاوت حق‌التدریس و اعضای هیات علمی/بخش پایانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،تهران امروز ،گفتگو ،

روزنامه تهران امروز

 

http://tehrooz.com/1392/6/18/TehranEmrooz/1263/Page/13/

 

کد خبر: 138143

تاریخ خبر: دوشنبه, 18 شهریور 1392

 

«تهران امروز‌» مشكلات استادان حق‌التدریسی همدان را بررسی می‌كند

تفاوت حق‌التدریس و اعضای هیات علمی

اما مسئله اصلی این قشر از جامعه كه خود را قربانی سیاست‌های غلط وزارت علوم می‌دانند  استخدام است. احمدی در پاسخ به این سوال كه چه شرایطی برای استخدام وجود دارد؟ می‌گوید: شرایط استخدامی بیشتر رقابتی است، البته در دانشگاه پیام نوریكی از قوانین استخدام این است كه  باید مدرك دانشگاه دولتی داشته باشید، در استخدام هیات علمی داشتن مدرك دكترا در اكثر رشته‌ها و مقاله و سابقه كار هر كدام امتیاز جداگانه دارند كه در مصاحبه علمی و عمومی- عقیدتی مشخص می‌شوند

 

ادامه از صفحه اول:

میزان حق‌التدریس

یك مدرس حق‌التدریس دانشگاه پیام نور در پاسخ به این سوال كه هرمدرس در یك دانشگاه (پیام نور،غیرانتفاعی،آزاد، علمی كاربردی ودولتی) بابت یك ساعت حق‌التدریس چقدر حقوق می‌گیرد؟می‌گوید، مبلغ حق‌التدریس در دانشگاه پیام نور 6780 تومان ولی در دانشگاهای دیگر مثل دانشگاه آزاد، چون تعداد ساعت‌های تدریس استاد برای یك درس خیلی بیشتر از ساعات تدریس همان درس در دانشگاه پیام نور است این مبلغ كمتر است.

از احمدی می‌پرسم گفته می‌شود اگر مدرسی از ساعات قرارداد بیشتر تدریس كند مبلغی دریافت نمی‌كند اگر چنین موضوعی واقعیت دارد علت چیست، پاسخ می‌دهد: بله واقعیت دارد با توجه به نكاتی كه اشاره كردم در دانشگاه پیام نور واحدها با ضرب و تقسیم در تعداد دانشجو و تعداد ساعات تدریس به‌دست می‌آید.البته تا 5 سال پیش این قانون نبود. در رشته‌هایی مثل علوم انسانی تعداد ساعات مجاز به تدریس برای استاد نباید بیش از 127ساعت در ترم باشد حتی اگر در دو، سه تا مركز دانشگاه پیام نور هم تدریس داشته باشد با هم محاسبه می‌شوند. یكی از دلایل، صرفه‌جویی در هزینه است كه برای خود دانشگاه منافع زیادی دارد اما برای اساتید خیر.

مشكلات پیش روی حق‌التدریسی‌ها

یكی دیگر از دلایل هم می‌تواند جذب بیشتر نیروی حق‌التدریس در دانشگاه‌ها باشد كه از این طریق افراد بیشتری جذب می‌شوند. قاسمی نیز گفته‌های احمدی را تایید می‌كند و می‌گوید: هدف داشتن كنترل و ایجاد محدودیت برای مدرسان حق‌التدریس است به نحوی كه درصورت صلاحدید مسئولان موسسه مذكور به‌راحتی و بدون پیش آمدن خللی در برنامه‌های آموزشی امكان قطع همكاری با مدرس فراهم می‌شود.

یكی از مسئولان دانشگاه علمی كاربردی شهرستان همدان می‌گوید: این دانشگاه استاد استخدامی و هیات علمی ندارد و از نیروهای دانشگاه‌های دیگر استفاده می‌كند و از 130 نفر مدرس كه در این مركز مشغول تدریس هستند هیچ یك استخدام نشده‌اند.

وی در پاسخ به این سوال كه هر مدرس همزمان در چند دانشگاه می‌تواند تدریس كند؟ ادامه می‌دهد: در همه دانشگاه‌هایی كه نیرو نیاز داشته باشند می‌تواند تدریس كند اگر وقت داشته باشد یا دانشگاه به رشته او نیاز داشته باشد. قاسمی در مورد وضعیت بیمه می‌گوید:از طرف دانشگاه آزاد اسلامی بیمه تامین اجتماعی هستم كه بسته به واحدهای هر ترم تعداد روزهایی كه بیمه رد می‌شود متغیراست و البته نمی‌توان چنین بیمه‌ای را بیمه حقیقی دانست.

اما احمدی می‌گوید: در دانشگاه پیام نور اساتید حق‌التدریس اصلا بیمه نمی‌شوند.وقتی مدرسی بدون بیمه دائم از شهری به شهری در آمدوشد است با توجه به امنیت جاده‌ها و اینكه تعدادی از آنان زن هستند با خطراتی هم روبه‌رو می‌شوند احمدی براین باور است كه: خطرات بسیار است خصوصا در جاده‌های غیراستاندارد و كوهستانی در زمستان این خطرات چند برابر می‌شود. چند مورد تصادف چند سال پیش برای چند نفر از اساتید در جاده مسیر رسیدن به دانشگاه شهر مجاور اتفاق افتاد و باعث شد قید تدریس در آن دانشگاه را بزنند. مشكلات و خطرات جاده‌ای و نداشتن بیمه باعث بی‌انگیزگی خیلی از اساتید مجرب در این دانشگاه‌ها شده است.قلی‌زاده نیز كه در یكی از واحدهای دانشگاه پیام نور تدریس می‌كند می‌گوید: با توجه به آمار تصادفات جاده‌ای كار پرخطری محسوب می‌شود. علاوه بر این در صورت نداشتن وسیله نقلیه شخصی، رفت و آمد در ساعات نامناسب شبانه روز خطرات دیگری را نیز متوجه مدرسان خانم می‌كند.

اساتید با سابقه هم جذب نمی‌شوند

اما مسئله اصلی این قشر از جامعه كه خود را قربانی سیاست‌های غلط وزارت علوم می‌دانند استخدام است.

احمدی در پاسخ به این سوال كه چه شرایطی برای استخدام وجود دارد؟ می‌گوید: شرایط استخدامی بیشتر رقابتی است، البته در دانشگاه پیام نوریكی از قوانین استخدام این است كه باید مدرك دانشگاه دولتی داشته باشید، در استخدام هیات علمی داشتن مدرك دكترا در اكثر رشته‌ها و مقاله و سابقه كار هر كدام امتیاز جداگانه دارند كه در مصاحبه علمی و عمومی- عقیدتی مشخص می‌شوند. اما اساتیدی هستند كه نزدیك 7سال یا حتی بیشتر در دانشگاه تدریس داشته‌اند و با این وجود هنوز جذب نشده‌اند و در نهایت ناامید از استخدام دانشگاه، استخدام سازمان‌های دیگر شده‌اند.

او ادامه می‌دهد: در حال حاضراز طریق ثبت‌نام در سامانه مربوطه در وزارت علوم و سپس مصاحبه علمی، عمومی صورت می‌گیرد. «بنفشه.ح» مدرس دانشگاه آزاد واحد همدان نیز می‌گوید: بیشتر روابط بر ضوابط حاكم است به نحوی كه حتی در صورت گذراندن همه مراحل استخدام، شركت در فراخوان سراسری و انجام مصاحبه علمی و عمومی، چنانچه مسئولان دانشگاه مایل نباشند روند استخدام كامل نمی‌شود.

مشكلات فراوان حق‌التدریسی‌ها

مسائل و مشكلات اساتید حق‌التدریس بسیار زیاد است. متاسفانه در پایین‌ترین سطح سازمان از نظر حقوق و مزایا و امنیت شغلی قرار دارند. كارگران سطح عملیاتی یك كارخانه امنیت شغلی بیشتری نسبت به اساتید حق‌التدریس دانشگاه‌ها دارند. این مدرسان پس از هفت سال خود را با كسانی مقایسه می‌كنند كه با مدرك دیپلم یا فوق دیپلم در یك نهاد دولتی استخدام شده‌اند و حقوق یك ماه آنان برابر با یك ترم تدریس است. درحالی كه مدرسی با مدارج عالی كارشناسی ارشد و دانشجوی دكترا سال‌هاست منتظر استخدام نشسته است. در خیلی از دانشگاه‌های غیردولتی نیز با تغییر رئیس دانشگاه، اساتید حق‌التدریس نیز تغییر می‌كنند و با وجود سابقه شغلی زیاد اخراج می‌شوند. هیچ حق و حقوقی برای اعتراض هم ندارند. این مورد مشكلات در سازمان‌های دیگر مثل آموزش و پرورش هم وجود داشته اما در چند سال اخیر اكثریت معلمان حق‌التدریس به‌وسیله آزمون و با توجه به سابقه كار استخدام شدند اگر وزارت علوم به استخدام نیروهای حق‌التدریس در ابتدا به صورت قراردادی و پیمانی اقدام كند خیلی از مشكلات اساتید حق‌التدریس حل خواهد شد. انتظاری كه پس ازروی كار آمدن دولت یازدهم بیشتر شده است.

 

روزنامه تهران امروز


برچسب ها: استادان حق التدریسی ، اعضاء هیات علمی دانشگاه ، نظام آموزش ، وزارت علوم ،

دوشنبه 18 شهریور 1392

تفاوت حق‌التدریس و اعضای هیات علمی/ بخش اول

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تهران امروز ،روزنامه ها ،گفتگو ،

http://tehrooz.com/1392/6/18/TehranEmrooz/1263/Page/13/

 

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 138149

تاریخ خبر: دوشنبه, 18 شهریور 1392

 

«تهران امروز‌» مشكلات استادان حق‌التدریسی همدان را بررسی می‌كند

تفاوت حق‌التدریس و اعضای هیات علمی

مدرس دانشگاه پیام نورهمدان در پاسخ به این سوال كه تفاوت‌های تدریس نیروهای هیات علمی و حق‌التدریسی در چیست، می‌گوید: تفاوتی در نوع تدریس وجود ندارد چه بسا در خیلی از موارد نیروهای حق‌التدریس به دلیل نبود امنیت شغلی كیفیت تدریسشان بهتر نیز هست، اما نمی‌توان این مورد را به همه تعمیم داد

 

حسین زندی- همدان: یكی از چالش‌هایی كه نظام آموزشی كشور با آن دست به گریبان است وضع نیروهای حق‌التدریس است. سیاستگذاری و عملكرد نهادهای آموزشی و در سطح كلان، وزارت علوم و آموزش و پرورش در زمینه جذب مدرس باعث افت تحصیلی در بین دانش‌آموزان ودانشجویان شده و در بین مدرس‌ها انتظار استخدام و تبعیض بار روانی و اجتماعی عظیمی بر دوش آنان گذاشته است. این موضوع آینده هر دو قشر را تحت تاثیر قرار داده است. این مسئله در دانشگاه‌ها پر رنگ‌تر است. استادی كه از آینده شغلی خود اطمینان كافی ندارد و خود را با همكاران هیات علمی مقایسه می‌كند، مادام درگیر این سوال است كه چه تفاوتی بین تدریس او و همكارش است؟ گاهی این كمبود‌ها موجب كم‌كاری می‌شود و در نتیجه دود آن به چشم دانشجو می‌رود.

در سال‌های اخیر شاهد بودیم كه تحصیل در كشور با افت كیفی همراه بوده است و فارغ‌التحصیلان كم سوادتر از گذشته بوده‌اند. همچنین انگیزه‌ای برای پژوهش و تحقیق در دانشگاه‌ها دیده نمی‌شود. این مسئله را از خرید و فروش پایان نامه و تحقیق در بازار می‌توان دریافت. در نهایت اگر نیرویی هم جذب می‌شود نه بر اساس شایستگی و توانایی، كه تنها مسائل عقیدتی ملاك قرار گرفته است. اما همواره این سوال وجود دارد كه اگر نیروهای حق‌التدریس سست عقیده‌اند، چرا تدریس می‌كنند؟ و تفاوت‌های دریافتی این نیروها به اندازه‌ای است كه جز استثمار چیزی به یاد انسان نمی‌آورد.

شیوه تدریس ربطی به حق‌التدریس بودن ندارد

خانم «م احمدی» مدرس دانشگاه پیام نورهمدان در پاسخ به این سوال كه تفاوت‌های تدریس نیروهای هیات علمی و حق‌التدریسی در چیست، می‌گوید: تفاوتی در نوع تدریس وجود ندارد چه بسا در خیلی از موارد نیروهای حق‌التدریس به دلیل نبود امنیت شغلی كیفیت تدریس‌شان بهتر نیز هست، اما نمی‌توان این مورد را به همه تعمیم داد. سرفصل‌های دروس دانشگاه پیام نور كاملا مشخص است و بر حسب كتاب‌های اعلام شده توسط سازمان تدریس انجام می‌شود، اما در سایر دانشگاه‌های غیر دولتی سرفصل كتاب خارج از سرفصل‌های سازمان مربوطه نیست، بنابراین سرفصل‌ها تا حدود زیادی مشخص است و در این مورد معمولا تفاوت زیادی وجود ندارد. شیوه تدریس بستگی به درسی كه تدریس می‌شود دارد و چه بسا به دلیل ایجاد انگیزه در دانشجویان، توسط اساتید، روش‌های قدیمی در حال تغییرند و به طرف روش‌های نوین و پیشرفته تدریس و استفاده از مشاركت كامل دانشجویان میل می‌كند. در این مورد نیز اساتید حق‌التدریس سعی بیشتری در تغییر نحوه تدریس‌شان برای افزایش كیفیت تدریس‌شان دارند.

نمره محور بودن دانشگاه‌های غیرانتفاعی

«قاسمی» مدرس دانشگاه آزاداسلامی همدان نیز در این زمینه می‌گوید: با توجه به نمره محور شدن دانشگاه‌های غیرانتفاعی و آزاد كه درصد بزرگی از دانشجویان را پوشش می‌دهند، حق‌التدریس بودن مدرس ابزاری است برای تحت فشار قرار دادن وی برای نمره دادن به دانشجویانی كه به نظر مسئولان آموزشی دانشگاه سرمایه‌های موسسه هستند و به هر قیمت باید نظرشان را جلب كرد. در همین راستا مدرس حق‌التدریس كه در اعمال نمره محدود و مجبور می‌شود بعضا از تدریس ناامید می‌شود و همه توان خود را به امر تدریس اختصاص نمی‌دهد. از نظر من تنها تفاوت موجود همین است. احمدی ادامه می‌دهد: حقوق‌ها اصلا قابل مقایسه نیست. تفاوت خیلی زیاد است اگه بخواهیم دانشگاه پیام نور را در نظر بگیریم دروس تدریس شده یك استاد با توجه به سقف واحدهای تدریسی اگر سقف واحدهایش پر شده باشد حقوق یك ترم ایشان به اندازه حقوق یك ماه استاد هیات علمی این سازمان است و سایر دانشگاه‌ها هم به همین صورت. قاسمی ادامه می‌دهد: تفاوت‌ها بسیار زیاد است! من رقم دقیقی از دریافتی‌های اعضای هیات علمی در رشته‌های مختلف ندارم، اما دانشجویان دوره دكترا را سراغ دارم كه تنها بورس یك دانشگاه شده‌اند و هنوز شروع به كار نكرده‌اند و دریافتی‌شان ماهانه بالغ بر چند میلیون تومان است كه قابل قیاس با ساعتی چهار پنج هزار تومان حق‌التدریسی‌ها نیست.

 

روزنامه تهران امروز


برچسب ها: استادان حق التدریس ، اعضای هیات علمی ،

 تجمع فعالان محیط زیست و کوهنوردان در اعتراض به تخریب چشمه‌های الوند

http://www.iranboom.ir/didehban/zistboom/10165-1392-06-14-19-30-36.html

 

گزارش: حسین زندی
عکس: رضا مقدم

درپی تخریب مسیر چشمه ملک در منطقه پائین دست «چهارقله» همدان در هفته‌های گذشته، روز جمعه  تعدادی از اعضای انجمن دوستان زمین در کنار این چشمه تجمع کردند.

این گردهمایی که با هماهنگی کمیته کوهنوردی انجمن محیط زیستی دوستان زمین انجام شد در یک برنامه صعود که از مسیر تاریک دره همدان به سمت چشمه بود ده ها نفر از اعضای این انجمن و کوهنوردان و فعالان محیط زیست همدان حضور داشتند. تخریب چشمه ملک و مسیر این چشمه تا روستای دیوین توسط عده ای از ساکنان این روستا مورد اعتراض فعالان محیط زیست و کوهنوردان قرار گرفت. این اولین بار نیست که در سال‌های گذشته چشمه‌های همدان مورد تعرض قرار می‌گیرند. علاوه بر اینکه چشمه‌های فراوانی که داخل شهر جریان داشتند و صدها هزار نفر از آنها استفاده می کردند امروز وجودخارجی ندارند و به برکت نبود مدیریت صحیح شهری نابود شده اند. در خارج از مناطق مسکونی و کوهستان ها نیز پیش از این چشمه های روستای دره مرادبیگ به دلیل انتقال آب آن به شهر تخریب شد. همچنین پس از تغییر مسیر چشمه ها و رودخانه های منطقه میدان میشان پس از احداث تاسیسات تله کابین هگمتانه، پوشش گیاهی منطقه تحت الشعاع قرار گرفت. چشمه های تخت کوچک و تخت رستم نیز از این آسیب ها در امان نماندند. اما اعتراض های فعالان محیط زیست بی پاسخ ماند. تهدیدهای فراوانی از جمله ایجاد معدن سنگ در کوهستان‌های الوند، جاده سازی های بدون برنامه که موجب زخمی شدن کوهستان شده است، برداشت بیش از حد از آب چشمه‌ها، چرای بی رویه دام عشایر و همچنین ریختن زباله در دامنه کوه های همدان نتیجه ای جز نابود ی پوشش گیاهی وجانوری کوهستان‌های الوند ندارد. ادامه روند فعلی و تخریب های صورت گرفته الوند را تا مرز نابودی کشانده است. به دلیل همین دخالت های دست بشر است که این‌روزها دیگر زیبایی گذشته را ندارد، به خصوص آن چه تاسیسات تله کابین برسر الوند می آورد جبران ناپذیر است. اگرچه نهادهای مدنی ، فعالان محیط زیست و کوهنوردان همواره به این تخریب ها و دست درازی ها بر طبیعت معترض بوده اند اما تا مسئولان احساس مسئولیت نداشته باشند و با نگاه عمیق تری به مسئله محیط زیست ننگرند این مشکلات باقی خواهد بود.

مریم خندان عضو انجمن دوستان زمین می گوید: درمان کم‌آبی کور کردن چشمه‌ها نیست، آنهم در سرچشمه وکاشانه اصلی آن. این چشمه ها قرن هاست که در زادگاه خود جریان دارند و وفادارانه خاک وطبیعت خود را سیراب می کنند. امید بزرگ رهگذران تشنه بودند، دردناک است که چشمه هارا درخانه خود زندانی کنیم ویا آواره دیار دیگری کنیم.

این فعال محیط زیست ادامه می دهد:ما با این کار سایر موجودات را ازاین موهبت طبیعی بی بهره می کنیم. ای کاش برای درمان کم آبی ها به سال های پیش برگردیم وتمام چشمه هایی را که کور کردیم باز سازی کنیم وبه چرخه زندگی برگردانیم .شاید بخشی از مشکل حل شود.این روزها ما چشمه ها وقنات های همدان را با کانال فاضلاب یکی کردیم آنوقت می خواهیم آب کوه‌ها و سهم سایر موجودات را داخل شهر ببریم. فعالان مدنی به خصوص انجمن دوستان زمین در این گردهمایی خواستار پیگیری هرچه سریع تر مسئولان شهری و نهادهای متولی از جمله سازمان آب، محیط زیست، منابع طبیعی و شهرداری همدان هستند.

 

 


برچسب ها: چشمه های همدان ، چشمه ملک ، سازمانهای مردن نهاد ، ایرانبوم ،

روزنامه تهران امروز

http://tehrooz.com/1392/6/14/TehranEmrooz/1260/Page/16/

 

 

کد خبر: 137829

تاریخ خبر: پنجشنبه, 14 شهریور 1392

 

گزارش «تهران امروز» از ممیزی عجیب برای كتاب‌های اهدایی به كتابخانه

كتاب‌های دارای مجوز، اجازه ورود به كتابخانه سنقر  را  ندارند

واقعا جای بسی تاسف است كه چگونه ممكن است كتاب‌هایی كه مجوز چاپ گرفته‌اند و از ممیزی وزارت ارشاد عبور كرده و در بازارهای كتاب توزیع می‌شوند اجازه قرار گرفتن در كتابخانه‌ها را نیابند

 

حسین زندی – كرمانشاه: سنقر یكی از شهرستان‌های استان كرمانشاه است كه تعداد كتابخانه‌های عمومی آن به تعداد انگشت‌های یك دست هم نمی‌رسد. این شهرستان با 80 هزار جمعیت تنها سه كتابخانه دارد كه به هیچ عنوان پاسخگوی نیازهای علاقه مندان نیست. زنده یاد یحیی حسین‌پور موسس اولین كتابخانه عمومی در سنقر بود كه سال‌ها در زمینه اجرای نمایش آموزش‌های هنری و فعالیت‌های فرهنگی این شهر پیش قدم بود. حسین‌پور بهار امسال درگذشت اما خانواده او تصمیم گرفتند هزینه مراسم چهلم او را به تجهیز كتابخانه‌ای كه پدر تاسیس كرده بود اختصاص دهند اما دیگر از آن كتابخانه اثری نبود. به هر حال وارثان حسین‌پور در اجرای نیت خود ثابت‌قدم بودند و تصمیم گرفتند كتاب‌هایی خریده و به دیگر كتابخانه‌های شهر اهدا كنند كه این كار هم دچار مشكلات فراوانی است و روند طی شده برای خانواده نمونه‌ای بسیار كوچك از مشكلاتی است كه در سال‌های اخیر دامن علاقه‌مندان به كتاب و نشر حتی بعد از انتشار كتاب با مجوز و ممیزی وزارت ارشاد را گرفته است.

كتابخانه‌ای تعطیل و دیگری انبار كتاب شده است

مهران حسین‌پور فرزند زنده یاد یحیی حسن پور می‌گوید: كتابخانه‌ای كه پدرم تاسیس كرده بود دیگر وجود ندارد، اما گاهی كتاب‌هایی با مهر همان كتابخانه در دست دوستان دیده می‌شود و كتابخانه دیگری كه آقای نصرالله قهرمانی احداث و به آموزش و پرورش اهدا كرد امروز فعالیت ندارد و متاسفانه به انبار كتاب تبدیل شده است. یكی از كتابخانه‌های فعال در زندان شهر است و كتابخانه اصلی شهر یعنی كتابخانه علامه مجلسی فعال‌تر است.

وی می‌افزاید: پدر فرهنگی بود و سال 1346 پس از گذراندن دوره فنی كتابداری تصمیم می‌گیرد برای شهر كتابخانه‌ای ایجاد كند، سپس با اهدای كتابخانه شخصی خود در دبیرستان پهلوی آن زمان كتابخانه را تاسیس می‌كند كه مورد استفاده همگان بوده، پس از این اقدام وزارت فرهنگ بودجه‌ای در اختیارش قرار می‌دهد كه كتابخانه را تجهیز می‌كند. در سنقر اولین نمایشگاه‌های كتاب را نیز یحیی حسین‌پور برگزار می‌كند. شاگردان زیادی را تربیت می‌كند كه از آنها می‌توان به پروفسور «موسی یاوری» و «صالح حسینی» مترجم نامدار اشاره كرد.

مهران حسین‌پور دراین مورد كه چرا به این فكر افتادید كه به جای آیین‌های مرسوم، كتاب اهدا كنید می‌گوید: به نظر پدرم اهدای كتاب از هركار خیری شایسته‌تر بود، همه مراسم اولیه و شب هفت را به جا آوردیم. اما هزینه مراسم چهلم را به این امر اختصاص دادیم. به نظرم مراسمی كه این روزها برگزار می‌شود، نشان از مصرف‌گرایی و اسراف است و كار ماندگاری نیست و بیشتر به نظر خودنمایی می‌آید. ما امیدواریم این كار انگیزه‌ای برای دیگران هم باشد چرا كه خانواده‌هایی كه عزیزان خود را از دست داده‌اند، اگر بخشی از هزینه‌ها را به امور خیریه اختصاص دهند بسیاری از ناهنجاری‌ها و مشكلات را نخواهیم داشت.

حسین‌پور ادامه می‌دهد: ما تلاشمان این بود كتاب‌هایی را از نمایشگاه كتاب تهران بخریم كه كتاب‌های روز را انتخاب كرده باشیم وهمزمان با مراسم چهلم پدرم اهدا كنیم، اما متاسفانه به دلایل بوروكراسی اداری انجام نشد و ما نتوانستیم در زمان مقرر كتاب‌ها را اهدا كنیم. ما كتاب‌های چاپ جدید كه در سال‌های 90 و 91 منتشر شده بود و برخی چندمین بار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته انتخاب كردیم، اما متاسفانه ده‌ها جلد از این كتاب‌ها را اجازه ندادند به كتابخانه اهدا كنیم. او می‌گوید: كتاب‌ها را براساس علایق مرحوم حسین‌پور و با موضوعات تاریخ، تاریخ نمایش، ادبیات، كشاورزی و كتاب‌های دایره‌المعارف كودكان انتخاب كردیم اما نتوانستیم همه كتاب‌ها را در كتابخانه قرار دهیم، متاسفانه گویی اسب پیشكشی را دندانش را می‌شمارند و این كار آزاردهنده است. درنهایت وارثان یحیی حسین‌پور نتوانستند از مبلغ پنجاه میلیون ریال كتابی كه خریداری كرده بودند، ده‌ها جلد از كتاب‌ها را اهدا كنند كه باعث دلخوری بسیار شد. واقعا جای بسی تاسف است كه چگونه ممكن است كتاب‌هایی كه مجوز چاپ گرفته‌اند و از ممیزی وزارت ارشاد عبور كرده و در بازارهای كتاب توزیع می‌شوند اجازه قرار گرفتن در كتابخانه‌ها را نیابند؟!

مسئول كتابخانه‌های شهرستان سنقر در مورد پذیرفته نشدن برخی از كتاب‌ها برای این كتابخانه به تهران امروز گفت: ما اجازه نداریم كه هر كتابی را به عنوان هدیه به كتابخانه بپذیریم. آقای خسروی ادامه داد: از سوی وزارت ارشاد اسلامی لیستی به ما ارائه شده است كه بر اساس آن باید كتاب‌های اهدایی را تایید كنیم و حتی اگر كتابی در همان سال مجوز گرفته و چاپ شده باشد، اما اسم آن در لیست آمده باشد حق نداریم آن را قبول كنیم. وی تصریح كرد: همچنین اگر فردی قصد داشته باشد كه تعداد زیادی كتاب را به كتابخانه‌ای اهدا كند، موظف هستیم كه ابتدا لیست كتاب‌ها را برای تایید به تهران بفرستیم. در صورت اعلام موافقت از مركز، كتاب‌های اهدایی به كتابخانه منتقل می‌شوند و در غیر این‌صورت از پذیرفتن آنها معذوریم. اینها اقداماتی است كه از طرف وارثان وقف كتاب هم انجام شد اما برخی كتاب‌ها پذیرفته نشد و دچار این ممیزی ابتكاری و عجیب شدند.

پس از اقدام خانواده حسین‌پور انجمنی در شهر سنقر شكل گرفت با نام انجمن كتابخانه‌سازان خیر و دو قطعه زمین توسط شهروندان به احداث كتابخانه اختصاص پیدا كرد كه در صورت همكاری و مجوز نهادهای دولتی احداث خواهد شد.اما همچنان شهروندان سنقری از كمبود كتابخانه رنج می‌كشند. برای بهبود وضعیت موجود، افزون بر سامان وضعیت اقتصادی، برطرف كردن موانعی مانند نگاه امنیتی به فرهنگ و جایگزینی سیستم نظارتی متعادل و كارآمد در حوزه كتاب، ممكن است بتواند اندكی از مشكلات فعلی بكاهد.

 

روزنامه تهران امروزَ

 

َ


برچسب ها: کتابخانه ، سنقر ، سانسور ،

جمعه 15 شهریور 1392

چه بهتر كه همدان كلانشهر نباشد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تهران امروز ،روزنامه ها ،میراث فرهنگی ،زیست بوم ،

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 137929

تاریخ خبر: شنبه, 16 شهریور 1392

 

 

چه بهتر كه همدان كلانشهر نباشد

 

http://tehrooz.com/1392/6/16/TehranEmrooz/1261/Page/15/

 

 

حسین زندی: چند هفته‌ای است شهر تازه كلانشهر شده همدان حال و روز خوشی ندارد. جایگزینی دولت جدید و تغییر و تحول‌ها در سازمان‌های مختلف، حتی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در حالی در پایتخت در حال انجام است كه میراث ارزشمند تاریخ و ملی ما در پایتخت تاریخ و تمدن ایران در حال تخریب و تفكیك و با بی‌توجهی آشكار متولیان میراث فرهنگی در حال نابود شدن است. متولیان سازمان میراث فرهنگی همدان در حالی به بهانه روز همدان به تبلیغات و بادكنك‌بازی برروی بام آرامگاه بوعلی مشغول بودند.(كه خود حدیث مفصلی است و موجب تخریب آرامگاه بوعلی را فراهم كرده) كه زمین خواران شهر در حال تخریب بناهای تاریخی و نابودی باغ‌های اطراف شهر بودند. چندی پیش عمارت ذوالریاستین در همدان همزمان با نامه نگاری اهالی فرهنگ این استان برای اعتراض به تخریب عمارت بدیع الحكما تخریب شد. امری كه در ادامه موجب شد هنرمندان و فعالان فرهنگی همدان نامه‌ای دیگر به وزیر كشور و رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی در اعتراض به تخریب باغ‌ها و بناهای تاریخی در همدان بنویسند. آنچه هست، اعتراض فعالان فرهنگی نتوانست از كتك خوردن خبرنگاران وتخریب‌ها جلو‌گیری كند. با وجود اینكه بیشتر رسانه‌ها از ظلمی كه به فرهنگ و طبیعت همدان رفته سخن گفتند، گوش شنوایی در شهر پیدا نشد و عاقبت آخرین یادگار محله «در‌سنگی»‌های همدان هم از جا كنده شد.

درسنگی عمارت 200 ساله ذوالریاستین، به جا مانده از دوران زمامداری محمد شاه قاجار و صدارت قائم‌مقام فراهانی بود. درختان باغ را بریدند و علف‌ها را آتش زدند و زمینش را قطعه قطعه كردند. چگونه است كه مسئولان اگر بنای تاریخی یا درختی در پایتخت تخریب و قطع شود، هیاهو می‌كنند، اما به رغم همه فریادهایی كه فرهنگ دوستان و دوستداران طبیعت و آثار تاریخی در همدان سر دادند، مسئولان و مالكان كار خود را كردند؟ قطع چند درخت در خیابان ولی‌عصر پایتخت كه به دلیل خشكیدگی كامل آنها بود در سطح بین‌المللی اعتراض‌هایی به‌دنبال داشت، اما تخریب عمارتی تاریخی و قطع صدها اصله درخت در شهری كه ریه می‌خواهد برای نفس كشیدن، پیگیری نمی‌شود و به سادگی از آن عبور می‌كنند!

یادمان باشد همدان، با طبیعت و تمدن و تاریخش همدان است و اگر گردن به تخریب هر‌كدام از اینها ببندیم قدم به قدم سرزمین هگمتانه را از روزگار بالندگی‌اش دور كرده‌ایم. قرار نیست توسعه همدان و كلانشهر شدنش به قیمت نابودی تاریخ و تمدن و طبیعت این شهر تمام شود و اگر چنین است چه بهتر كه همدان كلانشهر نباشد.

امیدواریم كه مسئولان جدید سازمان میراث فرهنگی آنچه مانده است را دریابند چرا كه اكنون بخش بسیاری از این عمارت‌ها ویران شده و از بین رفته است. اما پرسش دیگر این است كه اكنون مسئول كیست و چه كسی باید پاسخگوی این آثار ارزشمند از دست رفته باشد؟

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: باغ ذوالریاستین ، همدان ، محیط زیست ،

سه شنبه 12 شهریور 1392

میراث بدیع بلعیده می شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،میراث فرهنگی ،زیست بوم ،

 

میراث بدیع همدان بلعیده می شود

 

http://www.bidargarnews.com/?i=1&safhe=20

بیدارگر/شماره19/سال اول 6شهریور 92

بیدارگر- مهدی طاهری: هوای گرم، کم آبی و ازدحام جمعیتی که شب‌های تابستان برای گذراندن چند ساعت در حاشیه خیابان‌ها و روی سنگفرش جاده گنجنامه به دنبال جایی برای پارک خودروی خود می‌گردند، به ظاهر مشکلی است که عده‌ای ریشه‌اش را در همین چندسال اخیر می‌بینند.

مردم ما عادت ندارد مشکلات خود را ریشه یابی کند و هنگام ارتکاب هر عملی به عاقبت آن بی توجه است، اما دیری نمی‌گذرد تا با درافتادن به دامن برخی معضلات به فکر راه حل می‌افتد، غافل از آنکه دیر شده و کار از کار گذشته.

شاید اگر امروز کسی بگوید که ریشه همه مشکلات و گرفتاری‌های همدان در نابودی باغ‌ها و خشکاندن چشمه‌ها و افزایش بی رویه ساخت و ساز در نوار سبز شهر است، عده‌ای آن را چندان مربوط به موضوع ندانند.

اما پر واضح است که همه گرفتاری‌های امروز ما ریشه در بی توجهی و اهمال و کم کاری مدیرانی دارد که برای درآمد بیشتر و سودآوری سرشار، چشم بر واقعیت دوختند و صدای دوستداران محیط زیست را نشنیدند و به استناد قوانینی که توسط مدیرانی دیگر از جنس خودشان نوشته شده، راه را برای زمین خواران، سودجویان و دشمنان طبیعت آنچنان هموار کردند که امروز گرفتاری‌های بیشماری به مردم تحمیل شده و نسل آینده جز نفرین و آه و ناله برای ما چیز دیگری به آمرزش نخواهد فرستاد!

سخن از قطع اشجار و نابودی آخرین باغات همدان است که طی سال‌های اخیر از تیغ برج سازان و بساز و بفروش‌ها گریخته و در سایه مقاومت و دلسوزی چند مستاجر و انسان وفادار به مواریث گذشته، محفوظ مانده شاید آخرین نفس‌های این نسل به شماره نیفتد و اندکی هوای پاک و سالم به درون ریه‌هایی بخزد که از فرط دود بنزین‌های غیراستاندارد، آلودگی کارخانجات از رده خارج شده و ریزگردهای مهاجر از کشور همسایه به سرطان مبتلا شده‌اند!

سخن از مرگ آخرین بازمانده‌های بهشت است که در این سال‌ها نسلشان ورافتاده و سلاله‌شان به دست انسان آزمند و زیاده خواه ریشه کن شده.

سخن از بر زمین افتادن بی زبان‌ترین مخلوق خداست که اگر حنجره‌ای برای فریاد داشت، گوش فلک را کر می‌کرد!

 

مزایده باغ‌های تاریخی

از اسفندماه گذشته سرانجام حرص و طمعی که از زمین‌های بایر و برج‌های مرکز شهر سیراب نشده بود، به جان باغ بدیع‌الحکما و ذوالریاستین افتاد و با اعلام مزایده «فروش ویژه املاک» بدون مهر و امضای مشخص! این باغ چند صد ساله با تیغ اره‌های خشن آشنا شد.

بلایی که سی سال است به جان باغ‌ها و درختان همدان افتاده و ده‌ها هکتار از بهترین زمین‌های شهر را به برج و ساختمان‌های بلندمرتبه تبدیل کرده، این بار به دامن تنها بازمانده طبیعت افتاد و بی آنکه کسی پاسخگو باشد، یکی از بی نظیرترین و زیباترین چشم اندازهای طبیعت همدان را در آستانه نابودی قرار داد.

 

باغ بدیع الحکماء کجاست؟

این باغ که تقریبا 62 هزار متر وسعت دارد، بیش از 5 هزار اصله درخت میوه و یکهزار درختانی از جمله چنار، صنوبر و بید داشته و چشمه‌ای بسیار پرآب آن را مشروب می‌ساخته که در دل زمین از قناتی با چهار مسیر منشعب می‌شود که گویا تا روستای دره مرادبیک ادامه داشته است.

باغ بدیع از جاده دره مراد بیک نزدیک برج تندیس فعلی شروع شده و تا منطقه پردیس امتداد دارد که در نهایت به باغ ذوالریاستین (و بعدها باغ دکتر ارفع) ختم می‌شود.

مجموعه چند ده هکتاری که هنوز بوی خوش روزگار وصال را با خود دارد.

 

میزبان بزرگان ایران زمین

حسین زندی فعال محیط زیستی و یکی از علاقمندان به تاریخ طبیعی همدان می‌گوید: این باغ محل تردد و اتراق بزرگ مردانی همچون تاگور(شاعر هندی)، ظهیرالدوله، وحید دستگردی، عبدالحسین سپنتا، میرزاده عشقی، احمد کسروی و نیما یوشیج بوده است که هرکدام در دوره خود برای گذراندن تابستانی آسوده به این شهر آمده و میهمان خاندان بدیع بوده‌اند.

وی درباره ساختمان و بنای این باغ می‌گوید: دو عمارت دراین مجموعه وجود داشته که یکی از آنها تخریب شده و پلان آن در دست طراحی است و دیگری که باقی مانده محل زندگی باغبان است و در آن آثار و لوازم طبابت دکتر بدیع موجود است.

از او درباره شخصیت بدیع پرسیدیم که زندی چنین پاسخ داد: بدیع الحکما پزشک معتمد مردم و روحانیت بوده و شخصیتی فرهیخته و دلسوز فرهنگ به شمار می‌رفته که در زمان خود درآمد حاصل از اراضی چند روستا را برای سلامت و بهداشت مردم هزینه می‌کرده است. هنگامی که آمریکایی‌ها به همدان می‌آیند و بیمارستانی در این شهر می‌سازند، برای سکونت خود با بدیع مشورت می‌کنند که وی آنها را در این باغ ساکن می‌کند و این عمارت باقیمانده همان ساختمانی است که آمریکایی‌ها در آن می‌سازند. این ساختمان که در فهرست آثار میراث فرهنگی ثبت شده به پیشنهاد ما اگر به موزه پزشکی و طب تبدیل شود، همچنان سالم باقی خواهند ماند و با یک مرمت ساده به مجموعه‌ای ماندگار برای نسل‌های بعد تبدیل می‌شود.

 

خاندان فرهیخته

گفتنی است خاندان بدیع گرچه ابتدا مسلمان نبوده و یهودی و مسیحی بوده‌اند اما به دلیل علاقه فراوان به مسلمانان و نامگذاری فرزندان خود به اسم‌های اسلامی، بعدها همگی مسلمان می‌شوند و شهرت آنها به مردم داری، حمایت از افراد بی بضاعت، اختصاص بخش عمده‌ای ازدرآمد خود برای امور فرهنگی و آموزشی باعث شد تا پزشک معتمد روحانیت وقت هم باشند.

در حال حاضر نوادگان این طبیب فرهیخته در کشورهای دیگر ساکن شده و برخی از فرزندان وی نیز در زمره افراد تاثیرگذار و مطرح هستند.

امیر مهدی بدیع خالق کتاب یونانی‌ها و بربرها از جمله مفاخر و فلاسفه بزرگ ماست که آثارش به زبان فرانسوی منتشر شده  و جزو فلاسفه مطرح و شناخته شده 100 سال اخیر فرانسه است. تنها دو کتاب از وی به فارسی ترجمه شده است.

کتاب یونانی‌ها و بربرها بهترین نقد تاریخ هرودت است که با انتشار آن نگاه غربی‌ها به تاریخ ما و تاریخ نگاری ما تغییر کرد.

بدیع الحکماء 4 پسر و یک دختر داشته که در بین آنها محمود بدیع نیز درصدد بود عمارت باغ را به فرهنگسرا تبدیل کند اما اجل مهلتش نداد و همسر وی به نام «مهری خانم» در آمریکا زندگی می‌کند و به دلیل آزار و اذیت فراوان از پیگیری موضوع فرهنگسرا صرفنظر کرده است.

دیگر نوادگان بدیع که شامل 20 نوه و 50 نتیجه هستند در کشورهای مختلف سکونت دارند و در حال حاضر فرهاد بدیع در دانشگاه امام صادق تدریس می‌کند.

حسین زندی فعال محیط زیست در همدان با بیان فرازی از زندگی این خانواده می‌گوید: هرچند بدیع مورد اعتماد حکومت وقت و مردم بوده و خانواده بسیار تاثیرگذاری به شمار می‌رفته اما هیچگاه در مناصب حکومتی دخالت نداشته و علاقه آنها به طبابت و فرهنگ و هنر باعث شده تا به عنوان پشتیبان و تکیه‌گاه اصحاب فرهنگ و هنر شناخته شوند.

سکونت عارف قزوینی در باغ بدیع نشانه تمایل این خاندان به آزادی و عشق و شوریدگی آنها به ادبیات و تاریخ است. اما در اوایل انقلاب با مصادره شدن باغ و سپردن آن به دست چند باغبان، به تدریج این مجموعه رو به زوال رفت و برخی از درختان آن خشک شد.

در حال حاضر فرزندان همان باغبان‌ها و کسانی که بخش‌هایی از باغ را در اجاره خود دارند، مدعی هستند که وسعت این باغ بسیار بیشتر بوده و به مرور زمان بخش‌هایی از آن خشکانده شده و پس از تفکیک به فروش رسیده است که منطقه “پردیس” حاصل همان ساخت و سازها در این باغ است.

 

باغ ذوالریاستین

قائم مقام فراهانی در همدان نماینده‌ای داشته که بسیار معتمد و مورد احترام مردم این شهر بوده است.

مسجد و کوچه و محله‌ای که به نام ذوالریاستین در همدان باقی است تنها بخشی از میراث این رجل سیاسی بوده و کمتر کسی از باغ ذوالریاستین خبر دارد. این باغ یکی از مشهورترین باغ‌های همدان است که چشمه‌ای 700 ساله در آن وجود داشته و برای آبیاری درختان مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

“چشمه ل‌له قاسم” که دو طبقه است از روستای دره مرادبیک شروع شده و تا این باغ ادامه دارد که در نوع خود بی‌نظیر بوده و ارزش ثبت جهانی را دارد.

از آنجا که باغ ذوالریاستین تا همدان آن روزها فاصله زیادی داشته، به دستور شخص ذوالریاستین جاده‌ای برای دسترسی به آن ساخته و سنگفرش می‌شود که امروز خیابانی به نام “کوچه مشکی” باقیمانده بخشی از آن راه است.

 

آخرین در سنگی در معرض ویرانی

در قدیم و برای حفاظت از خانه باغی‌ها، مجبور به استفاده از درهای سنگی بوده‌اند که تنها مورد باقیمانده از این نوع درها در حال حاضر در عمارت این باغ وجود دارد و ممکن است به زودی تخریب شود در حالی که ثبت نشده و هیچ اقدامی برای محافظت از آن صورت نگرفته است.

باغ ذوالریاستین که به باغ دکتر ارفع نیز مشهور است، در زمان بدیع الحکما به داماد ایشان دکتر فرج اله ارفع واگذار می‌شود که به دلیل همنشینی باغبان فرهیخته‌اش شکراله خاکیان که کاتب و خوشنویس و فردی اهل ادب بود اجاره داده می‌شود.

امروز فرزندان همین کاتب در باغ مذکور ساکن هستند و برای حفظ باغ و جلوگیری از تخریب آن تلاش‌های فراوانی انجام داده‌اند.

 

نفس‌های آخر

گرچه گفته می‌شود مجموعه باغ‌ها و فضای سبز محدده باغ بدیع الحکما و باغ ذوالریاستین 127 هکتار است اما تاکنون آمار دقیقی از مساحت اصلی آن، قطعات فروخته شده و فضای باقیمانده در هیچ جا ثبت نشده و گویا تعمدی در کار است تا حدود و ثغور این ملک ارزشمند مشخص نشود.

طی سی سال اخیر بخش‌هایی از این باغ تفکیک و فروخته شده و در حال حاضر پس از اعلام مزایده فروش ویژه املاک، قرار است باغ در قطعات 2 هزار متری تفکیک و با 5/3 طبقه ارتفاع برای احداث ساختمان به فروش برسد.

 

 

 


برچسب ها: باغ بدیع الحکما ، عمارت بدیع و ذوالریاستین ، همدان ، امیرمهدی بدیع ، عارف قزوینی ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

راه‌های تنفسی شهر همدان تنگ‌تر شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،تهران امروز ،زیست بوم ،میراث فرهنگی ،

روزنامه تهران امروز

 

 

 

کد خبر: 137354

تاریخ خبر: پنجشنبه, 07 شهریور 1392

 

راه‌های تنفسی شهر همدان تنگ‌تر شد

داد هنرمندان از تخریب بدیع الحكما و ذوالریاستین

 

 

حسین زندی- همدان: در ادامه تخریب باغ و عمارت بدیع الحكمای همدان و به رغم همه اعتراضات صورت گرفته باغ ذوالریاستین هم در خفا نابود شد. این موضوع به ظاهر استانی آنچنان سر و صدا كرد كه داد هنرمندان كشوری درآمد و تعدادی از چهره های سرشناس هنری كه به اصالت شهر و ریه های همدان اهمیت می دهند درصدد برآمدند، جلوی ادامه این تخریب‌ها را بگیرند. ریه های شهری كه قرن‌ها پیش هرودت در مورد همدان چنین می نویسد:

«سرزمین واقع در شمال هگمتانه کوهستانی و پوشیده از جنگل است.» بیش از بیست قرن پس از این مورخ شاعری غربی به نام « کلینتن سکالرد» بازهم می نویسد:«بر گرد دیوارهای همدان باغ‌های پرشکوفه دامن کشیده‌اند.» گویی پس از دوهزار سال طبیعت این شهر زیبا همچنان دست نخورده باقی مانده بود. ویلیام جکسن، سیاح و ایران شناس آمریکایی وقتی در سال 1903 وارد همدان می شود از بیشه‌زارها و باغ هایی می نویسد که به شعاع 25 کیلومتر به سمت غرب امتداد دارد. دیگر مستشرقین و سیاحتنامه نویسان نیز از این شهر با عنوان شهر باغ‌ها و درختان یاد می کنند و می نویسند:«همدان شهری است که آن را درختان احاطه کرده‌اند.» اما امروز نه فقط از آن درختان و بیشه ها خبری نیست بلکه اغلب باغ های منتهی به کوه الوند نیز نابود شده و برج ها و آپارتمان های ناموزون جایگزین آن شده است كه چشم انداز طبیعی شهر را نابود کرده اند.

سرنوشت یكسان باغ ذوالریاستین و بدیع‌الحكما

این روزها همان نمونه های کوچک هم در حال نابودی است. پس از باغ بدیع‌الحكما كه خبر تخریب و فروش زمین‌های آن منتشر شد، باغ 12هزارمتری ذوالریاستین در انتهای منطقه پردیس که روزی بهشت برین بود هم با مجوز شهرداری تفکیک و سپس نابود شد همچنین درختان کهنسالش قلع وقم شد. میرزا ابوالقاسم ذوالریاستین از عالمان همدان بود که در زمان صدارت قائم مقام فراهانی نماینده او در همدان بود و شاگردان زیادی از جمله ریاض همدانی در مکتب او به درجه دیوانی رسیدند. عمارتی که در این باغ ساخته بود در آستانه تخریب است. این عمارت تنها بنای باقی‌مانده از خانه های همدان است که دارای در سنگی بودند. به دلایل امنیت و سرما در گذشته در خانه‌ سنگ یک تکه بود و محله‌ای به نام درسنگی وجود داشت که ساکنانش نام خانوادگی در سنگی را برای خود برگزیدند. «مهدی خاکیان» مستاجر این باغ که با همکاری پدرش مرحوم «شکرالله خاکیان» از سال 1328 در این باغ ساکن بوده‌اند، می گوید: بخشی از عمارت به دلیل قدمت زیاد ومرمت نشدن از بین رفت اما آنچه باقی ماند توسط پدرم باز سازی شد، اما در بازسازی‌ها به در سنگی باغ و پایه ستون های عمارت و حوض های سنگی دست نزدیم، زیرا اعتقاد ما این بود كه در سنگی این خاك نمونه ای از هنر دستان چیره هنرمندان همدانی است كه حتی با تغییرات صورت گرفته در باغ باید پایدار بماند . بر اساس مدارك ارائه شده از سوی مهدی خاکیان از سال 1332 مستاجران فعلی به مالک آن اجاره سالیانه پرداخت کرده‌اند اما نه فروشنده و نه خریدار توجهی به حق و حقوق مستاجر نكرده و حقوق آنها از عرصه واعیان را نادیده گرفته اند. تلخ تر از همه آنكه مزایده را به نام خانواده خاکیان منتشر کردند، و در نهایت باغ نابود شد.

نابودی چشمه 700 ساله باغ به صورت عمدی

سال جاری باغ توسط یك شرکت خصوصی به نام انصار به شهرداری واگذار و پس از آن هم به مزایده گذاشته شد. به گفته خاكیان چشمه 700 ساله باغ را با لودر کور کردند تا درختان خشک شود اما منتظر خشک شدن هم نماندند و درختان را جلو چشم مردم شهر بریدند. همه می دانند كه همدان همیشه از خنک‌ترین شهرهای کشور بوده، حالا سوال این است كه چه اتفاقی افتاده است كه عده ای ظرفیت های مطلوب هوای همدان را فراموش كرده و آنها را اتفاقی می دانند؟ غیر از این است که پس از بریدن درختان و نابودی باغ‌ها كم كم همدان خنكی خود را از دست داده و تبدیل به شهری سیمانی و آجری می شود؟ نابودی باغ ذوالریاستین زمانی اتفاق می افتد كه بلدوزرها در حال تخریب باغ بدیع الحکما، حکیم و پزشک نامدار همدانی بودند. در همان زمان عکاس و روزنامه نگاری که در حال عکاسی از تخریب باغ بود به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت .با نابودی این باغ‌ها آخرین شاهراه تنفسی همدان نیز نابود شده و دیگر درختی باقی نخواهد ماند تا هوای شهر را تصفیه کند و مهم‌تر از هر چیز حریف ریزگردها شود.

به دنبال انتشار گزارش تهران امروز و گزارش های متعدد در دیگر رسانه ها از تخریب عمارت بدیع‌الحكما و باغ ذوالریاستین در همدان، جمعی از هنرمندان كشور و فرهنگ دوستان همدانی با امضای نامه ای كه نسخه ای از آن در اختیار روزنامه تهران امروز قرار گرفته است، خطاب به مسئولان خواستار توقف این مسئله و پیگیری مسئولان امر در این خصوص شدند. جمع كثیری كه تعداد آنها بالغ بر 250 نفر است این نامه را امضا كرده‌ و خواستار توقف این تخریب شده اند. پرویزپرستویی، احمدرضا درویش، محمد حسین حلیمی، قباد شیوا، امیرشهاب رضویان، هانیه توسلی، عبدالله باکیده، مجید برزگر، بهرام توکلی، جهانبخش نورایی، یاشار نورایی، محمد پرویزی، جواد محقق، پرویز شکری، اصغر پورهاجریان، حسن گوهرپور، شهرام گلپریان، دکتر پرویز اذکایی، دکتر علیرضا ذکاوتی قراگزلو، اشکان جنابی و ایرج عاشوری از امضا كنندگان این نامه هستند. هفته گذشته كه باغ بدیع‌الحکما در معرض تخریب کامل قرار گرفت و بولدوزرها به این بنای تاریخی حمله کردند، خبرنگار محلی یكی از روزنامه های سراسری که برای پوشش خبر این تخریب به محل رفته بود ، مضروب شد. خانه بدیع‌الحكما در ابتدای جاده دره مرادبیک همدان واقع شده است که در فهرست میراث ملی ایران قرار دارد. دکتر بدیع‌الحکما از پزشکان خوشنام و خادم به مردم همدان بوده كه عارف قزوینی شاعر بزرگ مشروطیت دوره ای از تبعید خود را در باغ بدیع الحکما زندگی کرده است و بزرگانی چون شهید کلنل محمدتقی پسیان، از معاشران دکتر بدیع الحکما بوده اند. در حال حاضر علاوه بر این باغ، بخش بزرگی از باغ‌های سبز حاشیه شهر که حکم ریه‌های شهر همدان را دارند و همچنین از جاذبه های گردشگری شهرند، توسط زمین خواران نابود شده اند و باغ بدیع‌الحكما یکی آخرین آنهاست.

 

 http://www.tehrooz.com/1392/6/7/TehranEmrooz/1255/Page/15/

 

روزنامه تهران امروز


برچسب ها: باغ بدیع الحکما ، باغ ذوالریاستین ، همدان ، نامه اعتراضی هنرمندان به نجفی ، هنرمندان همدان ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو