چهارشنبه 6 شهریور 1392

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،مطالب در خبر گزاری ها ،تاریخ ،جشن ها ،زیست بوم ،

 

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

مراسم گرامی داشت روز همدان با یاد دکتر علی اقبالی

حسین زندی

 دکتر پرویز اذکایی :باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .

 

یکی از مولفه های توسعه فرهنگی ، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است.پررنگ شدن نقش حکومت هاودولت ها در امور فرهنگی ، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن  را از تولیدات فرهنگی می گیرد وبه یک پدیده  تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها ومناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می کند وهم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلو گیری می کند . پس به نظر می رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد . برگزاری روز همدان توسط سازمان های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی ، اعضای شورای شهر قدیم وجدید ، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد.اعضای سازمان های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.

  پس از اجرای آیین های رسمی ،عباس زند با معرفی بابک مغازه ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگروضعیت چشمه های همدان بود.عباس زندگفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می شد هرگز گل آلود و آلوده نمی شدند این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .

زند در ادامه گفت:در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند

. عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.

سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی ، بنیانگذار رشته های نقشه برداری ، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت :دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و  علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند . تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود وچشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.

پس از دکتر شکوفه اقبالی  سخنران سوم ،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند .او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند». مهندس علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند .در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های  خاکش ،ای اسف تورا محو کرده.

پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است

دکتر پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله ، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند ، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت .اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه های محیط زیستی ، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.

 دکتر پرویز اذکایی سخنانش را اینگونه آغاز کرد:با درود به روان دکتر اقبالی و با تشکر از شاگرد خلفش دکتر غلامی و دکتر فرهانچی به خصوص از جناب آقای حسین زندی، امتثال امر کردم و با وجود این که در حال نقاهت هستم بیایم. فرمودند در باب تاریخ قاجاریه صحبت کنم برای شما از بس که درباره تاریخ باستان و مفاخر گذشته داد سخن سر داده اند و شعار دادند، اول تعجب کردم بعد دیدم اتفاقا موضوع خوبی است اما بسیار وقت کم به بنده مرحمت فرمودند و گفتند اگر آخر سوالی بود جواب دهم من از وقت مقرر تجاوز نخواهم کرد.

دکتر پرویز اذکایی گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است.  نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود. با این مقدمه باید گفت دوره تجدد، همواره با مشکلات زیادی مواجه شده که هنوز ادامه دارد در سال1201 هجری قمری آغامحمدخان قاجار پس از شکست دادن آخرین امرای سلسله زندیه مثل علیمرادخان در شیراز محمدخان زندی را که به همدان گریخته بود شکست داد . قلعه اشکانی روی تپه مصلای همدان را خراب کرد و تنها برج کوچکی از آن باقی ماند که در زمان ما به آن (تاکه برج) می گفتند ، امروزه از آن تاکه برج هم آثاری باقی نمانده دکتر اذکایی ادامه داد آن چه مسلم است این که تحکیم و دوام حکومت قاجاریه به مدت 150سال از حیث نیروی نظامی غالبا با ایل قراگوزلوی همدان بود . این ایل از بقایای قزلباش های زمان صفوی است اصلشان ترکمان است ، ترک نیستند در ایران ما ترک نداریم ولی قوم ترک و ترکمان داریم به صورت مجازی و استعاری می گوییم ترک. ترکمان اصیل و آن هایی که دعوی ترک بودن دارند همان قبایل مغول و ایغور و آشینوهای مغولی هستند ترکمان هم یعنی مانند ترکان که زبانشان ترک بوده است وگرنه همه ایشان اقوام ایرانی هستند حتی ترکمان ها از لحاظ نژاد هم آریاتر هستند. همچنین قوم فارس نداریم اما زبان ملی ما زبان فارسی است مثلا ما قومی داریم به نام بلوچ که پارتی خالص یعنی اشکانی خالص هستند. کردها را داریم در مغرب ایران که این ها بقایای مادها هستند و از اینها اصیل تر و آریایی تر پیدا نمی شود زبان ها متفاوت است اما همه تحت عنوان ایرانی هستیم. خواه آذربایجانی خواه ترک زبان ، خواه کرد تمام اینان اقوام ایرانی اند و حاصل جمع آن ملت ایران را تشکیل می دهد. بنابراین اگر من در این جا به ترکان اشاره می کنم منظور ترکمانان ایرانی است . قراگوزلوها ترکمان بودند و به زبان ترکمانی صحبت می کردند و حتی نه به زبان ترکی ، زبان ترکی اصیل تفاوت دارد و هرکه مدعی پان ترکیست و زبان ترکی اصل است باید برود زبان مغولی یادبگیرد.من نمی خواهم خارج از موضوع بروم اما مسائلی هست که یک عده از روی جهل و نادانی دامن می زنند .به این مسائل ملی، حتی این ترکان عثمانی یا این ترکمانانی که در آذربایجان هستند و اسم آن را آذربایجان شمالی گذاشته اند و اسم آن "اران" است و ما آذربایجان شمالی نداریم. قراباغ و اران که 6میلیون جمعیت دارد و متوقع هستند که آقای الهام علی اف 15 میلیون ترک زبان دلیر رشید ایران زمین را به خودشان متصل کنند. زهی خیال باطل!.

-دکتر اذکایی در ادامه گفت : من فقط به چند واقعه اشاره می کنم یکی این که افواج قراگوزلو (تیپ ها) تا آخرین دم پادشاهی خاندان قاجار از این خاندان و سلطنت قاجار حمایت کردند و به پاداش خدمات هم رسیدند و بیش تر مناصب نظامی را هم به سران قراگوزلو دادند .

-قراگوزلوها که از آق قویونلوها و قراقویونلوهای سابق بودند دو دسته متمایز بودند ، یکی عاشقلو و یک دسته دیگر حاجیلو و یا ازبک ها، از لحاظ اخلاق و هنجار اجتماعی به کلی با هم متفاوت بودند . عاشقلوها رزمی، جنگنده، ستمگر و ظالم بودند برعکس حاجیلوها اشخاص خیر، دانشمند، نیکوکار و عارف بیرون آمدند. سردسته این ها مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی است و خاندان مجذوبی از بقایای ایشان دوست دانشمند ما دکترذکاوتی قراگوزلو است. عاشقلوها چند فوج مشهور داشتند یکی بهادران، یکی دیگر مختاران و فوج قراگوزلوها که البته خدماتی هم داشتند.

-درعین حال تیول از روستاهای اطراف همدان راهم گرفتند بعدها به شش خانواده و طایفه معروف انقسام پیدا کردند که در دوران مشروطیت و قبل از آن به آنان خوانین "سته "یعنی خوانین شش گانه می گفتند  خاندان امیرنظام شورینی (حسام الملک قراگوزلو) وپسرش احتشام الدوله معروف بود. به مرکز خاندان شورین همدانی ها دارالظلم می گفتند چه ظلم هایی که بر این مردم بیچاره همدان در این 150 سال رفته خدا داند؟ 

اذکایی ادامه داد:خاندان ضیاء الملک  و بهاءالملک که روستاهای فقیره و آبشینه را داشتند و خاندان بسیار مشهور ناصرالملک نایب السلطنه ، اولین نایب السلطنه ایران ، ناصرالملک قراگوزلو بود که بهار و حومه آن در اختیار آن ها بود و اقوام دیگر...

-مهم تر از همه طایفه معممین همدان بودند ایشان دو فرقه بودند به طور کلی از زمان صفویه به دو فرقه اخباری و اصولی منقسم شدند اصولی ها اهل اجتهاد بودند و خاندان موجهی بودند و به امور مردم رسیدگی می کردند و حسن شهرت داشتند و آخرین اصولی مشهور هم شیخ مرتضی انصاری در نجف بود که به نام خاتم الفقها مشهور بود. اما تمام اخباری ها برخلاف اصولیون لطمات زیادی به این مملکت زدند و باعث جنگ های ایران و روس شدند . موجبات قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای را همین ها باعث شدند که شیخ محمد اخباری در تهران لطمات زیادی وارد کرد و فتوای همین اخباریون بود که مردم را تجهیز می کردند که با روس ها بجنگند درحالی که شاه زاده دلیر عباس میرزا که از مفاخر مملکت بود بسیار کوشش کرد و این جنگ باعث شد سوم ایران 17یعنی شهر قفقاز را از دست بدهیم. من نام دو تن از اخباریون که موجبات آشوب ها و بلواها و کشتار نفوس و قتل مردم بی گناه در همدان شدند را می برم. آن چه امروزه می گویند اراذل و اوباش ، لمپن به اصطلاح فرنگی ها و اصطلاح همدانی آن خزی است . خزی ها ،لات ها ،عرق خورها، لواطی ها و چاقوکش ها به دنبال این آقایان بودند آقای محمدحسین اردستانی (مختارانی) بود که با پشتوانه اراذل یادشده با صوفیه می جنگیدند. همدان همواره چهارراه حوادث بود همان طور که فلات ایران مورد تهاجم بود درمقیاس کوچک همدان یک ایران کوچک است با همه بلایا و مصائب 2700 ساله ،قدیمی به یاد دارند در هر محله همدان یک قبرستان بود این قبرستان چه کسانی بود ؟ مردم بی دفاع ، دلیر و حماسه آفرین این شهر بود . مردم همدان در مقابله و کارزار با عساکرعثمانی برادران ترک مسلمان ،هفت تا قبرستان برای ما به یادگار گرفتند. شیخ محمد علی حزین  آخرین کسی بود که بعد از حمله افغان از اصفهان فرار کرده و از همدان می گذرد می گوید70 از هزار جمعیت 25 نفر از همدان به جای مانده است آن هم پیر زن و پیرمرد ، قوم های دیگر هم که تعدادی از آنان باقی مانده بود ارامنه بودند ،یهودیان بودند و طایفه رضویان که از قم آمدند و در محله کبابیان متوطن شدند . اذکایی ادامه داد: ناگفته نماند هم ارامنه به این شهر خدمت کردند ، هم یهودیان زمان حمله عساکر عثمانی ، کشیش های ارمنی و آشوری توپ در اختیار مردم قرار می دادند یکی از خدمات بزرگ ایشان به این شهر که دلیل پایداری این شهر هم هستند یهودیان شهر بودند قومی که از دست ما بسیار آزار می دیدند "خدا پدران ما را ببخشاید" .که این ها را آزار می دادند . آن ها به ما فرهنگ می آموختند و دبستان و دبیرستان اتحاد و آلیانس را برای ما تاسیس می کردند که باسواد شویم و ما یا خودشان را اذیت می کردیم یا بچه هایشان را. یهودآزاری را اشاره خواهم کرد. 

-یکی از این آقایان اخباری متعصب ملاعبدالله بروجردی بود. خوشبختانه این هایی که اسم می برم همدانی نبودند . محمدحسین مختارانی از اردستان بود و ملاعبدالله هم از بروچرد که کورگاهش در کنار مدرسه دامغانی است. یهودی ها با تاسیس مدارس مخصوصا از دوره مغول که ما در تواریخ به یاد داریم یک مدرسه به نام مدرسه ربانی داشتند که تدریس طب هم می کردند . یکی از منجیان این مملکت و طراحان اقتصادی که در بین علمای جهان به عنوان نابغه مشرق زمین می شناسند خواجه رشیدالدین همدانی بود . بعد از مغول این جا برهوت بود آن که اقتصاد و سیاست دیوانی ما را احیا کرد و بزرگ ترین بنیاد وقف را در دنیا به نام موقوفه ربع رشیدیه بنیان گذاشت .آن بزرگوار در همدان مدرسه ربانی را دارالشفاء، داروخانه تاسیس کرد. این جماعت به فرهنگ ما هم خدمت کردند که در کتاب فرهنگ همدان رجوع کنید آورده ام که موجبات این بقای زبان ما را هم فراهم کرده اند. آن چه از زبان باستانی پهلوی رسوب کرده در زبان همدانی موجبش یهودی بودند چرا؟ چون یهودی های یک گتو داشتند گتو یعنی محله جدا، اقوامی که به اینجا تهاجم می کردند با این جماعت کار نداشتند تجارت همدان را یهودی ها احیا کردند اقتصاد شهر را همینطور . این که من می گویم باید حق ایشان ادا شود و من با هزار لفظ نمی توانم ادا کنم. دبیرستان آلیانس یکی از مراکزی شد که ما در عصر قاجاریه رفته رفته تمدن پیدا کنیم اجداد ما "خزی" بودند بپذیریم . اگر امروز مامتمدنانه این جا نشسته ایم پدران ما، اجداد ما از دبیرستان آلیانس آموختند که بعدا مدارس مسلمانان تاسیس شد و اولین آن مدرسه نصرت که مرحوم شیخ موسی نثری آن را تاسیس کرد کسانی که زبان های خارجی و زبان های فرانسه تدریس می کردند ارامنه و یهودیان بودند . بنده در همان جا هم عبری و هم فرانسه یاد گرفتم .

- اما برگردیم به ملا محمدحسین مختارانی ،اخیرا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران سندی را منتشر کرده است که نشان می دهد این شیخ "روسوفیل "بوده است این سند را آقای ابراهیم تیموری از وزارت خارجه منتشر کرده  و در آن آمده است ملامحمدحسین مختارانی به سفارت روسیه نامه می نویسد "که تو را به خدا به تزار بگویید که به ایران لشکر بفرستد من با سید باقر شفتی اصفهانی( که به دست خود30 هزار نفر را کشته است) توافق کرده ایم  همدان را من تحویل میدهم و اصفهان را سیدباقرشفتی اصفهانی تحویل خواهد داد و شما شاه را اعدام کنید." این سند اشتباها به دست راولینسون می افتد و بعد از یک قرن منتشر می شود .

محمدشاه قاجار در سال 1250 حکمران ایران بوده و مرکز حکومت محمدشاه همدان بوده است چون که او حاج میرزاآقاسی صوفی را نایب السلطنه می کند اخباری ها با او مخالفت می کنند .

گرانی 1288 را شاید از اجدادتان شنیده باشید جمعیت همدان 30هزار نفر بوده که حدود 20هزار نفر کشته می شود.

ملاعبدالله بروجردی هم در واقعه شیخیه همدان دخیل بود شیخیه پیشتاز تجارت همدان بود و تجددخواهی آن ها بعدها اسباب مشروطه را فراهم کردند آنان پیرو شیخ احمد احصایی بودند و به گفته احمد کسروی و سید حسن تقی زاده پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است 6 ماه پیش از تهران در همدان مجلس مشروطه درست می شود به اسم مجلس فوائد عامه ، چه کسی باعث آن بود ؟ شخص بزرگواری به اسم علی خان صفاالحق ظهیرالدوله، داماد ناصرالدین شاه که دستور داد هر همدانی یک آجر و یک کم گچ بیاورد که مجلس درست کنیم که در محل شهرداری فعلی قرار داشته است.

به همین دلیل چون شیخیه متحد بودند با اراذل الناس همدان در می افتند رئیس آن ها ملاعبدالله بروجردی بوده است.

پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم . با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان است  سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف ، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد . طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.

خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟

برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانیو ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.

دراین برنامه که به همت  موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد ، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  

                      

 

 

 


برچسب ها: روز بوعلی ، روز همدان ، پرویز اذکایی ، همدان شناسی ، سازمان های مردم نهاد ،

شنبه 26 مرداد 1392

نشست زمین؛ تهدیدی جدی برای نیروگاه همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،تهران امروز ،زیست بوم ،

نشست زمین؛ تهدیدی جدی برای نیروگاه همدان

 

 

 

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 136293

تاریخ خبر: شنبه, 26 مرداد 1392

 

http://www.tehrooz.com/1392/5/26/TehranEmrooz/1244/Page/14/

 

محمد درویش: استفاده از انرژی‌های جایگزین، مانند باد و خورشید می‌تواند مشكل مصرف آب نیروگاه همدان را رفع كند

نشست زمین؛ تهدیدی جدی برای نیروگاه همدان

مهم‌ترین تهدیدی كه استان همدان با آن روبه‌رو است بدهكاری اكولوژیكی آن است. میزان بهره‌برداری از منابع طبیعی و محیط‌زیست استان همدان بیشتر از میزان تولید سالانه منابع طبیعی استان شده است و این روند باعث شده است كه تراز منفی به وجود بیاید و هر ساله بر این تراز منفی افزوده می‌شود

 

حسین زندی- همدان: استان همدان در دو دهه گذشته روز به روز به سمت بی‌آبی و خشك شدن می‌رود و ذخیره سفره‌های زیرزمینی آب استان هر روز كمتر می‌شود؛ اما نه صرفا به دلیل خشكسالی و كمبود میزان بارش، بلكه به علت نبود مدیریت آب و برداشت بی‌رویه. هدر دادن آب در تولیدات كشاورزی، تولید انرژی و مصارف صنعتی كه در هیچ‌یك از زمینه‌هایی كه اشاره شد موفق نبوده‌اند. به‌طورمثال در برخی سال‌ها قیمت محصولات كشاورزی آنقدر پایین است كه اگر آب را بسته‌بندی كنند و بفروشند بیشتر از كشاورزی سود خواهد داشت. برداشت بیش از حد و نبود مدیریت موجب نابودی برخی گونه‌های گیاهی، تغییر اكولوژیكی منطقه و تشدید بیابانزایی است و كم‌شدن میزان بارش وخشكسالی این مسئله را تشدید می‌كند. به همین سبب اكنون نیاز به مدیریت منبع زیرزمینی بیش از گذشته احساس می‌شود.

بدهكاری اكولوژیكی

یك كارشناس محیط‌زیست در این باره می‌گوید: مهم‌ترین تهدیدی كه استان همدان با آن روبه‌رو است بدهكاری اكولوژیكی آن است. میزان بهره‌برداری از منابع طبیعی و محیط‌زیست استان همدان بیش‌تر از میزان تولید سالانه منابع طبیعی استان شده است و این روند باعث شده است كه تراز منفی به وجود بیاید و هر ساله بر این تراز منفی افزوده می‌شود. «محمد درویش» با بیان اینكه شاخص‌هایی وجود دارد كه نشانگر منفی بودن تراز است، تاكید می‌كند: یكی از شاخص‌ها موضوع تراز سفره‌های آب زیرزمینی است. بیلان اغلب نهادهای استان همدان منفی شده است یعنی میزان برداشت از سفره‌های آب‌های زیرزمینی بیش‌تر از میزان تغذیه سالانه سفره هاست كه این مسئله در صورت استمرار می‌تواند به مرحله‌ای از بیابان‌زایی برسد كه اصطلاحا به آن خطرناك‌ترین مرحله بیابان‌زایی می‌گویند. یعنی اگر به این مرحله برسیم حتی به شرط حذف عامل مخرب، دیگر نمی‌توان كاری برای منطقه انجام داد و غیرقابل بازگشت است.

پدیده نشست زمین

درویش در ادامه می‌گوید: در نتیجه این اتفاق می‌افتد كه وقتی سفره‌های آب زیرزمینی به صورت مستمر پایین‌تر از حد تراز خود شود لایه‌های آبدار زمین فاصله‌های خود را از دست می‌دهند. چون آب از دست رفته و پدیده‌ای به نام نشست زمین اتفاق می‌افتد. در صورت وقوع این اتفاق، اگر آب را هم تزریق كنیم چون حجم سفره‌های آبخوان كاسته شده نمی‌تواند آب را ذخیره كند و در نتیجه به صورت سیل و روان آب جاری می‌شود. از این رو همه تلاش‌ها باید در مسیر جلوگیری از روند افت آب زیرزمین باشد. اما به دلیل ساختار آهكی كه در زمین‌های منطقه به ویژه در دشت كبودرآهنگ و نهاوند وجود دارد با پدیده فرو چاله‌ها مواجه هستیم كه برخی از فروچاله‌ها بزرگ‌ترین فروچاله‌هایی است كه در خاورمیانه كشف شده است. این نشان‌دهنده این است كه علاوه بر كشاورزی بی‌رویه حفر چاه غیرمجاز استقرار صنایعی كه در منطقه در نظر گرفته شده متناسب با توانمندی بوم شناختی استان همدان نبود.

دو معضل اصلی سفره‌های زیرزمینی همدان

این كارشناس محیط زیست ادامه می‌دهد: به نظر می‌رسد دو معضل اصلی سفره‌های زیرزمینی همدان را تهدید می‌كند. اگرچه همدان شهر صنعتی نیست و بیكاری یكی از معضلات آن است، اما یكی‌ از این مشكل‌ها كشاورزی سنتی است و دیگری نیروگاه شهید مفتح. درویش در پاسخ به این سوال كه كدام را مهم‌تر می‌داند و از میان تعطیل شدن نیروگاه یا بستن چاه‌های غیرمجاز كشاورزی كدام یك هزینه كم‌تری برای مردم خواهد داشت؟ می‌گوید: مسلما كشاورزی مهم‌تر است. اصل مسئله این است كه بازده آب كشاورزی در استان همدان كمتر از 32درصد است یعنی حدود 68 درصد آب در بخش كشاورزی هدر می‌رود و باعث می‌شود فشار بر سفره‌های آب زیرزمینی بیاید. اگر كه راندمان آب جاری در بخش كشاورزی استان تقویت شود ما با نیمی از آبی كه در اختیار بخش كشاورزی قرار می‌دهیم می‌توانیم همین مقدار تولید را داشته باشیم و نیازی به كفچه كنی حفر چاه غیرمجاز بیش‌تر وجود ندارد. اما نیروگاه شهید مفتح هم موضوعی جدی است؛ چراكه نوع سامانه‌های كمك كننده نیروگاه به نحوی تعبیه شده است كه نیاز به آب دائمی دارد. قاعده این بود كه چنین نیروگاهی در محلی مانند حاشیه خلیج‌فارس احداث شود كه آب دائم برای كمك كردن به آن وجود داشته باشد، اما این استقرار غلط سبب شده است كه با بحران روبه‌رو شویم نیروگاه نیز برای رفع بحران حفر چاه‌های عمیق كرده‌اند، اما امروز خطری كه نیروگاه را تهدید می‌كند خطر نشست زمین است كه ممكن است موجب نشست نیروگاه هم شود و در واقع این خطر نیروگاه را هم تهدید می‌كند.

راه جایگزین برای نیروگاه

این كارشناس در پاسخ به اینكه چه جایگزینی برای نیروگاه داریم با توجه به اقلیم منطقه چه پیشنهادهایی می‌توان مطرح كرد، می‌افزاید: باید نیروگاه را به روز كنیم. امروز سامانه‌هایی وجود دارد كه كمك می‌كند به جای اینكه نیروگاه‌ها از منابع آبی استفاده كنند از جریان باد استفاده كنند. از این رو باید مانند اتفاقی كه در نیروگاه شازند اراك افتاده است، دكل‌های بزرگی نصب شود با این كار مشكل كمبود آب تا حدودی حل خواهد شد. راه دیگر استفاده از انرژی‌ها و نیروگاه‌های جایگزین است. با توجه به اقلیم همدان كه هم بادخیز است و هم میزان دریافت انرژی خورشیدی استان بسیار خوب است و نیز با توجه به مطالعاتی كه (سانا) معاونت انرژی‌های نو و وزارت نیرو انجام داده است همدان یكی از بهترین گزینه‌ها برای دریافت انرژی خورشید است. به دلیل اینكه دمای متوسط از 40 درجه بگذرد به درد انرژی خورشید نمی‌خورد، همدان از این نظر مناسب‌ترین منطقه است كه دمای متعادلی دارد. همدان می‌تواند به سمتی رود كه در تولید انرژی‌های خورشیدی و پاك الگو باشد. چنان‌كه مطابق برنامه پنجم دولت باید از طریق انرژی‌های خورشیدی و بادی 5000 مگابایت برق تولید كند. آنوقت با اجرای این طرح‌ها در همدان، می‌توان هم شغل‌های جدیدی ایجاد كرد و هم میزان وابستگی نیروگاه را به آب كاهش داد. وابستگی‌ای كه یكی از عوامل مهم تشدید بیابان‌زایی در این استان است. البته تاكنون چندین بار خطر فرونشست زمین و پدیدارشدن فروچاله‌هایی حیرت‌انگیز در دشت قهاوند همدان، دشت ورامین، رفسنجان، شمال خراسان، مناطق مرکزی و جنوبی استان فارس و … مطرح شده است كه همگی ناشی از خالی شدن زمین از سفره های آب زیرزمینی و برداشت بی رویه است. این امر كه كارشناسان از آن به عنوان تراز منفی آبخوان های كشور یاد می كنند هم اكنون از منفی شش میلیارد متر مكعب در سال گذشته است یعنی به عبارت دیگر مردم ایران سالانه دست‌کم شش میلیارد متر مکعب آب بیشتر از آن چیزی که در سرزمین‌ پهناورمان فرو می‌رود، از آن برداشت می‌کنند، ابعاد موضوع آن‌‌چنان گسترده است كه كه حتی پژوهشگران زمین‌شناس در یک مرکز تحقیقاتی آلمان توانسته اند با استفاده از فناوری سنجش از دور و تصاویر ماهواره‌ای بر فرونشست شتابناک زمین در ایران مهر تایید زنند. به نحوی که این پژوهشگران بین المللی اعلام کرده‌اند در طول ۳۰ سال گذشته دست‌کم ۱۵ متر از عمق سفره‌های آب زیرزمینی در ایران کاسته شده است. یعنی، به طور متوسط سالی نیم متر سطح آبخوان پایین رفته است؛ رخدادی که منجر به نشست زمین و برجای ماندن خسارت‌های هنگفت به تاسیسات زیربنایی کشور شده است و مطابق این گزارش، میزان نشست زمین ناشی از اُفت سطح آبخوان در برخی مناطق کشور به ۵۰ سانتی‌متر در سال هم رسیده است که بسیار خطرناک است و همه اینها در حالی است كه مسئولان موضوع را تكذیب كرده و خطر را خیلی كمتر از این سخنان می‌دانند. به هر حال موضوع هر چه هست اینكه باید تدبیری اندیشید كه ضمن جلوگیری از آسیب‌رسانی به تاسیساتی نظیر نیروگاه همدان،‌كشاورزان اصرار بیش از حد بر روش‌های سنتی آبیاری در کشاورزی نداشته باشند و برای افزایش راندمان آبیاری برنامه ریزی شود، حفر بی‌رویه چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق متوقف شده و گسترش شهرنشینی و چیدمان غلط صنایع پرمصرف (از نظر آب) در مناطق و دشت‌های بحرانی کشور، دیگر صورت نگیرد.

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: آب همدان ، نیروگاه همدان ، کم آبی همدان ، گفتگو با محمد درویش ،

 

نگاهی به وضعیت رسانه های جمعی ایران

به بهانه روز خبرنگار

رسانه های جمعی، تعامل یا برخورد

حسین زندی، ناهید زندی

در ساده ترین تعریفی که از رسانه ارائه می شود کارکردی چون زبان برای آن قائل می شوند و آنرا واسطه ای برای برقراری ارتباط می دانند: «رسانه یک واسطه ی عینی و عملی در فرآیندهای برقراری ارتباط است.» (دینداری فرکوش،1388 :19) اما این تعریف با گذر زمان گسترش یافته و دچار دگرگونی هایی شده است. در تعریف های جدیدتر انواع رسانه ها و کارکرد های آن نیز مد نظر قرار گرفته است و در نوع تعریف نقشی تاثیرگذار ایفا می کند. در گذشته های بسیار دور ارتباط از طریق غیر کلامی و کلامی صورت می گرفت، در ارتباط غیر کلامی از ابزاری چون نقاشی، دود و آتش، ایما و اشاره و... بهره می گرفتند و ارتباط کلامی از راه زبان و به صورت گفتاری و شنیداری صورت می پذیرفت، اما با اختراع خط و به وجود آمدن نظام انتشار ارتباط شکلی نوین یافت و ارتباط مکتوب جای ارتباط شفاهی را گرفت. ژان کازنو معتقد است  پس از انتشار شفاهی ،انتشار از طریق نسخ خطی و انتشار از طریق مطالب چاپی به وجود می آیند.( کازنو،1378 :18)

در زمینه ی انتشار شفاهی شاید یکی از بارزترین مثال ها را در ایران باستان بتوان یافت که با عنوان سنت شفاهی از آن یاد می شود. وجود "گوسان هایی " که در دربار پادشاهان و شاهک های اشکانی به نقالی می پرداختند و ادامه سنت روایی آن ها را در نقالان و شاهنامه خوانان امروزی می توان یافت و همچنین حفظ متون دینی از جمله اوستا را در این حوزه می توان بررسی کرد. موسیقی جلوه ی دیگری از این مساله است وجود کولیان یا لولیان در دربار بهرام گور و موسیقیدانانی چون باربد و نکیسا در روزگار ساسانی نشان از بهره گیری گسترده از این هنر در راستای انتقال پیام است که می توان گفت تا امروز خاصیت رسانه ای بودن خود را حفظ کرده است.

اما اختراع خط علاوه بر اینکه به کمک ارتباط های فردی شتافت کمک شایان ذکری به ارتباطات جمعی کرد. سنگ نوشته های به جا مانده از روزگار هخامنشی که معمولا بر سر راه های ارتباطی کنده شده اند گواهی بر این مدعاست. به طور مثال سنگ نوشته ی بیستون که برسر راه همدان به کرمانشاه کنده شده است (همدان در آن روزگار پایتخت تابستانی بود ه و این راه یکی از پر رفت و آمدترین راه ها) به سه زبان فارسی باستان ،ایلامی و اکدی است و بهره گیری از زبان های گوناگون برای سهولت خوانش این متون توسط بینندگان این نوشته (مخاطبان) بوده که از جای جای شاهنشاهی پهناور هخامنشی از این راه می گذشتند یا فرمان هایی که با بهره گیری از زبان های مختلف بر روی پوست، چوب یا گل پخته در چند نسخه می نوشتند و به ایالت های گوناگون می فرستادند، به انتشار اخبار کمک می کرد.

نسخ خطی بازمانده از روزگاران کهن نیز گاه در ارتباط فردی و گاه در ارتباط جمعی نقش رسانه را ایفا کرده است. فرمان های شاهی که نسخه ی خطی از آن ها بر جای مانده گاه به وسیله ی جارچیان به اطلاع مردم می رسیده و گاه با نصب بر روی در و دیوار شهر، نمونه ی دیگر انتشار روزنامه های خطی و حتی شبنامه هایی است که با اهداف گوناگون منتشر می شده است. به هر روی پیش از پدید آمدن صنعت چاپ استنساخ یکی از راه های پراکندن دانش و آگاهی به شمار می رفت. صنعت چاپ ابتدا با انتشار کتاب و بعد ها با انتشار روزنامه ها و مجله ها خدمت بزرگی به پیشرفت زندگی اجتماعی بشر کرد. این پیشرفت روز به روز پرسرعت پیشروی خود افزود و رسانه های دیگری را به مخاطبان عرضه کرد ، از تلویزیون و ماهواره تا اینترنت و ... و جالب آنکه این چابک سوار سر باز ایستادن نیز ندارد و همچنان می تازد!

ناگفته نماند « ارتباط انسان ها اساس شکل گیری جامعه ی انسانی به معنای واقعی است و بسط و تراکم ارتباطات موجبات بسط و تعالی فرهنگ را فراهم میسازد.» ( ساروخانی،1389: 21)

 

 انواع رسانه :

 

1-رسانه های نوشتاری مانند کتاب و مطبوعات

همان گونه که اشاره شد با صنعت چاپ کتاب های خطی جای خود را به کتاب های چاپی دادند ولی« از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه ی واقعی یافت ،مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی را به دست آوردند و انتشار کتاب ها را تحت الشعاع قرار دادند. از این زمان نویسندگان و کسانی که به امر چاپ می پرداختند طبقه ی ممتاز مطبوعاتی شدند. برای پاسخ به احتیاج روز افزون مردم به اخبار ، انتشار مطبوعات از جهت زمانی تابع نظم خاصی شد.» (معتمد نژاد،1386 :64)

نقش و عملکرد مطبوعات تا حدی پیش رفت که در کنار ارکان سه گانه قدرت – مقننه، قضاییه و مجریه – در نظام های دموکراسی به عنوان " رکن چهارم دموکراسی" شهره شد. (همان:65)

مطبوعات خود دارای تقسیم بندی های گوناگونی است ، با توجه به زمان انتشار  به روزنامه،هفته نامه، دو هفته نامه، ماهنامه فصل نامه و... تقسیم می شود یا با توجه به سلیقه ی مخاطب به نشریات خبری، تحلیلی، علمی، ترویجی ،پژوهشی و... تقسیم می شود. اما تقسیم بندی تخصصی تر نشریات با توجه به موضوع آن ها است که به نشریات سیاسی،نظامی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم می شود که هر یک زیر مجموعه هایی نیز دارد.(قندی، 1387 :از87 تا114)

 

2- رسانه های شنیداری مانند رادیو،ضبط صوت، گرامافون و...

«با ظهور رادیو و استفاده از امواج برای انتقال پیام هی گوناگون انسانی، وضع انحصاری وسایل ارتباطی چاپی از بین رفت.» (معتمدنژاد، 1386 :67)  رادیو با بهره گیری از صدا ،گفتار و موسیقی بار دیگر ارتباط کلامی را زنده کرد.

 

3- رسانه های دیداری مانند سینما ،تلویزیون، اینترنت و...

با تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری و تهیه وسایل نمایش و انتقال عکس ها وتصویرهای متحرک وسایل ارتباطی دیداری- شنیداری به وجود آمدند گرچه در ابتدا این فن آوری تنها در کشور های پیشرفته وجود داشت اما به زودی به ابزاری جهانی بدل شدند با بهره گیری از آن ها در راه جهانی شدن گام های غیر قابل بازگشتی برداشته شد که شاید به زودی فرهنگ های جوامع کوچک را محکوم به نابودی کند و ضربه های جبران ناپذیری به برخی  نمود های فرهنگی وارد آورد. شاید بتوان نشریات الکترونیکی را نیز به فهرست رسانه های دیداری افزود چراکه با گسترش اینترنت و کارکردهای آن در زندگی شهروندان، سرعت ، دسترسی آسان، پایین بودن هزینه ها و برداشته شدن مرزهای جغرافیایی در فضای مجازی ، روز به روز مخاطبان بیشتری به این فن آوری روی می آورند و نشریات الکترونیکی کم کم  جای مطبوعات چاپی را می گیرد.

 

4-رسانه های ابزاری مانند اعلامیه، بروشور، پوستر، تابلوهای اعلانات، فیلم های تبلیغی (تیزر) ،سخنرانی ها و...

 

5-رسانه های نهادی : رسانه های نهادی یا رسانه های گروهی به امثال روابط عمومی ها، شرکت های انتشاراتی،بنیاد های سینمایی، رادیو، تلویزیون،دفاتر مطبوعات و مانند این ها اطلاق می شود.

 

6- رسانه های فرا نهادی مانند خبرگزاری ها، بنگاه ها سخن پراکنی، شبکه های ماهواره ای و... (دیندارفرکوش، 1388 :19 و20)

عناصر اصلی ارتباط  که عبارتند از فرستنده، پیام، وسیله ی ارتباط، گیرنده ی پیام و تاثیر ارتباط (ساروخانی،1389: 37) در تمام این رسانه ها وجود دارد اما با توجه به نوع رسانه  گاه برخی عناصر کم رنگ تر و برخی دیگر پررنگ تر جلوه می کنند.

تفاوت در شیوه ی انتشار پیام ،پیام ها و شرایط دریافت آن ها از ویژگی هایی است که این رسانه ها را از هم متمایز می کند.

 

ویژگی های رسانه های ارتباط جمعی نوین:

 

1-سرعت انتشار:

سریع و آنی بودن ارتباطات جمعی معاصر از مهمترین خصلت های آن به شما می رود... در عصر حاضر انتشار جریان رویدادها از طریق وسایل ارتباط جمعی به ویژه  رادیو و تلویزیون گاهی اوقات به حدی سریع و فوری انجام میشود که کاملا غیر قابل تصور به نظر می رسد به همین سبب حالت غافلگیری و شگفت انگیزی در اطلاع گیرندگان پدید می آورد.

2 – مداومت انتشار:

اکنون وسایل مختلف ارتباط جمعی بدون انقطاع در تمام ساعات شبانه روز فعالیت می کنند و به طور منظم و مداوم، پیام های فراوان خود را در اختیار استفاده کنندگان می گذارد... و در این راه مکمل یکدیگرند.

3- وسعت جهانی حوزه ی انتشار:

 قدرت پخش و حوزه ی انتشار وسایل ارتباط جمعی در دوره ی معاصر  افزایش و گسترش فوق العاده یافته است... اکنون خبرگزاری های ملی و بین المللی ، به کمک خبر نگاران خود  با استفاده از تکنیک های جدید مخابراتی ، اطلاعات فراوانی از سراسر جهان به دست می آورند و به مطبوعات و رادیوها و تلویزیون ها عرضه می کنند تا در اختیار خوانندگان، شنوندگان و بینندگان بگذارند.

4- فراوانی و گوناگونی محتوا :

وسایل ارتباط جمعی برای پاسخ گویی به نیازهای روز افزون استفاده کنندگان و جلب توجه هرچه بیشتر آنان پیام های بسیار فراوان و گوناگون منتشر می کنند.در کشور های پیشرفته، فراوانی مطالب و برنامه های خبری و تفریحی و تبلیغی وسایل ارتباطی معاصر به حدی است که خوانندگان و شنوندگان و بینندگان، اغلب در برابر هجوم سیل آسای آن ها، خود را حیران و سرگردان احساس می کنند و چون امکان استفاده از تمام آن ها را ندارند ،فقط به آنچه مورد علاقه  یا نیاز انان است ،توجه می نمایند. (معتمدنژاد،1386:162تا179)

 

 

وظایف و کار کردها:

 

1-وظایف خبری و آموزشی:

شاید مهمترین کارکرد رسانه ها جنبه ی آموزشی آن ها و آگاهی دادن به مخاطب باشد که در کنار خانواده و مدرسه توانسته است سهم بزرگی را در آموزش بر عهده گیرد و به سبب در دسترس بودن همیشگی آن نام " آموزش دائمی" را به خود اختصاص دهد. «وظیفه و نقش اساسی وسایل ارتباطی ،انتشار رویدادهای اجتماعی است  و همین امر به انسان امکان می دهد محیط زندگی را بهتر بشناسد و با توجه به آن احتیاجات فردی یا جمعی خود را مرتفع سازد، در برابر دیگران راه و رسم شایسته ای پیش گیرد، اندیشه های خوب به دست آورد و قضاوت های درست نشان دهد و به طور کلی عضوی از اعضای جامعه با آگاهی کامل به حقوق و مسئولیت های خویش و با آزادی و آسایش به زندگی ادامه دهد... با تجزیه و تحلیل وظایف خبری وسایل ارتباطی ، می توان نقش آموزشی و پرورشی آن ها را که محصول انتشار اطلاعات عینی و ارئه ی روش های صحیح زندگی است ،نیز معرفی کرد.باید دانست که وسایل ارتباطی با تهیه و انتشار خبرهای گوناگون علمی و فرهنگی می توانند معلومات جدید و اکتشافات تازه را در اختیار افراد بگذارند، افق دید آنها را گسترش دهند و تامین نیازهای آنان را تسهیل و تسریع نمایند.» (معتمد نژاد، 1386 :4)

البته ناگفته پیداست در این اطلاع رسانی  «رسالت آنان در انتقال سریع ، بی طرفانه و آگاهی بخش اخبار  و وقایع دنیای ما است، از همین رو است که این وسایل کوچک شدن کره ی زمین و همسایگی ساکنان آن را موجب شده اند.» (ساروخانی،1389 :86) در راستای این خبر رسانی رسانه ها وظیفه دارند آگاهی های درستی به مخاطب ارائه دهند تا او با کسب این آگاهی ها به تحلیل ساده تر اخبار و تصمیم گیری راحت تر و درست تر بپردازد.

2-وظایف راهنمایی و رهبری:

« در نظام های دموکراسی ،روزنامه ها،مجله ها و رادیوها و تلویزیون ها و سینماها می توانند در راه گسترش ارتباط بین رهبری کنندگان و رهبری شوندگان خدمات مهمی انجام دهند و به عنوان آینه ی تمام نمای افکار عمومی ،در جلب همکاری مردم و مشارکت  دادن آن ها در امور اجتماعی تاثیر فراوان به جا گذارند. در صورتی که در نظام های استبدادی و دیکتاتوری که بین فرمانروایان و فرمانبرداران ،روابط آزاد و رضایت آمیز وجود ندارد وسایل ارتباطی معمولا به ابزارهای تبلیغات سیاسی در جوامع دارای نظام های آمرانه،همه از یک طرفه بودن نقش وسایل ارتباطی منعکس ساختن آمال و افکار عمومی در این نوع جوامع ناشی می شود.( معتمد نژاد ،1386 :6)

3-وظایف تفریحی و تبلیغی :

نقش تفریحی رسانه ها به هیچ روی قابل انکار نیست چرا که برخی از برنامه ها و نوشتار ها سبب سرگرم کردن مخاطب می شوند و آرامش روانی هرچند اندک و مقطعی را به انسان ماشینی و گرفتار روزمرگی هدیه می کند،از خستگی و اضطراب های او می کاهد و برای لحظاتی او را از تنهایی می رهاند. «خبر ها، مطالب و داستان های مصور مطبوعات ،برنامه های موسیقی و هنری رادیوها و تلویزیون ها ، فیلم های متنوع تلویزیونی و سینمایی،اکنون در تمام اوقات شبانه روز می توانند انسان ها را سرگرم کنند و آنان را از غوغا و اضطراب محیط کار و زندگی یا رنج تنهایی دور نگهدارد و برای آن ها یک محیط فراغت و آسایش مناسب ایجاد نمایند.» (معتمدنژاد، 1386 :7)

نقش تبلیغی رسانه می تواند سیاسی یا اقتصادی  و مثبت یا منفی باشد و هدف خود را با توجه به این تقسیم بندی تعریف کند، «هر گاه وسایل ارتباطی ، نقش تبلیغاتی را با توجه به خواست ها و نیازهای عمومی انجام دهند و در زمینه ی سیاسی، به ارشاد مردم و پیش بینی و تامین وسایل آزادی و آسایش آنان همت گمارند و در زمینه های اقتصادی به راهنمایی افراد برای خرید کالا ها و انجام خدمات اکتفا کنند،این وظیفه نیز در کنار وظایف خبری و آموزشی و اجتماعی دیگر ،مناسب  و مطلوب خواهد بود. » (معتمدنژاد، 1386 :8و9)

اما اگر رسانه ها به تحمیل قدرت حاکمان یاری رسانند و به صورت ابزاری در اختیار اهداف تبلیغاتی ایدئولوژی ها و فرمانروایان قرار گیرند کارکرد مثبت خود را از دست می دهند،در زمینه ی اقتصادی نیز اگر رسانه ها به ابزار سرمایه داران برای ترغیب مردم به خرید غیر ضروری و حتی غیر استاندارد بدل شوند کارکرد منفی آن ها بیشتر از کارکرد مثبتشان جلوه گر می شود.

علاوه بر این ها رسانه ها کارکرد های دیگری نیز دارند که کم و بیش همگام و همسو با دیگر اهدافند و از مهمترین آن ها می توان به معرفی فرهنگ و تمدن و بسط و اشاعه ی فرهنگ اشاره کرد که با جهانی شدن ارتباطی تنگاتنگ دارند .علاوه برآنکه کشور های قدرتمند توانسته اند با به کار گیری رسانه ها فرهنگ خود را در جوامع کم تر توسعه یافته و در حال توسعه معرفی کرده و اشاعه دهند، کشور های در حال توسعه توانسته اند با بهره گیری از این تکنولوژی به معرفی فرهنگ خود بپردازند.

تقسیم بندی دکتر باقر ساروخانی اندکی با این تقسیم بندی متفاوت است. وی وظایف رسانه را به پنج بخش عمده تقسیم کرده است:

1-نقش های تفریحی

2- نقش های خبری

3- نقش های همگن سازی یا توده سازی  بدین معنا که  «با ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه،خرده فرهنگ ها ،فرهنگ های خاص و مجزا ،ناپدید می شوند به نوعی تمامی ساکنان یک جامعه تشابه می پذیرند و در سبک زندگی، علایق و خواست ها از الگو های مشابهی که وسایل ارتباط جمعی به آنان می دهند، برخوردار می شوند... » (ساروخانی، 1389 :88)

4- آگاه سازی

5-احساس تعلق مشترک (ساروخانی،1389 :83 تا94)

 

وضعیت رسانه در ایران:

 

 امروزه از رسانه ها با عنوان ابزار و نهاد اجتماعی یاد می شود ولی وضعیت در ایران شاید کمی با جهان متفاوت باشد  چرا که با وجود همپایی ایران با کشورهای توسعه یافته در روزنامه نگاری در عرصه های دیگر رسانه نتوانسته ایم چنانکه باید و شاید عمل کنیم و همین امر سبب شده از حرکت جهانی باز مانیم و مسایلی مانند بومی نبودن فناوری رسانه ای ما را دچار برخوردی چندگانه  کند.

به ویژه این که ورود و استفاده ی فن آوری رسانه ای با قبح اجتماعی و محدودیت های دولتی همراه بوده است. به طور مثال استفاده از ویدئو یا ماهواره ابتدا منع قانونی داشته و به مرور زمان پذیرفته می شود این پذیرش با هدر رفتن زمان، سرمایه و ظرفیت های رسانه ای همراه بوده است اما این محدودیت ها نتوانسته از پیشرفت رسانه ها جلوگیری کند. زاده شدن رسانه های نوین ،زندگی را دچار تحولاتی گسترده کرده و در سرعت بخشیدن به زندگی و تندتر کردن ریتم زیستن، بسیار موثر بوده است.

مورد دیگر سانسور و محدودیت که با روش های گوناگون اعمال می شود و آنقدر گسترده است که حتی می توان در رفتارهای فردی در قالب خود سانسوری مشاهده کرد که از عرف جامعه و موانع قانونی سرچشمه می گیرد. از دیگر سو سانسور دولتی که بر تمام زوایای رسانه ها اعم از تلویزیون، رادیو، مطبوعات، اینترنت و کتاب سایه افکنده است هزینه ای گزاف را بر منافع ملی تحمیل می کند اما نیاز مردم به رسانه و کسب آگاهی ، تحت تاثیر جهانی شدن سبب می شود با وجود اینکه شاید اندکی کندتر از حرکت جهانی ِ خبر، در نهایت مردم ایران هم توشه ای از این خوان برگیرند. اما محدودیت در رسانه به ویژه رسانه های تصویری از این هم فراتر می رود. در اختیار گرفتن تمام رسانه های دیداری و شنیداری از سوی دولت ها باعث شده سلیقه ای خاص بر این رسانه ها حاکم شود و همگن شدن و توده ای شدن آن هم در نازل ترین شکل خود نمود یابد و در نتیجه پایین آمدن سطح سلیقه ی مردم را سبب شود. مسئله ی احترام به مخاطب که در رسانه های ایران کمتر به چشم می خورد نیز در گرایش مردم به رسانه های غیر رسمی و خارجی بی تاثیر نمی تواند باشد.

در حالی که آزادی رسانه ای و حتی خصوصی سازی در عرصه ی رسانه فضایی رقابتی را به وجود می آورد که کارهای قوی تر و متنوع تری را به ارمغان می آورد و همین امر سبب می شود که مخاطبانی که نمی توانند از طریق رسانه ی دولتی به نیاز های خود دست یابند نیازهایشان را در رسانه های فرا ملی و آزاد بجویند.با این وجود به نظر می رسد مبارزه کردن با رسانه های نوین اتلاف زمان است و ناگزیر باید با این موجود کنار آمد و آن را به عنوان مهمانی ناخوانده پذیرفت زیرا ممکن است به زودی ابزار هایی به بازار آیند که غیرقابل پیشگیری، فیلتر و پارازیت باشد گرچه این محدودیت ها تنها می تواند اطلاع رسانی را به تاخیر اندازد و به هیچ روی  نمی تواند از انتشار اخبار جلوگیری کند.

امروزه در کنار غول های رسانه ای و امپراتوری های خبری ریزرسانه هایی مانند ایمیل و وبلاگ و... که زیر مجموعه ی اینترنت به شمار می آیند ، تحولی بزرگ در امور رسانه ای ایجاد کرده است.با توجه به اینکه ایرانیان مردمی شفاهی هستند و گفتگو های رو در رو را بیشتر می پسندند امروزه رسانه های نوین مانند فیس بوک ، با مهیا کردن فضای گفتگو و تبادل نظر توانسته است تا حدودی به نیازهای آنان پاسخ گوید و به تقویت سنت تعامل و تحمل در جامعه یاری رساند.                                  

منابع:

 

 

1-معتمدنژاد ،کاظم. 1386، وسایل ارتباط جمعی ،تهران ،انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، چ ششم

 

2-ساروخانی، باقر. 1389، جامعه شناسی ارتباطات، تهران، انتشارات اطلاعات، چ بیست و چهارم

 

3- دینداری فرکوش،فیروز و حسین صدری نیا، 1388، روابط عمومی و رسانه، تهران، نشر سایه روشن،چ سوم

 

4-قندی،حسین. 1387،روزنامه نگاری تخصصی، تهران،دفتر مطالعات و توسعه ی رسانه،چ دوم

 

5-کازنو،ژان. 1387،جامعه شناسی  وسایل ارتباط جمعی، ترجمه باقرساروخانی و منوچهر محسنی،تهران ،انتشارات اطلاعات، چ نهم

 

 

 

 

 

 

 

 

                               


برچسب ها: رسانه ، رسانه جمعی ، روزخبرنگار ، ارتباطات ،

دوشنبه 14 مرداد 1392

آئین های روزه داری در مهاباد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،جشن ها ،

آئین های روزه داری در مهاباد

 

هر آیین و بدعتی اگر از پشتوانه ی قوی برخوردار باشد در جذب و جلب مردم و تقویت فرهنگ عامه موفق است.رمضان جزء مناسکی از دین اسلام است که با تکیه بر فرهنگ اسلامی پیوندی ناگسستنی با آیین ها و مراسم محلی مردم ایران دارد. و گاهی این آیین ها را از آن خود کرده است، تا جایی که بیشتر این مراسم ، آداب و رسوم را جزئی از وظایف روزه داران می دانند در حالی که برگزاری و کاربرد آن ها در نقاط مختلف کشورمتفاوت است مانند خوراکی ها ، باورها، جشن ها و حتی دعا ها اما این مناسک وقتی جنبه مردمی پیدا می کنند زیبایی  مضاعفی می یابد.

مهاباد از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی است که از فرهنگ عامه غنی برخوردار است و آیین های روزه داری نیز در این شهر پربارتر است.

 

 

خوراکی ها

خوراکی ها در مهاباد از تنوع زیادی برخوردارند  انواع شیرنی و شربت وغذا ها که گاهی پسوند کردی درپی دارد مانند "خورش کردی"، " آش کردی" و...اما بیشتر شیرینی ها ونان های محلی در ماه رمضان عرضه می شود ما نند "که لانه" وکولئره ناسکه"(کلوچه محلی )

کولئره ناسکه از خمیرشکر ، آب و آرد تهیه می شود . خمیر را پهن کرده و با مخلوط کردن زرده تخم مرغ و شیر و کاخلی و سیاه دانه با دست یا فلچه روی خمیر را آغشته می کنند.ودر تنور می پزند

برای تهیه کلانه، خمیرو کمی نمک مخلوط کرده و روی سینی پهن کرده وسط آن را پیازچه خرد کرده میریزند و به صورت دولایه روی هم در آورده وارد فر یا تنور میکنند.ومغازه های کولئره فروشی در بیشتر محله های شهرتا پاسی از شب باز هستند

 

 

افطار

مهابادی ها سعی می کنند به صورت دسته جمعی افطار کنند و در زمان افطار همه خانواده دور یک سفره نشسته باشند و پس از افطار و نیایش اگر ماه رمضان با فصل های گرم هم زمان باشد شام را در طبیعت صرف می کنند یکی از مراسم قدیمی ماه رمضان خواندن نماز تراویح است و این نماز بعد از نماز عشاء در مساجد به صورت جماعت و به نیت نمازهای یک روز کامل (20 رکعت) به صورت دو رکعتی خوانده می شود و در اول و آخر نماز دعاهای خاصی می خوانند.

 

 

 

مراسم سحری

 

در گذشته بیدار کردن مردم برای سحربا دهل بود سپس دعاهای مخصوص سحر همراه با دف زنی در کوچه و محله مرسوم شد  و امروزه یک ساعت قبل از اذان صبح موذن هر مسجد شروع به خواندن دعای سحر (صلا) می کند . برخی از مردم زمان بین افطار و سحر را در خانقاه ها سپری می کنند.

 

مراسم شب 27 ماه رمضان:

 

 مردم مهاباد ازپیروان اهل سنت هستند   27 رمضان را لیله القدر می دانند .

شب 27 ماه رمضان که مردم  به مساجد و خانقاها رفته و تا سحر به مراسم خواندن نماز و دعا همراه با دف زنی( در خانقاها) می پردازند.

مردم معتقد به انجام خیرات و قربانی در این شب و روز مبارک هستند. زنان دخترهای جوان در این شب تا سحر بیدار می مانند وبراین باورند که دوستاره در این شب باهم برخورد می کنند ویا از کنارهم می گذرند  که اگر کسی این صحنه را به چشم ببیند به مراد خود می رسد

 

شب عید فطر

با مشخص شدن عید فطر، شب عید، از مساجد توسط مؤذن های مساجد دعا و الله اکبر و لااله الا الله خوانده می شود.

صبح روز عید بعد از خواندن نماز عید در مساجد، معمولا اعضای خانواده در خانه پدربزرگ و مادربزرگ برای خوردن صبحانه روز عید  که معمولا با غذاهایی مثل خورشت کردی(تره)، قورمه سبزی و ... در کنار هم  جمع می شوند. بعد از خوردن غذا، مراسم دید و بازدید از همسایگان و فامیل برای حلالیت طلبی شروع می شود و تا پایان روز ادامه دارد.این عید از جشن های بزرگ مردم مهاباد است.

حسین زندی

روزنامه هفت صبح /دوشنبه 14 مرداد92

 


برچسب ها: ماه رمضان ، مردمشناسی مهاباد ، روزه داری ، روزنامه هفت صبح ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic