یکشنبه 29 فروردین 1395

به ضیافت مینای نقاشی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،

به ضیافت مینای نقاشی همدان

حسین زندی

«مینا آذرافشان» شاعر و نقاش توانجویی است که از سه سالگی دچار بیماری «تحلیل عضلانی» یا «میوپاتی» شده است او با مادرش زندگی می­کند، عزیز طبایی که اورا «عزیزخانم» می نامند به معنای واقعی واژه، «مادر» است. معلم بازنشسته ای که خود و تنهاییش را وقف فرزندش کرده و دخترش تمام زندگیش شده است.

آذر افشان نقاشی­هایش را ازسال 1391 در گالری کوچکی که به همت مادر و دوستانش در گوشه­ای از خانه ایجاد کرده اند، به نمایش گذاشته است به همین دلیل این گالری را نخستین گالری شخصی نقاشی در همدان می­دانند. بیش از یکصد اثر سیاه قلم ، آبرنگ و مدادرنگی در این گالری به نمایش در آمده است. به گفته این هنرمند به دلیل محدود بودن فضا نمی توان از آثار بیشتری استفاده کرد. در تابلوهای مینا، که اغلب با مدادرنگی و آبرنگ کار شده است نشانی از سیاهی و تاریکی مرسوم در آثار نقاشان امروزی ندارند.

نخستین مجموعه شعر این شاعر همدانی را نشر چنار در سال 1391 با نام «یاد ستاره» در همدان منتشر کرده، در شعرهایش هم مانند نقاشی­هایش، نشانی از تلخی و نومیدی دیده نمی شود او در این مجموعه از پرواز سروده و از رسیدن، این مجموعه شامل 68 شعر است چاپ اول این کتاب به فروش رفته و او در صدد گرداآوری مجموعه سوم خود است و می خواهد هر سه کتاب را به صورت همزمان چاپ و منتشر کند. او اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات پیام نور همدان است و به ادبیات عرفانی ایران علاقه خاصی دارد.

مجموعه شعر «اینجا پاییز قدم می­زند» دومین مجموعه شعر این شاعر همدانی است که زمستان سال گذشته با حضور بسیاری از علاقمندان آثار او، مسئولان ارشد استان همدان و تعدادی از اعضای تشکل­های غیردولتی شهر در منزل این شاعر رونمایی شد. در این مراسم بزرگانی چون دکتر پرویز اذکایی، و اعضای انجمن های توسعه محلی بهارستان، انجمن قلم همدان، انجمن پویشگران سفر پاک، مدیر انتشارات چنار و مدیر کل ارشاد استان، امور بانوان استانداری و رئیس بهزیستی استان حضور داشتند "اینجاپاییزقدم می­زند" 77 قطعه از شعرهای جدید او را در بر می گیرد که  بیشتر مضمون عاشقانه دارد؛ دیشب گلی در باغچه شکفت/ نمی دانستم که باغچه هم/ عاشق تو شده!

یکشنبه گذشته مینا آذر افشان و مادرش میزبان گروهی از اعضای انجمن سعدی پژوهی همدان و توسعه محلی بهارستان و پویشگران سفر پاک بود که او ومادرش در منزل شخصی این هنرمند دیدار کردند. شرکت کنندگان در این برنامه  پس از بازدید از گالری خصوصی مینا آذر افشان، اعضای انجمن سعدی خوانی حکایت­هایی را از گلستان برای حاضران خواندند و تفسیر کردند سپس مینا آذرافشان با خواندن چند شعر حاضران را میهمان کرد.پس از اینکه برای هر یک از میهمانان نسخه ای از مجموعه دوم خود«اینجا پاییز قدم می زند» امضاء کرد و   هریک از حاضران به ترتیب قطعه شعری را از این مجموعه خواندند.

مینا آذر افشان با اشاره به انتخاب عنوان مجموعه دوم خود گفت: پس از سرودن شعرها و انتخاب آن ها در یک مجموعه این اسم را انتخاب کردم  چون احستس می کردم به روح شعرها نزدیک تر است اینجا پاییز قدم می زند عنوان یکی از شعرهای این مجموعه است.

او گفت: در شعر از فروغ فرخزاد سهراب سپهری و مشیری پیروی می کنم شاعر مورد علاقه من در بین شاعران کلاسیک حکیم عمر خیام است اما به غزلیات سعدی نیز علاقمندم.

این نقاش که آخرین نمایشگاه نقاشی­هایش را بهار سال گذشته در همدان برگزار کرده بود گفت: اواخر تابستان آثار جدیدم را به نمایش خواهم گذاشت. سال 94 در زمینه نقاشی پرکار بودم و بیشتر آثاری که سال گذشته کشیده­ام با آبرنگ است.آبرنگ را بیشتر دوست دارم.

آذر افشان ادامه داد: استادان من در نقاشی کمک زیادی کردنداستاد فتوت، رجبی، پاک خو، شبیری، عطااله یوسفی، خانم سروندی و خانم لک از استادانی بودند که  به من آموزش دادند و برخی مثل آقای رجبی برای آموزش به منزل ما می­آمدند در طراحی از آقای شبیری و پاک خو تاثیر پذیرفتم اما هر یک تکنیک خاصی داشتند و از همه آنها آموخته­ام.

 

 

علی نایینی فعال فرهنگی در این مراسم گفت: ما از افرادی مانند مینا یاد می­گیریم و از مادر مینا هم می آموزیم، مادر مینا یک مادر نمونه است او یک فرشته است بهترین هنر، هنر مردم دوستی است که مادر مینا این هنر را دارد و هنرمند بزرگی را در دامن خود پرورده است.

 

عزیز طبایی  مادر مینا آذر افشان گفت: بچه هایی مثل مینا همه چیز دارند چون توانایی او را هرکسی ندارد مینا تاکنون غیبت کسی را نکرده و دوستان زیادی دارد.من همه دوستان مینا را اندازه مینا دوست دارم و مینا را اندازه دنیا دوست دارم.

 

او با اشاره به وضعیت جسمی مینا گفت: سال گذشته مینا بیمار شد و پژشکان بیمارستان تشخیص اشتباه داده بودند و گفته بودند به خاطر سنگ کیسه صفرا باید عمل جراحی شود و اگر عمل کنیم 5درصد احتمال زنده ماندن دارد اما مینا رضایت نداد و خوشبختانه فردای آن روز یکی از پزشکان  متخصص وقتی پاسخ آزمایش ها  و عکس ها را دید گفت تشخیص پزشک قبلی غلط بوده و نیازی به عمل جراحی نیست.

طبایی با اشاره به علاقه مینا به نقاشی با ذکر خاطره­ای گفت: کلاس اول تا سوم راهنمایی در مدرسه ای که خودم آموزگار بودم ثبت نام کردم اما خودم معلمش نبودم  یک روز دبیر حرفه و فن آمد گفت خانم طبایی  به مینا بگو برای همکلاسی هایش نقاشی نکشد نقاشی های بچه ها را او می کشد.

سما احسنی در این مراسم خطاب به مینا آذرافشان گفت: مینای عزیز، نغمه هستی ات را به زیباترین شکل ممکن سروده ای

چرا که خداییتت را به منصه ظهور رسانده ای ، تو همه ی مرزهای غیرممکن را در نوردیده ای و ممکن کرده ای ،ای خورشید بی غروب! انوارت همیشه درخشان خواهد ماند ...

زهرا کبودوند نیز گفت: دیدن مینا و میناهای دیگر که در دنیا کم نیستند به من تلنگر می­زنند، به مانند نوید دهنده  بیداری که به من می­گویند زندگی فراتر ازآن چیزی  است که تو به آن فکر میکنی. هدف  زندگی واقعی را باید از زندگی میناها فهمید! و باز به من گوشزد می کند که تو هم آمدی مانند مینا با همه محدودیت­ها نقش خودت را تا حد توان فکری و جسمی ات اجرا کنی و من را یاد جمله (شاهکار زندگی خودت باش) ‌می­ندازد.دیدن مینا یعنی خواستن توانستن است، یعنی عشق، الگو، انگیزه و امید.

طاهره  قاسمی نیز قطعه را تقدیم این شاعر کرد و گفت: از زمین خسته ام، مرا میهمان آسمانت کن. از تو تا,دوست راهی نیست، ازشعرهایت می توان فهمید، درنقشینه­هایت می­توان دید، چگونه مرز زمین تا آسمان کوتاه می شود؟

سمانه اسکندری گفت: امروز،یک روز خاص بود برای من.یک روز بهاری، ملاقات با دختر زیبای بهار،در اوج خستگی،نمیتوانست تصادفی باشد...

شاید هدیه خداوند برای امروزِ من این باید می­بود...دیدار با دختِ بهار با نگاه مهربانش در کنار مادرِ زلال تر از بارانش...

دیدار با مینا آذر افشانِ نازنینم...

نقاش و شاعر توانمند...

 اسکندری ادامه داد: نقاشی ها بسیار زیبا و بدون برداشت از مدل،و تنها برخاسته از روح حساس و روشن او با تکنیک­های رنگ روغن و آبرنگ که من البته آبرنگ ها را دوست تر می داشتم.کارهای آبرنگ ایشان حال و هوای اوایل بهار که همه ی رنگ ها انگار که کم رنگ تر از تابستانند را برای من داشتند و آرامشی بی نظیر را به جان خسته ی من ریختند.خنک شدم، آنقدر که دلم خواست کفشهایم را بکَنَم و پابرهنه بر بهاری که در نقاشی های مینا آنقدر زنده بود قدم بگذارم و آرزو کردم که آن پرنده که بر شاخه های یکی از نقاشی های مینا نشسته بود بر شانه ی من نیز بنشیند...

او در ادامه گفت: بعد از دیدن نقاشی ها نوبت به سعدی خوانی رسید که بسیار عالی بود و بعد از آن هم اشعار زیبای کتاب جدید مینا هم توسط ایشان هم توسط سایرین خوانده شد

اشعار هایکو گونه هستند و من خیلی زیاد لذت بردم. شاعرکلاسیک مورد علاقه ایشان خیام و شاعر معاصری که مینا اشعارش را دوست تر می دارد سهراب سپهری هستند. جانِ کلام اینکه دیدار امروز با بانو آذرافشان ولوله ای در من انداخته که ساکت نخواهد شد انگار.

محمد صالح صفری دبیر انجمن سعدی خوانی در این مراسم گفت: علی رغم این كه تعدادی از دوستان را نمی­شناختم و برای بار نخست، سعادت دیدار آنها را داشتم، بازهم این مسأله تأثیری در صفا و صمیمیت محفل نگذاشت. علت این همه لطافت چیزی نبود جز صفای باطن و دل دریایی مینا خانم و مادر بزرگوارشان.

صفری ادامه داد: خداوند مِثل ندارد(لیس كمثله شی) اما مٓثٓل یا مثال دارد(و له المٓثٓل الاعلی فی السماوات و الارض). به راستی مینا آذرافشان مثل اعلی و نماد حضرت حق بر روی زمین است. كسی كه از صفات اعظم خداوند بهره برده؛ از عشق و حب تا جود و سخا، از عزت و كرم تا مهر و وفا. و از همه مهم­تر حلم و صبر، كه در این آزمون طاقت فرسا، بسان عارفی دلباخته و عاشقی پاكباخته در راه معشوق خویش نه با پای ناتوان بلكه با بال­های فرشته گونه خود به پرواز درآمده است.

"كوتاه دیدگان، همه راحت، طلب كنند

عارف بلا، كه راحت او در بلای اوست"


برچسب ها: مینا آذرافشان ، نقاشی همدان ،

چهارشنبه 25 فروردین 1395

ارتباط؛ مهم‌ترین نیاز خوشنویسی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

ارتباط؛ مهم‌ترین نیاز خوشنویسی همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ارتباط؛ مهم‌ترین نیاز خوشنویسی همدان
کیوان کاظمی ششم تیرماه 1356 در همدان در یک خانواده فرهنگی متولد و از کودکی تحت تاثیر خط خوش پدر به رشته خوشنویسی علاقه‌مند شد...
1395/01/24
  کیوان کاظمی ششم تیرماه 1356 در همدان در یک خانواده فرهنگی متولد و از کودکی تحت تاثیر خط خوش پدر به رشته خوشنویسی علاقه‌مند شد. وی خوشنویسی را نزد استادان متعددی آموخت و مدرک فوق‌ممتاز در زمینه خط شکسته را از انجمن خوشنویسان ایران دریافت کرد. کاظمی سال‌هاست در همدان به صورت تخصصی خط شکسته به هنرجویان آموزش می‌دهد.درباره وضعیت خوشنویسی و آموزش خط شکسته در همدان، خرید آثار هنری توسط نهادهای دولتی و فضاهای نمایشگاهی در استان با این خوشنویس همدانی به گفت‌وگو نشستیم.
  • علاقه شما به خوشنویسی از کجا آغاز شد؟
از دوران ابتدایی نزد یکی از دوستان پدر به نام حسین رنجبران آموختن خوشنویسی را آغاز کردم و ادامه دادم.
  • چرا خط شکسته را انتخاب کردید؟
خط تخصصی من خط شکسته است. از کودکی هر زمان خط شکسته می‌دیدم، لذت می‌بردم. برای اینکه وارد دوره عالی شوم مجبور بودم خط نستعلیق کار کنم چون طبق مصوبه انجمن خوشنویسان ایران آموختن خط نستعلیق تا پیش از دوره عالی ضروری است. تا پایان این دوره نزد استاد حسین رنجبران بودم.
  • در همدان نزد چه استادانی آموزش دیدید؟
حدود سال 70 که انجمن خوشنویسان هنوز در همدان تأسیس نشده بود، در کوچه حمام عبدل یک آموزشگاه خصوصی بود که استاد علی چهاردولی آن را اداره می‌کرد و استاد رنجبران هم در آنجا به ما خط نستعلیق آموزش می‌داد. مدتی هم به مجتمع آموزش هنر رفتم که زیرمجموعه اداره فرهنگ و ارشاد بود. در این زمان بود که وارد دوره عالی شدم و خط شکسته را ادامه دادم. درجه ممتاز نستعلیق را نزد استاد مرتضی شعبانی و درجه ممتاز شکسته را نزد استاد عطاالله سرمدی گرفتم.
  • برای آموختن خط به شهرهای دیگر هم رفتید؟
بله، برای ادامه کار و دریافت درجه فوق ممتاز به تهران رفتم و نزد استاد محمد حیدری مدرک فوق ممتاز دریافت کردم.
  • در بین خوشنویسان همیشه چالشی بر سر بهتر بودن سبک و مکتب هنری وجود دارد. شما در خط شکسته به کدام مکتب گرایش دارید؟
معمولا خوشنویسان سعی می‌کنند پیرو استادی باشند که نزد او آموزش دیده‌اند. سبکی که من کار می‌کنم سبک استاد محمدحیدری است. اما صرفا به شیوه ایشان نمی‌نویسم و چون من در دوره ممتاز شیوه استاد یدالله کابلی را نزد استاد سرمدی کار می‌کردم به سبک او نیز علاقه‌مندم. بخش‌هایی از سبک استاد کابلی را هم به کار می‌برم و در ترکیب‌های آزاد و ترکیب‌بندی از این سبک استفاده می‌کنم. همچنین من از شیوه قدما مانند خط استادان درویش عبدالمجید طالقانی، گلستانه و حتی استاد ملک‌زاده در هر جا که زیبایی به خط بیفزاید استفاده می‌کنم.
  • شما تعصبی روی سبک خاصی ندارید؟
هر کدام از شیوه‌ها و سبک‌ها زیبایی خاص خود را دارد. متأسفانه برخی حرفی را باب کرده‌اند و می‌گویند شکسته قدیم، شکسته درست است. این حرف به نظر من نادرست است. هر کدام زیبایی خود را دارد و نمی‌توانیم یکی را رد کنیم. هنر اگر پیشرفت نکند درجا می‌زند. استاد یدالله کابلی خط شکسته را به‌روز کرد. چون چشم بیننده به فضاهای جدید نیاز داشت، سنت‌شکنی در خط  شکسته به وجود آمد. اگر با تعصب به هنر نگاه شود درست نیست.
  • جایگاه خط شکسته را در همدان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما در خط شکسته نفرات برجسته نداشتیم. برخی از کسانی که در سال‌های پیش از ما کار می‌کردند به دلیل اینکه برای دریافت درجه ممتازی باید خط شکسته را به عنوان خط دوم امتحان می‌دادند به این خط علاقه‌مند می‌شدند اما شکسته همدان را استاد عطاالله سرمدی وقتی به همدان برگشتند دگرگون کردند. تا آن زمان برخی فکر می‌کردند خط شکسته یک خط بی‌قاعده است و هر طور بخواهند می‌توانند بنویسند اما استاد سرمدی تاثیر زیادی گذاشتند. خط شکسته استان را مدیون استاد سرمدی هستیم. ضمن اینکه استاد جعفر سجادی در شهرستان اسدآباد هم شکسته‌نویس خوبی هستند و تاثیرگذارند.
  • چرا کتابی با خط شکسته تولید نمی‌شود؟
متأسفانه چون خواندن خط شکسته مشکل‌تر از خط‌های دیگر است، این امکان را از هنرمندان گرفته است و ناشران هم استقبال نمی‌کنند. اگر هم کتابی منتشر شود صرفا مورد استفاده خوشنویسان خواهد بود.
  • وضعیت آموزش خط شکسته در همدان چگونه است؟
این موضوع دو بخش دارد؛ یکی کل هنر خوشنویسی است و دیگری آموزش خط شکسته است. در زمینه خوشنویسی می‌توان گفت خانواده‌ها فرزندان خود را کمتر به سمت خوشنویسی سوق می‌دهند و از سوی دیگر فناوری‌های جدید باعث شده کودکان کمتر به این هنر گرایش داشته باشند. می‌دانیم خط نستعلیق و شکسته دو خط کاملا ایرانی هستند. در همدان خط شکسته هم طرفداران خود را دارد. در سال‌های اخیر به دلایلی تحمیلی گرایش به سمت خط ثلث و نسخ پیدا شده که بر اساس علاقه نیست و دلایلی خاص باعث این موضوع شده است. این به هنر خوشنویسی آسیب می‌زند و در حق شکسته ظلم می‌شود.
  •  گرایش به خط شکسته در خانم‌ها بیشتر است یا آقایان؟
به طور کلی در آموزش خوشنویسی گرایش خانم‌ها بیشتر است چون تلاش خانم‌ها بیشتر است. هنرجویان خانم با تداوم می‌آیند و نیمه‌کاره رها نمی‌کنند. از طرفی مشغله کاری آقایان بیشتر است.
  • نیاز اصلی خوشنویسی استان چیست؟
بزرگ‌ترین نیاز خوشنویسی همدان ارتباط است. ارتباطی که با خارج از استان باشد و هنرجویان بتوانند با استادان بزرگ در استان‌های دیگر تعامل و ارتباط داشته باشند. مسأله‌ای که در استان‌هایی مانند قزوین به راحتی در دسترس است و می‌توانند با حمایت‌های دولتی به تهران بروند و از کلاس‌های آموزشی استادان استفاده کنند. اما این نیاز با مشکل روبه‌رو است چراکه رفت‌و‌آمد به تهران سخت است. نیاز دیگر بحث خرید و فروش آثار هنری است. همدان بازار فروش آثار هنری ندارد. یک بخشنامه دولتی داریم که هر اداره دولتی یک درصد از اعتبار و بودجه سالانه را به خرید آثار هنری اختصاص دهد که متأسفانه در همدان اداره‌های دولتی هرگز از این مصوبه پیروی نمی‌کنند و هیچ اثر هنری‌ای را نمی‌خرند. اگر همین بودجه به خرید آثار هنری اختصاص یابد هنرمندان دلگرم می‌شوند. خوشنویسان نمایشگاه می‌زنند و هزینه می‌کنند اما بازده مالی ندارد و همیشه زیان می‌بینند.
  • در گذشته تجربه‌هایی داشتیم که استادانی از تهران، از جمله استاد عبدالله فرادی، برای آموزش‌دادن هنرجویان به همدان می‌آمدند و کلاس‌هایی برگزار می‌کردند. امروز نمی‌توان از این تجربه بهره برد؟
آن زمان که استاد فرادی به همدان می‌آمد، از روی علاقه بود؛ اما اکنون استادان درجه یک این کار را نمی‌کنند. آمدن استاد از تهران به همدان دستمزد می‌خواهد، هتل و هزینه اقامت می‌خواهد و انجمن از نظر مالی چنین توانایی‌ای را ندارد. اداره ارشاد این کار را باید انجام دهد که وقتی درخواستی از آن می‌شود معمولا به بن‌بست می‌خورد.
  • موضوع ساخت موزه هنرهای معاصر به کجا کشید؟
متأسفانه اطلاع‌رسانی نمی‌شود و خیلی از هنرمندان نمی‌دانند قرار است چنین مکانی ساخته شود. دیگر اینکه همیشه بدترین مکان و بدترین فضا که دور از دسترس است به فعالیت‌های هنری اختصاص می‌یابد مانند کتابخانه مرکزی همدان که در نقطه‌ای دور از دسترس ساخته شده است. در همدان فضای برگزاری یک نمایشگاه بزرگ در سطح ملی را نداریم که 500 اثر را در آن به نمایش بگذاریم و جشنواره خوشنویسی ملی برگزار کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%9B-%D9%85%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خوشنویسی همدان ، هنر در همدان ، هنرمندان همدان ،

دوشنبه 23 فروردین 1395

نماد‌های نوروزی شهری زیر ذره‌بین کارشناسان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،هنر ،روزنامه همشهری ،

نماد‌های نوروزی شهری زیر ذره‌بین کارشناسان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نماد‌های نوروزی شهری زیر ذره‌بین کارشناسان
مدیران شهری در آستانه نوروز 95 مانند سال گذشته در برخی از میدان‌های شهر همدان نشانه‌ها و مجسمه‌هایی نصب کردند. در حالی که برخی از این نشانه‌ها و مجسمه‌ها زیبایی خاصی داشت اما منتقدانی نیز داشت...
1395/01/22
مدیران شهری در آستانه نوروز 95 مانند سال گذشته در برخی از میدان‌های شهر همدان نشانه‌ها و مجسمه‌هایی نصب کردند. در حالی که برخی از این نشانه‌ها و مجسمه‌ها زیبایی خاصی داشت اما منتقدانی نیز داشت. صرف بودجه کلان، ناهمگون‌بودن مجسمه‌ها با فضاهایی که نصب شده بودند و ضعیف بودن کارها از جمله انتقادهایی است که مانند سال‌های گذشته درباره این آثار مطرح شده است.

جانمایی نامناسب نماد‌ها
یک کارشناس گردشگری در همدان در این‌باره به همشهری می‌گوید: ساخت و نصب چنین مجسمه‌هایی در همه جای جهان متداول است و مخالفت با نصب این آثار دردی را دوا نمی‌کند. مسأله مهم این است که چه مجسمه‌ای را در کجا نصب کنیم؛ برای مثال نوروز امسال چند مجسمه میمون را در کنار آرامگاه بوعلی سینا نصب کرده بودند که بسیار مضحک و توهین به شأن ابن‌سینا بود.
آیا شهر همدان پارک و فضایی به جز آرامگاه بوعلی برای نصب چنین نمادهایی ندارد؟ آرامگاه و مجسمه بوعلی به خودی خود زیباست و نیازی به هیچ عنصر اضافه‌ای ندارد. نصب این آثار در چنین مکان‌هایی زیبایی بصری آن را از بین می‌برد.
مجتبی جوادیه ادامه می‌دهد: فعالیت‌های سازمان زیباسازی شهرداری در همدان در چند سال اخیر گسترش داشته که خود بنده از برخی از آنها به عنوان حرکتی مثبت و زیبا یاد کرده و از شهرداری تشکر کرده‌ام؛ اما از برخی دیگر مانند رنگ‌آمیزی‌ها و نماد‌های ناموزون با فرهنگ و اقلیم همدان انتقاد دارم.
وی می‌گوید: در فصولی که گردشگر بسیاری وارد شهر می‌شود استفاده از این نماد‌ها باید خیلی زیرکانه باشد. تصور کنید در عرض یک هفته حدود ۳۰۰ هزار نفر وارد شهر شده و با استفاده از گوشی‌های هوشمند تعداد قابل توجهی عکس از این نماد‌ها می‌گیرند و در فضای مجازی با نام همدان پخش می‌کنند. حال اگر به جای پخش عکس آرامگاه زیبای بوعلی یا مجسمه باشکوه، عکس میمون‌ها با عینک دودی پخش شود ما شهروندان همدانی شأن ابن‌سینا به عنوان یک چهره جهانی را حفظ کرده‌ایم؟

کار بیهوده
این راهنمای گردشگری در همدان ادامه می‌دهد: اگر تخصصی به مساله نگاه کنیم زیباسازی فضایی که زیباست کار بیهوده‌ای است. در صورتی که می‌توان از فضاهای دیگر برای نصب نماد‌ها استفاده کرد و به جاذبه‌های گردشگری شهر افزود. در سال‌های گذشته نیز نمادی در میدان انتهای خیابان اکباتان و روبه‌روی درب ورودی مجموعه تاریخی هگمتانه و دومین میدان هگمتانه ـ باز هم در مجاورت این مجموعه ـ نصب شد که متاسفانه هیچ‌کدام ارتباطی به تاریخ همدان و هگمتانه نداشت. در حالی که از همین مجموعه تاریخی هگمتانه و همدان آثار زیبایی که شهرت جهانی پیدا کرده‌اند کشف شده و می‌توان از همان‌ها به عنوان نماد در این مکان‌ها استفاده کرد.
جوادیه می‌گوید: موضوع دیگر بودجه کلانی است که برای ساخت چنین مجسمه‌های موقتی‌ای صرف می‌شود. در حالی که با یک فراخوان عمومی می‌توان هنرمندان خوش‌ذوق و جوان شهر را ترغیب کرد از مواد دورریختنی و ارزان‌قیمت آثار هنری خلق کنند و بودجه را برای تولید و خرید مجسمه‌های  دائمی و ماندگار صرف کرد.

 رضایت‌مندی شهروندان
تقی حمیدی‌منش، مدرس دانشگاه و طراح گرافیک در همدان، معتقد است: فضاهای شهری بخشی از فضاهای عمومی هستند. در این فضاها بسیاری از رفتارهای اجتماعی و روابط از پیش تعیین نشده اتفاق می‌افتد که یادآور خاطرات ارتباطات افراد با یکدیگر و محیط است. کیفیت طراحی این فضاهای شهری نشان از فرهنگ آن جامعه دارد و فضاهایی همساز با هویت شهری موجب آرامش، امنیت و مشارکت شهروندان می‌شود. بدین سبب طراحان شهری باید در این فضاها، نماد‌هایی را طراحی کنند که سبب انتقال هویت شهری در اذهان به گونه‌ای شود که رضایت‌مندی شهروندان و بهبود کیفیت محیط شهری را به همراه داشته باشند.
وی با اشاره به ارتباط ساختار شهری و نماد‌ها می‌گوید: ساختارهای فرهنگی هر اجتماع تعیین‌کننده ویژگی‌های نماد‌های آن فضاهای شهری هستند. طراحان باید مواردی را در نظر داشته باشند از جمله اینکه مخاطبان عام را در برگیرند. نماد‌ها باید برگرفته از رویداد تاریخی‌فرهنگی یا ویژگی‌های محیطی و مردم آن منطقه باشند و گسترده‌ترین کاربرد را در سطح شهر به خصوص در میدان‌ها و گره‌های شهری داشته باشند. جنبه‌های نمادی، فرهنگی، تاریخی و معنوی اجتماع در نظر گرفته شود و تقویت‌دهنده مکان و زمان، و تسهیل ارتباطات اجتماعی باشند.

تکرار و تقلید
حمیدی‌منش با تاکید بر ضعیف‌تر شدن نماد‌های نوروزی ادامه می‌دهد: هر سال جشنواره‌ها و فعالیت‌های متعددی به بهانه عید نوروز و آغاز سال نو برای هرچه بهتر شدن فضاهای شهری برگزار می‌شود اما متاسفانه تاکنون چندان نتوانسته‌اند رضایت‌مندی افکار عمومی و مردم شهر را برآورده کنند. کیفیت آثار و نمادهای نوروزی هر ساله رو به زوال می‌رود و زیبایی بصری آنها کاهش می‌یابد.
این هنرمند همدانی می‌گوید: بیشتر این تولیدات در ورطه تکرار و تقلید افتاده‌اند و خلاقیت و جذابیت بصری ندارند. همچنین آثار معمولا نتیجه سلیقه گروهی خاص هستند و در ایجاد آنها از همفکری همه گروه‌های مرتبط اجتماع و ظرفیت‌‌های موجود استفاده نمی‌شود.
وی اضافه می‌کند: نقد دیگری که بر این نماد‌ها وارد است این است که در هیچ کدام از آنها به هویت تاریخی، مشاهیر و پیشینه کهن شهر اشاره نمی‌شود و مکان‌یابی نامناسب برای نصب این نماد‌ها از دیگر مشکلات این اقدام است. دیگر اینکه استفاده نکردن از استادان رشته‌های مرتبط در دانشگاه‌ها و کمبود خصوصیت جذب توریست در طراحی‌ها باعث تولید کارهای ضعیف در این زمینه می‌شود.

نماد‌های بی‌هویت
احمد میرزایی کارشناس هنرهای تجسمی و صنایع دستی است. وی که سال گذشته یکی از طراحان مجسمه‌های نوروزی بود، می‌گوید: سال 94 کارها ضعیف بود و مردم بیشتر انتظار داشتند. کارهایی که در سطح شهر انجام می‌شود با کار نمایشگاهی متفاوت است؛ اینها دو مقوله جدا با تعریف جداست. وقتی ما شهری به اسم همدان داریم که هویت و تاریخ دارد و نماد‌هایی انتخاب می‌کنیم که هیچ هویتی برای شهر تعریف نمی‌کند مسلما مخاطب را هم راضی نخواهد کرد.
وی اضافه می‌کند: به طور مثال اجرای طرح بز برای شهری مانند همدان جای پرسش دارد. همچنین اجرای بامبو و ماهی به ارتفاع 8 متر، که هزینه گزافی دارد و زمان مشخص و تاریخ مصرف محدودی دارد به نظر نمی‌رسد کار درستی باشد.
میرزایی ادامه می‌دهد: تعریف مجسمه‌های نوروزی کار موقتی است. وقتی برای اثری تاریخ مصرف مشخص کنیم و کارها هم موقتی باشد، باید به همه جنبه‌ها درست توجه کنیم. مسأله مهم این است که تصمیم با هنرمندان نیست و مسئولان تصمیم می‌گیرند و اجرا می‌‌کنند. در نتیجه کار قابل قبول و قابل دفاعی به ثمر نمی‌رسد.
این کارشناس هنرهای تجسمی و صنایع دستی با ارائه یک طرح پیشنهادی می‌گوید: ما در شهر کار ماندگار کم داریم؛ چون تعریفی برای چنین کارهایی نداریم. مجسمه‌سازی فضای شهری خلاصه شده در مجسمه‌های نوروزی که برای این کار هزینه زیادی را حیف و میل می‌کنیم اما نتیجه قابل قبولی حاصل نمی‌شود. در حالی که می‌توانیم با مصالح سبک‌تر و ارزان‌تر کارهای موقتی را تولید کنیم و این هزینه‌ای که برای نماد‌های نوروزی مصرف می‌شود برای کارهای ماندگار در نظر بگیریم.

 تشکیل شورای هنرمندان
مهدی احمدی عضو انجمن مجسمه‌سازان ایران و کارشناس مجسمه‌سازی از دانشکده هنرهای زیبا نیز برای اینکه کارهای ضعیف سال‌های گذشته و روند پیشین تکرار نشود  پیشنهاد تشکیل شورای هنرمندان را می‌دهد و می‌گوید: برای برون‌رفت از این وضعیت یک شورای هنری باید نخبگان شهر را جمع کند و با توجه به نیازها پیشنهاد و طرح ارائه دهد. ما تجربه‌های خوبی در کشور داریم؛ به طور مثال می‌بینیم انجمن آثار و مفاخر ملی در گذشته چه خروجی‌هایی داشت و بیشتر بناهای یادمانی ماندگار مانند آرامگاه باباطاهر و مجسمه‌های خوب حاصل فعالیت‌های این انجمن است.
وی می‌افزاید: گویی برای کسی مهم نیست چه چیزی در میدان‌های شهر نصب شود. اگر یک مجسمه یا نماد فاخر و قوی در یک محل نصب شود حتی می‌تواند در حفظ آن محل مفید باشد و به آن مکان هویت ببخشد. نماد‌های شهری به تنهایی می‌‌توانند جاذبه گردشگری باشند. خیلی از کشورها از این ظرفیت استفاده می‌کنند ولی ما هنوز موفق نشده‌ایم.
احمدی اضافه می‌کند: ما بارها پیشنهاد داده‌ایم مسئولان زیباسازی با ما همراه شوند تا نقاط مختلف شهر را شناسایی کنیم سپس طراحی‌ها صورت گیرد اما هنوز به جایی نرسیده است. مدیران باید دغدغه هنر داشته باشند. ما نیم میلیون جمعیت در این شهر داریم که می‌خواهند کار خوب و اثر زیبا ببینند.


برچسب ها: همشهری همدان ، نمادهای نوروزی همدان ، نمادهای شهری همدان ، مجسمه های موقت ،

سه شنبه 17 فروردین 1395

چهره‌پردازی کسب‌وکار من است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،سینما ،تئاتر ،روزنامه همشهری ،

چهره‌پردازی کسب‌وکار من است

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چهره‌پردازی کسب‌وکار من است
پرویز شکری چهره ماندگار هنر گریم ایران است. او چهره‌پردازی و گریم بیش از 180 فیلم سینمایی و سریال را در کارنامه خود دارد. شکری که چهره‌پردازی را کسب وکار خود می‌داند در گفت‌وگو با همشهری از ورود اولین سینما به همدان و شروع كارش در سینما به عنوان چهره‌پرداز می‌گوید...
1395/01/17
پرویز شکری چهره ماندگار هنر گریم ایران است. او چهره‌پردازی و گریم بیش از 180 فیلم سینمایی و سریال را در کارنامه خود دارد. شکری که چهره‌پردازی را کسب وکار خود می‌داند در گفت‌وگو با همشهری از ورود اولین سینما به همدان و شروع كارش در سینما به عنوان چهره‌پرداز می‌گوید.
  • از نخستین سالن‌های سینما در همدان چه به خاطر دارید؟
زمانی که خیابان شورین (شهدای فعلی) و میدان مرکزی شهر اصلا وجود نداشت و همه آن‌ها خانه بود در مسیر خیابان شورین که به محله پل پهلوانان می‌رسد، یک فرد روسی و یک ارمنی با هم شریک می‌شوند و در بالاخانه‌ای (کوچه‌ای که به ابتدای بازار قیصریه می‌رسیده) سینما باز می‌کنند و فیلم‌های صامت پخش می‌کنند. فکر می‌کنم اواخر دهه 20 بود. بعدها آن فرد روسی در ابتدای خیابان سنگ‌شیر، در محل مخابرات فعلی، سینما مایاک را باز می‌کند که شعبه سینما مایاک تهران بود. بعد از سینما مایاک میدان مرکزی که افتتاح می‌شود یک شخص اهل رشت با میراخان ارمنی شریک می‌شود و سینما الوند را برپا می‌کنند. میراخان در زمان ما هم زنده بود و من او را دیده بودم. دکوراسیون داخلی سینما الوند تمام از چوب روسی بود که آن را خیلی زیبا کرده بود. سن از بالکن تا تالار اصلی مثل تالار وحدت تهران بود و در بالای سن دو مجسمه طلایی فرشته قرار داشت که در یک دوره‌ای به دلیل آتش گرفتن بخاری سوخت و از بین رفت.
سینما الوند که بین خیابان تختی و شهدا قرار دارد، متعلق به آقایان ثروت سعیدی و ارژنگی بود. بعد از میراخان شخص دیگری به نام احمد گله بود که کنار سینما آجیل‌فروشی داشت و سه دانگ سینما را از شریک میراخان خرید. احمد گله آدم قدبلند هیکلی بود که با پدر من هم دوست بود. از ته مغازه سوراخی ایجاد کرده بودند و می‌نشستند، فیلم تماشا می‌کردند.
  • شغل پدرتان چه بود؟
پدر من حسابدار بانک ملی بود و احمد دوست پدر من بود. او بعدازظهرها به مغازه احمد می‌رفت و فیلم را از منفذ انتهای مغازه تماشا می‌کردند. به خاطر پول زیادی که به میراخان داده بود دیگر شریک شده بود. آخر هم سینما آتش گرفت. بالکن یا تراس بیرونی این سینما سن مراسم همدان بود که هر کدام از بزرگان شهر و مقامات برای سخنرانی به آنجا می‌آمدند.
  • چطور شد که به تهران رفتید؟
در همدان با دوستان و گروه روزنامه اطلاعات، تئاتر کار می‌کردیم. سال 1343 تصمیم گرفتم به تهران بروم. آن زمان دانشگاه هنرهای دراماتیک برای رشته گریم، دانشجو می‌گرفت. هنوز سوادم نیمه‌کاره بود و مدرکی نداشتم که در هنرهای دراماتیک شرکت کنم. در آن سال من دیپلم ‌گرفتم و به آموزشگاه تدین در خیابان ژاله رفتم. در تهران سه سال بیکاری کشیدم و با سینما آشنایی نداشتم.
  • از ورود به سینما بگویید و این‌که چطور شد وارد کار گریم شدید؟
ما در تهران بودیم که در یک مهمانی با آقایی مسیحی آشنا شدم که ماردوک الخاص نام داشت. ایشان می‌خواست فیلمی به نام «آلونک سیاه‌کوه» بسازد که جلال مقامی در آن بازی می‌کرد. در مهمانی صحبت‌هایی شد و آقای مظاهری که مدیر تولید کار بود از من دعوت کردند برای کار گریم به دفترشان بروم. دفترشان روبه‌روی امجدیه در داخل کوچه بود. چون بیکار بودم رفتم و به عنوان گریمور پذیرفته شدم.
  • با این‌که اولین بار بود، نگران نبودید که از پس کار برنیایید؟
کار ساده‌ای بود و چون فیلم‌ها سیاه‌وسفید بود، کار چندانی نداشت. آن زمان رنگ‌هایی را تهیه و استفاده می‌کردیم که برای شیرینی‌پزی استفاده می‌شد و شیمیایی نبود به همین دلیل به پوست صدمه نمی‌زد.
  • در دوره فیلمبرداری مشکلی پیش نیامد؟
نه؛ فیلمبرداری در منطقه زرند بود. حدود 20 روزی آنجا بودیم و برگشتیم. به من 500 تومان دستمزد دادند. مهم این بود که من فیلم کار کردم.
  • چگونه با ساموئل خاچیکیان آشنا شدید؟
یک روز در دفتر کار شخصی که با آقای ساموئل خاچیکیان ارمنی صحبت می‌کرد با ایشان آشنا شدم و من را به او معرفی کردند. آقای خاچیکیان می‌خواستند فیلم «من هم گریه کردم» را بسازند. این اولین همکاری من با او بود.
  • اشاره کردید در تهران هم در یک آموزشگاه مشغول شدید؟
من به آموزشگاه دراماتیک در خیابان ژاله با مدیریت آقای فروغ رفتم و جسته و گریخته با سینما آشنا شدم.
  • آخرین کارتان چه بود؟
آخرین کار، کار سریال آقای نادر مقدس و فیلم سینمایی «روشنی شهر» بود. دخترم گیتا را، که طراح صحنه و گریمور است، برای انجام کار فرستادم و بعد از آن هم کاری نداشتم.
  • در مدتی که کار می‌کردید دستیار داشتید؟
چهره‌پردازی کسب‌وکار من است. من تنها گریموری بودم که دستیار نداشتم و معتقد بودم موقع فیلم باید گریمور حضور داشته باشد. تنها دستیارم در سال‌های اخیر، دخترم گیتا بود که باید خانم‌ها را گریم می‌کرد.
  • در حوزه آموزش هم فعالیت کردید؟
چرا. در حاشیه کارها، هفت سال در آکادمی خانه سینما بودم. در دانشگاه تبریز هم تدریس داشتم. عضو خانه تئاتر بودم که هنوز هم هستم. در سال‌های نخست پس از انقلاب نیز مدیر مجتمع فرهنگ و هنر اسلامی بودم که دانشجو هم داشتیم.
  • کدام فیلم را دوست داشتید کار کنید اما امکانش پیش نیامد یا کار کردید اما به پایان نرسید؟
فیلم «زنگی و رومی» کار ناصر تقوایی بود که هنوز هم افسوس می‌خورم چرا به پایان نرسید.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، پرویز شکری ، گریم در همدان ، چهره پردازی در همدان ، سینما در همدان ،

دوشنبه 16 فروردین 1395

هنردر همدان ؛ افق‌ها و چشم‌اندازها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،هنر ،

هنردر همدان ؛ افق‌ها و چشم‌اندازها

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنردر همدان ؛ افق‌ها و چشم‌اندازها
هنر و فرهنگ استان در سال 94 روزهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. به سراغ نمایندگان حوزه‌های موسیقی، عکاسی، معماری و محیط زیست رفته‌ایم تا از سالی که گذشت و چشم‌انداز سال جدید در حوزه فعالیتشان بگویند...
1395/01/16
هنر و فرهنگ استان در سال 94 روزهای پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت. به سراغ نمایندگان حوزه‌های موسیقی، عکاسی، معماری و محیط زیست رفته‌ایم تا از سالی که گذشت و چشم‌انداز سال جدید در حوزه فعالیتشان بگویند.


امکانات بیشتر برای اهالی موسیقی
استاد علی‌اصغر طاهری، ترانه‌سرا و خواننده پیشکسوت همدانی که بیش از نیم قرن در این حوزه سابقه دارد، می‌گوید: وضعیت موسیقی در استان در سالی که گذشت تحول چشمگیری نسبت به گذشته نداشته است. جایگاه آواز فرق آنچنانی‌ای نکرده، خواننده‌ها همان خواننده‌های سابق هستند که در مقاطع مختلف به اجرای آواز می‌پردازند.
این خواننده همدانی ادامه می‌دهد: عمده‌ترین فعالیت من در خارج استان شرکت در سی‌ویکمین جشنواره فجر و ارکستر ملی ۲۹ بهمن در تالار وحدت بوده که قرار است این برنامه بعد از تعطیلات نوروز دوباره به رهبری استاد فرهاد فخرالدینی در تالار وحدت به اجرا درآید.
او با اشاره به نقش خانه آواز در همدان می‌گوید: نقش خانه آواز ایجاد یک تشکل هنری در رشته موسیقی و آواز است که اعضای آن خوانندگان حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای هستند. در خانه آواز هر دو هفته یک‌بار جلسه‌ای برگزار می‌شود و مسائل فنی آواز مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ در ضمن در این جلسات به اجرا نیز پرداخته می‌شود.
طاهری به انتظاراتش در سال آینده اشاره می‌کند و می‌گوید: باید در زمینه فعالیت در رشته موسیقی تلاش بیشتری شود تا دست اندرکاران بتوانند برای عرضه کارهایشان امکانات بیشتری داشته باشند و مسئولان مربوطه از برگزارکنندگان کنسرت‌ها حمایت کنند تا موجب رونق این هنر در استان شود.

موسیقی ورشکسته
راستین هستی‌پرست، آهنگساز همدانی، در این زمینه می‌گوید: در سالی که گذشت موسیقی نه‌تنها در همدان بلکه در ایران حال و روز خوبی نداشت. موسیقی ما یک موسیقی ورشکسته است؛ اگر شما به یک درخت یا نهال آب ندهید خیلی زودتر از آنچه باید، می‌خشکد و فرو می‌افتد. این قانون جهان است. به هر پدیده‌ای رسیدگی شود بی‌شک رشد خواهد کرد. مدیران و برنامه‌ریزان نگاه هدفمند و اثرگذاری به هنر و فرهنگ کشور ندارند و این بدترین شکل نگاه و برخورد با هنر و هنرمند است.
هستی‌پرست می‌گوید: موسیقی باید در دست اهلش باشد؛ کسی که دغدغه‌های فرهنگی و هنری داشته باشد. سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی موسیقی در دست کسانی است که کمتر سررشته‌ای از هنر و فرهنگ دارند؛ یا اگر سررشته‌ای هم دارند، موسیقی برای آنها ابزاری است برای پر کردن جاهای خالی برنامه‌ها یا مراسم.
این آهنگساز ادامه می‌دهد: برگزارکنندگان موسیقی در همدان کسانی هستند که کمتر سررشته از موسیقی دارند. برای آنها موسیقی کالای تجاری است. بیشتر از اینکه دغدغه جنس و کیفیت موسیقی را داشته باشند به دنبال سود و درصد فروش بلیت هستند و این بدترین رخداد در فضای موسیقی همدان در سال گذشته بوده است؛ البته در همه جای ایران وضعیت به همین شکل است.
هستی‌پرست می‌گوید: امیدوارم سال 1395 دولت امید بتواند نفسی و جانی در گلوی خشکیده و بریده موسیقی بدمد؛ با تغییر سیاست‌گذاری‌های نادرست، نگاه و افق تازه‌ای در موسیقی بیافریند و با سرمایه‌گذاری و پافشاری براین سیاست‌ها، هم دست برخوردهای خودسرانه را کوتاه کند و هم جایگاه این هنر والا را در نگاه همگان دگرگون سازد.

افراط و تفریط در ساخت‌وساز
محمد قربانی، معمار و فعال فرهنگی در همدان، می‌گوید: معماری به لحاظ رونق ساخت‌وساز در سال 94 وضعیت بسیار اسفباری را پشت سر گذاشت. همچنین شغل مهندسی به لحاظ اجتماعی نیز دچار افول زیادی شد. بی‌برنامگی صنعت ساخت‌وساز و افراط و تفریط در حجم ساخت‌وساز مزید بر علت بود.
این مدرس دانشگاه با ارزیابی معماری همدان از نظر رشد تکنیک و فناوری می‌گوید: آیین‌نامه‌های جدیدی در سازمان نظام مهندسی اعمال شد که سازه ساختمان‌ها گران‌تر و سنگین‌تر شد.
قربانی می‌گوید: به نظر می‌رسد سال 1395 رکود در عرصه ساخت‌وساز ادامه خواهد یافت و سیطره مادی و منفعت‌طلبی بر کیفیت معماری توسط قشر بسازبفروش ادامه خواهد یافت؛ اما با تغییر مباحث مقررات ملی ساختمان انتظار می‌رود صنعت ساخت به افراد شایسته سپرده شود و در کل کیفیت ساخت‌وساز افزایش یابد.

 تشکیل خانه عکاسان
رضا زراعتکار‌مقدم، عکاس مستند در همدان، می‌گوید: از مهم‌ترین موارد موفقیت هر عکاس موضوع‌شناسی، انتخاب ژانر عکاسی، ارائه و نشر کتاب، مجله و برپایی نمایشگاه است؛ اما این فرصت‌ها در سال‌های گذشته برای عکاسان همدانی فراهم نبوده است.
وی به شیوه مردم‌نگاری در عکاسی اشاره می‌کند و می‌گوید: عکاسی مستند یا عکاسی مردم‌نگاری معتبر و لمس‌شدنی است و بهتر دیده می‌شود. پارامتر مهم عکاسی مردم‌نگاری این است که سوژه‌هایش تمام نمی‌شود و روزبه‌روز و سال‌به‌سال تکمیل می‌شود به همین دلیل با توجه به موانعی که وجود دارد این روش را انتخاب کرده‌ام.
مقدم به اتفاق‌های سال 1394 در عکاسی همدان اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: سال 1394 چند نمایشگاه عکس و یک کارگاه سه ساعته آموزش عکاسی برپا شد. همچنین دانشگاه علمی کاربردی با همکاری میراث فرهنگی نمایشگاه عکسی برپا کرد.
این عکاس می‌گوید: فرهنگسراها و گالری‌ها همگی مرتبط به دولت و زیر‌مجموعه‌هایش هستند. ما در همدان فرهنگسرای خصوصی نداریم؛ اگر فرهنگسرای خصوصی داشته باشیم کار برای نشان دادن و ارائه آثار هنری سهل‌تر است؛ به همین دلیل انتظار این است که در سال‌ جدید ابتدا خانه هنرمندان ایجاد شود.
وی می‌افزاید: شهرها و استان‌های دیگر خانه عکاسان قوی و پرکاری دارند اما همدان با این همه عکاس خوب این تشکل را ندارد. امیدوارم سال 1395 خانه عکاسان همدان ایجاد شود.

تبدیل سازمان محیط زیست به وزارتخانه
فرهاد گیتی‌جمال، فعال حوزه محیط زیست و منابع طبیعی، نیز با اشاره به وضعیت این حوزه در سال گذشته می‌گوید: وضعیت محیط زیست نسبت به سال قبل بهتر که نشد بدتر هم شد. مدیریت غلط در حفظ محیط زیست مانند عبور خط راه‌آهن ملایر از دو منطقه حفاظت‌شده، صدور مجوزهای معدن، مدیریت نادرست و ندادن هشدار به رستوران‌ها و هتل‌ها به دلیل آلوده کردن رودخانه‌های گنجنامه، وارد کردن شوینده‌ها به داخل آب‌های روان، سدسازی‌های غلط در نهاوند و مواردی از این دست را در سال‌های گذشته شاهد بودیم.
گیتی جمال می افزاید: البته در جذب محیطبان وضعیت بهتر شده و افراد متخصص جذب می‌شوند؛ این امر می‌تواند وضعیت حیات وحش استان را بهبود بخشد.
وی ادامه می‌دهد: برای بهبود وضعیت در سال‌های آینده تنها راه حل این است که سازمان حفاظت از محیط زیست به وزارتخانه تبدیل شود؛ یعنی منابع طبیعی، سازمان جنگل‌ها و آبخیزداری نیز زیر نظر سازمان حفاظت محیط زیست باشند و از حالت نظارتی بیرون بیاید. اگر این اتفاق بیفتد شرایط تغییر می‌کند. کشاورزی غلط و قدیمی، استفاده بیش از حد از آب در بخش کشاورزی، جانمایی غلط صنعت و نداشتن تعامل اداره‌های مرتبط با سازمان حفاظت از محیط زیست از مواردی است که امیدواریم در سال‌های آینده اصلاح شود.http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%9B-%D8%A7%D9%81%D9%82%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%88-%DA%86%D8%B4%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنر در همدان ، موسیقی همدان ، محیط زیست همدان ، عکاسی همدان ، معماری همدان ،

چهارشنبه 19 اسفند 1394

همدان؛ مرور 94 ـ افق 95

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،صنایع دستی ،هنر ،موسیقی ،

همدان؛ مرور 94 ـ افق 95

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ مرور 94 ـ  افق 95
سالی که گذشت رویدادهای مختلفی، خوب یا بد، در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، هنری استان رخ داد. به سراغ برخی فعالان و کارشناسان حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی همدان رفته ایم تا از آنچه در سال 94 گذشت بگویند و دورنمایی از حوزه فعالیت خود در سال آینده ترسیم کنند...
1394/12/19
سالی که گذشت رویدادهای مختلفی، خوب یا بد، در زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، هنری استان رخ داد. به سراغ برخی فعالان و کارشناسان حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی همدان رفته ایم تا از آنچه در سال 94 گذشت بگویند و دورنمایی از حوزه فعالیت خود در سال آینده ترسیم کنند.

نیاز میراث فرهنگی به اعتبار
معاون گردشگری اداره‌کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان سال 1394 را سال رکود ارزیابی می‌کند و می‌گوید: سال 94 سال پرفراز و نشیبی برای کل کشور بود و این وضعیت در همدان نیز مانند سایر نقاط کشورحاکم بود.
علی خاکسار می‌افزاید: علی‌رغم وجود برنامه‌ها و اعلام رسمی مسئولان استانی مبنی برتوسعه گردشگری، به دلیل شرایط بد اقتصادی کشور حمایت خوبی از میراث فرهنگی و گردشگری استان صورت نگرفت و به علت رکودی که در یک دهه گذشته حاکم بود بخش خصوصی هم نتوانست در این حوزه وارد شود و درآمدزایی کند.
خاکسار ادامه می‌دهد: مهم‌ترین اتفاق سال 94، نزدیک شدن بخش خصوصی و دولتی در حوزه میراث‌فرهنگی و گردشگری بود که نمود آن‌را در نمایشگاه بین‌المللی گردشگری کشور شاهد بودیم و امیدواریم نتیجه آن را در نوروز امسال ببینیم.
وی شرایط سال آینده را مثبت پیش بینی می‌کند و می‌گوید: برای سال 1395 برنامه‌های خوبی منطبق بر برنامه توسعه‌ای کشور و برنامه‌های استانی در نظر داریم.
خاکسار اضافه می‌کند : نیاز اصلی ما برای سال آینده تزریق اعتبار است. در بخش تبلیغات، مطالعات، آموزش و ایجاد زیرساخت برای تاسیسات گردشگری نیازمند اعتبار هستیم تا هم کمبودهای سال گذشته را جبران کنیم و هم برنامه‌ها به خوبی اجرا شود.

صنایع دستی و مشکل عرضه
مریم کیانوشی فعال حوزه صنایع دستی درهمدان می‌گوید: سال گذشته صنایع دستی ازلحاظ فروش داخلی در همدان وضعیت خوبی نداشت، ولی فروش خارج از همدان بهتر بود. ما از نظر تولید در استان مشکل چندانی نداریم اما وقتی تقاضا کم باشد گرایشی به تولید نیز دیده نمی‌شود.
این کارشناس صنایع‌دستی ادامه می‌دهد: باتوجه به این‌که صنعت گردشگری درایران درحال رونق است وهمدان نیز جزو شهرهای تاریخی و توریست‌پذیر به شمار می‌آید، انتظار می‌رود در سال 1395 فروش صنایع دستی وضعیت بهتری داشته باشد.
کیانوشی که سال 94 بیشتر در حوزه نقاشی روی سفال فعال بوده، می‌گوید: در حال حاضر که بخش خصوصی کم رمق است پیشنهاد می‌کنم فروش زیرنظر اداره صنایع دستی ومیراث فرهنگی صورت گیرد تا هنرمندان دراین زمینه باخیال آسوده تراقدام به تولید کنند و دغدغه فروش نداشته باشند. در شرایط فعلی بهتر است، تبلیغات و بازاریابی هم حالت دولتی پیدا کند تا مانع سوءاستفاده افراد سودجو شود.
این هنرمند صنایع‌دستی مهم‌ترین مشکل را در حوزه عرضه می‌داند و ادامه می‌دهد: انتظار داریم سال آینده حداقل نمایشگاه‌ها به صورت رایگان برگزار شود. بخش دولتی و خصوصی باید باهم همکاری داشته باشند تا محصولات به خوبی به فروش برسد.

نبود تخصص‌گرایی در باستان شناسی
باستان‌شناس همدانی می­‌گوید: باستان‌شناسی همدان، به پیروی از وضعیت کلی باستان‌شناسی در ایران سال خوبی را پشت سر نگذاشت. عدم اختصاص بودجه کافی برای اجرای حفاری‌ها و پروژه‌های علمی، نبود برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت و بلندمدت، نبود همکاری بین سازمان میراث‌فرهنگی با دیگر ارگان‌ها به ویژه دانشگاه‌ها و غیره منجر به درجازدن باستان‌شناسی همدان بوده و هست.
میلاد وندایی ادامه می‌دهد: مهم‌ترین مشکل، عدم تخصص‌گرایی در سازمان به ویژه مدیریت کل سازمان میراث‌فرهنگی بود.
وندایی می‌گوید: مدیریت سازمان در 2 ماه گذشته تغییر کرده و حضور مدیریت جدید، می‌تواند با شناخت و آسیب‌شناسی مناسب آینده بهتری را برای میراث‌فرهنگی و باستان‌شناسی همدان رقم بزند.

جان تازه در میراث فرهنگی
مدیرعامل انجمن پویشگران سفر پاک در همدان از رویدادهای سال 94 در حوزه میراث ابراز رضایت می‌کند و می‌گوید: خوشبختانه در سالی که گذشت میراث فرهنگی همدان جان‌ تازه‌ای گرفت و تغییر رویکرد و نگاه باعث شد قدم‌هایی برای شناخت، احیا و حفظ‌ میراث فرهنگی برداشته شود.
راحله خاکباز ادامه می‌دهد: تشکیل کارگروه‌های کاری حوزه گردشگری و میراث‌ فرهنگی و برگزاری همایش‌هایی با موضوع‌های متفاوت از جمله برگزاری همایش گردشگری ادبی آن هم برای اولین بار و دعوت از فعالانَ حوزه گردشگری و میراث فرهنگی از سراسر کشور از جمله اتفاقات مثبت سال 94 بود.
 این مردم‌شناس همدانی با اشاره به دیگر برنامه‌های این حوزه می‌گوید: برگزاری تورهای محلی و استانی در مسیر معرفی و شناخت‌ بیشتر‌ همشهریان از میراث‌ فرهنگی استان، برگزاری روز «همدان» و بسیاری دیگر از فعالیت‌های این‌چنینی حاصل دلسوزی مسئولان میراث فرهنگی بود.
وی ادامه می‌دهد: این همکاری دوسویهی تشکل‌های مردم‌نهاد و مسئولان‌ استانی با همه نقاط‌ ضعف و قدرتش بی‌شک برگ زرین و با ارزشی است که باید قدرش را دانست و خوشبختانه هردو، ضرورت این هم‌صدایی را برای مانایی میراث با ارزش شهرمان درک کرده‌اند.
خاکباز درمورد سال آینده بیان می‌کند : امیدوارم در سال‌ پیش‌رو در کنار‌ هم همچنان نگاهبانان‌ دلسوز‌ امانتی که به ما سپرده‌اند باشیم و این امر محقق نمی‌شود مگر با هم‌اندیشی و همکاری آگاهانه.

ورود بخش خصوصی به موسیقی
 جواد مرادیان کارآفرین برتر حوزه موسیقی در استان می‌گوید: سال گذشته وضعیت موسیقی نسبت به هنرهای دیگر عقب‌تر بود. در شرایط فعلی انجمن موسیقی عملا غیر فعال است، مجوز کنسرت‌ها تا دقیقه90 مشخص نیست، عوامل غیرمتخصص در اجرای کنسرت‌ها دخیل هستند و جشنواره‌های موسیقی مانند کنسرت‌های هنرجویی برگزار می‌شود.
این مدرس موسیقی برای بهتر شدن وضعیت موسیقی استان در سال آینده پیشنهاد می‌دهد دولت بخش خصوصی را تقویت کند و می‌گوید: پیشنهاد می‌کنم جلسه­ای با سرپرست‌های گروه‌ها برگزار شود و برنامه‌ها را به بخش خصوصی واگذار کنند. جشنواره موسیقی طوری برنامه‌ریزی شود که مانند تهران گروه‌های مطرح برنامه اجرا کنند.

هنرمندان در اقلیت
مدیر گروه فرهنگی هنری سنجاقک در مورد وضعیت فرهنگی و هنری استان می‌گوید: در برخی از قسمت‌ها شاهد رشد فرهنگی بودیم. در مبحث حفظ محیط زیست شاهد رشد گروه‌های مردمی بودیم. مشارکت‌های مردمی در اعتراض به تخریب آثار باستانی نیز نشان از رشد فرهنگی مردم دارد؛ هرچند در گروه‌های هنری این وضعیت را شاهد نبودیم.
مجتبی خوش‌صفت اضافه می‌کند : فشارهای اقتصادی بی تاثیرنیست و بر اخلاق جامعه تاثیر می‌گذارد. فاصله طبقاتی تاثیرات سوء فرهنگی را به دنبال می‌آورد و دیگر کار با شعار دادن حل نمی‌شود.
خوش‌صفت ادامه می‌دهد: از سهم مردم که بگذریم سهم مسئولان همچنان کمرنگ است. شاید به ظن خودشان بودجه‌ای را صرف فرهنگ می‌کنند اما این بودجه آن‌قدر اشتباه خرج می‌شود که دیده نمی‌شود.
در جامعه هنری رکود شدیدی دیده می‌شود و با توجه به مشکلات اقتصادی حتی نشانه‌های پس‌رفت را مشاهده می‌کنیم.
این کارگردان تئاتر می‌گوید: هنرمندها معمولا در اقلیت هستند اما نقش پررنگی می‌توانند داشته باشند البته اگر حمایت همه جانبه دولتی حاصل بشود.
هنرمند باید حمایت دولتی بشود اما خط مشی آزاد داشته باشد تا بتواند نقش پررنگی داشته باشد.

 تغییر نگاه به سمن‌ها
دبیر انجمن قلم همدان می‌گوید: فعالان مدنی در سالی که گذشت گرچه کارنامه پرباری نداشتند اما نسبت به سال‌های قبل شاهد فعال شدن دوباره و رویکرد همگرایانه آنها بودیم. برگزاری چند همایش و کارگاه و همچنین نگارش دونامه اعتراضی درباره وضعیت میراث فرهنگی و آب استان به ریاست جمهوری از جمله اقدام‌های مثبت و قابل دفاع فعالان استان در سال 94بوده است.
محسن قراگزلو می‌گوید: با روی کار آمدن مجلس همسو با دولت، امید به تغییر نگاه به سمن‌ها و فعالان مدنی در سال آینده و مساعد شدن فضای فعالیت برای آنها وجود
 دارد. امیدواریم سال آینده سال شکوفایی دوباره فعالیت‌های مدنی باشد که این امر بدون تلاش، ممارست و همگرایی بیشتر فعالان محقق نخواهد شد.

چند پیشنهاد
حمید نوروزی فعال محیط زیست در همدان نیز می‌گوید: در سال 94 چندان تغییری نداشتیم اما امیدوارم با تسلط بیشتر مدیر کل اداره حفاظت از محیط زیست استان و مشارکت مردمی تغییراتی را شاهد باشیم. این مهم تلاش شبانه‌روزی را از هر دو سو می‌طلبد.
وی می‌افزاید: پیشنهاد من این است که ابتدا محدودیت برای عشایر ایجاد شود تا بیش از این مراتع را نابود نکنند. دیگر این‌که از اردوها و گل‌گشت‌های غیر تخصصی حتی از سوی افراد متخصص جلوگیری شود.
این فعال محیط زیست در پایان می‌گوید: تغییر نحوه سرشماری‌های سالانه حیات وحش و امکان آموزش برای شکارچیان پروانه‌دار و جوامع محلی از مواردی است که امیدوارم سال آینده شاهد باشیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-94-%D9%80-%D8%A7%D9%81%D9%82-95?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، صنایع دستی همدان ، موسیقی همدان ، گردشگری همدان ، تشکل های مدنی در همدان ،

به بهانه نمایش سوء تفاهم صورت گرفت؛

 گفت وگو با استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان

نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است | یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد.
به گزارش همدان پرس؛ نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است. 

یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند. 

نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد. حضور این هنرمند پیشکسوت در این نمایش بهانه ای برای این گفت وگو شد.

چه شد که بار دیگر به صحنه تئاتر برگشتید؟
آقای سهراب نیک فرجاد تماس گرفتند و گفتند نقشی دراین نمایش هست و من خود ایشان را وکیل قرار دادم و گفتم نمی توانم تصمیم بگیرم و با پیشنهاد ایشان پذیرفتم.

نقش شما در این نمایش چیست؟
قدیم ها درتئاتربرخی ها  نقشی را برعهده می گرفتند که به آن «نقش مردی» گفته می شد  

«نقش مردی» در واقع آزمایشی بود برای کسانی که علاقمند بودند بیایند به کار بازیگری و تئاتر. یک بار در یک نمایش دوستی، بسیار علاقمند بود که سر صحنه بیایدو بازی کند، یک نقشی داشتیم که فردی می آمد و پیرمردی را کول می کرد و از یک سوی صحنه به سوی دیگری می برد این دوست آن قدر علاقمند بود که یک «سور» یا هدیه ای به بازیگر این نقش داده بود تا به جای بازیگر ما پیرمرد را درهنگام اجرای تئاتر خودش حمل کند. خیلی جاها این نقش مردی وجود داشت و من هم در نمایش سوء تفاهم نقش مردی دارم.

چه کار می کنید؟
شخصیتی را دارم که فرد مرموزی است و اصلا دیالوگ ندارد  تنها حرکت است. البته دوستان سوری به من نداده اند.

یعنی از نقشتان در این نمایش رضایت ندارید؟
می دانید این موضوع را نمی توان کتمان کرد که من از حضور در این نمایش احساس غبن نمی کنم دیگران، تماشاچیان وهرکس درمورد من هرنظر و ظن مثبت یا متفی دارد در جای خود محفوظ است اما برای من واقعا لذت بخش است که بازهم در صحنه ای با تماشاچی هایی که با آن ها انس گرفته ام، هستم این با مردم بودن برای من بسیار لذت بخش است.

بازخورد کارهای شما در جامعه چگونه است؟ 
گاهی وقت ها که برای خرید یا کاری به بیرون از خانه می روم، افرادی احوالپرسی می کنند و می گویند مرا می شناسی؟ می گویم نه متاسفانه. می گوید فلان تماشاخانه یا فلان نمایش یادت هست؟ این ها یک نیرو و انرژی خاصی به من می دهد. حال که چهره در چهره تماشاگر هستم برای من بسیار با ارزش است و این لذت برای من کافی است.

اهالی تئاتر همکاری با شمار را یک سرمایه و تجربه گران بها می دانند نگاه شما به این قضیه چگونه است؟
آنچه همکاران تئاتری من و دیگران در مورد من فکر می کنند مقوله جدایی است و خود من آن لذت واقعی که یک لذت معنوی است از صحنه می برم.

خیلی از افرادی که سال های دور تئاتر می دیدند و دوستاران قدیمی تئاتر هنوز انتظارحضور پیشکسوت ها را بر روی صحنه می کشند حضور شما چه تاثیری بر آشتی مردم با تئاتر دارد؟
البته این برداشت ایشان است و اگر چنین مساله ای در کانون فکری ایشان برای حضور من و امثال من بوده حداقل یکی از آنان جامه عمل پوشیده و من روی صحنه هستم حال آنها چه خواهند کرد و چه پاسخی به حضور من خواهند داد، آیا در این شب در سالن حضور خواهند داشت؟ البته همانطور که گفتم همشهریانم همیشه به من لطف دارند.

این چهره در چهره شدن چه ویژگی هایی دارد؟
جدای از لطف این دوستان، در شب های نمایش این تماشاچی است که خود را نشان خواهد داد. لااقل اگر ما چیزی تجربه نکرده باشیم این تجربه را از تماشاگر آموخته ایم که نگاه او چه می گوید، حرکت و رفتارش چه می گوید، خوب است، بد است، طعنه آمیزاست یا بیراهه رفته ایم این ها را بدون این که حرفی بزند از حرکت اش متوجه می شویم و به ما القا می کند. همچنان آیا کارمن هم توانسته، آنچه منظور متن بوده را به آنها القا بکند. هرچند به زعم خودم کارم را انجام داده ام اما از این تاثیر فعلا بی خبرم.

فضای تمرین ها چگونه بود؟
تمرین ها بی نهایت جالب است هرچند نقش من حرکت های به ذهن سپرده ای دارد و به سان رباطی آمدورفت می کند اما من از حرکت و بازی همراهانم لذت می برم.

اینکه چهارنسل تئاتر همدان در کنارهم بازی می کنند و حضوردارند چه تاثیری می تواند در الگوپذیری سایر گروهای تئاتری داشته باشد؟
به نظر من کم هست. باید خیلی بیشتر حتی علاقمندان و افرادی که در لیست تئاتر همدان هستند،بیایند و تبادل افکار و اندیشه داشته باشند. دادن و ستاندن فرهنگ خود به خود عامل پیشرفت فرهنگ است  پس خیلی بیشتر و برتر با تفکری عمیق تر برای کسب تجربه، چه در برنامه و چه خارج از برنامه لازم است حضور داشته باشند و ارتباط بگیرند. اگر چنانچه این ارتباط نباشد و هرکس راه خودش را برود یک جدایی، تفرقه و انشقاق به وجود می آید که حاصل مثبتی ندارد.

----------------
حسین زندی
----------------


برچسب ها: همشهری همدان ، همدان پرس ، نصرالله عبادی ، تئاتر همدان ، پدرتئاتر نوین همدان ،

چهارشنبه 5 اسفند 1394

خاک را به هنر کیمیا کنند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

خاک را به هنر کیمیا کنند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
خاک را به هنر کیمیا کنند
سومین نمایشگاه گروهی انجمن مجسمه‌سازان همدان تا ششم اسفندماه در گالری استاد زنگنه فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است...
1394/12/05
 سومین نمایشگاه گروهی انجمن مجسمه‌سازان همدان تا ششم اسفندماه در گالری استاد زنگنه فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است. در این نمایشگاه آثار سفال چهار نفر از مجسمه‌سازان همدانی به نام‌های «مهدی احمدی»، «امین فامیل‌باغستانی»، «حسین بهزادی» و «احمد میرزایی» به نمایش درآمده است.
احمد میرزایی مجسمه‌ساز همدانی متولد ۵۶ است. او کار‌شناس هنرهای تجسمی و صنایع دستی است و با مجموعه‌ای از مجسمه سفالی در این نمایشگاه شرکت کرده است. میرزایی نزد استادان عربعلی شروه و جعفر نجیبی آموزش مجسمه‌سازی دیده است و بیش از ۱۶ سال است که کار مجسمه‌سازی انجام می‌دهد.

کاربرد شهری
میرزایی به همشهری می‌گوید: اولین بار است چنین نمایشگاهی با مجسمه‌های سفال در همدان برگزار می‌شود. در این نمایشگاه مصالح استفاده شده سفال است و کار‌ها در حجم کوچک ارائه شده است. اما قابلیت اجرا برای فضای شهری را هم دارد. به نظر من نمایشگاه اولین قدمی است که می‌توان حجم و مجسمه‌سازی را با دنیای مورد نیاز همه مردم ارتباط داد.
این مجسمه‌ساز همدانی با اشاره به ویژگی کارهای خود می‌گوید: من دوست داشتم شناسنامه و هویت کارم از آن خودم باشد. همین اتفاق هم افتاده است و دوستان بدون اینکه من کار‌هایم را معرفی کنم متوجه می‌شوند که کارهای من کدام است. این را مزیت کار می‌دانم که من را با این شناسنامه می‌شناسند.
میرزایی در پایان سخنانش می‌گوید: یکی از خواسته‌های ما دیده شدن کار‌هایمان است؛ اما حمایتی از طرف نهادهای دولتی برای دیده شدن نداریم. امیدواریم این محدودیت‌ها برداشته شود و شاهد حمایت بیشتری باشیم.

مواد یکسان
مهدی احمدی متولد ۱۳۵۴ است. او کار‌شناس مجسمه‌سازی از دانشکده هنرهای زیباست و سال‌هاست در این حوزه فعال است. احمدی عضو انجمن مجسمه‌سازان ایران و انجمن هنرهای تجسمی و مجسمه‌سازان همدان نیز است و در این نمایشگاه نیز با مجسمه‌های سفالش حضور دارد.
احمدی به همشهری می‌گوید: این سومین نمایشگاه ما در سال جاری است. نکته‌ای که وجود دارد سختی کار برگزاری نمایشگاه است و هر کس در این کار تجربه داشته باشد این موضوع را متوجه می‌شود. با وجود مشکلات زیاد سعی کردیم این اتفاق بیفتد.
وی نیز به استفاده از مواد مشترک در نمایشگاه اشاره می‌کند و می‌گوید: ویژگی نمایشگاه استفاده از مواد و متریال یکسان است و دوست داریم دوره‌های بعدی هم از همین الگو پیروی کنیم تا مواد اولیه هماهنگ‌کننده تولید آثار و مجموعه باشد. این کار باعث می‌شود مهارت‌ها و تکنیک‌های مختلفی را با یک مواد داشته باشیم و موضوعات مختلف را با یک مواد معرفی کنیم.
این مجسمه‌ساز همدانی ادامه می‌دهد: زمینه کارهای من اجتماعی است؛ به طور مثال مجسمه‌هایی که در این نمایشگاه از کار‌هایم به نمایش درآمده عبارت‌اند از مادران دیروز، کارگران انتظار، کبوترباز و عاشیق که ویژگی آن‌ها در این مجموعه متفاوت است. مخصوصاً سعی کردم یک تکنیک جدید را تجربه کنم و با محتوای اجتماعی و سبک کوبیسم وارد شدم. امیدوارم برگزاری نمایشگاه تأثیری بر بهبود وضعیت هنرهای تجسمی استان داشته باشد.

 بی‌مهری مسئولان
یکی دیگر از مجسمه‌سازانی که در این نمایشگاه گروهی حضور دارد حسین بهزادی است. او متولد ۱۳۵۶ و عضو انجمن مجسمه‌سازان همدان است و حدود ۱۷ سال است در زمینه مجسمه و نقش برجسته کار می‌کند. کارهای «چوپان»، «هنگام غروب» و «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» از آثار حسین بهزادی در این نمایشگاه است.
بهزادی، تداوم کار گروهی را علت حضورش در این نمایشگاه عنوان می‌کند و می‌گوید: کارهای من قابلیت اجرای شهری دارند. کارهای سفال یک تم اصیل است که با قابلیت‌های شهر ما مرتبط است و می‌توان با آن کارهای حجیم و خوبی خلق کرد؛ اما بی‌مهری مسئولان همیشه شامل حال ما بوده است که امیدواریم برطرف شود.

 تخصصی‌تر شدن
امین فامیل‌باغستانی دبیر انجمن مجسمه‌سازان همدان است و در زمینه‌های مختلف هنری فعالیت می‌کند. او با ۱۰ اثر در این نمایشگاه شرکت کرده است.
باغستانی با اشاره به علت استفاده از مواد یکسان در خلق آثار این مجموعه می‌گوید: ما پس از تأسیس «انجمن مجسمه‌سازان همدان» شروع کردیم به برگزاری نمایشگاه که اولین نمایشگاه اردیبهشت برگزار شد و تمامی دوستان با توانایی و سلیقه‌های مختلف شرکت کردند. در نمایشگاه دوم تلاش کردیم به سمت تخصصی‌تر شدن پیش برویم و به خاطر همین یک موضوع آزاد و ترکیبی تعریف کردیم که به یک انسجام برسیم. این کار نیاز به زمان و تلاش بیشتری داشت.
وی درباره نمایشگاه می‌افزاید: اما شورای سیاست‌گذاری تصمیم گرفت برای نمایشگاه سوم  از یک موضوع یا یک ماده اولیه خاص استفاده کنیم که در ‌‌نهایت سفال انتخاب شد.
دوستان با نگاه مختلف و استفاده از سفال آثار بسیار خوبی را خلق کرده‌اند.
باغستانی می‌گوید: در این نمایشگاه ۱۰ کار دارم که ۷ اثر از مجموعه مجسمه با عنوان گاو است. من گاو را به عنوان یک موجود خاص که از تمدن‌های اولیه در زندگی انسان حضور داشته و موجودی الهام‌بخش است، دست‌مایه خلق آثارم قرار دادم. ۳ اثر دیگر من با موضوع بحران منطقه است چرا که خودم تحت تأثیر قرار گرفتم و دوست داشتم این پیام را به دیگران نیز  برسانم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مجسمه سازی در همدان ،

دوشنبه 3 اسفند 1394

حضور پدرانه در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،هنر ،

حضور پدرانه در صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
حضور پدرانه در صحنه
نمایش «پدرانه» به کارگردانی فرهاد لباسی، با موضوع شکاف بین دو نسل، این روز‌ها در همدان به روی صحنه رفته است. این نمایش کاری از گروه نمایشی «راسپینا» از گروه‌های باسابقه تئا‌تر در استان است...
1394/12/02
نمایش «پدرانه» به کارگردانی فرهاد لباسی، با موضوع شکاف بین دو نسل، این روز‌ها در همدان به روی صحنه رفته است. این نمایش کاری از گروه نمایشی «راسپینا» از گروه‌های باسابقه تئا‌تر در استان است.
با توجه به میزبانی همدان در جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک، بیشتر اجراهای قبلی این گروه در سال‌های گذشته به سمت نمایش کودک کشیده شده بود، اما در حال حاضر نمایش «پدرانه» با موضوعی خانوادگی اجرا می‌شود.

 شکاف بین دو نسل
کارگردان نمایش «پدرانه» در گفت‌و‌گو با همشهری به موضوع نمایش اشاره و اظهار می‌کند: نمایش پدرانه مسئله روز جامعه ماست که با یک درون‌مایه جهان‌شمول و فراگیر در روزگار ما حاکم شده است. این نماش روایتگر شکاف بین دو نسل است، دو نسلی که هم از لحاظ فرهنگی و هم ایدئولوژی با هم اختلاف دارند.
فرهاد لباسی که کارشناس‌ارشد رشته کارگردانی تئا‌تر است و بیش از دو دهه در این حوزه تجربه دارد، می‌افزاید: نسلی که متعلق به گذشته است باورهای خاص خود را دارد و نسل جدید با هنجار‌ها و تعلق خاطری که دارد، به هیچ وجه با آن باور‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند و فاصله نسل‌ها روز به روز بیشتر می‌شود.

 مادر ایرانی
معصومه زیوری، بازیگر نقش زن نمایش پدرانه، هم می‌گوید: در این نمایش مادری وجود دارد که نمونه یک زن و مادر ایرانی است. او سعی می‌کند اعضای خانواده را با اینکه از هم فاصله دارند در کنار هم جمع کند.
زیوری با اشاره به چگونگی ارتباط برقرار کردن مخاطب و پیام نمایش ادامه می‌دهد: پیام به صورت غیرمستقیم به مخاطب داده می‌شود. هیچ مخاطبی پیام مستقیم و شعارگونه را باور نمی‌کند. در نمایش تلاش شده، نبود گفت‌وگو بین نسل‌ها به تماشاچی گوشزد شود. خیلی وقت‌ها پدر و مادر نمی‌خواهند فرزندان از مشکلات و غم و غصه آن‌ها باخبر شوند اما فرزندان دیر متوجه این موضوع می‌شوند.
وی می‌گوید: نقشم در این نمایش را بسیار دوست دارم. وقتی نمایشنامه را خواندم متوجه شدم مادرهای این سرزمین چه رسالتی را به دوش می‌کشند. امیدوارم مخاطبان نیز با نقش من ارتباط برقرار کنند.

 کم‌رنگ شدن تئا‌تر بزرگسالان
احمدرضا جلیلوند، که سال‌هاست در حوزه تئا‌تر مشغول به کار است، یکی از اعضای اصلی گروه نمایشی راسپیناست. او همچنین یکی از پرکار‌ترین و شناخته‌شده‌ترین هنرمندان نمایش‌های رادیویی استان است. جلیلوند در این نمایش نقش اصلی را که پسر خانواده است بر عهده دارد.
این هنرمند تئا‌تر در مورد نقشش می‌گوید: برای ما اهالی تئا‌تر هیچ چیزی بهتر و لذت‌بخش‌تر از اجرای تئا‌تر و روبه‌رو شدن با تماشاگر نیست.
وی با اشاره به کارنامه گروه راسپینا می‌گوید: بیشتر اجراهای گروه راسپینا در حوزه کار کودک بوده است. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک در همدان گرایش کارگردانان استان را به این سمت بیشتر کرده است. متاسفانه این اتفاق باعث کم‌رنگ شدن اجرای عمومی تئا‌تر بزرگسال شده واین نوع تئا‌تر چه از نظر تکنیک و چه محتوا به قدرت سال‌های پیش نیست. ‌
جلیلوند می‌افزاید: این موضوع ریشه تاریخی دارد و ریشه آن را باید در مدیریت تئا‌تر استان جست‌وجو کرد. باید اعتراف کنم تئا‌تر بزرگسال در استان همدان‌‌ رها شده است.
این بازیگر همدانی با تاکید بر برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری درازمدت در تئا‌تر استان می‌گوید: در مدیریت و تصمیم‌گیری‌هایی که در حوزه تئا‌تر انجام می‌شود، هدف‌گذاری بسیار ضعیف و ناقص است. از نظر اهالی تئا‌تر استان جشنواره مهم است، اما آیا باید همه اجرا‌ها تحت‌الشعاع جشنواره باشد؟
وی اضافه می‌کند: گاهی از خود می‌پرسیم آیا اصلا در حوزه نمایش هدف‌گذاری وجود دارد؟ به نظر می‌رسد باید یک برنامه پایدار و درازمدت برای تئا‌تر داشته باشیم که اگر به یک بخش از تئا‌تر استان توجه شد بخش‌ها و حوزه‌های دیگر آسیب نبیند.

 تلنگری به تماشاچیان
بازیگر نقش اصلی نمایش «پدرانه» با اشاره به مضمون نمایش ادامه می‌دهد: این نمایش به اختلاف بین نسل‌ها می‌پردازد، دو نسلی که در یک خانواده با معضلات و اختلاف‌های ناشی از شکاف نسل‌ها درگیر هستند. داستان این نمایش در زمان حاضر اتفاق می‌افتد. پدر و پسری بر اثر اختلاف سلیقه و باور‌های شخصی با مشکلات رفتاری روبه‌رو می‌شوند. نمایش ما می‌خواهد تلنگری به تماشاچیان و بینندگان وارد کنند که از فضای موجود بین نسل‌ها غافل نشوند.
وی با پیش‌بینی وضعیت استقبال این کار ادامه می‌دهد: باتوجه با کارهای قبلی گروه «راسپینا» که پربیننده بوده و نیز به دلیل موفقیت‌های گروه در بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک و نوجوان، امیدواریم این کار نیز با استقبال مردم خوب همدان روبه‌رو شود. جلیلوند در پایان با اشاره به وجه تمایز این کار با نمایش‌هایی قبلی، می‌گوید: اعضای گروه «راسپینا» ژانر‌ها و سبک‌های مختلف نمایشی را در کارنامه خود دارند. این نمایش برای من و برای دیگر اعضای گروه تجربه جدیدی است. من همیشه در کار تئا‌تر دوست دارم کار نو و متفاوتی انجام دهم؛ چون هم کار نو به من انرژی می‌دهد و هم من می‌توانم تجربه‌ای جدید را با تماشاچیانم به اشتراک بگذارم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، گروه راسپینا ،

سه شنبه 27 بهمن 1394

سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،هنر ،

سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر
یک نویسنده همدانی درباره سیاه‌‌بازی می‌گوید: همدان در زمینه سیاه‌‌بازی تاریخ منفصل و جدایی ندارد...
1394/11/27
یک نویسنده همدانی درباره سیاه‌‌بازی می‌گوید: همدان در زمینه سیاه‌‌بازی تاریخ منفصل و جدایی ندارد. در این شهر نیز سیاه‌‌بازی مانند دیگر نقاط کشور در گروه‌‌های نمایشی روحوضی تعریف می‌‌شده است و نمی‌توان ریشه دور و درازی برای سیاه‌‌بازی در همدان متصورشد.
مسعود(ساعد) احمدی، که نویسنده کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» است، با اشاره به نمایش‌های روحوضی می‌گوید: در مرکز حیاط خانه‌‌های قدیم معمولاً یک حوض بود که زمستان‌ها تخته‌پوش می‌کردند. تابستان نیز وقتی مراسم یا مهمانی در حیاط برگزار می‌‌شد، روی حوض را تخته می‌گذاشتند و فرش می‌‌انداختند. اگر نمایشی اجرا می‌شد از این فضا به عنوان صحنه و سن استفاده می‌کردند چون از همه جای حیاط و خانه به آن مشرف بودند.

ورود به سالن‌های نمایش
احمدی ادامه می‌‌دهد: معمولاً در نمایش‌های روحوضی یک دسته مطرب بود. یک حاجی، یک سیاه، یک دختر و جوانی که عاشق دختر حاجی می‌‌شد. این سیاه، که نوکر خانه نیز محسوب می‌‌شد، در عشق و عاشقی این دو نفر دخالت می‌کرد و باعث خنداندن مردم می‌‌شد.
این نویسنده همدانی با اشاره به اجراهای سالنی سیاه‌‌بازی در ایران، می‌گوید: سیاه‌‌بازی یک نمایش کاملاً مفرح است که معمولاً در مراسم عروسی و جشن‌‌ها اجرا می‌‌شد. سیاه‌‌بازی همیشه همراه اجرای دسته مطرب‌‌ها بود و بدون حضور آنها اجرا نمی‌‌شد. البته سیاه در این جشن‌‌ها نقش پررنگی داشت. تا این‌‌که بعد از مشروطه و ورود تئاتر مدرن به ایران سیاه‌‌بازی نیز در قالب تئاتر جا گرفت و به عنوان یک گونه نمایشی مستقل به سالن‌‌های نمایش راه یافت.

شخصیت سیاه
احمدی  با اشاره به کتابش «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه » درباره حضور دو شخصیت سیاه در نمایش «فندق‌نمکی» می‌گوید: نمایش‌ها و کتاب‌های سیاه‌بازی که تاکنون نوشته شده، همیشه یک شخصیت سیاه داشته‌اند. ما در این نمایش خواستیم بگوییم اگر روزی دو گروه نمایشی که هر دو نیز شخصیت سیاه دارند، در یک مراسم یا محله هنگام اجرا با هم برخورد کنند چه اتفاقی می‌‌افتد، چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و حتی چگونه با هم درگیر می‌شوند.
احمدی به همکاری علی طاهری در نوشتن این کتاب اشاره می‌کند و می‌گوید: کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» به صورت مشارکتی نوشته شده؛ ساعت‌ها و روزها در کنار هم نشستیم، گفتیم، نوشتیم، خط زدیم و دوباره نوشتیم تا این دو نمایشنامه از کار در آمده است. در این کار نوشتن متن برای ما مطرح بود و ارتباط با شهر و سیاه‌بازی در همدان مطرح نبود. خوشبختانه متن خوبی شده است و خوانندگان هم استقبال خوبی کرده‌اند. امیدواریم به صورت صحنه‌ای هم اجرا شود.
این نویسنده در پایان به تجربه‌اش در نوشتن نمایش‌های سیاه‌‌بازی اشاره می‌کند و می‌گوید: پیش از انقلاب نیز یک نمایش سیاه‌بازی نوشته بودم؛ بعد از آن تنها کار سیاه‌بازی من همین کتاب است.

درباره کتاب
کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» داستان دو نمایش سیاه‌بازی است که توسط مسعود(ساعد) احمدی و علی طاهری به صورت مشترک و هم‌زمان نوشته شده و اواخر دهه 80 توسط انتشارات «آوا متن» به بازار آمده است.عکس طرح جلد این کتاب مربوط به جلال میرزاپور، یکی از هنرمندان تئاتر همدانی است، که در گذشته نقش سیاه را در نمایش‌ها برعهده می‌گرفته است.سیاه‌بازی یکی از انواع نمایش ایران است که در آن شخصی متمول، غلام سیاه و طنازی دارد و با هم با دستمایه قرار دادن مسائل اجتماعی تماشاگران را وادار به خندیدن می‌کردند که در خلال نمایش نقدهایی نیز به اوضاع روزگار بیان می‌شد. سیاه که نقش نوکر خانه را برعهده دارد و گاهی به آن مبارک نیز می‌گویند، نماد مردم رنج‌دیده جامعه است.
در همه نمایش‌ها یک سیاه وجود داشت که وظیفه‌اش شاد کردن و خنداندن تماشاچی‌ها بود اما در نمایش فندق نمکی کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» دو شخصیت سیاه به نام‌های فندق و نمکی وجود دارند. نویسندگان در این نمایش‌ها به جای حاجی و میرزا، نقش سلطان و شاه را جایگزین کرده‌اند. در نمایش یه پول سیاه علاوه بر گروه مطرب و سیاه شخصیت‌های دربار حضور دارند و فضای نمایشی شاد در ارتباط بین شاه، نایب‌السلطنه، سیاه و جلاد شکل می‌گیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D9%88%D8%B6%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سیاه بازی همدان ، مسعود احمدی ، نمایش های آیینی همدان ،

یکشنبه 25 بهمن 1394

نمایش آثار گروه سنجاقک

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،صنایع دستی ،هنر ،

نمایش آثار گروه سنجاقک

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نمایش آثار گروه سنجاقک
همدان اولین مکان برگزاری تور نمایشگاهی گروه هنری سنجاقک خواهد بود.گروه هنری سنجاقک تشکلی است که مدیران و اعضای آن از هنرمندان با تجربه این مرز و بوم هستند...
1394/11/25
 همدان اولین مکان برگزاری تور نمایشگاهی گروه هنری سنجاقک خواهد بود.گروه هنری سنجاقک تشکلی است که مدیران و اعضای آن از هنرمندان با تجربه این مرز و بوم هستند. این گروه از سال 1380 در همدان تاسیس شده است و در رشته‌های تئاتر، سینما، گرافیک، نقاشی و صنایع دستی فعالیت دارد. یکی از نکات مهم درباره این گروه جذب هنرمندان از سراسر ایران و دعوت به همکاری از پیشکسوتان و علاقه‌مندان رشته‌های مختلف است. فعالیت‌های مختلف گروه بیشتر در همدان است اما در سراسر ایران اعضای اصلی، وابسته و پیوسته دارد. این گروه اخیراَ با توجه به اهداف خود از جمله حمایت از هنرمندان اقدام به برگزاری تور نمایشگاهی اعضا کرده که اولین نمایشگاه این گروه در همدان برگزار می‌شود.
در این نمایشگاه گروهی 12 نفر از اعضا، آثارشان را برای شهروندان همدانی به نمایش می‌گذارند. گفتنی است بخشی از درآمد حاصل از فروش آثار به یکی از صندوق‌های حمایت از بیماران خاص اختصاص دارد و عده‌ای از هنرمندان از شهرهای مختلف ایران مهمان همدان خواهند بود. این نمایشگاه از تاریخ 24 تا 29 بهمن‌ماه در گالری استاد زنگنه فرهنگسرای آوینی همدان برپا می‌شود.
این آثار شامل نقاشی، مجسمه، گرافیک، صنایع دستی و نقش برجسته است و آثار هنرمندانی چون اردشیر محرابی، لیلا عباسی و مریم کیانوشی از همدان در این نمایشگاه به نمایش درمی‌آید.

سابقه فعالیت
مجتبی خوش‌صفت، یکی از مسئولان برگزاری نمایشگاه، درباره فعالیت گروه به همشهری می‌گوید: از سال 1370 فعالیت هنری را در تئاتر آغاز کردم و از سال 1380 با همکاری دوستانم گروه هنری نیلوفر را تأسیس کردیم که بیشتر در زمینه تئاتر، تلویزیون و سینما فعالیت داشتیم. در این سال‌ها من و اعضای اصلی گروه در رشته‌های مختلف تحصیل کردیم و بعد از فراغت از تحصیل تصمیم به گسترش فعالیت‌های گروه در شاخه‌های مختلف گرفتیم. این تصمیم به شکل‌گیری گروه تازه‌ای به نام سنجاقک انجامید که فعالیت‌های مختلفی دارد.
خوش‌صفت اضافه می‌کند: در این گروه با دعوت از هنرمندان رشته‌های مختلف توان فنی و هنری گروه را بالا بردیم و همچنان در حال توسعه گروه هستیم. سعی می‌کنیم هر روز بیشتر از دوستان و پیشکسوتان بیاموزیم.
وی با اشاره به انگیزه برگزاری نمایشگاه می‌گوید: تجربه خوب گروه هنری نیلوفر در تئاتر به ما این نکته را آموخت که دوران کار انفرادی به سر آمده و کار گروهی نتایج بهتری در پی دارد. هر چند در کار گروهی اختلاف سلیقه‌ها و سوءتفاهم‌ها هم پیش می‌آید اما در این سال‌ها یاد گرفتیم از همین دو عامل هم درس بگیریم. اختلاف سلیقه را به تعدد آرا تعبیر کردیم و همین که بار معنایی مثبت گرفت در عمل هم باعث پیشرفت شد.

هنرمند تنهاست
این هنرمند ادامه می‌دهد: از آن‌جایی که در این سال‌ها در رشته‌های مختلف کار کردیم دید گسترده‌ای درباره کار هنری پیدا کرده‌ایم. تمام هنرمندان در ایران تحت فشارهای مختلف هستند. هنرمند در ایران تنهاست. یکی از انگیزه‌های ما برای تشکیل گروه هنری سنجاقک هم همین بود. هنرمند توسط هیچ ارگان و نهادی حمایت نمی‌شود. اگر معروف نشود در تنگناهای اقتصادی است و اگر هم ستاره شود تحت فشارهای اجتماعی قرار می‌گیرد.
خوش‌صفت به انتظار خود از نمایشگاه و شرکت‌کنندگان اشاره می‌کند و می‌گوید: انتظار من بسته به رشته هنری و سطح توانمندی‌های متفاوت هنرجویان است. انتظار خاصی ندارم؛ همین تعاملات هنری و علمی برای ما کافی است. از این سو در فروش و معرفی آثار، دوستانمان را کمک می‌کنیم. خودمان در برخی موارد سفارش کار می‌دهیم و نمایشگاه‌هایی در مکان‌های مختلف برگزار می‌کنیم. در بخش‌هایی به دوستان کمک می‌کنیم تا بتوانند تبلیغات درست داشته باشند و در بخش‌هایی هم در جذب سرمایه‌گذار به آنها کمک می‌کنیم.
وی ادامه می‌دهد: تنها انتظاری که داریم احترام به سایر اعضا و پیشرفت اعضاست. اعضای منفعل را دوست نداریم و زمانی هم برای ایجاد حاشیه نداریم، کیفیت و وقت‌شناسی در پروژه‌هایی که به دوستان می‌سپاریم اهمیت حیاتی دارد و دیگر هیچ.

استقبال از هنرمندان حرفه‌ای
لیلا عباسی، یکی دیگر از برگزارکنندگان این نمایشگاه، می‌گوید: از سال 81 فعالیت خود را با تئاتر آغاز کردم. در این سال‌ها در زمینه عکاسی، فیلم‌سازی و انیمیشن فعالیت داشتم. مدرک دانشگاهی در زمینه انیمیشن و گرافیک دارم و در بخش تبلیغات و گرافیک گروه هنری سنجاقک فعالیت می‌کنم.
عباسی درباره نحوه انتخاب هنرمندان می‌گوید: ما همیشه از اعضای حرفه‌ای، باسابقه، بااخلاق و خوش‌ذوق استقبال می‌کنیم. خوشبختانه فضای مجازی معضل محدودیت جغرافیایی را از میان برد و توانستیم با افراد، انجمن‌ها و گروه‌های دیگر تعامل داشته باشیم. کارهای هنرمندان عزیز را توسط کارشناسان گروه می‌سنجیم، سپس اگر استاندارد لازم را داشته باشند دعوت به همکاری می‌شوند و اگرنه می‌توانند از حضور دوستان باتجربه‌تر استفاده کنند.
این هنرمند با اشاره به ویژگی کار هنری در ایران می‌گوید: در کل تنها نکته مثبت کار هنری در ایران فضای بومی است که ریشه در فرهنگ غنی مردم و کشورمان دارد. برنامه‌های بسیاری برای آینده داریم که امیدواریم شرایط اجازه بدهد ادامه دهیم.

نمایش صندلی‌ها
اردشیر محرابی، مجسمه‌ساز همدانی، با اشاره به مجسمه‌های خود در این نمایشگاه می‌گوید: کارهایی که من ارائه کردم با توجه به علاقه شخصی بنده به سبک سوررئال است. آثارم در این نمایشگاه از مجموعه صندلی‌های من است که شخصیت‌های متفاوتی دارند.
محرابی که در سال جاری سومین نمایشگاه گروهی خود را تجربه می‌کند، ادامه می‌دهد: علاقه من به زندگی جاری، خلق مجسمه‌ها را به سمتی سوق می‌دهد که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. یکی از کارهایم در این نمایشگاه برخلاف صندلی‌های قبلی زندگی اندوه‌باری دارد؛ چنانکه پایه‌ها یا بهتر بگویم پاهای صندلی به صورت باری بر دوش پاهای جلویی است؛ یا در اثر دیگرم که باز از مجموعه صندلی‌هاست، استراحت و لذت‌بردن از زندگی را به تصویر می‌کشد. این مجسمه‌ساز همدانی با مفید ارزیابی‌کردن نمایشگاه‌های گروهی در ایران می‌گوید: امیدوارم با شرکت در این نمایشگاه باعث دلگرمی، معرفی و تشویق هنرمندان شهرم باشم که به صورت گمنام یا کمتر دیده‌شده فعالیت هنری دارند. نمایشگاه گروهی می‌تواند باعث ارتقای سطح هنر استان همدان شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%82%DA%A9?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، گروه هنری سنجاقک ،

یکشنبه 25 بهمن 1394

نخستین نمایشگاه گروه هنری سنجاقک در همدان برگزار می شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،صنایع دستی ،




با حضور 12 هنرمند؛

 نخستین نمایشگاه گروه هنری سنجاقک در همدان برگزار می شود

شرکت در نمایشگاه گروهی انگیزه و ایده بهتری برای انجام کار به هنرمندان خواهد داد و هنرمندان با شرکت در کار گروهی بهتر می توانند در معرفی آثار خود به مردم و بازار هدف قدم بردارند همچنین می توانند آثار متفاوتی را عرضه کنند | آثاری را که در این نمایشگاه ارائه کردم از مجموعه صندلی های من هست که شخصیت های متفاوتی هستند.
به گزارش همدان پرس؛ در هیاهوی اتفاقات اقتصادی و اجتماعی گوناگون همیشه هنر و فرهنگ، اولویت پایانی است و نادیده گرفته می شود اما در این میان هنرمندان کشور ما با تمام مشکلات موجود فعالیت خود را ادامه می دهند. ویژگی هنرمندان ما امیدوار بودن و بخشیدن امید به جامعه است. 

همواره در جریان اتفاقات مختلف هنرمندان بی هیچ چشم داشتی و با کوشش فراوان راه خود را ادامه دادند که حاصل در آثار کم نظیرشان می توان پیگیری کرد. هنرمندان به خوبی می دانند که اگر روح جامعه درمان شود تمام ارکان یک جامعه تحت تاثیر آن بهبود پیدا می کند.

گروه هنری سنجاقک یکی از این گروه های است که پیوسته از سال های پیش درزمینه های مختلف فرهنگی و هنری تلاش کرده و افتخارات بسیاری نیز بدست آورده است.

این گروه هنری در زمینه های مختلفی همچون تاتر، سینما، انیمیشن، گرافیک، صنایع دستی ، نقاشی، طراحی و ... فعالیت می کند.

به تازگی این گروه هنری با دعوت از هنرمندان رشته های هنری سراسر ایران گسترش پیدا کرده و خدمات گوناگونی را ارائه می دهد به بهانه برگزاری اولین نمایشگاه گروهی در شهر همدان با مجتبی خوش صفت مدیر گروه هنری سنجاقک  و دو تن از هنرمندانی که در این نمایشگاه جمعی حضور دارند گفت و گو نشسته ایم. 

نمایشگاه جمعی گروه هنری سنجاقک با آثار 12 هنرمند از اعضای این گروه از 24 تا 29 بهمن ماه در گالری استاد زنگنه مجتمع آوینی برگزار می شود.

مجتبی خوش صفت با اشاره به انگیزه  برگزاری نمایشگاه می گوید: خب بهترین انگیزه برای من یاد گرفتن بود. باید از هم بیاموزیم تا رشد کنیم و افق دید بازتری پیدا کنیم و هنرمندان از هم بهتر می توانند بیاموزند چون زبان همدیگر را بهتر می فهمند. نکته بعدی اینکه هنرمندان معمولا تنها هستند این تنهایی در اکثر مواقع به نا امیدی می انجامد، ما سعی می کنیم در این گروه به هم امید بدهیم، بیاموزیم و بیاموزانیم. 

خوش صفت ب اشاره به علت گروهی بودن  این نمایشگاه می گوید: اصولا تمامی قسمت-های کارهنری سخت است. اما در نهایت ارزشش را دارد. ما در واقع دنبال گفتگوی سبک ها و هنرمندان با هم هستیم . دیدگاه هنرمندان رشته های مختلف به هم کمک می کند تا آثارشان را ارتقا ببخشند.

او ادامه می دهد: به نظر من انسان ها دو دسته هستند یا هنرمندند یا نیستند. شما اگر روح هنر را درک کنید در تمامی رشته ها می توانید تجربه کسب کنید، شما اگر خلاقیت داشته باشید در تمامی رشته های هنری جادارید فقط باید تکنیک ها و ابزار را بشناسید.

او به گوناگونی آثار و شیوه مدیریت اشاره کرده و می گوید:  در مورد مدیریت باید بگویم هر بخش از گروه ما مدیر متخصص خودش را دارد. 

اساتید و بزرگانی که هسته اصلی گروه را تشکیل می دهند و مشاوره آنها راه گشای من و دیگران است. برای ما همین راهی که می رویم لذت بخش و سودمند است هدف نهایی همه به کمال رسیدن است. 

اینکه بتوانیم به جامعه خدمتی کرده باشیم.  در این گروه پروژه های بسیاری در دست داریم و فکر می-کنم گام های استوار و دقیق همیشه بهتر از گامهای سریع و ناپایداراست. 

مریم کیانوشی از جمله هنرمندانی است که در نخستین نمایشگاه گروه هنری سنجاقک حضور دارد و در زمینه نقاشی روی سفال(کوه ای) فعالیت می کند او کار خود را از سال 1392 آغاز کرده  و علاوه بر نقاشی روی سفال در زمینه میناکاری، نقش برجسته، نقاشی روی شیشه(ویترای)، نگارگری نیز تجربه های خوبی دارد کیانوشی در مورد آثارش در این نمایشگاه می گوید: در خلق آثارش از نقشینه های گیاهی، حیوانی و سنتی در ایران بهره میگیرد و تلاش می کند از رنگها و لعاب های خاص در این زمینه استفاده کند.

کیانوشی هدف خود را از شرکت در این نمایشگاه گروهی معرفی آثارهنری خود به صورت تخصصی تر و تبادل و آشنایی با دیگر هنرمندان و استفاده از ایده های دیگر آثار هنری بیان می کند و می گوید: شرکت در نمایشگاه گروهی انگیزه و ایده بهتری برای انجام کار به هنرمندان خواهد داد و هنرمندان با شرکت در کار گروهی بهتر می توانند در معرفی آثار خود به مردم و بازار هدف قدم  بردارند همچنین می توانند آثار متفاوتی را عرضه کنند.

اردشیر محرابی مجسمه ساز همدانی با اشاره به مجسمه هایش در این نمایشگاه می گوید: کارهایی که من ارائه کردم باتوجه به علاقه شخصی بنده به سبک surreal هست. آثاری را که در این نمایشگاه ارائه کردم  از مجموعه صندلی های من هست که شخصیت های متفاوتی هستند. 

محرابی  که در سال 94 سومین نمایشگاه گروهی خود را تجربه می کند، ادامه می دهد: علاقه من به زندگی جاری خلق مجسمه ها را به سمتی سوق می دهد که هرکدام داستانی برای گفتن دارند یکی از کارهایم در این نمایشگاه برخلاف صندلی های قبلی زندگی اندوه باری دارد,چنانکه پایه ها یا بهتربگویم پاهای صندلی که بصورت باری بردوش پاهای جلویی است  و یا در اثر دیگرم که باز از مجموعه صندلی ها است صندلی بصورت استراحت ولذت بردن از زندگی را به تصویر می کشد.

این مجسمه ساز همدانی با مفید ارزیابی کردن نمایشگاه های گروهی در ایران می گوید: امیدوارم با شرکت در این نمایشگاه باعث دلگرمی ومعرفی وتشویق هنرمندان شهرم باشیم که بصورت گمنام ویا کمتر دیده شده فعالیت هنری دارند. نمایشگاه گروهی می تواند باعث ارتقای سطح هنراستان همدان شود.

در این نمایشگاه 12 هنرمند از استانهای مختلف آثار خود را عرضه می کنند؛ لیلا عباسی، یوسف عبدی نژاد، حسین بهزادی از همدان، شهین صادقی، شیرین کنعانی اعضا  گروه نقاشی از تهران، ندا حسین زاده ازطالش، آزاده صفی، مریم کیانوشی، مهزاد یونسی، عضو گروه صنایع  دستی از همدان، هدیه توتونچیان و آیدا رهبر اعضا گروه نقاشی از همدان، مریم شهبازی عضو گروه صنایع دستی البرزو اردشیر محرابی  در بخش مجسمه از همدان در این نمایشگاه حضور دارند.


برچسب ها: هنرمندان همدان ، هنرهای دستی همدان ،

دوشنبه 5 بهمن 1394

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،مشاغل ،تئاتر ،سینما ،روزنامه همشهری ،هنر ،

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه
ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است...
1394/11/05
 ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است و به همین دلیل خود را عکاس سیار می‌نامد. مردم همدان، به ویژه دهه شصتی‌ها، او را با شخصیت «آمیرزا» در سریال خاطره‌انگیز «مکتبخانه» پخش‌شده از سیمای همدان می‌شناسند؛ سریالی موزیکال با گویش همدانی که صادق آشورپور آن را کارگردانی کرده بود و زمانی از پرطرفدار‌ترین برنامه‌های صبح جمعه تلویزیون همدان بود. ناصر صفا این روز‌ها در آستانه ۷۲ سالگی کنار آبشار و کتیبه‌های گنجنامه از مهمانان این میراث هگمتانه عکس می‌گیرد. او در این گفت‌وگو از سرگذشت خود می‌گوید.
  • عکاسی را کجا یاد گرفتید؟
یک عکاسی به نام «متروپل» اول خیابان باباطاهر بود؛ مدتی آن جا کار کردم. مدتی هم نزد عکاسی به نام مرتضی بودم.
  • چند سال است عکاسی می‌کنید؟
 حدود ۵۰ سال.
  • اولین دوربینی که خریدید چه زمانی بود؟
اولین دوربین را زمانی خریدم که یک مغازه میوه‌فروشی در فرعی خیابان اکباتان در کمربندی نظربیک داشتم. یک روز یک پیرمرد با دوربینی در دست وارد مغازه شد و گفت این را پسرم برایم فرستاده و نمی‌دانم چه‌کارش کنم. من آن دوربین را ۲ تومان و یک حلقه فیلم هم به قیمت ۱۵ ریال خریدم و‌‌ همان روز از دوستان و آشنایان عکس گرفتم. برای هر عکس ۵ ریال می‌گرفتم و آن روز ۵ تومان کاسب شدم. دوربین ۱۶ تا فیلم داشت و ۲ ریال هم برای ظهور و چاپ می‌گرفتند. آن زمان عکس‌ها را به رنگ سبز چاپ می‌کردند و ما به آن عکس‌ها می‌گفتیم عکس رنگی.
  • از آن زمان شغلتان را تغییر دادید؟
بله با ۲ تومان عکاس شدم. بعد از آن با یک دوربین روسی و فلش شدم عکاس سیار.
  • کجا عکاسی می‌کردید؟
من از دوران جوانی که عکاسی را شروع کردم همیشه در طبیعت بودم. اوایل در منطقه «آخر آسفالت» بودم که آن زمان خاکی بود و خودرویی‌ تردد نداشت؛ اما طبیعت زیبا مردم را به آن جا می‌کشاند و من هم بساط عکاسی را آن جا پهن می‌کردم. بعد‌ها عکاسی صفا را در‌‌ همان محله نظربیک باز کردم و مدتی هم خیابان جانبازان بودم.
  • چرا مغازه عکاسی را تعطیل کردید؟
از روزی که تلفن همراه آمد عکاسی دیگر به صرفه نبود. به همین دلیل حدود ۵ سال است که مغازه‌ام را جمع کرده‌ام.
  • از کسانی که سال‌های اول عکاسی پیش شما عکس گرفته‌اند کسی مراجعه می‌کند؟
بله؛ خیلی‌ها هنوز عکس‌هایی را که من مهر عکاسی صفا در کمربندی نظربیک را بر آنها زده‌ام، دارند. حدود ۴۰ سال از آن زمان گذشته است.
  • عکس‌های شما چه ویژگی خاصی داشت که در عکس‌های همکارانتان نبود؟
آن زمان لباس غربی، اسب و اسلحه بود که من به مشتری‌ها می‌دادم، می‌پوشیدند و عکس می‌گرفتند که خیلی طرفدار داشت.
  • عکاسی قدیم و جدید چه تفاوتی دارد؟
قدیم اگر عکس را روی یک تکه کاغذ به مشتری می‌دادیم اعتراض نمی‌کرد، چون آگاهی مردم اینقدر نبود.
  • نگاتیوهای قدیم را حفظ کرده‌اید؟
نه دیگر، چون چند بار جابه‌جا شدم و کسی دیگر چاپ نمی‌کرد.
  • لذت عکاسی قدیم بیشتر بود یا حالا؟
قدیم خیلی بهتر بود. روتوش و چاپ می‌کردیم. عکس رنگی وجود نداشت. من شب‌ها در خانه با کاغذکشی عکس‌ها را رنگ می‌کردم.
  • این‌جا چه وضعیتی دارید؟
سی چهل سال است که هر روز ساعتی را به اینجا می‌آیم؛ اما از وقتی دوربین دیجیتال و موبایل آمد کاسبی ما هم خراب شد. اما من به خاطر علاقه‌ای که به صحرا و طبیعت دارم می‌آیم.
  • بیمه یا بازنشسته هستید؟
نه؛ هیچ‌کدام.
  • چه آدم‌هایی در اینجا به شما مراجعه می‌کنند؟
همه جور آدم به اینجا می‌آید. گردشگر خارجی، شهرستانی، تا هنرپیشه‌ها و آدم‌های معروف. مثلاً حمید جبلی، بازیگر، چند وقت پیش آمد و عکس گرفتم. اما همدانی‌ها و کسانی که من را می‌شناسند بیشتر مراجعه می‌کنند و برخورد خوبی با من دارند.
  • چه نوع عکسی را دوست دارید؟
من دوست دارم هر عکسی که می‌گیرم عکس شادی باشد؛ چه عکس از طبیعت و چه عکس از افراد. دوست دارم موجب شادمانی شوم. اگر کسی که پیش من می‌آید اخم کرده باشد عکس نمی‌گیرم.
  • کسی برای آموختن عکاسی پیش شما می‌آمد؟
بله؛ تا چند سال پیش دانشجوهایی که با دوربین‌های آنالوگ رشته عکاسی را شروع می‌کردند می‌آمدند. چون با دوربین‌های قدیمی عکاسی می‌کردم و با دیافراگم و سرعت این دوربین‌ها آشنا بودم.
  • هیچ اتفاق افتاده که سازمان‌ها و مسئولان از شما بخواهند از مراسمی عکاسی کنید؟
نه؛ تاکنون چنین درخواستی از من نشده.
  • در مجالس و عروسی‌ها هم عکاسی می‌کردید؟
بله؛ در همدان قدیم رسم بود کسانی که می‌خواستند عروسی با شکوهی داشته باشند عکاس ببرند. این بیشتر در طبقه بازاری‌ و کارمندان بود و در بین مردم فقیر رایج نبود.
  • قدیم که فیلم‌ها ۲۴تایی و ۳۶تایی بود معمولاً چند فریم را خراب می‌کردید؟
بستگی به این داشت که خودم ظاهر و چاپ کنم یا به چاپخانه بدهم. معمولاً وقتی خودم انجام می‌دادم بیشتر فیلم‌ها سالم بود اما وقتی به عکاسی‌های دیگر می‌سپردم گاهی نور زیاد می‌دادند و عکس‌ها محو می‌شد.
  • تجربه بازیگری چطور بود؟
اگر با دوربین آشنایی نداشتم نمی‌توانستم به راحتی مقابل دوربین تلویزیون و سینما بایستم و بازی کنم. بازیگری که وارد این عرصه می‌شود بهتر است با این رشته‌ها آشنایی داشته باشد و مهم‌تر این‌که حتما آموزش دیده باشد.
  • در رشته عکاسی به کار کدام عکاس علاقه‌مندید؟ مثلاً دوست داشتید جای کدام یک از عکاسان مطرح باشید؟
من دوست ندارم جای هیچ کس دیگری باشم؛ همین که جای خودم هستم بسیار راضی‌ام. وقتی جای خودم هستم کار خودم را ارائه می‌کنم؛ مثلاً در سریال «مکتب‌خانه» نقش مرا چندین نفر بازی کرده بودند اما هیچ‌کدام کار من نشد و مردم مرا می‌شناسند. هر کسی را برای کاری ساخته‌اند. من دوست دارم هر روز بر چهره چند نفر لبخند بنشانم و این بهترین لذت است.
  • امروز که در دهه هفتم زندگی هستید و سال‌ها عمر خود را در راه بازیگری و عکاسی گذرانده‌اید، فکر می‌کنید مردم همدان و نهادهای دولتی حق شما را ادا کرده‌اند؟
مردم همدان بسیار قدر‌شناس هستند؛ اما من زمان بازیگری فکر می‌کردم مرا بیمه کنند و در این سن و سال حقوقی داشته باشم تا مجبور به کار کردن در این سن نباشم. اگر بیمه بودم و حقوق بازنشستگی داشتم بیشتر وقتم را در خانه به نوشتن نمایشنامه می‌گذراندم؛ اما اکنون درآمدی ندارم. هر کسی هنر و کاری انجام می‌دهد، می‌خواهد آتیه و آینده خود و خانواده‌اش را تأمین کند و من حدود ۴۰ سال در اداره ارشاد، رادیو، تلویزیون و سینمای جوان بازی کرده‌ام و گاهی نوشته‌ام، اما نتیجه‌ای حاصلم نشده است. برای مثال ۱۴ ماه که در سریال مکتب‌خانه کار کردم مبلغ ناچیزی به من به‌صورت قسطی پرداخت کردند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، ناصر صفا ، عکاسی همدان ، تئاتر همدان ،

دوشنبه 28 دی 1394

هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد
«فریدون پاک‌نژاد» متولد ۱۳۳۹ در گیلان است...
1394/10/27
«فریدون پاک‌نژاد» متولد ۱۳۳۹ در گیلان است. این هنرمند نقاش از آغاز دهه ۷۰ به همدان مهاجرت، و به گفته خودش اولین آموزشگاه نقاشی را پس از انقلاب در این شهر تاسیس می‌کند. در طول ۲۴ سال گذشته ده‌ها نقاش حرفه‌ای را آموزش داده است. به گفته صاحب‌نظران پاکنژاد یکی از تاثیرگذار‌ترین معلمان نقاشی همدان است. این هنرمند سال‌ها دچار بیماری سرطان بود و خوشبختانه به کمک هنر بر این بیماری پیروز شده و این روز‌ها سلامتی خود را به دست آورده است. گفته‌های «فریدون پاک‌نژاد» در خصوص نقاشی و هنرجویان همدان را در ادامه می‌خوانید:

 نقاشی را چگونه یاد گرفتید؟ یا از کجا این هنر نزد شما آغاز شد؟
از کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشتم و از اول دبستان نقاشی کردن را شروع کردم. خانواده شلوغی بودیم و در هر فرصت و کوچک‌ترین جای خلوتی که پیدا می‌کردم شروع به نقاشی می‌کردم تا این‌که با یک استاد خیلی خوب ، زنده‌یاد «حسن مهجور» آشنا شدم. بعد‌ها با «جواد بختیاری» که از مدرسان بزرگ نقاشی و خط است کار کردم. این استادان در رشد من بسیار تاثیر داشتند.

 در خانواده کسی نقاشی می‌کرد؟
نه هیچ‌کس. نه در خانواده و نه فامیل نقاش نبود که بگوییم ارثی هست!

 چه سالی به همدان آمدید؟ و چه شد در این شهر ماندگار شدید؟
سال ۱۳۷۰ به همدان آمدم. وقتی آمدم دیدم هیچ آموزشگاه نقاشی در این شهر نیست و از لحاظ هنری زیرساخت‌های کمی دارد. اولین آموزشگاه نقاشی را آن زمان در پاساژ وحدت ایجاد کردم.

 برخورد‌ها چطور بود؟
در ابتدا ناملایمات زیاد بود.  کم‌کم جا افتاد و اداره ارشاد هم کمک کرد. در این مدت استادانی تربیت کرده‌ام و تحویل این شهر و جامعه هنری داده‌ام که همگی نقاش درجه یک هستند؛ «بابک روشنی‌نژاد»، «بهمن محمدی»، «بیژن غنچه‌پور» و «بهرام غنچه‌پور» از نقاشان بر‌تر کشور هستند. هنرجوهای من مهم‌ترین سرمایه من هستند و وقتی می‌بینم بهترین کار‌ها را ارائه می‌کنند لذت می‌برم.

 در همدان به نقاشان تجربی و خودآموخته‌ای مانند «حبیب رضایی‌منش» برخورده‌ام که می‌گویند با نگاه کردن به کارهای شما نقاشی یاد گرفته‌اند. این امر چگونه امکان پذیر می‌شود؟
در کشور ما نقاشی معرفی نمی‌شود. مردم عادی به آثار و پدیده‌های هنری نگاه می‌کنند و رد می‌شوند به همین علت چیزی در خاطر آنان نمی‌ماند. ما باید به بچه‌ها دیدن را بیاموزیم و من در اینجابه‌جای نگاه کردن چگونه دیدن و درست دیدن را به هنرجو‌ها آموزش می‌دهم. در درست دیدن، تفکر و اندیشه وجود دارد. وقتی کسی خوب می‌بیند خوب هم نقاشی می‌کند من هم با دیدن به نقاشی علاقه‌مند شدم.

 امروز وضعیت آموزش چگونه است؟
من و دیگر همکارانم با چنگ و دندان کار می‌کنیم و هیچ نهادی به ما کمک نمی‌کند. خیلی از آموزشگاه‌ها اجاره‌ای است و خیلی از مالکان ملکشان را به آموزشگاه اجاره نمی‌دهند، زیرا شهرداری گفته آموزشگاه ارزش ملک را پایین می‌آورد.

 معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری چه حمایتی می‌کند؟
شهرداری برای فرهنگ و هنر ردیف بودجه دارد. در شهرهای دیگر مانند تهران به هنرمندان کمک می‌کنند، اما در همدان ما هنوز چنین چیزی نداریم. امیدواریم از بودجه فرهنگی به هنرمندان هم اختصاص داده شود.

 در مورد برون‌داد و نمود اجتماعی هنر از جمله نقاشی چه نظری دارید؟
هنر باعث کم شدن آسیب‌های اجتماعی است اما توجهی به هنر نمی‌شود. ممکن است یک روز در سال به مقوله هنر اختصاص یابد، اما با یک روز در سال هیچ اتفاقی نمی‌افتد. باید در تمام سال به مقوله هنر پرداخت تا از مواهب آن بهره‌مند شد. هنر چشم دل را باز می‌کند و باعث می‌شود ارتباط انسان با خدای خود بهتر شود.

 کمبود گالری در همدان چه تاثیری بر کار شما دارد؟
محل نمایشگاه‌ها را به دور‌ترین جای شهر برده‌اند و اداره‌های دولتی را در مرکز شهر ایجاد شده‌اند. یک بار نمایشگاهی را در یک محل خصوصی برگزار کردم که قرار بود ۱۰ روز باشد. اما استقبال خوب مردم باعث شد ماه‌ها آنجا بمانم. مسئولان اجازه بدهند بخش خصوصی وارد میدان شود و شرایطی فراهم کنند تا مردم آثار هنری را ببینند.

 از مراحل ساخت موزه هنرهای معاصر همدان چه خبر؟
من خبر ندارم حتی نمی‌دانستم چنین اتفاقی قرار است در شهر بیفتد. هیچ کس از ما نظرخواهی نمی‌کند.

 بسیاری از نقاشان همدانی از جمله شاگردان مطرح شما مهاجرت کرده‌اند؛ علت مهاجرت هنرمندان چیست؟
من حدود ده سال پیش این هشدار را دادم که هنرمندان در حال مهاجرت هستند و نگذارید این اتفاق بیفتد. همه شاگردانی که نام بردم از همدان رفتند؛ چرا باید اینگونه باشد؟ من هنرجوهایی مانند «مرضیه برجیان» یا «سولماز مصلح» را می‌توانم نام ببرم که بسیار نقاشان خوبی هستند؛ اما اگر شرایط کار در این شهر فراهم نشود مهاجرت خواهند کرد. استقبال مردم از هنر خوب است و این مشکلات با حمایت نهادهای فرهنگی دولتی حل می‌شود. با وجود مشکلات، همدان از نظر آموزش شرایط خوبی دارد و می‌توانیم کاری انجام دهیم که هرکس در ایران می‌خواهد تابلوی نقاشی بخرد به همدان بیاید. خوشبختانه وضعیت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به سال‌های پیش بهتر شده، اما درخواست دارم به هنرمندان بیشتر توجه کنند.

 چگونه می‌توان توجه مردم همدان را بیشتر به هنر نقاشی جلب کرد؟
 اگر قرار باشد شهری زیبا ترسیم شود و به توسعه برسد باید مدیران هنرمندی داشته باشد. یک حسابدار نمی‌تواند به ارزش یک اثر کم‌نظیر نقاشی پی ببرد. انتظار نداریم مدیران هنرمند باشند، بلکه می‌گوییم از هنرمندان استفاده کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، فریدون پاکنژاد ، نقاشی همدان ، آموزش نقاشی در همدان ،

جمعه 25 دی 1394

هنرمند باید دیده شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،موسیقی ،

هنرمند باید دیده شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمند باید دیده شود
«جواد مرادیان»، موسیقی‌دان همدانی، عضو پیوسته خانه موسیقی كشور است كه كنسرت‌های زیادی را در خارج از كشور از جمله‌تركمنستان، گرجستان، ارمنستان و كردستان عراق برگزار كرده است...
1394/10/23
«جواد مرادیان»، موسیقی‌دان همدانی، عضو پیوسته خانه موسیقی كشور است كه كنسرت‌های زیادی را در خارج از كشور از جمله‌تركمنستان، گرجستان، ارمنستان و كردستان عراق برگزار كرده است. شرایط موسیقی همدان را در گفت‌و‌گو با او كه هم مدرس موسیقی است، هم كارآفرین بر‌تر این حوزه و هم مدیر یك آموزشگاه، جویا می‌شویم.
  • شما كه مؤسس یك آموزشگاه و یكی از كارآفرینان برتر حوزه هنر و موسیقی هستید، شرایط كار در موسیقی را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
ما فارغ‌التحصیل هنر و موسیقی داریم اما وقتی درس دانشجویان رشته موسیقی تمام می‌شود، به جز برخی آموزشگاه‌ها جایی نیست كه این هنرمندان را جذب كند. چند سال پیش، كه به عنوان كارآفرین بر‌تر معرفی شدم، بیش از ۱۵ معلم موسیقی جذب كرده بودم اما در واقع برای كارآفرینی فقط جذب نیرو كافی نیست، باید نوآوری هم داشت. آنچه من در كار گنجانده بودم موسیقی به عنوان مكمل درمان بود و تأثیر موسیقی بر غده تالاموس مغز را بررسی كرده بودم. ما این ایده را روی چند بیمار، از جمله بیماری كه نابینا شده بود، آزمایش كردیم. همچنین در یك مركز‌ درمان اعتیاد ۱۸ ماه روی تعدادی از افراد معتاد كار كردیم. نتیجه تحقیقات گروه روان‌شناسی دانشگاه پیام نور همدان این بود كه موسیقی باعث افزایش آندروفین و در نتیجه سبب كمتر مصرف كردن مواد می‌شود. موسیقی را می‌توان به عنوان یك مكمل درمان در نظر گرفت. در آمریكا از دهه ۱۹۵۰ فارغ‌التحصیلان «موسیقی‌ـ درمانگر» فعالیت  خود را آغازكرده‌اند. این افراد در بیمارستان‌ها از موسیقی به عنوان یك درمان غیرشیمیایی استفاده می‌كنند.
  •   گفته می‌شود یكی از آسیب‌های موسیقی در آموزشگاه‌ها تداوم نداشتن آموزش است. تا چه حد این موضوع درست است و علت مهاجرت هنرجویان چیست؟
تعدادی از هنرجو‌ها كه مهاجرت می‌كنند و به تهران می‌روند به این دلیل است كه می‌خواهند از آموزش‌های استادان بزرگ موسیقی كشور بهره‌مند شوند و از امكانات تهران استفاده كنند اما خیلی از هنرجویان هم پس از پشت سر گذاشتن آموزش‌ها در تهران، برگشته‌اند.
 اگر ما برنامه به هنرجویان بدهیم تا معرفی شوند مهاجرت هم كنترل می‌شود. آنچه باعث رشد هنرمند می‌شود بازخورد و بازتاب اثر او است. اگر بازخورد را از زندگی هنرمند بگیریم انگیزه‌ای برای كاركردن نمی‌ماند. اگر هر ماه برای همین هنرجو‌ها كنسرت برگزار كنیم، حتی كنسرت رایگان، قطعا به هنرجویان بازخورد داده‌ایم.
  •   بیشتر هنرجویان شما در چه رده سنی قرار دارند؟
براساس تحقیقی كه در آموزشگاه‌ها انجام دادیم ۷۰درصد از هنرجویان كمتر از ۲۰ سال سن داشتند و جالب این است كه بهترین سن آموختن موسیقی نیز همین سن است. به همین دلیل مدارس بهترین فضا برای این موضوع هستند. خوشبختانه به تازگی جشنواره موسیقی در دبیرستان‌ها برگزار می‌شود. براساس یك پایان‌نامه كه در ایران نوشته شده دانش‌آموزان دبیرستانی كه نوازنده‌ساز هستند، ضریب هوشی بالاتری دارند.
  •   این روز‌ها جوانان خیلی به موسیقی عامه‌پسند گرایش پیدا كرده‌اند اما آموزش‌ها بیشتر بر موسیقی فاخر متمركز است. تعاملی بین آموزشگاه‌ها و نهادهای دولتی برای تغییر ذائقه جوانان وجود دارد؟
من كارهایی را كه در كنسرت‌ها ارائه می‌كنیم به سه بخش تقسیم می‌كنم؛ ابتدا موسیقی كه مورد علاقه اهل ‌فن است، دیگری برای كسانی كه اتفاقی وارد سالن شده‌اند و علاقه‌ای به این موسیقی ندارند و سوم برای خانواده نوازندگان تا بتوانند به راحتی ارتباط برقرار كنند؛ البته در كنسرت‌های حرفه‌ای‌ قضیه متفاوت است و استادان حرفه‌ای مخاطب حرفه‌ای دارند اما در كنسرت‌های آموزشی باید سلیقه‌های گوناگون را در نظر گرفت.
  •   استعدادیابی در آموزشگاه‌ها چگونه صورت می‌گیرد؟
به دلیل كمبود موضوع استعدادیابی در موسیقی، من تحصیلات دانشگاهی را در رشته روان‌شناسی پی گرفتم تا یك مركز استعدادیابی تأسیس كنم. با این روش دنبال این هستیم كه بتوانیم تشخیص دهیم هنرجویی كه به آموزشگاه مراجعه می‌كند به كدام هنر علاقه دارد و مستعد آموزش و یادگیری است یا نه؟ دیگر این‌كه اگر در موسیقی استعداد دارد كدام‌ساز و رشته موسیقی برای او مناسب‌تر است. یك سری تست‌های روان‌شناسی ساده به ما كمك می‌كند افراد برون‌گرا و درون‌گرا مشخص و هنرجو‌ها را تفكیك كنیم. همچنین نوع علاقه افراد را به‌سازها و نوع موسیقی مشخص می‌كنیم. به هنرجویان توصیه می‌كنم در كلاس همه‌سازها یك بار حاضر شوند تا با صدای واقعی‌سازها آشنا شوند و سپس سازشان را انتخاب كنند.
  •   وضعیت آموزشگاه‌ها در سطح مدیریت چگونه است؟
یكی از مشكلاتی كه در مدیریت آموزشگاه‌ها داریم این است كه بخش مدیریت فرهنگی ما ضعیف است. مسئولان مجوز ایجاد شعبه دیگری از یك آموزشگاه موسیقی را نمی‌دهند. سبزی‌فروشی و بستنی‌فروشی شعبه دوم می‌زند اما برای موسیقی نمی‌توان این كار را كرد. اگر شعبه‌هایی را در شهرستان‌ها ایجاد كنیم‌تردد هنرجو كمتر می‌شود و افراد بیشتری جذب این  هنر می‌شوند. ما از استان‌های دیگر از جمله كردستان، كرمانشاه و مركزی هنرجو داریم كه این یك امتیاز مثبت برای همدان است، بدین معنی كه وضعیت موسیقی در همدان بهتر از سایر استان‌های همجوار است.
  •   تفاوت شیوه‌های آموزشی در آموزشگاه‌ها چگونه است؟
یكی از مشكلات ما در آموزش این است كه معلم موسیقی فقط یك شیوه آموزشی برای همه سنین دارد؛ یعنی كودك ۸ ساله با نوجوان ۱۵ ساله یا جوان ۲۰ ساله برای او تفاوتی ندارد. در حالی كه بر اساس داده‌های روان‌شناسی در هر یك از این سنین نحوه آموزش باید متفاوت باشد.
  •   شما در این زمینه چه كار كرده‌اید؟
هم با معلم‌ها صحبت می‌كنیم كه تفاوت قائل شوند هم به خانواده‌ها می‌گوییم تصور نكنید فرزند شما اگر به آموزشگاه موسیقی آمد حتما سال آینده نوازنده خواهد شد؛ در درجه اول همین كه در یك فضای فرهنگی قرار می‌گیرد مثبت است. پس از این مرحله است كه كودك یا نوجوان با‌سازها آشنا می‌شود و برای یافتن علاقه خود ممكن است‌ساز تخصصی‌اش را تغییر دهد.
  •   نهادی برای پیگیری مطالبات آموزشگاه‌ها وجود دارد؟
ما یك انجمن موسیقی داریم كه چندان در این مباحث دخالت نمی‌كند.
  •   تعامل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی چگونه است؟
اگر اداره ارشاد به این نتیجه برسد كه آموزشگاه‌ها را به دیده بنگاه اقتصادی و بنگاه اشتغال ببیند، كه تاكنون ندیده است، بسیاری از مشكلات ما حل خواهد شد. بیش از ۵۰ معلم موسیقی در سطح همدان داریم كه در آموزشگاه‌ها شاغل هستند و در هیچ نهاد خدماتی خصوصی آماری در این سطح نداریم. ۵۰ معلم موسیقی بیمه هستند و هیچ نگرانی‌ای هم برای اداره ارشاد ندارد. همه آموزشگاه‌ها اجاره‌ای است و ارشاد تسهیلاتی برای خرید فضای آموزشی در اختیار آموزشگاه‌ها نمی‌گذارد. به تازگی یك آموزشگاه موسیقی در همدان تعطیل شد و چند معلم شغلشان را از دست دادند در حالی كه با یك وام می‌توانستند از این كار جلوگیری كنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جواد مرادیان ، آموزشگاه های موسیقی همدان ،

سه شنبه 24 آذر 1394

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق
کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند...
1394/09/22
 کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب  رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند. حبیب آقا سال هاست در معبر آرامگاه بوعلی به طراحی مشغول است و آثار خود را در کنار نرده‌های آرامگاه به نمایش می‌گذارد. در این سال‌ها کار این هنرمند همدانی به یکی از جذابیت های آرامگاه تبدیل شده و طرفداران زیادی دارد. او نقاشی تجربی و خودآموخته است، اما به گفته کارشناسان و اهل فن یکی از بهترین طراحان پرتره و چهره در همدان است. او در سال 50 متولد شده و تا سوم ابتدایی درس خوانده، اما یک کتابخوان حرفه‌ای است و علاقه زیادی به ادبیات داستانی دارد. در این گفت‌وگو او  از چگونگی ورود خود به عرصه هنر می گوید.
  • رشته تحصیلی شما چیست و از چه زمانی به نقاشی علاقه‌مند شدید؟
تا سوم ابتدایی درس خواندم و‌ترک تحصیل کردم، چون باید کار می کردم. نقاشی را هم در مدرسه شروع کردم ، اما تا 10 سال به‌صورت تفننی کار می کردم.
  • این هنر را به‌صورت حرفه‌ای نزد چه کسی آموختید؟
هیچ کلاس آموزشی نرفتم، چون استعداد خوبی داشتم تمرین زیادی کردم و خودم یاد گرفتم.
  • از کسی الهام نگرفتید؟ منظورم این است که کار یک نقاش را الگوی خود کرده باشید؟
چرا. به گالری‌ها و نمایشگاه‌های نقاشی سر می‌زدم و تابلو‌های نقاشان همدانی را نگاه می‌کردم، به‌طور مثال به کارهای آقای «فریدون پاک‌نژاد» علاقه زیادی داشتم.
  • واکنش کسانی که کار شما را می دیدند چه بود؟
آن زمان بیشتر دوستان و همسایه‌ها می آمدند، به کارها نگاه و همیشه مرا تشویق می کردند.
  • از چه سالی به‌عنوان شغل به نقاشی و طراحی نگاه کرده‌اید؟
از 25 سالگی به نقاشی به‌عنوان منبع درآمد نگاه و نقاشی ها و طراحی ها را برای فروش عرضه کردم.
  • چه کسانی کار شما را می خریدند؟
مردم می خریدند و بیشتر دانشجویان مشتری بودند.
  • چند سال است که اینجا هستید؟
سال‌هاست در همین محل نقاشی‌ها را برای فروش می‌گذارم. البته از اول کنار پیاده‌رو شروع کردم.
  • کارهای شما در چه سبکی است؟ ابزار کار نقاشی شما چیست؟
سبک کاری من رئال یا واقع‌گرایی است، البته در طراحی از تکنیک خاصی استفاده می‌کنم. از زغال استفاده می کنم بدون مداد و قلم. یعنی از انگشت و دستمال کاغذی برای کشیدن طرح‌ها استفاده می کنم.
  • این سبک کاری را به جز شما چه کسانی استفاده می کنند؟
تا جایی که می‌دانم در همدان کسی از این تکنیک استفاده نمی کند.
  • مواد کار شما چیست؟
ماده ای که استفاده می کنم، زغال است. زغال را پودر و استفاده می کنم. ویژگی زغال این است که کار را یکنواخت نمی‌کند.
  • شما کارهارا در پیاده‌رو عرضه می کنید مخاطبان شما چه تفاوتی با کسانی که به گالری‌ها می‌روند، دارند؟
اول این‌که کار من لذت خاص خود را دارد. دیگر این‌که تعداد مخاطبان من بیشتر است. خیلی از مردم در اینجا با شیوه نقاشی و طراحی آشنا و علاقه‌مند می شوند، حتی اگر توان خریدن نداشته باشند از دیدن کارها لذت می برند.
  • خریداران کارهای شما چه کسانی هستند؟
در آغاز بیشتر مردم همدان  مرا  استقبال  و حمایت می‌کردند و کارهایم را می‌خریدند، اما اکنون هم همشهریان از مشتری های کارهایم هستند و هم گردشگران استان‌های دیگر. همچنین خارجی ها وقتی به دیدن آرامگاه بوعلی می آیند آثارم را خریداری می کنند.
  • بیشتر کارهای شما طراحی از چهره است چرا از عناصر دیگر کمتراستفاده می کنید؟
رنگ روغن و پاستل هم کار کردم و علاقه‌مند هم هستم که منظره و طبیعت بی‌جان نیز کار کنم، اما کارهای من بیشتر در این فصل که گردشگر کمتر است سفارشی است یعنی همشهریان بیشتر طراحی چهره سفارش می دهند و زندگی من هم از این راه می گذرد.
  • از کار راضی هستید؟
بله. شرایط بد نیست.
  • اینجا محلی است که افراد کتابخوان و اهل هنر هم می آیند؛ نگاه آنان به کارهای شما چگونه است و تا حالا بازخوردی گرفته‌اید؟
بیشتر افراد کارها را پسند و گاهی تعریف و تمجید می کنند. گردشگران خارجی بیشتر علاقه‌مند هستند. معمولاً شدت باد در همدان زیاد است و اینجاهم مرا اذیت می کند؛گاهی با وجود وزش باد  باز هم نقاشی می کنم . خارجی ها نیز می آیند، ساعت‌ها می نشینند و نگاه می کنند، زیرا  برایشان جالب است، گاهی اظهار نظر هم می کنند.
  • به جز موضوع معیشت، شما از نقاشی چه چیزی می خواهید؟
من از هنر لذت می برم، آن لذتی که از کار می برم از هیچ پدیده‌ای نمی برم.
  • کتاب می خوانید؟
بله. بیشتر کتاب هایی که می‌خوانم رمان و در حوزه ادبیات داستانی است.تاثیر ادبیات بیشتر در ناخودآگاه من است، زیرا وقتی کاری را می کشم  ادبیات خواهی نخواهی در کارهایم مؤثر است.
  • بیشتر دوست دارید چهره چه کسانی را نقاشی کنید؟
هرکاری که سفارش می دهند می کشم. اما دوست دارم چهره مردم رنج‌کشیده را تصویر کنم.
  • بهترین کاری که کشیدی چه بوده است؟
یک کودک ایتالیایی، دختر بچه‌ای که از چهره‌اش اشکی جاری است.
  • با فضای پیاده رو چه می‌کنی؟ راضی هستی؟!
دوست داشتم فضای بهتری داشتم  تا در زمستان هم راحت کار می‌کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%B1%D9%82


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی همدان ،

جمعه 13 آذر 1394

کنسرو لوبیا قرمز هندی در جشنواره همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،هنر ،

انتخاب خبر- حسین زندی: نمایش  کنسرو لوبیا قرمز یکی از کارهای کشور هند بود که در بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان حضور داشت و یکی از پرطرفدار ترین کارهای جشنواره بود که با استقبال مردمی مواجه شد. این کار نوشته بالاسوبرامانیان و به کارگردانی کریشنا کومار بود که در هندوستان  به او مستر کی کی می گویند. داستان نمایش از این قرار است که در اثر یک اتفاق تمامی مردم جهان نابود می شود و پسرنوجوانی زنده می ماند این پسر یک کنسرو لوبیا پیدا می کند اما نمی تواند در آن را باز کند. او معتقد است اگر در کنسرو را باز کند می تواند جهان را نجات دهد. در این گفت و گو مستر کی کی از تجربه حضور در ایران می گوید.

نظربرخی  مخاطبان این بود که نمایشنامه کنسرو لوبیا قرمز مقداری طولانی تراز حد معمول بود، به طور مثال می توان همین کار را به جای یک ساعت و بیست دقیقه در نیم ساعت اجرا کرد.

ما نمونه های مختلفی از اجرا را آزمایش کردیم این نمایش را در زمان نیم ساعته و یک ساعته هم اجرا کردیم اما بهترین بازخورد را در این اجرا داشتیم وقتی هم روی صحنه هستیم به مخاطب توجه می کنیم و وقتی متوجه می شویم بازخورد خوب است و مخاطب آماده پذیرفتن کار است اجرا را طولانی تر می کنیم و اگر بازخورد وجود نداشت  اجرا را کوتاه تر می کنیم.

یکی از ویژگی های این کار باز بودن پایان بندی و مشارکت تماشاگران بود  و کار به سبک «پی رنگ باز بود» این کار برای شما چه ویژگی و برتری خاصی داشت؟

البته  خیلی نمی توان گفت که «پیرنگ باز» بود و اگر دقت کرده باشید دیالوگ هایی پایانی نمایش  در همه اجراها مشترک بود و بازیگر می گفت« ای کاش یک نفر بودتا من کنسرو را با او تقسیم می کردم ما باید قدر آن چیزی را که داریم بدانیم نه آن چیزی که از دست دادیم»  در این نمایش هدف ما این بود که مخاطب را متوجه این موضوع کنیم که با پیشرفت تکنولوژی ما خلاقیت خود را از دست می دهیم اجرایی که مخاطب مشارکت می کند این خلاقیت را زنده می کند.

اما وقتی تماشاگران را به روی صحنه دعوت می کردید تا بازی کند احتمال هر عکس العملی وجود داشت و ممکن بود کار شما خراب شود؟

خاصیت این نوع نمایش همین است که هربار یک فرد متفاوتی را به روی صحنه دعوت می کنیم رفتار متفاوتی با نفر قبل داشته و گاهی با افرادی برخورد می کنیم که رغبتی به همراهی در نمایش ندارد.البته بچه ها همیشه دوست دارند با ما بازی کنندو این عکس العمل متفاوت جذاب است.

از کدام شهر به ایران آمده اید؟

از شهر جنی یکی از ایالات هند است.

وضعیت نمایش در آنجا چگونه است؟

در شهر ما نمی توان مقایسه ای بین نمایش ها و تئاترها انجام داد چون نمایش ها بر اساس سلیقه ها خصوصیت خود را دارد.

 هر گروهی کار می کنند، مخاطب خود را دارد و تئاتر خیلی پر طرفدار است.

این جشنواره را چطور ارزیابی می کنید؟

در مرحله اول این است که فرصتی پیش می آید تا ما هنرمندان کشورهای دیگر را ببینیم و به همدیگر احترام بگذاریم. فضای دوستانه ای در همدان دیدم و در همدان چون مردم رفتارصمیمانه ای داشتند برای من لذت بخش بود.

در مورد کارهایی که در جشنواره از ایران به روی صحنه رفته چطور؟ نظری ندارید؟

به نظرم  غیر منصفانه است که سطح کارهای کشورهای مختلف را با هم مقایسه کنیم هر کشوری برای خود امکانات خاصی دارد و نیزمحدودیت های خاصی دارد من اهل گلایه کردن نیستم و سعی می کنم با هر امکاناتی کارم را اجرا کنم.

خلاقیت خاصی را در طراحی دکور این نمایش دیدیم که ما در ایران کمتر داریم آیا همه نمایش های هندی اینگونه است؟

یک روش جدیدی است که در هند هم خیلی از آن استفاده می کنند.

روند تولید کار نمایشی در هند چگونه است نقش بخش خصوصی و دولتی در این روند چیست؟

در هندوستان کمک های دولتی بسیار کم است و بیشتر حامیان مالی کمک می کنند و اگر کاری موفق باشد کمپانی های بزرگ فیلم سازی وارد کار می شوند و تهیه کنندگی کار را برعهده می گیرند.

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6096,1


برچسب ها: تئاتر ، نمایش لوبیای قرمز ، نمایش هند ، تئاتر در هند ،

جمعه 13 آذر 1394

گفت و گو با کارگردان نمایش دختر گوجه فرنگی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،هنر ،

گفت و گو با کارگردان نمایش دختر گوجه فرنگی

آژانس خبری تهران: دختر بوته گوجه فرنگی یکی از نمایش های پذیرفته شده در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان بود که به مقابله خیروشر و مسایل تربیتی از نگاه یک شخصیت خوب و یک شخصیت بد می پرداخت.


حسین زندی

بازیگرهای نمایش دختر بوته گوجه فرنگی ملیحه مقیمی، پریا علیمحمدی مریم اکبری بودند. سعید صادقی مدیر اجرایی، فرزاد سلیمانی مدیر صحنه، ساناز رضائیان منشی صحنه، روشنک کریمی طراح لباس، فرید نوایی آهنگسازی نمایش را برعهده داشتند و آواهای کار را رامین کهن و روشنک کریمی اجرا کردند.مریم اکبری کارگردان  این نمایش از وضعیت تئاتر می گوید.
کار شما در کدام بخش جشنواره پذیرفته شده؟
بخش کودک و مسابقه هست.
سال گذشته هم همدان بودید؟
من پارسال بازی می‌کردم. سر کار استخوان ماهی جادویی به کارگردانی آقای احسان مجیدی.
همدان را چطور دیدید؟
همدان مردمانی بسیار مهربان دارد. آدم‌های همدان خیلی خوش برخورد هستند،خیلی مهربان هستند،خیلی معاشرت بلدند و این به نظر من خیلی خوب هست.
از کارهای بچه‌های همدان دیده‌اید؟
سال‌های قبل بله. ولی امسال متاسفانه ندیدم.
ارزیابی شما از تئاتر همدان با توجه به اینکه جشنواره در همدان برگزار شده چه هست؟
این خیلی خوب هست که بچه‌های همدان جشنواره را بهانه کرده‌اند و دارند کار می‌کنند. این بهانه، بهانه خوبی هست. و مداوم کار می‌کنند، کار تولید می‌کنند. اما من غصه ام از این است که خوب بالاخره مثل همه شهرها یکروزی این جشنواره هم از این شهر برداشته می‌شود اتفاقی که در اصفهان افتاد اینجا نیفتد، به محض اینکه از آنجا برچیده شد و به همدان آمد، بچه‌های اصفهان نشستند و در سالن‌ها را بستند و دیگر کار نمی‌کنند. جشنواره نباید بهانه بشود.
یکی از مسائلی که ما در همدان داریم این هست که در واقع همین موردی که فرمودید، تئاتر کودک و در کل تئاتر در همین یک ماه خلاصه شده است.
این خیلی بد هست.
چطوری می‌شود این مشکل را حل کرد، شما انتقاد کردید حالا پیشنهادی دارید؟
اعتقاد خودم این هست که بچه‌هایی فعال هستند، بچه‌هایی که دلشان می‌خواهد در تئاتر کودک کار کنند، در تمام مدت سال چه جشنواره‌ای باشد و چه نباشد ادامه دهند. جشنواره مهم نیست، جشنواره در واقع یک دور همی هست که همه می‌خواهند با همدیگر آشنا بشوند، همین هست و چیز بیشتری از نظر من نیست. تئاتری های همدان کار تولید کنند خودشان برای شهر خودشان استارت بزنند و در این روند باشند. باورکنید هیچ‌‍ کس به اندازه خود بچه‌های شهر به شهر خودشان نمی‌توانند کمک کنند. هیچ کس نمی‌آید دل بسوزاند. این یک واقعیت است. به امید این نمانند که حالا ما جشنواره داریم کاری می‌کنیم که در فستیوال شرکت بکنیم. نه، شاید از سال بعد این جشنواره غیر رقابتی بشود. یعنی باید بچه‌ها به خاطر یک جایزه علاقه‌شان کم شود یا از بین برود؟ جایزه‌ای که اصلا ملاک خوب بودن یا بد بودن از نظر من نیست. جایزه یک بهانه است. اینها همه یک بهانه است. بچه‌ها باید کار بکنند.
چیزی که من دیدم از نمایش دیدم همه صحنه از بافتنی تشکیل شده است و اینکه کف صحنه سبز است، زمین، محیط زیست و توجه به محیط زیست  موج می زند. از گنجاندن این موضوع در نمایش چه هدفی داشتید؟
کلا جریان قصه ما در دو باغچه می¬گذرد. البته دو باغچه نیست، در متن نمایشنامه ما دو تا بچه‌ای را می‌دیدیم که در دوتا خانه کنار هم زندگی می‌کنند و بعد رفت و آمد اینها را به باغچه‌هایشان می‌دیدیم. این دو بچه که همسایه هم هستند دائم داخل خانه می‌روند و باز به باغچه برمی‌گردند. من گفتم خوب کلا  کار را در باغچه می‌گیریم. فقط می‌بینیم که اینها به خانه‌هایشان می‌روند ولی داخل خانه را نمی‌بینیم. و درواقع چون بچه‌ها عموما خاله‌بازی‌ها و بازی‌هایشان در کوچه هست، در حیاط است، کنار دل هم هستند و خیلی کم پیش می‌آید اگر حیاط نداشته باشند داخل خانه می‌روند. بچه‌ عاشق فضای سبز است. وکلا می‌طلبید به خاطر نمایشنامه که مثلا ما این گل و گیاه را داشته باشیم. درباره دکور اعتقاد من بر این هست که بافتنی خیلی فضای فانتزی زیادی دارد و اینکه در ایران و می‌توانم بگویم در دنیا چنین اتفاقی نیفتاده بود، ما می‌خواستیم در گینس ثبت کنیم که یک مبلغ خیلی زیادی از ما پول می‌خواستند و پول نداشتیم که ثبت کنیم، هیچ تئاتری کار نشده که صددرصد آن بافتنی باشد و من کلا یونولیت دوست ندارم.   
درباره محیط زیست هم یک مقدار توضیح دهید.
دختری که شخصیت بد نمایش بود اصلا به هیچ چیزی توجهی نمی‌کرد، روی حیوان می‌رفت و می‌ایستاد. بوته‌اش خشکیده بود، آبیاری نمی‌کرد. چون فقط به تجملات ظاهری خودش می‌رسیدد ولی آن دختر خوب نمایش با حیوانات رابطه بسیار مناسبی داشت. گل و گیاهانش همه مرتب بود، آبیاری می‌کرد،بوته‌اش خیلی خوشگل و مرتب شده بود. ما در تهران وقتی اجرا می‌رفتیم آخر نمایش به بچه‌ها گلدان و بذر گوجه می‌دادیم.
چند روز در تهران اجرا داشتید؟
بیست و نه یا سی شب.
داستان اصلی نمایش بر اساس  قصه بود یا نمایشنامه ؟
این نمایشنامه بود اما چیزی نیست که من برای اجرا آوردم، خیلی تغییر داشت.
دقیقا می‌خواستم همین را بپرسم چون شعرها، ترانه‌ها خیلی ایرانیزه شده بود؟
اول اینکه متن ترجمه اصلا شعر نداشت. من خودم شعر گذاشتم چون بچه ایرانی شعر دوست دارد. شعرها کار آقای مجتبی مهدی است. که از شاعران بسیار قدیمی کودک هستند. تمام ترانه‌ها کار آقای مجتبی مهدی بود و اینکه در ترجمه خیلی از ادبیات مستهجن استفاده شده بود یعنی این دختر بدجنس به دختر خیلی فحش می‌داد، بعد ما دیدیم تنها چیزی که می‌توانیم انجان دهیم به جای فحش کلماتی که بچه ها در دعواها ابه کار می برند استفاده کنیم. در آخر ترجمه متن اصلی وقتی دختر بد می‌رفت هیچوقت بازگشتی نداشت و به انزوا می‌رفت که من خودم این را دوست ندارم. چون از نظر من هیچ بچه‌ای نباید طرد بشود. بچه‌ها اخلاق بد دارند، بچه‌ها بد نیستند به خاطر محیطی که در آن تربیت می‌شوند. صدای مادر در متن اصلی آنقدر پررنگ نبود، من پررنگ کردم ولی دلم نمی‌خواست هیچ تصویری از مادر بدهم برای اینکه ناخودآگاه شاید شبیه یک مادری می‌شد.
بحث ضعف نمایشنامه در ایران را چگونه می توان برطرف کرد؟
بله نمایشنامه‌ها ضعیف است. کارگاه‌های تخصصی نیاز است، ما نویسنده‌های خوبی که داریم عموما کار بزرگسال می‌نویسند. چون کار کودک را خیلی حقیر می‌بینند. از نظر من چه بازیگرهای کار بزرگسال و چه کارگردان‌های کار بزرگسال و چه نویسندگان جرات کار کودک کردن ندارند. چون کار کودک تحرک زیادی دارد. شما با روان یک بچه سه ساله درگیر هستی که هر چیزی به گونه دیگری می بیند.
فکر نمی کنید خیلی از نویسنده‌های حوزه کودک دولتی شده‌اند و مستقل نیستند؟ در گذشته محمود کیانوش را در شعر داشتیم ولی الان اکثرا وابسته به حوزه هنری هستند.
باز هم می‌بینیم که آن ها هم ضعیفهستند. یعنی من خودم حسرت به دلم مانده است که یک نمایشنامه بخوانم که نخواهم دائم آنرا عوض کنم، بالا و پایین آنرا قیچی کنیم و پر و بال بدهیم و بعد روی صحنه ببریم. این خیلی بد است.
موردی درباره مادر و تربیت داشتید بیشتر توضیح می‌دهید؟
دختر بد الگویش مادرش بود. چون جایی که مادرش می‌گفت «وگرنه من می‌دانم و تو...» به دختر هم بازی اش همین را می‌گفت. یک سلسله مراتب بود. بزرگ ما مادر بود بعد دختر بد داستان، بعد آن دختر مهاجر بود و بعد بچه خردسال یعنی بوته گوجه فرنگی بود. بعد می‌دیدیم این هم ناخودآگاه به او زور می‌گوید.
آیا این آگاهانه هست، تماشاگر تئاتر کودک که همراه با بزرگسال و مادر است. چقدر تاثیر می پذیرد؟
من عمدا خواستم که این بزرگسال هم  باشد، خواستم این را ببینند. در اجرای تهران، در پایان نمایش یک بنر را می‌آوردیم روی آن می‌نوشتیم من از مامانم فحش دادن یاد گرفتم. من از بابام کتک زدن یاد گرفتم.
این خیلی مستقیم و کلیشه‌ای می‌شود؟
در آخر برای اینکه مامان‌ها و بابا‌ها ی که می‌گویند ما که اصلا کار بد نمی‌کنیم،  دختر بد نمایش می‌گفت می¬خواهم خوب باشم مثل شماها، چون شماها مامان و باباهای خوبی دارید. به شما فحش نمی‌دهند. کتک نمی‌زنند. تنبیه نمی‌شوید. شماها خوب هستید چون مامان و باباهای خوبی دارید. آن مامان و بابا هم انشاالله می‌فهمید که ما چه داریم می‌گوییم.

http://tehrannewsagency.com/Home/Single/8956
    


برچسب ها: تئاتر ، نمایش دختر گوجه فرنگی ،

نمایشنامه نویسی همدان در گفت و گو با مهدی شادمانی روشن

آژانس خبری تهران: بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در حال برگزاری است و آثار نمایشی گوناگونی از سراسر ایران و ۸ کشور خارجی در این رویداد مهم فرهنگی حضور دارند اما یکی از پایه های اصلی اجرای نمایش متن یا نمایشنامه است به گفته بسیاری از کارشناسان نمایشنامه نویسی کشور به اندازه نمایش رشد نکرده است برای بررسی وضعیت نمایشنامه نویسی درهمدان با «مهدی شادمانی روشن» نویسنده جوان همدانی که نمایش«اکوان» اوبه این جشنواره راه یافته است به گفت و گو نشسته ایم.

حسین زندی
بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در حال برگزاری است و آثار نمایشی گوناگونی از سراسر ایران و 8 کشور خارجی در این رویداد مهم فرهنگی حضور دارند اما یکی از پایه های اصلی اجرای نمایش متن یا نمایشنامه است به گفته بسیاری از کارشناسان نمایشنامه نویسی کشور به اندازه نمایش رشد نکرده است برای بررسی وضعیت نمایشنامه نویسی درهمدان با «مهدی شادمانی روشن» نویسنده جوان همدانی که نمایش«اکوان» اوبه این جشنواره راه یافته است به گفت و گو نشسته ایم.
نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
بیش از بیست سالی هست که شعر می نویسم. یعنی تقریبا ازسال هفتاد و یک تا همین چند روز پیش که آخرین شعرم را نوشتم.
علاوه بر شعر در حوزه های دیگر مانند نقد و یا داستان هم وارد می شوید؟
نقد خیر. چون به نظر من نقد خودش یه هنر دیگری است و ابزار خاص خودش را می خواهد ومن این هنر را ندارم. در زمینه ی داستان و نمایشنامه فعالیت هایی داشته ا‌م اما این‌ها با شعر تفاوت زیاد دارند. در زمینه‌ی داستان نویسی فعالیت مختصر و پراکنده‌ای داشته‌ام. به طور کلی شاید بیست داستان نوشته باشم اما خواننده‌ی پر و پا قرص داستان و رمان هستم. هم ایرانی هم ترجمه. چند سال پیش با همکاری آقای آرش رضاپور یک فیلمنامه‌ی انیمیشن نوشتیم به اسم «عمو کیان وبازی خطرناک» که با کارگردانی آقای محمد رضا زهاب ساخته شد و در جشنواره ی فیلم کودک و نوجوان هم به نمایش درآمد. چند پروژه ی دیگر هم بود که متاسفانه یا قبول نشدند یا منابع مالی تامین نشد.
تحصیلات شما با این حوزه مرتبط است؟
من در دانشکده ی هنر و معماری تئاتر خوانده ام با گرایش ادبیات نمایشی.
با توجه به رشته تحصیلی به نظر می رسد به صورت تخصصی در زمینه نمایشنامه نویسی فعالیت می کنید؟
در واقع باید بگویم که در زمینه ی نمایشنامه نویسی هنوز تازه کار و جوان محسوب می شوم. جوان نه از نظر سن شناسنامه‌ای بلکه از نظر تجربه‌ی نوشتن نمایشنامه. تقریبا ده تا نمایشنامه نوشته‌ام ودوبار در نمایشنامه خوانی اردیبهشت همدان شرکت داشته‌ام.نمایش «اکوان» اولین کار من است که در یک جشنواره‌ی مهم پذیرفته شده است.
در زمینه اجرا چه فعالیت هایی داشته اید؟
در زمینه‌ی اجرا فعالیت بیشتری داشته‌ام. برای مثال همکاری با آقای حمید پورآذری به عنوان مدیر صحنه در نمایش آندرانیک یا در نمایش مرگ و دختر جوان به عنوان دستیار کارگردان همکاری می کردم.
کارهایی که نوشته اید در حوزه کودکان است یا بزرگسالان؟
گرایش من بیشتر به سمت تئاتر بزرگسال هست تا کودک. در واقع نمایش کودک ظرافت‌های خاص خودش را می‌خواهد که نیاز به تجربه و تمرین خاصی هم دارد.
ویژگی نمایشنامه نویسی برای کودکان چیست؟
ببینید به نظر من یک هنرمند تئاترباید همان اندازه که مخاطب بزرگسال را جدی می‌گیرد همان اندازه هم مخاطب کودک و نوجوان را جدی بگیرد. با خودش نگوید: ای بابا کار کودک است دیگر. چهار تا ترانه و دوتا موزیک شاد می‌گذاریم. یک پند و نصیحت هم می کنیم که مسواک بزن تا دندان هات تمیز بشه و خلاص.
در چندسال گذشته کارهای نمایشی استان به سمت کار کودک رفته شما از این وضع راضی هستید؟
نه خیر. هنرمند واقعی در درجه ی اول باید و باید مخاطب خود را با اندیشه و شعور بالا فرض کند بعد اقدام به آفرینش هنری کند در غیر این صورت نتیجه اش می شود خیلی از تولیداتی که داریم در زمینه های مختلف می بینیم. از تئاتر کودک و نوجوان بگیرید تا شعر و ترانه ی مد روز و موارد دیگر.
وضعیت امروز نمایشنامه نویسی در همدان را چگونه می بینید؟
بهتر است به این سوال جواب ندهم چون ممکن است برخی دوستان ناراحت شوند. در مورد سوال قبلی همین را بگویم که هفت ماه از سال در همدان صرف تولید نمایش کودک می‌شود. این زمان خیلی زیادی است. به قول یک دوست شاید بعضی ها دل شان بخواهد بیایند کار بزرگسال تماشا کنند. وخروجی این هفت ماه می‌شود سیزده چهارده تا کار که دارید می بینید سه چهار تایش بیشتر قابل توجه نمی شود و بقیه اش می‌شود همان چهارتا ترانه و موزیک شاد.
ایده نوشتن نمایشنامه «اکوان» چگونه شکل گرفت؟
فکر اولیه ی نوشتن یک کار از شاهنامه برای محاطب کودک و نوجوان را آقای امید انصاری مطرح کرد. بعد من به شاهنامه مراجعه کردم. چند داستان را انتخاب کردم و در نهایت حس کردم داستان کوتاه نبرد رستم و اکوان دیو مناسب تر است. داستانی کوتاه که کمتر به آن پرداخته شده و چند مقاله هم پیدا کردم در مورد این داستان که کمک زیادی به من کردند.
از کارخودتان راضی هستید؟
بله دروغ چرا؟ راضی هستم. زحمت زیادی برد به خصوص که اغلب دیالوگ ها و روایت راویان به صورت موزون و ریتمیک است این ریتمیک بودن کار وقت و انرژی زیادی می برداما لذت بخش است.
استفاده از متون کهن چه دلیلی دارد؟
من در بخش های آغازین نمایشنامه کاملا آگاهانه و برجسته و حتا شاید کمی هم شعاری به این موضوع اشاره کرده‌ام. این که شاهنامه‌ی فردوسی یک کتاب معمولی نیست بلکه هویت زبان فارسی است و مرزهای زبان فارسی خیلی گسترده تر از مرزهای جغرافیایی است. نمی‌گویم همه باید همه‌ی متون کهن را بخوانند. می‌گویم کودک من باید بداند چرا با وجود هجمه‌های مختلف نظامی و فرهنگی، هنوز که هنوز است به زبان فارسی تکلم می‌کند نه یک زبان تحمیلی دیگرهمین که گروه ما از من نمایشنامه نویس گرفته تا سعید باغبانی کارگردان و بازیگران نوجوان کار بتوانیم یک علامت سوال ایجاد کنیم و یک جرقه در ذهن مخاطب بزنیم فکر می کنم موفقیت باشد.

http://tehrannewsagency.com/Home/Single/8961



برچسب ها: نمایشنامه نویسی همدان ، مهدی شادمانی ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 26 آبان 1394

معرفی مشاهیر همدان در قالب نمادهای شهری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

معرفی مشاهیر همدان در قالب نمادهای شهری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
معرفی مشاهیر همدان در قالب نمادهای شهری
از نوروز سال گذشته سازمان زیباسازی شهرداری همدان اقدام به استفاده از نمادهای فرهنگی مانند نقاشی و مجسمه در فضای منظر و چیدمان شهری کرد.
1394/08/26
از نوروز سال گذشته سازمان زیباسازی شهرداری همدان اقدام به استفاده از نمادهای فرهنگی مانند نقاشی و مجسمه در فضای منظر و چیدمان شهری کرد. این عمل موافقان و مخالفانی داشت. موافقان از حضور شهرداری در مسائل فرهنگی شهری‌گفتند و منتقدان از منظر زیبایی‌شناسی، مجسمه‌های نصب شده  و نقاشی‌های کشیده شده در سطح شهر را فاقد ارزش و شان کافی می‌دانستند.«جعفر زینعلیان» هنرمند و عکاس همدانی، یکی از این منتقدان است. زینعلیان سال‌هاست از خانه ها و مراکز تاریخی شهر عکاسی می‌کند و مجموعه عکسی از دودکش های همدان در دست انتشار دارد. وی در گفت‌وگو با همشهری وضعیت نماد‌های شهری را بررسی می‌کند و معتقد است شهرداری در ساخت نمادهای شهری باید از متخصصان مشورت بگیرد تا از تولید برخی آثار نامتعارف جلوگیری شود.
  •  اخیرا سازمان زیباسازی شهرداری همدان اقدام به نصب نقاشی روی دیوارهای سطح شهر کرده است، این کار را چگونه می‌بینید؟
بعضی‌ از نقاشی‌های دیواری سطح شهر توسط نهادهای آموزشی مانند مهدهای کودک و دبستان‌ها انجام شده است. اخیرا جشنواره‌ای نیز در همدان با عنوان نقاشی‌های دیواری برگزار شد که تعدادی از کارها قابل قبول بودند. همه این موارد اسناد تصویری و گاهی هویتی شهر می‌شوند.به نظر من بعضی‌ آثار بسیار خوب و با رویدادهای سطح شهر سازگار است. ولی بعضی دیگر واقعا از لحاظ هنری در سطح بسیار پایینی قرار دارد. مثلا درخت‌هایی که نقاشی و تکرار شده در یک جاهایی خیلی خوب نیست، ولی یک سری نقاشی‌های طبیعت که از فرهنگ سنتی و نگارگری سنتی ما آمده و به‌صورت درشت روی دیوارها نقاشی شده، کار قشنگ و خوبی است.
  • دلیل این‌که کارهای ضعیف خودنمایی می‌کند چیست؟ آیا در این خصوص دید هنری یا تخصصی لحاظ نشده است؟
یک‌بار سراغ مجسمه  اسبی که در انتهای بلوار ارم نصب شده است، رفتم. دیدم گروهی آن‌را رنگ می‌کنند. شروع کردم به عکس گرفتن و بعد پرسیدم چه رنگی می‌زنید؟ گفتند« به نظر شما چه رنگی بزنیم؟» پرسیدم مگر شما نمی‌دانید؟ گفتند« ما نقاش خطوط خیابان‌ها هستیم و به ما گفته اند بروید و رنگی هم روی مجسمه اسب بپاشید تا تازه شود. ما هم نمی‌دانیم چه باید انجام دهیم.» اگر به این شکل بخواهد کار شود واقعا جالب نیست.
  • اخیرا برخی کارهای استاد مراد حنیفه، سنگتراش همدانی که مجسمه ها، نماد‌ها و آبنماها را با دست تراشیده رنگ شده است، درحالی‌که به گفته ایشان سنگ هویت دارد و نیازی به رنگ شدن ندارد. برای این‌که شاهد چنین چیزهایی نباشیم، نقش هنرمندان چیست؟
به نظر من باید در این زمینه با افراد مختلف مشاوره شود. مثلا یک گرافیست، یک عکاس و یک مجسمه‌ساز باید مورد مشورت واقع شوند. نقاشی شهری تخصص ویژه‌ می‌خواهد. شاید یک گرافیست بتواند کاری را خیلی خوب ارائه دهد، ولی آیا می‌تواند در آن فضایی که در اختیارش هست هم کاری متناسب ارائه دهد؟ الان در میدان پژوهش یکی از نمادهای باستانی را درست کرده‌اند که یک نفر روی آن نشسته است و مطالعه می‌کند. این واقعا یکی از کارهای زیبایی است که در همدان انجام شده است. البته امیدوارم که رنگ نشود. ولی آن مکعبی که در پیچ زندان هست چه هویتی را می‌خواهد به ما نشان دهد؟ چه چیزی در آن مکعب هست که ما ندیده‌ایم؟ یا این‌که فرهنگ ما با این اثر چه ارتباطی دارد؟ بعضی وقت‌ها کارهایی را می‌بینم که خوب انجام نمی‌شود و هزینه هم می‌شود.
  • همدان و فرهنگ همدان چقدر در طراحی‌ها حضور دارد؟
در میدان دانشگاه (جهاد) ابتدای خیابان میرزاده عشقی یک نما از گذشته همدان نقاشی شده است. در خیابان جوادیه نیز روی دیوار شهرداری منطقه با تنه درختان تزیین شده که به نظر من یک کار تلفیقی و نو است. راجع به خوب و بد آن صحبت نمی‌کنیم، ولی حداقل یک اتفاقی است که جدید افتاده است.
  • یکی از مسائل مهم بحث جانمایی اثر هنری است. پیشنهاد شما چیست؟
در پارک ملت تهران دیده‌ایم که مشاهیر بزرگ کشور را به‌صورت نیم‌تنه درست کرده‌اند. ما هم می‌توانیم همین اتفاق را در همدان داشته باشیم که مشاهیر همدان را در مسیری درست بسازیم و نصب کنیم. البته در مجموعه فرهنگی عین‌القضات کارهایی انجام شده، ولی خیلی در معرض دید نیست. اگر بشود مشاهیر همدان را در پارک‌ها به بچه‌ها معرفی کنیم بسیار خوب است. همین که بچه‌ها با دیدن این مجسمه‌ها بپرسند که متعلق به چه کسانی هستند و زیر مجسمه‌ها نوشته و توضیح مربوط به آنها را بخوانند تا با آن مشاهیر آشنا شوند، بسیار به فرهنگ ما کمک‌ می‌کند.
  • تناسب در طراحی فضای شهری و نماد‌ها به شکل مشخص در پیاده‌روها و معابر شهر چگونه است؟
به نظر من حفظ حریم پیاده‌رو، حرمت‌گذاشتن به افراد آن شهر است. یعنی برای فضا و معابر پیاده‌ها باید با حساسیت و تمرکز لازم تصمیم‌گیری شود. در حال حاضر در بخشی از نقاط اتفاقا پر تردد هیچ تناسبی بین خیابان و پیاده‌رو نمی‌بینیم. مثلا در خیابان سعیدیه یک بلوار ایجاد شده که  یک ساختمان بسیار عظیم مانند برج سعیدیه در کنار آن ساخته شده است، اما پیاده‌رویی که  مناسب تردد افراد زیادی باشد طراحی نشده است. گویا برای پیاده‌رو باید یک سوم عرض یک طرف خیابان طراحی شود. ولی در اینجا اصلا دیده نمی‌شود. فقط بلوارهایی که از قبل ساخته شده‌اند معابر درستی دارند. بلوار خواجه‌رشید را در نظر بگیرید. از میدان آرامگاه تا پل روگذر نصب شده، در هر دو طرف پیاده‌روهای درستی دارد و کسانی که عبور و مرور می‌کنند راحت هستند و احساس آرامش می‌کنند. در خیابان بوعلی در بخش‌هایی که پاساژ ساخته‌اند هم به عبور پیاده ها توجه نشده و مردم مجبورند از خیابان عبور کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C


برچسب ها: همشهری همدان ، طراحی فضای شهری همدان ، نمادهای شهری همدان ،

دوشنبه 25 آبان 1394

هنرمندان همدانی خودشان را باور کنند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

هنرمندان همدانی خودشان را باور کنند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان همدانی خودشان را باور کنند
موسیقی مقامی، از انواع موسیقی ایرانی است که در استان‌های ایران به‌خصوص در نواحی حافظ آیین و سنت‌های قدیمی بیشتر دیده می‌شود. موسیقی مقامی در همدان نیز به شکل‌های مختلف وجود دارد و علاقه‌مندان بسیاری دارد...
1394/08/25
موسیقی مقامی، از انواع موسیقی ایرانی است که در استان‌های ایران به‌خصوص در  نواحی حافظ آیین و سنت‌های قدیمی بیشتر دیده می‌شود. موسیقی مقامی در همدان نیز به شکل‌های مختلف وجود دارد و علاقه‌مندان بسیاری دارد.با توجه به همسایگی همدان با استان‌های لرستان، کردستان و کرمانشاه، موسیقی مقامی کردی و لری بیشتر مورد توجه و متداول است. زبان‌ترکی نیز زبان مورد تکلم برخی شهرستان‌های همدان مانند بهار و کبودرآهنگ است. موسیقی‌ترکی نیز به همین دلیل با استقبال همراه است.موسیقی مقامی همدان در 2 بخش عرفانی بیشتر بر پایه تنبور‌نوازی و موسیقی عاشیقی همدان استوار است. موسیقی عاشیق‌های همدان بیشتر در روستاها رواج دارد.«مصطفی رشیدی‌مطلق» از جمله نوازندگان جوان تنبور است که در سال‌های اخیر خوش درخشیده و بارها در جشنواره‌ها مقام کسب کرده است. او در گفت‌وگو با همشهری علاوه بر تشریح مراحل کسب آخرین مقامش در جشنواره زاگرس‌نشینان از وضعیت موسیقی همدان می‌گوید.
  •  چه عاملی باعث شد وارد عرصه نوازندگی شوید و به سمت نوازندگی تنبور بروید؟
موسیقی به ویژه موسیقی مقامی از گذشته در خانواده ما موروثی بود. از آنجا که‌ساز تنبور همیشه در خانه بود، در نتیجه من هم آموختن موسیقی را با‌ساز تنبور شروع کردم. رفته رفته با سازهای سنتی و موسیقی ملی آشنا شدم. در سال‌های نوجوانی نواختن  تار را به‌صورت تخصصی ادامه دادم. در عین حال موسیقی مقامی را هم انجام می‌دادم  تا این‌که رشته موسیقی در دانشکده علمی-  کاربردی افتتاح شد. من هم وارد دانشگاه شدم ودر این رشته تحصیل کردم. اکنون در آموزشگاه‌های موسیقی‌ساز تنبور درس می‌دهم.
  • آموزش موسیقی را خارج از همدان هم دنبال کرده‌اید؟
بله. در تهران پیش استادان برجسته،‌ساز عود و تار را آموختم.
  • شما در جشنواره‌های ملی متعددی حضور داشته‌اید؛ آخرین مقامی که کسب کرده‌اید چه بوده است؟
زمستان سال گذشته در جشنواره موسیقی همدان مقام اول را برای تکنوازی‌ساز تنبور به دست آوردم و شهریور گذشته نیز در «جشنواره سراسری موسیقی زاگرس‌نشینان» مقام سوم را برای نواختن همین‌ساز به دست آوردم.
  • در مورد اجرای خود در جشنواره اخیر توضیح می دهید؟
در جشنواره موسیقی مقامی زاگرس‌نشینان باید کاری اجرا شود که هم برای مخاطبان عام و هم داوران حرفه‌ای قابل فهم و پذیرش باشد. در عین حال نوازنده در زمانی حدود 5 دقیقه باید آنچه در توان دارد را ارائه کند.‌ساز تنبور هم مقام‌های باستانی دارد و هم مقام‌های حقانی یا عرفانی. انتخاب من از مقام‌های باستانی بود. حدود 4 دقیقه تنبور نواختم که مورد قبول داوران واقع شد. البته داوران آداب صحنه و حتی لباس پوشیدن نوازندگان را در این جشنواره مد نظر قرار می‌دهند.
  • از چه استان‌هایی در این جشنواره شرکت می کنند؟
در این جشنواره بهترین نوازندگان غرب کشور به ویژه از  استان کرمانشاه که مرکز تنبور‌نوازان است شرکت داشتند و این‌که در بین آنها مرا پذیرفتند باعث افتخار من است.
  • گویا شما در زمینه صنایع دستی هم فعال هستید؟
در زمینه صنایع دستی هم کارهای چرم تولید می کنم که فعلا به دلایلی، دیگر در این زمینه فعالیت نمی کنم.
  • با توجه به گرایش جوانان به نوازندگی، وضعیت موسیقی همدان به ویژه موسیقی مقامی را  که خود در آن کوشا هستید را چگونه می بینید؟
از آنجا که من هم در زمینه موسیقی مقامی و هم موسیقی ملی فعالیت می کنم به نظرم زمینه و ظرفیت موسیقی مقامی در استان بسیار بالا است. برخی از هنرمندان همدان در این زمینه پژوهش‌هایی منتشر کرده‌اند که گویای همین سخن است. به نظرم زمینه‌های اصلی وجود دارد اما اگر تلاش‌ها هدفی نداشته باشند و حمایت مسئولان،  همیشگی نباشد، روند ادامه‌دار و رو به رشدی برای موسیقی به‌خصوص موسیقی مقامی نمی‌توان متصور شد. به‌طور مثال در جشنواره زاگرس‌نشینان که در شهرکرد برگزار شد از همدان فقط یک هنرمند نوازنده‌ حضور داشت. اما از شهرهایی مثل خرم‌آباد چندین هنرمند شرکت کرده بودند. این در حالی است که همدان نوازندگان بسیار قدرتمندی دارد.
  • فکر می‌کنید دلیل این نگاه چیست،  هنرمندان مقصرند یا نهادهای دولتی؟
به نظرم هنرمندان ما هنوز به این باور نرسیده‌اند که بپذیرند در سطح کشور حرفی برای گفتن دارند. در حالی که اگر این نکته را بپذیرند کارهای قابل قبولی می‌توانند ارائه کنند. بیشترین کوتاهی از هنرمندان همدانی است. البته نباید از میزان حمایت مسئولان به خصوص اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان غافل شد. بود و نبود این حمایت نیز بسیار تاثیرگذار است.
  • برای بهبود وضعیت فعلی چه می‌توان کرد؟
من پیشنهاد کردم جشنواره موسیقی مقامی در دوره بعد به میزبانی همدان برگزار شود.‌درصدد هستم به زودی اولین جشنواره موسیقی دانشجویی را با همکاری دانشگاه فرهنگ وهنر برگزار کنم. ما دانشجویان بسیاری در همدان داریم که رشته مرتبط ندارند، اما نوازنده هستند. باید این استعدادها شناسایی شوند.
  • در موسیقی امروز همدان چه چیزی کم داریم که استقبال خوبی از اجراهای عمومی نمی شود؟
یکی از مشکلات این است که وقتی گروه‌های همدانی کنسرت اجرا می‌کنند به غیر از اقوام درجه یک نوازندگان و دوستان نزدیک کسی حضور ندارد.
این مثال را البته به اغراق برای بیان هدفم گفتم، اما گروه‌های غیر بومی که برنامه اجرا می‌کنند حتا اگر ضعیف هم باشند سالن‌ها پر می‌شود. از کنسرت‌هایی که قیمت بلیت آنها 70 هزارتومان است استقبال می‌شوند ،اما کنسرت‌های گروه‌های همدانی که بلیتی گران‌تر از 20 هزار تومان ندارند، استقبال و حمایت نمی‌شوند. یکی از علت‌ها این است که اهالی موسیقی خودشان حمایت نمی کنند. همدان صدها نوازنده دارد و اگر فقط نوازندگان همدانی در این برنامه‌ها شرکت کنند شرایط تغییر می کند.
  • البته برخی کارهای گروه‌های همدانی با استقبال روبه‌رو می‌شود.
بله. سال گذشته بعضی از گروه‌های موسیقی همدان با استقبال بسیار خوبی مواجه شدند البته این موضوع همیشگی نیست. یکی از دلایل این استقبال همراهی و تبلیغات رسانه‌ها بود که کمک کرد مردم به سالن بیایند. سؤال این است که چرا در طول یک ماه چند گروه موسیقی پاپ در همدان کنسرت برگزار می کنند و همه بلیت‌ها فروش می‌رود، اما کنسرت‌های موسیقی سنتی و مقامی همشهریان ما با استقبال روبه‌رو نمی شود.
  • در این زمینه نقش دولت را چطور می بینید؟
کم کاری همکاران و هنرمندان موسیقی را نمی‌توان نادیده گرفت و این‌که همکاری گروهی ندارند و نقدهای غیر منصفانه بیان می‌کنند. البته حمایت نهادهای دولتی هم وجود ندارد. به‌طور مثال جایزه نفر اول یک جشنواره وقتی 150 هزار تومان می‌شود با این شکل حمایت، چگونه انگیزه ‌ای برای کار کردن باقی بماند؟
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، تنبور همدان ،

سه شنبه 7 مهر 1394

نمادهای همدان در پوستر جشنواره فیلم نوجوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،میراث فرهنگی ،

نمادهای همدان در پوستر جشنواره فیلم نوجوان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
نمادهای همدان در پوستر جشنواره فیلم نوجوان
بیست ‌و ‌نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم نوجوان همدان با جنب‌و‌جوش خاصی در حال برگزاری است. این جشنواره با حضور ده‌ها فیلمساز ایرانی و مهمانان خارجی از تاریخ سوم مهر آغاز شده و تا هشتم مهر ادامه دارد...
1394/07/07
بیست ‌و ‌نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم نوجوان همدان با جنب‌و‌جوش خاصی در حال برگزاری است. این جشنواره با حضور ده‌ها فیلمساز ایرانی و مهمانان خارجی از تاریخ سوم مهر آغاز شده و تا هشتم مهر ادامه دارد. این رویداد مهم فرصتی را فراهم آورده تا همدانی‌ها بعد از چند سالی که جشنواره از همدان رفت روی صندلی‌های سینماها بنشینند و با حضور عوامل، فیلم‌ها را تماشا کنند.
یکی از شاخصه‌های این رویداد مهم فرهنگی، طراحی پوستر متفاوت جشنواره است که علاوه بر عناصر سینمایی در آن تلاش شده از پدیده‌های بومی شهر همدان نیز بهره گرفته شود.
در واقع این پوستر تلفیقی از نمادهای همدان و مظاهر و عناصر هنری و سینمایی است. پوستر «جشنواره بین‌المللی فیلم‌های نوجوانان و نخستین المپیاد فیلم سازی» در نگاه اول تصاویر شهرفرنگ دوره قاجار را به یاد می‌آورد اما به نظر می‌رسد بیشتر، از عناصر ایرانی مانند نقاشی قهوه‌خانه‌ای بهره برده است. مانند یک تابلوی زیبا که با دیوار و باروی قدیم شهر قاب شده است.

استفاده از نمادهای همدانی
«امیرشهاب رضویان» کارگردان و سینماگر همدانی، طراح این پوستر گفت: در پوستر جشنواره امسال سعی کرده‌ام کاملا از نمادهای همدانی استفاده کنم.
طرح میدان مرکزی شهر همدان به شکل شعاعی طراحی شده است و در نوع خود منحصربفرد است. این پوستر بر مبنای پرسپکتیو دایره‌ای شکل گرفته و همه رویدادها و اتفاقات از مرکز این میدان نشات می‌گیرد و جدا می‌شود. به طور مثال در بخشی از این پوستر گروه موزیک در حال اجرای موسیقی و در دایره بعدی عده‌ای با تراولینگ در حال فیلم برداری هستند و در دایره بعدی نوجوانان شادمانی می‌کنند.
رضویان ادامه داد: همه این موارد برآمده از آن شکل رویایی شهر همدان است که من دوستش دارم. من دوست دارم در خیابان‌های تاریخی این شهر اتومبیل رفت‌و‌آمد نکند و 6 خیابان اصلی این شهر به پیاده‌راه تبدیل شود.
این سینماگر در پاسخ به این سوال که هنر و امضای امیرشهاب رضویان را در کدام بخش از این پوستر می‌توان دید گفت: همه عناصری که در این پوستر استفاده کرده‌ام را دوست دارم. شش خیابان که با شش ساختمان از هم جدا می‌شود.

راهی برای حفظ آثار تاریخی همدان
رضویان با اشاره به نمادهای استفاده شده در این پوستر گفت: نمادهای همدان مانند شیر سنگی، آرامگاه باباطاهر، آرامگاه بوعلی، هگمتانه و کلیسای ارامنه همدان در پوستر هست. در هر خیابان یک آپارات سینما کشیده‌ام. همه اینها رویاهایی است که برای این شهر دارم. من اگر مسئولیتی در این شهر داشتم حلقه اول شهر را می‌بستم و تبدیل به پیاده‌راه می‌کردم تا بیش از این اماکن تاریخی شهر از بین نرود.
طراح پوستر بیست‌ و‌ نهمین جشنواره بین‌‌المللی فیلم نوجوان ادامه داد: این نوع نقاشی را از نقاشی قهوه‌ خانه‌‌ای الهام گرفته‌ام. از زمان دانشجویی این سبک را پی گرفته‌ام. در این سبک نقاشی اولین باری است که از رنگ استفاده شده است و سعی کرده‌ام به طور کلی فضایی مفرح و شاد باشد.
امیرشهاب رضویان در پایان گفت: علت این‌که پوستر را با جزئیات زیادی طراحی کرده‌ام، جنبه سینمایی بودن پوستر و جذب کودکان و نوجوانان، جلب توجه آنان و کشف بخش‌‌های مختلف پوستر را مد نظر داشته‌ام.
لازم به توضیح است امیرشهاب رضویان علاوه بر طراحی پوستر جشنواره، عضو کمیته انتخاب فیلم‌های بیست و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم نوجوان نیز هست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، امیر شهاب رضویان ، بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم نوجوان ، سینمای همدان ، پوستر جشنواره ،

دوشنبه 6 مهر 1394

سینما فلسطین همدان بازگشایی شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،هنر ،میراث فرهنگی ،

انتخاب خبر: سینما فلسطین همدان یکی از قدیمی ترین سینماهای کشور است که حوادث زیادی را در 90 سال گذشته از سر گذرانده است. این سینما به بهانه تعمیر و باز سازی حدود یک دهه تعطیل بود اما یک شنبه گذشته همزمان با دومین روز برگزاری بیست و نهمین جشنواره فیلم های نوجوانان در همدان بازگشایی شد.درآئین گشایش این سینما امیرشهاب رضویان سینماگر و کارگردان همدانی به پیشینه تاریخی این سینما و وقایع رخداده در آن اشاره کرد.

به گزارش خبرنگار انتخاب خبر، امیرشهاب رضویان در مراسم گشایش سینما فلسطین با اشاره به نام قدیم این سینما گفت: سینما الوند،«سینما پارادیزو» همدان است. سینما الوند حدود سال های 1310 و 11 افتتاح می شود برای افتتاح این سینما قمرالملوک وزیری به همدان دعوت می شود و در همین سینما کنسرت برگزار می کند. عارف قزوینی که آن زمان سال های تبعید خود را در همدان می گذراند به کنسرت دعوت می شود و گلدانی که توسط یکی از مدیران شهربه او اهدا می شود را به عارف قزوینی تقدیم می کند عارف با این که شرایط مالی خوبی نداشته این گلدان نقره را  پس از مراسم به فقرا می دهد. عارف آن زمان در همین عمارت و باغ بدیع که سال گذشته تخریب شد رفت و آمد می کرد و چندی هم آنجا ساکن بود.

این سینماگر همدانی به آتش سوزی های سینما فلسطین اشاره کرد و گفت: این سینما یک بار در سال 1347 آتش می گیرد و بار دیگر در سال 1352 آتش سوزی رخ می دهد که من هم به خاطر دارم. یکی از دوستان تعریف می کرد که سال 1347 وقتی سینما آتش گرفت و ماشین آتش نشانی سر رسید، متوجه شدند منبع آب ماشین خالی است وشلنگ آب را به حوض میدان می اندازد و ماهی قرمز های وسط حوض را همراه آب به روی آتش پمپاژ می کند.

رضویان ادامه داد: تا سال 1333سینما الوند تنها سالن سینمای همدان بود سپس سینما تاج ساخته می شود سینما هما احداث سال 1335می شود سینما لوکس 1337 ساخته می شود بعدها سال 1354هم سالن  باشگاه معلمان ساخته شد. سینما تاج سابق بعد از انقلاب تعطیل شد اما امیدوارم آقای استاندار بودجه ای اختصاص دهد تا این سینما  بازسازی شود. پیش از انقلاب جمعیت همدان یک سوم جمعیت امروز بود ما 5 سینمای فعال داشتیم اما امروز شهر با بیش از 500 هزار نفر جمعیت دو سینما داریم. همیشه سینما الوند یکی از مهم ترین سینماهای همدان بوده  و هست.

رضویان به درگذشت زنده یاد هما روستا اشاره کرد ودر ادامه گفت: مرحوم محمد تقی کهنمویی هنرمند و بازیگرتئاتردر دهه 20 و 30 بارها به همدان می آید و تئاتر اجرا می کند و در دهه 60 فوت می کند خوشبختانه نام قدیم سینما را بار دیگر بر روی سالن شماره 1 سینما گذاشته اند پیشنهاد می کنم نام سالن شماره 2 را به نام مرحوم محمد تقی کهنمویی بگذارند.

او افزود: این سینما حدود 83 سال تاریخ این شهر را شاهد بوده است. دوبار سقوط مجسمه شاه در مقابل در این سینما اتفاق افتاده است وقایع روز 25 مرداد 1332 را شاهد بوده و بهمن 57 را دیده است این سینما نمادی برای این شهر است.

این هنرمند همدانی افزود: آرزوی دیگری که بارها با مسئولان شهر مطرح کرده ام این است که رینگ اول شهر بسته شود و تبدیل به پیاده راه شود بیشتر اماکن تاریخی شهر در همین رینگ اصلی قرار دارد و باید آنها را حفظ کنیم امیدوارم این طرح اجرا شود.

رضویان به عملکرد استاندار همدان اشاره کرد و گفت: من به خاطر اینکه استاندارهمدان کمک کرد این سینما بار دیگر بازگشایی شود از ایشان سپاسگزارم به خاطر بازگرداندن جشنواره از ایشان تشکر می کنم استاندار همدان بهار امسال از تخریب زورخانه تاریخی همه کسی جلو گیری کرد و اولین مدیری است در طول 35 سال گذشته وقتی ما 400 نفر معترض به تخریب میراث فرهنگی شهر نامه نوشتیم پاسخ داد.

این کارگردان سینما در پایان به شهدای هنرمند اشاره کرد و افزود: این شهر شهدای زیادی داشته است از عین القضات همدانی تا آقا عبدالرزاق حکاک که در مشروطیت شهید می شود میرزاده عشقی که گفته می شود به دست عوامل رضا شاه شهید می شود، مرتضی کیوان در سال 1332 شهید می شود و یک شهیدی داریم به نام سعید یوسفی که فیلم بردار بود و با گلوله مستقیم تانک شهید شد اما دوستان هنرمند همدانی نامی از او نمی برند یاد و خاطره اورا هم گرامی می داریم.

خبرنگار: حسین زندی

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=5070,1



برچسب ها: امیر شهاب رضویان ، سینما الوند همدان ، سینما فلسطین ،

یکشنبه 1 شهریور 1394

از بیمه خبرنگاران تا دلیل لغو کنسرت‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

از بیمه خبرنگاران تا دلیل لغو کنسرت‌ها

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
از بیمه خبرنگاران تا دلیل لغو کنسرت‌ها
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سخنگوی این وزارتخانه با حضور در جمع خبرنگاران همدان به پرسش‌های آنان را پاسخ گفت...
1394/05/31
 معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و سخنگوی این وزارتخانه با حضور در جمع خبرنگاران همدان به پرسش‌های آنان را پاسخ گفت. در این نشست خبری که با حضور مدیر کل فرهنگ و ارشاد همدان و ده‌ها نفر از اهالی رسانه در این شهر برگزار شد، مسائلی از جمله وضعیت ناشر و کتاب، مشکل بیمه خبرنگاران، حضور جشنواره‌های بین‌المللی تئاتر و فیلم کودک و نوجوان در استان و شبکه‌های اجتماعی مورد پرسش و پاسخ قرار گرفت.

رسانه‌ها؛ رگ حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه
به گزارش همشهری، معاون وزیر فرهنگ و ارشاد در جمع خبرنگاران رسانه‌ها را رگ حیات فرهنگی و اجتماعی جامعه دانست و گفت: اگر رسانه سالم باشد و جریان اطلاعات را به خوبی در جامعه به گردش در بیاورد سلامت کل جامعه در امنیت است. اگر رسانه‌ها عملکرد مناسب و به روزی داشته باشند کمک رسان خوبی در چرخه فرهنگ و اقتصاد کشور خواهند شد.

کتاب باید از ناشران استان خریداری شود
یکی از مسائلی که ناشران و نویسندگان همدانی بارها از آن ابراز نگرانی کرده اند خرید گزینشی محصولات فرهنگی به ویژه کتاب است و گفته می‌شود مدیران اداره کل ارشاد استان از طیف خاصی حمایت می‌کنند. «حسین نوش آبادی» در پاسخ به سؤال خبرنگار همشهری در این زمینه و دغدغه نویسندگان و ناشران همدانی گفت: وزارت ارشاد سیاستی را دنبال می‌کند به جهت این‌که خرید کتاب متمرکز در تهران نباشد. اعتبار هر استان را جداگانه در نظر می‌گیرد و به مدیران توصیه می‌کند که برای خرید کتاب از کتاب‌های چاپ شده در استان استفاده کنند. در واقع ملاک ما برای خرید کتاب در استان‌ها انتشار کتاب در همان استان است. اگر خرید کتاب از خارج استان صورت بگیرد خلاف مقررات است و در این زمینه توصیه کرده‌ایم که گزینشی برخورد نشود و همه تولیدکنندگان کتاب به صورت عادلانه از حمایت‌های وزارت ارشاد بهره‌مند شوند.

توجه به جامعه مطبوعاتی
نوش آبادی با تاکید بر نقش رسانه‌ها در پیشرفت مادی و معنوی گفت‌: هر چقدر به جامعه مطبوعاتی توجه شود و ارتباط بین حاکمیت و رسانه محکم‌تر شود به حل مشکلات کمک قابل توجهی خواهد شد. رسانه‌ها پل ارتباط مردم و مسئولان هستند که اگر در این ارتباط اختلالی ایجاد شود قطعا این تعامل دچار نقصان خواهد شد.

اولویت حمایت از مطبوعات محلی و استانی
بیشتر پرسش‌های خبرنگاران در زمینه دغدغه‌های صنفی فعالان این حوزه بود. سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد با اشاره به فروش نرفتن روزنامه‌های استانی گفت: همان‌گونه که در ارشاد برنامه‌ای برای خرید کتاب داریم، اگر از مطبوعات نیز حمایت شود و شورایی برای حمایت از مطبوعات شکل بگیرد شرایط بهتر خواهد شد. از آنجایی که بودجه ارشاد برای حمایت از روزنامه‌داران اندک است دست ما خالی است، اما می‌توان با جذب بودجه‌های متفرقه این مشکل را حل کرد. حمایت از مطبوعات محلی و استانی اولویت ارشاد است.
بسیاری از اولویت‌ها مانند بیمه سلامت به سمت مطبوعات استان‌ها قرار گرفته است و در پرداخت یارانه مطبوعات اولویت را به استان‌ها داده‌ایم. البته یارانه‌هایی که به روزنامه‌ها اختصاص داده شده کفاف خرج روزنامه‌ها را نمی‌دهد و این یارانه تنها به عنوان کمک و حمایت ارشاد از روزنامه‌هاست.

جشنواره فیلم نوجوان همدان
به تازگی جشنواره فیلم نوجوان به همدان بازگشته است. نوش آبادی با اشاره به جشنواره فیلم نوجوانان در همدان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در این استان گفت: حضور جشنواره‌های تئاتر و فیلم کودک و نوجوان که به صورت ملی در همدان برگزار می‌شود، نشان از ظرفیت بالای فرهنگی در استان همدان است. تمرکز‌ زدایی برگزاری برخی جشنواره‌ها به استان‌ها واگذار شده است و علاوه بر برگزاری جشنواره دو بیتی رضوی در همدان،‌ برگزاری جشنواره فیلم نوجوان و تئاتر کودک و نوجوان نیز در این استان انجام می‌شود.

مشکل بیمه خبرنگاران
مشکل بیمه خبرنگاران اصلی‌ترین نگرانی خبرنگاران است و در این نشست نیز بیشتر پرسش‌ها به این موضوع اختصاص داشت. معاون وزیر ارشاد در این زمینه گفت: هرکسی که در عرصه تولید خبر قرار بگیرد مشمول قانون سخت بودن شغل خبرنگاری و از بیمه تامین اجتماعی باید بهره‌مند شود. عوامل مؤثر در تولید و نشر خبر می‌توانند از بازنشستگی قبل از موعد با 20 سال سابقه استفاده کنند که این قانون شامل خبرنگاران، عکاسان و روزنامه‌نگاران و نویسندگان می‌شود. او با اشاره به توزیع 20 میلیارد تومان یارانه برای بیمه خبرنگاران در 3 ماه نخست سال جاری گفت: با افزایش اعتبارات میزان یارانه‌ها نیز افزایش می‌یابد و با تلاش دولت یازدهم هیچ خبرنگاری محروم از بیمه تأمین اجتماعی و بیمه تکمیلی نخواهد بود.

دلیل لغو کنسرت‌ها چیست؟
در سال‌های گذشته بارها شاهد لغو کنسرت‌ها در همدان بوده‌ایم. اما نوش‌آبادی از این مشکل روایتی دیگر را با خبرنگاران در میان گذاشت. او در پاسخ به این پرسش که رویکرد وزارت ارشاد در مقابل لغو کنسرت‌ها چیست، گفت: در صورت تأیید عوامل اجرایی و محتوای برنامه و همچنین محل برگزاری مجوز اجرای کنسرت از سوی ارشاد صادر می‌شود و در این خصوص مسئولان و دستگاه‌های استان نیز دخیل هستند. لغو کنسرت‌ها در برخی استان‌ها از سوی مقامات انتظامی استان‌ها و یا مسئولان مذهبی است و در استان تهران موارد اندکی در لغو کنسرت مشاهده می‌شود. لغو کنسرت به هر بهانه‌ای را نمی‌پسندیم‌. هر دستگاه و نهادی باید در چهارچوب قانون به وظایف خود عمل کند و وارد حریم یکدیگر نشوند تا از ایجاد مشکلات در برگزاری کنسرت‌ها کاسته شود.

شبکه‌های مجازی، فرصتی برای کار فرهنگی است
سخنگوی وزارت ارشاد شبکه‌های مجازی را فرصت دانست و گفت: با مدیریت شبکه‌های اجتماعی بهترین فرصت برای کار فرهنگی و اجتماعی در این حوزه وجود دارد و باید به جای برخورد سلبی با آنها برخورد ایجابی شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%84%D8%BA%D9%88-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7


برچسب ها: همشهری همدان ، هنر درهمدان ،

چهارشنبه 21 مرداد 1394

یک دنیای رنگی برای کودکان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،روزنامه همشهری ،

یک دنیای رنگی برای کودکان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یک دنیای رنگی برای کودکان
نمایش «یه دنیای رنگی» کاری است از گروه نمایش گلبرگ که از تاریخ 21 تا 31 مرداد در سالن پلاتوی شهید آوینی اداره فرهنگ و ارشاد همدان هر روز در 2 نوبت به روی صحنه می‌رود.«فریبا یعقوبلو» بازیگر، نویسنده، کارگردان و مسئول کمیته ارتباطات کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان است....
1394/05/21
نمایش «یه دنیای رنگی» کاری است از گروه نمایش گلبرگ که از تاریخ 21 تا 31 مرداد در سالن پلاتوی شهید آوینی اداره فرهنگ و ارشاد همدان هر روز در 2 نوبت به روی صحنه می‌رود.«فریبا یعقوبلو» بازیگر، نویسنده، کارگردان و مسئول کمیته ارتباطات کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان است.
وی فارغ‌التحصیل زبان و ادبیات فارسی است و در چند سال گذشته حضور مستمر در بیشتر جشنواره‌ها داشته است و این سومین تجربه نمایش بدون کلام او به شمار می‌آید که همزمان با اولین همایش تئاتر کودکان در همدان روی صحنه می‌رود. در این نمایش «مهشید حنیفه» و «گلبرگ اسدی» به عنوان بازیگر، «علیرضا اسدی» و «میلاد کوشش» در بخش موسیقی، «سیدسامان باب الحوائجی» برای نور، «سیدناصر اسدی» به عنوان مدیر صحنه و «محمد رسول» حضور دارند.
این نمایش سومین تجربه نمایش بدون کلام گروه نمایش گلبرگ است. 2 تجربه گذشته با نام‌های «زیرگنبد کبود» و «همه‌جا به رنگ زمین» در 2 جشنواره بیست‌و‌یکم و بیست‌ودوم روی صحنه رفت و با استقبال بی‌نظیر تماشاگران و گروهای مختلف شرکت‌کننده از سایر کشورها قرار گرفت تا جایی که این نمایش برای اجرا به جشنواره‌ای در فرانکفورت آلمان دعوت شد و در آنجا نیز با استقبال خوبی روبه‌روشد و کارشناسان و منتقدان از این کار تجلیل کردند.

نمایش‌های بدون کلام
فریبا یعقوبلو نویسنده و کارگردان نمایش «یه دنیای رنگی» در مورد 3 نمایش اخیر خود به همشهری گفت: در مورد شیوه اجراهای هر 3 نمایش باید بگویم که هر 3 کار بدون کلام، همراه با موسیقی، نورو بازیگر و با استفاده از نشانه‌ها روی صحنه می‌روند و نمایش یه دنیای رنگی نیز باطبع همین روند را طی خواهد کرد.
این کارگردان همدانی با اشاره به ظرفیت‌های نمایش بدون کلام ادامه داد: بدون کلام بودن نمایش‌ها با استعانت از مفاهیم قابل درک در نوع اجرا باعث استقبال همه ملل با هر فرهنگ و زبانی شده است. ما با توجه به چنین شاخصه و مولفه‌هایی در همدان تلاش کردیم تجربه‌های خوبی در این زمینه داشته باشیم و خوشبختانه مورد رضایت هنردوستان بوده است.
یعقوبلو با اشاره به موضوع نمایش گفت: دختر بچه‌ای که کودک کار است و در طول نمایش متوجه می‌شویم مادر ندارد، هر روز بعد از کار روزانه یعنی دست‌فروشی که دفتر نقاشی و مداد رنگی می‌فروشد در مسیر بازگشت به خانه از کنار ویترین مغازه‌ای عبور می‌کند که مانکنی در داخل ویترین است. کودک شیفته مانکن می‌شود تا جایی که در خواب، رویا و واقعیت مانکن را به جای مادر خود تصور می‌کند.
این نمایش در دوره تمرین و بازبینی مورد پسند دوستانی قرار گرفت که در تمرین‌ها حضور داشتند.
کارگردان نمایش «یه دنیای رنگی» افزود: من ازهمه عوامل اجرایی گروه نمایش گلبرگ کمال تشکر و قدردانی را دارم که طی این سال‌ها در میان این تجربه‌های فاخر و ارزشمند در کنار من بودند. امیدواریم اجرای نمایش «یه دنیای رنگی» همانند 2 نمایش گذشته مورد پسند و در خور سلیقه همه هنرمندان و هنردوستان قرار گیرد

دغدغه‌های فکری یک گروه
«مهشید حنیفه» یکی از بازیگران این نمایش نیز گفت: نمایش یک دنیای رنگی ادامه تفکری است غالب بر نمایش‌های اخیر که دغدغه فکری گروه ما را هم در بر می‌گیرد. نمایش‌هایی که در طول 2 سال گذشته اجرا کردیم در همین راستا بوده است. به طور مثال نمایش «زیر گنبد کبود» داستانی در رابطه با کودکانی بود که در خانواده‌هایی با مشکلاتی همچون طلاق، کودک‌آزاری و خشونت‌های خانگی دست و پنجه نرم می‌کنند و باز در سال گذشته نمایش «همه‌جا به رنگ زمین» را به روی صحنه بردیم که به این مسأله با نگاهی جامع‌تر نگریست و به مسأله استعمار انسان و کودکان (استعمار توسط دیگر انسان‌ها، جامعه و تکنولوژی) نگاه کرد.

گره احساسی بین تماشاگر و بازیگر
بازیگر نمایش یه دنیای رنگی گفت: داستان نمایش امسال نیز در ادامه همین مضمون‌هاست اما با نگاهی ظریف‌تر و داستانی لطیف‌تر شکل می‌گیرد. طرح و ایده این نمایش از فریبا یعقوبلو و من است. این داستان نیز داستان کودکان کار است. دخترک دست‌فروشی که به دنبال عشق مادری است، اما نگاه ما در این اثر متفاوت است. امیدواریم مخاطبان ما مانند همیشه با رضایت سالن را ترک کنند. این نمایش شکلی بسیار لطیف و احساسی دارد و تمام زیبایی اجرایی آن به گره احساسی است که بین بیننده و نمایش شکل می‌گیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 4 مرداد 1394

اعتماد به چشم‌های اکبر اعتماد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

اعتماد به چشم‌های اکبر اعتماد

نویسنده: حسین زندی همدان‌ـ خبرنگارهمشهری
اعتماد به چشم‌های اکبر اعتماد
انجمن سینمای جوانان همدان میزبان فیلم مستند «من اکبر اعتماد، اتم می‌شکنم» بود. این نمایش مستند با حضور هنرجویان و هنرمندان انجمن برگزار شد....
1394/05/03
انجمن سینمای جوانان همدان میزبان فیلم مستند «من اکبر اعتماد، اتم می‌شکنم» بود. این نمایش مستند با حضور هنرجویان و هنرمندان انجمن برگزار شد.پس از اکران فیلم نیز جلسه پرسش و پاسخی با حضور «احمدرضا گنجه‌ای» که به طور مشترک با «سیدوحید حسینی» کارگردانی فیلم را برعهده داشته و «محمدحسین یزدانی‌راد» پژوهشگر این فیلم مستند برگزار شد.
این فیلم روایتگر زندگی و تلاش‌های مؤسس سازمان انرژی اتمی ایران است که شخصیت و منش صادقانه او باعث شده هم پیش از انقلاب و هم پس از انقلاب مورد توجه مردم و مسئولان باشد. این فیلم پیش از این در چندین جشنواره ملی و شبکه مستند صدا‌و‌سیما به نمایش درآمده ،اما هنوز به نمایش عمومی در نیامده است. این مستند در آخرین حضور خود به بخش نهایی سومین جشنواره فیلم و عکس فناوری و صنعتی راه پیدا کرده است.

منش اکبر اعتماد
گنجه‌ای یکی از دو کارگردان فیلم در نشست پرسش و پاسخ فیلم گفت: این فیلم حاصل صداقت در گفتار و کردار دکتر اکبر اعتماد است. آنچه در فیلم تماشا می‌کنید همان چیزی است که وقتی در کنار این شخصیت هستید و برای شما صحبت می‌کند. دکتر اعتماد انسانی صمیمی، دوست‌داشتنی و رک و راست است و هرگز شبهه‌ای در کارها و رفتار باقی نمی‌گذارد.
وی ادامه داد: یکی از خصوصیات دکتر اعتماد این است که به عناصر دست‌و‌پاگیر وابسته نیست. موبایل ندارد. حتی با اتوبوس رفت‌و‌آمد می‌کند و از اتومبیل شخصی استفاده نمی‌کند. او از کامپیوتر و تلویزیون و تکنولوژی کمتر استفاده می‌کند. اما هر وقت او را ببینی کتابی در دست دارد و مطالعه می‌کند. خیلی راحت با مردم ارتباط برقرار می‌کند.
این فیلمساز همدانی با اشاره به چگونگی ساخت این فیلم گفت: من سال‌ها با افراد مختلفی گفت‌و‌گو کرده بودم، اما وقتی با دکتر اعتماد مصاحبه کردم متوجه شدم با همه افراد تفاوت دارد. به همین دلیل  تصمیم گرفتیم مستندی از زندگی او بسازیم.
گنجه‌ای با اشاره به رابطه اعتماد با زادگاهش ادامه داد: دکتر اعتماد همیشه می‌گوید از طریق تأسیس دانشگاه بوعلی می‌خواستم کاری اساسی برای توی همدان کنم و برنامه‌های زیادی برای شهر داشتم. اما متأسفانه نتوانستم غیر از تأسیس دانشگاه بوعلی کاری برای همدان انجام بدهم. حتی دکتر اعتماد یک بار به من گفت دوست دارم در همدان بمیرم. علاقه او به زادگاهش وصف‌ناشدنی است.

یک مستند ماندگار
«عباس دوست‌قرین» نمایشنامه‌نویس همدانی نیز در این نشست گفت: متأسفانه اکبر اعتماد برای مردم ایران ناشناخته است. کسی که تلاش کرده ایران را به فناوری هسته‌ای برساند کمتر شناخته شده است.
وی ادامه داد: در مورد فیلم باید بگویم ساختار خوبی داشت و 3 زمان گذشته، حال و آینده به صورت موازی با هم نشان داده می‌شد. وقایع قبل و بعد از انقلاب در ایران و غرب را به خوبی نشان داده بود. این کار یک مستند ماندگار است و هرچه زمان از آن بگذرد فیلم ارزشمندتر خواهد شد. باید گفت در این فیلم اکبر اعتماد حضور همیشگی دارد و یک مستند خالص است.
دوست‌قرین ادامه داد: یکی از ویژگی‌های این فیلم جسارت فیلمسازان بود که توانسته بودند به موضوع حساسی مانند انرژی هسته‌ای وارد شوند. خیلی از ما حتی وقتی فیلمنامه مصوبی که از طرف صدا‌و‌سیما تأیید شده را می‌سازیم این ترس در وجود ما هست که نکند از پخش آن جلوگیری شود و به خودسانسوری دست می‌زنیم، اما در این فیلم چنین چیزی را نمی‌بینیم.
این کارگردان افزود: خود من سال‌ها با این محدودیت‌ها جنگیده‌ام، خیلی مسائل را نگفته‌ام و نادیده گرفته‌ام. همیشه افسوس می‌خورم که بهترین سال‌های عمرم را در تلویزیون گذرانده‌ام، اما وقتی فکر مستقل، اراده و تیم مستقل هست و ترس از سانسورشدن و پنهان‌کردن نیست چنین کار ارزنده‌ای تولید می‌شود. این فیلم مستند مانند یک کتاب پژوهشی معتبر باید در هر کتابخانه‌ای باشد.

ساخت مستند از یک همدانی
«محمدحسین یزدانی» پژوهشگر مستند «من اکبر اعتماد، اتم می‌شکنم» نیز گفت: حدود 11 سال است در قسمت تاریخ شفاهی مرکز اسناد ملی مشغول به کار هستم و در این مدت صدها گفت‌و‌گو انجام داده‌ام.  مصاحبه‌های ما شکل مطبوعاتی ندارد بدین معنا که با افراد تأثیرگذار در حوزه‌های مختلف مصاحبه‌هایی در مورد تاریخ شفاهی انجام می‌دهیم که شخصی نیست. پازلی طراحی می‌کنیم و با افراد گوناگون در آن حوزه گفت‌و‌گو می‌کنیم.
این پژوهشگر ادامه داد: پروژه‌های مختلفی را با آقای گنجه‌ای کار کردیم. تصمیم گرفتیم مطالعه‌ای درباره پیشینه همدان داشته باشیم که متوجه شدیم این استان نسبت به جمعیت، بیشترین افراد نخبه را در سطح کشور دارد. در مورد دکتر اعتماد هم نمی‌دانستیم اهل همدان است، حتی در کتابی که دانشگاه هاروارد در گفت‌و‌گو با ایشان منتشر کرده اشاره‌ای نشده که او همدانی است. در چند جا اشاره شده که شیرازی و یا تهرانی است تا اینکه در گفت‌و‌گویی که با دکتر «پرویز پیران» جامعه‌شناس برجسته کشور داشتیم، گفتند من در مرکز تحقیقات شاگرد دکتر اکبر اعتماد بودم. پرسیدم مگر دکتر اعتماد همدانی است؟ گفتند: بله دکتر اعتماد فرزند حاج اسماعیل اعتماد یکی از تاجران شناخته‌شده همدانی است. این نکته باعث شد تحقیق کنیم و پیگیر کارها باشیم.

خدمات دکتر اعتماد
یزدانی گفت: در این فیلم نقش دکتر اکبر اعتماد در فیزیک هسته‌ای و اتم برجسته شده است، در حالی‌که او چند وجه دیگر دارد. دکتر اعتماد بنیانگذار مرکز تحقیقات در ایران است، بنیانگذار دانشگاه بوعلی است، وزارت علوم را او تأسیس کرده است، قائم مقام رادیو و تلویزیون بوده که در مورد مشاهیر ایران تحقیقات زیادی انجام داده و سازمان انرژی اتمی را تأسیس کرده، راه‌اندازی راکتور اتمی دانشگاه تهران را انجام داده است و حتی این آدم شعر هم می‌گوید.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%B4%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، اکبر اعتماد ، مستند اکبر اعتماد ، موسس سازمان انرژی اتمی ایران ، بزرگان همدان ،

یک آسمان آواز از گذشته تا امروز، گفتگو با علی اصغر طاهری پیشکسوت موسیقی در همدان

music-taheri.jpg

حسین زندی«علی‌اصغر طاهری» 22 بهمن ماه 1322در همدان متولد شد. دوران تحصیل را در مدارس همدان گذراند صدای خوشش او را به عرصه هنر کشاند. او 55 سال در زمینه موسیقی فعالیت کرده است. اگر چه او نقاشی و طراحی‌های زیبایی را خلق کرده است و ترانه و شعر هم می‌نویسد اما این هنرمند را با صدای منحصر به فردش می‌شناسند. علی‌اصغر طاهری چندین اختراع به نام خود ثبت کرده است و این روزها روی برخی آهنگ‌های ایرانی شعر ترکی می‌نویسد.
در این گفت‌وگو نزدیک شش دهه فعالیت هنری او را مرور می‌کنیم:

از تولدتان شروع کنیم.
من 22/11/1322 در همدان متولد شدم دوران ابتدایی و دبیرستان را در همدان گذراندم.

می‌توانید مدرسه‌های که در آن‌ها درس خواندید را نام ببرید؟
مدرسه «رازی» اولین آموزشگاهی بود که من رفتم این مدرسه در خیابان «بوعلی کوچه عبدل» واقع شده بود که «حمام عبدل» هم در آن کوچه قرار داشت.

آن زمان همدان خیابان‌کشی شده بود؟
بله خیابان‌کشی شده بود اما شهر بسیار محدود بود، دوره‌ی ابتدایی دو مدرسه دیگر هم رفتم کلاس پنجم به مدرسه «عارف» رفتم که ابتدای خیابان «سعیدیه» بود و ششم هم دبستان «نصرت» که پشت «امامزاده یحیی» بود. دبیرستان را هم تا سال چهارم در رشته ریاضی خواندم آن‌زمان دبیرستان «رضاشاه» نام داشت که بعدها نامش به دبیرستان «شریعتی» تغییر کرد من هم سال چهارم برای مدتی ترک تحصیل کردم.

در دوران تحصیل فعالیت هنری هم داشتید؟
به صورت تخصصی فعالیتی نداشتیم اما در دوران دبیرستان گروه‌های دوستانه‌ای داشتیم که دررشته‌های موسیقی و نمایش کار می‌کردیم اما سال سوم دبیرستان به رییس دبیرستان رضاشاه که آقای «عالمی» بود مراجعه کردم و انجمن موسیقی و نمایش مدرسه را فعال کردم و با فعالیت‌های نمایشی شروع کردم.
اما من به موسیقی بسیار علاقمند بودم مخصوصاً موسیقی کلاسیک را پیگیری می‌کردم آن‌زمان ما رادیو نداشتیم و ساعت یک بعد از ظهر یک قطعه موسیقی از رادیو پخش می‌شد من به قهوه‌خانه‌ها می‌رفتم تا ساعت دو این موسیقی را می‌شنیدم.

آن دوران در جامعه بیشترموسیقی سنتی و یا موسیقی کوچه بازاری متداول بود، علاقه شما به موسیقی کلاسیک از کجا ناشی می‌شد؟
من وقتی سینما می‌رفتم و فیلم‌های خارجی را می‌دیدم و موسیقی این فیلم‌ها را می‌شنیدم بسیار بر من تاثیر می‌گذاشت به همین علت وقتی به طرف موسیقی کشیده شدم رفتم به دنبال موسیقی کلاسیک غرب و اپرا را تمرین می‌کردم. پدر و مادر من ترک زبان بودند و من هم وقتی موسیقی آذربایجانی را می‌شنیدم متوجه می‌شدم و لذت می‌بردم کارهای خوانندگان کلاسیک آذربایجان را بازخوانی می‌کردم خوانندگانی مانند «رشید بهبودف» که از «رادیو باکو» پخش می‌شد بر روی من تاثیر گذاشت در نتیجه من هم به آن سمت کشیده شدم.

در دوران دبیرستان شما آموزش موسیقی هم دیدید؟
آن دوران ما موزیسین زیادی در همدان نداشتیم یکی از کسانی که در دبیرستان‌ها موسیقی آموزش می‌داد آقای «سیف‌الله گلپریان» بود که در دبیرستان ما نبود. زنده‌یاد گلپریان در دبیرستان «پهلوی» بود اما در دبیرستان رضاشاه آقای «برق لشکری» هنر و موسیقی درس می‌دادند وششم ابتدایی یک واحد موسیقی داشتیم که آقای «الله‌وردیان» از همشهریان ارمنی به ما ویلن درس می‌داد من نت را نزد ایشان یاد گرفتم. تُن صدای من بسیار بالا بود و در دبیرستان یکی از معلمان به من می‌گفت «آسمان قلمبه».

خارج از دبیرستان آموزش موسیقی را پیش چه کسانی پیگیری کردید؟
اولین کسی که من برای موسیقی مراجعه کردم استاد «کورش ابراهیمی» نقاش پرآوازه همدانی بود که علاوه بر نقاشی موسیقی هم کار می‌کرد، آقای ابراهیمی سازهای کلاویه‌ای مانند «آکاردئون» و پیانو می‌نواخت و به سازهای دیگر هم تسلط داشت پس از مدتی که پیش ایشان بودم و مقدمات موسیقی را یاد گرفتم همکاری‌هایی هم داشتیم و اولین اجراها عمومی من با آقای ابراهیمی بود.

این برنامه‌ها کجا برگزار می‌شد؟ همدان سالن کنسرت داشت؟
پیش از احداث بنای جدید آرامگاه بوعلی سینا دور آرامگاه هتلی به نام «هتل ایران» وجود داشت که امروز دیگر اثری از آن نیست هتل یک باغچه‌ای داشت که شب‌ها برای میهمانان برنامه موسیقی برگزار می‌کرد، من در آن زمان دانش‌آموز بودم. حدود سال‌های سی و نه یا چهل بود با آقای ابراهیمی اجراهایی را داشتیم و من ترانه‌های «ویگن دردریان» را بازخوانی می‌کردم.

غیر از کورش ابراهیمی در همدان چه کسانی در زمینه موسیقی فعال بودند یا شما با آنها ارتباط داشتید؟
ما موسیقیدان و نوازنده زیاد نداشتیم البته استادانی مانند «حسن دانشفر» که ردیف‌های موسیقی را آموزش می‌داد و نوازنده ویلن و استاد خوشنویسی بود پس از آقای دانشفر آقای «آسایش: مسئولیت کلاس‌ها را به عهده گرفت من هم مدتی در خدمت ایشان بودم با یکی از دوستان به نام «غلامحسین کریمی» در کلاس‌های آقای آسایش شرکت می‌کردیم کریمی بعدها موسیقی را نزد استاد «حبیب الله بدیعی» در تهران ادامه داد.

افراد دیگری را به خاطر دارید؟
بخشی از موسیقی در آن زمان موسیقی عامه‌پسند بود که افرادی مثل «عزیزخان»، «آقا نصرالله» و «سلمان ویلن‌زن» بود، «گل بهرام» خواننده بود بیشتر در عروسی‌ها و میهمانی‌ها اجرا می‌کردند موسیقی نیاز بشر است و من فکر می‌کنم موسیقی خوب انسان را به تعالی می‌رساند.

چه زمانی به تهران مهاجرت کردید؟
سال چهارم دبیرستان بودم که «رادیو ایران» اعلام کرد خواننده استخدام می‌کند بعد از عید بود که من از شوق خوانندگی درس و مدرسه را رها کردم و رفتم تهران هرچند با مخالفت پدر و مادر هم مواجه بودم. 22 اردیبهشت به تهران رفتم و 25 اردیبهشت تست صدا دادم و پذیرفته شدم مدتی آموزش دیدم اما تعطیل شدن شورای عالی موسیقی باعث شد موسیقی را نیمه‌کاره رها کنم در واقع به ما گفتند شما بروید پس از بازگشایی مرکز دوباره دعوت می‌کنیم اما پس از بازگشت به همدان با توجه به اینکه امکانات چندانی نداشتم و پدرم یک کارمند ساده بود نتوانستم ادامه بدهم در همان سال هم پدرم فوت کرد.

در تهران با چه کسانی کار کردید؟
فعالیت‌های من بیشتر جنبه آموزش داشت آقای «ایرج گلسرخی» که از آهنگسازان آن دوره بود و موسیقی کلاسیک کار می‌کرد مرا به «خانه جوانان» که یک نهاد غیر دولتی در چهار راه «امیراکرم» بود دعوت کرد
سال 1342 به همدان برگشتم تغییر رشته دادم و در رشته ادبی دیپلم گرفتم و سال 1343 دوباره به تهران رفتم و به آقای گلسرخی مراجعه کردم. آقای گلسرخی مرا به «واروژ» معرفی کرد که پیانو درس می‌داد چند کار تمرین کردیم و در کانال تلوزیون ایران به صورت زنده اجرا کردیم. آن زمان هنوز تلویزیون ملی راه‌اندازی نشده بود. تلویزیون ملی سال 1346 تاسیس شد. هنوز خوانندگانی مثل «عارف» هم نیامده بود اما من به دلیل نبود امکانات مالی نتوانستم ادامه دهم بار دیگر به همدان برگشتم. در همدان دوباره فعالیت‌ها را با «کورش ابراهیمی» از سرگرفتیم و برنامه‌هایی را به کمک آقای «محمدی» سرپرست روزنامه اطلاعات در همدان در شهر‌هایی مثل همدان، بیجار و کرمانشاه اجرا کردیم.
برادر من حسابدار شیر و خورشید که بعدها شد هلال احمر بود. شیر و خورشید یک باغ داشت سال 1345برنامه‌ای برگزار کردیم. استاد «حسین خواجه امیری (ایرج)» را به همدان دعوت کردیم که برنامه اجرا کردند همجنین استاد «علی سلیمی» رهبر ارکستر آذری و همسرشان «وارتوش» به اتفاق گروه ارکستر را دعوت کردیم که یک هفته برنامه اجرا کردند.

از آقای «جعفرپور» شنیدم که وقتی آقای ایرج به همدان می‌آمد با استاد «جمالی» برنامه اجرا می‌کردند شما چیزی به خاطر دارید؟
بله درسته اما من آن زمان از فعالیت‌های موسیقی فاصله گرفتم و همدان نبودم و به مدت 25 سال از 1350 تا 1375 فعالیت نداشتم اما پیش از آن برنامه‌هایی را با کورش ابراهیمی داشتیم.

همکاری‌های شما با صدا و سیما چگونه بود؟
آقای «رهبر» که تهیه کننده بود دعوت کرد و کارهایی را اجرا کردم که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت اما متاسفانه بستر مناسبی در همدان نیست.

کار شما چقدر متکی به نت است؟
موسیقی یعنی نت اما در موسیقی ایران بزرگانی هم داشته‌ایم که نت نمی‌دانستند نت پس از قاجار متداول شده اما آیا می‌توانیم بگوییم موسیقی پیش از قاجار ما بی ارزش است؟ موسیقی یک قریحه ذاتی است که باید در درون انسان باشد و اگر نباشد هنرمند نمی‌تواند موفق شود.

تجربه کار در خارج از کشور را هم دارید این فعالیت‌ها از چه دوره ای شروع شد؟
سال 2013 به استانبول ترکیه رفتم و از طریق «صباح‌الدین قهرمان» مدیر رادیو «استانبول» در برنامه‌هایی شرکت کردم و یک برنامه آذری به صورت زنده اجرا کردیم. پیشنهادهایی هم دادند اما به دلیل بیماری پس از آن نتوانستم ادامه دهم از طرفی در گروه ارکستر آقای «رضا صفوی» هم در ایران به عنوان خواننده همکاری می‌کردم نتوانستم برای اجرای برنامه به ترکیه برگردم امیدوارم در سال جاری بتوانم بروم.

با صدا و سیما چه تعداد کار دارید؟
پنج یا شش کار اجرا و ضبط کردم که آهنگسازی بیشترشان از «کمال مدنی» است و یک کار آذری هم با تنظیم «شهرام خوش‌صفت» اجرا شد.

زبان مادری شما ترکی با لهجه همدانی است اما کارهایی که اجرا می‌کنید آذری است دلیل این کار چیست؟
من در آموختن زبان‌ها و گویش‌ها استعداد خوبی دارم از نوجوانی که به دنبال آهنگ‌های آذری بودم وقتی صفحه‌های گرامافون آذری را می‌خریدم می‌دیدم که نوشته‌های روی صفحه با خط روسی است و با تلاش زیاد الفبای روسی را و پس از آن زبان روسی راهم یاد گرفتم. از سال 1972 من به اروپا رفت و آمد داشتم و برخی زبان‌ها را یاد گرفتم زبان ترکی هم برای من ساده‌تر بود و به ترکی آذری و استانبولی شعر سروده‌ام و ترانه گفته‌ام ترانه‌های آذری من در مرکز اتحادیه صاحبان آثار ترکیه (مسا) ثبت شده است.

همکاری با گروه‌های ترکیه ای از چه سالی آغاز شد؟
1341 هنرمندان ترکیه به همدان آمدند آن زمان در دبیرستان‌ها هر دو هفته یک بار برنامه اجرا می‌کردیم من هم ترکی می‌خواندم و هم فارسی اجرا می‌کردم حتی شعر فارسی روی آهنگ‌های آذری می‌گذاشتم و یا بالعکس، وقتی ترکیه‌ای‌ها آمدند من در سینما «لوکس» با آنها آشنا شدم وقتی برایشان اجرا کردم تعجب کردند. اما اخیراً به صورت حرفه‌ای از سال 2010 ارتباط آغاز شد وقتی ترانه‌ها و آهنگ‌های ترکی و آذری‌ام را در اتحادیه صاحبان آثار (مسا) ثبت کردم ارتباط هم شروع شد.

چه تفاوت‌هایی بین اجرا در ایران و ترکیه وجود دارد؟
برخلاف ایران در آنجا محدودیتی برای موسیقی و اجرای موسیقی وجود ندارد. موسیقی ترکیه‌ای در ایران در ایران خیلی رواج دارد اما متاسفانه ما نتواسته‌ایم تدبیری اتخاذ کنیم که موسیقی ما هم در ترکیه شناخته شود و همه تلاش ما باید در این زمینه باشد.

شما در این زمینه چکار کرده اید؟
یکی از کارهای من این است که بر روی ملودی‌های ایرانی شعر ترکی سروده‌ام وتنظیم کرده‌ام اگر این کارها بتواند اجرا شود موسیقی ایرانی را با زبان خودشان معرفی می‌کنیم کارهایی هم ارایه کرده‌ام که مورد توجه قرار گرفته است.

وضعیت موسیقی همدان را چگونه می‌بینید؟
نسبت به سابق بسیار رشد داشته هم تعداد خواننده و نوازندگان بیشتر شده هم کیفیت کاربهتر شده اما آنچه دیده نمی‌شود حمایت است. دوست دارم در همدان یک ارکستر تشکیل دهم اما آنچه نیاز است چه هنرمند و چه امکانات دشوار فراهم می‌شود.

در همدان با چه گروه‌هایی همکاری دارید؟
عضو «خانه‌ی آواز» هستم و انجمن «ترانه‌سرایان» و «خانه موسیقی» هم می‌روم.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/263-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، موسیقی همدان ، علی اصغر طاهری ،

شنبه 13 تیر 1394

خاطرات 50 ساله نمایش در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :موسیقی ،هنر ،روزنامه همشهری ،

خاطرات 50 ساله نمایش در همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
خاطرات 50 ساله نمایش در همدان
نمایش در همدان بیش از یك قرن سابقه دارد و هر یك از فعالان این عرصه خاطرات و صحبت‌های جذابی از دوره‌های مختلف نمایش در همدان دارند....
1394/04/10
نمایش در همدان بیش از یك قرن سابقه دارد و هر یك از فعالان این عرصه خاطرات و صحبت‌های جذابی از دوره‌های مختلف نمایش در همدان دارند. «علی‌اكبر طاهری» نیز یكی از بازیگرانی است كه نیم قرن پیش در سینما و تئاتر به‌صورت حرفه‌ای كار می‌كرد. وی در این گفت‌و‌گو خاطرات 50 ساله خود را بازگو می‌كند.
  • از كودكی خود بگویید. در كدام محله به دنیا آمدید، رشد كردید و به مدرسه رفتید؟
من متولد 14 شهریور 1317 در همدان، خیابان عباس‌آباد محله ورمزیار هستم. در 7 سالگی مادرم مرا به مدرسه زنگنه در كوچه استر برد و ثبت‌نام كرد. اما 3 یا 4 ماه بعد یك بیماری گرفتم كه این بیماری 2 سال طول كشید. آن زمان همدان در این زمینه 2 پزشك بیشتر نداشت و درمان آنها اثر نكرد ؛ پس از 2 سال و نیم با داروهای سنتی درمان شدم.
  • دوباره به مدرسه زنگنه برگشتید؟
بعد از بیماری مشكل این بود كه سن من به 10 سالگی رسیده بود و هیچ مدرسه دولتی مرا ثبت‌نام نمی‌كرد. آشنایی داشتیم كه باعث شد من بروم سواد یاد بگیرم و مرا به مدرسه شرافت در محله بین‌النهرین برد و ثبت‌نام كرد كه به مدیریت آقای محمودی و معاونشان آقای رهبر اداره می‌شد، یاد هر دو گرامی باد. اول و دوم را آنجا خواندم و سوم دبستان را تا ششم در دبستان رازی كه در خیابان بوعلی محل فعلی كوچه كنار پاساژ هما بود، ادامه دادم.
  • ورودتان به عرصه تئاتر از كجا شروع شد؟
از كودكی علاقه زیادی به هنر و نمایش داشتم و با بچه‌های همسن و سال خود كارهایی را انجام می‌دادیم. در دبیرستان ابن‌سینا با كمك همكلاسی‌ها انجمنی هنری تشكیل دادیم و شروع كردیم به كار تئاتر. ورود من به تئاتر از اینجا بود.
  • آن زمان چه كسانی با شما كار می‌كردند؟
كار در دبیرستان در سطح مقدماتی بود. از دبیران آقای گلشن كردستانی كه دبیر ادبیات ما بود خیلی همكاری می‌كرد و گاهی متن‌هایی را می‌نوشت که و من اجرا می‌كردم.
  • اجراهای عمومی شما از چه زمانی شروع شد؟
این مراحل طی شد و در همین سال‌ها یك روز فردی آمد و مرا به دبیرستان دعوت كرد. وقتی رفتم آقای محمدی- همین كسی كه مرا دعوت كرده بود- گفت قرار است ما یك نمایشنامه به نام عاطفه اجرا و شخصیت‌ها و كاراكتر‌ها را انتخاب ‌كنیم. از من هم تست گرفت و نقش اول نمایش عاطفه را به من محول كرد. پس از مدتی تمرین این كار روی صحنه رفت كه خیلی از آن استقبال شد.
  • علت استقبال چه بود؟
چون یك مشكل اجتماعی را بیان می‌كرد،از آن استقبال شد. آن زمان به دلیل مسائل بهداشتی و كمبود دارو، بیماری سل در ایران رواج داشت. این نمایش به زندگی 2 برادر می‌پرداخت كه یكی از آنها به بیماری سل مبتلا بود و پدر خانواده هم توانایی پرداختن هزینه درمان او را نداشت.
من در این نمایش برای تأمین هزینه‌های درمان دست به سرقت می‌زدم. در نهایت برادر مسلول فوت و پلیس مرا دستگیر می‌كرد. یكی از صحنه‌های جذاب و تأثیرگذار این نمایش لحظه دستگیری من بود كه مشكلات جامعه را با لحن تندی به پلیس بازگو می‌كردم.
  • نویسنده نمایشنامه كه بود؟
سروان محمدی بود كه اسم كوچكش را به خاطر ندارم. سروان ارتش بود كه هم كارگردان و هم نویسنده بود.
  • شما دبیرستانی بودید كه فعالیت حرفه‌ای را شروع كردید. پس از پایان درس فعالیتتان را ادامه دادید؟
بله . پس از دبیرستان زمانی كه وارد بازار كار شدم هم فعالیت را ادامه دادم.
  • شما در دبیرستان ابن‌سینا چه روزهایی برنامه داشتید؟
آن زمان سالن عمومی در شهر چندان نبود و بیشتر نمایش‌ها در دبیرستان‌ها برای مردم اجرا می‌شد. دبیرستان كه می‌رفتیم 3 ساعت صبح و 2 ساعت بعد از ظهر باید سر كلاس می‌نشستیم. بعداز ظهرهای پنجشنبه تعطیل بود و بیشتر مواقع این ساعت اجرا داشتیم و گاهی هم جمعه‌ها اجرا می‌كردیم.
  • علاوه بر نمایش چه فعالیت‌های هنری در دبیرستان‌ها بود؟
موسیقی هم بود؛ مثلاً حد فاصل 2 پرده برای اینكه تماشاگران سرگرم شوند، پیش‌پرده می‌خواندند.
  • بعد از دبیرستان كار نمایش را ادامه دادید؟
سرپرست و نماینده روزنامه اطلاعات در همدان به‌عنوان اسپانسر نمایش‌های ما برنامه‌هایی را برگزار می‌كرد و آقایان منزه، پرویز شكری، چاوشی و من نمایش اجرا می‌كردیم. برادر من علی‌اصغر طاهری با استاد كورش ابراهیمی اجرای موسیقی این برنامه‌ها را در گروه بر عهده داشتند. كوروش ابراهیمی آكاردئون خوبی می‌نواخت. نماینده روزنامه اطلاعات برنامه‌هایی را در شهرهای دیگر از جمله كرمانشاه  سنقر و بیجار در نظر گرفته بود كه ما رفتیم و اجرا كردیم، اما از نظر درآمد چندان قابل توجه نبود. در بیجار پس از اجرا فرماندار ما را به شام دعوت كرد و اجرا را هم تمدید كردیم.
  • در آموزش تئاتر از چه اصولی پیروی می‌كردید؟
آن زمان ما سواد تئاتری نداشتیم. نه مكاتب تئاتر را می‌شناختیم و نه با نمایشنامه‌نویسان جهان آشنا بودیم. گاهی كتابی را پیدا می‌كردیم و می‌خواندیم، حتی میكروفون نداشتیم و مدام باید با صدای بلند حرف می‌زدیم. ‌
  • به جز نمایش عاطفه چه كارهایی را روی صحنه بردید؟
با آقای محمود نیك‌انجام یكی از پیشكسوتان تئاتر همدان كه در تئاتر بوعلی به‌صورت حرفه‌ای فعالیت می‌كرد، كار كردم. در نمایش «از فرنگ‌برگشته» من به‌عنوان پسر ایشان اجرا می‌رفتم. در این نمایش پدری هزینه کرد تا پسرش به خارج رفت،اما پسر به جای درس‌خواندن ولگردی می‌کرد. پدر وقتی می‌فهمد با پسر درگیر می‌شود و مسائلی پیش می‌آید. با بیشترگروه‌های نمایشی همدان ارتباط داشتم. البته آن زمان هم یك‌سری از دوستان نمایش روحوضی اجرا می‌كردند كه من علاقه‌ای به آن نداشتم.
  • شما در تئاتر بوعلی كار نكردید؟
خیر؛ اما با زنده‌یاد رضا همراه مدیر تئاتر بوعلی دوست بودم و تا همین اواخر ارتباط خوبی داشتیم. او درمانگاهی ایجاد كرده بود و داروی گیاهی عرضه می‌كرد.
  • دوست داشتید چه نمایشی را بازی كنید كه اتفاق نیفتاده است؟
من سوژه‌هایی را دارم و نوشته‌ام اما اجرا نشده است. بیشتر كارهای من طنز انتقادی است.
  • در نمایش‌ها چقدر از موسیقی استفاده می‌كردید؟
ما موسیقی متن نداشتیم. در فاصله برنامه‌ها كورش ابراهیمی و برادرم علی‌ا‌صغر طاهری كارهایی را به فارسی و تركی اجرا می‌كردند. به گویش همدانی هم نمایشی اجرا نكردیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-50-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، علی اکبر طاهری ، تئاتر همدان ، هنر همدان ،

شنبه 13 تیر 1394

ثبت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،روزنامه همشهری ،

ثبت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
ثبت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان
كانون تئاتر كودك و نوجوان همدان تشكلی است كه از سال گذشته فعالیت خود را آغاز كرده و در برخی رویدادهای هنری شهر از جمله جشنواره بین‌المللی تئاتر كودكان و نوجوانان با اداره كل ارشاد همدان همكاری كرده است....
1394/04/13
كانون تئاتر كودك و نوجوان همدان تشكلی است كه از سال گذشته فعالیت خود را آغاز كرده و در برخی رویدادهای هنری شهر از جمله جشنواره بین‌المللی تئاتر كودكان و نوجوانان با اداره كل ارشاد همدان همكاری كرده است. این كانون هفته گذشته به ثبت رسید و فعالیت رسمی خود را آغاز كرد.
مسئول كمیته ارتباطات كانون كودك و نوجوان استان همدان به همشهری گفت: كانون كودك و نوجوان استان همدان از طریق یك انتخابات رسمی كار خود را آغاز كرد. این كانون از 5 نفرهیأت مدیره و یك بازرس تشكیل شده است و از بدو شروع فعالیت این نهاد نوپا، عضوگیری آغاز شد و یك‌سری كارهای پایه‌ای نیز از جمله ارتباط‌گیری ارگان‌ها، نهادهای اداری و خصوصی انجام پذیرفت. در كنار این قضایا یك‌سری كارگاه‌ها و ورك‌شاپ‌های آموزشی نیز درباره اصول نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و كارگردانی نمایش خلاق را برگزار كردیم.
«فریبا یعقوبلو» ادامه داد: بعد از گذراندن یك دوره 6 ماهه كانون به تولید نمایش كودك رسید كه خوشبختانه 6 نمایش صحنه‌ای و یك نمایش خیابانی به مرحله اجرا رسید . همچنین  در پروسه جشنواره بین‌المللی كودك 2نمایش در بخش رقابت صحنه‌ای و یك نمایش در بخش رقابت خیابانی حضور داشت. همچنین 3نمایش در بخش ویژه همدان و یك نمایش دربخش جنبی به اجرا درآمد.
این كارگردان همدانی ادامه داد: به‌رغم تمام مشكلات و سختی‌هایی كه جشنواره كودك در سال گذشته داشت و با تمام كمبودها ، نواقص و كاستی‌ها، تعیین كمیته داوران كودك و نوجوان و برگزاری مراسم اختتامیه به كانون كودك محول شد. در واقع كانون مجری این برنامه‌ها بود.
ایجاد ظرفیت بالا در استان
مسئول كمیته ارتباطات كانون كودك و نوجوان استان با اشاره به اهداف این تشكل افزود: هدف از تشكیل كانون كودك ایجاد ظرفیت بالا و توانمند در استان است. اینجا در زمینه تولید آثار خلاق و ارزشمند نیاز به یك كانون تخصصی تئاتر كودك و نوجوان واقعا احساس می‌شد. خوشبختانه به یاری دوستان این امر محقق شد و اكنون فعالیت‌ها آغاز شده است.
وی در ادامه به اعضای كانون اشاره كرد و گفت: اعضای هیأت مدیره شامل «نوشین بیگلریان» مدیر كانون،« فرزاد لباسی» نایب‌رئیس و همچنین سعید باغبانی، محسن پورقاسمی و نیما بیگریان عضو هیأت مدیره و صابر دارپوی بازرس كانون است. تعدادی از اعضا وابسته و برخی دیگر پیوسته هستند. به این معنی كه وابسته‌بودن بستگی به مدرك تحصیلی مرتبط دارد و پیوسته‌بودن چنین نیست. ما در زمینه بازیگری، كارگردانی نویسندگی و پژوهشگری عضو می‌گیریم.
یعقوبلو در پایان با اشاره به مراحل ثبت كانون گفت: این كانون 14 اردیبهشت امسال به‌طور رسمی ثبت شد و دبیر جشنواره بین‌المللی تئاتر كودكان و نوجوانان همدان در به ثبت رسیدن كانون نقش مهمی داشت .همچنین اداره ارشاد حمایت خوبی از كانون داشته است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 9 تیر 1394

چوب تاك زیر دست هنرمند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

چوب تاك زیر دست هنرمند

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
چوب تاك زیر دست هنرمند
«محمدسعید چاپاریان» چوب تاك را زیر دستان خود دارد. وی متولد سال 44 در همدان و فارغ‌التحصیل رشته افسری است. چاپاریان عضو انجمن مجسمه‌سازان همدان است....
1394/04/09
«محمدسعید چاپاریان» چوب تاك را زیر دستان خود دارد. وی متولد سال 44 در همدان و فارغ‌التحصیل رشته افسری است. چاپاریان عضو انجمن مجسمه‌سازان همدان است. فعالیت‌های هنری او در قالب هنر محیطی در فضاهای باز شهری است. این هنرمند همدانی تاكنون چندین نمایشگاه از جمله نمایشگاه انفرادی با عنوان «بیوین‌و بگو» برگزار كرده است. نكته مهم كار او در این است كه خیلی به بدنه چوب دست نمی‌زد مجسمه‌هایش را رنگ‌آمیزی نمی‌كند و آنها را صیقل نمی‌دهد. او فقط خوب نگاه می‌كند و همین نگاه دقیق به او می‌گوید با یك تكه چوب چه بسازد. چاپاریان در گفت‌و‌گو با همشهری از هنر خود می‌گوید.
  • دانشكده افسری كجا؟ هنر كجا؟
من متعلق به دهه 40 هستم. آن زمان جنگ بود به همین دلیل به محض بزرگ‌شدن جای ورود به اجتماع به سربازی رفتم و وارد نیروی هوایی شدم. بچه‌های دهه 40 دوره‌هایی طی كردند كه بسیار فراز و نشیب داشت. ما در دوران جنگ تحمیلی زندگی کردیم، اما من ركود را قبول ندارم. معتقدم كسی كه چهار فصل را ببیند می‌تواند درباره سال صحبت كند. من از اول اهل هنر بودم و موسیقی را بیشتر به‌صورت خودآموز یاد می‌گرفتم. بعدها توجه من به این هنر و خاصه به چوب تاك جلب شد و كار اصلی من با این چوب است.
  • چرا چوب تاك؟
برای من سؤال بود با وجود اینكه این چوب ظرفیت بالایی دارد اما كسی به طرفش نرفته است. استادان روی چوب‌های سخت كار می‌كردند و این چوب فقط زغال خوبی می‌داد. وقتی وارد كار با این چوب شدم به خاصیت‌های این چوب بیشتر پی بردم. حدود 4 هزار كار از این چوب ساخته‌ام اما یكی از آنها رنگ‌آمیزی نشده است. از‌تردی و شكنندگی با آتش محكم می‌شود. كارهای من تلفیقی از واقعیت و تخیل بدون صدمه‌زدن به طبیعت است.
  • آیا این هنر را از كسی آموخته‌اید؟
خیر. خودآموخته ام و خیلی هم تلاش كردم. من معتقدم هنرمند اصلی خداوند است و ذره‌ای از این هنر را به من هدیه داده است.
  • همدان مجسمه‌های سنگی همچون شیرسنگی دارد كه دارای قدمت زیادی هستند، اما متأسفانه به آنها توجه نشده است. چقدر نیاز داریم از چنین هنری در المان‌های شهری استفاده شود؟
من 7 سال همدان را قدم‌به‌قدم گشتم؛ آنقدر تمثیل و تمثال و سنگواره موجود است كه هیچ نیازی به تلاش نیست. در این شهر سنگ‌های زیادی هستند كه هنرمندان می‌توانند روی آنها  کارکنند.
در سال 92 این مجوز به من داده شد كه در بلوار ارم روی درختان زنده كار كنم. این كار یك كار كارگاهی بود و من به دنبال فرصتی برای نشان‌دادن آن در بیرون بودم. درخت موجودی عزیز است. ما خیلی دم از حفاظت از محیط‌زیست می‌زنیم، اما اگر واقعاً می‌خواهیم به این مسأله توجه كنیم باید فرهنگسازی و روی بچه‌ها كار كنیم تا 10 سال دیگر بتوانیم درخت بیشتری داشته باشیم.
بعضی بخش‌های درخت بعد از مدتی فرسوده می‌شود و باید بریده شود. اما ما می‌توانیم رنگ و لعابی به آن بدهیم و شكل‌های زیبایی از آنها در بیاوریم. اگر این كار من به سرانجام برسد بی‌نظیر خواهد بود. من بضاعت این را ندارم كه چند میلیون تومان بابت این موضوع خرج كنم، اگر صدا‌و‌سیما كمك كند می‌توانیم این شكل‌ها را به مردم نشان دهیم.
  • وضعیت مجسمه‌سازی همدان را چگونه می‌بینید؟
با توان و تلاش‌هایی كه از هنرمندان همدانی می‌بینیم، وضعیت خیلی خوب است. همدان در سنگواره‌ها حرف اول را در دنیا می‌زند. اگر حمایت بشویم این هنر در استان‌های دیگر هم دیده می‌شود.
  • برگزاری این جشنواره‌ها چقدر در پذیرش مجسمه سازی  از سوی مسئولان به‌عنوان هنر كمك خواهد كرد؟
ما هرچه می‌خواهیم در طبیعت داریم. مجسمه‌سازی نیاز به معرفی ندارد. این هنر از ابتدا كه بشر در غارها زندگی می‌كرد وجود داشت. اما وظیفه سنگین مدیران هنری و شهری همدان است كه در این زمینه فرهنگسازی كنند. لازم است در زمینه حرفه‌ای‌تر شدن هنرمندان تلاش كنیم و برخوردمان به‌صورت موضوعی باشد. این هنر را باید به دل مردم برد.
  • صحبت پایانی...
باید كار كنیم. اگر از ما حمایت نشود انگیزه‌مان كم می‌شود. در بهمن‌ یك نمایشگاه گذاشتم كه 3‌میلیون تومان هزینه برداشت و این هزینه‌ها من را دچار مشكل کرد. برگزاری نمایشگاه‌ها باید ساده‌تر شود تا هنرمندان بهتر بتوانند در این نمایشگاه‌ها شركت كنند.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D9%88%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D9%83-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، محمد سعید چاپاریان ، انجمن مجسمه سازان همدان ، مجسمه سازی در همدان ،

تعداد کل صفحات: 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic