پزشکان و فعالیت‌های محیط زیستی در گفت‌وگو با پژمان خطیبیان

environmentkhatibiyan.jpg

حسین زندی: محیط زیست ایران شرایط خوبی ندارد. ریزگردها، پسماند‌های صنعتی، تخریب جنگل ها و نابودی درختان، نابودی سفره‌های آب زیر زمینی، تخریب قنات‌ها، سد‌سازی و تولید زباله‌های خانگی تنها مشتی نمونه‌ی خروار از فجایع زیست‌محیطی است که در ایران به چشم می‌خورند. روی هم رفته عوامل انسانی اصلی‌ترین علت این بحران است و مجموعه‌ی دولت و نهادها و ارگان‌های رسمی هرگز عزم جدی برای حفظ محیط زیست نداشته‌اند. شهروندان نیز در سایه‌ی نبود آموزش با منفعت‌طلبی به این معضل دامن می‌زنند. در شرایط اقتصادی نامساعد این وضعیت تشدید می‌شود. لذا فقر اقتصادی یکی دیگر از موارد کم‌توجهی به محیط زیست است. هرچند در جامعه، اقشاری هستند که شرایط مالی مناسبی دارند اما به رفع این بحران کمکی نمی‌کنند. صاحبان مشاغل، بازاریان، تاجران و پزشکان از جمله این اقشار هستند. این افراد اگرچه ممکن است فرصت کافی برای فعالیت‌های حفاظت از محیط زیست نداشته باشند اما می‌توانند حامی تلاشگران این عرصه و تشکل‌های محیط زیستی باشند.
شهر همدان اما از این قاعده مستثنی است. آنهم به همت چند پزشک که علاوه بر طبابت بیماران، به علاج بیماری محیط زیست هم می‌پردازند و خود از پیش‌قدمان فعالیت های محیط زیستی هستند. یکی از این افرد "دکتر پژمان خطیبیان" است که افزون برحمایت‌های معنوی، در برنامه‌های پاکسازی طبیعت، همراه و یاور تشکل‌های غیر دولتی همدان است. دکتر خطیبیان در این گفت و گو به دلایل ضرورت حضور پزشکان در فعالیت‌های محیط زیستی می پردازد.

 

من سوالم را با یک انتقاد شروع می‌کنم، با این که پزشکان از جمله اقشار تحصیل کرده جامعه هستند، در عین حال رفاه نسبی هم دارند و مهمتر از همه از تاثیرگذاری مناسبی بر دیگر افراد جامعه برخوردارند اما کمتر وارد فعالیت‌های پیشگیرانه و حفاظتی در حوزه محیط زیست می‌شوند.
من هم این انتقادها را دارم. پیش از این یک عده‌ای در زمینه‌ی بحران محیط زیست اعلام خطر می‌کردند ومشکلات را عنوان می‌کردند که تعدادشان انگشت شمار بود و متاسفانه پیام آنها خیلی هم جدی گرفته نشد. امروز ما می‌بینیم هشدارهای آنها واقعی بوده و هرچه پیش می‌رویم این بحران بیشتر خودنمایی می‌کند. اما در زمینه‌ی سوال شما، پزشکان دو گونه نقش در حفاظت از محیط زیست می‌توانند داشته باشند. یکی نقش عمومی آنها است که مانند هر شهروندی در جامعه می‌توانند این نقش را ایفا کنند و احساس مسئولیتی در این زمینه داشته باشند، آگاهی بگیرند و آگاهی بدهند. به طور مثال تفکیک زباله در محل کار را به راحتی می‌توانند انجام دهند. دیگری نقش ویژه‌ای است که پزشکان می‌توانند در این زمینه داشته باشند. پزشکان چند مشخصه دارند که آنها را متمایز می‌کند. یکی این که مسئله محیط زیست با سلامت و حیات انسان سرو کار دارد و به همین دلیل ارتباط مستقیم با حرفه‌ی پزشکی دارد. وقتی یک طبیب از مسایل محیط زیست آگاه باشد می‌تواند در آگاهی‌دهی به بیماران کمک کند و بیماران را در این زمینه حساس کند، مسئله دیگر این است که پزشکان و به طور کلی اشخاص تحصیلکرده از این امتیاز برخوردارند که هم آموزش پذیرترهستند یعنی آموزش در آنها زودتر انجام می‌گیرد و به نتیجه می‌رسد و هم یک گروه تاثیر گذار و مورد احترام جامعه هستند. مورد دیگر این است که پزشکان در جامعه‌ی ما جمعیت نسبتا زیادی دارند به خصوص اگر اطرافیان و خانواده‌های آنها را هم در نظر بگیریم می‌توانیم نقش‌آفرینی آنها را ببینیم. همانطور که اشاره کردید بیشتر پزشکان از شرایط مالی و اقتصادی مناسبی برخوردارند که هم راحت‌تر می‌توانند در این فعالیت ها دخیل باشند و هم می توانند به NGOها و تشکل‌های غیر دولتی کمک مالی کنند.
شما به نقشی که پزشکان می‌توانند در حفاظت از محیط زیست داشته باشند اشاره کردید. اما چرا نقش‌آفرینی نمی‌کنند و نقشی ندارند؟ آیا ضرورتی احساس نمی‌کنند؟ به طور مثال یکی از مشکلاتی که ما در مدیریت پسماند شهری داریم تفکیک زباله‌ها و پساب‌های بیمارستانی است که در برخی موارد صورت نمی‌گیرد، گاهی فاضلاب و پساب بیمارستانی وارد سیستم فاضلاب شهری می‌شود، این مسئله که با سلامت شهروندان ارتباط مستقیم دارد و پزشکان هم جزء این شهروندان هستند اما چرا بی توجه هستند؟

یکی از مشکلاتی که ما در این زمینه داریم پایین بودن اطلاعات اغلب پزشکان در این حوزه است. در نتیجه، حساسیتشان هم به این موارد کم است و این مسایل را لوکس و فرعی تلقی می‌کنند. در کنار این موارد گرفتاری‌های شغلی و کاری را می توانیم اضافه کنیم که البته تمامی جامعه هم درگیر این مسایل هستند و فرصت کمی هم که دارند به مسایل دیگری می‌پردازند و گاهی من مشاهده کرده‌ام که برخی پزشکان به دلیل غروری که دارند نمی‌توانند در چنین فعالیت‌هایی شرکت کنند. مثلا در برنامه‌های پاکسازی طبیعت که دوستان ما در NGO ها انجام می‌دهند وارد نمی‌شوند و فکر می‌کنند به شان و منزلت آنها آسیب می‌زند در حالی که این کار نه تنها هیچ آسیبی به منزلت و شان انسان نمی‌زند که بر آن نیز می‌افزاید.
شما فکر می‌کنید این گونه آموزش‌ها را چگونه می‌شود در اختیار پزشکان قرار داد؟ با توجه به این نکته که متوسط سن آنها بالاتر از 30 سال است؟
بله خیلی تاثیر‌گذار است و به نظرم مشغله‌ی فکری اغلب پزشکان در سنین میانسالی کمتراست و از طریق رسانه‌های جمعی و یا به کمک تشکل‌های غیر دولتی و کارگاه‌های آموزشی می‌توان پزشکان را با فعالان مدنی همراه کرد.
آقای دکتر شما علاوه برحمایت معنوی، معمولا در برنامه‌های عمومی، تشکل‌های محیط زیستی را همراهی می‌کنید به خصوص در برنامه های پاکسازی طبیعت همیشه حضور دارید. چقدراین مسئله به عنوان یک کار نیکو به شما آرامش می‌دهد و چقدر وجدان اجتماعی شما با این فعالیت‌ها به آرامش می رسد؟
ممکن است برخی دوستان این مسئله را بهانه قرار دهند که ما زمان بیکاری را باید در کنار خانواده باشیم و استراحت کنیم. اتفاقا من فکر می‌کنم این کار جنبه تفریحی هم دارد. ما در این برنامه ها با افراد بسیار خوب، مسئول و مهربان آشنا می‌شویم. علاوه بر شرکت در برنامه‌هایی که خشک و خسته کننده هم نیستند به طبیعت نیز خدمت می کنیم. این کار یک فرصتی است که از زندگی یکنواخت فاصله بگیریم و وارد یک زندگی جدید شویم. ضمن این که مسئله محیط زیست در کشور ما یک پیشینه‌ی تاریخی و فرهنگی طولانی دارد، در متون قدیمی به پاک نگه داشتن چهار عنصر اصلی یعنی آب، آتش، خاک و باد بارها تاکید شده است و به پاکیزگی سفارش بسیار شده است. پس از ورود اسلام، هم به محیط زیست و هم احترام به حیوانات سفارش و تاکید شده است. در عین حال محیط زیست در حوزه‌ی اخلاق مدرن شهری هم قرار می‌گیرد و این فعالیت‌ها موجب رضایت روحی و آرامش وجدان در انسان امروز می‌شود و این تلاش‌ها یک کار خداپسندانه ای است، می‌توان گفت یک عبادت است.
به عنوان یک شهروند چقدر در خانه و محل کار این موارد را رعایت می کنید؟
در چندسال اخیر خیلی حساس شدم و در خانواده هم تلاش می‌کنیم کارهایی برای محیط زیست انجام بدهیم، مثلا سعی می‌کنیم تفکیک زباله صورت بگیرد و کمتر از ظروف و کیسه‌های پلاستیکی استفاده کنیم. از اب شستشوی میوه برای آب دادن گلها استفاده کنیم، شیر آبی که چکه میکند را زود تعمیر کنیم، وقتی در طبیعت هستیم از آن مراقبت کنیم، مواظب حیوانهای دور و برمان باشیم، موقع شستن دست یا مسواک زدن یا استحمام آب را بی‌دلیل باز نگذاریم والبت این حساسیت‌ها را به فرزندمان هم آموزش می‌دهیم.
خوشبختانه در همدان پزشکانی هستند که در زمینه‌ی فعالیت‌های محیط زیستی پیشرو هستند. چگونه می‌توان تعداد زیادتری از پزشکان را همراه کرد؟
من از طریق روابطی که با دوستان فعال در این حوزه داشتم آشنا شدم و وارد شدم، اگر هریک از دوستان، چند نفر از همکاران را همراه کنند یا به برنامه‌های مرتبط دعوت نمایند، شاهد حضور تعداد بیشتری از جامعه‌ی پزشکی در فعالیت‌های محیط زیستی خواهیم بود.


http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/229-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B7%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: نهادهای مدنی ، فعالیت های مدنی درهمدان ، فعالیت های پزشکان ،

یکشنبه 10 خرداد 1394

تیشـه‌ای دیگر بر پیکـر الوند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،زیست بوم ،گردشگری ،فرهیختگان ،



لودر‌های هلال‌احمر در ارتفاع 2600 متری همدان
تیشـه‌ای دیگر بر پیکـر الوند
نویسنده : حسین زندی
تعداد بازدید : 15

  این نخستین بار نیست که زخم کلنگ بی‌تدبیری به صخره‌های الوند می‌خورد و گوشه‌ای از این کوهستان کم‌نظیر را تخریب می‌کند. پیش از این نیز به بهانه‌های مختلف کمر به تخریب و نابودی این کوهستان و طبیعت بکر الوند بسته بودند، جاده‌سازی‌های مختلف، تغییر مسیر رودخانه‌های الوند، ساختن ویلا و اقامتگاه و مهم‌تر از همه ایجاد تاسیسات مجتمع‌تفریحی تله‌کابین گنجنامه از اقدامات تخریبی الوند بوده است اما این بار جمعیت هلال‌احمر استان همدان به بهانه گسترش ساختمان امداد و نجات اقدام به تخریب کرده و لودر‌های خود را به ارتفاع 2600 متری کشانده است.   «دشت میشان» که مردم شهر همدان به آن میدان میشان می‌گویند یکی از دشت‌های کوهستان الوند است. این دشت در مسیر اصلی صعود به قله‌الوند قرار دارد که پوشیده از چمنزار بوده و وسعت آن بیش از یک هکتار است. ارتفاع دشت میشان از سطح دریا حدود ۲۶۰۰ متر است و در فاصله کمی از پناهگاه اول در مسیر قله الوند قرار دارد.
در سال‌های گذشته به علت تغییرها و ساخت‌وسازها رفته رفته این دشت ماهیت خود را از دست داده، به‌ویژه در ادامه ساخت وگسترش پروژه تفریحی و ورزشی تله‌کابین همدان، ساخت دریاچه مصنوعی برای ماهیگیری در این دشت آغاز شد که این امر درنهایت باعث نابودی منظر طبیعی و پوشش گیاهی آن شده است.
علی بیات، کوهنورد و فعال محیط‌زیست در همدان می‌گوید: «هفته گذشته هنگام صعود به قله با بیل‌ها و لودر‌های هلال‌احمر روبه‌رو شدم که درحال مسدود کردن مسیر کوهنوردی بود. به نظر می‌رسد در این محوطه طبیعی مشغول شهرک‌سازی هستند وگرنه چه دلیلی دارد هر روز بخشی از الوند را تخریب کنند. هلال‌احمر باید از چنین اقداماتی جلو‌گیری کند و مانع ورود لودر به میدان میشان شود اما خودش کمر به تخریب طبیعت الوند بسته است.»
این فعال محیط‌زیست در ادامه می‌گوید: «ورود لودر و کامیون‌های سنگین به منطقه باعث از بین رفتن پوشش گیاهی می‌شود، مسیر رودخانه‌ها تغییر می‌کند و موجب جاری شدن سیل می‌شود. این دوستان هرگز به مصرف آب، مشکل فاضلاب، سیما و منظر طبیعی میدان میشان توجه نمی‌کنند و بدون مطالعه ساخت‌وساز می‌کنند. مگر ساختمان قدیم هلال‌احمر چه مشکلی داشت که می‌خواهند بناها را گسترش دهند؟ چه خدمات درمانی و امداد نجاتی ارائه می‌شد که اکنون با بزرگ‌تر شدن ساختمان بیشتر خواهد شد؟»

  تخریب به خاطر نجات جان کوهنوردان
اما بهروز کارخانه‌ای، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمراستان همدان نظر دیگری دارد. او با دفاع از ورود لودرها به منطقه میدان میشان می‌گوید: «ما در آنجا پایگاهی داریم که کاربری امداد و نجات برای کوهنوردان دارد. همین‌طور باید توجه داشته باشیم که در دشت میشان به دلیل حجم زیاد کوهنورد و مسافر ما با سوانح و حوادث زیادی روبه‌رو هستیم، به همین دلیل اقدام به ساخت زیرزمینی در زیر سکوی ساختمان قدیمی کردیم که مشکلی برای منظر طبیعی محوطه به وجود نمی‌آورد.»
مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان همدان ادامه می‌دهد: «از طرف دیگر برای اینکه زمستان‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو نشویم باید از منبع آب پایین لوله‌کشی می‌کردیم و آب را به پایگاه امداد و نجات می‌آوردیم. همچنین گودالی در کنار پایگاه وجود داشت که برای امدادگران و کوهنوردان مشکل ایجاد می‌کرد که از طریق لودرها این گودال پر شد.» کارخانه‌ای در پایان می‌گوید: «ما پس از ساختن این زیرزمین در نظر داریم اطراف پایگاه و محوطه را درخت بکاریم. کوهنوردان مطمئن باشند تنها یک زیر زمین خواهیم ساخت و جای هیچ نگرانی‌ای نیست.» اما فعالان محیط‌زیست استان و کوهنوردان نگران هستند و هنوز اعتمادی شکل نگرفته است.

 

میدان میشان کجاست؟
میدان میشان یا دشت میشان یکی از دشت‌های کوهستان الوند است. در قدیم که عشایر دوره ییلاق خود را در دامنه شمالی الوند می‌گذراندند، در میدان میشان که دارای آب‌های روان، چمنزار و مناظر زیبای طبیعی است، چادر می‌زدند. در کوهستان الوند علاوه‌بر قلل مرتفع و شیب‌دار، دشت‌های کوچکی وجود دارد که سطح آنها از چمنزار پوشیده شده و چشمه‌های بسیار در آنها جریان دارد. با توجه به اینکه این دشت‎ها نسبتا مسطح هستند، به صورت جایگاهی مناسبی برای استراحت و اتراق کوهنوردان استفاده می‌شوند. مهم‌ترین این دشتک‌ها عبارتند از میدان میشان و تخت نادر، چمن شاه‌نظر و تخت رستم.
 http://www.farheekhtegan.ir/?nid=1670&pid=12&type=0



برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، تخریب میدان میشان ، دشت میشان ، کوه الوند ، گنجنامه ،

چهارشنبه 7 خرداد 1393

تهدید ماسوله کرمانشاه توسط سد داریان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،توسعه پایدار ،زیست بوم ،

تهدید ماسوله کرمانشاه توسط سد داریان

http://farheekhtegan.ir/fa/news/11666

«چشمه بل هجیج» غرق می‌شود


حسین زندی


ساخت سد داریان روستای تاریخی هجیج را زیر آب می‌برد. مدت مدیدی است که ساخت سدی به نام داریان در این منطقه تهدیدی برای بقای روستای هجیج و چشمه بل شده و همچنین این سد زیستگاه شاهو و کوسالان را تحت‌الشعاع قرار داده است. این سد که بین محدوده روستای هجیج و داریان قرار گرفته، سدی است برق‌آبی با ظرفیت 210 مگاوات. عملیات احداث آن سال 1388 شروع شده و در حال حاضر ساخت این پروژه 50 درصد پیشرفت داشته است.
مرضیه رسولی‌مقدم یکی از فعالان محیط‌زیست در منطقه می‌گوید: ساخت این سد باعث قطع شدن ارتباط جاده‌ای چندین روستا با یکدیگر می‌شود. همچنین موجب جدا شدن دو زیستگاه حیات‌وحش کوسالان و شاهو می‌شود و نابودی گونه‌های جانوری گوناگونی را در پی دارد. از آن جمله این‌گونه‌ها می‌توان به سمندر کردستانی اشاره کرد که در فهرست سرخ طبقه‌بندی شده است.
 رسولی می‌گوید:این منطقه دارای وسعت 236/57 هکتار است و در استان کردستان، حد فاصل شهرهای سروآباد، مریوان و کامیاران و هم مرز با کردستان عراق واقع شده است. مهم‌ترین پوشش گیاهی این منطقه شامل جنگل‌های بلوط است. از گونه‌های شاخص جانوری آن می‌توان به روباه، گراز، سیاه‌گوش، کل و بز، خرس قهوه‌ای، پلنگ، کرکس، هما و عقاب طلایی اشاره کرد. در این منطقه تاکنون ۱۱۷ گونه پرنده، ۲۳ گونه پستاندار، ۱۷ گونه خزنده و ۲۴۲ گونه گیاهی شناسایی شده است.
این فعال محیط‌زیست می‌گوید: در این زیستگاه باارزش علاوه‌بر شکار غیرمجاز، احداث این سد نیز تهدید بزرگ دیگری محسوب می‌شود، چرا که ساخت سد باعث قطع کریدورهای ارتباطی حیات وحش می‌شود و اکوسیستم منطقه را تهدید می‌کند. این منطقه طی مصوبه شماره ۳۰۳ شورای عالی محیط‌زیست (کمیسیون زیربنایی دولت) در سال ۱۳۸۸ به‌عنوان منطقه حفاظت‌شده به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست پیوسته است، اما اینکه سازمان محیط‌زیست چگونه مجوز احداث این سد را صادر کرده سوال اساسی فعالان محیط‌زیست است. سیامک فتاحی زمین‌شناس و دوستدار میراث فرهنگی و دبیر انجمن ژین‌وژینگه کرمانشاه در این باره می‌گوید: آبگیری این سد موجب می‌شود چشمه بل در عمق 110 متر زیر تراز سطح آب مخزن غرق شود. همچنین اگر آب مخزن به فاصله 10 متری از روستا برسد این مساله خود خطری است که ‌باید جدی گرفته شود. اینکه روستایی که از لحاظ گردشگری، تاریخی و مذهبی بسیار حائز اهمیت است با حجم جمعیت توریستی چشمگیر در فاصله 10 متری از دریاچه‌ای باشد که عمق آن به 120 متر برسد، غیرقابل تصور است و می‌تواند خطرات و حوادث زیادی را به همراه داشته باشد.
دبیر انجمن ژین‌وژینگه می‌گوید: چندین سال است که کمپین و کارگروه ویژه نجات‌بخشی چشمه‌بل با سرپرستی مختار هاشمی تشکیل شده که قابل تقدیر است و ما شاهد تلاش شبانه‌روزی وی و اطرافیانش هستیم.
همچنین سازمان‌های مردم‌نهاد و دوستداران محیط‌زیست و گردشگری در حفظ این روستا و این چشمه تلاش کرده‌اند، اما باوجود تعهداتی که وزارت نیرو و کارفرمای سد در راستای نجات این چشمه داده‌اند، متاسفانه هیچ گونه فعالیتی از طرف آنان انجام نگرفته است.
درنهایت باید اضافه کرد که حل این مشکل، ایجاد کارگروه‌های تخصصی و نشست‌های کارشناسانه و تلاش بیش از پیش مسئولان را می‌طلبد، چون همان‌طور که پیشبرد یک پروژه ملی نیازمند همت ملی است نجات یک اثر ملی مانند چشمه‌بل نیز همت ملی را می‌طلبد.
 پیشتر مختار هاشمی، سرپرست کارگروه نجات‌بخشی چشمه بل گفته بود این مساله، مساله‌ای بومی نیست، بلکه مساله‌ای ملی به حساب می‌آید و نیازمند توجه در سطح کلان است. اما فتاحی جنبه مذهبی مساله را مورد تاکید قرار می‌دهد و می‌گوید: البته ناگفته نماند مراجع تقلید نیز در راستای نجات این روستای مذهبی و بقعه برادر گرامی امام رضا(ع) می‌توانند کمک شایانی کنند، چراکه ارزش‌های جمهوری اسلامی ایران براساس ارزش‌های دینی و اسلامی بنا نهاده
شده است.

درباره هجیج
یکی از جاذبه‌های گردشگری استان کرمانشاه روستای تاریخی هجیج است که در مسیر شهرستان نوسود به کرمانشاه واقع شده است. روستای هجیج با قدمتی 1200 ساله در 25 کیلومتری شهرستان پاوه قرار گرفته است. این روستا به دلیل وجود بقعه فرزند امام موسی‌کاظم(ع) از برادران امام رضا(ع) به عنوان امامزاده سیدعبدالله که اهالی منطقه از آن به نام کوسه هجیج نام می‌برند، یکی از مواریث معنوی به شمار می‌آید و ازجمله مکان‌های مذهبی و زیارتگاه‌های مهم منطقه است. همچنین به دلیل ساختار معماری ایرانی و پلکانی خاص منطقه، این روستا یکی از جادبه‌های زیبای گردشگری ایران به حساب می‌آید. هجیج جزء 14 روستای هدف گردشگری استان کرمانشاه است. این روستا به دلیل صنایع‌دستی منحصربه‌فرد ازجمله گیوه، چوخه رانک، گلیم، جاجیم و سبد از اهمیت بالایی برخوردار است. ازجمله جاذبه‌های این روستا وجود چند بنای دیگر مذهبی مانند بنای خانقاه، چله خانه و عبادتگاه کوسه هجیج است. همچنین از جمله آیین‌هایی که ریشه در باورهای مردم منطقه دارد می‌توان به مراسم سماع دراویش قادریه اشاره کرد. گفته می‌شود این مراسم هم‌پای مراسم مولویه در ترکیه است که سالانه گردشگرهای بسیاری را جذب می‌کند. از دیگر جاذبه‌های منطقه هجیج می‌توان به کوه‌ها، جنگل‌ها و چشمه‌ خروشان آن اشاره کرد که به زبان محلی و اورامی به آن «بل» می‌گویند. این چشمه در سه کیلومتری شرق روستای هجیج در منطقه اورامانات واقع شده است که از لحاظ جغرافیایی در مرز بین استان کرمانشاه و کردستان قرار گرفته است. این چشمه با طول 15 متر به‌عنوان کوتاه‌ترین رودخانه دنیا به حساب می‌آید که به‌عنوان یکی از آثار ملی در سال 1388 به ثبت ملی رسیده است. به نظر می‌رسد این چشمه نام خود را از خدای آب‌های بابل یعنی بعل گرفته است. آب این چشمه بدون هیچ‌گونه فراوری در زمره آب‌های معدنی کم‌نظیر و با دوبی 3 تا 5 مترمکعب در ثانیه به حساب می‌آید. به عبارتی 150 میلیون مترمکعب در سال می‌تواند آب شرب شهر کرمانشاه یا سنندج را تامین کند.


برچسب ها: فرهیختگان ، هجیج ، سد داریان ، کرمانشاه ،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

بقعه پیر تاکستان نیازمند مرمت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

میراث شهر رزهای زرین در انتظار اعتبار

بقعه پیر تاکستان نیازمند مرمت

حسین زندی


تاکستان ازجمله شهرهایی است که باوجود دارا بودن آثار و اماکن بسیار تاریخی و طبیعی کمتر مورد توجه واقع شده است. این شهرستان در30 کیلومتری جنوب غربی قزوین قرار دارد و با 35 هزار هکتار باغ انگور یکی از مهم‌ترین شهرهای تولید انگور کشور به شمار می‌رود و با داشتن ده‌ها تپه و بنای تاریخی یکی از مناطق شگفت‌انگیز کشور است.
زبان بیشتر مردم شهر تاکستان، تاتی است که از بقایای زبان پهلوی میانه به شمار می‌رود. روستاهای اطراف این شهر نیز به زبان‌های آذری، تاتی و در مواردی کردی و لکی صحبت می‌کنند. هرگروه آداب، آیین و باورهایی زیبایی را از روزگاران کهن با خود حفظ کرده‌اند. گفته می‌شود کردهای منطقه در دوره زندیه از کرمانشاه به اطراف قزوین کوچ کرده‌اند و با دیگر ساکنان منطقه در آرامش زیسته‌اند.
یکی از بناهای تاریخی تاکستان بقعه پیر است. این بنا دارای یک گنبد دوپوش و ساختمانی به شکل مکعب‌مستطیل است. باستان‌شناسان قدمت بنا را با توجه به گچبری‌ها، کاشی‌ها و نوع معماری به دوره سلجوقیان نسبت می‌دهند. برخی هم گفته‌اند این بنا روی آتشکده‌ای قدیمی در دوره سلجوقیان ساخته شده و کاربری نیایشگاهی داشته تا جایی که هنوز مردم محلی به آن آتشکده می‌گویند.
محمدطاهر خوانی، دوستدار میراث فرهنگی در تاکستان می‌گوید: تاکستان پیشینه‌ای کهن دارد و این قدمت را براساس زبان و گویش مردم نیز می‌توان دریافت. آثاری مانند میل خرم‌آباد تاکستان، قلعه دختر و بنای پیر یا آتشکده نمونه‌ای از میراث به جای مانده از گذشتگان است. در این شهرستان بیش از 300 اثر شناسایی شده که نیازمند توجه مسئولان است. آتشکده پیر یکی از آثاری است که مورد احترام مردم بوده و می‌تواند در جذب گردشگر در این شهر مورد توجه قرار گیرد. اما مرمت مناسبی روی این بنا انجام نشده و حتی هنگام مرمت بخشی از بنا آسیب دیده است. برای حفظ این بنا در آغاز باید مرمت و بازسازی درستی انجام شود. این مکان در طول سال تنها 20 روز در تعطیلات نوروز برای بازدید بازگشایی می‌شود و دیدن آن بیش از 11 ماه برای گردشگران میسر نیست.
در همین رابطه فاطمه سلیمانی، کارشناس گردشگری در تاکستان و راهنمای بقعه پیر می‌گوید: این بنا به بقعه پیر معروف بوده و مربوط به دوره سلجوقی است که حدود 70 سال پیش به ثبت ملی رسیده است. بخشی از آن توسط کارشناسان و مرمت‌گران استان قزوین مرمت شده که این کار باعث آسیب دیدن بنا شده و حالت اصلی خود را از دست داده است. دودکش‌های آتشکده نابود شده اما قسمتی که توسط کارشناسان اصفهانی مرمت شده، قابل قبول است و بخش عمده آن به‌خصوص در قسمت گنبد‌ها در انتظار اعتبار برای مرمت است.
سلیمانی می‌گوید: سردر این بنا دارای کتیبه‌ای بزرگ بوده که در دهه 40 خورشیدی به سرقت رفته است. گفته می‌شود متن کتیبه با این مضمون بوده که اینجا مکانی است که زمین آباد دارد، درختان فراوان دارد و آب فراوان برای کشاورزی دارد. همین‌طور باید گفت هفت نیم‌ستونی که در کنار در آن قرار دارد مربوط به امشاسبندان است که در دو طرف تکرار شده است. بارها به سرداب این بنا هم دستبرد زده‌اند و شایعات زیادی هم در مورد اشیای این بنا گفته شده است که امروز به خاطر وجود سارقان روی سرداب پوشیده شده است.
این کارشناس گردشگری می‌گوید: تمامی اطراف بنا با فاصله نزدیک به یک متر از سطح زمین تا کف باز است؛ به دلیل اینکه هوا در آن جریان پیدا کند و نم و رطوبت به آن نفوذ نکند. طبق آنچه تا به حال گفته شده این بنا آتشکده بوده و ارتباطی به اماکن مذهبی ما ندارد. به نظر می‌رسد با توجه به گچبری‌ها و معماری داخل بقعه، زمان ساخت آن مربوط به سلجوقیان باشد. نمونه معماری این بنا در منطقه وجود ندارد.
گفته می‌شود باز‌سازی اساسی در دوره سلجوقیان روی این بنا صورت می‌گیرد و کاربری بنا تغییر پیدا می‌کند اما همچنان بین مردم منطقه از احترام ویژه‌ای برخوردار است.
این راهنمای گردشگری در پایان می‌گوید: از ویژگی‌های این بنا این است که سقف آن دوپوش است. همچنین در گچبری‌های داخل بنا از شکل‌ها و نمادهایی از برگ، شاخه و خوشه‌انگور استفاده شده است. این مساله نشان می‌دهد انگور اهمیت بسیاری از گذشته تا امروز بین مردم منطقه داشته است. ما امیدواریم هرچه زودتر بقعه پیر و دیگر بناهای شهرستان تاکستان مرمت شود و به صورت دائمی مورد بازدید گردشگران و شهروندان قرار گیرد.
محلی‌ها چه می‌گویند؟
یکی از ساکنان اطراف بقعه می‌گوید: در گذشته اطراف بنا قبرستان بود و در این بنا همیشه بسته بود. من که 80 سال است در این محله زندگی می‌کنم اولین بار است وارد اینجا می‌شوم. او می‌گوید: اسم اینجا پیر است. چندین‌بار سیل آمده و همه ساختمان‌های اطراف خراب شده، اما اینجا تخریب نشده است. اینجا آنقدر قدیمی است که تا به حال 10 نگهبان را پیر کرده است.
وقتی قبرستان قدیمی خراب و به جای آن پارک درست شد تنها قبر سیدحسین و سیدفضل‌الله باقی ماند که بعدها بر آن یک گنبد ساختند و حالا مردم می‌آیند در اینجا شمع روشن می‌کنند.
تاکستان با داشتن آثار طبیعی و تاریخی کهن، فرهنگی غنی و آیین‌های زیبا مانند جشن انگور می‌تواند به یک منطقه با مسیر گردشگری در استان قزوین تبدیل شود، اما آثاری مانند قلعه‌دختر، میل خرم‌آباد، تپه خله کوه، تپه نرگه و حتی امامزاده‌ها و بقاع متبرکه از وضعیت خوبی برخوردار نیستند. درصورتی که این وضعیت ادامه پیدا کند ممکن است به‌زودی بخش بزرگی از 300 اثر شناسایی شده تاکستان نابود شود.
آموزش و آگاه‌سازی جوامع محلی و تغییر نگرش شهروندان نسبت به آثار و اشیای تاریخی در کنار حمایت و برنامه‌ریزی مسئولانه مدیران لازمه نجات آثار کم‌نظیر این شهرستان است تا در کنار شهر قزوین هویت خود را بازیابد.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/10788

شماره : 131 | تاریخ: 1393/02/27


برچسب ها: گردشگری تاکستان ، فرهیختگان ، قزوین میراث فرهنگی ، آتشکده تاکستان ،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

طاق شیرین و فرهادایلام تبدیل به توالت شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،باستان شناسی ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

نگاهی به وضعیت بحرانی یکی از آثار ساسانی استان ایلام

یادگاری نویسی بر طاق شیرین و فرهاد


شماره : 125 | تاریخ: 22/2/93

http://farheekhtegan.ir/fa/news/10486

حسین زندی


استان ایلام با اینکه یکی از پرجاذبه‌ترین نقاط کشور است، درمقایسه با دیگر استان‌ها کمتر مورد توجه گردشگری و گردشگران بوده است. عواملی مانند حملات صدام در طول هشت سال جنگ تحمیلی، نبود دسترسی جاده‌ای مناسب، کم‌توجهی به میراث فرهنگی منطقه و... باعث شده این استان ناشناخته‌تر از سایر مناطق کشور برای گردشگران بماند. باوجود صدها اثر و مجموعه تاریخی و طبیعی در این استان، ازطرف مسئولان سازمان میراث فرهنگی توجه چندانی به این خطه از سرزمین پهناور ایران نمی‌شود. همچنین مناطق گردشگری استان بضاعت اندکی دارند و خدمات ارائه شده نمی‌تواند گردشگران را راضی نگه دارد.
طاقی برای قضای حاجت
در میان آثار تاریخی موجود در ایلام، طاق شیرین و فرهاد در 35 کیلومتری غرب شهرستان ایوان در منطقه کوشک‌کنار در مسیر ایوان به سومار واقع شده است. این اثر در میان دره‌ای زیبا با طبیعتی شگفت‌انگیز کنار رودخانه فصلی کوشک قرار گرفته است. طاق‌شیرین و فرهاد مربوط به دوره ساسانیان است که در دل تپه‌ای سرسبز در دو بخش زیرزمینی و بیرونی ساخته شده است. قسمت زیرزمینی بنا به صورت خشکه‌چین از سنگ‌های تراشیده شده و صیقل‌خورده ساخته شده است. این قسمت دارای طاق منحصربه‌فردی است و بخش بیرونی‌ای که روی بام طاق قرار گرفته، یادآور مقبره کورش است. با اینکه در این بخش تنها چهار ردیف از سنگ‌چین پلکانی‌اش باقی مانده است اما همچنان مانند نگینی در منطقه می‌درخشد. ویژگی این بنا که در زمینی به مساحت 90/2 در 20/3 متر احداث شده ، تغییر حالت طاق بنا از شکل هلالی به مسطح است. دیگر اینکه در تمامی سازه از هیچ‌گونه ملاتی استفاده نشده است. همچنین در کنار آن گورستانی قرار دارد که به نظر می‌رسد قدمت چندانی ندارد و گفته می‌شود محل دفن مردگان عشایر منطقه است. در ورودی طاق در جبهه شرقی قرارگرفته و برای وارد شدن باید به صورت نشسته داخل شد، اما این روزها هیچ گردشگری رغبت نمی‌کند وارد آن شود، چون علاوه‌بر حکاکی‌ها، یادگاری‌نویسی‌ها و تخریب‌هایی که در سال‌های گذشته صورت گرفته، اکنون عشایر از آن به‌عنوان توالت استفاده می‌کنند.
کسی به فکر شیرین و فرهاد نیست
با اینکه این اثر در فهرست آثار ملی ثبت شده است و معرفی آن در نقشه گردشگری استان ایلام آمده، اما هیچ‌گونه خدماتی از سوی اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان ایلام در اختیار گردشگران قرار نمی‌گیرد. سیامک فتاحی، دوستدار میراث فرهنگی در منطقه می‌گوید: اثری که به‌عنوان جاذبه گردشگری معرفی می‌شود آبروی گردشگری است و باید حفظ شود. وقتی مکانی را در نقشه گردشگری معرفی کرده و مسافران را به آن نقطه دعوت می‌کنند لازم است خدماتی برای گردشگران در نظر بگیرند. سرویس بهداشتی و راهنما از نیازهای اولیه اماکن گردشگری است که متاسفانه در بیشتر نقاط کشور نادیده گرفته می‌شود. دبیر انجمن ژین و ژینگه زاگرس درباره طاق شیرین و فرهاد می‌گوید: این اتفاق باعث تاسف و بی‌احترامی به گردشگران است. در اینجا دو مساله وجود دارد؛ یکی اینکه اگر هنوز از شیوه دامپروری سنتی استفاده می‌کنیم که باعث نابودی طبیعت می‌شود، حداقل نهاد متولی عشایر یک توالت صحرایی در اختیار هر گروه از عشایر قرار دهد. دیگر اینکه مدیران میراث فرهنگی چگونه از کنار چنین مسائل عجیبی به راحتی می‌گذرند. ما از طرفی ورود گردشگر به‌ویژه گردشگر خارجی را ضرورت این صنعت در ایران می‌دانیم و از طرف دیگر حتی به نکات اولیه گردشگری توجهی نمی‌کنیم. من از مسئولان می‌پرسم چنین اتفاق‌هایی را در مقابل چشمان گردشگران خارجی چگونه توجیه خواهید کرد؟
کسی از ارزش اقتصادی طبیعت نمی‌داند
محمد فیضی، مدرس دانشگاه آزاد اسلامی در ایلام و فعال محیط‌زیست می‌گوید: سازمان میراث فرهنگی بدون توجه به داشته‌ها و زیرساخت‌های گردشگری به تبلیغ این صنعت می‌پردازد. این مساله یکی از مشکلات صنعت گردشگری ایران است. مساله دیگری که در اینجا مورد غفلت واقع شده، اکولوژی و طبیعت منطقه است. اگر از اکولوژی شناخت داشته باشیم، می‌توانیم مدیریت مناسبی هم داشته باشیم. اگر طبیعت حفظ شود آثار باستانی، تاریخی و گردشگری هم باقی خواهد ماند. امروز به دلیل نبود مدیریت اکولوژیکی، جنگل‌ها، رودها و کوه‌های زاگرس در حال نابود شدن هستند. فیضی ادامه می‌دهد: برای جلو‌گیری از تخریب چنین آثاری باید به ریشه این نابودی‌ها توجه کرد. در تمامی دنیا مانند برزیل، استرالیا و کانادا دامداری سنتی از میان رفته، چون در روش مکانیزه هم محصول بهتری عاید کشاورزان می‌شود و هم طبیعت حفظ می‌شود، اما ما نه‌تنها به کیفیت محصول توجه نمی‌کنیم، بلکه طبیعت را نابود هم می‌کنیم و میراث و سرمایه‌های فرهنگی را مورد بی‌مهری قرار می‌دهیم. ما در ایران هنوز به ارزش اقتصادی سرمایه‌ای مانند کوه‌های زاگرس پی نبرده‌ایم. جنگل‌های بلوط، کوه‌ها و چشمه‌ها میراث فرهنگی و طبیعی زاگرس هستند که ارزش اقتصادی دارند. اما متاسفانه این روزها در ارتفاع دوهزار متری درختان کهن را از ریشه می‌کنند و گندم می‌کارند. با انجام این کارها در عرض چند سال خاک کوه‌ها شسته می‌شود و در نتیجه باعث سیلاب و گرد وغبار می‌شود.
این عضو انجمن یاوران محیط‌زیست سیمره می‌گوید: باید توجه داشت که طبیعت زاگرس همیشه تمدن‌ساز بوده است. منطقه‌ای که طاق شیرین و فرهاد ایلام در آن واقع شده ییلاق شاهان ساسانی بوده است. اگر ساسانیان اینجا را انتخاب کرده‌اند به خاطر وجود طبیعت خاص منطقه است که ما نباید آن را نابود کنیم. این نکته را نباید فراموش کرد که ضرورت توجه به گردشگری با نگرش اکولوژیکی اجتناب‌ناپذیر است و اکوتوریسم بدون نظارت صحیح نابود‌کننده است. استان ایلام ظرفیت‌های مناسبی در کنار دیگر استان‌های زاگرس‌نشین در زمینه گردشگری دارد. اگر در معرفی و ترویج گردشگری به مساله توسعه پایدار توجه شود موفق خواهیم بود، اما اگر رویکرد فعلی که در جهت نابودی محیط‌زیست و گردشگری است ادامه یابد ما حرفی برای گفتن در این زمینه نخواهیم داشت. امیدواریم برای منطقه برنامه مناسبی را تدوین کنند تا شاهد چنین رویدادهایی نباشیم.


برچسب ها: طاق شیرین و فرهاد ایلام ، گردشگری و سرویس بهداشتی ، میراث فرهنگی ایلام ، فرهیختگان ،

مراسم پیر شالیار در اورامان تخت به‌خاطر حضور گردشگران برگزار نشد

می خواهیم روستا بمانیم

http://farheekhtegan.ir/fa/news/9891


شماره : 119 | تاریخ: 15/2/93

حسین زندی


آیین «کومسای» مراسمی است که هرساله در نزدیک‌ترین جمعه پیش از نیمه‌اردیبهشت در شهر اورامان تخت استان کردستان برگزار می‌شود. روز جمعه 12 اردیبهشت امسال نیز هزاران نفر از علاقه‌مندان و گردشگران، همچنین پیروان پیر شالیار اورامی به اورامان آمده بودند تا این روز را جشن بگیرند، اما مراسم برگزار نشد و میهمانان پیر شالیار اورامی نتوانستند به آرزوی خود برسند. گفته می‌شود مخالفت ماموستای اورامان به علت حضور زن‌های غیربومی در این مراسم بود. مراسم بهاره پیرشهریار اورامی مربوط به سنتی است که پیر شالیار در آن به‌عنوان حکم و برنامه‌ریز در یک نشست عمومی با بزرگان منطقه به مشکلات دهقانان و کشاورزی مردم منطقه می‌پرداخته است. صدها سال است در بزرگداشت این نشست ساکنان اورامان آیین‌های این روز را گرامی می‌دارند. محمد میرزایی یکی از اهالی اورامان می‌گوید: ماموستا (شیخ) به خاطر حضور زن‌ها در مزار پیر شالیار با اجرای مراسم مخالفت می‌کند. ماموستا ظاهرا با عمومی شدن مراسم مخالف است. چون معتقد است این مراسم برای حل مشکلات مردم و برنامه‌ریزی روستا بوده و مردم دیگر نیاز به ریش‌سفید و برنامه‌ریز ندارند و نیازی هم به اجرای این مراسم برای آنها نیست. میرزایی می‌گوید: در این مراسم پس از گردآمدن مردم بر سر مزار پیر بزرگان و شیخ‌های محلی جمع می‌شوند و ماموستای بزرگ قصیده‌خوانی می‌کند و سپس دراویش و صوفی‌های منطقه برنامه ذکر را همراه دف‌نوازان اجرا می‌کنند. در این مراسم غذاهایی مثل دلمه و کلانه به صورت نذری بین میهمانان پخش می‌شود.
مراسم کومسای که قرار بود با شعار «احترام به فرهنگ جامعه میزبان و حفاظت از محیط‌زیست» برگزار شود، ناتمام ماند و با حاشیه‌هایی نیز همراه بود. نبود برنامه‌ریزی و ساماندهی مسافران، منظم نبودن پارکینگ، انباشت زباله و مناسب نبودن سرویس بهداشتی نه‌تنها باعث اعتراض مسافران شد بلکه داد میزبانان و ساکنان اورامان را نیز درآورد.
اورامان برای پذیرایی از گردشگران بودجه می‌خواهد
سیدصابر حسینی، شهردار اورامان تخت می‌گوید: مناطقی که گردشگر به آن مراجعه می‌کند هیچ‌وقت برای افراد راضی‌کننده نبوده است. باوجود اینکه تنها مدت دو سال از شهرشدن اورامان می‌گذرد اما بودجه، امکانات و سرفصل‌های اعتباری در نظر گرفته‌شده برای آن بسیار ناچیز است و جوابگوی انتظارات برنامه‌ها نیست. ما همیشه با کمبود بودجه دست و پنجه نرم می‌کنیم. حسینی می‌گوید: در اورامان با توجه به بافت تاریخی و طبیعی و نوع معماری‌ای که دارد، کار کردن سخت و هزینه‌بر است. باید توجه داشت مسئولیت مشکلات تنها با شهرداری نیست، اداره اوقاف و میراث فرهنگی نیز متولی اینجا هستند. مواردی مانند مشکل سرویس بهداشتی متوجه میراث فرهنگی نیز است. شهردار این شهر تاریخی ادامه می‌دهد: با توجه به ظرفیتی که اورامان دارد می‌تواند جمعیتی به مراتب بیشتر از آنچه امروز به اینجا آمده است را بپذیرد. شرایط توپوگرافی و طبیعی در اینجا بسیار خوب است اما امکانات و شرایطی برای نگهداری و اقامت گردشگر نداریم. وقتی امکانات نهادهای مسئول ضعیف باشد ارائه خدمات نیز ضعف خواهد شد. ما چون خدمات به مسافران ارائه نمی‌دهیم، برای بازدید‌کنندگان ورودی در نظر نگرفته‌ایم. درباره پارکینگ هم باید این مساله را در نظر گرفت که در طول سال تنها دو روز ما با ورود انبوه گردشگر روبه‌رو هستیم؛ نیمه بهمن ماه در مراسم عروسی پیر شالیار و امروز که جزء شلوغ‌ترین روزهاست؛ پس توان ساخت پارکینگ برای دو روز را نداریم اما محوطه‌ای را مسطح کرده‌ایم که صدها اتومبیل می‌توانند در آن پارک کنند. نکته دیگر اینکه تنها شهری که در آن جایگاه دفع زباله به صورت مکانیزه وجود دارد، اورامان تخت است. حسینی در ادامه می‌گوید: درحال حاضر این شهر گاز، سیستم فاضلاب و آب ندارد، با این شرایط عملا شهرداری خلع‌سلاح است چون من نمی‌توانم معبر شهر را درست و کوچه‌ها را سنگفرش کنم به این علت که هر هزینه‌ای صرف شود بیهوده است. مثلا یک سال اداره گاز اعتبار و بودجه دارد اما اداره آب ندارد. با توجه به اینکه اورامان زیرساخت ندارد کار عمرانی در آن بیهوده است. از طرفی هم اگر اورامان گازکشی داشته باشد شرایط از آنچه امروز می‌بینیم بدتر خواهد شد. من برای حل این مشکلات از طریق نماینده مجلس و فرمانداری پیگیری کرده‌ام، حتی نزد معاون عمرانی وزیر کشور هم رفته‌ام همه این دوستان می‌گویند انشاءالله حل می‌شود، ما هم چاره‌ای جز توکل به خدا نداریم.
می‌خواهیم اورامان روستا بماند
اما فرزاد نویدی، خبرنگار و دوستدار میراث فرهنگی در کردستان مخالف نظر شهردار اورامان است. او می‌گوید: تقریبا کردستان 1730 روستا دارد. در دولت نهم و دهم که اقدامات سیاسی همه مسائل را تحت‌الشعاع قرار داده بود برخی روستاها نیز از این سیاست آسیب دیدند. در این استان بیش از 10 روستا تبدیل به شهر شد. درحالی که قرار بود روستاهایی که بیش از 10 هزار نفر جمعیت دارند شامل این برنامه شوند اما در نهایت، روستاهایی با جمعیت بیش از سه هزار نفر قربانی این سیاست شدند؛ اورامان نباید شهر می‌شد. نویدی می‌گوید: ما بارها اعتراض کردیم اینجا را به روستا برگردانید. هیچ‌گونه زیرساختی برای شهر شدن در اینجا وجود ندارد. دیگر اینکه منطقه اورامان یک بافت پلکانی دارد و وقتی شهرداری ورود پیدا می‌کند این بافت‌ها نمی‌توانند مقاومت کنند و سازه‌های جدید جای بناهای بومی را می‌گیرد، در نتیجه بافت آن دگرگون می‌شود، معماری قدیم از بین می‌رود و جذابیت گردشگری نیز نابود می‌شود. به نظر من تنها چاره این است که دوباره اورامان به عنوان روستا معرفی شود. اما شهردار گفته‌های این فعال مدنی را نمی‌پذیرد و می‌گوید: باید توجه داشت امروز دیگر هیچ‌وقت یک شهر تبدیل به روستا نمی‌شود و این مساله از نظر تقسیمات جغرافیایی و سیاستگذاری قابل بازگشت نیست. اما با توجه به ظرفیت‌ها و شرایط موجود پیشنهاد می‌کنم اورامان، سروآباد و زریوار به عنوان یک مسیر گردشگری معرفی شوند. این مسیر می‌تواند سرمایه‌گذار در این زمینه جذب کند و بودجه و اعتباری به آن اختصاص یابد. مثلا اگر دولت 15 میلیارد هزینه کند و یک مسیر گردشگری تعریف کند ممکن است بتوان این مشکل‌ها را برطرف کرد. غفار عبداللهی مسئول خانه پیر شالیار می‌گوید: ما اهالی اورامان از مسئولان دولتی انتظار داریم این وضعیت را درست کنند، شما اگر کوچه‌ها را نگاه کنید پر از آشغال است. از وقتی اینجا شهر شده مثل ویرانه‌ها شده است.
وقتی روستا بود خیلی بهتر بود، آن موقع ما زباله‌ها را خودمان جمع‌آوری می‌کردیم، اما حالا می‌گوییم در شهر زندگی می‌کنیم، شهر ما هم شهرداری دارد و زباله‌ها در کوچه‌ها می‌ماند. عبداللهی می‌گوید: فقط اسم اینجا شهر است. هیچ‌چیز آن به شهر نمی‌ماند. در جایی که همه درآمد مردم آن از راه کشاورزی است. نمی‌توان اسم شهر برای آن گذاشت. ببینید روستایی را که در همسایگی ماست. اگر هزینه برق آنجا را شش تومان با آنها حساب می‌کنند، هزینه مصرف برق اورامان با تهران برابر است. شهر شدن به جز هزینه برای ما چیزی نداشته است. همان‌طور که می‌بینید لوله‌کشی‌ها هم هوایی است، زمستان‌ها یخ می‌زند و تابستان‌ها می‌پوسد.


برچسب ها: روستای اورامان تخت ، پیرشالیار ، کردستان ، مراسم کومسای ،

یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

اختلاف نظر میراث همدان و قاچاقچیان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،باستان شناسی ،

گزارش فرهیختگان از تپه تاریخی روستای علوی همدان

اختلاف نظر میراث و قاچاقچیان

http://farheekhtegan.ir/fa/news/9701


شماره : 117 | تاریخ: 13/2/ 1393

حسین زندی
 


زمستان سال ۱۳۹۲ تپه تاریخی روستای علوی ملایر دو بار مورد تعرض قاچاقچیان قرار گرفت و حفره عظیمی با ماشین‌آلات سنگین در آن ایجاد شد. استفاده از بیل میکانیکی و تریلر و همچنین سماجت حفاران غیرمجاز باعث به وجود آمدن پرسش‌ها و ابهامات فراوانی شد که همچنان بی‌پاسخ مانده است. اما اتفاق دیگری که در اواخر فروردین افتاد نه تنها پرسش‌ها را بیشتر کرد بلکه تعجب همگان را برانگیخت. پس از حضور باستان‌شناسان و افرادی از یگان حفاظت میراث فرهنگی و حفاری فاقد حکم کاوش، مدیران میراث فرهنگی همدان تصمیم به پر کردن این گودال بزرگ گرفتند. این اقدام میراث فرهنگی باعث تخریب بیش از ۸۰۰ متر از سطح این محوطه باستانی و نابودی حدود دو متر از ارتفاع خاک تپه و بقایای آن شد. هرچند مدیر کل میراث فرهنگی همدان در مصاحبه‌ای با یکی از رسانه‌ها اعلام کرد که «اینجا چندان ارزش تاریخی ندارد». به گفته اسماعیل رضایی، عضو سابق شورای روستای علوی افراد منتسب به میراث فرهنگی نه حکمی داشتند و نه برنامه‌ای برای حفاری. آنها تنها باعث خراب‌تر شدن ذهن اهالی منطقه شدند.

روستای علوی جوکار همدان در روزهای گذشته از مناطق خبرساز کشور بود، دو مورد حفاری غیرمجاز با بیل مکانیکی و تخریب یک تپه تاریخی در کنار این روستا و سومین حفاری که توسط کارشناسان میراث فرهنگی انجام شد و نتیجه شدت تخریب این حفاری بیشتر از دو مورد اول بود و مهم‌تر از همه اظهارات متولیان میراث فرهنگی که گاه این حفاری‌ها را انکار کردند و گاه ارزش تاریخی تپه را به سخره گرفتند. اما اهالی روستا و دوستداران میراث فرهنگی همدان می‌گویند ماه پشت ابر نخواهد ماند و به زودی مساله روشن خواهد شد و تاریخ و آیندگان در مورد کسانی که هویت و گذشته مردم این سرزمین را بی‌ارزش می‌خوانند، قضاوت خواهند کرد.
مجید فرهمند از اهالی روستای علوی و همیار محیط‌زیست می‌گوید: اسفند ماه گذشته پس از مشاهده حفاران غیرمجاز به پاسگاه زنگ زدیم که گفتند نیرو نداریم. اما مساله‌ای که بعد از این اتفاق‌ها پیش آمد باعث شد مردم روستا به همه کسانی که وارد روستا می‌شوند، شک کنند چون اداره میراث‌فرهنگی به مردم روستا پاسخ شفافی نداد. این شاهد عینی می‌گوید: کسانی که از اداره میراث‌فرهنگی آمده بودند نامه‌ای به مردم نشان دادند که حکم حفاری نبود و مردم عصبانی شدند و نامه را پاره کردند و از آنها خواستند یک حکم از فرمانداری بیاورند که نیاوردند. مردم روستای مجاور یعنی روستای «کردخورد» هم آمدند وکمک کردند تا جلوی این کار گرفته شود. پرسش ما این است ماشین‌آلاتی که مردم روستا از قاچاقچیان گرفتند و تحویل پاسگاه دادند، کجاست و سرنوشت و حکم قاچاقچیان چه شد؟
اردشیر ثریایی یکی دیگر از دوستداران میراث‌فرهنگی در همدان می‌گوید: روستای علوی دارای دو تپه تاریخی و یک امامزاده قدیمی است و در کنار آن روستای کردخورد واقع شده که بزرگ‌ترین قلعه تاریخی غرب کشور در آن قرار دارد. همچنین طبیعت زیبا و گونه‌های مختلف جانوری منطقه به عنوان یک ظرفیت گردشگری می‌تواند مورد بهره‌برداری قرار گیرد و از نظر اقتصادی مردم منطقه را تامین کند. اما متاسفانه مدیریت حاکم بر اداره میراث‌‌فرهنگی همدان چنین اعتقادی ندارد و می‌گوید تپه تاریخی علوی ارزش چندانی ندارد، چون شی یا سفال در آن پیدا نشده است. ثریایی می‌گوید: آیا با یک روز کاوش آن‌هم به صورتی که شرح آن در رسانه‌ها آمده می‌توان به نتیجه رسید که یک منطقه ثبت‌شده ارزش تاریخی ندارد. بخشی از ساختمان بقعه شاهزاده ابراهیم که متاخر است، مربوط به دوره قاجار است و برجی که در کنار تپه واقع شده و هنوز سرپاست قدمتی تاریخی دارد که با کمال تاسف مدیریت میراث‌فرهنگی همدان می‌گوید ارزش تاریخی ندارد و در کمال تعجب باید بپذیریم! آیا ما آثار دوره قاجاریه را به عنوان آثار تاریخی به رسمیت نمی‌شناسیم؟ ظاهرا این سازمان با همین اعتقاد بخش بزرگی از تپه را بر اثر دپو کردن روی گودالی که قاچاقچیان حفر کرده بودند، نابود کرده است. علی رضایی از دیگر اهالی روستای علوی درباره تخریب این تپه تاریخی می‌گوید: مزار شاهزاده ابراهیم یک مکان مقدس است، علاوه بر اینکه امامزاده است از پنج نسل پیش آرامگاه روحانیان روستا نیز اینجاست و با وجود آثار تاریخی اطراف تپه انتظار ما این است که میراث فرهنگی از آن محافظت کند. اما نه‌تنها محافظت نکرد بلکه از اداره میراث‌فرهنگی هم آمدند تخریب کردند. با بیل و ماشین‌های پلاک قرمز آمدند و تپه را شخم زدند درحالی که مجوز حفاری هم به ما نشان ندادند. رضایی می‌گوید: ما روستا‌زاده و روستانشین هستیم، اما می‌خواهیم جواب ما را بدهند که چرا با بیل مکانیلی روی این تپه تاریخی و این مکان مقدس می‌روند و تخریب می‌کنند. امیدواریم پیگیری شود. ما کاری با هیچ چیز نداریم، حتی اگر کار نداشته باشیم اینجا امامزاده است و آثار تاریخی هست و... معماری که اینجا دارد برای ما ارزشمند است و باید حفظ شود. هم معماری بنای شاهزاده ابراهیم و هم بقایای تپه تاریخی با ارزش است و معماری ایرانی اسلامی که در آن است باید نگهداری شود. ما می‌خواهیم بنا‌ها بازسازی شود. او می‌گوید: میراث‌فرهنگی همدان توجهی به آثار این روستا ندارد. ما وقتی می‌خواستیم سقف گنبد شاهزاده ابراهیم را ایزوگام کنیم هیچ کمک و نظارتی هم نشد. متاسفانه قاچاقچیان از ارزش این تپه خبر دارند اما میراث‌فرهنگی استان می‌گوید ارزش تاریخی ندارد.


برچسب ها: روستای علوی همدان ، جوکار ملایر ، فرهیختگان ، میراث فرهنگی همدان ، تخریب تپه تاریخی علوی ،

دوشنبه 5 اسفند 1392

غار کرفتو پنهان زیر آوار ناآگاهی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،روزنامه ها ،زیست بوم ،

گزارش فرهیختگان از حال و روز غار کرفتو

پنهان زیر آوار ناآگاهی

http://farheekhtegan.ir/fa/news/5298


حسین زندی


دیدن آثار طبیعی و تاریخی در کشور ما همیشه لذت‌بخش نیست و حس زیبایی، شکوه و غرور را به بیننده القا نمی‌کند. گاهی حسرت نابودی و از بین رفتن یک اثر تاریخی یا طبیعی انسان را متاثر می‌کند، گاهی جایگزینی یک سازه جدید در محل تاریخی و طبیعی و گاهی تجاوز به حریم آثار نگرانی به بار می‌آورد. یادگاری‌نویسی روی آثار باستانی، تاریخی و طبیعی یکی از این موارد است. خراش سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید، حتی نوشتن یادگاری روی درختان کهنسال از این نمونه است، اما یکی از وحشتناک‌ترین صحنه‌هایی که هموطنان در دل یکی از مهم‌ترین آثار طبیعی و باستانی کشور خلق کرده‌اند و یک صحنه منزجر‌کننده پدید آورده‌اند، در غار کرفتو است. این پدیده یک عارضه ضدفرهنگی است که می‌تواند در نشان دادن عقب‌ماندگی اجتماعی بعضی از گردشگران این منطقه مفید باشد. این غار در استان کردستان و 31 کیلومتری شمال‌غرب شهر دیواندره و در مسیر شهرستان سقز واقع شده است. بخش‌هایی از این غار عظیم، دست‌کَند است و کتیبه‌هایی از دوران پیش از تاریخ و آثاری از دوره‌های مختلف تاریخی در این اثر شگفت‌انگیز به یادگار مانده است. این غار در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شماره ثبت ۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده ‌است. افزون بر زباله‌هایی که جزء جدانشدنی محوطه‌های گردشگری کشور ماست بازدیدکننده در این غار با دو پدیده مهم روبه‌رو می‌شود؛ یکی بوی تعفن فضولات که در عمق غار به دلیل کمبود محفظه و مجرای کافی بسیار آزار‌دهنده است، اما مهم‌ترین فاجعه دیوارنوشته‌های این غار تاریخی است. تمام دیواره‌های این غار عظیم مملو از دیوارنوشته و یادگاری است. جالب اینجاست که قدیمی‌ترین این نوشته‌ها مربوط به کوهنوردانی است که در دهه 40 و 50 وارد این غار شده‌اند و دیگر تخریب‌ها مربوط به سال‌های اخیر است. همان‌طور که گفته شد در بیشتر آثار این کشور این پدیده مشاهده می‌شود اما غار کرفتو یک پدیده نادر است. در مورد علل چرایی این پدیده دلایل مختلفی بیان می‌شود، یکی از این موارد علت روانی و رفتاری است. یک روانشناس در این منطقه می‌گوید: یکی از ناهنجاری‌های شایع در جوامع، افزایش آمار افرادی است که به تخریب اموال عمومی و فرهنگی دست می‌زنند، این نوع ناهنجاری با نام وندالیسم شناخته شده است. افرادی که در خانواده یا جامعه بیش‌ازحد مورد توجه بوده‌اند و همین‌طور دسته‌ای از افراد که مشکلات و بحران‌های روحی شدیدی را در زندگی خود داشته‌اند در مواجهه با شکست، درصدد انتقام‌جویی به منظور جبران مشکلات با پرخاشگری و صدمه‌زدن به اشیا برمی‌آیند که این خود یک نوع تخلیه انرژی ناشی از ناراحتی‌های درونی افراد است. آرزو احمدی دیوارنویسی‌های غار کرفتو را ناشی از این بیماری می‌داند و می‌گوید: مسائل و مشکلات خانوادگی در دوران کودکی تاثیر زیادی روی رفتار فرد در آینده می‌گذارد و در بسیاری از موارد به تخریب اجتماع به روش‌های مختلف (تخریب اموال عمومی مثل: تلفن‌های همگانی، کتاب، اتوبوس و...، میراث فرهنگی، آسیب رساندن به ورزشگاه توسط طرفداران ورزشی بعد از پیروزی تیم رقیب و حتی تخریب سایت‌های اینترنتی و...)، منجر شده که درنهایت می‌توان گفت فرد تمایل به بروز رفتار بزهکارانه دارد.
عوامل روانی و اجتماعی مانند: احساس درماندگی، اجحاف، ورشکستگی، دلتنگی و ناکامی که منجر به بیزاری فرد از خود و اجتماع می‌شود نیز در ایجاد این مشکل دخیلند و حتی در مواردی، خصوصا در دوران کودکی، دیدن رفتار پرخاشگرانه و آسیب‌رسانی توسط همسالان و هم‌گروه‌ها می‌تواند به عنوان یک نوع یادگیری اجتماعی بر افراد دیگر گروه و اجتماع نیز تاثیرگذار باشد. این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: از مواردی که می‌تواند تا حد زیادی این معضل را در جامعه کاهش دهد می‌توان به آموزش کودکان در خانواده و مدرسه، استفاده از تصاویر و پوسترهای آموزشی و تبلیغاتی متنوع، آموزش از طریق رسانه‌های جمعی (آموزش از طریق برنامه‌های شاد و کارتون برای کودکان)، مشارکت دادن افراد در کارهای مدرسه (به‌عنوان نمونه تمیزکردن کلاس‌ها و سرویس‌های بهداشتی که توسط معلمان و دانش‌آموزان ژاپنی در پایان کلاس‌های مدرسه انجام می‌گیرد) و اجتماع که منجر به ملزم دانستن خود به احترام بیشتر به قوانین و مقررات می‌شود، ایجاد کانون‌های فرهنگی و مجتمع‌های ورزشی توسط شهرداری‌ها در سطح گسترده به منظور تخلیه انرژی نوجوانان و بزرگسالان اشاره کرد. آرزو احمدی می‌گوید: نباید از نقش نهادهای مدنی در آموزش مردم غافل شد. افزون بر این بیماری روانی و رفتاری دلایل اجتماعی نیز دارد. نادیده گرفته‌شدن فرد از سوی جامعه، عقده‌گشایی مخالفت با وضع موجود، مطرح شدن، کتیبه‌نگاری به شیوه پیشینیان، ناآگاهی و نبود آموزش، ترس از مرگ و فراموش شدن پس از مرگ جزء عواملی هستند که باعث می‌شود فرد اقدام به کتیبه‌نگاری به شیوه غارنشینان کند. از آنجا که بشر می‌خواهد اثری از خود بر جا بگذارد تا جاودانه شود و با توجه به اینکه یکی از خاستگاه‌های هنر نقاشی غار است چنین رفتاری از او سر می‌زند.
به گواه پژوهشگران، ایرانیان مردمی شفاهی به شمار می‌آیند و تنبل‌ترین افراد در نوشتن هستند. اما در اینجا به راحتی خلق اثر می‌کنند و یادگار از خود به جا می‌گذارند. مورد دیگری از این کتابت‌ها که در جامعه وجود دارد بر در و دیوار دستشویی‌های عمومی است، خلق اثر در این تابلوها نیز از شاهکارهای برخی از شهروندان است که به نظر می‌رسد تنها در کشور ما این خلق صورت می‌گیرد. اما شیوه برخورد با این بیماری چگونه است آیا نباید چنین مشکل رفتاری را درمان یا مهار کرد؟ مسلما اگر مسئولان اقدام کنند به راحتی می‌توانند از چنین تخریب‌هایی جلو‌گیری کنند.
این پدیده شگفت‌انگیز طبیعی و باستانی در بیشتر مواقع راهنما ندارد. استخدام چند راهنما در عین حال که از تخریب می‌تواند جلوگیری ‌کند به آموزش بازدیدکنندگان نیز کمک ‌کند.
در سال‌های اخیر در بسیاری از اماکن به صورت غیرضروری تابلویی نصب شده با این مضمون «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است» حتی در اماکن آموزشی، دانشگاه‌ها، خیابان‌ها و گاهی در مقابل دستشویی و... آیا نمی‌توان چنین تابلویی در محوطه اینچنین شگفت‌انگیز نیز نصب کرد؟ و از این فناوری در چنین فضاهایی نیز بهره برد؟
ارزان بودن بلیت ورودی این آثار از دیگر علل تخریب‌هاست چرا که باعث شده کشور گردشگری تخصصی را تجربه نکند و حس مسئولیت‌پذیری بازدیدکنندگان کمرنگ شده است.
بازدید‌کنندگان این غارها دو گروهند، کسانی که برای ایجاد اثر به این غار می‌آیند و بازدیدکنندگانی که برای تاسف خوردن و حسرت به اینجا قدم می‌گذارند چرا که گروه دوم از زیبایی‌های غار چیزی نمی‌بینند و آنچه مشاهده می‌کنند این است که غار در زیر ابر ناآگاهی پنهان شده است.


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، غارکرفتو ، کردستان ، دیواندره ، غارهای ایران ، آلودگی غارها ، وندالیسم ،

هنرمندی که با حلبی یادگاری می‌سازد

روزگار فراموش شده پیرمرد «حلبی‌ساز»

حسین زندی


در طول یک قرن گذشته و با ماشینی شدن جوامع صدها حرفه و شغل و هنر دستخوش تغییر و نابودی شده و اهمیت ندادن به این حرفه‌ها روند از بین رفتن آنها را تسریع کرده است. در حالی که برخی از این مشاغل قابلیت تقویت صنایع‌دستی، گردشگری و موزه‌داری را دارند. حلبی‌سازی یکی از این موارد است که به مرور در حال فراموشی است، اما به تازگی یکی از پیشکسوتان این حرفه در همدان اقدام به بازیابی و تولید ده‌ها نمونه از این اشیا کرده تا مردم را با مشاغل و یادگارهای گذشتگان آشنا کند. محمدباقر ضرابیان متولد سال 1313 همدان است. او تا سال 1332 به شغل پدری، یعنی حلبی‌سازی مشغول بود، اما این کار را رها کرد و فروشندگی وسایل ماشین را پیش گرفت. او 56 سال از شغل حلبی‌سازی دست کشیده بود ولی سال 1390 تصمیم گرفت نمونه‌ای از اشیا و آثار حلبی که در گذشته استفاده می‌شد را بسازد و در مجموعه‌ای به میراث فرهنگی اهدا کند. او در طول دو سال توانست 110 قطعه از این ابزار و اشیا را بسازد. ویژگی کارهای ضرابیان در ظرافت آنهاست که با نمونه‌ای دیگر قابل مقایسه نیست. به همین مناسبت گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:

‌ چه چیزی شما را به سمت این کار کشاند؟
سال 1390 روزی با خودم گفتم خدایا به من کمک کن تا چند قطعه‌ از میراث قدیم بسازم تا این میراث به کلی نابود نشود چون دیگر قابل استفاده نبودند. وقتی شروع کردم تعدادی از این آثار و وسیله‌ها را ساختم مورد تایید و تشویق میراث فرهنگی قرار گرفتم و در 12 نمایشگاه شرکت کردم. سه لوح از 12 لوح تقدیری که دریافت کردم لوح برتر است و مقام اول کشور را در این رشته به دست آوردم.
‌شغل شما چه بود؟
شغل پدرم حلبی‌سازی بود و شغل من هم تا سال 1332 همین بود، اما تا سال 90 از این کار دست کشیدم چون این کار کمرنگ شده بود. در این مدت مشغول فروش قطعات ماشین بودم. اما می‌خواستم این یادگار را از خود بجا بگذارم، بنابراین 110 قطعه وسیله و ابزار حلبی ساختم و به میراث فرهنگی اهدا کردم.
‌آثاری که به میراث داده‌اید کجا قرار است نگهداری شود؟ به موزه خاصی می‌رود؟
این آثار را به میراث فرهنگی اهدا کردم که قرار است موزه‌ای درست کنند و اینها را در آنجا به نمایش بگذارند تا اینکه نسل‌های بعد متوجه شوند ما با چه وسیله‌هایی زندگی می‌کردیم.
‌کارهای شما شامل چه وسیله‌هایی است؟
وسایلی از قبیل زیرآب حمام، زیرآب حوض، چراغ فتیله‌ای و نماد آرامگاه بوعلی و... .
‌چه مدت‌زمانی را برای ساختن این قطعات صرف کردید؟
از سال 1390 تا اوایل 1392 روی این آثار کار کردم. یعنی حدود دو سال که مهم‌ترین آنها نماد آرامگاه بوعلی است که پنج ماه روی آن کار کردم و آنها را اهدا کردم به میراث فرهنگی همدان.
‌هنوز هم این کار را ادامه می‌دهید؟
فعلا نه اما امیدوارم بتوانم قطعات دیگری را هم بسازم.
‌اسامی همه قطعات و کاربردشان را نوشته‌اند؟
بله همه فهرست شده است. قرار است یک کتاب به نام چهره ماندگار همدان منتشر کنند و این آثار و کاربردشان را در آن بیاورند.
‌همه این وسایل کاربردی و قابل استفاده بوده‌اند؟
بله همه اینها را آن زمان استفاده می‌کردیم به جز چند قطعه مثل نماد آرامگاه. اما امروز اینها به صورت شیء تزئینی است. هرچند امروز هم قابل استفاده است اما با وسایل و نمونه‌های جدید، دیگر از اینها استفاده نمی‌کنند.
‌چرا کسی تمایلی به حلبی‌سازی نشان نمی‌دهد؟ و چرا حلبی‌سازخانه همدان از بین رفته است؟
گفتم که نمونه‌های جدید آمد، خریدار کم شد و این روزها هم جنس چینی اجازه فعالیت به سازندگان ایرانی را نمی‌دهد. استادکارها هم یا از دنیا رفتند یا از این کار دست کشیدند.
‌چرا شما اقدام به تولید انبوه نمی‌کنید؟
باید بگویم مشکل زیاد است. ارائه کردن سرمایه، کارگاه، سوله، ابزار آموزشی برای دانش‌آموزان و امکانات مناسب بهداشتی که کار کردن در آن جا میسر باشد، کار یک فرد نیست. باید نهاد یا اداره‌ای این وظیفه را به عهده گیرد.
‌این روزها حلبی‌سازخانه‌های همدان چه وضعیتی دارند؟
همه شده است بوتیک لباس و دیگر کسی کار نمی‌کند.
‌تا زمانی که شما فعالیت می‌کردید چه تعداد حلبی‌سازی در همدان فعال بود؟
بیش از 60، 70 کارگاه با چندین کارگر و شاگرد فعال بودند.
‌تولیدات شما در همدان فروش می‌رفت یا به جزء همدان به جاهای دیگر هم صادر می‌شد؟
اطراف همدان، روستاها و برخی شهرهای همجوار خریدار این اجناس بودند، چون مرغوب‌تر از کارهای شهرها و استان‌های دیگر بود.
‌مواد اولیه از کجا تامین شد؟
بعد از جنگ جهانی دوم یعنی شهریور 1320 که من حدود هشت سال داشتم، پدرم مغازه را ترک کرد و آمد منزل و در منزل کار می‌کرد. من هم پیش او در خانه این حرفه را آموختم. بعد از جنگ یعنی پس از سه سال به مغازه پدر رفتم و حلبی‌ساز شدم. این کار تا سال 1332 ادامه داشت اما پس از آن از این کار دست کشیدم. آن زمان نفت از روسیه و انگلیس در داخل بشکه‌های حلبی می‌آمد. نفت را خالی می‌کردند، می‌فروختند و ما حلبی‌ها را می‌خریدیم و این ابزار و وسیله‌ها را می‌ساختیم.
‌تاریخچه حلبی‌سازی به چه دوره‌ای برمی‌گردد؟
من تا جایی که اطلاع دارم به 200 سال قبل برمی‌گردد. البته همیشه مواد اولیه از خارج می‌آمد تا اینکه ورق گالوانیزه وارد شد.
‌حلبی‌سازی چه تفاوتی با آهنگری داشت؟
آهنگری مساله جدایی است که با کوره، دم و... سروکار دارد اما حلبی‌سازی ابزار دیگری دارد.
‌فرزندان شما با این حرفه آشنا هستند؟
یکی از دخترانم و پسرم پزشک هستند و یک دخترم دبیر آموزش و پرورش. کسی را ندارم که این کار را ادامه دهد.
‌آرم و نشانه‌ای که روی کارهای شما حک شده چیست؟
از جنس لاتون بوده که فلز خیلی نرمی است و با چکش و مهر سازگاری دارد و پرس می‌شود.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4817


فرهیختگان 28 بهمن 92

شماره 1316

روزنامه همشهری همدان 61 91


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، حلبی سازی ، محمد باقر ضرابیان ، صنایع دستی همدان ، همشهری همدان ،

شنبه 26 بهمن 1392

گلوله در برابر حیوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،توسعه پایدار ،زیست بوم ،گفتگو ،

فراخوان صدور مجوز حمل اسلحه همدان را به بازار قاچاق سلاح تبدیل کرد

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4417

گلوله در برابر حیوان

حسین زندی


در شش ماهه اول امسال چهار برابر کل سال گذشته در همدان دفترچه مجوز شکار صادر شده است.
مساله شکار در ایران به بحرانی ملی تبدیل شده است. نابودی گونه‌های جانوری موجبات اعتراض حامیان و دوستداران محیط‌زیست را فراهم کرده تا جایی که به تازگی عده‌ای از مخالفان شکار از رئیس محیط‌زیست کشور درخواست کردند مجوز شکار به‌طور کامل متوقف شود. اما آنچه در شهرستان همدان اتفاق افتاده افزون بر این موارد یک مشکل مضاعف را به وجود آورده است. در سال گذشته فراخوانی توسط مدیریت اسلحه و مهمات صادر شد مبنی بر اینکه کسانی که اسلحه بدون‌مجوز یا غیرمجاز دارند می‌توانند با تسلیم و تحویل آن به این مرکز در صورت تایید این نهاد مجوز حمل سلاح دریافت کنند. این فراخوان باعث شد در بیشتر استان‌ها افرادی که سلاح بدون مجوز نگهداری می‌کردند اسلحه‌ها را تحویل این نهاد دهند و پس از مدتی برای بیشتر آنها مجوز صادر شد. اما نتیجه این فراخوان همدان را به مرکز واردات اسلحه قاچاق تبدیل کرد تا جایی که گاهی در مقابل نهاد متولی یعنی «مدیریت اسلحه و مهمات شهرستان» عده‌ای پیش از تحویل اسلحه اقدام به خرید و فروش سلاح می‌کردند. از آنجا که همدان در مسیر قاچاق کالا از استان‌های غربی و عراق به دیگر نقاط کشور قرار گرفته این موضوع باعث شد تعداد زیادی اسلحه توسط مردم همدان از قاچاقچیان برای اخذ مجوز خریداری شود و مانند هر کالایی وقتی تقاضا بالا می‌رود عرضه نیز افزایش پیدا می‌کند؛ تا جایی که پس از صدور جواز اسلحه هجوم شکارچیان به اداره محیط‌زیست باعث شد دفترچه مجوز شکار این اداره تمام شود. در شش ماهه اول سال 92 چهار برابر کل سال90 و 91 در این شهرستان دفترچه صادر شده است. این در حالی است که تعدادی از مالکان اسلحه اقدام به دریافت دفترچه شکار نمی‌کنند و بدون استفاده از سهمیه فشنگ دولتی به صورت آزاد، فشنگ تهیه می‌کنند.
سیدعادل عربی، معاون فنی اداره محیط‌زیست همدان در این باره می‌گوید: آنچه در همدان اتفاق افتاده نشان می‌دهد شهرستان‌های اطراف هم همین رشد را شاهد بوده‌اند. اتفاق بی‌سابقه‌ای که امسال افتاد و هرگز سابقه نداشت، اتمام دفترچه صدور مجوز در همدان بود. این اتفاق در چند شهرستان دیگر هم رخ داد. در سازمان محیط‌زیست هم مجوز تمام شد؛ یعنی اینکه آنقدر مراجعه‌کننده برای اخذ دفترچه زیاد بود که اکنون منتظر ارسال دفترچه از سازمان مرکزی تهران هستیم. آنچه من اطلاع دارم تقریبا چهار برابر کل سال‌های پیشین در شش ماهه اول امسال دفترچه صادر شده است. وضعیت نهاوند بدتر است و تعداد بیشتری دفترچه صادر شده است. البته برخی استان‌های دیگر هم همین شرایط را دارند و با کمبود دفترچه مواجه بوده‌اند اما وضعیت استان همدان بدتر است. همان‌طور که می‌دانید کسانی که اسلحه دارند نیمی از سهمیه فشنگ را می‌توانند تهیه کنند اما نیم دیگر مستلزم این است که دفترچه از سازمان محیط‌زیست اخذ کنند، به همین سبب شکارچیان برای گرفتن دفترچه مراجعه می‌کنند. یکی از تبعات افزایش دفترچه شکار در همدان تهدید گونه‌های جانوری منطقه است. در سال جاری چندین مورد درگیری بین محیط‌بانان و شکارچیان پیش آمد. یکی از این اتفاق‌ها که پرونده آن در محاکم قضایی در حال پیگیری است ورود قاچاقچیان پرنده از جنوب کشور به همدان بود. عربی در این باره می‌گوید: علاقه شیخ‌نشینان خلیج‌فارس به پرندگان شکاری ایران بسیار زیاد است. آنان از این پرندگان به عنوان تفریح استفاده می‌‌کنند یعنی این پرنده‌ها را آموزش می‌دهند تا برایشان شکار کنند. بازار خرید و فروش این پرنده‌ها در جنوب ایران هم داغ است به همین خاطر عده‌ای از اهالی استان‌های جنوبی به‌خصوص بوشهر در فصل پاییز به سمت غرب کشور می‌آیند تا پس از زنده‌گیری و صید پرندگان خود را به این بازار برسانند. ما پس از اطلاع از ورود این تیم اقدام به کمین و دستگیری آنان کردیم. بازداشت این افراد در صورتی موفقیت‌آمیز است که مردم محلی هم همکاری کنند. اینها متاسفانه راهنما‌هایی در استان میزبان دارند که به آنها کمک می‌کنند. ما به با همیاری محیط‌بان در پاییز امسال تیم شکارچی بوشهر را دستگیر کردیم و یک بهله بالابان، 7 بهله دلیجه و تعدادی قمری از آنان به دست آمد که آزاد‌شان کردیم.
شرایط نگهداری پرندگان پیش از آزادسازی در اداره کل محیط‌زیست همدان بسیار بد بود. یکی از کارکنان این اداره به نبود مکان مناسب برای حیوانات و پرندگانی که از شکارچیان می‌گیرند اشاره کرد. اما معاون فنی این اداره می‌گوید: به گمان من تعداد اسلحه‌هایی که دست مردم است با ظرفیت مناطق اصلا تناسب ندارد. بیشتر مالکان اسلحه شکار می‌کنند اما اگر همه اینها بخواهند در طول سال تنها در یک روز یک حیوان شکار کنند صدمه جبران‌ناپذیری به حیات‌وحش کشور خواهند زد. امروز متاسفانه تهیه مجوز اسلحه بسیار آسان‌تر از گذشته است و پیشنهاد من این است که از این روند جلوگیری شود. ظاهرا صلاحیت افراد مطرح است اما از محیط‌زیست استعلام نمی‌شود و به هرکسی که کارت پایان‌خدمت دارد. اسلحه می‌دهند؛ این مساله علاوه بر شکار مشکلاتی برای ما ایجاد می‌کند.
عربی ادامه می‌دهد: بحث فراخوانی که داده شد و برای اسلحه غیرمجاز مجوز صادر شد نیز در سطح ملی و در شورای امنیت ملی بررسی شد و سازمان محیط‌زیست مخالفت کرد اما به نتیجه نرسید. جای خوشبختی دارد که به اسلحه‌های گلوله زن مجوز ندادند، امیدوارم ندهند. اگر اسلحه غیرمجاز گلوله‌زنی هم مجوز بگیرد، دیگر قابل کنترل نیست. امروز بار بسیار سنگینی بر دوش محیط‌زیست است در حالی که امکاناتی در اختیار ندارد به‌خصوص در شرایطی که کشور از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی به سر نمی‌برد. اولین جایی که آسیب می‌بیند، محیط‌زیست است. به‌طور مثال کسانی که اسلحه دارند تلاش می‌کنند از راه شکار خود را سیر کنند. گفته می‌شود در بدن بیشتر پرندگان و حیات وحش کشور ساچمه سربی وجود دارد. صدها نفر منتظر دفترچه هستند، عده‌ای کارت موقت دارند و منتظر اخذ گرفتن مجوز اسلحه‌اند و بعد از آن برای مجوز شکار به این سازمان مراجعه
خواهند کرد.


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، شکار ، حیات وحش ، مجوز شکار ، شکار در همدان ،

آلودگی تالاب شیرین‌سو توسط صیادان

سرما پرندگان تالاب شیرین‌سو را فراری داد

حسین زندی


در آستانه روز جهانی تالاب انجمن‌های فعال محیط‌زیست شهرستان همدان از تالاب شیرین‌سو بازدید کردند.
تالاب شیرین‌سو ازجمله تالاب‌های مصنوعی ایران است که به زیستگاه گونه‌های مختلف جانوری و پرندگان منطقه تبدیل شده است. در این زیستگاه ده‌ها گونه پرنده زندگی می‌کنند. اما امسال به دلیل یخبندان و سرمای زودرس بیشتر پرندگان مهاجرت کرده‌اند. این تالاب در مسیر جاده شهرستان کبودرآهنگ به زنجان و در کنار روستای شیرین‌سو واقع شده است. آب تالاب از طریق یک چشمه و بارندگی‌های فصلی تامین می‌شود و بخشی از آن توسط یک سد کوچک به مصرف کشاورزی می‌رسد. مساحت تالاب حدود 50 هکتار است و در سال‌های اخیر اطراف سد بادام‌کاری شده است. شهرستان کبودرآهنگ با دارا بودن دو منطقه شکارممنوع تنها دو محیط‌بان دارد. یکی از مشکلات اداره محیط‌زیست این شهرستان کمبود نیروی انسانی است. در این بازدید علاوه بر موارد یادشده، منظره و چشم‌انداز تالاب و خدمات موجود و موردنیاز مورد بحث قرار گرفت.
روح‌الله زال‌‌پور، کارشناس پایشی اداره محیط‌زیست شهرستان کبودرآهنگ در پایان این مراسم می‌گوید: تالاب ممنوعه شیرین‌سو با 50 هکتار مساحت تنوع پرنده‌ای خوبی دارد. در فصل‌های کوچ پرندگان با گونه‌های زیادی از پرندگان از قبیل درنا، انواع مرغ آبی، آب چلیک، پلیکان، حواسیل و باقرقره مواجه هستیم. پستاندارانی مثل سنجاب، خرگوش در فصل بهار و تابستان در این منطقه مشاهده می‌شدند، اما امسال چون فصل سرما زودتر آغاز شده سطح تالاب یخ‌زده و پرندگان کم شده‌اند.
این کارشناس در پاسخ به این سوال که آیا تالاب در سال‌های پیش یخ می‌زد، می‌گوید: بله در سال‌های پیش هم یخ می‌زد اما مدت کوتاهی، امسال سرما زودرس بود و یخبندان از آذرماه شروع شد. اکنون تنها چند مرغ آبی و تعدادی حواصیل در این زیستگاه مانده است. در حالی که تا دو ماه قبل بیش از 1000 قطعه مرغابی، 300 غاز و انواع حواسیل در این تالاب زندگی می‌کردند.
زال‌پور در مورد برخورد مردم محلی می‌گوید: خوشبختانه مردم اینجا در این چند سال بنا بر اطلاع‌رسانی‌های صورت‌گرفته، هم علاقه دارند و هم کمک و حمایت می‌کنند. مردم شیرین‌سو در زمینه حمایت از تالاب با محیط‌زیست همکاری خوبی دارند. اداره آب نیز همکاری لازم را دارد و افرادی که به عنوان همیار محیط‌زیست شناخته می‌شوند بسیار کمک‌کننده هستند. خوشبختانه تاکنون با مردم محلی مشکل خاصی نداشته‌ایم.
وی در خصوص ارتباط و تلاش اداره محیط‌زیست برای شکل‌گیری نهادهای مردمی می‌گوید: کبودرآهنگ چندین انجمن در زمینه محیط‌زیست دارد که با این اداره همکاری خوبی دارند. ما برنامه‌های مشترک زیادی اجرا کرده‌ایم. درمورد مشکلات زیست‌محیطی نیز تبادل‌نظر داریم و از نظرات بهره می‌بریم. این نهادها و همکاری‌ها باعث شده مردم محلی آگاهی‌های اولیه را برای حفظ تالاب داشته باشند. امیدواریم در آینده نزدیک هم این فعالیت‌ها بیشتر شود. زال‌پور در پاسخ به این پرسش که شهرستان کبودرآهنگ چه تعداد مناطق حفاظت‌شده یا منطقه شکارممنوع دارد؟ گفت: مناطق حفاظت‌شده در کبودرآهنگ نداریم اما از تاریخ 15 بهمن 1389 تالاب شیرین‌سو منطقه شکارممنوع شده و از پاییز سال 92 نیز منطقه آق‌داغ تا قینرجه به عنوان منطقه شکارممنوع به مدت پنج سال اعلام شد و تحت‌نظر اداره محیط‌زیست این شهرستان است.
زال‌پور در مورد علت مرگ‌و‌میر ماهی‌های این تالاب می‌گوید: متاسفانه سال‌های قبل توسط هیات ماهیگیری استان همدان جشنواره ماهیگیری برگزار شد و نسل ماهی‌ها از بین رفت و شاهد مرگ و میر ماهی‌ها بودیم که تعدادشان نیز بسیار کم شد. کسانی هم که با مجوز برای ماهیگیری می‌آیند صبح یا غروب یک ماهی هم نمی‌توانند بگیرند. با آزمایش‌هایی که انجام دادیم متوجه شدیم که آلودگی آب و مسموم شدن علت آن بوده است. این مسمومیت توسط خوراک و طعمه ماهی که توسط صیادان به آب ریخته شده بود، به وجود آمده است. ما امیدواریم بعد از عید نیز با رهاسازی ماهی بتوانیم گونه‌های مختلف ماهی را احیا کنیم. خوشبختانه این آلودگی‌ها به پرنده‌ها آسیبی نزد. بخشی از پرنده‌ها همه طول سال را در اینجا می‌مانند ازجمله مرغابی‌های سیاه، اما بخشی از پرندگان مهاجرت می‌کنند. محمد پیروز، مسوول هماهنگی این برنامه و عضو انجمن دوستان زمین می‌گوید: همکاری نهادهای غیردولتی و اداره‌ها می‌تواند در پیشبرد برنامه‌های مشترک مفید باشد به‌ویژه مساله محیط‌زیست در کشور باید جدی گرفته شود. شکار بی‌رویه، کم‌آبی، نابودی گونه‌های گیاهی و جانوری ازجمله مواردی هستند که تشکل‌های مردم‌نهاد و سازمان محیط‌زیست ‌باید بیشتر به آن توجه کنند. این دوستدار محیط‌زیست می‌گوید: در همین راستا و همزمان با روز جهانی تالاب‌ها، هفته آینده نیز با اداره کل محیط‌زیست استان همدان برنامه مشترکی در یکی دیگر از تالاب‌های استان به نام «تالاب آق‌گل» خواهیم داشت. این تالاب ازجمله تالاب‌های در خطر است و باید تلاش کنیم احیا شود. امیدواریم رسانه‌ها به‌خصوص رسانه‌های تصویری به این مشکلات توجه بیشتری داشته باشند.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4326


فرهیختگان / 21 بهمن 1392

شماره 1311

روزنامه همشهری همدان



برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، تالاب های همدان ، تالاب شیرین سو ، کبودراهنگ ، همشهری همدان ،

پنجشنبه 10 بهمن 1392

شیرابه پسماند جوانرود درکام شهروندان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،زیست بوم ،گفتگو ،فرهیختگان ،


http://farheekhtegan.ir/fa/news/3335


آلودگی زیست به شهر های کوچک رسید

شیرابه پسماند جوانرود درکام شهروندان

حسین زندی


آلودگی هوا، نبود مدیریت پسماند و به‌طور کلی بحران محیط‌زیست در کشور ما یک امر فراگیر و همیشگی است، استثنا وجود ندارد و نمی‌توان شهر، روستا یا منطقه‌ای را به‌عنوان نمونه نام برد که دچار این معضل خانمان‌سوز نباشد و بری و پاک از آلودگی و تخریب محیط‌زیست یا نابودی گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری باشد. در این رهگذر نمی‌توان به دنبال یک مقصر بود، چراکه هم سیاست‌های نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز دولتی نقش اساسی در این فرآیند دارند و هم مردم و شهروندان بدون مسوولیت‌پذیری و آموزش و با فاصله گرفتن از رفتارهای مدنی به تولید زباله و رها کردن آن در دل طبیعت مشغولند.
به نظر می‌رسد کسی به فکر راهکار نیست یا اقدام قابل‌توجهی تاکنون به چشم نمی‌خورد، در منطقه‌ای زباله‌ها در کنار جاده‌ها رها شده و در نقطه دیگر پس از تجمیع پسماند هر چند روز یک بار آن را در فضای باز به آتش می‌کشند یا در کنار شهری پس از انباشت زباله آن را در زیر خاک دفن می‌کنند. این اعمال بیشتر توسط عوامل مدیریت شهری و کارکنان شهرداری‌ها صورت می‌گیرد و غیاب سازمان‌های مردم‌نهاد، هیچ ‌اعتراض و واکنش اجتماعی‌ای را در پی ندارد، مردم نیز آسان‌ترین راه را برمی‌گزینند.
جوانرود یکی از این شهرهاست که در غرب استان کرمانشاه و در یک نقطه کوهستانی واقع شده است. این شهر در سال‌های گذشته به‌عنوان یک منطقه گردشگرپذیر هدف و مقصد سفر هزاران نفر از علاقه‌مندان توریسم تجاری کشور بوده است و انواع لوازم برقی و اجناس چینی ارزان‌قیمت خانواده‌های زیادی را به این شهر مرزی می‌کشاند.
در ارتفاعات غربی این شهرستان و در فاصله یک کیلومتری مناطق مسکونی بخش بزرگی از جنگل‌ها را نابود کرده‌اند تا محلی برای تجمیع پسماند شهری ایجاد کنند. نزدیکی این نقطه به شهر باعث می‌شود در فصل گرما و تابستان بوی تعفن آسایش شهروندان را بگیرد و هجوم حشرات بیماری‌های جدید را به ارمغان آورد. در فصل‌های دیگر نیز بارش برف و باران روی زباله‌ها موجب تزریق شیرابه در سفره‌های زیرزمینی می‌شود و رودخانه‌ها را آلوده می‌کند. نکته اصلی این است که بخشی از آب نوشیدنی روستاهای پایین‌دست از همین سفره‌ها تامین می‌شود. وزش باد این زباله‌ها را تا شعاع چند کیلومتری در میان جنگل‌ها پراکنده کرده و منظره بسیار ناگواری را پدید آورده است.
یکی از مسوولان خدمات شهری جوانرود که می‌خواهد نامش فاش نشود درباره اینکه چرا مدیریت استانداردی برای دفع زباله صورت نمی‌گیرد و این شیوه موجب بیماری مردم و نابودی محیط‌زیست می‌شود می‌گوید: ما زباله‌ها را پس از تخلیه در این مکان، دپو می‌کنیم و روی آن با لودر و بیل مکانیکی خاک می‌ریزیم، این اقدامات موقتی است و کسی مریض نمی‌شود. زباله‌ها خشک است، آب ندارد اما برای پیشگیری بعضی اوقات زباله‌ها را آتش می‌زنیم.
اما دبیر انجمن ژین و ژینگه البرز در شهر کرمانشاه درباره وضعیت مدیریت پسماند جوانرود، می‌گوید: برمبنای اصول بهداشتی و بهسازی زیست‌محیطی باید زباله‌ها که منشا انواع آلودگی هستند در اسرع وقت دفع شوند، چراکه در غیر این صورت انتشار و انتقال بیماری، ایجاد بوی نامطبوع و چشم‌اندازهای بد و نشت شیرابه زباله‌ها باعث آلودگی شدید محیط‌زیست می‌شود. اما اگر دفع زباله در کنار خانه‌های ما صورت گیرد چه اتفاقی خواهد افتاد. شهرستان جوانرود یکی از شهرستان‌های استان کرمانشاه با چنین مشکلی روبه‌رو است.
محل دفع زباله در این شهرستان به دلیل گسترش ساخت‌وسازها به فاصله 500متری حومه شهر رسیده است. زمانی این محل، تفریحگاهی به اسم شمامه‌ای و دارای آبشاری زیبا به همین نام بوده است که متاسفانه در حال حاضر محل دفع زباله است.
سیامک فتاحی به وظایف شهرداری‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: براساس قانون مدیریت پسماندها در محدوده شهر، شهرداری‌ها رسما به‌عنوان ارگان مدیریت‌کننده زباله‌های خانگی شناخته شده‌اند و شهرداری جوانرود نیز از این امر مستثنی نیست. اما دیده می‌شود این سازمان در این زمینه به درستی عمل نکرده، چراکه نه‌تنها با دفع زباله‌ها، یک مکان تفریحی و توریستی را به زباله‌دانی تبدیل کرده بلکه با آزاد‌سازی زمین‌های اطراف این محل به این مشکل هرچه بیشتر دامن می‌زند. جالب اینجاست که محل احداث مسکن مهر هلانیه جوانرود نیز در فاصله 500 متری از محل دفع زباله‌های این شهرستان است. این فاصله کاملا در تناقض با دستورالعمل‌های بهداشتی دفع زباله‌هاست و ساکنان این ساختمان‌ها با مشکلات بهداشتی و محیطی فراوانی روبه‌رو خواهند شد.
این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: اما پیشنهاد ما در این زمینه این است که قبل از هر کاری شهرداری محل دفع زباله‌های این شهر را با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان بهداشت و محیط‌زیست و همچنین زمین‌شناسی، انتخاب کند و همزمان روش‌های جدید دفع مواد و پسماند را نیز به کار برد. این روش‌ها شامل پیشگیری از تولید زباله، تفکیک زباله‌ها، سوزاندن پسماندهای عفونی با استفاده از دستگاه زباله‌سوز دارای فیلتر و... می‌شود.
فتاحی می‌گوید: پیشگیری از تولید زباله با آموزش فرهنگ‌سازی نحوه کاهش تولید زباله از طرف نهادها و به‌خصوص نهادهای مردمی (انجمن‌های محیط‌زیست)
امکان پذیر است. شهرداری‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از توانایی‌های نهادهای مردمی و استفاده از ایده‌های این نهادها گام موثری در این زمینه بردارند.
تفکیک پسماند خانگی به محض تولید زباله می‌تواند بخش اعظمی از مشکلات بازیافت زباله و آلودگی‌های زیست‌محیطی ناشی از دفن زباله را برطرف کند. می‌توان در منزل از دو کیسه آبی و مشکی استفاده کرد؛ طبق استاندارد باید پسماند خشک در مخزن یا کیسه آبی و پسماند ‌تر در مخزن یا کیسه مشکی رنگ قرار گیرد.


برچسب ها: جوانرود ، روزنامه فرهیختگان ، محیط زیست ، مدیریت پسماند ،

دوشنبه 7 بهمن 1392

مسجدجامع قزوین را دریابید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،

مسجدجامع قزوین را دریابید
http://farheekhtegan.ir/fa/#news/3144?&_suid=138963962718404800560405889356


مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی:
مسجدجامع قزوین را دریابید
 
حسین زندی 

اگر بگوییم شهر قزوین در حوزه مرمت بناها و بافت‌های تاریخی نمونه موفقی است پربیراه نگفته‌ایم اگر چه فاصله زیادی با استاندارد‌های جهانی دارد اما الگویی خاص در کشور به شمار می‌رود؛ چه از نظر تعداد و کمیت و حجم آثار مرمت‌شده و چه به لحاظ کیفیت در مقایسه با دیگر شهرها و چه حضور افرادی که در این شهر تاریخی به کاوش و باستان‌شناسی یا مرمت آثار و بناهای تاریخی پرداخته‌اند. با اینکه بخش بزرگی از بافت مجموعه سعدالسلطنه یا خیابان دولت و چهل‌ستون و... مرمت و بازسازی شده اما نمونه‌هایی از بناها همچنان بلاتکلیف است و جزو آثار در خطر محسوب می‌شود که اگر هرچه زودتر به دادش نرسند، نابود می‌شود. مسجدجامع نمونه‌ای از این آثار است که یکی از مناره‌های این مسجد تاریخی بر اثر سهل‌انگاری مسوولان سال گذشته در آتش سوخت. این مسجد به سبک چهارایوانی و به فرمان هارون‌الرشید و به سال ۱۹۲ هجری ساخته شده که در یورش مغولان به قزوین بخشی از آن (و ازجمله ایوان جنوبی) تخریب و در دوره‌های بعد تعمیر شد.
در همین رابطه با مهدی مجابی، یکی از بزرگان علم مرمت کشور و مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی که از اهالی قزوین نیز است گفت‌وگویی کرده‌ایم که در پی می‌آید:

‌آنچه در قزوین مشاهده می‌شود نسبت به شهرهای دیگر ایران مثبت‌تر و قابل‌تامل‌تر است یعنی آنچه در سعدالسلطنه و دیگر بناها دیده می‌شود کار مهمی در مرمت است و این حجم مرمت و بازسازی را در دیگر نقاط ایران کمتر می‌بینیم. به نظر می‌رسد اتفاق‌های خوبی در زمینه مرمت افتاده اما مواردی وجود دارد که اورژانسی و ضرب‌الاجلی است. برای نمونه به مسجدجامع قزوین می‌توان اشاره کرد که وضعیت خوبی ندارد. به نظر شما درباره این اثر تاریخی چه کاری می‌توان کرد؟
مسجدجامع قزوین از بناهای درجه یک تاریخی ایران و بنای عظیمی است. این بنا از نظر فنی مشکلات زیادی دارد و باید گفت مرمت این پروژه سال‌هاست متوقف شده و این توقف مربوط به سال‌های اخیر نیست؛ در حالی که زمانی پروژه فعالی بود و گروه‌های مرمتی در آن فعالیت می‌کردند اما چند دهه است که مسکوت مانده. اما به نظر می‌رسد در این دوره جدید که در سازمان میراث فرهنگی شروع شده، توجه بیشتری به بناهای درجه یک شود یعنی به جای اینکه ما به بناهای درجه سه و چهار تاریخی اولویت دهیم باید بناهای درجه یک مانند مسجدجامع قزوین، مسجدجامع گلپایگان و اصفهان و مانند اینها را در اولویت مرمت بگذاریم و برای آنها اعتبار و بودجه در نظر گیریم. متاسفانه چندین دهه است کاری نکرده‌اند و صدمات خیلی خطرناکی بر این بناها وارد شده است.
‌عرض کردم انگار یک ضرب‌الاجلی لازم است برای این مورد به‌خصوص، قبلا هم غربی‌ها کار کرده‌اند، حال سوال من این است آیا لازم است برای نجات این بنای کم‌نظیر از متخصصان غربی استفاده شود؟
بله در سال‌های گذشته ایتالیایی‌ها در این مسجد کار کردند و بعد از اینکه آنها رفتند دیگر کاری انجام نشد. اما احتیاج به غربی‌ها نیست در ایران کارشناسانی داریم که می‌توانند از پس این پروژه‌ها برآیند ولی مساله مهم اعتبارات لازم است که در نظر بگیرند.
‌بحث اعتبار پیش آمد. به نظر می‌آید در حال حاضر شرایط جلب مشارکت‌های مردمی برای مرمت بناهای مذهبی تاریخی مثل مساجد آماده است. یعنی باورهای مذهبی مردم می‌تواند در جلب و جذب مشارکت عمومی مفید باشد. پیشنهاد و نظرتان در این باره چیست؟
بله می‌توان استفاده کرد، اما متاسفانه این مسجد از آن بهره‌ای نبرده است. پیشنهاد ما این است که هرچه زودتر به وضعیت مسجدجامع قزوین رسیدگی و از همه موارد و مشارکت‌ها استفاده شود. اداره امور مساجد، سازمان میراث فرهنگی، شهرداری و مردم همه باید متوجه باشند که اولویت با این مسجد است.
‌یعنی می‌توان از گفته‌های شما نتیجه گرفت که نمونه موفقی از مشارکت‌های مردمی در این پروژه اتفاق بیفتد؟
بله می‌تواند اتفاق بیفتد. این پروژه‌ای خوب است اما متاسفانه دچار این بدشانسی شده است.
‌من سوال اول را که کلیشه‌ای‌تر است همیشه آخر می‌پرسم. وضعیت مرمتی شهر قزوین را چطور می‌بینید؟
پیش از این قزوین یکی از کانون‌های مرمت بناهای تاریخی ایران بود اما به دلیلی که من نمی‌دانم این کانون بودن و مرکزیت را از دست داده اما در حال حاضر نمی‌توانیم بگوییم که یکی از کانون‌های موفق مرمت در ایران است.
‌برای بازیابی و اینکه دوباره این اتفاق بیفتد چه کار می‌توان کرد؟
حتما می‌شود تنها تلاش و همت می‌خواهد.
‌در این شهر بزرگان و نام‌آورانی ازجمله زنده‌یاد دکتر پرویز ورجاوند کار کرده‌اند، حضور این افراد چه نقشی در باستان‌شناسی و مرمت شهر قزوین داشته و دارد؟
همان جایگاه که اشاره شد از تاثیر این بزرگان بوده و حتما امروز هم می‌توان به آن نقش رسید. ما امیدواریم در دوره جدید میراث فرهنگی این اتفاق بیفتد و قزوین جایگاه خود را به دست بیاورد.  


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، قزوین ، میراث فرهنگی قزوین ، مسجدجامع قزوین ،

http://farheekhtegan.ir/fa/news/3033


تاسیسات تله‌کابین گنجنامه کوه الوند را می‌بلعد‎

سود شخصی یا منافع ملی؟

حسین زندی


در اهمیت و زیبایی منطقه گنجنامه همدان، به‌ویژه آبشار گنجنامه همین بس که توانسته است داریوش و خشایار هخامنشی را به آنجا بکشاند تا در کنارش، ماندگارترین آثارشان یعنی کتیبه‌های گنجنامه را حک کنند. قرار گرفتن گنجنامه در مسیر راه شاهی که از همدان به عیلام کهن می‌رسید و وجود ضرابخانه حکومتی در رودخانه گنجنامه نشان از اهمیت این منطقه دارد. کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه می‌توانست نکات بسیاری را روشن کند. کوه‌ها، قله‌ها، چشمه‌ها و دشت‌های آن جذابیتی بود که هر سال کوهنوردان و طبیعت‌دوستان بسیاری را پذیرا بود و شاهان و سیاحان بسیاری از آن سخن گفته‌اند مانند ناصرالدین شاه قاجار، فلاندن، راولینسون و هزاران گردشگری که امروزه طبیعت زیبا و کتیبه‌های باستانی گنجنامه به سوی خود می‌کشاند. این دو پدیده تاریخی و طبیعی در کنار هم به خودی خود جاذبه بی‌نظیری برای گردشگران است و نیازی به ایجاد جاذبه‌های مصنوعی نیست؛ مهم‌تر اینکه در محلی که قابلیت ثبت جهانی را دارد نباید با ساخت‌وساز و تخریب جلوی این فرصت را گرفت.
اما از سال 1378 این منطقه را با نصب پایه‌های بتنی به‌عنوان محل احداث تله‌کابین اختیار کردند. نصب پایه‌های اولیه که بدون موافقت میراث فرهنگی همدان ایجاد شده بود با مخالفت دوستداران میراث فرهنگی و فعالان محیط‌زیست مواجه شد به‌طوری که حسین لقمانیان، نماینده وقت همدان در مجلس این موضوع را پیگیری کرد. با این حال این مخالفت‌ها راه به جایی نبرد و سازندگان تنها محل استقرار پایه‌ها را چند متری دورتر از آبشار و کتیبه‌های گنجنامه در نظر گرفتند و در نهایت فاز نخست آن در دشت میشان اجرا شد و همچنان گسترش تاسیسات و تجهیزات تفریحی ادامه پیدا کرد. همان‌گونه که دوستداران میراث فرهنگی پیش‌بینی کرده بودند ادامه این روند به تخریب کوه الوند منتهی شد، به‌طوری که این روزها حلقه محاصره کتیبه‌ها و آبشار گنجنامه تنگ‌تر می‌شود و پیشروی تجهیزات تفریحی به سوی قله الوند تخریب‌های غیرقابل بازگشتی را به جای می‌گذارد.
خطرات پیش رو
در اینجا به اختصار تنها به تعدادی از خطرات پیش روی ساخت تله‌کابین و پیست اسکی در گنجنامه اشاره می‌کنیم:
- دشت میشان به علت ساخت استخر تفریحی و استفاده از چشمه‌های بالادست این دشت در حال خشک شدن است.
- ورود افرادی که آموزش کوهنوردی ندیده‌اند، منطقه را به محل انباشت زباله تبدیل کرده، به‌طوری تلاش‌های فعالان محیط‌زیست برای پاکسازی تاثیری نداشته است.
- ایجاد تاسیسات باعث تغییر وضعیت اکولوژیکی منطقه شده و پوشش گیاهی و جانوری آن را دچار آسیب جدی کرده و بسیاری از گونه‌ها در حال نابودی است.
- معماری بناهای ساخته‌شده به دلیل ناهمخوان بودن با طبیعت منطقه، منظر طبیعی آن را خدشه‌دار کرده است.
- اما مساله قابل توجه در باره تله‌کابین این است که گفته می‌شود فناوری آن مربوط به چند دهه پیش بوده و به صورت دست دوم تهیه شده است و از آنجا که مکرر دچار نقص فنی می‌شود و حتی افرادی نیز دچار سانحه شده‌اند، به نظر می‌رسد دارای استاندارد کافی و ایمنی مناسبی نیست. دیگر اینکه در مکان‌یابی دچار اشتباه شده‌اند، چراکه منطقه الوند در بادخیز‌ترین نقطه همدان واقع شده و به همین دلیل بیشتر فصول سال تله‌کابین تعطیل است. همچنین فرسایش خاک توسط بادهای منفی چهل درجه در زمستان بسیار زیاد است و مصالح و بتن استفاده شده پاسخگوی این فرسایش نیست. حتی سنگ‌ها و صخره‌های این منطقه دچار فرسایش شدید هستند و تحمل چنین باری را ندارند. آنچه مسلم است این است که آسیب دیدن این تاسیسات موجب تخریب هرچه بیشتر کتیبه‌ها، آبشار و طبیعت گنجنامه خواهد شد. تنها پیشنهادی که امروز می‌توان داد این است که گسترش اماکن و تاسیسات تفریحی را متوقف کنند و بیش از این موجب ویرانی جاذبه‌های الوند نشوند.
آیا تاسیسات تله‌کابین گسترش می‌یابد؟
افزون بر نگرانی‌های همیشگی، این روزها اخباری به گوش می‌رسد که موجب نگرانی فعالان محیط‌زیست و میراث فرهنگی را بیشتر کرده، گفته می‌شود به تازگی مسوولان تله‌کابین بخش دیگری از الوند را برای گسترش تاسیسات به جغرافیای این مجموعه افزوده‌اند.
معاون اداره منابع طبیعی و آبخیزداری همدان اما می‌گوید: واگذاری‌هایی که در حیطه منابع طبیعی انجام می‌شود باید طرح مصوب و موافقتنامه اجرایی داشته باشد، شرکت تله‌کابین هم از سازمان گردشگری کشور و هم اداره میراث فرهنگی استان این موافقتنامه را دارد. اسفندیار خزایی می‌گوید: درباره واگذاری‌ها باید بگویم ما همه مجوز‌ها را نداده‌ایم و مجوز بخش عظیمی را راه و شهرسازی داده است. در اجرای ماده 10 زمین شهری، حریم «راه» را به راه و شهر‌سازی واگذار کرده‌ایم اما در هر حال تفاوتی نمی‌کند. ما کارگروه‌های مشترکی داریم که در این راستا فعالیت می‌کنند. او ادامه می‌دهد: از لحاظ توسعه‌ای طرح‌ها و پروژه‌هایی به استان می‌آید که دارای ردیف اعتباری هستند و این ردیف اعتباری از طریق واحدهای ذی‌ربط رصد می‌شود. اگر این اعتبار و بودجه جذب نشود مشکلاتی برای استان ایجاد می‌شود، ما در چارچوب قانون مجبوریم آن قسمتی که واجد شرایط است، واگذار کنیم.
معاون منابع طبیعی همدان در ادامه می‌گوید: صرف اینکه یک جایی تله‌کابین باشد، نمی‌توان گفت تخریب ایجاد می‌شود، اما طرحی که ایجاد می‌شود باید در راستای حفاظت از زیست بوم و محیط طبیعی باشد. در مورد مجوز باید بگویم تماما قانونی است، البته پرونده تخلف هم دارد که در محاکم مطرح شده است، اخطارهایی هم داده شده که توسعه پیدا نکند، استانداری هم رصد کرده و ما نیز به‌عنوان منابع طبیعی معتقدیم از ارتفاع 2800متر به بالا جایگاه شهر و شهر‌سازی نیست.
اما پرسش اینجاست که این چارچوب‌ها و اتفاق‌های قانونی چقدر در راستای حفظ منافع عمومی جامعه و حفاظت از محیط‌زیست بوده است؟ و آیا می‌توان در تمام کوهستان‌ها تله‌کابین ایجاد کرد؟

فرهیختگان 6بهمن 92شماره 1298


برچسب ها: تله کابین گنجنامه ، تخریب گنجنامه ، منابع طبیعی همدان ، روزنامه فرهیختگان ،



ساخت و سازهای جدید معماری روستای رنسانسی همدان را نابود می کند.
مصالح جدید بافت سنگی ورکانه را تهدید می کند.
 حسین زندی - ساخت و سازهای اخیر در روستای ورکانه همدان معماری بوم آورد و منحصر به فرد روستا را تهدید می کند و رفته رفته این معماری جای خود را به بناهای نوساز با معماری غیربومی می دهد.
ورکانه روستایی است با قدمت بیش از چهارصدسال که خانه ها و بناهای عمومی آن از سنگ لاشه ساخته شده است.و اماکنی از دوره قاجار با معماری سنگی و پله ای از جمله دو اسطبل و یک قلعه به جا مانده است.به همین دلیل این روستا در فهرست روستاهای هدف گردشگری استان همدان قرار گرفته است.در سال های گذشته میراث فرهنگی و بنیاد مسکن همدان با ایجاد تفاهم نامه ای به مرمت و بازسازی روستا پرداختند . اما ادامه نداشتن این روند و نبود نظارت باعث شده توسعه روستا، ساختمان سازی با مصالح جدید از جمله سفال و آجر انجام گیرد و بافت قدیم روستا جذابیت خود را از دست بدهد.
یک فعال فرهنگی در همدان می گوید : وقتی روستایی به عنوان هدف گردشگری نامیده می شود در ابتدا باید مسئله آموزش مردم بومی منطقه مدنظر قرار بگیرد تا با مسائل گردشگری و به خصوص گردشگری پایدار آشنا شوند.
اردشیر ثریایی می گوید: نبود آموزش و نظارت درست موجب چنین مشکلاتی می گردد تا پس از ترک نهادهای دولتی روستا به حالت قبلی برگردد و حتی بدتر از گذشته شود. این فعال فرهنگی ادامه می دهد: مسئله دیگری وجود دارد که در این گونه تصمیم گیری ها و عملکردها منافع جوامع محلی در نظر گرفته نمی شود اگر اهالی روستا منافعی از گردشگری داشته باشند هرگز دست به چنین کارهایی نمی زنند. با این که از محورهای طرح بازسازی روستا ، ایجاد تاسیسات اقامتی، منطقه گردشگری ، بازارچه های صنایع دستی ، بازسازی و مرمت ابنیه تاریخی ، تاسیسات آب درمانی و ... بود. هیچ یک از این موارد انجام نشده است ساماندهی محله ها هم بسیار ابتدایی بوده که امروزه درحال نابودی است به طور مثال پوشیده نبودن و کانالیزه نشدن تاسیسات چهره نازیبایی از روستا به جا می گذارد با این که هزینه های گزافی برای مرمت و ساماندهی روستا صرف شده است. با این که گفته می شود این روستاد در فهرست آثار ملی ثبت شده است اما بناهای تاریخی روستا در حال تخریب است سقف دو اسطبل فرو ریخته است و قلعه اربابی امیرطومان که متعلق به دوره قاجار است به طور کامل تخریب شده است . حال روستای ورکانه بدون معماری سنگی و بناهای تاریخی چه جذابیتی برای گردشگران خواهد داشت . روستایی که نگین گردشگری همدان نام گرفته است و به دلیل کاربرد سنگ لاشه ای و معماری پله ای بدان روستای رنسانسی ایران می گویند.
 از مهندس محمد قربانی  می پرسم ،این تهدیدها نه تنها بافت قدیم و محله ها را تحت الشعاع قرار داده است بلکه به حریم بناهای تاریخی مانند قلعه اربابی امیرطومان قراگوزلو نیز رسیده است.امروز یک ناهماهنگی در طراحی معماری کشور به چشم می خورد، این بحران نه تنهادر طراحی شهری بلکه در روستاها به ویژه روستاهای هدف گردشگری مانند ورکانه به چشم می خورد ،از جمله در استفاده از مصالح نا همخوان و جابجایی های مکانی بناها ملموس تر است  چه عواملی در این نا بسامانی دخیل است ؟پاسخ می دهد:
یک بخش مربوط به طراحی است که طراح چقدر دقت کرده باشد بافت گیاهی، توپوگرافی زمین استقرار یافتن روستادر پناه کوه ها و تپه های اطراف  یعنی چگونگی قرارگرفتن موقعیت بنا نسبت به تپه ها ی اطراف باید مد نظر طراح باشد.به طور مثال مادر همدان برف دریم ، باد غرب را داریم ، تپه هم داریم به همین دلیل در همدان و در ورکانه ساختمان ها در پشت تپه پناه گرفته اند.در طراحی باید توجه داشت مامن گرفتن روستا به هرشکل موجود نسبت به کوه ،برف وباد تناسب و مطابق باشدیعنی  مکان یافتگی روستا مطابق با مامن قدیم طراحی شود..روستای ورکانه چنین وضعیتی داردو روستا را نباید جابجا کنیم چون اقلیم منطقه جوابگو نیست.
در طراحی به چنین روستایی باید از زاویه دید پدیدارشناسانه  نگاه کرددر این روش ما با شمردن عناصر،ابعاد واندازه مواجه هستیم.مادردید پدیدارشناسی با حس کلی روح مکان مواجه هستیم و کیفیت فضاهای معماری  وکیفیت انسانی و زندگی روبرو هستیم و کمییت کمتر مورد توجه است ، 
حال دوستان طراح اگر پدیدارشناسانه موضوع را درک کنند  بهتر می توانند اصول کیفی را پیاده کنندنکته دیگر این است که روستا زنده است و باید رشد کند اما ادامه این رشد نباید سرطانی باشد و باید به اندازه و متناسب باشد.
 این مهندس معمار در پاسخ به این سوال  که ، سازمان مسکن وشهرسازی باهمکاری سازمان میراث فرهنگی بخشی از روستای ورکانه را مرمت کرده اند و معابر را بهسازی کرده اند اما پس از اینکه از روستا خارج شده اند اصول مرمت فراموش شده و هرکس با هر مصالحی که دوست دارد ساخت و ساز انجام می دهد و ظاهر امر این استمی رسد نظارتی از سوی نهادها صورت نمی گیرد به نظر می رسد یک خلاء در اینجا وجود داردبرای رفع این مشکل چه کار می توان کرد؟می گوید: 
مادر معماری سه مرحله داریم ، طرح ، اجرا و نگهداری همانطور که گفتم در هر سه مورد باید به پدیدارشناسی توجه کرد در طراحی و اجرا باید به روح مکان توجه کرد مثلا باید مصالح بوم آورد باشد تمام بناها براساس شیب منطقه طراحی شود،از نظر معماری منظر تناسب ابعاد و دیگر تناسب ها رعایت شود.به طور مثال در خانه های قدیمی در یک قاب بزرگ یک پنجره کوچک کار می گذارند اما حالا در همان قاب یک پنجره بزرگ گذاشته می شود  نه مسئله گرمایش و سرمایش رعایت می شود نه به زیبایی منظر توجه می شود. یااگر توجه کرده باشیم تیر های چوبی سقف بیرون زدگی دارداین بیرون زدگی هم عملکرد حفاظت در برابر زلزله و هم زیبایی دارد که متناسب با فضای معماری روستاست و به این نوع معماری هویت می دهد.نه تنها به این موارد توجه نمی شود بلکه سیم و کابل  تاسیسات است که جای زیبایی را گرفته است.
اما پاسخ سوال شما تحت نظارت افراد حاذق اشخاص محلی مانند شوراها باید آموزش ببینند، در روستا پایگاه میراث مستقر شودتا  چنین دخالت هایی صورت نگیرد، رابطه هایی که فضاهای دانشگاهی با بازوان اجرایی مثل نهادهای میراث فرهنگی و مسکن وشهرسازی  و با نهادهای مدنی و جوامع محلی می توانند داشته باشند بسیار سودمند است . طرح های خوبی در بایگانی دانشگاه ها وجود دارد که استفاده نمی شود واگر تجارب برای دانشجو ها واقعی شود هم نهادهای دولتی  راحتتر کار می کنند  و هم نهادهای مدنی و مردم محلی بهره بیشتری می برند.معماران می توانند در این زمینه به آموزش نیروهای محلی کمک کنند.

قربانی به عوامل بیرونی دیگرکه باعث این مشکلات شده است اشاره می کندوادامه می دهد: 
نگاهی که در امروز در جامعه وجود داردنگاه منفعت طلبانه و سودجویی است که باعث می شود کیفیت و دقت فدای کمیت شود در چنین جامعه ای انسانها احساس تعلق به مکان ندارند و به روح زندگی و هنر رنگ می بازد . هرجا چنین اتفاقی زمینه ساز نابودی است نباید بگذاریم این نگاه بر ما پیروز شود

مهندس مهرداد خضریان معتقد است :اگر جامعه محلی متوجه حساسیت موضوع شود، مهمترین تاثیر را در حفظ میراث فرهنگی خواهد داشت. باید توجه کند که میراث پدران خود را حفظ کند چراکه ارزش فرا منطقهای و فرامحلی دارد.
 او می گوید: موضوع دیگر اینکه اگر از روستای ورکانه خارج شویم و از منظری که ناظر بیرونی نگاه میکند ببینیم، عناصر ناطقی که با موضوع گردشگری در ارتباط هستند، بسیار مهمند. مثلا سد اکباتان، سازههای زیر زمینی روستای ارزانفود، فرصتهای مهمی هستند.
اما تهدیدهای مهمی نیز وجود دارد. باغهای پائین دست و روستاهای پائین دست به ویلاها و گردشگاههای شهری تبدیل میشود. مسئله اصلی تهدید زمینخواری است که زمین کشاورزی و منابع طبیعی را تبدیل به ویلا میکند. نابودی زمینهاست که منجر به نابودی گردشگری منطقه میشود. باید طرح آمایش برای کل منطقه و مسیر ورکانه، وجود داشته باشد. که بر اساس ضوابط به وجود آمده است. و در کنار کارشناسان میراث فرهنگی میباید در این پروژه از مشاوران طراحی منظر، استفاده شود. در ابتدا باید طرح فرادست داشته باشیم و سپس به روستاها بپردازیم.
خضریان در ادامه می گوید : فعالیتهای NGO ها در زمینه معماری، فعال کردن مردم را به دنبال دارد. آموزشهای غیر آکادمیک توسط نهادهای مدنی در جوامع محلی ضروری است و میتواند مردم محلی را با ارزش معماری  بومی، پاکسازی محیط زیست و منافع عمومی آشنا کند. این منطقه زمینه آن را دارد که به یک محوطه بینالمللی تبدیل شود و باید مردم منطقه درک کنند که با گنجی مهم  روبرو هستند.
این مهندس معماری می گوید:یکی دیگر از فرصتها و جذابیتهای منطقه، دیوارهای خشکه چین است. تیپ خاصی از معماری که بخشی از منطقه  را شامل میشود.. دیوار باغها که خشکه چین هستند تبدیل به دیوارهای سیمانی و بلوکی میشود. عناصر هویتب خش باید کشف شود و به صورت امروزی استفاده شود. ساخت و سازهای جدید، معماری بومی ورکانه را تهدید میکند. تهدیدهای امروز به مسئلهای به نام طراحی مربوط است. http://farheekhtegan.ir/fa/news/996

شماره : 1275 | تاریخ: 1392/10/03



برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، روستای ورکانه ، گردشگری ، همدان ،

جمعه 17 آبان 1392

ذکر مصائب موزه تاریخی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،

فرهیختگان/حسین زندی: همدان با پیشینه‌ای کهن موزه تاریخی ندارد و کلنگی هم که سال‌های پیش برای احداث موزه منطقه‌ای با تخریب بخشی از تپه هگمتانه به زمین زده شد همچنان در زمین مانده است. از سوی دیگر مدرسه‌ای هم که به‌عنوان موزه از آن استفاده می‌شد ماه‌هاست تعطیل است و گردشگرانی که برای دیدن آثار تاریخی به همدان می‌روند، ناکام می‌مانند.

http://farheekhtegan.ir/content/view/80286/87/

 شهری که پایتخت تاریخ و تمدنش می‌نامند و استانی که تپه‌های نوشیجان، پیسا، هگمتانه و گیان را در دل خود جای داده، هنوز موزه‌ای که در شأن آن باشد، ندارد. استانی که پیشینه اشیا و آثارش به هزاران سال می‌رسد.
 اشیای کم‌نظیری که شاید بعضی‌ها تنها ریتون یا جام داریوش آن را می‌شناسند، اما آثار به دست آمده از تپه کوریجان مناطق اسدآباد، ملایر و گیان نهاوند همچنان در گنجینه خاک می‌خورد. استانی که به گفته یکی از مدیران میراث فرهنگی یک هزار و یکصد تپه باستانی دارد اما بهشت باستان‌شناسی حتی یک موزه استاندارد ندارد. مراکزی که به‌عنوان موزه از آنها یاد می‌شود بناهای تاریخی هستند که چند اثر برای نمایش در آنجا وجود دارند؛ این مکان‌ها نه ویترین استاندارد دارند و نه از امنیت مناسبی برخوردارند.
مهم‌ترین این مجموعه‌ها در همدان، مکانی است که به نام موزه هگمتانه معروف است، مدرسه‌ای قدیمی که کلاس‌های آن را با اندکی تغییرات محل نگهداری اشیای تاریخی کرده‌اند، این روزها این موزه در حال بازسازی و نماکاری است. یعنی محلی که هیچ یک از نشانه‌ها و شاخص‌های موزه را ندارند. این روزها معنا و تعاریف خیلی از عناصر تغییر کرده و بار معنایی متضادی پیدا کرده؛ موزه و موزه‌داری هم از این دست واژه‌ها هستند.
سنگ‌قبرهای تاریخی، پایه‌ستون و سرستون‌های باستانی، کتیبه‌ها و خمره‌های قدیمی را در حیاط این مدرسه انباشته کرده‌اند. این آثار در فضای باز درمعرض باد و باران و سرما دچار تخریب می‌شوند. در سال‌های گذشته کلنگ موزه همدان به زمین زده شد و بارها رسانه‌ها از احداث آن خبر دادند. بخشی از تپه باستانی هگمتانه را صخره‌برداری کردند تا موزه بسازند اما خبری از احداث نشد.
دلیل کم‌کاری‌ها درباره موزه همدان قرار گرفتن آن روی یکی از چشمه‌ها و قنات‌های قدیمی همدان اعلام شده، بهانه‌ای که به اندازه لازم، کافی نیست.
مدیرکل سابق میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان همدان در خبری اعلام کرد اعتباری 73میلیارد و 300 میلیون ریالی برای اتمام موزه برآوردشده که تاکنون 25میلیارد آن هزینه شده اما در عمل 25 میلیارد ریال هزینه صرف صخره‌برداری شد و هیچ اتفاقی نیفتاد. وی در خبر دیگری نیز اعلام کرد برای موزه منطقه‌ای همدان تامین اعتبار شد اما چگونه و این اعتبار کجاست؟ خدا می‌داند.
موزه استاندارد باید از امنیت فیزیکی، فنی، آتش‌سوزی و امنیت بحران برخوردار باشد اما در تعطیلات نوروز روی ویترین‌های این موزه بارها یادگاری نوشته‌اند با ثبت‌نام و تاریخ. همچنین این مکان سیستم تاسیساتی استانداردی ندارد، در مقابل برق و آتش‌سوزی نمی‌تواند دوام بیاورد و نکته مهم‌تر اینکه فضای این مکان پاسخگوی حجم زیاد گنجینه اشیای تاریخی و باستانی استان همدان نیست.
ماه‌های گذشته این موزه به بهانه تکمیل تزئینات تعطیل بوده و بارها مشاهده شده در زمان ورود گردشگران یا تعطیل است یا راهنما ندارد؛ درحالی که نشانه گردشگری پایدار این است که در تمام طول سال ورودی به موزه‌ها داشته باشد نه اینکه برخی فصل‌ها تعطیل باشد.
دکتر نادر هوشمند، کارشناس گردشگری در مورد تجربه غربی‌ها در موزه‌داری می‌گوید: سیستم‌های امنیتی جدید مانند دوربین‌های مداربسته، لمس‌گر و نگهبان‌هایی که در کنار راهنماهای بخش‌های مختلف موزه حضور دارند از مسائل اولیه حفاظت موزه‌ها هستند و وجود شیشه‌های محافظ نامرئی که روی تابلوها نصب شده باعث می‌شوند کسی نتواند به تابلوها آسیب برساند.
هوشمند می‌گوید تا حالا برای به دست آوردن تابلو لبخند ژوکوند داوینچی دو مرتبه به موزه لوور دستبرد زده‌اند اما موفق نشده‌اند. در غرب از آموزش حفاظت از مسائل مهم موزه‌داری برخوردارند. استفاده از شیشه‌های نشکن در ویترین‌ها برای محافظت از اشیا، محدودیت عکاسی و جلو‌گیری از تماس با اشیا و مجسمه‌ها ده‌ها موردی است که در زمینه امنیت اعمال می‌شود. این کارشناس گردشگری درباره نقش راهنماها در موزه‌ها می‌گوید: راهنماها که خود از آموزش کافی‌ برخوردارند با تمرکز زیاد، جزئیات مربوط به آثار هنری (مثل تاریخ و علت پیدایش اثر هنری، نسبت آن با زندگی‌ شخصی‌ هنرمند و بازتاب تاریخی‌ آن) را به بازدیدکنندگان یادآوری می‌کنند و آنها را متوجه نکات ظریفی‌ می‌سازند که دریافت‌شان در حالت عادی تقریبا ناممکن است. به عبارت دیگر، راهنما با ذکر جزئیات، بازدیدکنندگان را آماده می‌سازد تا فراتر از مضمون تابلو یا اثر هنری موردنظر، نیروی دیداری و ادراکی خود را آزاد سازند و از طریق این فرآیند، دیدن بیاموزند که از جهات مختلف به یک اثر واحد نگاه کرده و آن را به شیوه‌های گوناگون تعبیر کنند. همچنین در بیشتر موزه‌ها، راهنماهای صوتی چندزبانه وجود دارند که می‌توانند کسانی‌ را یاری کنند که ترجیح می‌دهند به دور از جمعیت با آثار هنری مختلف خلوت کنند.  اما ما چقدر توانسته‌ایم در این راه موفق باشیم و آیا می‌توان با موزه همدان به این اهداف دست پیدا کرد؟
در بیشتر موزه‌های ایران از شیشه‌های نشکن استفاده نمی‌شود و در برخی موارد راهنماهایی به کار گرفته می‌شود که در رشته‌های غیرمرتبط تحصیل کرده‌اند. با مواردی که اشاره شد جای تعجب است شهری با پیشینه کهن یک موزه استاندارد تاریخی ندارد و تنها در تبلیغات از آن به‌عنوان پایتخت تاریخ و تمدن یاد می‌شود در صورتی که در عمل ناکام است.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic