جمعه 27 اسفند 1395

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از شاعری تا روزنامه‌نگاری
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم....
1395/12/23
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم.
  • در کدام محله به دنیا آمدید؟
سال 1317خورشیدی در کوچه چشمه عبدالعظیم محله «چمن چوپانان» به دنیا آمدم. دوره ابتدایی را در چند مدرسه طی کردم و بعد به تهران آمدم و ضمن ادامه تحصیل در دبیرستان با مشفق همدانی در مجله کاویان همکاری داشتم.
  • چه کار می‌کردید؟
مشفق همدانی در اوایل اعتماد چندانی نداشت که نوجوانی 13 ساله بتواند کارهای مطبوعاتی انجام دهد. طی انجام کار، رفته‌رفته اطمینان خاطر حاصل شد و تصحیح فرم های چاپی در اختیار من گذاشته شد. در همان زمان با کسی که از من 10 سال بزرگ‌تر بود و کارهای سنگین تری به او محول می شد، یعنی هوشنگ ابتهاج (سایه) همکار شدم.
  • مشفق همدانی آثار ترجمه نیز بسیار دارد...
مشفق همدانی کارهایی انجام می داد که همه کسی نمی توانست از پس آنها برآید. آن زمان کتاب‌های داستایوفسکی از جمله «برادران کارامازوف» را ترجمه می کرد که برای همه میسر نبود. با زبان روسی هم آشنا بود اما نه به حدی که بتواند ترجمه کند. چندین کتاب را ترجمه کرد. کتابی را هم به نام «تحصیل‌کرده ها» که نوشته خودش بود منتشر کرد.
  • تا چه زمان با او همکار بودید؟
تا مرداد 1332 که کودتا شد پیش او بودم. بعد از آشفتگی اوضاع، جای دیگر از جمله چاپ میهن همدان و چاپ تجدد ایران در تهران مشغول شدم که کار تصحیح انجام می دادم.به خودم جرات دادم که به عنوان روزنامه‌نگار در مجلات کار کنم. مطالبی با عنوان انگولک را با نام مستعار در مطبوعات می نوشتم.
  • چگونه به سمت نوشتن رفتید؟
دبیری در دبیرستان مولوی تهران به نام دکتر حسن سادات ناصری داشتیم که بعدها استاد دانشگاه شد. ایشان به من جرات داد که بتوانم کتاب شعرم را چاپ کنم. اولین کتاب شعرم به نام «محکوم بی‌گناه» در سال 1335 چاپ شد و به تدریج در راه تالیف و تحقیق قدم برداشتم. در حال حاضر 23 تالیف چاپ‌شده دارم. نام خانوادگی من باب‌الحوائجی بود که به  علت طولانی‌بودن برای روی جلد کتاب با پیشنهاد چندین نام به آژنگ تغییر یافت.
یکی از کتاب های من هم با عنوان باب الحوائجی و هم آژنگ چاپ شده است. به این ترتیب بود که دیپلم را در سال 1336 در دبیرستان مولوی گرفتم و وارد دانشگاه ادبیات شدم. ضمن ادامه تحصیل به همدان رفتم و به‌عنوان آموزگار استخدام شدم. بعدها که مدرک گرفتم از سال 1338 تا 1347 در همدان بودم. چند سال به عنوان معلم در مدارس تدریس کردم و 3 سال به عنوان مسئول نگارش و انتشارات و تبلیغات در آموزش و پرورش کل همدان مشغول به کار شدم. سال 47 به تهران منتقل و در منطقه 12 و 6 و 5 مشغول به تدریس شدم.
  • از خاطرات تحصیل در تهران بگویید.
من در تهران به 3 دبیرستان رفتم. 3 سال اول و دوم و سوم را در دبیرستان نوشیروان طی کردم و سال چهارم و پنجم را در دبیرستان بهبهانی. سال ششم را در دبیرستان مروی گذراندم که یکی از معتبرترین دبیرستان‌های تهران بود.
رئیس دبیرستان هم آقای همایونی برادر آقای همایونی بود که خطاط بود. مدیر زبده و برنده ای بود و استادان خوبی را هم جمع کرده بود که اکثرا نویسنده کتاب های درسی بودند.
  • از دانشگاه بگویید.
من در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تحصیل کردم. با دانشجوهایی هم که اهل کتاب بودند کار می کردم. کتاب پرویز علوی را که دکترای علوم سیاسی، استاد دانشگاه و نویسنده کتابی به نام «چه کسانی در آمریکا حکومت می کنند» بود به انتشارات خرد دادم و در لاله‌زار پاساژ اخوان چاپ شد. چون من با ناشرین آشنا بودم، سعی می‌کردم راهگشا باشم.
  • علت مهاجرت به تهران چه بود؟
دوره تدریس و تحصیلات در تهران بودم و علت تهران رفتنم هم به‌خاطر منتقل شدن خانواده بود. ما هم به ناگزیر باید می آمدیم. برای تامین بهتر معاش مجبور به کار شدم و با مطبوعات آغاز کردم و در گردونه چاپ و نشر افتادم.
  • در آموزش وپرورش تنها در کار تدریس بودید یا مشاغل دیگری هم داشتید؟
در وزارت آموزش و پرورش یک اداره‌کل به نام اداره‌کل نگارش وجود داشت که برادر ذبیح‌الله صفا، دکتر فضل‌الله صفا ریاست این اداره را به عهده داشت.
شعبه هایی در استان ها و شهرستان ها داشت که هرازگاهی سمیناری تشکیل می‌شد و مسئولان اداره‌کل نگارش و ادارات نگارش را در دانشسرای عالی جمع می‌کردند وتبادل افکار و نظر و مشورت و ارائه طریق می کردند. حدود 3 سال در آن اداره مشغول به‌ کار بودم .
  • در دانشگاه هم تدریس داشتید؟
در دبیرستان تدریس می کردم و در فواصل مختلف وقتی که دانشگاه آزاد دایر شد ادبیات تدریس کردم.در دانشکده های علمی کاربردی هم تدریس داشتم. در آنجا ادبیات تدریس می کردم اما اکنون به علت بیماری همسرم تدریس را رها کرده‌ام و تمام کارهای منزل را من انجام می دهم.
  • وقتی همدان بودید با زنده‌یاد قاسم برنا که از روزنامه‌نگاران قدیم بود همکاری داشتید؟
ایشان از دوستان صمیمی من و نویسنده بود. چندین کتاب نوشت و اهل مطالعه بود و کتابخانه بسیار بزرگی هم داشت. ارتباط کاری که با وی پیدا کردم در اولین انجمنی بود که در کتابخانه عمومی همدان سال 1346 شکل گرفت. ما به‌عنوان اعضای انجمن کتابخانه همدان برگزیده شدیم .آن زمان قرار بر این بود که شهرداری‌ها یک و نیم درصد از درآمد خود را برای خرید کتاب و توزیع کتاب اختصاص دهند. 70هزار تومان در اختیار ما قرار دادند که پول زیادی بود. من، ابوالحسن آذری کنگاوری و قاسم برنا چند روز به تهران آمدیم تا کتاب تهیه کنیم. من هم که با کتاب‌فروش‌های تهران آشنا بودم هر جا که ممکن بود با بیشترین تخفیف بهترین کتاب ها را خریداری می‌ کردیم.
  • علاوه بر شهرداری با چه نهادهای دیگری همیاری می‌کردید؟
سراغ ایرج افشار که رئیس کتابخانه دانشگاه تهران و رئیس انتشارات دانشگاه بود، رفتیم و گفتیم قضیه از این قرار است. ما بودجه‌ای نداریم و اگر ممکن است کمکی به ما کنید. ایشان دست خطی نوشتند که هرچه خواستیم از انتشارات دانشگاه نصف قیمت برداریم. گفت اگر پولتان نرسید یا پرداخت نکنید یا دوست داشتید بعد بیاورید. بهترین کتاب ها را به همدان آوردیم. آن زمان کتابخانه در سر رودخانه ای بود که در محل میدان دانشگاه فعلی بود و حالا خراب شده است. سالن و میز مطالعه درست کردیم. من در سال 47 به تهران آمدم و کارها را به عباس زند محول کردم.
  • سرنوشت آذری کنگاوری چه شد؟
آذری کنگاوری در همدان کارمند فرمانداری بود و به‌خاطر همین مقیم همدان بود. کتاب های زیادی نوشت اما چاپ نشد. فهرست کتاب هایش را برای من فرستاد که با ناشرها صحبت کنم که چنانچه تمایل دارند چاپ شود. آذری کنگاوری شعر بی‌نقطه ای درباره هفت سین و عید دارد که برای من فرستاده بود.
  • از کتابخانه های خصوصی همدان بگویید.
کتابخانه های مهمی در همدان بود. آقایی به نام پنبه‌چی بود که کتابخانه بسیار بزرگی داشت و در کوچه استرمردخای زندگی می کرد. بعد از فوت ایشان فرزندانش کتاب ها را نگهداری نکردند. من از چند نفری در همدان که کتابخانه داشتند بهره گرفتم. یکی آقایی به نام نقوی دبیر دینی و فقه و مردی روحانی بود. آقایی هم در روستای یعقوب شاه بود که نامش را فراموش کردم. از کتابخانه برنا و کتاب های آرامگاه بوعلی و اوقاف هم استفاده کردم.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

فرهنگ در کوچه‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،صنایع دستی ،هنر ،موسیقی ،

فرهنگ در کوچه‌های همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
فرهنگ در کوچه‌های همدان
بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم....
1395/12/25
 بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم.

علی اصغر طاهری، رئیس خانه آواز همدان
به ‌طور کلی با  توجه به جو سنگینی که در حوزه موسیقی نقاط مختلف کشور به وجود آمده موسیقی همدان در سال 95 موقعیت خوبی داشت، اما کافی و صد درصد ایده‌آل نبود امیدوارم وضع مناسب‌تری دراین باره به وجودآید. از سوی مسئولان اظهار امیدواری شده که در سال آینده شرایط از سال قبل بهتر و مناسب‌تر شود اما در عین حال هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.
خانه آواز در صدد است بتواند با همبستگی هنرمندان رشته موسیقی به فعالیت خود ادامه دهد، منشا اثر باشد و به جایگاه هنری خود ارتقا بخشد. این امر همفکری و همکاری اعضا را می‌طلبد تا به سوی هدفی واحد پیش روند.

کاظم مرادی، نوازنده و خواننده همدانی
ارزیابی من از وضعیت کنسرت در سال گذشته چه کمی و چه کیفی زیاد مثبت نیست و بازتاب کنسرت‌ها در میان مردم دلیل گویای این مطلب است. وقتی مردم از وضعیت کنسرت‌ها راضی نیستند یعنی ما کیفیت لازم را در نحوه اجرای کنسرت نداشتیم. گروه‌های موسیقی باید تلاش و خلاقیت بیشتری داشته باشند تا مخاطب با شوق و استقبال صندلی‌های سالن را پر کند اما متاسفانه ما این شوق را در مخاطب نمی‌بینیم. امیدوارم سال بعد شاهد بهتر شدن این فضا باشیم. کنسرتی موفق است که مخاطب و بیننده بگوید کنسرت بعدی این گروه کی و کجاست. تنوع در ملودی سازی، تنوع در ارکستراسیون واستفاده از خواننده توانمند ضروری‌ترین بخش است. در غیر این صورت رخوت و خواب مخاطب را فرا می‌گیرد.
مساله بعدی این است که بعضی از ارگان‌های متولی اخذ مجوز چندان با اجراکنندگان کنسرت همکاری نمی کنند که این امر باعث از بین رفتن انگیزه گروه‌های بومی می شود.
سرپرست‌های گروه‌ها در سال گذشته با تنش و استرس مجوز دریافت کردند. از متولیان فرهنگی شهر می‌خواهم اگر حمایتی لااقل سنگ‌اندازی نکنند.

معصومه مومنی مدرس دانشگاه و فعال گردشگری
بهره‌مندی از گردشگری که در سال‌های اخیر قدرتش را بیش از پیش نشان داده است در سال گذشته كم و بیش نصیب استان ما نیز شد و مدیران ارشد ما روی خوشی به سرمایه‌پذیری در این حوزه نشان دادند.
شاید پذیرش این صنعت برای كشورهای جهان سوم كمی زمانبر باشد اما تكیه بر اقتصاد تک‌محصولی و صادرات نفت در دراز مدت توجیه اقتصادی ندارد و جایگزینی آن با صنعت سبز كه همان گردشگری است، امری ضروری است. این مهم در بهبود اقتصاد استان ما نیز واجب‌الاجراست و اهمیت آن در سال‌های اخیر مورد توجه مسئولان قرار گرفت.
مدت‌هاست اقتصاد استان ما بر پایه‌هایی سنتی است. امروز با بحران‌های ایجاد شده این وضعیت نمی‌تواند پاسخگوی شرایط حال و كمی دورتر باشد.  با توجه به طبیعت ارزشمند و پیشینه تاریخی و فرهنگی استان كه هر كدام به نوعی ظرفیت قوی در جذب گردشگر محسوب می‌شود، با فراهم آوری بسترهای مناسب تكیه بر اقتصادی مبتنی بر صنعت گردشگری در استان قابل توجیه است. سال گذشته فراز و فرودهایی در بخش‌های مختلف گردشگری داشتیم اما در نهایت شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه بودیم.  از جمله می‌توان به بالا رفتن آمار گردشگران خارجی نسبت به  سالِ گذشته اشاره کرد یا افتتاح اقامتگاه‌های بومگردی كه گام ارزشمندی در حوزه گردشگری پایدار بود و البته این موارد به‌تنهایی كافی نیست. ما ابتدای راه هستیم و لازم است برنامه‌ریزی‌هایی منسجم برای ارتقا و بهبود كیفیت زیرساخت‌ها داشته باشیم. هم‌افزایی در بخش‌های مختلف و مرتبط با این صنعت امری ضروری است و موفقیت در این حوزه منوط به این امر است.

مهدی کریمی منسوب، مجسمه‌ساز
شاید با پس‌زمینه رویدادهای فرهنگی که به‌ صورت تیتروار در سال گذشته از ذهن می‌گذرد در ظاهر بتوان نتیجه‌گیری مثبتی از رویدادهای فرهنگی هنری و صنایع دستی داشت، به‌خصوص با تاکیدی که برمقوله جهانی شدن سفال لالجین پدید آمد اما به‌عنوان یک فعال هنری در استان آرزوی قلبی ماست که بتوانیم اسامی اینچنینی را با صدای بلند فریاد بزنیم اما نه به‌صورتی که صدای خنده منتقدان و بدخواهان در جواب ادعای ما منطقی‌تر و رساتر شنیده شود.
متاسفانه با همه پیشرفت‌ها در سطح نگاه مسئولان هنوز شمه‌هایی از نوع نگاه صرفا غیرتخصصی وجود دارد که تنها برای پرکردن سیاهه‌ای از فعالیت فرهنگی و هنری سراغ هنر و هنرمند می‌آیند. شهر جهانی سفال عبارتی سه جزئی که شجاعت ادای آن مسئولیت‌پذیری بالایی می‌طلبد.
استانداردهای شهر، پدیده و اتفاقاتی در سطح جهانی و سفال واقعا چند دقیقه ذهن متولیان را مشغول کرد و اگر کسی در این موارد سوالی بپرسد چه کسی جوابگوست؟ تا کی می‌توان مبنای عمل سوال کننده را بر سوء‌نیت و دشمنی قرار داد؟ وقت آن نیست که خودمان خودمان را نقد کنیم تا مورد طعنه و تهمت غریبه و بدخواه نباشیم؟ فارغ از مبحث شهر و استانداردهایش و مبحث جهانی بودن و جهانی شدن فقط در گفتاری مختصر به خود سفال اگر توجه کنیم خواهیم دید مسائل آنقدر گسترده هستند که همچنان نیازمندیم دامنه را کوچک‌تر کنیم.
برای مثال تنها در مورد پدید آورنده اثریا سفالگر استانداردهای لازم فعالیت یک هنرمند واقعا و انصافا چقدر در این اتوپیای فرهنگ و هنر که دلسوزانمان خلق کردند پیش‌بینی شده؟! بطور مثال حاصل 8سال لطف و محبت مسئولان و متولیان مدعی عدالت برای هنرمند سفالگر که عمرش را خرج فرهنگ و هنر خاکش کرده بود بیمه‌ای بود که درگیر و دار سرو صدای تبلیغات بر او منت گذاشته بودند.
اما آنقدر در اختصاص همان بودجه نیز کوتاهی شد تا لاجرم صدایش در دولت فعلی به گوش رسید و بالاخره در اقدامی دردآور شروع به قطع بیمه بیمه‌شدگان گذشته به بهانه های غیرمنطقی و همچنین قطع روند بیمه‌شدگان جدید کردند. کوچک‌ترین سهم هنرمند از رفاه به آسانی به فراموشی سپرده شد و نمایندگان و مسئولان تنها تماشاچی بودند و در تدارک شهر جهانی سفال.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

دوشنبه 23 اسفند 1395

رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان

نویسنده: فاطمه كاظمی
رونمایی از «نگاه نرگسان» در همدان
کتاب «نگاه نرگسان»، اولین کتاب فیلمنامه در همدان نوشته علی‌اکبر تمسکی در شهر کتاب با حضور جمعی از فرهنگ‌دوستان همدانی رونمایی شد....
1395/12/21
کتاب «نگاه نرگسان»، اولین کتاب فیلمنامه در همدان نوشته علی‌اکبر تمسکی در شهر کتاب با حضور جمعی از فرهنگ‌دوستان همدانی رونمایی شد.
به گزارش همشهری، امیرشهاب رضویان کارگردان همدانی در این مراسم گفت: بخشی از کتاب «نگاه نرگسان» را خوانده‌ام و خوشحالم که این کتاب در یک قالب استاندارد به چاپ رسیده است.
وی افزود: در همدان افرادی بوده‌اند که خاطرات زیادی داشتند و راویان تاریخ این شهر محسوب می‌شدند اما نوشته‌ای از آنها باقی نمانده است. افرادی هم بوده‌اند که این تاریخ را نوشته‌اند اما چیزی که تبدیل به فرهنگ مکتوب این شهر شود، نوشته نشده است.
رضویان ادامه داد: کاری که علی‌اکبر تمسکی کرده ثبت تجربه‌های خاص از همدان است، چون این افراد تاریخ گویای شهر هستند و باید بنویسند و حتی ضبط کنند. اما عده‌ای هم هستند که تاریخ این شهر را به غلط نگاشته و حتی گزینشی کار کرده‌اند. خاطراتی در این شهر وجود دارد که روی کاغذ نیایند و ضبط نشوند، امکان نابودشدن آنها وجود دارد.
این کارگردان همدانی اضافه کرد: امروز به واسطه فناوری‌های نوین حتی لازم نیست این نوشته‌ها چاپ شوند بلکه می‌توان در فضای مجازی نیز آنها را منتشر کرد و باید گفت در این زمینه می‌توان کارهای خوبی انجام داد.کتاب «نگاه نرگسان» برای کسانی که قصد نوشتن فیلمنامه دارند الگوی خوبی است.

 زندگی‌کردن
مجید برزگر مهمان ویژه این مراسم نیز گفت: قصد نقد کتاب را ندارم چون منش و رویه زندگی نویسنده آن را می‌شناسم. فکر می‌کنم چیزی که تمسکی بیش از هر چیزی بلد است، زندگی کردن است. امیدوارم وی تک‌نگاری‌ها و خاطره‌نگاری‌های خود را ادامه دهد چون موارد خیلی خوبی می‌توان در آنها پیدا کرد.
حسین زندی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران همدان نیز در این مراسم گفت: انتشار کتاب در ایران اتفاق خوبی است، حالا اگر کتابی منتشر شود که مورد اقبال همشهریان نویسنده قرار بگیرد، اتفاق بسیار بهتری است. اهل نوشتن می‌دانند نوشتن چقدر سخت است و وقتی نویسنده تصمیم بگیرد خودش کتاب‌هایش را منتشر کند، این سختی بیشتر می‌شود. در گذشته انتشاراتی‌هایی بودند که انتشار کتاب حرفه‌ای عمل می‌کردند اما در حال حاضر انتشاراتی‌ها با موضوع چاپ کتاب خیلی حرفه‌ای برخورد نمی‌کنند.
وی ادامه داد: خالق «نگاه نرگسان» حساس است و این حساسیت به دلیل تعهد او به مخاطب است. به نظر من این کتاب می‌تواند احترامی را که تمسکی برای مخاطب قائل است به خواننده منتقل کند.

 کتابخانه در ورکانه
کتابخانه روستای هدف گردشگری ورکانه که به همت جمعی از اعضای تشکل‌های غیردولتی در این روستا راه‌اندازی شده بود، روز پنجشنبه با حضور امیرشهاب رضویان و مجید برزگر افتتاح شد.
به‌گزارش همشهری، رضویان به کودکان روستای ورکانه قول داد تعدادی از عروسک‌هایی را که خودش ساخته به این کتابخانه هدیه کند و چند نسخه از فیلم‌هایش را به کتابخانه اهدا کرد. عباس عرب‌زاده عکاس شناخته‌شده همدانی نیز قفسه‌های کتابخانه را اهدا کرد  و قول داد یک تابلو از عکس‌های خودش را که 10 میلیون تومان قیمت دارد به این کتابخانه هدیه کند. این کتابخانه نام پروفسور توفیق موسیوند سازنده اولین قلب مصنوعی جهان که زاده روستای ورکانه است به خود گرفته است. همزمان با افتتاح این کتابخانه عزت الله الوندی نویسنده کتاب کودکان اولین باشگاه کتابخوانی همدان را در روستای ورکانه راه‌اندازی کرد.


برچسب ها: نگاه نرگسان ،

شنبه 14 اسفند 1395

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،فرهنگ عامه ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت...
1395/12/14
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت.
این شناخت تا امروز ادامه داشته و افزون بر کار تئاتر و سرودن شعر یکی از کسانی است که فرهنگ عامه همدان را خوب می‌شناسد.وی در این گفت‌‌‌وگو از خاطراتش از تئاتر همدان می‌گوید.
  • دلبستگی به تئاتر از کجا شروع شد و به کجا ختم شد؟
تئاتر در همدان از اول خیابان عباس‌آباد جایی که الان بانک صادرات است، آغاز شد. در زمانی که من حدودا ده ساله بودم یعنی سال‌‌‌های 27 یا 28 که تئاتر سعدی در تهران فعالیت داشت، عده‌ای از شاگردان عبدالحسین نوشین به همدان آمدند. یکی از آنها کهنمویی بود، مشعشعی و نویدی نیز آمدند و آنجا را نمایش‌خانه اکباتان نامگذاری کردند.
  • مالک نمایش‌خانه اکباتان چه کسی بود؟
بانی آن را اطلاع ندارم اما می‌دانم که این سه بزرگان هنر بودند. من از اینکه چه کسی از این افراد خواست که به همدان بیایند اطلاعی ندارم اما شاید به علت گستره تئاتر بوده یا فردی خواسته که من بی‌اطلاع هستم. فکر می کنم آقایی که نام خانوادگی‌اش نویدی و اهل همدان بود و نامش را به خاطر ندارم، این افراد را به همدان آورد.
سیف‌الله گلپریان و امیر ساسان دهگان هم با این گروه تئاتر هم بازی و همنوازی می‌کردند. اینها آمدند و در همدان تئاتر را شروع کردند. پدرم من و برادرانم را گاهگاهی برای تماشای تئاتر می‌آورد.
  • چه سالی بود؟ نام نمایش را به خاطر دارید؟
من متولد 1316هستم و در آن موقع 10 ساله بودم. چون در آن زمان من سن کمی داشتم خوب به یاد ندارم که موضوع نمایش چه بود. زنده‌یاد مشعشعی، گریمور پرقدرتی بود و چهره‌‌‌ها را طوری تغییر می‌‌‌داد که به هیچ وجه کسی شخص را نمی‌‌‌شناخت.
  • تئاتر اکباتان تا چه سالی برپا بود؟
دقیقا اطلاع ندارم اما فکر می‌کنم دو یا سه سالی بیشتر نبود. بعد از اینکه آن تئاتر به هر دلیلی جمع شد آن مکان به زغال‌فروشی تبدیل شد. مدت‌ها طول کشید تا برای بار دوم همان محل زغال‌فروشی به تئاتر بازگشت. این بار بنیانگذار این تئاتر زنده‌یاد سیدرضا همراه بود که با چند نفر شراکت کرد از جمله مرحوم زین العابدین شاملو که دبیر ریاضی بود و برادران علی و اصغر باب الحوائجی و  تئاتر را شروع کردند.
  • در دوره دوم تئاتر اکباتان چه کارهایی روی صحنه می‌رفت؟
از آنجایی که تئاتر در همدان پایه نداشت ابتدا از هنرمندان سایر نقاط ایران به‌‌‌ خصوص تهران دعوت می‌کردند که  نمایشنامه‌‌‌هایی اجرا کنند. یکی از آن نمایشنامه‌‌‌ها «ماهی طلایی» بود که حدود  سال1334 اجرا شد. این اتفاق همزمان با وقفه 5 ساله در تئاتر همدان بود. نمایش ماهی طلایی برنامه تقریبا کمدی و شیرینی بود که دربار خلیفه و آنچه  را در آنجا می‌‌‌گذشت نشان می‌داد.
  • بازیگران را به خاطر دارید؟
عزیز گرجی برادر نعمت گرجی آن زمان به همدان آمد. زنده‌یاد سیف الله گلپریان در آنجا برنامه تئاتر گذاشت که برنامه زیبایی بود و برای اجرای آن نمایشنامه از همه هنرمندان همدان استفاده کرد. من نبودم اما برادر بزرگ‌ترم پژمان بود و علی بهاری و  نصرالله عبادی و زنده‌یاد جلالی هم بازی می کردند. نمایشنامه بسیار قشنگی بود، موضوع اجتماعی داشت و استقبال شایانی از آن شد.
سیف الله گلپریان نقش بسزایی در تئاتر همدان دارد و اگرچه زنده‌یاد امیرساسان دهگان علاقه فراوانی به تئاتر داشت اما علاقه گلپریان چیز دیگری بود و با تمام وجود برای تئاتر تلاش می‌‌‌کرد. معمولا کارگردان گلپریان بود و دهگان بازی نداشت. من بازی ایشان را ندیدم. گلپریان هم نقش بازی نمی‌کرد و فقط کارگردان بود. آنجا هم به دلایلی تعطیل شد.
  • آقای همراه فقط در راه اندازی تئاتر نقش داشت یا کار نویسندگی و بازی هم می کرد؟
زنده‌یاد رضا همراه هم مترجم بود و هم نویسنده. اما در زمینه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی و بازیگری من چیزی از ایشان ندیدم.
  • بعد از تعطیلی دوباره اکباتان، سرنوشت این گروه چه شد؟
تئاتر در آن مکان تعطیل شد و به اول خیابان بوعلی آمد که مکان فعلی باشگاه بانک تجارت است. طبقه بالا و نمایش‌خانه اکباتان شد تئاتر بوعلی. دیگر گلپریان همکاری نداشت. عده‌‌‌ای که در آن مکان بودند   با مالک آنجا مشکل داشتند و مجبور شدند مکان را عوض کنند و به اول خیابان بوعلی منتقل شدند. رضا همراه ، شاملو و برادران باب‌الحوائجی ادامه تئاتر را در پیش گرفتند و زنده‌یاد امیرساسان دهگان کارگردانی را به عهده گرفت.
در ابتدا که آمده بودند برای انجام برنامه‌‌‌های تئاتر از تهران هنرپیشه می‌‌‌آورند ما که آنجا بودیم اعتراض کردیم و گفتیم اساس تئاتر را به خطر می‌اندازند.
  • مصطفی اسکویی یا کهنمویی آمده بود؟
خیر. مصطفی اسکویی جزو هنرمندان خیلی قدرتمند، همسر مهین اسکویی و از شاگردان مهین اسکویی بود.  مصطفی اسکویی شاید به نمایش‌خانه اکباتان آمده بود که من به خاطر ندارم اما در تئاتر بوعلی نبود.
  • حقوق شما چقدر بود؟
در آن زمان من شبی 2 تومان می‌گرفتم و نقش بازی می‌‌‌کردم. روزهای جمعه که مجبور بودیم 3 سئانس بازی کنیم دستمزدمان 3 تومان می‌شد. نصرالله عبادی هم این طور بود. ما گله می‌‌‌کردیم و آنها هم می‌گفتند که نمی‌چرخد، راست هم می‌گفتند. روز جمعه بعدازظهر و شب شنبه بیننده زیاد می‌شد .در روزهای دیگر بیننده کم بود. هنوز هنر تئاتر در ذهن مردم شکل نگرفته بود و با توجه به اینکه سینما هم در آن زمان تازه داشت پا می‌گرفت، به سینما هم مردم آنچنان گرایشی نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، منصور جمشیدآبادی ،

سه شنبه 3 اسفند 1395

یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،گفتگو ،

یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
  یک کلاغ به کلاغ‌های ایران اضافه شد
کمتر کسی را در استان همدان می‌توان یافت که جعفر علیزاده بنیانگذار موزه‌های تاریخ طبیعی همدان و موزه مردم شناسی و تاریخ طبیعی آمادای را نشناسد. آوازه تلاش‌های او فراتر از مرزهای استان و کشور است....
1395/12/03
 کمتر کسی را در استان همدان می‌توان یافت که جعفر علیزاده بنیانگذار موزه‌های تاریخ طبیعی همدان و موزه مردم شناسی و تاریخ طبیعی آمادای را نشناسد. آوازه تلاش‌های او فراتر از مرزهای استان و کشور است. او یکی از زیست‌شناسان و گونه‌شناسان برجسته کشور است که ده‌ها گونه جدید گیاهی، جانوری و معدنی را به جامعه علمی کشور معرفی کرده است. آخرین موردی که این دانشمند همدانی شناسایی کرده است پرنده‌ای به نام «کلاغ ابلق سفید» است که در منطقه هویزه استان خوزستان کشف کرده است. با شناسایی این کلاغ تعداد پرنده‌های کشور به 514 گونه رسید. علیزاده از چند و چون این رویداد می‌گوید.
  • نام گونه‌ای که شناسایی کرده‌اید چیست؟
نام انگلیسی آن pied crow، نام خانوادگی پرنده corvidue، نام علمی corvus albus و نام فارسی این گونه کلاغ ابلق سفید یا کلاغ پیسه است.
  • از مشخصات آن بگویید.
طول بدن 46 تا 52 سانتی‌متر، طول بال‌ها 85 تا 98 سانتی مترو  وزن  آن520 گرم است. پرنده‌ای است آفریقایی که شکل ظاهری آن تقریبا شبیه کلاغ ابلق معمولی است اما جایگزین رنگ کلاغ ابلق معمولی خاکستری در این گونه رنگ سفید است. پشت گردن تا نزدیک دم و هم در سینه پیشرفتگی رنگ سفید تا حد دم است. در زیر گردن تا منطقه سینه همانند کلاغ ابلق معمولی قطعه‌ای سیاه رنگ وجود دارد.
  • تفاوت آن با سایر کلاغ ها در چیست؟
اندازه آن به اندازه کلاغ بغدادی است اما نوک آن بلند و کمی روشن است. دم، بال و پاها نیز بلندتر از آن گونه است. غیر از قسمت‌های سفید توضیح داده شده، تمام بدن کلاغ سیاه  است. چشمان گونه بالغ قهوه‌ای تیره و پرهای سفید در پرندگان نابالغ با رنگ سیاه مخلوط می‌شود.
  • طبقه‌بندی این گونه در قالب چه تیره‌هایی است؟
کلاغ ابلق برای اولین‌بار در سال 1776 توسط Stalius Muler توضیح داده شده  و همان طور که از نام علمی آن مشخص می‌شود Albus به معنی سفید است. پراکندگی جهانی این گونه بیشتر در آفریقا گسترده است و در دسته کلاغ‌ها قرار می‌گیرد.
  • پراکندگی آن در کدام نقاط است؟
بیشترین پراکندگی این گونه در کشورهای جنوب صحرای آفریقا و به طور خاص سنگال، سودان، سومالی، اریتره تا دماغه امید نیک، جزیره ماداگاسکار، جزایر کومور، جزایر گروه Aldubra ، زنگبار، پمبا و فرناندویل دیده می‌شود.
  • از نظر رفتاری چه ویژگی‌هایی  دارد؟
کلاغ ابلق به طور کلی به صورت جفت‌جفت با گروه‌های کوچک دیده می‌شود. در صورت وفور غذا، جمعیت این گونه نیز بیشتر می‌شود.
  • رژیم غذایی کلاغ ابلق چگونه است؟
تمام مواد غذایی از زمین تهیه می‌شود. بیشتر از حشرات، بی‌مهرگان کوچک، خزندگان کوچک، پستانداران کوچک، پرندگان جوان و تخم پرندگان تغذیه می‌کند. به بادام زمینی علاقه نشان می‌دهد، از مردار جانوران، میوه و قارچ و گاهی نیز از خفاش‌ها تغذیه می‌کند.
  • تولید مثل آن به چه شکل است؟
لانه‌اش اغلب در بلندی ساخته می‌شود. اصولا از درختان منفرد و به ندرت از درختان کوچک و همچنین از تیر برق و دیرک‌ها هم استفاده می‌کند و هر 2 جنس نر و ماده در ساختن لانه دخالت می‌کنند. تعداد تخم‌ها 3 تا 6 عدد است و از سپتامبر تا نوامبر که بستگی به عرض جغرافیایی دارد تخم‌گذاری می‌کند.رنگ تخم نیز سبز کمرنگ خال‌خال با سایه قهوه‌ای است. مدت زمان خوابیدن روی تخم 18 تا 19 روز است و در نهایت بعد از 45 روز جوجه های جوان پرواز داده می شوند.
  • پراکندگی این کلاغ در ایران به چه شکل است؟
مطالعه این پرنده در ایران احتیاج به فرصت بیشتری دارد و برای اولین بار در هویزه توسط اینجانب دیده شده است. حال آیا این گونه مهاجر است یا خیر و یا با اکوسیستم خوزستان عادت کرده نیز احتیاج به مطالعه بیشتری دارد. در فرصت‌های بعدی امید است با تحقیق بیشتر بتوانیم اطلاعات  بیشتری جمع آوری کنیم اما مسلما با حمایت اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان امید است برنامه‌های حفاظتی و مراقبتی بیشتری برای حفظ این گونه در نظر گرفته شود.
  • مهم‌ترین ویژگی این گونه چیست ؟
همان‌طور که گفتم مشخصات اصلی این پرنده پراکندگی آن است. این گونه در قسمت زیرین منطقه بیابانی آفریقا یعنی در منطقه استوایی زندگی می‌کند. از ادیتره، سومالی و سودان تا زنگبار و سنگال پراکنده است. این گونه با کلاغ‌های معمولی تفاوت دارد و دور از مردم زندگی می‌کند، ممکن است روی پسماند و فضولات انسانی هم بنشیند.
  • چه مشترکاتی بین ایران و آفریقا وجود داردکه این پرنده دراینجا هم دیده شده است؟
تنها نقطه مشترک منطقه هویزه با آفریقا گرمای هواست، منطقه نیزار است و درختان منطقه گرمسیری هم وجود دارد.
  • از مراحل شناسایی پرنده بگویید؟
اولین‌بار که من یکی از این پرنده‌ها را دیدم فکر کردم کلاغی است که دچار عارضه آلبینی است. آلبینی یعنی عارضه سفیدی یا زالی که در انسان هم وجود دارد و برای من جالب بود. وقتی عکس می‌گرفتم متوجه شدم 2 قطعه  هستند و 2 ساعت و نیم زمان برد تا من عکس آنها را گرفتم. متوجه شدم نر و ماده این پرنده شبیه هم هستند.
  • فکر می‌کنید این گونه بومی ایران است؟
ما در دنیا 2 نوع کلاغ شبیه این گونه داریم که در آسیای جنوب شرقی و اروپا زیست می‌کنند اما این گونه متفاوت است. من با ترس می‌توانم بگویم بومی ایران است. بومی بودن این گونه بر اساس تعدد آن است که تعداد بسیاری داشته باشیم. در این باره 2 نظر می‌توان داد یکی اینکه از تنگه باب‌المندب و آفریقا عبور کرده باشند و از طریق عراق وارد ایران شده باشند.
  • چگونه تغییر زیستگاه رخ می‌دهد؟
تغییر زیستگاه سابقه دارد. قمری‌های خانگی قبلا تنها در تهران بودند اما حالا در همه جا وجود دارند. معمولا پرنده‌ها یا بومی هستند یا عبوری یا مهاجر. من در فاصله جغرافیایی 15 کیلومتری 2 گروه از این پرنده‌ها را دیدم که به نظر می‌رسد تعداد آنها در ایران کم است. این احتمال می‌رود که صدها سال است این گونه درایران زندگی می‌کند و کسی اهمیتی به آن نداده است . این پرنده بسیار زیبا و صدای آن با کلاغ متفاوت است.
  • برای حفاظت از آن چه باید کرد؟
خوشبختانه شکارچیان اقبالی به این گونه کلاغ نشان نمی‌دهند وآن را نمی‌شناسند اما با وضعیتی که در هویزه هست باید نگران باشیم. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «همیشه دزد جلوتر از پاسپان است». ماموران محیط زیست دلسوز هستند و امیدوارم برای حفظ این گونه احتیاط لازم و کافی را داشته باشند.
  • سازمان چه کار‌هایی باید بکند؟
یکی از مشکلات محیط زیست صدور بیش از حد مجوز اسلحه شکاری است. به همان اندازه که اسلحه و جمعیت زیاد و تکنولوژی جدید شده است تجهیزات مقابله با شکار کم شده است و سازمان محیط زیست به روز نشده است. در تمامی ادارات کمبود هست اما در محیط زیست بیشتر است وقتی شکارچی با اتومبیل شاسی بلند 250 کیلومتر راه می‌رود و از سرعت بالا هم ابایی ندارد، یک لندرور محیط زیست نمی‌تواند آن را دنبال کند. حداقل سازمان باید به هلی کوپتر مجهز شود.
  • وضعیت پرنده‌نگری در ایران چگونه است؟
برای ایجاد تشکل‌های غیردولتی موانع زیاد است، تورهای گردشگری هم که گران و هزینه‌بر است. طبقه متمول ما دنبال این مسائل نیست، طبقه پایین هم توانایی ندارد. این تورهای جدید هم چندان برای طبقه متوسط جذابیت ندارد و زیربناهای فرهنگی اجازه نمی‌دهد به طرف پرنده نگری برویم. در شیرین سو بیش از 50 گونه عکاسی کرده‌ام اما کسی قدر نمی‌داند.
http://yon.ir/247V


برچسب ها: همشهری همدان ، شناسایی یک پرنده جدید ،

جمعه 29 بهمن 1395

از نور دردوربین تا نور در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،سینما ،تئاتر ،

از نور دردوربین تا نور در صحنه

نویسنده: حسین زندی/ مسعود احمدی خبرنگار همشهری -همدان
از نور دردوربین تا نور در صحنه
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم ...
1395/11/26
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم و با تاریخچه ورود این حرفه به همدان آشنا شدیم. این بار به سراغ حسن کوثری یکی دیگر از هنرمندان پیشکسوت نورپردازی در همدان رفته‌ایم. کوثری علاوه بر ادامه راه محمودیان اولین کسی است که در تئاتر همدان انتخاب موسیقی را به صورت حرفه‌ای وارد کرده و علاوه بر حوزه تئاتر از اولین فیلمسازان همدان نیز به شمار می‌رود.
از ورودتان به عرصه هنر بگویید.
من فعالیت هنری را از سال 1349 با عکاسی شروع کردم. از پول‌های عیدی آن سال که خانواده و فامیل به من داده بودند یک دوربین آکفا به قیمت 7 تومان و 5 ریال خریدم و عکاسی را آغاز کردم.
  • فرایند چاپ چطور بود؟ همه کارها برعهده خودتان بود؟
سال اول دبیرستان بودم و زنده‌یاد برادرم نیز عکاسی می‌کرد. او یک لابراتوار عکاسی سیاه و سفید داشت که در صندوقخانه خانه پدری درست کرده بود و عکس‌های مرا هم چاپ می‌کرد. اما برای هرعکس 10 شاهی باید به او می‌دادم. برای تهیه این 10شاهی بایستی با هزار دوز و کلک از مرحوم پدرم این پول را می‌گرفتم. چون دستگاه خشک‌کن گران بود و ما هم پول نداشتیم دستگاه بخریم، مجبور بودیم عکس‌ها را به شیشه بچسبانیم تا خشک شود.
  • برای چه جاهایی عکاسی می‌کردید؟
برای دل خودم عکس می‌گرفتم و آن زمان عکس‌هایم را برای نمایشگاه، مجله یا جای دیگری نمی‌فرستادم. در سال‌های اخیر بود که به فکر انتشار عکس‌ها افتادم.
  • علاقه به فیلمسازی چگونه پدید آمد؟
از کودکی و نوجوانی به سینما علاقه داشتم و بیشتر فیلم‌هایی را که در همدان اکران می‌شد، میدیدم. این روند ادامه داشت تا مرکز سینمای آزاد کشور که وابسته به رادیو تلویزیون ملی آن زمان بود راه‌اندازی شد و به دنبال آن این مرکز در همدان نیز آغاز به کار کرد.
  • سینما آزاد را چه کسانی شکل دادند؟
عبدالله باکیده و حوا نیکنام رفتند تهران و این مرکز را به همدان آوردند. من، عبدالله باکیده، حوا نیکنام و سعید بنی‌صدر سینمای آزاد همدان را شکل دادیم. در ابتدای خیابان کرمانشاه دفتری راه‌اندازی کردیم  و ابراهیم نوچی هم به ما پیوست. وقتی سینمای آزاد شکل گرفت رقیبی برای سینمای جوان آن زمان که وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ملی بود و در ساخت فیلم‌های کوتاه فعال بود به شمار می‌رفت.
  • از تجربه‌های فیلمسازی در این دوره بگویید.
آن زمان 12 فیلم 8 میلیمتری ساختم که 2 فیلم من در جشنواره سینما آزاد اصفهان جایزه گرفت و یک فیلم دیگرم بنا به دلایلی توقیف شد. این کار را ادامه دادیم تا زمان گرفتن دیپلم. پس از اینکه دیپلم گرفتیم پراکنده شدیم و گروه از هم پاشید و هرکس به سمتی رفت. من سال 1352 دیپلم گرفتم و به خدمت نظام رفتم.
  • چه زمانی وارد عرصه تئاتر شدید؟
پس از پایان دوران سربازی بار دیگر فعالیت‌ها را آغاز کردم. آن زمان تئاتر وضع خوبی داشت و تئاتر همدان جای خود را باز کرده و شناخته شده بود. صادق آشور پور، مسعود احمدی، عباس نفری، جلال میرزاپور، مهدی فاضلی، احمد بگلریان و رضا کشانی که به عنوان کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر بود، فعالیت‌های خوبی داشتند و من در کنار سینما وارد تئاتر هم شدم.
  • در چه شاخه‌ای از تئاتر کار می‌کردید؟
آن زمان موسیقی متن تئاتر به صورت امروز نبود و نورپردازی تئاتر هم چندان اهمیت نداشت. من در همدان روی موسیقی متن تئاتر بیشتر کار کردم و این شاخه را انتخاب کردم. از روی صفحه‌ها و نوارهای کاست، موسیقی متن برای نمایش‌ها انتخاب می کردم که مورد استقبال دوستان نیز بود.
  • اولین کار را با چه کسی تجربه کردید؟
اولین کار من «آی بی‌کلاه‌آی باکلاه» به کارگردانی استاد نصرالله عبادی بود. پس از آن نیز با دوستان زیادی از جمله صادق آشورپور، رضا کشانی، احمد بگلریان و بسیاری از دوستانی که دست اندرکار تئاتر بودند کار می کردم. آن زمان من و رضا بیابانی بیشتر وقت‌ها باهم کار می‌کردیم. ما آهنگساز نبودیم اما در انتخاب موسیقی همکاری می‌کردیم. بیابانی تئاتر کار نمی‌کرد اما موسیقی و هنر را می‌شناخت.
  • چه شد که به سمت نورپردازی رفتید؟
پس از آن در کنار انتخاب موسیقی نورپردازی را آغاز کردم. مهدی محمودیان پیش از من در این کاربود و غلامرضا مهری هم در زمینه صدابرداری کار می‌کرد. البته آنها به استخدام رادیو وتلویزیون درآمدند و من در کنار آنها برخی کارها را نورپردازی می کردم. همین سال‌ها به استخدام آموزش وپرورش درآمدم. احساس نیاز بود. وقتی می‌دیدم کار دوستانم در یک رشته‌ای ضعف دارد کمک می کردم برطرف شود.
  • تا چه زمانی این روند ادامه داشت؟
همین روال ادامه پیدا کرد اما با فرهنگ و هنر همکاری می کردم. پس از مدتی که سینما جوان اداره فرهنگ و هنر مستقل شد و ساختمانی در خیابان سعیدیه گرفت و حمید شریف‌زاده مسئول سینما جوان شد از ما هم دعوت به همکاری کرد و من در کنار سینمای آزاد با آنها هم کار می‌کردم.
با اهالی تئاتر نیز کار می کردم. این همکاری‌ها ادامه داشت تا سال 1367 که طرحی را به امور تربیتی آموزش وپرورش آن زمان دادم که حالا به عنوان کانون‌های پرورشی از آن اسم می‌برند. این طرح فیلم به وزارتخانه رفت و تصویب شد به صورت یک فیلم ساخته شود.
  • فیلم را خودتان ساختید؟
بودجه فیلم را آموزش وپرورش پرداخت کرد من ساخت این فیلم را آغاز کردم که بلندترین فیلم 16 میلیمتری آماتوری بود و 72 دقیقه زمان داشت. فیلم «تابلو» به جشنواره سراسری کار و کارگر رفت و سپاس‌نامه ویژه را دریافت کرد و به عنوان فیلمی آموزشی تربیتی شناخته شد.
  • شما در استخدام آموزش و پرورش بودید. چگونه از اداره فرهنگ و ارشاد سر درآوردید؟
بنابر همکاری‌های پیشین به وزارت فرهنگ دعوت شدم تا به اداره فرهنگ منتقل شوم. حکم انتقالی من را زدند و به عنوان کارشناس امور سینمایی در این اداره مشغول به کار شدم. همین زمان مسئولیت فنی تالار فجر را پذیرفتم. پس از این دوره بود که صبح‌ها در اداره و بعدازظهرها در خدمت دوستان تئاتر و سینما بودم.
  • در نورپردازی چه نوآوری‌هایی کردید؟
تمرین‌های تئاتر که شروع می‌شد من هم طراحی نور را آغاز می کردم.
نمایش «سوگ جامه» صادق آشورپورکه برنده بهترین نورپردازی در جشنواره منطقه‌ای شد، تلفیقی از نورپردازی تئاتری و سینمایی بود. صحنه تاریک را تبدیل به پلان تئاتر کردیم  متن و  نورپردازی را ادامه دادم.
https://goo.gl/4d78JL


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

جمعه 22 بهمن 1395

آموزش، خیران و مدرسه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

آموزش، خیران و مدرسه

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
آموزش، خیران و مدرسه
نظام آموزش و پرورش در کشور این روزها با مشکلات مالی زیادی روبه‌رو است و امور مدارس بیشتر با کمک خیران و سازمان‌های مردم نهاد می‌گذرد...
1395/11/19
 نظام آموزش و پرورش در کشور این روزها با مشکلات مالی زیادی روبه‌رو است و امور مدارس بیشتر با کمک خیران و سازمان‌های مردم نهاد می‌گذرد. آموزش و پرورش ناحیه2 همدان هم از این امر مستثنی نیست و در یک سال گذشته حدود 54میلیون تومان به مدارس روستایی کمک شده است.
رویکرد تعاملی محمد باب الحوائجی رئیس آموزش  وپرورش ناحیه2 همدان باعث شده هم بیشتر معلمان و مدیران مدارس این ناحیه با او همراه شوند و هم برخی انجمن‌های علمی، فرهنگی و اولیای دانش‌آموزان در کنار نیکوکاران به صورت داوطلبانه با معلمان همکاری کنند. باب الحوائجی در گفت‌وگوی پیش‌رو وضع آموزش در مدارس و کمک‌های خیران در این زمینه را تشریح می‌کند.
  • وضعیت استخدام و نیروی انسانی در آموزش و پرورش چگونه است؟
از همه اعتبارات آموزش و پرورش که در بودجه کشور تخصیص پیدا می‌کند حدود 98 درصد به بند «واو» اختصاص می‌یابد یعنی حقوق کارکنان این وزارتخانه. تنها 2درصد به سایر دغدغه‌هایی که آموزش و پرورش دارد مانند کیفیت‌بخشی، مسائل پژوهش و هزینه‌های جاری اختصاص می‌یابد. معمولا نیز همه بودجه اختصاص پیدا نمی‌کند و بخش عمده‌ای از مطالبات همکاران ما به تعویق می‌افتد که هر سال به 6هزار میلیارد می‌رسد. سال 1395 مطالبات فوت و ازدواج سال 1391پرداخت شده است. به همین دلیل دولت در نظر دارد نیروها را تقلیل دهد و ورود نیرو را سخت‌تر کرده تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود و برای ارتقای رفاه فرهنگیان هزینه شود.
نسبت کارکنان به دانش آموزان درآموزش وپرورش کشور یک به 10 است در صورتی که در سایر کشورها یک به 14 است پس این نشان می‌دهد که بدنه یک میلیون نفری آموزش وپرورش می‌تواند به 700 هزار نفر تقلیل پیدا کند.
  • پس چطور در روستاها با کمبود نیرو روبه‌رو هستیم؟
آموزش وپرورش سامانه‌ای با عنوان سنا دارد که نام هر دانش‌آموز پس از ثبت نام باید در این سامانه نیز ثبت شود و پس از به دست آمدن تعداد، سامانه موازی دیگری با عنوان بگفا این آمار را پالایش می‌کند. پس از پالایش براساس آمار دانش‌آموزان به هر مدرسه نیرو اختصاص داده می‌شود. اگر ما خارج از این سامانه معلمی برای مدرسه‌ای بفرستیم حقوق و مزایایی برای او در نظر گرفته نمی‌شود. مثلا در این سیستم آمده اگر مدرسه‌ای کمتر از 150 دانش‌آموز داشته باشد معاون آموزشی به آن مدرسه داده نمی‌شود و تنها یک مدیر دارد. در مدارس روستایی با توجه به ترکیب جمعیتی نیرو تعلق می‌گیرد. به طور مثال اگر در یک روستا 25 دانش‌آموز داشته باشیم یک نیرو تعلق می‌گیرد حال ممکن است این 25 نفر ترکیبی از 6 پایه از دوره ابتدایی باشد.
  • در روستاهایی که مدارس پایه ششم به بعد را ندارند گاهی دانش‌آموزان ترک تحصیل می‌کنند. راه‌حل جلوگیری از این روند چیست؟
در این رابطه برای متوسطه دوره اول و دوم بحث روستامرکزی را داریم بدین معنی که دانش‌آموزان روستاهای اقماری یک منطقه را به یک روستا که توسعه بیشتری دارد انتقال می‌دهیم تا تحصیل‌کنند و حق ایاب و ذهاب به آنها تعلق می‌گیرد. به صورت مکتوب به مدیرکل آموزش وپرورش پیشنهاد داده‌ام که بحث روستامرکزی را در مقاطع ابتدایی پیگیری کنیم.
 این از 2 جنبه برای ما صرفه‌جویی به دنبال دارد؛ برای دانش آموزان ما کیفیت آموزشی و برای والدین آرامش خاطر را در پی دارد. به طور مثال ما روستایی به نام قلی کندی در منطقه جوکار داریم که 3دانش آموز و یک نیرو دارد. این نیرو به صورت میانگین در سال 36 میلیون تومان حقوق و حق بیمه و مزایا دریافت می‌کند.
اگر این مبلغ را تقسیم به تعداد دانش‌آموزان کنیم سرانه هر دانش‌آموز در این روستا 12 میلیون تومان می‌شود در حالی که سرانه هزینه هر دانش‌آموز در حاشیه شهر ما یک میلیون تومان است. پس اگر بتوانیم مدارس زیر 10 نفر را تجمیع کنیم و به یک روستا انتقال دهیم صرفه‌جویی زیادی در پی دارد. این طرح قرار است در شورای عالی آموزش و پرورش دنبال شود.
  • چرا طرح تاکنون اجرا نشده است؟
طرح باید مطالعه و در قانون دیده شود چرا که اگر در طول مسیر اتفاقی برای دانش‌آموزان بیفتد مقصر ما هستیم و جبران‌ناپذیر است.
  • رابطه شما با خیران چگونه است؟
باید از خیران قدردانی کنیم. بیش از 70 درصد مدارس ناحیه ما در بافت قدیمی و تاریخی است. همچنین با توجه به این‌که شهرک‌های اقماری ما در حاشیه شهر مانند شهرک بهشتی، مدنی و اندیشه بدون زیرساخت‌های آموزشی ایجاد شده مشکل فضای آموزشی زیاد داریم. در قانون شوراها آمده هر نهادی می‌خواهد اقدام به ساخت و ساز 180 واحد مسکونی کند ابتدا باید فضاهای آموزشی، درمانی، ورزشی و تفریحی را آماده کند. بعد از این‌که این فضاها ایجاد شد و در اختیار دستگاه‌ها قرار گرفت مجوز ساخت و ساز بناهای مسکونی داده می‌شود. این مسأله در کشورهای توسعه یافته لحاظ می‌شود و این قوانین رعایت می‌شود اما می‌بینیم این همه مسکن مهر ساخته شده اما یک وجب فضای آموزشی درنظر گرفته نشده است. در شهرک بزرگی مانند بهشتی تنها یک هنرستان داریم و بقیه را خیران محترم ساخته‌اند. اگر خیران به داد ما نمی‌رسیدند دولت‌ها در این زمینه توان نداشتند.
  • ورود نیکوکاران به حوزه‌های دیگر غیر از مدرسه‌سازی چه وضعی دارد؟
برخی نیکوکاران توان ساختن مدرسه را ندارند اما می‌توانند در زمینه تجهیز کتابخانه‌ها، تجهیز آزمایشگاه‌ها و کمک به دانش‌آموزان بی‌بضاعت یا دانش‌آموزان دارای بیماری صعب‌العلاج یا در طرحی که جمع نیکوکاران هریک هزینه ساخت یک کلاس را می‌دهند کمک کنند. همچنین خیران آموزشی را داریم که کمک حال ما هستند. همکاران ما در آموزش و پرورش که بیش از 20 سال سابقه کار دارند باید 4ساعت اضافه کار داشته باشند. تعداد زیادی از این همکاران در ناحیه 2 این 4ساعت را به صورت خیریه درس می‌دهند و ریالی از آموزش و پرورش دریافت نمی‌کنند یا آموزگاران بازنشسته به صورت رایگان کار می‌کنند.
  • پس علاوه بر نیکوکاران خارج از آموزش و پرورش، معلمان نیز وارد این عرصه شده‌اند؟
استقبال خوب است. یک صندوق امداد داریم که حدود 620 نفر عضو دارد و همه از همکاران آموزش و پرورشند. این کمک‌ها برای تعمیر و تجهیز مدارس روستایی درنظر گرفته می‌شود. خوشبختانه در یک سال گذشته حدود 54میلیون تومان به مدارس روستایی کمک کردیم.
  • نهادهای دیگراز جمله تشکل‌های غیردولتی چگونه می‌توانند با شما در این زمینه‌ها وارد همکاری شوند؟
آموزش و پرورش عرصه‌ای است که تمامی نهادها و سازمان‌ها چه دولتی و چه غیردولتی می‌توانند با انعقاد تفاهم‌نامه  به آن ورود کنند. به طور مثال دهیاری و شورای روستای قاسم‌آباد یا دهیاری روستای تفریجان 2 مدرسه را با کمک نیکوکاران احیا کردند. یا از ظرفیت‌های انجمن‌های علمی برای تقویت و توانمندسازی همکاران و دوره‌های ضمن خدمت بهره می‌گیریم.
  • برای ایجاد موزه در مناطق محروم هم برنامه‌ای دارید؟
اگر از مسئول موزه آموزش و پرورش سوال کنید، متوجه می‌شوید چقدر همراه هستیم و چقدر استقبال می‌کنیم. امیدواریم افراد علاقه‌مند پیدا شوند و در هر روستا یک موزه ایجاد کنیم.
  • ارتباطتان با معلمان و والدین چطور است؟
هر هفته از یک یا 2 مدرسه بازدید می‌کنیم. مشکلات معلمان و دانش‌آموزان و اولیا را همزمان می‌بینیم و مطالبات را پیگیری می‌کنیم. امیدوارم بتوانیم بخشی از این خواسته‌ها را جامه عمل بپوشانیم.
https://goo.gl/onMjfz


برچسب ها: همشهری همدان ، آموزش پرورش ناحیه2 همدان ،

چهارشنبه 22 دی 1395

مادر صمیمی سینمای ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،گفتگو ،هنر ،

مادر صمیمی سینمای ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مادر صمیمی سینمای ایران
رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است....
1395/10/22
  رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است. مدنی در زندگی شخصی نیز مادری خوش‌برخورد و زنی شوخ‌طبع و صمیمی است. وی مادر امیرشهاب رضویان سینماگر همدانی است و در برخی از فیلم‌های فرزندش نیز نقش‌آفرینی کرده است. فیلم‌ها و سریال‌های «شمس‌العماره»، «وضع سفید»، «بوسیدن روی ماه« و« پایتخت 2»  از جمله آثاری است که این بازیگر همدانی در آنها نقش‌آفرینی کرده است. مدنی در این گفت وگو از ورود خود به عرصه بازیگری می‌گوید.
  • از کارهای سال گذشته تان بگویید.
سال گذشته چند کار کوتاه با جوانان داشتم. کارکردن با جوانان برای من لذت‌بخش است. در فیلم «خانه دیگری» بازی کردم، در «بغض» که در قزوین ساخته شد. در فیلم
« تعبیر وارونه یک رویا» کار آقای جیرانی هم مادرخوانده سیاوش مشرقی بودم.
  • چرا دوست دارید با جوانان کار کنید؟
آدم وقتی با جوان می‌نشیند سن و سال را فراموش می‌کند و من هم ترجیح می‌دهم با جوانان کار کنم.اگر کاری از دستم بر بیاید و کاری از من بخواهند همکاری می‌کنم. هر کس بخواهد فیلم بسازد به شهاب می‌گوید که به مادرت بگو. او هم می‌گوید مامان بیا و کمک کن و من هم مجبور می‌شوم و نمی‌توانم پاسخ منفی بدهم.
  • اولین کار شما مربوط به چه زمانی است؟
حقیقت این است از روزی که شهاب دانشجوی رشته سینما شد، من هم بازیگر شدم. نه تنها شهاب بلکه هریک از دوستان و همکلاس‌هایش می‌خواست فیلمی بسازد به سراغ من می‌آمد.
  • خیلی از بازیگران از دوره نوجوانی و جوانی به بازیگری علاقه‌مند می‌شوند و وارد این حرفه می‌شوند اما شما خیلی دیر شروع کردید. این اتفاق از روی علاقه بود؟
من بی‌علاقه نبودم اما برایم مسأله و دغدغه هم نبود. امیدوارم سایه همه بزرگان بر سر خانواده باشد اما پس از فوت همسرم زندگی من تهی بود، هنوز هم تهی است. ما 2 نفر معلم بودیم که از زندگی رضایت داشتیم و خوش بودیم. جای خالی همسرم و تهی بودن مرا به بازیگری کشاند. پس از فوت همسرم افسرده بودم و در همین زمان‌ها شهاب از من خواست بازی کنم.‌گفتم من که بازیگر نیستم اما او اصرار کرد و من پذیرفتم. همین کار کردن تاثیر خوبی بر زندگی من گذاشت.
  • زمانی شما به عنوان معلم با کودکان و دانش‌آموزان ارتباط داشتید اما امروز با هنرمندان در صحنه فیلم‌سازی کار می‌کنید. این 2 عرصه چه تفاوت‌هایی دارد؟
من آموزش اولیه را از پدر و مادرم گرفتم. آنها به من آموختند با هر موقعیتی خود را سازگار کنم و وفق دهم. به همین دلیل فکر می‌کنم صحنه بازیگری هم مانند یک موقعیت آموزشی است و روابط من با مردم  چندان تفاوتی نکرده است.
  • رابطه با فرزندان چطور؟
آدم ناشکری نیستم. 3 فرزند خوب دارم که 3فرشته هستند. آنها دوست و رفیق من هستند. همه نگران و مواظب من هستند. البته من نمی‌خواهم بچه‌ها را اذیت کنم.
  • امیرشهاب رضویان امروز یک چهره ملی و یک سینماگر مطرح است. مادر چنین شخصیتی بودن چقدر در شما تاثیر داشته است؟
من اگر نانی می‌خورم به خاطر وجود شهاب است. شهاب مرا وارد عرصه بازیگری کرد،هرچند خودم را هنوز به عنوان بازیگر قبول ندارم.
  • در همدان شما را به عنوان آموزگاری خوب می‌شناسند. این معلمی چقدر در بازیگری شما نقش دارد؟
بسیار موثر بوده است. من مدت‌ها در کودکستان بودم. وقتی در کودکستان برای کودکان قصه می‌گفتم، همان قصه‌ها را بازی می‌کردم و بعد از بچه‌ها می‌خواستم همان را بازی کنند. یک تئاتر سیار داشتیم.
البته این قدر که من مادر هستم بازیگر نیستم. سر صحنه بازیگری هم مدام مواظب دوستان و همکاران هستم به ویژه نگران بچه‌های کوچک هستم که دستشان نسوزد، چای نریزد و ...
  • بیشتر دوست داشتید مثل کدام بازیگر باشید و چه کارهایی را بازی کنید؟
تفاوتی ندارد. هر کاری را بازی می‌کنم و همیشه از جایگاه خودم راضی هستم. کارها مناسب سن من است و کارگردان‌ها مرا و نقش مرا دوست دارند. با این‌که در سینما رقابت زیاد است اما من کاری به کار دیگران ندارم. به همین دلیل گروه با من راحت هستند.
  • دوست دارید یک کار همدانی با لهجه همدانی بازی کنید؟
بله، دوست دارم با لهجه همدانی کار کنم اما پیشنهادی نداشته‌ام. من این لهجه را بسیار دوست دارم. شهر من همدان یکی از بهترین شهرهای سرزمین زیبای ایران است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، رابعه مدنی ، سینماگران همدان ،

شنبه 18 دی 1395

استاد همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

استاد همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
استاد  همدانی؛ پژوهشگر برتر ایران
غلامحسین مجذوبی یکی از استادان شناخته‌شده دانشگاه بوعلی سینا در همدان است. او این روزها علاوه بر تدریس و پژوهش در دانشگاه ریاست بنیاد نخبگان همدان را نیز برعهده دارد. مجذوبی در حوزه پژوهش مقام‌های زیادی کسب کرده و بارها طرح‌های او در جشنواره‌های بین‌المللی و کشوری مطرح و برگزیده شده است. آخرین موفقیت او کسب مقام پژوهشگر برتر وزارت علوم در سال‌ جاری بود که با کسب 200امتیاز در بخش مقاله به این موفقیت دست یافت. با او درباره کارنامه پژوهشی‌اش و وضع پژوهش در دانشگاه بوعلی گفت‌وگو کرده‌ایم....
1395/10/18
غلامحسین مجذوبی یکی از استادان شناخته‌شده دانشگاه بوعلی سینا در همدان است. او این روزها علاوه بر تدریس و پژوهش در دانشگاه ریاست بنیاد نخبگان همدان را نیز برعهده دارد. مجذوبی در حوزه پژوهش مقام‌های زیادی کسب کرده و بارها طرح‌های او در جشنواره‌های بین‌المللی و کشوری مطرح و برگزیده شده است. آخرین موفقیت او کسب مقام پژوهشگر برتر وزارت علوم در سال‌ جاری بود که با کسب 200امتیاز در بخش مقاله به این موفقیت دست یافت. با او درباره کارنامه پژوهشی‌اش و وضع پژوهش در دانشگاه بوعلی گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • ابتدا از دوره تحصیل بگویید.
تحصیلات را در دبیرستان ابن سینای همدان به پایان رساندم. دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد را در دانشکده فنی دانشگاه تهران بودم و برای گذراندن دوره دکتری به انگلستان رفتم و پس از بازگشت در دانشگاه بوعلی مشغول به کار شدم.
  • از چه دوره‌ای وارد کار پژوهش شدید؟
زمینه کار پژوهشی من بیشتر درباره رفتار مکانیکی مواد است. این زمینه کار از دوران تحصیلات دکتری یعنی سال1986 آغاز شد و در طول 30 سال گذشته ادامه داشته است.
  • چه تعداد از پژوهش‌های شما به فناوری رسیده و مهم‌ترین آنها چه بوده؟
یکی از کارهای عمده‌ای که من انجام داده‌ام تاسیس یک آزمایشگاه پژوهشی در زمینه علم مواد بوده و به جز یک یا 2 دستگاه سایر دستگاه‌ها و تجهیزات را خودم طراحی کرده‌ام و ساخته‌ام. این آزمایشگاه یکی از بهترین مراکز آزمایشگاهی علم مواد در کشور است و دانشجویان زیادی از سایر دانشگاه‌ها به دانشگاه بوعلی می‌آیند و در آن کارهای آزمایشگاهی انجام می‌دهند.
  • دانشجویان شما در چه زمینه‌ای کار می‌کنند؟
دانشجویان من طبیعتا در همین زمینه کار می‌کنند و مقاله‌هایی که منتشر می‌کنند در زمینه علم مواد است. ده‌ها دانشجوی ارشد و دکترا داشته ام که بیشترشان افراد موفقی هستند.
  • دانشگاه بوعلی از نظر پژوهش چه وضعی دارد؟
آمار دقیقی از فعالیت‌های پژوهشی دانشگاه بوعلی ندارم اما می‌دانم به لحاظ تعداد مقاله و آمار مقاله در بین دانشگاه‌های برتر کشور هستیم. سال گذشته بالاترین درصد رشد تولید مقاله را در کشور داشته‌ایم که در مجله‌های علمی و پژوهشی چاپ شده است.
  • در این بخش دانشجویان بیشتر دخیل هستند یا استادان؟
تولید علم محصول کار هر دو است اما در دانشگاه بوعلی استادان خوبی داریم. این استادان هستند که سرپرستی و هدایت می‌کنند. اگر مقاله‌ای تولید می‌شود تحت تاثیر هدایت استاد است.
کسب عنوان پژوهشگر برتر از سوی شما اعتباری برای استان است. از پیشینه این جایزه بگویید.
جشنواره انتخاب پژوهشگر برتر هر ساله از طرف وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با همکاری وزارت بهداشت و درمان برگزار می‌شود. در این رقابت تعداد 10 نفر از وزارت علوم، 3 نفر از علوم پزشکی و تعدادی هم به عنوان فناور برتر انتخاب می‌شوند. من جزو 10نفری بودم که از سوی وزارت علوم به عنوان پژوهشگر برتر در حوزه فنی مهندسی انتخاب شدم.
  • انتخاب شما بر اساس کدام کارتان بود؟
انتخاب پژوهشگر برتر درباره یک کار نیست بلکه مجموعه فعالیت‌های پژوهشی یک پژوهشگر در 5 سال اخیر است که بر اساس آیین‌نامه امتیازبندی و انتخاب می‌شود. به طور مثال برای مقاله باید 100 امتیاز کسب کند یا 20 امتیاز برای طرح‌های پژوهشی که به فناوری رسیده باشد. پس از انتشار فراخوان هرکس فکر می‌کند شایستگی دارد مدارک را ارائه می‌کند و اگر دارای شرایط بود انتخاب می‌شود.
  • چه تعداد پژوهشگر در این مسابقه شرکت می‌کنند؟
ما در کشور حدود 2800 دانشگاه داریم که 10 نفر از بین این‌ها انتخاب می‌شود. امسال از همدان یک نفر انتخاب شد اما مدت 4سال است که از دانشگاه بوعلی پژوهشگر برتر انتخاب می‌شود و این اعتبار علمی مهمی برای دانشگاه است که از بین این همه دانشگاه انتخاب می‌شود. افتخاری که دانشجویان یا استادان دانشگاه بوعلی کسب می‌کنند هم برای خودشان است هم برای دانشگاه. دانشگاه خوب این ویژگی را دارد که اهالی آن دانشگاه را متعلق به خود می‌دانند و به آن نگاه مثبتی دارند.
  • علاوه بر اعتبار این جایزه ارزش مادی آن چقدر است؟ آیا مانند جایزه‌های بین‌المللی پژوهشگر را تشویق می‌کند طرح‌های آینده را پیگیری کند؟
به آن صورت نیست، یک جایزه شخصی می‌دهند که مقداری پول نقد است اما دانشگاه امتیازهایی قائل می‌شود و گرنت (بودجه) فرد پژوهشگر بالا می‌رود.
  • چندسالی است وقتی دانشجویی می‌خواهد مقاله‌ای منتشر کند اسم استادش نیز همراه او می‌آید. این چه دلیلی دارد؟
چاپ مقاله معمولا تولید دانشجویان تحصیلات تکمیلی است. به همین دلیل وقتی دانشجو پژوهشی را آغاز می‌کند این استاد است که باید بر کار او نظارت کند و بدون تحصیل خارج از فضای دانشگاه معمولا کمتر کسی به سمت تولید مقاله می‌رود.
  • در همدان پایان‌نامه‌فروشی چه وضعی دارد؟
پایان‌نامه‌فروشی در دانشگاه‌های غیردولتی و آزاد اتفاق می‌افتد چون تعداد دانشجویان زیاد است و قابل کنترل نیست. مدرسان نظارت نمی‌کنند و دلسوز نیستند. در رشته‌های مهندسی و پزشکی این خبرها نیست و بیشتر در رشته‌های علوم انسانی اتفاق می‌افتد. مقاله‌فروشی و پایان‌نامه‌فروشی مقوله مهمی است که به نظر من جداگانه باید به آن پرداخت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%9B-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: دکتر مجذوبی ، بنیادنخبگان همدان ، پژوهشگر برتر ،

سه شنبه 7 دی 1395

یک روزنامه ‌نگار جنگی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زندگی نامه ،گفتگو ،

یک روزنامه ‌نگار جنگی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
یک روزنامه ‌نگار جنگی  در همدان
مصطفی بهزادی‌نکو متولد 1340 در همدان است. او یکی از پرکارترین روزنامه‌نگاران پس از انقلاب در همدان است که تجربه‌های بسیاری در رسانه‌های سراسری و محلی دارد و برنامه‌های زیادی را برای رادیو و تلویزیون همدان تهیه کرده است. این روزنامه‌نگار قدیمی که معتقد است عشق به مطبوعات ذاتی است در این گفت و گو از تجربه‌های خود می‌گوید....
1395/10/07
 مصطفی بهزادی‌نکو متولد 1340 در همدان است. او یکی از پرکارترین روزنامه‌نگاران پس از انقلاب در همدان است که تجربه‌های بسیاری در رسانه‌های سراسری و محلی دارد و برنامه‌های زیادی را برای رادیو و تلویزیون همدان تهیه کرده است. این روزنامه‌نگار قدیمی که معتقد است عشق به مطبوعات ذاتی است در این گفت و گو از تجربه‌های خود می‌گوید.
  • اهل کدام محله همدان هستید؟
من در محله جولان که یکی از محله‌های قدیمی همدان است، متولد شدم. پدر من در خیابان اکباتان مغازه عتیقه‌فروشی داشت. او در 9سالگی من به علت عارضه سرطان معده در گذشت.
  • تحصیل را از کدام مدرسه آغاز کردید؟
 6 سال ابتدایی را در مدرسه حافظ درس خواندم و از سال 1347 تا سال 1353 در این دبستان بودم. از کودکی شیفته مطبوعات بودم. آن زمان تنها روزنامه‌ای که در مدرسه توزیع می‌شد روزنامه کیهان بود. حدود سال 1351بود، تک شماره‌هایی به دفتر مدرسه می‌رسید، با سختی می‌رفتم و آن را ورق می‌زدم، نگاه می‌کردم و مدام کلماتی  را که متوجه نمی‌شدم از معلمان می‌پرسیدم. مثلا کیهان تیتری زده بود با عنوان؛ «اولتیماتوم آمریکا به شوروی» و من از آقای شجاع که بسیار فرد مسلطی در تاریخ بودند ‌پرسیدم این کلمه به چه معنا است. به دلیل همین علاقه وارد فعالیت‌های فرهنگی شدم.
  • آن زمان در مدرسه چه فعالیت‌های جنبی رواج داشت؟
یادم هست اولین گروه تئاتر مدرسه را با دوستانم راه‌اندازی کردم. با این‌که ما رادیو و تلویزیون و الگویی نداشتیم تمرین می‌کردیم. خانم و آقای رهبر معلمان هنر ما بودند و ما نزد ایشان تئاتر آموختیم. آقای وکیلیان نیز معلم هنر ما بود که نقش مهمی در یادگیری ما داشت.
  • خارج از مدرسه چه فعالیتی داشتید؟
تنها رابطه ما با جهان بیرون سینما بود. من عاشق روزهای جمعه بودم و تمام دلخوشی من این بود که روز جمعه بروم یک فیلم تماشا کنم. آن روزگار در مقابل سینما صف‌های عجیبی شکل می‌گرفت و برای تهیه بلیت بارها کتک می‌خوردیم. یا زمان‌هایی که خانه بهداشت برای ما فیلم نشان می‌داد روز خوب ما بود. یادم هست روزهایی که می‌دانستیم قرار است از خانه بهداشت یک فیلم نشان دهند با علاقه تمام پرده‌ها را نصب و سالن یا کلاس را آماده می‌کردیم تا به طور مثال 10 دقیقه فیلم آموزش مسواک زدن را با آپارات تماشا کنیم. بعدها یک رادیو تهیه کردم که زمان تنهایی مونس من بود.
  • کتاب‌خوانی را از چه زمانی آغاز کردید؟
بعد از مدتی تمرین توانستیم به خانه جوانان راه پیدا کنیم و کارهای نمایشی را ارائه کنیم. کانون پرورش فکری هم آنجا بود. در آنجا هر ماه یک بار اجازه داشتیم از کتابخانه کانون پرورش فکری که تنها کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان بود کتاب بگیریم. در یک ماه، یک کتاب را بارها می‌خواندم. وقتی قرار بود کتاب را پس بدهم عزا می‌گرفتم. به همین دلیل امروز باید کودکان و نوجوانان شکر کنند که این همه کتاب در دسترس دارند و باید قدر اینها را بدانند. خانه جوانان و کانون مراکز خوبی برای فعالیت رشد کودکان بودند اما به دلیل این‌که بیشتر فعالیت‌های من در مدرسه بود فرصت نداشتم از خدمات این مراکز استفاده کنم.
  • در نوشتن از چه کسی تاثیر پذیرفتید؟
نه در خانواده و نه در مدرسه کسی مرا به روزنامه‌نگاری تشویق نکرد. عشق به رسانه و مطبوعات ذاتی است. انسان باید به روزنامه عشق داشته باشد تا بتواند روزنامه‌نگار شود. هیچ کس نمی‌تواند با تحصیلات آکادمیک و بدون داشتن عشق روزنامه‌نگار موفقی باشد. ذوق، استعداد و خادم نشریات بودن مقوله‌ای دیگر است.
  • این عشق از چه زمانی در شما شکل گرفت؟
ابتدا کار را در مدرسه با روزنامه دیواری شروع کردم.یکی از خوشی‌های من در دوران تحصیل این بود که هر هفته یک نشریه دیواری تهیه کنم و هر لحظه کار خودم را نگاه می‌کردم و لذت می‌بردم.
  • کار حرفه‌ای را با کدام رسانه شروع کردید؟
اولین کار من سال 1356 منتشر شد که مقاله‌ای به مناسبت روز جهانی کودک در هفته‌نامه ندای میهن به صاحب امتیازی حسن حاجیلو چاپ شد. حاجیلو چاپخانه‌ای نیز در پل پهلوان‌های همدان داشت. پس از این مقاله یادداشت‌ها و مقاله‌هایی از سوی حسین زرگریان که هفته نامه ندای اکباتان را منتشر می‌کرد منتشر شد.پس از انقلاب نیز نوشته‌هایم را زنده‌یاد رضا همراه در هفته‌نامه بوعلی چاپ می‌کرد.
  • بعد از انقلاب ارتباطتان با کتاب چطور بود؟
کتاب برای من بسیار مقدس است و من هزاران جلد کتاب هدیه داده‌ام. یکی از علاقه‌مندی‌های من علاوه بر کتابخوانی، بازی با کتاب است. به طور مثال یک مجموعه‌ را خریداری می‌کنم و بخشی را به مسجد یا بخشی را به مدرسه‌ای اهدا می‌کنم. در جریان‌های سال 1357 حضور پررنگی داشتم. چند بار مورد تعقیب ساواک قرار گرفتم و شب‌هایی که در مسجد میرزاداود سخنرانی بود برخی از جوان‌ها کتاب‌های دکتر علی شریعتی و استاد مرتضی مطهری را در طول یک دقیقه به فروش می‌رساندند و توزیع می‌کردند. من در زمان جنگ هرکجا می‌رفتم یک کتابخانه ایجاد می‌کردم. به طور مثال در پادگان آموزشی یک کتابخانه با جعبه‌های تیر کاتیوشا درست کردم. قبل از آزادی خرمشهر سال 1359 پشت بیمارستان طالقانی آبادان در تیپ 23 تکاوران ایران پدافند بودیم تا آبادان سقوط نکند و بانک ملی آبادان اتاق جنگ ما بود.
  • از آن دوران خاطره‌ای دارید؟
یک خاطره خوب دارم؛ با آن که منطقه در زیر شلیک خمپاره بود یک مینی‌بوس آمد و 10، 12 خانم از آن پیاده شدند. گفتند ایام عید است و اینان همسران وزرا هستند و برای سرکشی به جبهه آمده‌اند. من گفتم به مناسبت حضور شما باید یک گلوله توپ شلیک کنیم. یکی از خانم‌ها بحث کرد که کشور در تحریم است و ما نباید گلوله‌ها را هدر دهیم و من اصرار می‌کردم که من دیده‌بان هستم. گفتم بیایید کتابخانه ما را ببینید. بسیار خوشحال شد و در کنار کتابخانه برای ما سخنرانی کرد.
  • برگردیم به روزنامه. دهه 60 کار را چگونه ادامه دادید؟
من تا سال 62 در جبهه بودم و پس از بازگشت از جبهه ارتباطم را با مطبوعات حفظ کردم و کارم را با روزنامه اطلاعات آغاز کردم و به عنوان عکاس خبرنگار عازم جبهه‌ها شدم. آن زمان سیداحمد حجازی سرپرست روزنامه بودند و ما به صورت هفتگی ضمیمه جنگ را برای لرستان و همدان منتشر می‌کردیم. پس از مدتی وارد صدا و سیما شدم و در آنجا هم از خبرنگاران جنگ بودم تا این‌که سال 1370 بیرون آمدم.
  • صدا و سیمای همدان؟
بله در صدا و سیمای مرکز همدان به عنوان گزارشگر، خبرنگار، گوینده، فیلمبردار و نویسنده فعالیت کردم. در برنامه « لبیک یا خمینی»  که هر روز صبح از رادیو همدان پخش می‌شد هم نویسندگی می‌کردم و هم گزارشگری و گویندگی را بر عهده داشتم. یادگاری از من در آرشیو صدا و سیمای همدان باقی مانده به نام «جنگ فرهنگ، ادب و هنر استان» که با بیشتر بزرگان استان مصاحبه کرده‌ام از جمله آیت الله عندلیب‌زاده، عباس فیضی، آیت الله صابری، دکتر علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، علی جهانپور، پرویز اذکایی و قاسم برنا.
  • چرا از رادیو بیرون آمدید؟
به دلایل شخصی. سال 1370 وارد دانشگاه بوعلی شدم و سال 1391 از دانشگاه بازنشسته شدم.
  • گویا روز ازدواجتان به عملیات اعزام شدید؟
ساعت 3 بعد از ظهر با همسرم عقد کردیم. ساعت 8 شب از تلویزیون به من گفتند باید به عملیات بروی و من رفتم و نیمه شب به بانه رسیدم.
  • کجا زخمی شدید؟
من وبلاگی به یاد شهدای حلبچه ایجاد کرده‌ام چون همانجا زخمی شدم. یکی از جاهایی که احساس کردم کاش هیچ وقت به دنیا نمی‌آمدم هنگام دیدن صحنه‌های شهر حلبچه بود.
  • از نشریات محلی بگویید.
هر روزنامه یا نشریه‌ای که در استان چاپ شود تهیه می‌کنم چون برایم مهم است بدانم چه سطحی دارد. حتی در رسانه‌های شهرستانی مانند هفته‌نامه سهیل تویسرکان همکاری کرده ام. با هگمتانه، آوای الوند، محراب، آینده و همدان پیام همکاری کردم و در راه‌اندازی هفته‌نامه آینده نیز نقش داشتم.
  • مسأله مالی چه جایگاهی در فعالیت‌های مطبوعاتی شما داشت؟
آنچه برای من مهم است علاقه است. از نشریات نمی‌توان پول درآورد اما سرپرست‌ها و مدیرمسئولان باید جانب انصاف را رعایت کنند. حتی در صدا و سیما هم این موضوع را رعایت نمی‌کنند؛ دستمزد را یا پرداخت نمی‌کنند و یا محترمانه پرداخت نمی‌کنند.
  •  مهم‌ترین آسیب مطبوعات از نظر شما چیست؟
مطبوعات ما دولتی است در حالی که باید مطبوعات خصوصی‌ترین نهاد باشد. برای این که جهان امروز جهان نرم‌افزار است و دولت در امور سخت‌افزاری به عنوان رقیب بخش خصوصی وارد می‌شود. مطبوعات هم وابسته به دولتند و عملا نتوانسته‌اند به موفقیت برسند وگاهی از یارانه دولتی استفاده می‌کنند که سمی برای روزنامه‌نگاران و رسانه‌هاست.
  • از ویژگی‌های رضا همراه بگویید.
هفته‌نامه« بوعلی» مرحوم رضا همراه بسیار تاثیرگذار بود. نشریه او یک سرو گردن از سایر هفته نامه‌ها بهتر بود. خیلی سخاوتمندانه با مردم برخورد می‌کرد. او بعد از انقلاب با دختر مرحوم بهزادی مجله
« دانستنی‌ها»را راه‌اندازی کرد. همراه بسیار همت بالایی داشت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، روزنامه نگاران همدان ، تاریخ روزنامه نگاری در همدان ،

سه شنبه 25 آبان 1395

قصه آرش‌های سرزمین من

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

قصه آرش‌های سرزمین من

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه آرش‌های سرزمین من
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید...
1395/08/25
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید.
  • نمایش آرش کمانگیر نوشته کیست و از چه آثاری الهام گرفته است؟
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از منظومه‌ای به همین نام از سروده‌های سیاوش کسرایی با دراماتورژی بنده است.
  • نمایش پیش از این اجرا شده، چه عاملی باعث شد بار دیگر آن را اجرا کنید؟
نمایش آرش کمانگیر به سفارش دبیرستان الزهرا برای اجرا در همایش ادبی استانی سال گذشته برای کارگردانی به من پیشنهاد شد. اولین اجرای نمایش در همایش با اقبال بسیار عالی اساتید ادبیات و فرهنگ و هنر روبه‌رو شد و در چند همایش مختلف نیز به اجرا درآمد و مورد توجه مخاطبان مختلف قرار گرفت.
این نمایش در مسابقات تئاتر دانش‌آموزی ناحیه و استانی مقام اول را کسب کرد. سپس با حضور در مسابقات کشوری نیشابور در سال 1394 حائز مقام دوم اجرا و بازیگری شد.
  • این نمایش در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه سال جاری در همدان برگزار خواهد شد حضور دارد؟
از آنجا که 2، 3سالی است بخشی در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان به نام بخش دانش‌آموزی پایه‌ریزی و برنامه‌ریزی شده، نمایش آرش کمانگیر بعد از پشت سرگذاشتن اولین مرحله داوری از بین آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره، اقبال حضور در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را به دست آورد. نمایش آرش کمانگیر منتخب شرکت در بخش ویژه همدان نیز است که به دلیل تداخل اجرا در 2 بخش مجبور به اکتفا در اجرا در یک بخش از جشنواره است.
  • از مضمون و قصه کار بگویید.
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از حماسه ملی و ریشه‌ای و فرهنگ ایران است. آرش و آرش‌های فراوانی از اعصار گذشته تاکنون با نثار جان خود که ارزنده‌ترین دارایی هر انسان است نام بلندآوازه ایران و ایرانی را در جای جای این کره خاکی در بلندای ابدیت و انسانیت فریاد کشیدند و با شهادت پرافتخار خود، مرزهای پاک و پرافتخار کشورمان را از تعدی و تجاوز بیگانگان مصون نگه داشتند.
 من افتخار تقدیم نمایش را به روح پرفتوح و افتخارآفرین آرش، آرش‌ها و شهدای ۸ سال دفاع مقدس و همچنین تمامی جانبازان و ایثارگران از گذشته تاکنون دارم. آرش، هویت و ملیت من به عنوان یک ایرانی است. دیدن این نمایش فاخر ملی را به همه اقشار جامعه، خانواده‌ها، دانشگاهیان، دانش‌آموزان، اساتید شعر و ادب پارسی، دانش‌آموزان از سنین ابتدایی تا دبیرستان از هر سن و موقعیت اجتماعی توصیه می‌کنم.
  • عوامل نمایش چه کسانی هستند؟
بازیگران نمایش هما زند، غزال طالبی، مریم یوسفی، مبینا امینی، پرتو پیروویسی، شیما باقراسیجان، نازنین ملکی، فاطمه صادقی، مبینا زمانیان و فاطمه بابایی هستند. نور و صدا کار سیدناصر اسدی و سیدعلیرضا اسدی، منشی صحنه سیده گلبرگ اسدی، انتخاب موسیقی فریبا یعقوبلو و نوازنده دف مبینا زمانیان هستند.
  • وضعیت تئاتر همدان در سال جاری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تئاتر در همدان امسال اتفاقات متفاوت و چشمگیری را نسبت به سال‌هاى گذشته تجربه نکرده و فقط ممیزی‌ها و مسائل مالی پررنگ‌تر از گذشته بود.
  •    از چه سالی وارد عرصه تئاتر شدید؟
از سال 1371 فعالیت هنری خود را در زمینه بازیگری آغاز کردم که تاکنون ادامه دارد. از سال 1387 در زمینه نویسندگی و کارگردانی به فعالیت خود ادامه دادم. من بازیگری را با حضور در نمایش‌های متفاوت در خدمت اساتید و کارگردانان بنام شهر و کشورم آموختم. حال این وظیفه را برعهده خود می‌دانم که آموخته‌ها و آموزه‌هایم را با هنردوستان کودک و نوجوان و جوانی که به این عرصه وارد می‌شوند به  اشتراک بگذارم و نقشی هرچند کوچک را در آموزش طالبان عرصه هنر ایفا کنم.
  • از کارهایی که در آنها به عنوان بازیگر و کارگردان حضور داشتید بگویید.
در جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی، استانی، منطقه‌ای، فجر، عاشورائیان، دفاع مقدس و غیره حضور داشته‌ام. از سال 1391 تاکنون نیز در چند دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور دارم. تئاتر پرفورمنس را در همدان در سال 1392 با نمایش «زیر گنبد کبود» پایه‌گذاری و تجربه کردم. سال 1393 با نمایش «همه جا به رنگ زمین» در خدمت شهروندان بودم و در سال 1394 اولین تجربه درام مدرن را با نمایش «یه دنیای رنگی» داشتم. در حال حاضر نمایش پرفورمنسی به نام «رؤیای حوا» را آماده اجرا دارم.
همچنین اولین تجربه نمایش «تخته، حوضی» به نویسندگی احمد بگلریان را دارم که این نمایش به دلیل مشکل کاری بازیگر نقش سیاه هنوز به روی صحنه نرفته است. امیدوارم این اثر را به زودی روی صحنه ببینیم.
  • از حضورتان در جشنواره‌ها و مقام‌هایی که کسب کرده اید بگویید.
در سال 1393 اولین تجربه در زمینه نقالی را در هشتمین جشنواره نقالی و شاهنامه‌خوانی مناطق زاگرس‌نشین در شهر لردگان استان چهارمحال و بختیاری داشتم که مقام نخست در رده سنی بزرگسالان را کسب کردم. در همان سال با اجرای نمایش «زیرگنبد کبود» در شهر فرانکفورت آلمان افتخار اولین اجراى خارج از کشور را برای شهر همدان به همراه تیم اجرایی داشتم. در اسفند سال گذشته به عنوان هنرمند بین‌المللی به جشنواره اشتارک اشتوک در فرانکفورت آلمان دعوت شدم. در حال حاضر پیشنهاد انجام یک کار مشترک نمایشی را از کشور آلمان دارم که به دلیل مشکلات مالی هنوز آغاز نشده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، نمایش آرش کمانگیر همدان ،

چهارشنبه 12 آبان 1395

قصه زنان رامی‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

قصه زنان رامی‌گویم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه زنان رامی‌گویم
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است....
1395/08/12
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است.
«حلقه‌های درهم» پنجمین رمان مهشید شریف است که زمستان 1394 منتشر و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با استقبال خوبی روبه‌رو شد. به بهانه انتشار حلقه‌های درهم با این نویسنده همدانی درباره رویکردش به زنان گفت‌وگو کرده‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • ابتدا از موضوع داستان حلقه‌های درهم شروع کنیم، داستان از چه قرار است؟
رمان حلقه‌های درهم سرگذشت خانم جوان سرگشته‌ای است. این زن به همسری مردی در می‌آید که سرگذشت، پیشینه و ماجرایی عجیبی دارد و همسری دانشجو داشته که دست به خودکشی زده است. پس از مدتی در محافل دوستانه و خانوادگی با زن داستان آشنا می‌شود و در پروسه‌ای تصمیم به ازدواج می‌گیرند و ماجرا ادامه پیدا می‌کند.
  • یکی از ویژگی‌های رمان‌های شما مسائل رفتاری و روان‌شناسی است. این کتاب هم به عنوان یک رمان روان‌شناسی معرفی شده. چقدر این گفته را قبول دارید؟
من خوشحالم که این اتفاق می‌افتد. چه به رشته تخصصی من و چه به سابقه کاری من برگردیم به هر حال رفتارشناسی و آموزش عمومی بخش بنیادین حرفه من و زندگی من بوده است. حرفه‌ای که من دوست داشتم و در آن به مدارکی که از دانشگاه‌ها و مراکز علمی گرفتم اکتفا نکردم. در همه حال و همیشه در جست‌و‌جوی اضافه کردن به این دریافت و شناخت بودم و طبیعی‌ترین جایی که این حس من می‌تواند انعکاس پیدا کند رمان‌های من است، به همین دلیل خوانندگان آثار من را به عنوان رمان‌های روان‌شناسی پذیرفته‌اند.
  • شخصیت‌های رمان‌های شما زن هستند. آیا عمدی است یا نوشتن با محوریت زن‌ها راحت‌تر است؟
بله بیشتر شخصیت‌ها زن هستند اما نه تنها راحت‌تر نیست بلکه من فکر می‌کنم از جنبه‌هایی مشکل‌تر است. گاهی حس می‌شود به دلیل سانسور تاریخی که زن از گذشته در کشور ما داشته ابعاد روحی آن چندان آشکار نیست. من در رمان می‌توانم به برخی سوژه‌ها و شخصیت‌ها بپردازم. در دیگر گونه‌های نوشتاری نمی‌توانم سخنم را به گوش مخاطب برسانم. اگر چه ممکن است خودآگاه نباشد اما در جست‌و‌جوی کاراکتر و شخصیت‌هایی هستم که در عین زن بودن، دردمند و دردکشیده هستند، همچنین جست‌وجوگر و فعال هستند و این شخصیت‌ها در یک آرامش رفتاری پیش‌برنده کارهای خودشان هستند. به همین دلیل این موضوع‌ها در کارهای من انعکاس پیدا می‌کند.
  • در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟ چه کمبودی در داستان دیگران و به طور کلی ادبیات ایران حس می‌کنید که دست به نوشتن داستان و رمان می‌زنید؟
هر داستان نویسی در مرحله اول به دنبال قصه‌گویی است. فارغ از این‌که شخصیت اصلی زن باشد یا مرد فراموش نمی‌کنم که اصل قصه‌گویی است و من با نوشتن در حال تعریف یک قصه و یک زندگی هستم. مرحله بعدی این است که کاراکترها زن می‌شوند و زن‌ها یک ویژگی خاص پیدا می‌کنند.
  •  البته این مسأله طبیعتا بر می‌گردد به حساسیت‌های من نسبت به مسأله زنان و آنچه هستی آنان و تاریخ زنان را شکل می‌دهد.
 نمی‌توانم عنوان کنم که من از داستان استفاده می‌کنم تا مسائل زنان را تشریح کنم، من از داستان استفاده می‌کنم که قصه زنان را بازگو کنم. اگر نوشته من در این زمینه بتواند ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد بر می‌گردد به توانایی من در قصه گویی.
  • پس در نوشتن مسأله زن و زنان اولویت شما نیست؟
در داستان دنبال چنین مسأله‌ای به طور مستقیم نیستم. من ده‌ها مقاله در زمینه علوم رفتاری نوشته‌ام و اگر بخواهم مسائل خاصی را در مورد زنان بدانم از طریق مقاله‌ها دنبال می‌کنم. اگر هم نظر یا انتقادی داشته باشم و موضوعی را دنبال کنم به داستان نمی‌کشم. کاری با راه‌حل‌ها ندارم و داستان را دنبال می‌کنم. کار پژوهشی متفاوت است، منبع لازم دارد اما اینجا ممکن است پرسش مطرح شود و پاسخ را هم من ندانم یا نخواهم مطرح کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: مهشید شریف ، همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

سه شنبه 11 آبان 1395

قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی
بانوان خوشنویس همدان در سال جاری حضور پررنگی در همایش ها و جشنواره ها داشته اند. در آخرین نمایشگاه فصلی انجمن خوشنویسان همدان که مهرماه برگزار شد بیش از نیمی از آثار به نمایش درآمده مربوط به زنان خوشنویس بود. به همین دلیل با تنی چند از خوشنویسان استان در مورد حضور زنان در این عرصه به گفت وگو نشسته ایم...
1395/08/11
بانوان خوشنویس همدان در سال جاری حضور پررنگی در همایش ها و جشنواره ها داشته اند. در آخرین نمایشگاه فصلی انجمن خوشنویسان همدان که مهرماه برگزار شد بیش از نیمی از آثار به نمایش درآمده مربوط به زنان خوشنویس بود. به همین دلیل با تنی چند از خوشنویسان استان در مورد حضور زنان در این عرصه به گفت وگو نشسته ایم.

علاقه به شکسته نستعلیق
فاطمه زارعى یکی از زنان خوشنویس همدانی است. 22 سال سن دارد و دانشجوى سال آخر کارشناسى مترجمى زبان انگلیسى است.
وی با اشاره به چگونگی ورودش به حوزه خوشنویسی می گوید: خودم در ابتدا به خوشنویسى علاقه نداشتم، اما یک روز مادرم به خانه آمد و گفت مرا در آموزشگاه خوشنویسی ثبت‌نام کرده است.با وجود اینکه کم سن و سال بودم به مادرم اعتماد کردم و فکر کردم حتما استعدادى در زمینه این هنر در من دیده است.از همان روز شروع به فعالیت در زمینه خوشنویسى کردم و با خودکار و قلم به طور همزمان کار کردم.
زارعی با اشاره به استادان خود ادامه می دهد: از ابتدا خط نستعلیق را در محضر میرعلى سرمدى شروع کردم. مدتى کوتاه شاگرد عطاءالله سرمدى بودم و براى دوره عالى تا ممتاز دوباره در محضر میرعلى سرمدى مشغول به فراگیرى شدم. بعد از سال 92 خدمت کیوان کاظمى مشغول گذراندن دوره هاى عالى و ممتاز شکسته نستعلیق شدم و در سال 93 ممتاز کامل بودم. در حال حاضر فوق ممتاز نستعلیق را در محضر مهدى غفورى و فوق ممتاز شکسته را در محضر کیوان کاظمى یاد می گیرم. رشته اصلى را براى فوق ممتاز، شکسته‌نستعلیق در نظر گرفته ام. در نمایشگاه اخیر به مناسبت هفته خوشنویسى شرکت کردم و 2 اثر ارائه دادم.

دست قوی زنان خوشنویس
این خوشنویس همدانی به پررنگ تر شدن حضور زنان در خوشنویسی همدان اشاره کرده و توضیح می‌دهد: به نظرم زنان به این دلیل فعالیت بیشترى دارند که این هنر، هنر ظریفکارى است. البته تا آنجایى که من می‌دانم در گذشته مردان زیادى در این زمینه فعالیت می کردند. اما امروزه زنان بیشترى به این هنر روی آورده‌اند که شاید به دلیل تغییر دیدگاه عمومى نسبت به این هنر است. اینکه این هنر هرچند بسیار اصیل است اما هنرى صرفا مردانه نیست و اینکه زنان هم دستان قوى دارند و هنرمندی خود را در این هنر اثبات کرده اند.وی همچنین می گوید: بانوان هنرمند بسیارى در محضر استادان بزرگ تعلیم گرفته اند اما اتفاق بسیار خوب در بین هنرجویان خانم این است که همگى با هم به نوعى رقابت سالم دارند. همین که همگى سعى مى‌کنیم به مرحله ممتاز برسیم تا بتوانیم در نمایشگاه کار ارائه دهیم و همیشه در حال به اشتراک‌گذارى کارهایمان با یکدیگر براى پیشرفت و ارتقاى دانش در این زمینه هستیم، گواه بر این مساله است که خوشنویسى جایگاه خود را در میان بانوان پیدا کرده و به عنوان هنر اصیل شناخته شده است.

ارتباط با خوشنویسان کشور
زارعی در پاسخ به این پرسش که آیا زنان خوشنویس در همدان توانسته اند با خوشنویسان شناخته‌شده زن در کشور ارتباط بگیرند، می گوید: پاسخگویى به این سوال سخت است. به این دلیل که مجالى براى ما خوشنویسان ایران نبوده که نمایشگاه، انجمن یا همایشى براى شناخت هنرمندان کشور در یک مجمع داشته باشیم.
وی اضافه می کند: نمایشگاه هاى متعددى در سراسر ایران برگزار می شود اما این که جامعه هنرمندان خوشنویس بتوانند در سطح کشورى و در کنار هم کار ارائه کنند تا همدیگر را بشناسند و سطح کار همدیگر را بسنجند تا به  حال حداقل براى بنده پیش نیامده است که ببینم.

جایگاه ویژه خوشنویسی
این هنرمند به رشد خوشنویسی در سال های اخیر اشاره می‌کند و می افزاید: در سال هاى پیش تا آنجایى که سن من اقتضا می کند این هنر در گوشه کنارهاى انجمن هاى رشته هاى هنرى جا داشت. زمانى که همه به نقاشى، موسیقى و هنرهاى گرافیکى روی می آوردند خوشنویسى جایگاه چندان مستقل و محکمى نداشت. فعالیت اساتید و هنرجویان زیاد بود اما شاید کسى قدر این هنر اصیل را نمی دانست.
وی اظهارمی کند: در همین یکى 2 سال اخیر، خوشنویسى جایگاه ویژه و قابل احترامى پیدا کرده و روز به روز حضور هنرجویان در عرصه فعالیت و حضور مردم در عرصه بازدید از نمایشگاه ها بیشتر و بیشتر می شود. هرچند داشتن آینده اى پربار براى این هنر مستلزم کار گروهى بیشتر و همکارى مضاعف اعضاى این جامعه است. اما امیدوارم در آینده شاهد فعالیت، وحدت و همکارى بیشتر هنرجویان و هنردوستان در زمینه خوشنویسى باشیم تا میراث این هنر اصیل و قدیمى به خوبى به آیندگان هم منتقل شود.

هنر خانوادگی
زهرا حیدریان متولد 1357 در همدان است که از سال 1389 خوشنویسی را در همدان آغاز کرده و سال 1393 موفق به اخذ درجه ممتازی از انجمن خوشنویسان همدان شده است.
وی با اشاره به چگونگی ورود خود به خوشنویسی می گوید: دایی های من خوشنویس بودند. یک علاقه خانوادگی به خط و خوشنویسی داشتیم که من هم به سمت این هنر رفتم. البته در رشته زیست‌شناسی تحصیل کردم که چندان ارتباطی به هنر ندارد و شغل من هم آموزگاری است اما علاقه به هنر بود که من را به سمت خوشنویسی کشید.
حیدریان می‌افزاید: پیش از این‌که به صورت حرفه ای وارد خوشنویسی شوم تمرین می کردم اما بعدها در کلاس های استادان آذرپیرا، مومنی، نجومی و حیدری نستعلیق و شکسته نستعلیق را آموختم. من در نمایشگاه ها و جشنواره ها شرکت می‌کنم و بارها رتبه کسب کرده ام از جمله در جشنواره مجمع خیران سلامت و نمایشگاه های فصلی انجمن خوشنویسان. آخرین حضور من نیز نمایشگاه مهر ماه سال جاری بود که 3 اثر از من پذیرفته شده بود.

علاقه به دیوان حافظ
وی از علاقه اش به دیوان حافظ می گوید و می افزاید: بیشتر شکسته نستعلیق کار می‌کنم اما نستعلیق و نسخ هم کار می‌کنم. بیشتر از دیوان حافظ استفاده می کنم و از میان شاعران معاصر هم به حسین منزوی علاقه دارم.این خوشنویس همدانی با تأکید بر رشد گرایش زنان به خوشنویسی در همدان می گوید: علاقه خانم ها به خوشنویسی در سال‌های اخیر بیشتر شده و به نظر من دلیل آن تشویق استادان و همین جشنواره ها و نمایشگاه نیز موثر بوده است.حیدریان با اشاره به ویژگی خوشنویسی زنان ادامه می دهد: خانم ها دقت بیشتری دارند. از نظر ظرافت هم زنان بهتر کار می‌کنند. اما باید بپذیریم آقایان قلم محکم تر و دستان قدرتمندی دارند و در نستعلیق جلوتر هستند، اما در شکسته نستعلیق زنان پیشروترند چون به ظرافت نیاز دارد.

کمبودها
این هنرمند همدانی با اشاره به کمبودهای خوشنویسی همدان به ویژ در حوزه زنان می گوید: یکی از کمبودها نبود خانه و ساختمانی برای انجمن خوشنویسان همدان است.اگر بین انجمن و نهادهای دولتی و فرهنگی همکاری صورت بگیرد این کمبودها برطرف خواهد شد. در زمینه خوشنویسی زنان در ماه های اخیر وضع بهتر بوده اما انتظارات ما برآورده نشده است. در مقایسه با استان هایی مانند قزوین و اصفهان استادان همدانی حمایت نمی شوند به همین دلیل رشد خوشنویسی ما هم کند است. آن ها نمایشگاه های دائمی دارند اما ما هنوز ساختمانی برای اعضا نداریم.
حیدریان با تأکید بر نقش زنان در همه‌گیر شدن خوشنویسی می گوید: زنان علاوه بر این که خود می‌توانند آموزش ببینند و خوشنویسان چیره‌دستی شوند، می توانند در ورود تابلوهای خوشنویسی به منازل موثر باشند. زنان می توانند در چیدمان منزل از تابلوهای خوشنویسی استفاده کنند. وی اضافه می کند: اگر خوشنویسی در مدارس و در همه مقاطع تحصیلی به عنوان واحد درسی خوشنویسی درنظر گرفته شود گرایش به آن بیشتر می شود و رشد می کند. متاسفانه دبیران ساعت هنر را به درس های دیگر مانند درس فنی واگذار می کنند یا بیشتر معلمان هنر اصلا خوشنویسی نمی دانند در نتیجه چگونه می خواهند خوشنویسی آموزش دهند؟این زمینه مدرسه، معلم و آموزش و پرورش را از همایش و جشنواره مهم تر می دانم.

زنان فعال‌تر از مردان
کیوان کاظمى مسئول فرهنگی انجمن خوشنویسان همدان و مدرس خوشنویسی که سال هاست در حوزه آموزش فعالیت دارد و شاگردان زیادی را تربیت کرده درباره وضع خوشنویسی بانوان می گوید: زن ها پشتکار بیشتری دارند، هم از نظر علاقمه‌ندی و هم این که تداوم بیشتری در آموزش دیدن دارند. نمی توان نادیده گرفت که در همه نمایشگاه ها و جشنواره ها نیز حضور دارند. تعداد قابل توجهی از زنان فارغ‌التحصیل ما در دوره جدید به موفقیت دست پیدا کردند و از بین فارغ‌التحصیلان این دوره زنان فعال تر از آقایان بودند.
کاظمی ادامه می دهد: در آخرین نمایشگاه فصلی که مهرماه برگزار شد 90 اثر از 58 هنرمند شرکت داشت که بیش از 55 درصد آثار مربوط به خانم ها بود. تعداد نسبت به گذشته بیشتر و از نظر کیفی هم بهتر بود.
این مدرس خوشنویسی در همدان می افزاید: در آموزشگاه ها نیز تعداد شاگردان دختر و زن بیشتر از پسران و آقایان است. زنان خوشنویس شرایط خوبی دارند اما مشکلات آقایان کمتر از خانم هاست. زنان بیشتر درگیر مناسبات خانوادگی هستند. به طور مثال ایاب و ذهاب و ارتباط با استادان تراز اول برای آنها مشکل تر است هرچند تعدادی از زنان به تهران و قزوین برای گذراندن دوره‌های فوق ممتاز می روند اما کار دشواری است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، خوشنویسان همدان ،

یکشنبه 9 آبان 1395

او معماری همدان را زنده کرد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گفتگو ،

او معماری همدان را زنده کرد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
او معماری همدان را زنده کرد
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد...
1395/08/08
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد. وی در حدود 4 دهه زندگی مشترک به عنوان همسر، همراه و دستیار یک معمار تجربه‌های زیادی کسب کرد. ساختمان استانداری، مسجد شهرک مدرس، مدرسه آمنه، رستوران تپه عباس‌آباد، ساختمان شرکت سیاحتی علیصدر و ده‌ها اثر ماندگار دیگر از یادگارهای این معمار بزرگ همدانی است.دی ماه سال 94 مدرسه آمنه به عنوان یکی از 10 اثر برتر معماری ایران از سوی انجمن مفاخر معماری انتخاب و معرفی شد. اما چنان که باید حق این معمار پیش و پس از مرگش ادا نشده است. امیررضا یوسفیان شهردار سابق همدان در مراسم گرامیداشت یاد او قول داد یک خیابان و دانشگاه آزاد همدان نیز قرار بود دانشکده‌ای را به نام او نامگذاری کنند. این 2 وعده اما هنوز عملی نشده است. ناهید ارژنگی (قهوه‌ای) از زندگی خود با مهندس محمد قهوه‌ای با ما می‌گوید.
  • چگونه با مهندس قهوه‌ای آشنا شدید و چه سالی ازدواج کردید؟
پدرم حاج محمدباقر ارژنگی سینمادار معروف همدان و مالک سینما تاج بود و از اشخاص سرشناس همدان به شمار می‌آمد. خانه ما در خیابان باباطاهر بود که بعدها پدرم با ما همسایه شد. کلاس 11 بودم که مهندس به خواستگاری من آمد. پدرم گفت محمدآقا جوان بسیار خوبی است و من نتوانستم جواب رد بدهم. آن زمان موقع خواستگاری پیش از ازدواج قند می‌شکستند. پدرم گفت باید یک سال صبر کنید تا دیپلم بگیرد. سال 50 بود که  عقد کردیم و یک سال بعد دیپلم گرفتم و بعد ازدواج کردیم.
  • نپرسیدید نام خانوادگی قهوه‌ای از کجا آمده است؟
پرسیدم، پدرم گفت چون پدرشان کامیون داشتند و در کار واردات قهوه بودند این نام خانوادگی را انتخاب کرده‌اند.
  • چند فرزند دارید؟
3 فرزند داریم. سال 53 اولین دخترم متولد شد که بعدها معماری خواند و با پدرش همکار شد. دختر دومم مهندس کامپیوتر است و سومی نیز حقوقدان است.
  • از وقتی با مهندس قهوه‌ای ازدواج کردید شغلشان معماری بود؟
حدود 2سال در تهران زندگی کردیم. مهندس در خیابان تخت طاووس(عباس‌آباد کنونی) دفتر مهندسی داشت اما همیشه می‌گفت من باید به همدان برگردم. تهران معمار زیاد دارد و باید برگردم، درسی که خوانده‌ام و زحمتی را که کشیده‌ام در همدان هزینه کنم. باید معماری همدان را زنده کنم. او علاقه خاصی به همدان داشت. وقتی به همدان برگشتیم استانداری یک خانه سازمانی به ما داد و بعد هم مهندس قهوه‌ای در همان دهه 50 خانه خودمان را ساخت. از سال 56 تاکنون در همین خانه هستیم. او بعدها می‌گفت این خانه بهترین خانه من است. آن زمان، خانه ما خیلی لوکس و خاص بود. همه می‌آمدند و نگاه می‌کردند. این خانه از اولین کارهای مهندس قهوه‌ای است و همزمان با خانه دکتر خویی ساخته شده است.
  • ایشان در همدان با چه کسانی همکار بود؟
دفتر کار همسرم در خیابان خواجه رشید بود. حاج‌محمد رنجبران معمار بود و همسرم مهندسی می‌کرد و تیمی از بناها، جوشکارها، گچکارها و کارکنان خودش را جمع کرده بود و با آنها کار می‌کرد. ایشان بسیار دقیق بودند.
  • بازگردیم به همراهی شما با مهندس، آیا در مسائل حرفه‌ای هم به ایشان کمکی می‌کردید؟
تمام مسئولیت‌های خانه و کارهای بانکی مهندس با من بود. حتی چک‌های او را من امضا می‌کردم. گاهی صدها بار نقشه را تغییر می‌داد. 5 صبح که بیدار می‌شد به من می‌گفت ناهید چای بیاور و روی نقشه‌ها کار می‌کرد. آن زمان کامپیوتر و تجهیزات مهندسی وجود نداشت. یک دفتر کروکی داشت که طرح‌ها و نقشه‌ها را روی آن می‌کشید.
  • چه تعداد اثر از مهندس برجا مانده است؟
بیش از 300 خانه ساخته اما 2 نمونه مشابه و شکل هم پیدا نمی‌کنید. همه متفاوت هستند. مهندسان دیگر وقتی یک کار خوب می‌سازند بقیه را از روی آن تکرار می‌کنند اما مهندس قهوه‌ای کار خوب و متفاوت می ساخت. از تقلید متنفر بود و وقتی از کارهای او به شکل ناشیانه‌ای کپی و تقلید می‌کردند ناراحت می‌شد. می‌گفت کاش لااقل مثل کار من بسازند، کار من را خراب می‌کنند. می‌گفت شومینه بزرگی که من در یک سالن بزرگ می‌سازم این معمارها در یک اتاق 12 متری کار گذاشته‌اند!
با توجه به تحصیلات ایشان در دانشکده هنرهای زیبا، بیشتر از معماری مدرن غربی تاثیر می‌گرفت یا معماری ایرانی؟
از معماری ایرانی الهام می‌گرفت و با آموخته‌های خودش از دانشگاه ترکیب می‌کرد. مهندس برای اجرای کارها و نقشه‌هایش بسیار وقت می‌گذاشت. طراحی خاص پله‌ها، شومینه، حوض‌خانه و آبنما از خصوصیات کارهای اوست.
  • پس از درگذشت مهندس، آیا تیم کاری ایشان به دیدار شما می‌آیند؟
مهندس قهوه‌ای همیشه در کنار ما بوده و هست. به همین خاطر هنوز در قلب ماست. استاد اکبر گچکار، استاد حاج‌رضای کاشیکار، استاد جلال جوشکار و استاد بیاض همه با معرفت هستند و به ما سر می‌زنند. حتی استاد جلال پس از درگذشت مهندس برای تعمیر خانه آمد و بسیار زحمت کشید.
  • شغل معماری بر زندگی مشترک شما سایه نمی‌انداخت؟
مهندس قهوه‌ای معماری از درونش می‌جوشید و عشق به معماری همیشه با او بود. برای زیباتر شدن گنبد مدرسه آمنه شب‌ها تا صبح نمی‌خوابید تا کار بی‌نقص و زیبایی ارائه کند. وقت می‌گذاشت، برای معماری همدان از جانش گذشت. خیلی وقت‌ها با او که صحبت می‌کردم به من می‌گفت فعلا صبر کن بعد درباره‌اش حرف می‌زنیم، فکرم جای دیگری است.
  • با سفارش‌دهندگان و کارفرمایان چه برخوردی داشت؟
بنا بر آنچه در طول 40 سال زندگی مشترک دیدم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی مهندس این بود که حتی در اوج جوانی از حق شخصی خود می‌گذشت اما راضی نمی‌شد کارش مطابق نظرش اجرا نشود. با کسی قرارداد نمی‌بست، گاهی مشتریان مراجعه می‌کردند و می‌گفتند فعلا شرایط پرداخت مالی را نداریم می‌گفت اگر داشتید بدهید اگر نداشتید هم ندهید.
  • همانطور که می‌دانید معماری بومی همدان در حال نابودی است. با معماری جدید همدان خو گرفته بود؟
مالکان یکی از برج‌های همدان سراغ مهندس آمدند و گفتند که چنین برنامه‌ای داریم. شما نقشه و اجرا را بر عهده بگیرید، مشکل مالی هم نداریم. مهندس گفت این کارها از من بر نمی‌آید. او با ساخت‌وسازهایی که به صورت عمودی و بی‌قواره در شهر رشد می‌کند مخالف بود. مهندس وقتی از کنار برخی ساختمان‌ها و برج‌ها می‌گذشت، رنج می‌برد، ناراحت می‌شد و می‌گفت زحمت کشیده‌اند، مصالح را کار کرده‌اند اما خوب ساخته نشده و غصه می‌خورد. می‌گفت برخی بساز بفروش‌ها، هماهنگی معماری با همدان، گذشته همدان و طبیعت این شهر را درک نکرده‌اند.
  • چه پیشنهادی داشت؟
می‌گفت همدان نقشه شهری و طرح جامع استاندارد ندارد. بنابراین مسئولان نباید به من بگویند چه بسازم. شهر علاوه بر ساختمان‌های عمودی، بناها و ساخت و ساز افقی هم نیاز دارد.
  •  مهم‌ترین میراث مهندس قهوه‌ای برای شما چه بود؟
بچه‌های خوبی که تربیت کردیم. اخلاق و رفتار مهندس به هر 3فرزندم درست منتقل شده است.
  • با کدام یک از معمارها ارتباط داشت؟
با زنده‌یاد مهندس ضیاءالدین جاوید، مهندس سیدرضا هاشمی و دکتر سیاوش تیموری.
  • نقاشی را از کجا آموخته بود؟
نقاشی در وجودش بود. در کودکی با نقاشی روی سفال آغاز کرد. این هنر را همچنان ادامه داد به طوری‌که اکنون ده‌ها تابلو از او به یادگار مانده است.
  • چه مدت در دانشگاه حضور داشت؟
از دهه 70 مدتی در دانشگاه آزاد تدریس می‌کرد اما مدرسان این دانشگاه برخورد خوبی با او نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، مهندس محمد قهوه ای ،

چهارشنبه 28 مهر 1395

غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،فرهنگ عامه ،گفتگو ،

غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
غبار فراموشی روی آیین پرده‌خوانی همدان
پرده‌خوانی در همدان قدمت دیرینه دارد اما این روزها رو به فراموشی است و باید احیا شود....
1395/07/28
پرده‌خوانی در همدان قدمت دیرینه دارد اما این روزها رو به فراموشی است و باید احیا شود.
 قدیمی‌ها تابلوهایی را که حسین قوللر آغاسی، محمد مدبر و حسین همدانی روی پارچه‌ای می‌کشیدند و یک پرده‌خوان می‌آمد و آن پرده را تشریح می‌کرد به یاد دارند. دهه‌های 30 و 40 خورشیدی شب‌های جمعه که از راه می‌رسید مردم همدان به گورستان روی می‌آوردند. برخی به خاطر درگذشتگان خود و برای آمرزش مردگان حلوا و خرما توزیع می‌کردند اما برخی از مردم برای سرگرمی به گورستان می‌رفتند  زیرا پرده‌خوان‌ها، معرکه‌گیرها، پهلوان‌ها و مداح‌ها در آنجا بساط پهن می‌کردند. در فضای گورستان جایی که دیواری وجود داشت مانند مسجد حاج کلب‌علی که در جوار گورستان و غسالخانه بود پرده‌خوان‌ها حضورداشتند. پرده یا تابلو نقاشی پارچه‌ای را به دیوار مسجد نصب می‌کردند و برای حاضران که اطراف تابلو گردهم آمده بودند تعریف و تشریح می‌کردند.

حس و حال مردم
پژوهشگر تاریخ همدان با اشاره به حس و حال مردم در هنگام تماشای پرده‌خوانی‌ها می‌گوید: حس و حال مردم جنبه‌های متعددی داشت. برخی اعتقادات مذهبی داشتند و زمانی که فرد پرده‌خوان وقایع کربلا و رخدادهای این حادثه را شرح می‌داد این افراد تاثر خاطر پیدا کرده و گریه می‌کردند. اما عده‌ای نیز برای سرگرمی به این مراسم مراجعه می‌کردند و از تماشای نمایش پرده‌خوان و شیوه اجرای پرده‌خوانی لذت می‌بردند. پرده‌خوانی یا تابلوگردانی‌ شغل بود و منبع کسب درآمد به شمار می‌آمد.
نصرالله آژنگ می‌افزاید: تابلو شامل موضوعات مختلفی بود. به طور مثال داستان تنور خولی از این قرار بود که سر امام حسین (ع) را در یک تنور به نام خولی مخفی می‌کنند تا از دست افراد دشمن در امان باشد. در این تابلو لشکر ابن زیاد را نقاشی کرده بودند که صف‌آرایی کرده و در مقابل این تنور و لشکر امام ایستاده‌ بودند. برخی تابلوها دربرگیرنده تصویری از حضرت عباس (ع) بود و سوار بر اسب در حالی که مشک آبی در دست داشت به طرف رود فرات می‌‌رفت تا برای اردو و لشکر امام حسین (ع) آب بیاورد. علاوه بر این‌ها یک سری تابلو بود که جنبه رزمی داشت.وی می‌افزاید: تابلوهای رزمی هم که دارای اجرای متفاوتی بود طرفداران خودشان را داشت. کسانی که افسانه و داستان‌های رزمی و شاهنامه‌ای را بیان می‌کردند، تلاش می‌کردند لحن حماسی به خود بگیرند و به صورت نقالی بود اما کسانی که تابلوهای دینی را تشریح می‌کردند به صورت حزن‌انگیز بود که مردم متاثر شوند و پول بیشتری پرداخت کنند. پرده‌خوان‌های تابلوهای رزمی با تابلوهای مذهبی تفاوت داشتند. معمولا شاعران علاقه زیادی به تابلوهای رزمی و حماسی داشتند.
آژنگ درباره تابلوهای رزمی توضیح می‌دهد: این تابلوها یا پرده‌ها بیشتر از داستان‌های شاهنامه بود؛ جنگ رستم و اشکبوس، جنگ رستم و سهراب، بیژن و منیژه، در چاه کردن بیژن، آمدن برزو به ایران و جنگ با رستم. صحنه نبرد این داستان‌ها را نقش کرده و روی پارچه به تصویر کشیده بودند و شرح می‌دادند.

استقبال کودکان
این پژوهشگر تاریخ همدان به استقبال مردم همدان به خصوص کودکان از این پرده‌خوانی‌ها اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: بچه‌های کوچکی کنار پرده‌خوان‌ها و معرکه‌گیرها گرد می‌آمدند و گاهی شیطنت و شلوغ‌کاری می‌کردند و معرکه‌گیرها، پرده خوان‌ها و مارگیرها از دست برخی از این بچه‌ها به ستوه می‌آمدند.
وی ادامه می‌دهد: آن زمان بچه‌ها کلاه برسر می‌گذاشتند و زمانی که شلوغ می‌کردند معرکه‌گیرها کلاه آنها را برداشته و به دورترین نقطه‌ای که می‌توانستند پرتاب می‌کردند. به نظر می‌رسد ضرب‌المثلی که می‌گوید: «کلاهت پس معرکه است» هم از این جا آمده باشد.
خیلی از مردم این داستان‌ها و اشعار را به ذهن می‌سپردند و در گفت‌و‌گوهای روزانه از این داستان‌ها بهره می‌بردند. افراد اهل تحقیق هم بودند و یادداشت‌برداری می‌کردند. من هم در دوره نوجوانی از این آیین‌ها یادداشت برداری می‌کردم.
آژنگ می‌افزاید: کودکان هم از صحنه‌های رزمی تاثیر می‌گرفتند و در بازی‌ها نقش رستم یا سهراب را بازی می‌کردند و شخصیت‌ها و پهلوان‌های پرده‌ها به عنوان قهرمان در ذهن آنان نقش می‌بست.

پرده‌خوانی در گورستان
این پژوهشگر تاریخ همدان در پاسخ به این سوال که آیا پرده‌خوانی در همه گورستان‌های همدان برگزار می‌شد، می‌گوید: همدان گورستان‌های متعددی داشت اما این مراسم در مجموع در گورستان اصلی برگزار می‌شد. این گورستان در مکان فعلی دانشکده معماری بود. از جمله گورستان‌های قدیمی شهر گورستان میرزاتقی بود که بعدها روی آن دبیرستان شاهدخت سابق، ساختمان بیمارستان شیر و خورشید و فروشگاه فرهنگیان ساخته شد.
وی اضافه می‌کند: گورستان «شیدان» یا شهیدان که در محله جوادیه بود،گورستان ارامنه، کلدانی‌ها و آشوری‌ها که در محل خیابان طالقانی فعلی قرار داشت و بعدها بیمارستان اکباتان را روی آن ساختند. گورستان یهودی‌ها که درسر پل مراد و مسیر رودخانه‌ای که از روستای دیوین وارد شهر می‌شد قرار داشت بعدها از سوی یک از شهرداران همدان به پارک تبدیل شد.
گورستان «دو گوران» که در خیابان پاستور فعلی قرار داشت و دبیرستان پروین اعتصامی روی آن ساخته شد. گورستانی هم در قسمت شمالی شهر درکنار محله جولان قرار داشت. شهر چند گورستان پراکنده دیگرهم داشت. چند قبر یا تک قبر در محله‌های مختلف قرار داشت از جمله قبر «پلویی» که در نزدیکی حمام قلعه قرار گرفته بود.

احترام به پرده‌خوان‌ها
به گفته آژنگ هم پرده‌خوان‌ها از حرمت و احترام زیادی برخوردار بودند هم کسانی که نقاشی‌ها را کشیده بودند بسیار جایگاه خاصی داشتند.
این پژوهشگر می‌گوید: به خصوص کسانی که هنرشناس بودند ارزش و اعتبار خاصی برای آنان قائل بودند چون گذشته همین مردم را نشان می‌دادند و تاریخ را بیان می‌کردند چه تاریخ افسانه‌ای چه مذهبی و چه تاریخ واقعی. این‌ها بیان‌کننده تاریخ این مردم بودند به همین دلیل مردم نیز زندگی آنان را تامین می‌کردند و برخورد مناسبی با آنها داشتند.زمانی که تحت تاثیر قرار می‌گرفتند پول بیشتری می‌دادند چون زندگی این‌ها با اجرای پرده خوانی که هفته‌ای یک شب بود می‌گذشت.

هنر فراموش‌شده
وی ادامه می‌دهد: بیشتر تعزیه‌خوان‌ها در پای همین مراسم وارد تعزیه‌گردانی شدند. البته ممکن است گاهی شرایط خاصی به وجود بیاید و جرقه‌ای در زندگی کسی زده شود و درصدد این کار بربیاید. پرده‌خوانی هم نوعی آیین نمایشی است و می‌تواند موثر باشد.
 بیشتر افرادی که در همدان نقاش بودند به این پرده‌ها نیز علاقه‌مند بودند از جمله سیف الله گلپریان که  از معروف‌ترین نقاشان همدان بود.
به آژنگ می‌گویم پرده‌خوانی در حال نابودی است و دیگر اجرا نمی‌شود، برای احیا و حفظ این آیین‌ چه پیشنهادی دارید و او می‌گوید: متاسفانه از بین رفته و پیشنهاد من این است که ابتدا نقاشان علاقه‌مند به سنت‌ها کارهایی را هم در این زمینه انجام دهند تا یادآوری شود.
قدم بعدی این است که نهادهای متولی فرهنگ مانند وزارت ارشاد و سازمان میراث فرهنگی با آموزش و ارائه مشوق بتوانند افرادی را جذب کنند.
با برگزاری کلاس از سوی افرادی که شناخت دارند می‌توان این آیین نمایشی را احیا کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%BA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نصرالله آژنگ ، نقالی ،

سه شنبه 27 مهر 1395

ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،هنر ،

ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ساختمان خوشنویسان در انتظار حرکت قلم مدیریت شهری
نمایشگاه خوشنویسی انجمن خوشنویسان همدان از 24 تا 29 مهرماه در گالری فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است...
1395/07/26
نمایشگاه خوشنویسی انجمن خوشنویسان همدان از 24 تا 29 مهرماه در گالری فرهنگسرای آوینی همدان در حال برگزاری است. سیدعطاءالله سرمدی رئیس انجمن خوشنویسان همدان و مدرس خوشنویسی متولد سال 1338در شهرستان خمین است اما از کودکی در همدان زندگی می‌کند. او درباره این نمایشگاه و فعالیت‌های این نهاد هنری توضیح می‌دهد.این نمایشگاه به مناسبت هفته خوشنویسی با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان همدان با هدف اشاعه هنر خوشنویسی بین جوانان و نوجوانان برگزار می‌شود. تلاش شده تا این مهم در ماه محرم و همزمان با عزاداری امام حسین(ع) انجام پذیرد تا هنرمندان خوشنویس هم همراه با سایر اقشار در شهر همدان در این سوگواری سهیم باشند.
  • چه تعداد کار و از چه کسانی در این نمایشگاه به نمایش در آمده است؟
حدود 50 اثر در نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گرفته است. این آثار از سوی 30 نفر از اساتید و فارغ‌التحصیلان ممتاز وفوق ممتاز انجمن خوشنویسان شعبه همدان نگاشته شده است.
  • نمایشگاه بعدی انجمن چه زمانی برگزار می‌شود ؟
نمایشگاه بعدی انجمن خوشنویسان شعبه همدان یک نمایشگاه جمعی است که قرار است در آذرماه و در فرهنگسرای شفق تهران برگزار شود.
  • از چه زمانی به خوشنویسی علاقه‌مند شدید؟
پدرم علاقه بسیار زیادی به هنرخوشنویسی داشت و علاقه‌مند بود که در این رشته هنری فعالیت کنم. به همین دلیل همواره مرا تشویق به آموختن این هنر می‌کرد.
  • در خوشنویسی به دنبال چه هستید؟
فراگیری هنر عشق است و این موهبت الهی نصیب هرکسی نمی‌شود، به همین دلیل باید همواره شاکر بود. کسی که هنری را دنبال می‌کند در درجه اول روح خود را پالایش می‌کند. خوشنویسی هنری است که روح را رها و جسم را منزه می‌کند. همچنین با توجه به این‌که در این هنر با آیات و احادیث و اشعار زیبا و عرفانی در ارتباط هستیم تزکیه نفس را هم به دنبال خواهد داشت.
  • نزد کدام یک از استادان قدیم این هنر را آموختید؟
در شهر همدان قبل از ارتباط با انجمن خوشنویسان از محضر استاد زحمتکش و محبوب مرحوم استاد حسن دانشفر فیض بردم. پس از آن خط نستعلیق را در محضر مرحوم استاد عبداله فرادی و خط شکسته نستعلیق را در محضر یگانه خط شکسته استاد یداله کابلی خوانساری آموختم.
  • از وضع خوشنویسی استان در گذشته بگویید.
شهر همدان پیشینه بسیار قوی در هنر خوشنویسی دارد.از آن میان می‌توان به محمد طاهرخان درجزینی ملقب به کاتب همایون اشاره کرد که از شاگردان بنام میرزا غلامرضااصفهانی بود و شاگردانی چون مرحوم حسن زرین خط وعلی اکبرخان کاوه را تعلیم داد. پس از ایشان فرزند ارشدشان مرحوم غلامحسین همایونی راه پدر را دنبال و در مدارس به امر تعلیم اقدام کرد. سپس مرحوم حسن دانشفر و مرحوم جواد رحیمیان تلاشگر اشاعه هنر در این شهر بودند.
  • پیش از تشکیل انجمن خوشنویسان در همدان هنرمندان این حوزه در چه قالبی فعالیت می‌کردند؟
پیش از تشکیل انجمن خوشنویسان اساتید فن در منازل خود اقدام به تشکیل کلاس‌های خوشنویسی کرده وعلاقه‌مندان این هنر را تعلیم می‌دادند. کلاس‌های خوشنویسی مستقیما زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره می‌شد تا سال 1366که انجمن خوشنویسان شعبه همدان رسما پا گرفت.
  • شما از چه سالی وارد انجمن شدید؟
درسال 1366فارغ التحصیل ممتاز انجمن خوشنویسان ایران شدم و در سال 1370 کلاس‌های شکسته انجمن را اداره کردم. در سال 1372 به عضویت شورای انجمن درآمدم و در سال1386تاکنون به عنوان رئیس انجمن خوشنویسان شعبه همدان در خدمت علاقه‌مندان و هنرمندان شهر همدان هستم.
  • در دوران مسئولیت شما چه تغییراتی در انجمن رخ داده است؟
از زمان شروع مسئولیت من با همراهی اعضای شورا برنامه‌ریزی‌های مدونی برای پیشبرد اهداف انجمن در دستور کار قرار گرفت، کلاس‌های انجمن را افزایش دادیم، از کتابخانه‌های موجود در شهر برای ایجاد کلاس‌های خوشنویسی بهره بردیم و به دلیل وجود بافت مذهبی در همدان اقدام به تشکیل کلاس‌های خوشنویسی مخصوص خانم‌ها کردیم. در این کلاس‌ها برای تدریس از مدرسان خانم استفاده می‌شود.
  • تعامل شما با اداره فرهنگ و ارشاد  اسلامی چگونه است؟
با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز اداره ارشاد شهرستان سعی کردیم همه ساله اقدام به برگزاری نمایشگاه‌های جمعی و انفرادی و نیز جشنواره خوشنویسی با حضور اساتید بنام خوشنویسی کشور کنیم.
  • انجمن چه تعداد عضو دارد ؟
انجمن خوشنویسان شعبه همدان به دلیل داشتن بیش از 400 فارغ التحصیل ممتاز و نیز بیش از 150 عضو جزو شعب درجه یک کشور محسوب می‌شود.
  • در سال جاری چه برنامه‌هایی داشتید؟ رویکردتان برای آینده چیست؟
در سال جدید تاکنون موفق به برگزاری 4 نمایشگاه جمعی، 2 نمایشگاه انفرادی و3 برنامه بازدید از نمایشگاه خارج از استان شده ایم. بنای آن را داریم که تا پایان سال 2 نمایشگاه جمعی داخل شهر و2نمایشگاه خارج از استان و همچنین جشنواره خوشنویسی استانی را برگزار کنیم.
  • شما پیگیر ساخت ساختمان انجمن بودید. موفق شدید زمین مورد نظر را بگیرید؟
با تلاش بی‌وقفه و همراهی و مساعدت اعضای شورای اسلامی شهر و نیز شهردار همدان موفق به اخذ قطعه زمینی به مساحت 375 متر مربع در بلوار بعثت شدیم که کلنگ ساخت آن سال 1393با حضور چهره ماندگار خوشنویسی کشور استاد غلامحسین امیرخانی و مسئولان شهری به زمین زده شد.آن زمان همه هنرمندان خوشنویس امید آن را داشتند بهترین رخداد هنری در این شهر رقم بخورد و شهر همدان در زمره معدود شهرهایی قرار گیرد که هنرمندان خوشنویس آن سرپناهی برای خود داشته باشند. اما به‌رغم پیگیری‌های مستمر این مهم میسر نشده است.
  • مشکل در کجاست؟
زمانی که به شورای اسلامی شهر مراجعه می‌کنم، می‌گویند ما مصوب کرده‌ایم در اختیار شهرداری است. زمانی که به شهرداری مراجعه می‌کنم می‌گویند مکان تخصیص داده شده هنوز تملیک نشده است. جای تعجب آن که چطور در زمینی که هنوز تملک نشده کلنگ زده می‌شود.اگر چنین است از قطعات دیگر قطعه‌ای به همان متراژ در اختیار این انجمن قرار گیرد. بسیار خسته شدم و دیگر خجالت می‌کشم از این‌که مدام به شورای اسلامی شهر و شهرداری مراجعه کنم. این در حالی است که بنده باید پاسخگوی استاد امیرخانی که برای کلنگزنی دعوت شدند و همچنین سایر هنرمندان خوشنویس این شهر باشم.
  • در شرایط کنونی چه انتظاری دارید؟ پیشنهاد شما چیست؟
در آینده‌ای نزدیک انتخابات شورای اسلامی شهر همدان شروع خواهد شد و با انتخاب شورای جدید مصوبات شورای قبل به فراموشی سپرده خواهد شد. شهردار هم احتمالا به سلامتی بازنشسته خواهند شد و مشخص نیست تکلیف هنرمندان خوشنویس وآرزوهای چندین و چند ساله‌شان مبنی بر تحقق داشتن سرپناه و جایگاه و پایگاه هنری همانند دیگر سایر استان‌های بزرگ کشور چه می‌شود؟ این منصفانه نیست. از اعضای شورای اسلامی شهر و شهردار تقاضا دارم این موضوع را در دستور کار خود قرار دهند و به وعده خود عمل کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خوشنویسی همدان ، انجمن خوشنویسان همدان ،

شنبه 24 مهر 1395

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»
«اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است...
1395/07/24
 «اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است. مهشید شریف تحصیلکرده علوم رفتاری و سال‌هاست در کشور سوئد زندگی می‌کند اما آثارش را در ایران منتشر می‌کند و معتقد است مخاطب اصلی کتاب‌های او در ایران هستند. اسم من نیلی ششمین رمان مهشید شریف است که به زبان انگلیسی درآمریکا هم منتشر شده است. به بهانه انتشار این کتاب با مهشید شریف نویسنده همدانی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • داستان اولیه اسم من نیلی چگونه شکل گرفت؟
خیلی سخت است که بگویم ایده این کتاب از کجا آمد و جرقه نوشتن اسم من نیلی چگونه زده شد، اما زمان نوشتن روشن و محسوس بود که متاثر از فضای کاری خودم بودم. من سال‌ها در سوئد زندگی کرده‌ام و سال‌ها با افراد 14 تا 24 سال، جوانان بزهکار و افرادی با ناهنجاری‌های رفتاری کار می‌کردم و کم و بیش با دنیای آنان و مسائل آنها به خصوص با بخش‌های پنهان دنیای حسی آنها آشنا بودم. داستان اسم من نیلی متاثر از این قشر است.
  • یعنی به صورت مستقیم از سرگذشت این افراد استفاده کردید یا شخصیت‌های رمان شما با شخصیت‌های آنان همسان‌سازی شده است؟
خیر، هیچگونه الگوبرداری مستقیم از این افراد نداشتم.
  • پس چه نوع تاثیری گرفتید؟
من می‌خواستم درباره بخش‌های پنهانی که از سنین کودکی تا بزرگسالی یک دختر جوان وجود داشت حرف بزنم. جنس این حرف‌های پنهان و بسیار شخصی را از فضای کاری خود گرفتم، یاد گرفتم و دریافت کردم. بنابراین زمانی که تصمیم به شکل دادن به یک داستان خیالی کردم توانستم آن را عملی کنم اما خاطره‌نویسی نکردم.
  • شیوه نوشتن شما چگونه است؟ ابتدا سوژه شکل می‌گیرد یا شروع به نوشتن می‌کنید و در حین نگارش داستان اصلی شکل می‌گیرد؟
سال‌ها ایده خلق یک فیگور داستانی به اسم نیلی در گوشه ذهن من بود اما زمان زیادی برد تا تبدیل به یک کتاب شود. این تصویر خیالی پس از شکل‌گیری آن‌قدر روشن و واضح شد تا من هم بتوانم آن تصویر را ببینم و از آن زمان نگارش کتاب آغاز شد.
  • در نوشتن از خانواده و اطرافیان تاثیرپذیری دارید؟
قطعا. وقتی تصمیم به نوشتن رمان می‌گیرید تمام آدم‌های واقعی که تا آن روز دیده‌اید و تمام آدم‌های داستان‌هایی که خوانده‌اید به شکل آشکار و ناخودآگاه در شما تاثیر می‌گذارد. شاید جایی که می‌خواستم از شجاعت نیلی تصویری ارائه دهم از مادر بزرگم الهام گرفتم.
  • موضوع حضور مادر بزرگ در رمان ادای دین است یا برجسته بودن جنبه‌های شخصیتی او؟
از شخصیت او الهام گرفتم اما اصلا صحبت ادای دین نیست. در کتاب اسم من نیلی در جاهای خیلی کمی از خانواده الهام گرفته‌ام. در رمان حلقه‌های درهم بیشتر از مادر بزرگ الهام گرفته‌ام.
  • به تأثیر پذیری از خانواده و حضور مادربزرگ در آثارتان اشاره کردید. همدان به عنوان زادگاه شما چقدر در آثارتان حضور دارد؟
همدان به عنوان زادگاه من در اسم من نیلی بسیار مشهود و محسوس است. به خاطر همین بخشی از کتاب به همدان کشیده می‌شود و یک بخش بسیار مهمی از کتاب در همدان روایت می‌شود. برای این‌که زادگاه من بوده و بسیار برایم مهم است. آنجایی که نوشته‌ام «نیلی غروب آفتاب را در الوند نظاره‌گر است» یک تجربه شخصی بوده و انگار آگاهانه می‌دانستم چه می‌نویسم.
  • از سابقه انتشار اسم من نیلی در غرب بگویید. این کتاب پیش از این در آمریکا منتشر شده. استقبال و بازخورد چگونه بوده است؟
از بازخورد آن رضایت داشتم. یک ناشر آمریکایی ترجمه این کتاب را به انگلیسی منتشر کرد. ناشران در آنجا با روش جدید نمونه کتاب را به کتاب‌فروشی‌ها می‌فرستند و بر اساس درخواست کتاب‌فروشی‌ها، کتاب توزیع می‌شود. در این مرحله استقبال خوبی شد. سپس کتاب به سایت آمازون در بخش داستان‌های خارجی راه پیدا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.
  • چه شد که کتاب به صورت دوزبانه و انگلیسی- فارسی منتشر شد؟
 وقتی ناشر از من خواست که بخش‌هایی از متن فارسی را هم در اختیارش قرار دهم تا خلاصه‌ای در مقدمه یا در پایان کتاب بیاورد این پیشنهاد را مطرح کردند که تمامی متن فارسی را در کتاب بگنجانند و به جای این‌که به طور کامل کامل انگلیسی باشد به صورت 2 زبانه منتشر شود. پیشنهاد جالبی بود که نسل دوم مهاجران از بچه‌های ایرانی که در آمریکا به دنیا آمده‌اند و به فارسی تسلط ندارند کتاب را به انگلیسی بخوانند. در نتیجه کتاب به صورت 2 زبانه منتشر شده است.
  • بازتاب رسانه‌ای و معرفی کتاب شما در غرب چگونه بود؟
خود ناشر به ویژه در آمریکا خیلی کار کرد تا کتاب در بسیاری از رسانه‌ها معرفی شود. طبق فهرستی که برای من ارسال شد اسم من نیلی در حدود 600 روزنامه محلی در آمریکا معرفی شد.
  • با توجه به این‌که تجربه چاپ کتاب را هم در غرب و هم ایران داشته‌اید، استانداردهای چاپ کتاب چه تفاوتی دارد؟
استاندارد چاپ کتاب در ایران بهتر است و قطعا فکر می‌کنم در پذیرش مخاطب تأثیر بیشتری دارد. درست نیست مقایسه کنیم چون مسأله انتشار کتاب در ایران و غرب مقوله دیگری است. بحث سرانه مطالعه و آمارها مسأله مهمی است که نیاز به تأمل و پژوهش دارد، اما کیفیت کتاب در ایران بهتر است.
  • اسم من نیلی ششمین رمان شماست. با توجه به این‌که شخصیت اصلی رمان زن است بازخوردی که از مخاطبان به ویژه زنان گرفتید چگونه بود؟
فکر نمی‌کنم مخاطبان آثار من تنها زنان باشند. در خارج از کشور 3 نقد روی رمان اسم من نیلی نوشته شده که هر 3 از طرف مردانی که در ادبیات داستانی شناخته شده هستند بوده است. این نوشته‌ها دلگرمی خیلی خوبی بود و حس ‌خوبی به من انتقال داد. نتیجه نقد آنان به من نشان داد کتاب در یک جا و از یک قشر مخاطب ندارد.
  • از نظر این منتقدان مهم‌ترین ویژگی قلم و آثار شما چه بوده است؟
زبان نوشتاری من خیلی آسان نیست، خواننده را چندان آسوده نمی‌گذارم و پرسش‌هایی را مطرح می‌کنم که ممکن است برای خود من هم مطرح باشد و الزاما پاسخ آنها را ندانم. خود من هم در این مسیر همراه خواننده هستم.
  • نقدهای منتشر شده از طرف منتقدان و نویسندگان بوده، مخاطبان عام چه برخوردی با آثار شما دارند؟
مخاطبان عام بیشتر شفاهی نظرشان را به من گفتند. در مورد اسم من نیلی، فارسی زبان‌ها از زبانی که در توصیف نیلی انتخاب شده بود استقبال کردند زیرا زبانی بود که با یک شخصیت لجوج نافرمان هماهنگ می‌شد. بیشترین بازخورد این بود که زبان با کاراکتر هماهنگ بود.
  • آثار نویسنده‌های‌همدانی در زمینه ادبیات داستانی را دنبال می‌کنید؟
تا جایی که به دستم برسد بله اما متاسفانه به راحتی این نوع کتاب‌ها به اروپا و خارج از کشور نمی‌رسد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%C2%AB-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%84%DB%8C%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مهشید شریف ، نویسندگان همدانی ، اسم من نیلی ،

دوشنبه 15 شهریور 1395

آرزوهای یک نقاش همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

آرزوهای یک نقاش همدانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 آرزوهای یک نقاش همدانی
راضیه سرمدی دی‌ماه 1357 در همدان متولد شد. او در نوجوانی علاقه خود را در هنر نقاشی دید و سال‌ها این هنر را دنبال کرد و این روزها به صورت حرفه‌ای پیگیری می‌کند. او به تازگی در نمایشگاه جشنواره بنیاد بنگال کشور هند شرکت کرده است. به همین بهانه با این هنرمند همدانی گفت‌و‌گویی داشتیم که با هم می‌خوانیم...
1395/06/15
راضیه سرمدی دی‌ماه 1357 در همدان متولد شد. او در نوجوانی علاقه خود را در هنر نقاشی دید و سال‌ها این هنر را دنبال کرد و این روزها به صورت حرفه‌ای پیگیری می‌کند. او به تازگی در نمایشگاه جشنواره بنیاد بنگال کشور هند شرکت کرده است. به همین بهانه با این هنرمند همدانی گفت‌و‌گویی داشتیم که با هم می‌خوانیم.
  •  آموختن نقاشی را از چه زمانی آغاز کردید؟
از کودکی با نقاشی مشکل داشتم، یعنی با سیستم آموزشی‌ که در مدارس برای نقاشی تعریف شده بود. نمی‌توانستم نقاشی را از روی کتاب کپی کنم. از بدترین خاطرات دوران کودکی‌ام، همین طرز نقاشی کردن در امتحانات است.
دبیرستان در رشته‌ ریاضی درس می‌خواندم. یادم هست یک واحد اختیاری «طراحی» با آقای پاک‌خو داشتیم. وی تحصیلات آکادمیک نقاشی داشت. کلاس ما در هنرستان تذهیب همدان برگزار می‌شد و می‌توانم بگویم آن کلاس برای من تجربه‌ خوبی بود. من مسحور آزادی که در کلاس بود شدم. ما دانش‌آموزان رشته ریاضی که عادت داشتیم ساعت‌ها روی نیمکت هندسه فضایی بخوانیم و تجسم کنیم، حالا به راحتی می‌توانستیم در فضا حرکت کنیم و هم‌زمان کار کنیم، یاد بگیریم و خلق کنیم.
  • در خارج از محیط مدرسه هم آموختن را دنبال کردید؟
در اصل طراحی را پیش محمدحسن شبیری یاد گرفتم. آن موقع وی در خیابان فرهنگ همدان، مغازه‌ کوچکی را تبدیل به کارگاه نقاشی کرده بود. فکر می‌کنم پیش‌دانشگاهی بودم. هنوز هم باور دارم وی با این‌که تحصیلات آکادمیک نداشت و نقاش تجربی بود، یکی از بهترین استادهای طراحی در کشور هستند.
  • تحصیلات دانشگاهی شما در چه رشته‌ای است؟
در دانشگاه یک سال ریاضی محض خواندم، بعد انصراف دادم و به دانشگاه هنر یزد راه یافتم. در دانشکده هنر و معماری یزد ما فرصت خوبی برای یادگیری و تجربه داشتیم. دانشکده که در اصل مجموعه‌ای از خانه‌های قدیمی یزدی با معماری منحصر به فردشان بود، فضای بی‌نظیری برای خلق داشت. استادهای ما بسیار دوستانه و محترمانه برخورد می‌کردند. همین ارتباط یادگیری را آسان و شیرین می‌کرد. سال‌ها بعد کارشناسی ارشد را در دانشگاه میسور هند به پایان رساندم که تجربه ارزشمندی بود.
  • به چه سبک‌هایی علاقه دارید و خودتان در چه سبکی نقاشی می‌کنید؟
در مورد سبک نقاشی، واقعیت این است که اکنون آن‌قدر مرزهای هنر برداشته شده که دیگر به راحتی نمی‌توان نام سبک خاصی را بر یک اثر گذاشت. می‌توانم بگویم همیشه به سوررئالیسم علاقه داشته‌ام و از آن لذت برده‌ام. شاید به همین دلیل به نظر بیاید کارهای خودم به این سبک نزدیک‌ترند؛ البته همیشه از اکسپرسیونیسم هم لذت برده‌ام. از آبستره هم لذت برده‌ام. می‌خواهم بگویم دیگر چنین مرز‌هایی در هنر و خصوصا در نقاشی وجود ندارد. لزومی هم نیست که برای دیدن اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن، از پیش اسم روی آن بگذاریم. این اسم‌ها هر کدام دارای بار معنایی هستند که آن ارتباط بی‌واسطه‌ مخاطب با اثر را قطع خواهند کرد. به همین دلیل قائل به سبک خاصی در نقاشی نیستم.
  • در کدام نمایشگاه شرکت کردید و با کدام آثار؟
من تا به حال هیچ وقت نمایشگاه شخصی یا گروهی نداشته‌ام. شاید به این دلیل که تمرکزم بیشتر روی آموزش و شیوه‌های آموزش هنر به کودکان بوده؛ هر دو پایان‌نامه‌ کارشناسی و کارشناسی ارشدم هم در ارتباط با همین موضوع است. از دوره‌های آموزشی که معمولا برگزار می‌کنم، اجرای وُرک‌شاپ برای مربیان هنر و مربیان کودک و معلمان است که بدانند چطور باید با کودکان رفتار کنند تا منجر به شکوفایی و گسترش خلاقیت هنری و به‌طور ‌عام خلاقیت در آن‌ها شود و توانایی‌هایشان سرکوب نشود. در جامعه ما و خانواده‌های ما هنر اهمیتی ندارد، در صورتی که آموزش درست هنر به کودکان موجب رشد همه‌جانبه و متعادل آن‌ها می‌شود. شاید تجربه بدی که در کودکی از نقاشی داشتم، هدف اصلی مرا از زندگی هنری برایم تعریف کرده باشد. این‌که چه باید کرد تا هیچ کودکی برای نقاشی کشیدن زجر نکشد. همه کودکان این مرز و بوم فرصت تجربه‌ سالم هنری را داشته باشند.
  • نگاهتان به نقاشی همدان و نقاشان همدانی چگونه است؟ و آینده این هنر را در همدان چگونه می‌بینید؟
من نقاشان زیادی را در همدان نمی‌شناسم چون در این سال‌ها خیلی کم در همدان زندگی کرده‌ام. اما پیشینه‌ای که از نقاشی همدان در ذهن دارم. حضور جریانی بسیار بازاری بود که فکر می‌کنم خوشبختانه آن جریان ضعیف و کمرنگ شده و اتفاقات خوبی در همدان افتاده و جریان‌های هنری خوبی در زمینه‌ نقاشی شکل گرفته است. خبر دارم که دانشگاه آزاد همدان آموزش رشته‌ نقاشی را دایر کرده و هنرمندان زیادی در این زمینه تلاش می‌کنند به نقاشی همدان شکلی هنری‌تر و حرفه‌ای‌تر ببخشند.
  • پیشنهاد شما برای بهتر شدن نقاشی همدان چیست؟
چیزی که در این زمینه به نظرم بسیار مهم و اثرگذار است، این است که دوستان نقاش ارتباطات حرفه‌ای و هنری را بین خود گسترش دهند و جشنواره‌های محلی و کشوری راه بیندازند. به نظر من همدان ظرفیت خوبی برای برگزاری جشنواره‌های هنری تا سطح بین‌المللی دارد، فقط باید دست به دست هم دهیم و هنرمندان را از سراسر دنیا جمع کنیم.
تبادل فرهنگ‌ها و ایده‌های هنری، گفت‌وگو، دیدن تکنیک‌ها، آشنایی با طرز زندگی یکدیگر و مانند این‌ها تجربه‌ بسیار مفیدی است که تقریبا در سراسر دنیا در قالب جشنواره‌ها انجام می‌گیرد و در برگزاری چنین گردهم‌آیی‌هایی، غیر از همدلی مردم و همکاری دست‌اندرکاران و سازمان‌های متولی امر فرهنگ و هنر، مهم‌ترین نقش را خود هنرمندان بازی می‌کنند. همدان همیشه نشان‌ داده است که هروقت این شرایط مهیا بوده، یکی از بهترین مکان‌ها برای دیدوبازدیدهای هنرمندان است.
  • از نمایشگاه بین‌المللی بنیاد هنر بنگال بگویید؛ در کجا و چگونه برگزار می‌شود؟
بنیاد هنر بنگال که «لالیتا کالا آکادمی» در بنگال غربی متولی آن است، 2 سال است هم‌زمان فستیوال و نمایشگاه برگزار می‌کند و هنرمندانی از سراسر دنیا در آن شرکت دارند؛ البته این بینال هنری هنوز جوان است و فرصت رشد دارد و امسال اولین سالی است که هنرمندانی از ایران در آن شرکت کرده‌اند. در بینال امسال هنرمندانی از 10 کشور جهان شرکت داشتند. نکته‌ مهمی که در این بینال دیده می‌شود، این است که بینال کاملا مردمی است، یعنی به دست سازمان‌های مستقل و غیردولتی ایجاد شده است. خود هنرمندان هندی بدون کمک دولتی این بینال را راه انداخته‌اند و دولت حتی در محل اسکان مهمانان هم دخالتی ندارد.
  • از برنامه‌های خود بگویید؟
در حال حاضر من با مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا همکاری می‌کنم. مؤسسه دنیا یک سازمان غیردولتی است که هدفش ساختن زندگی بهتر برای کودکان است. یکی از هدف‌های من در این مؤسسه کمک به شکل‌گیری یک روند سالم در هنر کودکان در این سرزمین است. صددرصد باز هم در زمینه شیوه‌های آموزش خلاقیت هنری به کودکان فعالیت خواهم داشت و وُرک‌شاپ‌هایم را ادامه خواهم داد و در این موضوع خواهم نوشت تا جایی که توانایی‌هایم اجازه دهد.
  • چه آرزویی دارید؟
یکی از مهم‌ترین آرزوهایم، برگزاری جشنواره‌ای بین‌المللی در همدان است. باور دارم که این کار بسیار راحت‌تر از آن است که در نگاه اول تصور می‌کنیم و شدنی است. همدان این ظرفیت را دارد که حتی مرکز هنرهای تجسمی ایران باشد. خیلی دوست دارم این جریان پیچیده و تودرتو و البته بی‌سروته برگزاری نمایشگاه و جشنواره‌ هنری در ایران با خودش کنار بیاید و مانند همه‌جای جهان ساده و بی‌حاشیه شود.
در ایران بسیار مشکل می‌توان از یک گالری وقت گرفت و نمایشگاه برگزار کرد، در حالی که این سختی و پیچیدگی اصلا معنایی ندارد و همه‌چیز می‌تواند بسیار ساده برگزار شود. باید در هند باشید و ببینید که هنرمندان چقدر همه‌چیز را ساده می‌گیرند و به چه راحتی آثار هنری‌شان را ارائه می‌دهند. بدون هیچ دغدغه‌ اضافی و مشکل غیرمنتظره‌ای بینال‌ها و سمینار‌ها و وُرک‌شاپ‌هایشان را برگزار می‌کنند. تصورم این است که مشکل اول در ایران، کم‌کاری ما هنرمندان است. چیزی که من از هندی‌ها یاد گرفتم، ساده کردن ایده‌ها و اجرای آن‌هاست.


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی همدان ،

دوشنبه 18 مرداد 1395

از «نی» تا «نای»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،موسیقی ،

از «نی» تا «نای»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از «نی» تا «نای»
بهروز بیگی، نوازنده همدانی، پس از ثبت ساز «یسنای» در اداره ثبت اختراعات به سراغ ساخت ساز جدیدی رفته که نام آن را «نای» گذاشته است....
1395/05/18
بهروز بیگی، نوازنده همدانی، پس از ثبت ساز «یسنای» در اداره ثبت اختراعات به سراغ ساخت ساز جدیدی رفته که نام آن را «نای» گذاشته است. اگرچه این ساز در مراحل ابتدایی است و به گفته بیگی هنوز به تکامل نرسیده اما مورد تأیید اهالی موسیقی قرار گرفته و پس از تأیید خانه موسیقی ثبت شده است. بهروز بیگی از کارآفرینان و مخترعان همدانی است. او علاوه بر اینکه نوازنده نی است بیشتر وقت خود را در سال‌های گذشته صرف ابداع سازهای جدید موسیقی کرده است. اولین ساز ابداعی او «یسنای» بود که با استقبال استادان برجسته موسیقی روبه‌رو شد و موفقیت‌های زیادی را برای بیگی به ارمغان آورد. بیگی در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌های خود می‌گوید.
  •  از فعالیت‌های ساز‌سازی خود بگویید؟
من عضو کوچکی از جامعه موسیقی همدان هستم؛ فعالیت‌هایی در زمینه سازسازی در زمینه سازهای بادی داشتم. اولین ساز ابداعی من «یسنای» است که توسط استادان صاحب‌نام و برجسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تأیید شد.
  •  «یسنای» چگونه سازی است؟
«یسنای» ساز بادی است که صددرصد ابداع من است؛ البته نوع و رنگ صدای آن شباهت‌هایی به بالابان و دودوک دارد اما رنگ اصلی صدای این ساز بسیار نو و جدید است که مورد توجه استادان موسیقی از جمله محمدرضا شجریان، محمدرضا درویشی، حسین علیزاده، محمد موسوی، حسن ناهید، جمشید عندلیبی، کیوان ساکت، محمدعلی کیانی‌نژاد و مجید درخشانی - که آلبومی با ایشان کار کردیم و با استاد کیوان ساکت اجرای زنده داشتیم - قرار گرفته است.
  • یعنی در کنسرت‌ها و آلبوم‌ها از این ساز استفاده می‌شود؟
هرچند فراگیر شدن آن زمان‌بر است، ساختار آن ابتدایی است و صنعتی نیست. همچنین همه کس نمی‌تواند به آسانی با آن کار کنند اما استادان به آن توجه ویژه دارند. برای فراگیر شدن این ساز نیاز به آموزش نوازندگان جدید است که فکر می‌کنم در سال‌های آینده نوازندگان خوبی در این زمینه خواهیم داشت.
  • تولید این ساز در چه مرحله‌ای است؟
من طراحی برای تولید انبوه تهیه کرده‌ام اما امکانات من اجازه نمی‌دهد تولید کنم. تنها جایی که در حد محدود حمایت می‌کند اداره کل میراث فرهنگی استان است و نهادهای دیگر هیچ حمایتی نکردند تا این ساز را تولید کنم.
  •  ساز «یسنای» از نظر صدادهی چه ویژگی‌هایی دارد؟
یسنای در محدوده‌های مختلف از جمله سوپرانو، باس، تنبور و التو ساخته شده است از این جهت نزدیک به ویولن است. به قول برخی استادان در آینده می‌تواند در ارکستر و موسیقی ما نقش و جایگاه بزرگی داشته باشد. موسیقی ما این رنگ صدا را کم داشت چون دارای گستره صوتی بسیار بمی است. موسیقی ما نیاز به این صداها دارد. صدای بم را در موسیقی ما تنها عود و گاهی نی داشت. به قول استادان ما سال‌هاست منتظر چنین صدایی بودیم. به هر حال خداوند لطف کرد و من توانستم از طبیعت و تجربه این صدا را استخراج کنم.
  • یسنای به چه‌ سازی شبیه است؟
این ساز مثل بالابان یا دودوک نیست که با انگشت نواخته شود. با دمیدن و لب فواصل ایجاد نمی‌شود. دارای قمیش پلیمری است و مثل بالابان و دودوک چوبی نیست به راحتی صدادهی دارد. من همچنان تلاش می‌کنم تا تکمیل‌تر شود.
  • برای ساخت ساز جدیدتان «نای» از کجا ایده گرفتید؟
همان‌طور که گفتم چون نوازنده نی هستم دوست داشتم روی نی هم کار کنم. بعد از ثبت یسنای به سراغ نی رفتم مدتی بعد از انواع چوب‌ها انواع نی را ساختم و صداهای گوناگون و چوب‌های مختلف را آزمایش کردم. باز هم با استادان محمد موسوی و جمشید عندلیبی و حسن ناهید در میان گذاشتم که مورد تأیید قرار گرفت. این ساز را با تشکیل پرونده در خانه موسیقی در اداره ثبت اختراعات با نام «نای» ثبت کردم و گواهی ثبت گرفتم.
  • نی چه کمبودی داشت که تصمیم گرفتید چنین ‌سازی بسازید؟
نی یکی از سازهای ایرانی بسیار خوبی است. خیلی‌ها تعصب داشتند که ساختار نی نباید تغییر کند و باید دست نخورده بماند من هم دخالتی در ساز نی نکردم. اما بیشتر نوازندگان نی این تجربه را دارند که نی بر اثر کار زیاد چون مرطوب و خم می‌شود. من به سراغ انواع چوب‌ها رفتم. من معتقدم هر چوب یک رنگ با ویژگی خاصی دارد مثلا می‌گویم صدای چوب عناب مثل صدای استاد شجریان است، صدای چوب گردو رنگ صدایی مثل استاد بنان دارد یا رنگ صدای زردآلو مثل صدای همایون شجریان است.
  • نای از نظر ساختار تکامل یافته‌تر از نی است؟
فرکانس صدایی در زمان نوازندگی افت و خیز خوبی دارد و مقاوم‌تر است. نیم‌پرده‌ای برای این ساز افزوده‌ام. پشت ساز نی یک سوراخ دارد اما من 2 سوراخ به ساز «نای» زده‌ام. نوازندگان بزرگ نی ما نابغه هستند و توان این را دارند که از یک چوب خشک هم صدای کم‌نظیر و سحرآمیز در آورند اما همه این توانمندی را ندارند. به همین دلیل که نوازندگی نی مشکل است نوازنده نی کم داریم. این ساختار چوب صدای خش‌ها و پارازیت را ندارد و صداهای اضافه را می‌گیرد.
  • نواختن آن چگونه است؟
نوازندگی آن مانند نی است وقتی می‌خواهند نت‌گردی کنند یا گام عوض کنند مجبورند با دمیدن، نیم‌پرده بالا یا پایین کنند اما در این ساز جدید نیازی نیست و سوراخ اضافی مسأله را حل کرده است. این گونه نیست که احتمالا نت قبلی یا بعدی تحت تأثیر قرار گیرد و فالشی ایجاد کند. ساختار جدید باعث شده صداسازی زودتر انجام گیرد این ساز قابلیت ساخته شدن در همه کوک‌ها را دارد و من در همه محدوده‌های صوتی ساخته‌ام.
  • چه کسانی این ساز را می‌نوازند؟
به چند نفر از استادان تقدیم کرده‌ام اما در بازار نیست و خودم هم کار می‌کنم.
  • سازی که یکی از نوازندگان در خبرگزاری مهر معرفی کردند چه شباهتی به ساز «نای» داشت که شما معترض آن هستید؟
به تازگی یکی از استادان بسیار محترم این رشته که نوازنده توانمندی است در مصاحبه‌ای که یکی از خبرگزاری‌ها منتشر کرده بود مدعی شد اخیرا ‌سازی با همین ویژگی ساخته بدون اینکه به نای اشاره‌ای کرده باشد. وی در این گفت‌وگو گفته است ساز جدیدی از چوب ساخته و نام همین ساز «نای» را «نی چوبی» گذاشته است که مورد اعتراض من قرار گرفت.
  • مگر این ساز به نام شما ثبت نشده است؟
بله، اعتراض من به همین مسأله است، در حالی که من این ساز را ثبت کرده‌ام و گواهی ثبت را دریافت کرده‌ام، خبرگزاری‌ها پس از ثبت خبر آن را منتشر کرده‌اند، استاد موسوی و محمدرضا درویشی پیشنهاد کردند من اسم این ساز را «نای» بگذارم و به پیشنهاد ایشان نام ساز را انتخاب کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D9%86%DB%8C%C2%BB-%D8%AA%D8%A7-%C2%AB%D9%86%D8%A7%DB%8C%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، ابداع ساز در همدان ، سازندگان ساز در همدان ،

چهارشنبه 13 مرداد 1395

مبارزه با مطالب جعلی در فضای مجازی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،

مبارزه با مطالب جعلی در فضای مجازی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مبارزه با مطالب جعلی در فضای مجازی
کمپین مبارزه با جعلیات» به همّت جمعی از دانشجویان ادبیّات فارسی، تاریخ و جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیلان دانشگاه بوعلی همدان تشکیل شده است...
1395/05/13
«کمپین مبارزه با جعلیات» به همّت جمعی از دانشجویان ادبیّات فارسی، تاریخ و جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و فارغ‌التحصیلان دانشگاه بوعلی همدان تشکیل شده است. هسته مرکزی این گروه را دانشجویانی تشکیل می‌دهند که از نشر جعلیات در فضای مجازی نگران و از عواقب فرهنگی آن آگاه هستند. وظیفه اصلی این گروه، جمع‌آوری آثار منسوب به بزرگان ادبیات و شخصیت‌های تاریخی در فضای مجازی و بررسی صحت انتساب آن‌هاست. در صورتی که نادرستی اثری محرز شود، آن اثر با مهر جعلی منتشر می‌شود؛ همچنین در صورت مشخص‌شدن صاحب اصلی اثر، متن مورد نظر در قالبی با مهر اصلی قرار می‌گیرد. این کمپین با وجود اینکه در آغاز راه فعالیت‌های خود است توانسته گام‌های مثبتی برای مبارزه با جعلیات بردارد.برای مثال اگر متن یا شعری از نویسنده یا شاعری در فضای مجازی منتشر شده باشد که مورد تحریف قرار گرفته یا متعلق به نویسنده نباشد، اعضای این کمپین بنری از آن متن ساخته و روی آن مهر جعلی می‌زنند و به انتشار گسترده آن در فضای مجازی می‌پردازند. مخاطبان با دیدن چنین بنرهایی متوجه جعلی‌بودن متن شده و از انتشار آن خودداری می‌کنند.چندی پیش شهرداری یکی از شهرها با نصب بنرهایی در سطح شهر به معرفی چند کتاب به شهروندان پرداخته بود که عناوین یا اسم نویسنده‌ها در آن به اشتباه درج شده بود. اعضای این کمپین با نوشتن نامه به شهرداری، زمینه جمع‌آوری بنرها را از سطح شهر فراهم کردند.این گروه برای بهتر و فراگیرشدن فعالیت‌های خود جلسات هفتگی و ماهیانه برگزار می‌کنند و تصمیم دارند در نگارش چند پایان‌نامه با موضوع مبارزه با جعلیات به دانشجویان کمک کنند.

استقبال از کمپین
دکتر علی‌اصغر بشیری، پژوهشگر همدانی که عضو این کمپین است، در این باره به همشهری می‌گوید: پیامدهای مخرب جریان جعل را بارها کمپین گوشزد کرده است؛ امیدواریم با فعالیت‌های کمپین، حساسیت به نام مؤلف در مخاطبان فضای مجازی ایجاد و حق مؤلف به رسمیت شناخته شود.
وی ادامه می‌دهد: فعالیت کمپین کاملاً خودجوش و داوطلبانه و محتویات آن حاصل کار گروهی و شبانه‌روزی اعضاست. این کمپین تاکنون مورد استقبال طیف قابل توجهی از طرف اهل هنر و فرهنگ قرار گرفته است. علاوه بر دانشجویان، استادان برجسته دانشگاه، شاعران، روزنامه‌نگاران و نمایندگان برخی زرگان ادبی به این گروه پیوسته‌اند.

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
حسن گوهرپور، شاعر و پژوهشگر همدانی که عضو کمپین مبارزه با جعلیات است، می‌گوید: بازار جعلیات در جهان مصادیق و محسوسات روزانه بسیار گسترده و پر طرفدار است! جهان مجازی هم البته که تابعی است از جهان واقعی؛ متأسفانه در هر دو گروه این‌قدر بساط جعل گسترده است که یافتن حق و حقیقت در آن کاری است بسیار دشوار؛ در این میان اما نباید فراموش کرد وظیفه انسانی ما طلب حقیقت است؛ تلاش برای یافتن حقیقت و جدا کردن سره از ناسره به تعبیر سعدی علیه‌‌الرحمه «به راه بادیه رفتن است»؛ و گذر کردن از «نشستن باطل». در این مسیر اگر به‌اندازۀ کمال مطلوب «مراد نیابیم» دست‌کم «به قدر وسع بکوشیم». این را هم در جهان مصادیق باید سر لوحه قرار داد هم در جهان مجازی.
گوهرپور ادامه می‌دهد: شبکه‌های مجازی امروز در سطح گسترده‌ای دست به انتشار مطالبی می‌زنند که اغلب منبع و اساس مشخصی ندارد؛ در این میان به دلیل علاقه عمومی مردم به ادبیات، جعلیات این حوزه بیش از باقی حوزه‌ها خود را نمایان ساخته است. در این آشفته‌بازار اما گروهی همت گمارده‌اند که اصل را از جعل بازشناسند و به اشتراک گذارند. این کار بسیار ستودنی و انسانی است.
 اگرچه تعداد دوستان اندک است آسیب‌ها و جعلیات بزرگ؛ اما همین که پا به این گستره گذاشته‌اند جای امید و تشکر دارد.

کتاب نخواندن عامل جعل متون
حیدر زندی دبیر انجمن سرو سایه‌فکن در این باره می‌گوید: این روزها شمار بسیاری از مردم وقت خود را در فضای مجازی صرف می‌کنند، گروهی به پخش طنز، جوک و نماهنگ‌های خنده‌دار می‌پردازند، گروهی بنا به علاقه خود به موضوعات گوناگونی مانند ادبیات، گردشگری، پزشکی، روان‌شناسی و دیگر موضوع‌ها مشغول‌اند اما در این میان گروهی هم هستند که در راستای «جعل مطالبی به نام بزرگان فرهنگ و ادب» تلاش می‌کنند. این پدیده نوظهور شاید رابطه‌ای مستقیم با آگاهی و مطالعه کم کاربران داشته باشد و البته شاید گروهی هم به عمد متون یا اشعاری را به نام بزرگان جعل می‌کنند و در گروه‌های مجازی به اشتراک می‌گذارند.
این پژوهشگر همدانی ادامه می‌دهد: دلیل این جعلیات هرچه باشد با ارزش‌های اخلاقی سازگار نیست. گاهی متن سستی را به نام بزرگی جعل می‌کنند و گاهی متنی استوار را به نام شخصی بی‌نام و نشان. گاهی هم دست در متن می‌برند و آن را چنان آشفته می‌کنند که تشخیص اصلی یا جعلی بودن آن کار خود پدیدآورنده اثر هم نیست. وی اضافه می‌کند: اگر گوشزدی مؤدبانه هم کرده باشید که این متن یا شعر از فلان کس نیست به برخی کاربران برمی‌خورد و پاسخی می‌دهند که از کرده خود پشیمان شوید. مثلا می‌گویند: مهم نیست این سخن را چه کسی گفته، مهم این است که چه چیزی گفته! البته در این میان کسانی هم هستند که با ابراز ادب و سپاس برخورد می‌کنند و می‌گویند ما فقط کپی کردیم و از اصلی یا جعلی بودنش خبر نداریم و تشکر هم می‌کنند که تذکر داده شود.

مبارزه با جعل
زندی ادامه می‌دهد: پس از اینکه این امر فراگیر شد و شمار بسیاری به جعل متون و کپی کردن آن‌ها پرداختند چند تن از دوستان علاقه‌مند و دلسوز فرهنگ و ادب ایران برآن شدند تا کمپینی را تشکیل دهند و مطالب یادشده را بررسی کنند و اصلی یا جعلی بودنشان را در کانالی به نام کمپین مبارزه با جعلیات قرار دهند. وی با بیان اینکه از خانواده بزرگانی که آثارشان بیشتر مورد جعل قرار می‌گیرد هم با این گروه همکاری دارند، می‌افزاید: امید که با پیوستن به این پویش با نشر جعلیّات به نام بزرگان فرهنگ و ادب ایران‌زمین مبارزه کنیم.

 خبر جعلی کشف مومیایی
در روزهای گذشته متنی در فضای مجازی انتشار یافت که خبر از کشف تونلی در تپه باستانی هگمتانه می‌داد. در این خبر آمده بود: پس از 3 روز حفاری، جسد مومیایی‌شده یکی از شاهزادگان دوران مادها کشف شده است.
غافل از اینکه در ایران سابقه کشف مومیایی وجود ندارد و شیوه‌های تدفین در حوزه تمدنی ایران، در عین گوناگونی ویژگی خاصی دارد و چنین تدفینی تاکنون دیده نشده است. این متن خبری جعلی پس از آن که به سرعت در فضای مجازی پیچید و دست به دست شد از سوی میراث فرهنگی همدان تکذیب شد.
افزون بر چنین جعلیات و اخبار کذب که مدام در فضای مجازی دیده می‌شود، مسأله جعل در حوزه ادبیات بیش از سایر حوزه‌هاست. منتسب کردن متون و نوشته‌های سطحی و سخیف به بزرگان فرهنگ، ادب و تاریخ این سرزمین در فضای مجازی بسیار متداول است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C


برچسب ها: همشهری همدان ، کمپین مبارزه با جعلیات ،

نگاه دوستان ازبالا به پائین است به ما به عنوان شهرستانی می نگرند و تحقیر آمیز صحبت می کنند، مسئله ای که داریم موضوع مالی نیست مشکل این است که به تعدادی ازهنرمندان پیشکسوت همدان توهین شده است، از دنیای هنر به دور است چنین برخوردهایی با هنرمندان بشود.
مدتی است سیروس مقدم کارگردان سریال پربیننده تلویزیونی «پایتخت» درحال ساخت سریال جدیدش درهمدان است.

به گزارش تابناک همدان، «علی البدل» نام سریالی است که درروستاهای «ورکانه»، «اشتران» و شورین درهمدان تولید می شود هرچند به گفته کارگردان سریال مکان و زمان در این اثرمشخص نیست و اشاره ای به این روستاها نمی شود اما از روزی که گروه فیلم سازی سیروس مقدم برخاک همدان پا گذاشته اند آوازه این رویداد هنری دراستان پیچیده و روستاهای یادشده به ویژه ورکانه بر سر زبان ها افتاده و مردم استان برای دیدن هنرمندان به این روستاها می روند.

رویدادهای هنری درهر استانی منافع زیادی برای آن استان دارد به ویژه درمعرفی ظرفیت های فرهنگی و گردشگری استان بسیار مفید است با توجه به این که سریال علی البدل درسه روستای هدف گردشگری استان همدان ساخته می شود می توان آن را به عنوان یک سرمایه گذاری دراز مدت رسانه ای-تبلیغاتی درامر گردشگری دانست. اما درکنار این مزیت ها گاه مسائلی نیز پیش می آید که باعث رنجش خاطر جوامع محلی یا دوطرف میزبان و میهمان می شود. آنچه درمسیر ساخت این فیلم بین تعداد اندکی ازعوامل فیلم و هنرمندان بومی همدان رخ داده است از آن جمله است که هنوز این کدورت برطرف نشده و هنرمندان همدانی حتی شکایت خود را از طریق نماینده مجلس و مقامات ارشد استانی پیگیری می کنند.

داستان از آن جا آغاز می شود که عوامل پیش تولید فیلم با ده ها نفر ازهنرمندان عرصه بازیگری استان تماس می گیرند و از آن ها برای بازی درسریال «علی البدل» دعوت می کنند دراین مسیر تعدادی از بازیگران را انتخاب کرده وپس ازتوافق برسر مسائل مالی قرار ملاقات و امضاء قرارداد با دستیار اول کارگردان گذاشته می شود اما به ادعای هنرمندان انتخاب شده، دستیار کارگردان به تعهد خود عمل نمی کند و برخورد نامناسبی با آنان می کند. پس از این اتفاق هنرمندان رفتار او را توهین تلقی کرده و پیگیر این موضوع و اعاده حیثیت هستند. 

تعدادی از آنان در کفت و گو با تابناک همدان، مسائل پیش آمده را با ما در میان گذاشتند. امید است انتشار این گزارش و پاسخ عوامل سریال این کدورت را برطرف کرده و خاطره ای خوش برای میهمانان همدان و هنرمندان و بازیگران استان برجای گذارد تا شیرینی تماشای این سریال به کام هیچ بیننده ای تلخ نگردد.

مرتضی تحصیلی یکی از بازیگرانی که برای همکاری دراین سریال دعوت شده می گوید: «حدود 2ماه پیش ازاین با من تماس گرفتند که قرار است سریالی ساخته شود و ازشما هم دعوت می کنیم برای تست های اولیه به دفتر مجموعه بیایید. وقتی رفتم دیدم حدود 70 نفر از همکاران قدیمی را دعوت کرده اند سپس ازما عکس هایی گرفتند و پیشینه و رزومه ای روبه دوربین گفتیم و بازگشتیم.»

این بازیگر همدانی ادامه می دهد: «پس ازچند روز دوباره تماس گرفتند و این بار با حضور دستیار اول کارگردان آقای مصطفی تنابنده مذاکره کردند. البته دراین روز علاوه برهنرمندان همدانی عده زیادی از شهروندان علاقمند به بازیگری را ازطریق فراخوان و ثبت نام  نیز دعوت کرده بودند. باردیگر از 30 نفر از همکاران ما تستی گرفتند و سه روز بعد  یازده نفر ازما را انتخاب کردند و دعوت کردند تا قرار داد امضاء کنیم. با مذاکرات اولیه که با آقای خانی یکی ازمدیران برنامه انجام شد، قرار شد 90 روز قرار داد ببندیم و هرماه 2میلیون تومان برای هریک از بازیگران پیشکسوت همدانی قرارداد بسته شود.»


گلایه‎های هنرمندان همدانی  از عوامل «علی‎البدل»


تحصیلی ادامه می دهد:« دوروز بعد باردیگر با تک تک ما تماس گرفتند که ساعت 9 شب درهتل آرین برای عقد قرارداد حاضر باشید. همه همکاران راس ساعت 9 درلابی هتل آماده بودیم، اما پس از این که مدت زیادی معطل شدیم وقتی آقای مصطفی تنابنده وارد شد با یک برخورد غیرحرفه ای و فوق العاده بد با پیشکسوت های بازیگری روبرو شد. با اینکه دوبار با ما مذاکره کرده بود و تست گرفته بود دست درجیب خطاب به یکی از همکارانش گفت؛ «این ها هستند؟» و آقای بهنام باباخانی گفت؛ «بله» وسپس خطاب به آقای باباخانی با یک ادبیات خاص ادامه داد:«ما بهشون گفتیم نفری بیست تومن، نهایتا 50 تومن خیرشو ببینین» و راهش را گرفت که برود.»

این بازیگر همدانی ادامه می دهد: «من گفتیم جناب تنابنده ما قبلا با آقای خانی و شما صحبت کردیم و امشب طبق دعوت شما برای عقد قرارداد خدمت شما رسیدیم اما باز ادامه داد: "همین که گفتم، هستید بسم اله نیستید خوش آمدید."»

محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان همدانی نیز دراین باره می گوید: من به آقای تنابنده گفتم من سال گذشته درهمدان هرروز 270 هزار تومان دست مزد قرارداد بسته ام،  چگونه از یک کارگردان درسطح ملی چنین پیشنهادی را قبول کنم، که با لحن بدی خطاب به من گفت؛ «5 میلیون تومان کافیه».

این هنرمند ادامه می دهد: «نگاه دوستان ازبالا به پائین است به ما به عنوان شهرستانی می نگرند و تحقیر آمیز صحبت می کنند، مگر نه این که اگر بخواهند هر بازیگری را ازتهران به استان ما بیاورند  هزینه اقامت، خوراک و دستمزد بیشتری دارد. البته ما مسئله ای که داریم موضوع مالی نیست مشکل این است که به تعدادی ازهنرمندان پیشکسوت همدان توهین شده است، از دنیای هنر به دور است چنین برخوردهایی با هنرمندان بشود.»


گلایه‎های هنرمندان همدانی  از عوامل «علی‎البدل»

محسن تیما یکی دیگر ازبازیگران تئاتر درهمدان که ازرفتار دستیار کاردان «علی البدل» گه مند است می گوید: «ما با نماینده همدان آقای امیر خجسته ملاقات کردیم و موضوع را مطرح کردیم که قرار شد پیگیری کنند. یک ملاقات نیز با آقای بنی عامریان معاون سیاسی فرماندار همدان داشتیم که مسائلی را مطرح کردند و قرارشد جلسه ای با حضورعوامل سریال و به ویژه مصطفی تنابنده و هنرمندان همدانی درمحل فرمانداری داشته باشیم تا مسائل روشن شود و عذرخواهی کنند اما ظاهرا پیگیری نکرده اند.»

محسن تیما می گوید: «به ما گفتند فیلم نامه نداریم، نقش ها مشخص نیست و فیلمنامه سرصحنه نوشته می شود، من تعجب می کنم کارهای آقای مقدم که این همه بیننده دارد، یک کارگردان حرفه ای است وگروه حرفه دارد چرا باید اجازه دهد چنین برخوردی غیرحرفه ای با همکاران هنرمند بشود.»


گلایه‎های هنرمندان همدانی  از عوامل «علی‎البدل»



هنرمندی اخلاق مداری است و بهتر است آنچه از دریچه دوربین به مردم نشان می دهیم، درپشت دوربین هم رعایت کنیم، اما متاسفانه برخوردهای صورت گرفته نشان می دهد آنچه درتلوزیون می-بینیم با رفتار تولیدکنندگان متفاوت و متناقض است. هنر دکه و تجارتخانه نیست هنرمند الگوی مردم است.

حکمتی اطهردر ادامه می گوید: «ما هیچ پشتیبانی درپیگیری مطالبات نداریم، خانه تئاتر تعطیل است و اداره ارشاد کمک نمی کند. معاون سیاسی فرماندار بعد از جلسه با ما خواستار این شدند که این مسئله را پیگیری نکنیم، توصیه کرده اند که ادامه ندهیم چرا که ارزش کار هنرمندان پایین می-آید. ما این پیگری را ادامه می دهیم که نشان دهیم به ارزش های انسانی و اخلاقی پایبندیم، تا حرمت خود را حفظ کنیم و بار دیگر هنرمندان مرکز نشین به خود اجازه ندهد با دیده تحقیر به ما نگاه کنند و با پیشکسوت های هنریک شهر چنین برخوردی شود.»

تحصلی می گوید: «من گله ای از مسئولان شهر دارم  که پیش از ساختن فیلم از سازندگان درمورد جایگاه هنرمندان استان نیز جویا شوند. تعجب من این است که چرا چنین حساسیتی ازطرف مدیران فرهنگی استان وجود ندارد مسلما مدیرکل ارشاد از این اتفاق با خبر است چرا پیگیر نیست؟»

 حکمتی اطهردر پایان می گوید: «وقتی مسئولان به ما توصیه و تاکید می کنند که موضوع را پیگیری نکنیم ما مصمم می شویم که خودمان دنبال کار را بگیریم به همین دلیل ازطریق روزنامه مطالبات و خواست ها را مطرح می کنیم اگرمسئولان پیگیر مطالبات ما نشوند قصد داریم تجمع کنیم تا اعتراض ما شنیده شود انتظار داشتیم مسئولان ما را تنها نگذارند.»
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/263026/%DA%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8E%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8E%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AF%D9%84


برچسب ها: تئاتر همدان ، سریال علی البدل ، خبرگزاری تابناک ،

موزه منطقه‌ای هگمتانه نه تنها بخش بزرگی ازتپه تاریخی هگمتانه را برای همیشه نابود کرد بلکه هنگام خاک برداری به قنات‌های پرآبی برخورد که اگراین قنات‌ها را نجات می‌دادند، بخشی از هویت تاریخی شهر را حفظ کرده بودند اما این قنات‌ها با بتن‌ریزی مسدود شد.
فعالان مدنی درحوزه میراث فرهنگی از ابتدا با ساخت موزه درحریم و عرصه محوطه باستانی هگمتانه مخالف بودند. موزه ای که ساختن اش با خاک برداری وصخره برداری بخش بزرگی ازجنوب غربی هگمتانه در دولت قبلی آغاز شد، با وجود وعده‎هایی که برای تحویل زود هنگام داده شد تنها 2میلیارد تومان برای صخره برداری هزینه شد و پروژه تا اوایل دولت روحانی تعطیل شد تا این‌که  اوایل روی کار آمدن دولت فعلی بار دیگر اجرای طرح ازسر گرفته شد اما هنوز پیشرفت چندانی ندارد، با اینکه تاکنون حدو 7 میلیارد تومان هزینه شده است همچنان منتظر تغییرات معماری و اعتبار مالی است. 

به گزارش تابناک همدان، یکی ازمشکلات این پروژه بحث مکان‎یابی و استقرار آن بود. موزه منطقه‌ای هگمتانه نه تنها بخش بزرگی ازتپه تاریخی هگمتانه را برای همیشه نابود کرد بلکه هنگام خاک برداری به قنات‌های پرآبی برخورد که اگراین قنات‌ها را نجات می‌دادند، بخشی از هویت تاریخی شهر را حفظ کرده بودند اما  این قنات‌ها با بتن‌ریزی مسدود شد.

فعالان میراث فرهنگی همچنین به ارتفاع این موزه نیز بارها اعتراض کردند و خواستار کوتاه شدن ارتفاع موزه شدند اما گوش شنوایی دردوره مدیریت قبلی میراث وجود نداشت. درسفر اول سلطانی‌فر رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به استان همدان، نشست مشترکی با حضور استاندارهمدان و سلطانی فر برگزارشد. سلطانی فردرپاسخ به پرسش خبرنگاری قول داد 50 درصد از اعتبار ساخت موزه منطقه‎ای همدان را سازمان میراث فرهنگی از اعتبارات ملی تامین کند و محمد ناصر نیکبخت استاندار همدان نیز پرداخت 50 درصد دیگررا تقبل کرد تا از اعتبارات ملی وزارت کشور تامین کند اما با گذشت بیش از دوسال  پروژه پیشرفت چندانی نداشته است.

حضور دکتر محمدرضا کارگر مدیرکل اداره موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی ـ تاریخی کشور در همدان اما جنبه‌های مثبتی برای این طرح برزمین مانده داشت. کارگرمسئله ارتفاع موزه را پیگیری کرد و گفت "یک یا دو طبقه از ارتفاع کم خواهد شد." همچنین تاکید کرد: "اعتبارات ملی این پروژه به زودی تامین خواهد شد." مدیرکل اداره موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی ـ تاریخی کشوردراین گفت‎وگو وضعیت موزه منطقه‌ای همدان را تشریح کرد:

پیشرفت موزه منطقه‌ای همدان
 مدیرکل اداره موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی ـ تاریخی با تشریح وضعیت موزه منطقه‌ای همدان می گوید: «موزه منطقه‌ای همدان که یکی از موزه‌های دوازده گانه منطقه‎ای کشور است، درمجموع از دو بخش تشکیل می‌شود یک بخش قسمت مخزن امن است و بخش دوم  قسمت موزه است. ما دربخش مخزن امن پیشرفت خوبی داشته ایم درواقع، حدود 70 درصد پیشرفت داشته ایم اما دربخش موزه‌ای پیشرفت چندانی نداشته‌ایم اگرهردو را جمع کنیم و تقسیم بردو کنیم حدود 45 درصد پیشرفت داشته‌ایم.»

دکتر محمدرضا کارگر با اشاره به دلایل کندی پیشرفت کار می گوید: «عدم پیشرفت موزه به خاطر وضعیت خود موزه بوده، ما همیشه فکر می کنیم موزه منطقه ای همدان از نظر مکان یابی مشکل داشته و ما بهتر از مکان فعلی را می‎توانستیم برای ساخت موزه درنظر بگیریم و انتخاب کنیم اما این انتخاب بدون مطالعه بود است.»

او همچنین به وضعیت قنات هایی که زیر بستر موزه وجود داشت اشاره کرده و می گوید:«حجم زیادی خاکبرداری صورت گرفته، باعث شده به سطحی که آب جریان دارد برسد و همین موضوع  نیز از مشکلات اجرای طرح به شمار می‌آید. این طرح دردولت قبل آغاز شده و ما ازنظر ساختاری با این پروژه مشکل داریم. ازطرفی هزینه و بودجه سنگینی دراین جا صرف شده و ما نمی توانیم به راحتی ازآن عبور کنیم پس ما باید فکر کنیم، ببینیم آیا ادامه کار به صرفه دولت هست یا از آن صرف نظر کنیم؟ هم شهر، هم سازمان میراث فرهنگی و اداره کل موزهها نیاز به موزه دارند اما باید منافع را درنظر بگیریم.»

کارگر با اشاره به چگونگی ادامه کار احداث موزه می گوید: «ساخت خود مخزن امن ادامه پیدا می کند و امسال به بهره برداری می رسد اما موزه با تغییراتی در ارتفاع و بنا ادامه خواهد یافت. سقفی که 5 طبقه درنظر گرفته شده بود یک یا دو طبقه کم خواهد شد که بر تپه تاریخی هگمتانه اشرافیت نداشته باشد.»

ارتفاع موزه کم می شود

یکی ازاعتراض های فعالان میراث فرهنگی دردوره قبل به موضوع  ارتفاع غیر مجاز موزه بود کارگر در این باره می گوید: «جدای از اعتراض های فعالان مدنی، ما نیز به این وضعیت اعتراض داریم درواقع اگر بتوانیم یک سطح منطقی تعریف کنیم می توانیم این طرح را به نتیجه برسانیم.»


با شرایطی که از سوی مدیران طرح مطرح می شود بنای موزه و پروژه کوچکترخواهد شد مدیرکل اداره موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی ـ تاریخی کشور در مورد امکان جایگزین شدن فضای دیگر در مقابل آنچه از بنا کم می شود می گوید: «همیشه این امکان هست اما معمولا این مقدار زیربناها، هم براساس یک طراحی قبلی و کاربری تعریف نشده ازنظر ما موزه چندان متکی به گستردگی نیست و مسئله محتوا مهمتر است.»

کمبود موزه درهمدان
یکی از مسائل ما درهمدان نبود گنجینه مناسب است اوایل دهه 90 بیش از 8000 شی تاریخی را که نهادهای امنیتی ازقاچاقچیان گرفته بودند به اداره کل میراث  فرهنگی تحویل دادند این نگرانی اصلی فعالان مدنی از چگونگی نگهداری این آثار درنبود گنجینه مناسب همیشه بوده فکر این که آیا گنجینه موزه منطقه ای پاسخگوی نگرانی ها خواهد بود سوالی است که همواره مطرح بوده محمدرضا کارگر دراین باره می گوید: «درکل کشور ما مشکل مخزن داریم، استان همدان نیز با این مشکل مواجه است. من فکر می کنم، مخزن موزه منطقه ای همدان یکی ازبهترین مخازن امن کشور است که ساخته می شود و در صورت تکمیل و بهره برداری این کمبود برطرف خواهد شد.»

او در پاسخ به این پرسش که در شهرستان ها هم موزه استاندارد وجود ندارد برای شهرستان ها چه کار باید کرد؟ می گوید: «امروزه دیگر ایجاد موزه وظیفه سازمان میراث فرهنگی نیست، نهادهای دیگر از جمله شهرداری نیز می تواند وارد این حوزه شود مثلا شهرداری همدان می تواند، تاریخ شهر همدان را حفظ کند و موزه شهر را ایجاد کند. مردم باید دست به کار شوند، میراث و تاریخ خود را حفظ کنند و تمام سازمان ها، نهادها و وزارت خانه ها می توانند موزه ایجاد کنند، مثلا متولیان موسیقی می توانند موزه تاریخ موسیقی و موزه موسیقی را ایجاد کنند یا وزارت ورزش درحوزه ورزش نیز می تواند، تاریخ ورزش را درنظر بگیرد»

او همچنین به این پرسش که بحث کمبود اعتبار درکشور همیشه وجود دارد اما آقای سلطانی فر و استاندار همدان هردو قول دادند این کمبود را برطرف کنند چرا چنین اتفاقی نیفتاده است؟می گوید: «بله کمبود اعتبارمسئله همه گیر است و درسال های اخیر نیز بیشتر وجود داشته اما من فکر می کنم اگر ما پروژه ها را منطقی تعریف کنیم مشکل نخواهیم داشت و اگر حرکت کنیم و تصمیم نهایی را بگیریم کارها درست می شود استاندار هم همیشه قول همراهی و همکاری داده اند.»

طراحی شهری همدان پریشان است
کارگر وضعیت همدان را از نظر داشته های تاریخی مهم ارزیابی کرده و می گوید: «همدان یکی از شهرهای بسیار تاریخی ما است، با یک پیشینه معظم و طراحی شهری بسیار خوب در گذشته. اما طراحی شهری درسال های اخیر متاسفانه دچار پریشانی شده است، به نظر می رسد طراحی شهری دراین شهر بایستی با حساسیت بیشتر و خیلی مطالعه شده تر عمل کند، گسترش شهر را کنترل کند، بافت تاریخی که شناسنامه شهر و وجه تمایز شهر است حفظ کند چرا که روسازی و نوسازی چندان برای یک شهر ثروت محسوب نمی شود. وقتی ما یک بافت یا یک معماری را حفظ می کنیم، درواقع یک فرهنگ را حفظ می کنیم. وقتی یک زورخانه حفظ می شود به واسطه آن فرهنگ پهلوانی هم حفظ می شود اگر زورخانه نابود شود، شما فرهنگ پهلوانی را بدون معماری زورخانه ای نمی توانید داشته باشید.»

مدیرکل اداره موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی ـ تاریخی در باره چگونگی ارتباط فرهنگ و گردشگری می گوید: «وقتی ما از فرهنگ نگهداری می کنیم درواقع ازهویت شهر نگهداری می کنیم. وقتی از هویت دفاع  می کنیم، از ارزش های پایدار مردم و شهر نگهداری می کنیم، این چیزی است که گردشگر دنبال می کند و هدف اصلی گردشگر است. این که یک جامعه با ویژگی های یادشده مورد مطالعه قرار می گیرد و توجه شود بسیار مهم است اگر این را از دست بدهیم، دیگر توجهی نمی¬شود در حالی که هویت با معماری و آثار مادی به جا مانده می تواند حفظ شود.»


کارگربا اشاره به برطرف کردن ترس و لرز بخش خصوصی برای ورود به مسئله موزه داری و مجموعه داری ادامه می دهد: «ما همه درخدمت بخش خصوصی هستیم درواقع برای بخش خصوصی  امتیازهای ویژه ای درنظر گرفتیم که برای یک مجموعه دار، مجموعه اش را ثبت کنیم و حمایت کنیم. درحفاظت، مرمت  و در معرفی کمک می کنیم. اگر موزه ایجاد کند کمک بلا عوض بدهیم درکنار موزه درآمد، بلیط فروشی، رستوران، فروشگاه  برگزاری نمایشگاه رانیز داشته باشد کمک های ما بلاعوض است و ما ترجیح می¬دهیم بخش خصوصی، مردم و نهادهای مستقل عمومی وارد عرصه شوند.»

روند طولانی ساخت موزه
مهندس علی مالمیر از روزی که درسمت مدیریت اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری  استان منتصب شده، مسئله کمبود موزه را دراستان همدان پیگیری می کند؛ چه دربخش خصوصی و چه دولتی. او این روزها درگیر ساماندهی تعیین تکلیف موزه منطقه ای همدان است.

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی استان همدان با اشاره به وضعیت موزه منطقه ای همدان می-گوید: «روند ساخت موزه منطقه ای غرب کشوردرهمدان طولانی شده و درسال های اخیر تغییراتی را شاهد بوده، مشاورعوض شده، این موزه دارای ابهاماتی بوده که هنوز به بهره برداری نرسیده است. به همین دلیل درخواست ما این بود که با حضور دکتر کارگر موزه تعیین تکلیف شود.»

او ادامه می دهد: «باید توجه داشته باشیم، موزه ای که زخمی شده باید تعیین تکلیف شود. مخزن آن حدود 80 درصد پیشرفت داشته و موزه هم آماده ساخت است اما باید تعیین تکلیف شود. هم مخزن برای ما مهم است هم موزه منطقه ای همدان که وضعیت خوبی ندارد.»

 مالمیر با اشاره به تامین اعتبار ساخت موزه می گوید: «جلسه ای که با استاندارداشتیم نتیجه این شد که موزه منطقه ای که اعتبارات ملی دارد به صورت ملی دنبال شود و دکتر کارگرنیز معتقدند این موزه باید از طریق اعتبارملی پیگیری شود و استانداری و استان برای ایجاد موزه هایی که ردیف ملی ندارند کمک کنند، درشهرستانها موزه ایجاد کند و از بودجه های استانی تامین شود استاندار هم قول داند کمک کنند.»

تقویت موزه داری خصوصی
 او درادامه با تاکید برگسترش موزه داری خصوصی در استان می گوید: «موزه های بخش خصوصی از جمله زورخانه «همه کسی» از اولویت های ما است، اداره کل موزه ها هم مشتاق است در تامین تجهیزات بخش خصوصی کمک کند حتی کمک بلاعوض خواهد داشت اما ابتدا باید بخش خصوصی وارد شود و ما هم ظرفیت کارشناسی را دراختیار خواهیم گذاشت.»

مالمیر در پایان می گوید: «موزه مشاغل، موزه دبیرستان ابن سینا و موزه زورخانه «همه کسی» را نهادهای دیگر ایجاد کرده اند ما دربخش خصوصی ظرفیت بسیاری داریم اما مشکل اصلی ما این است که فضای مناسبی نداریم.»
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/265137/%DA%A9%D9%84%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86


برچسب ها: تابناک ، میراث همدان ، محمدرضا کارگر ، موزه منطقه ای همدان ،

سه شنبه 22 تیر 1395

لوطی‌گری در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

لوطی‌گری در صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
لوطی‌گری در صحنه
محمدجواد کبودراهنگی، یکی از کارگردان‌های باسابقه تئا‌تر، نمایش «واگویه‌های گندابی» را روی صحنه می‌برد. «واگویه‌های گندابی» آخرین اثر این کارگردان همدانی است که نمایشنامه آن را نیز خودش نوشته است...
1395/04/22
محمدجواد کبودراهنگی، یکی از کارگردان‌های باسابقه تئا‌تر، نمایش «واگویه‌های گندابی» را روی صحنه می‌برد. «واگویه‌های گندابی» آخرین اثر این کارگردان همدانی است که نمایشنامه آن را نیز خودش نوشته است. او این روز‌ها با گروه ۲۰ نفره در حال تمرین این نمایش است که از اواخر تیرماه در سینماتئا‌تر الوند (فلسطین) روی صحنه خواهد رفت. نمایش واگویه‌های گندابی که به زندگی «علی گندابی»، لوطی دوره قاجاریه در همدان، می‌پردازد بهانه‌ای شد تا با محمدجواد کبودراهنگی گفت‌وگو کنیم.
  • از متن نمایش شروع کنیم؛ نوشتن نمایشنامه چه روندی را طی کرد؟
نمایشنامه «واگویه‌های گندابی» اولین متن یا اولین نمایشنامه‌ای است که من نوشته‌ام. درواقع اولین تجربه من در نمایشنامه‌نویسی محسوب می‌شود. پایه و اساس تحقیقات من برای نوشتن این نمایشنامه تاریخ شفاهی و تحقیقات میدانی بود. از چند کتاب نیز استفاده کردم. کتاب‌هایی که مطالب کوتاهی داشتند یا اینکه از گندابی نام برده بودند.
  • چقدر به زندگی واقعی این شخصیت در نمایشنامه وفادار بودید؟
تناقض در گفتار زیاد بود؛ اما از آنجا که منظور من نوشتن درام بود و کار دراماتیک انجام می‌دهم مواردی را نادیده گرفتم یا به قصه اضافه کردم. قصه با تخیل سر و کار دارد. تمام هدف ما این بود که شخصیت علی گندابی را نمود ببخشیم و برجسته کنیم.
  • چه وجه از زندگی او شما را به نوشتن این کار ترغیب کرد؟
علی گندابی یک شخصیت لوطی همدانی بوده، اما مهم‌ترین ویژگی او تحولی است که در دوره‌ای از زندگی‌اش رخ می‌دهد و چگونگی این تحول و اتفاق‌های بعدی در زندگی او مهم است که باعث شده این شخصیت شنیدنی و دیدنی شود. من حس کردم این کار را روی صحنه بیاورم. پیش‌تر قصه زندگی او در پای منابر و سخنرانی‌های مذهبی شنیده شده بود. فکر کردم می‌توان از طریق نمایش به آن پرداخت و پس از تحقیقات میدانی کار نوشتن را شروع کردم. عاملی که باعث شد این نمایش را کار کنم اصرار زنده‌یاد علی‌اکبر محمودی‌وثاق بود که بسیار دوست داشت این کار را اجرا کنم و قرار بود خودش نقش گندابی را بازی کند. محمودی‌وثاق منابع خوبی درباره گندابی داشت که متأسفانه پس از مرگش آن‌ها را از دست دادیم. اما به سفارش او عمل کردم و نمایش را نوشتم و ادامه دادم. ما دِینی داریم که باید افراد شاخص استان را معرفی کنیم. به نظرم در منطقه خودمان به این موضوع کم پرداخته‌ایم. شخصیت‌های بزرگی در همدان داریم که می‌توانند در قالب داستان، نمایش و فیلم مطرح شوند. امیدوارم دوستان ورود پیدا کنند و این اتفاق بیفتد.
  • درباره خانواده گندابی هم نشانی یافتید یا از آن‌ها هم استفاده کردید؟
از خانواده او کسی را پیدا نکردم؛ البته شنیدم خواهرش در شهر بروجرد است اما نشانی از او پیدا نکردم. بیشتر از طریق گفت‌وگوهای شفاهی با افراد قدیمی به ویژه پیشکسوت‌های ورزش باستانی بهره بردم.
  • آیا از گویش همدانی هم استفاده کرده‌اید؟
نمایشنامه را به گویش همدانی نوشتم. شخصیت اصلی هم همدانی است و قصه در همدان می‌گذرد. در نتیجه یک نمایش کاملا بومی است البته با مایه‌های دینی که می‌توان گفت نمایش دینی است.
  • برداشت من از نمایش این است که به نوعی به لمپنی و لوطی‌گری مشروعیت می‌دهد. شما به چنین برداشتی قائل هستید؟
من به دنبال دفاع از لوطی‌ها و لمپن‌ها نیستم؛ اما باید توجه داشت که لوطی را باید لوطی نشان داد. اگر آن‌طور که هست نشان داده نشود نمی‌توانیم تأثیراتش را درست ببینیم. شخصیت گندابی، دوستانش و آن فضا را باید نشان دهیم تا بتوانیم کار قابل قبولی را به تماشاگر ارائه دهیم.
  • در دوران قاجار و پهلوی اول ورزش باستانی خیلی برجسته بود. در این نمایش چقدر به شخصیت‌های این ورزش پرداخته‌اید؟
در خصوص پهلوانان همدانی، فقط در چند مورد از جمله پهلوان علی‌میرزا همدانی نام برده‌ایم. شاید افراد زیادی بودند اما آن ویژگی مورد نظر ما را نداشتند. از علی گندابی پهلوان‌تر و جاهل‌تر بسیار داشته‌ایم؛ اما ویژگی شخصیتی و دگرگونی مثبتی را که در زندگی او رخ داد، در موارد دیگر نمی‌بینیم.
  • شما در این کار بازی می‌کنید‌؟
خیلی دوست داشتم در این کار بازی کنم اما به دلیل حجم کار نتوانستم. تعداد بازیگران زیاد است. حدود ۲۰ بازیگر در ۱۲صحنه بازی می‌کنند و زمان آن ۹۰ دقیقه و طولانی است.
  • موسیقی نمایش از کیست؟
موسیقی نمایش را از آثار بزرگان انتخاب کرده‌ام و کنار هم قرار داده‌ام. حتی از صدای زنده‌یاد «ناصر مهرورز»، خواننده صاحب‌نام، استفاده کرده‌ام. در این نمایش سعی کردم از شعار پرهیز کنم. فضای نمایش همدانی باشد، آواز همدانی، جغرافیای همدان، گویش بومی و افراد همدانی را دخیل کردم و باید اعتراف کنم یکی از کارهای دشواری است که من انجام داده‌ام.
  • دشواری آن در چیست؟
تعداد بازیگران و عوامل زیاد است. حجم کار بزرگ است. حتی می‌خواستم موسیقی زنده داشته باشیم که فکر کردم سنگین‌تر خواهد شد و جمع کردن آن زمان‌بر است.
  • نمایش در کدام سالن اجرا خواهد شد؟
در سالن سینماتئاتر الوند (فلسطین) اجرا خواهد شد که اولین اجرای جدی در این سالن پس از افتتاح آن است. امیدواریم هم سالن معرفی شود و هم تماشاگر به این سالن بیاید و ما اجرای خوبی را ارائه کنیم. حدود ۱۵ اجرا خواهیم داشت. در زمان اجرا باید سینما تعطیل شود و این خود مشکلی است.
  • طراحی صحنه را چه کسی بر عهده دارد؟
به طور کلی صحنه سینما مناسب اجرا نیست و جای حرکت و اجرای زیاد ندارد. چون قبل و بعد از اجرا، فیلم نمایش داده می‌شود پس مجبور بودیم از موادی که ساده‌تر جابه‌جا شوند استفاده کنیم. دکور را جمع کنیم و بتوانیم در جاهای دیگر هم استفاده کنیم. با همکاری عوامل صحنه دکور ساده‌ای تهیه کرده‌ایم.
  • نقش علی گندابی را چه کسی بازی می‌کند؟
سهراب نیک‌فرجاد هم نقش علی گندابی را بازی می‌کند، هم مشاور من در زمینه کارگردانی و نویسندگی بودند. درواقع نوشتن متن نمایشنامه را مدیون سهراب نیک‌فرجاد هستم.
  • با توجه به بومی‌بودن قصه، گویش و بازیگران، پیش‌بینی شما از استقبال کار چیست؟
افراد از اصناف و اقشار خاصی هم نسل قدیم و هم نسل جدید علاقه‌مند به علی گندابی هستند و فکر می‌کنم از کار استقبال کنند. شخصیت جذابی است و مردم نسبت به او یک ذهنیت خاص دارند و دنبال شناخت او هستند.
 جالب است که بیشتر مردم او را می‌شناسند و به ویژه سال‌های اخیر در فضای مجازی بسیار به او توجه شده است.
  • نمایش از چه تاریخی اجرا می‌شود؟
تلاش ما این است که برای ۲۶ تیرماه اجرا را آغاز کنیم اما نهایتا از اول مردادماه اجرای نمایش آغاز خواهد شد.

   بازی نقش علی گندابی
سهراب نیک‌فرجاد، کارگردان و بازیگر همدانی، این بار در کنار محمدجواد کبودراهنگی در نقش یک لوطی ظاهر می‌شود. سهراب نیک‌فرجاد با اشاره به اهمیت شخصیت علی گندابی به همشهری می‌گوید: گاهی وقت‌ها به قهرمان‌های منطقه‌ای یا قومی توجه چندانی نمی‌شود؛ در حالی که بسیار تأثیرگذارند و به دلیل تحولی که در زندگی دچار می‌شوند سرنوشت تأثیرگذاری پیدا می‌کنند. علی گندابی از جمله این افراد است؛ اما چون شخصیت برجسته‌ای نبوده، به او پرداخته نشده است. وی می‌افزاید: تحولی که در زندگی آدمی در حد علی گندابی اتفاق می‌افتد بسیار مهم است. او فرد لات یا لوطی بوده که می‌توانسته با گردن‌کلفتی بخشی از شهر را کنترل کند. زمان زندگی او اوایل دوره رضاشاه، اوج لوطی‌گری و به قول معروف لات‌بازی بوده. او نه یک اسطوره و نه یک قهرمان است. بلکه در حد یک لوطی می‌توان از او نام برد که مانند خیلی از جاهل‌های آن دوره اگر در طول سال مرتکب خلاف می‌شدند در ماه‌های محرم، صفر و رمضان خلاف نمی‌کردند و حتی کمک و دستگیری از محرومان هم می‌کردند. نیک‌فرجاد ادامه می‌دهد: علی گندابی یک خصیصه دیگری هم داشته که نسبت به دیگران برجسته‌تر است. در دوره جوانی او روس‌ها وارد خاک ایران شده بودند و تعدی، ظلم، ستم و تجاوز زیادی در شهر می‌کردند. او در زمان ورود روس‌ها اسلحه به دست می‌گیرد و با روس‌ها می‌جنگد.  این بازیگر ادامه می‌دهد: آما آنچه او را برجسته‌تر از دیگر لوطی‌ها می‌کند تحولی است که تا آخر عمر پیدا می‌کند.
در شبی از شب‌های سال با دوستانش در کنار دروازه شهر در حال مستی بودند که به شیخ‌حسن روضه‌خوان بر می‌خورد. شیخ به آن‌ها می‌گوید لااقل حرمت محرم را نگه می‌داشتید و در شب اول محرم مست نمی‌شدید. آنجاست که گندابی متوجه می‌شود دچار گناهی بزرگ شده و متوجه آمدن ماه محرم نشده است. قسم می‌خورد و از شیخ می‌خواهد برای آن‌ها روضه بخواند و تحت تأثیر قرار می‌گیرد.‌‌ همان کار و احساس گناه باعث می‌شود ترک دیار کند. به نجف می‌رود و مجاور می‌شود.
در آنجا نیز بعد از سال‌ها از دنیا می‌رود. این دگرگونی در نجف به قدری بوده که از او یک شخصیت متفاوت می‌سازد و به یک فرد معتمد، انسان خداجو و معتقدی که همه مردم به او اعتماد داشتند تبدیل می‌شود. نیک‌فرجاد با اشاره به علت پذیرفتن نقش علی گندابی در این نمایش می‌گوید: باور من این است که بازیگر باید بتواند هر نقشی را بازی کند. حال اینکه گاهی با فیزیک، جسم، قد و قواره هماهنگ نباشد موضوع دیگری است اما توانایی را نباید نادیده گرفت. هرچند من هر نقشی را نمی‌پذیرم و بازی نمی‌کنم، از آنجا که گندابی یک شخصیت همدانی و انسانی عیارگونه بوده برای من جالب بود که نقش او را بازی کنم. این هنرمند همدانی ادامه می‌دهد: گندابی به لحاظ شخصیت‌پردازی بسیار خاص است و بومی بودن شخصیت او هم برای من جالب بود.
 امیدوارم تماشاگران نیز در کنار لذت بردن از کار از انسانی که کارهای بد و زشت بسیاری داشته اما داشتن قلب مملو از ایمان و انسانیت توانسته او را دگرگون کند تأثیر بپذیرند.
گفتنی است به غیر از سهراب نیک‌فرجاد، سیدمهرداد کاووسی‌حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی‌نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبر اسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند. نیما بیگلریان به عنوان مدیر تولید، نگار فیروزی منشی صحنه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را بر عهده دارند. تهیه‌کننده نمایش حوزه هنری است و به زودی توسط گروه نمایش بوعلی به روی صحنه خواهد رفت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%84%D9%88%D8%B7%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 20 تیر 1395

تئاتر؛ از اصفهان تا همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،هنر ،

تئاتر؛ از اصفهان تا همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تئاتر؛ از اصفهان تا همدان
سال 1350 «رضا کشانی» به عنوان نخستین کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر همدان وارد این شهر می شود و مدت 7 سال به آموزش هنر تئاتر در استان همدان مشغول می شود...
1395/04/20
  سال 1350 «رضا کشانی» به عنوان نخستین کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر همدان وارد این شهر می شود و مدت 7 سال به آموزش هنر تئاتر در استان همدان مشغول می شود. حاصل کار وی آشنا شدن و آموزش علاقه‌مندان و هنرمندان هنر نمایش همدان با تئاتر مدرن بود، به طوری که بیشتر شاگردان او امروز افراد موفقی در تئاتر همدان و کشور به شمار می آیند. یکی از شاگردان رضا کشانی برادر او «اکبر کشانی» است که سال های نوجوانی  خود را همراه برادرش در همدان  به بازیگری در تئاتر گذراند. وی امروز در شاهین شهر اصفهان به آموزش و کارگردانی تئاتر مشغول است. اکبر کشانی در گفت و گو با همشهری از خاطرات حضورش در همدان می گوید.
  • چگونه وارد عرصه نمایش شدید؟
وارد شدن من به عرصه تئاتر داستان خاصی دارد. برادر من «رضا کشانی» جزو 11 نفری بود که به  عنوان اولین کارشناسان تئاتر وارد شهرستان ها شدند. من هم چون پدر نداشتم و با برادرم زندگی می‌کردم با او از اصفهان به همدان رفتم.
  • در همدان با تئاتر آشنا شدید؟
من در  همدان مدرسه می رفتم و آن زمان لهجه بسیار شدید اصفهانی داشتم. در مدرسه  کسی را نمی‌شناختم. روزی دبیر تاریخ مرا به پای تخته دعوت کرد و درسی را پرسید، من در حالی که پاسخ می دادم متوجه شدم همه همکلاسی ها به من می خندند. آن زمان بسیار خجالتی بودم و شرایط بدی داشتم. ادامه ندادم و آقای معلم نمره 7 را برایم در نظر گرفت. دفعه های بعد هر بار سوال کرد گفتم بلد نیستم و با نمرات صفری که گرفتم آن سال مردود شدم. وقتی برادرم علت را پرسید و من واقعیت را گفتم مرا وارد تئاتر کرد.سال 50 یک دوره 6 ماهه بازیگری در فرهنگ و هنر نزد برادرم گذراندم و سال 52 نیز به استخدام فرهنگ و هنر آن  زمان درآمدم.
  • درس را چگونه ادامه دادید؟
جالب است سال بعد که به مدرسه رفتم دیگر خجالت نمی کشیدم و هر بار معلم سوال می‌پرسید این بار با لهجه همدانی پاسخ می دادم. همزمان از سال 1352به صورت حق الزحمه در اداره فرهنگ و هنر استخدام شدم و تا زمانی که در همدان بودم این روند ادامه داشت. پس از اتمام دوران دبیرستان وارد دانشسرای مقدماتی تربیت معلم شدم که در خیابان کمال بود و سال 57 به خدمت سربازی رفتم.
  • آن زمان وضعیت تئاتر همدان چگونه بود؟
نمایش های متعددی در همدان بازی کردم. صحنه های همدان با شرایط آن زمان بسیار خوب بود. 8 سالی که من با دوستان همدانی کار می کردم بهترین دوران زندگی من بود و همدان یکی از شهرهای بسیار خوب است. سطح معلومات عمومی دوستان تئاتری همدان بسیار خوب بود. آن زمان کلاس های آموزش بازیگری اولین بار بود که در همدان برگزار می شد. خیلی از بازیگران جدید در کنار هنرمندان قدیمی از این کلاس ها استقبال کردند و گروه های تئاتری در سطح شهر به صورت علمی شکل گرفت.
  • شیوه کار در این کلاس‌ها چگونه بود؟
رضا کشانی در کار بسیار جدی بود و هنوز هم جدی است. او از نظر علمی جزو انگشت‌شمارهای کشور است. جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را خوب می داند و علم تئاتر را می شناسد. به همین دلیل توانست در همدان حتی کسانی که ابتدا با او مقابله می کردند را با داشته های علمی مجاب و به کلاس ها دعوت کند. بهترین دوستان خانوادگی ما تئاتری های همدان هستند و من لذت می برم وقتی اسم آنها را می شنوم چون همه آن ها به جاه و مقام دراین رشته هنری رسیده اند. احمد بیگلریان، مهدی چایانی، صادق آشور پور و بسیاری دیگر را می توانم نام ببرم.
  • تئاتر در شهرستان ها چه وضعی داشت؟
برادرم یک دوره نقالی برای ما گذاشته بود که من، مهدی چایانی و قاسم زارع زاغه در این کلاس ها شرکت کردیم. معمولا به شهرهای اطراف همدان مانند تویسرکان، ملایر، نهاوند و مریانج می رفتیم و گاه در فضای باز یا در قهوه‌خانه ها نقالی می کردیم. برای مثال در نهاوند در یک میدان که درخت تنومندی هم داشت نقالی می کردیم.
  • ارتباط با خارج از استان چگونه بود؟
سفرهای خیلی خوبی داشتیم. یک سال به شهرهای شمال می رفتیم و کار اجرا می کردیم و سال دیگر به جنوب یا اصفهان می رفتیم و تئاتر کار می کردیم. با نمایش های مختلف در شهرهای مختلف حضور داشتیم. نمایش«تندر» و نمایش «آل» یک فضای خاصی داشت. سوژه، فضا و اجرا تفاوت می کرد. هم اجرای همدان داشتیم هم شهرستان ها که شهرستان ها بهتر بود. گاهی از طرف همدان به تبریز می رفتیم. وضعیت نمایش تبریز بسیار خوب بود. وقتی در آن شهر کار اجرا می کردیم و آنها نقد می کردند ما خودمان را باور می کردیم و احساس می کردیم رشد کرده‌ایم. در تئاتر باید از منتقدان و تماشاگر حس بگیری تا بتوانی خود را باور کنی.
  • اولین بار در چه نمایشی بازی کردید؟
اولین باری که من به روی صحنه رفتم نمایش «افعی طلایی» نوشته علی نصیریان به کارگردانی رضا کشانی در سال 50 بود. من نقش یک تماشاچی دور معرکه را داشتم که مهدی چایانی نقش نقال را داشت و نظام صالحی مرشد و علیرضا بیداریان نقش پهلوان داشت. در این اجرا بازی های در سکوت من شرایطی پیش آورد که برادرم از بازی من خوشش آمد. یکباره نمایش مستاجر پرویز صیاد را کار کرد که من نقش پسر بچه ای به نام رضی را داشتم و نقش مهمی بود. در این کار هم با آقایان حسن مهتابی، علیرضا بیداریان و احمد بیگلریان بازی می کردیم.
  • از اتفاق های بزرگ در تئاتر آن دوران بگویید؟
یک کار بزرگی که رضا کشانی در  همدان انجام داد این بود که برای نویسندگان معاصر همایش هایی گذاشت و همه نمایش های یک نویسنده را برای اجرا به کارگردانان پیشنهاد داد. اولین کسی که همه نمایش هایش در این همایش اجرا شد علی نصیریان بود و تمامی نمایش‌های آقای نصیریان را کار کردند.
  • شما هم نقش داشتید؟
در نمایش «بلبل سرگشته» من نقش بابا را داشتم هرچند ریش و سبیل نداشتم. در نمایش «رویا» نقش سوپور،نمایش
 «لونه شغال» نقش ولی و در«پهلوان‌کچل» نقش جوان خوش پوش را داشتم. رضا کشانی نمایشی با عنوان «اسکندر و آریو برزن» را کار کرد که بسیار عظیم بود و در کوه های گنجنامه با بیش از 100نفر بازیگر اجرا می شد. از آن زمان آرام آرام تئاتر دائمی همدان شکل گرفت و تماشاگر خود را پیدا کرد.
  • در همدان چه نقشی را دوست داشتید بازی کنید که نکردید؟
هرچه در تئاتر می خواستم به دست بیاورم در همدان به دست آوردم. نمایشی به نام «تندر» بود که با آقای «مسعود احمدی» بازی می کردیم. در این  نمایش فضا و جنس بازی را دوست داشتم چون متفاوت بود و یا «ریل» و «مسافر» محمود دولت آبادی که شخصیت لمپنی داشتم را  بسیار دوست داشتم. در نمایش «شاهسون ها» من 2 نقش بازی می کردم که 2 برادر دوقلو یکی یاغی و یکی قهوه‌چی بود. بازی ها متفاوت بود؛ مثلا در یکی نقش پیرمرد بودم یکی جوان یا نقش قدیسین را که در نمایش «آدم و حوا» داشتم عالی بود.
  • نقش زنان را چه کسانی بازی می کردند؟
مرحوم دکتر ایراندخت میرهادی یکی از هنرمندان خوب همدان بود و من کنار ایشان بسیار یاد می گرفتم. دکتر میرهادی هنرمند، نویسنده و شاعری توانا بود و تا آخرین لحظه در کنار برادرم رضا کشانی ماند.
  • چه چیزی از مرحوم میرهادی آموختید؟
چیزی که از خانم دکتر میرهادی آموختم این بود که ظواهر نمی تواند اصل باشد و هرچه هست در درون هر انسان است. به همین دلیل به ظاهر توجه نمی‌کرد. در طبابت نیز یار محرومان بود. میرهادی در تئاتر بازیگری بود که براساس آموزه های کارگردان نقش می‌پذیرفت، استعداد بسیار بالایی داشت و باسواد بود. اگر یک جمله بخواهم از میرهادی بگویم ، اینکه او یک انسان واقعی چند بعدی بود. آدم های مختلفی را زیر بال و پر خود می گرفت و کودکانی که نقص عضو داشتند را نگهداری می کرد.
  • از خاطراتتان بیشتر بگویید؟
خاطره ای در کنار آقای «مسعود احمدی» داشتم. یک صحنه ای بود که من باید از آب می‌گذشتم، احمدی می‌ماند و با عوامل می‌جنگید. نقطه کوری را باید به مسعود احمدی نشان می دادم و می‌گذشتم. از من پرسید می دانی نقطه کور کجاست؟ من خواستم با دست آن را نشان دهم  که دستم به شدت به صورت مسعود احمدی خورد و او گفت: «نقطه کور در گوش من نیست جلوتر است».
یک بار هم نقش یک بازیگر ملایری را گرفتم و او بسیار ناراحت شد. پس از 40 سال در یک جشنواره داور بود و وقتی روی صحنه رفت، گفت:  این آقای کشانی حق مرا خورده و حالا من تلافی می‌کنم و تلافی کرد.
  • هیچوقت رضا کشانی هنگام کار از شما نمی رنجید؟
برادرم احساس کرده بود من مغرور شده ام. زمانی بود که «لونه شغال» را کار می کردند ومن یک پارچ آب در دست داشتم. هر وقت بازیگران تشنه بودند یک لیوان آب می دادم. مهدی چایانی نقش یوزباشی را داشت.  یک روز آهسته به برادرم گفتم امکان دارد من نقش یوزباشی را تست بدهم؟ با خنده تمسخرآمیزی به دوستان گفت: «ببینید اکبر چه می گوید» بعد به من گفت برو ببینیم چه می‌کنی؛ من وقتی بازی کردم مهدی چایانی گفت این نقش حق اکبر هست اما باز برادرم نپذیرفت و نقش «ولی» را به من داد. بعد از آن، نقش پیرمردها را به من می داد. در «بلبل سرگشته» هم پیرمرد بودم.
  • از هنرمندان همدانی که دیگر در بین ما نیستند بگویید؟
با زنده‌یاد احمد لباسی دو، سه کار انجام دادیم. بسیار بازیگر خوبی بود، با عباس نفری همکاری داشتم. نمایش «تیاله» و «مستاجر» را با هم کار کردیم. بدون اغراق بچه های تئاتر همدان دوست داشتنی هستند و من زندگی خوبی در همدان داشتم. با زنده‌یاد پرویز چهاردولی دوست صمیمی بودیم و نمایشی را برای سپاهی دانش بازی کردیم. او از خبرنگاران خوب بود یادشان گرامی.
  • وقتی به اصفهان آمدید، تفاوت کار دراصفهان با همدان چگونه بود؟
من هرچه آموختم در همدان آموختم. بعد از انقلاب به اصفهان آمدم. در اصفهان شرایط با همدان تفاوت داشت. هنرمندان بیشتر بودند و جو سنگین تر و بزرگتر بود. در این شرایط جنگیدن خیلی سخت است. در همدان نیازی به جنگیدن نبود، همه چیز روال عادی داشت اما در اصفهان باید می جنگیدیم.
  • در اصفهان چه فعالیت‌هایی انجام می دهید؟
عضو گروه «پژوهش» هستم و خودم گروه تئاتر «سها» را دارم. تعداد زیادی از هنرمندان شاهین شهر شاگردان من بودند و من هرآنچه از برادرم آموخته بودم را اینجا ارائه کردم.
  • نمایشنامه‌نویسی را دنبال می کنید؟
خودم را نمایشنامه نویس نمی دانم اما آنچه نوشته ام کاملا حسی بوده مانند نمایش «هویت مجهول» که درباره مادر است یا «تراژدی نقالی» را براساس شاهنامه نوشته‌ام. تا کنون حدود 30 نمایش نوشته ام. یک نویسنده اگر دوران تخصصی درتئاتر را گذرانده باشد بهتر می تواند نمایشنامه بنویسد.
  • کدام را بیشتر دوست دارید؟
هویت مجهول را بسیار دوست دارم. نمایشی نوشته ام به اسم «تار و پرنده» که آن را براساس ارتباطم با «سیاوش دیهیمی» که استاد روان‌شناسی من در دانشسرا بود نوشته ام. لحظاتی که صدای تارش را در خانه فرهنگ می شنیدم حس خوبی می گرفتم. این نمایش را براساس این دیدارها نوشته ام.
  • در حوزه کارگردانی چطور، کار خارجی هم دارید؟
کارگردانی 150 نمایش را بر عهده داشته ام. در همدان تنها نمایش «آنکه گفت آری و آنکه گفت نه» را کار کردم.در مورد نمایش خارجی نیز «خواستگاری» چخوف را داشتم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، رضا کشانی ، اکبر کشانی ، تئاتر اصفهان ،

یکشنبه 13 تیر 1395

نخبگان دور از همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

نخبگان دور از همدان

نویسنده: حسین زندی
نخبگان دور از همدان
بنیاد نخبگان استان همدان از سال ۱۳۹۱ آغاز به کار کرد؛ اما فعالیت‌های اصلی آن به صورت ملموس با آمدن دکتر غلامحسین مجذوبی شروع شده است. مجذوبی، که از اردیبهشت سال گذشته ریاست بنیاد نخبگان همدان را برعهده دارد، در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌های این نهاد و چگونگی حمایت از استعدادهای بر‌تر می‌گوید.
1395/04/13
  • بنیاد ملی نحبگان در همه استان‌ها فعال است؟
بنیاد ملی نخبگان در ۸ پهنه ساماندهی شده است که استان‌های لرستان، ایلام، کرمانشاه به مرکزیت همدان در پهنه غرب کشور است. بنیاد ملی نخبگان به صورت هیأت ‌امنایی اداره می‌شود که مسئولان رده بالای کشور عضو آن هستند و معاون فناوری اطلاعات نهاد ریاست جمهوری رئیس هیأت ‌امناست.
  • بودجه بنیاد از چه راهی تأمین می‌شود؟
بودجه اصلی از طرف دولت تأمین می‌شود؛ اما طبق اساسنامه باید بخش قابل توجهی از بودجه از طریق منابع استانی و خیران تأمین شود.
  • بنیاد در چه حوزه‌هایی فعالیت می‌کند؟
بنیاد نخبگان استانی ۴ وظیفه دارد که اصلی‌ترین وظیفه، شناسایی استعدادهای بر‌تر است؛ به طور مثال در آموزش و پرورش این شناسایی در قالب طرح «شهاب» که مخفف «شناسایی و هدایت دانش‌آموزان استعدادهای بر‌تر» است، انجام می‌پذیرد. مجری این طرح آموزش و پرورش است که با نظارت بنیاد فعالیت می‌کند و سیاست‌گذاری توسط یک ستاد اجرایی انجام می‌شود. همچنین برگزیدگان جشنواره‌های مختلف از جمله خوارزمی، فارابی، جابربن‌ حیان و جشنواره رویش زاگرس در غرب کشور نیز به عنوان استعداد بر‌تر شناخته می‌شوند. وقتی دانشجویان در دانشگاه‌ها رتبه کسب می‌کنند، دارای مدارج علمی و پژوهشی هستند، در یکی از مقاطع ارشد و دکترا با رتبه بالا پذیرفته می‌شوند. کسانی که در المپیادهای بین‌المللی کشوری و دانشجویی مقام کسب کنند یا در آزمون‌های سراسری رتبه‌های بالا داشته باشند بنیاد برگزیدگان را به عنوان استعداد بر‌تر می‌پذیرد؛ همچنین استادان دانشگاه نیز از طریق فرآیند استاد شامخ شناسایی می‌شوند.
  • به جز شناسایی استعدادهای بر‌تر چه وظیفه‌ای دارید؟
وظیفه دوم بنیاد، نخبه‌پروری است. بعد از شناسایی، حمایت از استعداد بر‌تر وظیفه ماست. آیین‌نامه‌های زیادی در این زمینه داریم؛ به طور مثال کسانی که مشمول سربازنخبگی هستند. استعداد‌های برتری که کارهای پژوهشی معتبر دارند به جای سربازی طرح‌های پژوهشی برای نهادهای مختلف انجام می‌دهند. دانشجویانی که مراتب بالا در کارهای پژوهشی دارند و استعداد بر‌تر به شمار می‌روند، می‌توانند در یک فرآیند رقابتی وارد شوند که تسهیلاتی در اختیار آنان قرار می‌گیرد. پول پایان‌نامه، هزینه شرکت در کنفرانس‌ها، یک مقرری و وام ازدواج به آنان پرداخت می‌شود.
  • در زمینه بورسیه دانشجویی هم وارد می‌شوید؟
بله در بورس شهید احدی، دانشجویان استعداد بر‌تر بدون آزمون در یک مقطع بالا‌تر تحصیل می‌کنند.
  • وظایف سوم و چهارم بنیاد چیست؟
سومین وظیفه نخبه‌گزینی است. بعد از شناسایی و مورد حمایت قرار گرفتن، از بین آن‌ها افراد موفق انتخاب و معرفی می‌شوند. آخرین مورد نخبه‌گماری است که پس از شناسایی پرورش و گزینش افراد را در اولویت جذب قرار می‌دهیم؛ یعنی فرصتی برای اشتغال آن‌ها در نظر می‌گیریم. در این مورد آیین‌نامه شهید کاظم آشتیانی را برای جذب نخبگان به‌ عنوان استاد در دانشگاه‌ها داریم که ما به دانشگاه‌ها معرفی می‌کنیم. آیین‌نامه شهید تهرانی نیز جذب نخبگان در شرکت‌های دانش‌بنیان را پیگیری می‌کند و بنیاد تا ۲ سال حقوق آنان را می‌‌پردازد.
  • از اصطلاح استعداد بر‌تر زیاد استفاده می‌کنید. تفاوت آن با نخبه چیست؟
۲ کلمه داریم که بسیار مهم است: «نخبه» و «استعداد بر‌تر». ما نمی‌توانیم به همه کسانی که استعداد دارند نخبه بگوییم. نخبه فردی است که استعداد بر‌تری دارد، به مرور زمان استعداد او شکوفا شده، در جامعه نمود پیدا کرده، تأثیر زیادی داشته، منشأ خدمات علمی بسیار خوبی بوده و سابقه کار نیز داشته باشد. آن‌هایی که دانش‌آموز و دانشجو هستند، در جشنواره‌‌ها برنده می‌شوند و در المپیاد‌ها رتبه می‌آورند، استعداد بر‌تر به شمار می‌آیند. شرط نخبگی استعداد بر‌تر است اما هر استعداد برتری نخبه نیست؛ مثلا ما فردی مانند علامه طباطبایی را نخبه می‌گوییم.
  • این تلقی چه حوزه‌هایی را شامل می‌شود؟
در تمام حوزه‌ها از جمله هنر؛ به طور مثال خانم تارا پیراینده، نوازنده نوجوان تار که بسیار هم موفق است، یک استعداد بر‌تر است اما استاد حسین علیزاده در حوزه موسیقی از نظر بنیاد یک نخبه است.
  • بنیاد به نخبگان نشان خاصی اعطا می‌کند؟
نخبگی فرآیند دائمی نیست. هر سال باید این فرآیند آزمایش شود. ممکن است یک نفر که رتبه کنکور بسیار بالایی دارد در فرآیند تحصیل گم شود یا بالعکس شخصی در مقاطع دکترا شکوفا شود. برای اینکه پویایی حفظ شود همیشه این نظارت وجود دارد و هرکس این فرصت را دارد که به عنوان استعداد بر‌تر خود را نشان دهد.
  • برای شناسایی شما به نخبه‌ها مراجعه می‌کنید یا آنان به بنیاد می‌آیند؟
هر ۲ صورت وجود دارد. ما فراخوان می‌دهیم و دعوت می‌کنیم؛ به طور مثال در جشنواره‌های دانشجویی آیین‌نامه‌ها را برای دانشجویان اعلام می‌کنیم و کسانی که می‌خواهند در این فرآیند شرکت کنند، از طریق سایت ثریا ثبت‌نام می‌کنند و وارد می‌شوند. سال گذشته ۷ نفر از دانشجویان بورس حمایتی بنیاد را استفاده کردند و در واقع جایزه دانشجویی گرفتند.
  • وضعیت نخبگان در همدان چگونه است؟
زمینه‌های مختلفی دارند. اول باید طبق آیین‌نامه‌ها مشخص شود در گروه استعدادهای بر‌تر قرار می‌گیرند یا نه. سپس بعضی‌ها به صورت معمول وارد پروسه‌های استعدادهای بر‌تر می‌‌شوند. عده دیگری از طریق جشنواره‌ها یا به عنوان مخترع شناخته می‌شوند یا حتی کسانی که سواد آکادمیک ندارند و در مسابقات ملی مهارت رتبه می‌آورند انتخاب می‌شوند. اگر در این زمینه تمامی حرفه‌ها از قبیل بنایی تا صافکاری رتبه بیاورند جایزه می‌دهیم. سال گذشته یک نفر در آجرچینی مقام آورد که جزو استعدادهای بر‌تر به شمار آوردیم.
  • چه تعداد نخبه در استان شناسایی شده است؟
مجموعا ۶۰۰ نفر در این بنیاد عضو هستند که ۳۰۰ نفر طبق آیین‌نامه‌های بنیاد استعداد بر‌تر هستند. ۲۵۰ نفر مخترع داریم و حدود ۶۰ نفر در جشنواره‌ها مقام کسب کرده‌اند. نخبه‌ها هم بسیار کم هستند. سال گذشته فقط یک نفر (پروفسور محمدعلی زلفی‌گل، شیمیدان و رئیس سابق دانشگاه بوعلی سینا) به عنوان نخبه معرفی شد.
  • چه تعداد از این افراد در همدان حضور دارند؟
بیشتر مخترع‌ها در همدان حضور دارند؛ همچنین برترین‌های جشنواره‌ها در همدان هستند اما از ۳۰۰ نفر استعداد بر‌تر فقط۱۰درصد در همدان حضور دارند و بقیه مهاجرت کرده‌اند.
  • علت مهاجرت چیست؟
چون رتبه‌های خوب کنکور را داشتند در دانشگاه‌های بر‌تر قبول شده‌اند و از همدان رفته‌اند؛ برای مثال امسال ۹ نفر استعداد بر‌تر از طریق کنکور شناسایی کردیم که هر ۹ نفر از همدان رفته‌اند. طبیعتا آنجا ادامه تحصیل می‌دهند یا برنمی‌گردند یا حتی به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند. برگشت نخبه‌ها به استان بسیار کند است.
  • نخبه‌ها سرمایه‌های انسانی هستند. برای حفظ آن‌ها در استان چه باید کرد؟
باید زمینه‌های کار و زمینه‌های اجتماعی برای آنان فراهم شود. باید احساس کنند در استان جایگاهی دارند و مورد تکریم قرار گیرند. این موضوع در حرف زدن امکان‌پذیر نیست. تکریم واقعی نخبه این است که کارهای استان را به آنان واگذار کنند. با جایزه دادن درمراسم‌‌ها و تبلیغ در رسانه‌ها نمی‌شود تکریم کرد. تکریم نخبه‌ها یعنی سپردن کار به نخبه‌ها.
  • چه کارهایی باید به آنان سپرده شود؟
طبیعتا یکی از جاهایی که نخبه‌ها می‌توانند مفید باشند محیط‌های دانشگاهی و آموزشی است. باید استادان را از بین نخبه‌ها انتخاب کنیم. در استان حدود ۱۵۰۰ استاد داریم که به تدریج بازنشسته می‌شوند. اگر به جای آنان از نخبه‌ها استخدام کنیم توسعه آموزش را به دنبال خواهد داشت. مورد دیگر شرکت‌های دانش‌بنیان است که باید زمینه‌های شرکت‌های دانش‌بنیان را فراهم کنیم. استانداری، پارک علم و فناوری، دانشگا‌ها، سازمان صنعت معدن و نهادهای دیگر تلاش کنند این اتفاق بیفتد؛ همچنین تسهیلات و امکانات ساده‌تر در اختیار آنان قرار گیرد.
  • بخش خصوصی چگونه می‌تواند از ظرفیت آن‌ها استفاده کند؟
محصولات شرکت‌ها رقابتی نیست و کارخانه‌ها مرکز تحقیق و توسعه ندارند. این از ضعف‌های استان است که صنعت استان رشد نمی‌کند. این مراکز می‌تواند ایجاد شود و نخبه‌ها را جذب کند؛ همچنین در مصادیق مدیریتی و متخصصان حوزه‌های مختلف باید از نخبه‌ها استفاده کنیم تا بتوانیم از گسترش مهاجرت نخبه‌ها جلوگیری کنیم.
  • کاربردی کردن علم تا چه حد در برنامه‌های شما وجود دارد؟
بحث کاربردی کردن پژوهش‌ها بسیار پیچیده است و ملزوماتی دارد. مثل یک کلاف سردر گمی بر هم تنیده شده. خیلی از کارهایی که در دانشگاه‌ها به صورت مقاله منتشر می‌شود ظرفیت کاربردی شدن و ارزش علمی ندارد. خیلی از استادان برای ارتقا، استخدام و تبدیل وضعیت مقاله می‌نویسند و این مقالات نمی‌تواند در حوزه صنعت کاربرد داشته باشد. تولیدات علمی patent یا اختراع بین‌المللی نداریم و در حوزه تولید علم ضعیف هستیم.
  • گره کار در کجاست؟
آیین‌نامه‌های ما مشکل دارد؛ مثلا اگر یک استاد به جای چاپ مقاله بتواند مشکل یک کارخانه تولیدی را حل کند استخدام کنیم علم کاربردی شده است. اکنون به جز صنایع دفاعی ما در حوزه پژوهشی در دانشگاه‌ها بسیار ضعیف هستیم.
  • بنیاد در همدان ساختمان و فضای کافی دارد؟
ساختمانی را در زمین‌های دانشگاه بوعلی طراحی کرده‌ایم که به زودی احداث خواهد شد. ۵۰ درصد را خیری به نام مهندس ناصر بکتاش پرداخت خواهد کرد که در ۲ سال آینده ساخته خواهد شد. فعلا در ساختمان استیجاری استقرار داریم. انتظار کمک از خیران داریم زیرا کمک به نخبه‌ها هم کار خیر و نیکوکاری است. از شهرداری هم درخواست کردیم میدانی را به نام نخبگان معرفی کند. در کل وضعیت ما ایده‌آل نیست اما چند سال تلاش می‌تواند جایگاه خوبی برای بنیاد و نخبگان ایجاد کند.
  • از مسئولان چه انتظاری دارید؟
اگر می‌خواهند استان توسعه پیدا کند باید بپذیرند نخبه‌ها نقش مهمی در‌ این توسعه داشته باشند. باید سعی کنیم از خروج نخبه‌ها جلوگیری کنیم و حتی آنان که مهاجرت کرده‌اند برگردند. اگر قرار باشد ۱۰درصد نخبه‌ها در استان باقی بمانند هیچ‌وقت استان ما توسعه پیدا نخواهد کرد. رسانه‌ها نیز در این زمینه نقش مؤثری دارند.
  • رئیس بنیاد نخبگان همدان: در استان حدود ۱۵۰۰ استاد داریم که به تدریج بازنشسته می‌‌شوند؛ اگر به جای آنان نخبه‌ها را استخدام کنیم توسعه آموزش را به دنبال خواهد داشت.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D8%AE%D8%A8%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، بنیاد نخبگان همدان ، غلامحسین مجذوبی ،

شنبه 5 تیر 1395

تلفن اورژانس برای چه به صدا درمی‌آید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

تلفن اورژانس برای چه به صدا درمی‌آید

نویسنده: حسین زندی
تلفن اورژانس برای چه به صدا درمی‌آید
مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی همدان به‌رغم پیشرفت‌هایی که در چند سال اخیر داشت همچنان با مشکلات زیادی درگیر است. یکی از این مشکلات اساسی موضوع مزاحمان تلفنی است که تاکنون هیچ راهکاری برای حل آن چاره‌ساز نبوده است...
1395/04/05
مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی همدان به‌رغم پیشرفت‌هایی که در چند سال اخیر داشت همچنان با مشکلات زیادی درگیر است. یکی از این مشکلات اساسی موضوع مزاحمان تلفنی است که تاکنون هیچ راهکاری برای حل آن چاره‌ساز نبوده است. حبیب معصومی، رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم‌پزشکی همدان، در گفت‌و‌گو با همشهری ضمن بیان خدمات این مرکز به بیان مشکلات و کمبودهای آن می‌پردازد.
  • مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان چه فعالیت‌هایی انجام می‌دهد؟
این مرکز چند فعالیت عمده انجام می‌دهد که یکی از آن‌ها مدیریت پایگاه‌های اورژانس شهری و جاده‌ای است. ما در نقاط مختلف استان ۲۶ پایگاه جاده‌ای داریم که در آزادراه‌ها، جاده‌های اصلی، فرعی و حتی جاده‌های روستایی استقرار دارند. ۱۸ پایگاه شهری در استان داریم و یک پایگاه اورژانس هوایی که به یک بالگرد اجاره‌ای مجهز است؛ البته بالگرد حدود یک سال و نیم پیش یعنی اواسط سال ۹۳ شروع به کار کرده است. بخش دوم کار ما مربوط به ستاد هدایت اطلاع‌رسانی و رسیدگی به امور درمان دانشگاه است. تمام بیمارانی که بین بیمارستان‌ها جابه‌جا می‌شوند، برای مثال از بیمارستان‌های شهرستان‌ها یا حتی اگر از استان‌های دیگر می‌خواهند به بیمارستان‌های همدان بیایند، هماهنگی و مدیریت آن با مجموعه ماست و این موارد را به صورت مرتب رصد می‌کنیم. قسمت‌ بعدی کار ما برنامه‌های مقابله با بحران و پدافند غیرعامل است.
  • چه حوادثی را پوشش می‌دهید؟
پوشش خدماتی حوادث غیرمترقبه، سیل، زلزله و حوادث انسان‌ساز مانند حوادث ترافیکی، اقدام به خودکشی، سقوط از ارتفاع، برخورد با شیء بی‌جان، برق‌گرفتگی، سوختگی، سرمازدگی، گرمازدگی و هر حادثه‌ای که برای مردم اتفاق بیفتد بر عهده مرکز فوریت‌های پزشکی است. همچنین اورژانس‌های داخلی مانند بالارفتن قند خون، فشار خون، سکته قلبی و مغزی و اورژانس‌های جراحی مثل آپاندیسیت، انسداد روده، تروما، خونریزی و غیره را در ساعات مختلف شبانه‌روز به شکل رایگان به مردم خدمات می‌دهیم.
  • خدمات‌رسانی مرکز به چه شیوه‌ای است؟
ما در سال ۱۳۸۵ در حدود ۱۰ هزار تا ۱۲ هزار مأموریت انجام می‌دادیم. اکنون در سال، ۳۰ هزار مأموریت شهری و جاده‌ای انجام می‌دهیم و از لحظه‌ای که کسی با ما تماس می‌گیرد مأموریت ما آغاز می‌شود. در سراسر نقاط استان سیستم ضبط مکالمات داریم که چه ساعتی، چه دقیقه‌ای و چه ثانیه‌ای با ما تماس گرفته، مکالمه چقدر طول کشیده، چه صحبت‌هایی کرده، پرستار ما چه جوابی داده، آمبولانس کی حرکت کرده، کی به محل حادثه رسیده، چقدر در محل حادثه بوده، چقدر در راه بوده، ظرف چند دقیقه به بیمارستان رسیده، چند دقیقه در بیمارستان بوده و چند دقیقه مجددا به محل استقرار خود برگشته است. این‌ها وظایف معمولی است که ما انجام می‌دهیم به غیر از آن ما به مناسبت‌های مختلف استقرار و آماده‌باش داریم.
  •  با نهادهای دیگر مانند نیروی انتظامی و هلال احمر در بحث خدمات‌رسانی در حوادث غیرمترقبه جاده‌ای تعامل دارید؟
هم در شهر‌ها هم در جاده‌ها یک سری سازمان‌ها وجود دارند که به شهروندان خدمات امدادی ارائه می‌دهند؛ مرکز فوریت‌های پزشکی، هلال احمر، آتش‌نشانی، راهنمایی و رانندگی، پلیس‌راه در جاده، سازمان پزشکی قانونی، راهداری و حمل و نقل جاده‌ای از جمله این سازمان‌ها هستند. ما از طریق تعاملی که با هم داریم این سرویس‌ها را ارائه می‌دهیم. برابر قوانین و مقرراتی که در کشور وجود دارد ما و هلال احمر وظیفه نجات را بر عهده داریم. اگر اتوبوسی تصادف کرده باشد و چند نفر زیر اتوبوس گیر کرده باشند وظیفه نجات و رهاسازی به عهده هلال احمر است اما از آن مرحله یعنی تریاژ اقدامات درمانی (گروه‌بندی بیماران) که در محل حادثه به بیماران داده می‌شود انتقال مصدومان، مراقبت حین انتقال و رساندن مصدومان به بیمارستان بر عهده ماست.
 البته بعضی وقت‌ها ممکن است مواردی پیش آید که هلال احمر به ما کمک کند. از نظر قانونی به این ترتیب است که عمده تکلیف بر اساس قوانین به عهده ماست. در داخل شهر‌ها فقط ما خدمات می‌دهیم و هلال احمر در جاده همراه ماست. فعالیت‌های ما ارتباط تنگاتنگی با هم دارد. هنگام واژگونی یک اتوبوس پلیس هم باید در محل حادثه حضور داشته باشد و امنیت محل حادثه را تأمین کند تا همکاران ما اقدامات خود را انجام دهند.
  • مهم‌ترین شاخص کار شما چیست؟
مهم‌ترین شاخص برای ما رضایتمندی مردم است. هر ماه و هر روز ۱۰ درصد ماموریت‌ها را که با ما تماس گرفته‌اند، روز بعد با آن‌ها تماس می‌گیریم و راجع به میزان رضایتمندی آن‌ها از خدمات ۱۱۵ می‌پرسیم. رضایتمندی در کل استان بیش از ۹۵ درصد بوده است؛ البته شکایاتی هم داشتیم که طبیعی است. یعنی در ۳۰ ‌هزار ماموریتی که ما انجام می‌دهیم اگر در سال ۳۰ نفر هم به سیستم ما انتقاد کنند طبیعی است و ما موظف هستیم رسیدگی کنیم و اگر مشکلی وجود دارد اصلاح کنیم. مهم‌ترین شاخصه‌ای که در خدمات‌رسانی به مردم در بخش اورژانس پیش‌بیمارستانی وجود دارد مدت زمان رسیدن بر بالین بیمار یا مصدوم از لحظه تماس اوست که دولت می‌گوید در شهر‌ها باید کمتر از ۸ دقیقه و در جاده‌ها کمتر از ۱۵ دقیقه باشد. ما اکنون در شهر‌ها نزدیک به ۶ دقیقه و در جاده‌ها طی ۸ دقیقه بر سر بالین بیمار حاضر می‌شویم.
  • عامل این موفقیت چه چیزی است؟
از آنجایی که همدان استان کوچکی است ما توانسته‌ایم تعداد پایگاه‌هایمان را افزایش دهیم. در نتیجه سطح دسترسی را بالا بردیم. ما در اول سال ۸۵ فقط ۱۶ پایگاه داشتیم اکنون۴۶ پایگاه داریم یعنی ۳۰ پایگاه اضافه شده چیزی حدود ۳ برابر. به اضافه اینکه ما اورژانس هوایی نداشتیم. الآن داریم و این‌ها باعث شده مدت زمان رسیدن به صحنه حادثه کاهش پیدا کند.
  • کمبودهای حوزه کاری شما چیست؟
از نظر امکانات ما ۸۰ دستگاه آمبولانس، حدود ۳۵۰ نفر نیروی انسانی، یک دستگاه اتوبوس آمبولانس‌دار، یک دستگاه اتوبوس اتاق عمل، بیمارستان صحرایی ۲۵-۳۰ تخت‌خوابه داریم و سیستم ارتباطات بی‌سیمی در سراسر استان وجود دارد. در دانشگاه علوم پزشکی که مجموعه گسترده‌ای است و ۱۲ هزار کارمند دارد فقط مجموعه ما امکان ارتباط بی‌سیم دارد؛ اما برای اینکه دسترسی مردم را به سیستم به صددرصد برسانیم احتیاج به ۹ پایگاه دیگر داریم.
  •  اگر حادثه‌ای مثل زلزله‌ای اتفاق بیفتد، فکر می‌کنید این امکانات پاسخگو باشد؟
برنامه‌ریزی‌های ما برای مواقع بحران تفاوت دارد. ۸۰ آمبولانسی که گفتم برای بخش پیش‌بیمارستانی است. ما حدود ۴۰ دستگاه در بیمارستان‌ها و بخش بهداشت داریم یعنی دانشگاه ۱۲۰ آمبولانس دارد به اضافه حدود ۸۰ دستگاه هم در ادارات دیگر مانند هلال احمر، نیروی انتظامی، سپاه، بسیج، نیروی هوایی، نیروی زمینی، بخش خصوصی. این‌ها هم به عنوان سازمان‌های همکار با ما تفاهم‌نامه دارند و موقعی که حادثه‌ای اتفاق بیفتد به کمک ما می‌آیند. به اضافه اینکه طراحی وزارت بهداشت طوری است که در حادثه‌های اینچنینی در استان‌های مختلف به کمک هم می‌آیند. همدان، کردستان، کرمانشاه و ایلام با هم یک قطب هستند. قطب غرب که به کمک هم می‌روند.
  • بودجه مرکز شما از کجا تأمین می‌شود؟
بودجه ما ردیف کشوری دارد اما سال گذشته ۱۱ میلیارد تومان بودجه داشتیم که کفاف نیاز‌ها و هزینه‌های ما را نمی‌دهد. ما هر سال حدود ۳ تا ۴ میلیارد تومان از درآمد دانشگاه علوم پزشکی را استفاده می‌کنیم.
امسال پیش‌بینی‌ ما این است که بودجه هزینه‌های ما ۱۵ میلیارد تومان در سراسر استان شود چون سیستم ما سیستم درآمدزایی نیست و خدمات آن رایگان است. هر سال چیزی حدود ۱۵۰۰ قلم کالا نیاز داریم.
  • همه تماس‌هایی که با شما انجام می‌شود درباره امداد و نجات است؟
مشکلی که ما در همدان داریم و در بقیه نقاط کشور هم با شدت و ضعف وجود دارد، بحث مزاحمان تلفنی است. به خاطر مشکلات فرهنگی که در جامعه وجود دارد متأسفانه قسمت زیادی از انرژی سیستم اپراتوری صرف پاسخ به مزاحمان تلفنی می‌شود. ما تعدادی را به مراجع قضایی معرفی کردیم و با بیش از ۳۰ نفر آن‌ها برخورد شد اما چاره‌ساز نبوده است.
  • این مزاحمت‌ها در کدام نقطه شهر بیشتر است؟
نمی‌توان با قاطعیت گفت، یک سری موبایل است، یک سری تلفن عمومی. از جاهای مختلف وجود دارد و با وجود برخوردهایی که شده مزاحمت‌ها کاهش نداشته است. یک سری تماس‌ها هم تماس‌های بی‌ارتباط است مثلا می‌گویند فردا مدرسه تعطیل است یا نه؟ یارانه را ریخته‌اند یا نه؟ تلفنی که برای خدمات‌رسانی به مردم گرفتار، محروم و بیمار طراحی شده است نباید با چنین مسائلی مواجه باشد. این‌ها بحث‌های فرهنگی جامعه است. متولیان فرهنگی و سازمان‌هایی که کار فرهنگی انجام می‌دهند باید در این زمینه کار کنند.
  • در ۲ یا ۳ سال اخیر با اجرای طرح تحول نظام سلامت چه تغییراتی در مجموعه شما رخ داده است؟
بیشتر داخل بیمارستان‌ها از طرح تحول سلامت نفع برده‌اند؛ یعنی بیشتر دید درمانی داشته و عمدتا پول داخل بیمارستان رفته است. بخش بهداشت و بخش پیش‌بیمارستانی کمتر از این اعتبارات بهره‌مند شده است. فقط اورژانس هوایی جزو برنامه هفتم طرح تحول نظام سلامت بوده که تا الان ما بیش از ۷۰ ماموریت داشتیم و ۹۰ بیمار و مصدوم را نجات داده‌ایم.
  • همدان یک پایگاه اورژانس هوایی مجهز به یک بالگرد اجاره‌ای دارد که تاکنون بیش از ۷۰ ماموریت داشته و ۹۰ بیمار و مصدوم را نجات داده است.
  • بودجه ما ردیف کشوری دارد اما سال گذشته ۱۱ میلیارد تومان بودجه داشتیم که کفاف نیاز‌ها و هزینه‌های ما را نمی‌دهد.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86-%D8%A7%D9%88%D8%B1%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، اورژانس همدان ، فوریتهای پزشکی همدان ،

شنبه 22 خرداد 1395

روبه‌راهی رستوران‌های بین‌راهی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،گردشگری ،

روبه‌راهی رستوران‌های بین‌راهی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
روبه‌راهی رستوران‌های بین‌راهی
کیفیت خدمات مجتمع‌ها و رستوران‌های بین‌راهی این روزها روند رو به بهبودی دارد تا جایی که رئیس انجمن صنفی مجتمع‌ها، سفره‌خانه‌های سنتی و رستوران‌های بین راهی استان همدان ادعا می‌کند کیفیت خدمات رستوران‌های بین‌راهی با رستوران‌های درجه یک درون‌شهری برابری می‌کند...
1395/03/22
کیفیت خدمات مجتمع‌ها و رستوران‌های بین‌راهی این روزها روند رو به بهبودی دارد تا جایی که رئیس انجمن صنفی مجتمع‌ها، سفره‌خانه‌های سنتی و رستوران‌های بین راهی استان همدان ادعا می‌کند کیفیت خدمات رستوران‌های بین‌راهی با رستوران‌های درجه یک درون‌شهری برابری می‌کند.
امین ابوالقاسمی که بیش از یک سال است ریاست انجمن صنفی مجتمع‌ها، سفره‌خانه‌های سنتی و رستوران‌های بین راهی استان همدان را برعهده دارد در گفت‌وگو با همشهری از وضعیت مجتمع‌ها و رستوران‌های بین‌راهی همدان می‌گوید.
  • چند مجموعه در صنف شما عضویت دارند؟
در مجموعه 58 عضو داریم که سفره‌خانه‌ها، میان‌راهی‌ها و مجتمع‌های بین‌راهی شامل رستوران فروشگاه، پمپ‌بنزین و کارواش را در بر می‌گیرد.
  • چه افرادی بیشتر به این مراکز مراجعه می‌کنند؟
فضا و حوزه کاری ما ارتباط بسیاری با گردشگری دارد. یک گردشگر اولین خدمات را از مجموعه ما می‌گیرد. چه گردشگر داخلی چه خارجی از ابتدای ورود خود در جاده‌ها به نمازخانه، رستوران، پمپ‌بنزین، سرویس بهداشتی و استراحتگاه‌ نیاز دارد و وقتی وارد فضای شهری می‌شود نیز اگر علاقه‌مند به فرهنگ بومی منطقه باشد می‌تواند از سفره‌خانه و رستوران‌های سنتی استفاده کند.
  • در یک سال گذشته چه تغییراتی در مجموعه شما ایجاد شده است؟
آمدن من با تغییر مدیریت گردشگری استان هم‌زمان شد. همراهی مدیران این حوزه در استان بسیار تأثیرگذار بود و مجتمع‌های بین راهی تحول خوبی را شاهد بود. پیش از این در استان معمولا مردم این مجتمع‌های بین راهی و رستوران‌های میان‌راهی را جاهای خوبی نمی‌دانستند. علت این بود که این مجتمع‌ها مصوبات خوبی برای تعیین قیمت نداشتند در نتیجه نمی‌توانستند قیمت‌گذاری خوبی داشته باشند و برای جبران این وضعیت کیفیت خدمات‌رسانی را پایین می‌آوردند.
  • نقش سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در‌ کار شما چگونه بوده؟
سیاست‌گذاری‌های کلان توسط سازمان صورت می‌گیرد. نظارت با سازمان است و سازمان ما را حمایت می‌کند. با همکاری معاونت گردشگری توانستیم تحول خوبی در نرخ‌نامه‌ها ایجاد کنیم؛ یعنی به فراخور وضع موجود و واقع‌بینی، نرخ‌نامه دادیم. درجه‌بندی‌هایی که پیش از این اعمال نمی‌شد را اعمال کردیم، برای مثال سازمان به یک رستورانی عنوان درجه 3 داده بود که در سال‌های فعالیتش، وضعیت و کیفیت کارش بهتر شده بود و به درجه‌ یک ارتقا پیدا کرده بود یا بالعکس. در طول یک سال گذشته این موارد را اعمال کردیم و همین تغییرات باعث بالارفتن کیفیت خدمات شده است. امروز می‌توان گفت رستوران‌های میان‌راهی ما با رستوران‌های درجه یک درون‌شهری برابری و رقابت می‌کنند.
  • فکر می‌کنید خدمات این مراکز پاسخگوی انتظارات است؟
دیدگاه‌ها تغییر کرده و مردم مثل گذشته نگاه نمی‌کنند. پس از اعمال نرخ‌نامه‌های جدید خوشبختانه انتظار و توقع مردم هم بالا رفته و اگر مجتمع خدمات خوب ارائه نکند بازخورد خوب نمی‌گیرد. در این زمینه چارچوب‌های نظارتی را نیز تقویت کرده‌ایم و به طور کلی وضعیت رو به بهبود است. در این مدت عدم رضایتمندی کمتر شده و شکایت کمتری داریم. به هرحال بحث رقابت بسیار مهم است اگر یک مجتمع خدمات خوب ارائه نکند مشتری را از دست خواهد داد.
  • اعتماد مردم به غذاخوری‌های بین‌راهی در طول سال‌های گذشته کمرنگ شده است. برای بازگشت این اعتماد و آشتی مردم با این مراکز چه برنامه‌ای دارید؟
طرحی را پیگیری می‌کنیم و به زودی با دوستان و همکاران اجرا خواهیم کرد. در نظر داریم یک سری نشان به رستوران‌ها بدهیم و بر اساس یک الگو و استاندارد به یک برند خاص برسیم که هر مجتمع به استاندارد مورد نظر رسید آن نشان را دریافت کند.
این پیشنهاد را ابتدا به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دادیم؛ البته دولت وضعیت مالی خوبی ندارد. این پیشنهاد از طرف استان همدان بود و فعلا در سطح استان دنبال می‌شود.
  • در گذشته گردشگران کمتر به این مجتمع‌ها می‌رفتند. بیشتر افرادی که به سفر کاری می‌رفتند یا مسافرانی که با اتوبوس سفر می‌کردند از این خدمات بیشتر استفاده می‌کردند. اکنون وضعیت چه تغییری کرده است؟
یکی از شاخصه‌های ما تعداد شکایت مشتریان است که بسیار کم شده است. وضعیت استان ما خوب است. بحث کاروان‌های زیارتی را داریم که ملاک خوبی برای آمار و خدمات ما هستند. دیدگاه غلطی در جامعه ما وجود دارد که فکر می‌کنند ارزان‌فروشی خوب است اما همان‌طور که گران‌فروشی جرم است گاهی ارزان‌فروشی هم باید جرم باشد. وقتی کسی بیش از حد ارزان‌فروشی کند مجبور است از کیفیت کم کند و ما دوستان را مجاب کردیم به کاروان‌ها بیشتر از 10 درصد تخفیف ندهند.
  • چه تعداد سفره‌خانه در استان دارید و چه شرایطی دارند؟
12 سفره‌خانه در استان داریم. یکی از مشکلات ما این است که قلیان را از فضاهای شناسنامه‌دار جمع کردند و به فضاهای بدون شناسنامه انتقال دادند به همین دلیل پس از جمع‌آوری قلیان بیشتر سفره‌خانه‌ها تعطیل شدند. البته سفره‌خانه‌های فعال ما وضعیت خوبی دارند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ،

یکشنبه 16 خرداد 1395

آه تالاب‌ها نفس شهر را می‌گیرد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،گفتگو ،

اگر حواسمان نباشد
آه تالاب‌ها نفس شهر را می‌گیرد

مادستان

شانزدهم تا بیست‌ویکم خردادماه به نام هفته محیط‌زیست نامگذاری شده است؛ یکی از چالش‌های فراروی محیط زیست انسانی، بحران کم‌آبی است که مهمترین راهکار مقابله با آن را حفظ و مصرف بهینه منابع آبی می‌دانند. از طرفی با توجه به شرایط اقلیمی استان همدان، کشت محصولات کم‌آب‌بر روش دیگری است که میزان برداشت از منابع زیرزمینی را کاهش می‌دهد.
همچنین در حال حاضر 5 هزار چاه غیرمجاز در استان موجود است که از ابتدای طرح انسداد این چاه‌ها تنها هزار و 500 حلقه آن مسدود شده و هنوز 3 هزار و 500 حلقه چاه غیرمجاز، جانِ سفره‌های زیرزمینی را حریصانه می‌مکد و از این اقدام ناعادلانه كه حلقه بر جان زمین زدن، دشتی خشک است و فرسایش و فروچاله‌هایی است که می‌ماند.
اما چند سالی می‌شود ریزگردها و آلودگی‌هایی که به دنبال دارد، در آسمان کشور سایه افکنده است؛ این شرایط بیشتر در فصول گرم خودش را نشان می‌دهد و حالا هم خشکسالی کمین کرده است كه این عامل، زمینه اصلی ریزگردها را در کنار سایر علل دیگر رقم می‌زند.
آنچه در این میان دارای اهمیت است، تلاش برای جلوگیری از ایجاد کانون جدی ریزگردها در استان است.
سال گذشته ریزگردها در روزهای 21، 27، 28 و 29 فروردین و یکم و دوم اردیبهشت‌ماه، میهمان ناخوانده‌ای برای آسمان استان شد تا آنجا که روزهای 21 و 27 فروردین‌ماه غلظت هوای همدان از مرز هشدار گذشت و به حالت اضطرار رسید.
بر اساس آماری که مدیریت بحران استانداری همدان در سال گذشته ارائه داد؛ این استان از سال 88 (زمان ورود ریزگردها) تا پایان سال (93)، در مجموع 331 روز در حالت هشدار، اضطرار و بحران بوده است.
اما امسال اوضاع بهتر بوده و از ابتدای سال تاکنون هوای سالمی را در مقایسه با سال گذشته نسبت به مدت مشابه داشته‌ایم. البته نباید بارندگی‌های ابتدای سال و تأثیر آن در تأمین کیفیت هوا را نادیده گرفت.
 غفلت، استان را میزبان ریزگرد‌ها می‌کند
کارشناسان زیست‌محیطی بر این باورند که اگر به رویه بهره‌برداری غیرمجاز و بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و کشت‌های پر‌آب‌بر و رعایت نکردن الگوی مصرف آب ادامه دهیم و حفاظت از تالاب‌های استان و کشت‌کاری در اطراف آن را جدی نگیریم، یقیناً در آینده‌ای نه‌چندان دور میزبان دائمی ریزگردها آن‌هم به عنوان یک کانون جدی در استان خواهیم بود.
 ریزگردها، بحران جهانی
یكی از فعالان زیست‌محیطی استان كه مدیر مؤسسه حیات سبز سرزمین همدان است، در این‌باره به همدان‌پیام می‌گوید: مسأله ریزگردها از بحران‌های بسیار مهم و روز جهان به شمار می‌آید؛ زیرا این بحران به طور مشخص هوا را به چالش کشیده است. همچنین ریزگردها بر روی تنفس همه موجودات زنده و فتوسنتز بیشترین تأثیر منفی را دارند كه در استان همدان هم این مسأله به چشم می‌خورد.
بر اساس آمار اعلام شده، 20 تا 30 درصد ریزگردهای بحران‌زا در استان همدان منشأ داخلی دارند و اغلب به دلیل برداشت غیراصولی معادن، خروجی دودکش‌های صنایع و خشک شدن بستر رودخانه‌ها و تالاب‌های همجوار سکونتگاه‌های استان همدان است.
 رعایت اصول زیست‌محیطی
محمد سوزنچی از راهکارهایی که در این میان به نظر می‌رسد را نخست، رعایت اصول زیست‌محیطی در استخراج و تبدیل معادن عنوان می‌کند و ادامه می‌دهد: برای مثال بحران ریزگردها در برخی شب‌ها در جاده ملایر به دلیل استفاده غیراصولی کارخانه‌های سیلیس‌کوبی بعضاً منجر به کاهش دید رانندگان هم می‌شود؛ بنابراین رعایت اصول فنی و استاندارد‌های زیست‌محیطی کوچکترین اقدامی است که می‌توان انجام داد.
وی می‌افزاید: دوم اینکه، حق‌آبه رودخانه‌ها و تالاب‌ها را رعایت کنیم؛ گاهی شنیده می‌شود که می‌گویند، «چرا بگذاریم آب رودخانه ما به پایین‌دست برسد» و در نهایت آسیب آن دامن زیست‌محیطی ما را می‌گیرد.
  گونه‌های گیاهی، مُسَکِنی برای بحران بیابان‌زایی
اما یكی دیگر از فعالان زیست‌محیطی استان هم درباره منشأ ریزگردها در کشور ما، 2 عامل اصلی را مطرح می‌کند؛ یکی منشأ فرامرزی که از غرب کشور وارد می‌شود و این ریزگردها از بیابان‌های سوریه، عراق و عربستان وارد کشور می‌شوند. همچنین عامل دوم منشأ داخلی و مسأله پیچیده‌تری است.
حسین زندی معتقد است: در ایران 2 مسأله مهم بر بحران ریزگردها دامن می‌زند؛ موضوع نخست سدسازی و حفر چاه‌ها در بالادست رودخانه‌هاست كه این مسأله را در همه استان‌های کشور از جمله همدان شاهد هستیم.
وی می‌گوید: در استان همدان با چاه‌های غیرمجاز هم مواجه هستیم که در بیشتر شهرستان‌ها موجب پایین رفتن عمق آب‌های زیرزمینی است كه افزون بر این در این استان، نیروگاه شهید مفتح را داریم که از دشت سر سبز قهاوند و کبودراهنگ، بیابان نوظهوری ساخته است. این بیابان اصلی‌ترین عامل ریزگردهای بومی استان همدان است؛ در واقع نیروگاه شهید مفتح، تولیدکننده ریزگردهای استان است كه در فصل گرما ریزگردهایی که از غرب کشور وارد همدان می‌شود با ریزگردهای داخلی همراه شده و موجب بحران می‌شود.
البته موارد دیگری مانند چرای بیش از حد منابع‌طبیعی توسط احشام عشایر را در همدان داریم که موجب تولید ریزگرد می‌شود.
زندی بیان می‌كند: ازآنجا که همدان استان صنعتی نیست، آلودگی‌های صنعتی آن نسبت به استان‌های دیگر کمتر است و بیشتر آلودگی آب‌ها را در این منطقه به دلیل استفاده از نیترات شاهد هستیم که بسیار هم خطرناک است.
این فعال زیست‌محیطی استان معتقد است: مسأله ریزگردهای بومی با ساماندهی کشاورزی و از طرفی تعطیلی نیروگاه شهید مفتح می‌تواند حل شود؛ هرچند اگر عزمی از سوی مدیران به این منظور وجود داشته باشد، حداقل یک دهه زمان لازم است!
به گفته وی، 2 طرح بین‌المللی در استان از سوی نهادهای غیردولتی بین‌المللی برای بیابان‌زدایی در حال مطالعه است؛ اما هدف این طرح‌ها آموزش جوامع محلی و کشت گونه‌هایی برای مهار بیابان‌زایی است که می‌تواند یک مُسَکِن باشد. اگر قرار است این بحران حل شود، بهتر است کشاورزی را مکانیزه کنند و از صنایع پرمصرف چون نیروگاه جلوگیری شود.
همچنین متأسفانه طرح‌هایی چون ایجاد صنایع فولادسازی در مناطق بیابانی همدان مورد تمجید قرار می‌گیرد؛ در صورتی كه از پرمصرف‌ترین صنایع است و راه‌اندازی آن می‌تواند بیابان‌زایی و در نتیجه ریزگردها را تشدید كند.

  تجهیز سازمان برای شناسایی ریزگردهای احتمالی
معاون فنی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان همدان هم برخی علت‌های هجوم ریزگردها را بر می‌شمرد و می‌گوید: تغییر رژیم بارندگی و از دست رفتن رطوبت خاک و در نتیجه خشک شدن خاک و خشکسالی‌های متوالی به همراه کم‌آب شدن تالاب‌ها، همچنین نبود تعادل میان دام و مرتع موجب می‌شود اراضی ملی که مستعد فرسایش هستند، کم‌کم این شرایط را فراهم كنند.
به گفته سید عادل عربی، منشأ اصلی این ریزگردها که به کشور ما وارد شده است، کشورهای عراق و عربستان است و البته با توجه به شرایط کنونی كشور عراق، وضعیت آن قابل حل و کنترل نیست و نمی‌شود شرایط را مدیریت کرد. از طرفی کانون‌هایی هم مثل خوزستان داخل کشور ایجاد شده است.
وی ادامه می‌دهد: در حال حاضر کانون جدی در استان همدان نداریم؛ اما شرایط موجود و تشدید آن مستعد ایجاد کانون است؛ بر همین اساس سازمان حفاظت محیط‌زیست به طور متوسط ایستگاه‌های سنجش ذرات را در بخش‌های مختلف استان نصب کرده است تا بر اساس آن بتواند کانون‌های فعلی و احتمالی ریزگردها را شناسایی و با همکاری سایر بخش‌های مرتبط، جلوگیری از ایجاد بحران آن را کنترل کند.
 حالِ بیمار آق‌گل
به گفته عربی، در بحث شناسایی کانون‌های احتمالی ریزگردها نیازمند تأمین اعتباراتی هستیم که نسبت به سال‌های گذشته شرایط بهتری در تخصیص‌ها داریم؛ از جمله اقدامات مد نظر هم حفاظت فیزیکی از تالاب‌های استان است تا در نتیجه آن، اراضی ملی منابع آبی و بیولوژیکی آنها دست نخورده بماند و حفظ شود؛ به عنوان نمونه تالاب آق‌گل که در شرایط حساسی بسر می‌برد در اولویت برنامه‌ها قرار دارد؛ تالاب را پایش كرده و احداث کانال‌های غیرمجاز و شخم غیرمجاز اطراف آنها را کنترل کنیم.
وی همچنین ادامه می‌دهد: آق‌گل را از دست دادیم و بیم داریم که در ادامه خشکسالی‌ها به یکی از تالاب‌های استان تبدیل شود. شرایط این تالاب، بحرانی و مستعد ایجاد کانون ریزگرد است و حق‌آبه این تالاب از استان مرکزی نشأت می‌گیرد. البته با نشست‌هایی که برگزار شده و پیگیری‌های انجام شده درصدد وارد کردن حق‌آبه آن به این تالاب هستیم.
تالاب چم اسدآباد هم با بیش از 200 هکتار به‌‌رغم بارندگی‌های خوب امسال، هنوز احیا نشده و آب ندارد؛ اما سایر تالاب‌های استان مصنوعی است و اوضاع بهتری را دارند که شامل سد‌ها هم می‌شود و با سرریز آب مواجه بودند.
اما اینها کافی نیست و باید سایر مجموعه و دستگاه‌های مرتبط هم وارد کار شوند و حمایت کنند.
 به هوای بارندگی‌ها، وضع موجود را بدتر نکنیم
معاون فنی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان معتقد است: بارندگی‌هایی که ابتدای سال رخ داد، قابل توجه بود؛ اما اگر به این شرایط اکتفا کنیم و دست روی دست بگذاریم، برنامه‌ریزی‌ها با شکست مواجه می‌شود و باید همه شرایط را بدبینانه در نظر بگیریم تا بتوان شرایط موجود را از بدتر شدن حفظ کرد.
 ایران به دنبال مدلی برای مقابله با ریزگردها
عربی در پایان می‌گوید: اما ایران به دنبال تعریف مدلی برای اجرایی كردن آن در کشور برای مقابله با ریزگردهاست؛ بر همین اساس سازمان به دنبال این است تا در این زمینه با کشورهای آسیای پیشرفته که تجربه مشابهی دارند، همکاری کند. در حال حاضر هم این ریزگردها حتی در شرایطی بدتر از آن در ژاپن فعالند و اخیراً در نشستی که سازمان با دانشمندان کشور ژاپن داشته، درصدد است که آیا می‌شود مدل شرق آسیا را در خاورمیانه اجرا کرد؟

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/0xfef434657253ee9d.html


برچسب ها: ریزگردهای همدان ، محیط زیست همدان ،

یکشنبه 26 اردیبهشت 1395

صدور مجوز انتشار کتاب در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

صدور مجوز انتشار کتاب در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
صدور مجوز انتشار کتاب در همدان
کمیته نظارت عالی نشر از اواخر بهار امسال در استان ایجاد می‌شود و دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شوند...
1395/02/26
کمیته نظارت عالی نشر از اواخر بهار امسال در استان ایجاد می‌شود و دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شوند.
این خبر را مجید فروتن، معاون فرهنگی اداره ‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، مطرح کرد. وی در گفت‌وگو با همشهری درباره آخرین وضعیت نشر کتاب در همدان و حضور ناشران استان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سخن گفت.
بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت در مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار شد. ناشران استان همدان نیز به‌ رسم سال‌های پیشین با کارنامه نشر سال ۱۳۹۴ در این نمایشگاه حضور داشتند.
  •  حضور همدان در بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران چگونه بود؟
ما در حال حاضر ۱۲۰ ناشر در سطح استان همدان داریم، از این تعداد فقط ۴۰ ناشر فعال هستند که ۲۵ ناشر پرکار‌تر از سایر ناشران هستند و به صورت مستمر کار می‌کنند. در نمایشگاه امسال نیز تعدادی از این ناشران حضور داشتند.
  •  ناشران با کتاب‌های سال ۱۳۹۴ در این نمایشگاه حضور داشتند. کارنامه نشر استان در این سال چه وضعیتی داشت؟
سال گذشته ۴۰۰ عنوان توسط ناشران همدانی روانه بازار شد که حدود ۵۰ درصد از این تعداد کتاب‌هایی بود که برای اولین‌بار منتشر شده بودند. بیشتر این آثار نیز در حوزه‌های مذهبی، کودک و نوجوان و ادبیات است.
 همچنین در حوزه‌های کلیات، علوم پایه و آموزشی، آشپزی و دانشگاهی نیز آثاری منتشر شده است؛ اما ناشران ما امسال بیشتر با کتاب‌هایی در حوزه کتاب‌های دانشگاهی، کمک‌آموزشی و کودک حضور داشتند. ناشرانی هم از حوزه کتاب‌های عمومی از استان در این نمایشگاه شرکت کردند.
  •  اداره ‌کل ارشاد در حاشیه نمایشگاه برنامه‌ فرهنگی خاصی برگزار کرد؟
امسال ما در نمایشگاه برنامه جنبی نداشتیم. هر سال حدود ۱۰ استان در طول روزهای برگزاری نمایشگاه با نام استان‌های خود برنامه و مراسمی را اجرا می‌کنند که سال گذشته استان ما با عنوان روز همدان مراسمی را برای تجلیل از بزرگان اجرا کرد. فکر می‌کنم سال ۹۷ دوباره نوبت استان همدان باشد.
  •  حضور ناشران همدانی از نظر تعداد غرفه‌ها رضایت‌بخش بود؟
توان نشر استان به حدی رسیده که ناشران، واجد شرایط آیین‌نامه نمایشگاهی مستقل شده‌اند. پیش از این تعداد کتاب‌های منتشره توسط ناشران اندک بود اما اکنون تعداد زیادی از ناشران ما این توانایی را دارند که به صورت مستقل با تعداد کتاب‌های بالا در نمایشگاه‌ها حضور داشته باشند؛ به طور مثال سال‌های گذشته اگر ناشری کتابی را منتشر می‌کرد باید کتابش را به شرکت تعاونی ناشران می‌سپرد و مسئولان تعاونی کتاب‌های آنان را برای عرضه در نمایشگاه می‌بردند، زیرا تعداد کتاب آنان به حد نصاب نمی‌رسید؛ البته در کنار غرفه‌های اختصاصی هر سال غرفه‌ای برای ناشران کم‌تعداد اختصاص می‌دهند.
  •  حضور ناشران در نمایشگاه‌ها چه تأثیری بر روند نشر دارد؟
ابتدا باید توجه داشت حضور در نمایشگاه بین‌المللی تهران توانمندی ناشران همدانی را به نمایش می‌گذارد، جدا از آشنایی مخاطب و بازدیدکنندگان با ناشران همدانی و آثاری که ارائه می‌کنند نمایشگاه سبب می‌شود خود ناشران یک مراوده فرهنگی داشته باشند و با رویدادهای فرهنگی حوزه کتاب آشنا شوند؛ همچنین اطلاعات به‌روز صنعت نشر کشور را به دست بیاورند. معمولا در کنار نمایشگاه کتاب، آموزش‌هایی از طریق کارگاه‌ها، دوره‌ها و سخنرانی‌ها ارائه می‌شود که در جای خود مفید است و می‌تواند به ارتقای صنعت نشر کشور کمک کند. نکته دیگر این است که می‌توان به اقتصاد نشر اشاره کرد؛ فروش کتاب در نمایشگاه می‌تواند بخشی از مسائل مالی ناشران را حل کند و تأثیری بر آمار فروش کتاب کشور داشته باشد.
  •  تخفیف‌ها به چه صورتی اعمال شده است؟
بن کتاب برای دانشجویان، استادان و طلاب به صورت سراسری و اینترنتی عرضه می‌شد که می‌توانستند ثبت‌نام و بنا بر سقفی که تعیین شده خرید کنند. سایر اقشار نیز می‌‌توانستند به صورت مستقیم از تخفیف‌های نمایشگاه استفاده کنند. نویسندگان و اهل قلم نیز از طریق خانه کتاب و شعبه اهل قلم تسهیلات بن یارانه دریافت می‌کردند.
  •  این تخفیف‌ها برای مراکز پژوهشی چگونه است؟
امسال با توجه به اینکه نمایشگاه برای اولین‌بار در شهر آفتاب برگزار شد، تسهیلات ویژه‌ای در نظر گرفته شد و ۲۰۰ میلیون تومان به کتابخانه‌های مراکز دانشگاهی و علمی استان اختصاص داده شد تا خرید کنند و کمبود‌ها را تا حدودی جبران کنند. دانشگاه‌ها و مراکز علمی می‌توانند با تخفیف ۳۰ تا ۳۵ درصدی از این تسهیلات استفاده کنند.
  •  نقاط قوت و ضعف صنعت نشر استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بحث چرخه تولید تکمیل است. نویسنده، چاپخانه و ناشر شرایط خوبی دارند؛ اما در ۲ مقوله مشکل داریم. اول مسأله توزیع است که خوب شکل نگرفته و همکاری بین ناشر و کتاب‌فروش در همدان وجود ندارد. به نظر من اگر مراکز توزیع نشریات در حوزه نشر هم مشارکت داشته باشند کمک می‌کند کتاب به دست مخاطب برسد. اگر کتاب‌ها تبلیغ و اطلاع‌رسانی شود فروش مناسبی خواهد داشت. مشکل دوم این است که نگاه اقتصادی ناشران بر نگاه فرهنگی پیشی گرفته است. برخلاف بیشتر ناشران کشور که هزینه چاپ و انتشار کتاب را تقبل می‌کنند در همدان چنین مسأله‌ای به طور کامل جا نیفتاده است. در بیشتر موارد خود نویسنده تولیدکننده کتاب است. معمولا تمام هزینه‌ها از نویسنده دریافت می‌شود اما کتاب توزیع نمی‌شود، دیده نمی‌شود و به دست مخاطب نمی‌رسد.
  •  اداره فرهنگ و ارشاد چه کمکی برای بهبود وضعیت نشر و تکامل این چرخه کرده است؟
این روند معمولا برای نویسنده صرفه اقتصادی ندارد؛ اما با این حال اداره فرهنگ و ارشاد در سال ۱۳۹۴ حدود ۶۰ میلیون تومان کتاب از ناشران خریده است. با اینکه هم مبلغ ناچیز بوده هم کفاف حوزه نشر را نمی‌دهد، در حد توان حمایت‌هایی از این حوزه شده است.
  •  وضعیت مجوز‌ها چه تغییری کرده است؟
از اواخر بهار امسال کمیته نظارت عالی نشر در استان ایجاد خواهد شد و اخذ مجوز کتاب به استان محول می‌شود؛ پس از آن دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شود.
  •  خیلی از نویسندگان استان از تبعیض اداره فرهنگ و ارشاد در حمایت و خرید کتاب مولفان گله‌مند هستند. چرا این تبعیض وجود دارد؟
طبق آیین‌نامه‌ها برای همه ناشران و نویسندگان اطلاع‌رسانی می‌شود. به جز کتاب‌های کمک‌درسی، درسی، ادعیه و کتاب‌های ادبیات کلاسیک ایرانی مانند دیوان شاعران کهن از جمله حافظ و سعدی که خارج از آیین‌نامه است، دیگر عنوان‌ها و موضوع‌ها به ویژه کتاب‌های پژوهشی از نویسندگان و ناشران خریده شده است.
  •  چه ملاکی برای خرید‌ها وجود دارد؟
در خرید کتاب این موضوع را در آیین‌نامه داریم که حتما باید ناشر و نویسنده همدانی باشد، کتاب در همدان چاپ شده باشد و نوبت چاپ کتاب نیز اول باشد؛ سپس مسائلی مانند محتوا و کیفیت نیز مورد توجه داوران قرار می‌گیرد. معمولا روال این‌گونه است؛ اما اگر اجحافی صورت گرفته باشد باید بررسی شود.


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایشگاه کتاب ،

سه شنبه 14 اردیبهشت 1395

تضمین سلامتی با ورزش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

تضمین سلامتی با ورزش

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
تضمین سلامتی با ورزش
مهم‌ترین راه سلامت افراد جامعه و پیشگیری از بیماری‌های مختلف داشتن تحرک و کنترل رژیم غذایی است. افزایش تحرک یکی از ۹ هدف سازمان جهانی بهداشت است که در برنامه‌های هفته سلامت امسال در استان نیز به آن پرداخته شد...
1395/02/14
مهم‌ترین راه سلامت افراد جامعه و پیشگیری از بیماری‌های مختلف داشتن تحرک و کنترل رژیم غذایی است. افزایش تحرک یکی از ۹ هدف سازمان جهانی بهداشت است که در برنامه‌های هفته سلامت امسال در استان نیز به آن پرداخته شد.
دانشگاه علوم پزشکی همدان در هفته سلامت برنامه‌های گوناگونی را برای سالم‌سازی جامعه، پیشگیری از بیماری‌ها و تغییر رفتار اجرا و برگزار کرد. حبیب‌الله موسوی‌بهار، رئیس دانشگاه علوم پزشکی همدان، در گفت‌وگو با همشهری به اهمیت ورزش و برنامه‌های این دانشگاه برای توسعه آن می‌پردازد.
  • جامعه پزشکی چقدر به ورزش توجه دارد؟
جامعه پزشکی هم مانند همه مردم هستند و ورزش جایگاه خوبی بین پزشکان ندارد. ورزش در سبد فعالیت‌های روزمره چندان دیده نمی‌شود و زمان چندانی به این مهم اختصاص نمی‌‌دهیم. متأسفانه این سستی مختص یک قشر و پزشکان نیست و در همه اقشار وجود دارد. بخش زیادی از بیماری‌ها از جمله کمردرد، ناتوانی‌ها و از کارافتادگی‌ها ناشی از ورزش‌نکردن و محصول این کم‌توجهی است. یکی از اهداف بزرگ سازمان جهانی بهداشت و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی که امسال در کشور ما به صورت جدی پیگیری می‌شود و روی کاغذ نوشته شده تا اجرا شود افزایش۲۰ درصدی تحرک افراد جامعه است.
  • برای فراگیرشدن پیاده‌روی در جامعه و تجویز ورزش به بیماران از طریق دانشگاه علوم پزشکی و پزشکان تدبیری دارید؟
 ورزش بیشتر برای جامعه سالم است که بیمار نشوند و به عنوان یک عامل پیشگیری می‌توان از آن استفاده کرد؛ هرچند برای بیماران نیز می‌توان برخی ورزش‌ها را تجویز کرد. ابتدا بهتر است از خانواده‌ها شروع کنیم. وقتی بزرگ‌تر‌ها در خانه ورزش می‌کنند روی کودکان و فرزندان نیز تأثیر دارد. در جامعه هم افراد شاخص و بزرگان می‌توانند بر افکار عمومی تأثیر بیشتری داشته باشند؛ به طور مثال در مسیرهایی که می‌توان با دوچرخه یا پیاده رفت بهتر است از خودرو استفاده نکنیم. برای خریدکردن و مهمانی‌رفتن می‌توان از وسایل نقلیه شخصی استفاده نکرد و پیاده رفت. این درست نیست که ما اصرار داریم وقت خرید حتما خودرو را در کنار فروشگاه مورد نظر پارک کنیم.
  • وضعیت مناسب‌سازی معابر شهر همدان را برای پیاده‌روی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من درباره اداره‌ها نمی‌توانم اظهارنظر کنم اما وضعیت معابر برای پیاده‌روی عموم افراد جامعه بد نیست و البته باید بهتر از این باشد اما کسانی که تصمیم بگیرند پیاده‌روی کنند می‌توانند مسیر‌های خوبی را انتخاب کنند.
  • برنامه درازمدتی که بتوان در تمامی روزهای سال در این زمینه انجام داد وجود دارد؟
برای طول سال اگر بتوانیم موفق شویم باید در حوزه ورزش‌های همگانی کار گروهی انجام دهیم. شهرداری باید در این زمینه کمک کند. من در کشورهای دیگر مانند فرانسه دیده‌ام که شهرداری در هر منطقه چند دستگاه دوچرخه گذاشته که این دوچرخه‌ها به میله‌هایی وصل می‌شود، شهروندی که می‌خواهد از نقطه‌ای به نقطه‌ای برود کارت بانکی خود را می‌کشد، دوچرخه آزاد می‌شود، سوار می‌شود و تا مقصد می‌رود؛ سپس در همان‌جا دوباره به میله‌ای که تعبیه شده وصل می‌کند و دوچرخه قفل می‌شود. استفاده از دوچرخه برای نیم ساعت اولیه هزینه‌ای ندارد اما اگر از نیم ساعت بیشتر سوار شوند از کارت بانکی هزینه کم می‌شود. دوچرخه‌سواری برای سلامتی بسیار مفید است و از آلودگی‌های محیطی هم جلوگیری می‌کند.
  • از برنامه‌های دانشگاه علوم پزشکی در هفته سلامت بگویید.
۲ برنامه فراگیر داشتیم که در همه شهرستان‌ها همزمان ابتدای هفته برگزار شد. روز اول برنامه عمومی پیاده‌روی بود که با حضور کارکنان و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی استان انجام شد. همچنین برنامه کوهنوردی نیز داشتیم البته علاوه بر دانشجویان و کارکنان افراد دیگر جامعه هم شرکت کردند که استقبال خوبی شد و تعدادی وسایل ورزشی از جمله دوچرخه به نفرات برگزیده اهدا شد. تبلیغ، ترویج و حضور در مجامع مختلف از دیگر برنامه‌های ما بود که تا پایان هفته سلامت ادامه داشت. سازمان جهانی بهداشت ۹ هدف را برای افزایش سلامت در جامعه عنوان کرده، ایران هم ۴ هدف به آن افزوده است. بیشتر برنامه‌های هفته سلامت در ‌همدان بر ‌اساس این ۱۳هدف بود.

  • این برنامه‌ها چه نتیجه‌ای بر سلامت افراد جامعه دارد؟
یکی از ۹ هدف سازمان جهانی بهداشت افزایش تحرک است. برای بخش زیادی از افراد جامعه ما تحرک مهم است؛ البته از اهداف دیگر کاهش مصرف دخانیات و الکل است در حالی که بیشتر مردم ما سیگار نمی‌کشند و الکلی هم نیستند. پس اگر ۲۰ درصد تحرک ایرانی‌ها بیشتر شود و رژیم غذایی را کنترل کنند سلامتی خود را تضمین کرده‌اند. یعنی اگر ما بخواهیم تا ۸۰ سالگی سالم زندگی کنیم لازم نیست خیلی کار بزرگی انجام دهیم. اگر افزایش تحرک و کنترل رژیم غذایی را در نظر بگیریم بخش عمده‌ای از کار انجام شده است.
  • شاخص‌ترین این برنامه‌ها در سال جاری چه بود؟
امسال شعار سازمان جهانی بهداشت غلبه بر دیابت بود که ما بیشتر تلاش کردیم در این زمینه اطلاع‌رسانی کنیم. مراکز بهداشتی را تجهیز کردیم تا کار کسانی که برای آزمایش مراجعه می‌کنند تسهیل شود و ترغیب شوند کسانی را که در خانواده فرد دیابتی داشتند یا وزن بالایی داشتند به صورت ویژه پذیرش کنند.
  • ورزش چقدر به افزایش طول عمر کمک می‌کند؟
گاهی افراد جامعه، که می‌توان از آن‌ها به عنوان سرمایه‌های انسانی نام برد، در دهه چهارم یا پنجم زندگی از دنیا می‌روند. کسی که در کشور متولد می‌شود، هزینه زیادی نیاز دارد تا رشد کند، کار و تحصیل کند و به فرد موفقی تبدیل شود. از سوی دیگر یک نوزاد که متولد می‌شود تا ۸۰ سالگی می‌تواند در سلامت زندگی کند و قلب او تا ۸۰ سالگی بدون نوسان کار کند. قلب یک انسان تا ۸۰ سالگی ۳ میلیارد بار می‌تپد. چیزی در قلب به نام گره سینوسی وجود دارد که الکتریسته تولید می‌کند و قلب تپش پیدا می‌کند. اگر از بدن خود مراقبت کنیم بیشتر هم خواهد تپید؛ البته پس از ۸۰ سالگی طول زندگی مهم نیست، کیفیت زندگی مهم است. افراد جوان و میانسال جامعه باید مراقب باشند تا در آینده سربار فرزندان خود نباشند. اگر فردی در سن پیری کم‌توان باشد مزاحم دیگران خواهد بود.
  • کنترل رژیم غذایی چقدر در پیشگیری از بروز بیماری‌ها مؤثر است؟
هر ایرانی روزانه ۱۵ گرم نمک مصرف می‌کند که استاندارد آن ۳ تا ۵ گرم است. ‌در واقع ما ۳ تا ۵ برابر مصرف جهانی نمک مصرف می‌کنیم. راه‌حل اولیه را باید زنان خانواده اجرا کنند. آن‌ها باید نمک‌پاش‌ها را جمع کنند. یکی از علل سنگ کلیه نمک است. علاوه بر فشار خون، یکی از دلایل بیماری‌های قلبی مصرف زیاد نمک است. به نمک دریا و این موارد هم توجه نکنید، این‌ها شما را گول می‌زنند. برای مثال خیارشور سرشار از نمک است. اگر مراقب رژیم غذایی باشیم و مصرف نمک، شکر، روغن و غذاهای چرب را اصلاح کنیم خیلی از مشکلات را نخواهیم داشت. وقتی یک بیمار۵ میلیون تومان پول آمپول می‌دهد هم به عنوان همنوع عذاب می‌کشیم هم این هزینه از جیب ما می‌رود در حالی که می‌‌تواند صرف ساختن کشور شود.
  • خود شما ورزش می‌کنید؟
بله؛ صبح‌ها در خانه حدود ۱۵ دقیقه ورزش می‌کنم و اگر فرصت و زمانی داشته باشم پیاده‌روی می‌کنم؛ به ویژه عصر‌ها زمانی که به سمت مطب یا بیمارستان برای عمل جراحی می‌روم وقتم را طوری تنظیم می‌کنم که بتوانم حدود ۲۰ دقیقه پیاده‌روی داشته باشم. هرچند متأسفانه کوهنوردی نمی‌روم اما پیاده‌روی را از دست نمی‌دهم. اگر همه افراد جامعه بتوانند در روز حدود ۲۰ دقیقه پیاده‌روی داشته باشند بخشی از سلامتی خود را تضمین کرده‌اند.


برچسب ها: همشهری همدان ، هفته سلامت در همدان ، علوم پزشکی همدان ،

تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو