یکشنبه 29 فروردین 1395

«رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،گفتگو ،

«رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 «رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان
«رنگ رنگ نقاشی» نام نمایشی است که این روزها توسط برادران دوست‌قرین در تالار هنر تهران به روی صحنه رفته است. صالحه اسدی، رامین خزایی، مریم الهامیان، شیما لطیفی، مرتضی عبدالهی و یاسمین زارعی بازیگران این نمایش هستند و محمد نصرتی آهنگساز شناخته‌شده کشور برای «رنگ رنگ نقاشی» موسیقی ساخته است...
1395/01/29
«رنگ رنگ نقاشی» نام نمایشی است که این روزها توسط برادران دوست‌قرین در تالار هنر تهران به روی صحنه رفته است. صالحه اسدی، رامین خزایی، مریم الهامیان، شیما لطیفی، مرتضی عبدالهی و یاسمین زارعی بازیگران این نمایش هستند و محمد نصرتی آهنگساز شناخته‌شده کشور برای «رنگ رنگ نقاشی» موسیقی ساخته است. نمایش این اثر از 18 فروردین‌ماه آغاز شده و تا 17 اردیبهشت، به مدت یک ماه، ادامه خواهد داشت.
عباس و بهرام دوست‌قرین 2 برادر نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان همدانی هستند که پس از 2 دهه فعالیت هنری در همدان مجبور شدند برای ادامه کار همدان را ترک کنند. این 2 کارگردان عرصه نمایش مدتی است در جزیره کیش فعالیت می‌کنند اما قلب و روحشان با همدان است و امیدوارند به زودی فضایی فراهم شود تا بار دیگر در زادگاه خود کارهای نمایشی را دنبال کنند. اجرای «رنگ رنگ نقاشی» بهانه‌ای شد تا با عباس دوست‌قرین به گفت‌وگو بنشینیم.
  • داستان نمایش «رنگ رنگ نقاشی» چیست؟
«رنگ رنگ نقاشی» روایت یک تابلو نقاشی نیمه‌تمام است. پس از آن‌که نقاش آن را رها می‌کند تابلو جان می‌گیرد، شخصیت‌ها از تابلو بیرون می‌آیند و به دو گروه شخصیت‌های رنگی و سیاه و سفید تقسیم می‌شوند و داستان ادامه می‌یابد.
  • فکر می‌کنم نمایش شما یک بار در همدان روی صحنه رفت. این اولین اجرا در تهران است؟
در سال‌های گذشته «رنگ رنگ نقاشی» در چند استان به صورت عروسکی اجرا شده بود. در همدان نیز پیش از این به روی صحنه رفته است و در جشنواره نمایش‌های عروسکی هم حضور داشت اما این‌بار با حضور بازیگران و غیرعروسکی اجرا می‌شود.
  • علت اجرای این نمایش در تهران چه بود؟
چند کار در دست نوشتن و اجرا داشتم. برنامه قبلی نداشتیم و می‌خواستیم در تهران فعالیت داشته باشیم. وقتی پیشنهاد شد پذیرفتم. با مرکز هنرهای نمایشی صحبت کردم. این مرکز با تالار هنر به توافق رسید که اجراهایی در آنجا داشته باشیم. تمرین‌ها حدود 6 ماه طول کشید تا آماده اجرا شود.
  • شما در کیش فعالیت می‌کنید و بازیگرانتان از تهران و همدان هستند. این فاصله چگونه مدیریت می‌شود؟
من در واقع نویسنده کار هستم. در اجراهای قبلی همراه بهرام دوست‌قرین، برادرم، حضور داشتم اما این‌بار بیشتر من با بهرام هماهنگ می‌کردم و او در تمرین‌ها حضور داشت و اگر لازم بود من هم یا به صورت تلفنی یا حضوری همراهی می‌کردم.
  • چه تغییری در محتوا و اجرای نمایش نسبت به اجراهای گذشته صورت گرفته است؟
قطعا تغییراتی داشتیم. فرم اجرا کاملا تغییر کرد، شخصیت‌ها از عروسکی به انسانی تبدیل شدند؛ در نتیجه شیوه اجرا نیز تغییر کرد. موسیقی براساس اجرای جدید توسط محمد نصرتی ساخته شد، دکور نیز برای کار رئال است اما داستان جز در مواردی خاص چندان تغییری نداشت فقط دیالوگ‌ها کم یا زیاد شدند.
  • کار در تهران چه تفاوتی با شهرستان دارد؟
شرایط تهران حرفه‌ای‌تر است؛ در نتیجه نگاه‌ها نیز حرفه‌ای‌تر است، هم از طرف مدیران و هم از طرف اهالی تئاتر. این باعث شده مخاطب حرفه‌ای به وجود آید؛ پس همه کارگردان‌ها و تئاتری‌های شهرستان‌ها دوست دارند در تهران نیز کار اجرا کنند.
  • با توجه به اینکه مدتی است در کیش فعالیت می‌کنید وضعیت تئاتر در این جزیره را چگونه می‌بینید؟
تئاتر در کیش اصلا شکل و شمایل حرفه‌ای ندارد. ما تلاش می‌کنیم برنامه‌ریزی داشته باشیم، اوضاع تئاتر را بسامان کنیم و به نتیجه برسیم. در کیش تئاتر جنبه سرگرمی دارد و تئاتر حرفه‌ای و کار هنری مفهوم و جایگاه چندانی ندارد؛ البته جسته گریخته کارهایی صورت می‌گیرد اما رضایت‌بخش نیست. در این جزیره افراط در جنبه سرگرمی و تفریح نمایش را به سمت مضحکه برده اما در مدتی که به کیش رفته‌ایم، تلاش کرده‌ایم درحد توان خود حرکتی در جهت حرفه‌ای‌تر شدن تئاتر این منطقه کرده باشیم.
  • وقتی از بیرون به تئاتر همدان نگاه می‌کنید وضعیت این هنر را در استان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همدان ظرفیت خیلی خوبی در تئاتر دارد. اگر برنامه‌ریزی درستی شود تئاتر شکل می‌گیرد. طبقه‌بندی و شکل سازمان‌یافته در تئاتر همدان نداریم که این آشفتگی ایجاد هرج و مرج می‌کند و به تئاتر استان بسیار آسیب جدی وارد کرده است. سردرگمی را، هم در برنامه‌ریزان می‌بینیم، هم در اهالی تئاتر استان؛ البته این وضعیت، بخشی به دوستان تئاتری برمی‌گردد و بخش عمده آن با تصمیم‌گیران و مدیران بخش دولتی است که سیاستگذاری اداره ارشاد از جمله این موارد است.
یک معضل دیگری که تئاتر همدان دارد انجمن نمایش است. این نهاد در حد یک اسم باقی مانده و نتوانسته است فعالان این حوزه را سازماندهی و مطالبات تئاتر استان را پیگیری کند.
  • پیشنهاد شما برای بهبود وضعیت چیست؟
من اعتقاد دارم در همدان کارگردان خوب، بازیگر توانا، نمایش‌نامه‌نویس قوی و ظرفیت مناسب داریم اما گمشده این حوزه برنامه‌ریزی درست است تا این ظرفیت از حالت بالقوه به صورت بالفعل در آید. مشوق‌هایی لازم است که کمک کند تئاتر استان از این بن‌بست خارج شود.
  • علت مهاجرت شما از همدان چه بود؟
من همدان و بچه‌های تئاتر همدان را دوست دارم، عاشق مردم همدان هستم و برای کارهای تئاتری‌های همدان ارزش قائلم. همیشه ترجیح می‌دهم در حد همدان کار کنم. هیچ وقت دنبال دیده‌شدن نبودم. علاقه‌ای به حضور در جشنواره‌ها نداشتم و دنبال موقعیت‌های بزرگ نبودم.
همیشه تلاش کردم در کنار مردم همدان و هنرمندان همدان باشم اما متأسفانه شرایطی پیش آمد که مجبور شدیم همدان را ترک کنیم. یکی از علت‌ها به مشکلات کاری در همدان برمی‌گردد که اجازه نمی‌دهد کاری که دوست داریم انجام دهیم. موانع در همدان زیاد است.
  • دوست دارید به همدان برگردید و دوباره کار کنید؟
بسیار متاسفم که در همدان نیستم اما هرجا باشم خودم را همدانی و از بچه‌های تئاتر همدان می‌دانم و معرفی می‌کنم. همیشه از استانم درحد توانم دفاع می‌کنم. امیدوارم نام همدان زنده و پویا باشد و روزی بتوانم باز هم در همدان و در کنار همکارانم کار کنم و مخاطب و تماشاگر همدانی را در سالن‌ها ببینم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C%C2%BB-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، همشهری همدان ، نمایش در همدان ،

شنبه 21 فروردین 1395

گردشگری همدان هنوز به سهم خود نرسیده

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گردشگری ،گفتگو ،روزنامه همشهری ،

گردشگری همدان هنوز به سهم خود نرسیده

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
گردشگری همدان هنوز به سهم خود نرسیده
نوروز 95 با اینکه ورود گردشگر به همدان سیر صعودی داشت شرایط جوی و سرمای هوا باعث پایین آمدن آمار ورودی گردشگران در هفته دوم شد و آمار مهمانان نوروزی استان نسبت به سال گذشته رشد چندانی نیافت...
1395/01/21
نوروز 95 با اینکه ورود گردشگر به همدان سیر صعودی داشت شرایط جوی و سرمای هوا باعث پایین آمدن آمار ورودی گردشگران در هفته دوم شد و آمار مهمانان نوروزی استان نسبت به سال گذشته رشد چندانی نیافت. برای بررسی علت این رکود و مقایسه وضعیت گردشگرپذیری استان در 2 سال گذشته با علی خاکسار، معاون گردشگری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان، به گفت‌وگو نشستیم.
  • ارزیابی شما از گردشگری استان در سال گذشته چگونه است؟
سال 94 سال پر فراز و نشیبی برای کل کشور بود و این وضعیت نیز مانند بر همدان، سایر نقاط کشور، حاکم بود. برخلاف وجود برنامه‌ها و اعلام رسمی مسئولان استانی مبنی بر توسعه گردشگری، به دلیل شرایط بد اقتصادی کشور حمایت خوبی از میراث فرهنگی و گردشگری استان صورت نگرفت و به علت رکودی که در یک دهه گذشته حاکم بود بخش خصوصی هم نتوانست در این حوزه وارد شود و درآمدزایی کند. استان ما به‌رغم تلاش‌های همکاران و مسئولان موفق نشد به سهم خود دست پیدا کند.
  • علاوه بر شرایط اقتصادی دراستان، چه عواملی باعث این وضعیت بود؟
دلایل متعددی دارد. دستگاه‌های متولی و نهادهای دولتی مدیریت یکپارچه نداشتند. اما اگر ما بتوانیم این مدیریت یکپارچه را در زمینه گردشگری ایجاد کنیم قطعا با هم‌افزایی به اهداف خود خواهیم رسید. مشکل دیگر نبود اقدام جدی در زمینه معرفی و تبلیغات است. استان ما در زمینه‌های مختلف گردشگری از جمله جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی جزو 5 استان برتر کشور است، از نظر طبیعت‌گردی ظرفیت خوبی دارد اما خوب معرفی نشده و همدان را به عنوان استان کوچکی در غرب کشور می‌شناسند. می‌طلبد که به صورت جدی وارد شویم و علاوه بر روش‌های مرسوم و متداول از روش‌‌های علمی استفاده کنیم. به ویژه از طریق فضای مجازی، نرم‌‌افزارها، برگزاری همایش‌‌های مختلف در استان، شرکت در همایش‌‌های ملی و بین‌المللی، شرکت در نمایشگاه‌‌های گردشگری و برگزاری هفته‌های فرهنگی همدان با کمک انجمن‌‌های دوستی کشورهای مختلف می‌‌توانیم در معرفی استان گام برداریم.
  • فکر می‌‌کنید زیرساخت‌‌های موجود در استان کافی است؟
البته متناسب با این فعالیت‌‌ها باید حمایت از سرمایه‌‌گذارها صورت گیرد تا با توجه به افزایش ورود گردشگر به استان زیرساخت‌ها نیز توسعه پیدا کند.
  • آمارهای ورود گردشگر به استان بر چه اساسی تهیه می‌شود؟
ما چند مرجع آماری داریم، یکی از آنها آمار خودروهای ورودی به استان است که از طریق پایگاه‌های ثابت کنترل تردد هوشمند ثبت می‌‌شود و گزارش اداره‌ کل امور حمل و نقل به ما می‌‌دهند که به تفکیک خودروهای سنگین نیمه‌سنگین و سبک است. خودروهای عبوری و استانی تفکیک می‌‌شوند که بر اساس برآوردها به‌‌طور متوسط 40 درصد از خودروهای ورودی مسافر هستند؛ البته فرمول دقیقی نیست. این آمار در 15 روز نوروز در سال گذشته حدود 2 میلیون و 298هزار نفر بود.
  • آمار بازدید از مکان‌های تاریخی در سال 94 چه تعداد بود؟
تعداد 734 هزار بازدید در سال 94 داشتیم که آرامگاه بوعلی، باباطاهر، غار علیصدر و هگمتانه در صدر بوده است. علاوه بر این بازدیدها اماکنی مانند گنجنامه، روستاهای هدف گردشگری، سراب‌‌ها و مقبره استرمردخای در آمارها نمی‌‌آید.
  • -وضعیت نظارت چگونه بود؟
از نظر نظارتی در سال 94 رتبه سوم را کسب کردیم.
  • گردشگران خارجی در سال 94 چه تعداد بود؟
در 11ماهه سال 94 حدود 11هزار بازدید خارجی داشتیم.
  • برای بهبود خدمات به گردشگران چه تدابیری صورت گرفت؟
در تمامی استان کمیته‌‌های خدماتی شکل گرفته است. آماده‌‌سازی اماکن، نمازخانه‌‌ها، سرویس‌‌های بهداشتی و خدمات اسکان و هماهنگی انجام شد. نمایندگان میراث فرهنگی، دامپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی، تعزیرات و اداره‌کل صنعت معدن وتجارت بازدیدهای تلفیقی تا 25 اسفند داشتند که در 2 نوبت صورت گرفت. شهرداری هم در حوزه سرویس‌های بهداشتی و اماکن وارد شد و شیرآلات را تعویض کرد.
  • اماکن بین‌راهی هم شامل این ساماندهی بود؟
بله در زمینه اماکن بین‌راهی هم همین شرایط را داریم و در طول سال این نظارت صورت می‌‌گیرد.
  • به ضعف تبلیغات اشاره کردید؛ برای نوروز 95 چه اقدامی در این زمینه صورت گرفت؟
قبل از تعطیلات کمیته‌ای شکل گرفت و میراث فرهنگی استان مسئولیت کمیته تبلیغات را پذیرفت. همچنین دبیرخانه مرکزی ستاد استقبال از مسافران نوروزی استان همدان با میراث فرهنگی بود. کمیته آمار، کمیته تبلیغات و اطلاع‌رسانی امور فرهنگی و کمیته ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات با میراث بود که تلاش کردیم از کارهای موازی جلوگیری شود. میراث فرهنگی همچنین
 2 برنامه در 5 و 12 فروردین اجرا کرد.
  • تبلیغات شامل چه مواردی بود؟
245هزار نسخه اقلام تبلیغاتی از نقاط مختلف، بروشور از جاذبه‌‌های گوناگون استان، نقشه گردشگری استان، شهرستان‌‌ها و روستاهای هدف گردشگری تهیه و نقشه گردشگری شهرستان همدان هم تفکیک شد. همچنین مسیرهای گردشگری و تلفن‌‌های ضروری در قالب تراکت تهیه شد و در اختیار مسافران قرار گرفت.
  • یکی از مشکلات گردشگری شهر همدان به ویژه در تعطیلات نوروز خانه‌مسافرهاست. برای ساماندهی این اماکن چه کار کردید؟
وضعیت خانه‌مسافرها موضوع پیچیده‌‌ای است که چند سال است این موضوع شکل گرفته. سال‌‌های قبل به عنوان خانه‌‌های استیجاری موقت گفته می‌‌شد و به تازگی به عنوان خانه‌مسافر از آن یاد می‌‌شود. همه استان‌‌ها این ویژگی و ظرفیت را ندارند. طبق مصوبات و قانون، خانه‌مسافرها در طول سال نمی‌‌توانند فعالیت کنند اما دیده می‌‌شود به صورت غیرقانونی در طول سال مسافر جذب می‌‌کنند. این قضیه را از یک سو فرصت می‌‌دانیم چون اماکن اقامتی استان گنجایش گردشگران ورودی را در ایام پیک ندارند و اگر این اماکن فعالیت نکنند با مشکل روبه‌رو می‌شویم. از سوی دیگر تهدید است زیرا خیلی‌‌ها تمایلی برای اخذ مجوز ندارند تا نظارت بهداشتی و نرخ‌نامه اعمال شود و در نتیجه غیر مجاز فعالیت می‌‌کنند که از نظر مسائل اخلاقی هم مشکل ایجاد می‌کنند. امسال فراخوانی دادیم که این مراکز برای ساماندهی مراجعه کنند اما تعداد آنها بسیار کم است. سال‌‌های گذشته حدود 150 مجوز در استان صادر شد اما امسال تعداد مراجعه‌کننده بسیار کم است. فعالان غیرمجاز سال‌‌های گذشته به مراجع قانونی معرفی شدند که برخوردی نشد، اما معاونت سیاسی امنیتی استانداری قول برخورد را داده‌‌اند.
  • اقامت‌‌گاه‌‌های بوم‌گردی در استان چه وضعیتی دارند؟
ما در 19 روستای هدف گردشگری اطلاع‌رسانی کردیم تا افراد برای ایجاد اقامت‌‌گاه بوم‌گردی مراجعه کنند اما استقبال خوبی نشد. در اواخر فروردین کارگاه و تور برای علاقه‌مندان این حوزه برگزار خواهیم کرد تا افراد جذب شوند و از این ظرفیت استفاده کنیم.
  • از نظر شما بهترین اتفاق گردشگری در سال 94 چه بود؟
مهم‌‌ترین اتفاق و برآیند خوبی که سال 94 شاهد بودیم، نزدیک شدن بخش خصوصی و دولتی در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری بود که نمود آن را در نمایشگاه بین‌‌المللی گردشگری کشور شاهد بودیم. نوروز امسال افرادی که از تهران آمدند و همدان را به عنوان مقصد انتخاب کرده بودند، بیشتر در نمایشگاه سراسری گردشگری تهران به این گزینه رسیده بودند و به نظر من شرکت در این نمایشگاه‌ها می‌‌تواند همدان را به یک مقصد گردشگری تبدیل کند.
  • گردشگری استان را در سال 95 چگونه می‌بینید؟
برای سال 95 برنامه‌‌های خوبی منطبق بر برنامه توسعه‌‌ای کشور و برنامه‌‌های استانی مناسبی داریم. ما امیدواریم با گشایشی که در حوزه اقتصاد کشور پس از برجام اتفاق می‌‌افتد بتوانیم برنامه‌‌ها را بر اساس اولویت‌‌ها اجرا کنیم. بحث اصلی ما برای سال پیش رو تزریق اعتبار است. در بخش تبلیغات، مطالعات، آموزش و ایجاد زیرساخت برای تأسیسات گردشگری نیازمند اعتبار هستیم تا هم کمبودهای سال گذشته را جبران کنیم و هم برنامه‌ها به خوبی اجرا شود.
  • وضعیت گردشگران نوروزی سال 95 چه تفاونی با سال 94 داشت؟
نوروز امسال 192 هزار نفر در استان اقامت داشتند که نسبت به سال گذشته 3 درصد کاهش داشت. تعداد بازدیدکنندگان در سال جاری نیز تا 13 نوروز 610 هزار بازدید بود که افزایش چندانی نداشت.
  • -علت این رکود چه بود؟
دلیل پایین آمدن آمار گردشگران سرمای هوا بود. سال گذشته در روز 13 فروردین 36 هزار نفر اقامت داشتیم اما در سال جاری این رقم بسیار پایین بود. سال گذشته هفته دوم تعطیلات نوروزی اقامت ما هر شب بین 17 تا 20 هزار نفر بود اما امسال از 9 تا 14 هزار نفر بود.
  • آمار گردشگران امسال بر چه اساسی بود؟
امسال تلاش کردیم آمار را بر اساس داده‌‌های مستند و قابل شمارش ارائه کنیم؛ به طور مثال خانه‌‌مسافرها را در آمار نیاوردیم و به علت سرما اقامت در چادر نداشتیم پس آمار ما بر اساس اقامت در هتل‌‌ها، مهمانپذیرها، مدارس، هتل‌‌آپارتمان‌‌ها، کمپ‌‌های دائم، خوابگاه‌های دانشجویی، اردوگاه‌‌ها، متل‌‌ها و کمپ‌‌های موقت جمع‌آوری شد.
  • نوروز امسال اقامت در هتل‌‌ها چه وضعیتی داشت؟
هنوز آمار دقیق به ما ارائه نشده، اما بر اساس آمار روزانه، میزان اشغال هتل‌‌ها پایین بود.
  • علت چه بود؟
به اعتقاد من دلیلش شرایط اقتصادی مردم است؛ چون نرخ افزایش قیمت هتل‌‌ها حداکثر 12 درصد بود.
  • امسال کدام مراکز در صدر آمار قرار گرفتند؟
رتبه نخست ما امسال غارعلیصدر بود، دوم آرامگاه بوعلی سینا، سوم آرامگاه باباطاهر، چهارم هگمتانه، و گنبد علویان و موزه حمام قلعه نیز در رتبه پنجم قرار داشتند.
  • در شهرستان‌‌ها چطور؟
علاوه بر کبودراهنگ، که غار علیصدر رتبه اول استان را داشت، شهرستان‌‌ ملایر به لحاظ آثار تاریخی و فرهنگی رتبه دوم را داشت و نهاوند نیز به دلیل سراب‌‌ها در زمینه میراث طبیعی بازدید خوبی داشت. در ملایر ارگ نوشیجان، موزه لطفعلیان و پارک سیفیه به ترتیب پر بازدید بودند.
  • نوروز 95 مکان جدیدی برای بازدید داشتیم؟
حمام قلعه در شهر همدان که مدتی تعطیل بود بازگشایی شد و به عنوان موزه مردم‌شناسی مورد بازدید قرار گرفت. استقبال خوبی هم از آن شد. بنای دیگر برج قربان بود که بار دیگر بازگشایی شد.
  • حضور راهنماها چطور بود؟
حرکت خوبی که امسال داشتیم آموزش راهنماهای مراکز گردشگری بود که با فراخوان و آزمون انتخاب و با دوره‌های آموزشی آماده شدند. این افراد در مراکز گردشگری ما استقرار پیدا کردند که باعث رضایتمندی گردشگران و مهمانان در استان شدند. راهنماهایی که سال گذشته داشتیم راهنمای تور بودند و تخصصی نداشتند.
  • آمار گردشگران خارجی امسال تغییری داشت؟
اسکان گردشگران خارجی سال گذشته در مدت 15 روز تعطیلات نوروز 142 نفر بود که امسال در همین مدت به 399 نفر رسید و بیش از 2/5 برابر رشد داشت. همچنین بازدیدها در سال گذشته 334 نفر بود که امسال با 22درصد رشد روبه‌رو بود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ، معاون گردشگری همدان ،

سه شنبه 17 فروردین 1395

چهره‌پردازی کسب‌وکار من است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،سینما ،تئاتر ،روزنامه همشهری ،

چهره‌پردازی کسب‌وکار من است

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چهره‌پردازی کسب‌وکار من است
پرویز شکری چهره ماندگار هنر گریم ایران است. او چهره‌پردازی و گریم بیش از 180 فیلم سینمایی و سریال را در کارنامه خود دارد. شکری که چهره‌پردازی را کسب وکار خود می‌داند در گفت‌وگو با همشهری از ورود اولین سینما به همدان و شروع كارش در سینما به عنوان چهره‌پرداز می‌گوید...
1395/01/17
پرویز شکری چهره ماندگار هنر گریم ایران است. او چهره‌پردازی و گریم بیش از 180 فیلم سینمایی و سریال را در کارنامه خود دارد. شکری که چهره‌پردازی را کسب وکار خود می‌داند در گفت‌وگو با همشهری از ورود اولین سینما به همدان و شروع كارش در سینما به عنوان چهره‌پرداز می‌گوید.
  • از نخستین سالن‌های سینما در همدان چه به خاطر دارید؟
زمانی که خیابان شورین (شهدای فعلی) و میدان مرکزی شهر اصلا وجود نداشت و همه آن‌ها خانه بود در مسیر خیابان شورین که به محله پل پهلوانان می‌رسد، یک فرد روسی و یک ارمنی با هم شریک می‌شوند و در بالاخانه‌ای (کوچه‌ای که به ابتدای بازار قیصریه می‌رسیده) سینما باز می‌کنند و فیلم‌های صامت پخش می‌کنند. فکر می‌کنم اواخر دهه 20 بود. بعدها آن فرد روسی در ابتدای خیابان سنگ‌شیر، در محل مخابرات فعلی، سینما مایاک را باز می‌کند که شعبه سینما مایاک تهران بود. بعد از سینما مایاک میدان مرکزی که افتتاح می‌شود یک شخص اهل رشت با میراخان ارمنی شریک می‌شود و سینما الوند را برپا می‌کنند. میراخان در زمان ما هم زنده بود و من او را دیده بودم. دکوراسیون داخلی سینما الوند تمام از چوب روسی بود که آن را خیلی زیبا کرده بود. سن از بالکن تا تالار اصلی مثل تالار وحدت تهران بود و در بالای سن دو مجسمه طلایی فرشته قرار داشت که در یک دوره‌ای به دلیل آتش گرفتن بخاری سوخت و از بین رفت.
سینما الوند که بین خیابان تختی و شهدا قرار دارد، متعلق به آقایان ثروت سعیدی و ارژنگی بود. بعد از میراخان شخص دیگری به نام احمد گله بود که کنار سینما آجیل‌فروشی داشت و سه دانگ سینما را از شریک میراخان خرید. احمد گله آدم قدبلند هیکلی بود که با پدر من هم دوست بود. از ته مغازه سوراخی ایجاد کرده بودند و می‌نشستند، فیلم تماشا می‌کردند.
  • شغل پدرتان چه بود؟
پدر من حسابدار بانک ملی بود و احمد دوست پدر من بود. او بعدازظهرها به مغازه احمد می‌رفت و فیلم را از منفذ انتهای مغازه تماشا می‌کردند. به خاطر پول زیادی که به میراخان داده بود دیگر شریک شده بود. آخر هم سینما آتش گرفت. بالکن یا تراس بیرونی این سینما سن مراسم همدان بود که هر کدام از بزرگان شهر و مقامات برای سخنرانی به آنجا می‌آمدند.
  • چطور شد که به تهران رفتید؟
در همدان با دوستان و گروه روزنامه اطلاعات، تئاتر کار می‌کردیم. سال 1343 تصمیم گرفتم به تهران بروم. آن زمان دانشگاه هنرهای دراماتیک برای رشته گریم، دانشجو می‌گرفت. هنوز سوادم نیمه‌کاره بود و مدرکی نداشتم که در هنرهای دراماتیک شرکت کنم. در آن سال من دیپلم ‌گرفتم و به آموزشگاه تدین در خیابان ژاله رفتم. در تهران سه سال بیکاری کشیدم و با سینما آشنایی نداشتم.
  • از ورود به سینما بگویید و این‌که چطور شد وارد کار گریم شدید؟
ما در تهران بودیم که در یک مهمانی با آقایی مسیحی آشنا شدم که ماردوک الخاص نام داشت. ایشان می‌خواست فیلمی به نام «آلونک سیاه‌کوه» بسازد که جلال مقامی در آن بازی می‌کرد. در مهمانی صحبت‌هایی شد و آقای مظاهری که مدیر تولید کار بود از من دعوت کردند برای کار گریم به دفترشان بروم. دفترشان روبه‌روی امجدیه در داخل کوچه بود. چون بیکار بودم رفتم و به عنوان گریمور پذیرفته شدم.
  • با این‌که اولین بار بود، نگران نبودید که از پس کار برنیایید؟
کار ساده‌ای بود و چون فیلم‌ها سیاه‌وسفید بود، کار چندانی نداشت. آن زمان رنگ‌هایی را تهیه و استفاده می‌کردیم که برای شیرینی‌پزی استفاده می‌شد و شیمیایی نبود به همین دلیل به پوست صدمه نمی‌زد.
  • در دوره فیلمبرداری مشکلی پیش نیامد؟
نه؛ فیلمبرداری در منطقه زرند بود. حدود 20 روزی آنجا بودیم و برگشتیم. به من 500 تومان دستمزد دادند. مهم این بود که من فیلم کار کردم.
  • چگونه با ساموئل خاچیکیان آشنا شدید؟
یک روز در دفتر کار شخصی که با آقای ساموئل خاچیکیان ارمنی صحبت می‌کرد با ایشان آشنا شدم و من را به او معرفی کردند. آقای خاچیکیان می‌خواستند فیلم «من هم گریه کردم» را بسازند. این اولین همکاری من با او بود.
  • اشاره کردید در تهران هم در یک آموزشگاه مشغول شدید؟
من به آموزشگاه دراماتیک در خیابان ژاله با مدیریت آقای فروغ رفتم و جسته و گریخته با سینما آشنا شدم.
  • آخرین کارتان چه بود؟
آخرین کار، کار سریال آقای نادر مقدس و فیلم سینمایی «روشنی شهر» بود. دخترم گیتا را، که طراح صحنه و گریمور است، برای انجام کار فرستادم و بعد از آن هم کاری نداشتم.
  • در مدتی که کار می‌کردید دستیار داشتید؟
چهره‌پردازی کسب‌وکار من است. من تنها گریموری بودم که دستیار نداشتم و معتقد بودم موقع فیلم باید گریمور حضور داشته باشد. تنها دستیارم در سال‌های اخیر، دخترم گیتا بود که باید خانم‌ها را گریم می‌کرد.
  • در حوزه آموزش هم فعالیت کردید؟
چرا. در حاشیه کارها، هفت سال در آکادمی خانه سینما بودم. در دانشگاه تبریز هم تدریس داشتم. عضو خانه تئاتر بودم که هنوز هم هستم. در سال‌های نخست پس از انقلاب نیز مدیر مجتمع فرهنگ و هنر اسلامی بودم که دانشجو هم داشتیم.
  • کدام فیلم را دوست داشتید کار کنید اما امکانش پیش نیامد یا کار کردید اما به پایان نرسید؟
فیلم «زنگی و رومی» کار ناصر تقوایی بود که هنوز هم افسوس می‌خورم چرا به پایان نرسید.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، پرویز شکری ، گریم در همدان ، چهره پردازی در همدان ، سینما در همدان ،

یکشنبه 15 فروردین 1395

همدان؛ میزبان همایش ملی پژوهش دانشجویی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

مدان؛ میزبان همایش ملی پژوهش دانشجویی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ میزبان همایش ملی پژوهش دانشجویی
فعالیت‌های مثبت دانشگاه علوم پزشکی همدان در حوزه پژوهش، موجب شده همدان به عنوان میزبان همایش ملی پژوهش در حوزه دانشجویی در سال ۱۳۹۵ در نظر گرفته شود. این خبر را معاون تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی همدان به همشهری می‌گوید...
1395/01/15
فعالیت‌های مثبت دانشگاه علوم پزشکی همدان در حوزه پژوهش، موجب شده همدان به عنوان میزبان همایش ملی پژوهش در حوزه دانشجویی در سال ۱۳۹۵ در نظر گرفته شود. این خبر را معاون تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی همدان به همشهری می‌گوید.
سعید بشیریان دکترای تخصصی آموزش بهداشت دارد و مسئولیت‌های مختلفی در حوزه بهداشت و درمان از جمله مدیر گروه دانشگاه، معاونت و ریاست دانشکده را برعهده داشته است.
 او از مهرماه ۱۳۹۲ معاون تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی همدان شده و در این مدت تلاش کرده وضعیت فرهنگی و پژوهشی در این دانشگاه را بهبود بخشد. دکتر بشیریان در این گفت‌وگو وضعیت فرهنگی و پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی همدان را تشریح می‌کند.
  •  از وضعیت نشریات دانشگاه بگویید. چه تعداد نشریه منتشر می‌کنید؟
ما ۱۳ مجله علمی داریم که همه مجوز لازم از ارشاد و کمیسیون نشریات وزارت بهداشت را دارد. از این تعداد ۶ مجله انگلیسی و ۷ مجله فارسی است که مجلات انگلیسی را با یک برند مشخص یعنی «اویسینا» (ابوعلی‌سینا) چاپ می‌کنیم.
  • در بخش تولید دیگر اقلام فرهنگی هم وارد شده‌اید؟
همدان در علوم پزشکی تاریخچه‌ای قوی و پرمحتوا از دوره ماد‌ها تاکنون دارد و مدت‌ها قطب علم پزشکی بوده است. ما کاری را شروع کردیم تا بتوانیم تاریخ علم پزشکی را در منطقه همدان گردآوری و تدوین کنیم و در این زمینه توانستیم مدارکی را مستند کنیم و در قالب کتاب و فیلم‌های مستند ارائه دهیم. یکی دیگر از برنامه‌های ما ایجاد موزه تخصصی در زمینه علوم پزشکی است که فقط عشق و علاقه می‌خواهد. خوشبختانه همکاران خوبی داریم و امیدواریم زود‌تر این برنامه به نتیجه برسد.
  • کتاب تاریخ پزشکی در همدان در چه مرحله‌ای است‌؟
حدود ۸۰ درصد کار‌هایش انجام شده و امیدواریم به زودی به مرحله چاپ برسد. عنوان آن هم فعلا تاریخ طب در همدان است. در بحث طب مدرن و طب سنتی ورود پیدا کرده‌ایم و هدف این بوده که بتوانیم نقش همدان را در روند پیشرفت طب داشته باشیم؛ البته قبلا هم کارهایی در این زمینه انجام شده است.
  • دانشگاه علوم پزشکی یک واحد الکترونیک راه‌اندازی کرده است؛ ورود به این بخش چه ضرورتی داشت؟
واقعیت این است که ما یک فضای واقعی با محدودیت‌هایی ‌از نظر فیزیکی، زمانی و حتی مالی و بودجه اقتصادی داریم اما در مقابل یک فضا با عنوان فضای سایبری داریم که خیلی از این محدودیت‌ها را ندارد و از این فضا باید بهره بگیریم.
 اعتقاد ما این است که می‌توانیم با سرمایه‌گذاری محدود‌تر نتایج خیلی خوبی داشته باشیم. برای مثال می‌توان با آموزش به موقع از بسیاری آسیب‌ها مثل طلاق یا بیماری‌ها پیشگیری کرد.
  •  در حوزه پژوهش در مقایسه با دیگر دانشگاه‌ها در چه جایگاهی هستید؟ ‌
دانشگاه‌ها از نظر بحث‌های پژوهشی هر سال بررسی می‌شوند و براساس شاخص‌هایی رتبه‌بندی می‌شوند. رتبه ما ۲ سال قبل رتبه ۷ کشوری بود. در حال حاضر ارتقا پیدا کرده و رتبه ۵ کشوری را در بین دانشگاه‌های هم‌تیپ خودمان داریم که رتبه قابل قبولی است؛ ولی قطعا به این اکتفا نمی‌کنیم.
  • گرایش به کار پژوهشی در دانشگاه چه وضعیتی دارد؟
تعدادی از اعضای هیأت علمی ما خیلی با پژوهش دوست نیستند و پژوهش انجام نمی‌دهند. در این خصوص برنامه‌هایی برای ترغیب همکاران به کار پژوهشی و علمی در دست اجرا داریم. واقعیت این است که سیستم آموزش و پرورش ما تفکر خلاق ایجاد نمی‌کند، بلکه برعکس گاهی خلاقیت را از بین می‌برد؛ البته تلاش‌هایی ـ به خصوص در سال‌های اخیر که رویکرد کلی کشور به سمت پژوهش است ـ انجام شده، آموزش و پرورش هم سعی کرده به این سمت برود، ولی تا این موضوع نهادینه شود و به آن بها داده شود زمان می‌برد. دانشجو باید روحیه پژوهش داشته باشد اما این موضوع در حال حاضر ضعیف است.
  • ‌چه مشوق‌هایی برای گرایش بیشتر دانشجویان به انجام پژوهش داشته‌اید؟
در دو سال اخیر سعی کرده‌ایم روحیه نشاط را بین دانشجویان ایجاد کنیم؛ به همین دلیل مرکز تحقیقات دانشجویی را فعال کردیم. هر سال وزارتخانه برنامه‌ای با نام همایش کشوری مربوط به پژوهش دانشجویی دارد که ما برای میزبانی همایش سال ۹۵ داوطلب شده‌ایم.
وزارتخانه موافقت اولیه را داشته و به احتمال زیاد این همایش ملی به میزبانی همدان برگزار می‌شود. خود این برنامه تاحدودی می‌تواند انگیزه مضاعفی برای توسعه پژوهش ایجاد کند.


برچسب ها: علوم پزشکی ، دکتر سعید بشیریان ،

به بهانه نمایش سوء تفاهم صورت گرفت؛

 گفت وگو با استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان

نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است | یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد.
به گزارش همدان پرس؛ نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است. 

یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند. 

نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد. حضور این هنرمند پیشکسوت در این نمایش بهانه ای برای این گفت وگو شد.

چه شد که بار دیگر به صحنه تئاتر برگشتید؟
آقای سهراب نیک فرجاد تماس گرفتند و گفتند نقشی دراین نمایش هست و من خود ایشان را وکیل قرار دادم و گفتم نمی توانم تصمیم بگیرم و با پیشنهاد ایشان پذیرفتم.

نقش شما در این نمایش چیست؟
قدیم ها درتئاتربرخی ها  نقشی را برعهده می گرفتند که به آن «نقش مردی» گفته می شد  

«نقش مردی» در واقع آزمایشی بود برای کسانی که علاقمند بودند بیایند به کار بازیگری و تئاتر. یک بار در یک نمایش دوستی، بسیار علاقمند بود که سر صحنه بیایدو بازی کند، یک نقشی داشتیم که فردی می آمد و پیرمردی را کول می کرد و از یک سوی صحنه به سوی دیگری می برد این دوست آن قدر علاقمند بود که یک «سور» یا هدیه ای به بازیگر این نقش داده بود تا به جای بازیگر ما پیرمرد را درهنگام اجرای تئاتر خودش حمل کند. خیلی جاها این نقش مردی وجود داشت و من هم در نمایش سوء تفاهم نقش مردی دارم.

چه کار می کنید؟
شخصیتی را دارم که فرد مرموزی است و اصلا دیالوگ ندارد  تنها حرکت است. البته دوستان سوری به من نداده اند.

یعنی از نقشتان در این نمایش رضایت ندارید؟
می دانید این موضوع را نمی توان کتمان کرد که من از حضور در این نمایش احساس غبن نمی کنم دیگران، تماشاچیان وهرکس درمورد من هرنظر و ظن مثبت یا متفی دارد در جای خود محفوظ است اما برای من واقعا لذت بخش است که بازهم در صحنه ای با تماشاچی هایی که با آن ها انس گرفته ام، هستم این با مردم بودن برای من بسیار لذت بخش است.

بازخورد کارهای شما در جامعه چگونه است؟ 
گاهی وقت ها که برای خرید یا کاری به بیرون از خانه می روم، افرادی احوالپرسی می کنند و می گویند مرا می شناسی؟ می گویم نه متاسفانه. می گوید فلان تماشاخانه یا فلان نمایش یادت هست؟ این ها یک نیرو و انرژی خاصی به من می دهد. حال که چهره در چهره تماشاگر هستم برای من بسیار با ارزش است و این لذت برای من کافی است.

اهالی تئاتر همکاری با شمار را یک سرمایه و تجربه گران بها می دانند نگاه شما به این قضیه چگونه است؟
آنچه همکاران تئاتری من و دیگران در مورد من فکر می کنند مقوله جدایی است و خود من آن لذت واقعی که یک لذت معنوی است از صحنه می برم.

خیلی از افرادی که سال های دور تئاتر می دیدند و دوستاران قدیمی تئاتر هنوز انتظارحضور پیشکسوت ها را بر روی صحنه می کشند حضور شما چه تاثیری بر آشتی مردم با تئاتر دارد؟
البته این برداشت ایشان است و اگر چنین مساله ای در کانون فکری ایشان برای حضور من و امثال من بوده حداقل یکی از آنان جامه عمل پوشیده و من روی صحنه هستم حال آنها چه خواهند کرد و چه پاسخی به حضور من خواهند داد، آیا در این شب در سالن حضور خواهند داشت؟ البته همانطور که گفتم همشهریانم همیشه به من لطف دارند.

این چهره در چهره شدن چه ویژگی هایی دارد؟
جدای از لطف این دوستان، در شب های نمایش این تماشاچی است که خود را نشان خواهد داد. لااقل اگر ما چیزی تجربه نکرده باشیم این تجربه را از تماشاگر آموخته ایم که نگاه او چه می گوید، حرکت و رفتارش چه می گوید، خوب است، بد است، طعنه آمیزاست یا بیراهه رفته ایم این ها را بدون این که حرفی بزند از حرکت اش متوجه می شویم و به ما القا می کند. همچنان آیا کارمن هم توانسته، آنچه منظور متن بوده را به آنها القا بکند. هرچند به زعم خودم کارم را انجام داده ام اما از این تاثیر فعلا بی خبرم.

فضای تمرین ها چگونه بود؟
تمرین ها بی نهایت جالب است هرچند نقش من حرکت های به ذهن سپرده ای دارد و به سان رباطی آمدورفت می کند اما من از حرکت و بازی همراهانم لذت می برم.

اینکه چهارنسل تئاتر همدان در کنارهم بازی می کنند و حضوردارند چه تاثیری می تواند در الگوپذیری سایر گروهای تئاتری داشته باشد؟
به نظر من کم هست. باید خیلی بیشتر حتی علاقمندان و افرادی که در لیست تئاتر همدان هستند،بیایند و تبادل افکار و اندیشه داشته باشند. دادن و ستاندن فرهنگ خود به خود عامل پیشرفت فرهنگ است  پس خیلی بیشتر و برتر با تفکری عمیق تر برای کسب تجربه، چه در برنامه و چه خارج از برنامه لازم است حضور داشته باشند و ارتباط بگیرند. اگر چنانچه این ارتباط نباشد و هرکس راه خودش را برود یک جدایی، تفرقه و انشقاق به وجود می آید که حاصل مثبتی ندارد.

----------------
حسین زندی
----------------


برچسب ها: همشهری همدان ، همدان پرس ، نصرالله عبادی ، تئاتر همدان ، پدرتئاتر نوین همدان ،

روی خوش پساتحریم به میراث فرهنگی و گردشگری همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
روی خوش پساتحریم به میراث فرهنگی و گردشگری همدان
دوران پساتحریم و گشایش‌های اقتصادی دورنمای روشنی را برای میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان نوید می‌دهد.
1394/12/12
 اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان از زمان روی کارآمدن دولت  جدید سه مدیرکل به خود دیده است. این تغییر مدیریت‌ها و نبود ثبات، میراث فرهنگی استان را با چالش‌هایی روبه‌رو کرد، اما به نظر می‌رسد با روی کارآمدن علی مالمیر، مدیر کل جدید، با گشایش در شرایط اقتصادی و بودجه‌ای، سال آینده وضعیت میراث استان رو به بهبود رود. مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان در اولین گفت‌وگوی اختصاصی رسانه‌ای خود با روزنامه همشهری شرایط موجود و پیش رو را تشریح می‌کند.
  • ارزیابی شما از وضعیت میراث فرهنگی استان چیست؟
استان همدان در حوزه میراث فرهنگی و آثار تاریخی در میان ۴ یا ۵ استان اول کشور است و حرف برای گفتن بسیار دارد؛ البته خود ما ابتدا باید این ظرفیت‌ها را بشناسیم و بتوانیم در داخل استان و داخل و خارج از کشور آن را معرفی کنیم؛ زیرا بخش بزرگی از بازار هدف، گردشگران خارجی هستند و آن‌ها براساس داشته‌های طبیعی و فرهنگی ما به ایران می‌آیند.
  • رویکرد اصلی شما در معرفی جاذبه‌های استان چیست؟
با توجه به هدفگذاری چشم‌انداز برنامه توسعه پنجم، باید تا سال پایانی این برنامه (۱۳۹۴) بیش از ۲۰میلیون گردشگر داشته باشیم. ما با توجه به جایگاهی که در این حوزه در کشور داریم باید سهمی مناسب و درخور را به خود اختصاص دهیم؛ البته برای تحقق این امر ایجاد زیرساخت‌ها ضروری است و برای ایجاد زیرساخت نیاز به جذب سرمایه‌گذار، چه داخلی و چه خارجی داریم. فضای پس از برجام و برداشته شدن تحریم‌ها این فرصت را فراهم کرده با تعاملی که در دنیا ایجاد شده شرایط سرمایه‌گذاری فراهم شود. مهم‌تر اینکه با تغییر رویکرد دنیا نسبت به ما، امیدواریم شاهد حضور بیشتر گردشگران خارجی باشیم.
  •  با توجه به علاقه شما به حوزه کارآفرینی، انتظار می‌رود صنایع دستی استان برخلاف گذشته رشد قابل توجهی را شاهد باشد. نظر شما در این باره چیست؟
استان ما در حوزه صنایع ‌دستی قابلیت‌های بالایی دارد. در بیش از ۱۵۰ رشته سابقه فعالیت داریم و بخش عمده‌ای از شاغلان استان ما که حدود ۳۰ هزار نفر هستند، در این بخش اشتغال دارند. به ویژه در رشته‌های سفال که آوازه جهانی دارد و مصنوعات چوبی و چرمی، ظرفیت‌های بالای کاری وجود دارد. اگر سال آینده لالجین به عنوان شهر خلاق صنایع دستی ثبت شود، شاهد نتیجه خوبی خواهیم بود. در این حوزه دو بحث مهم را در کشور داریم؛ یکی ایجاد اشتغال است و دیگری حرکت به سمت رشد اقتصادی که مسئولان ارشد کشور از جمله رئیس‌جمهوری محترم نیز بر آن تاکید دارند و در سیاست‌های ابلاغ‌شده نیز دیده شده است.
  • نتیجه این ظرفیت‌ها چه خواهد شد؟
در حوزه صنایع دستی ما نهادهای بومی داریم که عملا ارزش افزوده بالا و اشتغالزایی را با سرانه سرمایه‌گذاری پایین ایجاد خواهد کرد. بنابراین می‌توانیم با اندک سرمایه‌ای فرصت شغلی جدید ایجاد کنیم. یکی دیگر از نتایج آن نیز تاثیر مثبتی است که بر توسعه گردشگری خواهد داشت.
  • در این راه چه کمبودهایی وجود دارد؟
 در مسیر تکمیل چرخه تولید در زمینه بسته‌بندی ضعف داریم که باید برطرف شود. با رویکرد صادراتی باید بر اساس نیازهای بازار هدف و معرفی در بازار خارجی حرکت کنیم.
  • با توجه به اینکه مدیران ارشد استان، گردشگری را محور توسعه همدان در نظر گرفته‌اند، شما در این صنعت چه ظرفیت‌هایی را برجسته‌تر می‌بینید؟
گردشگری محور توسعه استان معرفی شده و با توجه به ظرفیت‌های استان، هم آثار تاریخی و هم صنایع دستی کمک خواهد کرد تا به هدف برسیم. جاذبه‌های طبیعی و تاریخی، موقعیت جغرافیایی استان، نزدیک بودن به مرکز، امنیت مطلوب استان همدان و قرار گرفتن در مرکزیت غرب کشور شرایطی را فراهم کرده که شایسته‌ترین و بایسته‌ترین راهی که می‌تواند استان را به توسعه برساند انتخاب کنیم. در این راه ما ناچار هستیم بهترین راهبرد یعنی گردشگری را انتخاب کنیم.
  • راهکار رسیدن به توسعه در این صنعت چیست؟
اصل اساسی در این مسیر ایجاد هم‌افزایی است. بخش‌های مختلف دولتی، غیردولتی و بخش خصوصی از جمله هتلداران، مجموعه گردشگری، تشکل‌های غیردولتی، رسانه‌ها، اصناف و شهرداری‌ها همه در توسعه گردشگری منافع مشترک داریم و با همکاری هم می‌توانیم کارهای موثری انجام دهیم. امیدواریم با تداوم این همکاری‌ها بتوانیم به شرایطی برسیم که استان به جایگاه مناسبی برسد.
  • چه چشم‌اندازی را برای وضعیت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان در سال ۱۳۹۵ متصور هستید؟
سال ۱۳۹۵ از چند جهت با سال ۱۳۹۴ تفاوت دارد. مهم‌ترین بُعد این است که شرایط عمومی مملکت به لحاظ قرارگرفتن در فضای پس از تحریم تغییر مثبتی را تجربه خواهد کرد. این تغییر در کشور باعث می‌شود تعامل خوب و مبتنی بر عزت با دنیای پیرامون داشته باشیم. به هر حال گردشگری یکی از بهترین بخش‌های اقتصادی و فناوری و نهاده‌های آن بومی و متعلق به خود ماست. همچنین آثار تاریخی منحصربه‌فردی داریم و در این زمینه رقیبی نداریم. خوشبختانه تیم دیپلماسی و دولت تدبیر و امید توانسته‌اند فضای مناسبی را در این زمینه فراهم کنند.
دیگر اینکه گشایشی که در حوزه منابع مالی دولت با توجه به آزاد شدن اعتبارات بین‌المللی فراهم می‌شود موجب تخصیص اعتبارات و ایجاد تحرک در بخش‌های خصوصی و دولتی اقتصادی می‌شود. این فضا نویدبخش آن است که سال آینده کاملا متفاوت از سال ۹۴ در مسیر توسعه قدم برداریم و کار‌شناسان هم این نکته را تایید می‌کنند.
  • اختصاص اعتبار و بودجه در بخش میراث و گردشگری چقدر می‌تواند نجات‌بخش باشد؟
نوع نگرش دولت و ریاست سازمان در این زمینه مثبت و متفاوت است. در بودجه سال آینده و در لایحه دولت رشد حدود ۵۰ درصدی را شاهد هستیم که این رشد ۵۰ درصدی بودجه، نویدبخش این است که در همه حوزه‌ها چه حفظ و احیا، چه مرمت و کاوش‌ها و چه صنایع دستی و گردشگری حرکتی رو به جلو خواهیم داشت و با سرعت بیشتری نسبت به گذشته حرکت خواهیم کرد. این روند را دولت در برنامه توسعه ششم هم پیش‌بینی کرده و امیدواریم با شتاب بیشتری مشکلات سال ۹۴ را که یکی از سال‌های سخت بودجه‌ای کشور بود پشت سر بگذاریم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/روی-خوش-پساتحریم-به-میراث-فرهنگی-و-گردشگری-همدان


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث همدان ، گردشگری همدان ، پساتحریم ، تحریم و گردشگری ، مدیرکل میراث همدان ،

چهارشنبه 12 اسفند 1394

بنیادی برای حمایت از تشکل‌های غیردولتی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

بنیادی برای حمایت از تشکل‌های غیردولتی

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
بنیادی برای حمایت از تشکل‌های غیردولتی
«بنیاد مهر همدان» سال‌هاست به همت جمعی از پزشکان دلسوز برای حمایت و توانمندسازی تشکل‌های غیردولتی فعالیت می‌کند.
1394/12/12
محمد ترابی متولد سال ۴۶ و متخصص بیهوشی است. او یکی از فعالان مدنی همدان محسوب می‌شود. ترابی از اعضای تاثیرگذار بنیاد مهر همدان است. او مدتی است به سمت مدیرعاملی بنیاد مهر همدان انتخاب شده است. در این گفت‌وگو دکتر ترابی از فعالیت‌های بنیاد مهر همدان می‌گوید.
  • ابتدا معرفی کوتاهی از این تشکل مردم‌نهاد داشته باشید؟
بنیاد ‌مهر همدان از سال ۱۳۸۲ با دریافت مجوز فعالیت از استانداری همدان فعالیت خود را با هدف حمایت از سازمان‌های مردم‌نهاد به صورت مادی (بلاعوض) و معنوی (در اختیار قرار دادن فضایی برای برگزاری جلسات و برنامه‌ها به صورت رایگان) آغاز کرده است.
  • اعضای این تشکل چه کسانی هستند؟
این موسسه با کمک و حمایت جمعی از پزشکان و متخصصان دغدغه‌مند استان همدان تشکیل شده که تا به امروز برای رسیدن به اهداف خود در کنار کار داوطلبانه حامی بنیاد مهر بوده‌اند. بنیاد مهر همدان در حال حاضر ۲۵ عضو دائم دارد و توانسته در ۱۳ سال فعالیت خود از بیش از ۸۰ پروژه سمن‌ها حمایت مالی داشته و در بیش از ۱۰۰ پروژه مشارکت کند.
  •  بنیاد ‌مهر همدان در حوزه‌های اجرایی چه فعالیت‌هایی دارد؟
بنیاد مهر از سال ۱۳۹۲ با مشارکت و همفکری اعضای خود تصمیم گرفت وارد فعالیت‌های اجرایی شود و توانست با ایجاد ۳ کمیته شامل کمیته پزشکان (حامی دانش‌آموزان مستعد و نیازمند)، کمیته آموزش محیط زیست (آشنایی و آموزش دانش‌آموزان مدارس ابتدایی با محیط زیست)، کمیته میراث فرهنگی و گردشگری و توسعه پایدار به اهداف خود نزدیک‌تر شود.
  • مهم‌ترین اقدامی که بنیاد مهر همدان در سال ۱۳۹۴ انجام داده چیست؟
تشکیل شبکه‌ای از سازمان‌های مردم‌نهاد و ایجاد دفتر مهرگان که در حال حاضر متشکل از ۱۳ سمن در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کنند، ایجاد نسخه جدید سایت مهرگان که در این سایت اخبار سمن‌ها از نقاط مختلف استان و کشور اطلاع‌رسانی می‌شود و اخذ سرپرستی نشریه «سمن‌یار» که اولین ماهنامه سراسری سازمان‌های مردم‌نهاد است از کارهای این بنیاد در سال ۹۴ بوده است.
  • دیدگاه شما به عنوان یک پزشک، در رابطه با نقش و مسئولیت پزشکان در مشارکت‌های اجتماعی و اقدامات داوطلبانه چیست؟
پزشکان به عنوان افراد تاثیرگذار در جامعه باید بتوانند در فعالیت‌های گروهی در قالب بنیاد‌ها و موسسات، تاثیر فرهنگی و اجتماعی داشته باشند. در این زمینه «بنیاد مهر همدان» آمادگی دارد از همه ظرفیت‌های همکاران در حوزه‌های مختلف پزشکی برای فعالیت‌های مدنی استفاده کند.


برچسب ها: همشهری همدان ، تشکل های غیردولتی همدان ، نهادهای مدنی ، بنیادمهرهمدان ،

چهارشنبه 12 اسفند 1394

یک اقیانوس شعر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،

یک اقیانوس شعر

یک اقیانوس شعر
مجموعه شعر «اقیانوس آرام» آخرین سروده علیرضا بهرامی است که به تازگی از سوی انتشارات مروارید به بازار آمده است. این کتاب در برگیرنده ۵۲ شعر در قالب آزاد و در ۱۲۰ صفحه به بازار کتاب عرضه شده است.
1394/12/11
مجموعه شعر «اقیانوس آرام» آخرین سروده علیرضا بهرامی است که به تازگی از سوی انتشارات مروارید به بازار آمده است. این کتاب در برگیرنده ۵۲ شعر در قالب آزاد و در ۱۲۰ صفحه به بازار کتاب عرضه شده است.
علیرضا بهرامی شاعر، مستندساز و روزنامه‌نگار همدانی است. «اقیانوس آرام» علاوه بر شعرهایی که با محور صلح سروده شده، سروده‌هایی تأثیرگرفته از سفرهای بهرامی است. انتشار مجموعه شعر «اقیانوس آرام» بهانه‌ای شد تا با این شاعر همدانی گفت‌وگو کنیم.
  • از حال و هوای شعرهای دفتر جدیدتان بگویید؟
«اقیانوس آرام» در روند طبیعی دنیای شاعری من قرار دارد؛ روندی که در شعرهای پیش از آن، به ویژه در مجموعه «وقتی‌که برف می‌بارد»، پایه‌گذاری شده است.
این مجموعه ۵۲ شعر در قالب سپید یا آزاد را دربرمی‌گیرد که هم از نظر زبان و فرم و هم از منظر محتوایی مبتنی بر جهان‌بینی امروزم، از یک‌دستی برخوردارند. حدود ۱۰ شعر مجموعه به‌نوعی ضد جنگ و در تقبیح آن است و بقیه، از‌‌ همان جهان‌بینی‌ای که گفتم نشأت گرفته‌اند.
شعرهایی که از سفرهای سال‌های اخیرم به سراسر ایران و کشورهای مختلف جهان تأثیر پذیرفته‌اند، مخاطب را به سفری دور دنیا می‌برند تا از دلتنگی‌ها، دلشوره‌ها و در عین ‌حال، عشق‌ورزی‌های آدمی بگویند.
  • تفاوت این مجموعه شعر را با کارهای قبلی خود در چه مؤلفه‌هایی می‌بینید؟
به طور حتم هر مؤلفی در مسیر کاری خود، اگر هشیار و هوشمند باشد، سیر تکوینی رو به رشدی را پی می‌گیرد. در میان مجموعه‌هایی که در قالب آزاد از من انتشار یافته‌اند، «وقتی‌که برف می‌بارد» شعرهای کوتاه‌تری را شامل می‌شد که بسیاری از آن‌ها، بیشتر با نحوه‌ بیان و تکیه‌کلام‌ها و نگاه‌های رایج و مست‌تر در فرهنگ عمومی ما ارتباط داشت. در مجموعه‌ «اصلا مهم که نیست»، شعر‌ها بیشتر تحت تأثیر تحولات خاص اجتماعی‌سیاسی کشور در چند سال پیش و در مسیری بین «وقتی که برف می‌بارد» تا «اقیانوس آرام» قرار داشت.
 حالا در «اقیانوس آرام»‌‌ همان نگاه و فرم، به جنبه‌های جهانی نزدیک‌تر، و طبعا از منظر زبانی هم پخته‌تر شده است.
 برخی دوستان سر‌شناس در حوزه‌ شعر ایران در نخستین روزهای پس از انتشار، در تماس‌های تلفنی بیان کردند به امضای خودم در شعر رسیده‌ام یا دارم می‌رسم. این حرف خیلی برایم خوشحال‌کننده است؛ زیرا نزدیک ربع قرن زحمت کشیده‌ام تا به اینجا برسم.
  • اسم کتاب از کجا می‌آید؟
اسم‌های کتاب‌هایم را خیلی سریع انتخاب می‌کنم؛ «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم»، «وقتی‌که برف می‌بارد»، «اصلا مهم که نیست»، «غم صدای تو یعنی...» و حالا «اقیانوس آرام». حتی کتاب‌هایی که گردآوری و تالیف کرده‌ام «سیگار» همفری بوگارت، «روباه رقاص»، «دریا پیراهن آبی توست»، «آدم‌برفی شاد»، «پانتومیمی از دوستت دارم»، «درختی که تکیه داده است» و... خصوصا درباره مجموعه شعرهای خودم، از ضمیر ناخودآگاه می‌آید؛ ناخودآگاهی که مبتنی است بر متن و تصویرهای ذهنی که آن‌هم با کلیت کتاب حتما متناسب است.
  • به نظر شما، شاعر آرامش را در شعر جست‌وجو می‌کند؟
نمی‌دانم اصلا آرامشی وجود دارد؟! خود من در میان شاعران و هنرمندان، نشانه آرامش توصیف می‌شوم. در حالی که اصلا آرامش درونی ندارم و هیچ‌کس نمی‌داند چه جنب و جوشی همیشه در وجودم جریان دارد و چقدر مضطربم؛ پس اگر بقیه‌ کار جهان هم این‌طور باشد، آیا آرامشی در جایی وجود دارد؟ در خود کتاب هم گفته‌ام: «اقیانوس مگر می‌تواند آرام باشد؟!» یا در شعری دیگر، تهران را به «اقیانوس ناآرام» تشبیه کرده‌ام.
  • گویی شعر‌ها در عین سادگی سؤال‌های پیچیده‌ای را در خود دارد که نشان از حسرت انسان امروز است. خود شما این موضوع را چگونه می‌بینید؟
به هر حال، انسان موجود سرگردانی است که در اوج حیرت، مامن و آرامشی را جست‌وجو می‌کند که انگار مانند مفاهیمی چون کمال، نقطه‌ای نیستند که دست‌یافتنی باشند.
بله، مهم‌ترین منتقدهای ادبیات ما دست‌کم در یک دهه‌ گذشته، مرا شاعر حسرت‌ها و دلتنگی‌ها و دوری‌ها توصیف کرده‌اند؛ پس حتما چیزی هست که این‌طور می‌گویند. ضمن آن‌که ما مردم شکست‌خورده‌ای در یک پس‌زمینه‌ تاریخی چندقرنی بوده‌ایم که قطعا در ژن ما هم تأثیر‌هایش نهادینه شده است؛ البته فراموش نکنید که شما با خواندن شعرهای «اقیانوس آرام» که از تنهایی‌ها و دلشوره‌ها حرف می‌زنند، در‌‌ نهایت به حس خوب عاشقانه‌ای دست پیدا می‌کنید که لذت‌بخش است.
  • برخلاف نام کتاب آرامشی در این شعر‌ها دیده نمی‌شود. فکر نمی‌کنید علیرضا بهرامی در این شعر‌ها به دنبال گذشته می‌گردد؟ یا آرامش را در گذشته جست‌‌وجو می‌کند؟
گذشته خوب، خاطره‌انگیز و حس‌برانگیز است؛ ولی فکر می‌کنم مسأله‌ مهم‌تری وجود دارد و آن این‌که انسان همیشه در جست‌وجوی آن چیزی است که ندارد. من ‌هم در این میان، گاهی فکر می‌کنم، گاهی با خودم حرف می‌زنم و گاهی شعر می‌گویم. همین!

* درباره نویسنده
علیرضا بهرامی سال ۱۳۵۶ در همدان متولد شد. وی دبیر جایزه کتاب شعر خبرنگاران و دبیر سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری ایسناست. پیش از مجموعه شعر «اقیانوس آرام» شعرهایی با عنوان‌های «اصلا مهم که نیست»، «غم صدای تو یعنی...»، «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم» و «وقتی برف می‌بارد» از این شاعر به چاپ رسیده است. «تا آخر دنیا برایت می‌نویسم» گزیده ۳۰ غزل و دیگر شعرهای کلاسیک او بود که در سال ۱۳۸۶ توسط نشر داستان‌سرا به چاپ رسید. «وقتی که برف می‌بارد» نیز مجموعه‌ای از ۶۰ قطعه شعر سپید کوتاه است که در ۶۳ صفحه توسط نشر امرود منتشر شده است.


برچسب ها: همشهری همدان ، علیرضا بهرامی ، مجموعه شعر اقیانوس آرام ،

سه شنبه 4 اسفند 1394

شعر در قالب روزنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،گفتگو ،

شعر در قالب روزنامه

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
شعر در قالب روزنامه
طیبه تیموری، شاعر همدانی، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «روزنامه صبح» توسط نشر روزگار وارد بازار کرده است...
1394/12/04
 طیبه تیموری، شاعر همدانی، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «روزنامه صبح» توسط نشر روزگار وارد بازار کرده است. یکی از ویژگی‌های این کتاب تصویرسازی‌هایی است که توسط کارنگ طیاری خلق شده است. با اینکه کتاب پس از انتشار با استقبال منتقدان و مخاطبان شعر روبه‌رو شده، تیموری معتقد است بهتر بود با صبوری کار‌هایش را منتشر می‌کرد. او دوست دارد کتاب بعدی خود را بدون تصویرسازی منتشر کند.
این شاعر درباره دلیل استفاده از تصویرسازی در این مجموعه می‌گوید: جرقه همراهی اشعار با تصویر برای اولین‌بار و فقط برای چند شعر بسیار کوتاه در ذهنم زده شد. بنابراین مجموعه را برای کارنگ طیاری ارسال کردم که نظرش را به من اعلام کند. اینکه کل کتاب به‌صورت مصور کار شود در واقع تصمیم ایشان بود. نتیجه کار و همکاری با فردی حرفه‌ای همچون طیاری برای من بسیار خوشایند بود؛ اما احتمالا مجموعه شعر بعدی را به‌صورت مستقل منتشر کنم.

 ویژگی‌های شعر کوتاه
تیموری با اشاره به ویژگی‌های شعر کوتاه و ارتباطش با مخاطب امروز می‌گوید: شعر کوتاه، شعر جذاب، عمیق و پرمخاطبی است. وقت زیادی از مخاطب نمی‌گیرد. به قول یکی از دوستان خیلی به مدل زندگی فست‌فودی ما شباهت دارد؛ اما می‌تواند ایرادهای زیادی هم داشته باشد و اثرگذاری و عمقش به‌‌ همان میزان کوتاه و آنی باشد. به اعتقاد من فرای تعاریف از این مدل شعر، می‌توان شخصیتی اثرگذار برایش قائل شد و به احترام رابطه بسیار نزدیکش با مخاطب، با توجه و انگیزه به آن پرداخت.
وی ادامه می‌دهد: در حال حاضر مشغول جمع‌آوری دفتر شعر دومم هستم که پیکره‌ای یک‌دست و حال و هوایی کاملاً متفاوت دارد. امیدوارم با انتشار کتاب دوم اندکی به هویت مستقلم به‌عنوان یک شاعر نزدیک شوم و شعر‌ها خوانده و بیشتر نقد شوند.

دیگر تجربه‌های ادبی
این شاعر همدانی که تجربه‌هایی در زمینه داستان کوتاه، نقد ادبی و گزارش‌نویسی دارد، اظهار می‌کند: ادبیات دغدغه و انگیزه من است و مسیری است که مرا به خودم نزدیک‌تر می‌کند. داستان نیز می‌نویسم؛ نثرهای زیادی دارم و به نقدنویسی علاقه‌مندم. برنامه اصلی من در ادبیات همیشه برای شعر بوده اما در صورت جمع‌آوری مجموعه‌های مصاحبه و نقد، به انتشارشان علاقه‌مندم.
وی ادامه می‌دهد: ادبیات داستانی در این روز‌ها بیشترین مخاطب را دارد.
شاید به خاطر سلیقه روایی‌خوانی مردم ما باشد؛ اما در ‌‌نهایت معتقدم آثاری که متفاوت، عمیق و زیبا باشند، فرای هر فرهنگ و بستری دیده و خوانده می‌شود.

زندگی‌نوشت
طیبه تیموری متولد ۱۳۵۹ است. او سال‌ها با نشریات محلی در همدان همکاری کرده و اشعارش از نوجوانی در نشریات شهر منتشر می‌شده است. وی در همدان یکی از اعضای فعال انجمن‌های ادبی نیز به شمار می‌آمد. تیموری پس از مهاجرت به تهران نیز با رسانه‌های سراسری همکاری کرده و سروده‌ها و نقدهای ادبی خود را منتشر کرده است. تیموری با اینکه این روز‌ها در تهران زندگی می‌کند، همدان را فراموش نکرده و ارتباط خود را با انجمن‌های شعر و نشریات این شهر حفظ کرده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87


برچسب ها: همشهری همدان ، طیبه تیموری ، مجموعه شعر روزنامه صبح ،

تاریخ انتشار: 26 بهمن 1394  -   6:18:42 قبل از ظهر(AM)
پرینت بگیرید
راهبرد پویش پاسداری از محیط زیست و میراث فرهنگی در انتخابات مجلس دهم

انتخاب خبر: یک فعال شبکه سازمان های غیردولتی با اشاره به لزوم شکل گیری کمپینی تحت عنوان پویش پاسداری از محیط زیست و میراث فرهنگی در استان همدان گفت: کمپین پویش همدان در قالب پویش سراسری که حدود دوسال از عمر فعالیت های آن می گذرد آغاز به کار کرده است.

حسین زندیحسین زندی در گفتگو با خبرنگار انتخاب خبر افزود: البته بیشتر دوستانی که امروز در پویش همدان همکاری می کنند مطالبات و خواست های خود را از مدت ها پیش با یکی از نمایندگان استان با حضور در مجلس مطرح کرده اند، اما نکته مهمی که ما در پویش همدان پیگیری می کنیم مطالبه محوری و پیگیری خواسته های فعالان مدنی از کاندیداها و نمایندگان مجلس و شورای شهر است.

وی ادامه داد: در واقع پیگیری خواست ها از معرفی نامزد و شرکت در انتخابات مهمتر است چه بسا با هیچ نامزدی در زمینه حمایت به نتیجه نرسیم اما این حق را بر خود قائل هستیم که به عنوان شهروند و فعال مدنی بر این خواست ها پافشاری کنیم.

اما در استان همدان در راستای فعالیت هر چه بهتر پویش چه اقداماتی انجام گردیده است؟ زندی در پاسخ به این سؤال گفت: در استان همدان علاوه بر دیدار با یکی از نمایندگان وقت که از دیدگاه ها، برنامه ها و مطالبات این مجموعه استقبال می کرد، در دو سال گذشته با شناسایی افراد مشخصی که  فکر می کردیم در انتخابات مجلس یا شورا می توانند نقش آفرینی کنند نشست هایی را برگزار کردیم؛ هر چند از آنجایی که متاسفانه این افراد برنامه درازمدتی نه برای خود و نه برای انتخابات نداشتند به نتیجه مطلوب نرسیدیم.

مسئول کارزار انتخاباتی پویش در استان همدان در ارزیابی خود از فضای استان از لحاظ پرداختن به مسایلی مانند میراث فرهنگی و محیط زیست گفت: به دلیل اینکه در شهر همدان فعالان باسابقه و شناخته  شده ای در حوزه های محیط زیست و میراث فرهنگی  حضور دارند، در دو دهه اخیر این مسئله بسیار پر رنگ بوده و به طور مداوم در صدر اخبار بوده، اما  از آنجا که مدیران ارشد استان درک درستی از این دو مقوله نداشتند، فعالان نتواسته اند موفق عمل کنند.

وی تصریح کرد: متاسفانه صدها چشمه و قنات نابود شده، باغ های اطراف همدان توسط زمینخواران و با موافقت شهرداری ها از بین رفته، بافت قدیم شهر نابود شده و تنها تک بناهای تاریخی در این شهر باقی مانده است.

زندی گفت: مسئولان به موضوع گردشگری هم به عنوان یک مقوله تبلیغاتی نگاه می کنند و برنامه ای برای توسعه گردشگری ندارند.

اما نحوه مواجهه نماینگان همدان در مجلس با حامیان میراث اعم از طبیعی و فرهنگی و تاریخی چگونه بوده است و چه نقاط قوت و ضعفی وجود داشته است؟ مسئول کارزار انتخاباتی پویش در استان همدان در همین رابطه گفت: هر دو نماینده شهر همدان از یک جناح هستند؛ یکی از آنها  که به جناح میانه رو جریان اصول گرا وابسته است در گفتار فعالان میراث و محیط زیست راهمراهی کرده و نشست های ما نیز با این نماینده برگزار شده، اما در عمل چندان کارنامه ای از او نمی توان سراغ گرفت. نماینده دیگر نیز از جناح تند رو اصوالگرایان بود که نه تنها با فعالان مدنی رابطه ای نداشت بلکه ارتباطی  با مردم  نیز نداشت.

وی با اشاره به ویژگی های نمایندگان دوره بعدی از حوزه انتخابیه همدان از حیث برنامه های پویش گفت: آنچه در مورد نمایندگان آینده، ما متصور بودیم با افراد تایید صلاحیت شده تفاوت بسیاری دارد.

زندی افزود: با توجه به نشست هایی که اعضای کمپین پویش با کاندیداها داشت تنها دو کاندیدا برنامه و طرحی در زمینه میراث و گردشگری داشتند که آنها نیز اقبال پیروزی ندارند.

این فعال شبکه سازمان های مردم نهاد استان همدان تصریح کرد: بیشتر کاندیداها از یک طیف فکری و جناحی هستند و دغدغه ای در این زمینه ندارند؛ هرچند ما طی نشست هایی که با این نامزدها داشته ایم، خواسته ها و مطالبات را طرح کرده ایم و قطعا پس از انتخابات نیز این روند را ادامه خواهیم داد.



برچسب ها: انتخابات همدان ، کمپین پویش ، پویش برای پاسداری محیط زیست و میراث فرهنگی ، حسین زندی ، پویش همدان ،

پنجشنبه 22 بهمن 1394

انجمن سینمای جوان؛ خاستگاه هنرمندان همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :سینما ،گفتگو ،روزنامه همشهری ،

انجمن سینمای جوان؛ خاستگاه هنرمندان همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
انجمن سینمای جوان؛ خاستگاه هنرمندان همدان
مرکز سینمای آزاد همدان از سال 1348 آغاز به کار کرد و تا سال‌های 1362 و 1363 که انجمن سینمای جوان همدان تشکیل شد، ده‌ها هنرمند برجسته را به جامعه هنری ایران معرفی کرد...
1394/11/21
 مرکز سینمای آزاد همدان از سال 1348 آغاز به کار کرد و تا سال‌های 1362 و 1363 که انجمن سینمای جوان همدان تشکیل شد، ده‌ها هنرمند برجسته را به جامعه هنری ایران معرفی کرد. انجمن سینمای جوان همدان در زمینه آموزش‌های فیلمسازی، کارگردانی، تدوین، عکاسی، مستندسازی، فیلمنامه‌نویسی، انیمیشن یا پویانمایی، صدابرداری، تصویربرداری و نورپردازی فعال است و هرساله ده‌ها هنرجوی علاقه‌مند به سینما را آموزش می‌دهد.برگزاری مراسم «روز سینما» در تویسرکان، همکاری در برگزاری جشنواره بین‌المللی فیلم نوجوان در مهرماه، مدیریت دو بخش مهم جشنواره (داوران نوجوان و بخش استانی المپیاد فیلمسازی‌)، برگزاری کارگاه‌های آموزشی المپیاد فیلمسازی نوجوانان جشنواره، تولید 54 عنوان فیلم کوتاه و کسب بیشترین تعداد تولید در کشور برای استان همدان، تولید 14 عنوان فیلم کوتاه با همکاری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همدان، فعال‌تر شدن شورای آموزش و برپایی کارگاه‌های آموزشی و انتخاب دفتر همدان به عنوان دبیر منطقه 3 کشور (کرمانشاه، ایلام، کردستان و همدان) از جمله فعالیت‌ها و دستاوردهای انجمن سینمای جوان همدان بوده است.یکی دیگر از مهم‌ترین کارهای این انجمن در سال 1394 علاوه بر حفظ روند فعالیت‌های گذشته، تهیه آرشیو اسناد و فیلم‌های تولید شده در سال‌های قبل در مرکز همدان بوده که قرار است به صورت کتاب تدوین و منتشر شود. حبیب‌الله حیدری، مدیر انجمن سینمای جوان همدان، در  گفت‌وگو با همشهری از این دفتر و فعالیت‌هایش می‌گوید:

  • انجمن سینمای جوانان همدان علاوه بر آموزش در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کند؟
وظیفه ذاتی انجمن سینمای جوانان ایران در شهرها به عنوان تنها متولی تخصصی آموزش و تولید فیلم کوتاه، کشف و شناخت نوجوانان و جوانان مستعد، آموزش و پرورش ایشان در حوزه‌های مرتبط سینما و عکاسی و حمایت از آنها برای تولید فیلم کوتاه و عکس به عنوان کالای فرهنگی است. در واقع اولویت آموزش به هنرمند است که در نهایت منجر به تولید هنر می‌شود. کار انجمن آموزش رشته‌های مختلف سینمایی بوده و در کنار آموزش کسانی که دوره‌های این مرکز را می‌گذرانند پس از پایان دوره نمونه کارهایی را در رشته‌های آموزشی خود با حمایت این انجمن تولید می‌کنند.
  • یکی از کمبودهای انجمن ساماندهی آرشیو این مرکز بود، در این زمینه چه کار کرده‌اید؟
امسال بخش زیادی از انرژی ما صرف بازیابی و آرشیو اسناد و فیلم‌های تولیدشده در 30 سال گذشته شد و فکر می‌کنم تقریبا جمع‌آوری آن در بخش فیلم‌های تولیدی رو به اتمام است. اگرچه نسخه‌ای از فیلم‌های 8 میلی‌متری دهه 60 با کیفیتی پایین موجود است، باید این آثار را با بهترین کیفیت ممکن به صورت دیجیتال تله سینما کنیم که در اولین فرصت و با تامین بودجه این کار نیز انجام خواهد شد.
  • رابطه انجمن با فیلمسازان مستقل چگونه است؟
در دهه 60 انجمن سینمای جوانان ایران تنها مرکز تولید فیلم بود و معمولا فیلمساز مستقل آزاد نداشتیم. در سال‌های اخیر نیز با اینکه فیلمسازان مستقل وارد این عرصه شده‌اند، اعتبار انجمن آنقدر هست که بیشتر این فیلمسازان ترجیح می‌دهند فیلمشان به تهیه‌کنندگی انجمن سینمای جوانان ساخته شود. هرچند از نظر مالی و امکانات نمی‌توانیم حمایت شایسته‌ای از آنها داشته باشیم، به دلیل اعتبار انجمن در جشنواره‌های ملی، بین‌المللی و محافل فیلمسازی و همچنین تعلق خاطر فیلمسازان نسبت به انجمن، ترجیح می‌دهند آثارشان را با نام انجمن ارائه کنند.
  • برای سال آینده چه برنامه‌ای دارید؟
برنامه‌های ما بر پایه هم‌افزایی، مشارکت و همکاری با نهادهای دیگر و حتی با مراکز و دفاتر در استان‌های دیگر در نظر گرفته شده که کاری منطقه‌ای است و هدف اصلی انجام امور زیربنایی و رسیدن به جایگاهی مناسب در تولید فیلم و حضور جدی فیلمسازان و عکاسان دفاتر در جشنواره‌هاست.
  • کارنامه انجمن سینمای جوان همدان از نظر منابع انسانی قابل قبول است؟
انجمن سینمای جوان همدان خاستگاه فیلمسازان و هنرمندان بسیار خوبی ا‌ست. بدون در نظر گرفتن ترتیب و تخصص می‌توان از محمدرضا سرکانیان، مهرداد زاهدیان، امیرشهاب رضویان، محمد حمیدی‌مقدم، مجید برزگر، علیرضا محمودی، مهدی فرودگاهی، امین جعفری، حمیدرضا لطفیان، حامد رجبی، ایرج عاشوری، سعید ایپکی، بهزاد افشاری، احمدرضا گنجه‌ای‌، جلیل اکبری‌صحت، بابک رضاپور، فروغ موسی‌خانی، امیر لطفیان، حسین عناصری، محمدعلی رهبر، عباس عرب‌زاده‌، بهرام بهرامیان، مجید مرادی، مجید گرجیان و بسیاری دیگر که نامشان چندین صفحه می‌شود، نام برد‌. ایشان همیشه خانواده برجسته انجمن سینمای جوان همدان هستند که کارنامه موفقی در زمینه‌های حرفه‌ای و هنری خود دارند.
  • گویا بیشتر این هنرمندان و چهره‌های بنام فرهنگی و هنری همدان نیستند و مهاجرت کرده‌اند. آیا برای استفاده از تجربه‌های ایشان برنامه‌ای دارید؟
نگهداشتن نیاز به فراهم‌شدن زمینه است. ایجاد فضاهای مطلوب فرهنگی در استان و شهر، فضای مناسب کار و مسائلی مانند آن باعث می‌شود هنرمندان مهاجرت نکنند. یک بخش وظیفه مدیران ارشد و میانی شهر است که امکانات و بودجه آموزش، تولید و کار را فراهم کنند و بخش دیگر به خود هنرمندان و فرهنگیان برای رشد سرزمین مادری و بالابردن استانداردهای زندگی و فعالیت‌های خود، باز می‌گردد. مطمئنا بسیاری از فیلمسازان بومی وقتی حمایت نمی‌شوند از استان خارج می‌شوند و برای تولید و کار به شهرهای دیگری که زمینه مساعدتری دارند می‌روند. تا زمانی که ما به عنوان مدیرفرهنگی شرایط مناسب را فراهم نکنیم، اتفاقی نخواهد افتاد. اگر ما شرایط را فراهم کردیم و کسی رفت موضوع دیگری است و باید آسیب‌شناسی دیگری کرد. وقتی فیلمساز می‌بیند در سینمای شهر خودش امکان دیدن فیلم خوب را ندارد یا وقتی می‌بیند، شرایط تولید فیلم در شهر برایش فراهم نمی‌شود، یا مدرسه فیلمسازی ندارد، مهاجرت برایش موجه و راحت‌تر می‌شود‌. در بسیاری از شهرها مسئولان، سینما و فیلم کوتاه را به عنوان یک فرهنگ و مقوله مهم فرهنگی پذیرفته‌اند، اما هنوز هزینه کردن را برای آن سرمایه‌گذاری نمی‌دانند. تولید فیلم یا هر کالای فرهنگی سرمایه‌گذاری برای آینده است که متعلق به فرزندان و هم‌وطنان ماست.
  •  راه حل اصلی به نظر شما چیست؟
بسیار مهم است که بتوانیم شرایط استفاده از تجربه‌های ارزنده ایشان را در همدان نیز فراهم کنیم. امیدوارم با حمایت نهادهای فرهنگی همدان به خصوص اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، کارگاه‌های فیلمسازی تخصصی برپا شود.
  • ضروری‌ترین عنصر فیلمسازی چیست و شما در مرکز چه کمبودهایی دارید؟
من تأکید می‌کنم همیشه در حوزه فیلمسازی فکر نو، اندیشه و خلاقیت بزرگ‌ترین نیاز و سرمایه است. اما برای حمایت از فیلمساز باید فضای مطلوب فرهنگی ایجاد کرد. نیازها و دغدغه‌های یک فیلمساز با شاعر و خوشنویس تفاوت دارد. فیلمساز به شدت وابسته به ابزار است اگر حتی معمولی‌ترین دوربین را نداشته باشد، نمی‌تواند فیلم بسازد. اینجا فضای مناسب را داریم اما باید امکانات و بودجه هم وجود داشته باشد. بودجه‌های موجود، نیاز فیلمسازان را برآورده نمی‌کند. در سال گذشته فیلمسازان همدانی به دلیل کمبود بودجه نتوانستند آن گونه که شایسته نام همدان است در جشنواره‌ها حضور داشته باشند. ایده‌ها و طرح‌های بسیار خوبی هنوز روی کاغذ مانده‌اند و انتظار می‌کشند تا به تصویر تبدیل شوند.
  • وضعیت فضاهای فرهنگی، سالن‌های نمایش و گالری‌های همدان چطور است؟ آیا اگر موزه هنرهای معاصر همدان ساخته شود می‌توان به حل مشکلات امیدوار شد؟
شما هرقدر فضاهای فرهنگی را بیشتر کنید، کشف استعداد، پرورش، تولید کالای فرهنگی و آمیختگی مردم با هنر و فرهنگ بیشتر می‌شود. هرچقدر شرایط پرورش هنرمند و علاقه‌مند به فرهنگ بیشتر شود کالای فرهنگی هم بیشتر تولید می‌شود. این یک رابطه عرضه و تقاضاست که چنانچه به درستی مدیریت شود رشد و هم‌افزایی خواهد داشت.
  • به نظر شما چقدر به معرفی هنرهای قومی و ملی نیاز داریم؟
ظرفیت‌های فرهنگی‌، قومی، ملی و مذهبی موجود بسیار بالاست و بضاعت موجود بسیار کم‌. من معتقدم جوانان ما فقط کمی اعتماد و توجه بیشتر نیاز دارند؛ حمایت جدی و بدون چشمداشت‌. ثبت، عرضه و گسترش این ظرفیت‌ها و مؤلفه‌ها را به ایشان بسپاریم و نتیجه آن بدون شک برای نام همدان دیدنی و افتخارآمیز خواهد بود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن سینمای جوانان همدان ، سینما ، هنرهمدان ،

شنبه 19 دی 1394

تعریف جشنواره عوض شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،گفتگو ،

تعریف جشنواره عوض شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تعریف جشنواره عوض شود
«مهدی فرشیدی‌سپهر» از منتقدان برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر کودک در همدان است. وی در اعتراض به روش‌های پیشین، امسال نمایش خود را در جشنواره شرکت نداد...
1394/10/19
«مهدی فرشیدی‌سپهر» از منتقدان برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر کودک در همدان است. وی در اعتراض به روش‌های پیشین، امسال نمایش خود را در جشنواره شرکت نداد. نمایش «سلطان و گاگول» از نمایش‌های موفق او در بیستمین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان بود که با استقبال خوبی مواجه شد. این کارگردان شناخته شده تئاتر، نقدهای خود را به شیوه برگزاری بیست و دومین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان در مهر امسال در گفت و گو با همشهری بیان می کند.
  • علت این‌که در جشنواره امسال اجرا نداشتید، چه بود؟
2 سال است که کار به جشنواره ارائه نمی‌دهم. من در سال 1394 تئاترهای به همراه دوستانم اجرا کرده‌ام، به نظرم جشنواره در مسیر غلطی حرکت می‌کند.
  • منظور از مسیر غلط چیست؟
می‌شود در حوزه های مختلف بررسی کرد. ابتدا نوع داوری کارها با 3 داور. ما نیاز به حضور 10 داور در رده سنی جوان، میانسال و مسن داریم، تا از دیدگاه‌های مختلفی اجراها را بررسی کنند. چرا که به شکل مرسوم داوری‌ها کاملا سلیقه‌ای و و با معیارهای شخصی انجام می‌شود. مورد بعدی دعوت از گروه‌های خارج از استان به صرف این‌که کار تک نفره دارند است. آیا این آثاربه درد مردم ما می‌خورد؟ از طرفی دیگر بخش‌های اجرایی تئاتر مانند دستیاری و مدیریت صحنه در بخش ارزیابی دیده نمی‌شود.
  •  در این شرایط به نظر شما چه دستاوردی را می توان برای جشنواره متصور شد؟
 در این شرایط همه به سمت نویسندگی و کارگردانی و بازیگری روی می‌آورند چون وقتی در این نقش باشند مورد توجه هستند. بنده از رشت تا کیش، از تبریز تا سیستان و بلوچستان بدون اجازه و مجوز هیچ اداره دولتی و فقط به میل قلبم سفر می‌کنم و با اهالی تئاتر دوست هستم. شهادت می‌دهم رشته‌هایی مثل منشی‌گری صحنه، دستیاری و مدیریت صحنه روز به روز فرسوده‌تر می‌شوند و این به نظرم از سهل‌انگاری و کجروی جریانات جدی تئاتر و جشنواره ناشی می‌شود.
  • آثاری که در جشنواره اجرا می شود در طول سال چه عاقبتی پیدا می کنند؟
چرا من باید تئاتری بسازم و در جشنواره‌ای ارائه دهم، داورها مرا ببینند و به عنوان اولین نفر انتخاب کنند و بعد هم به خانه بروم؟ یک جشنواره باید برگزیده‌های خود را به اجرای عمومی بگذارد و به شهرهای مختلف بفرستد. اگر من تئاتری را اجرا کنم و 6 هزار نفر در همدان ببینند و تشویق کنند و بعد در یزد، گناباد، سنندج، یاسوج، مشهد، تهران، بیجار و غیره و غیره تئاتر اجرا نشود، یعنی چه؟! جشنواره حواشی بی‌فایده بسیار دارد، به جای آن داورهای جوان و مسن و پیر و میانسال را دور هم جمع کنید تا یک گروه بزرگ داوری ایجاد شود. گروه‌ها را به شهرستان‌ها بفرستید تا برای مردم اجرا کنند. بهانه‌ای وجود ندارد که مشکل مالی را مطرح کنیم در حالی که این همه هزینه‌های هنگفت برای برگزاری اختتامیه و افتتاحیه‌ها صرف می‌شود. من این شانس را داشته‌ام ما می‌توانیم با داشتن اتاق فکر جدید این مسائل را اصلاح کرده و تغییر دهیم.
  • در این جشنواره‌ها از نخبگان بین المللی چقدر استفاده می شود؟
خانم‌هافمن، پروفسور تئاتر وقتی در کشور خودش سخنرانی می‌کند، صدها نفر در حال ضبط صحبت‌های او هستند، به این دلیل که او نخبه است. ولی همدان از بین تخصص‌های او تربیت مربی را انتخاب کرد و در کلاس او 13 نفر حضور داشتند. در صورتی که همه اهالی تئاتر که در همدان حضور دارند باید از کلاس او بهره می‌بردند و می‌آموختند. انتخاب غلط رشته آموزشی او در سال 94 در همدان یکی دیگر از گواهی‌هایی است که قطار تئاتر جشنواره بیرون از ریل  حرکت می‌کند.
  • صاحب نظران ضعف نمایشنامه نویسی ایران را بسیار جدی می دانند. نظر شما چیست؟
یکی از مشکلات، اجرای نمایشنامه‌های خارجی است. سوال من این است که چرا؟ بچه‌های ما خودشان سراسر درام و قصه هستند. چرا باید علاء‌الدین که از صد سال پیش است اجرا شود؟ باور کنیم اگر نویسنده این داستان زنده بود، الان چیزهای دیگری می‌نوشت. چرا نباید یک قصه‌ای درست کنیم که اوج درام در چراغ قرمز اتفاق بیفتد؛ بچه‌ای که جلوی ترمینال دچار حادثه می‌شود و اوج قصه او را تا جلوی موزه هگمتانه می‌کشاند. به نظر من سهل‌انگاری  برخی مدیران، برگزاری غلط جشنواره، کلیشه سازی، دادن جایزه به کسانی  است که متن‌های خارجی را کار می‌کنند و این کج‌فکری را به وجود می‌آورد.
  • پیشنهاد شما چیست؟ چه کار باید کرد؟
به نظرم تشویق نشدن نویسندگان داخلی به این‌که راجع به همین مردم قصه بنویسند این اوضاع را به وجود آورده است. دیگر باید از گفتن قصه به زبان روباه و گرگ و خرس و موش دست برداریم. از گفتن قصه توسط شخصیت‌هایی که اسم‌هایشان الکساندر، دنی، پیتر و لوسین است.‌هاکلبریفین به چه درد مردم ما می‌خورد؟ این یک قصه‌ای است که امریکای جنوبی تولید کرده و خودشان هم دیگر به این نمی‌پردازند. من به دوستان و خواهرها و برادرهایم در این صنف می‌گویم که  خواهش می‌کنم از خواب کلیشه‌ای خارج شوید. راجع به این مردم قصه بگویید. 3 دهه بعد که این بچه‌ها 30‌ساله شدند می‌بینیم که بچه‌هایی که بی‌داستان بومی بزرگ شده‌اند چه نسل سستی را خواهند ساخت.
  • برای ارتباط مداوم کودک و تئاتر از چه روشی باید بهره جست؟
مشکل عدم اعتماد به نفس مشکلی است که از رشت تا کیش، از تبریز تا سیستان و بلوچستان در ایران هست. به نظرم باید راجع به عزت نفس، رابطه با نفس، برقرارکردن رابطه خوب با خویشتن حرف بزنیم. متاسفانه به بچه‌ها می‌گوییم این را اینجوری بنویس. پسر خوبی باش برای بابا. شاگرد خوبی باش برای معلم. دختر گلی باش برای مامان. هیچ کس به این بچه‌ها نمی‌گوید برای خودت چه باید باشی؟ تو برای خودت چه وظیفه‌ای داری؟
  • وظیفه هنرمند برای تقویت این ارتباط چیست؟
هر هنرمندی وظیفه دارد در طول سال به غیر از قراردادهایی که با شهرداری، حوزه هنری، استاندار و مرکز هنرهای نمایشی می‌بندد یک سفر خصوصی بدون دعوت به یک شهر کوچک یا بزرگ برود و با مردم و سالن‌های تئاتر حرف بزند. به این شکل بازوهای خصوصی‌ خودش را تا بیست سال دیگر قوی کند. اهالی تئاتر در ایران برای دیدن تئاتر به شهرهای دیگر نمی‌روند چون عادت دارند به این‌که در جشنواره‌ای دعوت شوند و حضور پیدا کنند. به نظرم این درست  نیست.
  • در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان امسال بیشتر مخاطبان بزرگسال بودند و کودکان کمتر دیده شدند. نظرتان راجع به این مورد چیست؟
تئاتری در فستیوال آگورا در بلژیک رفتم که خیلی جالب بود. در این فستیوال ورود مردم عادی ممنوع بود. فقط نویسندگان، کارگردانان، منتقدان و روزنامه‌نگاران حضور داشتند. در این جشنواره هم می شد چنین کرد.
 7 روز خودمان خودمان را محک بزنیم، مورد نقد و بررسی قرار دهیم و بعد حاصل کار را در 360 روز بعد در جامعه اجرا کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%D8%B4%D9%88%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، مهدی فرشیدی سپهر ، تئاتر همدان ،

بگذارید حسینیه خانگی همدان عزاداری کند

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1451397700451_IMG_7863.JPG

یکی از معدود خانه‌های تاریخی دارای حسینیه که فقط 8 سال در فهرست آثار ملی ثبت بود، متاسفانه در معرض نابودی است.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، اشعار مذهبی محتشم کاشانی هنوز روی دیوارهای خانه «نراقی‌ها» در ابتدای خیابان شریعتی (عباس‌آباد) به عنوان تنها حسینیه خانگی در همدان خودنمائی می‌کند. یکی از مهمترین بناهای تاریخی و متعلق به یکی از خاندان‌های معروف این شهر تاریخی که بخش‌هایی از آن در دهه 20 و به دنبال خیابان‌کشی‌ها تخریب شد و البته هنوز تیزی تخریب‌ها به سوی این بنا کمانه نکرده‌اند.

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان درباره‌ی آخرین وضعیت این بنای تاریخی به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، توضیح داد: «زمستان‌نشین» این خانه که هفتم مهر 1381 با شماره ثبت6141 در فهرست آثار ملی ثبت شد، اواخر سال 89 با رای دیوان عدالت اداری به عنوان یکی از مهمترین بناهای همدان از فهرست آثار ملی خارج شد، در زمان خیابان‌کشی‌های دهه 20 شمسی تخریب شد، اما هنوز بنای اصلی آن باقی مانده است.

او با بیان این که خانه «نراقی‌ها» در اواخر دوره قاجار ساخته شده و بیش از یک قرن قدمت دارد، گفت:‌ این بنا یکی از خانه‌های اعیانی دوره قاجاریه و یکی از معدود خانه‌های تاریخی دارای حسینیه‌ی خانگی در همدان است که پلان آن دارای سه حیاط مرکزی و دو ورودی است و به طور کلی مجموعه کاملی از معماری سنتی مناطق سردسیر است و البته هنوز اشعار مذهبی که به صورت گچبری روی دیوارهای این حسینه نقش بسته است، وجود دارند.

وی با اشاره به این نکته که گفته می‌شود اتفاقات تاریخی و سیاسی مهمی هم در این خانه رخ داده است، ادامه داد:‌ تا دهه 70 شمسی یکی از نزدیکان مالک در این خانه زندگی می‌کرد و از آنجا که این بنا به مرمت و بازسازی اساسی نیاز داشت، خالی از سکنه شد و ورثه نیز با توجه به گران بودن قیمت زمین در این محدوده، قصد فروش آن را داشتند، اما هیچ نهادی برای خرید آن پیشقدم نشد، بنابراین اواخر دهه 80 پیش از آنکه از ثبت خارج شود، بخشی از دیوار حیاط آن توسط میراث فرهنگی مرمت شد اما کمبود بودجه و خروج آن از فهرست آثار ملی مرمت را نیمه تمام گذاشت.

آن‌قدر به خانه آب‌بستند که درخت در زیرزمین رشد کرد

خانه «نراقی‌ها» در همدان

زندی با بیان این که در حال حاضر مالکان این بنا قصد تخریب آن را دارند، بیان کرد:‌ در سال‌های گذشته با رها کردن آب به زیرزمینِ بنا، پایه‌های آن آسیب دیده ودر زیرزمین آن درخت رشد کرده است. به دلیل همکاری نکردن مالکان، این خانه اکنون حالت نیمه متروکه به خود گرفته است و احتمال تخریب و جایگزین شدن مجتمع تجاری به جای این خانه نیز وجود دارد، از سوی دیگر با بودجه اداره کل میراث فرهنگی خرید آن توسط این اداره بعید به نظر می‌رسد.

او به کارگیری روش‌های تشویقی و مکانیزم‌هایی برای حمایت از اینگونه بناهای تاریخی را ضروری دانست و اظهار کرد: به نظر می‌رسد به کارگیری اهرم‌های تشویقی برای مالکان که آنها را در حفاظت از بنا مشارکت دهد و همچنین حمایت‌های مالی از آنان توسط نهادهای دولتی، شرایط را بهتر می‌کند.

خروج 30 خانه از فهرست ثبت ملی در دولت قبل

این فعال میراث فرهنگی ادامه داد: متاسفانه در حالی که مردم همدان میلیون‌ها تومان در محرم هزینه می‌کنند، اما یک حسینه تاریخی در حال تخریب را نجات نمی‌دهند. برخی نهادها، شورای شهر و شهرداری نیز برای یک اثر تاریخی و مذهبی کاری انجام نمی‌دهند، این در حالی است که با نگاه حفظ هویت و اعتبار ملی ارگان‌ها و سازمان‌های دیگر می‌توان برای نجات بناهای تاریخی تلاش کرد تا بتوان در آینده این میراث غنی را حفظ کرد.

وی در ادامه با بیان این نکته که در دولت گذشته بیش از 30 خانه در سایه مدیریت دولتمردان از فهرست ثبت ملی خارج شد و در معرض تخریب قرار گرفت، گفت: اکنون با ناتوانی سازمان میراث فرهنگی در تامین هزینه خرید این املاک خطر نابودی خانه‌های خارج شده از فهرست آثار ملی بیش از پیش احساس می‌شود. اگر شهرداری‌های شهرهای مختلف رویه و روش شهرداری تهران را الگو قرار دهند و این خانه‌ها را خریداری کنند، کارنامه درخشانی را از خود به جا می‌گذارند.

سرنوشت خانه «نراقی‌ها» را مثل «اتحادیه» تغییر دهید

وی خرید خانه‌ی «اتحادیه» در تهران را نمونه‌ای دانست که اگر برای خانه‌ی «نراقی‌ها» در همدان رخ دهد، شهرداری همدان از جمله نهادهایی است که می‌تواند آن را خریداری کند و برای آن کاربری فرهنگی و مذهبی تعریف کند.

زندی ادامه داد: به گفته مدیران شهری، معاونت اجتماعی- فرهنگی شهرداری همدان هر سال بیش از 30 میلیارد تومان بودجه در اختیار دارد.

وی اضافه کرد: این اعتبار در صورت صحت، چیزی 10 برابر بودجه‌ی سالانه‌ی سازمان میراث فرهنگی کشور است.

زندی با اشاره به این مساله که استاندار همدان بارها به توسعه گردشگری در استان تاکید کرده است، اظهار کرد: یکی از راه‌های توسعه گردشگری فرهنگی حفظ و معرفی میراث فرهنگی بویژه خانه‌های تاریخی است، اما متاسفانه اخیرا نه تنها هیچ بنای تاریخی ثبت نشده، بلکه قبلی‌ها هم محافظت نمی‌شوند. خانه‌ی «نراقی‌ها» حالا قابل بازسازی و مرمت است و پیش از آنکه به طور کامل تخریب شود، بهتر است فکری به حال آن شود.

او همچنین به برخی از قول‌ها و تعهدهای مدیران شهری همدان اشاره کرد که «رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر همدان سه سال پیش از این اعلام کرد شهرداری 35 فرهنگسرا را در سطح شهر همدان خواهد ساخت، فعالان مدنی در جلسه‌ای پیشنهاد دادند بخشی از بودجه را به خرید خانه‌های تاریخی برای تبدیل به فرهنگسرا اختصاص دهند» و اظهار کرد: با وجود این حرف‌ها و این‌که قول مساعد داده شد اما هیچ‌کدام از آن‌ها هیچ‌گاه عملی نشدند.

خانه «نراقی‌ها» در همدان

اجازه هیچ تخریبی را نمی‌دهیم

همچنین ریحان سروش‌مقدم، مدیر کل اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان که مدتی پیش به دلیل کمبود بودجه عمرانی از سمت خود استعفا داده اما هنوز به استعفای وی جوابی داده نشده؛ مدتی پیش درباره‌ی وضعیت این بنای تاریخی به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا تاکید کرد: هر چند متاسفانه زمانی که برخی از بناهای تاریخی توسط برخی از مالکان آن‌ها و با همکاری برخی از اشخاص از ثبت ملی خارج می‌شود، قدرت نظارتی میراث فرهنگی پائین می‌آید؛ با این وجود تا زمانی‌که ما هستیم هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهیم چنین بناهای تاریخی که ثبت ملی شده یا به عنوان آثار واجد ارزش شناخته شده‌اند مورد ساخت و ساز قرار گیرند.

وی ادامه داد: با توجه به این‌که مالکیت و ثبت بناهای تاریخی شرایط جدیدتری پیدا کرده است و رضایت مالکان بناهای تاریخی برای ثبت آن بناها الزامی است قدری کارها سخت‌تر شده است، بنابراین ما نیز باید سیاست‌های تشویقی برای ترغیب مردم برای ثبت خانه‌ها و بناهای خود داشته باشیم.

او کشور ترکیه را نمونه‌ای در این اتفاق دانست و افزود:‌ سیاست‌های تشویقی در این کشور آن‌قدر زیاد است که مردم آن کشور حتی به زور تلاش می‌کنند تا خانه‌های خود را معیارها تطابق داده و آن‌ها را در فهرست آثار خود ملی کنند، اما متاسفانه این اتفاق در ایران برعکس است و مردم ما اعتراض می‌کنند که چرا خانه آن‌ها ثبت شده است!

وی بروز این نوع اتفاقات را یک نوع مردم‌گریزی دانست و ادامه داد: امیدوارم در برنامه ششم توسعه راهکاری برای این معضل هم در نظر گرفته شود و اشتیاق مردم به سمت ثبت بناهای خود برود نه خروج از قبت و تخریب آن‌ها.

واجد ارزش بودن بنا یک نوع اصل است

سروش مقدم بیان کرد: با معضلات کنونی ثبت هر بنای تاریخی به معنای افت قیمت و افت ارزش آن بناست، در حالی که از نظر معنوی و مادی باید این نوع نگاه را فرهنگ‌سازی کرد و بپذیریم و یاد بگیریم که واجد ارزش بودن بناهای تاریخی یک نوع اصل است و در نگاه مردم زمانی که آن‌ها یک بنای تاریخی را می‌بینند ارزش افزوده آن بنا بالا برود تا خود مردم نیز اشتیاق داشته باشند.

وی نبود چنین نگاهی را یک حلقه مفقوده دانست و تاکید کرد: باید همگی روی آن کار کنند و به یک نتیجه برسند.

به گزارش ایسنا، استان همدان دارای یک هزار و 800 اثر تاریخی و باستانی است که حدود هزار اثر آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌اند، اما تعداد خانه‌های مشابه خانه «نراقی‌ها» در همدان بسیار کم است، که متاسفانه در سایه توسعه شهری بیشتر خانه‌های تاریخی استان در دست نابودی هستند.

انتهای پیام

http://isna.ir/fa/news/94101205836/%D8%A8%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF

خانه «نراقی‌ها» در همدان

خانه «نراقی‌ها» در همدان


برچسب ها: خبرگزاری ایسنا ، میراث فرهنگی همدان ، خانه نراقی ها ، خانه نراقی ها همدان ،

دوشنبه 7 دی 1394

«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه
«محمود حکمتی‌اطهر» کارگردان باسابقه تئاتر در همدان این روزها سرگرم تمرین نمایشی به نام «گل خندان و علی مردان خان» است که بهمن‌ سال جاری به روی صحنه خواهد رفت...
1394/10/07
«محمود حکمتی‌اطهر» کارگردان باسابقه تئاتر در همدان این  روزها سرگرم تمرین نمایشی به نام «گل خندان و علی مردان خان» است که بهمن‌ سال جاری به روی صحنه خواهد رفت. نویسنده نمایش «گل خندان و علی‌مردان‌خان»، «نیاز اسماعیل‌پور» است و محمود حکمتی اطهر، سیدمهرداد حسینی‌کاووسی، ابراهیم طاهری، ادیب مبارکی، میترا مولایی و حمید چیت‌ساز بازیگران اصلی این کار هستند.حکمتی اطهر از ابتدای دهه 60 با گروه هنری «نسیم‌آور» وارد حوزه تئاتر همدان شد و بیش از 30 سال است در عرصه بازیگری و کارگردانی فعالیت می‌کند. نمایش ایران به کارگردانی او از پربیننده‌ترین نمایش‌های همدان در سال های گذشته به شمار می رود. حکمتی‌اطهر در گفت‌و‌گو با همشهری از مراحل اجرای نمایش تازه‌اش می گوید.
  • دلیل انتخاب متن نمایشنامه «گل خندان وعلی مردان‌خان» چه بود؟
این کار 2 سال پیش در بخش نمایشنامه نویسی جشنواره بین المللی کودک و نوجوان همدان، مقام نخست را کسب کرد و برگزیده شد. یکی از دوستان کار را به من معرفی کرد. وقتی مطالعه کردم، دیدم متن خوبی است.
  • چقدر به متن اصلی پایبند بودید؟
متنی که به دست من رسید طولانی بود، طبیعتا تکرار مکررات زیاد داشت و مجبور شدیم با شرایط موجود در شهر همدان و امکاناتی که داشتیم آن را تلخیص و اصلاح کنیم. طبیعتا وقتی مجوز را از نویسنده می‌گیرید تا زمانی که این متن به اجرا برسد مقداری تغییر می کند.
  • مضمون و داستان نمایش چیست؟
نویسنده، شعر علی مردان‌خان سروده ایرج میرزا که مربوط به دوره قاجار است را با یک افسانه دیگر به نام گل خندان تلفیق کرده و با استفاده از ادبیات شفاهی و اشعار عامیانه نمایشنامه را نوشته است. به نظر من اسماعیل‌پور چند سبک را‌ ترکیب کرده و کار نویی را پدید آورده است.
  • افسانه‌ها بومی هستند؟
البته افسانه گل خندان را پیش از این من به روایت‌های مختلف خوانده ام. نام‌های مختلفی هم دارد فکر می کنم چنین سوژه ای توسط یک نویسنده اروپای شرقی نیز نوشته شده است.
  • نگاه طنز نویسنده به فناوری روز و ارتباط نمایش با مخاطب امروزی را در این کار چگونه می بینید؟
یک مسأله این است که ما چقدر بتوانیم انتقال‌دهنده پیام باشیم، موضوع دیگر به‌روزشدن قصه، شعر و داستان است. این کار برای گروه سنی نوجوان است و به‌روزشدن و استفاده از کلمات و اصطلاحات امروزی طبیعتا برای این رده سنی جذابیت ایجاد می کند وآنها با آن ارتباط خوبی برقرار می‌کنند.
 از کلمات غریب در متن نمایشنامه استفاده نشده، در امروزی‌شدن و این‌که‌ترکیبی از بیان امروز و دوره قاجار را همزمان داشته باشد نویسنده عمد داشته است. ما هم خواستیم مناسبات خانوادگی امروز و هم تکنولوژی روز را داشته باشیم. همچنین پیام اصلی که برگرفته از شعر مرحوم ایرج میرزاست را به تماشاچی رسانده باشیم.
  • نمایش چه زمانی اجرا خواهد شد؟
طبق آنچه با مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان هماهنگ کردیم از 10تا 21 بهمن عصرها برای عموم اجرا می‌شود و اگر با آموزش و پرورش به توافق برسیم صبح ها برای دانش آموزان اجرا می کنیم.
  • از تمرین ها راضی هستید؟
در شهر همدان کارگردان از جاروکشی تا تهیه دکور، هماهنگی اداری و گرفتن مجوز را بر عهده دارد. همراه من 10 بازیگر در این کار حضور دارند که به جز 4 بازیگر بیشتر آنان اولین‌بار است به روی صحنه می‌روند.
  • علت این‌که از بازیگران کم‌تجربه استفاده کردید چه بود؟
متأسفانه در همدان تعداد کارگردانان بیش از بازیگران هستند، دیگر این‌که رفتاری حاکم شده که هر بازیگری که یک یا 2 بار روی صحنه می رود غرور کاذبی دارد که بار بعدی تقاضای قرارداد مالی زیادی دارد،این کار در همدان مقدور نیست چون نه فروش بلیت مناسب است نه خانواده ها از تئاتر حمایت می کنند و نه نهادهای دولتی حمایتی از هنر دارند. در این اجراها درآمدی نیست که بتوانیم همه بازیگران را از افراد حرفه ای انتخاب کنیم.
  • محدودبودن تعداد اجراها چه ارتباطی با درآمدزابودن تئاتر دارد؟
در کشورهای اروپایی و شرق آسیا کارهایی هست که سال های متمادی و حتی نیم قرن، روی صحنه می رود و اجرا می شود اما در همدان مردم تمایلی به دیدن اجراهای نمایشی ندارند و هزینه نمی کنند هر چند قیمت بلیت یک سوم تهران است. عده ای گرانی بلیت را بهانه قرار می دهند.
نیروهایی که کاری را به مرحله اجرا می رسانند هزینه دارند، دستمزد می‌خواهند،این هزینه ها از چه جایی باید تامین شود؟ بخش خصوصی هم حمایت نمی کند از طرف دیگر ما محدویت هایی از طرف اداره ارشاد هم داریم. در طول چند سال گذشته اداره ارشاد تهران اعلام کرده بود مراکز استان ها باید حداقل 15 اجرا داشته باشند اما اداره شهرستان اعلام کرده به بیش از 10 اجرا اجازه نخواهند داد.
  • اجرا برای دانش آموزان چه شرایطی دارد؟
برای هماهنگی با آموزش و پرورش همه مراحل صدور مجوز که توسط اداره فرهنگ و ارشاد اعمال می‌شود، وجود دارد. همان مراحل دوباره باید در آموزش و پرورش تکرار شود تا ما از مدارس بخواهیم دانش‌آموزان را برای تماشا به سالن بیاورند. برای مدارس البته قیمت بلیت بسیار پایین است تا دانش‌آموزان با اجرای کار صحنه‌ای آشنا شوند.
  • برنامه بعدی شما چیست؟
در طول کار از انتخاب متن تا اجرا بیش از 20 بار با خودم می گویم که این کار آخرین کار من است.در بخش فرهنگ وهنر به ویژه تئاتر مشکلات زیادی داریم و آرزو می کنم که روزی بخشی از این مشکلات کم شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%84-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ،

چهارشنبه 25 آذر 1394

از توپ و تور تا قلم و کتاب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

از توپ و تور تا قلم و کتاب

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از توپ و تور تا قلم و کتاب
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است...
1394/09/25
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است. به دلیل تعداد آثار منتشرشده و کتاب هایی که از یوسفی به دیگر زبان های دنیا ترجمه شده او را یکی از پرکارترین و شناخته‌شده‌ترین نویسنده کتاب کودکان ایران می‌دانند.
یوسفی دانش‌آموخته رشته تاریخ از دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است و برای کودکان آثاری از ادبیات کهن فارسی را بازنویسی و بازآفرینی کرده است. فقط مجموعه رمان‌های «شاهنامه برای کودکان» یوسفی شامل 50 جلد است. «افسانه شیر سپیدیال»، «قصه یارگار زریران»، «افسانه بلیناس جادوگر» و «افسانه شیرین کارنامه اردشیر بابکان» از آثار این نویسنده است.«ستاره‌ای به نام غول» و «حسنی به مکتب نمی‌رفت»نیز  برنده دیپلم افتخار IBBY شده و کتاب‌های او در جشنواره‌های داخلی نیز جوایزی به دست آورده‌اند. یوسفی یکبار نیز نامزد دریافت جایزه «هانس کریستین اندرسن» شده است. از این نویسنده تاکنون بیش از 200 عنوان کتاب به فارسی منتشر و آثار او به ده‌ها زبان نیز ترجمه شده است. یوسفی در گفت‌وگو با همشهری از علاقه‌اش به کتاب، فوتبال و تئاتر از دوران کودکی می گوید.

از شما صدها عنوان کتاب در حوزه کودک و نوجوان منتشر شده، آیا همدان در آثار شما حضور دارد؟
از قصه‌هایی که من تاکنون نوشتم و چاپ شده، بخش عمده قصه های مجموعه 5 جلدی افسانه ایران زمین در همدان اتفاق افتاده و محور داستان در همدان است. این مجموعه  قصه های فولکلور همدان را تشکیل می‌دهد. من در این 5 جلد که بلندترین رمان تاریخی نوجوانان ایران است، تاریخ همدان را آورده ام. این مجموعه که داستان‌های آن پیوسته و شخصیت و محور اصلی آن شیرسنگی همدان است، از آغاز ورود آریایی‌ها به ایران تا انقلاب مشروطه را در برمی گیرد، امیدوارم آن را ادامه بدهم و تا به امروز برسانم. این 5 جلد توسط نشر پیدایش به چاپ رسیده و حدودا از 15 سال پیش چندین‌بار چاپ شده است.

ویژگی برجسته این اثر چیست؟
ویژگی این مجموعه 5 جلدی این است که تمام این قصه‌ها در همدان می گذرد و به‌طور کلی قصه‌های فولکلوریک همدان را استفاده کرده ام، بعضی از آن ها را خودم شنیده بودم و بعضی دیگر را از منابع مربوط به همدان به دست آوردم. نوع روایت این داستان‌ها بر پایه فولکلور و در عین حال فانتزی و سمبلیک نیز هست و در اصل تاریخ همدان برای نوجوانان است. چون این شیر در همدان تمام سلسله‌ها و جریان های گوناگون سیاسی و نهضت‌های مختلفی که اتفاق می‌افتد را شاهد است در این داستان‌ها حضور دارد.

دلیل انتخاب همدان چه بود؟
اگر ایران یکی از 5 کشور متمدن و کهن جهان است، همدان یکی از شهرهای کهن جهان است. یعنی اولین سلسه مادها در همدان و پیشینه تاریخی همدان چند هزارساله است و از آنجایی که من نیز  تاریخ می‌دانستم، همدان را انتخاب کردم. من در دانشگاه تهران دررشته تاریخ تحصیل کردم.
متولدشدن در شهر همدان برای من یک سعادت بود، زیرا از کودکی با استر و مردخای، ‌بوعلی‌سینا و باباطاهر همشهری بودم. برای همین نوشتن درباره این شهربرایم آسان تر بود.

کدام محله همدان بودید؟
من در نوجوانی در محله باباطاهر و بنه‌بازار بودم، دوران دبیرستان  هم در بنه بازار و هم در محله قاشق تراش‌ها سکونت داشتم.

تاثیر معلم ها بر نویسندگی شما چگونه بود؟
دوره دبیرستان دبیری داشتیم به نام «ساسان دهگان» که دبیر ادبیات ما بودند. کسانی که در آن ایام با آقای دهگان درس داشتند می دانند که خیلی سختگیر بود و خیلی نمره سخت می داد و بالاترین نمره ایشان 15 بود.
امتیاز آقای دهگان این بود که برادر آقای «کاوه دهگان» مترجم معروف بود. من همان زمان آثار کاوه دهگان را می خواندم، برای این‌که هم برادر دبیر ادبیات ما بود وهم ادبیات کلاسیک ایران را خیلی خوب می شناخت. آقای دهگان که ادبیات کلاسیک ایران را برای ما توضیح می داد ما شگفت‌زده می شدیم که چه ادبیات غنی داریم و لذت می‌بردیم و خود به خود حس اعتماد به ما دست می‌داد.در دوره دبیرستان امتیازی که داشتم این بود که همکلاسی های تئاتری خوبی داشتم، مانند صادق عاشورپور، جلال میرزاپور و مهدی چایانی که ایشان نقالی می‌کرد و هنوز هم همین کار را انجام می دهد.

خاطرتان هست در آن دوران چه نمایش‌هایی اجرا می شد؟
در آن روزگار یاد دارم که «چوب به دستان ورزیل» کار می‌شد، «سگی در خرمن جا» را نیز اجرا می‌کردند و زنده‌یاد بانو «ایراندخت میرهادی» هم همراه آنان بود که از بچه‌ها و هنرمندان همدانی حمایت و خودش هم تئاتر کار می کرد. این مجموعه خود به خود سبب شد که من ضمن این‌که فوتبالیست بودم و شب و روز فوتبال بازی می کردم و همه عمرم را می‌دویدم (که الان هم فوتبال بازی می‌کنم) به طرف تئاتر هم کشیده شوم. در کنار آن کتاب می خواندم و تحت تاثیر مادرم خیلی به نوشتن مخصوصاً به شعر علاقه داشتم. مادرم مرا با شعر بزرگ کرده بود و اشعار همدان را برایم خوانده بود.


آقای دهگان در مورد کارهای تئاتری که انجام داده بودند توضیح می دادند؟ ایشان جزو اولین کسانی بودند که به تهران رفتند و دوره تئاتر دیدند.
نه. در مورد این موضوع برای ما صحبتی نکرد و بیشتر از ادبیات کلاسیک می گفت، ضد شعر نو بود در حالی که برعکس آقای حکمتی دبیر شیمی ما از شعرهای نیما برای ما می‌گفت و من در کل هم از حرف های آقای دهگان لذت می بردم و هم از حرف های آقای حکمتی!

دوره دبیرستان ارتباط شما با تئاتر برقرار شد؟
نه. من تئاتر را خودم یاد گرفتم.از آن‌جایی که من مشغله زیادی در فوتبال داشتم و وقتی برای تئاتر نمی گذاشتم، اما در خانه موقعی که مناسبتی بود مثل شب چله، شب عید یا عروسی همه بچه‌های فامیل را جمع می کردم و با آنها تئاتر کار می کردم. در این دوره‌همی‌ها بزرگ‌ترها هم تماشا می کردند. تا این‌که در دوره دانشجویی ادبیات  خواندم و شروع کردم به نمایشنامه‌نویسی.  سال 52 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تحصیل کردم و با تئاتر و نمایشنامه‌نویسی به‌طور جدی وآکادمیک آشنا شدم.

دوره دانشجویی چه تئاترهایی کار کردید؟
در دوره دانشجویی من بیشتر کتاب می خواندم.

شما از ابتدای کودکی در حال خواندن کتاب بودید اما نوع کتاب ها را عنوان نکردید؟
من بیشتر کتاب رمان و تاریخی می خواندم؛ مثل  رمان «دوزخ‌نشینان» و «کلبه عمو تم». یک سری کارهای ترجمه عاشقانه و داستان‌های پلیسی هم زیاد می خواندم.

آن زمان کتاب ها را از کجا تهیه می کردید؟
کیوسکی در خیابان بوعلی بود. صاحب دکه آقای رحیم نراقی بود که کتاب کرایه می داد، کتاب های پلیسی را شبی یک ریال کرایه می کردم و همه کتاب های میکی اسپلین را خواندم.
چون پول نداشتم و رمان ها جیبی و ضخیم بودند، به محض گرفتن کتاب شروع به خواندن کتاب می کردم. با مصیبتی شب با سوسوی لامپ کتاب می خواندم و تا فردا ظهر کتاب چهارصد یا پانصد صفحه ای را تمام می کردم؛ در نهایت خواندن آن تا 2 روز طول می کشید.
 پول تو جیبی هفتگی ام 5 ریال بود که من 2 ریال می دادم برای کرایه کتاب و دیگر چیزی باقی نمی‌ماند.
آقا رحیم، صاحب کتابفروشی از این‌که من خیلی زود کتاب را پس می دادم ناراحت می‌شد و می‌گفت من دیگر به شما کتاب نمی دهم و به شرطی به من کتاب می داد که هر کتاب را یک هفته کرایه کنم، این مدت برای من خیلی هزینه زیادی داشت و هرچه خواهش و تمنا می‌کردم قبول نمی‌کرد.
 از آنجایی که من در دبیرستان فوتبالم خوب بود و در بازی بچه هایی بودند که همیشه دوست داشتند در یارگیری، آنها را انتخاب کنم به یکی از این بچه ها که وضعیت مالی خوبی داشت و در مدرسه علویان همکلاس بودیم گفتم که  به شرطی انتخابت می کنم که از فلان کتابفروشی کتاب بخری یا کرایه کنی یا از کتابی که من تهیه می کنم شما هم چند شب ببری.
به این‌ترتیب توانستم چند سری کتاب تهیه کنم. البته دبیرستان کتابخانه داشت، ولی بیشتر کتاب ها علمی و درسی بود که من دوست نداشتم یا خیلی قدیمی بود. کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» را همان زمان‌ها خواندم
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8


برچسب ها: همشهری همدان ، ادبیات کودک ، محمدرضا یوسفی ، ادبیات کودک همدان ،

سه شنبه 5 آبان 1394

جای خالی بازیگر نقش راهب مسیحی در عزاداری عاشورا

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

خالی بازیگر نقش راهب مسیحی در عزاداری عاشورا

نویسنده: حسین زندی / همدان- خبرنگار همشهری
ماه محرم در استان همدان با آئین‌ها و مناسک خاصی برگزار می‌شود...
1394/08/05
ماه محرم در استان همدان با آئین‌ها و مناسک خاصی برگزار می‌شود. برخی از این مراسم مختص همدان است و آنها را در جاهای دیگر نمی‌توان دید. یکی از این آئین‌ها «مراسم سوم عاشورا» است که هرسال توسط هیأت امامزاده یحیی همدان برگزار می‌شود. این رسم چندین دهه قدمت دارد و افراد تاثیرگذاری دربرگزاری آن نقش داشته‌اند افرادی که تعداد زیادی از آنها از دنیا رفته‌اند. یکی از این چهره‌های ماندگار «علی‌اکبر محمودی‌وثاق» پژوهشگر فرهنگ عامه و گوینده رادیو همدان بود که تا سال 1392 در مراسم سوم امام(ع) به عنوان بازیگر، نقش راهب مسیحی را بازی می‌کرد و اجرای خاطره انگیزی را در اذهان مردم همدان برجا گذاشت.
او شاعری بود که به گویش همدانی شعر می‌گفت و در بیشتر برنامه‌های عمومی به عنوان مجری فعالیت می‌کرد. محمودی‌وثاق در نیمه شب شنبه 28 تیرماه 1393 به علت عارضه قلبی در سن 63 سالگی درگذشت. بیشتر مردم همدان او را می‌شناختند و افراد زیادی از او خاطره‌ دارند.

بازیگر نقش راهب مسیحی
«سید مهدی آهنچی» از اعضای هیات امنای هیأت امامزاده یحیی همدان به فعالیت علی اکبر محمودی وثاق در مراسم سوم امام حسین(ع) اشاره کرد و گفت: پیش از مرحوم علی‌اکبر محمودی وثاق افراد دیگری بودند که نقش راهب مسیحی را بازی می‌کردند از جمله مرحوم قانع که پیش از انقلاب در هیأت امامزاده یحیی بودند. مدتی فعالیت‌های هیأت‌ها پیش از انقلاب تعطیل بود. بعد از انقلاب زمانی که دسته‌ها و عزاداری‌های این هیأت‌ها از سر گرفته شد آقای محمودی‌وثاق نقش راهب را برعهده گرفت که به بهترین شکل اجرا می‌کرد.
آهنچی با تشریح شخصیت راهب مسیحی در واقعه عاشورا گفت: زمانی که سر امام حسین(ع) را به سمت شام می‌برند به دیری برخورد می‌کنند که یک راهب مسیحی در این دیر است. وقتی کاروان را می‌بیند متوجه می‌شود که سری که آن‌ها در حال حمل هستند، متفاوت و نورانی است. وقتی از حاملان سر سئوال می‌کند واقعه کربلا را توضیح می‌دهند و راهب تحت تاثیر قرار می‌گیرد و با سر مبارک صحبت می‌کند.
او افزود: آقای محمودی‌وثاق عاشق این فضا و این کار بود. هرسال چند روز پیش از مراسم می‌آمد،  مقدمات کار را تهیه می‌کرد. با گریمور هماهنگ می‌کرد و خود را به شکلی گریم می‌کرد که همه فکر می‌کردند که یک راهب واقعی است که از کلیساهای رم آمده است.

از عاشقان فرهنگ عامه
آهنچی به همکاری مرحوم علی اکبر محمودی وثاق اشاره کرد و ادامه داد: او انسانی اهل دانش و باسواد و کار و فعالیت او بیشتر در صدا و سیما بود و به فرهنگ عامه شهر همدان علاقه زیادی داشت.
 در همکاری با هیأت امامزاده یحیی(ع) نقش پر رنگی داشت. متاسفانه امسال دومین سالی است که او را از دست داده‌ایم و از حضورش محروم شده‌ایم. یادش گرامی.
از کسانی که در برپایی خیمه و خرگاه و برگزاری مداوم این مراسم تلاش کرده‌اند حاج محمد صادقی‌مهر و خلیل قره‌باقی هستند و جا دارد یادی از این بزرگان کرده باشیم. آقای صادقی‌مهر طراح این خیمه بود که سال‌هاست همراه هیأت است. متاسفانه آقای قره‌باقی هم مانند آقای محمودی‌وثاق فوت کرده‌اند. همچنین مرحوم کربلایی کاظم کیمیایی‌اسدی که در برپایی این مراسم و حفظ هیأت امامزاده یحیی بسیار نقش ویژه‌ای داشتند.

مجری زبردست
یکی از پیشکسوتان مطبوعات همدان نیز گفت: مرحوم محمودی‌وثاق خدمت شایانی شناخت همدان و به خصوص گویش همدانی و شناساندن شاعران همدان با استفاده از اشعار آن‌ها کرد.
او با مرحوم مجرد حشر و نشر نزدیکی داشت و با خواندن اشعار این شاعر رواج لهجه همدانی را آغاز کرد.
«علی‌اکبر یاری» با بیان این‌که آن مرحوم به همراه بزرگانی چون مرحوم داور، مرحوم خلیلی و مرحوم روح‌القدس از بنیانگذاران انجمن ادبی بوعلی بود، گفت: مرحوم محمودی‌وثاق از مجریان زبردست کشور بود و وقتی مراسمی به او واگذار می‌شد به شایستگی آن را اجرا می‌کرد.

مکث
زندگینامه
زنده‌یاد «علی‌اکبر محمودی‌وثاق» یکم اسفند 1330 در شهر همدان در محله کوچه باغچه متولد شد. او پس از فارغ‌التحصیلی ازدبیرستان علوی به استخدام اداره پست و تلگراف شهرستان رزن درآمد و تا سال 80 مشغول به خدمت بود.
از دوران کودکی عاشق نویسندگی، قصه‌گویی و بازیگری بود و آرزو داشت روزی لهجه شیرین همدانی را به مردم جهان بشناساند.
او فعالیت هنری‌اش را از سال 1362 با حضور در نمایش رادیویی آئین‌های آواهای بومی آغاز کرد و همچنین به اجرای برنامه‌های رادیویی اعم از ایسفا، موج مهربانی، گنج‌نامه، رادیو محله و دادا همدانی از شبکه سراسری جوان پرداخت.وی از سال 1364 وارد سیمای همدان شد و در برنامه‌های مختلفی از جمله مستند آبادی، یادش بخیر قدیم‌ها، بگو ماه برآید، یک سبد ستاره و مجله فرهنگی ایفای نقش کرد.15 برنامه از این تاریخ‌گوی همدانی از طریق شبکه جام جم برای مردم اروپا پخش شد و در یکی از برنامه‌هایی که ساخته بود به نام عشق (ع) در کشور رتبه برتر را کسب کرد.محمودی‌وثاق بیش از 30 نمایش از جمله رستم و سهراب، آی کچل‌ها و کوسه گلین را اجرا کرد و با اجرای نمایش عروسکی کوسه‌گلین یکی از آئین‌های سنتی همدان درجشنواره تئاتر بین‌المللی مبارک در استان تهران برتر شناخته شد.از خصوصیات بارز محمودی‌وثاق تأکید وی بر حفظ آداب و سنن بومی و قدیمی مردمان همدان بود. وثاق در هر فرصت و نشست عام و خاص و حتی دیدارهای چهره به چهره با مردم شهر، امثال و حکم بزرگان را با لهجه شیرین همدانی بازگو می‌کرد و مخاطبان خود را به وجد می‌آورد.وی در شرح حال خود نوشت: نه دلی را آزردم نه کسی را رنجاندم. نه در وجودم چیزی به نام کینه و غرور هست. من تنها یک هنر دارم و شاکر خالق و خادم مردم هستم.


برچسب ها: همشهری همدان ،

چهارشنبه 29 مهر 1394

نقشی ماندگار از هنرمند‌ مجسمه‌ساز همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

نقشی ماندگار از هنرمند‌ مجسمه‌ساز همدانی

نویسنده: حسین زند‌ی همد‌ان- خبرنگار همشهری
نقشی ماندگار از هنرمند‌ مجسمه‌ساز همدانی
اگر گذرتان به بیمارستان تخصصی و فوق‌تخصصی قلب و عروق فرشچیان افتاد‌ه باشد‌ نقش‌برجسته‌ای را د‌ید‌ه‌اید‌ که نمایی کلی از مرحوم فرشچیان و اقد‌امات او د‌ر استان همد‌ان است...
1394/07/21
 اگر گذرتان به بیمارستان تخصصی و فوق‌تخصصی قلب و عروق فرشچیان افتاد‌ه باشد‌ نقش‌برجسته‌ای را د‌ید‌ه‌اید‌ که نمایی کلی از مرحوم فرشچیان و اقد‌امات او د‌ر استان همد‌ان است. این نقش‌برجسته را «علیرضا به‌رقم» هنرمند‌ سفالگر و نقش برجسته‌ساز لالجینی ساخته است‌.
به‌رقم د‌رباره جوایز و افتخارات خود‌ به همشهری گفت: چون بیشتر کارهای من مربوط به ساختمان‌های عمومی و شخصی و فضاهای شهری هستند‌؛ با برند‌ به نگار د‌ر کل کشور، کشورهای حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه د‌ر زمینه طراحی تابلوهای نقش برجسته سفالی، گچبری پیشرفته و مجسمه‌سازی فعالیت د‌ارم. به د‌لیل مشغله کاری و سفارشاتی که همیشه مشغول آنها بود‌م د‌ر جشنواره‌ها و مسابقات زیاد‌ی شرکت نکرد‌ه‌ام؛د‌ر جشنواره‌ای د‌ر اصفهان شرکت کرد‌م که د‌ر کشور پنجم شد‌م و د‌ر مسابقه‌ای د‌ر همد‌ان نیز شرکت کرد‌م که هنرمند‌ برتر سال شد‌م. از این پس د‌ر جشنواره‌ها و مسابقات زیاد‌ی شرکت خواهم کرد‌.

بزرگ ترین تابلوی سفالی
این هنرمند‌ همد‌انی د‌رباره تابلوی نصب‌شد‌ه د‌ر بیمارستان قلب و عروق فرشچیان توضیح د‌اد‌: تابلوی سفالی ساخته‌شد‌ه به صورت یکپارچه است و چهره‌هایی را که د‌ر برگرفته نیز بزرگ‌ترین چهره‌های ساخته‌شد‌ه به صورت نقش برجسته و سفالی است. اید‌ه این تابلو توسط جناب آقای مهند‌س حصاری شهرد‌ار سابق همد‌ان و مهند‌س پروژه فرشچیان د‌اد‌ه شد‌ و این‌که من را برای اجرای این نقش برجسته بزرگ انتخاب کرد‌ند‌ باعث افتخار است. به هر حال این نقش برجسته بعد‌ از طراحی و فراز و نشیب‌های فراوان با نظارت‌های مهند‌س حصاری و زحمات فراوان ایشان به این شکل اجرا شد‌.
به‌رقم به ویژگی‌های برجسته‌ای که این کار نسبت به د‌یگر کارها د‌ارد‌، اشاره کرد‌ و گفت: ویژگی اصلی این کار مواد‌ خاص، ابعاد‌ و مساحت بالا، استفاد‌ه از لعاب و ساخت به صورت یکپارچه است. حاشیه بالا و پایین، فهرستی از نیکوکاری‌های زند‌ه‌یاد‌ محمد‌علی فرشچیان د‌ر شهرهای مختلف کشور است که به صورت ضمنی به آنها اشاره شد‌ه است.
وی اد‌امه د‌اد‌: سمت راست تابلو تصویر ساختمان بیمارستان قلب و عروق همد‌ان و مسجد‌ صاحب‌الزمان (عج) اصفهان، سمت چپ تابلو تصویر ساختمان بیمارستان روانپزشکی همد‌ان و حوزه علمیه اصفهان، قسمت میانی تابلو تصویر مرحوم محمد‌علی فرشچیان و سمت راست تصویر، شعر معروف سعد‌ی (سعد‌یا مرد‌ نکونام نمیرد‌ هرگز) به صورت سیاه مشق و سمت چپ تصویر آیه‌هایی از قرآن کریم د‌ر مورد‌ نیکوکاری است. تقریبا 6 ماه برای خلق اثر زمان گذاشتیم و به طور مستقیم و غیرمستقیم تقریبا 10 نفر با من همکاری د‌اشتند‌.

نیکمرد‌ واقعی روزگار
پرسید‌م از مرحوم فرشچیان چه مید‌انید‌ و چقد‌ر با کارهایش آشنایی د‌ارید‌؟ و به‌رقم توضیح د‌اد‌: وقتی شروع به کار کرد‌یم خیلی د‌ر مورد‌ ایشان تحقیق و از افراد‌ بسیاری پرس‌و‌جو کرد‌م، چون وقتی انسان بد‌اند‌ د‌ر چه شرایطی و برای چه کسی و کجا کاری را انجام می‌د‌هد‌، شاید‌ اثری که خلق می‌کند‌ بیشتر به د‌ل همه بنشیند‌. شاید‌ وقتی ایشان د‌ر کسوت یک خیر و نیکوکار وارد‌ همد‌ان شد‌ند‌ کسی ایشان را نمی‌شناخت. اولین پروژه ایشان ساخت بیمارستان روانپزشکی واقع د‌ر هنرستان بود‌ که خیلی زود‌ آوازه ایشان را د‌ر همد‌ان به گوش همه رساند‌.
وی افزود‌: با توجه به شنید‌ه‌ها و تحقیق من، ایشان یکی از نیکمرد‌ان واقعی روزگار هستند‌ که نامشان د‌ر تاریخ ایران به نیکی یاد‌ می‌شود‌ و د‌ر قلب بسیاری از هموطنان عزیزمان خصوصا همد‌انی‌ها جاود‌انه هستند‌ و خواهند‌ بود‌. به قول مهند‌س حصاری لذت واقعی را مرحوم فرشچیان برد‌ند‌ که کود‌کان محروم زیاد‌ی به واسطه نیکوکاری ایشان به مد‌رسه رفتند‌ و از امکاناتی که ایشان تد‌ارک د‌ید‌ند‌ استفاد‌ه کرد‌ند‌.

د‌ید‌ار با استاد‌ فرشچیان
به‌رقم تجربه د‌ید‌ار با استاد‌ فرشچیان مینیاتوریست معروف و طراح ضریح امام رضا(ع) و امام حسین (ع) را د‌ارد‌. وی د‌رباره این د‌ید‌ار گفت: ایشان براد‌ر مرحوم محمد‌علی فرشچیان هستند‌ و حضور ایشان برای همد‌انی ها واقعا یک افتخار بزرگ محسوب می شود‌. د‌ر طول ساخت این اثر تمام سختی‌ها و مشکلات را به امید‌ این‌که بتوانیم گوشه کوچکی از زحمات مرحوم فرشچیان را جبران کنیم  سپری می‌کرد‌یم. روز افتتاح کنار استاد‌ رفتم و خود‌م را معرفی کرد‌م و گفتم استاد‌ 6 ماه برای ساخت این تابلو زحمت کشید‌م به امید‌ این‌که شاید‌ مورد‌ تأیید‌ شما باشد‌.
به‌رقم توضیح د‌اد‌: استاد‌ از کار تعریف کرد‌ند‌ و از هنر به کار رفته د‌ر تابلو خوششان آمد‌. همراه ما شد‌ند‌ تا د‌ر طبقه اول کنار تابلو عکس یاد‌گاری بگیریم. همراهی با ایشان حتی ایستاد‌ن د‌ر کنار ایشان برای چند‌ د‌قیقه خیلی چیزها را به من یاد‌ د‌اد‌. همانجا بود‌ که فهمید‌م استاد‌ فرشچیان فقط استاد‌ مینیاتور نیستند‌، ایشان استاد‌ اد‌ب، استاد‌ افتاد‌گی، استاد‌ بزرگواری و منش هستند‌. به هر حال مراسم تمام شد‌ و من خوشحال از اتفاقاتی که افتاد‌ برنامه‌هایی برای تقد‌یر از ایشان د‌ارم که حتما عملی خواهم کرد‌.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%E2%80%8C-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C


برچسب ها: همشهری همدان ، تابلو نقش برجسته ،

رکاب‌زنی جانباز 65 درصدی برای ثبت‌جهانی "هگمتانه"

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1444812503054_IMG_7309.JPG

جانباز 65 درصدی در اقدامی فرهنگی از سال 1382 به ایرانگردی و جهانگردی با پای پیاده و رکاب‌زدن پرداخته و مسیرهای تهران - قم، قم - کربلا، تهران - مشهد، ایران به ترکیه مسیرهای اولیه‌ای هستند که به صورت انفرادی و گروهی طی شده‌ است.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا،‌ سید مسعود طباطبایی در مرحله اول رکاب‌زدن داخلی سال 1390 همزمان با روز ملی خلیج فارس دوچرخه‌سواری داخلی از شلمچه را آغاز کرده و در طول سه سال 51 شهر را رکاب‌ زده است.

در مرحله دوم در سال 1394 به عنوان عضوی از دوچرخه‌سواران ایران مسیر پاسارگاد تا بوشهر و خلیج پارس را رکاب زده و در مراسم اختتامیه، تندیس یادمان حماسه سازان تاریخ‌ساز را دریافت کرد.

رکاب‌زدن مسیر طوس تا شلمچه با کاشت یک درخت و شعارهای همچون «ترویج فرهنگ ایثار و شهادت»، «بحران‌های محیط زیستی را جدی بگیریم»، «اهدای عضو و اهدای خون تبلور انسانیت»، کاشت 133 درخت در آرامگاه شهدای گمنام و مراکز تاریخی کشور مانند تخت جمشید، پاسارگاد، آرامگاه فردوسی، معبد آناهیتا کنگاور و هگمتانه همدان، آزاد کردن 2 پرنده شکاری و 2 کبوتر به نماد صلح و دوستی از فعالیت‌های فرهنگی پرداخته است.

آخرین برنامه سفر این رکورددار رکابزنی ایران از مبدا هگمتانه آغاز و تا پاسارگاد ادامه دارد. او هدف از این سفر را رساندن پیام ثبت جهانی هگمتانه بیان کرد.

در آئین بدرقه سید مسعود طباطبایی تعدادی از خبرنگاران، فعالان مدنی و مسئولان اداره کل میراث فرهنگی استان همدان حضور داشتند. در این مراسم پیراهنی با نقش هگمتانه از طرف ریحان سروش مقدم، مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان به این دوچرخه‌سوار اهدا شد.

سید مسعود طباطبایی درباره برنامه سفر هگمتانه، پاسارگاد و شلمچه گفت: در راستای قولی که برای ثبت جهانی هگمتانه داده شده، سفر خود را آغاز می‌کنم. در واقع هدفم اعلام ثبت جهانی میراث فرهنگی و تاریخی «هگمتانه» به ایران و کشورهای دیگر است.

او در رابطه با انتخاب هگمتانه برای آغاز سفر فرهنگی خود نیز گفت: تمامی میراث کهن ما جزئی از سرمایه فرهنگی ماست که باید حفظ شود. اینجا «هگمتانه» قسمتی از میراث نیاکان ماست، قسمتی از تاریخ تمدن ماست. اشیاء کشف‌شده نشان‌دهنده تمدن نیاکان ماست. کاوش، حفظ و ثبت این میراث از ارزش‌های والا محسوب می‌شود.

طباطبایی افزود: سفر من یک سفر پاک و محیط زیستی برای ترویج فرهنگ ایران است. باید این بحث از کودکی آموزش داده‌ شود چون کودکان پاک و آموزش‌پذیر هستند. بهتر است ترویج فرهنگ و بحران‎های محیط‌ زیست در مدارس و کلاس‌های ابتدایی در قالب مباحث درسی وارد شده و آموزش داده شود تا تاثیرگذار باشد.

علی خاکسار، معاون گردشگری استان همدان درباره وضعیت گردشگری در محوطه‌ تاریخی هگمتانه بیان کرد: وضعیت گردشگری در هگمتانه به عنوان اثر شاخص در همدان و کشور از اولین مقاصد گردشگری در همدان است. از آنجا که این اثر تاریخی در مرکز شهر و پویا و زنده قرار گرفته، برای گردشگری تاثیرگذار است.

وی با اشاره به اهمیت ثبت جهانی هگمتانه نیز گفت: با توجه به اینکه هنوز هیچ اثر ثبت شده‌ای از همدان در فهرست جهانی نداریم، هگمتانه از این نظر که در مسیر گردشگری عبور از همدان قرار گرفته می‌تواند به عنوان مقصد گردشگری در ایران و دنیا معرفی شود. بازدید از تپه تاریخی هگمتانه بر ماندگاری این اثر تاریخی تأثیرگذار است.

محمدرحیم رنجبران، رئیس پایگاه هگمتانه نیز در رابطه با وضعیت فعلی محوطه هگمتانه گفت: خوشبختانه محوطه باستانی هگمتانه سایت، کلیسا و موزه مجموعه جذاب در دل شهر همدان به شمار می‌آید که از سوی گردشگران استقبال خوبی از آن شده است، همچنین در سال جاری به دلیل کیفیت و جذابیت‌های موجود در محوطه سایت هگمتانه 200 هزار نفر گردشگر بازدید داشته‎ایم.

او درباره‌ی وعده‌های داده شده از سوی استانداری در راستای وضعیت ثبت محوطه باستانی هگمتانه افزود: از سوی مسئولان استان قول 2 سال آینده برای ثبت داده شده است. در حال

پیگیری هستیم مطالعات اولیه تدوین شود. مشکلاتی هم وجود دارد همچون تملک عرصه‌های باستانی، مشکلات بصری حریم محوطه که امیدواریم این مشکلات با پیگیری‌ها رفع شود.

وی ادامه داد: در بازدیدهایی که از سوی مسئولان انجام می‌شود، مشکلات هم مطرح می‌شود تا با همکاری مسئولان استانی برطرف شده و هرچه زودتر این اثر ارزشمند ملی به ثبت جهانی برسد. همچنین از طرف شهرداری نیز بحث خرید از مالکان خصوصی و تخصیص اعتبارات را داریم. چهارهکتار از محوطه‌ی تپه، به اعتبار نیاز دارد، تا این عرصه خریداری شود.

رئیس پایگاه هگمتانه به اهمیت حرکت فرهنگی این جانباز که سفر به هگمتانه، پاسارگاد و شلمچه است و تأثیر آن در ثبت جهانی محوطه باستانی هگمتانه است، تاکید کرد و گفت: در راستای آماده کردن اذهان عمومی، شناساندن میراث به مردم و اینکه یک حرکت مردمی است مثبت تلقی می‌شود. با انعکاس این خبر در روزنامه‌ها و رسانه‌ها این حرکت پررنگ شده و پیش‌زمینه سرعت بخشیدن به ثبت این اثر ملی خواهد بود.

رنجبران اظهار کرد: در روند ثبت جهانی محوطه باستانی هگمتانه، استانداری پیگیری‎های لازم را انجام می‌دهد. این اتفاق خواست مجموعه استان، میراث فرهنگی و استانداری است که اگر با خواست مردم همدان همراه شود تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت و در دلگرمی و مشارکت بیشتر و مؤثرتر دستگاه‌های دولتی نیز تأثیرگذار خواهد بود.

http://www.isna.ir/fa/news/94072515936/%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B2-65-%D8%AF%D8%B1%D8%B5%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87


برچسب ها: ثبت جهانی هگمتانه ، دوچرخه سوار ، گردشگری پاک ، میراث همدان ،

چهارشنبه 15 مهر 1394

خاستگاه جشن مهرگان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،

خاستگاه جشن مهرگان

انتخاب خبر- حسین زندی: جشن هاو آئین های ایرانی در گذر زمان دچار دگرگونی فراوانی شده است. امروز افزون بر دگرگونی برآمده از رخدادهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی، فاصله گرفتن از هویت ایرانی نیز بر فراموشی برخی از این آئین ها دامن زده است. یکی از مهمترین جشن های ایرانی مهرگان است که با توجه به اهمیت آن دو پرسش عمده را پیش روی ما نهاده است؛ خاستگاه و سرچشمه این جشن کجا و چه زمانی بوده دیگر اینکه آینده چنین جشنی چگونه خواهد بود؟ برای باز پرسیدن این پرسش ها و پرسش های دیگر، خبرنگار انتخاب خبر گفت و گویی با دکتر شروین وکیلی، پژوهشگر حوزه جامعه شناسی و تاریخ داشته است که در پی می آید.

 دکتر مهرداد بهار معتقد است پیش از آریایی ها جشن مهرگان در بین النهرین رواج داشته در آنجا مردوک خدای بابل غولی که مادر همه غول هاست به نام تیامت  را می کشد و از تن این غول جهان را می سازد این جشن، جشن بنا نهادن جهان است و آریایی ها این جشن را به یک آیین ایرانی بدل کرده اند. چقدر به چنین باوری می توان باور داشت؟

چنین می‌نماید که بزرگداشت اعتدال بهاری امری عمومی و دیرینه باشد که بسیاری از فرهنگ های مستقر در ایران زمین با آن آشنا بوده و برایش آیین هایی داشته‌اند. در میان این فرهنگها، منابع نوشتاری میانرودان باستان از همه شناخته شده‌تر و مشهورتر است و استاد بهار بر این مبنا جشن بابلی آکیتو را معیار این آیین ها گرفته است. به نظر من شکل کنونی و دقیق جشن نوروز که بر اعتدال بهاری تاکید دارد و آشکارا به تقویمی خورشیدی مربوط می‌شود، در فرهنگهای مقیم ایران شرقی ریشه داشته است. چون نظام گاهشماری میانرودان قمری است و ساختار منظم و معقولی برای تشخیص ابتدای بهار نداشته‌اند. این نظام گاهشماری خورشیدی تازه در ابتدای دوران هخامنشی و با چیرگی پارس ها بر بابل رسمیت می‌یابد. پیش از آن هم در بابل مفاهیمی که به اخترشناسی مربوط می‌شود و دوازده برج فلکی را در نظر می‌گیرد، در دوران ورود کاسی‌ها و زمامداری پانصد ساله‌شان بر میانرودان دستخوش جهشی می‌شود و کاسی‌ها نیز از شرق زاگرس و اقلیم ایران مرکزی به آن سو کوچیده بودند. بنابراین چنان که در کتاب «اسطوره‌ی آسمان شبانه» به تفصیل اسنادش را آورده‌ام، به نظرم شالوده‌ی تقویمی نوروز و ساز و کارهای علمی و نجومی تشخیص آغاز سال نو در ایران شرقی ریشه دارد و تنها دیرتر و در فاصله‌ی قرن هشتم تا ششم پیش از میلاد به میانرودان وارد شده است. در عین حال میان مراسم سال نوی بابلیان که آکیتو نامیده می‌شده و نوروز ایرانی شباهت هایی دیده می‌شود که مهمترینش دوازده روز جشن گرفتن و خروج از شهر در روز سیزدهم بوده است. به نظرم سخن استاد بهار درباره‌ی این بخش درست است، هرچند باز مراسمی شبیه به شبیه‌خوانی انوماالیش در آیین های ایرانی غایب است و اصولا آن چارچوب چندخدایی میانرودانی را در رمزگذاری بهار و آیینهای نوروزی نمی‌بینیم.

شروین وکیلی دو برداشت مهم در چنین جشن هایی وجود دارد یکی نگاه اسطوره ای  به این جشن ها است و دیگری کاربری نجومی و این اعتقاد که پدید آمدن این جشن ها بر اساس باورهای نجومی است اما در هردو باور موضوع آفرینش بسیار پر رنگ است این موضوع را چگونه می توان بررسی کرد؟

چنان که گفتید هر آیینی از این دست دو لایه‌ی متمایز دارد. یکی اسطوره‌ها و باورها و گاه دانش هایی (مانند اخترشناسی و گاهشماری) که در انحصار نخبگان و کاهنان بوده و چارچوب عمومی آیین را و ریزه‌کاری‌های رمزپردازانه‌اش را سازمان می‌داده است. دیگری خودِ آیین که به شکلی زنده و پویا با مشارکت توده‌ی مردم انجام می‌شده و کارکردی جامعه‌شناختی (همبستگی اجتماعی، مشروعیت بخشیدن به نظم سیاسی حاکم، نشانه‌گذاری دوره‌های پیاپی کشت و کار) را به انجام می‌رسانده است. درباره‌ی بخش دوم چون فرهنگی نانویسا بوده، داده‌هایی بسیار اندک داریم و در نتیجه باید توجه کنیم که تحلیل‌هایمان همواره به سطحی فرهنگی و لایه‌ای نخبه‌گرایانه محدود می‌شود که شکلی نوشتاری به خود می‌گرفته و می‌توانسته تا دوران ما باقی بماند. در آیینهای ایرانی نوروز و مهرگان آشکارا با یک دستگاه نظری منسجم و اسطوره‌های کلان و بسیار پیچیده‌ای روبرو هستیم که هم ساز و کار آفرینش جهان و مسئله‌ی شر را در چارچوبی زرتشتی توضیح می‌دهد، و هم جایگاه انسان در هستی و پیوندش با امر قدسی را با مضمونی مهرپرستانه صورتبندی می‌کند. یعنی به نظرم از زاویه‌ی دستگاه نظری، باید این دو جشن را ترکیبی از دستگاه فلسفی زرتشت با نظام اساطیری و روایی مهرپرستان دانست. آکیتو و سایر جشنهای بومی‌ای که بی‌شک پیشتر از عصر هخامنشی در ایلام و گوتی و ماننا و شهرسوخته رواج داشته به این بدنه‌ی نظری افزوده شده و همچون زیرسیستمی در دل آن تداوم یافته‌اند، اما از نظم و عمق نظری‌ای که بتواند بدنه‌ی آن را  دستکاری کند، برخوردار نبوده‌اند.

اسطوره هایی که جشن های کهن ایرانی به همراه دارد مانند کشته شدن ضحاک به دست فریدون در جشن مهرگان را چگونه می توان بررسی کرد؟

در کل چنین می‌نماید که جشن مهرگان و نوروز دو مرحله‌ی متفاوت از تاریخ اساطیری هستی را در دید ایرانیان رمزگذاری کرده باشد. نوروز که با ماه فروردین آغاز می‌شود و به فروشی/ فروهر (یعنی نیرویی در روان انسان) اشاره دارد، به فرشگرد و نوسازی هستی در آخرالزمان اشاره می‌کند و نوروز و احیای زندگی گیاهی را نمادی و سرمشقی از آن در نظر می‌گیرد. در مهرگان با چیرگی تدریجی سرما بر گرما و تاریکی بر نور و پایان تابستان و آغاز پاییز روبرو هستیم. اصولا در اسطوره‌ی مهر زایش نور از دل ظلمت اهمیت دارد و این همان است که باعث شده جشن زادروز مهر را در تاریک‌ترین شب سال برگزار کنند. مهری که در تاریکترین شب سال زاده می‌شود و به تدریج نیرومندتر می‌شود، به فریدونی شبیه است که در تیره‌ترین برش تاریخ بر ضحاک غلبه می‌کند، و به همین ترتیب اینها با اسطوره‌های مشابه دیگری مثل چیرگی کیخسرو بر افراسیاب یا غلبه‌ی اردیبهشت بر آز در آخرالزمان شباهت دارند. یعنی ما دو اسطوره‌ داریم: یکی نوروز که هستی‌شناختی و آخرالزمانی و فلسفی است و روان انسانِ کامل و نقش فرشگردسازی او تاکید دارد، و دیگری مهرگان که حماسی و جنگاورانه و اخلاقی است و به چیرگی نیروهای نور بر ظلمت در نامحتمل‌ترین شرایط اشاره می‌کند.

ارتباط جشن مهرگان و آئیین مهر را چگونه می بینید؟

تردیدی نیست که آیین مهرگان از جریان دینیِ مربوط به ایزد مهر برای ما به یادگار مانده است. رمزگذاری‌های آن، نام‌های منسوب بدان، و آیینهای کهنش همگی این حدس را تایید می‌کنند. اما باید توجه داشت که آیین مهر در دوران یشازرتشتی دینی مستقل نبوده و تنها جریانی در دل دین چندخدایی کهنسال ایرانیان محسوب می‌شده است. یعنی مهر در دوران پیشازرتشتی هرگز ایزد یکتا نبوده و تنها نزد طبقه‌ی جنگاور نیرومندترین ایزد در میان شبکه‌ای از خدایان قلمداد می‌شده است. چنان که در نوشتارهای دیگری مفصل شرح داده‌ام، آنچه امروز از آیین مهر می‌بینیم شکلی دگرگون شده از آن است که همچون گرایشی عرفانی در دل دین زرتشتی باقی مانده و به کلی از نظر چارچوب نظری با فلسفه‌ی زرتشتی گره خورده است. یعنی آیین مهرگان یا هر رمزپردازی دیگر مهر را نمی‌تواند از کیش زرتشتی جدا ساخت. هرچند شاید بتوان تبارنامه‌هایی برای برخی از عناصر آن به دست داد. مثلا می‌دانیم که زمان برگزاری این  که در مهرروز مهرماه است و حدس من در کتاب «داریوش دادگر» آن است که در ابتدای کار هفتمین روز از هفتمین ماه سال خورشیدی بوده و بعدتر با افزوده شدن ایزدان زرتشتی به ابتدای ماه سی روزه، به روز شانزدهم منتقل شده است. همچنین تقدس عدد هفت که خاستگاهی مهری دارد و در جشن مهرگان زیاد تکرار می‌شود خود در مفهوم هفت اختر ریشه دارد و میراثی اخترشناسانه است که به نظرم در ایران شرقی ابداع شده و کهنترین متنی که بدان اشاره دارد برخی از یشت‌های اوستاست.

گاهی می توان رد پای مهرگان را در مناسک باورها و جشن ها یی که امروز هم برگزار می شود جستجو کرد مانند آیین قالیشویان مشهد اردهال کاشان یا جشن انگور در ارومیه، تاكستان، ملایر و جشن انار با چنین برداشتی موافق هستید؟

تردیدی نیست که بسیاری از این آیینها پیشینه‌ای بسیار طولانی دارند. اما با توجه به مردمی بودن‌شان و این که طی فرهنگی نانویسا تداوم یافته‌اند، به نظرم باید درباره‌ی پیوند دادن الگوهای امروزین و دیرینه احتیاط به خرج داد. چون به دلایلی سیستمی و کارکردی اصولا شباهتهایی عمومی میان مراسم جمعی وجود دارد و این را نباید با هم‌تباری و پیوستگی تاریخی یکی دانست. عناصر و نمادها و آیینهایی که منحصر به فرد باشند و غیرعادی و غیرهنجارین بنمایند و در متون کهن بدان اشاره شده باشد، اگر در مراسم امروزین هم مشاهده شود می‌توان تا حدودی به تداوم و پیوستگی آیینی کهن حکم کرد. خارج از آن احتیاط علمی به نظرم سزاوارتر است.

چه بپذیریم و چه قبول نکنیم بخش عمده ای از جشن ها و آیین های ایرانی را در کتاب ها باید جستجو کرد مردم امروز کمتر به برگزاری آن می پردازند از جمله جشن مهرگان که البته سابقه رکود و به حاشیه رفتن این جشن به دوره مغول ها برمی گردد و در سال های اخیر اتفاق نیفتاده برای بازشناسی و بازیابی این جشن ها چکار می توان کرد؟

راستش فکر می‌کنم طی بیست سال گذشته نوعی نوزایی نمایان و پرشور جشنهای کهن ایرانی را می‌بینیم و چنین دگرگونی‌ای در زمانی چنین کوتاه را در دورانهای تاریخی پیشین سراغ ندارم. یعنی چنین می‌نماید که ایرانیان در همین نسلی که همه‌ی ما به آن تعلق داریم، به نوعی بازاندیشی و بازسازی ریشه‌دار آیینها و مراسم و جشنهای دیرینه‌ی خود دست گشوده‌اند و دستاوردها و نتایج آن هم چشمگیر و جالب توجه می‌نماید.

در اهمیت این جشن همین بس که اعراب به جای واژه جشن از مهرگان (مهرجان) استفاده می کنند، اما در ایران قرن هاست این جشن به صورت عمومی برگزار نمی شود علاوه بر فشار مغول ها چه دلیل دیگری می توان بیان کرد؟

منسوخ شدن تدریجی جشن مهرگان از آن روست که این جشن بر خلاف نوروز که از همان ابتدای کار در اسلام پذیرفته شد، در ایران بیشتر به زرتشتیان منسوب می‌شده است. این را هم باید در نظر داشت که احتمالا تا عصر ایلخانی یعنی تا قرن هفتم هجری همچنان بخش عمده‌ی جمعیت ایران زمین از کشاورزان و دهقانانی تشکیل می‌شده که بیشترشان زرتشتی بوده‌اند. یعنی داده‌هایی هست که نشان می‌دهد تا حمله‌ی مغول دین اسلام دین اقلیتی شهرنشین بوده و توده‌ی جمعیت روستایی همچنان زرتشتی بوده‌اند. جشن مهرگان هم به این گروه مربوط می‌شده و تا حدودی در مقابل جشنهای اسلامی فطر و قربان قرار می‌گرفته، و البته با نوروز پیوند داشته که جشن ملی و عمومی همه‌ی ادیان ایرانی بوده است. پس از حمله‌ی مغول است که شیرازه‌ی کهنسال زندگی اجتماعی در ایران دریده می‌شود و قبایل متحرک بر روستاها نیز چیره می‌شوند. از همین دوران زوال تدریجی زبان پارسی در مناطقی مثل آذربایجان و عراق عرب و آناتولی و آسیای میانه و پاکستان امروزین را می‌بینیم و این به خاطر کشتار سخت مغولان است و جایگزین شدن جمعیت بومی ایران با مهاجرانی که مغول و ترک و تاتار هستند. در این هنگامه است که بسیاری از آیینهای دیرین از جمله مهرگان نیز منسوخ می‌شود.

آنچه از سروده های شاعران بر می آید این است که مهرگان را جشن شاهان و خسروان دانسته اند اما بر اساس داشته ها و یافته های اساطیری و تاریخی این جشن به صورت عمومی در بین مردم و کشاورزان هم برگزار می شده چگونه می توان این موضوع ها و تقسیم بندی هارا تمیز داد؟

چنان که گفتم جشن مهرگان جنبه‌ای مردمی داشته و به ویژه با کشاورزان زرتشتی پیوند داشته است. اما چون این طبقه جمعیت بزرگی از ایران را تشکیل می‌داده‌اند، شاهان هم این جشن را با شکوه فراوان برگزار می‌کرده‌اند. طوری که انگار جنبه‌ی شادخوارانه و خوشباشی مهرگان از نوروز جدی‌تر بوده و به همین خاطر در زبان عربی جشن را مهرجان می‌نامند و نه نوروز. نوروز انگار ماهیتی بیشتر آیینی و درباری و ملی داشته و وحدت اقوام ایرانی را نشان می‌داده، در حالی که مهرگان مردمی‌تر و رهاتر بوده و تا حدودی بازمانده‌ی آیینهای کهنسال خسروان باستانی قلمداد می‌شده است.

بهره گیری از جشن های ایرانی برای تقویت روحیه شادمانی و نشاط اجتماعی در جامعه امروز چگونه می تواند اتفاق بیفتد؟

تردیدی در این نکته نیست که ایرانیان امروز با نوعی قحطی شادمانی روبرو هستند و از سردرگمی و بی‌بنیادیِ ساختهای اجتماعی تولید شادی رنج می‌برند. روی آوردن‌شان به آیینها و جشنهای باستانی یکی از راهبردهایی است که چنین نقصی را بر طرف می‌کند و بر خلاف وامگیری‌های سطحی از جشنها و مراسمی که از راه سینما و ماهواره تبلیغ می‌شوند، کوشش برای بازسازی این مسیرهای بومی و دیرینه‌ی شادمانی جمعی که معنایی چشمگیر و رمزگانی غنی را در خود نهفته‌اند، اندیشیده و درست و خردمندانه می‌نماید.

http://entekhabkhabar.ir/visitorpages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=5235,1



برچسب ها: جشن مهرگان ، شروین وکیلی ، حسین زندی ،

یکشنبه 25 مرداد 1394

ساخت و ساز در دشت میشان ممنوع است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،زیست بوم ،روزنامه همشهری ،

ساخت و ساز در دشت میشان ممنوع است

نویسنده: حسین زندی همدان ‌ـ خبرنگار همشهری
ساخت و ساز در دشت میشان ممنوع است
یکی از نگرانی‌های دوستداران محیط زیست و کوهنوردان در همدان، تخریب‌های صورت‌گرفته در منطقه دشت میشان است که توسط شرکت گردشگری تفریحی تله‌کابین گنجنامه انجام شده است....
1394/05/24
 یکی از نگرانی‌های دوستداران محیط زیست و کوهنوردان در همدان، تخریب‌های صورت‌گرفته در منطقه دشت میشان است که توسط شرکت گردشگری تفریحی تله‌کابین گنجنامه انجام شده است. این شرکت در آخرین اقدام خود بخشی از چمنزار دشت میشان را به عشایر اجاره داد و به تازگی سازه‌های جدیدی را در عرصه و حریم این چمنزار ایجاد کرده است. مدیرکل اداره منابع طبیعی استان در دفتر روزنامه همشهری حضور پیدا کرد و ما این نگرانی‌ها را با «محمدرضا همتی» در میان گذاشتیم.
  • واگذاری دشت میشان به چه صورت است؟
در ابتدا درخواست برای واگذاری میدان میشان حدود 8 هکتار بود و چمنزار دشت میشان را هم در بر می‌گرفت اما منابع طبیعی ورود پیدا کرد و طرح را اصلاح کرد و از واگذاری چمنزار جلوگیری کردیم چراکه از نظر قانون، واگذاری چمنزار ممنوع است. چمن از محدوده واگذاری‌ها خارج شد و 2/5 هکتار از حاشیه میدان میشان به تله‌کابین واگذار شد. انتقال سند این 2/5 هکتار پس از اجرای طرح به نام شرکت تله‌کابین صادر شد.
  • اجاره محوطه میدان میشان به عشایر با چه مجوزی صورت گرفته است؟
ما به تازگی خبردار شدیم که در محدوده چمن قراردادی منعقد شده است و تله‌کابین با چند نفر از عشایر برای استقرار و اجاره محوطه میدان میشان قراردادی منعقد کرده است. وقتی متوجه شدیم، اقدام کردیم و نامه نوشتیم که اگر قراردادی هم بخواهد منعقد شود باید با بخش دولتی باشد نه تأسیسات خصوصی تله‌کابین، چون تله کابین خارج از 2/5 هکتار مورد نظر هیچ‌ حقی ندارد. پاسخ مسئولان تله‌کابین این بود که قصد ما درآمدزایی نیست و از موارد قانونی خبر نداشتیم.
  • اگر قرار بود دوباره عشایر به دشت میشان بازگردند چرا از آنجا اخراج شدند؟
آن زمان حقوق عرفی عشایر هم پرداخت شد. هر زمینی که منابع طبیعی یا دولت بخواهد واگذار کند باید حقوق عرفی بهره‌بردار یا دامدار را رعایت و پرداخت کند و اینجا هم این مسأله رعایت شده است. شرکت تله‌کابین هم مبلغی پرداخت کرد و عشایر را از آنجا اخراج کرد. امروز هم این ادعا را دارد که من برای 8 هکتار از دشت میشان این حقوق را پرداخت کرده‌ام اما دولت تنها 2/5 هکتار از حاشیه چمن دشت میشان را واگذار کرده است. با این همه، به هیچ وجه شرکت تله‌کابین حقی برای اعمال مدیریت در میدان میشان ندارد. چند خانواده عشایر هر سال در میدان میشان استقرار پیدا می‌کردند که گفتند ممکن است برای تله‌کابین مزاحمت ایجاد کند و حقوقی عرفی آنها پرداخت شد. امروز هم به صورت نمادین از همان عشایر می‌توان استفاده کرد اما شرکت تله‌کابین نمی‌تواند چنین قراردادی منعقد کند.
  • برای حل این مشکل چه تدبیری در نظر دارید؟
در گذشته اشاره‌هایی شده بود که برای جذب گردشگر از جاذبه‌های موقت مانند جشنواره عشایر در حاشیه چمن تله‌کابین استفاده شود. با توجه به پیشینه حضور عشایر در این منطقه به صورت نمادین (تأکید می‌کنم به صورت نمادین) شیوه زندگی عشایر برای مردمی که به میدان میشان می‌روند به نمایش گذاشته شود. طرحی را با هماهنگی تربیت‌بدنی و میراث فرهنگی تهیه خواهیم کرد تا بشود صنایع دستی و شیوه و نوع زندگی عشایری به نمایش گذاشته شود و به عنوان یک ظرفیت گردشگری به آن نگاه شود.
  • نگرانی فعالان مدنی و کوهنوردان این است که با روند فعلی ساخت‌و‌سازها افزایش پیدا کند و به صورت یک شهرک مسکونی نمود پیدا کند. از طرفی مدیریت یکپارچه‌ای در این منطقه وجود ندارد. شما چه اقدام بازدارنده‌ای را در نظر گرفته‌اید؟
اصولا هر نوع ساخت‌و‌سازی در دشت میشان ممنوع است. هم از نظر قوانین مسکن و شهرسازی و شهرداری و هم از نظر منابع طبیعی و هلال احمر، این کار غیرقانونی است و هیچ مجوزی نباید برای ساخت‌و‌ساز صادر شود. طرح‌های موردی هم باید به تصویب کمیسیون عمرانی استانداری برسد. این نگرانی ما نیز هست. چون وقتی مکانی متولی زیادی پیدا می‌کند معمولا وضعیت بدتری پیدا می‌کند اما از طرف منابع طبیعی این اطمینان را به شما می‌دهیم که اجازه نمی‌دهیم طرحی یا ساخت‌و‌سازی اجرا شود. اگر کمیسیون زیربنایی طرحی را تصویب می‌کند ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها را رعایت کند و سازه سنگین بتنی نباید آنجا اجرا شود. سازه‌های موقت و همگون با منطقه مانند آلاچیق استفاده شود.
  • پس از این اتفاق برخورد شما با شرکت تله‌کابین چگونه بود؟
ما اعلام کردیم حساسیت داریم و می‌خواهیم که اتفاقی نیفتد تا وادار به تشکیل پرونده قضایی شویم. در دشت میشان علاوه بر تله‌کابین، سازه‌هایی مانند پناهگاه، یادواره شهدا، مسجد، پایگاه هلال احمر ساخته شده که بیش از این گنجایشی نیست و برخی از این سازه‌ها هیچ سنخیتی با منطقه ندارد.
  • علاوه بر ساخت‌و‌سازها، جاده‌کشی‌ها و خراش‌ها و زخم‌هایی که ایجادشده را چگونه باید ترمیم کرد؟
پیش‌تر یک جاده مال‌رو در آنجا داشتیم که متأسفانه آن را به یک جاده ماشین‌رو تبدیل کرده اند و اصلا با طبیعت سازگاری ندارد. ویژگی میدان میشان این بود که مردم پیاده به آن جا بروند. این چه کاری است، انسان در هر جایی با ماشین وارد شود؟ ما در گیان و گاماسیاب هم این مشکل را داریم. ما باید به احترام جنگل و به حرمت طبیعت یک کیلومتر پیش از رسیدن به این مناطق از اتومبیل پیاده شویم اما متأسفانه رفتار درستی با طبیعت نداریم.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، میدان میشان ، تخریب کوهستان الوند ، مدیرکل منابع طبیعی همدان ،

چهارشنبه 21 مرداد 1394

یک دنیای رنگی برای کودکان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،روزنامه همشهری ،

یک دنیای رنگی برای کودکان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یک دنیای رنگی برای کودکان
نمایش «یه دنیای رنگی» کاری است از گروه نمایش گلبرگ که از تاریخ 21 تا 31 مرداد در سالن پلاتوی شهید آوینی اداره فرهنگ و ارشاد همدان هر روز در 2 نوبت به روی صحنه می‌رود.«فریبا یعقوبلو» بازیگر، نویسنده، کارگردان و مسئول کمیته ارتباطات کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان است....
1394/05/21
نمایش «یه دنیای رنگی» کاری است از گروه نمایش گلبرگ که از تاریخ 21 تا 31 مرداد در سالن پلاتوی شهید آوینی اداره فرهنگ و ارشاد همدان هر روز در 2 نوبت به روی صحنه می‌رود.«فریبا یعقوبلو» بازیگر، نویسنده، کارگردان و مسئول کمیته ارتباطات کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان است.
وی فارغ‌التحصیل زبان و ادبیات فارسی است و در چند سال گذشته حضور مستمر در بیشتر جشنواره‌ها داشته است و این سومین تجربه نمایش بدون کلام او به شمار می‌آید که همزمان با اولین همایش تئاتر کودکان در همدان روی صحنه می‌رود. در این نمایش «مهشید حنیفه» و «گلبرگ اسدی» به عنوان بازیگر، «علیرضا اسدی» و «میلاد کوشش» در بخش موسیقی، «سیدسامان باب الحوائجی» برای نور، «سیدناصر اسدی» به عنوان مدیر صحنه و «محمد رسول» حضور دارند.
این نمایش سومین تجربه نمایش بدون کلام گروه نمایش گلبرگ است. 2 تجربه گذشته با نام‌های «زیرگنبد کبود» و «همه‌جا به رنگ زمین» در 2 جشنواره بیست‌و‌یکم و بیست‌ودوم روی صحنه رفت و با استقبال بی‌نظیر تماشاگران و گروهای مختلف شرکت‌کننده از سایر کشورها قرار گرفت تا جایی که این نمایش برای اجرا به جشنواره‌ای در فرانکفورت آلمان دعوت شد و در آنجا نیز با استقبال خوبی روبه‌روشد و کارشناسان و منتقدان از این کار تجلیل کردند.

نمایش‌های بدون کلام
فریبا یعقوبلو نویسنده و کارگردان نمایش «یه دنیای رنگی» در مورد 3 نمایش اخیر خود به همشهری گفت: در مورد شیوه اجراهای هر 3 نمایش باید بگویم که هر 3 کار بدون کلام، همراه با موسیقی، نورو بازیگر و با استفاده از نشانه‌ها روی صحنه می‌روند و نمایش یه دنیای رنگی نیز باطبع همین روند را طی خواهد کرد.
این کارگردان همدانی با اشاره به ظرفیت‌های نمایش بدون کلام ادامه داد: بدون کلام بودن نمایش‌ها با استعانت از مفاهیم قابل درک در نوع اجرا باعث استقبال همه ملل با هر فرهنگ و زبانی شده است. ما با توجه به چنین شاخصه و مولفه‌هایی در همدان تلاش کردیم تجربه‌های خوبی در این زمینه داشته باشیم و خوشبختانه مورد رضایت هنردوستان بوده است.
یعقوبلو با اشاره به موضوع نمایش گفت: دختر بچه‌ای که کودک کار است و در طول نمایش متوجه می‌شویم مادر ندارد، هر روز بعد از کار روزانه یعنی دست‌فروشی که دفتر نقاشی و مداد رنگی می‌فروشد در مسیر بازگشت به خانه از کنار ویترین مغازه‌ای عبور می‌کند که مانکنی در داخل ویترین است. کودک شیفته مانکن می‌شود تا جایی که در خواب، رویا و واقعیت مانکن را به جای مادر خود تصور می‌کند.
این نمایش در دوره تمرین و بازبینی مورد پسند دوستانی قرار گرفت که در تمرین‌ها حضور داشتند.
کارگردان نمایش «یه دنیای رنگی» افزود: من ازهمه عوامل اجرایی گروه نمایش گلبرگ کمال تشکر و قدردانی را دارم که طی این سال‌ها در میان این تجربه‌های فاخر و ارزشمند در کنار من بودند. امیدواریم اجرای نمایش «یه دنیای رنگی» همانند 2 نمایش گذشته مورد پسند و در خور سلیقه همه هنرمندان و هنردوستان قرار گیرد

دغدغه‌های فکری یک گروه
«مهشید حنیفه» یکی از بازیگران این نمایش نیز گفت: نمایش یک دنیای رنگی ادامه تفکری است غالب بر نمایش‌های اخیر که دغدغه فکری گروه ما را هم در بر می‌گیرد. نمایش‌هایی که در طول 2 سال گذشته اجرا کردیم در همین راستا بوده است. به طور مثال نمایش «زیر گنبد کبود» داستانی در رابطه با کودکانی بود که در خانواده‌هایی با مشکلاتی همچون طلاق، کودک‌آزاری و خشونت‌های خانگی دست و پنجه نرم می‌کنند و باز در سال گذشته نمایش «همه‌جا به رنگ زمین» را به روی صحنه بردیم که به این مسأله با نگاهی جامع‌تر نگریست و به مسأله استعمار انسان و کودکان (استعمار توسط دیگر انسان‌ها، جامعه و تکنولوژی) نگاه کرد.

گره احساسی بین تماشاگر و بازیگر
بازیگر نمایش یه دنیای رنگی گفت: داستان نمایش امسال نیز در ادامه همین مضمون‌هاست اما با نگاهی ظریف‌تر و داستانی لطیف‌تر شکل می‌گیرد. طرح و ایده این نمایش از فریبا یعقوبلو و من است. این داستان نیز داستان کودکان کار است. دخترک دست‌فروشی که به دنبال عشق مادری است، اما نگاه ما در این اثر متفاوت است. امیدواریم مخاطبان ما مانند همیشه با رضایت سالن را ترک کنند. این نمایش شکلی بسیار لطیف و احساسی دارد و تمام زیبایی اجرایی آن به گره احساسی است که بین بیننده و نمایش شکل می‌گیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ،

چهارشنبه 14 مرداد 1394

همایش تئاتر کودک و نوجوان در میانه راه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

همایش تئاتر کودک و نوجوان در میانه راه

نویسنده: حسین زندی همدان ـ خبرنگار همشهری
همایش تئاتر کودک و نوجوان در میانه راه
همایش تابستانی تئاتر کودک و نوجوان استان با همکاری کانون تئاتر کودک و نوجوان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و شهرستان همدان به نیمه راه رسیده است....
1394/05/14
 همایش تابستانی تئاتر کودک و نوجوان استان با همکاری کانون تئاتر کودک و نوجوان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و شهرستان همدان به نیمه راه رسیده است.
این همایش برای پربارکردن اوقات فراغت شهروندان از تاریخ یکم تا 31 مرداد برپاست. دوره دوم این همایش در زمستان سال جاری برگزار خواهد شد. «فریبا یعقوبلو» مسئول کمیته ارتباطات کانون تئاتر کودک و نوجوان و یکی از برگزارکنندگان این همایش از چگونگی روند اجرای نمایش‌ها برای همشهری می‌گوید.
  • هدف از برگزاری همایش چیست؟
از آنجا که استان همدان پایتخت و پایلوت تئاتر کودک و نوجوان کشورمان است و همه ساله جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در این استان فرهنگی برگزار می‌شود و همچنین به دلیل دارابودن ظرفیت فراوان کارهای نمایشی کودک و نوجوان و استقبال فراوان مردم هنردوست استان این برنامه را آغاز کردیم.
  • پذیرش آثار به چه شکلی صورت می‌گیرد؟
متون یا طرح‌های ارائه‌شده به اداره فرهنگ و ارشاد توسط کارشناسان تئاتر استان بازخوانی می‌شود و بعد از تأییدیه متن و طرح وارده، مرحله تمرین توسط گروه اجرا می‌شود. پس از آن توسط شورای بازبینی، کارها برای داشتن شرایط اجرا وارد مرحله بازبینی می‌شوند و دست آخر پس از تأیید آثار توسط شورا به مرحله اجرا برای عموم معرفی می‌شود. از آنجایی که یکی از اهداف تمام هنرمندان عرصه تئاتر کودک و نوجوان، حس مسئولیت در قبال فرهنگ و هنر استان است افق دیدشان به حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان و ارائه اثر هنری‌شان به هم‌میهنان و همچنین عرضه و اشاعه فرهنگ کشورمان به سایر گروه‌های شرکت کننده از اقصی نقاط دنیا است.
  • آثار رسیده از چه شهرهایی است؟
تمام کارهای ارسالی از شهر همدان است و بعضی از کارها بعد از 2 بار بازبینی با توجه به اصلاحیه‌هایی که داشتند آماده اجرا شدند.
  • این همایش چه ارتباط و چه تأثیری در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان دارد؟
از آنجا که آثار ارسالی به جشنواره قبلا باید اجرای عموم در شهر یا استان خود را داشته باشند و یکی از بندهای فراخوان شرکت در جشنواره به این امر اختصاص دارد، برای به انجام‌رسیدن این شرط تمام آثار برای حضور در جشنواره باید این مرحله را طی کنند. همچنان که اشاره کردم همدان پایلوت و پایتخت تئاتر کودک و نو جوان است و باطبع متقاضیان این بخش در استان بیشتراست. کانون تئاتر کودک و نوجوان که در اردیبهشت سال جاری به ثبت رسید بر آن دید که اجراهای مذکور ساماندهی شوند و در قالب یک همایش، دوستان هنرمند آثار فاخر خود را در معرض دید مردم فهیم هنردوست شهرمان و میهمانان شهرمان بگذارند.
  • مضمون کارهایی که اجرا می‌شود چیست؟
دومین همایش جشنواره مسائل آموزشی، ‌سرگرمی، شناخت دنیای کودک و نوجوان، داستان‌های فولکلور شهرمان و با آنچه مربوط به آینده‌سازان این مرز و بوم است را در بر می‌گیرد.این همایش زمستان امسال برگزار می‌شود.
  • استقبال مردم همدان از چنین رویدادهایی چگونه است؟
استقبال شایان و بی‌نظیر مردم شهرهمدان باعث ماندگاری جشنواره در همدان است به همین دلیل چشم امید و دلگرمی تمامی هنرمندان این عرصه به این سرمایه‌های هنردوست و فرهنگ‌پرور همدان است تا با حضور در سالن‌های تئاتر و دیدن نمایش‌ها ما را در پیشبرد هدف‌ها یاری کنند.
  • چه تعداد از کسانی که در این همایش حضور دارند پیش از این هم کار اجرا کرده‌اند؟
همه دوستان با سابقه حضور چندین دوره در جشنواره به اجرای آثار می‌پردازند. البته ممکن است در میان عوامل اجرایی به جز کارگردان افرادی کم‌سابقه یا تازه‌کار هم باشند. از آنجا که آوازه این جشنواره فاخر به عنوان یکی از جشنواره‌های تخصصی ویژه کودکان و نوجوانان در خارج از مرزهای کشورمان طنین‌انداز و مطرح شده است بدون شک این رخداد هنری در سرتاسر کشور شناخته شده است.
  • تاکنون چه تعداد اثر به همایش رسیده است؟
تاکنون 68 اثر در بخش بین‌الملل از سرتاسر دنیا به دبیرخانه دائمی جشنواره در همدان ارسال شده که از میان آثار ارسالی کشورهای ایتالیا، آلمان، کره‌جنوبی، هندوستان، آمریکا و چندین کشور دیگر به چشم می‌خورند که تنها 8 اثر در این بخش حضور خواهند داشت. از متولیان فرهنگ و هنر در پایتخت، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیریت مرکز هنرهای نمایشی، کمال امتنان و استعانت برای برگزاری هرچه بهتر این جشنواره را داریم تا با نگاه ویژه مادی و معنوی خود ما را در برگزاری هرچه باشکوه‌تر این رخداد هنری یاری کنند.
  • منظور من کارهای رسیده به اولین همایش تئاتر همدان بود.
اکنون 8 اثر پذیرفته شده که هر یک از کارها به مدت 10روز روی صحنه در معرض دید علاقه‌مندان، کودکان و نوجوانان قرار خواهد گرفت.
  • وضعیت کانون تئاتر کودک و نوجوان چگونه است؟
کانون دارای 130 عضو وابسته و پیوسته و افتخاری است. تازه‌کارها و کسانی که در دوره کارگاهی تئاتر شرکت می‌کنند بعد از پشت سر گذاشتن مرحله مقدماتی در این کانون عضو می‌شوند. به اطلاع همه هنردوستان برسانم که در بهمن‌ سال گذشته آقای «گوردون واین» مدیر خانه تئاتر شهر فرانکفورت آلمان به اتفاق خانواده خود عضو افتخاری کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان شدند.
  • شما در این همایش اثری ارائه کرده‌اید؟
بله. علاوه بر مسئولیت محوله در این همایش با یک اثر نمایشی با نام «یه دنیای رنگی» در همایش حضور دارم. یه دنیای رنگی ویژه دختران 6 تا 12 سال از تاریخ 21 مرداد تا 31 مرداد در سالن پلاتوی تئاتر شهر(آوینی) روی صحنه می‌رود.
  • در پایان...
این همایش در مجتمع فرهنگی - هنری شهید آوینی (تئاتر شهر) همه روزه از ساعت 18:30 تا 31 مرداد در حال برگزاری است و نمایش‌های آن طرف دریاها کجاست (سعید باغبانی‌نیر)، پرواز ستاره‌ای (نیما بیگلریان)، یه دنیای رنگی (فریبا یعقوبلو)، گلپری (محسن پورقاسمی)، وضعیت غیرطبیعی (محمدمهدی کلهری) از جمله آثار راه‌یافته به این همایش هستند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

شنبه 10 مرداد 1394

سرنوشت اشکانیان در همدان!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،ایسنا ،

سرنوشت اشکانیان در همدان!

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
44-27.JPG

بزرگترین شهر دستکند و زیرزمینی ایران نام گرفته است، شهری که تاکنون 60 اسکلت دارای قدمت از آن کشف کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد این سایت تاریخی برای مسئولان منطقه هیچ ارزشی ندارد ...

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، اردیبهشت امسال پنجمین فصل کاوش در شهر زیرزمینی «سامن» آغاز شد، شهری باقی مانده از دوره اشکانیان که از زمان کشف تاکنون 60 اسکت در آن کشف کرده‌اند،‌ اما حالا شرکت مخابرات «سامن» با قرار دادن تاسیسات برقی خود در این منطقه انگار پایش را بر شاهرگ این شهر ارزشمند و تاریخی قرار داده است.

هرچند شهر زیرزمینی «سامن» با مشکلات مختلفی روبه‌روست،‌ اما مهمترین خطر در این شهر باستانی، ‌قرار گرفتن ساختمان اداری مخابرات درست در مرکز این سایت است که به نظر می‌رسد این اقدام نه تنها امکان هرگونه پیشرفت در کاوش‌ها را می‌گیرد، بلکه همه‌ی تاسیسات مخابراتی مانند سیم‌های تلفن و فیبر نوری از زیرِزمین، یعنی درون مجموعه‌ دستکند «سامن» می‌گذرد!

هنوز هیچ‌کس به این قضیه توجه نکرده که سیستم تاسیساتی در این منطقه چه قدر استاندارد است و حفاری‌های مخابرات می‌تواند چه آسیبی به این مجموعه‌ی باستانی وارد کند؟ حتی شنیده می‌شود که مخابرات به درخواست اداره میراث فرهنگی استان در این زمینه پاسخ نداده است.

با این وجود به نظر می‌رسد نگرانی فعالان مدنی و دوستداران میراث فرهنگی استان همدان در این زمینه از مسئولان استانی و شهری بیشتر است، آن‌ها از مخابرات درخواست کرده‌اند تا هرچه زودتر ساختمان را تخلیه کنند تا از آسیب‌های بیشتر به این مجموعه‌ی تاریخی و بی‌نظیر جلوگیری شود.

از مخابرات تعجب می‌کنیم!

مرکز مخابرات سامن

مجتبی جوادیه، کارشناس گردشگری همدان در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت: از قول مخابرات گفته شده که جابجایی تاسیسات هزینه دارد، آدم خنده‌اش می‌گیرد. یک نهاد می‌خواهد روی شهری باستانی به عظمت شهر زیرزمینی «سامن» که اصلا نمی‌توان برای آن قیمت‌گذاری کرد، معامله کند. این واقعا خنده‌دار است!

وی ادامه داد: چنین میراثی که در اینجا وجود دارد بیشتر از این‌ها ارزش دارد به هر حال باید این جابجایی صورت گیرد، اما تعجب ما از مخابرات است که چرا چنین کاری کرده است؟ انتظار ما این است مخابرات داوطلبانه پیشنهاد دهد و این مکان را به خاطر منافع عمومی تخلیه کند و جابجا شود نه اینکه میراث از آن درخواست کند.

او بیان کرد: ما امیدواریم قانونی تدوین شود که زمانی‌که مکانی دولتی ارزش تاریخی دارد بدون چون و چرا به سازمان میراث فرهنگی واگذار شود، تملک کردن و آزادسازی شهر زیرزمینی سامن بسیار مهم است و اگر مسئولان به فکر میراث فرهنگی و گردشگری استان هستند، یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های استان،‌ معماری همین شهر زیرزمینی و دستکند «سامن» است.

تا دولت تصمیم بگیرد، حفاران غیرمجاز آن را تخلیه کرده‌اند!

حسین زندی، فعال مدنی و دوستدار میراث فرهنگی در همدان نیز درباره‌ی وضعیت معماری دستکند «سامن» به خبرنگار ایسنا گفت: امروز آزادسازی عرصه و محوطه شهر زیر زمینی سامن اورژانسی‌ترین کار است، باید ضرب‌العجل برای تخلیه‌ی آن تعیین شود. در شرایط کنونی تا دولت بخواهد تصمیم بگیرد حفاران غیرمجاز آن را تخلیه کرده‌اند.

وی با تاکید بر این که شهر زیرزمینی «سامن» از دو مشکل بزرگ آسیب می‌بیند، اظهار کرد: از یک سو تاسیسات شهری مانند مخابرات، گازرسانی، آبرسانی، برق‌رسانی و شهرداری در حال تخریب شدید این سازه‌ی کم نظیر است، از سوی دیگر زمانی‌که یک نقطه شناسایی شد و همه متوجه شدند آن نقطه‌ای باستانی است، با توجه به اینکه در سال‌های اخیر انواع فلزیاب در اختیار مردم قرارگرفته است و گرایش به سمت آثار زیرخاکی زیاد شده، بلاتکلیف ماندن چنین محوطه‌ای خطرناک است.

این دوستدار میراث فرهنگی در همدان ادامه داد: در این مورد باید استاندار وارد عمل شود و برای آزادسازی منطقه کمک کند. برای چنین پروژه‌ای بودجه‌های ملی نیاز است، به خصوص در چنین شرایطی باید نمایندگان مجلس استانی برای این پروژه تامین اعتبار کنند.

شهر زیرزمینی سامن

زندی اضافه کرد: من تعجب می‌کنم چرا نمایندگان ملایر و سامن به این موضوع توجهی ندارند. مسلما اگرنمایندگان و مدیران ارشد استان در این زمینه کوتاهی کنند، فعالان مدنی استان به دلیل تخریب میراث فرهنگی از مخابرات شکایت خواهند کرد.

وی با تاکید بر لزوم تهیه‌ی هر چه سریع‌تر عرصه و حریم نهایی این محوطه افزود: باید این منطقه تخلیه شود، چون اگر بخواهیم کاوش‌ها در این محوطه‌ تاریخی به یک نتیجه‌ درست منتهی شود، تنها گمانه‌زنی محدود و تعیین تاریخ کافی نیست، باید به دنبال داده‌های انسان‌شناسی و مردم‌شناسی بود تا ارزش واقعی آن بدست آید،‌ همچنین باید برقراری پیوند اثر با محیط اثر و امکانات مردم‌شناسی آن صورت گیرد.

او همچنین بر لزوم تبدیل مجموعه‌ «سامن» به پایگاه ملی میراث فرهنگی تاکید کرد.

به گزارش ایسنا، شهر زیرزمینی «سامن» یکی از بی‌نظیرترین سازه‌های معماری دستکند ایران در شهر سامن ملایر است، بنابر گمانه‌زنی‌های اولیه گفته می‌شود بیش از 10 هکتار مساحت دارد، هر چند تا کنون حدود فصل کاوش در این محوطه‌ تاریخی انجام شده است.

اما علاوه بر مشکلات مطرح شده کمبود اعتبار برای ادامه‌ کاوش‌ها و استقرار دائمی مردم روی بستر سنگی این محوطه و به دنبال آن امکان کاوش در این منطقه که باید دست‌نخورده‌تر باقی بماند، از مهمترین مشکلاتی است که بزرگترین شهر زیرزمینی ایران با آن مواجه است.

انتهای پیام

http://isna.ir/fa/news/94050904510/%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86

شهر زیرزمینی سامن

شهر زیرزمینی سامن




برچسب ها: خبرگزاری ایسنا ، شهر زیر زمینی سامن ، میراث فرهنگی ملایر ، میراث در خطر همدان ،

چهارشنبه 7 مرداد 1394

همدان مقصد گردشگری نبوده است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،گردشگری ،روزنامه همشهری ،

همدان مقصد گردشگری نبوده است

نویسنده: حسین زندی همدان ـ خبرنگار همشهری
همدان مقصد گردشگری نبوده است
سفر فرهاد عزیزی مدیر كل امور پایگاه‌های میراث فرهنگی كشور باعث ایجاد تحرک در میراث فرهنگی استان بود.پایگاه بافت قدیم همدان پس از سال‌ها تعطیلی کار خود را آغاز کرد و پرونده پایگاه هگمتانه به جریان افتاد تا استان همدان یک گام دیگر به ثبت جهانی نزدیک‌تر شود....
1394/05/07
 سفر فرهاد عزیزی مدیر كل امور پایگاه‌های میراث فرهنگی كشور باعث ایجاد تحرک در میراث فرهنگی استان بود.پایگاه بافت قدیم همدان پس از سال‌ها تعطیلی کار خود را آغاز کرد و پرونده پایگاه هگمتانه به جریان افتاد تا استان همدان یک گام دیگر به ثبت جهانی نزدیک‌تر شود. عزیزی در گفت و گو با همشهری وضعیت پایگاه‌های میراث فرهنگی در همدان را تشریح می‌کند و خبر از ایجاد چند پایگاه جدید می‌دهد.
  • هدف از سفر به همدان چه بود؟
برنامه سفر برای بررسی پایگاه‌های همدان بود. ما در همدان پایگاه هگمتانه و پایگاه بازار و بافت قدیم همدان و در نهاوند پایگاه لائودیسه را داریم. در این سفر تلاش کردیم ببینیم وضعیت پایگاه‌ها به چه صورت است و در سال 94 چه کارهایی را می‌توان انجام داد.
  • وضعیت پایگاه‌ها را در همدان چگونه دیدید؟
در پایگاه‌هایی که پیش از این داشتیم باید هر چه زودتر پلان و مدیریت هگمتانه تهیه و طبق آن مشخص شود چه برنامه‌هایی برای سال‌های آینده در نظر داریم. برنامه‌هایی که باید برای اجرایی شدن آنها هدف‌گذاری کنیم. تأمین امکانات و اعتبارات این محوطه و پایگاه در دستور کار است. همچنین به زودی هیأت راهبردی این پایگاه را با مشورت مدیریت استان مشخص خواهیم کرد. با توجه به غنای زیاد بافت همدان و بازار که از قدیمی‌ترین پایگاه‌های کشور است زمینه کاری آغاز شده و پایگاه احیا می‌شود. این پایگاه ملی در سال‌های گذشته کاملا تعطیل بود. اکنون دوباره در حال راه‌اندازی و تخصیص امکانات و اعتبارات است.
  • کار پایگاه بازار از چه زمانی آغاز می‌شود؟
با توجه به گفت و گوهای صورت گرفته باید دستگاه‌های دیگری مانند وزارت مسکن و شهرداری با رایزنی‌های مدیرکل استان در آینده نزدیک به یک تفاهم برسند تا با مشارکت همگانی دستگاه‌های دولتی برنامه کاری مشخصی با مسئولیت پایگاه شروع کنیم.
  • بر اساس بازدیدهای به عمل آمده کدام محوطه آمادگی ایجاد پایگاه جدید را دارد؟
پس از بازدید روستای ورکانه خوشبختانه فعال بودن روستا تایید شد. این یک روستای ارزشمند از لحاظ معماری و منظر فرهنگی به شمار می‌آید. ورکانه روستایی دست نخورده است. امیدوارم پس از بررسی بتوانیم یک پایگاه در این منطقه با توجه به روستای تاریخی ارزانفود و روستای هدف گردشگری سیمین ایجاد کنیم تا این روستا برای حفظ ارزش‌های تاریخی و بناهایش فعلا در لیست پایگاه‌های موقت قرار گیرد و زمینه تبدیل شدن به پایگاه‌ها را داشته باشد.
  • یکی از مسائل مطرح این روزها این است کدام اثر در همدان قابلیت ثبت جهانی دارد؟ تبدیل شدن یک محوطه یا اثر به پایگاه میراث فرهنگی و تقویت پایگاه‌ها چه تاثیری در ثبت جهانی یک اثر دارد؟
مسلما پایگاه ملی زمینه‌ساز این مساله است. یکی از اهداف اصلی پایگاه ملی‌ این است که اثری را برای ثبت جهانی آماده کنیم. در نتیجه یکی از مسیرهایی که پایگاه‌ها دارند ثبت جهانی است. پایگاه هگمتانه در فهرست ثبت جهانی قرار دارد. اگر ما بتوانیم در یک بازه زمانی آثار را به لحاظ زیرساخت‌ها و به لحاظ مطالعاتی، پژوهشی، حفاظتی و امکاناتی آماده‌سازی کنیم، برای ثبت جهانی در اولویت قرار می‌گیرند.
  • به جز هگمتانه کدام محوطه کدام اثر در فهرست موقت قرار گرفته است و یا قرار خواهد گرفت؟
محوطه نوشیجان هم جزو فهرست جهانی هست.
  •  سازه‌های دستکند زیر زمینی ارزانفود را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
من فعلا شناختی دقیقی از ارزانفود ندارم. باید بررسی و امکان‌سنجی صورت بگیرد. با توجه به این‌که جایگاه علمی و پژوهشی آن کاملا مشخص نیست و این‌که چه جایگاهی در بین آثار تاریخی کشور و چه جایگاهی بین آثار طبیعی دارد، باید بیشتر بررسی شود، چرا که تنها ارزش معماری منحصر به فرد کافی نیست.
  • نقش تشکل‌های غیر دولتی در تقویت پایگاه‌ها را چگونه می‌بینید؟
در نشستی با حضور مدیران میراث در استان به این نتیجه رسیدیم، در بافت تاریخی همدان یک کار مشارکتی با دیگر دستگاه‌ها و نهادهای دولتی می‌توان انجام داد. قاعدتا اگر بخواهیم یک نتیجه مثبت بگیریم، نیاز است کسانی که در بافت زندگی می‌کنند و در بازار فعال هستند، آمادگی پذیرش و همراهی را داشته باشند تا مشارکت خوبی شکل بگیرد. انجمن‌ها و تشکل‌های غیر‌دولتی می‌توانند این همراهی و ارتباط را بین ساکنان محلی و بازاری‌ها با بخش دولتی ایجاد کنند. ما در این زمینه می‌توانیم از ظرفیت انجمن‌ها استفاده کنیم.
  • از نظر ظرفیت‌های گردشگری کدام نقطه را دارای توانایی بیشتری دیدید؟
مسیری که از سد اکباتان شروع می‌شود و از ورکانه به ارزانفود ختم می‌شود، بسیار ظرفیت بالا و منظر طبیعی و فرهنگی منحصر به فردی دارد که باید برای معرفی شناخت و ارتقای جایگاه آن تلاش شود،چون در سطح ملی شناخته شده نیست. مسئولان استان باید برنامه‌ریزی خوبی انجام دهند تا با حفاظت کامل معرفی شود. می‌توان زمینه‌ای ایجاد تا مردم را به اینجا دعوت کرد و باعث رونق اقتصادی منطقه شد، اما ظاهرا تنها مرکز شناخته شده گردشگری همدان غار علیصدر است‌.
  • برای تقویت گردشگری همدان چه پیشنهادی دارید؟
همدان به عنوان یک استانِ مسیری در زمینه گردشگری معرفی شده و هیچ وقت به عنوان مقصد شناخته نشده است. ما باید این موضوع را جدی بگیریم تا همدان به مقصد گردشگران تبدیل شود.
  • محوطه‌هایی مانند خورزنه که علاوه بر 5 غار دستکند، تپه تاریخی شاه طهماسب را هم در کنار خود دارد این روزها مورد تهدید ساخت و ساز دولتی است. شما به عنوان مدیریت پایگاه‌های کشور چه اقدامی می‌توانید انجام دهید؟
این موارد ابتدا از طریق مدیریت استان باید پیگیری شود و پس از ثبت به مرکز معرفی شود تا در زمینه تأمین اعتبار، رسیدگی و امکانات پیگیری و از حمایت‌های ملی استفاده کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، فرهاد عزیزی ، میراث همدان ، پایگاه ملی میراث ،

چهارشنبه 7 مرداد 1394

آب 1700 ساله، دلش از تخریب‌ها گرفته بود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ایسنا ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،

آب 1700 ساله، دلش از تخریب‌ها گرفته بود

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1438092584417_IMG_3401.JPG

فعالان مدنی در اعتراض به خشک شدن چشمه «طاق‌بستان» زنجیره‌ی انسانی تشکیل دادند، البته قبل از جوشان شدن دوباره‌ی چشمه، با این حال هنوز نگرانند.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا،‌ حدود دو هفته‌ قبل چشمه‌ی «تاق‌بستان» خشک شد. یک خشکی ناگهانی،‌ که مدیران شهری،‌ دوستداران میراث فرهنگی و مردم منطقه را نگران کرد،‌ پس از آن اظهار نظرهای فراوانی در این زمینه مطرح شد،‌ حتی مدیران شهری کرمانشاه خشکسالی را عامل این رویداد دانستند، اما فعالان مدنی و باستان‌شناسان شیوه‌ی مدیریت کلان استان را باعث بروز آن اعلام کردند.

اگر چه دو روز گذشته بار دیگر این چشمه فوران کرد و چشمه پرآب شد، اما زمین‌شناسان معتقدند برای اطمینان بیشتر از احیای این چشمه، باید چند روزی صبر کرد تا مشخص شود این آب ماندگار است یا به صورت موقت از چشمه جوشیده است!

با این وجود هنور برخی زمین‌شناسان،‌ باستان‌شناسان و دوستداران میراث فرهنگی نظراتی را در این زمینه مطرح می‌کنند...

سیامک فتاحی، زمین‌شناس و دوستدار میراث فرهنگی در کرمانشاه در این زمینه می‌گوید: به نظر می‌رسد بازگشت آب به حوضچه‌ی چشمه پایدار نباشد، معمولا چنین فعل و انفعالاتی در پدیده‌های زمین شناسی رخ می‌دهد، بنابراین باید منتظر بررسی‌های کارشناسی بود.

او ادامه می‌دهد: خشک شدن چشمه حتی اگر به دلیل خشکسالی باشد، احیای آن در این فصلِ کم‌آب، بعید به نظر می‌رسد. بنابراین احتمالا این اتفاق به دلیل برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیر زمینی در پایین دست پیش آمده است.

وی می‌افزاید: چشمه‌ای مانند چشمه «بل‌هجیج» که سوراخ دارد، به دلیل انحلال لایه‌ها و سنگ‌های آهکی دریچه‌هایی در دل زمین بوجود آورده است که آب در آن جاری می‌شود، چشمه تاق‌بستان نیز از این‌گونه است و ساختار «کارستی» (مناطق کارستی؛ مناطقی هستند که سنگ های آهکی در آن مناطق دچار انحلال شده‌اند.) دارد.

او اضافه می‌کند: لایه‌های آهکی زاگرس بیشتر «کارستیک» است، بنابراین احتمالا مجاری خروجی آن تغییر پیدا کرده و چشمه خشک شده است. گاهی زمانی‌که شیب هیدرولیکی زیاد و در مسیر آب رسوبات هم زیادی باشد این شیب تند باعث می‌شود، بنابراین فشار آب رسوبات را به سمت دریچه‌ی خروجی می‌برد و دریچه را می‌گیرد.

فتاحی با تاکید بر این‌که همه‌ی این احتمال‌ها در این زمینه وجود دارد، بیان می‌کند: برای احیای چشمه‌ی «طاق‌بستان» علاوه بر این که به بارش باران نیاز دارد، مدیریت آب منطقه باید برای نظارت روی چاه‌های منطقه «نوژیوران» و پشت «تاق بستان» قاطعیت داشته باشد و از سوی دیگر اداره‌ی میراث فرهنگی استان باید برنامه‌ریزی مناسبی برای نجات چشمه انجام دهد.

او شعار دادن، یا شبانه و با تانکر آب داخل چشمه ریختن را راه‌حل مناسب برای نجات چشمه نمی‌داند.

در «طاق‌بستان» فاجعه‌های زیادی رخ داده است

به گزارش ایسنا، مرتضی گراوند، باستان‌شناس نیز در این زمینه اظهار می‌کند: براساس اظهارنظر مسئولان میراث فرهنگی و شرکت آب منطقه‌ای، خشکسالی و حفر چاه‌های غیر مجازی که در محدوده‌ی «طاق‌بستان» صورت گرفته است، باعث شده تا چشمه‌ی «طاق بستان» ناگهان خشک شود.

او می‌گوید: به دلیل وجود مدیران ناکارآمد در میراث کرمانشاه در طول سال‌های گذشته، این اداره کل رو به انحطاط و نابودی رفته است و بسیاری از آثار و محوطه‌های باستانی ثبت شده در این منطقه بدون هر اعتراضی تخریب یا نابود شده‌اند. همچنین بسیاری از محوطه‌های ناشناخته مانند معدن سنگ «رستم آباد» در کنگاور کاملا تسطیح و نابود شد، یا واگذاری حریم و عرصه‌ی «چغا بابانه» و تکیه‌ی «معاون الملک»، یا صدور مجوز ساخت‌وساز در محوطه‌ی «دستک» پس از کشف یک تابوت سنگی، که باعث تخریب این محوطه‌های تاریخی شد.

وی بروز هر کدام از این اتفاقات را یک فاجعه می‌داند و بیان می‌کند: تخریب «تاق بستان» از زمانی شروع شد که این نوع اتفاقات مطرح شدند، در حالی که برنامه‌ی ثبت جهانی این محوطه در دست برنامه‌ریزی است.

گراوند ادامه می‌دهد: این که بخواهند با لودر و بیل مکانیکی به یک اثر باستانی کم نظیر حمله کنند، چه ارتباطی به ثبت جهانی دارد؟ در قوانین یونسکو نیامده است که برای ثبت جهانی یک اثر باید آن را به حالت اولیه برگرداند، اگر اینگونه بود داریوش و خشایار باید تخت جمشید را دوباره می‌ساختند.

این باستان‌شناس تاکید می‌کند: عملا روشی که در کرمانشاه به کار گرفتند یک کار اشتباه بود،‌ کاری که فقط برای منفعت آن را انجام داند. کسی که شبانه در «طاق‌بستان» اقدام به لایروبی حجمی از انباشت‌های مواد هزاران ساله به عمق دو نیم تا سه متر می‌کند، به دنبال چیست؟

او توضیح می‌دهد: مدیران آب منطقه‌ای و میراث فرهنگی چون نمی‌خواهند همه مسایل را مطرح کنند، اظهار می‌کنند خشکسالی شده است، اما مطالعات صورت گرفته توسط زمین شناسانِ «کارست» نشان از این واقعیت دارد که دریل و مته‌های برقی باعث شده تا توده‌های «کارست»ی که در ساختار کوه طاق‌بستان شکل گرفته، شکسته شود و با توجه به کم شدن بارندگی و ذخیره‌هایی که از ذوب برف به جا مانده، توده‌های معلقی که در داخل زمین با ذوب برف نگهداری می‌شدند، توسط مته‌ها تخریب شدند و در نهایت باعث ریزش و مسدود شدن مجاری خروجی که از هزاران سال پیش وجود داشته، شد.

مدیران قبول نمی‌کنند عاملِ خشکی، «خشکسالی» نیست!

خشکیدگی طاق‌بستان

وی این اتفاقات را باعث خشک شدن چشمه‌ی «طاق‌بستان» می‌داند و بیان می‌کند: مدیران میراث فرهنگی برای نادیده انگاشتن اصل مسئله نمی‌خواهند قبول کنند که دلیل خشک شدن این چشمه تنها گزینه خشکسالی نیست.

گراوند مقصر اصلی در این زمینه را مسئولان میراث و آب منطقه‌ای استان می‌داند و می‌گوید: اگر این گفته را بپذیریم، باید توجه داشته باشیم اصول علمی این اتفاق باید اینگونه باشد؛ آغاز خشک‌شدن یک منطقه‌ی «کارستی» طغیان است، یعنی به واسطه‌ی فشار گرما، برف‌ها ذوب می‌شود، ذخیره‌ها خارج می‌شود، رودخانه طغیان می‌کند و پس از آن بلافاصله فروکش می‌کند. این در حالی است که با چنین اتفاقی در «طاق‌بستان» مواجه نشدیم. در واقع حفره‌های چشمه‌هایی که در زمان قاجار بسته شده بود با گودبرداری و تخریب محوطه‌ی «طاق بستان» باز شد و ظاهرا خوشحال بودیم که آب چشمه در یک سال گذشته بیشتر شده است، در حالی که میزان بارش با میزان خروجی آب همخوانی نداشت و بازشدن این مجاری و تخریب مته‌ها باعث شد ذخیره آب درون کوه خارج شود و باعث شود تا اکنون چشمه کاملا خشک شود.

به گفته‌ی او در تعطیلات امسال حجم خروجی آب به یک هزار و 947 متر مکعب در ثانیه رسیده بود.

این دانشجوی دکترای باستان شناس معتقد است: کاری برای «تاق‌بستان» نمی‌توان انجام داد چون تخریب‌های صورت گرفته در محوطه باعث تغییر مسیر آب شده و حفره‌ای در دل این کوه وجود داشته که میزان حجم آب را کاهش داده است.

پژوهشکده باستان‌شناسی هم مقصر است

گراوند با تاکید براین‌که شکوه ساسانی ایران بر اساس سوء مدیریت در کرمانشاه نابود شد، اظهار می‌کند: آن زمان که جامعه‌ی باستان شناسی اعلام کرد استفاده از بیل‌میکانیکی در محوطه‌ی تاریخی خلاف مقررات میراثی است کسی گوش نداد. در واقع پژوهشکده‌ی باستان شناسی هم مقصر است چون ناظرانی که فرستاد، از فعالیت بیل‌مکانیکی جلوگیری نکردند،‌ حتی مسئولان «طاق‌بستان» شبانه کار کردند و شواهد نابود شد.

این باستان‌شناس با اشاره به پیدا کردن تکه‌ای الهه‌ی «نیکه» در منطقه‌ی «طاق بستان» قبل از خشک شدن دریاچه، می‌گوید: شواهد باستان‌شناسی و مدارک تاریخی نشان می‌دهد که در دوره‌ی صفویه «الهه» فرو می‌ریزد و زمانی‌که در دوره‌ی قاجار می‌خواهند «عمارت مسعودیه» را بسازند، همه‌ی چشمه‌ها در جلوی «طاق‌بستان» را می بندند و ساختار را تغییر می‌دهند، بنابراین بخشی از الهه روی انباشت‌ها و خاک‌هایی ریخت که در دوره قاجار ریخته شده بودند، به همین دلیل زمانی که با بیل میکانیکی این انباشت‌ها را خارج کردند، سند و شواهد نابود شد و حالا از بدشانسی مسئولان میراث فرهنگی کرمانشاه، بخشی از بال فرشته جا مانده است.

وی اضافه می‌کند: اگر یک تیم علمی و باستان‌شناسی قبل از گودبرداری در این محوطه کار می‌کرد و در این بخش متمرکز می‌شد، آثار نابود نمی‌شدند و احتمال داشت بخش‌هایی از «الله» را کامل کنیم.

گراوند بیان می‌کند: حتی پس از خشک شدن چشمه، کف آن پر از سفال بودف در واقع مواردی وجود دارد که نشان می‌دهد با لایروبی، بسیاری از داده‌های باستان‌شناسی را از بین بردیم. درحال حاضر نیز در مقابل ایوان کوچک قطعه سنگ مکعبی وجود دارد که جای زخم تیشه و و قلم روی آن نمایان شده‌اند. به همین دلیل می‌گویم بخش بزرگی از داده‌های فرهنگی و میراث را با سوء مدیریت از بین برده‌ایم.

به گزارش ایسنا، با وجود همه‌ی این حرف‌ها و صحبت‌های کارشناسی؛ حسین زندی، یکی از فعالان میراث فرهنگی خبر داد فعالان مدنی و دوستداران میراث فرهنگی سراسر کشور هم چند روز گذشته نگرانی‌شان را با بستن یک زنجیره‌ی انسانی مقابل کتیبه‌ی «طاق‌بستان» نشان دادند و از مسئولان خواستند تا برای اطمینان بیشتر از احیای این چشمه، چند روز بیشتر صبر کنند تا مشخص شود آب فوران شده‌ی داخل چشمه،‌آب ماندگار است یا به صورت موقت از چشمه جوشیده است!

انتهای پیام

طاق‌بستان 7 مرداد

طاق‌بستان 7 مرداد

طاق‌بستان 7 مرداد


برچسب ها: خبرگزاری ایسنا ، خشک شدن چشمه طاق بستان ، میراث فرهنگی کرمانشاه ،

دوشنبه 5 مرداد 1394

ما زنده‌ایم به نفس تماشاگر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

ما زنده‌ایم به نفس تماشاگر

نویسنده: حسین زندی‌‌ همدان‌‌ ـ خبرنگار همشهری
ما زنده‌ایم به نفس تماشاگر
«آن طرف دریاها کجاست» نام نمایشی است که این روزها در سالن پلاتو تئاتر شهر همدان به روی صحنه رفته است. این نمایش تا 10 مرداد اجرا دارد.این نمایش به کارگردانی سعید باغبانی روی صحنه رفته است....
1394/05/05
 «آن طرف دریاها کجاست» نام نمایشی است که این روزها در سالن پلاتو تئاتر شهر همدان به روی صحنه رفته است. این نمایش تا 10 مرداد اجرا دارد.این نمایش به کارگردانی سعید باغبانی روی صحنه رفته است.
مصطفی بیگی، فاطمه عباسی، محمدمبین خانیان، محراب رستمی، پیمان زندی، سمیرا غفاری، محمدمهدی غفاریان، حسین قاسمی‌هنر، مهشاد غلامی، رضا شریفی، امیرحسین فاطمی، مریم خوش‌صفت، ساغر عشقی، سمیرا غفاری و محمدمهدی مردانیان به عنوان بازیگر در این نمایش نقش‌آفرینی می‌کنند.
به همین بهانه با کارگردان نمایش گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید.
  • نویسنده نمایشنامه کیست؟
نمایش آن طرف دریاها کجاست، ‌نوشته «اسدالله اسدی» است. این نمایشنامه در سال 91 در جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان جایزه دوم نمایشنامه‌خوانی را کسب کرد. اسدی از دوستان نزدیک من است و با اجازه او کار را برای اجرا انتخاب کردم و از پنجشنبه هفته گذشته به اجرا رفته است.
  • آن طرف دریاها کجاست، در چه ژانری است؟
مخاطب این نمایش نوجوانان و بالاتر از نوجوانان است. در واقع عموم را در برمی‌گیرد. هرچند کنایه به کودک می‌زند و چون فضای فانتزی دارد کودکان هم می‌توانند ببینند اما مخاطب هدف ما نوجوانان هستند. در واقع یک شخصیت پستچی در این کار داریم که بسیار مهربان و در عین حال فراموشکار است؛ حرفی را می‌زند و یا کاری انجام می دهد و مقطعی فراموش می‌کند. گاهی یادش می‌رود که دوچرخه‌اش را به چه کسی امانت داده است. یک پستچی شیرین و آذری‌زبان است. ما هیچ تعمدی در طنزبودن این شخصیت نداریم. موقعیت‌هاست که تماشاگر را خواهد خنداند. در صحبتی که با دوستان شورای نظارت و ریاست شهرستان همدان داشتیم قرار شد که هر روز دو سئانس اجرا داشته باشیم.
  • اجراهای قبلی شما معمولا یک ماه و گاهی بیشتر بود. دلیل اینکه این نمایش اجرای کمتری دارد چیست؟
این روزها با نزدیک‌شدن به زمان جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان و اینکه 31 مرداد آخرین فرصت برای ارسال فیلم نمایش‌هاست همچنین برای اینکه دوستان دیگر هم فرصت اجرا داشته باشند تعاملی با دوستان در کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان صورت گرفت که همه گروه‌ها از فرصت برابر برخوردار باشند.
  • پس از وضعیت راضی هستید؟
بله. در اینجا جا دارد از دوستان هیأ‌ت مدیره کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان تشکر کنم که ما را حمایت و گروه‌ها را کمک کردند. با توجه به اینکه اعلام کردند قرار است در همدان همایشی اجرا شود که همه کارهای کودک و نوجوان همدان اجرا داشته باشند ما مجبور شدیم تعداد اجراها را کاهش دهیم.
  • شما به جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان اشاره کردید. برخی از منتقدان معتقدند جشنواره باعث شده کیفیت کارها پایین بیاید و تئاتر بزرگسال استان را تحت‌الشعاع قرار دهد و به حاشیه ببرد. شما این موضوع را قبول دارید؟
بله حتما تأثیر داشته اما توجه داشته باشید یک بخشی از تئاتر مسأله مالی و هزینه‌هاست و این نکته را نمی‌توان نادیده گرفت که وقتی کارهای بزرگسال ضعیف است، مخاطبان در اجرای کارها حضور ندارند و نمی‌پسندند چه کار می‌توان کرد؟ این به ما برمی‌گردد که کاری انجام نمی‌دهیم که تماشاگر بپسندد. اما کار کودک جذابیت دارد و کودکان همراه با خانواده‌ها برای تماشا به سالن‌ها می‌آیند و کار را می پسندند. جشنواره کودک باعث شده دوستان ما جدی‌تر به کارهای کودکان توجه کنند و به کارها با علم بیشتر مسلط‌تر شوند. با دست پر کار می‌کنند اما این بدان معنا نیست که همه کارهای کودکان خوب است.
  • گفته می‌شود بیشتر از کارهای کودکان حمایت می‌شود. حمایت‌ها چقدر تأثیرگذار است؟
بله چون در جشنواره مبلغی برای ورودی گرفته می‌شود هزینه‌های دستمزد تأمین می‌شود، پس طبیعی است به طرف کار کودک برویم. در جشنواره‌های استانی که برای تئاتر بزرگسال برگزار می‌شود سقف جوایز در بهترین شرایط 300 هزار تومان است با این مبلغ چه کار می‌توان کرد؟ این مبلغ دستمزد یک بازیگر نیست. اداره ارشاد که پولی به کارها نمی‌دهد و حمایتی نمی‌کند.
  • انتظار دارید چه نوع حمایتی صورت بگیرد؟
فقط حمایت مادی نیست، حمایت معنوی هم صورت نمی‌گیرد. پای کدام یک از مدیرکل‌های ادارات استان به سالن تئاتر باز شده است؟ کدام رئیس روابط عمومی یک اداره در سالن نمایش حضور داشته است؟ نه شهردار، نه فرماندار، نه استاندار، نه اعضای شورای شهر و نمایندگان مجلس  هیچ کدام نیامده‌اند نمایش ببینند. حتی رغبت نمی‌کنند یک بار به سالن‌ها بیایند و یک نمایش ببینند. تنها شعار می‌دهند. با حرف که چیزی درست نمی‌شود در عمل باید حمایت کنند. آقای نیک‌فرجاد، کبودراهنگی، اطهر، صفی و بقیه دوستان افرادی هستند که کار بزرگسال انجام می‌دهند چه حمایتی از آنها شده است؟
  • اگر شما از بیرون نگاه کنید به این نمایش چه نمره‌ای می‌دهید؟
سوال دشواری است. من نمی‌توانم چیزی بگویم تا بازخورد مخاطبان را ببینم. وقتی دوستان برای بازبینی آمده بودند از کار خوششان آمد و دوست داشتند اما نمره را به تماشاگران واگذار می‌کنم تا چه قبول افتد. امیدوارم مردم بیایند و نمایش را ببینند. نمایش ما بستگی به نفس گرم و دم به دم تماشاگر دارد. می‌دانم شرایط سخت است اما ما زنده‌ایم به دم تماشاگر.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سعید باغبانی ، تئاتر همدان ، آن طرف دریاها کجاست ،

یکشنبه 4 مرداد 1394

دعوت از مسئولان برای کمک به اجرای کنسرت های خیریه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،موسیقی ،روزنامه همشهری ،

دعوت از مسئولان برای کمک به اجرای کنسرت های خیریه

نویسنده: حسین زندی‌ همدان- خبرنگار همشهری
دعوت از مسئولان برای کمک به اجرای کنسرت های خیریه
هفته گذشته سالن تالار فجر همدان میزبان گروه موسیقی «هزار دستان» به سرپرستی «جواد مرادیان» نوازنده و آهنگساز برجسته همدانی بود كه با استقبال خوبی روبه‌رو شد....
1394/05/04
هفته گذشته سالن تالار فجر همدان میزبان گروه موسیقی «هزار دستان» به سرپرستی «جواد مرادیان» نوازنده و آهنگساز برجسته همدانی بود كه با استقبال خوبی روبه‌رو شد.
سال‌هاست این هنرمند همدانی درآمد اجرای كنسرت‌های خود را به امور خیریه اختصاص داده است. در كنسرت هزار دستان كه روز جمعه و در 2 نوبت اجرا شد، مرادیان، فرشاد هیبتی، مهدی حیدریان ، مسعود كمیجانی و مسعود بابكیان‌بم نوازندگی سه‌تارو پویا موسویان و جلال گودرزی‌سروش تنبك  و همچنین کیمیا مرادیان کوزه را بر عهده داشتند. این برنامه به خوانندگی عباس آذر و سرپرستی جواد مرادیان اجرا شد. مرادیان در این گفت‌و‌گو از این رویداد هنری می‌گوید.
  • دلیل اینكه بیشتر كنسرت‌های شما به‌صورت خیریه اجرا می‌شود چیست؟
4 كنسرت خیریه كه در همدان اجرا كردیم و عواید آنها به‌ترتیب برای قربانیان زلزله بم، بیماران مبتلا به ام.‌اس، مبتلایان به سرطان بیمارستان بعثت  اختصاص یافت. در دی‌ماه سال گذشته نیز كنسرتی برگزار كردیم كه درآمد آن به كودكان بی‌سرپرست اختصاص یافت.بعد از این 4 کنسرت تصمیم گرفتیم تمامی كنسرت‌هایی كه اجرا می‌كنیم به‌صورت خیریه برگزار شود.
  • درآمد آخرین كنسرت در چه راهی هزینه می‌شود؟
در ابتدای سال جاری قرار بود كنسرتی را به نفع كودكان استثنایی اجرا كنیم، اما مشكلاتی پیش آمد و نتوانستیم ادامه دهیم. دوباره دیدیم كودكان سرطانی بیمارستان بعثت نیاز به كمك دارند. به همین دلیل برنامه‌ریزی كردیم تا كنسرتی برای این منظور اجرا كنیم.
  • چه قطعه‌هایی در این برنامه اجرا شد؟
این برنامه كنسرتی تخصصی بود كه توسط نوازندگان حرفه‌ای سه‌تار در 2 نوبت اجرا شد. در ابتدای بخش اول قطعه‌ای از استاد مسعود شعاری در دستگاه ماهور بود، سپس تصنیفی از خواننده گروه آقای آذر اجرا شد و در پی آن یك قطعه آوازی و سپس تصنیف من مستم اجرا شد. در بین 2 بخش، دونوازی سه‌تار و تنبك را داشتیم كه بسیار حرفه‌ای و از ساخته‌های استاد پرویز مشكاتیان بود. بخش دوم را با آواز افشاری از ساخته‌های مسعود شعاری آغاز كردیم؛ سپس تصنیف الایاایهاالساقی استاد مشكاتیان و تصنیف معشوق از ساخته‌های خودم اجرا شد. در پایان تصنیف دوش دوش استاد علی‌اكبر خان شیدا تقدیم حاضران شد.
  • علت اینكه در سازبندی این اجرا سه تار را پررنگ‌تر دیده بودید، چه بود؟
تخصص اصلی من سه‌تار است و در كنسرت‌های قبلی سه‌تار در حاشیه بود ،اما در این برنامه سه‌تار نقش اصلی را دارد. كمتر كسی كار گروه‌نوازی با سه‌تار انجام داده و بعد از استاد جلال ذوالفنون و مسعود شعاری كمتر كسی از این ظرفیت استفاده كرده است.
صدای این‌ساز بسیار خاص است و هماهنگ‌كردن سخت‌تر می‌شود. در حالی كه اگر یك‌ساز كششی در این برنامه استفاده می‌كردیم نقص‌ها را پوشش می‌داد، اما در هفته‌های گذشته مجبور شدیم هر شب تمرین داشته باشیم.
  • اشاره كردید به گروه‌نوازی با سه‌تار وضعیت سه‌تار در همدان را چگونه می‌بینید؟
خوب است. سه تار به دلیل اینكه نسبت به سازهای دیگر ارزان‌تر است و به نوعی می‌توان گفت‌ساز آپارتمان‌نشین‌ها هم هست برخی آن را‌ساز تنهایی می‌دانند و افراد درون‌گرا مانند استاد صبا و استاد شجریان تمایل بیشتری به این‌ساز نشان می‌دهند. در نتیجه جلب توجه به آن بیشتر است، اگرچه به دلیل ضعف صدایی كمتر در كنسرت‌ها استفاده می‌شود ما در این كنسرت تلاش كردیم با 5 سه تار حجم صدای بالایی را ارائه كنیم.
  • كنسرت‌های شما بیشتر خیریه است. دنبال چه چیزی هستید؟
فعالیت در این زمینه را دوست دارم. كودكان سرطانی باید مورد توجه قرار گیرند. در همه جای دنیا از آنها حمایت می‌شود. من آلبوم كنسرت قبلی را به شخصی  دادم که  وقتی دید به نفع امور خیریه است شماره حساب را یادداشت كرد و همچنان ماهانه كمكی به مركز واریز می‌كند.
  • نقش اجتماعی هنرمندان را چگونه می‌بینید؟
من در پوستر برنامه نوشتم «تو نیكی می‌كن و در دجله انداز». من فكر می‌كنم این یك وظیفه است و كمترین‌كاری است كه از دست من برمی‌آید. بهتر است بدون هیچ چشمداشتی هنرمندان وارد این فعالیت شوند. توجه كنید در مؤسسه محك همدان خانواده‌هایی فعالیت می‌كنند كه خیلی از آنها عزیزان خود را از دست داده‌اند. كمك به دیگران یك وظیفه است.
  • مردم از كنسرت‌های شما استقبال می‌كنند، اما در مقابل تعداد اجراها كم است. فكر می‌كنید در سال 2 كنسرت خیریه كافی است؟
وقتی كار خیریه است انتظار می‌رود که  كارها سریع‌تر صورت بگیرد. تنها 10 روز پیش از اجرا مجوز مرا صادر كردند در حالی كه اگر زودتر صادر شود راحت‌تر تبلیغ می‌كنیم. به خاطر 3 روز تعطیلات دوباره باید از اماكن مجوز می گرفتم كه این کار 2 روز طول‌كشید سپس مرا به تعاون ارجاع دادند.این روند  انرژی مرا می‌گیرد. من انتظار دارم نهادی در استان وجود داشته باشد كه این مراحل را تسریع و تسهیل كند. من به‌عنوان هنرمند نباید دنبال این مسائل بروم. در نهایت هم برای سالن فجر هزینه بالایی طلب کردند.
  • بارها مسئولان اعلام كرده‌اند تالار فجر را رایگان در اختیار برنامه‌های فرهنگی قرارمی‌دهند. پس چه اتفاقی می‌افتد که  پول می‌گیرند؟
من بارها از طریق اعضای شورای شهر همدان دنبال كرده‌ام، اما معاونت فرهنگی شهرداری همیشه درخواست پول می‌كند و در بهترین شرایط 50‌درصد تخفیف می‌دهد. من اعتقادم بر این است كه آنها باید 29 شب از ماه را در این سالن  به برنامه‌های خود و یك شب را به برنامه‌های هنری كه خیریه هم هست اختصاص دهند . من نباید به فرمانداری اماكن شهرداری ارشاد مراجعه كنم. هنرمند باید بدون دغدغه كار ارائه كند. هیچ جای دنیا چنین چیزی نداریم.
  • چه انتظاری و چه راه‌حلی وجود دارد؟
بیشتر كارها هم با رابطه و از طریق دوستان حل شد. ما می‌خواهیم كارها سریع‌تر انجام شود و كمتر مراجعه كنیم. به‌طور مثال من به‌عنوان هنرمند برای دریافت مجوز و ارائه تعهدنامه به اداره اماكن مراجعه می‌كنم.
كل بدن مرا بازرسی می‌كنند و وقتی به دایره مربوطه می‌رسم باید در كنار یك مجرم بنشینم و پاسخ دهم. اینها درد ماست.
قبلا این موارد را نداشتیم و تنها به اماكن اطلاع می‌دادیم اما اکنون  شرایط خیلی  سخت شده است.
  • برنامه آینده شما چیست؟
برنامه بعدی برگزاری  یك كنسرت آموزشگاهی از کارهای خودم  با حضور 30 هنرجو است كه باز هم به‌صورت خیریه برگزار خواهیم كرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D9%8A%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، جواد مرادیان ،

چهارشنبه 31 تیر 1394

شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،

شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن
«محمد شهباز پویا» (م. شهباز پویا) متولد 62 در همدان است. سال گذشته مجموعه شعر این شاعر همدانی با نام «در شكاف دی‌روز» در هشتمین دوره جایزه كتاب سال شعر خبرنگاران به‌عنوان اثر بخش ویژه برگزیده شد....
1394/04/24
«محمد شهباز پویا» (م. شهباز پویا) متولد 62 در همدان است. سال گذشته مجموعه شعر این شاعر همدانی با نام «در شكاف دی‌روز» در هشتمین دوره جایزه كتاب سال شعر خبرنگاران به‌عنوان اثر بخش ویژه برگزیده شد.
این مجموعه شعر به تازگی از سوی «انتشارات‌آرادمان» در هزار نسخه به بازار آمد و جزو كتاب‌های پرفروش این ناشر در نمایشگاه بین‌المللی تهران بود. به همین بهانه با شهبازپویا به گفت‌و‌گو نشستیم.
  • از زادگاهتان بگویید؟
در همدان متولد شده‌ام، اما گذشتگانم جزو كوچ‌نشینانی بودند كه از خراسان به همدان آمدند.
  • در چه رشته‌ای تحصیل كردید؟
رشته تحصیلی من معماری است. نقاشی و شعر كار می‌كنم.
  • نقاشی را در چه سطحی كار می‌كنید؟
چون رشته من معماری است، طراحی و نقاشی را تحت تاثیر آموزش‌های معماری یاد گرفتم، اما آموزش خاصی ندیدم و در فضای سورئال كار می‌كنم. آثارم جنبه شخصی دارد.
  • ادبیات را از كجا آغاز كردید؟
از نوجوانی در این زمینه كار می‌كردم. ابتدا شعر كلاسیك می‌سرودم و رفته‌رفته به سمت شعر نو رفتم.
  • در سرودن از چه شاعرانی تاثیر پذیرفتید؟
ابتدا با مولانا شروع كردم. امروز هم وقتی از من می‌پرسند كدام شاعر برایم مهم است، می‌گویم مولانا. در شعر سپید نگاهم به هوشنگ ایرانی بود و این شاعر مورد پسند من است.
  • از این 2 شاعر كه نام بردید در شعر شما ردپای مهمی دیده نمی‌شود. بیشتر شعرهای شما ساده و امروزی است و پیچیدگی ندارد. این تاثیر را چگونه تفسیر می‌كنید؟
مجموعه «در شكاف دی‌روز» فضای نوستالژیك دارد و مربوط به دوره خاصی از زندگی من است. سادگی زبان در این مجموعه مهم بوده است و با كارهای دیگر من تفاوت دارد. علاقه و تاثیرپذیری من از هوشنگ ایرانی بحث زبانی یا آنارشیست بودن او نیست، بیشتر نگاه عرفانی او به هستی برای من اهمیت دارد. بعد از هوشنگ ایرانی شاعران زیادی از جمله سهراب سپهری و احمدرضا احمدی تحت تاثیر هوشنگ ایرانی بودند.
  • زادگاه هوشنگ ایرانی همدان است. آیا این موضوع در علاقه شما موثر بوده؟
فكر نمی‌كنم. نگاه من به زبان متفاوت است و این زبان در كارهای دیگر من وجود دارد، اما در این مجموعه تلاش كردم این پیچیدگی در‌لایه‌های پنهان و در سادگی اتفاق بیفتد.
  • در شكاف دی‌روز اولین كتاب شماست و چند ماهی از انتشار آن می‌گذرد. وقتی بازمی‌گردید و به آن نگاه می‌كنید چه حسی به شما دست می‌دهد؟
من از این كار راضی هستم. با اینكه از كارهای قدیمی من است. البته وقتی می‌گویید ساده است من این گفته را قبول ندارم، حتی با ساده‌نویسی مخالف هستم.
  • از شعر چه انتظاری دارید؟
پیشتر به این مسائل فكر نمی‌كردم، اما امروز به نوشتن نیاز دارم. یك‌سری باورهای شخصی هم وجود دارد كه انسان را به سمت نوشتن می‌كشاند. دنبال شعارهایی مانند نجات دادن دنیا با شعر هم نیستم، اما شعر بهانه‌ای است برای زنده ماندن، اگر درد وجود نداشت نمی‌نوشتم.
  • شما هم مانند بسیاری از شاعران و نویسندگان كتاب خود را در تهران منتشر كردید در حالی كه این شهر ده‌ها ناشر دارد. علت چیست؟
این اثر را من برای جایزه شعر خبرنگاران فرستادم و پذیرفته و منتشر شد، اما در همدان یك مشكلی داریم آن هم فروش كتاب است. ماه‌ها بود  که كار من منتشر شده بود و تقاضا هم از طرف مخاطبان وجود داشت، بارها به كتابفروشی‌ها مراجعه می‌كردند و حتی سفارش می‌دادند، اما كتابفروشان توجه نمی‌كردند. در نهایت من از یك كتابفروش خواستم كه آن را سفارش دهد و اگر فروش نرفت خودم خریداری كنم. این مجموعه پس از اینكه در كتابفروشی ارائه شد بیش از 60 جلد به فروش رسید.
 شاعر و نویسنده كه نباید كتاب خود را بفروشد. متأسفانه كتابفروش‌ها با شاعران و نویسندگان همدان همكاری خوبی ندارند.
  • چگونه به جایزه شعر خبرنگاران راه پیدا كردید؟
جایزه شعر خبرنگاران قبلا برگزار شده بود و من هم اخبار این جایزه ادبی را دنبال می‌كردم. احساس كردم كه یك حركت كاملا مستقل است و به آن تمایل پیدا كردم و یك مجموعه شعر فرستادم. این جایزه 2 بخش دارد، یكی بخش ویژه برای شاعرانی كه تاكنون كتاب منتشر نكرده‌اند و بخش دیگر هم مخصوص كسانی كه كتاب منتشر كرده‌اند. من در هشتمین دوره در بخش اول برگزیده شدم.
  • داوران چه كسانی بودند؟
محمدحسین مدل .علیرضا بهرامی و ساره دستاران داوران بخش ویژه بودند.
  • برای معرفی كتاب چه كارهایی انجام دادید؟
من هیچ تلاشی برای معرفی كتاب نكردم چون در فضای مجازی هم فعال نیستم، اما ناشر برای معرفی تلاش كرده و باعث موفقیت اثر هم شده است.
  • به تازگی در همدان مراسم رونمایی برای كتاب شما برگزار شد. استقبال چگونه بود؟
این مراسم به پیشنهاد علیرضا سبزواری برگزار شد. استقبال خیلی خوب و به گفته دوستان یكی از برنامه‌های خوب در همدان بود.
  • كارهای بعدی شما چیست؟
«گیاه تماشا»، «كشتارگاه غروب طلایی» را آماده انتشار دارم و منظومه «صورت یك زن‌عاشق» هم یكی دیگر از مجموعه‌های من است که  فكر می‌كنم بهترین كار من باشد.
  • فكر می‌كنید امروز شعر بلند و یا منظومه، مخاطب دارد؟
بله. من یكی از مخاطبان شعر بلند هستم.
  • رابطه شما با مخاطب چگونه است؟
مخاطب باید شعر را بخواند و یا بشنود. فضایی برای ارائه شعر وجود ندارد و انجمن‌های ادبی هم كاركرد خاصی ندارند. من اگر به انجمن‌ها می‌روم به این دلیل است كه جای دیگری نیست كه مراجعه كنم.
  • منظور من بازخورد كار شما پس از انتشار بود؟
استان همدان، گلستان و تهران را كه پیگیری كردم به‌طور كلی خوب، اما برخلاف انتظار من بود. به‌طور مثال مطالبی نوشته‌اند و از ضعیف‌ترین كارهای من تعریف كرده‌اند.
  • وضعیت شعر و شاعری در همدان را چگونه می‌بینید؟
از وضعیت همدان راضی نیستم. من چند وقتی گرگان بودم؛ شرایط در آنجا  خیلی تفاوت داشت. همه با هم دوست بودند و انجمن‌ها حرفه‌ای به نظر می‌رسیدند و با هم همكاری می‌كردند  به طوری که آدم فكر می‌كرد یك كار مفیدی انجام می‌دهد، اما دوستان همدان منزوی هستند. در حالی كه شاعران همدانی نیز نسبت به شاعران جاهای دیگر دست کمی ندارند. در انجمن‌های همدان هم به جز شعر همه چیز دیده می‌شودبرای همین  تكلیف ما از اینكه به انجمن می‌رویم روشن نیست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%9B-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، در شکاف دی روز ، انتشارات آرادمان ، محمد شهباز پویا ،

چهارشنبه 31 تیر 1394

چرخ‌های این دوچرخه زنگ نمی‌زند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

چرخ‌های این دوچرخه زنگ نمی‌زند

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
چرخ‌های این دوچرخه زنگ نمی‌زند
«حسن دائمی» قهرمان دوچرخه‌سواری سال‌های دور، در آستانه 80 سالگی هنوز به دوچرخه و دوچرخه‌سواری فكر می‌كند....
1394/04/30
«حسن دائمی» قهرمان دوچرخه‌سواری سال‌های دور، در آستانه 80 سالگی هنوز به دوچرخه و دوچرخه‌سواری فكر می‌كند.
اگرچه با ورزش قهرمانی خداحافظی كرده اما وقتی دوچرخه‌ای می‌بیند ذوق می‌كند، احساساتی می‌شود و به روزگار رفته می‌اندیشد.
او پس از سال 1342 كه قهرمان كشور شد از دوچرخه‌سواری قهرمانی فاصله گرفت و به گردشگری با دوچرخه روی آورد. دائمی بیش از 37 هزار كیلومتر را در این سال‌ها ركاب زده است به همین دلیل به او لقب سلطان جاده‌های ایران و قهرمان جاده‌ها را داده‌اند.
دائمی دوست داشت برای آخرین بار تا كربلا ركاب بزند اما مسئولان وقت در استان از كار او حمایت نكردند. با این حال تنها آرزویش این است كه مردم او را فراموش نكنند.

آرزوی ركاب‌زدن به سوی كربلا
دائمی در گفت‌و‌گو با همشهری از علاقه خود به دوچرخه‌سواری چنین گفت: از كودكی به دوچرخه‌سواری علاقه‌مند بودم و در كلاس این ورزش در باشگاه نیلی ثبت‌نام كردم كه تیم دوچرخه‌سواری داشت. بعد از مدتی به‌عنوان ورزشكار منتخب به تهران اعزام شدم و جاده آبعلی را ركاب زدم و مقام سوم كشوری را به دست آوردم. بعد از به دست آوردن این مقام ركاب‌زدن را به‌صورت حرفه‌ای ادامه دادم.
وی ادامه داد: اولین سفرم همدان به مشهد برای زیارت امام رضا(ع) بود. 1850 كیلومتر را در 15 روز ركاب زدم و یادم هست در طول مسیر مورد تشویق هموطنانم قرار گرفتم و خاطرات خیلی خوبی از این سفر به یاد دارم. لذت زندگی من از اوایل جوانی تا الان كه 80 سال دارم و دارای 7 فرزند و 10 نوه هستم محبوبیت من در نزد هموطنانم و مسئولان است. چند روز پیش هم استاندار همدان یك مدال و لوح تقدیر به من اهدا كرد. بعد از انقلاب 14 مسیر هزار و 800 كیلومتر مسیر همدان به مشهد را از طریق جاده‌های شمال ركاب زدم. جنگ كه آغاز شد سال 65 برای دلجویی از رزمندگانی كه در فاو عراق مستقر بودند به همراه تعدادی از بزرگان مسیر هزار و 400 كیلومتر را به این منطقه ركاب زدم.
 6 بار هم همدان به قم را ركاب زده‌ام. به خودم گفتم تا توان‌داری همدان كرمانشاه را هم ركاب بزن و این مسیر سخت 170 كیلومتری را در 27 سالگی در 4 ساعت طی كردم. برای زیارت شاه عبدالعظیم هم مسیری كه 370 كیلومتر بود را طی كردم. آرزو داشتم مسیر كربلا را هم زیارت كنم اما مسئولان با وجود اعتبار كافی مرا از رفتن به كربلا محروم كردند. مسیر همدان به كربلا 600 كیلومتر است و در مقابل مسیر مشهد نصف است. من بارها مدال و جایزه گرفته‌ام.

مسابقه دوچرخه‌سواری در همدان
این ورزشكار همدانی به سابقه دوچرخه‌سواری در همدان اشاره كرد و توضیح داد: همدان سابقه زیادی در دوچرخه‌سواری دارد. من 20 ساله بودم كه مسابقات قهرمانی كشور در همدان برگزار شد.
محمود بیات كه اكنون ساكن آلمان است، بسیار قدرتمند بود و حرف اول را در دوچرخه‌سواری كشور می‌زد، مقام‌های بسیاری كسب كرده بود. من فقط یكبار در مسابقات قهرمانی شركت كردم و در سال 1342 قهرمان شدم و مدال برنز كسب كردم. در چهارراه تختی امروزی دوچرخه كرایه می‌دادند و من دوچرخه‌سواری را در این خیابان یاد گرفتم.
دائمی درباره مزیت دوچرخه‌سواری توریستی نسبت به دوچرخه‌سواری حرفه‌ای گفت: دوچرخه‌سواری توریستی بیشتر جنبه تفریحی دارد و زمان دست خود آدم است اما در ورزش قهرمانی باید فقط ركاب بزنی و رقابت كنی.
وی ادامه داد: من همه جای ایران را دوست دارم به‌خصوص همدان كه زادگاهم است و مردم آن به من خیلی لطف دارند. نام من در كل جهان مشهور است. همه جای ایران زیباست و هیچ تفاوتی در بخش‌های مختلف آن وجود ندارد. 5 بار به شلمچه رفته‌ام و هیچ‌وقت فراموشش نمی‌كنم. كتابم به نام «مرد جاده‌های ایران» چاپ شده و ‌آقای افتخاری، آقای شوشتر و شمسی‌پور در چاپ آن تلاش زیادی كردند.

مرا فراموش نكنید

قهرمان جاده‌ها در پایان شعری خواند و گفت:
ای عكس، عكس جاودانی باش/ نمونه ز غم و رنج زندگانی باش
در آن زمان كه ز قبرم گیاه می‌روید/ تو یادگار من و دوره جوانی باش
اگر به 20 سالگی برگردم باز هم ورزش می‌كنم و باز هم دوچرخه‌سواری. تنها آرزویم هم این است كه من را فراموش نكنید. من همه زندگیم را در راه ورزش ایران و استانم گذاشتم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D8%B1%D8%AE%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، دوچرخه سوار همدانی ، قهرمان جاده ها ،

شنبه 20 تیر 1394

گفت و گو با دکتر مهرداد مدرکیان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،گفتگو ،

محیط زیست؛ در سراشیبی خطر

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
محیط زیست؛ در سراشیبی خطر
این روزها شرایط بحرانی محیط‌زیست در ایران ایجاب می‌كند همه مردم دست به كار شوند تا شاید از پیشروی این وضعیت اندكی جلوگیری كنند....
1394/04/21
این روزها شرایط بحرانی محیط‌زیست در ایران ایجاب می‌كند همه مردم دست به كار شوند تا شاید از پیشروی این وضعیت اندكی جلوگیری كنند.
تلاش‌كردن در زمینه محیط‌زیست، بزرگ كوچك، پیر، جوان، فقیر و غنی نمی‌شناسد و یك همت همه‌جانبه می‌خواهد. در همدان از چندین دهه پیش افرادی در زمینه محیط‌زیست تلاش می‌كردند. از جمله «هوشنگ جمشیدآبادی» معلم بااخلاق و پژوهشگر نام‌آشنا كه یك‌تنه به پاكسازی رودخانه‌های اطراف شهر می‌پرداخت تا سال‌ها بعد عمل او انگیزه‌ای شود برای جوان‌ترها تا اقدام به تشكیل گروه‌های محیط‌زیستی كنند.
یكی دیگر از تلاشگران این عرصه «مهرداد مدركیان» است كه در كنار شغل پزشكی به فعالیت‌های زیست‌محیطی مشغول است و با تشكل‌های مرتبط همراهی و همكاری دارد. او در این گفت‌و‌گو از نقش جامعه پزشكی در فعالیت‌های مدنی می‌گوید.
  • چه عاملی باعث شد به سمت فعالیت‌های محیط‌زیستی كشیده شوید؟
برداشت من از فعالیت اجتماعی یك فعالیت عام‌المنفعه است. كسی كه وارد این عرصه می‌شود قاعدتا نباید منفعت شخصی را در نظر  داشته باشد. در این تلاش‌ها باید منافع جمع مدنظر باشد و برتر شناخته شود. فعالیت عرصه‌های مختلفی دارد و هركس به فراخور علاقه و زمینه‌كاری می‌تواند در رشته‌های مختلف وارد شود. بنابراین فعالیت در زمینه حفاظت از محیط‌زیست یكی از آنهاست.
یكی برای حمایت از كودكان كار و بی‌سرپرست كار و دیگری برای حفاظت از میراث فرهنگی فعالیت می‌كند. این علاقه و تجربه است كه فرد را به سمت نوع فعالیت‌ها می‌كشاند.
  • برای فعالیت مدنی چه ضرورت‌هایی مورد توجه است؟
آنچه مهم است و باید مورد توجه قرار گیرد این است كه فردی كه وارد گروه می‌شود و فعالیت می‌كند اولا حداقلی از آگاهی، دانش و سواد در زمینه مورد نظر را داشته باشد و به این نكته توجه كند كه به كجا می‌خواهد برسد؟ هدفی برای خود ترسیم كند و از خود بپرسد كه تلاش‌های او چقدر مهم و چقدر لازم است.
  • در همدان شما را علاوه بر اینكه به شغل پزشكی می‌شناسند به‌عنوان یك فعال مدنی و فعال محیط‌زیست نیز پذیرفته‌اند. این فعالیت به شما چه چیزی می‌دهد؟
همان‌طور كه گفتم از آنجا كه در این فعالیت‌ها نفع شخصی و مالی مستقیم وجود ندارد و عام‌المنفعه است (هرچند نفع معنوی برای افراد دارد)، وقتی ما می‌بینیم باغ‌ها در حال نابودی و محیط طبیعی در حال تخریب است، اگر بتوانیم‌درصد اندكی در پیشگیری از این مشكل سهیم باشیم به هرحال یك آرامش و رضایت معنوی به دنبال دارد و اندكی وجدان انسان راحت می‌شود.
  • فعالیت‌های روش‌مند و سیستمی در كشور ما ضعیف است. برای همه‌گیرشدن این تلاش‌ها چه كار باید كرد؟
به نظر من آگاهی مهم‌ترین راه‌حل است. آگاه‌سازی شهروندان بسیار مهم است. به‌طور مثال وقتی شهروندی نمی‌داند ریختن زباله در طبیعت و حتی معابر عمومی چه عواقبی دارد بسیار خطرناك است، اما وقتی نتیجه كارش را بداند كمتر به این اعمال دست می‌زند.
  • این آگاهی‌رسانی از چه طریقی صورت می‌گیرد؟
باید از همه اهرم‌ها استفاده كرد. ابتدا باید ببینیم چه ابزار و اهرم‌های اطلاع‌رسانی و آگاهی‌دهی در اختیار نهادهای غیردولتی و فعالان مدنی قرار دارد. طبیعتا ابزار رسانه‌ای مانند رادیو و تلویزیون را در اختیار نداریم و این رسانه‌ها هم با انجمن‌ها و نهادهای غیردولتی همراهی و همكاری ندارند. اما از طریق رسانه‌های مكتوب، بولتن‌های داخلی و با گردهمایی‌ها می‌توانیم فعالیت كنیم. به نظر من یكی از راه‌ها، ارتباط با دانش‌آموزان است. باید در مدارس حضور داشته باشیم و از راه‌هایی كه برای كودكان خوشایند است مانند انیمیشن و مولتی مدیا دانش‌آموزان را وارد فعالیت كنیم. اگر كودكان و نوجوانان وارد فعالیت شوند خانواده‌ها را نیز همراه خواهند كرد.
  • جامعه پزشكی چگونه می‌تواند در این فعالیت‌های اجتماعی وارد شود؟
به نظر من جامعه پزشكی ظرفیت خوبی دارد، زیرا با عموم مردم در ارتباط است، مردم به پزشكان اعتماد دارند و  همچنین جایگاه ویژه‌ای برای این قشر قایل هستند. در نتیجه وقتی این قشر موضوعی را مطرح می‌كنند و سخنی می‌گویند مردم راحت‌تر می‌پذیرند. وقتی پزشکان  من به‌عنوان یك دندانپزشك در مطب از یك نقاشی و تابلوهایی برای آگاه‌سازی در زمینه محیط‌زیست استفاده كنم، مراجعه‌كنندگان من تأثیر می‌پذیرند.
  • با توجه به این نكته كه وضعیت مالی پزشكان نسبت به برخی اقشار بهتر است فكر می‌كنید حمایت مالی آنها از تشكل‌ها مؤثرتر است یا همراه‌شدن خود پزشكان با تشكل‌ها تأثیر بیشتری دارد؟
مسلما در زمینه فعالیت‌ها هرچه بیشتر وارد شوند اثر بهتری دارد. این به احساس مسئولیت هر فرد برمی‌گردد. یك نفر دوست دارد مستقیم وارد فعالیت شود و همراهی كند، اما فرد دیگری زمان كمتری برای فعالیت دارد و می‌تواند حمایت مالی از تشكل‌ها داشته باشد. حمایت‌های مالی حداقل‌كاری است كه می‌توان در تلاش‌های مدنی داشت.
  • این كمك‌ها و حمایت‌ها از چه طریقی صورت می‌گیرد؟
همان‌طورکه در همه جای دنیا متداول است كمك از طریق سمن‌ها و تشكل‌های مدنی بهترین شیوه است. تشكل‌های غیردولتی كه شناخته شده‌ و ثابت كرده‌ تلاش درستی در این زمینه داشته‌اند، می‌توانند با اهرم‌ها و فرصت‌های بیشتری كه در اختیار دارند مفید باشند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9B-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%D8%B7%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، دکتر مهرداد مدرکیان ، محیط زیست همدان ، نقش پزشکان در حفظ محیط زیست ،

تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic