یک آسمان آواز از گذشته تا امروز، گفتگو با علی اصغر طاهری پیشکسوت موسیقی در همدان

music-taheri.jpg

حسین زندی«علی‌اصغر طاهری» 22 بهمن ماه 1322در همدان متولد شد. دوران تحصیل را در مدارس همدان گذراند صدای خوشش او را به عرصه هنر کشاند. او 55 سال در زمینه موسیقی فعالیت کرده است. اگر چه او نقاشی و طراحی‌های زیبایی را خلق کرده است و ترانه و شعر هم می‌نویسد اما این هنرمند را با صدای منحصر به فردش می‌شناسند. علی‌اصغر طاهری چندین اختراع به نام خود ثبت کرده است و این روزها روی برخی آهنگ‌های ایرانی شعر ترکی می‌نویسد.
در این گفت‌وگو نزدیک شش دهه فعالیت هنری او را مرور می‌کنیم:

از تولدتان شروع کنیم.
من 22/11/1322 در همدان متولد شدم دوران ابتدایی و دبیرستان را در همدان گذراندم.

می‌توانید مدرسه‌های که در آن‌ها درس خواندید را نام ببرید؟
مدرسه «رازی» اولین آموزشگاهی بود که من رفتم این مدرسه در خیابان «بوعلی کوچه عبدل» واقع شده بود که «حمام عبدل» هم در آن کوچه قرار داشت.

آن زمان همدان خیابان‌کشی شده بود؟
بله خیابان‌کشی شده بود اما شهر بسیار محدود بود، دوره‌ی ابتدایی دو مدرسه دیگر هم رفتم کلاس پنجم به مدرسه «عارف» رفتم که ابتدای خیابان «سعیدیه» بود و ششم هم دبستان «نصرت» که پشت «امامزاده یحیی» بود. دبیرستان را هم تا سال چهارم در رشته ریاضی خواندم آن‌زمان دبیرستان «رضاشاه» نام داشت که بعدها نامش به دبیرستان «شریعتی» تغییر کرد من هم سال چهارم برای مدتی ترک تحصیل کردم.

در دوران تحصیل فعالیت هنری هم داشتید؟
به صورت تخصصی فعالیتی نداشتیم اما در دوران دبیرستان گروه‌های دوستانه‌ای داشتیم که دررشته‌های موسیقی و نمایش کار می‌کردیم اما سال سوم دبیرستان به رییس دبیرستان رضاشاه که آقای «عالمی» بود مراجعه کردم و انجمن موسیقی و نمایش مدرسه را فعال کردم و با فعالیت‌های نمایشی شروع کردم.
اما من به موسیقی بسیار علاقمند بودم مخصوصاً موسیقی کلاسیک را پیگیری می‌کردم آن‌زمان ما رادیو نداشتیم و ساعت یک بعد از ظهر یک قطعه موسیقی از رادیو پخش می‌شد من به قهوه‌خانه‌ها می‌رفتم تا ساعت دو این موسیقی را می‌شنیدم.

آن دوران در جامعه بیشترموسیقی سنتی و یا موسیقی کوچه بازاری متداول بود، علاقه شما به موسیقی کلاسیک از کجا ناشی می‌شد؟
من وقتی سینما می‌رفتم و فیلم‌های خارجی را می‌دیدم و موسیقی این فیلم‌ها را می‌شنیدم بسیار بر من تاثیر می‌گذاشت به همین علت وقتی به طرف موسیقی کشیده شدم رفتم به دنبال موسیقی کلاسیک غرب و اپرا را تمرین می‌کردم. پدر و مادر من ترک زبان بودند و من هم وقتی موسیقی آذربایجانی را می‌شنیدم متوجه می‌شدم و لذت می‌بردم کارهای خوانندگان کلاسیک آذربایجان را بازخوانی می‌کردم خوانندگانی مانند «رشید بهبودف» که از «رادیو باکو» پخش می‌شد بر روی من تاثیر گذاشت در نتیجه من هم به آن سمت کشیده شدم.

در دوران دبیرستان شما آموزش موسیقی هم دیدید؟
آن دوران ما موزیسین زیادی در همدان نداشتیم یکی از کسانی که در دبیرستان‌ها موسیقی آموزش می‌داد آقای «سیف‌الله گلپریان» بود که در دبیرستان ما نبود. زنده‌یاد گلپریان در دبیرستان «پهلوی» بود اما در دبیرستان رضاشاه آقای «برق لشکری» هنر و موسیقی درس می‌دادند وششم ابتدایی یک واحد موسیقی داشتیم که آقای «الله‌وردیان» از همشهریان ارمنی به ما ویلن درس می‌داد من نت را نزد ایشان یاد گرفتم. تُن صدای من بسیار بالا بود و در دبیرستان یکی از معلمان به من می‌گفت «آسمان قلمبه».

خارج از دبیرستان آموزش موسیقی را پیش چه کسانی پیگیری کردید؟
اولین کسی که من برای موسیقی مراجعه کردم استاد «کورش ابراهیمی» نقاش پرآوازه همدانی بود که علاوه بر نقاشی موسیقی هم کار می‌کرد، آقای ابراهیمی سازهای کلاویه‌ای مانند «آکاردئون» و پیانو می‌نواخت و به سازهای دیگر هم تسلط داشت پس از مدتی که پیش ایشان بودم و مقدمات موسیقی را یاد گرفتم همکاری‌هایی هم داشتیم و اولین اجراها عمومی من با آقای ابراهیمی بود.

این برنامه‌ها کجا برگزار می‌شد؟ همدان سالن کنسرت داشت؟
پیش از احداث بنای جدید آرامگاه بوعلی سینا دور آرامگاه هتلی به نام «هتل ایران» وجود داشت که امروز دیگر اثری از آن نیست هتل یک باغچه‌ای داشت که شب‌ها برای میهمانان برنامه موسیقی برگزار می‌کرد، من در آن زمان دانش‌آموز بودم. حدود سال‌های سی و نه یا چهل بود با آقای ابراهیمی اجراهایی را داشتیم و من ترانه‌های «ویگن دردریان» را بازخوانی می‌کردم.

غیر از کورش ابراهیمی در همدان چه کسانی در زمینه موسیقی فعال بودند یا شما با آنها ارتباط داشتید؟
ما موسیقیدان و نوازنده زیاد نداشتیم البته استادانی مانند «حسن دانشفر» که ردیف‌های موسیقی را آموزش می‌داد و نوازنده ویلن و استاد خوشنویسی بود پس از آقای دانشفر آقای «آسایش: مسئولیت کلاس‌ها را به عهده گرفت من هم مدتی در خدمت ایشان بودم با یکی از دوستان به نام «غلامحسین کریمی» در کلاس‌های آقای آسایش شرکت می‌کردیم کریمی بعدها موسیقی را نزد استاد «حبیب الله بدیعی» در تهران ادامه داد.

افراد دیگری را به خاطر دارید؟
بخشی از موسیقی در آن زمان موسیقی عامه‌پسند بود که افرادی مثل «عزیزخان»، «آقا نصرالله» و «سلمان ویلن‌زن» بود، «گل بهرام» خواننده بود بیشتر در عروسی‌ها و میهمانی‌ها اجرا می‌کردند موسیقی نیاز بشر است و من فکر می‌کنم موسیقی خوب انسان را به تعالی می‌رساند.

چه زمانی به تهران مهاجرت کردید؟
سال چهارم دبیرستان بودم که «رادیو ایران» اعلام کرد خواننده استخدام می‌کند بعد از عید بود که من از شوق خوانندگی درس و مدرسه را رها کردم و رفتم تهران هرچند با مخالفت پدر و مادر هم مواجه بودم. 22 اردیبهشت به تهران رفتم و 25 اردیبهشت تست صدا دادم و پذیرفته شدم مدتی آموزش دیدم اما تعطیل شدن شورای عالی موسیقی باعث شد موسیقی را نیمه‌کاره رها کنم در واقع به ما گفتند شما بروید پس از بازگشایی مرکز دوباره دعوت می‌کنیم اما پس از بازگشت به همدان با توجه به اینکه امکانات چندانی نداشتم و پدرم یک کارمند ساده بود نتوانستم ادامه بدهم در همان سال هم پدرم فوت کرد.

در تهران با چه کسانی کار کردید؟
فعالیت‌های من بیشتر جنبه آموزش داشت آقای «ایرج گلسرخی» که از آهنگسازان آن دوره بود و موسیقی کلاسیک کار می‌کرد مرا به «خانه جوانان» که یک نهاد غیر دولتی در چهار راه «امیراکرم» بود دعوت کرد
سال 1342 به همدان برگشتم تغییر رشته دادم و در رشته ادبی دیپلم گرفتم و سال 1343 دوباره به تهران رفتم و به آقای گلسرخی مراجعه کردم. آقای گلسرخی مرا به «واروژ» معرفی کرد که پیانو درس می‌داد چند کار تمرین کردیم و در کانال تلوزیون ایران به صورت زنده اجرا کردیم. آن زمان هنوز تلویزیون ملی راه‌اندازی نشده بود. تلویزیون ملی سال 1346 تاسیس شد. هنوز خوانندگانی مثل «عارف» هم نیامده بود اما من به دلیل نبود امکانات مالی نتوانستم ادامه دهم بار دیگر به همدان برگشتم. در همدان دوباره فعالیت‌ها را با «کورش ابراهیمی» از سرگرفتیم و برنامه‌هایی را به کمک آقای «محمدی» سرپرست روزنامه اطلاعات در همدان در شهر‌هایی مثل همدان، بیجار و کرمانشاه اجرا کردیم.
برادر من حسابدار شیر و خورشید که بعدها شد هلال احمر بود. شیر و خورشید یک باغ داشت سال 1345برنامه‌ای برگزار کردیم. استاد «حسین خواجه امیری (ایرج)» را به همدان دعوت کردیم که برنامه اجرا کردند همجنین استاد «علی سلیمی» رهبر ارکستر آذری و همسرشان «وارتوش» به اتفاق گروه ارکستر را دعوت کردیم که یک هفته برنامه اجرا کردند.

از آقای «جعفرپور» شنیدم که وقتی آقای ایرج به همدان می‌آمد با استاد «جمالی» برنامه اجرا می‌کردند شما چیزی به خاطر دارید؟
بله درسته اما من آن زمان از فعالیت‌های موسیقی فاصله گرفتم و همدان نبودم و به مدت 25 سال از 1350 تا 1375 فعالیت نداشتم اما پیش از آن برنامه‌هایی را با کورش ابراهیمی داشتیم.

همکاری‌های شما با صدا و سیما چگونه بود؟
آقای «رهبر» که تهیه کننده بود دعوت کرد و کارهایی را اجرا کردم که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت اما متاسفانه بستر مناسبی در همدان نیست.

کار شما چقدر متکی به نت است؟
موسیقی یعنی نت اما در موسیقی ایران بزرگانی هم داشته‌ایم که نت نمی‌دانستند نت پس از قاجار متداول شده اما آیا می‌توانیم بگوییم موسیقی پیش از قاجار ما بی ارزش است؟ موسیقی یک قریحه ذاتی است که باید در درون انسان باشد و اگر نباشد هنرمند نمی‌تواند موفق شود.

تجربه کار در خارج از کشور را هم دارید این فعالیت‌ها از چه دوره ای شروع شد؟
سال 2013 به استانبول ترکیه رفتم و از طریق «صباح‌الدین قهرمان» مدیر رادیو «استانبول» در برنامه‌هایی شرکت کردم و یک برنامه آذری به صورت زنده اجرا کردیم. پیشنهادهایی هم دادند اما به دلیل بیماری پس از آن نتوانستم ادامه دهم از طرفی در گروه ارکستر آقای «رضا صفوی» هم در ایران به عنوان خواننده همکاری می‌کردم نتوانستم برای اجرای برنامه به ترکیه برگردم امیدوارم در سال جاری بتوانم بروم.

با صدا و سیما چه تعداد کار دارید؟
پنج یا شش کار اجرا و ضبط کردم که آهنگسازی بیشترشان از «کمال مدنی» است و یک کار آذری هم با تنظیم «شهرام خوش‌صفت» اجرا شد.

زبان مادری شما ترکی با لهجه همدانی است اما کارهایی که اجرا می‌کنید آذری است دلیل این کار چیست؟
من در آموختن زبان‌ها و گویش‌ها استعداد خوبی دارم از نوجوانی که به دنبال آهنگ‌های آذری بودم وقتی صفحه‌های گرامافون آذری را می‌خریدم می‌دیدم که نوشته‌های روی صفحه با خط روسی است و با تلاش زیاد الفبای روسی را و پس از آن زبان روسی راهم یاد گرفتم. از سال 1972 من به اروپا رفت و آمد داشتم و برخی زبان‌ها را یاد گرفتم زبان ترکی هم برای من ساده‌تر بود و به ترکی آذری و استانبولی شعر سروده‌ام و ترانه گفته‌ام ترانه‌های آذری من در مرکز اتحادیه صاحبان آثار ترکیه (مسا) ثبت شده است.

همکاری با گروه‌های ترکیه ای از چه سالی آغاز شد؟
1341 هنرمندان ترکیه به همدان آمدند آن زمان در دبیرستان‌ها هر دو هفته یک بار برنامه اجرا می‌کردیم من هم ترکی می‌خواندم و هم فارسی اجرا می‌کردم حتی شعر فارسی روی آهنگ‌های آذری می‌گذاشتم و یا بالعکس، وقتی ترکیه‌ای‌ها آمدند من در سینما «لوکس» با آنها آشنا شدم وقتی برایشان اجرا کردم تعجب کردند. اما اخیراً به صورت حرفه‌ای از سال 2010 ارتباط آغاز شد وقتی ترانه‌ها و آهنگ‌های ترکی و آذری‌ام را در اتحادیه صاحبان آثار (مسا) ثبت کردم ارتباط هم شروع شد.

چه تفاوت‌هایی بین اجرا در ایران و ترکیه وجود دارد؟
برخلاف ایران در آنجا محدودیتی برای موسیقی و اجرای موسیقی وجود ندارد. موسیقی ترکیه‌ای در ایران در ایران خیلی رواج دارد اما متاسفانه ما نتواسته‌ایم تدبیری اتخاذ کنیم که موسیقی ما هم در ترکیه شناخته شود و همه تلاش ما باید در این زمینه باشد.

شما در این زمینه چکار کرده اید؟
یکی از کارهای من این است که بر روی ملودی‌های ایرانی شعر ترکی سروده‌ام وتنظیم کرده‌ام اگر این کارها بتواند اجرا شود موسیقی ایرانی را با زبان خودشان معرفی می‌کنیم کارهایی هم ارایه کرده‌ام که مورد توجه قرار گرفته است.

وضعیت موسیقی همدان را چگونه می‌بینید؟
نسبت به سابق بسیار رشد داشته هم تعداد خواننده و نوازندگان بیشتر شده هم کیفیت کاربهتر شده اما آنچه دیده نمی‌شود حمایت است. دوست دارم در همدان یک ارکستر تشکیل دهم اما آنچه نیاز است چه هنرمند و چه امکانات دشوار فراهم می‌شود.

در همدان با چه گروه‌هایی همکاری دارید؟
عضو «خانه‌ی آواز» هستم و انجمن «ترانه‌سرایان» و «خانه موسیقی» هم می‌روم.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/263-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%8C-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، موسیقی همدان ، علی اصغر طاهری ،

مرمت غیراصولی؛ بلای جان بازار همدان

نویسنده: حسین زندی همدان -خبرنگارهمشهری
مرمت غیراصولی؛ بلای جان بازار همدان
بازار تاریخی همدان این روزها حال خوشی ندارد. از طرفی شرایط كلان اقتصادی بر آن سایه انداخته است و از سوی دیگر تغییر كاربری كه در كل مجموعه بازار در سال‌های گذشته صورت گرفته، بازار سنتی را به بازار مكاره مبدل كرده است....
1394/04/14
بازار تاریخی همدان این روزها حال خوشی ندارد. از طرفی شرایط كلان اقتصادی بر آن سایه انداخته است و از سوی دیگر تغییر كاربری كه در كل مجموعه بازار در سال‌های گذشته صورت گرفته، بازار سنتی را به بازار مكاره مبدل كرده است. اصنافی كه در گذشته هریك در راسته‌ای از بازار حضور داشتند، امروز پراكنده شده‌اند. اما نكته‌ای كه علاوه بر هویت بازار كالبد و ساختار بازار را تحت تأثیر قرار داده، مرمت و بازسازی غیراصولی در این مجموعه است.
استفاده از مصالح غیربومی و ناهمگون در بازسازی‌های صورت‌گرفته آسیب جدی به فضای بصری بازار وارد كرده است. این تخریب‌ها در یك دهه گذشته به دلیل بی‌توجهی اداره میراث فرهنگی و منفعت‌طلبی شهرداری سرعت بیشتری به خود گرفته و نبود مدیریت یكپارچه در شهر به این مسأله دامن زده است.
با توجه به اینكه نماینده دولت در استان به موضوع توسعه گردشگری توجه بیشتری نشان می‌دهد و یكی از عناصر رونق گردشگری حفظ بافت‌ها و بناهای تاریخی است. توجه به معماری بومی شهر و حفظ بازار تاریخی می‌تواند در توسعه گردشگری استان كارساز باشد.

مجموعه بی‌نظیر بازار همدان
«معصومه مؤمنی» مدرس دانشگاه و دانشجوی دكترای جغرافیا و برنامه‌ریزی گردشگری در این زمینه به همشهری گفت: بازارهای ایرانی هویت و شناسنامه فرهنگ و معیشت شهری این دیار است. بازار همدان به لحاظ طراحی و معماری جزو زیباترین بازارهای ایران است. سازه‌هایی به یادگار مانده از دوران صفویه و قاجار در قلب تپنده شهر برجذابیت‌های این مجموعه افزوده است. وجود مسجد جامع و كاروانسراهای زیبایی چون میرزاكاظم، شریفی، حاج صفرخان و گلشن و تعدادی راسته بازارها در اطراف آن و البته همجواری با تپه باستانی هگمتانه تنها بخشی از زیبایی‌های آن به شمار می‌رود.
مؤمنی با تأكید به ویژگی‌های بازار همدان ادامه داد: به سهولت می‌توان با پای پیاده در شهر قدم زد و از جاذبه‌های اطراف بازار مانند گنبد علویان، استر و مردخای، خانه پوستی‌زاده و بسیاری اماكن تاریخی دیگر بازدید كرد. اما متأسفانه آن‌طور كه باید و شاید مدیریت گردشگری و یا برنامه گردشگری مدونی برای بازار وجود ندارد.

تخریب‌های آزاردهنده
این مدرس دانشگاه به تخریب‌های صورت گرفته در بازار همدان اشاره كرد و گفت: تخریب‌ها صورت می‌گیرند و بدون اینكه اهمیتی برای مرمت آن قائل شوند، رها می‌شود. هر كدام از راسته‌های این بازار در دوران گذشته به شغل‌ها و پیشه‌های خاصی متعلق بوده كه متأسفانه امروزه كمرنگ شده است و بعضا مانند راسته پالان‌دوزها به كلی فراموش شده و امروز دیگر خبری از این پیشه موجود نیست. مغازه‌های زیادی به صنایعی چون چرم قالی و طراحی قالی تعلق داشتند كه می‌توانست تبدیل به جاذبه‌ای خاص برای شهر شود.
یكی از آسیب‌هایی كه به چهره بازار وارد شده استفاده از مصالح غیربومی در مرمت و بازسازی مغازه‌ها و حجره‌هاست. به‌ویژه این مشكل در مصالحی كه برای نماكاری‌ها استفاده می‌شود بیشتر دیده می‌شود.
مؤمنی با اشاره به این معضل گفت: نمای مغازه‌ها و دیوار و كف آنها تعمیر و با مصالح جدید پوشانده می‌شود كه چهره بازار را خراب كرده و حس قدیمی بودن آن را از بین می‌برد. به‌طور مثال نمای آجر برای بیرون مغازه‌ها مصوب شده اما نوع آن متفاوت است و دیده می‌شود 2 مغازه كنار هم یكی از آجر زردرنگ استفاده كرده و دیگری قرمز تیره.

فرصت برای احیا
این استاد دانشگاه در پایان تأكید كرد: اما این بازار هنوز هم فرصت احیا دارد و با یك برنامه و پشتیبانی دستگاه‌های مرتبط می‌تواند با حفظ فضای سنتی به لحاظ گردشگری به فضای قابل توجهی تبدیل شود. بهتر است قدر آن را بدانیم و به‌صورت امانتی به آیندگان بسپاریم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%B1%D9%85%D8%AA-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%9B-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، بازارتاریخی همدان ، مرمت آثار تاریخی همدان ،

شنبه 13 تیر 1394

ثبت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،روزنامه همشهری ،

ثبت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
ثبت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان
كانون تئاتر كودك و نوجوان همدان تشكلی است كه از سال گذشته فعالیت خود را آغاز كرده و در برخی رویدادهای هنری شهر از جمله جشنواره بین‌المللی تئاتر كودكان و نوجوانان با اداره كل ارشاد همدان همكاری كرده است....
1394/04/13
كانون تئاتر كودك و نوجوان همدان تشكلی است كه از سال گذشته فعالیت خود را آغاز كرده و در برخی رویدادهای هنری شهر از جمله جشنواره بین‌المللی تئاتر كودكان و نوجوانان با اداره كل ارشاد همدان همكاری كرده است. این كانون هفته گذشته به ثبت رسید و فعالیت رسمی خود را آغاز كرد.
مسئول كمیته ارتباطات كانون كودك و نوجوان استان همدان به همشهری گفت: كانون كودك و نوجوان استان همدان از طریق یك انتخابات رسمی كار خود را آغاز كرد. این كانون از 5 نفرهیأت مدیره و یك بازرس تشكیل شده است و از بدو شروع فعالیت این نهاد نوپا، عضوگیری آغاز شد و یك‌سری كارهای پایه‌ای نیز از جمله ارتباط‌گیری ارگان‌ها، نهادهای اداری و خصوصی انجام پذیرفت. در كنار این قضایا یك‌سری كارگاه‌ها و ورك‌شاپ‌های آموزشی نیز درباره اصول نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و كارگردانی نمایش خلاق را برگزار كردیم.
«فریبا یعقوبلو» ادامه داد: بعد از گذراندن یك دوره 6 ماهه كانون به تولید نمایش كودك رسید كه خوشبختانه 6 نمایش صحنه‌ای و یك نمایش خیابانی به مرحله اجرا رسید . همچنین  در پروسه جشنواره بین‌المللی كودك 2نمایش در بخش رقابت صحنه‌ای و یك نمایش در بخش رقابت خیابانی حضور داشت. همچنین 3نمایش در بخش ویژه همدان و یك نمایش دربخش جنبی به اجرا درآمد.
این كارگردان همدانی ادامه داد: به‌رغم تمام مشكلات و سختی‌هایی كه جشنواره كودك در سال گذشته داشت و با تمام كمبودها ، نواقص و كاستی‌ها، تعیین كمیته داوران كودك و نوجوان و برگزاری مراسم اختتامیه به كانون كودك محول شد. در واقع كانون مجری این برنامه‌ها بود.
ایجاد ظرفیت بالا در استان
مسئول كمیته ارتباطات كانون كودك و نوجوان استان با اشاره به اهداف این تشكل افزود: هدف از تشكیل كانون كودك ایجاد ظرفیت بالا و توانمند در استان است. اینجا در زمینه تولید آثار خلاق و ارزشمند نیاز به یك كانون تخصصی تئاتر كودك و نوجوان واقعا احساس می‌شد. خوشبختانه به یاری دوستان این امر محقق شد و اكنون فعالیت‌ها آغاز شده است.
وی در ادامه به اعضای كانون اشاره كرد و گفت: اعضای هیأت مدیره شامل «نوشین بیگلریان» مدیر كانون،« فرزاد لباسی» نایب‌رئیس و همچنین سعید باغبانی، محسن پورقاسمی و نیما بیگریان عضو هیأت مدیره و صابر دارپوی بازرس كانون است. تعدادی از اعضا وابسته و برخی دیگر پیوسته هستند. به این معنی كه وابسته‌بودن بستگی به مدرك تحصیلی مرتبط دارد و پیوسته‌بودن چنین نیست. ما در زمینه بازیگری، كارگردانی نویسندگی و پژوهشگری عضو می‌گیریم.
یعقوبلو در پایان با اشاره به مراحل ثبت كانون گفت: این كانون 14 اردیبهشت امسال به‌طور رسمی ثبت شد و دبیر جشنواره بین‌المللی تئاتر كودكان و نوجوانان همدان در به ثبت رسیدن كانون نقش مهمی داشت .همچنین اداره ارشاد حمایت خوبی از كانون داشته است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 9 تیر 1394

چوب تاك زیر دست هنرمند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

چوب تاك زیر دست هنرمند

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
چوب تاك زیر دست هنرمند
«محمدسعید چاپاریان» چوب تاك را زیر دستان خود دارد. وی متولد سال 44 در همدان و فارغ‌التحصیل رشته افسری است. چاپاریان عضو انجمن مجسمه‌سازان همدان است....
1394/04/09
«محمدسعید چاپاریان» چوب تاك را زیر دستان خود دارد. وی متولد سال 44 در همدان و فارغ‌التحصیل رشته افسری است. چاپاریان عضو انجمن مجسمه‌سازان همدان است. فعالیت‌های هنری او در قالب هنر محیطی در فضاهای باز شهری است. این هنرمند همدانی تاكنون چندین نمایشگاه از جمله نمایشگاه انفرادی با عنوان «بیوین‌و بگو» برگزار كرده است. نكته مهم كار او در این است كه خیلی به بدنه چوب دست نمی‌زد مجسمه‌هایش را رنگ‌آمیزی نمی‌كند و آنها را صیقل نمی‌دهد. او فقط خوب نگاه می‌كند و همین نگاه دقیق به او می‌گوید با یك تكه چوب چه بسازد. چاپاریان در گفت‌و‌گو با همشهری از هنر خود می‌گوید.
  • دانشكده افسری كجا؟ هنر كجا؟
من متعلق به دهه 40 هستم. آن زمان جنگ بود به همین دلیل به محض بزرگ‌شدن جای ورود به اجتماع به سربازی رفتم و وارد نیروی هوایی شدم. بچه‌های دهه 40 دوره‌هایی طی كردند كه بسیار فراز و نشیب داشت. ما در دوران جنگ تحمیلی زندگی کردیم، اما من ركود را قبول ندارم. معتقدم كسی كه چهار فصل را ببیند می‌تواند درباره سال صحبت كند. من از اول اهل هنر بودم و موسیقی را بیشتر به‌صورت خودآموز یاد می‌گرفتم. بعدها توجه من به این هنر و خاصه به چوب تاك جلب شد و كار اصلی من با این چوب است.
  • چرا چوب تاك؟
برای من سؤال بود با وجود اینكه این چوب ظرفیت بالایی دارد اما كسی به طرفش نرفته است. استادان روی چوب‌های سخت كار می‌كردند و این چوب فقط زغال خوبی می‌داد. وقتی وارد كار با این چوب شدم به خاصیت‌های این چوب بیشتر پی بردم. حدود 4 هزار كار از این چوب ساخته‌ام اما یكی از آنها رنگ‌آمیزی نشده است. از‌تردی و شكنندگی با آتش محكم می‌شود. كارهای من تلفیقی از واقعیت و تخیل بدون صدمه‌زدن به طبیعت است.
  • آیا این هنر را از كسی آموخته‌اید؟
خیر. خودآموخته ام و خیلی هم تلاش كردم. من معتقدم هنرمند اصلی خداوند است و ذره‌ای از این هنر را به من هدیه داده است.
  • همدان مجسمه‌های سنگی همچون شیرسنگی دارد كه دارای قدمت زیادی هستند، اما متأسفانه به آنها توجه نشده است. چقدر نیاز داریم از چنین هنری در المان‌های شهری استفاده شود؟
من 7 سال همدان را قدم‌به‌قدم گشتم؛ آنقدر تمثیل و تمثال و سنگواره موجود است كه هیچ نیازی به تلاش نیست. در این شهر سنگ‌های زیادی هستند كه هنرمندان می‌توانند روی آنها  کارکنند.
در سال 92 این مجوز به من داده شد كه در بلوار ارم روی درختان زنده كار كنم. این كار یك كار كارگاهی بود و من به دنبال فرصتی برای نشان‌دادن آن در بیرون بودم. درخت موجودی عزیز است. ما خیلی دم از حفاظت از محیط‌زیست می‌زنیم، اما اگر واقعاً می‌خواهیم به این مسأله توجه كنیم باید فرهنگسازی و روی بچه‌ها كار كنیم تا 10 سال دیگر بتوانیم درخت بیشتری داشته باشیم.
بعضی بخش‌های درخت بعد از مدتی فرسوده می‌شود و باید بریده شود. اما ما می‌توانیم رنگ و لعابی به آن بدهیم و شكل‌های زیبایی از آنها در بیاوریم. اگر این كار من به سرانجام برسد بی‌نظیر خواهد بود. من بضاعت این را ندارم كه چند میلیون تومان بابت این موضوع خرج كنم، اگر صدا‌و‌سیما كمك كند می‌توانیم این شكل‌ها را به مردم نشان دهیم.
  • وضعیت مجسمه‌سازی همدان را چگونه می‌بینید؟
با توان و تلاش‌هایی كه از هنرمندان همدانی می‌بینیم، وضعیت خیلی خوب است. همدان در سنگواره‌ها حرف اول را در دنیا می‌زند. اگر حمایت بشویم این هنر در استان‌های دیگر هم دیده می‌شود.
  • برگزاری این جشنواره‌ها چقدر در پذیرش مجسمه سازی  از سوی مسئولان به‌عنوان هنر كمك خواهد كرد؟
ما هرچه می‌خواهیم در طبیعت داریم. مجسمه‌سازی نیاز به معرفی ندارد. این هنر از ابتدا كه بشر در غارها زندگی می‌كرد وجود داشت. اما وظیفه سنگین مدیران هنری و شهری همدان است كه در این زمینه فرهنگسازی كنند. لازم است در زمینه حرفه‌ای‌تر شدن هنرمندان تلاش كنیم و برخوردمان به‌صورت موضوعی باشد. این هنر را باید به دل مردم برد.
  • صحبت پایانی...
باید كار كنیم. اگر از ما حمایت نشود انگیزه‌مان كم می‌شود. در بهمن‌ یك نمایشگاه گذاشتم كه 3‌میلیون تومان هزینه برداشت و این هزینه‌ها من را دچار مشكل کرد. برگزاری نمایشگاه‌ها باید ساده‌تر شود تا هنرمندان بهتر بتوانند در این نمایشگاه‌ها شركت كنند.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D9%88%D8%A8-%D8%AA%D8%A7%D9%83-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، محمد سعید چاپاریان ، انجمن مجسمه سازان همدان ، مجسمه سازی در همدان ،

یکشنبه 7 تیر 1394

هر چیزی می‌تواند دلیل نوشتن باشد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،روزنامه همشهری ،

هر چیزی می‌تواند دلیل نوشتن باشد

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
هر چیزی می‌تواند دلیل نوشتن باشد
فیلمنامه‌نویسی از حوزه‌های خاص نویسندگی است كه اگر كسی هم در این زمینه فعالیت كند تلاش می‌كند توسط ناشران پایتخت منتشر شود تا از فرصت و زمینه احتمالی ساختن فیلم بیشتر بهره‌ببرد اما گاهی برخی از نویسندگان ترجیح می‌دهند آثارشان را در زادگاه و شهر خود منتشر كنند.
1394/04/07
 «تیری در قلب یك رویا» نام فیلمنامه‌ای است كه به تازگی توسط «امیر ملكی» نویسنده جوان همدانی با شمارگان 1000 نسخه به بازار آمده است. ملكی سال 1358 در شهر همدان‌زاده شده و از علاقه‌مندان به هنر و ادبیات است. مهم‌ترین دلمشغولی او از نوجوانی نوشتن بوده اما مدتی است به‌عنوان بازیگر و صدابردار در فیلم‌هایی كه در همدان ساخته می‌شود همكاری دارد. این گفت‌و‌گو به بهانه انتشار اولین اثر این نویسنده همدانی انجام شده است كه در ادامه می‌خوانید.

عشق به نوشتن
ملكی درباره چگونگی ورودش به عرصه نویسندگی این‌گونه گفت: از كودكی عاشق نوشتن بودم، كتاب قصه‌ها را دوست داشتم، تمام ذهنم در رویاها و خیالات بود.
 دنیای من همیشه رویایی بود، در دنیای رویاها گذر می‌كردم، هر چیزی كه به ذهنم خطور می‌كرد را می‌نوشتم. من برای نوشتن به یك موسیقی خاص گوش فرا می‌دهم و كلمات مانند پازل‌های گم شده در جلوی چشمانم نمایان می‌شوند. فقط می‌نویسم، از همه‌چیز و همه‌جا و همه‌كس بهره‌می‌برم و الهام می‌گیرم.
وی نقش تخیل در كارش را بسیار مهم دانست و ادامه داد: چون تنها بودم در ذهنم آدم‌های رویایی می‌ساختم، با زندگی‌شان زندگی می‌كردم، با خوشحالی آنها خوشحال بودم و با ناراحتی‌شان، غمگین. با آنها حرف می‌زدم، راه می‌رفتم، چیز می‌خوردم.
من عاشق نوشتن بودم، تنها چیزی كه مرا راضی می‌كرد همان نوشتن بود. اولین داستانم را در 9 سالگی نوشتم.

تنوع در كاركردن
ملكی با اشاره به تنوع كارهایش در عرصه نویسندگی گفت: 2 فیلمنامه بلند نوشتم، كتابی در مورد رجال و شخصیت‌ها دارم، 3 عنوان كتاب شعر ادبی و همچنین كتابی در مورد مخترعین گردآوری كرده‌ام، كتابی نیز در مورد نویسندگان مطرح دنیا دارم. اكنون رمان بلندی را شروع كرده‌ام.
این نویسنده همدانی با اشاره به فعالیت‌هایش در حوزه سینما توضیح داد: از سال 1385 كار در سینما را با عنوان بازیگر شروع كردم و در 2 فیلم بلند و حدود 10 فیلم كوتاه برای جشنواره‌های مختلف بازی كردم. از جمله در فیلم‌های «پلك» و «سارهای زخمی» به كارگردانی «علیرضا شرانجانی» كه در سال 1386 ساخته شد، «آستیگمات» به كارگردانی «علیرضا معصومی» كه در سال 1393 ساخته شد، «پاهای ابری» كه خودم كارگردانی كردم، «زمانی برای گریستن» به كارگردانی «علی زارع‌كار» كه در سال 1388 ساخته شد و «نسیان» به كارگردانی «شاهین شیرخوانی» كه در سال 1392 ساخته شد. بیشتر این فیلم‌ها به جشنواره‌ها راه یافتند.

دغدغه‌های یك فیلمنامه‌نویس
این فیلمنامه‌نویس همدانی در پایان به دغدغه‌هایش اشاره كرد و گفت: دوست دارم یكی از فیلمنامه‌هایم را خودم بسازم اما فعلاً شرایط فراهم نیست، چون كاركردن در شهرستان بسیار دشوار است. این روزها در بعضی از فیلم‌ها به‌عنوان صدابردار و دستیار تصویر برداری همكاری می‌كنم.

جدال نیكی و بدی
فیلمنامه تیری در قلب یك رؤیا داستان جدال نیكی و بدی است كه با دستمایه قرار دادن زندگی پر فراز و نشیب شخصیتی به نام كیان پیش می‌رود.
در این درام اجتماعی ملكی تلاش كرده است با به تصویر كشیدن شخصیت‌های مختلف در قالب یك فیلمنامه، مسائل اجتماعی مردم را نشان دهد و نقش صبر، حوصله، اعتماد و ایمان به خدا را در زندگی سازنده جلوه دهد و آنچه در جامعه امروز به‌عنوان خلا و كمبود احساس می‌شود را برجسته كند.
این فیلمنامه به تازگی در كتابفروشی‌های همدان توزیع شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ،

یکشنبه 7 تیر 1394

جوانه‌های زعفران در مزارع همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

جوانه‌های زعفران در مزارع همدان

نویسنده: حسین زندی همدان -خبرنگارهمشهری
جوانه‌های زعفران در مزارع همدان
«گیتی سالاری» از كارآفرینان موفق استان همدان است. او در طول 15 سال توانسته یگ گیاه نادر را پس از حدود 6 دهه در همدان بازیابی و كشت كند....
1394/04/06
«گیتی سالاری» از كارآفرینان موفق استان همدان است. او در طول 15 سال توانسته یگ گیاه نادر را پس از حدود 6 دهه در همدان بازیابی و كشت كند. تاریخچه كشت زعفران در همدان به گذشته‌های دور می‌رسد، اما در 6 دهه گذشته به‌طور كلی از چرخه كشاورزی استان خارج شده بود. این زن توانمند نهاوندی با تلاش خود توانست زعفران همدان را بار دیگر به شهرت جهانی برساند و مرغوب‌ترین زعفران ایرانی را تولید كند.
سالاری پس از اتمام تحصیلاتش وارد آموزش و پرورش شد و 25 سال در آموزش و پرورش به تدریس درس عربی اشتغال داشت.او برای ادامه تحصیل به همدان آمد و در كنار تدریس از دوران جوانی كشاورزی می‌كرد و مسئولیت امور كشاورزی پدر هم با او بود . در ادامه گزارش همشهری را با او می خوانید.

احیای كشت زعفران در همدان
وی به همشهری گفت: من مدت 27 سال است كه كشاورزی می‌كنم، اما پس از بازنشستگی به‌طور جدی به كشاورزی رو آوردم. 15سال پیش تصمیم گرفتم كشت زعفران را در منطقه احیا كنم. در روزگاران قدیم استان همدان و منطقه «رودآورد» (بین نهاوند و تویسركان) از مناطق كشت زعفران به شمار می‌رفت.
همان 15سال پیش این كار را به‌صورت آزمایشی در یك زمین 4000 متری آغاز كردم. از سال‌های دوم و سوم با موفقیت روبه‌رو شدم و برداشت خوبی داشتم. در سال چهارم از 4000متر 4كیلو زعفران خشك برداشت كردم. موضوع رسانه‌ای شد و از بیشتر شبكه‌ها نیز پخش كردند.
سالاری افزود: كارآفرینی زعفران را حدود 15 سال است شروع كرده‌ام از زمانی كه 45 سال داشتم. زمین موروثی بود و مالك زمین خودم بودم. سرمایه هم داشتم، متكی به حمایت‌های دولتی مثل وام و بانك نبودم و در واقع از طرف جهاد كشاورزی و بانك‌ها حمایتی نشدم.
وی ادامه داد: برداشتمان به‌طور معمول 7كیلو در هكتار است، اما ما 10كیلو در هكتار برداشت كردیم.
پس از این موفقیت شروع به افزایش كشت كردم و 3 هكتار را زیر كشت بردم.
 این كار هم نوعی كارآفرینی است و هم از نظر اقتصادی بسیار خوب است. این كارآفرینی مربوط به خانم‌هایی است كه در فصل بیكاری مشغول كار می‌شوند.

استفاده از خانم‌ها در روند كار
این بانوی كارآفرین توضیح داد: به‌صورت فصلی 20 تا 30 نفر كارگر داریم كه بیشتر خانم هستند. برای چیدن و پاك كردن از خانم‌ها استفاده می‌كنیم. این كار به ظرافت زیادی نیاز دارد. خانم‌ها هم حوصله بیشتری به خرج می‌دهند هم دستانشان ظریف‌تر است. برای كار آبیاری از آقایان استفاده می‌كنیم. بیشتر خانم‌ها از فارسبان و و روستاهای اطراف می‌آیند. اما كار بسته‌بندی را خودم انجام می‌دهم. چون فراوری کمی مشكل است. خشك كردن و بسته‌بندی حساس است. شركتم را به تازگی به ثبت رسانده‌ام. دنبال استاندارد و برندی با نام «زعفران‌سالار» هستم. اگر كد بهداشتی و استاندارد بگیرم می‌توانم حرفی برای گفتن داشته باشم.
سالاری درباره نحوه فروش محصولات خود گفت: بخشی را به‌صورت تلفنی در مزرعه می‌فروشیم. محلی در نهاوند داریم و به وسیله پست و حمل‌ونقل شهری به كل استان همدان و استان‌های همجوار می‌فرستیم. در تمام ایران خریدار داریم. صادرات هم به‌صورت چمدانی است و بیشتر  دوستان از ما زعفران می خرند،زیرا  و تا حالا كد بهداشتی و استاندارد نگرفتم برای همین صادرات رسمی نداشته‌ایم که  امیدوارم به‌زودی این امكان به وجود بیاید.

هزینه‌های كاشت زعفران
سالاری در پاسخ به این سؤال كه هزینه هر هكتار كشت چقدر است، توضیح داد: برای هر هكتار اگر بخواهیم بازدهی خوبی داشته باشیم 30 میلیون تومان هزینه می‌كنیم. این كشت زودبازده نیست اگر امسال بكاریم 3 سال بعد به بهره‌برداری می‌رسد و 7تا10سال دوام دارد. سال اول برداشت بسیار كم است. سال دوم، دوسوم از هزینه را و سال سوم از هر هكتار8تا 10‌كیلو زعفران خشك می‌کنیم. قیمت امروز زعفران ایران قیمت خوبی ندارد و برخلاف اروپا بسیار پایین است. هر‌كیلو زعفران 6تا 7 میلیون است. البته در اروپا به دلار فروخته می‌شود. این بانوی همدانی درباره كشت زعفران در استان همدان گفت: خوشبختانه زعفران در همدان جا افتاده و در تمامی شهرها كشت می‌شود. به‌خصوص شهر بهار كه از من پیاز آن را تهیه می‌كنند. این محصول  در كنگاور قروه، سنندج، كرمانشاه و اراك كشت می‌شود، اما در استان همدان بزرگ‌ترین مزرعه، مزرعه ماست. اگر افراد بیشتری به كشت این محصول علاقه نشان دهند رقابت آسان‌تر است. وقتی كشت زیاد می‌شود كیفیت محصول بهتر خواهد شدو می‌توانیم كارگاه فراوری را در استان راه‌اندازی ‌كنیم تا صادرات هم از استان صورت ‌گیرد.

حمایت جهاد كشاورزی
سالاری تأكید كرد: اگر كسی بخواهد وارد این كار شود، بدون سرمایه می‌تواند شروع كند. جهاد كشاورزی 2 سال است وارد این حوزه شده است. اگر كسی پیگیری كند حمایت می‌كنند به شرطی كه كار را انجام دهد. سال اول كه من این كار را شروع كردم مروجان و مهندسان جهاد فکر می‌كردند كه این كار در استان ما امكان‌پذیر نیست. حدود سال 78 بود و آنها اطلاعی از كشت زعفران نداشتند. من با مطالعاتی كه داشتم گفتم زیستگاه اولیه زعفران همدان بوده و از اینجا به وسیله تجار به خراسان برده شده است همان‌گونه كه امروزه به افغانستان می‌برند. پیشتر در این منطقه برنج كشت می‌شد، اما به خاطر تغییرات آب و هوایی دیگر نمی‌كارند. در شهر همدان باغی به نام جهاد وجود دارد وقتی جهادكشاورزی شروع به كار در این باغ كرد پیازهایی كه از سال‌ها پیش در این باغ وجود داشتند دوباره شروع به رشد كردند.
وی به سفرهایی كه در طول سال دارد اشاره كرد و گفت: سفرهایم بیشتر تحقیقاتی است. به هر استان و هر كشوری می‌روم تلاش می‌كنم به بحث كشاورزی بپردازم. تمام مزارع زعفران استان خراسان را رفته‌ام و دیده‌ام. همچنین مزرعه‌های زرشك بسیار مورد توجه من بوده است. چون قرار است در اینجا زرشك هم بكارم که  امسال فعلا آزمایشی كاشته‌ام. سفر تحقیقی به خوزستان برای كشت گل رز داشتم اما اقدام نكردم، كشت موز را دنبال كردم، اما به این نتیجه رسیدم كه در همدان تنها به‌صورت گلخانه‌ای می‌توان كشت كرد. روی مارچوبه كار كرده‌ام و در اینجا كاشته‌ام که  بسیار پولساز و اقتصادی است. دنبال گیاهان دارویی گوناگون نیز هستم.

مشكلات كشاورزی استان
سالاری در پایان گفت: در كشاورزی باید به سمت برندسازی پیش برویم، اما درست كار نكرده‌اند و حمایت نیز  نمی‌كنند. محیط‌زیست آلوده است. كشاورزی آلوده است. كارهای بسیاری انجام می‌شود. من با پرورش ماهی در این منطقه بسیار مخالفم. بزرگ‌ترین لطمه به محیط‌زیست و كشاورزی از طرف پرورش‌ دهندگان ماهی است كه به‌صورت غیرعلمی و غیر‌كارشناسی انجام می‌گیرد. مدیریت آب صورت نگرفته و كسانی كه وارد این حوزه شده‌اند آگاهی چندانی ندارند. به‌طور مثال به‌صورت غیر‌اصولی از دبی آبی كه برای كشاورزی باید استفاده شود برای پرورش ماهی بهره‌می‌گیرند. برای تغذیه ماهی با كامیون در آب نمك تخلیه می‌كنند و دبی آب كم می‌شود. هدررفت آب بسیار زیاد است. من به‌صورت علمی ثابت می‌كنم آب شور به كشاورزی وارد می‌شود. آلودگی‌هایی كه وارد آب شده باعث تولید قارچ درختان شده و آب كاملا آلوده است و حساسیت پوستی مردم منطقه نیز ناشی از همین آلاینده‌هاست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%B9%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B9-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، گیتی سالاری ، زعفران همدان ، زعفران ،

دوشنبه 1 تیر 1394

نگاه منطقی به گردشگری خلاق

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گردشگری ،گفتگو ،

نگاه منطقی به گردشگری خلاق

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
نگاه منطقی به گردشگری خلاق
گردشگری با سرعتی عجیب در حال توسعه و تحول است. نگرش‌های نوین به این صنعت هر روز با‌گونه‌ها و شیوه‌های نوین گردشگری نمود پیدا می‌كند. گردشگری خلاق یكی از این زمینه‌هاست....
1394/04/01
گردشگری با سرعتی عجیب در حال توسعه و تحول است. نگرش‌های نوین به این صنعت هر روز با‌گونه‌ها و شیوه‌های نوین گردشگری نمود پیدا می‌كند. گردشگری خلاق یكی از این زمینه‌هاست.
«معصومه مؤمنی» مدرس دانشگاه در همدان و دانشجوی دكترای جغرافیا و برنامه‌ریزی گردشگری در تاجیكستان است. او این روزها در حال مطالعه روی زمینه‌های گردشگری خلاق در همدان است. مؤمنی در گفت‌و‌گویی اختصاصی با ما چگونگی وضعیت و ظرفیت‌های همدان را تشریح می‌كند.
  • ارتباط گردشگری و خلاقیت چگونه شكل می‌گیرد؟
صنعت گردشگری در جهان پیشرفت چشمگیری داشته و به سوی افق‌های تازه و نو در حركت است. در چنین حالتی این صنعت به عرصه‌ای پویا برای خلاقیت و ابتكار متخصصانی تبدیل شده است كه با داشتن فضای مناسب در حوزه گردشگری توانسته‌اند به ابتكارها و نوآوری‌هایی دست یابند. این نوآوری‌ها نه تنها برای این صنعت، بلكه برای تحول پیشرفت جامعه جهانی هم مفید بوده است.
  • چه ارتباطی بین اوقات فراغت، گردشگری و حقوق جامعه محلی وجود دارد؟
گردشگری در سال‌های دور برای گذران اوقات فراغت و دوری از همهمه‌ دنیای صنعتی به اوج رسید و به دلیل مراودات اقتصادی فراوان نام صنعت به خود گرفت. پس از آن دغدغه‌های فرهنگی به یكی از پر طرفدارترین انگیزه‌های سفر مبدل شد.
همچنین بازدید از آثار معماری مورد توجه بیشتر گردشگران قرار گرفت. در كنار آن گردشگری طبیعت و اكوتوریسم نیز پیشرفت چشمگیری داشت.
 اما چند سالی است كه گردشگران از مرز تاریخ و طبیعت فراتر رفته اند و خواهان حضور در جامعه میزبان و درك عمیق‌تری از آن هستند. اینان به نسل سوم گردشگران شهرت یافتند كه «شهروندگردشگر» نیز نامیده می‌شوند. این قبیل گردشگران سفر را با انجام فعالیت‌های تجربی و ایجاد رابطه عمیق با جامعه مقصد سپری می‌كنند.
به عبارتی دیگر مهمان نیستند، بلكه برای مدتی مانند جامعه مقصد رفتار می‌كنند و تجربه عملی زندگی آنان تبدیل به انگیزه سفر گردشگر می‌شود.
  • خلاقیت در گردشگری و یا به عبارت دیگر گردشگری خلاق چگونه در‌گونه‌های مختلف این صنعت خود را نشان می‌دهد؟
گردشگری خلاق گستره‌ای از انگیزه‌های سفر را در بر می‌گیرد كه یك امر مشترك میان آنها وجود دارد و آن همراهی جامعه میزبان در فعالیت‌های روزمره است. به‌عنوان مثال در گردشگری غذا، گردشگر با میزبان خود در تهیه غذا همراه می‌شود و چگونگی طبخ آن همچنین تهیه مایحتاج آن را از نزدیك لمس می‌كند و دیگر مانند گذشته به خوردن آن اكتفا نمی‌كند . همچنین تولید صنایع‌دستی را از ابتدا مشاهده می‌کند و به خرید آن اكتفا نمی‌كند.
زندگی در روستا برای مدتی كوتاه، رفتن به مزارع و باغات و تجربه‌كاری كوتاه در یك مزرعه، موسیقی محلی و آیین‌های سنتی، حضور در مراسم خاص آنها، پوشیدن لباس محلی و حس استفاده از ابزار‌آلات ابتدایی مورد استفاده در روستاها و بسیاری موارد دیگر جاذبه‌های جدید گردشگری هستند كه نسل سوم گردشگران علاقه‌مند به آن شده‌اند.
  • جایگاه ایران در توسعه گردشگری خلاق چگونه است؟
گردشگری با سرعتی عجیب در حال توسعه و تحول است. نگرش‌های نوین به این صنعت هر روز با‌گونه‌ها و شیوه‌های نوین گردشگری نمود پیدا می‌كند. گردشگری خلاق یكی از این زمینه‌هاست.ایران كشوری پهناور و با فرهنگ‌های گوناگون و غنی به لحاظ اقلیم چهارفصل یكی از بازارهای بزرگ در گردشگری خلاق به شمار می‌رود. این‌گونه از گردشگری در ایجاد موازنه میان بازار و حضور گردشگر در تمامی نقاط كشور نقش مهمی دارد و در امر مهم كارآفرینی و اشتغال‌زایی در جوامع كوچك بسیار پر اهمیت است كه می‌طلبد در این مورد برنامه‌ریزان توسعه پایدار این صنعت و این نوع از گردشگری را بیشتر مورد توجه قرار دهند.
  •  وضعیت همدان را در جذب این نوع گردشگری چگونه ارزیابی می‌كنید؟
همدان در پس چهره كوهستانی‌اش مغفول واقع شده است. این استان مستعد گردشگری خلاقانه است. فرصت‌های جذب توریست خارجی در استان به وفور یافت می‌شود. گردشگری استان حلقه گم‌شده‌ای است كه نیازمند توجه ویژه است‌.
  • همدان چه ظرفیت‌هایی برای توسعه گردشگری خلاق دارد؟
سال‌هاست دم از نداشتن غذای خاص و محلی در این منطقه می‌زنیم. در صورتی كه از تنوع نان‌ها، آش و انواع آبگوشت غافل ماندیم. نماد‌سازی برای صنایع‌دستی كه خود یكی از بهترین سفیران تبلیغی محسوب می‌شود را فراموش كردیم. موسیقی، ادبیات و معماری استان مظلوم و در معرض تهدید واقع شده و تمامی این عناصر گنجینه‌های ناب در زمینه گردشگری خلاق در حال محو‌شدن است.
  • برای رسیدن به گردشگری خلاق در همدان چه باید كرد؟
با نگاهی كارشناسانه و فراهم آوردن بستر مناسب می‌توان به حفظ و احیای داشته‌ها پرداخت و میزان ماندگاری گردشگران را افزایش داد و سهم ناچیز اشتغال را در استان بالا برد.

گردشگری خلاق
گردشگری مجموعه تغییرات مكانی انسان‌ها و فعالیت‌هایی منتج از آن تعریف شده است. خلاقیت، پیدایی و تولید ایده، اندیشه و فكری نو و نوآوری، عملی‌کردن آن ایده و فكر است. گردشگری خلاق نسل جدید گردشگری بعد از نسل اول (گردشگری ساحل، سفر، اوقات فراغت و استراحت) و نسل دوم (گردشگری فرهنگی، متمایل به فرهنگ و موزه‌ها) است. گردشگری خلاق با شعار «موزه‌های كمتر، میدان‌های بیشتر» بر انجام فعالیت‌های تجربی و تعامل عمیق‌تر با زندگی واقعی فرهنگی در شهرها تمركز می‌كند. گردشگری خلاق به شهر مقصد اجازه می‌دهد تا مزایای رقابتی نسبت به جاهای دیگر پیدا كند. محصولات خلاقانه كارآفرین‌ها و افرادی را از بخش‌های فرهنگی جذب می‌کنند. می‌توان تعبیر گردشگری پژوهشی را برای گردشگری خلاق به كار برد. میراث ناملموس شامل سنت‌های شفاهی، هنرهای نمایشی، آیین‌ها و رویدادها دانش و تجربیات مرتبط با طبیعت، جهان و صنایع دستی سنتی با بن‌مایه‌های گردشگری خلاق پیوند دارند.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82


برچسب ها: گردشگری خلاق ، گردشگری همدان ، همشهری همدان ،

دوشنبه 1 تیر 1394

مسجد پیغمبر؛ میراث پیامبران و ادیان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

مسجد پیغمبر؛ میراث پیامبران و ادیان

نویسنده: حسین زندی همدان‌ـ ‌ خبرنگار همشهری
مسجد پیغمبر؛ میراث پیامبران و ادیان
یكی از مظاهر مذهبی تاریخی كهن‌شهر همدان وجود مساجد، تكیه‌ها، بقعه‌ها و سقاخانه‌هایی است كه نشان از حال‌وهوای تاریخی و معنوی شهر دارند...
1394/03/24
یكی از مظاهر مذهبی تاریخی كهن‌شهر همدان وجود مساجد، تكیه‌ها، بقعه‌ها و سقاخانه‌هایی است كه نشان از حال‌وهوای تاریخی و معنوی شهر دارند. می‌توان گفت این اماكن بهتر از سایر بناها حفظ شده‌اند و خوشبختانه پس از دهه‌ها و سده‌ها همچنان پابرجا هستند.  امروزه مساجد و مكان‌های مذهبی افزون بر كاربری اعتقادی كه محل برگزاری مناسك محسوب می‌شود، یكی از جاذبه‌های گردشگری هستند. این مكان‌ها در همه جای دنیا از جاذبه‌های مهم گردشگری مذهبی و گردشگری فرهنگی تاریخی به حساب می‌آیند.
همدان نیز از این بابت بسیار غنی است و همه ساله صدها گردشگر ایرانی و خارجی از جاذبه‌های تاریخی مذهبی این استان بازدید می‌كنند. یكی از این جاذبه‌های زیبای همدان، مسجد پیغمبر است. وجود بزرگان و پیروان ادیان و مذاهب مختلف باعث شده همدان یكی از شهرهایی باشد كه معتقدان ادیان و مذاهب گوناگون در طول تاریخ به‌صورت مسالمت‌آمیز در کنار هم زندگی كنند.
  • میعادگاه علمای بزرگ همدان
یكی از اعضای هیأت امنای مسجد كه بیش از 30 سال سابقه خدمت به نمازگزاران آن را دارد به همشهری گفت:  قدما مساجد محل شور و مشورت و تصمیم‌گیری در امور مهم بود، به همین دلیل تعداد زیادی مسجد در بازار تاریخی همدان ساخته شده است.  «حسین شیرانی» كه مردم همدان با نام «حاج حسن» او را می‌شناسند ادامه داد: شیخ جواد انصاریان از عرفای بنام همدان، محمدتقی عالمی و آقای وحیدی موسوی اصفهانی از نوادگان دختری سید ابوالحسن اصفهانی ـ كه جزو مراجع تقلید آن زمان بود ـ سیدحیدر وفایی و سیداحمد حسنی از ائمه جماعات این مسجد در طول سالیان دراز بوده‌اند.
وی ‌افزود: افرادی مانند مرحومان سیدعلی‌آقا حسینی، حاج آقا سپهری، مسكین، حاج مهدی مساجدی و حاج علی‌اصغر محمدی نیز مداحانی بودند كه همه عمرشان را در این مسجد وقف خدمت به امام حسین(ع) كردند. در این چند سال هم در این مسجد از صبح به سوی نمازگزاران باز است؛ به جز شب‌ها كه بازار تعطیل است. در ماه رمضان برنامه‌های سخنرانی و نماز جماعت برقرار است و از اول ماه محرم تا آخر ماه صفر نیز روضه سیدالشهدا(ع) را داریم.
  • تاریخ مسجد
«مجتبی جوادیه» دبیر مؤسسه نبض سبز حیات و راهنمای گردشگری در همدان با اشاره به اهمیت این مسجد گفت: حضور آرامگاه پیامبری به نام «حجی» در این مسجد باعث شده نام مسجد و راسته بازار به نام پیغمبر مزین شود.  این راهنمای گردشگری در همدان افزود: حجی پیامبری هم‌عصر هخامنشیان است. او در بین‌النهرین تبعید بود و پس از تسخیر این منطقه توسط ایرانیان آزاد شد و به اورشلیم بازگشت. گفته می‌شود معبد اورشلیم یا مسجدالاقصی به دست یونانیان تخریب شده و سال‌ها به همین وضعیت می‌ماند و حجی یهودیان را ترغیب به بازسازی این معبد می‌كند و پس از چند سال موفق می‌شود این معبد را مانند گذشته فعال كند. او به دلیلی نامشخص به ایران مهاجرت می‌كند و در هگمتانه زندگی می‌کند و نهایتاً در همین شهر از دنیا می‌رود.
دبیر مؤسسه نبض سبز حیات ادامه داد: به احتمال فراوان دانیال نبی، حبقوق نبی، ارمیا نبی و بسیاری از شخصیت‌های مذهبی قوم بنی اسرائیل ـ كه در ایران با احترام فراوان به خاك سپرده شده‌اندـ  با دلیل مشابهی به شرق مهاجرت كردند و هم‌عصر با پادشاهان هخامنشی و با حمایت آنها به حیات خود ادامه دادند. حجی یا حكی در میان مسیحیان و یهودیان از احترام بسیاری برخوردار است. برخی او را پیامبر كوچك می‌خوانند. به دلیل اینكه كتاب وی در عهد عتیق كوچك‌ترین بخش است اما كار بزرگ وی از اهمیت زیادی برخوردار است.
  • اهمیت مسجد
این فعال حوزه گردشگری گفت: مسجد پیغمبر  آرامگاه او نیز هست و در بین مردم همدان از احترام بسیاری برخوردار است. افرادی كه در این مسجد عبادت می‌كنند همواره زیارت این پیامبر را به جا می‌آورند. ساختمان مسجد در سال‌های گذشته به شكل كاملاً نامانوس با بافت بازار تعمیر شد. و نمای این مسجد به هیچ‌وجه نشان‌دهنده قدمت آن و گوهری كه در آن آرمیده نیست.  جوادیه در مورد اهمیت گردشگری مسجد پیغمبر گفت: این مسجد و آرامگاه به لحاظ تاریخی و مذهبی می‌توانست جاذبه باارزش گردشگری برای این شهر محسوب شود اما هیچ برنامه و فعالیتی برای آن صورت نگرفته است. جای سؤال دارد كه چرا به بازار همدان و اماكنی از این دست با قابلیت‌های جذب گردشگر فراوان بی‌توجهی می‌شود و شاهد تخریب نمای كاروانسراها و مغازه‌ها هستیم. یك نمونه پوشش‌های سقفی كه اخیراً در برخی راسته بازارها استفاده شده فضای سنتی این مكان‌ها را تغییر داده و با تابش نور خورشید رنگ قرمز پلاستیك پوشش سقف كل محوطه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نبود تابلوهای راهنمای بازار و بسته‌بودن كاروانسراها در روزهای تعطیل تنها گوشه‌ای از معضلات موجود گردشگری در بازار همدان است كه توجه بیشتر مسئولان مربوطه را می‌طلبد.
  • اهمیت گردشگری
این راهنمای گردشگری در پایان گفت: گردشگری مذهبی یكی از انواع پررونق و پرطرفدار گردشگری در دنیاست. ما در همدان ظرفیت‌های خوبی در این زمینه داریم. امیدوارم با تدبیر مسئولان نهادهایی مانند اوقاف، میراث فرهنگی و شهرداری بتوانیم از این امكان بهتر و بیشتر استفاده كنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%9B-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، مسجد پیغمبر همدان ، میراث فرهنگی همدان ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."
روزگارکودکی برنگردد دریغا

نویسنده : راستین هستی‌پرست، حسین زندی

فرهنگی 

محمد‌حسن شهیدی نویسنده همدانی که نخستین اثر خود را که در حوزه ادبیات‌داستانی است به تازگی روانه بازار نشر کرده است. پیش از این از شهیدی ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و‌تحلیل محتوا به چاپ رسیده بود. "یارم‌همدانی و ..."  توسط انتشارات آوا‌متن در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد به همین خاطر گفت وگویی با این نویسنده همدانی انجام داده‌ایم.
 جناب شهیدی از خودتان بگویید.
من در سال 1323 در تهران متولد شدم اما از 4، 5 ماهگی به همدان آمدیم. پدرم اهل همدان بود. نخستین محله‌هایی كه در یاد من هست امامزاده‌یحیی و مسجد‌حاج‌حافظ است. دوران دبستان را در دبستان حافظ در محله جولان گذراندم كه گویا امروزه اثری از آن دبستان وجود ندارد. در دبیرستان ابن‌سینا درس خوانده‌ام و در سال 1341 فارغ‌التحصیل شدم.
پس از سال 41 در كجا ساكن شدید؟
پس از دبیرستان برای تحصیلات در چند دانشگاه خارج از همدان قبول شدم. اما بر‌اثر یك علاقه رشته خود را عوض كردم و به دانشگاه پلیس رفتم و در آنجا تحصیلات دانشگاهی را گذراندم سپس به آمریكا رفتم. دوره فوق‌لیسانسم را در رشته مبارزه با مواد‌مخدر به پایان رساندم و یك كتاب نیز در این‌باره نوشتم. از آنجایی كه سال‌ها رئیس دانشگاه‌پلیس بودم این كتاب را در آنجا تدریس می‌كردم سپس در زمان جنگ در ماهشهر ساكن شدم. در فتح خرمشهر هم در جنگ شركت داشتم. سپس مسئول شهربانی و معاون شهربانی در بوشهر شدم و پس از آن هم دیگر بازنشسته شدم.
چطور شد رمان «یارم همدانی و...» را نوشتید؟
انسان‌ها وابسته به جایی که متولد شده‌اند هستند. من در همدان بزرگ شدم با بچه‌های همدان و مردم همدان آمیخته شدم. خاطرات کودکی انسان هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود و من هر کجا زندگی کنم وابسته به همدان هستم. من از كودكی كنجكاو بودم و همه چیز را زیر‌نظر می‌گرفتم. هر‌آنچه كه در اطراف من رخ می‌داد از دیدگان من دور نمی‌ماند. به راستی من چیزهایی را می‌دیدم كه دیگران نمی‌دیدند. در نخستین نگاه همه جزئیات یك‌چیز یا یك آدم را در یاد خود می‌سپردم. جاهای خالی چیزهایی را كه می‌دیدم و نمی‌دانستم چیست، همیشه با تخیل و تصور خویش پُر می‌كردم و به گونه‌ای داستان‌سرایی می‌كردم و برای چندین سناریو متصور می‌شدم. مثلاً می‌توانستم تخیل كنم آدمی كه از جلوی من گذشت از كجا می‌آمده و اكنون به كجا خواهد رفت. این كتاب نیز بر همین مبنا نوشته شده است. بر مبنای همسایگانی كه ما داشتیم و شرایطی كه آنها داشتند و مهمترین مطلبی كه درباره همسن‌های خودم مطرح است این است كه این كتاب آنها را به گذشته برمی‌گرداند و همه نقاط‌جغرافیایی همدان را به شكلی دقیق به یاد می‌آورد. همه مكان‌هایی كه در كتاب آورده‌ام واقعی است، اگرچه اكنون تغییرات زیادی پیدا كرده است.
 چرا کسانی که زندگی و آینده خوشی دارند در این کتاب کمتر دیده می‌شود؟
ببینید من قهرمان این داستان نیستم همان طور که می‌گویید قهرمانان داستان کسانی هستند که با شکست‌هایی مواجه می‌شوند تاجایی که ممکن بوده است تلاش کردم زیان‌های این شکست را به حداقل برسانم. واقعیت این است که آن روزگاری را که من روایت کردم تعداد افراد شیرین‌کام و کامروا کم بود و من تلاش نکردم به عمد این تلخی‌ها را بیان کنم، این مسائل وجود داشت. مسأله‌ای که بسیار اهمیت دارد و شما هم در آینده با آن مواجه می‌شوید این است که  همه آن افرادی که ما تصور می‌کنیم در زندگی خوشبخت و یا ثروتمند هستند و امکانات خوبی دارند معمولاً اینگونه نیست. شما وقتی وارد زندگی آنها می‌شوید و یا سرنوشت آنها را می‌خوانید می‌بینید خوشبختی به ندرت دیده می‌شود. در داستان ما هم اینگونه است آدم‌هایی که گاهی احساس خوشبختی می‌کنند اما خوشبخت نیستند و دامنه لذات معمولاً در زندگی محدود است.
 داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که ما شاهد شکست‌های بزرگی هستیم که تمامی جامعه و کشور را فرا‌گرفته است مانند کودتای 28 مردادماه ارتباط چنین شکستی با ناکامی‌های آدم‌های داستان شما چیست؟
ببینید در هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. یکسری عوامل در اختیار ما هستند و ما می‌توانیم بر آنها تأثیر بگذاریم، اما بسیاری از عوامل دیگری وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یکسری وقایع‌اجتماعی رخ دهد اما افراد جامعه در به وجود‌ آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانندآنها را تغییر دهند اما تحت‌تأثیر این وقایع هستند.
 چه دلیلی برای این نقد بی‌رحمانه به جریان‌های اجتماعی و‌سیاسی گذشته وجود دارد؟
برای اینکه گذشته چراغ راه آینده است. شما در زندگی شخصی هم از تجربه‌های روزمره برای آینده استفاده می‌کنید. اگر امروز در 70 سالگی احساس خوبی دارم مربوط به گذشته است و اگر احساس بدی دارم باز هم گذشته من است که حال و آینده من را می‌سازد. آنان که اصرار دارند گذشته را کنار بگذارند اگر چه در گفتار آسان اما در عمل غیر‌ممکن است. امکان ندارد شما گذشته خود را فراموش کنید، به ویژه گذشته تاریخی خود را. مثل معروفی است که می‌گوید ملتی که تاریخ و گذشته تاریخی خود را فراموش کند ناچار به تکرار تاریخ خواهد شد. اگر تاریخ را نخوانی و گذشته انفرادی و تاریخی شهر خود را ندانید و بی‌اعتنا باشید مدام باید آن را تکرار کنید تا تغییرات عمده اجتماعی پیش آید.
 تا اینجایی كه من می‌دانم این نخستین كتاب داستانی شماست. چه شد كه در این سن‌و‌سال دست به نوشتن این داستان زدید؟
از آنجایی كه من كار دانشگاهی می‌كردم و هر كتابی  را هم كه می‌نوشتم ناچار بودم مرجع و منبع بگذارم. كتاب روش تحقیق در امور اجتماعی كه ناشر آن دانشكده امور اقتصادی است كه من سالیان دراز در آنجا مدیر آموزشی بودم، از نوشته‌های بنده است و كتاب «مواد‌مخدر و امنیت‌اجتماعی و راه سوم» كه ناشر آن روزنامه اطلاعات است. این كتاب در دانشكده فرماندهی ستاد معروف به دانشكده علوم‌انتظامی به عنوان مرجع تدریس بود. نزدیك به 50 مقاله در زمینه مواد‌مخدر نوشته‌ام و حدود  20تا30 مقاله در مورد تحقیق در عملیات یا همان روش عملیاتی. برای نوشتن همه این كتاب‌ها من ناچار بودم مرجع و منبع معرفی كنم و این كار مرا بسیار خسته كرد. سپس تصمیم گرفتم كتابی بنویسم كه نیاز به منبع و مرجع نداشته باشد و استراحتی باشد در دنیای نویسندگی من. آنگونه كه خودم می‌خواهم در مورد شهر خودم بنویسم. كتاب دیگری در دست دارم كه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ تاریخی تكمیل‌كننده كتاب «یارم همدانی» است كه در آینده‌ای نزدیك چاپ خواهد شد.
 امروز وقتی به همدان بر می‌گردید دیگر آن محله‌هارا نمی‌بینید وبه جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید آپارتمان‌های بی‌قواره سبز کرده چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده پیدا کرده اگرچه اندکی در محله قدیم ما بخش‌هایی باقی مانده است. من هر‌بار که به همدان می‌روم  از همین محله‌ها شروع می‌کنم مثلاً در هتل بوعلی اقامت می کنم و همه مناطق را می‌گردم.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/12/0x41d8155836741249.html

معرفی کتاب 

فرهنگی 

"یارم همدانی و ..."
  خلق رمان بدون وجود مکان و شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های رمان در آن نشوونما یافته‌اند امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات، عواطف و حوادث درون شهری، رمان را ژانری هم پیوند با پیدایش بورژوازی و شهرهای مدرن می‌کند. همه رمان‌های خوب، شهری هستند تا جایی که برخی از شهرها هویت خود را بر نویسنده تحمیل می‌كنند تا نامشان را بر پیشانی اثر بیاورند که بی‌شك این مورد ممکن است خوی و خصلتی منحصر به‌ فرد به آن شهر بخصوص بدهد و قلب تپنده رمان بشود.
این رمان که بلافاصله یار و همدان را بر جلد کتاب آورده، نوشته محمد‌حسن شهیدی‌همدانی است.
وی با زیرکی و دقت‌نظر و ریز‌بینی خاصی به چند و‌چون این سلاخی و تبعات این سلاخی بدون اینکه بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعار‌زدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان این واقعیت تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می‌کند و شخصیت‌های اثرش را بدون اینکه در دام کلیشه‌های سانتیمانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می‌دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می‌کند، به طوری که پس از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک شوند. و در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند، زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت‌ها قصد می‌کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می‌گرداند تا تکلیفش معین شود، به این سادگی‌ها که نمی‌شود، از زیر دین شانه خالی کرد.
محمد‌حسن شهیدی‌همدانی که متولد 1323 در همدان است، این کتاب نخستین رمانی است که به چاپ رسانیده است و دیگر اینکه چقدر موجب افسوس است که وی که قصه‌گوی زبردستی با نثری سالم و سلیس است ما را تا حال از نوشته اینچنیی خود محروم داشته است.
این کتاب در هزار نسخه به قیمت 10 هزارتومان توسط انتشارات آوا‌متن به چاپ رسیده و در نمایشگاه امسال استقبال خوبی از آن به عمل آمده است.



برچسب ها: ادبیات همدان ، نویسندگان همدان ، رمان یارم همدانی و.. ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

پزشکان و فعالیت‌های محیط زیستی در گفت‌وگو با پژمان خطیبیان

environmentkhatibiyan.jpg

حسین زندی: محیط زیست ایران شرایط خوبی ندارد. ریزگردها، پسماند‌های صنعتی، تخریب جنگل ها و نابودی درختان، نابودی سفره‌های آب زیر زمینی، تخریب قنات‌ها، سد‌سازی و تولید زباله‌های خانگی تنها مشتی نمونه‌ی خروار از فجایع زیست‌محیطی است که در ایران به چشم می‌خورند. روی هم رفته عوامل انسانی اصلی‌ترین علت این بحران است و مجموعه‌ی دولت و نهادها و ارگان‌های رسمی هرگز عزم جدی برای حفظ محیط زیست نداشته‌اند. شهروندان نیز در سایه‌ی نبود آموزش با منفعت‌طلبی به این معضل دامن می‌زنند. در شرایط اقتصادی نامساعد این وضعیت تشدید می‌شود. لذا فقر اقتصادی یکی دیگر از موارد کم‌توجهی به محیط زیست است. هرچند در جامعه، اقشاری هستند که شرایط مالی مناسبی دارند اما به رفع این بحران کمکی نمی‌کنند. صاحبان مشاغل، بازاریان، تاجران و پزشکان از جمله این اقشار هستند. این افراد اگرچه ممکن است فرصت کافی برای فعالیت‌های حفاظت از محیط زیست نداشته باشند اما می‌توانند حامی تلاشگران این عرصه و تشکل‌های محیط زیستی باشند.
شهر همدان اما از این قاعده مستثنی است. آنهم به همت چند پزشک که علاوه بر طبابت بیماران، به علاج بیماری محیط زیست هم می‌پردازند و خود از پیش‌قدمان فعالیت های محیط زیستی هستند. یکی از این افرد "دکتر پژمان خطیبیان" است که افزون برحمایت‌های معنوی، در برنامه‌های پاکسازی طبیعت، همراه و یاور تشکل‌های غیر دولتی همدان است. دکتر خطیبیان در این گفت و گو به دلایل ضرورت حضور پزشکان در فعالیت‌های محیط زیستی می پردازد.

 

من سوالم را با یک انتقاد شروع می‌کنم، با این که پزشکان از جمله اقشار تحصیل کرده جامعه هستند، در عین حال رفاه نسبی هم دارند و مهمتر از همه از تاثیرگذاری مناسبی بر دیگر افراد جامعه برخوردارند اما کمتر وارد فعالیت‌های پیشگیرانه و حفاظتی در حوزه محیط زیست می‌شوند.
من هم این انتقادها را دارم. پیش از این یک عده‌ای در زمینه‌ی بحران محیط زیست اعلام خطر می‌کردند ومشکلات را عنوان می‌کردند که تعدادشان انگشت شمار بود و متاسفانه پیام آنها خیلی هم جدی گرفته نشد. امروز ما می‌بینیم هشدارهای آنها واقعی بوده و هرچه پیش می‌رویم این بحران بیشتر خودنمایی می‌کند. اما در زمینه‌ی سوال شما، پزشکان دو گونه نقش در حفاظت از محیط زیست می‌توانند داشته باشند. یکی نقش عمومی آنها است که مانند هر شهروندی در جامعه می‌توانند این نقش را ایفا کنند و احساس مسئولیتی در این زمینه داشته باشند، آگاهی بگیرند و آگاهی بدهند. به طور مثال تفکیک زباله در محل کار را به راحتی می‌توانند انجام دهند. دیگری نقش ویژه‌ای است که پزشکان می‌توانند در این زمینه داشته باشند. پزشکان چند مشخصه دارند که آنها را متمایز می‌کند. یکی این که مسئله محیط زیست با سلامت و حیات انسان سرو کار دارد و به همین دلیل ارتباط مستقیم با حرفه‌ی پزشکی دارد. وقتی یک طبیب از مسایل محیط زیست آگاه باشد می‌تواند در آگاهی‌دهی به بیماران کمک کند و بیماران را در این زمینه حساس کند، مسئله دیگر این است که پزشکان و به طور کلی اشخاص تحصیلکرده از این امتیاز برخوردارند که هم آموزش پذیرترهستند یعنی آموزش در آنها زودتر انجام می‌گیرد و به نتیجه می‌رسد و هم یک گروه تاثیر گذار و مورد احترام جامعه هستند. مورد دیگر این است که پزشکان در جامعه‌ی ما جمعیت نسبتا زیادی دارند به خصوص اگر اطرافیان و خانواده‌های آنها را هم در نظر بگیریم می‌توانیم نقش‌آفرینی آنها را ببینیم. همانطور که اشاره کردید بیشتر پزشکان از شرایط مالی و اقتصادی مناسبی برخوردارند که هم راحت‌تر می‌توانند در این فعالیت ها دخیل باشند و هم می توانند به NGOها و تشکل‌های غیر دولتی کمک مالی کنند.
شما به نقشی که پزشکان می‌توانند در حفاظت از محیط زیست داشته باشند اشاره کردید. اما چرا نقش‌آفرینی نمی‌کنند و نقشی ندارند؟ آیا ضرورتی احساس نمی‌کنند؟ به طور مثال یکی از مشکلاتی که ما در مدیریت پسماند شهری داریم تفکیک زباله‌ها و پساب‌های بیمارستانی است که در برخی موارد صورت نمی‌گیرد، گاهی فاضلاب و پساب بیمارستانی وارد سیستم فاضلاب شهری می‌شود، این مسئله که با سلامت شهروندان ارتباط مستقیم دارد و پزشکان هم جزء این شهروندان هستند اما چرا بی توجه هستند؟

یکی از مشکلاتی که ما در این زمینه داریم پایین بودن اطلاعات اغلب پزشکان در این حوزه است. در نتیجه، حساسیتشان هم به این موارد کم است و این مسایل را لوکس و فرعی تلقی می‌کنند. در کنار این موارد گرفتاری‌های شغلی و کاری را می توانیم اضافه کنیم که البته تمامی جامعه هم درگیر این مسایل هستند و فرصت کمی هم که دارند به مسایل دیگری می‌پردازند و گاهی من مشاهده کرده‌ام که برخی پزشکان به دلیل غروری که دارند نمی‌توانند در چنین فعالیت‌هایی شرکت کنند. مثلا در برنامه‌های پاکسازی طبیعت که دوستان ما در NGO ها انجام می‌دهند وارد نمی‌شوند و فکر می‌کنند به شان و منزلت آنها آسیب می‌زند در حالی که این کار نه تنها هیچ آسیبی به منزلت و شان انسان نمی‌زند که بر آن نیز می‌افزاید.
شما فکر می‌کنید این گونه آموزش‌ها را چگونه می‌شود در اختیار پزشکان قرار داد؟ با توجه به این نکته که متوسط سن آنها بالاتر از 30 سال است؟
بله خیلی تاثیر‌گذار است و به نظرم مشغله‌ی فکری اغلب پزشکان در سنین میانسالی کمتراست و از طریق رسانه‌های جمعی و یا به کمک تشکل‌های غیر دولتی و کارگاه‌های آموزشی می‌توان پزشکان را با فعالان مدنی همراه کرد.
آقای دکتر شما علاوه برحمایت معنوی، معمولا در برنامه‌های عمومی، تشکل‌های محیط زیستی را همراهی می‌کنید به خصوص در برنامه های پاکسازی طبیعت همیشه حضور دارید. چقدراین مسئله به عنوان یک کار نیکو به شما آرامش می‌دهد و چقدر وجدان اجتماعی شما با این فعالیت‌ها به آرامش می رسد؟
ممکن است برخی دوستان این مسئله را بهانه قرار دهند که ما زمان بیکاری را باید در کنار خانواده باشیم و استراحت کنیم. اتفاقا من فکر می‌کنم این کار جنبه تفریحی هم دارد. ما در این برنامه ها با افراد بسیار خوب، مسئول و مهربان آشنا می‌شویم. علاوه بر شرکت در برنامه‌هایی که خشک و خسته کننده هم نیستند به طبیعت نیز خدمت می کنیم. این کار یک فرصتی است که از زندگی یکنواخت فاصله بگیریم و وارد یک زندگی جدید شویم. ضمن این که مسئله محیط زیست در کشور ما یک پیشینه‌ی تاریخی و فرهنگی طولانی دارد، در متون قدیمی به پاک نگه داشتن چهار عنصر اصلی یعنی آب، آتش، خاک و باد بارها تاکید شده است و به پاکیزگی سفارش بسیار شده است. پس از ورود اسلام، هم به محیط زیست و هم احترام به حیوانات سفارش و تاکید شده است. در عین حال محیط زیست در حوزه‌ی اخلاق مدرن شهری هم قرار می‌گیرد و این فعالیت‌ها موجب رضایت روحی و آرامش وجدان در انسان امروز می‌شود و این تلاش‌ها یک کار خداپسندانه ای است، می‌توان گفت یک عبادت است.
به عنوان یک شهروند چقدر در خانه و محل کار این موارد را رعایت می کنید؟
در چندسال اخیر خیلی حساس شدم و در خانواده هم تلاش می‌کنیم کارهایی برای محیط زیست انجام بدهیم، مثلا سعی می‌کنیم تفکیک زباله صورت بگیرد و کمتر از ظروف و کیسه‌های پلاستیکی استفاده کنیم. از اب شستشوی میوه برای آب دادن گلها استفاده کنیم، شیر آبی که چکه میکند را زود تعمیر کنیم، وقتی در طبیعت هستیم از آن مراقبت کنیم، مواظب حیوانهای دور و برمان باشیم، موقع شستن دست یا مسواک زدن یا استحمام آب را بی‌دلیل باز نگذاریم والبت این حساسیت‌ها را به فرزندمان هم آموزش می‌دهیم.
خوشبختانه در همدان پزشکانی هستند که در زمینه‌ی فعالیت‌های محیط زیستی پیشرو هستند. چگونه می‌توان تعداد زیادتری از پزشکان را همراه کرد؟
من از طریق روابطی که با دوستان فعال در این حوزه داشتم آشنا شدم و وارد شدم، اگر هریک از دوستان، چند نفر از همکاران را همراه کنند یا به برنامه‌های مرتبط دعوت نمایند، شاهد حضور تعداد بیشتری از جامعه‌ی پزشکی در فعالیت‌های محیط زیستی خواهیم بود.


http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/229-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%DA%98%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B7%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: نهادهای مدنی ، فعالیت های مدنی درهمدان ، فعالیت های پزشکان ،

یکشنبه 10 خرداد 1394

منطقه بکر «میشان» را تخریب کردند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :زیست بوم ،گردشگری ،گفتگو ،ایسنا ،

منطقه بکر «میشان» را تخریب کردند

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان، در این‌باره به خبرنگار ایسنا می‌گوید: دشت «میشان» یک پایگاه قدیمی با دو مقصد است که مقصد تله‌کابین گنجنامه اکنون میدان «میشان» نام گرفته و نخستین‌بار ماشین‌آلات و لودر را در مجموعه گنجنامه بالا بردند، جاده‌سازی کردند و مسیری درست کردند که ماشین هم بتواند در آن حرکت کند، حتی تجهیزات تله‌کابین را کنار کتیبه و آبشار گنجنامه قرار دادند و اکنون نیز ظاهرا نهادهای دیگر برای تخریب، با هم رقابت می‌کنند، مانند هلال احمر که برای بزرگ کردن پایگاه امدادرسانی‌اش، گودالی عمیق در میدان میشان ایجاد کرده است.

وی با تأکید بر این‌که مجموعه‌ی میدان «میشان» زیرمجموعه کوه الوند در فهرست میراث طبیعی به ثبت رسیده است،‌ ادامه می‌دهد: در چند روز گذشته، با شکایت دستگاه‌هایی مانند منابع طبیعی، دادستانی همدان به موضوع وارد شده و گویا کار را موقتا متوقف کرده است.

او با اشاره به این‌که فضای تخریب‌شده توسط هلال احمر باید جبران شود،‌ اضافه می‌کند: پناهگاه اول در میدان میشان حدود 60 سال پیش ساخته شده، اما حالا پایگاه امداد و نجات هلال احمر گودالی عمیق حفر و اعلام کرده که قصد دارد زیرزمینی برای بیشتر کردن تجهیزات هلال احمر ایجاد کند، حتی زمانی‌ که با مخالفت کوهنوردان مواجه شد، اعلام کرد پس از تکمیل این زیرزمین روی آن را می‌پوشاند و درخت می‌کارد تا منظره‌ی طبیعی میدان میشان حفظ شود، کاری که با عقل جور درنمی‌آید.

وی با اشاره به تخریب چند چشمه در میدان «میشان» برای ایجاد این گودال، ادامه می‌دهد: هر آنچه در بالادست میدان «میشان» درست کرده‌اند، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم به کتیبه‌ها و آثار گنجنامه که پایین‌تر از میدان «میشان» هستند، آسیب وارد می‌کند.

زندی با اشاره به از بین رفتن امکان ثبت جهانی «گنجنامه» پس از ساخته شدن تله‌کابین در این محدوده، اظهار می‌کند: با وجود این‌که مجموعه کوه‌های الوند یک مجموعه‌ی بی‌نظیر میراث فرهنگی در کشور است، اما اکنون توسط مدیریت شهری و دستگاه‌های مختلف روزبه‌روز به حریم و حتی عرصه‌ی آن دست‌درازی می‌شود، به‌گونه‌ای که به‌زودی همه‌ی مجموعه را از بین می‌برند.

ادامه در لینک زیر

http://isna.ir/fa/news/94030804707/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A8%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF



برچسب ها: گفت و گو با ایسنا ، تخریب میدان میشان ، تخریب الوند ، هلال احمر همدان ،

یکشنبه 10 خرداد 1394

صلح، موسیقی، عکاسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،موسیقی ،

صلح، موسیقی، عکاسی

نویسنده: حسین زندی
صلح، موسیقی، عکاسی
«محمد نصرتی» از آهنگسازان جوانی است که سال‌ها با گروه‌های مختلف کار کرده است. آخرین اثر او «قلبی بزرگ‌تر از جهان» به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت شده است...
1394/03/09
«محمد نصرتی» از آهنگسازان جوانی است که سال‌ها با گروه‌های مختلف کار کرده است. آخرین اثر او «قلبی بزرگ‌تر از جهان» به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت شده است. نصرتی به تازگی به عکاسی روی آورده است. 3 قطعه از عکس‌های برگزیده او در یک نمایشگاه گروهی در گالری هگمتانه تهران به نمایش درآمد. این نمایشگاه بهانه‌ای شد تا در مورد فعالیت‌های عکاسی و موسیقی این هنرمند به گفت و گو بنشینیم.
  • موسیقی کجا و عکاسی کجا؟ چه رابطه‌ای با هم دارند؟
هر دو هنرند. من از کودکی عکاسی می‌کردم. مدتی بود که می‌خواستم منسجم‌تر پیش بروم. پیش از این هم تجربه عکاسی داشتم، اما احساس کردم باید این هنر را به صورت حرفه‌ای دنبال کنم.
  • این اولین تجربه نمایشگاهی شما است؟
بله. اولین تجربه است. اما تجربه‌ای که در دوره آموزش داشتیم، بسیار جالب بود. دوره‌ای آموزشی برگزار شد و از میان کارهای انجام‌شده در آن انتخاب کردیم تا در این نمایشگاه گروهی به نمایش در آیند.
  • به نظر می‌رسد این دوره‌های آموزشی به صورت کارگاهی است و در طول پروسه آموزش، تور عکاسی هم دارید.
بله. درست است، اما در کنار کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی، تورهای عکاسی را تجربه می‌کنیم که به نظرم شیوه خاصی در آموزش عکاسی است.
  • نمایشگاهی که به صورت گروهی در کنار «عباس عربزاده» از عکاسان برجسته استان برگزار کردید، چه ویژگی و تمایزی دارد؟
مهم‌ترین موضوع در این نمایشگاه، دوستانی هستند که به صورت گروهی یک دوره را گذرانده و حاصل آن را ارائه کرده‌اند. شاید برای بینندگان این نمایشگاه تنها یک نمایشگاه عکس باشد اما برای کسانی که عکس‌ها را خلق کرده‌اند، یک تجربه مشترک است که فضای دوستانه‌ای پدید آورده. به نظرم این گروه در آینده عکاسان موفقی در جمع خود خواهد داشت.
 اینجا تجربه‌های خاصی شکل گرفت. وقتی آدم به صورت فردی کار می‌کند، نتیجه‌ای می‌گیرد اما وقتی گروهی کار می‌کند و تجربه جمعی فضای دوستی و همگرایی دارد، نتیجه واقعا چیزی دیگر است.
  • جالب است که آقای عرب‌زاده هم هنر را با موسیقی شروع کرده و به عکاسی رسیده است. شما هم پس از 2 دهه کار موسیقی به سراغ عکاسی رفتید. چه اتفاقی افتاد که به این سمت و سو کشیده شدید؟
ما دوست 30 ساله هستیم و با هم موسیقی را از کودکی شروع کردیم. عرب‌زاده موسیقی را رها کرد و به سراغ فیلمسازی رفت. سپس عکاسی را ادامه داد، اما من تنها در حوزه موسیقی فعالیت کردم.
  • شما سال‌ها در زمینه موسیقی کار کردید و چهره شناخته‌شده‌ای در آهنگسازی هستید. از عکاسی چه چیزی می‌خواهید که در موسیقی نیست؟
گاهی هنر را با صوت می‌توان ثبت کرد، اما گاهی تصویر مناسب‌تر است و با عکس می‌توان موقعیت و لحظه ای را ثبت کرد. به همین دلیل هر یک کارکرد خود را دارد. کارهایی را هم در زمینه موسیقی و عکس به صورت ترکیبی انجام می‌دهم.  تابلوها‌یی دارم  و در حال ساختن موسیقی روی آن تابلو‌ها هستم. البته این علاقه‌ای شخصی است و امیدوارم در نمایشگاه بعدی تجربه‌ای از عکس و موسیقی را همزمان داشته باشم.
  • از کارها و فعالیت‌های جدید در زمینه موسیقی بگویید.
اواخر سال گذشته آلبومی ارائه کردم با عنوان «قلبی بزرگتر از جهان»  که به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت و به چندین زبان ترجمه و پخش شد. متن این اثر از «عرفان نظرآهاری» است و موسیقی آن، از من. به نظرم کار قابل توجهی شد. این آلبوم سال گذشته در موزه قصر رونمایی شد. نسخه سوئدی آن نیز به تازگی در آن کشور رونمایی شد. همچنین آلبوم‌هایی را برای خواننده‌ها کار می‌کنم و تهیه آلبوم‌های شعر و موسیقی و همکاری با ارکستر را هم ادامه می‌دهم.
  • نگاهتان به همدان و کار هنری و موسیقی در همدان چگونه است؟
اگر چه ارتباط من با هنرمندان در همدان کم شده است، اما از فعالیت‌های دوستان هنرمند باخبرم. وضعیت کمی بهتر شده و به تازگی ارکستری راه افتاده است و کارهای دیگری هم انجام می شود. من وقتی می‌شنوم کارهای خوبی صورت می‌گیرد، خوشحال می‌شوم.
  • وضعیت آموزش موسیقی را در همدان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
سال‌ها بود دنبال آموزش‌های دانشگاهی موسیقی در همدان بودیم و از طریق دانشگاه علمی- کاربردی آن را پیگیری می‌کردیم. وقتی دیدم دانشگاه فرهنگ و هنر همدان رشته موسیقی را ارائه کرده است، خوشحال شدم. اگر چه در همدان نیستم، اما از اینکه رشته موسیقی در دانشگاه تدریس می‌شود، بسیار خوشحالم. امیدوارم در دانشگاه بوعلی هم این اتفاق بیفتد چون همدان درموسیقی، توانایی بسیاری دارد.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، محمد نصرتی ، عکاسی ،

سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

یار همدانی و کتابم همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،معرفی کتاب ،روزنامه همشهری ،

یار همدانی و کتابم همدانی

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یار همدانی و کتابم همدانی
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است....
1394/02/27
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است. اما داستان این رمان با استقبال خوب خوانندگان و علاقه‌مندان کتاب در نمایشگاه کتاب مواجه شد. کتاب «یارم همدانی و ...» را انتشارات «آوا متن» در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران عرضه کرد. این نویسنده در حاشیه حضور خود در نمایشگاه در گفت و گویی با همشهری حاضر شد.
  • آیا در حوزه ادبیات داستانی «یارم همدانی...» اولین اثر شماست؟
بله همین‌طور است.
  • شما در این کتاب برشی از تاریخ ایران و همدان را آورده‌اید که اتفاقا وقایع مهمی در این سال‌ها روی داده. داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که شاهد شکست‌های بزرگی هستیم و تمامی جامعه و کشور را فرا گرفته است. مانند کودتای 28 مرداد؛ ارتباط چنین شکستی با ناکامی های آدم‌های داستان شما چیست؟
در‌هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. در اصطلاح مدیریت یک سری عوامل وجود دارد که ما می‌توانیم بر آنها تاثیر بگذاریم. عواملی که در اختیار ما هستند اما بسیاری از عوامل دیگر وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یک سری وقایع اجتماعی رخ دهد که افراد جامعه در به وجود آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانند تغییر ایجاد کنند. اما تحت تاثیراین وقایع هستند.
  • این کتاب از 2 تم و مضمون برخوردار است مضمون عشقی و اجتماعی، کدام یک برای شما اهمیت بیشتری دارد؟
هر دو برابر است، چون آدم‌ها در جامعه معنی پیدا می‌کنند، عاشق می‌شوند، ازدواج می‌کنند و خود را با همه هنجارها و ناهنجاری‌ها تطبیق می‌دهند. امکان ندارد کسی بتواند خود را در جامعه ایزوله کند و منزوی شود.
  • امروز مخاطبان کتاب شما چه کسانی هستند؟ هم نسلان شما که با آن فضا و حال و هوا آشنا هستند و یا نسل امروز؟
صد در صد هر 2 گروه. یک گروه هم نسلان من که نوستالژی دارند و وقتی این کتاب را می‌خوانند کوچه‌ها و محل‌هایی را می بینند که یادآور خاطره است و  برای آنها هم همان حالت پیش می‌آید که برای من اتفاق افتاده. اما مسلما ما یک گروه جوان و افرادی را هم داریم که آن شرایط را ندیده و تنها شنیده و حضوری در این وقایع نداشته‌اند، اما با ارائه اشارات تاریخی متعدد به محل‌ها و مکان‌ها باعث می‌شود پیوندی بین گذشته و امروز پدید آید. این نسل همچنان در آن محل زندگی می کند و آمد و شد دارد و دوست دارد به پیشینه و شرایط اجتماعی آن زمان پی ببرد. ماهمیشه می‌توانیم به این نکته تکیه کنیم که جوانان ما با خواندن این کتاب بخشی از گذشته و حال را مقایسه کنند و به انتخاب بهتری دست بزنند.
  • امروز، وقتی به همدان برمی‌گردید دیگر آن محله‌ها را نمی‌بینید و به جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید، آپارتمان‌های بی قواره سبز شده‌اند چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده‌ای پیدا کرده. از محله قدیم ما بخش‌هایی هنوز باقی مانده است.
  • برای نوشتن این رمان به محله‌ها مراجعه کردید؟
من هر بار که به همدان می‌روم، از همین محله‌ها شروع می‌کنم. مثلاً وقتی در هتل بوعلی اقامت دارم، سعی می‌کنم همه محله‌ها و مناطق اطراف را بگردم.
  • از خاطره‌های کتابخوانی خود بگویید؛ بخصوص وقتی همدان بودید؟
سال‌های دور و دوره نوجوانی یک کتابفروش در ابتدای خیابان بوعلی بود.
هر زمان از درس خواندن راحت می‌شدیم به مغازه او می‌رفتیم و کتاب‌های رمان تاریخی مانند ده مرد رشید و کیمیاگران چشمه آب حیات را کرایه می‌کردیم و می‌خواندیم. آن زمان کتاب‌ها را هفتگی کرایه می‌داد. کرایه 7 شب 7 ریال می‌شد. اما در دوره دبیرستان فرصت رمان خواندن نداشتیم. بیشتر کتاب‌های جلال آل‌احمد را می‌خواندیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، رمان یارم همدانی ، ادبیات همدان ، محمد حسن شهیدی ،

سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

میراث حریف لودرهای شهرداری نیست

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،روزنامه ها ،

میراث حریف لودرهای شهرداری نیست
حسین زندی/ گروه سرزمین

دو هفته پس از آنکه جمعی ازفرهنگیان، هنرمندان و فعالان مدنی استان همدان با نوشتن نامه‌ای از استاندار همدان خواستند تا از تخریب بناهای تاریخی توسط شهرداری جلوگیری کند، هنرمندان و نویسندگان همدانی ساکن تهران نیز ضمن اعتراض به عملکرد شهرداری همدان در زمینه تخریب آثار تاریخی شهر از نویسندگان این نامه  حمایت کردند واز مدیران ارشد استان خواستند تا این روند برای همیشه متوقف شود.
در نامه اعتراضی فعالان فرهنگی همدان به مهم‌ترین مقام استانی همدان که در پی زمزمه‌های تخریب قدیمی‌ترین زورخانه ثبت شده همدان در حریم تپه هگمتانه نگاشته شد، آمده است:«حضرتعالی به خوبی واقفید که پیرامون محوطه‌ها وآثارتاریخی و فرهنگی سعی در حفظ و حتی گسترش فضای بصری و ترافیکی مناسب با هدف پاسداشت این گونه اماکن است، ولی شهرداری همدان بدون توجه به این موضوع سعی در خفه کردن و مهجور نمودن فیزیکی این مرکز تاریخی و فرهنگی دارد.»
به گزارش «قانون» در بین امضا کنندگان نامه علاوه بر نام‌هایی چون حسین لقمانیان، نماینده پیشین مجلس، اسامی هنرمندان صاحب نام کشور ازجمله حمید لطفیان، پرویز پرستویی، هانیه توسلی، امیرشهاب رضویان، علیرضا محمودی، احمدرضا درویش، پرویز شکری، بهرام توکلی، امین جعفری، مجید برزگر، مسعود احمدی (ساعد) و حسن گوهرپوردیده می‌شود. همچنین امضای برخی پزشکان همدان ازجمله دکتر فخرالدین حیدریان، دکتر افشین فرهانچی، دکتر مهرداد مدرکیان، دکتر محمد حسین درشته و دکتر پژمان خطیبیان به چشم می‌خورد.
سال گذشته در پی تخریب باغ بدیع الحکما و عمارت و باغ ذوالریاستین هنرمندان و نویسندگان همدانی در سراسر کشور کمپینی برای نجات میراث طبیعی و تاریخی همدان تشکیل دادند ودر اعتراض به بی‌تفاوتی مسئولان استانی به مجلس رفتند.
به تازگی شهرداری همدان در حریم درجه یک هگمتانه اقدام به ایجاد پارک‌سوار کرده است که باعث تخریب بخشی از این محوطه تاریخی شده است. در ادامه این تخریب‌ها شهرداری در نظر داشت قدیمی‌ترین زورخانه همدان که به شماره28147در فهرست آثار ملی ثبت شده را نیز به بهانه ایجاد معبر برای پارک‌سوار تخریب کند که با مخالفت نهادهای مدنی وفعالان فرهنگی مواجه شد.
امیرشهاب رضویان کارگردان و سینماگر همدانی که پیش از این اماکن تاریخی را مستند‌نگاری کرده است و ازفعالان حوزه میراث فرهنگی به شمار می‌آید با تاکید بر اهمیت این محوطه تاریخی گفت: «تپه تاریخی هگمتانه محدود به قلعه قدیم و سایت باستانی فعلی نیست. شهرباستانی هگمتانه بسیار بزرگ‌تر از محوطه فعلی است. در عکس‌های آقای مهدی استعدادی که بخشی از آن به تازگی منتشر شده است تصاویری دیدم  که نشان می‌دهد 60 سال گذشته قلعه قدیم چقدر بزرگ‌تر بوده است.»
این سینماگر ادامه داد: «در پژوهش‌های باستان‌شناسی 45 سال گذشته بخش بزرگی از تپه قدیم و خانه‌های تاریخی این محوطه تخریب شد که مورد گمانه‌زنی و کاوش قرار بگیرد. بعد از انقلاب پژوهش‌ها متوقف شد و به بهانه توسعه هسته مرکزی بدون اینکه کاوش درستی صورت بگیرد پیش از کند وکاو و بررسی یکباره بخشی از تپه با بلدوزر نابود شد.»
رضویان افزود: «من حدود 15 سال پیش بازمانده تپه را عکاسی کردم. آن زمان ساختمان‌های قاجاری بسیار خوبی در اطراف تپه وجود داشت که به دلیل مدیریت غلط میراث فرهنگی در دو دهه گذشته و مدیریت شهری این آثار از بین رفت.»
این کارگردان ادامه داد: «به مناطق مرکزی شهر نباید دست می‌زدند و اگر کاوشی انجام می‌شود باید بسیار دقیق باشد در حالی که بارها با بلدوزر بخش‌های مهمی از تپه را نابود کرده‌اند وآثار زیادی در محوطه هگمتانه وجود داشت که از بین رفته است.»
به گفته او در گذشته نه چندان دور یک دخمه در حریم محوطه جنوبی تپه وجود داشت که به آن قبر اسکندر می‌گفتند. این بخش از تپه به دلیل ندانم‌کاری‌ها نابود شد. روایتی وجود داشت که اسکندر در این مکان دفن شده است و برخی محققان می‌گفتند قبر یکی از سرداران اسکندر است. حتی رودخانه کنار کلیسا حریم تپه هگمتانه محسوب می‌شد که امروز دیگر اثری از آن وجود ندارد.
رضویان ادامه داد: «بخشی از بافت قدیم تاریخی همدان از جمله دیوار قلعه قدیمی شهر را آغامحمدخان قاجار نابود کرد و ترک‌های عثمانی بخش زیادی از آثار دوره صفوی در همدان را از بین بردند. در زمان جنگ نیز بقایای قلعه دیااکو یا ارگ همدان بالای تپه مصلی را به بهانه این که توپ ضدهوایی را در آنجا مستقر کنند تخریب کردند و در سال‌های اخیر هرآنچه از این قلعه باقی مانده بود بدون اینکه مطالعه و بررسی درستی صورت بگیرد با ساخت و سازهایی که از طرف برخی نهادهای دولتی صورت گرفت به طور کامل نابود شد.»
او با تاکید بر تخریب‌های اخیر گفت: «در طول چند سال گذشته محیط زیست همدان، باغ‌ها و عمارت‌های تاریخی شهر همدان دستخوش توسعه شهری توسط شهرداری شده است.  به نظر من ایجاد پارک سوار در حریم محوطه تپه تاریخی هگمتانه و ورود اتوبوس‌های شرکت واحد و ماشین سنگین به این محوطه بیشترین آسیب را به چند بنای تاریخی از جمله مسجد نظر بیگ، زورخانه همه‌کسی، حمام تاریخی ارامنه، کلیسای استپانوس مقدس و حضرت مریم وارد می‌کند. قبرستان تاریخی این محوطه هم پیش از این نابود شده است.»
او در ادامه گفت: «شهری که هویت تاریخی خوبی از لحاظ معماری و فضای طبیعی داشت در عرض چند سال گذشته به دست بساز بفروش‌ها و مدیران شهر نابود شده است. مجوزها را شهرداری صادر می‌کند و اداره میراث فرهنگی هم توانایی جلوگیری لودرها و بیل‌های شهرداری را ندارد. به نظر من تنها باید تشکل‌های مردم‌نهاد متحد شوند و مردم حساسیت نشان دهند. در شهرهای دیگر مردم بسیار حساس هستند، در همدان متاسفانه مدیران دلسوز نیستند و مردم هم بی‌تفاوتند. درد اصلی همین دو نکته است.»
او با تاکید بر این که «تنها از اداره میراث فرهنگی نمی‌توانیم توقع و انتظار داشته باشیم» گفت: «باید بقیه مسئولان را هم متوجه کنیم که بناهای تاریخی شهر برای نسل‌های آینده حفظ شوند وگرنه با روند فعلی و ندانم‌کاری مسئولان، همه آثار تاریخی و محیط زیست شهری و آثار معماری بومی نابود خواهد شد. این روزهاعمارت تاریخی جنانی که از آن به عنوان مسافرخانه آبادان نام می‌برند و از معماری‌های شاخص دوران پهلوی اول است، حال و روز خوبی ندارد و در حال تخریب است درحالی که این بنا باید مرمت و حفاظت شود. مدیران شهری فکر می‌کنند اگر چند بنر تبلیغاتی به در و دیوارشهر بچسبانند و آویزان کنند، کار فرهنگی انجام داده‌اند و یا سنگ گرانیت را جایگزین بلوک‌های سیمانی بلوارها و خیابان‌ها بکنند، شهر را می‌توان پایتخت تاریخ و تمدن نامید. استانداری، شهرداری و اداره میراث فرهنگی باید همکاری کنند و خانه‌ها و بناهای تاریخی شهر را به فرهنگسرا، کتابخانه، مرکز تجمع محله و ... تبدیل و حفاظت کنند.»
رضویان در پایان گفت: «مسئولان متوجه نیستند که جوانان شهر نیازمند کتابخانه هستند، نیازمند فضاهای فرهنگی هستند. به جای این که بناهای عجیب و غریب مانند بنای عین‌القضات بسازند، آثار تاریخی و فرهنگی شهر را حفظ کنند. چقدر قرار است مجوز برای بلند مرتبه‌سازی و برج‌سازی صادرکنند؟ کمیسیون ماده 5 مجوز تخریب و نابودی باغ‌ها را صادر می‌کند، عمارت ذوالریاستین را نابود می‌کند و برج می‌سازند. از کرامات مدیران این شهر یک موردش دیگر شاهکار است: اواخر دهه شصت با افتخار تابلویی جلوی یک باغ در کمربندی لوناپارک حدودا روبه‌روی ورودی هنرستان نصب کردند و مطلبی برآن نوشتند به این مضمون که چون صاحب این باغ باعث خشک شدن درختان شده، باغ را به عنوان باغ عبرت نامگذاری می‌کنیم و اجازه تغییر کاربری و ساخت و ساز به آن نمی‌دهیم. حالا در نهایت افتخار، دادگستری در همین باغ، عمارتی چند طبقه می‌سازد. انگار کسی یادش نیست که اینجا باغ عبرت بود.»

http://ghanoondaily.ir/News/49834/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%84%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA


برچسب ها: روزنامه قانون ، حسین زندی ، میراث همدان ، تخریب هگمتانه همدان ،

از موسیقی تا شعر، طبیعتِ با جان، بخش نخست گفت‌وگو با عباس عرب‌زاده +مجموعه عکس

arabzade2.jpg

عباس عرب‌زاده یکی از شناخته شده‌ترین عکاسان ایران است. این هنرمندِ متولد همدان اولین آثار عکاسی خود را نیز در همدان خلق کرده است. اینک در تهران زندگی می‌کند و به آموزش عکاسی مشغول است اما همیشه و همچنان همدان را فراموش نکرده است.
در آغازین روزهای سال 1394 گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم:

چرا عکاسی، مثلا چرا دنبال مجسمه‌سازی نرفتید؟
اواسط دهه 60 بود که به هنر تصویر و مخصوصاً سینما خیلی علاقمند شدم. پیش از آن در مرکز امور تربیتی شهرستان همدان موسیقی کار می‌کردم.

چه سازی کار می‌کردید؟
موسیقی کلاسیک، پیش مرحوم استاد قیطاسی ساکسیفون تنور کار می‌کردم. یک روز از مقابل انجمن سینمای جوانان می‌گذشتم که یک پوستر با مضمون دعوت به آموزش عکاسی نظرم را جلب کرد. آن زمان برای من غریب بود و فکر می‌کردم فقط باید عکاسان، عکاسی کنند و افراد عادی حق ندارند دوربین به دست بگیرند و عکاسی کنند. از پله‌های انجمن سینمای جوانان بالا رفتن همان و امروز دنیا و زندگی من عکاسی شدن همان. علیرغم اینکه در سال 68 وارد دانشکده سینما و فیلم‌سازی شدم و تا سال 80 هم فیلم می‌ساختم اما عکاسی هرگز حذف نشد و همیشه به صورت یک علاقه و دغدغه در کنار کارها و رشته‌های هنری ام بود.

موسیقی چقدر در عکس‌های شما تاثیر گذاشته است؟
فکر می‌کنم موسیقی به عنوان یکی از هنرهای جاندار و کهن، انتزاعی‌ترین نوع هنر است و چون مستقیماً با روح و روان انسان در ارتباط است بدون شک اگر کسی دنیای موسیقی را بشناسد، می‌تواند از این هنر لذت ببرد و موسیقی به درون او نفوذ کند. موسیقی در زندگی شخص تاثیر می‌گذارد نه تنها در آفرینش‌های هنری یک هنرمند بلکه در اخلاق و شخصیت فرد هم تاثیر می‌گذارد و می‌تواند او را شاد و سرزنده کند بنابراین بر روی کارهای من خیلی موثر بوده به خصوص آشنایی من با موسیقی کلاسیک در این تاثیرپذیری بسیار کمک کرده است.

شما با این که سینما خوانده‌اید در گفتارتان بیشتر از شعرو موسیقی حرف می‌زنید؛ آهنگ و‌هارمونی چقدر در عکس‌های شما نمود پیدا می‌کند؟
این موضوع را باید مخاطبان عکس‌های من بگویند. اینکه در عکس‌های من چقدر موج موسیقایی وجود دارد شاید درست نباشد که من بگویم اما فرض کنید اینها آثار من نیستند در این صورت می‌گویم خیلی در آن‌ها موج موسیقی وجود دارد.
من یک هارمونی در نور، کمپوزسیون و اجزا تشکیل‌دهنده عکس‌ها می‌بینم که فکر می‌کنم ناخودآگاه گنجانده می‌شود، فکر می‌کنم همه از حس و حال موسیقایی من می‌آید. شعر هم همین‌طور است همه هنر‌ها می‌روند که به شعر تبدیل شوند البته منظور من شعر روی کاغذ نیست بلکه شعر یک عنوان برای اوج حالت طبیعی است و به صورت ذاتی در خلقت وجود دارد. انسان هم می‌رود به آن مرحله برسد.

جایگاه اخلاق در هنر کجاست؟
این قدر اخلاق بزرگ است که هنر توانایی نمایش عظمت اخلاق را ندارد و به نظر من برجسته‌ترین زمزمه‌های خلقت و اسرار خلقت اخلاق است. هیچ وقت نمی‌شود آن شادی که در صورت یک کودک می‌نشانی در عکس تصویر کرد. هنر آمده است تا ابعاد پنهان خلقت را آشکار کند وگرنه این ابعاد پنهان همیشه وجود داشته‌اند و وجود خواهند داشت.

یک بار شما گفتید که میکل آنژ می‌گوید آثار هنری من در سنگ‌ها وجود دارد من اضافه‌های آن را کنار می‌زنم و مجسمه خلق می‌شود، مانی هم در جایی به پیروانش می‌گوید من چیز تازه‌ای ندارم به شما آموزش دهم تنها آنچه در وجود شمااست را آشکار می‌کنم، هنرمند چگونه به این نقطه می‌رسد؟
می‌دانید چه کسانی این حرف‌ها را می‌زنند؟ کسانی که با تمامی وجود و قلبشان به این مرحله رسیده‌اند و نکته دیگر این است که وقتی می‌رسند خصوصیتی مانند غرور خنده‌دار می‌شود و این یک شایستگی اخلاقی است. میکل آنژ به همین سبب هنوز برجسته‌ترین پیکرتراش کلاسیک و باروک دنیاست. حتی اگر امروز پس از قرن‌ها به مجسمه‌هایش اهمیت ندهیم نمی‌توانیم این یک جمله‌اش را نادیده بگیریم و یا ون گوگ حدود 1100 طراحی و 900 نقاشی کشیده است که 90 درصد آثارش را در دوساله آخرعمر 37 ساله‌اش خلق کرده است اگر این انسان 70 سال عمر می‌کرد چه دریچه‌هایی برای ما می‌گشود!؟

اگر امروز دوربین را از شما بگیرند چکار می‌کنید؟
شما فکر نکنید این دوربین همیشه بر دوش من است شاید من جزء عکاسانی باشم که کمتر دوربین با خودم می‌برم. خیلی وقت‌ها که از مسیری رد می‌شوم و بازمی‌گردم صحنه‌ای را نگاه می‌کنم و می‌گویم عجب صحنه‌ای! ای کاش دوربین همراهم بود و آن زمان از دیدن آن صحنه یا سوژه لذت می‌برم. ما هر احساسی که به یک صحنه یا یک شی داریم لزوماً نمی‌توانیم به تصویرش بکشیم و عکس بگیریم گاهی یک احساس قابل تصویر شدن است و یک احساس قابل عکاسی است و یا یک احساس می‌تواند تبدیل به شعر شود. این‌ها قالب‌های خود را خود پیدا می‌کنند خیلی وقت‌ها طبیعتی را می‌بینم اما نمی‌توانم عکس بگیرم و می‌گویم این شکوه را باید یک ارکستر بزرگ موسیقی به تصویر بکشد. درست است که من عکاسم اما تعصبی به هیچ یک از رشته‌های هنری ندارم و به نظر من هر کس به هر وسیله ای بخشی از احساسات خود و رموز طبیعت را بتواند ترجمه کند به دنیای هنر راه پیدا کرده و اگر درست انجام شود اثر ماندگار است و به دل می‌نشیند.

من سوالم را طور دیگری می‌پرسم، ما عباس عرب‌زاده را به عنوان عکاس می‌شناسیم و یکی از عکاسان مطرح ایران است اگر در دهه 60 از پله‌های سینما جوانان همدان بالا نمی‌رفتید آیا در موسیقی هم به این درجه می‌رسیدید و این موقعیت را پیدا می‌کردید؟
بله اگر به سمت تصویر نمی‌آمدم امروز آهنگساز بودم. از 13 سالگی کلاس موسیقی رفته‌ام شاید نوع بیان من فرق می‌کرد و فکر می‌کنم اگر آهنگ می‌ساختم و یا فیلم‌سازی هم می‌کردم در همین حد بود و مانند عکس‌هایم بود هیچ تفاوتی ندارد هرکاری کنم باید بهترین باشد آنچه مهم است نگاه مردم به آثار من است و دوست دارم، مردم من، کشور من و فرهنگ چند هزارساله من به بهترین شکل معرفی شود.

همدان و روستای سیلوار

شهر تاریخی همدان و روستای سیلوار

همدان، دره مرادبیگ

دره مرادبیگ همدان

دشت گل لردگان، چهار محال و بختیاری

دشت گل لردگان چهارمحال بختیاری

 اورامانات، کردستان

اورامانات کردستان

  اسکله‌ی ماهیگیری، بندر بوشهر

اسکله ماهیگیری بندر بوشهر

دامنه‌های سبلان، اردبیل

دامنه های سبلان اردبیل

دریاچه ارومیه

دریاچه زیبای ارومیه 5

ارتفاعات کوهرنگ، چهارمحال و بختیاری

ارتفاعات کوهرنگ چهارمحال بختیاری

کوه‌های مریخی، چابهار، سیستان و بلوچستان 

کوههای مریخی چابهار سیستان و بلوچستان 

بازمانده‌های شهر تاریخی بلقیس، اسفراین، خراسان شمالی

بازمانده های شهرتاریخی بلقیس اسفراین خراسان شمالی

ارتفاعات سیاهکل، گیلان

ارتفاعات سیاهکل گیلان

ارگ کریم‌خان، شیراز

ارگ کریم خان شیراز

تالاب و دریاچه سد چغاخور، چهارمحال بختیاری 

تالاب و دریاچه سد چغاخور چهارمحال بختیاری 7 

خانه شاپوری، شیراز 

خانه شاپوری شیراز 

دریاچه‌ی خزر، مازندران

دریاچه زیبای خزر مازندران 2

پسابندر، سیستان و بلوچستان 

پسابندر سیستان و بلوچستان

روستای کیاسر، مازندران

روستای زیبای کیاسر مازندران

روستای رویین، خراسان شمالی

طبیعت روستای روئین خراسان شمالی 2

مرداب استیل، آستارا

مرداب استیل آستارا گیلان


 http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/195-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%8C-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D9%90-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%86t-%DA%AF%D9%81%D8%AA%E2%80%8C%D9%88%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%B1%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%B3


برچسب ها: عباس عرب زاده ، همگان ، عکاسی همدان ، موسیقی همدان ، همشهری همدان ،

رابطه مردم با پزشکان صمیمانه نیست! گفتگو با فخرالدین حیدریان

fakhreddin.jpg

حسین زندی، همگان: از آنجا که در ایران هیچ تلویزیون خصوصی فعالیت نمی‌کند و نمایش دهنده و سفارش دهنده اصلی سریال‌ها سازمان صدا وسیماست، به دلیل همین فقدان فضای رقابتی، کیفیت برنامه‌های این سازمان عریض و طویل روز به روز تنزل یافته و با کاهش مخاطب روبرو می‌شود. به گونه ای که آنچه به عنوان مخاطب صدا و سیما می‌توان برشمرد صرفا بخش محدودی از شهروندانی است که قدرت انتخاب چندانی ندارند و به هر آنچه در دسترس است یعنی آنچه از تلویزیون نمایش داده می‌شود رضایت دارند. با این حال گاهی همین سریال‌ها هم مورد انتقاد و اعتراض اقشاری از جامعه قرار می‌گیرند همانطور که در جدیدترین نمونه، سریال طنز "در حاشیه" آخرین ساخته‌ی مهران مدیری اعتراضات کثیری از پزشکان و وکلا را برانگیخت. ظاهرا در روزهای آغازین نمایش این سریال که زودتر از آنچه انتظار می‌رفت به خط پایان رسید، بیش از هفت هزار پزشک، معترض شدند که البته پس از بیان اعتراض، با انتقاد متقابل جمعی از همکاران پزشک خود نیز مواجه گردیدند که از زاویه‌ی دیگری به موضوع می نگرند. دکتر فخرالدین حیدریان از جمله پزشکانی است که بخشی از نقد خود را متوجه همکاران خود نیز می داند. مشروح گفتگوی همگان با این دندانپزشک و فعال اجتماعی را در ادامه می خوانید.

 

شما به عنوان یک شهروند، طنز را چگونه می‌بینید؟
طنز، بیان غلو آمیز و اغراق شده‌ی یک واقعیت عینی است که ریشه در واقعیات دارد و برای تاثیر گذاری بیشتر و جلب نظر مخاطب در بیان آن از قالب طنز استفاده می‌شود و برای این که افکار عمومی را بیشتر درگیر موضوع کند برجسته سازی می شود و در قالبی خنده دار اما تامل برانگیز به سمع و نظر مخاطب می‌رسد. به عبارتی ساده تر طنز به ما می گوی: از کنار خنده، ساده عبور مکن!
در زندگی شخصی چقدر از طنز بهره می گیرید؟
اگر چه طنز پرداز نیستم اما خیلی رابطه خوبی با طنز دارم و به طنزپردازان احترام خاص می‌گذارم و خیلی عمیق باور دارم که طنز در اجتماع یک ضرورت است و همواره در پس پرده طنز دنبال واقعیات و چالش‌هایی هستم که آن طنز از آن برآمده است. همواره این سوال را برای خودم مطرح می‌کنم که آنچه به صورت طنز مطرح می‌شود به دنبال القای چه پیامی به جامعه و مخاطب است و چه چیزی را می‌خواهد بیان کند؟ به همین دلیل طنز را چه به صورت صحنه ای، تصویری، شنیداری یا مکتوب دنبال می‌کنم و فکر می‌کنم بخش بزرگی از واقعیات امروز جامعه ما به صورت طنز، بهتر و راحتتر بیان می‌شود. معمولا در جوامعی که رسانه‌های مستقل وجود ندارند و یا به اندازه‌ی کافی کارآمد نیستند و یا اینکه فاکتورها و حاشیه‌های تحدید کننده‌ی آزادی‌های اجتماعی زیاد هستند، معمولا زبان طنز برجسته‌تر می‌شود چه بصورت محاوره‌ایی و چه به شکل تدوین یافته!
اگر بخواهیم همین بحث رسانه را دنبال کنیم متوجه می شویم که بهره گیری از طنز در رسانه ها بعد از انقلاب کمتر می شود با اینکه مردم ایران گرایش عجیبی به طنز دارند و هر رخداد و اتفاقی که در جامعه می‌افتد بلافاصله طنزهایی برای آن رویداد تولید می‌شود و به صورت شفاهی و یا حتی کاریکاتور بیان می‌شود آنچه از تلویزیون به نام طنز پخش می‌شود چقدر شما را جذب کرده است؟
همانطور که اشاره کردم هرچند در محدودیت، زبان طنز برجسته می‌شود ولی گاه تحت تاثیر همان محدودیت ها خود طنز هم محدود می‌شود، البته شرایط خاص پس از انقلاب و درگیر شدن کشور در جنگ تحمیلی هم بی تاثیر نبوده است. در مورد برنامه های طنز صدا و سیما باید بگویم من همه‌ی طنزهای تلویزیونی را دنبال نمی‌کنم چرا که بخش بزرگی از آن به دلایل مختلف برای من بعنوان مخاطب، قابل اعتنا نیست.
برنامه هایی که پخش می شود را می توان طنز نامید؟ چرا که اخیرا برخی منتقدان، برنامه‌هایی که با عنوان طنز از رادیو و تلویزیون پخش می ‌شود را نوعی لودگی و مضحکه می‌دانند. شما چه برداشتی دارید؟
با توجه به اینکه نقدهای جدی به عملکرد صدا و سیما وجود دارد و این دید در جامعه غالب است که صدا و سیما جامعیت انعکاس و پوشش همه‌ی دیدگاههای سیاسی، فرهنگی‌، اجتماعی و... را ندارد، قاعدتا برنامه‌هایی هم که با عنوان طنز از صدا و سیما پخش می‌شود از این آسیب بی بهره نمانده‌اند. پس برخی از کارهای صدا و سیما که بنام طنز ساخته و تولید می‌شوند نمی‌توانند در قالب تعریف رایج طنز بگنجند و بعضا شاید به نوعی جهت‌دار و گزینشی هم باشند و این به اعتماد مخاطب آسیب می رساند. به شخصه از آنچه دنبال می‌کنم بخش اندکی را می‌توانم به عنوان برنامه‌ی طنز بپذیرم که قابل توجه و تامل است. از جمله این برنامه ها صبح جمعه با شما بوده است که چند سالی است با نام جمعه‌ی ایرانی، پخش می‌شود که با وجود تنگناهای بسیار، طنزی رادیویی با سابقه و قوی است و شاید دلیل استقبال مردم از آن این بوده که کمتر متاثر از سیاست‌های کلی صدا و سیما بوده است و مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را که برای مردم مساله و اولویت بوده است را مطرح می‌کند.
چقدر فکر می‌کنید که درک درست تهیه‌کنندگان این برنامه‌ها از طنز باعث مخاطب پذیری می‌شود؟
من فکر می‌کنم در برنامه‌هایی مانند "جمعه‌ی ایرانی"، فهم درست از طنز که بیشتر بخاطر پیشینه و قدمت برنامه و انتقال صحیح تجربه‌ی نسل‌های قبلی بوده است، نقش مهمی در موفقیت و تداوم استقبال شنونده و مخاطب داشته و بسیار مهم و تعیین کننده بوده است. موارد دیگر هم مانند قابلیت‌های طنزپردازهای با سابقه ایرانی که درک درستی از طنز داشته‌اند و جنبه‌ی هنری طنز را دنبال کرده و کمتر تحت تاثیر نگاه و خوانش رسمی و از بالا قرار گرفته‌اند، توانسته است مخاطب خود را برای سالیان زیادی حفظ کند.
برسیم به سوال اصلی، این روزها سریالی از شبکه سه تلویزیون در پربیننده‌ترین ساعت شب پخش می‌شد که پزشکان را سوژه و دستمایه قرار می‌داد. ابتدا می‌خواهم بپرسم آیا موافق هستید که پزشکان هم می‌توانند موضوع یک برنامه طنز باشند؟ دیگراینکه اگر پاسختان مثبت است آیا این برنامه توانسته رضایت شما را جلب کند؟
به نظر من نقد، نقادی و پرسشگری از مولفه های دنیای مدرن است و اگرکسی بخواهد درک درستی از دنیای مدرن داشته باشد و با آن به خوبی کنار بیاید ناگزیر باید نگرشی مثبت به نقادی و پرسشگری داشته باشد و آن را به عنوان واقعیات موثر در شکل‌دهی تحولات اجتماعی دنیای امروز بپذیرد.
اگر واقع بینانه به جامعه نگاه کنیم نباید هیچ کس و هیچ طبقه و قشری مبرا از حوزه‌ی نقد و پرسشگری در شکلهای مختلف آن باشد. گاهی این نقد می‌تواند در قالب طنز هم مطرح شود و من موافق طنز نقاد هستم. اما در مورد این سریال باید بگویم هرچند نقد محتوایی بر این سریال و کیفیت آن وجود دارد و می‌توانست به مراتب تاثیر گذارتر و بهتر پرداخته و ساخته شود، اما با توجه به اینکه من عضوی از جامعه‌ی پزشکی هستم و شناخت نزدیکتری از مسایل جامعه پزشکی دارم متاسفانه بخش زیادی از آنچه در این سریال در شکل طنز بیان می شود ریشه در واقعیات جامعه ما دارد.
شکل بیان آن را می پسندید؟
من معتقدم نهایتا آنچه تعیین کننده و جهت دهنده است، قضاوت افکار عمومی است و وقتی افکار عمومی به صورت نسبی از این کار استقبال می‌کند این پیام را در دل خود دارد که انتقادهایی اساسی به عملکرد بخشی از جامعه‌ی پزشکی وجود دارد. باید بدانیم به فرض حتی اگر نگاه نویسندگان و کارگردان سریال نسبتی با امر واقع و عینی جامعه و روابط بیمار و پزشک نداشته باشد و یا به قول برخی از همکاران، تحقیر آمیز و توهین آمیز باشد قطعا افکارعمومی و وجدان جمعی آن را پس خواهد زد و ما نباید با اعمال فشار راه را بر بیان عقایدی که ناخوشایند ماست ببندیم. من معتقدم جای نگرانی نیست حتی اگر شکل بیان مطلوب ما نباشد! یکی از مشکلات بزرگ ما در جامعه‌ی ایرانی این است که آنجا که این قضاوت جمعی همسو و به نفع نگرش ما نباشد به آن احترام نمی‌گذاریم بنابراین پیشنهاد من این است که اگر جایی قضاوت جمعی برخلاف میل ما بود باز هم احترام بگذاریم و بدانیم که برداشت اکثریت یک جامعه، نزدیکتر به واقع است و کمتر اشتباه می‌کند. لذا جامعه‌ی پزشکان ما نباید بیش از حد حساسیت نشان بدهند و از این بابت نگران باشند.
چرا بخش کثیری از جامعه‌ی پزشکان این سریال را توهین آمیز دانسته‌اند؟
منتقدین و معترضین این سریال را باید در دو دسته بررسی کرد؛ دسته‌ی نخست، اقلیتی از همکاران در جامعه پزشکی‌اند که درست یا غلط، شخصیت خود را با کاراکترهای منفی که در این سریال در قالب طنز تصویر شده‌اند تطبیق می‌دهند که البته و متاسفانه برخی از آنها معمولا عملکرد مثبتی در جامعه‌ی پزشکی ندارند. پس این برخوردها و اعتراض ها از طرف آنها تا حدی می‌تواند واکنشی طبیعی باشد. اما گروه دومی هست که با انگیزه‌ای اخلاقی و انسانی، منتقد و معترض این سریال است که آن بخش از جامعه پزشکیِ متعهد است که براساس تحلیل خاص خود، این نوع انتقاد را توهین به جامعه‌ی پزشکی و مخدوش کردن رابطه‌ی بیمار و پزشک و آسیب به اعتماد اجتماعی نسبت به پزشکان می‌دانند. نگرانی گروه دوم، هر چند با نیتی خیرخواهانه و قابل احترام براساس نگرانی از زیر سوال رفتن و صدمه دیدن کلیت جایگاه پزشکی و رابطه‌ی جامعه‌ی پزشکی و شهروندان جامعه است اما نمی‌تواند درست باشد چون یا امری واقعیت دارد و یا نه! اگر واقعیت داشته باشد که نباید به بیان و نقد آن ایراد گرفت و اگر هم واقعیت ندارد که خود به خود و در زمانی کوتاه توسط جامعه، مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت.
در این سریال چه چیز برجسته ای دیدید؟
واکنش‌های احساسی و گاه کم منطق. ما باید بدانیم که استقبال از این سریال یک پیام داشت که می‌تواند برای جامعه‌ی پزشکی هشدار باشد. اینکه برخلاف نگرش و تصور غالب ما، رابطه‌ی بین توده‌ی مردم و پزشکان صمیمانه نیست و مردم بدلایل مختلف، بین خود و پزشکان شکاف و فاصله‌ی عمیقی حس می‌کنند. مهمترین دستاورد این سریال هم می‌تواند این مسئله باشد که تلنگری به پزشکان بزند تا آسیب شناسی کنیم که چرا مردم بین خود و پزشکان فاصله می‌بینند.
این سریال زودتر از آنچه انتظار می رفت به اتمام رسید. به نظر شما برداشت مردم از این مساله چیست؟
بنظرم تا این حد جنجال و تهدید و ... حول این سریال نه شایسته‌ی پزشکان بود و نه نهادهای صنفی مرتبط با آنها، متاسفانه این به عنوان یک نقطه‌ی ضعف بزرگ در کارنامه پزشکان باقی خواهد ماند و چه بسا به ذهنیت‌ها و فاصله‌ها بیشتر از قبل دامن بزند ما نباید در موضوع طنز استثنا قایل شویم و باید به سمتی حرکت کنیم که همه در معرض نقد به اشکال مختلف آن باشیم تا جامعه با شناخت کاستی‌ها و ضعف‌های خود در حوزه‌های مختلف، با حرکت رو به جلو رشد کند.
با تشکر از وقتی که به "همگان" اختصاص دادید.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/201-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AD%DB%8C%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، در حاشیه ، پزشکان همدان ،

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

طنین اركستر الوند در سالن ابن‌سینا

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،موسیقی ،روزنامه همشهری ،

طنین اركستر الوند در سالن ابن‌سینا

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
طنین اركستر الوند  در سالن ابن‌سینا
اركستر الوند دومین اجرای عمومی خود را در سالن ابن‌سینای همدان به روی صحنه برد و با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد. در این برنامه 45 نفر از هنرمندان همدانی به اجرای برنامه پرداختند و 3 نفر از خوانندگان شناخته‌شده همدان نیز با این گروه همكاری كردند. محمدباقر (سروش) مرادی یكی از خوانندگان این اركستر است كه از تجربه كار اركسترال با ما می‌گوید...
1394/02/20
اركستر الوند دومین اجرای عمومی خود را در سالن ابن‌سینای همدان به روی صحنه برد و با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد. در این برنامه 45 نفر از هنرمندان همدانی به اجرای برنامه پرداختند و 3 نفر از خوانندگان شناخته‌شده همدان نیز با این گروه همكاری كردند. محمدباقر (سروش) مرادی یكی از خوانندگان این اركستر است كه از تجربه كار اركسترال با ما می‌گوید.
  • موسیقی را از چه زمانی آغاز كردید؟
در دوره دبیرستان یك مجموعه از نوارهای ردیف استاد كریمی توسط دوستانم به دستم رسید. اما آموزش از راه گوش‌دادن نوار معضلات خیلی زیادی داشت. در دوره سربازی به‌صورت خصوصی ردیف را نزد سرهنگ كریمی تكمیل كردم و پس از سربازی به یزد منتقل شدم و در یزد نزد مدرسان آواز این شهر از جمله استاد اصغر حسینی ادامه دادم.
  • آموزش مدرسان یزد از لحاظ سبك و ردیف موسیقی چه تفاوتی با سایر مكتب‌ها داشت؟
آنجا ردیف‌های خودشان را تدریس می‌كردند كه شبیه مكتب اصفهان بود.
  • در همدان فضای آموزش چگونه بود و نزد چه كسانی ادامه دادید؟
مدتی نزد زنده‌یاد عزیزالله قیطاسی تئوری موسیقی و سلفژ كاركردم. پیش آقای صمدپور تار و اصغر كریمی تنبك كار كردم و در سال 1379 صادق چراغی اجرایی را برای كارهای آموزشگاهی داشت. من صدای آقای آذر را شنیدم و به شیوه اجرای او علاقه‌مند شدم. ایشان به من گفت كه شیوه قدیم را بر اساس ردیف عبدالله دوامی كار می‌كنم. این شیوه روی من تأثیر زیادی داشت. البته مدتی هم در خدمت استاد ناصر مهرورز كار كرده بودم تا اینكه در نهایت صداسازی و تكنیك را نزد استاد حمیدرضا نوربخش در تهران آموزش دیدم.
  • اولین تجربه اجرای صحنه‌ای شما چه زمانی بود؟
اولین بار در سال 1383 یك كار مناسبتی را در جشنواره استانی با جواد مرادیان به روی صحنه بردیم.
  • اما بیشتر به‌صورت سنتی با تعداد نوازندگان محدود به روی صحنه رفته‌اید. اما در 2 اجرای گذشته با یك اركستر بزرگ به روی صحنه رفتید. كار اركسترال چه تفاوتی با اجراهای سنتی داشت؟
كار اركسترال اجرایی است كه به خواننده و نوازنده كمك می‌كند روی چارچوب و اسلوب حركت كنند.
 علم، آگاهی و عمل را همراه كند و دقیقاً باید تجربه و سطح اطلاعات كافی داشته باشند. چون كار گروهی است. اگر در هر بخشی كوتاهی‌ای باشند، روی كیفیت اعضای دیگر گروه تأثیر می‌گذارد. نكته دیگر این است كه ذائقه مردم تغییر كرده و از شیوه قدیم استقبال نمی‌كنند.
 از طرف دیگر ‌ساز و آوازی كه مخاطبان را 2 ساعت در سالن نگه دارد، كم است و باید به‌روز شویم. شكل‌گیری و اجرای اركستر الوند در همدان اتفاق مثبتی است، هم از این جهت كه بیش از 45 نفر در یك كار گروهی گرد هم آمدند و اثری را ارائه كردند ودیگر اینكه ضرورت چنین حركتی در شهری كه صدها نوازنده و خواننده دارد به‌صورت جدی احساس می‌شود.
  • شرایط اركستر الوند را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
ابتدا باید از رهبر اركستر آقای حسین زندی تشكر كنم كه چنین حركتی را آغاز كرد. اینكه ما كار گروهی را یاد بگیریم، بسیار مثبت است و جوانان استقبال خوبی داشتند و كه علاقه و گرایش به یادگیری آنها قابل ستایش است . موسیقی تنها یك اتفاق در صحنه نیست حتی اگر چنین هم باشد نیاز به پیش‌زمینه دارد كه یك نوازنده یا خواننده باید مراحل آموزشی را گذرانده باشد تا در صحنه،‌كاری را خلق كند. تمام بزرگان ما اگر به‌صورت بداهه‌كاری را انجام می‌دادند ممارست در صدا، نوازندگی و در آموزش ردیف داشتند در موسیقی ایرانی باید این پیش‌زمینه را داشت.
  • در این كار شما با 2 خواننده خوش‌صدای همدانی، نوین خوش نوا و حسن زندی همكاری می‌كردید. استفاده و انتخاب صدا چگونه بود؟
تجربه بسیار خوبی برای من بود، علاوه بر اینكه از آقای خوشنوا اصول صحنه را یاد گرفتم. تعاملی كه با این 2 هنرمند گرامی داشتیم بسیار خوب بود. معمولاً 2 خواننده را در یك مجموعه كمتر دیده بودم. استفاده از رنگ صداهای مختلف در یك اركستر بسیار خوب بود؛ هرچند مسائلی به دلایل فنی برای هماهنگی با نوازندگان به‌وجود می‌آید كه اجتناب‌ناپذیر است، البته خواننده‌ها جبران كردند.
  • هماهنگ كردن بیش از 40 نفر علاوه بر آرامش خاطر، نیاز به حمایت دارد. برای تداوم این حركت چه كار باید كرد؟
 به هر حال همیشه نمی‌توان برای ادامه این كار از هزینه شخصی استفاده كرد. چشم امید ما به حمایت‌هاست.
امیدوارم همه مردم و نهادها یاری كنند. چون این اركستر به نام الوند و برای همدان و اركستر بومی است. افتخار آن هم برای این شهر و به انسجام هنرمندان كمك خواهد كرد. من از همه همكارانی كه با حداقل امكانات یك سال تمرین كردند، تا این كار انجام شود، سپاسگزارم، هر چند راضی‌نگه‌داشتن و هماهنگ‌كردن 45 نفر كار دشواری است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%83%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%86-%D8%A7%D8%A8%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: موسیقی همدان ، ارکستر الوند ، همشهری همدان ،

یکشنبه 13 اردیبهشت 1394

نفس‌های آخر قدیمی‌ترین زورخانه همدان ...

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نفس‌های آخر قدیمی‌ترین زورخانه همدان ...

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1430569295957_IMG_2052.JPG

شهرداری همدان، این بار زور خود را برای تخریب قدیمی‌ترین زورخانه‌ی شهر دوره مادها می‌آزماید تا فضا را برای احداث پارک‌سواری در این محدوده آماده کند.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، زورخانه‌ی «الوند» که حدود 100 سال پیش و در اواخر قاجار ساخته شد را امروزه با نام «همه‌کسی» می‌شناسند، قدیمی‌ترین زورخانه‌ی همدان.

بنایی تاریخی که مالکان کنونی‌اش یعنی خانواده‌ی «همه‌کسی» حتی آن را داوطلبانه در فهرست آثار ملی ثبت کردند، با هزینه‌های خود آن را نگهداری می‌کنند و تا امروز هم از سوی هیچ نهادی کمک مالی نشده‌اند، اما در کنار این اقدامات چون معتقدند لفظ «زورخانه» برای یک فضای فرهنگی مناسب نیست، برایش عنوان «یادمان فرهنگی شهید‌همه‌کسی» انتخاب کرده‌اند و آن را می‌چرخانند، اما حالا شهرداری زورش به این بنا رسیده است.

این «زورخانه»ی قدیمی ابتدای خیابان شهدا و در کوچه‌ی «همه‌کسی» قرار دارد، کوچه‌ای تنگ و قدیمی که شهرداری همدان مدتی است قصد دارد با تعریض کوچه برای ایجاد دسترسی مناسب رمپ احداث کند، پل بزند و خیابان شهدا را به خیابان پشتی که «سرگذر» نامیده می‌شود، وصل کند.

حسین زندی، فعال حوزه‌ میراث فرهنگی استان همدان در این زمینه به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا توضیح می‌دهد: شهرداری قصد دارد برای باز کردن مسیری که به پارک‌سوار در حال ساخت می‌رسد، معبری از این منطقه ایجاد و در واقع این زورخانه را تخریب کند، این نهاد اکنون قصد گرفتن رضایت از مالک بنا را دارد.

او با اشاره به مخالفت اداره‌کل میراث فرهنگی همدان برای این اجرایی شدن این طرح نیز اظهار کرد: نامه‌نگاری‌هایی هم توسط این اداره کل شده و تا حدی توانسته موضوع تخریب زورخانه را به تعویق بیندازد، اما این موضوع باعث رفع نگرانی فعالان میراث فرهنگی همدان نشده است.

وی حذف بافت تاریخی در همدان را یکی از اقدامات شهرداری در این شهر دانست و افزود:‌ در حال حاضر دیگر در همدان بافت تاریخی نداریم، فقط تک‌بنا در شهر وجود دارد، اما اگر قرار باشد شهرداری این بناها را نیز به بهانه‌های ساخت‌و‌ساز و پل‌سازی و توسعه نابود کند باید فاتحه تاریخی‌بودن همدان را بخوانیم.

زندی در ادامه از فرستادن نامه‌ی جمعی از علاقمندان میراث فرهنگی این استان به نیک‌بخت، استاندار همدان خبر داد.

در بخشی از این نامه که به امضای حدود 50 نفر از ورزشکاران، فرهنگیان، فرهنگ‌دوستان و حامیان مراکز تاریخی و فرهنگی رسیده، آمده است: «... واقفید که پیرامون محوطه‌های آثار تاریخی و فرهنگی همواره از سوی سازمان میراث فرهنگی سعی در حفظ و حتی گسترش فضای بصری و ترافیکی مناسب با هدف پاسداشت این اماکن می‌شود، اما شهرداری همدان بدون توجه به این موضوع مهم، سعی در خفه کردن و مهجور نمودن فیزیکی این مرکز تاریخی را دارد...»

به گفته زندی، البته این نامه اکنون به امضای 150 نفر از هنرمندان و سینماگران دیگر رسیده تا شاید استانداری همدان بتواند جلوی تخریب بیشتر قدیمی‌ترین زورخانه‌ی غرب کشور را بگیرد.

‌انتهای پیام

زورخانه همدان

زورخانه همدان


http://isna.ir/fa/news/94021306818/%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: میراث فرهنگی همدان ، ایسنا ، زورخانه همه کسی ، زورخانه های همدان ، تخریب زورخانه همه کسی همدان ،

جمعه 11 اردیبهشت 1394

تیشه هنرآفرین فرهاد همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،گردشگری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

تیشه هنرآفرین فرهاد همدانی

moradh.jpg

گفت و گو با مراد حنیفه پیر سنکتراشی ایران

استاد مراد حنیفه متولد 1313خورشیدی در همدان است، برخی ها شاید اولین بار باشد که نام این مرد هنر آفرین را می شنوند، اما کمتر کسی هست که یکی از دست سازهای اورا از نزدیک ندیده و یا تصویر یکی از کارهایش را از تلویزیون مشاهده نکرده باشد، آرامگاه بوعلی و باباطاهر؛ دو نماد اصلی شهر همدان یادگاری از معماران بزرگ کشور مهندس هوشنگ سیحون و مهندس محسن فروغی است که یک یک سنگهای این دوبنا به دست مرادحنیفه تراشیده و کارگذاشته شده است. بنای مقبره اوحدی مراغه ای، مقبره الشعرای تبریز، مقبره ایرج میرزا، پایه ستون مجسمه فردوسی و ده ها اثر ارزشمند دیگر از یادگارهای گرانبهای اوست. مراد حنیفه هفتاد سال سنگتراشی کرده است و امروز پس از هفت دهه می‌گوید اگر اصرار خانواده نبود باز هم این کار را ادامه می دادم.


استاد در کدام محله همدان متولد شدید و دوران کودکی را در کدام محله سپری کردید؟
مدتی در خیابان کولانج بودیم. مدتی در خیابان پاستور یا دوگوران (یا دوگولان) قدیم که قبرستان بود. مدتی در خیابان اکباتان زندگی می‌کردیم و حدود 50 سال است که در این محله خیابان هنرستان ساکن هستیم.
از خانواده بگویید
دو خواهر و دو برادر بودیم، این قانون طبیعت است که دختران به خانه بخت می‌روند و پسران می‌مانند. پس از ازدواج خواهرم، از آنجا که دامادمان سنگراش بود ماهم پیش او سنگتراشی را یاد گرفتیم.
در چه سالی؟
از سن 12 سالگی وارد این کار شدم.
درس خواندن را ازکدام مدرسه آغازکردید؟
ما را مدرسه نفرستادند، یعنی هیچ جا نفرستادند فقط فرستادند سرکار! هفت ساله بودم که فرستادند خیابان بین النهرین شدم شاگرد نجار. حدود جنگ جهانی دوم بود. یک مدت آنجا بودم و در 12 سالگی هم رفتم سنگتراشی، کلنگی به دستم دادند. وقتی کلنگ را به سنگ می‌زدم خرده‌های سنگ در چشمم می‌رفت. اما پس از مدتی یاد گرفتم و در 17 سالگی استادکار شدم.

s1
سنگتراش‌ها بیشتر در کدام منطقه بودند؟
مثل حالا نبود که شلوغ شود. راسته‌ای نزدیک راسته زرگرها بود که سراسر سنگتراش بودند.
سنگ‌هایی که شما می‌تراشیدید کجا استفاده می‌شد؟
آن زمان سنگ ها مثل سنگ آرامگاه بوعلی سخت و گرانیتی بود، سنگ ها را از روستای سرخ آباد و آبشینه می‌آوردند و بیشتر برای کف حیاط‌ها و بغل دیوارها می‌تراشیدیم. مثل پلاک‌هایی که امروزه به دیوار می‌چسبانند. تقریبا در سن 18 سالگی به سربازی رفتم. 20 ساله که شدم برگشتم و دوباره سنگتراشی کردم. آمدند مرا به فلکه چاپارخانه بردند، در آنجا یک کاروانسرا بود که کنار درش سنگ ریخته بودند و ما برای مجلس سنا در تهران سنگ می‌تراشیدیم. بعد از اینکه مدتی برای مجلس سنا کار کردیم گفتند می‌خواهیم بانکی به نام بانک ملی بسازیم که محل آن میدان توپخانه تهران بود. ما هم شروع کردیم به تراشیدن سنگ برای بانک ملی.
از سنگتراشانی که در همدان اسم و رسمی داشتند و صاحب نام بودند بگویید.
چند نفری استادکار بودند مثل استاد مختار حجار، حجار و داشی کرماشاهی که دکاندار بود.
ویژگی‌های کارشان چه بود و کار کدام بهتر از دیگران بود؟
ویژگی کارشان این بود روی سنگی که از دهات با گاری می‌آوردند طرحی را که می‌خواستند روی آن می‌کندند و مشتری می‌سندید.
جنس سنگ چگونه بود؟ چه تفاوت هایی باهم داشت؟
بیشتر سنگ‌ها مانند لاشه‌هایی که امروزه برای ساختمان‌ها استفاده می کنند بود. یواش یواش این نوع سنگ ها از میان رفت و گرانیت روی کار آمد.
با آمدن گرانیت ابزار شما چه تفاوتی با گذشته پیدا کرد؟
قبلا با تیشه و قلم کار می‌کردم. اما تیشه و قلم بر گرانیت کارگر نبود و با قلم برج، قلم درز، چکش و نباخ کار می‌کردم. برای بریدن سنگ هم ابزاری داشتیم که به آن «پاس» می‌گفتند. جایی در نظر می گرفتیم، پاس‌ها راقطار می‌کردیم بعد از آن با پتک می‌شکستیم آن زمان همه کارها با دست انجام می‌شد.
همزمان با شما، در همدان چند نفر به این کار اشتغال داشتند؟
حدود 50-60 نفری بودند اما یواش یواش از کار سیر شدند، رها کردند و رفتند. کار سخت بود.

s5

سنگ گرانیت را از کجا و با چه وسیله‌ای می‌کندند؟
در گنجنامه که کار می‌کردیم سنگ‌هایی بود که از کوه جدا شده بود، انتخاب می‌کردیم که کدام قسمت‌ها قابل استفاده است آن را می‌بریدیم، با جک هل می‌دادیم و از آن استفاده می‌کردیم.
شما از سنگ‌های کوه خورزنه هم استفاده می‌کردید؟
نه از سنگ کوه خورزنه برای ستون مساجد و خیلی قدیم¬تر از ما استفاده می‌کردند. در زمان ما از سنگ آنجا استفاده نمی‌شد.
ابزارها از چه زمانی تغییر کرد؟ شما همواره از ابزار قدیمی مثل گلنگ و تیشه استفاده می‌کردید یا از وسایل جدید هم بهره می‌گرفتید؟
در زمان ما دریل برقی نبود و کلا با دست کار می‌کردیم.گاهی می‌روم به کارهایی که در داخل شهر همدان هست نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم این را من ساخته‌ام؟ نه قبول ندارم. باور نمی‌کنم. آنقدر زیاد است که هر وقت نگاه می‌کنم لذت می¬برم از اینکه تمام اینها را با دست ساخته‌ام. شما خیال کنید یک مته دریل به سنگ ها خورده باشد! اصلا اینطور نیست.
هیچ وقت از ابزار جدید استفاده نکردید؟
نه تمام کارها دستی بود.

s3
از استادان و شاگردان کسی هست که کار شما را ادامه دهد؟
نه! شاگردها می‌گویند کی تو از این کار دست می‌کشی که ما هم شغلمان را عوض کنیم؟
دلیلش چیست؟
ما پیر شدیم و بقیه سنگتراش‌ها هم این شغل را رها کردند. آنها به من می‌گفتند: تو چقدر ستمکش هستی. من می¬گفتم: تا جان دارم کار می‌کنم. به شهردارها همیشه می‌گفتم: اگر من این چکش را زمین بگذارم کسی نیست که آن را از زمین بردارد.
در خانواده شما کسی سنگتراشی می‌کند؟
من سه پسر دارم. از شهرداری و استانداری فشار آوردند که آنها را آموزش دهم تا کارم را ادامه دهند. گفتم: نه! اگر گرسنه بمانند بهتر از این شغل است. من 70 سال لباس سالم نپوشیدم و همیشه کفشم از خودم جلوتر بود و پیراهنم همیشه پاره بود. دوست نداشتم فرزندانم اینگونه باشند.
از همکاران و هم دوره‌ای هایتان نام ببرید
یک عده از این کار رفته‌اند و بقیه هم سنگفروش هستند.
شما تا 17 سالگی شاگردی می‌کردید، از کدام استاد بیشتر آموختید؟
من یک چیزی می‌گویم شما هم قبول کنید. من خودم یاد گرفتم و از کسی نیاموختم. استاد من وقتی من کار می کردم دست از کار می کشید و کار نمی‌کرد. می‌گفت وقتی من نگاه می‌کنم و می‌بینم تو کار میکنی لذت می‌برم که از من بهتر هستی. هر جا پیش هر استادی کار کردم در مدت کوتاهی کارم از استادم بهتر شد.

s4
بیشتر سنگ‌هایی که می‌تراشیدید جنبه تزئینی برای ساختمان داشت یا مجسمه هم می‌تراشیدید؟
از سنگ گرانیت مجسمه نمی‌توان ساخت چون ریگ دارد البته با دستگاه فرز می‌شود ساخت اما با دست نه، بیشتر کارهای من کارهای تزئینی بود.
چند مورد نام ببرید.
سنگ‌های مجسمه قائم، دروازه قائم و توپی‌های کنار ورودی آن، طراحی نیمکت‌های میدان قائم را من ساختم. آبنمای ایستگاه عباس آباد(میدان شریعتی) و کاسه فلکه چاپارخانه را زمان مرحوم بهنامجو ساختم. ابتدای لونا پارک (پارک مردم) یک آبنمای کاسه‌ای و آبشار درست کردم که آب در آن پمپاژ می‌شود یک آبنمای دو طبقه و یک آبنمای دیگر در ورودی دانشگاه بوعلی سینا با چهار گوی سنگی که در کنارش گذاشته‌ام. آبنمایی که در پارک میدان قائم تراشیده‌ام.
هر کدام از کارهایی که اشاره کردید، چقدر زمان می‌برد؟
مشخص نمی‌شد. چون کار دست است زمان زیادی لازم بود.
بیمه هستید؟
بازنشسته‌ام.
از طرف چه نهادی بازنشسته شدید؟
از طرف جیب خودم! وقتی آرامگاه بوعلی و آرامگاه باباطاهر را می‌ساختیم انجمن آثار ملی کار را بر عهده داشت که خیلی به من لطف داشتند. اگر می‌گفتم مرا بیمه کنید حتما این کار را می کردند. اما آنزمان خودم به فکر نبودم.
از کارهایی که انجام دادید، کدام بیشتر به دلتان نشسته است؟
همه کارها را دوست دارم اما آرامگاه باباطاهر را بیشتر از کارهای دیگرم دوست دارم.

s2
به چه دلیل؟ به خاطر کار خودتان یا شخصیت باباطاهر؟
ارزش باباطاهر برای من بسیار زیاد است اما من چیزی ساخته‌ام که هر بار به آن نگاه می‌کنم لذت می‌برم. دیگران هم آفرین می‌گویند و پس از سال ها امروز وقتی می‌خواهم به باباطاهر بروم باید بلیت بگیرم!
چندسال است دیگر کار نمی‌کنید؟
دوسال.
آخرین کاری که تراشیده‌اید چه بود؟
امامزاده عبدالله، دیوار دور آن و پله‌ها و آبنماها را من تراشیدم.
کدام ویژگی سنگ شما را جذب کرده است؟
همه به من می‌گفتند چند سال کار کرده ای کافی نیست؟ اما من عاشق این کار بودم که هفتاد سال دوام آوردم.
دلیل آن چه بود؟
این بود که می‌خواستم آثاری از خودم به جا بگذارم و بعدها بگویند کسی بوده که اینها را ساخته است. ماندگاری هنر برای من خیلی مهم است.
با ادارات دولتی هم کار کرده اید؟
9سال در استانداری همدان کار کردم. در موزه جنگ هم کار کردم.
اگر از شما بپرسند که این شغل را در این هفتاد سال چگونه از سرگذراندید پاسختان چیست؟
یک روز مهندس کسی را فرستاد دنبالم که بروم آرامگاه بوعلی، وقتی رسیدم آنجا دیدم کفش‌هایم از خودم پیشی گرفته است. خارجی‌ها تماشا می‌کردند. خواستم برگردم به خودم گفتم برو دیگر. وقتی رسیدم به مهندس گفتم: تو را به خدا دیگر کسی را نفرست دنبال من، کار داشتی خودت بیا. گفت: چرا؟ گفتم: مردم نگاه می‌کنند به این وضعیت و من خجالت می‌کشم. مرا نشاند روی صندلی و گفت: من به تو افتخار می‌کنم.
در چه کارهایی با مهندس سیحون همکاری می کردید؟
آرامگاه بوعلی، باباطاهر، مقبره الشعرا، مقبره اوحدی مراغه ای، و مقبره ایرج میرزا را انجمن آثار ملی زیر نظر مهندس سیحون ساخت. البته مهندسان بزرگی در این کارها همکاری می کردند مانند مهندس محسن فروغی که طراح آرامگاه باباطاهر بود.
به کارهایی که در شهرهای دیگر ساخته‌اید سر می‌زنید؟
نه. رفت وآمد مشکل است. دوست دارم اما نرفته‌ام.
غیر از همدان در چه شهرهایی کار کرده‌اید؟
در تهران پایه مجسمه فردوسی را من تراشیدم و مجسمه را هم خودم کار گذاشتم. پایه‌ای که درست کردیم 64 تن وزن داشت و به سفارش انجمن آثار ملی در همدان تراشیدم. یک مجسمه در خیابان فرح جنوبی کار گذاشتم. مجسمه خیام را هم من کار گذاشتم. در مراغه مقبره اوحدی مراغه ای را کار کردم. در مقبره الشعرای تبریز کار می‌کردم که انقلاب شد و کار تعطیل شد. در تهران آرامگاه ایرج میرزا را هم من ساختم.
در تهران کار دیگری ندارید؟
خانه مهندس سیحون را هم وقتی می‌خواست بسازد زنگ زد رفتم دیدم خانه و ویلایی ساخته بود که محوطه ویلا را من درست کردم. البته سنگ‌ها را در همدان تراشیدم و به تهران بردیم. یک سفارش کاسه سنگی را که تراشیده بودم به تهران بردم که همزمان بود با شلوغی‌های انقلاب. پس از انجام کار می خواستم برگردم همدان که شب حکومت نظامی اعلام کردند تا وضعیت آرام شود در خانه مهندس سیحون ماندم چون اجازه نمی داد بیایم. و قتی نیمه‌های شب از خانه خارج شدم مرا بازداشت کردند و کیسه ابزار سنگ تراشی ام را توقیف کردند فکر می کردند ابزار بمب گذاری است. این آخرین دیدار من با مرحوم مهندس سیحون بود.
ویژگی‌های کار مهندس سیحون چه هستند؟
یک آبنما در آرامگاه بوعلی تراشیده بودم. در حال جابجایی و کار گذاشتن بودم که مهندس رسید. گفت: اوسا دست نگهدار. وقتی ما با جرثقیل آن را بلند می‌کردیم اندازه یک ناخن از یک گوشه آن کنده شده بود. می‌توانستیم ترمیم کنیم که سالیان سال مشخص نباشد. اما گفت این چیست که می‌خواهی کار بگذاری؟ گفتم: جرثقیل خراش انداخته است. گفت: این به درد من نمی‌خورد ببر برای خانه خودت. من گفتم: خدایا چکار کنم؟ باز باید هفته‌ها وقت بگذارم جفت آن را بسازم. فکری کردم و پرسیدم مهندس اگر درستش کنم قبول می‌کنید؟ گفت: بله. اما اگر خراب شود باید ببری. شروع کردم ابزاری را در چهار گوشه آبنما به یک شکل تراشیدم. آمد، دید و گفت: دستت درد نکند خیلی عالی شده چهار طرف را درست کن. پرسیدم: آقای مهندس چرا از آن یک ذره ایراد گرفتید؟ گفت: بعد از صد سال کسانی که این را ببینند می‌گویند این ضعف کار گذشتگان بوده که این عیب را ندیده‌اند. ما نباید نقطه ضعف و کار ضعیف به دست آیندگان بدهیم. به خاطر همین حساسیت اینقدر مشهور بود. مهندس سیحون می‌گفت: کار باید بدون ایراد باشد.
گفتید در ساخت آرامگاه بوعلی با مهندس سیحون کار می‌کردید. رابطه شما چگونه بود؟
بله هرچند روز یک بار می‌آمد و سر می‌زد. یک روز مشغول ساختن دو طاقنمای ‌کوچک یک تکه بودم که در حیاط آرامگاه کارگذاشتیم ،آمد و گفت: استاد! گفتم: بله. گفت: چه درست می‌کنی؟ گفتم: مهندس می‌بینید؟ نگاه کرد و گفت: احسنت. این رابطه ادامه داشت و به کار من اعتماد کامل داشت. مدتی رفتم در خانه مهندس سیحون کار کردم. به دوستانش هم مرا معرفی کرد.
چه سالی در آرامگاه بوعلی بودید؟
نمیدانم. من پسری دارم که از هفت سالگی او تا 16سالگی‌اش در آرامگاه بوعلی کار می‌کردم. آن تشکیلاتی که گلخانه و دفتر شده است را هم من ساختم.
چند نفر بودید؟
کارگر داشتم. اما همیشه باید خودم بالای سرکارگرها می بودم. سنگی که می‌تراشیدیم با سمباده می‌سابیدیم تا به همدیگر بچسبند و هیچ زائده‌ای نداشته باشد. باباطاهر را که می‌ساختند تنها کار مرا قبول کردند. تا سنگ آخر از لحاظ کار بنایی و طرح و تشکیلات را خودم انجام دادم.

s6
وقتی از کنار آرامگاه باباطاهر و بوعلی می‌گذرید و می‌بینید مسافران خارجی و داخلی کار شما را می‌بینند و از آن لذت می‌برند، چه حسی به شما دست می‌دهد؟
لذت می‌برم و وقتی می‌بینم چیزی ساخته‌ام که دیگران هم در لذت آن سهیم هستند و در کنار آن عکس می‌گیرند خوشحال‌تر می‌شوم.
آن زمانی که باباطاهر را می‌ساختید، سنگ‌ها را با چه وسیله‌ای به بالای گنبد بردید؟
آن زمان جرثقیل نبود. وسیله‌ای به نام تیفون بود. سنگ‌ها را با سیم بکسل می‌بستیم و می‌کشیدیم بالا با قرقره بالا میبردیم. تلمبه را یک نفر از پایین می‌زد. دو نفری توی یک تخته که روی داربست قرار گرفته بود یک سال زندگی می‌کردیم. بندهای جرثقیل ثابت بود. نمی‌توانست بچرخد و تنها بار را بلند می‌کرد. سنگ پایه میدان فردوسی تهران را با دو جرثقیل بلند کردیم، توی یک کامیون گذاشتیم و بردیم تهران، وقتی مهندس آمد دید گفت این را نتراشید همینطور طبیعی کار بگذارید. من هم کارگرها را صدا زدم و زیر سنگ را تراشیدیم. جرثقیل آمد آن را بلند کردند ولی جرثقیل نتوانست بگذارد، وقتی افتاد تمام خانه‌های اطراف لرزید.

دهه 20و 30 مشتری‌های شما چه کسانی بودند؟ به غیر از معمارها و بناهای بزرگ اهالی شهر و مردم عادی هم به شما سفارش می‌دادند؟
مشتری‌ها بیشتر معمارانی بودند که ساختمان می‌ساختند. در آن زمان بساز بفروش نبود. معماران سفارش می‌گرفتند و برای مردم خانه می‌ساختند.آنها سفارش سنگ به ما می‌دادند و ما کار را برای آنها می-فرستادیم. بیشتر بالای شهری‌ها استفاده می¬کردند. پایین شهری‌ها با خشت و چوب کار می‌کردند. شهر کوچک بود. یک قهوه خانه بود به نام قلیانی که آخر شهر بود اما امروزه وسط شهر است.
چرا این قهوه‌خانه را قلیانی می‌نامیدند؟
چون جاهل‌ها می‌رفتند آنجا و قلیان می‌کشیدند.
اسامی معماران خاطرتان هست؟
یک از معمارانی که من با او کار می‌کردم، حاج اسماعیل تحقیقی بود که برای شهرداری پارک و میدان می‌ساخت. کارهای زیادی ساخت. خانه‌ها بیشتر یک طبقه بود. حاج محمد که به «ممد بلند» معروف بود و محمد رنجبران معمارانی بودند که من با آنان همکاری کردم.
تفاوتی که در این هفتاد سال بین معماری قدیم و جدید حس می‌کنید، چیست؟
آن زمان اسکلت فلزی نبود. تمام با آجرهایی که با دست می‌سابیدند کارهای هنرمندانه‌ای می ساختند. اما امروزه مهندسی راحت شده. در ساختمان های قدیمی زمستان‌ها گرم و تابستان‌ها خنک بود. با یک چراغ کل خانه گرم می‌شد. اما حالا چند بخاری گازی لازم است. خانه‌های امروزی مثل زندان است.

از همدان قدیم چه خاطراتی دارید؟
من تقریبا 80 سال است که خاطرات همدان را دارم. آرامگاه بوعلی یک ساختمان کوچکی بود. من 7ساله بودم که محوطه نرده های چوبی داشت روبروی شهرداری یک پل طاقی وجود داشت. بعداز آن یواش یواش محوطه‌سازی کردند. دیوار کشیدند و بنای اصلی آرامگاه را گذاشتند داربست چوبی بسته بودند.
از افراد صاحبنام آنزمان چه خاطره ای دارید؟
مغازه‌ای داشتم در کنار مغازه‌ای که صاحبش قد بسیار بلندی داشت و همیشه مجبور می شد ماشین در بست بگیرد بسیار آدم خوبی بود. یک چهارپایه می‌گذاشت و می نشست جلو مغازه اش خدا رحمت کند اسمش اکبر وطنی بود.
بله گفته می شود از دوستان عارف قزوینی بوده ، از مشاغل قدیمی شهر چیزی خاطرتان هست؟
بچه بودیم برق نداشتیم. کرسی و چراغ لمپا بود. می‌گفتند که لمپا را نشکنید. کوچه‌ها پر برف بود و زندگی خوب بود الان وسیله به داد مردم رسیده است اما زندگی آن گرمی را ندارد.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/173-%D8%AA%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C



برچسب ها: مراد حنیفه ، همگان ، هوشنگ سیحون ، سنکتراشی ، همدان ،

جمعه 11 اردیبهشت 1394

نقش تصمیم سازی در سیاست های محیط زیستی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،زیست بوم ،مطالب در خبر گزاری ها ،

نقش تصمیم سازی در سیاست های محیط زیستی

javaherian.jpg

اداره توسعه پایدار واقتصاد محیط زیست سازمان حفاظت از محیط زیست، مساله توسعه پایدار در این سازمان را دنبال می کند. این مرکز همچنین دبیرخانه کمیته ملی توسعه پایدار است. کمیته ای فرابخشی ومتشکل از 18دستگاه اجرایی کشور که از کمیته های تصمیم ساز به شمار می رود و به ریاست معاونت رئیس جمهور و ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست تشکیل می شود. این دبیرخانه دارای 13 کمیته فرعی در موضوعات توسعه پایدارنیز هست. با این وجود به رغم آنکه نزدیک به دو دهه از عمر این مرکز گذشته اما به نظر می رسد نهادهای اجرایی و تصمیم گیر چندان از توصیه های این نهاد پیروی نمی کنند و انجام پروژه های مخرب و ضد توسعه پایدار و محیط زیست کماکان ادامه دارد. به همین مناسبت با مهندس زهرا جواهریان مدیر کل این مرکز گفتگویی انجام داده ایم که در پی می آید. 
به عنوان سوال نخست شاید بهتر باشد به تاریخچه تشکیل این کمیته اشاره فرمایید.
کمیته ملی توسعه پایدار یک سال پس از تصویب "ریو" مبنی بر تشکیل کمیته توسعه پایدار در کشورها، در سال1374 شمسی آغاز به کار کرد.
خانم جواهریان این کمیته چه نقشی در تدوین سند راهبردی آمایش سرزمین دارد؟
واقعیت این است که وظیفه آمایش سرزمین برای این کمیته لحاظ نشده، اما در ذیل سرفصل های وظایف سازمان محیط زیست گنجانده شده که بخش محیط زیستی و تدوین راهبردها را این کمیته برعهده دارد، اما همانطور که اشاره کردم کمیته توسعه پایدار یک کمیته تصمیم ساز است و توسط نمایندگان تام الاختیار دستگاه ها که در این کمیته هستند و مواردی که در آنجا بحث می شود چه مواردی که به عنوان موارد فوری است و یا طولانی مدت در آنجا تبادل نظر می شود به دستگاه ها ارجاع می شود،سپس جوابو ملاحظات دستگاه ها به کمیته برمی گردد و یکی می شود، این کمیته بیشتر یک نهاد تصمیم ساز است.
نگاه این مرکز به سازمان های غیردولتی چگونه است ؟
بعد ازاجلاس ریو+20 که یک بازنگری انجام شد، ما از نهادهای مدنی دعوت کردیم و عضو گرفتیم واکنون نیز کمیته های فرعی را براساس ریو+20 بازنگری می کنیم که اقدام هایی صورت گرفته است.
این اعضا چه وظیفه ای دارند ؟
در هر کدام از کمیته های فرعی از NGOها نماینده می گیریم، نهاد غیردولتی هم که وارد می شود مانند دستگاه های اجرایی دارای رای و اظهارنظر خواهد بود و در تصمیم سازی در کمیته قطعا نقش دارد .
آینده این مرکز را چگونه می بینید؟ با تغییراتی که صورت می گیرد وضعیت چگونه خواهد بود؟
واقعیت این است که این نهاد از سال 1374 و با دولت های مختلف کار کرده چون جایی است که تصمیم سازی می کند بنابراین همیشه مورد توجه قرار داشته است.
اما ما مراکز تصمیم سازی مثل سازمان برنامه و بودجه را داشتیم که در دولت نهم و دهم از بین رفت؟
ما امیدواریم این مرکز به کار خودش ادامه بدهد و بعد ازاجلاس ریو+20 اقدامی که انجام می گیرد این است که بین دانشگاه ها، NGOها، مراکز دولتی و کمیته های تخصصیکه اعضای ریو +20هستند شبکه ای تشکیل شود. امیدواریم این شبکه پا بگیرد. تا اکنون هم ما تلاش کرده ایم که بتوانیم این اطلاع رسانی را به نحو کامل انجام دهیم، اگر وارد سایت پورتابل محیط زیست بخش توسعه پایدار شوید، می بینید که تمام مصوبه ها و اطلاعات و حتی اسناد ریو+20 را تحت عنوان چشم انداز آینده ای که می خواهیم در آنجا در اختیار مخاطبان و علاقمندان قرار دارد ولذا امیدواریم این کار ادامه پیدا کند و ما بتوانیم این شبکه را به طور کامل راه بیندازیم و به کار بگیریم.
برخی از پروژه ها اساسا بدون تایید محیط زیست به اجرا در می آیند. به طور مثال سد گرین نهاوند را محیط زیست امضا نکرد اما وزارت نیرو به انجام رساند. این تصمیم سازی شما چقدر در تصمیم گیری سازمان ها، نهادها و دستگاه های دولتی تاثیرگذار است و سازمان چقدر می تواند این را پیگیری کند؟
این چیزی را که شما مثال می زنید از نظر قانونی حق چنین ساخت و سازهایی وجود ندارد. ما متاسفانه یک نقص قانونی داریم که خواستیم در برنامه پنجم حل کنیم اما نشد، اکنون داریم به صورت یک لایحه به مجلس می بریم تا در رابطه با ارزیابی محیط زیست همین مشکل را حل کنیم. مشکل اینجاست که قانون می گوید در 51 پروژه که مشمول ارزیابی و مصوبه محیط زیست هستند ما قبل از امکان سنجی و مکان یابی باید ارزیابی محیط زیست را بگیریم، از این 51 پروژه یکی سد است، یکی پالایشگاه، یکی هم فرودگاه. اما وقتی می خواهد این اتفاق بیافتد ممکن است گلوگاه آن معاونت راهبردی باشد که بودجه در اختیار پروژه بگذارد، اما وقتی اتفاق می افتد اینجا ضعف قانون است.لذا دنبال تصویب قانونی هستیم که که اگر جایی این اتفاق افتاد، حال می خواهد توسط بخش دولتی باشد و یا بخش خصوصی، آن پروژه تخریب شود و سه برابر آن هزینه ای که صرف شده و صدمه ای که به محیط زیست وارد شده پرداخت شود.


http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/182-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C


برچسب ها: محیط زیست ، همگان ، سازمان حفاظت از محیط زیست ، زهرا جواهریان ،

دوشنبه 7 اردیبهشت 1394

قدیمی‌ترین زورخانه همدان در یک قدمی تخریب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،

قدیمی‌ترین زورخانه همدان در یک قدمی تخریب
مسعود بُربُر/ گروه سرزمین

از زورخانه‌های قدیمی همدان تنها دو زورخانه باقی مانده و شهرداری این شهر قصد تخریب یکی از همین دو زورخانه را نیز دارد. اداره کل میراث فرهنگی همدان مخالفت خود را با تخریب این زورخانه اعلام کرده است اما فعالان میراث فرهنگی همدان پیشینه خوشی از شهرداری این شهر سراغ ندارند و می‌گویند ممکن است شهرداری این زورخانه را شبانه و بدون هماهنگی تخریب کند.
پیشینه ورزش‌های باستانی در همدان بسیار زیاد است و این شهر از مراکز فعال ورزش زورخانه‌ای به شمار می‌رفته است. آن گونه که دبیر هیات ورزش‌های پهلوانی و زورخانه‌ای استان همدان با بیان این که این شهر از قطب‌های ورزش پهلوانی و زورخانه‌ای کشور است از فعالیت ۲۲ زورخانه در استان همدان خبر می‌دهد. 
لطف‌ا... خاکساری با برشمردن نام پهلوانانی همچون پینه همدانی، علی میرزای همدانی، احمد کوه کش، سید احمد بطائی، پهلوان گودرزی، پهلوان قیاسی، پهلوان سید میرزا آقا سجادی، محمد قاسم بکتاش تویسرکانی و عزت‌ا... بیات تاکید می‌کند که در اردوهای تیم ملی همیشه نامی از همدانی‌ها شنیده می‌شود. 
با این حال در خود شهر همدان اکنون تنها ۴ زورخانه فعالیت دارند که دوتایشان متعلق به دانشگاه آزاد  اسلامی و دانشگاه بوعلی هستند که تازه تاسیس است و همه زورخانه‌های قدیمی در خود شهر به جز دو تا تعطیل شده‌اند. 
یکی از این دو زورخانه زورخانه شهید «همه‌کسی» است که به گفته فعالان میراث فرهنگی همدان قبلا زورخانه الوند هم نامیده می‌شد و قدیمی‌ترین زورخانه همدان است.
حسین زندی، فعال میراث فرهنگی و گردشگری همدان با اشاره به این که زورخانه همه‌کسی به ثبت ملی نیز رسیده است درباره وضعیت کنونی آن به خبرنگار «قانون» می‌گوید: «این زورخانه الان دست خانواده همه‌کسی است که از خانواده‌های فرهنگی همدان هستند و زورخانه را نیز داوطلبانه ثبت ملی کرده‌اند. مالک زورخانه آقای حسن همه‌کسی است که بازنشسته آموزش و پرورش است و از دبیران خوشنام همدان به شمار می‌رود. این خانواده که علاقه‌مند به فرهنگ و ورزش همدان هستند با هزینه‌های خود آن را نگهداری کرده‌اند و تا کنون نیز از جانب نهادهای مختلف مرتبط با موضوع به آن‌ها کمک مالی نشده است. البته این خانواده با این توضیح که عنوان زورخانه را اصطلاح مناسبی برای یک فضای فرهنگی نمی‌دانند نام آن را عوض کرده‌اند و به آن عنوان یادمان فرهنگی شهید‌همه‌کسی اطلاق کرده‌اند. به هر حال هزینه‌های نگهداری این مجموعه که ساختمانی با قدمت ۹۰ یا 100سال دارد خیلی بالاست و با خود خانواده است.»
به گفته زندی زورخانه همه‌کسی در یکی از خیابان‌های اصلی شهر، یعنی ابتدای خیابان شهدا در کوچه همه‌کسی قرار دارد که کوچه‌ای تنگ و قدیمی و زیباست اما شهرداری همدان به تازگی عزم کرده که کوچه باید تعریض شود، برای دسترسی آن رمپ احداث کنیم، پل بزنیم و از طریق آن خیابان شهدا را به خیابان پشتی که سرگذر نامیده می‌شود وصل کنیم. 
او تأکید می‌کند که این اولین بار نیست که شهرداری همدان اقدام به تخریب یک بنای کهن یا منطقه تاریخی شهر می‌کند: «در همین منطقه سر گذر برای تعریض خیابان، بخشی از تپه هگمتانه را هم ضمیمه خیابان کردند! متأسفانه مدیر کل میراث فرهنگی استان همدان در دوره قبل، آقای ایزدی، هم هیچ واکنشی نشان ندادند.»
البته در بحث تخریب زورخانه همه‌کسی اداره کل میراث فرهنگی همدان مخالفت خود را به صراحت اعلام و در این زمینه نامه‌نگاری‌هایی هم کرده که تا حدی توانسته موضوع تخریب زورخانه را تا اینجا به تعویق بیندازد. اما این موضوع باعث رفع نگرانی فعالان میراث فرهنگی همدان نشده است.
حسین زندی در این باره می‌گوید: «از آنجایی که اغلب تخریب‌های شهر به دست شهرداری و همیشه هم شبانه انجام می‌شود، اصلا بعید نیست بدون هماهنگی دوباره این اتفاق بیفتد و یک بنای ثبت شده همدان را از دست بدهیم. فراموش نکرده‌ایم که تخریب بافت قدیمی منطقه جولان که تنها بافت قدیمی به‌جا‌مانده در شهر همدان بود هم  با مجوز شهرداری اتفاق افتاد. اگر هم کسانی پافشاری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که خانه‌شان را خراب کنند دور خانه خندق می‌کندند تا مالک مجبور شود خانه را خالی کند. در‌واقع می‌توان گفت میراث در این موضوع به طرح تفصیلی شهرداری باخت و متأسفانه همیشه هم همین طور است و الان دیگر در همدان بافت نداریم. تنها یک سری تک‌بنا داریم مثل همین زورخانه همه‌کسی. اگر قرار باشد شهرداری اینها را هم به بهانه‌های ساخت‌و‌ساز و پل‌سازی و توسعه نابود کند باید فاتحه تاریخی‌بودن همدان را بخوانیم و آن عنوانی هم که به‌همدان داده‌اند که پایتخت تاریخ و تمدن است را تنها در شعارها باید دنبالش گشت.»
البته موضوع تخریب زورخانه همه‌کسی تنها در حد نگرانی و شایعه نبوده است. آن گونه که زندی می‌گوید درهفته گذشته بعد از این که شهرداری همدان عواملش را برای تخریب به منطقه فرستاد، مردم جمع شدند و شهرداری با اعتراض مالکان بناهای اطراف مواجه شد. جمعی از فعالان مدنی در حوزه میراث فرهنگی، هنرمندان و روزنامه‌نگاران هم نامه‌ای تنظیم کردند که این نامه روز شنبه تقدیم استاندار شد. 
زندی که خود از فعالان سرشناس حوزه گردشگری همدان به شمار می‌رود با بیان اینکه «استاندار همدان همیشه بر طبل توسعه گردشگری می‌کوبد»، تأکید می‌کند: «انتظار فعالان مدنی، هنرمندان و روزنامه‌نگاران همدان از استاندار این است که قبل از اینکه هرگونه اقدام مخربی صورت بگیرد، از مشورت فعالان حوزه میراث فرهنگی و گردشگری استفاده کند. یکی از پتانسیل‌ها و عناصری که گردشگر به آن رجوع می‌کند بنای تاریخی است و گردشگری همدان هم تاکیدش بر همین بناهای تاریخی است. اگر بنا بر تخریب این‌ها باشد گردشگر را با چه جاذبه‌ای می‌خواهید به شهر بیاورید؟»
با این حال باید دید که این بار فعالان و علاقه‌مندان و روزنامه‌نگاران میراث فرهنگی یارای رویارویی با ویرانگران تاریخ همدان را خواهند داشت، یا یک بنای تاریخی ثبت شده دیگر به گذشته خواهد پیوست.

 http://ghanoondaily.ir/News/48170/%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8


برچسب ها: روزنامه قانون ، زورخانه همه کسی همدان ، میراث فرهنگی همدان ،

دوشنبه 31 فروردین 1394

سی سال صبوری و انگشتان هنر آفرین یک توانجو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

سی سال صبوری و انگشتان هنر آفرین یک توانجو

mina.jpg

برای بیشتر مردم، حتا تصور اینکه سی سال در کنار انسانی که تنها قادر است بنشیند و یک انگشتش را تکان دهد، زندگی کنند کاری دشوار و گاه غیر ممکن است اما عزیز خانم 30 سال، مینا را تر و خشک کرده است، با مینا بیدارشده است، زندگی کرده است، رنج کشیده است، لذت برده است، دربیماری‌هایش درد کشیده است، در شادی‌هایش خندیده است و در رشد و بالیدن دختر هنرمندش همراه و همگام بوده است، اگرچه در دهه‌ی پنجم زندگیش به یک بانوی سالخورده می‌ماند که گویی دراین پنج دهه قرنها زیسته است.


در تمام دنیا افراد توانجوی بسیاری زندگی می کنند، شرایط عده‌ای بهتر از مینا آذر افشان است و برخی نیز وضعیت دشوارتری دارند اما تعداد توانجوهایی که به موفقیتی همسان مینا دست می‌یابند بسیار کم است به نظر من مینا را می‌توان با استفن هاوکینگ مقایسه کرد البته مینا اگر درغرب زندگی می‌کرد هم وضعیت درمانی بهتری داشت و هم موفقیت‌هایش دوچندان می‌شد، او بارها به این موضوع اشاره کرده است که همان چند ماهی که درکودکی برای درمان به اروپا رفته بوده شرایط بهتری نسبت به ایران داشته است، اما به نظر می رسد مینا از دو فرصت و یا موهبت برخوردار است که دیگر توانجوها در ایران کمتر از آن بهرمند هستند، همین دوعامل در موفقیت‌های او بسیار نقش تعیین کننده‌ای داشته است؛ وجود عزیزخانم مادر مینا که نعمتی بزرگ در زندگی میناست و نقشی فراتر از یک مادر و یک انسان را دارد. عزیز خانم هرگز گله مند نیست، نه از شرایط مینا و نه از تنها ماندش با کوهی از رنج که برخی اطرافیانش براو تحمیل کرده‌اند، عزیز خانم بر این باور است که مینا یک دختر کاملا سالم است تا جائی که گاهی مینا را مورد خطاب قرار می دهد: " مادر پاشو بیا کمک کن غذا درست کنیم" عزیز خانم می گوید: روزهایی که مینا غذا نمی‌خورد من هم لب به خوراک نمی‌زنم. مینا دانشجوی کارشناسی ادبیات دانشگاه پیام نور همدان است و استادانش برای امتحان گرفتن به خانه او می‌آیند، در طول سال تحصیلی هر روز عزیزخانم  کتاب را مقابل چشمان مینا می‌گیرد، مینا می‌خواند و وقتی به پایان صفحه رسید عزیزخانم ورق می زند و صفحه بعد را در مقابل چشمان مینا می‌گیرد این روند ادامه می یابد تا کتابی خوانده شود، کتاب‌هایی دوره شود و از مینا دانشجوی موفقی بسازد.
مورد دوم در زندگی مینا ویژگی شخصیتی اوست، مینا دوستان زیادی دارد، دوستانی از نقاشان، شاعران، هنرمندان موسیقی و فعالان مدنی همدان که مدام به او سرمی‌زنند و همگی به اتفاق بر این باورند که وقتی در کنار مینا هستند از او انرژی می‌گیرند و به زندگی امیدوار می شوند این ویژگی شخصیتی او موجب شد تا بهترین نقاشان همدان دوستانه او را آموزش دهند وبا شیوه‌ها و سبک‌های نقاشی آشنا کنند.
مینا در سال 1391 اولین گالری خصوصی استان همدان را در زیرزمین خانه‌اش افتتاح کرد و بیش از 60 اثر نقاشی را در این گالری به نمایش گذاشت، برای ایجاد این نمایشگاه دائمی از هیچ نهاد دولتی کمک نگرفت و به سخن دیگر هیچ نهادی برای افتتاح این گالری کمک نکرد، کارهای او بارها در نمایشگاه‌های گروهی به نمایش درآمده و امسال نیز در نظر دارد نمایشگاهی خارج گالری خصوصی اش در یکی از گالری های شهربه نمایش بگذارد. اولین مجموعه شعر او با عنوان یاد ستاره درسال 1391 منتشر شد و مجموعه دوم او نیز در انتظار مجوز است.
1
به پرواز عاشقانه ام،
کودکانه نگاه مکن!
من...
باتمام هستی ام پرکشیده ام،
تو...
با تمام نگاهت آسمانم باش
2
تنهایی من
چنان دور است
که که هیچ عابری
از آن گذر نمی کند،
دلم به آسمان خوش است،
از این مردمان سرد و سخت،
برای چیدن ستاره ام
کسی حذر نمی کند.
3
توصدایت زمزمه سبزدرخت است
به هنگام بهار
ونگاهت موجی است
که مرا می برد از دست خزان
تا دراعماق خیال
ریشه کنم.
4
وقتی تو میرسی
شکسته ام در انعکاس آب
سایه ام
نشسته درسراب
تو می رسی
به آخرین نفس
به فصل حرف های بی جواب
5
دلتنگ
به سبزه ی یادخدا
لغزیدم
سبزه ای سبز
من تشنه بر آن باریدم
گشتم از همهمه ی کوچه بیتابی دور
نغمه ای
از لب پرنازنسیم
برچیدم.
کردم از خانه ی دل
یاد غریبان بیرون
جامه ی تازه ی گل های عطش
بوسیدم.
6
به من فرصتی بده...
تورا نجوا کنم
اندازه یک پرواز کوتاه کبوتر
پروازم بده
تا برایت معنا شوم
واژه ای از بودن.
7
تا من هستم
و اشکهایم هست، تو بخند!
لبخندت به من
اجازه سجده می دهد،
سجده،
روی سبزه های بارانی
سهم من از تو
عطرباران است.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/166-%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B5%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%88


برچسب ها: مینا آدر افشان ، همگان ، هنرمند همدانی ، شاعران همدان ،

نگذارید «پایتخت تاریخ و تمدن» فقط یك عنوان باشد

نویسنده: حسین زندی/خبرنگار
نگذارید «پایتخت تاریخ و تمدن» فقط یك عنوان باشد
این‌كه همدان جاذبه‌های طبیعی و تاریخی بسیاری دارد، دیگر جمله‌ای نام‌آشناست و همه ساله هزاران گردشگر را به سوی خود می‌خواند.
1394/01/24
این‌كه همدان جاذبه‌های طبیعی و تاریخی بسیاری دارد، دیگر جمله‌ای نام‌آشناست و همه ساله هزاران گردشگر را به سوی خود می‌خواند.اما نكته قابل توجه میزان محافظت در وهله نخست و معرفی كامل به شهروندان و گردشگران است. بحث حفاظت و نگهداری درست بناها و آثار تاریخی معمولا با دلیل نبود بودجه توسط اداره میراث فرهنگی همدان توام است. اما برای نگهداری از این آثار نه تنها فرصتی نیست، بلكه بناهای بسیاری در همدان و در استان هستند كه با داشتن شرایط كامل ثبت شدن در فهرست میراث فرهنگی به شكل‌های مختلفی تهدید شده اند و خطر تخریب را بالای سر خود می‌بینند.
در این‌خصوص با «آیدا شاكر» یكی از فعالان حوزه میراث فرهنگی در همدان و از راهنماهای گردشگری گفت‌وگویی داشتیم.
تأثیر برج‌سازی بدون ضوابط علمی و منطقی به‌عنوان یكی از عوامل اصلی تخریب منظر شهری همدان، بارها در رسانه‌ها مطرح شده است، آیا می‌توانید با توجه به تجربه خود به شكل مصداقی این موضوع را توضیح ‌دهید؟
لابه لای آپارتمان‌های بلند و برج‌های جدیدی كه هر روز از دل زمین همدان سر بر می‌آورند بنای كوچك كهنی وجود دارد كه سال‌هاست از دید گردشگران شهر همدان دور مانده است. این بنای كوچك معروف به «برج قربان» مقبره‌ای است آجری با گنبدی مخروطی مربوط به دوران سلجوقیان در قرن 6 هجری قمری. این بنا كه زمانی در كنار خانه‌های كوتاه‌قامت همدان برجی محسوب می‌شد امروزه با ساختمان‌سازی‌های بی‌رویه و نادرست بدون توجه به حریم این بنای تاریخی دیگر جلوه‌ای ندارد و اغلب گردشگران از حضورش در شهر همدان بی‌اطلاع هستند. این اثر كهن كه از سال 1354 شمسی در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران ثبت شده، امروز تنها و مهجور مانده و‌گویی سازمان میراث فرهنگی نیز این بنا را به دست فراموشی سپرده است. ساخت ساختمان‌های بلند در اطراف این بنا بر خلاف قوانین میراث فرهنگی و به مهجور ماندن آن دامن زده است. بی‌شك اگر این روند ادامه یابد این بنا به زوال نزدیك خواهد شد.
ضرورت مرمت آثار تاریخی به‌خصوص مرمت بناهایی كه هنوز ثبت نشده‌اند، چگونه است؟
شهر همدان دارای بناهای تاریخی ثبت نشده بسیاری است كه به علت نبود توجه و مراقبت نابود شده‌اند و  یا در معرض نابودی قرار دارند. تلاش‌ها برای نجات این میراث كهن در برخی موارد ناكام مانده است، اما انتظار می‌رود بناهایی كه در فهرست آثار ملی میراث فرهنگی قرار دارند از مراقبت و توجه مناسب برخوردار باشند. متأسفانه چنین امری در بیشتر بناهای ثبت شده همدان نیز فراموش شده است. مجسمه شیرسنگی از نمادهای شهر همدان و از یادگارهای اواخر عصر سلوكیان و اوایل دوران اشكانیان است. اما اكنون بدون هیچ‌گونه حفاظی در وسط میدانی به همین نام رها شده  و سازمان میراث فرهنگی به نصب توضیحات كوتاهی درباره این مجسمه بسنده كرده است. این اثر كه در سال 1310 شمسی به ثبت رسیده تا مدت‌ها وسیله بازی كودكانی بود كه به پارك مجاور می‌آمدند. اكنون با قرار‌دادن این مجسمه روی یك پایه سنگی ـ بتنی وضع بهتری از قبل دارد. اما مسلما این پایه مجسمه را از گزند زمستان‌های سرد همدان و گرمای تابستان در امان نمی‌دارد.
در مورد شرایط محوطه تاریخی هگمتانه با توجه به تجربه‌های بازدید خود ‌بگویید؟
مجموعه تاریخی تپه هگمتانه در شرایط مساعدی به سر نمی‌برد. اغلب بخش‌های این مجموعه فاقد حفاظ مناسب است و به دنبال بازدیدهای گردشگران از بین می‌رود. نگهداری این مجموعه كهن نیازمند شرایط ویژه‌ای است كه تأثیرات مخرب شرایط جوی و بازدید گردشگران را به حداقل برساند.
در فاصله‌ای نه چندان طولانی از این محوطه تاریخی، گنبد علویان قرار دارد. اوضاع این بنای تاریخی را چگونه می‌بینید؟
تا همین سال‌های اخیر مدرسه‌ای در محوطه‌ گنبد علویان قرار داشت. این بنا امروز هرچند از هیاهو و آسیب كودكان مدرسه نجات یافته اما همچنان از مراقبت‌های معمول بناهای ارزشمند بی‌بهره‌است. از بازدیدكنندگان مبلغی برای ورود به محوطه گرفته می‌شود، اما بودجه‌ای مناسب برای این بنا هزینه نمی‌شود. علاوه بر این به گردشگر این بنا باید اخطار داده شود در محوطه داخلی بنا عكس‌برداری نكند چرا كه فلاش دوربین روی گچبری‌های كهن این بنا در دراز مدت تأثیر منفی می‌گذارد. به علاوه در بحث مرمت تدبیری برای بخش‌های از بین رفته گچبری‌های این بنا نشده است.
و اما بحث تغییر كاربری‌ اماكن تاریخی، چه مواردی دراین‌باره سراغ دارید؟
گذشته از بحث بی‌توجهی به بناهای موجود در فهرست آثار ملی، تغییر كاربری نادرست این بناها در دراز مدت باعث تخریب این بناهای ارزشمند می‌شود. مثال بارز این مسأله بنای «حمام قلعه» است. این بنا معروف به «حمام‌حاج محمد سعید» در اواخر دوران قاجار بنا شده و از حمام‌های قدیمی شهر همدان به شیوه «گرم و سرد» ساخته شده است. هرچند تأسیس موزه مردم شناسی در این بنا اتفاق خوبی است، اما برپایی یك قهوه‌خانه سنتی در این بنا باعث تغییر كاربری آن شده، زیرا  این بنا را از یك بنای تاریخی- فرهنگی به بنای قهوه‌خانه‌ای و تفریحی تبدیل كرده است. این نحوه كاربری در دراز مدت باعث فرسودگی این بنا شده است و می‌شود.
نكته پایانی؟
یكی از مهم‌ترین دلایل ثبت یك بنای تاریخی و باستانی به‌عنوان اثری ملی، محافظت از آن اثر است. این مهم در بسیاری از بناهای ارزشمند ثبت شده به دست فراموشی سپرده شده است. نباید فراموش كرد كه «پایتخت‌تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران» بدون این بناهای ارزشمند یك عنوان بیشتر نخواهد بود. سازمان میراث فرهنگی همدان در حفظ این عنوان مسئولیت نخست را برعهده دارد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%C2%AB%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86%C2%BB-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%D9%83-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، هگمتانه ، تاریخ و تمدن ، میراث فرهنگی همدان ،

چهارشنبه 19 فروردین 1394

کوه‌خواری در همدان با پرچم گردشگری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،گردشگری ،


کوه‌خواری در همدان با پرچم گردشگری
گروه سرزمین

فعالان میراث و محیط زیست از کوه‌خواری گسترده در الوند همدان و در نزدیکی گنجنامه خبر می‌دهند. فعالیت‌هایی نظیر جاده‌سازی، ساخت و ساز هتل، تغییر مسیر آب‌های طبیعی (رودخانه‌ها و چشمه‌ها و نهرها) و ... در شرایطی رخ می‌دهد که مسئولان استان این فعالیت‌ها را با مجوز و تحت عنوان «توسعه گردشگری» انجام می‌دهند. مدیرکل میراث استان همدان می‌گوید این مسیر، محور گردشگری ماست و می‌خواهیم ان را ساماندهی کنیم. 
کل مجموعه الوند صد و یازدهمین اثری است که در فهرست آثار طبیعی کشورمان ثبت شده است و این به آن معناست که هرگونه دخل و تصرف و ساخت و سازی در آن ممنوع است اما مدیرکل میراث فرهنگی استان همدان می‌گوید: «این همان جاده پیست اسکی است. آنجا محور گردشگری است و قطعا باید ساماندهی شود. یعنی مطالعه شود و اگر نیاز به تعریض دارد تعریض شود و تابلوهای آن درست و استاندارد شود. این محور باید دامنه‌های شمالی الوند را به باغ‌شهر تویسرکان وصل کند چرا که آنجا روستاهای هدف گردشگری بسیار خوبی داریم و برنامه سال 94 ما این است.»
ریحان سروش مقدم درباره احداث و تعریض جاده تاریک‌دره در نزدیکی گنجنامه به خبرنگار  قانون توضیح می‌دهد: «جاده تاریک دره قبل از ثبت بوده آنجا بوده است. واژه تعریض را هم به کار نبریم و بگوییم ساماندهی. آنجا محور گنجنامه به تویسرکان است که باید ساماندهی بشود و قطعا هم ساماندهی می‌شود اما چه چیزی در اینجا برای شما مورد سوال است؟ چیزی به نام تعریض انجام نمی‌شود. تنها سنگ‌های دو سوی جاده را برداشت می‌کنند.»
او در پاسخ به این که آیا هتل یا ساخت و ساز دیگری هم در الوند انجام می‌گیرد یا خیر، می‌گوید: «ساختمان که ساخته شود نمی‌توانیم جلویش را بگیریم. الوند ثبت شده است اما نمی‌توانیم آن را در زرورق بپیچیم و نگه داریم تنها باید از آن مواظبت شود. با توجه به این که این اثر ثبت شده است چیزی که به حیات و شرایط الوند آسیب برساند را نه ما اجازه می‌دهیم و نه محیط زیست. هتلی هم قرار نیست آنجا ساخته شود.»
با این حال شهردار همدان اواخر سال گذشته در مراسم کلنگ‌زنی هتل شادی در بلوار کولاب (مسیر گنجنامه) از احداث 10 هتل در همدان خبر داده که بیشتر این هتل‌ها در مقابل چشم‌انداز کوهستان‌های الوند و در مسیر عباس‌آباد و گنجنامه به طرف الوند ساخته خواهد شد. سروش مقدم به عنوان مدیرکل میراث استان همدان در این باره پاسخ می‌دهد: «این که شهردار همدان چه گفته است را ما در جریان نیستیم. قرار نیست هر حرفی، هرکسی گفته من پاسخگو باشم و تایید و تکذیب کنم. اگر من مجوز هتل می‌دهم می‌دانم کجا این مجوز را بدهم.»
او در پاسخ به این که سرانجام در الوند ساخت هتلی خواهیم داشت یا نه، می‌گوید: «معلوم نیست باید بررسی شود. هنوز مجوزی صادر نشده است. ممکن است صادر کنیم و ممکن است نکنیم. بسته به شرایطی که کارگروه گردشگری و کارگروه زیربنایی تصویب کند و قوانین حاکم بر عرصه و حریم اثرهای ثبتی مشخص کند بررسی می‌کنیم. شرایط یک اثر ثبتی طبیعی و تاریخی مشخص است و ما مجوز غیرقانونی نخواهیم داد.»
با این حال دخل و تصرفات غیرقانونی در الوند تا همین‌جای کار نیز حادثه ساز شده است. روز هفتم نوروز در جاده تاریک‌دره به سمت پیست اسکی همدان، چندین سنگ بزرگ سقوط می‌کند و یکی از سنگ‌ها روی خودرویی افتاده  و آن را نابود می‌کند. حسین زندی فعال محیط زیست و میراث فرهنگی همدان با بیان این که «مسئولان هیچ وقت به عامل اصلی این حوادث توجه نکردند» می‌گوید: «در سال‌های گذشته عوامل متعددی باعث تخریب اکوسیستم الوند شده است. یکی هم مجوزهایی است که برای مراکزی مثل تله کابین گنجنامه داده‌اند. ساختمان‌سازی و هتل‌سازی و تخریب باغ‌ها هم عامل دیگر است. اما مشخصا در این مسیر تاریک‌دره یا جاده پیست اسکی، دو عامل عمده داریم که باعث این اتفاق‌ها می‌شود. به گفته کوهنوردان فقط در سال 1393 ما 40 اتفاق ناگوار از جنس ریزش بهمن وسقوط سنگ در این مسیر داشته‌ایم که آمار بزرگی است.»
زندی عوامل سقوط سنگ‌ و بهمن در این مسیر را این گونه بر می‌شمرد: «نخستین عامل تغییر مسیر رودخانه‌ها و جوی‌ها و چشمه‌هاست. آنجا چشمه‌ای را تخریب کردند و آبش را کنار جاده تاریک‌دره آوردند و چشمه مصنوعی درست کردند اما الان با آن آب ماشین می‌شویند. آنجا برف و باران زیاد است. وقتی مسیر چشمه‌ها را تغییر می‌دهند باعث می‌شود زیر سنگ‌ها در اثر بارندگی شسته شود و کوچک‌ترین حرکتی منجر به سقوط سنگ‌ها می‌شود. مورد دوم که قبلا هم کوهنوردان درباره آن تذکر داده‌اند تعریض جاده است.»
این فعال گردشگری استان همدان با تاکید بر این که «متاسفانه بیشتر این تخریب ها به اسم توسعه گردشگری است و با این عنوان منطقه را نابود می‌کنند» به خبرنگار قانون می‌گوید: «جاده را تعریض می‌کنند بدون توجه به این که صخره‌برداری‌هایی که کنار جاده انجام می‌دهند در نقاط بهمن خیز است.»
زندی در پاسخ به این که چرا جلوی این فعالیت‌ها گرفته نمی‌شود، می‌گوید: «در دولت احمدی‌نژاد، منابع طبیعی اینجا را به راه و شهرسازی واگذار کرد و راه و شهرسازی هم در این زمینه پاسخگو نیست و متاسفانه تخریب‌هایی که در چشمه‌ها انجام شده همه با مجوز راه و شهرسازی است. آنجا حتی معدن هم زدند که البته آن معدن با فشار فعالان محیط زیست و کوهنوردان تعطیل شد ولی برای معدن جاده هم احداث کردند که چنین جاده‌هایی باعث اتفاقات اینچنینی هم می‌شود.»
او درباره تخریب الوند و آسیب‌های آن اضافه می‌کند: «علاوه بر این که پسماندهای ساختمانی هم اینجا تخلیه می‌شود، مسیر چشمه‌ها را عوض كرده و آب را چند صدمتر لوله کشی کرده‌اند با اسم آب شرب، ولی عملا در این جاده از آن فقط برای ماشین‌شویی استفاده می‌شود که مواد آلاینده و شوینده این کار به رودخانه می‌ریزد و به سفره‌های  زیرزمینی می‌پیوندد. نهایتا از همین آب گنجنامه است که آب شرب همدان تامین می‌شود.»
او با اشاره به تعرضات مجموعه تله‌کابین گنجنامه می‌گوید: «در همین مجموعه تله‌کابین مجوزهایی که در ارتفاعات 2400 متر به بالا صادر شده فاجعه‌ای است که توسط مقامات ارشد استان انجام می‌شود. این اتفاق متاسفانه اتفاق اول یا آخری نیست که در کوهستان‌های الوند می‌افتد. متاسفانه در ارتفاعات همین کوه جاده‌سازی و خانه‌سازی را داریم و تله‌کابین گنجنامه هم روز به روز به حریم کوه تجاوز می‌کند و کسی هم پاسخگو نیست چرا که متاسفانه همه این فعالیت‌ها با مجوز مقامات ارشد استان است  و مقامات ارشد استان همدان هر تخریبی را به اسم توسعه گردشگری پیش می‌برند. متاسفانه اداره کل میراث هم واکنشی نداشته و این هم یکی از بدبختی‌های ماست.»
زندی سخنان خود را این گونه جمع‌بندی می‌کند که توسعه گردشگری همدان در جهت توسعه پایدار نیست و این یعنی که فقط می‌خواهند گردشگر بیاید. این که حضور گردشگر در همدان چگونه خواهد بود و چه شرایط و آثاری خواهد داشت، دیگر مهم نیست. 

http://www.ghanoononline.ir/News/46617/%DA%A9%D9%88%D9%87%E2%80%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7--%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C



برچسب ها: کوهخواری در همدان ، تخریب کوه الوند ، روزنامه قانون ، گردشگری پایدار ،

یکشنبه 16 فروردین 1394

جمعی برای حفاظت از زیست‌بوم استان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،زیست بوم ،گردشگری ،روزنامه همشهری ،

جمعی برای حفاظت از زیست‌بوم استان

نویسنده: حسین زندی
جمعی برای حفاظت از زیست‌بوم استان
خانه تشكل‌های میراث فرهنگی و گردشگری همدان در آخرین روزهای سال گذشته شاهد جلسه‌ای بود كه نمایندگان تشكل‌های مدنی حوزه میراث فرهنگی برای اولین بارتوانستند رودر‌رو مشكلات گردشگری استان را به حضور مدیركل برسانند و انتقادات چندین ساله خود را با این مقام مسئول در میان بگذارند.
1394/01/15
خروجی كار تشكل‌ها باید مشخص شود
مدیركل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در ابتدای این نشست با تأكید بر نقش تشكل‌های گردشگری در گردشگر‌پذیری استان گفت: خروجی كار تشكل‌ها باید مشخص شود، تا جامعه ‌متوجه شود این عزیزان در حوزه گردشگری چه كارهای بزرگی انجام داده‌اند. در سازمان میراث فرهنگی علاوه بر این می‌خواهیم از ظرفیت‌های تشكل‌ها در تعطیلات نوروز و هنگام ورود گردشگران نوروزی به استان استفاده كنیم. از شما خواهش می‌كنم در مباحث نظر‌سنجی، توسعه ارائه خدمات به میهمانان، ارتباط با ستاد خدمات سفر و راهنمایی گردشگران كمك كنید. ما در زمینه پرهیز از حضور كارتون به‌دست‌ها و خانه‌های غیرمجاز از ظرفیت‌های تشكل‌ها استفاده خواهیم كرد و امیدوارم امسال به كمك شما از سال‌های پیش بهتر عمل كنیم.
ریحان سروش مقدم ادامه داد: با ورود اعضای تشكل‌های غیر‌دولتی در ستاد استقبال از میهمانان نوروزی می‌توانیم امیدوار باشیم گردشگران حرمت اماكن را رعایت كنند.

تشكل‌ها چقدر از سوی مسئولان جدی گرفته می‌شوند
مریم خندان نماینده انجمن دوستان زمین گفت: در ابتدا پیش از ورود تشكل‌ها به موضوع همكاری با اداره میراث فرهنگی باید ببینیم كه اعضای تشكل‌ها از سوی مدیران این اداره چقدر جدی گرفته می‌شوند؟ این جلسه چنان با تأخیر برگزار شد كه ما نا‌امید شدیم.
آرش خزایی دبیر انجمن سایكل توریسم و طبیعت‌گردی آنادانا نیز افزود: ما در زمینه سفر پاك فعالیت می‌كنیم و شهروندان را تشویق می‌كنیم برای سفرهای پاك، در دوره مدیركل قبلی با ما همكاری نشد امیدواریم این بار شاهد همكاری اداره شما باشیم.

اهمیت تبلیغ شفاهی
غلامرضا سماوات نماینده انجمن خانه‌های بوم‌گردی همدان گفت: پیشنهاد من این است كه بیاییم از همدان، به همدان، برای همدان و به محوریت همدان كار كنیم و تلاش را برای معرفی و رشد همدان معطوف كنیم‌. تبلیغات سینه به سینه و شفاهی یكی از اركان تبلیغاتی مهم كشور ما است.
یكی از عاملان این نوع تبلیغات گردشگران هستند. باید جذابیت‌های گردشگری همدان را به گردشگران بشناسانیم و خدماتی را در اختیار آنها قرار دهیم تا با خاطره‌ای خوش دیگران را هم به این شهر دعوت
كنند. چرا خانه نقلی كاشان یكی از سوژه‌های كتاب مرجع گردشگری بین‌المللی است؟ اما در این كتاب تنها اشاره‌ای كوتاه به استان همدان شده است؟ ما باید از تجربه‌های موفق الگوبرداری كنیم.
محمد افشار نماینده انجمن قلم همدان نیز با اشاره به حفاظت از میراث ناملموس گفت: انتقادی كه بنده به سازمان میراث فرهنگی وارد می‌دانم این است كه این نهاد خود را به‌عنوان نگهبان ابنیه و اماكن تاریخی محدود كرده است در حالی كه بخش عمده میراث فرهنگی ما در سایه موضوعی كه اشاره كردم نادیده گرفته شده چه میراث مكتوب ما و چه میراث معنوی از هزاران سال گذشته وجود دارد. اما مورد غفلت واقع شده است همیشه آقای رئیس‌جمهور به اقتصاد دانش‌بنیان تكیه دارد. خواهش ما این است كه به فرهنگ دانش‌بنیان هم توجه شود.

سودجویان همچنان در سودای تخریب محیط‌زیست همدان
محمد سوزنچی نماینده مؤسسه حیات سبز سرزمین با شاره به نقش تشكل‌های غیر‌دولتی در توسعه پایدار گفت: من از مدیركل محترم تقاضا دارم جایگاه تشكل‌های گردشگری را از نظر سازمان میراث فرهنگی به‌طور مشخص بیان كنند كه آیا صرفاً جایگاه تبلیغاتی دارند یا جایگاه مشورتی و تأثیرگذار هم می‌توانند داشته باشند.  پیشنهاد می‌كنم یك تیم مشاوره از اعضای خانه تشكل‌ها داشته باشید تا در چنین مواردی بتوانند كمك كنند.

جای خالی اقامتگاه‌های بوم‌گردی در همدان
این فعال مدنی ادامه داد: ساخت هتل علاوه بر هزینه بسیار زیاد اثرات فرهنگی منفی هم دارد. درحالی كه با اقامتگاه‌های بوم‌گردی در همدان می‌توان هزاران گردشگرخارجی را به این شهر كشاند. پیشنهاد می‌كنم هزینه‌های اقتصادی را به سمتی سوق دهید كه زمینه سرمایه‌گذاری و بازدهی دارد. اگر كاروانسراها را احیا كنیم هم اقامتگاه نیاز نداریم و هم جذابیت‌های تاریخی را بازسازی و حفظ كرده‌ایم.
بابك مغازه‌ای نماینده گروه‌كاری تشكل‌های گردشگری كشور با اشاره به نبود حضور معاونت گردشگری میراث در برنامه‌ها گفت: در صحبت‌های آقای استاندار و سایر مسئولان این نكته به گوش می‌رسد كه همدان قرار است به پایلوت گردشگری تبدیل شود.
 این نكته خوبی است اما امیدواریم تنها نگاه اقتصادی به گردشگری نباشد. چون سونامی در گردشگری را به دنبال خواهد داشت.
بهتر است به دنبال گردشگری پایدار باشیم و برنامه‌ریزی درستی هم صورت بگیرد در 2 سال گذشته هرجا طرحی آغاز شده چیزی ندیدم كه یك سند بالادستی مهمی برای آن پروژه تعریف شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%A7%D8%B8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86


برچسب ها: خانه تشکل های همدان ، نهادهای مدنی همدان ، تشکل های گردشگری همدان ، همشهری همدان ،

سرویس بهداشتی مهم‌تر است یا ساخت هتل؟

» سرویس: فرهنگی و هنری - گردشگری و حج
4-183.JPG

همدان اقامتگاه مناسب ندارد و هتل‌هایش ارزان قیمت‌اند، پس نمی‌تواند گردشگر حرفه‌ای جذب نمی‌کند.»

به گزارش خبرنگار سرویس گردشگری ایسنا، مجتبی جوادیه، راهنمای گردشگری همدان، این عوامل را برای گردشگرپذیری همدان آفت دانست و افزود: متاسفانه ضعف مدیریت در زمینه‌ی اقامت گردشگران باعث تشدید پدیده‌ی چادرخوابی در پارک‌های همدان شده، به گونه‌ای که بیشتر مسافرانی که وارد این شهر می‌شوند، گرایشی به اقامت در هتل ندارند و حتا در روزهای شلوغ مانند تعطیلات نوروز هم بخش عمده‌ای از اتاق هتل‌های شهر خالی است و مسافران در مدارس یا چادرها می‌خوابند که این مسئله هم خود باعث مشکلاتی برای شهروندان همدانی و مدیران شهری همدان است.

این عضو انجمن نبض سبز حیات ادامه داد: در این شرایط هفته‌ی گذشته کلنگ هتل پنج ستاره‌ای در مسیر گنجنامه (بلوار کولاب) توسط مسئولان شهر همدان به زمین زده شد که با مخالفت فعالان محیط زیست و گردشگری همدان همراه شد. آن‌ها به به نابودی و تخریب محیط زیست طبیعت الوند اعتراض دارند و معتقدند که ادامه‌ی ساخت‌وسازها در این مسیر منظر طبیعی منطقه را نابود و همدان را با چالش‌های مدیریت شهری روبرو می‌کند.

وی اظهار کرد: اعضای تشکل‌های غیر دولتی در کنار اعتراض‌ها و انتقادها پیشنهادهایی هم دارند و معتقدند در همدان پیش از آنکه ضرورت ساخت هتل احساس شود، کمبود سرویس بهداشتی و پارکینگ احساس می‌شود! آنان می‌گویند گردشگرانی که به همدان می‌آیند به دنبال اقامتگاه‌های ارزان قیمت‌اند، بنابراین بهتر است وضعیت هتل‌ها پیش از اقامتگاه‌های بوم‌گردی و هتل‌های سنتی تقویت شوند.

گردشگران خارجی برای هتل‌های شش ستاره هم تره خرد نمی‌کنند

به گزارش ایسنا، محمد سوزنچی، نماینده‌ موسسه حیات سبز سرزمین نیز با اشاره به مجوزهایی که برای هتل‌سازی در همدان صادر شده به خبرنگار ایسنا گفت: چند وقتی است هتل سازی در شهر بوعلی سینا و هگمتانه رونق گرفته است، حتی آمارها می‌گوید بیش از هفت هتل در همدان احداث می‌شود.

وی یکی از معضلات گردشگری همدان را کمبود هتل دانست و ادامه داد: آمار ضعیف 12500 تخت برای همه‌ی ظرفیت هتل‌های همدان در روزهای پرتراکم مسافر بسیار کم است، ولی

همین ظرفیت اندک در ایام غیر انبوه تعطیل است.

او اظهار کرد: شنیده شده که قرار است در محدوده‌ی بلوارهای «ارم»، «کولاب»، «عباس آباد» و «گنجنامه» هتل‌هایی احداث شود، به همین دلیل وظیفه داریم به عنوان فعالان حوزه‌ی گردشگری و محیط زیست پیش بینی اثرات سوء این پیشرفت را اعلام کنیم و راهکارهای به روز شده را پیشنهاد دهیم.

این کارشناس گردشگری با انتقاد از هتل‌سازی در همدان گفت: امروز میل به هتل‌های لوکس پنج ستاره در شهرهای لوکس و سواحل شهرهای ساحلی خاص، خواهان فراوانی دارد، چون با صرف هزینه‌ی فراوان، از لذت‌های منطقه‌ای که آن‌ها هم گران هستند استفاده می‌کنید، ولی نه در شهری مانند همدان که گردشگران داخلی‌اش اغلب به دنبال خانه‌ی مسافر، چادر و کمپ هستند و اتفاقا گردشگران خارجی آن هم که با معیارهای هتلینگ ایران آشنا هستند، تره‌ای برای پنج یا حتی شش ستاره بودن هتل خرد نمی‌کنند و اهمیتی به آن نمی‌دهند، آنها به دنبال فرهنگ بومی منطقه هستند و مسلما در خانه‌های بوم‌گردی و اقامتگاه‌های سنتی بیشتر لذت می‌برند.

سوزنچی گفت: به عنوان مثال اگر یک همدانی در پنج هتل شهر همدان که عنوان‌های 2 تا 5 ستاره را یدک می‌کشند بخوابد به راحتی می‌تواند وجه تمایز را ببیند و آنگاه که در اصفهان یا مشهد نیز ستاره‌دارها را بررسی کند ممکن است بهت‌زده شود.

http://isna.ir/fa/news/93122615089/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D8%AA%D9%84


برچسب ها: گردشگری همدان ، هتل سازی درهمدان ، ایسنا ،

نگذارید امسال محوطه‌های تاریخی همدان آتش بگیرند

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
23-534.jpg

«ما در مکان‌های تحت اختیار سازمان میراث فرهنگی مختار هستیم تا نمایشگاه صنایع‌دستی برگزار کنیم، اگر بخواهیم از این اماکن خارج شویم نیاز به همکاری شهرداری است که آن‌هم منوط به پرداخت میلیون‌ها تومان پول است.»

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، اداره‌کل میراث فرهنگی استان همدان چند سالی است که برگزاری نمایشگاه صنایع‌دستی در نوروز را جزو اولویت‌های خود قرار داده است، نمایشگاهی که برای برگزاری آن به جز بناهای تاریخی جای دیگری ندارند، و هر سال هم در کنار این نمایشگاه‌ها اتفاقاتی نه چندان مناسب برای آن بناهای تاریخی رخ می‌دهد.

نمونه‌ی بارز آن را می‌توان در برگزاری نمایشگاه نوروز سال گذشته در محوطه‌ی ارزشمند «هگمتانه» و در کنار آرامگاه «باباطاهر» دید که با آتش گرفتن چادرهای نمایشگاه در محوطه‌ی هگمتانه بخش‌هایی از این محوطه‌ی تاریخی نیز آسیب دیدند و نمایشگاه میدان باباطاهر نیز به دلیل طوفانی که در نوروز در همدان وزیدن گرفت، چند چادر از غرفه‎‌های نمایشگاه در محوطه‌ی آرامگاه افتادند.

با این وجود به نظر می‌رسد یا نباید دیگر نمایشگاهی از این صنعت کهن اما مهجور در همدان برپا کرد، یا هر سال برای محوطه‌های تاریخی دوران مادها همین آش و همین کاسه است!

حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان در این زمینه به خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا گفت: یکی از عناصر و فرصت‌هایی که می‌تواند درخدمت توسعه گردشگری باشد و به گردشگری پایدار کمک کند، صنایع دستی است، اما در ایران متاسفانه از این فرصت و ظرفیت به درستی استفاده نشده است و گاهی روش بهره‌گیری از آن به دلیل نادرست بودن، باعث آسیب‌های جبران ناپذیری شده است.

وی با تاکید بر حمایت نشدن فعالان صنایع‌دستی این استان و نبود مکان و فرصت مناسب برای عرضه تولیدات و محصولات آنها، اظهارکرد: بازار سنتی همدان دستخوش مشاغل جدید شده است و جایگزینی هم نداشته که به صورت بازارچه‌های دایمی صنایع دستی، بتوانند آن چه تولید می‌کنند به دست خریداران برسانند، بنابراین تنها زمان برای عرضه صنایع دستی در نمایشگاه‌هاست که بیشترتولیدکنندگان هم منتظر می‌مانند تا تعطیلات نوروز از راه برسد شاید بتوانند بخشی از کارهای خود را به فروش برسانند.

هجوم افراد به نمایشگاه‌ها، محوطه‌های تاریخی را تخریب می‌کند

او ادامه داد: مسلما زمانی‌که فرصت عرضه محصول نباشد، انگیزه‌ای هم برای تولید نیست و کیفیت کارها نیز افت می‌کند. به نظر می‌رسد اصلی‌ترین نیاز فعالان صنایع دستی ایجاد بازارچه‌های دایمی برای فروش این محصولات است و با شعار نمی‌توان از این سرمایه‎ها دفاع کرد و مدافع تولید داخلی به ویژه صنایع دستی شد.

زندی در ادامه درباره‌ی اتفاقاتی که درطول چندسال گذشته در فضاهای نمایشگاهی که معمولا در بناهای تاریخی بوده، نیز توضیح داد: در چند سال گذشته فضایی که به عنوان غرفه فروش صنایع دستی توسط معاونت صنایع دستی استان در اختیارتولید کنندگان و هنرمندان این حوزه قرار می‌گیرد، فضاهای در داخل اماکن تاریخی شهر همدان مانند آرامگاه «باباطاهر»، «بوعلی»، تپه «هگمتانه» و گنبد «علویان» بوده که عواقب بسیار بدی برای این آثار داشته است. آتش‌سوزی بازارچه صنایع دستی محوطه هگمتانه در نوروز 1393 نمونه‌ای از این آسیب‌هاست. هجوم همزمان افراد به نمایشگاه‌های موقتی که در اماکن تاریخی برپا می‌شود نیز باعث تخریب آثار می‌شود و عواقب پیش‌بینی نشده‌ای را به دنبال دارد.

این فعال میراث فرهنگی همدان افزود: نباید این نکته را از ذهن دورداشت، گردشگرانی که به شهرهای مختلف کشور سفر می‌کنند علاقمند به تهیه‌ی سوغات محلی هستند و چه بهتر که این سوغات هنرهای دستی مردم محلی آن مناطق باشد تا به راحتی در دسترس گردشگران قرار گیرد، اما شایسته نیست مزارعارف بزرگی مانند «باباطاهر» یا تپه تاریخی «هگمتانه» تبدیل به مرکز خرید و فروش اجناس شود، به ویژه که در این نمایشگاه‌ها غرفه‌های اجناس چینی بیشتر از صنایع دستی خودنمایی می‌کند.

او درباره‌ی دلایل اصرار میراث فرهنگی برای برگزاری نمایشگاه در بناهای تاریخی نیز گفت: معمولا بهانه‌ای که از سوی مدیران میراث فرهنگی همدان مطرح می‌شود این است که ما در مکان‌های تحت اختیار سازمان مختار هستیم تا نمایشگاه برگزار کنیم و اگر بخواهیم از این اماکن خارج شویم، نیاز به همکاری شهرداری است. ظاهرا همکاری شهرداری منوط به پرداخت میلیون‌ها تومان پول است که ازیک سو از عهده میراث فرهنگی خارج است و ازسوی دیگر فعالان و تولید کنندگان صنایع دستی قدرت پرداخت چنین مبالغی را ندارند.

30 میلیارد بودجه دارند، اما فقط تبلیغات می‌کنند!

وی اضافه کرد: گفته می‌شود بودجه فرهنگی شهرداری همدان بیش از 30 میلیارد تومان است و در سال 93 هفتاد درصد افزایش داشته است، اما معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری فعالیت ملموس و ماندگاری انجام نداده است و بیشتر کارهای انجام شده تبلیغاتی بوده است.

وی ادامه داد: مجموعه‌ی شهرداری در سال‌های گذشته به نیازها و ضرورت‌های مدیریت شهری توجه نکرده است و به جز مجوزهای برج سازی چیزی در کارنامه‌ی این نهاد نمی‌توان یافت. به طورمثال سال‌هاست میدان تاریخی همدان و خیابان‌های منشعب از این میدان با چالش دست‌فروشان روبه‌روست، اما شهرداری هنوز نتوانسته برای دستفروشان که جمعیت زیادی را در همدان شامل می‌شوند، چاره‌ای بیندیشد و مکانی دایمی در اختیار آنها قرار دهد، در حالی که پدیده دستفروشی با این حجم عظیم در مرکز یک شهر تاریخی که از آن به عنوان پایتخت تاریخ و تمدن یاد می‌شود، ضد اهداف گردشگرپذیری است که مدیران ارشد استان به دنبال آن هستند.

زندی در پایان اظهار کرد: معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری و شورای شهر همدان می‌توانند فضاهای مناسبی را به نمایشگاه‌های صنایع دستی در نزدیک‌ترین نقاط به اماکن پربازدید تاریخی و طبیعی اختصاص دهند. شهرداری نیز در یک برنامه‌ی دراز مدت می‌تواند انتظار چندین ساله تولیدکنندگان صنایع‌دستی را برآورده کند و با ایجاد بازارچه‌ی دایمی برای فروش صنایع دستی در همدان این مشکل را برای همیشه حل کند.

http://isna.ir/fa/news/93122615323/%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%AA%D8%B4


برچسب ها: ایسنا ، محوطه های تاریخی همدان ، صنایع دستی همدان ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

بنیس سام؛ تاریخ زنده‌ی عکاسی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

بنیس سام؛ تاریخ زنده‌ی عکاسی همدان

saam.jpg

60 سال عکاسی هنری

یکی از اولین کسانی که به عکاسی هنری در همدان روی آورد «بنیس سام بود»، او بیش از شش دهه از عمرش را صرف آموزش و فعالیت‌های فرهنگی در همدان کرده است و در زمینه‌های عکاسی، تئاتر، سینما و ترجمه تجربه‌های ماندگاری در شهر همدان دارد و این روزها در دهه نهم زندگی همچنان به راهنمایی هنرمندان این شهر می‌پردازد بنیس سام در این گفت‌وگو از تجربیاتش در عکاسی می‌گوید و خاطراتی از عکاسان قدیم همدان روایت می‌کند.

ابتدا از زندگی خود بگویید.
فکر می‌کنم باید از پدر و مادرم شروع کنم، آن‌ها در ارومیه بودند، جنگ اول جهانی درسال 1914 پس از برخوردی که با کردها داشتند پراکنده می‌شوند. یک عده از بستگان به عراق و بغداد می‌روند و عده‌ای هم به تهران و همدان آمدند پدر و مادر من هم از جمله افرادی بودند که در همدان ماندند و در همدان هم ازدواج کردند. پدرم در یک کمپ انگلیسی در قزوین دندانپزشکی را یاد گرفت و البته بعد به دانشگاه تهران رفت و در رشته دندانپزشکی تحصیل کرد، تعریف می‌کرد که آن زمان از تمام ایران تنها 14 نفر دانشجوی دندانپزشکی بود.

پس پدر شما جزء اولین دندانپزشکان ایران محسوب می‌شوند؟
بله پس از بازگشت در همدان مطب دندانپزشکی دایر می‌کند و امام جمعه هم نامه می‌دهد که اگر خانم‌ها برای دندانپزشکی به ایشان مراجعه کنند مشکل شرعی ندارد.

شما در همدان متولد شدید؟
بله هم خواهرم و هم برادر بزرگترم هر سه در همدان متولد شدیم و در دبیرستان «ابن‌سینا» و «پهلوی» درس خواندیم آن زمان که محصل ابن‌سینا بودم یادم می‌آید که میسیونرهای امریکایی و انگلیسی درس می‌دادند. بعد از دبیرستان پهلوی دیپلم گرفتم. فکر می‌کنم سال 1329 بود و یک سال در شرکت نفت کار کردم چون زمان نظام وظیفه رسیده بود به دانشگاه رفتم، وقتی دانشگاه قبول شدم گفتند اگر در رشته معلمی درس بخوانید 150 تومن هم پول می‌دهیم و من هم در رشته معلمی زبان چهارسال درس خواندم، لیسانس گرفتم، بلافاصله استخدام آموزش پرورش همدان شدم. دبیرستان‌های ابن‌سینا و پهلوی اولین مدارسی بود که تدریس می‌کردم. همان سال‌ها پدرم با این که سن زیادی نداشت فوت کرد، چون هپاتیت B گرفت که در بین پزشکان متداول بود.

فعالیت‌های هنری را از چه سال هایی شروع کردید؟
مسایل هنری بعد از لیسانس شروع شد. دهه‌ی سی در دبیرستان‌ها خبری نبود سال های 1334 به بعد که من تدریس را شروع کردم.

چگونه وارد عرصه عکاسی شدید؟
این موضوع بسیار جالب است. عده‌ای در جنگ جهانی دوم یعنی سال‌های 1944و 1945 از روسیه اخراج شدند و به ایران آمدند، این‌ها مسیحیان ایرانی بودند که برای کار به روسیه رفته بودند اما بعد از جنگ به ایران برگشتند از این افراد اغلب کسانی که به همدان آمدند شغلشان این بود که با لاستیک کفش درست می‌کردند به قول معروف «گالش» می‌چسباندند. یکی از آن‌ها «یوتام» نام داشت که تحصیلات دانشگاهی داشت و گرافیک خوانده بود من با او دوست بودم و خیلی نزدیک بودیم البته سن او از من بیشتر بود.
البته یک عکاس دیگر هم در همدان بود به نام «یونان» آن‌ها سه نفر بودند که رشته عکاسی در همدان بیشتر در دست آن‌ها بود. من عکاسی را از یوتام یاد گرفتم و او مرا به عکاسی علاقمند کرد. یوتام در نقاشی هم بسیار توانا بود و در نیم ساعت با مداد نقاشی افراد را می‌کشید. او بعدها عکاسی را به «سورن» داد و به تهران مهاجرت کرد.

غیر از یادگیری عکاسی نزد یوتام شما در آموزشگاه یا دانشگاه هم آموزش دیدید؟
ما سه نفربودیم که رشته عکاسی را به صورت مکاتبه‌ای با لندن ادامه دادیم و یاد گرفتیم و چون شرایط مالی خوبی داشتیم دوربین‌های درجه یک گرفتیم. دوستم دوربین «لینهف» خرید و من «نیکون» خریدم.

به صورت حرفه‌ای عکاسی می‌کردید؟
نه علاقمند بودیم و برای خودمان عکاسی می‌کردیم، خوب یادم است که وقتی مهندسان اتریشی سد «شهناز» همدان را می‌ساختند از عملیات سدسازی عکس گرفتیم، می‌دانید که اتریشی‌ها بعضی‌هایشان سه تا دوربین داشتند اما بهترین عکسی که «دانکل مایر» رییس پروژه انتخاب کرد عکس من بود و گفت کنتراست نور سیمان را خوب نشان داده است. تا سال 1970 به تدریس ادامه می‌دادم تا این‌که بورس امریکا را دریافت کردم و از طرف سفارت برای ادامه تحصیل رفتم.

برای چه بورس گرفتید؟
برای تدریس زبان و در امریکا رشته‌ی «زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی» را خواندم.

در امریکا هم دنبال یادگیری عکاسی هم رفتید؟
نه چون فکر نمی‌کردم چیزی اضافه داشته باشند و لازم نمی‌دانستم.

اما گویا عکس‌هایی از امریکا آورده‌اید؟
یک سری اسلاید از امریکا آورده بودم که 6 در6 بود و بعد اسلاید آمد. در امریکا از «هالیوود» هم عکس زیاد گرفتم.

از عکاسی همدان، مورد خاصی در ذهن دارید که نگفته باشید؟
پیرمردی در پیاده‌رو ابتدای خیابان «سیروس» (تختی) عکاسی فوری داشت. این پیرمرد را از روسیه اخراج کرده بودند اما پسر او را که جوان بود نگهداشته بودند چون در روسیه جنگ بود و جوانان می‌توانستند بجنگند. معمولاً من و یوتام با هم به پیاده‌روی می‌رفتیم یک روز وقتی از کنار پیرمرد می‌گذشتیم سلام کردیم و پرسیدیم: «مامو» چکار می‌کنی؟ خوبی؟ گفت؛ دارم زندگی می‌کنم، وضع بهتر شده است، ادامه داد؛ چون گفته‌اند که باید شناسنامه‌ها را عکس‌دار کنند، این است که روستایی‌ها برای عکس‌دار کردن شناسنامه می‌آیند و بازار خوب شده است، امروز 92 عکس از یک نگاتیو گرفته‌ام و داده‌ام به مشتری و هیچ یک از این افراد متوجه نشده‌اند که عکس خودشان نیست.

saamphoto

مگر عکاسی «سیدی» اول خیابان تختی نبود؟

چرا بود اما کار مامو عکس فوری بود که همان‌جا تحویل می‌داد و مشتری خودش را داشت. منظورم از بیان این خاطره این بود که ببینید درک از هنر عکاسی کجا قرار گرفته بود.

به جزء مامو کس دیگری هم بود که عکس فوری بگیرد؟
خیلی‌ها بودند اما همه بعد از جنگ جهانی دوم آمدند. این اواخر یکی هم ابتدای خیابان «شریعتی» بود.

عکس‌هایی که در آن دوره شما می‌گرفتید چه ویژگی‌های داشت؟
آن زمان مد شده بود می‌گفتند عکس سایه‌دار بگیرید که یوتام هم عکس مرا گرفته بود و پشت ویترین گذاشته بود. مورد دیگری که دوست دارم بگویم؛ در همدان یک کتابفروشی بود به نام «بوعلی» که نام صاحبش «جعفر» بود، بسیار آدم خوبی بود اگر می‌دید کسی اهل ذوق است کمک می‌کرد و تشویق می‌کرد. آن زمان شش هزار تومان مبلغ زیادی بود. وقتی گفتم می‌خواهم دوربین بخرم با تهران تماس گرفت و مرا معرفی کرد رفتم دوربین را گرفتم و بعد پولش را دادم.

هیچ اتفاق افتاد که مقام مسئولی به همدان بیاید و از شما بخواهند که از او عکس بگیرید؟

چرا بود اما به من خیلی کم مراجعه می‌شد، چون برای پول عکاسی نمی‌کردم و این موارد دوستانه بود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/122-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%9B-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، بنیس سام ، تاریخچه عکاسی همدان ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

عدم تناسب مبلمان شهری با نیازهای توان‌یابان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،

عدم تناسب مبلمان شهری با نیازهای توان‌یابان

tavanyaab2.jpg

گفت و گوی همگان با امیرنوروزی مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره سازمان جمعیت توان‌یابان(بخش دوم)
بخش اول این گفتگو را که اوایل اسفند در همگان منتشر شد در اینجا مشاهده فرمایید.


توان یابان معمولا در اجتماع با چه مشکلاتی مواجه می شوند؟
مشکلات که زیاد است. مثلا گاهی به دلیل این که مدرسه ای مناسب سازی نشده، یک دانش آموز مجبور می شود دوبار در یک کلاس و یک مقطع بنشیند. متاسفانه علی‌رغم تاکید دولت بر مناسب سازی هنوز خیلی از اماکن آموزشی از شرایط مناسبی برخوردار نیستند.


دلیل تاخیر در اجرای این پروژه چیست؟
سه نوع مشکل وجود دارد؛ یکی اینکه قانون گذاراین قانون را وضع کرده اما آخر قانون در ماده 16 آورده اجرای آن منوط به تامین بودجه و اعتبارات لازم است و به راحتی آن 15 واحد اول را مسکوت گذاشته پس مشکل اول در قانون نویسی است.
دومین مشکل به توان یابان بازمی گردد که حق خود را مطالبه نمی کنند. واقعیت این است که خیلی ها می ترسند، اندک خدماتی هم که وجود دارد حذف شود. آخرین مورد هم این است که مسئولان و مدیران به اهمیت موضوع واقف نیستند و با این مسائل برخورد نداشته اند. بسیار پیش آمده در یک ساختمان از یک مسئول خواسته ایم تا چشمانش را ببندد و از یک اتاق به اتاق دیگر برود تا بداند یک نابینا چه مشکلاتی دارد و یا سال گذشته رئیس شورای شهر همدان را بر روی یک ویلچر نشاندیم و به چند خیابان و اداره در سطح شهر بردیم تا متوجه مشکلات باشد و بداند چه تنگناهایی برای توان یابان وجود دارد.
مشکلات کودکان توان یاب هم مشابه موارد بالاست یا مسائل دیگری را در بر می گیرد؟
اساسا نبود مناسب سازی ها باعث شده تا کودکان تفریحات مناسب نداشته باشند. ناگفته نماند خیلی از دوستان ما به مدارج عالی دست یافته اند و با وجود همه مشکلات از افراد موفق جامعه هستند. اما بیشتر این عزیزان فرصت نداشتند، عقب نگهداشته شده اند و نتوانسته اند به حقوق خود برسند و از توانایی ها ی خود استفاده کنند. ما سعی کردیم افراد را توان افزایی کنیم و این بچه ها را در هر سطحی که هستند چه در زمینه های علمی و یا فرهنگی بالاتر ببریم. ما کلاس های مختلف آموزشی برای دوستان در نظر گرفته ایم به این امید که دولت از مصوبات قانونی استفاده کند و 3 درصد از استخدامی ها که مربوط به معلولان است را اعمال کند. دولت موظف است 60 درصد از اپراتورهای کامپیوتر ها و مخابرات را از توان یابان استخدام کند اما این مصوبات به راحتی نادیده گرفته می شود. چنانکه اکنون بسیاری از توان یابان تحت آموزش جمعیت ما به سن ازدواج رسیده اند، اما بیکار هستند و نمی توانند تشکیل خانواده دهند.
توان یابان از چه راهی ارتزاق می کنند؟
دولتی ها در مقابل عدم استخدام می گویند ما برای توان یابان در قالب وام خود اشتغالی تسهیلات در نظر می گیریم. اما تصور کنید من یک توان یاب بیکار هستم، وامی را هم برای ایجاد شغل از بانک می گیرم ولی نمی دانم از آن کجا می توانم استفاده کنم لذا امکان بازپرداخت اقساط را نیز ندارم. بنابراین تبدیل می شوم به یک توان یاب بدهکار و بیکار که افسردگی هم می گیرم به همین دلیل برنامه های ما نتیجه نمی دهد و خروجی مثبتی ندارد، وقت تلف می کنیم و با دلسردی پیش می رویم.
وسیله آمد و شد توان یابان در شهر به چه صورت است. از سرویس های دولتی استفاده می کنند؟
یک فرد عادی در جامعه با اتوبوس می تواند تردد کند، با تاکسی و یا اتومبیل شخصی می تواند رفت و آمد کند اما توان یابان اصلا نمی توانند از اتوبوس استفاده کنند. مسئولان هم معتقدند مقرون به صرفه نیست که اتوبوس ها را برای توان یابان مناسب سازی کنند، گزینه بعدی تاکسی است که آن هم معمولا امکان پذیر نیست. چون تاکسی ها بیشتر گاز سوز هستند و صندوق عقب آنها جایی برای ویلچر ندارد و یا گاهی ترجیح می دهند مسافر غیر توان جو را سوار کنند، حوصله برخورد با توان یابان را ندارند. گزینه بعدی پیاده رفتن است که برای توان یابان غیر ممکن است، با آژانس هم نمی توانند رفت و آمد کنند چون با ماهی 45 هزار تومان حقوق تنها 4 روز می توانند سوار آژانس شوند.
فراوانی سنی جمعیت توان جوها به چه ترتیب است؟
گستره سنی جامعه ما خیلی زیاد است. خوشبختانه با رشد خدمات بهداشتی معلولان زیر 5 یا 6 سال خیلی کم شده اند. بیشتر معلولیت ها امروزه به دلیل تصادفات و حوادث ساختمانی است. ضمن آنکه معلولیت به خاطر فلج اطفال به خصوص در متولدین اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 بروز بیشتری دارد.
در بحث طراحی فضای شهری مهمترین مشکل شما چیست؟
وقتی ما از مدد جوها می پرسیم که چرا بیرون از خانه نیستید مهمترین مشکل را مبلمان شهری عنوان می کنند. به عنوان مثال میدان شیر سنگی تا قبل از بازسازی برای توان یابان قابل دسترسی بود اما حالا پله ها را افزایش داده اند و توان یاب به راحتی نمی تواند وارد پارک شود. به رغم آنکه استانداری و بهزیستی ملزم کرده اند تا این موضوع پیگیری شود اما اتفاقی در این زمینه نیفتاده است. متاسفانه طراحی شهری همدان به گونه‌ای است که حتی افراد عادی جامعه به راحتی نمی‌توانند رفت و آمد کنند چه رسد به توان یابان که نیازمند خدمات و استاندارد خاصی هستند.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/132-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%85%D8%A8%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، توان یابان همدان ، مشکلات توان یابان همدان ،

دوشنبه 25 اسفند 1393

جایگزینی کشت راهکاری برای مقابله با بحران آب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

جایگزینی کشت راهکاری برای مقابله با بحران آب

giti-salari.jpg

گفت و گو با گیتی سالاری کارآفرین نمونه حوزه کشاورزی در استان همدان

 استان همدان از جمله مناطقی است که با کمبود نزولات جوی، دچار خشکسالی شده است. افت بارش ها تاثیرات دامنه داری بر تامین آب شرب، آب کشاورزی و صنعتی به جای گذاشته و انتظار می رود تابستان آینده با تنش آبی همراه شود. این در حالی است که گفته می شود بیش از 90 درصد آب مصرفی در بخش کشاورزی و صنعت، به هدر می رود. مساله ای که اگر چاره ای برای آن اندیشیده شود می تواند به مهار بحران آب در کشور و در استان بیانجامد. در این میان مکانیزه کردن کشاورزی و تولید محصولاتی که نیاز به آب کمتری دارند یکی از روش های مفید در این خصوص هستند. خانم گیتی سالاری کارآفرین نمونه کشاورزی در استان همدان از جمله تولیدکنندگانی است که به این نکته توجه ویژه دارد و محصولی بار می آورد که کمترین مصرف آب را دارد. سالاری مهمترین تولید کننده زعفران در غرب کشور است و با کیفیت ترین زعفران ایران را در نهاوند تولید می کند. بحران کم آبی بهانه‌ای شد تا با این بانوی کارآفرین در مورد مشکلات بخش کشاورزی در سال زراعی پیش رو به گفت و گو بنشینیم.


خانم سالاری چه موانع و مشکلاتی در فعالیت کشاورزی وجود دارد؟
در رابطه با خشکسالی سال های اخیر و مخصوصا امسال که بارش های زمستانی بسیار کم بوده، باید بگویم مشکلات زیادی برای بخش کشاورزی منطقه خواهیم داشت، اولین مشکلی که قابل ملاحظه است و باید مد نظر بگیریم مسئله کمبود آب درسفره های آب زیززمینی، خشک شدن چاه های عمیق و به دنبال آن خشک شدن قنات ها و چشمه های سطحی است. مشکل دیگردر خصوص کشاورزی که از همین حالا شروع شده، آبیاری های زود هنگام است. بدین معنا که پیش از این آبیاری ها از اردیبهشت ماه شروع می شد اما به دلیل گرمای هوا و وضعیت جوی و خشکسالی امسال از اسفند ماه آبیاری ها شروع شده که همین امر نیز موجب پایین آمدن هر چه بیشتر سطح آب سفره های زیرزمینی می شود. لذا معضلی که ما با آن موجه خواهیم شد پایین آمدن سطح تولیدات نسبت به سال های گذشته است که هم برای کشاورزان زیان خواهد داشت و هم برای دولت ضربه اقتصادی در پی دارد.
ظاهرا این جا دو مسئله داریم؛ یکی کشاورزان که در این بحث ذینفع هستند و اگر محصولی نکارند زیان می بینند. در سوی دیگرمنافع تمامی افرد جامعه است که وقتی آب های زیرزمینی برای مصارف کشاورزی استفاده می شود همه جامعه زیان می کنند، به نظر شما کدام یک اولویت دارد و چه راهکاری وجود دارد که هر دو جریان کمتر آسیب ببینند؟
چند وقت پیش مسئولان کشور در زمینه محصولاتی که آب زیادی نیاز دارد صحبت هایی کردند و از محصولات جایگزین سخن گفتند. مسلما اگر تدابیری اندیشیده شود و به جای محصولاتی مانند هندوانه، سیب زمینی، گوجه و خیار محصولات جایگزین برای کشت استفاده شود، و این محصولات کنترل صرفا در حد نیاز مردم کاشته شوند، حتما وضعیت بهتر خواهد شد. موضوع دیگری که به آن توجه نمی شود این است که به جای سدسازی های غیر معمول باید آب بندهای کوچک و فصلی را جایگزین کرد تا هم اکوسیستم منطقه دست نخورده باقی بماند و هم از هدر رفت آب های سطحی جلوگیری شود.
سیستم ها و فن آوری های مکانیزه مانندآبیاری بارانی و تحت فشار چقدر در مدیریت آب مفید است؟
متاسفانه یکی از دلایلی که در نهاوند از سیستم های تحت فشارآبیاری استفاده نمی شود و تمایلی به این روش ها ندارند پراکندگی زمین های کشاورزی است.
راهکاری وجود دارد که این زمین هارا بتوان تجمیع کرد؟
بله اگر دولت براساس مصوبه ای کشاورزان را ملزم به چنین کاری کند قابل پیگیری است.
درگذشته طرح هایی درقالب شرکت های تعاونی مانند کشت وصنعت برای تجمیع زمین ها انجام شد منظور شما چنین روش هایی است؟
بله همان سیستم قدیمی شرکت های تعاونی تولید زراعی قابل اجرا و پیاده سازی است، بستگی دارد به صلاحدید مسئولان که چه تدبیری را به کار گیرند و یک مورد که اشاره کردید به زیان کشاورزان این است که ما همه ساله بیمه محصولات کشاورزی را داریم اما این بیمه هیچوقت کفایت نمی کند و حتا نمی تواند مواد اولیه کشاورزان را جبران کند.
محصولی که شما تولید می کنید یعنی زعفران نسبت به سایر محصولات آب بسیار کمی مصرف می کند. ترویج کشت این محصول چقدر در مدیریت منابع آبی استان می تواند مفید باشد؟
نمی توانیم بگوییم از این قضیه خوشحالیم اما به هر حال زعفران به ناچار می تواند جایگزین محصولاتی باشد که مصرف آب بالایی دارد. البته ما توصیه نمی کنیم جاهایی که آب دارند ازاین کشت استفاده کنند اما جاهایی که بحران آب دارند جایگزین خوبی است.
به جز زعفران چه محصولاتی آب کم مصرف می کنند؟
زعفران محصولی است که اگر جایی آب هم نباشد با یک بار آبیاری می تواند محصول دهد. محصولاتی مانند برخی گیاهان دارویی و محصولات بومی مانند گشنیز، کلزا و گندم هم هست که در تابستان نیاز به آب ندارد برخلاف چغندر، هندوانه و خیار که نیاز زیادی به آبیاری دارند. اما به نظر من گندم بهترین محصول منطقه است به شرطی که حداقل آب لازم برای آن فراهم باشد. در غیر اینصورت می توان به کشت محصولات جایگزین پرداخت.

gitisalaari1

 gitisalaari2

http://hmag.ir/fa/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87/131-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8


برچسب ها: همگان ، کارآفرینی ، بانوی زعفران ،

تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic