شنبه 23 اسفند 1393

همدان؛شهر تئاتر با تئاتر شهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

همدان؛شهر تئاتر با تئاتر شهر

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
همدان؛شهر تئاتر با تئاتر شهر
در سالی كه گذشت تئاتر همدان با فراز و فرودهایی همراه بود. برخی هنرمندان گله‌مند از شرایط موجود بودند و نبود حمایت اداره ارشاد را اصلی‌ترین مشكل می‌دانستند و برخی هم با توجه به امكانات موجود وضعیت اجراهای تئاتر همدان را مثبت ارزیابی می‌كردند...
1393/12/23
در سالی كه گذشت تئاتر همدان با فراز و فرودهایی همراه بود. برخی هنرمندان گله‌مند از شرایط موجود بودند و نبود حمایت اداره ارشاد را اصلی‌ترین مشكل می‌دانستند و برخی هم با توجه به امكانات موجود وضعیت اجراهای تئاتر همدان را مثبت ارزیابی می‌كردند. «حسین صفی» مدرس، نویسنده و كارگردان تئاتر كه سمت كارشناس تئاتر را در اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان برعهده دارد از افرادی است كه از كارنامه اهالی تئاتر همدان در سال 93 دفاع می‌كند. او در این گفت‌وگو با همشهری به تشریح این كارنامه می‌پردازد.
  • سال 1393 برای تئاتر همدان چگونه سالی بود؟
در سال 1393 نیز مانند سال‌های گذشته برنامه‌های متعددی داشتیم. بخشی از این برنامه‌ها در قالب جشنواره‌هایی بود كه در استان برگزار شد و بخش دیگری از برنامه‌ها مواردی بود كه از قبل پیش‌بینی نشده بود. یعنی از برنامه‌های اصلی ما نبود، اما اجرا شد. از جمله آنها همایش تئاتر عاشوراییان بود  كه در مجتمع آوینی برگزار شد و بهمچنین می‌توان از  جشنواره «اتود» در هفته اول اسفند با همكاری انجمن نمایش برگزار كردیم. در این جشنواره تعداد قابل توجهی هنرجو كه در 2 یا 3 سال گذشته وارد عرصه تئاتر شده و در كارگاه‌ها و كلاس‌های آموزشی در همدان آموزش دیده بودند، شركت كردند که جوایز خوبی هم گرفتند. در حوزه تولید هم تا ابتدای اسفند بیش از 80 عنوان تولید اثر نمایشی در استان داشتیم كه با توجه به اینكه امكانات ما اندك است و كسی حمایت مالی نمی‌كند به نظرم اتفاق بسیار خوبی است.
  • ایده جشنواره اتود از كجا آمد و شرایط برگزاری آن چگونه است؟
در نظر داشتیم پس از كارگاه‌هایی كه برای هنرجویان در مجتمع آوینی برگزار کرده بودیم  هنرجویانی را كه از مرحله مقدماتی به مرحله كارگاهی می‌روند، كار نمایش خود را از یك جایی شروع كنند و تجربه‌های خود را به اشتراك بگذارند. برهمین اساس این جشنواره را برای این هنرجویان طراحی كردیم. هدف ما این بود كه برترین‌ها به كارگردانان معرفی و وارد عرصه اجرای عمومی شوند.
  • امسال چه تعداد شركت‌كننده داشتید؟
بیش از 30 نفر در مرحله رقابت حضور داشتند. برای شروع مثبت بود. امیدوارم دوره‌های بعد جدی‌تر برگزار شود.
  • اشاره كردید به حمایت از تئاتر منظور از حمایت چیست؟ كدام نهاد باید كمك كند؟
وزارت ارشاد متولی امور فرهنگی است ،اما متأسفانه از طرف وزارتخانه در تهران تاكنون یك ریال هم كمك نشده است. در استان هم به‌طور طبیعی تا حالا اتفاقی نیفتاده است. با شرایط فعلی وقتی 80 تا 90 عنوان كار تولید می‌شود به نظرم قابل قدردانی و ارزشمند است. این اتفاق در كمتر استانی دیده می‌شود و باید آن را پاس بداریم. در جشنواره‌های بیرون از استان و كشوری هم استان همدان حضور خوبی داشته است.
  •  از 80 اثری كه اشاره كردید چه تعداد اجرای صحنه‌ای بوده و چند نمایش به‌صورت خیابانی اجرا شده است؟
همه كارها اجرای صحنه‌ای بود. به استثنای 6 نمایش كه به‌صورت خیابانی اجرا شد. نمایش خیابانی استان همدان بیشتر در شهرستان ملایر است. در این شهر گروه‌های خوبی شكل گرفته‌اند و اجراهای خوبی را از هنرمندان ملایری در جشنواره‌ها شاهد بودیم. به‌خصوص در جشنواره فجر كه نمایندگان استان بیشتر از شهر ملایر بودند. بقیه نمایش‌ها صحنه‌ای بودند. هنوز در همدان اجرای نمایش خیابانی جای خود را باز نكرده است. می‌توان گفت سنت تئاتری ملایر به نمایش خیابانی تبدیل شده است.
  • این اجراها چه مدت طول می‌كشد و هر نمایش به‌طور متوسط چند وقت روی صحنه می‌رود؟
اجرای هر یک از نمایش‌های عنوان شده از یک هفته شروع می‌شود و تا 15 یا 20 شب ادامه پیدا می‌كند.
  • برای اجرا با كمبود فضا مواجه نیستید؟
خوشبختانه پس از تأسیس تئاتر شهر در همدان محل مناسبی برای رشد و ارتقا سطح كیفی و كمی تئاتر داریم. تماشاگران ما عادت كرده‌اند به تئاتر شهر بیایند، بلیت خریداری كنند و اجراهای مختلف را ببینند. این اتفاق خوبی است. این محل یك محل شناخته شده است و نیاز به زمان دارد تا به شرایط ایده‌ال برسد. به‌عنوان یك مكان استاندارد و شناخته شده معرفی شده است و در عین حال گروه‌های مختلف هم این محل را برای اجرا پذیرفته‌  و خود را با ساختار فیزیكی آن هماهنگ كرده‌اند.
  • به وضعیت تئاتر همدان در سال گذشته اشاره كردید برای سال آینده چه برنامه‌ای دارید؟
گذشته از برنامه‌های امسال، كه معتقدیم برنامه‌های درستی بوده‌اند، باید نتایج و اهدافشان را پیگیری كنیم. این مهم همسو با خواسته‌های مردم است. در نظر داریم جشنواره‌هایی را كه نام بردم مانند جشنواره اتود سال بعد حرفه‌ای‌تر و جدی‌تر آن را پیگیری و به شكل استانی برگزار کنیم.
  • سخن پایانی؟
امیدوارم در آینده جشنواره «اتود» به شكل كشوری برگزار شود. می‌خواهیم جشنواره عاشوراییان را احیا و به شكل قبل اجرا كنیم. چون 2 تا 3 سال برای برگزاری آن  وقفه داشتیم. بنیان این همایش در همدان گذاشته شده است، اما اكنون شهرهای دیگر این جشنواره را برگزار می‌كنند و ما كم توجه هستیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

چهارشنبه 13 اسفند 1393

همدان مرکز ادبیات کودک و نوجوان شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،

همدان مرکز ادبیات کودک و نوجوان شود

koodak.jpg

«اسداله شعبانی» از نویسندگان همدانی حوزه‌ی ادبیات کودک در ایران است که سال‌هاست از همدان مهاجرت کرده و در تهران زندگی می‌کند. او به همراه «مصطفی رحماندوست» از جمله نویسندگانی است که فرصت آن را داشته تا با حضور در رادیو و تلویزیون، کتاب‌های درسی و ... به یکی از چهره‌های مهم ادبیات کودک تبدیل شود و در کنار دیگر نویسندگان صاحب نامی مانند «احمدرضا احمدی»، «محمود کیانوش» و «محمدرضا یوسفی» قرار بگیرد که البته کمتر شناخته شده‌اند. شعبانی در گفت و گو با همگان، دیدگاه‌های خود را در مورد تبعیض‌ها و تقسیم‌بندی‌های موجود در حوزه‌ی ادبیات کودک بیان می‌کند.

همدان چقدر در کارهای شما حضور دارد؟
خیلی خیلی، بیشتر شعرهای من رنگ و آهنگ بومی دارد مثلاً شعر «الوند زیبا یک رشته کوه است» و یا داستان‌های من هرکدام یک نوع برداشتی از همدان دارد من در کارهایم از صنوبر زیاد استفاده می‌کنم و خیلی این درخت را دوست دارم. از لانه‌هایی که کلاغ‌ها روی صنوبرها می‌ساختند، از جانوران بومی همدان، ماجراهای زیادی از برف و سرما، یخ و یخبندان، از گویش‌های گوناگون قومیت‌های مختلف و تنوع فرهنگی همدان، بیشتر کارهای من یک چیزی از همدان دارد.
چقدر خواب همدان را می‌بینید؟
خیلی می‌بینم، چون خاطرات کودکی من مربوط به همدان است بنابراین بیشتر خواب‌های من هم مربوط به همدان است. اصولا در خواب دیدن، خاطرات نقش مهمی دارند به همین دلیل عموماً فضای خواب‌های من فضای همدان است.

چقدر این خواب‌ها در آثار شما نمود پیدا می‌کند؟
اگر بخواهیم از این دریچه به آثار من نگاه کنیم متوجه می‌شویم بخش بزرگی از آثار من بدون اینکه خودم خواسته باشم عنصری از همدان را با خود دارد.

شهر همدان را از چه منظری نگاه می‌کنید؟
از نظر من همدان یک شهر رویایی است به دلیل این که معتقدم اولین خاستگاه تمدن در ایران، همدان است و از زمانی که ایرانی‌ها در همدان جمع شدند و دولت تشکیل دادند تا جلو غارتگران را بگیرند تمدن هگمتانه در این جا پا گرفت. ما توانستیم این تمدن را گسترش دهیم تا ادامه‌ی این تمدن به «کورش» رسید. ریشه و پایه‌ی فکری کورش به همدان می‌رسد کورش از نوادگان «دیااکو» است امروز هم که بزرگترین افتخار ما منشور کورش است ریشه این افتخار به همدان برمی‌گردد. وقتی به ایران باستان فکر می‌کنم اولین چیزی که به خاطرم می‌آید هگمتانه است.

کارهای نویسندگان همدانی را چگونه دنبال می‌کنید؟
من همه کارها را دنبال می‌کنم و می‌خوانم، نقد و بررسی می‌کنم چه آن‌هایی که در تهران هستند و چه آن‌ها که در همدان هستند پیگیری می‌کنم. دوستانی که در همدان هستند با من در تماس هستند و کارهایشان را برایم می‌فرستند دوست دارم این ارتباط بیشتر باشد و بتوانم مجموعه‌ای از آثار این نویسندگان را گردآوری و منتشر کنم.

وضعیت ادبیات کودک همدان را چگونه می‌بینید؟
همانگونه که گفتم همدان خاستگاه فرهنگ و تمدن کشور است و اتفاقاً خاستگاه ادبیات کودک هم هست من می‌توانم بیش از ده‌ها نفر تصویرساز، خطاط، نویسنده و شاعر در حوزه‌ی ادبیات کودک از همدان نام ببرم در سطح ملی اگر نگاه کنیم می‌بینیم بیشتر کوشندگان عرصه ادبیات کودک از همدان هستند با خیلی از جوانان به تازگی آشنا شدم که بسیار خوب کار می‌کنند.

با توجه به این ظرفیتی که اشاره کردید چه کار می‌توان کرد؟
جا دارد که همدان به مرکز ادبیات کودک در ایران تبدیل شود و در حقیقت این موضوع را می‌تواند مدیریت کند.

با این همه نویسنده و تولید کننده چرا سرانه‌ی مطالعه در ایران پایین است؟
از نزدیک نمی‌دانم اما از آنجا که اهل قلم و فرهنگ وقتی این همه زیاد باشد باید سرانه مطالعه بالا باشد اما مطمئن نیستم چرا.

برخی‌ها در حوزه ادبیات، به ویژه ادبیات کودک و نوجوان به یک تقسیم‌بندی قائل هستند و معتقدند جریان‌هایی نویسندگان را به خودی و غیر خودی تبدیل کرده‌اند و برخی فرصت دیده شدن و ارائه کار دارند که این‌ها خودی هستند اما نویسندگانی که چنین امکانی ندارند غیرخودی محسوب می‌شوند نظر شما در مورد این تقسیم‌بندی چیست؟
ما فرهنگی هستیم و این نگاه، نگاه سیاسی است، برای من که نویسنده هستم جناح چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا معنا ندارد.

من سوالم را طور دیگری مطرح می‌کنم، فرض کنید من کودکی هستم که در یک روستای دور افتاده زندگی می‌کنم، تنها اثر مکتوب در حوزه کودکان که در روستا به آن دسترسی دارم کتاب‌های درسی ادبیات فارسی دوره ابتدایی است که مطالب آن‌ها مربوط به یک جناح خاص است و نویسندگانی هم که از تلویزیون می‌بینم تقریباً همان افرادی هستند که نامشان در کتاب‌های درسی است. در این‌جا من چگونه می‌توانم با نویسندگانی بزرگی مانند محمدرضا یوسفی، احمد رضا احمدی محمود کیانوش و دیگران آشنا شوم؟ شما نام این تبعیض را چه می‌گذارید و این رویکرد را چگونه می‌بینید؟
این دلایل زیادی دارد. کسی که تلاش کند برود آن بالا صدایش را به گوش همه برساند کارش در کتاب درسی هم منتشر می‌شود.

یعنی شما می‌گویید نویسنده‌ای مانند محمدرضا یوسفی که جهانی‌ترین نویسنده ادبیات کودک ایران است و کارهایش به ده‌ها زبان دیگر ترجمه شده تلاشی نکرده است؟
خوشبختانه با آمدن دولت روحانی فضا بازتر شده و این برخورد خودی و غیرخودی کمرنگ شده است چون در جریان هستم می‌گویم. آقای یوسفی و آقای احمدی هم کارهایشان منتشر شده و جایزه‌های زیادی گرفته‌اند اما این جوانان شهرستانی هستند که محدود هستند، این تقسیم‌بندی را من قبول ندارم و به نظرم مصطفی رحماندوست هم قبول ندارد. اما باید تلاش کنیم این تقسیم‌بندی را از بین ببریم.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D8%AF



برچسب ها: همشهری همدان ، همگان ، ادبیات کودکپاسداله شعبانی ،

استقبال از نمایشگاه مجسمه‌های اردشیر محرابی در همدان

b_575_300_16777215_00_images_phocagallery_gellery_93_ardeshir-mehrabi_img_1018.jpg

هفته گذشته نگارخانه بوعلی سینا در همدان میزبان آثار حجمی «اردشیر محرابی»، مجسمه‌ساز جوان همدانی بود که با استقبال گرمی روبه‌رو شد. اردشیر محرابی اختر متولد اسفندماه 1358 در همدان است و سال‌هاست در زمینه مجسمه‌سازی فعالیت می‌کند و تجربه‌هایی در خلق آثار سنگی، گچی و چوبی دارد. به بهانه‌ی نمایش آخرین کارهای چوبی این هنرمند با او به گفتگو نشسته‌ایم.

سرچشمه علاقه شما به هنر از کجا می‌آید؟
از همان دوران کودکی به هنر علاقمند بودم، اغلب اسباب بازی خودم، دوستان و همبازی‌هایم را با چوب و گل می‌ساختم برای همین دوستان زیادی داشتم. این مرحله از زندگی من ادامه داشت تا اینکه بعد از اتمام دوران دبیرستان و هنرستان هنرهای تجسمی مشغول به کار در یک شرکت خصوصی شدم اما نامرتبط با هنر. در کنار کار شرکت و اوقاتی که در خانه بودم شروع به ساخت حجم‌های چوبی و مومی کردم. علاقه من به مجسمه‌سازی و حجم باعث شد به پیشنهاد یکی از دوستان به اصفهان برویم و ساختن ساز کمانچه را بیاموزیم. استاد «ابراهیم دره شوریان» ساخت کمانچه را به طور کامل به من آموزش دادند و پس از مراجعت به همدان کارگاه کوچکی دایر کردم.

مجسمه‌سازی را چگونه آموختید؟
در کنار ساخت کمانچه افتخار آشنایی و شاگردی استاد «عطاالله یوسفی» را داشتم. استاد بی ادعایی که خالصانه اطلاعات هنری و آموخته‌های خود را در اختیار شاگردان خود قرار می‌دهد. کار حجم نیز انجام می‌دادم در برخی از سازها هنر مجسمه (و سرستون‌های تخت جمشید) و ساز کمانچه که یک ساز ایرانی است را تلفیق کردم اما همچنان فکر حجم غالب بر ساختن ساز بود تا این‌که کاملاً به مجسمه‌سازی و حجم پرداختم. در سال‌های 1387 و 1388 در جشنواره‌های زمستانی ساخت تندیس‌های برفی همدان شرکت کردم و رتبه دوم سال 87 و رتبه اول 88 را کسب کردم و در سال 93 به همراه آقای «مرتضی شعبانی» داور بخش ساخت تندیس‌های جشنواره زمستانی بودم.

تاکنون درچند نمایشگاه شرکت کردید؟
نمایشگاه آثار حجمی گالری بوعلی سینا اولین نمایشگاه آثار بنده است که به طور انفرادی برگزار کردم.

به نظر می‌رسد از مصالح مختلف برای ساختن مجسمه استفاده می‌کنید، با کدام یک ارتباط بیشتری برقرار می‌کنید؟
چوب بیشترین استفاده در کارهای من را دارد ولی از مصالح و مواد دیگر مانند سنگ، گچ، گل سفال‌گری و صابون نیز در برخی از کارها استفاده می‌کنم. اما فرم‌های ساخته شده از چوب برای خود من دلنشین‌تر و قابل احساس‌تر است. احساسی که من از چوب می‌گیرم باعث ایجاد انگیزه جهت پیش رفتن کار می‌شود برای من در چوب حسی هست که حتی از آن ایده می‌گیرم یعنی ذهنیت اولیه که برای من ایجاد می‌شود انگیزه اجرای آن با چوب چندین برابر است.

حجم اندازه مجسمه‌هایی که در این نمایشگاه در معرض دید است به نظر می‌رسد کوچک‌تر از حد معمول است دلیل این امر چیست؟
اجرا شدن حجم به اندازه دلخواه و اجرای آن طبق ذهنیت و ایده‌ای که در ذهن هست من را به جلوتر پیش می‌برد و هدفمندتر می‌کند و تجسمی که از کار انجام شده نهایی با چوب در ذهن ایجاد می‌شود انگیزه را در من چندین برابر می‌کند و به جلو پیش می‌برد.

ایده‌های اجرای کار را از کجا می‌گیرید؟
دیدن اطراف اشیا و اشخاص با دقت به جزئیات باعث ایجاد ایده در من می‌شود گاهی یک ایده مانند جرقه‌ای ذهن من را درگیر می‌کند که بلافاصله روی کاغذ اتود و طرح اولیه‌ی آن را اجرا می‌کنم و بعد یک مدل کوچک مومی از آن می‌سازم و نقایص آن را برطرف می‌کنم تا به اندازه دلخواه و با متریال مناسب آن را اجرا می‌کنم.

از چه هنری بیشتر الهام می‌گیرید؟
اغلب هنرهای نمایشی ادبیات شعر و موسیقی در کارهای من موثرند گاهی یک صحنه از یک تئاتر ایده‌ای در من ایجاد می‌کند یا برداشتی از یک قطعه شعر، حتی حرکتی که موسیقی در ذهن ایجاد می‌کند باعث خلق یک اثر می‌شود.

در این نمایشگاه چند اثر به نمایش در آمده است؟
در این نمایشگاه تعداد 25 اثر ارائه کردم که بیشتر کارها چوبی هستند اما تعدادی حجم اجرا شده با گل سفالگری نیز دارم. مجسمه سفالی مادری که فرزندی در آغوش دارد و مجسمه‌ای که خیمه‌شب‌بازی رها شده از بند و رها شده در عالم خود، صندلی‌هایی که در عالم استراحت به سر می‌برند و پایه‌های آن‌ها با پای انسان تلفیق شده‌اند، سازهای کمانچه که با سرستون‌های تخت جمشید (عقاب و گاو) تلفیق شده‌اند. چند کار چوبی به صورت سورئال از صورت انسان اجرا و به نمایش گذاشته شده است.
با توجه به این که اولین بار است به صورت عمومی آثارتان را به نمایش می‌گذارید، برخورد مخاطبان با این نمایشگاه چگونه بود؟
استقبال از نمایشگاه با توجه به اطلاع‌رسانی کم، خوب بود البته فرصت کمی در اختیار داشتیم و با توجه به نیمه کاره بودن برخی آثار و اینکه برای روز نمایشگاه حاضر شود اطلاع رسانی مناسبی صورت ندادیم با این حال با وجود مسیر دور گالری بازدیدکنندگان گرامی زحمت کشیدند و با نگاه سبزشان مرا دلگرم‌تر به آینده و نمایشگاه بعدی کردند.

از برنامه‌های بعدی هم برای علاقمندان آثارتان بگویید.
برنامه‌ی بعدی بنده اجرای حجیم‌تر کارها و استفاده از متریال‌های مختلف و مناسب برای اجرای احجام است، اندازه‌ی مجسمه‌ها به حجم دلخواه اجرا شود در نمایشگاه بعدی که در آینده نزدیک خواهد بود به نمایش گذاشته شود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: رسانه تحلیلی همگان ، همگان ، مجسمه سازی همدان ، هنر در همدان ،

دوشنبه 11 اسفند 1393

کمک به معلولان در شرایط سخت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

کمک به معلولان در شرایط سخت

نویسنده: حسین زندی - خبرنگارهمشهری
کمک به معلولان در شرایط سخت
بخش قابل توجهی از جمعیت كشور ما را توان‌یابان و توان‌جویان تشكیل می‌دهند. این بخش از جامعه به دلیل دارا بودن شرایط خاص نیازمند امكانات و خدمات مناسب و متفاوت‌تری نسبت به سایر افراد جامعه هستند.
1393/12/11
 در استان همدان نیز با وجود ده‌ها تشكل غیر‌دولتی در این حوزه، كار مهمی صورت نگرفته و بهزیستی همدان نیز در این زمینه موفق نبوده است. «امیر نوروزی» مدیرعامل تشكل غیر‌دولتی جمعیت توان‌یابان همدان در اینگفت‌وگو با بیان ضعف‌های موجود، مهم‌ترین مشكل توان‌یابان را برای همشهری بازگو می‌كند.

چه تعداد توان‌یاب در استان همدان داریم؟
توان‌یابان و معلولان به 2 قسمت بارز و غیر‌بارز تقسیم می‌شوند. آمار متوسط جهانی جمعیت توان‌یابان 3‌درصد جمعیت كل جامعه است. به این معنی كه در سایر كشورها قاعدتا 3‌درصد جمعیت توان‌یاب و معلول است. اما در كشور ما به دلایل مختلف از جمله فقر بهداشتی و رعایت نكردن اصول بهداشت، تصادفات و رعایت نكردن قوانین راهنمایی و رانندگی معلولیت آمار بالایی دارد. موضوع جنگ هم دلیل افزون است. مسئولان بهزیستی این آمار را 15‌درصد اعلام می‌كنند. اگر با یك حساب سر‌انگشتی جمعیت استان همدان را لحاظ كنید این 15‌درصد بیش از 240 هزار نفر خواهد بود.

این معلولیت‌ها چه مواردی را شامل می‌شود؟
این معلولیت‌ها در موارد جسمی، حركتی، حسی، شنوایی ـ بینایی و ذهنی هستند كه اغلب شناسایی نشده‌اند.

چرا شناسایی نشده است‌؟
دلایل مختلفی دارد. اول اینكه تعداد زیاد است. سازمان بهزیستی امكانات بسیار كمی دارد و توان شناسایی ندارد. مسئولان سازمان می‌گویند همین تعداد كه تحت پوشش بهزیستی است و شناسایی شده‌اند  نمی‌توانند از خدمات كافی برخوردار باشند. دیگر اینكه خود مجموعه و خانواده‌ها نگرشی نادرست و غلط دارند كه داشتن فرزند توان‌یاب در خانواده یك نوع سرشكستگی است و فرزند توان‌یاب را مخفی می‌كنند. این عوامل باعث شده آمار دقیقی از توان‌یابان نداشته باشیم.

آمار مشخصی از تعداد افرادی كه شناسایی شده وجود دارد؟
در استان همدان 55 هزار نفر شناسایی شده است كه 13 هزار نفر در شهرستان همدان هستند. 5 هزار نفر پرونده مستمری دارند. در شرایط فعلی رقم مستمری از 45 هزار تومان شروع می‌شود و تا 90 هزار تومان می‌رسد. می‌دانیم كه با این مبالغ هیچ‌كاری نمی‌توان انجام داد. از طرف دیگر ما با مسأله گرانی‌، ازدواج‌، مسكن، بیمه و رفت و آمد مواجه هستیم كه همه این موارد هزینه‌بر است‌.

رابطه شما با نهاد های دولتی چگونه است؟
بی‌ثباتی نهادهای دولتی و تغییراتی كه در رویكرد دولت‌ها به تشكل‌های غیر‌دولتی تحمیل می‌شود از مشکلات اصلی ماست. به این معنی كه ما هنوز نمی‌دانیم دولتی هستیم یا غیر‌دولتی. یا وقتی از دولت می‌خواهیم حمایت و كمك كند، می‌گویند غیر‌دولتی هستید و باید متكی به خود باشید. اما از طرف دیگر فشارهای دولتی را بر ما تحمیل می‌كنند. اگر دولتی هستیم بودجه و امكانات ما كجاست و اگر نیستیم پس ما باید از دولت بپرسیم، مطالبه كنیم و بخواهیم كه وظیفه‌اش را به درستی انجام دهد. این مشكلات وقتی شدید می‌شود كه دولت تغییر می‌كند. با تغییر دولت این حمایت از بین می‌رود و تشكل بلا‌تكلیف می‌شود. با تغییر شرایط و دیدگاه‌ها، برنامه‌ها‌ی ما نیز تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

سازمان جمعیت توان‌یابان چه فعالیت‌هایی را برای توان‌جویان دارد؟
از سال 1378كه این نهاد شكل گرفته‌، فعالیت‌هایی داشته‌ایم. یكی از مهم‌ترین فعالیت‌های ما ایجاد رفتار صحیح نگرش نسبت به توان‌یابان است. یكی از مشكلاتی كه دچار هستیم، این است كه بیشتر بچه‌های ما وقتی وارد اجتماع می‌شوند مشكل پیدا می‌كنند. این مشكل ناشی از نگاه افراد دیگر جامعه به آنهاست. حس‌ترحم افراد تأثیر خیلی بدی بر توان‌یابان دارد. ما تلاش می‌كنیم با آموزش‌های روان‌شناختی از بروز آسیب‌هایی جلوگیری كنیم به همین دلیل آموزش متقابل داشته‌ایم. به‌طور مثال بچه‌های توان‌یاب را به مدارس ابتدایی و مهدهای‌كودك‌ می‌بریم و به شاگردان آن آموزشگاه از توانایی‌های این بچه‌ها حرف می‌زنیم. مثلاً می‌گوییم كودكی می‌بینید كه دستش دچار معلولیت است درعین حال یكی از نقاشان و هنرمندان خوب ایران است. یا شاعر یا نوازنده است و شما دانش‌آموزانی كه موفق هستید بیایید از دست این توان‌جو یك عروسك جایزه بگیرد. حالا می‌دانید این عروسك را چه كسی ساخته یكی دیگر از توان‌یابان كه همسن و سال شما هاست. با این روش سعی می‌كنیم با ایجاد تغییر نگرش در افراد جامعه حس‌ترحم و تحقیر در جامعه را از بین ببریم و در عین حال توان‌یابان هم آماده زندگی در اجتماع باشند.

غیر از مسائل روانی در چه حوزه‌هایی وارد می‌شوید؟
سعی كردیم در حوزه‌های توانمند‌سازی این عزیزان هم كار كنیم تا توانایی‌های پنهان آنها بروز كند. كلاس‌های آموزشی ما بنا بر مقاطع و سن توان‌یابان است. آموزش‌های حرفه‌ای و شغلی كه با كمك سازمان فنی حرفه‌ای پیگیری می‌كنیم و آموزش‌های هنری كه هنرمندان شهر از جمله علی ایرانپور و قادر شهسواری بسیار همراهی و كمك كردند. به‌ویژه اعضای افتخاری مجموعه ما در زمینه خدمات و آموزش‌های پزشكی همكاری می‌كنند و با همكاری برخی اعضای سازمان نظام پزشكی این موضوع را پیگیری می‌كنیم‌.

برخورد سازمان بهزیستی با این آموزش‌ها چگونه است؟
در یك دوره‌ سازمان بهزیستی از ما خواست برنامه‌هایی انجام دهیم و ما قبول كردیم اما سازمان به تعهد خود عمل نكرد و هنوز سازمان به ما بدهكار است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D9%85%DA%A9-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%B3%D8%AE%D8%AA


برچسب ها: همشهری همدان ، توان یابان ،

یکشنبه 10 اسفند 1393

«سوزنامه» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

«سوزنامه» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
«سوزنامه» روی صحنه
نمایش «سوزنامه» برداشتی آزاد از داستان سودابه و سیاوش، نوشته«بهروز ناصر‌شریعتی» نمایشنامه‌نویس و بازیگر همدانی از دوم اسفندماه با كارگردانی «محمود حكمتی‌اطهر» روی صحنه رفته است.
1393/12/10
 این نمایش تا 17 اسفندماه به مدت 15 شب در سالن پلاتوی مجموعه فرهنگی آوینی همدان اجرا خواهد شد. محمود حكمتی اطهر از كارگردانان و بازیگران پیشكسوت همدانی، بیش از 35 سال در این رشته فعالیت كرده است. او در گفت‌وگو با همشهری چگونگی انتخاب و اجرای این نمایشنامه را برای ما بازگو می‌كند.
  • دلیل انتخاب نمایش سوزنامه چه بود؟
با توجه به اینكه رشته تحصیلی من ادبیات بوده و تمام زندگی را با ادبیات گذرانده‌ام توجه من در كار نمایش هم به آثار ادبی كلاسیك است. شاهنامه یكی از بزرگ‌ترین آثار ملی و تاریخی ماست. از آنجا كه یكی از بهترین داستان‌های شاهنامه در این نمایش مطرح شده بهتر دیدم در این روزگار كه به این داستان‌ها كمتر توجه می‌شود داستانی از شاهنامه برای تماشاچی انتخاب كنم.
  • شما از اجرای نمایش رضایت دارید؟
در این نمایش بیشتر بازیگران ما كار اولشان را تجربه می‌كنند. به نظرم باتوجه به این موضوع كار قابل قبولی باشد. البته باید اهل فن و تماشاگران این سؤال را پاسخ را بدهند اما در اجراهایی كه داشتیم خوشبختانه تماشاگران احساس نارضایتی نكرده‌اند.
  • انسان امروز چگونه با متن‌های كهن ارتباط برقرار می‌كند؟
این كار یك نمایش تاریخی است. با وجود فناوری‌های نوین ارتباط مردم با تاریخ و فرهنگ گذشته خود كمرنگ شده اما تماشاگران در زمان قبل استقبال كم‌نظیری از این دست نمایش‌ها می‌کردند.
  • متن اثر چقدر به شاهنامه متعهد است؟
ما نمی‌توانیم بگوییم این داستان دقیقاً همان داستانی است كه در شاهنامه آمده است. به هر حال دخل و تصرفی در آن شده اما سعی كردیم آنچه در شاهنامه بوده را بیاوریم. نویسنده نمایشنامه به 2 ویژگی انسانی یعنی افسون و نیرنگ را كه باعث یكسری رفتارها می‌شود شخصیت فیزیكی بخشیده و پیامی به مخاطب می‌دهد؛ این‌كه ویژگی‌های انسانی باعث اتفاق‌هایی مانند داستان سودابه و سیاوش می‌شود.
  • كاركردن با جوان‌ترها و نسل امروز كه وارد عرصه نمایش و تئاتر می‌شوند از نظر شما چه ویژگی‌هایی دارد؟
كار كردن با جوان‌ها با توجه به اینكه تجربه كمتری دارند نسبت به افراد باتجربه سخت‌تر و زمان‌بر است. در همكاری با بازیگران تنها ممكن است الگویی به آنها دهیم و خودشان ادامه دهند و مشكلی نداشته باشیم. اما در این نمایش تمرین‌ها وقت زیادی گرفت. ما در یك مدت زمان كوتاه و تمرین یك نمایش، كار زیادی نمی‌توانیم انجام دهیم اما مجبوریم به‌صورت میلی‌متری، قدم به قدم و لحظه به لحظه كنترل داشته باشیم. به همین دلیل كار مشكل‌تر از اجرا توسط بازیگران باسابقه است.
  • استقبال چطور بود؟
هنوز استقبال خوبی كه مدنظرمان باشد صورت نگرفته اما امیدواریم در اجراهای باقی‌مانده علاقه‌مندان هنر نمایش به تماشای «سوزنامه» بیایند. البته به نظرم ضعف در تبلیغات است. این مهم نیز برای گروه‌های تئاتری جز با هزینه بسیار زیاد تبلیغات، انجام نمی‌شود، بنابر این ما نمی‌توانیم اطلاع‌رسانی مطلوبی داشته باشیم.
  • و سخن آخر؟
امیدواریم در زمینه تبلیغات و اطلاع‌رسانی مشكلات و موانع رفع شود تا بتوانیم دوستان علاقه‌مند بیشتری را به دیدن این كار دعوت كنیم‌. در نمایش «سوزنامه» زهرا موتمن، منیرالسادات قاضی‌زاده، بهروز ناصر‌شریعتی، محمد طالبی و مهدی نصرالهی به‌عنوان بازیگر ایفای نقش می‌كنند.
همچنین سعید مسعودی‌خرم مدیر صحنه و مجری نور، فرزاد محرابی مجری دكور، محمد محرابی طراح پوستر، مرتضی موسوی پاك‌نهاد دستیار كارگردان، سرور حكمتی‌اطهر مشاور كارگردان و طوبی یوسف‌پور طراح لباس است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، نمایش سوزنامه ، همشهری همدان ،

جمعه 8 اسفند 1393

به سوی الگوی ترافیکی سالم در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

به سوی الگوی ترافیکی سالم در همدان

terafik-hamedan1.jpg

 

دکتر رامین کهائی از پزشکان باسابقه و خوشنام همدان است که در کنار فعالیت تخصصی و حرفه پزشکی مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه را نیز رصد می کند و در این حوزه ها به فعالیت گسترده مشغول است.

رامین کهائی متخصص کودکان و مدیر آموزش مداوم دانشگاه علوم پزشکی همدان، عضو هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی و معاون آموزشی این سازمان است و بیشترین وقت خود را به مسائل آموزشی اختصاص داده اما در کنار آن به فعالیت های اجتماعی نیز می پردازد؛ نکته ای که کمتر مورد توجه جامعه پزشکان بوده و رغبتی در بسیاری از آن ها برنیانگیخته حال آنکه کهائی آموزش های پزشکی را به فعالیت های مدنی پیوند زده و به تازگی با همکاری تعدادی از دوستانش در تدارک ثبت یک انجمن غیردولتی در زمینه تغییر فرهنگ ترافیکی شهروندان است وبرای فعالیت در این حوزه طرح جامعی را نیز تدوین کرده که به محض ثبت انجمن قصد دارد آن را پیگیری و عملیاتی کند. تدوین این طرح و درخواست اخذ مجوز انجمنی برای تغییر فرهنگ ترافیکی همدان بهانه ای شد تا با دکتر رامین کهائی به گفت و گو بنشینم.

 

جناب دکتر کهائی چرا به رغم تعداد زیاد پزشکان در کشور و توانایی های اعضای این صنف از جمله مقبولیت اجتماعی، تخصص و تمکن مالی کمتر شاهد فعالیت های اجتماعی از جانب پزشکان هستیم؟ چه اتفاقی باعث شد شما جذب چنین فعالیت هایی شوید؟ آیا پیشتر تجربه چنین فعالیت های مدنی را داشته اید؟

ببینید سازمان نظام پزشکی یک NGO است اما آنچه من می خواهم مطرح کنم این که دلیل ورود من به فعالیت های اجتماعی یک مسئله و میل درونی بوده است. می دانید که پدیده ترافیک و حوادث ترافیکی در کشور ما دربرگیرنده تمامی افراد جامعه است یعنی هیچ فردی با هیچ سازمان یا نهادی را در هیچ نقطه از کشور سراغ ندارید که با ترافیک و معضلات آن بی ارتباط باشد. بنده هم مانند بسیاری از مردم همواره این دغدغه را داشته ام که چرا در کشور ما وضعیت ترافیکی به این شکل است و چرا اینقدر آمار تلفات و آسیب های ترافیکی بالاست و موضوعی که کمتر به آن توجه شده فرهنگ و ادب ترافیکی و رانندگی است. یعنی موضوع صرفا این نیست که ما ایده ای را در موضوع ترافیک بپرورانیم تنها به خاطر این که تلفات را کم کنیم، بلکه بخشی از مسئله مربوط به ادب و آداب ترافیک است، این موضوع ممکن است در ظاهر آسیب جسمی و اقتصادی چندانی نداشته باشد - که البته آسیب های زیادی دارد دارد- ولی آسیب های روانی و خدشه ای که از لحاظ فرهنگی به کشور ما وارد می کند را نمی توان نادیده انگاشت. برای خود من این صحنه ها (تصادف و حوادث متعاقب آن) که غالبا منجر به آسیب های جانی و مالی می شوند بسیار ناراحت کننده است. به همین دلیل این مسئله ادب ترافیکی را بسیار مهم می دانم؛ شما وقتی در شهر پیاده روی یا رانندگی می کنید با مشاهده برخی رفتارها که تعدادشان نیز رو به فزونی است از خود می پرسید چرا افرادی که از یک پشتوانه فرهنگی غنی و پرمایه برخوردارند چنین رفتاری از خود بروز می دهند که غالبا مایه تاسف و شرمساری است.

آقای دکتر طرحی که پیشنهاد کرده اید چگونه قابلیت پیاده سازی دارد؟ دیگر اینکه ابزارهای پیاده سازی آن چیست؟

بحث ترافیک البته بسیار تکراری است و باید از منظرهای دیگری به این موضوع نگاه کنیم این طرح را در دو بخش بررسی می کنیم: موضوع اول ما ترافیک و حوادث آن در ایران است که باید به مثابه یک معضل به آن نگریست یا آن را یک فاجعه قلمداد کرد؟ من ترجیح می دهم مسئله ترافیک و حوادث آن را با عنوان فاجعه مداوم نامگذاری کنم. چون احساس می کنم مدام باید در جامعه به ما شوک وارد شود تا بتوانیم عمق مسئله را درک کنیم چون در جامعه معضل فراوان داریم و مسئله عادی به شمار می آید اما وقتی از فاجعه یاد می کنیم بسیارعمیق است فاجعه یعنی قربانیان تصادفات رانندگی، سونامی، کشتار بی گناهان در غزه به دست صهیونیست ها. در ایران البته زمینه تصادف و ترافیک نهادهای مختلف زحمات بسیاری کشیده اند و نباید تلاش های آن ها را نادیده گرفت و باید از کسانی که در شادترین لحظات مردم، بار تلخ ترین حوادث ترافیکی را به دوش کشیده اند تشکر کرد.

آمارها تعدادقربانیان ترافیکی را در سال 92 بین 18 هزار تا 23 هزار نفر اعلام می کنند. که معادل سقوط بیش از 70هواپیمای غول پیکر با ظرفیت 300 نفر است. وقتی این آمار مطرح شد به یاد جنگ غزه افتادم که چند سال پیش اتفاق افتاد. اخیرا هم که در این حادثه دردناک که دل هرانسانی را به درد می آورد درمدت کمتر از یک ماه حدود 2000 کشته در غزه داشته ایم. در اصل می خواهم بگویم ما در هر یک ماه تقریبا به اندازه جنگ غزه قربانی ترافیکی داریم که به صورت مداوم است و دیگر اینکه طول اجساد کشته ها را اگر کنار هم بگذاریم تقریبا به طول جاده همدان تا اسدآباد است. آماری از مرکز فوریت های پزشکی برای من ارسال کردند که نشان می دهد در طول سال 92، 521نفر کشته در استان همدان داشته ایم این آمار سال 1391، 607نفر بوده است آمار مصدومین در کل کشور در سال 92، 800هزارنفر بوده و مصدومین حوادث ترافیکی استان همدان حدود 13هزارنفر بوده است. جالب است بدانید که در سوئد آمار مصدومان از 4500نفر به 450نفر درمدت 15 سال رسیده وآمار فوتی های تصادفی نیز در طول فقط 5سال به صفر رسیده است. کشور ما از لحاظ میزان حوادث جاده ای جزء چهار کشوراول جهان است یک آماری را من داشتم که در کشور ما هر 6ساعت یک موتور سوار کشته می شود. ما یک قانون پنجم توسعه داریم که بنابراین قانون باید سالانه 10درصد آمار تصادفات پایین بیاید که فعلا در بهترین شرایط نتوانسته ایم آن را به 6درصد برسانیم و یک طرح جهانی هم داریم که گفته از سال 2010 تا 2020 آمار حوادث جاده ای باید به 50درصد در کل جهان کاهش پیدا کند.

این طرح از سوی چه نهادی تهیه شده است؟

از سوی سازمان بهداشت جهانی به کشورها تکلیف شده است البته در کشور ما گفته شده که عوامل متعددی وجود دارد از جمله عوامل جاده ای،عوامل شهری، ایمنی خودرو، استانداردهای خودرو، نوسازی ناوگان جاده ای، رفتار پلیس و عوامل موثردیگری که این موارد 20 تا 30درصد در کاهش حوادث موثرند و 70 تا 80درصد عامل اصلی حوادث به خصوص جاده ای خطای انسانی است. پس اگر ماسرمایه گذاری روی فرهنگ داشته باشیم می توانیم مسائل آمارها را تا 80 درصد بهبود ببخشیم.

مسائل و تبعات اقتصادی این حوادث چیست و چگونه می توان هزینه ها را کاهش داد؟

هرمرگ تصادفی حدود بیست میلیارد ریال معادل 2میلیارد تومان هزینه دربردارد. آماری که فوریت ها در اختیار من قرار داده حاکی از این است که حوادث جاده ای و ترافیکی سالانه 6میلیارد دلار هزینه به کشور تحمیل می کند شما ببینید نتیجه مذاکرات 1+5 در این دو ماه گذشته حدود 6میلیارد دلار برای کشور از بدهی ها را زنده کرد و ما هر سال این مبلغ را با رفتار خود هدر می دهیم. بنابر آیه شریفه ای که می فرماید هرکس انسانی را از مرگ نجات دهد انگار همه مردم را زنده کرده است، امیدواریم ما هم مصداق این آیه قرار بگیریم.

این هزینه ها شامل چه مواردی است؟

ببینید برخی فکر می کنند هزینه تنها به قربانی و خانواده قربانی وارد می شود اما مواردی را به صورت مصداق عرض می کنم ممکن است کسی که در یک تصادف کشته می شود یک تحصیل کرده متخصص باشد معلم یا کارگر ماهر باشد چه قدر زمان و هزینه صرف شده تا او به یک نیروی متخصص تبدیل شود که از دست می رود. هزینه از دست رفتن متخصص یک معضل است و از دست دادن نیروی کار انسانی هم چیز دیگری است که یا معلول می شود و یا از دست می رود، هزینه ای که بر دوش دولت تحمیل می شود مثل سرپرستی خانوار، بیمه بازنشستگی و از کار افتادگی نیز یکی دیگر از مشکلات است.

داغ دار شدن خانواده، بروز اختلال در مولد و بروز مشکلات روحی و معنوی خانواده ها نیز موضوع مهمی است. خانواده هایی را داریم که پس از گذشت سال ها هنوز نتوانسته اند با داغ عزیزانشان کنار بیایند و از سوگ خارج شوند.

همچنین هزینه های آسیب های موقتی و معلولیت های دائمی، دور شدن از محیط کار برای مدت طولانی و هزینه های سرسام آوردرمانی را نیز باید به لیست مجموع هزینه ها افزود. ضمن آنکه درگیر شدن نهادهایی مثل بیمارستان ها، نیروی انتظامی، راهنمایی رانندگی، قوه قضاییه و هلال احمر که همه این ها هزینه های هنگفتی بر بیت المال تحمیل می کند.

آقای دکتر آنچه تا حالا گفته شد در بخش اول موضوعی که مطرح کردید جای می گیرد یعنی فاجعه انسانی مداوم که از حوادث ترافیکی ناشی می شود اما موضوع دیگری به نام ترافیک و فرهنگ ترافیکی مطرح کردید. قدری درباره آن هم توضیح دهید؟

به نظرمن این موضوع فراتر از یک مشکل و معضل است، بحرانی است که آسیب زننده به روح و روان شهروندان و مخدوش کننده چهره ایران درجامعه جهانی است. حالا چرا این مثال را زدم شما فکر می کنید ایران از میان کشورهایی مثل ترکیه و چین از نظر گردشگری چه اهمیتی دارد؟ بی نظیر است و شما می دانید که چه علاقه ای در میان گردشگران خارجی وجود دارد اما ما چقدر گردشگر خارجی داریم؟ ترکیه تقریبا به اندازه درآمد نفت ما از گردشگری درآمد کسب می کند در مقابل کشور ما دلخوش به چند صد نفر گردشگر خارجی است و مدام آمار می دهند که امسال ورود گردشگر نسبت به سال گذشته 40درصد افزایش داشته است این 40درصد چه تاثیری بر اقتصاد کشور دارد؟

راه حل پیشنهادی شمادر این طرح برای گردشگر پذیری چیست؟

چند دلیل وجود دارد که گردشگران تمایلی نشان نمی دهند که وارد ایران شوند. یکی به دلیل تبلیغات مسمومی است که از جانب غربی ها علیه ایران عنوان می شود، مورد دیگر شاید محدودیت هایی باشد که برخی گردشگران در ایران احساس می کنند اما یکی از عوامل اصلی ترس از ترافیک ایران است. آمار 18 هزار نفر قربانی ترافیکی را وقتی می شنوند بهتر از ما به موضوع و مشکل پی می برند لذا وقتی خطری احساس می کنند قید سفر را می زنند.

بله اگر توجه کنیم انگار یک نسل کشی در جاده های کشور رخ می دهد اما این ادب ترافیکی را چگونه تشریح می کنید اگر ممکن است چند مثال بزنید تا مفاهیم ملموس تر شوند؟

مثلا نحوه عملکرد رانندگان در زمانی که عابر پیاده از خط کشی عبور می کند، شما هر کشور دیگری که می روید وقتی چنین صحنه ای وجود دارد راننده می گوید: در این لحظه باید پا را از روی گاز برداشته و روی ترمز قرار دهید و چند متر زودتر اجازه بدهید عابر پیاده بگذرد پس به صورت آموزشی قشر مغز، به فرد فرمان می دهد که پا روی ترمز بگذارد اما در کشور ما کاملا برعکس است وقتی عابر پا روی خط عابر پیاده می گذارد راننده پا روی گاز می گذارد و همزمان بوق میزند که راه را بر او ببندد که می دانیم چه کار خطرناکی است! دیگر اینکه چه میزان رانندگان مقید به حرکت بین خطوط هستند رعایت این موضوع نه تنها مسئله فرهنگ ترافیکی است بلکه شاخص هوش ترافیکی نیز هست یعنی کسی که رفتار خطرناک رانندگی بروز می دهد هوش ترافیکی ندارد.

یکی دیگراز این موارد که من بسیار رنج می کشم بوق زدن های ممتد است که پشت چراغ قرمز در مواقع و راه بندان و ترافیک صورت می گیرد. این نوع بوق زدن در تمام دنیا نشانه بی ادبی است وقتی شما پس از سبز شدن چراغ بوق می زنید به راننده جلویی می گویید، نفهم تو نمی فهمی که چراغ سبز شده است زود باش حرکت کن.

حال ببینیم عابران پیاده چقدر مقید هستند که رعایت کنند، مورد دیگر واکنش پلیس است. چقدر پلیس حساسیت دارد و دامن می زند به این مشکلات. موارد بسیار دیگری وجود دارد از جمله برخورد رانندگان با عابر پیاده پس از تصادف وقتی راننده پیاده می شود اولین مسئله رفع اتهام از خود است که این یک ریشه فرهنگی در بین ما دارد که از خود رفع مسئولیت و رفع اتهام کنیم و نفر روبه رو را متهم می کنیم اما یک انسان در کشورهای متمدن اولین موضوعی که به ذهنش می رسد این است که بپرسد آقا یا خانم مشکلی برای شما پیش نیامده؟ آسیب ندیده اید من چه کمکی می توانم برای شما انجام دهم ؟اگر همه چیز مرتب بود آن موقع می گوید بگذارید پلیس بیاید و مشکل را حل کند. نکته بعدی این است که پتانسیل بزهکاری مثل رفتارهای ضد اجتماعی، فرار از قانون، پرخاشگری و عدم رعایت حقوق دیگران واقعا در فرهنگ ترافیکی ما برجسته است. حال من از شما سوال می کنم جامعه ما از نظر ترافیکی جامعه با ادب و با فرهنگی است. اگر نیست جایگاه جهانی آن کجاست؟

آقای دکترقبل از این که به جایگاه جهانی ایران بپردازیم وضعیت همدان را چگونه ارزیابی می کنید؟ و به طور کلی همدان در کجای طرح شما قرار دارد این انجمن در سطح ملی فعالیت خواهد کرد یا جامعه هدف شما همدان است؟

ما یک واقعیت داریم به نام تاریخ همدان، همدان پایتخت تاریخ و تمدن ایران است و این یک واقعیت تاریخی است برای حفظ این جایگاه در مورد موضوع بحث ما یکی از ایده ها طرح و پیشنهادی است که با ایجاد یک تشکل پیگیری می شود البته ما NGO های مختلفی در ارتباط با ایمنی راه ها، سفر ایمن و... داریم اما ایده ما این است که همدان را تبدیل کنیم به پایلوت در کشور به عنوان شهر ترافیکی سالم و ایمن و در این راه مردم را از طریق یک تشکل مردم نهاد وارد فعالیت کنیم تا خود مردم مشکلات را اصلاح کنند. راهکارهایی هم برای تحقق این مطلوب مطرح شده که اولین قدم پذیرفتن وضع موجود است بدون شعار زدگی وتعریف و تمجیدهای بی ارزش. باید گفت جامعه ترافیکی ما جزء بی فرهنگ ترین جوامع است. با شعار دادن راه به جایی نمی بریم. قدم دوم ایجاد دغدغه مشترک بین مردم و نهادهای مدنی و مسئولان است که در این مرحله توضیح عمق فاجعه و قبول عقلانی و احساسی یک فاجعه است به نحوی که همه با هم برای آن قدم های بلند برداریم چون این دغدغه مشترک همه ماست.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84


برچسب ها: همگان ،

جمعه 8 اسفند 1393

مشکلات طراحی شهری همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،

مشکلات طراحی شهری همدان

مهشید حنیفه

گفت و گوی همگان با مهشید حنیفه

چند سالی است که طراحی فضای شهری در همدان مورد انتقاد کارشناسان است. ساخت و سازهای بی قاعده هم مزید بر علت شده و از هم گسیختگی و مخدوش شدن هویت شهر را در آینده نه چندان دور زنهار می دهد. به نظر می رسد ادامه روند فعلی در معماری شهری همدان مشکلات جدید تر و بیشتری را به دنبال آورد و آیندگان را با چالش هایی مواجه نماید. مهشید حنیفه کارشناس معماری و فعال فرهنگی به تازگی طرحی پیشنهادی برای جایگزینی المان میدان مرکزی همدان (میدان امام خمینی) به شورای شهر ارائه کرده است. او دراین گفت و گو مشکلات طراحی شهری همدان را با ما در میان می گذارد.

شما به عنوان یک کارشناس چگونه به هویت شهری همدان نگاه می کنید؟

هر شهر دارای فضاهایی است که اجتماعات شهری را شکل می دهد و شهروندان درآن به آمد و شد، داد و ستد و گفت و گو می پردازند، همدیگر را ملاقات می کنند، باهم راه می روند و ارتباط برقرار می کنند، این فضاها برگرفته از هویت جمعی ساکنان یک شهر است، اما آیا در همدان این مسیر ها و فضاها دارای این مشخصات هستند که بیشترین ساعات ما در آن سپری شود؟ آیا از پیاده روی و دیدن فضای شهر یا مشاهده بافت ساختمان ها و جداره ها لذت می بریم؟ آیا با آرامش در بازارها قدم زده و خرید می کنیم؟ آیا پس از خستگی می توانیم بر روی نیمکتی در سطح شهر با آسایش بنشینیم و لختی استراحت کنیم؟

وضعیت فعلی معماری یا به طور کلی شهرسازی در همدان را چگونه می بینید؟

همدان از معدود شهرهای دنیا و تنها شهر ایران است که به صورت مدور طراحی شده و دارای قدمتی بسیار طولانی است که پیشینه برخی آثار به دست آمده در شهر به حدود 1100 سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد. چنین شهری می بایست نه تنها مامنی مناسب برای شهروندان خود باشد، بلکه در جذب گردشگر هم حرف اول را بزند. حال آنکه متاسفانه این پتانسیل ها رفته رفته مورد بی توجهی قرار گرفته و شاخص ها دچار افت شده اند.

علت اصلی این که از ظرفیت های بومی در شهرسازی همدان استفاده نمی شود چیست؟

به نظر من این ناشی از ناهماهنگی سازمان های مختلف است. با توجه به مشاهدات و تجربیاتم به این نتیجه رسیده ام. زمانی به سازمان برنامه و بودجه رفتم و در بحث شهرسازی منطقه ای سوالی پرسیدم، اما پاسخی که دریافت کردم این بود که سازمان میراث فرهنگی چنین اجازه ای نمی دهد. وقتی به سازمان میراث فرهنگی مراجعه کردم، مدیریت میراث فرهنگی به من پاسخ داد این قسمت از شهر اصلا مهم نیست اگر هم باشد ما اجازه می دهیم اما مشکل در شهرداری است و.... این مسئله برای من کلافی گره خورده بود که دست آخر متوجه نشدم سر این کلاف را در کدام اداره و سازمان می توانم بیابم و بگشایم. امیدوارم روزی این مسئولیت ها و اختیارات به صورت شفاف و در هماهنگی با هم در خدمت توسعه شهر قرار گیرند.

پس شما فکر می کنید نبود مدیریت یکپارچه و هماهنگ دلیل اصلی این نابسامانی است؟

بله همینطور است.

راه حل رفع این معضل چیست؟

اگر بخواهیم از ابتدا مشکلات و نیازهای شهر را بررسی کنیم بهتر است از قلب این شهر خاک خورده شروع کنیم؛ از میدان مرکزی شهر، میدانی که هر روز و در زیر فشار افراد و ماشین هایی که هرکدام فقط می خواهند راه خود را باز کنند و منظره ای می آفرینند همچون جدال و کشمکشی میان آدم ها و ماشین ها که میدان شهر بسان موجودی زنده که ریه هایش فشرده می شود، یا همچون ساختمانی که دیوارهایش فرسایش یافته و رو به زوال است آنقدر پیر و سالخورده شده که دیگر هزاران آدم سواره و پیاده ای که هر روز از آنجا عبور می کنند نگاهی به آن نمی اندازند و از سر بی اعتنایی و عادت به راه خود ادامه می دهند.

مشکلات این میدان چیست؟

مشکلات که زیاد است؛ آبی راکد در حوض وسط میدان که پر است از زباله، فواره هایی که گاه شاید یک یا دوبار در سال به کار می افتند، سنگ های شکسته کف و جداولی که دیگر به کلی از بین رفته اند، راه آب هایی که در تابستان هم کارآیی ندارند چه رسد به زمان بارندگی و زمستان، جداره ها و ساختمان هایی که آجرهایشان ریخته است و هر مغازه دار برای تبلیغات بهتر خود بی توجه به ساختمانی که هویت دارد و برای فروش و دید بیشتر تابلوهای خود را بالاتر و بالاتر نصب می کند و من دلم می سوزد برای ساختمانی که تنش زخمی است از حفره هایی که هر کس به دلخواه برای رفع نیاز خود ایجاد می کند. مغازه دارانی که شکایت می کنند از بیرون انداختن هر روزه موش ها از مغازه های خود به دلیل عدم رسیدگی به مسیرهای فاضلابی و شکستگی ها و خرابی هایی که هیچ کس مسئولیت بازسازی آن را به عهده نمی گیرد. و از همه بدتر المان و مجسمه مرکزی این میدان که به قدری مبهم است که عملا یادآور چیزی نیست؛ نوستالژی و خاطره ای بر نمی انگیزد و یادی را زنده نمی کند. طراحی و اجرا به قدری ضعیف است که چیزی که در نگاه اول به چشم می آید توده ای قهوه ای رنگ و سنگین است و شاید تقلیدی کودکانه از میدان انقلاب تهران در سال های دور. این قلب خاک خورده و بیمار نیاز تیمار دارد محتاج بازنگری دوباره است و اگر روزی هویت آن احیا و بازسازی شود یقینا بهترین مکان جذب توریست و محل اجتماع مردم خواهد شد.

چه پیشنهادی دارید؟

نیاز همدان به همین منحصر نمی شود بازارهای همدان نیازمند ساماندهی و مرمت اند. بازارهایی که از ارکان هویت این شهر محسوب می شوند. کمی اگر ذهن را در ارتفاع مجال پروواز دهیم درخواهیم یافت که کمبود فضاهای سبز و بوستان های کوچک در شهر به شدت محسوس است. فضاهایی جهت استراحت و ارتباط مردم اما در حال حاضر بوستان های همدان به صورت متمرکز و در چند منطقه محدود قرار دارند.

در سال های گذشته برتعداد المان ها اضافه نشده است؟

چندین المان شهری در سال های اخیر ساخته و در شهر نصب شده است اما همچنان فضاهای خالی در شهر موجود است و بهتر است بر جنبه هنری و زیبایی شناسانه المان ها بیشتر توجه شود.

برای این منظور چه کار می توان کرد؟

خوشبختانه در شهر همدان تعداد فارغ التحصیلان رشته های هنری از جمله معماری، شهرسازی، نقاشی، گرافیک و مجسمه سازی کم نیستند که می توان از دانش و تجربه آن ها برای بهبود کیفیت المان ها و نشانه های شهری بهره گرفت. قطعا استفاده از متخصصان در پیشبرد مسائل راهگشاست.

تا جایی که می دانیم یکی از انتقادات گردشگران ورودی های شهر همدان است. چرا به ساماندهی این ورودی ها توجه نمی شود؟

شیراز به دروازه قرآن آن معروف است بدان معنی که وقتی به شیراز می رسید ابتدا از این دروازه عبور می کنید که طلیعه شهر شیراز است. اما متاسفانه یکی از نقاط ضعف در همدان ورودی های شهر است که هیچ تعریف درست و درمانی ندارند و ضروری است تا رسیدگی به این موضوع در دستور کار قرار بگیرد.

برای بازیابی هویت شهری همدان چه پیشنهادی دارید؟

حفظ بافت های سنتی و وضع و تصویب قوانین و مقرراتی جهت حفظ ماهیت این مناطق درهمدان لازم الاجراست. امید دارم روزی رسد که اتاقی برای هم اندیشی و هماهنگی بین تمام دستگاه های متولی تاسیس شود تا با فراخواندن کارشناسان و متخصصین بتوان در این مسیر گام های اساسی برداشت.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86



برچسب ها: همگان ،

جمعه 8 اسفند 1393

سفـــر به آمـادای

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،

سفـــر به آمـادای

amaday.jpg

طبیعت همدان در جشنواره فیلم فجر

گفتگوی حسن زندی با فرشاد افشین پور

سومین فیلم فرشاد افشین پور فیلمی با نام «سفر به آمادای» از صداوسیمای استان همدان به جشنواره فیلم فجر راه یافته است. این کارگردان پیش از این «زندگی درقلب دنا» و«پرندگان در قلب برف و آفتاب» را به سفارش صدا و سیمای مرکز کهکلویه و بویر احمد ساخته بود که موفق به کسب جوایزی درجشنواره های استانی و سینما حقیقت شده است. افشین پور در این گفت و گو از مراحل ساخت فیلم جدید خود می گوید:

در ابتدا از عنوان و نام فیلم بگویید، سفر به آمادای به چه معنا است؟

«آمادای» به معنای محل تجمع مادهاست. این نام هشتصد سال پیش از میلاد مسیح در کتیبه «تیگلتسر اول» ـ پادشاه آشورـ آمده و نخستین نامی است که به طور رسمی به این سرزمین اطلاق شده است. البته همدان در طول تاریخ نام‌های دیگری هم داشته است مانند امدانه و یا هگمتانه که همگی آنها به نسبت جدیدتر هستند. موضوع این فیلم تاریخی نیست واین نام زیبا بهانه ای برای آغاز یک سفر رویایی به این سرزمین باستانی است.

این فیلم چندمین کار شما به شمار می آید؟

فیلم «سفر به آمادای» سومین ساخته من است که در سی و سومین جشنواره فیلم فجر شرکت دارد. پیش از این با فیلم های زندگی در قلب دنا و پرندگان در سرزمین برف و آفتاب در دوره های پیشین شرکت داشتم. اگرچه آوازه این سرزمین به علت تاریخ کهن آن است اما جاذبه طبیعی متنوع آن نیز از جایگاه مهمی برخوردار است. این استان از یکسو کوهی باشکوه بنام الوند با بلندای 3584 متر را در خود جای داده و از سوئی دیگر دشت ها و بیابان های وسیع فلات داخلی ایران را در پیش روی خود دارد. این طیف وسیع زیستگاه ها که از مناطق مرتفع کوهستانی تا سرزمینهای پست تغییر می کند فرصتی کم نظیر برای حیات موجودات مختلف فراهم آورده تا تابلویی سحرانگیز از حیات وحش در این گوشه فلات ایران ترسیم شود.

چگونه استان همدان را انتخاب کردید؟

در مرکز سیمای استان‌های سازمان صداوسیما با دو فیلم قبلی کم و بیش شناخته شده بودم و بر اساس نمره‌هایی که در ارزیابی سازمان کسب کردم و نیز رتبه‌هایی که در دو جشنواره متوالی فجر و سینما حقیقت به دست آوردم، مورد توجه مدیران شبکه‌های مختلف استانی واقع شدم و از من دعوت به عمل آوردند که در آن استان ها فعالیت کنم. من پس از بازدید کوتاهی که از استان همدان داشتم متوجه شدم زمینه و استعداد قابل توجهی برای ساخت فیلم وجود دارد و به همین دلیل به پیشنهاد شبکه استانی همدان پاسخ مثبت دادم.

برای ساخت این فیلم با چه محدودیت هایی روبرو بودید؟

برای نمونه باید بگویم در همین فیلم می‌شد به جنبه‌های دیگری از زندگی حیوانات مانند تجدید نسل آنها نیز پرداخت، ولی از آنجا که سفارش‌دهنده ما تلویزیون بود و از طرفی موضوعات مهم و فراوان دیگری نیز برای پرداختن وجود داشت، سعی کردیم وارد آن حیطه ها نشویم تا برای خودمان و همینطور سفارش‌دهنده مساله‌ای ایجاد نکنیم. البته ما تمام تلاشمان را انجام داده ایم تا مخاطب در سینما بتواند بهترین فیلم ممکن را تماشا کند.

چه مدت زمانی برای تهیه این فیلم اختصاص دادید؟

فیلم از اسفند 91 کلید خورد و پروسه ساخت آن تا مهرماه 93 به طول انجامید. یعنی ما 20 ماه درگیر اجرای این پروژه بودیم. این فیلم دراقع یکی از سنگین ترین و پرخرج ترین فیلمهای سینمای مستند ایران بوده است. کار تصویربرداری این فیلم 12 ماه و مراحل نگارش متن و تدوین آن نیز 8 ماه به طول انجامیده است. خوشبختانه از همان ابتدا دوستان خوبی در همدان پیدا کردیم که ما را در جریان نتایج پژوهش های چندین ساله خود قرار دادند. اگر محبت ها و دلسوزی های آنها نبود معلوم نبود زمان ساخت فیلم چقدرطولانی تر میشد. برخی از آنها دانشگاهی بودند و بعضی دیگر طبیعت‌گرد. جا دارد از جناب آقای مهندس محمد جعفرعلیزاده که استاد دانشگاه آزاد و موسس موزه حیات‌وحش استان همدان هستند و در بخش تحقیق درباره پستانداران به ما کمک‌های فراوان کردند تشکر ویژه ای داشته باشیم. همچنین از دکتر آریا شفایی‌پور که پژوهش‌های مربوط به بخش پرندگان را بر عهده داشتند و نیز آقای محمد اصغری ـ هواشناس مشهور کشورمان کمال تشکر را داریم.

ویژگی و تمایز این فیلم با دیگر فیلم ها درچیست؟

باید اشاره شود در این فیلم تصاویر هوایی منحصر به فردی از طبیعت به نمایش گذاشته شده که تاکنون در هیچ فیلم ایرانی سابقه نداشته است. ضمن آنکه تا به حال تصاویر خوبی از گونه‌هایی مانند گرگ خاکستری و عقاب طلایی وجود نداشت و ما توانسته ایم تصاویر بسیاری خوبی از مراحل تولد و پرورش توله‌ها و جوجه‌های این دو گونه را ثبت کنیم. حتی تصاویری ناب که ممکن است در مستند دنیا هم سابقه نداشته باشد، را به ثبت رسانده ایم. از جمله تصویر جدال دو جوجه عقاب و کُشته‌شدن یکی توسط دیگری. ما نخستین کسانی بوده ایم که طلسم نبود تصاویر خوبِ حیات‌وحش را در ایران شکسته ایم و به این موضوع افتخار می کنیم. فکر می‌کنم در فیلم «سفر به آمادای» تصاویری بسیار متفاوت تر از آنچه که تاکنون در سینمای ایران ثبت شده بدست آمده و نقطه آغاز تاریخی جدید و رو به جلو در سینمای ایران محسوب خواهد شد.

معمولا ساختن این نوع فیلم ها که با حیوانات سرو کار دارد جذابیت هایی نیز دارد اتفاق خاصی نیفتاد که به جذابیت فیلم کمک کند؟

فیلم سازی همیشه با مشکلاتی روبرو است. بعضی از مشکلات ناخواسته اند اما بسیاری از مشکلات با علم و اطلاع قبلی پیش می آیند! تصویربرداری از گرگها به خودی خود خطرناک است و نزدیک شدن به آنها با وجود دانستن این موضوع صورت می گیرد. ما تصمیم خود را گرفته بودیم تا به هر نحو ممکن از زندگی آنها تصویربرداری کنیم و در هر شرایطی خود را به خطر می انداختیم! در غروب یکی از روزها، گرگها که نظاره گر نزدیک شدن ما به لانه شان بودند ناگهان تاب تحمل از کف داده و به سمت ما حمله ور شدند. پنج قلاده گرگ دیوانه وار به سمت ما آمدند و ما چاره ای جز فرار نداشتیم. خوشبختانه در میان راه از تعقیب دست کشیدند و ما جان سالم بدر بردیم! جالب اینجاست که به هنگام فرار کلیه تجهیزات و دوربین های خود را بر روی زمین رها کردیم و فردای آنروز برای برداشتن وسایل به محل بازگشتیم.

امسال وضعیت جشنواره را چگونه می بینید؟

در کارنامه من ساخت سه فیلم مستند حیات وحش وجود دارد که اتفاقا هرسه به بخش مسابقه جشنواره فجر راه پیدا کرده اند. متاسفانه در دوره های پیشین به دلیل سلایق داوری از رسیدن به سیمرغ باز ماندم. اما این بار امیدواریم عدالت جایگاه فیلمها را تعیین کند و به قول آقای حمید فرخ نژاد امیدواریم بخت ما هم باز شود! این فیلم حاصل تلاش جمعی عاشق و دلسوز طبیعت و هنر این مرز و بوم است که جا دارد مراتب قدردانی بی حد و حصر خود را نسبت به آنها ابراز دارم.

http://hmag.ir/fa/%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA/%D8%B3%D9%81%D9%80%D9%80%D9%80%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%80%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C


برچسب ها: همگان ،

حسن گوهرپور: حسم به همدان احساس بریده شدن از «نیِ‌ستان» است

goharpoor.jpg

 

حسن گوهرپور که به تازگی مجموعه شعر دوم خود را با عنوان «کلید کوچک جهان» منتشر کرده است در گفتگو با خبرنگار ما گفت: گاهی وقت‌ها یاد همدان که می‌افتم شعر شیخ شوریده دستار در ذهنم تداعی می‌شود که حکایت بریده شدنش از نیستان است. من واقعاً الان حسم به همدان احساس بریده شدن از نی‌ستان است اگرچه این‌قدر این فاصله‌ی مکانی به مدد تکنولوژی کم است که این حرف ها بی‌معنا می‌نماید اما وقتی صبح پایت را روی خاک همدان نمی‌گذاری دیگر فاصله مهم نیست، صد کیلومتر یا صد میلیون کیلومتر!

 

گوهرپور با اشاره به این‌که کتاب اولش هم با تمام اتفاقات ناخوشایندی که برای پخش آن رخ داد اما دیده شد گفت: در مورد کتاب اولم «آدم‌های مثلثی از خیابان‌ها آمده‌اند» اگر اشتباه نکنم در نسل جدید و جوان اگر نگویم اولین؛ به گمانم جزو اولین کتاب‌هایی بود که از همدان و شاعر جوان همدانی در سطح کشور دیده و در یک جایزه‌ای که آن روزها جزو جوایز مهم و روشنفکری کشور بود (جایزه ادبی کارنامه/جایزه ملی شعر ایران) کاندید شد، (تاکید می‌کنم که حتماً شاعران و پیشکسوتان زیادی به طور فردی و با شعرها در کشور شناخته شده بودند؛ اما با مجموعه شعر این اتفاق کمتر افتاده بود) این برای انگیزه‌های بعدی گروه ما خیلی تاثیرگذار بود.

عضو انجمن علمی نقد ادبی ایران در مورد شکل‌گیری گروه‌های منسجم و داشتن انگیزه‌ی فراوان هنری و تلاش برای تغییر سطح و طراز فرهنگی شهر گفت: گروه‌هایی که شکل می‌گیرند باید برای پیشرفت انگیزه‌های فردی را در راستای انگیزه‌های جمعی قرار دهند، منافع فردی تمام گروه‌ها را از بین می‌برد. اگر «اردیبهشت» بزرگ شد به خاطر همه آدم‌هایش بود. «گروه ادبی اردیبهشت» (تغییر یافته انجمن پروین اعتصامی که مختص خانم‌ها بود) با نفرات اولیه‌ای چون «فاطمه مزجات»، «انسیه کریمیان»، «مریم بهمرام»، «زهره‌ بهنام‌خو»، «محسن ترابی‌کمال»، «حمید عزیزی»، «سیدایمان سیدآقایی» با مدیریت خانم مزجات شکل گرفت و در اتاق کوچکی در کتابخانه‌ی شهیدان حجازی جلسات منظمی را برگزار می‌کرد؛ پس از این‌ها که هسته اولیه بودند من و «کاظم سبزی» که اضافه شدیم؛ با تغییر برخی سیاست‌ها - با تدبیر جمعی البته - محل انجمن از کتابخانه‌ی شهیدان حجازی به فرهنگسرای ابن‌سینا انتقال یافته و عضوگیری انجمن با شکل و شمایلی کاملاً متفاوت آغاز شد.

وی ادامه داد: انگیزه‌های گروهی این‌قدر قوت داشت که همه این دوستان در برنامه‌ها پای کار ماندند؛ ممکن است برخی جاها دلخوری‌هایی هم پیش می‌آمد، اما به فروپاشی گروه منجر نشد، حتی زمانی که من و کاظم سبزی هم نبودیم، انسیه کریمیان و مریم خاکیان و زهره بهنام‌خو به همراه تعداد دیگری از دلسوزهای گروه، کارها را پی گرفته و تا سال‌ها فعالیت خوبی داشتند. با همین تلاش‌ها بود که آدم‌هایی چون: «جواد مجابی»، «ضیاء موحد»، «شمس لنگرودی»، «حافظ موسوی»، «حسین سناپور»، «منصوره شریف‌زاده»، «کامیار عابدی»، «علی باباچاهی» و ... به همدان آمدند.

وی به زمان مهاجرت خود از همدان هم اشاره کرد و گفت: از آن سال‌ها و اتفاقات و کوچ کردنم از همدان، سال‌های عجیب و غریبی برایم گذشت؛ که بماند! حالا پس از 11 سال توانستم کتاب دومم را به انتشار برسانم؛ خوشحالم که این سال‌ها به بطالت نگذشت؛ و این سال‌ها تلاش کردم با مطالعه غنی شوم، به بیان دیگر توانستم چند کار مهم انجام دهم، اول این‌که هم مطالعاتم را در فلسفه غرب و حکمت اسلامی و عرفان گسترش دهم و هم تاریخ هنر را به حوزه‌های مطالعاتی‌ام اضافه کنم.

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی خانه سینما ادامه داد: «کلید کوچک جهان» روایت من از جهان خودم است؛ جهانی که از عرفان و فلسفه می‌آید؛ شعر‌هایم برگردان جهان فلسفیِ برساخته‌ی من است. اما الان شعر‌هایم بیانیه فلسفی نیست، شعر است. این را از این جهت تاکید می‌کنم که این موضوع پیش نیاید که شعرهای «کلید کوچک جهان» پیش از این‌که شعر باشد، فلسفه است.

وی در پاسخ به این سوال که غیر از این مجموعه شعر آثار دیگری در دست انتشار دارید گفت: خبر تازه‌ام این است که دارم مجموعه سومم را آماده انتشار می‌کنم؛ همه اشعارش کوتاه هستند؛ فعلاً علاقه‌ام به نوشتن شعرهای کوتاه است و حتماً این کتاب هم به همراه طراحی خواهد بود. رایزنی‌هایی هم با گرافیست‌های مطرح کشور انجام داده‌ام.

گوهرپور در مورد همدان و تغییراتش هم گفت: همدان خیلی تغییر کرده است؛ و این تغییر در دو ساحت کاملاً مشهود می‌نماید؛ ساحت اول شاکله‌ی شهری است؛ (فارغ از این‌که چقدر اصولی است یا نه که تخصص من نیست) پل‌ها و زیرگذرها کیفیت رفت و آمد در همدان را تغییر داده‌اند؛ خانه‌های پیر یکی یکی جای‌شان را به جوان‌ها داده‌‌اند؛ جوان‌هایی که آدم را یاد شعر اخوان ثالث می‌اندازد: «رسیده‌ایم من و نوبتم به آخر خط// نگاه‌دار، جوان‌ها بگو سوار شوند». حالا جوان‌ها دارند سوار شهر می‌شوند؛ دارند سوار اقتصاد شهر می‌شوند و این یعنی گسترش نیروی پر انرژی در شهر؛ امیدوارم بازار کار فراهم باشد برای این انرژی‌ها.

وی با اظهار تاسف از برخی ساخت و سازهای ناگزیر هم ادامه داد: اما این البته نباید به آن‌جایی بیانجامد که محله‌های قدیمی تمام شوند؛ خانه‌های مادر بزرگ‌ها تمام شوند؛ مهربانی‌ها تمام شوند؛ کرسی نشستن‌های زمستان تمام شوند (اگرچه تقریباً رو به انقراض است)؛ همدان شهر سرماست؛ نباید گنجنامه تمام شود؛ تاریک‌دره تمام شود؛ برف تمام شود. نباید صحاف‌خانه و کفش‌دوزخانه بوی همیشگی‌شان را از دست بدهند؛ گاهی باور کنید دلم می‌خواهد تمام کارهایی که در تهران دارم انجام می‌دهم، بگذارم و برگردم؛ احساسی نمی‌گویم، در موردش فکر کردم؛ اما بررسی که می‌کنم می‌بینم، اوضاع اشتغال همدان هنوز مانند یک دهه قبل است که من آمدم تهران. هنوز خاطرات کارم به عنوان مربی ادبی در کانون پرورش فکری را با همان حقوق کم در ذهن دارم، کارم در انجمن اردیبهشت را فراموش نمی‌کنم و هنوز هم دوستش دارم.

این شاعر در مورد انجمن‌های ادبی همدان هم گفت: آن‌چه از همدان و شاعران و نویسندگانش می‌توانم بگویم این است که کماکان انجمن‌ها که به همان روال دارند کارشان را ادامه می‌دهند و همین هم خوب است و امیدوار کننده؛ اما آن‌چه باید روی دهد این است که همدان به نسبت سابقه فرهنگی، تمدنی، شاعرانی که داشته از دیرباز تا امروز باید در کشور به عنوان یک قطب مطرح باشد؛ این البته به معنای کار نکردن تا امروز و کار نکردن دوستان ادبیاتی ما نیست؛ همین الان هم کتاب‌فروشی‌ها بیشتر شده‌اند، جلسات ادبی غیر رسمی زیادتر شده‌اند؛ موضوع نقد ادبی مهم شده است، این‌ها یعنی حرکت؛ اما این‌ها باید نمود داشته باشد.

وی ادامه داد: حرکت ادبیات اگرچه اساساً ماهیتی درونی دارد، اگرچه ربطی به فضاسازی و سر و صدا ندارد؛ اما نیازمند رسانه است. صفحات پویایی باید در رسانه‌های همدان برای ادبیات شکل بگیرد؛ مثلاً ماهیانه دو صفحه مختص ادبیات منتشر شود، لابه لای تمام محتوایی که آن رسانه سعی در بازتابش دارد؛ این صفحه هم حضور داشته باشد.ketab gohar poor

گوهرپور اظهار داشت: تاکید بر این است که تنوع سلیقه‌ها رعایت شود؛ تکثر باعث حرکت و پویایی می‌شود، سیاستی که امروز بر اداره کل ارشاد همدان آن‌گونه که من دیدم حاکم است این موضوع تکثر در دیدگاه‌هاست، همین گسترش نگاه باعث بزرگ شدن فرهنگی است. همدان امروز اگر مدعی تاریخ و فرهنگ است قسمت اعظم زحمتش بر دوش اداره کل فرهنگ و سازمان میراث فرهنگی است. تشکل‌های غیر دولتی هم برای یک شهر نیم میلیون نفری شایسته است که متکثرتر شوند. فرهنگ و همدان فرهنگی باید برای کشور جا بیافتد؛ به تازگی متوجه شدم که دارد فعالیت‌هایی در حوزه کودک و نوجوان در همدان شکل می‌گیرد؛ این موضوعات امیدوار کننده است. چرا باید جشنواره فیلم کودک از همدان برود این‌ها موضوعاتی است که باید واقعاً در مدیران جدید حرکتی ایجاد کند که شرایط را بهبود بخشند.

گفتنی است حسن گوهرپور کار‌شناسی زبان و ادبیات فارسی و کار‌شناسی ارشد پژوهش هنر دارد و پیش از این مجموعه شعر «آدم‌های مثلثی از خیابان‌ها آمده‌اند» از او در سال 82 توسط نشر ثالث به انتشار رسیده است. «کلید کوچک جهان» مجموعه دوم او هم حاوی 45 شعر و 45 تصویر توسط نشر «روزبهان» منتشر شده است.

لازم به ذکر است رونمایی کتاب حسن گوهرپور شاعر همدانی در تاریخ 30 بهمن ماه در تالار فجر همدان برگزار خواهد شد.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D9%86%DB%8C%D9%90%E2%80%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%A7%D8%B3%D8%AA


برچسب ها: همگان ، همشهری همدان ، حسن گوهر پور ، ادبیات همدان ،

ادبیات همدان نیاز به رسانه دارد

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یكی از برنامه‌های همایش گردشگری ادبی در همدان «عصر شعر و موسیقی» است.
1393/11/29
 این مراسم در تالار فجر واقع در آرامگاه‌ بوعلی‌سینا جنب شهرداری همدان ساعت 16 پنج‌شنبه 30 بهمن برگزار می‌شود. در این مراسم از كتاب مجموعه شعر «كلید كوچك جهان» رونمایی می‌شود. مهمان ویژه مراسم علیرضا بهرامی شاعر، روزنامه‌نگار و مستندساز است.
به مناسبت رونمایی از مجموعه «كلید كوچك جهان» با شاعر این كتاب گفت‌وگویی داشتیم.
شكل‌گیری گروه‌های منسجم نقد ادبی
حسن گوهرپور در مورد شكل‌گیری گروه‌های منسجم و داشتن انگیزه فراوان هنری و تلاش برای تغییر سطح و تراز فرهنگی شهر گفت: باید گروه‌های فرهنگی تشكیل منافع جمعی را اولویت قرار دهند. تجربه من در انجمن ادبی اردیبهشت بر همین اساس بود. به همین دلیل پس از تأسیس و در ادامه فعالیت این انجمن به‌عنوان یكی از انجمن‌های ادبی شناخته شده همدان معرفی شد. فاطمه مزجات، انسیه كریمیان، مریم بهمرام، زهره‌ بهنام‌خو، محسن‌ترابی‌كمال، حمید عزیزی، سیدایمان سیدآقایی با مدیریت فاطمه مزجات در اتاق كوچكی در كتابخانه شهیدان حجازی جلسات منظمی برگزار می‌كردند.
من و كاظم سبزی در ادامه به این جمع به‌عنوان هسته اولیه انجمن اضافه شدیم. با تغییر برخی سیاست‌ها و تكیه بر تدبیر و خرد جمعی محل انجمن از كتابخانه شهیدان حجازی به فرهنگسرای ابن‌سینا انتقال یافت و عضوگیری انجمن با شكل و شمایلی كاملا متفاوت آغاز شد.
وی ادامه داد: انگیزه‌های گروهی این‌قدر قوت داشت كه همه این دوستان در برنامه‌ها فعالانه شركت داشتند.
 با همین تلاش‌ها بود كه استادانی همچون جواد مجابی، ضیاء موحد، شمس لنگرودی، حافظ موسوی حسین سناپور، منصوره شریف‌زاده، كامیار عابدی و علی باباچاهی به همدان آمدند.
انجمن‌های ادبی همدان و روزنامه‌های شهر
این شاعر در مورد انجمن‌های ادبی همدان هم گفت: آنچه از همدان و شاعران و نویسندگانش می‌توانم بگویم این است كه كماكان انجمن‌ها به همان روال كارشان را ادامه می‌دهند و این امر خوب و امیدوار‌كننده است. اما آنچه باید روی دهد این است كه همدان به نسبت سابقه فرهنگی خود  و شاعرانی كه دارد باید در كشور به‌عنوان یك قطب مطرح باشد. اكنون جلسات ادبی و نقد ادبی به شكل غیررسمی بیشتر شده‌اند، اما این كارهای جمعی باید نمود بیشتری داشته باشد.
وی ادامه داد: حركت ادبیات اگرچه اساسا ماهیتی درونی دارد اما نیازمند رسانه است. صفحات پویایی باید در رسانه‌های همدان برای ادبیات شكل بگیرد. مثلا ماهانه 2 صفحه مختص ادبیات منتشر شود. لابه لای تمام محتوایی كه آن رسانه سعی در بازتاب دارد، این صفحه‌ها هم حضور داشته باشند.
كلید كوچك جهان
عضو انجمن علمی نقد ادبی ایران درخصوص مجموعه شعر خود گفت: «كلید كوچك جهان» روایت من از جهان خودم است؛ جهانی كه از عرفان و فلسفه می‌آید؛ شعر‌هایم برگردان جهان فلسفی ساخته من است. اما الان شعر‌هایم بیانیه فلسفی نیست، شعر است. به این دلیل تأكید می‌كنم كه این موضوع پیش نیاید كه شعرهای «كلید كوچك جهان» پیش از اینكه شعر باشد فلسفه است.
وی در پاسخ به این سوال كه غیر از این مجموعه شعر آثار دیگری در دست انتشار دارید، گفت: خبر تازه‌ اینكه در حال آماده‌كردن مجموعه سوم هستم. همه اشعار كوتاه است و حتما این كتاب نیز به همراه طراحی خواهد بود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری ادبی ،

شنبه 18 بهمن 1393

سهم هنرمندان تئاتر همدان هنوز ادا نشده است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

سهم هنرمندان تئاتر همدان هنوز ادا نشده است

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
در سال‌های اخیر از ظرفیت‌های همه شهرستان‌ها در برگزاری جشنواره‌های استانی استفاده می‌شود.
1393/11/18
سی و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در حالی برگزار شد كه استان همدان با 5 نماینده در این رویداد فرهنگی حضور داشت. از شهرستان ملایر نیز 4 اثر در كنار نمایشی از شهر رزن به جشنواره رسید. شهر همدان اثری در جشنواره تئاتر فجر نداشت. پیش از این، برخی كارگردانان تئاتر در همدان كم‌توجهی مسئولان و گرایش اهالی تئاتر همدان به نمایش كودك را علت آسیب‌دیدن کل تئاتر در همدان برشمرده‌اند. حسین صفی كارشناس مسئول تئاتر در اداره ارشاد «استان همدان» در گفت و گو با همشهری وضعیت تئاتر همدان در سی و سومین جشنواره را تشریح می‌كند.
  • در جشنواره امسال چند كار حضور دارد؟
امسال 5 كار از همدان داشتیم از جمله‌كاری از محمد قاسمی را در بخش مناطق. كار پری بارانی هم در بخش مرور صحنه‌ای اجرا شد. كارهای مجید قدیمی در بخش خیابانی، نرگس خاك‌كار در بخش مهمان و مهدی حبیبی در بخش مسابقه تئاتر خیابانی در جشنواره حضور داشتند.
  • آثار تولید شده در همدان چگونه انتخاب شده بودند؟
نمایش محمد قاسمی از جشنواره استانی به جشنواره منطقه‌ای رفته بود و پس از داوری در جشنواره منطقه‌ای به جشنواره تئاتر فجر راه پیدا كرد. نمایش خانم پری بارانی از جشنواره مقاومت كه در خرمشهر برگزار می‌شود، برگزیده شد. یك كار هم كه از جشنواره خیابانی مریوان به‌صورت مهمان در بخش خیابانی این جشنواره حضور پیدا کرد.
  • پس شما حضور همدان در جشنواره را مثبت ارزیابی می‌كنید؟
حتماً همین‌طور است. استانی كه با 5 اثر در جشنواره تئاتر فجر حضور پیدا می‌کند به این معناست كه در تئاتر كشور حرفی برای گفتن دارد. من متأسفم كه مسئولان تئاتر كشور نمی‌خواهند این استان را ببینند. اما هرچه نادیده بگیرند، باز هم تئاتر همدان خود را نشان خواهد داد. استانی كه این حجم كار را در یك جشنواره دارد خیلی بیشتر حق و سهم دارد، اما ادا نمی‌شود.
  • از كدام شهرها نمایش داشتیم؟
یك اثر از رزن داشتیم و 4 اثر از ملایر( 2 تا صحنه‌ای و 2 تا هم خیابانی) بودند.
  • علت حضور كمرنگ شهر همدان در جشنواره چه بود؟
من كارشناس مسئول هنرهای نمایشی اداره كل استان هستم و این موضوع را باید از مسئولان شهرستان بپرسید. البته من فكر می‌كنم اتفاق خوبی افتاده و من همه استان را یكپارچه می‌بینم. شهرستان و مركز استان از نظر من تفاوتی ندارد به ماجرا این‌گونه نگاه نمی‌كنم.
  • امسال به جای شهر همدان،دیگر شهرستان‌های این استان حضور پررنگ‌تری داشتند به‌ویژه ملایر؛ اگر به جنبه مثبت این اتفاق نگاه كنیم باید به موضوع تمركز‌زدایی اشاره كنیم كه شهرستان‌ها امكان پیدا كرده‌اند بروز و ظهور خوبی داشته باشند. شما این موضوع را چگونه می‌بینید؟
در گذشته جشنواره‌های استانی سال‌های سال تنها در شهر همدان و مركز استان برگزار می‌شد. پس به شكل طبیعی بهای لازم به شهرستان‌ها داده نمی‌شد، اما در سال‌های اخیر امكانات توزیع شده و از ظرفیت‌های همه شهرستان‌ها در برگزاری جشنواره‌های استانی استفاده می‌شود. شهرستان‌های ما افراد و گروه‌های توانایی دارند. در حوزه‌های كارگردانی بازیگری، نویسندگی و طراحی تلاش شده از این افراد در حد امكان حمایت كنیم.
  • وضعیت تئاتر همدان چگونه است؟
شهر همدان تئاتر پر باری دارد و گاهی 5 یا 6 اجرای همزمان در سالن‌های همدان اجرا می‌شود. اگر به جشنواره‌های مختلف مانند جشنواره بین‌المللی تئاتر كودك و نوجوان، جشنواره بین‌المللی عروسكی جشنواره، جشنواره بین‌الملی رضوی، جشنواره نمایش‌های آیینی سنتی و جشنواره دانشجویی نگاه كنیم، می‌بینیم شهر همدان چه ظرفیت‌هایی دارد. این توانایی‌ها بسیار برجسته است. این جشنواره‌ها همان قدر كه جشنواره فجر اهمیت دارد، مهم هستند. هیچ‌یک اهمیت كمتری از جشنواره فجر را ندارند.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D9%87%D9%85-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D8%AF%D8%A7-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

چهارشنبه 8 بهمن 1393

دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه

نویسنده: دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه
دوچرخه سواری به مقصد شهردانش‌آموزان با عاطفه
طباطبایی: در سایكل‌توریست ما به دنبال گردشگری هستیم و این رشته را به‌عنوان ابزاری برای رساندن پیام‌های خود می‌دانیم.
1393/11/07
سید مسعود طباطبایی 46 استان را با دوچرخه گشته است. او سال‌هاست با دوچرخه ایرانگردی و جهانگردی می‌كند . او جانباز 65‌درصد ارتش است و تنها جانبازی است كه در رشته سایكل‌توریست این مسافت را ركاب زده است. طباطبایی پیش از این برای حفظ محیط‌زیست، اهدای خون، صرفه‌جویی و مصرف بهینه آب، اهدای عضو، صلح و دوستی دوچرخه‌سواری و این موضوع را در شعارهای خود مطرح كرده است.
او این بار برای قدردانی از شاگردان یك قهرمان دوچرخه‌سواری پا به ركاب شده است»؛برای دانش‌آموزان محمدرضا قادری علوم، معلم مدرسه آیت‌الله ‌معصومی همدان كه دچار بیماری سرطان شده است و شاگردانش برای همدردی با او موهای سر خود را تراشیده‌اند.
  • علت اینكه تصمیم گرفتید در فصل زمستان این مسافت را ركاب بزنید، چه بود؟
بر اساس دعوت اداره محیط‌زیست استان فارس و اصفهان قرار بود به مناسبت روز هوای پاك از شیراز تا اصفهان را ركاب بزنم اما 2 روز قبل از این برنامه به خبری برخورد كردم كه بر روی من خیلی تأثیر گذاشت؛ مبنی بر اینكه 300 دانش‌آموز برای همدردی با معلمشان كه قهرمان دوچرخه‌سواری آسیاست و دچار بیماری سرطان است، موهای سر خود را در همدان تراشیده‌اند.
با خودم فكر كردم و تصمیم گرفتم مسیر دوچرخه‌سواری را تغییر بدهم و به جای شیراز و اصفهان از استان تهران و قزوین به همدان بروم و برای قدردانی از حركت انسانی این 300 دانش‌آموز در حضور آنان موهای سر خودم را بتراشم تا به جامعه و ایرانیان عزیز نشان بدهیم كه با اندیشه زیبا هم می‌توان زندگی كرد. باید از این دانش‌آموزان درس بگیریم. من هم دوست دارم در این حركت سهیم شوم.
  • این سفر از كجا آغاز می‌شود و چند كیلومتر ركاب خواهید زد؟
این سفر با هماهنگی آموزش پرورش منطقه از شهریار آغاز می‌شود، چون سفر در زمستان است و اولین بار است كه من در زمستان سفر می‌كنم و تجربه‌ای دراین‌باره ندارم، خیلی از مسائل قابل پیش‌بینی نیست.
در این فصل روزها كوتاه است اما در فصل‌های دیگر كه روزها بلندتر است، از 80 تا 120 كیلومتر ركاب می‌زدم كه گاهی تا 160 كیلومتر هم می‌رسد. برای این سفر چون عشق خاصی در وجودم پدید آمده است، فكر می‌كنم احتمالاً چهار‌روزه به همدان برسم. از تهران تا همدان حدود 350 كیلومتر است. در همدان بعد از قدر‌دانی از دانش‌آموزان خدمت آقای محمد‌رضا قادری قهرمان عزیز كشورمان می‌رسم و می‌گویم كه در این مبارزه با شما همراه هستم.
  • دوچرخه‌سواری یك ورزش پاك و یكی از راه‌های گردشگری پاك است. از سویی كشور ما با رشد بیماری‌هایی مانند سرطان روبه‌رو است. برای پیشگیری از بیماری‌ها تا چه اندازه می‌توان از ورزش‌هایی مانند دوچرخه‌سواری بهره‌برد؟
عصر، عصر تكنولوژی و علم است و باید علم را در خدمت پیشگیری این بیماری گرفت. هرچند ورزش یكی از عوامل پیشگیری است اما همه مردم را نمی‌توانیم به ورزش و دوچرخه‌سواری دعوت كنیم به‌ویژه با شرایط اقتصادی فعلی كه مردم درگیر آن هستند. نكته دیگر اینكه رفتن به سمت ورزش، زمانبر است، نیاز به زمان بیشتر و بستر‌سازی دارد وتمام سازمان‌ها باید دخیل بشوند تا بتوانیم ورزش را در جامعه به‌صورت فراگیر جا بیندازیم و به یكی از ضرورت‌های زندگی تبدیل شود، البته می‌توان مردم را به ورزش‌های همگانی و عمومی دعوت كرد.
  • تلاش نكردید كه دیگر دوچرخه‌سواران را در این حركت همراه كنید؟
یك یا دو روز زمان برای برنامه‌ریزی بسیار كم است اما خیلی دوست داشتم این اتفاق می‌افتاد و دوچرخه‌سواران بیشتری همراهی می‌کردند البته در طول این سفر با مردم شهرهای مختلف در مورد این موضوع صحبت می‌كنم. به‌ویژه در برخورد با مسئولان شهرهای مختلف این‌موضوع را مطرح می‌كنم.
  • تفاوت‌های دوچرخه‌سواری شما كه بحث گردشگری را مد نظر دارید، با شیوه دوچرخه‌سواری حرفه‌ای كه محمد‌رضا قادری دنبال می‌كند، چیست‌؟
عزیزانی مثل آقای قادری به جز ورزش به دنبال قهرمانی و كسب مقام برای كشور هستند كه بسیار قابل تقدیر است اما در سایكل‌توریست ما به دنبال گردشگری هستیم و این رشته را به‌عنوان ابزاری برای رساندن پیام‌های خود می‌دانیم. هر یك از عزیزان به‌صورت تخصصی یك موضوع را دنبال می‌كنند اما من تلاش می‌كنم مباحث و موضوع‌های مختلف را مطرح كنم. مسائل بچه‌های جنگ، استفاده بهینه از منابع خدادادی، حفظ محیط‌زیست و موارد گوناگون دیگر.


برچسب ها: همشهری همدان ، سید مسعود طباطبایی ، قهرمان سایکل توریسم ، دوچرخه سواری ،

چهارشنبه 8 بهمن 1393

موانع گردشگری سلامت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،گردشگری ،

موانع گردشگری سلامت

نویسنده: حسین زندی همدان‌ـ خبرنگارهمشهری
موانع گردشگری سلامت
استفاده از ظرفیت‌های محلی مانند درمانگری با گیاهان و هوای پاك در كنار طبیعت می‌تواند بخشی از گردشگران داخلی و خارجی را جذب كند.
1393/11/08
یكی از موانع توسعه در كشور ما، طولانی‌شدن فاصله زمانی برنامه‌ریزی تا عمل است. گاهی تا بخواهیم برنامه‌ریزی و اجرا كنیم، بخش بزرگی از زمان و انرژی صرف جلسه‌ها و نشست‌های بی‌نتیجه می‌شود. سال‌ها می‌گذرد و طرح‌ها، مصوبه‌ها و برنامه‌ها در راه اداره‌های مختلف آمد و شد می‌كنند.
تازه پیش از آنكه به مرحله اجرا برسد، به شكل مشابه اما با سرعت بالا در كشورهای همسایه به بهره‌برداری می‌رسد.
صنعت گردشگری نیز چنین وضعیتی دارد. مصوبه‌ها و طرح‌های گوناگونی برای توسعه این صنعت ارائه شده است، اما فاصله ایران با چشم‌انداز ترسیم‌شده از خاك تا افلاك است.
یكی از‌گونه‌های گردشگری كه به تازگی در چند سال گذشته از آن سخن گفته می‌شود، «گردشگری سلامت» است كه هم مسئولان وزارت بهداشت و مدیران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و هم فعالان بخش خصوصی به آن تأكید می‌كنند، اما به نظر می‌رسد یك بلاتكلیفی تاریخی در سایه مناسبت‌های اداری اجازه نداده است «گردشگری سلامت» به سرانجام برسد و حتی توانسته باشد مقدار قابل توجهی گردشگر را روانه ایران كند‌.
كمتر كسی را می‌توان شناخت كه به مشكلات كلی گردشگرپذیری ایران ناآشنا باشد.این مشکلات شامل  نبود زیرساخت، موانع ورود گردشگر خارجی به ایران و موارد دیگر است كه در این سخن كوتاه نمی‌گنجد. واقعیت این است كه تبلیغ و توجه به هر 2 بخش یادشده موفق نبوده و با رویكرد فعلی امیدی به موفقیت نیست. باید این واقعیت را پذیرفت كه هر آنچه از بالارفتن آمار ورود گردشگران سلامت به ایران گفته می‌شود، نه به دلیل خدمات، امكانات و زیرساخت‌های گردشگر‌پذیری ما بلكه به دلیل شرایط ویژه منطقه و از جمله جنگ در این منطقه است كه باعث می‌شود تعدادی از بیماران عراقی كه نمی‌توانند به اروپا سفر كنند راهی ایران شوند.
به نظر می‌رسد در شرایط فعلی و تا زمانی كه موانع كلی گردشگری كشور برطرف نشده است باید به نسبت داشته‌ها و توانایی‌های كشور گام برداشته شود.
كسانی را كه برای بازیابی سلامت مسافرت می‌كنندبه 2 بخش داخلی و خارجی می‌توان تقسیم‌بندی كرد.
دسته اول بیماران و گردشگرانی هستند  كه به‌طور معمول از شهرهای كوچك به استان‌ها و شهرهای بزرگ سفر می‌كنند و در بیمارستان‌های تخصصی‌تر و با امكانات بیشتر موارد درمانی را پیگیری می‌كنند و دسته دوم  بیمارانی  هستند كه از كشورهای منطقه به‌ویژه عراق به ایران سفر می‌كنند و مقصد آنها بیشتر شهرهای استان‌های كرمانشاه، كردستان، آذربایجان‌ غربی و شرقی و بالاخره تهران است.
برای بهبود و توسعه این بخش نیاز به شرایط و امكاناتی از جمله پارك پزشكی، بیمارستان‌های تخصصی، شهرك‌های پزشكی‌، بهره‌گیری از پزشكان متخصص و فناوری روز است. پراكندگی ساختمان‌های پزشكان و كمبود موارد یاد شده ورود گردشگر به این بخش را با چالش مواجه كرده است.
در بخش داخلی نیز مسافرت برای امور پزشكی معمولاً به دلیل ضرورت و اجبار صورت می‌گیرد و كسانی كه به این منظور مسافرت می‌كنند هیچ دل‌مشغولی دیگری جز درمان و بازگشت به محل زندگی خود ندارند.
‌یكی از گام‌های اولیه در بخش گردشگری استفاده از گردشگری تلفیقی است، بدین معنا كه اگر كسی برای درمان سفر می‌كند شرایطی ایجاد شود تا بتواند از اماكن مذهبی و تاریخی نیز بازدید كند و یا از ظرفیت‌های طبیعی منطقه هم استفاده كند تلفیق گردشگری سلامت و فرهنگی و یا طبیعی می‌تواند نتیجه اقتصادی بسیاری داشته باشد.
تكیه بر ظرفیت‌های منطقه‌ای برای توسعه پایدار‌گردشگری نیز ضروری‌تر از سایر موارد است. استفاده از ظرفیت‌های محلی مانند چشمه‌های آب معدنی پزشك بومی، درمانگری با گیاهان و هوای پاك در كنار طبیعت می‌تواند بخشی از گردشگران داخلی و خارجی را جذب كند.
‌ـ  در بخش داخلی هم  از موارد كوچك‌تر و كم هزینه‌تر مانند تورهای درمانی، برگزاری كارگاه سفر می‌توان برای معرفی گردشگری سلامت در كشور بهره‌گرفت.
تأكید مدیران ارشد در استان همدان به توسعه گردشگری بدون در نظر گرفتن انواع مختلف گردشگری ناممكن است.
هرچند همه شیوه‌ها و سبك‌های گردشگری‌ را در یك منطقه نمی‌توان دنبال كرد، اما همدان نیز می‌تواند از این فرصت بهره‌خوبی ببرد.
واقعیت این است که بخش زیادی از مراجعه‌كنندگان به پزشكان متخصص در همدان از شهرها و استان‌های اطراف هستند. صف‌های طولانی مقابل بیمارستان‌ها و ساختمان پزشكان شاهدی بر این مدعاست، که  ارائه خدمات و امكانات ارزان‌قیمت اقامتی و سیاحتی در كنار خدمات بهداشتی می‌تواند رضایت این بیماران را در پی داشته باشد.
این روزها دولت بیشترین انرژی خود را در زمینه طرح تحول سلامت صرف كرده است و به نظر می‌رسد که این مساله مهم‌ترین دغدغه دولت جدید باشد.
 با ایجاد تفاهمنامه‌ای بین اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری همدان و سازمان علوم پزشكی می‌توان از شرایط موجود و چشم‌انداز دولت در این 2 بخش بهرمند شد و گامی برای توسعه گردشگری سلامت برداشت.


برچسب ها: گردشگری سلامت ، همشهری همدان ، گردشگری سلامت در همدان ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 6 بهمن 1393

رکاب زدن برای مبارزه با سرطان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

کد خبر :۱۱۴۶۹۲زمان مخابره:۹ : ۴۷ -- ۱۳۹۳/۱۱/۵|نسخه چاپی

رکاب زدن برای مبارزه با سرطان

پس از آنکه 300 دانش آموز همدانی برای همدردی با معلمشان که قهرمان دوچرخه سواری آسیا است و دچار بیماری سرطان شده است، موهای سرخود را تراشیدند، 'سید مسعود طباطبایی' به عشق این دانش آموزان و با شعار مبارزه با سرطان رکاب زدن را به سوی همدان آغاز کرد.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گردشگری - "سید مسعود طباطبایی" تمامی استانهای کشور را رکاب زده است و برخی استان ها را بیش از یک بار رکاب زده است چنانکه می توان گفت در مجموع 46 استان را با دوچرخه گشته است. او سال هاست بوسیله دوچرخه ایرانگردی و جهانگردی می کند و جانباز 65 درصد ارتش است. در واقع تنها جانبازی است که در رشته سایکل توریست این مسافت را رکاب زده است.
 
طباطبایی پیش از این برای حفظ محیط زیست، اهدای خون، صرفه جویی و مصرف بهینه آب ،اهدا عضو، صلح و دوستی  دوچرخه سواری کرده است و این بار برای قدردانی از شاگردان یک قهرمان دوچرخه سواری، پابه رکاب شده است. برای دانش آموزان "محمد رضا قادری" معلم علوم مدرسه آیت اله معصومی همدان که مبتلا به سرطان شده است و دانش آموزانش برای همدردی با اوموهای سر خود را تراشیده اند.
 
او درخصوص دلایل تصمیمی که گرفته است و انتخاب فصل زمستان برای رکاب زدن می گوید: «بر اساس دعوت اداره محیط زیست استان فارس  و اصفهان قرار بود به مناسبت روز هوای پاک  از شیراز تا اصفهان را رکاب بزنم اما دو روز قبل از این برنامه به خبری برخورد کردم که خیلی تاثیر برمن گذاشت مبنی بر این که 300 دانش آموز برای همدردی با معلمشان که قهرمان دوچرخه سواری آسیا است و دچار بیماری سرطان است موهای سرخود را در همدان  تراشیده است، با خودم فکر کردم و تصمیم گرفتم مسیر دو چرخه سواری را تغییر بدهم و به جای شیراز و اصفهان از استان تهران و قزوین به همدان بروم ، برای قدر دانی از حرکت انسانی این 300 دانش آموزدر حضور آنان موهای خودم را بتراشم تا به جامعه و ایرانیان عزیز نشان بدهیم که بااندیشه زیبا هم می توان زندگی کرد، باید از این دانش آموزان درس بگیریم، من هم دوست دارم در این حرکت سهیم شوم.»
 
این سفر روز شنبه چهارم بهمن ماه با هماهنگی آموزش پرورش منطقه از شهریار آغاز شد. طباطبایی در این خصوص می گوید: «در این فصل روزها کوتاه است اما در فصل های دیگر از 80 تا 120 کیلومتر رکاب می زدم که گاهی تا 160 کیلومتر هم می رسد. برای این سفر چون عشق خاصی در وجودم پدید آمده است فکر می کنم احتمالا چهار روزه به همدان برسم  از تهران تا همدان حدود 350 کیلومتر است.  در همدان بعد از قدر دانی از دانش آموزان خدمت آقای محمد رضا قادری قهرمان عزیز کشورمان برسم و بگویم که در این مبارزه با شما همراه هستم.»
 
او با تاکید برآنکه دوچرخه سواری یک ورزش پاک و گردشگری پاک  است می گوید: « از سویی کشور ما با رشد بیماری هایی مانند سرطان روبر است و این روزها عنوان هایی مانند سونامی سرطان را می شنویم برای پیشگیری از بیماری ها تا چه اندازه می توان از ورزش هایی مانند دوچرخه سواری بهره برد؟ عصر عصر تکنولوژی و علم است و باید علم را در خدمت پیشگیری این بیماری گرفت هرچند ورزش یکی از عوامل پیشگیری است اما همه مردم را نمی توانیم به ورزش و دوچرخه سواری دعوت کنیم به خصوص با شرایط اقتصادی فعلی که مردم ما در گیر این مسائل هستند و نکته دیگر این که رفتن به این سمت زمانبر است ، نیاز به زمان بیشتر و بستر سازی دارد وتمام سازمان هاباید دخیل بشوند تا بتوانیم ورزش را در جامعه به صورت فراگیر جا بیاندازیم وبه یکی از ضرورت های زندگی تبدیل شود ، البته می توان مردم را به ورزش های همگانی و عمومی دعوت کرد.»
 
حسین زندی


برچسب ها: خبرگزاری میراث فرهنگی ، سیدمسعود طباطبایی ، قهرمان سایکل توریست ، محمد رضا قادری علوم ،

خاطرات یک فیلم باز حرفه‌ای از اتفاقات سینماهای همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
خاطرات یک فیلم باز حرفه‌ای از اتفاقات  سینماهای همدان
مسعود احمدی:وسوسه فیلم‌دیدن در تمامی هم‌نسلان من وجود داشت. گاهی برای اینكه بلیت تهیه كنند دست به كارهای عجیب و غریب می‌زدند.
1393/11/06
جشنواره فجر همیشه خاطره ایستادن در صف سینما و تماشای ماجراجویانه فیلم را برای فیلم‌بازها زنده می‌کند.
«مسعود احمدی» بیشتر به‌عنوان نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس و مدیر نشر در استان  شناخته شده است. البته از دغدغه‌های سینمایی هم هیچگاه غافل نیست، به همین بهانه پای حرف‌های او كه بخشی از رخدادهای تاریخی سینماهای همدان را روایت می‌كند، نشستیم. این گفت‌وگوی جذاب درباره اتفاقات جذاب سینماهای همدان در دهه سی و چهل در ادامه می‌آید.
  • چه چیزی باعث شد به سمت تئاتر و سینما بروید؟
قبل از اینكه به تئاتر علاقه‌مند شوم، سینما مرا جذب كرد و قبل از سینما قصه‌هایی كه شب‌های زمستان پای كرسی گفته می‌شد. امیر ارسلان نامدار، حسین كرد شبستری، فلك ناز، ملك جمشید، ملك بهمن‌، اسكندر‌نامه و از همه مهم‌تر شاهنامه و هزار و یك‌شب که ذهنیتی متصل به من دادند كه بعدها سینما جای آنها را گرفت.
  • از چه سن و سالی برای تماشای فیلم به سینما می‌رفتید؟
ما یك آشنای خانوادگی به نام آقایوسف (آیوسف) داشتیم كه در سینما الوند كنترلچی بود و معمولاً هفته‌ای یك بار ما را دعوت می‌كرد. با مادر و دایی به سینما می‌رفتیم. علاقه عجیبی به سینما داشتم و در دوره ابتدایی واقعاً شیفته و دلبسته سینما بودم، اما جذابیت قصه‌های پای كرسی همچنان به قوت خود باقی بود.
  • آن دوره چه فیلم‌هایی را در همدان تماشا كردید؟
آن زمان علاوه بر فیلم‌های سینمایی گاهی سریال‌ها را هم در سینما نمایش می‌دادند. «سرحد آتشین» سریالی بود كه در سینما پخش می‌شد و زمان اكران قسمت آخر روی پرده می‌نوشتند: «نتیجه» كه مخاطب ترغیب شود و فیلم را ببیند.
سریال «صاعقه و اژدها پیكر» كه به نظرم این فیلم سرچشمه ساختن فیلم‌های جنگ ستارگان بود، سریال «بلای جان نازی‌ها» در مورد آلمان‌ها از دیگر سریال‌ها بود.
فیلم‌هایی مثل «تارزان» هم تأثیر عجیبی! بر رفتار آن‌روزهای ما داشت و با كودكان همسن و سال پس از دیدن «تارزان» تصمیم گرفتیم كه برویم در جنگل زندگی كنیم، اما همدان كه جنگل نداشت. چاقوهای مطبخ را برداشتیم بستیم به كمرمان و رفتیم به باغ مادربزرگ در عباس‌آباد، اما 2 ساعت بیشتر نتوانستیم دوام بیاوریم، آن زمان در این باغ‌ها هم گراز بود و هم شغال و ما ترسیدیم و برگشتیم.
  • كدام سینماها می‌رفتید، همدان چند سینما داشت؟
در سال‌های 1338  سینما الوند بین خیابان‌های عباس‌آباد و بوعلی و سینما تاج بین خیابان سیروس (تختی) و خیابان شورین قرار داشت. سینماهای خیابان بوعلی هم بعدها ساخته شد. سینما هما روبه‌روی كوچه زبیده خاتون و سینما لوكس خیابان بوعلی پایین‌تر از كوچه بیمه بود. علاوه بر این سینماها، هم سینما هما سینمای تابستانی روباز داشت و هم سینما لوكس. البته قدیم‌ترها یك سینمای تابستانی دیگر هم بود كه من به یاد ندارم.سریال‌ها را در سینما الوند تماشا می‌كردم.
  • فیلم‌های خارجی دوبله بود؟
«آیوسف» آدم جالبی بود. زمان نمایش فیلم‌هایی كه دوبله نبودند، كنار پرده می‌ایستاد و دیالوگ‌ها را به فارسی با صدای بلند می‌خواند كه آن هم ماجراهایی داشت.
  • مثلاً می‌گفت: «اینجا جان به مارگارت گفت هرچه زودتر باید حركت كنیم». این كار خیلی تبحر می‌خواهد كه در یك فیلم 2 ساعت به جای تمام بازیگرها حرف بزنید. الان در روسیه به نوعی در برخی سینماها این كار انجام می‌شود صدای اصلی وجود دارد و دوبلور همزمان ترجمه می‌كند.
بعدها میان‌نویس فیلم‌ها آمد. در بخش‌هایی فیلم قطع می‌شد و متن داستان به صورت نوشته روی پرده به نمایش در می‌آید. در اینجا یك مشكل پدیدار می‌شد، آن هم مشكل سواد بود. بیشتر مردم سواد خواندن نداشتند و تماشاچی‌های بی‌سواد یك نفر باسواد را با خود می‌بردند تا میان‌نویس‌ها را برایشان بخواند.
  • قیمت بلیت‌ها چقدر بود؟
چند ردیف صندلی‌های ردیف جلو 5 ریال بود. ردیف‌های وسط 7 ریال و عقب 10 ریال. لژ 20 ریال و بالكن را 15 ریال می‌فروختند. آنها كه به لژ می‌رفتند سواد داشتند. ما كه محصل بودیم معمولاً صندلی 5 ریالی می‌خریدیم و چون مشتری 5 ریالی زیاد بود، و جاها گرفته می‌شد. صندلی‌ها شماره نداشتند. معمولاً سر صندلی دعوا می‌شد. برخی‌ها جای خالی را نگه می‌داشتند و اجازه نمی‌دادند كسی بنشیند و اگر از كسی می‌پرسیدیم كه «می‌شود اینجا بنشینم» می‌پرسید «سواد داری؟‌» اگر جواب مثبت بود، اجازه می‌دادند بنشینیم و در این صورت وظیفه داشتیم در طول فیلم تمام میان‌نویس‌ها را برای اطرافیان بخوانیم و اگر این كار را قبول نمی‌كردیم تا آخر فیلم باید سر پا می‌ایستادیم.
  • این حس فیلم‌دیدن فراگیر بود؟
وسوسه فیلم‌دیدن در تمامی هم‌نسلان من وجود داشت. گاهی برای اینكه بلیت تهیه كنند و فیلم ببینند، دست به كارهای عجیب و غریب می‌زدند.
یكی از دوستان كه نقاش و خوشنویس بسیار فوق‌العاده‌ای بود، بلیت سینما الوند را مانند اصل جعل می‌كرد و به ما هم با قیمت پایین‌تر می‌فروخت. مدت‌ها این كار ادامه داشت تا یك روز توسط یكی از همكلاسی‌ها لو رفت. حتی بازداشت و با تضمین آزاد شد.
یكی دیگر از همكلاسی‌ها شب‌ها بلیت‌های پاره را از سطل زباله پشت سینما بر می‌داشت و مانند پازل، بلیت‌ها را می‌چسباند و فردا می‌فروخت. او هم لو رفت و جریمه شد.
  •  به نظر می‌رسد جذابیت حاشیه فیلم دیدن بیشتر از خود فیلم‌ها بود؟
از اتفاقات جالبی كه برای من هنگام دیدن فیلم افتاد، این بود كه یك روز با دوستی به نام «عزت معماریان» برای دیدن فیلم «سامسون و دلیله» به سینما تاج رفتیم.
 ما بلیت بالكن را گرفتیم. اواسط فیلم بود كه سقف بالكن فروریخت و معماریان افتاد پایین و من از سقف آویزان شدم و فیلم قطع شد. من هرچه دنبال معماریان گشتم، پیدایش نكردم. نگران شدم و رفتم كه خانواده‌اش را باخبر كنم.
وقتی در زدم خودش آمد جلو در. گفتم چرا مرا نگران كردی و منتظر نشدی من بیایم؟ گفت: من افتادم روی صندلی و صندلی شكست، ترسیدم صاحب سینما جریمه صندلی را از من بگیرد فرار كردم.
  • جز سینمارفتن چه كار دیگری به‌همین اندازه برای شما مهم بود؟
در كنار فیلم‌دیدن‌ها موضوعی كه برای ما خیلی مهم بود، زمانی بود كه تسلط به خواندن پیدا كردیم. به‌ویژه خواندن كتاب‌های حماسی مثل «ده مرد رشید»، «دلشاد خاتون»، «دلاوران میزگرد» و مجله «كیهان بچه‌ها» كه بسیار تأثیر‌گذار بود و علاقه نوشتن را در من پدید آورد. آنچه برای ما از دیدن فیلم در سینما مهم‌تر بود، تأثیر فیلم از نظر ساخت و پرداخت شخصیت‌ها بود.


برچسب ها: همشهری همدان ، مسعود احمدی ، ساعد احمدی ، سینما در همدان ،

شنبه 4 بهمن 1393

حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

نمایش

حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان
در شماره‌های گذشته گفت‌و‌گو با «اكبر عاقلان» یكی از پیشكسوتان هنر نمایش همدان در همشهری منتشر شد.
1393/11/04
 انتشار این گزارش با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد و بازتاب خوبی در بین اهالی تئاتر همدان داشت. با این هدف كه بتوانیم فضایی برای بیشتر مطرح‌شدن تئاتر همدان، تاریخ آن، پیشكسوتان و راه‌كارهایی برای پویایی بیشتر برای دیگر هنرمندان تئاتر فراهم كنیم، این گفت‌و‌گوها را ادامه می‌دهیم.
 «عباس شیخ بابایی» یكی دیگر از پیشكسوتان تئاتر در گفت‌وگو با ما از تأثیر استادش «اكبر‌عاقلان» برای اهالی تئاتر همدان می‌گوید:اگر قرار باشد یكی از برجسته‌ترین دوره‌های تاریخ نمایش همدان را نام ببریم، مسلماً دوره‌ای است كه تئاتر در دبیرستان‌های همدان رونق داشت و اجرا می‌شد. دهه 50 خورشیدی آموزش‌های هنر در مدارس باعث رونق هنر در جامعه شد و افرادی در این دوران رشد كردند كه پس از انقلاب سكان هنر كشور را در اختیار گرفتند. این كارنامه مثبت، مدیون معلمان دلسوزی است كه خود را وقف هنر كردند و چراغ هنر را زنده نگه داشتند. یكی از این آموزگاران «اكبر عاقلان» است. كمتر كسی را در همدان می‌توان سراغ گرفت كه دهه 50 وارد حرفه تئاتر شده باشد و درسی از اكبرعاقلان نگرفته باشد.
  • شما اوایل دهه 50 در دبیرستان ابن‌سینا در اجرای نمایش‌ها با اكبر‌عاقلان همكاری می‌كردید. اگر ممكن است خاطرات آن زمان را با ما در میان بگذارید؟
همكاری نمی‌شود گفت، من شاگرد عاقلان بودم. آن زمان با الفبای تئاتر هم آشنا نبودم. به خاطر او در كلاس‌هایش ثبت‌نام كردم و آموزش دیدم.
  • چه اتفاقی افتاد كه شما به این رشته علاقه‌مند شدید؟
قبل از ورود عاقلان، در دبیرستان ابن‌سینا كه در آن تحصیل می‌كردیم، حرفی از تئاتر و هنرهای نمایشی نبود. سال 1350 كه استاد عاقلان به همدان برگشت، یك اطلاعیه نوشت که كسانی كه علاقه‌مند به تئاتر هستند می‌توانند ثبت‌نام كنند. خیلی‌ها ثبت‌نام كردند. از آن ثبت‌نام‌كرده‌ها تنها یك گروه ماندند و تئاتر را ادامه دادند.  تا پیش از این، نه تئاتری دیده بودیم نه از الفبای این هنر سر در می‌آوردیم.
چند فیلم سینمایی دیده بودیم که فكر می‌كردیم هر دو، یكی است. خیلی از دوستان آرزوی هنر‌پیشه‌شدن داشتند. می‌گفتند اگر اینجا ثبت‌نام كنیم، شاید راه برای سینما باز شود.
 با این دیدگاه‌ها، ما در كلاس‌های عاقلان ثبت‌نام كردیم. این‌گونه نبود كه یك فرهنگ عمیق تئاتری  وجود داشته باشد. از طرفی هم كاركردن با این بچه‌ها بسیار دشوار بود كه تنها از دست عاقلان بر می‌آمد.
  • چگونه این فعالیت‌ها در دبیرستان‌ها شروع شد؟
آنجا یادگرفتیم نمایشنامه داستانی است كه در صحنه اتفاق می‌افتد. با سینما تفاوت دارد و همان‌جا نمایشنامه‌نویسی را تجربه كردیم. من نمایشنامه «پهلوان وهاب» را با راهنمایی‌های استاد نوشتم. بعدها وقتی به شیوه آموزشی عاقلان فكر می‌كردم به این نتیجه رسیدم كه چقدر شیوه تأثیر‌گذار و درستی بود.
  • قبلاً اجرای او را ندیده بودید؟
نه، ما می‌دانستیم كه عاقلان در تلویزیون هم بازی كرده است. آن زمان بازی در تلویزیون اهمیت بسیاری داشت. در تهران برای آقای شاه‌محمدی در سریال پژواك بازی كرده بود كه خیلی نقش برجسته‌ای داشت. به نظرم اگر همان زمان در تهران می‌ماند و برنمی‌گشت، قطعاً یكی از بازیگران درجه یك سریال‌ها و فیلم‌ها می‌شد. چه به لحاظ تیپ و چه از لحاظ اجرا و نوع بازی بسیار قوی بود.
در كدام كارهای عاقلان بازی كردید؟
اولین‌كاری كه عاقلان با هوشیاری تمام و زیركی خاصی انجام داد، این بود كه از بخش‌های كوچك تئاتر مانند نقالی آغاز كرد تا هم دانش‌آموزان را با صحنه تئاتر آشنا كند و هم بازیگران و هنر‌جویان را با تماشاگر آشتی دهد. اگر امروز دوستانی مانند «مهدی چایانی» نقالی می‌كنند، تحت تأثیر آموزش‌های عاقلان است. در آن زمان نقالی در قهوه‌خانه‌ها بود و چندان ارزش و اعتبار هنری نداشت. عاقلان نقالی همدان را با تئاتر آشتی داد.
  • در بین همنسلان شما چه كسانی نقالی می‌كردند؟
«علی ساده» و «حسین چیت‌ساز» صدای مناسبی برای نقالی داشتند. عاقلان از حسین چیت‌ساز برای نقش نقال استفاده می‌كرد. یك بار صحنه قهوه‌خانه را بازسازی و چیت‌ساز نقالی كرد.
  • بعد از دبیرستان كار تئاتر را ادامه دادید؟ در ادامه كار شما عاقلان چه نقشی داشت؟
وقتی گروه‌های دبیرستانی تئاتر كه عاقلان پایه‌گذاری كرد، شكل گرفتند و فعال شدند همكاری را با گروه‌هایی كه قبلاً در سازمان‌های  دیگر تشكیل شده بود، آغاز كردند.
این كارها به‌صورت كارگاهی در خارج از دبیرستان بود و از حالت دبیرستانی خارج شدیم. در آنجا آقای شریفی هم همراه عاقلان بود. نمایش «فرشته و آدم» حاصل آموزش‌های آن دوره بود. به جز «جلال میرزاپور»، «صادق آشورپور» و 2 یا 3 نفری كه قبلاً كاركرده بودند، همه نیروها نزد او آموزش دیدند.
  • عاقلان در این مسئولیت تنها بود؟
«زارع شیكاگو» یكی از نمایشنامه‌های خوبی بود كه كار كردند. «باقر دادگر»، «حسین‌چیت‌ساز» در آن بازی می‌كردند.
«علی‌خضریان» و «عیسی ممتاز» هم فكر می‌كنم، همكاری داشتند. «موش‌ها و آدم‌ها» را هم در آن زمان اجرا كردند. عاقلان جدا از آنها در اداره فرهنگ و هنر و در گروه‌های آزاد شهر هم كار می‌كرد و آموزش گریم و طراحی صحنه به هنرجوها می‌داد.
  • موضوعی هست كه بیان نكرده باشید؟
عاقلان بیشتر بداهه‌سازی می‌كرد. مثلاً هفت‌سین، قاشق‌زنی و فال‌گوش را در نمایشنامه‌ها استفاده می‌كرد و بازیگرانی كه در سالن حضور داشتند اجرا را از صحنه به سالن می‌بردند.


برچسب ها: اکبر عاقلان ، همشهری همدان ،

شنبه 4 بهمن 1393

جای خالی آموزش در اداره ها و سازمان‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،


همدان

جای خالی آموزش در اداره ها و سازمان‌های همدان

نویسنده: حسین زندی‌ همدان -خبرنگارهمشهری
جای خالی آموزش در اداره ها و سازمان‌های همدان
یک فرصت آفرین اول باید دید مثبت خود را تقویت كند و بعد پشتكار خود را چندین برابر كند.
1393/11/04
محمدرضا حدادی فارغ‌التحصیل كارشناسی ریاضی، كارشناسی ارشد مدیریت و دكترای ریاضی است. وی بیشتر در حوزه مدیریت مالی فعالیت دارد و در كنار این مباحث در زمینه اجرا و مشاوره شركت‌های مالی به مباحث استراتژی سازمان‌ها پرداخته است. ,وی استاد دانشگاه بوعلی‌سینا ملایر است.او همچنین در تخصصی ترشدن شركت‌ها با محوریت بحث آینده‌نگری و چشم‌انداز شركت‌ها كمك می‌كند تا بتوانند در مسیر خود آینده روشن‌تری داشته باشند.
  • با توجه به ارتباط و فعالیت شما، فضای اقتصادی همدان چگونه است؟ مشكلات شركت‌هایی كه در همدان فعال هستند چیست؟
متأسفانه مشكلاتی كه شركت‌ها در استان همدان با آنها مواجه هستند ـ چون من در استان‌های دیگر مثل اصفهان، یزد و قزوین فعالیت داشته‌ام ـ بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تر است. مسائل خیلی مقدماتی‌تر كه در استان‌های دیگر به‌صورت صنعتی حل شده‌اند، در استان ما برای آنها فكری نشده است‌.
  • به‌صورت مصداقی می‌توانی بگویید چه مشكلاتی وجود دارد؟
مشكلات خود سازمان‌ها جدا از مشكلات بیرونی به 2‌دسته تقسیم می‌شوند: یكی مربوط به خود سازمان‌ها ‌است كه اولاً دید بلندمدت ندارند و به‌شكلی علمی سازمان‌دهی نشده‌اند. كاركنان آنها، آموزش‌های كافی نمی‌بینند و به‌روز نیستند و از منابع خود به‌درستی استفاده نمی‌كنند. به هر حال مشكلات داخل خود سازمان زیاد است. این مشكلات شاید در همه نقاط ایران باشد، اما در منطقه‌هایی مثل استان همدان كه كمتر توسعه‌یافته است، بیشتر به‌چشم می‌آید. مشكلات بیرونی هم وجود دارد. درواقع برای سازمان‌ها و ارگان‌ها، آن‌طور كه بایسته است، بستر كار فراهم نیست. البته منظور این نیست كه باید به آنها وام داده شود. مسأله این است كه در حوزه‌هایی مانند آموزش، تسهیلات، ارتباطات و به‌ویژه ارتباط با دنیای خارج،‌كاری اثرگذار و خوب انجام نمی‌شود.
  • درباره تسهیلات چه می‌توان گفت؟
تسهیلاتی كه در مناطق دیگر كمكی تعیین‌كننده به تولید می‌كند، متأسفانه در استان وجود ندارد یا فراگیر نیست. از سوی دیگر، بوروكراسی اداری وقت و هزینه زیادی می‌گیرد و نتیجه‌اش، وضعیتِ جاری است. كمتر تولید‌كننده‌ای است كه در استان از شرایطی كه هست، راضی باشد.
كارآفرینی اصطلاحی مناسب برای توصیفِ‌كاری كه انجام می‌دهیم، نیست. باید از اصطلاح فرصت‌آفرینی استفاده كرد. فرصت‌آفرینی یعنی اینكه هر فردی بتواند از فرصت‌های موجود در محیط و حوزه خود استفاده كند. چنین نیست كه كارآفرین یا فرصت‌آفرین كسی باشد كه‌كاری جدید ایجاد  ‌كند.
كارآفرینی مفهومی گسترده است و بحث فرصت‌آفرینی سازمان از مدیر سازمان تا افرادی با مسئولیت بسیار كوچك را در بر می‌گیرد. این مفهوم، مربوط به صنعتی خاص نیست بلكه مربوط به تمام صنایع تولیدی، خدماتی، دولتی، خصوصی و هركسی است كه نیاز به نوآوری دارد. این مفهوم به كسی مرتبط است كه نیاز به استفاده از فرصت‌های موجود دارد. او برای اینكه بتواند از منابع‌اش با توجه به فرصت‌ها بهتر استفاده كند و نسبت به رقبا و نسبت به دیگران بیشتر بهره‌ببرد، نیاز به فرصت‌آفرینی دارد.
  • در كارآفرینی و در بومی‌سازی مد نظر شما مباحث مالی در برابر روش و شیوه اجرای كارآفرین چه جایگاهی پیدا می‌كند؟
 من اصلاً اهمیتی برای بحث‌های مالی قائل نیستم. اگر مثلاً اهمیتِ آن را 5درصد در نظر بگیریم، 95درصد باقی‌مانده عواملی است كه كمك می‌كنند تا یك سازمان موفق بشود. این عوامل می‌تواند برنامه‌ریزی، آینده‌نگری یا سطح دانش در آن سازمان یا مثبت‌بودن دیدگاه و پشتكار نیروها یا استفاده از فرصت‌ها‌ی بیشتر باشد، اما همه اینها در كنار هم موفقیت را رقم می‌زند. همه موفقیت‌ها جنبه مالی ندارند، اگر تاریخچه شركت‌های موفق را نگاه كنیم، می‌بینیم در حوزه مالی از صفر شروع كرده‌اند، تجربه‌ها را كنار هم گذاشته‌اند و موفقیت‌ها را پله پله كنار هم گذاشته‌اند تا به این جایگاه رسیده‌اند. فرصت مالی شاید این روند را تسهیل كند، اما كافی نیست و حتی بعضی‌وقت‌ها در شروع كار لازم نیست.
بسیاری از آدم‌هایی كه كار جدیدی را آغاز می‌كنند، باید توجه كنند موفقیت یك كار با محیط كار كوچك نیاز به امكانات بسیار ندارد. آنها شروع می‌كنند، تجربه‌هایشان را به اشتراك می‌گذارند و روز‌به‌روز موفقیت‌شان بیشتر می‌شود تا بتوانند كم‌كم با كمك دانشی كه كسب كرده‌اند، موفقیت خود را رقم بزنند.
  • در همدان صاحبان مشاغل چند نفر را استخدام كرده و پیش می‌روند. آموزش چقدر می‌تواند در ارتقای سطح مدیریت و حتی افزایش تعداد شاغلان مهم باشد؟
آموزش بحثی اساسی است و برای هر كسی در هر سطحی مهم است. با حوزه آموزش باید تخصصی‌تر برخورد كرد و زمان بیشتری به آن اختصاص داد. متأسفانه در سازمان‌های ما آموزش را برای مدیران متوسط به پایین‌تر قرار می‌دهند.
آموزش در جهان اول به این شكل است: اگر مدیر 30 ساعت آموزش نیاز دارد، برای مدیر ارشد 70 ساعت قرار می‌دهند و كارگر را 10 ساعت. مدیر ارشد چون وظیفه‌اش رهبری و سازمان‌دهی سازمان و در واقع ساختن آینده سازمان است، نیاز خیلی بیشتری به آموزش دارد. چینی‌ها حدودا یك سوم درآمد خودشان را صرف آموزش می‌كنند. اگر آنها توانسته‌اند خود را در جهان تا سطح 50‌درصد بالا بكشند برای آموزش است، اما آموزشی هدفمند و به‌روز، علمی و كاربردی در جامعه.
  • مهم‌ترین مشكل و چالش صاحبان مشاغل در همدان چیست؟
مشكل اصلی صاحبان مشاغل این است كه سازمان‌ آنها در حوزه آموزش، نیروهای قوی و توانمند ندارد. وقتی نیروی یك سازمان از مدیر تا كارمند مهارت‌های آموزشی را كسب نكرده باشد، باعث می‌شود 90‌درصد شركت‌های تولیدی خدماتی درگیر روزمرگی شوند،اگر چالشی درآینده برای شركت ایجاد شود، همه واكنشی بد نشان می‌دهند.
  • چاره كار در كجاست؟
چاره كار این است كه قبل از هر چیز، سازمان‌ها هدفی مشخص داشته باشند و بر اساس آنها نیروها را جذب كنند. آنها باید با روش‌های علمی و مصاحبه بهترین نیروها را جذب و بهترین آموزش‌ها را به آنها بدهند.
یك تجربه خوب را با مخاطبان در میان بگذارید
با یك شركت بسته‌بندی در یزد همكاری می‌كردم كه به‌صورت سنتی اداره می‌شد. در آستانه تعطیلی با ما مذاكره كردند. آن شركت تنها با پیگیری آموزش و برنامه‌ریزی برای استفاده از فرصت‌های موجود توانست پس از مدتی موفق شود.
  • و نتیجه‌گیری؟
هر كس و هر شخصی اگر دید فرصت‌آفرین داشته باشد اول باید دید مثبت خود را تقویت كند و بعد پشتكار خود را چندین برابر كند. با برنامه‌ریزی، آموزش و استفاده از متخصصان می‌توان موفق شد.


برچسب ها: همشهری همدان ، کارآفرینی همدان ،

سه شنبه 30 دی 1393

روزگار تلخ و شیرین آقای آموزگار

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

روزگار تلخ و شیرین آقای آموزگار

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری

روزگار تلخ و شیرین آقای آموزگار

محمدرضا قادری: در روند درمان یك بیمار تنها روحیه كافی نیست، اگر درمان اصولی و روشمند نباشد، روحیه كاذب مشكلی را حل نمی‌كند.
1393/10/30
«مجیر خضریان» گفت: تصمیم گرفتم کاری کنم تا روحیه او تغییر کند. به یاد بچه‌های دبستان و راهنمایی قلیانی افتادم. شال و کلاه کردم، به سراغ معاون پرورشی مدرسه رفتم و گفتم محمدرضا، اگر بین بچه‌ها بیاید خیلی انرژی می‌گیرد. آقای زارعی گفتند بچه‌ها ظاهراً تصمیماتی دارند. گفتم من با تمام توان مقدمات این کار را فراهم می‌کنم. با یکی از خبرنگاران مشورت کردم و او هم قول داد دوربین صدا و سیما را به مدرسه بیاورد. از دوستان محمدرضا کمک خواستم تا به مدرسه بیایند. تعداد بچه‌ها خیلی زیاد بود و بسیاری از خانواده‎ها نیز آمدند. شور عجیبی مدرسه را در بر گرفته بود. مدیر و معاون مدرسه دنبال تدارک پذیرایی مراسم و دانش‌آموزان همه آماده بودند. دانش‌آموزان سال‌های گذشته از مدرسه‌های دیگر آمدند. معاون پرورشی مدرسه اعلام کرد که به عنوان نفر اول موهای سرش را می‌تراشد.
مدیر برنامه قادری گفت: مقدمات آماده شد و خبرگزاری‌ها هم آمده بودند، البته باید از اتفاقاتی که بعد از این همه تلاش، خبر از لغو‌شدن مراسم می‌داد، گذشت و فشارهایی را که به گروه دوستان محمدرضا، خانواده بیمار و مسئولان مدرسه وارد آمد، نادیده گرفت، اما با پیگیری مسئولان رده بالای استانداری، معاون سیاسی امنیتی استاندار «محمدابراهیم الهی‌تبار» ‌و مشاور جوانان استاندار «مهدی‌مسلم‌خانی» مشکل حل شد.
صحبت‌های معلم
حرکت دانش‌آموزان مدرسه آیت‌الله معصومی همدان روحیه بسیار خوبی به معلم خود بخشید. محمدرضا قادری در این‌باره گفت: دینی بزرگ بر گردن من گذاشتند و هر کاری از دستم برآید، انجام خواهم داد، به‌ویژه برای ورزش و بازی این بچه‌ها که بسیار مستعد هستند.
قادری گفت: من سعی می‌کنم بگویم کسانی که مبتلا به بیماری سرطان هستند، برای این بیماری انتخاب شده‌اند و دوست دارم پس از بهبودی یک کمپین و یک پایگاه اطلاع‌رسانی ایجاد کنم تا بیماران را راهنمایی کند. این دوستان احتیاج به راهنمایی دارند و واقعاً نمی‌دانند به کدام پزشک باید مراجعه کنند و کدام پزشک در تشخیص دچار اشتباه نمی‌شود یا در طول مدت درمان چه چیزی باید بخورند و چه چیزی نباید بخورند.
به طور مثال داروخانه‌ها می‌گویند داروی هندی تفاوتی با داروی فرانسوی ندارد اما کسی که داروها را تحت نظر پزشک مصرف کرده است، می‌داند که چه تفاوت‌هایی دارند. در روند درمان بیمار تنها روحیه کافی نیست اگر درمان اصولی و روشمند نباشد، روحیه کاذب مشکلی را حل نمی‌کند.
این قهرمان دوچرخه‌سواری ادامه داد: خیلی دوست دارم تجربه‌های و خاطرات بیماران سرطانی را در یک پایگاه اطلاع‌رسانی گردآوری و منتشر کنم تا بیماران با مراجعه به آن به جمع‌بندی برسند و راه رفته را دوباره تکرار نکنند.
تشکر از مسئولان
وی افزود: خوشبختانه خیلی از بزرگواران به من کمک کردند و از تک تک آنها سپاسگزارم؛ به‌ویژه از دکتر قالیباف، آقای دنیا مالی و رئیس فدراسیون دوچرخه‌سواری. مسأله این است که وقتی محمدرضا قادری بیمار است، شورای شهر تهران، شهردار تهران و دانش‌آموزانش از او پشتیبانی می‌کنند، اما آن کسی که این پشتوانه را ندارد و با بیماری مبارزه می‌کند، خیلی قوی‌تر است و خدا او را بیشتر دوست دارد.
دعای مادر
در حالی که این قهرمان دوچرخه‌سواری اصلی‌ترین قهرمان زندگی خود را مادر می‌داند، «شهربانو قادری» مادر محمدرضا قادری گفت: من مادر هستم و وظیفه دارم در حق فرزندانم مادری کنم، اما هیچ کاری برای پسرم نتوانستم انجام دهم. دشوار است که عذابی در دل داشته باشی و نتوانی آن را بروز بدهی.
او در ادامه توضیح داد: بالاخره بیماری ممکن است برای تک‌تک افراد جامعه وجود داشته باشد و تنها برای فرزند من نیست. وقتی دعا می‌کنم، از خدا می‌خواهم اول همه بیماران را شفا دهد و فرزند من هم در میان آنها سلامتی‌اش را به دست آورد.
شهربانو قادری در مورد همدردی دانش‌آموزان گفت: من از همه بزرگواران متشکرم که به ما لطف دارند، به‌ویژه از محصلان محمدرضا که با این حرکت روحیه پسرم را تقویت کردند. محمد به بچه‌ها خیلی علاقه دارد. امیدوارم همه سلامت و خوشبخت باشند. 



برچسب ها: همشهری همدان ، محمدرضا قادری ،

شنبه 27 دی 1393

«عاقلان» نقطه پرگار نمایش همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

«عاقلان» نقطه پرگار نمایش همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
«عاقلان» نقطه پرگار نمایش همدان
«اكبر عاقلان» یكی از پیشكسوتان هنر نمایش در همدان است. او از مربیانی است كه اولین روش‌های آموزشی هنر مدرن را به هنرجویانش آموخت.
1393/10/27
عاقلان این روزها در خلوت اتاق خود با بیماری دست و پنجه نرم می‌كند. حنجره‌اش را از دست داده است اما امیدش را نه. گاهی دستی به قلم می‌برد و پرونده هنری خود را سنگین‌تر می‌كند.
او در این گفت‌وگو به سختی به سؤالات پاسخ می‌گوید و با حوصله وصف‌ناشدنی برخی جواب‌ها را بر روی كاغذ می‌نویسد و لبخند از گوشه لبانش دور نمی‌شود.
 او در سال 1320در محله جولان متولد شده است. دیپلم ادبی را  در این شهر گرفته و بعد به تهران رفته و پس از اخذ فوق دیپلم علوم تربیتی، به همدان برگشته است.
  • چه سالی به همدان برگشتید و به چه‌كاری مشغول شدید؟
سال 1350 برگشتم و در دبیرستان‌ها مشغول كار شدم و به آموزش‌های هنری به‌ویژه تئاتر ادامه دادم. قبل از اینكه به تهران بروم در دوره دبیرستان با زنده‌یاد «حسن بیابانی»، «سیف‌الله گلپریان»، برادران «باب الحوائجی» و «شاملو» همكاری می‌كردم.
  • شما تجربه بازی در تئاتر هم داشتید؟
بله برای ایشان بازی می‌كردم.
  • شما در دانشسرا آموزش نقالی هم می‌دیدید؟
نه، چون به این رشته علاقه داشتم هنر نقالی را در همدان یاد گرفتم.
  • شیوه تدریس نمایش را در كلاس‌های انستیتو آموزش دیده بودید یا خود شما شیوه خاصی در تدریس داشتید؟
سابقه و تجربه تدریس و نوع برخورد با شاگردان را داشتم و شیوه تدریس یك كار تجربی بود. امور هنری خیلی به آموزش‌های انستیتو مربوط نبود.
  • در انستیتو چه كسانی با شما تئاتر كار می‌كردند؟
ایرج زهری، خسرو حكیم‌رابط، ابوالحسن ونده‌ور (وفا) استادان ما بودند.
  • آن زمان رفتن به طرف نمایشنامه‌های قهوه‌خانه‌ای متداول بود یا شما علاقه داشتید؟
جامعه تحت تأثیر فیلم‌های سینمای فارسی (یا در اصطلاح فیلمفارسی) به طرف پهلوان‌ها گرایش داشت. چون در نمایش‌های قهوه‌خانه‌ای این عناصر وجود داشت، ما هم كار می‌كردیم كه برای مخاطب جذابیت داشت.
  • در خارج از محیط دبیرستان هم آموزش می‌دادید؟
بله حدود 80 هنرجوی دختر و 120 هنرجوی پسر تربیت كرده‌ام.
  • نمایش «فرشته و آدم» كه بازیگران زیادی داشته مربوط به این سال‌ها است؟
بله، كارگردانی آن با من بود. چند نفر آمدند و كار كردیم كه علاوه بر همدان 12 روز در تهران اجرا شد.
  •  یادتان هست كه چند نمایشنامه كار كردید؟
كارهای زیادی كه بیشتر آنها آموزشی بود، اسامی را به یاد ندارم آن سال‌ها حدود 400 كار اجرا كردیم.
  • با چه كسانی این كارها اجرا می‌شد؟
باقر دادگر، ایرج حافظی، ناصرپلنگی، حسین چیت‌ساز، اسلامی كه همكاری می‌كردند و كارهای هنری انجام می‌دادند مثلاً «ناصر پلنگی» نمایشنامه «مجسمه‌ساز» را نوشت و كارگردانی كرد، این نمایش در 6 شهر اجرا شد اما ساواك از ادامه اجرا جلوگیری كرد.
  • نمایشنامه «مجسمه‌ساز» منتشر شد؟
خبرندارم كه ناصر پلنگی چاپ كرده یا نه.
  • پلنگی نمایش را ادامه داد؟
نمایش را رها كرد اما نقاشی را در تهران ادامه داد.
  • پلنگی مجسمه‌سازی و نقاشی را نزد شما آموخت؟
بله تمرین‌های اولیه را در همدان ، برای شروع نقاشی یك دفتر 2 كیلویی تهیه كرده بود كه خیلی عریض بود و اتودهای نقاشی را روی آن انجام می‌داد.
  • از كارهایی كه اجرای عمومی داشت بگویید؟
«جان‌نثار» را كار كردیم كه مدیركل فرهنگ و هنر مجوز داد اما ساواك اجازه نداد اجرا كنیم.
  • از عكس‌ها و برشورهای كارها دارید؟
نه متأسفانه برای بیمه هنرمندان خواستند دادیم و برنگرداندند.
  • از نمایشنامه‌هایی كه نوشته‌اید كدام یك پیش از انقلاب اجرا شده است؟
پیش از انقلاب كارهای خودم اجرا نشد البته بیشتر بداهه‌سازی بود كه اجرا می‌كردیم و یا از نمایشنامه‌های دیگران كار می‌كردیم مانند نمایش «عاشق‌ها» و «موش‌ها و آدم‌ها».
  • چند كار منتشر نشده دارید؟
نمایشنامه خداحافظی را در تهران نوشته بودم كه «ایرج زهری» و «خسرو حكیم‌رابط» تأیید كردند. نمایش «خازمنی‌كنان» را به لهجه همدانی نوشته‌ام.
 نمایشنامه‌های نان، گنج‌، آدم‌ها و گوشه خلوت یك پارك، عروس یا دهقان سالخورده با پسرگفت، چه چیزها و دو كار دندان درد و موش‌ها كه قصه كودكان است.
  • پس نوشته‌های شما نه اجرا شده و نه منتشر شده است؟
نه هیچ‌كدام اجرا نشده اما اگركسی بخواهد اجرا كند مشكلی ندارد و من برای اجرا «به امید خداحافظی» و «نیرنگ‌های دنیا و اهلش» را پیشنهاد می‌كنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D9%BE%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: اکبر عاقلان ، تئاتر همدان ، همشهری همدان ،

شنبه 27 دی 1393

هر آنکه سر بتراشد قلندری داند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

هر آنکه سر بتراشد قلندری داند

یکی از دانش‌آموزان: آقای قادری 5 سال معلم ورزش ما بود و موهایمان را تراشیدیم تا روحیه‌اش قوی شود.
1393/10/27 مدتی است «محمدرضا قادری» قهرمان دوچرخه سواری همدان حال و روز خوشی ندارد. وی به بیماری سرطان ریه مبتلا شده است و دوران درمان را در یکی از بیمارستان‌های تهران می‌گذراند. قادری معلم ورزش مدرسه ابتدایی آیت‌الله معصومی در یکی از مناطق حاشیه‌ای شهر همدان است. دانش‌آموزان او مدت‌هاست انتظار بهبودی و بازگشتش را می‌کشند و چهارشنبه گذشته برای همدردی و تقویت روحیه معلم خود سرهایشان را تراشیدند.  

حرکت خودجوش
«ابراهیم زارعی» معاون امور پرورشی مدرسه آیت الله معصومی در این زمینه گفت: با آقای قادری از سال 92 همکار بودیم اما در سال جاری متاسفانه نتوانستند در مدرسه حضور داشته باشند. او معلمی متخلق به اخلاق نیکو و حسنه است که در قلب دانش‌آموزان جا دارد و چون معلم ورزش است روحیه قهرمانی دارد. با این روحیه با بچه‌ها برخورد می‌کند و در دل آنها جا کرده است. بچه‌ها با عشق و علاقه او را دوست دارند. ما دعا می‌کنیم هرچه زودتر به جمع همکاران فرهنگی خود و آغوش خانواده برگردد.
زارعی در مورد تاثیر حرکت دانش‌آموزان در جامعه گفت: این حرکت به صورت خودجوش و به پیشنهاد دانش‌آموزان به راه افتاد و دانش‌آموزان به دلیل همدردی با آموزگارشان که می‌گفتند ما هم می‌خواهیم مثل آقای قادری بشویم درخواست دادند و ما هم با همکاری مجیر خضریان که از دوستان آقای قادری است از طریق مسئولان پیگیری کردیم که موافقت شد. این حرکت می‌تواند تاثیر بسیار مثبتی در جامعه داشته باشد. نه تنها در بین فرهنگیان، اگر کس دیگری دچار مشکل و یا بیمار شد دیگران حداقل کاری که می‌توانند انجام دهند این است که با او همدردی کنند و خود را جای او تصور کنند و بگویند ما همدرد شما هستیم و ما هم احساس می‌کنیم که از درد شما رنج می‌کشیم. امیدواریم این حرکت تسکینی برای دردهای محمدرضا قادری باشد.

برنامه پیشگیری از سرطان در مدرسه
معاون پرورشی این مدرسه در مورد پیشگیری از این بیماری در مدرسه‌ها گفت: تغذیه سالم یکی از راهکارهای اساسی برای ریشه‌کن کردن سرطان است. پرداختن به بهداشت تغذیه و رعایت بهداشت فردی در مدارس می‌تواند از این بیماری جلوگیری کند. ما در مدرسه علاو‌ه‌بر صحبت‌های روزانه با دانش‌آموزان از طریق کارشناس تغذیه مدرسه در مدرسه با برگزاری کلاس‌ها و دعوت از پزشکان تغذیه در زمینه پیشگیری از سرطان تلاش می‌کنیم و با برگزاری نمایشگاه این موضوع را پیگیری می‌کنیم.

صحبت‌های دانش‌آموزان
«امیررضا سلحشور» یکی از دانش‌آموزانی که موهای سرش را تراشیده گفت: آقای قادری مریض شده و موهایش ریخته من هم موهایم را تراشیده‌ام تا آقای قادری زودتر خوب بشود.
«ابوالفضل صدری» یکی دیگر از دانش‌آموزان گفت: آقای قادری 5 سال معلم ورزش ما بود و به خاطر آقای قادری که مریض است موهایمان را تراشیدیم تا روحیه‌اش قوی شود و با بیماری مبارزه کند.
از بقیه دانش‌آموزانی که در صف ایستاده‌اند تا سرهایشان را بتراشند پرسیدم اگر آقای قادری اینجا بود به او چه می‌گفتید؟ هریک به زبان کودکانه حرفی زدند، «رضا ونایی» گفت: آقای قادری من شما را خیلی دوست دارم، دوست دارم باز هم با ما فوتبال بازی کنی.
«حسین بهمن‌زاده» دانش‌آموز کلاس پنجم گفت: آقای قادری شما خیلی آقای خوبی هستی من موهایم را کوتاه کردم تا به شما روحیه بدهم و دوست دارم زودتر برگردی.
«محمدحسین کرمی» نیز گفت: آقای قادری من تورا دوست دارم. تو به من ورزش یاد دادی. تو مریض شدی ما به خاطر تو کچل کردیم که زودتر برگردی. چرا به مدرسه نمی‌آیی؟
«هادی عزیزی» گفت: سلام آقای قادری شما مربی خوبی هستی. دوست دارم همیشه همراه ما باشی.
تعدادی از دانش‌آموزان سال‌های گذشته قادری این خبر را شنیده‌اند و با دانش‌آموزان مدرسه آیت الله معصومی همراه شده‌اند.
از یکی از آنها که تازه سرش را تراشیده می‌خواهم خودش را معرفی کند و بگوید از کجا آمده است که گفت: محمد شعبانلو هستم. از مدرسه راهنمایی خضریان آمده‌ام. دوره ابتدایی شاگرد آقای قادری بودم. وقتی شنیدیم که دانش‌آموزان ابتدایی موهایشان را برای همدردی با آقای قادری کوتاه می‌کنند ما هم آمدیم، کاش زودتر برگردد ما دوست داریم دوباره به ما درس بدهد و هیچوقت مریض نشود

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D8%B1-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%B1-%D8%A8%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B4%D8%AF-%D9%82%D9%84%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، محمدرضا قادری ، دانش آموزان موهای سر خود را تراشیدند ،

نمایشگاه عكس‌های یاسمین عبادی در نگارخانه زنگنه

نویسنده: حسین زندی همدان‌‌ـ خبرنگار همشهری
نمایشگاه عكس‌های یاسمین عبادی در نگارخانه زنگنه
نگارخانه زنگنه مجتمع شهید آوینی، همزمان میزبان 2 نمایشگاه است .
1393/10/22
 به نظر می‌رسد هنرمندان جوان همدان تصمیم گرفته‌اند فصل سرمای همدان را با نمایش آثارشان گرم كنند. نمایشگاه عكس‌های یاسمین عبادی عكاس جوان همدانی در این نگارخانه به نمایش درآمده است. یاسمن عبادی دست به تجربه‌های نویی زده و در این نمایشگاه نیز عكس‌هایی متفاوت را عرضه كرده است. گفت‌وگوی همشهری را با او در ادامه می‌خوانید.
  • عكاسی را از چه زمانی آغاز كردید؟
4-5 سال است عكاسی می‌كنم و به دلیل اینكه رشته دانشگاهی من هم عكاسی است به‌صورت تخصص این رشته را پیگیری می‌كنم. با این شیوه كه آثاری از آن را  در نمایشگاه دیدید یك سال است كار می‌كنم‌.
  • ایده برپایی نمایشگاه از كی شکل گرفت؟
دوست داشتم عكس‌هایی را كه در سال‌های گذشته گرفته بودم را جمع‌بندی كنم و با تركیب‌بندی‌هایی كه از دید خودم به آن رسیده‌ام به نمایش بگذارم چون دید هركس متفاوت است و اگر عكاس دیگری در موقعیت من این عكس‌ها را می‌گرفت مسلماً با كارهای من تفاوت داشت. زاویه‌های دید افراد مختلف با هم متفاوت است و آنچه با كادربندی در لنز دوربین قرار می‌گیرد جلوه دیگری دارد. سوژه‌ها را باید از زوایای مختلف نگاه كرد گاهی یك مورد از دید نزدیك بهترنشان داده می‌شود و گاهی دید گسترده و دور بهتر است.
  • از چه تكنیكی در عكاسی استفاده می‌كنید؟
یكی از تكنیك‌هایی كه در این عكس‌ها استفاده كرده‌ام HDR است. این تكنیك، تركیب 3 عكس از یك زاویه و با 3‌گونه نور دهی مختلف كه یك بار با نوردهی نرمال و یك بار بسیار تاریك و بار سوم با نوردهی بسیار روشن گرفته می‌شود. حالا اگر این عكس ویرایش شود و نوردهی را تغییر دهیم سردی و گرمی نور را به مرحله دلخواه برسانیم نتیجه عكسی با این تكنیك می‌شود.
  • به نظر می‌رسد عكس‌ها كادربندی و موضوعات متفاوتی دارند و در این مورد چه شیوه‌ای را تجربه كرده‌اید؟
درست است كارهای من منسجم نیست و بر اساس موضوع عكاسی نكرده‌ام، اما موارد دیگری از درجه اهمیت بیشتری در این كارها برخوردار است. گاهی تلاقی 2 عنصر باعث زیبایی كار می‌شود در صورتی‌كه قواعد و قانون‌های عكاسی در آن رعایت نشده است.
  • استقبال از نمایشگاه و بازخورد تماشاگران چگونه بود؟
استقبال بسیار خوب بود و موجب دلگرمی من شد. عكاس‌ها نیز نظرات متفاوتی داشتند و هر یک مسائلی را مطرح كردند از جمله چاپ، نور و كاغذ سؤال كردند. در مورد چاپ نیز باید بگویم، عكس‌ها را به این دلیل به‌صورت متالیك و براق چاپ كردم كه نور در آن بسیار مهم است نور هم یك طیف سفید و نقره‌ای رنگ دارد و كاغذ براق باعث بهتر شدن نور دهی می‌شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D9%83%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%8A%D8%A7%D8%B3%D9%85%D9%8A%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%DA%AF%D9%86%D9%87


برچسب ها: عکاسی همدان ، نمایشگاه عکس در همدان ،

سه شنبه 16 دی 1393

وقت نمایش نقاشی‌های بی‌رنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،


همدان

وقت نمایش نقاشی‌های بی‌رنگ

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
وقت نمایش نقاشی‌های بی‌رنگ
کمبود گالری‌ها، نمایشگاه و فضای آموزشی از موارد مورد انتقاد هنرمندان در همدان است
1393/10/16
«نینا جوادی‌قانع» متولد 1366در همدان است و با اینکه از ده سالگی نقاشی و طراحی را شروع کرده اما اولین بار است که آثارش را در معرض نمایش عموم قرار داده است. آثاری که در خلق آن تکنیک خاصی به کار رفته و تنها از دو رنگ سیاه و سفید استفاده شده است. به نظر می‌رسد این نمایشگاه در فصل زمستان با استقبال خوبی روبه‌رو شود این نمایشگاه تا 18 دی‌ماه در گالری زنگنه مجتمع فرهنگی هنری شهید آوینی برقرار است. نینا جوادی در این گفت و گو از چگونگی ورودش به عرصه هنر می‌گوید.
  • چه عاملی باعث شد به نقاشی علاقه پیدا کنی؟
حدود ده، یازده سالگی وقتی مجله‌هایی که پدرم می‌خرید را ورق می‌زدم از طرح‌ها و کاریکاتورهای سیاه و سفید  این نشریات لذت می بردم از همان زمان شروع کردم به طراحی و کاریکاتور، البته با مضمون‌های کودکانه.
  • آموختن این هنر را از چه زمانی آغاز کردی؟
بعد از اینکه وارد هنرستان شدم رشته گرافیک را انتخاب کردم و در زمینه تصویرسازی، عکاسی و نقاشی کار کردم انتخاب رشته گرافیک به علت بیان صریح و شیوه و تکنیک‌های خاص و جذاب بود ودر دانشگاه نیز این رشته را ادامه دادم، اما بعد از دوران تحصیل اوقات بیشتری را به نقاشی اختصاص دادم و این هنر شکل آگاهانه‌تری برایم پیدا کرد.
  • منظور از این شکل آگاهانه چیست؟
بیشتر به بازنمایی ضمیر ناخودآگاه و آن چه در رویاها بازخوانی می‌شود و دستیابی به ناخودآگاه خود از طریق هنر را مد نظر قرار دادم و به سمت معنا، لذت بردن و دستیابی به درون خود از طریق نقاشی رفتم.
  • از این‌که تصمیم گرفتی کارهای خود را در نمایشگاه به معرض دید و تماشا بگذاری بیشتر بگو. در واقع چه چیزی باعث شد که نمایشگاه برگزار کنی؟
البته پیش از این‌ها دوست داشتم این اتفاق بیفتد و حدود چهار سال هم پیگیر بودم اما متاسفانه در گذشته مدیران ارشاد همکاری نمی‌کردند. نمایشگاه آثار هنری ایستگاهی است که هنرمند می‌تواند مسیر رفته و نرفته را در آن رصد کند من هم به این دلیل مجموعه کارهایم را به نمایش می‌گذارم تا نظرات و نقد استادان، صاحبنظران و دوستان را دریافت کنم و از این طریق نگاه درست‌تری به هنر داشته باشم.
  • چه تعداد از کارهای شما در این نمایشگاه آمده است؟
تعداد آثاری که در این نمایشگاه ارایه شده 57 اثر است. این آثار به شیوه خودنویس روی مقوا به صورت سیاه قلم کار شده است.
چرا این شیوه را انتخاب کردی و از روش‌های دیگر که طیف رنگی بیشتری در آنها به کار می‌رود استفاده نمی‌کنی؟
به دلیل علاقه شخصی با این شیوه کار می‌کنم. البته پیش‌تر رنگ روغن و مداد رنگ هم کار کرده‌ام طیف رنگ مشخص در نقاشی اغواگر است و من برای بیان احساسات و اندیشه‌های خود این شیوه را انتخاب کردم که به صورت سبک اکسپرسیونیسم و سورئالیسم خود را نشان می‌دهد و هدف ازنمایش آثار نشان دادن ایده پردازی نو دراین مجموعه و اهمیت بازخورد آن است.
  • یعنی کمتر به واقع‌گرایی توجه می‌کنی؟
من در آثارم از سبک نمادگرایی هم به نحوی استفاده می‌کنم و از واسطه های ناهماهنگ بصورت عمدی استفاده می‌کنم. هدف این است که افکار و عواطف را با اشاره غیرمستقیم نمایش دهم و کمتر از بیان صریح بهره ببرم. عقیده‌ام این است که هر اثر هنری برای اینکه جذاب باشد باید تفاوت‌هایی را به نمایش بگذارد تا بر میزان اهمیت و تاثیر‌گذاری تاکید کند.
  • در آثار شما زن نقش بسیار پررنگی دارد. علت این کار چیست؟
درست است، البته من در آثارم علاوه بر نقش زن در بیشتر کارها طبیعتاً تصویری از خود و ذهنیتم را دارم و از نمادهایی مانند ماهی، کلاغ، پروانه و گنجشک استفاده می‌کنم.
کمبود گالری‌ها، نمایشگاه و فضای آموزشی از جمله مواردی مشخص و مورد انتقاد هنرمندان در همدان است.
  • محیط‌های آموزشی در همدان بخصوص فضای آموزش که تجربه حضور در آن را داشتی را چگونه می‌بینی؟
فضای دانشگاهی که متوسط است و چندان تعریفی ندارد و در آموزشگاه‌های خصوصی هم به جز چند نفر اگر کسی حرفی برای گفتن دارد بعد از چند وقت از همدان می‌رود.
  • وضعیت نقاشی در همدان را چگونه ارزیابی می‌کنی؟
در همدان فضای آزاد و موقعیت مناسبی برای تبادل ایده‌ها، نظرها و به طور کلی نقد هنر وجود ندارد. پیشنهادم این است که محافل و اماکنی شکل بگیرد تا فضایی برای گفت و گو پدید آید. انجمن‌های غیر‌دولتی می‌توانند در این زمینه کمک کنند. امیدوارم هنرمندان همدان پیشقدم شوند تا چنین انجمن‌ها و تشکل‌هایی شکل بگیرد. نکته مهم‌تر این است که در نبود چنین فضایی هنرمندان همدانی مجبور به مهاجرت می‌شوند همدان نقاشان بزرگی داشته اما با یک نگاه اجمالی متوجه می‌شویم که یا به خارج از استان و یا خارج از کشور رفته‌اند. باید برای جلوگیری از چنین پدیده‌ای چاره‌ای اندیشید.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%86%DA%AF?magazineid=


برچسب ها: هنر همدان ، نقاشی همدان ، همشهری همدان ،

بهره‌گیری از هنر برای پویایی هلال‌ احمر در فصل سرما

نویسنده: حسین زندی
بهره‌گیری از هنر برای پویایی هلال‌ احمر در فصل سرما
موضوع آموزش یکی از مباحث اساسی در جمعیت هلال احمر است. درباره وضعیت آموزش‌ها در این نهاد با «بهروز کارخانه‌ای» مدیرعامل جمعیت هلال احمر گفت و گویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.
1393/10/10
موضوع آموزش یکی از مباحث اساسی در جمعیت هلال احمر است. درباره وضعیت آموزش‌ها در این نهاد با «بهروز کارخانه‌ای» مدیرعامل جمعیت هلال احمر گفت و گویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.
  • آموزش در هلال احمر استان همدان چگونه است؟
آموزش در هلال احمر در زیرگروه‌های آموزش عمومی، همگانی و تخصصی است. آموزش همگانی از وظایف هلال احمر است که شامل آموزش به مردم در اماکن عمومی است، آموزش عمومی نیز یعنی عده خاصی به هلال احمر مراجعه کنند و آموزش‌های خاصی دریافت کنند.
 آموزش تخصصی نیز برای افرادی است که آموزش اولیه و مقدماتی را طی کرده‌اند و حالا می‌خواهند در هلال احمر در یکی از رسته‌ها به صورت تخصصی فعالیت کنند.
  • این رسته‌ها شامل چه مواردی است؟
ما در هلال احمر 10 رسته داریم ازجمله‌؛ امداد و نجات جاده ای، اسکان اضطراری، رسته سیلاب وکوهستان که هرکدام تخصص خاصی را شامل می‌شود.  ما به دنبال آموزش همگانی از طریق صدا و سیما هستیم و به همین دلیل برنامه‌های زیادی ضبط کرده‌ایم که هفته‌ای دوبار از طریق صدا و سیما پخش می‌شود.
  • برای روستاها و جوامع محلی چه فکری کرده‌اید؟
برای تحقق یک هدف با  شعاری: «هر خانواده یک امداد‌گر» اجرای طرحی به نام «دادرس» در میان دانش‌آموزان آغاز شده که آموزش‌های کمک‌های اولیه را دریافت می‌کنند. ستاد بحران روستا و امدادگر نیز از طرح‌های دیگر ماست که تیم امداد روستا آموزش داده می‌شوند و قرار است در روستاها مستقر شوند.
هدف ما این است که وقتی بحرانی رخ می‌دهد افرادی باشند که سریع به محل برسند و موقعیت را ارزیابی کنند، ارزیابی اولین گام در یک بحران است و به افراد نیازمند کمک‌های لازم را با توجه به امکاناتی که در دست دارند ارائه کنند در روستاهایی که بیش از 250 نفر جمعیت دارند این طرح را پیاده خواهیم کرد.
  • برای زمستان همدان چه برنامه‌ای دارید؟
در این موضوع دو مشکل جاده‌ها و گردنه‌ها و همچنین کوهستان را داریم. ظرف چند روز آینده پایگاه امداد و نجات کوهستان الوند در ارتفاع «میدان‌میشان» فعالیت خود را آغاز خواهد کرد و با افتتاح این پایگاه در سراسر زمستان گروه امداد در دامنه الوند مستقر خواهند شد. قرار است یکی از هلی‌کوپترهای جدید خریداری شده برای امداد و نجات به همدان داده شود تا از این نظر هم به روز شویم.
با توجه به اینکه همدان استان سردسیر است و زمستان ها با یخبندان روبه‌رو است در بحث امداد جاده‌ای چه برنامه‌هایی دارید؟
 در بحث امداد جاده‌ای هم فعال هستیم اما باز هم توصیه می‌کنیم شهروندان مراقب باشند، رعایت قوانین رانندگی وحقوق دیگران اولین گام است تا تا حادثه وحشتناکی اتفاق نیفتد به هر حال وظیفه ماآموزش شهروندان و کمک به آسیب دیدگان است اما سخن ما این است که شهروندان خود باید مواظب خودشان باشند.
  • در زمینه برنامه‌های فرهنگی چه اقداماتی انجام شده است؟
در بخش جوانان برگزاری کلاس‌های عکاسی و تولید فیلم‌های کوتاه را داریم یکی از نفرات برتر جشنواره فیلم کوتاه امداد و نجات یک همدانی بود که فیلی با عنوان «فریاد در سکوت» برنده این جشنواره شد.
جمعیت هلال‌احمر می‌تواند با جذب جوانان در بخش‌ برنامه‌های هنری بهتر فعالیت کند در بحث هنر پیرو سخنان فیلسوف شهیر علامه محمد‌تقی جعفری باید بگویم «هنر شمایل شفاف کمال است».
این زیباترین تعریف از هنر است اگر کمال را مبنا قرار دهیم وآن را تزیین کنیم آن تزیین هنر است ما در هلال احمرهمدان در آموزش‌های هنری به دنبال چنین شیوه ای هستیم.
  • ارتباط هنر و جمعیت هلال احمر در چیست؟
هنر نزدیکترین ویژگی به صفت خداوند است به همین سبب باعث خلاقیت می‌شود و دوست داریم در همه امور حضور داشته باشد.
 هنر ما برگرفته از تاریخ ایران است در این زمینه بسیار غنی هستیم. تلاش خواهیم کرد از این ظرفیت استفاده کنیم و جمعیت هلال احمر را به سمت پویایی پیش ببریم.  
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D9%84%D8%A7%D9%84%E2%80%8C-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D9%85


برچسب ها: همشهری همدان ، هلال احمر ، هلال احمرهمدان ،

دوشنبه 15 دی 1393

مدیون برگزاری جشنواره تئاتر هستیم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

مدیون برگزاری جشنواره تئاتر هستیم

نویسنده: حسین زندی
مدیون برگزاری جشنواره تئاتر هستیم
«نوشین بیگلریان» از فعالان حوزه تئاتر همدان است كه در یك خانواده اهل تئاتر و نمایش متولد و از پنج سالگی به‌عنوان بازیگر وارد فعالیت حرفه‌ای شد .
1393/10/13
«نوشین بیگلریان» از فعالان حوزه تئاتر همدان است كه در یك خانواده اهل تئاتر و نمایش متولد و از پنج سالگی به‌عنوان بازیگر وارد فعالیت حرفه‌ای شد . از سال 1362 ده‌ها تجربه بازیگری، طراحی صحنه و كارگردانی را در كارنامه خود دارد و در بسیاری از جشنواره‌ها حضور داشته و موفق به كسب مقام شده است. اما این روزها او وارد تجربه دیگری در عرصه نمایش شده و مدتی است كه مسئولیت كانون تئاتر كودك همدان را بر عهده دارد. وی در این گفت‌وگو وضعیت این نهاد فرهنگی را تشریح می‌كند.
  • كانون تئاتر كودك همدان از چه زمانی فعالیت خود را آغاز كرده است؟
فعالیت كانون تئاتر كودك همدان از آذر سال گذشته كلید خورد و در مجمعی كه توسط اداره ارشاد استان همدان و جمعی از فعالان تئاتر كودك و نوجوان همدان برگزارشد پس از رأی‌گیری، پنج نفر به‌عنوان اعضای هیأت مدیره و یك نفر بازرس انتخاب شدند كه عبارت بودند از محسن‌پور قاسمی، سعید باغبانی، حمیدرضا رضایی، فرزاد لباسی، من و صابر دارپوی كه بازرس كانون هستند و از بین 6 نفر من به‌عنوان مدیر كانون انتخاب شدم.
  • چه افرادی می‌توانند عضو كانون شوند و تاكنون وضعیت عضوگیری شما چگونه بوده است؟
در این مدت كوتا بیش از110 نفر عضو كانون شده‌اند كه همه از فعالان تئاتر همدان هستند به‌خصوص افرادی كه در حوزه كودكان كار می‌كنند، خوشبختانه استقبال خوب بوده است.
  • هدف و برنامه‌های شما در این نهاد چیست چه فعالیت‌ها و چه انتظاری از اعضا دارید؟
ما در این یك سال چندین كارگاه و «ورك شاپ» برگزار كرده‌ایم. رایزنی‌هایی برای تقویت كانون با نهادهای استانی مانند شهرداری و استانداری داشته‌ایم حتی با تهران هم رایزنی كرده‌ایم.
 باید توجه داشته باشیم كه اعتبار دوره‌های انتخابات كانون 2ساله است و من فكر می‌كنم بعد از اتمام دوره دو ساله ما این نهال به ثمر خواهد رسید و اعضای بعدی می‌توانند آنچه ما كاشته‌ایم را برداشت كنند، ما در آغاز راه هستیم.
  • كانون برای تقویت تئاتر همدان چه برنامه‌ای دارد؟
اگر گروه‌ها امكانات داشته باشند و بتوانند هزینه بیشتری را صرف كارها كنند نتیجه بهتری خواهیم گرفت و تماشاچی بیشتری را در سالن خواهیم دید، در طول سال ما تماشاچی‌های خود را داریم در همدان تئاتر كودك جا افتاده است در طول تابستان گذشته همزمان دو سالن درگیر اجرای كار كودك بود و مردم شهر نیز خوشبختانه استقبال خوبی داشتند.
  • این استقبال از كجا می‌آید؟
به هر حال ما مردم علاقه‌مندی داریم، مردم همدان با كار كودك ارتباط خوبی برقرار كرده‌اند البته بخشی از این استقبال و ارتباط را مدیون برگزاری جشنواره‌ها در همدان هستیم. در روزهای برگزاری این جشنواره همه مردم همدان درگیر هستند.
  • از جشنواره‌ها گفتید، نقش كانون در جشنواره بین‌المللی تئاتر كودك و نوجوان چگونه بود؟
امیدوار بودیم كه از كلید خوردن جشنواره تا پایان جشنواره كانون سهیم باشد اما چون این كانون نوپا بود این اتفاق نیفتاد البته مراسم اختتامیه بر عهده ما بود و كمیته داوران كودك هم به كانون واگذار شد امیدواریم سال‌های آینده نقش پررنگ‌تری داشته باشیم.
  • اعضای شما از لحاظ اجرا و شركت در جشنواره چه نقشی داشتند؟
من با افتخار باید بگویم كه 6 كار تولید صحنه‌ای گروه‌هایی كه عضو كانون هستند در جشنواره بین‌المللی تئاتر كودك و نوجوان همدان حضور داشتند هر چند نتوانستیم حمایت چندانی از این گروه‌ها داشته باشیم اما در كنار این دوستان بودیم و من از همه آنان تشكر می‌كنم.
  • این روزها چه كارهایی در حال اجرا است؟
البته در ماه‌های محرم و صفر یك وقفه‌ای در تئاتر ایجاد می‌شود و به جز كارهای مناسبتی و عاشورایی كه تعداشان بسیار كم است ،كار چندانی در همدان نداریم.
بیشتر فعالیت گروه‌های تئاتر از فروردین ماه هر سال آغاز می‌شود و در طول سال ادامه پیدا می‌كند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%AF%D9%8A%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%8A%D9%85


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، تئاتر کودک ،

دوشنبه 15 دی 1393

30 سال زندگی با دوات

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،

30 سال زندگی با دوات

30 سال زندگی با دوات
سید علا سرمدی:هنر خوشنویسی اكتسابی است واگر کسی به دنبال آن نرود این هنر را یاد نمی‌گیرد .
1393/10/09
خوشنویسی همدان پیشینه درخشانی دارد، در صدسال اخیر بزرگانی چون ریاض همدانی و حسن دانشفر چراغ این هنر را برافروختند و جانشینان خلف آنان این رشته را همچنان ادامه می‌دهند. سیدعلا سرمدی یكی از خوشنویسان با سابقه همدان است كه بیش از 30 سال به تربیت هنرجویان این رشته پرداخته است. او متولد 1328 در همدان است كه پس از پایان تحصیلات در سال 1362 اولین آموزشگاه خصوصی در همدان را دایر كرد. سرمدی دارای درجه فوق ممتاز از انجمن خوشنویسان ایران است و در این گفت‌و‌گو خوشنویسی همدان را مورد بررسی قرار می‌دهد.
  • ابتدا از چگونگی ورودخود به عرصه خوشنویسی بگویید؟
بخشی از تحصیلاتم را در همدان گذراندم و پس از مهاجرت به تهران در آن شهر ادامه تحصیل دادم، همزمان آموختن خوشنویسی را هم پیگیری كردم و دوره‌هایی را نزد استاد عبدالله فرادی گذراندم، خط نستعلیق را نزد ایشان و خط شكسته نستعلیق را پیش استاد یداللهی كابلی آموختم.
  • آموزش دادن به هنرجوها را چه زمانی شروع كردید؟
پس از بازگشت به همدان متوجه شدم كلاس و آموزشگاه خصوصی در همدان وجود ندارد و چند نفر از استادان قدیمی این رشته از جمله استاد حسن دانشفردر منزل خود شاگردان را آموزش می‌داد، با توجه به علاقه‌ای كه به خوشنویسی داشتم در سال 1362 اولین كلاس و یا آموزشگاه خوشنویسی را در همدان راه‌اندازی كردم و تا امروز ادامه داده‌ام.
  • آن زمان انجمن خوشنویسان فعال نبود؟
تا سال 67 كه انجمن خوشنویسان در همدان تأسیس شد هیچ نهادی در زمینه آموزش خوشنویسی وجود نداشت.
  • تفاوت نگرش و حتی آموزش در هه 60 با توجه به ورود فناوری‌هایی مانند كامپیوتر با امروز در چه چیزی است؟
آن دوره مردم علاقه زیادی به خوشنویسی داشتند و كامپیوتر و موبایل وجود نداشت با ورود این ابزار جوانان و نوجوانان از خوشنویسی فاصله گرفتند، اما پس از سال‌ها هم خانواده‌ها و هم آموزش پرورش متوجه اهمیت خوشنویسی شدند به همین علت دوباره در حال رونق گرفتن است.
  • آزمون‌های پایان دوره توسط چه نهادی انجام می‌شود؟
آزمون‌ها توسط انجمن خوشنویسان همدان برگزار می‌شود بدین صورت كه امتحانی زیر نظر اداره ارشاد برگزار می‌شود اوراق به تهران فرستاده می‌شود مدارك هم توسط انجمن خوشنویسان در تهران صادر می‌شود.
  • از زنده‌یاد استاد عبدالله فرادی یاد كردید، دوره‌ای كه او درهمدان بود شما هم در كلاس‌ها شركت می‌كردید؟
استاد فرادی به‌صورت مقطعی و گاهی هرسال یك یا دو ماه به استان‌های مختلف می‌رفتند و دوره‌های آموزشی برگزار می‌كردند، استقبال خوبی هم می‌شد اما وقتی به همدان آمدند من در اینجا نبودم.
  • به جز استاد فرادی و كابلی نزد چه كسانی آموزش دیدید؟
پس از زنده‌یاد فرادی ارتباط خوبی با استاد حسین امیرخانی برقرار كردم.
  • شیوه آموزش و خوشنویسی كدام یك از استادان را می‌پسندید؟
هردو خوب است، آن زمان من و دیگر شاگردان سعی می‌كردیم نهایت استفاده را از آنان ببریم مثلاً وقتی خدمت استاد فرادی بودم بعد از پایان كلاس تا منزل ایشان را همراهی می‌كردیم و سؤال‌ها را می‌پرسیدیم چون هفته‌ای یك بار به تهران مراجعه می‌كردیم.
  • در همدان با كدام یك از خوشنویسان ارتباط داشتید؟
در این شهر خوشنویسان زیادی بودند كه رابطه دوستی با هم داشتیم البته بیشترخوشنویسان همدان بعد از انقلاب از شاگردان فرادی بودند اما از قدیمی‌های همدان بیشتر با جواد رحیمی و حسن دانشفر دوست بودم و این دوستی با آقایان قهرمانی و فتوت همچنان ادامه دارد.
  • وضعیت خوشنویسی همدان در مقایسه با قزوین كه به قولی پایتخت خوشنویسی است چگونه است؟
در گذشته استان‌هایی مثل قزوین فعال‌تر بودنداما امروز تقریباً بیشتر نقاط كشور وضعیت همسانی دارد و برای بهتر شدن شرایط باید دولت و مدرسان توان بیشتری را صرف كنند و جوانان و نوجوانان را جذب كنند.
  • در همدان كدام نوع خوشنویسی برجسته‌تر است؟
من فكر می‌كنم نستعلیق و شكسته رونق بیشتری نسبت به ثلث و نسخ داردالبته شكسته ثلث و نسخ در آزمون جزء خط دوم محسوب می‌شود و خط اصلی نستعلیق است. انتخاب خط دوم از دوره عالی شروع می‌شود در این دوره كتابت و نستعلیق اجباری است و خط دوم اختیاری است در این دوره بیشتر هنرجویان همدانی به خط شكسته گرایش دارند.
  • نقش مدرسان در فراگیری بهتر چگونه است؟
باید توجه داشت اگر در محلی آموزشی صورت می‌گیرد اگر تخصصی برخورد نشود موفق نخواهد شد یك فرد نمی‌تواند همه انواع خوشنویسی را تعلیم دهد و هر مدرس باید یك رشته را تعلیم دهد به همین دلیل من تنها نستعلیق آموزش می‌دهم و شكسته، ثلث و نسخ توسط مدرسان دیگر آموزش داده می‌شود.
  • در خانواده شما دوبرادرتان هم خوشنویس هستند تحت تأثیر شما به این رشته روی آورده‌اند یا یك استعداد ذاتی و ارثی در خانواده شماست؟
به نظر من هنر خوشنویسی اكتسابی است و اگر كسی به دنبال آن نرود این هنر را یاد نمی‌گیرد.
  • یعنی اگر كسی خط بدی داشته باشد با آموزش می‌تواند خوشنویس درجه یك بشود؟
بله، صد‌درصد چنین اعتقادی دارم، انسان موجود بسیار توانایی است و اگر بخواهد می‌تواند.
رشته‌های مرتبط با خوشنویسی مانند تذهیب در همدان چه وضعیتی دارد؟
تذهیب حرفه‌ای در همدان كمتر دیده می‌شود برخلاف خوشنویسی كه به‌صورت حرفه‌ای دنبال می‌كنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/30-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: خوشنویسی همدان ، هنر همدان ، علا سرمدی ، همشهری همدان ،

دوشنبه 15 دی 1393

پل بعثت روی دست مسئولان ماند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،


پل بعثت روی دست مسئولان ماند
http://ghanoondaily.ir/News/39463/%D9%BE%D9%84-%D8%A8%D8%B9%D8%AB%D8%AA-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF

حسین زندی - فعالان مدنی ساخت پل بعثت در همدان را  عامل تخریب قدیمی‌ترین قنات‌های همدان می‌دانند و تغییر مسیر رودخانه دره‌مرادبیک را خطرناک عنوان می‌کنند اما مسئولان از طرح نیمه کاره خود دفاع می‌کنند.
شهردار منطقه یک همدان می‌گوید: «پروژه پل بعثت تا خرداد ماه سال آینده تکمیل خواهد شد و اکنون  حدود 55 درصد از کار پیشرفت فیزیکی داشته است. شهروندان نیزخوشبختانه راضی هستند.» 
مهدی مجیدی  در پاسخ به مخالفت کارشناسان می‌گوید: «اگر به حرف منتقدان توجه کنیم اصلا نباید در این شهر عملیات عمرانی داشته باشیم و پل بسازیم. رکوردی که شهرداری در این سال‌ها در زمینه پل سازی زده است در هیچ شهری وجود ندارد.»
اما کارشناسان و فعالان مدنی موافق شهردار نیستند. مهندس بهرنگ مجیدی مدرس 
دانشگاه آزاد در همدان می‌گوید: «برخی فکر می‌کنند اگر چند برج بلندمرتبه و چند پل در یک شهر بسازند مدرن می‌شوند اما مدرن شدن با پل ساختن نیست. اگر کشورهای دیگر توسعه یافته اند و حتی شهرهای دیگر ایران در حال پیشرفت هستند به خاطر این است که رفتار بهتر داشته‌اند و به زیرساخت‌ها توجه کرده‌اند نه به منافع شخصی.»
اشرف منطقی از فعالان فرهنگی همدان نیز می‌گوید: «ما فعالان مدنی کاملا با این طرح مخالف هستیم. بهتر بود بودجه‌ای که برای پل‌سازی صرف می‌شود برای احیاء قنات‌ها، چشمه‌ها و استیل‌ها (استخرهای) تاریخی همدان هزینه شود که در اثر شهرسازی جدید نابود شدند. شهر دستخوش منافع برخی از مهندسان شده است و تمامی‌چشمه‌های طاقی و گبری باستانی نابود شده است. »
منطقی با بیان اینکه «هر کاری در تهران انجام می‌شود ما هم تقلید می‌کنیم» می‌گوید: «در پل‌سازی هم ظاهرا الگوی مسئولان ما تهران است، مگر آن همه اتوبان و پل مشکل ترافیک تهران را حل کرده است؟ منطقه بعثت صبح‌ها قیامت است. اینها به اعصاب و روان مردم آسیب می‌زنند و به آلودگی و گرد و خاک این پل توجه نمی‌کنند. رودخانه دره مراد بیک دقیقا عمود بر این پل است. اگر طغیان کند چه کار خواهند کرد»
مهندس مهرداد خضریان می‌گوید: 
«در طرح تفضیلی همدان شعاع یا رینگی که بلوار بعثت را هم در بر می‌گیرد یک بزرگراه به عرض 75 متر تعریف شده است. این شعاع حلقه بزرگراهی همدان را تشکیل می‌دهد و چنین طرحی تنها در همدان پیش‌بینی شده است. طبق قواعد شهرسازی باید دسترسی سواره در این بزرگراه بدون توقف صورت بگیرد. به همین دلیل ساخت پل پس از تکمیل بزرگراه لازم است اما اینکه جانمایی پل چگونه باشد بسیار حساس است.»
این مدرس دانشگاه می‌گوید: «یکی از مشکلات، برخورد رودخانه دره مرادبیک با آن است. باید توجه داشته باشیم که بالاخره یک روز این رود زنده خواهد شد و ممکن است طغیان کند. پس باید پیش از ساخت پل به این نکته و جانمایی پل توجه می‌شد.»
خضریان ادامه می‌دهد: « پل‌هایی که در همدان ساخته شده است هیچ زیبایی ندارند. سابقه پل‌سازی ما در ایران به بیش از دو هزار سال پیش بر می‌گردد. در همین منطقه همدان و غرب کشور پل‌هایی از دوره ساسانیان، صفویه و قاجار داریم. پل‌سازی یک پدیده وارداتی نیست که از غرب آمده باشد. یک فناوری بومی‌و کهن است به همین دلیل اگر امروز ما پل می‌سازیم باید به جنبه زیبایی‌شناسانه هم توجه کنیم و ارزش‌های معماری را در آن ببینیم.»
با همه این انتقادها و مخالفت‌ها، پل بعثت احداث خواهد شد و قرار است تا بهار سال آینده به پایان برسد. اما آیا پس از این مسئولان و مدیران شهری همدان به خواست شهروندان توجه خواهند کرد یا در طرح‌های کلان شهری یکسویه تصمیم خواهند گرفت؟


برچسب ها: روزنامه قانون ، پل بعثت همدان ، شهرسازی همدان ،

سه شنبه 25 آذر 1393

پیگیری وضعیت مدارس روستایی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،


همدان

پیگیری وضعیت مدارس روستایی

پیگیری  وضعیت مدارس روستایی
دبستان روستای چشین که در 3 کیلومتری شرق همدان واقع شده است از امکانات اولیه محروم است.
1393/09/25
یكی از نهادهایی كه در دولت نهم و دهم آسیب جدی دید وزارت آموزش و پرورش بود. در حالی که معمولا این وزارتخانه وظیفه آموزش و پرورش كودكان و نوجوانان را بر عهده دارد، اما در این سال‌ها این كودكان بودند كه قربانی برخی سیاست‌ها شدند. این مسأله در روستاها بیشتر به چشم می‌خورد.  این مسأله در روستاها بیشتر به چشم می‌خورد. بی‌توجهی برخی آموزگاران و نیروهای خدماتی در روستاها به آموزش و بهداشت، نسلی را تربیت می‌كند كه این مسائل را كمتر رعایت می‌كند‌.
ماه‌های گذشته اتفاقاتی در مدارس روستایی همدان افتاده است كه قابل چشم‌پوشی نیست، اما مورد غفلت مسئولان واقع شده و پیگیری والدین نیز به نتیجه نرسیده است. یكی از این مدارس دبستانی در روستای چشین است. این روستا در فاصله 3 كیلومتری شرق همدان واقع شده و از امكانات اولیه محروم است.
یكی از والدین به همشهری می‌گوید: زمین بازی مدرسه خاكی است و دانش‌آموزان در این زمین بازی می‌كنند. سرویس‌های بهداشتی آن خراب است و مدرسه یك روز در میان آب ندارد، برخی روزها نیز نیروی خدماتی مدرسه، دانش‌آموزان را مجبور می‌كند تا كلاس‌های درس را نظافت كنند.
وی می‌گوید: همه می‌دانیم كه كودكان آینده‌سازان این مملكت هستند اما با چنین برخوردی و چنین امكاناتی چه انتظاری از این كودكان داریم؟ ما حاضر شدیم نیروی خدماتی برای مدرسه استخدام كنیم و حقوق آن را بپردازیم، اما به شأن كودكان ما توهین نشود به نظر می‌رسد پیش از این‌كه دانش‌آموزان نیاز به آموزش داشته باشند برخی از كاركنان آموزش و پرورش نیازمند آموزش رفتار درست با دانش‌آموزان هستند.
با پیگیری‌هایی كه از طریق همشهری انجام شد، مسئولان قول دادند كه به‌زودی موضوع را پیگیری كنند. معاونت تربیت‌بدنی و سلامت اداره كل آموزش و پرورش استان با حضور در این مدرسه گفت: متأسفانه مواردی وجود دارد كه برای برطرف کردن آنها از طریق مدیریت آموزش و پرورش ناحیه یك همدان پیگیری خواهیم كرد. هر چند بخشی از نقص‌ها مربوط به اداره نوسازی مدارس است و مشكلات سخت‌افزاری است اما در این مدرسه نیاز به افزایش فضای آموزشی داریم و این مسأله مستلزم اعتبارات است.
عبدالله جعفری ادامه داد: مهم‌ترین مسأله این است كه باید شرایط ایمنی مدرسه سریع‌تر پیگیری شود. همچنین سرویس‌های بهداشتی در این مدرسه مسدود شده است كه هرچه زودتر باید رسیدگی شود، خوشبختانه مدیریت آموزش و پرورش ناحیه یك اعتباری را به‌صورت اورژانسی به این منظور اختصاص داده است.
وی در پایان گفت: در این نهاد آموزشی مسائلی داشته‌ایم كه به فرهنگسازی در امور بهداشت محیط مربوط می‌شود. به مدیر و معاون آموزشی تذكر داده شد تا نیروی خدماتی ملزم به اجرای مسئولیت شود. توجه به حفظ محیط‌زیست ضروری است، اما این موضوع باید از طریق شورای مدرسه و اولیای دانش‌آموز انتقال یابد و باید جایگاه‌ و شان دانش‌آموزان رعایت شود. ما قطعاً چنین مواردی را پیگیری خواهیم كرد و كم‌كاری نیروها را تحمل نمی‌كنیم. مشكلات به مدیران ارشد استان انتقال داده شد و در هر مدرسه‌ای چنین موردی باشد برخورد خواهیم كرد.
چاپ
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%D9%8A%DA%AF%D9%8A%D8%B1%DB%8C-%D9%88%D8%B6%D8%B9%D9%8A%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%8A%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: مدارس روستایی همدان ، همشهری همدان ، روستاهای همدان ، روستای چشین همدان ،

دوشنبه 17 آذر 1393

انجمن پیرمردها و پیرزن‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،


همدان

انجمن پیرمردها و پیرزن‌ها

نویسنده: حسین زندی
انجمن پیرمردها و پیرزن‌ها
7 سال پیش با همت جمعی از بازنشستگان همدانی نهادی متولد شد كه «كانون فرزانگان، برنادلان همدان» نام گرفت و پس از 5 سال فعالیت موفق با تغییر عنوان به بنیاد تبدیل شد .
1393/09/17
7 سال پیش با همت جمعی از بازنشستگان همدانی نهادی متولد شد كه «كانون فرزانگان، برنادلان همدان» نام گرفت و پس از 5 سال فعالیت موفق با تغییر عنوان به بنیاد تبدیل شد این بنیاد بیش از 150 نفر عضو فعال دارد و این روزها در زمینه‌های گردشگری، ورزش، هنرو ادبیات فعالیت می‌كند. حسین شریفی مدیرعامل كانون پس از 60 سال فعالیت مدنی، در آستانه 80 سالگی همچنان همسالان خود را فراموش نكرده و ابراز امیدواری می‌كند در تمام ایران سالمندان بتوانند با تشكیل كانون‌ها و بنیادهایی نظیر «بنیاد فرزانگان، برنادلان همدان» فضای امیدبخشی را تجربه كنند.
  • این بنیاد را از چه طریقی ثبت كردید؟
ما از اداره بهزیستی همدان مجوز گرفته‌ایم، اداره بهزیستی می‌تواند برای ساماندهی وضعیت سالمندان خدمات‌رسانی كند و این موضوع در حوزه وظایف این نهاد است البته بهتر است این خدمات از طریق نهادهای مدنی و غیر‌دولتی مرتبط در اختیار سالمندان قرار گیرد بنیاد فرزانگان، برنادلان همدان به‌عنوان یك نهاد غیر‌دولتی با همین هدف شكل گرفت.
  • فعالیت‌های اعضای بنیاد در چه فضا و مكان‌هایی انجام می‌شود؟
پیش از این یكی از ویلاهای مرحوم مكارچی كه درمحوطه بیمارستان بهشتی قرار دارد در اختیار ما بود.
 اما اداره بهزیستی ویلاها را به مهمانسرا تبدیل كرد و ما آنجا را تخلیه كردیم و ساختمانی را اجاره كردیم كه هم به‌عنوان دفتر كار از آن استفاده می‌كنیم و نیز دو روز در هفته برای تمرین‌های یوگا و ورزش‌های بانوان استفاده می‌شود.آقایان هم در فصل سرما در همین مكان ورزش می‌كنند. علاوه بر این سالن امور تربیتی را سه روز در هفته اجاره كرده‌ایم كه بانوان 3 نوبت در آنجا ورزش می‌كنند. استقبال بسیار خوب است و برخی از خانم‌ها می‌گویند اگر یك هفته برنامه‌های بنیاد تعطیل شود ما بیمار می‌شویم، ورزش‌ها متناسب سن اعضا و بسیار مفیداست.
  • فضای كافی در این ساختمان وجود دارد؟
ما علاقه‌مند هستیم پیگیری كنیم بتوانیم در بهترین موقعیت از نظر امكانات و رفاه به اعضا خدمات‌رسانی كنیم به دنبال آن هستیم كه فضای مستقل و مناسبی برای دوستان تهیه كنیم و امیدوارم شورای شهر و شهرداری همدان در این زمینه مارا یاری كنند از خانه‌های تاریخی كه در شهر وجود دارد در اختیار بنیاد قرار بگیرد تا هم این بناها حفظ شود و هم سالمندان شهر همدان از خدمات شهرداری بهرمند شوند.
  • علاوه بر ورزش چه فعالیت دیگری در این بنیاد صورت می‌گیرد؟
برنامه‌ها گوناگون است، هر فصل یك برنامه ایرانگردی برگزار می‌كنیم؛ فصل بهار 93به شهر كرد و اصفهان رفتیم، فصل تابستان به تبریز و زنجان و فصل پاییزامسال به مراغه و جلفا و سرعین رفتیم. هربار حدود 40 نفراز اعضا با هزینه شخصی در این برنامه‌ها حضور دارند از آنجا كه بیشتر اعضای بنیاد تنها زندگی می‌كنند فرزندان آنها ازدواج كرده‌اند و برخی حتا همسرانشان را از دست داده‌اند این برنامه‌ها بسیار امید بخش است. بیشتر خانم‌هایی كه با ما به این سفرهای یك هفته‌ای می‌آیند می‌گویند؛ هرگز در زندگی تجربه چنین مسافرتی را نداشته‌ایم.
  •  چه تعداد از سالمندان همدانی جذب این بنیاد شده‌اند؟
اعضای بنیاد حدود 150 نفرهستند و بیش از یكصد نفر از آنها خانم‌ها هستند و تمامی هزینه‌ها از طریق دریافت حق عضویت تأمین می‌شود این بنیاد از نظر نظم، انسجام و دقت در كشور كمتر نظیر دارد هدف ما این است كه افراد سالمند به جای این‌كه بدون برنامه در پارك‌ها بنشینند وارد این بنیادها و كانون‌ها بشوند
  • آینده چنین نهادهایی را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
با توجه به شناختی كه از كشور داریم امیدواریم نه تنها در همدان تعداد چنین نهادها و بنیاد‌هایی رشد كند بلكه در تمامی شهرهای ایران این اتفاق بیفتد و سالمندان انگیزه و روحیه شاد خود را بازیابند و از نا امیدی فاصله بگیرند.
  • چند ساعت و یا چند روز از هفته اعضای شما می‌توانند از امكانات این بنیاد بهره‌ببرند به سخن دیگر چقدر برنامه‌های بنیاد می‌تواند وقت اعضا را پر كند؟
تقریباً هر روز برنامه داریم به‌طور مثال كلاس‌های آموزش زبان برای خانم‌های علاقه‌مند برگزار می‌شود و یا هر5 شنبه از ساعت 4تا6 درسالن اداره امور تربیتی كه در خیابان شهید بهنامجو واقع شده است برنامه شعر و موسیقی برگزار می‌كنیم و هر بار بیش از صد نفر از اعضا در این برنامه شركت می‌كنند افراد باسواد و باشخصیتی كه برخی از آنها نویسنده، شاعر و پژوهشگر هستند این برنامه باعث شده بقیه دوستان هم به سمت و سوی مطالعه رهنمون شوند.
همچنین اجرای موسیقی توسط گروه‌های مختلفی از جوانان همدانی است كه در هر هفته 3 برنامه 15 دقیقه‌ای در فواصل برنامه برای حاضران قطعات جذابی را اجرا می‌كنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7


برچسب ها: همشهری همدان ، حسین شریفی ، نهادهای مدنی ، بنیاد فرزانگان ، برنادلان همدان ،

ملهمدره؛ مخملی سبز بر بستر دیار سید جمال‌الدین

ملهمدره؛ مخملی سبز بر بستر دیار سید جمال‌الدین
امكانات روستا متناسب با ظرفیت های گردشگری آن نیست، باید از سرمایه‌گذاران بخش خصوصی برای پیشرفت روستا حمایت شود .
1393/09/16
روستای ملهمدره در فاصله هفت كیلومتری اسدآباد همدان واقع و چند سالی می‌شود كه به‌عنوان روستای هدف گردشگری معرفی شده است. از ویژگی‌های آن معماری پلكانی و باغ‌های یكپارچه است. ملهمدره به‌عنوان مركز برگزاری جشن آلو در فصل برداشت میوه مهمانان زیادی را در خود جای می‌دهد. این روستا 120 خانوار با 420 نفر جمعیت و  و 45 كیلومتر با مركز استان فاصله دارد.
زبان مردم ملهمدره تركی است، دارای آیین‌ها و باورهای محلی هستند كه معرفی این آیین‌ها و جشن‌ها می‌تواند وضعیت گردشگری روستا را به سامان برساند در این روستا 200 هكتار باغ وجود دارد كه بیش از 60 هكتار آن آلو و 100 هكتار باغ گردو است. فراورده‌های آلو، رب آلو، ترشی، آلوی خشك، مربا، لواشك و مواردی از این دست است كه بیشتر مردم روستا از فروش این محصولات امرار معاش می‌كنند.
مشكل زیرساخت‌ها
«حسین زارعی» دهیار روستا می‌گوید: ملهمدره روستای بكر و زیبایی است و ظرفیت‌های مثبت بسیاری دارد كه نیازمند توجه بیشتر از طرف مسئولان است از جمله زیرساخت‌های روستا، بهداشت و روشنایی وضعیت مناسبی ندارد. به‌طور مثال وقتی مهمانان برای بازدید به ملهمدره مراجعه می‌كنند در جاده منتهی به روستا هیچ تابلو راهنمایی وجود ندارد. وی ادامه می‌دهد: ما اگر بتوانیم سرمایه‌گذاران بخش خصوصی را به این روستا دعوت كنیم گام مؤثری در توسعه گردشگری منطقه برمی‌داریم. در طول سال با توجه به مراسم‌ و جشن‌هایی كه در روستا برگزار می‌شود گردشگران زیادی به روستا وارد می‌شوند اما هنوز منافعی برای روستا نداشته است.
زارعی می‌گوید: یك سرمایه‌گذاری خصوصی با همكاری میراث فرهنگی در این روستا انجام شده و ما امیدواریم سرمایه‌گذاران بیشتری دعوت شوند تا بازارچه‌های محلی، اقامتگاه و اماكن تفریحی توسعه پیدا كنند و گردشگران بتوانند با امنیت بیشتر در اینجا اقامت داشته باشند. محصولاتی كه در روستا تولید می‌شوند باید در همین روستا عرضه شود.
كشاورزی و كمبود آب
«نورالدین زارعی» یكی از اعضای شورا نیز می‌گوید: اولین مشكل مردم روستا در بحث كشاورزی است. جهاد كشاورزی همیشه از كمبود بودجه می‌گوید. ما در باغ‌های این روستا 25 جوی آب داریم كه در هر كدام دو ساعت هدررفت آب وجود دارد و مردم روستا توانایی بازسازی این جوی‌ها را ندارند.
وی می‌افزاید: اگرچه گردشگری روستا خوب است اما امكانات روستا متناسب با آن نیست. قطعاً ما از سرمایه‌گذاران بخش خصوصی حمایت می‌كنیم. ما از وزارت كشور، سازمان مسكن و شهرسازی و سازمان میراث فرهنگی انتظار داریم وقتی روستایی با عنوان روستای هدف معرفی می‌شود مشكلات آن را رفع كنند.
«كرمعلی امامیان» دیگر عضو شورای روستای ملهمدره می‌گوید: لوله‌های آب آشامیدنی پوسیده است و باید تعویض شود، همچنین جوی آب قدیمی است و هدررفت آب كشاورزی زیاد است و هنوز گازكشی در آن صورت نگرفته در حالی كه فاصله روستا تا اسدآباد كمتر از هفت كیلومتر است. او می‌گوید: این روستا 25 هكتار باغ انگور، 70 هكتار آلو و 100 هكتار گردو دارد. اقتصاد روستا با تكیه بر باغداری تأمین می‌شود. گردو، آلو، بادام، انگور، زردآلو از محصولات باغ‌های روستا است كه جزء مرغوب‌ترین محصولات منطقه به شمار می‌رود وگیاهان دارویی منطقه منحصربه‌فرد است.
«فرامرز پایور» كارشناس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری اسدآباد نیز با اشاره به ظرفیت‌های ملهمدره توضیح می‌دهد: روستای ملهمدره از قدیمی‌ترین روستاهای اسدآباد است.
در اشعار رودكی از ملهم نام برده شده كه به معنای پارچه سبزرنگ مخمل است. در گذشته ملهمدره مخمل‌بافی داشته و به خاطر سرسبزبودن روستا این نامگذاری صورت گرفته است.
روستایی آرام با مردم سازگار
پایور می‌گوید: ملهمدره اولین پایگاه گردشگری اسدآباد است كه بیش از 700 نوع گیاه دارویی در آن یافت می‌شود. اگر مسئولان بودجه‌ای اختصاص دهند و التفات و توجه بیشتری به مناطق هدف گردشگری داشته باشند، سازمان میراث فرهنگی برنامه و طرح‌های مناسبی برای این مناطق دارد كه جذب گردشگر اولین اولویت میراث فرهنگی است. در این زمینه البته تكیه بر بخش خصوصی بیشتر است كه به‌عنوان سرمایه‌گذار در زمینه گردشگری بهره‌خواهیم برد. اهالی ملهمدره‌ها سازگار و این روستا آرام‌ترین روستاست. این كارشناس میراث فرهنگی در پایان می‌گوید: گمانه‌زنی‌هایی بر روی بقایای قلعه روستا انجام شده اما هنوز به‌طور قطع نمی‌توان گفت كه متعلق به چه دوره‌ای است.
 یكی از مشكلات روستا فاضلاب است كه وارد رودخانه می‌شود و آن را آلوده می‌كند و زیبایی روستا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد،ضمن این که مدیریت پسماند ضعیف است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Hamedan/Contents/%D9%85%D9%84%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%87%D8%9B-%D9%85%D8%AE%D9%85%D9%84%D9%8A-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D9%8A%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%8A%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%8A%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، ملهمدره اسد آباد ، روستاهای هدف گردشگری همدان ، اسد آباد ، جشن آلو ،

سه شنبه 11 آذر 1393

روایت هنرمند همدانی از گذشته موسیقی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،موسیقی ،روزنامه همشهری ،

روایت هنرمند همدانی از گذشته موسیقی

نویسنده: حسین زندی
روایت هنرمند همدانی از گذشته موسیقی
موسیقی همدان مدیون كسانی است كه با محدودیت‌های اجتماعی مبارزه كردند و سینه به سینه حافظ این هنر شدند و راه را برای نسل امروز، علاقه‌مندان ومخاطبان این هنر هموار كردند.
1393/09/10
موسیقی همدان مدیون كسانی است كه با محدودیت‌های اجتماعی مبارزه كردند و سینه به سینه حافظ این هنر شدند و راه را برای نسل امروز، علاقه‌مندان ومخاطبان این هنر  هموار كردند. رضا جعفر‌پور همدانی از جمله این افراد است كه با وجود سختی‌ها به فعالیت خود ادامه داد و امروز یكی از خوانندگان شناخته‌شده همدان به شمار می‌رود.او سال 1316 در همدان متولد شد و با همنشینی با بزرگان این عرصه و استعداد فردی آواز ایرانی را آموخت و آثاری را در زمینه موسیقی سنتی و محلی خلق كرد. گفت‌وگویی با این خواننده همدانی انجام داده‌ایم كه در پی می‌آید.
  • آقای جعفرپورسرچشمه علاقه شما به موسیقی چیست؟
در دوران ابتدایی آقای برق لشكری معلم موسیقی ما در مدرسه محمدی بود. آن زمان مدرسه محمدی كه پشت شهرداری فعلی بود در انتهای كوچه‌ای كه امروزه به‌صورت طاقی باقی مانده و یك در آن هم از سمت محله دوگوران بود اما از سن 15 یا 16سالگی با گوش‌كردن رادیو به خواندن آواز و ترانه تشویق شدم و پس از آن هرچه آموختم با شنیدن رایو و به‌صورت خودجوش بوده است.
  • آن زمان اجرا هم داشتید؟
قبل از انقلاب من هیچ فعالیت موسیقی به‌صورت عمومی نداشتم. از نظر خانوادگی ما محدودیت د‌اشتیم و آن زمان تنها در جمع‌های خصوصی و برای دوستان می‌خواندم. بعد از انقلاب یك مدتی موسیقی مهجور ماند اما ما تشویق شدیم كه این هنر را به جامعه ارائه دهیم. اولین كنسرتی كه اجرا كردیم با همكاری صدا و سیما در سالن اجتماعات باشگاه معلمان بود كه زنده‌یادان داریوش زرگری و جلال دوستی هم از نوازندگان این برنامه بوند و آقای مهرورز هم خواننده بود. من یك ترانه محلی در این كنسرت اجرا كردم كه از ساخته‌های آقای كمال مدنی بود. اجرای این برنامه اوایل دهه هفتاد بود و اولین كنسرت بعد از انقلاب به شمار می‌آمد كه آن زمان اجرا شد.
  • رابطه شما با بزرگان موسیقی همدان مثل استاد دانشفر، استاد جمالی، آسایش و گلپریان چگونه بود؟
با آقای دانشفر دوستی نزدیكی داشتیم و چند برنامه خصوصی هم با ایشان اجرا كردیم، آقای دانشفر هم تدریس آواز داشتند و هم ویلن می‌نواختند. با آقای آسایش هم ارتباط دارم ایشان هم از نوازندگان بنام هستند اما با آقای جمالی ارتباط بسیار خوبی داشتیم به‌ویژه از سال‌های 64 تا 74 كه فوت كردند با هم كارهایی به‌صورت خصوصی اجرا می‌كردیم.
  • ویژگی كارآقای جمالی چه بود؟
آقای جمالی هم استادی نداشت و گاهی با افراد گمنام كار كرده بود اما هنرمندی در سطح استادان جلیل شهناز و فرهنگ شریف بود و در سال‌های 54 و 55 چند اجرا با آقای حسین خواجه امیری (ایرج) اجرا كرده‌اند كه 3 برنامه به دست من رسیده است. این كارها در شور، همایون، اصفهان، سه‌گاه اجرا شده است. آثار آقای جمالی در اختیار فرزندشان ساسان جمالی است و او محبت كرد چند اثر از كارهای ایشان را به من داد.
  • از خوانندگان همدان چه كسانی را می‌شناختید؟
سیدرضا شاهد كه به سید رضا عطار مشهور بود و در زمان نوجوانی من می‌خواند. آقای یوسف محبی، آقای مهرورز و آقای حسین مقربی كه تقریباً از هم‌نسلان من هستند.
  • چرا بیشتر این هنرمندان آموزش ندیده‌اند و استاد نداشتند؟
موسیقی ما گوشی و شنیداری است. هنرمندان و نوازندگان ما سینه به سینه كار می‌كردند. آموزشگاهی هم وجود نداشت. استاد می‌نشست و شاگرد هم در مقابلش به‌صورت شفاهی كار می‌كردند. پیش از كلنل وزیری كه نت را وارد ایران كرد، موسیقی ما سینه به سینه منتقل می‌شد. آواز هم از همین قاعده پیروی می‌كرد.
  • شما هیچ آموزشی ندیدید؟
من تا سال 64 آموزشی در مورد ردیف‌های موسیقی ندیده بودم اما گوشه‌ها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی را می‌شناختم. آن سال به تشویق یكی از دوستانم به نام رضا بختیاری دوره‌های آموزشی ردیف را گذراندم.
  • تقسیم‌بندی‌هایی كه به نام مكاتب موسیقی اصفهان، تبریز و تهران وجود دارد آیا همدان را هم در بر می‌گیرد؟
همدان موسیقی محلی ندارد و سبك خاصی هم ندارد، هنرمندان بنابر علاقه خود به دنبال یكی از این مكاتب می‌روند. من هم سبك اصفهان و تاج اصفهانی را كار می‌كنم.
  • چرا تاكنون آلبومی منتشر نكرده‌اید؟
چند كار محلی دارم كه در صدا و سیمای مركز همدان اجرا كرده‌ام اما متأسفانه از پخش برخی از آنها جلو‌گیری می‌كنند. آلبوم هم منتشر نكرده‌ام و امروز هم در 78 سالگی از آن صدایی كه در 50سالگی داشتم، خبری نیست. كیفیت صدای جوانی دیگر نیست.
  • وضعیت موسیقی همدان را چگونه می‌بینید؟
موسیقی همدان خیلی خوب است. از گذشته بهتر است. جوانان مستعدی در نوازندگی و خوانندگی داریم. پیش از انقلاب چندان آموزش موسیقی معمول نبود و به اهالی موسیقی به‌عنوان مطرب نگاه می‌كردند.
  • به جز فعالیت اجرایی و خواندن آواز فعالیت دیگری هم در زمینه موسیقی داشتید؟
در سال 76 با همكاری دوستان انجمن موسیقی را در همدان راه‌اندازی كردیم در همان سال كه مهندس خرم استاندار همدان بود، توسط اداره ارشاد 2میلیون تومان به انجمن كمك كرد و از آقای بختیاری ساختمانی اجاره كردیم و به‌ ترویج موسیقی اقدام كردیم.
3 سال به‌عنوان مدیر داخلی و مسئول آموزش انجمن فعالیت كردم و با همكاری انجمن كنسرت‌های خوبی در همدان اجرا ،اما متأسفانه پس از 4سال تعطیل شد حالا حدود 6 یا 7 آموزشگاه در همدان وجود دارد و شرایط بهتر است.


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، هنرمندان همدان ،

تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات