شنبه 8 شهریور 1393

تشکل های مردمی در پیشبرد امور اجتماعی راهگشا هستند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،ایرنا ،

تشکل های مردمی در پیشبرد امور اجتماعی راهگشا هستند

همدان-ایرنا- مدیرکل امور مجامع سازمان های مردم نهاد سازمان میراث فرهنگی کشور گفت:تشکل های مردم نهاد با مشارکت در امور اجتماعی و دولتی می توانند همواره راهگشا باشند.

به گزارش ایرنا ˈمرتضی رمضانیˈ روز دوشنبه در کارگروه مشترک حوزه های چهارگانه تشکل های غیردولتی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در همدان از رویکرد مثبت این سازمان نسبت به تشکل های مردم نهاد در پیشبرد اهداف و برنامه ریزی ها ی توسعه اجتماعی خبر داد.

وی افزود: این سازمان در این رابطه با بیش از 921 تشکل غیردولتی فعال در حوزه های داخلی و خارجی مشارکت دارد.

وی ادامه داد: در نتیجه همکاری های تشکل های داخلی و خارجی و انجمن ها ، زمینه همکاری در حوزه های گردشگری ،صنایع دستی و میراث فرهنگی ایجاد شده و ارتباط میان این تشکل ها، امکانی مناسب برای پیشبرد برنامه های توسعه اجتماعی در مقیاس ملی را فراهم کرده است.

مدیرکل امور مجامع سازمان های مردم نهاد میراث فرهنگی کشور در ادامه گفت: در هفته دولت اتاق فکر و خانه تشکل سازمان میراث فرهنگی راه اندازی و به مرور در استان ها نیز تشکیل می شود.

رمضانی افزود: در سازمان میراث فرهنگی کشور اتاق فکر و خانه تشکل ها راه اندازی می شود تا تشکل ها بتوانند در این مرکز، ایده ها و افکار خود در خصوص فعالیت هایی که در راستای میراث فرهنگی وجود دارد را دنبال کنند.

وی اظهار کرد: اتاق فکر سازمان میراث فرهنگی، فضایی برای تفکر و اندیشه فراهم کرده و کارهای مردم در این زمینه پی گیری می شود.

وی همچنین گفت: استفاده از تجارب نخبگان، جوانان و زنان، تقویت مشارکت عمومی و نهادهای مدنی، ارتقای دیپلماسی فرهنگی، حمایت از توسعه کمی و کیفی صنف های فرهنگی و تلاش برای از بین بردن نگاه امنیتی به تشکل های مردمی به عنوان بخشی از برنامه های رییس جمهوری برای تشکل ها در حال پی گیری و تحقق است.

وی همچنین گفت: این پنجمین کارگروه چهارگانه تشکل های دولتی کشور است که برای نخستین بار، خارج از مرکز و در استان همدان برگزار می شود.

مدیر کل امور مجامع سازمان های مردم نهاد میراث فرهنگی کشور گفت: مجموعه پیشنهادات و نکته نظرات این نشست ها تاکنون در قالب 54 عنوان موضوع بررسی شده که 27 عنوان از این پیشنهادات محقق شده و مابقی در دست اقدام است.

رمضانی اظهار کرد:قانون تشکل ها و مجوزهای آنها از جمله این موارد است که پیشنهاد شده تشکل ها از این پس به صورت هیات امنایی اداره شوند.


عضو انجمن ˈدوستان زمینˈ به عنوان هماهنگ کننده برگزاری این کارگروه نیز از حضور تشکل های مردم نهاد حوزه های میراث فرهنگی، گردشگری، صنایع دستی و اطلاع رسانی 22 استان کشور در همدان خبر داد.

ˈحسین زندیˈ افزود: 45 نفر در قالب این تشکل ها برای شرکت در این کارگروه که با هدف ساماندهی انجمن ها، پیگیری مطالبات سمن ها و جهت دهی و تخصصی کردن فعالیت ها تشکیل شده شرکت کردند.

وی گفت: این کارگروه همواره در تهران برگزار می شده و همدان نخستین استانی است که این جلسه در آن برگزار می شود.

921 تشکل مردم نهاد در حوزه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در کشور فعال هستند.

کارگروه مشترک حوزه های چهارگانه تشکل های غیردولتی سازمان میراث فرهنگی روز دوشنبه با حضور تشکل های مردم نهاد حوزه های میراث فرهنگی، گردشگری، صنایع دستی و اطلاع رسانی 22 استان کشور در همدان برگزار شد.

7521/576

انتهای پیام /* 
http://www7.hamedan.irna.ir/fa/News/81285991/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB_%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C_%D9%88_%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C/%D8%AA%D8%B4%DA%A9%D9%84_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%AF%D8%B4%D8%A7_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF


برچسب ها: حسین زندی ، میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری ، انجمن های غیر دولتی ، همدان ،

جمعه 31 مرداد 1393

کنسرت شهرام ناظری در همدان لغو شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،مطالب در خبر گزاری ها ،موسیقی ،

به بهانه نبود سالن استاندارد

کنسرت شهرام ناظری در همدان لغو شد

مدت‏ها رسانه‏های استانی در همدان اخبار چگونگی برگزاری کنسرت شهرام ناظری به مناسبت روز همدان را از زبان برنامه گذاران و مقام‏های ارشد استانی منتشر می‏کردند و خبر از صدور مجوز می‏دادند اما در آستانه برگزاری مراسم روز همدان اعلام شد این کنسرت که قرار بود روز نخست شهریور برگزار شود لغو شده‏است.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه فرهنگ و هنر ـ مدت‏ها رسانه‏های استانی در همدان اخبار چگونگی برگزاری کنسرت شهرام ناظری به مناسبت روز همدان را از زبان برنامه گذاران و مقام‏های ارشد استانی منتشر می‏کردند و خبر از صدور مجوز می‏دادند اما در آستانه برگزاری مراسم روز همدان اعلام شد این کنسرت که قرار بود روز نخست شهریور برگزار شود لغو شده‏است.
 
به گزارش CHN مدیر کانون تبلیغاتی اهورا در این‌باره می گوید: «برگزاری کنسرت موسیقی سنتی در شهرستان‌ها به ویژه وقتی بزرگان موسیقی دعوت می شوند مانند استاد شجریان یا ناظری و دیگر هنرمندان، افتخاری بر هر استان است و از طرفی رضایت مخاطب و علاقمندان را هم جلب می‌کند؛ ما نزدیک به 8ماه برای چندین بار به اداره ارشاد شهرستان نامه و درخواست دادیم که ما به عنوان برنامه گذار می خواهیم این اتفاق برای همدان بیافتد و استاد ناظری را دعوت کرده ایم و ایشان هم موافقت کرده اند. اما مدیریت قبلی بسیار محافظه کار بود و ممانعت می کرد و می گفت شورای تامین استان زیر نظر استانداری پاسخ داده که به هیچ وجه در هیچ سالن بیش از 500 نفر کنسرت برگزار نشود بهانه ایشان هم مسائل امنیتی بود.»
 
این درحالی است که در مرز غربی کشور یعنی شهر اربیل کردستان عراق کنسرت هایی برگزار می شود که ظرفیت سالن ها آن 16هزارنفری است .
 
برجیان می گوید: ما برای اینکه جلوگیری کنیم از خروج ارز دنبال برگزاری برنامه های هنری هستیم اما متاسفانه ارشاد موافقت نمی‌کرد. در مدیریت جدید با پیگیری و مساعدت معاونت سیاسی-امنیتی و معاونت اجتماعی استانداری همدان موافقت و مجوز استانی با مسئولیت این عزیزان صادر شده اما مدیر کل ارشاد نامه ای را به امضاء آقای ارجمند معاونت موسیقی وزارت ارشاد ارائه کرد که از تاریخ 2/4/1393 اجرای کنسرت موسیقی در سالن های ورزشی، سالن های غیراکوستیک و لب خوانی خوانندگان در سالن های کنسرت ممنوع است.
 
وی در ادامه می‌گوید: من این ابلاغیه و اهمیت دادن به موسیقی را قبول دارم اما باید توجه کنیم که امروز ما چه جایگاهی داریم. اگر ما واقع بینانه به موضوع نگاه می کنیم چرا آرمان های ما ایده آلیستی و دست نیافتنی طراحی شده است. این ایده آلیست بودن در ابتدا زیرساخت و بسترسازی نیاز دارد شما کدام سالن را دراستان همدان دارید؟ ظرفیت 12هزارنفری و20هزارنفری پیشکش سالن آمفی تئاتر که بالای1000نفر ظرفیت داشته باشد و مسائل صداو صندلی آن استاندارد باشد را معرفی کنید و بعد بگویید حق ندارید در فلان سالن کنسرت برگزار کنید.
 
در مدتی که مدیر برنامه پیگیر اخذ مجوز بود بارها رسانه ها خبر برگزاری کنسرت ناظری را منتشر کردند اما در آستانه روز همدان مجوز لغو شد.
 
برجیان می گوید: «من نمی توانم بگویم که مشکل لغو مجوز از طرف یک نفر است به مرور همه عقب نشینی می‌کنند؛ علیرغمی که همه مسئولان هم دوست دارند چنین اتفاقی بیافتد اما ظاهر دولت جدید محافظه کارانه حرکت می کند و کمتر قاطعیت نشان می دهد.»
 
این فعال فرهنگی بخش خصوصی می گوید: «همین موارد است که نشان می‌دهد کیفیت کارهای هنری در کشورهای جهان سوم با کشورهای توسعه یافته چه تفاوتی دارد. مسئولان به آمار و کمیت نگاه می‌کنند ،که به طور مثال یک جشنواره تابستانی برگزار شود اما اینکه از نظر کیفی چگونه است مورد توجه قرار نمی گیرد و نتیجه این است که همدان به عنوان شهر درجه 2 و 3 مطرح می‌شود.»
 
برجیان تجربه کنسرت گذاری برای هنرمندانی چون همایون شجریان و سالار عقیلی را در همدان دارد و معتقد است یکی از شاخصه های توسعه گردشگرپذیری همدان ایجاد بستر و زیر ساخت برای فعالیت های هنری در این شهر است.
 
او می گوید: جایگاه آمفی تئاتر و کنسرت در اولویت مباحث گردشگری است. در بحث کلان تر یکی از بزرگ ترین راه های خروج ارز از کشور به خاطر نداشتن این زیرساخت هاست، با نگاهی به مسافران ایرانی که برای دیدن کنسرت به کشورهای حاشیه ای می روند می توان به این قضیه پی برد. با اینکه جاذبه های گردشگری این کشورها به مراتب بسیار کمتر از ایران است به خاطر داشتن این سالن ها بیشترین منابع مالی را جذب می کند و موفق هم بوده اند و اگر رتبه توریستی کشور ترکیه ازدر منطقه بالا می رود ما ایرانی ها سهم بسزایی در این ارتقاء رتبه داریم. ما مدعی هستیم همدان یک کلان شهر است در چهار روز تعطیلی نزدیک به 800 هزار نفر ورودی مهمان و گردشگر داریم آیا داشتن چند سالن 400 نفره غیر استاندارد برای این حجم گردشگرکفایت می کند.»
 
او در ادامه می گوید: ما با این امکانات کاری نمی توانیم بکنیم چون سالن های ما درجه سه است باید از خوانندگان درجه سه دعوت کنیم و وقتی از استادان درجه یک کشور دعوت می کنیم به مشکل می خوریم. وقتی شما بخواهید شوالیه موسیقی دعوت کنید باید سالن شما هم در حد او باشد با این حال من نمی گویم سالن گردان در طبقه 34 یک برج بسازید اما این همه پروژه نیمه تمام و فضای باز داریم تنها با حمایت بخش خصوصی و ایجاد مسائل انگیزشی می توان بخشی از این مشکلات رااز سر راه برداشت.
 
برجیان درمورد کنسرت حسین علیزاده می گوید: مجوز صادر شده و کنسرت گذار ما هستیم اما بازهم برنامه با مراسم یک نهاد دولتی تداخل دارد و سالنی که رزرو کردیم را برای مراسم در نظر گرفته اند زمان اجرای کنسرت تغییر خواهد کرد.
 
سیدحسن قشمی مدیر موسسه آفاق گستریکی دیگر ازکنسرت گذاران می گوید: این مشکل دو جانبه و دوسویه بود، مدیر برنامه استاد ناظری گفته بود که درسالن کمتر از 1000نفر نمی تواند کنسرت برگزار کنند و از طرفی مدیران اداره کل ارشاد همدان نیز می گویند، به هیچ وجه درسالنی که بیش از 500 نفر ظرفیت دارد مجوز صادر نمی کنیم در صورتی که قبل از این کنسرت رضا صادقی وخواجه امیری در سالن های ورزشی برگزار شده بود.
 
قشمی می گوید: یکی دیگراز دلایل این بود که کارگروه ارتقاء امنیت اجتماعی استانداری مصوب کرده به خاطراعتراضات مردمی برای سالن های بالای 500 نفر و مسقف مجوز صادر نشود و کنترل و اداره کنسرت را به برنامه گذار واگذار کرده‌اند در صورتی که ما اعلام کردیم همه جوانب را به عهده می گیریم اما دو هفته پیش از اجرای کنسرت مدیران ارشاد اعلام کردند مجوز شما باید تغییر کند در حالی که 6 ماه پیش با همین مجوز موسسه برای برگزاری کنسرت موافقت کرده بودند.
 
حسین زندی
http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=111926&Serv=4&SGr=30



برچسب ها: شهرام ناظری در همدان ، لغو مجوز شهرام ناظری در همدان ، موسیقی و همدان ،

کد خبر :۱۱۱۱۹۲زمان مخابره:۱۴ : ۸ -- ۱۳۹۳/۴/۱۶|نسخه چاپی
خیرین آب را به روی طبیعت بستند

«ایستگاه صلواتی» جان چشمه «پونه» را گرفت

چشمه پونه الوند از سوی عده‌ای ناشناس که خود را به عنوان خیر معرفی می‌کنند، تخریب و آب آن با لوله‌هایی به سمت یک ایستگاه صلواتی در کنار جاده هدایت شده است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی – چشمه پونه الوند از سوی عده‌ای ناشناس که خود را به عنوان خیر معرفی می‌کنند، تخریب و آب آن با لوله‌هایی به سمت یک ایستگاه صلواتی در کنار جاده گنجنامه به سمت پیست اسکی هدایت شده است. این اقدام موجب خشک شدن پوشش گیاهی منطقه شده است.
 
به گفته دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست در همدان، این اولین بار نیست که با استفاده از باورهای مردمی اقدام به تخریب میراثی از این سرزمین می‌شود و اولین مورد نیست که در همدان چشمه‌ای نابود و منطقه‌ای طبیعی خشک می‌شود؛ این‌ روزها احداث سازه‌های تله کابین که تا نزدیک کتیبه‌های گنجنامه رسیده و نابودی بخش بزرگی از کوهستان الوند را سبب شده به همراه تخریب چشمه ها، باغ‌ها و طبیعت همدان بخشی از برخورد با میراث این استان است.
 
آب چشمه پونه از مسیر طبیعی‌اش جدا شده و حالا به سمت یک ایستگاه صلواتی کشیده شده است
 
پس از تخریب چشمه «پونه» الوند، 10‌ها تن از کوهنوردان، طبیعت دوستان و فعالان محیط زیست همدان با نگارش و امضاء نامه‌ای سرگشاده خطاب به مسئولان استانی خواستار توقف تخریب‌ها و بازگرداندن این چشمه به صورت اولیه و سپردن عاملان این تخریب به مجاری قانونی شدند .
 
سال گذشته پس از اعتراض فعالان مدنی به تخریب چشمه ملک، به حکم مقامات قضائی استان این چشمه که توسط اهالی روستای دیوین تخریب شده بود، به صورت اولیه بازگردانده شد که اتفاق خوبی بود، اکنون فعالان محیط زیست استان بار دیگر چنین برخوردی را از مسئولان انتظار دارند.
 
ایستگاه صلواتی یک چشمه طبیعی تخریب شده
 
«محمدحسین مقدم»، مدیر گروه کوهنوردی پویان همدان می‌گوید: «چشمه پونه در ارتفاعات مسیر جاده گنجنامه به پیست اسکی تاریک دره قرار داشت و کوهنوردان و خانواده‌ها در کنار این چشمه چادر زده و استراحت می‌کردند. آب این چشمه مسافت طولانی را از سرچشمه تا داخل تاریک دره را سیراب می‌کرد که بعد از قطع آب سرسبزی منطقه از بین رفته است. گیاهان داروئی و صنعتی و پوشش گیاهی منطقه با آب این چشمه سیراب می‌شدند و جانوران و حیات وحش کوهستان الوند نیز از آب آن مصرف می‌کردند. اخیرا کسانی پیدا شدند، چشمه را کور کردند آب چشمه را با صدها متر لوله کشی به سازه ناهمگونی در کنار جاده ایجادکرده، انتقال دادند و اسم آن ‌را گذاشتند، ایستگاه صلوات که باعث تخریب طبیعت می‌شود.
 
لوله‌های آب مانع اصلی رسیدن آب به پوشش گیاهی منطقه
 
این عضو فدراسیون کوهنوردی ادامه می‌دهد: «این روزها کسانی که روزانه از این آب استفاده می‌کنند بیشتر برای شستن ماشین هایشان است و کف و مواد شوینده که داخل محیط طبیعی پخش می‌شود، آلاینده های است که آب های سطحی و سفره های زیرزمینی را آلوده می‌کند، جالب است همین آب را شرکت آب و فاضلاب کیلومترها پائین‌تر در منطقه تقسیم آب گنجنامه فراوری و تسویه کرده و به شهروندان همدانی می دهد. لازم است که تمامی نهادها و مردم به این موضوع توجه کنند، پیش از اینکه حیوانات کوهستان بر اثر تشنگی از بین بروند و پوشش گیاهی منطقه به دلیل بی آبی خشک شود و قبل از اینکه آلاینده‌ها بیشتر از این داخل آب‌های جاری شود از این کار جلوگیری کنند، لوله ها را جمع‌آوری کنند و آب به مسیر طبیعی خود بازگردد و کسانی که قبلا در کنار این چشمه تفریح می‌کردند و از زیبائی‌های آن لذت می بردند باز هم از این محیط استفاده کنند.
 
آبی که دیگر به کار طبیعت نمی آید به کار ماشین شویی می آید
 
مقدم در پاسخ به این سئوال که آیا انجمن شما از طریق نهادهای رسمی و اداره‌های مرتبط و متولی پیگیری کرده است که چه کسانی عامل این تخریب هستند؟ می‌گوید: «کسانی که در این امور شاغل هستند، مسئولیت دارند و وظیفه رسیدگی به این کارها را دارند بی توجه هستند و کسانی که دلسوز طبیعت هستند و در مورد طبیعت علم دارند و روی این قضایا واکنش نشان می‌دهند دستشان کوتاه است. ما به هر مرجعی که مراجعه می کنیم مسئولیت را به گردن دیگری می‌اندازند، یکی می گوید آب و فاضلاب موافقت کرده ، یکی می‌گوید از دست منابع طبیعی خارج شده و مسکن و شهرسازی مسئول است به هر حال هر کسی مجوز صادر می‌کند باید به این کارها علم و آگاهی داشته باشد، پیامدها را بررسی و سپس مجوز صادر کند به دلیل پاسخگو نبودن مسئولان، طبیعت دوستان و کوهنوردان همدان مجبور شدند نامه سرگشاده منتشر کنند تا شاید عامل و یا عومل این تخریب مشخص شود.»
 
این دوستدار طبیعت در مورد نصب تابلو به نام خیرین روی منبع آب می‌گوید: ما به کار خیرین احترام می‌گذاریم اما انتظار داریم به عنوان "خیر" به کارهای سطحی دست نزنند و سطحی عمل نکنند و بنیادی ویران نکنند. با این عمل نه تنها طبیعت و چشمه تخریب شده،بلکه حقوق عمومی مردم نیز نادیده گرفته شده ، طبیعت متعلق به همه مردم بوده و میراثی ملی است و نباید اگر کسی معتقد به کار نیک است از کیسه دیگران خرج کند.
 
حسین زندی
http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=111192&Serv=3&SGr=22


برچسب ها: چشمه پونه الوند ، تخریب چشمه پونه همدان ، نابودی طبیعت ، پیست اسکی تاریک دره ،

چهارشنبه 18 تیر 1393

نمایشی که از اجرا باز ماند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

نمایشی که از اجرا باز ماند

حسین زندی

نمایش زیر گنبدکبود یکی از کارهای موفق استان همدان بود که پس از جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان برای اجرا در فرانکفورت آلمان انتخاب شد اواخر اسفندماه سال گذشته عوامل این نمایش پس از9 اجرای موفق و اسقبال تماشاگران به ایران بازگشتند.  قرار بود این نمایش بار دیگر از تاریخ 31/2/93 تا 10/3/93 در سالن پلاتوی شهید آوینی (تئاتر شهر) ساعت 18:30 بر روی صحنه برود  اما به دلایل نامعلومی  پس از 5 اجر از ادامه نمایش جلوگیری شد ، هنگام اجرای نمایش با کارگردان آن گفتگویی انجام داده ایم که در پی می آید

 

فریبا یعقوبلوفارغ التحصیل کارشناسی زبان و ادبیات فارسی است، شروع فعالیت هنری اش را از سال 1371 در رشته بازیگریآغاز کرده و سپس به کارگردانی و نویسندگی روآورده است. یعقوبلودر طول فعالیت هنری همکاری هایی با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیمای همدان، حوزه هنری استان  داشته است

بازی در چندین تله تئاتر، تله فیلم، سریال تلویزیونی، حضور در جشنواره های مختلف استانی منطقه ای، فجر، عروسکی (یونیما)، اجرا در چندین دوره جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان به عنوان نویسنده ، بازیگر و کارگردان از جمله فعالیت های یعقوبلو است.

آخرین کار او به عنوان کارگردان نمایش زیرگنبدکبودبود که با بازی،امیربابا شهابی ، شهرزاد نظرپور

وبا نورپردازی گلبرگ اسدی، سعید ثمری، سید سامان باب الحوائجی، سید شهاب حسینی، سید علیرضا اسدی ، مدیر صحنه: سید سامان باب الحوائجی مدیر روابط عمومی: مهشید حنیفه مدیر گروه: سید ناصر اسدی موسیقی : سید علیرضا اسدی به روی صحنه رفت.

  فریبا یعقوبلومی گوید: مدت زمان نمایش زیر گنبد کبود حدود 41 دقیقه است این نمایش با داشتن زبانی بین المللی با استقبال بسیار خوب در فراسوی مرزها قرارگرفته است.این نمایشکاری است که با شیوه اجرایی کاملا متفاوت در ژانر نوجوان منتخب حضور در بخش ویژه بیستمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان منتخب شرکت در جشن تئاترGrean seosse   فرانکفورت آلمان 12 اسفند 92 لغایت 20 اسفند به روی صحنه رفت و با استقبال خوبی در عرصه بین الملل مواجه شد. درحال آمادگی حضور در جشنواره های مختلف برون مرزی در سال میلادی جاری است.

این کارگردان در مورد حمایت های دولتی می گوید:

بدون هیچ گونه حمایت مالی از هیچ ارگان دولتی چه زیربط و چه غیردولتی صورت نگرفت، با وجود اینکه بودجه های فرهنگی هنری تحت اختیار بعضی از ارگان های مربوطه است هیچ نوع هزینه بابت تولید فعالیت های فرهنگی هنری (تئاتر) انجام نمی شود.

یعقوبلو در پاسخ به این سوال که وضعیت تئاتر در همدان را چگونه ارزیابی می کند ، می گوید:

تئاتر در همدان فقط در زمان برگزاری جشنواره زنده و پویا است و با استقبال عموم مواجه می شود در غیر این صورت با وجود فعالیت های فراوان همه گروه های تئاتری در طول سال تمام ژانرهای مختلف اجرای نمایش از استقبال ناچیز و بدون پشتیبانی از طرف عموم مردم مواجه می شود. به طور مثال سالن های پلاتوی مجتمع شهید آوینی( تئاتر شهر) و پلاتوی مجتمع بوعلی سینا  حدود 72 الی 100 صندلی شاید به تعداد 5الی20 صندلی در هر اجرا مخاطب نداشته باشد. حال با سالن های اصلی که حدود 200 تا 300 نفر ظرفیت پذیرش مخاطب را دارد بماند مگر این که کارهایی که در زمینه کودک انجام می شود، با تبلیغات فراوان و اسپانسرهای مختلف با استقبال مواجه شود.

 این هنرمند همدانی در ادامه می گوید: این روزها در حال تمرین یک نمایش در ژانر دفاع مقدس در سالن پلاتوی بوعلی سینا هستم. که در آینده نزدیک به روی صحنه می رود این نمایش روایت زمان آغاز جنگ با نام3/6/59 نوشته مرزبان کرامت یزدانی است که گروه اجرایی بازیگران این نمایش خانم ها لیلا کاظمی و نسا بخشی و آقایان سید مهرداد کاوسی حسینی و سید شهاب الدین حسینی است و موسیقی آن را مهدی فکور و سید مهرداد کاوسی حسینی انتخاب کرده اند همچنین مدیر و منشی صحنه خانم فریبا خاکیان و من نیزکارگردانی و بازنویسی این کاررابرعهده دارم. البته پروژه تولید دو کاررا نیز در برنامه هایم دارم ، یکی در حوزه مشاهیر و مفاخر همدان و کار بعدی جهت شرکت در جشنواره آتی بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در ژانر نوجوان به شیوه خاص پرفرمنس در مرحله تولید است و کاری هم برای حضور در جشنواره یونیما در حال تولید دارم.

همشهری همدان


برچسب ها: فریبا یعقوبلو ، تئاتر همدان ، جلوگیری از اجرای نمایش زیر گنبد کبود ،

پنجشنبه 12 تیر 1393

باباطاهر زیر سایه بی‌توجهی!

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ایسنا ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

باباطاهر زیر سایه بی‌توجهی!

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
33-528.jpg

قصه، تکراری است؛ ماجرای ساخت هتل در حریم درجه‌ی یک بنایی تاریخی و مخدوش شدن حریم بصری اثر.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، هنوز زمان زیادی از انتشار خبر بریده شدن درختان محوطه‌ی آرامگاه «باباطاهر» توسط افرادی که آن‌ها را منسوب به اداره‌ی میراث فرهنگی همدان می‌دانستند، آن‌ هم به‌دلیل مزاحم بودن درختان برای گرفتن عکس یادگاری توسط گردشگران نگذشته است و شهرداری همدان همچنان به تخریب گاه و بی‌گاه بناهای تاریخی این شهر مانند خانه‌ی «جواهری» و باغ «بدیع‌الحکما» ادامه می‌دهد که خبر جدیدی از افتادن سایه‌ی یک هتل بر آرامگاه «باباطاهر» به گوش می‌رسد.

هتل باباطاهر در ضلع شمالی میدان باباطاهر و حریم اصلی آرامگاه این شاعر ساخته شده و براساس آنچه در پرونده‌ی ثبتی‌اش آمده است: «هیچ بنایی نمی‌تواند در اطراف این اثر تاریخی بلندتر از ساختمان آرامگاه ساخته شود.» این در حالی است که در دو سال گذشته یک‌ونیم طبقه به ارتفاع هتل باباطاهر اضافه شده است.

براساس اسناد موجود، «اثر تاریخی آرامگاه باباطاهر عریان در شهرستان همدان، میدان باباطاهر واقع شده، پس از طی مراحل و تشریفات قانونی لازم در تاریخ 21 / 2 / 1376 به شماره‌ی 1870 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و از تاریخ ثبت تحت حفاظت این سازمان بوده و هرگونه تخریب و دخل و تصرف در اثر مذکور برابر مواد 558 لغایت 569 از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی «تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده» جرم محسوب و مرتکب مشمول مجازات‌های قانونی خواهد بود. حریم موجود آرامگاه با توجه به وسعت اطراف بنا در مرحله‌ی اول مناسب است، اما به‌لحاظ حریم، دید و منظره‌ی این آرامگاه، لازم است حریم موجود گسترش پیدا کند.»

یک فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی در شهر همدان درباره‌ی اقدامات انجام‌شده در محدوده‌ی آرامگاه باباطاهر به خبرنگار ایسنا گفت: به‌نظر می‌رسد نه‌تنها حریم موجود در این آرامگاه گسترش نیافته است، بلکه ساخت‌وسازها در اطراف این اثر ملی ادامه دارد.

حسین زندی ادامه داد: براساس آنچه از مقابل آرامگاه باباطاهر می‌توان وضعیت این هتل را دید، هتلی که حدود هشت سال پیش ساخته شده، در طول دو سال گذشته، یک‌ونیم طبقه افزایش ارتفاع داشته و اکنون ارتفاع آن به 16 متر می‌رسد. این در حالی است که در طول شش سال گذشته، این هتل سه طبقه داشت.

او با اشاره به بی‌توجهی مسوولان میراث فرهنگی استان نسبت به اعتراض‌ها و واکنش‌هایی که دوستداران میراث فرهنگی در طول دو سال گذشته به این اتفاق داشته‌اند، گفت: علاوه بر ساخت‌وساز انجام‌شده که دید آرامگاه باباطاهر را گرفته، نصب تابلو در اطراف آرامگاه نیز باعث بیشتر مخدوش شدن حریم منظری این بنای تاریخی شده است.

وی با بیان این‌که در ماه‌های گذشته، در حریم آرامگاه ابوعلی سینا نیز برج‌ها و پارکینگ‌هایی ساخته و به منظر این آرامگاه نیز خدشه وارد شده است، اظهار کرد: با این وجود، مسوولان در این زمینه سکوت کرده‌اند. سکوت معنادار مدیران میراث فرهنگی وقتی پرسش‌برانگیز می‌شود که در یک سال گذشته، محل برگزاری بیشتر مراسم و مهمانی‌های اداره‌ی میراث همدان «هتل باباطاهر» بوده است.

او ادامه داد: نگرانی فعالان مدنی و دوست‌داران میراث فرهنگی همدان این است که آیا آنچه در میدان نقش جهان اصفهان اتفاق افتاد، در کنار آرامگاه «باباطاهر» نیز تکرار خواهد شد؟ آیا پس از ساخته شدن هتل باباطاهر، مدیران شهری می‌توانند رأی تخریب طبقات اضافه را از مقامات بگیرند؟ آیا در این زمینه پیشگیری بهتر از درمان نیست؟

زندی شهرداری را نیز در این میان مسوول دانست و افزود: این نهاد در چنین مواردی معمولا فقط با یک جریمه‌ی نقدی از موضوع چشم‌پوشی می‌کند؛ اما در اینجا متولی اصلی آرامگاه باباطاهر اداره‌ی میراث فرهنگی است و سکوت مدیران آن، نابخشودنی است. مدیران میراث باید توجه داشته باشند که گردشگر برای دیدن آثار تاریخی و طبیعی به همدان می‌آید، نه برای دیدن هتلی پنج طبقه.

یک کارشناس معماری نیز درباره‌ی وضعیت حریم منظری این آرامگاه به خبرنگار ایسنا گفت: در گذشته، وقتی از سمت تهران به همدان وارد می‌شدیم، با نمای آرامگاه باباطاهر روبه‌رو بودیم، اما امروز تابلو و بنای یک هتل را می‌بینیم که منظر آرامگاه را کاملا کور کرده است.

بابک یاریاب ادامه داد: مهم‌ترین مسأله در این محوطه، این است که «خط آسمان» اطراف مقبره شکسته شده و ارتفاع مناسب از بین رفته و یک ارتفاع جدید شکل گرفته است. این اتفاق روی منظر بصری مقبره تأثیر گذاشته است. در حالی‌ که در شهرهایی که بافت تاریخی دارند، اجازه داده نمی‌شود «خط آسمان» شکسته شود؛ اما در اینجا این اتفاق افتاده و ارتفاع بناهای جدید با بناهای تاریخی یکی نیست.

وی اظهار کرد: باید توجه داشت که این مسائل براساس منفعت شخصی، شکل می‌گیرند، مانند آنچه در ارتباط با برج جهان‌نما و میدان نقش جهان اتفاق افتاد.

او استفاده از مصالح نامتناسب در این هتل در دست بازسازی را از دیگر مشکلاتی دانست که به حریم آرامگاه باباطاهر آسیب می‌زند و گفت:‌ در نمای بیرونی این هتل، از نمای آلومینیومی و مدرن استفاده شده است که با فضا همخوانی ندارد.

وی اضافه کرد: در این محوطه علاوه بر بنای آرامگاه «باباطاهر» بنای تاریخی «امامزاده فرزندعلی» هم قرار گرفته که گنبد دوپوش منحصربه‌فرد و بسیار زیبایی دارد و برای حفظ معماری کهن آن بهتر است از دست‌کاری مصون بماند.

انتهای پیام

هتل در حریم آرامگاه باباطاهر


http://www.isna.ir/fa/news/93041106322/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C





برچسب ها: باباطاهر ، آرامگاه باباطاهر ، تخریب آرامگاه باباطاهر ، میراث فرهنگی همدان ،

گفتگو با سهراب نیک فرجاد کارگردان نمایشنامه های خواستگاری و آوازقو

حسین زندی – سهراب نیک فرجاد کارگردان مطرح تئاتر در همدان به تازگی دو اثر از آنتوان چخوف به نام های خواستگاری و آواز قورا به روی صحنه برده است، در این نمایشنامه ها استاد نصرالله عبادی به ایفای نقش می پردازد و به گفته کارگردان هدف از اجرا ها بزرگداشت مقام هنری استاد عبادی است . به گفته نیک فرجاد روز جمعه6 تیرماه در پایان اجرای نمایش توسط هنرمندان همدانپدر تئاتر نوین همدان تجلیل خواهد شد.   

آقای نیک فرجاد دلیل انتخاب نمایشنامه های خواستگاری و آواز قو چه بود؟

علت انتخاب این دو متن به ،شدت علاقه من به آنتوان چخوف برمی گردد که این مرد بسیار شریف کسی است که به لحاظ اخلاقی، رفتاری، گفتاری و احساسی نمونه دوران است. وقتی می گویند چخوف نازنین بیراه نگفته اند. چخوف از بزرگان ادبیات جهان است ما دو سال پیش تمرین ها را شروع کردیم اما به دلایلی یک وقفه افتاد .

به نظر می رسد نمایشنامه دوم یعنی آواز قو به دلیل حضور استاد نصرالله عبادی انتخاب شده است به نوعی زبان حال او و هنرمندان هم نسل اوست؟

دقیقا ،حضور و وجود استاد باعث شد چنین اتفاقی بیافتد معمولا نمایشنامه های چخوف را چون کوتاه است دوتایی باهم کار می کنند ما هم خواستیم در همدان چنین تجربه ای داشته باشیم که البته به یک هدف والا تبدیل شد .وقتی من این نمایشنامه را خواندم دیدم چقدر مناسب است با شخصیت استاد عبادی چون حدیث نفس یک بازیگر است و استاد هم یکی از بازیگران دوران همیشه است اما چون خودشان سالیان گذشته فعالیت کرده اند و در سال های اخیر در صحنه نبودند خیلی از مردم در جریان بازیگری استاد نیستند فکر می کردند آقای عبادی تنها در زمینه ادبیات نمایشی ، نوشتن وداوری فعال است در حالی که یک بازیگر قدرتمندی است که اتفاقا در زمینه طنز تواناست. و نمایشنامه آواز قو در واقع حدیث نفس یک بازیگر است که چخوف انتخاب کرده ما بازیگر چخوف را به عاریت گرفتیم و حضور و وجود استاد را به عنوان خمیر مایه بازیگرو نمونه بازیگری در شهر همدان دستمایه قرار دادیم ویکی دوتا از موتیوها را به کارگرفتیم وبه عنوان پانتومیم جان دادیم و از همان ابتدا که وارد سالن می شوید با این دو بازیگر مواجه می شوید که در واقع قامت استاد را تعریف می کنند و در پایان شما تصاویری از پیشکسوت های تئاتر می بینید که همه دلگیر و به عبارتی به این اوضاعی که در صحنه تعریف می شود دلخوشی ندارند و نگرانند.

در این نمایشنامه چقدر به متن اصلی چخوف پایبند بودید؟

ما خیلی به متن دست نزدیم چخوف همین دیالوگ ها را دارد اما در طول بازی چند سطر از چند نمایشنامه را آورد ه که بازیگر اجرا کند به جای نمایشنامه هایی که چخوف انتخاب کرده بود و ما نمی شناختیم ازنمایشنامه هایی استفاده کردیم که پیش تر کار کرده بودیم از جمله آنتیگونه که به ساختار وسبک کار چخوف لطمه نمی زند.

زمان اجرای این نمایشنامه تا ابتدای ماه رمضان است برای بعد از ماه رمضان برنامه ای دارید؟

خودتان می دانید در همدان کشاندن تماشاگر به سالن های تئاتر به خصوص کارهای متفاوت وجدی بسیار مشکل است چون هم دردسر بیش تری دارد همتوان ، هزینه و انرژی بیش تری نیاز دارد از طرفی هیچ کس و هیچ نهادی در این شهر نیست که حمایت کند . حتی اداره ارشاد که متولی این کار است حمایت نمی کند وعملا اعلام می کند یک ریال به کسی نمی دهیم و به ما نیز کمک مالی نکرده اند تنها کاری که اداره ارشاد انجام می دهد،انتخاب کارهاست و سالن تمرینی که در اختیار گروه ها قرار می دهد برای آقایان کارخوب و بد تفاوتی ندارد و دوغ ودوشاب نزدشان یکیست حتی به نظر می رسد اگر در تئاتر بسته شود هم تفاوتی برای ایشان ندارد البته ناگفته نماند حضور استاد و من که گردی بر روی سرم نشسته است هرجا که برای تمرین کارها رفتیم مانندسالن شهید آوینی همکاری و محبت داشتند به خصوص آقای گل محمدی و معاونت فرهنگی شهرداری نهایت لطف را با ما داشتند و فضا و مکان را بدون هزینه در اختیار ما قرار دادند .

در همه جای دنیا متداول است که هم رادیو تلویزیون دولتی هم رسانه های صوتی تصویری خصوصی در ترویج و تشویق تماشاگر و معرفی کارها فعال هستند رادیو تلویزیون همدان چطورکمک می کنند ؟و جایگاه تئاتر این نهاد چگونه است؟

من با رادیو محله همکاری می کردم به خاطر علاقه ای که به مخاطبان رادیو محله همدان دارم و لطف آن ها و تماس هایی که همچنان با هم داریم ،دوست داشتم بیایند و این کار را ببینند. به تهیه کنندگان رادیو محله گفتم یک روز از کار را به شنوندگان شما اختصاص می دهیم آقایان مسئولان گفتند پس ما به صورت تلفنی دعوت می کنیم و در رادیو اعلام نمی کنیم نکند خدایی نکرده تبلیغی برای نمایش باشد.حال شما انتظار دارید این ها پشتیبانی کنند با این حال من گفتم ایرادی ندارد هرطور که شما می گویید هدف من دیده شدن نمایش است نه تبلیغات در حالی که 200نفر بلیت7000 تومان ارزش این را ندارد که نام یک نمایش را از رادیو اعلام کنید این را هم دریغ می کنند و من حیرت کردم از این برخورد. البته شهرداری به خصوص آقای یوسفیان که متاسفانه کنار گذاشته شد و هم معاونت فرهنگی شهرداری به این نتیجه رسیدند که شهروندان تئاتر نیز نیاز دارند و با گروه ما همکاری خوبی داشتند.  

شما دو کار را همزمان روی صحنه بردید این کار مشکلاتی دارد به طور مثال ممکن است نقش متفاوت را وقتی یک نفر با فاصله کم اجرا می کند به مشکلاتی دچار شود مثلا دیالوگ را فراموش کند تا به حالچنین مسائلی پیش نیامده است؟

می دانید چه چیزی باعث می شود من بازیگر حواسم پرت شود و یا فراموش کنم ؟ این که احساس کنم هیچکس پشت سرم نیست و کسی حمایت نمی کند نه رسانه ها نه مسئولان هر جا می روم احساس می کنم تحقیر می شوم بلیت فروشی هم برای کارهای جدی و سنگین هنوز جا نیفتاده است این جاست که آدم فراموش می کند.  سه روز طول کشید تا پروانه نمایش اازارشاد به دستم رسید تا آن را به شهرداری ارائه کنم و لازم بود مشاهده کنند ومجوز سالن را صادر کنند سپس ما تبلیغات کنیم سه روز فاصله افتاد، نامه نوشتم ،خواهش کردم که لااقل یک پیامک ارسال کنند هنوز بعد از چند اجرا این اتفاق نیفتاده است .بله من باید خون گریه کنم نه این که فراموش کنم  من از کسانی که به نوعی بدون چشم داشتی گروه راکمک کردند تشکر کنم .

روزنامه همشهری همدان 

چهار شنبه 4 تیر ماه 1393


برچسب ها: تئاتر همدان ، سهراب نیک فرجاد ، نصرالله عبادی ، چخوف ،

پدر تئاتر نوین همدان در آستانه 82 سالگی باچخوف به  روی صحنه رفت

حسین زندی

بالندگی تئاتر همدان مدیون و مرهون تلاش بزرگانی چون سیف الله گلپریان، دهگان، رضا همراه، برادران جمشید آبادی، نصرالله عبادی و دیگر نام آوران هنر این شهراست ،به تازگی به همت سهراب نیک فرجاد کارگردان صاحب نام همدانی دو اثر ازآنتوان چخوف به نام های خواستگاری و آواز قو به روی صحنه رفته است که یکی از هنرمندان بزرگ و تاثیرگذار همدان در این دو کار ایفای نقش می کند. استاد نصرالله عبادی در آستانه 82 سالگی یکی از موفق ترین اجراهای نمایشی استان همدان را رقم می زند . نمایشنامه های خواستگاری و آواز قو تا 7تیرماه با 9 اجرا به روی صحنه رفته است اگرچه به دلیل همزمانی با بازی های جام جهانی استقبال درخوری از آن نشده است، اما حضور استاد عبادی فرصتی مغتنم است که هنردوستان همدانی را برسرذوق آورد انرژی و توانایی این پیر سالخورده و پدر تاتر نوین همدان ستودنی است. استاد عبادی ازاولین فارغ التحصیلان هنر نمایش است و در طول بیش از شش دهه فعالیت شاگردان زیادی را دراین شهرتربیت کرده است همچنین ده ها اثر ازنویسندگان بزرگ را به عنوان کارگردان به صحنه برده و سال ها در عرصه بازیگری ، نویسندگی و داوری فعال بوده است.به بهانه بازی موفق این دونمایشنامه با او به گفتگو نشسته ایم که در پی می آید:

استاد آخرین کاری که روی صحنه رفتید چه بود؟

چندسال پیش بود که درنمایشنامه آنتیگونه من نقش ترزیاس را بازی می کردم حدود 5، 6 سال پیش بود .

یکی از مواردی که شما در اجرای نمایشنامه آواز قو داشتید تک گویی های بسیار طولانی بود که اجرا می کردید و به نظرسنگین ترین  نقش هم بر دوش شما بود، احساس نمی کردید که دیالوگ هارا فراموش کنید؟

نه، به طور کلی وقتی چیزی را آدم به آن علاقه دارد و به خصوص وقتی خیلی از موارد عجین شد با متریال ذهنی آدم هرگز فراموش نمی شود ،اما از آنجا که متن خوب بود مشکلی پیش نیامد و تغییری که در متن به وجود آمد و نمایشنامه هایی ه انتخاب کردیم با مشاوره آقای نیک فرجادو ترجیح دادیم کارهایی که قدیم انجام داده بودیم و بازی کرده بودیم مانند نمایشنامه عاشق گیج ، آنتیگونه وقسمت که من در تئاترپارس تهران کار کرده بودم انتخاب کردیم ،درحالی که نمایشنامه های قبلی در متن اصلی آمده بود مانند نمایشنامه های آیوان مخوف و مواردی بود که تماشاچی ها ندیده اند.اگرنامی از آنها می بردیم وجملاتی که استفاده می شد سنخیتی با زبان امروز و جامعه امروز مخاطب نداشت و خیلی بیگانه می نمود در نتیجه شاید از متن هم فاصله می گرفت و ارتباط خوبی برقرار نمی کرد، فکر کردیم که تماشاچی از کارهایی که پیش تر در ایران اجرا شده قضاوتی دارد و ما به هرحال از کارمان انتظار قضاوت داریم چه قضاوت خوب و چه بد . بدی ها را به جان می پذیریم و خوبی ها را اگر فراموش کردند هیچ مسئله ای نیست . به خصوص در این نمایشنامه من خواهش می کنم دوستانی که می آیند و می نشینند و هرآنچه به نظرشان می رسد کاملا پذیرای انتقادها هستیم.

در این نمایش خواستگاری و آواز قو کدام یک شما را بیش تر جذب کرد و ارتباط بیش تری برقرار کردید؟

این مسئله ای است که چخوف با تمام امکانات و آزادی هایی که در آن زمان فراهم بود این گونه اعتراض می کرد درمورد یک بازیگر گلایه می کند  به خاطر داشته باشید من حتی در سال 48 برای یک بازیگر زن آنقدر در تنگنا بودم و خدا رحمت کند خانم میرهادی را که وقتی به ایشان پیشنهاد دادم در نهایت ذوق و علاقه قبول کرد و آمد ،گله نمی کنم و چیزی نمی گویم ولی زبان حال نامبرداری از ما تئاتری ها درجامعه مطرب بود، البته مطرب از نظر ادبی لفظی است بس جالب یعنی  به طرب آورنده ولی در اصطلاح عامه برداشت خوبی از آن نمی شود. در چنین شرایطی معلوم است که بالاخره آوازقو جذاب تر است

یک جایی در اجرا شما گلایه می کردید که هنر مقدس وجود ندارد حال آیا چنین مفهومی درست است واین مفهوم در نزد شما و زندگی واقعی چه جایگاهی دارد؟

ببینید هرچه هست حال است و داستان است و خود قصه و ماجرایی که در قصه اتفاق می افتد، اما آن هنر مقدس منهای این ظواهر برخاسته از متریال انسانی و فیزیک انسانی است، آن هنر مقدس هنری است که خالق یکتا دارد آن در هیچ کس نه حلول می کند و نه وجود دارد در آفریدگار است تا آنجایی که انسان زیبا خلق می کند.

اگرچه استقبال قابل توجهی به دلیل چند اجرای همزمان و همزمانی با بازی های جام جهانی از این کار نشد اما اجرای شما به عنوان یک کار جدی، بسیار موفق بود، نظر شما به عنوان بازیگر چیست؟

به هر روی باید پذیرفت در کارهای هنری همیشه مشکلاتی پیش می آید خواسته یا ناخواسته، در این جا باید مخاطبان نظر بدهند به قول معروف "مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد" پس من نمی توانم بگویم این کار چگونه بوده است تئاتر یک اصولی دارد که اصول سه گانه گفته می شود نوشته بازیگر و تماشاچی . بعدها دو اصول دیگر به آن اضافه شد ،مکان و وسائل که اصول پنج گانه نامیده شد حال هریک از این شرایط فراهم نباشد به خصوص سه شرط اولیه که وجود هر یک منوط به وجود دیگری است ، ناقص می شود و برای اجرای یک کار خوب همه اجزا و عناصر لازم است.

  روزنامه همشهری همدان 

چهارشنبه 4 تیر 1393


برچسب ها: استاد نصرالله عبادی ، تئاتر همدان ،

هتل دردسرساز محل معارفه مدیر جدید میراث همدان شد!

میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همدان به «ریحان سروش مقدم» سپرده شد. او که به گفته دوستداران میراث فرهنگی با حمایت استاندار به این سمت رسیده از اهالی کهگیلویه و بویراحمد است. مسئله جالب اینجاست که معارفه این مدیر در هتل باباطاهر که مدت‌هاست به دلیل ارتفاع بلندتر از آرامگاه باباطاهر مورد انتقاد دوستداران میراث فرهنگی است، برگزار شد.

2

http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=110979&Serv=3&SGr=22

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- ریحان سروش مقدم، مدیر جدید میراث فرهنگی و گردشگری همدان است، او که از اهالی کهگیلویه و بویراحمد بوده به گفته بسیاری از دوستداران میراث فرهنگی با حمایت استاندار به این سمت رسیده است. گفته می‌شود که سروش مقدم سابقه میراثی در پرونده مدیریتی خود ندارد. او سال‌ها در سازمان مسکن و شهرسازی فعالیت ‌کرده و همچون مدیر قبلی میراث فرهنگی همدان غیربومی است.
 
حسین زندی، یکی از دوستداران میراث فرهنگی به CHN می‌گوید: «مدیر جدید غیربومی بوده و سابقه فعالیت در حوزه میراث فرهنگی ندارد. جالب اینجاست که معارفه این مدیر در هتل باباطاهر برگزار شده است. همانطور که همه دوستداران میراث فرهنگی می دانند، این هتل حریم مقبره باباطاهر را مخدوش کرده و مورد انتقادهای شدید سازمان میراث فرهنگی است؛ چطور ممکن است که تودیع و معارفه مدیر جدید این سازمان در همین هتل برگزار شود؟»
 
او این سوال را مطرح می‌کند: «در همدان یک سالن برای گرفتن مراسم تودیع و معارفه نبود که در این هتل مراسم را برگزار کردند؟ بارها و بارها در خبرها آمده که هتل باباطاهر ارتفاعی بیشتر از مقبره باباطاهر دارد و باید کوتاه شود، با این وجود مراسم تودیع و معارفه مدیر جدید میراث فرهنگی در این هتل گرفته می‌شود.»
 
زندی به مدیر سابق میراث فرهنگی همدان هم نقد جدی دارد و می‌گوید که "علیرضا ایزدی" 21 ماه مدیر میراث فرهنگی همدان بود و در این مدت به میراث فرهنگی همدان آسیب‌های بسیار جدی وارد شد. یکی از مهمترین آسیب‌ها آتش گرفتن هگمتانه و درست کردن چمن در این محوطه تاریخی به منظور ایجاد ماکت تبریک سال نو بود که باعث پیگیری‌ خبری رسانه‌ها شد.»
 
او بریدن درخت های باباطاهر را یکی دیگر از اقدامات نامناسب مدیر قبلی می‌داند و می‌گوید: «به نظرم یکی از دلایل قطع درختان باباطاهر، ایجاد فضایی برای عکاسی از مقبره باباطاهر بود، برای اینکه بخشی از این منظره از طرف هتل باباطاهر کور شده است.»
 
زندی در ادامه از وضعیت نامناسب مرمتی بناهای تاریخی می‌گوید: «هنوز سقف آرامگاه بوعلی با مشکلات جدی رو به رو است و اگر زمستان برسد، معلوم نیست که چه بر سر آن می‌آید.»
 
علی‌رضا ایزدی که همواره از نبود اعتبارات برای انجام اقدامات اساسی مرمتی و ساماندهی خانه‌های تاریخی در همدان می‌گفت، در مراسم تودیعش می‌گوید: «بسیاری از کارها را می‌توانستم انجام دهم که صورت نگرفت چرا که توانایی آن را نداشتم و یکی از این اقدامات برگزاری بزرگداشت برای نماینده ولی فقیه در استان بوده که امیدوارم مدیریت جدید در این زمینه اقدام کند.»
 
به گفته زندی، ایزدی نماینده باقی مانده از دولت احمدی‌نژاد بود و در تمام مدت به کارهایی که بیشتر نمایشی بودند می‌پرداخت.
 
مدیر همدان باید توانایی چانه‌زنی و تعامل با شهرداری را داشته باشد
جلال حجتی،یکی دیگر از فعالان حوزه میراث فرهنگی در مورد مدیریت جدید می‌گوید: «من شناختی از مدیر جدید ندارم اما به نظرم مدیر قبلی چندان دغدغه‌ای در حوزه میراث فرهنگی نداشت و تنها می‌توانم امیدوار باشم که مدیر جدید این دغدغه را داشته باشد.»
 
به گفته او، مسایلی که در شهر همدان وجود دارد تنها با  همت میراث فرهنگی هم حل نمی شود بلکه بسیاری از این بناها معاصر هستند و  باید مدیر میراث فرهنگی توانایی تعامل و چانه زنی با شهرداری را داشته باشد.
 
حجتی با بیان اینکه در سال های گذشته ما بارها و بارها برای نجات خانه تاریخی جواهری تلاش کردیم اما به نتیجه نرسید و همین عید امسال تخریب شد. به نظر من یکی از دلایل اصلی آن هم نبود تعامل مناسب میان شهرداری و سازمان میراث فرهنگی بود.
 
بابک مغازه‌ای، کارشناس گردشگری و یکی دیگر از فعالان حوزه میراث فرهنگی در همدان می‌گوید که بخش عمده ای از فعالان مدنی و گردشگری در این استان خواهان ایجاد تغییرات در مدیریت اداره کل میراث فرهنگی در همدان بودند چرا که مدیریت پیشین نمادی از مدیریت دولت نهم و دهم بود که کارهای نمایشی انجام می‌داد.  
 
به گفته او، یکی از چیزهایی که در سازمان دولتی به آن نیاز داریم توان مدیریتی است. مدیر باید با توجه به کمی ها و کاستی های گذشته بتواند بهترین همکاری و همیاری را با بخش های غیر دولتی و فعالان میراث فرهنگی برقرار کند تا با تجمیع نیروها بهترین رهیافت را به آینده داشته باشد.
 
هرچند که مدیر میراث فرهنگی سابق همدان هوادارانی هم داشت که به شدت برای ماندن او در سمتش تلاش کردند، با این وجود وضعیت میراث فرهنگی همدان مدیران تهران را بر آن داشت که تغییری در این حوزه به وجود آورند.


برچسب ها: تودیع و معارفه مدیر کل میراث همدان ، میراث فرهنگی همدان ، هتل بابا طاهر ،

چهارشنبه 7 خرداد 1393

تهدید ماسوله کرمانشاه توسط سد داریان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،توسعه پایدار ،زیست بوم ،

تهدید ماسوله کرمانشاه توسط سد داریان

http://farheekhtegan.ir/fa/news/11666

«چشمه بل هجیج» غرق می‌شود


حسین زندی


ساخت سد داریان روستای تاریخی هجیج را زیر آب می‌برد. مدت مدیدی است که ساخت سدی به نام داریان در این منطقه تهدیدی برای بقای روستای هجیج و چشمه بل شده و همچنین این سد زیستگاه شاهو و کوسالان را تحت‌الشعاع قرار داده است. این سد که بین محدوده روستای هجیج و داریان قرار گرفته، سدی است برق‌آبی با ظرفیت 210 مگاوات. عملیات احداث آن سال 1388 شروع شده و در حال حاضر ساخت این پروژه 50 درصد پیشرفت داشته است.
مرضیه رسولی‌مقدم یکی از فعالان محیط‌زیست در منطقه می‌گوید: ساخت این سد باعث قطع شدن ارتباط جاده‌ای چندین روستا با یکدیگر می‌شود. همچنین موجب جدا شدن دو زیستگاه حیات‌وحش کوسالان و شاهو می‌شود و نابودی گونه‌های جانوری گوناگونی را در پی دارد. از آن جمله این‌گونه‌ها می‌توان به سمندر کردستانی اشاره کرد که در فهرست سرخ طبقه‌بندی شده است.
 رسولی می‌گوید:این منطقه دارای وسعت 236/57 هکتار است و در استان کردستان، حد فاصل شهرهای سروآباد، مریوان و کامیاران و هم مرز با کردستان عراق واقع شده است. مهم‌ترین پوشش گیاهی این منطقه شامل جنگل‌های بلوط است. از گونه‌های شاخص جانوری آن می‌توان به روباه، گراز، سیاه‌گوش، کل و بز، خرس قهوه‌ای، پلنگ، کرکس، هما و عقاب طلایی اشاره کرد. در این منطقه تاکنون ۱۱۷ گونه پرنده، ۲۳ گونه پستاندار، ۱۷ گونه خزنده و ۲۴۲ گونه گیاهی شناسایی شده است.
این فعال محیط‌زیست می‌گوید: در این زیستگاه باارزش علاوه‌بر شکار غیرمجاز، احداث این سد نیز تهدید بزرگ دیگری محسوب می‌شود، چرا که ساخت سد باعث قطع کریدورهای ارتباطی حیات وحش می‌شود و اکوسیستم منطقه را تهدید می‌کند. این منطقه طی مصوبه شماره ۳۰۳ شورای عالی محیط‌زیست (کمیسیون زیربنایی دولت) در سال ۱۳۸۸ به‌عنوان منطقه حفاظت‌شده به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست پیوسته است، اما اینکه سازمان محیط‌زیست چگونه مجوز احداث این سد را صادر کرده سوال اساسی فعالان محیط‌زیست است. سیامک فتاحی زمین‌شناس و دوستدار میراث فرهنگی و دبیر انجمن ژین‌وژینگه کرمانشاه در این باره می‌گوید: آبگیری این سد موجب می‌شود چشمه بل در عمق 110 متر زیر تراز سطح آب مخزن غرق شود. همچنین اگر آب مخزن به فاصله 10 متری از روستا برسد این مساله خود خطری است که ‌باید جدی گرفته شود. اینکه روستایی که از لحاظ گردشگری، تاریخی و مذهبی بسیار حائز اهمیت است با حجم جمعیت توریستی چشمگیر در فاصله 10 متری از دریاچه‌ای باشد که عمق آن به 120 متر برسد، غیرقابل تصور است و می‌تواند خطرات و حوادث زیادی را به همراه داشته باشد.
دبیر انجمن ژین‌وژینگه می‌گوید: چندین سال است که کمپین و کارگروه ویژه نجات‌بخشی چشمه‌بل با سرپرستی مختار هاشمی تشکیل شده که قابل تقدیر است و ما شاهد تلاش شبانه‌روزی وی و اطرافیانش هستیم.
همچنین سازمان‌های مردم‌نهاد و دوستداران محیط‌زیست و گردشگری در حفظ این روستا و این چشمه تلاش کرده‌اند، اما باوجود تعهداتی که وزارت نیرو و کارفرمای سد در راستای نجات این چشمه داده‌اند، متاسفانه هیچ گونه فعالیتی از طرف آنان انجام نگرفته است.
درنهایت باید اضافه کرد که حل این مشکل، ایجاد کارگروه‌های تخصصی و نشست‌های کارشناسانه و تلاش بیش از پیش مسئولان را می‌طلبد، چون همان‌طور که پیشبرد یک پروژه ملی نیازمند همت ملی است نجات یک اثر ملی مانند چشمه‌بل نیز همت ملی را می‌طلبد.
 پیشتر مختار هاشمی، سرپرست کارگروه نجات‌بخشی چشمه بل گفته بود این مساله، مساله‌ای بومی نیست، بلکه مساله‌ای ملی به حساب می‌آید و نیازمند توجه در سطح کلان است. اما فتاحی جنبه مذهبی مساله را مورد تاکید قرار می‌دهد و می‌گوید: البته ناگفته نماند مراجع تقلید نیز در راستای نجات این روستای مذهبی و بقعه برادر گرامی امام رضا(ع) می‌توانند کمک شایانی کنند، چراکه ارزش‌های جمهوری اسلامی ایران براساس ارزش‌های دینی و اسلامی بنا نهاده
شده است.

درباره هجیج
یکی از جاذبه‌های گردشگری استان کرمانشاه روستای تاریخی هجیج است که در مسیر شهرستان نوسود به کرمانشاه واقع شده است. روستای هجیج با قدمتی 1200 ساله در 25 کیلومتری شهرستان پاوه قرار گرفته است. این روستا به دلیل وجود بقعه فرزند امام موسی‌کاظم(ع) از برادران امام رضا(ع) به عنوان امامزاده سیدعبدالله که اهالی منطقه از آن به نام کوسه هجیج نام می‌برند، یکی از مواریث معنوی به شمار می‌آید و ازجمله مکان‌های مذهبی و زیارتگاه‌های مهم منطقه است. همچنین به دلیل ساختار معماری ایرانی و پلکانی خاص منطقه، این روستا یکی از جادبه‌های زیبای گردشگری ایران به حساب می‌آید. هجیج جزء 14 روستای هدف گردشگری استان کرمانشاه است. این روستا به دلیل صنایع‌دستی منحصربه‌فرد ازجمله گیوه، چوخه رانک، گلیم، جاجیم و سبد از اهمیت بالایی برخوردار است. ازجمله جاذبه‌های این روستا وجود چند بنای دیگر مذهبی مانند بنای خانقاه، چله خانه و عبادتگاه کوسه هجیج است. همچنین از جمله آیین‌هایی که ریشه در باورهای مردم منطقه دارد می‌توان به مراسم سماع دراویش قادریه اشاره کرد. گفته می‌شود این مراسم هم‌پای مراسم مولویه در ترکیه است که سالانه گردشگرهای بسیاری را جذب می‌کند. از دیگر جاذبه‌های منطقه هجیج می‌توان به کوه‌ها، جنگل‌ها و چشمه‌ خروشان آن اشاره کرد که به زبان محلی و اورامی به آن «بل» می‌گویند. این چشمه در سه کیلومتری شرق روستای هجیج در منطقه اورامانات واقع شده است که از لحاظ جغرافیایی در مرز بین استان کرمانشاه و کردستان قرار گرفته است. این چشمه با طول 15 متر به‌عنوان کوتاه‌ترین رودخانه دنیا به حساب می‌آید که به‌عنوان یکی از آثار ملی در سال 1388 به ثبت ملی رسیده است. به نظر می‌رسد این چشمه نام خود را از خدای آب‌های بابل یعنی بعل گرفته است. آب این چشمه بدون هیچ‌گونه فراوری در زمره آب‌های معدنی کم‌نظیر و با دوبی 3 تا 5 مترمکعب در ثانیه به حساب می‌آید. به عبارتی 150 میلیون مترمکعب در سال می‌تواند آب شرب شهر کرمانشاه یا سنندج را تامین کند.


برچسب ها: فرهیختگان ، هجیج ، سد داریان ، کرمانشاه ،

بزرگ‌ترین گردهمایی مجموعه داران ایران در مجموعه برج آزادی برگزار می‌شود
گفتگو با مدیرعامل انجمن مجموعه داران ایران
بزرگ‌ترین گردهمایی مجموعه داران ایران در مجموعه برج آزادی برگزار می‌شود
سومین گردهمایی سالانه مجموعه داران ایران همزمان با روز جهانی موزه ۲۹ اردیبهشت ماه در مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی برگزار می شود.
 
تاریخ : دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۳


انجمن موزه داران ایران یک نهاد مدنی است که در طول سال های فعالیت توانسته ضمن پیگیری حقوق مجموعه داری و موزه داری خصوصی تعدار زیادی از مجموعه داران را با هدف حفظ میراث فرهنگی وجلوگیری از خروج اشیاء تاریخی گردهم آورد. برگزاری چندین نمایشگاه ، کارگاه های آموزشی در زمینه های سند شناسی، موزه داری ،مرمت و رونمایی از کوچکترین نقشه تاریخی خلیج فارس از جمله تلاش هایی است که این انجمن در کارنامه خود دارد.
در سومین گردهمایی اعضاء این انجمن از نقشه های جهان درعصر ناصری رونمایی خواهد شد . همچنین در این مراسم از استاد غلامرضا سحاب به عنوان مجموعه دار نمونه توسط اعضاء ایکوم تقدیر خواهد شد.
مهندس منوچهر لطفی مدیر عامل ورئیس هیئت مدیره انجمن مجموعه داران می گوید: مجموعه یا کلکسیون به یک دسته اشیاء که دارای شباهتهایی با یکدیگر هستند اطلاق می شود که اگراین دسته از اشیاء به درستی جمع آوری، طبقه بندی، نگهداری و در دسترس پژوهشگران و محققان قرار گیرند یا به موزه ها واگذار گردند معنای مجموعه یا کلکسیون را بخود می گیرند معمولاً این دسته از اشیاء بعنوان اموال فرهنگی، هنری کشور محسوب می گردند.
کسانیکه از روی ذوق خود اقدام به گردآوری مجموعه می نمایند، بعنوان مجموعه دار خطاب می گردند و این دسته ازافراد معمولاً حافظان آثار فرهنگی و هنری کشور محسوب می گردند.
این مجموعه دار می گوید: مهمترین هدف انجمن مجموعه داران، ترویج فرهنگ مجموعه داری کشور، شناسایی، سامان دهی و سازمان دهی مجموعه داران، آموزش و آشنا کردن مجموعه داران به روشهای نوین مجموعه داری، ترویج فرهنگ اهداء و وقف مجموعه های فرهنگی به مراکز عمومی می باشد.
لطفی با شاره به سومین گردهمایی مجموعه داران می گوید: ما اولین گردهم آیی مجموعه داران در سال ۹۱ و دومین را در سال ۹۲ و سومین گردهمایی مجموعه داران را در ۲۹ اردیبهشت ۹۳ ساعت ۱۶ در محل مجموعه فرهنگی برج آزادی با حضور مجموعه داران عزیز کشورمان تشکیل می گردد. بالاخره یکی از ویژگی های این گردهمایی ارائه گزارش فعالیتهای انجمن به مجموعه داران عزیز کشورمان است و دیگری ارائه نظرات مسئولین محترم میراث فرهنگی، ایکوم در مورد اهمیت مجموعه داری بمناسبت روز جهانی موزه است، تقدیر از استاد غلامرضا سحاب بعنوان مجموعه دار نمونه کشور از طرف ایکوم، برگزاری نمایشگاه نقشه های تاریخی و مهمترین آن: رونمایی از نقشه جهان در عصر ناصری که برای اولین این نقشه رونمایی می گردد.
مدیر عامل انجمن مجموعه داران در پایان می گوید: در این گردهمایی سعی کردیم با دعوت از مجموعه داران سراسر کشور و مسئولین میراث فرهنگی و سازمان اسناد کشور و اداره پست ومسئولین موزه بنیاد و سایر مراکز مربوط به مجموعه داران بتوانیم تعامل مابین مجموعه داران یا دستگاههای دولتی فراهم آوریم همچنین با دعوت از خانواده های مجموعه داران و قدر دانی از آنان ارزش کار این عزیزان به عنوان حافظان آثار فرهنگی هنری کشور برای مردم عزیزمان روشن نماییم.
http://honarnews.com/vdcfjede.w6dyeagiiw.html



برچسب ها: مجموعه داری ، موزه داری خصوصی ، سومین گردهمایی مجموعه داران ایران ،

سه شنبه 6 خرداد 1393

بخش دوم گفتگو با دکتر جمشید صفاریان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،گفتگو ،

بخش دوم گفتگو با دکتر جمشید صفاریان

ضرورت تغییر نام گوشه های موسیقی سنتی

حسین زندی خبرنگارهمشهری همدان : جمشید صفاریان پژوهشگر و هنرمند موسیقی در همدان معتقد است نام برخی از گوشه های موسیقی سنتی ایران با محتوای گوشه ها همخوان نیست و باید تغییر کند. او همچنان طولانی بودن گوشه هارا از مشکلات موسیقی ردیفی ایران می داند و می گوید، با کنار گذاشتن گوشه های تکراری عصاره ناب موسیقی ما نمایان می شود آنچه در پی می آید بخشی از نقطه نظرات اوست که قضاوت اهل فن را می طلبد:

·        نظرتان درباره اشعار ردیف چیست؟گاهی یک غزل حافظ یا سعدی را در یک دستگاه چند استاد خوانده­اند که حتی برخی مناسب آن دستگاه نبوده، نظر شما درباره تناسب شعر و دستگاه چیست؟

خواننده اگر در خواندن مهارت کافی داشته باشد و بر گوشه­های آوازی مسلط باشد هر شعری را در هر گوشه­ای می­تواند بخواند و اصلا اینگونه نیست که شعر خاصی را باید در گوشه خاصی اجرا کرد. خواننده می­تواند وزن­های مختلف شعری را با کوتاه و بلند کردن تحریرها، کشش­ها و... اجرا کند. شاید ضعف ادبی افراد باعث می­شود که در پی شعرهای متفاوت نباشند و اشعار مرسوم را تکرار کنند.

 

·        از ابتکارهایی که در زمینه گوشه­های آوازی دارید، بگویید؟

 پس از تحقیقاتی که داشتم متوجه شدم که نامگذاری بیشتر گوشه­ها نامناسب است. حس کردم هنرمندان در گذشته با سهل­انگاری این نامگذاری را انجام داده­اند. من پس از جستجو در فرهنگ­ لغت و با توجه به معانی آن­ها، اکثر این نام­ها را نامناسب و نازیبا یافتم. به همین دلیل تلاش می­کنم نام­های زیباتر و مناسب­تری جایگزین کنم. نیمی از این کار را انجام داده­ام. گوشه­های آوازی خالص ایرانی را که از ملودی­های غیر ایرانی دور است، به عنوان یک ردیف آوازی ناب به علاقه­مندان ارائه خواهم کرد.

·        طولانی بودن ردیف­ها و فراوانی گوشه­های دستگاه­هایی مانند همایون و ماهور از خواص ردیف است یا می­توان تغییراتی در آن ایجاد کرد؟ مثلا می­توان گوشه­هایی را حذف کرد یا ملودی جدید را با نامی نو وارد ردیف کرد؟

بله من دقیقا درصدد انجام همین کار هستم.چون تعداد گوشه­های موجود بسیار زیاد است. پرگوشه­ترین ردیف آوازی از استاد «حاتم عسگری» است که هیچ جوانی نمی­تواند تا پایان عمر آن را به خاطر بسپارد. برخی از آن­ها تکراری است و با تمام زحمتی که ایشان کشیده است برای عموم مردم قابل استفاده نیست.

اعتقاد من این است که گوشه­های آوازی اینقدر زیاد نمی­تواند باشد. می­توان با کنار گذاشتن تکرارها، عصاره­ای ناب از اینها را ارائه داد. در پایان دستگاه­های موسیقی ما به مثنوی برمی­خوریم که تکرار گوشه­های همان ردیف­های آوازی و خلاصه شده دستگاه است. بنابراین می­توان آن را حذف کرد.

بعضی قسمت­ها اصلا آواز نیست و تعزیه و مداحی است. باید آن­ها را از دستگاه­های آواز جدا کرد تا مورد استفاده مداحان قرار گیرد. هدف ما این است که آواز ناب ایرانی را در قالب ردیف کوچک، ساده و دلنشینی ارائه کنیم.

·        درباره نامگذاری گوشه­های موسیقی قبلاً هم عارف این کار را کرده بود، مثلاً بیت ترک را بیات زند می­خواند. نامگذاری شما بر چه اساسی است؟ آیا این نام­ها وجود داشته و شما بازشناسی و بازیابی کرده­اید یا نام­های جدیدی را برگزیدید؟

 

ما با نام­های قدیمی کاری نداریم و در کنار نام قدیمی نام ابداعی جدیدی که تاکنون وجود نداشته، جایگزین کی­شود. مثلا درآمد را «بر» می­خوانیم یا مثلا در بیت زند «جامه­دران» را داریم که ما آن را «برتر» می­خوانیم. «بر»، «برتر»، «میانه»، «برترین» و «پایین» در هر آوازی وجود دارد.

·        نامگذاری گوشه­ها چطور؟

ما واژه دستگاه را حذف کردیم و بجای آن از واژه «آواز» بهره جسته­ایم. بجای آوازی که در هر دستگاه هست «آوازک» را به کار می­بریم. به هرگوشه­ای از دستگاه  «آوازچه» می­گوییم.

با توجه به اینکه یک بال موسیقی ایرانی ادبیات فارسی است. تخصص شما در ادبیات تا چه میزان توانسته در نامگذاری گوشه­های موسیقی تاثیر داشته باشد؟

همین آشنایی و سر و کار داشتن با واژه­ها و اینکه اگر واژه کمی تغییر کند معنای متفاوتی را در پی خواهد داشت، مرا به این سمت سوق داد که تغییراتی در نامها ایجاد کنم و معانی درست را یافته و انتقال دهم.

استقبال از این کار را چگونه ارزیابی می­کنید؟ فکر می­کنید برای فراگیر شدن این کار چه باید کرد؟

فکر می­کنم کار مفیدی است و به­خاطر مختصر و مفید بودنش پرطرفدار هم باشد و با استقبال خوبی روبه­رو شود. علاوه بر این جزییات و توضیحاتی به صورت کتابچه­ای در کنار چند دی وی دی ارائه خواهد شد که برای جوانان مفید خواهد بود

روزنامه همشهری همدان/خردادماه 93

هفته نامه اقتصاد ملی شماره دهم


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ،

سه شنبه 6 خرداد 1393

گذری بر موسیقی همدان با دکتر جمشید صفاریان بخش یکم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،موسیقی ،روزنامه همشهری ،

گذری بر موسیقی همدان با دکتر جمشید صفاریان

حسین زندی خبرنگار همشهری- همدان: جمشید صفاریان ، در سال  1329خورشیدی درهمدان متولد شد و تحصیلات خودرا در شهرهای همدان و تهران پشت سرنهاد و سپس از دانشگاه پنجاب در هندوستان دکتری ادبیات فارسی گرفت. دکترصفاریان علاوه بر تدریس، سال هاست در زمینه های هنری، ازجمله موسیقی (آواز) ، نقاشی ،مجسمه سازی و خوشنویسی فعالیت دارد و شیوه ای در آموزش خط تحریری ابداع کرده است که مورد تائید استادان قرارگرفته است . با این هنرمند همدانی گفتگویی در مورد تاریخچه موسیقی در همدان انجا داده ایم که در پی می آید:

·        موسیقی را نزد چه کسی آموخته­اید؟

من پس از دوره دبستان، وقتی که ششم ابتدایی را تمام کردم و وارد دبیرستان شدم احساس کردم می­توانم بخوانم. ابتدا با صدای استاد دردشتی تمرین می­کردم. در دوره دبیرستان زمانی که در دبیرستان حافظ در تهران، واقع در بازار بزرگ و نزدیک میدان ارگ درس می­خواندم، از راهنمایی­های استاد «جواد بدیع زاده» استفاده می­کردم. از تصنیف­ها و آوازهایش خوشم می­آمد و از نظر جنس صدا هم به استاد دردشتی نزدیک بود. همین امر سبب شد من آنها را استاد خودم بدانم و از آن­ها پیروی کنم.

·        در همدان پیش کسی آموزش ندیدید؟

حضوری پیش کسی تلمذ نکردم، چند بار به فرهنگ و هنر آن دوره مراجعه کردم ولی متوجه شدم این کلاس­ها برای من سودی نخواهد داشت. آقایی به نام  «نوری پور» در آنجا تار و ردیف­های آوازی را تدریس می­کرد، دو جلسه در کلاس نشستم اما چیزی برای آموختن به من نداشت.

·        از پیشکسوتان موسیقی همدان کسی را به یاد دارید که بتوان به عنوان یک استعداد از او نام برد؟

من کسی را ندیدم ولی از دیگران شنیده­ام. مثلا آقای جمالی که در خانه آواز همدان هست از صدای خوب پدرش تعریف می­کرد که از خواننده­های خوب همدان به شمار می­رفت. کسی هم برای آموختن آواز به من مراجعه کرد که در بازار همدان فرش­فروشی داشت. او مدعی بود که پدرش که از دوستان نزدیک پدر آقای جمالی بوده صدای بسیار خوبی داشته است.

·        از فعالیت­های خودتان بگویید؟آیا در این سال­ها کار ضبط شده دارید؟

بله. آقای زندی، منطقی، خادمی، وفایی، اختری و دوستان دیگر گروهی داشتند که باهم چند تصنیف قدیمی را بازسازی کردیم که این تصنیف­ها با استقبال خوبی روبه­رو شد. در آرشیو صداو سیمای همدان و تهران موجود است.

·        موسیقی دیروز و امروز چه تفاوت­هایی دارد؟

موسیقی و به ویژه آواز در دوره قاجار با شیوه­ای توام با عجله اجرا می­شد. گویا آوازخوانان در بیان اشعار عجله داشتند. پس از قاجار خوانندگانی مانند «تاج اصفهانی»، «دردشتی»، و بعدها «ایرج»، «گلپایگانی»، «بنان»، «قوامی»، «شهیدی» و «شجریان» این شیوه را تعدیل کردند و به صورت امروزی ارائه کردند. پس از آنکه این شیوه تند خوانی، که سبب نامفهوم شدن اشعار می­شد، منسوخ شد به نظر من دردشتی بهترین شیوه آواز را دارد. او بسیار آرام و متین می­خواند و شعر را بسیار ادیبانه بیان می­کرد. انتخاب اشعار صورتی عالی به خود گرفت و متانت و صلابت صدای دردشتی به آواز رونق بخشید.

پس از او تاج اصفهانی تاثیر بسزایی در موسیقی داشت. حتی ایرج هم که به همان شیوه دردشتی می­خواند، البته با زنگ صدای متفاوت، ابتکارهایی در تحریرهایش به چشم می­خورد که به تکامل آواز کمک کرده است. به این ترتیب عیب با عجله خواندن و نامفهوم بودن اشعار رفع شد.

·        شما موسیقی همدان را از گذشته پیگیری کرده­اید، از کنسرت­هایی که از گذشته تا حال توسط هنرمندان همدانی اجرا شده، چیزی به خاطر دارید؟

زمانی که من در مدرسه «سوم اسفند» در کلاس سوم ابتدایی درس می­خواندم مدیر مدرسه؛ آقای «شیشه­اییان» از آقای «برق لشگری» دعوت می­کرد تا به ما سرود یاد دهد. ایشان با ساز ویولن سرود یاد می­دادند. آقای آسایش چندبار کنسرت داشت. علاوه بر آن آقای جمالی کنسرتی در سینما قدس داشت که خیلی زیبا وجالب بود. اگرچه متاسفانه آقای «حبیب­الله نصیری­فر» در کتاب موسیقی که گردآوری کردند که نامی از آقای جمالی به میان نیاورده، جا دارد ایشان از استادانی چون آقای جمالی، آسایش، دانشفر و مخصوصاً آقای برق لشگری و گلپریان نام ببرند گفته می شود آقای برقلشکری از شاگردان ابوالحسن خان صبا بود.

·        برپایه سفرنامه­ها، در دوره قاجار جامعه برای تعلیم موسیقی بسته بوده و یکی از جریان­هایی که در همدان به نشر موسیقی کمک کردند، یهودی­های همدان بودند. شما چیزی از آن دوره به یاد دارید؟

نه به یاد ندارم. اما درباره اینکه موسیقی ما چگونه شکل گرفته و حفظ شده باید بگویم، به علت حرام بودن موسیقی، موسیقیدانان به صورت پنهانی تمرین می­کردند. برای اینکه مجوزی برای این تمرین­ها داشته باشند قسمت­هایی از تعزیه­خوانی را وارد آواز ایرانی کردند تا موسیقی را حفظ کنند. اما امروزه که موسیقی آزاد است نباید از اجرای موسیقی فاخر جلوگیری شود.

·        گفتید در دوره قاجار، موسیقی ایرانی با تندخوانی همراه بود و به مرور اصلاح شد.ما امروزه هم شاهد این تندخوانی هستیم که ممکن است به خاطر تند شدن ریتم زندگی جوانان باشد.

چند علت می­تواند داشته باشد؛ ممکن است استادی که پیرو آوازخوانی از دوره قاجار باشد و به شاگردانش هم همان شیوه را بیاموزد. از سوی دیگر روزگار ما دوره سرعت، رایانه و اینترنت است و طبع جوان با سرعت و عجله دمساز است و جوانان می­خواهند شور و هیجان درونی را زودتر تخلیه کنند.

·        شهرهایی مثل تبریز و اصفهان دارای مکتب آوازی خاصی هستند، همدان را در کجای این مکاتب می­توان قرار داد؟

آنچه که این مکتب­ها را ساخته همین شیوه آواز خواندن است. درست خواندن و بیان شعر به شیوه درست وآرام خواندن، شاخصه مکتب اصفهان است. همدان را هم زیر مجموعه مکتب اصفهان قرار می­دهند که سبک آواز متین و ادیبانه است. مکتب تبریز هنوز هم با تندخوانی همراه است.

·        اتفاقاتی مثل حضور «عارف قزوینی» در همدان یا آمدن «قمرالملوک وزیری» و «مرتضی خان نی داوود»تا چه اندازه می­تواند در گرایش مردم همدان به موسیقی موثر باشد؟

در دوره مشروطه بیشتر تصنیف­هایی که عارف می­ساخت، جنبه وطنی و سیاسی داشت و به روز بود. چون اوضاع سیاسی آن زمان به گونه­ای بود که مردم درگیر آن بودند. این تصنیف­ها در اذهان عمومی جای گرفت ولی این اشعار مقطعی بود. آنچه تاثیرگذار بود شیوه خواندن  بود. کنسرت­هایی که توسط قمر، تاج اصفهانی، دردشتی و بدیع­زاده انجام می­شد خیلی موثر بود و می­توان گفت بیشترین تاثیر را بدیع­زاده در موسیقی ایران گذاشت.

همشهری همدان دوشنبه15 اردیبهشت 1393/شماره6244

وهفته نامه اقتصادملی شماره دهم


برچسب ها: موسیقی همدان ، همشهری ، موسیقی سنتی همدان ،

قدیمی‌ها را در همدان یکی پس از دیگری سر می‌برند

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
DSC_2019 K.jpg

درختان باغ پردیس همدان که یکی از لکه‌های تاریخی و فضای سبز همدان است، روز گذشته (23 اردیبهشت ماه) با مجوز شهرداری همدان قطع شدند.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در حالی که چند روز بیشتر تا آغاز هفته‌ی میراث فرهنگی باقی نمانده است، همدانی‌ها در ادامه‌ی تخریب‌های سریالی در منطقه‌ی اعیان‌نشین‌شان، این‌بار اقدام به قطع درختان منطقه کردند تا عمارت‌های نیمه مخروبه‌ی «جواهری»، «بدیع‌الحکما» و «ذوالریاستین» را بی‌هویت‌تر از گذشته کنند.

یک فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی استان همدان با اعلام این خبر به خبرنگار ایسنا گفت: درختان باغ پردیس همدان در تعطیلی روز گذشته در حالی قطع شدند که مردم محلی نسبت به آن عمل اعتراض داشتند، اما مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری همدان - معراج عاشورلو - اعلام کرد که قطع درختان این باغ فقط «خشکه‌بری» بوده است.

قطع درختان در باغ پردیس همدان - عکس از فرزاد سپهر

حسین زندی افزود: در زمان قطع درختان خضریان - نماینده سازمان پارکها و فضای سبز شهرداری – نیز اعلام کرده است: «این باغ براساس مجوز کمیسیون تفکیک و توسط مالک خصوصی خریداری شده و قطع درختان با هدف کشیدن دیوار و تحویل زمین به وی است، هر چند عمر این درختان نیز تمام شده بود. از فردا صبح نیز کار دیوارکشی انجام می‌شود».

او ادامه داد: نماینده‌ی سازمان پارک‌ها و فضای سبز تاکید کرده است که انجام این کار قانونی است واگر شهرداری عوارض 70 میلیونی نگیرد، پس درآمدش و این پرداخت حقوق ما چه می‌شود؟

وی افزود:‌ صحبت‌های او در حالی مطرح می‌شد که عکس‌ها و مشاهدات در محل قطع درختان باغ، با یکدیگر مغایرت داشتند. چون تنه‌ی درختان هنوز خیس بود و بخشی از تنه یک درخت کهنسال قطع و شاخه‌های درختان قطع شده هنوز با برگ‌های زنده روی زمین پخش شده بود و تنه‌های جوان و چند تنه درخت قطور قطع شده اما هنوز خیس و زنده توسط ماشین‌های نیسان در محل بارگیری و پس از اتمام کار بلافاصله دور شد.

زندی اضافه کرد:‌ این نکات در قطع درختان جالب توجه است که چرا اگر این کار به گفته‌ی مسئول مربوط به آن به صورت قانونی بوده، چرا در روز تعطیل انجام شده است؟ و چرا ماشین‌ها هیچ علامتی از شهرداری نداشتند؟ اگر نظارت برای بریدن درخت‌های خشک بوده، چرا با اره برقی این‌گونه به جان درختانی افتاده‌اند که هر کدام چند دهه عمر دارند و برای به اینجا رسیدن عمری از آن‌ها نگهداری شده است.

قطع درختان در باغ پردیس همدان - عکس از فرزاد سپهر

هاجریان - شهروند همدانی - که خود سال‌ها باغبان این باغ‌ها بوده، نیز به زندی اظهار کرد: بیش از 40 سال است که در این زمین‌ها و باغ‌ها کارکرده‌ام. در این باغ‌ها درختان میوه‌ بسیاری بود. این چند درخت بادام و گردوی به‌جا مانده نشان آن سال‌هاست. از طرفی در کنار این باغ صیفی‌کاری می‌شد که هنوز هم یک قسمت در انتهای این کوچه به انجام این کار حفظ شده است.

او افزود:‌ این باغبان با نشان دادن وضع قنات تخریب شده در این محدوده، افزود: این درختان با قنات پرآب و چشمه‌های متعدد سیراب می‌شدند، که آن‌ها نیز کور یا با لودر و بیل مکانیکی مسدود و کور می‌شوند.

یکی دیگر از شهروندان همدانی نیز به این فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی گفت: همه‌ی دلخوشی ما اهل محل، همین باغ بود. چرا و با چه مجوزی و چه مقام و مسئولی این اجازه را می‌دهد.

وی افزود: مگر نه این‌است که شهرداری مسئول حفظ و نگهداری شهر و فضای سبز شهر است و در حالی که برای قطع یک درخت حتی خشک در محوطه ساختمانی میلیون‌ها تومان خسارت می‌گیرد، پس چگونه است خود به این کار دستور می‌دهد و آن را ممنوع نمی‌کند؟

شهروندی دیگر نیز به زندی اظهار کرد: این کار با حمایت یکی از نهادهای قدرتمند همدان انجام می‌شود که زور من و شما به آن‌ها نمی‌رسد! خودتان را خسته نکنید. فاتحه شهر همدان از همان موقع که باغ ذوالریاستین و باغ بدیع را کلنگ تفکیک‌ زدند، خوانده شد.

این فعال حوزه‌ی میراث فرهنگی در ادامه با اشاره به موقعیت جغرافیایی شهر همدان که از یک سو به دامنه‌های کوهپایه‌های الوند افزود: قیمت بالای زمین در این قسمت و طبعا عوارض بالایی که شهرداری برای ساخت و ساز می‌گیرد، بهانه‌ی تخریب و دست‌اندازی به فضای سبز همدان شده است.

زندی گفت: از طرفی بلند مرتبه‌سازی بی‌قاعده و غیر علمی بلای دیگری است که تا تحقق آن زمان زیادی نمانده است. حال باید بر حفظ باغ‌ها و فضای سبز باقی مانده توجه کرد و به دنبال آن از تغییر کاربری آن‌ها جلوگیری کرد. چون بنا به تاکید شهروندان و کارشناسان از ابتدا و پیش از صدور مجوزهای قانونی برای تغییر کاربری توسط کمیسیون ماده 5 باید به فکر شهر و ریه‌های تنفسی‌اش بود.

وی افزود: تخریب باغ‌ها در سال‌های اخیر سرعت فزاینده‌ای گرفته است. این که تا کی باید تاوان مجوزهای صادره توسط دولت‌ قبل که استانداران نماینده آن در هر شهر و رییس کمیسیونی هستند که حکم به تغییر کاربری زمین‌ها می‌دهند را پس بدهیم، پاسخش با مسئولان دولت یازدهم است. این که صرفا بگوییم مجوزها را مسئولان قبلی صادر کرده‌اند و از طرفی بر نادرست بودن آن‌ها صحه بگذاریم، فرافکنی و سلب مسئولیت است. در واقع انجام همان کاری است که مسئولان دولت یازدهم نسبت به آن شدیدا منتقدند.

قطع درختان در باغ پردیس همدان - عکس از فرزاد سپهر

قطع درختان در باغ پردیس همدان - عکس از فرزاد سپهر

انتهای پیام


برچسب ها: محیط زیست همدان ، میراث فرهنگی همدان ، بریدن درختان باغ ها درهمدان ، باغ های پردیس همدان ،

 

بخشی از عمارت بدیع الحکما تخریب شد

تلاش فعالان مدنی همدان و امضاء هنرمندان هم نتوانست باغ و عمارت بدیع الحکما را نجات دهد، و بخشی از عمارت بدیع الحکما تخریب شد.

 
 
 
دانلود فایل مرتبط با خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ باغ و عمارت بدیع الحکما از جمله آثار تاریخی و طبیعی همدان به شمار می رود که با مساحتی حدود 62هزار متر باغ، یک عمارت قاجاری و قنات تاریخی، درجاده قدیم دره مراد بیک واقع شده است. سال گذشته پس از هجوم لودرها و بریدن بخشی از درختان باغ بدیع الحکما و حمله به عکاس و خبرنگار همدانی توسط عاملان تخریب ، فعالان مدنی با تشکیل زنجیره انسانی خواستار توقف این تخریب ها شدند.
 
پس از انتشار اخبار تخریب این باغ 270 نفر از هنرمندان و نویسندگان همدانی ، ازجمله دکتر پرویز اذکایی ، دکتر ذکاوتی قراگوزلو ،پرویز پرستویی ،قباد شیوا ، احمدرضا درویش ،امیرشهاب رضویان، هانیه توسلی و....با نامه نگاری به مسئولان و امضاء بیانیه از فعالان مدنی حمایت کردند و درخواست نجات این اثر و سایر باغ ها و خانه های تاریخی همدان شدند ،و درجلسه های حضوری نیز بر حفظ این آثار تاکید کردند ، با اینکه اعضای شورای شهر و شهردار قول مساعد دادند تا مسائل را پیگیری کنند، اما هیچ یک از این تلاش ها نتوانست از تخریب باغ جلوگیری کند.
 
پس از اخراج نگهبان باغ توسط مالکان جدید ، به تازگی و در فرودین سال 93 بخش غربی عمارت تخریب شد و درختان باغ شبانه بریده شد. درباغ مشجری که تا سال گذشته هزاران درخت داشت امروز می توان فوتبال بازی کرد .اما سوال این است که آیا در سال جدید امیدی به تدبیر مسئولان وجود دارد؟
 
امیر شهاب رضویان کارگردان سینما که مسئول گردآوری امضاء هنرمندان بود می گوید: مسئولیت حفظ این آثار با مدیران شهری همدان است ،این باغ و باغ هایی مانند ذولریاستین و جواهری که به تازگی تخریب شد تو سط شهرداری تفکیک شده است ، برای تفکیک یک زمین یا یک باغ، گاهی در برخی نقاط شهر، شهرداری بیش از 70 درصد زمین را از مالک تملک می کند، چگونه است که شهرداری همدان نتوانسته از 6 هکتار باغ و بیشه زار یک فضای 5 هزار متری که هردو بنا و قنات تاریخی باغ بدیع الحکما که در آن واقع شده را به عنوان حق تفکیک در اختیار بگیرد؟
 
این هنرمند ادامه می دهد: همه مدیران شهری باید پاسخگو باشند. عدم پاسخگویی برابر است با بی کفایتی .اگر توان کار و لیاقت کار کردن ندارند بهتر است استعفا دهند.
 
 اردشیر ثریایی فعال محیط زیست در همدان می گوید: سکوت مدیران به خصوص مدیریت میراث فرهنگی همدان در این زمینه معنا دار است ،چرا از اثری که ثبت ملی است حراست نمی کنند و در مقابل نابودی آن سکوت کرده اند و واکنش و عملکرد قابل قبولی از خود نشان نمی دهند. تعداد چنین آثاری درهمدان بسیار کم است ، متاسفانه از سوی متولی اصلی آن ها یعنی اداره میراث فرهنگی همدان هیچ اقدامی صورت نمی گیرد.
 
پس از اخراج نگهبان قدیمی باغ که 60 سال از آن نگهداری کرده بود ، یک کیوسک توسط مالکان در مقابل در ورودی عمارت قرار داده شده و اجازه بازدید از عمارت و باغ را نمی دهند.
 
حسین زندی
انتهای خبر/ خبرگزاری میراث فرهنگی / کد خبر: ۱۰۹۵۷۴
    


برچسب ها: تخریب عمارت بدیع الحکما ، خبرگزاری میراث فرهنگی ، امیرشهاب رضویان ، بدیع الحکما ، میراث فرهنگی همدان ،

دوشنبه 11 فروردین 1393

نمایشگاه نوروزی هگمتانه در آتش سوخت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،ایسنا ،

نمایشگاه نوروزی هگمتانه در آتش سوخت

http://www.isna.ir/fa/news/93011001660/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی

بخش‌هایی از نمایشگاه نوروزی صنایع دستی هگمتانه که در کنار موزه تازه ساماندهی شده هگمتانه در تپه هگمتانه برپا شده بود، صبح امروز (10 فروردین) در آتش سوخت.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این نمایشگاه که از 25 اسفند ماه سال گذشته توسط بخش خصوصی و اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان در تپه هگمتانه برپا شده است، با حدود 70 غرفه از اقلام فرهنگی و صنایع دستی قرار است تا 16 فروردین ماه امسال در این مکان برپا باشد؛ اما با آتش سوزی صبح امروز حدود 10 غرفه آن به طور کامل از بین رفت یا آسیب‌های جدی دید.

یکی از غرفه‌داران این نمایشگاه درباره علت آتش‌سوزی در محل نمایشگاه به خبرنگار ایسنا گفت: به گفته آتش‌نشانان حاضر در محل نمایشگاه به علت روشن بودن یک وسیله گرمایشی (هیتر) در یکی از غرفه‌های ابتدایی نمایشگاه با وزش شدید باد گرمای زیاد آن باعث بروز اتش‌سوزی در ساعت سه و بیست دقیقه صبح امروز شد.

ستاره بیابانی با بیان این که تا خاموش شدن آتش، شش غرفه ابتدایی نمایشگاه به طور کامل در آتش سوختند و چند غرفه نیز آسیب‌های جدی دیدند گفت: غرفه‌دارانی که در نمایشگاه مانده بودند در زمان شروع آتش‌سوزی قصد داشتند با استفاده از کپسول‌های آتش‌نشانی موزه هگمتانه آتش را خاموش کنند، اما متاسفانه این کپسول‌ها کار نمی‌کردند، بنابراین مسئولان غرفه‌ها موفق شدند با خیس کردن یک فیبر و قرار دادن آن مقابل دیگر غرفه‌ها از سرایت آتش به دیگر غرفه‌ها جلوگیری کنند.

او با بیان اینکه هیچ بنای تاریخی در این آتش‌سوزی در تپه هگمتانه آسیب ندیده است ادامه داد: به دلیل وزش باد شدیدی که شب گذشته در همدان رخ داد، چادر غرفه انتهایی نمایشگاه نیز که در کنار کلیسا در تپه هگمتانه قرار داشت نیز مهار نشد و داخل گودال فرانسوی‌ها افتاد.

از سوی دیگر به علت وزش باد شدید در همدان نمایشگاه اقلام فرهنگی و صنایع دستی نیز که در میدان باباطاهر و در محدوده آرامگاه باباطاهر قرار داشت نیز دچار آسیب جدی شد. یکی از غرفه‌داران این نمایشگاه - سعید حسام - نیز در این زمینه به خبرنگار ایسنا توضیح داد: با توجه به این که مسئولان نمایشگاه مسائل ایمنی را برای برپایی نمایشگاه رعایت نکردند و چادر غرفه‌ها را به طور کامل مهار نکردند، با وزش شدید باد و بارش باران در شب گذشته چادرهای غرفه‌ها ویران شدند و حتی نرده‌های آرامگاه نیز در این ویرانی آسیب دیدند. همچنین به دلیل بارش باران بسیاری از اقلام از بین رفتند.

یک فعال حوزه میراث فرهنگی در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت: در طول سال‌های گذشته نیز این گونه نمایشگاه‌ها در سطح شهر و در مکان‌های تاریخی برپا شدند که نهادهای مدنی در این زمینه به مسئولان میراث فرهنگی تذکرهایی را مبنی بر اشتباه بودن این اقدام داده بودند.

حسین زندی افزود: استان همدان نیازمند یک بازارچه دائمی برای برپائی نمایشگاه‌های مختلف صنایع دستی در مناسبت‌های مختلف است، اما متاسفانه در حالیکه بازار تاریخی باقی مانده از دوره صفویه در همدان اکنون به انبار تبدیل شده است، دیگر مکان‌ها مانند آرامگاه باباطاهر و تپه هگمتانه به مکانی برای برپائی نمایشگاه‌ها تبدیل شده‌اند.

به گفته وی، ورود بی‌رویه گردشگران و مسافران به این بازارچه‌ها، آتش‌سوزی‌ها و آسیب‌های دیگر به مرور این بناهای تاریخی را از بین می‌برد.


برچسب ها: بازارچه صنایع دستی همدان ، آتش سوزی در هگمتانه ، همدان ، میراث فرهنگی همدان ،

دوشنبه 5 اسفند 1392

غار کرفتو پنهان زیر آوار ناآگاهی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،روزنامه ها ،زیست بوم ،

گزارش فرهیختگان از حال و روز غار کرفتو

پنهان زیر آوار ناآگاهی

http://farheekhtegan.ir/fa/news/5298


حسین زندی


دیدن آثار طبیعی و تاریخی در کشور ما همیشه لذت‌بخش نیست و حس زیبایی، شکوه و غرور را به بیننده القا نمی‌کند. گاهی حسرت نابودی و از بین رفتن یک اثر تاریخی یا طبیعی انسان را متاثر می‌کند، گاهی جایگزینی یک سازه جدید در محل تاریخی و طبیعی و گاهی تجاوز به حریم آثار نگرانی به بار می‌آورد. یادگاری‌نویسی روی آثار باستانی، تاریخی و طبیعی یکی از این موارد است. خراش سنگ‌نگاره‌های تخت‌جمشید، حتی نوشتن یادگاری روی درختان کهنسال از این نمونه است، اما یکی از وحشتناک‌ترین صحنه‌هایی که هموطنان در دل یکی از مهم‌ترین آثار طبیعی و باستانی کشور خلق کرده‌اند و یک صحنه منزجر‌کننده پدید آورده‌اند، در غار کرفتو است. این پدیده یک عارضه ضدفرهنگی است که می‌تواند در نشان دادن عقب‌ماندگی اجتماعی بعضی از گردشگران این منطقه مفید باشد. این غار در استان کردستان و 31 کیلومتری شمال‌غرب شهر دیواندره و در مسیر شهرستان سقز واقع شده است. بخش‌هایی از این غار عظیم، دست‌کَند است و کتیبه‌هایی از دوران پیش از تاریخ و آثاری از دوره‌های مختلف تاریخی در این اثر شگفت‌انگیز به یادگار مانده است. این غار در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ با شماره ثبت ۳۳۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده ‌است. افزون بر زباله‌هایی که جزء جدانشدنی محوطه‌های گردشگری کشور ماست بازدیدکننده در این غار با دو پدیده مهم روبه‌رو می‌شود؛ یکی بوی تعفن فضولات که در عمق غار به دلیل کمبود محفظه و مجرای کافی بسیار آزار‌دهنده است، اما مهم‌ترین فاجعه دیوارنوشته‌های این غار تاریخی است. تمام دیواره‌های این غار عظیم مملو از دیوارنوشته و یادگاری است. جالب اینجاست که قدیمی‌ترین این نوشته‌ها مربوط به کوهنوردانی است که در دهه 40 و 50 وارد این غار شده‌اند و دیگر تخریب‌ها مربوط به سال‌های اخیر است. همان‌طور که گفته شد در بیشتر آثار این کشور این پدیده مشاهده می‌شود اما غار کرفتو یک پدیده نادر است. در مورد علل چرایی این پدیده دلایل مختلفی بیان می‌شود، یکی از این موارد علت روانی و رفتاری است. یک روانشناس در این منطقه می‌گوید: یکی از ناهنجاری‌های شایع در جوامع، افزایش آمار افرادی است که به تخریب اموال عمومی و فرهنگی دست می‌زنند، این نوع ناهنجاری با نام وندالیسم شناخته شده است. افرادی که در خانواده یا جامعه بیش‌ازحد مورد توجه بوده‌اند و همین‌طور دسته‌ای از افراد که مشکلات و بحران‌های روحی شدیدی را در زندگی خود داشته‌اند در مواجهه با شکست، درصدد انتقام‌جویی به منظور جبران مشکلات با پرخاشگری و صدمه‌زدن به اشیا برمی‌آیند که این خود یک نوع تخلیه انرژی ناشی از ناراحتی‌های درونی افراد است. آرزو احمدی دیوارنویسی‌های غار کرفتو را ناشی از این بیماری می‌داند و می‌گوید: مسائل و مشکلات خانوادگی در دوران کودکی تاثیر زیادی روی رفتار فرد در آینده می‌گذارد و در بسیاری از موارد به تخریب اجتماع به روش‌های مختلف (تخریب اموال عمومی مثل: تلفن‌های همگانی، کتاب، اتوبوس و...، میراث فرهنگی، آسیب رساندن به ورزشگاه توسط طرفداران ورزشی بعد از پیروزی تیم رقیب و حتی تخریب سایت‌های اینترنتی و...)، منجر شده که درنهایت می‌توان گفت فرد تمایل به بروز رفتار بزهکارانه دارد.
عوامل روانی و اجتماعی مانند: احساس درماندگی، اجحاف، ورشکستگی، دلتنگی و ناکامی که منجر به بیزاری فرد از خود و اجتماع می‌شود نیز در ایجاد این مشکل دخیلند و حتی در مواردی، خصوصا در دوران کودکی، دیدن رفتار پرخاشگرانه و آسیب‌رسانی توسط همسالان و هم‌گروه‌ها می‌تواند به عنوان یک نوع یادگیری اجتماعی بر افراد دیگر گروه و اجتماع نیز تاثیرگذار باشد. این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: از مواردی که می‌تواند تا حد زیادی این معضل را در جامعه کاهش دهد می‌توان به آموزش کودکان در خانواده و مدرسه، استفاده از تصاویر و پوسترهای آموزشی و تبلیغاتی متنوع، آموزش از طریق رسانه‌های جمعی (آموزش از طریق برنامه‌های شاد و کارتون برای کودکان)، مشارکت دادن افراد در کارهای مدرسه (به‌عنوان نمونه تمیزکردن کلاس‌ها و سرویس‌های بهداشتی که توسط معلمان و دانش‌آموزان ژاپنی در پایان کلاس‌های مدرسه انجام می‌گیرد) و اجتماع که منجر به ملزم دانستن خود به احترام بیشتر به قوانین و مقررات می‌شود، ایجاد کانون‌های فرهنگی و مجتمع‌های ورزشی توسط شهرداری‌ها در سطح گسترده به منظور تخلیه انرژی نوجوانان و بزرگسالان اشاره کرد. آرزو احمدی می‌گوید: نباید از نقش نهادهای مدنی در آموزش مردم غافل شد. افزون بر این بیماری روانی و رفتاری دلایل اجتماعی نیز دارد. نادیده گرفته‌شدن فرد از سوی جامعه، عقده‌گشایی مخالفت با وضع موجود، مطرح شدن، کتیبه‌نگاری به شیوه پیشینیان، ناآگاهی و نبود آموزش، ترس از مرگ و فراموش شدن پس از مرگ جزء عواملی هستند که باعث می‌شود فرد اقدام به کتیبه‌نگاری به شیوه غارنشینان کند. از آنجا که بشر می‌خواهد اثری از خود بر جا بگذارد تا جاودانه شود و با توجه به اینکه یکی از خاستگاه‌های هنر نقاشی غار است چنین رفتاری از او سر می‌زند.
به گواه پژوهشگران، ایرانیان مردمی شفاهی به شمار می‌آیند و تنبل‌ترین افراد در نوشتن هستند. اما در اینجا به راحتی خلق اثر می‌کنند و یادگار از خود به جا می‌گذارند. مورد دیگری از این کتابت‌ها که در جامعه وجود دارد بر در و دیوار دستشویی‌های عمومی است، خلق اثر در این تابلوها نیز از شاهکارهای برخی از شهروندان است که به نظر می‌رسد تنها در کشور ما این خلق صورت می‌گیرد. اما شیوه برخورد با این بیماری چگونه است آیا نباید چنین مشکل رفتاری را درمان یا مهار کرد؟ مسلما اگر مسئولان اقدام کنند به راحتی می‌توانند از چنین تخریب‌هایی جلو‌گیری کنند.
این پدیده شگفت‌انگیز طبیعی و باستانی در بیشتر مواقع راهنما ندارد. استخدام چند راهنما در عین حال که از تخریب می‌تواند جلوگیری ‌کند به آموزش بازدیدکنندگان نیز کمک ‌کند.
در سال‌های اخیر در بسیاری از اماکن به صورت غیرضروری تابلویی نصب شده با این مضمون «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است» حتی در اماکن آموزشی، دانشگاه‌ها، خیابان‌ها و گاهی در مقابل دستشویی و... آیا نمی‌توان چنین تابلویی در محوطه اینچنین شگفت‌انگیز نیز نصب کرد؟ و از این فناوری در چنین فضاهایی نیز بهره برد؟
ارزان بودن بلیت ورودی این آثار از دیگر علل تخریب‌هاست چرا که باعث شده کشور گردشگری تخصصی را تجربه نکند و حس مسئولیت‌پذیری بازدیدکنندگان کمرنگ شده است.
بازدید‌کنندگان این غارها دو گروهند، کسانی که برای ایجاد اثر به این غار می‌آیند و بازدیدکنندگانی که برای تاسف خوردن و حسرت به اینجا قدم می‌گذارند چرا که گروه دوم از زیبایی‌های غار چیزی نمی‌بینند و آنچه مشاهده می‌کنند این است که غار در زیر ابر ناآگاهی پنهان شده است.


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، غارکرفتو ، کردستان ، دیواندره ، غارهای ایران ، آلودگی غارها ، وندالیسم ،

جمعه 2 اسفند 1392

روزنامه‌نگارانی که بازاریاب شده اند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

روایت یک روزنامه‌نگار همدانی از وضعیت مطبوعات شهرش

روزنامه‌نگارانی که بازاریاب شده اند

http://khabarnegaran.info/article.php3?id_article=2951

29 بهمن 1392

خبرنگاران ایران- صبا اعتماد: حسین زندی، روزنامه‌نگار همدانی که علاوه بر همکاری با روزنامه‌های تهران، عمدتاً فعالیت خود را در شهر خود متمرکز کرده؛ تجربیاتش را از فعالیت و حضور در شهرستان و دور بودن از رسانه‌های پایتخت می‌گوید و نیز مشکلاتی را بازگو می‌کند که به باورش روی مطبوعات همدان اثر منفی گذاشته و کیفیت روزنامه‌نگاری در این شهر را تنزل داده است.

"رپرتاژ" کلمه‌ای است که این روزنامه‌نگار جوان آن را آفت مطبوعات همدان و به عبارت خود پدیده شوم مطبوعات همدان می‌نامد: "رپرتاژ و نوشتن گزارش‌ها و مطالب تبلیغی در قالب گزارش روزنامه‌نگاری در مطبوعات همدان به عرف تبدیل شده است. در مطبوعات همدان "رپرتاژ آگهی" عادی شده که هم خبرنگار و هم شخصیت مورد تبلیغ به عنوان عرف و پدیده ای مثبت با آن برخورد می‌کنند. یکی از عواملی که موجب جلوگیری از شکل‌گیری روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در شهرستان شده همین مسئله است."

از او می‌خواهم دراین‌باره مصداقی تر سخن بگوید؛ می‌گوید: "به طور مثال نهادی با رسانه‌ای تماس می‌گیرد و یا خبرنگاری با نهادی تماس می‌گیرد و یک صفحه در مدح آن نهاد و یا مدیر آن می‌نویسد و پس از انتشار، صورت حسابی به فرد مورد نظر ارائه می‌شود که مبلغ قابل‌توجهی است و باید پرداخت شود. خلاصه، نتیجه این است که رسالت روزنامه‌نگاری زیر سؤال می رود، روحیه پرسشگری و انتقادی روزنامه‌نگار دیگر وجود ندارد و روزنامه‌نگار به یک بازاریاب وابسته تبدیل می‌شود. از دیگر سو چون انتقادی صورت نمی‌گیرد در نتیجه پاسخگویی نیز مغفول است و یا وجود ندارد. افکار عمومی به رسانه بدبین می‌شود؛ روزنامه‌ فروش نمی‌کند؛ شمارگان پایین می‌آید و نتیجه می‌شود وضعیت روزنامه‌نگاری همدان."

یعنی این قدر این موضوع رواج دارد که آن را به عنوان یک مسئله در مطبوعات همدان یاد می‌کنی؟ در پاسخم می‌گوید: "حداقل در ارتباط‌هایی که با نهادها و نیز برخی از مطبوعات و دوستان روزنامه‌نگار همدانی دارم این مسئله به وضوح دیده می‌شود و همان طور که گفتم به نوعی عرف تبدیل‌شده و انجامش قبحی ندارد."

روزنامه‌نگاران حرفه‌ای به پایتخت مهاجرت می‌کنند

چندی پیش یکی از روزنامه‌نگار عکاس به دست زمین‌خواران همدان مضروب شد. چرا رسانه‌های این شهرستان به این موضوع چندان توجهی نشان ندادند؟

حسین زندی گلایه مندانه می‌گوید:"اتفاقاً مشکل صنفی روزنامه‌نگاران همدانی، نداشتن صنف و اتحادیه و انجمن صنفی مستقل است. سرای روزنامه‌نگاران و خانه مطبوعات هر دو وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که از فعالیت و کارکرد آن بی‌خبرم. هیچ نهادی برای پیگیری مطالبات صنفی و قانونی فعالان رسانه‌ها دیده نمی‌شود. به همین دلیل وقتی یک روزنامه‌نگار عکاس به دست زمین خواران مضروب می‌شود کمتر اعتراضی و صدایی از طرف همکاران شنیده می‌شود."

او ادامه می‌دهد:" روزنامه‌نگاری و روش روزنامه‌نگاری همدان وابسته است. بیشتر کسانی که در این عرصه فعال هستند با حقوق خود چندان آشنایی ندارند وبا این سیستم کنار آمده‌اند و ظاهراً لزومی نمی‌بینند در جهت حرفه‌ای شدن و بازیابی شأن و منزلت روزنامه‌نگاری تلاش کنند."

این روزنامه‌نگار به برخی از مشاهداتش در این زمینه اشاره می‌کند و از همکاران روزنامه‌نگارش می‌گوید که روزنامه‌نگاری مقدمه‌ای است برای آنان برای کسب فرصت‌های شغلی دیگر:" از آنجا که در بیشتر موارد انتخاب شغل روزنامه‌نگاری بر اساس علاقه نیست روزنامه‌نگاران به محض پیشنهاد شغل جدید، روزنامه‌نگاری را رها می‌کنند. برای بیشتر دوستان تفاوتی ندارد در چه زمینه‌ای بنویسند هر آنچه سفارش می‌گیرند همان را تولید می‌کنند و به صورت بازاریاب کار می‌کنند در این میان کسانی که جدی تر به این مقوله می‌نگرند و تخصصی تر قلم می‌زنند که تعدادشان هم کم نیست،در این فضا نمی‌توانند دوام بیاورند و مجبور به مهاجرت می‌شوند با نگاهی به آمار شاغلینی که ریشه همدانی دارند و اتفاقاً روزنامه‌نگاران موفقی هم هستند و در خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های مرکز مشغول به فعالیت هستند می‌توان به این مسئله پی برد."

از مهاجرت و ترجیح روزنامه‌نگاران علاقمند برای کار در روزنامه‌های پایتخت سخن می‌گوید و من از او می‌پرسم که ارتباط روزنامه‌نگاران شهرش با رسانه‌هایی که در پایتخت منتشر می‌شوند چگونه است؟

می گوید:" ارتباط روشمند و صنفی بین روزنامه‌نگاران شهرستانی و روزنامه‌نگاران تهرانی وجود ندارد اگر ارتباطی هست به صورت فردی و شخصی است. من ارتباط بسیار خوبی با همکاران تهرانی در حوزه‌های محیط‌ زیست و میراث فرهنگی و گردشگری دارم، یکی از دلایلش هم فعالیت‌های مدنی بوده که در کنار روزنامه‌نگاری داشته‌ام و این فعالیت مدنی را یک فرصت بسیار مثبت تلقی می‌کنم با این حال باید به این نکته اشاره‌ کنم که در رابطه بین روزنامه‌نگاران تهرانی و شهرستانی یک مشکل وجود دارد آن هم نگاه از بالا به پایین فعالان پایتحت نشین است و گاهی آنچنان مشهود است که به یک پدیده آزاردهنده تبدیل می‌شود. هرچه بهتر و حرفه‌ای تر از همکاری که در تهران زندگی می‌کند کارکنی و قلم بزنی،باز هم به عنوان یک شهرستانی با تو برخورد می‌شود."

و ادامه می‌دهد:"معتقدم اگر کسی به صورت جدی در یک حرفه‌ای فعال است و به دنبال موفقیت است باید روش خودش را داشته باشد.در هشت سال گذشته وضعیت کار در شهرستان‌ها هم سخت تر از تهران بود،با محدودیت‌هایی مواجه بودم در این مدت به دنبال ارتباط مستقیم با مخاطب بودم و کارها و اخبار و گزارش‌های حوزه فعالیتم را در کنار وبلاگ از طریق ایمیل به دست مخاطبان رساندم و بازخورد بسیار خوبی داشت."

زندی سال‌هاست حوزه‌ای میراث فرهنگی و محیط‌ زیست را به عنوان حوزه‌های تخصصی در روزنامه‌نگاری انتخاب کرده است. از او می‌پرسم در این دو حوزه وضعیت روزنامه‌نگاران همدانی چگونه است:" متأسفانه کمتر کسی در همدان فعالیت می‌کند و اگر خبری یا گزارشی کار می‌شود در تمجید و مدح مدیران نهادهای دولتی است و حمایت از مسئولان و مقابله و پاسخگویی به مواضع من. بارها شاهد بوده‌ام که همکار روزنامه‌نگارم نمی‌تواند بپذیرد که مثلاً مدیر کل میراث فرهنگی اشتباه کرده و باعث تخریب یک بنا شده است."

مروری بر تاریخ مطبوعات همدان و تیراژ آنها

او در این گفتگو بخشی از تاریخ مطبوعات همدان را هم مرور می‌کند:" پیشینه روزنامه و روزنامه‌نگاری همدان به اواخر قاجاریه و دوره صدارت ظهیرالدوله در همدان بازمی‌گردد؛ که روزنامه‌ای تک برگی منتشر می کرده و بیشتر در بازار پخش می شده است. اما روزنامه‌هایی همچون گلگون، مبارز همدان، اتحاد، کمالی و ده‌ها روزنامه و نشریه دیگر در دوره پهلوی (اول و دوم) در این شهر منتشر می شده و خوراک فرهنگی مردم را در کنار نشریات سراسری فراهم می کرده است. از زمان حکومت ظهیرالدوله تا امروز رسانه‌های مکتوب بسیاری در همدان پا به عرصه مطبوعات گذاشتند اما با اینکه جمعیت ۱۵۰ هزار نفری شهر همدان به بیش از ۵۰۰ هزار نفر رسیده اما شمارگان روزنامه‌ها و نشریه‌ها رشد چندانی نداشته است. متوسط تیراژ روزنامه‌ها در دهه ۳۰ و ۴۰،۱۵۰۰، نسخه بوده و اکنون نیز همین آمار است و تغییری مشاهده نمی‌شود."

اما در حال حاضر در همدان چه تعداد نشریه منتشر می‌شود؟ زندی دراین‌باره می‌گوید:" آمار صدور مجوز نیز با آنچه منتشر می‌شود یکسان نیست،گاهی روزنامه‌ای به صورت هفتگی منتشر می‌شود و یا هفته‌نامه‌ای ماهیانه یک یا دو بار به روی دکه می‌آید، به دلیل همین بی‌نظمی تنها در مورد آنچه بر روی دکه‌ها دیده می‌شود می‌توان سخن گفت، در استان همدان دو روزنامه منتشر می‌شود که امتیاز یکی از آن دو متعلق به بخش خصوصی است و یکی دیگر متعلق به شهرداری همدان است روزنامه همشهری نیز پنج روز اول هفته در 4 صفحه به صورت "لایی" در داخل روزنامه همشهری در اختیار خوانندگان می‌گیرد. اگر چه در طول یک ماه نشریات گوناگونی را می‌توان در دکه‌های روزنامه‌فروشی دید اما به سبب همان بی‌نظمی که اشاره شد تعداد هفته‌نامه‌های منتشره حدود ۱۰ عنوان است. برخی روزنامه‌ها مانند جام جم هر هفته یک ضمیمه ۴ صفحه‌ای منتشر می‌کنند که بخش بزرگی از آن تبلیغات است. بیشتر هفته‌نامه‌ها جنبه تبلیغاتی دارد و به نظر یک بولتن می‌آید تا نشریه تأثیرگذار، اما در این استان چاپخانه‌های خوبی فعال هستند و تعداد قابل‌توجهی از روزنامه‌های غرب و شمال غرب کشور در این چاپخانه‌ها چاپ می‌شود."

به گفته وی خبرگزاری‌هایی همچون مهر، ایسنا، ایرنا، فارس و باشگاه خبرنگاران جوان فعال تر از دیگران‌اند و تعداد قابل‌توجهی از فعالان مطبوعات را جذب کرده‌اند.

شمار هفته‌نامه‌ها و روزنامه‌ها در همدان بین ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نسخه است تعدادی را اداره‌ها و نهادهای دولتی به صورت آبونمان و اشتراک سالانه خریداری می‌کنند، تعدادی در گیشه‌ها فروش می رود و بخشی نیز پس از بازگشت به مرکز پخش به صورت کیلویی به فروش می رود. آمار مخاطب‌ها هم قابل دفاع نیست. گستره توزیع مطبوعات در همدان تقریباً به همه شهرستان‌ها می‌رسد وقتی می‌خواهیم این آمار را با دهه ۳۰ مقایسه کنیم باید توجه داشته باشیم که درست است که تیراژ نشریات تفاوت چندانی نکرده است اما تعداد باسوادها ده چندان شده، تعداد کیوسک‌ها چندین برابر شده و جمعیت به شدت افزایش پیدا کرده است. پس می‌توان گفت روزنامه‌خوانی به جای پیشرفت، پسرفت خوبی داشته است."


برچسب ها: سایت خبرنگاران ایران ، وضعیت مطبوعات ، مطبوعات همدان ،

هنرمندی که با حلبی یادگاری می‌سازد

روزگار فراموش شده پیرمرد «حلبی‌ساز»

حسین زندی


در طول یک قرن گذشته و با ماشینی شدن جوامع صدها حرفه و شغل و هنر دستخوش تغییر و نابودی شده و اهمیت ندادن به این حرفه‌ها روند از بین رفتن آنها را تسریع کرده است. در حالی که برخی از این مشاغل قابلیت تقویت صنایع‌دستی، گردشگری و موزه‌داری را دارند. حلبی‌سازی یکی از این موارد است که به مرور در حال فراموشی است، اما به تازگی یکی از پیشکسوتان این حرفه در همدان اقدام به بازیابی و تولید ده‌ها نمونه از این اشیا کرده تا مردم را با مشاغل و یادگارهای گذشتگان آشنا کند. محمدباقر ضرابیان متولد سال 1313 همدان است. او تا سال 1332 به شغل پدری، یعنی حلبی‌سازی مشغول بود، اما این کار را رها کرد و فروشندگی وسایل ماشین را پیش گرفت. او 56 سال از شغل حلبی‌سازی دست کشیده بود ولی سال 1390 تصمیم گرفت نمونه‌ای از اشیا و آثار حلبی که در گذشته استفاده می‌شد را بسازد و در مجموعه‌ای به میراث فرهنگی اهدا کند. او در طول دو سال توانست 110 قطعه از این ابزار و اشیا را بسازد. ویژگی کارهای ضرابیان در ظرافت آنهاست که با نمونه‌ای دیگر قابل مقایسه نیست. به همین مناسبت گفت‌وگویی با او انجام داده‌ایم که در پی می‌آید:

‌ چه چیزی شما را به سمت این کار کشاند؟
سال 1390 روزی با خودم گفتم خدایا به من کمک کن تا چند قطعه‌ از میراث قدیم بسازم تا این میراث به کلی نابود نشود چون دیگر قابل استفاده نبودند. وقتی شروع کردم تعدادی از این آثار و وسیله‌ها را ساختم مورد تایید و تشویق میراث فرهنگی قرار گرفتم و در 12 نمایشگاه شرکت کردم. سه لوح از 12 لوح تقدیری که دریافت کردم لوح برتر است و مقام اول کشور را در این رشته به دست آوردم.
‌شغل شما چه بود؟
شغل پدرم حلبی‌سازی بود و شغل من هم تا سال 1332 همین بود، اما تا سال 90 از این کار دست کشیدم چون این کار کمرنگ شده بود. در این مدت مشغول فروش قطعات ماشین بودم. اما می‌خواستم این یادگار را از خود بجا بگذارم، بنابراین 110 قطعه وسیله و ابزار حلبی ساختم و به میراث فرهنگی اهدا کردم.
‌آثاری که به میراث داده‌اید کجا قرار است نگهداری شود؟ به موزه خاصی می‌رود؟
این آثار را به میراث فرهنگی اهدا کردم که قرار است موزه‌ای درست کنند و اینها را در آنجا به نمایش بگذارند تا اینکه نسل‌های بعد متوجه شوند ما با چه وسیله‌هایی زندگی می‌کردیم.
‌کارهای شما شامل چه وسیله‌هایی است؟
وسایلی از قبیل زیرآب حمام، زیرآب حوض، چراغ فتیله‌ای و نماد آرامگاه بوعلی و... .
‌چه مدت‌زمانی را برای ساختن این قطعات صرف کردید؟
از سال 1390 تا اوایل 1392 روی این آثار کار کردم. یعنی حدود دو سال که مهم‌ترین آنها نماد آرامگاه بوعلی است که پنج ماه روی آن کار کردم و آنها را اهدا کردم به میراث فرهنگی همدان.
‌هنوز هم این کار را ادامه می‌دهید؟
فعلا نه اما امیدوارم بتوانم قطعات دیگری را هم بسازم.
‌اسامی همه قطعات و کاربردشان را نوشته‌اند؟
بله همه فهرست شده است. قرار است یک کتاب به نام چهره ماندگار همدان منتشر کنند و این آثار و کاربردشان را در آن بیاورند.
‌همه این وسایل کاربردی و قابل استفاده بوده‌اند؟
بله همه اینها را آن زمان استفاده می‌کردیم به جز چند قطعه مثل نماد آرامگاه. اما امروز اینها به صورت شیء تزئینی است. هرچند امروز هم قابل استفاده است اما با وسایل و نمونه‌های جدید، دیگر از اینها استفاده نمی‌کنند.
‌چرا کسی تمایلی به حلبی‌سازی نشان نمی‌دهد؟ و چرا حلبی‌سازخانه همدان از بین رفته است؟
گفتم که نمونه‌های جدید آمد، خریدار کم شد و این روزها هم جنس چینی اجازه فعالیت به سازندگان ایرانی را نمی‌دهد. استادکارها هم یا از دنیا رفتند یا از این کار دست کشیدند.
‌چرا شما اقدام به تولید انبوه نمی‌کنید؟
باید بگویم مشکل زیاد است. ارائه کردن سرمایه، کارگاه، سوله، ابزار آموزشی برای دانش‌آموزان و امکانات مناسب بهداشتی که کار کردن در آن جا میسر باشد، کار یک فرد نیست. باید نهاد یا اداره‌ای این وظیفه را به عهده گیرد.
‌این روزها حلبی‌سازخانه‌های همدان چه وضعیتی دارند؟
همه شده است بوتیک لباس و دیگر کسی کار نمی‌کند.
‌تا زمانی که شما فعالیت می‌کردید چه تعداد حلبی‌سازی در همدان فعال بود؟
بیش از 60، 70 کارگاه با چندین کارگر و شاگرد فعال بودند.
‌تولیدات شما در همدان فروش می‌رفت یا به جزء همدان به جاهای دیگر هم صادر می‌شد؟
اطراف همدان، روستاها و برخی شهرهای همجوار خریدار این اجناس بودند، چون مرغوب‌تر از کارهای شهرها و استان‌های دیگر بود.
‌مواد اولیه از کجا تامین شد؟
بعد از جنگ جهانی دوم یعنی شهریور 1320 که من حدود هشت سال داشتم، پدرم مغازه را ترک کرد و آمد منزل و در منزل کار می‌کرد. من هم پیش او در خانه این حرفه را آموختم. بعد از جنگ یعنی پس از سه سال به مغازه پدر رفتم و حلبی‌ساز شدم. این کار تا سال 1332 ادامه داشت اما پس از آن از این کار دست کشیدم. آن زمان نفت از روسیه و انگلیس در داخل بشکه‌های حلبی می‌آمد. نفت را خالی می‌کردند، می‌فروختند و ما حلبی‌ها را می‌خریدیم و این ابزار و وسیله‌ها را می‌ساختیم.
‌تاریخچه حلبی‌سازی به چه دوره‌ای برمی‌گردد؟
من تا جایی که اطلاع دارم به 200 سال قبل برمی‌گردد. البته همیشه مواد اولیه از خارج می‌آمد تا اینکه ورق گالوانیزه وارد شد.
‌حلبی‌سازی چه تفاوتی با آهنگری داشت؟
آهنگری مساله جدایی است که با کوره، دم و... سروکار دارد اما حلبی‌سازی ابزار دیگری دارد.
‌فرزندان شما با این حرفه آشنا هستند؟
یکی از دخترانم و پسرم پزشک هستند و یک دخترم دبیر آموزش و پرورش. کسی را ندارم که این کار را ادامه دهد.
‌آرم و نشانه‌ای که روی کارهای شما حک شده چیست؟
از جنس لاتون بوده که فلز خیلی نرمی است و با چکش و مهر سازگاری دارد و پرس می‌شود.

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4817


فرهیختگان 28 بهمن 92

شماره 1316

روزنامه همشهری همدان 61 91


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، حلبی سازی ، محمد باقر ضرابیان ، صنایع دستی همدان ، همشهری همدان ،

شنبه 26 بهمن 1392

گلوله در برابر حیوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهیختگان ،روزنامه ها ،توسعه پایدار ،زیست بوم ،گفتگو ،

فراخوان صدور مجوز حمل اسلحه همدان را به بازار قاچاق سلاح تبدیل کرد

http://farheekhtegan.ir/fa/news/4417

گلوله در برابر حیوان

حسین زندی


در شش ماهه اول امسال چهار برابر کل سال گذشته در همدان دفترچه مجوز شکار صادر شده است.
مساله شکار در ایران به بحرانی ملی تبدیل شده است. نابودی گونه‌های جانوری موجبات اعتراض حامیان و دوستداران محیط‌زیست را فراهم کرده تا جایی که به تازگی عده‌ای از مخالفان شکار از رئیس محیط‌زیست کشور درخواست کردند مجوز شکار به‌طور کامل متوقف شود. اما آنچه در شهرستان همدان اتفاق افتاده افزون بر این موارد یک مشکل مضاعف را به وجود آورده است. در سال گذشته فراخوانی توسط مدیریت اسلحه و مهمات صادر شد مبنی بر اینکه کسانی که اسلحه بدون‌مجوز یا غیرمجاز دارند می‌توانند با تسلیم و تحویل آن به این مرکز در صورت تایید این نهاد مجوز حمل سلاح دریافت کنند. این فراخوان باعث شد در بیشتر استان‌ها افرادی که سلاح بدون مجوز نگهداری می‌کردند اسلحه‌ها را تحویل این نهاد دهند و پس از مدتی برای بیشتر آنها مجوز صادر شد. اما نتیجه این فراخوان همدان را به مرکز واردات اسلحه قاچاق تبدیل کرد تا جایی که گاهی در مقابل نهاد متولی یعنی «مدیریت اسلحه و مهمات شهرستان» عده‌ای پیش از تحویل اسلحه اقدام به خرید و فروش سلاح می‌کردند. از آنجا که همدان در مسیر قاچاق کالا از استان‌های غربی و عراق به دیگر نقاط کشور قرار گرفته این موضوع باعث شد تعداد زیادی اسلحه توسط مردم همدان از قاچاقچیان برای اخذ مجوز خریداری شود و مانند هر کالایی وقتی تقاضا بالا می‌رود عرضه نیز افزایش پیدا می‌کند؛ تا جایی که پس از صدور جواز اسلحه هجوم شکارچیان به اداره محیط‌زیست باعث شد دفترچه مجوز شکار این اداره تمام شود. در شش ماهه اول سال 92 چهار برابر کل سال90 و 91 در این شهرستان دفترچه صادر شده است. این در حالی است که تعدادی از مالکان اسلحه اقدام به دریافت دفترچه شکار نمی‌کنند و بدون استفاده از سهمیه فشنگ دولتی به صورت آزاد، فشنگ تهیه می‌کنند.
سیدعادل عربی، معاون فنی اداره محیط‌زیست همدان در این باره می‌گوید: آنچه در همدان اتفاق افتاده نشان می‌دهد شهرستان‌های اطراف هم همین رشد را شاهد بوده‌اند. اتفاق بی‌سابقه‌ای که امسال افتاد و هرگز سابقه نداشت، اتمام دفترچه صدور مجوز در همدان بود. این اتفاق در چند شهرستان دیگر هم رخ داد. در سازمان محیط‌زیست هم مجوز تمام شد؛ یعنی اینکه آنقدر مراجعه‌کننده برای اخذ دفترچه زیاد بود که اکنون منتظر ارسال دفترچه از سازمان مرکزی تهران هستیم. آنچه من اطلاع دارم تقریبا چهار برابر کل سال‌های پیشین در شش ماهه اول امسال دفترچه صادر شده است. وضعیت نهاوند بدتر است و تعداد بیشتری دفترچه صادر شده است. البته برخی استان‌های دیگر هم همین شرایط را دارند و با کمبود دفترچه مواجه بوده‌اند اما وضعیت استان همدان بدتر است. همان‌طور که می‌دانید کسانی که اسلحه دارند نیمی از سهمیه فشنگ را می‌توانند تهیه کنند اما نیم دیگر مستلزم این است که دفترچه از سازمان محیط‌زیست اخذ کنند، به همین سبب شکارچیان برای گرفتن دفترچه مراجعه می‌کنند. یکی از تبعات افزایش دفترچه شکار در همدان تهدید گونه‌های جانوری منطقه است. در سال جاری چندین مورد درگیری بین محیط‌بانان و شکارچیان پیش آمد. یکی از این اتفاق‌ها که پرونده آن در محاکم قضایی در حال پیگیری است ورود قاچاقچیان پرنده از جنوب کشور به همدان بود. عربی در این باره می‌گوید: علاقه شیخ‌نشینان خلیج‌فارس به پرندگان شکاری ایران بسیار زیاد است. آنان از این پرندگان به عنوان تفریح استفاده می‌‌کنند یعنی این پرنده‌ها را آموزش می‌دهند تا برایشان شکار کنند. بازار خرید و فروش این پرنده‌ها در جنوب ایران هم داغ است به همین خاطر عده‌ای از اهالی استان‌های جنوبی به‌خصوص بوشهر در فصل پاییز به سمت غرب کشور می‌آیند تا پس از زنده‌گیری و صید پرندگان خود را به این بازار برسانند. ما پس از اطلاع از ورود این تیم اقدام به کمین و دستگیری آنان کردیم. بازداشت این افراد در صورتی موفقیت‌آمیز است که مردم محلی هم همکاری کنند. اینها متاسفانه راهنما‌هایی در استان میزبان دارند که به آنها کمک می‌کنند. ما به با همیاری محیط‌بان در پاییز امسال تیم شکارچی بوشهر را دستگیر کردیم و یک بهله بالابان، 7 بهله دلیجه و تعدادی قمری از آنان به دست آمد که آزاد‌شان کردیم.
شرایط نگهداری پرندگان پیش از آزادسازی در اداره کل محیط‌زیست همدان بسیار بد بود. یکی از کارکنان این اداره به نبود مکان مناسب برای حیوانات و پرندگانی که از شکارچیان می‌گیرند اشاره کرد. اما معاون فنی این اداره می‌گوید: به گمان من تعداد اسلحه‌هایی که دست مردم است با ظرفیت مناطق اصلا تناسب ندارد. بیشتر مالکان اسلحه شکار می‌کنند اما اگر همه اینها بخواهند در طول سال تنها در یک روز یک حیوان شکار کنند صدمه جبران‌ناپذیری به حیات‌وحش کشور خواهند زد. امروز متاسفانه تهیه مجوز اسلحه بسیار آسان‌تر از گذشته است و پیشنهاد من این است که از این روند جلوگیری شود. ظاهرا صلاحیت افراد مطرح است اما از محیط‌زیست استعلام نمی‌شود و به هرکسی که کارت پایان‌خدمت دارد. اسلحه می‌دهند؛ این مساله علاوه بر شکار مشکلاتی برای ما ایجاد می‌کند.
عربی ادامه می‌دهد: بحث فراخوانی که داده شد و برای اسلحه غیرمجاز مجوز صادر شد نیز در سطح ملی و در شورای امنیت ملی بررسی شد و سازمان محیط‌زیست مخالفت کرد اما به نتیجه نرسید. جای خوشبختی دارد که به اسلحه‌های گلوله زن مجوز ندادند، امیدوارم ندهند. اگر اسلحه غیرمجاز گلوله‌زنی هم مجوز بگیرد، دیگر قابل کنترل نیست. امروز بار بسیار سنگینی بر دوش محیط‌زیست است در حالی که امکاناتی در اختیار ندارد به‌خصوص در شرایطی که کشور از نظر اقتصادی در وضعیت خوبی به سر نمی‌برد. اولین جایی که آسیب می‌بیند، محیط‌زیست است. به‌طور مثال کسانی که اسلحه دارند تلاش می‌کنند از راه شکار خود را سیر کنند. گفته می‌شود در بدن بیشتر پرندگان و حیات وحش کشور ساچمه سربی وجود دارد. صدها نفر منتظر دفترچه هستند، عده‌ای کارت موقت دارند و منتظر اخذ گرفتن مجوز اسلحه‌اند و بعد از آن برای مجوز شکار به این سازمان مراجعه
خواهند کرد.


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، شکار ، حیات وحش ، مجوز شکار ، شکار در همدان ،

روزی برای بخشش

گفتگو با آمنه بهرامی بخش پایانی

حسین زندی



·        در غرب از نظر مالی کمکتان کردند؟

دولت اسپانیا تنها ماهی چهارصد یورو به من پول می­دهد. چهارصد یورو حتی پول اجاره یک اتاق هم نیست. مثلا شما فرض کنید الان اجاره یک اتاق در ایران چقدر است؟ همان اندازه به من می­دهند. هیچ کمکی نکردند و هر وقت هم رفتم کمک بگیرم، گفتند: تو یک ایرانی هستی و وضع مالی ایرانی­ها خوب است! ما تنها وقتی به تو کمک می­کنیم که پناهنده شوی!

·        خوب چرا نمی­خواهی به کشور دیگری پناهنده شوی؟

چرا باید پناهنده شوم؟ من اقامت دارم. وکیل سفارت ایران برایم اقامت گرفت، آقای حسین احمدزاده . من اقامت دارم ولی با این اقامت تنها اجازه ورود به اسپانیا و خروج از آن را دارم. الان اقامت پنج سال دوم را گرفتم. و می­توانم وارد اسپانیا شوم یا کلا اروپا، الان می­توانم یک بلیت بگیرم و بروم. پناهندگی یعنی اینکه دولت هزینه مرا بدهد و من گفتم هزینه­ام را خودم می­دهم. واقعا هم تا کنون خودم داده­ام. از تلویزیون­ها که برای مصاحبه می­آیند پول می­گیرم...

·        من شنیده­ام حسابی هست که هر کس بخواهد کمکی کند به این حساب واریز می­کند، درست است؟

بله چند تا حساب دارم، در بانک صادرات، ملی، تجارت و یک حساب ارزی هم در اسپانیا دارم که متعلق به خودم است.

·        چطور بوده؟ خودتان باز کردید؟ یعنی درخواست کردید یا...؟

بله خیلی سال است که درخواست کرده­ام ولی متاسفانه تا امسال کمکی به من نشد. تا اینکه امسال ، روزنامه ایران صد و پنج میلیون کمکم کرد. ولی خوب در کل هزینه­هایم را خودم داده­ام. شش سال با روزنامه­ها، با کتابم، هربار به طریقی، الان مثلا یک مدت است  از روزنامه­­نگارهایی که از رسانه­های خارجی برای مصاحبه می­آیند برای فیلم و مستند، پول می­گیرم.از  داخلی­ها اگر ندهند، نمی­گیرم. برایم مهم نیست. چون من که دنبال شهرت نیستم پول برایم مهم است. کتاب دومم هم هست که هنوز شروع نشده از آلمان زنگ زده­اند که ما کتاب دومت را می­خریم. من هنوز آن را ننوشته­ام ولی به آنها گفتم مرتب نیستگفتند: ما حاضریم ان را بخریم، قیمت خواستند، گفتم: نمی­دانم، وقتی به اسپانیا آمدم، جواب می­دهم. خوب از این راه­ها پول درمی­آورم. مثلا تابلوهایی که دارم می­کشم مطمئن باشید نمایشگاه می­گذارم و آنها را می­فروشم.

·        پیش از این اتفاق هم نقاشی می­کردید؟

من یک ترم نقاشی خوانده­ام، رنگ را می-شناسم. اینجا پیش مادربزرگم درس می­خواندم، در هنرستان تهذیب. قبل از آن ما تهران بودیم، پدرم مریض شد و دکتر گفت باید برود جایی که آب و هوای خوبی داشته باشد. بعد چند سال همدان بودیم ، سه- چهار سال همدان بودیم، ولی دوباره برگشتیم تهران، البته خانواده­ام که برگشتند من اینجا تنها ماندم. یک ترم گرافیک خواندم ولی معلم مرا از کلاس بیرون کردچون من بچه تهرانی بودم اصلا از من خوششان نمی­آمد، اسمش  ر اهم قشنگ ه یاد دارم، من هم تغییر رشته دادم و رفتم الکترونیک که کلا مسیر زندگیم تغییر کردولی رنگ­ها رو می­شناسم و روانشناسی رنگ را می­دانم .بعد هم عکاسی می­کردم. عکس­هایی که در اینترنت هست، خودم گرفتم و خیلی دوست دارم.

 


برچسب ها: گفتگو با آمنه بهرامی ، قربانی اسید پاشی ، قربانی خشونت ،

روزی برای بخشش

گفتگو با آمنه بهرامی بخش چهارم 

حسین زندی


·        پس به صورت فردی کار می­کنید. بگذریم، برنامه شما برای آینده چیست؟

من دارم کتاب دومم را شروع می­کنم.

·        کتاب اولتان در چه مرحله­ای است؟ با چه کسی کار می­کنید؟

کتاب اولم یک ماه دیگر تمام می­شود.

·        با چه کسی کار می­کنید؟ مشاور دارید؟

ناشرم گفته نگویید.

·        نه با ناشر کار ندارم. به هر حال کسی که بنویسد؟ ویرایش کند؟

 نه من با هیچ کس کار نمی­کنم.

خودتان می­نویسید یا...؟

من کتابهایم را به صورت گویا در سال 87 ضبط کردم.

·        ویراستاری؟

چرا. وقتی کتاب را ضبط کردم می­خواستم چاپ شود. با انتشارات آلمان که صحبت می­کردم، به من گفتند: «تو در کتاب دروغ گفتی و ما را گول زدی» گفتم:« من کسی را گول نزدم. آن کتاب باید آنگونه نوشته می­شد تا من حکم را بگیرم. اگر غیر از این نوشته می­شد هرگز حکم را من نمی­دادند. کافی بود آن کتاب یک ذره لطیف صحبت کند.» من داشتم فکر می­کردم که در قسمت دوم کتاب که دارم شروع می­کنم، معلوم نمی­شود سرنوشت این حکم چه می­شود؟ من اجرایش می­کنم یا نه؟

·        یعنی در اختیار خواننده می­گذارید؟

ناشرآلمانی که آمد با من قرارداد ببندد، من به پولش خیلی احتیاج داشتم.

·        برای کتاب؟

بله. یکی از ناشران.

·        ناشرتان در غرب منتشر میکند یا در ایران؟

کتاب من در همه جا منتشر می­شود. اولین بار از آلمان به سراغم آمدند. یکی از ناشران اسپانیایی زبان ، که من گفتم کتابم را گذاشته­ام حکم تمام شود و یک کتاب کامل بنویسم. وقتی متن را دادم ، گفتند: «شما کتاب را تا همین­جا که نوشته­ای به ما بفروش.» من خیلی به پول نیاز داشتم. امتیاز کتاب را شصت میلیون به آلمان فروختم.

·        یعنی اولین ناشرتان آلمانی است؟

بله؛ آلمان بود. کتاب تا اینجا تمام می­شود که من به همدان می­آیم، با پدربزرگ و مادربزرگم صحبت می­کنم. پدربزرگم می­گوید:« بگذر و فامیل ما را با این قصاص بدنام نکن». من می­گویم:« نه، قصاص حق اوست و من حکم را می­گیرم. کسی بدنام نمی­شود من جلوی ظلم را می­گیرم». کتاب تمام می­شود و معلوم نمی­شود بالاخره این پسر قصاص می­شود یا نه؟ و می­گویم ادامه را در بخش دوم بخوانید .

کتاب دوم را که می­خواهم شروع کنم بخشش است و اینکه چرا تا کنون پنهان کرده­ام. هیچ کس خبر نداشت که آمنه می­خواهد ببخشد. یکی از دلایلم این بود که به قول شما درسی که بخشش می­دهد خیلی بیش از درسی است که قصاص می­دهد. ما مردم ایران دیگر به خشونت عادت کرده­ایم. اتفاقا من به دفتر آقای احمدی نژاد رفتم و ایشان را دیدم. گفتم: یک روز را به نام « بخشش» بگذارید نه به نام آمنه. من اصلا دنبال این مسایل نیستم. روز بخشش را انتخاب کنید و این را تبلیغ کنید که نکردند. حتی پسری که می­خواهد به خواستگاری دختری که دوستش دارد برود و آن دختر او را دوست ندارد، بگوید من او را بخشیدم. من عاشقش هستم دیوانه­اش هستم اما بگذار برود و زندگیش را بکند. یعنی آنقدر روی این کار کنیم که آن کسی که می­خواهد این کار را بکند اسید نپاشد یا کار غیر معقولی نکند. از خودخواهی دست بردارد وبه این جنبه مثبت بیاندیشد که اگر او را ببخشد و رهایش کند شاید فرد بهتری در زندگیش پیدا شود. شاید اصلا مسیر زندگیش عوض شود.  در کتاب دومم می­خواهم داستان زندگی زنان ایرانی را هم بنویسم. چند زن ایرانی که واقعا زندگی واقعی زن ایرانی را به تصویر می­کشند، و نه زنی که برقع می­پوشد.

·        درباره زنی که قربانی خشونت است یا دیگر اقشار جامعه؟

نه، زن ایرانی. در خارج از ایران فکر می­کنند زن ایرانی برقع می­پوشد. زن ایرانی هر چه همسرش بگوید می­گوید چشم. یا زن ایرانی اصلا از خانه بیرون نمی­رود. آنها شناختی ندارند. زن ایرانی امروز دارد کار می­کند. درست است که برخی فکر می­کنند نصف مرد است! و زن اصلا ارزشی ندارد. من می­خواهم چهره واقعی زن ایرانی را نشان دهم؛ زنی که کار می­کند، تحصیل کرده است، در کنار همسرش به راحتی زندگی می­کند. گاهی زنی تحصیل کرده در کنار شوهری بیسواد زندگی می­کند چرا که او را ناچار کرده اند با آن مرد ازدواج کند. هیچ کدام از این مسایل ربطی به سیاست ندارد. به فرهنگ جامعه و خانواده آن فرد مربوط است. اتفاقا برای من اتفاق افتاد. کتاب اول من کاملا واقعی است، کتاب دومم هم همین­طور.  من وقتی پس از شش سال به ایران برگشتم ( البته سه سال گذشت برگشتم و دوباره رفتم و آمدم) دوستانم به دیدنم آمدند، دوستان دانشگاه و دبیرستانم. ازدواج کرده بودند، بچه­دار شده بودند. هربار یکی از آنها مرا به خانه­اش دعوت می­کرد زندگیشان با هم خیلی متفاوت بود. یکی خیلی پولدار بود و مدرن زندگی می­کرد. یکی خیلی بیچاره بود. این مرا به فکر انداخت که بیایم و اینها را نشان دهم. اینها زنان ایرانی هستند. روزی یکی از دوستانم زنگ زد و گفت: آمنه کاش من هم هر دو چشمم را از دست داده بودم ولی هرگز با مردی که الان زندگی می­کنم ازدواج نکرده بودم. هر روز دارم هزار بار می­میرم. چون ترسیدم مرا بکشد به او بله گفتم. من گفتم: چه اتفاقی افتاده؟ گفت: ببینمت برایت تعریف می­کنم. او را دیدم و زندگیش را برایم تعریف کرد. زندگی خیلی غمگینی داشت.گفت: ای کاش بتوانم طلاق بگیرم. اما شوهرش نمی­گذاشت او طلاق بگیرد. تهدیدش می­کرد که او را می­کشد. او پانزده سال از ترس با شوهرش زندگی می­کرد و واقعا رنج می­کشید، اصلا­ همسرش را دوست نداشت. فرض کنید کسی مدام فکر کند اگر اشتباه کند کشته خواهد شد. خیلی رنج آور است با چنین کسی زندگی کردن.  با خودم گفتم ریشه داستان دومم داستان خودم است ولی این سرفصلش ظاهرا داستان زندگی دوستانم است. دوست دارم دنیا،  این زنان ایرانی را بشناسد منِ آمنه را ،لیلا را، ما آدم­های ایرانیم. شوهر لیلا معتاد بوده، ترک کرده، لیلا با او ساخته. زن دایی خودم هم همینطور، داییم معتاد بوده، بدترین رنج­ها را دیده، نرفته و مانده است. زنانی که خیلی مدرنند، دارند زندگیشان را می­کنند، تحصیلاتشان را می­کنند. زندگی خوبی هم دارند. ما برقع نپوشیدیم که در خانه بنشینیم و کار خانه انجام دهیم. دوست دارم این چیزها را در کتاب دومم نشان دهم. می­خواهم همین کتاب اولم را که در هفت فصل است و همه داستان زندگیم است به سبک پیکاسو نقاشی کنم، البته فقط یک فصل به اسیدپاشی اختصاص دارد و همه کتاب غم و غصه نیست، داستان زندگی دختریست که مدام زمین می­خورد و بر می­خیزد. اصلا وقت ندارم ولی امیدوارم وقت پیدا کنم و این کارها را انجام دهم.

·        برنامه­های درمانیتان چیست؟

 بعد عمل چشم دارم. گفته­اند چشمم را در بیمارستان فارابی عمل  کنم. البته در بارسلون هم پیشنهاد کرده بودند اما من نرفتم جواب دکترم را بگیرم. در فارابی به من گفتند: چشم چپم، همان چشمی که هفت سال پیش در .... داشتند تخلیه­اش می­کردند و من اجازه ندادم، شروع به دیدن کرده و نور را می­تواند ببیند. گفتند: می­توانند عمل پروتز انجام دهند که تا  پنج متر را ببینم، اما من در ایران عمل نمی­کنم و برمی­گردم بارسلون.

·        چرا در ایران عمل نمی­کنید؟

وقتی این اتفاق برای من افتاد در بیمارستان رسالت گفتند ما نمی­دانیم باید چه کار کنیم. صورتم را نشستند. در بیمارستان مطهری که سوانح سوختگی بود، دکتر رفت برای افطار  و صورت من را نشست. من وقتی بعد از پنج ساعت به بیمارستان لبافی­نژاد رسیدم، گفتند خیلی دیر آورده­اید. اسید چشمم را خورده بود باید همان لحظه اول می­شستند و هیچ کس نمی­دانست. در همان بیمارستان لبافی­نژاد شش ماه مرا نگه داشتند. وقتی به بارسلون رفتم با اینکه در بیمارستان لبافی­نژاد خیلی به من لطف محبت کردند، در بارسلون دکترم گفت: کوتاهی کرده­اند، باید تو را هفته اول به اینجا می­فرستادند. همین باعث شد که من هیچ وقت نه در ایران عمل کنم و نه به دکترهای ایران اعتماد کنم. دیگر هیچ وقت در ایران عمل نکردم و به بارسلون رفتم ، در آنجا هم هیچ وقت دکترهایم را عوض نکردم چون کارشان عالیست. ببنید من صورت کسی را که هفت ماه است سوخته با خودم مقایسه می­کنم ، شاید سوختگی خیلی کمتر از من بوده ولی صورتش از بین رفته و ااو اصلا نمی­تواند بیرون بیاید .ولی روی صورت من عملی که کردند عمل سلول­های بنیادی بود، وقتی به ایران آمدم و گفتم: من چنین عملی را انجام داده­ام، گفتند: اصلا ما چنین عملی را نمی­شناسیم و نمی­دانیم این عمل چیست! من احساس کردم ...

·        پس حق دارید!

 بله. همین آقای احمدی نژاد وقتی دکتر فرستاد، من گفتم: شما لطف می­کنید ولی اگر لطف کنید و پول درمان مرا بدهید من خیلی سپاسگزار می­شوم تا اینکه پزشکانی را بفرستید که دوست ندارم زیر دستشان عمل شوم. ایران جراحی پلاستیک خیلی قوی دارد، من این را قبول دارم ولی درمان من پلاستیک نیست، درمان ترمیمی است که اگر روی پوست اشتباهی صورت بگیرد هرگز برنمی­گردد. برای همین ترجیح می­دهم پزشکان خودم روی پوستم کار کنند. در آنجا تعدادبیماران خیلی کمتر است و به تک تک بیماران خیلی جدی و ویژه رسیدگی می­کنند.

ادامه دارد...


برچسب ها: گفتگو با آمنه بهرامی ، آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی ، خشونت در جامعه ،

روزی برای بخشش

گفتگو با آمنه بهرامی بخش سوم

حسین زندی

·        شما چه بخواهید و چه نخواهید مشهور هستید، خوب می­توانید از این شهرت در کار گروهی بهره بگیرید. منظورم این است که اگر خودتان هم نمی­خواهید فعالیت کنید به دیگران پیشنهاد کنید که کسانی که این ضربه را خورده­اند و این اتفاق برایشان افتاده گردآیند و یک NGO تشکیل دهند.

اتفاقا یک کمپین برای اسیدپاشی هست که بارها از من خواسته­اند کمکشان کنم. همین کمپین از معصومه حمایت می­کند.

·        بین دولت و ملت شما از کدام بیشتر راضی هستید؟ دولت­اصلاحات یادولت­ اصولگرا شما با این اتفاق خیلی رفت و آمد کردید.

 من از هیچ کدام از دولت هاراضی نیستم!

·        از مردم هم راضی نیستید؟

از مردم بیشتر از دولت راضی هستم ولی در کل نه از مردم راضی هستم ونه از دولت.

·        از مردم چرا راضی نیستید؟

 ببنید من هفت سال از مردم کمک خواستم، به من کمک نکردند. طاهره بهرامی می­گفت: من چند بار در روزنامه­ها آگهی دادم، کسی کمکم نکرد. من گفتم: من هفت سال در روزنامه­ها نوشتم نه دولتی کمکم کرد و نه مردمی.

·        علت اینکه مردم کمک نکردند چه بود؟

 من علت را نمی­دانم. ولی واقعا کمک نکردند. حتی یک سری از خیریه­ها بود که نام هم می­برم. خیریه­ «نور احسان» برای من پول جمع کرد اما پول­ها به دست من نرسید! رئیسش خانم گل­محمدی بود. ولی در کل برای هزینه درمان من اگر هر یک از هفتاد میلیون ایرانی هزار تومان می­دادند هزینه درمان من تامین می­شد، حتی پنج هزار تومان یا ده هزار تومان هم چندان پولی نیست. ولی مردم ما هنگام حرف زدن خوب هستند ولی هنگام عمل هیچ. من بعد از هفت سال وقتی بخشیدم...

·        یعنی به حرفتان عمل کردید. به هر حال بخشش عمل مثبتی بود؟

 بله ولی تنهایک روزنامه کمکم کرد و صد و پنج میلیون برای من جمع کرد. هیچ کس دیگری چنین کمکی به من نکرد.

·        شما علت خشونت­ها را چه می­دانید؟

 یکی از دلایل بیکاری است، مثلا برادرم می­خواهد ازدواج کند، کار ندارد، پول ندارد، نمی­تواند خانه بگیرد، همه اینها روی او فشار می­آورد. از سوی اطرافیان هم فشاری بر او وارد می­شود، از سوی خانواده هم تحت فشار است که چرا کار نمی­کنی؟ به خاطر مسایل اقتصادی نمی­تواند با کسی که دوست دارد ازدواج کند ... اینها همه سبب می­شود که جامعه ما یک جامعه بیمار باشد. فقر فرهنگی هم هست. اگر شما دقت کنید کسانی که روی صورتشان اسیدپاشی شده فقر فرهنگی دارند.

·        قربانیان یا کسانی که عامل اسیدپاشی هستند؟

بیشتر کسانی که عاملش هستند، شما نگاه کنید مثلا مجید موحدی یا همسر طاهره بهرامی، اینها همه از خانواده­هایی هستند که ازنظر فرهنگی و حتی اقتصادی در سطوح پایین جامعه هستند البته بیشتر از نظر فرهنگی. مثلا مادر مجید موحدی فکر می­کرد که چرا خود من مواظب صورتم نبودم؟! چرا صورتم را نمی­پوشاندم که پسرش از من خوشش نیاید؟! من باید خودم را بکشم که پسر او به من علاقه­مند نشود؟! تو برو پسرت را درست تربیت کن. او حتی هنوز هم قبول ندارد که تربیتش نادرست بوده است. آمنه چرا باید قبول می­کرد؟

·        این خانواده قربانی فقر است، درست است؟ برای از بین بردن این فقر فرهنگی چرا آن بحث آموزشی  که اشاره کردم نباید پیگیری شود ؟

خوب، این باید ریشه­ای باشد. اگر آمنه می­گوید: باید درست شوم، باید پس از اینکه ازدواج کردم فرزندم را درست تربیت کنم. در جامعه هم مدرسه­ای که می­رود باید مدرسه خوبی باشد، همچنین دبیرستان و دانشگاه. ولی خوب وقتی ریشه­ای خراب باشد ...

·        خوب در دبیرستان که آموزش و پرورش رسالتش را بر عهده نمی­گیرد و در پی مسایل دیگری است، خانواده هم که یا فرصت ندارد یا به خاطر فقر مالی نمی­تواند آموزش درستی به فرزندش بدهد، چه اتفاقی می افتد؟

 رسانه می­توانند در خیلی از موارد مفید باشند. مسایلی که شما گفتید درست است ولی وقتی خانواده­ای می­خواهد فرزندش را خوب تربیت کند بالاخره راهی برایش پیدا می­کند. مثلا مادر من اگر ببیند من کار زشتی انجام می­دهم باید بگوید این کار زشت است. نه اینکه تشویق کند و بگوید کار تو اشکالی ندارد و دیگران باید خودشان را با کارهای تو وفق دهند! برای همین است که می­گویم باید ریشه­ای تغییر کنیم. مثلا در مدارس باید بیاییم در کتاب­ها آثار سعدی، حافظ و مولانا را بگنجانیم. در گذشته مثنوی معنوی بود ولی حالا نمی­دانم هست یا نه؟ به جای اینکه به خواندن قرآن تاکید کنیم باید بیاییم به متن قرآن توجه کنیم. از بچگی پدرم ما را با حافظ و مولوی بزرگ کرد و با قرآن، البته نه با روخوانی آن، چون من هیچ وقت روخوانی قرآن را قبول نداشتم. متن قرآن و ترجمه الهی قمشه­ ای را خیلی دوست دارم. چون فکر می­کنم عاقلانه­تر ترجمه شده است. وقتی متن قرآن را می­خواندم ومی­دیدم خدا می­گوید: یک لحظه تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.  ببینید اینها مثلا به ما آموزش می­دهند، هزار نفر را در مدارس استخدام می­کنند من مطمئنم می­گویند از روی قرآن بخوان.« آ» را باید اینجور تلفظ کنی و «ا» را اینجوری! من در خانه می­نشستم و می­خواندم.

o       شما می­گویید: باید بیایند و در مدارس حافظ و سعدی را آموزش دهند.  خبر دارید الان آنچه در کتاب­های قدیمی­تر بود مثل داستان­های شاهنامه را هم دارند حذف می­کنند؟

همین را می­گویم که برداشته­اند.

o       شما الان در موقعیتی هستید که مردم از شما شناخت دارند و شهرتی دارید. می­گویید فراخوانی در فیس بوکتان گذاشته­اید. خوب من که مثلا در این جامعه فعالیت اجتماعی دارم و مطالعه دارم  هنوز نرفته­ام این صفحه را ببینم . شما می­توانید همین NGO را که درباره آن صحبت شد، حتی در مقیاس کوچک، با چهار- پنج نفر تشکیل دهید. یا همین که گفتید در فیس بوک فراخوان گذاشته­اید که دیگران بیایند و کمک کنند، می­توانید در یک سایت چنین کاری را انجام دهید. می­توانید با یک روزنامه صحبت کنید که خواسته­هایتان را در آنجا بیان کنید تا مردم بیشتر مطلع شوند. فکر می­کنید در فیس بوک چه کسانی این صفحه را می­بینند؟

من در روزنامه باید چه بگویم؟ در فیس بوکم چه چیزهایی هست؟ «آمنه امروز رفت همدان.» خوب همه دوستان فیس بوکی من می­دانند من در همدانم.«آمنه امروز رفت دیدن رئیس جمهور.» یا مثلا می­گویم: « اگر کسی پزشک است و می­خواهد کمک کند در فیس بوک پیام بگذارد.» خوب من هم می­گویم این ایمیل یا شماره تلفن طاهره بهرامی، بروید و کمک کنید.

ادامه دارد...


برچسب ها: گفتگو با آمنه بهرامی ، قربانی اسید پاشی ، قربانی خشونت ،

روزی برای بخشش (بخش دوم)

گفتگو با آمنه بهرامی

حسین زندی


·        حرف ما الان سر خشونت است. شما برای اینکه این خشونت تکرار نشود چه پیشنهادی دارید؟ چه کار عملی می­توانید انجام دهید؟

ببینید کار عملی من بود که توانستم حکم را بگیرم.

 

·        نه منظورم این نبود، خیلی از جامعه شناسان معتقدند که اجرای حکم قصاص خشونت را بازتولید می­کند. یعنی خشونت دوباره تکرار می­شود، تاثیر این بخشش بسیار بیشتر است.

من خیلی فکر کردم، اتفاقا همین را می­خواستم بگویم؛ شاید این بخشش من خیلی بیش از آن قصاص روی اجتماع و مردم تاثیرگذاشت. دیدن این موج مثبتی که در ایران پیچید چقدر زیبا بود. من دیدم که خیلی­ها حتی گریه کردند، به من زنگ می­زدند و می­گفتند: دخترم تو ما را به زندگی امیدوار کردی، کارت خیلی قشنگ بود. یا اینکه بعضی­ها زنگ زدند و گفتند :ما احساس کردیم هنوز خوبی­ها در این دنیا جایی دارد. این موجش شاید همان کار عملی باشد که تاثیرش هم خیلی بیشتر از قصاص بود. فرض کنید من قصاص می­کردم، شاید همان وقت بعضی­ها می­گفتند: «حقش بود» ولی موج منفی که منتشر می­شد، خیلی تاثیرگذار بود.

·        ممکن بود فراموش شود؟

بله. این امکان هم وجود داشت.

·        اینکه شما برای دیدن خانم طاهره بهرامی که در همدان برایش چنین اتفاقی افتاده،رفتید کار بسیار ارزنده­ای بود. حرف من این است شما که بخشیده­اید به عنوان کار اجرایی می­توانید به عنوان مثال گروه تشکیل دهید، کمپین تشکیل دهید که تمام قربانیان را دور هم جمع کنید برایشان یک حرکت اجتماعی بکنید و به این وسیله کمک­هایی برای هزینه­های پزشکی، درمانی، بهداشتی و حتی خانوادگی آنها جمع کنید.  اینکه شما سردمدار چنین حرکتی باشید را چگونه ارزیابی می­کنید؟

خیلی­ها چنین پیشنهادی به من می­دهند .مثلا در تهران خیلی از روزنامه­ نگاران گفتند: NGO  تشکیل بده ما از تو پشتیبانی می­کنیم. ولی برای داشتن  NGOاول باید قدرتی پشت من باشد. من در فیس بوکم نوشتم: مردم از من چنین کاری را می­خواهند، کسانی که می­توانند در این NGO  همکاری کنند؛ پزشکان، وکیلان و... خودشان را معرفی کنند. اصلا ما این افراد را داریم. مثلا من به خانم بهرامی گفتم: اگر موافق باشی دکتری که در انگلستان حاضر است مرا درمان کند، به شما معرفی کنم. که ایشان گفتند : من می­ترسم بروم. گفتم:  اشکال نداره، با دکترهایی که در ایران هستند صحبت میکنم. حالا قرار شد صحبت کنم. می­دانید برای این کار باید دکترها را بشناسیم.

·        شما باید حرکت را آغاز کنید.

من  به تنهایی دارم سعی می­کنم کاری انجام دهم، کمکی بکنم.

·        شما مثلا آموزش و پرورش را مثال زدید. من در حوزه محیط زیست و میراث فرهنگی که فعالیت می­کنم، همیشه پیشنهاد می­کنم که برای میراث فرهنگی یا محیط زیست یک واحد درسی داشته باشیم. که نداریم. حالا این رسالت آموزش را انجمن­ها بر عهده دارند NGO هایی که با آنها برخورد هم می­شود. مسلما تاثیر آنها از فرد بیشتر است. به نظر شما اگر حرکت جمعی باشد بهتر نیست؟

 خوب دوست دارم ولی می­دانید خودتان می­گوییدNGOها تعهد.......، من الان آمنه­ام. دلم بخواهد حرفی بزنم می­زنم،­ هر جا دلم بخواهد می­روم، دلم نخواهد نمی­روم. دلم بخواهد کاری را انجام می­دهم و اگر نخواهد انجام نمی­دهم. ولی وقتی افراد زیاد می­شوند افکار تقسیم می­شود و یک مسیر مشخص تعیین می­شود. معمولا من دیده­ام که این مسیرها به جایی می­رسند که در نهایت سیاسی می­شوند. بعدها در آنها اتفاقاتی می­افتد که نباید بیافتد افرادی وارد آن می­شوند که نباید وارد شوند. برای­ همین ما این را آزاد­ گذاشتم، یعنی یک NGOآزاد. مثلا آقایی که عضو انجمن ما نیست، گاهی دوست دارد­ کمک ­می­کند و گاه دوست ندارد کمک نمی­کند. من این­طور راحت­ترم تا اینکه بگویم­ من یک گروه دارم، یک کمپین دارم. مردم بیایید که ما این را داریم! نه، یک چیز آزاد است و برای اینکه مسیر آن به مسیرهایی که اصلا ربطی به آن ندارد کشیده نشود. من دوست ندارم مسیر آن به شهرت و این جور کارها کشیده شود. الان دارم سعی می­کنم از راه روزنامه­ها، خبرگزاری­ها و آدم­هایی که می­شناسم بگویم کسانی که می­خواهند کمک کنند.  

.....ادامه دارد



برچسب ها: آمنه بهرامی ، گفتگو با آمنه بهرامی ، قربانی اسید پاشی ، قربانی خشونت ،

گفت و گو با محمد ابراهیم زارعی، مدیر گروه باستان شناسی دانشگاه بو علی سینا

بدون کمک مردم، حفاظت از کاوش‌ها محال است





http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107987&Serv=13&SGr=49

یکی از مشکلاتی که در باستان‌شناسی کشور وجود دارد، حفاظت از مناطق کاوش شده است. 
بیشتر تپه‌ها و مناطق کاوش شده، پس از بررسی به حال خود رها و در بیشتر موارد به محلی برای
 حفاری‌های غیر مجاز تبدیل شده است. برای بررسی این موضوع با «محمد ابراهیم‌ زارعی»،
 باستان‌شناس و مدیر گروه باستان‌شناسی دانشگاه بوعلی سینا گفت‌ و گو داشتیم.


به نظر شما برای حفاظت از مناطقی که پیشتر حفاری شده است، چه راهکارهایی وجود دارد ؟
کاوش­های ما به چند دسته تقسیم می­شود؛ یک دسته کاوش­هایی است که در نتیجه انجام پروژه­های عمرانی کشور مانند جاده‌کشی، به آن برخورد می­کنند و از سازمان میراث فرهنگی خواسته­ می­شود، در آن ناحیه کاوش­هایی صورت گیرد. دسته دیگر کاوش­ها نیز ممکن است در راستای همین ساخت و سازها انجام بپذیرد، چنانکه ممکن است در طی یک پروژه آثاری به زیر آب رفته یا از بین برود. این کاوش­ها در نتیجه پروژه مطالعاتی سدهایی است که در کشور اجرا می­شود که تعداد زیادی از کاوش­ها در حوضه آبگیر سدها انجام می­گیرد. زیرا ممکن است با آب­گیری سد این آثار به زیر آب برود.
 
دسته دیگر از کاوش­ها بر اساس سوال، طرح مسئله و فرضیه صورت می­گیرد. تعداد این کاوش­ها چندان زیاد نیست. مثلا ما سوالاتی داریم که باید به آنها پاسخ داده شود و به این منظور ناچار باید به جستجو و کاوش پرداخت. برای انجام چنین کاری اعتباری در نظر گرفته می­شود. اعتباراتی هم برای این که ما آثار را از زیر خاک درآوریم تخصیص می­یابد. باید دید این آثار در چه سطحی است؟ چه حدودی را در برمی­گیرد؟ در این حدود تا چه حد امکان کاوش وجود دارد؟ پس از کاوش تا چه اندازه به فکر حفاظت از این اشیاء هستیم؟
 
از همه مهمتر، حفاظت است. درباره سدها، تنها در دو - سه حالت است که امکان حفاظت وجود دارد چرا که در حال رفتن به زیر آب است. البته می­خواهم بگویم حتی اگر پس از کاوش و آب­گیری سد متوجه آثاری شدیم که آثاری به زیر آب رفته، ممکن است 200-300 سال آینده در کشوراتفاقاتی بیافتد و بتوانند این آثار را سالم از زیر آب بیرون آورده و نگهداری کنند. بنابراین باید آن را هم به نوعی محافظت کنیم، یعنی اگر خاکی برداشتیم و ترانشه ایجاد کردیم، مجددا پس از ثبت و ضبط دقیق گزارش روی آن را بپوشانیم و خاک را سرجایش بریزیم.
 
 حرف من گزینه سوم است.به قول شما پرسش و فرضیه­ای هست. ما باید در نظر داشته باشیم که پس از کاوش باید مشخص کنیم، چقدر کاوش کردیم؟ چقدر هزینه کاوش است؟ چقدر هزینه حفاظت است؟ از چه سیستم حفاظتی استفاده می­کنیم؟ مثلا در زمینه حفاظت یک روش داریم که می­توان سازه را کاهگل کرد. یا برای حفاظت از شیوه­های سنتی استفاده کرده و روی دیوارها را متناسب با نواع مصالح آن، دیوار را اندود کنیم. پیش از زدن کاهگل باید از لایه­های دیگری نیز استفاده کرد. پرسش من این است که آیا این اتفاق در کاوش های ما می­افتد؟
 
منظورتان از لایه­های دیگر چیست؟
 
 مثلا خاک یا لایه نرم دیگری که به دیوار آسیب نزند.
اگر دیوار ما آجری یا خشتی باشد، آسیب نمی­زند. ما نمی­توانیم روی یک دیوار عمودی خاک بریزیم چون آن را نمی­پوشاند. می­توان از گونی یا پلاستیک استفاده کرد اگرچه پلاستیک هم چندان مناسب نیست. می­توان از گونی استفاده کرد و سپس روی آن را کاهگل زد. نگهداشتن سطح عمودی بسیار دشوار است و گرنه روی سطح افقی دیوار می­توان این کار را انجام داد. اما مناسب‌ترین چیزی که فعلا می­توان در کاوش­ها از آن استفاده کرد، همین کاهگل است. اما همین کاهگل هم زمانی کارساز است که یک حفاظ هم برای آن در نظر بگیریم. یا اینکه اگر واقعا امکان حفاظت وجود ندارد، پس از کاهگل کردن روی آن گونی پلاستیکی گذاشته و با خاک بپوشانید. اگر نمی­توان آن را زیر یک سقف مناسب گذاشت بهترین راه حل همین است.
 
اگر آن ترانشه برای بازیدید مناسب باشد و نگاه کردن به آن اطلاعاتی به بازدید کننده بدهد، بهتر است بودجه­ای برای مسقف کردن آن اختصاص داده شود. مانند کاری که در بخش­هایی از هگمتانه صورت گرفته است با وجودی که خیلی ابتدایی است توانسته معماری آن را نجات دهد. بنابر این اگر ما بتوانیم این کار را به صورت مناسب­تری انجام دهیم یک اثر را برای مدت طولانی می­توانیم حفظ کنیم و برای بازدید عموم از آن استفاده کنیم. شاید گزارش­های تخصصی باستان­شناسی را 50 نفر ببینند ولی چنین آثاری را گردشگران بسیاری مشاهده خواهند کرد و بازخورد زیادی دارد.
 
اما همین کار نیز شرایط ویژه­ای دارد؛ بازدید کننده­گان از چه فاصله­ای می­توانند اثر را ببینند و روی آن بروند؟ چگونه باید این اثر را مسقف کرد؟ حفاظت آن باید مداوم باشد. نکته مهم­تر این است که ما بتوانیم آن را به خوبی معرفی کنیم.مثلا نقشه کاملی از آن را به بازدیدکننده نشان دهیم تا کسی که اثر را می­بیند بداند که با یک اثر معماری با این ساختار رو به رو است.
 
مسئله­ای که با آن روبه رو هستیم این است که از تخت جمشید و تخت سلیمان تا تپه هگمتانه و تپه پیسا، باستان­شناسی یک پروژه را گرفته و کاوش­هایی را انجام داده و پس از مدتی اثر را به حال خود رها کرده­اند، نمونه­اش کاوش­های تپه پیسا است که عشایر در اوایل بهار روی آن چادر می­زنند یا هگمتانه که ترانشه­های آن پر از آب می­شد یا حریم آن را آتش می­زنند. البته این مسائل در همه مناطق وجود دارد ولی در اینجا وقتی از باستان­شناس سوال می­پرسی، او به نهاد متولی یعنی میراث فرهنگی ارجاع می­دهد، میراث فرهنگی به کارشناس میراث و کارشناس به باستان شناس. این درحالی است که وقتی کار کاوش به پایان رسید باید فکری به حال آن کرد. این فاصله را چگونه می­توان پر کرد؟
ببینید کسی که طرح را ارائه می­دهد و می­گوید من در اینجا می­خواهم کاوش انجام دهم، باید فکر حفاظتش را هم بکند. اما اگر باستان­شناس این توانایی را ندارد و میراث فرهنگی هم برای حفاظت از آن کاری نمی­کند، بهتر است کاوش چندان گسترده نباشد. اگر امکان حفاظت نیست بهتر است اصلا کاوشی صورت نگیرد. چون یکی از بحث­های مهم در کار ما این است که باید کاوش­هایمان هدفمند و هدفدار باشد. که گاه نادیده گرفته می­شود. سازمان متولی باید از باستان­شناس بخواهد که بخشی از بودجه را به حفاظت اختصاص دهد. یا دست­کم روی آن را بپوشاند تا باد و باران به اثر آسیب نزند. در غیر این صورت نباید اجازه کاوش داده شود. زیرا اگر اثری زیر خاک بماند، امکان سالم ماندش بیشتر از این است که مثلا دیوار 5-6 هزار ساله را از زیز خاک بیرون بیاورند و به حال خود رها کنند تا باد و باران آن را تخریب کند.
 
بنابراین کاوشگر و متولیان امر باید باهم هماهنگ باشند. ناظر و هدایت­کننده طرح که سازمان میراث فرهنگی است، پژوهشکده و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی هست، شعبه­های استانی سازمان هست که باید به توافق برسند که چه مقدار کاوش انجام شود؟ کجا این کاوش­ها صورت گیرد؟ هدف از این کاوش چیست؟ آیا سوال و فرضیات ما مناسب است یا تنها می­خواهیم چند نفر این اثر را ببینند؟
 
باید جلوی کاوش­های اضافی گرفته شود. کاوش­هایمان باید هدفمند، بابرنامه و محدود باشد. باید تا آنجا که ممکن است با کاوش­های میدانی مشکل را حل کنیم. ولی اگر لازم باشد کاوش­ها را در سطح گسترده­تر انجام دهیم تا بافت جایی را مشخص کنیم، در این حالت بیش از هرچیز باید به فکر حفاطتش باشیم. باید برنامه حفاظتی این را از پیش تعیین کنیم تا پیش از فصل سرما و رسیدن برف و باران برای آن سقفی در نظر گرفت. باید تمهیدی اندیشید که آب در درون این ترانشه­ها جمع نشود چون این بزرگترین اشتباه است.
 
این موارد در واقع برای آینده است. مسئله ما این است که خیلی از کاوش­های انجام شده در حال تخریب است که ظاهرا برای این کار بودجه­ای هم در نظر گرفته نشده است. چندیست استفاده از نهادهای خصوصی مطرح شده است­، مثلا شرکتی برای تبلیغ محصولاتش محوطه­ای را پوشش شیشه­ای بزند یا اینکه داربست­های جدیدی را با نظارت میراث بزند و خودش هیچ بهره­ای جز کار تبلیغاتی از آن نبرد. به نطر شما این راهکارها تا چه اندازه می­تواند مفید باشد؟
در حال حاضر، پاسخ گفتن به این سوال خیلی دشوار است. این تنها یک پیشنهاد است که باید به صورت طرح در آید و یک نمونه عینی هم معرفی کند. در یک کارگروه تخصصی، برنامه­ای مدون برای آن در نظر گرفته و بررسی کنند و متخصصان نظر دهند که آیا این کار مناسب است یا خیر؟ در میراث فرهنگی کمیته فنی وجود دارد که می­تواند درباره کارایی طرح نظر دهد.
 
خود میراث فرهنگی در شرایط فعلی با هزینه کمتر چه می­تواند بکند؟ برخی کارهای گذشته و حال چندان توجیه منطقی ندارد و فاجعه است. به نظر می­رسد باید بودجه­ای برای حفاظت از آن­ها در نظر گرفته شود. این حفاظت دو راه دارد. اگر جایی را باز کردیم و برای بازید عموم مناسب بود مسقف کنیم ولی اگر جایی بود که کسی آن را نمی­بیند، پس از اتمام کار نقشه­برداری کرده و پس از ثبت و ضبط، روی آن را بپوشانیم تا حفظ شود. آثاری در حال تخریب و نابودی است که مستندات اصلی ما هستند و ما باید در جهت حفظ و نگهداری آن از روش­های درستی استفاده کنیم. البته برای این روش­های حفاظتی هم باید طرح داشته باشیم و از مصالح متناسب با منطقه استفاده کنیم.
 
  بیشتر تپه­های باستانی پس از کاوش رها شده و به مرکزی برای حفاری­های غیر مجاز تبدیل شده است. گاهی به جای یگان حفاظت از نیروی انتظامی استفاده می­شود. برای حفظ این آثار علاوه بر موارد فنی که گفتید چه تعداد نیروی انسانی نیاز است که میراث فرهنگی می­تواند تامین کند؟
تا زمانی که مردم از نظر فرهنگی به این آگاهی نرسند که خودشان باید میراث گذشتگانشان را حفظ کنند، محال است، بتوانیم کاری کنیم. تصور کنید همدان 2000 اثر دارد شاید 500تا از این آثار بنا است و 1500تا تپه، اگر بخواهیم برای این 1500 اثر محافظ بگذاریم در سه شیفت سه نفر باید بگذاریم که می­شود 4500 نفر. این اصلا امکان­پذیر نیست. به نظر من بهترین راه، ورود مردم به این عرصه است. زمانی انجمن­های دوستدار میراث فرهنگی وجود داشت که نمی‌دانم چه بر سرشان آمد؟ اگر دوباره این انجمن­ها احیا و فعال شوند، از شوراهای شهر و روستا استفاده شود، بهترین راه کمک به میراث فرهنگی NGO ها هستند. این سازمان­های مردم نهاد می­توانند به مردم آگاهی دهند تا مردم خودشان از این آثار محافظت کنند. مثلا اگر در یک روستا که تپه­ای تاریخی دارد، ده نفر عضو انجمن داشته باشیم که کارت فعالیت در انجمن دارند بدون چشمداشت مالی از آن اثر محافظت می­کند و سالیانه کتاب یا بوشوری که به آگاهی بیشترش کمک می­کند در اختیار او قرار می­دهیم. این افراد با دانش و آگاهی خود می­توانند در نگهداری از آثار تاریخی و جلوگیری از حفاری غیرمجاز یا تخریب بسیار مفید باشند. درغیر این صورت ما بیش از یک میلیون نیروی کار می­خواهیم که این اصلا برای دولت امکان­پذیر نیست.
نه در این شرایط که در هر موقعیتی هم، با ایده­آل‌ترین دولت و ایده­آل ترین درآمد هم به صرفه نیست که چنین کاری صورت گیرد. پس بهترین کار این است که ما از وجود خود مردم و انجمن­های مردم نهاد که از گذشته وجود داشته­ استفاده کنیم. میراث فرهنگی که در سال­های گذشته اساسنامه­ای هم برای تشکیل انجمن داشت. می­­توان این انجمن­ها را احیا کرد چراکه کارایی آنها بیش از کل گارد میراث فرهنگی و گارد پاسداران میراث فرهنگی است. تعداد آثار بسیار زیاد است و تعداد نیروهای حفاظت بسیار کم، از سوی دیگر با بگیر و ببند که کاری از پیش نمی­رود، باید ارزش این آثار را به مردم بفهمانیم. و به مردم یادآوری کنیم که اینها شناسنامه خودشان است که با دست خود از بین می­برند.
 حسین زندی
 


برچسب ها: دکتر محمد ابراهیم زارعی ، همدان ، باستانشناسی ، chn ،

پنجشنبه 10 بهمن 1392

شیرابه پسماند جوانرود درکام شهروندان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،زیست بوم ،گفتگو ،فرهیختگان ،


http://farheekhtegan.ir/fa/news/3335


آلودگی زیست به شهر های کوچک رسید

شیرابه پسماند جوانرود درکام شهروندان

حسین زندی


آلودگی هوا، نبود مدیریت پسماند و به‌طور کلی بحران محیط‌زیست در کشور ما یک امر فراگیر و همیشگی است، استثنا وجود ندارد و نمی‌توان شهر، روستا یا منطقه‌ای را به‌عنوان نمونه نام برد که دچار این معضل خانمان‌سوز نباشد و بری و پاک از آلودگی و تخریب محیط‌زیست یا نابودی گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری باشد. در این رهگذر نمی‌توان به دنبال یک مقصر بود، چراکه هم سیاست‌های نهادهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز دولتی نقش اساسی در این فرآیند دارند و هم مردم و شهروندان بدون مسوولیت‌پذیری و آموزش و با فاصله گرفتن از رفتارهای مدنی به تولید زباله و رها کردن آن در دل طبیعت مشغولند.
به نظر می‌رسد کسی به فکر راهکار نیست یا اقدام قابل‌توجهی تاکنون به چشم نمی‌خورد، در منطقه‌ای زباله‌ها در کنار جاده‌ها رها شده و در نقطه دیگر پس از تجمیع پسماند هر چند روز یک بار آن را در فضای باز به آتش می‌کشند یا در کنار شهری پس از انباشت زباله آن را در زیر خاک دفن می‌کنند. این اعمال بیشتر توسط عوامل مدیریت شهری و کارکنان شهرداری‌ها صورت می‌گیرد و غیاب سازمان‌های مردم‌نهاد، هیچ ‌اعتراض و واکنش اجتماعی‌ای را در پی ندارد، مردم نیز آسان‌ترین راه را برمی‌گزینند.
جوانرود یکی از این شهرهاست که در غرب استان کرمانشاه و در یک نقطه کوهستانی واقع شده است. این شهر در سال‌های گذشته به‌عنوان یک منطقه گردشگرپذیر هدف و مقصد سفر هزاران نفر از علاقه‌مندان توریسم تجاری کشور بوده است و انواع لوازم برقی و اجناس چینی ارزان‌قیمت خانواده‌های زیادی را به این شهر مرزی می‌کشاند.
در ارتفاعات غربی این شهرستان و در فاصله یک کیلومتری مناطق مسکونی بخش بزرگی از جنگل‌ها را نابود کرده‌اند تا محلی برای تجمیع پسماند شهری ایجاد کنند. نزدیکی این نقطه به شهر باعث می‌شود در فصل گرما و تابستان بوی تعفن آسایش شهروندان را بگیرد و هجوم حشرات بیماری‌های جدید را به ارمغان آورد. در فصل‌های دیگر نیز بارش برف و باران روی زباله‌ها موجب تزریق شیرابه در سفره‌های زیرزمینی می‌شود و رودخانه‌ها را آلوده می‌کند. نکته اصلی این است که بخشی از آب نوشیدنی روستاهای پایین‌دست از همین سفره‌ها تامین می‌شود. وزش باد این زباله‌ها را تا شعاع چند کیلومتری در میان جنگل‌ها پراکنده کرده و منظره بسیار ناگواری را پدید آورده است.
یکی از مسوولان خدمات شهری جوانرود که می‌خواهد نامش فاش نشود درباره اینکه چرا مدیریت استانداردی برای دفع زباله صورت نمی‌گیرد و این شیوه موجب بیماری مردم و نابودی محیط‌زیست می‌شود می‌گوید: ما زباله‌ها را پس از تخلیه در این مکان، دپو می‌کنیم و روی آن با لودر و بیل مکانیکی خاک می‌ریزیم، این اقدامات موقتی است و کسی مریض نمی‌شود. زباله‌ها خشک است، آب ندارد اما برای پیشگیری بعضی اوقات زباله‌ها را آتش می‌زنیم.
اما دبیر انجمن ژین و ژینگه البرز در شهر کرمانشاه درباره وضعیت مدیریت پسماند جوانرود، می‌گوید: برمبنای اصول بهداشتی و بهسازی زیست‌محیطی باید زباله‌ها که منشا انواع آلودگی هستند در اسرع وقت دفع شوند، چراکه در غیر این صورت انتشار و انتقال بیماری، ایجاد بوی نامطبوع و چشم‌اندازهای بد و نشت شیرابه زباله‌ها باعث آلودگی شدید محیط‌زیست می‌شود. اما اگر دفع زباله در کنار خانه‌های ما صورت گیرد چه اتفاقی خواهد افتاد. شهرستان جوانرود یکی از شهرستان‌های استان کرمانشاه با چنین مشکلی روبه‌رو است.
محل دفع زباله در این شهرستان به دلیل گسترش ساخت‌وسازها به فاصله 500متری حومه شهر رسیده است. زمانی این محل، تفریحگاهی به اسم شمامه‌ای و دارای آبشاری زیبا به همین نام بوده است که متاسفانه در حال حاضر محل دفع زباله است.
سیامک فتاحی به وظایف شهرداری‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: براساس قانون مدیریت پسماندها در محدوده شهر، شهرداری‌ها رسما به‌عنوان ارگان مدیریت‌کننده زباله‌های خانگی شناخته شده‌اند و شهرداری جوانرود نیز از این امر مستثنی نیست. اما دیده می‌شود این سازمان در این زمینه به درستی عمل نکرده، چراکه نه‌تنها با دفع زباله‌ها، یک مکان تفریحی و توریستی را به زباله‌دانی تبدیل کرده بلکه با آزاد‌سازی زمین‌های اطراف این محل به این مشکل هرچه بیشتر دامن می‌زند. جالب اینجاست که محل احداث مسکن مهر هلانیه جوانرود نیز در فاصله 500 متری از محل دفع زباله‌های این شهرستان است. این فاصله کاملا در تناقض با دستورالعمل‌های بهداشتی دفع زباله‌هاست و ساکنان این ساختمان‌ها با مشکلات بهداشتی و محیطی فراوانی روبه‌رو خواهند شد.
این فعال محیط‌زیست ادامه می‌دهد: اما پیشنهاد ما در این زمینه این است که قبل از هر کاری شهرداری محل دفع زباله‌های این شهر را با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان بهداشت و محیط‌زیست و همچنین زمین‌شناسی، انتخاب کند و همزمان روش‌های جدید دفع مواد و پسماند را نیز به کار برد. این روش‌ها شامل پیشگیری از تولید زباله، تفکیک زباله‌ها، سوزاندن پسماندهای عفونی با استفاده از دستگاه زباله‌سوز دارای فیلتر و... می‌شود.
فتاحی می‌گوید: پیشگیری از تولید زباله با آموزش فرهنگ‌سازی نحوه کاهش تولید زباله از طرف نهادها و به‌خصوص نهادهای مردمی (انجمن‌های محیط‌زیست)
امکان پذیر است. شهرداری‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از توانایی‌های نهادهای مردمی و استفاده از ایده‌های این نهادها گام موثری در این زمینه بردارند.
تفکیک پسماند خانگی به محض تولید زباله می‌تواند بخش اعظمی از مشکلات بازیافت زباله و آلودگی‌های زیست‌محیطی ناشی از دفن زباله را برطرف کند. می‌توان در منزل از دو کیسه آبی و مشکی استفاده کرد؛ طبق استاندارد باید پسماند خشک در مخزن یا کیسه آبی و پسماند ‌تر در مخزن یا کیسه مشکی رنگ قرار گیرد.


برچسب ها: جوانرود ، روزنامه فرهیختگان ، محیط زیست ، مدیریت پسماند ،

دوشنبه 7 بهمن 1392

مسجدجامع قزوین را دریابید

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،گفتگو ،میراث فرهنگی ،فرهیختگان ،

مسجدجامع قزوین را دریابید
http://farheekhtegan.ir/fa/#news/3144?&_suid=138963962718404800560405889356


مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی:
مسجدجامع قزوین را دریابید
 
حسین زندی 

اگر بگوییم شهر قزوین در حوزه مرمت بناها و بافت‌های تاریخی نمونه موفقی است پربیراه نگفته‌ایم اگر چه فاصله زیادی با استاندارد‌های جهانی دارد اما الگویی خاص در کشور به شمار می‌رود؛ چه از نظر تعداد و کمیت و حجم آثار مرمت‌شده و چه به لحاظ کیفیت در مقایسه با دیگر شهرها و چه حضور افرادی که در این شهر تاریخی به کاوش و باستان‌شناسی یا مرمت آثار و بناهای تاریخی پرداخته‌اند. با اینکه بخش بزرگی از بافت مجموعه سعدالسلطنه یا خیابان دولت و چهل‌ستون و... مرمت و بازسازی شده اما نمونه‌هایی از بناها همچنان بلاتکلیف است و جزو آثار در خطر محسوب می‌شود که اگر هرچه زودتر به دادش نرسند، نابود می‌شود. مسجدجامع نمونه‌ای از این آثار است که یکی از مناره‌های این مسجد تاریخی بر اثر سهل‌انگاری مسوولان سال گذشته در آتش سوخت. این مسجد به سبک چهارایوانی و به فرمان هارون‌الرشید و به سال ۱۹۲ هجری ساخته شده که در یورش مغولان به قزوین بخشی از آن (و ازجمله ایوان جنوبی) تخریب و در دوره‌های بعد تعمیر شد.
در همین رابطه با مهدی مجابی، یکی از بزرگان علم مرمت کشور و مشاور عالی سازمان میراث فرهنگی که از اهالی قزوین نیز است گفت‌وگویی کرده‌ایم که در پی می‌آید:

‌آنچه در قزوین مشاهده می‌شود نسبت به شهرهای دیگر ایران مثبت‌تر و قابل‌تامل‌تر است یعنی آنچه در سعدالسلطنه و دیگر بناها دیده می‌شود کار مهمی در مرمت است و این حجم مرمت و بازسازی را در دیگر نقاط ایران کمتر می‌بینیم. به نظر می‌رسد اتفاق‌های خوبی در زمینه مرمت افتاده اما مواردی وجود دارد که اورژانسی و ضرب‌الاجلی است. برای نمونه به مسجدجامع قزوین می‌توان اشاره کرد که وضعیت خوبی ندارد. به نظر شما درباره این اثر تاریخی چه کاری می‌توان کرد؟
مسجدجامع قزوین از بناهای درجه یک تاریخی ایران و بنای عظیمی است. این بنا از نظر فنی مشکلات زیادی دارد و باید گفت مرمت این پروژه سال‌هاست متوقف شده و این توقف مربوط به سال‌های اخیر نیست؛ در حالی که زمانی پروژه فعالی بود و گروه‌های مرمتی در آن فعالیت می‌کردند اما چند دهه است که مسکوت مانده. اما به نظر می‌رسد در این دوره جدید که در سازمان میراث فرهنگی شروع شده، توجه بیشتری به بناهای درجه یک شود یعنی به جای اینکه ما به بناهای درجه سه و چهار تاریخی اولویت دهیم باید بناهای درجه یک مانند مسجدجامع قزوین، مسجدجامع گلپایگان و اصفهان و مانند اینها را در اولویت مرمت بگذاریم و برای آنها اعتبار و بودجه در نظر گیریم. متاسفانه چندین دهه است کاری نکرده‌اند و صدمات خیلی خطرناکی بر این بناها وارد شده است.
‌عرض کردم انگار یک ضرب‌الاجلی لازم است برای این مورد به‌خصوص، قبلا هم غربی‌ها کار کرده‌اند، حال سوال من این است آیا لازم است برای نجات این بنای کم‌نظیر از متخصصان غربی استفاده شود؟
بله در سال‌های گذشته ایتالیایی‌ها در این مسجد کار کردند و بعد از اینکه آنها رفتند دیگر کاری انجام نشد. اما احتیاج به غربی‌ها نیست در ایران کارشناسانی داریم که می‌توانند از پس این پروژه‌ها برآیند ولی مساله مهم اعتبارات لازم است که در نظر بگیرند.
‌بحث اعتبار پیش آمد. به نظر می‌آید در حال حاضر شرایط جلب مشارکت‌های مردمی برای مرمت بناهای مذهبی تاریخی مثل مساجد آماده است. یعنی باورهای مذهبی مردم می‌تواند در جلب و جذب مشارکت عمومی مفید باشد. پیشنهاد و نظرتان در این باره چیست؟
بله می‌توان استفاده کرد، اما متاسفانه این مسجد از آن بهره‌ای نبرده است. پیشنهاد ما این است که هرچه زودتر به وضعیت مسجدجامع قزوین رسیدگی و از همه موارد و مشارکت‌ها استفاده شود. اداره امور مساجد، سازمان میراث فرهنگی، شهرداری و مردم همه باید متوجه باشند که اولویت با این مسجد است.
‌یعنی می‌توان از گفته‌های شما نتیجه گرفت که نمونه موفقی از مشارکت‌های مردمی در این پروژه اتفاق بیفتد؟
بله می‌تواند اتفاق بیفتد. این پروژه‌ای خوب است اما متاسفانه دچار این بدشانسی شده است.
‌من سوال اول را که کلیشه‌ای‌تر است همیشه آخر می‌پرسم. وضعیت مرمتی شهر قزوین را چطور می‌بینید؟
پیش از این قزوین یکی از کانون‌های مرمت بناهای تاریخی ایران بود اما به دلیلی که من نمی‌دانم این کانون بودن و مرکزیت را از دست داده اما در حال حاضر نمی‌توانیم بگوییم که یکی از کانون‌های موفق مرمت در ایران است.
‌برای بازیابی و اینکه دوباره این اتفاق بیفتد چه کار می‌توان کرد؟
حتما می‌شود تنها تلاش و همت می‌خواهد.
‌در این شهر بزرگان و نام‌آورانی ازجمله زنده‌یاد دکتر پرویز ورجاوند کار کرده‌اند، حضور این افراد چه نقشی در باستان‌شناسی و مرمت شهر قزوین داشته و دارد؟
همان جایگاه که اشاره شد از تاثیر این بزرگان بوده و حتما امروز هم می‌توان به آن نقش رسید. ما امیدواریم در دوره جدید میراث فرهنگی این اتفاق بیفتد و قزوین جایگاه خود را به دست بیاورد.  


برچسب ها: روزنامه فرهیختگان ، قزوین ، میراث فرهنگی قزوین ، مسجدجامع قزوین ،

تضمینی وجود ندارد که بقیه‌ی تپه‌ی هگمتانه هم تخریب نشود!

Multimedia_pics_1384_6_cht_250.jpg

http://www.isna.ir/fa/news/92110402113/%D8%AA%D8%B6%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D9%BE%D9%87-%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87


آیا در همدان منطقه‌ی دیگری برای احداث «موزه‌ی هگمتانه» وجود نداشت؟

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این جمله‌ی انتقادی محمدرحیم صراف -باستان‌شناس پیشکسوت - است که نسبت به احداث موزه‌ی‌ هگمتانه در محوطه‌ی تاریخی هگمتانه بیان کرده است.

محمدرحیم صراف در همایش یک روزه‌ی باستان‌شناسی همدان نسبت به وضعیت و مکان‌گزینی «موزه‌ی هگمتانه» که در عرصه‌ی تپه‌ی تاریخی هگمتانه در دست احداث است، این انتقاد را مطرح کرد و افزود: این موزه علاوه بر گودبرداری برای احداث بنا، به فضاهای جانبی برای پارک، فضای سبز و تاسیسات نیاز دارد.

او ادامه داد: پس از احداث این موزه ممکن است بخش بزرگی از تپه نیز از بین برود و برای ایجاد این فضاها در نظر گرفته شود، تضمینی وجود ندارد که بقیه‌ی تپه هم تخریب نشود.

این باستان‌شناس پیشکسوت اظهار کرد: از سوی دیگر احداث موزه در کنار بازار اصلی همدان اصلا مناسب نیست، آیا نمی‌شد پیش از احداث موزه، مطالعه‌ای در زمینه‌ی مکان‌گزینی صورت می‌گرفت و با توجه به فاصله‌ی لازم با محوطه، موضوع خاکبرداری، زیرسازی و صخره‌برداری لازم بررسی می‌شد؟ با این وجود به نظر می‌رسد این موزه با شرایط محلی و بودجه مصرف شده غیرقابل احداث است.

یک فعال میراث فرهنگی استان همدان نیز درباره‌ی وضعیت این موزه‌ی در دست احداث به خبرنگار ایسنا توضیح داد: کار احداث موزه‌ی هگمتانه در ضلع جنوب غربی محوطه هگمتانه و در کنار بازار حدود دو سال گذشته آغاز شده است و با گذشت این مدت و صرف هزینه‌ای معادل 25 میلیارد ریال، اکنون تنها به صورت گودالی خودنمایی می‌کند. این موزه بخش بزرگی از محل کاوش نشده هگمتانه را نابود کرده است.

حسین زندی افزود: گفته می‌شود محلی که برای احداث این موزه در نظر گرفته شده است، بر روی یکی از قنات‌های قدیمی همدان قرار دارد و حجم آب اجازه‌ی ادامه‌ی فعالیت برای ساخت این موزه را نمی‌دهد و همچنان مسئولان از کمبود بودجه گلایه دارند، در حالی که اگر مکان‌یابی مناسبی انجام می‌شد و نیاز به صخره‌برداری نبود، با صرف هزینه‌ای معادل 25میلیارد ریال، بخشی از ساختمان موزه ساخته شده بود.

او گفت: آن‌چه در سال‌های گذشته در میراث فرهنگی و در کنار آثار تاریخی همدان مشاهده می‌شود، تخریب‌هایی است که نتیجه‌ی بی‌تدبیری برخی مدیران بوده است. آن‌ها پس از صرف هزینه‌های گزاف و بودجه‌ی هنگفت متوجه نادرست بودن پروژه‌ها می‌شوند.

این دوستدار میراث فرهنگی استان همدان تاکید کرد: استان همدان به دلیل داشتن گنجینه‌های زیادی از آثار تاریخی که در کاوش‌های مختلف در سطح استان به دست آمده‌اند، شدیدا به موزه‌ای مناسب و استاندارد نیاز دارد، این در حالی است که تا کنون به طور مناسب و اصولی به این قضیه توجه نشده است.


برچسب ها: ایسنا ، موزه منطقه ای هگمتانه ، میراث فرهنگی همدان ، همدان ، موزه ،

سه شنبه 16 مهر 1392

با آموزش آمار حادثه و خسارت را به حداقل رساندهایم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،گفتگو ،

گفت و گو با مدیر عامل سازمان خدمات ایمنی و آتش­نشانی:

با آموزش آمار حادثه و خسارت را به حداقل رسانده­ایم

همدان- حسین زندی- خبرنگار همشهری: بحث آموزش در خدمات ایمنی و به ویژه در زمینه آتش­نشانی از مسائلی است که همواره از آن غفلت شده و کمتر تلاشی در این زمینه صورت گرفته است. اما در چند سال گذشته در همدان این بحث به همت مدیر عامل سازمان آتش­نشانی تا اندازه زیادی جدی گرفته شده است و با کمک آموزش­های شهروندی و مطالعات پیشگیرانه موفقیت­های زیادی در این زمینه کسب شده است. در همین زمینه با رضا عسگری؛ مدیر عامل سازمان خدمات ایمنی و آتش­نشانی شهرستان همدان به گفت­و گو پرداخته ایم:

·        درباره سازمان آتشنشانی در همدان بگویید؟ چند ایستگاه دارد و چه تعداد نیرو در این سازمان فعالیت دارد؟

این سازمان وظیفه دارد در برابر حوادثی اعم از آتش­سوزی که ناشی از خطاهای انسانی است و نیز در بعد اطفاء حریق و امداد و نجات در همدان فعالیت می­کند. در بحث امداد و نجات، وقتی افراد معمولیاز امدادرسانی در حادثه­ای ناتوان باشد همکاران ما وارد عمل می­شوند. مثلا در حوادث رانندگی، سقوط در چاه، ریزش آوار، سقوط از ارتفاع و مسائلی از این دست آتشنشانان امداد رسانی می­کنند.

ما در همدان ده ایستگاه فعال و 160 نفر نیروی انسانی داریم و از حدود 40 دستگاه خودروی عملیاتی در این ایستگاه­ها بهره می­گیریم. شایان ذکر است که ما در همدان توانسته­ایم سرعت رسیدن امدادگران به محل حادثه را به چهار دقیقه و بیست ثانیه برسانیم که در مقایسه با استان­های دیگر رقم قابل توجهی است اگرچه با رقم جهانی که سه دقیقه است هنوز فاصله داریم.

·        بحث آموزش و پیشگیری از حادثه را در همدان چگونه ارزیابی می­کنید؟

آتش­سوزی­ها بیشتر به دلیل بی احتیاطی و رعایت نشدن نکات ایمنی اتفاق می­افتد، اما با آموزش به کاهش حادثه و خطرات ناشی از آن کمک خواهد کرد. مثلا در شب چهارشنبه سوری در سال1390 در همدان سه مورد حادثه جدی داشته­ایم ولی در اراک 63 مورد گزارش شده است. این مساله به دلیل فرهنگ­سازی و آموزش است. ما آموزش­های عمومی را از مقطع مهدکودک آغاز کرده و تا بزرگسالی آموزش شهروندی یک روزه داریم که سبب کاهش آمار حوادث شده و در بعد کیفی نیز میزان خسارت بسیار کمتر شده است.

در ساختمان­های نوساز، تا سازمان آتش­نشانی تاییدیه ندهد، از طرف شهرداری گواهی پایان کار ساختمان صادر نمی­شود. ما پیش از صدور پروانه ساخت، نسخه­ای به آنها می­دهیم که روشن می­کند چه مسائلی را لازم است رعایت کنند. بعد از پایان کار هم کارشناسان ما ایمنی ساختمان را کنترل می­کنند.

در بسیاری از موارد آموزش­ها و آگاهی مردم سبب شده پیش از رسیدن ماموران سازمان، مردم اقدامات اولیه را انجام دهند و همین سبب کاهش درصد خسارت جانی و مالی شده است. پیش­بینی خطر، مطالعات ایمنی پیشگیرانه و آموزش سبب پایین آمدن آمار حوادث می­شود.

·        یکی از مکان­های پرخطر در همدان، بازار است. در این مورد چه باید کرد؟

مادر این زمینه بارها هشدارهای لازم را به بازاریان و مسئولان داده بودیم. در سال 1388 طرح مطالعات ایمنی بازار را با حضور چندین مشاور، آغاز کردیم. نتیجه این مطالعات را در جلسات ستاد حوادث استان مطرح کردیم و به بازاریان هم اعلام کردیم که برپایه مطالعات انجام شده در بازار همدان هیچ نقطه ایمنی نداریم، تمام مناطق یا در حالت هشدار است یا در حالت خطر و هرلحظه امکان بروز حادثه وجود دارد.

برای رسیدن به نقطه ایمن در بازار، نیازمند اقدام جمعی دستگاه­های اجرایی و بیش از آن کسبه بازار هستیم. بحث پیشگیری باید در این زمینه بسیار جدی­تر پیگیری شود و کسبه باید مسائل ایمنی را کاملا رعایت کنند تا کتر شاهد چنین حوادثی باشیم.

ما در مجمع صنفی پیشنهاد اجرایی کردن آموزش به بازاریان را مطرح کردیم. کارشناسان ما می­توانند برای تک تک اتحادیه­ها به صورت جداگانه کارگاه­های آموزشی داشته باشند.

·        این آموزش­ها چگونه باید صورت می­گیرد؟

کمبود و نبود آگاهی مردم را باید با آموزش­های درست رفع کرد. ما با آموزش­های ابتدایی به شهروندان یادآوری می­کنیم که به سوی اقدامات پیشگیرانه گام بردارند. آموزش­هایی مانند چگونگی استفاده از کپسول، بسیاری از مردم و بازاریان کپسول دارند ولی نحوه استفاده صحیح از آن را نمی­دانند. آنها هنوز نمی­دانند که آن کپسول هر سال باید شارژ شود. در بحث بازار باید نوع کپسول با نوع اجناس مغازه همخوانی داشته باشد. مثلا در فرش­فروشی باید از کپسول آب و گاز استفاده شود و نه از کپسول پودر و گاز.

علاوه بر آموزش­های ما، دستگاه­های اجرایی که اهرم­های قانونی در اختیار دارند باید در اجرایی شدن این آموزش­ها با ما کمک کنند. مثلا اگر مغازه­ای ایمن نبود جواز کسب آن نباید تایید شود. بخش­هایی از بازار که ارزش تاریخی ندارند باید بازسازی و بهسازی شود و بخش تاریخی بازار نیاز به مرمت اصولی و ایمن دارد که سازمان میراث فرهنگی باید در این راه به کمک میراث تاریخی شهر بیاید.

·        پس از بازار، اماکن پر خطر دیگر کجاست؟

جایگاه­های سوخت نیز در صورت آتش­سوزی بسیار پرخطر و آسیب رسان هستند. در موارد دیگر آتش­سوزی­ها پراکنده و بیشتر سطحی هستند و چندان پرخطر نیستند.

·        حضور افراد آموزش ندیده در صحنه حادثه، در بیشتر موارد مانع امدادرسانی درست می­شود. در این باره چه باید کرد؟ 

مردم در اینگونه حوادث به­خاطر حس انسان­دوستی می­خواهند کمک کنند، اما به سبب نبود آگاهی کافی در برخی موارد باعث بروز خسارت بیشتری می­شوند.چون ممکن است هم برای خودشان اتفاقی پیش بیاید و هم ناخواسته سرعت عملیات امداد و نجات را کند کنند. به همین خاطر ما همواره از مردم خواسته­ایم که وقتی نیروهای امداد در محل حادثه حضور دارند، حریم را رعایت کنند تا این نیروها به وظایف خود بهتر عمل کنند.

 

 


برچسب ها: آتش نشانی ، همدان ، ایمنی ،

شنبه 6 مهر 1392

آتش زدن بنا دربین ایرانیان مذموم است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،گفتگو ،گردشگری ،









 

آتش زدن بنا دربین ایرانیان مذموم است

 کسی که می گوید مکانی را آتش می زنم ، مردم را به یاد چنگیزخان و اسکندر می اندازد

درپی آتش سوزی های عمدی هگمتانه و اعتراض فعالان میراث فرهنگی، مدیر کل میراث فرهنگی همدان  درحضور بیش از بیست نفر از خبرنگاران در کاروانسرای فرسفج می گوید :با اجازه برخی اصحاب رسانه هگمتانه راکه سوخته  بعد از ماه رمضان آتش می زنیم. این گفتگو پس از اظهارات این مقام مسئول انجام شده است.

گفتگوی رادیو فرهنگ با حسین زندی در مورد آتش سوزی های اخیر هگمتانه

 فاطمه علی اصغر(کارشناس برنامه):همدان این روزها درگیر یک سری مسائل مختلف شده یکی از آن ها تپه ی هگمتانه است تپه ای که آثار خیلی ارزشمندی از دوره های مختلف تاریخی دارد و حتی روایت هایی هم مطرح شده چه به صورت افسانه چون ما به دلیل اینکه حفاری ها و کاوش ها ادامه دار نشده سندهای معتبری در مورد این که تپه هگمتانه متعلق به دوران مادها بوده و این که آن را نخستین پایتخت ایران می نامند پیدا نکردیم . متاسفانه در چند ماه اخیر یک سری آتش سوزی ها در بخش های مختلف آن مانند اطراف موزه را شاهد بودیم و ما را ناراحت می کند که چرا مسئولان سازمان میراث فرهنگی با توجه به این که هگمتانه یک بنا و محوطه بسیار مهمی است انقدر نسبت به آن کم مهر هستند با این که هرساله از کشورهای مختلف دنیا گردشگران زیادی به این تپه تاریخی سر می زنند و آن جا را یکی از جاهایی می دانند که وقتی به ایران سفر می کنند حتما باید ببینند اما متاسفانه بخش های سوخته شده زیادی در آن جا می بینیم.

قوام پور(مجری ):بایکی از فعالان میراث فرهنگی کشور که در همدان از نزدیک شاهد ماجرا هست گفتگو می کنیم .

فاطمه علی اصغر:می خواهیم در جریان جزئیات اتفاقاتی که در همدان می گذرد قرار بگیریم به خصوص تپه هگمتانه در چند وقت اخیر موارد مختلفی شنیدیم که همدان وضعیت خوبی ندارد می خواستیم از زبان شما هم بشنویم که الان چه بخش هایی مشکل دارند و مورد اعتراض دوست داران میراث فرهنگی هستند در تپه هگمتانه؟

حسین زندی:متاسفانه این روزها اخبار خوبی نداریم در حالی که این روزها همدان میزبان مهمانان گردشگران از دیگر نقاط کشورمان است و همین موجب نگرانی فعالان فرهنگی استان شده است. هگمتانه حدود 40 هکتار مساحت دارد و بافت بزرگی است که جاذبه های مختلفی هم در آن هست منتهی وقتی وارد آن می شویم می بینیم عملکرد سازمان میراث فرهنگی در این سال ها مثبت نبوده موارد متعددی وجود دارد ،در قسمت در ورودی هگمتانه که باید الگوی گردشگری باشد چند غرفه نیمه کاره و مخروبه هست که گردشگران با منظره زشتی روبرو هستند.در بخش میانی تپه صدها اصله شمشاد کاشته اند و پارک درست کرده اند .نزدیک 3هزارمتر از محوطه را با غلتک صاف کرده اند و برای تبلیغات نوروزی و هفت سین نوروزی چیده اند.

 مهم تر از همه ترانشه مرکزی که مهم ترین بخش کاوش شده است را با تیرآهن و بتن ریزی نابود کرده اند و به دلیل نیمه کاره بودن مسقف کردن آن درحال ویران شدن با آب باران است و همچنین ترانشه های دیگر حفاظ ندارند.اخیرا هم برای ایجاد تاسیسات همه جای تپه 40 هکتاری را با بیل مکانیکی زخمی کرده اند که ما نمی دانیم با چه رویکردی این کار را انجام می دهند.

بخش پشتی تپه را به خاطر تعریض خیابان خاکبرداری کرده اند که باعث شده دیوار کلیسای تاریخی ترک بردارد. و سوالی که فعالان میراث فرهنگی مطرح می کنند این است که هگمتانه یک تپه تاریخی و یک محوطه باستانی است یا یک پارک توریستی؟ وهگمتانه پایگاه پژوهشی است و باید به عنوان یک آکادمی تحقیقاتی و مرکز پژوهشی استفاده شود نه به عنوان پارک  چون ما جاهای دیگر را برای تفریح مسافران داریم.

فاطمه علی اصغر : من خودم چند هفته پیش همدان بودم و همین بحثی که در مورد ترانشه مرکزی هست را دیدم و به صورتی بود که آب راحت تر نفوذ می کرد حتی این پوشش باعث شده بود که وقتی بارندگی می شود آب راحت تر وارد محوطه شود و راحت تر به آن آسیب برساند اما متاسفانه در چند وقت اخیر صحبت هایی شده بود از طرف رئیس سازمان میراث فرهنگی همدان که خبرنگاران که اطلاعاتی که درمورد این محوطه داده می شود چندان درست نیست و حتی اشاره کرده بودند به بحث آتش سوزی های اخیری که در تپه هگمتانه اتفاق افتاده بود و گفته بودند که این آتش سوزی ها آسیبی به بنا نمی رساند و حتی اگر که خبرنگاران حضور داشته باشند هم آن بخش را دوباره آتش می زنیم اما سوال من از شما همین است که واقعا این صحبتی که آقای مدیر کل سازمان میراث فرهنگی کرده اند چقدر صحت دارد آیا واقعیت دارد یا نه؟

حسین زندی:یکی یکی برویم جلو ترانشه مرکزی را که خود شما هم دیدید  باید به نکته ای اشاره کنم ،الان همدان در خشک ترین فصل سال است آنقدر این رطوبت زیاد و عمیق بوده ما هنوز هم وقتی وارد ترانشه می شویم رطوبت را احساس می کنیم و رنگ ترانشه کاملا تغییر کرده اما در مورد اظهارات مدیر کل محترم سازمان میراث فرهنگی باید عرض کنم که متاسفانه این ادبیات اذیت کننده است و خبرنگاران و فعالان میراث فرهنگی همیشه با این مسائل روبرو بوده اند وفعلان وخبرنگاران این حوزه این مسئله را شخصی نمی دانند  وما مسئله شخصی با کسی نداریم و این یک مسئله ی ملی است . در ابتدا باید بگویم  البته در مورد آتش سوزی 3 بار دراین مدت تابستان گذشته این جا آتش گرفته و درمورد چرایی آن ادعاهای ضد و نقیضی مطرح شده است توسط مدیران میراث. یکی از معاونان میراث معتادان را متهم کرده اند که باز هم برمیگردد به مدیریت سازمان چرا که باید حفاظت درستی انجام دهد معاونت دیگر گفته اند که به خاطر وجود شبنم هاست که ما متوجه نشدیم شبنم چگونه باعث آتش سوزی شده است و مدیر کل محترم میراث ادعا کردند که به خاطر حشرات موزی ما این جا را آتش می زنیم این خودش باعث اعتراض فعالان محیط زیست شده . این ها می گویند که ما به خاطر حشرات محوطه را آتش می زنیم وقتی جایی را به خاطر حشرات آتش می زنند بخشی از حشرات از بین می روند و نابود می شوند و بخش باقی مانده دنبال لانه می گردند و هجوم می برند به خانه های اطراف و این خود به مسئله ی دیگری تبدیل می شود متاسفانه به این مسائل یا توجه نمی کنند یا این که اظهارات آن ها خیلی مستند نیست. در مورد آتش سوزی که ایشان فرمودند قبل از ماه رمضان در حضور حدود 20 نفر از خبرنگاران استان گفته بودند که ،دقیقا جمله اش این است که با اجازه ی برخی اصحاب رسانه تپه هگمتانه را که سوخته دوباره آتش می زنیم. من یک مطلبی را عرض کنم خدمتتان کشور ما کشوری است که بارها توسط دشمنان خارجی از دوره اسکندر که تخت جمشیید را آتش می زند مورد تعرض واقع شده و مردم ما یک نگاه تاریخی به این قضیه دارند یک خاطره ی بدی از این قضیه دارند من از مسئولین انتظار دارم که این را مطرح نکنند حتی اگر قرار است اتفاق بیفتد. سوال این است که وقتی از زبان مدیری  گفته می شود ما می خواهیم آن جا را آتش بزنیم با افکار عمومی چطوری برخورد می کنند .این اظهار نظر موجب آسیب روانی می شود که باید به آن توجه شود که نفس آتش زدن بنا در بین ایرانیان بسیار مذموم است.

قوام پور : امیدواریم به این شهر زیبا با این آب و هوای خوش دقت بیش تری شود در حفظ آن بیش تر توجه کنند        






برچسب ها: گفتگوی رادیویی ، رادیو فرهنگ ، آتش سوزی هگمتانه ، همدان میراث همدان ،

گردشگری در همدان و چالش‌های پیش‌رو

 

 

روزنامه تهران امروز

 

کد خبر: 138469

تاریخ خبر: شنبه, 23 شهریور 1392

 

در گفت‌وگو با یك فعال گردشگری؛

گردشگری در همدان و چالش‌های پیش‌رو

 

http://www.tehrooz.com/1392/6/23/TehranEmrooz/1267/Page/14/

 

 

حسین زندی: مسیر سیاست‌گذاری‌های گردشگری استان همدان هرچه كه باشد به سوی گردشگری پایدار نیست. سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های این سال‌ها هم در جهتی نبوده است كه زیرساخت‌های این صنعت را بهبود بخشد. همچنین اتفاقات و تصمیم‌های اتخاذ شده نه فقط وضع گردشگری را بسامان نكرده بلكه به‌دلیل سطحی بودن و تبلیغاتی بودن این تصمیم‌ها نتیجه‌ای جز نابسامانی نداشته است. افزایش 300درصدی بهای بلیت و اعلام فروش 700هزار بلیت در تعطیلات نوروز توسط مدیركل میراث فرهنگی وگردشگری تاثیری بر این صنعت نداشته است. شفاف نبودن درآمد ومسائل مالی برخی اماكن گردشگری مانند غار علیصدر و نادیده گرفتن منافع ملی وجوامع محلی در این مناطق از موانع توسعه گردشگری است. بررسی مسائل گردشگری همدان موضوع گفت‌وگویی است كه با «بابك مغازه‌ای» فعال گردشگری استان انجام شده است و اینك پیش روی شماست.

به نظر شما وضع فعلی صنعت گردشگری همدان چگونه است؟

همدان، یكی از مهم‌ترین نقاط هدف در انتخاب مقصد مناسب، برای سفرهای گردشگران داخلی و خارجی است، اما تاكنون شاهد برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری در خور و متناسب با این امر نبوده‌ایم. از این رو در شرایط فعلی نمی‌توان گردشگری در این استان را صنعتی روبه جلو و در حال توسعه در نظر گرفت. برخی پیشرفت‌های صورت گرفته نیز به‌دلیل نداشتن انسجام و برنامه‌ریزی مدون، تاثیرات مقطعی داشته‌اند و از كارآمدی لازم برخوردار نیستند.

آیا روند توسعه گردشگری در این استان منطبق با اصول توسعه پایدار است؟

همانطور كه عرض كردم روند این توسعه از توازن و برنامه خاصی برخوردار نیست. علاوه‌بر آن فعالیت‌های انجام شده نیز در اكثر موارد همراه با رعایت اصول اولیه توسعه پایدار و هدفمند نبوده است به‌صورتی كه توجه چندانی به حفظ ذخایر زیستی و بشری همچون میراث فرهنگی و محیط‌زیست نمی‌شود و گاه به‌خاطر ایجاد یك زیبایی ظاهری و جذب موقتی گردشگران، میراث فرهنگی و محیط‌زیست استان كه منابع اصلی گردشگری پایدار هستند، قربانی می‌شوند. حال آنكه فقط رعایت اصول ضروری در این زمینه وبرنامه‌ریزی صحیح است كه می‌تواند پایداری گردشگری یك منطقه و حركت روبه‌رو رشد آن را در دراز مدت تضمین كند.

متاسفانه در سال‌های گذشته موارد متعددی از رعایت نشدن این اصول، به‌ویژه در مورد سایت‌های تاریخی را شاهد بودیم. سایت و پایگاه پژوهشی هگمتانه در همدان یكی از بارز‌ترین نمونه‌های آن است كه با ساخت غرفه‌های صنایع‌دستی، سنگ‌فرش كردن محوطه و دیواركشی و مسقف كردن محل‌های در حال كاوش، تعریض خیابان همجوار محوطه كه به خاكبرداری از تپه انجامید. گلكاری، درختكاری و به‌تازگی كاشت ده‌ها شمشاد روی تپه و در نهایت مسطح كردن چند صدمتر از تپه برای چیدن سفره هفت سین، موجی شده است كه این مجموعه به مرور در حال تبدیل به یك پارك تفریحی است تا یك محوطه پژوهشی و تاریخی. در بسیاری مناطق دیگر نیز محل‌های تاریخی كه حتی مرمت نیز شده‌اند بدون اطلاع‌رسانی، راهنما و حفاظت آنچنانی رها شده‌اند و گردشگران نیز كه اطلاعات چندانی از آنها ندارند اغلب تنها به چند محل مشهور مراجعه می‌كنند و دیگر محل‌ها بازدیدكننده چندانی ندارد.

با توجه به مواردی كه اشاره كردید، چه مشكلاتی در این راه وجود دارد؟

یكی از مهم‌ترین مشكلات نبود انسجام در برنامه‌ریزی‌ها و به‌عبارتی نبود برنامه و دورنمای مشخص است. چنانكه در دوره‌های زمانی مختلف و با حضور مدیران جدید یا حتی در زمان یك مدیریت واحد شاهد انجام پروژه‌های پراكنده‌ای در این حوزه‌ها هستیم. از سوی دیگر در زمینه زیرساخت‌های لازم برای گسترش گردشگری در استان همچنان با چالش روبه‌رو هستیم. مواردی همچون تدارك فضاهای لازم برای اقامت گردشگران، استقرار راهنمای مورد نیاز و افراد متخصص و آگاه در سایت‌های مورد بازدید، چاپ و نشر نقشه‌ها، كتابچه‌ها و امكانات اطلاع‌رسانی، برگزاری برنامه‌های مناسب و كاربردی در قالب جشنواره‌های سفر و پرهیز از انجام فعالیت‌های نمایشی، انجام تبلیغات موثر برای معرفی ظرفیت‌های گردشگری استان و اهمیت دادن به منابع اساسی این صنعت و حفاظت اصولی از میراث فرهنگی باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند و كمبودهایی كه در این زمینه‌ها داریم برطرف شود.

شما چه پیشنهاداتی در این زمنیه دارید؟

به‌نظر من مهم‌ترین موضوع این بخش مدیریت و برنامه‌ریزی است. علاقه‌مندان و فعالان این حوزه انتظار دارند تا مدیریت دولتی مرتبط با این بخش با انجام یك پایش و آمایش علمی و با بهره‌گیری از نظرات و پیشنهادات فعالان مدنی، علاقه‌مندان، كنشگران و متخصصان غیردولتی زمینه حضور و استفاده از توان فكری آنها در فرآیند تصمیم‌سازی برای تدوین برنامه دراز مدت، میان‌مدت و كوتاه‌مدت در دستیابی به توسعه پایدار و متوازن گردشگری این منطقه را فراهم آورد تا از انجام برنامه‌های ناهماهنگ و گاه مخرب جلوگیری شود.

از سوی دیگر، برای تبلیغات و معرفی ظرفیت‌های گردشگری استان باید یك برنامه و سناریوی مشخص تدوین شود و از همه امكانات اطلاع‌رسانی در این زمینه بهره‌گیری شود كه در این راه نیز فعالان مدنی می‌توانند نقش مهمی را ایفا كنند.

ایجاد زمینه‌های جدید گردشگری و تقویت انواع گردشگری همچون گردشگری ادبی، گردشگری غذا، گردشگری سلامت و گردشگری ورزشی می‌تواند یكی دیگر از گام‌هایی باشد كه در شرایط فعلی می‌تواند گردشگران بیشتری را به این استان جذب كند.

در نهایت تشویق و ایجاد زمینه‌های لازم برای سرمایه‌گذاری فعالان اقتصادی محلی یا حتی تلاش در جذب سرمایه‌گذاران كشور برای فعالیت در زمینه گردشگری استان همدان و معرفی ظرفیت‌های این بخش به آنان می‌تواند نقشی تعیین‌كننده در این امر داشته باشد. البته باید پیش از آن در قالب یك آمایش علمی و با حضور صاحب‌نظران به درستی مشخص شده باشد كه چگونه می‌توان زمینه‌های پیشرفت هدفمند و متوازن گردشگری این استان را با سرمایه‌گذاری در مناطق و زمینه‌های جدید فراهم آورد.

 

روزنامه تهران امروز

 

 


برچسب ها: گردشگری همدان ، گردشگری ،

تعداد کل صفحات: 7 ... 3 4 5 6 7
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic