شنبه 8 خرداد 1395

نمایش آواز عاشقانه در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

نمایش آواز عاشقانه در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نمایش آواز عاشقانه در همدان
نمایش سِرناد تا پایان اردیبهشت درسالن پلاتو تئاتر شهر همدان به روی صحنه رفت و به دلیل استقبال تماشاگران اجرای آن تا 5 خرداد تمدید شد...
1395/03/08
نمایش سِرناد تا پایان اردیبهشت درسالن پلاتو تئاتر شهر همدان به روی صحنه رفت و به دلیل استقبال تماشاگران اجرای آن تا 5 خرداد تمدید شد. نمایش سرناد نوشته «اسلاو میرمروژک» است که رضا روان، کارگردان همدانی، آن را روی صحنه برد.
این نمایش به گفته کارگردان به محمدجواد کبودراهنگی، کارگردان شناخته‌شده همدانی، تقدیم شده است. برای آشنایی بیشتر با نمایش سرناد با رضا روان، کارگردان نمایش، گفت‌‌وگو کردیم.
  • سِرناد به چه معناست؟
سِرناد به معنای آواز عاشقانه است؛ از آنجا که عشق در کل کار حضور دارد نویسنده این نام را برگزیده است. اسلاو میرمروژک، نویسنده کار، از لحاظ اجتماعی و ترفند‌‌های محیطی تم عاشقانه را بیشتر در این نمایشنامه دیده و مد نظر قرار داده است.
  • پیام نمایش چیست؟
داستان از این قرار است که روباهی به یک مرغدانی که سه مرغ و یک خروس دارد وارد می‌‌شود و با حیله‌گری می‌‌خواهد هریک ازاین مرغ‌‌ها را به‌‌دست بیاورد یا بخورد. ما پایان-بندی را باز گذاشتیم تا مخاطب برداشت آزادی از آن داشته باشد. در کل پیام اثر اجتماعی است و می‌‌خواهد افراد روباه‌صفت و حیله‌گرانی را که در‌‌جامعه وجود دارند، بازنمایی کند.
  • علت انتخاب نمایش سِرناد چه بود؟
این کار یکی از بهترین متن‌‌های مروژک است؛ البته هنوز منتشر نشده است. متن به‌‌روزی است و اگر سالیان سال هم از اجرای آن بگذرد باز هم به‌روز است و مخاطب و تماشاچی خود را دارد. این اثر به صورت فانتزی نوشته شده و به راحتی با تماشاگر رابطه برقرار می‌‌کند. حدود 8 سال بود دوست داشتم سرناد را کار کنم که خوشبختانه بالاخره این اتفاق افتاد.
  • اجرای یک کار خارجی در همدان را چگونه تحلیل می‌‌کنید؟
کارهای معمول که درشهرستان‌‌ها اجرا می‌شود چه در قالب کار کودک یا بزرگسال سطح و کیفیت چندان بالایی ندارند. کارهای خارجی از نظر متن وضعیت بهتری دارند. این کارها از لحاظ بازی و سبک کار و محتوا از کارهای ایرانی بهتر اجرا می‌‌شوند و کارگردان، بازیگران و عوامل بیشتر تلاش می‌‌کنند.
  •  منظور شما این‌‌است که متن نمایش‌‌های ایرانی ضعیف است و ما ضعف نمایشنامه‌نویسی در شهرستان‌ها داریم؟
صددرصد ضعف نمایشنامه‌نویسی را به خصوص در شهرستان‌ها داریم. در آثار خارجی متن رابطه برقرار می‌‌کند و تأثیر می‌‌گذارد. در شهرهای بزرگ هم نویسنده‌‌ها خودشان متن‌‌های خود را کار می‌کنند و تمایلی به اجرای آن توسط دیگرکارگردانان در شهرستان‌‌ها ندارند. مسأله دیگر این است که از لحاظ مالی توان خرید متن‌‌های ایرانی را نداریم و کارهای بومی هم کیفیت ندارند، پس گاهی ناگزیر به کار خارجی روی می‌‌آوریم.
  • از برخورد و استقبال تماشاگران راضی بودید؟
با این که همدانی‌‌ها نسبت به کار بزرگسال با وسواس برخورد می‌‌کنند و راحت وارد سالن‌‌ها نمی‌شوند به دلیل استقبال خوب از نمایش، این کار برای 5 روز دیگر تمدید شد و تا 5 خرداد ادامه پیدا کرد. اگر مسئولان موافق باشند باز هم می‌‌توانیم تمدید کنیم.
  • بازی‌‌های خوب این نمایش، از جمله بازی نقش روباه که بهروز ناصرشریعتی آن را ایفا می‌‌کند، چگونه به وجود آمده‌اند؟
برای نقش روباه گزینه‌‌های زیادی داشتیم؛ دوستان وقتی آمدند و متن را خواندند، نتوانستند با این نقش رابطه برقرار کنند و حس خوبی بگیرند اما آقای شریعتی، با این‌‌که چندان تمایلی به نقش‌آفرینی در این سبک کاری ندارد، قوی ظاهر شد.
روزی که نقش را پیشنهاد کردیم نپذیرفت و گفت با این نقش نمی‌‌توانم ارتباط برقرارکنم اما با اصرار آمد و نقش را برعهده گرفت و در نهایت بسیار موفق عمل کرد.
این روزها شخصیت‌‌های حیله‌گری در جامعه ما هستند که آقای شریعتی توانست نقششان را به خوبی اجرا کند.
  • نظرتان درباره بازی دیگر بازیگران چیست؟
آقای مالمیر، بازیگر نقش خروس، اولین تجربه بازیگری‌‌اش را در این نمایش داشت؛ البته در همدان بازیگران زیادی می‌‌توانستند این نقش را برعهده بگیرند اما من معتقدم از استعدادهای جدید باید استفاده کرد. تیپ و قواره آقای مالمیر نقش نو و تازه‌‌ای را خلق کرد که در این فضای فانتزی جا افتاد.
 بیشتر بازیگران البته اولین اجرایشان بود. سه ماه مشغول تمرین بودیم که تمام توانشان را گذاشتند و با متن ارتباط خوبی برقرار کردند. بازی همکاران از دید من رضایت‌بخش بود و امیدوارم تماشاچیان نیز رضایت داشته باشند.
  • در نمایش هم موسیقی زنده داشتید و هم ضبط شده؛ علت چه بود؟
متن را که شروع کردم دوست داشتم موسیقی زنده در صحنه داشته باشم اما با امکانات کم شهرستان میسر نشد. وقتی با آقای ستاری، آهنگساز کار، صحبت کردم، پیشنهاد داد کار به صورت ضبط و زنده باشد؛ یعنی موسیقی اصلی که با ویلن اجرا می‌‌شود به صورت زنده باشد و آهنگ اصلی نمایش ضبط شود.
  • نمایش سِرناد باز هم اجرا خواهد شد؟
این کار در بخش نوجوان جشنواره بین‌‌المللی تئاتر کودک و نوجوان شرکت داده خواهد شد و اگر فرصتی باشد و پیشنهادی داشته باشیم آماده هستیم کار را بار دیگر روی صحنه ببریم.
  • برنامه‌‌های آینده شما در حوزه نمایش چیست؟
کار بعدی من یک کار عروسکی است که در مرحله پیش‌تولید است.


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، سرناد ،

دوشنبه 13 اردیبهشت 1395

کنسرت موش‌ها در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

کنسرت موش‌ها در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کنسرت موش‌ها در همدان
نمایش «کنسرت موش‌ها» کاری از گروه نمایش راسپینا از ۱۰ تا ۲۶ اردیبهشت‌ماه هر روز از ساعت ۱۹ در مجتمع فرهنگی شهیدآوینی همدان روی صحنه می‌رود. کنسرت موش‌ها نمایشی موزیکال برای گروه سنی کودک و نوجوان است که به نویسندگی فرهاد لباسی و کارگردانی سیده‌معصومه زیوری‌حسینی اجرا می‌شود...
1395/02/13
نمایش «کنسرت موش‌ها» کاری از گروه نمایش راسپینا از ۱۰ تا ۲۶ اردیبهشت‌ماه هر روز از ساعت ۱۹ در مجتمع فرهنگی شهیدآوینی همدان روی صحنه می‌رود. کنسرت موش‌ها نمایشی موزیکال برای گروه سنی کودک و نوجوان است که به نویسندگی فرهاد لباسی و کارگردانی سیده‌معصومه زیوری‌حسینی اجرا می‌شود.
سیده‌معصومه زیوری‌حسینی، کارگردان نمایش، در گفت‌وگو با همشهری درباره این نمایش و فعالیت‌های گروه راسپینا توضیح می‌دهد.
  • درباره نمایش کنسرت موش‌ها توضیح می‌دهید؟
کنسرت موش‌ها، نمایشی شاد، موزیکال و عروسکی برای کودکان و خانواده‌های آن‌هاست. برای اولین‌بار است که نمایش کودک با مضمون بهداشت و سلامت در استان همدان اجرا می‌شود.
  • علت انتخاب این موضوع چه بود و چه تأثیری در تغییر رفتار خانواده‌ها و به خصوص کودکان در مصرف تنقلات خواهد داشت؟
اگر ما بخواهیم به کودک مستقیم بگوییم که تنقلات نخور یا اینکه از او بخواهیم کارهای ناشایست انجام ندهد کودک قبول نمی‌کند و در برخی موارد حتی لجبازی هم می‌کند اما من با کمک روان‌شناس کودک (فرهاد لباسی) تصمیم گرفتم با کمک موسیقی، که تأثیر بیشتری بر کودک دارد، این کار را انجام دهم و از طریق کنسرت موش‌ها، که موضوعی کاملا آموزشی در حیطه بهداشت و سلامت دارد، بر کودکان به طور غیرمستقیم تأثیر بگذاریم. دلیل دوم این بود که بنا بر گفته لقمان حکیم (ادب از که آموختی از بی‌ادبان) خواستم الفاظ و اشعاری درباره تمیزی و سلامت بر زبان موجودی که خود عامل کثیفی و ناقل بیماری است جاری باشد تا تأثیر بیشتری داشته باشد.
  • به طور کلی رسالت تئا‌تر در این زمینه چیست؟
رسالت تئا‌تر در این زمینه منع کودک از بدی‌ها، آلودگی‌ها، بی‌نظمی‌ها، تصمیم‌های سرخود و بدون مشورت و تمرد از والدین است. در نمایش کنسرت موش‌ها تمام موضوعات و اشعار و حتی نور، دکور و تمام مسائل زیرنظر روان‌شناس کودک (فرهاد لباسی) انجام شده است.
  • با توجه به اینکه گروه راسپینا هم پرکار است و هم به صورت تخصصی درحوزه کودکان کار می‌کند، فکر می‌کنید چه بازخوردی از مخاطبان بگیرید؟
ما همیشه از بازخورد مخاطبان در اجرای نمایش‌های گذشته رضایت داشتیم. در نمایش کنسرت موش‌ها همه اجزا از قبیل کارگردانی، طراحی صحنه، نور و ساخت عروسک‌ها جزء به جزء با فکر و مدیریت کار شده و تبلیغات هم تخصصی و منحصر به فرد انجام شده است. به امید خدا از مردم شهر خوب همدان نتیجه خوب دریافت خواهیم کرد چون مردم ما به همه مسائل هنری واقف هستند.
  • نقش موسیقی در این نمایش چقدر است؟
نمایش کاملا موزیکال و شاد است و به طور کلی بار نمایش روی موسیقی و نور است. در واقع ما یک کنسرت واقعی را در ژانر کودک و خانواده‌هایشان اجرا می‌کنیم.
  • چقدر در این نمایش از طنز استفاده شده است؟
تا حدی که در موازات کار باشد، به گونه‌ای که نه کار خیلی خشک و رسمی باشد و نه خیلی به سمت لودگی برود.
  • آیا در نوشتن و اجرا به کودکان همدانی هم توجه شده یا فراگیر است؟
کودکان همدان نیز جزو مجموعه کودکان این سرزمین هستند پس کار به صورت فراگیر و همگانی است.
  • وضعیت نمایش کودکان در همدان را با توجه به امکانات چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نمایش در حیطه کودک خوشبختانه در همدان رفته‌رفته جایگاه خود را پیدا کرده و امیدوار هستیم روزبه‌روز بهتر و بهتر شود. خوشبختانه ما مردم فهیمی داریم که از هیچ کاری برای کودکان خود کوتاهی نمی‌کنند.
  • برنامه‌های آینده گروه شما چیست؟
گروه نمایش راسپینا در آینده برنامه‌های جدید و جذاب همچنان در حیطه کودک به صورت تخصصی خواهد داشت. امیدواریم تا تابستان کار جدیدی را آماده کنیم.


برچسب ها: تئاتر همدان ، همشهری همدان ، کنسرت موش ها ،

سه شنبه 7 اردیبهشت 1395

«چرا یک مرد همراهت نیست؟» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

«چرا یک مرد همراهت نیست؟» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 «چرا یک مرد همراهت نیست؟» روی صحنه
نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» به نویسندگی و کارگردانی روح‌الله صالحی و بازی سعید باغبانی‌نیر و مانا پوراسد در سالن پلاتوی آمفی‌تئا‌تر همدان روی صحنه رفته است...
1395/02/07
نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» به نویسندگی و کارگردانی روح‌الله صالحی و بازی سعید باغبانی‌نیر و مانا پوراسد در سالن پلاتوی آمفی‌تئا‌تر همدان روی صحنه رفته است.
روح‌الله صالحی از سال ۱۳۶۹ بازیگری تئا‌تر را آغاز کرده و در نمایش‌هایی مانند «سهراب شنبه» در جشنواره استانی حضور داشته است. وی که اولین تجربه کارگردانی خود را سال ۱۳۷۳ پشت سر گذاشت، سال‌هاست نویسندگی می‌کند و به عنوان طراح صحنه نیز با سایر کارگردانان همدانی همکاری دارد. آخرین کار او، به عنوان نویسنده و کارگردان، نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» با موضوع کشف حجاب در دهه‌های اول قرن حاضر است که اکران آن تا 8 اردیبهشت ادامه دارد. صالحی در گفت‌و‌گو با همشهری از تجربیات خود و وضعیت تئا‌تر در همدان می‌گوید.
  • از میان نویسندگی، کارگردانی و بازیگری به کدامیک گرایش بیشتری دارید؟
هر بخشی از تئا‌تر را که بتواند به دغدغه‌هایم پاسخ دهد کار می‌کنم.
  • با برگزاری جشنواره کودک در همدان خیلی از اهالی تئا‌تر به سمت کار کودک رفتند. شما چرا نرفتید؟
من در حوزه تئا‌تر بزرگسال کار می‌کنم و تا به حال در بخش تئا‌تر کودک کار نکرده‌ام چون تخصصی ندارم.
یکی از شاخصه‌های توسعه در هر جامعه‌ای رشد فضا‌ها و حوزه‌های فرهنگی است و مهم‌‌ترین نماد رشد در حوزه فرهنگ داشتن تئاتری پویاست. اگر شما تئاتری پویا داشته باشید می‌توانید امیدوار باشید در جامعه توسعه‌ای پایدار مبتنی بر عقلانیت حاکم است؛ زیرا تئا‌تر است که جامعه را به نقد می‌کشد و روش زندگی را در جامعه رصد می‌کند. تئا‌تر نسخه نمی‌‌پیچد اما غیرمستقیم درد‌ها را بیان می‌کند. تئا‌تر آینه جامعه است و می‌تواند جامعه را از گسست‌ها‌‌ رها کند.
  •  چرا موضوع تاریخی انتخاب کردید؟
به نظر من داستان نمایش مسأله روز است شاید شکل و قالب کهنه است اما روایت نو و تازه است. یک حادثه تاریخی در ابتدای قرن حاضر رخ داده اما هنوز انعکاس آن را در جامعه می‌بینیم و اعتقاد ما را تحت‌الشعاع قرار داده است پس حرف روز نیز است.
  • ایده «چرا یک مرد همراهت نیست؟» از کجا آمد؟
از آنجا که در داستان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی درباره دوره‌های مختلف نوشتاری و گفتاری زبان تحقیق می‌کنم، در بخشی از این پژوهش‌ها به اواخر دوره قاجار رسیدم. بازی زبانی در ذهن من باعث شد فضایی را خلق کنم که یک دغدغه اجتماعی از آن دوره را دنبال کنم. به همین دلیل مسأله حجاب و کشف حجاب که از ابتدا به امروز برای من دغدغه بود را انتخاب کردم. من به دنبال این مسأله بودم که بانوان ایرانی در آن دوره چه کنش و واکنشی داشتند.

  • در نمایش شما شخصیت اصلی داستان بدون رجوع به قانون در حال انتقام‌گیری است. فکر نمی‌کنید این دفاع از خشونت و قانون‌گریزی باشد؟
در دوره تاریخی که کشف حجاب اتفاق افتاد یک بی‌قانونی حاکم بود حتی خود کشف حجاب یک نوع بی‌قانونی است چراکه سلسله مراتب قانونی برای آن رخ نداده است و دیکتاتوری آن را با زور اعمال کرد. شخصیت داستان هم چون با بی‌قانونی مادر خود را از دست داده و زخم‌دیده مقاومت می‌کند. نقطه مقابل زور مقاومت بود چون هیچ محکمه‌ای نیست که داد خود را بستاند؛ البته آخر کار به معنویت و سقاخانه پناه می‌برد و معنویت را برمی‌گزیند.
  • بازخورد کارتان تا الآن چطور بوده؟
باید ببینیم مخاطبان چه نظری دارند. اما از آنجا که من دنبال تجربه‌های جدید فرمی و زبانی هستم راضی‌ام؛ البته تاکنون عده‌ای راضی بودند و عده‌ای نظر خوبی نداشتند که طبیعی است. ما اگر به خودمان و اطرافیانمان تلنگر بزنیم کافی است زیرا رضایت همه را نمی‌توانیم تامین کنیم.
  • وضعیت امروز نمایش در همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تئا‌تر همدان در تمامی کشور شناخته شده و چهره‌های سر‌شناس و خوبی دارد. اخیرا هم تبدیل شدن مجتمع آوینی به تئا‌تر شهر اتفاق خوبی بوده است. اگر حمایت همیشگی باشد، نمایش بدون وقفه اجرا شود و تئا‌تر بزرگسال هم در سبد کالایی خانواده جا بگیرد بسیار مورد استقبال اهالی تئا‌تر قرار می‌گیرد. ما در همدان یک دوره طلایی را پشت سرگذاشته‌ایم و امیدوارم به آن دوره باز گردیم. جشنواره بین‌المللی روی کودکان تأثیر خوبی داشته اما برای وقتی که کودکان بزرگ می‌شوند چه تدبیری داریم؟ ما باید برای کودکانی که بزرگ می‌شوند هم شرایط را آماده کنیم.  مشکل اصلی تئا‌تر تبلیغات است که امیدواریم شهرداری همکاری بیشتری در این زمینه داشته باشد. همیشه بخش بزرگی از مردم همدان متوجه اجراهای ما نمی‌شوند.

استقبال خوب سعید باغبانی بازیگر اصلی نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» است. از این بازیگر شناخته‌شده همدانی نیز از چگونگی همکاری‌ خود در این نمایش پرسیده‌ایم.
  • همکاری شما با کارگردان از کجا شروع شد؟
این نمایش را آقای روح‌الله صالحی سال گذشته برای جشنواره استانی آماده کرده بود که متاسفانه به نتیجه نرسید. بازیگر مرد محمود غفاری بود که به توافق نرسیدند و نتیجه این شد که آقای صالحی این نقش را در بهمن‌ماه گذشته به من پیشنهاد داد و من وقتی متن را خواندم پذیرفتم. فرصت کم بود و تعطیلات نوروز هم باعث شد چندان وقت تمرین نداشته باشیم. بعد از تعطیلات نیز اجرا‌ها را آغاز کردیم.
  • بازتاب اجرای نمایش چگونه است؟
خوشبختانه خیلی راضی هستیم چون تماشاگران هر شب استقبال خوبی دارند. هم از اعضای گروه که تلاش زیادی برای تبلیغات کردند تشکر می‌کنم و هم از مردم. مردم بسیار فهیم و فرهنگ‌دوست هستند و هر وقت نمایش خوبی اجرا شده به سالن‌ها آمده‌اند و کار ما را تماشا کرده‌اند. جدا از تبلیغات مقصر ما هستیم که کار خوب ارائه نمی‌کنیم.
  • برنامه شما برای سال جاری چیست؟
قرار است در یک نمایش عروسکی برای امید انصاری عروسک‌گردانی کنم که برای جشنواره بین‌المللی عروسکی است. کاری از علیرضا نادری به نام «پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد» برای اجرا داریم که یکی از بهترین نمایشنامه‌های ۴ دهه اخیر است و بازیگرانی از۳ یا ۴ دهه اخیر بار دیگر روی صحنه بر می‌گردند
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ، چرا یک مرد همراهت نیست ،

یکشنبه 29 فروردین 1395

«رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،گفتگو ،

«رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 «رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان
«رنگ رنگ نقاشی» نام نمایشی است که این روزها توسط برادران دوست‌قرین در تالار هنر تهران به روی صحنه رفته است. صالحه اسدی، رامین خزایی، مریم الهامیان، شیما لطیفی، مرتضی عبدالهی و یاسمین زارعی بازیگران این نمایش هستند و محمد نصرتی آهنگساز شناخته‌شده کشور برای «رنگ رنگ نقاشی» موسیقی ساخته است...
1395/01/29
«رنگ رنگ نقاشی» نام نمایشی است که این روزها توسط برادران دوست‌قرین در تالار هنر تهران به روی صحنه رفته است. صالحه اسدی، رامین خزایی، مریم الهامیان، شیما لطیفی، مرتضی عبدالهی و یاسمین زارعی بازیگران این نمایش هستند و محمد نصرتی آهنگساز شناخته‌شده کشور برای «رنگ رنگ نقاشی» موسیقی ساخته است. نمایش این اثر از 18 فروردین‌ماه آغاز شده و تا 17 اردیبهشت، به مدت یک ماه، ادامه خواهد داشت.
عباس و بهرام دوست‌قرین 2 برادر نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان همدانی هستند که پس از 2 دهه فعالیت هنری در همدان مجبور شدند برای ادامه کار همدان را ترک کنند. این 2 کارگردان عرصه نمایش مدتی است در جزیره کیش فعالیت می‌کنند اما قلب و روحشان با همدان است و امیدوارند به زودی فضایی فراهم شود تا بار دیگر در زادگاه خود کارهای نمایشی را دنبال کنند. اجرای «رنگ رنگ نقاشی» بهانه‌ای شد تا با عباس دوست‌قرین به گفت‌وگو بنشینیم.
  • داستان نمایش «رنگ رنگ نقاشی» چیست؟
«رنگ رنگ نقاشی» روایت یک تابلو نقاشی نیمه‌تمام است. پس از آن‌که نقاش آن را رها می‌کند تابلو جان می‌گیرد، شخصیت‌ها از تابلو بیرون می‌آیند و به دو گروه شخصیت‌های رنگی و سیاه و سفید تقسیم می‌شوند و داستان ادامه می‌یابد.
  • فکر می‌کنم نمایش شما یک بار در همدان روی صحنه رفت. این اولین اجرا در تهران است؟
در سال‌های گذشته «رنگ رنگ نقاشی» در چند استان به صورت عروسکی اجرا شده بود. در همدان نیز پیش از این به روی صحنه رفته است و در جشنواره نمایش‌های عروسکی هم حضور داشت اما این‌بار با حضور بازیگران و غیرعروسکی اجرا می‌شود.
  • علت اجرای این نمایش در تهران چه بود؟
چند کار در دست نوشتن و اجرا داشتم. برنامه قبلی نداشتیم و می‌خواستیم در تهران فعالیت داشته باشیم. وقتی پیشنهاد شد پذیرفتم. با مرکز هنرهای نمایشی صحبت کردم. این مرکز با تالار هنر به توافق رسید که اجراهایی در آنجا داشته باشیم. تمرین‌ها حدود 6 ماه طول کشید تا آماده اجرا شود.
  • شما در کیش فعالیت می‌کنید و بازیگرانتان از تهران و همدان هستند. این فاصله چگونه مدیریت می‌شود؟
من در واقع نویسنده کار هستم. در اجراهای قبلی همراه بهرام دوست‌قرین، برادرم، حضور داشتم اما این‌بار بیشتر من با بهرام هماهنگ می‌کردم و او در تمرین‌ها حضور داشت و اگر لازم بود من هم یا به صورت تلفنی یا حضوری همراهی می‌کردم.
  • چه تغییری در محتوا و اجرای نمایش نسبت به اجراهای گذشته صورت گرفته است؟
قطعا تغییراتی داشتیم. فرم اجرا کاملا تغییر کرد، شخصیت‌ها از عروسکی به انسانی تبدیل شدند؛ در نتیجه شیوه اجرا نیز تغییر کرد. موسیقی براساس اجرای جدید توسط محمد نصرتی ساخته شد، دکور نیز برای کار رئال است اما داستان جز در مواردی خاص چندان تغییری نداشت فقط دیالوگ‌ها کم یا زیاد شدند.
  • کار در تهران چه تفاوتی با شهرستان دارد؟
شرایط تهران حرفه‌ای‌تر است؛ در نتیجه نگاه‌ها نیز حرفه‌ای‌تر است، هم از طرف مدیران و هم از طرف اهالی تئاتر. این باعث شده مخاطب حرفه‌ای به وجود آید؛ پس همه کارگردان‌ها و تئاتری‌های شهرستان‌ها دوست دارند در تهران نیز کار اجرا کنند.
  • با توجه به اینکه مدتی است در کیش فعالیت می‌کنید وضعیت تئاتر در این جزیره را چگونه می‌بینید؟
تئاتر در کیش اصلا شکل و شمایل حرفه‌ای ندارد. ما تلاش می‌کنیم برنامه‌ریزی داشته باشیم، اوضاع تئاتر را بسامان کنیم و به نتیجه برسیم. در کیش تئاتر جنبه سرگرمی دارد و تئاتر حرفه‌ای و کار هنری مفهوم و جایگاه چندانی ندارد؛ البته جسته گریخته کارهایی صورت می‌گیرد اما رضایت‌بخش نیست. در این جزیره افراط در جنبه سرگرمی و تفریح نمایش را به سمت مضحکه برده اما در مدتی که به کیش رفته‌ایم، تلاش کرده‌ایم درحد توان خود حرکتی در جهت حرفه‌ای‌تر شدن تئاتر این منطقه کرده باشیم.
  • وقتی از بیرون به تئاتر همدان نگاه می‌کنید وضعیت این هنر را در استان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همدان ظرفیت خیلی خوبی در تئاتر دارد. اگر برنامه‌ریزی درستی شود تئاتر شکل می‌گیرد. طبقه‌بندی و شکل سازمان‌یافته در تئاتر همدان نداریم که این آشفتگی ایجاد هرج و مرج می‌کند و به تئاتر استان بسیار آسیب جدی وارد کرده است. سردرگمی را، هم در برنامه‌ریزان می‌بینیم، هم در اهالی تئاتر استان؛ البته این وضعیت، بخشی به دوستان تئاتری برمی‌گردد و بخش عمده آن با تصمیم‌گیران و مدیران بخش دولتی است که سیاستگذاری اداره ارشاد از جمله این موارد است.
یک معضل دیگری که تئاتر همدان دارد انجمن نمایش است. این نهاد در حد یک اسم باقی مانده و نتوانسته است فعالان این حوزه را سازماندهی و مطالبات تئاتر استان را پیگیری کند.
  • پیشنهاد شما برای بهبود وضعیت چیست؟
من اعتقاد دارم در همدان کارگردان خوب، بازیگر توانا، نمایش‌نامه‌نویس قوی و ظرفیت مناسب داریم اما گمشده این حوزه برنامه‌ریزی درست است تا این ظرفیت از حالت بالقوه به صورت بالفعل در آید. مشوق‌هایی لازم است که کمک کند تئاتر استان از این بن‌بست خارج شود.
  • علت مهاجرت شما از همدان چه بود؟
من همدان و بچه‌های تئاتر همدان را دوست دارم، عاشق مردم همدان هستم و برای کارهای تئاتری‌های همدان ارزش قائلم. همیشه ترجیح می‌دهم در حد همدان کار کنم. هیچ وقت دنبال دیده‌شدن نبودم. علاقه‌ای به حضور در جشنواره‌ها نداشتم و دنبال موقعیت‌های بزرگ نبودم.
همیشه تلاش کردم در کنار مردم همدان و هنرمندان همدان باشم اما متأسفانه شرایطی پیش آمد که مجبور شدیم همدان را ترک کنیم. یکی از علت‌ها به مشکلات کاری در همدان برمی‌گردد که اجازه نمی‌دهد کاری که دوست داریم انجام دهیم. موانع در همدان زیاد است.
  • دوست دارید به همدان برگردید و دوباره کار کنید؟
بسیار متاسفم که در همدان نیستم اما هرجا باشم خودم را همدانی و از بچه‌های تئاتر همدان می‌دانم و معرفی می‌کنم. همیشه از استانم درحد توانم دفاع می‌کنم. امیدوارم نام همدان زنده و پویا باشد و روزی بتوانم باز هم در همدان و در کنار همکارانم کار کنم و مخاطب و تماشاگر همدانی را در سالن‌ها ببینم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C%C2%BB-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، همشهری همدان ، نمایش در همدان ،

سه شنبه 17 فروردین 1395

چهره‌پردازی کسب‌وکار من است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،هنر ،سینما ،تئاتر ،روزنامه همشهری ،

چهره‌پردازی کسب‌وکار من است

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چهره‌پردازی کسب‌وکار من است
پرویز شکری چهره ماندگار هنر گریم ایران است. او چهره‌پردازی و گریم بیش از 180 فیلم سینمایی و سریال را در کارنامه خود دارد. شکری که چهره‌پردازی را کسب وکار خود می‌داند در گفت‌وگو با همشهری از ورود اولین سینما به همدان و شروع كارش در سینما به عنوان چهره‌پرداز می‌گوید...
1395/01/17
پرویز شکری چهره ماندگار هنر گریم ایران است. او چهره‌پردازی و گریم بیش از 180 فیلم سینمایی و سریال را در کارنامه خود دارد. شکری که چهره‌پردازی را کسب وکار خود می‌داند در گفت‌وگو با همشهری از ورود اولین سینما به همدان و شروع كارش در سینما به عنوان چهره‌پرداز می‌گوید.
  • از نخستین سالن‌های سینما در همدان چه به خاطر دارید؟
زمانی که خیابان شورین (شهدای فعلی) و میدان مرکزی شهر اصلا وجود نداشت و همه آن‌ها خانه بود در مسیر خیابان شورین که به محله پل پهلوانان می‌رسد، یک فرد روسی و یک ارمنی با هم شریک می‌شوند و در بالاخانه‌ای (کوچه‌ای که به ابتدای بازار قیصریه می‌رسیده) سینما باز می‌کنند و فیلم‌های صامت پخش می‌کنند. فکر می‌کنم اواخر دهه 20 بود. بعدها آن فرد روسی در ابتدای خیابان سنگ‌شیر، در محل مخابرات فعلی، سینما مایاک را باز می‌کند که شعبه سینما مایاک تهران بود. بعد از سینما مایاک میدان مرکزی که افتتاح می‌شود یک شخص اهل رشت با میراخان ارمنی شریک می‌شود و سینما الوند را برپا می‌کنند. میراخان در زمان ما هم زنده بود و من او را دیده بودم. دکوراسیون داخلی سینما الوند تمام از چوب روسی بود که آن را خیلی زیبا کرده بود. سن از بالکن تا تالار اصلی مثل تالار وحدت تهران بود و در بالای سن دو مجسمه طلایی فرشته قرار داشت که در یک دوره‌ای به دلیل آتش گرفتن بخاری سوخت و از بین رفت.
سینما الوند که بین خیابان تختی و شهدا قرار دارد، متعلق به آقایان ثروت سعیدی و ارژنگی بود. بعد از میراخان شخص دیگری به نام احمد گله بود که کنار سینما آجیل‌فروشی داشت و سه دانگ سینما را از شریک میراخان خرید. احمد گله آدم قدبلند هیکلی بود که با پدر من هم دوست بود. از ته مغازه سوراخی ایجاد کرده بودند و می‌نشستند، فیلم تماشا می‌کردند.
  • شغل پدرتان چه بود؟
پدر من حسابدار بانک ملی بود و احمد دوست پدر من بود. او بعدازظهرها به مغازه احمد می‌رفت و فیلم را از منفذ انتهای مغازه تماشا می‌کردند. به خاطر پول زیادی که به میراخان داده بود دیگر شریک شده بود. آخر هم سینما آتش گرفت. بالکن یا تراس بیرونی این سینما سن مراسم همدان بود که هر کدام از بزرگان شهر و مقامات برای سخنرانی به آنجا می‌آمدند.
  • چطور شد که به تهران رفتید؟
در همدان با دوستان و گروه روزنامه اطلاعات، تئاتر کار می‌کردیم. سال 1343 تصمیم گرفتم به تهران بروم. آن زمان دانشگاه هنرهای دراماتیک برای رشته گریم، دانشجو می‌گرفت. هنوز سوادم نیمه‌کاره بود و مدرکی نداشتم که در هنرهای دراماتیک شرکت کنم. در آن سال من دیپلم ‌گرفتم و به آموزشگاه تدین در خیابان ژاله رفتم. در تهران سه سال بیکاری کشیدم و با سینما آشنایی نداشتم.
  • از ورود به سینما بگویید و این‌که چطور شد وارد کار گریم شدید؟
ما در تهران بودیم که در یک مهمانی با آقایی مسیحی آشنا شدم که ماردوک الخاص نام داشت. ایشان می‌خواست فیلمی به نام «آلونک سیاه‌کوه» بسازد که جلال مقامی در آن بازی می‌کرد. در مهمانی صحبت‌هایی شد و آقای مظاهری که مدیر تولید کار بود از من دعوت کردند برای کار گریم به دفترشان بروم. دفترشان روبه‌روی امجدیه در داخل کوچه بود. چون بیکار بودم رفتم و به عنوان گریمور پذیرفته شدم.
  • با این‌که اولین بار بود، نگران نبودید که از پس کار برنیایید؟
کار ساده‌ای بود و چون فیلم‌ها سیاه‌وسفید بود، کار چندانی نداشت. آن زمان رنگ‌هایی را تهیه و استفاده می‌کردیم که برای شیرینی‌پزی استفاده می‌شد و شیمیایی نبود به همین دلیل به پوست صدمه نمی‌زد.
  • در دوره فیلمبرداری مشکلی پیش نیامد؟
نه؛ فیلمبرداری در منطقه زرند بود. حدود 20 روزی آنجا بودیم و برگشتیم. به من 500 تومان دستمزد دادند. مهم این بود که من فیلم کار کردم.
  • چگونه با ساموئل خاچیکیان آشنا شدید؟
یک روز در دفتر کار شخصی که با آقای ساموئل خاچیکیان ارمنی صحبت می‌کرد با ایشان آشنا شدم و من را به او معرفی کردند. آقای خاچیکیان می‌خواستند فیلم «من هم گریه کردم» را بسازند. این اولین همکاری من با او بود.
  • اشاره کردید در تهران هم در یک آموزشگاه مشغول شدید؟
من به آموزشگاه دراماتیک در خیابان ژاله با مدیریت آقای فروغ رفتم و جسته و گریخته با سینما آشنا شدم.
  • آخرین کارتان چه بود؟
آخرین کار، کار سریال آقای نادر مقدس و فیلم سینمایی «روشنی شهر» بود. دخترم گیتا را، که طراح صحنه و گریمور است، برای انجام کار فرستادم و بعد از آن هم کاری نداشتم.
  • در مدتی که کار می‌کردید دستیار داشتید؟
چهره‌پردازی کسب‌وکار من است. من تنها گریموری بودم که دستیار نداشتم و معتقد بودم موقع فیلم باید گریمور حضور داشته باشد. تنها دستیارم در سال‌های اخیر، دخترم گیتا بود که باید خانم‌ها را گریم می‌کرد.
  • در حوزه آموزش هم فعالیت کردید؟
چرا. در حاشیه کارها، هفت سال در آکادمی خانه سینما بودم. در دانشگاه تبریز هم تدریس داشتم. عضو خانه تئاتر بودم که هنوز هم هستم. در سال‌های نخست پس از انقلاب نیز مدیر مجتمع فرهنگ و هنر اسلامی بودم که دانشجو هم داشتیم.
  • کدام فیلم را دوست داشتید کار کنید اما امکانش پیش نیامد یا کار کردید اما به پایان نرسید؟
فیلم «زنگی و رومی» کار ناصر تقوایی بود که هنوز هم افسوس می‌خورم چرا به پایان نرسید.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%E2%80%8C%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، پرویز شکری ، گریم در همدان ، چهره پردازی در همدان ، سینما در همدان ،

به بهانه نمایش سوء تفاهم صورت گرفت؛

 گفت وگو با استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان

نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است | یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد.
به گزارش همدان پرس؛ نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است. 

یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند. 

نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد. حضور این هنرمند پیشکسوت در این نمایش بهانه ای برای این گفت وگو شد.

چه شد که بار دیگر به صحنه تئاتر برگشتید؟
آقای سهراب نیک فرجاد تماس گرفتند و گفتند نقشی دراین نمایش هست و من خود ایشان را وکیل قرار دادم و گفتم نمی توانم تصمیم بگیرم و با پیشنهاد ایشان پذیرفتم.

نقش شما در این نمایش چیست؟
قدیم ها درتئاتربرخی ها  نقشی را برعهده می گرفتند که به آن «نقش مردی» گفته می شد  

«نقش مردی» در واقع آزمایشی بود برای کسانی که علاقمند بودند بیایند به کار بازیگری و تئاتر. یک بار در یک نمایش دوستی، بسیار علاقمند بود که سر صحنه بیایدو بازی کند، یک نقشی داشتیم که فردی می آمد و پیرمردی را کول می کرد و از یک سوی صحنه به سوی دیگری می برد این دوست آن قدر علاقمند بود که یک «سور» یا هدیه ای به بازیگر این نقش داده بود تا به جای بازیگر ما پیرمرد را درهنگام اجرای تئاتر خودش حمل کند. خیلی جاها این نقش مردی وجود داشت و من هم در نمایش سوء تفاهم نقش مردی دارم.

چه کار می کنید؟
شخصیتی را دارم که فرد مرموزی است و اصلا دیالوگ ندارد  تنها حرکت است. البته دوستان سوری به من نداده اند.

یعنی از نقشتان در این نمایش رضایت ندارید؟
می دانید این موضوع را نمی توان کتمان کرد که من از حضور در این نمایش احساس غبن نمی کنم دیگران، تماشاچیان وهرکس درمورد من هرنظر و ظن مثبت یا متفی دارد در جای خود محفوظ است اما برای من واقعا لذت بخش است که بازهم در صحنه ای با تماشاچی هایی که با آن ها انس گرفته ام، هستم این با مردم بودن برای من بسیار لذت بخش است.

بازخورد کارهای شما در جامعه چگونه است؟ 
گاهی وقت ها که برای خرید یا کاری به بیرون از خانه می روم، افرادی احوالپرسی می کنند و می گویند مرا می شناسی؟ می گویم نه متاسفانه. می گوید فلان تماشاخانه یا فلان نمایش یادت هست؟ این ها یک نیرو و انرژی خاصی به من می دهد. حال که چهره در چهره تماشاگر هستم برای من بسیار با ارزش است و این لذت برای من کافی است.

اهالی تئاتر همکاری با شمار را یک سرمایه و تجربه گران بها می دانند نگاه شما به این قضیه چگونه است؟
آنچه همکاران تئاتری من و دیگران در مورد من فکر می کنند مقوله جدایی است و خود من آن لذت واقعی که یک لذت معنوی است از صحنه می برم.

خیلی از افرادی که سال های دور تئاتر می دیدند و دوستاران قدیمی تئاتر هنوز انتظارحضور پیشکسوت ها را بر روی صحنه می کشند حضور شما چه تاثیری بر آشتی مردم با تئاتر دارد؟
البته این برداشت ایشان است و اگر چنین مساله ای در کانون فکری ایشان برای حضور من و امثال من بوده حداقل یکی از آنان جامه عمل پوشیده و من روی صحنه هستم حال آنها چه خواهند کرد و چه پاسخی به حضور من خواهند داد، آیا در این شب در سالن حضور خواهند داشت؟ البته همانطور که گفتم همشهریانم همیشه به من لطف دارند.

این چهره در چهره شدن چه ویژگی هایی دارد؟
جدای از لطف این دوستان، در شب های نمایش این تماشاچی است که خود را نشان خواهد داد. لااقل اگر ما چیزی تجربه نکرده باشیم این تجربه را از تماشاگر آموخته ایم که نگاه او چه می گوید، حرکت و رفتارش چه می گوید، خوب است، بد است، طعنه آمیزاست یا بیراهه رفته ایم این ها را بدون این که حرفی بزند از حرکت اش متوجه می شویم و به ما القا می کند. همچنان آیا کارمن هم توانسته، آنچه منظور متن بوده را به آنها القا بکند. هرچند به زعم خودم کارم را انجام داده ام اما از این تاثیر فعلا بی خبرم.

فضای تمرین ها چگونه بود؟
تمرین ها بی نهایت جالب است هرچند نقش من حرکت های به ذهن سپرده ای دارد و به سان رباطی آمدورفت می کند اما من از حرکت و بازی همراهانم لذت می برم.

اینکه چهارنسل تئاتر همدان در کنارهم بازی می کنند و حضوردارند چه تاثیری می تواند در الگوپذیری سایر گروهای تئاتری داشته باشد؟
به نظر من کم هست. باید خیلی بیشتر حتی علاقمندان و افرادی که در لیست تئاتر همدان هستند،بیایند و تبادل افکار و اندیشه داشته باشند. دادن و ستاندن فرهنگ خود به خود عامل پیشرفت فرهنگ است  پس خیلی بیشتر و برتر با تفکری عمیق تر برای کسب تجربه، چه در برنامه و چه خارج از برنامه لازم است حضور داشته باشند و ارتباط بگیرند. اگر چنانچه این ارتباط نباشد و هرکس راه خودش را برود یک جدایی، تفرقه و انشقاق به وجود می آید که حاصل مثبتی ندارد.

----------------
حسین زندی
----------------


برچسب ها: همشهری همدان ، همدان پرس ، نصرالله عبادی ، تئاتر همدان ، پدرتئاتر نوین همدان ،

دوشنبه 3 اسفند 1394

حضور پدرانه در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،هنر ،

حضور پدرانه در صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
حضور پدرانه در صحنه
نمایش «پدرانه» به کارگردانی فرهاد لباسی، با موضوع شکاف بین دو نسل، این روز‌ها در همدان به روی صحنه رفته است. این نمایش کاری از گروه نمایشی «راسپینا» از گروه‌های باسابقه تئا‌تر در استان است...
1394/12/02
نمایش «پدرانه» به کارگردانی فرهاد لباسی، با موضوع شکاف بین دو نسل، این روز‌ها در همدان به روی صحنه رفته است. این نمایش کاری از گروه نمایشی «راسپینا» از گروه‌های باسابقه تئا‌تر در استان است.
با توجه به میزبانی همدان در جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک، بیشتر اجراهای قبلی این گروه در سال‌های گذشته به سمت نمایش کودک کشیده شده بود، اما در حال حاضر نمایش «پدرانه» با موضوعی خانوادگی اجرا می‌شود.

 شکاف بین دو نسل
کارگردان نمایش «پدرانه» در گفت‌و‌گو با همشهری به موضوع نمایش اشاره و اظهار می‌کند: نمایش پدرانه مسئله روز جامعه ماست که با یک درون‌مایه جهان‌شمول و فراگیر در روزگار ما حاکم شده است. این نماش روایتگر شکاف بین دو نسل است، دو نسلی که هم از لحاظ فرهنگی و هم ایدئولوژی با هم اختلاف دارند.
فرهاد لباسی که کارشناس‌ارشد رشته کارگردانی تئا‌تر است و بیش از دو دهه در این حوزه تجربه دارد، می‌افزاید: نسلی که متعلق به گذشته است باورهای خاص خود را دارد و نسل جدید با هنجار‌ها و تعلق خاطری که دارد، به هیچ وجه با آن باور‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند و فاصله نسل‌ها روز به روز بیشتر می‌شود.

 مادر ایرانی
معصومه زیوری، بازیگر نقش زن نمایش پدرانه، هم می‌گوید: در این نمایش مادری وجود دارد که نمونه یک زن و مادر ایرانی است. او سعی می‌کند اعضای خانواده را با اینکه از هم فاصله دارند در کنار هم جمع کند.
زیوری با اشاره به چگونگی ارتباط برقرار کردن مخاطب و پیام نمایش ادامه می‌دهد: پیام به صورت غیرمستقیم به مخاطب داده می‌شود. هیچ مخاطبی پیام مستقیم و شعارگونه را باور نمی‌کند. در نمایش تلاش شده، نبود گفت‌وگو بین نسل‌ها به تماشاچی گوشزد شود. خیلی وقت‌ها پدر و مادر نمی‌خواهند فرزندان از مشکلات و غم و غصه آن‌ها باخبر شوند اما فرزندان دیر متوجه این موضوع می‌شوند.
وی می‌گوید: نقشم در این نمایش را بسیار دوست دارم. وقتی نمایشنامه را خواندم متوجه شدم مادرهای این سرزمین چه رسالتی را به دوش می‌کشند. امیدوارم مخاطبان نیز با نقش من ارتباط برقرار کنند.

 کم‌رنگ شدن تئا‌تر بزرگسالان
احمدرضا جلیلوند، که سال‌هاست در حوزه تئا‌تر مشغول به کار است، یکی از اعضای اصلی گروه نمایشی راسپیناست. او همچنین یکی از پرکار‌ترین و شناخته‌شده‌ترین هنرمندان نمایش‌های رادیویی استان است. جلیلوند در این نمایش نقش اصلی را که پسر خانواده است بر عهده دارد.
این هنرمند تئا‌تر در مورد نقشش می‌گوید: برای ما اهالی تئا‌تر هیچ چیزی بهتر و لذت‌بخش‌تر از اجرای تئا‌تر و روبه‌رو شدن با تماشاگر نیست.
وی با اشاره به کارنامه گروه راسپینا می‌گوید: بیشتر اجراهای گروه راسپینا در حوزه کار کودک بوده است. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک در همدان گرایش کارگردانان استان را به این سمت بیشتر کرده است. متاسفانه این اتفاق باعث کم‌رنگ شدن اجرای عمومی تئا‌تر بزرگسال شده واین نوع تئا‌تر چه از نظر تکنیک و چه محتوا به قدرت سال‌های پیش نیست. ‌
جلیلوند می‌افزاید: این موضوع ریشه تاریخی دارد و ریشه آن را باید در مدیریت تئا‌تر استان جست‌وجو کرد. باید اعتراف کنم تئا‌تر بزرگسال در استان همدان‌‌ رها شده است.
این بازیگر همدانی با تاکید بر برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری درازمدت در تئا‌تر استان می‌گوید: در مدیریت و تصمیم‌گیری‌هایی که در حوزه تئا‌تر انجام می‌شود، هدف‌گذاری بسیار ضعیف و ناقص است. از نظر اهالی تئا‌تر استان جشنواره مهم است، اما آیا باید همه اجرا‌ها تحت‌الشعاع جشنواره باشد؟
وی اضافه می‌کند: گاهی از خود می‌پرسیم آیا اصلا در حوزه نمایش هدف‌گذاری وجود دارد؟ به نظر می‌رسد باید یک برنامه پایدار و درازمدت برای تئا‌تر داشته باشیم که اگر به یک بخش از تئا‌تر استان توجه شد بخش‌ها و حوزه‌های دیگر آسیب نبیند.

 تلنگری به تماشاچیان
بازیگر نقش اصلی نمایش «پدرانه» با اشاره به مضمون نمایش ادامه می‌دهد: این نمایش به اختلاف بین نسل‌ها می‌پردازد، دو نسلی که در یک خانواده با معضلات و اختلاف‌های ناشی از شکاف نسل‌ها درگیر هستند. داستان این نمایش در زمان حاضر اتفاق می‌افتد. پدر و پسری بر اثر اختلاف سلیقه و باور‌های شخصی با مشکلات رفتاری روبه‌رو می‌شوند. نمایش ما می‌خواهد تلنگری به تماشاچیان و بینندگان وارد کنند که از فضای موجود بین نسل‌ها غافل نشوند.
وی با پیش‌بینی وضعیت استقبال این کار ادامه می‌دهد: باتوجه با کارهای قبلی گروه «راسپینا» که پربیننده بوده و نیز به دلیل موفقیت‌های گروه در بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک و نوجوان، امیدواریم این کار نیز با استقبال مردم خوب همدان روبه‌رو شود. جلیلوند در پایان با اشاره به وجه تمایز این کار با نمایش‌هایی قبلی، می‌گوید: اعضای گروه «راسپینا» ژانر‌ها و سبک‌های مختلف نمایشی را در کارنامه خود دارند. این نمایش برای من و برای دیگر اعضای گروه تجربه جدیدی است. من همیشه در کار تئا‌تر دوست دارم کار نو و متفاوتی انجام دهم؛ چون هم کار نو به من انرژی می‌دهد و هم من می‌توانم تجربه‌ای جدید را با تماشاچیانم به اشتراک بگذارم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، گروه راسپینا ،

دوشنبه 5 بهمن 1394

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،مشاغل ،تئاتر ،سینما ،روزنامه همشهری ،هنر ،

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه
ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است...
1394/11/05
 ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است و به همین دلیل خود را عکاس سیار می‌نامد. مردم همدان، به ویژه دهه شصتی‌ها، او را با شخصیت «آمیرزا» در سریال خاطره‌انگیز «مکتبخانه» پخش‌شده از سیمای همدان می‌شناسند؛ سریالی موزیکال با گویش همدانی که صادق آشورپور آن را کارگردانی کرده بود و زمانی از پرطرفدار‌ترین برنامه‌های صبح جمعه تلویزیون همدان بود. ناصر صفا این روز‌ها در آستانه ۷۲ سالگی کنار آبشار و کتیبه‌های گنجنامه از مهمانان این میراث هگمتانه عکس می‌گیرد. او در این گفت‌وگو از سرگذشت خود می‌گوید.
  • عکاسی را کجا یاد گرفتید؟
یک عکاسی به نام «متروپل» اول خیابان باباطاهر بود؛ مدتی آن جا کار کردم. مدتی هم نزد عکاسی به نام مرتضی بودم.
  • چند سال است عکاسی می‌کنید؟
 حدود ۵۰ سال.
  • اولین دوربینی که خریدید چه زمانی بود؟
اولین دوربین را زمانی خریدم که یک مغازه میوه‌فروشی در فرعی خیابان اکباتان در کمربندی نظربیک داشتم. یک روز یک پیرمرد با دوربینی در دست وارد مغازه شد و گفت این را پسرم برایم فرستاده و نمی‌دانم چه‌کارش کنم. من آن دوربین را ۲ تومان و یک حلقه فیلم هم به قیمت ۱۵ ریال خریدم و‌‌ همان روز از دوستان و آشنایان عکس گرفتم. برای هر عکس ۵ ریال می‌گرفتم و آن روز ۵ تومان کاسب شدم. دوربین ۱۶ تا فیلم داشت و ۲ ریال هم برای ظهور و چاپ می‌گرفتند. آن زمان عکس‌ها را به رنگ سبز چاپ می‌کردند و ما به آن عکس‌ها می‌گفتیم عکس رنگی.
  • از آن زمان شغلتان را تغییر دادید؟
بله با ۲ تومان عکاس شدم. بعد از آن با یک دوربین روسی و فلش شدم عکاس سیار.
  • کجا عکاسی می‌کردید؟
من از دوران جوانی که عکاسی را شروع کردم همیشه در طبیعت بودم. اوایل در منطقه «آخر آسفالت» بودم که آن زمان خاکی بود و خودرویی‌ تردد نداشت؛ اما طبیعت زیبا مردم را به آن جا می‌کشاند و من هم بساط عکاسی را آن جا پهن می‌کردم. بعد‌ها عکاسی صفا را در‌‌ همان محله نظربیک باز کردم و مدتی هم خیابان جانبازان بودم.
  • چرا مغازه عکاسی را تعطیل کردید؟
از روزی که تلفن همراه آمد عکاسی دیگر به صرفه نبود. به همین دلیل حدود ۵ سال است که مغازه‌ام را جمع کرده‌ام.
  • از کسانی که سال‌های اول عکاسی پیش شما عکس گرفته‌اند کسی مراجعه می‌کند؟
بله؛ خیلی‌ها هنوز عکس‌هایی را که من مهر عکاسی صفا در کمربندی نظربیک را بر آنها زده‌ام، دارند. حدود ۴۰ سال از آن زمان گذشته است.
  • عکس‌های شما چه ویژگی خاصی داشت که در عکس‌های همکارانتان نبود؟
آن زمان لباس غربی، اسب و اسلحه بود که من به مشتری‌ها می‌دادم، می‌پوشیدند و عکس می‌گرفتند که خیلی طرفدار داشت.
  • عکاسی قدیم و جدید چه تفاوتی دارد؟
قدیم اگر عکس را روی یک تکه کاغذ به مشتری می‌دادیم اعتراض نمی‌کرد، چون آگاهی مردم اینقدر نبود.
  • نگاتیوهای قدیم را حفظ کرده‌اید؟
نه دیگر، چون چند بار جابه‌جا شدم و کسی دیگر چاپ نمی‌کرد.
  • لذت عکاسی قدیم بیشتر بود یا حالا؟
قدیم خیلی بهتر بود. روتوش و چاپ می‌کردیم. عکس رنگی وجود نداشت. من شب‌ها در خانه با کاغذکشی عکس‌ها را رنگ می‌کردم.
  • این‌جا چه وضعیتی دارید؟
سی چهل سال است که هر روز ساعتی را به اینجا می‌آیم؛ اما از وقتی دوربین دیجیتال و موبایل آمد کاسبی ما هم خراب شد. اما من به خاطر علاقه‌ای که به صحرا و طبیعت دارم می‌آیم.
  • بیمه یا بازنشسته هستید؟
نه؛ هیچ‌کدام.
  • چه آدم‌هایی در اینجا به شما مراجعه می‌کنند؟
همه جور آدم به اینجا می‌آید. گردشگر خارجی، شهرستانی، تا هنرپیشه‌ها و آدم‌های معروف. مثلاً حمید جبلی، بازیگر، چند وقت پیش آمد و عکس گرفتم. اما همدانی‌ها و کسانی که من را می‌شناسند بیشتر مراجعه می‌کنند و برخورد خوبی با من دارند.
  • چه نوع عکسی را دوست دارید؟
من دوست دارم هر عکسی که می‌گیرم عکس شادی باشد؛ چه عکس از طبیعت و چه عکس از افراد. دوست دارم موجب شادمانی شوم. اگر کسی که پیش من می‌آید اخم کرده باشد عکس نمی‌گیرم.
  • کسی برای آموختن عکاسی پیش شما می‌آمد؟
بله؛ تا چند سال پیش دانشجوهایی که با دوربین‌های آنالوگ رشته عکاسی را شروع می‌کردند می‌آمدند. چون با دوربین‌های قدیمی عکاسی می‌کردم و با دیافراگم و سرعت این دوربین‌ها آشنا بودم.
  • هیچ اتفاق افتاده که سازمان‌ها و مسئولان از شما بخواهند از مراسمی عکاسی کنید؟
نه؛ تاکنون چنین درخواستی از من نشده.
  • در مجالس و عروسی‌ها هم عکاسی می‌کردید؟
بله؛ در همدان قدیم رسم بود کسانی که می‌خواستند عروسی با شکوهی داشته باشند عکاس ببرند. این بیشتر در طبقه بازاری‌ و کارمندان بود و در بین مردم فقیر رایج نبود.
  • قدیم که فیلم‌ها ۲۴تایی و ۳۶تایی بود معمولاً چند فریم را خراب می‌کردید؟
بستگی به این داشت که خودم ظاهر و چاپ کنم یا به چاپخانه بدهم. معمولاً وقتی خودم انجام می‌دادم بیشتر فیلم‌ها سالم بود اما وقتی به عکاسی‌های دیگر می‌سپردم گاهی نور زیاد می‌دادند و عکس‌ها محو می‌شد.
  • تجربه بازیگری چطور بود؟
اگر با دوربین آشنایی نداشتم نمی‌توانستم به راحتی مقابل دوربین تلویزیون و سینما بایستم و بازی کنم. بازیگری که وارد این عرصه می‌شود بهتر است با این رشته‌ها آشنایی داشته باشد و مهم‌تر این‌که حتما آموزش دیده باشد.
  • در رشته عکاسی به کار کدام عکاس علاقه‌مندید؟ مثلاً دوست داشتید جای کدام یک از عکاسان مطرح باشید؟
من دوست ندارم جای هیچ کس دیگری باشم؛ همین که جای خودم هستم بسیار راضی‌ام. وقتی جای خودم هستم کار خودم را ارائه می‌کنم؛ مثلاً در سریال «مکتب‌خانه» نقش مرا چندین نفر بازی کرده بودند اما هیچ‌کدام کار من نشد و مردم مرا می‌شناسند. هر کسی را برای کاری ساخته‌اند. من دوست دارم هر روز بر چهره چند نفر لبخند بنشانم و این بهترین لذت است.
  • امروز که در دهه هفتم زندگی هستید و سال‌ها عمر خود را در راه بازیگری و عکاسی گذرانده‌اید، فکر می‌کنید مردم همدان و نهادهای دولتی حق شما را ادا کرده‌اند؟
مردم همدان بسیار قدر‌شناس هستند؛ اما من زمان بازیگری فکر می‌کردم مرا بیمه کنند و در این سن و سال حقوقی داشته باشم تا مجبور به کار کردن در این سن نباشم. اگر بیمه بودم و حقوق بازنشستگی داشتم بیشتر وقتم را در خانه به نوشتن نمایشنامه می‌گذراندم؛ اما اکنون درآمدی ندارم. هر کسی هنر و کاری انجام می‌دهد، می‌خواهد آتیه و آینده خود و خانواده‌اش را تأمین کند و من حدود ۴۰ سال در اداره ارشاد، رادیو، تلویزیون و سینمای جوان بازی کرده‌ام و گاهی نوشته‌ام، اما نتیجه‌ای حاصلم نشده است. برای مثال ۱۴ ماه که در سریال مکتب‌خانه کار کردم مبلغ ناچیزی به من به‌صورت قسطی پرداخت کردند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، ناصر صفا ، عکاسی همدان ، تئاتر همدان ،

شنبه 3 بهمن 1394

همدان در سوگ یک بازیگر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

همدان در سوگ یک بازیگر

وداع مظاهر هندی ورکانه

مظاهر هندی ورکانه هنرمند رادیو، تلویزیون و تئاتر عصر روز دوشنبه در سن 36 سالگی در گذشت.

 مظاهر هندی ورکانه متولد 14 مرداد 1358 بود. او از اواخر دهه 70 خورشیدی با هنرمندانی مانند محمدعلی مهیمنی وارد عرصه تئاتر شد و سال­ها به عنوان بازیگر و مدیر صحنه در این عرصه فعالیت کرد همچنین  همزمان فعالیت هنری خود را در رادیو از سال 1379 آغاز كرد و بیش از 15 سال به عنوان بازیگر و اِفكتور در رادیو فعالیت کرد هندی ورکانه  همچنین به عنوان گزارشگر رادیو ، بازیگر ، صدا پیشه ، تصویر بردار و افکتور در صدا و سیمای مرکز همدان فعالیت می کرد .

نمایش «دُرّ و صدق»، «طمع»، «دل و دشنه»، «موج مهربانی»، «فرشته ها»، «صدای سوت باران» و طمع از آثار به جای مانده از این مرحوم است. همچنین از آثار وی در حوزه تئاتر می توان نمایش صبور، من دیگه آدم بشو نیستم، مرگ آمد ما هم مردیم، یک کمی پیاده راه برویم، در راه ماندگان  را نام برد.به همراه تله فیلم غریبه و گزارشگری شب غربی است.
یکی از ویژگی های شخصیتی و رفتاری او مهربانی و خوش برخوردی بود که بیشتر مردم همدان رابطه خوبی با آن مرحوم داشتند. او تحصیلکرده  رشته گرافیك كامپیوتری بود و علاوه بر فعالیت های نمایشی در دوبله و هنرپیشگی صداپیشگی آثاری را از خود برجا گذاشت.
این هنرمندهمدانی از سال 1385در قسمت تولید صداوسیمای همدان به عنوان بازیگر فعالیت کرد و پس از آن در چند سریال به عنوان دستیار کارگردان همکاری می کرد. برخی ازمتن های آثار نمایشی رادیویی را که بازی می کرد خودش می نوشت و تجربه هایی در نمایشنامه‌نویسی و تصویربرداری تلوزیون نیز داشت.

زنده یاد هندی ورکانه مدتی بود که با عارضه قلبی دچار بود و سرانجام شامگاه دوشنبه در بیمارستانی در تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد .پیکر این هنرمند جوان همدانی پس از تشییع بر دستان مردم هنر دوست همدان در باغ بهشت این شهر آرام گرفت.

گفته می شود مسئولان بتغ بهشت همدان و اداره ارشاد اجازه ندادند پیکر این هنرمند در قطعه هنرمندان باغ بهشت به خاک سپرده شود.

پس از مرگ این هنرمند همدانی دوستان، همکاران و شاعران همدانی با سرودن اشعار و مرثیه ابراز احاسات کردند. در اینجا سروده هایی از مهدی شادمانی و مریم رازانی را می خوانیم.

...
.
.

.
نه خودت را به خواب زده‌ای
نه مُرده‌ای، نه.
خواب خودش را به تو زده است که آرام بگیرد
مردن خودش را به تو زده است که خنده‌ دار شود
خنده دار است که باور کنم مظاهر هندی که باور کنم مظاهر هندی که باور کنم...
اما مظاهر هندی آن قدر خندیده است 
که بادهای همیشه‌ی همدان طعمی از به سُخره گرفته شدن پیدا کرده‌اَند در تمام فصول.
.
باور کن باور می‌کنم که تو مرده‌ای
باور می‌کنم که باید بیایم گورستان سر روی شانه‌های سعید باغبانی بگذارم 
چیزی نداشته باشم به مریم رازانی بگویم
چیزی نداشته باشم به نرگس مرادی بگویم
اما خب که چی
برای تو چه فرق می‌کند که دست از سر خندیدن برنمی‌داری آن قدر دست از سر خندیدن برنمی‌داری
که قلب‌َت به این دنیا بگوید: زکّی... 
.
زکّی جهانِ پیش از مظاهر هندی
زکّی جهان پس از مظاهر هندی
زکّی سیگار کشیدن از روی خشم و استیصال
زکّی خندیدن به دهان خندان خاک که باز شده با تو بخندد
وَ بخندد به ما بگوید: زکّی، حالا مظاهر را با تمام خنده‌هایش صاحب شده‌اَم.
.
زکّی
زکّی
زکّی.
نقطه:
اول خط
مظاهر هندی 
نه خودش را به خواب زده
نه مُرده
فقط قلب‌ش را فرو کرده در چشم دنیا./.
.
مهدی شادمانی روشن
سه شنبه 29 / 10 / 94

..........................................................................

گفتم قاصدک قصه ی منی. خندید؟ نه ! چهره ش به تبسم نشست . طوری که نبیند ، پشت ِ یک فال که از قفس مرغ عشقِ توی خیابان خریده بودم نوشتم :
من پریشانیِ یک قاصدک ام
زیر باریدنِ یکریزِ تگرگ 
و خروشیدنِ بی وقفه ی سیل
باد فریادِ مرا خواهد برد؟

زیرش نوشتم: مظاهر

مریم رازانی


برچسب ها: مظاهر هندی ورکانه ، تئاتر همدان ،

شنبه 19 دی 1394

تعریف جشنواره عوض شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،گفتگو ،

تعریف جشنواره عوض شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تعریف جشنواره عوض شود
«مهدی فرشیدی‌سپهر» از منتقدان برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر کودک در همدان است. وی در اعتراض به روش‌های پیشین، امسال نمایش خود را در جشنواره شرکت نداد...
1394/10/19
«مهدی فرشیدی‌سپهر» از منتقدان برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر کودک در همدان است. وی در اعتراض به روش‌های پیشین، امسال نمایش خود را در جشنواره شرکت نداد. نمایش «سلطان و گاگول» از نمایش‌های موفق او در بیستمین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان بود که با استقبال خوبی مواجه شد. این کارگردان شناخته شده تئاتر، نقدهای خود را به شیوه برگزاری بیست و دومین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان در مهر امسال در گفت و گو با همشهری بیان می کند.
  • علت این‌که در جشنواره امسال اجرا نداشتید، چه بود؟
2 سال است که کار به جشنواره ارائه نمی‌دهم. من در سال 1394 تئاترهای به همراه دوستانم اجرا کرده‌ام، به نظرم جشنواره در مسیر غلطی حرکت می‌کند.
  • منظور از مسیر غلط چیست؟
می‌شود در حوزه های مختلف بررسی کرد. ابتدا نوع داوری کارها با 3 داور. ما نیاز به حضور 10 داور در رده سنی جوان، میانسال و مسن داریم، تا از دیدگاه‌های مختلفی اجراها را بررسی کنند. چرا که به شکل مرسوم داوری‌ها کاملا سلیقه‌ای و و با معیارهای شخصی انجام می‌شود. مورد بعدی دعوت از گروه‌های خارج از استان به صرف این‌که کار تک نفره دارند است. آیا این آثاربه درد مردم ما می‌خورد؟ از طرفی دیگر بخش‌های اجرایی تئاتر مانند دستیاری و مدیریت صحنه در بخش ارزیابی دیده نمی‌شود.
  •  در این شرایط به نظر شما چه دستاوردی را می توان برای جشنواره متصور شد؟
 در این شرایط همه به سمت نویسندگی و کارگردانی و بازیگری روی می‌آورند چون وقتی در این نقش باشند مورد توجه هستند. بنده از رشت تا کیش، از تبریز تا سیستان و بلوچستان بدون اجازه و مجوز هیچ اداره دولتی و فقط به میل قلبم سفر می‌کنم و با اهالی تئاتر دوست هستم. شهادت می‌دهم رشته‌هایی مثل منشی‌گری صحنه، دستیاری و مدیریت صحنه روز به روز فرسوده‌تر می‌شوند و این به نظرم از سهل‌انگاری و کجروی جریانات جدی تئاتر و جشنواره ناشی می‌شود.
  • آثاری که در جشنواره اجرا می شود در طول سال چه عاقبتی پیدا می کنند؟
چرا من باید تئاتری بسازم و در جشنواره‌ای ارائه دهم، داورها مرا ببینند و به عنوان اولین نفر انتخاب کنند و بعد هم به خانه بروم؟ یک جشنواره باید برگزیده‌های خود را به اجرای عمومی بگذارد و به شهرهای مختلف بفرستد. اگر من تئاتری را اجرا کنم و 6 هزار نفر در همدان ببینند و تشویق کنند و بعد در یزد، گناباد، سنندج، یاسوج، مشهد، تهران، بیجار و غیره و غیره تئاتر اجرا نشود، یعنی چه؟! جشنواره حواشی بی‌فایده بسیار دارد، به جای آن داورهای جوان و مسن و پیر و میانسال را دور هم جمع کنید تا یک گروه بزرگ داوری ایجاد شود. گروه‌ها را به شهرستان‌ها بفرستید تا برای مردم اجرا کنند. بهانه‌ای وجود ندارد که مشکل مالی را مطرح کنیم در حالی که این همه هزینه‌های هنگفت برای برگزاری اختتامیه و افتتاحیه‌ها صرف می‌شود. من این شانس را داشته‌ام ما می‌توانیم با داشتن اتاق فکر جدید این مسائل را اصلاح کرده و تغییر دهیم.
  • در این جشنواره‌ها از نخبگان بین المللی چقدر استفاده می شود؟
خانم‌هافمن، پروفسور تئاتر وقتی در کشور خودش سخنرانی می‌کند، صدها نفر در حال ضبط صحبت‌های او هستند، به این دلیل که او نخبه است. ولی همدان از بین تخصص‌های او تربیت مربی را انتخاب کرد و در کلاس او 13 نفر حضور داشتند. در صورتی که همه اهالی تئاتر که در همدان حضور دارند باید از کلاس او بهره می‌بردند و می‌آموختند. انتخاب غلط رشته آموزشی او در سال 94 در همدان یکی دیگر از گواهی‌هایی است که قطار تئاتر جشنواره بیرون از ریل  حرکت می‌کند.
  • صاحب نظران ضعف نمایشنامه نویسی ایران را بسیار جدی می دانند. نظر شما چیست؟
یکی از مشکلات، اجرای نمایشنامه‌های خارجی است. سوال من این است که چرا؟ بچه‌های ما خودشان سراسر درام و قصه هستند. چرا باید علاء‌الدین که از صد سال پیش است اجرا شود؟ باور کنیم اگر نویسنده این داستان زنده بود، الان چیزهای دیگری می‌نوشت. چرا نباید یک قصه‌ای درست کنیم که اوج درام در چراغ قرمز اتفاق بیفتد؛ بچه‌ای که جلوی ترمینال دچار حادثه می‌شود و اوج قصه او را تا جلوی موزه هگمتانه می‌کشاند. به نظر من سهل‌انگاری  برخی مدیران، برگزاری غلط جشنواره، کلیشه سازی، دادن جایزه به کسانی  است که متن‌های خارجی را کار می‌کنند و این کج‌فکری را به وجود می‌آورد.
  • پیشنهاد شما چیست؟ چه کار باید کرد؟
به نظرم تشویق نشدن نویسندگان داخلی به این‌که راجع به همین مردم قصه بنویسند این اوضاع را به وجود آورده است. دیگر باید از گفتن قصه به زبان روباه و گرگ و خرس و موش دست برداریم. از گفتن قصه توسط شخصیت‌هایی که اسم‌هایشان الکساندر، دنی، پیتر و لوسین است.‌هاکلبریفین به چه درد مردم ما می‌خورد؟ این یک قصه‌ای است که امریکای جنوبی تولید کرده و خودشان هم دیگر به این نمی‌پردازند. من به دوستان و خواهرها و برادرهایم در این صنف می‌گویم که  خواهش می‌کنم از خواب کلیشه‌ای خارج شوید. راجع به این مردم قصه بگویید. 3 دهه بعد که این بچه‌ها 30‌ساله شدند می‌بینیم که بچه‌هایی که بی‌داستان بومی بزرگ شده‌اند چه نسل سستی را خواهند ساخت.
  • برای ارتباط مداوم کودک و تئاتر از چه روشی باید بهره جست؟
مشکل عدم اعتماد به نفس مشکلی است که از رشت تا کیش، از تبریز تا سیستان و بلوچستان در ایران هست. به نظرم باید راجع به عزت نفس، رابطه با نفس، برقرارکردن رابطه خوب با خویشتن حرف بزنیم. متاسفانه به بچه‌ها می‌گوییم این را اینجوری بنویس. پسر خوبی باش برای بابا. شاگرد خوبی باش برای معلم. دختر گلی باش برای مامان. هیچ کس به این بچه‌ها نمی‌گوید برای خودت چه باید باشی؟ تو برای خودت چه وظیفه‌ای داری؟
  • وظیفه هنرمند برای تقویت این ارتباط چیست؟
هر هنرمندی وظیفه دارد در طول سال به غیر از قراردادهایی که با شهرداری، حوزه هنری، استاندار و مرکز هنرهای نمایشی می‌بندد یک سفر خصوصی بدون دعوت به یک شهر کوچک یا بزرگ برود و با مردم و سالن‌های تئاتر حرف بزند. به این شکل بازوهای خصوصی‌ خودش را تا بیست سال دیگر قوی کند. اهالی تئاتر در ایران برای دیدن تئاتر به شهرهای دیگر نمی‌روند چون عادت دارند به این‌که در جشنواره‌ای دعوت شوند و حضور پیدا کنند. به نظرم این درست  نیست.
  • در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان امسال بیشتر مخاطبان بزرگسال بودند و کودکان کمتر دیده شدند. نظرتان راجع به این مورد چیست؟
تئاتری در فستیوال آگورا در بلژیک رفتم که خیلی جالب بود. در این فستیوال ورود مردم عادی ممنوع بود. فقط نویسندگان، کارگردانان، منتقدان و روزنامه‌نگاران حضور داشتند. در این جشنواره هم می شد چنین کرد.
 7 روز خودمان خودمان را محک بزنیم، مورد نقد و بررسی قرار دهیم و بعد حاصل کار را در 360 روز بعد در جامعه اجرا کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%D8%B4%D9%88%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، مهدی فرشیدی سپهر ، تئاتر همدان ،

دوشنبه 7 دی 1394

«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه
«محمود حکمتی‌اطهر» کارگردان باسابقه تئاتر در همدان این روزها سرگرم تمرین نمایشی به نام «گل خندان و علی مردان خان» است که بهمن‌ سال جاری به روی صحنه خواهد رفت...
1394/10/07
«محمود حکمتی‌اطهر» کارگردان باسابقه تئاتر در همدان این  روزها سرگرم تمرین نمایشی به نام «گل خندان و علی مردان خان» است که بهمن‌ سال جاری به روی صحنه خواهد رفت. نویسنده نمایش «گل خندان و علی‌مردان‌خان»، «نیاز اسماعیل‌پور» است و محمود حکمتی اطهر، سیدمهرداد حسینی‌کاووسی، ابراهیم طاهری، ادیب مبارکی، میترا مولایی و حمید چیت‌ساز بازیگران اصلی این کار هستند.حکمتی اطهر از ابتدای دهه 60 با گروه هنری «نسیم‌آور» وارد حوزه تئاتر همدان شد و بیش از 30 سال است در عرصه بازیگری و کارگردانی فعالیت می‌کند. نمایش ایران به کارگردانی او از پربیننده‌ترین نمایش‌های همدان در سال های گذشته به شمار می رود. حکمتی‌اطهر در گفت‌و‌گو با همشهری از مراحل اجرای نمایش تازه‌اش می گوید.
  • دلیل انتخاب متن نمایشنامه «گل خندان وعلی مردان‌خان» چه بود؟
این کار 2 سال پیش در بخش نمایشنامه نویسی جشنواره بین المللی کودک و نوجوان همدان، مقام نخست را کسب کرد و برگزیده شد. یکی از دوستان کار را به من معرفی کرد. وقتی مطالعه کردم، دیدم متن خوبی است.
  • چقدر به متن اصلی پایبند بودید؟
متنی که به دست من رسید طولانی بود، طبیعتا تکرار مکررات زیاد داشت و مجبور شدیم با شرایط موجود در شهر همدان و امکاناتی که داشتیم آن را تلخیص و اصلاح کنیم. طبیعتا وقتی مجوز را از نویسنده می‌گیرید تا زمانی که این متن به اجرا برسد مقداری تغییر می کند.
  • مضمون و داستان نمایش چیست؟
نویسنده، شعر علی مردان‌خان سروده ایرج میرزا که مربوط به دوره قاجار است را با یک افسانه دیگر به نام گل خندان تلفیق کرده و با استفاده از ادبیات شفاهی و اشعار عامیانه نمایشنامه را نوشته است. به نظر من اسماعیل‌پور چند سبک را‌ ترکیب کرده و کار نویی را پدید آورده است.
  • افسانه‌ها بومی هستند؟
البته افسانه گل خندان را پیش از این من به روایت‌های مختلف خوانده ام. نام‌های مختلفی هم دارد فکر می کنم چنین سوژه ای توسط یک نویسنده اروپای شرقی نیز نوشته شده است.
  • نگاه طنز نویسنده به فناوری روز و ارتباط نمایش با مخاطب امروزی را در این کار چگونه می بینید؟
یک مسأله این است که ما چقدر بتوانیم انتقال‌دهنده پیام باشیم، موضوع دیگر به‌روزشدن قصه، شعر و داستان است. این کار برای گروه سنی نوجوان است و به‌روزشدن و استفاده از کلمات و اصطلاحات امروزی طبیعتا برای این رده سنی جذابیت ایجاد می کند وآنها با آن ارتباط خوبی برقرار می‌کنند.
 از کلمات غریب در متن نمایشنامه استفاده نشده، در امروزی‌شدن و این‌که‌ترکیبی از بیان امروز و دوره قاجار را همزمان داشته باشد نویسنده عمد داشته است. ما هم خواستیم مناسبات خانوادگی امروز و هم تکنولوژی روز را داشته باشیم. همچنین پیام اصلی که برگرفته از شعر مرحوم ایرج میرزاست را به تماشاچی رسانده باشیم.
  • نمایش چه زمانی اجرا خواهد شد؟
طبق آنچه با مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان هماهنگ کردیم از 10تا 21 بهمن عصرها برای عموم اجرا می‌شود و اگر با آموزش و پرورش به توافق برسیم صبح ها برای دانش آموزان اجرا می کنیم.
  • از تمرین ها راضی هستید؟
در شهر همدان کارگردان از جاروکشی تا تهیه دکور، هماهنگی اداری و گرفتن مجوز را بر عهده دارد. همراه من 10 بازیگر در این کار حضور دارند که به جز 4 بازیگر بیشتر آنان اولین‌بار است به روی صحنه می‌روند.
  • علت این‌که از بازیگران کم‌تجربه استفاده کردید چه بود؟
متأسفانه در همدان تعداد کارگردانان بیش از بازیگران هستند، دیگر این‌که رفتاری حاکم شده که هر بازیگری که یک یا 2 بار روی صحنه می رود غرور کاذبی دارد که بار بعدی تقاضای قرارداد مالی زیادی دارد،این کار در همدان مقدور نیست چون نه فروش بلیت مناسب است نه خانواده ها از تئاتر حمایت می کنند و نه نهادهای دولتی حمایتی از هنر دارند. در این اجراها درآمدی نیست که بتوانیم همه بازیگران را از افراد حرفه ای انتخاب کنیم.
  • محدودبودن تعداد اجراها چه ارتباطی با درآمدزابودن تئاتر دارد؟
در کشورهای اروپایی و شرق آسیا کارهایی هست که سال های متمادی و حتی نیم قرن، روی صحنه می رود و اجرا می شود اما در همدان مردم تمایلی به دیدن اجراهای نمایشی ندارند و هزینه نمی کنند هر چند قیمت بلیت یک سوم تهران است. عده ای گرانی بلیت را بهانه قرار می دهند.
نیروهایی که کاری را به مرحله اجرا می رسانند هزینه دارند، دستمزد می‌خواهند،این هزینه ها از چه جایی باید تامین شود؟ بخش خصوصی هم حمایت نمی کند از طرف دیگر ما محدویت هایی از طرف اداره ارشاد هم داریم. در طول چند سال گذشته اداره ارشاد تهران اعلام کرده بود مراکز استان ها باید حداقل 15 اجرا داشته باشند اما اداره شهرستان اعلام کرده به بیش از 10 اجرا اجازه نخواهند داد.
  • اجرا برای دانش آموزان چه شرایطی دارد؟
برای هماهنگی با آموزش و پرورش همه مراحل صدور مجوز که توسط اداره فرهنگ و ارشاد اعمال می‌شود، وجود دارد. همان مراحل دوباره باید در آموزش و پرورش تکرار شود تا ما از مدارس بخواهیم دانش‌آموزان را برای تماشا به سالن بیاورند. برای مدارس البته قیمت بلیت بسیار پایین است تا دانش‌آموزان با اجرای کار صحنه‌ای آشنا شوند.
  • برنامه بعدی شما چیست؟
در طول کار از انتخاب متن تا اجرا بیش از 20 بار با خودم می گویم که این کار آخرین کار من است.در بخش فرهنگ وهنر به ویژه تئاتر مشکلات زیادی داریم و آرزو می کنم که روزی بخشی از این مشکلات کم شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%84-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic