چهارشنبه 11 اسفند 1395

پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
پیمانکاری؛ بلای جان میراث فرهنگی
روزهای گذشته در بدنه مدیریتی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تغییراتی رخ داده است. یکی از تغییرات جایگزینی احمد ترابی با بهرام توتونچی در معاونت میراث فرهنگی این اداره بود....
1395/12/11
روزهای گذشته در بدنه مدیریتی اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تغییراتی رخ داده است. یکی از تغییرات جایگزینی احمد ترابی با بهرام توتونچی در معاونت میراث فرهنگی این اداره بود. تخصص توتونچی معماری بود اما بر اساس سال‌ها حضور در این معاونت یکی از نیروهای کارشناس و با تجربه این حوزه به شمار می‌آمد. ترابی نیز باستان‌شناس است اما از معاونت سرمایه‌‌گذاری آمده است. حال این نیروی تازه نفس می‌‌تواند به کارهای زمین مانده میراث فرهنگی جامه عمل بپوشاند یا نه؟ یا برای جلوگیری از بلندمرتبه‌سازی در رینگ اول شهر چه برنامه‌ای دارد؟ زمان مشخص خواهد کرد. او در این گفت‌وگو به طور مشخص از برنامه‌های خود برای مرمت میراث فرهنگی می‌گوید.
  • از شرایط فعلی معاونت میراث فرهنگی بگویید.
من از خدمات گذشته مهندس بهرام توتونچی تشکر می‌کنم. همانگونه که آگاهی دارید در چند سال گذشته اعتبارات معاونت میراث فرهنگی بسیار بسیار محدود بوده و هرکسی به غیر از مهندس توتونچی با این وضعیت اعتبارات کار خاصی از دستش بر نمی‌آمد.
  •  از مشکلات حوزه مرمت در استان بگویید.
میراث فرهنگی زیرساخت گردشگری تاریخی است. دولت موظف است در جهت توسعه بخش فرهنگی هزینه و بعد بهره‌برداری کند. یکی از ضربه‌هایی که در سال‌‌های اخیر به میراث فرهنگی به ویژه در بحث مرمت وارد شد، پیمانی کردن اجرای پروژه‌ها بود. بدین معنی که پروژه‌های مرمتی را به پیمانکار سپردند، به افرادی که تخصص کافی نداشتند در حالی که باید آثار تاریخی و باستانی توسط کارشناسان زبده خود میراث فرهنگی به صورت امانی مرمت شود و پیمانکاری در میراث فرهنگی سم است.
  • نیروهای امانی چه تفاوتی با نیروهای پیمانی این حوزه دارند؟
برای اینکه کار مرمت به کارشناسان به صورت امانی سپرده ‌شود اداره میراث فرهنگی باید نیروهای انسانی متخصص جذب کند. در گذشته میراث فرهنگی در زمینه مرمت نیروهایی را آموزش داده بود و از آنها استفاده می‌کرد و نظارت درستی هم انجام می‌داد. 4نفر بین نیروهای پیمانی پیدا نمی‌کنید که بتوانند ساروج را که یکی از مصالح قدیمی است تهیه کنند. متاسفانه با پیمانی کردن، نیروهای باتجربه کنار رفتند و جایگزین ندارند.
  • مزیت اصلی کار امانی چیست؟
پیمانکاران از طریق مزایده پروژه‌ای را می‌گیرند و کار می‌کنند و می‌روند. اما وقتی به صورت امانی انجام شود نیروهای متخصص مرمت آثار مردم شناس و باستان‌شناس را در مراحل مرمتی به کار می‌گیرند. کار مرمتی را نمی‌توان به دست غیر داد. حتی من که حدود 27 سال است در میراث خدمت می‌کنم و علاقه بسیاری به این حوزه دارم اگر پس از بازنشستگی بروم دنبال پیمانکاری به سود نگاه می‌کنم و ارزش اثر مد نظر من نیست.
  • شما که 27 سال است در میراث فرهنگی هستید، چرا وقتی اجرای پروژه‌ها از امانی به پیمانی تغییر می‌کرد اعتراض نکردید؟
آن زمان همراه تعدادی از کارشناسان این حوزه نامه‌نگاری و اعتراض کردیم که این کار صورت نگیرد اما متاسفانه ترتیب اثر ندادند. کار فرهنگی را نمی‌توان فروخت، کار فرهنگی را باید دولت برعهده بگیرد. در این سال‌ها ضربه بزرگی به بدنه میراث وارد شده و من با رگ و پوستم آن را لمس می‌کنم. با این روش تا دو دهه بعد نه نیروی متخصص خواهیم داشت نه بنای قدیمی. همه از بین خواهد رفت.
  • برنامه شما در معاونت چیست؟
یکی از مشکلات مهم میراث فرهنگی استان ما در شهرستان‌هایی است که بافت تاریخی داریم.در 4شهرستان دارای بافت تاریخی ما طرح جامع مرمتی نداریم و بر اساس نظر شورای فنی تصمیم می‌گیریم. اما اگر طرح جامعی تهیه شود هر مدیر و معاونی که به این نهاد بیاید بر اساس طرح جامع تصمیم می‌گیرد. یکی از اولویت‌‌های کاری من این است که علاوه بر تهیه طرح جامع مرمتی برای بناها نیز طرح مرمتی داشته باشیم. اگر به طور مثال طرح مرمتی برای بنای آرامگاه بوعلی داشته باشیم هر مسئولی بخواهد آن را مرمت کند بدون اعمال سلیقه شخصی و بر اساس طرح کار خواهد کرد. این طرح در شورای فنی استان تهیه و تایید می‌شود سپس در شورای فنی مرکز تایید و سپس کاربردی می‌شود.
  • در حال حاضر طرح‌های در حال اجرا را چگونه مدیریت خواهید کرد؟
برای اینکه کار دوباره از شیوه پیمانی به شیوه امانی برگردد زمان زیادی لازم است اما تلاش خواهیم کرد بر اساس ظرفیت‌های موجود پروژه‌های خاص را امانی انجام دهیم. به طور مثال گنبد علویان بنای بسیار شاخصی است. این بنا را نمی‌توان به هر مرمتگری سپرد و باید نظارت بسیار دقیقی صورت بگیرد و نیروهای متخصص مورد اعتماد کار کنند. برنامه من این است که معماران حوزه مرمت را به دو بخش مشاوران و معماران باتجربه تقسیم کنیم و بر اساس نیاز پروژه‌ها را به اینان بسپاریم. باز هم دست ما بسته است که از طریق مناقصه پروژه‌ها را واگذار می‌کنیم و هر کس قیمت پایین‌تری داد پیروز می‌شود و کیفیت چندان در این روش مهم نیست. بناهای ما مانند هندوانه نبریده است، وقتی بریده شد و وارد بنا شدیم متوجه می‌شویم چه ویژگی‌هایی دارد و بدون ورود و کار کردن نمی‌توان به نتیجه مطلوب رسید.
  • پایش و نظارت شما بر پروژه چگونه خواهد بود؟
با مدیرکل میراث فرهنگی استان صحبت کرده‌ایم که قرار است چند نیروی باتجربه که در حوزه مرمت تخصص دارند به معاونت ما افزوده شود و هم ناظر و هم کارشناس مرمت در هر شهرستان داشته باشیم.
  • بناهایی که خطر تخریب آنها را تهدید می‌کند و مالکان همراهی نمی‌کنند چه آینده‌ای دارند؟
از لحاظ قانونی بخش حقوقی ما وارد خواهد شد تا بناهایی را که برای آنها احتمال خطر وجود دارد با حکم قضایی مرمت کنیم. البته به دنبال این هستیم که تعامل بیشتری با مالکان داشته باشیم تا این اتفاق نیفتد. همانطور که گفتم نیاز به اعتبار دارد و دولت باید اعتبارات میراث فرهنگی را فرهنگی ببیند و به عنوان زیرساخت به آن توجه کند. بناهای تاریخی از زیرساخت‌های گردشگری هستند و باید توجه بیشتری به آن‌ها شود.
  • برای افزایش تعامل با شهرداری و استانداری چه برنامه‌هایی دارید؟
ما تعامل کمتری با این نهادها داریم و همراه نیستند. ما تلاش می‌کنیم شهرداری بافت شکل بگیرد تا بسیاری از مشکلات حل شود. اما شهرداری می‌گوید در چارت ما پیش‌بینی نشده است. اگر این اتفاق بیفتد تعامل بیشتر می‌شود و بناها نجات پیدا می‌کند. باید شهرداری به مسائل درآمدی کمتر توجه کند تا میراث حفظ شود. میراث فرهنگی متعلق به همه مردم و همه نهادهاست. اداره ما وظیفه برنامه‌ریزی و نظارت دارد اما برای حفظ میراث همه نهادها باید دست به دست هم بدهند.
https://goo.gl/T8jPhx


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث در خطر همدان ، معاونت میراث فرهنگی همدان ،

یکشنبه 8 اسفند 1395

دستی بر نقش فرش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،صنایع دستی ،

دستی بر نقش فرش

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
دستی بر نقش فرش
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است...
1395/12/08
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است. بیش از 30 سال است در حجره کوچک خود در بازار همدان به این پیشه مشغول است. گیلانی نه‌تنها با مشکلات کنار آمده و درحال نقش آفرینی و نقشه کشی است بلکه تلاش می‌کند شاگردانی را آموزش دهد تا کار او را ادامه دهند. گفت‌وگوی همشهری با این طراح فرش را می‌خوانید.
  • چگونه به این هنر وارد شدید؟
من پدر این  پیشه هستم و 30 سال است در این کار مشغولم.
  • چرا به شما گیلانی می‌گویند؟
ریشه و اصالت ما همدانی است، حال چرا به ما گیلانی می‌گویند، نمی‌دانم اما نسل‌هاست در همدان هستیم.
  • از ابتدا در کار طراحی بودید؟
من طراحی را از کودکی آموختم. به مدت 7 سال از سال 60 تا 67 به صورت حق‌التدریس و مدتی هم پیمانی کار کردم. اما معلمی را رها کردم و به پیشه پدر برگشتم. بعدها مدتی هم از سال 1380تا 84 در دبیرستان دخترانه فرزانگان فامنین طراحی و نقوش درس دادم.
  • هنوز شاگرد دارید؟
دانش‌آموزان هنرستان‌ها باید 120 ساعت کار عملی بگذرانند. تابستان‌ها دانش‌آموزان را به اینجا می‌فرستند تادوره را در اینجا بگذرانند. همکاری با هنرستان تجسمی همدان را ادامه دادم و آنها دانش‌آموزان خود را به اینجا می‌فرستند. من طراحی سنتی می‌کنم و تعدادی شاگرد و کارآموز دارم که به صورت رایگان به آنها آموزش می‌دهم. به شرطی آموزش می‌دهم که بعد از یادگیری برای من کارکنند و حقوق دریافت کنند.
  • پدرتان در همین حجره کار می‌کرد؟
پدر من 50 سال در همین حجره بود. اولین کسی که برق را به این کاروانسرا آورد پدر من بوده است. جدم هم بازاری بوده است.
  • از استادان قدیم این کار یا از استادان پدر کسی را به خاطر دارید؟
استادان پدر من میرزا شهاب کوثری و میرزا اسحاق ایرانپور بودند. پدرم در شرکت فرش هم کار کرده است. وی زمان مستر سیمون آمریکایی در شرکت فرش بود. آن زمان میرزا شهاب کوثری طراح بود و پدر من نقشه‌کشی و رنگ می‌کرد و نقطه چین ماهری بود.پدرم پس از اینکه از شرکت فرش بیرون می‌آید به نزد میرزا اسحاق ایرانپور می‌رود و طراحی، رنگ‌آمیزی و نقطه چینی را نزد او کامل یاد می‌گیرد و مستقل می‌شود. پس از آن افراد زیادی را آموزش می‌دهد، نقشه‌کش‌های معروف همدان از جمله آصادق، علی‌اصغر ملکی که دایی من بود، احمد رحیمی و چند نفر دیگر.
  • منظور از نقطه‌چین در نقشه فرش چیست؟
پس از این که طرح و کسی که مسئول رنگ‌آمیزی است کارش را انجام داد، نقطه‌چین عیب طراح را می‌گیرد. یعنی تمامی خط‌های اضافه را رفع می‌کند و گل و برگ‌ها را به چارچوبی به نام ایلمه هدایت می‌کند تا بافنده بتواند راحت ببافد.
  • از دوران کار با  پدر چه خاطره‌ای دارید؟
آنقدر کار زیاد بود که شاگردها در شب‌های بهار و تابستان به خانه ما می‌آمدند و تا 12 شب کار می‌کردند. خانه ما در محله قاشق‌تراشان بود و حیاط قدیمی و بزرگی به مساحت حدود 300 متر داشت. مادرم پیش از آمدن پدر و شاگردها حیاط را آب‌پاشی می‌کرد، میز پدر را می‌چید و رنگ‌ها را روی میز قرار می‌داد، شام آنها را می‌داد و تا نیمه شب کار می‌کردند. فردا صبح که به کاروانسرا می‌آمدیم مقابل در حجره مثل مطب دکترها مشتری‌ها صف می‌کشیدند تا نقشه ببرند. ماه بهمن که می‌شد مشتری‌ها را جواب می‌کردیم و برای سال بعد سفارش قبول می‌کردیم. اسامی مشتری‌ها را در دفتر جدیدی می‌نوشتیم و سفارش می‌گرفتیم و سال بعد می‌آمدند و کارها را می‌بردند.
  • خودتان هم فرش می‌بافتید؟
آنقدر کار زیاد بود که در هر خانه یک یا چند دار قالی برپا بود. در خانه ما 2 دار قالی بود و مستاجرها هم فروش  می‌بافتند. در روستاها هم که تقریبا همه قالیباف بودند. فرش همدان بنام بود. امروز فقط اسم فرش همدان مانده است. امروز شما نمی‌دانید درجایی که دار قالی برپا شده به چه منظور است. امکان دارد خانمی برای بیمه ثبت‌نام کرده و برای اینکه بیمه او قطع نشود باید دار قالی برپا کند آن ‌هم نه نقشه بزرگ بلکه تابلو فرش یا پشتی یا نیم‌زرع و دو زرعی می‌بافد.
  • علت کمرنگ شدن فرش دستباف همدان چیست؟
چند دلیل باعث شد فرش دستباف از بین برود. آپارتمان‌نشینی و فرش ماشینی مهم ترین آنهاست. دیگر کسی وقتش را برای بافت فرش صرف نمی‌کند، چرا که نتیجه‌اش نخریدن است. من 16 دار فعال دارم که در روستاهای مهدی آباد، برفجین و قهرد سفلی می‌بافند. هرچه بافته اند جمع کرده‌ام و خانه‌ام مثل سمساری شده است.
  • چه طرح‌هایی را می‌بافید؟
نقشه‌ها را خودم طراحی می‌کنم. بیشتر نقشه‌های گلدانی است. هر طرحی می‌زنم 2 تا قالی هم براساس طرح سفارش می‌دهم می‌بافند. نقشه‌های مختلفی از جمله بیجار و نقشه‌های بته کردستانی نیز کار کرده‌ام.
  • مهم‌ترین کارتان از نظر خودتان چیست؟
نقشه فرش پازیریک را کار کردم. فرش پازیریک سال‌ها پیش از زیر برف در شوروی پیدا شد. حالا هم در موزه نگهداری می‌شود. بخشی از این فرش پاره شده و از بین رفته است. از آلمان به من سفارش دادند و عکس فرش را برای من فرستادند. ابعاد آن 2 مترو 5 در 2 متر و 10 سانتی‌متر به صورت مربع است و روی 110 رج بافته شده است. پس از اینکه طراحی کردم، فرستادم مورد قبول واقع شد سپس رنگ‌آمیزی کردم. این اتفاق سال 1372همزمان شد با جشنواره‌ای در موزه فرش تهران که‌من هم کار فرستاده بودم و برگزیده شد. با دخترم به جشنواره رفتیم چشمم به فرشی افتاد که از روی پازیریک توسط تبریزی‌ها بافته شده بود اما ریزبافت بود و اندازه پازیریک نبود. نمی‌توانستیم عکس بگیریم. من و دخترم مشخصات را نوشتیم برگشتیم و نقشه را تکمیل کردم.
  • بافت آن هم در همدان بود؟
این فرش را سفارش دادم گفتند چله آن هم باید پشم باشد. رفتم سراغ حاج آقا ملونی که قدیم ریسندگی هم داشت. چله‌کشی کردند و در محله جوادیه همدان بافتند. تقریبا شبیه پازیریک اصلی شد و فرستادم آلمان بعدها طرح پازیریک را به صورت گرد و مدور کشیدم که در روستای برفجین بافتند و هنوز آن را  نگه داشته‌ام.
  • به جز پازیریک طرح قدیمی دیگری کار کرده اید؟
یک بار تکه‌ای از فرش زرع و نیم قم برای من آوردند که از مواد گیاهی رنگرزی شده بود اما صاحبانش ارزشش را نمی‌دانستند و چون بین وراث افتاده بود تکه‌تکه شده بود. یکی از وارثان این تکه را برای من آورده بود که من نقشه آن را بکشم من طراحی کردم و در اندازه 2 زرع کشیدم که اندازه آن 1/20 در2/20  سانتی‌متر می‌شود. من یک نقشه هم برای خودم کشیدم و سفارش دادم برایم بافتند. معمولا از طرح‌های کمیاب یک نمونه هم برای خودم می‌بافم.

   گذشته فرش همدان
شهر همدان یكی از مراكز اصلی تجارت فرش در منطقه غرب ایران بوده و بسیاری از فرش‌های مركز و غرب ایران به‌ویژه بافته‌های نواحی مختلف استان همدان از این شهر روانه كشورهای عربی و اروپایی می‌شد. به دلیل وجود چنین بازاری هزاران نفر از مردم استان از راه مشاغل مرتبط با فرش بافی و فراورده‌های این صنعت روزگار می‌گذراندند. اما در 3دهه گذشته فرش دستباف همدان در سایه مدیریت و برنامه‌ریزی نادرست در معرض تهدید و تقریبا در حال نابودی است. در سایه همین نگرش بازارهای سنتی كه با شكل‌گیری ساختار و هویت شهری پیوند داشته از بین رفته است.
دوران اوج فرشبافی در همدان روبه فراموشی است.اگر در خانه‌ای روستایی یک دارقالی برپا باشد بر اساس نقشه‌های جدید فرش تبریز و مصالح غیربومی بافته می‌شود که این در کنار فرش ماشینی از اصلی‌ترین دلایل از بین رفتن فرش دستباف همدان است. با کمرنگ شدن صنعت فرش استان حرفه‌های مرتبط با آن نیز در حال از بین رفتن است؛ ریسندگی، چله کشی و نقشه کشی از آن جمله است.
https://goo.gl/fUpXZP


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، فرش همدان ، نقشه فرش همدان ،

پنجشنبه 7 بهمن 1395

زنان خانه‌دار همدان هنر خود را به نمایش گذاشتند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،

زنان خانه‌دار همدان هنر خود را به نمایش گذاشتند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
زنان خانه‌دار همدان هنر خود را به نمایش گذاشتند
نگارخانه شهر در همدان از 2 تا 5 بهمن ماه شاهد برگزاری نمایشگاهی بود که در آن کالایی به فروش نرسید و آثار ارائه شده تنها جنبه نمایشی داشت. بیشتر اعضای برگزار‌کننده این نمایشگاه زنان خانه دار و بازنشسته ای بودند که از مواد بازیافتی آثار هنری و صنایع دستی ساخته و در معرض دید عموم قرار داده بودند....
1395/11/06
نگارخانه شهر در همدان از 2 تا 5 بهمن ماه شاهد برگزاری نمایشگاهی بود که در آن کالایی به فروش نرسید و آثار ارائه شده تنها جنبه نمایشی داشت. بیشتر اعضای برگزار‌کننده این نمایشگاه زنان خانه دار و بازنشسته ای بودند که از مواد بازیافتی آثار هنری و صنایع دستی ساخته و در معرض دید عموم قرار داده  بودند.

تجربه‌های به اشتراک گذاشته‌شده
اشرف منطقی فعال مدنی و از برگزارکنندگان این نمایشگاه می گوید: برای سومین بار است که هنرمندان حوزه صنایع دستی را گردهم آوردیم. از یکدیگر تجربه کسب می کنیم، یاد می گیریم و انرژی می گیریم. تجربه‌هایی در حوزه نمایشگاه صنایع دستی و غذاهای سنتی در سال های گذشته از جمله در تالار معلم داشته‌ایم که استقبال خوبی را از سوی همشهریان شاهد بودیم.
وی با اشاره به اعضای گروه می‌گوید: دوستان من بیشتر فرهنگیان بازنشسته هستند. این همراهان برای دل خود کار می کنند و قصد پول درآوردن و کسب درآمد ندارند. برای کارهایی که جنبه نیکو کاری دارد من از این دوستان خواهش می کنم، آنها نیز می پذیرند و مردم هم استقبال می کنند. من همیشه از مسئولان می‌خواهم از افرادی که جنبه مادی فعالیت ها برایشان مهم نیست و موضوع هنر را مدنظر قرار می‌دهند به گرمی استقبال کنند.

توجه به محیط زیست
منطقی ادامه می دهد: از حضور و همکاری همه زنان جامعه استقبال می کنیم تا در فعالیت‌ها ما را همراهی کنند به شرط آن که موارد محیط زیستی را رعایت کنند. بیشتر آثاری که در نمایشگاه ارائه شده تکه‌دوزی، نمد، سفال، ویترای، کار روی چوب، تهذیب و دیگر صنایع‌دستی است. در این نمایشگاه کالایی برای فروش نداشتیم اما اگر کسی بخواهد دوستان سفارش او را می گیرند و بعدا در اختیارش قرار می دهند.
این فعال مدنی در همدان می گوید: در این نمایشگاه جنبه هایی از جمله حس همکاری و آموزش های شهروندی برای ما بسیار مهم بود. در نمایشگاه ما کسی با کیسه پلاستیکی وارد نمی شد، در تولیدات نیز مسائل محیط زیستی رعایت شده مثلا دوستان هنرمند من قالی های پاره شده را ترمیم می کنند، آثاری درست می‌کنند و تزئین می کنند و در معرض دید قرار می‌دهند. خوشبختانه زنان همدان ذوق خوبی دارند اما زمان کمتری صرف این کار می کنند.
 منطقی می گوید: تلفیق محیط زیست و فرهنگ برای ما یک برنامه است و هدف این است که محیط زیست را با تولیدات هنری پیوند دهیم. موادی را که قابل بازیافت است جمع می‌کنیم. به طور مثال خیاط‌ها و پرده دوزها تکه پارچه ها را در اختیار ما قرار می دهند و ما آنها را تبدیل به صنایع دستی قابل استفاده می کنیم و با آنها تکه‌دوزی و ساک دستی درست می کنیم.

تشویق بانوان هنرمند
نیره رنجبر همدانی یکی دیگر از برگزارکنندگان این نمایشگاه می‌گوید: ما پیش تر تشکلی به نام خانه هودانا داشتیم که در سال های قبل غیرفعال شد. پس از این اتفاق در قالب گروه ها و انجمن‌های محیط زیستی فعالیت و پروژه‌هایمان را با همکاری این انجمن‌ها اجرا می‌کنیم. در نمایشگاه ها محصولات و صنایع دستی زنان خانه‌دار را به نمایش می گذاریم تا آنان با بازخورد کارهایشان روبه‌رو شوند و متوجه نقاط قوت و ضعف کارها و ارزش آثارشان باشند.
رنجبر همدانی با اشاره به نمایشگاه اخیر ادامه می دهد: در نمایشگاه امسال کارهای بازیافتی را اضافه کرده‌ایم. با پارچه، کاموا، فرش و موکت آثاری جدید تولید شده که قابل استفاده است. هدف این است که به همراهان بگوییم بیاییم زباله کمتر تولید کنیم.
وی به تاثیر برگزاری این نمایشگاه ها در جامعه اشاره کرده و توضیح می‌دهد: ممکن است تاثیر بسیار اندکی داشته باشد اما ما باید حرکت کنیم و نمی توانیم بی تفاوت باشیم و سکوت کنیم. همیشه فکر می‌کنم حتما کسانی هستند که مقصود ما را متوجه شوند. امروز محیط زیست نیاز به تک تک مردم کشور دارد و همه باید در راه حفظ آن قدم برداریم.

کار فرهنگی
این فعال فرهنگی می‌افزاید: تاثیر کارهای گروهی در همگرایی و حتی زندگی خصوصی ما بسیار است. ما می خواهیم با گروه و جمعی که شکل داده ایم قدم کوچکی برداریم و بگوییم مقصود ما تنها عرضه کردن کارها نیست. می‌خواهیم روحیه همیاری و همکاری را بیشتر تجربه کنیم. فداکاری و گذشت در این کارها تجلی پیدا می کند.
رنجبر همدانی علاوه بر تولید صنایع‌دستی فعالیت های دیگری از جمله فعالیت‌های خیریه را در کارنامه خود دارد. وی در این باره می گوید: ما معتقد به کارهای فرهنگی هستیم. در روستاها کتابخانه ایجاد می‌کنیم، برای برخی زنان روستا با خرید چرخ خیاطی و ابزار کار شغل ایجاد می کنیم و در قالب سفرها به  امور آموزشی  می پردازیم.

تاثیر بر خانواده‌ها
اعظم اصفهانی یکی دیگر از اعضای این گروه می گوید: من از سال 1382 فعالیت مدنی را آغاز کردم   که  با گروه خانه خورشید برنامه ای برای کمک به کودکان بهزیستی داشتیم. با زنانی که برای محک(موسسه حمایت از بیماران سرطانی) کار می‌کردند همیاری داشتم و در نمایشگاه های مختلفی که برای کودکان محک برگزار شده شرکت کرده ام.
در فعالیت‌های فرهنگی و محیط زیستی مختلف روستایی از جمله تاج آباد هم حضور داشته‌ ام.اصفهانی با اشاره به بازخورد چنین کارهایی در جامعه تشریح می‌کند : این فعالیت های کوچک ما در خانواده و فرزندان بی‌تاثیر نبوده و بازخورد آن را بین افراد فامیل و نزدیکان دیده ام. وی ادامه می دهد: من بخش فرهنگی نمایشگاه را بر عهده داشتم و خوشنویسی، فعالیت تبلیغی و اطلاع‌رسانی بر عهده من بود. در نمایشگاه نیز تعدادی از کارهایی که از مواد بازیافتی ساخته ام به نمایش درآمد.

تلفیق محیط زیست و فرهنگ
مریم زیوری عضو انجمن توسعه محلی بهارستان که عروسک های ساخته شده از سوی دانش‌آموزان روستای ورکانه را در این نمایشگاه عرضه کرد، می گوید: هدف ما از حضور در نمایشگاه و به نمایش گذاشتن عروسک های ساخته شده از سوی کودکان روستای ورکانه ایجاد تلفیق و ارتباط محکم تر بین محیط زیست و فرهنگ است.
وی می‌افزاید: در اصل توسعه پایدار و حفظ محیط زیست مدنظر ماست. هدف بعدی استفاده صحیح از مواد بازیافتی موجود در منازل است. ما باید به کودکان آموزش بدهیم که بیشتر اشیای کوچک و بی‌ارزش برای ما قابل استفاده است و این  کار باعث بیشتر شدن خلاقیت ذهن در کودکان می شود. ساخت عروسک، بچه‌ها را متوجه سنت های قدیمی و آداب، رفتار و طرز پوشش گذشتگان می‌کند .
  در قدیم عروسک به غیر از این‌که وسیله بازی بچه ها بوده به  عنوان نماد سنت‌های پیشینیان و آیین های کهن نیز مطرح می‌شده است.


برچسب ها: همشهری همدان ، صنایع دستی همدان ،

شنبه 22 آبان 1395

چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مشاغل ،

چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی
در روزگار قدیم و قبل از کشف نفت برای روشنایی منازل از چراغ‌هایی به نام «پی‌سوز» و برای پخت و پز نیز از وسایلی مانند اجاق و تنور استفاده می‌شد. با کشف نفت ابزار جدیدی برای پخت و پز و گرمایش به باز آمد و چراغ‌ها تولید شدند...
1395/08/16
 در روزگار قدیم و قبل از کشف نفت برای روشنایی منازل از چراغ‌هایی به نام «پی‌سوز» و برای پخت و پز نیز از وسایلی مانند اجاق و تنور استفاده می‌شد. با کشف نفت ابزار جدیدی برای پخت و پز و گرمایش به باز آمد و چراغ‌ها تولید شدند. چراغ‌سازی در شهرهای مختلف ایران رونق پیدا کرد و در همدان نیز چراغ سفید فیتیله و مانند آن ساخته شد که کاربری زیادی داشتند. از زمانی که لوله‌کشی گاز به زندگی ایرانیان وارد شد چراغ‌ها هم کنار رفتند و چراغ‌هایی که برای روشنایی مورد استفاده قرار می‌گرفتند در حاشیه قرار گرفتند.

سعید فروغی متولد اول فروردین 1313 در همدان است. او از نوجوانی به شغل چراغ سازی روی آورده و حدود 67 سال است در مغازه اش به این کار مشغول است. اگرچه این روزها کمتر کسی برای تعمیرات چراغ به او مراجعه می‌کند اما می‌گوید برای این‌که خانه نشین نشود به مغازه می آید. با سعید فروغی که یکی از قدیمی‌ترین چراغ‌سازهای همدان است در مورد شغل چراغ‌سازی گفت وگو کرده ایم.
  • در کدام محله متولد شدید؟
محل ما سر گذر بود و در محله ارامنه زندگی می‌کردیم.
  • مکتب می رفتید یا دوران تحصیل را در مدرسه گذراندید؟
آن زمان دیگر مکتب جمع شده بود. من به مدرسه 15 بهمن که در نزدیکی محله حاجی بود می رفتم. آن وقت ها خیابان شورین ساخته شده بود و ساخت خیابان بوعلی و عباس‌آباد هم تقریبا تمام شده بود. اما خیابان اکباتان امتداد پیدا نکرده بود و نزدیک هگمتانه به بن بست خورده بود.
  • تا چه سالی درس خواندید؟
سال دقیق آن  را به خاطر ندارم اما تا ششم ابتدایی درس خواندم و دیگر ادامه ندادم.
  • پس از ترک تحصیل چه کار کردید؟
پدر من خیلی اصرار می کرد که من درس را ادامه بدهم اما من تنبلی کردم و ترک تحصیل کردم. آمدم در این مغازه کنار عمویم شاگرد شدم که چراغ‌سازی می کرد. 3دانگ مغازه متعلق به عمو بود، پس از این‌که سهم او را خریدم 2 سال بعد سهم شریکش را نیز خریدم و از آن زمان چراغ‌ساز شدم.
  • پدرتان چه شغلی داشت؟
پدر من کارمند بود. او رئیس کارپردازی اداره دخانیات همدان بود به همین دلیل با ترک تحصیل من مخالف بود و دوست داشت درس بخوانم.
  • چه چیزهایی در مغازه تعمیر می کردید؟ خودتان هم چراغ تولید می‌کردید؟
انواع چراغ ها را می ساختیم و تعمیر می کردیم. از جمله چراغ تنور نانوایی، چراغ خوراک‌پزی، چراغ سه فتیله همدان، چراغ‌هایی که لوله فلزی داشت و در زمستان ها زیر کامیون ها قرار می دادند تا گرم شود و کامیون روشن شود، شاخه های مشعل کوره ای که برای حمام ها و مراکز صنعتی استفاده می شد، چراغ سه پایه و موارد دیگر.
  • چراغ خاصی هم که مخصوص همدان یا تولید همدان باشد داشتید؟
بله همه این ها را در همدان می ساختیم.
  • شغل شما در این 7 دهه چه تفاوتی کرده است؟
آن زمان نفت بود و کار ما رونق بیشتری داشت اما حالا همه این کارها با گاز انجام می‌شود. چراغ گازی هم نیاز به تعمیر چندانی ندارد و شغل ما تعطیل شده است.
  • مواد اولیه را از کجا تهیه می‌کردید؟
ورق، لوله و مواد اولیه را از تهران می آوردم.
  • در این شغل اتحادیه صنفی داشتید؟
بله اتحادیه همان سال هایی که من شروع کردم راه‌اندازی شد. من 30 سال معاون اتحادیه بودم و آقای جواد صامت رئیس اتحادیه بود.کارهای اتحادیه و کارهای صنفی همه برعهده من بود.
  • در همدان چند مغازه یا کارگاه چراغ‌سازی وجود داشت؟
آن دوران حدود 40 کارگاه و مغازه چراغ‌سازی و تعمیرکار بود. قبلا اتحادیه بخاری‌سازی، حلبی سازی، چراغ و سماورسازی وجود داشت اما حالا مشاغل دیگری را هم  اضافه و درهم ادغام کرده اند و اتحادیه مصنوعات فلزی شامل چراغ سازی، بخاری سازی، سماور سازی، حلبی سازی، مسگری، صندوق سازی، خورده سازی و تشت سازی است.
  • از ابزار کار بگویید.
چکش و انبردست و گاز بود. اما آن زمان دستگاه جوشکاری ما دیگ کاربیت بود.
  • چه چیزی باعث چسبیدن یا جوشکاری می شد؟
برای جوش زدن از ماده ای به نام تنکا استفاده می و با ترکیب سیم برنجی یا نقره صنعتی جوشکاری می کردیم. این سیم ها ذوب می شد و فضایی را که نیاز بود جوشکاری می کردیم. بعدها گاز استیلین آمد و کپسول جای دیگ را گرفت.
  • شما فروشنده مشتری‌مداری هستید. در گذشته هم چنین بودید؟
از روز اول همین برخورد را داشتم اگر کسی پول اجرت را نداشت، می گفتم بعدا بیاور. در گذشته پول و نقدینگی کم بود اما با همان پول کم زندگی مردم می چرخید. مردم نسبت به درآمد شان هزینه می‌کردند و این همه رقابت و زیاده خواهی نبود.
  • برخورد فرزندانتان با شغل شما چه بود؟ راه شما را ادامه دادند؟
من 4 پسر داشتم که 2 نفرشان در اثر تصادف مرحوم شدند. یکی استاد موسیقی و خوشنویسی بود و یکی دیگر کار مرا دنبال می کرد و مغازه داشت. پسر دیگرم به علت آتش گرفتن خانه از دنیا رفت. تنها یک فرزندم زنده است که او هم بیمار است.
  • فکر می‌کنید تا چه زمانی مردم به شما برای تعمیر چراغ مراجعه خواهند کرد؟
دیگر مردم از چراغ نفتی استفاده نمی کنند اما ضرب المثلی هست که می گوید« تاوقتی گدا هست من هم هستم». یعنی وقتی افراد فقیر هستند وصله و پینه هم هست. کار من وصله پینه است. تا وقتی کسانی که از چراغ استفاده می‌کنند هستند من هم اینجا هستم. البته من بیشتر به این خاطر که خانه‌نشین نباشم کار می‌کنم وگرنه درآمدی ندارم. از طرفی اداره دارایی هم سالی 4 میلیون تومان مالیات برای من تعیین می‌کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، چراغ سازی همدان ،

یکشنبه 2 آبان 1395

سفال لالجین باید پوست‌اندازی کند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،صنایع دستی ،

سفال لالجین باید پوست‌اندازی کند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سفال لالجین باید پوست‌اندازی کند
یکی از سفالگران لالجین معتقد است سفال لالجین امروز نیازمند پوست‌اندازی است....
1395/08/01
یکی از سفالگران لالجین معتقد است  سفال لالجین امروز نیازمند پوست‌اندازی است.
 ایرج گلزاری که کارشناس رنگ و لعاب سفال است، متولد لالجین است اما به دلیل بیماری مجبور شده در کیش ساکن شود. گلزاری معتقد است حالا که لالجین به عنوان شهر جهانی سفال ثبت شده است نیازمند توجه بیشتر هم از سوی مدیران ارشد استان است و هم مردم و سفالگران آن است تا بتوانند این عنوان را حفظ کنند.

لالجین جهانی
وی درباره جهانی‌شدن لالجین می‌گوید: ثبت جهانی سفال لالجین یک اتفاق بزرگ و غرورآفرین است اما نقطه مطلوب، اجرای استانداردسازی، مشارکت عمومی در ساخت زیرساخت‌ها و تشکیل اتاق فکر نخبه‌های هنری شهر است. لالجین قابلیت‌های هنری و تاریخی بالایی دارد که می‌توانست در گذشته نیز مطرح و نواقص کار حذف شود.
گلزاری می‌افزاید: به یقین بسیاری از طرح‌ها دارای هزینه است و آینده‌نگری می‌خواهد. هنرمندان لالجین ناچارند وارد هنر روز و طرح‌های نو شوند.

نقطه قوت سفالگری در لالجین
این کارشناس سفال در پاسخ به این سوال که نقطه قوت سفالگری در لالجین را در چه می‌دانید، توضیح می‌دهد: اولین مبحث مهم خاک باکیفیت لالجین است و دومین مطلب وجود چرخ کاران حرفه‌ای سفال در این شهر است که در دنیا بی‌نظیرند. قطعا مهم‌ترین دلیل انتخاب لالجین به عنوان شهر جهانی سفال سبک تولید سفال و انواع لعاب‌ها و همچنین موروثی بودن سفالگری به شکل شغل خانوادگی است.
وی ادامه می‌دهد: فرهنگسازی برای حفظ عنوان لالجین بسیار موثر است. ما به آینده لالجین متعهدیم. باید نخبه‌های هنری لالجین یک شکل منسجم گرفته و برای حفظ این عنوان اتاق فکر تشکیل دهند. در مجموع هنرمندان نقش اصلی به عهده دارند. بنده شخصا تا آخرین لحظه عمرم در کنار لالجین و هنرمندان این شهر خواهم بود.
گلزاری درباره ورود سفال چین به لالجین می‌گوید: ورود سفال چینی به لالجین، ناتوانی در ایزوله کردن واردات سفال چین و به چالش کشیدن هنر سفالگری این منطقه بسیار آسیب‌زا بوده اما در برخی موارد اندک ابعاد مثبتی نیز داشته و آن ایجاد نوآوری در هنر این منطقه برای رقابت با سفال چین است.

مشکلات سلامتی
از چند سال پیش پس از برداشتن یارانه سوخت در بخش صنعت، در لالجین هم گاهی برای این‌که حرارت کمتری هنگام پخت به کوره‌ها وارد کنند و سوخت کمتری استفاده شود ازسرب بیشتر استفاده می‌کنند. عده‌ای معتقدند همین کار عامل ابتلا به بیماری و سرطان است.
گلزاری در این‌باره توضیح می‌دهد: قبل از اعلام کارشناسان این مسأله را مطرح کردم اما نتیجه‌ای در بر نداشت. این کارشناس سفال اضافه می‌کند: موضوع مهم‌تر حفظ سلامت هنرمندان سفالگراین شهر است. من سال‌ها نسبت به معماری فضای داخلی بین خط تولید و کوره‌های سفال هشدار داده ام.متاسفانه به دلیل سنتی بودن کارگاه‌ها بسیاری از سموم حاصل از پخت در فضای کارگاهی رها می‌شود و این یعنی بروز انواع مشکلات گوارشی، ریوی و انواع سرطان‌ها.
وی می‌گوید: معماری کارگاه‌هایی که خط تولیدشان در کنار کوره‌های سنتی قرار گرفته باید تغییر کند. زیرا استنشاق مواد سمی حاصل از پخت انواع لعاب‌های سنتی و صنعتی است مهم‌ترین تهدید برای سلامت سفالگران است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D9%81%D8%A7%D9%84-%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%AC%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سفال لالجین ،

باز هم میراث همدان پرویز پرستویی و هنرمندان را به میدان آورد

» سرویس: فرهنگی و هنری - میراث و صنایع دستی
1459834575080_IMG_0949[1].JPG

بیش از 350 نفر از هنرمندان، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و فعالان مدنی استان همدان بار دیگر با نوشتن نامه‌ای به استاندار همدان به تخریب میراث فرهنگی و طبیعی در استان اعتراض کردند.

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، پیش ازاین نیز بارها هنرمندان و فعالان فرهنگی استان به دنبال تخریب‌های صورت گرفته از جمله تخریب باغ، عمارت «بدیع الحکما» و «ذوالریاستین» و اقدام شهرداری همدان برای تخریب زورخانه تاریخی «همه کسی» به استاندار نامه نوشتند و از او درخواست کردند از این وقایع جلوگیری کند. البته تنها درمورد زورخانه «همه کسی» از تخریب جلوگیری شد و باغ‌ها و عمارت‌های «ذوالریاستین»، «بدیع‌الحکما» و «جواهری» تخریب یا زخمی شدند!

حسین زندی - فعال میراث فرهنگی - درباره‌ی نامه‌ی هنرمندان به محمد ناصر نیکبخت - استاندار همدان - به دنبال اتفاقاتی که چند سال است در حوزه‌ی میراث فرهنگی در استان همدان در حال رخ دادن است، به خبرنگار ایسنا می‌گوید: نامه‌ی جدید هنرمندان به دنبال ایجاد پارک‌سوار اتوبوسرانی درحریم محوطه باستانی هگمتانه توسط شهرداری همدان نوشته شده است. شهرداری همدان به تازگی در اقدامی عجیب حریم رودخانه سرگذر را تخریب کرده، مقبره منسوب به اسکندر که به «چاله اسکندر» معروف بود را مسطح کرده و در حریم 5 اثر ثبت شده تاریخی پارک سوار ایجاد کرده است.

او ادامه می‌دهد: این درحالی است که استاندار از مجموعه مدیریت شهری خواسته برای تسهیل در ثبت جهانی محوطه باستانی هگمتانه، عناصر مُخل در این محوطه را جمع‌آوری کنند و راه را برای ثبت جهانی این اثر کم نظیر هموار کنند، اما از آنجا که مدیریت شهری انگار از آثار طبیعی و فرهنگی درک درستی ندارد، تاکنون نه تنها توجهی به درخواست استاندار و جامعه مدنی در همدان نکرده، بلکه بیش از گذشته به آثار تاریخی موجود در این محوطه آسیب زده است.

حال فعالان فرهنگی استان امیدوارند با نوشتن این نامه استاندار به صورت عملی وارد عرصه شده و جلوی تخریب‌ها را بگیرد.

قول داده بودید؛ «اجازه نخواهیم داد تعرضی به سرمایه‌های ملی وارد شود»

در متن این نامه اعتراضی که نام بیش از 350 نفر از چهره‌ها و فعالان فرهنگی هنری در پای آن درج شده، خطاب به محمدناصرنیکبخت، استاندار استان همدان آمده است: «جنابعالی را به عنوان یک مسئول پاسخگو می‌شناسیم، شما تنها استانداری هستید که در 2 دهه گذشته به یک نامه عمومی که از طرف جمع بزرگی از نمایندگان اقشار مختلف اجتماعی در یک استان نوشته شده پاسخ گفته‌اید، نه تنها پاسخ داده‌اید که در یک مورد نیز به درخواست ما جامه عمل پوشانده و از تخریب زورخانه تاریخی شهید «همه‌کسی» جلوگیری کرده‌اید.

مطمئن باشید مردم فرهنگ‌دوست و قدرشناس همدان همراهی شما را فراموش نخواهند کرد. ما از شما به عنوان عالی‌ترین مقام دولتی در استان خواستاریم اجازه ندهید بیش از این میراث طبیعی و فرهنگی استان نادیده گرفته شود.

در نامه پیشین هشدار داده بودیم که «صدور مجوز تاسیس کارخانه فولاد و معضلات کمبود آب استان، جانمایی پارکینگ در جوار محوطه‌ی تاریخی هگمتانه، احداث هتل‌ها، اقامتگاه‌ها و اماکن تفریحی در منطقه مشرف به تپه عباس‌آباد و گنجنامه، اعطای مجوز بلندمرتبه‌سازی و افزایش ارتفاع 10 طبقه و بیشتر در محور بلوار بعثت و بلوار ارم، نیز محور پرترافیک همدان از جمله خیابان بوعلی، میدان جهاد و بیمه اشتباه بوده و خسارات جبران ناپذیری را به تاریخ و طبیعت شهر وارد کرده است. این اتفاق در مناطق محروم شهر مانند شهرک‌های خضر، مدنی، اندیشه و ولیعصر متاسفانه به اشکال مختلف رخ داده است.»

اما متاسفانه تاکنون هیچ اقدامی برای جلوگیری از اتفاق‌های یاده شده، صورت نگرفته و در آغاز سال جاری در کمال شگفتی مشاهده کردیم شهرداری بخشی از حریم محوطه هگمتانه را به پارک‌سوار و محل آمد و شد روزانه صدها اتوبوس تبدیل کرده است.

در نامه قبلی به جنابعالی از شما تقاضا کرده بودیم «حتی‌المقدور آن‌چه از عناصر قدیمی و بافت سنتی شهر باقی مانده یا در حال نابودی است را نجات دهید» و پیشنهاد کرده بودیم «‌بازیابی و مرمت ساختمان‌های قدیمی، چمن‌ها، محله‌ها و قنات‌های تاریخی شهر، در کنار حفظ باغ‌های باقیمانده می‌تواند به حفظ هویت شهری همدان کمک کند»

با اینکه شما در پاسخ نامه ما فرموده بودید: « ضمن ابزار تأسف از قصور و کاستی‌های رخ داده‌ گذشته و با احترام به دغدغه‌ها و نگرانی‌های فرهنگی ارزشمند شما سرمایه‌ها و مفاخر ملی این استان، با قاطعیت اعلام می‌کنم حفظ همه‌ ارزش‌ها و هویت‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی برهمگان ضروری است و با توجه به دیدگاه عمیق دولت تدبیر و امید در حفظ ارزش‌های این مرز و بوم، تلاش همه‌جانبه‌ ادارات و سازمان‌های دولتی و مردم‌نهاد این استان در راستای توجه و تأکید بر حفاظت همه‌جانبه از آثار تاریخی، طبیعی و محیط زیست متمرکز بوده و هرگونه تخریب و نابودی آثار تاریخی، باغات و فضای سبز را محکوم کرده و اجازه نخواهیم داد تعرضی به این سرمایه‌های ارزشمند ملی صورت گیرد، پاسداشت این ارزش‌ها برای همه نهادها یک تکلیف قانونی و اداری است.»

اما ظاهرا در حوزه مدیریت شهری اراده‌ای برای اجرای آنچه دستور داده‌اید وجود ندارد و این روزها شاهد صخره‌برداری محوطه روبه‌روی باغ موزه دفاع مقدس در تپه عباس آباد برای احداث هتل هستیم.

نمی‌توان با پارک‌سوار، محوطه‌ای تاریخی را جهانی کرد

جناب آقای مهندس نیکبخت

ما فراموش نکرده‌ایم که پیام رئیس دولت مبنی بر توسعه گردشگری استان را اولین‌بار شما در حضور اصحاب رسانه بیان کردید و شما از سفارش رئیس جمهور بر توجه به گردشگری همدان سخن گفتید، ما فراموش نکرده‌ایم که سال گذشته در همایش میراث ناملموس همدان از معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با قاطعیت خواستید برای سال 2017 هگمتانه به ثبت جهانی برسد.

اما همانطور که مستحضرید، ثبت جهانی یک اثر ملزوماتی دارد؛ نمی‌توان با ایجاد پارک سوار در جوار یک اثر بی‌نظیر باستانی آن را به ثبت جهانی رساند.

توجه داشته باشید با ایجاد محل تجمع کارگران فصلی در دل حریم یک محوطه تاریخی، حضور پرنده‌فروشان و کشتار مرغ و خروس در محل حضور گردشگران و معضلات همراه آن، نمی‌توان هگمتانه را ثبت جهانی کرد.

زمانی‌که تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌های مدیرت شهری باعث می‌شود مهمترین مرکز بازرگانی فرش غرب کشور در 400 سال گذشته به سبزه‌میدان تبدیل شود، وقتی مدیریت شهری توانایی ندارد برای دست‌فروشان خیابان اکباتان و میدان تاریخی امام فضای مناسبی به عنوان بازارچه‌های محلی در نظر بگیرد و این شهروندان را به درستی، بدون حذف و در نظر گرفتن احترام و حقوقشان ساماندهی کند پس سخن گفتن از ثبت جهانی آثار تاریخی جایگاهی ندارد.

نگاه شما به مقوله گردشگری و میراث فرهنگی قابل تحسین است اما توجه به توسعه پایدار در این زمینه، حلقه مفقوده مدیریت شهری است.

همانطور که می‌دانی،د تفاوت حوزه مدیریت در کشور ما و ممالک توسعه یافته، در نگاه به توسعه پایدار، برنامه‌ریزی و مدیریت آینده است. مدیران شهری همدان سال‌هاست تنها دوره مدیریت خود را می‌بینند چرا که اگر مدیران ما آینده‌نگر بودند و 20 سال پیش برای آینده برنامه‌ریزی می‌کردند، امروز نه مشکل ترافیک داشتیم نه با آسیب‌های موجود مواجه می‌شدیم.

چرا احداث موزه هنرهای معاصر متوقف شد؟

جناب آقای استاندار

حفاظت و پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی تنها بر عهده یک اداره نیست، هم مدیران دولتی و هم مردم با مشارکت نهادهای عمومی باید در جهت حفظ آن تلاش کنند. انتصاب‌هایی که در دو حوزه یاد شده توسط جنابعالی به تازگی صورت گرفته قابل تقدیر است و منجر به برداشتن گام‌هایی مثبت شده، اما اداره کل میراث فرهنگی و حفاظت از محیط زیست، به تنهایی نمی‌توانند میراث گران‌بهای استان را حفظ کنند.

بارها به شهرداری پیشنهاد و گوشزد کرده‌ایم که وظیفه معاونت اجتماعی فرهنگی گردشگری شهرداری، تنها نصب بنر تبلیغاتی نیست و می‌توانند بخشی از بودجه و اعتبار فرهنگی را صرف خرید خانه‌های تاریخی شهر کنند.

شهر به فرهنگسرا نیاز دارد. چرا باید خانه جواهری تخریب شود و در مدت کوتاهی در همان مکان پس از قطع درختان مجوز چندین برج صادر شود؟ چرا احداث موزه هنرهای معاصر متوقف مانده است؟ مگر نه اینکه یکی از نیازهای شهروندان برخورداری از فضاهای فرهنگی است؟

شما بارها میراث فرهنگی و طبیعی استان را با داشته‌های استان اصفهان و کارنامه مسئولان اصفهان مقایسه کرده‌اید. در استان ما افراد کارشناس و تحصیل‌کرده در حوزه‌های مدیریت شهری، باستان‌شناسی، معماری، جامعه‌شناسی و گردشگری بسیارند. اگر اعتمادی بر ایشان نیست از شما درخواست می‌کنیم، مستشار وارد کنید و از کارشناسان اصفهانی دعوت کنید تا ببینید آنان چه کار کرده‌اند.

باستان‌شناسان، معماران و فعالان فرهنگی استان بارها گوشزد کرده‌اند که احداث پارکینگ در محوطه آقاجانی‌بیگ، دوای درد ترافیک شهر نیست. اگر قرار است 6 خیابان اصلی منتهی به میدان، به پیاده‌راه تبدیل شود چه ضرورتی برای ایجاد پارکینگ در این محوطه است؟ بارها از مدیران شهری خواسته شده پیش از اجرای این طرح نادرست حداقل اجازه بدهید باستان‌شناسان دانشگاه‌های استان در این محوطه گمانه‌زنی و کاوش کنند چرا که آنان باور دارند این محوطه بر روی بستر بخشی از شهر کهن هگمتانه است اما گوش شنوایی نیست! عملکرد مدیران شهری، این ظن و گمان را به ذهن می‌آورد که گویی توانایی مدیریتی ندارد و یا منافع شخصی اجازه کار درست را نمی‌دهد.

پیش از این هم خواستیم به موضوع شهر زیرزمینی سامن وارد شوید

جناب آقای مهندس نیکبخت

ما از شما تقاضا داریم برای جلوگیری از کارهای نادرست و برون‌رفت از بحران کنونی اقدامی جدی و عاجل صورت بگیرد و در قدم اول دستور دهید:

1- پارک‌سواری که به تازگی در حریم محوطه تاریخی هگمتانه ایجاد شده، جمع آوری و فضای اطراف آن ساماندهی شود.

2- احداث هتل‌ها و مجتمع‌های گردشگری بزرگ در لکه‌های سبز همدان از جمله حریم تپه عباس‌آباد و گنجنامه کنترل شده و انتقال این بناها به فضاهای مناسب از جمله اطراف شهرک‌های مدنی و فرهنگیان تسهیل شود.

3- دو نامه پیشین هنرمندان و فعالان فرهنگی استان در مورد موضوع شهر زیرزمینی سامن و موضوع نیروگاه شهید مفتح پیگیری شود.

تقاضا داریم برای نتیجه‌بخش بودن این مکاتبات و اجرایی شدن مطالبات با برگزاری یک نشست حضوری با امضاکنندگان نامه برای رسیدن به یک نقطه مشترک و برنامه اجرایی مشترک موافقت کنید.»

به گزارش ایسنا، درمیان امضاکنندگان نام های زیادی از فعالان اقشار مختلف مانند پرویز پرستویی، پرویز اذکایی، امیرشهاب رضویان، احمدرضا درویش، هانیه توسلی، عباس عرب‌زاده، پرویز شکری، ارشد طهماسبی، کیوان ساکت، اسدالله شعبانی، مسعود (ساعد) احمدی، علیرضا بهرامی، پویان بیگلر، مرتضی پورصمدی، بهرام توکلی، حسین زندی، حسن گوهرپو، علیرضا محمودی، بابک مغازه‌ای، مجید برزگر، مهران مهرنیا و محمد نصرتی به چشم می‌خورد.

رونوشت این نامه پس از این‌که به دفتر استاندار همدان تحویل شد، به نهادهایی مانند سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، اداره کل حفاظت محیط‌ زیست استان همدان، اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان همدان و دفتر روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های رسمی ارسال شده است.

http://www.isna.ir/fa/news/95021408616/%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: نامه هنرمندان ، نامه سینماگران به استاندار همدان ، میراث همدان ، تخریب هگمتانه ، پارک سوار سرگذر هگمتانه ،

شنبه 4 اردیبهشت 1395

مسئولیت اجتماعی صاحبان سرمایه در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،مطالب در خبر گزاری ها ،کتاب ،

 مسئولیت اجتماعی صاحبان سرمایه در همدان

حسین زندی*
همدان پرس؛ مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که یک سازمان می باید در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند بر عهده بگیرد. مسئولیت اجتماعی به معنی رفتار مسئولانه اجتماعی بر حسب رعایت مسائل اخلاقی است. در ایران نیز مسئولیت اجتماعی شرکتها سابقه یکصد ساله دارد اما مهمترین دوران ورود شرکت ها و صاحبان صنایع به این حوزه از ابتدای دهه چهل و ورود صنایع نوین به ایران بود. این پدیده بعد از انقلاب نیز برای برخی شرکتها در قالب مفاهیمی چون وقف و وام های قرض الحسنه و ... نمود یافته و بیشتر فعالیت آنها در امور خیریه بوده است.

وقف درایران سابقه دور و درازی دارد و در تاریخ کشور ما سنتی است که دودسته بیشتر به آن تمایل داشتند یکی افرادی که به دلیل عدم امنیت ، زمانی که حکومتی از یک سلسله به سلسله دیگر واگذار می شد نزدیکان سلسله قبلی اموال خود را برای اینکه از دست حاکمان جدید درامان بماند وقف امور خیریه می کردند اما دسته دوم بر اساس اعتقاد و نیتی مذهبی، بخشی یا تمامی اموال خود را وقف می کردند البته میل به جاودانگی یکی از دلایل روانشناختی وقف است که بحث در مورد آن در این مقال نمی گنجد.

صاحبان سرمایه و صنعت در ایران بعد از دهه چهل در عین حالی که موضوع وقف را فراموش نکردند اما در سایر زمینه های  مسئولت اجتماعی ورود پیدا کردند به طور مثال حاج محمد تقی برخوردار پدر صنعت خانگی مدرن در ایران علاوه بر ساخت مسجد در یزد و وقف بناهای مذهبی  تعدادی از کارکنان و فرزندان کارکنان شرکت پارس الکتریک را به عنوان بورسیه تحصیلی به خارج می فرستاد و هزینه تحصیل آنان را می داد. یا زنده یاد محمد رحیم ایروانی مالک کفش ملی نیز هزینه تحصیل افراد زیادی را برعهده داشت و برادران خیامی و خانواده صنعتی زاده پرورشگاه هایی برای کودکان بی سرپرست ایجاد کرده بودند.

مسئولیت اجتماعی سرمایه داران و کارآفرینان  درغرب بیشتر  به صورت بنیاد های فرهنگی و یا اجتماعی نمود پیدا می کند. بنیاد دیل کارنگی یا ورود صاحب مایکروسافت به حوزه امور اجتماعی از این دستند.اگرچه در ایران  علاقمندان و دست اندرکاران این حوزه هنوز نتوانسته اند از حالت سنتی خارج شوند اما  در سال های گذشته نشانه ای خوبی را شاهد بودیم که در صورت تقویت آن می توان به آینده امیدوار بود. خرید خانه استاد شهریار و تبدیل آن به موزه توسط یک صاحب سرمایه در شهر تبریز از آن جمله است.

بیشترکارشناسان اقتصادی شهرهمدان را اصلی ترین مرکز سرمایه های راکد کشور می دانند اما راهکار قابل قبولی در زمینه ورود این سرمایه ها به بازار تولید ارائه نکرده اند اگر چه تنگ نظری برخی مدیران ارشد استان در گذشته را عامل اصلی آن می دانند. به همین دلیل استان همدان در زمینه برندهای موفق دست خالی است و کارخانه های که توانسته باشند راهی در بازار جهانی پیدا کنند و به یک نشان و کالای مصرفی همه گیر تبدیل شده باشند بسیار اندک است و تعداشان به انگشتان یک دست هم نمی رسد. 

در چنین وضعیتی سخن از مسئولیت های اجتماعی صاحبان سرمایه و کارآفرینان به معنای آنچه در غرب و یا حتی استان های صنعتی  کشور وجود دارد جایگاهی نمی تواند داشته باشد. اما گاهی تک چراغی روشن می شود تا نام صنعت این استان را زنده نگه دارد. شرکت تولیدی سحر همدان از آن جمله است. مدیران این شرکت که به تولید صنایع غذایی شهره است تلاش دارند در زمینه های اجتماعی و فرهنگی نیز ورود داشته باشند.

مدیران این شرکت در نوروز سال 1395 اقدام به مشارکت در تولید کتاب، یکی ازاصلی ترین و ضروری ترین کالاهای فرهنگی کرده بودند. می توان گفت این اولین بار است که یک شرکت تولیدی درهمدان در حوزه فرهنگ و تولید کار فرهنگی گام بر می دارد  که باید به آن را به فال نیک گرفت.

اگر چه عملکرد شرکت سحر در این زمینه قابل تحسین است اما  این شرکت می تواند برای برنامه ها و سال های آینده به صورت  بومی تر عمل کند. به طور مثال مشارکت در تولید و انتشار کتاب های بزرگان استان همدان مانند دکتر پرویز اذکایی می تواند اعتبار مضاعفی را برای این شرکت به ارمغان بیاورد و یا خرید خانه های تاریخی و تبدیل آن به فرهنگسرا  به نام خریدار نه تنها بزرگترین تبلیغ است بلکه برابر با مبلغ خرید می تواند مشمول معافیت مالیاتی شود.

خلاقیت در تبلیغ، الگو های بومی در کارآفرینی، کمک به استاندارد سازی و بومی سازی سبک زندگی  تنها از کارآفرینان اخلاق گرا بر می آید. مدیرانی که نامشان با رفتارهای نیکو کارانه در تاریخ می ماند.


* روزنامه نگار


برچسب ها: شرکت سحر ، مسئولیت اجتماعی ، صاحبان سرمایه در همدان ، کالای فرهنگی ،

دوشنبه 23 فروردین 1395

ریشه‌های فرش همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،فرهنگ عامه ،روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

ریشه‌های فرش همدان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
ریشه‌های فرش همدان
«عباس زند» آموزگار بازنشسته آموزش و پرورش همدان و پژوهشگر حوزه همدان‌شناسی است. از وی تاکنون 2 کتاب و چندین مقاله منتشر شده و سال‌هاست با نشریات مختلف محلی در همدان همکاری می‌کند...
1395/01/22
«عباس زند» آموزگار بازنشسته آموزش و پرورش همدان و پژوهشگر حوزه همدان‌شناسی است. از وی تاکنون 2 کتاب و چندین مقاله منتشر شده و سال‌هاست با نشریات مختلف محلی در همدان همکاری می‌کند.
عباس زند کتاب « قالیبافی هنر ملی ایران- نگاهی به قالی ایران و قالیبافی دراستان  همدان» درباره تاریخچه پیدایش قالی را در سال 92 وارد بازار نشر کرد. درباره این اثر و تاریخچه قالیبافی در شهر همدان با وی گفت‌وگو کردیم.
  • ایده تهیه کتاب از کجا شکل گرفت؟
ما در محله زندی‌های همدان زندگی می‌‌کردیم. 12 سال در مدرسه سعدی و دبیرستان ابن‌سینا تحصیل کردم. هر روز از کوچه شرکت فرش همدان عبور می‌کردم، به مدرسه می‌‌رفتم و می‌‌آمدم. علاقه خاصی به این ساختمان داشتم تا اینکه پسر شخصی به نام عرب، که رئیس شرکت فرش همدان بود، با پسر من دوست شد. روزی تعدادی از اسناد شرکت فرش را به من نشان داد و این اسناد باعث شد من یک تحقیق کلی درباره قالیبافی همدان انجام دهم؛ البته درباره دیگر مناطق ایران قبلا تحقیق شده بود و من هم به صورت خلاصه در این کتاب آورده‌ام؛ اما بیشتر تاکیدم روی قالیبافی همدان بود.
  • شرکت فرش از چه زمانی در همدان ایجاد شد؟
شرکت فرش توسط شخصی به نام سیسیل ادواردز انگلیسی، فرزند چارلز ادواردز که جزو کمپانی شرق بود، در سال 1290 شمسی تاسیس شد. او ابتدا خانه‌ای در همدان اجاره و خانمی به نام کبری را استخدام می‌کند تا با 8 دستگاه دار قالی کارگاهی را راه‌اندازی کند. او ادعا می‌کند اولین کسی است که در شهر همدان کارگاه قالیبافی دایر کرده است؛ البته تا آن زمان در روستاها کارگاه زیاد بوده است. فردی به نام رابرت سیمون مدیرعامل شرکت سیسیل ادواردز می‌شود که از متفقین بوده و بعدها خود را سرهنگ ارتش انگلستان معرفی می‌کند. آن زمان به 7 کشور قالی صادر می‌کردند.
  • در کتابتان بیشتر به چه جنبه‌هایی از فرش پرداخته‌اید؟
من در کتابم ریشه و پیدایش قالی را آورده‌ام.  اشاره کرده‌ام که در گذشته بیشتر مردم چادرنشین بودند و از قالی به عنوان زیرانداز استفاده می‌کردند. این حرفه کم‌کم پیشرفت کرد و به صورت یک هنر ملی در آمد و در دوره صفویه به اوج خود رسید.
  •  مصالح و مواد اولیه‌ای که در قدیم استفاده می‌شد چه تفاوتی با زمان حال دارد؟
در کتابم مصالحی که در قالیبافی استفاده می‌شود مانند پشم، پنبه و ابریشم را بررسی کرده‌ام. برای رنگرزی و طراحی بیشتر از الیاف و مواد گیاهی مانند پوست گردو، مازو، پوست انار، برگ مو و موارد دیگر استفاده می‌شد. رنگرزی سنتی در بازار همدان تا سال‌های پیش رواج داشت که متاسفانه از بین رفته است.
  • قالی‌های روستایی چه تفاوتی با قالی شهر داشت؟
بافت روستاها مرغوب‌تر از شهرها بود.
  • فکر می‌کنید برای تحقیق در این زمینه اسناد دیگری هم هست و چقدر جا دارد که کار انجام شود؟
بله اسناد زیاد است و من درخواست بازدید آنها را کردم اما مدیرعامل شرکت سهامی فرش کشور موافقت نکرد.
  • اینکه گفته می‌شود شرکت فرش ابتدا در همدان تاسیس شده تا چه حد درست است؟
شرکت سهامی فرش ابتدا در همدان تاسیس شده و در کرمان هم شعبه‌ای داشته، اما به تدریج دفتری در تهران دایر می‌شود و بعدها این دفتر مستقل می‌شود. این شرکت ابتدا در خیابان ناصرخسرو بوده و سپس به خیابان فردوسی در موسسه ارباب‌جمشید که زرتشتی بوده منتقل می‌شود. می‌گفتند این ساختمان به سفارت روسیه راه دارد.
  • برجسته‌ترین ویژگی قالی همدان از نظر شما چیست؟
قالی استان همدان ضخیم و سنگین است و پشم بسیار خوب و بافت محکمی دارد. دوام آن هم تقریبا بسیار زیاد است و طبیعتا متقاضی خاصی هم دارد.
  • منبع کتاب شما تنها اسناد شرکت فرش همدان بود؟
سیسیل ادوارد کتابی به نام «قالی ایران» دارد که علاوه بر اسناد شرکت فرش همدان از این کتاب هم استفاده کردم.
  • قالیبافی در کدام منطقه از همدان بیشتر رواج داشته است؟
وقتی از بالای چهار قله یا الوند همدان نگاه کنید همه روستاها و شهرستان‌ها از اسدآباد و تویسرکان تا بهار و کبودراهنگ قالیبافی داشته‌اند. هر منطقه هم نقشه خاص خود را دارد. به طور مثال قالی‌های انجلاس خوب بود و روستاهای اطراف انجلاس بر اساس نقشه این روستا می‌بافتند. اطراف کبودراهنگ از جمله منطقه مهربان و خمسه علاوه بر قالیبافی بخشی از پشم قالیبافان استان را تامین می‌کرد چون پشم آن منطقه مرغوب و بیشتر سنتی بود. در واقع قالیبافی همه جا بوده اما به تدریج از بین رفته است.
  • علت از بین رفتن قالیبافی منطقه چه بود؟
اول اینکه فرش ماشینی جایگزین قالی شد و تبلیغات زیاد تلویزیونی به این مسأله دامن زد. دیگر اینکه فرش ایرانی رقیب پیدا کرد از جمله پاکستان و چین کپی‌برداری کردند و بازار جهانی را در دست گرفتند. همچنین برخی سیاست‌های نادرست کشور نیز بر این زمینه تاثیر زیادی داشت.


برچسب ها: صنایع دستی همدان ، همشهری همدان ، فرش همدان ، عباس زند ، تاریخچه فرش همدان ، قالی بافی در همدان ،

دوشنبه 5 بهمن 1394

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،مشاغل ،تئاتر ،سینما ،روزنامه همشهری ،هنر ،

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه
ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است...
1394/11/05
 ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است و به همین دلیل خود را عکاس سیار می‌نامد. مردم همدان، به ویژه دهه شصتی‌ها، او را با شخصیت «آمیرزا» در سریال خاطره‌انگیز «مکتبخانه» پخش‌شده از سیمای همدان می‌شناسند؛ سریالی موزیکال با گویش همدانی که صادق آشورپور آن را کارگردانی کرده بود و زمانی از پرطرفدار‌ترین برنامه‌های صبح جمعه تلویزیون همدان بود. ناصر صفا این روز‌ها در آستانه ۷۲ سالگی کنار آبشار و کتیبه‌های گنجنامه از مهمانان این میراث هگمتانه عکس می‌گیرد. او در این گفت‌وگو از سرگذشت خود می‌گوید.
  • عکاسی را کجا یاد گرفتید؟
یک عکاسی به نام «متروپل» اول خیابان باباطاهر بود؛ مدتی آن جا کار کردم. مدتی هم نزد عکاسی به نام مرتضی بودم.
  • چند سال است عکاسی می‌کنید؟
 حدود ۵۰ سال.
  • اولین دوربینی که خریدید چه زمانی بود؟
اولین دوربین را زمانی خریدم که یک مغازه میوه‌فروشی در فرعی خیابان اکباتان در کمربندی نظربیک داشتم. یک روز یک پیرمرد با دوربینی در دست وارد مغازه شد و گفت این را پسرم برایم فرستاده و نمی‌دانم چه‌کارش کنم. من آن دوربین را ۲ تومان و یک حلقه فیلم هم به قیمت ۱۵ ریال خریدم و‌‌ همان روز از دوستان و آشنایان عکس گرفتم. برای هر عکس ۵ ریال می‌گرفتم و آن روز ۵ تومان کاسب شدم. دوربین ۱۶ تا فیلم داشت و ۲ ریال هم برای ظهور و چاپ می‌گرفتند. آن زمان عکس‌ها را به رنگ سبز چاپ می‌کردند و ما به آن عکس‌ها می‌گفتیم عکس رنگی.
  • از آن زمان شغلتان را تغییر دادید؟
بله با ۲ تومان عکاس شدم. بعد از آن با یک دوربین روسی و فلش شدم عکاس سیار.
  • کجا عکاسی می‌کردید؟
من از دوران جوانی که عکاسی را شروع کردم همیشه در طبیعت بودم. اوایل در منطقه «آخر آسفالت» بودم که آن زمان خاکی بود و خودرویی‌ تردد نداشت؛ اما طبیعت زیبا مردم را به آن جا می‌کشاند و من هم بساط عکاسی را آن جا پهن می‌کردم. بعد‌ها عکاسی صفا را در‌‌ همان محله نظربیک باز کردم و مدتی هم خیابان جانبازان بودم.
  • چرا مغازه عکاسی را تعطیل کردید؟
از روزی که تلفن همراه آمد عکاسی دیگر به صرفه نبود. به همین دلیل حدود ۵ سال است که مغازه‌ام را جمع کرده‌ام.
  • از کسانی که سال‌های اول عکاسی پیش شما عکس گرفته‌اند کسی مراجعه می‌کند؟
بله؛ خیلی‌ها هنوز عکس‌هایی را که من مهر عکاسی صفا در کمربندی نظربیک را بر آنها زده‌ام، دارند. حدود ۴۰ سال از آن زمان گذشته است.
  • عکس‌های شما چه ویژگی خاصی داشت که در عکس‌های همکارانتان نبود؟
آن زمان لباس غربی، اسب و اسلحه بود که من به مشتری‌ها می‌دادم، می‌پوشیدند و عکس می‌گرفتند که خیلی طرفدار داشت.
  • عکاسی قدیم و جدید چه تفاوتی دارد؟
قدیم اگر عکس را روی یک تکه کاغذ به مشتری می‌دادیم اعتراض نمی‌کرد، چون آگاهی مردم اینقدر نبود.
  • نگاتیوهای قدیم را حفظ کرده‌اید؟
نه دیگر، چون چند بار جابه‌جا شدم و کسی دیگر چاپ نمی‌کرد.
  • لذت عکاسی قدیم بیشتر بود یا حالا؟
قدیم خیلی بهتر بود. روتوش و چاپ می‌کردیم. عکس رنگی وجود نداشت. من شب‌ها در خانه با کاغذکشی عکس‌ها را رنگ می‌کردم.
  • این‌جا چه وضعیتی دارید؟
سی چهل سال است که هر روز ساعتی را به اینجا می‌آیم؛ اما از وقتی دوربین دیجیتال و موبایل آمد کاسبی ما هم خراب شد. اما من به خاطر علاقه‌ای که به صحرا و طبیعت دارم می‌آیم.
  • بیمه یا بازنشسته هستید؟
نه؛ هیچ‌کدام.
  • چه آدم‌هایی در اینجا به شما مراجعه می‌کنند؟
همه جور آدم به اینجا می‌آید. گردشگر خارجی، شهرستانی، تا هنرپیشه‌ها و آدم‌های معروف. مثلاً حمید جبلی، بازیگر، چند وقت پیش آمد و عکس گرفتم. اما همدانی‌ها و کسانی که من را می‌شناسند بیشتر مراجعه می‌کنند و برخورد خوبی با من دارند.
  • چه نوع عکسی را دوست دارید؟
من دوست دارم هر عکسی که می‌گیرم عکس شادی باشد؛ چه عکس از طبیعت و چه عکس از افراد. دوست دارم موجب شادمانی شوم. اگر کسی که پیش من می‌آید اخم کرده باشد عکس نمی‌گیرم.
  • کسی برای آموختن عکاسی پیش شما می‌آمد؟
بله؛ تا چند سال پیش دانشجوهایی که با دوربین‌های آنالوگ رشته عکاسی را شروع می‌کردند می‌آمدند. چون با دوربین‌های قدیمی عکاسی می‌کردم و با دیافراگم و سرعت این دوربین‌ها آشنا بودم.
  • هیچ اتفاق افتاده که سازمان‌ها و مسئولان از شما بخواهند از مراسمی عکاسی کنید؟
نه؛ تاکنون چنین درخواستی از من نشده.
  • در مجالس و عروسی‌ها هم عکاسی می‌کردید؟
بله؛ در همدان قدیم رسم بود کسانی که می‌خواستند عروسی با شکوهی داشته باشند عکاس ببرند. این بیشتر در طبقه بازاری‌ و کارمندان بود و در بین مردم فقیر رایج نبود.
  • قدیم که فیلم‌ها ۲۴تایی و ۳۶تایی بود معمولاً چند فریم را خراب می‌کردید؟
بستگی به این داشت که خودم ظاهر و چاپ کنم یا به چاپخانه بدهم. معمولاً وقتی خودم انجام می‌دادم بیشتر فیلم‌ها سالم بود اما وقتی به عکاسی‌های دیگر می‌سپردم گاهی نور زیاد می‌دادند و عکس‌ها محو می‌شد.
  • تجربه بازیگری چطور بود؟
اگر با دوربین آشنایی نداشتم نمی‌توانستم به راحتی مقابل دوربین تلویزیون و سینما بایستم و بازی کنم. بازیگری که وارد این عرصه می‌شود بهتر است با این رشته‌ها آشنایی داشته باشد و مهم‌تر این‌که حتما آموزش دیده باشد.
  • در رشته عکاسی به کار کدام عکاس علاقه‌مندید؟ مثلاً دوست داشتید جای کدام یک از عکاسان مطرح باشید؟
من دوست ندارم جای هیچ کس دیگری باشم؛ همین که جای خودم هستم بسیار راضی‌ام. وقتی جای خودم هستم کار خودم را ارائه می‌کنم؛ مثلاً در سریال «مکتب‌خانه» نقش مرا چندین نفر بازی کرده بودند اما هیچ‌کدام کار من نشد و مردم مرا می‌شناسند. هر کسی را برای کاری ساخته‌اند. من دوست دارم هر روز بر چهره چند نفر لبخند بنشانم و این بهترین لذت است.
  • امروز که در دهه هفتم زندگی هستید و سال‌ها عمر خود را در راه بازیگری و عکاسی گذرانده‌اید، فکر می‌کنید مردم همدان و نهادهای دولتی حق شما را ادا کرده‌اند؟
مردم همدان بسیار قدر‌شناس هستند؛ اما من زمان بازیگری فکر می‌کردم مرا بیمه کنند و در این سن و سال حقوقی داشته باشم تا مجبور به کار کردن در این سن نباشم. اگر بیمه بودم و حقوق بازنشستگی داشتم بیشتر وقتم را در خانه به نوشتن نمایشنامه می‌گذراندم؛ اما اکنون درآمدی ندارم. هر کسی هنر و کاری انجام می‌دهد، می‌خواهد آتیه و آینده خود و خانواده‌اش را تأمین کند و من حدود ۴۰ سال در اداره ارشاد، رادیو، تلویزیون و سینمای جوان بازی کرده‌ام و گاهی نوشته‌ام، اما نتیجه‌ای حاصلم نشده است. برای مثال ۱۴ ماه که در سریال مکتب‌خانه کار کردم مبلغ ناچیزی به من به‌صورت قسطی پرداخت کردند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، ناصر صفا ، عکاسی همدان ، تئاتر همدان ،

جمعه 18 دی 1394

آخرین بازمانده راسته زنجیرباف‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،

گفتگو

آخرین بازمانده راسته زنجیرباف‌ها

نویسنده: حسین زندی/ خبرنگار همشهری -همدان
آخرین بازمانده راسته زنجیرباف‌ها
محله کبابیان همدان از جمله محله‌های قدیم این شهر است که دارای چمنی به همین نام است. همدان قدیم از مجموعه محله‌هایی شکل گرفته بود که در آنها محوطه ای میدان مانند، به نام چمن وجود داشت که مشاغل محلی در حجره‌ها و دکان‌های اطراف آن مشغول کار بودند...
1394/10/15
محله کبابیان همدان از جمله محله‌های قدیم این شهر است که دارای چمنی به همین نام است. همدان قدیم از مجموعه محله‌هایی شکل گرفته بود که در آنها محوطه ای میدان مانند، به نام چمن وجود داشت که مشاغل محلی در حجره‌ها و دکان‌های اطراف آن مشغول کار بودند. چمن کبابیان یکی از این محوطه های قدیمی است.استاد «علی زنگنه» متولد 1321 است. او می گوید مدت 50 سال است در مغازه دود گرفته‌اش در چمن محله کبابیان مشغول زنجیر‌بافی است و در دهه هفتم زندگی همچنان از پشتکار می گوید.
زنجیر‌بافی از جمله هنرهای دستی است که به وسیله مفتول سیمی با انبر، چکش و سنان بافته می‌شود. مفتول های سیمی را به اندازه دلخواه با انبر قطعه قطعه می کنند، سپس سیم بریده شده را با انبر روی سنان قرار می دهند و با چکش روی آن به روشی می‌کوبند تا خم شود و به شکل دلخواه درآید. در این نوع کار از هیچ نوع مواد چسباننده و جوش فلزی استفاده نمی‌شود و فقط تبحر استاد‌کار و ظرافت کار اوست که به زنجیر حالت می دهد. پس از ورود فناوری جدید آهنگری و جوشکاری زنجیرسازی جای زنجیر‌بافی را گرفت و بیشتر زنجیرها به‌صورت صنعتی تولید می شود. در گفت و‌گو با استاد علی زنگنه، که از جمله حافظان هنر دستی زنجیر‌بافی است، درباره گذشته این هنر در همدان پرسیدیم.
  • پیش از این‌که در این محله مغازه دایر کنید چه شغلی داشتید؟
من قبل از این‌که به این محله بیایم در تهران مغازه زنجیربافی داشتم. من در همدان ازدواج کردم اما همسرم راضی نشد با من به تهران بیاید، مجبور شدم درهمدان ماندگار شوم.
  • از گذشته چمن کبابیان چیزی به خاطر دارید؟
محله کبابیان به همین شکل بود، یک بخشی از آن را خراب کردند و خانه‌های نو ساختند و یک بخشی هم کهنه شده است.
  • شغل‌هایی که در 50 سال گذشته در این محله بوده هنوز یادتان هست؟
مشاغل دفه‌سازی(ابزاری در فرش‌بافی)، نجاری، بقالی، عطاری، آهنگری و شغل‌های دیگر در گذشته البته نه به شکل امروزی رایج بود. برخی مشاغل هم که دیگر فراموش شده است.امروز شغل هایی مثل سوپرمارکتی، نانوایی، تعمیرکار پول شمار، لوله‌کش، آژانس، زنجیربافی و سه مغازه کوچک نجاری جایگزین شده است.
  • حرفه‌ها و شغل‌های محله کبابیان کاربردی بود؟ تولیدات شما در همین محله مصرف می‌شد؟
شغل‌ها با هم مناسبت داشت، برخی اقلام و کالاها اینجا ساخته می شد و همین جا هم به فروش می‌رفت. اما زنجیربافی اینجا خریدار ندارد یا از بازار می‌آیند و می خرند یا از تهران و شهرهای دیگر مراجعه می‌کنند.
  • زنجیربافی را کجا یاد گرفتید؟
زنجیر‌بافی را از راسته زنجیرباف‌ها در بازار همدان یادگرفتم. قدیم به این شکل نبود. ده‌ها مغازه زنجیربافی در همدان وجود داشت که در هرکدام 5 یا 6 شاگرد و کارگر کار می کردند. اما حالا در کل همدان سه نفر مشغول زنجیربافی هستیم؛ بقیه از این کار دست کشیده اند و دنبال کار دیگری رفته اند.
  • این زنجیر چه کاربردی دارد؟ مواد اولیه تان از کجا می آمد؟
در قدیم برای حیوانات استفاده می کردند، می بستند گردن گاو تا فرار نکند. البته از این زنجیرها زخیم‌تر بود. همه مواد خام ما از تهران می آمد. زنجیرهایی که حالا درست می کنم بیشتر برای دربازکن «اف اف» و آبگرمکن و... استفاده می شود.
  • سابقه این شغل به چند سال پیش برمی گردد؟
به بیشتر از 1000 سال پیش. قبل از این‌که سیم تولید شود از تسمه‌های فلزی خام ساخته می‌شد که خیلی مشکل‌تر بود و در کوره های آهنگری ساخته می شدند. سابق بر این‌که ماشین نبود بیشتر کارها را چهارپایان انجام می دادند؛ به همین خاطر برای بستن چهارپایان از زنجیر استفاده می‌کردند.
  • روزی چند‌متر زنجیر می بافید؟ درآمد کار چطور است؟
حالاکه زمستان است 50‌متر اما بهار که روزها بلند می شود تا 70‌متر می بافم. درآمدم خوب است و راضی هستم. این کار مثل المپیک است؛ یکی طلا می گیرد، یکی نقره و یکی برنز. هرچه تلاش کنی همان‌قدر درآمد دارد.
  • شما طلا گرفتید یا برنز؟
من خدارا شکر طلا گرفتم.
  • مشتری‌های شما بیشتر چه کسانی هستند؟
از تهران 20 شرکت درخواست زنجیر دارند اما بافنده ای نیست. یکی از مهندسان صنایع به من گفت ما 20 میلیون تومان وام می دهیم سه چهار نفر کارگر بیاور، گفتم 20 میلیون برای خودتان، کسی در این شغل کار نمی کند. جوانان درس می خوانند فوق‌لیسانس می گیرند و بعد بیکار می گردند. زنجیربافی پشتکار می خواهد.
  • پس امروز مردم زنجیرهای مورد نیاز را از کجا تهیه می کنند؟
زنجیرهای صنعتی را در چین می سازند، می خرند و می آورند.
  • مشابه چینی این زنجیرهای دستی در بازار نیست؟
نه نمی‌توانند تولید کنند، کسی بخواهد این کار را یاد بگیرد باید چندسال شاگردی کند. چند نفر از اهالی محل گاهی پیش من می آیند و می نشینند.یک روز یکی از آنها به من گفت من زنجیر‌بافی را یادگرفته‌ام بلند شدم گفتم بیا بنشین درست کن. یک ساعت تلاش کرد یکی را خراب کرد و یکی را هم کج درست کرد.
  • در گذشته چند نوع زنجیر می بافتید؟
بیش از ده نوع. گاوبند، گوساله‌بند، رشمه، خشخشه، قوزو‌بند و...
  • زندگی شما همیشه از این راه گذشته؟
همیشه خدا رسانده است. یک بار عروسی پسرم نزدیک بود. همسرم گفت پول بده فردا برویم خرید، گفتم فردا صبح بیا. با خودم گفتم خدایا چکار کنم! فردا صبح یک تاجر اصفهانی آمد 300 هزار تومان سفارش داد.
  • چرا شاگرد تربیت نکردید؟
من 20 تا شاگرد داشتم اما همه رفتند. چون 5 سال باید بدون درآمد کار و شاگردی کنند تا یاد بگیرند اما کسی صبر نمی کند.
  • مهم‌ترین ویژگی کار شما چیست؟
خصوصیت کار ما این است که نه می توان از آن کم گذاشت نه می شود کم فروشی کرد، چون اگر یک چکش هم کم بزنی مشخص می‌شود.
  • آیا از کار شما مستندی تهیه شده است؟
تا حالا 6 مرتبه از کار من فیلم گرفته اند. اما چه فایده؟ مصاحبه هم بوده شاید کسی حوصله فکر کردن درباره راه حفظ و نگهداری مشاغلی را که جایگزینی ندارند و در حال فراموشی هستند،ندارد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%81%E2%80%8C%D9%87%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: مشاغل و حرفه های قدیم همدان ، مشاغل همدان ، همشهری همدان ، زنجیر بافی همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic