تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب جشن ها


تاریخ انتشار: 19 فروردین 1395  -  12:04:03 قبل از ظهر(AM)
پرینت بگیرید

انتخاب خبر- حسین زندی: فعالیت مدنی تعطیلی ندارد و کسانی که کار داوطلبانه را برگزیده اند همیشه آماده هستند. فعالان حوزه گردشگری در همدان نیز در تعطیلات نوروزی با برنامه های گوناگون به استقبال  نوروز همدان و میهمانانش رفتند. برخی از راهنماها به صورت داوطلبانه در اماکن گردشگری همدان به راهنمایی مسافران مشغول بودند و نمایندگان تشکل ها نیزبا حضور در ستاد استقبال نوروزی در کنار نمایندگان سایر نهادهای دولتی در طول تعطیلات نوروز حضورداشتند. یکی از برنامه های آنان که توسط انجمن سعدی پژوهی همدان با همکاری اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد تور یک روزه همدانگردی بود.این برنامه  در دوازدهمین روز نوروز با حضور تعدادی از اعضای تشکل­های گردشگری، انجمن های ادبی و مسافران نوروزی با اجرای سعدی خوانی، شاهنامه خوانی و موسیقی همراه بود.

برگزارکنندگان این مراسم هدف خود را از چنین برنامه هایی رساندن پیام های فرهنگی به گوش مدیران ارشد شهری و آشناکردن گردشگران با ظرفیت فرهنگی و ادبی استان عنوان کردند.آنان همدان را یکی از استانهایی عنوان می کنند که برای گردشگری ادبی مناسب است.

افراد شرکت کننده در این برنامه پس از بازدید از مکان های فرهنگی شهر از جمله برج قربان، شیرسنگی، گنبد علویان، آرامگاه بوعلی و باباطاهردر جوار میدان باباطاهراز (کافه داره تا) برنامه اصلی خود را اجرا کردند.

در ابتدای برنامه محمدصالح صفری دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان با اشاره به فعالیت های انجمن گفت:

بیا که فصل بهار است تا من و تو به هم          به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

به جایِ سروِ بلند، ایستاده بر لبِ جوی             چرا نظر نکنی یارِ سرو بالا را ؟

قریب به یک سال و نیم است که با تعدادی از ادب دوستان و فرهیختگان، به تشکیل جلسات سعدی پژوهی می­پردازیم و درآن به تشریح و تفسیر آثار استاد سخن اهتمام داشته­ایم. تشکیل انجمن سعدی­پژوهی دوعلت عمده داشت. اول علاقه وافر شخص بنده به حضرت سعدی و دیگر احساس جای خالی پندهای اخلاقی استاد سخن در جامعه ما.

او افزود: علاوه بر جلسات سعدی پژوهی، جلسات متعدد دیگری از قبیل شاهنامه خوانی، مثنوی خوانی و حافظ خوانی، در اقصا نقاط شهر و کشورمان برگزار می­شود. سوالی که برای حقیر و احیانا برای دیگر بزرگان پیش می آید این است که ضرورت شکل گیری انجمن های ادبی و خواندن و تشریح آثار کهن ادبیات فارسی چیست؟ چرا باید آثار کسانی مورد توجه ما قرار گیرد که بعضا هزارسال پیش می زیسته اند؟ بنده به سه مورد از دلایل و اهداف شکل گیری این جلسات می پردازم.

صفری با اشاره به این دلایل گفت: به نظر بنده اولین دلیل جلوگیری از نابودی فرهنگ و زبان پارسی است، ما در قرن 21 و عصر ارتباط و فناوری زندگی می کنیم. هرچند که تکنولوژی فواید بسیاری در بر دارد(که هرگز منکر آن نیستیم) اما امروزه به جهت استفاده نامتعارف اقشار جامعه از آن، تنها روی زشت و فرهنگ زدای خود را به ما می نمایاند. برای مثال در همین برنامه ها و فضای مجازی، بسیاری ستم و بی مهری به فرهنگ و زبان پارسی صورت می گیرد. از نوشتن فارسی با البیای انگلیسی(فینگیلیش) تا مخفف نویسی های بی مورد و به کار گیری از کلمات سخیف و بی ریشه. ادبیات ما با این ناملایمی ها بیگانه نیست. در تاریخ ادبیات فارسی دو شخص بزرگ از فروپاشی و انحطاط زبان و فرهنگ پارسی باآثار خویش جلوگیری کرده اند؛ نخست حکیم فردوسی با سرودن شاهنامه و دیگری سعدی شیرازی همزمان با تاخت و تازهای وحشیانه و افسارگسیخته مغول که میراث مادی و معنوی ما را دستخوش نابودی قرار داده بود. اما من از همین جا به همه اقشار جامعه این قول را می دهم که افرادی همچون فردوسی و سعدی دیگر نخواهند آمد تا یک تنه زبان پارسی را زنده نگه دارند. بلکه خود ما باید دست به کار شویم و دست از تخریب فرهنگ خود برداریم.  

دبیر انجمن سعدی پژوهی در بخشی از سخنرانی خود گفت: تلنگر به خانواده های ایرانی از دیگر دلایل ضرورت استفاده از آثار گرانسنگ فارسی است. آثار ادبیات کهن در بین خانواده های ایرانی به دست فراموشی سپرده شده است. گویی هیچکس به فرهنگ و ادب نیازی ندارد! گویی فرهنگ و اب پارسی که برای غیر ایرانیان ارزشمند و منبع الهامات فرهنگی است، دیگر در بین ما جایگاهی ندارد! به واقع به غفلتی عظیم فرو رفته ایم. این در حالی است که آثار ادبی ما در گذشته ای نه چندان دور به فراوانی مورد استفاده و آموزش قرار گرفته است. نخستین کتابی که به کودکان نوآموز در مکتب خانه  تدریس می شد، گلستان سعدی بود. حال از افراد جامعه در مورد آخرین اثر ادبی ای که مطالعه کرده اند بپرسید. در بهترین حالت پاسخی که به شما خواهند داد این است که دیوان حافظ را در شب یلدا باز کرده و فالی از آن گرفته اند! آیا ادبیات غنی ما تنها در دیوان حافظ خلاصه شده است؟! آیا دیوان حافظ محدود است در خرافه ای به نام فال؟!

او در ادامه گفت: ترویج تعالیم ادبیات فارسی را نباید فراموش کرد، جامعه ای که روز به روز از آموزه های اخلاقی فاصله می گیرد بیش از پیش به تعالیم اخلاقی نیازمند است. آموزه هایی لطیف از ادبیات کهن ما. به جرات می توان گفت هیچ مسئله اخلاقی وجود ندارد که حضرت شیخ اجل در گلستان یا بوستان خود به آن اشاره نکرده است. از آموزه های عمیق و عرفانی گرفته(مثلا وحدت وجود و نیست بودن همه موجودات در برابر هستی مطلق که ذات پاک باری تعالی است) تا مسائل مورد نیاز در زندگی روزمره(مثلا توجه به کاسب محل و برطرف کردن نیازهای معیشتی از او)

امید است تا باتوجه به این اهداف، نسبت به زبان و فرهنگ خویش مهربان تر باشیم و با خواندن و ترویج آثار بزرگان ادب پارسی، در حفظ و حراست از این «قیمتی درّ» کوشا باشیم.

صفری در پایان حکایتی از گلستان را برای حاضران خواند و گفت: در پایان برای تبرک  و همچنین جلب نظر حضار گرامی به تعالیم حضرت شیخ اجل، حکایاتی از گلستان خوانده می شود.

یکی روستایی سقط شد خرش        علم کرد بر تاک بستان سرش

جهاندیده پیری بر او برگذشت        چنین گفت خندان به ناطورِ دشت

مپندار جان پدر کین حمار             کند دفع چشم بد از کشتزار

که این دفع چوب از سرو گوش خویش     نمی­کرد تا ناتوان مرد و ریش

چه داند طبیب از کسی رنج برد؟      که بیچاره خواهد خود از رنج مرد!

این حکایت مبارزه ایست ادبی و لطیف در مقابل خرافه. در زمان گذشته اعتقاد بر این بوده است که سر حیوانات مرده دفع بلا کرده و از خانه و بوستان، حفاظت می کند! سعدی در این حکایت از زبان آن حکیم جهاندیده و با دلیلی کاملا منطقی به مبارزه با این باور غلط می پردازد.

حیدر زندی دبیر انجمن شاهنامه خوانی سرو سایه فکن تهران از دیگر سخنرانان این مراسم بود که به نوروز در شاهنامه پرداخت. او ابتدا به شان و جایگاه مفاخر فرهنگی اشاره کرد و گفت: ما برای توسعه گردشگری نباید به جایگاه مفاخر فرهنگی آسیب یزنیم. اگر در آرامگاه بوعلی یا باباطاهر مراسمی برگزار می شود باید با شخصیت این بزرگواران همخوانی داشته باشد این مکان ها فضای اجرای برنامه های سرگرمی وشوهای تلوزیونی نیست، بهتر است مدیران شهری فضاهای دیگری برای برنامه های تفریحی در نظر بگیرند.

او با اشاره به نوروز در شاهنامه گفت: در اساطیر ایرانی سیاوش ایزد نباتات است و با مردن او خشکسالی آغاز می شودو با زایش کیخسرو دوباره چشمه ها جوشان و دشت ها سبز می شوند، گذر سیاوش از آتش را هم می توان نمادی از زایش و ظهور دوباره او یعنی ایزد نباتی دانست. نوروز در آغاز فصل بهار و در معتدل ترین هوا جشن گرفته می شودزمانی که ایزد مهر یا میتره به اوج قدرت خود می رسدو بین گرما و سرما تعادل ایجاد می کند.

دبیر انجمن سرو سایه فکن افزود: در شاهنامه هم اعتدال مشهود است برای نمونه زمانی که بیژن در چاه افراسیاب گرفتار است گودرز از کیخسرو می خواهدبرای نجات بیژن کاری انجام دهد کیخسرو پاسخ می دهد؛

بمان تا بیاید مه فرودین             که بفروزد اندرجهان هوردین

بدانگه که برگل نشاندت باد          چو برسد همی گل فشاندت باد

بگویم تراهرکجا بیژن است          بجام اندرون این مرا روشن است

تا پیش از نوروز که همه چیز به حالت اعتدال در نیامده و هر چیزی در جای خودش قرار نگرفته کیخسرو نمی تواندبیژن را در جام جهان بین خود ببیند. سپس کیخسرو به جام نگاه می کند و در می یابد که بیژن در چاهی به نام ارژنگ زندانی است.

چونوروز فرخ فراز آمدش                  بدان جام روشن نیاز آمدش  

یکی جام بر کف نهاده نبید                 بدوی اندرون هفت کشور پدید

همه بودنی­ها بدوی اندرا                   بدیدی جهاندار افسونگرا

او در بخشی از سخنانش گفت: نوروز و روز آغاز فروردین که به نام  اورمزد نامگذاری شده روزی سپند و فرخنده است و کارهای مهم در این روز آغاز می شده است برای نمونه در شاهنامه آغاز پادشاهی کیومرث در برج بره که برابر با فروردین است آمده است.

همچنین پیدایش جشن نوروز در شاهنامه به جمشید نسبت داده شده و جمشید نیز در روز اورمزد از ماه فروردین به تخت می نشیند و دیوان او را به آسمان می برند.

به جمشیدبر گوهر افشاندند               مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال­نو هرمز فرودین                    برآسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند                     می و رود و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار                 به ما ماند از آن خسروان یادگار

در پایان مراسم استاد علی اصغر طاهری خواننده پیشکسوت همدانی با اجرای بهاریه هایی برنامه را به پایان برد. 

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=7942,1

در ادامه، گزارش تصویری حسین زندی، عکاس خبرنگار انتخاب خبر از این مراسم را مشاهده کنید.



برچسب ها: تشکل های ادبی همدان ، تشکل های گردشگری همدان ، گردشگری ادبی ، سعدی خوانی در همدان ، باباطاهر ، همدان گردی ،

گفت و گو با محمد رضا مظفری کار گردان سنقری به بهانه حضورش در جشنواره

حضور آقای نقاش و بچه هایش در بیست و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان

حسین زندی- محمد رضا مظفری مربی کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان شهرستان سنقراستان کرمانشاه است اودر کنار آموزش در کانون پرورش فکری این شهر، فعالیت های نمایشی خود را با عضویت در انجمن نمایش سنقر از سال 1370  با بازیگری آغاز کردو در نمایش های مانند "قمر در عقرب""نقل آخر"   "هفت نقل" "یاد صیاد" نمایش"اسفار"  ونمایش های بسیاری به عنوان بازیگرایفای نقش کرده است، مظفری همچنین در سال های اخیر نویسندگی و کارگردانی چندین نمایش را برعهده داشته و در جشنواره های مختلف  شهرستانی و استانی شرکت کرده است. این کارگردان با نمایش آقای نقاش و بچه ها در بیست و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور دارد که نقطه نظرات اورا در مورد نمایش سنقر و حضورش در این جشنواره در این گفت و گو می خوانیم:

آقای مظفری تئاتر از چه دوره ای وارد سنقر شد؟ اگر ممکن است اشاره ای به تارخچه نمایش در این شهر بفرمایید.

نمایش سنقر با سابقه ای 50 ساله که توسط اشخاصی مانند یحیی حسین پورو دیگر هنرمندان پایه ریزی شده  وتوانسته است درطول این نیم قرن فعالیت های مختلف و شاخصی را داشته باشد و آثار مختلفی را تولید و عرضه کند هنرمندان پیشکسوتی که با کمترین امکانات و فقط با عشق و تلاش خالصانه خود توانسته اند چراغ این هنر زیبا و تاثیر گذار را روشن نگه دارند در بیست سال اخیر نیز دوستان بنده مانند برداران برفی – مجتبی حشمتی منش – علی حشمتی – قدرت  سالاری و تعدادی دیگر از هنرمندان نمایشی توانسته اند نمایشهای قابل توجه ای را ارائه دهند امروز هم ما شاهد حضور تعدادی دیگر از علاقمندان نسل جدید برای حضور در کارهای نمایشی هستیم که این دوستان نیز می توانند در کنار هنرمندان پیشکسوت فعالیت های نمایشی شایسته ای را تولید کنند.

شما در این شهر چه فعالیت های داشته اید؟

در طی ده سال اخیر که به عنوان مربی کانون پرورش فکری مشغول به کار هستم  و به دلیل علاقه به نمایشهای عروسکی و نمایش کودک و نوجوان در خصوص نویسندگی و کارگردانی نمایشهای مختلف کودک و عروسکی مانند دیگ گهنه – درخت آرزو – یک کفش مغرور – دستها – آرزوی پرده حصیری – علی مردان خان و نمایش های دیگری به طور مداوم شرکت داشته ام ودر جشنواره های نمایش کودک کانون پرورش فکری استانی و منطقه ای شرکت کرده ام ، بعد از سالها فعالیت در کار نمایش احساس می کنم علاقه شخصی بنده در راستای کار کودک  ونوجوان می تواند مثمر ثمر باشد

تجربه حضور در جشنواره بین المللی همدان را داشته اید؟

تجربه حضور بنده درجشنواره بین المللی مربوط به شرکت در جشنواره نمایشهای آیینی سنتی تهران به عنوان بازیگر در نمایش خون شیر به نویسندگی و کارگردانی آقای برفی بوده و امسال برای اولین بار با نمایش خردسال  آقای نقاش و بچه ها  در جشنواره  بین المللی نمایش کودک و نوجوان همدان شرکت دارم.

مضمون این کارتان چیست ؟

نمایش آقای نقاش و بچه ها  در خصوص شخصی به نام آقای نقاش است که تصمیم دارد کارهای خوب دو پسر خود را نقاشی کرده و در نمایشگاه نقاشی نصب کند و نقاشی کارهای بد آنها را به داخل سطل آشغال بیندازد

این کارهای با همکاری بچه  های تماشاگر انجام می گردد هدف از اجرای این نمایش درگیر کردن تماشاگر خردسال با زندگی آقای نقاش و بچه های او و نیز داوری کودک برای مشخص نمودن کارهای بد و خوب بچه های آقای نقاش است

کار برای خردسالان چه وجه تمایزی با آثاری که برای سنین دیگر اجرا می شود دارد؟

نمایش خردسال با وجود سادگی در اجرای کار بایستی نوعی روانشناسی  کودکان خردسال را که ارتباط با آنها در برخی موارد بسیار سخت است مورد توجه قرارداده و استفاده ازرنگ و موسیقی را در سطح بالایی در نظر داشته باشد تا تماشاگر خو د را بتواند برای دیدن کل نمایش ترغیب کند به نظرمن بهتر است در تئاتر خردسال دیالوگ محدود شده و جای خود را به ریتم و موسیقی بدهد

وضعیت جشنواره امسال را چگونه ارزیابی می کنید؟

در خصوص نحوه اجرای جشنواره بین المللی تاتر کودک و نوجوان در استان همدان باید بگویم خوشبختانه در طول این سالها جشنواره به همت و تلاش عاشقانه و مضاعف هنرمندان و مسئولان مربوطه به نحو بسیار شایسته ای در این استان برگزار می شود و به یقین جشنواره امسال نیز بسیار گسترده و هدفمند و زیبا برگزار خواهد شد

شریط کار درشهرستان شما چگونه است ؟ از سوی نهادهای متولی چه حمایت هایی دریافت می کنید؟

متاسفانه با وجود خلاقیت نمایشی و تصویری بسیار در نمایش  کود ک ونوجوان فعالیتهای اندکی در این عرصه  در شهرستانها انجام می شود که دلایلی  مانند نبود علاقه و آشنایی هنرمندان نمایش به کار کودک ونوجوان – توجه کم به مسائل کودک و نوجوان از طرف مسئولین – عدم حمایت  مالی که یکی از عوامل مهم درتولید کار کود ک و نوجوان است می توان اشاره کرد

ولی باید در نظرگرفت که تئاتر کودک و نوجوان به راحتی قابلیت ارتباط مستقیم و قدرتمندانه ای می تواند نه فقط با قشر کودک و نوجوان و حتی با تماشاگر بزرگسال ایجاد کند و این اتفاق در سایه حمایتهای اداری  و مالی و توجه بیشتر هنرمندان به موضوع کودک و نوجوان میتواند صورت گیرد

در پایان لازم می دانم از حمایت صمیمانه خانم نیلوفر مظفری مسئول کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان سنقر در جهت آماده سازی این نمایش کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم.

سپاس

 

 از روزنامه همشهری همدانتاریخ 19 مهرماه 1393


برچسب ها: تئاتر همدان ، تئاتر سنقر ، جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان ، همشهری همدان ،

ظرفیت گردشگر پذیری جشنواره ها مورد غفلت مسئولان

حسین زندی

بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک و نوجوان از ۱۵ تا ۲۱ مهرماه در همدان برگزار خواهد شدو به سنت سال های پیشین گروه های نمایشی زیادی از سراسر ایران همراه گروه های خارجی در این جشنواره حضور خواهند داشت.

مسئله مهمی که در برگزاری جشنواره ها مورد غفلت واقع شده است موضوع گردشگر پذیری جشنواره ها است ، وقتی جشنواره ای در یک استانی برگزار می شود می تواند ظرفیت عظیمی برای جذب گردشگر ایجاد کند، یکی ازتفاوت های مهم جشنواره هایی که در ایران برگزار می شود به ویژه جشنواره تئاتر کودک و نوجوان که عنوان بین المللی را نیز همراه دارد با جشنواره های خارجی همین موضوع است ، در جشنواره های خارجی چه محلی و چه بین المللی این موضوع بسیار مهم است و توانسته اند موفقیت چشمگیری داشته باشند، با نگاهی به کارنامه جشنواره هایی مانند کن و حضور گردشگرانی که باهدف این جشنواره به محل برگزاری آن سفر می کنند می توان به موفقیت آن واهمیت موضوع پی برد.

اماباید از مدیران فرهنگی استان پرسید به غیر از مهمانان دعوت شده به جشنواره آیا کسی به منظور دیدن کارهای و اجراها در این جشنواره به همدان سفر می کند؟ مسئولانی که توسعه استان را در گرو توسعه گردشگری می دانند تاکنون از این ظرفیت بالقوه چه بهره ای برده اند؟ مسلما به این نکته در همدان هیچ توجهی نشده است و یا دربرنامه ریزی کلان استان جایگاهی برای گردشگری هنری  وجود ندارد در حالی که گردشگری هنری یکی از زیر شاخه های مهم گردشگری فرهنگی است و کسانی که در زمینه گردشگری فعالیت می کنند هرگز نمی توانند ازفواید آن چشم پوشی کنند.

معمولا در حاشیه جشنواره ها گاهی برنامه  های جانبی از محتوا و اصل جشنواره جذاب تر است واما در جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان ، جز برنامه افتتاحه که چند صد نفر مخاطب دارد و نسبت به جمعیت نیم میلیون نفری شهر همدان بسیار ناچیز است برنامه ی جذابی دیده نمی شود

برگزاری جشنواره در هرشهری می تواند آن را از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متحول کند و همه شهروندان  می توانند از این فرصت بهره ببرنداما آیا ازمدیران فرهنگی همدان تاکنون از خود پرسیده اند این جشنواره چه تاثیری بر معیشت مردم محله های مختلف داشته است؟ و یا در این زمینه  برنامه ای داشته اند؟

پیشینه تئاتر مدرن در همدان به اجراهای میرزاده عشقی و پیش از مشروطه باز می گردد، برگزاری جشنواره تئاتر پس از انقلاب از همدان آغاز شد اما ردپایی از این گذشته درخشان کمتر دیده می شود ، هنوز موزه تئاتر در همدان وجود ندارد و هیچ یک از سالن های قدیمی حفظ نشده است، ایجاد موزه تخصصی اولین گام برای دعوت از گردشگراست.

-         حضور هنرمندان برجسته کشورو حتا هنرمندان خارجی فرصتی است که می تواند در زمینه آموزش های کوتاه مدت در طول جشنواره هنردوستان و هنرمندان را به سوی همدان بکشاند

-         اگر شرایطی ایجاد شود تا هنرمندان همدانی که در مرکز و خارج از استان فعالیت می کنند بتوانند در زادگاه خود هنرآفرینی کنند و کار تولید کنند زمینه ساز حضور دائمی دیگر هنرمندان خواهد شد و همدان را به سمت یک شهر هنر آفرین خواهد برد.

-          در سال های اخیر سالن های جدیدی احداث شده است اما کافی نیست و باید مجموعه سالن های جدیدی ساخته شود ، در این زمینه می توان از بخش خصوصی استفاده کرد، اگر سالن کافی در استان وجود داشته باشد می توان همه اقشار جامعه را با تئاتر و به طور کلی با مقوله هنر آشنا کرد.

آنچه مشخص است مسئولان از جشنواره تنها  به عنوان یک پدیده تبلیغاتی استفاده کرده اند وبه ارئه آمار در رسانه ها اکتفا می کنند به همین دلیل جشنواره گامی به جلو برنداشته و به یک برنامه سالانه یکنواخت تبدیل شده است ،درحالی که با ایجاد بستر مناسب و بهره گیری از بخش های مختلف به ویژه بخش خصوصی می توان همدان را به یکی از شهرهای مقصد گردشگری فرهنگی- هنری تبدیل کرد

 


برچسب ها: جشنواره بین المللی تئاتر کودک ونوجوان همدان ، جشنواره ، تئاتر همدان ، جشنواره های همدان ، گردشگری ، گردشگرپذیری ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،مطالب در خبر گزاری ها ،تاریخ ،جشن ها ،زیست بوم ،

 

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

مراسم گرامی داشت روز همدان با یاد دکتر علی اقبالی

حسین زندی

 دکتر پرویز اذکایی :باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .

 

یکی از مولفه های توسعه فرهنگی ، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است.پررنگ شدن نقش حکومت هاودولت ها در امور فرهنگی ، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن  را از تولیدات فرهنگی می گیرد وبه یک پدیده  تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها ومناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می کند وهم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلو گیری می کند . پس به نظر می رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد . برگزاری روز همدان توسط سازمان های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی ، اعضای شورای شهر قدیم وجدید ، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد.اعضای سازمان های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.

  پس از اجرای آیین های رسمی ،عباس زند با معرفی بابک مغازه ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگروضعیت چشمه های همدان بود.عباس زندگفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می شد هرگز گل آلود و آلوده نمی شدند این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .

زند در ادامه گفت:در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند

. عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.

سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی ، بنیانگذار رشته های نقشه برداری ، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت :دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و  علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند . تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود وچشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.

پس از دکتر شکوفه اقبالی  سخنران سوم ،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند .او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند». مهندس علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند .در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های  خاکش ،ای اسف تورا محو کرده.

پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است

دکتر پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله ، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند ، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت .اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه های محیط زیستی ، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.

 دکتر پرویز اذکایی سخنانش را اینگونه آغاز کرد:با درود به روان دکتر اقبالی و با تشکر از شاگرد خلفش دکتر غلامی و دکتر فرهانچی به خصوص از جناب آقای حسین زندی، امتثال امر کردم و با وجود این که در حال نقاهت هستم بیایم. فرمودند در باب تاریخ قاجاریه صحبت کنم برای شما از بس که درباره تاریخ باستان و مفاخر گذشته داد سخن سر داده اند و شعار دادند، اول تعجب کردم بعد دیدم اتفاقا موضوع خوبی است اما بسیار وقت کم به بنده مرحمت فرمودند و گفتند اگر آخر سوالی بود جواب دهم من از وقت مقرر تجاوز نخواهم کرد.

دکتر پرویز اذکایی گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است.  نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود. با این مقدمه باید گفت دوره تجدد، همواره با مشکلات زیادی مواجه شده که هنوز ادامه دارد در سال1201 هجری قمری آغامحمدخان قاجار پس از شکست دادن آخرین امرای سلسله زندیه مثل علیمرادخان در شیراز محمدخان زندی را که به همدان گریخته بود شکست داد . قلعه اشکانی روی تپه مصلای همدان را خراب کرد و تنها برج کوچکی از آن باقی ماند که در زمان ما به آن (تاکه برج) می گفتند ، امروزه از آن تاکه برج هم آثاری باقی نمانده دکتر اذکایی ادامه داد آن چه مسلم است این که تحکیم و دوام حکومت قاجاریه به مدت 150سال از حیث نیروی نظامی غالبا با ایل قراگوزلوی همدان بود . این ایل از بقایای قزلباش های زمان صفوی است اصلشان ترکمان است ، ترک نیستند در ایران ما ترک نداریم ولی قوم ترک و ترکمان داریم به صورت مجازی و استعاری می گوییم ترک. ترکمان اصیل و آن هایی که دعوی ترک بودن دارند همان قبایل مغول و ایغور و آشینوهای مغولی هستند ترکمان هم یعنی مانند ترکان که زبانشان ترک بوده است وگرنه همه ایشان اقوام ایرانی هستند حتی ترکمان ها از لحاظ نژاد هم آریاتر هستند. همچنین قوم فارس نداریم اما زبان ملی ما زبان فارسی است مثلا ما قومی داریم به نام بلوچ که پارتی خالص یعنی اشکانی خالص هستند. کردها را داریم در مغرب ایران که این ها بقایای مادها هستند و از اینها اصیل تر و آریایی تر پیدا نمی شود زبان ها متفاوت است اما همه تحت عنوان ایرانی هستیم. خواه آذربایجانی خواه ترک زبان ، خواه کرد تمام اینان اقوام ایرانی اند و حاصل جمع آن ملت ایران را تشکیل می دهد. بنابراین اگر من در این جا به ترکان اشاره می کنم منظور ترکمانان ایرانی است . قراگوزلوها ترکمان بودند و به زبان ترکمانی صحبت می کردند و حتی نه به زبان ترکی ، زبان ترکی اصیل تفاوت دارد و هرکه مدعی پان ترکیست و زبان ترکی اصل است باید برود زبان مغولی یادبگیرد.من نمی خواهم خارج از موضوع بروم اما مسائلی هست که یک عده از روی جهل و نادانی دامن می زنند .به این مسائل ملی، حتی این ترکان عثمانی یا این ترکمانانی که در آذربایجان هستند و اسم آن را آذربایجان شمالی گذاشته اند و اسم آن "اران" است و ما آذربایجان شمالی نداریم. قراباغ و اران که 6میلیون جمعیت دارد و متوقع هستند که آقای الهام علی اف 15 میلیون ترک زبان دلیر رشید ایران زمین را به خودشان متصل کنند. زهی خیال باطل!.

-دکتر اذکایی در ادامه گفت : من فقط به چند واقعه اشاره می کنم یکی این که افواج قراگوزلو (تیپ ها) تا آخرین دم پادشاهی خاندان قاجار از این خاندان و سلطنت قاجار حمایت کردند و به پاداش خدمات هم رسیدند و بیش تر مناصب نظامی را هم به سران قراگوزلو دادند .

-قراگوزلوها که از آق قویونلوها و قراقویونلوهای سابق بودند دو دسته متمایز بودند ، یکی عاشقلو و یک دسته دیگر حاجیلو و یا ازبک ها، از لحاظ اخلاق و هنجار اجتماعی به کلی با هم متفاوت بودند . عاشقلوها رزمی، جنگنده، ستمگر و ظالم بودند برعکس حاجیلوها اشخاص خیر، دانشمند، نیکوکار و عارف بیرون آمدند. سردسته این ها مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی است و خاندان مجذوبی از بقایای ایشان دوست دانشمند ما دکترذکاوتی قراگوزلو است. عاشقلوها چند فوج مشهور داشتند یکی بهادران، یکی دیگر مختاران و فوج قراگوزلوها که البته خدماتی هم داشتند.

-درعین حال تیول از روستاهای اطراف همدان راهم گرفتند بعدها به شش خانواده و طایفه معروف انقسام پیدا کردند که در دوران مشروطیت و قبل از آن به آنان خوانین "سته "یعنی خوانین شش گانه می گفتند  خاندان امیرنظام شورینی (حسام الملک قراگوزلو) وپسرش احتشام الدوله معروف بود. به مرکز خاندان شورین همدانی ها دارالظلم می گفتند چه ظلم هایی که بر این مردم بیچاره همدان در این 150 سال رفته خدا داند؟ 

اذکایی ادامه داد:خاندان ضیاء الملک  و بهاءالملک که روستاهای فقیره و آبشینه را داشتند و خاندان بسیار مشهور ناصرالملک نایب السلطنه ، اولین نایب السلطنه ایران ، ناصرالملک قراگوزلو بود که بهار و حومه آن در اختیار آن ها بود و اقوام دیگر...

-مهم تر از همه طایفه معممین همدان بودند ایشان دو فرقه بودند به طور کلی از زمان صفویه به دو فرقه اخباری و اصولی منقسم شدند اصولی ها اهل اجتهاد بودند و خاندان موجهی بودند و به امور مردم رسیدگی می کردند و حسن شهرت داشتند و آخرین اصولی مشهور هم شیخ مرتضی انصاری در نجف بود که به نام خاتم الفقها مشهور بود. اما تمام اخباری ها برخلاف اصولیون لطمات زیادی به این مملکت زدند و باعث جنگ های ایران و روس شدند . موجبات قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای را همین ها باعث شدند که شیخ محمد اخباری در تهران لطمات زیادی وارد کرد و فتوای همین اخباریون بود که مردم را تجهیز می کردند که با روس ها بجنگند درحالی که شاه زاده دلیر عباس میرزا که از مفاخر مملکت بود بسیار کوشش کرد و این جنگ باعث شد سوم ایران 17یعنی شهر قفقاز را از دست بدهیم. من نام دو تن از اخباریون که موجبات آشوب ها و بلواها و کشتار نفوس و قتل مردم بی گناه در همدان شدند را می برم. آن چه امروزه می گویند اراذل و اوباش ، لمپن به اصطلاح فرنگی ها و اصطلاح همدانی آن خزی است . خزی ها ،لات ها ،عرق خورها، لواطی ها و چاقوکش ها به دنبال این آقایان بودند آقای محمدحسین اردستانی (مختارانی) بود که با پشتوانه اراذل یادشده با صوفیه می جنگیدند. همدان همواره چهارراه حوادث بود همان طور که فلات ایران مورد تهاجم بود درمقیاس کوچک همدان یک ایران کوچک است با همه بلایا و مصائب 2700 ساله ،قدیمی به یاد دارند در هر محله همدان یک قبرستان بود این قبرستان چه کسانی بود ؟ مردم بی دفاع ، دلیر و حماسه آفرین این شهر بود . مردم همدان در مقابله و کارزار با عساکرعثمانی برادران ترک مسلمان ،هفت تا قبرستان برای ما به یادگار گرفتند. شیخ محمد علی حزین  آخرین کسی بود که بعد از حمله افغان از اصفهان فرار کرده و از همدان می گذرد می گوید70 از هزار جمعیت 25 نفر از همدان به جای مانده است آن هم پیر زن و پیرمرد ، قوم های دیگر هم که تعدادی از آنان باقی مانده بود ارامنه بودند ،یهودیان بودند و طایفه رضویان که از قم آمدند و در محله کبابیان متوطن شدند . اذکایی ادامه داد: ناگفته نماند هم ارامنه به این شهر خدمت کردند ، هم یهودیان زمان حمله عساکر عثمانی ، کشیش های ارمنی و آشوری توپ در اختیار مردم قرار می دادند یکی از خدمات بزرگ ایشان به این شهر که دلیل پایداری این شهر هم هستند یهودیان شهر بودند قومی که از دست ما بسیار آزار می دیدند "خدا پدران ما را ببخشاید" .که این ها را آزار می دادند . آن ها به ما فرهنگ می آموختند و دبستان و دبیرستان اتحاد و آلیانس را برای ما تاسیس می کردند که باسواد شویم و ما یا خودشان را اذیت می کردیم یا بچه هایشان را. یهودآزاری را اشاره خواهم کرد. 

-یکی از این آقایان اخباری متعصب ملاعبدالله بروجردی بود. خوشبختانه این هایی که اسم می برم همدانی نبودند . محمدحسین مختارانی از اردستان بود و ملاعبدالله هم از بروچرد که کورگاهش در کنار مدرسه دامغانی است. یهودی ها با تاسیس مدارس مخصوصا از دوره مغول که ما در تواریخ به یاد داریم یک مدرسه به نام مدرسه ربانی داشتند که تدریس طب هم می کردند . یکی از منجیان این مملکت و طراحان اقتصادی که در بین علمای جهان به عنوان نابغه مشرق زمین می شناسند خواجه رشیدالدین همدانی بود . بعد از مغول این جا برهوت بود آن که اقتصاد و سیاست دیوانی ما را احیا کرد و بزرگ ترین بنیاد وقف را در دنیا به نام موقوفه ربع رشیدیه بنیان گذاشت .آن بزرگوار در همدان مدرسه ربانی را دارالشفاء، داروخانه تاسیس کرد. این جماعت به فرهنگ ما هم خدمت کردند که در کتاب فرهنگ همدان رجوع کنید آورده ام که موجبات این بقای زبان ما را هم فراهم کرده اند. آن چه از زبان باستانی پهلوی رسوب کرده در زبان همدانی موجبش یهودی بودند چرا؟ چون یهودی های یک گتو داشتند گتو یعنی محله جدا، اقوامی که به اینجا تهاجم می کردند با این جماعت کار نداشتند تجارت همدان را یهودی ها احیا کردند اقتصاد شهر را همینطور . این که من می گویم باید حق ایشان ادا شود و من با هزار لفظ نمی توانم ادا کنم. دبیرستان آلیانس یکی از مراکزی شد که ما در عصر قاجاریه رفته رفته تمدن پیدا کنیم اجداد ما "خزی" بودند بپذیریم . اگر امروز مامتمدنانه این جا نشسته ایم پدران ما، اجداد ما از دبیرستان آلیانس آموختند که بعدا مدارس مسلمانان تاسیس شد و اولین آن مدرسه نصرت که مرحوم شیخ موسی نثری آن را تاسیس کرد کسانی که زبان های خارجی و زبان های فرانسه تدریس می کردند ارامنه و یهودیان بودند . بنده در همان جا هم عبری و هم فرانسه یاد گرفتم .

- اما برگردیم به ملا محمدحسین مختارانی ،اخیرا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران سندی را منتشر کرده است که نشان می دهد این شیخ "روسوفیل "بوده است این سند را آقای ابراهیم تیموری از وزارت خارجه منتشر کرده  و در آن آمده است ملامحمدحسین مختارانی به سفارت روسیه نامه می نویسد "که تو را به خدا به تزار بگویید که به ایران لشکر بفرستد من با سید باقر شفتی اصفهانی( که به دست خود30 هزار نفر را کشته است) توافق کرده ایم  همدان را من تحویل میدهم و اصفهان را سیدباقرشفتی اصفهانی تحویل خواهد داد و شما شاه را اعدام کنید." این سند اشتباها به دست راولینسون می افتد و بعد از یک قرن منتشر می شود .

محمدشاه قاجار در سال 1250 حکمران ایران بوده و مرکز حکومت محمدشاه همدان بوده است چون که او حاج میرزاآقاسی صوفی را نایب السلطنه می کند اخباری ها با او مخالفت می کنند .

گرانی 1288 را شاید از اجدادتان شنیده باشید جمعیت همدان 30هزار نفر بوده که حدود 20هزار نفر کشته می شود.

ملاعبدالله بروجردی هم در واقعه شیخیه همدان دخیل بود شیخیه پیشتاز تجارت همدان بود و تجددخواهی آن ها بعدها اسباب مشروطه را فراهم کردند آنان پیرو شیخ احمد احصایی بودند و به گفته احمد کسروی و سید حسن تقی زاده پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است 6 ماه پیش از تهران در همدان مجلس مشروطه درست می شود به اسم مجلس فوائد عامه ، چه کسی باعث آن بود ؟ شخص بزرگواری به اسم علی خان صفاالحق ظهیرالدوله، داماد ناصرالدین شاه که دستور داد هر همدانی یک آجر و یک کم گچ بیاورد که مجلس درست کنیم که در محل شهرداری فعلی قرار داشته است.

به همین دلیل چون شیخیه متحد بودند با اراذل الناس همدان در می افتند رئیس آن ها ملاعبدالله بروجردی بوده است.

پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم . با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان است  سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف ، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد . طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.

خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟

برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانیو ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.

دراین برنامه که به همت  موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد ، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  

                      

 

 

 


برچسب ها: روز بوعلی ، روز همدان ، پرویز اذکایی ، همدان شناسی ، سازمان های مردم نهاد ،

دوشنبه 14 مرداد 1392

آئین های روزه داری در مهاباد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،جشن ها ،

آئین های روزه داری در مهاباد

 

هر آیین و بدعتی اگر از پشتوانه ی قوی برخوردار باشد در جذب و جلب مردم و تقویت فرهنگ عامه موفق است.رمضان جزء مناسکی از دین اسلام است که با تکیه بر فرهنگ اسلامی پیوندی ناگسستنی با آیین ها و مراسم محلی مردم ایران دارد. و گاهی این آیین ها را از آن خود کرده است، تا جایی که بیشتر این مراسم ، آداب و رسوم را جزئی از وظایف روزه داران می دانند در حالی که برگزاری و کاربرد آن ها در نقاط مختلف کشورمتفاوت است مانند خوراکی ها ، باورها، جشن ها و حتی دعا ها اما این مناسک وقتی جنبه مردمی پیدا می کنند زیبایی  مضاعفی می یابد.

مهاباد از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی است که از فرهنگ عامه غنی برخوردار است و آیین های روزه داری نیز در این شهر پربارتر است.

 

 

خوراکی ها

خوراکی ها در مهاباد از تنوع زیادی برخوردارند  انواع شیرنی و شربت وغذا ها که گاهی پسوند کردی درپی دارد مانند "خورش کردی"، " آش کردی" و...اما بیشتر شیرینی ها ونان های محلی در ماه رمضان عرضه می شود ما نند "که لانه" وکولئره ناسکه"(کلوچه محلی )

کولئره ناسکه از خمیرشکر ، آب و آرد تهیه می شود . خمیر را پهن کرده و با مخلوط کردن زرده تخم مرغ و شیر و کاخلی و سیاه دانه با دست یا فلچه روی خمیر را آغشته می کنند.ودر تنور می پزند

برای تهیه کلانه، خمیرو کمی نمک مخلوط کرده و روی سینی پهن کرده وسط آن را پیازچه خرد کرده میریزند و به صورت دولایه روی هم در آورده وارد فر یا تنور میکنند.ومغازه های کولئره فروشی در بیشتر محله های شهرتا پاسی از شب باز هستند

 

 

افطار

مهابادی ها سعی می کنند به صورت دسته جمعی افطار کنند و در زمان افطار همه خانواده دور یک سفره نشسته باشند و پس از افطار و نیایش اگر ماه رمضان با فصل های گرم هم زمان باشد شام را در طبیعت صرف می کنند یکی از مراسم قدیمی ماه رمضان خواندن نماز تراویح است و این نماز بعد از نماز عشاء در مساجد به صورت جماعت و به نیت نمازهای یک روز کامل (20 رکعت) به صورت دو رکعتی خوانده می شود و در اول و آخر نماز دعاهای خاصی می خوانند.

 

 

 

مراسم سحری

 

در گذشته بیدار کردن مردم برای سحربا دهل بود سپس دعاهای مخصوص سحر همراه با دف زنی در کوچه و محله مرسوم شد  و امروزه یک ساعت قبل از اذان صبح موذن هر مسجد شروع به خواندن دعای سحر (صلا) می کند . برخی از مردم زمان بین افطار و سحر را در خانقاه ها سپری می کنند.

 

مراسم شب 27 ماه رمضان:

 

 مردم مهاباد ازپیروان اهل سنت هستند   27 رمضان را لیله القدر می دانند .

شب 27 ماه رمضان که مردم  به مساجد و خانقاها رفته و تا سحر به مراسم خواندن نماز و دعا همراه با دف زنی( در خانقاها) می پردازند.

مردم معتقد به انجام خیرات و قربانی در این شب و روز مبارک هستند. زنان دخترهای جوان در این شب تا سحر بیدار می مانند وبراین باورند که دوستاره در این شب باهم برخورد می کنند ویا از کنارهم می گذرند  که اگر کسی این صحنه را به چشم ببیند به مراد خود می رسد

 

شب عید فطر

با مشخص شدن عید فطر، شب عید، از مساجد توسط مؤذن های مساجد دعا و الله اکبر و لااله الا الله خوانده می شود.

صبح روز عید بعد از خواندن نماز عید در مساجد، معمولا اعضای خانواده در خانه پدربزرگ و مادربزرگ برای خوردن صبحانه روز عید  که معمولا با غذاهایی مثل خورشت کردی(تره)، قورمه سبزی و ... در کنار هم  جمع می شوند. بعد از خوردن غذا، مراسم دید و بازدید از همسایگان و فامیل برای حلالیت طلبی شروع می شود و تا پایان روز ادامه دارد.این عید از جشن های بزرگ مردم مهاباد است.

حسین زندی

روزنامه هفت صبح /دوشنبه 14 مرداد92

 


برچسب ها: ماه رمضان ، مردمشناسی مهاباد ، روزه داری ، روزنامه هفت صبح ،

یکشنبه 28 اسفند 1390

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مقاله ،جشن ها ،

هنگام نوشتن این مطلب با خبر شدم مردم شناس برجسته استاد محمود روح الامینی که در زمینه جشن های ایرانی آثار ماندگاری برجا گذاشته از دنیا رفت.از آنجا که در این یاداشت از آثار گرانبهای وی بهره مند شده،  وظیفه می دانم آن را به روان این استاد گرانقدر تقدیم کنم          یادش گرامی   

بیست  ششم اسفند ماه هشتادونه   

حسین زندی 

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

صحرا رخ خود به ابر نوروز بشست / وین دهر شکسته دل زنو گشت درست

با سبزه رخی به سبزه زاری می خور / بر یاد کسی که سبزه از خاکش رست

نوروز از جمله پدیده هایی است که به دلیل اهمیتش همواره مورد ارزیابی پژوهشگران بوده و آنچه از تو در توهای تاریخ گذشته و در طول هزارها به صورت مکتوب و شفاهی به دست ما رسیده گواه این امر است آثاری که در قرون اولیه هجری پدید آمده مانند آثارالباقیه ، زین الاخبار، تاریخ بخارا، نوروز نامه، اشعار شعرای نامدار همچنین در یک صد سال اخیر به هزاران مقاله و صدها کتاب رسیده است این روند همواره ادامه دارد در پی یافتن چرایی و چگونگی پیدایش این جشن بزرگ سخن ها می رود و هرکسی از ظن خود بدان می نگرد. اما نکته جالب توجه این است که در سال های اخیر با پیشرفت علم و پدید آمدن و تکامل علوم جدید مانند مردم شناسی، انسان شناسی، زبان شناسی، اسطوره شناسی و علوم اجتماعی و.... این راه را هموارتر کرد و در کنار آن که سوال های جدیدی مطرح کرده پژوهشگران را به پاسخ نزدیک کرده است.

-زندگی مردمان پیوسته با اسطوره ها و باورهایشان رابطه دو سویه داشته است و این یکی از رموز ماندگاری جشن ها و آیین هایی مانند نوروز است از همین روی پیگیری شکل گیری آیین ها، مناسک بویژه نوروز در دل اسطوره ها بی ثمر نیست اساتیدی مانند زنده یاد مهرداد بهار آثار گرانباری در این زمینه دارند. وی خاستگاه نوروز را بین النهرین دانسته است و قدمت آنرا به سه هزار سال پیش از میلاد می رساند و این جشن را برگرفته از جشن های آفرینش در این منطقه که در دوره های مختلف و در فصل آغاز مهر و بهار برگزار می شده می داند. اما برخی هم تفاوت های زمانی و ساختاری جشن ها و ویژگی های قوم شناسی منطقه اشاره می کنند و این فرضیه را رد می کنند و نوروز را جشن کاملا ایرانی می دانند .

-انسان ایرانی نوشدن روزگار و زایش دوباره طبیعت را دستمایه اسطوره آفرینش قرار داده و این ایام را زمان آفرینش دانسته است باور داشتن به بی مرگی، حلول و تناسخ، باز زایی و دوباره زنده شدن که همچنان در بین ایرانیان رواج دارد از تحول و دگرگونی و نو شدن طبیعت در فصل بهار سرچشمه گرفته است و یا نقش اسطوره جمشید در نوروز از همین دست است . جمشید برای ایرانیان باستان مانند حضرت سلیمان در بین مسلمانان است و هر اتفاق و پدیده مقدس و خوبی بدو نسبت داده شده است .جالب است که این رخداد ها بیشتر در نوروز توسط جمشید به وقوع پیوسته است ،تجدید دین با پیروزی بر اهریمن ،نجات    مردم از خشکسالی ، به فرمان درآوردن دیوان ،روز بر تخت نشستن ،تعیین اوزان و مقادیر، کشف شکر و نیشکر(شیرینی)،کندن جوی ها و آب راه ها جهت شستن گناهان همگی باور هایی است که به جمشید جم و نوروز مرتبط است . نکته دگر این که امروز بکتاشی های ترکیه به اعیاد و جشن های خود «جم» می گویند . به نظر می رسد این نامگذاری از باور به جمشید سرچشمه گرفته است و  آمده است که نامگذاری تخت جمشید نیز چنین است. از ویژگی های این جشن به قدرت مندی،فراگیری،زندگی بخشی و... می توان اشاره کرد به طور مثال نوروز بزرگترین و فراگیرترین جشن شرق است که بیش ازدوازده کشور از جمله :ایران،تاجیکستان، افغانستان، آذربایجان، کردستان عراق، ترکیه و... برگزار می شود و بدین جهت از این کشورها با عنوان حوزه فرهنگی نوروز یاد می شود . در بین مردم هر کشوری هر قومی با خصوصیات و ویژگی های خاصی برگزار می شود بدون آن که به چهارچوب اصلی این جشن بزرگ آسیبی برسد . نوروز به عنوان سرمایه ای عظیم و مشترک بین مردمان تاثیر متقابلی در رشد و پویایی  باشندگان سرزمین های حوزه نوروز یا«ایران فرهنگی» دارد.و از آن می توان برای تحکیم وحدت ملت های منطقه و همگرایی بین کشورها بهره برد.

-جشن آفرینش انسان ،نوزایی طبیعت، رستاخیز طبیعت،... تعابیر و عناوینی است که به نوروز داده می شود در کنار این ها می توان از نوروز به عنوان یک فرهنگ نام برد . نوروز تنها یک جشن نیست یک فرهنگ است که در آن جشن ها ،آیین ها و عناصر مختلف حضور دارند تا انسان را به آغازی دوباره نوید دهند . همه باورمندان مذاهب و ادیان از هر کشوری و قومی با اندیشه های گوناگون در کنار یکدیگر بی هیچ اختلافی از آن بهره مندند.

جشن های نوروزی را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد جشن های پیش و پس از سال نو . در جشن ها و آیین هایی که در پنجه مسترقه یا پنجه دزدیده برگزار می شود مانند جشن سوری (چهار شنبه سوری)میر نوروزی ، حاجی فیروز ،کوسه گردانی، فال گوش، شال اندازی و ده ها آیین دیگر . و دسته دوم: جشن های پس از نوشدن سال از جمله : نوروز کوچک، نوروز بزرگ، سیزده بدر و جشن های مذهبی که در آن ادغام شده اند مانند تولد زرتشت همه و همه جشن ها و مراسمی اند که  بنابر ویژگی های قومی و منطقه ای به زیبایی برگزار می شود و هر یک بررسی و پژوهشی گسترده را می طلبد و نکته دیگر اینکه باورمندان ادیان مختلف هر یک بدان رنگ و بویی مذهبی می بخشند و نوروز را جشن دینی می دانند مثلا زرتشتی ها آن را بر این اساس که زرتشت در ششم فروردین متولد شده و... جشنی زرتشتی می پندارند اما بایدتوجه داشت که در هیچ یک از کتب مقدس از جمله اوستا نامی از این جشن برده نشده شیعیان نیز وقوع قدیر خم و چند اتفاق دین و احادیث دیگر را در نوروز می دانند. و این نشان از قدرتمندی نوروز در ادوار گذشته است که از عناصر مذهبی بهره جسته اما تبدیل به جشن مذهبی نشده است و به عنوان جشن مردمی غیر دینی تا امروز عامل وحدت مردمان بوده است.

-از این عنصر گرانبها می بایست به عنوان میراث ملی برای حفظ هویت فرهنگی و گسترش صلح در جهان به ویژه ایران فرهنگی «حوزه فرهنگی نوروز» استفاده کرد و ثبت نوروز را به عنوان میراث معنوی در یونسکو به فال نیک گرفت و نوید فصلی نو و بهتر را داد همانگونه که نوروز این رسالت را داراست

منابع:

1-روح الامینی،محمود/آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز/تهران/آگاه/1376

2-آموزگار، ژاله/نوروز/ماهنامه کلک/شماره 23،24/بهمن و اسفند1370

3-بهار، مهرداد/پژوهشی در اساطیر ایران/تهران/آگاه/1375        

این مطلب با عنوان نوروز پلی برای ایران فرهنگی به تاریخ26 اسفند 1389 در روزنامه روزگار  چاپ http://roozegardaily.com شده است


برچسب ها: جشن ، نوروز ،

دوشنبه 22 اسفند 1390

جشن شب چهارشنبه سوری یا"سه شنبه آخر سال"

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :جشن ها ،

جشن شب چهارشنبه سوری یا"سه شنبه آخر سال"

حسین زندی   

از آنجاکه منابع مکتوب اندکی در دست است با قاطعیت نمیتوان زمان دقیقی برای پیدایش جشن شب چهارشنبه سوری برشمرد. نخستین بار در کتاب تاریخ بخارا(تالیف ابوبکر محمد ابن النرشخی 286تا348) چنین آمده است : "وچون امیر سدید منصور ابن نوح به ملک بنشست اندر ماه شوال  سال به  سیصد وپنجاه به جوی مولیان. فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت کردند، و هر چه هلاک وضایع شده بود، بهتر از آن به حاصل کردند.آنگاه امیر سدید(به سرای)بنشست ،[هنوز] سال تمام نشده بود که چون شب سوری،چنانکه عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند،پاره ی آتش بجست و سقف سرای درگرفت،ودیگرباره جمله سرای بسوخت.وامیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت ."

این نوشته شرح به تخت نشستن امیر سامانی است وتنها اشاره ای دارد به همزمانی آن با شب سوری و نشان دهنده ی آنست که تا قرن سوم این جشن را جشن سوری می نامیدندواژه ی سور در زبانهای  پهلوی وکردی به معنی" سرخ " است و رابطه آتش و سرخی را نمی توان نادیده گرفت.

پیشوند چهارشنبه بعدها به این جشن چسبیده است که از تاریخ آن نیز اطلاعی در دست نیست.در گاهشماری ایرانیان پیش از اسلام هر روز(در ماه)نام خاصی داشته ونامگذاری روزهای هفته با پسوند شنبه و جمعه پس از اسلام مرسوم شده است به همین علت در متون زرتشتی نیز ردپایی از این جشن وجود ندارد.

چهارشنبه در باور مردم دارای کاربردی دوگانه بوده است جشن چهارشنبه سوری - کوله چهارشنبه - جشن پیرشالیار که چهارشنبه نزدیک به نیمه ی بهمن بوده است و خاتون چهارشنبه در مازندران و...که می توان از آنها با عنوان جشن های چهارشنبه نام برد باور دیگر اینکه اعراب چهارشنبه را نحس وشوم می شمردند و روز بلا می دانستند و این باور از طریق اعراب وارد ایران نیز شده و در آثار جاحظ و منوچهری دامغانی و... بدان اشاره شده است.

جشن چهارشنبه سوری را علاوه بر آنکه میتوان در شمار جشن های زمستان و جشن های  شبانه (یعنی جشن هایی که در شب برگزار میشوند مانند جشن شب یلدا و...)بررسی کرد میتوان در کنار جشن های آتش نیز بدان پرداخت. عنصر آتش در باور ایرانیان جنبه های مختلفی دارد جنبه نیایشی ،جنبه شادمانی، خاصیت ضدعفونی کنندگی و پاک کنندگی و...که همه ی آنها در این جشن وجود دارد.

درآستانه نوروز همراه با اعمالی مانند خانه تکانی وشستشو که برای پاکی محل زندگی انجام می دهند از آتش نیز برای مبارزه با ناپاکی ها  استفاده می شود چرا که آتش سمبل مبارزه با زشتی ها و پلیدی هاست شادی کردن و پریدن و رقص و پایکوبی کردن به دور آتش و خواندن سرود از آداب این جشن شبانه است نکته دیگر اینکه ایرانیان در گذشته معتقد بودند با افروختن آتش در پشت بامها فروهرها نشانی خانه ی آنها را گم نمیکنند وآتش آنان را در آستانه ی نوروز به داخل خانه رهنمون می شود

در این شب همراه آتش افروزی که نماد روشنایی است مراسم دیگری نیز برگزار می شود مانند: قاشق زنی ، کوزه شکستن ، خوردن آجیل مشکل گشا ، فالگوش ایستادن و بازیهای مخصوص که هر کدام آداب خاصی دارد و در هر منطقه ای از ایران بنا بر سلیقه ی مردم اجرا می شود

اما صرف نظر از چرایی و چگونگی بوجود آمدن این جشن باید پذیرفت که رمز ماندگاری آن در مردمی بودن و شادمانگی آن است که در طول قرن های گذشته همه ی مردم از زن و مرد و پیر وجوان در برگزار کردن آن کوشیده اند وپس از این نیز چنین خواهد بود

 امسال علاوه بر مردم که مالکان معنوی این جشن هستند دو جریان دیگر نیز مدعی آن شده اند : اول فرصت طلبان که در اصل مخالف اینگونه جشن ها هستند ولی از آنجا که انبانشان خالیست در پی بهره برداری از پتانسیل مردمی این جشن برای مقاصد سیاسی خویش هستند و از سوی دیگر مدیران دولتی که توان برنامه ریزی برای برگزاری این جشن را ندارند با پاک کردن صورت مسئله حتی از به کار بردن نام واقعی آن خودداری می کنند وآنرا به "سه شنبه ی آخر سال " تحریف کرده و از هیچ تهدیدی برای جلوگیری از برگزاری آن کوتاهی نمی کنند


برچسب ها: جشن چهارشنبه سوری ،

دوشنبه 22 اسفند 1390

چهارشنبه سوری آیین بدرقه زمستان در ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :جشن ها ،

حسین زندی

 

 به جرات می توان گفت ایرانیان در بین ملل مختلف بیش ترین جشن را در طول سال برگزار می کردند اگرچه این جشن ها و آیین های کهن با گذشت روزگاران در مناطق گوناگون بنا بر ویژگی های قومی , جغرافیایی و آب و هوایی دچار دگرگونی شده و با کوله باری از افسانه و باورهای مردمان هر دیاری رنگ های ویژه ای به خود گرفته است همچنان چند جشن کوچک و بزرگ که جنبه ی غیر حکومتی داشته است از دالان تاریخ گذر کرده و حتی از هجوم فناوری هم در امان مانده و به امروز رسیده است یکی ازاین جشن ها جشن چهارشنبه سوری است

نام این جشن از سه بخش جشن+چهارشنبه+سوری تشکیل شده است  واژه ی جشن ریشه اوستایی دارد و از یسن گرفته شده است و چهارشنبه که خود از دو واژه ی چهار+ شنبه تشکیل شده است به پنجمین روز هفته گفته می شود و واژه ی سوری یا سور معانی گوناگون دارد سور به معنی جشن و سرخ و ...در زبان های  ایرانی به کار گرفته می شود اما با شواهد موجود به نظر می رسد که در این ترکیب به معنی  سرخ است نکته جالب توجه این است که هر سه واژه ی جشن، چهارشنبه  و سوری در برخی از جشن های ایرانی کاربرد دارد  که به آنها اشاره می شود :

واژه ی جشن به صورت پیشوند در بیشتر نامهای مناسبتی وجود دارد (جشن نوروز، جشن مهرگان،جشن تیرگان و... ) اما هنوز چندین جشن وجود دارد که شب های چهارشنبه برگزار میشود 1- عروسی پیر شالیار : چهار شنبه ای که به نیمه ی بهمن ماه نزدیک است در هورامان با نام جشن پیرشالیار برگزار می شود و با سده همزمان می باشد

2- چله چهارشنبه : این جشن در شب چهارشنبه پایان بهمن ماه که مصادف است با پایان چله ی کوچک در روستاهای شمال غربی استان همدان برگزار می شود

 3 - جشن های چهار چهار شنبه که در چهار هفته ی  پایانی سال هرشب چهارشنبه در آذربایجان برگزار می شود و هرشب چهارشنبه متعلق به یک عنصر است (آب ،آتش،باد و خاک) هر کدام از این جشن ها آداب و مراسم خود را دارند اگرچه عنصرآتش در همه ی آنها مشترک است. مراسم و جشن هایی با ریشه ی مذهبی وجود دارد که در چهارشنبه ها برگزار می شود

       در کردستان چهارشنبه سوری را گول(gul)چهارشنبه و در مناطق آذری زبان کول((kul چهارشنبه می گویند گول(gul) در کردی به معنی زبانه ی آتش و کول(kul) در آذری امروز به معنی خاکستر آتش است.نکته این است که این دو واژه در هر دو زبان موارد استفاده مشابه دیگری نیز دارند مثلا روستاهایی در ایران با نام گل تپه وجود دارد که اغلب در غرب و شمال غرب کشور است و زبان مردمانش یا کردی است یا آذری  در کردی گل تپه  و در ترکی کل تپه گفته می شود . یکی از این روستاها در 40 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان سقز واقع است تپه ای به ارفاع 50 متر از سطح روستا وجود دارد در گذشته قلعه ی اربابی بر روی آن بنا شده و چاهی به متراژ 60 متر در داخل قلعه حفر شده است و در لایه های میانی چاه خاکستر به دست آمده و به گفته روستاییان در گذشته اشیای سفالی نیز از این تپه به دست آمده است از ویژگی های این روستا ها این است  که در کنار هرکدام یک تپه همچنان که گفته شد وجود دارد و دیگر اینکه این روستا ها نسبت به روستاهای اطراف هم بزرگ تر هستند و هم آبادتر و این نشان از قدمت و اهمیت این آبادی ها دارد

دکتر بهرام فره وشی معتقد است ساکنان اولیه ی این سرزمین ها پیش از ظهور زرتشت مردگان خود را می سوزاندند و این عمل را در کنار شهر ها بر روی تپه ها انجام می دادند اگرچه برخی باستان شناسان معتقدند چنین تپه هایی نشان از وجود آتشکده در این روستا هاست

وجود واژه های مشابه مانند (گل آتش و گلخن ) و همه ی پیشوند ها و پسوندهایی که با جشن چهارشنبه سوری در گویش های مختلف ایرانی ارتباط دارد نشان می دهد که این جشن ، جشن آتش است

اگرچه چهارشنبه سوری  از با اهمیت ترین و فراگیرترین جشن ها در بین مردم است اما منابع کافی در چگونگی  و تاریخ آن وجود ندارد

ابوریحان بیرونی به جشنی اشاره می کند که در روز چهارشنبه یهودیان ایران برای تولد خورشید برپا می داشته اند و در تاریخ  بخارا تنها به جشن سوری اشاره شده است

دیدگاه های دیگری وجود دارد که این جشن را مراسمی عربی می دانند و بر این اساس که برخی اعراب چهارشنبه را روزی نحس می پندارند در برخی روایتهای عامیانه شیعی نیز این روز را بد یمن و برگرفته از اندیشه ی اعراب می دانند با توجه به اینکه این جشن در هیچ یک از کشور های اسلامی عربی بر پا نمی شود و تنها در حوزه  فرهنگی ایران (یعنی سرزمینهایی که نوروز در آنها برگزار می شود ) می توان به تماشای این جشن نشست نمی توان آن گفته را پذیرفت البته ثابت شدن جشن سوری در روز چهار شنبه آخرسال در سال های اولیه ورود اسلام این باور را پررنگ تر کرده و رد پای آنرا در نوشته ها و شعرهای ایرانیان نیز میتوان یافت منوچهری می گوید :

"چهارشنبه که روز بلاست باده بخور / به ساتگین می خور تا به عافیت گذرد"

و یا در برخی متون برای از بین رفتن نحسی چهارشنبه از ساز زدن استفاده می کرده اند این باور همچنان تا امروز در ایران وجود دارد چنانکه در سوگ عزیزانشان در لرستان و کرمانشاه ساز و تنبور و در شمال کرنای به صورت چمری و یا مخالف نواخته می شود عده ای هم این جشن را به مختار ثقفی نسبت داده اند ( البته بیشتر در شهرهای مذهبی ) این باور نیز بی پایه است مانند انتساب مقبره ی کوروش به مادر سلیمان

باور اسطوره ای دیگر هم وجود دارد که گذشتن ازآتش را نماد گذر ابراهیم یا سیاوش از آن دانسته و پریدن از روی آن را به منزله تبری جستن از گناه و اتهام دانسته اند

زرتشتیان نیز با این که پریدن از روی آتش را درست نمی دانند این شب را برای امرزش خواهی مردگان یا برای بدرقه کردن فروهر ها در بازگشت به آسمان ها می دانند

جشن نوروزآمدن بهار را نوید می دهد و چهارشنبه سوری رفتن زمستان سرد را در این شب همراه با برافروختن آتش آیین های دیگری نیز برگزار می شود که در مناطق مختلف تفاوت دارد

در برخی از روستاهای ایران نمادی از زمستان را به صورت عروسک و یا شی دیگری را به آتش می سپارند مثلا در روستا های همدان جاروی دستی کهنه ای را که در طول سال از آن استفاده کرده اند را سوزانده و به نقطه ی دورتری از خانه پرتاب می کنند و یا بدون اینکه بسوزانند از محل زندگی دور می کنندو گاه در برخی مناطق دختران مجرد را چهارشنبه آخر سال پیش از غروب خورشید با زدن جاروی خانه به آنها بیرون می کنند و تا غروب خورشید راه نمی دهند تا به اصطلاح بخت آنها باز شود در شهرهای مرکزی ایران یکی از افراد خانواده کوزه ای را در پایان مراسم از پشت بام خانه به بیرون می اندازد  و می شکند و با شکستن آن بلایا از خانه دور می شود کوزه شکستن در شهرهای دیگر مثل خراسان و تهران تفاوت هایی با هم دارد که موجب به وجود آمدن باورهای گوناگون شده است  

فال گوش ، قاشق زنی ، اجرای بازی های محلی ، متل خوانی ، نظامی خوانی و شاهنامه خوانی از سنت های شب چهارشنبه سوری است  که هنوز در بیشتر نقاط ایران مرسوم است مثل فال کوزه که در پایان شب چهارشنبه سوری انجام می گیرد و بیشتر برای گشایش بخت  جوانان است  در برخی از شهرها در روز عید قربان انجام می شود  البته سنت گشایش بخت در همه ی جشن ها به گونه های مختلف نقش دارد مانند سبزه گره زدن و فال مشکل گشا

در شهر همدان در محله سنگ شیر ، شیرسنگی زیبایی  از دوره مادها به جا مانده است که در مناسبت ها و جشن های مختلف از جمله چهارشنبه سوری  زنانی که دختر و پسر جوان دم بخت در خانه دارند  و یا حاجتی دارند با کوزهای از شیره انگور و روغن حیوانی کنار این  شیرسنگی  می آیند و کوزه را بر سر شیر خالی می کنند و آرزو می کنند حاجتشان برآورده گردد

در روستاهای دیگر در پایان شب  مراسم شال انداختن را دارند و بر خلاف بخت گشایی که خانم ها برگزار می کنند مراسمی مردانه است و پسرهای جوان با در دست داشتن شال به پشت بام خانه ها می روند و شال را از دریچه ی سقف خانه به درون خانه هدایت می کنند و زنان خانه شال یا دستمال را پر از آجیل و میوه کرده و مرد جوان آن را می کشد این جشن نه تنها در بین همه اقوام ایرانی و سرزمین امروز ایران محترم شمرده و برپا می شود بلکه در بیشتر سرزمین هایی که روزی جز ایران بودند و امروز از آنها با عنوان حوزه فرهنگی نوروز یاد می شود ( افغانستان ، پاکستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ،آذربایجان ، ارمنستان و کردستان ) با نام های مختلف و اندک تفاوتی برگزار می شود این ظرفیت و فرصتی است برای همگرایی و نزدیکی فرهنگی بین کشورهای منطقه و بایستی از آن به عنوان میراث فرهنگی مشترک بهره جست اما برای پی بردن به چرایی و چگونگی چنین جشن هایی اگرچه تلاش هایی انجام گرفته اما ناکافی و مختصر بوده و متاسفانه در مورد جشن ها نیز مانند دیگر موارد کار علمی و دانشگاهی صورت نگرفته است و اگر اثری خلق شده  حاصل علاقه افرادی است که به این سرزمین عشق می ورزند برای بررسی همه جانبه ریشه های این جشن ها و آیین ها باید پژوهشکده ها و دانشکده های تخصصی تاسیس شود و هر آنچه تا امروز باقی مانده از دست نرود  نکته دیگر اینکه برای پاسخ دادن سوال ها و ابهام های پیرامون این جشن ها باید به باورها و اساطیر همه مردمان حوزه فرهنگی ایران و همه کشورهایی که جز حوزه فرهنگی نوروز هستند توجه ویژه کرد

منابع :

آثار الباقیه  ابوریحان بیرونی

تاریخ بخارای نرشخی

ایرانویچ دکتر بهرام فره وشی

دیوان منوچهری

فلسفه هفت سین دکتر محمد علی دادخواه


برچسب ها: جشن چهارشنبه سوری ،

پنجشنبه 27 بهمن 1390

« جشن اسپندگان و نکوداشت زن و زمین در تمدن ایران »

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :جشن ها ،


« جشن اسپندگان و نکوداشت زن و زمین در تمدن ایران »

حسین زندی

« هموند هیات راهبری انجمن ایران شناسی کهن دژ »

از آن جا که انسان موجودی اجتماعی و شادی نیاز و لازمه ی زندگی اجتماعی است , جشن و سرور به صورت نیاز همواره با انسان همراه است پیشینه ی برگزاری جشن ها گواه این است که  از دیرباز شادمانی چه جایگاهی در ایران داشته و دارد , دکتر محمدعلی دادخواه به نقل از دکترمحمدی ملایری می نویسد : « غم , مطاعی شیطانی و شادی مایده ی رحمانی است و درگستره ی عظیم تمدن بشری غم و اندوه همیشه مایه ی تحجر و توقف و شادی و نشاط  عامل پویایی و تحرک بشر بوده است و از انوشیروان است که هیچ شادمانی نیست که از امید جدا باشد »                                         

حافظ می گوید :                                                                                          

دمی با غم به سر بردن جهان یک سرنمی ارزد    /  به می , بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد  ایرانیان باستان شادی را موهبتی اهورایی و غم را اهریمنی می دانستند پژوهشگران , ایرانیان را مردمی شاد و بانشاط می دانند و می نویسند مردم در ایران باستان بیش از هفتاد روز ازسال را جشن می گرفته اند   

برگزاری جشن ها به مناسبت های گوناگونی بوده است در روستا ها مناسبات , دهقانی وجنبه ی معیشتی داشته و درمراسم هایی چون کاشت ، داشت ، برداشت ، بارش باران ( این جشن امروزبه صورت مراسم باران خواهی  و نماز باران برگزار میشود ) و جشن خرماتکانی برگزار می شد                                          

 اما جشن گرفتن در شهرها بیشترجنبه ی اجتماعی داشته و در مواردی جشن تنها در دربار مرسوم بوده است و جشن حکومتی به شمار می آیده و یا بر عکس ، مردم در مقابل حکومت جشن برگزار می کردند

از گونه های  دیگرجشن های متداول در ایران می توان به جشن های ملی ، قومی ، محلی ، آیینی و مذهبی و....اشاره کرد یکی از این مناسبت ها اسپندارمذگان یا اسفندگان است که روز نکوداشت زن درایران  باستان به شمارمی آید که در گاهمشاری قدیم پنج اسفند بوده است  درمورد این روز جز در متون زرتشتی منبعی دردست نیست تا ازچگونگی برگزاری آن آگاه شد  به همین بهانه موبدان زرتشتی آن را جشنی زرتشتی می پندارند در حالی که واقعیت های تاریخی پیشینیان را تنها با بررسی متون مقدس یک دین و با نادیده گرفتن جنبه های فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و... آن نمی توان بررسی کرد.

در سروده های زرتشتی زنان آسمانی , الهه ها و ایزدبانوها ستایش می شوند و از زنان زمینی زمانی یاد می شود که  نام دختر زرتشت به میان آید و یا وظیفه شرعی به زنان محول شود زنان فرمانبردار و عابد و زنانی که فرزند بسیار دارند مدام گرامی داشته می شوند البته با نادیده گرفته شدن زنان نازا ، زنان زشت رو و ضعیف ،و....                                                                 

در خرده اوستا چنین آمده :« زنان دارنده ی فرزندان بسیار ، خاندان نیکو ، نیرومند ، خوش اندام و بلندبالا را می ستاییم »  زمانی که زرتشت دخترش پور چیستا را به عقد جاماسب در می آورد دیگر دوشیزگان را نیز پند می دهد به همین دلیل نمی توان یقین داشت زنان فرودست جامعه در این جشن حضور داشته اند                   

اسفندگان نیز مانند دیگر مناسبت ها و جشن ها در طول زمان دچار تغییرات شده است اما با توجه به نقش اجتماعی زنان در ایران باستان می توان به جایگاه این روز درمیان مردم پی برد     

از این جشن با نام های دیگری مانند :جشن آفرینش ، جشن زمین، جشن درخت کاری ، مردگیران و.... یاد می شود در یسنا آمده است : « ایدون این زمین ، زمینی که ما را در بر گرفته است و این زنان را نیز می ستاییم  و آن زنانی را که از تو بشمارند ای اهورا مزدا ، و از راستی برگزیده , برخوردارند »            

اما جنبه ی اجتماعی و مردمی این روز که امروز می توان بدان پافشاری کرد علاوه بر بزرگداشت زنان ، نکوداشت زمین است که به دلیل آلودگی محیط زیست دچاربحرا ن می باشد و درخت که از دیر باز در بین ایرانیان مقدس بوده , هرچند جنگل ها هر روز کوچک تر می شوند  

ابوریحان در آثارالباقیه نام دیگر اسفندگان را مردگیران می نویسد و می گوید زنان دراین روز مرد انتخاب می کردند این مراسم یعنی مرد گرفتن زنان هنوز در مناطقی از ایران برگزار می شود در روستاهای قوچان سیزدهم نوروز و در مناطق مرکزی وآذربایجان در عید قربان جشن گرفته می شود                  

این جشن ها به علت پافشاری نابجا به باورهای کهن که در برخی موارد کورکورانه نیز هست  گنگ و مبهم باقی مانده وخاصیت شادمانگی اش کمرنگ شده است و در بیشترموارد کاربرد امروزین ندارد پس  باید برای زدودن غبار تعصب وکمرنگ شدن حاشیه ی خرافی جشن ها کوشش نمود                                            

بااین همه نقش وجایگاه زن در ایران باستان را نه تنها نمی توان انکار کرد بلکه نمی توان با جامعه ی زن ستیز امروز برابر کرد علاوه بر مستشرقین و مورخین وآثار زرتشتیان که همگی گواه بر برابری زن ومرد و دارا بودن حقوق اولیه زنان ازجمله حق قضاوت ، حق پادشاهی و آزادی های دیگر است کتاب شاهنامه ، مهرهای سنگی ، سنگ نوشته ها ، لوح های گلی و اشیای زینتی زنان در دوره های تاریخی مختلف نشان از جایگاه ویژه ی زنان دراین سرزمین دارد



برچسب ها: جشن های ایرانی ، اسفندگان ، سپندارمذگان ، روز زن وزمین ،

دوشنبه 10 بهمن 1390

«سده»،«چله کوچک» یک جشن در دو روایت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مقاله ،جشن ها ،

«سده»،«چله کوچک» یک جشن در دو روایت

حسین زندی

جشن های کهن ایرانی مانند مهرگان، تیرگان ، سده و... که در گذشته به صورت عمومی برگزارمی شده اند و ریشه در باورهای مردم این سرزمین دارند، با گذشت روزگار، تغییر سلسله های حکومتی، جنگ ها ، مهاجرت ها و تغییرات مذهبی به وجود آمده ،دچار دگرگونی هایی شده اند. از آنجا که فرهنگ ستیزی و کتاب سوزی نیز محصول چنین اتفاقاتی بوده است منابع دقیق و قابل استنادی از آیین ها و جشن ها برجای نمانده است که بتوان بدان استناد کرد.تنها در کتاب ها  ومتون اندکی می توان نشانه ها و اشاره هایی از آنها یافت. اکنون می توان ردپای این جشن ها را در مراسم و آیین های محلی در گوشه گوشه ی ایران جستجو کرد. آیین ها و جشن هایی که عناصر مشترک با جشن های کهن دارند  با تفاوت هایی در زمان و شیوه برگزاری ( به دلایلی که اشاره شد) همراه است.

جشن «سده» یا « چله کوچک» یکی از این جشن هاست که زمان برگزاری آن دهم بهمن ماه  بوده است. سده را جشن کشف آتش توسط هوشنگ پیشدادی می دانند و چله کوچک جشن چهلمین روز یلدا یا چله بزرگ است.

 روایت اول « سده»  :

در اساطیر ایرانی پیدایش آتش را به هوشنگ پیشدادی نسبت داده اند. کشف آتش یکی از بزرگترین اتفاقات زندگی بشر بود که انسان با شناخت آن از ترس و وحشت از سیاهی و تاریکی وارهید و کشف های دیگری درپی شناخت این عنصر مهم و مقدس پدید آمد. به این اتفاق و جشن در آثار پیشینیان مانند : دیوان منوچهری، شاهنامه ، التفهیم، آثارالباقیه ، برهان قاطع ، تاریخ بیهقی و... اشاره هایی شده است:

« پیش از سده روزی است، او را بر سده گویند و نیز نوسده[ 5روز پیش از سده] و به حقیقت ندانستم از وی چیزی» (التفهیم، ابوریحان بیرونی )

« و سده فراز آمد. نخست شب امیر برآن لب جوی آب، که شراعی زده بودند، بنشست و ندیمان و مطربان بیامدند و آتش به هیزم زدند. و پس از آن شنیدم، که قریب ده فرسنگ فروغ آن آتش پدیده بودند. و کبوتران نفط اندود بگذاشتند[ پرواز دادند] و ددگان برف اندود و آتش زده به دویدن گرفتند و چنان سده یی بود، که دیگر آن چنان ندیدم. وآن به خرمی به پایان آمد... » ( تاریخ بیهقی، به تصحیح دکتر علی اکبر فیاض)

«... و روز دهم این برج روز آبان عید است که آنرا سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر پسر بابکان است و  در علت و سبب این جشن گفته اند که هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند میان آن و آخر سال عدد صد و بیست می آید و برخی گویند سبب این است  که در این روز زادگان کیومرث ، پدر بشر، درست صد تن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گزدانیدند و جمعی برآنند که این روز عید هوشنگ پیشدادی است که تاج عالم را بدست آورد  و دسته ای هم گفته اند در این روز جهنم از زمستان به دنیا بیرون می آید از این رو آتش می افروزند تا شر آن برطرف گردد و تبخیر می کنند. که تا مضرت آن را برطرف کنند تا اینکه در خانه ملوک در این شب رسم شده که آتش بیفروزند و چون شعله ور گردد وحوش را به آتش می اندازند و مرغها را در شعله آن می پرانند  و در کنار این آتش می نشینند و بلهب و لعب مشغول می شوند ( خداوند از هر کس که ا ز ایلام و ایذای حیوانات غیرموذی لذت می برد انتقام بکشد.( آثارالباقیه ، ابوریحان بیرونی، اکبر داناسرشت)

البته آثار مکتوب باقی مانده  از گذشته اغلب آمیخته با افسانه است و اطلاعات دقیقی به دست نمی دهد با این حال بنابر مواردی که اشاره شد به ویژه تاریخ بیهقی این جشن از جشن های بسیار مهم بوده که هم شاهان و حاکمان و هم مردم آن را گرامی می داشتند.

 روایت دوم « چله کوچک» :

به نظر می رسد سده روایت شهری و رسمی این جشن و چله کوچک روایت دهقانی و روستایی آن  است. چله کوچک ویژگی ها، افسانه ها و حتی گاهشماری ویژه ای دارد که خبر از قدرت و نیروی  آن می دهد و این روایت را به همراه دارد که کهنسالان و پیرزنان را از سرما و برف خانه نشین می کند و دایم با چله بزرگ «یلدا» در جدال است که چرا نتوانسته سرمای واقعی را به مردم نشان دهد. این داستان ها بیشتر جنبه کشاورزی و روستایی دارد و در این گاهشماری هر  برف و سرمایی دلیلی و مناسبتی  دارد. چار چار ( چار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز آغازین چله کوچک ) ، اهمن و بهمن ( وهمن) ، پیرزن و آیین ها و آداب زمستانی که در امتداد ماه بهمن تا آخر اسفند ادامه دارد هر یک افسانه ای و داستانی را روایت می کنند که قابل بررسی است.

جشن ها و آیین هایی در ایران فرهنگی برگزار می شود که با این جشن عناصر مشترک بسیاری دارد و اینگونه می نماید که ریشه در سده دارد. از آن جمله اند: جشنهای آیینی ایزدیان که در اوایل بهمن ماه برگزار می شود، مراسم پیرشالیار در روستای اورامان تخت منطقه اورامانات و حتی جشن مذهبی سرکیس مقدس ( sarkis)  و درندز (darendez) که در بین ارمنیان ایران مرسوم است. بررسی این جشن ها باورها و معتقدات بهترین راه برای بازیابی و بازشناسی جشن سده است.

اما روایت سومی نیز وجود دارد؛ بر پایه ی تقویم گرمسیری کردی که درمیان بخشی از مردم جنوب کردستان متداول است و ازآنجا که سال کشاورزی در این منطقه یک ماه زودتر از دیگر نقاط ایران آغاز می شود برخی جشن سده را آغاز سال گرمسیری می دانند. اما این فرضیه محتمل به نظر نمی رسد و فاقد ریشه ی تاریخی و علمی است . برساخته ای جدید است و نمی توان به آن استناد کرد.


برچسب ها: جشن ، سده چله کوچک ،

شنبه 8 بهمن 1390

جشن سده دراورامان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :جشن ها ،گردشگری ،میراث فرهنگی ،

جشن سده دراورامان

حسین زندی

 ( هم وند هیئت راهبری انجمن ایران شناسی کهن دژ )

 

پژوهشگران و منابع مورداستفاده ی آنها دلایل متعددی برای برگزاری جشن سده و چگونگی برپا داشتن و به وجودآمدن آن عنوان کرده اند اما هیچ یک از این دلیل ها را نمی توان با قاطعیت پذیرفت.

- آن چه مسلم است این که طی هزاران سال این جشن ملی توسط همه ی ساکنان فلات ایران درخور موقعیت جغرافیایی خود و با باورهای دینی و قومی خاص آن منطقه برگزار می شود از همین روی تنها به سبب تغیر نام و دگرگونی و آمیخته شدن این جشن ها با آیین های دینی نمی توان آن راتنهابه یک قوم یا یک دین نسبت داد.

- این جشن با نام هایی چون سده ، هله هله ، چله ی کوچک ، کرده ، جشن چوپانان ، سده سوزی و....با اندکی تفاوت در جغرافیای ایران بزرگ برگزار می گردد یکی از این جشن ها مراسم عروسی پیرشالیار هورامی (پیرشهریاراورامی) است که در روستای اورامان تخت کردستان در روزچهارشنبه ای که به نیمه ی بهمن ماه نزدیک است آغازمی شود و تا سه رو زادامه دارد

- پیر در باور ایرانیان به معنای راهبر، مرادو بزرگ است و در غرب ایران  از قرن اول هجری افراد زیادی با عنوان پیرو ظیفه رهبری و جلوداری جنبش های اجتماعی و گاه مذهبی منطقه را به دوش می کشیدند این پیرها به 99پیرشاهو معروفند پیرحیات ماچینی ، پیرتیمور اورامی ، پیرتهماسب کرمانی ، پیررستم ، پیرزرین ، پیرهجیج ، پیرشالیار اول ، دوم و سوم و....از آن جمله اند گفته می شود این جشن به مناسبت ازدواج پیرشالیار با دختر حاکم بخارا شاه بهارخاتون می باشد اما شواهد نشان دهنده ی آن است که این جشن  جز موارد اندک , تفاوتی با سده ندارد.

- پیرشالیار اول از بزرگان باطنیان غرب ایران ( جامعه ی یارسان و دراویش قادری ) بوده و پیروانش او را صاحب کرامات و شفادهنده ی بیماران می دانندکتابی از او با عنوان معرفت پیر شالیار به جا مانده و پیروان پیر بر  این باورند غیر نباید آن را ببیند البته به طور یقین نمی توان گفت این کتاب اثرکدام پیرشهریار است

- برخی صاحبنظران معتقدند پیرشالیار اول زرتشتی بوده است و این جشن را جشنی زرتشتی می خوانند اما اعمالی مانند قربانی کردن گوسفند و گاو که در آیین زرتشت منع شده است و برخی باورهای دیگر همچنین تنوع مذهبی و با وجود ادیان کهن  در منطقه مانند صابیین ، ایزدی ها ، ملک طاووسی ها ، یارسان ها و دیگر دراویش که بیشتر ریشه ی باستانی دارند و دیگر این که حتا در دوره ی ساسانیان مردم منطقه دین غیر زرتشتی داشته اند چگونه پس از حمله ی اعراب زرتشتی شده اند.

- زنده یاد رشیدیاسمی"پیرشالیار را همان هوشنگ پیشدادی می داند" بدین اعتبار که روح هوشنگ پیشدادی در پیرشالیار حلول کرده است این باورکهن که روح از جسمی به جسم دیگر یا از انسانی به انسان دیگر حلول می کند هنوز در بین برخی ایرانیان به ویژه ساکنان این دیار رواج دارد.

- ازعناصرمقدس درجشن پیرشالیار آتش است که در روز جشن آتشی برمی افروزند و صدها نفر به دور آن حلقه زده و دف زنان به رقص و شادمانی می پردازند همچون جشن تیرگان و آبریزگان که آب عنصر مقدسی است در این جشن نیز آتش حایز اهمیت است جشن سده را جشن آتش می خوانند

- این جشن چون جشنی همگانی است همه ی مردم در آن شرکت می کنند و مشتاقانی از دیگر نقاط به هورامان می آیند مردم روستا از محصولات خود آش می پزند تا مهمان های پیر گرسنه نمانند همچنین ازگردوهایی که محصول همان سال است و از درختان مقدسی  چیده شده که هریک به نام یکی از99پیر کاشته شده اند به درب خانه های روستاییان می برند و با آداب مخصوص تقسیم می کنند.

- موارد دیگری وجود دارد که  همانندی این جشن ها را نشان می دهد اما این جشن هر طورکه برگزار شود ریشه در باورهای کهن این سرزمین دارد و سرمایه ای فرهنگی این کشور هستند و نباید تنها به جنبه های خرافی و یا متافیزیکی آن توجه بیشتری نشان داد بلکه می توان با ثبت جهانی این جشن ها به توانمندی های گردشگری مناطقی که این خرده فرهنگ ها پاس داشته می شود افزود و هم جایگاه از دست رفته ی شادی , شادمانی و جشن وسرور را در ایران باز یافت


برچسب ها: کردستان ، جشن های ایرانی کردستان اورامان سده ،

جمعه 9 دی 1390

یلدای ایرانی در فرهنگ عامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :جشن ها ،

حسین زندی  یلدای ایرانی در فرهنگ عامه

ایرانیان هر روز از سال را منشاء برکتی می دانستند وبر این اساس هر روز را نامی برگزیده بودند و به هر مناسبتی مراسمی و جشنی برگزار می کردند و از میان ملل مختلف جهان این مردم بیشترین ساعات را به جشن و شادمانی می پرداختند. اما مهمترین این جشن ها جشن آغازین هر فصل بود.با تغییرات جوی خانه تکانی می کردند و با پوششی نو فصلی نو را آغاز می کردند.با رسیدن فصل سرما در اول دیماه پس از خانه تکانی کرسی ها را برپا می کردند .تا جشن یلدا یا چله بر پا کنند.این جشن پس از نوروز مفصل ترین و با شکوه ترین جشن در میان جشن های عمومی است. یلدا بلندترین شب سال و آخرین شب پاییز و اولین شب زمستان است.یلدا از واژه ی سریانی"یلد" و "تولد "گرفته شده بنابر این،این شب را شب تولد خورشید و زایش مهرو میترا می دانند و هزاران سال است آنرا جشن می گیرند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه می نویسد :"دی ماه و آنرا خور ماه نیز می گویند نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هر دو بنام خدایتعالی که هرمزد است نامیده شده یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رایی آفریدگار و در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی بزیر می آمد و جامه ی سپید می پوشید و در بیابان بر فرشهای سپید می نشست و دربانها و یساولان و قراولان هیبت ملک بدانهاست به کنار می راند و در امور دنیا فارغ البال نظر مینمود و هر کس نیازمند می شد که با پادشاه سخن بگوید خواه که گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع بدون هیچ حاجب دربانی به نزد پادشاه می رفت بدون هیچ مانعی با او گفتگو می کرد و در این روز پادشاه با دهقانان و برزیگران مجالست می کرد.و در یک سفره با ایشان غذا می خورد و می گفت :من امروز مانند یکی از شما هستم من با شما برادر هستم..." گردیزی نیز در زین الاخبار چنین می نویسد:"و این ماه دی به نزدیک مغان ماه خدا ی است و اول او را هم نام او خوانند و این روز را سخت مبارک دارند ." برخی پژوهشگران این جشن را با یلدا یکی دانسته اند اما به نظر می رسد جشنی که بیرونی گردیزی از آن سخن می گویند با یلدا متمایز است چرا که یلدا از جمله جشنهای شبانه است و در مقابل خرم روز را در روز و فردای شب یلدا برگزار میکنند . همچنین یلدا جشنی مردمی و عمومی است اما خرم روز را پادشاه یا حاکم که خود را جانشین خدا می دانست برگزار میکرد .در کتب تاریخی نیز کمتر به یلدا اشاره شده مگر در آثار شاعرانی که به توصیف سیاهی و تاریکی این شب پرداخته اندو یا ارتباط آنرا با تولد مسیح برشمرده اند. از آنجا که مسیحیت از دل مهر پرستی و میتراییسم پدید آمده و مهر نماد خورشید است و با توجه به اینکه خورشید منشا گرمی و انرژی است و روشنایی است و ایرانیان خورشید را مقدس و گرامی می دانستند .همزمانی یلدا و تولد مسیح نشان می دهد این در جشن هم ریشه اند.در صورتیکه یلدا سابقه ی بیشتری دارد. نام دیگر جشن شب یلدا جشن چله است .به نظر می رسد این نام بعدها به یلدا افزوده شده است و مترادف گشته اند.در تقسیمات عامیانه روزهای سال که با نامگذاری رسمی و تقویم های شمسی و زرتشتی ایام هفته و ماه مطابقت ندارد روزهای سال بنا بر تغییرات جوی و آب و هوایی مناطق نامگذاری میشود و در این نامگذاری اعداد نقش عمده ای دارد .اعدادی مانند چهار ،هفت ،چهل و..که از اعداد خاص در بین ایرانیان است. فصل زمستان با چله ی زمستان که چهل روز است آغاز میشود و شب آغازین آن شب یلداست و تا دهم بهمن ماه ادامه دارد.دهم بهمن ماه چله ی کوچک که همزمان باجشن سده جشن گرفته میشود که بیست روز و بیست شب تا پایان بهمن ماه طول میکشد.دهم چله کوچک را نفس دزده می نامند.اما این نامگذاری بنا بر باورهای مردم هر گوشه و شرایط آب و هوایی تفاوت دارد بطور مثال در غرب همدان اسفند را به شش بخش پنج روزه تقسیم می کنند ،پنج روز اول را اهمن ،پنج روز دوم را بهمن ،سوم را عجوزه،چهارم را پیرزن ،پنجم را آشکارا نفس و ششم را پنجه ی شب عید میگویند.اما در شمال همدان ده روز اول اسفند را پیر زن و ده روز دوم را به اهمن و بهمن و ده روز سوم را به هشه و مشه و یا "اشه" و "مشه" که فرزندان پیرزن هستند نامگذاری می کنند.(درباره "اشه" و "مشه" به هیچ منبع دیگری بر نخوردم).پیر زن گاه نماد خیر است و گاه نماد شر و عجوزگی است. در هر گوشه ی این سرزمین مردمانش برای هر یک از این نامها و باورها افسانه ها،متل های زیبا و قصه های شیرین دارند که از زبان سالخوردگاه برای رها شدن از سیاهی شبهای طولانی زمستان و گذشتن از سرمای سوزان روایت می شود. زنده یاد انجوی شیرازی بخش هاییاز این افسانه ها را در کتاب" جشن ها و آداب و معتقدات زمستان" جمع آوری کرده است . اما هرچه مفهوم یلدا عمیق ترو فلسفی تر است مفهوم چله و حاشیه های آن عامیانه تر است. امروزه یلدا را تقریبا در همه جای ایران و حتی در برخی کشورهای همسایه گرامی می دارند اما اندک تفاوتهایی در شیوه ی برگزاری آن وجود دارد. هرجشنی را با خوردنی های مخصوص بر پامیکنند هندوانه و انار از ملزومات این جشن است.در کنار تنقلات و میوه های فصل و خوردنیهایی که از محصولات کشاورزی این سرزمین است هندوانه و انار همیشه در سفره ی شب یلدا وجود دارد و با اینکه هندوانه از محصولات تابستانی است و نگه داری آن تا چله زمستان بدون امکانات در گذشته های بسیار دشوار بود.با این حال همواره در سفره های شب یلدا آماده بوده است.برخی معتقدند هندوانه و انار نماد خورشید است هم به خاطر گرد بودن و هم به دلیل سرخ بودنشان و برای خوردن آن نیز در هر نقطه ای آداب و باور خاصی وجود دارند. برخی از مردم معتقدند اگردر شب یلدا هندوانه نخورند از بیماری و سرما در زمستان در امان نمی مانند و برخی دیگر میگویند در صورت نخوردن هندوانه ی شب چله در تابستان و گرما خواهند مرد. از دیگر آداب یلدا این است که برای نو عروسانی که تازه نامزد کرده اند خانواده و نزدیکان داماد هدیه می برند همراه با میوه های مختلف اما هندوانه و انار را فراموش نمی کنند. پس از هزاران سال هنوز ایرانیان با جشن و پایکوبی و مهربانی برای رسیدن فردایی بهتر با هر باوری این شب زیبا،بلندترین شب سال را به کوتاه ترین روز سال پیوند می دهند.


جمعه 9 دی 1390

تفاوت های جشن یلدا و دیگان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :جشن ها ،

تفاوت های جشن یلدا و دیگان

حسین زندی هموند انجمن ایرانشناسی کهن دژ

با آفرینش انسان آداب و رسوم و آیین های اجتماعی بشر نیز پدیدار شد به عبارت دیگر از روز آغازینی که انسان پا به جهان هستی گذارد،در کنار رفتار و کردار اجتماعی آیین ها،باورها و جشن ها هم شکل گرفت و رفته رفته تکامل یافت و با رخدادهای مذهبی اجتماعی و سیاسی متحول شد به همین جهت نمی توان تاریخ روشن و دقیقی بر این آیین ها تعیین نمود و یا شناسنامه ی مشخصی بر آن ها ترسیم کرد و حکم صادر کرد که فلان مناسک منحصرا به فلان منطقه تعلق دارد چرا که در هر دوره ای از تاریخ بنا بر اتفاقات سیاسی ،اعتقادات دینی ،مسائل اقتصادی ، اجتماعی و اقلیمی دچار تغییرات گردیده است اما می توان چگونگی این مناسک،باورها و جشن ها را در ادوار مختلف بررسی نمود.

یلدا نیز در طول قرون گذشته چنین وضعیتی را داشته است،روزگاری با عنوان جشن آغازین فصل زمستان برگزار می گردیده و زمانی به مناسبت تولد مهر و میترا برپا می شده اما از آنجا که ریشه در باور مردم داشته به دور از جنجال های سیاسی و مذهبی همواره ویژگی اصلی خود را حفظ کرده و ارزشمند تر و تازه تر از پیش به حیات خود ادامه داده است .

از این جشن جز در اشعار شاعران که به تشبیه و توصیف سیاهی شب،زلف یار و غم فراق و ارتباط آن با تولد مسیح پرداخته اند،در آثار تاریخی نامی برده نشده است و از این جهت می توان گفت که این جشنی شفاهی است .

نظر به روی تو هر بامداد نوروزی است                 شب فراق تو هر گه که هست« یلدایی» است

«سعدی»

و آنچه در آثارالباقیه بیرونی و زین الاخبار گردیزی  آمده مربوط به جشن دیگان است که گاهی پژوهشگران با یلدا یکی دانسته اند در حالی که بنا بر تفاوت ها و مشخصه ها این دو جشن جدا از یکدیگرند .

ابوریحان بیرونی می نویسد

«دی ماه و آن را خور ماه نیز می گویند نخستین روز آن خرم روز است و این روز و این ماه هر دو به نام خدای تعالی که هرمزد است نامیده شده یعنی پادشاهی حکیم و صاحب رایی آفریدگار و در این روز عادت ایرانیان چنین بود که پادشاه از تخت شاهی به زیر می آمد و جامه سپید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان ها و یساولان و قراولان را که هیبت ملک بدان هاست به کنار می راند و در امور دنیا فارغ البال نظر می نمود و هر کس که نیازمند می شد که با پادشاه سخن بگوید خواه که گدا باشد یا دارا و شریف باشد یا وضیع  بدون هیچ حاجب و دربانی به نزد پادشاه می رفت و بدون هیچ مانعی با او گفتگو می کرد و در این روز پادشاه با دهقانان و برزیگران مجالست می کرد و در یک سفره با ایشان غذا می خورد و می گفت:من امروز مانند یکی از شما هستم و من با شما برادر هستم زیرا قوام دنیا به کارهایی است که به دست شما می شود و قوام عمارت آن هم به پادشاه است و نه پادشاه را از رعیت گریزی است و نه رعیت را از پادشاه و چون حقیقت امر چنین شد پس من که پادشاه هستم با شما برزیگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خوااهیم بود به خصوص که دو برادر مهربان هوشنگ و ویکرد چنین بودند.

گاهی این روز را نود روز می گویند و آن را عید می گیرند زیرا میان آن و نوروز نود روز تمام است »

و گردیزی می نویسد: «اندر این روز جشن خر (خور=خورشید) بود و این ماه به نزدیکی مغان ماه خدای است و این روز را سخت مبارک دارند »

آن ها هرگز به جشن یلدا حتی اشاره هم نکرده اند . دیگان به دلیل همنامی روز و ماه در اولین روز دی برگزار می شود و باید توجه داشت که این جشن در روز برگزار می شود نه مانند جشن یلدا هنگام شب. دیگر این که نقش اصلی را در جشن دیگان شاه که دارای فره ی ایزدی و نماینده ی خداوند است ایفا می کند نه مردم . در حالی که بر پاکنندگان جشن شب یلدا همه ی مردم اند که مقام حکومتی در آن نقش ویژه ندارد . و باز این که یلدا در آخرین روز ماه آذر برگزار می شود پس باید آن را در شمار جشن های آذر ماه به حساب آورد و دیگان متعلق به ماه دی است . و از نظر گاه شماری و مسائل اقلیمی و دهقانی با یکدیگر تفاوت دارند و نکته ی دیگر این که به نظر می رسد در دیگان نیز مانند پنج روز میر نوروزی پادشاه بر اساس باورهای اساطیری و جادویی از تخت فرود می آید تا از گزند ها در امان باشد اما این که در یک شبانه روز دو جشن با دو کارکرد و با عناصر متفاوت برگزار شود بسیار نکته با اهمیتی است و بایست بیشتر بدان پرداخته شود . در جشن های ایرانی عناصر عشق ،شادمانی،همبستگی و خاصیت رسانه ای بودن جشن ها برای رساندن پیام دوستی و مهر همواره نمایان است اما یلدا یه عنوان یکی از میراث فرهنگی و معنوی کهن این سرزمین افزون بر ویژگی های متداول دیگر جشن ها خصوصیتی را دارا است که منحصر به همان جشن است . زایش خورشید که نماد روشنایی است در این جشن بیش از پیش برجسته است و انتظار و علاقه انسان ایرانی به روشنایی و نور و ستیز با تاریکی برای رهایی از ظلمت تا رسیدن به صبح امید و آزادی آرزوی اوست.

ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند                    زندان شب «یلدا» بگشایم و بگریزم

«سایه»

منابع:

1-سیاه مشق / سایه

2-کلیات سعدی / فروغی

3-آثارالباقیه / ابوریحان

4-زین الاخبار / گردیزی

5-بیست مقاله ی تقی زاده / حسن تقی زاده


جمعه 9 دی 1390

مهرگان؛ جشنی برای سپاس از طبیعت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب درشرق ،جشن ها ،

 

مهرگان جشنی برای صلح  و د وستی                حسین زندی                                                     خصلت صلح جویی ایرانی از گذشته های دور سبب پدید آمدن آیین ها و مراسمی شده است که به صورت جشن و شادی خودنمایی می کند اگرچه در طول قرون گذشته این سرزمین مدام مورد هجوم قرار گرفته اما این ویژگی در نهاد مردمان سرزمین ایران ریشه دوانده و جزئی از زندگی و فرهنگ مردم شده است گاهی به صورت جشن ملی و گاهی به صورت جشن مذهبی و آیینی خود را نشان داده است به دیگر سخن این جشن ها سرمایه های فرهنگی و منابعی اند که اسطوره ها،آیین ها،رفتارها،جهان بینی و چگونگی زندگی اجتماعی گذشتگان را تا به امروز   حفظ کرده اند .

_جشن کهن مهرگان یکی از این جشن هاست سابقه ی این جشن را  تا هزاره ی سوم پیش از میلاد ذکر کرده انداما آنچه مسلم است این است که مهرگان پیش از ظهور زرتشت رواج داشته و هم زمان و همراه با مهرپرستی در ایران برگزار می شده است این جشن نیز مانند دیگر جشن ها با گذشت زمان دچار تحول و تغییر شده است گاه این تغییرات از طریق حکومت ها و سیاست های آنان بوده و گاه با تغییر شیوه ی زندگی مردمان و یا تاثیر ادیان و مذاهب که این جشن ها را به صورت جشن مذهبی پاسداری کرده اند . در منابع متعددی از پیشینه ی این جشن سخن گفته شده است اما بیش تر منابع مربوط به پیش از اسلام منابع غربی و یونانی است که به آثار کتزیاس و استرابن می توان اشاره کرد.

«...ولی در تلمود اورشلیم که فقط نام سه جشن مادی آمده است اسامی نسبتا واضح تر است این نام ها عبارت است از موتردی ( ترسکی ، (mutardi(turyaskai) و مهرنیکی(muharnekei) که به آسانی می توان تشخیص داد همان نوسرد، تیرکان و مهرکان است و این مطلبی است که چند نفر از دانشمندان[به دولاگارو  و کوهرت] آن را بیان و تایید کرده اند...»

[ بیست مقاله ی تقی زاده ص 240]

دکتر مهرداد بهار می گوید:«از هزاره ی سوم پ.م در آسیای غربی دو عید رواج داشت عید آفرینش که در اوایل پاییز و عید باززایی که در آغاز بهار برگزار می شده است . این دو عید باستانی حتی تا اواسط هزاره ی نخست پ.م در آسیای غربی وجود دارد و در واقع قدمت هر دو در این منطقه نشان داده می شود در ایران نیز نوروز عید بهاری و مهرگان عید پاییزی بوده است اما این به معنی وام گیری از بین النهرین نیست من برآنم که فرهنگ بومی وسیعی با وجوه مشترک از رود سند تا دره ی مدیترانه وجود داشته است».

[از اسطوره تا تاریخ ص 339]

مهرداد بهار معتقد است بعد ها با پدیدار شدن مردوک و یگانه شدن او با دیگر ایزدان این دو عید بهاری و پاییزی به یک جشن تبدیل می شود یعنی جشن نوروز اما حتی اگر این سخن را بپذیریم باید توجه داشته باشیم که مهرگان هنوز در مناطق مختلف ایران و در بین زرتشتیان متداول است اما نه به صورتی که پیش از زرتشت رواج داشته پس از تلفیق با نوروز جشن مهرگان متحول شده و جنبه ی اساطیری آن رنگ و بوی اجتماعی و کشاورزی به خود گرفته است که با مهرگان پیش از زرتشت کاملا متفاوت است . پس از اسلام نیز در منابع مختلف از جشن مهرگان یاد شده است آثار الباقیه که یکی از معتبرترین منابع در معرفی جشن ها است و از قرون اولیه اسلام به جا مانده از آن جمله است شاعران بزرگی مانند فردوسی، رودکی، منوچهری و مسعود سعد نیز آثاری در بزرگداشت مهرگان دارند.

بکرد اندر آن کوه آتشکده                            بدو تازه شد مهرگان و سده «فردوسی»

آمد خجسته مهرگان جشن بزرگ خسروان      نارنج و نار و ارغوانی آورد از هر ناحیه     «منوچهری»

ملکا جشن مهرگان آمد                            جشن شاهان وخسروان آمد

 خز به جای ملحم و خرگاه                        بدل باغ و بوستان آمد          

مورد به جای سوسن آمد باز                     می به جای ارغوان آمد        «رودکی»

ابوریحان می نویسد:مهر ماه و روز اول آن هرمزد روز است و روز شانزدهم مهر است که عید بزرگی است و به مهرگان معروف است که خزان دوم باشد و این عید مانند دیگر اعیاد برای عموم مردم است و تفسیر آن دوستی جان است و گویند که مهر نام آفتاب است و چون در این روز آفتاب برای اهل عالم پیدا شد این است که این روز را مهرگان گویند . نیز گفته اند در این روز فرشتگان برای یاری فریدون آمدند .

باز می نویسد:اما آن دسته ایرانیان که به تاویل قائل اند برای این قبیل مطالب تاویل قائل می شوند و مهرگان را دلیل بر قیامت و آخر عالم می دانند به این دلیل که هر چیزی که دارای نمو باشد در این روز به منتهای نمو خود می رسد و مواد نمو از آن منقطع می شود و حیوان در این روز از تناسل باز می ماند چنان که نوروز را آنچه در مهرگان گفته شد بعکس است و آن را آغاز عالم می دانند و برخی مهرگان را بر نوروز تفضیل داده اند چنان که پاییز را بر بهار برتری داده اند .

این اشاره ها نشان از قدمت و اهمیت مهرگان در ایران دارد در گذشته مهرگان خارج از حوزه ی فرهنگی ایران برگزار می شد که مورخین غربی بدان اشاره کرده اند و از تاثیر این جشن همان بس که اعراب معرب واژه مهرگان (مهرجان) را معادل واژه ی جشن قرار داده اند و برگزاری هر جشنی را مهرجان می گویند .

امروزه این جشن در مهر روز از ماه مهر در بین زرتشتیان برگزار می شود اما در بین باورمندان دیگر ادیان ایرانی این جشن به گونه ای دیگر پدیدار شده است جشن انگور که در ارومیه، تاکستان، ملایر و چند شهر دیگر برگزار می شود همچنین جشن گندم که تقریبا در بیشتر مناطقی که گندم کشت می شود و حتی مراسم های آیینی مانند قالیشویان و جشن انار از یادگارهای مهرگان است.

_یکی از نشانه ها و ویژگی های جشن های ایرانی در کنار شادمانگی همراه بودن با هدایا، خوراکی و نعمات است این هدایا بیش تر محصولات کشاورزی است به همین سبب گفته می شود ریشه ی اغلب این جشن ها دهقانی است سیستم کشاورزی و دامپروری در این آیین ها تاثیر بسیار گذاشته است و بالعکس این جشن نیز تاثیراتی بر نحوه ی زندگی و کشاورزی و کار مردمان داشته است در پایان فصل برداشت کشاورزان برای سپاس از برکتی که طبیعت در اختیار آنان قرار داده جشن می گیرند و در مقابل این جشن ها را مایه ی برکت و فراخی نعمت می دانند.

-دلیل به وجود آمدن مهرگان را آفرینش ، بر تخت نشستن فریدون وپیروزی برضحاک،تاجگذاری اردشیر،جشن برداشت وجشن دوستی وپیمان ذکر کرده اند.امروزه نیز می توان ازدیگر خصوصیات این جشن بهره برد وبادلی سرشار از امید وجامه ای ارغوانی به دور سفره مهرگانی حلقه زدوباهمگرایی به دور ازافسردگی، کینه وعداوت پیمان صلح ودوستی بست ودست افشان وپایکوبان نغمه مهرگانی سرود.


شنبه 28 اسفند 1389

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در روزگار ،جشن ها ،

هنگام نوشتن این مطلب با خبر شدم مردم شناس برجسته استاد محمود روح الامینی که در زمینه جشن های ایرانی آثار ماندگاری برجا گذاشته از دنیا رفت.از آنجا که در این یاداشت از آثار گرانبهای وی بهره مند شده،  وظیفه می دانم آن را به روان این استاد گرانقدر تقدیم کنم          یادش گرامی      

حسین زندی هموند انجمن ایران شناسی کهن دژ

ظرفیت های نوروز به عنوان یک « فرهنگ»

صحرا رخ خود به ابر نوروز بشست / وین دهر شکسته دل زنو گشت درست

با سبزه رخی به سبزه زاری می خور / بر یاد کسی که سبزه از خاکش رست

نوروز از جمله پدیده هایی است که به دلیل اهمیتش همواره مورد ارزیابی پژوهشگران بوده و آنچه از تو در توهای تاریخ گذشته و در طول هزارها به صورت مکتوب و شفاهی به دست ما رسیده گواه این امر است آثاری که در قرون اولیه هجری پدید آمده مانند آثارالباقیه ، زین الاخبار، تاریخ بخارا، نوروز نامه، اشعار شعرای نامدار همچنین در یک صد سال اخیر به هزاران مقاله و صدها کتاب رسیده است این روند همواره ادامه دارد در پی یافتن چرایی و چگونگی پیدایش این جشن بزرگ سخن ها می رود و هرکسی از ظن خود بدان می نگرد. اما نکته جالب توجه این است که در سال های اخیر با پیشرفت علم و پدید آمدن و تکامل علوم جدید مانند مردم شناسی، انسان شناسی، زبان شناسی، اسطوره شناسی و علوم اجتماعی و.... این راه را هموارتر کرد و در کنار آن که سوال های جدیدی مطرح کرده پژوهشگران را به پاسخ نزدیک کرده است.

-زندگی مردمان پیوسته با اسطوره ها و باورهایشان رابطه دو سویه داشته است و این یکی از رموز ماندگاری جشن ها و آیین هایی مانند نوروز است از همین روی پیگیری شکل گیری آیین ها، مناسک بویژه نوروز در دل اسطوره ها بی ثمر نیست اساتیدی مانند زنده یاد مهرداد بهار آثار گرانباری در این زمینه دارند. وی خاستگاه نوروز را بین النهرین دانسته است و قدمت آنرا به سه هزار سال پیش از میلاد می رساند و این جشن را برگرفته از جشن های آفرینش در این منطقه که در دوره های مختلف و در فصل آغاز مهر و بهار برگزار می شده می داند. اما برخی هم تفاوت های زمانی و ساختاری جشن ها و ویژگی های قوم شناسی منطقه اشاره می کنند و این فرضیه را رد می کنند و نوروز را جشن کاملا ایرانی می دانند .

-انسان ایرانی نوشدن روزگار و زایش دوباره طبیعت را دستمایه اسطوره آفرینش قرار داده و این ایام را زمان آفرینش دانسته است باور داشتن به بی مرگی، حلول و تناسخ، باز زایی و دوباره زنده شدن که همچنان در بین ایرانیان رواج دارد از تحول و دگرگونی و نو شدن طبیعت در فصل بهار سرچشمه گرفته است و یا نقش اسطوره جمشید در نوروز از همین دست است . جمشید برای ایرانیان باستان مانند حضرت سلیمان در بین مسلمانان است و هر اتفاق و پدیده مقدس و خوبی بدو نسبت داده شده است .جالب است که این رخداد ها بیشتر در نوروز توسط جمشید به وقوع پیوسته است ،تجدید دین با پیروزی بر اهریمن ،نجات    مردم از خشکسالی ، به فرمان درآوردن دیوان ،روز بر تخت نشستن ،تعیین اوزان و مقادیر، کشف شکر و نیشکر(شیرینی)،کندن جوی ها و آب راه ها جهت شستن گناهان همگی باور هایی است که به جمشید جم و نوروز مرتبط است . نکته دگر این که امروز بکتاشی های ترکیه به اعیاد و جشن های خود «جم» می گویند . به نظر می رسد این نامگذاری از باور به جمشید سرچشمه گرفته است و  آمده است که نامگذاری تخت جمشید نیز چنین است. از ویژگی های این جشن به قدرت مندی،فراگیری،زندگی بخشی و... می توان اشاره کرد به طور مثال نوروز بزرگترین و فراگیرترین جشن شرق است که بیش ازدوازده کشور از جمله :ایران،تاجیکستان، افغانستان، آذربایجان، کردستان عراق، ترکیه و... برگزار می شود و بدین جهت از این کشورها با عنوان حوزه فرهنگی نوروز یاد می شود . در بین مردم هر کشوری هر قومی با خصوصیات و ویژگی های خاصی برگزار می شود بدون آن که به چهارچوب اصلی این جشن بزرگ آسیبی برسد . نوروز به عنوان سرمایه ای عظیم و مشترک بین مردمان تاثیر متقابلی در رشد و پویایی  باشندگان سرزمین های حوزه نوروز یا«ایران فرهنگی» دارد.و از آن می توان برای تحکیم وحدت ملت های منطقه و همگرایی بین کشورها بهره برد.

-جشن آفرینش انسان ،نوزایی طبیعت، رستاخیز طبیعت،... تعابیر و عناوینی است که به نوروز داده می شود در کنار این ها می توان از نوروز به عنوان یک فرهنگ نام برد . نوروز تنها یک جشن نیست یک فرهنگ است که در آن جشن ها ،آیین ها و عناصر مختلف حضور دارند تا انسان را به آغازی دوباره نوید دهند . همه باورمندان مذاهب و ادیان از هر کشوری و قومی با اندیشه های گوناگون در کنار یکدیگر بی هیچ اختلافی از آن بهره مندند.

جشن های نوروزی را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد جشن های پیش و پس از سال نو . در جشن ها و آیین هایی که در پنجه مسترقه یا پنجه دزدیده برگزار می شود مانند جشن سوری (چهار شنبه سوری)میر نوروزی ، حاجی فیروز ،کوسه گردانی، فال گوش، شال اندازی و ده ها آیین دیگر . و دسته دوم: جشن های پس از نوشدن سال از جمله : نوروز کوچک، نوروز بزرگ، سیزده بدر و جشن های مذهبی که در آن ادغام شده اند مانند تولد زرتشت همه و همه جشن ها و مراسمی اند که  بنابر ویژگی های قومی و منطقه ای به زیبایی برگزار می شود و هر یک بررسی و پژوهشی گسترده را می طلبد و نکته دیگر اینکه باورمندان ادیان مختلف هر یک بدان رنگ و بویی مذهبی می بخشند و نوروز را جشن دینی می دانند مثلا زرتشتی ها آن را بر این اساس که زرتشت در ششم فروردین متولد شده و... جشنی زرتشتی می پندارند اما بایدتوجه داشت که در هیچ یک از کتب مقدس از جمله اوستا نامی از این جشن برده نشده شیعیان نیز وقوع قدیر خم و چند اتفاق دین و احادیث دیگر را در نوروز می دانند. و این نشان از قدرتمندی نوروز در ادوار گذشته است که از عناصر مذهبی بهره جسته اما تبدیل به جشن مذهبی نشده است و به عنوان جشن مردمی غیر دینی تا امروز عامل وحدت مردمان بوده است.

-از این عنصر گرانبها می بایست به عنوان میراث ملی برای حفظ هویت فرهنگی و گسترش صلح در جهان به ویژه ایران فرهنگی «حوزه فرهنگی نوروز» استفاده کرد و ثبت نوروز را به عنوان میراث معنوی در یونسکو به فال نیک گرفت و نوید فصلی نو و بهتر را داد همانگونه که نوروز این رسالت را داراست

منابع:

1-روح الامینی،محمود/آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز/تهران/آگاه/1376

2-آموزگار، ژاله/نوروز/ماهنامه کلک/شماره 23،24/بهمن و اسفند1370

3-بهار، مهرداد/پژوهشی در اساطیر ایران/تهران/آگاه/1375        

                                                                            

                                                                 www.fanouseiran.blogfa.com


سه شنبه 9 آذر 1389

آذرگان جشن پاسداشت آتش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :جشن ها ،

آذر نام ایزد نگهبان آتش است در زبان پهلوی این نام به صورت (atur) و در اوستا و فارسی باستان (atar) آمده است. در فارسی امروز به معنی خود آتش است که با آگر(ager) کردی و اگنی هندی یکی است . در اوستا آمده است «آذر پسر اهورامزدا را می ستائیم تو را ای آذر مقدس پسر اهورامزدا و سرور راستی می ستائیم» . روز نهم هر ماه و ماه نهم هر سال خورشیدی به نام این ایزد است و آذر روز از آذر ماه که نام روز و ماه یکی است را آذرگان می نامند و آن را در ایران باستان جشن می گرفتند . نام این جشن آذرگان است که به آن «آذرجشن» هم گفته اند .

مسعود سعد:

ای خرامنده سرو تابان ماه               روز آذر می چو آذر خواه

در بندهش آمده است: گل آذرگون مختص ایزد آذر است و نیز آمده است: آذر،نگهبان آتش هایی است که در آتشگاه نشیند و برای نابود ساختن و از میان بردن دروغ، و نگهبانی آفریدگان آمده یاد شده است.

ابوریحان نیز از این روز با عناوین«آذر عید» یا«آذر جشن»نام می برد . روز نهم ماه آذر عیدی است که آنرا برای توافق دو نام،آذرجشن می نامند و در این روز به افروختن آتش احتیاج می یابند و این روز عید آتش است و به نام فرشته ای که به همه ی آتش ها موکل است موسوم است و زرتشت امر کرده که در این روز آتشکده ها را زیارت کنند و قربانی ها را به آتش نزدیک کنند و در امور عالم مشاوره کنند و در برهان قاطع آمده است:اما روز نهم از ماه آذر را ایرانیان چون نوروز و مهرگان ارج نهاده و مبارک و خجسته می شمردند. در این روز آتشکده ها را آراسته و آذین بندی می کردند و در آن جایگاه مقدس مراسم ویژه ای برای جشن برگزار می کردند. نظافت و پاکیزگی از جمله ستردن موی سر و چیدن ناخن در این روز نیک بود.

-در میان جشن های ایرانی پس از جشن چهارشنبه سوری و جشن سده که امروزه از جشن های بزرگ آتش محسوب می شوند (جشن سده را جشن پیدایش آتش می دانند).در ایران باستان آذرگان و شهریورگان را نیز جشن آتش می دانستند و به عبارت دیگر عنصر آتش در این دو جشن نیز از اساسی ترین عناصر جشن بوده . آتش یکی از چهار عنصر اصلی (آب ، آتش،خاک و باد) است و در کنار آب از اجزا تشکیل دهنده بیشتر جشن هاست.آتش نزد همه و باشندگان ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و هست و این اهمیت مختص زرتشتیان نیست سهرودی آتش را برادر نور می داند . امروزه نیز دراویش به ویژه قادری های کردستان مراسم خود را در کنار آتش برپا می دارند و در نزد مذاهب دیگر نیز گرامی داشته شده است .

-چگونگی برگزاری جشن:

به جز نام این جشن که بر اساس اصل همیشگی هرگاه نام روزو نام ماه یکی شود آن روز را جشن می گیرند و اشاره های گنگی که ابوریحان و گردیزی بر اساس متون زرتشتی به این جشن ها نموده اند از چگونگی و ویژگی آیین های برگزاری این جشن ها آگاهی درستی در دست نیست.

با توجه به اینکه زرتشتی ها در پاسداری و برگزاری این جشن همواره کوشیده اند اما نمی توان این جشن را جشنی زرتشتی دانست .دلیل ماندگاری این جشن در بین پیروان این دین این است که زرتشت دین رسمی بوده و آن را به صورت مراسمی مذهبی با سنن و آداب آیینی در درون باورمندان خود نگه داری کرده است در زمان برگزاری نیز اختلاف وجود دارد به دلیل کبیسه گیری زرتشتی ها سوم آذر و دیگران درنهم آذر آن را برگزار می کنند.

-به جز مسئله کبیسه گیری که در اغلب جشن ها اختلاف نظر بین زرتشتی ها و دیگر ایرانیان وجود دارد مسئله تغییرات اقلیمی و آب و هوایی هم از مسائل اختلاف انگیز است . همین تغییرات باعث سوءتفاهم بسیاری شده به طور مثال برخی جشن های فصلی با زمان های متغیر و گوناگون مانند جشن برداشت یا درو و یا جشن شکوفه ها نسبت به سرما و گرمای آب و هوایی در مناطق مختلف با فاصله برگزار می شود به همین دلیل کاتبان و نویسندگان آذرجشن را با آذرگان یکی دانسته اند.

-اگرچه به طور دقیق و قطعی از کیفیت و چگونگی برگزاری این جشن اطلاعی در دست نیست اما بدون اینکه با نا آگاهی بدعت گزاری نویی صورت بگیرد می توان از گرد هم آمدن و دیدارها به بهانه ی این جشن استفاده کرد و به همبستگی و شادمانی و سرور که از ویژگی انسان ایرانی است بهره جست.

منابع:

1-آثارالباقیه  ابوریحان بیرونی

2-خرده اوستا

3-اساطیر ایران  مهرداد بهار

4- اوستا

5-دیوان مسعود سعدسلمان

6-ایران در زمان ساسانیان آرتور کریستین سن