تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب کتاب
پنجشنبه 5 مرداد 1396

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،کتاب ،

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

نویسنده: حیدر زند خبرنگار -همدان
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد....
1396/01/27
 رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد.
مریم رازانی آذرماه سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد، بخشی از زندگی خود را در زادگاهش گذراند و حدود 3 دهه است به همدان مهاجرت کرده و در این شهر زندگی می‌کند. او یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیگران زن در همدان است و علاوه بر حوزه تئاتر، آثاری را در زمینه شعر، داستان و نقد ادبی منتشر کرده است. به بهانه انتشار کتاب «هنوز هیچکس نیستم» با این نویسنده گفت‌وگو کرده‌ایم که با هم می‌خوانیم.
  • تحصیلات شما در چه حوزه و رشته‌ای است؟ چگونه به نوشتن علاقه‌مند شدید؟
در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تحصیل کرده‌ام. کودکی‌ام سرشار از شنیدن داستان‌های اساطیری، عیاری و بومی با صدای پدر بود که گاه با صدای حزین نی او عجین می‌شد. علاقه به نوشتن از زمان تحصیل در مدرسه ابتدایی در من آغاز شد. از آن هنگام قلم و کاغذ همراهان همیشگی‌ام بوده‌اند اما تا سال‌های زیاد قلم را به کار نگرفتم زیرا عشق به خواندن و شنیدن که از کودکی با من رشد کرده و هنوز در هر لحظه زندگی‌ام حضور دارد، کمتر از علاقه‌ام به نوشتن نبود. حالا هم خودم را بیشتر یک کتابخوان عاشق می‌دانم تا یک نویسنده. مطالعه صدها اثر از نویسندگان، شاعران و تاریخ‌نویسان کشورم و نویسندگان دیگر کشورها موجب ‌شد تا کمتر دست به قلم ببرم. کار نوشتن را به صورت پیگیر از سال 63 آغاز کردم.
  • از چه کسانی تاثیر پذیرفتید؟
هیچکس نمی‌تواند به طور قطع بگوید از چه کسانی تأثیر پذیرفته است. همیشه روح سیالی را که در آثار نویسندگان و شعرا بوده دنبال کرده‌ام. مگر می‌شود در شعر مثلا بگوییم حافظ، یا اخوان و یا در نثر این نویسنده یا آن مترجم؟ «کویر» دکتر علی شریعتی نه تنها در خوانش نخست، بلکه با هربار خوانش، مانند کتابی مقدس مرا به ستایش و سجود واداشته است.
  • بین شعر و داستان کدام جایگاه مهم‌تری برای شما دارد؟
شعر و داستان دو پادشاه خیالم هستند. هر فصل یکی بر تخت می‌نشیند و دیگری با آن به جدال بر می‌خیزد. من هم شادمانه و کودکانه این جدال برابر را به تماشا می‌نشینم.
  • کارهای نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
کارهای نویسندگان همدانی را مشتاقانه دنبال می‌کنم و برای همنوا شدن با ایشان به خود می‌بالم. سال گذشته درباره اثر ارزشمند «... و اما آن شب برفی» حسین صفی، «مادستان» حسین زندی و چند اثر دیگر نقدهایی نوشتم که در روزنامه همشهری همدان به چاپ رسید.
  • اولین کاری که از شما منتشر شد چه بود و در کجا؟
اولین کاری که جرأت کردم برای چاپ بفرستم شعری بود به نام «کشف» که در روزنامه کیهان سال 64 به چاپ رسید.
  • چه کارهایی از شما منتشر شده است؟
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نخستین اثری است که از من به چاپ می‌رسد. سال‌ها نوشته‌هایم را در قالب داستان‌های کوتاه، شعر و مقاله با نام مستعار مریم آزاد و سپس با نام خودم به مجله‌ها و روزنامه‌ها ارسال می‌کردم و اغلب به چاپ می‌رسید. از میان آن‌ها می‌توانم به داستان کوتاه «کابوس» درمجله آدینه سال 67 که با نام مریم آزاد به چاپ رسید و داستان «نگاتیو» در روزنامه آزادگان سال 79 با نام خودم اشاره کنم.
  • موضوع کتاب «هنوز هیچ کس نیستم» چیست ؟
«هنوز هیچ کس نیستم» را با نگاه به داستان «مسخ» فرانتس کافکا نوشتم. می‌خواستم به «گرگوار زامزا یا به قولی سامسا»، شخصیت داستان مسخ فرصتی بدهم تا یک بار دیگر بخت خود را برای زندگی در جهانی که به نظرم دیگر متحول شده بود، بیازماید.
  • این کتاب قرار است چه جایگاهی در ادبیات داستانی ایران داشته باشد؟
جایگاه هر کتاب را نه نویسنده که خود کتاب تعیین می‌کند. می‌شود در یک کتاب به انسان، تاریخ، جامعه، جهان و حتی روان انسان‌ها پرداخت و هیچکدام را انگیزه اصلی یک نویسنده قلمداد نکرد. همه مسائل انسانی چون تار و پود در هم تنیده‌اند. خواننده هم کتاب را با جهان‌بینی خاص خود تحلیل می‌کند. می‌شود در یک شعر عاشقانه کوتاه مانیفست را هم کشف کرد. من هم به قول حافظ سرفرو برده‌ام در این جا تا کجا سر برکنم.
  • مخاطبان این کار چه کسانی هستند؟
 مخاطبان این کتاب جوانانی هستند که به دلایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و یا شخصیتی دچار انفعال شده‌اند و البته کسانی که آگاهانه یا ناخودآگاه این نیروی عظیم را به انفعال کشیده و واداشته‌اند.
  • علت این که کارتان را به ناشر همدانی نسپردید چه بود؟
اول اینکه ناشران همدانی را نمی‌شناختم. چند سال پیش، بعد از شرکت در یک مسابقه به نام «جایزه ادبی این روشنای نزدیک» و چاپ یکی از داستان‌هایم در کتابی به نام «راز کوچه‌های آجری» این کتاب را برای انتشارات سخن گستر- ناشر همان کتاب – فرستادم. انتظارم برای چاپ کتاب از دو سو بیهوده ماند. ظاهرا کتاب در میان آثار بی‌شمار ارسالی که از طریق همان جایزه ادبی ارسال شده بود نا خوانده ماند. خود من هم بیش از یکی دوبار پیگیر نشدم. عزیزترین دوستم ناگهان در بستر بیماری افتاده بود و دیگر به هیچ چیز جز وجود ایشان نمی‌اندیشیدم. پس از 7 سال به خواست خود ایشان دوباره برای چاپ اقدام کردم و این بار به نتیجه رسید.
  • کار بعدی شما چیست؟
کتاب دیگری که آن را هم از سال‌های دور آغاز کرده بودم و نیمه‌تمام مانده بود پس از وقفه‌ای ناگزیر، به پایانش نزدیک می‌شود. فعلا نام «عروسی مگی» را برای آن برگزیده‌ام تا خود چه بخواهد و چه شود.


برچسب ها: مریم رازانی ، انتشارات آرادمان ، هنوز هیچکس نیستم ،

یکشنبه 22 اسفند 1395

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید....
1395/12/18
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید.
  • ابتدا از خودتان بگویید.
متولد مرداد ماه سال 69 در همدان هستم. فرزند پنجم و آخر یک خانواده 7 نفره و در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی حقوق هستم.
  • اولین کتاب‌هایی را که خوانده‌اید به خاطر دارید؟
از سنین کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به مطالعه داشتم. مطالعه جدی من با کتاب‌های رویای سبز، برباد رفته و ربه کا از دافنه دوموریه آغاز شد.
  • نوشتن را از کجا آغاز کردید؟
نوشتن را از سن 12- 13 سالگی شروع کردم که مصادف بود با دوره راهنمایی. همان سال‌ها بابت نوشتن چند داستان کوتاه موفق به دریافت جوایزی شدم اما نوشتن جدی را از سن 20 سالگی شروع کردم. در واقع از همان اوایل احساس می‌کردم نوشتن روحم را آرام می‌کند تا اینکه در سن 20 سالگی تصمیم به نوشتن رمان «برایم بمان» را گرفتم.
  • در نوشتن از چه کتاب‌هایی تاثیر گرفته‌اید؟
کتاب‌های بسیاری برمن تاثیرگذار بودندو مرا به نوشتن رمان «برایم بمان» ترغیب کردند. مهم‌ترین آن‌ها کتاب «دالان بهشت» از نازی صفوی و ربه‌کا بود. این علاقه کم‌کم من را به سمت نوشتن سوق داد.
سوژه کار از کجا آمده؟
طرح اصلی داستان الهامات کاملا ذهنی است اما قسمت‌هایی نیز هست که با نگرشی به زندگی افراد نوشته شده است.
  • ایده‌آل شما در نوشتن چیست؟
از سن نوجوانی احساس می‌کردم نوشتن تاثیر فوق‌العاده‌‌ای بر آرامش روحم دارد. گاهی احساس می‌کنم نوشتن التیام‌بخش تشویش درونی‌ام است.
  • بازخورد کار اول شما چگونه بوده است؟
بازخورد اطرافیان اعم از دوستان و خانواده از خواندن این رمان به اندازه‌ای خوب بود که من را ترغیب به چاپ کتاب کرد اما پروژه چاپ این رمان متاسفانه بسیار طولانی و نفس‌گیر بود. بارها و بارها از چاپ ناامید و پشیمان شدم اما بعد از 2 سال دوندگی پی در پی موفق به چاپ آن شدم. البته تشویق خانواده و دوستانم بعد از اتمام نوشتن باعث شد که ترغیب به چاپ نوشته‌هایم شوم.
  • مکان اتفاق‌ها در کتاب واقعی است؟
مکان اتفاق‌ها واقعی است اما به دلیل اینکه اولین تجربه جدی من در نوشتن بود به خوبی نتوانستم  نظر خواننده را تامین کنم.
  • دنبال ادامه راه هستید؟
 بله، حتی اگر بعد از سال‌ها گوشه خانه‌ام پر از دست نوشته‌های چاپ نشده باشد دست از نوشتن برنمی‌دارم. البته تمام سعی خودم را برای چاپ کارهایم خواهم کرد.
  • چه کارهایی در دست انتشار دارید؟
در حال حاضر کار بعدی‌ام یک رمان است که 2 سال پیش کار ویرایش آن را به اتمام رسانده‌ام اما از همان موقع مدام در حال تغییر نوشته‌ها هستم.
  • داستان کتاب برایم بمان چیست؟
داستان کتاب اول من در مورد دختری به نام گلساست که در یک موقعیت نسبتا خوب قرار دارد. طی یک‌سری اتفاقات پیش پا افتاده عاشق پسرخاله خود به نام امیر می‌شود و بدون هیچ مشکلی به عقد هم در می‌آیند اما با بی‌تدبیری هر دو در همان نخستین ماه‌های عقدشان دچار مشکلات زیادی می‌شوند که زندگی و خوشبختی‌شان تا مرز نابودی کشانده می‌شود.
  • چرا به سراغ موضوع عاشقانه رفتید؟
در اصل چیزی فراتر از موضوع عاشقانه فکر من را به خودش معطوف کرده بود. متاسفانه امروز جامعه ما دچار نوعی بی‌خیالی و خوشبختی کاذب شده که تمام جوانب زندگی را در بر می‌گیرد. من قصدم از انتخاب موضوع عاشقانه صحبت درباره مسائل کوچک و پیش پا افتاده اما معضل‌ساز بین همسران بود.
  • دوست دارید به جای کدام نویسنده باشید؟
با احترام به تمام نویسندگان، بنده بسیار دوست دارم که به جای محمود دولت‌آبادی و خالد حسینی باشم. نویسندگان توانایی که بسیار خوب موفق به ترسیم مشکلات زمانه و جامعه خود بودند. به نظر من نویسنده در آثار خود باید درد جامعه را بگنجاند.
  • تا به حال شده سوژه یا داستانی را شروع کنید اما نتوانید تمام کنید؟
بله. نزدیک به یک سال پیش شروع به نوشتن داستانی کردم در مورد دختری که به زور پدر و خواهرش همسر مردی کویتی می‌شود و سالیان دراز به دیدار خانواده‌اش نمی‌آید. ایده جالبی برای ادامه داستان نداشتم و داستان را در چند صفحه اول رها کردم. همیشه براین باورم که هر شکست پله‌ای است برای موفقیت پیش رو.
  • داستان رمان دومتان چیست؟
داستان رمان دوم در مورد دختری است خیرخواه و با تدبیر که به اعضای خانواده‌اش کمک‌های زیادی می‌کند. در پی خواستگاری پسر عمه‌اش مشکلاتی برای این دختر به وجود می‌آید که به گذشته مربوط می‌شود.
  • آثار نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
تمام سعی خودم را می کنم که آثار نویسندگان همشهری را نیز مطالعه کنم.
  • همدان چقدر در آثار شما حضور دارد؟
در رمان اول تقریبا هیچ نقشی ندارد اما در رمان دوم سعی خودم را کرده‌ام که نقش نسبتا خوبی داشته باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

شنبه 7 اسفند 1395

«باز باران» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

«باز باران» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
«باز باران» در همدان
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم....
1395/12/07
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • از نمایشنامه « باز باران»  بگویید.
مجموعه نمایشنامه « باز باران»  یک سه‌گانه نمایشی یا تریلوژی است که می‌توان به صورت جداگانه  نیز خواند و اجرا کرد. به این دلیل که هر نمایشنامه ظرفیت اجرای مستقل را دارد و هم می‌تواند به دنبال هم اجرا شود.
  • این نمایشنامه‌ها با چه سبک و سیاقی نوشته شده است؟
به نظرم این 3نمایشنامه تجربه‌ای فرمالیستی در آثار درام نویسی من است. به دلیل این‌که سال‌ها در ژانر اسطوره و حماسه کار کرده بودم و مدت‌ها درباره اساطیر نوشته بودم. مثلا کتاب «جاده لغزنده است» مجموعه 5 نمایشنامه را شامل می‌شود که متاثر از شاهنامه فردوسی است.
در کتاب «باز باران» هم تلاش کردم در فرم، کار متفاوتی کرده باشم. در نوع نگاه نیز منتقدانه به آسیب‌های اجتماعی پرداخته‌ام. این آسیب‌ها از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه را در بر می‌گیرد تا آدم‌ها به عنوان الگوهای این جامعه.
  • کدام یک از کارها پیش از این اجرا شده است؟
هرسه نمایشنامه به صورت جداگانه در همدان اجرا شده است.
  • در اجراها از چه الگویی پیروی می‌کردید؟
در اجراهای خودم تلاش کردم نگاه فرمالیستی بر نگاه محتوایی و متنی اثر غالب شود و خود را نشان دهد. تلاش کردم تجربه‌ای از روایت مدرن را ارائه کنم و فکر می‌کنم کم و بیش موفق بوده ام. البته من قاطعانه نمی‌توانم نظری ارائه کنم.
  • تاکید بر فرم به زیبایی آسیب نمی‌زند؟
در حوزه درام نویسی تلاش شده ساختار و استاتیک کار در نظر گرفته شود و عنصر زیبایی‌شناسانه چاشنی کار بوده است. هرچند حرف‌هایی که در قالب نمایشنامه زده می‌شود اهمیت خود را دارد اما باز هم تأکید می‌کنم بحث فرم برای من مهم‌تر بود.
  • نمایشنامه «باز باران»  چه چیزی را به حوزه نمایشنامه‌نویسی اضافه می‌کند؟
حس کردم با توجه به شرایط جدیدی که به صورت طبیعی به‌وجود آمده و چالش‌های فرهنگی موجود در حوزه رسانه‌ای که در تمامی دنیا حاکم شده و گریبان جامعه ما را هم گرفته است، با قالب‌های قدیمی و ساختار کلاسیک نمی‌توان تاثیرگذار بود پس در این کار نیز تلاش کردم با توجه به شکاف و گسستی که بین نسل‌ها به وجود آمده کار کنم. همیشه یکی از مباحثی که برای من مهم بوده شکاف بین نسل‌ها بوده است و همیشه بر این باور بودم که کشمکش‌های بین نسلی را در قالب نمایشنامه بیاورم. با وجود این شکاف ارتباط به‌سختی برقرار می‌شود. در این کار ساختار ارسطویی و کلاسیک دستکاری شده و همان‌طور که گفتم تجربه جدیدی برای من بوده است.
  •  بازخورد اجراها در همدان چگونه بود؟
خوشبختانه در اجراها بازخورد خوب بود اما هنوز بازخورد چندانی از نمایشنامه‌خوان‌ها ندیدم. در اجرا ما توانستیم آدم‌هایی را برای تماشای این کارها به سالن‌ها بیاوریم که تئاتر را به عنوان یک رسانه اصلا قبول نداشتند. اولین اجرا که در سالن بوعلی بود کف سالن هم پر شد.
  • جذب مخاطب به نمایش از طریق نوشتن چگونه اتفاق می‌افتد تا نمایش از مخاطب‌گریزی فاصله بگیرد؟
عنصری که هنر مدرن امروز به آن می‌پردازد عنصر آشنایی‌زدایی است که به آن غریب‌نمایی یا برجسته‌سازی هم می‌گویند.
 اگر نویسنده و درام‌نویس ما این جسارت را نداشته باشد که از پوسته خود خارج شود نمی‌تواند اثری را ارائه کند که مورد نظر مخاطب قرار بگیرد. مخاطب امروز دنبال آشنایی‌زدایی است و مسائل متعارف و آشنا او را جذب نمی‌کند، این ویژگی هنر مدرن و هنر پسامدرن است. الگوهای کهنه چندان پاسخگوی او نیست به دلیل این‌که مخاطب امروز با حجم زیادی از رسانه‌ها و اطلاعات روبه‌رو است و در واقع مورد هجوم اطلاعات است پس به راحتی نمی‌تواند با الگوهای قدیمی ارتباط برقرار کند و جذب شود. یک نمایش معمولی را به راحتی نمی‌پذیرد.
  • نویسنده باید چه کاری انجام دهد؟
نویسنده باید این جسارت را داشته باشد هرچند این جسارت هزینه هم دارد و ممکن است در گام اول مخاطب نپذیرد اما به هر حال تجربه‌گرایی بهترین ویژگی هنر است که هنرمند جسور می‌تواند داشته باشد.
  • دیالوگ‌های نمایش شما بسیار عامیانه است. علت انتخاب این سبک چه بوده است؟
وقتی شما به حوزه‌های تاریخی وارد می‌شوید طبیعتا زبان شما هم باید کلاسیک باشد آدم‌های شما همان آدم‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنید. باید« باز باران» با همان مردم حرف بزند تا باور کنند و همذات‌پنداری شکل بگیرد پس برای باورپذیری زبان باید هماهنگ باشد.
  • برای این‌که نویسنده به دام عوام‌زدگی نیفتد چه باید کرد؟
این موضوع متفاوتی است و ارتباطی به زبان یا دیالوگ ندارد.بحث نوع استفاده ادبیات و نوع استفاده از زبان محاوره‌ای یا کلاسیک نیست، بیشتر به دلیل پرداخت و انتخاب موضوع یا درونمایه است. سال‌های گذشته این عوام‌فریبی بسیار اتفاق افتاده است. برخی به جای پرداختن به عمق جریان‌های اجتماعی با استفاده از احساسات مردم و ارزش‌های جامعه به مسائل سطحی می‌پردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نویسندگان همدان ،

دوشنبه 1 آذر 1395

بازگشت به کودکی با «قصر نه پنجره»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

بازگشت به کودکی با «قصر نه پنجره»

نویسنده: حسین زندی / خبرنگار همشهری -همدان
بازگشت به کودکی با «قصر نه پنجره»
سالن جلسات مجتمع آوینی همدان این هفته میزبان مراسم نقد کتاب «قصر نه پنجره» نوشته «آرزو شاطاهری» نویسنده حوزه ادبیات کودک و نوجوان در همدان بود...
1395/08/26
سالن جلسات مجتمع آوینی همدان این هفته میزبان مراسم نقد کتاب «قصر نه پنجره» نوشته «آرزو شاطاهری» نویسنده حوزه ادبیات کودک و نوجوان در همدان بود.
در این مراسم علاوه برآرزو شاطاهری، جمعی از نویسندگان و علاقه مندان کتاب و کودکان و نوجوانان حضور داشتند.

سخن نویسنده
آرزو شاطاهری درباره علت همذات پنداری خوانندگان با شخصیت‌های این کتاب گفت: من از 18 سالگی کار با کودکان را آغاز کردم و شناخت خوبی از کودکان دارم. از 18 سالگی وارد کانون پرورش کودکان و نوجوانان و مهدکودک‌ها شدم و کارم را با نمایش خلاق آغاز کردم. از آن زمان این موضوع در ذهنم ماندگار شد که کودکان چه ویژگی‌هایی دارند، به چه چیزهایی علاقه دارند چه مسائلی آنها را اذیت می‌کند و چه چیزی به آنها حس خوب می دهد. این موارد همیشه به من کمک کرده است.
نویسنده کتاب قصر نه پنجره افزود: ماجرای تخیل و تکنولوژی را همیشه به این صورت دیده‌ام که برای کودکان خیال‌پردازی است یعنی مانند خیمه‌شب‌بازی و جادوگری قدیم است. البته نمی‌خواهم به جنبه روان‌شناسانه بپردازم اما کودکان به جنبه جادوگونه فناوری توجه می‌کنند همان‌طور که ما به تلویزیون اینگونه نگاه می‌کردیم.

حضور کودکان
زهرا کاردانیان از اعضای انجمن کودک همرهان در این نشست گفت: 10 ساله که بودم در جلسه نقد کتابی شرکت کردم که در آن نشست محمود دولت‌آبادی و جواد مجابی نویسندگان بزرگ کشور در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان حضور داشتند. امروز هم کودکانی را در این جمع می‌بینم که با علاقه می‌شنوند و مرا به یاد کودکی‌ام می‌اندازند.
کاردانیان ادامه داد: شاید آن زمان در آن جلسه کودکانی بودند که تحت تاثیر همان نشست و با دیدار نویسندگان کتابخوان شدند. در این نشست هم کودکان ما با حضور در مراسم قطعا ترغیب می‌شوند و بیشتر می‌خوانند. در این مسیر باید قدر افرادی مانند آرزو شاطاهری را بدانیم که سرمایه انسانی کشور ما هستند. امیدوارم در کشور ما کتاب و کتابخوانی مهجور نباشد.
وی افزود: دوستان این جمع و نویسندگان کتاب چنین نشست‌هایی را در مدرسه‌ها نیز برگزار کنند تا دانش‌آموزان ما از نزدیک با کارهای نویسندگان آشنا شوند و رویکرد بهتری به کتاب داشته باشند.

آشتی با کتاب
مجید همتی متین داستان نویس همدانی که مجری‌گری این نشست را بر عهده داشت در باره حضور نویسندگان در مدرسه‌ها گفت: باید مدرسه‌ها و در راس آن مدیران آموزش وپرورش پیش‌قدم شوند و نویسندگان را به مدرسه‌ها دعوت کنند تا دانش‌آموزان را با کتاب و کتابخوانی آشتی دهند.
ساقی نعمت‌زاده یکی از نوجوانانی که در این نشست حضور داشت با اشاره به ویژگی‌های رمان قصر نه پنجره گفت: این رمان را دوست دارم. مهم‌ترین ویژگی این کتاب برای من این است که مرا به یاد کودکی‌ام می‌اندازد چیزی که قبلا بودم اما دیگر نیستم. به نظر من این کتاب می‌توانست بهتر و جذاب‌تر باشد.

از واقعیت تا انتزاع
طاهره فضلعلی نویسنده نیز در این نشست گفت: در ادبیات کودک و نوجوان ما کتاب‌هایی مانند قصر نه پنجره کم است. کتاب‌های تخیلی و فانتزی نسبت به ادبیات رئالیستی و واقع‌گرایانه درحوزه ادبیات کودکان و نوجوانان ما بسیار کمتر است و اگر هست ترجمه آثار دیگران است. کاش نویسندگانی باشند تا کتاب‌های تخیلی بنویسند زیرا کودکان و نوجوانان تخیل خوبی دارند و از چنین کتاب‌هایی لذت می‌برند.
وی ادامه داد: این کتاب در مورد خواب است و همه ما بارها فکر کرده‌ایم که خواب از کجا می‌آید و چرا خواب می‌بینیم. از این نظر خیلی جالب توجه بود اما مهم‌تر این‌که کتاب مملو از مواردی بود که کودکان دوست دارند مانند خوراکی‌ها، بازی‌ها و کارهای مورد علاقه آنها. این مسأله که یکی از شخصیت‌ها در پایان کتاب گله می‌کند که چرا پدر و مادرها برای آنان وقت نگذاشته‌اند از خواست‌های کودکان است.
فضلعلی ادامه داد: نوجوانان برخلاف کودکان به کتاب‌هایی که قطع خشتی دارند علاقه ندارند برای این‌که خود را بزرگ‌تر و متفاوت‌تر با کودکان می‌دانند. نویسنده این موضوع را رعایت کرده است. تصاویر هم به اندازه و خوب است. اما یک مورد آزار دهنده برای من در تصویرسازی این کتاب شکل قصر بود که گویی مانند قصرهای خارجی است. به نظرم بهتر بود تصویر ایرانی استفاده می‌شد.

تلنگر
زهرا طافیان نویسنده در این نشست گفت: یکی از نیازهای کودک بازی است و اگر به این نیاز توجه نشود و خانواده وقتی برای آن زمان صرف نکند همیشه حسرتی همراه آن شخص از کودکی تا بزرگسالی باقی خواهد ماند و احساس تنهایی می‌کند. نویسنده در کتاب به این موضوع بسیار توجه کرده وکتاب پر از جذابیت بود.
وی اضافه کرد: کنجکاوی‌های کودکانه در رمان ملموس و تلنگری برای ما بزرگسالان است که زمان بیشتری برای کودکانمان صرف کنیم.

   موضوع داستان
 آرزو شاطاهری با اشاره به موضوع داستان رمان قصر نه پنجره گفت: دختری در تمام دوران زندگی به دنبال یک خواب است و فکر می‌کند تمام اوقات خوش زندگی‌اش و تصویر خوشایندی که از پدر ومادر خود دارد یک خواب است اما دختری به نام ساقی به او کمک می‌کند و عکسی از پدر مادر او را برایش می‌آورد و به او می‌گوید این تصویر سندی است که تو متوجه شوی این خواب نیست و واقعیت دارد.
شاطاهری ادامه داد: این فرد برای این‌که بداند آیا این خواب در ذهن دیگران هم هست و دیگران هم این اوقات خوش را دارند یا نه، مدام کنکاش می‌کند و این ساقی است که به او کمک می‌کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%C2%AB%D9%82%D8%B5%D8%B1-%D9%86%D9%87-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87%C2%BB


برچسب ها: همشهری همدان ، قصر نه پنجره ،

دوشنبه 24 آبان 1395

از انگشت‌نگاری تا خوشنویسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

از انگشت‌نگاری تا خوشنویسی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از انگشت‌نگاری تا خوشنویسی
غلامعلی زادفر با این‌که نود و یکمین سال عمرش را می‌گذراند هنوز همه تاریخ‌ها را دقیق به یاد دارد و خاطرات گذشته را با جزئیات مرور می‌کند...
1395/08/23
غلامعلی زادفر با این‌که نود و یکمین سال عمرش را می‌گذراند هنوز همه تاریخ‌ها را دقیق به یاد دارد و خاطرات گذشته را با جزئیات مرور می‌کند . او با این‌که هنرهای تذهیب و خوشنویسی را بدون استاد آموخته اما خطی بسیار زیبا دارد.حدود 50 جلد کتاب را به خط خوش کتابت و تالیف کرده است که تعدادی علاوه بر خوشنویسی تالیف خود اوست.
البته هنوز هیچ یک از آثارش منتشر نشده است. غلامعلی زادفر ( بهمن زاد) شعر هم می‌گوید و اشعارش را با تخلص «رایز» به معنی ریاضت‌کش امضا می‌کند . او اصطلاحات قدیم همدان را به کار می‌برد.
بهمن زاد 2 سالی است که تصادف کرده و  به همین دلیل خانه نشین شده و تنها زندگی می‌کند. وی در گفت‌وگو با همشهری درباره فعالیت‌های خوشنویسی اش می‌گوید.
  • از دوران کودکی و مدرسه بگویید.
من در تاریخ یک مرداد 1303 در محله پای مصلی به دنیا آمدم. محله دوران کودکی من محله خرابه بود. من به مکتب میرزا عبدالله که نزدیک پای مصلی و کوچه نانوایی رمضان بود می‌رفتم. این مکتبخانه هم طویله بود و هم مدرسه و بهداشت و این مسائل در آن مطرح نبود. سپس به مکتب میرزا حسین و میرزا لطفعلی نزدیک بالای مسجد نظر بیک می‌رفتم. بعد از مکتبخانه دبستان اکباتان هم رفتم و تا سال 1318 در این مدرسه بودم. تا حدود 15 سالگی به مدرسه رفتم و ترک تحصیل کردم.
  • چه سالی وارد شهربانی شدید؟
بین سال‌های 1318 تا 1329 شاگرد بزاز بودم. سال 1329 پاسبان و گروهبان 3 شدم. تصدیقی که الان دارم آن زمان معادل فوق دیپلم بود. من با درجه سرگردی بازنشسته شدم.
  • خوشنویسی را از کجا یاد گرفتید؟
یک روز کارت پستالی به دستم رسید که لبه اش طلایی بود. از آن تقلید کردم. آن قدر تمرین کردم تا پیشرفت کردم. من استاد مستقیم نداشتم. البته استاد حسن زرین‌خط و استاد حسن دانشفر مرا تشویق می‌کردند و می‌گفتند خط تو شیرین است و ادامه بده.
  • استاد زرین‌خط همدانی بودند؟
خیر تهرانی بودند. من پیش وی رفتم و آموزش انگشت‌نگاری دیدم. متخصص انگشت‌نگاری بودم. تذهیب را هم خودم یاد گرفتم.
  • در همدان به جز حسن دانشفر کسی را به خاطر دارید؟
غلامحسین همایونی که پدرش منشی ناصرالدین شاه بود همدان زندگی می‌کرد و معلم خط ما در دبستان اکباتان بودو شایق هم معلم ما بود همیشه با هم رقابت داشتند. یک رسم‌الخط قدیمی با عنوان «رسم الخط همایونی» هست که کار غلامحسین همایونی است.
  • بعد از ورود به نظام خوشنویسی را ادامه دادید؟
بله ادامه دادم. از 65 سال پیش به طور مداوم کار کرده‌ام تا این‌که تصادف کردم و دیگر نمی‌توانستم ادامه دهم.
  • در شهر همدان از خط چه کسی بیشتر لذت می‌بردید؟
خط حسن دانشفر که یک استاد تمام بود. یک نمایشنامه نوشته بود که بسیار اهمیت داشت. یکبار به من گفت من خط می‌نویسم تو تذهیب کن اما متاسفانه نتوانستیم کار
 کنیم.کتاب‌های زیادی از او به جا مانده است.
  • کارها را می‌فروختید؟
عزیز طریقت‌یاب اول خیابان بوعلی دکه روزنامه‌فروشی داشت. من خط‌ها و تذهیب‌ها را به او می‌دادم و او در کنار روزنامه‌ها کارهای مرا هم می‌فروخت. مردم نگاه می‌کردند و می‌خریدند.
  • بعد از شما چه کسانی خوشنویسی می‌کردند؟
خوشنویسان زیادی داشتیم از جمله حسین رنجبران. زندگینامه خوشنویسان همدان در کتاب « زندگی خوشنویسان همدان» منتشر شده است.
  • در شهربانی کس دیگری هم مانند شما علاقه مند به هنر بود؟
کار درشهربانی سخت بود و اصلا روحیه این کارها وجود نداشت. من هم چون واحد انگشت‌نگاری بودم اگر فرصت پیدا می‌کردم به کار خط هم مشغول می‌شدم.
  • به انجمن‌های ادبی همدان هم می‌رفتید؟
نه من بیشتر به کتابفروشی‌ها می‌رفتم.
  • با کدام شاعران ارتباط داشتید؟
همدان شاعران و ادیبان زیادی دارد که بیشترشان از دنیا رفته‌اند. با عباس فیضی دوست بودم.
  • چند جلد کتاب نوشتید؟
کلیم کاشانی، باباطاهر، باورهای آل سعود، زندگی عمادالکتاب و... حدود 50 جلد کتاب است. بخشی کتابت و تذهیب است و تعدادی هم علاوه بر کتابت، تالیف خودم است.
  • چند نوع خط می‌نویسید؟
نستعلیق، نسخ، شکسته و ثلث می‌نویسم اما بیشتر کارهای من نستعلیق و نسخ است.
  • کارهای شما در چه سبک و سیاقی است؟
خوشنویسی من به سبک قدماست. علاقه من به کلهر و عماد الکتاب و به گلستانه و درویش عبدالمجید در خط شکسته است.
  • در مورد شعرهایتان بگویید.
شعرهایم زیاد است. از دوران اداره شروع به نوشتن کردم اما هنوز چاپ نکرده ام. بیشتر غزل و رباعی است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خوشنویسان همدان ،

خصوصی سازی درعرصه فرهنگ یکی از مولفه های توسعه است. در کشورهای توسعه یافته نه تنها تولید وعرضه کتاب وبه طور کلی محصولات فرهنگی دراختیار بخش خصوصی است بلکه برگزاری چنین نمایشگاه هایی را نیز بخش خصوصی و دست اندرکاران تولید کتاب برعهده می گیرند.
کد خبر:۳۲۴۱۱۷
تاریخ انتشار:۱۷ آبان ۱۳۹۵ - ۰۵:۳۶07 November 2016
دومین هفته آبان ماه همزمان بود با برگزاری یازدهمین دوره نمایشگاه کتاب استان همدان؛ یکی از رویدادهایی فرهنگی سال در همدان که می‌توانست  روزهای بهتری را برای فضای فرهنگی استان به ارمغان آورد.   

به گزارش تابناک همدان؛ برگزاری نمایشگاه کتاب درهمدان سابقه طولانی دارداگرچه گاهی با وقفه برگزارشده اما در طول ۱۱دوره سال‌های پررونقی راتجربه کرده است. دهه۷۰ ازبهترین وموفق‌ترین دوره‌های برگزاری نمایشگاه کتاب دراستان بوداز ویژگی‌های این نمایشگاه‌های این دوره درهمدان می‌توان به  اطلاع‌رسانی وتبلیغات گسترده آن اشاره کرد، بخش قابل‌ توجهی از بازدیدکنندگان وخریداران کتاب ازاستان‌ها وشهرهای هم‌جواربودند نمایشگاه امسال ازنظر تبلیغات بسیار ضعیف بودو تعداد زیادی ازعلاقه‌مندان به کتاب تاروز چهارم نمایشگاه از این رویداد بی‌خبر بودندهمچنین به گفته برخی غرفه داران نیمه‌وقت بودن زمان نمایشگاه آسیب زیادی به فروش کتاب وارد کرده بود هرچند معاون اداره فرهنگ و ارشاد معتقد بود این کار به تقاضا و درخواست ناشران صورت گرفته بودوصبح‌ها نمایشگاه تعطیل‌شده بود.

یازدهمین دوره نمایشگاه  کتاب همدان با ضعف‌های زیادی در این زمینه داشت برگزارکنندگان دولتی نمایشگاه پیش از برگزاری اعلام کرده بودند علاوه بر مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان یارانه کتاب که به‌صورت کارت تخفیف ۲۰درصدی نمایشگاه از طریق بانک عامل توزیع بن در اختیار متقاضیان  قرارمی گیرد ناشران نیز ۲۰درصد تخفیف ارائه خواهندکرد اما  هیچ‌یک از ناشران  تخفیف بیش از ۱۰درصد را قائل نبودند وبرخی ناشران مانند انتشارات سروش هیچ تخفیفی به خریداران نمی‌داد. 
به نظر می‌رسد نظارت ضعیف اداره ارشاد عامل چنین نابسامانی‌هایی بود و این روش باعث از بین رفتن اعتماد عمومی می‌شود و از مخاطبان کتاب کاسته می‌شود.

همچنین کم بودن تنوع  کتاب وحضور نداشتن برخی ناشران مطرح از دیگر گله‌مندی‌های مخاطبان بود که به نظر می‌رسد متولیان نتوانسته بودند همه ناشران را متقاعد کنند. 

دراین نمایشگاه حتی متصدیان بانک عامل نیز ازکم بودن استقبال ازخرید بن  تعجب کرده بودند و همدان را با استان گیلان مقایسه می‌کردند.درواقع اگر مبلغ عنوان‌شده ازسوی مسئولان یعنی ۲۰۰میلیون تومان درست باشد، باید یک میلیارد تومان کارت دراختیار مردم قرارگرفته باشد و بدون در نظر گرفتن فروش آزادیک میلیارد ازطریق کارت تخفیف کتاب فروخته شود اما غرفه داران چنین نظری ندارند.

خصوصی سازی درعرصه فرهنگ یکی از مولفه های توسعه است. در کشورهای توسعه یافته نه تنها تولید وعرضه کتاب وبه طور کلی محصولات فرهنگی دراختیار بخش خصوصی است بلکه  برگزاری چنین نمایشگاه هایی را نیز بخش خصوصی و دست اندرکاران تولید کتاب برعهده می گیرند.

این نمایشگاه موضوع دیگری را نیزعیان می‌کرد مدیران ارشاد دراین دوره از همدان به‌عنوان سومین پایتخت کتاب یادمی کردند و از رشد آمار تولید کتاب درهمدان صحبت می‌کردند اما به‌جز تعاونی ناشران و تعداد کمی ناشر دانشگاهی و عمومی از۶۰ناشرهمدانی در نمایشگاه خبری نبودبه نظر می‌رسد یا باید در آمارهای ارائه‌شده تجدیدنظر کنندیا رویکرد دیگری به صنعت نشر استان و تولید کتاب داشته باشند.

یکی از راه‌های ترغیب افرادجامعه به کتاب‌خوانی در دسترس قرار گرفتن کتاب است و برگزاری نمایشگاه یکی از راه‌هایی است که کتاب در دسترس همگان قرار گیرد این نمایشگاه نیز باعث شده بودبخش هرچند کوچکی از جامعه یک بار دیگر به سمت کتاب بروند.

 با همه ضعف‌های موجود این رویداد فرهنگی برای شهر و استان همدان اهمیت بسیاری دارد و امید است در دوره‌های بعدی  درتوزیع مشوق‌ها وتخفیف‌ها راه عادلانه‌تری پیش‌گرفته شود و بخش خصوصی درعرصه فرهنگ مشارکت بیشتری داشته باشند.


برچسب ها: تابناک همدان ، نمایشگاه کتاب همدان ،

چهارشنبه 12 آبان 1395

قصه زنان رامی‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

قصه زنان رامی‌گویم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه زنان رامی‌گویم
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است....
1395/08/12
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است.
«حلقه‌های درهم» پنجمین رمان مهشید شریف است که زمستان 1394 منتشر و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با استقبال خوبی روبه‌رو شد. به بهانه انتشار حلقه‌های درهم با این نویسنده همدانی درباره رویکردش به زنان گفت‌وگو کرده‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • ابتدا از موضوع داستان حلقه‌های درهم شروع کنیم، داستان از چه قرار است؟
رمان حلقه‌های درهم سرگذشت خانم جوان سرگشته‌ای است. این زن به همسری مردی در می‌آید که سرگذشت، پیشینه و ماجرایی عجیبی دارد و همسری دانشجو داشته که دست به خودکشی زده است. پس از مدتی در محافل دوستانه و خانوادگی با زن داستان آشنا می‌شود و در پروسه‌ای تصمیم به ازدواج می‌گیرند و ماجرا ادامه پیدا می‌کند.
  • یکی از ویژگی‌های رمان‌های شما مسائل رفتاری و روان‌شناسی است. این کتاب هم به عنوان یک رمان روان‌شناسی معرفی شده. چقدر این گفته را قبول دارید؟
من خوشحالم که این اتفاق می‌افتد. چه به رشته تخصصی من و چه به سابقه کاری من برگردیم به هر حال رفتارشناسی و آموزش عمومی بخش بنیادین حرفه من و زندگی من بوده است. حرفه‌ای که من دوست داشتم و در آن به مدارکی که از دانشگاه‌ها و مراکز علمی گرفتم اکتفا نکردم. در همه حال و همیشه در جست‌و‌جوی اضافه کردن به این دریافت و شناخت بودم و طبیعی‌ترین جایی که این حس من می‌تواند انعکاس پیدا کند رمان‌های من است، به همین دلیل خوانندگان آثار من را به عنوان رمان‌های روان‌شناسی پذیرفته‌اند.
  • شخصیت‌های رمان‌های شما زن هستند. آیا عمدی است یا نوشتن با محوریت زن‌ها راحت‌تر است؟
بله بیشتر شخصیت‌ها زن هستند اما نه تنها راحت‌تر نیست بلکه من فکر می‌کنم از جنبه‌هایی مشکل‌تر است. گاهی حس می‌شود به دلیل سانسور تاریخی که زن از گذشته در کشور ما داشته ابعاد روحی آن چندان آشکار نیست. من در رمان می‌توانم به برخی سوژه‌ها و شخصیت‌ها بپردازم. در دیگر گونه‌های نوشتاری نمی‌توانم سخنم را به گوش مخاطب برسانم. اگر چه ممکن است خودآگاه نباشد اما در جست‌و‌جوی کاراکتر و شخصیت‌هایی هستم که در عین زن بودن، دردمند و دردکشیده هستند، همچنین جست‌وجوگر و فعال هستند و این شخصیت‌ها در یک آرامش رفتاری پیش‌برنده کارهای خودشان هستند. به همین دلیل این موضوع‌ها در کارهای من انعکاس پیدا می‌کند.
  • در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟ چه کمبودی در داستان دیگران و به طور کلی ادبیات ایران حس می‌کنید که دست به نوشتن داستان و رمان می‌زنید؟
هر داستان نویسی در مرحله اول به دنبال قصه‌گویی است. فارغ از این‌که شخصیت اصلی زن باشد یا مرد فراموش نمی‌کنم که اصل قصه‌گویی است و من با نوشتن در حال تعریف یک قصه و یک زندگی هستم. مرحله بعدی این است که کاراکترها زن می‌شوند و زن‌ها یک ویژگی خاص پیدا می‌کنند.
  •  البته این مسأله طبیعتا بر می‌گردد به حساسیت‌های من نسبت به مسأله زنان و آنچه هستی آنان و تاریخ زنان را شکل می‌دهد.
 نمی‌توانم عنوان کنم که من از داستان استفاده می‌کنم تا مسائل زنان را تشریح کنم، من از داستان استفاده می‌کنم که قصه زنان را بازگو کنم. اگر نوشته من در این زمینه بتواند ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد بر می‌گردد به توانایی من در قصه گویی.
  • پس در نوشتن مسأله زن و زنان اولویت شما نیست؟
در داستان دنبال چنین مسأله‌ای به طور مستقیم نیستم. من ده‌ها مقاله در زمینه علوم رفتاری نوشته‌ام و اگر بخواهم مسائل خاصی را در مورد زنان بدانم از طریق مقاله‌ها دنبال می‌کنم. اگر هم نظر یا انتقادی داشته باشم و موضوعی را دنبال کنم به داستان نمی‌کشم. کاری با راه‌حل‌ها ندارم و داستان را دنبال می‌کنم. کار پژوهشی متفاوت است، منبع لازم دارد اما اینجا ممکن است پرسش مطرح شود و پاسخ را هم من ندانم یا نخواهم مطرح کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: مهشید شریف ، همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

یکشنبه 9 آبان 1395

همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ میزبان کتاب و کتابخوان‌ها
یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان از امروز فعالیت خود را آغاز می‌کند...
1395/08/08
یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان از امروز فعالیت خود را آغاز می‌کند .
یکی از راه‌های تشویق شهروندان به کتابخوانی این است که کتاب در دسترس آنان قرار گیرد و بتوانند عنوان‌های گوناگون کتاب را در یک محل ببینند و حق انتخاب داشته باشند. برگزاری نمایشگاه کتاب با حضور ناشران مخلف در حوزه‌های متعدد این امکان را فراهم می‌کند و علاقمندان می‌توانند در یک روز با بخش بزرگی از تولیدات فرهنگی کشور آشنا شوند. یازدهمین دوره نمایشگاه سراسری کتاب همدان از 8 تا13آبان ماه در محل نمایشگاه بین‌المللی همدان برگزار می‌شود. مجید فروتن معاون فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد استان در باره این رویداد فرهنگی توضیح می‌دهد.
  • چند دوره نمایشگاه سراسری کتاب در همدان برگزار شده است؟
این بار یازدهمین دوره است که نمایشگاه سراسری کتاب در همدان برگزار می‌شود. یکی از مسائل جامعه ما پایین بودن آمار کتابخوانی است. همچنین یکی از دغدغه‌های حوزه کتاب هم همین موضوع یعنی درصد مطالعه کم در کشور است. از راهکارهایی که می‌تواند این وضع و دغدغه را پوشش دهد برگزاری نمایشگاه کتاب است. برگزاری نمایشگاه کتاب در استان سال‌هاست پیش‌بینی و برنامه‌ریزی شده است.
  • مهم‌ترین هدف برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی چیست؟
اصلی‌ترین هدف از برگزاری نمایشگاه کتاب آشنا شدن مردم با تازه‌های نشر است. مردم عادی که از پایتخت دور هستند و در استان‌های مختلف زندگی می‌کنند باید دسترسی بهتری به کتاب داشته باشند و راحت‌تر بتوانند با تازه‌های نشر آشنا شوند تا بتوانند کتاب مورد نظر خود را تهیه کنند.
  • چند ناشر در این نمایشگاه حضور دارند؟
نمایشگاه امسال با هفته کتاب تقارن دارد. یکی از برنامه‌های مهم هفته کتاب استان همین نمایشگاه است و حدود 500ناشر به صورت مستقل و مشارکتی در 200 غرفه در 3 سالن نمایشگاه بین المللی همدان حضور دارند.
  •  چه برنامه‌هایی برای نمایشگاه دارید؟
3 تعریف محتوایی در این نمایشگاه در نظر گرفته‌ایم. اولین بخش ناشران عمومی است، دومین قسمت ناشران آموزشی، دانشگاهی و کمک درسی و آخرین قسمت نیز به برنامه‌های جنبی اختصاص دارد. در بخش جنبی نیز 3 محور در نظر گرفته‌ایم؛ محرم و صفر، کودک و نوجوان و مفاخر.
  • سهم همدان از این رویداد فرهنگی چقدر است؟
با احتساب حوزه‌های اداری 20غرفه به همدان اختصاص دارد. همان‌طور که می‌دانید بر اساس آیین‌نامه، ناشران برای ورود به نمایشگاه باید بیش از 20 عنوان کتاب در سال منتشر کنند. اگر تعداد عنوان کتاب‌های ناشر کمتر از حد نصاب باشد می‌تواند با همکاری دیگر ناشران به صورت مشترک غرفه در اختیار بگیرند.12 غرفه مستقل از استان داریم و تعاونی ناشران، چندغرفه مشترک و ناشران دولتی هم غرفه در اختیار دارند.
  • همدان ناشر دولتی دارد؟
بله. یکی از ویژگی‌های نمایشگاه امسال حضور ناشران دولتی یا دانشگاهی است از جمله انتشارات دانشگاه بوعلی، دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه آزاد.بخش‌های انتشارات‌ این دانشگاه‌ها در 2 سال گذشته فعال شده‌اند.
  • حمایت دولت و مبلغ بنی که اختصاص داده شده چقدر و چگونه است؟
در نمایشگاه امسال 200میلیون تومان بن در قالب یارانه اختصاص داده شده که تقسیم و در مجموع به صورت 20 درصد تخفیف محاسبه می‌شود. همچنین 20 درصد تخفیف نیز ناشران به خریداران اختصاص داده‌اند که جمعا 40 درصد است.
  • بن تخفیف از چه طریقی در اختیار خریداران کتاب قرار می‌گیرد؟
یک غرفه بانکی در نمایشگاه مستقر است و عرضه بن از طرف بانک شهر صورت می‌گیرد. ارائه بن بر اساس مدارک تحصیلی است و سقف درنظر گرفته شده از دیپلم و فوق دیپلم و لیسانس به بالا تغییر می‌کند. بن خبرنگاران نیز بر همین منوال است. از سوی دیگر هر کس کتابی بخواهد که در نمایشگاه وجود نداشته باشد، می‌تواند از 3کتابفروشی در شهر با کارت بن نمایشگاه خریداری کند. این کار اولین بار است در استان صورت می‌گیرد. 3کتابفروشی از این طرح استقبال کرده اند که امیدواریم در دوره‌های بعد این تعداد بیشتر شود. این کتابفروشی‌ها نیز علاوه برتخفیف نمایشگاه تخفیف دیگری به خریداران در طول مدت برگزاری نمایشگاه ارائه می‌کنند.
  • گلایه کتابفروش‌های همدان این است که در طول مدت برگزاری نمایشگاه فروش آنها پایین می‌آید. در این باره چه می‌توان کرد؟
بیشتر کتابفروش‌های همدان ناشر نیز هستند. ما در خواست کردیم ناشران همدانی حضور پررنگ‌تری در نمایشگاه داشته باشند و به کتابفروشی‌ها توصیه کردیم نمایندگی ناشران مطرح را بگیرند و از طریق آنان غرفه بگیرند تا از این فرصت استفاده کنند. از طرفی دومین دوره طرح فصلی کتاب را پاییز امسال به مدت 15 روز همزمان با هفته کتاب خواهیم داشت. از طریق خانه کتاب یارانه داده می‌شود و حمایت خوبی می‌شود. هدف این است که کتاب خریداری شود. سایت خانه کتاب یک بانک اطلاعاتی دارد که کتاب‌های فروخته شده در آن ثبت می‌شود.
  • مهم‌ترین تفاوت نمایشگاه امسال با دوره‌های پیشین در چیست؟
نمایشگاه هر سال در6 ماه اول سال یا فصل تابستان برگزار می‌شد و تسهیلات بیشتری از طرف مرکز برای 6 ماه اول داده می‌شد اما ما مقاومت کردیم و در ابتدای 6 ماه دوم برگزار کردیم تا دانشجویان و دانش‌آموزان را داشته باشیم. یارانه خوبی اختصاص دادیم و سقف یارانه 200 میلیون تومان شد به دلیل این‌که به تازگی نمایشگاهی برگزار نشده بود و رقیب نداشتیم. همچنین ناشران برتر توانستند حضور داشته باشند و همدان تنها استانی است که در این ماه نمایشگاه برگزار می‌کند.
  • فکر می‌کنید استقبال مردم چگونه باشد؟
باید بپذیریم کتابی که خوب است احتیاج به نمایشگاه و تبلیغ ندارد و مردم استقبال می‌کنند. اما با توجه به حمایت و مشوق‌ها فکر می‌کنم خوب باشد.
  • تعداد ناشران همدان چقدر است؟
در استان 65 ناشر داریم که 40 ناشر فعال هستند. همدان هم از نظر چاپ کتاب وهم تعداد ناشران در غرب کشور رتبه نخست را دارد. امسال در مراسم افتتاحیه از ناشران برتر تجلیل خواهیم کرد.
  • صنعت نشر استان چقدر به سمت حرفه‌ای شدن پیش می‌رود و چقدر این مسأله در این نمایشگاه نمود دارد؟
ناشر واقعی کسی است که ویراستار علمی و صاحب‌نظر است. ناشر باید نیاز مخاطب را در نظر بگیرد، حق انتخاب داشته باشد و هر کتابی را چاپ نکند. اما به دلیل این‌که ثبت‌نام از طریق مرکز صورت می‌گیرد هر ناشری که تعداد کتاب‌هایش به حد نصاب برسد در نمایشگاه حضور پیدا می‌کند.
  • در بحث توزیع کتاب ناشران استان همدان مشکل دارند. در این زمینه اداره  کل فرهنگ و ارشاد اسلامی چه تدبیری اندیشیده است؟
در چرخه تولید تا توزیع، در بخش توزیع مشکل داریم اما به دنبال بخش خصوصی هستیم تا مجوز مراکز توزیع را دریافت و اقدام به توزیع کتاب کند و یا خود تعاونی ناشران اقدام کند اما متاسفانه تعاونی ناشران همدان فعال نیست. دوستان ناشر کمتر فعالیت می‌کنند.
  • کار صدور مجوز کتاب در استان به کجا کشید؟
امسال مجوز صدور کتاب حدود 2ماه است از طریق استان صورت می‌گیرد که در برنامه توسعه پنجم باید این اتفاق می‌افتاد. در 2 ماه گذشته مجوز حدود 37 عنوان کتاب از طریق همدان صادر شده است. این کار مسیر را کوتاه تر و راحت‌تر کرده است. البته آمار را آخر سال ارائه خواهیم کرد تا بدانیم نسبت به سال گذشته چه مقدار رشد داشته‌ایم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ،

چهارشنبه 28 مهر 1395

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،کتاب ،

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم....
1395/07/28
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
در دوران تحصیل، انشاهای من بچه‌ها را خوشحال می‌کرد چون یک ساعت کامل کلاس را با خواندن انشا پر می‌کردم. از همان دوران نوشتن برایم جدی‌تر شد.
  • چه شد به کتابخوانی گرایش پیدا کردید؟
بوی کاغذ کتاب‌های درسی در ابتدای سال مرا جذب می‌کرد.کتاب‌ها و مجلات تا همین امروز برای من عطر جذابی دارند و مرا وا می‌دارند آنها را ورق بزنم. ورق زدن عطر را پخش می‌کند و بعد یک کنجکاوی بی‌نام و نشان است که مرا می‌کشاند به دنیای خواندن.
  • از معلم‌ها چه تاثیری می‌گرفتید؟ فضای مدرسه شما را به کتابخوانی تشویق نمی‌کرد؟
بسیار زیاد. آن زمان بیشتر معلم‌ها کتابخوان بودند و بدون شک روی دانش‌آموزان هم تأثیر می‌گذاشتند. تمام کتاب‌هایی را که دبیران معرفی می‌کردند بدون استثنا می‌خریدم و می‌خواندم.
  • پس از دوران تحصیل رابطه شما با کتاب چگونه بود؟
هرگز به یاد ندارم رابطه‌ام با کتاب قطع شده باشد. حال و هوای عطر کاغذ کتاب و دفتر هنوز با من هست و هر کتاب خوبی که می‌بینم، جذب می‌شوم.
  • در همدان شما را به عنوان یک منتقد جدی سینما می‌شناسند، سینما چقدر در نوشتن شما نقش داشت؟
سینما اولین بود برای من. با تمام جذابیت‌هایی که داشت و دارد. از زمانی که به گوشه پرده نگاه می‌کردم که ببینم این آدم‌ها از کجا به روی پرده می‌آیند تا امروز که خیره می‌شوم به کارهای آقای عباس کیارستمی تا ببینم آیا صحنه‌ها کارگردانی می‌شوند یا نه.
  •  گرایش شما به ادبیات داستانی بیشتر است یا فیلمنامه؟
صد در صد فیلمنامه. با این اندیشه که فیلمنامه‌ای باشد برای خواندن. با گریز به فضای قصه و داستان در پرداختن سکانس‌ها می‌توان آن‌را خواندنی‌تر کرد. یعنی ایجاد یک فصل مشترک بین فیلمنامه و داستان.
  • همدان چقدر در نوشته‌های شما حضور دارد؟
من هرگز این شهر را ترک نکردم و نخواهم کرد. هر گوشه‌اش دنیایی است. محله‌ها هر کدام شبه فرهنگ خاص خود را دارند. کوچه‌ها و آدم‌ها تمام زاویه‌های باز و بسته این شهر شناور در تمدنی است که می‌توان سال‌ها از آن‌ها گفت.
  • وضعیت نویسندگان همدانی را چگونه می‌بینید؟ کارهایشان را دنبال می‌کنید؟
نویسندگان ما بیشترشان خوبند. هریک به قسمتی از فرهنگ این شهر پرداخته‌اند.من به دوستانم توصیه می‌کنم ابتدا باید کتاب همشهریان و هموطنان خود را مطالعه کنند.
  • در نوشتن از چه مکتبی پیروی می‌کنید؟
از مکتب مادرم با قصه‌هایی که برایم می‌گفت و دوستانم وقتی فیلمی را تعریف می‌کردند که من ندیده بودم. بعد که فیلم را می‌دیدم جذابیت فیلمی را که آنها تعریف کرده بودند نداشت.
  • نگاه نرگسان برآیند سال‌ها زندگی است.عشق در کوچه پس کوچه‌های خاکی و پشت بام‌های گل اندود و صحراهای گسترده با رودخانه‌های خروشان با آدم‌هایی که درخانه‌های بدون برق زندگی می‌کردند و عشق می‌ورزیدند. همان داستان ازلی و ابدی عشق. داستان عاشقانه نیست داستانی است از عشق درباره عشق.
  • ایده فیلمنامه نگاه نرگسان چگونه پدید آمد؟
راه صبح آفتابی چطور؟
ایده داستان از زندگی چندماهه در روستای تازه کند از توابع ماکو در سال 1349 شکل گرفت.
  • این نکته که اسامی شخصیت‌ها ساخته و پرداخته خود شماست و منحصر به فیلمنامه‌های شماست چه علتی دارد؟
آدم‌های خاص زندگانی خاص خودشان را دارند. اسم‌های خاص فاصله‌ای را ایجاد می‌کند برای آن‌ها در تفاوت‌هایشان با آدم‌های معمولی.
  • شما شناخت خوبی از سینما دارید. چقدر به فکر ساختن فیلم با  این فیلمنامه‌ها هستید؟
هدف اصلی من از انتشار این 2 فیلمنامه خواندن شان برای عموم است. بعدها شاید خدا خواست و یک تهیه‌کننده هم پیدا شد و فیلمی نیز تهیه شد.در واقع ساختن فیلم اولویت بعدی است.
  • در سال‌های اخیر کمتر کسی در همدان اقدام به انتشار فیلمنامه کرده است. فکر می‌کنید کار شما چه تاثیری بر فیلمنامه‌نویسی استان خواهد داشت؟
نمی‌توانم بگویم چه تاثیری دارد. ابتدا باید کتاب خوانده شود تا بازخورد آن مشخص شود. همدان نویسندگان خوبی دارد، امیدوارم در همدان شاهد انتشار فیلمنامه نیز باشیم.
  • چرا کتابتان را به ناشران همدان نسپردید؟
مدیر انتشاراتی که کتاب را چاپ کرد دوست من بود، به همین دلیل کتاب را در تهران منتشر کردم.
  • از کارهای بعدیتان بگویید.
یک مجموعه قصه آماده انتشار دارم. پس از انتشار آن فیلمنامه‌های بعدی را منتشر خواهم کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، قیلم نامه نویسی در همدان ،

شنبه 24 مهر 1395

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،

از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از همدان تا آمریکا با « اسم من نیلی»
«اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است...
1395/07/24
 «اسم من نیلی» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که به تازگی از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است. مهشید شریف تحصیلکرده علوم رفتاری و سال‌هاست در کشور سوئد زندگی می‌کند اما آثارش را در ایران منتشر می‌کند و معتقد است مخاطب اصلی کتاب‌های او در ایران هستند. اسم من نیلی ششمین رمان مهشید شریف است که به زبان انگلیسی درآمریکا هم منتشر شده است. به بهانه انتشار این کتاب با مهشید شریف نویسنده همدانی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • داستان اولیه اسم من نیلی چگونه شکل گرفت؟
خیلی سخت است که بگویم ایده این کتاب از کجا آمد و جرقه نوشتن اسم من نیلی چگونه زده شد، اما زمان نوشتن روشن و محسوس بود که متاثر از فضای کاری خودم بودم. من سال‌ها در سوئد زندگی کرده‌ام و سال‌ها با افراد 14 تا 24 سال، جوانان بزهکار و افرادی با ناهنجاری‌های رفتاری کار می‌کردم و کم و بیش با دنیای آنان و مسائل آنها به خصوص با بخش‌های پنهان دنیای حسی آنها آشنا بودم. داستان اسم من نیلی متاثر از این قشر است.
  • یعنی به صورت مستقیم از سرگذشت این افراد استفاده کردید یا شخصیت‌های رمان شما با شخصیت‌های آنان همسان‌سازی شده است؟
خیر، هیچگونه الگوبرداری مستقیم از این افراد نداشتم.
  • پس چه نوع تاثیری گرفتید؟
من می‌خواستم درباره بخش‌های پنهانی که از سنین کودکی تا بزرگسالی یک دختر جوان وجود داشت حرف بزنم. جنس این حرف‌های پنهان و بسیار شخصی را از فضای کاری خود گرفتم، یاد گرفتم و دریافت کردم. بنابراین زمانی که تصمیم به شکل دادن به یک داستان خیالی کردم توانستم آن را عملی کنم اما خاطره‌نویسی نکردم.
  • شیوه نوشتن شما چگونه است؟ ابتدا سوژه شکل می‌گیرد یا شروع به نوشتن می‌کنید و در حین نگارش داستان اصلی شکل می‌گیرد؟
سال‌ها ایده خلق یک فیگور داستانی به اسم نیلی در گوشه ذهن من بود اما زمان زیادی برد تا تبدیل به یک کتاب شود. این تصویر خیالی پس از شکل‌گیری آن‌قدر روشن و واضح شد تا من هم بتوانم آن تصویر را ببینم و از آن زمان نگارش کتاب آغاز شد.
  • در نوشتن از خانواده و اطرافیان تاثیرپذیری دارید؟
قطعا. وقتی تصمیم به نوشتن رمان می‌گیرید تمام آدم‌های واقعی که تا آن روز دیده‌اید و تمام آدم‌های داستان‌هایی که خوانده‌اید به شکل آشکار و ناخودآگاه در شما تاثیر می‌گذارد. شاید جایی که می‌خواستم از شجاعت نیلی تصویری ارائه دهم از مادر بزرگم الهام گرفتم.
  • موضوع حضور مادر بزرگ در رمان ادای دین است یا برجسته بودن جنبه‌های شخصیتی او؟
از شخصیت او الهام گرفتم اما اصلا صحبت ادای دین نیست. در کتاب اسم من نیلی در جاهای خیلی کمی از خانواده الهام گرفته‌ام. در رمان حلقه‌های درهم بیشتر از مادر بزرگ الهام گرفته‌ام.
  • به تأثیر پذیری از خانواده و حضور مادربزرگ در آثارتان اشاره کردید. همدان به عنوان زادگاه شما چقدر در آثارتان حضور دارد؟
همدان به عنوان زادگاه من در اسم من نیلی بسیار مشهود و محسوس است. به خاطر همین بخشی از کتاب به همدان کشیده می‌شود و یک بخش بسیار مهمی از کتاب در همدان روایت می‌شود. برای این‌که زادگاه من بوده و بسیار برایم مهم است. آنجایی که نوشته‌ام «نیلی غروب آفتاب را در الوند نظاره‌گر است» یک تجربه شخصی بوده و انگار آگاهانه می‌دانستم چه می‌نویسم.
  • از سابقه انتشار اسم من نیلی در غرب بگویید. این کتاب پیش از این در آمریکا منتشر شده. استقبال و بازخورد چگونه بوده است؟
از بازخورد آن رضایت داشتم. یک ناشر آمریکایی ترجمه این کتاب را به انگلیسی منتشر کرد. ناشران در آنجا با روش جدید نمونه کتاب را به کتاب‌فروشی‌ها می‌فرستند و بر اساس درخواست کتاب‌فروشی‌ها، کتاب توزیع می‌شود. در این مرحله استقبال خوبی شد. سپس کتاب به سایت آمازون در بخش داستان‌های خارجی راه پیدا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.
  • چه شد که کتاب به صورت دوزبانه و انگلیسی- فارسی منتشر شد؟
 وقتی ناشر از من خواست که بخش‌هایی از متن فارسی را هم در اختیارش قرار دهم تا خلاصه‌ای در مقدمه یا در پایان کتاب بیاورد این پیشنهاد را مطرح کردند که تمامی متن فارسی را در کتاب بگنجانند و به جای این‌که به طور کامل کامل انگلیسی باشد به صورت 2 زبانه منتشر شود. پیشنهاد جالبی بود که نسل دوم مهاجران از بچه‌های ایرانی که در آمریکا به دنیا آمده‌اند و به فارسی تسلط ندارند کتاب را به انگلیسی بخوانند. در نتیجه کتاب به صورت 2 زبانه منتشر شده است.
  • بازتاب رسانه‌ای و معرفی کتاب شما در غرب چگونه بود؟
خود ناشر به ویژه در آمریکا خیلی کار کرد تا کتاب در بسیاری از رسانه‌ها معرفی شود. طبق فهرستی که برای من ارسال شد اسم من نیلی در حدود 600 روزنامه محلی در آمریکا معرفی شد.
  • با توجه به این‌که تجربه چاپ کتاب را هم در غرب و هم ایران داشته‌اید، استانداردهای چاپ کتاب چه تفاوتی دارد؟
استاندارد چاپ کتاب در ایران بهتر است و قطعا فکر می‌کنم در پذیرش مخاطب تأثیر بیشتری دارد. درست نیست مقایسه کنیم چون مسأله انتشار کتاب در ایران و غرب مقوله دیگری است. بحث سرانه مطالعه و آمارها مسأله مهمی است که نیاز به تأمل و پژوهش دارد، اما کیفیت کتاب در ایران بهتر است.
  • اسم من نیلی ششمین رمان شماست. با توجه به این‌که شخصیت اصلی رمان زن است بازخوردی که از مخاطبان به ویژه زنان گرفتید چگونه بود؟
فکر نمی‌کنم مخاطبان آثار من تنها زنان باشند. در خارج از کشور 3 نقد روی رمان اسم من نیلی نوشته شده که هر 3 از طرف مردانی که در ادبیات داستانی شناخته شده هستند بوده است. این نوشته‌ها دلگرمی خیلی خوبی بود و حس ‌خوبی به من انتقال داد. نتیجه نقد آنان به من نشان داد کتاب در یک جا و از یک قشر مخاطب ندارد.
  • از نظر این منتقدان مهم‌ترین ویژگی قلم و آثار شما چه بوده است؟
زبان نوشتاری من خیلی آسان نیست، خواننده را چندان آسوده نمی‌گذارم و پرسش‌هایی را مطرح می‌کنم که ممکن است برای خود من هم مطرح باشد و الزاما پاسخ آنها را ندانم. خود من هم در این مسیر همراه خواننده هستم.
  • نقدهای منتشر شده از طرف منتقدان و نویسندگان بوده، مخاطبان عام چه برخوردی با آثار شما دارند؟
مخاطبان عام بیشتر شفاهی نظرشان را به من گفتند. در مورد اسم من نیلی، فارسی زبان‌ها از زبانی که در توصیف نیلی انتخاب شده بود استقبال کردند زیرا زبانی بود که با یک شخصیت لجوج نافرمان هماهنگ می‌شد. بیشترین بازخورد این بود که زبان با کاراکتر هماهنگ بود.
  • آثار نویسنده‌های‌همدانی در زمینه ادبیات داستانی را دنبال می‌کنید؟
تا جایی که به دستم برسد بله اما متاسفانه به راحتی این نوع کتاب‌ها به اروپا و خارج از کشور نمی‌رسد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%C2%AB-%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%85%D9%86-%D9%86%DB%8C%D9%84%DB%8C%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، مهشید شریف ، نویسندگان همدانی ، اسم من نیلی ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

فرهنگ مکتوب ملایر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،کتاب ،

فرهنگ مکتوب ملایر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
فرهنگ مکتوب ملایر
علیرضا گودرزی نویسنده و ملایرشناس، به تازگی کتاب «فرهنگ مردم ملایر» را منتشر کرده است....
1395/07/13
علیرضا گودرزی نویسنده و ملایرشناس، به تازگی کتاب «فرهنگ مردم ملایر» را منتشر کرده است.
گودرزی سال 1330 در روستای قلعه مهدی خان ملایر به دنیا آمد. او پس از پایان دوران تحصیل در آموزش وپرورش استخدام شد و در طول دوران معلمی علاوه بر تدریس، از نوشتن نیز غافل نشد. حاصل فعالیت او در زمینه نویسندگی 3 عنوان کتاب در 4 جلد است. «دانشنامه منطقه حفاظت شده لشکردر شهرستان ملایر» نخستین اثر منتشر شده گودرزی است. پس از آن کتاب «دانشنامه ملایر پژوهشی گسترده در نام جای‌های شهرستان ملایر» را منتشر کرد که با استقبال خوب مردم ملایر روبه‌رو شد. سومین اثر او «فرهنگ مردم ملایر» است که به تازگی در 2 جلد و قطع رحلی منتشر و روانه بازار شده است. به همین مناسبت با این نویسنده و پژوهشگر حوزه ملایرشناسی گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
در طول مدت زمانی که به عنوان دبیر در مدارس شهرستان مشغول تدریس بودم همزمان کارهای پژوهشی را هم پیش می‌بردم.
  • آن زمان کتابی هم منتشر کردید؟
خیر اما با نشریات محلی همکاری می‌کردم. بیشتر مطالب و نوشته‌های من در هفته‌نامه عندلیب به صورت یادداشت منتشر می‌شد.
  • درباره اولین کتابی که منتشر کردید توضیح می‌دهید؟
اولین کتاب من دانشنامه منطقه حفاظت شده لشکردر شهرستان ملایر است که انتشارات کبریا در ملایرآن را منتشر و سال 1388 در 2 هزار نسخه روانه بازار کرد. در این کتاب شناسایی توپوگرافی و ژئومورفولوژی منطقه و همچنین پوشش گیاهی و جانوری منطقه را بررسی کرده‌ام. علاوه بر منطقه لشکر در ضمیمه این کتاب به تالاب یا باتلاق آق‌گل می‌پردازم.
  • با توجه به پژوهش‌های شما مهم‌ترین ویژگی لشکردر چیست؟
این منطقه از نظر گوناگونی اهمیت دارد به ویژه کل و قوچ منطقه بسیار معروف است. اگر یک شکارچی بخواهد وارد کوهستان شود 3 روز هم بگردد نمی‌تواند شکار کند چون این کوهستان موقعیت بسیار متفاوتی دارد. در حالی که در مناطقی مانند خان‌گرمز وضع متفاوت است. همچنین تعداد وحوش در منطقه حفاظت‌شده نشان می‌دهد مردم ملایر فرهنگ بالا و والایی دارند و به حیوانات احترام می‌گذارند، آنها را حفاظت می‌کنند و علاقه‌ای به شکار ندارند. کسانی که در منطقه برای شکار می‌آیند و تخلف می‌کنند از دیگر مناطق می‌آیند. مردم شهرستان ملایر بسیار علاقه‌مند به محیط زیست هستند. این کتاب را نوشتم تا دیگران هم با شرایط و ویژگی‌های منطقه لشکردر و خصوصیات مردم ملایر آشنا شوند.
  • برای نوشتن این کتاب از جایی حمایت شدید؟ مثلا از نهادی سفارش گرفتید یا انگیزه شخصی داشتید؟
من به شهرستانم علاقه‌مندم و محیط زیست شهرم را نیز دوست دارم. به همین دلیل این کار را شروع کردم تا شهرستانم را به مردم کشورم و حتی دیگر نقاط دنیا معرفی کنم. خوشبختانه استقبال خوبی از کتاب صورت گرفت.
  •  کتاب دوم شما «دانشنامه ملایر، پژوهشی گسترده در نام جای‌های شهرستان ملایر» است. هدفتان از نوشتن آن چه بود؟
در این کتاب وجه تسمیه کل روستاهای شهرستان ملایر را بررسی کرده‌ام. ملایر تا سال 1224هجری قمری دهکده ‌ای کوچک بود که آن زمان به مرکز حکومتی تبدیل می‌شود. برای گرامیداشت دولتشاه حاکم ملایر نام ملایر حذف شده و دولت آباد نام گرفته بود. سپس از زمان پهلوی که به شهرستان تبدیل شد بار دیگر نام دولت‌آباد حذف و ملایر جایگزین شد. ما در ملایرتاریخ مکتوبی بیش از این نداریم. برای این‌که به تاریخ ملایر دست پیدا کنم باید به نام‌پژوهی متوسل می‌شدم. در این کتاب با استفاده از این نوع پژوهش به نکات مهم دست پیدا کرده‌ام. بر اساس قدمت واژه‌ها به تاریخ محلی دست پیدا می‌کنیم. در هر بخش با توضیح نام جای هر روستا به جغرافیا، جامعه و فرهنگ روستا نیز پرداخته‌ام. منابع آبی، زیارتگاه‌ها، مکان‌های تاریخی، بزرگان، زمین‌ها، باغ‌ها، آداب و رسوم را نیز معرفی کرده‌ام.
  • آخرین اثر شما کتاب «فرهنگ مردم ملایر» است. در این باره هم توضیح دهید.
کتاب سوم را به صورت دایره‌المعارفی گردآوری کرده و نوشته‌ام. آداب و رسوم، سنت‌ها، آیین‌ها وخرده‌فرهنگ‌های مردم شهرستان ملایر را در این کتاب 2 جلدی گنجانده‌ام. در کتاب فرهنگ مردم ملایر واژه‌نامه ملایری را نیز آورده‌ام زیرا احساس می‌کردم جای چنین موضوعی خالی است.
  • به غیراز شما فرد دیگری در حوزه ملایرشناسی کار کرده است؟
در حوزه فرهنگ عامه کسی کار نکرده یا اگر بوده به صورت مدون در قالب کتاب منتشر نکرده است. حال اگر کسی بخواهد پژوهشی در این زمینه انجام دهد می‌تواند از این منابع که من منتشر کرده‌ام استفاده کند. با این کار راه برای محققان بازتر شده و آنها راحت‌تر می‌توانند کارهای پژهشی خود را ادامه دهند.
  •  نهادهای فرهنگی و دولتی برای انتشار کتاب جدیدتان حمایتی کرده‌اند؟
حمایتی صورت نگرفت. کتاب دوم را با وام 24درصد منتشر کردم و سال‌ها قسط بانکی پرداخت کردم. برای انتشار کتاب جدیدم 10 میلیون تومان وام با بهره 28درصد گرفته‌ام که بسیار سنگین است. البته حمایت اصلی از طرف مردم صورت می‌گیرد؛ وقتی استقبال می‌کنند و می‌خرند بهترین حمایت است. کتاب‌های من تاریخ محلی است و 2 دسته مخاطب دارد؛ یکی مردم محلی که به منطقه و محل زندگی خود علاقه دارند و دیگری پژوهشگرانی که در این زمینه کار می‌کنند. البته زمان زیادی لازم است تا کتاب معرفی شود و به طور کامل به فروش برسد.
  • برنامه بعدی شما چیست؟ آیا کتاب جدیدی در دست انتشار دارید؟
با توجه به استقبالی که از کتاب دانشنامه ملایرصورت گرفت آن را بار دیگر منتشر خواهم کرد اما این بار کتاب با افزوده‌هایی منتشر می‌شود. منابع آبی و اقوام را اضافه کرده‌ام تا مخاطبان و علاقه‌مندان اطلاعات بیشتری از روستاها داشته باشند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%B1?magazineid=
چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان ملایر ، علیرضا گودرزی ، فرهنگ ملایر ،

دوشنبه 5 مهر 1395

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

نویسنده: حسین زندی ‌ همدان- خبرنگار همشهری
نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد...
1395/07/05
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد.
اولین کتاب مرضیه بطحایی داستان بلند «گل مریم» است که سال 1395 در شمارگان هزار نسخه از سوی انتشارات نازلی در همدان روانه بازار شده، به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت وگو کرده ایم که در پی می‌آید:
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
از نوجوانی به نوشتن علاقه داشتم و میل به نوشتن در وجود من بود اما به دلیل این‌که نمی‌دانستم در چه حوزه ای بنویسم و راهنما نداشتم، فیلم‌هایی را که تماشا می‌کردم در دفتری خلاصه می‌کردم. پس از ازدواج به نوشتن خاطرات تلخ و شیرین زندگی متاهلی پرداختم. کارمند دانشکده پزشکی بودم و پس از بازنشستگی راهم را پیدا کردم و به قصه‌نویسی روی آوردم.
  • از کتاب گل مریم بگویید.
داستان این کتاب سال‌ها پیش در دفتر خاطرات من محبوس بود.من با پدرم انس عجیبی داشتم. توجه زیاد وی به دخترهایش و ناتوانی بدنی و بیماری‌اش وشغل پرستاری من رابطه عاطفی شدیدی بین ما ایجاد کرده بود. بعد از فوت پدر خلا بزرگی را احساس می‌کردم.
رای تسلای دل خودم با وی نقل سخن کردم و در داخل دفتر خاطرات نگاشتم. طی این یک سال وی از بچگی تا اواخر عمر گرانقدرشان را برایم گفتند و من هر چه را در خاطرم ماند نگاشتم تا این‌که به این داستان که خاطره عزیزی از اسرای جنگی بودند برخوردم و با کمی دخل  وتصرف داستان را به صورت رمان در آوردم.
  • علت علاقه شما به نوشتن داستان کوتاه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
از آن جهت داستان کوتاه می‌نویسم تا همگان فرصت خواندن و به آن علاقه پیدا کنند و نیز این‌که هزینه زیادی نپردازند. ساده وبی آلایش می‌نویسم چون اولا نویسنده نیستم و قدرت زیادی در نوشتن ندارم و دیگر این‌که بیشتر قصه گویی می‌کنم.
فکر می‌کنم این شیوه بهتر همه گیرخواهد شد و از هر قشری می‌توانند آن را بخوانند. وقتی کتابم را به فروشنده سر کوچه که مردی میانسال است دادم دیدم که با چه شوقی می‌خواند. خنده و شور را در چهره اش دیدم و یک بار از دوستش شنیدم که آخر داستان را با گریه تمام کرده  است.
او از من درخواست کرد که حتما کتاب‌های بعدی را هم در اختیارش بگذارم. می‌گفت سال‌ها گذشته که او کتابی به دست نگرفته این به جهت تعریف نیست همانطور که گفتم شاید ساده نویسی من باعث می‌شود همگان رو به کتاب خوانی بیاورند.
  • مخاطبان جدی و منتقدان با گل مریم و نوشته‌های شما چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و چه نظری دارند؟
مخاطبان از داستان خوششان می‌آید و تنها از کوتاه بودن داستان شاکی هستند. بزرگان اهل فن از ویراستاری و هنر نویسندگی شاکی‌‌اند اما از داستان‌گویی تعریف کرده اند.
  • آثار دیگرتان در چه مرحله ای است و چه زمانی منتشر خواهند شد؟
کتاب دوم من «باورعشق است» که باز هم کتابی بر اساس واقعیت است. امیدوارم ارزش چاپ و خواندن داشته باشد. کتاب بعدی خاطرات زندگی پر جنجال من و کتاب دیگرم قصه‌های قدیمی مادر بزرگ است. این مجموعه بر اساس قصه‌های مادربزرگ که شب‌ها برای ما تعریف می‌کرد شکل گرفته است.
  • در نوشتن به دنبال چه هستید؟
به اعتقاد بنده زندگی افراد و سرگذشتشان حتی اگر تلخ باشد، زیباست و زندگی گذشتگان پر از رمز، راز، درس و آموخته‌ها استو من به دنبال یاد گیری آنها هستم تا در اختیار نسل جدید قرار بگیرند.
  • استقبال از کتاب اول شما چطور بود؟
کتاب اول من چون با بی‌تجربگی همراه بود ویراستاری نشد، ناشر هزینه را تقبل نکرد و با هزینه شخصی چاپ شد و مسئولیتی در قبال فروش گردن کسی نبود. بیشتر خانواده و فامیل حمایت کردند و تمام کتاب‌ها تقریبا به صورت هدیه به دوستان و آشنایان تقدیم شد. تعدادی نیز به خارج از کشور برای دوستان فرستاده شد. امیدوارم کتاب‌های بعدی با این مشکل روبه رو نشود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، کتاب ،

جمعه 29 مرداد 1395

نسخه جدید کتاب «بی‌شعوری» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

نسخه جدید کتاب «بی‌شعوری» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نسخه جدید کتاب «بی‌شعوری» در همدان
سمیرا بیات مترجم ساکن همدان امسال ترجمه جدیدی از کتاب پرفروش «بیشعوری» به نام «بیشعوری تا کی» ارائه کرده که یکی از کتاب‌های موفق سال 95 در نمایشگاه بین‌المللی بود...
1395/05/27
سمیرا بیات مترجم ساکن همدان امسال ترجمه جدیدی از کتاب پرفروش «بیشعوری» به نام «بیشعوری تا کی» ارائه کرده که یکی از کتاب‌های موفق سال 95 در نمایشگاه بین‌المللی بود.
وی پیش از این کتاب «قدم زدن با خدا» را منتشر کرده بود که با استقبال خوبی روبه‌رو شد. بیات متولد سال 1360 در تهران است. وی در رشته مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد همدان فارغ‌التحصیل شده است. او اکنون ساکن همدان است و آثاری را ترجمه و منتشر کرده است. به بهانه انتشار ترجمه جدیدش با این مترجم همدانی گفت‌‌وگو کرده‌‌ایم.
  • آیا به ‌جز ترجمه در حوزه‌های دیگری هم فعال هستید؟
خیر؛ در حوزه دیگری فعالیت ندارم و تمام تلاشم را روی کار ترجمه معطوف کرده‌ام.
چه انگیزه‌ای شما را ترغیب به ترجمه مجدد کتاب «بی‌شعوری تا به کی» کرد؟ با توجه به این‌که ترجمه دیگری از این کتاب سال‌هاست در دسترس خوانندگان قرار دارد، نگران نبودید که ترجمه‌تان با استقبال مواجه نشود؟
این کتاب متن خاص و فوق‌العاده‌ای دارد. هنگامی‌که متن انگلیسی آن‌ را مطالعه کردم به این نتیجه رسیدم که می‌توانم با ترجمه مجدد آن (با توجه به این‌که این کتاب بارها تجدید چاپ شده است) سهمی در تعریف نوع روابط بین افراد جامعه بر اساس انتظارات اصولی و غیراصولی که از یکدیگر دارند، داشته باشم. نگران استقبال از کتابم نبودم؛ چون تمام تلاشم را کردم تا با وفاداری به متن حق مطلب را ادا کنم و امیدوار بودم به نتیجه دلخواه برسم.
  • ترجمه کتاب چه مدت طول کشید و در ترجمه با چه مشکلاتی مواجه شدید؟
با توجه به مشغله‌های دیگر، ترجمه کتاب حدود 2 ماه طول کشید که با همکاری ناشر (انتشارات تمیشه) و کمک همسرم کارها به ‌خوبی پیش رفت.
  • چه بازخوردهایی از انتشار کتاب داشتید و ترجمه این کتاب چه تجربه خاصی برای شما داشت؟
انعکاس ترجمه کتاب در بین دوستان، آشنایان و اطرافیانم برایم بسیار جالب بود. نام کتاب به تنهایی بسیار بحث‌برانگیز است و واکنش اطرافیان از دیدن نام کتاب بسیار جالب بود. فکر می‌کنم ترجمه این کتاب باعث شد از خودم شروع کنم و در مراوده‌های اجتماعی‌ام نسبت به بعضی اصول دقت بیشتری داشته باشم.
  • چرا جلد کتابی که شما ترجمه کرده‌اید مشابه ترجمه‌های دیگر است؟
 جلد کتاب اصلی این طرح را دارد. به همین دلیل همه نسخه‌های ترجمه شده از جمله ترجمه من هم با این طرح چاپ شده است.
  • اثر ترجمه چنین آثاری در جامعه ما چه می‌تواند باشد؟
اگر هر کسی در هر جایگاهی خود را ملزم به رعایت مواردی کند یقیناً سوء‌تفاهم‌ها، مشکلات و درگیری‌ها به حداقل می‌رسد.
  • الگوی شما در ترجمه چه فرد یا افرادی هستند؟
قاعدتاً در ترجمه این کتاب نمی‌توانستم کسی را الگوی خودم قرار دهم و در نتیجه نوع رفتار خود با اطرافیانم را معیار کار قرار دادم.
  • ترجمه «سمیرا بیات» چه ویژگی‌هایی دارد؟ و به نظر شما مهم‌ترین ویژگی یک مترجم خوب چیست؟
ویژگی‌های یک ترجمه خوب را خواننده متن باید تعیین کند. بنده تمام تلاشم را کردم که با وفاداری به متن حق مطلب را ادا کنم و کتاب صرفاً یک کتاب معمولی نباشد. در تمام مدتی که متن را ترجمه می‌کردم به این فکر بودم که باید کاری کنم تا خط به خط این کتاب بر روابط اجتماعی افراد تأثیر گذارد.
  • درباره کارهای گذشته و آتی‌تان صحبت کنید.
کتاب «قدم زدن با خدا» را قبل از این کتاب ارائه کرده‌ام و در حال حاضر مشغول انجام پروژه‌ای هستم که در برگیرنده چندین عنوان کتاب روان‌شناسی روز است.
  • به ترجمه چه کارهایی علاقه‌مند هستید؟
ترجمه کتاب‌های روان‌شناسی اولویت کاری بنده است؛ چون احساس می‌کنم در شرایط فعلی و با توجه به اصول فکری حاکم بر جامعه ما، مطالعه کتاب‌های روان‌شناسی خیلی توانسته به استحکام روابط اجتماعی بین افراد کمک کند.


برچسب ها: همشهری همدان ، کتاب ، بیشعوری ،

سه شنبه 25 خرداد 1395

سرزدن فریاد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،

سرزدن فریاد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سرزدن فریاد
چهارمین و جدیدترین کتاب فریاد ناصری، شاعر جوان و پرکار همدانی، با عنوان «سرزدن» توسط نشر حکمت کلمه منتشر شده است. «سرزدن» شامل 2 دفتر با عنوان‌های «براده‌های پریشانی» و «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» است که در 127 صفحه روانه بازار شده است....
1395/03/24
چهارمین و جدیدترین کتاب فریاد ناصری، شاعر جوان و پرکار همدانی، با عنوان «سرزدن» توسط نشر حکمت کلمه منتشر شده است. «سرزدن» شامل 2 دفتر با عنوان‌های «براده‌های پریشانی» و «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» است که در 127 صفحه روانه بازار شده است. به اعتقاد شاعر، شعرهای این کتاب هم به لحاظ زبانی وهم به لحاظ فرمی کمتر مرسوم است. به بهانه انتشار مجموعه شعر جدید با ناصری گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • شعرهای مجموعه «سرزدن» عاشقانه آغاز و با غم و حسرت تمام می‌شود؛ علت آن چیست؟
فکر می‌کنم این ساخت مسلط زندگی ماست. هرچند دوست دارم آگاهانه و به لحاظ نظری این ساخت تغییر کند و بشکند. همیشه در تاریخ کشور ما اتفاقی می‌افتد، یک نیروی جاری و حرکتی شروع می‌شود بعد شکست می‌خورد. به‌ همین دلیل خیلی از بزرگان ما معتقدند این دور باطل و تناوب ویژگی فرهنگی ماست. من به این موضوع فکر کردم که چرا این موضوع را انسان ایرانی امروز باید بپذیرد؟ آگاهانه دست به این بردم که در جایی بتوانیم این ویژگی را بشکنیم؛ البته در این مجموعه دفتر دوم بیشتر این ویژگی‌ها را دارد.
  • شعری با عنوان «دوا» با حرکت ضمه دارید.  «دوا» به چه معناست؟
در شعر قدیم عروض بر لفظ مکتوب مطرح نمی‌آمد بلکه بر لفظ ملفوظ بیان می‌شد، مثلا اگر «دوا» و «دعا» نوشته نشود شما متوجه نمی‌شوید. الف دوا هم نفی است هم نشانه اولین آدم است که در ادبیات عرفانی الف (ا) آمده است. در این شعر آنچه در عرفان قدیم بین خالق و مخلوق اتفاق می‌افتاد بسان دو الف یا دو انسان آمده که با هم دیالوگ کنند و حرف بزنند.
  •  دلیل اینکه به صورت عریان و مستقیم در شعر «دوا» و «دانوش» به زبان اشاره می‌کنید چیست؟
ما در ساده‌ترین گفت‌و‌گوها که فکر می‌کنیم معنا را درمی‌یابیم، می‌بینیم زبان دخالت می‌کند و ما برداشت‌های مختلفی را داریم. به ویژه در زبان فارسی ما این دخالت‌ها را داریم. به همین دلیل تلاش کردم بگویم نباید فکر کنیم زبان به آنچه منظور نظر ماست تن می‌دهد بلکه در بین راه خودش دست بر نظر ما می‌برد.
  • اگر تن نمی‌دهد شما چگونه در برخی شعرها از زبان آذری هم استفاده کردید؟ آیا زبان فارسی به تنهایی پاسخگوی نظر شما نبود؟
موسیقی خفته در سطرها مد نظر من بود و ریتم را در نظر داشتم. خیلی‌ها می‌گفتند معنا را در پانوشت بنویس اما من می‌خواستم چیزی را بخوانیم که اگر هم نمی‌دانیم چیست، موسیقی و ترنم کلام و موسیقی کلام به ما بگوید این کلام چه می‌گوید. اختلاط این دو در واقع می‌خواهد بگوید دو فرهنگ با هم گفت‌وگو می‌کنند و زبان فارسی و آذری دست در دست هم این ترکیب‌بندی را می‌سازد.
  • چرا کمتر از این ترکیب استفاده می‌کنید؟
زبان مادری من آذری است؛ اما من تربیت شعری و ادبی ترکی ندارم. آموزش و تربیت ادبی من فارسی است. منظور من از ایرانیت جامعیت همه اقوام و خرده‌فرهنگ‌هاست و حتی معتقدم در کردستان عراق، افغانستان، آذربایجان و تاجیکستان غریبه نیستیم و آنجا نیز فرهنگ ایرانی رواج دارد. برخی می‌گویند اسم این مجموعه را ایران نگذاریم اما به نظر من همه این‌ها ایران فرهنگی هستند. غیر از ایران چیزی نیست و فرهنگ ایران در اینجا جاری است.
  • حضور همدان در شعر شما چقدر است؟
در همدان همه راه‌ها برای من به کوهستان ختم می‌شد و جالب است در سال‌های اول که به تهران آمدم و نزدیک دانشگاه شریف ساکن شدم وقتی از خانه بیرون می‌رفتم کوه را می‌دیدم. برداشتی که من داشتم این بود که کوه روبه‌رویم بود و تجربه زیسته خود را از همدان با خود آورده بودم. برای من همدان همیشه حضور داشته است. سال‌ها پیش به دوستان داستان‌نویسم می‌گفتم یک شهر و شهریت آن چندان در شعر وارد نمی‌شود بلکه در داستان وارد می‌شود. ما داستان و رمانی نداریم که همدان را روایت کند. به همین دلیل در همدان به محله‌ها و مناطق مختلف قدیمی می‌رفتم، قدم می‌زدم و معتقد بودم آن‌جا انباشتی از زیست است که حضور من می‌تواند آن را بگیرد؛ مثلا حضور بزرگانی چون عارف قزوینی و تاگور در باغ بدیع‌الحکما، حضور ابن‌سینا، باباطاهر، بوعلی و غیره یک فضا و جوی را به وجود می‌آورد که لایه به لایه در مکان خودنمایی می‌کند. شما بازار و محله‌های همدان را در هیچ جا نمی‌بینید.
  • این حضور مستقیم است یا غیر مستقیم؟
هویت همدان و حضور در این شهر ممکن است در لفظ نیاید اما در ساخت می‌آید. من هرجا بروم انسان‌های زیرک می‌توانند بگویند ساخت شعرهای من مربوط به همدان است.
  • تفاوت مجموعه سرزدن با کتاب‌های پیشین شما در چیست؟
در این کتاب شعر من رخی غیرمرسوم دارد. در 3 کتاب پیشین من شعرهایی می‌خوانید که رخ آن‌ها در جاهای دیگری دیده شده اما این کتاب، هم به لحاظ زبانی، هم به لحاظ فرمی کمتر مرسوم بوده است و هم غربت‌های ذهنی و هم غربت‌های تصویری دارد. توجه من به زبان هم بوده؛ البته نه مانند شاعران زبانی.
  • محتوای سیاسی فلسفی کتاب از کجا نشات می‌گیرد؟
این کتاب انبان به یاد آوردن است. من به عنوان یک ایرانی، مسلمان، شیعه و ترک‌زبانی که فارسی می‌نویسد 5 مفهوم کلان را با خود دارم که با مفاهیم و اساطیر جداگانه و با تاریخ و زیست جداگانه در یک جا از یک نفر سر بلند می‌کند.
  • انتظار شما از مخاطب چیست؟
من دوست دارم این کتاب از منظر فکری و شکل‌گیری اندیشه دیده شود. آنجاست که من احساس می‌کنم عناصر جدیدی در این کتاب خود را نشان می‌دهد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، شعر امروز همدان ، معرفی کتاب ، مجموعه شهر سرزدن ،

یکشنبه 16 خرداد 1395

رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،

رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»
5شنبه گذشته ده‌ها نفر ازشاعران و علاقه‌مندان به ادبیات در فرهنگسرای عین‌القضات همدان گرد هم آمده بودند تا مجموعه شعر «از خنده مردن» علیرضا پور مسلمی را رونمایی کنند...
1395/03/16
 5شنبه گذشته ده‌ها نفر ازشاعران و علاقه‌مندان به ادبیات در فرهنگسرای عین‌القضات همدان گرد هم آمده بودند تا مجموعه شعر «از خنده مردن» علیرضا پور مسلمی را رونمایی کنند. مجموعه شعر «از خنده مردن» سروده دکتر «علیرضا پورمسلمی»، شاعر جوان همدانی، ماه گذشته توسط انتشارات نیلوفر در شمارگان 660 نسخه و 101 صفحه منتشر شده است. شعرهای این اثر به 2 بخش مجزا تقسیم شده، دفتر اول با عنوان «کمی آب روان» است که شعرهای کوتاه شاعر در این مجموعه را در برمی‌گیرد و به گفته شاعر بیشتر آن‌ها در بین سال‌های 1382 تا 92 سروده شده است. دفتر دوم نیز با نام «دو ساعت قبل از آغاز جهان» است که شعرهای بلند را در بر می‌گیرد و در بین سال‌های 1377 تا 90 سروده شده‌اند.
به بهانه رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن» با این شاعر همدانی گفت‌وگویی کردیم که در ادامه می‌خوانید.
  • سروده‌های کتاب از خنده مردن مربوط به چه سال‌هایی‌ است؟
این کتاب گزیده‌ حدود ۱۵ سال فعالیت من در حوزه‌ شعر است و شعرهایی از اواخر دهه‌ هفتاد تا اوایل دهه‌ نود در آن وجود دارد.
  • هم‌زمانی حضور عشق و حسرت در شعرهای این مجموعه را چگونه می‌بینید؟
این یک تأویل است و تأویل‌کننده باید آن را توضیح دهد.
  • زندگی شما در شعرها پررنگ است، علت آن چیست؟
معتقدم شعر چیزی جدای از زندگی نیست. تمام شعرای بزرگ ما هریک با توجه به دیدگاه خود زندگی را به تصویر کشیده‌اند. لاجرم شعر و زندگی از شاعر جدا نیست. هر چند همواره سعی کرده‌ام گوشه‌چشمی هم به نقش اساطیری زن داشته باشم و گاهی نیز در بعضی از شعرها مخاطبم بوده است.
  • بیشتر شعرها یا تقدیم به کسی شده یا کسی در شعرها حضور دارد، علت چیست؟
وقتی در زندگی روزمره‌ام دوستانم حضور دارند، لاجرم نامشان نیز به شعرم راه پیدا می‌کند. گاهی نیز نام‌ها نماینده‌ یک تفکرند. مولانا و خیام و باباطاهر تا شاعره معاصر فروغ فرخ‌زاد. در این صورت در شعرم گفت‌وگویی با آن تفکر می‌شود. گاهی نیز یک نام‌ اشاره‌ای است به دورانی سپری‌شده که شعر، آن دوران و تفکر مربوط به آن دوران را در دوران معاصر به چالش می‌کشد.
  • گذر عمر چه تأثیری بر شعرهای شما دارد؟
در نوجوانی و جوانی معمولا شور و هیجان هنر غالب است. با بالاتر رفتن سن و سال، آن شور و هیجان جای خود را به تجربه و تا‌اندازه‌ای احتیاط می‌دهد. برای یک شعر خوب اما هر 2 لازم است. یک شعر خوب شور و هیجان و پختگی را با خود دارد. گاهی دلتنگ رهایی دوران نوجوانی می‌شوم و گاهی با خود می‌گویم چه خوب شد در آن دوران هیجان‌زدگی کتاب شعری چاپ نکردم. فکر می‌کنم در هر سن و سالی شاعر می‌تواند شعرهای خوبی را که هر دو خاصیت در آن‌ها وجود دارد، بسراید. همین نکات است که شعر را چنین جادویی و متعالی کرده است؛ زیرا مشمول احکامی از این دست که بنده صادر کرده‌ام نمی‌شود.
  • پررنگ شدن مسائل اجتماعی، محیط زیست و حتی عرفان و فلسفه در سروده‌های این کتاب از کجا ناشی می‌شود؟
مسائل اجتماعی، محیط زیست، عرفان و ریاضیات مانند هوایی هستند که من در آن نفس می‌کشم. بازدم من – اگر شعر را به چنین کنشی تشبیه کنیم- حتما چیزی از آن‌ها را در خود دارد. شاعر اول از همه باید از محیطی که در آن زندگی می‌کند، آگاهی داشته باشد. شاعر از گذشته‌، سنت و از ناملایمات آن محیط استفاده می‌کند که در قالب زبان آن را منعکس کند. گاهی چنین فرآیندی ناخودآگاه است؛ یعنی محیط چنان تأثیری بر فرد دارد که کنش‌های او در راستای پاسخ به آن داده‌هاست. ورود چنین مفاهیمی به شعر من حاصل چنین رویکردی است.
  • فکر می‌کنید کتابتان با استقبال روبه‌رو شود؟
امیدوارم این کتاب توسط همشهریان عزیزم خوانده شود و از پیشنهادات و انتقادات ایشان بتوانم استفاده‌های لازم را ببرم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%C2%AB%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86%C2%BB


برچسب ها: از خنده مردن ، همشهری همدان ، علیرضا پورمسلمی ، ادبیات همدان ،

یکشنبه 26 اردیبهشت 1395

صدور مجوز انتشار کتاب در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

صدور مجوز انتشار کتاب در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
صدور مجوز انتشار کتاب در همدان
کمیته نظارت عالی نشر از اواخر بهار امسال در استان ایجاد می‌شود و دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شوند...
1395/02/26
کمیته نظارت عالی نشر از اواخر بهار امسال در استان ایجاد می‌شود و دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شوند.
این خبر را مجید فروتن، معاون فرهنگی اداره ‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، مطرح کرد. وی در گفت‌وگو با همشهری درباره آخرین وضعیت نشر کتاب در همدان و حضور ناشران استان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سخن گفت.
بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ۱۵ تا ۲۵ اردیبهشت در مجموعه نمایشگاهی شهر آفتاب برگزار شد. ناشران استان همدان نیز به‌ رسم سال‌های پیشین با کارنامه نشر سال ۱۳۹۴ در این نمایشگاه حضور داشتند.
  •  حضور همدان در بیست‌ونهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران چگونه بود؟
ما در حال حاضر ۱۲۰ ناشر در سطح استان همدان داریم، از این تعداد فقط ۴۰ ناشر فعال هستند که ۲۵ ناشر پرکار‌تر از سایر ناشران هستند و به صورت مستمر کار می‌کنند. در نمایشگاه امسال نیز تعدادی از این ناشران حضور داشتند.
  •  ناشران با کتاب‌های سال ۱۳۹۴ در این نمایشگاه حضور داشتند. کارنامه نشر استان در این سال چه وضعیتی داشت؟
سال گذشته ۴۰۰ عنوان توسط ناشران همدانی روانه بازار شد که حدود ۵۰ درصد از این تعداد کتاب‌هایی بود که برای اولین‌بار منتشر شده بودند. بیشتر این آثار نیز در حوزه‌های مذهبی، کودک و نوجوان و ادبیات است.
 همچنین در حوزه‌های کلیات، علوم پایه و آموزشی، آشپزی و دانشگاهی نیز آثاری منتشر شده است؛ اما ناشران ما امسال بیشتر با کتاب‌هایی در حوزه کتاب‌های دانشگاهی، کمک‌آموزشی و کودک حضور داشتند. ناشرانی هم از حوزه کتاب‌های عمومی از استان در این نمایشگاه شرکت کردند.
  •  اداره ‌کل ارشاد در حاشیه نمایشگاه برنامه‌ فرهنگی خاصی برگزار کرد؟
امسال ما در نمایشگاه برنامه جنبی نداشتیم. هر سال حدود ۱۰ استان در طول روزهای برگزاری نمایشگاه با نام استان‌های خود برنامه و مراسمی را اجرا می‌کنند که سال گذشته استان ما با عنوان روز همدان مراسمی را برای تجلیل از بزرگان اجرا کرد. فکر می‌کنم سال ۹۷ دوباره نوبت استان همدان باشد.
  •  حضور ناشران همدانی از نظر تعداد غرفه‌ها رضایت‌بخش بود؟
توان نشر استان به حدی رسیده که ناشران، واجد شرایط آیین‌نامه نمایشگاهی مستقل شده‌اند. پیش از این تعداد کتاب‌های منتشره توسط ناشران اندک بود اما اکنون تعداد زیادی از ناشران ما این توانایی را دارند که به صورت مستقل با تعداد کتاب‌های بالا در نمایشگاه‌ها حضور داشته باشند؛ به طور مثال سال‌های گذشته اگر ناشری کتابی را منتشر می‌کرد باید کتابش را به شرکت تعاونی ناشران می‌سپرد و مسئولان تعاونی کتاب‌های آنان را برای عرضه در نمایشگاه می‌بردند، زیرا تعداد کتاب آنان به حد نصاب نمی‌رسید؛ البته در کنار غرفه‌های اختصاصی هر سال غرفه‌ای برای ناشران کم‌تعداد اختصاص می‌دهند.
  •  حضور ناشران در نمایشگاه‌ها چه تأثیری بر روند نشر دارد؟
ابتدا باید توجه داشت حضور در نمایشگاه بین‌المللی تهران توانمندی ناشران همدانی را به نمایش می‌گذارد، جدا از آشنایی مخاطب و بازدیدکنندگان با ناشران همدانی و آثاری که ارائه می‌کنند نمایشگاه سبب می‌شود خود ناشران یک مراوده فرهنگی داشته باشند و با رویدادهای فرهنگی حوزه کتاب آشنا شوند؛ همچنین اطلاعات به‌روز صنعت نشر کشور را به دست بیاورند. معمولا در کنار نمایشگاه کتاب، آموزش‌هایی از طریق کارگاه‌ها، دوره‌ها و سخنرانی‌ها ارائه می‌شود که در جای خود مفید است و می‌تواند به ارتقای صنعت نشر کشور کمک کند. نکته دیگر این است که می‌توان به اقتصاد نشر اشاره کرد؛ فروش کتاب در نمایشگاه می‌تواند بخشی از مسائل مالی ناشران را حل کند و تأثیری بر آمار فروش کتاب کشور داشته باشد.
  •  تخفیف‌ها به چه صورتی اعمال شده است؟
بن کتاب برای دانشجویان، استادان و طلاب به صورت سراسری و اینترنتی عرضه می‌شد که می‌توانستند ثبت‌نام و بنا بر سقفی که تعیین شده خرید کنند. سایر اقشار نیز می‌‌توانستند به صورت مستقیم از تخفیف‌های نمایشگاه استفاده کنند. نویسندگان و اهل قلم نیز از طریق خانه کتاب و شعبه اهل قلم تسهیلات بن یارانه دریافت می‌کردند.
  •  این تخفیف‌ها برای مراکز پژوهشی چگونه است؟
امسال با توجه به اینکه نمایشگاه برای اولین‌بار در شهر آفتاب برگزار شد، تسهیلات ویژه‌ای در نظر گرفته شد و ۲۰۰ میلیون تومان به کتابخانه‌های مراکز دانشگاهی و علمی استان اختصاص داده شد تا خرید کنند و کمبود‌ها را تا حدودی جبران کنند. دانشگاه‌ها و مراکز علمی می‌توانند با تخفیف ۳۰ تا ۳۵ درصدی از این تسهیلات استفاده کنند.
  •  نقاط قوت و ضعف صنعت نشر استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بحث چرخه تولید تکمیل است. نویسنده، چاپخانه و ناشر شرایط خوبی دارند؛ اما در ۲ مقوله مشکل داریم. اول مسأله توزیع است که خوب شکل نگرفته و همکاری بین ناشر و کتاب‌فروش در همدان وجود ندارد. به نظر من اگر مراکز توزیع نشریات در حوزه نشر هم مشارکت داشته باشند کمک می‌کند کتاب به دست مخاطب برسد. اگر کتاب‌ها تبلیغ و اطلاع‌رسانی شود فروش مناسبی خواهد داشت. مشکل دوم این است که نگاه اقتصادی ناشران بر نگاه فرهنگی پیشی گرفته است. برخلاف بیشتر ناشران کشور که هزینه چاپ و انتشار کتاب را تقبل می‌کنند در همدان چنین مسأله‌ای به طور کامل جا نیفتاده است. در بیشتر موارد خود نویسنده تولیدکننده کتاب است. معمولا تمام هزینه‌ها از نویسنده دریافت می‌شود اما کتاب توزیع نمی‌شود، دیده نمی‌شود و به دست مخاطب نمی‌رسد.
  •  اداره فرهنگ و ارشاد چه کمکی برای بهبود وضعیت نشر و تکامل این چرخه کرده است؟
این روند معمولا برای نویسنده صرفه اقتصادی ندارد؛ اما با این حال اداره فرهنگ و ارشاد در سال ۱۳۹۴ حدود ۶۰ میلیون تومان کتاب از ناشران خریده است. با اینکه هم مبلغ ناچیز بوده هم کفاف حوزه نشر را نمی‌دهد، در حد توان حمایت‌هایی از این حوزه شده است.
  •  وضعیت مجوز‌ها چه تغییری کرده است؟
از اواخر بهار امسال کمیته نظارت عالی نشر در استان ایجاد خواهد شد و اخذ مجوز کتاب به استان محول می‌شود؛ پس از آن دیگر نیاز نیست کتاب‌ها برای اخذ مجوز به تهران ارسال شود.
  •  خیلی از نویسندگان استان از تبعیض اداره فرهنگ و ارشاد در حمایت و خرید کتاب مولفان گله‌مند هستند. چرا این تبعیض وجود دارد؟
طبق آیین‌نامه‌ها برای همه ناشران و نویسندگان اطلاع‌رسانی می‌شود. به جز کتاب‌های کمک‌درسی، درسی، ادعیه و کتاب‌های ادبیات کلاسیک ایرانی مانند دیوان شاعران کهن از جمله حافظ و سعدی که خارج از آیین‌نامه است، دیگر عنوان‌ها و موضوع‌ها به ویژه کتاب‌های پژوهشی از نویسندگان و ناشران خریده شده است.
  •  چه ملاکی برای خرید‌ها وجود دارد؟
در خرید کتاب این موضوع را در آیین‌نامه داریم که حتما باید ناشر و نویسنده همدانی باشد، کتاب در همدان چاپ شده باشد و نوبت چاپ کتاب نیز اول باشد؛ سپس مسائلی مانند محتوا و کیفیت نیز مورد توجه داوران قرار می‌گیرد. معمولا روال این‌گونه است؛ اما اگر اجحافی صورت گرفته باشد باید بررسی شود.


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایشگاه کتاب ،

شنبه 4 اردیبهشت 1395

مسئولیت اجتماعی صاحبان سرمایه در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،مطالب در خبر گزاری ها ،کتاب ،

 مسئولیت اجتماعی صاحبان سرمایه در همدان

حسین زندی*
همدان پرس؛ مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که یک سازمان می باید در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند بر عهده بگیرد. مسئولیت اجتماعی به معنی رفتار مسئولانه اجتماعی بر حسب رعایت مسائل اخلاقی است. در ایران نیز مسئولیت اجتماعی شرکتها سابقه یکصد ساله دارد اما مهمترین دوران ورود شرکت ها و صاحبان صنایع به این حوزه از ابتدای دهه چهل و ورود صنایع نوین به ایران بود. این پدیده بعد از انقلاب نیز برای برخی شرکتها در قالب مفاهیمی چون وقف و وام های قرض الحسنه و ... نمود یافته و بیشتر فعالیت آنها در امور خیریه بوده است.

وقف درایران سابقه دور و درازی دارد و در تاریخ کشور ما سنتی است که دودسته بیشتر به آن تمایل داشتند یکی افرادی که به دلیل عدم امنیت ، زمانی که حکومتی از یک سلسله به سلسله دیگر واگذار می شد نزدیکان سلسله قبلی اموال خود را برای اینکه از دست حاکمان جدید درامان بماند وقف امور خیریه می کردند اما دسته دوم بر اساس اعتقاد و نیتی مذهبی، بخشی یا تمامی اموال خود را وقف می کردند البته میل به جاودانگی یکی از دلایل روانشناختی وقف است که بحث در مورد آن در این مقال نمی گنجد.

صاحبان سرمایه و صنعت در ایران بعد از دهه چهل در عین حالی که موضوع وقف را فراموش نکردند اما در سایر زمینه های  مسئولت اجتماعی ورود پیدا کردند به طور مثال حاج محمد تقی برخوردار پدر صنعت خانگی مدرن در ایران علاوه بر ساخت مسجد در یزد و وقف بناهای مذهبی  تعدادی از کارکنان و فرزندان کارکنان شرکت پارس الکتریک را به عنوان بورسیه تحصیلی به خارج می فرستاد و هزینه تحصیل آنان را می داد. یا زنده یاد محمد رحیم ایروانی مالک کفش ملی نیز هزینه تحصیل افراد زیادی را برعهده داشت و برادران خیامی و خانواده صنعتی زاده پرورشگاه هایی برای کودکان بی سرپرست ایجاد کرده بودند.

مسئولیت اجتماعی سرمایه داران و کارآفرینان  درغرب بیشتر  به صورت بنیاد های فرهنگی و یا اجتماعی نمود پیدا می کند. بنیاد دیل کارنگی یا ورود صاحب مایکروسافت به حوزه امور اجتماعی از این دستند.اگرچه در ایران  علاقمندان و دست اندرکاران این حوزه هنوز نتوانسته اند از حالت سنتی خارج شوند اما  در سال های گذشته نشانه ای خوبی را شاهد بودیم که در صورت تقویت آن می توان به آینده امیدوار بود. خرید خانه استاد شهریار و تبدیل آن به موزه توسط یک صاحب سرمایه در شهر تبریز از آن جمله است.

بیشترکارشناسان اقتصادی شهرهمدان را اصلی ترین مرکز سرمایه های راکد کشور می دانند اما راهکار قابل قبولی در زمینه ورود این سرمایه ها به بازار تولید ارائه نکرده اند اگر چه تنگ نظری برخی مدیران ارشد استان در گذشته را عامل اصلی آن می دانند. به همین دلیل استان همدان در زمینه برندهای موفق دست خالی است و کارخانه های که توانسته باشند راهی در بازار جهانی پیدا کنند و به یک نشان و کالای مصرفی همه گیر تبدیل شده باشند بسیار اندک است و تعداشان به انگشتان یک دست هم نمی رسد. 

در چنین وضعیتی سخن از مسئولیت های اجتماعی صاحبان سرمایه و کارآفرینان به معنای آنچه در غرب و یا حتی استان های صنعتی  کشور وجود دارد جایگاهی نمی تواند داشته باشد. اما گاهی تک چراغی روشن می شود تا نام صنعت این استان را زنده نگه دارد. شرکت تولیدی سحر همدان از آن جمله است. مدیران این شرکت که به تولید صنایع غذایی شهره است تلاش دارند در زمینه های اجتماعی و فرهنگی نیز ورود داشته باشند.

مدیران این شرکت در نوروز سال 1395 اقدام به مشارکت در تولید کتاب، یکی ازاصلی ترین و ضروری ترین کالاهای فرهنگی کرده بودند. می توان گفت این اولین بار است که یک شرکت تولیدی درهمدان در حوزه فرهنگ و تولید کار فرهنگی گام بر می دارد  که باید به آن را به فال نیک گرفت.

اگر چه عملکرد شرکت سحر در این زمینه قابل تحسین است اما  این شرکت می تواند برای برنامه ها و سال های آینده به صورت  بومی تر عمل کند. به طور مثال مشارکت در تولید و انتشار کتاب های بزرگان استان همدان مانند دکتر پرویز اذکایی می تواند اعتبار مضاعفی را برای این شرکت به ارمغان بیاورد و یا خرید خانه های تاریخی و تبدیل آن به فرهنگسرا  به نام خریدار نه تنها بزرگترین تبلیغ است بلکه برابر با مبلغ خرید می تواند مشمول معافیت مالیاتی شود.

خلاقیت در تبلیغ، الگو های بومی در کارآفرینی، کمک به استاندارد سازی و بومی سازی سبک زندگی  تنها از کارآفرینان اخلاق گرا بر می آید. مدیرانی که نامشان با رفتارهای نیکو کارانه در تاریخ می ماند.


* روزنامه نگار


برچسب ها: شرکت سحر ، مسئولیت اجتماعی ، صاحبان سرمایه در همدان ، کالای فرهنگی ،

دوشنبه 10 اسفند 1394

مبارزات کلنل در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،روزنامه همشهری ،


مبارزات کلنل در همدان

نویسنده: حسین زندی/ خبرنگار همشهری -همدان
 مبارزات کلنل در همدان
کتاب «اولین خلبان ایرانی»، زندگی‌نامه کلنل محمدتقی‌خان پسیان با تمرکز بر روایت مبارزات این چهره مؤثر تاریخ معاصر ایران در همدان منتشر و با استقبال خوب مخاطبان مواجه شده است...
1394/12/10
کتاب «اولین خلبان ایرانی»، زندگی‌نامه کلنل محمدتقی‌خان پسیان با تمرکز بر روایت مبارزات این چهره مؤثر تاریخ معاصر ایران در همدان منتشر و با استقبال خوب مخاطبان مواجه شده است. این کتاب نوشته مصطفی شریفی‌نیاست که با همکاری دکتر علیرضا علی‌صوفی در سال ۱۳۹۴ و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات تدین در همدان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است.
شریفی‌نیا، نویسنده‌ کتاب، متولد ۱۳۶۷ و فارغ‌التحصیل رشته تاریخ است. «اولین خلبان ایرانی» نخستین اثر پژوهشی این نویسنده است. او قصد دارد شخصیت‌های تأثیرگذار دوران مشروطه در همدان را در قالب کتاب معرفی کند.

 موضوع پایان‌نامه
این پژوهشگر جوان همدانی به همشهری می‌گوید: موضوع پایان‌نامه‌ام را زندگی کلنل محمدتقی‌خان پسیان انتخاب کرده بودم که پس از پایان یافتن دوره تحصیل با پیشنهاد استادانم به فکر انتشار آن افتادم.
نویسنده کتاب «اولین خلبان ایرانی» می‌گوید: منابع تحقیق من روزنامه‌ها، اسناد و کتاب‌های دوره احمدشاه بود. کتاب‌های زیادی از طرف استادانم معرفی و پیشنهاد شد که بسیار مفید بودند و سازمان اسناد نیز همکاری خوبی داشت و اسناد را در اختیارم قرار داد.
او ادامه می‌دهد: از این کتاب استقبال خوبی شده است؛ البته این استقبال بیشتر از طرف نهادهای دولتی بود و اداره‌های ارشاد در شهرهای تبریز، مشهد و همدان تعدادی از آن را خریدند. دوست دارم چاپ دوم این کتاب را با تجدید نظر منتشر کنم. در حال حاضر تحقیقی درباره تاریخ مشروطه در همدان دارم و روی شخصیت‌های تأثیرگذار این دوره کار می‌کنم که امیدوارم به زودی بتوانم آن را منتشر کنم.
شریفی‌نیا اضافه می‌کند: از لحاظ مالی حمایت نشدم و انتشار نوبت دوم کتاب زمان زیادی خواهد برد.

ویژگی‌های شخصیتی کلنل
نویسنده کتاب «اولین خلبان ایرانی» با اشاره به ویژگی شخصیتی کلنل پسیان می‌گوید: پسیان شخصیتی تحصیل‌کرده و متعصب به ایران بود. او دوست داشت علومی را که در آلمان آموخته بود و ایران از آن محروم بود، همچون رشته خلبانی و علم ریاضی، را به کشور بیاورد. به همین دلیل ما امروز او را به عنوان اولین خلبان ایرانی می‌شناسیم.
او ادامه می‌دهد: از کلنل محمدتقی‌خان پسیان چندین تالیف و ترجمه باقی مانده است. او شعر هم می‌سرود. پس از شهادتش کتاب‌های زیادی درباره او نوشته شده است.

مبارزات کلنل در همدان
این پژوهشگر همدانی درباره مبارزه‌های پسیان در همدان می‌گوید: مهم‌ترین درگیری‌های محمدتقی‌خان در همدان با روس‌ها و نبرد آوج بود که با تعداد کم نیرو ۴۰۰ روس را شکست داد.
شریفی‌نیا با اشاره به دیگر مبارزات کلنل در همدان می‌افزاید: در نبرد «بید سرخ» که روس‌ها زمین‌گیر شده و برای سر محمدتقی‌خان جایزه تعیین کرده بودند، «نبرد مصلی» همدان علیه قزاق‌های طرفدار روس که قزاق‌ها شکست خوردند، از دیگر مبارزات کلنل در همدان بود.
او می‌گوید: کلنل با نیروهای آلمانی و عثمانی ائتلاف کرد تا روس‌ها را در همدان شکست دهد و این نشان‌دهنده تیزهوشی او بود.

شهادت
این نویسنده ادامه می‌دهد: این شخصیت آزادی‌خواه بسیار مستقل بود و چون صرفا به منافع ملی و نه زدوبندهای سیاسی می‌اندیشید او را شهید کردند. او زمان کشته شدن در مشهد بود و نیروهای تحت‌نظرش فریب وعده‌های دروغین مخالفان و دشمنان را خوردند و او را به شهادت رساندند. محمدتقی‌خان وصیت کرده بود با خون خودش روی کفنش بنویسند: «وطن».
او در پایان می‌گوید: پسیان مدتی استاندار مشهد و فرمانده کل ژاندارمری مشهد بود. او در این مدت یک بیمارستان و چند مدرسه ساخت و همواره در کارهای خیر و کمک به فقرا پیشگام بود. او در ۳۰ سالگی به شهادت رسید. پیکر پسیان سه بار تشییع شد و بار سوم سال ۱۳۳۶ خورشیدی در کنار نادرشاه به خاک سپرده شد.
مکتوب1.jpg

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%84%D9%86%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86
چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، کلنل ، کلنل محمدتقی پسیان ، پسیان در همدان ،

سه شنبه 4 اسفند 1394

شعر در قالب روزنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،گفتگو ،

شعر در قالب روزنامه

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
شعر در قالب روزنامه
طیبه تیموری، شاعر همدانی، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «روزنامه صبح» توسط نشر روزگار وارد بازار کرده است...
1394/12/04
 طیبه تیموری، شاعر همدانی، اولین مجموعه شعر خود را با عنوان «روزنامه صبح» توسط نشر روزگار وارد بازار کرده است. یکی از ویژگی‌های این کتاب تصویرسازی‌هایی است که توسط کارنگ طیاری خلق شده است. با اینکه کتاب پس از انتشار با استقبال منتقدان و مخاطبان شعر روبه‌رو شده، تیموری معتقد است بهتر بود با صبوری کار‌هایش را منتشر می‌کرد. او دوست دارد کتاب بعدی خود را بدون تصویرسازی منتشر کند.
این شاعر درباره دلیل استفاده از تصویرسازی در این مجموعه می‌گوید: جرقه همراهی اشعار با تصویر برای اولین‌بار و فقط برای چند شعر بسیار کوتاه در ذهنم زده شد. بنابراین مجموعه را برای کارنگ طیاری ارسال کردم که نظرش را به من اعلام کند. اینکه کل کتاب به‌صورت مصور کار شود در واقع تصمیم ایشان بود. نتیجه کار و همکاری با فردی حرفه‌ای همچون طیاری برای من بسیار خوشایند بود؛ اما احتمالا مجموعه شعر بعدی را به‌صورت مستقل منتشر کنم.

 ویژگی‌های شعر کوتاه
تیموری با اشاره به ویژگی‌های شعر کوتاه و ارتباطش با مخاطب امروز می‌گوید: شعر کوتاه، شعر جذاب، عمیق و پرمخاطبی است. وقت زیادی از مخاطب نمی‌گیرد. به قول یکی از دوستان خیلی به مدل زندگی فست‌فودی ما شباهت دارد؛ اما می‌تواند ایرادهای زیادی هم داشته باشد و اثرگذاری و عمقش به‌‌ همان میزان کوتاه و آنی باشد. به اعتقاد من فرای تعاریف از این مدل شعر، می‌توان شخصیتی اثرگذار برایش قائل شد و به احترام رابطه بسیار نزدیکش با مخاطب، با توجه و انگیزه به آن پرداخت.
وی ادامه می‌دهد: در حال حاضر مشغول جمع‌آوری دفتر شعر دومم هستم که پیکره‌ای یک‌دست و حال و هوایی کاملاً متفاوت دارد. امیدوارم با انتشار کتاب دوم اندکی به هویت مستقلم به‌عنوان یک شاعر نزدیک شوم و شعر‌ها خوانده و بیشتر نقد شوند.

دیگر تجربه‌های ادبی
این شاعر همدانی که تجربه‌هایی در زمینه داستان کوتاه، نقد ادبی و گزارش‌نویسی دارد، اظهار می‌کند: ادبیات دغدغه و انگیزه من است و مسیری است که مرا به خودم نزدیک‌تر می‌کند. داستان نیز می‌نویسم؛ نثرهای زیادی دارم و به نقدنویسی علاقه‌مندم. برنامه اصلی من در ادبیات همیشه برای شعر بوده اما در صورت جمع‌آوری مجموعه‌های مصاحبه و نقد، به انتشارشان علاقه‌مندم.
وی ادامه می‌دهد: ادبیات داستانی در این روز‌ها بیشترین مخاطب را دارد.
شاید به خاطر سلیقه روایی‌خوانی مردم ما باشد؛ اما در ‌‌نهایت معتقدم آثاری که متفاوت، عمیق و زیبا باشند، فرای هر فرهنگ و بستری دیده و خوانده می‌شود.

زندگی‌نوشت
طیبه تیموری متولد ۱۳۵۹ است. او سال‌ها با نشریات محلی در همدان همکاری کرده و اشعارش از نوجوانی در نشریات شهر منتشر می‌شده است. وی در همدان یکی از اعضای فعال انجمن‌های ادبی نیز به شمار می‌آمد. تیموری پس از مهاجرت به تهران نیز با رسانه‌های سراسری همکاری کرده و سروده‌ها و نقدهای ادبی خود را منتشر کرده است. تیموری با اینکه این روز‌ها در تهران زندگی می‌کند، همدان را فراموش نکرده و ارتباط خود را با انجمن‌های شعر و نشریات این شهر حفظ کرده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87


برچسب ها: همشهری همدان ، طیبه تیموری ، مجموعه شعر روزنامه صبح ،

سه شنبه 27 بهمن 1394

سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،هنر ،

سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سیاه‌‌بازی؛ از روحوضی تا تئاتر
یک نویسنده همدانی درباره سیاه‌‌بازی می‌گوید: همدان در زمینه سیاه‌‌بازی تاریخ منفصل و جدایی ندارد...
1394/11/27
یک نویسنده همدانی درباره سیاه‌‌بازی می‌گوید: همدان در زمینه سیاه‌‌بازی تاریخ منفصل و جدایی ندارد. در این شهر نیز سیاه‌‌بازی مانند دیگر نقاط کشور در گروه‌‌های نمایشی روحوضی تعریف می‌‌شده است و نمی‌توان ریشه دور و درازی برای سیاه‌‌بازی در همدان متصورشد.
مسعود(ساعد) احمدی، که نویسنده کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» است، با اشاره به نمایش‌های روحوضی می‌گوید: در مرکز حیاط خانه‌‌های قدیم معمولاً یک حوض بود که زمستان‌ها تخته‌پوش می‌کردند. تابستان نیز وقتی مراسم یا مهمانی در حیاط برگزار می‌‌شد، روی حوض را تخته می‌گذاشتند و فرش می‌‌انداختند. اگر نمایشی اجرا می‌شد از این فضا به عنوان صحنه و سن استفاده می‌کردند چون از همه جای حیاط و خانه به آن مشرف بودند.

ورود به سالن‌های نمایش
احمدی ادامه می‌‌دهد: معمولاً در نمایش‌های روحوضی یک دسته مطرب بود. یک حاجی، یک سیاه، یک دختر و جوانی که عاشق دختر حاجی می‌‌شد. این سیاه، که نوکر خانه نیز محسوب می‌‌شد، در عشق و عاشقی این دو نفر دخالت می‌کرد و باعث خنداندن مردم می‌‌شد.
این نویسنده همدانی با اشاره به اجراهای سالنی سیاه‌‌بازی در ایران، می‌گوید: سیاه‌‌بازی یک نمایش کاملاً مفرح است که معمولاً در مراسم عروسی و جشن‌‌ها اجرا می‌‌شد. سیاه‌‌بازی همیشه همراه اجرای دسته مطرب‌‌ها بود و بدون حضور آنها اجرا نمی‌‌شد. البته سیاه در این جشن‌‌ها نقش پررنگی داشت. تا این‌‌که بعد از مشروطه و ورود تئاتر مدرن به ایران سیاه‌‌بازی نیز در قالب تئاتر جا گرفت و به عنوان یک گونه نمایشی مستقل به سالن‌‌های نمایش راه یافت.

شخصیت سیاه
احمدی  با اشاره به کتابش «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه » درباره حضور دو شخصیت سیاه در نمایش «فندق‌نمکی» می‌گوید: نمایش‌ها و کتاب‌های سیاه‌بازی که تاکنون نوشته شده، همیشه یک شخصیت سیاه داشته‌اند. ما در این نمایش خواستیم بگوییم اگر روزی دو گروه نمایشی که هر دو نیز شخصیت سیاه دارند، در یک مراسم یا محله هنگام اجرا با هم برخورد کنند چه اتفاقی می‌‌افتد، چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و حتی چگونه با هم درگیر می‌شوند.
احمدی به همکاری علی طاهری در نوشتن این کتاب اشاره می‌کند و می‌گوید: کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» به صورت مشارکتی نوشته شده؛ ساعت‌ها و روزها در کنار هم نشستیم، گفتیم، نوشتیم، خط زدیم و دوباره نوشتیم تا این دو نمایشنامه از کار در آمده است. در این کار نوشتن متن برای ما مطرح بود و ارتباط با شهر و سیاه‌بازی در همدان مطرح نبود. خوشبختانه متن خوبی شده است و خوانندگان هم استقبال خوبی کرده‌اند. امیدواریم به صورت صحنه‌ای هم اجرا شود.
این نویسنده در پایان به تجربه‌اش در نوشتن نمایش‌های سیاه‌‌بازی اشاره می‌کند و می‌گوید: پیش از انقلاب نیز یک نمایش سیاه‌بازی نوشته بودم؛ بعد از آن تنها کار سیاه‌بازی من همین کتاب است.

درباره کتاب
کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» داستان دو نمایش سیاه‌بازی است که توسط مسعود(ساعد) احمدی و علی طاهری به صورت مشترک و هم‌زمان نوشته شده و اواخر دهه 80 توسط انتشارات «آوا متن» به بازار آمده است.عکس طرح جلد این کتاب مربوط به جلال میرزاپور، یکی از هنرمندان تئاتر همدانی است، که در گذشته نقش سیاه را در نمایش‌ها برعهده می‌گرفته است.سیاه‌بازی یکی از انواع نمایش ایران است که در آن شخصی متمول، غلام سیاه و طنازی دارد و با هم با دستمایه قرار دادن مسائل اجتماعی تماشاگران را وادار به خندیدن می‌کردند که در خلال نمایش نقدهایی نیز به اوضاع روزگار بیان می‌شد. سیاه که نقش نوکر خانه را برعهده دارد و گاهی به آن مبارک نیز می‌گویند، نماد مردم رنج‌دیده جامعه است.
در همه نمایش‌ها یک سیاه وجود داشت که وظیفه‌اش شاد کردن و خنداندن تماشاچی‌ها بود اما در نمایش فندق نمکی کتاب «دو نمایشنامه مفرح فندق نمکی و یه پول سیاه» دو شخصیت سیاه به نام‌های فندق و نمکی وجود دارند. نویسندگان در این نمایش‌ها به جای حاجی و میرزا، نقش سلطان و شاه را جایگزین کرده‌اند. در نمایش یه پول سیاه علاوه بر گروه مطرب و سیاه شخصیت‌های دربار حضور دارند و فضای نمایشی شاد در ارتباط بین شاه، نایب‌السلطنه، سیاه و جلاد شکل می‌گیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D9%88%D8%B6%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سیاه بازی همدان ، مسعود احمدی ، نمایش های آیینی همدان ،

دوشنبه 12 بهمن 1394

10 هزار جلد کتاب برای فرهنگیان همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،کتاب ،

10 هزار جلد کتاب برای فرهنگیان همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
10 هزار جلد کتاب برای فرهنگیان همدان
کتابخانه کانون بازنشستگان آموزش و پرورش همدان در ساختمان تاریخی مدرسه آزاد در خیابان شریعتی به فرهنگیان و علاقه‌مندان به مطالعه کتاب امانت می‌دهد...
1394/11/12
کتابخانه کانون بازنشستگان آموزش و پرورش همدان در ساختمان تاریخی مدرسه آزاد در خیابان شریعتی به فرهنگیان و علاقه‌مندان به مطالعه کتاب امانت می‌دهد. این کتابخانه اواخر دهه 70 ‌پس از اینکه کانون بازنشستگان آموزش و پرورش شکل گرفت تأسیس شد.
عباس زند، از اعضای هیأت‌مدیره کانون و کتابخانه، و حبیب رضایی‌پور، کتابدار، در گفت‌وگو با همشهری درباره فعالیت‌های این کتابخانه، که یکی از معتبرترین کتابخانه‌های استان است، می‌گویند.

تأسیس کتابخانه
عباس زند، عضو هیأت‌مدیره کانون بازنشستگان آموزش و پرورش همدان و از بنیان‌گذاران این کتابخانه، می‌گوید: این کتابخانه حدوداً از سال 1379 پس از اینکه کانون بازنشستگان آموزش و پرورش شکل گرفت تأسیس شد. ابتدا هیأت‌مدیرهای انتخاب شد و کسانی که علاقه‌مند بودند از جمله من، اسماعیل قدکچی و محمد رئوفی‌مهر ‌فعالیت را شروع کردیم؛ ‌البته آقای رئوفی‌مهر بعدها از هیأت‌مدیره استعفا دادند و آقای قدکچی هم فعلاً نیستند.
زند در ادامه با اشاره به چگونگی تهیه کتاب‌های کتابخانه می‌گوید: کتاب‌ها بیشتر هدیه معلمان و فرهنگیان بازنشسته است. در هیأت مدیره قبلی 20درصد از بودجه کانون را به خرید کتاب اختصاص می‌دادند که ما هم کتاب‌های مرجع تهیه می‌کردیم اما در 3 سال گذشته بعد از اینکه این هیأت‌مدیره جدید آمده است خرید کتاب نداشته‌ایم. تنها قفسه‌ها خریداری‌شده که 2میلیون تومان از بودجه خرید قفسه‌ها را آموزش و پرورش پرداخت کرد و 3/5 میلیون تومان دیگر نیز از بودجه جاری کانون بازنشستگان تأمین شد.
وی درباره دیگر فعالیت‌های کتابخانه می‌گوید: اتاقی در کنار کتابخانه داریم که در آن از شنبه تا ‌پنجشنبه نشست‌های کتابخوانی برگزار می‌کنیم؛ از شنبه تا دوشنبه شاهنامه‌خوانی است و سه‌شنبه تا ‌پنجشنبه ‌کتابخوانی که این روزها نظامی می‌خوانیم. یک انجمن ادبی هم به نام کانون بازنشستگان فرهنگیان آموزش و پرورش داریم که عصر یکشنبه برگزار می‌شود.
این بازنشسته آموزش و پرورش می‌گوید: حدود 10هزار جلد کتاب در این کتابخانه داریم که به کسانی که کارت کانون بازنشستگان داشته باشند امانت می‌دهیم. بیشتر اعضای کتابخانه را خانم‌ها تشکیل می‌دهند. ما کتاب‌های مرجع را به خارج از کتابخانه نمی‌دهیم و کسانی که نیاز داشته باشند در قرائت‌خانه می‌توانند از آن استفاده کنند.

تعداد اعضای کتابخانه
حبیب رضایی‌پور، کتابدار کتابخانه کانون بازنشستگان آموزش و پرورش همدان، نیز می‌گوید: اعضای کتابخانه حدود 100 نفر به صورت دائمی هستند. البته افرادی نیز به صورت موقت گاهی برای امانت‌گرفتن کتاب مراجعه می‌کنند.
این کتابدار با اشاره به گرایش معلمان در کتابخوانی ادامه می‌دهد: فرهنگیانی که برای امانت‌گرفتن کتاب مراجعه می‌کنند در درجه اول داستان و رمان می‌برند؛ سپس کتاب‌های تاریخی و خاطرات مد نظرشان است. خانم‌ها ترجیح می‌دهند کتاب‌های مذهبی ببرند. هر کتاب را حداکثر تا یک ماه می‌توانند نگه دارند و پس بدهند.
وی درباره شرایط اهدای کتاب می‌گوید: بیش از 90درصد کتاب‌های اهدایی از طرف فرهنگیان است. کسانی که کتابخانه یا کتاب خود را اهدا می‌کنند اگر موافق باشند مهر اهدایی به نام خودشان ثبت می‌کنیم تا به یادگار بماند.

وضعیت نامناسب کتاب‌خوانی
رضایی با گلایه از وضعیت کتابخوانی در همدان می‌گوید: متأسفانه به چند دلیل وضعیت خوبی نداریم. قشر جوان بیشتر به فضای مجازی روی آورده‌اند و قشر فرهنگی و بازنشسته هم به دلایل مشکلات اقتصادی در بیرون از خانه کار می‌کنند و افراد بخصوصی کتاب می‌خوانند. اگرچه به طور کلی در ایران وضعیت کتابخوانی مناسب نیست، متأسفانه معلمان و بازنشستگان نیز چندان گرایشی به کتابخوانی ندارند؛ از تعداد 12هزار بازنشسته آموزش و پرورش در استان همدان فقط 100 نفر عضو این کتابخانه هستند و این خوب نیست.
وی درباره شرایط استفاده افراد عادی از این کتابخانه می‌گوید: اگر بخواهیم اعضای غیرفرهنگی را بپذیریم ممکن است افراد زیادی بیایند. در اساسنامه کانون چنین چیزی نیامده اما اگر کسی نیاز داشته باشد تلاش می‌کنیم کمک کنیم. به خصوص با دانشجویانی که برای پژوهش و پایان‌نامه مراجعه می‌کنند همکاری می‌کنیم.
رضایی‌پور در پایان با اشاره به کتاب‌های نویسندگان همدانی در این مرکز می‌گوید: ما در کتابخانه کانون بازنشستگان و فرهنگیان آموزش و پرورش همدان قفسه‌ای را به آثار نویسندگان استان اختصاص داده‌ایم و تلاش کرده‌ایم کتاب‌های منتشرشده توسط نویسندگان استان را گردآوری کنیم. اگر کسی بخواهد کتابش را در این کتابخانه داشته باشیم با کمال میل می‌پذیریم و به خوانندگان معرفی می‌کنیم؛ حتی حاضر هستیم کتاب‌ها را ‌از این نویسندگان بخریم.

درباره خانه وکیل الرعایا
بنای ساختمان کانون بازنشستگان آموزش و پرورش همدان بیش از 90 سال سابقه ساخت دارد. گفته می‌شود این بنا ابتدا خانه مسکونی حاج شیخ تقی ایرانی (وکیل الرعایا)، نماینده همدان در دوره اول و دوم شورای ملی، بوده است که اکنون اتاق‌های طبقه همکف این ساختمان در اختیار کانون بازنشستگان آموزش و پرورش قرار گرفته است.
مدیران ناحیه یک آموزش و پرورش ‌در زمان دولت پیشین در نظر داشتند بنای جدیدی با وسعت زیاد و سبک جدید بنا کنند که کانون با تخریب آن مخالفت کرد. داستان را به میراث فرهنگی اطلاع داد و میراث فرهنگی در سال‌های اخیر آن را جزئی از آثار فرهنگی شناخت و برای بازسازی بنا اقدام کرد. این بنا به نام مدرسه آزاد در تاریخ 7 اسفند ‌1386 و به شماره 21628 ثبت ملی شده است. به تازگی مدرسه‌ای که در طبقه بالای کانون بازنشستگان آموزش و پرورش همدان قرار داشت به دستور اداره آموزش و پرورش تخلیه شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/10-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%84%D8%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، کتابخانه های همدان ، مدرسه آزاد ، کانون بازنشستگان آموزش پرورش ، میراث همدان ،

جمعه 18 دی 1394

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

نویسنده: حسین زندی همدان - خبرنگار همشهری
داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای» و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است...
1394/10/12
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای»  و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است. این نویسنده سال 1345در همدان زاده شده و نویسندگی را از دهه 70 خورشیدی آغاز کرده است. از او علاوه بر چهار اثر منتشر شده سه رمان دیگر دردست انتشار است. حیاتی در آخرین داستان خود یک سوژه با مضمون شهری را انتخاب کرده و نوشته است. داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» به مرحله دوم جشنواره جایزه داستان تهران نیز راه یافت.
جایزه داستان تهران مسابقه‌ای برای شناسایی استعدادهای داستان‌نویسی در ایران است که با رویکرد زندگی شهری و مسائل شهروندی به خلق اثر می‌پردازند. در آثار جشنواره امسال نیز مضامینی از جمله آلودگی هوا، ترافیک، فقر و دیگر مسائل شهری آمده بود. با «حمید حیاتی» درخصوص داستان‌نویسی شهری و تاثیر ادبیات در حوزه مسائل شهروندی به گفت وگو پرداختیم.

داستان شهری
«حمید حیاتی» دو تجربه موفق در حوزه ادبیات داستانی دارد که در یک سال گذشته از آثار مورد بحث این حوزه بود. این نویسنده در توضیح موضوع داستان شهری می‌گوید: داستان‌هایی که به نوعی با مضامین شهری مانند بناهای تاریخی شهر، مسائل شهروندی، موزه‌ها، ترافیک، مسائل اجتماعی و پدیده‌هایی که در شهر شاخص هستند ارتباط دارند،‌ در این مقوله می‌گنجد.این نویسنده ادامه می‌دهد: من در رمان «نامه به خورشید» بخشی از فضای شهری همدان را در سال‌های پس از 1320 به تصویر کشیدم. در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» موضوع ترافیک را که مسئله روز کلانشهرها بخصوص همدان است مدنظر قرار دادم. مسئله ترافیک در همه شهرها یک معضل به شمار می‌رود. مسئله «خط سفید» در ترافیک مسئله‌ای است که نه توسط رانندگان و نه عابران پیاده رعایت نمی‌شود و من در داستان خود به آن تاکید کردم.

موضوع داستان
حیاتی با اشاره به موضوع داستان ادامه می‌دهد: داستان شخصی است که دچار(ترس شدید) عبور از خیابان است. این شخصیت با وسواس و ترسی که دارد سعی می‌کند تمامی قوانین و قواعدی را که برای گذشتن از عرض خیابان و یا خط عابر پیاده وجود دارد رعایت کند اما باز ترس دارد. در این بین همسرش همراه با روانپزشکی تلاش می‌کند به او کمک کند تا این ترس از او رها شود. در هنگام عبور از خیابان معمولا همسرش او را همراهی می‌کند اما یک روز که در جلسه انجمن اولیای مدرسه شرکت دارد، این مرد می‌خواهد از خط عابر بگذرد. وقتی تنها وارد خیابان می‌شود متوجه عمق فاجعه می شود و می فهمد که وضع رعایت مقررات بسیار بد است. خودرو‌ها بوق غیراستاندارد دارند، سرعت را رعایت نمی‌کنند و به قوانین توجه نمی‌کنند.
 وی اضافه می‌کند: شخصیت داستان درنهایت پس از سرگردانی در خیابان تصمیم می‌گیرد ازعرض خیابان عبور کند، با اینکه همه موارد را در نظر می‌گیرد و رعایت می‌کند. لحظه آخر خودرویی که به دلیل صدای زیاد پخش صوت به عابر توجه نمی‌کند او را نقش زمین می‌کند و در آخرین لحظه عمر، شخصیت داستان من خاطره اولین تصادفش با دوچرخه را از ذهن می‌گذراند و نقش زمین می‌شود.

تنهایی انسان
نویسنده رمان «نامه‌ای به خورشید» می‌گوید: تمامی بدی‌های ترافیک و مضرات رعایت نکردن اصول اولیه رانندگی را تکه تکه در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» آورده‌ام. این داستان به طور غم‌انگیزی تنهایی یک انسان را در مقابل انبوهی از افرادی که به اصول شهروندی پایبند نیستند روایت می‌کند. بدی‌هایی که در ضدارزش‌های شهروندی ریشه دارد.
این نویسنده همدانی با تاکید به رسالت ادبیات داستانی ادامه می‌دهد: ادبیات داستانی به وجود آمده تا فرد امروز به انسان بودن نزدیک شود و این امر را همواره به ما یادآوری می‌کند. بنابراین داستان از راه برانگیختن حس آدمی برای بهتر زندگی کردن و بهتر کنش و واکنش نشان دادن انسان در ناخودآگاه کمک می‌کند و عواقب اعمال انسان را گوشزد می‌کند تا این انگیزه رعایت حقوق دیگران را در ما زنده کند و برجسته سازد.

همدان؛ مستعد برگزاری مسابقه‌های ادبی
حیاتی در پایان به برگزاری مسابقه‌های ادبی در شهر‌هایی مانند همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: رویدادهای فرهنگی همیشه کمک می‌کنند تا رفتار فرهنگی فراگیر شود، در همدان نیز برگزاری مسابقه‌های فرهنگی توسط اهالی فرهنگ و بخش غیر دولتی می‌تواند راهگشا باشد. باید در نظر داشت مسابقه و جشنواره زمانی می‌تواند راهگشا باشد که تولیدهای فرهنگی بازنشر شود و در اختیار عموم قرار گیرد تا مخاطبان زیادی را درگیر کند.وی می‌افزاید: در سال‌های گذشته تشکل‌های ادبی بسیاری در همدان فعال بودند. این تشکل‌ها با حضور گرم علاقه‌مندان و گاهی برپایی نشست‌های ادبی با حضور نویسندگان و شاعران صاحب‌نامی مانند جواد مجابی، شمس لنگرودی، جمال میرصادقی و ابوتراب خسروی روزهای خوبی را برای ادبیات داستانی و شعر در همدان رقم زد. متاسفانه در حداقل 4 یا 5 سال گذشته این حضور و فعالیت‌ها کاملا از رونق افتاده است.این نویسنده با ابراز امیدواری درباره فعال شدن دوباره فضاهای فرهنگی و هنری همدان می‌گوید: امید است داستان‌نویس‌های همدانی با توجه به ضرورت پرداختن به موضوعات شهری، به نگارش و ترسیم فضای شهری همدان در سال‌ها و دهه‌های آتی بپردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، ادبیات داستانی همدان ،

جمعه 18 دی 1394

«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله
حسین صفی را در همدان به‌عنوان مدرس تئاتر و نمایشنامه‌نویس می شناسند اما او در حوزه پژوهش دو اثر به نام های «ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» را با همکاری محمد نجاری منتشر کرده است. سال 1393 تجربه دیگری در حوزه نویسندگی از حسین صفی به بازار کتاب آمد...
1394/10/16
 حسین صفی را در همدان به‌عنوان مدرس تئاتر و نمایشنامه‌نویس می شناسند اما او در حوزه پژوهش دو اثر به نام های «ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» را با همکاری محمد نجاری منتشر کرده است. سال 1393 تجربه دیگری در حوزه نویسندگی از حسین صفی به بازار کتاب آمد. «و اما آن شب برفی» رمان پرحجمی با زبان و روایتی متفاوت است که توسط نشر نگیما منتشر شده است. صفی در گفت و‌گو با همشهری از تجربه رمان نویسی در همدان می گوید.
  • چه کتاب‌هایی را در دست انتشار دارید؟
به تازگی مجوز انتشار سه نمایش نامه با نام «باز باران» را دریافت کرده ام که سه‌گانه ای با عنوان باران است؛ «بارون میاد شرشر»، «اون شب که بارون اومد» و «باز باران» که توسط انتشارات نگیما منتشر می شود. این نمایشنامه ها حدود شش سال پیش نوشته شده و هر سه را خودم در همدان اجرا کرده ام.
  • رمان «و اما آن شب برفی» نسبت به دیگر کارهای شما خاص و حجیم است؛ ایده آن از کجا آمد؟
برای هر اثرهنری حال و هوا و فضاهایی منبع الهام گرفتن یا ایده گرفتن می شود. داستان شکل‌گیری ایده «و اما آن شب برفی» این‌گونه شکل گرفت که وقتی نیمه شبی از تهران به همدان رسیدم، دیدم همه برگ‌ها ریخته و سفیدی همه فضا را گرفته، همان شب این ایده به سراغ من آمد. در مرحله اول آن فضا بود که مرا جذب کرد، افزون بر آن به هر حال به‌عنوان نویسنده دل مشغولی‌هایی در
 حوزه های سیاسی، اجتماعی و عاشقانه داشتم و با موضوعاتی درگیر بودم، شرایطی دست داد و بعد 8 سال طول کشید تا کاررا نوشتم و منتشر شد.
  • استقبال از این رمان چگونه بود؟
 واقعیت این است که استقبالی نشد. متأسفانه شهر ما با فضاهای این چنینی بسیار فاصله دارد. این کار به همراه یک کار پژوهشی در سال 1393 منتشر شد و در نمایشگاه کتاب همان سال رونمایی شد اما در شهر همدان با این‌که به کتاب‌فروشی‌ها مراجعه کردم استقبالی نشد. هیچ جای خاصی نبود که حمایت کند تا کتاب دیده شود.
  • یعنی هیچ بازخوردی نداشت؟
جالب است ما در شهر تشکلی به نام انجمن داستان داریم اما آن چنان رخوت و بی‌همتی در این نهادها وجود دارد که این ها هم حتی کتاب را نخواندند که اگر نقدی هم داشتند مطرح کنند. به همین دلیل من اصلا به استان همدان امیدوار نیستم؛ در سطح کشور هم، چون رمان اول من بود و توزیع و پخش مناسب نبود اتفاق خاصی نیفتاد. در حالی که نمایشنامه ها و کارهای پژوهشی من بازخورد خوبی در سطح کشور گرفتند. البته ناشر مشکل توزیع داشت و کتاب فروشی‌های همدان هم همراهی نکردند و سفارش ندادند. به نظرم به مرور زمان راه خود را پیدا خواهد کرد.
  • آثاری در حوزه ادبیات داستانی پس از سال 1392 در همدان منتشر شد که مورد استقبال قرار گرفت از جمله «نامه به خورشید»، «یارم همدانی» و «مرغ درخت اقاقی» که نقدهای خوبی هم در‌باره این آثار منتشر شد. چرا «واما آن شب برفی» چنین اقبالی نداشت؟
حوزه‌های نقد، نظر، توزیع، تولید وانتشار با هم مرتبط است. اگر کتابی در حوزه نقد و نظر وارد نشود و کارشناسان و صاحب‌نظران کتاب ها را معرفی نکنند چگونه مردم با کارها آشنا شوند؟ وقتی شما می گویید در دوسال گذشته بیش از 6 اثر از نویسندگان همدانی منتشر شده و من خبر ندارم مقصر متولیان امور ادبیات داستانی هستند. علاوه بر نهادهای دولتی، انجمن‌های ادبی، نویسندگان و شاعران همدان باید این وظیفه را به دوش بکشند. سؤال من این است انجمن‌ها چه کار می کنند؟ انجمن داستان، انجمن نمایش و انجمن‌های شعر باید وارد این حوزه شوند.
  • به نظر شما چه تلاشی متوجه نویسنده کتاب است تا اثرش به دست مخاطب برسد؟
توجه داشته باشید کار من نوشتن است، سیستمی باید باشد که کارانتشار، توزیع و فروش کتاب را بر عهده داشته باشد که در کشور ما این سیستم بیمار است. باید نهادهای متولی مدیریت درست، منطقی و منصفانه به دور از خودبینی و سطحی نگری داشته باشد و نویسنده نتیجه را به گذشت زمان بسپارد. من این باور را ندارم که نویسنده ای کارش را بردارد، ببرد، امضا کند و خودش بفروشد.
  • بازگردیم به رمان «واما آن شب برفی»؛ از این کتاب راضی هستید؟
بله این کاملا یک کار دلی بود و در آن 8 سالی که این رمان را می‌نوشتم لذت می‌بردم. کتاب سه سال در ممیزی گیر کرد و 140 عنوان بازنگری داشت. با این حال 8 سال با این کار مشغول بودم و پیش می‌رفتم. اما به هر حال نباید چنین سرنوشتی داشته باشد؛ نویسنده، می‌نویسد تا منتشر شود، به دست مخاطب برسد و ارتباط برقرار کند. اما من به‌عنوان نویسنده کاری از دستم بر نمی آید. من اندیشه ام را در قالب رمان، شعر یا نمایشنامه می‌آورم اما کار فروش کتاب موضوع دیگری است.
  • فکر می کنم این کار را بیشتر از کارهای دیگر دوست دارید و انتظار دارید در مقایسه با دیگر آثارتان مانند «زنان شاهنامه» که تجدید چاپ شده، بیش از پیش دیده شود؟
در کتاب هایی مانند«ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» مسأله این بود که این کتاب ها به‌عنوان کتاب درسی توسط برخی دوستان معرفی شدند اما این رمان چنین سرنوشتی نداشت.
  • آثار دیگری که توسط نویسندگان همدانی منتشرشده، مضامینی شهری و بومی دارند اما کار شما چنین نیست و مکان آن مشخص نیست، علاقه ای به بومی‌نویسی ندارید؟
من به این محدودیت ها علاقه ای ندارم. دردنیایی که با عنوان دهکده جهانی از آن یاد می شود، این مرزبندی ها معنا ندارد. آثار ادبی باید بشری باشد تا مانند آثار دوره یونان باستان ماندگار باشد. چرا شاهنامه و حافظ ماندگار است؟ چون زبان و بیان این ها جهان شمول است. هرچند به هر حال ردپایی از همدان در این رمان هست؛ مثلا همیشه شکوه بزرگی عناصر را به الوند نسبت داده ام.
  • یکی از ویژگی‌های رمان روایت و زبان این اثر است؛ چه عمدی در این کار بوده؟
نگاه من این بود که یک اتفاقی در روایت ادبیات داستانی ایجاد کنم. به همین دلیل زاویه نگاه‌ها، زبان و روایتی که در این رمان هست در کمتر کتابی می توان دید. به نظرم این زبان برگرفته از جغرافیای رخدادها به لحاظ زمان و مکان است. زبان آن هم زبان یک دستی نیست، بخشی از این اتفاق ها براساس فاصله گذاری خاصی است و در جاهایی هم به سراغ رمان نو و جریان سیال ذهن رفته ام. همه این 540 صفحه در یک شب اتفاق می‌افتد حال باید مخاطب و خواننده بگویند چگونه است.من این کتاب را بسیار دوست دارم، برای این‌که برای نوشتن آن عاشقانه وقت گذاشتم. من گاهی برای جایی یک نمایشنامه می‌نویسم، اما این کار را برای دلم نوشتم شاید سیاسی ترین رمان سال های اخیر باشد اما در لایه های متن هرکسی می تواند دغدغه ها و فکر می کنم راه خودش را پیدا کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D9%81%DB%8C%C2%BB%D8%9B-%D8%AF%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87


برچسب ها: نویسندگان همدان ، کتاب همدان ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 25 آذر 1394

از توپ و تور تا قلم و کتاب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

از توپ و تور تا قلم و کتاب

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از توپ و تور تا قلم و کتاب
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است...
1394/09/25
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است. به دلیل تعداد آثار منتشرشده و کتاب هایی که از یوسفی به دیگر زبان های دنیا ترجمه شده او را یکی از پرکارترین و شناخته‌شده‌ترین نویسنده کتاب کودکان ایران می‌دانند.
یوسفی دانش‌آموخته رشته تاریخ از دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است و برای کودکان آثاری از ادبیات کهن فارسی را بازنویسی و بازآفرینی کرده است. فقط مجموعه رمان‌های «شاهنامه برای کودکان» یوسفی شامل 50 جلد است. «افسانه شیر سپیدیال»، «قصه یارگار زریران»، «افسانه بلیناس جادوگر» و «افسانه شیرین کارنامه اردشیر بابکان» از آثار این نویسنده است.«ستاره‌ای به نام غول» و «حسنی به مکتب نمی‌رفت»نیز  برنده دیپلم افتخار IBBY شده و کتاب‌های او در جشنواره‌های داخلی نیز جوایزی به دست آورده‌اند. یوسفی یکبار نیز نامزد دریافت جایزه «هانس کریستین اندرسن» شده است. از این نویسنده تاکنون بیش از 200 عنوان کتاب به فارسی منتشر و آثار او به ده‌ها زبان نیز ترجمه شده است. یوسفی در گفت‌وگو با همشهری از علاقه‌اش به کتاب، فوتبال و تئاتر از دوران کودکی می گوید.

از شما صدها عنوان کتاب در حوزه کودک و نوجوان منتشر شده، آیا همدان در آثار شما حضور دارد؟
از قصه‌هایی که من تاکنون نوشتم و چاپ شده، بخش عمده قصه های مجموعه 5 جلدی افسانه ایران زمین در همدان اتفاق افتاده و محور داستان در همدان است. این مجموعه  قصه های فولکلور همدان را تشکیل می‌دهد. من در این 5 جلد که بلندترین رمان تاریخی نوجوانان ایران است، تاریخ همدان را آورده ام. این مجموعه که داستان‌های آن پیوسته و شخصیت و محور اصلی آن شیرسنگی همدان است، از آغاز ورود آریایی‌ها به ایران تا انقلاب مشروطه را در برمی گیرد، امیدوارم آن را ادامه بدهم و تا به امروز برسانم. این 5 جلد توسط نشر پیدایش به چاپ رسیده و حدودا از 15 سال پیش چندین‌بار چاپ شده است.

ویژگی برجسته این اثر چیست؟
ویژگی این مجموعه 5 جلدی این است که تمام این قصه‌ها در همدان می گذرد و به‌طور کلی قصه‌های فولکلوریک همدان را استفاده کرده ام، بعضی از آن ها را خودم شنیده بودم و بعضی دیگر را از منابع مربوط به همدان به دست آوردم. نوع روایت این داستان‌ها بر پایه فولکلور و در عین حال فانتزی و سمبلیک نیز هست و در اصل تاریخ همدان برای نوجوانان است. چون این شیر در همدان تمام سلسله‌ها و جریان های گوناگون سیاسی و نهضت‌های مختلفی که اتفاق می‌افتد را شاهد است در این داستان‌ها حضور دارد.

دلیل انتخاب همدان چه بود؟
اگر ایران یکی از 5 کشور متمدن و کهن جهان است، همدان یکی از شهرهای کهن جهان است. یعنی اولین سلسه مادها در همدان و پیشینه تاریخی همدان چند هزارساله است و از آنجایی که من نیز  تاریخ می‌دانستم، همدان را انتخاب کردم. من در دانشگاه تهران دررشته تاریخ تحصیل کردم.
متولدشدن در شهر همدان برای من یک سعادت بود، زیرا از کودکی با استر و مردخای، ‌بوعلی‌سینا و باباطاهر همشهری بودم. برای همین نوشتن درباره این شهربرایم آسان تر بود.

کدام محله همدان بودید؟
من در نوجوانی در محله باباطاهر و بنه‌بازار بودم، دوران دبیرستان  هم در بنه بازار و هم در محله قاشق تراش‌ها سکونت داشتم.

تاثیر معلم ها بر نویسندگی شما چگونه بود؟
دوره دبیرستان دبیری داشتیم به نام «ساسان دهگان» که دبیر ادبیات ما بودند. کسانی که در آن ایام با آقای دهگان درس داشتند می دانند که خیلی سختگیر بود و خیلی نمره سخت می داد و بالاترین نمره ایشان 15 بود.
امتیاز آقای دهگان این بود که برادر آقای «کاوه دهگان» مترجم معروف بود. من همان زمان آثار کاوه دهگان را می خواندم، برای این‌که هم برادر دبیر ادبیات ما بود وهم ادبیات کلاسیک ایران را خیلی خوب می شناخت. آقای دهگان که ادبیات کلاسیک ایران را برای ما توضیح می داد ما شگفت‌زده می شدیم که چه ادبیات غنی داریم و لذت می‌بردیم و خود به خود حس اعتماد به ما دست می‌داد.در دوره دبیرستان امتیازی که داشتم این بود که همکلاسی های تئاتری خوبی داشتم، مانند صادق عاشورپور، جلال میرزاپور و مهدی چایانی که ایشان نقالی می‌کرد و هنوز هم همین کار را انجام می دهد.

خاطرتان هست در آن دوران چه نمایش‌هایی اجرا می شد؟
در آن روزگار یاد دارم که «چوب به دستان ورزیل» کار می‌شد، «سگی در خرمن جا» را نیز اجرا می‌کردند و زنده‌یاد بانو «ایراندخت میرهادی» هم همراه آنان بود که از بچه‌ها و هنرمندان همدانی حمایت و خودش هم تئاتر کار می کرد. این مجموعه خود به خود سبب شد که من ضمن این‌که فوتبالیست بودم و شب و روز فوتبال بازی می کردم و همه عمرم را می‌دویدم (که الان هم فوتبال بازی می‌کنم) به طرف تئاتر هم کشیده شوم. در کنار آن کتاب می خواندم و تحت تاثیر مادرم خیلی به نوشتن مخصوصاً به شعر علاقه داشتم. مادرم مرا با شعر بزرگ کرده بود و اشعار همدان را برایم خوانده بود.


آقای دهگان در مورد کارهای تئاتری که انجام داده بودند توضیح می دادند؟ ایشان جزو اولین کسانی بودند که به تهران رفتند و دوره تئاتر دیدند.
نه. در مورد این موضوع برای ما صحبتی نکرد و بیشتر از ادبیات کلاسیک می گفت، ضد شعر نو بود در حالی که برعکس آقای حکمتی دبیر شیمی ما از شعرهای نیما برای ما می‌گفت و من در کل هم از حرف های آقای دهگان لذت می بردم و هم از حرف های آقای حکمتی!

دوره دبیرستان ارتباط شما با تئاتر برقرار شد؟
نه. من تئاتر را خودم یاد گرفتم.از آن‌جایی که من مشغله زیادی در فوتبال داشتم و وقتی برای تئاتر نمی گذاشتم، اما در خانه موقعی که مناسبتی بود مثل شب چله، شب عید یا عروسی همه بچه‌های فامیل را جمع می کردم و با آنها تئاتر کار می کردم. در این دوره‌همی‌ها بزرگ‌ترها هم تماشا می کردند. تا این‌که در دوره دانشجویی ادبیات  خواندم و شروع کردم به نمایشنامه‌نویسی.  سال 52 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تحصیل کردم و با تئاتر و نمایشنامه‌نویسی به‌طور جدی وآکادمیک آشنا شدم.

دوره دانشجویی چه تئاترهایی کار کردید؟
در دوره دانشجویی من بیشتر کتاب می خواندم.

شما از ابتدای کودکی در حال خواندن کتاب بودید اما نوع کتاب ها را عنوان نکردید؟
من بیشتر کتاب رمان و تاریخی می خواندم؛ مثل  رمان «دوزخ‌نشینان» و «کلبه عمو تم». یک سری کارهای ترجمه عاشقانه و داستان‌های پلیسی هم زیاد می خواندم.

آن زمان کتاب ها را از کجا تهیه می کردید؟
کیوسکی در خیابان بوعلی بود. صاحب دکه آقای رحیم نراقی بود که کتاب کرایه می داد، کتاب های پلیسی را شبی یک ریال کرایه می کردم و همه کتاب های میکی اسپلین را خواندم.
چون پول نداشتم و رمان ها جیبی و ضخیم بودند، به محض گرفتن کتاب شروع به خواندن کتاب می کردم. با مصیبتی شب با سوسوی لامپ کتاب می خواندم و تا فردا ظهر کتاب چهارصد یا پانصد صفحه ای را تمام می کردم؛ در نهایت خواندن آن تا 2 روز طول می کشید.
 پول تو جیبی هفتگی ام 5 ریال بود که من 2 ریال می دادم برای کرایه کتاب و دیگر چیزی باقی نمی‌ماند.
آقا رحیم، صاحب کتابفروشی از این‌که من خیلی زود کتاب را پس می دادم ناراحت می‌شد و می‌گفت من دیگر به شما کتاب نمی دهم و به شرطی به من کتاب می داد که هر کتاب را یک هفته کرایه کنم، این مدت برای من خیلی هزینه زیادی داشت و هرچه خواهش و تمنا می‌کردم قبول نمی‌کرد.
 از آنجایی که من در دبیرستان فوتبالم خوب بود و در بازی بچه هایی بودند که همیشه دوست داشتند در یارگیری، آنها را انتخاب کنم به یکی از این بچه ها که وضعیت مالی خوبی داشت و در مدرسه علویان همکلاس بودیم گفتم که  به شرطی انتخابت می کنم که از فلان کتابفروشی کتاب بخری یا کرایه کنی یا از کتابی که من تهیه می کنم شما هم چند شب ببری.
به این‌ترتیب توانستم چند سری کتاب تهیه کنم. البته دبیرستان کتابخانه داشت، ولی بیشتر کتاب ها علمی و درسی بود که من دوست نداشتم یا خیلی قدیمی بود. کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» را همان زمان‌ها خواندم
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8


برچسب ها: همشهری همدان ، ادبیات کودک ، محمدرضا یوسفی ، ادبیات کودک همدان ،

سه شنبه 24 آذر 1394

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است...
1394/09/23
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است. یکی از این آثار کتاب «وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت» نوشته «امیر اسدیان» است. این کتاب به تازگی از سوی انتشارات انجام کتاب به بازار آمده است.
 این مجموعه در3 هزار نسخه به قیمت 50 هزار ریال ودر 71 صفحه منتشر و در کتابفروشی‌های شهر توزیع شده است.
«امیر اسدیان» متولد16 اسفند 43 در همدان و دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات است وسال هاست در مدارس همدان به تدریس ادبیات مشغول است. وی از شاعرانی است که با فضای مجازی نیز آشناست و وبلاگ‌نویسی را از سال 86 شروع و برخی از مطالب و شعرهایش را در وبلاگی به نام خودش منتشر کرده است.
اسدیان سال ها با نشریات محلی در همدان همکاری کرده است.همچنین مطالبی در زمینه ادبیات و فرهنگ از او در هفته نامه‌های استان منتشر شده است.
 این شاعر در طول یک دهه گذشته چندین مجموعه از آثار خود را به‌صورت کتابچه های کوچک در شمارگان محدود منتشر کرد و در اختیار دوستانش قرار ‌داد، اما «وقتی که برای لحظه ای برمی گشت» اولین اثر مکتوب چاپی اوست. این مجموعه شامل 65 رباعی نو است که با مضامین اجتماعی و عاشقانه سروده شده است.
اسدیان تلاش کرده در این مجموعه به زبانی جدید در سرودن رباعی دست پیدا کند و همین نو بودن باعث شده بر دل مخاطب بنشیند و ارتباط خوبی با آن برقرار کند. به نظر می رسد جای چنین آثاری در ادبیات امروز خالی بود. از جمله رباعی‌های چاپ شده در این کتاب:
از راه نگو! که رد پا مانده هنوز/ نقشی ز تو در مسیر ما مانده هنوز/ رفتی و... نمانده یادگاری جز این / زخمی که درون سینه جا مانده هنوز
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/وقتی-که-برای-لحظه‌ای-برمی-گشت


برچسب ها: معرفی کتاب ، همشهری همدان ، امیر اسدیان ،

چهارشنبه 11 آذر 1394

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان
دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد...
1394/09/10
 دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد.
چهارشنبه گذشته مینا آذر افشان در منزل خود میزبان بسیاری از علاقه‌مندان به آثارش، مسئولان ارشد استان همدان و تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی شهر بود تا بار دیگر انتشار مجموعه‌ای از سروده‌هایش را جشن بگیرند. در این مراسم که بزرگانی چون دکتر «پرویز اذکایی» پژوهشگر برجسته همدانی، اعضای انجمن‌های توسعه محلی بهارستان، انجمن قلم همدان، انجمن پویشگران سفر پاک، مدیر انتشارات چنار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان، مدیرکل امور بانوان استانداری و سازمان بهزیستی حضور داشتند، از دومین  مجموعه شعر این هنرمند همدانی رونمایی شد. «اینجاپاییزقدم میزند» 77 قطعه از شعرهای جدید او را در بر می‌گیرد که بیشتر مضمون عاشقانه دارد مانند «‌دیشب گلی در باغچه شکفت،نمی‌دانستم که باغچه هم عاشق تو شده!‌».

شعرهای عاشقانه مینا
آذرافشان در این مراسم با اشاره به‌عنوان کتاب گفت: نام کتاب را از عنوان یک شعر از کتاب انتخاب کرده‌ام. این مجموعه دلنوشته‌هایی است که در سال‌های 90تا 93 سروده‌ام.آذرافشان ادامه داد: موضوع نوشته‌هاعاشقانه است و فصل‌ها در سراسر کتاب نقش دارند. نکته مهم این است که در این اثر تفاوت بارزی با کتاب اولم وجود دارد. اشعار کتاب اول شاید کمی پریشان هستند، اما در این کتاب به طرحی ثابت وشاید سبک شخصی رسیده باشم.وی ادامه داد: یک یک کلماتی که نوشته‌ام را اول حس کرده‌ام و کاملا به آنچه نوشته ام باور دارم.
این نقاش به دلایل استفاده نکردن از طراحی‌ها و نقاشی‌های خود در کتاب شعرش گفت: در کتاب‌ها از طراحی‌های خودم  استفاده نمی‌کنم، چون اعتقاد دارم دو دنیای متفاوت است، اگرچه ریشه هر دو دراحساس من است. من این کتاب را به مادرم تقدیم کردم که با وجودش به من امکان زیبا دیدن را داد هرچند کار من بسیار ناچیز است.

 تجلی اندیشه
«پرویز اذکایی» نیز در این مراسم گفت: حضرت مولانا بیت بسیار معروفی دارد که می‌گوید«ای برادر تو همین اندیشه‌ای/ مابقی تو استخوان و ریشه‌ای»؛ همه ما استخوان و ریشه هستیم و اشعار خانم آذرافشان تجسم و تجلی اندیشه است. اندیشه والا.
«عباس رضوانجو» ناشرکتاب در این مراسم گفت: خانم آذرافشان برای تهیه این کتاب زحمت بسیاری کشید و وسواس و حساسیت بسیاری داشت تا کار متفاوتی عرضه شود. در پایان این مراسم، کتاب «اینجاپاییزقدم میزند» توسط دکتر پرویز اذکایی و حاضران رونمایی شد و لوح‌های تقدیری توسط مدیران اداره‌های فرهنگ وارشاد اسلامی، بهزیستی و مدیرکل امور بانوان استانداری به این شاعر تقدیم شد.
همچنین 500 جلد از کتاب«ا ینجا پاییز قدم می‌زند» توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل بهزیستی همدان خریداری شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، مینا آذرافشان ، اینجا پاییز قدم می زند ،

پنجشنبه 14 آبان 1394

همدان صنعت چاپ کتاب در همدان جان تازه می خواهد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

صنعت چاپ کتاب در همدان جان تازه می خواهد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
صنعت چاپ کتاب در همدان جان تازه می خواهد
صنعت نشر در استان همدان بیش از 8 دهه سابقه دارد، اما با این حال با مشکلات زیادی روبه‌روست. همه آنچه بر صنعت نشر و کتاب کشور می‌رود در همدان هم مشهود است و چه بسا بیشتر. به همین دلیل تاثیر شرایط موجود را بر مخاطبان کتاب در این شهر نمی‌توان نادیده گرفت...
1394/08/11
  صنعت نشر در استان همدان بیش از 8 دهه سابقه دارد، اما با این حال با مشکلات زیادی روبه‌روست. همه آنچه بر صنعت نشر و کتاب کشور می‌رود در همدان هم مشهود است و چه بسا بیشتر. به همین دلیل تاثیر شرایط موجود را بر مخاطبان کتاب در این شهر نمی‌توان نادیده گرفت. از این نکته نباید غافل شد که پرداختن به وضعیت نشر در استان همدان، به شکل پایاپای با وضعیت نشر کتاب در کشور مرتبط است و سیاست‌های کلان فرهنگی در همه استان‌ها به شکل همسانی اجرا می‌شود.
یکی از مشکلات عمده ناشران شهرستانی مشکل توزیع و پخش کتاب است.مدیر نشر چنار اظهار می‌کند: بیشتر ناشران شهرستانی به حوزه پخش سراسری کتاب دسترسی ندارند و از این قافله عقب مانده‌اند. در همدان مانند دیگر شهرستان‌ها، افزون بر مشکلات کلی مشکلات دیگری نیز وجود دارد. ارتباط نداشتن با شبکه پخش کتاب و به بازی نگرفتن آنان توسط ناشران تهران باعث شده برخی از ناشران شهرستان راه‌هایی را برگزینند که چندان پسندیده نیست و خود مشکل‌آفرین است‌.
« عباس رضوانجو»  می‌افزاید: در واقع انتشار کتاب صرفا با سفارش مؤلف بدون ارزشیابی اثر انجام می‌شود. مؤلف برای انتشار کتابش هزینه و ناشر هم با دریافت این هزینه بدون توجه به نظر مخاطبان و سطح کیفی کتاب را منتشر می‌کند. نتیجه این که رابطه ناشر و مؤلف صرفا به شکل معامله‌ای تجاری‌‌ای بدون توجه به اثرگذاری فرهنگی تبدیل  می‌شود.

 روند انتشار
این مدیر انتشاراتی در شهرستان همدان می‌گوید: در سال‌های پیش اگر اثر مؤلف توسط کارشناسان یا نویسندگان معتمد ناشر، ارزشیابی و قابل انتشار تشخیص داده می‌شد، کتاب منتشر می‌شد نه این‌که کتاب چاپ شود و نزد مؤلف خاک بخورد. روند انتشار در بسیاری از موارد اینگونه است که مؤلف اثر خود را به ناشر ارائه می‌کند و ناشر پس از اخذ مجوز و چاپ کتاب، هزینه مخارج و سود خود را از مولف می‌گیرد و کتاب را تحویل مولف می‌دهد. مولف می‌ماند و کتاب‌هایش که راهی به بازار فروش ندارد.
رضوانجو با انتقاد از این روند چاپ و نشر کتاب در شهرستان‌ها می‌افزاید: ناشران به کیفیت اثر اهمیتی نمی‌دهند و تلاشی نمی‌کنند تا به سیستم توزیع و پخش کتاب کشوری دست یابند و سیستم پخش کتاب شهرستان‌ها را ایجاد کنند. با ایجاد شبکه توزیع پخش کتاب در همدان از وابستگی به مرکز کاسته می‌شود.
وی می‌گوید: این روند موجب شکل‌گیری دور باطلی در چاپ و پخش کتاب شده است و به همین دلیل مؤلفان حرفه‌ای حتی اگر در شهرستان‌ خود ساکن باشند ترجیح می‌دهند اثر خود را به ناشری در مرکز بسپارند. از طرفی ممکن است این ناشر تهرانی با کیفیت کمتری نسبت به ناشر شهرستان کتاب را منتشر کند.

شمارگان کتاب
مدیر نشر چنار در خصوص شمارگان کتاب نیز می‌گوید: در اعلام آمار شمارگان کتاب نیز به دلایلی مانند دریافت سهمیه کاغذ، اغراق می شود. در حال حاضر سهمیه کاغذ توسط دولت برداشته شده و به جای آن مقرر شده از هر مؤلف شهرستانی در حدود یک سوم شمارگان کتاب خریداری شود. این اصل مهم باید توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شود.
رضوانجو با بیان موانع متعدد خرید کتاب می‌گوید: اداره کل ارشاد همدان برای خرید کتاب، اما و اگرهای بسیاری از جمله کمبود بودجه را مطرح می‌کند. درحالی‌که خرید محدود نسخه‌های یک کتاب به تایید کارشناسان می‌تواند بسیار مورد استفاده پژوهشگران و علاقه‌مندان کتاب و کتابخوانی قرار گیرد.
وی می‌افزاید: برای بررسی وضعیت نشر و کتابخوانی باید به‌صورت موردی و جزئی دقیق شد تا آمار واقعی به دست آید. به‌طور مثال باید به‌صورت تخصصی انتشار کتاب را در حوزه کتاب‌های شعر و داستان، پژوهشی یا کتاب‌های کودکان و نوجوانان بررسی کرد.

 کالای فرهنگی
کتاب از کالاهای اساسی فرهنگی است که هیچگاه نباید نادیده گرفته شود. چه در گذشته چه حال و حتی در آینده نیز نمی‌توان از تاثیرگذاری آن چشمپوشی کرد. از ورود صنعت چاپ به ایران، تولید کتاب از حالت سنتی خارج و دوره‌ای تازه آغاز شد. وجود راسته صحافخانه در بازار سنتی همدان نشان از قدمت این هنر- صنعت در این شهر دارد.
یکی از نویسندگان همدانی در زمینه اهمیت کتاب به خصوص در شهر همدان می‌گوید: مردم همدان از دیرباز هیچگاه کتاب را فراموش‌ نکرده‌اند. در سال‌های نه چندان دور کتابفروشی‌هایی که کتاب کرایه‌ می‌دادند را بسیاری از جوانان قدیم همدانی به یاد دارند.
وجود کتابفروشی‌های قدیمی شهر از جمله شاهین، علوی، ناصر خسرو، نیما و ابن‌سینا از آن جمله‌اند. البته کتابفروشی‌های شاهین و علوی دیگر نیستند.
محمد افشار می‌افزاید: ناشران همدانی می‌توانند با توجه به این تعلق خاطر به انتشار کتاب‌هایی که با استقبال مخاطبان همدانی همراه می‌شود، اقدام کنند.

توجه به طراحی و گرافیک
افشار با تاکید بر اهمیت شکل گرافیکی کتاب می‌گوید: متأسفانه به شکل طراحی جلد و صفحه‌آرایی کتاب در شهرستان‌ها به خصوص همدان چندان توجه نمی‌شود. در حالی‌که روز به روز این هنر به سوی استانداردها و ایده‌آل‌ها پیش می‌رود. در تهران وجود گرافیست‌های حرفه‌ای و اهمیت استفاده از طرح‌ و نظر ایشان توسط ناشر کاملا مشهود است.
صفحه‌آرایی، گرافیک، طراحی، حروفچینی و حتی کاغذ و صحافی کتاب در همدان باید مورد بازنگری قرار بگیرد.
وی به یک پیشنهاد برای بالارفتن آمار واقعی فروش کتاب اشاره می‌کند و می‌افزاید: برای این که کتاب با مخاطب خود ارتباط برقرار کند باید در معرض دید و دسترس او باشد.
با توجه به وجود کتاب‌فروشی‌های همدان در مسیرهای اصلی شهر و تعداد قابل توجه آنها هر ناشر می تواند از هر عنوان کتاب 10 جلد کتاب به کتابفروش با تمهیدات خاص تشویقی عرضه کند.
این نویسنده همدانی می‌گوید: این راهکار هم موجب افزایش ارتباط ناشر شهرستانی با کتابفروش و هم ارتباط نویسنده و مخاطب می‌شود. اگر این ارتباط برقرار شود با انتشار هر عنوان کتاب صدها جلد کتاب عرضه و خوانده می‌شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، صنعت چاپ همدان ، کتاب همدان ، نشر همدان ،

دوشنبه 16 شهریور 1394

«مرغ درخت اقاقی» در همدان رونمایی شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،ادبیات ،

به همت تشکل های غیر دولتی؛

 «مرغ درخت اقاقی» در همدان رونمایی شد

مایه تأسف است که در همدان کتابخانه‌ای که آثار 100 سال اخیر را در خود داشته باشد وجود ندارد و به همین دلیل کتابی که 47 سال پیش عبداله رضوی عمادی نوشته است امروز نایاب است در حالی که هنوز هم 6 داستان کتاب خرخر خواندنی است. امیدوارم اصحاب رسانه این جلسه را پوشش دهند و به چنین جلسه هایی بیشتر توجه کنند.
به گزارش همدان پرس؛ مراسم رونمایی از کتاب «مرغ درخت اقاقی» نوشته «عبدالله رضوی عمادی» روز گذشته در سالن تشکل های غیر دولتی  همدان برگزار شد این مراسم به همت  تشکل های غیر دولتی همدان از جمله کانون قلم، انجمن توسعه محلی بهارستان، بنیاد مهر، پویشگران سفرپاک و با حضور ده ها نفر  از نویسندگان و علاقمندان ادبیات داستانی در همدان برگزار شد. 

«علی معصومی» نویسنده و پژوهشگر در این مراسم گفت: مایه تأسف است که در همدان کتابخانه‌ای که آثار 100 سال اخیر را در خود داشته باشد وجود ندارد و به همین دلیل کتابی که 47 سال پیش عبداله رضوی عمادی نوشته است امروز نایاب است در حالی که هنوز هم 6 داستان کتاب خرخر خواندنی است. امیدوارم اصحاب رسانه این جلسه را پوشش دهند و به چنین جلسه هایی بیشتر توجه کنند.

معصومی با اشاره به نگاه نویسنده مرغ درخت اقاقی گفت: سوال من این است که ما چگونه یک قصه را می‌خوانیم تا از آن لذت ببریم؟ ما می‌توانیم از روایت، ساختن زمان و مکان و فضای حاکم در قصه لذت ببریم، از اینکه چه اتفاقی می افتد تا از جزء جزء آن لذت ببریم  من می‌خواهم همه اینها را کنار بگذارم و از خود داستان دفاع کنم. 

من با خواندن این کتاب با دو جهان روبرو شدم. در جهان اول چه چیزی هست؟ ما در این داستان با اسم روبرو نمی‌شویم. پسر هست، پدر هست، مادر هست و خواهری که جز در یک جمله کتاب، خبری از او نیست و پیرزنی که فقط 3 بار ظاهر می‌شود. خانه و درخت اقاقی را داریم که قدمتشان به اندازه یکدیگر است و مرغ درخت اقاقی که پدر به پسر می‌گوید کسی آن را نمی‌بیند.

مسعود احمدی یکی دیگر از نویسندگانی که در این نشست حضور داشت گفت: چه می‌شود که نویسنده‌ای بین اثر اول و دومش فاصله می‌اندازد و چرا به حرفه‌ای شدن نمی‌رسد؟ بیشتر نویسندگان ما به جایی که باید برسند نمی‌رسند. من فکر می‌کنم دلیل این مسأله این است که نویسنده بازخورد اثر اولش را نمی‌بیند و نمی‌تواند در آثار بعدی که پدید خواهد آورد از این بازخورد استفاده کند.

احمدی با اشاره به اثر مرغ درخت اقاقی ادامه داد:  نویسنده اثر اولش را سال 47 روانه بازار کرد. کدام از ما آن را خوانده‌ایم؟ آن هم اثری که برای نویسندگان بعدی باقی گذاشته است. من فکر می‌کنم بیشتر استان‌های ما با این روش با نویسندگان خود برخورد می‌کنند. وقتی نویسنده پایه‌های اول کارش را می‌گذارد باید پله‌پله بالا برود و ما ببینیم که به حرفه‌ای شدن می‌رسد.

«عباس شیخ‌بابایی»  نویسنده و کارگردان همدانی به سابقه دوستی خود با عبدلله رضوی عمادی اشاره کرد و گفت : چه بخواهیم و چه نخواهیم این اثر نیز بعد از خر خر در ادبیات ما ثبت شده و جزو سرمایه‌های این مرز و بوم محسوب می‌شوداما جای تاسف است که شمارگان کتاب در کشور ما به 300 جلد رسیده است.

شیخ بابایی ادامه داد: برخی ها می‌گویند ما در دوره پست‌مدرن به سر می‌بریم و حوصله خواندن رمان و داستان بلند را نداریم و جالب اینکه این حرف را کسانی می‌زنند که خود کتاب می‌نویسند و می‌خواهند ثابت کنند دوره، دوره کم‌حوصلگی است. در دوران ما، همانطور که آقای معصومی گفت مادربزرگ‌ها قصه‌های قشنگی داشتند که زیبا بودند و خلاهای ذهنی ما را پر می‌کردند. آنها که می‌گویند امروز جایی برای قصه‌ها و افسانه‌های بلند نیست باید بدانند پرخواننده‌ترین کتاب‌ها، کتاب‌هایی هستند که ریشه در افسانه‌های قدیمی و قصه‌های مادربزرگ‌ها دارند.

نویسنده کتاب مرغ درخت اقاقی در این نشست گفت:من از همه دوستان تشکر می کنم، دلایل خاصی برای فاصله افتادن بین دو کارم وجود داشت. قصه‌های این کتاب را به دلیل برائت از ماتریالیست‌بودن انتخاب کردم و امیدوارم در رساندن این پیام موفقشده باشم.

در این مراسم نویسندگان شاعران همدانی از جمله حمید حیاتی، محمد شهبازپویا نیز حضور داشتند و علی اصغر طاهری خواننده  پیشکسوت همدانی  در این نشست  به اجرای برنامه پرداخت.

---------------
حسین زندی
---------------


برچسب ها: مرغ درخت اقاقی ، عبداله رضوی عماد ، ادبیات داستانی همدان ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

ناشران همدانی‏، اثر بومی چاپ نمی‌کنند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،روزنامه همشهری ،

ناشران همدانی‏، اثر بومی چاپ نمی‌کنند

نویسنده: حسین زندی /همدان- خبرنگار همشهری
ناشران همدانی‏، اثر بومی چاپ نمی‌کنند
در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران آثاری از نویسندگان همدانی توسط ناشران تهرانی به نمایش درآمد...
1394/03/11
در بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران آثاری از نویسندگان همدانی توسط ناشران تهرانی به نمایش درآمد. از جمله در حوزه ادبیات داستانی کارهای خوبی منتشر و با استقبال خوبی از طرف مخاطبان روبه‌رو شد.به عنوان نمونه رمانی از «محمدحسن شهیدی‌همدانی» با عنوان «یارم همدانی و..» که توسط انتشارات آوامتن منتشر شده است، پرفروش‌ترین کتاب این انتشارت در نمایشگاه بود.
همچنین 2 اثر از «حمید حیاتی»، «مرغ درخت اقاقی» عبدالله عماد، «کتاب آرشیو روزنامه گلگون» و آثاری در حوزه ترجمه و شعر از پدیدآورندگان همدانی توسط ناشران تهرانی در این نمایشگاه عرضه شد. در نگاه اول این رویداد بسیار مبارک است و اتفاق خوبی در حوزه کتاب به شمار می‌آید که تعداد قابل توجهی کتاب توسط نویسندگان همدانی به بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران راه پیدا کرده است، اما موضوع دیگری وجود دارد که بسیار قابل تأمل است. این‌که چه عواملی باعث می‌شود نویسندگان بومی همدان آثار خود را در شهر و استان خود منتشر نکنند و به ناشران غیرهمدانی از جمله ناشران تهرانی بسپارند؟

قانون‌تراشی ناشران
عوامل و دلایل گوناگونی وجود دارد که باعث می‌شود وقتی یک نویسنده حرفه‌ای در همدان زندگی می‌کند، برای همشهریان خود می‌نویسد و دوست دارد همشهریانش نخستین کسانی باشند که اثرش را بخوانند، اما برخلاف میل باطنی مجبور می‌شود حاصل عمرش را در جای دیگری منتشر کند.  به طور مثال نویسنده وقتی به ناشر همدانی مراجعه می‌کند، در بدو ورود ناشر پیش از این‌که اثر را ببیند، شیوه و روش کار را به نویسنده گوشزد می‌کند که هزینه تولید و چاپ کتاب برعهده نویسنده است و ناشر تعهدی در توزیع و فروش کتاب ندارد. همچنین پس از ترخیص کتاب از چاپخانه، ناشر مسئولیتی در این زمینه ندارد. در حالی‌که اصلی‌ترین مسئولیت‌های ناشران حرفه‌ای در کشور پس از قرارداد با نویسنده و دریافت مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد، مسئولیت توزیع کتاب است.

بی‌اعتمادی به ناشران شهرستانی
اعتماد به ناشران شهرستانی کم است. به نظر می‌رسد این نبود اعتماد، ریشه در عملکرد ناشران غیرحرفه‌ای در گذشته دارد، اگر ناشری در همدان این روزها به صورت حرفه‌ای فعالیت کند و همه عناصر لازم مانند توزیع درست، تبلیغ کافی و فرصت معرفی و عرضه کتاب را در سراسر کشور دارا باشد باز هم با بی‌رغبتی نویسندگان مواجه خواهد شد و این نیازمند اعتمادسازی از طرف ناشران است که کاری بسیار زمان‌بر و دشوار است.
نویسندگان انتظار دارند حاصل و نتیجه کارشان دیده شود و به دست مخاطبان بیشتری برسد، اما آیا اگر کتابی در شهر همدان منتشر شود تضمینی وجود دارد در سراسر ایران دیده شود و در ویترین کتابفروشی‌ها قرار گیرد؟ یا این‌که نویسنده پس از این‌که همه هزینه‌های حروفچینی، طراحی، چاپ، صحافی و هزینه ناشر را پرداخت کرد باید اثرش را بسته‌بندی و در خانه حفظ کند و یا در بهترین صورت کنار پیاده‌روهای شهر بساط کتابفروشی برپا کند؟
این اتفاق سال‌هاست در همدان می‌افتد و تحولی در عرصه نشر و پخش کتاب صورت نمی‌گیرد. به نظر می‌رسد وظیفه ساماندهی این وضعیت را اتحادیه تعاونی ناشران همدانی می‌تواند به عهده بگیرد تا هم از حقوق مولفان دفاع کند و هم صنعت نشر همدان را به سمت حرفه‌ای شدن سوق دهد.

کوتاهی رسانه‌های محلی
نکته دیگری نیز در حوزه تبلیغات نشر وجود دارد. باید پرسید چه تعداد از صفحات روزنامه‌ها و نشریات همدانی به معرفی کتاب اختصاص دارد؟ هرچند بخشی از این مسئولیت بر عهده ناشران است که نمونه آثار منتشر شده خود را برای نشریات و روزنامه‌ها بفرستند تا با معرفی آن، مخاطبان را با تازه‌های نشر آشنا کنند،  اما محصولات فرهنگی به ویژه کتاب در تبلیغات رسانه‌ای جایگاه چندانی ندارد.
ریشه آنچه گفته شد در شیوه ارائه مجوز نشر توسط وزارت فرهنگ و ارشاد است که در گذشته بدون در نظرگرفتن ضوابط و استانداردهای نشر مجوز صادر کرده و همچنین برخی ناشران وابسته را وارد صنعت نشر کرده است.
یکی از ضرورت‌های این حوزه که اتحادیه‌های ناشران و اداره کل ارشاد استان می‌توانند دنبال کنند خصوصی‌سازی در عرصه فرهنگی است تا بتوانند ناشران تخصصی و حرفه‌ای را جایگزین ناشران وابسته کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8F%D8%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D9%85%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%BE-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF


برچسب ها: ناشران همدانی ، همشهری همدان ، کتاب همدان ، نمایشگاه کتاب ، نویسندگان همدانی ،

سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

یار همدانی و کتابم همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،معرفی کتاب ،روزنامه همشهری ،

یار همدانی و کتابم همدانی

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یار همدانی و کتابم همدانی
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است....
1394/02/27
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است. اما داستان این رمان با استقبال خوب خوانندگان و علاقه‌مندان کتاب در نمایشگاه کتاب مواجه شد. کتاب «یارم همدانی و ...» را انتشارات «آوا متن» در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران عرضه کرد. این نویسنده در حاشیه حضور خود در نمایشگاه در گفت و گویی با همشهری حاضر شد.
  • آیا در حوزه ادبیات داستانی «یارم همدانی...» اولین اثر شماست؟
بله همین‌طور است.
  • شما در این کتاب برشی از تاریخ ایران و همدان را آورده‌اید که اتفاقا وقایع مهمی در این سال‌ها روی داده. داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که شاهد شکست‌های بزرگی هستیم و تمامی جامعه و کشور را فرا گرفته است. مانند کودتای 28 مرداد؛ ارتباط چنین شکستی با ناکامی های آدم‌های داستان شما چیست؟
در‌هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. در اصطلاح مدیریت یک سری عوامل وجود دارد که ما می‌توانیم بر آنها تاثیر بگذاریم. عواملی که در اختیار ما هستند اما بسیاری از عوامل دیگر وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یک سری وقایع اجتماعی رخ دهد که افراد جامعه در به وجود آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانند تغییر ایجاد کنند. اما تحت تاثیراین وقایع هستند.
  • این کتاب از 2 تم و مضمون برخوردار است مضمون عشقی و اجتماعی، کدام یک برای شما اهمیت بیشتری دارد؟
هر دو برابر است، چون آدم‌ها در جامعه معنی پیدا می‌کنند، عاشق می‌شوند، ازدواج می‌کنند و خود را با همه هنجارها و ناهنجاری‌ها تطبیق می‌دهند. امکان ندارد کسی بتواند خود را در جامعه ایزوله کند و منزوی شود.
  • امروز مخاطبان کتاب شما چه کسانی هستند؟ هم نسلان شما که با آن فضا و حال و هوا آشنا هستند و یا نسل امروز؟
صد در صد هر 2 گروه. یک گروه هم نسلان من که نوستالژی دارند و وقتی این کتاب را می‌خوانند کوچه‌ها و محل‌هایی را می بینند که یادآور خاطره است و  برای آنها هم همان حالت پیش می‌آید که برای من اتفاق افتاده. اما مسلما ما یک گروه جوان و افرادی را هم داریم که آن شرایط را ندیده و تنها شنیده و حضوری در این وقایع نداشته‌اند، اما با ارائه اشارات تاریخی متعدد به محل‌ها و مکان‌ها باعث می‌شود پیوندی بین گذشته و امروز پدید آید. این نسل همچنان در آن محل زندگی می کند و آمد و شد دارد و دوست دارد به پیشینه و شرایط اجتماعی آن زمان پی ببرد. ماهمیشه می‌توانیم به این نکته تکیه کنیم که جوانان ما با خواندن این کتاب بخشی از گذشته و حال را مقایسه کنند و به انتخاب بهتری دست بزنند.
  • امروز، وقتی به همدان برمی‌گردید دیگر آن محله‌ها را نمی‌بینید و به جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید، آپارتمان‌های بی قواره سبز شده‌اند چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده‌ای پیدا کرده. از محله قدیم ما بخش‌هایی هنوز باقی مانده است.
  • برای نوشتن این رمان به محله‌ها مراجعه کردید؟
من هر بار که به همدان می‌روم، از همین محله‌ها شروع می‌کنم. مثلاً وقتی در هتل بوعلی اقامت دارم، سعی می‌کنم همه محله‌ها و مناطق اطراف را بگردم.
  • از خاطره‌های کتابخوانی خود بگویید؛ بخصوص وقتی همدان بودید؟
سال‌های دور و دوره نوجوانی یک کتابفروش در ابتدای خیابان بوعلی بود.
هر زمان از درس خواندن راحت می‌شدیم به مغازه او می‌رفتیم و کتاب‌های رمان تاریخی مانند ده مرد رشید و کیمیاگران چشمه آب حیات را کرایه می‌کردیم و می‌خواندیم. آن زمان کتاب‌ها را هفتگی کرایه می‌داد. کرایه 7 شب 7 ریال می‌شد. اما در دوره دبیرستان فرصت رمان خواندن نداشتیم. بیشتر کتاب‌های جلال آل‌احمد را می‌خواندیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، رمان یارم همدانی ، ادبیات همدان ، محمد حسن شهیدی ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2