تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب تاریخ
دوشنبه 31 خرداد 1395

شهرهای ایران؛ فرزندان همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تاریخ ،معرفی کتاب ،

شهرهای ایران؛ فرزندان همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
شهرهای ایران؛ فرزندان همدان
نویسنده و پژوهشگر همدانی می‌گوید: من همه شهرهای ایران را فرزندان همدان می‌دانم...
1395/03/31
نویسنده و پژوهشگر همدانی می‌گوید: من همه شهرهای ایران را فرزندان همدان می‌دانم.
عمادالدین رضایی‌همدانی، نویسنده کتاب «سیمای همدان»، در گفت‌وگو با همشهری درباره پیشینه تاریخی همدان اظهار می‌کند: وقتی همدان شهر آبادی بوده و وسعت زیادی داشته تهران یک روستای کوچک بوده و دیگر شهرها نیز پس از همدان پدید آمدند.

وسعت همدان قدیم
رضایی‌همدانی ادامه می‌دهد: همدان قدمت زیادی دارد؛ به طور مثال کرج ابی‌دلف که در استان مرکزی امروز بوده تا غرب کشور از قلمرو همدان بوده است. امروز هم می‌طلبد کتاب‌های زیادی درباره این شهر نوشته شود. من هم در نظر دارم کتابی علاوه بر سیمای همدان برای تاریخ کهن این شهر بنویسم.
وی با اشاره به وسعت همدان قدیم و ارتباط آن با کرج ابی‌دلف در این کتاب آورده است: همدان پایتخت مادها و پایتحت تابستانی هخامنشیان و نیز شهر مهمی در کنار راه کاروانی میان شرق و بین‌النهرین و به اراک کنونی متصل بوده است. متأسفانه امروز از آن شهر کوچک و مشهور (کرج) آثاری برجای نمانده است.

 تاریخ‌نگاری
این نویسنده به دلایل ورودش به حوزه تاریخ‌نگاری اشاره می‌کند و می‌گوید: علاقه زیادی به تاریخ به ویژه تاریخ همدان داشتم. هرجا مقاله یا کتابی درباره تاریخ این استان مشاهده می‌کردم مطالعه می‌کردم و یادداشت برمی‌داشتم. همدان اولین پایتخت ایران و یکی از قدیمی‌ترین شهرها و تمدن‌های جهان است و همیشه دوست داشتم در این زمینه کتابی بنویسم و حاصل این علاقه سیمای همدان را به وجود آورد.
وی می‌گوید: در فصل‌های این کتاب جغرافیای انسانی استان، جاذبه‌های دیدنی همدان، ستاره‌های فروزان، شخصیت‌های نامی همدان، شعرا و علما همه را به طور دقیق آورده‌ام و فکر می‌کنم خوانندگان کتاب دست خالی نمی‌مانند. این را از بازخورد کسانی که کتاب را خوانده‌اند متوجه شده‌ام. رضایی با اشاره به ضرورت تاریخ‌نگاری محلی می‌گوید: در همدان منبع کم داریم و من منابع مختلف و کتاب‌های گوناگون را گردآوری کرده‌ام که چکیده و عصاره این منابع در سیمای همدان آمده است. اگر مجالی باشد در آینده متممی برای این کتاب خواهم نوشت؛ چراکه مسائل تاریخی جای کار بسیار دارد.

 هدف از ایجاد کتابخانه
این نویسنده همدانی با اشاره به هدف خود از ایجاد کتابخانه در روستای اکنلو می‌گوید: زمانی که در روستای اکنلو درس می‌خواندم دوست داشتم مجله یا کتابی به دستم برسد و مطالعه کنم.
همین مسأله باعث شد بعدها کتابخانه اکنلو را دایر کنم تا اهالی روستا بتوانند کتاب بخوانند. امروز علاوه بر اهالی روستا و روستاهای اطراف بسیاری از علاقه‌مندان و دانشجویان برای مطالعه و تحقیق از سراسر کشور به این کتابخانه مراجعه می‌کنند.
وی درباره شرح دوبیتی‌های باباطاهر به همشهری می‌گوید: تفسیر من هم دانشگاهی است و هم مذهبی. در این کتاب تلاش کردم مسائلی را از این دو منظر بیان کنم. در عین حالی که به‌روز است تفسیر مذهبی نیز به شمار می‌آید.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، معرفی کتاب نویسندگان همدانی ، روستای اکنلو همدان ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،مطالب در خبر گزاری ها ،تاریخ ،جشن ها ،زیست بوم ،

 

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

مراسم گرامی داشت روز همدان با یاد دکتر علی اقبالی

حسین زندی

 دکتر پرویز اذکایی :باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .

 

یکی از مولفه های توسعه فرهنگی ، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است.پررنگ شدن نقش حکومت هاودولت ها در امور فرهنگی ، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن  را از تولیدات فرهنگی می گیرد وبه یک پدیده  تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها ومناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می کند وهم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلو گیری می کند . پس به نظر می رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد . برگزاری روز همدان توسط سازمان های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی ، اعضای شورای شهر قدیم وجدید ، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد.اعضای سازمان های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.

  پس از اجرای آیین های رسمی ،عباس زند با معرفی بابک مغازه ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگروضعیت چشمه های همدان بود.عباس زندگفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می شد هرگز گل آلود و آلوده نمی شدند این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .

زند در ادامه گفت:در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند

. عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.

سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی ، بنیانگذار رشته های نقشه برداری ، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت :دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و  علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند . تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود وچشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.

پس از دکتر شکوفه اقبالی  سخنران سوم ،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند .او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند». مهندس علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند .در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های  خاکش ،ای اسف تورا محو کرده.

پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است

دکتر پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله ، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند ، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت .اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه های محیط زیستی ، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.

 دکتر پرویز اذکایی سخنانش را اینگونه آغاز کرد:با درود به روان دکتر اقبالی و با تشکر از شاگرد خلفش دکتر غلامی و دکتر فرهانچی به خصوص از جناب آقای حسین زندی، امتثال امر کردم و با وجود این که در حال نقاهت هستم بیایم. فرمودند در باب تاریخ قاجاریه صحبت کنم برای شما از بس که درباره تاریخ باستان و مفاخر گذشته داد سخن سر داده اند و شعار دادند، اول تعجب کردم بعد دیدم اتفاقا موضوع خوبی است اما بسیار وقت کم به بنده مرحمت فرمودند و گفتند اگر آخر سوالی بود جواب دهم من از وقت مقرر تجاوز نخواهم کرد.

دکتر پرویز اذکایی گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است.  نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود. با این مقدمه باید گفت دوره تجدد، همواره با مشکلات زیادی مواجه شده که هنوز ادامه دارد در سال1201 هجری قمری آغامحمدخان قاجار پس از شکست دادن آخرین امرای سلسله زندیه مثل علیمرادخان در شیراز محمدخان زندی را که به همدان گریخته بود شکست داد . قلعه اشکانی روی تپه مصلای همدان را خراب کرد و تنها برج کوچکی از آن باقی ماند که در زمان ما به آن (تاکه برج) می گفتند ، امروزه از آن تاکه برج هم آثاری باقی نمانده دکتر اذکایی ادامه داد آن چه مسلم است این که تحکیم و دوام حکومت قاجاریه به مدت 150سال از حیث نیروی نظامی غالبا با ایل قراگوزلوی همدان بود . این ایل از بقایای قزلباش های زمان صفوی است اصلشان ترکمان است ، ترک نیستند در ایران ما ترک نداریم ولی قوم ترک و ترکمان داریم به صورت مجازی و استعاری می گوییم ترک. ترکمان اصیل و آن هایی که دعوی ترک بودن دارند همان قبایل مغول و ایغور و آشینوهای مغولی هستند ترکمان هم یعنی مانند ترکان که زبانشان ترک بوده است وگرنه همه ایشان اقوام ایرانی هستند حتی ترکمان ها از لحاظ نژاد هم آریاتر هستند. همچنین قوم فارس نداریم اما زبان ملی ما زبان فارسی است مثلا ما قومی داریم به نام بلوچ که پارتی خالص یعنی اشکانی خالص هستند. کردها را داریم در مغرب ایران که این ها بقایای مادها هستند و از اینها اصیل تر و آریایی تر پیدا نمی شود زبان ها متفاوت است اما همه تحت عنوان ایرانی هستیم. خواه آذربایجانی خواه ترک زبان ، خواه کرد تمام اینان اقوام ایرانی اند و حاصل جمع آن ملت ایران را تشکیل می دهد. بنابراین اگر من در این جا به ترکان اشاره می کنم منظور ترکمانان ایرانی است . قراگوزلوها ترکمان بودند و به زبان ترکمانی صحبت می کردند و حتی نه به زبان ترکی ، زبان ترکی اصیل تفاوت دارد و هرکه مدعی پان ترکیست و زبان ترکی اصل است باید برود زبان مغولی یادبگیرد.من نمی خواهم خارج از موضوع بروم اما مسائلی هست که یک عده از روی جهل و نادانی دامن می زنند .به این مسائل ملی، حتی این ترکان عثمانی یا این ترکمانانی که در آذربایجان هستند و اسم آن را آذربایجان شمالی گذاشته اند و اسم آن "اران" است و ما آذربایجان شمالی نداریم. قراباغ و اران که 6میلیون جمعیت دارد و متوقع هستند که آقای الهام علی اف 15 میلیون ترک زبان دلیر رشید ایران زمین را به خودشان متصل کنند. زهی خیال باطل!.

-دکتر اذکایی در ادامه گفت : من فقط به چند واقعه اشاره می کنم یکی این که افواج قراگوزلو (تیپ ها) تا آخرین دم پادشاهی خاندان قاجار از این خاندان و سلطنت قاجار حمایت کردند و به پاداش خدمات هم رسیدند و بیش تر مناصب نظامی را هم به سران قراگوزلو دادند .

-قراگوزلوها که از آق قویونلوها و قراقویونلوهای سابق بودند دو دسته متمایز بودند ، یکی عاشقلو و یک دسته دیگر حاجیلو و یا ازبک ها، از لحاظ اخلاق و هنجار اجتماعی به کلی با هم متفاوت بودند . عاشقلوها رزمی، جنگنده، ستمگر و ظالم بودند برعکس حاجیلوها اشخاص خیر، دانشمند، نیکوکار و عارف بیرون آمدند. سردسته این ها مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی است و خاندان مجذوبی از بقایای ایشان دوست دانشمند ما دکترذکاوتی قراگوزلو است. عاشقلوها چند فوج مشهور داشتند یکی بهادران، یکی دیگر مختاران و فوج قراگوزلوها که البته خدماتی هم داشتند.

-درعین حال تیول از روستاهای اطراف همدان راهم گرفتند بعدها به شش خانواده و طایفه معروف انقسام پیدا کردند که در دوران مشروطیت و قبل از آن به آنان خوانین "سته "یعنی خوانین شش گانه می گفتند  خاندان امیرنظام شورینی (حسام الملک قراگوزلو) وپسرش احتشام الدوله معروف بود. به مرکز خاندان شورین همدانی ها دارالظلم می گفتند چه ظلم هایی که بر این مردم بیچاره همدان در این 150 سال رفته خدا داند؟ 

اذکایی ادامه داد:خاندان ضیاء الملک  و بهاءالملک که روستاهای فقیره و آبشینه را داشتند و خاندان بسیار مشهور ناصرالملک نایب السلطنه ، اولین نایب السلطنه ایران ، ناصرالملک قراگوزلو بود که بهار و حومه آن در اختیار آن ها بود و اقوام دیگر...

-مهم تر از همه طایفه معممین همدان بودند ایشان دو فرقه بودند به طور کلی از زمان صفویه به دو فرقه اخباری و اصولی منقسم شدند اصولی ها اهل اجتهاد بودند و خاندان موجهی بودند و به امور مردم رسیدگی می کردند و حسن شهرت داشتند و آخرین اصولی مشهور هم شیخ مرتضی انصاری در نجف بود که به نام خاتم الفقها مشهور بود. اما تمام اخباری ها برخلاف اصولیون لطمات زیادی به این مملکت زدند و باعث جنگ های ایران و روس شدند . موجبات قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای را همین ها باعث شدند که شیخ محمد اخباری در تهران لطمات زیادی وارد کرد و فتوای همین اخباریون بود که مردم را تجهیز می کردند که با روس ها بجنگند درحالی که شاه زاده دلیر عباس میرزا که از مفاخر مملکت بود بسیار کوشش کرد و این جنگ باعث شد سوم ایران 17یعنی شهر قفقاز را از دست بدهیم. من نام دو تن از اخباریون که موجبات آشوب ها و بلواها و کشتار نفوس و قتل مردم بی گناه در همدان شدند را می برم. آن چه امروزه می گویند اراذل و اوباش ، لمپن به اصطلاح فرنگی ها و اصطلاح همدانی آن خزی است . خزی ها ،لات ها ،عرق خورها، لواطی ها و چاقوکش ها به دنبال این آقایان بودند آقای محمدحسین اردستانی (مختارانی) بود که با پشتوانه اراذل یادشده با صوفیه می جنگیدند. همدان همواره چهارراه حوادث بود همان طور که فلات ایران مورد تهاجم بود درمقیاس کوچک همدان یک ایران کوچک است با همه بلایا و مصائب 2700 ساله ،قدیمی به یاد دارند در هر محله همدان یک قبرستان بود این قبرستان چه کسانی بود ؟ مردم بی دفاع ، دلیر و حماسه آفرین این شهر بود . مردم همدان در مقابله و کارزار با عساکرعثمانی برادران ترک مسلمان ،هفت تا قبرستان برای ما به یادگار گرفتند. شیخ محمد علی حزین  آخرین کسی بود که بعد از حمله افغان از اصفهان فرار کرده و از همدان می گذرد می گوید70 از هزار جمعیت 25 نفر از همدان به جای مانده است آن هم پیر زن و پیرمرد ، قوم های دیگر هم که تعدادی از آنان باقی مانده بود ارامنه بودند ،یهودیان بودند و طایفه رضویان که از قم آمدند و در محله کبابیان متوطن شدند . اذکایی ادامه داد: ناگفته نماند هم ارامنه به این شهر خدمت کردند ، هم یهودیان زمان حمله عساکر عثمانی ، کشیش های ارمنی و آشوری توپ در اختیار مردم قرار می دادند یکی از خدمات بزرگ ایشان به این شهر که دلیل پایداری این شهر هم هستند یهودیان شهر بودند قومی که از دست ما بسیار آزار می دیدند "خدا پدران ما را ببخشاید" .که این ها را آزار می دادند . آن ها به ما فرهنگ می آموختند و دبستان و دبیرستان اتحاد و آلیانس را برای ما تاسیس می کردند که باسواد شویم و ما یا خودشان را اذیت می کردیم یا بچه هایشان را. یهودآزاری را اشاره خواهم کرد. 

-یکی از این آقایان اخباری متعصب ملاعبدالله بروجردی بود. خوشبختانه این هایی که اسم می برم همدانی نبودند . محمدحسین مختارانی از اردستان بود و ملاعبدالله هم از بروچرد که کورگاهش در کنار مدرسه دامغانی است. یهودی ها با تاسیس مدارس مخصوصا از دوره مغول که ما در تواریخ به یاد داریم یک مدرسه به نام مدرسه ربانی داشتند که تدریس طب هم می کردند . یکی از منجیان این مملکت و طراحان اقتصادی که در بین علمای جهان به عنوان نابغه مشرق زمین می شناسند خواجه رشیدالدین همدانی بود . بعد از مغول این جا برهوت بود آن که اقتصاد و سیاست دیوانی ما را احیا کرد و بزرگ ترین بنیاد وقف را در دنیا به نام موقوفه ربع رشیدیه بنیان گذاشت .آن بزرگوار در همدان مدرسه ربانی را دارالشفاء، داروخانه تاسیس کرد. این جماعت به فرهنگ ما هم خدمت کردند که در کتاب فرهنگ همدان رجوع کنید آورده ام که موجبات این بقای زبان ما را هم فراهم کرده اند. آن چه از زبان باستانی پهلوی رسوب کرده در زبان همدانی موجبش یهودی بودند چرا؟ چون یهودی های یک گتو داشتند گتو یعنی محله جدا، اقوامی که به اینجا تهاجم می کردند با این جماعت کار نداشتند تجارت همدان را یهودی ها احیا کردند اقتصاد شهر را همینطور . این که من می گویم باید حق ایشان ادا شود و من با هزار لفظ نمی توانم ادا کنم. دبیرستان آلیانس یکی از مراکزی شد که ما در عصر قاجاریه رفته رفته تمدن پیدا کنیم اجداد ما "خزی" بودند بپذیریم . اگر امروز مامتمدنانه این جا نشسته ایم پدران ما، اجداد ما از دبیرستان آلیانس آموختند که بعدا مدارس مسلمانان تاسیس شد و اولین آن مدرسه نصرت که مرحوم شیخ موسی نثری آن را تاسیس کرد کسانی که زبان های خارجی و زبان های فرانسه تدریس می کردند ارامنه و یهودیان بودند . بنده در همان جا هم عبری و هم فرانسه یاد گرفتم .

- اما برگردیم به ملا محمدحسین مختارانی ،اخیرا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران سندی را منتشر کرده است که نشان می دهد این شیخ "روسوفیل "بوده است این سند را آقای ابراهیم تیموری از وزارت خارجه منتشر کرده  و در آن آمده است ملامحمدحسین مختارانی به سفارت روسیه نامه می نویسد "که تو را به خدا به تزار بگویید که به ایران لشکر بفرستد من با سید باقر شفتی اصفهانی( که به دست خود30 هزار نفر را کشته است) توافق کرده ایم  همدان را من تحویل میدهم و اصفهان را سیدباقرشفتی اصفهانی تحویل خواهد داد و شما شاه را اعدام کنید." این سند اشتباها به دست راولینسون می افتد و بعد از یک قرن منتشر می شود .

محمدشاه قاجار در سال 1250 حکمران ایران بوده و مرکز حکومت محمدشاه همدان بوده است چون که او حاج میرزاآقاسی صوفی را نایب السلطنه می کند اخباری ها با او مخالفت می کنند .

گرانی 1288 را شاید از اجدادتان شنیده باشید جمعیت همدان 30هزار نفر بوده که حدود 20هزار نفر کشته می شود.

ملاعبدالله بروجردی هم در واقعه شیخیه همدان دخیل بود شیخیه پیشتاز تجارت همدان بود و تجددخواهی آن ها بعدها اسباب مشروطه را فراهم کردند آنان پیرو شیخ احمد احصایی بودند و به گفته احمد کسروی و سید حسن تقی زاده پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است 6 ماه پیش از تهران در همدان مجلس مشروطه درست می شود به اسم مجلس فوائد عامه ، چه کسی باعث آن بود ؟ شخص بزرگواری به اسم علی خان صفاالحق ظهیرالدوله، داماد ناصرالدین شاه که دستور داد هر همدانی یک آجر و یک کم گچ بیاورد که مجلس درست کنیم که در محل شهرداری فعلی قرار داشته است.

به همین دلیل چون شیخیه متحد بودند با اراذل الناس همدان در می افتند رئیس آن ها ملاعبدالله بروجردی بوده است.

پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم . با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان است  سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف ، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد . طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.

خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟

برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانیو ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.

دراین برنامه که به همت  موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد ، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  

                      

 

 

 


برچسب ها: روز بوعلی ، روز همدان ، پرویز اذکایی ، همدان شناسی ، سازمان های مردم نهاد ،

سه شنبه 20 دی 1390

گفتگویی برای کردستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تاریخ ،معرفی کتاب ،

 

 

 

گفتگویی برای کردستان

حسین زندی

فصلنامه گفتگو آخرین شماره(58) خود را به مسئله اقلیم کردستان عراق اختصاص داده است.مسئله ای که درنشریات ایران کمتر بدان توجه شده است . در حالی که با توجه به وجود پیوند ها ومشترکات فرهنگی ، تاریخی، اجتمایی و...نگاه به کردستان عراق وپرداختن به مباحث آن بسیار ضروری به نظر می رسد.

فصلنامه گفتگو در شماره های پیشین ویژه نامه هایی در زمینه مسایل قومی ایران به ویژه کردستان 1-جمهوری مهاباد (53 )، 2-کردوکردستان( 40 )،3-قومیت ومسایل قومی (43) منتشر کرده است که بی ارتباط با اقلیم کردستان عراق نیست .اما این شماره به گواه عنوان سرمقاله ای که احسان هوشمند جامعه شناس و پژوهشگر مسایل قومی وسردبیر مهمان فصلنامه نوشته است به درستی باب گفتگو نام گرفته است.

گفتگوها با مقامات ، صاحبنظران و روشنفکران کرد عراقی که از دیدگاه ومواضع سیاسی متفاوت وموافقان ومخالفان جناح حاکم صورت گرفته است . در مجموع چهارده گفتگو وتنها دومقاله که یکی در آغاز نوشتهء زرار حاجی میر خان از پایه گذاران مرکز آمار اقلیم کردستان که آماری از تغییرات بافت جمعیتی کردستان، قربانیان بمب های شیمیایی و انفال توسط حکومت صدام در مناطق کرد نشین ارایه می کند ومی تواند مورد استناد دیگر پژوهشگران قرار گیرد. همچنین وضعیت پارلمان ، قوانین وسه دوره انتخابات در اقلیم کردستان ،تعداد کرسی ها و احزاب را بررسی  می کند.دومین وآخرین مقاله با عنوان یک دولت کوچک ایرانی نژاد؟ از کاوه بیات مورخ بر جسته ایرانی است که به پیوستگی تاریخی در دومنطقه  اشاره می کند.در پایان  روزشمار تحولات کردستان عراق از سال 1918 تا2011 آمده است . گفتگوها توسط احسان هوشمند انجام شده ونکته جالب این است که بیشتر به زبان فارسی صورت گرفته است .

اولین گفتگو با جعفر ابراهیم از مسئو لان بلند پایه حزب دمکرات کردستان عراق است که به نقش ایران به عنوان میانجی در بین گروه های عراقی اشاره می کند . اما یکی از مهمترین بخش های این ویژه نامه گفتگو با رهبر اپوزسیون «گوران» نو شیروان مصطفی است که که به انتقاد از دو حزب حاکم اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان عراق می پردازد و از نا کار آمدی پارلمان می گوید .وبرنامه های آینده حزب مطبوع اش را بیان میکند . از دیگر منتقدین حکومت فاروق رفیق روشنفکر و استاد دانشگاه است که درمصاحبه حکومت اقلیم کردستان را حاکمیت فساد می خواند .

یکی دیگر از کسانی که نامش در میان گفتگو شوندگان  قرار گرفته شاعر کرد فرهاد پیربال است پیربال برای کتاب خوان های ایران ناشناخته نیست . اوسال ها درایران زندگی کرده است  با ادبیات وفرهنگ این کشورآشناست واکنون استاد دانشگاه در اربیل است .در این گفتگو از پیوند فرهنگی وادبیات فارسی وکردها می گوید وخود را ایرانی می داند :«آری بنده افتخار می کنم از این که در اربیل ایرانی ومسلمان هستم . این مسئله برای بنده بسیار اهمیت داردکه در عین ایرانی بودنم ، کردبودنم را نیز درک کنند.»

گفتگو هایی هم بارهبران احزاب سیاسی کردستان عراق مانند قادر عزیز رییس حزب زحمتکشان ،آسوکمال عضو حزب کمونیست ، سوران عمر عضو شورای میدان آزادی همچنین با مقام های حکومتی از جمله احمد توانا،فرید اسه سرد،چنار سعد عبدالله ،عزت عیسی ،نجدت آکری، آزادجندیانی وشیرزاد نجار انجام شده است وبه غنای این ویژه نامه افزوده است  

 


شنبه 11 آبان 1387

گفتاری در باب منشور کورش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تاریخ ،

 

گفتاری در باب منشور کورش

( حسین زندی هم وند هیات راهبری انجمن کهن دژ)

 

منشور ملل متحد در ژوئن 1945 برابر با 6تیر خورشیدی توسط نمایندگان 50 دولت جهان به تصویب رسیده  حدود سه سال پس از آن 10دسامبر 1948برابر با19 آذر 1327 خورشیدی اعلامیه جهانی حقوق بشر را مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسانده شد که اتفاق مبارکی بود .ایران نیز از امضاء کنندگان آن بوده و هنوز پس از 60 سال بیشتر کشور ها از مفاد اعلامیه در قوانین خود استفاده می کنند .و از آن با عنوان نخستین سند بین المللی حقوق بشر یاد می نمایند . این در حالی است که 2500 سال قبل از آن اعلامیه یا منشور حقوق بشر کورش در ایران اجراء شده است . اما این دو تفاوت هایی از نظر محتوا و نحوه ی نگارش و اجرا دارند از جمله این که :                    

- اعلامیه جهانی حقوق بشر را دولت ها نوشتند تا آن را اجرا کنند در حالی که بیشتر کشور ها به آن اعتقاد نداشتند و شاید تنها برای" ژست های سیاسی بین المللی بدان پیوستند " و پس از 6 دهه در عین حال که همه

اعلامیه ها , پیمان ها ومیثاق نامه های سازمان ملل را امضاء کرده اند به آنها عمل نکرده اند و نمی کنند .  برای مثال آمریکا و بریتانیا دو اضو اصلی 5 سال پس از امضاء اعلامیه آنرا کاملاً  زیر پا گذاشتند وتنها اجراء کننده این اعلامیه یعنی دولت ملی دکتر مصدق را ساقط کردند .اما کورش بزرگ قبل از این که اعلامیه را بنویسد آنرا در سرزمینها ی مختلف به خصوص در بابل اجراء کرد وآن نشانه برتری کورش بزرگ بوده است .

دلیل آن نیز این است که حوق بشر در نهاد کورش بود و این متشور یک شبه نوشته نشد و ریشه در آموزه ها و اندیشه ها ی ایرانی داشته و چیزی نبوده که ازبیرون و به صورت دستوری به کورش توصیه شود .

- گرچه اعلامیه جهانی حقوق بشر امروزی تر و کامل تراست اما این مسئله از اعتبار منشور کورش بزرگ کم نمی کند چرا که پس از 25 قرن هنوز کاربرد دارد و به آن تکیه می شود.

منتقدین نیز تنها به این نکته  اشاره میکنند که چرا کورش خود را منتسب به مردوک خدای بابل می داند . باید توجه دانست , کورش فردی یکتا پرست بوده و با اینکه تا امروز دین او مشخص نشده اما آزادی دینی ازموارد منشور اوست و این نشانه مذهبی او وریشه در باورهای دینی  ایرانیان باستان دارد. ایرانیان از دیر باز بدین باور بوده اند که شاه فره ی ایزدی دارد و روحانیان نیز آنرا تایید میکردند که این موضوع در دوران کورش تاثیر سوئی بر کل اجتماع نداشته و تحمیلی از سوی حکومت برای پذیرش و یا غلبه مذهبی خاص در اجتماع صورت نمی گرفته است ولی امروزه با اینکه ادیان درایران دچار دگرگونی شده هنوز این باور وجود دارد و در طول تاریخ بارها از آن سوء استفاده شده  ومی شود ، حاکمان همواره خود را نماینده خدا در روی زمین دانسته اند و مدعی روابط فرا انسانی  ومتافیزیکی بوده اند

این همه باعث نمی شود پا فشاری بر گذشته پر افتخار ( با اینکه پاس داشت گذشتگان و بزرگان بسیار پسندیده است ) مانع از آن شود که امروز وآینده نادیده گرفته شود امروز دیگر نوشتن وتصویب کردن قوانین به خودی خود کار ساز نیست به ویژه در ایران که قوانین بر پایه اصول ایدئولوژیک تنظیم می شود باید تلاش کرد ابزارها و ضمانت اجرایی قوانین ایجاد تقویت شودو چه بسا قوانین و میثاق نامه هایی که در حد نوشتار باقی مانده اند   

 


برچسب ها: کورش بزرگ ،