یکشنبه 16 خرداد 1395

رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :کتاب ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،

رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن»
5شنبه گذشته ده‌ها نفر ازشاعران و علاقه‌مندان به ادبیات در فرهنگسرای عین‌القضات همدان گرد هم آمده بودند تا مجموعه شعر «از خنده مردن» علیرضا پور مسلمی را رونمایی کنند...
1395/03/16
 5شنبه گذشته ده‌ها نفر ازشاعران و علاقه‌مندان به ادبیات در فرهنگسرای عین‌القضات همدان گرد هم آمده بودند تا مجموعه شعر «از خنده مردن» علیرضا پور مسلمی را رونمایی کنند. مجموعه شعر «از خنده مردن» سروده دکتر «علیرضا پورمسلمی»، شاعر جوان همدانی، ماه گذشته توسط انتشارات نیلوفر در شمارگان 660 نسخه و 101 صفحه منتشر شده است. شعرهای این اثر به 2 بخش مجزا تقسیم شده، دفتر اول با عنوان «کمی آب روان» است که شعرهای کوتاه شاعر در این مجموعه را در برمی‌گیرد و به گفته شاعر بیشتر آن‌ها در بین سال‌های 1382 تا 92 سروده شده است. دفتر دوم نیز با نام «دو ساعت قبل از آغاز جهان» است که شعرهای بلند را در بر می‌گیرد و در بین سال‌های 1377 تا 90 سروده شده‌اند.
به بهانه رونمایی از مجموعه شعر «از خنده مردن» با این شاعر همدانی گفت‌وگویی کردیم که در ادامه می‌خوانید.
  • سروده‌های کتاب از خنده مردن مربوط به چه سال‌هایی‌ است؟
این کتاب گزیده‌ حدود ۱۵ سال فعالیت من در حوزه‌ شعر است و شعرهایی از اواخر دهه‌ هفتاد تا اوایل دهه‌ نود در آن وجود دارد.
  • هم‌زمانی حضور عشق و حسرت در شعرهای این مجموعه را چگونه می‌بینید؟
این یک تأویل است و تأویل‌کننده باید آن را توضیح دهد.
  • زندگی شما در شعرها پررنگ است، علت آن چیست؟
معتقدم شعر چیزی جدای از زندگی نیست. تمام شعرای بزرگ ما هریک با توجه به دیدگاه خود زندگی را به تصویر کشیده‌اند. لاجرم شعر و زندگی از شاعر جدا نیست. هر چند همواره سعی کرده‌ام گوشه‌چشمی هم به نقش اساطیری زن داشته باشم و گاهی نیز در بعضی از شعرها مخاطبم بوده است.
  • بیشتر شعرها یا تقدیم به کسی شده یا کسی در شعرها حضور دارد، علت چیست؟
وقتی در زندگی روزمره‌ام دوستانم حضور دارند، لاجرم نامشان نیز به شعرم راه پیدا می‌کند. گاهی نیز نام‌ها نماینده‌ یک تفکرند. مولانا و خیام و باباطاهر تا شاعره معاصر فروغ فرخ‌زاد. در این صورت در شعرم گفت‌وگویی با آن تفکر می‌شود. گاهی نیز یک نام‌ اشاره‌ای است به دورانی سپری‌شده که شعر، آن دوران و تفکر مربوط به آن دوران را در دوران معاصر به چالش می‌کشد.
  • گذر عمر چه تأثیری بر شعرهای شما دارد؟
در نوجوانی و جوانی معمولا شور و هیجان هنر غالب است. با بالاتر رفتن سن و سال، آن شور و هیجان جای خود را به تجربه و تا‌اندازه‌ای احتیاط می‌دهد. برای یک شعر خوب اما هر 2 لازم است. یک شعر خوب شور و هیجان و پختگی را با خود دارد. گاهی دلتنگ رهایی دوران نوجوانی می‌شوم و گاهی با خود می‌گویم چه خوب شد در آن دوران هیجان‌زدگی کتاب شعری چاپ نکردم. فکر می‌کنم در هر سن و سالی شاعر می‌تواند شعرهای خوبی را که هر دو خاصیت در آن‌ها وجود دارد، بسراید. همین نکات است که شعر را چنین جادویی و متعالی کرده است؛ زیرا مشمول احکامی از این دست که بنده صادر کرده‌ام نمی‌شود.
  • پررنگ شدن مسائل اجتماعی، محیط زیست و حتی عرفان و فلسفه در سروده‌های این کتاب از کجا ناشی می‌شود؟
مسائل اجتماعی، محیط زیست، عرفان و ریاضیات مانند هوایی هستند که من در آن نفس می‌کشم. بازدم من – اگر شعر را به چنین کنشی تشبیه کنیم- حتما چیزی از آن‌ها را در خود دارد. شاعر اول از همه باید از محیطی که در آن زندگی می‌کند، آگاهی داشته باشد. شاعر از گذشته‌، سنت و از ناملایمات آن محیط استفاده می‌کند که در قالب زبان آن را منعکس کند. گاهی چنین فرآیندی ناخودآگاه است؛ یعنی محیط چنان تأثیری بر فرد دارد که کنش‌های او در راستای پاسخ به آن داده‌هاست. ورود چنین مفاهیمی به شعر من حاصل چنین رویکردی است.
  • فکر می‌کنید کتابتان با استقبال روبه‌رو شود؟
امیدوارم این کتاب توسط همشهریان عزیزم خوانده شود و از پیشنهادات و انتقادات ایشان بتوانم استفاده‌های لازم را ببرم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%C2%AB%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86%C2%BB


برچسب ها: از خنده مردن ، همشهری همدان ، علیرضا پورمسلمی ، ادبیات همدان ،

چهارشنبه 4 آذر 1394

«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر
رمان «یارم همدانی و...» نوشته «محمدحسن شهیدی همدانی» داستانی عاشقانه را در تب و تاب رویدادهای اجتماعی دهه 30 خورشیدی روایت می‌کند...
1394/09/04
 رمان «یارم همدانی و...» نوشته «محمدحسن شهیدی همدانی» داستانی عاشقانه را در تب و تاب رویدادهای اجتماعی دهه 30 خورشیدی روایت می‌کند. این کتاب در شمارگان 1000 جلد به تازگی از سوی انتشارات «آوامتن» وارد بازار کتاب شده و با استقبال خوب خوانندگان و علاقه‌مندان ادبیات داستانی به ویژه در همدان همراه شده است. محمدحسن شهیدی همدانی متولد 23 در همدان است. «یارم همدانی و...» نخستین رمانی است که وی به چاپ رسانده و پیش از این نیز چند کتاب با موضوع مبارزه با اعتیاد منتشر کرده است.

همدان؛ محل رویدادهای رمان
خلق رمان بدون وجود مکان یعنی شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های آن در آن نشو و نما یافته اند، امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات و عواطف و حوادث درون شهری، رمان را با پیدایش طبقه متوسط، شهرهای مدرن و سرمایه‌داری پیوند می‌دهد. بیشتر رمان‌های ماندگار در فضای شهر شکل گرفته‌اند تا جایی که بعضی از شهرها هویت خود را بر نویسنده  تحمیل می کنند.
همین رخداد موجب می‌شود تا نام شهر بر پیشانی اثر بیاید. بی شک این مورد ممکن است ویژگی به‌خصوص آن رمان شود و داستان بشود. حتی گاهی بتواند شخصیت‌های اصلی اثر را تحت شعاع قرار دهد و بیش از آنها خودش را برای همیشه در یاد و خاطره خواننده نقش کند.
«یارم همدانی و...» یکی از آثار شهری است که این ویژگی را دارد و خواننده را با شهر همدان و تاریخ نیم‌قرن گذشته آن آشنا می‌کند.

 مکان-شهر
« مسعود(ساعد) احمدی»  نویسنده و شاعر در این باره می‌گوید: گاهی پیش آمده است بدون آنکه نامی از شهری بر پیشانی کتاب آمده باشد مکان-شهرِ اثر بعد خوانش و دریافت درون مایه اثر توسط خواننده، دست به مصادره شخصیت‌ها و حتی حوادث اثر بزند و خود را برخواننده اثر تحمیل کند، یعنی ما را به‌عنوان خواننده ناگزیر از به یاد آوردن مکان-‌شهر اثر می کند.
احمدی با اشاره به نمونه‌هایی که این ویژگی را دارد، می‌گوید: می توان در این مورد نمونه‌های فراوانی آورد مثل دابلین الیس جویس، پاریسِ بینوایان، لندن الیورتوییست و در آثار ایرانی شیراز سووشون از سیمین دانشور، تهران دل کور و داستان جاوید اسماعیل فصیح، اهواز همسایه‌ها،مدار صفر درجه و زمین سوخته احمد محمود و کرمانشاه شوهر آهوخانم علی‌محمد افغانی از این دست هستند.
این نویسنده ادامه می‌دهد: «یارم همدانی» که بلافاصله عنوان‌های یار و همدان را بر جلد کتاب آورده‌، آمده است تا جایی کنار آثار برشمرده شده، پیدا کند. شهیدی با نثر روان که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این رمان محسوب می شود، با آدمی خوش‌ بر و رو و خوش قد و بالا یعنی پرویز‌خان، خواننده را هم درگیر قصه  و ماجرایی که این آدم در آن افتاده می کند و یک نفس ما را می برد تا از عاقبت سرنوشت و زندگی او سردرآوریم. در واقع این روند کل بدنه رمان را پی‌ریزی می‌کند.
وی می‌گوید: شهیدی این بنیان را با عشق بالا می برد و نه همانند رمان های همسایه های احمد محمود و چراغانی در بادِ احمد آقایی که همه درون‌مایه  رمان‌هایشان گرد خدمت و تبلیغ به نوعی ایدئولوژی دور می‌زنند، داستان خود را می‌نویسد. در «یارم همدانی» بدون این که نویسنده نسبت به سیاست و دوران پر تب و تاب سال های بحرانی31-32 غلفت کند، شالوده و درون مایه اثرش را بر عشق می‌نهد.

واقعیتی تلخ، اما خواندنی
عباس شیخ بابایی دیگر نویسنده همدانی است که در تئاتر هم سابقه نویسندگی و کارگردانی دارد. او می‌گوید: شهیدی نویسنده زیرکی است که دقت نظر و ریز‌بینی خاصی به زمان روایت داستان خود دارد و بدون این‌که بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعارزدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان، واقعیتی تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می کند. او شخصیت های اثرش را بدون این‌که در دام کلیشه‌های سانتی مانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتاند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می کند. به‌طوری که بعد از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک می‌شوند.
شیخ بابایی می‌گوید: در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند. زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت ها قصد می کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می گرداند تا تکلیفش معین شود.
وی ادامه می دهد: ناگفته نماند در این رمان، شخصیت‌های به یاد ماندنی کم نیستند. ولی این آدم‌ها با چنان مهارتی در پرداخت خوی و خصلت‌های ویژه شان در رمان آمده‌اند که فراموش نمی شوند. داود (‌جوان عاشق)، زری (‌دختر آبی‌پوش) و علی تحصیلدار (‌لمپنی با لحن و برخورد خاصش) از این شخصیت‌ها هستند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/«یارم-همدانی-و-»؛-روایتگر-تاریخ-شهر?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، یارم همدانی ، ادبیات همدان ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."
روزگارکودکی برنگردد دریغا

نویسنده : راستین هستی‌پرست، حسین زندی

فرهنگی 

محمد‌حسن شهیدی نویسنده همدانی که نخستین اثر خود را که در حوزه ادبیات‌داستانی است به تازگی روانه بازار نشر کرده است. پیش از این از شهیدی ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و‌تحلیل محتوا به چاپ رسیده بود. "یارم‌همدانی و ..."  توسط انتشارات آوا‌متن در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد به همین خاطر گفت وگویی با این نویسنده همدانی انجام داده‌ایم.
 جناب شهیدی از خودتان بگویید.
من در سال 1323 در تهران متولد شدم اما از 4، 5 ماهگی به همدان آمدیم. پدرم اهل همدان بود. نخستین محله‌هایی كه در یاد من هست امامزاده‌یحیی و مسجد‌حاج‌حافظ است. دوران دبستان را در دبستان حافظ در محله جولان گذراندم كه گویا امروزه اثری از آن دبستان وجود ندارد. در دبیرستان ابن‌سینا درس خوانده‌ام و در سال 1341 فارغ‌التحصیل شدم.
پس از سال 41 در كجا ساكن شدید؟
پس از دبیرستان برای تحصیلات در چند دانشگاه خارج از همدان قبول شدم. اما بر‌اثر یك علاقه رشته خود را عوض كردم و به دانشگاه پلیس رفتم و در آنجا تحصیلات دانشگاهی را گذراندم سپس به آمریكا رفتم. دوره فوق‌لیسانسم را در رشته مبارزه با مواد‌مخدر به پایان رساندم و یك كتاب نیز در این‌باره نوشتم. از آنجایی كه سال‌ها رئیس دانشگاه‌پلیس بودم این كتاب را در آنجا تدریس می‌كردم سپس در زمان جنگ در ماهشهر ساكن شدم. در فتح خرمشهر هم در جنگ شركت داشتم. سپس مسئول شهربانی و معاون شهربانی در بوشهر شدم و پس از آن هم دیگر بازنشسته شدم.
چطور شد رمان «یارم همدانی و...» را نوشتید؟
انسان‌ها وابسته به جایی که متولد شده‌اند هستند. من در همدان بزرگ شدم با بچه‌های همدان و مردم همدان آمیخته شدم. خاطرات کودکی انسان هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود و من هر کجا زندگی کنم وابسته به همدان هستم. من از كودكی كنجكاو بودم و همه چیز را زیر‌نظر می‌گرفتم. هر‌آنچه كه در اطراف من رخ می‌داد از دیدگان من دور نمی‌ماند. به راستی من چیزهایی را می‌دیدم كه دیگران نمی‌دیدند. در نخستین نگاه همه جزئیات یك‌چیز یا یك آدم را در یاد خود می‌سپردم. جاهای خالی چیزهایی را كه می‌دیدم و نمی‌دانستم چیست، همیشه با تخیل و تصور خویش پُر می‌كردم و به گونه‌ای داستان‌سرایی می‌كردم و برای چندین سناریو متصور می‌شدم. مثلاً می‌توانستم تخیل كنم آدمی كه از جلوی من گذشت از كجا می‌آمده و اكنون به كجا خواهد رفت. این كتاب نیز بر همین مبنا نوشته شده است. بر مبنای همسایگانی كه ما داشتیم و شرایطی كه آنها داشتند و مهمترین مطلبی كه درباره همسن‌های خودم مطرح است این است كه این كتاب آنها را به گذشته برمی‌گرداند و همه نقاط‌جغرافیایی همدان را به شكلی دقیق به یاد می‌آورد. همه مكان‌هایی كه در كتاب آورده‌ام واقعی است، اگرچه اكنون تغییرات زیادی پیدا كرده است.
 چرا کسانی که زندگی و آینده خوشی دارند در این کتاب کمتر دیده می‌شود؟
ببینید من قهرمان این داستان نیستم همان طور که می‌گویید قهرمانان داستان کسانی هستند که با شکست‌هایی مواجه می‌شوند تاجایی که ممکن بوده است تلاش کردم زیان‌های این شکست را به حداقل برسانم. واقعیت این است که آن روزگاری را که من روایت کردم تعداد افراد شیرین‌کام و کامروا کم بود و من تلاش نکردم به عمد این تلخی‌ها را بیان کنم، این مسائل وجود داشت. مسأله‌ای که بسیار اهمیت دارد و شما هم در آینده با آن مواجه می‌شوید این است که  همه آن افرادی که ما تصور می‌کنیم در زندگی خوشبخت و یا ثروتمند هستند و امکانات خوبی دارند معمولاً اینگونه نیست. شما وقتی وارد زندگی آنها می‌شوید و یا سرنوشت آنها را می‌خوانید می‌بینید خوشبختی به ندرت دیده می‌شود. در داستان ما هم اینگونه است آدم‌هایی که گاهی احساس خوشبختی می‌کنند اما خوشبخت نیستند و دامنه لذات معمولاً در زندگی محدود است.
 داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که ما شاهد شکست‌های بزرگی هستیم که تمامی جامعه و کشور را فرا‌گرفته است مانند کودتای 28 مردادماه ارتباط چنین شکستی با ناکامی‌های آدم‌های داستان شما چیست؟
ببینید در هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. یکسری عوامل در اختیار ما هستند و ما می‌توانیم بر آنها تأثیر بگذاریم، اما بسیاری از عوامل دیگری وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یکسری وقایع‌اجتماعی رخ دهد اما افراد جامعه در به وجود‌ آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانندآنها را تغییر دهند اما تحت‌تأثیر این وقایع هستند.
 چه دلیلی برای این نقد بی‌رحمانه به جریان‌های اجتماعی و‌سیاسی گذشته وجود دارد؟
برای اینکه گذشته چراغ راه آینده است. شما در زندگی شخصی هم از تجربه‌های روزمره برای آینده استفاده می‌کنید. اگر امروز در 70 سالگی احساس خوبی دارم مربوط به گذشته است و اگر احساس بدی دارم باز هم گذشته من است که حال و آینده من را می‌سازد. آنان که اصرار دارند گذشته را کنار بگذارند اگر چه در گفتار آسان اما در عمل غیر‌ممکن است. امکان ندارد شما گذشته خود را فراموش کنید، به ویژه گذشته تاریخی خود را. مثل معروفی است که می‌گوید ملتی که تاریخ و گذشته تاریخی خود را فراموش کند ناچار به تکرار تاریخ خواهد شد. اگر تاریخ را نخوانی و گذشته انفرادی و تاریخی شهر خود را ندانید و بی‌اعتنا باشید مدام باید آن را تکرار کنید تا تغییرات عمده اجتماعی پیش آید.
 تا اینجایی كه من می‌دانم این نخستین كتاب داستانی شماست. چه شد كه در این سن‌و‌سال دست به نوشتن این داستان زدید؟
از آنجایی كه من كار دانشگاهی می‌كردم و هر كتابی  را هم كه می‌نوشتم ناچار بودم مرجع و منبع بگذارم. كتاب روش تحقیق در امور اجتماعی كه ناشر آن دانشكده امور اقتصادی است كه من سالیان دراز در آنجا مدیر آموزشی بودم، از نوشته‌های بنده است و كتاب «مواد‌مخدر و امنیت‌اجتماعی و راه سوم» كه ناشر آن روزنامه اطلاعات است. این كتاب در دانشكده فرماندهی ستاد معروف به دانشكده علوم‌انتظامی به عنوان مرجع تدریس بود. نزدیك به 50 مقاله در زمینه مواد‌مخدر نوشته‌ام و حدود  20تا30 مقاله در مورد تحقیق در عملیات یا همان روش عملیاتی. برای نوشتن همه این كتاب‌ها من ناچار بودم مرجع و منبع معرفی كنم و این كار مرا بسیار خسته كرد. سپس تصمیم گرفتم كتابی بنویسم كه نیاز به منبع و مرجع نداشته باشد و استراحتی باشد در دنیای نویسندگی من. آنگونه كه خودم می‌خواهم در مورد شهر خودم بنویسم. كتاب دیگری در دست دارم كه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ تاریخی تكمیل‌كننده كتاب «یارم همدانی» است كه در آینده‌ای نزدیك چاپ خواهد شد.
 امروز وقتی به همدان بر می‌گردید دیگر آن محله‌هارا نمی‌بینید وبه جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید آپارتمان‌های بی‌قواره سبز کرده چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده پیدا کرده اگرچه اندکی در محله قدیم ما بخش‌هایی باقی مانده است. من هر‌بار که به همدان می‌روم  از همین محله‌ها شروع می‌کنم مثلاً در هتل بوعلی اقامت می کنم و همه مناطق را می‌گردم.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/12/0x41d8155836741249.html

معرفی کتاب 

فرهنگی 

"یارم همدانی و ..."
  خلق رمان بدون وجود مکان و شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های رمان در آن نشوونما یافته‌اند امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات، عواطف و حوادث درون شهری، رمان را ژانری هم پیوند با پیدایش بورژوازی و شهرهای مدرن می‌کند. همه رمان‌های خوب، شهری هستند تا جایی که برخی از شهرها هویت خود را بر نویسنده تحمیل می‌كنند تا نامشان را بر پیشانی اثر بیاورند که بی‌شك این مورد ممکن است خوی و خصلتی منحصر به‌ فرد به آن شهر بخصوص بدهد و قلب تپنده رمان بشود.
این رمان که بلافاصله یار و همدان را بر جلد کتاب آورده، نوشته محمد‌حسن شهیدی‌همدانی است.
وی با زیرکی و دقت‌نظر و ریز‌بینی خاصی به چند و‌چون این سلاخی و تبعات این سلاخی بدون اینکه بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعار‌زدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان این واقعیت تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می‌کند و شخصیت‌های اثرش را بدون اینکه در دام کلیشه‌های سانتیمانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می‌دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می‌کند، به طوری که پس از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک شوند. و در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند، زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت‌ها قصد می‌کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می‌گرداند تا تکلیفش معین شود، به این سادگی‌ها که نمی‌شود، از زیر دین شانه خالی کرد.
محمد‌حسن شهیدی‌همدانی که متولد 1323 در همدان است، این کتاب نخستین رمانی است که به چاپ رسانیده است و دیگر اینکه چقدر موجب افسوس است که وی که قصه‌گوی زبردستی با نثری سالم و سلیس است ما را تا حال از نوشته اینچنیی خود محروم داشته است.
این کتاب در هزار نسخه به قیمت 10 هزارتومان توسط انتشارات آوا‌متن به چاپ رسیده و در نمایشگاه امسال استقبال خوبی از آن به عمل آمده است.



برچسب ها: ادبیات همدان ، نویسندگان همدان ، رمان یارم همدانی و.. ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

سه شنبه 29 اردیبهشت 1394

یار همدانی و کتابم همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،کتاب ،معرفی کتاب ،روزنامه همشهری ،

یار همدانی و کتابم همدانی

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
یار همدانی و کتابم همدانی
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است....
1394/02/27
«محمدحسن شهیدی» نویسنده صاحب‌نام همدانی اولین اثر خود در حوزه ادبیات داستانی را به نمایشگاه کتاب امسال رساند. پیش از این از او ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و تحلیل محتوا به چاپ رسانده است. اما داستان این رمان با استقبال خوب خوانندگان و علاقه‌مندان کتاب در نمایشگاه کتاب مواجه شد. کتاب «یارم همدانی و ...» را انتشارات «آوا متن» در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران عرضه کرد. این نویسنده در حاشیه حضور خود در نمایشگاه در گفت و گویی با همشهری حاضر شد.
  • آیا در حوزه ادبیات داستانی «یارم همدانی...» اولین اثر شماست؟
بله همین‌طور است.
  • شما در این کتاب برشی از تاریخ ایران و همدان را آورده‌اید که اتفاقا وقایع مهمی در این سال‌ها روی داده. داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که شاهد شکست‌های بزرگی هستیم و تمامی جامعه و کشور را فرا گرفته است. مانند کودتای 28 مرداد؛ ارتباط چنین شکستی با ناکامی های آدم‌های داستان شما چیست؟
در‌هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. در اصطلاح مدیریت یک سری عوامل وجود دارد که ما می‌توانیم بر آنها تاثیر بگذاریم. عواملی که در اختیار ما هستند اما بسیاری از عوامل دیگر وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یک سری وقایع اجتماعی رخ دهد که افراد جامعه در به وجود آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانند تغییر ایجاد کنند. اما تحت تاثیراین وقایع هستند.
  • این کتاب از 2 تم و مضمون برخوردار است مضمون عشقی و اجتماعی، کدام یک برای شما اهمیت بیشتری دارد؟
هر دو برابر است، چون آدم‌ها در جامعه معنی پیدا می‌کنند، عاشق می‌شوند، ازدواج می‌کنند و خود را با همه هنجارها و ناهنجاری‌ها تطبیق می‌دهند. امکان ندارد کسی بتواند خود را در جامعه ایزوله کند و منزوی شود.
  • امروز مخاطبان کتاب شما چه کسانی هستند؟ هم نسلان شما که با آن فضا و حال و هوا آشنا هستند و یا نسل امروز؟
صد در صد هر 2 گروه. یک گروه هم نسلان من که نوستالژی دارند و وقتی این کتاب را می‌خوانند کوچه‌ها و محل‌هایی را می بینند که یادآور خاطره است و  برای آنها هم همان حالت پیش می‌آید که برای من اتفاق افتاده. اما مسلما ما یک گروه جوان و افرادی را هم داریم که آن شرایط را ندیده و تنها شنیده و حضوری در این وقایع نداشته‌اند، اما با ارائه اشارات تاریخی متعدد به محل‌ها و مکان‌ها باعث می‌شود پیوندی بین گذشته و امروز پدید آید. این نسل همچنان در آن محل زندگی می کند و آمد و شد دارد و دوست دارد به پیشینه و شرایط اجتماعی آن زمان پی ببرد. ماهمیشه می‌توانیم به این نکته تکیه کنیم که جوانان ما با خواندن این کتاب بخشی از گذشته و حال را مقایسه کنند و به انتخاب بهتری دست بزنند.
  • امروز، وقتی به همدان برمی‌گردید دیگر آن محله‌ها را نمی‌بینید و به جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید، آپارتمان‌های بی قواره سبز شده‌اند چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده‌ای پیدا کرده. از محله قدیم ما بخش‌هایی هنوز باقی مانده است.
  • برای نوشتن این رمان به محله‌ها مراجعه کردید؟
من هر بار که به همدان می‌روم، از همین محله‌ها شروع می‌کنم. مثلاً وقتی در هتل بوعلی اقامت دارم، سعی می‌کنم همه محله‌ها و مناطق اطراف را بگردم.
  • از خاطره‌های کتابخوانی خود بگویید؛ بخصوص وقتی همدان بودید؟
سال‌های دور و دوره نوجوانی یک کتابفروش در ابتدای خیابان بوعلی بود.
هر زمان از درس خواندن راحت می‌شدیم به مغازه او می‌رفتیم و کتاب‌های رمان تاریخی مانند ده مرد رشید و کیمیاگران چشمه آب حیات را کرایه می‌کردیم و می‌خواندیم. آن زمان کتاب‌ها را هفتگی کرایه می‌داد. کرایه 7 شب 7 ریال می‌شد. اما در دوره دبیرستان فرصت رمان خواندن نداشتیم. بیشتر کتاب‌های جلال آل‌احمد را می‌خواندیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%85-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، رمان یارم همدانی ، ادبیات همدان ، محمد حسن شهیدی ،

حسن گوهرپور: حسم به همدان احساس بریده شدن از «نیِ‌ستان» است

goharpoor.jpg

 

حسن گوهرپور که به تازگی مجموعه شعر دوم خود را با عنوان «کلید کوچک جهان» منتشر کرده است در گفتگو با خبرنگار ما گفت: گاهی وقت‌ها یاد همدان که می‌افتم شعر شیخ شوریده دستار در ذهنم تداعی می‌شود که حکایت بریده شدنش از نیستان است. من واقعاً الان حسم به همدان احساس بریده شدن از نی‌ستان است اگرچه این‌قدر این فاصله‌ی مکانی به مدد تکنولوژی کم است که این حرف ها بی‌معنا می‌نماید اما وقتی صبح پایت را روی خاک همدان نمی‌گذاری دیگر فاصله مهم نیست، صد کیلومتر یا صد میلیون کیلومتر!

 

گوهرپور با اشاره به این‌که کتاب اولش هم با تمام اتفاقات ناخوشایندی که برای پخش آن رخ داد اما دیده شد گفت: در مورد کتاب اولم «آدم‌های مثلثی از خیابان‌ها آمده‌اند» اگر اشتباه نکنم در نسل جدید و جوان اگر نگویم اولین؛ به گمانم جزو اولین کتاب‌هایی بود که از همدان و شاعر جوان همدانی در سطح کشور دیده و در یک جایزه‌ای که آن روزها جزو جوایز مهم و روشنفکری کشور بود (جایزه ادبی کارنامه/جایزه ملی شعر ایران) کاندید شد، (تاکید می‌کنم که حتماً شاعران و پیشکسوتان زیادی به طور فردی و با شعرها در کشور شناخته شده بودند؛ اما با مجموعه شعر این اتفاق کمتر افتاده بود) این برای انگیزه‌های بعدی گروه ما خیلی تاثیرگذار بود.

عضو انجمن علمی نقد ادبی ایران در مورد شکل‌گیری گروه‌های منسجم و داشتن انگیزه‌ی فراوان هنری و تلاش برای تغییر سطح و طراز فرهنگی شهر گفت: گروه‌هایی که شکل می‌گیرند باید برای پیشرفت انگیزه‌های فردی را در راستای انگیزه‌های جمعی قرار دهند، منافع فردی تمام گروه‌ها را از بین می‌برد. اگر «اردیبهشت» بزرگ شد به خاطر همه آدم‌هایش بود. «گروه ادبی اردیبهشت» (تغییر یافته انجمن پروین اعتصامی که مختص خانم‌ها بود) با نفرات اولیه‌ای چون «فاطمه مزجات»، «انسیه کریمیان»، «مریم بهمرام»، «زهره‌ بهنام‌خو»، «محسن ترابی‌کمال»، «حمید عزیزی»، «سیدایمان سیدآقایی» با مدیریت خانم مزجات شکل گرفت و در اتاق کوچکی در کتابخانه‌ی شهیدان حجازی جلسات منظمی را برگزار می‌کرد؛ پس از این‌ها که هسته اولیه بودند من و «کاظم سبزی» که اضافه شدیم؛ با تغییر برخی سیاست‌ها - با تدبیر جمعی البته - محل انجمن از کتابخانه‌ی شهیدان حجازی به فرهنگسرای ابن‌سینا انتقال یافته و عضوگیری انجمن با شکل و شمایلی کاملاً متفاوت آغاز شد.

وی ادامه داد: انگیزه‌های گروهی این‌قدر قوت داشت که همه این دوستان در برنامه‌ها پای کار ماندند؛ ممکن است برخی جاها دلخوری‌هایی هم پیش می‌آمد، اما به فروپاشی گروه منجر نشد، حتی زمانی که من و کاظم سبزی هم نبودیم، انسیه کریمیان و مریم خاکیان و زهره بهنام‌خو به همراه تعداد دیگری از دلسوزهای گروه، کارها را پی گرفته و تا سال‌ها فعالیت خوبی داشتند. با همین تلاش‌ها بود که آدم‌هایی چون: «جواد مجابی»، «ضیاء موحد»، «شمس لنگرودی»، «حافظ موسوی»، «حسین سناپور»، «منصوره شریف‌زاده»، «کامیار عابدی»، «علی باباچاهی» و ... به همدان آمدند.

وی به زمان مهاجرت خود از همدان هم اشاره کرد و گفت: از آن سال‌ها و اتفاقات و کوچ کردنم از همدان، سال‌های عجیب و غریبی برایم گذشت؛ که بماند! حالا پس از 11 سال توانستم کتاب دومم را به انتشار برسانم؛ خوشحالم که این سال‌ها به بطالت نگذشت؛ و این سال‌ها تلاش کردم با مطالعه غنی شوم، به بیان دیگر توانستم چند کار مهم انجام دهم، اول این‌که هم مطالعاتم را در فلسفه غرب و حکمت اسلامی و عرفان گسترش دهم و هم تاریخ هنر را به حوزه‌های مطالعاتی‌ام اضافه کنم.

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی خانه سینما ادامه داد: «کلید کوچک جهان» روایت من از جهان خودم است؛ جهانی که از عرفان و فلسفه می‌آید؛ شعر‌هایم برگردان جهان فلسفیِ برساخته‌ی من است. اما الان شعر‌هایم بیانیه فلسفی نیست، شعر است. این را از این جهت تاکید می‌کنم که این موضوع پیش نیاید که شعرهای «کلید کوچک جهان» پیش از این‌که شعر باشد، فلسفه است.

وی در پاسخ به این سوال که غیر از این مجموعه شعر آثار دیگری در دست انتشار دارید گفت: خبر تازه‌ام این است که دارم مجموعه سومم را آماده انتشار می‌کنم؛ همه اشعارش کوتاه هستند؛ فعلاً علاقه‌ام به نوشتن شعرهای کوتاه است و حتماً این کتاب هم به همراه طراحی خواهد بود. رایزنی‌هایی هم با گرافیست‌های مطرح کشور انجام داده‌ام.

گوهرپور در مورد همدان و تغییراتش هم گفت: همدان خیلی تغییر کرده است؛ و این تغییر در دو ساحت کاملاً مشهود می‌نماید؛ ساحت اول شاکله‌ی شهری است؛ (فارغ از این‌که چقدر اصولی است یا نه که تخصص من نیست) پل‌ها و زیرگذرها کیفیت رفت و آمد در همدان را تغییر داده‌اند؛ خانه‌های پیر یکی یکی جای‌شان را به جوان‌ها داده‌‌اند؛ جوان‌هایی که آدم را یاد شعر اخوان ثالث می‌اندازد: «رسیده‌ایم من و نوبتم به آخر خط// نگاه‌دار، جوان‌ها بگو سوار شوند». حالا جوان‌ها دارند سوار شهر می‌شوند؛ دارند سوار اقتصاد شهر می‌شوند و این یعنی گسترش نیروی پر انرژی در شهر؛ امیدوارم بازار کار فراهم باشد برای این انرژی‌ها.

وی با اظهار تاسف از برخی ساخت و سازهای ناگزیر هم ادامه داد: اما این البته نباید به آن‌جایی بیانجامد که محله‌های قدیمی تمام شوند؛ خانه‌های مادر بزرگ‌ها تمام شوند؛ مهربانی‌ها تمام شوند؛ کرسی نشستن‌های زمستان تمام شوند (اگرچه تقریباً رو به انقراض است)؛ همدان شهر سرماست؛ نباید گنجنامه تمام شود؛ تاریک‌دره تمام شود؛ برف تمام شود. نباید صحاف‌خانه و کفش‌دوزخانه بوی همیشگی‌شان را از دست بدهند؛ گاهی باور کنید دلم می‌خواهد تمام کارهایی که در تهران دارم انجام می‌دهم، بگذارم و برگردم؛ احساسی نمی‌گویم، در موردش فکر کردم؛ اما بررسی که می‌کنم می‌بینم، اوضاع اشتغال همدان هنوز مانند یک دهه قبل است که من آمدم تهران. هنوز خاطرات کارم به عنوان مربی ادبی در کانون پرورش فکری را با همان حقوق کم در ذهن دارم، کارم در انجمن اردیبهشت را فراموش نمی‌کنم و هنوز هم دوستش دارم.

این شاعر در مورد انجمن‌های ادبی همدان هم گفت: آن‌چه از همدان و شاعران و نویسندگانش می‌توانم بگویم این است که کماکان انجمن‌ها که به همان روال دارند کارشان را ادامه می‌دهند و همین هم خوب است و امیدوار کننده؛ اما آن‌چه باید روی دهد این است که همدان به نسبت سابقه فرهنگی، تمدنی، شاعرانی که داشته از دیرباز تا امروز باید در کشور به عنوان یک قطب مطرح باشد؛ این البته به معنای کار نکردن تا امروز و کار نکردن دوستان ادبیاتی ما نیست؛ همین الان هم کتاب‌فروشی‌ها بیشتر شده‌اند، جلسات ادبی غیر رسمی زیادتر شده‌اند؛ موضوع نقد ادبی مهم شده است، این‌ها یعنی حرکت؛ اما این‌ها باید نمود داشته باشد.

وی ادامه داد: حرکت ادبیات اگرچه اساساً ماهیتی درونی دارد، اگرچه ربطی به فضاسازی و سر و صدا ندارد؛ اما نیازمند رسانه است. صفحات پویایی باید در رسانه‌های همدان برای ادبیات شکل بگیرد؛ مثلاً ماهیانه دو صفحه مختص ادبیات منتشر شود، لابه لای تمام محتوایی که آن رسانه سعی در بازتابش دارد؛ این صفحه هم حضور داشته باشد.ketab gohar poor

گوهرپور اظهار داشت: تاکید بر این است که تنوع سلیقه‌ها رعایت شود؛ تکثر باعث حرکت و پویایی می‌شود، سیاستی که امروز بر اداره کل ارشاد همدان آن‌گونه که من دیدم حاکم است این موضوع تکثر در دیدگاه‌هاست، همین گسترش نگاه باعث بزرگ شدن فرهنگی است. همدان امروز اگر مدعی تاریخ و فرهنگ است قسمت اعظم زحمتش بر دوش اداره کل فرهنگ و سازمان میراث فرهنگی است. تشکل‌های غیر دولتی هم برای یک شهر نیم میلیون نفری شایسته است که متکثرتر شوند. فرهنگ و همدان فرهنگی باید برای کشور جا بیافتد؛ به تازگی متوجه شدم که دارد فعالیت‌هایی در حوزه کودک و نوجوان در همدان شکل می‌گیرد؛ این موضوعات امیدوار کننده است. چرا باید جشنواره فیلم کودک از همدان برود این‌ها موضوعاتی است که باید واقعاً در مدیران جدید حرکتی ایجاد کند که شرایط را بهبود بخشند.

گفتنی است حسن گوهرپور کار‌شناسی زبان و ادبیات فارسی و کار‌شناسی ارشد پژوهش هنر دارد و پیش از این مجموعه شعر «آدم‌های مثلثی از خیابان‌ها آمده‌اند» از او در سال 82 توسط نشر ثالث به انتشار رسیده است. «کلید کوچک جهان» مجموعه دوم او هم حاوی 45 شعر و 45 تصویر توسط نشر «روزبهان» منتشر شده است.

لازم به ذکر است رونمایی کتاب حسن گوهرپور شاعر همدانی در تاریخ 30 بهمن ماه در تالار فجر همدان برگزار خواهد شد.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D9%86%DB%8C%D9%90%E2%80%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%A7%D8%B3%D8%AA


برچسب ها: همگان ، همشهری همدان ، حسن گوهر پور ، ادبیات همدان ،

جمعه 8 اسفند 1393

معرفی مجموعه داستانی از گودرز شکری، نویسنده همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،

نقبی بر خزان در خزان

معرفی مجموعه داستانی از گودرز شکری، نویسنده همدانی

«خزان در خزان» نام مجموعه داستانی‌ست که از «گودرز شکری» توسط انتشارات «نیستان» منتشر شده است این مجموعه شامل هشت داستان در 61 صفحه است. گودرز شکری هفتاد و پنج سال پیش در همدان متولد شد و نزدیک چهل سال است که در شهر آمل در شمال کشور زندگی می‌کند. شکری سال‌ها در شهر آمل به آموزش هنر از جمله نقاشی مشغول بود و آثار نقاشی خود را در محل زندگی‌اش به نمایش گذاشته است. با این‌که می‌توان او را جزء نویسندگان پرکار به شمار ‌آورد اما «خزان در خزان» اولین اثر مستقل اوست حال آنکه پیش از این چندین داستان کوتاه در نشریات از او به چاپ رسیده است.

داستان اول این مجموعه «روز سرد الیاهو» نام دارد که زندگی یک یهودی دوره‌گرد در همدان را روایت می‌کند او در این داستان زندگی و مهاجرت یهودیان همدان را به تصویر می‌کشد.

KhazanDarKhazan

به نظر می‌رسد اهمیت قصه‌ها از آن جهت است که برای اولین بار شهر همدان در مجموعه‌ای از داستان‌های یک نویسنده معرفی می‌شود کوچه‌ها، آدم‌ها، مشاغل و داستان‌های یک نسل را شکری در چند قصه از این کتاب آورده است. اگرچه گویی دچار خود ممیزی نیز شده و برخی داستان‌ها ازجمله «روز سرد الیاهو» چیزی کم دارد و ناقص به پایان می‌رسد اما از اهمیت کار شکری کم نمی‌کند.
داستان دوم این مجموعه «دو مرد در شب» نام دارد که به نظر می‌رسد برشی از زندگی خود نویسنده است. مردی در یک شب اسیر پلیسی می‌شود که در پایان معلوم می‌شود دوست قدیمی‌ و ولی نعمت اوست و کسی است که باعث شده مرد با سواد و زندگی‌اش دگرگون شود.
این قصه نیز نیم نگاهی به همدان دارد و در آن «چاپخانه ندای میهن» همدان که شکری در نوجوانی در آن کار کرده است به خواننده معرفی می‌شود.
«دراندرون من خسته دل» داستان مجرمی‌ست که خود روانشناس خود است و در مقابل یک سروان در عین اعتراف، به ریشه‌های ارتکاب جرم خود می‌پردازد و آن را در کودکی خود جستجو می‌کند.
چهارمین داستان این مجموعه «جن دره ظلمت» نام دارد، این داستان منولوگ‌های یک باغبان معتاد است که گذشته‌ی خود در روستای زادگاهش را به یاد می‌آورد و در نهایت در مسیر پیچ شمران تا راه آهن از پای در می‌آید، شکری در این داستان تلاش کرده آسیب‌های مهاجرت روستاییان به شهر را روایت کند.
«در ره منزل لیلی» نگاهی متفاوت به جنگ دارد. در این داستان تعدادی از کارکنان یک اداره در شهری که درگیر جنگ است به تصویر کشیده می شوند، گفتگوهای بین این شخصیت‌ها و اتفاق‌هایی که برای آن‌ها می‌افتد از خواندنی‌ترین بخش‌های این مجموعه است.
«بابا بزرگ آلمانی من» داستان بعدی این مجموعه است که در آن گودرز شکری روابط انسانی ملت های مختلف را ترسیم می کند.
گودرز شکری در داستان«بقال محل» نیز درگیری انسان‌هایی که قربانیان فقر و شرایط اجتماعی هستند و به ناچار تن به رشوه و بی اخلاقی می‌دهند را بیان می‌کند.
آخرین قصه این مجموعه «خزان در خزان» نام دارد که نام کتاب نیز برگرفته از آن است. درون‌مایه طنز در این داستان ملموس‌تر از سایر قصه‌هاست. داستان از زبان خری روایت می‌شود که ناظر خزان صاحبش است، خر روزهای پایانی زندگی «شاه کرم» ارباب خود که دچار نسیان شده را با زبان طنز بازگو می کند.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D9%86%D9%82%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D9%86



برچسب ها: خزان در خزان ، ادبیات همدان ، گودرز شکری ، رسانه تحلیلی همگان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic