پنجشنبه 5 مرداد 1396

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،کتاب ،

«هنوز هیچکس نیستم» به بازار آمد

نویسنده: حیدر زند خبرنگار -همدان
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد....
1396/01/27
 رمان «هنوز هیچکس نیستم» نوشته مریم رازانی پس از تعطیلات نوروز منتشر شد. این کتاب در نمایشگاه بین‌المللی تهران عرضه خواهد شد.
مریم رازانی آذرماه سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد، بخشی از زندگی خود را در زادگاهش گذراند و حدود 3 دهه است به همدان مهاجرت کرده و در این شهر زندگی می‌کند. او یکی از شناخته‌شده‌ترین بازیگران زن در همدان است و علاوه بر حوزه تئاتر، آثاری را در زمینه شعر، داستان و نقد ادبی منتشر کرده است. به بهانه انتشار کتاب «هنوز هیچکس نیستم» با این نویسنده گفت‌وگو کرده‌ایم که با هم می‌خوانیم.
  • تحصیلات شما در چه حوزه و رشته‌ای است؟ چگونه به نوشتن علاقه‌مند شدید؟
در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تحصیل کرده‌ام. کودکی‌ام سرشار از شنیدن داستان‌های اساطیری، عیاری و بومی با صدای پدر بود که گاه با صدای حزین نی او عجین می‌شد. علاقه به نوشتن از زمان تحصیل در مدرسه ابتدایی در من آغاز شد. از آن هنگام قلم و کاغذ همراهان همیشگی‌ام بوده‌اند اما تا سال‌های زیاد قلم را به کار نگرفتم زیرا عشق به خواندن و شنیدن که از کودکی با من رشد کرده و هنوز در هر لحظه زندگی‌ام حضور دارد، کمتر از علاقه‌ام به نوشتن نبود. حالا هم خودم را بیشتر یک کتابخوان عاشق می‌دانم تا یک نویسنده. مطالعه صدها اثر از نویسندگان، شاعران و تاریخ‌نویسان کشورم و نویسندگان دیگر کشورها موجب ‌شد تا کمتر دست به قلم ببرم. کار نوشتن را به صورت پیگیر از سال 63 آغاز کردم.
  • از چه کسانی تاثیر پذیرفتید؟
هیچکس نمی‌تواند به طور قطع بگوید از چه کسانی تأثیر پذیرفته است. همیشه روح سیالی را که در آثار نویسندگان و شعرا بوده دنبال کرده‌ام. مگر می‌شود در شعر مثلا بگوییم حافظ، یا اخوان و یا در نثر این نویسنده یا آن مترجم؟ «کویر» دکتر علی شریعتی نه تنها در خوانش نخست، بلکه با هربار خوانش، مانند کتابی مقدس مرا به ستایش و سجود واداشته است.
  • بین شعر و داستان کدام جایگاه مهم‌تری برای شما دارد؟
شعر و داستان دو پادشاه خیالم هستند. هر فصل یکی بر تخت می‌نشیند و دیگری با آن به جدال بر می‌خیزد. من هم شادمانه و کودکانه این جدال برابر را به تماشا می‌نشینم.
  • کارهای نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
کارهای نویسندگان همدانی را مشتاقانه دنبال می‌کنم و برای همنوا شدن با ایشان به خود می‌بالم. سال گذشته درباره اثر ارزشمند «... و اما آن شب برفی» حسین صفی، «مادستان» حسین زندی و چند اثر دیگر نقدهایی نوشتم که در روزنامه همشهری همدان به چاپ رسید.
  • اولین کاری که از شما منتشر شد چه بود و در کجا؟
اولین کاری که جرأت کردم برای چاپ بفرستم شعری بود به نام «کشف» که در روزنامه کیهان سال 64 به چاپ رسید.
  • چه کارهایی از شما منتشر شده است؟
رمان «هنوز هیچکس نیستم» نخستین اثری است که از من به چاپ می‌رسد. سال‌ها نوشته‌هایم را در قالب داستان‌های کوتاه، شعر و مقاله با نام مستعار مریم آزاد و سپس با نام خودم به مجله‌ها و روزنامه‌ها ارسال می‌کردم و اغلب به چاپ می‌رسید. از میان آن‌ها می‌توانم به داستان کوتاه «کابوس» درمجله آدینه سال 67 که با نام مریم آزاد به چاپ رسید و داستان «نگاتیو» در روزنامه آزادگان سال 79 با نام خودم اشاره کنم.
  • موضوع کتاب «هنوز هیچ کس نیستم» چیست ؟
«هنوز هیچ کس نیستم» را با نگاه به داستان «مسخ» فرانتس کافکا نوشتم. می‌خواستم به «گرگوار زامزا یا به قولی سامسا»، شخصیت داستان مسخ فرصتی بدهم تا یک بار دیگر بخت خود را برای زندگی در جهانی که به نظرم دیگر متحول شده بود، بیازماید.
  • این کتاب قرار است چه جایگاهی در ادبیات داستانی ایران داشته باشد؟
جایگاه هر کتاب را نه نویسنده که خود کتاب تعیین می‌کند. می‌شود در یک کتاب به انسان، تاریخ، جامعه، جهان و حتی روان انسان‌ها پرداخت و هیچکدام را انگیزه اصلی یک نویسنده قلمداد نکرد. همه مسائل انسانی چون تار و پود در هم تنیده‌اند. خواننده هم کتاب را با جهان‌بینی خاص خود تحلیل می‌کند. می‌شود در یک شعر عاشقانه کوتاه مانیفست را هم کشف کرد. من هم به قول حافظ سرفرو برده‌ام در این جا تا کجا سر برکنم.
  • مخاطبان این کار چه کسانی هستند؟
 مخاطبان این کتاب جوانانی هستند که به دلایل مختلف اجتماعی، اقتصادی و یا شخصیتی دچار انفعال شده‌اند و البته کسانی که آگاهانه یا ناخودآگاه این نیروی عظیم را به انفعال کشیده و واداشته‌اند.
  • علت این که کارتان را به ناشر همدانی نسپردید چه بود؟
اول اینکه ناشران همدانی را نمی‌شناختم. چند سال پیش، بعد از شرکت در یک مسابقه به نام «جایزه ادبی این روشنای نزدیک» و چاپ یکی از داستان‌هایم در کتابی به نام «راز کوچه‌های آجری» این کتاب را برای انتشارات سخن گستر- ناشر همان کتاب – فرستادم. انتظارم برای چاپ کتاب از دو سو بیهوده ماند. ظاهرا کتاب در میان آثار بی‌شمار ارسالی که از طریق همان جایزه ادبی ارسال شده بود نا خوانده ماند. خود من هم بیش از یکی دوبار پیگیر نشدم. عزیزترین دوستم ناگهان در بستر بیماری افتاده بود و دیگر به هیچ چیز جز وجود ایشان نمی‌اندیشیدم. پس از 7 سال به خواست خود ایشان دوباره برای چاپ اقدام کردم و این بار به نتیجه رسید.
  • کار بعدی شما چیست؟
کتاب دیگری که آن را هم از سال‌های دور آغاز کرده بودم و نیمه‌تمام مانده بود پس از وقفه‌ای ناگزیر، به پایانش نزدیک می‌شود. فعلا نام «عروسی مگی» را برای آن برگزیده‌ام تا خود چه بخواهد و چه شود.


برچسب ها: مریم رازانی ، انتشارات آرادمان ، هنوز هیچکس نیستم ،

چهارشنبه 31 تیر 1394

شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،روزنامه همشهری ،

شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
شعر؛ بهانه‌ای برای زنده‌ماندن
«محمد شهباز پویا» (م. شهباز پویا) متولد 62 در همدان است. سال گذشته مجموعه شعر این شاعر همدانی با نام «در شكاف دی‌روز» در هشتمین دوره جایزه كتاب سال شعر خبرنگاران به‌عنوان اثر بخش ویژه برگزیده شد....
1394/04/24
«محمد شهباز پویا» (م. شهباز پویا) متولد 62 در همدان است. سال گذشته مجموعه شعر این شاعر همدانی با نام «در شكاف دی‌روز» در هشتمین دوره جایزه كتاب سال شعر خبرنگاران به‌عنوان اثر بخش ویژه برگزیده شد.
این مجموعه شعر به تازگی از سوی «انتشارات‌آرادمان» در هزار نسخه به بازار آمد و جزو كتاب‌های پرفروش این ناشر در نمایشگاه بین‌المللی تهران بود. به همین بهانه با شهبازپویا به گفت‌و‌گو نشستیم.
  • از زادگاهتان بگویید؟
در همدان متولد شده‌ام، اما گذشتگانم جزو كوچ‌نشینانی بودند كه از خراسان به همدان آمدند.
  • در چه رشته‌ای تحصیل كردید؟
رشته تحصیلی من معماری است. نقاشی و شعر كار می‌كنم.
  • نقاشی را در چه سطحی كار می‌كنید؟
چون رشته من معماری است، طراحی و نقاشی را تحت تاثیر آموزش‌های معماری یاد گرفتم، اما آموزش خاصی ندیدم و در فضای سورئال كار می‌كنم. آثارم جنبه شخصی دارد.
  • ادبیات را از كجا آغاز كردید؟
از نوجوانی در این زمینه كار می‌كردم. ابتدا شعر كلاسیك می‌سرودم و رفته‌رفته به سمت شعر نو رفتم.
  • در سرودن از چه شاعرانی تاثیر پذیرفتید؟
ابتدا با مولانا شروع كردم. امروز هم وقتی از من می‌پرسند كدام شاعر برایم مهم است، می‌گویم مولانا. در شعر سپید نگاهم به هوشنگ ایرانی بود و این شاعر مورد پسند من است.
  • از این 2 شاعر كه نام بردید در شعر شما ردپای مهمی دیده نمی‌شود. بیشتر شعرهای شما ساده و امروزی است و پیچیدگی ندارد. این تاثیر را چگونه تفسیر می‌كنید؟
مجموعه «در شكاف دی‌روز» فضای نوستالژیك دارد و مربوط به دوره خاصی از زندگی من است. سادگی زبان در این مجموعه مهم بوده است و با كارهای دیگر من تفاوت دارد. علاقه و تاثیرپذیری من از هوشنگ ایرانی بحث زبانی یا آنارشیست بودن او نیست، بیشتر نگاه عرفانی او به هستی برای من اهمیت دارد. بعد از هوشنگ ایرانی شاعران زیادی از جمله سهراب سپهری و احمدرضا احمدی تحت تاثیر هوشنگ ایرانی بودند.
  • زادگاه هوشنگ ایرانی همدان است. آیا این موضوع در علاقه شما موثر بوده؟
فكر نمی‌كنم. نگاه من به زبان متفاوت است و این زبان در كارهای دیگر من وجود دارد، اما در این مجموعه تلاش كردم این پیچیدگی در‌لایه‌های پنهان و در سادگی اتفاق بیفتد.
  • در شكاف دی‌روز اولین كتاب شماست و چند ماهی از انتشار آن می‌گذرد. وقتی بازمی‌گردید و به آن نگاه می‌كنید چه حسی به شما دست می‌دهد؟
من از این كار راضی هستم. با اینكه از كارهای قدیمی من است. البته وقتی می‌گویید ساده است من این گفته را قبول ندارم، حتی با ساده‌نویسی مخالف هستم.
  • از شعر چه انتظاری دارید؟
پیشتر به این مسائل فكر نمی‌كردم، اما امروز به نوشتن نیاز دارم. یك‌سری باورهای شخصی هم وجود دارد كه انسان را به سمت نوشتن می‌كشاند. دنبال شعارهایی مانند نجات دادن دنیا با شعر هم نیستم، اما شعر بهانه‌ای است برای زنده ماندن، اگر درد وجود نداشت نمی‌نوشتم.
  • شما هم مانند بسیاری از شاعران و نویسندگان كتاب خود را در تهران منتشر كردید در حالی كه این شهر ده‌ها ناشر دارد. علت چیست؟
این اثر را من برای جایزه شعر خبرنگاران فرستادم و پذیرفته و منتشر شد، اما در همدان یك مشكلی داریم آن هم فروش كتاب است. ماه‌ها بود  که كار من منتشر شده بود و تقاضا هم از طرف مخاطبان وجود داشت، بارها به كتابفروشی‌ها مراجعه می‌كردند و حتی سفارش می‌دادند، اما كتابفروشان توجه نمی‌كردند. در نهایت من از یك كتابفروش خواستم كه آن را سفارش دهد و اگر فروش نرفت خودم خریداری كنم. این مجموعه پس از اینكه در كتابفروشی ارائه شد بیش از 60 جلد به فروش رسید.
 شاعر و نویسنده كه نباید كتاب خود را بفروشد. متأسفانه كتابفروش‌ها با شاعران و نویسندگان همدان همكاری خوبی ندارند.
  • چگونه به جایزه شعر خبرنگاران راه پیدا كردید؟
جایزه شعر خبرنگاران قبلا برگزار شده بود و من هم اخبار این جایزه ادبی را دنبال می‌كردم. احساس كردم كه یك حركت كاملا مستقل است و به آن تمایل پیدا كردم و یك مجموعه شعر فرستادم. این جایزه 2 بخش دارد، یكی بخش ویژه برای شاعرانی كه تاكنون كتاب منتشر نكرده‌اند و بخش دیگر هم مخصوص كسانی كه كتاب منتشر كرده‌اند. من در هشتمین دوره در بخش اول برگزیده شدم.
  • داوران چه كسانی بودند؟
محمدحسین مدل .علیرضا بهرامی و ساره دستاران داوران بخش ویژه بودند.
  • برای معرفی كتاب چه كارهایی انجام دادید؟
من هیچ تلاشی برای معرفی كتاب نكردم چون در فضای مجازی هم فعال نیستم، اما ناشر برای معرفی تلاش كرده و باعث موفقیت اثر هم شده است.
  • به تازگی در همدان مراسم رونمایی برای كتاب شما برگزار شد. استقبال چگونه بود؟
این مراسم به پیشنهاد علیرضا سبزواری برگزار شد. استقبال خیلی خوب و به گفته دوستان یكی از برنامه‌های خوب در همدان بود.
  • كارهای بعدی شما چیست؟
«گیاه تماشا»، «كشتارگاه غروب طلایی» را آماده انتشار دارم و منظومه «صورت یك زن‌عاشق» هم یكی دیگر از مجموعه‌های من است که  فكر می‌كنم بهترین كار من باشد.
  • فكر می‌كنید امروز شعر بلند و یا منظومه، مخاطب دارد؟
بله. من یكی از مخاطبان شعر بلند هستم.
  • رابطه شما با مخاطب چگونه است؟
مخاطب باید شعر را بخواند و یا بشنود. فضایی برای ارائه شعر وجود ندارد و انجمن‌های ادبی هم كاركرد خاصی ندارند. من اگر به انجمن‌ها می‌روم به این دلیل است كه جای دیگری نیست كه مراجعه كنم.
  • منظور من بازخورد كار شما پس از انتشار بود؟
استان همدان، گلستان و تهران را كه پیگیری كردم به‌طور كلی خوب، اما برخلاف انتظار من بود. به‌طور مثال مطالبی نوشته‌اند و از ضعیف‌ترین كارهای من تعریف كرده‌اند.
  • وضعیت شعر و شاعری در همدان را چگونه می‌بینید؟
از وضعیت همدان راضی نیستم. من چند وقتی گرگان بودم؛ شرایط در آنجا  خیلی تفاوت داشت. همه با هم دوست بودند و انجمن‌ها حرفه‌ای به نظر می‌رسیدند و با هم همكاری می‌كردند  به طوری که آدم فكر می‌كرد یك كار مفیدی انجام می‌دهد، اما دوستان همدان منزوی هستند. در حالی كه شاعران همدانی نیز نسبت به شاعران جاهای دیگر دست کمی ندارند. در انجمن‌های همدان هم به جز شعر همه چیز دیده می‌شودبرای همین  تكلیف ما از اینكه به انجمن می‌رویم روشن نیست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%9B-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، در شکاف دی روز ، انتشارات آرادمان ، محمد شهباز پویا ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic