شنبه 4 بهمن 1393

حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

نمایش

حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
حرف‌هایی درباره آموزگار تئاتر همدان
در شماره‌های گذشته گفت‌و‌گو با «اكبر عاقلان» یكی از پیشكسوتان هنر نمایش همدان در همشهری منتشر شد.
1393/11/04
 انتشار این گزارش با استقبال مخاطبان روبه‌رو شد و بازتاب خوبی در بین اهالی تئاتر همدان داشت. با این هدف كه بتوانیم فضایی برای بیشتر مطرح‌شدن تئاتر همدان، تاریخ آن، پیشكسوتان و راه‌كارهایی برای پویایی بیشتر برای دیگر هنرمندان تئاتر فراهم كنیم، این گفت‌و‌گوها را ادامه می‌دهیم.
 «عباس شیخ بابایی» یكی دیگر از پیشكسوتان تئاتر در گفت‌وگو با ما از تأثیر استادش «اكبر‌عاقلان» برای اهالی تئاتر همدان می‌گوید:اگر قرار باشد یكی از برجسته‌ترین دوره‌های تاریخ نمایش همدان را نام ببریم، مسلماً دوره‌ای است كه تئاتر در دبیرستان‌های همدان رونق داشت و اجرا می‌شد. دهه 50 خورشیدی آموزش‌های هنر در مدارس باعث رونق هنر در جامعه شد و افرادی در این دوران رشد كردند كه پس از انقلاب سكان هنر كشور را در اختیار گرفتند. این كارنامه مثبت، مدیون معلمان دلسوزی است كه خود را وقف هنر كردند و چراغ هنر را زنده نگه داشتند. یكی از این آموزگاران «اكبر عاقلان» است. كمتر كسی را در همدان می‌توان سراغ گرفت كه دهه 50 وارد حرفه تئاتر شده باشد و درسی از اكبرعاقلان نگرفته باشد.
  • شما اوایل دهه 50 در دبیرستان ابن‌سینا در اجرای نمایش‌ها با اكبر‌عاقلان همكاری می‌كردید. اگر ممكن است خاطرات آن زمان را با ما در میان بگذارید؟
همكاری نمی‌شود گفت، من شاگرد عاقلان بودم. آن زمان با الفبای تئاتر هم آشنا نبودم. به خاطر او در كلاس‌هایش ثبت‌نام كردم و آموزش دیدم.
  • چه اتفاقی افتاد كه شما به این رشته علاقه‌مند شدید؟
قبل از ورود عاقلان، در دبیرستان ابن‌سینا كه در آن تحصیل می‌كردیم، حرفی از تئاتر و هنرهای نمایشی نبود. سال 1350 كه استاد عاقلان به همدان برگشت، یك اطلاعیه نوشت که كسانی كه علاقه‌مند به تئاتر هستند می‌توانند ثبت‌نام كنند. خیلی‌ها ثبت‌نام كردند. از آن ثبت‌نام‌كرده‌ها تنها یك گروه ماندند و تئاتر را ادامه دادند.  تا پیش از این، نه تئاتری دیده بودیم نه از الفبای این هنر سر در می‌آوردیم.
چند فیلم سینمایی دیده بودیم که فكر می‌كردیم هر دو، یكی است. خیلی از دوستان آرزوی هنر‌پیشه‌شدن داشتند. می‌گفتند اگر اینجا ثبت‌نام كنیم، شاید راه برای سینما باز شود.
 با این دیدگاه‌ها، ما در كلاس‌های عاقلان ثبت‌نام كردیم. این‌گونه نبود كه یك فرهنگ عمیق تئاتری  وجود داشته باشد. از طرفی هم كاركردن با این بچه‌ها بسیار دشوار بود كه تنها از دست عاقلان بر می‌آمد.
  • چگونه این فعالیت‌ها در دبیرستان‌ها شروع شد؟
آنجا یادگرفتیم نمایشنامه داستانی است كه در صحنه اتفاق می‌افتد. با سینما تفاوت دارد و همان‌جا نمایشنامه‌نویسی را تجربه كردیم. من نمایشنامه «پهلوان وهاب» را با راهنمایی‌های استاد نوشتم. بعدها وقتی به شیوه آموزشی عاقلان فكر می‌كردم به این نتیجه رسیدم كه چقدر شیوه تأثیر‌گذار و درستی بود.
  • قبلاً اجرای او را ندیده بودید؟
نه، ما می‌دانستیم كه عاقلان در تلویزیون هم بازی كرده است. آن زمان بازی در تلویزیون اهمیت بسیاری داشت. در تهران برای آقای شاه‌محمدی در سریال پژواك بازی كرده بود كه خیلی نقش برجسته‌ای داشت. به نظرم اگر همان زمان در تهران می‌ماند و برنمی‌گشت، قطعاً یكی از بازیگران درجه یك سریال‌ها و فیلم‌ها می‌شد. چه به لحاظ تیپ و چه از لحاظ اجرا و نوع بازی بسیار قوی بود.
در كدام كارهای عاقلان بازی كردید؟
اولین‌كاری كه عاقلان با هوشیاری تمام و زیركی خاصی انجام داد، این بود كه از بخش‌های كوچك تئاتر مانند نقالی آغاز كرد تا هم دانش‌آموزان را با صحنه تئاتر آشنا كند و هم بازیگران و هنر‌جویان را با تماشاگر آشتی دهد. اگر امروز دوستانی مانند «مهدی چایانی» نقالی می‌كنند، تحت تأثیر آموزش‌های عاقلان است. در آن زمان نقالی در قهوه‌خانه‌ها بود و چندان ارزش و اعتبار هنری نداشت. عاقلان نقالی همدان را با تئاتر آشتی داد.
  • در بین همنسلان شما چه كسانی نقالی می‌كردند؟
«علی ساده» و «حسین چیت‌ساز» صدای مناسبی برای نقالی داشتند. عاقلان از حسین چیت‌ساز برای نقش نقال استفاده می‌كرد. یك بار صحنه قهوه‌خانه را بازسازی و چیت‌ساز نقالی كرد.
  • بعد از دبیرستان كار تئاتر را ادامه دادید؟ در ادامه كار شما عاقلان چه نقشی داشت؟
وقتی گروه‌های دبیرستانی تئاتر كه عاقلان پایه‌گذاری كرد، شكل گرفتند و فعال شدند همكاری را با گروه‌هایی كه قبلاً در سازمان‌های  دیگر تشكیل شده بود، آغاز كردند.
این كارها به‌صورت كارگاهی در خارج از دبیرستان بود و از حالت دبیرستانی خارج شدیم. در آنجا آقای شریفی هم همراه عاقلان بود. نمایش «فرشته و آدم» حاصل آموزش‌های آن دوره بود. به جز «جلال میرزاپور»، «صادق آشورپور» و 2 یا 3 نفری كه قبلاً كاركرده بودند، همه نیروها نزد او آموزش دیدند.
  • عاقلان در این مسئولیت تنها بود؟
«زارع شیكاگو» یكی از نمایشنامه‌های خوبی بود كه كار كردند. «باقر دادگر»، «حسین‌چیت‌ساز» در آن بازی می‌كردند.
«علی‌خضریان» و «عیسی ممتاز» هم فكر می‌كنم، همكاری داشتند. «موش‌ها و آدم‌ها» را هم در آن زمان اجرا كردند. عاقلان جدا از آنها در اداره فرهنگ و هنر و در گروه‌های آزاد شهر هم كار می‌كرد و آموزش گریم و طراحی صحنه به هنرجوها می‌داد.
  • موضوعی هست كه بیان نكرده باشید؟
عاقلان بیشتر بداهه‌سازی می‌كرد. مثلاً هفت‌سین، قاشق‌زنی و فال‌گوش را در نمایشنامه‌ها استفاده می‌كرد و بازیگرانی كه در سالن حضور داشتند اجرا را از صحنه به سالن می‌بردند.


برچسب ها: اکبر عاقلان ، همشهری همدان ،

شنبه 27 دی 1393

«عاقلان» نقطه پرگار نمایش همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،

«عاقلان» نقطه پرگار نمایش همدان

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
«عاقلان» نقطه پرگار نمایش همدان
«اكبر عاقلان» یكی از پیشكسوتان هنر نمایش در همدان است. او از مربیانی است كه اولین روش‌های آموزشی هنر مدرن را به هنرجویانش آموخت.
1393/10/27
عاقلان این روزها در خلوت اتاق خود با بیماری دست و پنجه نرم می‌كند. حنجره‌اش را از دست داده است اما امیدش را نه. گاهی دستی به قلم می‌برد و پرونده هنری خود را سنگین‌تر می‌كند.
او در این گفت‌وگو به سختی به سؤالات پاسخ می‌گوید و با حوصله وصف‌ناشدنی برخی جواب‌ها را بر روی كاغذ می‌نویسد و لبخند از گوشه لبانش دور نمی‌شود.
 او در سال 1320در محله جولان متولد شده است. دیپلم ادبی را  در این شهر گرفته و بعد به تهران رفته و پس از اخذ فوق دیپلم علوم تربیتی، به همدان برگشته است.
  • چه سالی به همدان برگشتید و به چه‌كاری مشغول شدید؟
سال 1350 برگشتم و در دبیرستان‌ها مشغول كار شدم و به آموزش‌های هنری به‌ویژه تئاتر ادامه دادم. قبل از اینكه به تهران بروم در دوره دبیرستان با زنده‌یاد «حسن بیابانی»، «سیف‌الله گلپریان»، برادران «باب الحوائجی» و «شاملو» همكاری می‌كردم.
  • شما تجربه بازی در تئاتر هم داشتید؟
بله برای ایشان بازی می‌كردم.
  • شما در دانشسرا آموزش نقالی هم می‌دیدید؟
نه، چون به این رشته علاقه داشتم هنر نقالی را در همدان یاد گرفتم.
  • شیوه تدریس نمایش را در كلاس‌های انستیتو آموزش دیده بودید یا خود شما شیوه خاصی در تدریس داشتید؟
سابقه و تجربه تدریس و نوع برخورد با شاگردان را داشتم و شیوه تدریس یك كار تجربی بود. امور هنری خیلی به آموزش‌های انستیتو مربوط نبود.
  • در انستیتو چه كسانی با شما تئاتر كار می‌كردند؟
ایرج زهری، خسرو حكیم‌رابط، ابوالحسن ونده‌ور (وفا) استادان ما بودند.
  • آن زمان رفتن به طرف نمایشنامه‌های قهوه‌خانه‌ای متداول بود یا شما علاقه داشتید؟
جامعه تحت تأثیر فیلم‌های سینمای فارسی (یا در اصطلاح فیلمفارسی) به طرف پهلوان‌ها گرایش داشت. چون در نمایش‌های قهوه‌خانه‌ای این عناصر وجود داشت، ما هم كار می‌كردیم كه برای مخاطب جذابیت داشت.
  • در خارج از محیط دبیرستان هم آموزش می‌دادید؟
بله حدود 80 هنرجوی دختر و 120 هنرجوی پسر تربیت كرده‌ام.
  • نمایش «فرشته و آدم» كه بازیگران زیادی داشته مربوط به این سال‌ها است؟
بله، كارگردانی آن با من بود. چند نفر آمدند و كار كردیم كه علاوه بر همدان 12 روز در تهران اجرا شد.
  •  یادتان هست كه چند نمایشنامه كار كردید؟
كارهای زیادی كه بیشتر آنها آموزشی بود، اسامی را به یاد ندارم آن سال‌ها حدود 400 كار اجرا كردیم.
  • با چه كسانی این كارها اجرا می‌شد؟
باقر دادگر، ایرج حافظی، ناصرپلنگی، حسین چیت‌ساز، اسلامی كه همكاری می‌كردند و كارهای هنری انجام می‌دادند مثلاً «ناصر پلنگی» نمایشنامه «مجسمه‌ساز» را نوشت و كارگردانی كرد، این نمایش در 6 شهر اجرا شد اما ساواك از ادامه اجرا جلوگیری كرد.
  • نمایشنامه «مجسمه‌ساز» منتشر شد؟
خبرندارم كه ناصر پلنگی چاپ كرده یا نه.
  • پلنگی نمایش را ادامه داد؟
نمایش را رها كرد اما نقاشی را در تهران ادامه داد.
  • پلنگی مجسمه‌سازی و نقاشی را نزد شما آموخت؟
بله تمرین‌های اولیه را در همدان ، برای شروع نقاشی یك دفتر 2 كیلویی تهیه كرده بود كه خیلی عریض بود و اتودهای نقاشی را روی آن انجام می‌داد.
  • از كارهایی كه اجرای عمومی داشت بگویید؟
«جان‌نثار» را كار كردیم كه مدیركل فرهنگ و هنر مجوز داد اما ساواك اجازه نداد اجرا كنیم.
  • از عكس‌ها و برشورهای كارها دارید؟
نه متأسفانه برای بیمه هنرمندان خواستند دادیم و برنگرداندند.
  • از نمایشنامه‌هایی كه نوشته‌اید كدام یك پیش از انقلاب اجرا شده است؟
پیش از انقلاب كارهای خودم اجرا نشد البته بیشتر بداهه‌سازی بود كه اجرا می‌كردیم و یا از نمایشنامه‌های دیگران كار می‌كردیم مانند نمایش «عاشق‌ها» و «موش‌ها و آدم‌ها».
  • چند كار منتشر نشده دارید؟
نمایشنامه خداحافظی را در تهران نوشته بودم كه «ایرج زهری» و «خسرو حكیم‌رابط» تأیید كردند. نمایش «خازمنی‌كنان» را به لهجه همدانی نوشته‌ام.
 نمایشنامه‌های نان، گنج‌، آدم‌ها و گوشه خلوت یك پارك، عروس یا دهقان سالخورده با پسرگفت، چه چیزها و دو كار دندان درد و موش‌ها كه قصه كودكان است.
  • پس نوشته‌های شما نه اجرا شده و نه منتشر شده است؟
نه هیچ‌كدام اجرا نشده اما اگركسی بخواهد اجرا كند مشكلی ندارد و من برای اجرا «به امید خداحافظی» و «نیرنگ‌های دنیا و اهلش» را پیشنهاد می‌كنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B9%D8%A7%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D9%BE%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: اکبر عاقلان ، تئاتر همدان ، همشهری همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات