یکشنبه 16 اسفند 1394

هگمتانه در دوران ساسانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،باستان شناسی ،

هگمتانه در دوران ساسانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هگمتانه در دوران ساسانی
همدان به دلیل قرار گرفتن در شاهراه غرب و شرق ایران در تمامی متون تاریخی و باستان‌شناسی ردپایی دارد...
1394/12/16
همدان به دلیل قرار گرفتن در شاهراه غرب و شرق ایران در تمامی متون تاریخی و باستان‌شناسی ردپایی دارد.
میلاد وندایی نویسنده کتاب «نقوش برجسته ساسانی» درباره وضعیت همدان در دوره ساسانی اظهار می‌کند: همدان در دوران ساسانی شهر تاثیرگذار و مهمی بوده اما اینکه چرا نقش برجسته و آثار درخور توجهی مانند کتیبه‌های گنج‌نامه از دوره ساسانی بر جای نمانده مشخص نیست.
این پژوهشگر همدانی که مدرک کار‌شناسی ارشد رشته باستان‌شناسی با گرایش دوره ساسانی دارد، اضافه می‌کند: ما از دوره اشکانی نیز در همدان نقش برجسته‌ای نداریم؛ هرچند لایه‌های باستانی زیادی از دوره اشکانی در محوطه‌های باستانی همدان داریم.

همدان، ضراب‌خانه ساسانی‌ها
وندایی درباره اینکه چرا در همدان نقش ‌برجسته ساسانی وجود ندارد، می‌گوید: یک مشکل خاص از دوره ساسانی در همدان داریم که کمبود داده‌های باستان‌شناسی است. ما از سکه‌های دوره ساسانی آگاه هستیم چراکه همدان یکی از مهم‌ترین ضراب‌خانه‌های این شاهنشاهی بوده است اما هیچ داده خاصی از باستان‌شناسی این دوره در همدان به جای نمانده است؛ در حالی که چهارطاقی‌هایی که در تمامی جغرافیای ایران پراکنده است نمونه‌ای از نوع معماری مذهبی دوره ساسانی است.
وی ادامه می‌دهد: در حفاری‌های هگمتانه لایه‌های شاخص دوره ساسانی داشته‌ایم یا در کاوش‌های شیرسنگی که اوایل دهه ۵۰ انجام شده نشانه‌ها و سکه‌هایی از این دوره کشف شده است. در تمامی کاوش‌هایی که در سطح شهر همدان انجام شده سکه‌های دوران ساسانی یافت شده که این همه نشان از رونق شهر همدان در دوره ساسانی دارد.

تفاوت سنگ‌نگاره و نقش‌برجسته
این باستان‌شناس همدانی با اشاره به تفاوت سنگ‌نگاره و نقش‌برجسته می‌گوید: معمولا سنگ‌نگاره‌ها توسط مردم اجرا و ایجاد می‌شود و از دوران پیش از تاریخ تا قاجاریه این سنگ‌نگاره‌ها وجود دارد. سنگ‌نگاره معمولا به موضوع‌های روزمره از جمله جادو، باوردینی و شکار می‌پردازد مانند سنگ نگاره‌های منطقه دره مرادبیک و دیوین همدان.
وی اظهار می‌کند: اما نقش‌برجسته‌ها که نمونه‌های دوره ساسانی آن را من در کتاب «نقوش برجسته ساسانی» آورده‌ام، بر اساس یک ایدئولوژی کاملا حکومتی و هدفمند ایجاد می‌شده که دارای هنر شاخص و ویژه‌ای است و نمایانگر تاثیرپذیری این هنر از دوران پیش از خود و تاثیرگذاری بر هنر دوران پس از خود است. برای مثال نقوش برجسته که در ری و طاق‌بستان کرمانشاه از دوران قاجار باقی مانده تاثیر گرفته از نقش‌برجسته‌های پیش ازخود به ویژه ساسانی است.

درباره کتاب‌ها
وندایی درباره کتاب‌هایش می‌گوید: کتاب «زرتشت» درباره زندگی، زمان و مکان تولد زرتشت است. در این کتاب فلسفه و جهان‌بینی دین زرتشتی و رسوم و سنت‌های آن بررسی شده است. در کتاب «اساطیر ایران»، به اسطوره‌های ایرانی که ریشه در دین اوستایی و ادیان هند و اروپایی دارند پرداخته شده. این نویسنده همدانی سپس به تازه‌ترین کتاب خود اشاره می‌کند و می‌گوید: کتاب «نقوش برجسته ساسانی» مشتمل بر ۳ جلد است که جلد نخست آن در سال گذشته منتشر شد و دو جلد بعدی آن در یک مجلد سال آینده منتشر خواهد شد. استادان وستا سرخوش‌کرتیس و تورج دریایی، دو تن از شاخص‌ترین باستان‌شناسان و مورخان دوره ساسانی، مقدمه این کتاب را نگاشته‌اند. در این مجموعه کتاب، من به بررسی ۳۵ نقش برجسته دوره ساسانی پرداخته‌ام.

تصاویر و طراحی‌های جدید
وندایی ادامه می‌دهد: معرفی تمام این آثار در یک کتاب تاکنون به زبان فارسی وجود نداشته، به ویژه تصاویر و طراحی‌های جدید از این آثار که توسط نگارنده انجام شده، شاخص‌ترین بخش این کتاب است.
در این اثر از تمامی منابع قدیمی و جدید به تمامی زبان‌ها به ویژه انگلیسی و آلمانی بهره گرفته شده و در کنار آن به ارائه فرضیات و نظرات خود در این باره نیز پرداخته‌ام.
وی اضافه می‌کند: هویت‌شناسی و تاریخ‌گذاری در این آثار مهم‌ترین هدف  من است. نظریات زیادی در این‌باره وجود دارد و من تلاش کردم این نظریات را به مخاطبان معرفی کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، باستانشناسی ، باستانشناسی دوره ساسانی در همدان ،

گفت و گو با محمد ابراهیم زارعی، مدیر گروه باستان شناسی دانشگاه بو علی سینا

بدون کمک مردم، حفاظت از کاوش‌ها محال است





http://www.chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=107987&Serv=13&SGr=49

یکی از مشکلاتی که در باستان‌شناسی کشور وجود دارد، حفاظت از مناطق کاوش شده است. 
بیشتر تپه‌ها و مناطق کاوش شده، پس از بررسی به حال خود رها و در بیشتر موارد به محلی برای
 حفاری‌های غیر مجاز تبدیل شده است. برای بررسی این موضوع با «محمد ابراهیم‌ زارعی»،
 باستان‌شناس و مدیر گروه باستان‌شناسی دانشگاه بوعلی سینا گفت‌ و گو داشتیم.


به نظر شما برای حفاظت از مناطقی که پیشتر حفاری شده است، چه راهکارهایی وجود دارد ؟
کاوش­های ما به چند دسته تقسیم می­شود؛ یک دسته کاوش­هایی است که در نتیجه انجام پروژه­های عمرانی کشور مانند جاده‌کشی، به آن برخورد می­کنند و از سازمان میراث فرهنگی خواسته­ می­شود، در آن ناحیه کاوش­هایی صورت گیرد. دسته دیگر کاوش­ها نیز ممکن است در راستای همین ساخت و سازها انجام بپذیرد، چنانکه ممکن است در طی یک پروژه آثاری به زیر آب رفته یا از بین برود. این کاوش­ها در نتیجه پروژه مطالعاتی سدهایی است که در کشور اجرا می­شود که تعداد زیادی از کاوش­ها در حوضه آبگیر سدها انجام می­گیرد. زیرا ممکن است با آب­گیری سد این آثار به زیر آب برود.
 
دسته دیگر از کاوش­ها بر اساس سوال، طرح مسئله و فرضیه صورت می­گیرد. تعداد این کاوش­ها چندان زیاد نیست. مثلا ما سوالاتی داریم که باید به آنها پاسخ داده شود و به این منظور ناچار باید به جستجو و کاوش پرداخت. برای انجام چنین کاری اعتباری در نظر گرفته می­شود. اعتباراتی هم برای این که ما آثار را از زیر خاک درآوریم تخصیص می­یابد. باید دید این آثار در چه سطحی است؟ چه حدودی را در برمی­گیرد؟ در این حدود تا چه حد امکان کاوش وجود دارد؟ پس از کاوش تا چه اندازه به فکر حفاظت از این اشیاء هستیم؟
 
از همه مهمتر، حفاظت است. درباره سدها، تنها در دو - سه حالت است که امکان حفاظت وجود دارد چرا که در حال رفتن به زیر آب است. البته می­خواهم بگویم حتی اگر پس از کاوش و آب­گیری سد متوجه آثاری شدیم که آثاری به زیر آب رفته، ممکن است 200-300 سال آینده در کشوراتفاقاتی بیافتد و بتوانند این آثار را سالم از زیر آب بیرون آورده و نگهداری کنند. بنابراین باید آن را هم به نوعی محافظت کنیم، یعنی اگر خاکی برداشتیم و ترانشه ایجاد کردیم، مجددا پس از ثبت و ضبط دقیق گزارش روی آن را بپوشانیم و خاک را سرجایش بریزیم.
 
 حرف من گزینه سوم است.به قول شما پرسش و فرضیه­ای هست. ما باید در نظر داشته باشیم که پس از کاوش باید مشخص کنیم، چقدر کاوش کردیم؟ چقدر هزینه کاوش است؟ چقدر هزینه حفاظت است؟ از چه سیستم حفاظتی استفاده می­کنیم؟ مثلا در زمینه حفاظت یک روش داریم که می­توان سازه را کاهگل کرد. یا برای حفاظت از شیوه­های سنتی استفاده کرده و روی دیوارها را متناسب با نواع مصالح آن، دیوار را اندود کنیم. پیش از زدن کاهگل باید از لایه­های دیگری نیز استفاده کرد. پرسش من این است که آیا این اتفاق در کاوش های ما می­افتد؟
 
منظورتان از لایه­های دیگر چیست؟
 
 مثلا خاک یا لایه نرم دیگری که به دیوار آسیب نزند.
اگر دیوار ما آجری یا خشتی باشد، آسیب نمی­زند. ما نمی­توانیم روی یک دیوار عمودی خاک بریزیم چون آن را نمی­پوشاند. می­توان از گونی یا پلاستیک استفاده کرد اگرچه پلاستیک هم چندان مناسب نیست. می­توان از گونی استفاده کرد و سپس روی آن را کاهگل زد. نگهداشتن سطح عمودی بسیار دشوار است و گرنه روی سطح افقی دیوار می­توان این کار را انجام داد. اما مناسب‌ترین چیزی که فعلا می­توان در کاوش­ها از آن استفاده کرد، همین کاهگل است. اما همین کاهگل هم زمانی کارساز است که یک حفاظ هم برای آن در نظر بگیریم. یا اینکه اگر واقعا امکان حفاظت وجود ندارد، پس از کاهگل کردن روی آن گونی پلاستیکی گذاشته و با خاک بپوشانید. اگر نمی­توان آن را زیر یک سقف مناسب گذاشت بهترین راه حل همین است.
 
اگر آن ترانشه برای بازیدید مناسب باشد و نگاه کردن به آن اطلاعاتی به بازدید کننده بدهد، بهتر است بودجه­ای برای مسقف کردن آن اختصاص داده شود. مانند کاری که در بخش­هایی از هگمتانه صورت گرفته است با وجودی که خیلی ابتدایی است توانسته معماری آن را نجات دهد. بنابر این اگر ما بتوانیم این کار را به صورت مناسب­تری انجام دهیم یک اثر را برای مدت طولانی می­توانیم حفظ کنیم و برای بازدید عموم از آن استفاده کنیم. شاید گزارش­های تخصصی باستان­شناسی را 50 نفر ببینند ولی چنین آثاری را گردشگران بسیاری مشاهده خواهند کرد و بازخورد زیادی دارد.
 
اما همین کار نیز شرایط ویژه­ای دارد؛ بازدید کننده­گان از چه فاصله­ای می­توانند اثر را ببینند و روی آن بروند؟ چگونه باید این اثر را مسقف کرد؟ حفاظت آن باید مداوم باشد. نکته مهم­تر این است که ما بتوانیم آن را به خوبی معرفی کنیم.مثلا نقشه کاملی از آن را به بازدیدکننده نشان دهیم تا کسی که اثر را می­بیند بداند که با یک اثر معماری با این ساختار رو به رو است.
 
مسئله­ای که با آن روبه رو هستیم این است که از تخت جمشید و تخت سلیمان تا تپه هگمتانه و تپه پیسا، باستان­شناسی یک پروژه را گرفته و کاوش­هایی را انجام داده و پس از مدتی اثر را به حال خود رها کرده­اند، نمونه­اش کاوش­های تپه پیسا است که عشایر در اوایل بهار روی آن چادر می­زنند یا هگمتانه که ترانشه­های آن پر از آب می­شد یا حریم آن را آتش می­زنند. البته این مسائل در همه مناطق وجود دارد ولی در اینجا وقتی از باستان­شناس سوال می­پرسی، او به نهاد متولی یعنی میراث فرهنگی ارجاع می­دهد، میراث فرهنگی به کارشناس میراث و کارشناس به باستان شناس. این درحالی است که وقتی کار کاوش به پایان رسید باید فکری به حال آن کرد. این فاصله را چگونه می­توان پر کرد؟
ببینید کسی که طرح را ارائه می­دهد و می­گوید من در اینجا می­خواهم کاوش انجام دهم، باید فکر حفاظتش را هم بکند. اما اگر باستان­شناس این توانایی را ندارد و میراث فرهنگی هم برای حفاظت از آن کاری نمی­کند، بهتر است کاوش چندان گسترده نباشد. اگر امکان حفاظت نیست بهتر است اصلا کاوشی صورت نگیرد. چون یکی از بحث­های مهم در کار ما این است که باید کاوش­هایمان هدفمند و هدفدار باشد. که گاه نادیده گرفته می­شود. سازمان متولی باید از باستان­شناس بخواهد که بخشی از بودجه را به حفاظت اختصاص دهد. یا دست­کم روی آن را بپوشاند تا باد و باران به اثر آسیب نزند. در غیر این صورت نباید اجازه کاوش داده شود. زیرا اگر اثری زیر خاک بماند، امکان سالم ماندش بیشتر از این است که مثلا دیوار 5-6 هزار ساله را از زیز خاک بیرون بیاورند و به حال خود رها کنند تا باد و باران آن را تخریب کند.
 
بنابراین کاوشگر و متولیان امر باید باهم هماهنگ باشند. ناظر و هدایت­کننده طرح که سازمان میراث فرهنگی است، پژوهشکده و پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی هست، شعبه­های استانی سازمان هست که باید به توافق برسند که چه مقدار کاوش انجام شود؟ کجا این کاوش­ها صورت گیرد؟ هدف از این کاوش چیست؟ آیا سوال و فرضیات ما مناسب است یا تنها می­خواهیم چند نفر این اثر را ببینند؟
 
باید جلوی کاوش­های اضافی گرفته شود. کاوش­هایمان باید هدفمند، بابرنامه و محدود باشد. باید تا آنجا که ممکن است با کاوش­های میدانی مشکل را حل کنیم. ولی اگر لازم باشد کاوش­ها را در سطح گسترده­تر انجام دهیم تا بافت جایی را مشخص کنیم، در این حالت بیش از هرچیز باید به فکر حفاطتش باشیم. باید برنامه حفاظتی این را از پیش تعیین کنیم تا پیش از فصل سرما و رسیدن برف و باران برای آن سقفی در نظر گرفت. باید تمهیدی اندیشید که آب در درون این ترانشه­ها جمع نشود چون این بزرگترین اشتباه است.
 
این موارد در واقع برای آینده است. مسئله ما این است که خیلی از کاوش­های انجام شده در حال تخریب است که ظاهرا برای این کار بودجه­ای هم در نظر گرفته نشده است. چندیست استفاده از نهادهای خصوصی مطرح شده است­، مثلا شرکتی برای تبلیغ محصولاتش محوطه­ای را پوشش شیشه­ای بزند یا اینکه داربست­های جدیدی را با نظارت میراث بزند و خودش هیچ بهره­ای جز کار تبلیغاتی از آن نبرد. به نطر شما این راهکارها تا چه اندازه می­تواند مفید باشد؟
در حال حاضر، پاسخ گفتن به این سوال خیلی دشوار است. این تنها یک پیشنهاد است که باید به صورت طرح در آید و یک نمونه عینی هم معرفی کند. در یک کارگروه تخصصی، برنامه­ای مدون برای آن در نظر گرفته و بررسی کنند و متخصصان نظر دهند که آیا این کار مناسب است یا خیر؟ در میراث فرهنگی کمیته فنی وجود دارد که می­تواند درباره کارایی طرح نظر دهد.
 
خود میراث فرهنگی در شرایط فعلی با هزینه کمتر چه می­تواند بکند؟ برخی کارهای گذشته و حال چندان توجیه منطقی ندارد و فاجعه است. به نظر می­رسد باید بودجه­ای برای حفاظت از آن­ها در نظر گرفته شود. این حفاظت دو راه دارد. اگر جایی را باز کردیم و برای بازید عموم مناسب بود مسقف کنیم ولی اگر جایی بود که کسی آن را نمی­بیند، پس از اتمام کار نقشه­برداری کرده و پس از ثبت و ضبط، روی آن را بپوشانیم تا حفظ شود. آثاری در حال تخریب و نابودی است که مستندات اصلی ما هستند و ما باید در جهت حفظ و نگهداری آن از روش­های درستی استفاده کنیم. البته برای این روش­های حفاظتی هم باید طرح داشته باشیم و از مصالح متناسب با منطقه استفاده کنیم.
 
  بیشتر تپه­های باستانی پس از کاوش رها شده و به مرکزی برای حفاری­های غیر مجاز تبدیل شده است. گاهی به جای یگان حفاظت از نیروی انتظامی استفاده می­شود. برای حفظ این آثار علاوه بر موارد فنی که گفتید چه تعداد نیروی انسانی نیاز است که میراث فرهنگی می­تواند تامین کند؟
تا زمانی که مردم از نظر فرهنگی به این آگاهی نرسند که خودشان باید میراث گذشتگانشان را حفظ کنند، محال است، بتوانیم کاری کنیم. تصور کنید همدان 2000 اثر دارد شاید 500تا از این آثار بنا است و 1500تا تپه، اگر بخواهیم برای این 1500 اثر محافظ بگذاریم در سه شیفت سه نفر باید بگذاریم که می­شود 4500 نفر. این اصلا امکان­پذیر نیست. به نظر من بهترین راه، ورود مردم به این عرصه است. زمانی انجمن­های دوستدار میراث فرهنگی وجود داشت که نمی‌دانم چه بر سرشان آمد؟ اگر دوباره این انجمن­ها احیا و فعال شوند، از شوراهای شهر و روستا استفاده شود، بهترین راه کمک به میراث فرهنگی NGO ها هستند. این سازمان­های مردم نهاد می­توانند به مردم آگاهی دهند تا مردم خودشان از این آثار محافظت کنند. مثلا اگر در یک روستا که تپه­ای تاریخی دارد، ده نفر عضو انجمن داشته باشیم که کارت فعالیت در انجمن دارند بدون چشمداشت مالی از آن اثر محافظت می­کند و سالیانه کتاب یا بوشوری که به آگاهی بیشترش کمک می­کند در اختیار او قرار می­دهیم. این افراد با دانش و آگاهی خود می­توانند در نگهداری از آثار تاریخی و جلوگیری از حفاری غیرمجاز یا تخریب بسیار مفید باشند. درغیر این صورت ما بیش از یک میلیون نیروی کار می­خواهیم که این اصلا برای دولت امکان­پذیر نیست.
نه در این شرایط که در هر موقعیتی هم، با ایده­آل‌ترین دولت و ایده­آل ترین درآمد هم به صرفه نیست که چنین کاری صورت گیرد. پس بهترین کار این است که ما از وجود خود مردم و انجمن­های مردم نهاد که از گذشته وجود داشته­ استفاده کنیم. میراث فرهنگی که در سال­های گذشته اساسنامه­ای هم برای تشکیل انجمن داشت. می­­توان این انجمن­ها را احیا کرد چراکه کارایی آنها بیش از کل گارد میراث فرهنگی و گارد پاسداران میراث فرهنگی است. تعداد آثار بسیار زیاد است و تعداد نیروهای حفاظت بسیار کم، از سوی دیگر با بگیر و ببند که کاری از پیش نمی­رود، باید ارزش این آثار را به مردم بفهمانیم. و به مردم یادآوری کنیم که اینها شناسنامه خودشان است که با دست خود از بین می­برند.
 حسین زندی
 


برچسب ها: دکتر محمد ابراهیم زارعی ، همدان ، باستانشناسی ، chn ،

 
 

پیشروی زمین های کشاورزی به تپه پیسا / کهن ترین سکونتگاه همدان در حال نابودی است
محوطه باستانی تپه پیسا که آن را نخستین سکونتگاه همدان می دانند، نه تنها تحت تاثیر مزارع کشاورزان قرار گرفته است، بلکه معتادانی که این مکان را برای خود دنج می پندارند، تراشه های باستان شناسی را به محل حفاری های غیرمجاز خود تبدیل کرده اند.

به گزارش خبرنگار مهر، محوطه باستانی تپه پیسا که سال 77 به شماره 2023 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده، در محوطه ای به وسعت 18 هکتار که هفت هکتار آن حریم اصلی است در استان همدان واقع شده که فاصله آن با تپه باستانی هگمتانه دو و نیم کیلومتر است.

نخستین دژهمدان که بنا بر یافته های باستان شناسی آن را به قوم کاسی نسبت می دهند، پیشینه آن از تپه باستانی هگمتانه نیز بیشتر است و آن را نخستین سکونتگاه همدان دانسته اند. در این محوطه بیش از 30 لایه باستانی شناسایی شده است. اولین بار شارل دو فوسه در سال 1913میلادی حفاری هایی در آن انجام داد وبخشی از تپه شرقی را گودبرداری کرد.

پس از او دمورگان به کاوش در این تپه می پردازد و آثاری از نیمه هزاره سوم پس از میلاد به دست می آورد که مربوط به دوره مادی- کاسی است. اشکانیان آخرین فرمانروایان این دژ کهن بوده-اند.سپس کاوشهایی توسط قوسی و مهریار انجام گرفت. در دهه هفتاد نیز بر اساس تفاهمنامه‌ای بین دانشگاه و پژوهشکده باستان شناسی، کاوشها به دانشکده هنر واگذار شد.

به تازگی نیز باستان شناسانی مانند محمد رحیم رنجبران، محمدی فر و مترجم در این محوطه کاوش کرده اند که منجر به شناسایی 30 لایه باستان شناسی شده است. این تپه یکی از مهمترین یافته های  بازمانده از این عصر است و می توان آن را مرکز اصلی بقایای عصر مفرغ دانست.

در این باره، حسین زندی یکی از فعالان میراث فرهنگی در استان همدان به خبرنگار مهر گفت: بیشتر اراضی این تپه جز زمینهای حصار قصابان (حصار دیزج) است و هنوز کشاورزان در کنار آن به کشت و ذرع می پردازند. همین امر یکی از عوامل تخریب تپه است. کشاورزان برای گسترش زمین های خود سعی دارند به سوی تپه پیشروی کنند. آنها همچنین از خاک تپه به عنوان کود استفاده می کنند.

وی ادامه داد: منحرف کردن جریان آب رودخانه "خاج گیر" به سمت تپه که از میان تپه شرقی و غربی می گذرد باعث شده، خاک تپه شسته شده و از طرفی کشاورزان حریم رودخانه را با کامیون-های خاک پر می کنند تا زمین کشاورزی گسترش یابد. این عمل در سال های اخیر به دلیل افزایش زمین در منطقه بیشتر شده است.

وی افزود: کاوش های آموزشی صدمه زیادی به این تپه وارد کرده است پژوهش های باستان شناسی آموزشی باید در یک محوطه کوچکتر و استقرار موقت صورت گیرد. محوطه های باستانی مهم مثل این تپه از حساسیت بالایی برخوردارند اما هربار باستان شناسان پس از کاوش و ایجاد تراشه تپه را به حال خود رها کرده اند و هیچ گونه حفاظتی صورت نمی گیرد. این تپه به مرکز حفاری های غیر مجاز قاچاقچیان تبدیل شده است.

غیر از آسیب های رودخانه و اراضی کشاورزی، احداث جاده همدان - لالجین (بیجار) در سالهای اخیر نیز در حریم این تپه صورت گرفته است. این جاده کمتر از 30 متر با تپه اصلی( شرقی) فاصله دارد. همچنین اداره آب و فاضلاب لوله اصلی انتقال آب دشت بهار به همدان را از حریم تپه پیسا انتقال داده است و بوی فاضلاب که در اطراف تپه به مشام می رسد ، آزار دهنده است.همچنین زباله های درون رودخانه صحنه زشتی را در محوطه بوجود آورده است.

با اینکه گفته می شود این تپه در سال 83 تعیین حریم شده است. اما ساخت و سازها توسط  نهادهای شهری و خصوصی ادامه دارد. کارگاه تولید بتن، ماشین شویی و تولید مصالح ساختمانی در نزدیکترین نقطه این اثر باستانی است و روز به روز به تپه نزدیکتر می شوند.

افزون بر تخریب های صورت گرفته به وسیله کشاورزان، راهسازی، آب و فاضلاب و حفاری های غیر مجاز، این تپه  مرکز تجمع و زندگی معتادان شهر است و بیشترین تخریب از جانب آنان بوده است. از آنجا که این محوطه تاریخی نزدیکترین نقطه به شهر است و هیچ گونه نظارتی به آن نیست، معتادان با امنیت کامل آنرا تصرف کرده اند. عدم نظارت وحفاظت به قدری است که دهها تونل در آن حفر کرده اند که گاهی طول آن ها به  چهار متر می رسد. این معتادان زمستان را در این تونلها سر می کنند و حتی  برخی حفاری معتادان بر روی تراشه‌های باستان شناسان انجام  شده است.

با این همه تپه پیسا با داشتن پیشینه ای کهن و ظرفیت های پژوهشی غنی می تواند به یکی از مراکز جهانی مطالعات باستان شناسی تبدیل شود. فعالان میراث فرهنگی امیدوارند هرچه زودتر این سرمایه ملی سامان داده شود و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توجه بیشتری به این مناطق داشته باشد.

 


برچسب ها: تپه پیسا ، باستانشناسی ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic